ghaemiyeh.com
سرشناسه : لطیفی پاکده، لطفعلی۱۳۴۶-
عنوان و نام پدیدآور : انسجام اسلامی: زمینه ها، مبانی، موانع و راهکارهای اتحاد اسلامی/ لطفعلی لطیفیپاکده؛ تهیه کننده مرکزپژوهشهای اسلامی صداوسیما.
مشخصات نشر : قم : دفترعقل، ۱۳۸۸.
مشخصات ظاهری : 144ص.
فروست : مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما؛ ۱۰.
شابک : ۱۶۰۰۰ ریال: 978-964-2761-92-0
وضعیت فهرست نویسی : فاپا (برونسپاری)
موضوع : وحدت اسلامی
موضوع : همبستگی
موضوع : وحدت اسلامی -- احادیث
موضوع : وحدت اسلامی-- جنبههای قرآنی
شناسه افزوده : صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران. مرکز پژوهشهای اسلامی
رده بندی کنگره : BP۲۳۳/۵/ل۶ ۸ الف ۱۳۸۸
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۴۸۲
شماره کتابشناسی ملی : ۱۷۵۰۸۳۳
انسجام اسلامی (زمینهها، مبانی، موانع و راهکارهای اتحاد اسلامی)
کد: 1386
نویسنده: لطفعلی لطیفی پاکده
ویراستار: مرضیه علاقهبند
تهیه کننده: مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما
ناشر: دفتر عقل
نوبت چاپ: اول / 1388
شمارگان: 1200
بها: 16000 ریال
نشانی: قم، بلوار امین، مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما
تلفن: 2919670 ـ 0251 دورنگار : 2915510
تهران: جامجم، ساختمان شهید رهبر، طبقه زیرزمین
تلفن: 22014738 نمابر: 22164990
info@irc.ir Emial: www.irc.ir
شابک: 0-92-2761-964- 978 / ISBN: 978-964-2761-92-0
دیباچه1
پیشگفتار3
فصل اول: کلیات7
تبیین مفاهیم7
وحدت اسلامی7
ایمان و اسلام10
کفر و شرک12
تاریخچه مبارزه با تکفیر12
مفهوم و مراتب کفر14
مذاهب اسلامی20
فصل دوم: زمینههای وحدت جهان اسلام21
اصول مشترک21
احادیث مشترک23
حدیث ثقلین23
حدیث کساء23
حدیث اثنا عشر24
دشمن مشترک24
زبان دینی مشترک24
محبت اهلبیت(ع)24
محبت صحابه26
مجاورت جغرافیایی27
8 . پذیرش اجتهاد27
فصل سوم: مبانی اتحاد اسلامی (ملی ـ جهان اسلام)29
الف) فرمان وحدت30
ب) ممنوعیت تفرقه31
ج) ریشههای تفرقه33
یک ـ انحراف از حق33
دو ـ سرکشی و کفرورزی در برابر آیات الهی36
د) تفرقه، خواست شیطان37
الف) تخریب مسجد تفرقهآفرین39
ب) تأکید بر اهمیت وحدت40
الف) سخنان امیرمؤمنان، علی بن ابیطالب(ع)41
ب) سخنان دیگر ائمه(ع)43
امام حسن(ع)43
امام سجاد(ع)43
امام باقر(ع)44
امام صادق(ع)44
امام موسی کاظم(ع)46
الف) تبلیغ گسترده مسیحیت46
ب) پدیده درگیریهای خونین47
ج) عقبماندگی علمی و صنعتی47
د) تحریکهای دشمن47
هـ) حضور دشمنان در قلب جهان اسلام48
و) ایران اسلامی، بزرگترین سنگر دفاع از دین48
امام خمینی(ره)49
مقام معظم رهبری50
میرزا محمدحسین شیرازی51
آیت الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی52
آیت الله سید حسین طباطبایی بروجردی53
آیت الله کاشفالغطا54
آیت الله سید علی حسینی سیستانی54
آیتالله مکارم شیرازی55
آیت الله صافی گلپایگانی55
حجت الاسلام شهید نواب صفوی56
آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی57
آیت الله شیخ جعفر سبحانی58
آیت الله تسخیری59
حجت الاسلام دکتر بیآزار شیرازی60
امام موسی صدر60
ابوجهاد الشیبی61
شیخ عبدالکریم بن محمدرضا زنجانی62
آیت الله سید هبةالدین شهرستانی62
شیخ محمود شلتوت، شیخ الازهر63
شیخ محمدسعید طنطاوی، شیخ الازهر64
دکتر فرید واصل نصر، مفتی اعظم مصر64
شهید حسن البنا65
دکتر یوسف قرضاوی، عالم بزرگ اهل سنت65
سرهنگ معمر قذافی65
اتحادیه جهانی علمای اسلام66
شیخ احمد کفتارو67
شیخ عبدالقادر بیضاوی، امام جمعه اهل سنت ارومیه68
حاج یعقوب شمس، امام جمعه اهل سنت کیش68
فصل چهارم: جلوهها و نمادهای اتحاد اسلامی69
الف) حج69
ب) محبت فاطمه زهرا(س)69
ج) اقتدا در نماز70
راهپیمایی روز قدس72
سازمان کنفرانس اسلامی72
علاقه به حزبالله72
قربانی حج72
بانک توسعه اسلامی73
فصل پنجم: موانع و راهکارهای اتحاد و انسجام اسلامی74
الف) موانع فرهنگی و مذهبی74
یک ـ ضعف آگاهیهای فرهنگی74
دو ـ گفتوگوهای غیرتخصصی76
سه ـ تکفیرهای نادرست76
چهار ـ دروغ، بدفهمی و بدبینی77
پنج ـ نظارت ضعیف بر مدرسههای مذهبی81
شش ـ اهانت به مقدسات مذهبی81
ب) موانع سیاسی82
یک ـ قدرتطلبی82
دو ـ دشمنان خارجی83
اظهارنظرهای نابجا87
ج) موانع اقتصادی88
یک ـ نداشتن بازار مشترک اسلامی88
دو ـ ضعف استانداردها88
سه ـ ضعف تبلیغات89
چهار ـ فقدان مدیریت مشترک89
پنج ـ ضعف بانکداری90
الف) راهکارهای مذهبی و فرهنگی90
یک ـ رفع زمینههای شبهه و اختلاف90
دو ـ گسترش دانشگاههای مذاهب اسلامی91
سه ـ انتشار فتواها و نظریههای تقریبی93
چهار ـ گفتوگوهای علمی93
پنج ـ گسترش عقلانیت94
ب) راهکارهای سیاسی94
یک ـ بالاتر بودن جایگاه سازمان کنفرانس اسلامی94
دو ـ تدوین منشور وحدت میان کشورهای اسلامی95
سه ـ تعیین مجازات برای تفرقهافکنی96
ج) راهکارهای اقتصادی97
یک ـ تأسیس بازار مشترک اسلامی97
دو ـ ایجاد مرکز توسعه فنآوری در جهان اسلام97
سه ـ توسعه روابط اقتصادی97
چهار ـ تقویت صنعت جهانگردی97
پنج ـ مدیریت راهبردی اقتصاد کشورهای اسلامی98
شش ـ یکپارچهسازی نظام بانکداری در کشورهای اسلامی98
فصل ششم: نقش رسانه در ایجاد و تقویت وحدت99
الف) ایام حج تمتع99
ب) عیدهای ملی108
ج) عیدهای انقلابی100
د) سفرهای استانی مسئولان نظام101
هـ) هنگام هجوم دشمنان اسلام101
و) دوران توسعه101
سیاستهای رسانه102
وظایف رسانه برای تقویت همگرایی در جهان اسلام103
پیشنهادهای برنامهای104
راهکارهای رسانهای105
بررسی عملکرد رسانه107
پیوستها110
پیوست1. پیشنویس منشور وحدت جهان اسلام110
مبانی112
چشماندازها113
پیوست 2. قضایای هشتگانه در مسیر تفاهم مسلمانان117
منابع برای مطالعه بیشتر120
کتابنامه123
دیباچه
امروزه در صحنه بینالمللی، شاهد رقابتی تنگاتنگ میان دو ایدئولوژی اسلام و سرمایهداری هستیم. در این میدان، مکتب استثمارگر سرمایهداری و لیبرالیسم، برای تحقق هدفهای سلطهجویانه و سودمدارانه خود، با هیچ مانعی محکمتر و پیچیدهتر از مکتب اسلام روبهرو نیست.
پیروزی انقلاب اسلامی ایران، در نظریهپردازیهای غرب درباره دین، تحولی بزرگ پدید آورد. نظریه پایان تاریخ «فوکویاما»، و نظریه سیر تطور بشر «اگوست کنت» پس از دوران قرون وسطی، از برجستهترین نظریههای غرب درباره دین بود. پس از آن، نظام غرب در دوران مدرنیسم، با تکیه بر دیدگاههای پوزیتویستی و سکولاریستی، دین را در زندگی انسان به حاشیه راند. ازاینرو، وقوع انقلابی دینی در ایران که افکار لیبرالیستی امریکا بر آن حاکم بود و در پی آن، اعلام شکست مدرنیزم لیبرالیستی، برای غرب غیرمنتظره بود. این انقلاب، بازخوانی دین در بالاترین سطح اجتماعی بهشمار میآمد که غرب را در عرصه نظریهپردازیهای سیاسی و اجتماعی، به چالشی جدی کشاند.
بنابراین، طبیعی بود که غرب برای بازگشت به جایگاه اندیشهای خود و جلوگیری از صدور انقلاب که به دینگرایی در جهان میانجامید، به هر اقدامی دست بزند. سردمداران نظام غرب که میپنداشتند تلاشهای آنها برای منزوی کردن دین در جوامع اسلامی نتیجه داده است، برای انحراف و نابودی درباره
تمدن اسلامی به راهکارهای جدید روی آوردند. آنها برای این منظور، هیچ سیاستی را بهتر از حربه دیرینه استعمار پیر که بر شعار «تفرقه بینداز و حکومت کن» استوار بود، نیافتند. البته در نسخه جدید این نظریه، آن را به «تفرقه بینداز و نابود کن» تبدیل کردند.
ازاینرو، در این برهه حساس، هوشمندی تمام مسلمانان در رویارویی با توطئههای دشمنان، لزوم و اهمیت بیشتری دارد، ولی با توجه به حوادث و جریانهای حاکم بر صحنه بینالملل، میتوان دریافت که هدف اصلی تهاجمهای استکبار جهانی، انقلاب اسلامی ایران است. در این شرایط حفظ «وحدت ملی و انسجام اسلامی» بسیار ضروری و نخستین شرط لازم برای پیروزی است.
مرکز پژوهشهای اسلامی، برای انجام این رسالت، اثر حاضر را برای برنامهسازان آماده کرده است، با این امید که آنها از تلاشهای پژوهشگر گرامی، جناب آقای لطفعلی لطیفی پاکده در این مسیر نهایت استفاده را داشته باشند.
گروه پژوهشی علوم سیاسی
اداره کل پژوهش
پیشگفتار
بدان که هیچ مردی نسبت به وحدت و یگانگی امت محمد صلی الله علیه و آله دلسوزتر از من نیست، من با چنین کاری پاداش زیبا و سرانجامی نیکو طلب میکنم.(1)
توضیح: بیشتر کتابهایی که در این پژوهش از آنها استفاده شده است، نسخههای دیجیتالی هستند. بحارالانوار، از نرمافزار «فهرست موضوعی بحارالانوار» کار مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی حوزه علمیه قم استفاده شده است. لغت نامههای لسان العرب، العین و مجمعالبحرین نیز پیوستهای نرمافزار یادشده بودهاند.
در دیگر کتابهای شیعه بیشتر از نرمافزار «گنجینه روایات نور» که آن هم کار مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است، استفاده شده است. با این توضیح که کتابهای تفسیری (به جز تفسیر نور که از سایت اینترنتی آقای قرائتی استفاده شده است) و نیز ترجمههای آقای فولادوند، از نرمافزار «جامع التفاسیر نور» کار مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی حوزه علمیه قم استفاه شده است.
در کتابهای اهل سنت، بیشتر، از نرمافزار «المکتبه الشامله» نسخه دوم استفاده شده است. این نرمافزار، برای خود چینش جلد و صفحه جداگانه دارد و از نسخه چاپی کتابها پیروی نمیکند.
همچنین، از سایتهای متعدد اینترنتی بهویژه سایت «تقریب نیوز» استفاده شده که مشخصات آنها در فهرست منابع آمده است.
اتحاد اسلامی را در دو سطح میتوان طرح کرد: سطح اول درونگروهی است؛ یعنی اتحاد گروهی از مسلمانان مانند شیعیان یا ایرانیان. سطح دیگر، فراتر از گروهی خاص است و به اتحاد همه مذاهب اسلامی و گروهها و خردهفرهنگهای جهان اسلام نظر دارد. در این پژوهش، هر دو سطح اتحاد و بهطور ویژه سطح دوم، بررسی میشود.
1) نهجالبلاغه، ترجمه: محمد دشتی، نامه 78؛ بحارالانوار، ج33، ص 304. (ترجمه حدیث از نویسنده است.)
بسیاری از مردم، آشکارا یا در ذهن خود میپرسند ملت ما چه نیازی به وحدت با یکدیگر و با امت اسلام دارد؟ این پرسش بسیار مهم است؛ زیرا تا زمانی که این نیاز بهخوبی درک نشود، جایگاه اتحاد جامعه اسلامی (ملت و امت) نیز مشخص نمیشود. فرضیه ما این است که اسلام برای ماندگاری و پیشرفت، به وحدت پیروانش نیازمند است. ممکن است شیعه و سنی، هیچکدام نیازمند وحدت با یکدیگر نباشند، ولی پایداری و پیشرفت اسلام در گرو اتحاد پیروانش است.
در صورت اثبات این فرضیه، دیدگاهها درباره اتحاد جامعه اسلامی (ملت و امت) تغییر خواهد کرد و با هزار عذر و بهانه به تفرقه دامن زده نمیشود. در غیر این صورت، دو حالت دیگر در پیش رو داریم: نخست، نیاز امت اسلام به اتحاد با یکدیگر و بیتوجهی به این نیاز است و حالت دیگر، بینیازی اسلام و امت اسلام به وحدت مسلمانان که در این حالت، بهطور طبیعی باید به یکدیگر بیتوجه باشند یا در ستیز دائمی بهسر برند.
هر مسلمان وظیفه دارد تکلیف شرعی خود را بفهمد و اینکه قرآن مجید چه دستوری میدهد؟ سنت رسول الله صلی الله علیه و آله چیست؟ بزرگان دین چه میفرمایند؟ عقل سلیم چه حکم میکند؟ آیا باید با تأکید بر مشترکات، وحدت را حفظ کرد یا با بزرگ کردن اختلافها، از معتقدان به پروردگار یکتا، رسولخدا صلی الله علیه و آله ، قبله، حج، نماز، جهاد، روزه و زکات، افرادی مشرک ساخت و آنها را واجبالقتل دانست یا حتی قتل هر کس را که در درستی برداشت ما شک کرد، واجب شمرد؟ کدام راه درست است؟ کدامیک به دستورهای قرآن
مجید نزدیکتر است؟ کدام روش، رسول الله صلی الله علیه و آله را خوشحال میکند و کدام روش، دشمنان دین را؟ کدامیک از این دو راه با عقل سلیم سازگارتر است؟ عالمان بزرگ جامعه اسلامی کدام روش را میپسندند و نابخردان امت، کدام را؟ خردمندان، کدام روش را برمیگزینند و افراد تندرو و نادان، کدامیک را؟ استدلالهای کدام گروه قویتر است و راه کدام گروه، با منافع دشمنان اسلام بیشتر در تضاد است؟
در این زمینه باید بدانیم که منظور از اتحاد و انسجام جامعه اسلامی چیست و زمینههای تحقق آن کدام است؟ مبانی چنین اتحادی در قرآن، سنت، اجماع و عقل چیست و این اتحاد در چه مواردی جلوهگر است؟ موانع اتحاد مسلمانان چیست و راهکارهای مبارزه با آن کدام است؟ دراین میان، رسانههای متعهد چه نقشی میتوانند ایفا کنند؟
پژوهشی که پیشرو دارید، میکوشد به این پرسشها پاسخ دهد.
فصل اول: کلیات
زیر فصل ها
تبیین مفاهیم
تبیین مفاهیم
زیر فصل ها
وحدت اسلامی
ایمان و اسلام
کفر و شرک
تاریخچه مبارزه با تکفیر
مفهوم و مراتب کفر
مذاهب اسلامی
وحدت اسلامی
وحدت از نظر لغوی به معنای انفراد و تنهایی است،(1)ولی دارالتقریب اسلامی در ایران، وحدت اسلامی را در اصطلاح چنین تعریف کرده است:
وجود روحیه برادری دینی و همکاری و تعاون پیروان مذاهب اسلامی براساس اصول مسلم و مشترک اسلامی و اتخاذ موضع واحد برای تحقق اهداف و مصالح عالیه امت اسلامی و موضعگیری واحد در برابر دشمنان اسلام و احترام به التزام قلبی و عملی هریک از مسلمانان به مذهب خود.(2)
در روایتهای دینی از وحدت بیشتر با عنوان جماعت یاد شده و پیامبر اسلام درباره معنای آن، فرموده است: «اسلام ده بخش دارد... بخش نهم جماعت است که به معنای الفت است...».(3)
الفت، به معنای جمع است، مانند الفت علم و عمل با یکدیگر که باید با هم باشند.(1)بنابراین، مسلمانان نیز باید در کنار یکدیگر و با هم باشند.
از سوی دیگر، قرآن مجید از وحدت، به برادری تعبیر کرده است، برای نمونه: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ ... ؛ همانا مؤمنان با یکدیگر برادرند...». (حجرات:10)
بر اساس این آیه، رابطه میان مؤمنان باید براساس برادری باشد. در این تعبیر، نکتههایی نهفته است، از جمله:
دوستی دو برادر، عمیق و پایدار است.
دوستی دو برادر، دوسویه است، نه یکسویه.
دوستی دو برادر، براساس فطرت و طبیعت است، نه انگیزههای مادی و دنیایی.
دو برادر در برابر بیگانه، یگانه و بازوی یکدیگرند.
اصل و ریشه دو برادر یکی است.
رابطه برادری، سبب گذشت و چشمپوشی است.
برادر در شادی برادرش شاد و در غم او غمگین است.(2)
امروزه برای اظهار علاقه و یگانگی، واژههای رفیق، دوست، همشهری و هموطن بهکار میرود، ولی اسلام کلمه برادر را بهکار برده که پربارترین واژهها در این زمینه است. در حدیثی، دو برادر دینی به دو دست تشبیه شدهاند که یکدیگر را شستوشو میدهند.(3)
پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله فرمود:
مؤمنان بسان یک انسان هستند که اگر عضوی از او به درد آید، دیگر اعضای بدن با تب و شببیداری با او همدردی میکنند. (1)
اتحاد جامعه اسلامی (ملت و امت) بر نگرشی برادرانه استوار است و در این نگرش، برادران ایمانی، عضوی از بدن بهشمار میآیند. آیا اگر عضوی از بدنتان بیمار شود، نخستین راه حل را قطع آن عضو میدانید یا قطع عضو را به زمانی وامینهید که واقعاً راه دیگری نباشد؟ آیا اگر برادر شما خطایی کند، نخستین اقدام شما قطع رابطه و دشمنی با او خواهد بود؟
منظور از اتحاد جامعه اسلامی (ملت و امت)، نه یکسان شدن افکار و یکجور اندیشیدن است که امری نشدنی است و نه نابودی اصول مذهب حق؛ بلکه برعکس، هدف حفظ این اصول است. برای حفظ این اصول گاه لازم است از برخی فروع گذشت و گاه ضرورت دارد از انجام آشکار اموری که خشم پیروان دیگر مذاهب را برمیانگیزد، پرهیز کرد. امام باقر(ع) فرمود: «لَا تَبُثُّوا سِرَّنَا وَ لَا تُذِیعُوا أَمْرَنَا؛ راز ما را پخش نکنید و فرمان ما را آشکار نسازید». (2)
بنابراین، این پنهانکاریها در مذهب حق، برای این است که خشم اکثریت برانگیخته نشود و رابطه برادری میان مسلمانان برقرار بماند و آنچه امروزه بر سر مسلمانان عراق و پاکستان میآید، فراگیر نشود. تنها در این صورت، مذهب حق پایدار و پابرجا میماند.
وحدت یعنی دو گروه که با هم اشتراکات و اختلافاتی دارند، در مورد اشتراکاتشان با هم هماهنگ شوند و در مورد اختلافاتشان جوری با هم برخورد منفی نکنند که باعث تفرقه بشود.
... وجود حتی یک وجه اشتراک، علیرغم وجود هزاران اختلاف، قادر خواهد بود از اشیای جدا از هم، «مجموعه» بسازد.(1)
ایمان و اسلام
از آنجا که در بحث وحدت مسلمانان، واژههایی همچون ایمان و اسلام زیاد به چشم میخورد، لازم است درباره معانی، مصداقها و شرایط تحقق ایمان و اسلام شرحی داده شود. ایمان و اسلام در کلام امام صادق(ع) چنین تعریف شده است:
اسلام، شهادت به یگانگی خدا و تصدیق رسول خدا صلی الله علیه و آله است که بـه سـبـب آن، خـونها از ریختن در امان ماند و زناشویی و میراث، براساس آن اجرا گردد و جماعت مردم طبق ظاهر آن رفتار کنند، ولی ایـمـان، هـدایـت اسـت و آنـچـه در دلهـا از صـفت اسـلام پـابـرجـا و عـمـل به آن هـویـدا میشود. پس ایمان یک درجه از اسلام بالاتر است... .(2)
تعریف مسلمانی در برخی احادیث اهل سنت از این هم سادهتر است. در حدیثی که بارها در منابع معتبر اهل سنت نقل شده است و برخی راویان آن، بزرگان اهل سنت بودهاند، از رسول خدا چنین نقل شده است:
... مأمورم با مردم بجنگم تا لا إِلهَ إِلاّ اللّهُ بگویند، پس کسی که لا إِلهَ إِلاّ اللّهُ گفت، جان و مالش از من در امان است، مگر به حقش (مانند قصاص) و حساب (واقعی) او با خداست... .(1)
این حدیث در منابع شیعه نیز نقل شده است.(2)بنابراین روایت، ملاک مسلمانی تنها شهادت به «لا إِلهَ إِلاّ اللّهُ» است و شرط اعتقاد به رسالت نبیاکرم صلی الله علیه و آله در این حدیث نیامده است. (3)عبارت «حسابه علی الله» در روایت، بیانگر این مطلب است که کسی حق ندارد در تشخیص اسلام افراد ریزبین شود و ادعا کند که برای مثال، عدهای از گویندگان «لا إِلهَ إِلّا اللّهُ» دروغ میگویند. بنا به این رهنمود قرآن مجید، نه تنها اسلام، که حتی ایمان افراد را نیز نمیتوان انکار کرد:
... وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَی إِلَیکُمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِنًا ... . (نساء: 94)
... و به آن کس که بر شما سلام گوید، مگویید که مؤمن نیستی... .(4)
گفتنی است در آیات 151 تا 153 سوره انعام، اساس همه ادیان الهی، پیروی از راه خدا و دوری از راه دیگران معرفی میشود و عمل به احکام الهی، وحدتآفرین و انجام کارهای غیرالهی، مایه تفرقه خوانده شده است.(5)
از سوی دیگر، اسلام و ایمان، از مفاهیم شدتپذیر و ضعف پذیرند؛ یعنی ممکن است مسلمانان از نظر ژرف بودن اعتقادات مذهبی و میزان عمل به دستورهای دینی با هم تفاوت داشته باشند. در این صورت، میتوان گفت
1) صحیح بخاری، ج 10، ص 97، نسخه دیجیتال المکتبه الشامله، نگارش دوم.
2) بحارالانوار، ج37، ص 113.
3) هرچند در بسیاری از روایات اهل سنت و همچنین در کتب کلامی آنان اعتقاد به نبوت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز در کنار شهادت به وحدانیت خداوند آمده است.
4) ترجمه از آقای آیتی.
5) تفسیر نور، ذیل آیات مورد بحث.
اسلام و ایمان برخی قویتر از بعضی دیگر است. با این حال، باید دانست مسلمانان از نظر حقوقی، برابر با هم بهشمار میآیند و چنین امتیازبندیهایی نزد خدا معتبرتر است. البته هنگام بخشیدن مسئولیتها در جامعه اسلامی نیز این امتیازها باید در نظر گرفته شود. پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله میفرماید:
مؤمنان با هم برادرند. خونشان با هم برابر است و در برابر بیگانه بسان یک دست هستند و از امانی که کمترین آنها [به دشمن] میدهد، حمایت میکنند.(1)
امام صادق(ع) نیز مردم را مانند دندانههای شانه، برابر خوانده است.(2)
کفر و شرک
امروزه، از بزرگترین موانع وحدت مسلمانان، بحث کفر و شرک است. برخی بهراحتی عده بسیاری از مسلمانان را به کفر و شرک متهم و حتی به وجوب قتل آنان حکم میکنند. دلیل مخالفت بسیاری از مخالفان با وحدت مسلمانان همین است که برخی مذاهب اسلامی را کافر یا مشرک میدانند. واقعیت چیست؟ معنای واقعی کفر و شرک چیست؟
تاریخچه مبارزه با تکفیر
اندیشمندان و عالمان فرهیخته مذاهب اسلامی از گذشتههای دور به مبارزه با تندروی مذهبی و پدیده تکفیر، توجه داشتهاند. برای مثال، تفتازانی در شرح مقاصد، در ادامه بحث اسماء و احکام، در بحثی با عنوان «فی حکم مخالف الحق من اهل القبله»؛ قاضی ایجی در شرح المواقف در زیر عنوان «فی أن المخالف للحق من أهل القبله هل یکفر أم لا» و عبدالوهاب شعرانی، در کتاب الیواقیت و الجواهر فی بیان عقائد الاکابر در بحث «فی بیان عدم تکفیر احد من
اهل القبله...» به این موضوع پرداختهاند. از فقیهانی که به این مسئله، به صورت گستردهتر و با تفصیل بیشتر پرداختهاند، میتوان به ابن عابدین دمشقی، فقیه برجسته حنفی در کتاب ردّالمحتار علی الدرّ المختار، باب ارتداد، و آیت الله خویی در کتاب التنقیح فی شرح عروة الوثقی کتاب (طهارت)، اشاره کرد.
در تمام این کتابها، فقط دیدگاه نویسنده کتاب، بهعنوان نماینده مذهبی خاص، درباره تکفیر مسلمانان آمده و دیدگاههای دیگر مذاهب نقل نشده است.
دسته دیگری از آثار که در آنها درباره تکفیر بحث شده، کتابها و رسالههایی است که برخی عالمان و پیروان مذاهب، در پاسخ به اتهامهای مخالفان و رد اتهام کفر از خودشان نگاشتهاند. برای نمونه، میتوان از کتاب نقض نوشته عبدالجلیل قزوینی و کتاب الفصول المهمه فی تألیف الامه اثر مرحوم شرفالدین یاد کرد. در این کتابها به شبههها و اتهامهای برخی تندروان و متعصبان اهل سنت که شیعه را تکفیر کردهاند، پاسخ داده شده است. علامه شرفالدین، ضمن رد این اتهامها از دیدگاه آیات و روایات، نظر برخی عالمان و بزرگان شیعه و اهلسنّت را نیز در رد تکفیر اهل قبله بیان کرده است.
نمونه دیگر از این دست آثار را میتوان در دورههای اخیر در میان وهابیت مشاهده کرد. این کتابها خود به دو دسته تقسیم میشوند:
الف) ضوابط التکفیر عند اهل السنه و الجماعه، اثر عبدالله بن محمد القربی؛
ب) نواقض الایمان الاعتقادیه و ضوابط التکفیر عند السلف، اثر محمد بن عبدالله بن علی الوهیبی؛
ج) منهج ابن تیمیة فی مسئلة التکفیر (2 جلدی)، اثر عبدالمجید بن سالم بن عبدالله المشعبی؛
د) التکفیر، جذوره، اسبابه، مبرراته، اثر یغمان بن عبدالرزاق السامرائی. افزون بر اینگونه کتابها و رسالهها، مقالههای زیادی نیز دراینباره نگاشته و فتواهای متعددی نیز صادر شده است.
شاید بتوان پژوهش جناب آقای سیدصادق حسینی با عنوان مدارا بین مذاهب اسلامی را که پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی منتشر کرده، نخستین اثری دانست که بهصورت جامع به این موضوع پرداخته است.
بنابراین، میتوان گفت تکفیر، در مبانی فرقهها و مذاهب اسلامی جایگاهی ندارد و دخالت و توطئه دشمنان اسلام این مشکل بزرگ را در مسیر اتحاد اسلامی پدید آورده است. آنها با استفاده از نادانی و تعصبهای کور و نابخردانه برخی فرقههای اسلامی، مانع وحدت امت اسلام میشوند. ابرقدرتهای استعمارگر با ایجاد تفرقه در میان امت اسلام، نیروی آنها را صرف مبارزه و مقابله با همکیشان خود میکنند تا بزرگترین مانعی را که بر سر راهشان در چیرگی بر ملتهای جهان وجود دارد، از میان بردارند.
ازاینرو، مسلمانان بهویژه اندیشمندان و برجستهترین چهرههای فرهنگی و اجتماعی، باید هوشمندانه از تفرقهافکنی دشمنان اسلام جلوگیری کنند.
مفهوم و مراتب کفر
کفر از نظر لغوی متضاد ایمان و سپاسگزاری است(1)و با شرک هممعنا و به معنای مخلوط ساختن شریکهاست.(2)
کفر و شرک، هر دو مفاهیمی هستند که شدت و ضعف دارند. به بیان دیگر، ممکن است حتی افراد مؤمن، در همان حال ایمان، دارای درجههای پایینی از شرک هم باشند. اگر در رفتارها و حتی اعتقادات کسی درجههای پایینی از شرک یافت شود، ولی همچنان معتقد به یگانگی خدا و گویا به «لااله الا الله» باشد، نمیتوان او را کافر و مشرک نامید، زمانی میتوان وی را کافر یا مشرک نامید که در گفتار نیز منکر یکتایی خدا شود یا واجبی از دین را انکار کند که نشان از انکار خدا و پیامبر داشته باشد.
از سوی دیگر، با تحلیل عبارت شریف «لا اله الا الله» معنای کفر و شرک روشن میشود. مقصود از اله، هر چیز یا کسی است که برایش بندگی شود. دراینباره، در لسانالعرب آمده است: «اله: خدای عزوجل و هر چیزی که غیر از او بندگی شود».(3)
در واقع، منکران «لا اله الا الله»، دو دستهاند:
الف) مادیگرایی محض: کافر کامل و مادیگرای محض است، مثل کمونیستها که آنها جز این جهان مادی، جهانی نمیشناسند و میپندارند طبیعت است که ما را میمیراند و زنده میکند.
آنها گفتند: چیزی جز همین زندگی دنیا در کار نیست، گروهی از ما میمیرند و گروهی جای آنها را میگیرند و [چیزی] جز طبیعت و روزگار، ما را هلاک نمیکند، آنها به این سخن که میگویند، یقین ندارند، بلکه تنها گمانی بیاساس دارند. (جاثیه: 24)
ب) نفاق: همچون منافقان که در ظاهر، خود را مؤمن جلوه میدهند، ولی در باطن کافرند:
هنگامی که منافقان نزد تو میآیند میگویند، ما به یقین شهادت میدهیم که تو رسول خدایی، خداوند میداند که تو قطعاً رسول او هستی و خداوند شهادت میدهد که منافقان دروغگو هستند. (منافقون: 1)
ج) انکار: منکران حق را میشناسند، ولی از روی لجاجت آن را انکار میکنند. خداوند در ماجرای حضرت موسی(ع)، از ارائه معجزات آن حضرت به فرعونیان یاد میکند و سپس میفرماید:
و هنگامی که آیات روشنیبخش ما را به آنها نشان داد، گفتند: این سحری است آشکار، و آن را از روی ستم و سرکشی انکار کردند، درحالیکه در دل به آن یقین داشتند. پس بنگر که عاقبت مفسدان چگونه است. (نمل: 13و14)
د) فرق گذاشتن میان پیامبران الهی: یعنی به عدهای ایمان میآورند و به گروهی ایمان نمیآورند. خداوند میفرماید:
کسانی که خدا و پیامبران او را انکار میکنند و میخواهند در میان آنها تفاوت قائل شوند و میگویند به بعضی ایمان داریم و بعضی را انکار میکنیم و
میخواهند در میان این دو، راهی برای خود انتخاب کنند... آنها کافران حقیقیاند و برای کافران، مجازات خوارکننده فراهم ساختهایم. (نساء: 150 و 151)
لغتنامه العین در شرح معنای کفر، آن را چهار قسم کرده است که بهنظر میرسد، دو قسم نخست یکی باشند:
کفر، نقیض ایمان است و به اهل دارالحرب گفته میشود که قطعاً کافر شدند؛ یعنی نافرمانی و امتناع کردند. همچنین کفر، نقیض شکر است. کفر نعمت یعنی سپاس نگذاشتن.
کفر بر چهار قسم است:
کفر جحود: همراه با معرفت قلب است، مانند سخن خدای عزوجل [که فرمود]: آن را انکار کردند، در حالی که بدان یقین داشتند. (نمل: 14)
کفر عناد: قلب میشناسد، اما زبان نمیپذیرد.
کفر نفاق: زبان ایمان دارد، اما قلب کافر است.
کفر انکار: قلب و زبان کافرند. (1)
الف) شرک آشکار: همچون بتپرستان که خدای بزرگ درباره آنها میفرماید:
وَ یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لایَضُرُّهُمْ وَ لایَنْفَعُهُمْ وَ یَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ ... . (یونس: 18)
و جز خدا چیزهایی میپرستند که نه زیانی به آنها میرساند و نه سودی به آنان میدهد و میگویند اینان شفیعان ما نزد خدا هستند... .
ب) شرک پنهان: شرک پنهان یا شرک در عبادت به دو صورت است:
1) کتابالعین، ج 5، ص 356.
یک ـ اطاعت از طاغوت: طاغوت کسی است که در برابر خدا گردن افرازد. اطاعت از حاکمانی که فرمانبر خدا نیستند و از شیطان یا هوای نفس خود یا هوای نفس مردم پیروی میکنند، شرک بهشمار میآید. کسانی که براساس احکام الهی حکم نکنند، کافر، ستمکار و فاسقند(1)و پیروی از چنین حاکمانی شرک است. در مقابل، اطاعت از حاکمانی که احکام الهی را اجرا میکنند، در واقع اطاعت از خداست. در اینباره، پروردگار متعال میفرماید:
آیا ندیدی کسانی را که گمان میکنند به آنچه (از کتابهای آسمانی) بر تو و بر پیشینیان نازل شده ایمان آوردهاند، ولی باز هم میخواهند طاغوت و حاکمان باطل را به داوری طلبند با اینکه به آنها دستور داده شده به طاغوت کافر شوند، و شیطان میخواهد آنها را بهگونهای گمراه کند که به بیراهههای دوردستی بیفکند. (نساء:60)
امروزه دولتمردان امریکا و اسرائیل، سران کفر جهانی و از مصداقهای روشن طاغوت هستند.
دو ـ پیروی از شیطان: شیطان، دشمن خدا و پیروی از او خلاف دستور صریح پروردگار است. دراینباره، خداوند میفرماید:
وَ ما یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِکُونَ. (یوسف: 106)
و بیشترشان به خدا ایمان نمیآورند، مگر اینکه [در همان حال] مشرکند (یعنی به حقیقت توحید نرسیدهاند).(2)
براساس این آیه، بسیاری از افراد که خداوند آنان را مؤمن نامیده، در همان حال ایمان، گرفتار گونهای از شرک هم هستند. امام باقر(ع) در ذیل این آیه فرمود:
[منظور] شرک طاعت است، نه شرک عبادت! و گناهانی که [افراد] مرتکب میشوند، شرک طاعت است که در آن از شیطان پیروی میکنند. پس در طاعت خدا غیر او را شریک قرار دادهاند و این، شرک عبادت نیست که غیرخدا را عبادت کنند. (1)
شرک در طاعت، انسان را در گروه مشرکانی که نجس هستند قرار نمیدهد، بلکه شرک در عبادت است که به معنای خروج از دایره «لا اله الا الله» است. اگر شرک در طاعت را با شرک در عبادت یکسان بگیریم، جز تعداد اندکی از صالحان والامقام، هیچ مؤمنی در زمین باقی نمیماند. افزون بر این، خداوند در این آیه، این دسته از مشرکان را با صفت مؤمن خوانده است! بخشی از پیشینیان به دلیل بیتوجهی به این نکته ظریف، با توده مسلمانان و حتی مؤمنان درگیر بودهاند.
سهـ ریا: گاه انسان، اصل عبادت یا برخی آداب آن را برای جلب توجه دیگران انجام میدهد. برای مثال، وقتی دیگران نمازش را میبینند، با تواضع بیشتری نماز میخواند. در روایتی از رسولالله صلی الله علیه و آله میخوانیم:
شرک پنهان این است که مرد به نماز بایستد و نماز خود را زینت بخشد، بدان دلیل که مردی او را میبیند.(2)
چهار ـ غلو: مقصود بالابردن دوستان خدا تا مقام خدایی است. برای مثال، پیامبر الهی یا پیشوای الهی را خدا، همپایه خدا یا پسر او تصور کنند. امیرمؤمنان، علی بن ابیطالب(ع) فرمود:
ما را به مرز عبودیت نرسانید، سپس هر چه میخواهید بگویید و تندروی (تصور الوهیت) نکنید. از زیادهروی همچون مسیحیان بپرهیزید. من از غلوکنندگان بیزارم. (1)
پنج ـ بدعت در دین: بدعت عبارت است از اینکه چیزی که خارج از دین است بر دین افزوده شود و یا چیزی که جزو دین است از دین خارج کنیم. بر این اساس بدعت در دین حرام است. قرآن و رسولالله صلی الله علیه و آله دین خدا را بهطور کامل بیان کردهاند و اگر کسی از طرف خود دستوری بهعنوان دین بیاورد، بدعتگذار است. در این صورت، او مشرک و طرفداری از وی نیز نوعی شرک بهشمار میآید؛ زیرا با این کار خود در برابر دستور پروردگار جهانیان ایستاده است. دراینباره، امام محمدباقر(ع) میفرماید:
کمترین شرک این است که مردی نظری را بدعت گذارد و سپس براساس آن، با او دوستی یا [با دشمنان او] دشمنی شود.(2)
مذاهب اسلامی
وحدت اسلامی باید بین مذاهب اسلامی پدید آید، ولی منظور از مذاهب اسلامی چیست؟ مجمع جهانی تقریب بین مذاهب اسلامی معتقد است، مذاهب اسلامی آن دسته از مکتبهای فقهی معروف اسلامیاند که نظام
اجتهادی منسجم و مستند به کتاب و سنت دارند. از نظر این مجمع، مذاهب فقهی به رسمیت شناخته شده، عبارتند از: مذهب حنفی، شافعی، مالکی و حنبلی از اهل سنت؛ مذهب اثناعشری و زیدی و بهره(1)از شیعه؛ و مذهب اباضی. (البته بعضی مذهبها هستند که یا پیرو ندارند یا در یکی از مذهبهای یاد شده قرار گرفتهاند و یا به شکل نظریههای فردی که به مذهب معینی پایبند نیستند، عمل میکنند).(2)
فصل دوم: زمینههای وحدت جهان اسلام
زیر فصل ها
اصول مشترک
احادیث مشترک
دشمن مشترک
زبان دینی مشترک
محبت اهلبیت(ع)
محبت صحابه
مجاورت جغرافیایی
پذیرش اجتهاد
سازمان کنفرانس اسلامی
بیشتر اصول دین، در تمامی مذاهب اسلامی مشترک است. توجه به این مشترکات، میتواند در انسجام اسلامی، نقش ارزندهای ایفا کند، از جمله این مشترکات میتوان به این موارد اشاره کرد:
الف) خدای واحد: همه مسلمانان در شعار توحیدی «لا اله الا الله» اشتراک نظر دارند و بر این باورند که جز الله جل جلاله هیچ خدایی در جهان وجود ندارد.
ب) پیامبر واحد: همه مسلمانان جهان، حضرت محمد صلی الله علیه و آله را آخرین فرستاده خدا میدانند و او را بهعنوان الگو و سنتش را بهعنوان معیار عمل خود قبول دارند و این اهمیت زیادی دارد.
ج) کتاب واحد: امروزه همه فرقههای اسلامی بر این باورند که قرآن موجود در دست مسلمانان، همان کتابی است که بهطور دقیق بر رسولالله صلی الله علیه و آله نازل شده و این موضوع در اتحاد آنان بسیار اثرگذار است.(1)
1) برخی میگویند که شیعه معتقد است قسمتهایی از قرآن حذف شده، ولی این نظر درباره شیعه درست نیست، بلکه شیعیان نیز به قرآنی که دیگر فرقهها قبول دارند، معتقدند.
د) قبله واحد: همه مسلمانان جهان، روزانه پنجبار رو به کعبه نماز میخوانند و همه آنها در نماز خود سوره حمد را قرائت میکنند، سورهای که دقت در مضامین آن نمایشگر وحدت مسلمانان است.
هـ) حج واحد: هر ساله در زمان معیّنی، میلیونها مسلمان از سرتاسر جهان اسلام در مکه گرد هم میآیند و نمایشی باشکوه از قدرت اسلام را در قالب فریضه حج ابراهیمی اجرا میکنند. چنین حجی میتواند زمینهساز اتحاد جهان اسلام باشد. در مراسم حج، میلیونها انسان از سرتاسر جهان، با زبان و رنگ و نژادهای گوناگون و با لباسی یکسان، اعمال مشترکی انجام میدهند که در این زمان، بهترین موقعیت برای گسترش ارتباطات سالم در جهان اسلام، فراهم میشود.
و) موعود واحد: بیشتر فرقههای مسلمان یا تمام آنها باور دارند که روزی فردی از اهلبیت رسول الله صلی الله علیه و آله ، عدالت را در همه زمین برقرار خواهد ساخت. برای نمونه، یکی از اصحاب پیامبر میگوید:
ما نزد رسول الله صلی الله علیه و آله بودیم که جوانانی از بنیهاشم وارد شدند. رسولالله صلی الله علیه و آله با دیدن آنها چشمانش پر از اشک شد و رنگش تغییر کرد. پرسیده شد: چرا در چهرهات چیزی را میبینیم که دوست نمیداریم؟ فرمود: خدا برای ما اهلبیت، آخرت را بر دنیا ترجیح داد و همانا اهلبیت من(1)پس از من گرفتار بلا، آوارگی و انزوا خواهند شد تا زمانی که قومی از جانب مشرق با پرچمهای سیاه بیایند. آنان خیر میخواهند، ولی به آنها داده نمیشود، پس میجنگند و پیروز میشوند. سپس آنچه را میخواستند
1) دقت در این حدیث نشان میدهد که مقصود از اهلبیت رسول الله صلی الله علیه و آله ، افرادی از بنیهاشمند؛ کسانی که از نسل رسول الله صلی الله علیه و آله هستند و تا آخر زمان هم ادامه دارند.
به آنان میدهند، ولی نمیپذیرند تا آن را [رهبری انقلاب خود را] به مردی از اهلبیت من تحویل دهند؛ کسی که دنیا را پر از عدالت خواهد ساخت، همانگونه که آنها پر از ستم ساخته بودند. پس اگر کسی از شما [مسلمانان] آن [روزگار] را درک کرد، باید به نزدشان برود، اگرچه راه بسیار دشوار باشد.(1)
در کتابهای معتبر حدیثی فرقههای گوناگون مسلمان، احادیث مشترک فراوانی، بهویژه در زمینههای اخلاقی، فقهی و گاه اعتقادی وجود دارد. همچنین، در کتابهای اهل سنت احادیثی، یافت میشود که مورد قبول و استناد کامل شیعه است، از جمله:
حدیث ثقلین
رسول الله صلی الله علیه و آله فرمود: من در میان شما دو چیز گرانبها باقی میگذارم که تا وقتی بدان تمسک جویید، پس از من هرگز گمراه نخواهید شد. یکی بزرگتر از دیگری است؛ [و آن] کتاب خدا [است] که ریسمانی پیوسته از آسمان به زمین است و [دیگری] عترت من، اهلبیت من. این دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا در حوض بر من وارد شوند. پس بنگرید که درباره آن دو چگونه برخورد میکنید؟(2)
حدیث کساء
[ وقتی] این آیه بر رسول الله صلی الله علیه و آله در خانه امسلمه نازل شد که: «این است و غیر از این نیست که خدا خواسته است پلیدی را از شما اهلبیت دور کند و
شما را بهطور کامل پاک گرداند.» آن حضرت، فاطمه، حسن و حسین را فراخواند و پارچهای بر [سر] آنها کشید و بر سر علی هم که پشتسرش بود پارچه کشید و گفت: خدای من! اینان اهلبیت من هستند، پس پلیدی را از آنان دور کن و آنها را بسیار بسیار پاک بفرما!
امسلمه گفت: ای رسولخدا! آیا من هم از آنان هستم؟ فرمود: تو در جایگاه خود و در مسیر خیر هستی! (1)
حدیث اثنا عشر
... رسول الله صلی الله علیه و آله فرمود: اسلام پیوسته عزیز است تا دوازده خلیفه، [سپس کلمهای گفت که من نفهمیدم. از پدرم پرسیدم: چه فرمود؟ گفت: فرمود:] همه آنها از قریش هستند. (2)
امروزه بیشتر مسلمانان جهان، امریکا و اسرائیل را دشمن مشترک خود میشناسند که تلاش دارند اسلام را ضعیف یا نابود سازند. وجود این دشمن مشترک، زمینه خوبی برای پیدایش اتحاد در صفهای مسلمانان است.
امروزه بیشتر عالمان دین از مذاهب مختلف اسلامی، معتقدند که زبان عربی، زبان دین ماست و یادگیری درست مباحث دینی بدون دانستن این زبان، بسیار دشوار یا حتی ناممکن است.
محبت اهلبیت(ع)، یکی از مشترکات و محورهای وحدت جامعه اسلامی است. چنین علاقه مشترکی، میتواند گامی بلند در مسیر تفاهم شیعه و سنی باشد. نمادهای این امر در کتابهای اهل سنت بسیار است(1)و برخی از آنان دراینباره، کتابهایی نوشتهاند که بسیار خواندنی است؛ از جمله کتاب ینابیع الموده که سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی (1220-1294 هـ . ق) در سه جلد نگاشته است.(2)در همین زمینه میتوان از کتاب خصائص اثر نسائی(3)یاد کرد. در برخی تفاسیر اهل سنت، احادیثی آمده است که مایه شگفتی و البته شادی شیعیان میشود. برای نمونه زمخشری در تفسیر الکشاف، از رسول الله صلی الله علیه و آله نقل کرده است:
هر کس با محبت خاندان محمد بمیرد، شهید مرده است. آگاه باشید که هر کس با محبت خاندان محمد بمیرد، بخشیده شده مرده است. آگاه باشید که هرکس با محبت خاندان محمد بمیرد، توبهکار مرده است. آگاه باشید که هر کس با محبت خاندان محمد بمیرد، با ایمان کامل مرده است. آگاه باشید که هر کس با محبت خاندان محمد بمیرد، فرشته مرگ و سپس نکیر و منکر او را به بهشت بشارت میدهند. آگاه باشید که هر کس با محبت خاندان محمد بمیرد، با نوای شادی به بهشت میرود، همانگونه که عروس با هلهله به خانه
1) برای نمونه نک: عبدالمعطی امین قلعجی، خاندان وحی در احادیث اهل سنت، تهران، امیرکبیر، 1362؛ علی اصغر قربانی، فضائل اهلبیت از دیدگاه اهل سنت، قم، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، 1380؛ داود الهامی، امامان اهلبیت در گفتار اهل سنت، مکتب اسلام، 1377؛ مرتضی حسینی فیروزآبادی، سیمای فاطمه سلام الله علیها در روایات اهل سنت، قم، وثوق، 1379.
2) انتشارات دارالاسوه، نسخه تصحیح شده این کتاب را در سال 1416 هـ .ق به زبان عربی منتشر کرد. ترجمه این کتاب به فارسی یا حتی انتشار گزیدهای از احادیث آن، میتواند در حفظ اتحاد ملی و انسجام اسلامی نقش مفیدی ایفا کند.
3) در این کتاب، بیشتر از احمد بن حنبل روایت شده است.
شویش میرود. آگاه باشید که هر کس با محبت خاندان محمد بمیرد، دو در از قبرش به بهشت گشوده میشود. آگاه باشید که هر کس با محبت خاندان محمد بمیرد، خدا قبر او را زیارتگاه فرشتگان رحمتش قرار میدهد. آگاه باشید که هر کس با محبت خاندان محمد بمیرد، بر سنت و جماعت مرده است. آگاه باشید که هر کس با کینه خاندان محمد بمیرد، روز قیامت در حالی میآید که بین دو چشم او نوشته شده است از رحمت خدا ناامید است. آگاه باشید که هر کس با کینه خاندان محمد بمیرد، کافر مرده است و آگاه باشید که هر کس با کینه خاندان محمد بمیرد، هرگز بوی بهشت را نخواهد شنید. (1)
http://www.shiaweb.org/shia/imama.html
مشترکات شیعه و سنی را تا 90 درصد برآورد کردهاند. آیا شایسته است این سرمایه گرانمایه از مشترکات را فراموش کنیم و با پافشاری بر موارد تفرقهآمیز، به کینه و دشمنی دامن بزنیم؟ دراینباره، مقام معظم رهبری میفرماید:
ما اگر بخواهیم اتحاد ملی و انسجام اسلامی تحقق پیدا کند، باید بر اصولی که بین ما مشترک است، تکیه کنیم. نباید خودمان را سرگرم فروعی بکنیم که مورد اختلاف است.(2)
برخی، شیعه را متهم میکنند که صحابه رسول الله صلی الله علیه و آله را دوست ندارند و از این مسئله چنین نتیجه میگیرند که آنان در حقیقت پیامبر خدا را دوست ندارند، ازاینرو کافرند. حقیقت این است که همه فرقههای مسلمانان، صحابه
1) نک: الکشاف، ج 6، ص 192، نسخه المکتبة الشاملة، نک: آیه الا المودة فی القربی [سوره شورا :23] جمله اول حدیث یاد شده در اینترنت جستوجو شد، موارد بسیار زیادی آمد. از جمله موارد جالبی که احادیث بسیار زیاد دیگری را نیز از منابع اهل سنت دراینباره نقل کرده بود این نشانی است:
2) سخنرانی مقام معظم رهبری در آستانه سال 1386، 1/1/1386.
راستین رسولالله صلی الله علیه و آله را دوست دارند و محبت به آنان را واجب میدانند،(1)ولی در مورد مصداقهای صحابه راستین، میان مذاهب اسلامی اختلافنظر هست. با وجود این، شایسته است همواره به یاد داشته باشیم که همه فرقههای اسلامی و از جمله شیعه اثنا عشری، محبت تمام صحابه راستین آن حضرت را لازم و واجب میدانند. امام صادق(ع) در نامهای مفصل، نکتههایی را یادآور میشود، از جمله وجوب محبت به آن دسته از صحابه رسول الله صلی الله علیه و آله که پس از پیامبر، چیزی را تغییر ندادند:
دوست داشتن مؤمنانی که پس از پیامبرشان دینشان را تغییر [ندادند] و تبدیل نکردند واجب است، مانند سلمان فارسی، ابوذر غفاری، مقداد بن اسود کِندِی، عمار بن یاسر، جابر بن عبدالله انصاری، حُذَیفَة بن یمان، ابوهیثم بن تَیِّهان، سهل بن حُنَیف، ابو ایوب انصاری، عبادة بن صامت، خُزَیمَة بن ثابت ذو شهادتین، ابو سعید خُدری و همه کسانی که مانند آنان رفتار و بسان آنان عمل کردند. دوست داشتن پیروان اینان و کسانی که از آنها و هدایتشان الگوبرداری کردند، واجب است. (2)
امروزه مسلمانان در بیشتر نقاط دنیا حضور دارند، ولی بیشتر آنان در مناطق جغرافیایی خاصی با مرکزیت خاورمیانه زندگی میکنند. ازاینرو، برای سفر به کشورهای یکدیگر، راه چندان درازی در پیش ندارند.
بیشتر فرقههای اسلامی معتقدند که اگر کسی سالها بر روی متون دینی پژوهش و تمرین کرده باشد و با اصول استنباط احکام شرعی آشنا باشد، میتواند حکم پدیدههای نو را از اصول اسلامی استخراج کند و اگر در این راه، نهایت تلاش خود را بهکار گیرد و به حکم واقعی برسد، دو بهره و اگر اشتباه کند، یک بهره برده است. واقعیت این است که امروزه بیشتر اختلافهای فرقههای اسلامی با یکدیگر در زمینه اجتهاد است، نه از نظر کفر و ایمان.
در روایتی که در کتابهای معتبر اهل سنت آمده است، عمرو بن عاص از رسول الله صلی الله علیه و آله نقل میکند:
هر گاه حاکم [شرع] حکمی دهد و در این حکم، اجتهاد (نهایت تلاشش را) کرده باشد، آنگاه با واقع سازگار باشد، دو پاداش دارد و هر گاه از روی اجتهاد حکم خطا دهد، یک پاداش دارد.(1)
امروزه تقریباً همه کشورهای اسلامی، عضو سازمان کنفرانس اسلامی هستند و نمایندگان این کشورها در همایشهای گاهبهگاه خود، درباره مسائل گوناگون جهان اسلام تصمیم میگیرند. سازمان کنفرانس اسلامی میتواند با تقویت خود و تشکیل شورای امنیت جهان اسلام و نیز تشکیل سپاه پاسداران امنیت اسلامی، چنین سپاهی را به مناطق ناامن جهان اسلام روانه سازد تا ابرقدرتها برای اشغال سرزمینهای اسلامی بهانهای نداشته باشند و اینگونه به افزایش امنیت و صلح در جهان اسلام کمک کند.
1) صحیح مسلم، ج 9، ص 114، ح 3240؛ سنن ابی داوود، ح 3103؛ سنن ترمذی، ح 1248، نسخه المکتبة الشامله.
فصل سوم: مبانی اتحاد اسلامی (ملی ـ جهان اسلام)
انگیزه اصلی از دعوت جامعه اسلامی(ملت و امت) به اتحاد چیست و خاستگاه و مبانی آن کدام است؟ بهنظر میرسد انگیزه اصلی از این دعوت، نیاز اسلام به وحدت پیروانش باشد؛ زیرا این دین الهی زمانی فراگیر خواهد شد که پیروانش وحدت خود را حفظ کنند. تفرقه مسلمانان و کشتن همدیگر، فقط آبروی اسلام و مسلمانان را به باد فنا میدهد و در چنین حالتی اسلام نه تنها گسترش نخواهد یافت، چه بسا تعدادی از پیروانش را نیز از دست بدهد.
در هر صورت، فرمان خدای بزرگ و سفارش رسول الله صلی الله علیه و آله ، اهل بیت(ع) و صحابه ایشان، وحدت مسلمانان و حفظ جماعت آنهاست.
پروردگار یکتا، در آیات متعددی از قرآن مجید، مسلمانان را به وحدت فرامیخواند و از تفرقه بازمیدارد. در اینجا برخی از این آیات را همراه با
برداشتهای کوتاه تفسیری و پیامهای مربوط به بحث وحدت، به نقل از تفسیر نور، نوشته حجت الاسلام محسن قرائتی میآوریم:
الف) فرمان وحدت
اتحاد جامعه اسلامی از نشانههای الهی است و یادآوری این نشانهها، زمینهساز هدایت اجتماع خواهد بود، چنانکه بیتوجهی به آنها جامعه را به بیراهه خواهد کشاند و در پرتگاه آتش خواهد افکند. اگر در قرآن مجید، تنها این آیه بود که با صراحت ما را به وحدت فرامیخواند، برای مؤمنان خردمند کافی بود:
وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ کُنْتُمْ عَلی شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْها کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ. (آلعمران: 103)
و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید، و نعمت (بزرگ) خدا را بر خود به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید و او در میان دلهای شما الفت ایجاد کرد و به برکت نعمت او برادر شدید. شما بر لب حفرهای از آتش بودید، خدا شما را از آنجا برگرفت (و نجات داد). اینچنین، خداوند آیات خود را برای شما آشکار میسازد، شاید هدایت شوید.
پیامهای آیه:
یکـ وحدت و دوری از تفرقه، وظیفهای الهی است. «واعتصموا ... و لاتفرقوا».
دو ـ محور وحدت باید دین خدا باشد، نه نژاد، زبان، ملّیت و... . «بحبل اللّه» .
سه ـ از برکات و خدمات اسلام غافل نشوید. «اذ کنتم اعداء فالّف بین قلوبکم».
چهار ـ وحدت، عامل برادری است. «فأصبحتم بنعمته اخواناً».
پنج ـ اتحاد، نعمت بزرگ الهی است. «فأصبحتم بنعمته» .
شش ـ تفرقه و دشمنی، پرتگاه و گودالی از آتش است. «شفا حفرة من النار».
هفتـ نعمتهای خداوند، نشانههای او هستند. «واذکروا نعمت اللّه...یبین اللّه لکم آیاته».
هشت ـ یادآوری نعمتهای الهی، زمینهساز هدایت است. «واذکروا نعمت اللّه... لعلکم تهتدون».(1)
ب) ممنوعیت تفرقه
به دلیل اهمیت بسیار زیاد وحدت مسلمانان، خداوند با اینکه در آیه 103 آل عمران، مسلمانان را به وحدت فراخوانده و از تفرقه بازداشته بود، در دو آیه بعد، باز هم چنین تأکید میفرماید:
وَ لا تَکُونُوا کَالَّذِینَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْبَیِّناتُ وَ أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِیمٌ. (آلعمران: 105)
و مانند کسانی نباشید که پراکنده شدند و اختلاف کردند، (آن هم) پس از آنکه نشانههای روشن (پروردگار) به آنان رسید، و برای آنها عذابی بزرگ خواهد بود.
در این آیه، کسانی که پس از دریافت نشانههای الهی، باز راه اختلاف و تفرقه را پیمایند، گناهکار خوانده شده و به عذابی بزرگ وعده داده شدهاند. خداوند در قرآن مجید در آیات دیگر، از قطع رابطه رسول الله صلی الله علیه و آله با اهل تفرقه و بیتوجهی آن حضرت به ایشان سخن میگوید:
1) تفسیر نور، ج 2، ص 124، نک: آل عمران: 103.
إِنَّ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَ کانُوا شِیَعاً لَسْتَ مِنْهُمْ فِی شَیْءٍ إِنَّما أَمْرُهُمْ إِلَی اللَّهِ ثُمَّ یُنَبِّئُهُمْ بِما کانُوا یَفْعَلُونَ. (أنعام: 159)
کسانی که آیین خود را پراکنده ساختند و به دستههای گوناگون (و مذاهب مختلف) تقسیم شدند، هیچگونه ارتباطی با آنها نداری، کار آنها را به خدا واگذار. پس خدا آنها را از آنچه انجام میدادند آگاه میگرداند.(1)
در قرآن مجید، یکی از ویژگیهای جامعه مشرکان تفرقه در دین معرفی میشود:
... وَ لا تَکُونُوا مِنَ الْمُشْرِکِینَ. مِنَ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَ کانُوا شِیَعاً کُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ. (روم: 31 و 32)
... و از مشرکان نباشید. از کسانی که دین خود را پراکنده ساختند و به دستهها و گروهها تقسیم شدند و (عجب اینکه) هر گروهی به آنچه نزد آنهاست (دلبسته و) خوشحالند.
در این آیه مشرکان کسانی هستند که در دین توحیدگرای خدا تفرقه ایجاد کردند و با پرستش انواع بتها، حیوانات و گاه انسانها دسته دسته شدند، در حالیکه هر دسته، از داشتههای خود خوشحال بود.
ایجاد تفرقه در دین، از نشانههای مشرکان و گناهی بزرگ خوانده شده است. اصولاً شرک، از عوامل تفرقه در جامعه بهشمار میرود. ازسوی دیگر، رمز اتحاد جامعه خدامحور، ایمان راستین به پروردگار یکتاست. در اینباره، در تفسیر نمونه چنین آمده است:
یکی از نشانههای شرک، پراکندگی و تفرقه است؛ چرا که معبودهای مختلف منشأ روشهای متفاوت و سرچشمه جداییها و پراکندگیهاست، بهخصوص اینکه شرک همواره توأم با هوای نفس و تعصب و کبر و خودخواهی و خودپسندی و
1) ترجمه از آیتالله مکارم شیرازی است. در ترجمه آقایان فولادوند و قرائتی، عبارت (لَسْتَ مِنْهُمْ فِی شَیْءٍ) اینگونه معنا شده است: تو مسئول کار آنان نیستی.
مولود آن است. لذا اتحاد و وحدت، جز در سایه خداپرستی و عقل و تواضع و ایثار امکانپذیر نیست.(1)
ج) ریشههای تفرقه
زیر فصل ها
یک ـ انحراف از حق
دو ـ سرکشی و کفرورزی در برابر آیات الهی
یک ـ انحراف از حق
همانا دین (پسندیده) نزد خداوند، اسلام (و تسلیم بودن در برابر فرمان خداوند) است و اهل کتاب اختلافی نکردند، مگر بعد از آنکه علم (به حقانیت اسلام) بر ایشان حاصل شد، (این اختلاف) از روی حسادت و دشمنی میان آنان بود و هرکس به آیات خداوند کفر ورزد، پس (بداند که) همانا خداوند زودحساب است. (آلعمران: 19)
پیامهای آیه
یکـ گذشتن از مرزهای حق (بغی(2))، اختلافآفرین است. «و ما اختلف الّذین... بغیاً».
دوـ سرچشمه بسیاری از اختلافهای مذهبی، حسادتها و دشمنیهاست؛ نه نادانی و بیخبری. «مِنْ بَعدِ ما جَائَهُم الْعِلمُ».
سه ـ حسد، زمینهساز کفر است. «بغیاً... و من کفر».(3)
در آیات دیگری نیز به ریشه داشتن تفرقه در بغی، اشاره شده است. برای مثال:
مردم (در آغاز) یک دسته بودند، (اختلافی در میان آنها وجود نداشت. رفته رفته جوامع و طبقات پدید آمد و اختلافاتی در میان آنها پیدا شد. در این حال)
خداوند، پیامبران را برانگیخت، تا مردم را بشارت و بیم دهند و کتاب آسمانی که بهسوی حق دعوت میکرد، با آنها نازل فرمود، تا در اختلافات مردم، میان آنها داوری کند.
(افراد باایمان، در آن اختلاف نکردند،) تنها (گروهی از) کسانی که کتاب را دریافت کرده بودند و نشانههای روشن به آنها رسیده بود، به خاطر انحراف از حق و ستمگری، در آن اختلاف کردند. خداوند، کسانی را که ایمان آورده بودند، به حقیقت آنچه مورد اختلاف بود، به فرمان خودش، هدایت کرد (اما افراد بیایمان، همچنان در گمراهی و اختلاف باقی ماندند.) و خدا، هر کس را بخواهد، به راه راست هدایت میکند. (بقره: 213)
پیامهای آیه
یک ـ قانون و تمدنهای بشری، از حل اختلافها ناتوانند؛ زیرا هر گروه و فردی در پی برآوردن خواستههای خود است. حل اختلاف باید از راه قانون الهی و داوری پیامبران الهی صورت گیرد. قانونی که از تحریف و خطا در امان است و داوری که از هوا و هوس و خواستههای نفسانی به دور است. «فَبَعَثَ اللّهُ النّبِیِّینَ ... مَعَهُمُ الْکِتابَ».
دوـ بهترین راه حل اختلاف، تقویت ایمان به معاد است. پیامبران برای پیشگیری از پدید آمدن اختلافات، از بشارت و برای درمان آنها، از هشدار و بیمدادن استفاده میکردند. «مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ ... لِیَحْکُمَ بَیْنَ النّاسِ».
سهـ قضاوت همه پیامبران، یکگونه است؛ زیرا فرمود: «لیحکم» و نفرمود: «لیحکموا».
چهارـ بدترین نوع اختلاف، اختلاف آگاهانهای است که بهخاطر حسادت و دشمنی پدید میآید. «مَا اخْتَلَفَ فیهِ ... مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَیِّناتُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ».
پنج ـ مؤمنان نیز با هم اختلاف پیدا میکنند، ولی در پرتو ولایت خداوند، هدایت میشوند. «فَهَدَی اللّهُ... لِمَا اخْتَلَفُوا».
شش ـ صراط مستقیم، پایانبخش اختلافات است. «اختلفوا... یهدی... صراط مستقیم».(1)
راستی چه کسانی در دین خدا، تفرقه ایجاد میکنند و چرا؟ آیا تفرقهآفرینان، آگاهانه چنین کاری میکنند، یا ناآگاهانه؟پاسخ قرآن مجید چنین است:
[خداوند] آیینی برای شما [مسلمانان] قرار داد که به نوح سفارش کرده بود و آنچه بر تو وحی فرستادیم و به ابراهیم و موسی و عیسی سفارش کردیم که دین را برپا دارید و در آن تفرقه ایجاد نکنید. خداوند هرکس را بخواهد، برمیگزیند و کسی را که بهسوی او باز گردد، هدایت میکند.
آنها [در دین] پراکنده نشدند مگر بعد از علم و آگاهی و این تفرقهجویی بهخاطر انحراف از حق بود (و دشمنی و حسد) و اگر فرمانی از سوی پروردگارت صادر نشده بود که آنها تا سرآمد معینی زنده و آزاد باشند، خداوند در میان آنها داوری میکرد و کسانی که بعد از آنها وارثان کتاب شدند، از آن در شک و تردیدند؛ شکی آمیخته با بدبینی.(2)(شوری: 13و14)
پیامهای آیه
یک ـ وحدت حقیقی در سایه برپایی دین الهی امکانپذیر است. «أَقیمُوا الدِّینَ وَ لا تَتَفَرّقُوا».
دوـ اختلافات دینی، مانع برپاداشتن دین و اجرای احکام آن است. «أَقیمُوا الدِّینَ وَ لا تَتَفَرّقُوا».
سهـ وحدت مؤمنان برای مشرکان دشوار است. «لا تَتَفَرّقُوا ... کَبُرَ عَلَی الْمُشْرِکینَ».
چهارـ با وجود سفارش پیامبران به وحدت، باز هم مردم اختلاف کردند. «لا تَتَفَرّقُوا... وَ ما تَفَرّقُوا...».
پنجـ بیشتر تفرقهاندازیها در دین خدا، از جانب دانشمندان است. «تَفَرّقُوا ... مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ».
ششـ سرچشمه بیشتر تفرقهها حسادت، ستم و زیادهخواهی است. «وَ ما تَفَرّقُوا إِلاّ ... بَغْیًا بَیْنَهُمْ».(1)
دو ـ سرکشی و کفرورزی در برابر آیات الهی
عامل دیگر تفرقه، سرکشی و کفرورزی در برابر آیات الهی است. خداوند بارها در کلام جاودان خود ماجراهای امتهای پیشین همچون یهود و نصارا را بیان کرده است تا امت اسلام عبرت گیرد و اشتباه آنان را تکرار نکند. برای نمونه، سرکشی و ناسپاسی یهودیان در برابر آیات الهی سبب شد خداوند در میان آنان دشمنی افکند. این نکته در قرآن مجید بیانگر قانونی الهی است و اینکه میان گردنکشی و کفر در برابر آیات الهی، با دشمنی ارتباط مستقیمی وجود دارد و با افزایش یکی، بر دیگری نیز افزوده میشود:
و این آیات که از طرف پروردگارت بر تو نازل شده بر سرکشی و کفر بسیاری از آنها (یهود) میافزاید، و در میان آنها تا روز قیامت دشمنی افکندیم... .(مائده:64)
1) 5تفسیر نور، نک: شوری: 13 و 14.
از این آیه میتوان فهمید که انکار آیات الهی و سرکشی در برابر آنها، زمینهساز کینه، دشمنی و تفرقه است. ازاینرو، امت اسلام، تسلیم کامل در برابر آیات الهی باید زمینههای دشمنی و تفرقه در امت را نابود کند.
همچنین با استناد به آیات 151 ـ 153 سوره انعام میتوان گفت:
اولـ اساس همه ادیان الهی، پیروی از راه خدا و دوری از خواست دیگران است.
دومـ عمل به احکام الهی، وحدتآفرین است و پیروی از احکام غیر الهی، تفرقه افکن.(1)
نمونه دیگری از عملکرد امتهای پیشین که برای امت اسلام جنبه عبرتآموزی دارد، این نکته است که تفرقه، از فراموشی فرمانهای الهی سرچشمه میگیرد و نوعی مجازات الهی بهشمار میآید. این مسئله فقط برای یهودیان و مسیحیان نیست، بلکه اگر امت اسلام هم دستورهای الهی را فراموش کند، گرفتار همان مشکلات خواهد شد:
و از کسانی که ادعای نصرانیت (و یاری مسیح) داشتند (نیز) پیمان گرفتیم، ولی آنها بخش زیادی از آنچه را به آنان تذکر داده شده بود به فراموشی سپردند. ازاینرو، در میان آنها تا قیامت، دشمنی افکندیم و خداوند در آینده آنها را از آنچه انجام دادهاند (و از نتایج آن) آگاه خواهد ساخت. (مائده:14)
پیامهای آیه
1) تفسیر نور، نک: انعام: 151 - 153.
یکـ نتیجه فراموشی تذکرهای الهی و بشارتهای عهدین، تفرقه و دشمنی است. «فَنَسُوا ... أَغْرَیْنا بَیْنَهُمُ الْعَداوَةَ».
دوـ پیآمدهای تلخ پیمانشکنی این امتها، عبرتآموز است. (از نصارا پیمان گرفتیم، چون فراموش کردند گرفتار بدبختی شدند). «اخذنا میثاقهم ... فنسوا... فأغرینا»
سهـ تفرقه و دشمنی، از عذابهای الهی است. «نسوا... فأغرینا».(1)
د) تفرقه، خواست شیطان
تفرقه، خواست شیطان و شراب و قمار، از ابزارهای او برای این هدف شوم است. ازاینرو، هرکس حتی با ظاهر مذهبی، در جهت تفرقه مسلمانان حرکت کند، در مسیر خواسته شیطان پیش رفته است. به آیه زیر دقت کنید:
إِنَّما یُرِیدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِی الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ وَ یَصُدَّکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاةَ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ. (مائده:91)
شیطان میخواهد در میان شما بهوسیله شراب و قمار، دشمنی ایجاد کند، و شما را از یاد خدا و از نماز بازدارد. آیا (با این همه زیان و فساد و با این نهی اکید) خودداری خواهید کرد؟!
پیامهای آیه
یکـ هر کس عامل کینه و دشمنی در میان مردم شود، همچون شیطان است. «إِنّما یُریدُ الشّیْطانُ...».
دو ـ جامعهای که در آن کینه و دشمنی باشد، شیطانی است. «إِنّما یُریدُ الشّیْطانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَداوَةَ...».
1) 2تفسیر نور، نک: مائده: 14.
سه ـ باید از انس و دوستی و وحدت پاسداری کرد و با هر آنچه آنها را از بین میبرد جنگید. «إِنّما یُریدُ الشّیْطانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَداوَةَ».
چهار ـ خداوند، به الفت و مهربانی اهل ایمان با یکدیگر، توجهی خاص دارد. «إِنّما یُریدُ الشّیْطانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَداوَةَ».
پنج ـ با تمام عواملی که سبب ایجاد کینه و دشمنی میشوند، باید مبارزه کرد. «یُریدُ الشّیْطانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ .. فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ».
بنابراین، عمل به احکام اسلام نیازمند وحدت مؤمنان است. تفرقه مانع اجرای دین و خلاف سفارش پیامبران الهی است و از حسادت و ستم و زیادهخواهی سرچشمه میگیرد.
پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله ، خاتم پیامبران الهی، مردم را به وحدت فرامیخواند و از تفرقه بازمیداشت. او با ایجاد وحدت میان اقوام پراکنده عرب و با تکیه بر ارزشهای دینی، توانست در مدتی کمتر از نیمقرن، دامنه نفوذ امت اسلام را در بخش بزرگی از جهان آن روز بگستراند و قومی را که همواره خوار و اسیر اقوام دیگر بودند در سایه اسلام عزت بخشد و به مهمترین قدرت آن روزگار تبدیل کند. از اقدامهای رسول خدا صلی الله علیه و آله در جلوگیری از پیدایش تفرقه میان امت اسلام، به دو مورد اشاره میکنیم:
الف) تخریب مسجد تفرقهآفرین
نمونهای از بیزاری رسول خدا صلی الله علیه و آله از نشانههای تفرقه را، در ماجرای مسجد ضرار میتوان دید. در تفسیر نمونه شرح ماجرا چنین آمده است: در دوران
جاهلیت، راهبی به نام ابوعامر که از زاهدان مدینه بهشمار میرفت، مردم را به ظهور پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله بشارت میداد، ولی پس از هجرت رسول خدا صلی الله علیه و آله به مدینه و پیروزی آن حضرت در جنگ بدر، هرگاه اطراف خود را خلوت میدید، بهسوی مشرکان میرفت و آنان را برای نبرد با حضرت تحریک میکرد. وی در نبرد احد، به مشرکان پیشنهاد داد گودالهایی در مسیر دو سپاه حفر کنند و آنها چنین کردند. از قضا، رسول خدا صلی الله علیه و آله به داخل یکی از این گودالها افتاد و پیشانیاش زخمی شد و دندانش شکست.
ولی ابوعامر راضی نشد و به سمت امپراتوری روم رفت تا او را نیز برای نبرد با پیامبر اسلام برانگیزد. وی پیش از حرکت، نامهای به دوستانش در مدینه نوشت و از آنها خواست پایگاهی برای نشر اندیشههای خطرناک و تفرقهآمیز او در مدینه ایجاد کنند. یاران وی نیز برای انجام چنین کارهایی پوشش مسجد را مناسب دیدند. بنابراین، با این بهانه که برای ساکنان اطراف مدینه، بهویژه پیران و معلولان سخت است در مسجد اصلی مدینه حضور یابند، از رسول خدا صلی الله علیه و آله اجازه گرفتند که مسجدی در نزدیکی مسجد قبا بسازند. آنگاه از آن حضرت درخواست کردند که با خواندن نماز در آن مسجد، آنجا را متبرک سازد. پیش از اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله در آن مسجد نماز بگزارد، وحی الهی نازل شد و حقیقت را افشا کرد. چنین بود که پیامبر دستور داد مسجد یاد شده ویران شود. بنا بر دستور حضرت، مسلمانان ابتدا مسجد را آتش زدند، سپس آن را ویران کردند و محل دفن زباله قرار دادند.(1)خداوند دراینباره فرموده است:
1) 1نک: تفسیر نمونه، ج8 ، صص 134- 136.
وَ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً وَ کُفْراً وَ تَفْرِیقاً بَیْنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ إِرْصاداً لِمَنْ حارَبَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَیَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنا إِلَّا الْحُسْنی وَ اللَّهُ یَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَکاذِبُونَ. لا تَقُمْ فِیهِ أَبَداً ... . (توبه: 107 و 108)
(گروهی دیگر از گناهکاران) کسانی هستند که مسجدی ساختند برای زیان [رساندن به مسلمانان] و (تقویت) کفر و تفرقه میان مؤمنان و کمینگاه برای کسی که با خدا و پیامبرش از پیش مبارزه کرده بود، آنها سوگند یاد میکنند که نظری جز نیکی (و خدمت) نداشتهایم، اما خداوند گواهی میدهد که آنها دروغگو هستند!. هرگز در آن [مسجد] قیام (و عبادت) مکن... .
ب) تأکید بر اهمیت وحدت
رسول خدا صلی الله علیه و آله بر اهمیت وحدت و جماعت بسیار تأکید داشت و دراینباره فرموده است:
هر کس برای خدا، هماهنگ با جماعت کار کند، چنانچه کارش درست باشد، خداوند میپذیرد و اگر نادرست باشد، میبخشد. اما کسی که عملی را تفرقهجویانه انجام دهد، چنانچه درست باشد، خدا نمیپذیرد و اگر نادرست باشد، باید جایگاه خود را در آتش بیابد. (1)
البته مقصود از جماعت، هر جماعتی نیست، بلکه جماعتی مراد است که در مسیر حق باشند. پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله در پاسخ به این پرسش که جماعت چیست، فرمود:
جَمَاعَةُ أُمَّتِی أَهْلُ الْحَقِّ وَ إِنْ قَلُّوا.(2)
جماعت امت من کسانیاند که اهل حقیقتند، گرچه اندک باشند.
همچنین به روایت کتابهای معتبر اهل سنت، آن بزرگوار به صراحت چنین امر کرده است:
لَا تَخْتَلِفُوا فَإِنَّ مَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ اخْتَلَفُوا فَهَلَکُوا.(1)
اختلاف نورزید، کسانی که پیش از شما بودند بر اثر اختلاف ورزیدن نابود شدند.
اهلبیت رسول الله صلی الله علیه و آله ، کسانی هستند که در حدیث ثقلین، یادگار ارزشمند پیامبر در کنار قرآن، خوانده شدهاند. بنابراین، دانستن دیدگاه آنان نیز لازم است.
الف) سخنان امیرمؤمنان، علی بن ابیطالب(ع)
آن بزرگوار، با یادآوری سرنوشت امتهای پیشین و اثرگذاری وحدت و تفرقه در عزت و ذلت آنان، میفرماید:
و بترسید از عذابهایی که بر اثر رفتارهای ناپسند و اعمال نکوهیده بر امتهای پیش از شما رسیده است. پس به یاد آرید، احوال نیک و بد آنان را و بپرهیزید از اینکه همانند آنان باشید. چون در تفاوت حالاتشان اندیشیدید، روشی را برگزینید که به سبب آن مقامشان ارجمندی یافت و دشمنانشان رانده شدند و عافیت بر سرشان سایه گسترد و نعمت، فرمانبردارشان شد و به برکت آن کرامت، رشته اتحاد در میانشان استوار گردید و از تفرقه دوری کردند و الفت و مهربانی را شعار خود ساختند و یکدیگر را به آن برانگیختند و سفارش کردند، و از هر کاری که پشتشان را میشکست و بنیان قدرتشان را سست میساخت، چون رخنهکردن کینه در دلها و افروخته شدن آتش
1) الشیخ سید سابق، فقه السنة، ج 2، ص 600؛ صحیح بخاری، ج3، ص 88 ، در نسخه دیجیتالی آن المکتبة الشاملة، ج 8 ، ص 256.
دشمنی در سینهها و روی گردانیدن از یکدیگر و دستکشیدن از یاری هم، دوری کردند.(1)
ایشان در نامهای به ابوموسی اشعری درباره رفتار و عمل خود در این زمینه میفرماید:
بدان هیچکس به وحدت و یگانگی امت محمد صلی الله علیه و آله از من حریصتر نیست. من با چنین کاری پاداش زیبا و عاقبتی نیکو را طلب میکنم. (2)
بنابراین، اگر ما پیرو آن امام فرزانهایم باید، برای وحدت امت اسلام نهایت تلاش خود را بکنیم و میان مسلمانان انس و الفت برقرار سازیم تا آنها از یکدیگر نترسند و امنیت خاطر داشته باشند و برای رویارویی با دشمنان دین با هم متحد شوند.
از سوی دیگر خطاب به خوارج میفرماید:
به زودی دو گروه به دلیل رابطهشان با من نابود خواهند شد: دوستدار تندرو که محبت زیاد، او را به راه باطل میکشاند و کینهجوی تندرو که کینه، او را به راه باطل میکشاند و بهترین حالت مردم نسبت به من، راه میانه است. پس شما چنین باشید و با اکثریت مردمی که بر فرمانبرداری از امام اجتماع کردهاند، همراه باشید؛ زیرا دست [حمایت] خدا با جماعت است و از تفرقه بپرهیزید که جداشده از مردم، مال شیطان است؛ همانگونه که جدا شده از گله، مال گرگ است. به هوش باشید که هر کس بهسوی این شعار [تفرقهآمیز خوارج] دعوت کند او را بکشید، گرچه زیر عمامه من باشد. (هر موقعیتی داشته باشد). (3)
ب) سخنان دیگر ائمه(ع)
زیر فصل ها
امام حسن(ع)
امام سجاد(ع)
امام باقر(ع)
امام صادق(ع)
امام موسی کاظم(ع)
امام حسن(ع)
عدهای از لشکریان آن بزرگوار به ایشان عرض کردند: «رفتارهای شما نشان میدهد که قصد صلح داری!» حضرت فرمود:
أَلَا وَ إِنَّ مَا تَکْرَهُونَ فِی الْجَمَاعَةِ خَیرٌ لَکُمْ مِمَّا تُحِبُّونَ فِی الْفُرْقَةِ. (1)
آگاه باشید، آنچه شما در وحدت ناپسند میدارید، برایتان بهتر است از آنچه در تفرقه دوست دارید.
امام در این کلام حکمتآمیز، جنگ را آخرین راه میخواند. بنابراین، باید تا حد امکان، از جنگ، بهویژه در محدوده امت اسلام پرهیز کرد تا انسجام امت اسلام حفظ شود.
امام سجاد(ع)
پیشوای عابدان، در کتاب شریف صحیفه سجادیه از خداوند چنین طلب میکند:
وََ أَلْبِسْنِی زِینَةَ الْمُتَقَّین فِی بَسْطِ الْعَدلِ، وَ کَظْمِ الْغَیظِ، وَ إِطْفاءِ النَّائِرةِ وَ ضَمِّ أَهْلِ الْفُرقَةِ، وَ إِصْلاحِ ذَاتِ الْبینِ... .(2)
و لباس زیبای پارسایان را بر من بپوشان. در گسترش عدل، فروخوردن خشم، خاموش ساختن آتش فتنه و دشمنی، پیوند دادن اهل تفرقه و اصلاح کدورتها... .
در این سخن پرمعنا و آموزنده، تمام آنچه بهعنوان لباس زیبای پارسایان معرفی شده، به وفاق اجتماعی در جامعه اسلامی کمک میکند. بسیاری از تفرقهها از بیعدالتی برمیخیزد که انسان پارسا با آن مبارزه میکند. بخشی دیگر از تفرقهها از عصبانیتهای زودگذر است که انسان باتقوا در چنین
موقعیتی، خشم خود را فرومیخورد. بعضی تفرقهها نیز به دلیل فتنهگریهاست که به همت و هشیاری مؤمن پرهیزکار بیاثر میشود. در این کلام، پیوند دادن اهل تفرقه و نیز اصلاح کدورتها که نقشی ارزنده در استمرار انسجام اسلامی دارد، به صراحت، از نشانههای پارسایان خوانده شده است.
امام باقر(ع)
در کتاب اصول کافی نقل شده است که سرآمد عالمان فرمود: شب وفات رسول الله صلی الله علیه و آله بر اهلبیت آن حضرت بسیار طولانی گذشت. آنها در چنان شبی ندایی غیبی شنیدند که خطاب به آنان سخنانی گفت. از جمله ندا آمد:
پس شما خاندان خدای(1)عزّوجلّ هستید؛ کسانی که به وسیله آنها نعمت کامل شد و تفرقه اجتماع گردید و خواستهها یکسان گشت. شما دوستان او هستید. هر که شما را دوست داشت، رستگار شد و هر که در حق شما ستم کرد، [از دین] بیرون رفت. دوستی با شما، از جانب خدا در کتابش، بر بندگان مؤمن او واجب شده است.(2)
امام صادق(ع)
سخنان رئیس مذهب شیعه درباره وحدت با اهل سنت، بسیار صریح است. حضرت دراینباره فرموده است:
مَنْ صَلَّی مَعَهُمْ فِی الصَّفِّ الْأَوَّلِ فَکَأَنَّمَا صَلَّی مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فِی الصَّفِّ الْأَوَّل.(3)
هر کس با آنان (اهل سنت) در صف اول نماز بگزارد، مانند این است که در صف اول با رسول الله صلی الله علیه و آله نماز خوانده است.(4)
هر کس به اندازه یک وجب از جماعت مسلمانان فاصله گیرد، افسار ایمان از گردن او خارج خواهد شد.(1)
شما را به تقوای الهی سفارش میکنم و اینکه مردم را بر دوشهایتان سوار نکنید (بهانه دست دیگران ندهید) که خوار میشوید. خدای تبارک و تعالی در کتابش میفرماید: «و با مردم نیک سخن گویید.» از بیمارانشان (اهل سنت) عیادت کنید، در تشییع جنازههایشان حاضر شوید و به سود یا زیان آنان گواهی دهید (مطابق واقع شهادت دهید) و در مساجدشان همراه با آنان نماز بخوانید. (2)
هر کس با سنت محمد صلی الله علیه و آله مخالفت کند، به یقین کافر شده است. (3)
رسول الله صلی الله علیه و آله فرمود: هر کس در اختلاف امت من به سنت من تمسک جوید، پاداش صد شهید را خواهد داشت. (4)
امام صادق(ع) در شرح این حدیث نبوی که «اختلاف امت من رحمت است»، فرمود:
منظور، سخن خدای عزّوجلّ است که فرمود:
«و مؤمنان را نسزد که همگی [بهسوی جهاد] بیرون روند. چرا از هر جمعیتی گروهی [بهسوی پیامبر] کوچ نمیکنند تا در دین آگاهی یابند و قوم خود را
هنگامی که بهسوی آنان بازگشتند، بیم دهند، باشد که [از مخالفت با خدا و عذاب او] بپرهیزند».(1)(توبه: 122)
در این آیه خدا به مسلمانان دستور داد نزد رسول الله صلی الله علیه و آله کوچ کنند و با او رفتوآمد کنند. سپس نزد قوم خود برگردند و به آنان آموزش دهند.
بنابراین، منظور رسول خدا صلی الله علیه و آله ] از اختلاف، رفتوآمد در سرزمینهاست و نه اختلاف در دین خدا؛ زیرا دین خدا یکی است. (2)
امام موسی کاظم(ع)
از آن حضرت نقل شده است که:
سه چیز نابودکنندهاند: شکستن بیعت، ترک سنت (رسولالله صلی الله علیه و آله ) و دوری از جماعت. (3)
اگر به نیازهای روز جامعه اسلامی توجه کنیم، نیک درخواهیم یافت که اتحاد مسلمانان تا چه اندازه از نظر عقلی ضرورت دارد. دراینباره گفتنی است:
الف) تبلیغ گسترده مسیحیت
شواهد، از افزایش تمرکز واتیکان بر قاره آسیا و جدیتر شدن اقدامهایش برای گسترش مسیحیت در این قاره حکایت دارد. تبلیغ مسیحیت، بهویژه در عراق، افغانستان و حتی در جمهوری اسلامی ایران به صورتهای گوناگون و به
میزان بالا، رو به افزایش است. با توجه به قرار داشتن بخش بزرگتر جهان اسلام در قاره آسیا، مسلمانان باید از این پدیده احساس خطر کنند.
ب) پدیده درگیریهای خونین
مستکبران جهانی به شیوههای گوناگون میکوشند چهرهای زشت و ناخوشایند از اسلام ارائه دهند. از مهمترین این شیوهها، تشکیل گروههایی است که به ظاهر، مخالف استکبار و در واقع دستپرورده مستکبرانند. این گروهها به فرمان اربابان خود کارهایی انجام میدهند که هر مسلمانی اگر از حقایق پشت پرده بیخبر باشد، از مسلمانی خویش احساس شرم میکند.
ایجاد درگیریهای خونین میان مسلمانان در عراق، فلسطین و لبنان، چندین هدف را به صورت یکجا برای دشمن تأمین میکند. نخست آبروی اسلام را میبرد. همچنین بخشی از خالصترین و مؤمنترین مسلمانان در این درگیریها کشته میشوند. سوم اینکه مشغول شدن مسلمانان به جنگ با یکدیگر، امنیت جهان کفر را تأمین میسازد. چهارم اینکه استکبارگران به بهانه برقراری صلح و امنیت در سرزمینهای اسلامی، به اشغال آنها ادامه میدهند و سرانجام مانع پیشرفت علمی، اقتصادی و اجتماعی جهان اسلام میشوند.
ج) عقبماندگی علمی و صنعتی
جهان اسلام به دلایل گوناگون، از نظر علمی و صنعتی از دشمنان اسلام، عقب مانده است. این عقبماندگی با وحدت روزافزون دانشمندان و کارشناسان جهان اسلام در عرصههای مختلف، جبرانشدنی است.
د) تحریکهای دشمن
دشمنان اسلام برای شکستدادن اسلام و انقلاب اسلامی راههای گوناگونی را آزمودهاند؛ از کودتا و جنگ تحمیلی گرفته تا محاصره اقتصادی، ولی هیچیک نتیجه نداد و همه آنها در سایه الطاف الهی و اتحاد مسلمانان شکست خورد. بنابراین، تصمیم گرفتند بهعنوان آخرین تیر ترکش خود، اتحاد دینی در جوامع اسلامی را ضعیف کنند و با طرح بحث و گفتوگوهای پوچ و ساختگی، به اختلاف قومیتها و مذاهب مختلف دامن بزنند. امروزه هرگونه دامنزدن به تفرقه، خدمتی بزرگ به دشمنان اسلام و ایران بهشمار میآید.
هـ) حضور دشمنان در قلب جهان اسلام
امروزه دشمنان اسلام با استقرار در قلب جهان اسلام، یعنی خلیج فارس و برخی کشورهای همسایه و زیر نظر گرفتن مسائل امت اسلام، منتظرند تا با تضعیف وحدت ملی، زمینهای مناسب برای تهاجم آنها فراهم شود و بر سر ایران اسلامی، همان بلایی را آورند که بر سر افغانستان و عراق آوردند. در چنین وضعی، گاه لازم است از بیان سخن یا خواسته حق خود نیز چشم پوشید تا به دشمن کمک نشود.
و) ایران اسلامی، بزرگترین سنگر دفاع از دین
امروزه ایران اسلامی به بزرگترین سنگر مدافعان اسلام عزیز تبدیل شده و جایگاه مهمی در جهان اسلام به دست آورده است، چنانکه بزرگترین تهدید برای امریکا و اسرائیل بهشمار میرود و همزمان چشم امید بسیاری از دلسوزان و ستمدیدگان امت اسلام به این سرزمین مقدس دوخته شده
است. در چنین شرایطی، هرگونه دامنزدن به تفرقه، بهویژه در این کشور، مسلمانان جهان را اندوهگین و دشمنان اسلام را شاد میسازد.
دانشمندان بسیاری از جهان اسلام، چه شیعه و چه سنی، در زمینه وحدت مسلمانان اظهارنظر کردهاند. این نظرها برای توده مردم که امکان مراجعه مستقیم به منابع دینی را ندارند، مفید و کارساز است؛ زیرا بسیاری از مردم عادی یا حتی طلاب عادی و دانشمندان سطوح پایین نیز که با رفتار و گفتار خود به تفرقهها دامن میزنند، اگر بدانند دانشمندان برجسته دینشان این رفتارها را تأیید نمیکنند، چهبسا از آن رفتارها دست کشند. آگاهی از این دیدگاهها، حتی برای دانشمندان سطوح بالا نیز مفید است؛ زیرا آنان نیز اگر بخواهند نظری خلاف این دیدگاهها را مطرح کنند، با دقت و فکر بیشتری این کار را میکنند و چهبسا تحتتأثیر این دیدگاهها، نظرشان تغییر کند. بیشترِ طرفداران وحدت مسلمانان، از دانشمندان برجسته جهان اسلام هستند.
امام خمینی رحمه الله
از مهمترین مسائلی که امام خمینی رحمه الله در سرتاسر صحیفه نور بر آن تأکید کرده، مسئله وحدت است، بهگونهای که اگر سخنان ایشان در موضوعهای گوناگون دستهبندی شود، بیشترین سخنان در این دسته خواهد بود.(1)واژه
1) سیامک باقری، وحدت مواضع امام و رهبری (رفتار جناحها)، صص1 و 2.
وحدت، دستکم2250 بار در سخنان امام خمینی رحمه الله و مقام معظم رهبری تکرار شده است.(1)
مرحوم حجتالاسلام سید احمد خمینی میگفت:
حضرت امام بر این باور بود که تلاش برای حفظ وحدت و پرهیز از تفرقه، یک واجب عینی است.(2)
از زیانبارترین پیآمدهای تفرقه، چیرگی کافران بر سرزمینهای اسلامی است. امام خمینی رحمه الله دلیل اصلی چیرگی صهیونیستها بر فلسطین را تفرقه امت اسلامی میدانست و فرمود:
چرا باید یک کشورهایی که دارای همه چیز هستند و دارای همه جور قدرت هستند، اسرائیل با آن عده کم بیاید و به آنها اینطور حکمفرمایی کند؟ چرا باید اینطور باشد؟ جز این است که ملتها از هم جدا و از دولتها جدا و دولتها از هم جدا و یک میلیارد جمعیت، یک میلیارد جمعیت مسلمانان با همه تجهیزاتی که دارند، نشستهاند و اسرائیل آن جنایات را به لبنان میکند و به فلسطین میکند.(3)
مقام معظم رهبری
ایشان با انتقاد از سخنان برخی سیاستمداران دنیای اسلام که در واقع بازتابی از دیدگاههای امریکا و رژیم صهیونیستی بود و بر اختلافات مسلمانان شدت میبخشید، با صراحت گفت:
جمهوری اسلامی ایران با همه امت اسلامی و رهبران فکری و سیاسی دنیای اسلام دست برادری میدهد و خواستار پیوند برادری مستحکمتر میان امت اسلامی است. (30/5/1385)
در این دیدار پیش از سخنان مقام معظم رهبری، آقایان حبیب محمد بن خوجه، دبیرکل مجمع بینالمللی فقه جده؛ شیخ احمد بن حمد خلیلی، مفتی اعظم عمان؛ ابراهیم الوزیر از علمای زیدیه یمن؛ شیخ محمود صیام، رئیس جمعیت علمای فلسطین؛ شیخ حسین معتوق، از علمای کویت؛ شیخ حسن بغدادی، از مسئولان حزبالله لبنان؛ مصطفی باجو، از عالمان اهل سنت اردن و شیخ بدرالدین حَسون، مفتی سوریه، در سخنانی ضمن گرامیداشت ایستادگی و پیروزی مردم و حزبالله لبنان در برابر تجاوز رژیم صهیونیستی که عزت و افتخار را به امت اسلامی بازگرداند، وحدت و یکپارچگی را مهمترین نیاز مسلمانان برای حل مشکلات و بیاثر ساختن توطئههای دشمنان خواندند.(1)
همچنین از دیدگاه معظم له، وحدت، پیشنیاز بسیاری از پیشرفتها و راهی برای استوار ساختن بنیانهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جامعه اسلامی است:
برای اینکه ما بنیانهای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی خود را مستحکم کنیم، پیشنیاز اولی قطعی ما، ایجاد وفاق و وحدت کلمه است. برای وفاق باید همه تلاش کنند. معنای وفاق این نیست که گروهها و تشکیلات و جناحهای گوناگون اعلام انحلال کنند، نه، هیچ لزومی ندارد. معنای وفاق این است که
1) http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8505300276
نسبت به هم خوشبین باشند، «رُحَماءُ بَیْنَهُم» باشند، همدیگر را تحمل کنند، در جهت ترسیم هدفهای والا و عالی و برای رسیدن به آنها به یکدیگر کمک کنند و از ایجاد تشنج، بداخلاقی، درگیری، اهانت و متهم کردن بپرهیزند. امروز به نظر من وظیفه ما این است. (7/3/1381)(1)
میرزا محمدحسین شیرازی
این مرجع بزرگ و مشهور زمان ناصرالدین شاه که در سامرا میزیست، خاطرهای زیبا از خود در زمینه وحدت مسلمانان به جا گذاشته است. روزی که احتمال میرفت فردایش عید فطر باشد، شیعیان هلال ماه را ندیده بودند، ولی اهل سنت ادعا میکردند دیدهاند. در این شرایط، او دستور داد تعدادی از شاهدان اهل سنت را حاضر کردند. پس از اثبات وثاقت آنان و گواهی آنان بر دیدن ماه شوال، میرزا چنین حکم داد: «فردا عید فطر است.»
حکم میرزا باعث جلب توجه اهل سنت میشود و تأثیر خوبی در میان آنان برجا میگذارد.(2)
http://www.ghadeer.org/site/qasas/lib/mardan - 5/mard5014.htm.
آیت الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی
ایشان به مسائل جهان اسلام بسیار اهمیت میداد. برای مثال، در ماجرای مهاجرت یهودیان به فلسطین، دولت وقت ایران (رضا شاه) واکنشی نشان نداد، ولی از سال 1312 شمسی که دولت انگلیس اجازه ورود یهودیان از ایران به فلسطین را صادر کرد، افزایش مهاجرتها، اعتراضهای گسترده مسلمانان
ایران و جهان را برانگیخت. شیخ عبدالکریم نیز به همراه جمعی از روحانیان قم، از دولت ایران خواستند که به حمایت از مردم فلسطین برخیزد.
آیتالله حائری در مسائل مذهبی و اعتقادی نیز در حفظ وحدت امت اسلام میکوشید و در برابر افکاری که سبب پیدایش اختلافات مذهبی میشد، محکم میایستاد؛ زیرا از یکسو حفظ وحدت امت اسلام را در آن شرایط لازم میدید و از سوی دیگر ممکن بود اختلافها و جنجالهای مذهبی، حساسیت حکومت را برانگیزد و به آنها بهانهای برای فروپاشی حوزه دهد. یکی از مسائل بحثبرانگیز در زمان آیتالله حائری، مسئله رجعت امامان شیعه و تشکیل حکومت از سوی آنان پس از قیام حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف بود. آیتالله حائری در پاسخ به پرسش گروهی از مؤمنان در این زمینه نوشت:
احقر به واسطه کثرت اخبار، اعتقاد به رجعت دارم به نحو اجمال، ولی این مطلب نه از اصول دین و نه مذهب است که فرضاً کسی معتقد به آن نباشد، خارج از دین یا مذهب شمرده شود ... و گفتوگوی این نحو مطالب، به جز تفرقه کلمه مسلمین و ایجاد یک عداوت مضره بین آنان فایده[ای] ندارد.(1)
آیتالله سید حسین طباطبایی بروجردی
این مرجع بزرگ شیعه، بدون کمترین منفینگری، از کتابها و دیدگاههای فقهی اهل سنت آگاه بود. وی توجهی ویژه به موضوع «وحدت میان مذاهب» داشت، بهگونهای که همواره پیگیر این مسئله مهم جهان اسلام بود و ساماندهی به این موضوع را از وظایف اساسی هر عالم شیعی میدانست.
1) صحیفه نور، ج 10، ص 74.
پس از آنکه شیخ محمدتقی قمی و عالمان سرشناس الازهر، مرکز «دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه» را بنا کردند، آیت الله بروجردی به پشتیبانی جدی از آن برخاست و حتی از کمک مالی به آن دریغ نورزید. افزون بر آن، با شیخ وقت الازهر، عبدالمجید سلیم و شیخ محمود شلتوت، نامهنگاری میکرد که این ارتباط، پیوند جهان تشیع با دنیای اسلام را استوارتر ساخت و بسیاری از بدبینیها را به دوستی و محبت تبدیل کرد. بر اثر این هوشمندی و حسن تدبیر ـ به قول شهید مطهری ـ شیخ محمود شلتوت با صدور فتوایی تاریخی، برای نخستینبار مذهب شیعه را به رسمیت شناخت و برای آن در دانشگاه الازهر، کرسی تدریس مستقل تشکیل داد.(1)
آیتالله کاشفالغطا
شیخ محمدحسین کاشفالغطا در سال 1294 هـ . ق، در محله عماره نجف دیده به جهان گشود. وی درکلام، فلسفه، حدیث و رجال، مهارت زیادی داشت و افزون بر توانمندی در حوزه علوم دینی، از ادیبان برجسته بهشمار میآمد. او در سال 1373 هـ .ق وفات کرد و در وادیالسلام نجف دفن شد.(2)کاشفالغطا از علمای بزرگ شیعه بود. وی در سال 1350 هـ .ق از عراق به بیتالمقدس سفر کرد و در همایش بزرگی به نام کنگره جهانی اسلام که مسلمانان فلسطینی برگزار کرده بودند، سخنرانی کرد. در بخشی از سخنان پرشور او که مورد استقبال شدید حاضران قرار گرفت، آمده است:
گنبد اسلام بر دو پایه استوار است: کلمه توحید و توحید کلمه... ای مسلمانان! اگر سخنان ما یکی نشود، باید با اسلام وداع کنیم.(1)
آیتالله سید علی حسینی سیستانی
آیتالله سیستانی، از مراجع بزرگ شیعیان، در پاسخ به این پرسش که آیا هر کس شهادتین را بر زبان آورد و رو به قبله نماز بخواند و از یکی از مذاهب هشتگانه (حنفی، شافعی، مالکی، حنبلی، جعفری، زیدی، اباضی و ظاهری) پیروی کند، مسلمان است و خون و ناموس و مالش حرمت دارد یا خیر، میفرماید:
به نام خدا. هر کس شهادتین را بر زبان آورد و هرکاری برخلاف آن انجام ندهد و با اهلبیت علیهمالسلام دشمنی نورزد، مسلمان است. (2)
همچنین ابوجهاد الشیبی، از سران پیشین مجلس اعلای عراق، از آیتالله سیستانی نقل میکند که فرمود:
ما حاضریم که هزار شیعه شهید شود و حتی یک سنی نیز جان خود را ازدست ندهد.(3)
آیتالله مکارم شیرازی
آیتالله مکارم شیرازی با بیان این نکته که اسلام از آغاز، خود را دینی جهانی معرفی کرده و قومیتها در آن رنگی ندارند، فرمود:
اسلام از همان ابتدا روح وحدت داشته، ولی در زمان ما این امر ضروریتر به نظر میرسد. ...در اسلام و روایات، مسلمانان بهعنوان امت واحده معرفی شدهاند و اساس وحدت در فلسفه حج و آنچه از معصومین علیهمالسلام بیان
شده،آشکار است. ... باید تعریف درست و شفافی از تقریب ارائه شود؛ زیرا تقریب به معنای حفظ مشترکات است، نه از دست دادن اصول خود... .
همچنین در مسئله وحدت و تقریب، یادآور شد:
ما به پیروان خود و دیگران به پیروان خود تأکید نمایند که نسبت به مقدسات دیگران اهانتی نکنند. بهطور مثال، ما تفسیری نوشتهایم که ادبیات بهکار رفته در آن، سلبی نیست و حتی اخیراً علمای اهل سنت افغانستان خواستار این تفسیر شدهاند؛ زیرا ادبیات آن سلبی نبوده و اگر اینگونه عمل شود، تحمل همدیگر مشکلی نخواهد بود و این ظرافت خاصی میخواهد؛ باید راه مباحثه علمی و منطقی را گشود. خطرات دشمنان اسلام را بایستی برای مسلمانان آشکار کنیم تا بتوانیم در مسیر تقریب گام برداریم و پیشرفت سریع اسلام در جهان، دشمنان را هراسان کرده تا آنجا که ضدیت آنان با اسلام بیشتر شده و دست به تفرقهافکنی زدهاند.(1)
آیت الله صافی گلپایگانی
آیتالله صافی گلپایگانی با اشاره به آیه «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمیعًا وَ لا تَفَرّقُوا»، درباره لزوم وحدت مسلمانان در برابر کافران فرمود: «اساس دعوت اسلام، ایجاد امت واحده است و این اساس نباید متزلزل گردد».
ایشان ضمن رد دیدگاههای تکفیری، همه مسلمانان را به حفظ وحدت و اندیشیدن در دین و اسلام فراخواند.
آیتالله صافی خدمت اسلام به انسان و جوامع بشری را بیسابقه خواند و یادآور شد: «اتحاد شیعه و سنی باعث عزت اسلام است».
این مرجع بزرگوار تقلید، این پرسش را مطرح ساخت که آیا مسلمانی هست که عزت نخواهد و عمل به سفارشهای رسول اکرم صلی الله علیه و آله را قبول نداشته باشد؟ سپس گفت:
1) http://www.taghrib.ir/tmain_fa.aspx?lng=fa&mode=art&artid=5196
بهطور خلاصه ما در هر کاری باید در مسیر وحدت و تقریب حرکت کنیم و این، به معنای دست برداشتن از مواضع اصولی خود نیست، بلکه در مواضع عملی خود مثل سیاست و فرهنگ باید وحدت، مدنظر قرار گیرد و سعی در استحکام وحدت کنیم.(1)
حجتالاسلام شهید نواب صفوی
شهید نواب صفوی در سال 1326 به همراه سید عبدالحسین واحدی و سیدحسین امامی به نواحی شرقی کشور رفت تا با سران ایل «هزاره»، در مرز ایران و افغانستان، به منظور پیشبرد اهداف اسلامی این جمعیت دیدار کند. نواب معتقد بود که چون ایل هزاره از شیعههای متعصب و مذهبی است، میتواند از توان و نیروی جوانان مسلمان این ایل برای رسیدن به اهداف اسلامی بهره گیرد.
در این سفر، رهبر فدائیان اسلام، با نزدیکان صولتالسلطنه (رئیس ایل هزاره) دیدار کرد و توانست اختلافات دیرینه میان دو ایل بزرگ «توپکاللو» و «زعفرانلو» را که نزدیک بود به درگیری خونینی میان دو ایل بینجامد، با متانت و اندیشه درست حل کند. نواب پس از این کار، به همراه یارانش برای دیدار و گفتوگو با علمای شهر تربت جام به آنجا رفت. در آنجا با یک قاضی بزرگ اهل تسنن مذاکراتی انجام داد و برای نزدیکی اهل تسنن و تشیع منطقه تلاش زیادی کرد.(2)در یکی از اعلامیههای شهید نواب صفوی آمده است:
از نظر اتمام حجت و مسئولیتی که در پیشگاه خدا داریم، عموم مسلمانان صادقی را که احساس درد و مسئولیت میکنند... به عهد و بیعت و پیمان بر سه
بنیاد بزرگ زیر دعوت میکنم و خدای عظیم را بر این پیمان شاهد میگیرم و کفی بالله شهیدا.
امر به معروف و نهی از منکر در اجرای احکام اسلام؛
نجات مسلمانان دنیا از ظلم و تجاوز عموم بیگانگان و ستمگران؛
اتحاد ملل اسلامی بر مبنای معارف نورانی و احکام ضروری اسلام که از بذل مال و جان در راه تحقق این سه مقصود بزرگ کوتاهی نکنید و دست قرآن را به این معامله با خدا اجابت نمایید.(1)
http://www.navabsafavi.com/Shahid-Navvab-Elamiyeh/default.htm
آیتالله اکبر هاشمی رفسنجانی
او در مقدمه گفتوگو با شیخ یوسف قرضاوی، از عالمان بزرگ اهل سنت اعلام کرد:
در قرآن به صورت صریح و روشن بر ضرورت محافظت از وحدت مسلمانان تأکید شده است. بنابراین، با توجه به این ضرورت، لازم است که از تمامی بازیهایی که امریکاییها انجام میدهند و برای آن برنامهریزی میکنند، دوری کنیم و میتوانیم بسیاری از مسائل خود را از طریق وحدت، نه از طریق تفرقه، حل و فصل کنیم. علمای ایران و ملت ایران به وحدت اسلامی و ضرورت آن ایمان دارند و مطمئناً اهل تسنن نیز به این وحدت، ایمان و اعتقاد دارند و به ایجاد تفرقه رضایت نمیدهند. بنابراین، علما و عقلا لازم است که به هیچ یک از افراطگرایان دو طرف توجه نکنند.(2)
آیتالله شیخ جعفر سبحانی
تقریب یا وحدت دو معنا دارد:
بیشک این تفسیر، در این دوران امکانپذیر نیست؛ زیرا علاقه و دلبستگی پیروان هر یک از دو گروه به مختصات و ویژگیهای خود، آنچنان محکم و استوار است که حتی با نبرد خونین نمیتوان جریان را یکطرفه ساخت، تا چه رسد در پرتو مذاکره و گفتوگو.
منادیان تقریب میگویند: مشترکات دو گروه به قدری فراوان است که میتواند پیوند محکمی در میان پیروان هر دو گروه پدید آورد و درعین حال، هر گروهی به مختصات خود علاقهمند باشد و به عقیده مخالف نیز احترام بگذارد.
به دیگر سخن، اختلاف در این ویژگیها مایه جنگ و خونریزی و مشاجره نباشد و آنها را در زندگی یا جوامع بینالمللی در مقابل یکدیگر قرار ندهد.
به یقین باید از وحدت و تقریب با این شیوه، پشتیبانی کرد و یکی از عواملی که امروزه شیعه در جهان بهطور کامل شناخته نشده، وجود بدبینی در طرف مخالف است. اگر این بدبینی از بین برود و هر دو گروه همدیگر را تحمل کنند، شیعه در جهان بهخوبی شناخته میشود و مشترکات به صورت روشن تجلی میکند.
در عصرهای گذشته، بهویژه در دوران شکوفایی تمدن اسلامی، همکاری میان دانشمندان دو گروه چشمگیر بود؛ یعنی شیعیان در حوزه درس استاد سنی حاضر میشدند و از آن بهره میگرفتند و همچنین سنیان از حوزه درس استاد شیعه استفاده و در عین حال، هر دو گروه با توجه به مشترکات، تفاوتهای خویش را حفظ میکردند.(1)
آیتالله تسخیری
آیتالله تسخیری با اشاره به اینکه تقریب، نزدیک کردن دیدگاهها با وجود تضارب در افکار و اندیشههاست، گفت:
باید اشتراکات را کشف ]کنیم[ و توسعه دهیم. در وحدت نیز باید موضعگیری واحدی در مقابل دشمنان اسلام و در دفاع از منافع جهان اسلام داشته باشیم. استکبار جهانی برای سرپوش گذاشتن بر شکست خود در جنوب لبنان و جبران این سرافکندگی، میخواهد بین امت اسلام، شیعه و سنی را القا کند و بین آنها شکاف ایجاد نماید. در چنین شرایطی، علمای اسلام باید این
1) http://www.taghrib.ir/tmain_fa.aspx?lng=fa&mode=art&artid=4725
توطئه را افشا، خنثی و امت اسلامی را بیدار کنند و این یک جهاد علمی است. (1)
حجتالاسلام دکتر بیآزار شیرازی (رئیس دانشگاه مذاهب اسلامی در ایران)
ایشان در مصاحبهای با «تقریب نیوز» در تاریخ 16/4/1386 در پاسخ به این پرسش که آیا وحدت در جهان اسلامی روزی عملی خواهد شد یا نه، گفت:
باید امید به خدا داشت، چون مسئله وحدت از رحمان است و مسئله تفرقه از شیطان، و کید شیطان مطمئناً ضعیف خواهد بود. علیرغم اینکه شیاطین و افراد جاهطلب و استعمارگران پشتوانه تفرقه هستند؛ اما پشتوانه وحدت، خدا، پیامبران و اهلبیت و عالمان راستین هستند و بهطور قطع پیروزی با وحدت است.(2)
امام موسی صدر
رهبر پیشین شیعیان لبنان در پاسخ به پرسش مجله «رادیو تلویزیون قاهره» (چاپشده در تاریخ 15می1971، مطابق با 25 اردیبهشت1350) درباره نشانههای مخصوص شیعه که آن را از دیگر فرقههای اسلام جدا میکند، گفت:
...استاد احمد حسن باقور در مقدمه کتاب المختصر النافع فی فقه الامامیه میگوید: پیوند هر دو فرقه با اسلام و بر اساس ایمان به خدا و سنت پیامبر استوار است و هر دو فرقه در اصول فراگیر اسلام اتفاق نظر کامل دارند و تفاوت میان ایشان، از اختلافات فقهی یا سیاسی فراتر نمیرود، اما از نظر فقهی، همه شیعیان امامیه که تعدادشان در دنیا بیش از 100 میلیون نفر است، تنها طبق
مذهب اهلبیت عمل میکنند، در حالیکه اهل سنت حداقل به چهار مذهب تقسیم شدهاند.
در همین باره استاد باقور میگوید:
هنگامی که قدم به عرصه فقه تطبیقی بگذاریم، شکافی را که بر اثر اختلافنظر علمی میان دو نظر یا میان تصحیح و تضعیف احادیث ملاحظه میکنیم، درمییابیم که فاصله بین شیعه و اهل سنت مانند فاصله بین مذهب فقه ابوحنیفه و مذهب فقه مالکی یا شافعی است. (1)
ابوجهاد الشیبی (از سران پیشین مجلس اعلای اسلامی عراق)
ابوجهاد الشیبی، از سران پیشین مجلس اعلای عراق و کارشناس سیاسی جهان اسلام، در گفتوگو با خبرنگار پایگاه خبری تقریب، با تأکید بر نقش وحدت همه گروههای عراقی گفت:
استکبارگران جهانی با برنامهریزیهای دقیقی سعی دارند بین ملت و دولت و همچنین بین گروههای مختلف عراقی تفرقه بیندازند تا از راه سیاست قدیم خود؛ یعنی «تفرقه بینداز و حکومت کن» به اشغالگری و چپاول منابع این کشور ادامه دهند.
... وی با اشاره به این آیه از قرآن «اگر تو بر کشتن من دست بگشایی، من برای کشتن تو دست نخواهم گشود؛ زیرا من از خداوند متعال میترسم» که مربوط به داستان هابیل و قابیل و از زبان هابیل روایت شده است، روابط شیعه و سنی را بسیار دوستانه خواند و عنوان کرد:
اتهامات موجود در مورد شیعه و سنی بیپایه و اساس است و حتی در مناطقی هم که جمعیت آن یکدست شیعه یا یکدست سنی است، ما با
1) http://www.taghrib.ir/tmain_fa.aspx?lng=fa&mode=art&artid=5259
این مشکلات روبهرو هستیم. از اینجا مشخص میشود که مشکل، خارج از ساختار شیعه و سنی بوده و عوامل بیگانه در آن دست دارند. (1)
شیخ عبدالکریم بن محمدرضا زنجانی
شیخ عبدالکریم (1304 ـ 1388 هـ .ق / 1887 ـ 1968م.) در فعالیتهای اصلاحگرایانه بسیار شهرت داشت و از هر فرصتی برای برقراری اتحاد اسلامی و نزدیک ساختن قلبهای مسلمانان به یکدیگر استفاده میکرد. وی برای رسیدن به این هدف، بارها سفر کرد، از جمله به هند، قفقاز، سوریه، لبنان، اردن، مصر و فلسطین. او در این سفرها با سخنرانیهای محکم و برگزاری جلسههای گفتوگو با عالمان و فقیهان و شخصیتهای برجسته فرهنگی و ادبی این کشورها توانست با قدرت علمی و نیروی سخنوری خود، حیرت عالمان سنی را درباره اختلافهای میان شیعه و سنی برانگیزاند و تشکر و احترام آنان را بهسوی خود جلب کند.
... سخنان شیخ عبدالکریم زنجانی چنان شگفتآور و اثرگذار بود که یک بار طه حسین، ناخودآگاه از جای خود برخاست و دست وی را با احترام بوسید و گفت: «این اولین و آخرین دستی است که میبوسم«.(2)
آیتالله سید هبةالدین شهرستانی
او ریاست «مجلس التمیز الشرعی الجعفری« در نجف اشرف را برعهده داشت. ارتباط عمیق و دیرینه او با جهان اسلام نشان میداد که تمام عمرش را در راه اسلام و اتحاد مسلمانان سپری کرده است.
این دانشمند مسلمان، با توجه به گرایش عمیق مسلمانان به آموزههای قرآنی، آنها را تشویق میکرد که به خاطر داشتن چنین کتابی بر خود ببالند و در سایه آن، امت واحدی تشکیل دهند و همانگونه که در ماه رمضان طبقات مختلف مردم، ثروتمند و فقیر با هم روزه میگیرند و با هم افطار میکنند و یکدیگر را به خوبی درک میکنند، در زیر پرچم قرآن، مقام و بزرگی خویش را دریابند و از تفرقه و اختلاف بپرهیزند.(1)
http://www.taghrib.ir/tmain_fa.aspx?lng=fa&mode=art&artid=4895
زیر فصل ها
شیخ محمود شلتوت، شیخ الازهر
شیخ محمدسعید طنطاوی، شیخ الازهر
دکتر فرید واصل نصر، مفتی اعظم مصر
شهید حسن البنا
دکتر یوسف قرضاوی، عالم بزرگ اهل سنت
سرهنگ معمر قذافی
اتحادیه جهانی علمای اسلام
شیخ احمد کفتارو
شیخ عبدالقادر بیضاوی، امام جمعه اهل سنت ارومیه
حاج یعقوب شمس، امام جمعه اهل سنت کیش
شیخ محمود شلتوت، شیخ الازهر
شیخ محمود شلتوت (1893-1963م.) عالم بزرگ اهل سنت که سالها رییس دانشگاه بزرگ اسلامی الازهر بود، فتوای مشهوری درباره جواز پیروی از فقه شیعه اثناعشری صادر کرد. متن این فتوا چنین است:
عمل کردن به دستورهای مذهب جعفریه که به مذهب امامیه اثناعشریه معروف است، مانند دیگر مذاهب اهل سنت از نظر شرعی جایز است و سزاوار است مسلمانان این مطلب را بدانند و از عصبیت و طرفداریهای بیجا و ناحق و حمایت از مذهب معیّنی خودداری کنند. دین خدا و شریعت او تابع یک مذهب یا منحصر به مذهبی نیست.(2)
وی در عمل نیز تدریس فقه شیعه اثناعشری را در برنامههای دانشگاه الازهر وارد کرد. او درباره جلسههای گفتوگوهای علمی دارالتقریب چنین نگاشته است:
آرزو داشتم میتوانستم از اجتماعاتی که در دارالتقریب برپا میشود تعریف کنم که در آن مصری در کنار ایرانی، لبنانی، عراقی، پاکستانی و غیره قرار میگیرد و حنفی، مالکی، شافعی، حنبلی، با امامی و زیدی دور یک میز مینشینند و با ندایی توأم با دانش و ادب، پاکی و فهم، برادری و مودت، همکاری و محبت، یکدیگر را میخوانند.(1)
شیخ محمدسعید طنطاوی، شیخ الازهر
اسلام حقیقی را رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله به ما شناسانده است... . اسلام بر پنج پایه بنا شده است: گواهی بر اینکه هیچ خدایی جز خداوند متعال نیست و محمد صلی الله علیه و آله رسول اوست؛ به پا داشتن نماز؛ پرداخت زکات؛ به جا آوردن حج و روزهداری در ماه مبارک رمضان.
هر کس شهادت دهد جز خداوند متعال معبودی نیست و محمد صلی الله علیه و آله رسول اوست و این ارکان را بهجا آورد و هر آنچه از دین را که به آن آگاهی دارد انکار نکند، مسلمان است... .
جایز نیست به مؤمنانی که پیرو هر یک از مذاهب اسلامی هستند و آن مذاهب همگی بر واجب بودن اخلاص در بندگی خداوند و واجب بودن ایمان به فرشتگان و کتابهای آسمانی و پیامبران و معاد و همچنین بر واجب بودن بهجا آوردن تکالیفی که خداوند متعال به ما دستور داده، از جمله نماز و زکات و روزه و حج (برای هر آنکس که توانایی داشته باشد) و بر واجب بودن آراستگی به مکارم اخلاق همانند راستگویی، امانتداری، عفاف و امر به معروف و نهی از منکر اتفاقنظر دارند، نسبت کفر داد.(2)
دکتر فرید واصل نصر، مفتی اعظم مصر
...ما با آنها (شیعیان اهلبیت) درباره خداوند و رسول الله و اهلبیت او و صحابه او همراهی میکنیم و بین ما و آنها، در اصول و مبانی شریعت اسلامی و ضروریات قطعی دینی اختلافی نیست. زمانی که خداوند افتخار حضور در دولت اسلامی را به ما عطا فرمود، در شهرهای تهران و قم، ما پشت سر آنها وآنها نیز پشت سر ما نماز جماعت خواندند.
از خداوند خواستاریم که وحدت را بین امت اسلامی محقق سازد و هرگونه دشمنی، درگیری و اختلاف را از آنان دور گرداند و اختلاف در برخی فروعات فقهی، مذهبی را برطرف سازد. (1)
شهید حسن البنا
برای حسن بن احمد بن عبدالرحمان البنا، پایهگذار و رهبر جمعیت اخوانالمسلمین، بیش از هر چیز، بازسازی مرجعیت و رهبری امت اسلام که به وحدت و استمرار حرکت اسلامی میانجامید، اهمیت داشت.(2)
دکتر یوسف قرضاوی، عالم بزرگ اهل سنت
او در پایان گفتوگوی مشترکی که با شبکه الجزیره، همراه با آیتالله اکبر هاشمی رفسنجانی انجام داد، اعلام کرد:
باید نسبت به حفظ وحدت ملی این امت اسلامی بیشتر مسئولیتپذیر و هشیار باشیم و در برابر تمامی اقداماتی که درصدد ایجاد فتنه، تفرقه و تجزیه این امت است ایستادگی کنیم ]و نیز در برابر[ تلاشهایی که تحت تعریفهای نژادی چون فارس، تورانی، عرب، کرد و غیره انجام میگیرد، باید اسلام را بر مذهب و وطن را بر طایفه و امت را بر قوم برتری دهیم. (3)
سرهنگ معمر قذافی
رهبر لیبی در یک سخنرانی طولانی، نکتههای مهمی را به منظور تقویت وحدت امت اسلام بیان میکند، از جمله میگوید:
مگر شیعه کیست ؟ هر کس علی(ع)، فاطمه زهرا(س) و پیامبر و اهلبیت را دوست دارد، شیعه است و هرکس سنت نبوی را اجرا کند، سنی است. وقتی برادران ما در ایران به سنت محمد صلی الله علیه و آله ایمان دارند و آن را اجرا میکنند، پس آنها از این نظر سنی هستند؛ ما هم علی را دوست داریم، پس ما هم شیعه هستیم. (1)
الجزیره، خبرگزاری جمهوری اسلامی، 28/1/1386.
اتحادیه جهانی علمای اسلام
اتحادیه جهانی علمای اسلام در نشست خود در اردن، با صدور فتوای مشترکی اعلام کرد تکفیر پیروان مذاهب هشتگانه اسلامی جایز نیست. در این بیانیه آمده است:
کما اینکه (طبق فتوای شیخ الازهر) تکفیر اصحاب عقیده اشعری، پیروان تصوف حقیقی و اهل اندیشه صحیح سلفی مجاز نیست. ازاینرو، هیچکس حق ندارد گروههای مسلمانی را که به خداوند متعال، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، ارکان
1) http://www2.irna.ir/fa/news/view/menu-151/8601285005192409.htm
ایمان و احترام به ارکان اسلام در خود، ایمان دارند و در عین حال منکر مسلمات و بدیهیات دین نیستند، تکفیر کند.
مذاهب هشتگانه پیش از اختلافهایشان، مشترکات فراوانی دارند و پیروان این مذاهب در مبادی اساسی اسلام همعقیدهاند. همگی به خدای یگانه، قرآن کریم و حضرت محمد صلی الله علیه و آله بهعنوان فرستاده خدا برای همه بشریت، ایمان دارند. ضمن اینکه در باب ارکان پنجگانه اسلام؛ یعنی شهادتین، نماز، زکات، روزه و حج اتفاقنظر دارند و در ارکان ایمان؛ یعنی ایمان به خدا، ملائکه، کتابهای آسمانی، پیامبران، آخرت و مقدرات نیک و بد، همعقیدهاند. اختلاف علما در این مذاهب، در فروع است، نه در اصول و این خود، رحمت است؛ زیرا از قدیم گفتهاند: اختلاف علما در رأی، امر خوبی است.
پیروی از مذاهب اسلامی، به معنای التزام به راه درست و مشخص در فتواهاست. بنابراین، هیچکس بدون برخورداری از شایستگیهایی که آن مذهب تأیید میکند، حق قرار گرفتن در جایگاه فقهی را ندارد و بدون پیروی از راه درست مجاز به صدور فتوا نیست. ضمن اینکه کسی حق ندارد در صدد تشکیل و تأسیس مذهب جدید و اصرار بر فتوای غیر قابل قبول و به دور از قواعد شریعت باشد.(1)
http://www.taghrib.ir/tmain_fa.aspx?lng=fa&mode=art&artid=1798
شیخ احمد کفتارو
او که تا چندی پیش فتوادهنده بزرگ سوریه بود، در پاسخ به پرسشی درباره میزان اسلامی بودن مذاهبی مانند زیدیه، جعفریه و اباضیه، نوشت:
...در واقع اختلاف فقها در فروع فقهی، برای راحتی مردم و برداشتن مشکلات از [دوش] آنها و رفع زحمتشان است و به همین دلیل، پیروی از هر مذهب اسلامی جایز بهشمار میآید، حتی اگر سبب شود که در مواقع ضروری و نیاز
1) 1:نک:
یا ناتوانی و عذر، به التقاطیگری کشیده شود؛ زیرا مالکیان و گروهی از حنفیان بهدرستی جواز آن رأی دادهاند، چنان که عمل کردن به آسانترین مذاهب یا پیروی از آسانترین احکام در مواقع ضروری و مصلحت، جایز است.
...مذهب امامیه هم نزدیکترین مذهب اسلامی به مذهب امام شافعی بوده و تقریباً تنها در 17 مسئله مشهور با فقه اهل سنت فرق میکند.
...هیچگاه شنیده نشده که اختلاف مذاهب فقهی سبب درگیری یا برخورد مسلحانه میان پیروان مذاهب شده باشد؛ چون اختلاف مذاهب در اجتهادات علمی و فقهی و مدنی، جزئی است و بنابر سخن رسولاکرم صلی الله علیه و آله : «فقیه بهخاطر اجتهادش پاداش میگیرد. اگر اجتهادش درست باشد دو پاداش برایش منظور میشود و اگر هم درست نباشد، باز هم برای او پاداش لحاظ میشود.» به همین دلیل جایز نیست که چیزی جز در این چهارچوب، در حق مذاهب دیگر گفته شود. اینها مذاهب اسلامی هستند و فقه آنها قابل احترام و مورد حمایت است.(1)
شیخ عبدالقادر بیضاوی، امام جمعه اهل سنت ارومیه
همه باید در راه ایجاد وحدت و اتحاد ملی و انسجام اسلامی گامهای مؤثر و عملی بردارند؛ باید خود مردم، روحانیون، افراد فرهنگی و فرهیخته و مسئولان دولتی در کنار هم مراقب باشند و هرکدام در حد توان، وظایف خود را انجام دهند تا توطئهها و فتنههای دشمنان، عقیم بماند. اسلام و پیروی از قرآن و رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، تمامی ملتهای مسلمان را در همه جای دنیا متحد میکند. مسلمانان یک دشمن مشترک به نام استکبار جهانی دارند و امروز، دشمنان اسلام به سرکردگی امریکا، دشمن همه مسلمانان، قرآن و پیامبر بزرگ اسلام هستند.(2)
حاج یعقوب شمس، امام جمعه اهل سنت کیش
... در صورتی که گروه یا فرقهای با نام اهل سنت، ناامنی و خشونت را در کشور ترویج دهند، از نظر گروههای اهل سنت کشور مطرود هستند. ایران، کشوری مقدس است، آبادانی این کشور برای تمام ملت، اعم از سنی و شیعه، باعث خوشحالی و سربلندی ماست.(1)
1) ttp://www.taghribnews.com/tmain_fa.aspx?lng=fa&mode=art&artid=15057
فصل چهارم: جلوهها و نمادهای اتحاد اسلامی
در عرصههای گوناگون فرهنگی، سیاسی و اقتصادی، نمادهای مختلفی وجود دارند که نمایشگر اتحاد اسلامی هستند.
زیر فصل ها
الف) حج
ب) محبت فاطمه زهرا(س)
ج) اقتدا در نماز
الف) حج
حج، برجستهترین نماد اتحاد جهان اسلام است. هر ساله در ایام حج، میلیونها نفر از امت اسلام، از هر نژاد و سرزمین، با هر مذهب و عقیده و در سطوح مختلف درآمدی، با لباسی ساده و یکرنگ، اعمال و مناسکی یکسان انجام میدهند که عظمت اتحاد اسلامی را با شکوه تمام جلوهگر میسازد.
ب) محبت فاطمه زهرا(س)
فاطمه زهرا(س) دخت گرامی پیامبر اسلام، مورد احترام و محبت همه مذاهب اسلامی است و اندیشه در روش و کلام او، میتواند راهی بهسوی وحدت
امت اسلامی بگشاید. در کتابهای اهل سنت آمده است، روزی ابوبکر، خلیفه اول، به فاطمه(س) گفت:
ای دختر رسول خدا!
رسول خدا صلی الله علیه و آله پیوسته غمخوار مؤمنان و با آنان مهربان بود و بر کافران عذابی دردناک. اگر نسب او را بجوییم، او پدر توست نه پدر دیگر زنان. برادر پسرعموی توست نه برادر دیگر مردان. او پسر عمویت [علی] را بر هر دوست صمیمی ترجیح میداد و در کارهای بزرگ از او یاری میخواست. کسی شما را دوست ندارد مگر اینکه از سعادتی بزرگ برخوردار است و کسی با شما کینه نمیورزد مگر اینکه نطفهاش پست است. شما خاندان پاکیزه الهی و برگزیدگان خدا هستید. شما راهنمایان ما در آن جهان و راهگشایان ما به بهشت هستید. (1)
چندین سال است که بسیج، هر ساله دستکم یک کنگره فاطمهشناسی برگزار میکند. رسانههای متعهد وظیفه دارند با خبررسانی قوی از این کنگرهها، مطالب برگزیده آن را به آگاهی جامعه برسانند.
ج) اقتدا در نماز
این عمل نیز نشانه اتحاد مسلمانان است. در این زمینه، پارهای از استفتائات عالمان شیعه و سنی را درباره شرکت در نماز جماعت دیگر مذاهب اسلامی تقدیم میکنیم. برای مثال، آیات عظام امام خمینی رحمه الله ، اراکی، خامنهای، فاضل، صانعی و مکارم در پاسخ به این پرسش که آیا شرکت در نماز جماعت اهل
1) بلاغات النساء، ترجمه از: دکتر شهیدی، ج 1، ص 8 . با قدری تغییر.
سنت و خواندن نمازهای یومیه با آنها، نماز واجب را کفایت میکند یا خیر، فرمودهاند: «کفایت میکند».(1)
فتوای دو تن از عالمان اهل سنت در مورد اقتدا به امام جماعت مذاهب دیگر نیز چنین است:
ابن تیمیه که نزد وهابیها بسیار گرامی است، میگوید: همه مسلمانان خواندن نماز پشتسر یکدیگر را جایز میدانند، همانطور که اصحاب و تابعین و ائمه اربعه پشتسر یکدیگر نماز میگزاردند. منکر این حکم، بدعتگذار و گمراه و مخالف قرآن و سنت و اجماع مسلمانان بهشمار میآید.(2)
استاد دکتر وهبه زحیلی: اقامه نماز پشتسر مخالفان مذهبی در فروع، صحیح و غیرمکروه است؛ زیرا اصحاب و تابعین همواره پشتسر یکدیگر نماز میخواندند، با اینکه در فروع با هم اختلاف داشتند و این اجماعی بود، چنانکه ابنمسعود پشتسر عثمان نماز را تمام خواند، با اینکه میبایست طبق نظر خود شکسته میخواند. [چون] از او [دلیل آن را] پرسیدند، گفت: زیرا در اختلاف، شر نهفته است.(3)
دیدگاه دکتر فرید نصر واصل (مفتی اعظم مصر):
هر مسلمانی که به خداوند ایمان داشته باشد و شهادت به وحدانیت خدا و رسالت حضرت محمد صلی الله علیه و آله بدهد و منکر واجبات دین نشود و بهطورکامل عالم به ارکان اسلام و نماز و شرایط آن باشد، امامت جماعت او برای دیگران و امامت دیگران نسبت به او، هنگامی که این
شرایط را دارا باشد، صحیح است، گرچه امام و مأموم اختلاف مذهبی داشته باشند و شیعه اهلبیت هم شامل همین مطلب است.(1)
دکتر یوسف قرضاوی، رئیس مجمع اهل سنت در کنفرانس تقریب دوحه قطر، نیز گفت:
من در سفرم به ایران در نماز خود به آقای تسخیری اقتدا کردم و ایشان هم به من اقتدا کردند.(2)
زیر فصل ها
راهپیمایی روز قدس
سازمان کنفرانس اسلامی
علاقه به حزبالله
راهپیمایی روز قدس
سالهاست که مسلمانان سراسر جهان، به سفارش امام خمینی رحمه الله ، هرساله در آخرین جمعه ماه مبارک رمضان، برای زنده نگهداشتن یاد فلسطین، راهپیماییهای باشکوهی برگزار میکنند که نمادی از اتحاد امت اسلام است.
سازمان کنفرانس اسلامی
این سازمان که اکنون به چهل سالگیاش نزدیک میشود، هر از چندی میان سران، وزرای خارجه و کارشناسان کشورهای عضو، جلسههایی برگزار میکند.
علاقه به حزبالله
حزبالله لبنان، حزبی شیعی است که تاکنون سرسختانه در برابر حملههای اسرائیل مقاومت کرده و پیروزیهای بزرگی به دست آورده است. علاقه به این حزب، در امت اسلام فراگیر و اتحادآفرین است.
زیر فصل ها
قربانی حج
بانک توسعه اسلامی
قربانی حج
هر ساله در ایام حج، حاجیان که بهطور معمول از توانگران امت اسلام هستند، میلیونها گوسفند قربانی میکنند. چند سالی است که گوشت این قربانیها به مناطق مستضعفنشین جهان اسلام منتقل و میان آنان پخش میشود. این حرکت نیز، جلوهای از اتحاد اسلامی را به نمایش میگذارد.
بانک توسعه اسلامی
این بانک که به سازمان کنفرانس اسلامی وابسته است، میکوشد با درآمد کشورهای ثروتمند اسلامی، در مناطق مستضعفنشین جهان اسلام سرمایهگذاری مفید کند تا در حد توان، از فقر مسلمانان بکاهد.
با توجه به جایگاه اقتصاد و ارتباط آن با فرهنگ عمومی مردم، میتوان جلوهای از ارزشها و عقاید مردم را در مسائل اقتصادی یافت. برای مثال، مردم مصر سالهاست در حرکتی نمادین، برای انواع خرما نامهای خاصی برمیگزینند که از علایق آنها حکایت دارد. آنها سالهاست نام بهترین خرمای خود را به نام سیدحسن نصرالله، رهبر حزب الله لبنان و بدترین خرمای خود را به
نام مقامات اسرائیل مانند اولمرت یا شارون، نامگذاری میکنند. این حرکت نیز در جای خود میتواند نمادی از وحدت مسلمانان بهشمار آید.(1)
1) http://bartar.mihanblog.com/Post-1592.ASPX
فصل پنجم: موانع و راهکارهای اتحاد و انسجام اسلامی
کدام هدفِ مهم است که در مسیر رسیدن به آن، موانع زیادی نباشد؟ فتح یک قله کوچک چندان دشوار نخواهد بود، ولی فتح هیمالایا کار هر کسی نیست. اتحاد امت اسلامی نیز هدف کوچکی نیست که رسیدن به آن ساده باشد، بلکه موانع بسیاری در این مسیر وجود دارد که باید یکیک آنها را حل کرد.
زیر فصل ها
الف) موانع فرهنگی و مذهبی
ب) موانع سیاسی
ج) موانع اقتصادی
الف) موانع فرهنگی و مذهبی
بخشی از موانع اتحاد اسلامی، به اخلاق و آداب و رسوم ملتها و کژفهمیها یا کجسلیقگیهای مذهبی برمیگردد که باید آنها را شناخت و برای عبور از آنها چارهای اندیشید. بخشی از این موانع عبارتند از:
یک ـ ضعف آگاهیهای فرهنگی
فرهنگ هر جامعه، مجموعهای از ارزشها و هنجارها و آداب و رسوم آن جامعه است. بهطور طبیعی، هرچه فرهنگها به یکدیگر نزدیکتر باشند، امکان برقراری ارتباط میان دو جامعه افزایش مییابد.
در کشورهای اسلامی، با وجود یک عامل اشتراک قوی و فراگیر به نام دین که در تمام این کشورها حاکم است، از نظر جغرافیایی، زبان، نژاد، آداب و رسوم و ملیت متنوع و مختلف هستند. به این ترتیب، با توجه به تنوع بالای فرهنگی، ضعف آگاهی مسلمانان از فرهنگ جوامع یکدیگر، میتواند مانعی بر سر راه اتحاد آنان باشد؛ زیرا هر کشوری برای فرهنگ خود احترام و ارزش خاصی قائل است و نمیتواند کمتوجهی یا توهین ملتهای دیگر به آن را بپذیرد. در این میان، کمآگاهی از فرهنگ دیگر ملتهای مسلمان، افزون بر کمرنگ کردن زمینههای اتحاد، ممکن است سبب شود ملتها هنگام رویارویی با یکدیگر، ناخودآگاه، عملی برخلاف فرهنگ هم انجام دهند که از آن، توهین یا بیتوجهی برداشت شود. طبیعی است این اعمال سبب رنجش طرف مقابل و مانع اتحاد خواهد بود.
بنابراین، راهکارهایی چون گفتوگوی فرهنگها، پخش برنامههای مستند از ملتهای مسلمان، میزگردهای فرهنگشناسی و مردمشناسی، آسانسازی سفر بین کشورهای اسلامی، ردوبدل کردن آثار و محصولات فرهنگی، معرفی و استخراج مبانی و دستآوردهای فرهنگ مشترک و تعیین راههای تعامل فرهنگهای بومی ملل مسلمان با یکدیگر با محوریت دین، در رفع این مانع بسیار اثرگذارند.
وسایل ارتباط جمعی بهویژه رسانههای تصویری نیز بهترین و مهمترین ابزار برای تحقق این راهکارها و رفع موانع فرهنگی اتحاد بهشمار میروند.
دو ـ گفتوگوهای غیرتخصصی
گفتوگوهای علمی به شرط رعایت قوانین علمی و آن هم در محدوده دانشمندان و نخبگان، پسندیده است، ولی چنین گفتوگوهایی در سطح توده مردم سبب گسترش بحث و اختلاف میشود؛ زیرا توده مردم از بحث علمی ناتوانند و هنگامی که از دادن پاسخ درمیمانند، ممکن است به خشونت یا مشاجره لفظی روی آورند. در این شرایط، برخی از آنان نمیتوانند خشمهای آنی خود را کنترل کنند و برخی دیگر، کلمات و تعابیر غیرمؤدبانه بهکار میبرند. اگر بحثکنندگان، جوان و کمتجربه نیز باشند، با وجود این دو عامل در کنار هم، ستیزهجوییها آغاز میشود.
ازاینرو، رسانههای متعهد باید از کشاندن این گفتوگو به سطح تودههای مردم عادی خودداری و چنین مباحثی را فقط در سطح نخبگان، مجلههای علمی ـ تخصصی و شبکههای ویژه نخبگان و به زبان آنان مطرح کنند.
سه ـ تکفیرهای نادرست
در طول تاریخ اسلام و حتی در عصر ما، فتواهای فراوانی درباره تکفیر افراد یا تحریم مذاهب مختلف اسلامی صادر شده است. وظیفه مسلمانان این است که توجه کنند قرآن و رسول خدا صلی الله علیه و آله چه کسانی را مسلمان و چه کسانی را کافر میدانستند. بنابراین، کافر و بیدین اعلام کردن عدهای، براساس دیدگاههای شخصی، کاری نادرست و تفرقهانگیز است. راهکار حل این مشکل آن است که مراحل مختلف کفر و شرک را مشخص کرد تا همه بدانند کافران و حتی
مشرکان با هم تفاوت دارند و نمیتوان با همه یکسان برخورد کرد. چهبسا در عقاید یا رفتارهای بسیاری از مسلمانان، نشانههایی از کفر و شرک باشد، ولی این دلیل نمیشود که آنها را بهطور رسمی کافر و مشرک بخوانیم، بلکه باید آنها را انسانهایی دانست که بخشی از کارهای نیک را با برخی کارهای بد درآمیختهاند و لازم است که با اینان مانند مسلمان برخورد کرد؛ زیرا شهادتین را بر زبان جاری کردهاند. البته در همان حال باید مؤدبانه و مستند، به نقد نظریه آنها پرداخت.
چهار ـ دروغ، بدفهمی و بدبینی
با کمال تأسف باید گفت از موانع مهم تقویت اتحاد اسلامی، برخی تهمتهای نارواست که از بدفهمیها و بدبینیها سرچشمه میگیرد. برای مثال، برخی از اهل سنت میگویند: شیعیان مهرهای نماز خود را میپرستند. عدهای از شیعیان هم اهل سنت را به دشمنی با اهلبیت رسول الله صلی الله علیه و آله متهم میسازند؛ آیا این دو گروه، بهدرستی ادعای خود ایمان دارند؟
گاه بعضی مطالب دروغ و بیپایه، امت اسلام را از یکدیگر جدا میکند، چنانکه برخی از اهل سنت مدعیاند احادیثی از معتبرترین کتابهای حدیثی شیعه در اختیار دارند، مبنی بر اینکه قرآنی که جبرئیل بر پیامبر نازل کرد هفده هزار آیه بود، درحالیکه قرآن موجود این همه آیه ندارد. آنها این حدیث را دلیلی بر این مطلب میدانند که شیعیان باور ندارند خدا قرآن را حفظ میکند، ازاینرو کافرند!
در پاسخ این ادعا میگوییم آیا آنها میدانند چند نفر از شیعیان این حدیث را خوانده یا شنیدهاند و چند درصد از آنها این حدیث را تأیید کردهاند؟ آیا
خبر دارند برخی علمای شیعه احتمال دادهاند در زمانی که کتابها به صورت خطی نوشته میشده، در این حدیث اشتباه قلم رخ داده و درست همان هفتهزار بوده که تقریبی از شماره آیات قرآن موجود است؟ آیا از پاسخ عالمان شیعه به اینگونه احادیث خبر دارند و آیا میدانند که حتی اگر کسی بهدرستی این روایت معتقد باشد، باز هم اعتقاد دارد قرآن اصلی در دست امام غایب شیعیان محفوظ است و بنابراین کافر نیست؟ با این حال در بازارهای شیعیان میگردند تا قرآن آنها را ببینند؟! آیا نمیتوانند از راه اینترنت، سایتهای قرآنی شیعیان را ببینند و حقیقت را دریابند یا به شبکههای قرآنی رادیویی و تلویزیونی ایران گوش دهند تا بفهمند که قرآن شیعیان، با همه مسلمانان یکی است؟
همه اینها ممکن است، ولی بدبینیها سبب شده بدون اندیشه و درنگ، در برابر یکدیگر موضع بگیریم و همدیگر را از جاده ایمان و اسلام خارج بدانیم و برخلاف دستور رسول خدا صلی الله علیه و آله خون یکدیگر را بریزیم. درحالیکه أَبِی بَکْرَه نقل میکند رسول خدا صلی الله علیه و آله در حجة الوداع، در سرزمین منا در روز عید قربان فرمود:
آیا امروز روز نحر [عید قربان] نیست؟ گفتیم چرا ای رسول الله. فرمود: همانا خونها و مالهایتان (و گمان میکنم محمد فرمود) و آبروهایتان بر شما حرمت دارد، چنانکه این روز در این ماه و در این سرزمین بر شما حرمت دارد و شما بهزودی با پروردگارتان ملاقات خواهید کرد و او از اعمالتان میپرسد. پس
مبادا پس از من عقبگرد کنید که از کافران شوید یا از گمراهانی که بعضی گردن بعضی دیگر را میزنند. (1)
اگر آن حضرت، امروز کشتار مسلمانان در عراق را میدید چه میفرمود؟ آیا این است معنای رحماء بینهم؟ آیا این است معنای برادری ایمانی و اعضای یک بدن بودن؟ چقدر از قرآن مجید فاصله داریم؟
آنان که ادعا میکنند شیعیان یا اهل سنت مسلمان نیستند، آیا فرمایش رسول الله صلی الله علیه و آله را نشنیدهاند که فرمود:
... یَخْرُجُ مِنْ النَّارِ مَنْ قَالَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَفِی قَلْبِهِ وَزْنُ ذَرَّةٍ مِنْ خَیْرٍ.(2)
... هر کس لا اله الا الله بگوید و در قلبش به وزن ذرهای خیر باشد، از آتش خارج میشود.
در صحیح بخاری که معتبرترین کتاب حدیثی اهل سنت است، از اسامه بن زید نقل شده است که گفت: در مأموریتی نظامی به سمت الحرقه، فردی از دشمنان را کشتم درحالیکه او لا اله الا الله گفته بود. پس از بازگشت به مدینه با سرزنش رسول خدا صلی الله علیه و آله روبهرو شدم. آن حضرت فرمود:
یَا أُسَامَةُ أَقَتَلْتَهُ بَعْدَ مَا قَالَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ؟(3)
ای اسامه! آیا او را پس از آنکه لا اله الا الله گفته بود، کشتی؟
پاسخ دادم: او برای نجات خود این سخن را گفت، ولی پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله پرسش خود را تکرار کرد، چنانکه آرزو کردم کاش تا آن روز مسلمان نشده بودم.
اکنون کسانی که خود را پیرو رسول خدا صلی الله علیه و آله میدانند، ولی عدهای از گویندگان لا اله الا الله را فقط به جرم مذهبشان میکشند، چه پاسخی برای این پرسش پیامبر دارند؟
مشکل اینجاست که برخی از اهل سنت بر اثر بدبینیها، عقاید دیگر مسلمانان را خوب درک نمیکنند و گاه بدون دلیل محکم، آنان را به شرک متهم میسازند، حال آنکه حقیقت چیز دیگری است. قرآن مجید چه خوب فرمود که:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ ... . (حجرات: 12)
ای کسانی که ایمان آوردید، از بسیاری گمانها بپرهیزید که برخی از گمانها گناهند.
و یا فرمود:
وَمَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنَّ الظَّنَّ لَا یُغْنِی مِنَ الْحَقِّ شَیْئًا. (نجم: 28)
آنها در این مورد هیچ یقین نداشتند و تنها از گمان پیروی میکردند و همانا گمان چیزی از حق را بیان نمیکند.
اگر تمام مسلمانان فقط از یقین پیروی میکردند، شیعیان را به دوستی با یهودیان یا براندازی سلسله عباسی متهم نمیساختند. آیا شیعهای که نمونه برجسته آن، حزبالله لبنان، در خطمقدم جهاد با اسرائیل است و جمهوری
اسلامی ایران که اصلیترین تهدید برای رژیم اشغالگر قدس شناخته شده است، با یهودیان رفاقت دارند؟!
درباره موضوع سلسله عباسی نیز یکطرفه قضاوت میشود، چنانکه معمولاً اقدام برخی خلفای عباسی در کشتن امامان شیعه که از اهلبیت رسول الله صلی الله علیه و آله بودند و نیز سر بریدن شیعیان، در نظر گرفته نمیشود! اگر هم بهراستی، شیعیان سلسله عباسی را سرنگون کرده باشند و اصل کار هم نادرست باشد، فرد یا افراد معدودی این کار را کردهاند، نه همه شیعیان، دلیل کار آن عده را هم باید در آثار باقیمانده از آنان جستوجو کرد. از سوی دیگر، بسیاری از سنیها نیز حکومتهای سنی را سرنگون ساختهاند، از جمله خود عباسیان که بنیامیه را از حکومت برکنار کردند، آیا باید همه اهل سنت را مقصر شمرد؟
پنج ـ نظارت ضعیف بر مدرسههای مذهبی
این عامل سبب شده است در برخی کشورهای اسلامی، عدهای تندرو، طلبههای جوان را به درگیریهای خشونتبار مذهبی هدایت کنند. بنابراین، نباید اجازه داد استادی بداندیش یا کجسلیقه که مخالف اتحاد امت رسول خداست، با گسترش ایدههای انحرافی خود، به تنش در امت اسلامی دامن بزند یا مطالب اختلافبرانگیز در کتابهای مدارس کشورهای اسلامی چاپ شود. در غیر این صورت، نوجوانان و جوانان با دیدگاههای تفرقهگرایانه رشد میکنند که خود بهتدریج، عامل ایجاد کینه به دیگر مسلمانان در میان آنها میشود.
شش ـ اهانت به مقدسات مذهبی
از جمله موانع مهم بر سر راه شکلگیری وحدت اسلامی، اهانت به مقدسات دیگر مذاهب است. آیت الله تسخیری در اینباره میفرماید:
درحالیکه قرآن میفرماید شما مؤمنین حتی به بتهای مشرکین هم توهین نکنید؛ زیرا این عمل باعث میشود که آنها به خدای شما بیاحترامی کنند. بنابراین، چنین حرکاتی هیچ توجیه قرآنی، روایی و عقلی ندارد.(1)
همچنین، حجت الاسلام بیآزار شیرازی دراینباره چنین میگوید:
این سب و لعنها در تاریخ، چیزی جز ضرر برای شیعیان نداشته است و نخواهد داشت و این مسئلهای که متأسفانه برخیها تصور میکنند با این سب و لعنها میتوانند دیگران را بهسوی مکتب اهلبیت بکشانند، صد درصد اشتباه است. اهلبیت سعی میکردند با استفاده از اخلاق حسنه، مهربانی، ادب، احترام و علم و دانش، از دشمن، دوست بسازند، در حالیکه این افراد، خواسته یا ناخواسته با این سب و لعنها، از دوست، دشمن میسازند، چنانکه در دوره آلبویه، به دلیل وجود احترام به مقدسات مذاهب، شیعیان افزایش چشمگیری یافتند و برعکس در دوره صفویه به دلیل سبولعنهایی که راه افتاد، جنگهای فراوانی بین ایران و عثمانی درگرفت و اغلب منجر به شکست صفویه وکشته شدن شیعیان بسیار شد و در نهایت، دو طرف تضعیف شدند و خاک کشورهای اسلامی به جولانگاه استعمارگران تبدیل شد و بعدها وقتی در زمان نادرشاه به فکر از بین بردن کینهها و ایجاد وحدت [افتادند]، به دلیل وجود بدبینیهای گسترده که ناشی از سبولعن بود، تقریب بینشان ایجاد نشد و در نهایت، این امر باعث تسلط بیگانگان بر کشورهای اسلامی شد.(2)
ب) موانع سیاسی
بخش دیگری از موانع اتحاد امت اسلامی، موانعی است که به نوعی با دولت و حکومت در ارتباط است و رنگ و بوی سیاسی دارد. از جمله آنها میتوان به این موارد اشاره کرد:
یک ـ قدرتطلبی
یکی از مهمترین آسیبهای نظام سیاسی در هر کشوری، قدرتطلبی سیاستمداران است. در طول تاریخ، کشمکش سیاستمداران برای بهدست آوردن قدرت، سبب هدررفتن بسیاری از منابع انسانی و موقعیتهای پیشرفت در جامعه شده است. این امر از محدود بودن منابع قدرت و سرکش بودن میل قدرتطلبی و فزونخواهی انسان سرچشمه میگیرد.
این احساس، رسیدن به قدرت را هدفی اصیل جلوه میدهد و سبب میشود فرد، مصالح و منافع دیگران و جامعه را برای رسیدن به هدف شخصی نادیده بگیرد. در نتیجه، دشمنی و کینه پدید میآید و گروههایی متنوع و گسترده، برای بهدست آوردن قدرت در جامعه، در جهت منافع خود تلاش میکنند.
اگر حس قدرتطلبی از جامعه رخت بربندد و حس مسئولیتپذیری و خدمتگزاری و تکلیفمحوری جای آن را بگیرد، قدرت، به ابزاری برای پیشرفت جامعه بهسوی ارزشهای دینی و انسانی تبدیل میشود، نه وسیله تأمین منافع گروهی خاص. طبیعی است در چنین شرایطی، روحیه اتحاد و برادری بسیار بیشتر و قویتر از حالت قبل در جامعه ایجاد خواهد شد.
دو ـ دشمنان خارجی
به یقین، یکی از مهمترین موانع خارجی در تحقق وحدت جهان اسلام، توطئهها و دسیسههای دشمنان این دین جهانی است. چنانکه تاریخچه اسلام نشان میدهد، این دین و آموزههای رهاییبخش آن، همواره از مهمترین موانع تحقق اهداف استعمار در بندگی و به اسارت کشیدن ملتها بوده است. نخستین و کارسازترین سیاست استعمار در برخورد با ملتهای جهان بهویژه اسلام، شعار «تفرقه بینداز و حکومت کن» بوده که امروزه به شعار «تفرقه بینداز و ریشهکَن کُن» تبدیل شده است. دومین سیاست استعمار در برخورد با جهان اسلام، گسترش تفرقه از زمینههای سیاسی و عقیدتی، به صحنههای عملی و نظامی به بهانه مبارزه با «تروریسم» است که زنگ خطر را برای جهان اسلام بهصدا درمیآورد.
امروزه دشمنان برای ایجاد تفرقه و اختلاف در کشورهای اسلامی، برنامههای گوناگونی در دستور کار خود دارند. آنها در گام نخست برای ترویج سکولاریسم و جدایی دین از سیاست در کشورهای اسلامی با تمام توان میکوشند. از سوی دیگر با نقشههای گوناگون سعی در جداسازی کشورهای اسلامی از یکدیگر دارند. همچنین میکوشند در نشانهگیری مسلمانان بهسوی دشمن حقیقی، انحراف ایجاد کنند و آنها را به خودشان سرگرم سازند.
به این ترتیب، میتوان توطئههای دشمنان اسلام را از مهمترین موانع تحقق راهکارهای وحدتآفرین خواند.
تلاش مخالفان وحدت اسلامی در حذف عوامل وحدتآفرین، بسیار گسترده و مرموزانه است، آنها برای اجرای نقشههای شومشان، گاه از خود مسلمانان بهره میگیرند. شناخت این توطئهها بسیار مشکل و رویارویی با آنها
دشوارتر است، ولی امام خمینی رحمه الله با هشیاری و ژرفاندیشی، بسیاری از دسیسههای مخالفان جهانی وحدت اسلامی را آشکار ساخت و مقصد و اهداف شوم آنان را به همگان شناساند. ایشان در یکی از سخنرانیهای خود فرمود:
دولتهای استعمارطلب با دولتهایی که میخواهند ذخایر مسلمین را ببرند، با وسیلههای مختلف، با نیرنگ[های] متعدد، دول اسلامی [و] سران دول اسلامی را اغفال میکنند. گاهی به اسم شیعه و سنّی اختلاف ایجاد میکنند... . در دول اسلامی بین طوایف مسلمین به اسم اسلام و به اسم مذهب چیزهایی پخش میکنند، تبلیغاتی میکنند که طوایف مسلمین به جان هم بیفتند و با هم اختلاف شیعه و سنی پیدا بکنند و آنها به ذخایری که مسلمین دارند، دسترسی پیدا بکنند و نتوانند مسلمین کاری انجام بدهند.(1)
رهبر معظم انقلاب نیز درباره دشمنی قدرتمندان خارجی با وحدت مسلمانان میفرماید:
تا آنجایی که من در تاریخ یادم میآید، درگیریها و تعارضات و جنگهای مذهبی بین مسلمین، بهوسیله قدرتمندان هدایت شده است. از زمان بنیعباس و آن جنگهایی که بین مکاتب کلامی تازه تأسیس شده آن روزگار اتفاق افتاد و آن کشتارهای متقابل، گاهی این خلیفه بود، طرفدار این فکر بود، گاهی خلیفه دیگر بود، طرفدار فکر دیگری بود، تا زمانهای بعد، همواره دستهایی، طرفداران عقاید مختلف اسلامی را به جان هم انداختند. اگر این دستها نبود، آنها با هم سالها در صلح و آرامش زندگی میکردند و هیچ مشکلی نداشتند. نمونهاش همین کشورهای اسلامی ]است[ که در آن فرق
1) صحیفه نور، ج1، ص 323.
مختلف اسلامی با هم مشغول زندگی هستند، یک نمونهاش ایران، یک نمونهاش عراق و کشورهای دیگر.
چه موقع خود مردم و معتقدان به اسلام در مقابل هم صفآرایی داشتند؟
چه زمانی با هم جنگیدند؟(1)
آیت الله تسخیری، دبیر کل مجمع تقریب اسلامی، دشمنان خارجی را مهمترین عامل ایجاد تفرقه در بین مسلمانان میداند. او میگوید:
من معتقدم مهمترین عامل تفرقه در بین امت اسلامی، عامل خارجی؛ یعنی دشمنان اسلام و مسلمانان هستند.(2)
وی معتقد است یکی از مهمترین کارهای دشمنان اسلام این است که به درگیریهای سیاسی در کشورهای اسلامی که بر اثر فتنهانگیزی خود آنها ایجاد شده، لباس مذهبی میپوشانند؛ یعنی درگیریهای سیاسی را درگیری مذهبی معرفی میکنند. در عراق، لبنان، افغانستان و ایران، شیعه و سنی در کنار هم، بدون هیچ مشکلی با یکدیگر زندگی میکنند، ولی دشمنان، درگیریهای سیاسی را جنگ شیعه و سنی میخوانند.
روش دیگر، ایجاد ترس از حکومت دینی و مردمی ایران در حاکمان و حکومتهای ضعیف و غیرمردمی است. آنها با این کار میکوشند این حاکمان و حتی ملتشان را از ایران دور سازند و نیز از نفوذ معنوی ایران در دیگر سرزمینهای اسلامی بکاهند. اقدام دیگر آنها ترسیم اوضاع بهگونهای است که درگیری اصلی جهانی، یعنی درگیری استکبارگران جهانی با مسلمانان بیدار، فراموش شود و به جای آن، فرقهها و مذاهب اسلامی را با ترفندهای گوناگون
با هم درگیر و در نتیجه ضعیف میسازند! آنها میخواهند کاری کنند که شیعه خیال کند سنی دشمن اوست و سنی خیال کند فلان فرقه دشمن اوست و همه فکر کنند ایران دشمن اصلی آنهاست و خلاصه با درست کردن دشمنان وهمی برای فرقههای اسلامی، آنها را به جان هم بیندازند. (1)
اقدامهای استعمارگران برای ایجاد تفرقه میان مسلمانان را بهطور خلاصه میتوان چنین برشمرد:
یکـ تشکیل گروههای تندرو؛
دوـ حمایت از افراد متعصب؛
سهـ مطرح ساختن موضوعهای تفرقهآمیز؛
چهارـ بزرگنمایی اختلافات؛
پنجـ نگارش کتابهای تفرقهانگیز؛
ششـ راهاندازی سایتهای اینترنتی؛
هفتـ شایعهسازی و شبههافکنی؛
هشتـ ایجاد حکومتهای لائیک و پشتیبانی از آنها؛
نهـ جلوگیری از شناخت مسلمانان از هم.(2)
http://www.taghrib.ir/tmain_fa.aspx?lng=fa&mode=art&artid=3902
دهـ به قدرت رساندن حاکمان وابسته که ممکن است ظاهری دیندار هم داشته باشند، ولی با دامنزدن به اختلافهای مذهبی، در عمل به استعمارگران خدمت میکنند.
اظهارنظرهای نابجا
فضای سیاسی، بسیار حساس و اثرپذیر است و اظهارنظرهای افراد و گروهها میتواند تأثیرات چشمگیری در افکار عمومی، برجا گذارد، بهویژه فضای سیاسی کشورهای اسلامی به دلیل آنکه کانون توجه کشورهای غربی و دشمنان اسلام بهشمار میروند، از اهمیت و حساسیت بیشتری برخوردار است. در این عرصه، اظهارنظرهای نابجا و شتابزده یا ناآگاهانه، در ایجاد آشفتگی فکری و برهم خوردن آرامش مورد نیاز برای وحدت و یکرنگی در جامعه، اثر منفی دارد.
این اظهارنظرها، در میدان عقیدتی نیز اثرگذار است، از جمله هنگام رویارویی پیروان مذاهب مختلف اسلامی با یکدیگر در موسم حج که بهنظر میرسد دشمنان اسلام برای این بخش، سرمایهگذاری بیشتری کردهاند؛ زیرا برانگیختن احساسات و تعصبهای دینی پیروان عوام فرقهها و مذاهب، آسانتر به ایجاد تنش میان آنان میانجامد.
در این مورد، سخن امیرمؤمنان، علی(ع) بسیار آموزنده و بجاست که فرمود: «اگر کسی که نمیدانست، سکوت میکرد، اختلاف از بین میرفت».(1)
ج) موانع اقتصادی
زیر فصل ها
یک ـ نداشتن بازار مشترک اسلامی
دو ـ ضعف استانداردها
سه ـ ضعف تبلیغات
چهار ـ فقدان مدیریت مشترک
پنج ـ ضعف بانکداری
یک ـ نداشتن بازار مشترک اسلامی
روابط اقتصادی کشورهای اسلامی با یکدیگر باید در سطوح بالا شکل گیرد، ولی به دلیل فقدان بازار مشترک اسلامی، آنان به این امر توجه جدی نشان
1) بحارالانوار، ج 2، ص 122.
نمیدهند. ازاینرو، لازم است رسانههای متعهد بر ضرورت ایجاد چنین بازار مشترکی تأکید ورزند تا هم انسجام اسلامی تقویت شود و هم اقتصاد جوامع اسلامی بهبود یابد.
دو ـ ضعف استانداردها
فروش محصولات تقلبی و ضعف استانداردها، بهویژه در کشورهای مطرح مسلمان، میتواند نوعی بدبینی نسبت به جوامع اسلامی پدید آورد که چنین نگرشی به یقین، برای وحدت جامعه اسلامی زیانبار است. وقتی مسلمانی، محصول یک کشور اسلامی را غیراستاندارد و برخلاف آن، محصول یک کشور کافر را با کیفیت بالا مییابد، طبیعی است که از اعتماد و علاقهاش به اسلام و مسلمانان کاسته میشود. ازاینرو، رعایت استانداردها، در حفظ روحیه همگرایی در جهان اسلام بسیار مهم است. تصور کنید اگر همه محصولات تولیدی جهان اسلام استاندارد بودند، چقدر برای حفظ هویت و تعالی شخصیت و وحدت مسلمانان مفید بود؟
سه ـ ضعف تبلیغات
بسیاری از محصولات کشورهای اسلامی، از تبلیغات کافی برخوردار نیست و در تبلیغاتی هم که صورت میگیرد، بر این نکته تأکید نمیشود که مسلمانان باید از محصولات تولید جوامع اسلامی خریداری کنند تا اقتصاد مسلمانان تقویت شود. ضعف تبلیغات، سبب رکود فروش محصولات ساخت مسلمانان و به جای آن، رونق فروش محصولات کشورهای غیرمسلمان میشود. درنتیجه، ما به دست خود، اقتصاد جهان اسلام را ضعیف و اقتصاد
غیرمسلمانان را که برخی دشمن نیز هستند تقویت کردهایم. به دیگر سخن، از یک سو بر فقر جهان اسلام و از سوی دیگر، بر ثروت کافران افزودهایم. روشن است که چنین روشی سبب خواهد شد بسیاری از مسلمانان، روحیه همگرایی خود را از دست بدهند.
چهار ـ فقدان مدیریت مشترک
اگر سازمان کنفرانس اسلامی، دبیرخانهای برای مدیریت مشترک اقتصاد کشورهای اسلامی تأسیس کند؛ مناسب خواهد بود. چنین دبیرخانهای میتواند سرمایه و فنآوری و دانش اقتصاد اسلامی را از کشورهای توانمند اسلامی به کشورهای ضعیف انتقال دهد و در مواقعی که کشوری غیراسلامی، جهان اسلام را در فشار قرار میدهد، با برخی سیاستهای خاص، اسباب مجازات آن کشور را فراهم سازد. این کار بر قدرت جهان اسلام میافزاید و روحیه وحدت را تقویت میکند.
هرچند وحدت امری سیاسی است، ولی امروزه بسیاری از وحدتها از راه همکاریهای اقتصادی بهدست میآید؛ زیرا پشتپرده سیاست، اقتصاد نهفته است و اقتصاد، ابزاری مهم در خدمت سیاستمداران است. چنانکه اتحادیه اروپا، بیشترین همکاریهای خود را، در زمینه اقتصادی طرحریزی میکند و این همکاریها، زمینه روابط دوطرفه سیاسی و فرهنگی را فراهم میسازد. امروزه در روابط خارجی کشورها، سیاست و اقتصاد، دو عامل به همتنیده هستند که گستردگی و عمق روابط با دیگر کشورها را تعیین میکنند. بنابراین، یکی از مهمترین ابزار تحقق وحدت در جهان اسلام، همکاریهای اقتصادی
است و نبود مدیریت مشترک دراین زمینه، عامل رکود اتحاد در جهان اسلام است.
پنج ـ ضعف بانکداری
بانکداری کشورهای اسلامی، نظامی یکپارچه ندارد و همین مسئله در روابط اقتصادی میان این دولتها مشکلاتی پدید میآورد، از جمله رشد اقتصادی را در کشورهای اسلامی کند میسازد و سبب ذخیره شدن سرمایههای جهان اسلام در بانکهای کشورهای کفر میگردد. در نتیجه، اقتصاد کشورهای اسلامی، ضعیف و اقتصاد دشمنان تقویت میشود که میتواند تضعیف روحیه همگرایی را در پی داشته باشد. البته حرکتهای خوبی برای تقویت بانکداری آغاز شده که امید است با جدیت و سرعت بیشتری ادامه یابد.
زیر فصل ها
الف) راهکارهای مذهبی و فرهنگی
ب) راهکارهای سیاسی
ج) راهکارهای اقتصادی
الف) راهکارهای مذهبی و فرهنگی
زیر فصل ها
یک ـ رفع زمینههای شبهه و اختلاف
دو ـ گسترش دانشگاههای مذاهب اسلامی
سه ـ انتشار فتواها و نظریههای تقریبی
چهار ـ گفتوگوهای علمی
پنج ـ گسترش عقلانیت
یک ـ رفع زمینههای شبهه و اختلاف
سلفیها (وهابیها) شیعیان را مشرک میدانند و بدیهی است که با چنین تفکری، اتحاد اسلامی محقق نخواهد شد. ازاینرو، باید اندیشههای شیعی، بهویژه در زمینه توحیدی آن روشنتر بیان شود. همچنین برخی اقدامهای نادرست و بیاساس عوام شیعه که بر شبهه شرک دامن میزند، ترک شود. از سوی دیگر، میتوان برخی از مهمترین فرازهای دعاهایی همچون عرفه، مناجات شعبانیه و کمیل را بهعنوان عقاید توحیدی تشیع در میان اهل سنت انتشار داد یا بهصورت پیوسته در شبکههای فرا مرزی صداوسیما پخش کرد و
نیز پاسخهایی قانعکننده برای شبهههای آنها یافت یا پاسخهایی را که در سایتهای گمنام شیعه وجود دارد، به شیوههای گوناگون تبلیغ کرد.
دو ـ گسترش دانشگاههای مذاهب اسلامی
گسترش چنین دانشگاههایی میتواند در نزدیک ساختن مذاهب اسلامی به یکدیگر نقش بسزایی داشته باشد. حجت الاسلام بیآزار شیرازی که از سال 1374 ریاست دانشگاه مذاهب اسلامی را در ایران بر عهده دارد، در پاسخ به پرسشی از «تقریب نیوز» (16/4/1386) درباره خدمات این دانشگاه چنین میگوید:
پرورش نسلی از علما و دانشمندان مسلمان که در عین آگاهی از مذهب خود، از مبانی دیگر مذاهب اسلامی آگاه باشند.
تربیت استادان و پژوهشگران برجسته در فقه و حقوق، اصول، علوم قرآن، علوم حدیث، کلام و عرفان برای مدارس و دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی از طریق دورههای کارشناسی ارشد و دکترا.
تربیت مبلّغان دینی برای داخل و خارج از کشور در سطح مذاهب مختلف اسلامی. (1)
همچنین در پاسخ به این پرسش که تقریب و وحدت چه جایگاهی در اهداف دانشگاه دارد و آیا اهداف موردنظر، عملی شده است یا نه، میگوید:
مسئله تقریب به تعبیر مقام معظم رهبری، یک امر عملی است؛ یعنی عملاً مسلمانان وقتی که به هم نزدیک شدند، اولاً وحشتشان نسبت بههم از بین میرود و در مرحله بعد، یکدیگر را میشناسند، وقتی که شناختند، میفهمند که دشمن یکدیگر نیستند، بلکه با هم، همدین و همکیش هستند و وقتی به مشترکات فراوان بین هم پی بردند، نسبت به یکدیگر الفت پیدا خواهند کرد و
1) http://www.taghrib.ir/tmain_fa.aspx?lng=fa&mode=art&artid=4684
به همین خاطر مشاهده میکنیم که این انس و الفت در اغلب دانشجویان و فارغالتحصیلان این دانشگاه بهخوبی مشاهده میشود، در صورتی که در ابتدای امر که به این دانشگاه وارد میشوند، یک حالت بدبینی وجود دارد، اما کمکم رو به آرامش میروند و میفهمند آنچه در قبل میپنداشتند، واقعیت ندارد.
همانطور که امام علی(ع) در نهج البلاغه میفرمایند: «اَلنّاسُ اَعداءٌ عَلَی مَا جَهِلُوا»، اغلب این خصومتها به دلیل بیاطلاعی افراد نسبت به یکدیگر است؛ به این معنا که از دور، اهل سنت تصور میکنند که تمام شیعیان غالی هستند، خدایشان علی است، قرآنشان چیز دیگری است، حجشان کربلا و نجف است و مهرشان، بتشان است و متقابلاً شیعیان از دور تصور میکنند که سنیها دشمنان اهلبیت هستند، اما وقتی به هم نزدیک میشوند، میفهمند که آنها ]هر دو[ دوستداران اهلبیت هستند و با دشمنان آنها دشمنند. به همین خاطر وقتی که این دانشجویان به خانههایشان و اجتماعشان برمیگردند، این مسائل را [با همکیشان خود] در میان میگذارند، همانطور که دانشجویان شیعه چهره واقعی اهل تسنن و علاقه آنها به اهلبیت را بین خانواده و دوستان خود مطرح میکنند، دانشجویان سنی هم در بازگشت به جوامع خود، حقایق اعتقادات تشیع را برای هم مذهبان خود بازگو میکنند و به همین شکل این مسئله گسترش مییابد. به همین خاطر است که در ایران، مشکلات دیگر کشورها مثل افغانستان، پاکستان، عراق و ... وجود ندارد. وجود دانشگاه مذاهب اسلامی و امثال آن، و وجود تقریب و تلاش در برقراری آن در جمهوری اسلامی ایران، باعث بهوجود آمدن چنین امری است.(1)
سه ـ انتشار فتواها و نظریههای تقریبی
1) http://www.taghrib.ir/tmain_fa.aspx?lng=fa&mode=art&artid=4684
عالمان بسیاری در طول تاریخ اسلام، بهویژه در دوره معاصر، فتواها و نظریههای تقریبی درباره لزوم وحدت جامعه اسلامی منتشر ساختهاند که بجاست رسانههای متعهد برای آگاه کردن مردم عادی از اینگونه دیدگاهها، تمام تلاش و امکانات خود را بهکار گیرند. پیش از این، برخی از این دیدگاهها و فتواها در همین نوشتار بیان شد.
چهار ـ گفتوگوهای علمی
در روایتهای دینی ما گفتوگوی علمی بسیار سفارش شده است. این نوع گفتوگوها میتواند در کاهش اختلافها و افزایش وحدت اثرگذار باشد و با مناظره تفاوت دارد؛ زیرا هدف در این گفتوگوها پیروزی یک طرف نیست، بلکه روشن شدن حقیقت است. برای مثال، برادران سلفی ما ساختن مرقد را بر روی قبر، شرک میدانند. در اینباره میتوان گفتوگو کرد و حق را روشن ساخت. رسانههای متعهد، بهویژه رسانههای برونمرزی صداوسیما میتوانند با دعوت از کارشناسان مذهبی دو طرف، زمینه چنین گفتوگوهایی را در بخشهای علمی ـ تخصصی خود فراهم سازند.
پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله درباره اهمیت گفتوگوهای علمی، نکتهای به ابوذر خاطرنشان کرده است که عمل به آن میتواند به بسیاری از شبهههای فرقههای مختلف مذهبی پاسخ بدهد و راه وحدت را هموارتر سازد. آن نکته این است:
الْجُلُوسُ سَاعَةً عِنْدَ مُذَاکَرَةِ الْعِلْمِ أَحَبُّ إِلَی اللَّهِ مِنْ قِرَاءَةِ الْقُرْآنِ کُلِّهِ اثْنَا عَشَرَ أَلْفَ مَرَّة! ... (1)
1) بحارالانوار، ج 1، ص 203.
یک ساعت نشستن در جلسه گفتوگوی علمی، در نزد خدا دوستداشتنیتر از دوازده هزار بار خواندن کل قرآن است! ....
پنج ـ گسترش عقلانیت
آیتالله تسخیری معتقد است در آغاز تشکیل مذاهب اسلامی، روابط میان پیروان این مذاهب، بر پایه مدارا و عقلانیت استوار بود، آنها همدیگر را تکفیر و طرد نمیکردند:
اسلام وقتی آمد، عقلانیت را گسترش داد. هرچه عقلانیت بیشتر شود، جامعه [سریعتر] به سمت وحدت حرکت میکند. در آغاز تشکیل مذاهب، بهرغم اختلافنظری که بین ائمه مذاهب بود، همدیگر را بهعنوان پیروان اسلام تحمل میکردند و روابط خوبی با هم داشتند؛ یعنی روابط، عقلانی بود. اختلاف اجتهاد به جای خود بود، اما محبت و برادری هم جای خود را داشت. آنها همدیگر را تکفیر نمیکردند و به طرد یکدیگر نمیپرداختند.(1)
ب) راهکارهای سیاسی
زیر فصل ها
یک ـ بالاتر بودن جایگاه سازمان کنفرانس اسلامی
دو ـ تدوین منشور وحدت میان کشورهای اسلامی
سه ـ تعیین مجازات برای تفرقهافکنی
یک ـ بالاتر بودن جایگاه سازمان کنفرانس اسلامی
نقش سازمان کنفرانس اسلامی باید پررنگتر شود. این سازمان، میتواند نهادی همچون شورای امنیت تشکیل دهد. همچنین به کمک واحدهایی از ارتش کشورهای اسلامی، سپاه حافظ صلح را بنیان نهد و به کمک ستمدیدگان مسلمان در هر جای جهان اسلام برود تا مانع افزایش درگیریها و ناامنی جوامع مسلمان گردد.
1) روزنامه کیهان، 3/12/1385.
همچنین نهادی قضایی، مشابه دیوان لاهه برای حل اختلافات میان کشورهای اسلامی پیریزی کند تا بتواند مانع تشدید اختلافات در جوامع اسلامی گردد.
دو ـ تدوین منشور وحدت میان کشورهای اسلامی
در نظر گرفتن چند نکته، در تدوین چنین منشوری مناسب است، از جمله:
یک ـ قرار گرفتن قرآن و آموزههای آن، بهعنوان پایه وحدت؛
دو ـ تلاش کشورهای اسلامی برای معرفی شایسته و تبلیغ مناسب اسلام در جهان؛
سهـ برجستهسازی و خبررسانی درست از دیدگاههای اسلام درباره شاخص های حقوق بشر چون آزادی، حقوق شهروندی، مردمسالاری، حق انتخاب و... ؛
چهار ـ محترم شمردن پیمانها، میثاقها، عهدنامهها و مقالههای بینالمللی و بهویژه میان کشورهای اسلامی و تلاش برای گسترش همکاریهای مورد علاقه؛
پنج ـ تلاش برای ایجاد بازار مشترک کشورهای اسلامی و نیز راهاندازی و فعال کردن اتحادیههای رسانهای در جهان اسلام؛
شش ـ دفاع از کیان اسلامی (سرزمینها و مرزهای عقیدتی) در برابر تهاجم و تجاوز دشمنان اسلام؛
هفت ـ پرهیز از دخالت در امور یکدیگر با شعار همزیستی مسالمتآمیز و پرهیز از کاربرد سیاستهای رادیکال و تنشزا میان کشورهای اسلامی؛
هشتـ تلاش برای بهکار بردن سیاستهای هماهنگ در مجامع جهانی و دفاع از حقوق مسلمانان و سرزمینهای اسلامی؛
نهـ برگزاری نشستهای نظریهپردازی، بحث و گفتوگو و جدال احسن میان نخبگان و اندیشمندان درباره نقاط مشترک و سازوکارهای تقویت آنها در عین احترام به باورها و اندیشههای یکدیگر؛
ده ـ داشتن طرح و نقشه مشخص برای رویارویی با چالشهای فراروی جهان اسلام از جمله مسئله فلسطین، تروریسم و... .(1)
http://www.taghrib.ir/tmain_fa.aspx?lng=fa&mode=art&artid=4545
سه ـ تعیین مجازات برای تفرقهافکنی
وحدت جهان اسلام، مسئله کماهمیتی نیست که بعضی بخواهند با نظریههای بیاساس خود در قالب کتاب، مقاله، فیلم، سخنرانی، وبلاگ و... آن را به خطر اندازند. تفرقهاندازی در جهان اسلام باید جرم بهشمار آید و برای آن، بهویژه زمانی که براساس دادههای نادرست باشد، مجازات در نظر گرفت، همچون دشمنان که برای انکار «هولوکاست» مجازات تعیین کردهاند. تفرقهاندازی حتی اگر بر پایه اطلاعات درست هم باشد، مجازات دارد؛ زیرا بحث امنیت جهان اسلام در میان است و هیچکس حق ندارد با تأکید بر اختلافهای مذاهب مختلف، به تفرقه دامن بزند. اتحادیه بینالمجالس کشورهای اسلامی میتواند طرحی در این زمینه تدوین کند و از مجالس کشورهای اسلامی بخواهد آن را به تصویب رسانند.
1) علی دارابی، گامی برای تدوین منشور وحدت اسلامی، 29/3/1386، سایت دارالتقریب ایران.
ج) راهکارهای اقتصادی
راهکارهای پیشنهاد شده میتوانند نمادهای اقتصادی وحدت مسلمانان را تقویت کنند.
یک ـ تأسیس بازار مشترک اسلامی
بازار مشترک اسلامی میتواند به رشد اقتصادی کشورهای اسلامی و تقویت همگرایی میان آنها کمک کند. بهتر است در نشست سران و نیز نشست وزرای خارجه سازمان کنفرانس اسلامی، تأسیس چنین بازاری پیگیری شود و رسانهها نیز با زمینهسازی لازم در این مورد، افکار عمومی را برای این اقدام آماده سازند.
دو ـ ایجاد مرکز توسعه فنآوری در جهان اسلام
پیشنهاد میشود با سرمایهگذاری مشترک کشورهای اسلامی، مرکزی برای پیگیری توسعه فنآوری، در جهان اسلام بنا شود. در این مرکز میتوان از نخبگان جهان اسلام استفاده کرد و امتیاز فنآوریهای بهدست آمده را به رایگان یا با هزینهای اندک، در اختیار کشورهای اسلامی قرار داد. این کار، روح همبستگی و اتحاد را در جهان اسلام تقویت میکند.
سه ـ توسعه روابط اقتصادی
کشورهای اسلامی باید اولویت نخست را در برقراری روابط اقتصادی، کشورهای همکیش خود قرار دهند و از اهمیت این مسئله غفلت نورزند. برای این کار باید در سیاستهای داخلی کشورهای اسلامی، مشوقهای خاصی در نظر گرفته و موانع احتمالی برطرف شود.
چهار ـ تقویت صنعت جهانگردی
امروزه یکی از مهمترین ابزار فرهنگی و اقتصادی جهان مدرن، صنعت جهان گردی و توریسم است، بهگونهای که بخش بزرگی از درآمد ناخالص ملی برخی کشورها مثل فرانسه، از این راه تأمین میشود. هرچند جنبههای اقتصادی جهانگردی بیشتر مورد توجه است و کشورها برای افزایش درآمد و رونق اقتصادی خود در این عرصه سرمایهگذاری میکنند، از بازتابهای فرهنگی این مسئله نیز نمیتوان غافل شد.
حضور مسلمانان در تمام قارههای جهان و برخورداری کشورهای اسلامی از تنوع فرهنگی، جغرافیایی و نژادی گسترده، زمینه مناسبی برای گسترش صنعت جهانگردی در جوامع اسلامی ایجاد میکند.
گسترش این صنعت در جوامع اسلامی، افزون بر اینکه از نظر اقتصادی برای مسلمانان مفید است، آنان را با عقاید و دیدگاهها و افکار یکدیگر آشنا میسازد و عامل مهمی برای تحکیم پایههای انس و الفت و اتحاد و انسجام خواهد بود.
پنج ـ مدیریت راهبردی اقتصاد کشورهای اسلامی
لازم است که سازمان کنفرانس اسلامی، دبیرخانهای تأسیس کند تا به کشورهای اسلامی، در مدیریت راهبردی اقتصادشان کمک کند، آنان را به یکدیگر نزدیکتر سازد و سرمایهها و استعدادهای جهان اسلام را که معمولاً وارد کشورهای غیراسلامی میشوند، چنان سامان دهد که در خدمت جهان اسلام قرار گیرند.
شش ـ یکپارچهسازی نظام بانکداری در کشورهای اسلامی
این اقدام میتواند دادوستدهای اقتصادی را در جهان اسلام تقویت کند و بهتدریج، اتحاد امت اسلام را نیز افزایش دهد.
فصل ششم: نقش رسانه در ایجاد و تقویت وحدت
برقراری اتحاد در جامعه اسلامی، دو جنبه دارد: اخلاقی و سیاسی. تقویت برخی ارزشهای اخلاقی همچون گذشت، ایثار، خوشاخلاقی و... به اتحاد افراد در جامعه اسلامی کمک میکند و میتواند زمینهساز تقویت اتحاد سیاسی جامعه نیز شود. از وظایف رسانههاست که در هردو زمینه تلاش کنند.
عوامل اتحادآفرین مختلفند؛ مانند عوامل فرهنگی که از مهمترین آنها میتوان به آداب و رسوم مشترک یک ملت اشاره کرد. دیگری، عوامل دینی است که با رواج انگیزههای معنوی و فرامادی، اتحاد و پایداری را در جامعه پیریزی و افراد جامعه را برای تحقق یک هدف بسیج میکند. تقویت وحدت در هر زمانی مناسب است، ولی برخی زمانها، مناسبترند که رسانهها، باید از این زمانها بیشتر بهره برند، از جمله:
زیر فصل ها
الف) ایام حج تمتع
ب) عیدهای ملی
ج) عیدهای انقلابی
د) سفرهای استانی مسئولان نظام
هـ) هنگام هجوم دشمنان اسلام
و) دوران توسعه
الف) ایام حج تمتع
ایام حج واجب که میلیونها مسلمان از جهان اسلام، در یک مکان جمع هستند و همزمان صدها میلیون مسلمان در سرتاسر دنیا برخی صحنههای اعمال حج
را از رسانههای تصویری میبینند، بهترین موقعیت برای تقویت و تبلیغ وحدت در جهان اسلام بهشمار میرود. رسانهها میتوانند با پخش مصاحبهها، گزارشها و برنامههای دیگر، جنبه وحدتآفرینی حج را به نمایش گذارند.
ب) عیدهای ملی
گردهمآیی هر ساله مردم در آستانه شروع سال جدید در مکانهای مقدس، فرصتی طلایی برای تقویت وحدت در اختیار متولیان فرهنگ کشور قرار میدهد. اصولاً دیدوبازدیدهای نوروز هم میتواند فرصتی مناسب برای تقویت اتحاد ملی باشد. تعطیلی بیشتر رسانههای نوشتاری در این دوران، بر مخاطبان صداوسیما میافزاید که این امر، در کنار روحیه شاد بیشتر مخاطبان در این روزها، فضای مناسبی فراهم میسازد تا آموزههای مفید در راه حفظ اتحاد ملی و انسجام اسلامی به مردم انتقال یابد. ازاینرو، لازم است در بیشتر برنامهها، چه طنز و چه مجموعههای تلویزیونی، آموزش غیرمستقیم این نکتهها در نظر گرفته شوند:
یک ـ تبلیغ روحیه گذشت از خطای دیگران؛
دو ـ اهمیت کنترل خشم در عصبانیتهای آنی؛
سه ـ لزوم مهربانی با زیردستان.
ج) عیدهای انقلابی
12 فروردین (روز جمهوری اسلامی ایران)، ایامالله دهه فجر، 22 بهمن (سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران) و راهپیماییهای سالانهای که در این روز برگزار میشود و دیگر مناسبتها، موقعیتهای مناسبی برای تقویت
روحیه وحدت ملی هستند. رسانهها میتوانند در این فرصتها با پخش سرودهای حماسی و گزارشهایی از دستآوردهای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و امثال آن، روحیه وحدت ملی را بالا ببرند.
د) سفرهای استانی مسئولان نظام
سفرهای مداوم مسئولان ارشد نظام به مناطق مختلف کشور، این فرصت را به آنان میدهد که با گرامیداشت اقوام مختلف کشورمان و اقدام برای حل مشکلات آنان بر همگراییها در کشور بیفزایند. رسانهها نیز میتوانند با نمایش این موارد و نمایش دستآوردهای سفرهای پیشین، روحیه وحدت ملی و انسجام اسلامی را تقویت کنند و مردم را به آیندهای روشن امیدوار سازند.
هـ) هنگام هجوم دشمنان اسلام
اکنون که دشمنان اسلام در صدد نابودی اسلام و دست گشودن بر سرزمینهای اسلامی و منابع مادی و معنوی آنها هستند، بر مسلمانان واجب است اختلافات خود را کنار گذارند و برای دفع دشمن مشترک به یکدیگر بپیوندند. بهویژه در دوران ما همکاری و تلاش آشکار و پنهان امریکا و اسرائیل و جهان غرب برای نابودی اسلام اصیل، جایی برای اختلافات جزئی و فرعی باقی نمیگذارند. رسانهها میتوانند در قالبهای مختلف برنامهای، ضرورت اتحاد امت اسلام را در این شرایط حساس و ویژه، به صد زبان یادآور شوند.
و) دوران توسعه
برای مسلمانان، شایستهتر آن است که هماره قدرت و موقعیت برتر را داشته باشند. حال اگر به هر دلیلی در زمینههای علمی، اقتصادی، فنآوری و نظامی از دشمنان اسلام عقب ماندند، باید به سرعت عقبماندگی خود را جبران کنند. در چنین موقعیتهایی، وحدت و همکاری گروهی، بسیار اهمیت دارد و از اولویتها بهشمار میرود. در نهادینه ساختن این اندیشه، رسانهها میتوانند نقش ارزندهای ایفا کنند. برای مثال، میتوانند با معرفی مسلمانان صاحب اختراعها و اکتشافها و مسلمانان موفق در حرفههای مختلف، روحیه همگرایی اسلامی را تقویت کنند. همچنین میتوانند با روشن ساختن نقش منفی ستیزهجوییهای قومی و مذهبی در عقبماندگی جوامع اسلامی، مردم را از فرجام چنین اشتباههایی آگاه سازند.
سیاستهای فرهنگی و سیاسی رسانه ملی، پیرو سیاستهای اساسی نظام جمهوری اسلامی در این زمینه است. بدیهی است سیاست تعارضزدایی فرهنگی باید از ویژگیهایی برخوردار باشد که به نزدیکی فرهنگها بینجامد. از جمله:
الف) احترام به خردهفرهنگهای قومی و تلاش برای تقویت عناصر مشترک آنها با فرهنگ ملی.
ب) حفظ ارزشهای اساسی و پایدار فرهنگی و تقویت هر چه بیشتر ارزشهای مذهبی و همچنین، انتخاب ارزشهای سازگار با فرهنگ خودی از میان ارزشهای فرهنگی دیگر جوامع.
ج) تقویت هویت ملی، با تکیه بر مفاهیمی چون:
ـ حکومت الهی در قالب ولایت فقیه؛
ـ ایران اسلامی، ام القرای اسلام؛
ـ شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی».
ـ کمک به گسترش فرهنگ و معارف اسلامی و دفاع از حریم قرآن کریم و سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله .
ـ زمینهسازی برای آشنایی بیشتر علما، متفکران و پیشوایان مذهبی جهان اسلام و تفاهم در بحث های اعتقادی، فقهی، اجتماعی و سیاسی.
ـ گسترش اندیشه تقریب در بین اندیشمندان و فرهیختگان جهان اسلام و انتقال آن به تودههای مسلمان و آگاه کردن آنان از توطئههای تفرقهانگیز دشمنان اسلام.
ـ رفع بدبینیها و شبههها میان پیروان مذاهب اسلامی.
ـ تحکیم و گسترش اصل اجتهاد و استنباط در مذاهب اسلامی.
ـ هماهنگسازی سیاستها و تشکیل جبهه واحد در برابر توطئههای تبلیغاتی و تهاجم فرهنگی دشمنان اسلام بر اساس اصول مسلّم اسلامی.(1)
ـ گسترش روابط با رسانههای جهان اسلام.
ـ تقویت اخلاق اسلامی مانند تواضع، ادب، خوشخلقی، گذشت و حسن ظن.
ـ مستند و محترمانه بودن نقدهای درونگروهی و برونگروهی بین مذاهب.
1) http://www.taghrib.ir/tmain_fa.aspx?lng=fa&mode=art&artid=42
ـ تقویت خردورزی در جامعه برای جلوگیری از رفتارهای نسنجیده با دیگر مذاهب.
ـ توجه به هر دو جنبه اخلاقی و سیاسی وحدت برای تقویت همگرایی در میان افراد جامعه (اتحاد ملی) و جلب توجه مسلمانان به اتحاد اسلامی (انسجام اسلامی).
ـ وارد کردن عنصر وحدت در ویژهبرنامههای ایام خاص مانند ماه مبارک رمضان، عیدهای اسلامی و مانند آن.
ـ ساخت برنامههایی ویژه برای معرفی کتاب، سایت و دیگر منابع اتحاد اسلامی.
ـ تأکید برنامههای سیاسی و تاریخی بر لزوم وحدت و پرداختن به فواید و زیانهای آن.
ـ تشویق به انجام کارهای گروهی در عرصههای مختلف زندگی اجتماعی.
ـ پخش نکردن برخی برنامههای حساسیتزا مانند سخنرانی یا مداحیهایی که ممکن است به اختلافها دامن بزند. (روزنامهها و سایتها باید در این زمینه دقت بیشتری داشته باشند).
ـ ساخت تیزرهایی از عالمان دینی برجسته که خواهان تقویت اتحاد مسلمانان بودهاند.
ـ ساخت و پخش مداوم فیلمهایی درباره فرجامهای دردناک تفرقه مسلمانان.
ـ معرفی مسلمانان صاحب اختراع و اکتشاف و مسلمانان موفق در پیشههای مختلف.
ـ مصاحبه با علما و مردم طرفدار وحدت.
ـ برگزاری جلسههای کارشناسی در شبکههای برونمرزی و تخصصی، بهدور از بحثهای بیفایده و فقط به منظور روشن شدن واقعیتها و شبههزدایی درباره مذاهب اسلامی.
ـ زیرنویس کردن آیات و احادیث و سخنان بزرگان درباره وحدت.
ـ برگزاری مسابقه از کتابهای مرتبط با وحدت (از جمله کتاب حاضر).
ـ برگزاری مسابقه از تفسیر سوره حجرات (تقویت اخلاق دینی).
ـ پخش مداوم مهمترین فرازهای دعاهایی همچون عرفه، مناجات شعبانیه و کمیل در شبکههای فرامرزی صداوسیما که اعتقادات واقعی تشیع را درباره توحید مطرح میکنند.
در راهکارهای رسانهای که صداوسیما بهمنظور افزایش همبستگی اجتماعی تدوین میکند، به دو موضوع باید توجه شود: محتوا و روش. به بیان دیگر، سیاست رسانهای زمانی بهخوبی تدوین شده که به دو پرسش، به صورت همزمان پاسخ دهد:
ـ برای افزایش همبستگی اجتماعی، برنامههای تولید شده باید از چه محتوایی برخوردار باشند؟
ـ برای انتقال این محتوا به مخاطبان، از چه شیوههایی باید بهره گرفت؟
به این منظور، محتوای برنامهها را در دو بخش سلبی (نبایدها) و ایجابی (بایدها) عرضه میکنیم:
محتوای برنامهها
سلبی (نبایدها)
ایجابی (بایدها)
الف) تمسخر گروههای قومی و مذهبی از نظر لهجه، پوشاک، خلقوخو و تقویت پیشداوریها.
ب) پخش برنامههایی که «خاصگرایی» گروههای قومی ـ مذهبی را تشدید میکند. (رشد و اعتلای فرهنگ ایران، حاصل تلاش یک گروه قومی خاص نبوده است).
ج) پخش برنامههایی که به تغییر نظام ارزشی «توده مردم» میانجامد. (ارزشهای مصرفی، خانوادگی، مذهبی و...).
د) پخش برنامههایی که به طرح الگوهای نامناسب برای توده مردمـ بهویژه برای نوجوانان و جوانان ـ
میانجامد. برای مثال، معرفی جوانهایی که بهعنوان الگو، خود دچار تعارض فرهنگی هستند.
هـ) پخش برنامههایی که برای هویت ملی، یا شاخص مذهبی قائل است یا شاخص ملی.
و) اختلاف در پیامهای رسانههای ارتباط جمعی (از جمله رادیو و تلویزیون) و نهادهای اجتماعیکننده (خانواده و مدرسه).
الف) گسترش روحیه احترام به گروههای قومی.
ب) پخش برنامههایی با این موضوع که چگونه ویژگیهای گروههای قومی مختلف در ایران، به رشد و اعتلای فرهنگ ایرانی کمک کرده است و خواهد کرد.
ج) گسترش درست ارزشهایی که کارکردهای مثبت در نظام اجتماعی ما دارد (روحیه قناعت، پرهیز از تجملگرایی، سادهزیستی، تعاون و همکاری، انضباط اجتماعی و...).
د) شناخت و استفاده مناسب از رهبران محبوب گروههای مختلف که به فرهنگ خودی علاقهمند هستند و میتوانند دیدگاه گروههای مختلف اجتماعی را هماهنگ سازند.
هـ) پخش برنامههایی با این دیدگاه که هویت ملی ما دو شاخص دارد.
و) هماهنگسازی در پیامهای وسایل ارتباط جمعی با نهادهای اجتماعیکننده (خانواده و مدرسه).
برای تدوین هرگونه راهکار رسانهای، (بیشتر از راه اقناع مخاطبان) باید دو دسته از عوامل فرهنگی را که در دریافت و پذیرش پیام مؤثرند، بهدرستی شناخت. بدون شناخت این عوامل، حتی اگر محتوای برنامهها هم خوب باشد ممکن است نتیجه دلخواه بهدست نیاید. بنابراین، باید دید، مخاطبان در ردههای گوناگون، در چه شرایطی پیام برنامهها را میپذیرند یا به بیان دیگر در چه شرایطی دیدگاه آنها تغییر میکند.
البته در این زمینه، باید توان رسانهها را در تغییر دیدگاه توده مردم، واقعبینانه در نظر گرفت؛ چراکه این رسانهها در چارچوب شرایط فرهنگی و اجتماعی جامعه، پیام خود را انتقال میدهند و تأثیر آن شرایط، گاه حتی از پیام رسانهها نیز قدرت بیشتری در تغییر نگرشها دارد.
مروری بر عملکرد و سیاستهای رسانهای در رژیم پهلوی، نکتههای عبرتآموز و ارزندهای برای رسانه ملی دارد.
سیاست کلان فرهنگی کشور در زمان رژیم پهلوی، نادیده گرفتن فرهنگ خودی و گرایش شدید به فرهنگ غربی بود و صداوسیما نیز در این چارچوب عمل میکرد. در این چارچوب فرهنگی، موسیقی سنتی ایران ارزشی نداشت، فرهنگ عامیانه نشانه عقبماندگی فرهنگی بهشمار میآمد و زبانهای محلی، لهجهها و گرایشهای اقوام مختلف اصالت و اعتبار نداشت. حتی در مورد معماری و شکل و ظاهر ساختمانها بر معماری غربی و غیرایرانی تأکید میشد.
نتیجه این دیدگاه، بالا گرفتن اختلاف فرهنگی و ایجاد فاصله و شکاف میان قشرها و قومهای مختلف بود (تعارض فرهنگی). اثرگذاری سیاستهای فرهنگی رژیم پهلوی در عملکرد صداوسیما، در قالب برخورد با قومیتها، تمسخر خردهفرهنگهای قومی بهویژه در برنامههای طنز و جلوگیری از گسترش فرهنگ اقوام و قبایل در برنامهها و سریالها دیده میشد. این عملکرد، خردهفرهنگها را بر آن داشت که برای حفظ فرهنگ قومی، از ورود فرهنگ ملی به زندگی روزمره خود جلوگیری کنند. این واکنش، نتیجه سیاستگذاری اشتباه مسئولان فرهنگی کشور بود که میپنداشتند وحدت ملی، با یکسانسازی فرهنگی به دست میآید.
طبیعی است در این سیاست، تنوع فرهنگی جایی نداشت. حاصل این سیاست، تضاد فرهنگی در جامعه و در پی آن، وازنش، جدایی و فاصله گرفتن
مردم از حکومت بود. در چنین شرایطی رژیم کوشید تا فرهنگی جدید باعنوان فرهنگ ملی حاکم گرداند، ولی به دلیل نادیده گرفتن دین بهعنوان مهمترین مشخصه هویت ملی و بیتوجهی به فرهنگهای قومی و تنوع فرهنگی، این تلاش به شکست انجامید و زمینهساز قیام مردم بر ضد رژیم شد.
البته در این میان، پیروی کورکورانه رژیم پهلوی از فرهنگ غرب و نیز فرصتطلبیهای فرهنگی ـ ارزشی و اقتصادی نظام سرمایهداری نیز نقش داشت که به شکلگیری پدیده وازنش فرهنگی انجامید.
این پدیده میان گروههای «زورپذیر» با گروههای «مقاوم»، در برابر پذیرش الگوها و ارزشهای جدید اختلاف انداخت و در نهایت به وازنش عمومی از رژیم ختم شد. بحران ارزشی در جامعه نیز انقلابی نزدیک را در پی داشت.
سیاستگذاران رسانه در شیوههای ایجاد اتحاد و وفاق ملی، توافق آشکار دارند، ولی در اینجا میزان موفقیت آنها در هماهنگسازی برنامههای رسانه با سیاستهای کلی را بررسی میکنیم.
نارسایی رسانه در زمینه برخورد با جریانهای قومی را در محورهای زیر میتوان مشاهده کرد:
الف) چیرگی فرهنگ تهرانی در برنامههای صداوسیما باعنوان فرهنگ ملی:
با توجه به تولید بیشتر برنامههای شبکه سراسری در تهران، شرایط زندگی مردم تهران در برنامهها نیز نمود بیشتری دارد. این نکته از این نظر اهمیت دارد که اصطلاحات، تکیهکلامها، نوع پوشاک، شکل میهمانیها و رفتوآمدها، نوع روابط خانوادگی، مشکلات آموزشی، مسائل کاری و شغل و درآمد، مسائل اقتصادی و هنری در تهران به دلایل مختلف، با دیگر مناطق کشور بهویژه شهرهای کوچک و
روستاها تفاوت دارد. نمایش مداوم این نوع فرهنگ، این تصور را ایجاد میکند که فرهنگ ملی همان است که در برنامههای سراسری صداوسیما عرضه میشود، درحالیکه فرهنگ شهر تهران از فرهنگ شهرهای بزرگ پیروی میکند.
ب) کمتوجهی به مشترکات فرهنگ ملی با فرهنگ قومی:
یکی از راههای تقویت ارتباط فرهنگ ملی با فرهنگ قومی، توجه به مشترکات آنهاست. ارائه فرهنگ قومی بهعنوان یک خردهفرهنگ، امری پسندیده است، ولی تأکید بر تفاوتهای آن با فرهنگ ملی، بدون توجه به نقاط مشترک، اقدام مثبتی نیست.
ج) توهینهای غیرمستقیم به فرهنگهای قومی:
گاهی برخی برنامهسازان و تهیهکنندگان به دلیل ناآگاهی یا هنجار شدن برخی کلیشههای تصویری و کلامی در حوزه فیلمنامهنویسی یا بازیگری و برنامهسازی، در برنامههای خود به تحقیر و تمسخر غیرمستقیم اقوام و قبایل و لهجههای گوناگون محلی میپردازند. برای مثال، نقش شخصیتهایی که موقعیت شغلی بسیار پایینی دارند یا از تعادل رفتاری و روانی برخوردار نیستند، به کسانی داده میشود که نوع پوشاک یا لهجه آنها، انتساب آنها را به یکی از گروههای قومی ایرانی نشان میدهد.
در پایان، توجه به این نکته ضروری است که پخش فیلمها و سریالهای ایرانی با محتوای ضعیف و جذابیت پایین، در برابر فیلمها و سریالها خارجی با جذابیتهای تصویری، میتواند ارزشهای تبلیغ شده در فیلمها و سریالهای خارجی را برتری دهد. همینجاست که ارزشهای فرهنگ غربی
جایگزین ارزشهای ایرانی ـ اسلامی میشود و به این ترتیب، میان پایبندان به ارزشهای خودی با پذیرندگان ارزشهای غربی اختلاف پدید میآید.
پیوستها
پیوست1. پیشنویس منشور وحدت جهان اسلام
در هفته مبارک وحدت در سال 1428 هـ .ق (فروردین سال 1386) همزمان با سالروز میلاد باسعادت حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلاله پاکش حضرت امام جعفر صادق(ع)، در سال «اتحاد ملی و انسجام اسلامی»، مقام معظم رهبری حضرت آیتالله خامنهای(مدظلهالعالی) در جمع میهمانان بیستمین کنفرانس بینالمللی وحدت اسلامی، به اندیشمندان جهان اسلام پیشنهاد فرمود که متنی را بهعنوان «منشور وحدت» تهیه کنند تا مبنای حرکت و ارتباط پیروان مذاهب اسلامی در این دوران باشد.
در پی این رهنمود ارزشمند، مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی با تشکیل کمیتهای از صاحبنظران در امر تقریب و وحدت اسلامی و بهرهگیری از تجربهها، متن زیر را بهعنوان پیشنویس منشور وحدت آماده ساخت تا نخبگان جوامع اسلامی در بیست و یکمین کنفرانس بینالمللی وحدت اسلامی که در سال 1387 شمسی برگزار میشود، آن را بررسی و تصویب کنند.
امیدواریم با انتشار این پیشنویس در این کتاب، همه صاحبنظران و اندیشمندان، آن را مطالعه و دیدگاههای تکمیلی خود را به دبیرخانه کنفرانس
ارسال کنند تا انشاءالله منشوری جامع و کامل و متناسب با نیازهای این برهه از تاریخ که امت اسلام در آن بهسر میبرد، تقدیم جهان اسلام شود و یک گام به آرمان بلند تشکیل «امت واحده اسلامی» به معنای حقیقی آن نزدیک شویم.
بسم الله الرحمن الرحیم و الصلاة و السلام علی سید البشریه و مقتداها محمد النبی الامین و آله الطاهرین و صحبه المیامین و من تبعهم باحسان الی یوم الدین، اما بعد:
بر پایه ایمان به اینکه اسلام امانتی بر گردن مسلمانان است و دفاع از حریم و مقدسات آن بر همه واجب است، و با ملاحظه تأکید اسلام بر پایبندی به همه اموری که به وحدت اسلامی میانجامد، روابط برادرانه را بین آحاد امت برقرار میسازد؛ منطق عقلایی و زبان گفتوگو را ترویج مینماید و همکاری، همبستگی، همدلی و مصالح عالیه اسلام را تحقق میبخشد، و نظر به ابعاد تهاجم گسترده و ناجوانمردانه دشمنان اسلام، استکبار جهانی و صهیونیسم، بر فرهنگ، ارزشها، منافع و استقلال امت اسلامی و ضرورت بسیج همه نیروهای مادی و معنوی در برابر این تجاوزات و دشمنیها، ما دانشمندان و متفکران امضاکننده این منشور، پس از آگاهی از گامهای ارزشمندی که علمای مسلمان در گذشته، در مکه مکرمه، امان و قاهره برداشتهاند؛ بر ایمان و پایبندی عمیق خود به مبانی، اصول و شیوههای زیر تأکید ورزیده و دیگران را به التزام به آن دعوت میکنیم.
مبانی
یک: اسلام، دین خاتم و تنها راه اعتلای انسانیت و امانتی بر گردن مسلمانان است. بر مسلمانان است که آن را در همه عرصههای زندگی اجرا و از حریم و مقدساتش دفاع کنند و مصالح عالیه آن را بر تمامی مصلحتها مقدم بدارند.
دو: قرآن مجید و سنت شریف نبوی، دو منبع اساسی قانونگذاری اسلام و دیگر آموزههای آن هستند و همه مذاهب اسلامی بر حجیت و حقانیت این دو منبع اتفاقنظر دارند و اعتبار دیگر منابع را برگرفته و مستند به این دو میدانند.
سه: ایمان به اصول و ارکان زیر، ملاک صفت مسلمانی افراد است:
اول ـ ایمان به یگانگی خداوند متعال (توحید).
دوم ـ ایمان به نبوت و حقانیت رسول اکرم حضرت محمد صلی الله علیه و آله و اینکه سنت آن حضرت، یکی از دو منبع اساسی دین است.
سوم ـ ایمان به قرآن کریم، مفاهیم و احکام آن بهعنوان منبع اول دین اسلام.
چهارم ـ ایمان به معاد.
پنجم ـ انکار نکردن مسلمات مورد اتفاق دین و تسلیم شدن به ارکان اسلام مثل: نماز، زکات، روزه، حج، جهاد و... .
چهار: مشروعیت اجتهاد و آزادی بحث و بررسی. اسلام راستین با به رسمیت شناختن اصل اجتهاد در چارچوب منابع اسلامی، اختلافهای فکری را پذیرفته است. پس بر مسلمانان است که تنوع اجتهادها را امری طبیعی بدانند و به رأی دیگران احترام بگذارند.
پنج: وحدت امت اسلامی و پاسداری از مصالح و منافع عمومی مسلمانان، اصلی بسیار بااهمیت است و برادری اسلامی، پایهای کلی برای نوع همکاری، تعامل و همبستگی بین مسلمانان بهشمار میرود.
چشماندازها
امور زیر بر علما و اندیشمندان واجب است:
یکـ تلاش برای نزدیک ساختن وضع جامعه امروز اسلامی به شرایط و وضع عصر اول رسالت، از جهت برادری دینی، همکاری در نیکوکاری و تقوا، ایستادگی در صفی واحد در برابر چالشها، توصیه به حق و صبر و دوری از تفرقه، کشمکش و هرچه باعث سستی و ضعف مسلمانان شود.
دو ـ الگو قراردادن رفتار ائمه مذاهب اسلامی با یکدیگر و گسترش آن در میان پیروان امروز آنان.
سه ـ ضرورت موضعگیری هماهنگ و واحد در برابر دشمنان اسلام، خصوصاً در مسائلی که مورد اهتمام همه امت اسلامی است، مثل مسئله افغانستان، عراق و... .
چهار ـ خودداری مسلمانان از تکفیر و تفسیق یکدیگر و نسبت بدعتگذاری به هم دادن. ما بهعنوان مسلمانانی که مشروعیت اجتهاد در چارچوب منابع اسلامی را باور داریم، باید لوازم و تبعات این اصل را نیز بپذیریم، هرچند نظر اجتهادی دیگران، به باور ما خطا باشد. ازاینرو، باید
داوری خود درباره اختلافها را از سطح ایمان و کفر به سطح درست و نادرست تغییر دهیم.
همچنانکه تکفیر دیگران به خاطر لوازم گفته یا رأی آنان که به گمان ما به انکار اصول دین منجر میشود، ولی خود آنان این لوازم را قبول ندارند، جایز نیست.
پنج ـ برخورد محترمانه با اختلافها بهعنوان نتیجه پذیرش تعدد اجتهاد در اسلام.
شش ـ بیحرمتی نکردن به مقدسات دیگران. وقتی اسلام نوعی شکیبایی دینی را در مناسبات خود با دیگر ادیان توصیه میکند و از مسلمانان میخواهد که به مقدسات فکری و اعتقادی باطل دیگران بیحرمتی نکنند، به طریق اولی در مناسبات بین مسلمانان، به اصل پرهیز از بیحرمتی به مقدسات پیروان مذاهب اسلامی و احترام به اهلبیت پاک رسول الله و اصحاب راستکردارش را تأکید میکند.
هفت ـ سازمانها و حکومتها نباید با سوء استفاده از ضعف و نیاز افراد، مذهبی خاص را بر آنان تحمیل کنند، بلکه باید با به رسمیت شناختن مذاهب اسلامی معتبر بر اساس اصول یادشده، پیروان آنها را از تمامی حقوق شهروندی برخوردار سازند.
هشت ـ آزادی در عمل به احکام شخصی. در مسائل مربوط به احوال شخصی، پیروان مذاهب اسلامی پیرو مقررات مذهب متبوع خود هستند، اما در امور مربوط به نظم عمومی، قوانین جاری کشور متبوع آنان حاکم خواهد بود.
نه ـ قرآن کریم، مسلمانان را به اصل گفتوگوی منطقی با دیگران به دور از هیاهو و ایجاد ترس و به هدف دستیابی به حقیقت دعوت کرده است. بنابراین، بر مسلمانان به طریق اولی واجب است اختلافها و درگیریهای خود را از طریق گفتوگوی مسالمتآمیز و رعایت آداب منطقی و اخلاقی آن حل کنند و گامهای مؤثر و راهگشا در این زمینه بردارند. آنان باید به بعد عملی تقریب و تبلور ارزشهای آن در زندگی اهتمام داشته باشند.
ده ـ ما خواهان بستهشدن راه بحث و بررسی در جنبههای تاریخی، عقیدتی و فقهی مورد اختلاف بین مسلمانان نیستیم، ولی بر این باوریم که این پژوهشها باید با کمک متخصصان و با تکیه بر روح برادری، بیطرفی و حقیقتجویی انجام شود. بنابراین، شایسته است مراکزی خاص برای گفتوگو در مسائل عقیدتی، فقهی و تاریخی پایهگذاری شود.
یازده ـ آموزش فقه وحدت اسلامی، آداب اختلاف، مناظره هدفمند و فقه، کلام و تفسیر موضوعی و تطبیقی در فضایی از احترام متقابل و به دور از خردهگیری از آرای یکدیگر، در حوزهها و مراکز علمی.
دوازده ـ احیای مکتبهای تربیتی پایبند به کتاب و سنت، بهعنوان راهی برای کاهش گرایشهای مادی افراطی و راهی جهت پیشگیری از فریب مسلکهای نوظهور و ناآگاه در برابر اصول اسلامی.
سیزده ـ اهتمام علمای مذاهب به ترویج شیوه میانهروی با به کارگیری همه ابزارهای علمی، دیدارها، سمینارهای علمی ـ تخصصی، کنفرانسهای عمومی با استفاده از مؤسسههای تقریبی و با هدف تصحیح نگاه به مذاهب اعتقادی، فقهی و تربیتی بهعنوان شیوههای گوناگون اجرای اسلام و اینکه اختلاف بین
مذاهب، اختلاف تنوع و تکامل است، نه اختلاف تضاد و نیز ضرورت شناخت ویژگیها و امتیازهای هر یک از مذاهب و آشنایی با ادبیات آنها.
چهارده ـ رویارویی با مکتبها و گرایشهای فکری تندرو که با کتاب و سنت در تعارض قرار دارند. همانگونه که افراط جایز نیست، تفریط و پذیرش هر دعوت مشکوکی نیز درست نیست؛ باید ضوابط ذکرشده در بندهای گذشته را بهعنوان شرایطی برای استحقاق نام اسلام بر گروهها و گرایشها در نظر داشت.
پانزده ـ تأکید بر مسئولیتناپذیری مذاهب اعتقادی، فقهی و تربیتی در برابر کارهای اشتباهی که پیروان آنها مرتکب میشوند، مثل کشتار بیگناهان، هتک آبرو و حیثیت افراد، نابودکردن سرمایهها و ضرورت اتخاذ تصمیمهایی برای جلوگیری از اعمالی که شکاف بین مسلمانان را بیشتر میکند و بدون هیچگونه مجوز شرعی، کفر و گمراهی را به مسلمانان نسبت میدهد.
و نیز تلاش برای حذف همه کارهای تحریککننده و فتنهانگیزی که به مثابه گناهی کبیره، مایه خشم مسلمانان و پراکندگی آنان میشود.
شانزده ـ صدور فتوا باید تنها در انحصار کسانی باشد که در شناخت کتاب خدا و سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و علوم مربوط به آن مثل فقه و اصول، تخصص داشته، توانایی استنباط احکام شرعی را از منابع آن دارا باشند و نیز به موضوعها، اوضاع و احوال مردم و مقتضیات زمان آگاه باشند.(1)
پیوست 2. قضایای هشتگانه در مسیر تفاهم مسلمانان
1) http://www.baztab1.org/news/74564.php
دکتر یوسف قرضاوی رئیس اتحادیه جهانی علمای اسلام (سنی)، در گفتوگوی مشترک تلویزیونی با آیتالله اکبر هاشمی رفسنجانی از شبکه الجزیره، هشت قضیه را در مسیر تفاهم شیعه و سنی قابل طرح دانست:
قضیه تکفیر: در اینجا یک قضیه مهم مطرح است و آن قضیه، قضیه تکفیر است. ما میخواهیم که اسلام همانگونه که یک اسلام واحد بوده است، یک اسلام واحد بماند و متأسفانه کسانی هستند که میگویند ما هیچ اجماعی و هیچ تفاهمی با اهل تسنن نداریم. ما مخالف این قضیه یعنی قضیه تکفیر هستیم و کافی است که فرد مسلمان بگوید «اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله». این یک قضیه است.
منع طرح عمومی اختلافات: اما قضیه دوم آن است که اختلافات اهل تشیع و اهل تسنن نباید در حضور عامه و در مساجد مطرح شود، بلکه باید تنها متخصصان و کارشناسان درباره این اختلافها بحث و گفتوگو کنند.
محبت اهل سنت به اهلبیت(علیهمالسلام ): اما قضیه سوم، مسئله خلفا و اهلبیت است. اهل تسنن عاشق اهلبیت هستند و کسی از اهل تسنن نیست که این عشق و محبت را نسبت به خاندان اهلبیت پیامبر نداشته باشد. چه کسی از اهل تسنن وجود دارد که حضرت علی(ع)، این شمشیر برّنده خداوند را دوست نداشته باشد؟ چه کسی از اهل تسنن، حسن و حسین (ع) نوههای پیامبر اکرم را دوست ندارد؟ چه کسی زینالعابدین(ع) را دوست ندارد؟
لزوم احترام به صحابه: مشکل ما با اهل تشیع و مخالفت ما با آنها، درباره صحابه پیامبر است. من همچنان بر حساسیت این موضوع تأکید و اصرار دارم. ممکن نیست که ما دست در دست هم بگذاریم و شما همچنان بگویید
لعنتالله علی ابوبکر، عمر و عایشه. اینان شاگردان رسول اکرم و نزدیکان وی هستند و لازم است به آنها احترام بگذاریم؛ این احترام گذاشتن برای همه صحابه پیامبر که در قرآن کریم نیز اشاره صریح و مستقیمی به آنها شده، لازم و ضروری است. چه کسی ایران را از پرستش آتش آزاد ساخت؟ همین صحابه پیامبر بودند، چه کسی مصر را از پرستش بتها رها ساخت؟ همین صحابه پیامبر بودند. لازم است تمامی این بیحرمتیها نسبت به خلفا متوقف شود.
لزوم شرکت در جلسات وحدتآفرین: اما مسئله دیگر، مسئله نشست اخیر مکه است که ضروری بود تمامی علمای دینی اهل تشیع و اهل تسنن در آن شرکت کنند و پیشنویس یا قطعنامه یا توافقنامه این نشست را امضا کنند، اما متأسفانه دیدیم که هیچیک از علمای شیعه بزرگ عراق در این نشست حضور به هم نرساندند.
استمرار فعالیت گروههای مرگ در عراق: مسئله دیگر، حوادث عراق است. گروههای مرگ و کشتار در عراق همچنان به کار خود ادامه میدهند و مردم را به ترک منازل و مناطق مسکونی خود مجبور میکنند.
تعطیلی برخی مساجد در عراق: در عراق مساجدی هستند که بسته شدهاند و مساجدی هستند که به تسخیر درآمدهاند و موضوع دیگر که لازم است به آن اشاره کنم، آن است که ما مخالف هرگونه تقسیم کشور و تجزیه عراق هستیم.
لزوم مخالفت با تجزیهطلبان: کسانی هستند که میخواهند کشورهای اسلامی را تقسیم و تجزیه کنند، میخواهند عراق را به چندین عراق و مصر را به
چندین مصر و سوریه را به چندین سوریه تبدیل کنند. لازم است با اینگونه طرحها مخالفت کنیم و در برابر هرگونه طرحی در زمینه تقسیم و تجزیه این کشورهای اسلامی بایستیم.(1)
1) نک: «در کنار ایران خواهیم ایستاد...: متن کامل مصاحبه تلویزیونی آیت الله هاشمی رفسنجانی و دکتر یوسف قرضاوی»، فروغ وحدت، فصلنامه آموزشی پژوهشی دانشگاه مذاهب اسلامی سال دوم، دوره جدید، ش 6 ، زمستان85 ، صص 82-90.
منابع برای مطالعه بیشتر
در صورتی که پژوهشگران و برنامهسازان محترم به مطالعات بیشتر درباره اتحاد ملی و انسجام اسلامی تمایل داشته باشند، مطالعه موارد زیر پیشنهاد میشود:
). این سایت، افزون بر اینکه مقالههای بسیار خوبی درباره انسجام اسلامی دارد، فهرست خوبی نیز از جدیدترین منابع و کتابهای منتشر شده در این باب ارائه میدهد. مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی تاکنون همایشهای بسیاری در زمینه وحدت مسلمین برگزار کرده است که مجموعه مقالههای آنها میتواند برای بررسی پژوهشگران جدید مفید باشد. مجمع تقریب همچنین، مجلههای متعددی مانند اندیشه تقریب، درباره انسجام مسلمانان منتشر ساخته که بسیار مفید و سازنده است.
سایت خبری تقریب (http://www.taghribnews.com) این سایت اخبار مهم مرتبط با مبحث تقریب را ارائه میدهد. بسیاری از این خبرها، اهمیت پژوهشی دارند.
فروغ وحدت، مجله علمی پژوهشی، دانشگاه مذاهب اسلامی. (متن کامل این مجله در اینترنت، سایت دانشگاه مذاهب اسلامی (http://www.islamicmazaheb.ac.ir) ارائه میشود.) مقالههای علمی این مجله برای کارهای پژوهشی مفید خواهد بود.
وزارت ارشاد اسلامی، کتاب وحدت، تهران، وزارت ارشاد اسلامی، 1362.
اکبر هاشمی رفسنجانی، همبستگی امت اسلامی، تنظیم: جلال میرآقایی، چاپ اول، 1379، مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، مجموعه حاضر مشتمل بر سخنرانیهای آیتالله هاشمی رفسنجانی در سیزدهمین کنفرانس بینالمللی وحدت اسلامی است که در سالهای مختلف از سوی مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی برگزار گردیده است. از جمله موضوعهای مطرح شده در این سخنرانیها عبارتند از: «موانع اتحاد», «ریشههای دینداری», «خطر استکبار», «محورهای وحدت», «توانمندیهای جهان اسلام», «برداشتهای گوناگون از اسلام» و «مسئله فلسطین».
آوای وحــدت، تنظیم: محمد سعید معزّ الدین، چاپ اول، 1374.
این کتاب، دربردارنده تعدادی از مقالههای برگزیده فارسی کنفرانس هفتم وحدت اسلامی باعنوان مبانی تقریب است که در سال 1373 برگزار شد. برخی عنوان این مقالهها بدین قرار است: وحدت در «اندیشه امام خمینی رحمه الله »
از سید احمد خمینی، «جایگاه اهلبیت(علیهمالسلام ) در جوامع اسلامی» از محمد واعظزاده خراسانی، «بنیانهای عقیدتی و سیاسی وحدت اسلامی» از کلیم صدقی، «مبانی و منابع مشترک اجتهادی» از سیدجمال موسوی اصفهانی، «ولایت فقیه از دیدگاه مذاهب اسلامی» از محمدصادق مزینانی، «همگرایی و واگرایی در منابع و روشهای اجتهادی» از هادی تهرانی.
کتاب حاضر، گرد آمده از بخشی از مقالات ترجمه شده رجال دارالتقریب برگرفته از کتاب دعوة التقریب من خلال رساله الاسلام، به همت محمد محمد المدنی و مجلة (رسالة الاسلام) است. پس از مقدمه مترجم، نخست مقدمه دعوه التقریب به قلم محمد محمد المدنی و سپس تاریخچه فشرده تقریب از شیخ محمود شلتوت آمده است. آنگاه کتاب در پنج بخش سامان مییابد. اول: دعوتکنندگان به تقریب، دوم: هدف تقریب، سوم: راه تقریب، چهارم: تقریب در مسائل اختلافی، پنجم: مقالاتی در فتح باب اجتهاد و موضوعات دیگر.(1)
http://www.taghrib.org/farsi/nashat/esdarat/kotob/index.htm
لطف علی لطیفی پاکده، چشمههای معرفت در گفتمان رهبری: کتاب ششم: اتحاد ملی، تهران، سازمان بسیج دانشآموزی، 1386.
ــــــــــــــــــــــــ ، لطف علی لطیفی پاکده، چشمههای معرفت در گفتمان رهبری: کتاب هفتم: انسجام اسلامی، تهران، سازمان بسیج دانشآموزی، 1386.
1) اطلاعات سه کتاب اخیر، به نقل از:
کتابنامه
1.کتاب وحدت، تهران، وزارت ارشاد اسلامی، 1362.
2.سیامک باقری، وحدت مواضع امام و رهبری (رفتار جناحها)، اداره سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.
3.الامام زین العابدین(ع)، الصحیفة السجادیه الکاملة.
لغتنامههای عربی العین، لسان العرب و مجمعالبحرین.
مقالهها
1.«در کنار ایران خواهیم ایستاد...». متن کامل مصاحبه تلویزیونی آیت الله هاشمی رفسنجانی و دکتر یوسف قرضاوی، فروغ وحدت، فصل نامه آموزشی پژوهشی دانشگاه مذاهب اسلامی، سال دوم، دوره جدید، شماره 6 ، زمستان 1385.
2.علی دارابی، «گامی برای تدوین منشور وحدت اسلامی»، 29/3/1386، (سایت تقریب).
3.محمدرضا حکیمی، «ملتهای مسلمان! متحد شوید»، ترجمه: محسن حیدری، 26 بهمن 1383، سایت شریف نیوز.
4.سعید عطاریان، «وحدت و چالشهای همگرایی»، 2/9/1386، (سایت تقریب).
5.علیرضا سبحانی، «از منظر حضرت آیتالله سبحانی: همکاری های علمی میان دانشمندان شیعه و سنی»، فصل نامه کلام اسلامی، ش 53، (سایت تقریب).
6.سعید طاوسی مسرور، «امام سجاد(ع) در ذهن و زبان اهل سنت»، 24/5/1386، (سایت تقریب).
7.حامد نظرپور، «ضرورت وحدت امت اسلام در نگاه آیت الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی»، مجله علمی پژوهشی فروغ وحدت، دانشگاه مذاهب اسلامی، سال دوم، دوره جدید، شماره 6، زمستان 1385.
نشریات
1.مجله علمی پژوهشی فروغ وحدت، دانشگاه مذاهب اسلامی، سال دوم، دوره جدید، شماره 6 ، زمستان85 و ش7، بهار 86. (سایت دانشگاه مذاهب اسلامی)
2.روزنامه کیهان، 3 اسفند 1385.
سایتهای اینترنتی
1.مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی، دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی سیدعلی خامنهای (مدظله العالی)، سخنرانیهای 1386، سایت (http://www.khamenei.ir)
2.سایت مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی (www.taghrib.ir)
3.سایت خبری تقریب (http://www.taghribnews.com)
4.سایت خبرگزاری فارس.
5.سایت آفتاب.
6.سایت بازتاب. (org. http://www.baztab)
7.سایت استاد حجت الاسلام محسن قرائتی، (http://qaraati.net/tafsir) (تفسیر نور)
8.سایت دانشگاه مذاهب اسلامی (http://www.islamicmazaheb.ac.ir)
9.سایت غدیر (http://www.ghadeer.org)
10.سایت نقد وهابیت (http://salaf.blogfa.com)
نرمافزارهای پژوهشی
1.نرمافزار بهسوی نور 2، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سخنان امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری، 1385 (فارسی).
2.نرمافزار المکتبة الشاملة، نسخه2، شامل دههزار کتاب اهل سنت، 1427 هـ . ق (عربی).
3.نرمافزار کتابخانه اهل البیت علیهم السلام، شامل 4700 جلد کتاب، 1427هـ . ق (اغلب عربی).
4.نرمافزار جامع التفاسیر نور، مرکز تحقیقات کامپیوتری حوزه علمیه قم، شامل 1010 جلد کتاب، 1427هـ . ق (عربی، فارسی و انگلیسی).
5.نرمافزار فهرست موضوعی بحارالانوار، مرکز تحقیقات کامپیوتری حوزه علمیه قم، 1427 هـ .ق (عربی).
6.نرمافزار منتخب میزان الحکمه، مرکز تحقیقات دار الحدیث، قم، 1385 (عربی با ترجمه فارسی).
7.نرمافزار فروغ بیپایان، فهرست تفصیلی مفاهیم قرآن کریم، عبدالمجید معادیخواه، نسخه 1 و 2.