ghaemiyeh.com
سرشناسه : دهقان، اکبر، - ۱۳۴۴
عنوان و نام پدیدآور : یکصد و چهارده نکته از قرآن کریم دربارهی نماز/ [نویسنده] اکبر دهقان
مشخصات نشر : تهران: ستاد اقامه نماز، ۱۳۸۱.
مشخصات ظاهری : ۱۳۶ص.
شابک : 964-7309-27-9۳۵۰۰ریال
وضعیت فهرست نویسی : فهرستنویسی قبلی
یادداشت : چاپ پنجم: ۱۳۸۵؛ ۵۵۰۰ ریال
یادداشت : عنوان دیگر: ۱۱۴ [صد و چهارده] نکته از قرآن کریم دربارهی نماز.
یادداشت : کتابنامه بهصورت زیرنویس
عنوان دیگر : ۱۱۴ [صد و چهارده] نکته از قرآن کریم دربارهی نماز.
عنوان دیگر : ۱۱۴ [صد و چهارده] نکته از قرآن کریم دربارهی نماز
موضوع : نماز -- جنبههای قرآنی
موضوع : نماز
شناسه افزوده : ستاد اقامه نماز
رده بندی کنگره : BP۱۰۴/ن۸د۹ ۱۳۸۱
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۱۵۹
شماره کتابشناسی ملی : م۸۲-۹۸
بسم الله الرحمن الرحیم
یکصد و چهارده نکته از قرآن کریم در بارهی نماز
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
از دیدگاه قرآن کریم نماز منزلت بس رفیعی دارد که هیچ عمل عبادی به پایهی آن نمیرسد، از این رو اولین دستوری که خداوند به حضرت موسی علیهالسلام بعد از وحی به او میدهد، موضوع نماز است که تبلور بندگی و عبودیت است؛ «وَأَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِمَا يُوحَى *إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي (14)».(1)
از نظر اسلام نماز ارتباط بنده با خداوند است؛ ارتباط موجود ضعیف و نیازمند به خداوند قادر و بینیاز؛ «يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ (15)».(2)
الف ـ همهی مسلمانان دوست دارند که در نزد خداوند قرب و منزلت پیدا کنند؛ بهترین وسیلهی تقرب به خداوند نماز است؛ «الصلوة قربان کل تقّی».(3)
ب ـ همهی مسلمانان دوست دارند خداوند از آنان خشنود باشد؛
بهترین وسیلهی خشنودی خداوند نماز است. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «الصلاة من شرایع الدین و فیها مرضات الربّ عزّ و جلّ و هی منهاج الانبیاء».(1)
ج ـ همهی مسلمانان دوست دارند قلب آنان آرام گردد، بهترین وسیله برای آرامش روح و قلب، نماز است. زیرا نماز یاد خداوند است؛ «أَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي»(2)و به وسیلهی یاد خداوند قلب آرام میگردد؛ « أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (28)».(3)
د ـ همهی مسلمانان دوست دارند بهترین عمل را انجام دهند؛ بهترین عمل نماز است. قال علی علیهالسلام : «اوصیکم بالصلوة و حفظها فانّها خیر العمل».(4)
هـ ـ همهی مسلمانان دوست دارند گناهانشان آمرزیده شود؛ بهترین وسیلهی آمرزش گناه، نماز است. قال علی علیهالسلام : «من اتی الصلوة عارفا بحقّها غفر له».(5)
و ـ همهی مسلمانان دوست دارند به سعادت و فلاح نائل شوند؛ بهترین وسیلهی سعادت، نماز است؛ «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى * وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى (15)».(6)
ز ـ همهی مسلمانان دوست دارند از شرّ شیطان در امان باشند و بهترین وسیلهی امنیت از گزند شیطان، نماز است؛ «الصلاة حصن من سطوات الشیطان».(1)
ح ـ همهی مسلمانان دوست دارند محبوبترین عمل را برای خداوند بجا آورند و محبوبترین اعمال نزد خداوند نماز است؛ «احب الاعمال الی الله عزّ و جلّ الصلاة».(2)
ط ـ همهی مسلمانان دوست دارند از رذائل اخلاقی پاکیزه گردند؛ بهترین وسیله برای از بین بردن رذائل اخلاقی نماز است؛ «فرض الله الصلوة تنزیها من الکبر».(3)
ی ـ همهی مسلمانان دوست دارند به بهشت جاویدان راه پیدا کنند؛ بهترین وسیله برای رفتن به بهشت الهی نماز است؛ «تکون صلاة العبد مفتاحا للجنة».(4)
نسبت به نماز در روایات تشبیهاتی شده است از جمله:
الف ـ نماز همانند سر نسبت به بدن است؛ پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «موضع الصلوة من الدین کموضع الرأس من الجسد».(5)
ب ـ نماز همانند ستون خیمه است که قوام خیمه به آن ستونهایی
است که در آن به کار رفته است؛ رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «مثل الصلوة مثل عمود الفسطاط اذا بعث العمود نفعت الاطناب و الاوتاد و الغشاء».(1)
ج ـ نماز همانند نهر آب است که انسان میتواند در پرتو نماز از آلودگیها پاک شود؛ پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «مثل الصلوة کمثل النهر الجاری کلما صلی صلاة کفّرت ما بینهما من الذنوب».(2)
د ـ نماز همانند سفرهی آمادهای است که انسان میتواند از آن بهرهمند شود. «الا انّ الصلاة مأدبة الله فی الارض قد هیّأها لاهل رحمته فی کل یوم خمس مرّات»؛ نماز سفرهای است از جانب خداوند در روی زمین که آن را برای کسانی که مورد لطف او هستند آماده و تهیه کرده تا در هر روز پنج مرتبه از آن بهرهمند شوند.(3)
نماز به اندازهای دارای اهمیت است که حضرت رضا علیهالسلام جلسهی بحث و مناظره با عمران صابی را که فرد مشرکی بود ترک کرد. آن شخص گفت: قلب من الان نرم شده؛ (قد لان قلبی) حضرت حاضر نشد بحث را ادامه دهد تا او هدایت شود با این که در روایت دارد که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله به علی علیهالسلام فرمود: سوگند به خدا اگر شخصی به وسیلهی تو هدایت شود، از آنچه خورشید بر او میتابد بهتر است؛ «فواللّه لئن یهدی
الله بک رجلاً واحدا خیر لک مما طلعت علیه الشمس»(1).
در اینجا حضرت هدایت این فرد را رها کرد و به طرف نماز حرکت نمود. بعد از نماز جلسهی بحث را ادامه دادند و آن فرد مسلمان شد.(2)شاید بتوان استفاده نمود که این اهمیت دادن به نماز زمینهی مسلمان شدن او را فراهم نمود. زیرا وقتی آن شخص میبیند امام علیهالسلام این اندازه به دین خود مقید است، عقیده به حقانیت آن پیدا میکند.
نماز به اندازهای مهم است که حضرت صادق علیهالسلام در آخرین لحظهی عمر مبارک خویش به خویشاوندان خویش توصیه به نماز مینماید و میفرماید: هر کس نماز را سبک بشمارد به شفاعت ما نمیرسد؛ «ان شفاعتنا لا تنال مستخفّا بالصلوة».(3)
کتابی که پیش رو دارید، پیش از تدوین طی 60 جلسه در رادیو معارف بیان شده سپس علاوه بر تغییرات اندک در آن، مواردی نیز افزوده شده است تا به شکل کنونی عرضه شده است. این کتاب مشتمل بر یکصد و چهارده نکته از قرآن کریم درباره نماز(4)معادل یکصد و چهارده سوره قرآن کریم میباشد. خداوند متعال را بر این توفیق سپاسگزارم.
در پایان از جناب حجة الاسلام و المسلمین آقای محسن قرائتی که هماره مشوق اینجانب در تحقیق مباحث و آثار قرآنی از جمله این اثر بودهاند تقدیر مینمایم. خداوند انشاء الله ما را از نمازگزاران واقعی قرار دهد.
حوزهی علمیهی قم
اکبر دهقان
8 / 12 / 80
در اهمیت و عظمت نماز همین بس که در هیچ حال و زمانی نماز از انسان ساقط نمیشود. قرآن کریم میفرماید: « إِنَّ الصَّلَاةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَابًا مَوْقُوتًا (103)».(1)
مرحوم علامه طباطبایی میفرماید: کلمه «موقوت» به معنای قرار دادن وقت برای امری است؛ یعنی نماز فریضهای است که باید در مواقع و زمانهای معینی انجام شود و مقصود از کتابت موقوت این است که نماز فریضه ثابتی است که اصلاً تغییرپذیر نیست و در هیچ حالی ساقط نمیشود.(2)
قرآن کریم میفرماید: « وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ *وَأَنْ أَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَاتَّقُوهُ وَهُوَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ (72)».(3)
مرحوم علامه طباطبایی میفرماید: خداوند متعال با ذکر کلمه «واتّقوه» (تقوا داشته باشید)، تمامی عبادات و اعمال دین را خلاصه کرد و تنها از میان آنها نماز را نام برد، برای آن اهمیتی که داشته و عنایتی که خداوند نسبت به امر نماز دارد.(4)
قرآن کریم ضمن بیان ویژگیهای مؤمنان که به خدا و قیامت معتقد هستند از موضوع اقامهی نماز با تعبیر ویژهای یاد کرده است؛ « وَالْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَالْمُقِيمِينَ الصَّلَاةَ وَالْمُؤْتُونَ الزَّكَاةَ ».(1)
در این آیهی شریفه کلمهی «مقیمین الصلوة» به صورت منصوب بیان شده است که از باب اختصاص و مدح میباشد، اما جملات دیگر به صورت مرفوع ذکر شده است مانند: «و المؤمنونَ» و «و المؤتون الزکوةَ»، بنا بر این منصوب بودن «مقیمین الصلوة» اهمیت و ارزش نماز را میرساند.(2)
همان گونه که قرآن کریم مسلمانان را به اصل اقامهی دین توصیه میکند؛ « أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ »(3)سفارش به اقامهی نماز هم مینماید. بطوری که در آیات مختلف میفرماید: «اقیموا الصلوة»؛ در حدیث آمده است: «افزعوا الی قوام دینکم باقامة الصلوة».(4)
چه این که کفار برای مبارزه با اسلام گاهی دین و گاهی نماز را به
استهزا میگرفتند. خداوند میفرماید: « لَا تَتَّخِذُوا الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَكُمْ هُزُوًا وَلَعِبًا »(1)و «وَإِذَا نَادَيْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا »(2)از این تعبیرات روشن میشود که اقامهی دین به اقامهی نماز بستگی دارد و کفّار برای مبارزه با دین مسلمانان با نماز برخورد میکردند و آن را به استهزا میگرفتند.
نماز آنقدر دارای اهمیت است که گاهی بلافاصله بعد از ایمان به مبدأ و معاد مطرح شده است؛ «إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ »(3)، همانگونه که نماز همتا و عِدل امامت است. چون حضرت ابراهیم علیهالسلام در دو مورد عبارت «و من ذریّتی» را به کار برده است؛ یکی در مورد نماز و دیگری در مورد امامت فرزندان خود؛ «رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلَاةِ ».(4)وقتی خداوند به ابراهیم علیهالسلام فرمود: تو را امام مردم قرار دادم، ابراهیم علیهالسلام امامت را برای ذریه و نسل خود تقاضا کرد؛ «قال و من ذرّیّتی».(5)
« وَأَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ »(1)
مرحوم علامه طباطبایی رضیاللهعنه میفرماید: منظور از اقامه وجه به هنگام عبادت، این است که انسان دلش چنان متوجه خدا باشد که از هر چیز دیگری منقطع شود.
بنا بر این جملهی «و اقیموا وجوهکم عند کل مسجد» به ضمیمه «و ادعوه مخلصین له الدّین» این معنا را افاده میکند که بر هر عابدی واجب است که توجه خود را از غیر خدا منقطع سازد و یکی از چیزهایی که غیر خداست، همان عبادت اوست، پس عابد حتی نباید به عبادت خود توجه کند. زیرا عبادت توجه است نه چیزی که به او توجه شود.(2)
از نظر قرآن کریم بهترین عملی که در قیامت انسان از آن بهرهمند میشود، بر پا داشتن نماز است. آیهی شریفهی «وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ »(3)تجسم عمل را بازگو میکند که انسان از اعمال خیر خود بهره میبرد؛ یعنی نمازی که در دنیا انجام میدهد و زکاتی که میپردازد سود آن نصیب خود انسان میشود؛ «لانفسکم» نه این که خداوند به اعمال بشر نیاز داشته باشد.
قرآن کریم در دو آیه از سورهی بقره به بنی اسرائیل دستور اقامهی نماز داده است و در یک مورد از آنان پیمان گرفته که نماز را در جامعه اقامه کنند، اما اکثریت آنان پیمانشکنی کردند؛ «وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ ... وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ ... ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِنْكُمْ »(1)و در آیهی دیگر بعد از آن که به بنی اسرائیل دستور میدهد که نعمتهای الهی را یادآور شوند آنها را موظف به اقامهی نماز و پرداخت زکات مینماید؛ «يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ ...وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ ».(2)
اگر از میان همه تکالیف، دعوت به اقامهی نماز نمود، به دلیل اهمیت نماز است و از این که خواندن نماز جماعت به رکوع نمودن تعبیر شده، اهمیت رکوع در نماز را بیان میکند؛ علاوه بر آن میرساند که نماز یهودیان دارای رکوع نبوده و بعد از ظهور اسلام باید همانند مسلمانان نماز بخوانند.(3)
در بعضی از آیات قرآن کریم تنها اشاره به یک نماز شده است مانند: نماز ظهر که میفرماید: «حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَى »(1)که نماز وسطی طبق تفسیر مشهور، نماز ظهر است، و گاهی اشاره به وقت سه نماز شده است مانند: «وَأَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِنَ اللَّيْلِ »(2)که «طَرَفَيِ النَّهَارِ»اشاره به نماز صبح و مغرب و «زُلَفًا مِنَ اللَّيْلِ» اشاره به نماز عشا است.
گاهی اوقات هر پنج نماز بیان شده است مانند: «أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا (78)»(3)«دُلُوكِ الشَّمْسِ»؛ یعنی زوال خورشید و «غَسَقِ اللَّيْلِ»؛ یعنی تاریکی شب که نماز از زوال خورشید تا تاریکی شب شامل نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا میشود و مقصود از «قُرْآنَ الْفَجْرِ » نماز صبح است.
سؤال: منظور قرآن کریم از این که میفرماید: نماز صبح مشهود است، منظور مشاهدهی چه کسانی است؟
پاسخ: از روایات استفاده میشود که نماز صبح مشهود فرشتگان شب و روز است. زیرا در آغاز صبح فرشتگان شب که مراقبان بندگان خدایند، جای خود را به فرشتگان روز میدهند و چون نماز صبح در
همان آغاز طلوع اقامه میگردد، هر دو گروه آن را مشاهده میکنند و بر آن گواهی میدهند.
از نظر قرآن کریم معیار قبولی اعمال، تقوا و پرهیزکاری است؛ «انّما یتقبّل اللّه من المتّقین». اما از روایات استفاده میشود که قبولی اعمال بستگی به قبولی نماز دارد؛ «إن قُبِلت قُبِلَ ما سواها»(1)، جالب این که باز پذیرفته شدن نماز بستگی به ولایت امامان معصوم علیهمالسلام دارد. شخصی از حضرت سجاد علیهالسلام پرسید سبب قبولی نماز چیست؟ امام علیهالسلام فرمودند: ولایت ما و بیزاری از دشمنان ما مایهی پذیرفته شدن نماز است؛ «و ما سبب قبولها قال: ولایتنا و البرائة من أعداءنا».(2)
از ضمیمه شدن این دو حدیث به صورت شکل اول منطقی نتیجه میگیریم که پذیرفته شدن همهی اعمال بستگی به محبت اهلبیت علیهمالسلام دارد.
توضیح:
مقدمهی اول: قبولی سایر اعمال به قبولی نماز بستگی دارد.
مقدمهی دوم: قبولی نماز به ولایت اهل بیت علیهمالسلام وابسته است.
نتیجه: قبولی اعمال وابسته به محبت اهل بیت علیهمالسلام است.
خداوند متعال اولین دستور عبادی را که به حضرت موسی علیهالسلام میدهد، موضوع نماز است، از این رو بعد از دستور به عبادت به عنوان نخستین فریضه موضوع نماز را مطرح مینماید: «فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي ».(1)
الف ـ اولین حکمی را که خداوند بر بندگان خویش واجب نمود، نمازهای پنجگانه بود؛ قال رسول الله صلیاللهعلیهوآله : «اول ما افترض الله علی امّتی الصلوات الخمس».(2)
ب ـ اولین حکمی که تعلیم و یادگیری آن واجب است نماز است؛ قال رسول الله صلیاللهعلیهوآله : «اذا أسلم الرّجل اوّل ما یعلّمه الصلوة».(3)
ج ـ اولین فریضهای که در قیامت از انسان سؤال میشود نماز است؛ قال رسول الله صلیاللهعلیهوآله : «... اوّل ما یحاسب به العبد یوم القیامة الصلوة».(4)
نماز گزاردن ـ نماز خواندن ـ «فَنَادَتْهُ الْمَلَائِكَةُ وَهُوَ قَائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرَابِ»(5)واژه صلاة گاهی متعدی به حرف (علی) میشود و در معانی
مختلفی به کار میرود از جمله:
الف) قرائت « وَلَا تَجْهَرْ بِصَلَاتِكَ »(1)
ب) دعا کردن «خذ من اموالهم صدقه تطهّرهم و تزکیهم بها وصلّ علیهم»
ج) درود فرستادن «إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ »(2)
د) آمرزیدن از جانب خدا ـ طلب رحمت از ناحیه فرشتگان «هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ »(3)
و نمازی که از ناحیه خداوند بر ما تشریع و واجب شده و دارای افعال و اذکار مخصوصی است از آن جهت به «صلوة» نامگذاری شده که مشتمل بر قرائت در حال قیام و درود فرستادن و ستایش در حال قعود است و هنگامی که نمازگزار این فریضه را بجا آورد مشمول رحمت خداوند میگردد.(4)
خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید: کسانی که معتقد به قیامت هستند به قرآن نیز ایمان دارند، علاوه بر آن نسبت به نماز محافظت دارند؛ «وَهَذَا كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ ...وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ
وَهُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ (92)».(1)
با توجه به این که اصولاً ایمان به قیامت انسان را وادار به تمام کارهای خیر میکند (از نماز و روزه و خمس و ...)، لیکن موضوع نماز را به دلیل شرافتش بر سایر عبادات بیان کرده است.(2)
از آیهی شریفهی «قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (162)»(3)، استفاده میشود که شرط نماز آن است که تنها برای خداوند انجام شود و جهت این که نماز را جداگانه ذکر کرد با این که نماز داخل در نسک و عبادت هست به دلیل شرافت نماز است.(4)
از نظر اسلام نماز مانند سایر عبادات دارای درجات و مراتب است و بهترین نماز آن است که نمازگزار در نمازش خشیت و خشوع داشته باشد. قرآن کریم در وصف مؤمنان میفرماید: «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ *الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ (2)»(5)
در سیرهی اولیای الهی میبینیم که آن بزرگواران به دلیل خشیت از خداوند اندام مبارکشان میلرزید. در بارهی امام سجاد علیهالسلام در روایت آمده است: «کانت اعضائه ترتعد من خشیة الله».(1)
خداوند متعال بعد از آن که نعمت کوثر را به پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله مرحمت میکند میفرماید: در برابر این عطای ما برای خداوند نماز بخوان؛ «إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ *فَصَلِّ لِرَبِّكَ...».(2)
فخر رازی میگوید: در این سوره خداوند در برابر نعمت کوثر نمیفرماید «فاشکر» بلکه فرموده: «فصلّ»؛ جهتش آن است که شکر بر سه قسم است: لفظی، عملی و قلبی، و نماز مشتمل بر هر سه قسم شکر است.(3)
از آیات کریمهی قرآن میتوان جملاتی که در اذان و اقامه گفته میشود استفاده کرد:
الف ـ «اللّه اکبر»؛ «وَكَبِّرْهُ تَكْبِيرًا ».(4)
ب ـ «أشهد أن لا اله الاّ اللّه»؛ «فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ ».(1)
ج ـ «أشهد أن محمّدا رسول الله»؛ «يس *وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ *إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ ».(2)
د ـ «أشهد أن امیر المؤمنین علیّا ولیّ الله»؛ «إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ (55)»(3)، که به اتفاق مفسران این آیه در شأن حضرت علی علیهالسلام بوده و ولایت او در کنار ولایت خدا و پیامبرش مطرح شده است.
ه ـ «حی علی الصلوة»؛ آیات «أقیموا الصلوة».
و ـ «حی علی الفلاح»؛ «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى *وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى (15)».(4)
قرآن کریم میفرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ »(5)، مقصود از «ندای برای نماز»، اذان است.
الف ـ قال الصادق علیهالسلام : «انّ اوّل من سبق إلی الجنة بلال ... لانّه أوّل من اذّن»؛ بلال نخستین فردی است که به سوی بهشت سبقت گرفت به دلیل این که نخستین فردی بود که اذان گفت.(6)
قال رسول الله صلیاللهعلیهوآله : «قم یا بلال فارحنا بالصلوة».(7)
ب ـ قال رسول الله صلیاللهعلیهوآله : «سیأتی علی الناس زمان یترکون الاذان علی ضعفائهم»؛ زمانی خواهد آمد که مردم اذان را به افراد ناتوان میسپارند.(1)
ج ـ قال علی علیهالسلام : «اغتنموا الدعاء عند اربع؛ عند قرائة القرآن و عند الاذان و عند نزول الغیث و عند التقاء الصفّین للشهادة»؛ در چهار زمان دعا را غنیمت بشمارید که مستجاب میشود: هنگام قرائت قرآن و هنگام اذان و هنگام نزول باران و هنگام رو برو شدن دو لشکر مؤمنین و کفار برای جنگ.(2)
د ـ قال رسول الله صلیاللهعلیهوآله : «لو علم الناس ما فی النداء و الصفّ الاول لاستهموا علیه»؛ اگر مردم ارزش اذان گفتن و شرکت در جماعت را میدانستند، هر آینه برای این کار قرعه کشی میکردند.(3)
ه ـ قال علی علیهالسلام : «من سمع النداء فلم یجبه من غیر علّة فلا صلاة له»؛ هر کس صدای اذان را بشنود و بدون علت به آن پاسخ ندهد پس نمازی برای او نیست(4)، البته سیاق این حدیث مانند «لا صلوة لجار المسجد الا فی المسجد» است که ناظر به نفی کمال است نه نفی صحت. یعنی نماز انسان کامل نیست نه اینکه صحیح نباشد.
و ـ قال رسول الله صلیاللهعلیهوآله : «الدعاء بین الاذان و الاقامة لا یردّ»؛ دعای
بین اذان و اقامه رد نمیشود.(1)
ز ـ مؤذن هم باید عارف به وقت باشد هم خوش صدا باشد؛ قال الصادق علیهالسلام : «لا یستقیم الاذان و لا یجوز ان یؤذّن به الا رجل مسلم عارف».(2)
ح ـ قال علی علیهالسلام : «لیؤذّن لکم افصحکم».(3)
ط ـ حضرت علی علیهالسلام فرمود: هر کس صدای اذان را بشنود و از مسجد خارج شود، منافق است مگر این که قصد برگشت داشته باشد.(4)
ی ـ کسی که یک سال با نیت صادق اذان بگوید، روز قیامت حق شفاعت دارد.(5)
ک ـ پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: به یهود و نصاری سلام کنید، به یهود و نصاری امت من سلام نکنید و آن کسی است که اذان را بشنود و به نماز جماعت نرود.(6)
ل ـ «اجابة المؤذن یزید فی الرزق»(7)و «اجابة المؤذن کفّارة الذنوب».(8)
قرآن کریم در توصیف مؤمنان میفرماید: مؤمنان کسانی هستند که علاوه بر پاسخ مثبت به ندای الهی نماز را اقامه میکنند؛ «وَالَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ ».(1)
مرحوم علامه طباطبایی رضیاللهعنه میفرماید: اگر از میان همهی تکالیف اسلامی خداوند نام نماز را بیان کرد و فرمود: نماز را بر پا میدارند، از باب ذکر خاص بعد از عام است که دلالت بر اهمیت و شرافت نماز دارد.(2)
هنگامی که آیه شریفه «و أمر اهلک بالصلوة» نازل شد پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله به مدت 9 ماه در هر پنج وقت نماز (یعنی حدود 1350 مرتبه) به منزل حضرت علی علیهالسلام و حضرت فاطمه علیهاالسلام میآمد و میفرمود: نماز، خدا شما را رحمت کند. بعد از آن آیه شریفه « إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا (33)»(3)را که درباره معرّفی اهل بیت خود بود، تلاوت میکرد.(4)از این روش پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله دو مطلب اساسی استفاده میشود: الف) اهمیت نماز ب) معرفی اهل بیت خود به جامعه اسلامی تا دیگر عذری برای کسی باقی نماند.
از نظر قرآن کریم نماز عامل فلاح و رستگاری و سعادت انسان است. قرآن کریم در اوصاف متقین میفرماید: «الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ.... وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (5)».(1)
وقتی پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله اوصاف نماز را برای شخصی بیان کرد آن شخص گفت: و الله لا ازید علیها و لا انقص منها؛ به خدا قسم من چیزی از نماز نه کم میکنم و نه زیاد انجام میدهم. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: «أفلح اِنْ صدق»؛ این شخص اگر راست بگوید به سعادت دست یافته است.(2)
در قرآن کریم چند نام و وصف برای نماز بیان شده است: قرآن، ایمان، حسنه.
قرآن کریم میفرماید: « وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ »(3)قبلهی مسلمانان در صدر اسلام و در ایامی که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در مکه تشریف داشتند و حتی بعد از مدت کوتاهی در مدینه به طرف بیت المقدس بود، ولی بعد از آن مسلمانان به طرف کعبه متوجه شدند و کعبهی معظمه قبلهی مسلمانان شد و این تغییر قبله به دلیل این بود که یهودیها به
مسلمانان اعتراض میکردند و میگفتند شما استقلال ندارید و به طرف قبلهی ما نماز میخوانید. بعد از این که قبله تغییر پیدا کرد، این ذهنیت برای مسلمانان پیش آمد که نمازهایی که به طرف بیت المقدس خواندهایم باطل است، در اینجا بود که آیه نازل شد و قرآن کریم بشارت داد که: خداوند ایمان شما را ضایع نمیسازد؛ یعنی نمازهای شما همگی درست است، بنا بر این در این آیهی شریفه به نماز اطلاق ایمان شده است و این به دلیل اهمیت و ارزش و قداست نماز است.
وصف دیگر نماز «حسنه» است. قرآن کریم میفرماید: «وَأَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ »(1).
همچنین به نماز، قرآن فجر اطلاق شده است؛ « وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا ». در اهمیت نماز صبح همین بس که هم اطلاق قرآن بر آن شده و هم به طور جداگانه از نمازهای دیگر بیان شده است. چون میفرماید: «أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ »، که در این آیه نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا در یک جمله بیان شده است، اما نماز صبح به طور ویژه و خاص بیان شده است. «دلوک شمس» یعنی زوال خورشید که مقصود موقع ظهر است و «غسق اللیل» تاریکی شب است، بنا بر این اقامهی نماز از هنگام زوال خورشید تا تاریکی شب شامل چهارنمازمیشود: ظهروعصر و مغرب و عشا.
1) هود / 114.
در قرآن کریم آیات متعددی در مورد اقامهی نماز مطرح است. از جمله:
الف ـ «وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ (43)».(1)
ب ـ « وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ ».(2)
ج ـ «وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (56)».(3)
اقامه از قیام مشتق شده است. قیام را به نماز نسبت میدهند؛ «قد قامت الصلوة»، اما اقامه را به نمازگزار نسبت میدهند؛ «قد أقمت الصلوة». اقامهی نماز یعنی بر پا داشتن نماز و آن به دو صورت تحقق میپذیرد: فردی و اجتماعی.
برای اقامهی نماز در جنبهی فردی رعایت اموری لازم است:
1 ـ مراعات وقت نماز: مرحوم بلاغی در تفسیر الاء الرحمن در ذیل آیهی « وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ (3)»(4)میفرماید: «یواظبون علیها فی أوقاتها»؛ یعنی پرهیزکاران کسانی هستند که نماز را در وقت خودش به جا میآورند.
2 ـ اتمام واجبات: امام حسن عسگری علیهالسلام در تفسیر آیهی «و أقیموا
الصلوة» میفرماید: ای باتمام وضوءها و تکبیرها و قیامها و قرائتها و رکوعها و سجودها و حدودها.(1)
3 ـ اخلاص در نماز: امام حسن عسگری علیهالسلام در دنبالهی روایت میفرماید: «و اخلاصها فی العبادة».
اقامهی نماز از جنبهی اجتماعی آن است که مسئولین نظام اسلامی موظفند مسئلهی نماز را در جامعه و حکومت اسلامی احیا کنند؛ «الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ ».(2)
امیر المؤمنین علیهالسلام در عهدنامهی خود به محمد بن ابی بکر که از طرف حضرت، حاکم مصر گردید میفرماید: «صل الصلوة لوقتها الموقّت»؛ نماز را در همان وقت مشخص خود اقامه کن، «و لا تجعل وقتها لفراغ و لا تؤخرها عن وقتها لاشتغال»؛ مبادا آن را قبل از وقت به دلیل فرصتی که داری به جای آوری و یا به دلیل اشتغال و کار دیگر آن را به تأخیر بیاندازی، بعد امام علیهالسلام میفرماید: بدان که تمام اعمال تو باید تابع نماز باشد؛ یعنی نماز در رأس همهی امور است؛ «و اعلم أنّ کلّ شیء من عملک تبع لصلاتک».(3)
قرآن کریم وقتی که از انبیای الهی سخن میگوید آنان را چنین میستاید که به امر ما مردم را هدایت میکنند و ما به آنها کارهای خوب و اقامهی نماز و پرداخت زکات را وحی نمودیم؛ «وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ (73)».(1)
با این که فعل خیرات شامل بر پا داشتن نماز هم میشود، اما در عین حال نماز را جداگانه بیان کرد و این به دلیل آن است که عطف خاص بر عام مفید اهمیت است.
تعبیر به «کانوا» که دلالت بر استمرار و دوام دارد شاید اشاره به این باشد که آنان حتی قبل از رسیدن به مقام نبوت و امامت بنده صالح خدا بودند که در پرتو آن خداوند مواهب تازهای به آنان بخشید.(2)
حضرت ابراهیم علیهالسلام هدف از هجرت خود و زن و فرزندش را از سرزمین خوش آب و هوای فلسطین به منطقهی کوهستانی و بیآب و گیاه مکهی معظمه موضوع نماز و بر پا داشتن آن بیان میکند؛ «رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ
مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ ».(1)
مرحوم علامه طباطبایی میفرماید: جملهی «ربّنا لیقیموا الصلوة» غرض از اسکان اسماعیل و مادرش میباشد و اگر در میان نقاط مختلف زمین نقطهای غیر قابل کشت و خالی از هوای معتدل را اختیار نمود برای این بوده که ذریهاش در عبادت خداوند خالص باشند و امور مادی، آنها را به خود مشغول نسازد، چه این که حضرت ابراهیم علیهالسلام از خداوند تقاضا میکند که او و ذریهاش را از بر پا کنندگان نماز قرار دهد؛ «رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلَاةِ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي ».(2)
نماز دارای یک سلسله آداب ظاهری و باطنی است که هر مسلمانی باید آنها را رعایت کند:
الف ـ لباس زیبا پوشیدن: قرآن کریم میفرماید: «خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ »(3). در روایت است که امام سجاد علیهالسلام به هنگام نماز بهترین لباس خود را میپوشید (لبس اجود ثیابه) و به آیهی فوق استناد مینمود.(4)
ب ـ مسواک زدن: پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند: فضیلت دو رکعت نماز با
مسواک از هفتاد رکعت نماز بیمسواک بیشتر است؛ «رکعتین بسواک أفضل من سبعین رکعة بغیر سواک».(1)
ج ـ عطر زدن: حضرت صادق علیهالسلام فرمودند: شخصی که به هنگام نماز عطر استعمال کند فضیلت نمازش هفتاد برابر نمازی است که فاقد عطر باشد؛ «صلاة متطیّب أفضل من سبعین صلاة بغیر طیب».(2)
د ـ رعایت اول وقت: پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند: بهترین اعمال نزد خداوند نماز اول وقت است؛ «أفضل الاعمال عند الله الصلاة فی أوّل وقتها».(3)
هـ ـ نماز خواندن در مساجد: قال علی علیهالسلام : «لا صلاة لجار المسجد الاّ فی المسجد الاّ أن یکون عذر او به علّة».(4)
و ـ دعا خواندن قبل از تکبیرة الاحرام: پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله قبل از تکبیرة الاحرام عرضه میداشت: «وجّهت وجهی للّذی فطر السّموات و الأرض حنیفا و ما أنا من المشرکین * انّ صلاتی و نسکی و محیای و مماتی للّه ربّ العالمین».(5)
حضرت علی علیهالسلام قبل از تکبیرة الاحرام عرضه میداشت: «یا محسن قد أتاک المسیئ و قد أمرت المحسن أن یتجاوز عن المسیئ، أنت المحسن
و أنا المسیئ».(1)
ز ـ پناه بردن به خداوند: ابو سعید خدری میگوید: پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله قبل از قرائت، جملهی شریفه «أعوذ باللّه من الشّیطان الرّجیم» را میفرمود.(2)
ح ـ بلند گفتن «بسم الله»: امام حسن عسگری علیهالسلام میفرمایند: یکی از نشانههای مؤمن این است که «بسم الله» در نماز را بلند بگوید.(3)
یکی از راههای اقامهی نماز سفارش پدر و مادر به فرزندان در بارهی نماز است. قرآن کریم در آیات مختلفی سفارش خانواده به نماز را از ناحیهی پیامبران الهی مطرح نموده است.
از جمله در مقام تمجید و تکریم از حضرت اسماعیل علیهالسلام میفرماید: «وَكَانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ »(4)جملهی «و کان یأمر» دلالت بر استمرار و پیوستگی دارد؛ یعنی حضرت اسماعیل به طور مداوم خانوادهی خود را امر به نماز میکرد. از این آیه استفاده میشود که بر خلاف نوع مردم توجه آن حضرت به امور دینی فرزندانش بیشتر از
توجه به امور دنیوی آنها بوده است.(1)
چه این که قرآن سفارش حضرت لقمان به فرزندش را موضوع نماز و سایر فرائض دینی بیان میکند: «يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَكَ »(2)، همچنین خطاب به پیامبر صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا ».(3)
هنگامی که این آیه نازل شد، بر طبق برخی از احادیث پیامبر صلیاللهعلیهوآله مدت 9 ماه به هنگام نماز میآمدند در مقابل منزل حضرت علی علیهالسلام و فاطمه علیهاالسلام میفرمودند: «السلام علیکم و رحمة الله و برکاته الصلاة الصلاة یرحمکم الله»(4).
این سیرهی پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نشانگر اهمیت نماز و مسئولیت والدین نسبت به نماز فرزندان است با این که حضرت علی و فاطمه هیچ نیازی به این سفارش نداشتند در عین حال پیامبر تذکر میدهد و این درسی است برای امت اسلامی که نسبت به نماز نسل نو عنایت داشته باشند.
شخصی از حضرت رضا علیهالسلام سؤال کرد: فرزندی دارم که هشت سال از عمرش گذشته ولی نماز نمیخواند. حضرت فرمود: «سبحان الله یترک الصلوة» بعد گفت اگر بچه مریض بود چه کند؟ حضرت فرمود: «یصلی علی نحو ما یقدر»(5)به هر اندازه که میتواند نماز بخواند.
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَى حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ وَلَا جُنُبًا إِلَّا عَابِرِي سَبِيلٍ حَتَّى تَغْتَسِلُوا ...»(1).
ازآیه شریفه فوق چند حکم اسلامی استفاده میشود.
الف) از نظر قرآن کریم افراد مست نمیتوانند مشغول نماز شوند و نماز آنها در این حال باطل است. فلسفهی آن هم روشن است. زیرا نماز سخن گفتن با خداوند است و انسان باید بفهمد چه میگوید؛ در برخی از روایات آیهی شریفه به مستی خواب تفسیر شده است؛ یعنی در حالی که کاملاً بیدار نشدهاید نماز نخوانید، ولی این تفسیر از جملهی «حتی تعلموا ما تقولون»استفاده میشود گرچه در معنای «سکاری» داخل نشود.
ب) باطل بودن نماز در حال جنابت که با جمله «و لا جنبا»به آن اشاره شده است سپس استثنایی برای این حکم بیان فرموده و میگوید: «الاّ عابری سبیل» مگر اینکه مسافر باشید و در مسافرت گرفتار بیآبی شوید که در این حال نماز خواندن به شرط تیمّم جایز است «فلم تجدوا ماء فتیمّموا صعیدا طیبا» ولی بعضی از روایات گوید: مقصود از صلوة در آیه محل نماز گزاردن و مسجد است یعنی در حال جنابت وارد مسجد نشوید مگر اینکه بخواهید عبور کنید.
1) نساء / 42.
ج) جواز نماز خواندن یا عبور از مسجد بعد از غسل کردن که با جمله «حتی تغتسلوا» بیان شده است.
د) تیمّم برای معذورین (افرادمریض یامسافردرصورتپیدانکردن آب).(1)
یکی از وظائف کسانی که قدرت و حکومت در دست آنهاست این است که مسئلهی نماز را در جامعه احیا کنند. قرآن کریم میفرماید: «الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ ...»(2)از این آیه استفاده میشود که پایههای حکومت اسلامی بر سه محور دور میزند:
1 ـ نماز که پیوند انسان با خداوند است.
2 ـ زکات که پیوند انسان با دیگران است.
3 ـ نظارت اجتماعی که امر به معروف و نهی از منکر است.
مرحوم طبرسی میفرماید: اگر خداوند از میان همهی عبادات تنها نماز را و از میان همهی جهات مالی زکات را نام برد به دلیل این است که این دو در باب خود عمده و رکن اساسی هستند.(3)
برای نماز لازم است دو گونه طهارت تحصیل شود: طهارت ظاهری و طهارت باطنی.
نسبت به طهارت ظاهری قرآن کریم میفرماید: « الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ»(1)، همچنین در حدیث است: «لا تقبل صلوة بغیر طهور».(2)
طهارت باطنی یعنی انسان قلب خود را از امور مادی و دنیوی مجرّد سازد و حضور قلب خود را حفظ کند. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند: کسی که دو رکعت نماز بخواند در آن دو رکعت قلب خود را به چیزی از امور دنیا مشغول نسازد خداوند گناهانش را میآمرزد؛ «من صلّی رکعتین و لم یحدث فیهما بشیء من أمور الدنیا غفر الله له ذنوبه».(3)
برای این که انسان حضور قلب پیدا کند، باید به تعبیر پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله با نماز وداع کند و وداع با نماز به این است که انسان اولاً: بفهمد در حضور خدا ایستاده و با خداوند سخن میگوید. ثانیا: این طور فرض کند که این نماز آخرین نماز من است.
قال رسول الله صلیاللهعلیهوآله : «صلّ صلاة مودّع کانّک تراه فان کنت لا تراه فانّه یراک»(4)و «صلّ صلوة مودّع فاذا دخلت فی الصلوة فقل هذا آخر صلاتی من الدنیا».(5)
یکی از موضوعاتی که در بارهی نماز در قرآن کریم مطرح شده استعانت جستن و کمک خواستن از خداوند به وسیلهی نماز است که در دو مورد این مطلب بیان شده است: «وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ »(1)و «اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ».(2)
هر انسانی به تنهایی نمیتواند مشکلات و دشواریهای زندگی مادی و معنوی خود را حل کند مگر این که به او کمک شود و بهترین یاریدهنده خداوند متعال است، از این رو در نماز به خداوند عرضه میداریم: پروردگارا! هم تو را عبادت میکنیم و هم از تو مدد میجوییم؛ «ایاک نعبد و ایّاک نستعین»، از این رو حضرت موسی علیهالسلام به قومش میگوید: برای پیروزی در مشکلات از خداوند کمک بخواهید و در برابر دشواریها صبر کنید؛ «قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ وَاصْبِرُوا».(3)
بر طبق این دو آیه برای پیروزی بر مشکلات، دو رکن اساسی لازم است: یکی موضوع صبر و شکیبایی و استقامت در برابر ناگواریها و دیگری مسئلهی نماز و پیوند درونی و قلبی با خداوند متعال است.
مرحوم طبرسی میفرماید: صبر به معنای خودداری از خواستهها و
خویشتنداری در برابر هوا و هوس است و صبر بر مصیبت به همین معناست که مصیبتزده خود را از بیتابی و از جزع و فزع و فریاد زدن نگه میدارد.
و به همین مناسبت ماه رمضان که روزهدار خودداری از خوردن و آشامیدن میکند ماه صبر نامیده شده است، از این رو در حدیث داریم که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله هرگاه با مشکلی مواجه میشد که او را ناراحت میکرد، از نماز و روزه کمک میگرفت.
در حدیث دیگری وارد شده که: «کان علی علیهالسلام اذا اهاله امر فزع قام الی الصلاة ثم تلا هذه الآیة»(1)هنگامی که مشکلی برای حضرت علی علیهالسلام پیش میآمد از نماز کمک میگرفت.
حضرت صادق علیهالسلام فرمود: هر گاه با غمی از غمهای دنیا رو به رو میشوید، وضو بگیرید و به مسجد بروید و نماز بخوانید و دعا کنید؛ زیرا خداوند میفرماید: «استعینوا بالصّبر و الصلوة».(2)
گرچه قرآن کریم میفرماید: از صبر و نماز کمک بگیرید، اما ضمیر «انها» به نماز بر میگردد. علامه طباطبایی رضیاللهعنه میفرماید: زیرا استعانت جستن به صبر با خشوع چندان تناسب ندارد در حالی که با نماز تناسب کامل دارد.
از نظر قرآن کریم کارکردهای نماز در نقطه مقابل اهداف شیطان است؛ برای مثال:
هدف شیطان آن است که انسان آلوده به گناه شود و نماز انسان را از آلودگی نجات میدهد.
قرآن کریم میفرماید: شیطان امر به فحشا و منکر میکند؛ «وَمَنْ يَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ فَإِنَّهُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ »(1)، اما نماز انسان را از فحشا و منکر باز میدارد؛ « إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ »(2)نماز سد محکمی در برابر نفوذ شیطان است.
حضرت علی علیهالسلام میفرماید: «الصلاة حصن من سطوات الشیطان»(3). نماز این فایده را دارد که هم صورت شیطان را سیاه میکند؛ «الصلوة تسوّد وجه الشیطان»(4)و هم شیطان را از انسان نمازگزار طرد میکند؛ «الصلوة مِدحرة للشیطان».(5)
الف ـ نماز نشانهی ایمان حقیقی؛ «الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ *أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا ».(1)
ب ـ نماز نشانهی یقین به قیامت؛ «الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ ».(2)
ج ـ نماز نشانهی توبهی واقعی؛ «فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ ».(3)
د ـ نماز نشانهی تقوای حقیقی؛ « هُدًى لِلْمُتَّقِينَ *الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ ».(4)
ه ـ نماز نشانهی تواضع؛ «... بَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ *...وَالْمُقِيمِي الصَّلَاةِ »(5)
و ـ نماز نشانهی نیکی و نیکان؛ « وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ ... وَأَقَامَ الصَّلَاةَ».(6)
ز ـ نماز نشانهی احسان؛ «تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيمِ هُدًى وَرَحْمَةً لِلْمُحْسِنِينَ *الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ ».(7)
ح ـ نماز نشانهی هدایت؛ « قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَى و أَقِيمُوا الصَّلاةَ».(8)
نماز از جمله عباداتی است که در همهی ادیان و شرایع دینی مطرح بوده است:
الف ـ حضرت ابراهیم علیهالسلام ؛ «رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلَاةِ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي ».(1)
ب ـ حضرت اسماعیل علیهالسلام ؛ «وَكَانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلَاةِ ».(2)
ج ـ حضرت شعیب علیهالسلام ؛ « يَا شُعَيْبُ أَصَلَاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا».(3)
د ـ حضرت موسی علیهالسلام ؛ «وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي (14)».(4)
ه ـ حضرت زکریا علیهالسلام ؛ «فَنَادَتْهُ الْمَلَائِكَةُ وَهُوَ قَائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرَابِ ».(5)
و ـ حضرت عیسی علیهالسلام ؛ « وَأَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا (31)».(6)
ز ـ پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله ؛ «وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا ».(7)
از نظر اسلام نماز بهترین عمل است. قال علی علیهالسلام : «اللّه اللّه فی الصلوة فانّها خیر العمل»(1). قرآن کریم به مسلمانان دستور میدهد نسبت به کارهای خیر از دیگران سبقت بگیرند؛ «فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ »(2)، بنا بر این نماز از جمله اموری است که باید نسبت به آن سبقت گرفت و اصولاً ترغیب و تشویقی که نسبت به امر نماز شده در بارهی کمتر عبادتی به عمل آمده است، از این رو در اذان و اقامه در شبانه روز 20 مرتبه «حیّ علی الصّلوة» و 20 مرتبه «حیّ علی الفلاح» و 20 مرتبه «حیّ علی خیر العمل» و 10 مرتبه «قد قامت الصلوة» گفته میشود.
در اهمیت نماز همین بس که بسیاری از فرایض و عبادات در کنار نماز مطرح شده است:
الف ـ روزه همراه با نماز؛ «وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ »(3)در حدیث وارد شده که مقصود از صبر روزه است، البته روزه به عنوان مصداق بیان شده است.
ب ـ حج همراه با نماز؛« وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى».(1)
ج ـ جهاد همراه با نماز؛ «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ ...التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ ...».(2)
د ـ امر به معروف همراه با نماز؛ «يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ ».(3)
نماز آن قدر دارای اهمیت است که بسیاری از کمالات و فضایل اخلاقی همراه با آن بیان شده است از جمله:
الف ـ عدالت اجتماعی و دعای خالصانه همراه با نماز؛ «قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَأَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ ».(4)
ب ـ تلاوت قرآن و انفاق همراه با نماز؛ «إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِيَةً ».(5)
ج ـ صبر همراه با نماز؛ «وَالَّذِينَ صَبَرُوا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ ».(6)
د ـ مشورت همراه با نماز؛ « وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ وَ أَقَامُوا الصَّلَاةَ».(7)
کمتر فضیلت و کمالی را میتوان تصور نمود که در نماز مطرح نباشد:
نماز و بهداشت ؛ به هنگام نماز باید طهارت تحصیل کرد و وضو گرفت، چه این که به هنگام وضو مضمضه و استنشاق مستحب است و موجب آمرزش گناهان است.
نماز و زیبایی ؛ قرآن میفرماید: « خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ »(1). در حدیث است که امام سجّاد علیهالسلام به هنگام نماز بهترین لباس خود را میپوشید؛ «لبس اجود ثیابه» و بعد به این آیه استناد مینمود.(2)
نماز و عدالت ؛ از شرایط امام جماعت عادل بودن اوست.
نماز و نظم و انضباط ؛ به هنگام نماز جماعت صفوف مأمومین باید منظم و مرتب باشد و همه با هم باید اعمال نماز را انجام دهند.
نماز و رعایت حقوق مردم ؛ لباس و مکان نمازگزار باید مباح باشد و اگر غصبی باشد، نماز باطل است.
نماز و اخلاص ؛ در سراسر نماز قصد قربت شرط است، اگر انسان در نماز ریا و تظاهر کند، نمازش باطل است.
نماز و سلام ؛ در پایان نماز به بندگان صالح سلام میکنیم نه این که به قدرتمندان یا ثروتمندان یا بر دانشمندان و ...
در 26 مورد از آیات قرآن، زکات همراه با نماز مطرح شده است به تعبیر دیگر ارتباط با خداوند همراه با ارتباط با مردم بیان شده است، از این همراهی میتوان فهمید که مسلمان واقعی کسی است که علاوه بر عبادت فردی (نماز) کمک به مستمندان نیز داشته باشد (عبادت اجتماعی).
امام باقر علیهالسلام میفرماید: «انّ اللّه تبارک و تعالی قرن الزکاة بالصلوة فقال: أقیموا الصلوة و ءاتوا الزکاة فمن أقام الصلوة و لم یؤت الزّکوة فکأنّه لم یقم الصلوة»(2)خداوند زکات را با نماز همراه ساخته است، از این رو امر به هر دو نموده، بنا بر این اگر کسی نماز را به پا دارد و زکات را پرداخت نکند، گویا نماز را نیز به پا نداشته است. همچنین آن حضرت میفرماید: روزی پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله پنج نفر را به دلیل این که نسبت به زکات توجّه و اعتنایی نداشتند از مسجد بیرون کرد.(3)
آیهی شریفهی «إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ (55)»(1)، به اتفاق فریقین در مورد حضرت علی علیهالسلام نازل شده است. زمخشری از علمای اهل سنت میگوید:
این آیه در شأن علی علیهالسلام نازل گشته و سرّ این که لفظ جمع آمده با این که مورد نزول آن یک مرد بیش نبوده، این است که مردم را به این چنین فعلی ترغیب کند و بیان دارد که مؤمنان این چنین سیرت و سجیّهای را کسب کنند که نسبت به کمک به مستمندان حریص باشند و حتی در حال نماز آن را به تأخیر نیاندازند.
فخر رازی میگوید: این آیه در شأن علی علیهالسلام نازل شده است. علما نیزاتفاق کردهاندکه ادای زکات درحال رکوع واقع نشده جز از علی علیهالسلام .(2)
نماز از نظر اسلام سخن گفتن با خداوند است. هر مسلمانی در نمازهای خود عقاید خویش را ابراز میکند. در سورهی مبارکهی حمد، مجموعهی اعتقادات دینی مطرح است:
اعتقاد به قیامت؛ «مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ ».
اعتقاد به نبوت و رسالت؛ «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ *اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ ».
در آغاز نماز اصول اعتقادی خود را بیان میکنیم و در پایان نماز علاوه بر اصول اعتقادی اصول مذهب خود را نیز بیان میکنیم. در تشهد میگوییم: «اللهمّ صلّ علی محمد و آل محمد»؛ در این جملهی شریفه کلمهی «اللهمّ» نشانگر اعتقاد توحیدی ما مسلمانان است، جملهی «صلّ علی محمد» نشانگر اعتقاد به رسالت و نبوت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله است و جملهی «و آل محمد» نشانگر اعتقاد به امامت و ولایت ائمهی معصومین علیهمالسلام است.
ممکن است این سؤال به ذهن خطور نماید که خداوند به چه علت این همه لطف و کرم نسبت به محمد و آل محمد روا میدارد؟ در پاسخ باید گفت: به دلیل این که خداوند عادل است و به پاس خدمات ارزشمند آنها، مقام و منزلت ایشان را بهتر از همهی انسانها قرار داده و ظرف این پاداش الهی نیز در عالم قیامت است.
نماز عامل تکامل انسان است. چون عامل اساسی برای رشد و ترقّی و تربیت انسان مسئلهی تشویق و هشدار است. در نماز، انسانها هم
تشویق به رحمت و لطف خدا میشوند؛ «الرّحمن الرّحیم» و هم به آنها هشدار داده میشود که خداوند مالک روز قیامت است؛ «مالک یوم الدّین».
در نماز، انسان اختیار خود را نسبت به اعمالش ابراز میدارد و دو عقیدهی باطل را که جبر و تفویض است رد میکند. زیرا عبارت «ایّاک نعبد»؛ خدایا فقط تو را عبادت میکنیم، دلالت دارد بر این که انسان مجبور نیست، بلکه از روی اختیار و شوق و علاقه، خداوند را عبادت میکند. و عبارت: «ایّاک نستعین»؛ خدایا از تو کمک میخواهیم، نیز دلالت بر این نکته دارد که تفویض نیست و خداوند ما را به حال خود رها نکرده است، از این رو از او کمک میخواهیم.
بدون شک و تردید همهی انسانها در جستجوی رسیدن به کمال و سعادت هستند، اما در این که کمال و سعادت انسان در چیست؟ گروه زیادی از انسانها به دلیل عدم اعتقاد به مسائل دینی سعادت خود را در محور مسائل دنیوی و مادی میدانند.
بعضی از افراد، کمال و سعادت خود را در ثروت و مال و امکانات
رفاهی میدانند مانند دنیا طلبان قوم موسی علیهالسلام که گفتند: « يَا لَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِيَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ (79)».(1)
بعضی مانند منافقان سعادت خود را در پرتو دوستی و ارتباط با کفار و مشرکان میدانند؛ «الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَيَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا (139)».(2)
گروهی از انسانها کمال خود را در محدودهی علوم مادی میدانند؛ « فَرِحُوا بِمَا عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ ».(3)
برخی از افراد سعادت خود را در ثروت فراوان و جمعیت زیاد میدانند؛ «أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مَالًا وَأَعَزُّ نَفَرًا ».(4)
بعضی از افراد سعادت و رستگاری خود را در کسب قدرت و برتری بر دیگران میدانند؛ «قَدْ أَفْلَحَ الْيَوْمَ مَنِ اسْتَعْلَى».(5)
از نظر قرآن کریم نماز عامل فلاح و رستگاری است. قرآن کریم میفرماید: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا (9)»(6)رستگاری انسان در پرتو تزکیه نفس و تهذیب روح امکان پذیر است، اما یکی از راههای تزکیهی نفس که موجب رستگاری انسان میشود، مسئلهی یاد خدا و نماز است، از این رو خداوند میفرماید: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى *وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى (15)»(7)،
البته سعادت مؤمنان نمازگزار در گرو این مهمّ است که نسبت به نماز حال خشوع داشته باشند؛ «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ *الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ ».
از نظر قرآن کریم نماز فرع بر یاد خداست؛ «و ذکر اسم ربّه فصلّی»؛ در این آیه نماز متفرع بر یاد خداوند مطرح شده است زیرا تا انسان به یاد خدا نباشد و نور ایمان در دل او نتابد، به نماز نمیایستد، علاوه بر آن، نمازی ارزشمند است که توأم با یاد خدا و ناشی از آن باشد.(1)
قرآن کریم وقتی سفارش حضرت اسماعیل به خانوادهاش را دربارهی نماز و زکات مطرح میکند، میفرماید: «وَكَانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ وَكَانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِيًّا »(2)از این آیه استفاده میشود که یکی از عوامل مهم و اساسی در تحصیل رضایت الهی، توجه به نماز و زکات است و اگر کسی رضایت حق را جلب کرد به فوز عظیم و به رستگاری بزرگ دست یافته است.
قرآن کریم بعد از آن که نعمت جاویدان بهشت را برای بندگان خاص
خود بیان میکند میفرماید: « رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ »(1)، بنا بر این بهترین راه برای این که انسان به مقام رضا و رضوان خدا برسد مسئله نماز است. حضرت علی علیهالسلام میفرماید: «الصلاة من شرایع الدین و فیها مرضات الربّ عزّ و جلّ و هی منهاج الانبیاء».(2)
نماز انسان را از صفت حرص و علاقه به دنیا نجات میدهد؛ «إِنَّ الْإِنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا *إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا *وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعًا *إِلَّا الْمُصَلِّينَ »(3). بعد از آن قرآن کریم هشت وصف برای نمازگزاران واقعی بیان میکند:
1 ـ نمازشان را مرتب و همیشه به جا میآورند؛ «الّذین هم علی صلاتهم دائمون».
2 ـ در اموال آنها حق مشخصی برای سائل و محروم است؛ «و الّذین فی أموالهم حق معلوم للسائل و المحروم».
3 ـ به قیامت باور دارند؛ «و الّذین یصدّقون بیوم الدّین».
4 ـ از عذاب الهی هراسناکند؛ «و الّذین هم من عذاب ربّهم مشفقون *
انّ عذاب ربّهم غیر مأمون».
5 ـ دامان خویش را از بیعفتی حفظ میکنند؛ «و الّذین هم لفروجهم حافظون * الاّ علی ازواجهم ...».
6 ـ امانتها و تعهدهای خود را رعایت میکنند؛ «و الّذین هم لأماناتهم و عهدهم راعون».
7 ـ برای ادای شهادت حق قیام میکنند؛ «و الّذین هم بشهاداتهم قائمون».
8 ـ نسبت به نماز خود محافظت دارند؛ «و الّذین هم علی صلاتهم یحافظون».(1)
در آیه شریفه، جملهی «الاّ المصلّین» استثناء از جملهی «انّ الإنسان خُلق هلوعا» میباشد، یعنی انسانها حریص هستند مگر نمازگزاران و سرّ این که از میان همهی امتیازات مؤمنان که در آیات بعد ذکر شده تنها نماز را مطرح کرد، برای این است که شرافت و عظمت نماز را برساند که از بهترین اعمال است.
علاوه بر این که نماز اثر روشنی در دفع صفت رذیله حرص دارد چون به طور کلی نماز انسان را از فحشا و منکر و کارهای زشت و اخلاق
1) معارج / 22 ـ 35.
ناپسند باز میدارد؛ از جمله اینکه حرص و علاقهی فراوان به دنیا را از بین میبرد.(1)
مقصود از مداومت بر نماز این نیست که نمازگزاران همیشه در حال نماز هستند، بلکه مقصود این است که در اوقات معین نماز را بجا میآورند
و اساسا هر کار خیری زمانی در انسان اثر سازنده دارد که تداوم داشته باشد، از این رو پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «ان احبّ الأعمال الی اللّه مادام و ان قلّ»؛ محبوبترین اعمال نزد خداوند چیزی است که مداومت داشته باشد هر چند کم باشد.
از بعضی احادیث استفاده میشود که مقصود از تداوم آن است که هر گاه انسان نماز مستحب را بر خود واجب کند همواره به آن ادامه دهد.(2)
در حدیث دیگری از امام باقر علیهالسلام رسیده است که آیهی شریفهی «الّذین هم علی صلاتهم دائمون» اشاره به نماز نافله دارد و آیهی شریفهی «و الّذین هم علی صلاتهم یحافظون»، اشاره به نماز واجب دارد.
فخر رازی در تفسیرش میگوید: مقصود از مداومت بر نماز این است که انسان نماز را در هیچ زمانی از اوقات ترک نکند و معنای محافظت از نماز این است که نسبت به حال نماز سعی و تلاش داشته باشد که به بهترین وجه انجام دهد، و انجام نماز به بهترین وجه به این صورت است که:
اوّلاً: منتظر اوقات نماز باشد.
ثانیا: به مقدمات نماز از قبیل طهارت و قبله و مباح بودن لباس و مکان توجه داشته باشد.
ثالثا: نماز را در مسجد و به صورت جماعت به جا آورد.
رابعا: به هنگام نماز حضور قلب داشته باشد و تمام توجه او به خداوند باشد و از ریا و تظاهر پرهیز کند، بنا بر این مداومت بر نماز راجع به کمیت نماز است و محافظت راجع به کیفیت نماز است.(1)
از نظر اسلام کسی دارای علم و معرفت است که زندگی و برنامههای فردی و اجتماعی او به دور از افراط و تفریط باشد. حضرت علی علیهالسلام میفرماید: «لا یری الجاهل الاّ مفرطا او مفرّطا»؛(2)شیوهی زندگی جاهل
بر اساس افراط یا تفریط است.
در اسلام در ابعاد مختلف زندگی به موضوع اعتدال و میانه روی سفارش شده از جمله:
اعتدال در لباس پوشیدن؛ «و ملبسهم الاقتصاد».(1)
اعتدال در راه رفتن؛ «وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ ».(2)
اعتدال در خوف و رجا؛ « يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا ».(3)
اعتدال در انفاق؛ «وَالَّذِينَ إِذَا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا ».(4)
از جمله اموری که باید در آن اعتدال رعایت شود نماز است که در حال نماز انسان صدای خود را نباید زیاد بلند کند و نه خیلی آهسته بخواند. قرآن کریم میفرماید: « وَلَا تَجْهَرْ بِصَلَاتِكَ وَلَا تُخَافِتْ بِهَا وَابْتَغِ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلًا»(5)یعنی در نماز صدایت را خیلی بلند نکن و خیلی هم آهسته نخوان، بلکه حدّ وسط را انتخاب کن.
امام صادق علیهالسلام میفرماید: «الجهر بها رفع الصوت و التخافت بها ما لم تسمع نفسک و اقرأ بین ذلک».(6)
مرحوم علامه طباطبایی میفرماید: دلیل این که قرآن کریم حد
وسط را «سبیل» نامیده، آن است که خداوند خواسته این گونه نماز خواندن در میان همهی مسلمانان رسم و سنت شود تا همهی مردم به این طریق نماز بخوانند، البته این در صورتی است که مقصود تک تک نمازها باشد، اما اگر منظور مجموع نمازها باشد، معنای آیهی شریفه این میشود که در همهی نمازها جهر نخوان و در همهی آنها آهسته نخوان، بلکه راه میانه و اعتدال را انتخاب کن.
بعضی از نمازها مانند نماز صبح و نماز مغرب و عشا را به صورت جهر و بلند بخوان، اما نماز ظهر و عصر را آهسته بخوان. مرحوم علامه طباطبایی میفرماید: این وجه دوم ظاهرتر است.(1)
قرآن کریم به پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله امر به استقامت در راه خدا میکند؛ «فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ »(2)، بعد از آن راه تحصیل استقامت را به پیامبر نشان میدهد و آن مسئلهی اقامهی نماز است، از این رو میفرماید: «وَأَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ »(3)یعنی نماز را در دو طرف روز که اول و آخر روز است و نخستین ساعات شب انجام بده، بنا بر این بهترین راهی که انسان
میتواند در پرتو آن استقامت در برابر حوادث و مشکلات پیدا کند، مسئلهی نماز است، از این رو در آیات دیگر میفرماید: «وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ »(1)به هنگام مواجه شدن با مشکلات از نماز مدد بگیرید.(2)
راه تحصیل شرح صدر و سعهی صدر در برابر زخم زبانها و مطالب ناهنجار و نسبتهای ناروا و تهمتهایی که به انسان میزنند، مسئلهی نماز است. خداوند خطاب به پیامبر میفرماید: «وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ »(3)، از این آیه دو نکته استفاده میشود:
الف ـ بهترین راه برای شرح صدر و تحمل داشتن در برابر مصائب و حوادث تلخ نماز است.
ب ـ بهترین ثمره و فائدهی نماز این است که انسان به مرحلهی یقین میرسد؛ «واعبد ربّک حتی یأتیک الیقین».
مرحوم علامه طباطبایی میفرماید: مقصود از «ساجدین» نمازگزاران و دستور به نماز خواندن است و اگر نماز را سجده نامیده به دلیل این است که سجده افضل اجزای نماز است.(4)
به هنگام مشکلات از خداوند به وسیلهی نماز کمک میخواهیم؛ «وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ »(1)، علاوه بر آن خود نماز را نیز به کمک و عنایت او میخوانیم؛ «ایّاک نعبد و ایّاک نستعین»، از این رو هنگامی که در نماز میایستیم در حال قیام میگوییم: «بحول اللّه و قوّته اقوم و اقعد»؛ یعنی خدایا به حول و قوه و کمک تو میایستم و مینشینم و اصولاً تمام حرکات و سکنات من در پرتو کمک و لطف تو است.
نماز، حضور انسان در برابر خداوند متعال و سخن گفتن با اوست. اینکه در اسلام به نماز اهمیت بالایی داده شده است، ممکن است به این علّت باشد که نماز حضور کامل بنده در برابر مولای حقیقی است. ما در هیچ یک از عبادات مثل نماز در حضور خدا نیستیم؛ مثلاً در روزه، انسان میتواند هم روزه باشد هم با مردم سخن بگوید، یا انسان طواف خانهی خدا را انجام بدهد و با دیگران هم حرف بزند، اما در نماز در تمام حالات آن، چه قیام چه قعود چه تشهد، انسان حق ندارد با مردم حرف بزند، بلکه باید درتمام احوال نماز فقط با ذات اقدس الهی سخن بگوید.
نکته قابل توجه اینکه انسان در نماز بعد از اعتراف به وحدانیت،
1) بقره / 45.
ربوبیت، رحمانیت و مالکیت خداوند، لیاقت پیدا میکند که از غیاب به حضور راه پیدا کند، عبارت «ایاک نعبد و ایاک نستعین»؛ بار خدایا تنها تو را میپرستیم و تنها از تو کمک میخواهیم، بر این معنا دلالت میکند.
قرآن کریم بعد از آن که موضوع ذکر الهی را بیان میکند، بلافاصله موضوع نماز را مطرح میسازد. با این که ذکر الهی شامل نماز نیز میشود، لیکن به دلیل ارزش و اهمیت، آن را جداگانه بیان میکند؛ «إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ ... وَيَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلَاةِ »(1)و «رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ ».(2)
مرحوم علامه طباطبایی میفرماید: یک تقابل بسیار زیبا در این آیه مطرح است. چون تجارت یک حرفه و شغل مستمر و بیع یک حرفه و شغل موقت است، همچنین یاد خدا یک عبادت دائم و مستمر و نماز یک عبادت موقت است، بنا بر این معنای آیهی شریفه این است که مردان الهی کسانی هستند که حرفه و شغل مستمر و موقت، آنها را از عبادت خدا نه به طور مستمر و نه به طور موقت باز نمیدارد.(3)
دلیل این که قرآن کریم بین ذکر خدا و بین اقامهی نماز و پرداخت زکات مقابله انداخته و تفصیل قائل شده با توجه به این که نماز و زکات از مصادیق ذکر خدایند، این معنا را میفهماند که مقصود از ذکر الله، ذکر قلبی است که مقابل فراموشی و غفلت از خداوند است و خلاصه مراد از ذکر خدا، ذکر قلبی و مراد از نماز و زکات ذکر عملی است.(1)
قرآن کریم مصلح واقعی را کسی میداند که علاوه بر تمسّک به قرآن کریم، نماز را در جامعه به پا دارد؛«وَالَّذِينَ يُمَسِّكُونَ بِالْكِتَابِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِينَ (170)».(2)
مرحوم علامه طباطبایی میفرماید: اگر خداوند از میان همهی اجزای دین تنها اقامهی نماز را بیان کرد به دلیل شرافتی است که نماز بر سایر اجزای دین دارد و به وسیلهی نماز یاد خدا و خضوع در برابر خدا که جان همهی شرایع دینی است حفظ میشود.(3)
در نماز، خداوند را با جملهی «الحمد لله ربّ العالمین»ستایش و با جملهی «اهدنا الصّراط المستقیم» نیایش میکنیم، و نیایش یک مرحله بالاتر از ستایش است.
توضیح این که: ستایش مربوط به کمالات و زیباییهاست و چون خداوند کمال مطلق است و دارای تمام زیباییهاست، او را ستایش میکنیم. در نیایش آن کمالات و اوصاف زیبای خداوند را مسئلت میکنیم.(1)
در دو مورد در نماز نیایش به کار رفته است: در آغاز نماز میگوییم: «اهدنا الصراط المستقیم» و در پایان نماز میگوییم: «اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد».
در نماز هم قرآن کریم را که سورهی مبارکهی حمد است تلاوت میکنیم؛ «لا یقبل الله الصلوة الاّ بقرآن»(2)و هم در نماز دعا میکنیم و از خداوند طلب هدایت میکنیم؛ «اهدنا الصراط المستقیم».
قرآن کریم یکی از اوصاف برجستهی مؤمنان را خشوع در نماز معرفی میکند؛ «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ *الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ »(1)، چه این که در جای دیگر میفرماید: نماز بسیار سنگین است مگر بر خاشعان؛ «وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ »(2)، بنا بر این اگر انسان نماز خود را با عشق و علاقه به جا آورد، نشانهی خشوع او نسبت به نماز است و اگر با کراهت و بیمیلی انجام دهد دلیل بر عدم خشوع است.
خشوع و خضوع از نظر معنا قریب به یکدیگرند، منتها خضوع در تواضع بدن به کار میرود و خشوع در تواضع چشم و صدا به کار رفته، چه این که در تواضع قلبی نیز به کار میرود؛ «وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ»(3)و «خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ»(4)و «أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ ».(5)
مرحوم علامه طباطبایی میفرماید: کلمهی خشوع به معنای تأثیر خاصی است که به افراد مقهور دست میدهد؛ افرادی که در برابر سلطانی قاهر قرار میگیرند، تمام توجه آنان به آن شخص بزرگ
معطوف و از جای دیگر منقطع میشود.
ظاهرا این حالت حالتی است درونی که به نوعی عنایت به اعضا و جوارح نیز نسبت داده میشود مانند: آن کلام پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله به طوری که روایت شده در بارهی شخصی که در نماز با ریش خود بازی میکرد، حضرت فرمودند: اگر در دل او خشوع بود، جوارح او نیز خشوع پیدا میکرد؛ «لو خشعت قلبه لخشعت جوارحه».(1)
قرآن کریم میفرماید: هنگامی که مرگ یکی از شما فرا رسد باید به هنگام وصیت کردن دو نفر از افراد عادل را به گواهی بطلبید و اموال خود را به عنوان امانت برای تحویل به ورثه به آنها بسپارید که این دو نفر عادل هم وصی هستند، هم گواه؛ «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا شَهَادَةُ بَيْنِكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِينَ الْوَصِيَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِنْكُمْ ...»(2)، بعد میفرماید: این ادای شهادت و گواهی آن دو نفر باید بعد از نماز بوده باشد؛ «من بعد الصلوة»انتخاب این کار بعد از ادای فریضهی نماز به دلیل آن است که روح خداترسی و توجه به خدا در آنان ایجاد شود، مبادا خلاف گواهی بدهند. چون گواهان باید قسم بخورند که ما حاضر نیستیم حق را به منافع مادی بفروشیم هرچند در مورد خویشاوندان ما باشد؛
«فیقسمان بالله ان ارتبتم لا نشتری به ثمنا قلیلاً و لو کان ذا قربی»، بنابراین احاله این موضوع به زمان پس از نماز برای آن است که هنگام قسم خوردن کسانی که هم وصی هستند هم گواه، از دروغ ومانندآن پرهیز کنند.(1)
قرآن کریم در بیان اوصاف متقین بعد از اصل ایمان مهمترین اصل عملی را مسئلهی اقامهی نماز مطرح میکند و میفرماید: « هُدًى لِلْمُتَّقِينَ * الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ»(2)، جالب این که برگزاری نماز باید یک امر دائمی باشد نه موسمی و مقطعی. چون فعل مضارع دلالت بر استمرار دارد.(3)
از نظر اسلام در صورتی نماز انسان به درگاه خداوند پذیرفته میشود که علاوه بر دوری از رذایل و گناهان، انسان به فضایل اخلاقی مزیّن شود، البته مرتبهی بالای قبولی، نیازمند به کسب فضایل است. قرآن کریم میفرماید: « إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ».(4)
حضرت صادق علیهالسلام میفرماید: هر کس دوست دارد بداند نمازش
پذیرفته شده یا نه، ببیند که آیا نمازش او را از گناه باز داشته یا نه، پس به هر اندازه که نماز او را از گناه باز داشته به همان مقدار نمازش پذیرفته میشود؛ «من أحبّ ان یعلم اقبلت صلوته ام لم تقبل فلینظر هل منعته صلاته عن الفحشاء و المنکر فبقدر ما منعته قُبلت منه».(1)
و نیز میفرماید: خداوند فرموده من نماز شخصی را میپذیرم که در برابر عظمت من خاضع و متواضع باشد، علاوه بر آن از خواستههای نفسانی پرهیز کند و روز خود را به یاد من باشد و بر انسانها فخرفروشی نکند، به گرسنه غذا بدهد و برهنه را بپوشاند و به مصیبتزده مهربانی کند و به غریب پناه دهد؛ «انّما اقبل الصلوة لمن یتواضع لعظمتی و یکفّ نفسه عن الشهوات من اجلی و یقطع نهاره بذکری و لا یتعاظم علی خلقی و یطعم الجائع و یکسوا العاری و یرحم المصاب و یوؤی الغریب».(2)
نماز شباهتهای مختلفی با قرآن کریم دارد از جمله:
الف ـ هر دو شفای دردهای روحی است.
نماز: «فاتحة الکتاب شفاء من کل داء».(3)
قرآن: «وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ ».(4)
ب ـ تماس با هر دو باید با طهارت باشد.
نماز: « إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ ».(1)
قرآن: «لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ ».
ج ـ هر دو نور الهی هستند.
نماز: پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «الصلوة نور المؤمن و الصلوة نور من الله».(2)
قرآن: « قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ ».(3)
د ـ هر دو ذکر الهی هستند.
نماز: «أَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي».(4)
قرآن: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ».
جالب این که در پرتو هر دو آرامش قلب حاصل میشود؛ « أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ »(5)و اعراض از هر دو معیشت سختی را به همراه دارد؛ «وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا ».(6)
ه ـ هر دو موجب رحمت و لطف خداوند است.
نماز: حضرت علی علیهالسلام میفرماید: «الصلوة تستنزل الرحمة».(7)
قرآن: «وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ ».(8)
الف ـ هر دو ذکر الهی هستند:
در ذیل آیهی «و أَعْيُنُهُمْ فِي غِطَاءٍ عَنْ ذِكْرِي »(1)روایتی است که میفرماید: مقصود از ذکر حضرت علی علیهالسلام است(2)و « وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي ».(3)
ب ـ از هر دو به هنگام مشکلات میتوان استمداد نمود؛
«وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ »(4)و در حدیث داریم که حضرت رضا علیهالسلام فرمودند: «اذا نزلت بکم شدیدة فاستعینوا بنا علی الله عزّ و جلّ»(5)به هنگام مواجه شدن با مشکلات از ما امامان کمک بخواهید.
ج ـ هر دو ستون دین اسلام هستند؛
«علی عمود الدین»(6)و «الصلوة عمود دینکم».(7)
د ـ هر دو معیار و میزان سنجش اعمال هستند؛
«السلام علیک یا میزان الاعمال»(8)و «الصلاة میزان».(9)
ه ـ هر دو مایهی پذیرفتن اعمال هستند؛
«لا یقبل الله من عبد حسنة حتی یسأله عن حبّ علی علیهالسلام »(10)و «اول
ما یحاسب به العبد الصلاة ان قبلت قبل ما سویها».(1)
و ـ هر دو دژ محکم خداوند هستند؛
«ولایة علی ابن ابی طالب حصنی فمن دخل حصنی أمن من عذابی» و قال علی علیهالسلام : «الصلاة حصن من سطوات الشیطان».(2)
ز ـ نماز با معرفت و زیارت با معرفت آن حضرت مایهی آمرزش الهی است؛
«من اتی الصلاة عارفا بحقّها غفر له»(3)و در روایت است که زیارت با معرفت امام علی علیهالسلام موجب مغفرت است.
ح ـ نماز و محبت به حضرت علی علیهالسلام ایمان، و ترک هر دو مایهی کفر است؛
قال رسول الله صلیاللهعلیهوآله : «علی حبّه ایمان و بغضه کفر»(4)و قال رسول الله صلیاللهعلیهوآله : «بین الایمان و الکفر ترک الصلوة».(5)
ط ـ حضرت علی علیهالسلام جامع همهی کمالات است (احسان، صبر، علم، اخلاص، شجاعت و...) نماز نیز جامع همهی کمالات است (طهارت، نظم، عدالت و ...).
ی ـ هر دو رکن اسلام هستند؛
«بنی الاسلام علی خمس علی الصلوة ... و الولایة».(6)
«حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَى وَقُومُوا لِلَّهِ قَانِتِينَ *فَإِنْ خِفْتُمْ فَرِجَالًا أَوْ رُكْبَانًا فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَمَا عَلَّمَكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ (239)»(1)یعنی در انجام همهی نمازها مخصوصا نماز وسطی (نماز ظهر) تلاش و کوشش کنید و محافظت کنید و از روی خضوع و اطاعت برای خدا به پا خیزید، و اگر به دلیل جنگ یا خطر دیگری بترسید، نماز را در حال پیاده یا سواره انجام دهید، اما به هنگامی که امنیت خود را باز یافتید، خداوند را یاد کنید و نماز را به صورت متعارف بخوانید.
در شأن نزول این آیات آمده است: گروهی از منافقان گرمی هوا را بهانهای برای عدم شرکت در نماز جماعت قرار داده بودند و از شرکت در نماز جماعت خودداری میکردند، از این رو پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله شدیدا ناراحت شدند و آنان را تهدید به مجازات نمودند. زید بن ثابت نقل میکند که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در گرمای زیاد و فوق العاده، نماز ظهر را به جماعت به جای میآورد و این کار برای یاران او بسیار سنگین بود، از این رو این آیهی شریفه نازل شد و اهمیت نماز را به طور کلی و نماز ظهر را به طور خاص مورد توجه قرار داد.(2)
حفاظت از باب مفاعله است، پس طرفینی است مانند مخاصمه و مقاتله. در اینجا چگونه محافظت بر نماز به صورت طرفینی تحقّق مییابد؟
پاسخ: یا محافظت بین انسان و خداوند است؛ یعنی «احفظ الصلاة لیحفظک الله» یا محافظت بین نمازگزار و خود نماز است، و حفظ نماز به یکی از سه شکل است:
الف ـ نماز انسان را از زشتیها باز میدارد؛ «انّ الصلاة تنهی عن الفحشاء و المنکر».(1)
ب ـ نماز انسان را از بلاها و مصایب نگه میدارد؛ «و استعینوا بالصّبر و الصلوة».(2)
ج ـ نماز چون مشتمل بر قرآن است و کسی که محافظت بر نماز و قرآن داشته باشد روز قیامت مورد شفاعت قرآن قرار میگیرد.
مرحوم علامه طباطبایی میفرماید: در این که منظور از نماز وسطی چیست شش احتمال ذکر شده است: نماز صبح، ظهر، عصر، مغرب، عشا، جمعه و اختلاف آن به دلیل اختلاف روایات است. مشهور بین فقها این است که مقصود از «صلاة وسطی» نماز ظهر است.(3)
شواهد ثابت میکند که منظور نماز ظهر است به دلیل این که اولاً: نماز ظهر در وسط روز اقامه میگردد. ثانیا: شأن نزول آیات شریفه
گواهی میدهد که مقصود نماز ظهر است. ثالثا: روایاتی مخصوص در این زمینه وارده شده است.
نماز آن قدر دارای اهمیت است که در هیچ حالی از انسان ساقط نیست، حتی در صحنهی جنگ، از این رو میفرماید: به هنگام ترس از دشمن نماز را در حال پیاده یا سواره بجا آورید.
«رجال» جمع «راجل» یعنی پیاده و «رُکبان» جمع «راکب» یعنی سواره؛ «فان خفتم فرجالاً او رکبانا». نماز را در هر حال به جا آورید و به هنگام جنگ طبعا رو به قبله بودن و انجام رکوع و سجود به طور متعارف شرط نیست و میتوان با اشاره انجام داد.
چنان که نقل شده امیر المؤمنین علیهالسلام در بعضی جنگها دستور میداد که در هنگام جنگ با اشاره نماز بخوانند.
در حدیث دیگری وارد شده که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در جنگ احزاب با اشاره نماز خواندند؛ «انّ النبیّ صلّی یوم الاحزاب ایماء».
امام کاظم علیهالسلام در مقام پاسخ به سؤالی فرمودند: اگر انسان گرفتار حیوان درندهای شد و نتوانست کوچکترین حرکتی از خود نشان دهد و وقت نماز هم تنگ شده، انسان میتواند با همان وضعی که دارد نماز بخواند گرچه پشت به قبله باشد و این نماز همان نماز خوف است که فقهای بزرگوار پیرامون آن مباحثی را مطرح کردهاند.(1)
1) تفسیر نمونه / ج 2 / ص 147.
لازم است انسان نماز را برای خداوند از روی اطاعت و بندگی انجام دهد. «حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَى وَقُومُوا لِلَّهِ قَانِتِينَ (238)»(1)
زیرا «قنوت» به معنای خضوع دراطاعت است، بنا بر این اگر حرکت و عمل انسان برای خداوند خالی از خضوع در برابر او باشد فاقد ارزش است.(2)
از نظر قرآن کریم هر عبادتی اثر خاص و ویژهای دارد. مثلاً اثر روزه آن است که انسان پرهیزکار میشود؛ « كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (183)».(3)
اثر زکات و صدقه واجب آن است که روح انسان پاک و پاکیزه از محبت به مادیات میشود؛ «خذ من اموالهم صدقة تطهّرهم و تزکیهم بها».(4)
اثر نماز آن است که انسان را از فساد و فحشا باز میدارد؛ «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا ».(5)
اثر حج آن است که انسان از مواهب مادی و معنوی حج بهرهبرداری
میکند؛ «لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ ».(1)
در این جا این سؤال مطرح است که چرا بسیاری از کسانی که نماز میخوانند در عین حال مرتکب گناه و معصیت میشوند مگر نماز انسان را از گناه باز نمیدارد؟
پاسخ: نماز به طور طبیعی اقتضای ترک گناه و معصیت را دارد نه این که علت ترک معصیت باشد، به تعبیر دیگر نماز و اذکار و کلمات آن مانند خود قرآن کریم است که مردم را دعوت به ترک گناه میکند؛ یعنی نهی نماز مانند نهی قرآن تشریعی است نه این که تکوینی باشد و به صورت جبر انسان را از گناه باز دارد، بلکه زمینهی ترک گناه را فراهم میکند.(2)
نهی نماز از فحشا و منکر از نهی خود خداوند بالاتر نیست. قرآن کریم میفرماید:«إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ »(3)با این که خداوند مردم را از فساد و گناه نهی میکند، در عین حال برخی از مردم مرتکب اعمال زشت میشوند، بنا بر این از آنجا که نماز ذکر خداست؛ «اقم الصلوة لذکری»، ایمان به خدا و ایمان به معاد و عالم قیامت انسان را از گناه باز میدارد. ایمان به روز جزا همانگونه که در نماز اعتراف میکنیم، خداوند مالک روز قیامت است،
ایمان به روز حساب و کتاب است و این ایمان باعث میشود که انسان در کارهایش حساب و کتاب داشته باشد و مرتکب زشتیها نشود.
قرآن کریم به دنبال آیهی شریفهی « إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ » میفرماید؛ «و لذکر اللّه أکبر»؛ مقصود از این آیه این نیست که ذکر خدا از نماز بزرگتر است. زیرا نماز خودش ذکر خداست و هیچ چیزی بزرگتر از خودش نمیشود، بلکه مراد آن است که یاد کردن خداوند بزرگتر و مهمتر است (با اضافه مصدر به فاعل).
از این رو در حدیثی امام باقر علیهالسلام میفرماید: «فی قوله تعالی و لذکر اللّه اکبر، ذکر الله لاهل الصلوة اکبر من ذکرهم ایاه الا تری انّه یقول: اذکرونی اذکرکم»(1)، به تعبیر دیگر خداوند بزرگترین و بهترین ذاکر و مذکور است؛ «یا خیر ذاکر و مذکور». خداوند یادکنندهی بزرگی است. زیرا بندگانش را با لطف و رأفت و مرحمت یاد میکند و یادشونده بزرگی هم هست، زیرا بندگان صالح و شایسته، خداوند را در جان و روح خود یاد میکنند.
مرحوم طبرسی میفرماید: در آیهی شریفهی «ان الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنکر» دلالت روشنی است که انجام نماز لطف پروردگار بر
1) تفسیر قمی / ج 2 / ص 150.
انسان است چون موجب میشود تا فعل زشت و معصیت که نه عقل جایز میداند و نه شرع آن را مرتکب نشود.(1)
حضرت رضا علیهالسلام به قسمتی از آثار و برکات نماز اشاره نمودند:
الف ـ نماز اقرار به خداوندی خداوند و دل کندن از غیر خداست؛ «انّها اقرار بالربوبیة للّه عزّ و جلّ و خلع الانداد».
ب ـ نماز قیام و ایستادن در محضر خداوند با فروتنی و وقار است؛ «و قیام بین یدی الجبار جلّ جلاله بالذلّ و المسکنة و الخضوع و الاعتراف».
ج ـ نماز اعتراف به خطاها و گناهان گذشته و طلب بخشش و رحمت از خداوند است؛ «و الطلب للاقالة من سالف الذنوب».
د ـ نماز سجده و تعظیم در برابر عظمت و بزرگی خداوند با گذاشتن پیشانی بر زمین است؛ «و وضع الوجه علی الأرض کل یوم اعظاما للّه عزّ و جلّ».
ه ـ نماز به یاد خداوند بودن و به یاد خالق نظام هستی بودن است که انسان مبادا نعمتهای خدا را فراموش کند؛ «و ان یکون ذاکرا غیر ناس».
و ـ نماز با حالت فروتنی و خشوع باعث طلب زیادی در دین و دنیای حلال است؛ «و یکون خاشعا متذللاً راغبا طالبا للزیادة فی الدین و الدنیا»، البته در صورتی که انسان مداومت بر نماز و یاد خدا داشته باشد؛
1) مجمع البیان / ج 7 / ص 445.
«مع ما فیه من الایجاب و المداومة علی ذکر الله عزّ و جلّ باللیل و النّهار».
ز ـ نماز یاد خداوند است در شبانه روز، برای این که انسان خالق و آفریدگار جهان هستی را فراموش نکند و مبادا به دلیل فراموشی خدا دست به گناه و طغیان بزند؛ «لئلا ینسی العبد سیده و مدبّره و خالقه فیبطر و یطغی و یکون فی ذکره لربّه».
ح ـ نماز باعث دوری از گناهان و مفاسد میشود؛ «و قیامه بین یدیه زجرا له عن المعاصی و مانعا له عن انواع الفساد».(1)
قرآن کریم در بارهی نماز عناوین مختلفی را بیان کرده است: مداومت بر نماز، محافظت از نماز و ضایع ساختن نماز. مداومت بر نماز به این معنا است که انسان نماز خودش را هیچ گاه ترک نکند. منظور از محافظت این است که در انجام مقدمات نماز از قبیل طهارت و مباح بودن لباس و مکان مقید باشد که مبادا غصبی باشد، علاوه بر آن نماز را در اول وقت و در وقت فضیلتش به جا بیاورد.
حضرت صادق علیهالسلام در حدیثی میفرماید: «ما من عبد اهتمّ بمواقیت الصلوة و مواضع الشمس الاّ ضمنت له الروح عند الموت و انقطاع الهموم و الاحزان و النجاة من النار»؛ من ضامن میشوم هر انسانی که به
1) وسائل / ج 3 / ص 4.
اوقات نمازش اهمیت بدهد، اولاً: به هنگام مرگ شادمان و خوشحال و مسرور باشد. ثانیا: غم و غصه در زندگی برای او پیش نیاید. ثالثا: از عذاب الهی نجات پیدا کند.(1)
در حدیث دیگری از امام باقر علیهالسلام روایت شده که فرمودند: «اوّل ما یحاسب به العبد الصلاة فان قبلت قبل ما سویها انّ الصلاة اذا ارتفعت فی وقتها رجعت الی صاحبها و هی بیضاء مشرقة تقول حفظتنی حفظک الله»(2)یعنی اول چیزی که انسان برای آن مورد محاسبهی الهی قرار میگیرد، نماز است که با قبولی نماز سایر اعمال پذیرفته میشود و هرگاه نماز در وقتش به جا آورده شود، نماز در عالم معنا به صورت نوری مجسم میشود و خطاب به انسان میگوید: مرا حفظ کردی، خداوند تو را حفظ کند. اما اگر نماز در غیر وقتش خوانده شود این نماز به صورت یک سیاهی مجسم میشود و میگوید: مرا ضایع کردی، خداوند تو را ضایع کند.
عنوان سومی که در قرآن کریم است، «اضاعه صلوة» است؛ «اضاعوا الصلوة و اتبعوا الشهوات فسوف یلقون غیا»(3). پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله برای کسی که نسبت به نماز استخفاف و حالت سهل انگاری داشته باشد 15 عقوبت را بیان فرمودند: برکت از عمرش میرود، برکت از رزق و مالش
میرود، کم آبرو یا بیآبرو میشود، کارهای خیرش قبول نمیشود، دعایش مستجاب نمیشود، از دعای افراد صالح بهرهای نمیبرد.
گرسنه و تشنه و ذلیل از دنیا میرود، فشار قبر دارد، قبر او تاریک است و تا قیامت در عذاب به سر میبرد.
خداوند به او نظر رحمت نمیکند، از او محاسبهی شدید میشود و در آتش جهنم افکنده خواهد شد.(1)
قرآن کریم برخورد مخالفان نماز را به صورتهای مختلفی بیان کرده است:
الف ـ بعضی اصلاً نماز نمیخوانند؛ «فلا صدّق و لا صلّی».(2)
کفار علاوه بر این که نماز را ترک میکنند، هنگامی هم که به سوی نماز دعوت میشوند، نماز را مسخره میکنند؛ «و اذا نادیتم الی الصلوة اتّخذوها هزوا»(3)، بنا بر این برخی نماز را ترک میکنند.
ب ـ بعضی هم مانند بنی اسرائیل نماز را ضایع میسازند. قرآن کریم میفرماید: «فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصلوة و اتّبعوا الشهوات».(4)
ج ـ برخی هم مانند منافقان نماز را با کسالت و بینشاطی میخوانند؛
« وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاةِ قَامُوا كُسَالَى».(1)
حضرت باقر علیهالسلام میفرماید: «لا تقم الی الصلاة متکاسلاً و لا متناعسا و لا متثاقلاً فانّها من خلل النفاق»(2)یعنی مبادا نماز را با حالت کسالت و حالت چرت و سنگینی بخوانی که این طور نمازی از روزنههای نفاق است.
همچنین میفرماید: «لا تتهاون بصلاتک فانّ النبیّ قال عند موته لیس منّی من استخفّ بالصلوة»؛ یعنی نسبت به نماز سستی به خرج ندهید و نماز را سبک نشمارید. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله هنگام رحلت خود فرمودند: کسی که نماز را سبک بشمارد از من نیست.(3)
امام باقر علیهالسلام میفرمایند: روزی پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در مسجد نشسته بودند اذا دخل رجل فقام یصلّی فلم یتم رکوعه و لا سجوده فقال: «نقر کنقر الغراب لئن مات هذا و هکذا صلاته لیموتنّ علی غیر دینی»؛ این شخصی که نمازش را همانند کلاغی که نوک بر زمین میزند و بر میدارد انجام داد اگر به همین حال از دنیا برود به دین من از دنیا نرفته است.(4)
از نظر قرآن کریم بزرگترین مانع و مهمترین عامل باز دارنده از نماز، شراب و قمار شمرده شده است. قرآن کریم میفرماید: «إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلَاةِ »(1)یعنی شیطان میخواهد به وسیلهی شراب و قمار بین شما دشمنی ایجاد کند و شما را از یاد خدا و نماز باز دارد.
در روایات بعضی از عوامل که مانع قبولی نماز است بیان شده و باید سعی و تلاش کرد که این اعمال ناپسند انجام نشود تا نماز انسان در درگاه الهی پذیرفته شود:
الف ـ غیبت نمودن از مسلمان؛
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «من اغتاب مسلما او مسلمة لم یقبل الله صلاته و لا صیامه اربعین یوما و لیلة الاّ ان یغفر له صاحبه»؛ کسی که از مسلمانی غیبت کند، تا چهل روز نماز و روزهاش در درگاه الهی پذیرفته نخواهد شد مگر این که آن طرف این شخص غیبت کننده را حلال کند.(2)
ب ـ پرداخت نکردن زکات؛
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «لا یقبل الله عزّ و جلّ صلاة رجل لا یؤدی الزکاة».(3)
ج ـ نگاه قهرآمیز به پدر و مادر؛
حضرت صادق علیهالسلام فرمودند: «من نظر الی ابویه نظر ماقت و هما ظالمان له لم یقبل الله له صلاة»(1)کسی که با عصبانیت و تندی و حالت غضب به پدر و مادر خود نگاه کند، گرچه پدر و مادر به او ظلم کرده باشند، نمازش پذیرفته نخواهد شد.
د ـ حق الناس؛
اگر حق مردم به عهدهی انسان است و انسان حق مردم را پرداخت نمیکند، این نپرداختن حق مردم مانع قبولی نماز است.(2)
ه ـ ارتزاق از مال حرام؛
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «من أکل لقمة حرام لم تقبل له صلاة اربعین لیلة».(3)
بهترین عمل نماز است؛ امیر المؤمنین علیهالسلام میفرماید: «اللّه اللّه فی الصلوة فانّها خیر العمل»(4)و با بهترین نام خداوند (الله) شروع میشود؛ «بسم الله الرحمن الرحیم». کلمهی «اللّه» جامعترین نام خداوند است. این نام مبارک 2697 بار در قرآن کریم مطرح شده است.
تفاوت کلمهی «اللّه» با «اله» این است که «اله» بر هر معبودی که عبادتکنندگان او را پرستش کنند اطلاق میشود حق باشد یا باطل. قرآن کریم میفرماید: « لَا تَتَّخِذُوا إِلَهَيْنِ اثْنَيْنِ »(1)و «أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ »(2)و« أَأَنْتَ فَعَلْتَ هَذَا بِآلِهَتِنَا»(3). لکن کلمهی مقدس «الله» فقط بر خداوند متعال اطلاق میشود. چون جامع همهی صفات جلال و جمال خداوند است و این معنا بر غیر او اطلاق نمیشود.(4)
سورهی مبارکهی حمد که اولین سورهی قرآن کریم است، با آیهی کریمهی «بسم الله الرحمن الرحیم» آغاز میشود. «بسم الله» هم در آغاز سوره و هم در آغاز کتاب الهی آمده است و خداوند با این کار ادب دینی ورود به کار و شروع عمل را به ما میآموزد. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند: هر کاری که با نام خداوند آغاز نگردد، ابتر است؛ «کل امر ذی بال لم یذکر فیه بسم الله فهو ابتر»(5)، ابتر به معنای منقطع الاخر و بیفرجام است.
«بسم الله» نه تنها سرآغاز کتاب الهی است، بلکه سرآغاز همهی کتب آسمانی بوده است. در حدیث است: «ما أنزل الله من السماء کتابا الاّ
و فاتحته بسم الله الرحمن الرحیم». شروع هر کار با نام خدا روش همهی انبیای الهی بوده، از این رو وقتی کشتی نوحدر میان امواج طوفان به راه افتاد حضرت نوح علیهالسلام به یاران خویش گفت: سوار شوید که حرکت و توقف این کشتی به نام خداست؛ «وَقَالَ ارْكَبُوا فِيهَا بِسْمِ اللَّهِ مَجْرَاهَا وَمُرْسَاهَا »(1). حضرت سلیمان علیهالسلام نیز هنگامی که ملکهی سبا را به ایمان دعوت کرد، دعوتنامهی خود را با نام الهی «بسم الله الرحمن الرحیم»آغاز کرد.(2)
شروع به نام خدا مایهی برکت کار میشود. حضرت علی علیهالسلام فرمود: «بسم الله» مایهی برکت کارهاست، همچنین در روایت است که وقتی شخصی «بسم الله» را مینوشت فرمود: «جوّدها»؛ آن را نیکو بنویس.(3)
نماز با مقدسترین نام خداوند شروع میشود؛ «بسم الله الرحمن الرحیم». «بسم الله» نشانهی قداست کار است.
«بسم الله» بیانگر جهتگیری اعتقاد انسان به خداوند متعال است.
«بسم الله» نشانهی توحید و اعتقاد به یگانگی خداوند است.
«بسم الله الرحمن الرحیم» در نماز اولین قدم بندگی و عبودیت انسان است. و نشانهی ضعف انسان در برابر خدا و نیاز انسان به کمک
الهی است. چون کلمهی «باء» به معنای استعانت است؛ یعنی از خداوندی که جامع همهی کمالات است و دارای رحمت واسعه است کمک میطلبیم.
از نظر قرآن کریم هر انسانی در برابر نام مقدس خداوند دو وظیفه دارد:
وظیفهی اول تسبیح نام خداست؛ «فسبّح باسم ربّک العظیم» و «سبّح اسم ربّک الاعلی». همان گونه که ذات اقدس خداوند منزه از عیب و نقص است و ما باید هر نقصی را از او سلب کنیم، نام مقدس او را نیز باید تسبیح و تقدیس کنیم و یکی از مراتب تسبیح و تنزیه نام خدا آن است که نام هیچ کس را نباید در ردیف نام مبارک او ذکر کرد، از این رو بعضی میگویند: اول خدا بعد فلانی؛ این سخن باطلی است.(1)
در روایت دارد که وقتی آیهی شریفه «فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ (74)»نازل شد، پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود: آن را در رکوع خود قرار دهید؛ «اجعلوها فی رکوعکم»، (سبحان ربّی العظیم و بحمده). وقتی آیهی «سبح اسم ربک الاعلی» نازل شد فرمود: «اجعلوها فی سجودکم»، (سبحان ربّی الاعلی و بحمده).
وظیفهی دوم این است که انسانها نام خدا را مبارک بدانند و از آن تبرّک بجویند؛ «تَبَارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ (78)»(2).
هر انسان نمازگزاری حدّاقل در شبانه روز در نمازهای واجب سی بار رحمت خداوند را متذکر میگردد. زیرا بیست بار جملهی «بسم الله الرحمن الرحیم» و ده بار جملهی «الرحمن الرحیم» را در نماز میخواند؛ اگر هر انسانی با توجه این جملات را بگوید، یقینا رحمت الهی در روح او متجلی میگردد و انسان مظهر رحمت خداوند میگردد و به مردم رحم میکند و اگر همه به یکدیگر رحم کنند، تمام مفاسد و مشکلات از بین میرود.
نکتهی قابل توجه این که تفاوت «رحمن» با «رحیم» در آن است که «رحمن» صیغهی مبالغه است و دلالت بر کثرت رحمت میکند و «رحیم» صفت مشبهه است و دلالت بر ثبات و دوام رحمت حق دارد.
یکی از مسایل مهمی که در نماز مطرح است، یاد قیامت است. وقتی در نماز میگوییم: «مالک یوم الدین»، اقرار به مالکیت خداوند در قیامت میکنیم که در روز قیامت به حساب و کتاب همهی انسانها رسیدگی میشود. گرچه مسئلهی مالکیت خداوند منحصر به قیامت نیست. خداوند مالک دنیا نیز هست، اما در قیامت برای انسان روشن میشود که مالک حقیقی خداوند متعال است و به تعبیر دیگر ظرف ظهور مالکیت
خداوند قیامت است؛ «لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ (16)».(1)
امام سجاد علیهالسلام وقتی در نماز به جملهی «مالک یوم الدین»میرسید، آن قدر این آیه را تکرار میکرد که نزدیک بود جان به جان آفرین تسلیم کند؛ «کان اذا قرء مالک یوم الدین یکرّرها حتی کان أن یموت».(2)
یکی از مسائل بسیار مهمی که در نماز از خداوند طلب میکنیم، طلب هدایت به صراط مستقیم است؛ «اهدنا الصراط المستقیم». «صراط مستقیم» یعنی راه روشن و راهی که منزّه از افراط و تفریط است.
الف ـ «صراط مستقیم» راه خداوند است؛ «هذا صراط ربّک مستقیما».(3)
ب ـ «صراط مستقیم» راه رسالت پیامبر اکرم است؛ «یس * و القرءان الحکیم * انّک لمن المرسلین * علی صراط مستقیم».(4)
ج ـ «صراط مستقیم» راه انبیا، صدیقین، شهدا و صالحین است. در نماز میخوانیم «اهدنا الصراط المستقیم»، صراط مستقیم را قرآن در آیهی بعد توضیح داده است؛ «صراط الّذین أنعمت علیهم ....».
و کسانی که خداوند به آنها نعمت داده عبارتند از انبیا و صدیقین و شهدا و صالحین که آنها را این چنین معرفی میکند؛ «وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا (69)».(1)
د ـ «صراط مستقیم» راه امامت است. در زیارت جامعه خطاب به امامان معصوم علیهمالسلام میخوانیم: «من اعتصم بکم فقد اعتصم بالله»؛ هر کس به شما متوسل شود به خداوند متوسل شده است. قرآن کریم میفرماید: « وَمَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ (101)»(2)، بنا بر این از ضمیمه نمودن آن فراز زیارت جامعه و آیهی شریفه، روشن میشود که هر کس به امامان معصوم علیهمالسلام متوسل شود به صراط مستقیم راه پیدا کرده است.
حالا این صراط مستقیم که راه خدا و انبیا و اولیا و صدیقین و شهداست، چه راهی است که مردم در نماز به دنبال آن هستند؟
از آیهی شریفهی «إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ (51)»(3)، استفاده میشود که صراط مستقیم راه بندگی خدا است. نه این که انسان بندهی هوا و هوس خود باشد، نه این که انسان بندهی هوا و هوس طاغوتها باشد یا بندهی هوا و هوس مردم باشد.
راه خدا و راه بندگی خدا یک راه ثابت و پایدار است، اما راهی که انسان از دیگران انتخاب کند همیشه در حال تغییر و تحول است؛ «اهدنا الصراط المستقیم».
«مستقیم» یعنی ثابت و پایدار و دارای قوام. نکتهی جالب این که اگر کسی صراط مستقیم و راه پایدار را ادامه داد خود این رونده هم دارای ثبات و استقامت میشود، از این رو قرآن میفرماید: «إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ (13)»(1). اگر کسی معتقد به خدا و قیامت بود و تمام کارهای او برای خدا بود، خود او صراط مستقیم میشود؛ «نحن الصراط المستقیم».(2)
در مورد پاداش نماز تعبیرات مختلفی در قرآن کریم وارد شده است از جمله این که قرآن کریم میفرماید: «لِيُوَفِّيَهُمْ أُجُورَهُمْ وَيَزِيدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَكُورٌ (30)»(3)و « لَهُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ (4)»(4). قرآن کریم به اقامهی نماز اطلاق «حسنة» نموده است؛ « لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلَاةَ ... إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ »(5)و در جای دیگر میفرماید: هر کسی
عمل حسنهای نزد ما بیاورد، خداوند 10 برابر به او پاداش میدهد؛ «مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَنْ جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلَا يُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا».(1)
البته هر عمل حسنهای که انسان انجام بدهد، 10 برابر پاداش دارد چه روزه، چه تلاوت قرآن، چه جهاد در راه خدا، چه انفاق به مستمندان، اما در سورهی هود به اقامهی نماز اطلاق حسنه شده است.
مرحوم مجلسی در بحار و مرحوم کلینی در کافی و مرحوم صدوق در من لا یحضره الفقیه و شیخ طوسی در تهذیب از امام صادق علیهالسلام نقل میکند که ثواب و پاداش یک نماز واجب از 20 حج بیشتر است؛ «صلاة فریضة خیر من عشرین حجة». بعد از نقل این حدیث به حدیث اشکالی وارد میکند و چند پاسخ میدهد.
اشکال این است که در برابر این روایت که میگوید ثواب یک نماز از بیست حج بیشتر است، روایتی داریم که میگوید ثواب و پاداش حج از نماز بیشتر است، علاوه بر آن خود حج مشتمل بر نماز است مثل نماز طواف.
الف ـ نماز که بر حج برتری دارد حمل شود بر نمازهای واجب پنجگانه که ثواب نماز واجب از حج مستحبی طبعا بیشتر است، اما آنجا که ثواب حج بیشتر گفته شده، مقصود حج واجب است که نسبت به نماز مستحبی ثوابش بیشتر است.
1) انعام / 160.
ب ـ گفته شود ثواب نمازی که از 20 حج بیشتر است یا ثواب حجی که بیش از نماز است، بستگی دارد به تفاوت احوال و اشخاص و درجات معرفت و علم و عمل انسان که گاهی نماز شخصی به دلیل معرفت و کمال و اخلاص و سایر جهات از ثواب 20 حج شخص عادی بیشتر است و گاهی ثواب یک حج برای شخص با معرفت و کمال از ثواب نماز شخص عادی بیشتر است.(1)
روز قیامت از مجرمان سؤال میشود که چه عاملی باعث ورود شما به جهنم گردیده است؟ میگویند: ما اهل نماز نبودیم؛ «فِي جَنَّاتٍ يَتَسَاءَلُونَ عَنِ الْمُجْرِمِينَ مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ ».(2)
تعبیرات تکان دهندهای در اسلام در بارهی ترک نماز وارده شده از جمله: شرک، کفر، حبط عمل، مردن به دین یهود یا نصاری، حشر با قارون و ورود به جهنم؛ «و اقیموا الصلوة و لا تکونوا من المشرکین»(3)، از این که میفرماید مانند مشرکان نباشید، معلوم میشود ترک نماز مایهی شرک است. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند: ترک نماز نشانهی کفر
است؛ «بین الایمان و الکفر ترک الصلاة».(1)
امام علیهالسلام فرمودند: «من ترک صلاته حتی تفوته من غیر عذر فقد حبط عمله»(2)هر کس نمازش را بدون عذر ترک کند، عمل او نابود خواهد شد. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «من ترک الصلوة لا یرجوا ثوابها و لا یخاف عقابها فلا أبالی ان یموت یهودیا أو نصرانیا أو مجوسیا».(3)
از نظر اسلام نماز نور است و برای انسان نورانیت میآورد. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «الصلوة نور المؤمن و الصلوة نور من الله»(4). قرآن کریم میفرماید: منافقان خطاب به اهل ایمان میگویند: به ما توجه کنید تا از نور شما بهرهمند شویم. به آنها گفته میشود به دنیا برگردید و از آنجا کسب نور کنید؛ «يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا ».(5)
با توجه به حدیث پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله که فرموده «الصلوة نور» روشن میشود که اهل ایمان که نورانی هستند، این نور را به وسیلهی عبادت خدا و نماز که مظهر بندگی انسان است به دست آوردهاند.
یکی از ارکان مهم نماز مسئلهی سجده است. سجده بهترین عملی است که انسان میتواند در پرتو آن به خداوند متعال نزدیک شود و در بارگاه الهی قرب و منزلت پیدا کند. قرآن کریم دستور به سجده میدهد و بعد نتیجهی آن را قرب به خدا معرفی میکند.(1)
از این رو حضرت رضا علیهالسلام میفرماید: «اقرب ما یکون العبد الی الله و هو ساجد».(2)
الف ـ مرحوم محدث قمی در سفینة البحار میفرماید: «فسر السجود بغایة الخضوع و التذلل»؛ سجده نهایت تذلل و خاکساری انسان در برابر خداوند و عالیترین درجه عبودیت انسان است. سجده تمایل رسیدن به سعادت انسانی است.
شخصی از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله تقاضا کرد که در قیامت با آن بزرگوار محشور بشود، پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند: مرا با سجده طولانی کمک کن تا در قیامت با من محشور شوی؛ «اذا اردت ان یحشرک الله معی فاطل السجود بین یدی الله الواحد القهار».(3)
ب ـ سجده از نظر اسلام مخصوص خداوند است و اگر در قرآن کریم موضوع سجدهی ملائکه نسبت به حضرت آدم مطرح است، از باب
تعظیم و تکریم حضرت آدم بوده و الاّ سجده برای خداوند بوده همان گونه که سجدهی برادران یوسف در بارهی حضرت یوسف علیهالسلام نیز به منظور تکریم و تعظیم برادر بوده وگرنه سجده جز برای خداوند جایز نیست.
ج ـ سجده رمز دوران زندگی انسان و مردن انسان و زنده شدن او در عالم قیامت است. حضرت علی علیهالسلام میفرماید: سجده اولی که انسان انجام میدهد به این معناست که انسان از خاک خلق شده، سجدهی دوم رمز این است که انسان بالاخره به خاک بر میگردد و سر برداشتن از سجدهی دوم رمز این است که انسان در قیامت از خاک بیرون میآید و زنده میشود.(1)
«مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ وَفِيهَا نُعِيدُكُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَى (55)»(2)
د ـ قرآن کریم وقتی اصحاب پیامبر صلیاللهعلیهوآله را معرفی میکند میفرماید: اثر سجده در چهرهی آنان آشکار است؛ « سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ».(3)
و ـ یکی از القاب مبارک امام زین العابدین علیهالسلام سجاد است و علت آن این است که اثر سجود در مواضع سجده حضرت دیده میشد.
ز ـ در بارهی امام کاظم علیهالسلام میخوانیم: «حلیف السجدة الطویلة و
الدموع الغزیرة و المناجات الکثیرة و الضراعات المتصلة»؛ امام کاظم علیهالسلام هم پیمان با سجدههای طولانی بود و همدم اشکهای فراوان و مناجات فراوانی با خداوند داشت و تضرع و نالهی او به درگاه الهی به طور پیوسته بود.
خداوند در قرآن میفرماید: کیست ستمکارتر از منع کننده از یاد خدا در مساجد الهی و تلاشگر در ویرانی آنها.
«وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِي خَرَابِهَا أُولَئِكَ مَا كَانَ لَهُمْ أَنْ يَدْخُلُوهَا إِلَّا خَائِفِينَ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ (114)»(1)
از جملهی «مساجد الله» استفاده میشود که مساجد از قداست و عظمت خاصی برخوردار است. چون کلمهی «مساجد» اضافه به «الله» شده و این نشانهی آن است که مساجد خانههای خداوند در زمین است. چنان که در حدیثی از امام صادق علیهالسلام رسیده که میفرماید: «انّما أمر باتیان المساجد لانّها بیوت الله فی الأرض»(2)بر شما باد آمدن به مساجد، زیرا مساجد خانههای خداوند در زمین هستند.
از جملهی «ان یذکر فیها اسمه» استفاده میشود که مساجد محل عبادت و پرستش الهی است و هر کاری غیر از عبادت در مساجد انجام بگیرد، لغو و بیهوده است، چنان که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «کل جلوس فی المسجد لغو الاّ ثلاثة قرائة مصلّ او ذکر الله او سائل عن علم»(1)یعنی هر نوع جلوس و نشستی در مسجد لغو و بیهوده است مگر این که انسان نماز بخواند یا به یاد خدا مشغول باشد یا مسایل علمی مطرح شود.
این که میفرماید کسی که تلاش در تخریب و ویرانی مساجد میکند ظالمترین انسان است. به قرینه تقابل روشن میشود کسی که در عمران و آبادی مساجد تلاش کند در بهترین وضعیت ایمانی به سر میبرد.(2)
خرابی و ویرانی مسجد منحصر به تخریب فیزیکی نیست که مسجدی را خراب کنند و به جای آن منزل یا مغازه بسازند، بلکه هر برنامهای که از رونق مسجد بکاهد تلاش در ویرانی مسجد محسوب میشود.(3)
از نظر اسلام مسجد مرکز عبادت و بندگی خداست و مرکز اجتماع فرهنگی مسلمانان است، از این رو هم متولّیان مسجد باید افراد صالح و شایسته و مؤمن باشند و هم برنامههایی که در مسجد اجرا میشود باید سازنده و رشد دهنده و آموزنده باشد، بنا بر این معماران و آباد کنندگان مساجد باید اهل ایمان و تقوا و پرهیزکاری باشند نه کسانی که اعتقادی به خدا و قیامت ندارند، از این رو قرآن کریم میفرماید: «مَا كَانَ لِلْمُشْرِكِينَ أَنْ يَعْمُرُوا مَسَاجِدَ اللَّهِ »(1)مشرکان و بیگانگان از دین اسلام حقی در آبادی و تعمیر مساجد ندارند.
در آیهی بعد میفرماید: «إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلَّا اللَّهَ فَعَسَى أُولَئِكَ أَنْ يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِينَ »(2)یعنی مساجد خدا را تنها کسانی باید آباد کنند که به خداوند و روز قیامت معتقد باشند، علاوه بر آن نماز را بر پا دارند و زکات اموالشان را پرداخت کنند و جز از خداوند متعال ترس و هراس ندارند، امید است که چنین افرادی از هدایت یافتگان باشند، بنا بر این از این آیه استفاده میشود که متولیان و معماران مساجد باید دارای سه شرط باشند:
الف ـ از جهت اعتقادی: مؤمن به خدا و قیامت باشند؛ «من ءامن بالله و الیوم الاخر».
ب ـ از جهت علمی: نماز را بر پا دارند و اهل زکات باشند؛ «و اقام الصلوة و اتی الزّکوة».
ج ـ ازجهت روحی: شجاع و با صلابت باشند؛ «و لم یخش الاّ الله».(1)
قرآن کریم همان وصفی را که برای انبیا ذکر میکند، برای متولیان مسجد نیز ذکر میکند، و آن این که جز از خداوند متعال خشیت و ترس نداشته باشند؛ «الذین یبلغون رسالات اللّه و یخشونه و لا یخشون احدا الاّ الله».(2)
در روایات عناوین مختلفی در بارهی مسجد بیان شده است از جمله:
الف ـ اهمیت مسجد سازی. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرماید: هر کسی مسجد بسازد اگر چه به اندازهی لانهی مرغی باشد خداوند در بهشت خانهای برای او بنا میکند؛ «من بنی مسجدا و لو کمفحص قطاة بنی الله له بیتا فی الجنة».(3)
ب ـ مسجد بازار آخرت است؛ «المساجد سوق من اسواق الاخرة
قِراها المغفرة و تحفتها الجنة».(1)
ج ـ تشکیل جلسات قرائت قرآن و تفسیر قرآن و اصولاً مباحث مختلفی که در زمینه قرآن کریم است باید در مساجد باشد؛ «انما نصبت المساجد للقرآن».(2)
د ـ در روایات برای کسانی که به مساجد رفت و آمد میکنند بهرههای فراوان و برکات زیادی ذکر شده از جمله دوست خوب پیدا کردن، اطلاعات و آگاهیهای مفید پیدا نمودن، دوری از گناه و معصیت و مشمول رحمت خداوند شدن؛
«من اختلف الی المسجد اصاب احد الثمان اخا مستفادا فی الله. أو علما مستطرفا او آیة محکمة أو رحمة منتظرة او کلمة تردّه عن ردیً او یسمع کلمة تدلّه علی هدی او یترک ذنبا خشیة او حیاء».(3)
هر مسلمانی نسبت به مساجد الهی وظایفی دارد:
الف ـ اولین وظیفه این است که عبادت و نماز و دعای خود را در مسجد انجام دهد. قرآن کریم میفرماید: «قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَأَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ »(4)یعنی توجه خویش را در هر
مسجد و به هنگام عبادت به سوی خداوند نمایید و تنها او را بخوانید در حالی که دین خود را برای او خالص گردانید.
مرحوم طبرسی در تفسیر این آیهی شریفه میفرماید: مفسران چند وجه را در معنای آیهی شریفه بیان کردهاند:
1 ـ نماز را در هر مسجدی که رسیدید بخوانید و نگویید در مسجد خودمان باید نماز بخوانیم.
2 ـ نمازهای روزانه را در مسجد بخوانیم.
3 ـ نماز را با نیت خالص بخوانیم.(1)
ب ـ اگر خطری از ناحیهی دشمنان متوجه مساجد شد، انسان مسلمان باید دفاع نماید و اصولاً یکی از اهداف تشریع جهاد و دفاع حفظ مساجد و حفظ مراکز عبادی مسلمانان است که خداوند میفرماید: « وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا »(2)یعنی اگر خداوند بعضی از مردم را به وسیلهی بعض دیگر دفع نکند، مراکز عبادی و مساجد خدا که نام خدا در آن بسیار برده میشود، نابود میگردد.
ج ـ هر مسلمانی هنگام رفتن به مسجد بهترین و زیباترین لباس خود را بپوشد؛ «يَا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ »(3). در روایت
است که حضرت امام حسن مجتبی علیهالسلام وقتی به نماز بر میخاست، زیباترین لباس خود را میپوشید، علت را جویا شدند فرمود: «انّ اللّه جمیل و یحب الجمال فاتجمّل لربی»، بعد همین آیهی شریفه را تلاوت فرمودند.(1)
از روایات وظایف و احکام دیگری درباره مسجد استفاده میشود از جمله:
1 ـ خواندن دعا به هنگام ورود و خروج.
2 ـ مقدم داشتن پای راست هنگام ورود و پای چپ هنگام خروج.
3 ـ خواندن نماز تحیّت.
4 ـ رفتن به مسجد با طهارت.
5 ـ حرمت تنجیس مسجد 6 ـ پرهیز از خوابیدن در مسجد 7 ـ پرهیز از اعلام اشیای گمشده 8 ـ پرهیز از خرید و فروش در مسجد 9 ـ پرهیز از سخنان بیهوده 10 ـ تمیز نگه داشتن مسجد: «من کنس المسجد یوم الخمیس لیلة الجمعة فاخرج منه التراب ... غفر الله له».(2)
11 ـ پرهیز از مجالست با اهل دنیا؛ «یأتی فی آخر الزمان قوم یأتون المساجد فیقعدون حلقا ذکرهم الدنیا و حبّ الدنیا لا تجالسوهم فلیس للّه فیهم حاجة».(3)
از نظر قرآن کریم مساجد مرکز عبادت خداست و غیر خدا نباید پرستش شود. قرآن کریم میفرماید: «وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا (18)»(1)و « وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا »(2)در مساجد باید نام خدا و یاد خدا فراوان مطرح شود.
نماز از جمله عباداتی است که ثواب و فضیلت آن در مکانها و زمانهای مختلف به دلیل شرافت زمان و مکان تفاوت پیدا میکند. مثلاً ثواب نماز در شب و روز جمعه غیر از سایر ایام هفته است. نماز در شب قدر یقینا ثواب بیشتری دارد. همان گونه که از نظر مکان نماز فضیلت و ثواب آن متفاوت است؛ مثلاً نماز در مسجد الحرام ثواب صد هزار رکعت نماز را دارد؛ «صلاة فی مسجد الحرام افضل من مأة الف صلاة».(3)
نماز در مسجد پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله معادل 10 هزار نماز است؛ «صلاة فی مسجد المدینة عشرة الاف صلاة»(4). همچنین نماز در مسجد کوفه برابر هزار نماز است؛ «صلاة فی مسجد الکوفه الف صلاة».(5)
نماز در مسجد محله برابر با 25 نماز است و نماز در مسجد بازار برابر
با 12 نماز است؛ «صلاة فی مسجد القبیلة خمس عشرون صلاة و صلاة فی مسجد السوق اثنتا عشرة».(1)
قرآن کریم در سورهی بقره موضوع نماز جماعت را بیان کرده است؛ «وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ (43)»(2)این آیهی شریفه خطاب به یهودیان است. در جملهی «أقیموا الصلوة» امر به اصل آوردن نماز است. جملهی «و ارکعوا مع الراکعین» امر به جماعت است و علت این که فرموده «و ارکعوا مع الراکعین»، آن است که نماز یهودیان پیش از اسلام رکوع نداشته است و بعد از اسلام موظف شدند نمازشان را همانند نماز مسلمانان بخوانند و با رکوع انجام دهند.(3)
جملاتی که در نماز گفته میشود به صورت جمع بیان شده مانند: «نعبد»، «نستعین»، «اهدنا». این تعبیرات نشانگر آن است که اسلام به جمع و جماعت توجه دارد. همان گونه که در پایان نماز «السلام علیکم» و «السلام علینا» نیز به صورت جمع بیان شده است، همهی اینها دلیل
بر این است که در نماز به جنبهی اجتماعی نیز توجه شده است.
شخصی خدمت پیامبر صلیاللهعلیهوآله رسید و گفت: چشم من ضعیف است و نمیتوانم به مسجد بیایم و کسی نیست که با یاری او به مسجد بیایم. پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود: ریسمانی را از منزل خود به مسجد ببند و به کمک آن در جماعت حضور پیدا کن؛ فقال: یا رسول الله انا ضریر البصر و ربما اسمع النداء و لا اجد من یقودنی الی الجماعة و الصلوة معک فقال له النبی: «شدّ من منزلک الی المسجد حبلاً و احضر الجماعة».(1)
شرکت در نماز جماعت انسان را از نفاق حفظ میکند.(2)
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرماید: کسی که صدای اذان را بشنود و بدون دلیل نماز جماعت را ترک کند، نماز (او ارزشی) ندارد؛ «من سمع النداء فلم یجبه من غیر علة فلا صلاة له»(3)و همچنین فرمودند: هر کسی که برای خواندن نماز جماعت به طرف مسجد حرکت کند، به شمارهی هر قدمی که بر میدارد هفتاد گناه او از بین میرود و هفتاد ثواب برای او ملاحظه میشود و به همین اندازه رفعت درجه و مقام پیدا میکند.
در ارزش نماز جماعت همین بس که هر انسانی برای شرکت در نماز جماعت از منزل خارج شود یا در مسجد به انتظار نماز جماعت به سر برد، خداوند به چنین شخصی که در انتظار نماز بوده پاداش نماز را
عنایت میفرماید.(1)
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «لئن اصلّی الصبح فی جماعة احبّ الیّ من ان اصلّی لیلتی حتی اصبح»(2)اگر نماز صبح را به جماعت بخوانم در نظرم محبوبتر از عبادت و شب زندهداری تا صبح است، به دلیل همین فضیلت و پاداشهاست که اگر تعداد نمازگزاران از 10 نفر بیشتر شود پاداش آن را ملائکه نمیتوانند ثبت و ضبط کنند.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «صلاة الرجل فی جماعة خیر من صلاته فی بیته اربعین سنة» قیل یا رسول الله صلاة یوم؟ فقال صلیاللهعلیهوآله : «صلاة واحدة».(3)
« إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ...وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انْفَضُّوا إِلَيْهَا وَتَرَكُوكَ قَائِمًا قُلْ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجَارَةِ وَاللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ »(4)
الف ـ «نودی» از مادهی ندا به معنای بانگ بر آوردن است و در اینجا به معنای اذان است. زیرا در اسلام؛ ندایی برای نماز جز اذان نداریم. چنان
که قرآن میفرماید: «وَإِذَا نَادَيْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا ».(1)
ب ـ در این که چرا روز جمعه را جمعه نامیدهاند به دلیل اجتماع مردم برای اقامهی نماز باشکوه جمعه است.
ج ـ در اهمیت نماز جمعه همین بس که در این آیه تعبیر به سعی و تلاش برای آن شده است. در مورد شرکت در نماز جماعت روایت داریم که با طمأنینه و وقار حرکت کنید؛
«اذا اقمت الصلوة فلا تأتوها و أنتم تسعون و آتوها و انتم تمشون و علیکم السکینة»، بنا بر این جملهی «فاسعوا»؛ بشتابید دلالت بر اهمیت نماز جمعه دارد.
د ـ منظور از «ذکر الله» نماز جمعه است، به دلیل این که نماز جمعه مشتمل بر یاد خداوند است.
جملهی «و ذروا البیع»؛ یعنی خرید و فروش را رها کنید. این جمله در حقیقت نهی از هر عملی است که انسان را از نماز جمعه باز دارد و منحصر به خرید و فروش نیست، بلکه شامل اجاره و صلح و مضاربه و درس و بحث و سایر مشاغل نیز میشود.
جهت این که مسئلهی خرید و فروش را مطرح کرد، این است که
1) مائده / 58.
موضوع خرید و فروش روشنترین عملی است که انسان را از نماز جمعه باز میدارد.(1)
الف) سرّ این که فرمود آنچه نزد خداست از لهو و تجارت بهتر است، این است که ثواب خدا خیر حقیقی و دائمی و همیشگی است، اما آنچه در لهو و تجارت است اگر خیری در آن باشد، خیر خیالی و باطل و غیر دائمی است، چه بسا اشتغال به لهو و سرگرمیهای غیر مفید خشم خدا را در بر دارد.
کلمهی «خیر» در آیهی شریفه به معنای تفضیلی نیست و الاّ لازم میآید لهو و تجارت خیر باشد و آنچه نزد خداست بهتر از آن باشد با این که اصولاً لهو در مقابل و مقایسه با آنچه نزد خداست اصلاً خیر نیست.
کلمهی «خیر» مانند کلمهی «خیر» در آیهی شریفهی « أَأَرْبَابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ »(2)است، این چنین نیست که داشتن ارباب متفرق خوب باشد، و خدا از آنها بهتر باشد، بلکه اصلاً آنها خیر نیستند.(3)
از جملهی «ترکوک قائما» استفاده میشود که پیامبر صلیاللهعلیهوآله نماز جمعه
را ایستاده میخواند و اولین کسی که نماز جمعه را نشسته خوانده معاویه بوده است.
اصحاب پیامبر صلیاللهعلیهوآله از نظر ایمانی در یک درجه نبودند؛ بعضی برای اعزام شدن به جبهه و جهاد میآمدند و به دلیل نبود امکانات، پیامبر صلیاللهعلیهوآله نمیتوانست آنان را اعزام کند، گریهکنان بر میگشتند؛ « وَأَعْيُنُهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَنًا أَلَّا يَجِدُوا مَا يُنْفِقُونَ (92)»(1)، بعضی هم به دلیل مسایل مادی پیامبر را تنها میگذاشتند؛ «و ترکوک قائما».
ویژگیهای نماز جمعه
از مهمترین نمازهای واجب، نماز جمعه است. نماز جمعه در اسلام از اهمیت خاص و امتیازات ویژهای برخوردار است. برخی از خصوصیات و ویژگیهای نماز جمعه عبارت است از:
1 ـ نماز جمعه باید به جماعت خوانده شود و با کمتر از پنج نفر نمیتوان نماز جمعه را اقامه کرد.
2 ـ نماز جمعه دو رکعت است و جای نماز ظهر را میگیرد و دو خطبهای که قبل از نماز جمعه خوانده میشود، در حقیقت به جای دو
1) توبه / 92.
رکعت محسوب میشود.
3 ـ نماز جمعه همانند نماز صبح است و مستحب است که حمد و سوره را بلند بخوانند و نیز مستحب است که در رکعت اول سورهی جمعه و در رکعت دوم سورهی منافقین خوانده شود.
4 ـ در نماز جمعه دو قنوت مستحب است؛ یکی قبل از رکوع رکعت اول و دیگری بعد از رکوع رکعت دوم.
5 ـ خواندن دو خطبه قبل از نماز جمعه واجب است چنان که ایستادن خطیب به هنگام ایراد خطبه واجب است و شخصی که خطبه میخواند همان شخص باید نماز جمعه را بخواند.
6 ـ ستایش و حمد و سپاس خداوند در هر دو خطبه واجب است.
7 ـ توصیه و سفارش نمازگزاران به تقوا و پرهیزکاری واجب است.
8 ـ درود فرستادن و سلام بر پیامبر و ائمه معصومین علیهمالسلام نیز لازم است.
9 ـ لازم است خطیب جمعه در خطبهها مصالح و مفاسد دنیا و دین مردم را بیان کند و مردم را از حوادث روزگار و اخبار جهان آگاه سازد.
10 ـ مستحب است امام جمعه به هنگام ایراد خطبه شمشیر یا عصایی در دست داشته باشد.(1)
در حدیث آمده است که اگر کسی در سرما و گرما در نماز جمعه
1) تفسیر نمونه / ج 24 / ص 137.
شرکت کند، اهل بهشت است؛ قال رسول الله صلیاللهعلیهوآله : «الا أخبرکم باهل الجنّة؟ من لا یشغله عن الجمعة حر شدید و لا برد شدید».(1)
حضرت علی علیهالسلام فرمود: اگر کسی سه هفته پشت سر هم بدون عذر نماز جمعه را ترک کند از جملهی منافقان به حساب میآید؛ «من ترک الجمعة ثلاثا متتابعة لغیر علّة کتب منافقا».(2)
در روایات اهل بیت از نماز جمعه با تعبیرات خاصی یاد شده که بیانگر اهمیت نماز جمعه است؛
1 ـ نماز جمعه حج مساکین است؛ «و الجمعة حج المساکین».(3)
2 ـ نماز جمعه تکریم از مؤمنان است؛ «ان الله اکرم المؤمنین بالجمعه».(4)
3 ـ نماز جمعه جهت توبیخ و ملامت منافقان است؛ «توبیخا للمنافقین».(5)
4 ـ نماز جمعه پیوند با امام و رهبر مسلمین است؛ «و لا الجمعة الاّ بامام».(6)
و خلاصه روز جمعه که سید الایام است، بر پایی نماز جمعه در آن روز باعث میشود خداوند رحمت خویش را شامل حال مؤمنین بنماید.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «و هی ساعة یرحم الله فیها المؤمنین و المؤمنات».(1)
قرآن کریم هشت ویژگی برای اهل ایمان بیان میکند که قسمتی از آن در بارهی افرادی است که اهل تهجّد و نماز شب هستند و بعد در پایان میفرماید: پاداش نماز شب را هیچ فردی جز خداوند نمیداند؛ «إِنَّمَا يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا الَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِهَا خَرُّوا سُجَّدًا وَسَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُونَ (15)»(2). در این آیه به چهار ویژگی مؤمنان اشاره شده است: اولاً میفرماید: تنها کسانی به آیات ما ایمان میآورند که هرگاه این آیات به آنها یادآوری میشود به سجده میافتند. ثانیا تسبیح الهی را به جا میآورند. ثالثا حمد و سپاسگزاری خدا را انجام میدهند. رابعا اهل تواضع و فروتنی هستند و هیچ گونه استکباری ندارند.
در آیهی بعدی میفرماید: «تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ (16)»(3)در این آیه نیز به چهار ویژگی دیگر مؤمنان اشاره شده است: اول این که پهلوهای خود را از بسترها در دل شب دور میسازند. دوم و سوم این که آنان پروردگار خود
را با بیم و امید میخوانند؛ «یدعون ربّهم خوفا و طمعا»؛ یعنی آنها اهل خوف و رجا هستند نه از عذاب او احساس ایمنی میکنند و نه از رحمت الهی نا امید میباشند. آخرین ویژگی مؤمنان این است که از آنچه به آنها روزی دادیم انفاق میکنند.
در سومین آیه به پاداش بزرگ و مهم و ارزشمند مؤمنان نماز شب خوان اشاره میکند و میفرماید: «فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (17)»(1)یعنی هیچ کس نمیداند چه پاداش مهمی به عنوان چشم روشنی برای آنها در نظر گرفته شده و این پاداش فوق العاده بزرگ جزای اعمالی است که انجام دادند.
تعبیر به هیچ کس نمیداند؛ «فلا تعلم نفس» و نیز تعبیر به آنچه مایهی روشنی چشمهاست؛ «قرّة أعین»، بیانگر عظمت و بزرگی این پاداش الهی است.(2)
مرحوم طبرسی در مجمع البیان میفرماید: در اینجا این سؤال مطرح است که چرا این پاداش عظیم مخفی نگه داشته شده است؟ وی سه پاسخ برای این سؤال بیان میکند:
1 ـ امور مهم و بسیار باارزش آن چنان است که با الفاظ و کلام به
آسانی حقیقت آن را نمیتوان درک کرد و با این حال گاهی اخفا و ابهام نشاط انگیزتر است.
2 ـ اصولاً چیزی که مایهی روشنی چشمهاست آنقدر دامنهاش گسترده است که علم و دانش انسان به تمام خصوصیات آن نمیرسد.
3 ـ چون این پاداش برای نمازی بیان شده که خود مخفی است، پس متناسب با عمل مخفی آن است که جزا و پاداش این عمل هم مخفی باشد.
در حدیثی آمده است که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «ان الله یقول اعددت لعبادی الصالحین ما لاعین رأت و لا اذن سمعت و لا خطر علی قلب بشر»؛ خداوند میفرماید: من برای بندگان صالح خود نعمتهایی را فراهم کردم که هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و بر قلب هیچ فردی خطور نکرده است.(1)
در دو مورد در قرآن کریم دستور به نماز شب به پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله داده شده است؛ «وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَكَ »(2)و «يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ *قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا *نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا *أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ
تَرْتِيلًا (4)»(1)یعنی ای جامه به خود پیچیده شب را جز اندکی به پاخیز نیمی از شب را یا اندکی از آن کم کن یا مقداری بر نصف بیفزا و قرآن را شمرده شمرده و به صورت واضح و روشن تلاوت کن، به دلیل این که ما سخن و گفتار سنگینی را به تو القا میکنیم؛ «انا سنلقی علیک قولاً ثقیلاً»، بعد میفرماید: این دستور به عبادت شبانه و تلاوت قرآن برای این است که برنامهی مناجات شبانه و تلاوت قرآن و تهجّد در شب پابرجاتر و با استقامتتر است؛ «انّ ناشئة اللیل هی اشدّ وطأ و اقوم قیلاً». به دنبال آن میفرماید: این دستور به نماز شب بدین جهت است که تو در روز سعی و تلاش فراوانی داری و فرصت عبادت زیاد را با خداوند نداری؛ «ان لک فی النهار سبحا طویلاً».
منظور از «قول ثقیل»، قرآن کریم است و سنگینی آن به واسطه یکی از این چند وجه است: یا محتوا و مطالب عالی آن سنگین است به طوری که این کلام الهی را تنها کسی میفهمد که از طهارت روح و باطنی پاک برخوردار باشد، یا عمل کردن به دستورات و فرامین قرآن کریم بسیار سخت و سنگین است و یا این که اجرای قوانین آن در جامعه بشری سنگین است؛ نشانه این مطلب مصائب و ناملایماتی است که پیامبر در این مسیر تحمل کرد؛ او را مسخره کردند، به ایشان اهانت کردند، جنگ به راه انداختند و ...
1) مزمّل / 1 ـ 4.
آیا این قیام شبانه بر پیامبر صلیاللهعلیهوآله و مسلمانان واجب بوده و بعدا این حکم وجوب نسخ شده است؟ مرحوم علامه طباطبایی میگوید: دلیلی نداریم که قیام شب و نماز شب بر مسلمانان واجب بوده و بعدا وجوب آن نسخ شده، بلکه از ابتدا بر پیامبر واجب و بر سایر مسلمانان مستحب مؤکد بوده است.
الف ـ در بیان اینکه منظور از «ناشئة اللیل» چیست اقوالی ذکر شده است به این شرح:
الف ـ «ناشئة» یعنی ساعتهای شب که حادث میشود. ب ـ ایستادن به هنگام شب ج ـ ایستادن در همه شب د ـ اول شب. از مجموع اقوال چهارگانه میتوان استفاده کرد که مقصود برنامهی قیام برای تلاوت قرآن و نماز شب است. در حدیث است: «قیامه عن فراشه لا یرید الاّ اللّه».
ب ـ «اشدّ وطأ» یا به معنای مشقت و زحمتی است که قیام شبانه دارد یا به معنای تأثیرات ثابت و راسخی است که در پرتو این عبادت در روح انسان حاصل میشود و انسان به واسطهی آن میتواند تهذیب نفس کند و منظور از «أقوم قیلاً» اشاره به تلاوت قرآن است که سخنی پابرجا و ثابت است.(1)
1) تفسیر نمونه / ج 25 / ص 176.
بهترین فرصت برای نماز شب و مناجات با خدا، هنگام سحر است. زیرا اولاً: فرصت عبادت در روز کم است. ثانیا: خالی از ریا نیست. ثالثا:
توجهی که انسان در شب دارد در روز ندارد. رابعا: عبادت هر چه مخفیتر باشد فضیلت آن بیشتر است، از این رو قرآن کریم دلیل مناجات شبانه را اشتغالات در روز میداند؛ «ان لک فی النهار سبحا طویلاً»؛ «سبح» به معنای دویدن و راه رفتن در آب است که در اینجا کنایه از اشتغالات روزانه است. در آیهی دیگر میفرماید: «و جعلنا النهار معاشا».
قرآن کریم بعد از دستور به نمازهای پنجگانه که واجب است، موضوع نماز شب را بیان میکند و به پیامبر خطاب میکند: قسمتی از شب را برخیز و قرآن و نماز بخوان که این برنامه یک وظیفهی اضافی برای توست تا خداوند تو را به مقام محمود و پسندیده برساند و مبعوث سازد؛ «وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَكَ عَسَى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَحْمُودًا».(1)
مفسران بزرگوار تعبیر «و من اللیل فتهجّد به» را اشاره به نماز شب دانستهاند، گرچه آیهی شریفه صراحتی در این معنا ندارد، لیکن شواهد و قراین نشان میدهد که منظور نماز شب است.
«تهجّد» از مادهی «هجود» به معنای خواب است، لیکن وقتی به
1) اسراء / 78.
باب تفعل میرود، به معنای از بین بردن خواب و انتقال به حال بیداری میباشد.(1)
ضمیر «فتهجّد به» گرچه به قرآن بر میگردد، لیکن مقصود نماز شب است و اصولاً متهجّد به کسی میگویند که نماز شب میخواند.
کلمهی «نافله» به معنای زیادی است؛ یعنی این برنامهی نماز شب یک برنامهی اضافی است علاوه بر نمازهای واجب. بسیاری از مفسران این جمله را دلیل بر این معنا دانستهاند که نماز شب بر پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله واجب بوده، چون میفرماید: «نافلة لک»این برنامه لزوم و وجوبش مربوط به شخص پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله است.
علاوه بر آن کلمه «فتهجّد» فعل امر است و دلالت بر وجوب دارد، اما نماز شب برای سایر مردم مستحب مؤکد است و اصولاً یکی از مختصات پیامبر وجوب نماز شب بر آن حضرت است.
مرحوم علامه طباطبایی میفرماید: از آنجا که مقام محمود به طور مطلق بیان شده و با هیچ قیدی ذکر نشده، روشن میشود که مقامی
1) تفسیر نمونه / ج 12 / ص 224.
است مورد پسند همهی انسانها و آن مقام، منصب شفاعت است.
فخر رازی گوید: نکره بودن کلمهی «محمودا» دلالت بر عظمت این مقام دارد.(1)
«وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلَاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنَّ الْكَافِرِينَ كَانُوا لَكُمْ عَدُوًّا مُبِينًا (101)»(2)، در این آیهی شریفه حکم نماز مسافر بیان شده که واجب است انسان مسافر نماز خود را به صورت قصر و شکسته بخواند.
هنگامی که سفر میکنید گناهی بر شما نیست که نماز را کوتاه کنید اگر از فتنه و خطر دشمن میترسید. در اینجا این سؤال مطرح است که آیهی شریفه نماز قصر و شکسته را برای مسافر مشروط به مواجه شدن با خطر دانسته با این که اصولاً حکم نماز مسافر قصر و شکسته است چه در سفر بترسد یا نترسد، لکن مقید ساختن حکم قصر به ترس از دشمن به یکی از چند دلیل زیر است:
الف ـ این قید، ناظر به مسلمانان در صدر اسلام است و به اصطلاح قید غالبی است؛ یعنی غالبا سفرهای مسلمانان در صدر اسلام همراه با ترس بوده و الاّ به طور کلی نماز مسافر شکسته است.
ب ـ مسئلهی نماز قصر در ابتدا به هنگام خوف و ترس از دشمن تشریع شده، بعدا این حکم توسعه پیدا کرده است و در همهی موارد عمومیت پیدا کرده است.(1)
از دیدگاه قرآن کریم نماز به اندازهای اهمیت دارد که حتی در صحنهی جنگ نیز نباید ترک شود، از این رو قرآن کریم به پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله دستور میدهد که به هنگام جنگ نماز جماعت را به صورت شکسته به طرزی بخواند که تمام رزمندگان از ثواب نماز جماعت بهرهمند شوند، در ضمن این که هوشیاری و احتیاط لازم را در برابر دشمن حفظ کنند.
از این رو میفرماید: هنگامی که در میان آنان هستی باید مسلمانان به دو گروه تقسیم شوند: نخست عدهای با حمل اسلحه با تو به نماز بایستند، سپس هنگامی که این گروه سجده کردند و رکعت اول نماز آنان تمام شد، تو در جای خود میایستی و آنان با سرعت رکعت دوم را بجا میآورند و به میدان جنگ بر میگردند.
گروه دوم که نماز نخواندهاند جای گروه اول را میگیرند، البته این گروه دوم نیز باید مسلّح باشند تا مبادا غافلگیر شوند؛
1) تفسیر نمونه / ج 4 / ص 95؛ مجمع البیان / ج 2 / ص 101.
«وَإِذَا كُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلَاةَ فَلْتَقُمْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ مَعَكَ وَلْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذَا سَجَدُوا فَلْيَكُونُوا مِنْ وَرَائِكُمْ وَلْتَأْتِ طَائِفَةٌ أُخْرَى لَمْ يُصَلُّوا فَلْيُصَلُّوا مَعَكَ وَلْيَأْخُذُوا حِذْرَهُمْ وَأَسْلِحَتَهُمْ »(1)، بنا بر این نماز خصوصا به جماعت به اندازهای دارای اهمیت و ارزش است که حتّی در میدان جنگ هم نباید ترک شود، از این رو پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در جنگ نماز جماعت را با مسلمانان بجا آورد.
چه این که امیر المؤمنین علیهالسلام در جنگ صفین نگاه به آسمان میکرد، ابن عباس گفت این چه کاری است؟ فرمود: به زوال مینگرم تا به هنگام ظهر نماز بخوانیم. ابن عباس گفت: آیا الان زمان نماز است؟ حضرت فرمود: (آری)، چرا که ما برای نماز میجنگیم؛ و هل هذا وقت الصلوة انّ عندنا لشغلاً بالقتال عن الصلوة فقال علی علیهالسلام : «ما نقاتلهم؟ انّما نقاتلهم علی الصلوة».(2)
در روز عاشورا به هنگام جنگ شخصی به امام حسین علیهالسلام عرض کرد: الان وقت نماز است. امام حسین علیهالسلام فرمود: نماز را یادآور شدی، خداوند تو را از نمازگزاران قرار دهد؛ «ذکرت الصلوة جعلک الله من المصلین».
از نظر قرآن کریم نماز هم دافع اعمال ناپسند و زشت است؛ یعنی نماز انسان را از گناه باز میدارد و هم رافع اعمال ناپسند و گناهان است؛ یعنی نماز گناهان انسان را از بین میبرد.
الف ـ قرآن کریم میفرماید: « إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ »(1). به پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله گفتند: شخصی نماز میخواند در عین حال مرتکب گناه نیز میشود. حضرت فرمودند: روزی این نماز او را از گناه باز میدارد؛ «انّ صلاته تنهاه یوما»، چیزی نگذشت که او از ارتکاب به گناه توبه کرد.
ب ـ قرآن کریم میفرماید: در پرتو اقامهی نماز که حسنه است سیئات انسان از بین میرود؛ «وَأَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ ».(2)
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «... فانّما مثل الصلوة کمثل نهر الجاری کلّما صلی صلوة کفرت ما بینهما من الذنوب»؛ نماز همانند نهری جاری است که باعث پاکیزگی انسان از آلودگیها میگردد.(3)
از نظر قرآن کریم اقامهی نماز مایهی پاکیزگی از گناهان و آلودگیهای روحی است؛ «وَأَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ »(1). این حقیقت که نماز انسان را از بدیها و زشتیها پاکیزه میگرداند، در احادیث نیز بیان شده از جمله:
حضرت علی علیهالسلام میفرماید: «الصلوة صابون الخطایا»(2)نماز صابون و وسیلهی پاکیزه شدن از گناهان است و نیز میفرماید: «انّها لتحطّ الذنوب حطّ الورق»(3)نماز گناهان را میریزد همان گونه که برگ درخت میریزد.
در بیانی دیگر در ذیل آیهی شریفهی فوق میفرماید: از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله شنیدم که فرمود: امیدوار کنندهترین آیه در قرآن آیهی «و اقم الصلوة طرفی النهار ...» است و سوگند به کسی که مرا به عنوان بشیر و نذیر مبعوث ساخته، هر کسی به طرف نماز برود و وضو بگیرد، گناهان او از بین میرود.(4)
از نظر قرآن کریم تنها اهل ایمان از نماز بهره میبرند، گرچه نماز بر همهی مسلمانان واجب است. قرآن کریم میفرماید: « إِنَّ الصَّلَاةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَابًا مَوْقُوتًا »(1)نماز بر مردم با ایمان یک امر تثبیت شده است. دلیل این که تنها اهل ایمان را ذکر کرد، آن است که تنها مؤمنان از نماز بهرهمند میشوند.
چنان که قرآن کریم برای همهی مردم مایهی هدایت است؛ « هُدًى لِلنَّاسِ »(2)، اما تنها اهل ایمان و تقوا از آن بهرهمند میشوند؛ «ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ (2)».(3)
چه این که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله برای هدایت و ارشاد همهی مردم مبعوث شده است؛ «وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ»(4)، اما خداوند بهرهمندی از رسالت پیامبر صلیاللهعلیهوآله را تنها برای مؤمنان بیان میکند؛ «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ».(5)
وقتی حضرت عیسی علیهالسلام به دنیا آمد، اولین سفارشی را که از ناحیهی خداوند مطرح ساخت، نماز بود؛ « وَأَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا (31)»(1). حضرت صادق علیهالسلام فرمودند: محبوبترین عمل به سوی خدا نماز است که آخرین سفارش انبیا نیز میباشد؛ «احبّ الاعمال الی الله عزّ و جلّ الصلوة و هی آخر وصایا الانبیاء».(2)
انسان در نماز لازم است دو نوع زینت داشته باشد:
الف ـ زینت ظاهری؛ در روایت است که امام سجاد علیهالسلام به هنگام نماز زیباترین لباس خود را میپوشید؛ «لبس اجود ثیابه» و بعد این آیه را تلاوت میفرمود: «خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ».(3)
ب ـ زینت معنوی؛ که عبارت از حالت خشوع در نماز است. در حدیث است که امام علیهالسلام میفرماید: «الخشوع زینة الصلوة»(4)و قرآن کریم در وصف مؤمنان میفرماید: آنان کسانی هستند که در نماز خویش خشوع دارند؛ «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ * الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ».(5)
همان طوری که اگر اقامه نماز در جامعه زنده شود گناه و فساد از بین میرود، اگر افرادی تن به گناه و معصیت بدهند، دیگر توفیق نماز خواندن را به نحو صحیح پیدا نمیکنند.
قرآن کریم میفرماید: « إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ »(1)، بنا بر این اگر نماز باشد خبری از گناه نیست، و همین طور اگر نماز در جامعه احیا نشد، بلکه تضییع شد، آنگاه گناه و فساد رواج پیدا میکند؛ «فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصلوة و اتبعوا الشهوات».(2)
منافقان نماز خود را با حال کسالت و بیرغبتی بجا میآورند و در اعمال عبادی خود ریا و تظاهر میکنند؛ « وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاةِ قَامُوا كُسَالَى يُرَاءُونَ النَّاسَ »(3)، از این آیه میتوان چنین استفاده نمود که در نماز دو امر لازم است: نماز را با حال نشاط و علاقه به آن انجام دادن و از ریا و تظاهر احتراز نمودن، و اگر مسلمانی با حال کسالت و سنگینی نمازش را بجا آورد، نشانهی نفاق اوست چنان که امام باقر علیهالسلام
میفرماید: «لا تقم الی الصلوة متکاسلاً و لا متناعسا و لا متثاقلاً فانّها من خلل النفاق ...».(1)
نماز از جمله اموری است که هم به کمیت و هم به کیفیت آن توجه شده است:
کمیت: از سویی قرآن کریم میفرماید: نماز ذکر است؛ «أَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي »(2)، از سوی دیگر قرآن میفرماید: « اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا »، بنا بر این غیر از نمازهای واجب لازم است نمازهای مستحب را نیز بجا آورد تا کثرت، صدق نماید، البته روشن است که نماز یک مصداق از ذکر است.
کیفیت: مهمتر از کمیت در نماز؛ کیفیت آن است که باید نماز را با توجه به خدا و حضور قلب و حالت خشیت و خشوع بجا آورد.
قرآن کریم در وصف مؤمنان میفرماید: آنها در نماز خود خشوع دارند؛ «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ *الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ »(3). با نگاهی به سیرهی عملی پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و امامان معصوم علیهمالسلام میبینیم که آن بزرگواران در نماز خویش به هر دو جهت عنایت داشتند.
پیامبر اکرم آن قدر عبادت میکرد و نماز میخواند که در شأنش آیه شریفه «طه *مَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى »(1)نازل شد. در روایت نیز وارد شده که پیامبر صلیاللهعلیهوآله میفرمود: من از نماز سیر نمیشوم؛ «انی لا اشبع من الصلوة».(2)
امام باقر علیهالسلام میفرماید: امام سجاد علیهالسلام در هر شبانه روز مانند امیر المؤمنین علیهالسلام هزار رکعت نماز میخواندند؛ «یصلّی فی الیوم و اللیلة ألف رکعة کما کان یفعل امیر المؤمنین»، و در نماز رنگ امام علیهالسلام متغیر میشد و اندام او میلرزید، در این روایت هزار رکعت نماز ناظر به کمیت نماز، و ترس و خشیت از خداوند، ناظر به کیفیت و حضور قلب در نماز است.
در روایت است که حضرت رضا علیهالسلام نیز در هر شبانه روز هزار رکعت نماز میخواندند و حضرت به دعبل شاعر فرمودند: این پیراهن را بگیر که من در آن هزار شب و در هر شب هزار رکعت نماز (یک میلیون رکعت) خواندهام؛ «احتفظ بهذا القمیص فقد صلّیت فیه ألف لیلة فی کلّ لیلة ألف رکعة».(3)
از دیدگاه قرآن کریم، یکی از اوصاف برجستهی خردمندان اقامهی نماز است؛ « إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ ... وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ »(1)و عدم اعتنا به این فریضهی الهی علامت بیعقلی است.
از این رو قرآن کریم گاهی علت ورود تبهکاران به جهنم را بیعقلی آنان بیان میکند؛ « لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ »(2)، گاهی علت ورود آنان به جهنم را عدم توجه به نماز ذکر میکند؛ «مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ *قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ ».(3)
شخصی نزد امام صادق علیهالسلام از فردی ستایش کرد. امام علیهالسلام از نماز او سؤال کرد؛ «ذکرت لابی عبدالله رجلاً من اصحابنا فاحسنت علیه الثناء فقال لی: «کیف صلاته»(4). شخص دیگری نزد امام صادق علیهالسلام از فردی تمجید کرد، امام علیهالسلام از عقل او سؤال کرد. او گفت: عقل درستی ندارد، امام فرمود: بنابراین کارهای او بیارزش است؛ قلت له (ابی عبدالله) جعلت فداک انّ لی جارا کثیر الصلوة و الصدقة و کثیر الحج لا بأس به قال: «یا اسحاق کیف عقله؟» قال قلت له جعلت فداک لیس له عقل، قال: «لا یرتفع بذلک منه».(5)
از این دو روایت که یک مرتبه امام علیهالسلام از نماز سؤال میکند و بار دیگر از کسی عقل طرف را سؤال میکند، روشن میشود که مسئلهی نماز نشانهی عقل و خرد انسانی است.
در پایان از خداوند متعال مسئلت دارم که نماز همه ما مسلمانان را به لطف و کرم خود بپذیرد چه اینکه به فرموده حضرت امام صادق علیهالسلام گاهی پنجاه سال از عمر انسان میگذرد اما یک نمازش پذیرفته نمیشود و چه چیزی سختتر از این خواهد بود؟
واللّه انّه لیأتی علی الرجل خمسون سنة و ما قبل الله منه صلاة واحدة فایّ شئ اشدّ من هذا؟...(1)
1) فروع کافی 1/256.
تصویر
تصویر
تصویر