ghaemiyeh.com
سرشناسه : افشار، اباذر، ۱۳۶۴ -
عنوان و نام پدیدآور : رسانه ملی و نهادینهسازی فرهنگ عفاف و حجاب/ اباذر افشار؛ تهیهکننده مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما؛ ویراستار منیره ماشاءاللهی.
مشخصات نشر : قم: صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، مرکز پژوهشهای اسلامی، ۱۳۹۳.
مشخصات ظاهری : ۲۴۷ ص.؛ ۵/۱۴ × ۲۱ سم.
فروست : مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما؛ ۲۰۲۸.
شابک : ۷۵۰۰۰ ریال: 978-964-514-352-5
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
یادداشت : کتابنامه: ص.[۲۲۷] - ۲۳۲ ؛ همچنین به صورت زیرنویس.
موضوع : حجاب
موضوع : تلویزیون -- ایران -- برنامهها-- نمونهپژوهی
موضوع : تلویزیون -- برنامههای اسلامی
موضوع : تلویزیون و دین -- ایران
موضوع : حجاب -- تأثیر
موضوع : عفت -- جنبههای مذهبی -- اسلام
شناسه افزوده : صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران. مرکز پژوهشهای اسلامی
رده بندی کنگره : BP۲۳۰/۱۷/الف۷۱۳ر۵ ۱۳۹۳
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۶۳۶
شماره کتابشناسی ملی : ۳۶۳۷۳۹۳
ص:3
ص:4
مقدمه 9 [1]
فصل اول مفاهیم نظری 15 [2]
عفاف 17 [3]
حجاب 18 [4]
الف) تعریف لغوی 18 [5]
ب) تعریف اصطلاحی 20 [6]
ج) حدود و مصداقهای حجاب در آیات قرآنی 21 [7]
بدحجابی و پوششهای نامناسب زنان 26 [8]
پوششهای نامناسب مردان 27 [9]
نهادینهسازی 28 [10]
رسانه 31 [11]
الف) تعریف رسانه 31 [12]
ب) رویکردها 31 [13]
ج) تعریف تلویزیون 33 [14]
فصل دوم: یافتههای تحقیق 35 [15]
بررسی وضعیت فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه 37 [16]
بررسی عوامل ایجاد و تشدید پدیده بدحجابی 47 [17]
ص:5
راهکارهای اصلاح وضعیت موجود عفاف و حجاب 73 [18]
بررسی سهم نهادهای مختلف در اصلاح وضعیت موجود عفاف و حجاب 90 [19]
بررسی سهم رسانه ملی در اصلاح وضعیت موجود عفاف و حجاب 99 [20]
بررسی عملکرد کنونی رسانه ملی در حوزه عفاف و حجاب 108 [21]
وظایف رسانه ملی در زمینه سیاست گذاری، تولید و نظارت در نهادینه سازی فرهنگ عفاف و حجاب 120 [22]
برنامهسازی در رسانه ملی برای اصلاح وضعیت موجود فرهنگ عفاف و حجاب 146 [23]
مهمترین موانع اثرگذاری برنامههای رسانه ملی و چگونگی غلبه بر آنها 153 [24]
راهبردها و سیاستهای رسانه ملی برای نهادینه سازی فرهنگ عفاف و حجاب 163 [25]
فصل سوم: تجزیه و تحلیلها 175 [26]
الف) حجاب و عفاف در مقیاس جهانی 177 [28]
ب) حجاب و عفاف در مقیاس ملی (ارزیابی کمی و کیفی) 178 [29]
الف) عوامل خارجی (فراملی در مقیاس جهانی) 180 [31]
ب) عوامل داخلی 185 [32]
الف) شناخت جنبههای پدیده بدحجابی 190 [34]
ب) تدوین راهبرد و برنامهریزی کلان فرهنگی 191 [35]
ج) فرهنگسازی عفاف بر مبنای اختیار 192 [36]
د) تمدنسازی بر اساس الگوی دینی سبک زندگی 193 [37]
ه) تأکید بر ارزشهای خانوادگی 193 [38]
و) ضابطهمند کردن پوشش با تقویت قانونگرایی 194 [39]
ز) بهرهگیری از سیاست های جدید تبلیغی و ترویجی 194 [40]
ح) الگوسازی بر اساس شاخصهای قرآنی و روایی 195 [41]
الف) هماهنگی اقدامات و پرهیز از عملکردهای پراکنده و متقاطع 198 [43]
ب) ایجاد قرارگاه فرهنگی 199 [44]
ج) فعالیت غیرمستقیم دولت 199 [45]
ص:6
الف) برنامهریزی و راهبرد سیستماتیک در نهادینهسازی 200 [47]
ب) سیاستگذاری مناسب در جذب و تربیت هنرمندان کارآمد و متعهد 201 [48]
ج) جلوگیری از نفوذ مبانی هنر غربی در سیاست های جذب مخاطب رسانه ملی 201 [49]
د) توجه همزمان به حجاب، حیا و عفاف 202 [50]
ه) تصویرسازی از بانوان چادری 203 [51]
و) برجستهسازی تیپها 204 [52]
ز) کلیشهسازی 204 [53]
الف) تدوین، اصلاح و اجرای سیاست های رسانهای 205 [55]
ب) اهتمام وافر به اثرگذاری رسانه ملی در سه حوزه شناختی، عاطفی و رفتاری 206 [56]
ج) بهرهگیری از نیروهای فنی و هنری کارآمد و متعهد 207 [57]
د) گفتمانسازی و جریانسازی هنر اسلامی و هنر ناب شیعی 208 [58]
ه) بهکارگیری سیاست های تشویقی مؤثر در رشد فرهنگ عفاف و حجاب 208 [59]
و) تقویت باورهای مردم از طریق فیلمها و سریالها به صورت مستدل و منطقی 209 [60]
ز) برطرف کردن تناقضهای رفتاری 209 [61]
ح) تقویت بنیههای فکری 210 [62]
ط) زمینهسازی برای گسترش فرهنگ عفاف و حجاب 210 [63]
ی) نظارت کیفی مناسب بر فرایند تأمین و پخش برنامهها 211 [64]
ک) تقویت فرایند ارزیابی و نظارت برنامهها 211 [65]
الف) سیاست های برنامهسازی 212 [67]
ب) موانع برنامهسازی فراروی رسانه ملی 218 [68]
الف) تدوین سیاست های راهبردی رسانه بر اساس آموزههای اسلامی 221 [70]
ب) استمرار و تداوم برنامه های نهادینهسازی 222 [71]
ج) ایجاد همگرایی و همافزایی در سازمانها و نهادهای مسئول 223 [72]
د) افزایش احساس مسئولیت اجتماعی در برابر گسترش پدیده بدحجابی 223 [73]
ص:7
منابع 227 [74]
مقالات 232 [75]
پایگاه اینترنتی 234 [76]
پیوستها و ضمائم 235 [77]
اشاره و معرفی گفتوگوشوندگان 237 [78]
حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای دکتر مسعود آذربایجانی 237 [79]
سرکار خانم لعیا اعتماد سعید 238 [80]
سرکار خانم دکتر مریم حاجعبدالباقی 239 [81]
حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای دکتر کریم خانمحمدی 240 [82]
حجتالاسلام والمسلمین جناب آقای محمدرضا زیبایینژاد 241 [83]
جناب آقای دکتر سید حسین شرفالدین 242 [84]
جناب آقای دکتر ابراهیم شفیعی سروستانی 243 [85]
جناب آقای دکتر اصغر فهیمیفر 244 [86]
سرکار خانم دکتر نیره قوی 245 [87]
سرکار خانم فروغ نیلچیزاده 247 [88]
جناب آقای دکتر محمدعلی هرمزیزاده 246 [89]
ص:8
فرهنگ عفاف و حجاب، در جایگاه هویت فردی و اعتبار اجتماعی، فرصتی برای ایجاد جامعهای ایدئال و به دور از ناهنجاریهای اجتماعی است. توجه نکردن به این فرهنگ، به عنوان ارزش اخلاقی و هویت اجتماعی، تحکیم خانواده و امنیت فرهنگی و اخلاقی جامعه را تهدید میکند. اگر همه دستگاههای فرهنگی و اجتماعی، برای نهادینهسازی حجاب، برنامهریزی و تلاش کنند ولی حجاب درونی نشود و مورد پذیرش قلبی و اعتقادی قرار نگیرد، هویت اجتماعی به شکل مطلوب تحقق نخواهد یافت. بر این اساس، درونی شدن حجاب به هویت فردی مستحکم و مستقلی نیازمند است تا نه به اجبار، بلکه به عنوان انتخابی منطقی و فردی برای کسب شخصیت اجتماعی قرار گیرد. بنابراین، برای رسیدن به سطح آرمانی مطلوب در زمینه حجاب یا دستکم کاهش فاصله با آن و امکان کنترل برنامهریزیشده محیط و هدایت روندهای عادی در مسیرهای همسو با انتظارات فرهنگی نظام اسلامی، به اقداماتی هماهنگ و دامنهدار نیاز است.
به منظور نهادینهسازی، گسترش و حفظ فرهنگ عفاف و حجاب در
فرهنگ عفاف و حجاب، در جایگاه هویت فردی و اعتبار اجتماعی، فرصتی برای ایجاد جامعهای ایدئال و به دور از ناهنجاریهای اجتماعی است. توجه نکردن به این فرهنگ، به عنوان ارزش اخلاقی و هویت اجتماعی، تحکیم خانواده و امنیت فرهنگی و اخلاقی جامعه را تهدید میکند. اگر همه دستگاههای فرهنگی و اجتماعی، برای نهادینهسازی حجاب، برنامهریزی و تلاش کنند ولی حجاب درونی نشود و مورد پذیرش قلبی و اعتقادی قرار نگیرد، هویت اجتماعی به شکل مطلوب تحقق نخواهد یافت. بر این اساس، درونی شدن حجاب به هویت فردی مستحکم و مستقلی نیازمند است تا نه به اجبار، بلکه به عنوان انتخابی منطقی و فردی برای کسب شخصیت اجتماعی قرار گیرد. بنابراین، برای رسیدن به سطح آرمانی مطلوب در زمینه حجاب یا دستکم کاهش فاصله با آن و امکان کنترل برنامهریزیشده محیط و هدایت روندهای عادی در مسیرهای همسو با انتظارات فرهنگی نظام اسلامی، به اقداماتی هماهنگ و دامنهدار نیاز است.
به منظور نهادینهسازی، گسترش و حفظ فرهنگ عفاف و حجاب در
ص:9
جامعه و مقابله با بدحجابی، هر یک از نهادهای آموزشی، پژوهشی، تربیتی، فرهنگی، مذهبی، اجتماعی، اقتصادی، انتظامی و قضایی، وظیفه و مسئولیتی بر عهده دارند. در این میان، رسانه ملی با توجه به مقبولیت و اعتبار فرهنگی و اجتماعی بالا، اعتماد زیاد مخاطبان به جنبههای الگویی آن به عنوان سخنگوی فرهنگی و مروّج ارزشها و آرمانهای نظام اسلامی، مخاطب انبوه و اثرگذاری بسیار، میتواند در میان نهادهای مسئول، همگرایی و همافزایی ایجاد و فعالیتهای غیر اصولی سازمانهای رسمی و غیررسمی را در این زمینه، پیگیری و نقد کند. همچنین، فعالیتهای مثبت دیگر سازمانها را با هدف ارتقای بینشها و حساسیتهای جمعی منعکس سازد. بنابراین، یکی از مؤثرترین ابزارها در بهبود وضعیت فرهنگ عفاف و حجاب، رسانه ملی، به ویژه تلویزیون است.
با این رویکرد، کتاب نهادینهسازی فرهنگ عفاف و حجاب با تأکید بر نقش رسانه، در سه فصل به شرح ذیل سامان یافته است:
فصل اول: مفاهیم نظری
در این فصل، به تبیین مفاهیم حجاب، حدود و مصداقهای حجاب در آیات قرآنی، بدحجابی و پوششهای نامناسب زنان، پوششهای نامناسب مردان، عفاف، نهادینهسازی، رسانه و رویکردهای آن و تلویزیون پرداخته شده است.
فصل دوم: یافتههای تحقیق
در این فصل، با صاحبنظران و کارشناسان چهار حوزه مطالعاتی زن و خانواده، جامعهشناسی، روانشناسی و رسانه و ارتباطات، گفتوگو شده است. هدف این گفتوگو این است که با ترکیب و تلفیق دیدگاهها و تحلیل جامع از وضعیت فرهنگ عفاف و حجاب در ایران، عوامل
ص:10
گسترش بدحجابی در سالهای اخیر شناسایی و برای بهبود وضعیت موجود راهکارهایی در نظر گرفته شود. در این فصل، همچنین، سهم نهادهای گوناگون در نهادینهسازی فرهنگ عفاف و حجاب و مقابله با بدحجابی، بررسی و عملکرد رسانه ملی و شناسایی موانع فراروی آن، آسیبشناسی شده است. در ادامه، دیدگاههایی در زمینه اهداف، راهبردها، و وظایف و سیاستهای رسانه ملی در نهادینهسازی فرهنگ حجاب و عفاف، مطرح شده است.
پرسشهای گفتوگو دراینباره عبارتند از:
وضعیت عفاف و حجاب را در جامعه امروز ایران، چگونه ارزیابی میکنید؟
چه علل و عواملی را در ایجاد و تشدید وضعیت کنونی عفاف و حجاب در جامعه، مؤثر میدانید؟
برای اصلاح وضعیت موجود عفاف و حجاب، چه اقدامهایی باید انجام شود؟
هریک از نهادها و سازمانهای علمی، آموزشی، پژوهشی، انتظامی و قضایی، چه سهمی در اصلاح وضعیت موجود عفاف و حجاب دارند؟
سهم رسانه ملی را در این زمینه چگونه ارزیابی میکنید و چه وظایف و مسئولیتهایی برای آن قائلید؟
عملکرد کنونی رسانه ملی را در زمینه گسترش فرهنگ عفاف و حجاب و مقابله با بدحجابی، چگونه ارزیابی میکنید؟
رسانه ملی برای ایفای درست نقش و وظیفهای که در این زمینه دارد، چه فعالیتهایی در زمینه سیاستگذاری و برنامهریزی، چه فعالیتهایی در زمینه تولید و چه اقدامهایی در زمینه نظارت باید انجام دهد؟
ص:11
رسانه ملی، در زمینه برنامهسازی با هدف نهادینهسازی فرهنگ عفاف و حجاب و مقابله با بدحجابی، چه سیاستی را باید در پیش گیرد و چه برنامههایی، با چه ساختارهایی و چه موضوعهایی برای چه گروههایی باید تولید کند؟
مهمترین موانع اثرگذاری برنامههای رسانه ملی در زمینه گسترش فرهنگ عفاف و حجاب و مقابله با بدحجابی چیست؟ چگونه میتوان بر این موانع غلبه کرد؟
رسانه ملی به منظور اصلاح وضعیت عفاف و حجاب در جامعه، چه اهداف، سیاستها و راهبردهایی را باید سرلوحه خود قرار دهد و بر اساس چه برنامه زمانبندیشدهای باید اقدام به این کار کند؟
استادان، کارشناسان، صاحبنظران، تهیهکنندگان و مسئولان محترمی که در این مجموعه با آنها گفتوگو شده است، به ترتیب حروف الفبا عبارتند از:
ـ حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای دکتر مسعود آذربایجانی؛ عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه؛
ـ سرکار خانم لعیا اعتماد سعید؛ پژوهشگر و فعال فرهنگی؛
ـ سرکار خانم دکتر مریم حاجعبدالباقی؛ عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی تهران شمال؛
ـ حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای دکتر کریم خانمحمدی؛ مدیر گروه مطالعات روحانیت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم7
ـ حجت الاسلام و المسلمین محمدرضا زیبایینژاد؛ رئیس دفتر مطالعات و تحقیقات زنان حوزه علمیه قم؛
ص:12
ـ جناب آقای دکتر سید حسین شرفالدین؛ دانشآموخته حوزه علمیه و عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی=؛
ـ جناب آقای دکتر ابراهیم شفیعی سروستانی؛ محقق و مدرس دانشکده صدا و سیما؛
ـ جناب آقای دکتر اصغر فهیمیفر؛ عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس: گروه نقاشی دانشکده هنر و معماری؛
ـ سرکار خانم دکتر نیره قوی؛ عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی؛
ـ سرکار خانم فروغ نیلچیزاده؛ پژوهشگر مطالعات زنان و مدرس حوزه و دانشگاه؛
ـ جناب آقای دکتر محمدعلی هرمزیزاده؛ عضو هیئت علمی دانشگاه صدا و سیما؛
فصل سوم: تجزیه و تحلیلها
در این فصل، دادههای تحقیق کیفی (مصاحبهها و گفتوگوها) به روش تحلیل محتوا، تجزیه و تحلیل شده است؛ به این صورت که مواد متنی گفتوگوها، پس از مطالعه، حاشیهنویسی و کدبندی شده، سپس دادههای مورد نظر، به تناسب و بر اساس اهداف محوری پرسشها، ارزیابی و تحلیل، و ترکیب و تلفیقی از دیدگاههای صاحبنظران در زمینه گسترش فرهنگ عفاف و حجاب و مقابله با بدحجابی، مطرح شده است.
ص:13
ص:14
ص:15
ص:16
عفاف (با فتح حرف اول)، از ریشه «عفت»، به مناعت و خودداری از چیزی که حلال نیست یا خودداری از گفتار و رفتاری که جایز و شایسته نیست، معنا شده است.(1)راغب اصفهانی دراینباره مینویسد: «عفاف، یکی از حالات نفسانی و درونی است که به وسیله آن، از غلبه شهوت جلوگیری میشود.»(2)بنابراین، عفیف به معنای خویشتندار و بامناعت است.(3)در اصطلاح، عفاف به نیروی تعدیلکننده شهوتها و غرایز افراطی انسان گفته میشود و به جنس خاصی اختصاص ندارد، بلکه به عنوان فضیلت اخلاقی، بین زن و مرد مشترک است.
عفاف، حالت درونی و باطنی حجاب است. با توجه به تأثیر ظاهر بر باطن و باطن بر ظاهر، میان حجاب و پوشش ظاهری، با عفت و خویشتنداری باطنی انسان، ارتباط دوجانبه وجود دارد؛ بدین ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بهتر باشد، در پرورش روحیه باطنی
عفاف (با فتح حرف اول)، از ریشه «عفت»، به مناعت و خودداری از چیزی که حلال نیست یا خودداری از گفتار و رفتاری که جایز و شایسته نیست، معنا شده است.(4)راغب اصفهانی دراینباره مینویسد: «عفاف، یکی از حالات نفسانی و درونی است که به وسیله آن، از غلبه شهوت جلوگیری میشود.»(5)بنابراین، عفیف به معنای خویشتندار و بامناعت است.(6)در اصطلاح، عفاف به نیروی تعدیلکننده شهوتها و غرایز افراطی انسان گفته میشود و به جنس خاصی اختصاص ندارد، بلکه به عنوان فضیلت اخلاقی، بین زن و مرد مشترک است.
عفاف، حالت درونی و باطنی حجاب است. با توجه به تأثیر ظاهر بر باطن و باطن بر ظاهر، میان حجاب و پوشش ظاهری، با عفت و خویشتنداری باطنی انسان، ارتباط دوجانبه وجود دارد؛ بدین ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بهتر باشد، در پرورش روحیه باطنی
ص:17
1) [1] . خلیل بن احمد فراهیدی، العین، ج1، ص93؛ ابن منظور، لسان العرب، ج9، ص 253.
2) [2] . راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن الکریم، ص573.
3) [3] . علیاکبر قرشی، قاموس قرآن، ج2، ص 18.
4) [1] . خلیل بن احمد فراهیدی، العین، ج1، ص93؛ ابن منظور، لسان العرب، ج9، ص 253.
5) [2] . راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن الکریم، ص573.
6) [3] . علیاکبر قرشی، قاموس قرآن، ج2، ص 18.
عفت تأثیر بیشتری دارد. در مقابل، هرچه عفت باطنی فرد بیشتر باشد، به رعایت حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و بهتری در ارتباط با نامحرم پایبند است.(1)
در بین اهل لغت دو نظریه درباره مفهوم لغوی حجاب مطرح شده است:
نظریه اول: گروهی معتقدند حجاب، به معنای پوشش است. از همین رو، واژه حجاب را معادل واژه «سِتر» قرار دادهاند. ابن منظور در یکی از دو تعریف لغوی که بر حجاب دارد، مینویسد:
الحجابُ: السِّترُ، حَجَبَ الشئُ یحجُبُه حَجباً و حِجاباً و حَجَّبَه: سَتَرَهُ ... إمرأةٌ محجوبةٌ: قد سُتِرَت بِسِترٍ؛ الحجابُ اسمُ ما احتجُبَ به.(2)
حجاب [از ماده حجب] به معنای پوشش و پوشانیدن است. [زمانی که گفته شود:] فلان چیز را محجوب کرد و در حجاب قرار داد، [معنایش این است که] آن را پوشاند و مستور کرد... زن محجوبه و باحجاب، کسی است که به وسیله پوششی مستور باشد و حجاب، اسم چیزی است که پوشانیدن با آن انجام میگیرد.
صاحب القاموس المحیط نیز حجاب را به معنای «ستر» دانسته است:
ص:18
«حَجَبَهُ حُجبَاً و حِجَاباً: سَتَرَهُ».(1)
نظریه دوم: گروهی دیگر معتقدند، هرچند واژه حجاب به معنای پوشش به کار میرود، معنای اصلی آن، هر چیزی است که مانع، حائل، رادع و فاصله میان دو چیز باشد. اگر به پوشش نیز حجاب گفته میشود، برای این است که «پوشش»، حرمت و کرامت زن را از گزند نگاه نامحرم و بیگانه بازمیدارد و میان زینت و زیباییهای زن و نگاه نامحرم، فاصله میاندازد. بیشتر لغتشناسان بر همین عقیدهاند.
ابن منظور در تعریف دومش از حجاب مینویسد: «الحِجابُ: ... کُلُّ شَئٍ مَنَعَ شیئاً فَقَد حَجَبَهُ و کلُّ ما حالَ بین شیئین؛ حجاب هر چیزی است که مانع از چیز دیگر شود و هرچیزی که میان دو چیز حائل و جدایی بیندازد.»(2)طریحی نیز مینویسد: «و أصل الحجاب الستر الحائل بین الرائی و المرئی؛ حجاب در اصل، پوششی است که میان بیننده و کسی یا چیزی که مورد رؤیت قرار میگیرد، حائل میشود.»(3)در قاموس قرآن آمده است: «حُجب و حجاب، هر دو مصدر و به معنای پنهان کردن و منع از دخول است. حجاب به معنای پرده نیز هست».(4)
ابن فارس مینویسد: «حُجب: أصل واحد و هو المنع؛ حجب، ریشه واحدی برای همه مشتقات حجاب است که به معنای منع میباشد».(5)
از تعاریف لغتشناسان درمییابیم که در مفهوم لغوی حجاب، افزون
ص:19
بر ستر و پوشش، مانع بودن و جنبه بازدارندگی حجاب نیز در نظر گرفته شده است؛ چنانکه در قرآن کریم هفت بار واژه «حجاب» به کار رفته که به معنای «مانع و حائل» بوده است.(1)
در اصطلاح فقهی، حجاب، پوشانیدن تمام بدن به جز گردی صورت و دست (از مچ دست به پایین) است. البته کتابهای فقهی در تعریف حجاب، از واژه «ستر» و برای بیان احکام «نگاه»، از واژه «نظر» استفاده کردهاند،(2)در حالی که هر دو مفهوم، در تعریف حجاب گنجانده میشود. بنابراین، تعریف یادشده، جامع نیست، همانطور که این تعریف، جنبههای دیگر حجاب مانند نحوه رفتار و گفتار را شامل نمیشود. شهید مطهری= دراینباره میفرماید: «وظیفه پوشش که اسلام برای زنان مقرر کرده، این است که زن در معاشرت خود با مردان، بدن خود را بپوشاند و به جلوهگری و خودنمایی نپردازد».(3)
بنابراین، فرهنگ حجاب دو مشخصه اساسی دارد: 1. حدود و اصول شرعی پوشش در آن رعایت شود (با پوشش ظاهری، همه بدن به جز دست و کفین، پوشانده شود.)؛ 2. برجستگیهای بدن آشکار نباشد و از هرگونه تحریک جنسی رفتاری و گفتاری که به خودنمایی و جلب نگاه نامحرم و تعرض به وی بینجامد، خودداری شود. ازاینرو، حجاب، حدود و اصولی دارد که رعایت نکردن آنها به
ص:20
معنای بیحجابی است.
منظور از حجاب و پوشش به این معنا، خانهنشینی زن یا پنهان کردن وی یا محدود کردن فعالیتهای اجتماعیاش نیست، بلکه حجاب از دیدگاه اسلام، نقطه مقابل هرزگی، لیبرالیسم جنسی و تبرج است.(1)زن میتواند با رعایت پوشش و حفظ حدود حجاب، در جامعه حضوری فعال داشته باشد.(2)پوشش ظاهری زن مسلمان، بیانکننده اندیشهها و نظام ارزشهای درونی و بخشی از حقیقت باطنی اوست.(3)
حجاب، به معنای مصطلح کنونی، در فرهنگ اسلام، تأیید و در ادبیات قرآنی، معیارهایی برای عفاف و حجاب بیان شده است؛ از جمله: پوشش کامل زن و پوشاندن موی سر و گردن و سینهاش، پوشاندن زینت برای زن، کنترل نگاه (هم مرد و هم زن)، و رعایت اصولی در گفتار در برابر نامحرم و راه رفتن برای زن. همچنین بر میزان پوشش زنان، به دلیل جایگاه ویژه آنان در جامعه، تأکید بیشتری شده است.
یک ـ پوشش کامل: در آیه ذیل، خداوند پوشش کامل را برای همه زنان تشریع میکند:
یَااَیُّها النَّبیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ وَ بَنَاتِکَ وَ نِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیهِْنَّ
ص:21
مِن جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدْنی أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَّحِیماً. (احزاب: 59)
ای پیامبر! به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که چادر خود را بر خود فرو پوشند. این مناسبتر است، تا شناخته شوند و مورد آزار واقع نگردند و خدا آمرزنده و مهربان است.
لغتشناسان و مفسران قرآن، برای واژه جلباب که جمع آن جلابیب است، معانی گوناگونی بیان کردهاند. ابنعباس میگوید: «اَلرَدَاءُ الَّذی یَسْتُر مِن فَوْقِ إلی أسْفلَ؛ ردایی است که سراسر بدن از بالا تا پایین را میپوشاند.» مصداق آن در زمان ما «عبا و چادر زنان ایرانی و عربی» است.(1)
ابن منظور مینویسد: «جلباب، پیراهن و پوششی است که از «رداء» کوتاهتر و از «مقنعه» بزرگتر است و زن سر و سینه خود را با آن میپوشاند و گفته شده است لباس گشادی است کوتاهتر از ملحفه».(2)
مرحوم طبرسی مینویسد: «جلباب، روسریای است که زن هنگام خروج از خانه برای رفع حاجتی سر و صورت خود را با آن میپوشاند.»(3)قرطبی و طوسی آن را لباسی دانستهاند که تمام بدن را میپوشاند.(4)بنابر نظر بیشتر لغتشناسان و مفسران، جلباب، پوششی است که همه اعضای بدن را میپوشاند. بنابراین، به هر لباسی که گشاد و بلند باشد و به گونهای زیباییهای اندام را بپوشاند و زن را از نگاه و
ص:22
1) [1] . العین، ج6، ص132؛ مجمع البحرین، ج2، ص23.
2) [2] . «الجلباب: القمیص و ثوب اوسع من الخمار دون الرداء تغطی به المرئه رأسها و صدرها و قیل هو ثوب واسع دون الملحفه». لسان العرب، ج1، ص272.
3) [3] . فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج 8، ص 178.
4) [4] . محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج8، ص361؛ قرطبی، تفسیر قرطبی (الجامع لاحکام القرآن)، ج 12، ص 309.
تعرض مردان نامحرم در امان نگه دارد، جلباب گفته میشود.
دو ـ پوشاندن گردن و سینه و موی سر برای زنان: «... وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنّ عَلی جُیُوبِهِنّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنّ...؛ و روسریهای خود را بر سینه خود افکنند (تا اطراف گردن و سینه با آن پوشانده شود)، و زینت خود را آشکار نسازند». (نور: 31)
خُمُر، جمع خِمار است. راغب اصفهانی درباره این واژه مینویسد: «اصل خِمار به معنای پوشانیدن شی است و به آنچه با آن چیزی را میپوشانند، خمار گویند و در عرف، اسم روپوشی است که زنان سر خود را با آن میپوشانند.»(1)علامه طباطبایی دراینباره مینویسد:
خمار جامهای است که زن سر خود را با آن میپوشاند و زاید آن را به سینهاش آویزان میکند. مراد از جیوب، سینههاست؛ معنای آن این است که خداوند زنان را مأمور میکند تا مقنعهها را به روی سینههای خود انداخته و آن را بپوشانند.(2)
بنابراین، خمار، پوششی است که زن به وسیله آن، سر و گردن و سینه خود را میپوشاند و به روسری و مقنعهای گفته میشود که زنان مسلمان، برای پوشاندن سر و گردن به کار میبرند.
مفسران قرآن، با توجه به فضای فرهنگی عصر نزول، چگونگی پوشش موی سر و گردن و سینه را چنین تفسیر کردهاند: «چون زنان، در دوره جاهلی روسری خود را به پشت سر میافکندند، به طوری که گردن و بخشی از سینه آنها نمایان میشد، قرآن دستور میدهد روسری را طوری به گریبان قرار دهند که گردن و سینه آنها را
ص:23
بپوشاند».(1)
سه ـ کنترل نگاه (هم مردان و هم زنان): خداوند در قرآن کریم، خطاب به مردان و زنان میفرماید که از نگاه خیره و شهوتآلود بپرهیزند: «قلُْ للِمُؤمِنینَ یَغُضُّوا مِن أَبصَارِهِمْ... و قُل للِمُؤمِناتِ یَغضُضْنَ مِن أَبصَارِهِنَّ...؛ به مؤمنان بگو چشمهای خود را [از نگاه به نامحرمان] فروگیرند... و به زنان باایمان بگو چشمهای خود را (از نگاه هوسآلود) فروگیرند...» (نور: 30 و 31) «غَضّ بَصَر» به معنای کاهش دادن نگاه و خیره نشدن است.(2)
چهار ـ پوشاندن زینت: «...و لا یُبْدِینَ زِینتَهُنَّ إلِا ما ظَهَرَ مِنها...؛ و زینت خود را جز آن مقدار که نمایان است، آشکار نکنند.» (نور: 31) منظور از زینت، زیور و زیبایی است و زیباییهای طبیعی را که اساس آن صورت و چهره است و زیباییهای اکتسابی را که به واسطه لباس، زیورآلات و لوازم آرایشی پدید میآید، دربرمیگیرد.(3)در حقیقت، خداوند در این آیه میفرماید که زنان باید زینتشان را بپوشانند و اندام و زیباییهای طبیعی و اکتسابیشان را در برابر دید نامحرمان قرار ندهند.
پنج ـ رعایت شیوه گفتار در برابر نامحرم
یَا نِسَاءَ النَّبیِّ لَسْتُنََّّ کَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاءِ إِن إتَّقَیْتُنََّّ فَلَا تخََْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا. (احزاب: 32)
ای زنان پیامبر! شما همانند دیگر زنان نیستید، اگر از خدا بترسید. پس به نرمی سخن مگویید تا مردی که در قلب او مرضی است، به طمع افتد و سخن پسندیده بگویید.
ص:24
«این آیه که خطاب به همسران پیامبر9 است، دستوری عام به تمام زنان میباشد، مبنی بر اینکه گفتارشان به لحاظ شیوه بیان و نیز محتوا، عفیفانه باشد».(1)
«محتوای سخن، قول معروف باشد؛ یعنی سخنی باشد که شرع و عرف اسلامی آن را بپسندد و آن سخنی است که تنها مدلول خود را برساند.»(2)بنابراین، خداوند در این آیه، زن را از گفتاری که با ناز و عشوه همراه باشد و محتوا و آهنگ سخنش هیجانانگیز و شهوتانگیز باشد، منع میکند.
شش ـ رعایت شیوه راه رفتن برای زنان
وَ لا یضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیعْلَمَ ما یخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ وَ تُوبُواْ إِلی اللَّهِ جَمِیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکمُْ تُفْلِحُون. (نور: 31)
و نیز چنان پای بر زمین نزنند تا آن زینت که پنهان کردهاند، پدیدار شود. ای مؤمنان! همگان به درگاه خدا توبه کنید، باشد که رستگار شوید.
با توجه به این آیه زنان باید به گونهای راه بروند که توجه نامحرم را جلب نکنند و با برانگیختن نگاهها زمینهساز فساد نشوند.(3)
بر اساس آیات یادشده، خداوند نظر قاطع خود را درباره حجاب بیان، و حدود و مصداقهای آن را به روشنی مشخص و زنان و مردان را به حفظ و رعایت آن حدود، امر کرده است.
ص:25
«بد» از نظر لغوی، به معنای زشت و ناپسند و متضاد خوب است. بدحجابی، یعنی مطلوب نبودن حجاب و منطبق نبودن آن با معیارهای اسلامی؛ به عبارت دیگر، مناسب نبودن پوشش و حجاب و رعایت نشدن حدود آن. بدحجابی در تعریف دین، طیف گستردهای از رفتارها را دربرمیگیرد؛ مثل پوشش اندام، دوخت لباس، جنس و رنگ لباس، شیوه گفتار و نگاه، طنین صدا، نوع راه رفتن، نمایش زیورآلات، آرایش کردن و حتی استفاده از مواد خوشبوکننده، ولی مصداق بارز آن، نداشتن پوشش مناسب است؛ پوششی که برگرفته از فرهنگ قرآن و همسو با انتظارهای جامعه اسلامی باشد و موجب ترویج فساد و هتک عفت عمومی نشود. ازاینرو، پوشیدن لباسهای تنگ و تحریککننده و بدننما، یا آشکار کردن قسمتهایی از بدن که باید پوشیده شود، و نشان دادن قسمتهای آرایششده، از نمادهای بدحجابی است.(1)
بنابراین، شایسته است زنان و دختران با رفتار و پوشش مناسب، مطابق معیارها و مؤلفههای فرهنگ دینی و قرآنی، در جامعه و محیطهای کاری و تحصیلی ظاهر شوند. در یک کلام، در برابر نامحرمان با زیباییهای معنوی و هویت انسانی حاضر شوند، نه با هویت زنانگی.
چنانکه بیان شد، حجاب فقط امری زنانه نیست و از باب غلبه، به آن حجاب زن گفته میشود. بنابراین، هم زنان و هم مردان در رعایت پوشش و رفتار خود در جامعه و حریم عمومی، مسئولیت دارند و پدیده سرپیچی از معیارهای عفت در جامعه، معلول رفتارهای هر دو است.
«بد» از نظر لغوی، به معنای زشت و ناپسند و متضاد خوب است. بدحجابی، یعنی مطلوب نبودن حجاب و منطبق نبودن آن با معیارهای اسلامی؛ به عبارت دیگر، مناسب نبودن پوشش و حجاب و رعایت نشدن حدود آن. بدحجابی در تعریف دین، طیف گستردهای از رفتارها را دربرمیگیرد؛ مثل پوشش اندام، دوخت لباس، جنس و رنگ لباس، شیوه گفتار و نگاه، طنین صدا، نوع راه رفتن، نمایش زیورآلات، آرایش کردن و حتی استفاده از مواد خوشبوکننده، ولی مصداق بارز آن، نداشتن پوشش مناسب است؛ پوششی که برگرفته از فرهنگ قرآن و همسو با انتظارهای جامعه اسلامی باشد و موجب ترویج فساد و هتک عفت عمومی نشود. ازاینرو، پوشیدن لباسهای تنگ و تحریککننده و بدننما، یا آشکار کردن قسمتهایی از بدن که باید پوشیده شود، و نشان دادن قسمتهای آرایششده، از نمادهای بدحجابی است.(2)
بنابراین، شایسته است زنان و دختران با رفتار و پوشش مناسب، مطابق معیارها و مؤلفههای فرهنگ دینی و قرآنی، در جامعه و محیطهای کاری و تحصیلی ظاهر شوند. در یک کلام، در برابر نامحرمان با زیباییهای معنوی و هویت انسانی حاضر شوند، نه با هویت زنانگی.
چنانکه بیان شد، حجاب فقط امری زنانه نیست و از باب غلبه، به آن حجاب زن گفته میشود. بنابراین، هم زنان و هم مردان در رعایت پوشش و رفتار خود در جامعه و حریم عمومی، مسئولیت دارند و پدیده سرپیچی از معیارهای عفت در جامعه، معلول رفتارهای هر دو است.
ص:26
ازاینرو، واژه «بدحجابی» در این پژوهش، رفتارها و پوششهای نامناسب مردان را نیز دربرمیگیرد.
مردان برخلاف زنان، از ظرافت و دلربایی و جاذبههای شدید جنسی که بر اساس حکمت الهی در وجود زنان نهاده شده، برخوردار نیستند و از آنجا که پوشیدگی بدن بر اساس آثار وجودی آن است، حجاب کامل بدن بر مردان تشریع نشده،(1)ولی به آنها نیز عفتورزی در نگاه به نامحرم، پوشیدن لباسهای ساده و داشتن ظاهری آراسته و مرتب و باوقار و متین سفارش شده است. بنابراین، پوشیدن لباسهای مبتذل و نامناسب، نازک و بدننما، مانند شلوارهای تنگ و چسبان و پاره و حضور در جامعه با ظاهری نامتعارف، از مصداق های بدپوشی مردان به شمار میرود. در آموزههای اسلامی، پوشیدن برخی لباسها بر مردان حرام شده؛ زیرا برخی لباسها به دلیل رنگ، نقش، مدل یا اندازه خاصی که دارند، ممکن است شهوت جنس مخالف را برانگیزند. امام علی7 میفرماید: «عَلَیکُم بِالضِیقِ مِن الثِّیابِ فَإِنَّ مَنْ رَقَّ ثَوْبُهُ رَقَّ دِینُهُ؛ به پوشیدن لباسهای ضخیم ملتزم باشید. (لباس نباید بدننما و نازک باشد.) کسی که لباسش نازک باشد، دینش نیز نازک و ضعیف است.»(2)برخی مصداقهای بدپوشی و پوشش نامناسب مردان، از این قرار است:
ـ استفاده از لباسهای تنگ با آستینهای بسیار کوتاه؛
ـ استفاده از پوششهای ضد فرهنگی و لباسهای نماد شیطانپرستی؛
ص:27
ـ لباسهایی با نشانهها و تصاویر و عبارتهای زشت، وسوسهانگیز و ناشایست یا تبلیغات ضد فرهنگ دینی و توهین به مقدسات؛
ـ شنا کردن با بدن برهنه در مقابل زنان نامحرم و... .
«نهادینهسازی» از اصطلاحات علم جامعهشناسی است که بیشتر، از آن به نهادینه شدن(1)تعبیر میشود. نهادینه شدن امری اجتماعی است؛ یعنی امری در متن و عمق جامعه، درونی شود و با تأیید و مقبولیت آن، افراد جامعه آن را به عنوان ارزش اجتماعی و هویت جمعی به رسمیت بشناسند(2)و بر اساس آن رفتار کنند.
رفتارها هنگامی نهادینه میشوند که عاملان آن رفتارها، به مجموعهای از معیارها و هنجارها و الگوهایی مشترک از ارزشها، اعتقاد داشته باشند و در انجام آن رفتارها، به طور مستقیم به آن هنجارها و الگوهای ارزشی متوسل شوند. بنابراین، هر اندازه که پیروی از هنجارها و الگوهای مشترکِ ارزشی، بیشتر باشد، آن روابط و اعمال بیشتر نهادینه میشود.(3)نهادینه کردن یک ارزش و رفتار ارزشی، در نخستین گام، تغییر در الگوهای موجودِ نگرشها، ارزشها و رفتارها را (دستکم در عدهای از افراد جامعه) ایجاب میکند. به بیان دیگر، نخست باید الگوی روابط اجتماعی را تغییر داد. هر نوع رابطه و رفتار جمعی و گروهی، خاستگاه فردی دارد؛ زیرا رفتار از فرد سر میزند و
ص:28
بروز میکند و شبکه روابط گروهی یا جمعی نیز حاصل و برآیند رفتارهای برآمده از تکتک افراد است. بنابراین، نهادینه کردن به مفهوم جایگزین کردن و تثبیت شبکهای جدید و نوعی جدید از الگوهای ارزشی و رفتاری در جامعه، از فرد آغاز میشود و به سطح گروهی و اجتماعی راه مییابد.
جامعهشناسان، نهادینه شدن را نوعی فرایند میدانند که طی آن، اَشکال منظم، بادوام و تا حد زیادی پیشبینیشده، در کنش متقابل توسعه مییابد. این فرایند با شروع پذیرش هنجارها و انتظارات نقشها توسط افراد، که از طریق گروههای متفاوت از آنها خواسته میشود، صورت میگیرد.(1)بر اساس این تعریف، نهادینهسازی حجاب در جامعه، به این معناست که بتوان این قاعده رفتاری را به صورت منظم و بادوام در جامعه گسترش داد، به گونهای که در متن و عمق جامعه تأیید شود و افراد جامعه، ارزشها و مقررات مربوط به آن را به رسمیت بشناسند.
نهادینهسازی عفاف و حجاب در جامعه، فراهم کردن زمینههایی است که موجب پایداری، ثبات، تداوم و گسترش رفتارهای مطلوب پوششی و معاشرتی در جامعه میشوند.
با بررسی مسئله بدحجابی پس از انقلاب اسلامی، درمییابیم که پرداختن به مسئله حجاب، در طول سالیان متمادی پس از پیروزی انقلاب، دچار افراط و تفریطهای فراوان شده و خط مشی اصولی و بلندمدتی بر این مسئله حاکم نبوده است. امروزه نیز در کشور، خط
ص:29
1) [1] . حمید خضرنجات، مفاهیم جامعهشناسی، ص 81.
مشی روشن، روشمند و اجراپذیر در این زمینه وجود ندارد و افزون بر این، برخی نهادهای فرهنگی و اجتماعی کشور، به ویژه برخی رسانههای جمعی، خواسته یا ناخواسته به وضعیت بدحجابی دامن میزنند.
با این حال، اکثر مسئولان در زمینه عفاف و حجاب، به لزوم فرهنگسازی در این زمینه معتقدند و هرگاه مسئله بدحجابی مطرح شده، عدهای نسخه برخورد فیزیکی را تجویز کرده و مخالفان آن نیز لزوم اجرای فعالیتهای فرهنگی و حلّ این مشکل را از راه اصلاح فرهنگ گوشزد کردهاند.(1)
به نظر میرسد با توجه به آنکه عوامل گوناگونی (عوامل فردی، خانوادگی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی) در بروز بدحجابی در جامعه ما نقش دارد، نهادهای فرهنگی و اجتماعی باید به صورت برنامهریزی شده و درونسازمانی، به بهبود وضعیت عفاف و حجاب بپردازند و در عین حال، بر اساس سیاستهای کلان کشور، با روشهای گوناگون، متولی و پیگیر نهادینهسازی حجاب در میان دیگر نهادهای جامعه باشند.
هدف این پژوهش، آن است که با پیشنهاد دادن الگوها و روشهای گوناگون برنامهای و محتوایی به رسانه ملی، به عنوان یکی از کلیدیترین نهادها و سازمانهای فرهنگساز، این رسانه را در رسیدن به این هدف یاری رساند.
ص:30
1) [1] . نک: مجید مختاریانپور و اسدالله گنجعلی، «نهادیسازی عفاف و حجاب در جامعه؛ رویکردی فرایندی»، فصلنامه تحقیقات فرهنگی، دوره چهارم، شماره 2، تابستان 1390، ص118.
رسانه به معنای عام و فراگیر، ابزار ذخیره و انتقال پیام است. در اصطلاح دقیقتر علمی و حرفهای، رسانه، وسیله انتقال اطلاعات، عقاید، افکار و ایدههای فرد و جامعه است.(1)بر اساس این تعریف، رسانه میتواند از نوع انسانی، سازمانی یا تکنولوژیک باشد. زبان نیز نوعی رسانه است. همچنین، مدرسه و دانشگاه، رسانههای جمعی، از مطبوعات گرفته تا تلگراف، تلفن، رادیو، اینترنت و تلویزیون، نوعی رسانه است.
در بررسی رسانهها، دو رویکرد کلی به رسانه وجود دارد: بازنمایی؛(2)شکلدهی.(3)
در رویکرد بازنمایی، این باور مطرح است که رسانهها در حال بازنمایی واقعیتهای جامعه هستند و تصویری نسبی از واقعیتهای جامعه در رسانه قابل بازیابی است. بر اساس نظریه بازتاب،(4)رسانهها آینه تمامنمای جامعه هستند و ارزشها و معانی جامعه را منعکس میکنند. از این دیدگاه، رسانهها در حقیقت، منعکسکننده واقعیتها هستند. آنها در مقام ساز و کارهای کنترل اجتماعی، میراث جامعه را منتقل میکنند تا افزون بر حفظ انسجام و یکپارچگی و نظم، ارزشهای
رسانه به معنای عام و فراگیر، ابزار ذخیره و انتقال پیام است. در اصطلاح دقیقتر علمی و حرفهای، رسانه، وسیله انتقال اطلاعات، عقاید، افکار و ایدههای فرد و جامعه است.(5)بر اساس این تعریف، رسانه میتواند از نوع انسانی، سازمانی یا تکنولوژیک باشد. زبان نیز نوعی رسانه است. همچنین، مدرسه و دانشگاه، رسانههای جمعی، از مطبوعات گرفته تا تلگراف، تلفن، رادیو، اینترنت و تلویزیون، نوعی رسانه است.
در بررسی رسانهها، دو رویکرد کلی به رسانه وجود دارد: بازنمایی؛(6)شکلدهی.(7)
در رویکرد بازنمایی، این باور مطرح است که رسانهها در حال بازنمایی واقعیتهای جامعه هستند و تصویری نسبی از واقعیتهای جامعه در رسانه قابل بازیابی است. بر اساس نظریه بازتاب،(8)رسانهها آینه تمامنمای جامعه هستند و ارزشها و معانی جامعه را منعکس میکنند. از این دیدگاه، رسانهها در حقیقت، منعکسکننده واقعیتها هستند. آنها در مقام ساز و کارهای کنترل اجتماعی، میراث جامعه را منتقل میکنند تا افزون بر حفظ انسجام و یکپارچگی و نظم، ارزشهای
ص:31
مسلط جامعه را از نسلی به نسل بعد انتقال دهند.(1)بر این اساس، رسانهها از جامعه تأثیر میپذیرند. گفتنی است نظریهپردازان بر این دیدگاه، درباره رسانه، انتقاد کردهاند. منتقدان نظریه بازتاب، در برابر این نظریه، مفهوم بازنمایی و قدرت رسانهها در بازنمایی را مطرح کردهاند.
بازنمایی؛ یعنی تجسم تصاویر ذهنی. بازنمایی، برخلاف بازتاب است. بازتاب به معنای ارتباط مستقیم میان پدیدههای دنیای واقعی (وقایع، آدمها و اشیاء) و شکل ظاهری آنها در متن (کلام، نوشته، عکس، فیلم و ...) است.
بازنمایی، از نوعی فرایند تعبیر و تفسیر حکایت میکند. بنابراین، نوعی دگردیسی و دستکاری در بازنمایی اجتنابناپذیر است. حتی عکس نیز بازتاب صرف نیست، بلکه بازنمایی دو بعدی از واقعیت است که افراد، بسته به خاستگاه و پایگاه اجتماعی خود، آن را تعبیر و تفسیر میکنند.(2)بنابراین، بررسی این مسئله، در تحقیق حاضر مطرح میشود که آنچه رسانه از فرهنگ عفاف و حجاب جامعه بازنمایی میکند، تا چه حد به واقعیت نزدیک است؟
در رویکرد شکلدهی، باور بر آن است که رسانه افزون بر بازنمایی، به صورت غیرمستقیم در حال شکلدهی به آن نیز هست. این نظریه، برخاسته از رویکرد روانشناسی اجتماعی است و درباره فرایند جامعهپذیری، بیشتر مطرح است. این بدان معناست که رفتارهای اجتماعی و نگرشهای
ص:32
اجتماعی، در یک فرایند ترکیبی، از اشخاص برجسته پیرامونی، گروههای مرجع و قدرتهای فرهنگی، از جمله رسانهها آموخته میشوند.(1)
کارکردهای گسترده رسانه در دنیای ارتباطات و اثرگذاری آن بر مخاطب، اهمیت بسیاری دارد. مخاطب هشیار، سطح انتظار بالایی از رسانه دارد. ساخت و تبلیغ مفاهیم غنی دینی و فرهنگی، به نوآوری برنامهسازان نیاز دارد. حال این پرسش مطرح است که برنامهسازان رسانه ملی، چگونه حقیقت فرهنگ عفاف و حجاب را در جامعه منعکس میکنند و مدیریت فرهنگی رسانه ملی، در فرایند انتقال نهادینهسازی فرهنگ عفاف و حجاب، چه نقشی ایفا میکند؟
با توجه به رویکردهای مطرحشده، به نظر میرسد وظیفه رسانه ملی این نیست که وضعیت جامعه و عرفهای اجتماعی نامطلوب از پدیده بدحجابی را به عنوان فرهنگ مقبول جامعه، در برنامهها بازنمایی کند؛ بلکه باید افزون بر به چالش کشیدن وضعیت پدیدآمده، در مسیر فرهنگسازی و شکلدهی به درونی و نهادینه شدن حقیقت وجودی فرهنگ عفاف و حجاب، گامهای اساسی بردارد. با توجه به اینکه منظور پژوهش حاضر از رسانه، رسانه ملی (تلویزیون) است، لازم است مفهوم آن، به اختصار بررسی شود.
متخصصان ارتباطات، درباره مفهوم تلویزیون، تعاریف متعددی بیان کردهاند. تلویزیون، پرمخاطبترین رسانه در جهان است و آمار این مخاطبان، در ایران به مراتب بیشتر است. این تنوع و کثرت مخاطب، به دلیل وجود
ص:33
1) [1] . مارگارات گالاگر، زن و صنایع فرهنگی، مانعی بر سر راه آینده فرهنگ، ترجمه: مهرداد وحدتی، ص168.
همزمان صدا و تصویر است؛ زیرا تلویزیون، تکنیکهای گوناگون رادیو، سینما و روزنامه را در خود جمع و از آنها بهرهبرداری میکند.(1)
تلویزیون به دلیل توانمندی در نمایش محتوای زندگیگونه، بیش از دیگر رسانهها استفاده میشود؛ تا اندازهای که به قول مک لوهان، گویی تماشاگر، صحنه تلویزیون را با چشمان خود لمس میکند.(2)
مارتین اسلین، تلویزیون را رسانهای نمایشی و روایی میداند و میگوید:
تلویزیون در آشکارترین سطح، رسانهای نمایشی است؛ به این دلیل ساده که بخش عمده مواردی را که انتقال میدهد، در قالب نمایش، سنت تقلید یا بازیگران و بهرهگیری از طرح، گفتوگو، شخصیت، حرکات، سکنات و لباس؛ یعنی یال و کوپال تمامعیار بیان نمایش ارائه میکند.(3)
با این حال، تلویزیون، رسانهای است که امکان استفاده همزمان از محتوای دیداری و شنیداری را برای تعداد بیشماری از افراد فراهم میکند و این توانایی را دارد که مردم، رویدادها، مکانها، فرهنگها و هرگونه اطلاعاتی را در قالب دیداری و شنیداری، به ما نشان دهد.
آنچه ما بر صفحه تلویزیون میبینیم، نمایی از دنیایی است که شاید امکان مشاهده و تجربه مستقیم آن وجود ندارد؛ یعنی بینندگان تلویزیون، دنیا و وقایع آن را از دریچه تلویزیون درک میکنند، چنانکه در لغت نیز واژه تلویزیون به معنای تماشای بافاصله است.
ص:34
ص:35
ص:36
ـ وضعیت عفاف و حجاب را در جامعه امروز ایران، چگونه ارزیابی میکنید؟
ـ حجت الاسلام والمسلمین دکتر مسعود آذربایجانی:(1)وضعیت حجاب را نسبت به سه ملاک میتوان ارزیابی کرد:
پس از انقلاب، پیشرفتهایی در زمینههایی داشتهایم، اما در برخی قسمتها هم مشکلاتی جدی داشتهایم.
اگر وضعیت حجاب را نسبت به وضعیت جهان نیز مقایسه کنیم، صرف نظر از شهرهای بزرگ، وضعیت ما از جهاتی، نسبتاً خوب است، اما در مقایسه با شهرهای بزرگ، وضعیت ما قابل قبول نیست و باید در کارهایی که انجام دادهایم، مشکلات را برطرف کنیم.
سنجش مهمتر، وضعیت حجاب نسبت به وضعیت مطلوب است. وقتی وضعیت مطلوب را در نظر بگیریم، بیشک، از وضعیت کنونی ناراضی خواهیم بود؛ چه از لحاظ کمّی و چه از لحاظ کیفی و آگاهیبخشی.
ـ خانم لعیا اعتمادسعید:(2)شرایط عفاف و عفاف و حجاب در جامعه
ـ وضعیت عفاف و حجاب را در جامعه امروز ایران، چگونه ارزیابی میکنید؟
ـ حجت الاسلام والمسلمین دکتر مسعود آذربایجانی:(3)وضعیت حجاب را نسبت به سه ملاک میتوان ارزیابی کرد:
پس از انقلاب، پیشرفتهایی در زمینههایی داشتهایم، اما در برخی قسمتها هم مشکلاتی جدی داشتهایم.
اگر وضعیت حجاب را نسبت به وضعیت جهان نیز مقایسه کنیم، صرف نظر از شهرهای بزرگ، وضعیت ما از جهاتی، نسبتاً خوب است، اما در مقایسه با شهرهای بزرگ، وضعیت ما قابل قبول نیست و باید در کارهایی که انجام دادهایم، مشکلات را برطرف کنیم.
سنجش مهمتر، وضعیت حجاب نسبت به وضعیت مطلوب است. وقتی وضعیت مطلوب را در نظر بگیریم، بیشک، از وضعیت کنونی ناراضی خواهیم بود؛ چه از لحاظ کمّی و چه از لحاظ کیفی و آگاهیبخشی.
ـ خانم لعیا اعتمادسعید:(4)شرایط عفاف و عفاف و حجاب در جامعه
ص:37
امروز، در مقایسه با حملاتی که به آن صورت میگیرد، خیلی هم خوب است. کارهای به اصطلاح فرهنگی که در عرصه عفاف و حجاب در کشور صورت میگیرد، همین که به بیحجابی منجر نشود، بهترین نتیجه را داشته است. به قول یکی از استادان، ما سالها بدون تشخیص بیماری دست به درمان زدهایم. اگر تا به حال مریضمان بر اثر درمان غلط و تشخیص ندادن بیماری، زنده مانده، معجزه بوده است وگرنه این مریض سالها پیش میبایست جان میداد.
ـ دکتر مریم حاج عبدالباقی:(1)هدفی که ما از عفاف و حجاب داشتیم، در جامعه تا حدودی دگرگون شده است. هدف از حجاب این بود که نحوه پوشش و رفتار زنان تحریککننده نباشد، ولی نتیجهای که از پوشش و حجاب در نظر بود، به دست نیامد؛ زیرا در کنار پوشش، تبرج و زینت برقرار است.
ـ حجت الاسلام و المسلمین دکتر کریم خانمحمدی:(2)مسئله حجاب در مناطق مختلف ایران متفاوت است. در شهرستانها مشکلی نداریم. در مناطق روستایی نیز حجاب به صورت سنتی رعایت میشود. مشکل در شهرهای بزرگ است. در تهران، ما با پدیده بدحجابی روبهرو هستیم. پدیده بیحجابی در ایران وجود ندارد، بلکه معضل، بدحجابی است. البته به لحاظ عفاف، شاخصه فقط ستر و پوشش نیست. برخی مؤلفهها حکایت از این دارد که در این زمینه، مشکلات و مسائلی داریم. در
ص:38
مقایسه با دیگر کشورها، ایران از عفیفترین کشورهاست و حتی در میان کشورهای اسلامی نیز برتر است. در عین حال، ما با آن الگوی مطلوب عفاف و حجاب اسلامی، فاصله داریم.
ـ با توجه به اینکه سخن را با بحث حجاب آغاز کردید، آیا رویکرد شما درباره وضعیت جامعه فعلی و عفاف اجتماعی، به سمت بانوان گرایش دارد؟
خیر. رویکرد من لزوماً بر بانوان نیست. ما بیشتر حجاب بانوان را در ایران مطرح کردهایم. پژوهشهای صورت گرفته نیز، تصویرسازی از زنان در رسانههای ملی است. در برخی از دورهها به مردها زیاد توجه و از زنان غفلت میشد. اکنون نیز تحت تأثیر فمینیسم، به زنان بیشتر توجه میشود. بنابراین، عفاف و حجاب، هم برای مرد است و هم برای زن؛ ولی حدودش فرق میکند.
ـ حجتالاسلام و المسلمین محمدرضا زیبایینژاد:(1)موضوع حجاب را باید در شبکهای از موضوعات بههممرتبط، هم در مقیاس جهانی و هم منطقهای، تحلیل کنیم. تحولات جهانی از دهه 1960 قابل پیگیری است. در این دهه، وارد فضای پستمدرن و رسانهای میشویم و جنبشهای اجتماعی و انقلاب جنسی در غرب اتفاق میافتد. این تحولات با هم مرتبط است. به تعبیر دیگر، نظام سرمایهداری یا جامعه مدرن، وارد عصر جدیدی شد و گفتمان فردگرایی؛ یعنی شادکامی فردی، توسعه و تسلط یافت. در ذیل این گفتمان، مطالبهای به عنوان آزادی در جامعه به وجود
ص:39
1) [1] رئیس دفتر مطالعات و تحقیقات زنان حوزه علمیه قم .
آمد که بر حق تسلط بر بدن نیز تطبیق میشود؛ یعنی انسان باید آزاد باشد تا هرگونه که بخواهد، برای بدن خود برنامهریزی کند. در کشور ما نیز تحت تأثیر جریان جهانی، در پنجاه سال اخیر این تحول پدید آمده است؛ البته انقلاب اسلامی در یک مقطع زمانی ـ مثلاً حدود یک دهه ـ این جریان را کُند یا معکوس کرد، ولی از دهه 1370 دوباره تحت تأثیر همین جریان قرار گرفتیم. هرچه این جریان جهانی در جامعه ما بیشتر تقویت شود، تمایل به متنوعپوشی و نمایش دادن بدن، به صورت یک مطالبه جدیتر درمیآید.
امروزه انتخاب پوشش در حال تبدیل شدن به یک مطالبه اجتماعی است. اگر مانند روانشناسی اجتماعی ذهنیت جامعه را بکاویم و صادقانه با مردم صحبت کنیم، میگویند پوشش، حق ماست. در کشورهایی که توسعه فردگرایی در آنها بیشتر از جامعه ماست، وضع پوشش به گونهای است که شخص میتواند بدترین پوششها را به عنوان یک حق انتخاب داشته باشد.
در جامعه ما نیز این تحول در حال روی دادن است و تصور مردم درباره پوشش، از بحث تعهد اجتماعی، به سمت شخصی بودن پوشش میرود. اگر بیست سال قبل کسی را امر به معروف و نهی از منکر میکردید، وضعیت خود را اصلاح میکرد، اما اکنون به شما معترض و متعرض میشود که چرا در مورد پوشش شخصی او دخالت میکنید. جامعه، دیگر حالت مولکولی ندارد و اتمهای آن به همدیگر پیوسته نیستند. سرنوشت افراد به هم گره نخورده است و احساس نمیکنند که همه مسافر یک کشتی هستند. البته بررسی آماری تحول در وضعیت حجاب را باید از شورای فرهنگی عمومی پرسید. آنها پژوهشهای
ص:40
آماری انجام میدهند و هر سال وضعیت پوشش را با سال قبل مقایسه و سپس اعلام میکنند که در کجا در حال بهبود بوده و در کجا پسرفت داشته است؛ حتی استانهای کشور را با یکدیگر مقایسه میکنند.
حدود هفتاد سال پیش، اگر شخص بیحجابی را در جامعه میدیدید، به یقین میدانستید که مذهبی نیست؛ یعنی در جنبههای دیگر زندگیاش نیز وجوب شرعی را رعایت نمیکند؛ ولی امروزه اگر کسی را ببینیم که حدود شرعی را در پوشش، رعایت نمیکند، نمیتوانیم بگوییم که در دیگر ابعاد زندگی نیز متدین نیست. وضعیت پوشش در جامعه امروز را باید با مختصات فضای دهه 1960 مقایسه کنیم که وارد فضای پستمدرن شدهایم. از ویژگیهای فضای پستمدرن، بیقاعدگی و چهل تکه بودن است. هویت چهل تکه؛ یعنی اینکه از فضاها و فرهنگهای مختلف، عناصری را برداریم و به یکدیگر بچسبانیم و احساس تنافر و تضاد نکنیم. این وضعیت را در رفتارها و در سبک زندگی مردم میبینیم؛ یعنی شخص به مسجد میآید، ماهواره هم میبیند، به نماز جماعت میرود، ولی بیحجاب است. پوشش برای این فرد، بیشتر هویتی است تا جنسی؛ یعنی با پوشش میخواهد پُز اجتماعی بدهد، نه اینکه جلب توجه جنسی کند.
مسئله امروز، هویتیابی و هویتنمایی در جامعه است. کسی که هویت خود را با این مسائل گره میزند، باید روانشناسی کرد که در چه فضای معنایی زندگی میکند. موانع و حساسیتهایی که در جامعه گسترش پیدا میکند، چیست؟ اینها میتواند مُعرف بحث پوشش برای ما باشد.
یکی از هنرهایی که ما باید داشته باشیم، این است که عزت اجتماعی را به سمتی هدایت کنیم که شرع میپسندد. خداوند در قرآن میفرماید: «وَلَکِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمَانَ وَزَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ وَکَرَّهَ إِلَیْکُمْ الْکُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْیَانَ»؛
ص:41
یعنی همه مردم جزو خواص نیستند و بیشتر آنها سیاهی لشکرند. اگر جریان مثبتی آنان را مدیریت کرد، با آن میروند. چنانکه جریان دفاع مقدس، بسیاری از بچههای کوچه و خیابان را متحول کرد و به جبهه برد و از آنان انسانهای واقعی ساخت، تا آنجا که بعضی از آنان نیز به مقام شهادت رسیدند. به این ترتیب، دفاع مقدس، ارزشهای اجتماعی را دگرگون کرد. وقتی نظامی، نتواند ارزشها را تحکیم بخشد، ارزشهای دیگری بر جامعه مسلط میشوند و حجاب را به سمت دیگری میبرند.
ـ دکتر سید حسین شرفالدین:(1)اگر مشاهدات عادی و شخصی و گزارشهای موردی، مبنای داوری باشد، فاصله میان وضع کنونی با وضع مطلوب، به صورت مستمر در حال افزایش است. البته قضاوت و داوری عام درباره پدیدهای همچون عفاف و حجاب که شکلها و صورتهای عینی متنوع و در اقلیمهای فرهنگی مختلف کشور جلوههای گوناگونی دارد، چندان آسان نخواهد بود. اضافه کردن عفاف در کنار حجاب نیز به دلیل کثرت جلوهها و مظاهر و تا حدی دخالت ذهنیات در تعریف و ارزیابی کمّ و کیف آن، این داوری را مشکلتر میکند. بیشک، تبیین و فهم چرایی این موضوع، به توصیف دقیق وضع کنونی و رصد هوشمندانه روندهای جاری نیازمند است. آنچه مسلّم است، تغییر الگوی پوشش و ظهور پدیده موسوم به «بدحجابی» یا در شکل حاد آن «بیحجابی»، به عنوان یکی از مظاهر عینی تغییر اجتماعی، از وقوع تغییر در برخی عناصر زیرساختی ذهنی (بینشها، ارزشها، نگرشها، الگوها، حساسیتها، ترجیحات و انتظارها) و عینی
ص:42
1) [1] . دانشآموخته حوزه علمیه قم و عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی = .
(قواعد، عادتها، سبکهای زیستی، ترجیحات و مطالبات جمعی، فشارهای ساختی، الزامات محیطی، ضرورتهای کارکردی و...) حکایت دارد. یکی از مشکلات عموم پژوهشگران در بررسی جامعهشناختی مسائل و آسیبهای فرهنگی ـ اجتماعی کشور همچون بدحجابی یا ضعف عفاف و حیا، نداشتن اطلاعات و گزارشهای دقیق از وضع کنونی و کمّ و کیف روندهای جاری است. اینگونه اطلاعات، بهویژه اگر روزآمد باشد و از رهگذر پژوهش و رصد محققانه واقعیتهای محیط به دست آمده باشد، بستر بسیار مهم و بلکه منحصر بهفردی برای فرضیهسازی، بیان تحلیلهای دقیق، نظریهپردازی، روندشناسی و آیندهپژوهی، فراهم خواهد کرد. حجاب، در سطح پوشش ظاهری و متناسب با انتظارات حداقلی فقه، معیار و قاعده مشخص و شاخص کمّی، قابل اندازهگیری اجمالی است، اما در شکل آرمانی آن (شامل رعایت قواعد ظریف فقهی و اخلاقی در مطلق جلوههای نمایشی و ارائههای تزئینی و آرایشی، تعاملهای گفتاری و رفتاری، ژستها و حرکات، فاصلهها و به طورکلی خالی بودن از همه نشانههایی که پیام جنسی به طرف مقابل مخابره میکند) به دلیل ماهیت غالباً کیفی، شاخص گویایی برای برآورد میزان وجدان و فقدان آن در قلمروهای عینی وجود ندارد.
ـ دکتر ابراهیم شفیعی سروستانی:(1)در مباحث مربوط به سیاست جنایی و جرمشناسی، جمله معروفی است که میگویند وجود درصدی از جرم در هر جامعهای طبیعی است، ولی آنچه غیرطبیعی است و باید ایجاد حساسیت کند، میزان افزایش جرم در جامعه است. بر همین اساس، آنچه امروز در وضعیت عفاف و حجاب، جای نگرانی دارد، میزان افزایش
ص:43
1) [1] . دکترای فقه و اصول.
پدیده بدحجابی در جامعه است. البته در حال حاضر، آمار و اطلاعات دقیقی از وضعیت عفاف و حجاب در مناطق مختلف کشور در دست نداریم، ولی بر اساس مشاهدات اجتماعی خود، میتوانیم بگوییم روند بدحجابی در جامعه ما رو به افزایش است. هر روز از تعداد زنان و دختران چادری کاسته و بر تعداد دخترانی که از پوشش مانتو استفاده میکنند، افزوده میشود. همچنین هر روز تعداد کسانی که پوششها و آرایشهای نامناسب دارند، افزایش مییابد. بدتر از آن، این نوع پوششها و آرایشها رفته رفته به نوعی هنجار در جامعه تبدیل میشود؛ هنجاری که کسی به آن واکنش نشان نمیدهد و به عنوان پدیدهای طبیعی در جامعه شناخته میشود. به تدریج، نوع پوشش و آرایش نامناسب، به عرف و هنجار در جامعه تبدیل شده است. روند افزایش این پدیده، موجب نگرانی میشود و میتواند برای ما خطرساز باشد. مشکل فقط کنار رفتن چادر و جایگزین شدن مانتو نیست؛ مشکل، سست شدن حجاب است. فرهنگ عفاف و حجاب، یک نظام معنایی بههمپیوسته است که شامل این موارد میشود:
یک ـ پوشش ظاهری که همه بدن را به جز دست و کفین میپوشاند؛
دو ـ نداشتن تبرج و خودنمایی، آشکار نبودن برجستگیهای بدن و دور بودن از هرگونه تحریک جنسی.
افزون بر این، وقتی ما میگوییم عفاف، شامل عفاف در رفتار، گفتار و نگاه میشود. این مجموعه، فرهنگ عفاف و حجاب را میسازد. حال ممکن است کسی هم در ظاهر چادر پوشیده باشد، ولی هیچیک از ویژگیهای یادشده را نداشته باشد؛ نه حد مطلوب پوشش و نه عفاف و پرهیز از خودآرایی و خودنمایی.
ص:44
ـ دکتر اصغر فهیمیفر:(1)از محوریترین مفاهیمی که انقلاب اسلامی و فرهنگ دینی با آن ارتباط دارد و از ویژگیهای ممیزی فرهنگ اسلامی، بحث عفاف و حجاب است. این دو مفهوم گرچه بسیار با هم مرتبط هستند ولی یک ریشه دارند، ولی تفاوتهایی نیز دارند. عفاف اعم از حجاب است، و حجاب اخص از عفاف است. کسی که عفاف داشته باشد، خود به خود، حجاب نیز دارد، ولی اگر کسی حجاب داشته باشد، لزوماً انسان عفیفی نیست.
در ابتدا باید مبنا را بر عفاف بگذاریم. اگر بتوانیم عفاف را به فرهنگی خودخواسته تبدیل کنیم، نه فرهنگی تحمیلی، خود به خود حجاب نیز فرهنگ خواهد شد. حجاب؛ یعنی پوشش و این، یک بحث فقهی است. زنان و مردان مسلمان باید چارچوب خاص فقهی در حوزه پوشش را رعایت کنند که به آن حجاب میگویند. عفاف، بحث فقهی نیست، ولی حجاب بحث فقهی است. انگیزههای حجاب، فقهی نیست، ولی صورت و مصداق آن، فقهی است و باطن و هویت عفاف اخلاقی است. فرد باید به اخلاق حسنه و ستایششده آراسته باشد؛ همچنان که در قرآن و در سیره امامان معصوم آمده است.
در کنار بانوانی که از روی اعتقاد، چادر سر میکنند، افرادی هستند که از این چادر سوءاستفاده میکنند. این پوشش، زمانی میتواند مصداق عفاف باشد که فرد پیش از حجاب، نخست عفیف باشد؛ یعنی حجاب، حجاب درونی باشد. این مسئله، مربوط به مصداق بود. مسئله بعدی، این است که عفاف و حجاب فقط شامل ظواهر نیست. بنابراین، عفت یک بحث کاملاً اخلاقی است. یکی از مشکلاتی که داشتیم و الان نیز داریم، این است که گمان میکنیم اگر حجاب را به معنای سطحی آن (یعنی یک پوشش
ص:45
1) [1] . عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس.
فیزیکی) حتی به زور در جامعه حاکم کنیم، مشکل حل میشود. فرهنگ و اخلاق، نباید تحمیلی باشد. ازاینرو، باید به شدت کار فرهنگی کنیم و هر سیاستی در این زمینه، اگر بر فرهنگ و تفکر دینی مبتنی نباشد، غلط است و نتیجه نخواهد داد. باید در این زمینه بسیار کار کرد و برنامهها باید بسیار دقیق باشد تا جامعه، حجاب را به عنوان یک پوشش برتر و پاک بپذیرد.
یکی از مؤلفههای کار فرهنگی، زیباسازی است. انسان ذاتاً زیباخواه است. اگر چادر مصداق زیبایی باشد، چه کسی آن را نمیپذیرد؟ در غرب، از زن سوءاستفاده میشود و ما به این امر آگاهی نداریم. بنابراین، اگر بتوانیم پوششی را طراحی کنیم که حجاب اسلامی در آن محقق شود، اما زیبا باشد، بسیار خوب است.
ـ دکتر نیره قوی:(1)درباره وضعیت عفاف و حجاب، نگاهی واحد نمیتوان داشت. چند گونه نگرش درباره وضعیت کنونی وجود دارد. برخی وضع کنونی را تیره و تار ارزیابی میکنند و میگویند وضعیت حجاب بسیار بد است و همه چیز را از دسترفته میدانند. گروه دوم، برخلاف گروه اول، میگویند وضعیت خوب است. از نظر آنها حتی مشکلی در این زمینه در جامعه وجود ندارد. به نظر بنده، ما باید نگاه آرمانگرایانه و در عین حال واقعبینانه داشته باشیم؛ به این شکل که باید ببینیم، برای رسیدن به بایدهای دینی، در جامعه چه کاستیهایی وجود دارد و آیا جامعه ما به مرحلهای رسیده که دیگر نمیتوان بدحجابی آن را درمان کرد؟ اینکه همه چیز را تمامشده بدانیم، نگاهی بسیار بدبینانه و منفی است. در حقیقت، جامعه ما در بحث عفاف و حجاب، مشکلاتی
ص:46
1) [1] . عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی.
دارد که روز به روز بیشتر نیز میشود، ولی برای رفع آنها به شکل شعاری میکوشد و تلاش واقعبینانه کمتر صورت میگیرد.
ـ دکتر محمدعلی هرمزیزاده:(1)وضعیت عفاف و حجاب در جامعه، جزو مسائل نسبی محسوب میشود؛ یعنی نقاط ضعف و نقاط قوتی دارد. این گونه امور به قول منطقیون، جزو امور تشکیکی هستند. اگر جامعه خود را در عفاف و حجاب، با جوامع غربی یا حتی جوامع اسلامی که پیرو فرهنگ غرب هستند، مقایسه کنیم، بیشک، وضع ما بسیار بهتر از آنهاست. اما با وضعیت ایدئال قرآنی بسیار فاصله داریم.
ـ چه علل و عواملی را در ایجاد و تشدید وضعیت کنونی عفاف و حجاب در جامعه، مؤثر میدانید؟
ـ دکتر مسعود آذربایجانی: این عوامل به ترتیب اولویت عبارتند از:
نخستین عامل، ناآگاهی است. برخی میگویند با کمک مبلّغان، در دوره دبیرستان و مقاطع مختلف آموزشی، آگاهیبخشی کردهایم، ولی با توجه به تجربهای که بنده در حدود بیست سال در دانشگاه داشتهام، به نظرم، آگاهیبخشی یا صورت نگرفته یا کافی نبوده است. در فرهنگ و عقاید برخی خانوادهها، حجاب ضرورتی دینی و اسلامی ندارد. ازاینرو، باید برای آنها فلسفه، فواید و کاربرد حجاب را روشن کرد.
ص:47
1) [1] . عضو هیئت علمی دانشگاه صدا و سیما.
در سبک زندگی، پوشش، چه در بحث قومیت و چه در بحث فردی، نوعی الگوی رفتاری مبتنی بر ارزشها و باورهاست. بخش عمدهای از این ارزشها را افراد از خانواده و اجتماع میآموزند. چون حجاب در جامعه ما به عنوان هنجاری اجتماعی، نهادینه نشده است و درصد قابل توجهی از خانوادههای ایرانی، این هنجار را به وجود نیاوردند، حجاب به وضعیت مطلوب نرسیده است.
نمیتوان مسائل سیاسی را نادیده گرفت؛ زیرا نظام جمهوری ما نظامی دینی است و ما در جامعهای دینی زندگی میکنیم. بخشی از مردم ما به دلایل گوناگون مانند ضعفها و ناکارآمدی مسئولان در عرصههای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، از نظام سیاسی جامعه ناراضی هستند و میخواهند نارضایتی خود را به شکلی [به صورت بدحجابی] نشان دهند. در حقیقت، بخشی از نامطلوب بودن وضعیت عفاف و حجاب در جامعه ما، نوعی اعتراض مدنی است. این سخن، مبتنی بر تحقیقاتی است که در دانشگاه تهران و تربیت مدرس صورت گرفته است.
در رسانه ملی و سینما، بحث جدیتر است. افراد دارای شخصیت و جایگاه اجتماعی والا، اغلب حجاب مطلوبی ندارند و حجاب اسلامی حداقلی وجود دارد و افراد چادری (چادر به عنوان حجاب برتر) در فیلمها و سریالها به عنوان یک شخصیت برتر به نمایش گذاشته نمیشوند.
ص:48
ـ خانم لعیا اعتمادسعید: یکی از عوامل مهم در ایجاد شرایط کنونی، نشناختن ریشهها و اصل بیماری است. با گذشت سی و چند سال از پیروزی انقلاب، هنوز نسبت جمهوری اسلامی با مقوله حجاب مشخص نیست. ما نمیدانیم که هدف ما از کار فرهنگی چیست؟ آیا ایدئال ما رعایت حداقل حجاب، هرچند به زور و اجبار است؟ یا رعایت حجاب حداکثری و برداشت صحیح از مفهوم حجاب و شناخت فلسفه آن و در نتیجه رعایت دلخواهانه و آزادانه آن؟ ما در عرصه فرهنگ، فقط به ظواهر پرداختهایم.
ـ دکتر مریم حاج عبدالباقی: ما در حال حاضر، غربباور داریم و این شاخه مدام رشد میکند؛ چراکه اولاً این افراد غربباور، زاد و ولد جسمی و فکری داشتند. از سوی دیگر، غرب نیز بیکار نبوده و افراد را به سوی خود جذب کرده است.
اینترنت و ماهوارهها و تبلیغات گسترده غرب که کنترل آن دشوار است، بیشک، در این نارسایی مؤثرند. با این حال، دیگر کشورهای اسلامی همه به امکاناتی مثل ماهواره و اینترنت، دسترسی دارند، ولی حجاب و پوشش زنان به این اندازه نامناسب نیست. به همین دلیل نتیجه میگیریم که ممکن است قسمتی از روند بدحجابی، به دلیل نارضایتی و مخالفت سیاسی باشد.
ـ دکتر کریم خانمحمدی: برخی علل، ساختاری و برخی علل، فرهنگی است و شیوه رویارویی با هرکدام باید متناسب با آن علل باشد. منظور از علل ساختاری، این است که متناسب با تحولاتی که در جامعه رخ
ص:49
میدهد، خود را متحول کنیم. در غیر این صورت، فاصله میافتد. زنها گرایشی به تبرج دارند؛ یعنی دوست دارند زیباییهای خود را نشان دهند. خداوند در قرآن میفرماید: «وَقَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَی؛ و در خانههای خود بنشینید و چون زنان جاهلیت نخست، خودنمایی نکنید.» (احزاب: 33) با توجه به این آیه، انسانیت در این است که تبرج نکنیم. از دیگر علل ساختاری، مسئله اشتغال زنان است. در قدیم هم زنان اشتغال داشتند، ولی در خانه کار میکردند؛ در این دوره، زنان در محیط اداره، بانکها و مانند آن کنار یک مرد کار میکنند. محیط کار ایجاب میکند که لباس به گونهای خاص باشد، ولی دستور اسلام حجاب است.
یکی از علل فرهنگی، تعامل با فرهنگهای بیگانه است. با پیدایش رسانهها و گسترش ارتباطات، امکان ارتباط با کشورهای بیگانه فراهم شده است. این ابزارها زمینه را برای تهاجم فرهنگی ایجاد کرده است. کشورهای غربی الگوهای خود را به ما نشان میدهند و میگویند زن، بیحجاب یا بدحجاب باشد، راحتتر است. عدهای نیز تحت تأثیر این فرهنگ قرار میگیرند.
سؤال فرعی ـ نقش وضعیت معیشتی و اقتصادی مردم را در زمینه گرایش به بدحجابی چگونه ارزیابی میکنید؟
از منظر جامعهشناختی، بهترین قشر، طبقه متوسط است. کسی که بسیار فقیر است، دینفروشی میکند؛ کسی که بسیار ثروتمند است سرمست میشود و اغلب، فرزندانشان بدحجاب و ناهنجار هستند. افراد فقیر نیز، به دلیل بیپولی، به خودفروشی و دزدی و ناهنجاری روی میآورند. پس
ص:50
به لحاظ تئوریک، بهترین طبقه، قشر متوسط است؛ یعنی کسانی که کار میکنند و درآمدشان در حد کفاف است. در قرآن نیز آمده است:
وَلَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْا فِی الْأَرْضِ وَلَکِنْ یُنَزِّلُ بِقَدَرٍ مَا یَشَاءُ إِنَّهُ بِعِبَادِهِ خَبِیرٌ بَصِیرٌ. (شوری: 27)
و اگر خدا رزق را برای همه بندگانش فراخ میکرد، در زمین طغیان میکردند، ولی هرچه را بخواهد به اندازه نازل میکند؛ چراکه از وضع بندگانش باخبر و [به حال آنان] بیناست.
نظر اسلام این است که ثروت باید در حد کفاف بین همه تقسیم شود؛ یعنی هیچ فقیری در جامعه نباشد. دولت، موظف است حداقل معیشت را برای همه افراد جامعه فراهم کند.
ـ حجتالاسلام و المسلمین محمدرضا زیبایینژاد: بسیاری از این عوامل، در مقیاس جهانی هستند؛ یعنی ممکن است ما در ایجاد آن نقش فعالی نداشته باشیم و اصلاح وضعیت نیز در اختیار ما نباشد. برای مثال، رسانهای شدن جامعه در مقیاس جهانی اتفاق میافتد. من به برخی عواملی اشاره میکنم که بیشتر در مقیاس جهانی است، ولی در کشور خودمان، مشکلات دیگری نیز داریم.
ص:51
کم شده و مشاغل خدماتی و اداری گسترش پیدا کرده است. در حدود 80 تا 85 درصد مشاغل، اداری هستند. در این مشاغل، عنصر ارتباط مهم است؛ یعنی کسی که جذابتر باشد و اخلاق ارتباطی بهتری داشته باشد، در جذب مشتری موفقتر است. در فضای ارتباطی، کارفرما به جذب زنان در بازار کار علاقه بیشتری دارد؛ چون هم حقوق کمتری میگیرند، هم مطیعترند و هم ارتباط قویتری دارند. بنابراین، همه عوامل دست به دست هم میدهند که زنان را وارد فضای ارتباطات کنند. به این ترتیب، زن برای مشارکت اجتماعی وارد جامعه میشود. وقتی زنان در جامعه اسلامی به مشارکت در ساختارهای اقتصادی و سیاسی دعوت میشوند، با وجود توصیههای اخلاقی به رعایت ضوابط اسلامی، وضعیت ارتباطی زن و مرد چندان مناسب نخواهد بود. توصیههای اخلاقی برای تعدادی مؤثر است، ولی رفتارهای بیشتر مردم، با تأثیر پذیرفتن از ساختارهای جامعه، دگرگون میشود. اینجا بحث اقتضا مطرح است. اقتضا؛ یعنی تعاملات اجتماعی، اقتضائاتی را به همراه دارد. وقتی تعامل زن و مرد زیاد شد، در رابطه جنسی و در عرصه عفاف و پوشش نیز اثر میگذارد. پس عصر ارتباطات، از زمینههایی است که این مسئله را ایجاد میکند.
ساختارهای اقتصادی و اجتماعی ما بستر رشد فضایل اخلاقی نیست. ما درباره عفاف بسیار صحبت میکنیم، اما برای آن ساختارسازی نمیکنیم.
الگوهای توسعه، عفتزا نیست؛ بلکه از عفت ضرورتزدایی میکند. اگر یک منحنی از وضعیت حجاب ترسیم کنیم، میبینیم در سال 1356 وضعیت حجاب تا نیمه دهه شصت بهتر شده و نیمه دهه شصت کمی افول داشته است. (البته ممکن است این افول، تحت تأثیر ورود
ص:52
ویدئو به ایران باشد. در این دهه، نیمی از کسانی که تلویزیون داشتند، ویدئو هم داشتند و فیلمهای غیر مجاز وارد خانواده میشد که این از آثار رسانه است) اما در اوایل دهه هفتاد، به ویژه از سال 1374، با یک جهش جنسی در جامعه روبهرو میشویم؛ یعنی حیا در جامعه بسیار کم میشود.
بعد از جنگ، وارد برنامههای توسعه شدیم. تحلیل ما این است که برنامههای توسعه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، از الگوهای توسعه غربی تأثیر گرفته است؛ یعنی مدرنسازی جامعه با ارزشهای غربی، مصرفی کردن جامعه و ورود مؤلفههای مدرن به جامعه. در این مقطع، الگوهای زیست جدید، به جامعه عرضه و فضاهای فراغتی جدید ایجاد میشود؛ مانند فرهنگسراها در دهه هفتاد و کافیشاپها در دهه هشتاد.
سیاستهای توسعه، به گفتمان فردگرایی اعتبار میبخشد و فردگرایی یکی از عوامل مهم بدحجابی است. تسلط گفتمان فردگرایی؛ یعنی همه چیز باید به لذت فرد ختم شود. فردگرایی با چند مفهوم مهم، مانند آزادی و نسبیت ارزشهای اخلاقی، پیوند خورده است؛ یعنی ارزشهای اخلاقی، نسبی و برساخته اجتماع هستند. در گفتمان فردگرایانه، ارزشهای اجتماعی واقعیت خارجی ندارند و ارزشها ساخته بشر و محصول تعامل اجتماعی وی هستند. هیچ چیز واقعاً ارزشمند نیست، غیر از آزادی. اینکه انسان هر عملی را مطابق با اراده آزادش انجام دهد، مقدّم است. در فضای فردگرایی، ضرورتهای جدیدی به وجود میآید. مصداقهای اسراف نیز عوض میشود؛ یعنی آنچه دیروز اسراف بود، امروز از ضرورتهای زندگی است. به تعبیری آنچه در گفتمان دینی، مسئله (مشکل) است، در گفتمان فردگرایی ارزش است. همه نهادها نیز دست به دست هم میدهند که این فردگرایی؛ یعنی توجه به خود را در زمان حال تقویت کنند. وقتی در همه عرصههای
ص:53
زندگی خود، به خوشی و راحتی در لحظه حاضر فکر کردید، دیگر نمیتوانید در عرصه پوشش به عقب برگردید و بگویید به حال فکر نکن، بلکه به آینده و نسل آینده فکر کن. صبر برای زمان قدیم بود و امروزه صبر مقولهای منفی است؛ زیرا شما را از لذت امروز بازمیدارد. گفتنی است عرصههای مختلف حیات در هم تنیدهاند و شما نمیتوانید میان این عرصهها مرزهای محکم ایجاد کنید. به تعبیر اریک فروم، اگر کسی در عرصه اقتصادی مصرفی بار بیاید، در عرصه جنسی نیز مصرفی بار میآید. انسان یک مدیر بیشتر ندارد؛ اگر این مدیر تضعیف شد، اثر ضعفش در تمام عرصهها ظاهر میشود. در جوامعی که به سمت مصرفی شدن پیش میروند، مصرف کالاهای جنسی نیز افزایش مییابد. حال باید دید که جامعه، به سمت مصرفی شدن حرکت کرده است یا نه؟
نکته دیگری که میتواند زمینههای آسیب را فراهم کند، دعوت زنان و مردان به مشارکت اجتماعی، بدون معرفی الگوی مشارکت اجتماعی اسلامی است. پس از انقلاب اسلامی، حضور اجتماعی زنان رونق گرفت، ولی شیوهای از حضور اجتماعی که به مصلحت جامعه است، مشخص نشد. در این شرایط، ارتباطات میان زن و مرد زیاد شد و توصیههای اخلاقی برای متدین نگه داشتن آنها سودی نداشت. علاوه بر این وقتی در جامعه جنبه غیرخانوادگی حیات اجتماعی تقویت و به تحصیلات عالی و شغل ارزش گذاشته میشود، در نتیجه جمعیت کاهش مییابد. کاهش جمعیت نیز در تغییر اخلاق جنسی مؤثر است؛ چنان که بیارزش شدن خانواده مؤثر است.
به تعبیر یک مقاله خارجی، در جامعهای که جمعیت کنترل میشود، آزادی جنسی افزایش مییابد. دوران غلیان جنسی در زن، از هجده
ص:54
سالگی تا چهل سالگی است. اگر هورمونهای بدن و ذهن او با بارداری و فرزندآوری درگیر شود، مطالبات جنسیاش کم میشود؛ ولی کسی که فرزند ندارد، ازدواج نکرده، یا تکفرزند است، غلیان و مطالبه جنسی او بالاست. در چنین جوامعی با قوانین سختگیرانه جنسی، نمیتوان زنان را مهار و باید با آنان تساهل و مدارا کرد. بر اساس تحلیلهای بسیار، میان جمعیت و آسیبهای اجتماعی رابطه وجود دارد. در موضوع حجاب نیز رابطه میان جمعیت و اخلاق جنسی، موضوعی مهم است.
از عوامل رواج روابط جنسی، تربیت مدرن است. کارشناسان جدید چه از طریق رسانهها و چه از راههای دیگر، ما را بر اساس علوم مدرن تربیت میکنند. کارشناسان تربیت مدرن، به والدین گوشزد میکنند که شما بالاتر از فرزندانتان نیستید. در این جوامع کارشناسان مذهبی و غیرمذهبی توصیه میکنند به بچهها امر و نهی نکنید؛ این مانند الگوی تربیتی است که در عصر پستمدرن توصیه میشود. اما در جامعه دینی ما که جامعهای سنتی بود، در خانواده، اقتدار اصلی از آن پدر بود، سپس مادر و سپس فرزند. این مدل، سیستم عمودی نام دارد. از دهه 1960 در پی انتقادها به ساختار عمودی، این ساختار به سمت ساختار دو پلهای رفت؛ یعنی پدر و مادر به طور مشترک در پله بالا و فرزندان در پله پایین قرار گرفتند. با شعار برابری زن و مرد، از دهه 1960 به بعد، اقتدار میان پدر و مادر تقسیم شد. در عصر پستمدرن (در بیست سال اخیر) گفته میشود که پدر و مادر حق ندارند ارزشهای خود را به فرزندان تحمیل کنند و همه در خطی مستقیم و افقی قرار دارند. به این ترتیب، سیستم عمودی که دوپلهای شده بود، در حال افقی شدن است و کارشناسان نیز به این مسئله دامن میزنند؛ یعنی اقتدار در خانواده مثبت نیست. در
ص:55
عرصه سیاسی، سیستمهای اقتدارگرا را تحقیر میکنند و دموکراسی را بهترین الگوی سیاسی میدانند و آن را برای خانواده نیز بهترین الگو میدانند. به تعبیر گیدنز، دموکراسی سیاسی اتفاق نمیافتد، مگر اینکه دموکراسی در خانواده تحقق یابد؛ یعنی خانواده باید مناسبات متناسب با گفتمان فردگرایانه را در قالب ساختار دموکراتیک و افقی بازتولید کند. در عصر فردگرایی به معنای گستردهاش، امر به معروف و نهی از منکر مخل نظم اجتماعی است؛ زیرا همبستگی اجتماعی به این معنا نخواهد بود که «چو عضوی به درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار/ تو کز محنت دیگران بیغمی، نشاید که نامت نهند آدمی»؛ بلکه فردگرایی و پذیرش تکثرات فردی، خود، زمینهساز تحقق همبستگی اجتماعی میشود. به این معنا که بپذیریم هرکس کار خود را انجام دهد. امر به معروف و نهی از منکر در این سیستم، به معنای اختلال ایجاد کردن در سیستم است؛ یعنی مزاحم زندگی دیگران شدهایم و نظم اجتماعی مختل میشود. متأسفانه، امروزه در جامعه ایرانی آمر به معروف و ناهی از منکر سرکوب میشود. طرز تفکر جامعه این است که اجازه دهید مردم آزادانه زندگی کنند و در امور زندگی دیگران مداخله نکنید. حال بعضی میگویند الگوهای سبک زندگی، علت مهمی در رواج روابط زن و مرد است؛ ولی الگوهای سبک زندگی، از عواملی متأثر است که بیان کردیم.
الگوهای سبک زندگی در عرصههای مختلف، در حال دگرگونی است. صله رحم کم شده و ارتباطات حقیقی جای خود را به ارتباط در فضای مجازی داده است. در تربیت دینی، عنصر «مرز» بسیار مهم است؛ مانند مرز اسلام و کفر، مرز خانه و بیرون خانه، مرز بین زن و شوهر با پدر و مادر و فرزند. پوشش زن و مرد در برابر هم، نباید با پوشش آنها
ص:56
در برابر فرزند یکسان باشد. زنانی نزد امام صادق7 رفتند و گفتند: «برادران ما مریض شدهاند، آیا به عیادتشان برویم؟» ایشان فرمودند: «بروید، ولی لباس رنگی نپوشید.» یعنی نوع لباس در برابر محرم نیز حد و مرز دارد. در روایات آمده است که مثل کفار غذا نخورید، لباس نپوشید و به سبک آنان زندگی نکنید؛ زیرا کمکم مرز میان شما از بین میرود و در زمره آنها قرار میگیرید. یعنی از دشمنان حتی در امور عادی و در حوزه امور مباح نیز تقلید نکنیم.
وقتی مرز میان اسلام و کفر کمرنگ شود، در مسائل تربیتی فاجعه به بار میآید. تربیت در حال تحول به سمتی است که میان مسلمان و کافر تفاوتی نباشد. هنگامی که چنین شود، الگوبرداریها در مقیاس جهانی افزایش مییابد. وقتی سبک زندگی براساس الگوی دینی نباشد و نتوانیم زندگی متدینانه خود را از گزند دیگران حفظ کنیم، نمیتوانیم امیدوار باشیم که در عرصههای خاص، مثل رابطه زن و مرد تأثیر نگذارد. من گمان نمیکنم که حتی اگر همه دستگاههای کشوری دست در دست یکدیگر بدهند، در موضوع عفاف و حجاب اتفاقی اساسی بیفتد؛ زیرا کل مناسبات زندگی، مثل جریان یک رودخانه است که به سمتی دیگر میرود و شما به تنهایی میخواهید برخلاف جریان این رودخانه (در بحث عفاف و حجاب) حرکت کنید.
ـ دکتر سید حسین شرفالدین: بخشی از عوامل، به افراد و جنبههای بیولوژیکی، غریزی، روانی، تربیتی و نگرشی مربوط میشود و برخی به زمینهها و عوامل ساختاری، اعم از فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، مدیریتی و ارتباطاتی. به بیان دیگر، بخشی از عوامل، در سطح فرد جلوه یافته که واحد مطالعه آنها احوال و عوارض فردی ـ بدون در نظر گرفتن نحوه
ص:57
ارتباط آنها با زمینهها و ظرفیتهای محیطی ـ است و بخشی در سطح کلان جامعه و واقعیتهای فرافردی ظهور و بروز دارد که واحد تحلیل آن، موجودیتهای نهادی و ساختاری و ظرفیتها یا کاستیهای محیطی است. در مطالعات اجتماعی، محیط، بیشتر به واحد سیاسی دولت ـ ملت و قلمرو فرهنگی و اجتماعی یک جامعه و کشور به عنوان قلمرو ملی در مقابل قلمرو محلی و منطقهای و جهانی، محدود میشود، اما امروزه بسیاری از مسائل و مشکلات، به ویژه مسائل فرهنگی واحدهای ملی، بیش از زمینهها و کاستیهای داخلی، از عوامل فراملی و جهانی و روند موسوم به جهانی شدن و به طور مشخص امپریالیسم فرهنگی، سرچشمه میگیرد. نفوذ استعمار قدیم و جدید، قضایای کشف حجاب، سیاستهای فرهنگی دولت پهلوی و تهاجم فرهنگی سنگین و برنامهریزیشده و پرگستره در سالهای بعد از انقلاب، عمدهترین عوامل مؤثر در ایجاد و تحمیل وضعیت کنونی هستند. برخلاف کلیشهسازی و سوگیری غالب، موضوع عفاف و حجاب، اختصاصی به بانوان ندارد و از نقش و مسئولیت بسیار مهم مردان در این معادله، نباید غفلت کرد.
بیشتر عوامل فردی، از عوامل ساختاری و گفتمان فرهنگی حاکم بر جامعه مدرن و تجربیات زیستی انسان معاصر، متأثر و منشقند. کشور ما نیز در چرخه توسعهآفرینی جدید و در پی روند جهانی شدن و موضوع تهاجم فرهنگی، از پیآمدهای آن دور نمانده است. البته تفکیک میان جنبههای عاملی و ساختی، بیشتر ذهنی است تا عینی. مهمترین عواملی که در ساحت فرد و جلوههای رفتاری وی تبلور و تجسم دارد، عبارتند از: ضعف تربیت اجتماعی و جامعهپذیری متناسب با معیارهای دینی؛ ضعف اطلاعات نهادیشده از عفاف و حجاب (فلسفه وجودی و ضرورتهای کارکردی
ص:58
آن)؛ غلبه توجه به بدن و چهره و تبدیل آن به ابزاری برای هدفهای مختلف؛ غلبه فردگرایی؛ تمایل به تکروی و تمکین نکردن از قواعد اجتماعی و ترجیح عمل بر اساس خودپندارهها (قشر جوان و نوجوان، افزون بر تمایل به فردگرایی و خودمحوری که عارضهای تمدنی است، از قدرت ریسک بالا در ناهمسویی و نقض قواعد متعارف برخوردار است و آن را برای خود، نوعی جسارت ستودنی میشمرد. آستانه تحمل بالای جامعه در چشمپوشی از رفتارهای انحرافی نسل جوان، این جسارتورزی را تشدید میکند)؛ میل به اباحیگری و تساهل در تأمین انتظارات اخلاقی جامعه (که باز به عنوان یک عارضه تمدنی، در کاهش احساس وابستگی به جمع و بیمسئولیتی در قبال جامعه و فرهنگ عمومی ریشه دارد)؛ تلقی نسبی بودن، زمینهای و متنی بودن الگوهای رفتاری و قراردادهای پوششی؛ غلبه ذهنیت تشابهانگاری (یکی از آموزههای محوری فمینیسم. در موضوع عفاف و حجاب نیز توقع خانمها این است که آستانه تحمل جامعه باید برای تکروی و تنوعطلبی و احیاناً هنجارشکنی مردان و زنان، یکسان باشد)؛ ضعف در تعلق به فرهنگ خودی و نداشتن اعتقاد به مطلوبیت و اعتبار معیارهای پذیرفتهشده (بخشی از آن، به ضعف جامعه و سازمانهای فرهنگی در اقناعسازی ارزشها و الگوهای زیستی برمیگردد)؛ ضعف در تعهد و احساس مسئولیت اجتماعی (اهمال در رعایت وظایف شهروندی و انتظارات معطوف به حوزه عفت عمومی و بهداشت فرهنگی)؛ بیتوجهی به جنبههای قانونی سطوحی از این الزام و مجرمانه بودن رفتارهای ناهمسو؛ بیتوجهی به هزینههایی که فرد متخلف، از این طریق بر جامعه خود و بنیادهای معنوی و روانی آن تحمیل میکند؛ تجربه حضور در مکانهای مختلط و کاهش تدریجی حساسیتهای اخلاقی؛ اثرپذیری از موجهای
ص:59
فرهنگی وارداتی (از طریق ماهواره، اینترنت، فیلمهای سینمایی، بازیهای رایانهای، عکس، موسیقی، کتابها، مجلهها و دیگر محصولات فرهنگی آلوده به ویروس عفتستیزی و حیاگریزی)؛ الگوپذیری از گروههای مرجع بیگانه؛ تجربههای بحرانهای هویتی، تحت تأثیر زندگی در فضای متکثر و چهلتکه؛ تجربه شکافهای میاننسلی (کاهش تدریجی اقتدار والدین و خانواده، بیمیلی به الگوگیری آگاهانه از والدین، عقبنشینی والدین و واگذاری وظیفه تربیت اخلاقی فرزندان به دیگر نهادها، اشتغال بیرونی والدین و نداشتن اهتمام به نیازهای تربیتی و عاطفی ـ روانی فرزندان، فراگیر شدن پدیده فرزندسالاری)؛ فردی و شخصی انگاشتن پوشش و غیر مجاز شمردن دخالت دولت و جامعه در آن؛ وجود برخی شبهات تلقینی (همچون تلقی حجاب به عنوان مأمنی برای دور ساختن زنان از آسیب تعرض مردان، مهار هوسهای لجامگسیخته و ترمیم ضعفهای نفسانی مردان، پرداخت تاوان ضعفهای اخلاقی مردان، نقش حجاب در افزایش کنجکاوی و تحریص بیشتر مردان به نگاههای دزدانه؛ میراث دوران ریاضتکشی زن و دور بودن از ضرورت مشارکت در جامعه، ایجاد مانع در مسیر آزادی و تحرک اجتماعی، عامل افزایش طمع و شدت توجه مردان و افزایش حساسیتهای جنسی)؛ برجسته شدن جنبههای نمادین لباس و پوشش به جای جنبههای ابزاری و تنپوشی آن.
برخی عوامل نیز بیشتر جنبه روانشناسی یا روانشناختی اجتماعی دارند که به اجمال به برخی از آنها اشاره میشود: فرافکنی برخی عقدهها و گرههای روانی و ضعفهای شخصیتی (یکی از نمودهای آن، اهتمام فراوان به جلب توجه و نگاه و تحسین دیگران از طریق رفتارها و جلوهنماییهای نامتعارف است)؛ میل به خودنمایی، خودآرایی و
ص:60
عشوهگری در جمع (به ویژه در دختران جوان) که نمای کاذب آن، در پدیده مدگرایی جلوهگر میشود؛ میل به لذتجویی و غلبه کنشهای التذاذی بر کنشهای تدبیری (که جلوه بارز آن میل به کنشها و واکنشهای اروتیک یا شبهاروتیک است)؛ نوسانات یا اختلالات شخصیتی، ضعف احساس عزتمندی و کرامت نفسانی، ضعف اعتماد به نفس عاطفی و رفتاری (یعنی ضعف در مدیریت عواطف و رفتارها و به بیان فرویدی: متابعت نداشتن نهاد (بخش غریزی شخصیت) ازخودبرتر که تبلور ارزشهای اجتماعی است)؛ ظاهرگرایی و اصالت دادن به صورتکهای ظاهری و تننمایانه و غلبه توجه به جنبههای آرایشی لباس به جای جنبههای پوششی آن؛ احساسگرایی و ضعف خردورزی (یعنی فرد، ستودنیهای شخصی، ذوقی، تخیلی و متغیر خود را مبنای رفتار قرار میدهد و در عین حال، به پیآمدهای فردی و اجتماعی آن بیتوجه و بیمسئولیت است)؛ تمایل برخی دختران به استفاده از جلوههای پوششی و آرایشی برای همسریابی. همچنین الگوی پوشش، ارتباطی تنگاتنگ با الگوی ارتباط دارد و اغلب، بدپوشی، جاذبه بیشتری برای جلب توجه و ارتباط آن با دیگران دارد.
در بخش عوامل محیطی و ساختاری نیز میتوان به این موارد اشاره کرد: ضعف فرهنگسازی و جامعهپذیری (موانع و مشکلات موجود در فرایند انتقال فرهنگ مذهبی و تبدیل باورها و ارزشهای آن به قواعد رفتاری متناسب با اقتضائات زمان و مکان و نیازهای گروههای مختلف سنی و جنسی؛ به بیان دیگر، ضعف عملکرد نهادهای فرهنگی مسئول در اقناعسازی و باوراندن ارزشها و الگوهای فرهنگی ـ مذهبی)؛ زندگی در شهرهای بزرگ (فشردگی جمعیت و تراکم اخلاقی، تشدید فردگرایی،
ص:61
آزادی نسبی و کنترلناپذیری محیط، تنوع و تکثر الگوها و سبکهای زیستی، کاهش وجدان جمعی، ضعف جنبههای نظارتی افکار عمومی، ارتباطات گسترده با دیگر قلمروهای فرهنگی، جریانیابی مهارناپذیر موجهای فرهنگی متداخل، کاهش تعلق به فرهنگ خودی، تجربه حضور در محیطهای مختلط و در نتیجه کمرنگ شدن حریمها و کاهش حساسیتهای اخلاقی و...)؛ ضعف نظارت و کنترل اجتماعی رسمی (البته برخی به بهانه شخصی بودن موضوع عفاف و حجاب، دخالت دولت و نهادهای رسمی را در آن غیر مجاز میدانند)؛ ضعف نگاه استراتژیک دولت به موضوعات فرهنگی، از جمله موضوع عفاف و حجاب (این عامل، خود را در ضعف فرهنگسازی، اقناعسازی فرهنگی، سیاستگذاری و برنامهریزی، نظارت و کنترل بر محیط، ضعف تلاش در تولید محصولات فرهنگی متناسب، نداشتن برخورد قاطع با عوامل انحراف و... متبلور میسازد)؛ عملکردهای ناصواب برخی دولتمردان و کاربرد سیاستهای پراکنده و متناقض، به ویژه در دوران موسوم به اصلاحات؛ توطئههای فرهنگی بسیار گسترده و متنوع دشمنان انقلاب (تهاجم، شبیخون، جنگ نرم و ناتوی فرهنگی و موقعیت کانونی عفاف و حجاب در این رویارویی)؛ عملکردهای نامتوازن و بیقاعده سازمانهای مسئول در سالهای اخیر، در برخورد با پدیده بدحجابی و بیحجابی و موضوعات مربوط به آن؛ فقدان طراحی و معرفی الگوی پوششی و رفتاری پذیرفتهشده، متناسب با شرایط موجود و نیاز قشرهای مختلف (با توجه به همه متغیرهای دخیل)؛ تعدد و تکثر کارگزاران جامعهپذیرکننده و ناهمخوانی آنها در تفسیر آموزههای فرهنگی، قواعد هنجاری مطلوب و نامطلوب و شیوه واکنش به موارد نقض آنها؛ وقوع برخی تغییرات آرام و خاموش در سبکهای زیستی مردم و
ص:62
بازتاب آن در موضوع پوشش و حجاب؛ سیاسی شدن موضوع بدحجابی و بیحجابی و تبدیل آن به ابزاری برای ابراز جهتگیری و تمایل سیاسی در شرایط مختلف و نسبت به موضوعات مختلف؛ عملکرد گسسته و متناقض رسانههای جمعی، در موضوع حجاب و پوشش و ضعف جدی در الگوسازی و الگودهی؛ تأکید فراوان بر چادر به عنوان تنها الگوی پوششی مقبول و غفلت از الگوهای محتمل جایگزین که با ذائقههای مختلف، گونههای شغلی متفاوت، مکانهای حضور با اقتضائات متفاوت، گروههای سنی مختلف و اقلیمهای فرهنگی متعدد متناسب باشد؛ ضعف آگاهی و حساسیت بیشتر مدیران از توسعه فرهنگ عفاف و حجاب و غفلت از حاکمیت ارزشهای دینی و اخلاقی در مجموعههای تحت مسئولیت ایشان؛ بالا رفتن سن ازدواج؛ فراگیر شدن بیکاری و بازتاب آن در لجامگسیختگیهای رفتاری؛ ضعف نظارت بر واردات محصولات فرهنگی؛ ضعف فاحش در تولید محصول فرهنگی و هنری مناسب؛ ضعف نظارت بر فرایند تولید و توزیع محصولات فرهنگی ناظر به موضوع عفاف و حجاب؛ کمتوجهی به در پیش گرفتن تدابیر لازم برای تولید و توزیع اقلام مورد نیاز جامعه در موضوع حجاب (دسترسی آسان و مقرون به صرفه عموم به پارچه و لباسهای منطبق با الگوهای اسلامی، حمایت از طراحان و تولید کنندگان داخلی)؛ برخورد ضعیف با ناشران ابتذال و واردکنندگان لباسهای غیرمتناسب با فرهنگ عفاف و حجاب (امروزه به دلیل گسترش پدیده صنعت فرهنگ و گره خوردن موضوعات فرهنگی از جمله حجاب به منافع سوداگرانه و اقتصادی، انگیزههای بسیار زیادی برای دامن زدن به مدگرایی، تنوعزایی، مصرفزدگی، تنآرایی و لذتجویی در گستره جهان پدید آمده و کشور ما نیز تا حد زیادی از آن متأثر است)؛ مغفول ماندن سنت امر به
ص:63
معروف و نهی از منکر و نبود مشارکت هدایتیافته عموم در مسائل و موضوعات اجتماعی؛ ضعف مشارکت سازمانهای مردمنهاد و هیئتهای مذهبی در رفع بحرانهای اجتماعی و موضوع عفاف و حجاب؛ ضعف اهتمام حوزههای علمیه و دانشگاهها در تأمین نیازها و ضرورتهای پژوهشی و مطالعاتی این بخش؛ فقدان علوم اجتماعی بومی رشدیافته، به ویژه آن نوع علمی که فراتر از جنبههای توصیفی، تبیینی، تفسیری و توجیهی، بتواند از طریق مطالعات انتقادی و تجویزی، جامعه اسلامی را در مسیر اهداف و آرمانهای متعالیاش جلو ببرد.
ـ دکتر شفیعی سروستانی: مجموعه عواملی را که در ایجاد وضعیت کنونی و تشدید آن مؤثر است، در یک دستهبندی به عوامل داخلی و خارجی تقسیم میکنیم:
الف) عوامل داخلی
نداشتن راهبرد و برنامهریزی کلان فرهنگی؛
ناکارآمدی خانوادهها در انتقال ارزشها و باورهای خود به فرزندان؛
ناکارآمدی دستگاههای فرهنگی و آموزشی.
پس از انقلاب اسلامی و تشکیل نظام جمهوری اسلامی، مردم با توجه به اعتماد و اطمینانی که به این نظام داشتند، بخش زیادی از مسئولیتهای خود را به نهادهای رسمی واگذار کردند. پیش از انقلاب، خانوادههای مذهبی که میدانستند در نظامی ضد اسلامی زندگی میکنند، خود مسئولیت تربیت مذهبی فرزندان را به عهده گرفته بودند، ولی پس از انقلاب اسلامی، مردم به دلیل اعتماد به دستگاههای رسمی ـ اعم از دستگاههای آموزشی و
ص:64
پرورشی، رسانه ملی، مهدکودکها، مدارس و دانشگاهها ـ با اطمینان کامل، تربیت فرزندان خود را به این دستگاهها سپردند.
ـ خانوادهها با این کار، خود را کنار کشیدند؟
خیر، آنها معتقد بودند فرزندشان از صبح تا ظهر در مدرسه زیر نظر مربی پرورشی و دبیر دینی تربیت میشود. نماز و آموزههای دینی (چه اعتقادی، چه احکام) نیز به آنها منتقل میشود. بر فرض اینکه این انتقال نیز صورت بگیرد، انتقالی مکانیکی است. انتقالِ مفاهیم دینی به فرزندان در محیط عاطفی خانواده و به دور از زور و اجبار و الزام، مؤثرتر است و به نهادینه شدن باور و اعتقاد و آموزههای دینی کمک کند. از دیگر سو، دستگاههای رسمی نیز در انتقال باورها و آموزشها مشکل داشتند و برخی از آنها، اعم از رسانهها و سازمانهای تبلیغی و ترویجی نظام، ناخواسته پیامی نامناسب و غیردینی منتقل میکردند.
در سالهای پس از انقلاب اسلامی، به دلیل برخی مشکلات که در تربیت نسل جدید به وجود آمد، شاهد خانوادههای ناکارآمد و نسلی بودیم که از توانمندی رویارویی با مشکلات و آسیبها برخوردار نبودند. به بیان دیگر، خانوادهها توانمندی لازم را برای انتقال باورها و ارزشها به نسل بعدی خود نداشتند. ازاینرو، این نقش را به دستگاههای دولتی و رسمی واگذار کردند.
تضعیف اقتدار خانواده نیز، یکی از پیآمدهای زندگی مدرن است و جامعه ما نیز از این موضوع جدا نبوده است. افزون بر تضعیف اقتدار خانواده، نقش تربیتی پدران نیز تحت تأثیر الگوهای تربیتی خانوادههای غربی قرار گرفته و تضعیف شده است.
ص:65
بیثباتی و تغییر مداوم در قوانین، فضایی ایجاده کرده که افراد، تعهد و الزامی به قوانین و چارچوبها ندارند؛ این، از اقتدار و ثبات قوانین و مقررات اجتماعی ما به شدت کاسته است.
فرض کنید در جامعه حرکتی (مثل بدحجابی) ایجاد میشود؛ سپس موجی برای مقابله با بدحجابی به راه میافتد. سپس موج مخالفی از یکسری نهادها برمیخیزد که ناخواسته آن دستگاهی که مقابله را شروع کرده بود، عقبنشینی میکند. این عقبنشینی، افراد را شرطی میکند.
پدیده بدحجابی، فقط فرهنگی نیست؛ بلکه اجتماعی، سیاسی، حتی اقتصادی، تربیتی و آموزشی است؛ یعنی علل و عوامل مختلفی در شکلگیری این پدیده مؤثر است. به همین دلیل، برای اصلاح این وضعیت، فقط یک نهاد نمیتواند مؤثر باشد و باید نهادهای مختلف فرهنگی، آموزشی، تربیتی، انتظامی و قضایی با هم هماهنگ عمل کنند تا به نتیجه مناسبی دست پیدا کنیم. این ناهماهنگی دستگاهها، عامل مؤثری در تشدید وضعیت کنونی است.
ب) عوامل خارجی
در حوزه عوامل خارجی، در رأس این عوامل میتوانیم به بحث تهاجم فرهنگی دشمن اشاره کنیم که به ویژه در سالهای اخیر، با نفوذ رسانههای بیگانه در سطح رسانه کشور، شکل جدیدی به خود گرفته است. مهمترین سرفصلهای برنامههای نظام سلطه علیه نظام جمهوری
ص:66
اسلامی عبارتند از: تضعیف فرهنگ عفاف و حجاب، تضعیف نهاد خانواده و تغییر مقررات و چارچوبهای حاکم بر نهاد خانواده.
موضوع تهاجم فرهنگی در سالهای اخیر، شکل جدیدی به خود گرفته و از اواسط دهه هشتاد، موجی به راه افتاده که از آن به موج رسانه؛ یعنی شبکههای ماهوارهای تعبیر میکنیم. شبکههای ماهوارهای فارسیزبان، در یک جریان همافزا، حرکتی برای تغییر سبک زندگی در ایران شروع کردهاند که برخی از این تغییرات، تغییرات در فرهنگ پوشش و آرایش، لباس، فرهنگ عفاف، فرهنگ روابط با جنس مخالف و کل فرهنگ خانوادگی است. امروز مردم ما فقط از رسانه ملی پیام دریافت نمیکنند؛ رسانههای جدیدی وجود دارد که مردم ما بخش زیادی از پیامهای آنها را دریافت میکنند؛ پیامهایی که در تعارض آشکار با پیامهای رسانه ملی است.
ـ دکتر نیره قوی: شاید مهمترین نقش را خانواده داشته باشد. خانواده فقط در یک مقطع سنی تأثیر ندارد. خانواده در آموزش آموزههای دینی، فرهنگی و تاریخی به نسل جدید نقش اول را دارد. در شکلگیری شخصیت نیز خانواده مؤثرترین نقش و جایگاه را دارد. امروزه به دلیل بیتوجهی و مشغله خانوادهها و به ویژه شاغل بودن مادران، بچهها به مهدکودکها سپرده میشوند. در نتیجه، عواملی جایگزین خانواده شده است.
عوامل تشدید بیحجابی، در میان دختران و پسران متفاوت است. در مورد مسائل تربیتی، مرحله بعد، فضای بیرون از خانه است. پس از خانواده، محیط بیرون مانند مدرسه، دانشگاه یا محل کار و دوستان، مؤثرند. از دیگر عوامل مهم و اثرگذار، رسانههای مختلف دیداری و
ص:67
شنیداری است که نقش پررنگتر و مخربتری دارند. البته اگر خانواده توانسته باشد به لحاظ تربیتی، مبانی اندیشهای، تربیتی و مذهبی فرزندش را مستحکم کند و شخصیت او را شکل دهد، آن جوان ممکن است بتواند دوستان و اطرفیانش را درباره پیآمدهای ماهواره هوشیار سازد. خانواده به عنوان عامل اصلی تربیتکننده در دختر و پسر، مشترک است، ولی به دلیل نقشهای مختلف دختر و پسر، باید نوع تربیت در دختران، در هر مقطع سنی، متفاوت باشد. مقاطع بالاتر، به سمت خودنمایی ببرد. ماهواره و شبکههای مختلف نیز، دختران را به خودآرایی و آرایش تشویق میکند. در این میان، یکی از راههای پیشگیری از خودآرایی و بدحجابی، ازدواج است.
عامل مهم دیگر، تبلیغات منفی علیه حجاب و ارزشهای ماست. عفاف و حجاب در دو دهه اخیر بیشتر در تیررس تهاجم قرار گرفته و بیگانگان و شبکههای مختلف ماهواره، در قالبهای مختلف، این ارزش الهی را مانع جلوه میدهند و با این روش در ارزشها و هنجارهای جوانان ما اثر میگذارند.
در تکمیل شخصیت فرد، خانوادهها مهمترین تأثیر را دارند. چه بسا همت والدین و اعضای خانواده درباره حجاب، از قانونگذاری و وارد عمل شدن نیروی انتظامی و قوه قضائیه تأثیر بیشتری داشته باشد. بنابراین، عوامل تشدیدکننده، یا درون خانواده است یا بیرون خانواده و به اصطلاح در اجتماع. در هر صورت، بدحجابی تک عاملی نیست.
نوع و سبک زندگی اعضای خانواده، امروزه تغییر کرده و از احساس مسئولیت در قبال هم، به سمت فردگرایی سوق یافته و فردیت، نسبت به جمع خانواده، اولویت پیدا کرده است. نوع گرایشها و علاقهها، باورها
ص:68
و لباس پوشیدن افراد، همه از ماهواره الگوبرداری میشود. بنابراین، باید ارتباط را خوب مدیریت کنیم و بتوانیم از هر ابزاری، هرچند دوسویه (یعنی تهدید و فرصت) باشد، برای مدیریت استفاده کنیم.
کار ویژه خانوادهها در گذشته، تربیت روحی، هدایت فکری و نظارت و تذکر، باورمند کردن و به نوعی هدایت سلایق فرزندان بوده است. امروزه برخی، همه مسئولیت و برخی بیشتر آن را به دیگران؛ یعنی مهدکودکها، شبکههای ماهوارهای و اینترنت سپردهاند و کمتر احساس مسئولیت میکنند.
ـ خانم فروغ نیلچیزاده: بخشی علل درونی و بخشی علل بیرونی، بخشی سلبی و بخشی ایجابی است.
علل درونی، کمکاریها، بیسلیقهگریها و در حقیقت، غرضورزیهایی است که رخ میدهد. از علل بیرونی، انحطاط جامعه بشری و گسترش فرهنگ برهنگی است. با مرگ معنویت و اصالتها، طبیعی است کسی که در فضای بیخدایی تربیت شده، کاملاً آسیبپذیر است. در حیطه ایجابی، عواملی که به وضعیت بدحجابی کمک میکند، نوع نگاه ما به حجاب و کلیشهای و ظاهری دانستن آن و اصالت قائل نشدن برای آن است. به طور مشخص در همه زمینهها دچار پارادوکس هستیم؛ در ظاهر، ارزشها را میگوییم، ولی کسانی که فاقد ارزشها هستند، اولویت دارند.
ـ دکتر محمدعلی هرمزیزاده: برخی عوامل، نقاط ضعف و برخی عوامل، نقاط قوت را تشدید میکنند. عامل اصلی که نقاط ضعف را تشدید میکند، در اصل تمدن غرب است که از زمان رضاشاه و حتی پیش از آن،
ص:69
مسئله عفاف و حجاب را در جامعه ما دچار مشکل کرد. تمدن غرب واقعاً یک تمدن شیطانی است؛ زیرا تمدنی است با جاذبهها و زرق و برق فراوان، و کسانی که دید ظاهربین دارند و فقط ظاهر زندگی دنیا را میشناسند، بسیار فریفته آن میشوند، چنانکه در آیه 7 سوره روم آمده است: «یَعْلَمُونَ ظَاهِراً مِّنَ الحَْیَاةِ الدُّنْیَا وَ هُمْ عَنِ الاَْخِرَةِ هُمْ غَافِلُون؛ آنها تنها ظاهری از زندگی دنیا را میدانند و از آخرت غافلند.» تمدن غرب با تمام قوا تبلیغ میکند که امروزه دیگر عفاف و حجاب نمیتواند و نباید به صورت قبل وجود داشته باشد. این فریبی بزرگ است که مستکبران غربی از دهها سال قبل در تمام کشورهای اسلامی به کار بستهاند. عقاید اسلامی، قرآن، ائمه، اعتقاد مردم، عشق مردم به دین و در کنار آن، انقلاب اسلامی، باعث شد ارزشهای فراموششده اسلام زنده و دوباره به آنها توجه شود.
نتیجهگیری
جملات کلیدی(عوامل ایجاد و تشدید پدیده بدحجابی)
دکتر مسعود آذربایجانی
ناآگاهی، عامل اجتماعی، خانوادگی و سیاسی، الگوهای سبک زندگی و الگوهای رسانهها از عوامل گسترش بدحجابی در جامعه کنونی به شمار میرود.
خانم لعیا اعتماد سعید
نشناختن ریشهها و اصل بیماری، اتخاذ روشهای تأدیبی به جای تربیت دینی، میل سبک زندگی به سوی سبک زندگی مدرن و غربی
دکتر مریم حاجعبدالباقی
غربباوری، تبلیغات گسترده رسانههای رقیب فراملی (اینترنت و ماهواره)، عناد و لجبازی با حکومت
ص:70
دکتر کریم خانمحمدی
علل ساختاری؛ یعنی متناسب با تحولاتی که در جامعه رخ میدهد، خود را متحول نمیکنیم.
علل فرهنگی، مانند تعامل با فرهنگهای بیگانه
حجت الاسلام و المسلمین محمدرضا زیبایینژاد
امروزه انتخاب پوشش در حال تبدیل به یک مطالبه اجتماعی است.
برخی افراد با پوشش، پُز اجتماعی میدهند و هدف آنها جلب توجه جنسی نیست.
ساختارهای اقتصادی و اجتماعی ما بستر رشد فضائل اخلاقی نیست؛ یعنی برای عفاف و حجاب ساختارسازی نمیکنیم.
الگوهای توسعه، عفتزا نیست، بلکه از عفت ضرورتزدایی میکند؛ زیرا برنامههای توسعه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی از الگوهای توسعه غربی متأثر شده است.
سیاستهای توسعه، به گفتمان فردگرایی (یعنی همه چیز باید به لذت فرد ختم شود) اعتبار میبخشد. تسلط گفتمان فردگرایی از عوامل مهم بدحجابی است.
دعوت زنان و مردان به مشارکت اجتماعی حداکثری، بدون معرفی الگوی مشارکت اجتماعی اسلامی است.
از عوامل رواج روابط جنسی، تربیت مدرن است. کارشناسان جدید چه از طریق رسانهها و چه از راههای دیگر ما را با علوم مدرن تربیت میکنند.
ص:71
دکتر سید حسین شرفالدین
عوامل فردی؛ جنبههای بیولوژیکی، غریزی، روانی، تربیتی و نگرشی افراد یا عاملان.
عوامل ساختاری اعم از فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، مدیریتی، ارتباطاتی.
عوامل فراملی و روند موسوم به جهانی شدن و امپریالیسم فرهنگی.
نفوذ استعمار قدیم و جدید، قضایای کشف حجاب و سیاستهای فرهنگی دولت پهلوی.
دکتر ابراهیم شفیعی سروستانی
نداشتن راهبرد و برنامهریزی کلان فرهنگی
ناکارآمدی خانوادهها در انتقال ارزشها و باورهای خود به فرزندان
ناکارآمدی دستگاههای فرهنگی و آموزشی
بیثباتی و تغییر مکرر سیاستها و رویههای موجود در زمینه برخورد با پدیده بدحجابی
ناهماهنگی دستگاههای مختلف
تهاجم فرهنگی
دکتر اصغر فهیمیفر
نگاه بسیط به حجاب، یعنی گمان کنیم اگر پوشش فیزیکی را حتی به زور حاکم کنیم، مشکل حل میشود.
در جامعه کنونی چادر سمبل نماد سیاسی شده است.
دکتر نیره قوی
ناکارآمدی خانوادهها در تعلیم و تربیت.
تبلیغات منفی علیه حجاب توسط رسانههای رقیب فراملی (ماهواره و اینترنت).
میل برخی عاملان بدحجابی به خودآرایی، تننمایی و آرایش نامتعارف به منظور همسریابی مطلوب یا اعتبار اجتماعی تلقی کردن آن.
ص:72
دکتر نیره قوی
ناکارآمدی خانوادهها در تعلیم و تربیت.
تبلیغات منفی علیه حجاب توسط رسانههای رقیب فراملی (ماهواره و اینترنت).
میل برخی عاملان بدحجابی به خودآرایی، تننمایی و آرایش نامتعارف به منظور همسریابی مطلوب یا اعتبار اجتماعی تلقی کردن آن.
سرکار خانم فروغ نیلچیزاده
نابسامانی موقعیت زنان در خانواده و گم شدن نقش مادری در تربیت.
متقاطع عمل کردن دستگاههای مسئول.
انحطاط اخلاقی جوامع بشری و گسترش فرهنگ برهنگی.
دکتر محمدعلی هرمزیزاده
عامل اصلی، عمدتاً تمدن غرب است که از زمان رضاشاه و حتی قبل از آن باعث شد که مسئله حجاب و عفاف در جامعه ما دچار مشکل شود.
ـ برای اصلاح وضعیت موجود عفاف و حجاب، چه اقدامهایی باید انجام شود؟
دکتر مسعود آذربایجانی: باید وضعیت موجود به دقت، تحلیل و بررسی و ریشهها و علتهای جزئی بدحجابی شناخته شود. سپس با استفاده از آموزههای دینی و نظرهای کارشناسی (آموزههای دینی، سمت و سوها را به ما نشان میدهد، اما گاه روشها و راهکارها را هم نشان میدهد) تبیین شود که هنجارها و مطلوبها، از چه طریقی به جامعه منتقل شود.
نکته دوم این است که عوامل مخرب، باید در نظر گرفته و راهکارهای متناسب با هر کدام اجرا شود. با بهبود وضعیت سیاسی، بیشک، وضعیت مردم تغییر میکند. با تغییر وضعیت اقتصادی مردم، به یقین، در این زمینه بهبودهایی اتفاق میافتد.
ص:73
در وضعیت رسانهای نیز میتوانیم نظرهای کارشناسی بسیار جدی برای عرضه هنجارهای مطلوب داشته باشیم.
در بحثهای جهانی، شاید کمتر بتوانیم کاری بکنیم، اما در آگاهیبخشی میتوانیم بسیار مؤثر باشیم.
بخش عمده دیگر، این است که این بحث را به صورت پیامی تلویحی و ضمنی در دل برنامهها و فیلمهای رسانه بگنجانیم که این کار تاکنون صورت نگرفته است.
در بحث الگوسازی، الگوها محیط جامعه را میسازند. در اصطلاح قرآنی «ملأ»، یعنی کسانی که چشمها را پر میکنند. شخصیتهای بزرگ جامعه ملأ هستند. خداوند متعال، در آیات 11 و 12 سوره تحریم، حضرت مریم و زن فرعون را به عنوان الگو، نه فقط به زنان مؤمن، بلکه به کل جامعه انسانی معرفی میکند. بنابراین، باید الگوهای گذشته و فعلی را معرفی و برجسته کنیم.
اگر مرتب از حجاب حضرت فاطمه زهرا3 بگوییم، تأثیری نخواهد داشت، ولی وقتی شخصیت پرجاذبه و جایگاه اجتماعی ایشان به مردم معرفی شود، مردم، خود به خود به سمت الگوپذیری از حجاب ایشان میروند. باید شخصیت ایشان را از نظر علمی بررسی کنیم.
ـ خانم لعیا اعتماد سعید: اولین قدم و مهمترین کار، ریشهیابی مشکل است. بدحجابی در مناطق مختلف، ممکن است علتهای مختلفی داشته باشد. ما باید خردهفرهنگها و مناطق را دقیق و جداگانه بررسی و تحلیل و نظام آموزشی را بازنگری کنیم. حتی در معماری نیز تجدیدنظر کنیم. نوع سبک زندگی ما که امروز بیشتر به سوی سبک زندگی مدرن و غربی
ص:74
متمایل است، شاید مهمترین علت کم رنگ شدن عفاف در جامعه باشد. ما نباید فقط به فکر اصلاح و ترمیم غشا و پوسته باشیم، بلکه باید تا هسته موضوع را بشکافیم؛ در غیر این صورت، درمانهای سطحی بر روی پوسته بیتأثیر خواهد بود.
یکی از نکات بسیار مهم دیگر در این عرصه، خودداری از صرف هزینههای بیهوده و هماهنگ بودن ارگانهای مختلف دستاندرکار این موضوع، به منظور جلوگیری از موازیکاری است. البته من معتقدم اگر این کار از سیستم دولتی بیرون بیاید و به نهادهای مردمی سپرده شود، بسیار زودتر نتیجه خواهد داد. با این حال، اگر قرار است نهادهای دولتی در این حوزه فعالیت کنند، باید فعالیتهای آنها همسو و در یک راستا باشد. یک بیلبورد با شعارهای کلیشهای، نمیتواند هیچگونه تأثیر مثبتی در تحکیم عقیده باحجابها به حجاب و پایبند کردن بدحجابها به حجاب داشته باشد. همچنین، آن فیلمی که از تاریخچه ادیان میگوید و اثبات میکند که حجاب در همه ادیان بوده است، هیچ تأثیری در این دو قشر ندارد و فقط به عنوان گزارش کار برای شبکهای مفید است که آن را تولید و پخش کرده است.
ـ دکتر مریم حاج عبدالباقی: باید نخست با این حالت لجبازی مقابله شود. در این اقدامات، باید عملکرد و سیاست مسئولان، هماهنگ و همگرا باشد. راه مقابله با بدحجابی این است که از هنر و قدرت هنر استفاده کنیم تا آنان را تحت تأثیر قرار بدهیم؛ زیرا زنان به هنر، گرایش و کشش درونی سرکوبنشدنی دارند و نمیتوانند در مقابل آن مقاومت کنند.
ـ دکتر کریم خانمحمدی: اصلاحگر باید به علل پیدایش پدیدهای مثل
ص:75
بدحجابی که آسیبی اجتماعی است، توجه داشته باشد و آنها را از بین ببرد. یکی از عوامل ساختاری بدحجابی، بزرگ شدن شهرها و کاهش کنترلهاست. در این مسئله باید محلهها را احیا کنیم؛ یعنی باید در شهرهای بزرگ، شهرها و محلههای کوچک احیا شود. هرکس متعلق به یک محله باشد، تا بداند که کنترل میشود. یعنی باید مساجد و محلهها احیا و NGOها توسعه یابد. با ترویج NGOها و عضویت افراد مختلف در آنها، رفتار اعضا کنترل میشود.
اشتغال زنان نیز ایجاب میکند که لباس آنها با شغلشان متناسب باشد. ما باید برای لباسهای متناسب با روز، الگو معرفی کنیم، ولی در این زمینه بسیار ضعف داریم. بنابراین، اگر در جامعه تغییرات ساختاری داریم باید به سرعت الگوی بهینه و متناسب با جامعه را معرفی کنیم که رسانه ملی باید عهدهدار معرفی آن باشد.
در زمینه علل فرهنگی نیز باید از تهاجم فرهنگی جلوگیری کنیم و این کار، با کنترل و فیلترینگ امکانپذیر نیست. ما باید جامعه را واکسینه و هویتسازی کنیم.
در مرحله دوم، توجه داشته باشیم که با دست خود زمینههای تهاجم را ایجاد نکنیم. باید به دنبال کیفیت فیلم باشیم، نه کمیت آن. اگر فرد تعریف مثبتی از انحراف دریافت کند، آن انحراف را میآموزد و انجام میدهد. اما اگر انحراف را مثبت تعریف نکنیم، افراد باهویت این کار را انجام نمیدهند.
ـ حجتالاسلام و المسلمین محمدرضا زیبایینژاد: اصلاح اساسی باید در کل مناسبات زندگی بشری رخ دهد. گفتمان خانوادهگرایی در برابر فردگرایی باید تقویت و مسلط شود. هنگامی که گفتمان فردگرایی در عرصه
ص:76
اقتصاد، سیاست و در عرصههای مختلف حاکم شده است، خانوادهها نیز فردگرا میشوند؛ یعنی برداشتی که فرزندان ما از خانواده دارند، غیر از نسل گذشته است. نسل حاضر، خانواده را عنصری حمایتی میدانند و از خانواده انتظار دارند که در کار آنها مداخله نکند؛ چون در فضای فردگرایی قرار دارند و معتقدند که پدر و مادر وظیفه دارند مخارج و جهیزیه را تهیه کنند و شغل هم بدهند، ولی در خطاها او را هدایت نکنند یا در امور خصوصیاش مداخله نکنند. اگر بخواهیم انقلابی در زمینه عفاف و حجاب رخ دهد، باید شبکه معنایی فردگرایی را حذف کنیم و به جای آن، شبکه معنایی خانوادهگرا راهاندازی کنیم؛ زیرا ارزشهای خانوادگی، پیوندهای خانوادگی و عفت، در ذیل گفتمان خانوادهگرایانه تولید میشود. تربیت جنسی باید در گفتمان خانواده تقویت و اقتدار خانواده تضمین شود. رسانه ملی باید به خانواده اقتدار دهد و آن را تقویت کند. آموزش و پرورش و نظام اقتصادی نیز باید این جریان را تقویت کنند. سیستم اقتصادی گاه نهاد خانواده را تقویت میکند و گاه نمیکند.
سیاست تشویق برای تشکیل خانواده، باید در اولویت باشد. برای تقویت ارزشهای خانوادهگرایانه میتوان اقداماتی انجام داد، ولی باید توجه داشته باشیم که اگر مرزهای ارتباطی ما با دنیا قطع بود و میتوانستیم برای خودمان تصمیم بگیریم، بر اوضاع تسلط نسبی داشتیم؛ ولی چون رسانه و ارتباط، در مقیاس جهانی تعریف میشوند، اختیار و قدرت ما محدود است.
برای اصلاح در وضعیت حجاب باید یکی از این دو فرض را بپذیریم: اول اینکه عفاف و حجاب را ارزش دینی بدانیم. در این صورت، کل ساختارها و سبک زندگی به گونهای اصلاح میشود که بستر رشد فضایل اخلاقی و عفت فراهم میشود. این امر انشاءالله در جامعه مهدوی به بهترین
ص:77
شکل محقق خواهد شد. قدرت ما در حال حاضر محدود است. در مقیاس کوچکتر آن، موضوع تربیت جنسی مطرح است. اگر بخواهیم به مسئله عفاف و حجاب به عنوان ارزشی اخلاقی و دینی توجه کنیم، باید درباره موضوع تربیت جنسی با محوریت خانواده از کودکی و نوجوانی برنامهریزی کنیم. فرض دوم این است که حجاب را قانونی اجتماعی بدانیم که رعایت آن واجب است. همانطور که بستن کمربند ایمنی یک قانون است، حجاب نیز قانون و مصوب مجلس است و باید همه رعایت کنند. در این صورت، لازم است فرهنگ قانونگرایی و قانونمداری در جامعه تقویت شود و کسی برای اجرای قانون، چانهزنی و اجتهاد به رأی نکند و فرد، قانونگرا تربیت شود. پرورش انسانهای قانونگرا، هم وظیفه خانواده و هم نظام تربیت رسمی و غیررسمی است.
در اینجا لازم است به نکتهای مهم اشاره کنم؛ ما در ادبیات فقهی حوزه واجبات و محرمات را با حساسیت پیگیری میکنیم، اما به حوزه مباحات اهتمام نداریم؛ زیرا حوزه آزادیهاست. این در حالی است که شیاطین، نخست در حوزه مباحات وارد میشوند و سپس ما را به واجبات و محرمات بیاعتنا میکنند. ازاینرو، بر این باورم که نظام اسلامی باید به حوزه مباحات، بر اساس گفتمان دینی توجه کند. اگر ما این بخش را مدیریت نکنیم، دشمنان مدیریت میکنند. اگر معتقد باشیم کودکی که به سن تکلیف نرسیده، باید کاملاً آزاد باشد، دیگران او را مدیریت میکنند. متأسفانه در نظام تربیتی هنوز اختلالاتی موجود است.
ـ دکتر سید حسین شرفالدین: اجرای اصلاحات فرهنگی و ایجاد تغییرات اجتماعی، کاری طولانیمدت و به سیاستگذاری، برنامهریزی و مدیریت
ص:78
اجرایی هماهنگ نیازمند است. عفاف و حجاب، از موضوعاتی است که به دلیل کثرت ابعاد و حواشی، نهادها و سازمانهای متعددی به صورت مستقیم و غیرمستقیم با آن در ارتباط هستند. اگر وضع نامطلوب کنونی را در کنار عوامل تاریخی و ساختاری و انگیزههای فردی، از ضعف عملکرد و ناهماهنگی نهادها و سازمانهای مسئول در سالهای اخیر ناشی بدانیم، اصلاح این وضعیت نیز تا حد زیاد، به همکاری و انسجام کارکردی و رفتاری این سازمانها متناسب با مأموریتشان، زمینهها و ظرفیتهای محیط و مدیریت کلان جامعه، بستگی خواهد داشت. البته دیدگاههایی نیز وجود دارد که امید دستیابی به وضعیت مطلوب در موضوعاتی چون عفاف و حجاب را به دلیل وقوع طیفی از تحولات گسترده و عمیق در سطوح فردی و اجتماعی و اوضاع و شرایط حاکم بر جهان معاصر، بیاساس و ناشی از نوعی خوشبینی کارگزاران میدانند. این سنخ مهندسیها به دلیل ناهمسویی با اقتضائات کارکردی و ساختاری و روندهای نهادیشده، چندان با توفیق همراه نخواهد بود. افزون بر اینکه «وضع مطلوب» نیز به عنوان غایت سیاستها و برنامهریزیهای فرهنگی کشور، به دلیل ماهیت کیفی، بسیار انعطافپذیر و به عبارتی امری نسبی، تشکیکی و ذومراتب است و دستیابی به هر سطح، در گرو دستیابی به مرحله پیشین است. صرفنظر از این اختلافهای نظری، برای رسیدن به سطح آرمانی مطلوب یا دستکم کاهش فاصله با آن و امکان کنترل برنامهریزیشده محیط و هدایت روندهای عادی به مسیرهای همسو با انتظارات فرهنگی نظام اسلامی، انجام دادن یکسری اقدامات بههمپیوسته اجتنابناپذیر خواهد بود. در ادامه، به برخی از این اقدامات و بایستههای متناسب با وظایف و رسالت فرهنگی دولت اسلامی اشاره میکنیم: تلقی بیحجابی و بدحجابی به عنوان یک
ص:79
معضل فرهنگی بسیار مخرب و در عین حال درمانپذیر؛ انجام مطالعات و تحقیقات گسترده و روشمند برای شناسایی دقیق وضعیت فعلی، روندهای جاری و برآورد وضعیتهای محتمل در آینده؛ شناسایی علل و عوامل مؤثر در ایجاد و تشدید معضل؛ بازبینی و واکاوی سیاستها و اقدامات صورتگرفته در سالهای اخیر و نتایج به دستآمده؛ پایان دادن به سیاستهای ناپایدار و تغییر رویههای مکرر؛ طراحی و تدوین نظامی جامع از سیاستنامهها و دستورالعملهای اجرایی سلسلهمراتبی و دارای چینش طولی نظاموار متناسب با خواستهها و نیازها، انتظارات و مطالبات، اقتضائات زمانی و مکانی، امکانات و موانع و چالشهای موجود؛ تمهید کارشناسانه ملزومات اجرایی این سیاستها؛ تعیین دقیق وظایف و مأموریتهای نهادها و سازمانهای رسمی مسئول، سازمانهای مدنی مردمنهاد، کانونهای مذهبی و عمومی مردم؛ ایجاد هماهنگی با برنامه و متوازن میان این مجموعهها از طریق واحدهای ستادی؛ در نظر گرفتن ضمانت اجراهای لازم برای تحقق به موقع هر یک از سیاستهای مرحلهای؛ تقویت انگیزه در بدنه مدیریتی و اجرایی کشور؛ نظارت و مراقبت و رصد هوشمندانه اوضاع فرهنگی و اجتماعی کشور به صورت پیوسته؛ تلاش همهجانبه برای فرهنگسازی متناسب، از طریق اقدامات متوازن سازمانهای فرهنگی ـ تبلیغی مسئول؛ طراحی و تدوین الگوهای پوششی مطلوب و متناسب با سطح نیاز و پرهیز از اصرار و الزام به یک الگو با وجود تفاوت و تنوع ضرورتها و اقتضائات؛ در نظر گرفتن امکانات برای دستیابی آسان و ارزان به لباسهای الگویی و توصیهشده؛ شناسایی و تا حد امکان، بستن یا محدود ساختن مجاری ورود اقلام فرهنگی ناهمخوان و مخرب؛ مخالفت عملی با خواستههای ناهمخوان سازمانهای بینالمللی؛ نظارت بیشتر بر محصولات فرهنگی مورد استفاده
ص:80
قشر نوجوان و جوان (مثل فیلمها و سریالها، بازیها، کتابها، نشریات، عکسها و موسیقیها)؛ نظارت بیشتر بر جنبههای فرهنگی مکانهای حضور قشر نوجوان و جوان (سینماها، ورزشگاهها، سالنهای ورزشی، مدارس، دانشگاهها، مراکز آموزش آزاد، تالارها، پارک ها، قهوهخانهها، آرایشگاهها و مانند آن)؛ برخورد قاطع با عوامل انتشار ابتذال؛ اِعمال سیاستهای تشویقی در سطوح مختلف برای تقویت موضع ملتزمان به رعایت هنجارها به ویژه سازمانهای فعال در این بخش؛ اصلاح نظام آموزشی با هدف اهتمام به رشد شخصیت، بلوغ همهجانبه، پرورش اخلاقی، تقویت هویت جنسی، رشد اخلاق جنسی و آموزش الگوهای تعامل جنسیتی متعلمان؛ سرمایهگذاری همهجانبه برای رشد تدریجی علوم اجتماعی بومی با رویکرد اسلامی و متناسب با نیاز، با هدف تقویت بنیه علمی و پژوهشی نظام مدیریت کشور در سطوح مختلف؛ احیا، ترویج و تقویت سنت امر به معروف و نهی از منکر؛ حمایت برنامهریزیشده از ناهیان از منکر و تقویت اقتدار آنها؛ برنامهریزی و تلاش سازمانیافته برای رفع تدریجی مشکلات موجود در مسیر کاریابی، اشتغال، ازدواج و مسکن جوانان.
در هر حال، از دولت اسلامی انتظار میرود در همه سیاستها و تدابیر ریز و درشت خود، مصالح جمعی و نه لزوماً رضایت جمعی را در نظر گیرد.
ـ دکتر ابراهیم شفیعی سروستانی: نخستین کار برای اصلاح این وضعیت، شناخت دقیق جنبههای گوناگون پدیده بدحجابی است. همانطور که اشاره کردم، پدیده بدحجابی در ایران، پدیدهای چندوجهی و برخاسته از علل و عوامل گوناگون فرهنگی، تربیتی، آموزشی، اقتصادی و سیاسی
ص:81
است. تا این پدیده به خوبی درک و شناخته نشود، نمیتوان به اصلاح وضعیت کنونی امیدوار بود.
پس نخستین قدم، شناخت دقیق پدیده بدحجابی است.
قدم بعدی، برطرف کردن و اصلاح علل و عواملی است که به تشدید وضعیت کنونی حجاب در ایران کمک میکند؛ یعنی همان پنج یا شش عاملی که اشاره کردم؛ چه عوامل داخلی، چه عوامل خارجی. باید اقدامات اصلاحی، اول متوجه عواملی باشد که به آنها اشاره کردم. بنابراین، یکی از اولین پیش نیازها برای اصلاح وضع کنونی، تدوین راهبرد و برنامهریزی کلان فرهنگی نظام جمهوری اسلامی است. در این برنامه و راهبرد کلان، بحث حجاب و بحث کارآمدسازی خانوادهها و کارآمدسازی دستگاههای فرهنگی، آموزشی و تبلیغی و رسانهای بسیار مهم است. باید هم در قانونگذاری و تدوین آییننامهها و مقررات و هم در اجرا، ثبات نسبی ایجاد کنیم.
بحث بعدی که باید در این راستا به آن توجه کرد، هماهنگسازی دستگاههای مختلف فرهنگی، آموزشی و تربیتی در این حوزه است. نکته مهم دیگر، تلاش برای خنثیسازی تأثیر رسانههای بیگانه و به تعبیر دیگر، واکسینه کردن مردم در برابر آسیبهای این رسانههاست که این، یکی از مشکلترین کارهای ما در این حوزه است. اولاً باید مردم را متوجه خطرهای این شبکهها کنیم؛ ثانیاً بکوشیم با ایجاد شبکههای مختلف و متنوع، نیازهای گوناگون فرهنگی مردم، به ویژه کسانی را که به شبکههای ماهوارهای روی میآورند، تأمین کنیم. از همه مهمتر، اعتمادبخشی به مردم است تا به رسانه داخلی و برنامههای آن اعتماد کنند و همه نیازهای خود را از طریق شبکههای داخلی تأمین سازند.
ص:82
ایجاد تنوع برای مخاطب و داشتن شبکههای مختلف برای اینکه مخاطب به سراغ شبکههای ماهوارهای نرود، به این معنا نیست که همان جنس برنامههایی که شبکههای ماهوارهای نمایش میدهند، در شبکههای خودمان نمایش دهیم. اگر مخاطب صدا و سیمای جمهوری اسلامی به این دلیل پای رسانه ملی بنشیند که برنامههایش دقیقاً مشابه برنامههای ماهوارهای است، این نشان میدهد که ما در اهداف خود به اشتباه رفتهایم؛ قرار نیست مخاطب، همان شبکههای ماهوارهای را ببیند. بنابراین، نباید به قیمت جذب مخاطب، ارزشها و هنجارهای خود را زیر پا بگذاریم؛ بلکه باید چارچوبها و ضوابط مخاطبمان را حفظ کنیم.
باید توجه داشت کسی که جذب شبکههای فیلم و سریال و نمایش ماهوارهای میشود، کاملاً از حوزه پیامهای ما خارج میشود؛ چه پیامهای سیاسی، چه پیامهای اعتقادی. بنابراین، نگه داشتن بیننده پای رسانه ملی، فقط به منظور سرگرم کردن او نیست؛ بلکه تا زمانی که او، پای رسانه ملی مینشیند، میتوانیم امیدوار باشیم که ضمن تماشای برنامههای سرگرمکننده، پیامهای اعتقادی و سیاسی ما را نیز دریافت میکند. بنابراین، برای ما بسیار مهم است که مخاطبمان از رسانه ملی جدا نشود، ولی حفظ این مخاطب، به این معنا نیست که از اصول و ارزشهای خود چشمپوشی کنیم و به همان چارچوبها و الگوهای نمایشی ماهوارهای تن بدهیم تا مخاطب را حفظ کنیم. تجربه نشان داده است رسانه ملی ما مزیتهایی دارد که رسانههای رقیب ندارند و هرگاه سراغ این مزیتها رفتیم، مخاطب را جذب کردیم. کم نیست سریالهایی که هم ضوابط و چارچوبها در آنها رعایت شده است و هم توانستهاند مخاطب جذب کنند؛ به گونهای که در ساعت پخش آنها، به جای شبکههای ماهوارهای، مردم به طرف سریالهای داخلی جذب شدهاند.
ص:83
ـ دکتر نیره قوی: نخست باید میان فرهنگ دینی و فرهنگ خانواده، توازن و تعادل ایجاد شود و برای انجام اقدامات ایجابی یا سلبی، به تأثیر فرهنگ دینی، فرهنگ خانواده و فرهنگ معارض توجه کنیم. اگر بتوانیم اضلاع مختلف این مثلث را خوب بشناسیم و فرهنگ خانواده را مبتنی بر فرهنگ دینی قرار دهیم و پیآمدهای منفی و مخرب فرهنگ معارض را به جوانها درست منتقل کنیم، وضعیت کنونی را تا حدی رو به اصلاح میبریم. اقدام دوم این است که در پوششهای مناسب اسلامی تنوع ایجاد شود؛ نه تنوع به معنایی که امروز ایجاد شده و وضعیت را بدتر کرده؛ تنوع در رنگ، تنوع در پوشش، تنوع در زیبایی که هیچ تعارضی با دین ندارد. اقدام سوم این است که در مقاطع آموزشی، از همان مقطع مهد کودک، سپس دبستان، راهنمایی، دبیرستان و دانشگاه، مباحثی به متن آموزش اختصاص داده شود؛ یعنی کارشناسان بحث عفاف و حجاب را با رویکرد روانشناسی، جامعهشناسی و رویکرد اخلاقی و دینی، بررسی کنند و با توجه به مقطع سنی مخاطب، موضوع وجوب حجاب و پیآمدهای مثبت آن را توضیح و ساعتهایی از آموزش را به آن اختصاص دهند. رسانه دراینباره سهم زیادی دارد، تا حدی که طبق نظرخواهیها، هنرپیشه ها بیشترین نقش الگودهی را برای جوانان دارند. از دیگر اقداماتی که میتواند وضعیت کنونی را به سمت بهبود سوق دهد، برگزاری یکسری نمایشگاههای دائمی است که تنوع پوششهای مناسب را به روز اطلاعرسانی کند.
نکته مهم دیگر اینکه پوشش باید ضابطهمند شود. پس نخست، کارکرد ایجابی را باید در نظر بگیریم، ولی در همه دورهها و زمانها، در بخشهای مختلف جامعه، همیشه یک سری قانونگریز هستند. این
ص:84
قانونگریزی علل متفاوتی دارد که باید بررسی شود؛ آیا قانون را نمیدانند یا قصد دهنکجی به آن را دارند؟ یا اصلاً معارض قانون هستند؟ با اینها باید رفتارهای متفاوتی داشته باشیم.
ـ خانم فروغ نیلچیزاده: از راهکارهای تشویقی استفاده شود. برای مثال، اگر افرادی به حجاب معتقدند ـ نه اینکه فقط چادری باشد ـ در هفته زن، رئیس سازمان، اول به آنها سر بزند و از آنها تجلیل کند. این تجلیل بعدها اثر میگذارد. همچنین امکان رشد و موقعیت شغلی برای افراد باحجاب فراهم شود.
در رفتارسازی اجتماعی باید مقاوم بود. باید برای محجبهها تسهیلاتی قائل شویم. در اینجا در دو مقوله باید کار شود: 1. در رفتارسازی با مخاطب؛ 2. در تولید محتوا.
میگویند اگر میخواهید بچه در خانوادهای که پدر و مادرش بسیار فرهیخته یا پولدارند درست تربیت شود، کاری کنید که به فرهیختگی پدر و مادر خود یا پول آنها ننازد و خودش باشد. باید از این سیستم الگو بگیریم. اگر همه چیز را به حکومت نسپاریم، شروع به تولید محتوای اسلامی میکنیم. وقتی خود تولید محتوا کنیم، حتی در خارج از کشور نیز باز خودمان هستیم.
اومانیته و خودمحوری و بحث اصالت شخص، همه چیز را خراب کرده است. بحث سر این است که چگونه میتوان این پیام خداوند را به قلب مخاطب پیوند زد. باید توجه کرد که مخاطب چه چیزی را قبول دارد، چه چیز را قبول ندارد. هفته زن، ایام فاطمیه و ایام محرم، فرصتی برای فرهنگسازی است. ما به صورت جدی درباره فرهنگ ناب حجاب
ص:85
حضرت زهرا3 کار نکردهایم. باید به اصول (اومانیسم) حمله کنیم؛ زیرا این اصول را قرآنی نمیدانیم. من معتقدم در تبلیغ دینی، به سبکسازی نیاز داریم. در بحث گفتمان دروندینی، خلاقیتهای خود مانند میراث طب سنتی را از دست دادهایم. ما میراث ارزشمندی داریم که میتوانیم احیا و با نوآوریهای امروز همراه کنیم.
ـ دکتر محمدعلی هرمزیزاده: اقدامات اصلی، اقدامات فرهنگی و تربیتی است. باید کاری کنیم که افراد، خود به ارزش حجاب پی ببرند و متوجه شوند که حجاب از همه نظر به نفع آنهاست. وقتی به ارزش حجاب پی بردند، خودشان حاضر نیستند به هیچ قیمتی آن را از دست بدهند. در این زمینه، اقداماتی صورت گرفته، ولی کافی نیست و باید اقدامات مناسبتری صورت گیرد. البته راهکارهای قانونی و انتظامی نیز وجود دارد. راهکارهای فرهنگی نیز البته ابزار و وسیله خاص خودش را دارد. از طریق مساجد، سخنرانیها، کتاب، شعر، موسیقی، فیلم، سریال، داستان، رمان و بسیاری روشهای دیگر آموزشی و تربیتی، از طریق فرهنگی باید برای ترویج عفاف و حجاب در جامعه اقدام شود. هر کسی متناسب با نقش و مسئولیت خود، باید در این زمینه قدمی بردارد؛ پژوهشگران از طریق کار پژوهشی، هنرمندان از طریق کار هنری، شاعران از طریق شعر، فیلمسازان از طریق فیلمسازی، معلمان و مدرسان از طریق تدریس و از همه مهمتر پدران و مادران از طریق تربیت فرزندان خود. با این کار فرهنگی، نسلی تربیت میشود که به طور قلبی، عفاف و حجاب را باور دارند. به این ترتیب، ما میتوانیم به سمت این ارزش فرهنگی حرکت کنیم.
ص:86
نتیجهگیری
جملات کلیدی(اقدامات و بایستههای بهبود وضعیت موجود فرهنگ عفاف و حجاب)
دکتر مسعود آذربایجانی
نگاه علمی به پدیده بدحجابی، پیوند نزدن حجاب به مسائل سیاسی کشور، بهبود وضعیت اقتصادی مردم، معرفی و احیای الگوهای اسلامی و قرآنی از جمله جایگاه اجتماعی حضرت فاطمه زهرا3، حضرت مریم و زن فرعون از راهکارهای مهم بهبود وضعیت موجود است.
خانم لعیا اعتماد سعید
ریشهیابی مشکل، خودداری از صرف هزینههای بیهوده و هماهنگ بودن ارگانهای مختلف دستاندرکار، سامان دادن حرکتهای مردمی و استفاده از پتانسیل نیروهای مردمی
دکتر مریم حاجعبدالباقی
هماهنگی و همگرایی عملکرد و سیاست مسئولان، فرهنگسازی، استفاده از عرق و سنتهای ایرانی در این راستا.
دکتر کریم خانمحمدی
هویتسازی از طریق مساجد، طراحی لباسهای متنوع و زیبا متناسب با شغل زنان، جلوگیری از زمینهسازی برای تهاجم فرهنگی، فرهنگسازی برای ازدواج آسان و شکلگیری نهاد خانواده
حجت الاسلام و المسلمین محمدرضا زیبایینژاد
دیدگاه ما به حجاب و عفاف، باید نگاه به یک ارزش دینی باشد. در این صورت، کل ساختارها و سبک زندگی به گونهای اصلاح میشود که بستر رشد فضائل اخلاقی و عفت فراهم شود.
گفتمان خانوادهگرایی در برابر فردگرایی، باید تقویت و مسلط شود؛ زیرا ارزشها و پیوندهای خانوادگی و عفت در ذیل گفتمان خانوادهگرایانه تولید میشود.
تربیت جنسی باید در گفتمان خانواده، تقویت و اقتدار آن تضمین شود.
یکی از هنرها این است که عزت اجتماعی را به سمتی هدایت کنیم که شرع میپسندد.
دیدگاه ما به حجاب و عفاف، باید نگاه به یک ارزش دینی باشد. در این صورت، کل ساختارها و سبک زندگی به گونهای اصلاح میشود که بستر رشد فضائل اخلاقی و عفت فراهم شود.
گفتمان خانوادهگرایی در برابر فردگرایی، باید تقویت و
ص:87
مسلط شود؛ زیرا ارزشها و پیوندهای خانوادگی و عفت در ذیل گفتمان خانوادهگرایانه تولید میشود.
تربیت جنسی باید در گفتمان خانواده، تقویت و اقتدار آن تضمین شود.
یکی از هنرها این است که عزت اجتماعی را به سمتی هدایت کنیم که شرع میپسندد.
انجام مطالعات و پژوهشهای گسترده و روشمند برای شناسایی دقیق وضعیت موجود روندهای جاری و برآورد وضعیتهای محتمل در آینده.
طراحی و تدوین الگوهای پوششی مطلوب، متناسب با سطح نیاز و پرهیز از اصرار و الزام به یک الگو با وجود تفاوت و تنوع ضرورتها و اقتضائات.
نظارت بیشتر بر جنبههای فرهنگی اماکنی که قشر نوجوان و جوان در آن حضور دارند (سینماها، ورزشگاهها، سالنهای ورزشی، مدارس، دانشگاهها، مراکز آموزش آزاد، تالارها، پارکها، قهوهخانهها، آرایشگاهها و...)
اصلاح نظام آموزشی با هدف اهتمام به رشد شخصیت، بلوغ همهجانبه، پرورش اخلاقی، تقویت هویت جنسی، رشد اخلاق جنسی و آموزش الگوهای تعامل جنسیتی متعلمان
شناخت دقیق وجوه گوناگون پدیده بدحجابی
کارآمدسازی خانوادهها و کارآمدسازی دستگاههای فرهنگی، آموزشی و تبلیغی و رسانهای
هماهنگسازی دستگاههای مختلف فرهنگی، آموزشی و تربیتی در این حوزه
تلاش در راستای خنثیسازی تأثیر رسانههای بیگانه و واکسینه کردن مردم در برابر آسیبهای این رسانهها
شناخت دقیق وجوه گوناگون پدیده بدحجابی
کارآمدسازی خانوادهها و کارآمدسازی دستگاههای فرهنگی، آموزشی و تبلیغی و رسانهای
ص:88
هماهنگسازی دستگاههای مختلف فرهنگی، آموزشی و تربیتی در این حوزه
تلاش در راستای خنثیسازی تأثیر رسانههای بیگانه و واکسینه کردن مردم در برابر آسیبهای این رسانهها
در ابتدا باید مبنا را روی عفاف بگذاریم، اگر بتوانیم عفاف را به فرهنگی خودخواسته تبدیل کنیم، خود به خود حجاب نیز نهادینه میشود. انسان اگر با آزادی راهی را انتخاب کند، انتخابی جاودان است.
یکی از اقدامات فرهنگی، زیباسازی چادر و حجاب است. انسان ذاتاً زیباخواه است. اگر حجاب مصداق زیبایی باشد، همه میپذیرند.
ایجاد توازن و تعادل بین فرهنگ دینی و فرهنگ خانواده.
ایجاد نمایشگاههای دائمی که تنوع پوششهای مناسب را الگویابی و اطلاعرسانی کند.
پوشش در رسانه باید ضابطهمند اجرا شود.
باید یک قرارگاه تربیتی و فرهنگی با یک نقشه راه مهندسی داشته باشیم که به شخص خاصی وابسته نباشد.
اقدامات اصلی، اقدامات فرهنگی و تربیتی است. باید افراد خودشان به ارزش حجاب پی ببرند و متوجه شوند که حجاب از همه نظر به نفع آنها است.
ص:89
ـ هریک از نهادها و سازمانهای علمی، آموزشی، پژوهشی، انتظامی و قضایی، چه سهمی در اصلاح وضعیت موجود عفاف و حجاب دارند؟
ـ دکتر مسعود آذربایجانی: ما باید بیحجابی را معضلی ملی و در حد بحران بدانیم و نگاه ملی و همهجانبه به آن داشته باشیم. ازاینرو، باید در شورای فرهنگ عمومی شورای عالی انقلاب فرهنگی، وظایف نهادهای مختلف در این زمینه مشخص شود و کارهایی صورت بگیرد تا به تعبیر خداوند در قول قرآن کریم، مردم فوج فوج به سوی دین بیایند و در درجه آخر، کار به نیروی انتظامی محول شود. به تعبیر روایات، آخرین روش و دوا، داغ گذاشتن است. بنابراین، باید چندین حلقه در جامعه ایجاد کنیم. وظایف خانوادهها، آموزش و پرورش و تعلیم و تربیت خانواده، رسانهها و نهادهای تبلیغی مانند روحانیت و مسجد باید مشخص شود. وقتی اینها تعیین شد، تأثیر نیز وجود دارد.
اگر دولت را متولی ارزشها و فرهنگ بدانیم و به خصوص غلبه با دولت باشد، مخالفت سیاسی با دولت، به ارزشها نیز سرایت میکند؛ یعنی با همه ارزشهای دینی که دولت متولی آن باشد، مخالفت میشود و این خوب نیست.
در حقیقت، در درازمدت، آحاد جامعه به دلیل مخالفت سیاسی، با ارزشهای سنتی، دینی و اخلاقی مخالف میشوند. به همین دلیل، دولت در این زمینه نباید به صورت مستقیم و آشکارا وارد شود، بلکه باید در پشت صحنه باشد و سازمانهای مردمنهاد را تقویت و پشتیبانی کند. البته این سخن به این معنی نیست که دولت هیچ وظیفهای ندارد.
ـ هریک از نهادها و سازمانهای علمی، آموزشی، پژوهشی، انتظامی و قضایی، چه سهمی در اصلاح وضعیت موجود عفاف و حجاب دارند؟
ـ دکتر مسعود آذربایجانی: ما باید بیحجابی را معضلی ملی و در حد بحران بدانیم و نگاه ملی و همهجانبه به آن داشته باشیم. ازاینرو، باید در شورای فرهنگ عمومی شورای عالی انقلاب فرهنگی، وظایف نهادهای مختلف در این زمینه مشخص شود و کارهایی صورت بگیرد تا به تعبیر خداوند در قول قرآن کریم، مردم فوج فوج به سوی دین بیایند و در درجه آخر، کار به نیروی انتظامی محول شود. به تعبیر روایات، آخرین روش و دوا، داغ گذاشتن است. بنابراین، باید چندین حلقه در جامعه ایجاد کنیم. وظایف خانوادهها، آموزش و پرورش و تعلیم و تربیت خانواده، رسانهها و نهادهای تبلیغی مانند روحانیت و مسجد باید مشخص شود. وقتی اینها تعیین شد، تأثیر نیز وجود دارد.
اگر دولت را متولی ارزشها و فرهنگ بدانیم و به خصوص غلبه با دولت باشد، مخالفت سیاسی با دولت، به ارزشها نیز سرایت میکند؛ یعنی با همه ارزشهای دینی که دولت متولی آن باشد، مخالفت میشود و این خوب نیست.
در حقیقت، در درازمدت، آحاد جامعه به دلیل مخالفت سیاسی، با ارزشهای سنتی، دینی و اخلاقی مخالف میشوند. به همین دلیل، دولت در این زمینه نباید به صورت مستقیم و آشکارا وارد شود، بلکه باید در پشت صحنه باشد و سازمانهای مردمنهاد را تقویت و پشتیبانی کند. البته این سخن به این معنی نیست که دولت هیچ وظیفهای ندارد.
ص:90
ـ خانم لعیا اعتماد سعید: این نهادها و سازمانها بیشترین تأثیر را نهادهای آموزشی میتوانند داشته باشند؛ البته در برخی موارد، مراکز پژوهشی نیز میتوانند به عنوان پایه کار و کمککننده، به کمک نهادهای آموزشی بیایند، ولی به نظر من مراکز انتظامی و قضایی به جز در موارد بسیار اندک، نباید وارد این عرصه شوند.
ـ دکتر مریم حاجعبدالباقی: نخستین نهادی که بسیار مؤثر است، خانواده است. رکن خانواده، والدین هستند. اگر والدین به مسئله عفاف و حجاب عقیده داشته باشند، بچههای آنها نیز به طور طبیعی به حجاب اعتقاد خواهند داشت. آموزش این موارد از طریق مدارس امکانپذیر است؛ به ویژه در مقطع دبستان که خانوادهها کاملاً در برابر مدرسه تسلیم هستند و برای پیشرفت فرزندانشان هم که شده، سیاستهای مدرسه را اجرا میکنند. بنابراین، بیشترین اثرگذاری را خانواده و مدرسه دارند. البته نمیگویم صدا و سیما تأثیر ندارد؛ بلکه معتقدم میتواند فرهنگسازی کند، اما من بیشترین سهم را برای مدرسه و خانواده قائل هستم. طبیعی است که برخوردهای نیروی انتظامی و قوه قضائیه نیز باید قاطع باشد، نه خشن. قاطعیت به معنای خشونت و داشتن برخورد سخت نیست. کارهای علمی و پژوهشی نیز بسیار اثرگذار است.
بچهها در مدرسه میآموزند چرا باید در برخی کارها دخالت داشته باشند و چرا در برخی کارها نباید دخالت کنند. حریم خصوصی و حریم عمومی چیست؟ اینها را به فرزندان آموزش ندادیم، سپس میگوییم که فردگرایی حاکم شده است.
بر اساس آیه 102 سوره بقره، شیاطین از میان تمام کارکردهای سحر که زیر نظر ابلیس بود، کارکردی را استفاده کردند که میان زن و مرد را
ص:91
تفرقه میانداخت و در حقیقت، سلولهای جامعه را بیمار میکرد. سلولهای جامعه، خانوادهها هستند. بحث عفاف و حجاب نیز از این نظر مهم است که اگر عفاف و حجاب آسیب ببیند، خانواده آسیب میبیند. وقتی در جامعه موازین و حریمها رعایت نمیشود، روابط خانواده رو به سردی میگراید و ضعیف میشود یا به دوستیهای پنهان میانجامد.
ما باید حملهگر باشیم؛ یعنی ببینیم دشمنان از چه ابزاری برای هجوم فرهنگی استفاده میکنند؟ ما نیز همان ابزارها را انتخاب کنیم و مقابله فرهنگی کنیم؛ به این ترتیب، فرهنگسازی میشود. دشمنان فیلم میسازند و فحشا را تبلیغ میکنند؛ ما در مقابل فیلم بسازیم و حیا را تبلیغ کنیم. البته در این زمینه کار کردیم، ولی نه با دیدگاه تولید و صدور.
در تولیدات خود از عرق ایرانی نیز استفاده و سنتهای ایرانی را که بر عفاف و حجاب منطبق است، تبلیغ کنیم.
برنامههای رسانههای ملی نیز بیشتر به تبلیغ مستقیم میپردازند. اگر سریالی برای حجاب تولید میکنیم، نباید صرفاً آدمهای آن حجاب داشته باشند، بلکه حاصل و بازتاب این سریال، نهادینه شدن فلسفه حجاب در ذهن بینندگان باشد.
ـ دکتر کریم خانمحمدی: اگر بخواهیم مشکل حل شود، باید بدانیم چه کسانی باید نقشآفرینی کنند. به نظر میرسد نخستین رکن، مساجد هستند. در مقوله عفاف و حجاب، باید حوزه علمیه و روحانیان نقش داشته باشند؛ آن هم در مساجد. مسجد، باید پایگاهی اسلامی و فرهنگی باشد. دومین رکن، نهادهای آموزشی هستند؛ دبستان و راهنمایی و سپس دبیرستان و دانشگاه. در حال حاضر اگر در دانشگاه کار کنیم، فایده
ص:92
ندارد؛ زیرا شخصیت دانشجویان شکل گرفته است. در مرحله سوم، رسانه ملی باید کار فرهنگی کند.
در مرحله چهارم، دیگر نهادها را مؤثر میدانم و نیروی انتظامی و قوه قضائیه در مرحله آخر است. یکی از آسیبهای آخرالزمان به فرموده رسول اکرم9 «کَثُرَ الشُرَط» است. شرطه؛ یعنی پاسبان. اگر بخواهیم جوانی را کنترل کنیم، نخست باید با او با مدارا رفتار و به او محبت کنیم، مشورت بدهیم، کار و شغل و شرایط ازدواج را فراهم کنیم. سپس اگر مرتکب خلاف شد، او را مجازات کنیم.
وقتی جوانان عضو این مسجد شدند، دیگر نمیتوانند بدحجاب باشند؛ زیرا همدیگر را میشناسند. ما به انقلابی فرهنگی نیاز داریم و آن انقلاب، این است که باید بودجه بسیاری از نهادها را به مساجد منتقل کنیم و نخبههای طلاب را به مساجد بازگردانیم. همانطور که حضرت امام فرمودند: «مساجد سنگرند، سنگرها را پر کنید»، همه فعالیتها باید در مسجد متمرکز باشد.
ـ حجتالاسلام و المسلمین محمدرضا زیبایینژاد: از یک سو، مقوله حجاب سیاسی شده است و کاندیداها در انتخابات این اختیار را پیدا کردهاند که در مورد مسائل شرعی چانهزنی کنند. از دیگر سو، آن را به انقلاب سیاسی پیوند میزنند که حجاب، نماد زن مسلمان سیاسی و انقلابی میشود. اگر حجاب را به سیاست پیوند زنیم، افراد برای نشان دادن نارضایتی سیاسی خود از آن استفاده میکند و این بسیار بد است.
ـ دکتر سید حسین شرفالدین: نهادها و سازمانهای متعددی به طور مستقیم و غیرمستقیم، در موضوع عفاف و حجاب دخالت دارند یا به
ص:93
دلیل موقعیت و نقشهای اجتماعیشان، از آنها انتظار مشارکت میرود. شورای عالی انقلاب فرهنگی؛ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، به ویژه معاونتهای درگیر در امر تولید و نظارت بر اقلام فرهنگی مانند کتاب، نشریهها، فیلمهای سینمایی، بازیهای رایانهای، موسیقی، ویدئوکلوپها، کافینتها، سالنهای تئاتر، سازمان تبلیغات اسلامی، شورای فرهنگ عمومی، سازمان ملی جوانان، وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم، تحقیقات و فنآوری، وزارت کشور؛ وزارت اطلاعات، وزارت بازرگانی، کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، نیروی انتظامی، صدا و سیما، ستاد امر به معروف و نهی از منکر، شورای فرهنگی اجتماعی زنان، سازمان فرهنگی هنری شهرداریها، و سازمان تربیت بدنی از جمله سازمانهایی هستند که در این زمینه مسئولیتهایی تعریفشده دارند.
همانگونه که پیشتر نیز به اجمال بیان شد، دولت باید افزون بر فعالسازی این سازمانها، زمینه مشارکت هرچه بیشتر خانوادهها، سازمانهای مدنی مردمنهاد و عموم مردم را در قالب فریضه امر به معروف و نهی از منکر، در این امر مهم، فراهم سازد.
ـ دکتر ابراهیم شفیعی سروستانی: اگر بخواهیم تفصیلی بحث کنیم و سهم هر یک از نهادها و سازمانها را تبیین کنیم، باید به طرح راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب اشاره کنیم؛ چون در آن طرح، برای 26 دستگاه که برخی آموزشی و پژوهشی هستند، برخی انتظامی و قضایی و برخی اجرایی، تعیین وظیفه و تکلیف شده و در نوع خود، بسته کامل و نسبتاً جامعی است. این طرح در دسترس همه وجود دارد و مطالعه آن امکانپذیر است. آنچه در این زمینه از همه
ص:94
مهمتر است، هماهنگی این اقدامات است؛ یعنی ممکن است دستگاههای پژوهشی ما درباره موضوع حجاب بسیار خوب کار کرده باشند یا دستگاههای انتظامی، برخوردهای انتظامی لازم با موضوع بدحجابی را داشتهاند، ولی تا زمانی که هر کدام از دستگاهها جدا از همدیگر اقدام میکنند، ما به نتیجه مطلوب نمیرسیم.
سؤال فرعی ـ شما فرمودید که دستگاهها باید همافزا عمل کنند. من فکر میکنم نظر شما بیشتر بر نهادها متمرکز است، نه بر مخاطب این برنامهها؛ اگر برای حجاب، نهادها همگی دست به دست یکدیگر بدهند و کار کنند، باز بسیاری از مردم میگویند نه، من فکر نمیکنم لزوماً با چادر حجابم حفظ شود. بسیاری از اوقات میبینیم همان آسیبهایی که یک دختر مانتویی در جامعه متحمل میشود، دختر چادری نیز متحمل میشود. چطور اینها قابل جمع است؟
سیاستهای تبلیغی و ترویجی ما در حوزه عفاف و حجاب، باید به گونهای باشد که مخاطب دریابد این موضوع، به سود خود اوست و آثار و پیآمدهایش به خود او برمیگردد. نکتهای که در تبلیغ و ترویج عفاف و حجاب همواره بر آن تأکید میکنیم، این است که خانمها حجابشان را حفظ کنند تا مردها به گناه نیفتند؛ یعنی نفعش به مردها میرسد. خانمها نیز در پاسخ به ما میگویند: مردها چشمشان را حفظ کنند تا به گناه نیفتند! در حقیقت، روش تبلیغ و تکیهکلام ما در تبلیغ حجاب اشتباه است. به همین دلیل، خانمها احساس نمیکنند که داشتن عفاف و حجاب به نفع خودشان است و میگویند به نفع مردهاست. چیزی که باید بر آن تأکید کرد، تغییر روشهای تبلیغی و
ص:95
ترویجی در حوزه عفاف و حجاب است و اینکه بتوانیم فلسفه حجاب را متناسب با مخاطب امروزی، تبلیغ و ترویج کنیم؛ به گونهای که مخاطب درک کند که حفظ عفاف و حجاب، به سود خود اوست، نه به سود مردان. خداوند وقتی در قرآن کریم مؤمنان را امر میکند که اگر از زنان پیامبر چیزی خواستید، از پشت پرده از آنان بخواهید؛ میگوید: «ذَلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَقُلُوبِهِنَّ؛ این برای دلهای شما و دل آنها پاکیزهتر است». (احزاب: 53)
سؤال فرعی ـ آیا نهاد یا مرکزی وجود دارد که بر اجرای طرح راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب نظارت کند؟
در دولت قبل چون 26 دستگاه اجرایی مهم، وزارتخانه و سازمان، مسئول این موضوع بودند، باید مهمترین شخصیت اجرایی کشور؛ یعنی رئیسجمهور خودش پیش از همه مسئولیت این موضوع را میپذیرفت تا بتواند این موضوع را هماهنگی کند، ولی اجرای این طرح به وزیر ارشاد نیز واگذار شد. وزیر ارشاد نیز آن را به دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی واگذار کرد؛ یعنی دبیر شورای فرهنگ عمومی کشور، هماهنگکننده و پیشبرنده این موضوع شد. مشخص است که شورای فرهنگ عمومی نمیتواند جایگاه مناسبی برای هماهنگ کردن این 26 دستگاه باشد؛ یعنی این دستگاهها حرفشنوی لازم را از آن نهاد نداشتند و در عمل نیز شورای فرهنگ عمومی در اجرای این موضوع موفق نبود. بعدها که این نهاد در این موضوع دچار مشکل شد، آن را به وزارت کشور واگذار کرد. اکنون وزارت کشور نقش هماهنگکننده را بر عهده دارد.
ص:96
ـ دکتر اصغر فهیمیفر: مسئولان با رفتار و گفتار اسلامی خود میتوانند مردم را به سمت عفاف و حجاب جلب کنند. به قول شاعر:
اسلام به ذات خود ندارد عیبی
هر عیب که هست از مسلمانی ماست
چرا در کشورهای غربی، با وجود آن همه مقاومت و مخالفتی که در برابر اسلام میکنند، رشد اسلام بالاست؟ یکی از بزرگان هالیوودی که مسلمان شده، از اسلام چه دیده است؟ او اصول اخلاقی اسلام و سیره پیغمبر را دیده است. او فهمیده که هیچ کدام از ائمه کاخ نداشتهاند. پیامبر نیز کاخ نداشته و با عرب معمولی نشست و برخاست میکرده است. این عوامل انسان را به سوی حجاب و اسلام جذب میکند. او شنیده است که پیامبر، عزیزترین مخلوق خداوند، اگر به پولدارها کمی لبخند بزند و با فقیر کور کمی تروشرویی کند، خدا سریع او را مؤاخذه میکند.
ـ دکتر نیره قوی: اغلب، در این زمینه، به طرحهای مختلف نیروی انتظامی اشاره میکنند. این روش، تنها روش مناسب در بحث عفاف و حجاب در شرایط کنونی نیست. در بین نهادهای علمی ـ فرهنگی، پژوهشهای بسیاری درباره حجاب صورت گرفته. در بحث تقنین و قانون هم کمتر کاستی داریم. اینکه هر کدام از بخشهایی که نام بردید، سهمی دارند، درست است، ولی به یقین، همسویی مجموعههاست که در بهبود این وضعیت مؤثر خواهد بود. از همه مهمتر، بحث اجراست. آیا فقط نیروی انتظامی مسئولیت بهبود وضعیت عفاف و حجاب را دارد؟
هرگاه میگویند حجاب بهتر شده است، تداعی میشود که شاید دوباره میخواهند طرحهای انتظامی را اجرا کنند. باید دقت کنیم. در فرایند بهبود
ص:97
وضعیت عفاف و حجاب، مجموعه این مراکز تأثیر دارند، نه فقط نیروی انتظامی. به ویژه مراکز نظارت بر حسن اجرای قوانین و مقررات در مراکز مختلف دولتی، باید مستمر مشغول باشند، نه فصلی و مقطعی.
ـ خانم فروغ نیلچیزاده: همه سازمانها دخیل هستند. دستگاهها و مؤسسات فرهنگی، آموزش وپرورش و سپس آموزش عالی، قلب و مغز جامعه هستند. بچهها هشت ساعت را مستقیم و غیرمستقیم در مدرسه هستند. اگر مکتوبات و متون درسی و مخاطبان و کارگزاران علمی، به شکل صحیح فعال باشند، بیشک اصلاحات، عمیق خواهد بود.
از مهمترین آسیبها، نابسامانی موقعیت زنان در خانواده و گم شدن نقش مادری در تربیت است. برخی مادرها این روزها، نقش مادری را به خوبی ایفا نمیکنند و بچهها یتیم بزرگ میشوند. سازمانی که کار تربیت را بر عهده دارد، باید از نقش کلیدی پدر و مادر شروع کند. اگر قرار باشد دستگاهها و سازمانها با هم کار کنند، باید یک بار به آن مصوبه سه قوا در راستای عفاف وحجاب نگاه مجدد بیندازیم.
بسیاری از اوقات، دستگاهها موازی عمل نمیکنند، بلکه متقاطعند. ما به یک قرارگاه تربیتی نیاز داریم. یک آدم باحجاب سعی میکند در هر چیزی این حجاب را رعایت کند. این برای شما یک فرهنگ شده است. اگر قرار است ما در این موضوع هماهنگ حرکت کنیم، باید یک قرارگاه تربیتی و فرهنگی با یک نقشه راه مهندسی داشته باشیم که به شخص خاصی وابسته نباشد تا با رفتن آن شخص، کار انجام نشود. همه مؤسسات و دستگاههایی که در امر عفاف و حجاب دخیل هستند، به قرارگاه فرهنگی نیاز دارند که برتری علمی داشته باشند و مردم آنها را بپذیرند.
ص:98
ـ دکتر محمدعلی هرمزیزاده: هر کدام از نهادها در این زمینه سهمی دارند. برای مثال، نهادهای انتظامی و قضایی موظف هستند بُعد اجباری حجاب را در جامعه اِعمال کنند. چون اسلام، رعایت حداقلهایی را برای هر کس در جامعه لازم میداند. حتی کسی که به حجاب اعتقاد ندارد، برای حضور در جامعه، باید حجابش را رعایت کند و اگر رعایت نکرد، پای نیروی انتظامی به میان میآید. بنابراین، کار دستگاههای انتظامی و قضایی، مراقبت از رعایت حداقلها و ظواهر است، ولی کار دستگاههای فرهنگی مانند صدا و سیما، مدارس، خانوادهها و مراکز پژوهشی و علمی و رسانهای، تبلیغی و فرهنگی است.
سهم رسانه ملی را در این زمینه چگونه ارزیابی میکنید و چه وظایف و مسئولیتهایی برای آن قائلید؟
ـ دکتر مسعود آذربایجانی:
نخست باید رسالت و کارکردهای رسانه ملی را بدانیم. به نظر من رسانه ملی چند کارکرد مهم دارد:
اولین کارکردش، کارکرد آموزشی است؛ یعنی آگاهیبخشی به مردم درباره چیزهایی که نمیدانند.
دومین کارکرد آن، فرهنگسازی است. فرهنگسازی یک کار تربیتی و بالاتر از آموزش است؛ یعنی تزریق هنجارها و ارزشها به مردم؛ یعنی ارزشها را جزء باور و به آستانه باورپذیری نزدیک کردن.
سومین وظیفه و کارکرد رسانه ملی، این است که در این زمینه همگرایی ایجاد کند. در این سخن، یک نکته ظریف روانشناسی
ص:99
اجتماعی نهفته است. گاه میخواهیم هنجاری را وارد جامعه کنیم و گاه بالاتر از آن، میخواهیم این هنجار را به شعائر ملی تبدیل کنیم؛ مانند پرچم ایران یا زبان فارسی که برای ما ارزشمند است. اگر هنجاری را به ارزشی ملی تبدیل کنیم، پذیرش آن برای مردم بسیار راحتتر است. از اهرمهای قوی که در این زمینه، در اختیار ماست، بحث هویتیابی است.
بنابراین، کارکرد سوم رسانه ملی، کارکرد اختصاصی این رسانه است و دو کارکرد دیگر را به آموزش و پرورش، دانشگاه و رسانههای دیگر مانند روزنامه میتوان سپرد، ولی رسانه ملی با توجه به فراگیری، در بخش سنتهای ملی و فرهنگسازی، میتواند همگرایی ایجاد کند و کارکرد مهمی داشته باشد.
ـ خانم لعیا اعتماد سعید: سهم رسانه ملی در این عرصه بسیار زیاد است و یکی از کارهای مهمی که باید انجام دهد، الگوسازی است. کاری که دیگر کشورها میکنند، این است که افراد مورد نظر خود را به عنوان الگو مورد توجه قرار میدهند، ولی ما در این زمینه ضعف داریم. به نظر من دو بازوی اصلی در امر ترویج فرهنگ عفاف و حجاب، رسانه و نهادهای آموزشی هستند.
ـ دکتر کریم خانمحمدی: 1. رسانه ملی باید نگاه سیستمی داشته باشد. نداشتن نگاه سیستمی باعث میشود، ما اشتباهاتی انجام دهیم که دشمن در تهاجم فرهنگی از آن سوء استفاده کند. نگاه سیستمی یا ساختاری، مثل بازی شطرنج است. وقتی شطرنج بازی میکنیم، هم خودمان باید درست عمل کنیم و هم باید نگاه کنیم که طرف مقابل چه حرکتی انجام
ص:100
میدهد تا آن را خنثی کنیم. پس ما نیز باید به رسانههای غربی توجه داشته باشیم تا اشتباه نکنیم. رسانه ملی باید به درستی حجاب را تبیین و حجاب و شکلدهی الگوی آن را درست بیان کند.
معرفی الگوی بهینه؛ یعنی ساخت سریالهایی جهتدهنده به سمت حجاب با مضامین عالی؛ سریالهایی که به حجاب جهت میدهد.
سومین نقش رسانه ملی، پرهیز از کج کارکردهاست؛ یعنی کاری نکند که کارکردهای پنهان داشته باشد؛ مثل سریال کلید اسرار که میخواهیم بگوییم در این عالم، ماورایی هست و اسراری هست، ولی این اسرار به حجاب ربطی ندارد. به نظر من در تمام مراحل سیاستگذاری، تولید، نظارت و ساخت، باید متخصصانی باشند که نظارت کنند. همچنین باید در رسانه ملی یک شورای سیاستگذاری متشکل از افراد مختلف داشته باشیم. ما به نخبههای جامعه کم اهمیت میدهیم. از نخبههای مذهبی و حتی غیر مذهبی، باید استفاده کرد.
ـ دکتر سید حسین شرفالدین: در نظام جمهوری اسلامی، بخش مهمی از رسالت و مأموریت خطیر فرهنگسازی، به رسانه ملی واگذار شده که بزرگترین، پررونقترین و اثرگذارترین سازمان و کنشگر فعال فرهنگی اجتماعی است. مرکز طرح و برنامه رسانه ملی در بخش سیاستهای عمومی برنامهسازی مصوب سال 1385، در بند 4 ـ 1 به بخشی از وظایف سازمانی خود درباره بایستههای عفاف و حجاب توجه کرده است. بیشک، رعایت این بایستهها میتواند بخش زیادی از انتظارات عمومی جامعه مؤمنان را تأمین کند. در ادامه، به مواردی از آن که متناسب با سؤال شماست، اشاره میشود:
ص:101
طراحی لباس نباید با معیارهای زیباشناختی، محتوای برنامه، شخصیت مورد نظر و ارزشهای فرهنگی مغایرت داشته باشد؛
پوشش مورد استفاده در برنامهها نباید مروج تجملگرایی و اشرافیگری باشد؛
استفاده از لباسهای مروج مدهای غیربومی و الگوهای مغایر با فرهنگ اسلامی و زمینهساز فرهنگ بیگانگان، برای مردان و زنان ممنوع است؛
پوشش نباید تداعیکننده لباس شهرت (انگشتنما شدن) باشد و نیز نباید حالت خودآرایی و تحریککنندگی داشته باشد؛
پوشش باید آراسته، پاکیزه و با محتوای برنامه متناسب باشد، مگر در مواردی که فضای برنامه شرایط دیگری را اقتضا کند؛
لباس زنان باید تمامی بدن آنها را به استثنای صورت و دو دست تا مچ، بپوشاند؛
در پوشش نباید از لباسهای منقوش به آرم، تصاویر نامتعارف، نوشتهها و نمادهای فرهنگی بیگانه، علایم فرقههای ضاله وگروههای منحرف، نمادها و علایم بازرگانی بدون دلیل برنامهسازی خاص، استفاده شود؛
در برنامهها لازم است شأن و منزلت چادر به عنوان حجاب برتر رعایت شود و از چادر در نقشهای منفی و حقیر و نازل استفاده نشود؛ مگر هنگامی که نقش منفی، آشکارا از چادر سوءاستفاده یا استفاده ابزاری کند. در چنین وضعیتی لازم است در کنار شخصیت منفی، شخصیت مثبت با پوشش چادر نیز در آن برنامه وجود داشته باشد؛
از نشان دادن مادران چادری در کنار دختران جوان غیرچادری باید تا حد امکان پرهیز شود؛ مگر اینکه اقتضای داستان و شخصیتپردازی چنین امری را ایجاب کند؛
ص:102
در برنامهها، استفاده از لباسهایی با رنگها و مدلهای نامتعارف و نامناسب، هرگونه لباس، پیراهن و مانتوی تنگ و چسبان و نیز لباسهای کوتاه، ممنوع است؛
استفاده از بلوز، پیراهن و لباسهای رنگی نامناسب به عنوان پوشش خانمها در خارج از منزل و در ارتباط با نامحرم، ممنوع است؛
برنامههای صدا و سیما باید مروج پوشش کامل برای زنان، شامل چادر یا مانتو همراه با شلوار و مقنعه و جوراب با رنگهای مناسب و سنگین باشد؛
در پوشش زنان، استفاده از مقنعه به عنوان جزئی از پوشش برتر، ترویج شود؛
استفاده از روسری در پوشش خانمها، باید به گونهای باشد که شانهها و برجستگیهای سینه را بپوشاند؛ بر اساس بند 5 ـ 1 مصوبه برنامهسازی، آرایش سر و صورت افراد در برنامهها باید نشاندهنده متانت، عفاف و وقار و متناسب با هنجارها و ارزشهای دینی باشد. استفاده از خانمهای آرایش کرده در برنامههای تلویزیونی ممنوع است و گریم اشخاص نباید با معیارهای زیباشناختی، محتوای برنامهها، شخصیت مورد نظر و ارزشهای فرهنگی مغایر باشد. نکات دیگری نیز در تکمیل پاسخ وجود دارد که در ادامه و در پاسخ به پرسشهای دیگر، به آنها اشاره خواهد شد.
ـ دکتر ابراهیم شفیعی سروستانی: معتقدم پس از خانواده، دو نهاد بیش از همه در نهادینهسازی ارزشها و باورها در جامعه مؤثرند: اول آموزش و پرورش و دوم رسانه ملی.
ص:103
بر اساس آمارها، اطلاعات و تجربه، امروزه نقش هیچ وسیله و رسانهای به اندازه صدا و سیما نیست. اگر همه دستگاههای فرهنگی یک طرف قرار گیرند و صدا و سیمای جمهوری اسلامی در یک طرف قرار گیرد، بیشک، نقش رسانه ملی در انتقال باورها و ارزشها بیش از همه دستگاههای فرهنگی است. بیتردید، نقش رسانه ملی در گسترش فرهنگ عفاف و حجاب بسیار مهم و مؤثر است. حوزه اثرگذاری رسانهها شامل حوزه شناختی، حوزه عاطفی و حوزه رفتاری است.
رسانههای ما در هر سه حوزه، میتوانند اثرگذار باشند. در بحث خاص ما که عفاف و حجاب است، رسانه ملی هم در زمینه شناختی؛ یعنی ایجاد شناخت و معرفت لازم درباره فرهنگ حجاب، فلسفه حجاب و چیستی و چرایی حجاب نقش دارد و هم در حوزه عاطفی؛ یعنی بحث علاقهها و تنفرها، عشقها و محبتها اثرگذار است که باید با عملکرد و برنامههایش در مخاطب، نسبت به عفاف و حجاب محبت و عشق ایجاد کند. سوم در حوزه رفتارهاست که رسانه ملی نباید به افزایش شناخت مخاطب بسنده کند، بلکه برونداد برنامههای رسانه ملی باید ایجادکننده رفتار همراه با عفاف و حجاب در جامعه باشد. اگر رسانه ملی بتواند در این زمینه عمل کند، بیشک، عملکرد مطلوبی داشته است. بخشی از وظایف و مسئولیتهای رسانه ملی در این زمینه به این شرح است:
آشنا ساختن مخاطبان، به ویژه جوانان و نوجوانان، با موضوعهایی چون حدود و چارچوبهای شرعی حجاب، احکام فقهی روابط زن و مرد و
ص:104
ضوابط حاکم بر نگاه، رفتار و گفتار هر یک از آنها، یکی از آغازین گامها برای ترویج فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه است.
نسل جوان، امروز احکام شرع را کمتر بر اساس تعبد محض میپذیرد و بیشتر در پی دانستن فلسفه و چرایی این احکام است. ازاینرو، رسانه ملی در ترویج و گسترش فرهنگ عفاف و حجاب باید به این موضوع توجه داشته باشد و فلسفه والای لزوم رعایت عفاف و حجاب در برابر جنس مخالف را برای آنان به خوبی تبیین کند.
ترویج و نهادینهسازی فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه و تبدیل آن به فرهنگ عمومی قشرهای گوناگون جامعه، به اقدامهای فرهنگی گسترده، متنوع و پیگیر نیازمند است. در این زمینه، رسانه ملی نقشی بسیار مهمتر و تعیینکنندهتر از دیگر نهادها و سازمانهای فرهنگی دارد.
الگوسازی و معرفی نمونههای برجسته، از راههای مؤثر برای ترویج و گسترش اخلاق و رفتارهای پسندیده در میان عموم مردم، به ویژه نوجوانان و جوانان است. ازاینرو، در ترویج و گسترش فرهنگ عفاف و حجاب نیز باید به این موضوع توجه و گروههای هدف را با برجستهسازی الگوهای محبوبشان، به پذیرش فرهنگ عفاف و حجاب تشویق کرد.
ص:105
از دیرباز، یکی از ترفندهای دشمنان برای از بین بردن فرهنگ عفاف و حجاب در جوامع اسلامی، ترسیم چهرهای ناخوشایند از افراد محجبه و معرفی حجاب به عنوان عامل عقبماندگی و فرودستی زنان بوده است. با وقوع انقلاب اسلامی و حضور چشمگیر و نقش تعیینکننده زنان چادری در این انقلاب و همچنین موفقیتهای بیشمار زنان محجبه ایرانی، در عرصههای گوناگون، این ترفند به شکست انجامید و ثابت شد که حجاب، هرگز مانعی برای رشد و شکوفایی استعدادهای زنان مسلمان نیست.
رسانههای وابسته به نظام سلطه و روشنفکران غربزده و منفعل، همواره برابری کامل حقوق زن و مرد، آزادی بیقید و بند زنان و دختران جوان و روابط آزادانه دو جنس مخالف در جوامع غربی را از دستاوردهای مهم دموکراسی لیبرال معرفی و آن را به عنوان الگویی برای زنان و دختران دیگر سرزمینها مطرح میکنند. آنها هرگز به بحرانهای گوناگون فرهنگی، اخلاقی و اجتماعی پدیدآمده در این جوامع، اشارهای نداشتهاند؛ بحرانهایی که امروز تمامیت فرهنگ و تمدن مغربزمین را تهدید میکند.
در تبلیغ و ترویج فرهنگ عفاف و حجاب، باید آثار و پیآمدهای بیبندوباری جنسی و رعایت نکردن عفاف و حجاب، به ویژه در جوامع غربی، به بهترین شکل برای جوانان تبیین شود.
ـ دکتر نیره قوی: تلویزیون هنوز هم در کشور نقش مؤثرتری نسبت به همه رسانهها دارد و از جایگاه مهمی برخوردار است. یکی از کارهای مهم
ص:106
در صدا و سیما این است که برنامههای مخصوص عفاف و حجاب را مقطعی نکنیم؛ بلکه این برنامهها باید در قالبهای مختلف و به صورت مستمر و مداوم در طول سال باشد. تلویزیون و رسانه باید مستمر و مداوم در قالبهای مختلف، بر اساس ذائقه مخاطب، برنامه داشته باشد.
تلویزیون گاه به بعضی از موضوعات باید نگاه تقویمی داشته باشد، اما عفاف و حجاب، موضوعی است که در صدا و سیما باید از نگاه تقویمی خارج شود. عفاف در رفتار، باید در محیط خانواده، بین زن و مرد، بین پدر و مادر و فرزندان، بین افراد و همسایگان، بین استاد و شاگرد، بین فروشنده و مشتری، بین کارگر و کارمند و در محیطها و قشرهای مختلف وجود داشته باشد.
نکته دیگر این است که صدا و سیما میتواند ابزار گسترش معروف و نهی از منکر، نه فقط در بحث عفاف و حجاب، بلکه به طور عام باشد. در سال 1385 قوانین و سیاستهای اجرایی افق رسانه مشخص شده است. قبل از آن نیز ضوابط و مقرراتی بوده، اما حداقل سیاستهای اجرایی افق رسانه که در موارد و اصول مختلف تدوین شده، باید عملی شود.
ـ دکتر محمدعلی هرمزیزاده: صدا و سیما به دلیل اینکه فراگیرترین و گستردهترین رسانه کشور است، وظایف بسیار سنگینی دارد. هیچ رسانهای به فراگیری و گستردگی این دو رسانه نداریم. رسانههای دیگر مانند کتاب، روزنامه، سینما و اینترنت، هیچ کدام این فراگیری را ندارد. در این میان، تلویزیون فراگیرتر است و نمیتوان خانهای پیدا کرد که در آن تلویزیون نباشد. به همین دلیل، وظایف صدا و سیما بسیار سنگین است. بنابراین، باید از این فرصت استفاده و به وظایف خود عمل کند.
ص:107
ـ عملکرد کنونی رسانه ملی را در زمینه گسترش فرهنگ عفاف و حجاب و مقابله با بدحجابی، چگونه ارزیابی میکنید؟
دکتر مسعود آذربایجانی: باید مطابق با ملاکها و معیارها به ارزیابی و نقد برنامههای رسانه ملی بپردازیم.
ملاک اول: عفاف و حجاب در کنار هم هستند. حجاب جلوه رفتاری عفاف و حیاست. ازاینرو، اگر حجاب را جلوه بیرونی عفاف بدانیم، میبینیم الگویی که رسانه ملی در چند سال گذشته نمایش داده، چگونه بوده است. مثلاً اگر الگوی روابط دختر و پسر و روابط نامحرم را در برنامهها و سریالها تحلیل و بررسی کنیم، درمییابیم اختلاط نامحرم در رسانه، به عفاف و حیا ضربه میزند. زن باید در مقابل مرد نامحرم حدودی را رعایت کند. نوع حرف زدن با نامحرم باید با نوع حرف زدن با همسر و محرم متفاوت باشد. آیا این نکته در فیلمها و سریالها رعایت شده است؟
ملاک دوم: الگوی معاشرتی یک دختر در امور اجتماعی و روابط اجتماعی چیست؟ در مورد سبک زندگی، رفتار، برخورد، گفتار، پوشش و مانند آن چگونه باید باشد. این مسئله باید تحلیل شود.
در بحث روانشناسی اجتماعی، میگویند 73 درصد پیامها از طریق ارتباط غیرکلامی و 27 درصد از طریق ارتباط کلامی منتقل میشود. ارتباط غیرکلامی؛ یعنی نوع نگاه، لحن کلام، جهتگیری بدنی، لمس کردن و نوع حرکات چهره و بدن. در این ارتباط غیرکلامی دختری که در رسانه، فیلم بازی میکند یا حتی در دیگر برنامهها، آیا ملاکهای حجاب و حیا و وقار یک زن مسلمان را دارد یا خیر؟
ملاک سوم: بحث حجاب است. ما بیشتر اوقات، حداقلهای حجاب
ـ عملکرد کنونی رسانه ملی را در زمینه گسترش فرهنگ عفاف و حجاب و مقابله با بدحجابی، چگونه ارزیابی میکنید؟
دکتر مسعود آذربایجانی: باید مطابق با ملاکها و معیارها به ارزیابی و نقد برنامههای رسانه ملی بپردازیم.
ملاک اول: عفاف و حجاب در کنار هم هستند. حجاب جلوه رفتاری عفاف و حیاست. ازاینرو، اگر حجاب را جلوه بیرونی عفاف بدانیم، میبینیم الگویی که رسانه ملی در چند سال گذشته نمایش داده، چگونه بوده است. مثلاً اگر الگوی روابط دختر و پسر و روابط نامحرم را در برنامهها و سریالها تحلیل و بررسی کنیم، درمییابیم اختلاط نامحرم در رسانه، به عفاف و حیا ضربه میزند. زن باید در مقابل مرد نامحرم حدودی را رعایت کند. نوع حرف زدن با نامحرم باید با نوع حرف زدن با همسر و محرم متفاوت باشد. آیا این نکته در فیلمها و سریالها رعایت شده است؟
ملاک دوم: الگوی معاشرتی یک دختر در امور اجتماعی و روابط اجتماعی چیست؟ در مورد سبک زندگی، رفتار، برخورد، گفتار، پوشش و مانند آن چگونه باید باشد. این مسئله باید تحلیل شود.
در بحث روانشناسی اجتماعی، میگویند 73 درصد پیامها از طریق ارتباط غیرکلامی و 27 درصد از طریق ارتباط کلامی منتقل میشود. ارتباط غیرکلامی؛ یعنی نوع نگاه، لحن کلام، جهتگیری بدنی، لمس کردن و نوع حرکات چهره و بدن. در این ارتباط غیرکلامی دختری که در رسانه، فیلم بازی میکند یا حتی در دیگر برنامهها، آیا ملاکهای حجاب و حیا و وقار یک زن مسلمان را دارد یا خیر؟
ملاک سوم: بحث حجاب است. ما بیشتر اوقات، حداقلهای حجاب
ص:108
را زیر پا گذاشتیم. برای مثال، مقداری از موی سر را برای یک نوع زیبایی و جذابیت نمایش میدهیم. بنابراین باید تأکید شود که حداقلهای حجاب رعایت شود.
ملاک چهارم: جایگاه اجتماعی افراد است که پیام غیرمستقیم دارد. رسانه، افراد سطح پایین جامعه، مثل خدمتکار و کارگر و خانوادههای سطح پایین را با حجاب به ویژه با چادر نمایش میدهد، ولی فردی که شخصیت اجتماعی بالا دارد، بیچادر یا بدحجاب است.
ملاک پنجم: برخورد مردان است. واکنش و برخورد مردان با زنان در تلویزیون و تصویرسازی از مردان، به تحلیلی محتوایی نیاز دارد.
ملاک ششم: ما نباید پیام ناهمگرا به مخاطب بدهیم. چادری بودن به یک سری لوازم نیاز دارد.
ـ خانم لعیا اعتماد سعید: رسانههای غربی، میکوشند کدهای پوششی خود را به مخاطب القا کنند. چیزی که در رسانه غرب به ویژه سینمای هالیوود وجود دارد و در رسانه ما جایش خالی است، این است که ما برای باورپذیر بودن شخصیتها در ذهن مخاطب هیچ تلاشی نمیکنیم. در نتیجه، مخاطب با شخصیت ما حتی ارتباط نیز برقرار نمیکند، چه برسد به اینکه او را الگوی رفتار خود قرار دهد. در نتیجه، پیام فیلم در ذهن مخاطب به فانتزی و کلیشه تبدیل میشود و بر او تأثیر معکوس خواهد گذاشت. البته این انتقاد مربوط به زمانی است که هدف ما ترویج حجاب است که مصداقهای زیادی ندارد.
ـ دکتر مریم حاج عبدالباقی: رسانه ملی، در زمینه حجاب بسیار کار کرده است. باید به پوشش و رفتار بازیگران نیز توجه شود که برای مثال، با
ص:109
نامحرم شوخی نکنند یا موی سر آنها پیدا نباشد. اگر چنین توجهاتی در رسانه بیشتر شود، اثرگذاری مثبتی دارد.
مشکل دیگری که با آن درگیر هستیم، غفلت از مردان است. اگر مردی به زنی که دنبال کارهای ناشایست است، اهمیت ندهد، مجبور است که به خانهاش برگردد. صدا و سیما باید روی مرد خوب و پدر خوب سرمایهگذاری کند. پس از انقلاب چقدر روی غیرت مردها در فیلمها کار شده است. همانطور که میگویم فیلمهایی با هدف تقویت حجاب ساخته شود، باید فیلمهایی نیز با هدف تقویت غیرت ساخته شود.
ـ حجتالاسلام و المسلمین محمدرضا زیبایینژاد: رسانه ملی در بخشی از مسائل سیاسی، موفق عمل کرده است. همانطور که گفتیم میان افزایش مصرف اقتصادی و افزایش مصرف جنسی ارتباط است. سؤال این است که رسانه ملی در افزایش مصرف تأثیر داشته یا نه؟ عذر رسانه ملی این است که ناچار است بخشی از مخارجش را با تبلیغات تأمین کند. بنابراین، به تبلیغ کالای تجاری بیشتر نیاز پیدا میکند تا هزینهاش تأمین شود. در نتیجه، جامعه را به سمت مصرفی شدن میبرد و از این طریق به دلالت التزامی، به احساس ناکامی و فقر در جامعه، کم شدن مقاومت در مقابل چالشها و کم شدن کفّ نفس کمک میکند که در مسئله جنسی نیز اثر میگذارد.
رسانه ملی از ابزارهای تحول در مناسبات اخلاقی جامعه است و علت مهم آن این است که تلویزیون، رسانه مدرنی است که با سختی میخواهد در خدمت اهداف دینی قرار گیرد. رسانه در نمایش دادن خانه و شیوه زندگی یک زوج جوان، با حقیقت تطبیق ندارد. رسانه، زندگی
ص:110
طبقه متوسط شهری را بازنمایی میکند و همین بازنماییهاست که در ساخت واقعیتهای جدید مؤثر است؛ یعنی جوانان را به این سمت سوق میدهد که همین شیوه را در زندگی رعایت کنند.
کنترل کردن رسانه در خط مستقیم، بسیار هزینهبر است. از سویی، جامعه هنری، مدرنترین بخش جامعه ماست. رفتار کسانی که با تفکر مدرن و گفتمان فردگرایی تربیت شدهاند، نمیتواند به درستی حامل مفاهیم دینی باشد. وقتی بر اساس فلسفه هنر عوامل جذابیت، جنسیت، طنز، خشونت و هیجان است، شما باید بتوانید بر اساس این عوامل جذابیت، انواع نقشها را با یکدیگر تمرین و تولید کنید. بنابراین، هنوز فلسفه هنر دینی نداریم و نیروی انسانی را بر اساس الگوهای دینی تربیت نکردهایم.
نکته دیگر این است که رسانه باید به ارزشهای خانوادگی توجه کند. یکی از دانشمندان غربی مینویسد: در جوامعی که ارزشهای غیرخانوادگی، حیات اجتماعی بر ارزشهای خانوادگی غلبه پیدا میکند، طلاق، روابط جنسی خارج از چارچوب خانواده و اشتغال زنان افزایش مییابد.
ـ دکتر سید حسین شرفالدین: تحلیلهای یکسونگرانه بیشتر، رسانه ملی؛ یعنی سیما و در رتبه بعد سینما و محصولات نمایشی را خاستگاه اصلی یا یکی از عوامل بسیار مؤثر در بروز وضعیت کنونی ارزیابی میکنند، با این حال، بیتردید رسانه ملی با توجه به مقبولیت و اعتبار فرهنگی ـ اجتماعی نسبتاً بالا، اعتماد زیاد به جنبههای الگویی آن در مقام سخنگوی فرهنگی و مروج ارزشها و آرمانهای نظام اسلامی، مخاطب انبوه، گستره وسیع، تعدد شبکهها و تنوع برنامهها؛ پیآمدهای بالقوه مثبت و منفی فراوانی در همه عرصههای فرهنگی، از جمله عفاف و حجاب برجای میگذارد. عواملی
ص:111
چون جاذبههای فنی و هنری، تنوع برنامهها، تکرار در قالبهای مختلف، در دسترس بودن، کمهزینه بودن، آسانی نسبی درک محتوا، درگیر ساختن همزمان چندین حس از حواس پنجگانه، امکان بهرهگیری همزمان از آن با اشتغال به دیگر فعالیتها و حضور در محیط خانه و جمع صمیمی خانواده، بالا بودن جمعیت جوان کشور، وجود اوقات فراغت فراوان، غلبه فرهنگ شفاهی، ضعف فرهنگ مطالعه، کمبود دیگر امکانات تفریحی و فراغتی در کشور، و ترجیح فراغت خانگی به ویژه برای بانوان به دلیل مشکلات حضور در مکانهای تفریحی و فراغت خارج از خانه؛ در مجموع به مقبولیت و مصرف هرچه بیشتر محصولات رسانهای و اثرپذیری عمیقتر از آن انجامیده است. رسانه ملی نیز مانند دیگر سازمانهای فرهنگی، تاکنون اقدامهای اساسی و تلاشهایی درخور توجه در موضوع عفاف و حجاب داشته است. رسانه ملی به دلیل ارتباطات گسترده تودهای، بهرهگیری مستقیم و متوالی همه قشرها از آن، حساس بودن موضوعهای فرهنگی، انگیزه بالا برای بازخورددهی و واکنش مستقیم و غیرمستقیم، دقت و هوشیاری مخاطبان، توقعهای زیاد عموم از این سازمان و کنشگر فعال فرهنگی ـ اجتماعی در مقایسه با دیگر سازمانها و بازتاب سریع ضعفها و قوتها بیش از دیگر سازمانهای مسئول، در تیررس نگاههای خردهگیرانه، ارزیابیهای منتقدانه و رویکردهای آسیبشناسانه قرار دارد. این موقعیت استثنایی برای رسانه، هم میتواند فرصت و هم تهدید به شمار رود. تردیدی نیست که بخشی از مشکلات رسانه ملی در موضوع عفاف و حجاب، بازتاب سیاستهای ضعیف و ابهاماتی است که در برنامهریزیهای کلان فرهنگی کشور وجود دارد. به برخی از نکات تکمیلی، در پاسخ به پرسشهای بعدی اشاره خواهد شد.
ص:112
ـ دکتر ابراهیم شفیعی سروستانی: در سالهای اخیر پوشش ظاهری مجریان، هنرپیشگان و بازیگران رسانه ملی نسبت به گذشته بسیار بهبود پیدا کرده است. در حال حاضر، در رسانه ملی، بدحجابی از نوع بدحجابی ظاهری، در مجریان و بازیگران و هنرپیشگان، کمتر دیده میشود. در این زمینه اقدامات خوبی انجام شده و حداقل از لحاظ ظاهری، موارد بدحجابی از رسانه ملی حذف یا کم شده است.
اکنون مکرر میبینیم در سریالها هنرپیشههای اصلی یا نقشهای دوم و سوم، با چادر هستند؛ حجاب خوبی نیز دارند؛ یعنی حفظ پوشش ظاهری، همراه با رفتار و گفتار و نگاه عفیفانه. در ظاهر، بازیگر یا هنرپیشه سریالی چادری است، ولی بسیار راحت با همه صحبت میکند و صمیمی میشود و بسیاری از حرکات و رفتار او، نشاندهنده یک خانم عفیف نیست. رسانه ملی باید مقوله عفاف و حجاب را به طور کامل نمایش دهد.
ـ دکتر اصغر فهیمیفر: عفت و حجاب بسیار عمیق است. چرا چادری که سر دخترهای پِرسُناژ فیلم کردیم، تأثیر ندارد؟ وقتی شما شخصیتی را طراحی میکنید، طرح شخصیت مشخص میکند که این شخصیت باید چادری باشد یا نه. این درست نیست. عفت در فیلم، یعنی شخصیت به گونهای طراحی شود که زن، عفیف جلوه کند و مرد عفت داشته باشد. در آن صورت، لباس عفیف و عفیفه بر تن او نامناسب نیست. شخصیت در داستان باید دیندار حقیقتی باشد، ولی نیست.
به هر حال، رسانه نقش بسیاری میتواند ایفا کند. میتوانیم برای گویندگان اخبار، لباسهای هنجار، زیبا، رنگی و مناسبی طراحی کنیم تا کمکم مردم به پوششهای اسلامی گرایش پیدا میکنند. البته کسانی
ص:113
بودهاند که واقعاً چادر به تن آنها میچسبید. مرحوم ملاقلی پور میگفت: «بازیگری داشتیم که چادری نبود، ولی با چادر زندگی میکرد. او در یک فیلم، نقش زن شهید را بازی میکرد و در ایام فیلمبرداری با چادر زندگی میکرد تا دقیق بتواند با آن ارتباط برقرار کند.» این نشان عقیدتی ماست. اگر کسی احساس کند به زور چادر بر سرش کردند، از چادر متنفر میشود. یکی از مهمترین ابزارها برای نهادینه کردن حجاب و ترویج آن در جامعه، رسانه ملی است؛ ولی با شناخت دقیق فرم و نه تحمیلی. ممکن است یک فیلم، یک صحنه نماز نیز نداشته باشد، ولی به شدت دینی باشد. در مقابل فیلمی پر از بازیگران چادری باشد، ولی هیچ حس مذهبی در آن نباشد!
من دیدم کارگردانی یک صحنه را روی صحنه دیگر مونتاژ کرد و صحنههای جدا از هم هیچ مشکلی نداشت، ولی وقتی مونتاژ کرد، بسیار اروتیک به نظر میرسید. این یک اصل در مونتاژ است. زِنِشتاین،(1)از بزرگان حوزه مونتاژ میگوید یک تصویر روی یک تصویر دیگر، ایمپکت(2)میشود و یک تصویر ذهنی ایجاد میشود که این تصویر سوم است. باید مراقب اینها باشیم. نگاه دوربین یک نگاه سالک نیست. نشان میدهد که طرف یک میزانسِن برای دوربین خود طراحی نکرده است. دوربین وقتی به صحنه نمایش میرود، به جای انسان و سالک است و باید اینگونه طراحی شود؛ صحنههای زیبا طراحی کند، تصاویر خیالانگیز بیاورد، مفهوم دعا را دیداری کرده باشد. نمونه که من دیدم، دیزالوهای بسیار بدی بود که با هم انجام میدادند. برای مثال، زن و مرد را با هم دیزالو میکردند، تکشات را دیزالو
ص:114
میکردند. این نشاندهنده پایین بودن دانش بصری کارگردان است. در رسانه، بحث فرم مطرح است که چگونه از فرم استفاده کنیم تا تأثیری که بر مخاطب میگذارد، واقعاً معنوی و پایدار باشد. سریال «مسیر سبز» درباره خدا و پیامبر اکرم9 نبود، ولی بحثی معنوی بود که بر مخاطبان اثر گذاشت. بسیاری از فیلمهای خارجی اینگونه هستند و با فرم خاص خود، بر مخاطب اثر معنوی میگذارند. این بحث، فنی است. وقتی فیلمنامه را طراحی میکنیم، باید روابط افراد را به طور دقیق، بر اساس روابط و ارتباطات انسانی و اسلامی طراحی کنیم. مردم به این پیچیدگیهای فیلمها عادت کرده و حتی اصطلاح فنی آن را یاد گرفتهاند.
ـ خانم فروغ نیلچیزاده: در مقوله گسترش فرهنگ عفاف وحجاب، باید ابتدا بینش ایجاد کنیم و بعد نگرش. سپس مبدأ میل یا گرایش، ایجاد میشود تا در نهایت در فرایند بلندمدت به یک منش برسیم. این در حقیقت، چارچوب اصلی شکلگیری فرهنگ عفاف و حجاب است. بینشی که رسانه ملی ایجاد میکند، باید از نگاه قرآن و اسلام با تأکید بر نگاه اهلبیت باشد. ما به عنوان تنها کشوری که نگاه وامدار به اهلبیت دارد، باید این نگاه را در عملکردهای خود جاری ببینیم. آیا در فیلمها، سریالها، در حجاب و پوشش و آرایش مجریان و در نقش زنان و مردان و در آنچه رفتار کردیم، مبنای شرعی داشتیم و آیا عملکرد ما بر مبنای سنت و سیره اهلبیت بوده و اهلبیت خواستند که ما اینگونه دین را معرفی کنیم و یا برعکس عمل کردیم؟
مخاطب جدی که رسانه ملی در درجه اول بر او اثر میگذارد، مخاطبی است که ترجیح میدهد، ببیند و در این دیدن تأثیر بپذیرد. بالاترین حد
ص:115
اثرپذیری، در قشر جوان و نوجوان و سپس کودکان و بعد از آن، دیگر اقشار است؛ زیرا جوانان، نوجوانان و کودکان ترجیح میدهند اگر از چیزی خوششان آمد، بپذیرند و اگر بدشان آمد، نپذیرند. قرار نیست هنرپیشهای چادری شود، ولی اگر قرار است کسی در نقش فرد چادری ظاهر شود، باید خودش به چادر معتقد باشد. رفتار دوگانه، آثار تخریبی زیادی دارد؛ از جمله:
آن نوجوان باور میکند که اگر انسان در جامعه رفتار دوگانه داشته باشد، پسندیده است و باید با انسانهای متدین، متدین باشد و با انسانهای لاابالی، مانند خودشان و در نابسامانیهای ارزشی خود به آن پناه میبرد و فضای مدرن هم آن را ترویج میکند که اصطلاحاً به آن جَوزدگی گویند.
بسیار طبیعی است که کسی در تصمیمگیری برای حجاب خود، به عنوان کسی که شبیهسازی میکند، اینگونه برداشت میکند که من میتوانم بعضی جاها چادر سرم کنم و بعضی جاها بدون چادر بیرون بیایم.
چادر اصالتاً جزو باورهای قرآنی، دینی و شرعی ماست و سپس ارزشی و هنجاری. گاهی گرایش و مبدأ میل مخاطب، تحت تأثیر است و بینش آگاهانه رخ میدهد. برای مثال اگر شما در مدرسه معلم چادری خوب و خوشاخلاق داشتید، به حجاب گرایش پیدا میکردید؛ زیرا از او مهربانی دیده بودید. وقتی در یک سریال یک شخصیت خوب، چادری است، شما نیز به چادر گرایش پیدا میکنید و این آگاهانه رخ نمیدهد، بلکه از قالبهای روانشناختی و از اثرگذاری تبلیغات استفاده میکند. نوجوانی که در رسانه ملی خانم محجبهای را دیده که ادای خانم چادری را درمیآورد، چگونه میخواهد با ماهواره بجنگد، در حالی که هنرپیشههای آن با شخصیت واقعی خود جلوی دوربین ظاهر شدهاند. حال آیا چیزی از هویت ملی او میماند؟
ص:116
رسانه ملی در مقام تربیتی، نباید به خواستههای عوامانه به ظاهر متمدن متمایل شود.
زیرساخت حجاب، حیا و عفاف است. حجاب فقط پوشش بدن نیست، بلکه پوشش بدن بخشی از حجاب است.
درباره استفاده مردان از رنگهای مختلف، در روایات ضابطه وجود دارد. در روایت داریم که شخصی به منزل امام صادق7 رفت و دید که ایشان پیراهن سرخی پوشیده است. از ایشان پرسید: چرا شما چنین لباسی پوشیدید؟! حضرت فرمود: «من به خاطر همسرم این لباس را پوشیدم.» این یعنی هرگز ایشان را با این لباس در جامعه ندیدند؛ زیرا در اسلام این رنگ برای مرد مناسب نیست، ولی در حیطه روابط خصوصی میان زن و شوهر پوشیدن آن اشکالی ندارد؛ زیرا تمایل حرامی نیست و برای ایجاد جاذبههای عاطفی استفاده میشود. ما برای اینکه نشان دهیم آدمهای متعصبی نیستیم و شادیم، لباس زرد، سبز، قرمز و آبی بر تن مردان میکنیم و با مدلهای نامناسب در جامعه نشان میدهیم. حفظ حجاب مفهوم ساز و رفتارساز است. رو گرفتن، جزئی از فرهنگ چادر و یکی از امتیازات چادر است که مقنعه و مانتو و چادرهای جدید، این قدرت را ندارد. ما در فقه، مفهومی داریم به اسم معاونت در گناه، که میگوید: اگر دیدی نگاهی بر تو متمرکز و نامناسب است، وظیفه شرعی داری که خودت را بیشتر بپوشانی. مقنعه و شال چگونه میتواند زن را حفظ کند و بپوشاند؟ یکی از امتیازهای چادر، قدرت روگیری بیشتر است که بتواند او را بیشتر بپوشاند.
زمانی پوشیدن مقنعه حتی در ادارات اجباری بود و فرهنگ عمومی جامعه بر تلویزیون اثر گذاشته بود. فرهنگ جامعه، رسانه را ملزم کرده بود که افراد باحجاب را نشان دهد. طبیعی است که اگر فردی خانواده
ص:117
مذهبی نداشته باشد، حجاب را از تلویزیون فرا میگیرد. تلویزیون آبی است که از حوض جامعه برداشته شده است. به همین دلیل، نوع فرهنگ عمومی جامعه در فرهنگ رسانه تأثیر میگذارد.
ـ دکتر محمدعلی هرمزیزاده: عملکرد صدا و سیما نیز جزو امور نسبی و تشکیکی است. نقاط قوتش مشخص است. صدا و سیما گاهی برای ترویج عفاف و حجاب، برنامههای خیلی خوبی پخش میکند؛ چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیرمستقیم. برنامههایی که به صراحت درباره عفاف و حجاب ساخته میشود، به صورت مستقیم است. برای مثال، یک روحانی یا یک استاد دانشگاه، با استدلالی قوی و کلامی جذاب، در رادیو یا تلویزیون درباره لزوم حفظ عفاف و حجاب صحبت میکند. همچنین برخی برنامهها به صورت غیرمستقیم به ترویج عفاف و حجاب میپردازند. برای مثال در یک فیلم یا سریال جذاب یا در زندگی واقعی، یک خانم تحصیلکرده و موفق را نشان میدهیم که دارای عفاف و حجاب کامل است. صدا و سیما در این زمینه گامهای خوبی برداشته، ولی به هیچ عنوان کافی نبوده و در مواردی نیز ضعفهای زیادی داشته است. بعضی از تحقیقات نشان میدهد در بسیاری از فیلمها و سریالها و حتی در رفتار برخی از مجریان زن صدا و سیما، حجاب ظاهری وجود دارد، ولی متأسفانه عفاف وجود ندارد. یعنی ظواهر رعایت میشود (مثلاً خانمها حداقل حجاب را رعایت میکنند)، ولی رفتار عفیفانهای که از دختر یا زن مسلمان انتظار میرود، ندارند و رفتارها برخلاف عفت است. این مشکل در بسیاری از فیلمها و سریالها وجود دارد و بسیار خطرناک است؛ چراکه میتواند به وضعیت فرهنگی ما بسیار آسیب برساند؛ زیرا بسیاری از دختران جوان و نوجوان، از صدا و سیما الگو
ص:118
میگیرند. ممکن است در خانواده آنها الگوی بهتری از نظر حجاب وجود نداشته باشد و آنها عفاف و حجاب را از مجریان و بازیگران صدا و سیما بیاموزند. ازاینرو، صدا و سیما در عین حال که در این زمینه گامهای خوبی برداشته، مشکلاتی نیز داشته است.
نتیجهگیری
جملات کلیدی(آسیبشناسی عملکرد رسانه ملی)
دکتر مسعود آذربایجانی
الگوی معاشرت اجتماعی دختر و پسر و روابط و اختلاط نامحرم در برنامههای رسانه به عفاف و حیا آسیب میرساند.
تصویرسازی صحیحی از مردان در رسانه صورت پذیرد.
حجاب کامل به ویژه چادر به عنوان ارزش اجتماعی، به مخاطب معرفی نمیشود
خانم لعیا اعتماد سعید
اگر هدف برنامهای ترویج حجاب باشد، برای باورپذیر شدن شخصیتها در ذهن مخاطب، کوشش فراوان صورت گیرد.
معمولاً مخاطب برنامهها مشخص نیستند.
دکتر مریم حاجعبدالباقی
برنامههای رسانه در پوششهای ظاهری، عملکرد خوبی دارند، ولی در نمایش روابط با جنس مخالف عملکرد ضعیفی دارند.
غفلت از مردان: اکثر فیلمهای ساخته شده، حول محور زن بوده است.
دکتر کریم خانمحمدی
مجموعههای تلویزیونی، زیباییها و آثار مطلوب فردی و اجتماعی حجاب را به تصویر نمیکشند.
ص:119
حجت الاسلام و المسلمین محمدرضا زیبایینژاد
تبلیغ بیشتر کالای تجاری موجب احساس ناکامی و فقر در جامعه، کم شدن مقاومت در مقابل چالشها و کم شدن عزت نفس میشود که در مسئله جنسی نیز اثر میگذارد.
جامعه هنری به عنوان مدرن ترین بخش جامعه که تحت تفکر مدرن و گفتمان فردگرایی ساخته شده است، نمیتواند به درستی حامل مفاهیم دینی باشد.
دکتر اصغر فهیمیفر
رسانه ملی حجاب را به صورت ظاهری در نظر دارد.
دکتر نیره قوی
سیاستهای رسانه در ترویج حجاب، تقویممحور است.
مخاطبمحور بودن در رسانه، یکی از آفتها در این زمینه است.
الگوهای پوششی و رفتاری برخی از هنرمندان و مجریان مرد، مناسب نیست.
خانم فروغ نیلچیزاده
رسانه ملی زیر ساخت کاملاً مناسب را در مخاطبان ایجاد نکرده است.
دکتر محمدعلی هرمزیزاده
در بسیاری از سریالها و حتی در رفتار برخی از مجریان، حجاب ظاهری وجود دارد، ولی رفتار عفیفانه، وجود ندارد. رفتارها برخلاف عفت است.
ـ رسانه ملی برای ایفای درست نقش و وظیفهای که در این زمینه دارد، چه فعالیتهایی در زمینه سیاستگذاری و برنامهریزی، چه فعالیتهایی در زمینه تولید و چه اقدامهایی در زمینه نظارت باید انجام دهد؟
ص:120
ـ دکتر مسعود آذربایجانی:
در پاسخ به این پرسش، ذکر چند نکته مهم است:
نخست باید نوع گفتار، نوع معاشرت، نوع پوشش و حجاب، نشست و برخاست و رفتارهایی مانند آن را در سبک زندگی اسلامی مشخص کنیم و نیز حداقلهایی که باید رعایت شود.
حجاب و پوشش را باید جلوهای از عفاف و حیا بدانیم. در این صورت، دیگر حجاب و پوشش فقط به زنان اختصاص ندارد و شامل مردان نیز میشود. بنابراین، مردان نیز در ارتباط با نامحرم، باید عفاف و حیا را رعایت کنند.
حجاب یکی از آموزهها و مناسک دینی و اسلامی است که در کشور ما جنبه ملی دارد و قبل از اسلام نیز در ایران حجاب رعایت میشده است. من دین اسلام را از حجاب تفکیک نمیکنم. اگر این باور در میان مردم نهادینه شود که اسلام دین سعادتبخشی است که زندگی را مطلوبتر، ارزشمندتر و زیباتر میکند، حجاب نیز مانند دیگر عقاید و نماز و روزه، به عنوان اعتقاد اصیل وارد زندگی میشود و زندگی مطلوبتری را رقم خواهد زد.
با اعتقاد به دین اسلام، حجاب نیز جزئی از عقاید دینی میشود. پس لازم نیست حجاب را معرفی کنیم، بلکه باید آموزههای اسلامی را برای مردم باورپذیر کنیم و به صورت مستدل و منطقی در فیلمها و برنامهها نشان دهیم، نه به صورت صوری. باید آثار دینداری را در زندگی مردم نشان دهیم؛ هم آثار روانشناختی و هم آثار جامعهشناختی. دینداری باید در زندگی ما اثر داشته باشد؛ زیرا دین فقط برای آخرت نیست. «وَ مَن کاَنَ فی هَذِهِ أَعْمَی فَهُوَ فی الاَْخِرَةِ أَعْمَی وَ أَضَلُّ سَبِیلاً؛ هر کسی در این جهان، یعنی
ص:121
دنیا، نابینا و کوردل باشد، در آخرت نیز نابینا و گمراهتر خواهد بود.» (اسراء: 72) اگر در این دنیا چشم ما روشن نشود، در دنیای دیگر نیز روشن نمیشود.
رسانه ملی باید نشان دهد که باورهای دینی، عقاید اسلامی و سبک زندگی اسلامی، میتواند زندگی فرد را دگرگون کند.
به طور کلی، باورهای دینی، مانند پلی است که زیر ظرفیت روانی فرد اهرم میزند. جامعه و مخاطبان باید درک کنند که باورهای دینی، در ایجاد سازگاری و بهینه کردن زندگیشان نقش دارد. در این صورت، وقتی اخلاقیات و باورهای دینی پذیرفته شد، حجاب نیز به عنوان یکی از باورها پذیرفته میشود. پس این جزء نمیتواند از کل جدا شود، نمیتوان به خدا ایمان داشت، ولی حجاب را نپذیرفت.
پیش از این به ملاکهایی که اشاره شد، در تولیدات تلویزیونی، باید ملاک، ارزیابی و نظارت باشد. بعضی از رفتارها در فیلمهای سینمایی بسیار مخرب است. برای مثال خدمتکار حجاب و چادر دارد، ولی خانم خانهدار با شخصیت بالای اجتماعی، بدحجاب و بیچادر است. این رفتارها بیشترین ضربه را به حجاب وارد میکند و دختران دیگر حاضر به سر کردن چادر نخواهند بود. در تولید داخل، باید نظارت بسیار جدی باشد. در تولیدات خارجی، نمیتوانیم این نظارتها را انجام بدهیم، اما باید طوری باشد که در بافت کلی، چندان برجسته نباشد و قابل چشمپوشی باشد.
بازیگران، تابع سیاستها و سناریوهای تهیهکنندگان و کارگردانان هستند وزارت ارشاد باید بخشنامهای درباره رعایت عفاف و حجاب، به صورت قانون لازمالاجرا داشته باشد و اگر عفاف و حجاب در فیلم رعایت نشود، به آن اجازه اکران داده نشود یا به جشنوارهها راه پیدا نکند. اگرچه در ابتدا کار برای تولیدکنندگان سخت خواهد بود، اما آنها با شوق
ص:122
و ذوق فراوان به این سمت و سو حرکت خواهند کرد و خود را با شرایط تطبیق خواهند داد. بازیگران نیز به خوبی مفاهیم را میدانند و به راحتی میتوانند با حجاب نیز نقش بازی کنند. در زمینه پوشش چادر نیز باید اولاً به نوع پوشش زیر چادر توجه داشت؛ و دوماً نوع رفتار و حرکات، معاشرت، متانت و وقار بازیگر باید با چادر متناسب باشد؛ نه اینکه فرد حجاب اسلامی داشته باشد، اما گفتار و معاشرتش با مردان، با حجابش همگرا نباشد. پس فقط نباید بر چادر به عنوان حجاب تأکید داشته باشیم.
گاه در رفتار بازیگران، دوگانگی دیده میشود که برای رفع آن باید اقدامی اساسی انجام داد. برای مثال، افرادی که به عنوان بازیگر جدید، جذب رسانه ملی میشوند، نباید سابقه نامطلوب داشته باشند. باید از بازیگرانی استفاده شود که در زندگی شخصی خود نیز این هنجارها را رعایت کنند تا در ذهن مخاطبان، دوگانگی و تناقض ایجاد نشود با سرمایهگذاری میتوانیم نیروهای ارزشی را برای رسانه گزینش کنیم.
مخاطبان برنامهها دو گروه هستند یا گروه مسن جامعه هستند که شخصیت آنها ساخته شده است و اینگونه تناقضها تأثیر چندانی بر آنها ندارد؛ یا جوانان هستند که تابع ارزشها و هنجارهای جامعهاند. اگر با سیاستگذاری کلی در رسانه، آن هنجارها را تعدیل کنیم، هنرپیشه نیز در زندگی شخصی خود تجدیدنظر میکند و میفهمد که جلوه و پوششهای نامناسب، مطلوبیت گذشته را ندارد و به این نتیجه میرسد که باید در یک سری رفتارها تجدیدنظر کند. حل مشکلات فرهنگی و دینی، به سرعت امکانپذیر نیست، بلکه به راهکارها در درازمدت نیاز است. برای مثال، در گزینش نیروها در دانشکده صدا و سیما و در رشتههای هنر، باید نیروهای ارزشی را گزینش کنیم و این افراد را
ص:123
پرورش دهیم تا در چند سال آینده، بازیگرانی قوی داشته باشیم که هم در زندگی شخصی به ارزشهای دینی توجه داشته باشند، هم در زندگی شغلی و هنری. این همگرایی تأثیر بسیاری دارد.
اگر از ده زنی که در یک فیلم بازی میکنند، هشت نفر آنها در زندگی شخصی دارای وقار و عفاف باشند و فقط دو نفر به این مؤلفهها پایبند نباشند، تهیهکننده در گزینش نیروهایش تجدیدنظر میکند و به دنبال نیروهای ارزشی میرود و از این نیروها استفاده میکند.
ـ خانم لعیا اعتماد سعید: از مشکلات اساسی ما در رسانه و بیشتر نهادهای فرهنگی و تبلیغی، عقیده نداشتن دستاندرکاران، به کاری است که میکنند و صرفاً آن را به عنوان یک کار انجام میدهند. درباره برنامهریزی و سیاستگذاریها نیز ما باید همه انرژی خود را در کارهای تبلیغی غیرمستقیم صرف کنیم و همانطور که پیش از این نیز اشاره کردم، برای مطرح کردن الگوها و شخصیتهای ساخته شده خودمان بکوشیم، البته به صورتی که غلو نشود و شخصیتها باورپذیر باشند. در زمینه نظارت نیز به نظر میرسد نظارت کنونی فقط در ظاهر است و هیچگونه نظارتی بر اهداف و محتوا صورت نمیگیرد یا آن طور که باید، به آن اهمیت داده نمیشود. البته همه اینها به فهم درست ما از مسئله و روشن شدن نسبت جمهوری اسلامی با مقوله حجاب وابسته است؛ زیرا اگر چنین نباشد، معیار مشخصی برای ارزیابی وجود ندارد و هرکس ممکن است از دریچه نگاه خود به موضوع بنگرد.
ـ دکتر مریم حاج عبدالباقی: رسانه در هر دو بازه زمانی کوتاهمدت و
ص:124
بلندمدت، باید برنامههای متناسبی داشته باشد؛ یعنی برنامههای روزانه، ماهانه و سالانه.
باید یک گروه از عوامل مذهبی اعم از کارگردان، نویسنده و تصویربردار تشکیل دهیم تا این گونه تولیدات را به آنها بسپاریم. سپس بر برنامههایی که به طور روتین تولید میشوند نظارت داشته باشیم. متأسفانه ما گرفتار نظارتهای ظاهری هستیم. ناظران نباید شکلگرا باشند، باید ناظران ارزشی باشند و اسلام، دین و قرآن را درک کرده باشند. از دیگر سو نیز یک گروه مذهبی برای تولید اینگونه برنامهها داشته باشیم.
اگر تلویزیون بتواند تقوا، فرهنگ مسجدی شدن، فرهنگ کتابخوانی، و فرهنگ قرآنخوانی را تقویت کند، عفاف و حجاب تقویت میشود. تلویزیون در این زمینه میکوشد و در این 30 سال روند رسانه در این زمینه عالی بوده است.
ـ حجتالاسلام و المسلمین محمدرضا زیبایینژاد: متون دینی ما در بسیاری از اوقات، به تربیت، به طور غیر مستقیم توجه میکند. برای مثال، میان صفت «غیرت» و «عادت به موسیقی» ارتباط برقرار میکنند و میگویند: «اگر در خانهای صدای آلات لهو به صورت مستمر چند روز به گوش برسد، خداوند، شیطانی بر اهل آن خانه مسلط میکند که غیرت را از آنها میگیرد.» این بدان معناست که میان گوش دادن به موسیقی و بیتوجهی جنسی رابطه وجود دارد؛ چنان که در روایت دیگری میان زنا و موسیقی رابطه برقرار شده و آمده است: «الغناءُ رُقْیة الزنا؛ غنا کارت دعوت زناست.» در این وضعیت، رسانه ملی میخواهد هم درباره موضوع عفاف و حجاب کار کند و هم
ص:125
موسیقی را ترویج دهد. امام خمینی= در کتاب چهل حدیث، از استادشان، آیتالله شاه آبادی= نقل قول میکند: (هیچ چیز مانند گوش دادن به تغنیات، از انسان سلب اراده نمیکند.) ما یک نسل بیاراده را تحویل جامعه میدهیم که قدرت کفّ نفس ندارد. ازاینرو، باید سیاستهای رسانه در مورد موسیقی و همچنین درباره طنز روشن شود. بر اساس برخی روایات، فرهنگ لودگی و مسخرگی و لهو و لعب، جدیت را کم میکند. بنابراین، جامعه نمیتواند در مسائل جدی تصمیم بگیرد.
موضوع دیگر، این است که رسانه ملی باید التهابهای جنسی را کم کند. موضوع دیگر، هویت جنسی است. باید زن را به تربیت زنانه و مرد را به تربیت مردانه آراسته کنیم؛ یعنی این اعتقاد را نهادینه کنیم که برای مرد، غیرت و برای زن حیا مهم است و هر یک از دو جنس، ارزشها و کارکردهای خاصی دارند. ما متأسفانه نتوانستیم تصویر مردانگی را به صورت درست به نسل بعد منتقل کنیم. کار مهمی که پدر در خانواده انجام میدهد و رسانه امروز به آن توجه ندارد، تعادل بخشیدن به عاطفه مادری است. مادر درباره فرزندانش عاطفه به خرج میدهد و پدر با هیبت خود، این عاطفه را تعدیل و مدیریت میکند. اگر پدر را حذف کنید، بچهها لوس میشوند. به نظرم رسانه باید تربیت جنسی را از برنامههای کودک آغاز کند. فرهنگ قانونمداری را تقویت و مهمتر از همه شاخصهای رشد خود را تدوین کند. البته افراد دیگری نیز باید شاخصگذاری کنند و رسانه باید مصرفکننده باشد، ولی این کار در رسانه صورت نگرفته است. حال این پرسش مطرح میشود که در رشد فرهنگی و عفاف، چه شاخصهایی داریم تا عملکرد رسانه را با آن بسنجیم؟ باید مطالعات نظری داشته باشیم و آرمانهای خود را مشخص
ص:126
و به شاخص تبدیل کنیم. فرض کنید وقتی میخواهیم بدانیم خانوادهای قوی است یا نه، یکی از ملاکها این است که اگر خانواده با مشکلی روبهرو شود، آن را در درون خانواده حل میکند یا به بیرون از خانواده مراجعه میکند؟ اگر افراد خانواده درون سیستم خانوادگی گسترده مشکل را حل کنند، مشخص است که پیوندهای خانوادگی میان آنان قوی است. برای مثال، وقتی زنی از شوهر خود ناراحت است و از مادر شوهرش کمک میگیرد، نشان میدهد که پیوند عروس و مادر شوهر مستحکم است. ما میتوانیم در شاخصهای رسانهای، مواردی چون رشد خانواده و رشد عفت را مشخص کنیم. در این صورت، سیاستهای رسانه و شاخصهای رسانهای باید ترسیم شود تا بتوانیم بگوییم رسانه در مسیر درست حرکت میکند یا خیر؟
ـ دکتر سید حسین شرفالدین: به طور کلی و بدون تفکیک اجزای سهگانه پرسش، از رسانه ملی انتظار میرود که در قالب یک برنامهریزی جامع، همه این ابعاد را متناسب با رسالت و مأموریت کارکردی خویش، انتظارات نظام و جامعه اسلامی، اقتضائات زمان و مکان و حساسیت موضوع، دقیق و کارشناسانه بررسی و به آن توجه کند. در ادامه، به برخی از این بایستهها به اجمال اشاره میشود: تربیت نیروهای فنی و هنری مورد نیاز با هدف تولیدات اقلام رسانهای متناسب با معیارهای اسلامی؛ سرمایهگذاری در تولید محصولاتی با کیفیت متناسب با ذائقه ملی و نیاز مخاطبان، برنامهریزی همه جانبه برای فرهنگسازی و جامعهپذیری تودهها با محوریت بینشها و ارزشهای اسلامی؛ الگوسازی از تیپهای شخصیتی معیار؛ حرمت نهادن به خواست و نیاز اکثریت؛ رعایت دقیق استانداردهای برنامهسازی متناسب با
ص:127
سیاستهای تدوینی مندرج در منشورات مرکز طرح و برنامهریزی رسانه ملی؛ برقراری ارتباط منسجم و ارگانیک با مراکز علمی و پژوهشی حوزوی و دانشگاهی با هدف تأمین نیازهای مطالعاتی و پژوهشی؛ بالا بردن جاذبههای برنامهسازی با هدف بازداشتن مخاطبان از رویآوردن به رسانههای بیگانه و مصرف بیرویه اقلام فرهنگی غیر مجاز؛ پایان دادن به سلیقهمحوری و عملکردهای بیمبنای بیشتر تهیهکنندگان و کارگردانها؛ برخورد قاطع با مدیران و برنامهسازان متخلف؛ داشتن وحدت رویه و پرهیز از عملکردهای متناقض؛ پرهیز از کلیشهسازیهای ملالآور و تاریخ مصرف گذشته؛ برجستهسازی فلسفه حجاب و اهداف شارع از تشریع و تأیید حجاب و اینکه اساساً الزام به حجاب مجوز حضور اجتماعی زن است، نه حبس وی در خانه؛ تبیین مکرر مستندات دینی عفاف و حجاب و تشریع احکام و حدود شرعی واجب و مستحب آن؛ بیان دیدگاههای بزرگان و شخصیتهای شاخص فرهنگی در اهمیت حجاب؛ تبیین نسبت عفاف و حجاب با کرامت، فطرت، هویت، شرافت و جایگاه ممتاز زن در عالم هستی؛ جریانسازی هدایتشده (ایجاد حساسیت و بسیج تودهها در جهت حمایت فکری و عملی از مطلوبیت حجاب و مطالبه آن و همچنین ابراز واکنش منفی و مخالفت با همه مظاهر بیحجابی و بدحجابی)؛ تقویت جنبههای زیباشناختی حجاب؛ معرفی و ترویج الگوها و مدلهای پوششی مناسب با ذائقه و انتظارات جامعه ایرانی ـ اسلامی؛ معرفی بانوان محجبه موفق در عرصههای مختلف اجتماعی؛ شخصیتپردازی از بازیگران باحجاب در مجموعههای تلویزیونی متناسب؛ تبیین آثار زیانبار بدحجابی و روابط آزاد؛ تبیین آثار مطلوب فردی و اجتماعی مترتب بر الگوی پوششی توصیه شده در اسلام؛ پرهیز شدید از تحقیر عملی حجاب در قالبهایی
ص:128
چون اعطای نقشهای مثبت و بالا به زنان بدحجاب و در مقابل، نقشهای پایین و گاه منفی به زنان چادری؛ تبیین علل و ریشههای بیحجابی و بدحجابی؛ پاسخدهی به شبههها و انتقادهای وارد به عفاف و حجاب؛ بیان ریشههای تاریخی بیحجابی و نقش استعمار و امپریالیسم فرهنگی دراینباره و تشریع دلایل مقابله خصمانه فرهنگ لیبرالیستی غرب با حجاب؛ بیان آثار و پیآمدهای ویرانگر برهنگی در جوامع غربی؛ تشریع روند استقبال از حجاب با الگوی اسلامی در کشورهای غیراسلامی و حتی در میان بانوان غیرمسلمان؛ تأکید عملی بر چادر به عنوان حجاب برتر و الگوی ترجیحی (نه منحصر)؛ انعکاس پوششهای محلی مناسب رایج در اقلیمهای فرهنگی و عرفهای مختلف ایرانی؛ پرهیز از تنمحوری و برجستهسازی جذابیتهای فیزیکی به ویژه چهره زنان و استفاده ابزاری از این جاذبیتها؛ ناهنجار جلوه دادن بیحجابی و بدحجابی؛ استفاده از جذابیتهای عاطفی، عرفانی، اخلاقی و تربیتی زنان به جای جاذبیتهای جنسی؛ پرهیز از نمایش چهرههای دارای آرایش غلیظ به بهانه گریم و پوشش نامناسب؛ پرهیز از نمایش افراد با پوششهای نامتعارف، پرهیز از نمایش زنان با جلوههای پوششی اشرافی و تجملی؛ تأکید بر پوشش مناسب پسران و دختران مجری در برنامههای کودک؛ پرهیز از نمایش تعاملهای رفتاری غیر مجاز و عادیسازی روابط غیرمجاز، به بهانه معرفی الگوهای مدرن همسریابی؛ پرهیز از نمایش تنوع افراطی مدهای لباس بازیگران در برنامهای واحد.
همچنین از رسانه ملی انتظار میرود در فرایند الگوسازی، جدی عمل کند؛ عفاف و حجاب یا دست کم سطحی از آن را به یک خواست عمومی و تودهای تبدیل سازد؛ عفاف و حجاب را نه یک امر شخصی، بلکه موضوعی مربوط به فضای عمومی تحت نظارت دولت و عرف عام معرفی
ص:129
کند؛ خانوادهها را به تأمین نیازهای عاطفی فرزندان به ویژه دختران ترغیب و تشویق کند؛ نقش عفاف و حجاب را در تقویت هویت ملی و فرهنگی جوانان و تأثیر آن را بر استقلال فرهنگی و سیاسی کشور تبیین کند. همچنین رسانه ملی باید اقدامات ناسنجیده سازمانهای مختلف رسمی و غیررسمی را در این زمینه به نقد کشد؛ اقدامات مثبت دیگر سازمانها را در این موضوع، با هدف ارتقای بینشها و حساسیتهای جمعی انعکاس دهد؛ برنامههای خود را به ویژه از جهت پیآمدها و کارکردهای پنهان و آثار تربیتی مترتب، به طور پیوسته و با معیارهای کارشناسی، نقد و ارزیابی کند؛ شبهه وجود سکس پنهان در لایههای مختلف برنامههای نمایشی سیما را از خود دور کند؛ جامعه را در مسیر برخورد درست و منطقی با متخلفان و ناقضان حدود عفاف و حجاب هدایت کند.
ـ دکتر ابراهیم شفیعی سروستانی: 1. سیاستگذاری مناسب رسانه ملی در زمینه رعایت عفاف و حجاب، در فرهنگ جامعه ما بسیار اثرگذار است. بسیاری از نوجوانان و جوانان، الگوهای خود را از میان هنرپیشگان و بازیگران فیلمها و سریالهای تلویزیونی برمیگزینند. ازاینرو، رسانه ملی باید پیشتاز رعایت فرهنگ عفاف و حجاب باشد و مدیران رسانه باید با سیاستگذاری و نظارت مناسب، بر رعایت کامل این فرهنگ در همه مراحل تولید و پخش برنامهها تأکید داشته باشند.
ص:130
ازاینرو، باید با کاستن از حجم پخش اینگونه فیلمها و سریالها و نظارت بیشتر بر تأمین و پخش آنها، تا حد ممکن از آثار مخرب آن جلوگیری کرد.
تشویق عوامل مؤثر در رشد و گسترش فرهنگ عفاف و حجاب: از راههای مناسب فرهنگسازی در زمینه عفاف و حجاب و گسترش این فرهنگ در جامعه، تشویق کسانی است که با تولید آثار هنری و فیلمها و سریالهای جذاب، به رشد و گسترش و نهادینهسازی فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه کمک میکنند. رسانه ملی از این راه میتواند موج امید و نشاط را در ترویجدهندگان این فرهنگ ایجاد و از دلسردی و ناامیدی آنها جلوگیری کند.
فرهنگسازی برای ازدواج آسان جوانان: بیتردید، یکی از شرایط تحقق کامل فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه، زمینهسازی برای ازدواج آسان جوانان است؛ زیرا در این صورت، بسیاری از انگیزهها برای روی آوردن برخی دختران جوان به خودآرایی و خودنمایی جنسی، از بین میرود و به طور طبیعی، موارد بدحجابی و بیعفتی به شدت کاهش مییابد.
تقویت فرایند ارزیابی برنامهها و نظارت بر آنها: در حال حاضر، واحدهای متعددی از سازمان صدا و سیما مسئولیت ارزیابی برنامههای رسانه ملی و نظارت را از مرحله تدوین طرح تا پخش بر عهده دارند. بیتردید، وجود آنها نقش مؤثری در رعایت سیاستها و ضوابط مصوب سازمان در تولید، تأمین و پخش برنامهها داشته است. با وجود این، به نظر میرسد به دلیل برخی نقصها و اشکالهای ساختاری یا فرایندی، سیاستها و ضوابط مصوب، در مواردی چنان که باید و شاید، در برنامهها رعایت نمیشود. ازاینرو، برای اطمینان از تحقق کامل
ص:131
مسئولیتهای رسانه ملی در زمینه گسترش فرهنگ عفاف و حجاب، باید در گام نخست، نقصها و اشکالهای موجود در حوزه ارزیابی و نظارت برنامهها را شناسایی و برای رفع آنها اقدام کرد.
بازنگری در سیاست برونسپاری در تولید برنامهها: در سالهای اخیر به دلیل گسترش کمّی بیسابقه شبکههای ملی و استانی و افزایش نیاز گروههای برنامهساز به تولید فیلم و سریال، فرایند تولید برنامههای نمایشی که پیش از آن، با همکاری تهیهکنندگان رسمی سازمان و نظارت بیشتر مدیران شبکهها و گروههای برنامهساز انجام میشد، رفته رفته دستخوش تغییر شد و از نقش نظارتی مدیران سازمان کاسته و بر نقش تهیهکنندگان در روند تولید برنامههای نمایشی افزوده شد. این تهیهکنندگان به طور رسمی در خدمت سازمان نبودند و الزام کمتری درباره رعایت ضوابط و چارچوب های مصوب سازمان احساس میکردند.
بهرهگیری از نیروی انسانی متعهد و ارزشی در همه سطوح: رسانه ملی وقتی میتواند در سطح جامعه مروج و مبلّغ آموزههای اعتقادی، اخلاقی و فقهی دین مبین اسلام باشد که دستاندرکاران آن در همه سطوح ـ مدیران ارشد، مدیران میانی، مدیران گروههای برنامهساز، تهیهکنندگان، کارگردانان، فیلمنامهنویسان، بازیگران و مجریان ـ از جان و دل این آموزهها را پذیرفته و با آنها آشنا باشند. در غیر این صورت، دین و دینداری در برنامههای صدا و سیما، در حد ظاهری خواهد ماند و به ژرفای برنامهها راه نخواهد یافت. روشن است که در این شرایط، رسانه ملی نخواهد توانست هدف کلان را خود در زمینه «تعمیق و ارتقای معرفت و ایمان روشنبینانه، اخلاق فاضله و رفتار دینی خالصانه آحاد جامعه و حفظ و اعتلای فرهنگ و هویت ایرانی ـ اسلامی» تحقق بخشد.
ص:132
در موضوع گسترش و نهادینهسازی فرهنگ عفاف و حجاب نیز رسانه ملی زمانی میتواند به وظایف و مسئولیتهای خود به خوبی عمل کند که همه عوامل انسانی مؤثر در تولید و پخش برنامههای رسانه، این فرهنگ را در زندگی فردی خود به عنوان یک حکم اسلامی پذیرفته و به آن پایبند باشند.
ـ دکتر اصغر فهیمیفر: این به گونهها و ژانرهای متنوع تلویزیونی بستگی دارد. بیننده وقتی سریالی را نگاه میکند، قراردادی را که سریال به نمایش میگذارد، به سادگی نمیپذیرد. هر داستان و هر فیلمی، یک قراردادی با مخاطبش دارد. برای مثال، قرارداد فیلمهای کلاسیک این است که بازیگر به دوربین نگاه نکند. ما باید به قدری واقعی جلوه کنیم که بیننده نفهمد فیلم است و احساس کند واقعی است. بازیگر باید با تماشاگر ارتباط ناخودآگاه داشته باشد. هر چیزی قانون دارد. انسانهای امروزی بسیار پیچیده شدهاند؛ زیرا در معرض هزاران هزار برنامه هنری هستند. بنابراین، باید بسیار پیچیده عمل کنیم. امروزه به اصلاح (opending) نیاز داریم؛ یعنی زمینهها را به مخاطب بدهیم و خود مخاطب، نتیجهگیری کند.
ما الگوهای خاصی نداریم که بتوان با استفاده از آن حضرت مهدی[ را تصویری کنیم؛ البته داریم، ولی باید بازنمود شود. این هنر انقلاب است که بتواند برابر با محتوای اسلامی، نقشمایه طراحی کند. در برنامه هایی با موضوع اخلاق اسلامی، باید تصویرها آرامشبخش و زیبا و چشمنواز باشد. رفتار، شخصیتپردازی، نوع گفتوگو، نوع حرکت و حتی صحنهآرایی اتاق یک دختر، همگی مخاطب را متقاعد میکند و در
ص:133
حقیقت میپذیرد که او مذهبی است و تأثیر درازمدت بر مخاطب میگذارد، ولی ما در این مسائل مشکل داریم.
باید گروههایی به طور مشخص، در حوزه عفاف و حجاب، برای شناسایی مشکل تلاش و بررسی کنند و دریابند دختری که به حجاب کمعلاقه است، دلایل و استدلالش چیست؟ سپس دلایل را بدون هیچ گونه دستبردی تحلیل کنند. برای مثال، برای فشار بیش از حد پدر و مادر، یک قصه طراحی کنند. در این صورت، عقدهگشایی میشود. فیلم جای عقدهگشایی است؛ برای همین «سایکو دراما»(1)میگویند؛ شخص چیزی را میبیند، سپس با فیلم ارتباط برقرار میکند. سازمان، ستاد است و صف بیرون هستند. صف عبارت است از: بازیگر، گریمور، تصویربردار، کارگردان، طراح صحنه و پردازش نور. همه اینها صف هستند. اینها چه کاری انجام میدهند؟ برای مثال، بچهها از پدر و مادرها حرفشنوی ندارند و احساس میکنند دو افق شدهاند، نه یک افق. باید گروهی وجود داشته باشند تا تحقیق کنند که این شکاف از کجا سرچشمه گرفته و مشکلات را تحلیل کنند. در مرحله اول، مدیر وقتی با یک نویسنده و برنامهساز حرف میزند، باید بتواند وضعیت اجتماع را تحلیل کند، مدیر باید فنی باشد تا بتواند افق بدهد.
باید پشتوانه و بنیان فکری سازمان را تقویت کنیم و همانطور که گروههای تولید فیلم داریم، گروههای تولید فکر و اندیشه نیز داشته باشیم. هر سریالی، یک اتاق فکر داشته باشد. چند نفر در کنار فیلمنامهنویس، نه مجزا از او، روی مؤلفهها کار کنند. در این صورت، فیلمنامهنویس کمکم با این فیلم رشد میکند و به آن تحلیل میرسد و
ص:134
1) [1] . Psycho Drama.
عمیق میشود. نویسنده در رسانه، عاجنشین نباشد. به نویسندهای که فقط چیزهای ظاهری مثل مسائل عشقی و مانند آن را میبیند، عاجنشین میگویند. بنابراین، باید در رسانه گروههایی داشته باشیم که جامعه را بشناسند و بدانند چرا طرز فکر دختری که پدر و مادر او مسلمان هستند، خمس و زکاتشان را میدهند و حلالخورند، با افق فکر پدر و مادر فاصله دارد. مشکل از کجاست؟ این مشکلات را کنار هم بگذارند و به نگرههای اجتماعی تبدیل کنند؛ سپس نگرههای اجتماعی را با جزئیات بیاورند و قصه بسازند. اینها را نه یک فیلمنامهنویس، بلکه یک محقق اجتماعی میتواند با مصداقهایش پیدا کند. سازمان نیز باید جرئت گفتن آن را داشته باشد و جایی نیز باید جراحی کند.
ناظر باید جزو یکی از افراد گروه باشد و از همان آغاز شکلگیری یک ایده، حضور داشته باشد. الان واقعاً خیلی از پارادکشن(1)ما این طور هستند؛ گروه به نتیجه میرسد، کارگردان نتایج آن گروه را اجرا میکند. البته این گروه تا آخر حضور دارد و این تأثیر میگذارد.
ـ دکتر نیره قوی: از جمله سیاستهایی که باید در اولویت قرار گیرد، این است که کارگزاران به طور عام، چه برنامهسازان، چه فیلمسازان و چه آنهایی که وظیفه تولید و پخش را به عهده دارند، باید خودشان در وهله اول، به وجوب رعایت عفاف و حجاب به ویژه عفاف در روابط، ایمان و از معیارها، شرایط، ضوابط، احکام و اصول و مبانی عفاف و حجاب و حتی ضوابط نظام در این زمینه آگاهی داشته باشند.
موضوع دیگر این است که صدا و سیما باید نقشی تربیتی داشته باشد و این نقش تربیتی خود را باید با زبان هنر بیان کند و از هنر بهره بگیرد.
ص:135
1) [1] . Paradkshn.
وجه زیباشناسانه هنر، از اثرگذارترین قالبهاست. رسانه باید در اولویتهای سیاست خود، با توجه به رسالتی که دارد، ساختاری را تعریف کند که در آن ساختار، نیروهای متعهدی به کار گرفته شوند تا هم اهداف صدا و سیما تأمین شود و هم آن دامنه اثرگذاری کم نشود؛ بلکه روز به روز افزایش یابد. از دیگر سو، ارزشها و هنجارها نیز رعایت شود. در رسانه باید به آموزش نیروها، استمرار آموزشها و تبیین ارزشهای الهی در آموزشهای ضمن خدمت یا ضمن کار، توجه ویژه شود. این هنجار نیز در آن محیط، باید ضابطهمند شود. البته ضابطهمند کردن به معنای محدود کردن نیست؛ به این معناست که بتوانیم اصول و مبانی را که باید در یک نظام الهی باشد ـ ما مدعی هستیم که نظام الهی داریم ـ در رسانه ملی که تنها رسانه پاک در دنیا است، نشان دهیم. رسانه ما باید با رسانههای دیگر تفاوت داشته باشد. رسانه ما باید به نسبت نیازها، نقش خود را در اثرگذاری ارتقا دهد و راضی به نقش کنونیاش نباشد. باید وضعیت مطلوب را با واقعگرایی، واکاوی و بازشناسی کند و برای دستیابی به آن، سیاستگذاری و برنامهریزی داشته باشد.
رسانه میتواند دو نوع نقش داشته باشد؛ نقش اثرگذار در راستای وضعیت مطلوب و سیر قهقرایی. از منظر دیگر، میتواند در کوتاهمدت یا درازمدت اثرگذار باشد. میتواند آثار روحی و روانی داشته باشد، میتواند آثار فرهنگی، اجتماعی و حتی اقتصادی و سیاسی داشته باشد، حتی در مقوله عفاف و حجاب. باید در محیطهایی مثل رسانه ملی، برای مقوله عفاف و حجاب، جایی باز کنیم و عفاف و حجاب را یک شاخص و معیار ارزشگذاری و ارتقای کاری برای هنرمندان در نظر بگیریم.
ص:136
ـ خانم فروغ نیلچیزاده: در درجه اول باید دروغهای غولهای رسانهای دنیا را باور نکنیم. انقلاب اسلامی با اعلام برائت از این غولهای استکباری شکل گرفت و حیات خود را ادامه داد و اکنون به این حد از بالندگی رسیده است. ما در تولیدات هنری، به ویژه هنر هفتم، این را به طور جدی نپذیرفتیم.
ما به طور مشخص به رصد رسانه نیازمندیم. با این نگاه، معتقدم:
به خط مشیهایی که رهبری معرفی میکنند، بازگردیم. مثلاً وقتی میخواهید درباره حجاب انیمیشن بسازید، باید دلپذیری حجاب را در گرایشهای کودک ایجاد کنید. ما باید بهطور مشخص، روی ایجاد میل و ضمیر ناخودآگاه کار کنیم و پیامهای غیرمستقیم بدهیم و آنجا که نمیتوانیم، پیام مستقیم بدهیم.
انسانهای متعهد را جذب کنیم و برای متعهد ماندن آنها برنامه داشته باشیم. دروغ غولهای استکبار جهانی را در رسانه نپذیریم. ما به تعهد و برای ماندگاری این تعهد، به برنامه نیازمندیم.
از افراد بخواهیم خودشان باشند و اگر خودشان بودند، آنها را بپذیریم و افراد نامناسب را در دنیای هنر نپذیریم. این نشان میدهد آن شخص، شأن لازم برای کار در رسانه ملی را ندارد.
باید به طور جدی درباره مفاهیم ارزشی، بر اساس راهبرد انقلاب و صدور انقلاب کار کنیم.
باید تحقیق کنیم که رسانههای دیداری و شنیداری خصوصی در دنیای مسلمان و غیر مسلمان چگونه موفق شدند و روشهای آنان را ارزیابی کنیم.
با این نگاه، معتقدم که باید پیام حجاب را کاملاً غیرمستقیم در لایههای درونی و درونمایههای داستانی، انیمیشنها و سریالها ببینیم.
ص:137
در مورد هنر اسلامی، آن هم هنر شنیداری و دیداری، هنر ناب شیعی، به استخراج شاخصهای اصیل آن نیاز داریم. وقتی ایران در جامعه بینالملل از خدا و معنویت حرف زد، به حکم امریکا و جامعه بینالملل، اخراج و تحریم شد. شهید آوینی از معدود افرادی بود که در بحث هنر دینی اندکی کار کرد.
بنابراین، در هنر شیعی از اتهامها نترسیم، شاخصها را استخراج کنیم و از انسانهای اصیل و متدین در حوزه و دانشگاه که درباره مفاهیم دینی به طور عمیق کار کردهاند، استفاده کنیم. رسانه این زمینه را خوب میتواند فراهم کند. تلویزیون میتواند برنامهای داشته باشد که درباره هنر اسلامی گفتمان کند. در مورد هنر شیعی نیز همین کار را میتوان انجام داد. پس اول باید گفتمان ایجاد کرد و سپس جریانسازی؛ زیرا برد و نفوذ آن بیشتر است.
در مسیر هنر دینی، حرکتهای ما بسیار ضعیف است. کسانی که وارد دنیای هنر میشوند، آن هم از نوع دیداری و شنیداری، باید توجه داشته باشند که رسانه دیداری و شنیداری دنیا در دست شیاطین است. نوع تصویرگرایی در اختیار فیلمهای زشت است که زیباییها را زشت و زشتیها را زیبا نشان میدهد. مهمترین راهکارها عبارت است از:
خود رسانه تولید گفتمان کند؛ یعنی مخالف و موافق بیاورد و جریانسازی کند.
از سیستم رقابت استفاده کنیم. من معتقدم رقیبسازی کردن، در معرفی کارگردانها و تهیهکنندههایی است که بتوانند کار خوبی را ارائه کنند. انسانهای باورمند و معتقد به ارزشها، باید از کارهای کوتاه شروع و امکان بروز و ظهور آن را در جاهای مختلف فراهم کنند.
ص:138
ـ دکتر محمدعلی هرمزیزاده: چند نوع فعالیتی که در صدا و سیما انجام میشود، در طول هم هستند، نه در عرض هم. بنابراین، اولویت را باید به مسئله سیاستگذاری بدهیم. چون نخست باید کار سیاستگذاری و برنامهریزی، درست انجام شود؛ سپس تولید، تابع سیاستگذاریها و برنامهریزیها خواهد بود. وقتی سیاستگذاری و برنامهریزی، درست انجام شود، این امکان به وجود میآید که تولید نیز به صورت صحیح انجام شود. البته باید نظارت شود که سیاستها و برنامهها به بهترین شکل عملیاتی شوند. در هر حال، تولید، تابع سیاستگذاری و برنامهریزی است و نظارت نیز برای اجرای درست همان سیاستها و برنامههاست.
هنر اسلامی مبنا و ارزش و فلسفه خاص خود را دارد که با هنر غربی متفاوت است. جاذبههایی که در هنر غربی وجود دارد، جنسیت، خشونت، وحشت و مواردی از این قبیل است. هنر اسلامی نباید بر اساس این جاذبهها کار خود را پیش ببرد. لازمه این کار، آن است که چشم ما به روی جاذبههای معنوی گشوده شود. خداوند در قرآن، کسانی را که به دنبال جاذبههای ظاهری هستند، نکوهش میکند و به آنها وعده عذاب میدهد و میفرماید: «یَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِنْ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ عَنْ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ» (روم: 7) یعنی اینها فقط ظاهر زندگی دنیا را میشناسند و از آخرت غافلند؛ در حالی که چیزهای مهمتری وجود دارد. خداوند میفرماید این زندگی دنیا با همه این ظواهری که شما میبینید، متاعی ناچیز است. فریب این چیزها را نخورید. دین اسلام، ما را به سمت زیباییهای معنوی و باطنی دعوت کرده که عفاف و حجاب، نمونهای از همین زیباییهاست. هنرمندی که خودش این زیباییها را درک کرده باشد، به دنبال راهی میگردد که آن را از طریق هنر به مخاطبانش نیز منتقل کند. من چگونه میتوانم به مخاطبم
ص:139
نشان دهم که حجاب چقدر زیباست؛ اگر هنرمند، خود زیباییهای معنوی را نفهمیده و مجذوب زیباییهای ظاهری باشد، کار مفیدی در این زمینه نمیتواند بکند. ازاینرو، مدیران، نویسندگان، تهیهکنندگان، کارگردانان، بازیگران، مجریان و همه کسانی که در صدا و سیمای جمهوری اسلامی کار میکنند، باید زیباییهای معنوی را دیده و مجذوب آن شده باشند و برای ترویج آن بکوشند.
اسلام به ما اجازه نداده است برای رسیدن به هدفی مقدس، از وسیلهای نامناسب استفاده کنیم. هدف، همیشه وسیله را توجیه نمیکند. این کار، نقض غرض است و ما را از هدف اصلی دور میکند. اگر بخواهیم از طریق جاذبههای غیراسلامی، مردم را به سمت رسانههای خود جذب کنیم، نقض غرض است و هدف اصلی خود را فراموش کردهایم. باید سعی کنیم توجه مخاطبان را از جاذبههای ظاهری و مادی و دنیوی، به سمت جاذبههای معنوی و باطنی برگردانیم. نقطه قوت ما این است که به سراغ جاذبههای معنوی برویم؛ این همان چیزی است که غرب ندارد و ما داریم و اگر بتوانیم از آن استفاده کنیم، میتوانیم غرب را شکست دهیم.
مسئله نظارت نیز از کارهای بسیار مهم است. بعد از آنکه سیاستها مشخص شد، هرکس که نمیتواند خودش را با این سیاستها هماهنگ کند، باید کنار برود. نظارت باید مستمر باشد؛ یعنی قبل از مرحله ایده شروع شود و تا بعد از مرحله پخش ادامه یابد. البته نظارت قبل از تولید و در حین تولید، مهمترین بخش نظارت است. در هر مرحله اگر دیدند کار در حال فاصله گرفتن از اهداف مصوب خود است، بگویند این قسمتی که شما ساختهاید، برخلاف اهداف اولیه طرح است. برای مثال،
ص:140
قرار بود این سریال، عفاف و حجاب را ترویج کند، ولی بیعفتی را ترویج میکند. بنابراین، نظارت باید مستمر باشد و از همان ایده اولیه آغاز شود و تا آخر ادامه یابد.
نتیجهگیری
جملات کلیدی(وظایف و بایسته های سیاستگذاری، تولید و نظارت در رسانه ملی)
دکتر مسعود آذربایجانی
رسانه ملی باید با آگاهیبخشی، فرهنگسازی و ایجاد همگرایی به رسالتش در این زمینه بپردازد.
رسانه ملی به عفاف، روابط و اختلاط نامحرم، جایگاه چادر و شخصیتهای چادری و تصویرسازی صحیح از تیپ شخصیتی مردان در برنامهها اقدام کند.
برنامه های رسانه ملی نشان دهند که باورهای دینی، اعتقاد اسلامی و سبک زندگی اسلامی میتواند زندگی مطلوبتری را رقم بزنند.
این پیام را به صورت تلویحی و ضمنی در دل برنامهها و فیلم های تلویزیونی بگنجانیم.
در زمینه ساخت تولیدات داخلی سرمایهگذاری و بر اقتضائات اسلامی تأکید کنیم. همچنین، باید نظارت بسیار جدی و اساسی اعمال شود.
خانم لعیا اعتماد سعید
درباره برنامهریزی و سیاستگذاریها باید تمام انرژی، صرف کارهای تبلیغی غیرمستقیم شود و در مطرح کردن شخصیتهای برنامههای خودمان بکوشیم.
نظارتهای کنونی باید بر اهداف و محتوای برنامهها صورت گیرد.
درباره برنامهریزی و سیاستگذاریها باید تمام انرژی، صرف کارهای تبلیغی غیرمستقیم شود و در مطرح کردن شخصیتهای برنامههای خودمان بکوشیم.
ص:141
نظارتهای کنونی باید بر اهداف و محتوای برنامهها صورت گیرد.
اگر بخواهیم کار هنری کنیم، باید اول خودمان را از نظر مذهبی تقویت کنیم.
اگر تلویزیون بتواند تقوا، فرهنگ مسجدی شدن، فرهنگ کتابخوانی، فرهنگ قرآنخوانی را تقویت کند، عفاف و حجاب تقویت میشود.
رسانه ملی باید به نهادینهسازی فرهنگ عفاف و حجاب در تلویزیون نگاه سیستمی داشته باشد.
باید سریالهایی جهتدهنده به حجاب با مضامین عالی ساخته شود.
در تولید برنامهها باید نظارت شورایی صورت گیرد و از نخبههای دینی و حتی از افرادی که مخالف دین هستند، استفاده شود.
رسانه ملی باید التهابهای جنسی را کم و زن را به تربیت زنانه و مرد را به تربیت مردانه آراسته کند؛ یعنی بتواند این عقیده را نهادینه کند که برای مرد، غیرت و برای زن حیا مهم است و هر یک از دو جنس، ارزشها و کارکردهای خاصی دارند.
تربیت کادر فنی و هنری مورد نیاز با هدف تولیدات اقلام رسانهای متناسب با معیارهای اسلامی.
سرمایهگذاری در تولید محصولات با کیفیت متناسب با ذائقه ملی و نیاز مخاطبان.
الگوسازی از تیپهای شخصیتی، معیار و حرمت نهادن به خواست و نیاز اکثریت
بالابردن جاذبههای برنامهسازی با هدف بازداشتن مخاطبان از رویآوردن به رسانههای بیگانه و مصرف بیرویه اقلام فرهنگی غیر مجاز.
پایان دادن به سلیقهمحوری و عملکردهای بیمبنای تهیهکنندگان و کارگردانان و برخورد قاطع با مدیران و برنامهسازان متخلف.
شخصیتپردازی از بازیگران با حجاب در مجموعههای تلویزیونی متناسب.
پرهیز از نمایش تعاملات رفتاری غیر مجاز، عادیسازی روابط غیرمجاز به بهانه معرفی الگوهای همسریابی مدرن.
پرهیز از نمایش افراطی مدهای لباس بازیگران در طی یک برنامه واحد.
تربیت کادر فنی و هنری مورد نیاز با هدف تولیدات اقلام رسانهای متناسب با معیارهای اسلامی.
سرمایهگذاری در تولید محصولات با کیفیت متناسب با
ص:142
ذائقه ملی و نیاز مخاطبان.
الگوسازی از تیپهای شخصیتی، معیار و حرمت نهادن به خواست و نیاز اکثریت
بالابردن جاذبههای برنامهسازی با هدف بازداشتن مخاطبان از رویآوردن به رسانههای بیگانه و مصرف بیرویه اقلام فرهنگی غیر مجاز.
پایان دادن به سلیقهمحوری و عملکردهای بیمبنای تهیهکنندگان و کارگردانان و برخورد قاطع با مدیران و برنامهسازان متخلف.
شخصیتپردازی از بازیگران با حجاب در مجموعههای تلویزیونی متناسب.
پرهیز از نمایش تعاملات رفتاری غیر مجاز، عادیسازی روابط غیرمجاز به بهانه معرفی الگوهای همسریابی مدرن.
پرهیز از نمایش افراطی مدهای لباس بازیگران در طی یک برنامه واحد.
سیاستگذاری مناسب در زمینه رعایت عفاف و حجاب
به تصویر کشیدن زنان موفق با حجاب
نشان دادن آثار منفی رعایت نکردن عفاف و حجاب
فرهنگسازی برای ازدواج آسان جوانان
نظارت بر فرآیند تأمین و پخش فیلمها و سریالهای خارجی
تقویت فرآیند ارزیابی و نظارت برنامهها
ص:143
بازنگری در سیاست برونسپاری در تولید برنامهها
بهرهگیری از نیروی انسانی متعهد و ارزشی در همه سطوح
محورهای برنامهسازی:
الف) برنامههای مستند، ترکیبی و گفتوگو محور
برنامههایی با رویکرد مستقیم
برنامههایی با رویکرد غیر مستقیم
ب) برنامههای نمایشی
ج) نماهنگها و میان برنامهها
برای گویندگان اخبار، لباسهای هنجار، زیبا، رنگی و خوب طراحی شود.
باید پشتوانه و عقبه فکری سازمان را تقویت کنیم. همانطوری که گروههای تولید فیلم داریم، گروههای تولید فکر و اندیشه نیز داشته باشیم. هر سریالی، یک اتاق فکر داشته باشد.
صدا و سیما میتواند ابزار امر به معروف و نهی از منکر به طور عام باشد؛ نه صرفاً ابزار گسترش عفاف و حجاب.
کارگزاران صدا و سیما باید به وجوب رعایت حجاب و عفاف اهتمام جدی داشته باشند.
صدا و سیما برای ایفای نقش تربیتی باید از زبان هنر به وجه زیباشناسانهای بهره بگیرد.
برنامهها باید با نوآوری شیوهها و قالبهای منطبق با ارزشهای اسلامی، جذب زیادی داشته باشند.
ص:144
خانم فروغ نیلچیزاده
رسانه ملی به طور مشخص به رصد رسانهای نیازمند است.
برنامهها در جایی که نمیتوانند پیام مستقیم بدهند، باید پیام حجاب را کاملاً به طور غیرمستقیم در لایههای درونی و درونمایههای داستانی، انیمیشنها و سریالها وارد کنند.
رسانه ملی، باید نیروی کارآمد متعهد را جذب کند و برای متعهد ماندن آنها برنامه داشته باشد. هرکس که برای دنیای هنر نامناسب است و موجب آسیب رساندن به دنیای هنر میشود، کنار گذاشته شود.
به رمز موفقیت رسانههای دیداری و شنیداری خصوصی در کشورهای اسلامی و غیر اسلامی پی ببریم و روشهای آنان را ارزیابی کنیم.
آلات موسیقی تنها، ابزاری برای ارائه مفاهیم دینی نیستند. باید بدانیم کی، کجا و چه اندازه از آنها استفاده کنیم.
در هنر اسلامی، شاخصها را استخراج کنیم و از انسانهای اصیل و متدین حوزه و دانشگاه که روی مفاهیم دینی به طور عمیق کار کردهاند، استفاده کنیم. رسانه میتواند زمینه این کار را فراهم کند.
دکتر محمدعلی هرمزیزاده
اولین کار، آسیبشناسی و سپس سیاستگذاری و برنامهریزی و نظارت است.
باید سعی شود سطح ذائقه مخاطب، ارتقاء و توجه مخاطبان از جاذبههای ظاهری و مادی به سمت جاذبههای معنوی و باطنی سوق داده شود.
نظارتهای واحد نظارت باید مستمر باشد؛ یعنی از مرحله ایده برنامهسازی شروع شود و تا بعد از مرحله پخش ادامه یابد. البته نظارت قبل از تولید و حین تولید، مهمترین بخش نظارت است.
دکتر محمدعلی هرمزیزاده
اولین کار، آسیبشناسی و سپس سیاستگذاری و برنامهریزی و نظارت است.
باید سعی شود سطح ذائقه مخاطب، ارتقاء و توجه مخاطبان از جاذبههای ظاهری و مادی به سمت جاذبههای معنوی و باطنی سوق داده شود.
ص:145
نظارتهای واحد نظارت باید مستمر باشد؛ یعنی از مرحله ایده برنامهسازی شروع شود و تا بعد از مرحله پخش ادامه یابد. البته نظارت قبل از تولید و حین تولید، مهمترین بخش نظارت است.
ـ رسانه ملی، در زمینه برنامهسازی با هدف نهادینهسازی فرهنگ عفاف و حجاب و مقابله با بدحجابی، چه سیاستی را باید در پیش گیرد و چه برنامههایی، با چه ساختارهایی و چه موضوعهایی برای چه گروههایی باید تولید کند؟
ـ دکتر مسعود آذربایجانی: وقتی سیاستها روشن شد، وظایف و برنامههای تخصصی نیز بر اساس آن روشن میشود. بنده اعتقاد راسخ دارم که بحث عفاف و حجاب، امری ملی است و به قشری خاص اختصاص ندارد. پوشش و حجاب را به همه اقشار باید عرضه کنیم و برایشان خوراک داشته باشیم؛ برای مردان به یک شکل و برای زنان به شکلی دیگر و برای دختران و حتی کودکان به جلوهای دیگر. متأسفانه اکنون ما از کودکان غفلت کردهایم. بر اساس روایات، مهمترین دوره تعلیم و تربیت، فرهنگسازی و تشکیل هویت و شخصیت، هفت ساله دوم زندگی فرد است. باید توجه داشت در صدا و سیما چه برنامههایی برای این گروه سنی ساخته میشود. در برنامههای ساخته شده برای این گروه سنی، باید تجدیدنظر اساسی شود.
باید از برنامههایی که آگاهیبخشی مستقیم دارند، مثل مناظره، نشست و
ص:146
سخنرانی و دیگر برنامهها در این زمینه، استفاده کرد. برای مثال، توجه داشته باشیم که مجری یا بازیگری که انتخاب میکنیم، چگونه شخصیتی دارد.
ـ خانم لعیا اعتماد سعید: یک موضوع مهم در برنامهسازی و تولید، مخاطبشناسی است. اغلب برنامههای ما مخاطب مشخصی ندارند. با نگاه به سیر برنامههای تولیدشده در حوزه عفاف و حجاب، در خواهیم یافت که هیچکدام از این برنامهها برای قشر کمحجاب یا بیحجاب جامعه ساخته نشدهاند. در اصل، شاید در زمان تولید این آثار هیچکس به مخاطب آنها فکر نکرده است. برای مثال، اگر کسی پیشنهاد برنامهسازی در مورد حجاب در ادیان را بدهد، همه استقبال میکنند، در صورتی که چنین برنامهای از اساس، بر هیچ گروهی اثرگذار نیست؛ چرا که برای قشر باحجاب، این مسئله که حجاب در ادیان دیگر وجود داشته است یا خیر اهمیتی ندارد و قشر بیحجاب نیز رابطه روشنی با دین ندارد. ما باید درباره مسئله حجاب و همه موضوعات دیگر، کرسیهای آزاداندیشی داشته باشیم. مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) چندین مرتبه بر این موضوع تأکید داشتهاند و یک دلیل این تأکید این است که موضوع حجاب در چند سال اخیر بیشتر به مسئلهای سیاسی تبدیل شده تا یک موضوع اجتماعی و دینی. در برنامهسازی باید گروههای مخاطب مختلف در نظر گرفته شود. برای مخالفان حجاب، تبلیغات غیرمستقیم و نرم بهتر است و چهبسا تبلیغات مستقیم، اثر معکوس نیز داشته باشد.
ـ دکتر سید حسین شرفالدین: بخشی از پاسخ به این پرسش، در پاسخ پرسش قبل، به اختصار بیان شده است. بخشی نیز به مدیریت کلان رسانه و
ص:147
سیاستهای برنامهسازی آن، بخشی به جنبههای فنی و اصول برنامهسازی و بخشی نیز به مخاطبشناسی رسانه مربوط است که همه از حوزه اطلاع و تخصص من خارج است. موضوعاتی مانند عفاف و حجاب، به دلیل فراگیر بودن و ماهیت روزمرگی آن، برای انعکاسهای متنوع در قالبهای برنامهای مختلف، متناسب با انتظارهای مخاطبان هدف، قابلیتهای بسیار دارد. در پاسخ به این پرسش، شاید توجه به ظرفیتهای کارکردی رسانه و به طور مشخص، سیمای ملی مفید باشد. توضیح مطلب، این است که برای رسانههای جمعی، از جمله تلویزیون، نقشها و کارکردهای متعددی بیان شده است که از هر یک از آنها به تناسب، میتوان در موضوع عفاف و حجاب نیز استفاده مفید و مناسب کرد. مهمترین این کارکردها عبارتند از:
آموزش: اعم از آموزش کلاسیک و رسمی (در راستای کمک به نظام آموزش و پرورش رسمی)، که بیشتر، شبکههای تخصصی انجام میدهند؛ آموزش عمومی و غیررسمی که بیشتر به صورت غیرمستقیم و با هدف ایجاد، اصلاح و تغییر نگرشها و رفتارهای عموم مخاطبان صورت میپذیرد. از این کارکرد گاه به «جامعهپذیری» یا «اجتماعی کردن» تودهها تعبیر میشود.
اطلاعرسانی: کسب اطلاع از حوادث و وقایع مهم داخلی و خارجی (اخبار و گزارشهای خبری و تحلیلی) از طریق فرایند رصد و نظارت و انتقال آن به تودهها با هدف افزایش آگاهی و ایجاد آمادگیهای لازم برای رویارویی نظری و عملی با این مسائل و اطلاعرسانی، به اخبار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی معمول محدود نمیشود. امروزه طیف گستردهای از اطلاعات متنوع، به تناسب نیاز مخاطبان و امکانات رسانه، از آشپزی و خیاطی گرفته تا سرّیترین و پیچیدهترین آنها، در رسانهها عرضه میشود.
ایجاد تداوم و پیوستگی فرهنگی: از طریق جامعهپذیری، انتقال
ص:148
میراث فرهنگی، ایجاد پیوند میان نسلهای متوالی، بازتولید و تقویت اصول و مفروضات مشترک، شکلگیری و تعمیق روح و هویت جمعی. از این کارکرد، گاه به «ایجاد انسجام و همبستگی» تعبیر میشود.
تفریح و سرگرمی: همه اقدامات آشکار و پنهان رسانه برای پر کردن اوقات فراغت و با هدف ایجاد شادی، فرح، خشنودی، رفع خستگی، رهایی از روزمرگی و مانند آن جزو این کارکرد شمرده میشود. ایندست برنامهها، افزون بر کارکرد معمول، در افزایش اطلاعات، رشد خلاقیتها، توسعه مهارتها، شکوفایی استعدادها، تغییر نگرشها و پرورش قوای جسمی و روحی نیز نقش مؤثری دارند. بخش مهمی از نقش رسانه در فرایند جامعهپذیری، از راه تفریح و سرگرمی صورت میگیرد. برخی آسیبشناسان اجتماعی، بر نقش بالقوه و مؤثر اشتغالات تفریحی و سرگرمی در تحلیل توان، انصراف توجه و مهار ارادههای ضد اجتماعی برخی گروههای سنی تأکید کردهاند.
بسیج و تبلیغ: کارکرد بسیج بیشتر جنبه سیاسی و مذهبی دارد و معمولاً برای تهییج تودهها در مسیر اهداف خاص به کار گرفته میشود. این کارکرد در شرایط خاص، ضرورت و اهمیت کاربردی ویژهای مییابد.
برای رسانهها کارکردهای دیگری نیز بیان شده که اهمیت کمتری دارند. بر این اساس، از رسانه ملی به ویژه سیما انتظار میرود هریک از ظرفیتهای یادشده را به منظور زمینهسازی، تبلیغ، ترویج، تعمیق، پیرایهزدایی، شبههزدایی و در یک کلام، فرهنگسازی جامع، درباره عفاف و حجاب فعال سازد و برای افزایش التزام عملی مخاطبان، به ویژه بانوان جامعه به رعایت این مهم، از طریق فرایند تدریجی جامعهپذیری و اجتماعی شدن، همه تلاش خویش را به کار گیرد.
ص:149
ـ دکتر ابراهیم شفیعی سروستانی: با توجه به وظایف و مسئولیتهای گوناگونی که برای رسانه ملی پیشبینی شده است، صدا و سیما باید برنامههای متنوع فراوانی تولید و پخش کند تا این وظایف و مسئولیتها چنان که شایسته است، تحقق یابد.
در یک نگاه کلی، برنامههایی را که رسانه ملی برای نهادینه شدن فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه باید تولید کند، به چند دسته میتوان تقسیم کرد:
این گروه از برنامهها به دو دسته تقسیم میشوند: نخست، برنامههایی که با رویکرد مستقیم به این موضوع میپردازند و دوم، برنامههایی که به موضوع یادشده رویکردی غیرمستقیم دارند.
الف) برنامههایی با رویکرد مستقیم: مهمترین موضوعهایی که میتواند دستمایه تولید این برنامهها باشد، به این شرح است:
عفاف و حجاب در قرآن و روایات؛ فلسفه و چرایی عفاف و حجاب؛ آثار و پیآمدهای فردی، خانوادگی و اجتماعی رعایت عفاف و حجاب؛ آثار و پیآمدهای گسترش بدحجابی در جامعه؛ دلایل و زمینههای روانشناختی، جامعهشناختی و فرهنگی بدحجابی؛ وظایف و مسئولیتهای نظام اسلامی در زمینه گسترش حجاب و مقابله با بدحجابی؛ آسیبشناسی عملکرد خانوادهها در موضوع عفاف و حجاب؛ آسیبشناسی عملکرد نهادها و سازمانهای دولتی و عمومی در زمینه عفاف و حجاب؛ نقد و بررسی رویکرد رسانههای غربی در موضوع عفاف و حجاب زنان مسلمان؛ معرفی الگوهای برتر در زمینه عفاف و
ص:150
حجاب؛ بررسی پدیده گرایش روزافزون زنان اروپایی به اسلام و ارزشهای اسلامی.
ب) برنامههایی با رویکرد غیرمستقیم: مهمترین موضوعهایی که مناسب است در این زمینه به آنها پرداخته شود، به این شرح است: مبانی نقلی و عقلی تقلید در احکام شرعی؛ تأثیر اعتقاد به معاد در زندگی روزمره انسانها؛ حقوق فردی و شخصیت اجتماعی زن مسلمان؛ نقد و بررسی جایگاه زن و خانواده در مغربزمین.
بیتردید، از اثرگذارترین قالبهای برنامهسازی برای انتقال و نهادینه کردن هنجارها و ارزشهای اجتماعی، قالب فیلم، سریال و برنامههای نمایشی است. به همین دلیل، رسانه ملی باید از این قالب برای گسترش و نهادینهسازی فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه، به خوبی استفاده کند. برخی موضوعهایی که میتواند دستمایه کارهای نمایشی در این زمینه باشد، به این شرح است:
ـ عفاف و حجاب، عاملی برای در امان ماندن از آسیبها و ناهنجاریهای اجتماعی؛
ـ داستان زندگی دختران و زنانی که با شناخت و مطالعه به فرهنگ عفاف و حجاب روی آوردهاند؛
ـ آثار و پیآمدهای بیتوجهی یا کمتوجهی به ضوابط و چارچوبهای شرعی عفاف و حجاب؛
ـ زندگی افرادی که با حفظ عفاف و حجاب به مقامهای بالای علمی، آموزشی، پژوهشی، فرهنگی، هنری، تولیدی و صنعتی دست یافتهاند.
ص:151
تجربه چند ساله اخیر رسانه ملی در زمینه تولید نماهنگها، تیزرها و میانبرنامههای انیمیشن (پویانمایی) و رئال (واقعی) در زمینه فرهنگسازی یا اصلاح فرهنگ، در موضوعهای گوناگونی چون صرفهجویی در مصرف حاملهای انرژی، سوءمصرف مواد مخدر، استفاده بیرویه بعضی داروها، فرهنگ ترافیکی و استفاده از کمربند ایمنی، نشان داده است که این قالبهای برنامهسازی اگر جذاب و باکیفیت ساخته شده باشند، در اصلاح ناهنجاریهای اجتماعی و ترویج فرهنگ صحیح در حوزههای مختلف زندگی فردی و اجتماعی بسیار مؤثرند. ازاینرو، شایسته است در تبلیغ و ترویج فرهنگ عفاف و حجاب و نهادینه کردن آن نیز از این قالبهای جذاب و اثرگذار استفاده شود.
برخی موضوعهایی که با استفاده از قالبهای یادشده میتوان به آنها پرداخت، عبارتند از:
لطافتها و زیباییهای حجاب با بیانی زیبا؛ سیر تحول دخترانی که در پی یک رویداد، حجاب برتر را برمیگزینند و آثار نامناسب بیتوجهی به فرهنگ عفاف و حجاب.
ـ دکتر اصغر فهیمیفر: از مسائل اصلی برنامهسازی، مخاطبشناسی است. میتوان بررسی کرد، چه گروههایی از چه برنامههایی استقبال و چه برنامههایی را نقد میکنند یا چه برنامهها و چه فضاهایی را میخواهند؟ تلویزیون میتواند یک بیمارستان روانی بزرگ باشد که مخاطبان را دیوانه کند یا بهبود ببخشد.
نظریهپردازانی مثل کالچر میگویند: اثر هنری، تبلور روح هنرمند است.
ص:152
هنرمند وقتی به شعاری اعتقاد نداشته باشد، اگر به ظاهر آن را بگوید، تأثیر نخواهد گذاشت، ولی اگر اعتقاد داشته باشد، بسیار تأثیر خواهد داشت.
ـ دکتر محمدعلی هرمزیزاده: این سیاستگذاریها، بسیار پیچیده، همهجانبه و چندجانبه است. ابعاد بسیار زیادی را باید در سیاستگذاریها و برنامهریزیها در نظر گرفت. از نظر گروههای مخاطب، هیچ محدویتی نباید باشد. برای مثال، رسانه ملی باید برای همه گروههای سنی، از کودک دو ساله تا افراد نود ساله برنامهریزی داشته باشد. برای همه مخاطبانش؛ خردسال، کودک، نوجوان، جوان، میانسال و بزرگسال باید برنامهریزی داشته باشد. همچنین برای جذب مردان و زنان و همه گروههای تحصیلی و شغلی باید برنامهریزی کند. رسانه ملی باید برای همه گروهها برنامههایی متناسب با خودشان بسازد؛ چون رسانه ملی است. رسانه ملی؛ یعنی فراتر از گروهبندیها؛ فراتر از گروههای سنی، جنسی، تحصیلی، شغلی و مانند آن. پس در سیاستگذاریها باید همهجانبهنگری وجود داشته باشد. افزون بر این، رسانه ملی باید برای تربیت نیروهای متخصص و متعهد برنامه داشته باشد.
ـ مهمترین موانع اثرگذاری برنامههای رسانه ملی در زمینه گسترش فرهنگ عفاف و حجاب و مقابله با بدحجابی چیست؟ چگونه میتوان بر این موانع غلبه کرد؟
ـ دکتر مسعود آذربایجانی: موانع دو دستهاند:
ص:153
مقابله با این موانع، با وجود اِعمال محدودیتهایی مانند جمعآوری ماهوارهها امکانپذیر نیست، بلکه برای مقابله با آن باید در زمینه تولیدات داخلی سرمایهگذاری و بر اقتضائات خود تأکید کنیم.
ناظران نیز محتوای برنامهها را نمیتوانند به درستی بررسی کنند. گاه در برنامهای که هدف آن ترویج حجاب است، بدحجابی ترویج میشود. بنابراین، باید از این نظر هماهنگ و همگرا عمل کنیم.
ـ خانم لعیا اعتماد سعید: اگر برنامههای خوبی ساخته شده، اما اثرگذار نبوده است، دلیلش هماهنگ نبودن دیگر دستگاههای فرهنگی با رسانه است. اگر در پی تغییرات اجتماعی هستیم، نمیتوانیم انتظار داشته باشیم که رسانه به تعریف امروزی آن و به تنهایی، این کار را انجام دهد. این کار به دو بازوی مهم دیگر نیز نیاز دارد که یکی پوشش دادن فضای مجازی و دیگری سامان دادن حرکتهای مردمی و استفاده از پتانسیل نیروهای مردمی است. چنین رسانهای با این سه بازو، میتواند اثرگذار باشد و جریانهای اجتماعی ایجاد کند.
ـ دکتر مریم حاج عبدالباقی: یکی از مهمترین موانع، برنامههای ماهواره است که برای مخاطب بسیار جذابیت دارد. طبیعی است کسی که به تماشای ماهواره عادت کرد، تماشا نکردن آن برایش دشوار است، مانند کسی که به خوردن غذای ناسالم عادت کرده، غذاهای سالم به نظرش بیمزه میآید. در مقابل، کسی که به خوردن غذای سالم عادت کرده،
ص:154
غذای ناسالم به نظرش بد است. برنامههای ماهواره، غذای ناسالم است، ولی ذائقهها به آن عادت کرده است. ما نمیتوانیم به خاطر کسانی که به غذای ناسالم عادت کردهاند، غذای سالم خود را از دست دهیم. ما باید با صبر و حوصله، غذای سالم خود را تهیه کنیم. بیشک، برنامهها و فیلمهای ماهواره بسیار تنوع دارند. برنامههای ماهواره بیشتر جاذبه دارند؛ زیرا هیجان کاذب ایجاد میکنند. در قرآن کریم آمده:
إِذْ جَعَلَ الَّذِینَ کَفَرُواْ فی قُلُوبِهِمُ الحَْمِیَّةَ حَمِیَّةَ الجَْاهِلِیَّةِ فَأَنزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلی رَسُولِهِ وَ عَلی الْمُؤْمِنِینَ وَ أَلْزَمَهُمْ کَلِمَةَ التَّقْوَی وَ کاَنُواْ أَحَقَّ بهَِا وَ أَهْلَهَا وَ کاَنَ اللَّهُ بِکلُِّ شیْءٍ عَلِیماً (فتح: 26)
برای اینکه آنها که کافر شدند، حمیتهای جاهلیت را در دل پروراندند و خدا در مقابل آن نیروی درونی کفار، نیروی آرامش بر رسول و بر مؤمنین نازل کرد و کلمه تقوا را نیروی جدانشدنی ایشان کرد و ایشان سزاوارترین فرد به آن بودند و اهلیت آن را داشتند و خدا به هر چیزی دانا است.
کافران، حمیت جاهلیت دارند. خدا میگوید من در ازای حمیت جاهلی کافران، به مسلمانان وقار و آرامش دادم. ما نمیتوانیم مثل غربیها باشیم. بیشک، برنامههای آنها مانع ما هستند. حقیقت این است که ما باید ارزشها و معیارهای خود را عرضه کنیم.
ـ دکتر کریم خانمحمدی: یکی از موانع اثرگذاری، سیاسی کردن و سیاسی شدن موضوع است. باید بکوشیم مقوله حجاب را به عنوان گزارهای دینی، از سیاسی بودن خارج کنیم.
از موانع دیگر، رفتار گزینشی و نمادینهسازی حجاب است. رفتار
ص:155
گزینشی در مقوله حجاب، این است که از میان این همه تخلف، بدحجابی را ببینید. این روش، تأثیر منفی دارد. در جامعه اگر غیبت کنی یا دروغ بگویی، مهم نیست، ولی اگر حجاب را رعایت نکنی، معضلی اجتماعی است.
مانع دیگر، غفلت از کارکردهای منفی است. غفلت از دیگر عوامل مؤثر است. بحث حجاب فقط به رسانه ملی ربط ندارد، خانواده نیز بسیار مهم است. ما باید کیان خانواده را حفظ کنیم. افراد جداافتاده از خانواده، اغلب به انحراف روی میآورند.
مانع دیگر، بهره نگرفتن از افراد معتقد و متخصص است. خداوند در قرآن میفرماید: «اِنَّ خیرَ مَنِ استَأجَرتَ القوی الامین؛ بهترین اجیر، کسی است که هم نیرومند باشد و هم امین.» (قصص: 26) یعنی انسان اول باید قوی باشد و بعد امین؛ اول تخصص، بعد تعهد.
یکی از موانع پذیرش یک هنجار، فضای آنومیک است. فضای آنومیک سه معنا دارد:
اجمال هنجار؛ یعنی اینکه نمیدانیم حجاب چیست.
تعارض هنجارها که سبب میشود فضای آنومیک ایجاد شود و مخاطب نپذیرد. برای مثال، پدر و مادری با هم اختلاف دارند. مادر به کودک میگوید این کار را انجام بده و پدر میگوید این کار را نکن. کودک نیز به هیچ کدام گوش نمیدهد. اینجا فضای آنومیک ایجاد میشود. پس باید پدر و مادر در غیاب کودک، به یک اجماع یا توافق برسند که کودک باید چه کار کند.
فقدان هنجار؛ سومین معنای فضای آنومیک این است که ما در یک زمینه، اصلاً هنجاری نداشته باشیم. برای مثال، دختر یازده ساله میپرسد من
ص:156
چطور لباسی بپوشم؟ میگوییم برای تو تکلیفی نیست (چون هنجار نداریم). ما باید تکلیف را روشن کنیم، دولت نمیتواند بگوید تکلیف ندارید. باید لباسهای مناسب در سنین مختلف را مشخص کرد.
ـ حجتالاسلام و المسلمین محمدرضا زیبایینژاد: 1. اول اینکه مناسب است برای غلبه بر وضعیت کنونی، در رسانه فضای رقابتی ایجاد شود. رقابتی شدن، یک معنای بد دارد و یک معنای خوب. معنای بد آن، این است که رسانه، دیگر رسانه جمهوری اسلامی نباشد و اجازه دهیم هرکسی رسانه تأسیس کند. این، یعنی رها کردن فرهنگ. رقابتی شدن، معنای دیگری نیز میتواند داشته باشد و آن، این است که صاحبنظران فرهنگ و رسانه، نقاط آسیبپذیر را مشخص کنند. برای مثال، بگویند موسیقی نقطه آسیب است و باید به جای سرگرمی بر اساس موسیقی، برنامه دیگری جایگزین کرد. هماکنون برخی معتقدند ما ناچاریم با موسیقی، فضای خالی برنامهها را پر کنیم. راهکارش این است که در یک سیستم رقابتی، جایگزینی برای موسیقی بیابیم که خاصیت سرگرمکنندگی موسیقی را نیز داشته باشد. اگر بخشی از سرمایههای ملی را به سوی رقابت در تولید جایگزینها ببریم، میتوان کاری انجام داد و چیزی تولید کرد که جایگزین موسیقی شود. رادیو معارف این کار را انجام داد و مخاطب نیز جذب کرد. تلویزیون نیز برنامههای طنزی تولید کرد که از لودگی به دور بود.
ص:157
سبک زندگی جنسی نشان دهد.
سؤال فرعی ـ به نظر میرسد اگر رسانه وارد این فضای نسبتاً باز نشود، مخاطب خود را از دست میدهد!
این علت دارد. رابطه رسانه ملی با مخاطب، رابطهای دوسویه است؛ هم اثرگذار و هم اثرپذیر؛ ولی باید دید رسانه در این زمینه، چه نقشی برای خود تعریف میکند. گاهی رسانه نمایانگر گرایشهای عوام است. تربیت در ارتباط متقابل صورت میگیرد، اما در این فرایند، دو طرف در یک موقعیت قرار ندارند و رسانه برای خود موقعیت برتر تربیتی تعریف کرده است. اگر رسانه، مردم را در یک حریم امن حرکت دهد، زاویه دیدشان روز به روز درستتر میشود. البته با دادن پیامهای مستقیم به مردم در هر موقعیتی مخالفم؛ زیرا ممکن است مقاومت اجتماعی را زیاد کند. نتیجه عملکرد، باید به اصلاح رابطه زن و مرد و تقویت تمایل به حجاب منجر شود، نه اینکه فقط درباره حجاب صحبت کنیم. رسانه ملی باید به گونهای عفاف و حجاب را نشان دهد که فرد احساس کند عفاف، گرههای زندگی او را میگشاید و نیاز مغفولمانده زندگی اوست. در ادبیات دینی آیه «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّسَاءِ» را داریم. آیا این آیه، چیزی غیر از نظام عمودی مبتنی بر رهبری پدر را نشان میدهد؟
باید نهاد علمی عریض و طویلی، پشتوانه محکم رسانه ملی باشد و راهکارها و راهبردهای آن در تمام بخشهای رسانه ملی جاری باشد. برای مثال، بگوید نظریه تربیتی ما چیست تا رسانه ملی بر اساس آن مردم را تربیت کند یا نظریه جنسی نظام چیست تا رسانه ملی بر اساس آن فعالیت کند.
ص:158
ـ دکتر سید حسین شرفالدین: ضعف در برنامهریزی و سیاستگذاری جامع و هدفمند، تلاش ناکافی در جهت آگاهیبخشی و اطلاعرسانی، اهتمام نداشتن به الگوسازی هدفمند و جهتدار، ناتوانی در تشریع و ملموسسازی استانداردهای پوششی مطلوب، جدی نگرفتن آثار و پیآمدهای مخرب بیحجابی و بدحجابی در گستره جامعه، خودکمبینی یا کمتوجهی به نقش و موقعیت مقتدرانه خود در عرصه فرهنگسازی و الگودهی؛ کمتوجهی به نقش و تأثیر الگویی شخصیتهای هنری فعال در برنامههای تلویزیونی و جایگاه برجسته آنها به ویژه در میان قشر جوان و نوجوان؛ عملکردهای متناقض و نامنسجم؛ افراط و تفریطهای نادرست در شخصیتپردازیها؛ کلیشهسازی صوری بدون پشتوانههای نظری و مطالعاتی؛ محدود کردن حجاب به پوشش ظاهری و غفلت از حیا و عفاف و مظاهر متنوع آن به عنوان روح و جوهر حجاب؛ پخش محصولات خارجی دارای صحنههای مبتذل؛ توجه سطحی به کارکردهای آشکار و کمتوجهی یا غفلت از کارکردهای پنهان اخلاقی و تربیتی برنامهها؛ ضعف عملی در پایبندی به رعایت هنجارهای دینی پوشش در برنامهسازیها یا اکتفا به حداقلهای فقه؛ برجستهسازی خواسته یا ناخواسته تیپهای غیرارزشی؛ ترویج خواسته یا ناخواسته مدگرایی؛ کمتوجهی به حقوق مخاطب و اینکه هر نوع زمینهسازی برای چشمچرانی و تحریک احساسات مخاطبان، نوعی اعانت بر اثم تلقی میشود؛ میدان دادن به سلیقهورزیها در سطوح پوششی و آرایشی هنرپیشگان و بازیگران و تقویت انگاره شخصی بودن عفاف و حجاب.
در پاسخ به بخش دوم افزون بر آنچه در پاسخ به پرسشهای قبل بیان شد، توجه به نکاتی چند، مفید خواهد بود: توجه جدی به رسالت و
ص:159
مأموریت فرهنگی رسانه ملی به عنوان یک دانشگاه عمومی؛ توجه دقیق به نقش و تأثیر مثبت و منفی رسانه ملی در افکار عمومی و فرایند فرهنگسازی و جامعهپذیری؛ جدی گرفتن جریان تهاجم فرهنگی و توطئههای پیدا و پنهان دشمن و بازتاب آن در موضوع عفاف و حجاب؛ جدی گرفتن رسانههای رقیب و گستره و تنوع فعالیت آنها در جذب حداکثری مخاطب ایرانی؛ شناسایی انتظارها و دغدغهها و مطالبات مردم مؤمن و فرهیختگان جامعه و اهتمام به تأمین آن؛ برنامهریزی جامع برای تأمین انتظارها و ایفای درست نقشها؛ کنترل فرایند تولید و پخش و خرید محصولات رسانهای؛ تأمین لوازم پژوهشی، فنی، هنری و مدیریتی لازم برای تولید محصولات فرهنگی مفید و مؤثر در ارتقای فرهنگ عفاف و حجاب؛ زمینهسازی برای ارزیابی و نقد مستمر برنامهها توسط کارشناسان؛ بازخوردگیری مستمر از افکار عمومی؛ همکاری با مراکز مختلف علمی با هدف تأمین نیازهای مطالعاتی و پژوهشی؛ بهرهگیری از ظرفیتهای دیگر مراکز به ویژه بخش خصوصی در تأمین برنامههای مورد نیاز.
ـ دکتر اصغر فهیمیفر: در درجه اول، سیاستها خوب نیست؛ یعنی برداشت ما از فرهنگ عمومی، برداشتی عوامانه است و این تأثیر میگذارد. ما باید نسل جدید را مثل نسل قدیم طرفدار انقلاب نگه داریم.
وقتی شما شبکهای راه اندازی میکنید، قرار نیست از ابتدا 24 ساعت برنامه داشته باشد. شبکه پنج ساعته باشد، حتی یک مدت آزمایشی باشد و اگر جواب نداد، راحت قطع شود. اگر شبکهای راه بیفتد و اندکاندک جلو برود، آدمهای خود را نیز تربیت میکند، فضای باز و بازار کار ایجاد میشود. لزومی ندارد که در شبکه حتماً متخصصها حضور داشته باشند،
ص:160
طبقه غیرمتخصص نیز مشارکت میکنند. چند متخصص ورزشی پشت یک برنامه ورزشی هستند؟ شبکههای دینی نیز اینگونه هستند؟ بنابراین، اینها را باید به صورت نسبی دید و اندکاندک راه انداخت.
ما یک امتیازهایی داریم که شبکههای ماهوارهای ندارند، این است که مردم، فیلم سینمایی ایرانی و سریالهای ایرانی را ترجیح میدهند؛ زیرا علقههای آنها هستند. اگر کار را به دست مردم بدهید، واقعاً این کار جلو میرود.
ـ دکتر نیره قوی: تناقضها مهمترین مانع اثرگذاری هستند. برای مثال، هنرپیشهای ازدواج نکرده، ولی همیشه نقش مادر را بازی میکند. نمیخواهم بگویم نباید چنین نقشی را بازی کند، ولی شاید نتواند آن حس مادرانه را منتقل کند و تأثیرگذاری کم شود. مانع دیگر، باور نداشتن برنامهسازان ما به وجوب رعایت حجاب است که تبلور آن را در برنامههای مختلف میبینیم. مانع دیگر، جذابیت نداشتن برنامههاست. مقطعی و تقویمی نگاه کردن به مقوله حجاب نیز از جمله موانع اثرگذاری است.
باید طبق شرعمان عمل کنیم. با این حال، ایفای نقش نباید باعث شود خط قرمزهایی که در زندگی و در دین داریم، زیر پا بگذاریم.
شبکههای مختلف ماهوارهای، موضوعات جذاب و اجتماعی را انتخاب میکنند، ولی قبح کار را نشان نمیدهند. آنها با نمایش خانمی که روابط نامشروع دارد یا مردی که خیانت میکند یا فرزندی که حرمت خانواده را میشکند در قالبهای جذاب، نه تنها نمیگذارند مخاطب متوجه آن قبحشکنی شود، بلکه با ارائهای جذاب، نوعی همزادپنداری میان مخاطب و فیلم ایجاد میکنند.
ص:161
ـ دکتر محمدعلی هرمزیزاده: بعضی موانع مربوط به مخاطب، بعضی موانع مربوط به برنامهساز و برخی موانع مربوط به برنامه است. گاهی پیام اشکالی ندارد، بلکه اشکال مربوط به مخاطب است. اشکال در برخی از مخاطبان بود که حقپذیر نبودند. گاهی نیز مخاطب، مستعد پذیرش حق است، ولی ما شایسته نیستیم که او را به سوی حق دعوت کنیم، چون خودمان عامل به حق نیستیم و به جایی نرسیدهایم که بتوانیم دیگران را به سوی حق دعوت کنیم. گاهی هم شایستگی لازم برای این کار داریم، ولی فوت و فن آن را بلد نیستیم.
گاهی برنامهساز انسان صالحی است، ولی شیوه کار را بلد نیست؛ یعنی هنرمندی لازم را ندارد و پیام متعالی و والای خود را به شکلی غیرجذاب و غیرهنرمندانه عرضه میکند. ما باید بتوانیم پیام خود را به شکلی زیبا و هنرمندانه به مخاطب عرضه کنیم؛ نه برای اینکه همه مخاطبان را جذب کنیم؛ چون این غیرممکن است؛ بلکه برای اینکه مخاطبان مستعد را جذب کنیم. برنامهای که میسازیم، باید در عین حال که مروج ارزشهای دینی مثل عفاف و حجاب است، زیبا و جذاب نیز باشد؛ البته زیبایی و جذابیت مشروع، نه نامشروع.
نتیجهگیری
جملات کلیدی(موانع برنامهسازی فراروی رسانه ملی)
دکتر مسعود آذربایجانی
موانع بر دو دستهاند:
ص:162
است: الف) ناهماهنگی و ناهمگرایی در سیاستگذاری و اجرای آن؛ ب) انتقال پیام های متناقض در اجرای این سیاستگذاری در برنامهها و فیلمها به مخاطبان.
دکتر کریم خانمحمدی
سیاسی کردن و سیاسی شدن موضوع
رفتار گزینشی و نهادینهسازی حجاب؛ یعنی اینکه شما از میان این همه تخلفات، بدحجابی را میبینید.
بهره نگرفتن از افراد معتقد و متخصص
ایجاد فضای آنومیک
ـ رسانه ملی به منظور اصلاح وضعیت عفاف و حجاب در جامعه، چه اهداف، سیاستها و راهبردهایی را باید سرلوحه خود قرار دهد و بر اساس چه برنامه زمانبندیشدهای باید اقدام به این کار کند؟
ـ خانم لعیا اعتماد سعید: مسئله حجاب، مسئلهای پیچیده است که ساختارها و علل مختلفی در آن دخیل هستند و در طی چندین سال، به وضعیت کنونی درآمده است. بنابراین، نمیتوان انتظار داشت در مدت کوتاهی حل شود. به نظر من نخست باید جرئت شناسایی مشکل را داشته باشیم. سپس راهحل آن را جستوجو کنیم. بنده معتقدم طراحی چنین برنامهای به همراه زمانبندی اجرای آن را باید تیمی از پژوهشگران و متخصصان انجام دهد تا انشاءالله به نتایج مطلوبی بینجامد.
ـ دکتر مریم حاج عبدالباقی: خداوند در قرآن کریم و در سوره احزاب به
ص:163
مسلمانها میگوید: ببینید در جنگ احزاب که نبرد نظامی بود، پیامبر، الگو و اسوه شما بود. ازاینرو، شما شکست نخوردید و دشمن شکست خورد. منافقان بسیار تلاش کردند، ولی چون شما پیامبر را مقتدای خودتان قرار داده بودید، لطمه ندیدید. در سوره احزاب نیز میفرماید: دیگر جبهه نظامی تمام شده و جبهه فرهنگی آغاز شده است. باید در جبهه فرهنگی نیز از پیامبر الگو بگیریم و پیامبر مقتدای ما باشد. دشمن برای اینکه شما را در جبهه فرهنگی شکست دهد، میخواهد اقتدار و پاکی شما را از بین ببرد و الگویی مانند پیامبر را از شما بگیرد. پیامبر اشتباهی در رفتارهایش ندارد که دشمنان بتوانند از آن استفاده کنند، ولی احتمال اینکه خانواده پیامبر مثلاً زنان او اشتباه کنند، وجود دارد. پس مسلمانان باید مراقب باشند که دشمنان با نقطه ضعف گرفتن از همسر پیامبر، به ترور شخصیت او نپردازند. در چنین شرایطی حجاب مطرح میشود. رعایت حجاب همسران پیامبر، با ناز و غمزه صحبت نکردن و رفت و آمد کمتر مردها به خانه پیامبر، برای این است که قداست خانواده پیامبر9 حفظ بشود و منافقان نتوانند کاری از پیش ببرند.
حدود ورود و خروج به خانههای دیگران، مسئله حجاب، کنترل چشم، پوشش، ازدواج، رعایت عفاف، حریم خانه، ساعات خصوصی زن و شوهر؛ یعنی ابعاد مختلف حجاب که عبارتند از: رفت و آمد، پوشش، راه رفتن، حرف زدن، برخورد با خلافکارها و پرده درها، شیوع زنان بدکاره در سطح شهر، که از خود فحشا بدتر است، همه در سوره نور به زیبایی ترسیم شده است. حال اگر به مردم غربباور جامعه ما بگویید که این لباس از غرب آمده، به نظرشان زیبا میآید. این مشکل مزید بر علت است.
ـ دکتر کریم خانمحمدی: برای ساماندهی این کار، باید از نخبهها و
ص:164
متخصصها بر اساس تئوری زمینهای استفاده کرد تا آنها به گفتوگو و تبادل نظر بپردازند. از دل این گفتوگوها این فرایند نیز به دست میآید. ما در سریالهای خود باید تحولاتی داشته باشیم که این در دست دولت و رسانه ملی است. آن گروه نخبه باید الگوی حجاب را معرفی کند و بگوید از اینها نباید سرپیچی شود. سریالها باید کاملاً اسلامی باشد.
ـ حجتالاسلام و المسلمین محمدرضا زیبایینژاد: این کار سخت است، اما نخست باید مشخص شود که رفتار رسانه ملی به فلسفه و نظریه تربیتی اسلامی و تربیت جنسی اسلامی مستند است یا نه؟ فعالیتهای نهادهای حکومتی در چنین موضوعاتی، باید به نظریه جنسی اسلامی مستند باشد. سؤال این است که کدام مطالعات اجتماعی، نظری، فلسفی و کلامی باعث شده که به این دو موضوع نگاهی منفی داشته باشیم؟ اگر اینها محدود شود به مصلحت کشور هست یا نه؟ ابتدای انقلاب که میشل فوکو، به ایران آمده بود، از آقای دکتر داوری پرسیده بود: نظریه جنسی حکومت شما چیست؟ دکتر داوری گفته بود: ازدواج. او گفته بود منظورم اینها نیست، شما چگونه نیاز جنسی جوانانتان را برطرف میکنید؟ اگر حکومت برای نیاز جنسی جوانان برنامه نداشته باشد، ساقط میشود؛ یعنی این نیاز جنسی از مسائل سیاسی سر درمیآورد. ما در ایران هنوز نظریه تربیت جنسی نداریم و سیاستهای رسانه در مناسبات جنسی نیز تدوین نشده است. به طور طبیعی، الگوی جنسی رسانه نیز طراحی نشده است و ما شاخصهای رشد جنسی متناسب با رسانه نیز نداریم. در بحث عفاف و حجاب نیز شاخص نداریم؛ یعنی یک فیلمساز با نشان دادن چند زن چادری، تشویق میشود؛ بدون اینکه فیلم، واقعاً در خدمت ترویج حجاب باشد. از دیگر سو، فلسفه اسلامی هنر
ص:165
نیز باید تدوین شود. اگر بخواهیم مضامین تربیتی را به زبان هنر بیان کنیم، این زبان هنر از چه قواعدی باید پیروی کند؟ مسئله آخر، تربیت نیروی انسانی است. میتوان نیروهای انسانی متدین را که خودجوش یا در سازوکارهای دیگر، تربیت دینی شده اند، به کار گرفت.
ـ دکتر سید حسین شرفالدین: این پرسش به سیاستگذاری کلان رسانه ملی درباره عفاف و حجاب ناظر است و جنبههای مختلفی دارد. بخشی از آنچه در پاسخ به پرسشهای قبل بیان شد، میتواند پاسخ این پرسش نیز باشد. شناسایی دقیق وضعیت کنونی، بررسی کارشناسانه علل و عوامل بیحجابی و بدحجابی و تشدید روزافزون آن در جامعه، تدوین چند مرحلهای سیاستهای راهبردی متناسب با اهداف و انتظارها و امکانات و مقدورات رسانه، همکاری و هماهنگی با دیگر سازمانهای فرهنگی درگیر در موضوع، فراهم آوردن مقدمات لازم سختافزاری و نرمافزاری برای تولید برنامههای متنوع و باکیفیت، متناسب با نیاز مخاطبان.
ـ دکتر ابراهیم شفیعی سروستانی: 1. گفتمانسازی در زمینه فرهنگ عفاف و حجاب: یکی از اقدامات رسانه گفتمانسازی در زمینه فرهنگ عفاف و حجاب است. امروزه در همه محافل دانشگاهی، مجامع و سازمانهای بینالمللی، گروهها و سازمانهای مدافع حقوق زنان و رسانههای نوشتاری، دیداری و شنیداری، دیدگاه غالب در مورد زن و خانواده، همان دیدگاهی است که فرهنگ و تمدن غربی به جهان تحمیل کرده است. در چنین فضایی، رهبر معظم انقلاب اسلامی ضرورت گفتمانسازی در حوزه زن و خانواده را بر اساس دیدگاه اسلامی مطرح کرد. ازاینرو، رسانه ملی باید در
ص:166
راستای گسترش و نهادینهسازی فرهنگ عفاف و حجاب، بر اساس راهبرد تغییر گفتمان غربی در نگاه به زن و خانواده و گفتمانسازی در زمینه دیدگاه اسلام در این باره، سیاستگذاری و برنامهریزی کند. همچنین بر اساس همین گفتمان، فرهنگ عفاف و حجاب را به عنوان بخشی از دیدگاه اسلام درباره حقوق و شخصیت زن، تبیین کند.
نخست اینکه اگر زمینههای فرهنگی و اجتماعی فراهم باشد، همه زنان مسلمان بر اساس فطرت پاک خود، فرهنگ عفاف و حجاب را بر فرهنگ برهنگی و بیبند و باری ترجیح میدهند؛
دوم اینکه گسترش فرهنگ حجاب، بدون توجه به انگیزههای درونی و پایههای اعتقادی افراد و با بهرهگیری از اهرم زور و اجبار، امکانپذیر نیست و حتی اگر افراد به اقتضای شرایط و با اثرپذیری از عوامل اجبارکننده، به حجاب تن دهند، این امر بقا و دوامی نخواهد داشت و با تغییر شرایط و برطرف شدن عوامل اجبارکننده، حجاب را کنار خواهند گذاشت.
ازاینرو، رسانه ملی باید برنامههای آموزشی، تبلیغی و ترویجی خود در زمینه عفاف و حجاب را بر اساس تقویت پایههای اعتقادی و انگیزههای درونی مخاطبان خود تنظیم کند.
ص:167
در جامعه دارند، امری ضروری است. در نگاه اول، ممکن است چنین به نظر رسد که این نقش را باید سازمان یا نهادی اجرایی ایفا کند که بر دیگر سازمانها و نهادهای اجرایی کشور اشراف دارد، ولی با قدری تأمل، روشن میشود که همگرایی و همافزایی واقعی، زمانی محقق میشود که رسانه ملی به عنوان نماینده افکار عمومی جامعه، از یک سو خواستهها و مطالبات رهبر معظم انقلاب اسلامی، مراجع بزرگوار تقلید و مردم مسلمان و متعهد کشورمان را از سازمانها و نهادهای مسئول در زمینه اصلاح وضعیت عفاف و حجاب در کشور، مطرح سازد و از دیگر سو، عملکرد سازمان و نهادهای مسئول در این زمینه را نقد و بررسی و ارزیابی کند. همچنین، با بهرهگیری از دیدگاههای کارشناسی، راهحلهای مناسبی را برای اصلاح عملکرد آنها پیشنهاد دهد.
بنابراین، رسانه ملی باید در راهبردهای خود، به موضوع ایجاد همگرایی و همافزایی در سازمانها و نهادهای مسئول در این زمینه توجه ویژه کند.
ـ دکتر اصغر فهیمیفر: در تلویزیون گونههای مختلف برنامهسازی وجود دارد. اگر رسانه ملی متناسب با مقتضیات هر کدام از این ژانرها بتواند مفاهیم مربوط به عفاف و حجاب را به زبان رسانه تبدیل کند، گام مهمی برداشته
ص:168
است؛ به این ترتیب که در ابتدا بداند علل گرایش عدهای در جامعه به حجاب چیست؟ این علتها اگر خوب شمرده شود، دقیق باشد، تحلیل شود و متناسب با شرایط فنی تلویزیون درباره آنها برنامهسازی شود، تأثیر خواهد گذاشت. ما در تلویزیون گونههای موسیقی داریم و از آن غافل هستیم. موسیقی ابزار بسیار مؤثری است. برنامههای گفتارمحور، مستند، مسابقه و دراماتیک داریم که خود گونههای مختلفی دارد؛ از فیلمهای سینمایی تا تلهفیلمها و سریال. اگر برداشت دقیقی از مفاهیم عفاف و حجاب و جامعهشناسی درستی از زمینههای اجتماعی این مسائل داشته باشیم، میتوانیم به یک چشمانداز از این مسئله در جامعه دست پیدا کنیم و آن را با زبان تلویزیونی ترجمه کنیم. درباره عفاف و حجاب نخست باید تحقیق شود و به یک راهبرد با تاکتیکهای مختلف تبدیل و سپس به زبان تلویزیون ترجمه شود. یعنی مفاهیم، با قابلیتهای انتقال مفهوم که همان زیباشناسی و تکنیک و مسائل مربوط به هنر است، نسبت پیدا کند. شخصیت بازیگران دختر، ماهیتاً باید محجبه باشد، نه فقط چادر، ولی این اتفاق نمیافتد؛ چون دانش نیست. اگر در حوزه ستاد، به عنوان یک فرهنگ، یکسری مبانی درباره عفاف و حجاب داشته باشیم و این مبانی مشخص شود، جامعه را نیز بشناسیم و سپس آن مبانی را به زبان تلویزیون مطرح کنیم، اندک اندک تأثیر رسانه در این حوزه بیشتر میشود.
سؤال فرعی ـ منظور شما از زبان تلویزیون این است که به صورت غیرمستقیم باشد؟
بله. حتی یک نثر نازیبا اگر با زبان زیبا و با توجه به اصول زیباییشناختی بیان شود، جذاب است و تأثیر عمیق خواهد داشت.
ص:169
هنر باید در حوزهای دیگر تربیت شود. در این زمینه، شعر، موسیقی و تصویر باید به کار گرفته شود.
ـ دکتر نیره قوی: از مهمترین راهبردها این است که بخش نظارتی را قوی کنیم. فیلمها، به دو گونه در تلویزیون نمایش داده میشود:
فیلمی که اصلی بوده و بدون سانسور به نمایش گذاشته میشود؛
فیلمی که سانسور شده است و سپس در تلویزیون پخش میشود.
باید به شکل فرایندی یا به شکل طولی، در مدت زمان تولید اثر، نظارت باشد؛ نه صرفاً بعد از تولید که مجبور به سانسور بعد از تولید باشیم. منظور از نظارت طولی، این است که پیش از اینکه فیلمنامه در اختیار کارگردان قرار بگیرد، در اختیار تولیدکننده قرار بگیرد و نگذاریم نظارتمان پس از تولید باشد. هم از نظر هزینه و فرصت و هم از لحاظ شرعی، اشکال دارد فیلمی پس از این همه هزینه، ـ چه هزینه اولیه و چه هزینهای که نظارتکننده میگیرد ـ سانسور شود یا فیلم را حذف کنند و در نهایت پخش نشود. پس باید نظارتمان را طولی یا فرایندی کنیم. از زمان تصمیمگیری برای تولید یک برنامه تا زمانی که پخش میشود، باید نظارت باشد. بنابراین، نظارت طولی میتواند از راهبردهای کلان ما باشد.
موضوع دیگری که جزو راهبردهای خرد است، این است که در فرایند انتخاب بازیگر برای ایفای نقش، موضوع رعایت عفاف و حجاب برای کارگردان و نویسنده، موضوعیت داشته باشد و یک شاخص باشد. حتی چگونگی حضور یک هنرمند در خارج از محیط فیلم و در زندگی خودش، موضوعیت داشته باشد و در انتخاب او مؤثر باشد، نه صرف نقش او.
ص:170
راهبردهای دیگر، اطلاعرسانی، شفافسازی و تبیین درست مفهوم و ضوابط و معیارها و میزان عفاف و حجاب برای همه کارگزاران اصحاب رسانه ملی است که در مرحله تولید و پخش، ملزم به رعایت آن باشند.
یک راهبرد دیگر، لزوم التزام عملی است، نه فقط در کلام که به لحاظ نظری قبول کنیم این قوانین باید رعایت شود. همه اینها بستگی دارد به اینکه خود مسئولان به عنوان کارگزاران و اصحاب رسانه ملی، به ویژه مسئولان و متولیان درجه یک و لایههای دوم و سوم، معتقد باشند و باور داشته باشند که باید در این دانشگاه عمومی که میتواند مرکز ثقل تربیت اقشار مختلف جامعه قرار گیرد، عفاف و حجاب، به ویژه عفاف نهادینه شود.
رسانه ملی میتواند نقش بسیار مؤثر و الهامبخشی در حفظ و حراست از فرهنگ اصیل دینی و فرهنگ ما کهن داشته باشد. این امر، اهمیت و ارزش جایگاه رسانه ملی را نشان میدهد. هم فرهنگ ما کهن و اصیل است و هم دین ما غنی است. ازاینرو، فرهنگ ما با بسیاری از کشورها قابل مقایسه نیست و در هر دوی این فرهنگها عفاف و حجاب، موضوعیت دارد. بر این مبنا و با توجه به تهاجمی که امروزه با آن روبهروییم، رسانه ملی نقش مهم و اساسی در حفظ و حراست از ارزشهای کهن ملی دارد و میتواند تجلیبخش آرمانهای جمهوری اسلامی با نگاه واقعبینانه باشد و سبک زندگی و الگوی ایرانی و اسلامی را نه تنها در ایران، بلکه در امت اسلامی تحقق بخشد.
ـ دکتر محمد علی هرمزیزاده: اصولاً برنامهریزیهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی باید بلندمدت باشد و در چارچوب آن، یک برنامهریزی میانمدت و یک برنامهریزی کوتاهمدت، داشته باشیم که آن برنامهریزی
ص:171
کوتاهمدت، ما را به سمت برنامههای میانمدت و آن برنامه میانمدت، ما را به سمت برنامههای بلندمدت ببرد. رسانه ملی باید یک برنامه بیست ساله برای خود تعریف کند و در آن برنامه بلندمدت، اهداف بسیار متعالی برای خود در نظر بگیرد. همچنین، به یک برنامه میانمدت چهار یا پنج ساله نیاز دارد تا ببیند چگونه به طرف آن اهداف عالی حرکت کند و در چارچوب آن برنامه چهار یا پنج ساله به یک برنامه یک ساله نیز نیاز دارد؛ برنامه کوتاهمدتی که بگوید در سال جاری باید چه کار کنیم که برنامهها بهتر از این، مروج عفاف و حجاب باشد.
نتیجهگیری
جملات کلیدی(راهبردهای رسانه ملی در نهادینه سازی فرهنک عفاف و حجاب)
حجت الاسلام و المسلمین زیبایینژاد
طراحی و اجرای سیاست ها و شاخصهای رشد حجاب و عفاف.
تدوین و تبیین فلسفه اسلامی هنر.
تربیت نیروی انسانی متعهد و کارآمد.
دکتر ابراهیم شفیعی سروستانی
گفتمانسازی در زمینه فرهنگ عفاف و حجاب
تقویت انگیزههای درونی مخاطبان
ایجاد همگرایی و همافزایی در سازمانها و نهادهای مسئول
افزایش احساس مسئولیت اجتماعی در برابر پدیده بدحجابی
دکتر اصغر فهیمیفر
رسانه ملی باید بتواند متناسب با مقتضیات هر کدام از ژانرها، مفهوم و مفاهیم مربوط به حجاب و عفاف را به زبان رسانه تبدیل کند..
ص:172
دکتر نیره قوی
از مهم ترین راهبردها این است که بخش نظارتی باید تقویت شود. این نظارت باید به شکل مستمر در طول مدت زمان تولید برنامه باشد نه صرفاً بعد از تولید.
در فرایند انتخاب بازیگر برای ایفای نقش، باید موضوع رعایت حجاب و عفاف برای کارگردان و تهیهکننده موضوعیت داشته و یک شاخص باشد.
مفهوم، ضابطه، معیار و میزان رعایت فرهنگ حجاب و عفاف برای کلیه عوامل برنامهسازی، اطلاعرسانی، شفافسازی و ابلاغ شود تا ملزم به رعایت آن در مراحل تولید و پخش باشند.
ص:173
ص:174
ص:175
ص:176
با توجه به برآیند دیدگاههای صاحبنظران و مطالعات صورت گرفته، وضعیت حجاب و عفاف در ایران در دو مقیاس کلی ارزیابی میشود:
بستر تاریخی رواج برهنگی، بیشتر به دوره شکلگیری رنسانس در اروپا و فراگیر شدن آن در نقاط مختلف، صنعتی شدن اروپا و پیدایش وسایل ارتباطی پیشرفته بازمیگردد. در پی آن، پوشش، حیا، پاکدامنی و در نهایت پارسایی، اندک اندک از جامعه انسانی فاصله گرفت. این تحول، نهتنها سبب جدایی انسان غربی از ارزشهای انسانی و معنویات شد، بلکه سبب راهیابی فرهنگ برهنگی، به ویژه از طریق هنر و ادبیات، به فرهنگ ملتهای مختلف شد. همچنین با ورود دنیا به فضای پستمدرن و رسانهای در دهه 1960م و همزمان، شکلگیری جریانهایی در این برهه، مانند جریان نهضت زنان، جنبشهای اجتماعی، انقلاب جنسی و ظهور و رشد جنبش فردگرایی در غرب، تحولاتی بنیادین در فضای فرهنگی و اجتماعی جوامع پدید آورد که فضای فرهنگی و اجتماعی جامعه ما نیز متأثر از این تغییرات بوده است. به بیان دیگر، جامعه مدرن
با توجه به برآیند دیدگاههای صاحبنظران و مطالعات صورت گرفته، وضعیت حجاب و عفاف در ایران در دو مقیاس کلی ارزیابی میشود:
بستر تاریخی رواج برهنگی، بیشتر به دوره شکلگیری رنسانس در اروپا و فراگیر شدن آن در نقاط مختلف، صنعتی شدن اروپا و پیدایش وسایل ارتباطی پیشرفته بازمیگردد. در پی آن، پوشش، حیا، پاکدامنی و در نهایت پارسایی، اندک اندک از جامعه انسانی فاصله گرفت. این تحول، نهتنها سبب جدایی انسان غربی از ارزشهای انسانی و معنویات شد، بلکه سبب راهیابی فرهنگ برهنگی، به ویژه از طریق هنر و ادبیات، به فرهنگ ملتهای مختلف شد. همچنین با ورود دنیا به فضای پستمدرن و رسانهای در دهه 1960م و همزمان، شکلگیری جریانهایی در این برهه، مانند جریان نهضت زنان، جنبشهای اجتماعی، انقلاب جنسی و ظهور و رشد جنبش فردگرایی در غرب، تحولاتی بنیادین در فضای فرهنگی و اجتماعی جوامع پدید آورد که فضای فرهنگی و اجتماعی جامعه ما نیز متأثر از این تغییرات بوده است. به بیان دیگر، جامعه مدرن
ص:177
وارد عصر جدیدی شد که یکی از ویژگی مهم آن، ظهور جنبش فردگرایی(1)بود. فضای فرهنگی و رسانهای کشور ما نیز متأثر از این تحولات بود. مجموعه این مسائل سبب شد، تصور آحاد جامعه ایران درباره رعایت پوشش اسلامی، از بحث «تعهد اجتماعی» خارج شود و با فردی و شخصی انگاشتن آن، دخالت دولت و جامعه را در آن غیرمجاز بدانند. اینگونه افراد بر اساس ترجیح خودپندارهها، گرایش به تکروی و تمکین نکردن از قواعد اجتماعی، به شکلگیری پدیده بدحجابی در ایران دامن میزنند. این تغییر و تحولی است که در مقیاس فراملی، در وضعیت عفاف و حجاب در ایران رخ داده است.(2)
تحولاتی که در عرصه پوشش در کشور ما رخ داده، با توجه به معیارها، ملاکها و شاخصهای موجود، بیانکننده این است که فاصله میان وضع موجود با وضع مطلوب، پیوسته در حال افزایش است. البته تغییر در الگوی پوشش و ظهور پدیده «بدحجابی»، از تغییر در برخی عناصر زیرساختی ذهنی و عینی حکایت دارد. از همین روست که امروزه اگر کسی حد واجب شرعی را در پوشش رعایت نمیکند، نمیتوان با اطمینان خاطر قضاوت کرد که در ابعاد دیگر زندگیاش متدین نیست یا ناهنجاری در پوشش به دلیل بیمبالاتی جنسی صورت میگیرد؛ بلکه به دلیل چند وجهی بودن پدیده بدحجابی(3)که مرکّب از عوامل مختلف فرهنگی،
ص:178
1) [1] . برای مطالعه بیشتر در این زمینه، نک: به فصل دوم همین کتاب، صص41-43
2) [2] . برای مطالعه بیشتر در این زمینه، نک: فصل دوم همین کتاب، صص44-45
3) [3] . برای مطالعه بیشتر درباره زمینهها و عوامل گسترش بدحجابی در ایران، نک: ابراهیم شفیعی سروستانی، حجاب، مسئولیتها و اختیارات دولت اسلامی، ج 2، صص 197 ـ 357.
اجتماعی، تربیتی، آموزشی، اخلاقی، سیاسی و اقتصادی است، این پدیده با انگیزههای متفاوتی صورت میگیرد. بنابراین، گاهی پوشش بیشتر، جنبه هویتی دارد تا رویکرد جنسی؛ یعنی افراد با نحوه پوشش خود میخواهند پُز اجتماعی دهند. به بیان دیگر، میتوان ادعا کرد که وضعیت پوشش در جامعه امروز ایران، دچار نوعی بیقاعدگی و چهلتکهگی شده است. این چهلتکهگی، در رفتارها و در سبک زندگی مردم، حتی برخی افراد مذهبی رخ داده است. در واقع برخی افراد، همزیستی مسالمتآمیز رفتارهای متناقض در محیطهای مختلف را پذیرفتهاند. پژوهشهای پیمایشی نیز بر اساس شاخصهای کمّی و واکاوی لایههای پنهان بعضی از مشکلات جامعه، بیانکننده این واقعیت است.(1)البته اگر جامعه کنونی را با وضعیت قبل از انقلاب اسلامی یا با جوامع غربی یا حتی با جوامع اسلامی که پیرو فرهنگ غرب هستند، مقایسه کنیم، به یقین، وضع کنونی جامعه ایران بسیار بهتر از آنهاست، ولی با وضعیت آرمانی، انتظارات حداکثری فقه اسلامی و جامعه مطلوبی که اسلام و قرآن کریم ترسیم میکند، بسیار فاصله داریم و وضعیت قابل قبولی مشاهده نمیشود.(2)
مجموعه عوامل ایجاد و تشدید پدیده بدحجابی را در یک دستهبندی به عوامل خارجی و عوامل داخلی تقسیم میکنیم:
ص:179
امروزه، بسیاری از مشکلات ملی به ویژه مشکلات فرهنگی، از عوامل فراملی و روند موسوم به جهانیشدن(1)و مشخصاً امپریالیسم فرهنگی سرچشمه میگیرد. چه بسا کنترل و مهار این عوامل، در اختیار ملتها نباشد. مهمترین این عوامل عبارتند از:
یک ـ ایجاد فضای ارتباطی و ورود گسترده زنان به عرصه اجتماعی
عبور از عصر صنعتی و تغییر موجهای زندگی، افزایش میزان مسافرتهای بینالمللی و گسترش ارتباطات رسانهای و مجازی با توسعه شبکههای ماهوارهای، نشانه این است که وارد یک فضای ارتباطی شدهایم. یکی از مصداقهای آن، فضای ارتباطی در حوزه اقتصادی است. از میزان مشاغل یقههای آبی (مشاغل کارگری) کاسته شده و مشاغل یقه سفید (مشاغل خدماتی و اداری) گسترش پیدا میکند. در حدود 80 تا 85 درصد مشاغل، یقه سفید است که در این مشاغل عنصر ارتباط در جذب مشتری، عامل مهم و کلیدی است. به تعبیر دیگر کسی که جذابتر و اخلاق ارتباطی بهتری داشته باشد، در جذب مشتری موفقتر است. کارفرما در این فضای ارتباطی، به جذب زنان در بازار کار علاقه بیشتری دارد؛ زیرا هم حقوق کمتری میگیرند، هم مطیعترند و هم از نظر ارتباطی قویتر هستند. رهبر معظم انقلاب اسلامی با اشاره به منشأ بروز این امر در موج قبلی؛ یعنی صنعتی شدن جوامع، چنین میفرمایند:
از روزی که اروپاییها، صنایع جدید را به وجود آوردند، در
امروزه، بسیاری از مشکلات ملی به ویژه مشکلات فرهنگی، از عوامل فراملی و روند موسوم به جهانیشدن(2)و مشخصاً امپریالیسم فرهنگی سرچشمه میگیرد. چه بسا کنترل و مهار این عوامل، در اختیار ملتها نباشد. مهمترین این عوامل عبارتند از:
یک ـ ایجاد فضای ارتباطی و ورود گسترده زنان به عرصه اجتماعی
عبور از عصر صنعتی و تغییر موجهای زندگی، افزایش میزان مسافرتهای بینالمللی و گسترش ارتباطات رسانهای و مجازی با توسعه شبکههای ماهوارهای، نشانه این است که وارد یک فضای ارتباطی شدهایم. یکی از مصداقهای آن، فضای ارتباطی در حوزه اقتصادی است. از میزان مشاغل یقههای آبی (مشاغل کارگری) کاسته شده و مشاغل یقه سفید (مشاغل خدماتی و اداری) گسترش پیدا میکند. در حدود 80 تا 85 درصد مشاغل، یقه سفید است که در این مشاغل عنصر ارتباط در جذب مشتری، عامل مهم و کلیدی است. به تعبیر دیگر کسی که جذابتر و اخلاق ارتباطی بهتری داشته باشد، در جذب مشتری موفقتر است. کارفرما در این فضای ارتباطی، به جذب زنان در بازار کار علاقه بیشتری دارد؛ زیرا هم حقوق کمتری میگیرند، هم مطیعترند و هم از نظر ارتباطی قویتر هستند. رهبر معظم انقلاب اسلامی با اشاره به منشأ بروز این امر در موج قبلی؛ یعنی صنعتی شدن جوامع، چنین میفرمایند:
از روزی که اروپاییها، صنایع جدید را به وجود آوردند، در
ص:180
اوایل قرن نوزدهم که سرمایهداران غربی کارخانههای بزرگ را اختراع کرده بودند و احتیاج به نیروی کار ارزان و بیتوقّع و کم دردسر داشتند، زمزمه «آزادی زن» را بلند کردند، برای اینکه زن را از داخل خانوادهها به درون کارخانهها بکشانند؛ به عنوان یک کارگزار ارزان از او استفاده کنند، جیبهای خودشان را پرکنند و زن را از کرامت و منزلت خود بیندازند.(1)
ازاینرو، ایجاد فضای ارتباطی و توسعه تعاملات اجتماعی در عصر کنونی خواستار این است که زن به عنوان مشارکت اجتماعی وارد جامعه شود. وقتی زنان در جامعه اسلامی به مشارکت در ساختارهای اقتصادی و سیاسی دعوت میشوند، با توصیههای اخلاقی به رعایت ضوابط اسلامی، وضعیت ارتباطی زن و مرد چندان درست نمیشود. توصیههای اخلاقی برای تعدادی از افراد جامعه خوب است، ولی رفتارهای بیشتر مردم متأثر از ساختارهای جامعه، دگرگون میشود؛ زیرا بحث اقتضا، مطرح است. اقتضا یعنی تعاملات اجتماعی که اقتضائاتی را هم همراه خود دارد. وقتی تعامل زن و مرد زیاد شد، در رابطه جنسی و در عرصه عفاف و پوشش نیز تأثیر میگذارد. پس ایجاد فضای ارتباطی و ورود گسترده زنان به عرصههای اجتماعی در ایجاد و تشدید مسئله بدحجابی در جامعه کنونی بیتأثیر نخواهد بود.(2)
دو ـ رشد فردگرایی در جامعه
فردگرایی، اصطلاحی است که در قرن نوزدهم پدید آمد. این اصطلاح به
ص:181
شیوههایی بسیار متفاوت ارزیابی شده است و در یک تقسیمبندی، به فردگرایی مثبت و منفی تقسیم میشود. فردگرایی مثبت معمولاً یکی از مهمترین شاخصهای توسعهیافتگی تلقی میگردد و به خودباوری، خودشکوفایی، اعتماد به نفس و استقلال فردی معطوف است که همگی بار ارزشی مثبت دارند. فردگرایی منفی، به خودمداری، خودشیفتگی، اتکای افراطی به خود، شادکامی فردی و به دست آوردن سود شخصی به قیمت زیان دیدن دیگران معطوف است.(1)تجلی فردگرایی منفی در فردگرایی خودخواهانه، شادکامی فردی و آزادی عمل داشتن(2)یافت میشود که برهمزننده نظم و توسعه اجتماعی است.(3)بنابراین، در جوامعی که فردگرایی به این معنا رشد کرده باشد، امر به معروف و نهی از منکر، برهمزننده نظم و امنیت اجتماعی قلمداد می شود؛ زیرا همبستگی اجتماعی، یعنی اینکه بپذیریم هیچ کس در کار دیگران مداخله نکند. این نوع از فردگرایی به دلایل متعدد، از قبیل ایجاد اختلال هنجاری و بینظمی، آسیبزاترین فردگرایی به شمار میرود.(4)ازاینرو، ظهور جنبش فردگرایی و توسعه گفتمان فردگرایی، به عنوان یکی از
ص:182
1) [1] . پیتر کیویستو، اندیشههای بنیادی در جامعهشناسی، ترجمه منوچهر صبوری، ص 117.
2) [2] . در این کتاب منظور از فردگرایی، به معنای فردگرایی منفی از نوع خودخواهانه و شادکامی فردی و آزادی عمل داشتن است. بنابراین، در هرجای این کتاب که فردگرایی به صورت مطلق به کار رفته است، همین معنا اراده شده است.
3) [3] . منصور وثوقی و حسین میرزایی، «فردگرایی، تاملی در ابعاد و شاخصها»، فصلنامه نامه علوم اجتماعی، ش 34، 1387، ص138؛ محمدرضا یگانه جوادی و سید ضیاء هاشمی، «نگاهی جدید به مناقشه فردگرایی در جامعهشناسی»، فصلنامه علوم اجتماعی، ش 33 ، 1387، ص146.
4) [4] . برای مطالعه بیشتر در این زمینه، نک: فصل دوم همین کتاب، صص54-68
مهمترین ویژگیهای جامعه مدرن،(1)از عوامل مهم پدیده بدحجابی در ایران به شمار میرود.
سه ـ تحول در الگوهای سبک زندگی
جامعه ایران مانند همه جوامع در حال تحول، در دهههای اخیر دچار دگرگونی در جنبههای مختلف اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی شده است. از مهمترین تحولات معاصر ایران، تغییر در الگوی سبک زندگی است که در عرصههای مختلفی در حال تحول است. یکی از این عرصه ها، تغییر در الگوی پوششی و معاشرتی مردم است. سبک زندگی مردم ایران در تاریخ کهن آنان ریشه دارد. مردم ایران از زمان باستان، خود را به رعایت موازین اخلاقی و حجاب ملزم میدانستهاند. ارزشهای موجود در سبک زندگی ایرانی دارای عناصر مهم پیشرفت و توسعه فردی و اجتماعی است. ایجاد پشتوانه روحی برای افراد، افزایش اعتماد به نفس، معنویت، اخلاق، دوری از فساد و ابتذال، صمیمیت و همکاری از جمله ارزشهای موجود در سبک زندگی ایرانی هستند که سبب پیشرفت و توسعه پایدار میشوند. اما در طی سالهای اخیر، شبکههای ماهوارهای فارسی زبان در یک به هم پیوستگی و جریان همافزا، حرکتی را برای تغییر سبک زندگی در ایران آغاز کردهاند که هدف اصلی آنها مقابله با ارزشهای اسلامی و تخریب فضای فرهنگی خانوادههای ایرانی، تبلیغات منفی علیه عفاف و حجاب و ترویج فرهنگ روابط با جنس مخالف است. این شبکهها، میکوشند برنامههایی را پخش
ص:183
1) [1] . وبر، ماکس، دین قدرت جامعه، ترجمه: احمد تدین، ص136؛ گیدنز، آنتونی، پیآمدهای مدرنیت، ترجمه: محسن ثلاثی، ص147؛ امیل دورکیم، درباره تقسیم کار اجتماعی، ترجمه: باقر پرهام، ص67.
کنند که از طریق زبان و فرهنگ ایرانی، به طور پنهانی و آرام آرام گرایشها و ذائقه مردم ایران را به سبک زندگی غربی و امریکایی نزدیک کنند. آنها در مسائل تربیتی اینگونه القا میکنند که تربیت جهانی، در حال تحول به سمتی است که تفاوتی میان مسلمان و کافر نیست،(1)در حالی که در عناصر تربیت دینی، مرز اسلام و کفر بسیار مهم است. شیخ صدوق از امام صادق7 نقل میکند، آن حضرت فرمود:
أوحَی اللهُ عَزَّوَجَلَّ إلی نَبِیٍّ مِن أنبِیائِه قُل لِلمُومِنِینَ لَایَلبِسُوا لِباسَ أعدَائِی و لایَطعَمُوا مَطَاعِمَ أعدائِی و لَایَسلِکُوا مَسَالِکَ أعدَائِی فَیَکُونُوا أعدائِی کَمَا هُم أعدائِی.
خدای عزوجل، به پیامبری از پیامبرانش وحی کرد به مؤمنان بگو پوشش دشمنانم را نپوشند؛ از خوردنیهای ایشان نخورند و راههای آنان را نپیمایند که در این صورت، مانند آنان، دشمنان من خواهند بود.(2)
پس نبود الگوی دینی سبک زندگی و رواج الگوی سبک زندگی غربی جزو عوامل گرایش به سمت الگوهای پوششی و رفتاری نامناسب غیراسلامی است.(3)
چهار ـ تهاجم فرهنگی در ابعاد جدید
توطئههای فرهنگی برنامهریزی شده، پرگستره و متنوع دشمنان انقلاب اسلامی، در سالهای اخیر، با راه یافتن رسانههای بیگانه به سطح
ص:184
رسانهای کشور، با عنوان جنگ نرم و ناتوی فرهنگی، شکل جدیدی به خود گرفته است. هجوم به معارف اسلامی و پیشوایان بزرگ دین، اهانت به قرآن کریم و تحریف آن، اهانت به ارزشهای اسلامی، ترویج افکار انحرافی و عرفانهای کاذب و اومانیسم، لیبرالیسم، سکولاریزم، مادیگری، شیطانپرستی و بهاییگری، ترویج مواد مخدر و روانگردان، طراحی لباس جلف برای پسران و دختران ایرانی، تضعیف نهاد خانواده و حمله به فرهنگ عفاف و حجاب، همه در راستای تهاجم فرهنگی صورت میگیرد و زمینه بسیار مهمی را برای گسترش انواع ناهنجاریهای اخلاقی در بین جوانان فراهم کرده است.(1)
در یک دستهبندی، عوامل داخلی به جنبههای روانشناختی، فضای فرهنگی خانواده، ضعفهای مدیریتی و فرهنگی و اجتماعی، عوامل ساختاری و محیطی و سیاسی تقسیم میشوند. به دیگر سخن، بخشی از عوامل داخلی در سطح فردی، بخشی در فضای فرهنگی خانواده و بخشی نیز در سطح کلان جامعه ظهور و بروز دارد که به زمینهها و عوامل ساختاری مربوط میشود. در ادامه به بررسی مهمترین عوامل داخلی که در ایجاد و تشدید وضعیت کنونی فرهنگ عفاف و حجاب مؤثرند، میپردازیم:
یک ـ جنبههای روانشناختی
انسان بر اساس نیازهای طبیعی و روانی و گرایش به زیبایی، علاقهمند است که در همه شئون زندگی، این زیبایی دخیل باشد. ازاینرو،
ص:185
1) [1] . برای مطالعه بیشتر در این زمینه نک: فصل دوم همین کتاب، صص68-71
پوشش را در کنار دفع گرما و سرما و حفظ شرم و عفت، برای آراستگی و زیبایی خود نیز میخواهد. به طور طبیعی، ارضا نشدن برخی نیازهای درونی انسان، نوسانها و اختلالهای روانی و جسمی به بار میآورد. به همین دلیل، به عقیده جامعهشناسان و روانشناسان، انحرافها، جرایم و جنایتها بیشتر ریشه روانی دارند و برخاسته از فرافکنی برخی عقدههای روانی و به هم خوردن تعادل روحی و سلامت جسمی است. اهتمام اینگونه افراد به رفتارها و جلوهنماییهای نامتعارف، مانند تنوع در لباس و آرایش کردن و میل آنها به خودآرایی و عشوهگری در جمع، به دلیل احساس نیاز روحی به جلب توجه و نگاه و تحسین دیگران یا نوسانها یا اختلالهای شخصیتی، ضعف در عزتمندی، کرامت نفسانی، مدیریت عواطف و رفتارها، احساسگرایی و ضعف خردورزی است. این خودآرایی و خودنمایی، گاه به حدی از افراط میرسد که شخص از هویت خود دور و چه بسا دچار بحران هویت میشود؛ چنان که به تعبیر گیدنز در جوامع جدید، گاهی فرد احساس میکند رفتارها، آرایش تصنعی و نمایشی و مغایر با خود واقعی است. فرد در این حالت، دچار بحران هویت میشود و درمییابد که بیشتر امور روزمره را نه به دلایل معتبر و ارزشمند، بلکه فقط بنا به مصلحت یا وظیفه انجام داده است؛ وضعیتی که به هویت کاذب میانجامد و فرد را دچار اضطراب و بحران هویت میسازد.(1)این وضعیت؛ یعنی ظاهرگرایی و اصالت دادن به صورتکهای ظاهری و تننمایانه و برجسته شدن جنبههای آرایشی لباس به جای جنبههای
ص:186
1) [1] . آنتونی گیدنز، تجدد و تشخص جامعه و هویت شخصی در عصر جدید، ترجمه: ناصر موفقیان، ص156.
پوششی آن، با افزایش سن ازدواج و تمایل برخی دختران برای همسریابی، تشدید میشود.(1)
دو ـ فضای فرهنگی خانواده
خانواده، به عنوان اولین نهادی که فرد در آن قرار میگیرد، تأثیر بسزایی در رعایت الگوی پوششی و رفتاری فرزندان، به عنوان هنجار اجتماعی دارد، ولی امروزه فضای فرهنگی خانواده، دچار ضعفهایی است که کارکردش را در کنترل و اصلاح اخلاقی و رفتاری فرزندان، با چالش روبهرو میسازد. رشد فردگرایی در مناسبات خانوادگی، حاکم نبودن فرهنگ دینی و معنوی در خانواده، رواج تجملطلبی و مدگرایی در خانواده، نبود الگوی مناسب شخصیتی برای همانندسازی جوان در محیط خانواده، نابسامانی موقعیت زنان و کمرنگ شدن نقش مادری در تربیت، وجود شکافهای میاننسلی و ضعف خانوادهها در تربیت نسل جدید و بدتر از آن، حضور گسترده رسانههای رقیب فراملی (ماهواره و اینترنت) در خانواده، سبب گسترش الگوهای پوششی و رفتاری نابهنجار شده است.
رشد فردگرایی در جامعه ایران، ساختار خانواده را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. با رشد گفتمان فردگرایی، نوع و سبک زندگی اعضای خانواده به گونهای تغییر یافته که در قبال هم، احساس مسئولیت نمیکنند و فرزندان، خانواده را نه عنصر هدایتی و نظارتی، بلکه فقط عنصر حمایتی میدانند. از دیگر سو، امروزه والدین احساس میکنند با عوامل بیرونی، محدود شدهاند. نهادهای آموزشی(مدارس و دانشگاهها)، فرهنگی،
ص:187
1) [1] . برای مطالعه بیشتر نک: فصل دوم همین کتاب، صص49 – 51 و 61-65
اجتماعی و رسانه های جمعی، با آنان هماهنگ نیستند و از آنان حمایت نمیکنند. ازاینرو، وظیفه تربیت اخلاقی فرزندان را به دیگر نهادها واگذار کردهاند. به همین دلیل، مهارتآموزیهای فرزندان، به منظور جامعهپذیر شدن آنها به درستی انجام نمیشود و حساسیت والدین به کنترل و نظارت بر فرزندان و اهتمام به تأمین نیازهای تربیتی و عاطفی ـ روانی آنها کم شده است. بخشی از این تغییرات و تحولات در فضای فرهنگی خانوادهها، در موضوع عفاف و حجاب منعکس شده است.(1)
سه ـ ضعفهای مدیریتی، فرهنگی و اجتماعی
بخشی از پدیده بدحجابی در جامعه اسلامی ایران، در ضعفهای مدیریتی، فرهنگی و اجتماعی ریشه دارد. مهمترین این ضعفها که موجب ایجاد و تشدید پدیده بدحجابی در سطح جامعه شده، عبارت است از:
ـ نشناختن ریشهها، اکتفا کردن به کلیگوییها در بیان راهکارهای اصلاحی؛
ـ مشخص نبودن اهداف و مؤلفههای آن، مانند فرهنگسازی و برخورد سادهانگارانه با سیاستهای فرهنگی نهادینهسازی فرهنگ حجاب؛
ـ ضعف برنامهریزی و سیاستگذاری عملی در ساختارسازی برای عفاف و حجاب؛
ـ توسعه شهرها و افزایش مشکلات زندگی در آن (فشردگی جمعیت و تراکم اخلاقی، تشدید فردگرایی، آزادی نسبی و کنترلناپذیری محیط، تنوع و تکثر الگوها و سبکهای زیستی، کاهش وجدان جمعی،
ص:188
1) [1] . در این زمینه، نک: فصل دوم همین کتاب، صص61-66
ضعف جنبههای نظارتی بر افکار عمومی، ارتباطات گسترده با سایر قلمروهای فرهنگی، جریانیابی مهارناپذیر موجهای فرهنگی متداخل)؛
ـ ناکارآمدی دستگاههای فرهنگی، آموزشی و اجتماعی مسئول، در اقناعسازی و باوراندن ارزشها و الگوهای فرهنگی ـ مذهبی، جامعهپذیری و باز اجتماعی کردن؛
ـ بیثباتی و تغییر مکرر سیاستها و رویهها در زمینه برخورد با پدیده بدحجابی؛
ـ عملکردهای نامتوازن و بیقاعده سازمانهای مسئول در سالهای اخیر در برخورد با پدیده بدحجابی؛
ـ افزایش حضور در محیطهای مختلط (محیط آموزشی، فرهنگی و تفریحی) و در نتیجه کمرنگ شدن حریمها و کاهش حساسیتهای اخلاقی؛
ـ اجبارها و الزامات قوانین زندگی در عصر کنونی و وقوع برخی تغییرات آرام و خاموش در سبکهای زیستی مردم و بازتاب آن در موضوع پوشش و حجاب؛
ـ بیتوجهی به نیازهای روانشناسی و اجتماعی نوجوانان و جوانان و تأکید بیش از اندازه بر چادر به عنوان تنها الگوی پوششی پذیرفته و غفلت از الگوهای جایگزین متناسب با ذائقههای مختلف و گونههای شغلی متفاوت، مکانهای حضور با اقتضائات متفاوت، گروههای سنی مختلف و اقلیمهای فرهنگی متعدد؛
ضعف آگاهی و حساسیت بیشتر مدیران درباره توسعه فرهنگ عفاف و حجاب و غفلت از حاکمیت ارزشهای دینی و اخلاقی در مجموعههای تحت مسئولیت ایشان؛
ص:189
ـ صرف کردن تمام هزینهها برای رعایت ظواهر حجاب و غفلت از عفتورزی؛
ـ تمسک به شیوهها و روشهای تأدیبی و تحمیلی به جای تربیت دینی، در جامعهپذیر کردن قشر نوجوان و جوان.(1)
چهار ـ پیوند زدن حجاب به مسائل سیاسی جامعه
چادر، پوشش سنتی ایرانی ـ اسلامی است؛ نه به حکومتی خاص، اختصاص دارد و نه به قشر و طبقهای خاص از مردم، بلکه جزو فرهنگ ملی کشور ایران است. پیوند زدن حجاب و چادر به یک فکر سیاسی خاص، تبدیل شدن به نماد زن سیاسی مسلمان انقلابی، امتیازدهی ساختارهای سیاسی کشور به مردم در برابر بدحجابی به منظور برطرف کردن نارضایتیها، چانهزنی کاندیداهای ریاست جمهوری در مورد حدود و مصداقهای حجاب، اعتراض مدنی و بروز نارضایتی و مخالفت با نظام سیاسی جامعه در قالب شکلهای ظاهری و بدپوشی، موجب تشدید نابسامانی در عفاف و حجاب در سطح جامعه ایران شده است.(2)
نخستین اقدام برای اصلاح وضعیت موجود، شناخت دقیق ابعاد گوناگون پدیده بدحجابی است؛ زیرا چنان که گفته شد، پدیده بدحجابی در ایران، پدیدهای چندوجهی و برخاسته از عوامل گوناگون فرهنگی، اجتماعی،
ص:190
تربیتی، آموزشی، اقتصادی و سیاسی است.(1)بنابراین، نهادها و سازمانهای متعددی به صورت مستقیم و غیرمستقیم، در نهادینهسازی آن نقش دارند. تا زمانی که این موضوع به صورت جامع واکاوی نشود، نمیتوان به اصلاح وضعیت موجود امیدوار بود؛ زیرا هنوز هم بسیاری از شخصیتها، نهادها و سازمانهای برنامهریز و مسئول، با اکتفا کردن به کلیگوییها در نشان دادن راهکارهای اصلاحی و به دلیل مشخص نبودن اهداف و مؤلفههای فرهنگسازی، با سیاستهای فرهنگی نهادینهسازی فرهنگ حجاب، سادهانگارانه برخورد میکنند. این برداشتها و تفسیرهای ناقص از پدیده بدحجابی و نداشتن شناختی جامع از این پدیده، سبب شده است اقدامات عملی نیز ناکارآمد و ناموفق باشند. بنابراین، نخستین گام برای اصلاح وضعیت کنونی، شناخت این وضعیت و علل و عوامل مؤثر در شکلگیری آن است.(2)
انجام اصلاحات فرهنگی و ایجاد تغییرات اجتماعی، کاری طولانیمدت و نیازمند سیاستگذاری، برنامهریزی و مدیریت اجرایی هماهنگ است. یکی از پیشنیازهای اصلاح وضع موجود بعد از شناخت دقیق همه جنبههای وجوه پدیده بدحجابی، تدوین راهبرد و برنامهریزی کلان فرهنگی است که بخشی از این برنامه و راهبرد کلان، توجه کافی به
ص:191
نهادینهسازی فرهنگ حجاب و عفاف است. به دیگر سخن، باید راهبرد نظام در حوزه فرهنگ و دیگر حوزهها و از جمله، ترویج عفاف و حجاب، کارآمدسازی خانوادهها و دستگاههای فرهنگی، آموزشی و تبلیغی و رسانهها و ایجاد ثبات در اجرای قوانین و برنامهریزیها کاملاً مشخص شود.(1)
در سالهای اخیر با گسترش پدیده بدحجابی در جامعه، تصور برخی بر این بود که اگر ظاهر حجاب (پوشش فیزیکی) را به صورت قهری و اجبار، اِعمال کنیم، مشکل حل میشود. بنابراین، تنها راهحل اصلاح وضع موجود را توسعه فعالیتهای انتظامی و قضایی برای مقابله با این ناهنجاری اجتماعی میدانستند؛ غافل از اینکه کشف تحمیلی حجاب، به همان میزان خطرناک است که ترویج تحمیلی حجاب. فرهنگ و تفکر دینی و اخلاق نباید تحمیلی باشد؛ بلکه در این زمینه باید واقعبینانه، نه شعاری، فرهنگسازی شود؛ یعنی اقداماتی انجام شود که افراد اقناع شوند که رعایت حجاب سود شخصی دارد و به ارزش حجاب پی ببرند. در این صورت، دیگر خودشان به هیچ قیمتی حاضر نیستند گوهر حجاب را از دست بدهند و لازم نیست از روشهای اجباری استفاده شود.(2)اگر فرهنگ عفاف به دغدغه عمومی مردم تبدیل شود نه یک فرهنگ تحمیلی، خود به خود حجاب نیز نهادینه میشود.
ص:192
چنان که در بحث عوامل ایجاد و تشدید پدیده بدحجابی گفته شد، یکی از عوامل مهم در ایجاد وضعیت کنونی، گسترش الگوهای سبک زندگی غربی در سطح جامعه است. به دیگر سخن، اگر الگوی دینی سبک زندگی، در جامعه وجود نداشته باشد که بتوان زندگی دینی خود را از گزند بیگانگان حفظ کرد، نمیتوان چندان امیدوار بود که در عرصههای خاص مثل روابط زن و مرد نیز انقلابی رخ بدهد؛ یعنی اگر در موضوع حجاب و عفاف همه دستگاههای کشوری دست به دست یکدیگر بدهند، اتفاق اساسی نمیافتد؛ چرا که کل مناسبات زندگی، مثل جریان رودخانه است که به سمت دیگر میرود و به تنهایی نمیتوان برخلاف جریان این رودخانه حرکت کرد. بنابراین، اصلاح اساسی باید در کل مناسبات سبک زندگی صورت گیرد و کل ساختارها و سبک زندگی به گونهای تغییر کند که بستر رشد فضایل اخلاقی و عفت فراهم شود.(1)
یکی از مؤلفه های عقلانیت دینی، خانوادهگرایی است. ریشه بسیاری از مشکلات و انحرافات جنسی نیز جدایی افراد از خانواده است. افراد جداافتاده از خانواده، اغلب، به انحراف و فساد روی میآورند. برای ایجاد تحولی مثبت در زمینه حجاب و عفاف، باید به جای شبکه معنایی فردگرا، شبکه معنایی خانوادهگرا را گسترش دهیم؛ زیرا ارزشها و پیوندهای خانوادگی و عفت، در ذیل گفتمان خانوادهگرایی تولید میشوند. همچنین تربیت جنسی باید در گفتمان خانواده، تقویت و اقتدار
چنان که در بحث عوامل ایجاد و تشدید پدیده بدحجابی گفته شد، یکی از عوامل مهم در ایجاد وضعیت کنونی، گسترش الگوهای سبک زندگی غربی در سطح جامعه است. به دیگر سخن، اگر الگوی دینی سبک زندگی، در جامعه وجود نداشته باشد که بتوان زندگی دینی خود را از گزند بیگانگان حفظ کرد، نمیتوان چندان امیدوار بود که در عرصههای خاص مثل روابط زن و مرد نیز انقلابی رخ بدهد؛ یعنی اگر در موضوع حجاب و عفاف همه دستگاههای کشوری دست به دست یکدیگر بدهند، اتفاق اساسی نمیافتد؛ چرا که کل مناسبات زندگی، مثل جریان رودخانه است که به سمت دیگر میرود و به تنهایی نمیتوان برخلاف جریان این رودخانه حرکت کرد. بنابراین، اصلاح اساسی باید در کل مناسبات سبک زندگی صورت گیرد و کل ساختارها و سبک زندگی به گونهای تغییر کند که بستر رشد فضایل اخلاقی و عفت فراهم شود.(2)
یکی از مؤلفه های عقلانیت دینی، خانوادهگرایی است. ریشه بسیاری از مشکلات و انحرافات جنسی نیز جدایی افراد از خانواده است. افراد جداافتاده از خانواده، اغلب، به انحراف و فساد روی میآورند. برای ایجاد تحولی مثبت در زمینه حجاب و عفاف، باید به جای شبکه معنایی فردگرا، شبکه معنایی خانوادهگرا را گسترش دهیم؛ زیرا ارزشها و پیوندهای خانوادگی و عفت، در ذیل گفتمان خانوادهگرایی تولید میشوند. همچنین تربیت جنسی باید در گفتمان خانواده، تقویت و اقتدار
ص:193
خانواده تضمین شود. وظیفه رسانه ملی است که به خانواده اقتدار دهد و آن را تقویت کند. آموزش و پرورش و نظام اقتصادی نیز باید این جریان را تقویت کنند. برای گسترش فرهنگ حجاب و عفاف به عنوان یک ارزش اخلاقی و دینی، باید در زمینه تربیت جنسی، از کودکی و نوجوانی با محوریت خانواده و نیز درباره مدیریت حوزه مباحات، برنامهریزی کنیم.(1)
همانطور که بستن کمربند ایمنی قانون است، حجاب نیز قانونی اجتماعی و مصوب مجلس است و همه باید آن را رعایت کنند. بر این اساس، لازم است فرهنگ قانونگرایی و قانونمداری نیز در جامعه تقویت شود و کسی بر سر اجرای قانون، چانهزنی یا اجتهاد به رأی نکند و افراد، قانونگرا تربیت شوند. پرورش انسانهای قانونگرا، هم وظیفه خانواده و هم نظام تربیت رسمی و غیررسمی جامعه است.(2)
سیاست تبلیغی و ترویجی، هنگامی مؤثر خواهد بود که مخاطب به سود شخصی رعایت هنجارهای پوششی و رفتاری پی ببرد. ازاینرو، باید در شیوه های تبلیغی و ترویجی در این زمینه، تجدید نظر کرد؛ به گونهای که مخاطب امروزی اقناع شود حفظ چارچوب عفاف و حجاب، کاملاً به سود خود اوست. در این زمینه، بر به کارگیری روشهای جدید تبلیغی و
ص:194
ترویجی در حوزه توسعه عفاف و حجاب و پرهیز از تبلیغات سطحی با شعارهای کلیشهای تأکید میشود. باید دانست به چه صورت پیام خداوند متعال را به قلب مخاطب پیوند زد. به عبارت دیگر، در تبلیغ و ترویج باید توجه کرد که مخاطب، چه چیزی را قبول دارد و چه چیزی را نمیپذیرد. فرهنگ ناب حجاب حضرت زهرا3 باید به صورت جدی، تحقیق، تبلیغ و ترویج شود.(1)مؤلفه های دینی مانند عفاف و حجاب، باید به اندازهای جذاب و زیبا و به شکل جدید بیان شود که مخاطب را به باورپذیری برساند.
یکی از شیوه های مؤثر در نهادینهسازی فرهنگ عفاف و حجاب، روش الگویی است. الگوها در ساختار روحی و رفتاری انسان تأثیر بسزایی دارند. استفاده از الگوها و اسوه های معرفیشده در قرآن کریم و روایات، یکی از شیوه های مهم تربیتی است. معرفی و احیای الگوهای اصیل قرآنی و روایی در این زمینه و فراخوانی زن مسلمان به تعقل و دریافتن ارزشها و آفریدن روح تعبد و تعهد در برابر آنها، نقش مهمی در ترویج فرهنگ حجاب خواهد داشت. در قرآن کریم و روایات، نمونههای بسیاری در این باره بیان شده است که از تأثیر فراوان این روش، در یادگیری و شکلگیری شخصیت انسانها حکایت دارد؛ مانند الگوسازی از حضرت زهرا3، حضرت مریم و زن فرعون در ابعاد فردی، عبادی، اخلاقی، معاشرت و ارتباطات اجتماعی. تمسک به شاخصها و ایدههایی که قرآن کریم و امامان معصوم: به عنوان معیار فرهنگ عفاف و حجاب،
ص:195
1) [1] . برای مطالعه بیشتر در این زمینه نک: فصل دوم همین کتاب، صص87-89
معرفی میکنند، بیشک در فرایند نهادینهسازی مؤثر خواهد بود.(1)
همه اجزا و ارکان جامعه و دستگاهها و نهادهای مختلف رسمی و غیر رسمی، در اجرای راهکارهای گسترش فرهنگ عفاف و حجاب، مصوب 1384 شورای فرهنگ عمومی شورای عالی انقلاب فرهنگی، مسئولیت دارند. ساختارهای سیاسی، نهادهای اقتصادی و برنامهریزی های کلان اقتصادی (مانند سیاستهای مسکن مهر و فرهنگ آپارتمانسازی و هدفمندی یارانهها و ...)، نهادهای تربیتی رسمی، صدا و سیما، رسانه های تربیتی غیررسمی، نهادهای فرهنگی، اجتماعی و تبلیغی در نهادینهسازی فرهنگ عفاف و حجاب نقش اساسی ایفا میکنند. طبق نظرهای کارشناسی، سهم هر یک از این نهادها به ترتیب اولویت از این قرار است:
الف) نهاد تربیتی و آموزشی(خانواده و آموزش و پرورش) دو عضو حیاتی نهادهای یادشده هستند. تأثیر این دو نهاد، عمیقتر و ماندگارتر از دیگر نهادهاست؛ زیرا از یک سو، خانواده رکن اصلی شکلگیری شخصیت فرد و نهادینهسازی ارزشها و باورها در جامعه است. از دیگر سو، کودکان، نوجوانان و جوانان، روزانه در بیشترین بازه زمانی، با پیام های مستقیم و غیرمستقیم نهادهای آموزشی روبهرو هستند. ازاینرو، در مدارس باید در سه مقوله کار کرد: رفتارسازی اجتماعی در دانشآموزان از طریق تولید محتوای اسلامی و پرورش افراد منضبط و کارگزاران علمی فعال؛ ضابطهمند کردن الگوهای پوششی و رفتاری با
ص:196
1) [1] . برای مطالعه بیشتر در این زمینه نک: فصل دوم همین کتاب، صص76-78
تأکید بر تقویت فرهنگ قانونگرایی؛ تقویت ارزش های خانوادگی در میان دانشآموزان.(1)
ب) رسانه ملی؛
ج) نهادهای فرهنگی، اجتماعی و تبلیغی مانند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، حوزه های علمیه، مساجد و سازمان تبلیغات اسلامی و مراکز علمی و پژوهشی؛
د) قوه قضائیه و نیروی انتظامی؛ در این عرصه، توجه به نکات ذیل مهم است:
یک ـ باید به قدری تسهیلات فرهنگسازی و آگاهیبخشی فراهم شود که به گفته قرآن کریم «یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجاً؛ مردم گروه گروه به سوی دین بیایند» و تعداد کمی که باقی میمانند، سروکارشان با نیروی انتظامی باشد. به تعبیر روایات «و آخر الدواء الکی؛ آخرین روش، تنبیه و مجازات است.»(2)بنابراین، آخرین حلقه کار، نیروی انتظامی و قوه قضائیه است.
دو ـ در اجرا، فقط نیروی انتظامی، مرکز ثقل این مسئولیت قرار نگیرد. بلکه همه مراکز فرهنگی، اجتماعی، قانونگذاری و اجرایی، در فرایند بهبود وضعیت عفاف و حجاب وارد عمل شوند. نیروی انتظامی نیز مانند دیگر ارگانها وظایفش را آرام و بدون تنش انجام دهد.
سه ـ طرح امنیت اخلاقی که نیروی انتظامی اجرا میکند، باید مطابق با خروجیهای علمی و پژوهشی باشد و بر اساس نیازها و شرایط جامعه، شیوه های اجرایی مناسب به کار گرفته شود.
چهار ـ مراکز انتظامی و قضایی، جز در موارد بسیار اندک، نباید وارد
ص:197
عرصه این کار شوند؛ چراکه اثرگذاری آنها آنی و زودگذر است و به هیچ عنوان فرهنگسازی به شمار نمیرود و به تغییر طرز تفکر افراد هم منجر نمیشود.
پنج ـ قاطعیت و مدیریت به معنای خشونت و برخورد کردن نیست. نیروی انتظامی و قوه قضائیه باید قاطعانه برخورد کنند.(1)
همه نهادهای یادشده، در ایفای نقش و مسئولیت خود باید سه امر مهم را رعایت کنند که به بررسی آنها میپردازیم:
در موضوع عفاف و حجاب، نهادها و سازمانهای متعددی به طور مستقیم و غیرمستقیم درگیر هستند یا با نظر به موقعیت و نقش های اجتماعی آنها، از آنها انتظار مشارکت میرود. حال اگر قرار باشد دستگاهها و ارگانها با هم کار کنند، آنچه در این زمینه بسیار اهمیت مییابد، هماهنگی اقدامات است. تا زمانی که دستگاه ها جدا از همدیگر اقداماتی انجام دهند، به نتایج مطلوبی نخواهند رسید. سیاست فرهنگی و عملیات فرهنگی، وقتی مؤثر و مفید خواهد بود که دستگاه های مختلف همافزا عمل کنند.(2)در این زمینه، رسانه ملی باید طی مأموریتی حسابشده و بر اساس سیاستهای کلان کشور، به عنوان واسط اجتماعی، پیگیر هماهنگی اقدامات نهادهای مختلف باشد.
ص:198
همه مؤسسات و دستگاههایی که در نهادینهسازی عفاف و حجاب مشارکت دارند، به یک قرارگاه فرهنگی با نقشه راه مهندسی نیاز دارند که برتری علمی داشته باشد و قائم به شخص خاصی نباشد، تا نزد توده مردم پذیرفته شود. بدیهی است که مشارکت دادن این مجموعه سازمانی عظیم، به دلیل اقتضائات، موقعیتها و ظرفیت های کارکردی بسیار متفاوت، بدون برنامهریزی دقیق و کارشناسیشده و هدایتگری ستادی، جز آشفتگی اوضاع و اِعمال سیاست های ناهماهنگ و گاه خنثیکننده نتیجهای به دنبال نخواهد داشت. دولت موظف است در قالب بسته مدیریتی و تدوین برنامه اجرایی جامع، زمینه مشارکت بهینه این سازمانها را فراهم سازد و نوع و شیوه مشارکت، ضمانت اجرا، تعیین شاخص های سنجشپذیر برای اندازهگیری میزان و شیوه مشارکت، سیاست های تشویقی و تنبیهی و فرایند نظارت و کنترل بر عملکردها را به صورت مدون، آماده و ابلاغ کند.(1)
اگر کارگزار ارزشها و فرهنگ، فقط دولت و حکومت باشد، هر مخالفتی با آن، به ارزش های دینی نیز سرایت میکند و در درازمدت، آحاد جامعه با ارزش های سنتی، دینی و اخلاقی مخالف میشوند. به همین دلیل، دولت نباید به صورت مستقیم و با چراغ روشن، آشکارا وارد این عرصه شود، بلکه باید همراه با فعالسازی سازمانهای مربوط، زمینه مشارکت هرچه بیشتر خانوادهها، سازمانهای مدنی مردمنهاد و عموم مردم را در قالب فریضه امر
همه مؤسسات و دستگاههایی که در نهادینهسازی عفاف و حجاب مشارکت دارند، به یک قرارگاه فرهنگی با نقشه راه مهندسی نیاز دارند که برتری علمی داشته باشد و قائم به شخص خاصی نباشد، تا نزد توده مردم پذیرفته شود. بدیهی است که مشارکت دادن این مجموعه سازمانی عظیم، به دلیل اقتضائات، موقعیتها و ظرفیت های کارکردی بسیار متفاوت، بدون برنامهریزی دقیق و کارشناسیشده و هدایتگری ستادی، جز آشفتگی اوضاع و اِعمال سیاست های ناهماهنگ و گاه خنثیکننده نتیجهای به دنبال نخواهد داشت. دولت موظف است در قالب بسته مدیریتی و تدوین برنامه اجرایی جامع، زمینه مشارکت بهینه این سازمانها را فراهم سازد و نوع و شیوه مشارکت، ضمانت اجرا، تعیین شاخص های سنجشپذیر برای اندازهگیری میزان و شیوه مشارکت، سیاست های تشویقی و تنبیهی و فرایند نظارت و کنترل بر عملکردها را به صورت مدون، آماده و ابلاغ کند.(2)
اگر کارگزار ارزشها و فرهنگ، فقط دولت و حکومت باشد، هر مخالفتی با آن، به ارزش های دینی نیز سرایت میکند و در درازمدت، آحاد جامعه با ارزش های سنتی، دینی و اخلاقی مخالف میشوند. به همین دلیل، دولت نباید به صورت مستقیم و با چراغ روشن، آشکارا وارد این عرصه شود، بلکه باید همراه با فعالسازی سازمانهای مربوط، زمینه مشارکت هرچه بیشتر خانوادهها، سازمانهای مدنی مردمنهاد و عموم مردم را در قالب فریضه امر
ص:199
به معروف و نهی از منکر، در این امر مهم فراهم آورد. البته به این معنا نیست که دولت هیچ وظیفهای ندارد، بلکه الگوی غالب و برجسته، باید غیردولتی باشد. همچنین باید تمهیداتی اندیشیده شود که سازمانهای مدنی وngoها مدل جدیدی از بدحجابی را رواج ندهند.(1)
رسانه ملی به دلیل برخورداری از مقبولیت و اعتبار فرهنگی و اجتماعی نسبتاً بالا، اعتماد جامعه به جنبه های الگویی آن به عنوان سخنگوی فرهنگی و مروج ارزشها و آرمانهای نظام اسلامی، داشتن مخاطب انبوه و گستره وسیع، تعدد شبکهها و تنوع برنامهها در همه عرصه های فرهنگی، از جمله فرهنگ عفاف و حجاب، نقش چشمگیری دارد. رسانه ملی همچون دیگر سازمانهای فرهنگی، در موضوع عفاف و حجاب تاکنون اقدام های اساسی و تلاشهای درخور توجهی انجام داده است، برای رسیدن به وضعیت مطلوب در زمینه فرهنگ عفاف و حجاب، باید عملکرد رسانه ملی را با نگاهی کارشناسانه و رویکردی منصفانه بررسی کرد و با شناسایی و شناساندن کاستیها و نارساییها درصدد اصلاح عملکرد آن برآمد. ازاینرو، با توجه به دیدگاه های صاحبنظران و مطالعات انجامشده در این زمینه، به برخی برنامهها برای رسانه ملی اشاره میشود:
از برنامههای اصلی و مهم صدا و سیما در نهادینهسازی فرهنگ عفاف و حجاب، برنامهریزی دقیق و هماهنگ در این زمینه است.
ص:200
1) [1] . برای مطالعه بیشتر در این زمینه نک: فصل دوم همین کتاب، صص93-101
به طور معمول، بیشترین چیزی که در مجریان، هنرمندان و بازیگران فیلمها مورد توجه مخاطبان قرار میگیرد، نحوه پوشش، عفتورزی، وقار و متانت و آرمانگرایی معنوی آنهاست. در یک ارزیابی اجمالی میتوان گفت روند حجاب و پوشش در رسانه، مثبت بوده است و برخی از بانوان گوینده اخبار و مجریان، بهترین و کاملترین نوع حجاب و پوشش را دارند. محصولات تلویزیون، گویندگان، مجریها یا برنامهسازان آشکارا هم از لحاظ عقیدتی و هم از لحاظ رعایت الگوهای پوششی و رفتاری، وضعیت مناسبی دارند.(1)
در این عصر، با گسترش روزافزون فنآوری اطلاعات و ارتباطات که مظهر آن، ماهواره است، تهاجم فرهنگی به مسئله جهانی تبدیل شده و در پی آن، بسیاری از کشورها را به چارهاندیشی واداشته و حتی اندیشمندان و روشنفکران کشورهای غیراسلامی را نیز در برابر زوال تدریجی فرهنگ کشور خود در برخورد با فرهنگ ماهوارهای، به تکاپوی مطالعاتی و پژوهشی واداشته است.(2)حجم این تهدیدات ماهوارهای، در کشور ما نسبت به دیگر کشورها بالاتر و شدیدتر است؛ زیرا ایران به عنوان کشوری که تجربه انقلابی مردمی را دارد و در طول سه دهه از
به طور معمول، بیشترین چیزی که در مجریان، هنرمندان و بازیگران فیلمها مورد توجه مخاطبان قرار میگیرد، نحوه پوشش، عفتورزی، وقار و متانت و آرمانگرایی معنوی آنهاست. در یک ارزیابی اجمالی میتوان گفت روند حجاب و پوشش در رسانه، مثبت بوده است و برخی از بانوان گوینده اخبار و مجریان، بهترین و کاملترین نوع حجاب و پوشش را دارند. محصولات تلویزیون، گویندگان، مجریها یا برنامهسازان آشکارا هم از لحاظ عقیدتی و هم از لحاظ رعایت الگوهای پوششی و رفتاری، وضعیت مناسبی دارند.(3)
در این عصر، با گسترش روزافزون فنآوری اطلاعات و ارتباطات که مظهر آن، ماهواره است، تهاجم فرهنگی به مسئله جهانی تبدیل شده و در پی آن، بسیاری از کشورها را به چارهاندیشی واداشته و حتی اندیشمندان و روشنفکران کشورهای غیراسلامی را نیز در برابر زوال تدریجی فرهنگ کشور خود در برخورد با فرهنگ ماهوارهای، به تکاپوی مطالعاتی و پژوهشی واداشته است.(4)حجم این تهدیدات ماهوارهای، در کشور ما نسبت به دیگر کشورها بالاتر و شدیدتر است؛ زیرا ایران به عنوان کشوری که تجربه انقلابی مردمی را دارد و در طول سه دهه از
ص:201
1) [1] . برای مطالعه بیشتر در این زمینه نک: فصل دوم همین کتاب، صص113-120
2) [2] . قاسم کرباسیان، «بررسی دو سیاست جذب مخاطب در تلویزیون»، فصلنامه تخصصی مطالعات جوان و رسانه 5، 1391، ص 146.
3) [1] . برای مطالعه بیشتر در این زمینه نک: فصل دوم همین کتاب، صص113-120
4) [2] . قاسم کرباسیان، «بررسی دو سیاست جذب مخاطب در تلویزیون»، فصلنامه تخصصی مطالعات جوان و رسانه 5، 1391، ص 146.
حیات خود، بر آرمانهای دینی و سیاستهای استقلالطلبانه خود پای میفشارد، بدون شک، برای رسانههای بینالمللی رقیب، خطرآفرین است. از همین رو، مبارزه نرم با آن در اولویت قرار خواهد داشت. در این میان، یکی از سیاستهای رسانه ملی که به منظور مقابله با مصرف بیرویه برنامههای ماهواره و کاهش پیآمدهای ویرانگر در جامعه اسلامی پیگیری میشود، مسئله جذب مخاطبان به رسانه ملی بوده است تا از این رهگذر، بتوانند با کاستن از گرایش مردم به مصرف برنامههای رقیب، از آثار منفی برخی شبکههای ماهوارهای پیشگیری کنند.
انگاره های اسلامی اجازه نمیدهد برای رسیدن به یک «هدف مقدس» از یک «وسیله نامقدس» استفاده شود. بنابراین، نمیتوان برای جذب بعضی از مخاطبان سست ایمان که نیازها و مصالح واقعی خود را تشخیص نمیدهند، از شیوه های غلط رسانه های غیراسلامی، مانند جذابیتهای جنسی، طنز، خشونت و دلهره به ویژه در فیلم های خانوادگی و اجتماعی استفاده کرد. نقطه قوت هنر اسلامی در جذب مخاطب، استفاده از جاذبه های اخلاقی، عاطفی، معنوی و تربیتی زن است.(1)
فرهنگ حجاب، مانند هر مقوله فرهنگی دیگر، دو جنبه مادی و معنوی دارد. جنبه مادی آن حفظ پوشش است و جنبه معنوی آن، رعایت حیا و عفاف در ارتباط با نامحرم. در آموزههای اسلامی، «حیا و عفاف» از اصولیترین مباحث اخلاقی جامعه است. اگر حیا و عفت در شخص از
ص:202
1) [1] . برای مطالعه بیشتر در این زمینه نک: فصل دوم همین کتاب، ص113-122
بین برود، ممکن است مرتکب هر نوع انحراف و جنایتی شود. بنابراین، به هر میزان که جامعهای از حیا و عفاف دور شود، به انحراف گرایش مییابد. نقشهای اصلی در برنامههای نمایشی (فیلمها و سریالها) و مجریگری، دو جایگاه اصلی برای حضور زنان در برنامه های صدا و سیماست. مجری یا بازیگر زن، حجاب و پوشش اسلامی را در هر دو جایگاه رعایت میکند. برخی از برنامهسازان تصور میکنند، اگر در برنامهای خانمی با چادر حضور یابد، کارش را به بهترین شکل انجام داده است؛ در حالی که نوع رفتار، شخصیتپردازی، گفتوگو، طراحی لباس، شیوه اجرا و نوع حرکت و پوشش یک خانم است که مخاطب را متقاعد میکند که وی مذهبی است و تأثیر درازمدت بر مخاطب میگذارد.
در فقه اسلامی، اصطلاحی به نام «معاونت در گناه» وجود دارد که تأکید میکند اگر زنی ببیند نگاه نامحرمی بر او متمرکز شده و نامناسب است، وظیفه شرعی دارد برای جلوگیری از تعرض چشمی، چهرهاش را بپوشاند و این رفتار، سود شخصی برای زن دارد. از دیگر سو، چادری بودن، به لوازمی نیاز دارد؛ اولاً نوع پوشش زیر چادر مهم است؛ ثانیاً، نوع گفتار، رفتار، حرکات، معاشرت، متانت و وقار فرد چادری باید با چادر، متناسب باشد. با این توصیف و با توجه به اهمیت چادر به عنوان حجاب برتر، گاهی تصویرسازی که از بانوان چادری در فیلمها و سریالهای تلویزیونی میشود، فاقد فرهنگ تعامل سازنده اجتماعی است. یک خانم چادری باید در موقعیت ناب و حقیقی خودش نشان داده شود و عفت
ص:203
در شخصیت، به گونهای طراحی شود که زن و مرد عفت داشته باشند. در این صورت، لباس عفیف و عفیفه به تن آنها برازنده میشود.(1)ازاینرو، در برنامهها لازم است شأن و منزلت چادر به عنوان حجاب برتر، رعایت شود و از چادر در نقش های منفی و حقیر استفاده نشود؛ مگر هنگامی که نقش منفی، آشکارا از چادر سوءاستفاده یا استفاده ابزاری کرده باشد. در چنین وضعیتی لازم است در کنار شخصیت منفی، شخصیت مثبت با پوشش چادر نیز وجود داشته باشد. به هر حال چادر به عنوان پوشش برتر، نباید کاربردی منفی داشته باشد.
به تصویر کشیدن اصول صحیح، نیاز اساسی جامعه است. ترویج مدگرایی و تجملگرایی، نشان دادن زنان و دختران در خودرویهای لوکس شخصی و خانههایی که برای بسیاری از مردم ـ حتی برای خود فیلمسازان ـ یک رؤیاست، پیآمدهای زیانباری برجای میگذارد.
گاهی دیده میشود که مخاطب با شخصیت فیلم، حتی ارتباط نیز برقرار نمیکند؛ چه رسد به اینکه او را الگوی رفتاری خود قرار دهد. به این ترتیب، پیام فیلم در ذهن مخاطب به فانتزی و کلیشه تبدیل میشود و گاه اثر معکوس میگذارد.(2)
ص:204
به طور کلی از رسانه ملی انتظار میرود در قالب یک برنامهریزی جامع و متناسب با رسالت و مأموریت کارکردی خویش، انتظارات نظام و جامعه اسلامی، شرایط زمان و مکان، و حساسیت موضوع را دقیق و کارشناسانه بررسی کند. در این بخش، به مهمترین وظایف و بایسته های سیاستگذاری، تولید و نظارت در زمینه گسترش فرهنگ حجاب و مقابله با بدحجابی میپردازیم:
مهمترین اقدام رسانه ملی در این راستا، طراحی، اصلاح و اجرای سیاست های رسانهای در زمینه گسترش فرهنگ عفاف و حجاب است که این امر نیز بدون شاخصگذاری بر موضوعات امکانپذیر نیست. به تعبیر دیگر، باید شاخص های توسعه و رشد در محورهای مختلف، مانند شاخص های رشد فرهنگی، رشد عفافی و رشد ارزش های خانوادگی وجود داشته باشد تا رسانه ملی بر اساس آن، ارزیابی و مشخص شود که آیا واقعاً رسانه درست عمل کرده است یا نه؟ همچنین برنامهریزیها و سیاست های رسانه بر مبنای این شاخصها، ترسیم میشود. بر این اساس، برای نهادینهسازی فرهنگ عفاف و حجاب، سیاست های رسانه در محورهای کلیدی ذیل باید تدوین و اجرا شود:
یک ـ تمدنسازی و سیاستهای الگوی سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی(از نظر نوع گفتار، نوع معاشرت، نوع پوشش، نشست و برخاست و...؛ یعنی یک ملاک غلبهای و عینی برای این سبک زندگی قرار دهد و حداقلهایی که باید رعایت شود، مشخص گردد؛
به طور کلی از رسانه ملی انتظار میرود در قالب یک برنامهریزی جامع و متناسب با رسالت و مأموریت کارکردی خویش، انتظارات نظام و جامعه اسلامی، شرایط زمان و مکان، و حساسیت موضوع را دقیق و کارشناسانه بررسی کند. در این بخش، به مهمترین وظایف و بایسته های سیاستگذاری، تولید و نظارت در زمینه گسترش فرهنگ حجاب و مقابله با بدحجابی میپردازیم:
مهمترین اقدام رسانه ملی در این راستا، طراحی، اصلاح و اجرای سیاست های رسانهای در زمینه گسترش فرهنگ عفاف و حجاب است که این امر نیز بدون شاخصگذاری بر موضوعات امکانپذیر نیست. به تعبیر دیگر، باید شاخص های توسعه و رشد در محورهای مختلف، مانند شاخص های رشد فرهنگی، رشد عفافی و رشد ارزش های خانوادگی وجود داشته باشد تا رسانه ملی بر اساس آن، ارزیابی و مشخص شود که آیا واقعاً رسانه درست عمل کرده است یا نه؟ همچنین برنامهریزیها و سیاست های رسانه بر مبنای این شاخصها، ترسیم میشود. بر این اساس، برای نهادینهسازی فرهنگ عفاف و حجاب، سیاست های رسانه در محورهای کلیدی ذیل باید تدوین و اجرا شود:
یک ـ تمدنسازی و سیاستهای الگوی سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی(از نظر نوع گفتار، نوع معاشرت، نوع پوشش، نشست و برخاست و...؛ یعنی یک ملاک غلبهای و عینی برای این سبک زندگی قرار دهد و حداقلهایی که باید رعایت شود، مشخص گردد؛
ص:205
دو ـ سیاستهای جذب مخاطب؛
سه ـ سیاستهای طنز؛
چهار ـ سیاستهای موسیقی؛
پنج ـ سیاستهای تصویرسازی مردان در قالب مجریان، گویندگان اخبار، مهمانان و کارشناسان برنامههای تلویزیونی و فیلمها و سریالها؛
شش ـ سیاستهای تربیت جنسی؛
هفت ـ سیاستهای هویت جنسی؛ یعنی زن را برای زن شدن پرورش دهد و مرد را برای مرد شدن. در واقع، رسانه ملی باید این مطلب را نهادینه کند که برای مرد، غیرت، و برای زن، حیا مهم است.(1)
ـ حوزه شناختی: ایجاد شناخت و معرفت لازم درباره فرهنگ حجاب؛ برجستهسازی فلسفه حجاب و اهداف منظور شارع از تشریع و تأیید این حکم و تبیین این نکته که الزام به حجاب، مجوز حضور اجتماعی زن است، نه حبس وی در خانه؛ تبیین مکرر مستندات دینی عفاف و حجاب و تشریع احکام و حدود شرعی واجب و مستحب آن و روابط زن و مرد؛ بیان دیدگاههای بزرگان و شخصیتهای شاخص فرهنگی در اهمیت حجاب؛ تبیین نسبت عفاف و حجاب با کرامت، فطرت، هویت، شرافت و جایگاه ممتاز زن در عالم هستی.
حوزه عاطفی: در این حوزه، رسانه ملی، در عملکرد و برنامه های
ص:206
1) [1] . برای مطالعه بیشتر در این زمینه، نک: فصل دوم همین کتاب،ص129
تلویزیون باید در مخاطب، محبت، وابستگی و عشق به عفاف و حجاب ایجاد کند و جنبه های زیباشناختی حجاب تقویت شود.
حوزه رفتاری: رسانه ملی نباید به افزایش شناخت مخاطب تکیه کند، بلکه بازتاب برنامه های رسانه ملی، باید ایجاد رفتار آمیخته با عفاف و حجاب در جامعه باشد؛ یعنی برنامه رسانه ملی کمک کند که رفتارهای عفیفانه و همراه با عفاف و حجاب در جامعه گسترش یابد.(1)
نیاز اساسی در سیاستگذاری های رسانه ملی که باید به آن توجه جدی شود، جذب نیروهای فنی و هنری کارآمد متعهد در رسانه ملی و برنامه داشتن برای متعهد ماندن آنهاست؛ زیرا در عرصه هنر، هنرمند است که سوژه، محتوا و پیام فیلم را تعیین میکند و حتی ویژگیهای بازیگران، نوع حجاب و میزان حفظ حیا و عفاف با نظر او، تأکید یا تضعیف میشود. از طرف دیگر، هنرمند اسلامی را نمیتوان خرید و نمیتوان به او فکر و اندیشهای را القا کرد؛ زیرا هنرمند با احساسش فیلم میسازد. بنابراین، باید برای پرورش برنامهساز و هنرمندان متعهد و انقلابی و کارآمد، تلاش کرد.(2)اندیشمندان امور دینی و اخلاقی نیز باید با رسانه ملی همکاری بیشتری داشته باشند. برای این منظور، باید سازماندهی ویژهای صورت گیرد و افراد مستعد باید جذب شوند.(3)
ص:207
رسانه ملی، به هنر عمیق دینی، مبتنی بر توحید ناب قرآنی، نیاز اساسی دارد. این هنر، به ویژه هنر ناب شیعی، به استخراج شاخص های اصیل خود نیاز دارد. این کار به تنهایی از عهده رسانه ملی برنمیآید، بلکه باید از افراد اصیل متدین و متخصص حوزه و دانشگاه کمک گرفته شود که در زمینه مفاهیم دینی، با رویکردهای جامعهشناسی، روانشناسی و ارتباطات، مطالعات عمیق دارند. همچنین تلویزیون میتواند با تحلیلهای هوشمندانه و مناظرات کارشناسان تخصصی (مخالفان و موافقان)، تولید گفتمان و جریانسازی کند تا رسانه دینی را به حد بالندگی برساند و از عرصه ملی وارد عرصه بینالمللی شود. برنامهسازان باید به این حد از باور برسند که با دین نیز میتوان هنر تولید کرد. این جوشش از باب تولید، باید از خود رسانه ملی آغاز شود. آیه «یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ» جزو اولین آیات هنر دینی است. برای اینکه جوانان به سمت خرافات و عرفانهای کاذب کشیده نشوند، رسانه ملی، باید [عرفان و] هنر واقعی را نمایش دهد. آموزه های اسلامی، مضامین والای فراوانی دارد که میتوان به شکل ناب به آنها پرداخت.(1)
یکی از شیوه های مؤثر در رشد فرهنگ عفاف و حجاب در سازمان، این است که رعایت و ترویج هنجارهای رفتاری و پوششی، یکی از شاخصهای سنجش برای تشویق و ارتقای کاری عوامل تولید،
رسانه ملی، به هنر عمیق دینی، مبتنی بر توحید ناب قرآنی، نیاز اساسی دارد. این هنر، به ویژه هنر ناب شیعی، به استخراج شاخص های اصیل خود نیاز دارد. این کار به تنهایی از عهده رسانه ملی برنمیآید، بلکه باید از افراد اصیل متدین و متخصص حوزه و دانشگاه کمک گرفته شود که در زمینه مفاهیم دینی، با رویکردهای جامعهشناسی، روانشناسی و ارتباطات، مطالعات عمیق دارند. همچنین تلویزیون میتواند با تحلیلهای هوشمندانه و مناظرات کارشناسان تخصصی (مخالفان و موافقان)، تولید گفتمان و جریانسازی کند تا رسانه دینی را به حد بالندگی برساند و از عرصه ملی وارد عرصه بینالمللی شود. برنامهسازان باید به این حد از باور برسند که با دین نیز میتوان هنر تولید کرد. این جوشش از باب تولید، باید از خود رسانه ملی آغاز شود. آیه «یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ» جزو اولین آیات هنر دینی است. برای اینکه جوانان به سمت خرافات و عرفانهای کاذب کشیده نشوند، رسانه ملی، باید [عرفان و] هنر واقعی را نمایش دهد. آموزه های اسلامی، مضامین والای فراوانی دارد که میتوان به شکل ناب به آنها پرداخت.(2)
یکی از شیوه های مؤثر در رشد فرهنگ عفاف و حجاب در سازمان، این است که رعایت و ترویج هنجارهای رفتاری و پوششی، یکی از شاخصهای سنجش برای تشویق و ارتقای کاری عوامل تولید،
ص:208
کارگردانان، تهیهکنندهها و هنرپیشهها قرار گیرد. اصحاب رسانه ملی باید وضعیت را به سمت و سویی هدایت کنند که مقوله عفاف و حجاب، اهمیت و موضوعیت پیدا کند و یکی از شاخصهای سنجش شود.(1)
حجاب، از شعائر اسلامی و ملی است. در فیلمها و برنامهها باید آموزه های اسلامی به صورت مستدل و منطقی به مردم منتقل شود و دین اسلام، دین سعادتبخش معرفی گردد که زندگی را مطلوبتر و ارزشمندتر میکند. ازاینرو، لزومی برای معرفی حجاب نیست، بلکه باید آثار روانشناختی و جامعهشناختی دینداری در زندگی مردم نشان داده شود. به طور کلی، باورهای دینی مانند پلی است که زیر ظرفیت روانی افراد، اهرم میشود. اگر مخاطب درک کند که باورهای دینی در زندگی کارایی و اثر دارد و در سازگاری و بهینه کردن زندگی مؤثر است، اخلاقیات و باورهای دینی در وی نهادینه میشود.(2)بنابراین، رسانه ملی باید در جهت فرهنگسازی و جامعهپذیری تودهها با محوریت بینشها و ارزشهای اسلامی، به طور همهجانبه برنامهریزی کند.
کارگردانها باید از بازیگرانی برای نقشهای مثبت استفاده کنند که به الگوی پوششی و رفتاری که بازی میکنند، اعتقاد داشته باشند؛ چرا که
ص:209
در غیر این صورت، پیام مثبتی به مخاطب منتقل نمیشود و حتی اثر معکوس بر او دارد.(1)
یکی از وظایف و سیاست های رسانه ملی، تقویت بنیههای فکری برنامهسازان است که از طریق برنامه های متنوع آموزشی و نقد فیلم صورت میگیرد. همچنین باید ایده های جدید برنامهسازی را با تفسیر ایده های قرآنی و روایی، برای برنامهسازی استخراج و سوژه های برنامهسازی را بر اساس روشهای قرآن و سنت، با هدف تولیدات اقلام رسانهای متناسب با معیارهای اسلامی، عرضه کند.(2)
یکی از وظایف رسانه ملی در زمینه تحقق کامل فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه، این است که از نهادها و سازمانهای مسئول، برای دادن گزارش به مردم در زمینه اقدامهایی که در این راستا انجام میدهند، پیگیری و مطالبه کند. همچنین اقدامات نسنجیده سازمانهای مختلف رسمی و غیررسمی را در این زمینه نقد کند و اقدامات مثبت دیگر سازمانها را در این زمینه، با هدف ارتقای بینشها و حساسیت های جمعی انعکاس دهد. از این طریق، جامعه را در مسیر برخورد درست و منطقی با متخلفان و ناقضان حدود عفاف و حجاب، هدایت میکند.(3)
ص:210
رسانه باید با اعتقاد و توانمندی، بر اجرای درست تصمیمها و آییننامهها نظارت کند. برای تحقق این امر، باید کمیتههایی در مراکز مختلف تشکیل شود و درباره شیوه اجرای دستورها و آییننامهها، به کمیتههای نظارت و کنترل رسانه گزارش دهند. مدیران رسانه با سیاستگذاری و نظارت مناسب، از رعایت کامل این فرهنگ در همه مراحل تولید و پخش برنامهها مطمئن شوند. بنابراین، یکی از مهمترین اقدامات رسانه ملی، تقویت بخش نظارت کیفی و ایجاد شورای نظارت در تمام مراحل ساخت و تولید برنامههاست.
در حال حاضر، واحدهای متعددی در سازمان صدا و سیما، مسئولیت ارزیابی و نظارت برنامه های رسانه ملی را از مرحله تدوین طرح تا پخش، بر عهده دارند. بیتردید، وجود آنها در رعایت سیاستها و ضوابط مصوب سازمان در تولید، تأمین و پخش برنامهها، مؤثر بوده است.
برنامهسازی با هدف نهادینهسازی فرهنگ عفاف و حجاب در رسانه ملی، به مدیریت کلان رسانه و سیاست های برنامهسازی آن، جنبه های فنی و اصول برنامهسازی و مخاطبشناسی رسانه ملی مربوط است. افزون بر این، موضوعاتی مانند عفاف و حجاب، به دلیل گستره وسیع و ماهیت روزمرگی آن، استعداد بالایی برای انعکاسهای متنوع در
رسانه باید با اعتقاد و توانمندی، بر اجرای درست تصمیمها و آییننامهها نظارت کند. برای تحقق این امر، باید کمیتههایی در مراکز مختلف تشکیل شود و درباره شیوه اجرای دستورها و آییننامهها، به کمیتههای نظارت و کنترل رسانه گزارش دهند. مدیران رسانه با سیاستگذاری و نظارت مناسب، از رعایت کامل این فرهنگ در همه مراحل تولید و پخش برنامهها مطمئن شوند. بنابراین، یکی از مهمترین اقدامات رسانه ملی، تقویت بخش نظارت کیفی و ایجاد شورای نظارت در تمام مراحل ساخت و تولید برنامههاست.
در حال حاضر، واحدهای متعددی در سازمان صدا و سیما، مسئولیت ارزیابی و نظارت برنامه های رسانه ملی را از مرحله تدوین طرح تا پخش، بر عهده دارند. بیتردید، وجود آنها در رعایت سیاستها و ضوابط مصوب سازمان در تولید، تأمین و پخش برنامهها، مؤثر بوده است.
برنامهسازی با هدف نهادینهسازی فرهنگ عفاف و حجاب در رسانه ملی، به مدیریت کلان رسانه و سیاست های برنامهسازی آن، جنبه های فنی و اصول برنامهسازی و مخاطبشناسی رسانه ملی مربوط است. افزون بر این، موضوعاتی مانند عفاف و حجاب، به دلیل گستره وسیع و ماهیت روزمرگی آن، استعداد بالایی برای انعکاسهای متنوع در
ص:211
قالب های برنامهای مختلف، متناسب با انتظارات مخاطبان دارد. ازاینرو، در این بخش به مهمترین سیاست های برنامهسازی و موانع برنامهسازی در این زمینه اشاره میکنیم:
یک ـ مخاطبشناسی
از موضوعات بسیار مهم در امر برنامهسازی و تولید، مخاطبشناسی و توجه ویژه به مصرفکننده پیام است. تعریف صحیح نداشتن از مصرفکننده پیام در برنامه های صدا و سیما، از مشکلات عمده برنامهسازان است. مخاطبان از لحاظ هدف و پیگیری رسانهای، به دو گروه فعال و منفعل (غیرفعال) تقسیم میشوند. هدف مخاطب فعال از پیگیری برنامهای خاص، این است که بر اساس مصلحت، به نیازها، خواستهها و تمایلاتش پاسخ دهد و از تماشای آن برنامه تلویزیونی، حتی برنامه های تفریحی و سرگرمی، نه برای پر کردن اوقات فراغت، بلکه برای خودسازی استفاده کند. در مقابل، مخاطب غیرفعال کسی است که تلویزیون او از صبح تا شب روشن است، ولی گاه برنامهای را میبیند و گاه نمیبیند، از تماشای برنامه ها هدفی خاص را دنبال نمیکند و چون به خودشناسی نرسیده است، نمیتواند نیاز واقعی خود را تشخیص دهد.(1)
از وظایف صدا و سیما در سیاستگذاری برنامهای در فرایند نهادینه کردن فرهنگ عفاف و حجاب، این است که با شناخت مخاطب و
ص:212
1) [1] . نک گفتوگو با خانم دکتر شهلا کاظمیپور، «مخاطبشناسی و تولید رادیو و تلویزیونی»، فصلنامه پژوهشهای ارتباطی، ش 26، تابستان 1380، صص 39 و 40.
شناخت امیال، خواستهها و نیازهای او، با در نظر گرفتن مصالح فردی، خانوادگی و اجتماعی، تعادلی بین سه اصل نیاز، خواسته و مصلحت او ایجاد کند. در حقیقت، شاید مخاطبان منفعل، بر اساس امیال و خواستهها، برای مصرف پیام، به سراغ رسانههای رقیب بروند، ولی سازندگان برنامهها باید هنرمندانه با شناخت نیازهای واقعی و مصالح مخاطب، به تأمین نیازهای او بپردازند.(1)بنابراین، رسانه ملی برای تدوین نیازها و مصالح واقعی مخاطبان، به شناخت بسیار دقیقی از گونه های مخاطب نیاز دارد. در این راستا دو اقدام اساسی لازم است: 1. شناخت تیپولوژی یا گونهشناسی مخاطبان؛ 2. شناخت ساختار جامعه، آن هم نه به صورت مقطعی، بلکه هم از نظر عرضی مثل جنس، سواد و محل جغرافیایی و هم از نظر طولی مثل زمینه های تاریخی، سیستم های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، عقاید و سنت های جامعه.
دو ـ توجه به شیوه انتقال و القای پیام، متناسب با میل، مصلحت و نیاز مخاطبان
برنامهسازان برای انتقال و القای پیام، متناسب با شرایط، میتوانند از دو روش مستقیم و غیرمستقیم بهره ببرند. برای برنامهسازی در حوزه حجاب نیز باید از همین دو روش استفاده کرد. همچنین متناسب با قشرهای مختلف جامعه باید برنامههای متنوع پیشبینی شود؛ از برنامههایی که به صورت مستقیم آگاهیبخشی دارند، مثل برنامههای گفتوگومحور، مناظرهای، نشست و سخنرانی تا شیوههای غیرمستقیم. البته بهتر است پیامهای مربوط به حجاب، به صورت غیرمستقیم و
ص:213
1) [1] . برای مطالعه بیشتر در این زمینه، نک: فصل دوم همین کتاب، صص150-155
تلویحی، در لایههای درونی و درونمایههای داستانی، انیمیشن و سریالها و دیگر برنامهها گنجانده شود؛ زیرا پیام مستقیم ممکن است مقاومت اجتماعی را افزایش دهد و نتیجه عکس داشته باشد.
برنامههای صدا و سیما باید به گونهای عفاف و حجاب را نشان دهد که به اصلاح رابطه نامحرم و تقویت تمایل به حجاب، منجر شود و مخاطب احساس کند عفاف و حجاب، نیاز فراموششده زندگی اوست. البته اجرای برنامههای تخصصی با پیام مستقیم، به ویژه برنامههای گفتوگومحور، در ساعات مناسب و برای مخاطبان خاص نیز مناسب است. به هر حال، برای همه گروه های مخاطب، باید برنامه های متناسب با آن گروه تولید و پخش شود؛ چراکه رسانه ملی فراتر از گروهبندی های سنی، جنسی، تحصیلی و شغلی است. پس در سیاست های برنامهسازی، باید همهجانبهنگری وجود داشته باشد. نکته دیگر، این است که برنامهسازان نباید در پخش برنامه های مربوط به فرهنگ عفاف و حجاب، نگاه تقویمی داشته باشند؛ بلکه باید پیوسته فرهنگ عفاف و حجاب، در قالبها و به شیوههای مختلف، بر اساس ذائقه و میل مخاطب، در همه برنامهها جاری و ساری باشد.(1)
سه ـ توجه به ظرفیت های کارکردی سیمای ملی
برای تلویزیون، نقشها و کارکردهای متعددی بیان شده است که از هر یک آنها میتوان در موضوع عفاف و حجاب بهره برد. مهمترین این کارکردها عبارتند از: کارکرد آموزشی برای «جامعهپذیری» یا «اجتماعی کردن» تودهها؛ کارکرد اطلاعرسانی؛ کارکرد ایجاد انسجام و همبستگی؛
ص:214
1) [1] . برای مطالعه بیشتر در این زمینه نک: فصل دوم همین کتاب،صص153-157
کارکرد تفریح و سرگرمی و کارکرد بسیج کردن و تبلیغ. البته کارکرد بسیج کردن، بیشتر جنبه سیاسی و مذهبی دارد و اغلب، برای برانگیختن تودهها در راستای اهداف مشخص، استفاده میشود. بر این اساس، از رسانه ملی انتظار میرود هریک از این ظرفیت ها را در جهت زمینهسازی، تبلیغ، ترویج، نهادینهسازی، پیرایهزدایی، دفع شبهات و در یک کلام، فرهنگسازی جامع و متناسب برای امر عفاف و حجاب فعال سازد و همه توان و تلاش خویش را برای افزایش میزان پایبندی عملی همگان، به ویژه بانوان جامعه، به رعایت این مهم ـ از طریق فرایند تدریجی جامعهپذیری، اجتماعی شدن و باز اجتماعی شدن ـ به کار گیرد.(1)
چهار ـ دلپذیر ساختن حجاب برای کودکان با تولیدات پویانمایی و انیمیشن
از سیاستهای مهم رسانهای برای نهادینه کردن فرهنگ عفاف و حجاب، بهرهگیری از تربیت دینی و دلپذیر ساختن حجاب از همان سال های کودکی و نوجوانی است. امام علی7 در این زمینه به فرزندش میفرماید:
قلب کودک و نوجوان مانند زمین کاشتهنشده، آماده پذیرش هر بذری است که در آن پاشیده میشود. ازاینرو، پیش از اینکه دل تو سخت و فکر تو مشغول شود، به تربیت تو مبادرت کردم تا با تمام اندیشهات به استقبال آینده بروی.(2)
با توجه به اهمیت و ضرورت تربیت دینی کودکان و نوجوانان،
ص:215
برنامهسازان متعهد و دلسوز میتوانند با تولید و پخش انیمیشن و دیگر برنامههای هدفدار و آموزنده و جذاب، فرهنگ حجاب را نه به صورت ظاهر و شعار، بلکه به صورت عمیق و اثرگذار، در میان کودکان ترویج کنند و سپری در مقابل هجوم بیرویه برنامه های جذاب، اما ناسالم و گمراهکننده رسانههای رقیب باشند. همچنین میتوانند از این راه، میل و ذائقه مخاطب را تغییر دهند و آنها را به تماشای برنامههایی تشویق کنند که ریشه آموزشی و تربیتی دارند. بزرگسالان به ویژه زنان، باید در عین بازی با کودکان، وقار، سنگینی و متانت خود را حفظ کنند.(1)
پنج ـ شکلدهی الگوی حجاب، با تبیین دوسویه
از وظایف سازمان صدا و سیما در امر برنامهسازی، این است که جهتگیریهای جامعه درباره حجاب را به صورت دوسویه تبیین کند و در قالب فیلم و سریال و گفتوگوی مخالفان و موافقان حجاب یا بحثهای مخالفان و موافقان شیوه های اجرایی طرح های مقابله با بدحجابی، الگوی صحیح نهادینهسازی حجاب در جامعه را شکل دهد.(2)
شش ـ به تصویر کشیدن عفاف و حجاب به عنوان ارزش اجتماعی
از دیگر سیاستهای برنامهسازی این است که حجاب را یک ارزش اجتماعی معرفی کند؛ با نمایش زیباییهای حجاب، معرفی بانوان محجبه موفق در عرصه های مختلف اجتماعی، مفهومسازی و رفتارسازی از نمونههای ناب و اصیل بانوان چادری در فیلمها و سریالها، شخصیتپردازی
ص:216
از بازیگران باحجاب در مجموعه های تلویزیونی مناسب، الگوسازی از تیپ های شخصیتی معیار، تبیین آثار مطلوب فردی و اجتماعی مترتب بر الگوی پوششی که اسلام سفارش کرده و تبیین آثار زیانبار بدحجابی.(1)
هفت ـ بهرهگیری از گونههای برنامهسازی
هنر با انتقال زیبا و دلنشین مفاهیم و معانی، میتواند نقش مؤثری در درونی کردن فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه داشته باشد. در یک نگاه کلی، برنامههایی که رسانه ملی برای نهادینه شدن فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه باید از آنها بهره بگیرد، عبارتند از: برنامه های مستند؛ ترکیبی؛ گفتوگومحور؛ مسابقه و دراماتیک با رویکرد مستقیم و غیرمستقیم در قالب برنامه های نمایشی؛ فیلم و سریال (از فیلم های سینمایی تا تله فیلمها) و نماهنگها و میانبرنامهها. اگر رسانه ملی متناسب با مقتضیات گونههای مختلف برنامهسازی در تلویزیون، بتواند مفاهیم مربوط به عفاف و حجاب و آثار و برکات آن را در قالب های مختلف، تبدیل به زبان رسانه کند، گام مهمی در این راستا داشته است. همچنین رسانه ملی میتواند متناسب با شرایط فنی تلویزیون و در قالب داستانهای قوی و متقن در سریالها و فیلمهای تلویزیونی، پیآمدهای مثبت فردی و خانوادگی فرهنگ عفاف و حجاب را به روش غیرمستقیم به مخاطبین القا و زمینه نهادینهسازی این فرهنگ را در جامعه تقویت کند.(2)
ص:217
برخی از موانع اثرگذاری پیام های برنامه های رسانه ملی در زمینه فرهنگ عفاف و حجاب، عبارتند از: مصرف بیرویه اقلام غیرمجاز فرهنگی؛ سیاسی شدن مسئله حجاب؛ نبودن همگرایی و همافزایی در برنامههای مختلف؛ بازنمایی گرایشهای عوامانه؛ دشوار بودن برنامهسازی در این زمینه؛ حقپذیر نبودن مخاطب. شرح برخی از این موارد، در بحث بررسی عملکرد رسانه ملی بیان شد. در این بخش به بیان دیگر موارد میپردازیم:
یک ـ مصرف بیرویه اقلام غیرمجاز فرهنگی
تا چند سال پیش، تنها رسانه غالب در ایران که پیامهایش بیشترین اثرگذاری را داشت، رسانه ملی بود، اما امروزه مردم به برنامههای رسانه ملی بسنده نمیکنند. رسانه های جدیدی وجود دارند که بخشی از مردم به مصرف بیرویه پیام های آنها میپردازند؛ پیامهایی که در تعارض آشکار با پیامهای دینی رسانه ملی است. به ویژه شبکههای مختلف ماهوارهای، موضوعاتی را پخش میکنند که مردم دچار آن هستند، ولی قبح کار را نشان نمیدهند و سطح ذائقه مخاطب را تغییر میدهند. موضوع برنامههای آنها روابط نامشروع زن یا خیانت یک مرد یا شکسته شدن حرمت خانواده است که در قالبهای جذاب ارائه میشود. به همین دلیل، مخاطب نه تنها متوجه قبحشکنی آن نمیشود، بلکه به دلیل نوع انتخاب که موضوعی اجتماعی است و نمایش جذاب آن، یک همزادپنداری بین مخاطب و فیلم ایجاد میشود که مانع ترویج عفاف و حجاب و ارزشهای اخلاقی در جامعه است.(1)
برخی از موانع اثرگذاری پیام های برنامه های رسانه ملی در زمینه فرهنگ عفاف و حجاب، عبارتند از: مصرف بیرویه اقلام غیرمجاز فرهنگی؛ سیاسی شدن مسئله حجاب؛ نبودن همگرایی و همافزایی در برنامههای مختلف؛ بازنمایی گرایشهای عوامانه؛ دشوار بودن برنامهسازی در این زمینه؛ حقپذیر نبودن مخاطب. شرح برخی از این موارد، در بحث بررسی عملکرد رسانه ملی بیان شد. در این بخش به بیان دیگر موارد میپردازیم:
یک ـ مصرف بیرویه اقلام غیرمجاز فرهنگی
تا چند سال پیش، تنها رسانه غالب در ایران که پیامهایش بیشترین اثرگذاری را داشت، رسانه ملی بود، اما امروزه مردم به برنامههای رسانه ملی بسنده نمیکنند. رسانه های جدیدی وجود دارند که بخشی از مردم به مصرف بیرویه پیام های آنها میپردازند؛ پیامهایی که در تعارض آشکار با پیامهای دینی رسانه ملی است. به ویژه شبکههای مختلف ماهوارهای، موضوعاتی را پخش میکنند که مردم دچار آن هستند، ولی قبح کار را نشان نمیدهند و سطح ذائقه مخاطب را تغییر میدهند. موضوع برنامههای آنها روابط نامشروع زن یا خیانت یک مرد یا شکسته شدن حرمت خانواده است که در قالبهای جذاب ارائه میشود. به همین دلیل، مخاطب نه تنها متوجه قبحشکنی آن نمیشود، بلکه به دلیل نوع انتخاب که موضوعی اجتماعی است و نمایش جذاب آن، یک همزادپنداری بین مخاطب و فیلم ایجاد میشود که مانع ترویج عفاف و حجاب و ارزشهای اخلاقی در جامعه است.(2)
ص:218
دو ـ ارتباط یا رقابت شبکههای تلویزیونی
یکی از موانع موجود در امر برنامهسازی در این زمینه، فقدان رقیبسازی شبکههای تلویزیونی است. کارگردانان و تهیهکنندگان، برنامهسازان و بازیگران و دیگر عوامل تولید، پخش و نظارت، باید در رقابت کاملاً مذهبی پرورش یابند و صدها آدم باورمند و معتقد به ارزشها وارد صحنه عمل شوند. این گروه باید از کارهای کوتاه آغاز کنند و امکان بروز و ظهور را در جاهای مختلف فراهم سازند. نمیتوانیم انتظار داشته باشیم که رسانه به تعریف امروزی آن و به تنهایی تغییرات اجتماعی را به عهده بگیرد. این کار به دو بازوی مهم دیگر نیز نیاز دارد که یکی پوشش دادن فضای مجازی و دیگری، سامان دادن جنبش های اجتماعی و استفاده از ظرفیت نیروهای مردمی است. چنین رسانهای با این سه بازو میتواند اثرگذار باشد و جریان های اجتماعی تولید کند. (1)
سه ـ حفظ اثر برنامههای مناسب
یکی از موانع اثرگذاری رسانه در مقوله عفاف و حجاب، تناقضهایی در عرصه نظر و عمل است. در حالی که آهنگ کلی برنامهها باید همسان باشد و بین آنها تناقض دیده نشود.
چهار ـ دشوار بودن برنامهسازی در این زمینه
یکی از مشکلات و موانع برنامهسازی در این زمینه، دشواریها و حساسیت های عمومی مسائل فرهنگی، کمبود صاحبنظران و
ص:219
1) [1] . برای مطالعه بیشتر در این زمینه نک: فصل دوم همین کتاب، صص158-166
تحلیلگران خبره تلویزیونی در این عرصه، دشواری مستندسازی از واقعیتهای اجتماعی با توجه به ممیزی های پخش، فقدان پشتوانه محکم برنامهسازان از نظر علمی، کاری و مالی است که موجب شده است بیشتر برنامهسازان در این عرصه وارد نشوند.(1)
پنج ـ ضعف در برنامهسازی و حقپذیر نبودن مخاطب
یکی از سیاستهای درست صدا و سیما این است که بینندگان خود را افزایش دهد؛ البته در این راستا باید تأثیر برنامه بر مخاطب را نیز در نظر بگیرد. بنابراین، یکی از سیاستهای سازندگان برنامهها، باید انتقال و القای زیبا و دلنشین پیام به مخاطب باشد، نه آنکه درصدد باشند همه افراد جامعه را جذب برنامه کنند.(2)
در بحث نهادینهسازی فرهنگ عفاف و حجاب، مانند هر اقدام فرهنگی دیگر، مشخص کردن راهبردها و سیاست های کلان، مهمترین گام به شمار میرود. ازاینرو، پس از بررسی وضعیت کنونی عفاف و حجاب در جامعه، آسیبشناسی عملکرد رسانه ملی، شناخت وظایف و بایستههای رسانه ملی در بهبود وضعیت کنونی، تعیین سیاستهای برنامهسازی در رسانه ملی و معرفی موانع برنامهسازی در نهادینهسازی فرهنگ عفاف و حجاب، به بررسی مهمترین راهبردهای رسانه ملی در این زمینه میپردازیم:
ص:220
یکی از نخستین پیشنیازها برای اصلاح وضع کنونی فرهنگ عفاف و حجاب، تدوین سیاستهای راهبردی سازمان صدا و سیما بر اساس آموزههای اسلامی، به صورت چند مرحلهای و متناسب با اهداف، انتظارات، امکانات و مقدورات رسانه ملی است. در حوزههای مختلف، باید راهبردها کاملاً مشخص شود، از جمله در بحث حجاب، کارآمدسازی خانوادهها، کارآمدسازی دستگاههای فرهنگی، آموزشی و تبلیغی و رسانهای، ایجاد ثبات در قوانین و برنامهریزیها هم در قانونگذاری و هم در اجرا. در این صورت، این راهبردها دستخوش تغییرات و نوسانها نمیشود و بر اساس آن، سیاست های رسانه مشخص و اجرا میگردد.(1)
حقیقت نهادینهسازی، تغییر درونیترین لایه های اندیشه و افکار است. در فرایند نهادینهسازی، با تغییر یک فرهنگ، ژرفترین لایه های اندیشه در برابر آن دگرگون میشود. این امر، حاصل عنصر شناخت و آموزش است. این عنصر در هر زمینهای نیازمند تکرار و استمرار است و هر گفتار و رفتاری، تنها در صورتی به فرهنگ جاری و پذیرفتهشده جامعه تبدیل میشود که با عنصر تکرار و استمرار همراه باشد. نهادینهسازی فرهنگ عفاف و حجاب نیز از این قاعده جدا نیست. مسئولان صدا و سیما باید به گونهای برنامهریزی کنند که آموزه های دینی، در سرتاسر سال و در همه برنامه های رسانه ملی، چون خون در رگها جاری شود.
یکی از نخستین پیشنیازها برای اصلاح وضع کنونی فرهنگ عفاف و حجاب، تدوین سیاستهای راهبردی سازمان صدا و سیما بر اساس آموزههای اسلامی، به صورت چند مرحلهای و متناسب با اهداف، انتظارات، امکانات و مقدورات رسانه ملی است. در حوزههای مختلف، باید راهبردها کاملاً مشخص شود، از جمله در بحث حجاب، کارآمدسازی خانوادهها، کارآمدسازی دستگاههای فرهنگی، آموزشی و تبلیغی و رسانهای، ایجاد ثبات در قوانین و برنامهریزیها هم در قانونگذاری و هم در اجرا. در این صورت، این راهبردها دستخوش تغییرات و نوسانها نمیشود و بر اساس آن، سیاست های رسانه مشخص و اجرا میگردد.(2)
حقیقت نهادینهسازی، تغییر درونیترین لایه های اندیشه و افکار است. در فرایند نهادینهسازی، با تغییر یک فرهنگ، ژرفترین لایه های اندیشه در برابر آن دگرگون میشود. این امر، حاصل عنصر شناخت و آموزش است. این عنصر در هر زمینهای نیازمند تکرار و استمرار است و هر گفتار و رفتاری، تنها در صورتی به فرهنگ جاری و پذیرفتهشده جامعه تبدیل میشود که با عنصر تکرار و استمرار همراه باشد. نهادینهسازی فرهنگ عفاف و حجاب نیز از این قاعده جدا نیست. مسئولان صدا و سیما باید به گونهای برنامهریزی کنند که آموزه های دینی، در سرتاسر سال و در همه برنامه های رسانه ملی، چون خون در رگها جاری شود.
ص:221
رسانه ملی در پرداختن به موضوع عفاف و حجاب باید به این نکته توجه کند و این موضوع را به صورت پیوسته به عنوان زبان دین و نفوذ باورهای دینی، در مجموعههای داستانی و سریالها در دستور کار خود داشته باشد تا در آینده، شاهد نهادینه شدن کامل فرهنگ حجاب در جامعه باشیم.(1)
چنان که پیشتر گفته شد، پدیده بدحجابی در ایران، پدیدهای چندوجهی و برخاسته از عوامل گوناگون فرهنگی، اجتماعی، تربیتی، آموزشی، اخلاقی، اقتصادی و سیاسی است.(2)بنابراین، نهادها و سازمانهای متعدد آموزشی، پژوهشی، فرهنگی، انتظامی و قضائی به صورت مستقیم و غیرمستقیم، در نهادینهسازی این فرهنگ، با هماهنگی و برنامهای مشخص، نقش دارند. در این بین، رسانه ملی به عنوان نماینده افکار عمومی جامعه، باید از سازمانها و نهادهای مسئول در زمینه اصلاح وضعیت عفاف و حجاب در کشور، گزارش کارشان را در این زمینه، مطالبه کند. از دیگر سو، عملکرد آنها را نقد، بررسی و ارزیابی کند و با بهرهگیری از دیدگاه های کارشناسی، راهحل های مناسب برای اصلاح عملکردها ارائه و زمینه را برای همگرایی و همافزایی سازمانهای مسئول فراهم آورد.(3)
ص:222
1) [1] . برای مطالعه بیشتر در این زمینه، نک: فصل دوم همین کتاب، صص 170-175؛ حجاب و عفاف در سیما؛ آسیبها و راهکارها، ص 47.
2) [2] . برای مطالعه بیشتر درباره زمینهها و عوامل گسترش بدحجابی در ایران، نک: حجاب؛ مسئولیتها و اختیارات دولت اسلامی، ج2، صص197 ـ 357.
3) [3] . برای مطالعه بیشتر در این زمینه نک: فصل دوم همین کتاب، ص173؛ آیین برنامهسازی درباره فرهنگ عفاف و حجاب، ص 22.
یکی از مهمترین راهبردهای صدا و سیما در نهادینهسازی فرهنگ عفاف و حجاب، افزایش حساسیت عمومی به پدیده بدحجابی است؛ به گونهای که با نمایش و تبیین زشتی و فساد آن، انزجار عمومی را در پی داشته باشد. از سوی دیگر، صدا و سیما باید زیبایی و نورانیت عفاف و حجاب را آشکار سازد تا گرایش و اقبال عمومی جامعه به عفاف و حجاب را به دنبال داشته باشد. بیتردید، تا مبارزه با مفاسد اخلاقی به مطالبه عمومی تبدیل نشود، هیچ دولتی نخواهد توانست در کنترل ناهنجاریهای اخلاقی موفق عمل کند؛ به ویژه آنکه این ناهنجاریها گسترده باشد. در وضع کنونی جامعه، احساس میشود که حساسیت عمومی در این زمینه کاهش یافته یا شکل سازماندهیشده و کارآمد به خود نگرفته است. به نظر میرسد افزون بر تغییرات ارزشی که به ویژه از زمان پذیرش الگوی رایج توسعه شاهد آن بودهایم، مکانیزمهایی مبتنی بر ایده دولتمحوری، مردم را از رویارویی مستقیم با ابتذال بازداشته است، در حالی که بر اساس آموزههای اسلامی، در زمینه مشکلاتی که به عفت عمومی و اخلاق جنسی مربوط میشود، سیاست بر حضور مؤثرتر مردم، البته با حفظ موازین بوده است. اهمیت دادن به حضور مردم در چنین صحنههایی، خود به تقویت حساسیتهای عمومی میانجامد. بنابراین، یکی از راهبردهای رسانه ملی، «نهادینه کردن نظارت عمومی» است. نظارت عمومی در اسلام، یکی از اصول مهم و مقدس است. بنابراین، صدا و سیما نه تنها وظیفه دارد خود به این اصل مهم عمل کند، بلکه باید مقدماتی فراهم آورد که این مهم در جامعه نهادینه شود و به صورت سنت و سیره عمومی درآید تا سلامت و سعادت جامعه تضمین گردد.
یکی از مهمترین راهبردهای صدا و سیما در نهادینهسازی فرهنگ عفاف و حجاب، افزایش حساسیت عمومی به پدیده بدحجابی است؛ به گونهای که با نمایش و تبیین زشتی و فساد آن، انزجار عمومی را در پی داشته باشد. از سوی دیگر، صدا و سیما باید زیبایی و نورانیت عفاف و حجاب را آشکار سازد تا گرایش و اقبال عمومی جامعه به عفاف و حجاب را به دنبال داشته باشد. بیتردید، تا مبارزه با مفاسد اخلاقی به مطالبه عمومی تبدیل نشود، هیچ دولتی نخواهد توانست در کنترل ناهنجاریهای اخلاقی موفق عمل کند؛ به ویژه آنکه این ناهنجاریها گسترده باشد. در وضع کنونی جامعه، احساس میشود که حساسیت عمومی در این زمینه کاهش یافته یا شکل سازماندهیشده و کارآمد به خود نگرفته است. به نظر میرسد افزون بر تغییرات ارزشی که به ویژه از زمان پذیرش الگوی رایج توسعه شاهد آن بودهایم، مکانیزمهایی مبتنی بر ایده دولتمحوری، مردم را از رویارویی مستقیم با ابتذال بازداشته است، در حالی که بر اساس آموزههای اسلامی، در زمینه مشکلاتی که به عفت عمومی و اخلاق جنسی مربوط میشود، سیاست بر حضور مؤثرتر مردم، البته با حفظ موازین بوده است. اهمیت دادن به حضور مردم در چنین صحنههایی، خود به تقویت حساسیتهای عمومی میانجامد. بنابراین، یکی از راهبردهای رسانه ملی، «نهادینه کردن نظارت عمومی» است. نظارت عمومی در اسلام، یکی از اصول مهم و مقدس است. بنابراین، صدا و سیما نه تنها وظیفه دارد خود به این اصل مهم عمل کند، بلکه باید مقدماتی فراهم آورد که این مهم در جامعه نهادینه شود و به صورت سنت و سیره عمومی درآید تا سلامت و سعادت جامعه تضمین گردد.
ص:223
البته پیشنیاز حضور سامانمند و پرثمر مردم، آن است که نخست، ضرورت فرهنگ عفاف و حجاب و تأثیر آن در حیات فردی، خانوادگی و اجتماعی، برای مردم تبیین، و پیآمدهای بیحجابی به خوبی ترسیم شود. تبیین ضرورت توجه به همگانی بودن فضای اجتماعی و رعایت احترام به جامعه انسانی و مصالح عمومی، تقویت پیوندهای اجتماعی و توجه به ارزشهای اخلاقی، از محورهای مهمی است که انگیزه مشارکت عمومی را در پاکیزگی فضای اجتماعی بیشتر میکند. در قدم بعد، لازم است مردم درباره مسئولیتهای خود آموزش ببینند تا مشارکت آنان در کنترل اجتماعی، پیآمدهای منفی بر جای نگذارد. برای بالا بردن سطح نظارت عمومی در این زمینه، باید نظام آموزشی رسمی، رسانههای عمومی و نهادهای دولتی و غیردولتی، به طور هماهنگ و با روشهای کارآمد، فعال شوند و موانع در این زمینه نیز شناسایی و محدود و نقش سازمانهای مردمنهاد، تقویت شود. ازاینرو، رسانه ملی باید نهادینهسازی فرهنگ عفاف و حجاب را به دغدغه عمومی مردم تبدیل کند و حساسیت عمومی و موجی فراگیر برای پیگیری تحقق کامل آن به وجود آورد و در مقابل، واکنش منفی و مخالفتش را با همه مظاهر بیحجاب و بدحجاب ابراز کند. به تعبیر دیگر، از رسانه ملی انتظار میرود در فرایند نهادینهسازی عفاف و حجاب، آن را به یک خواست عمومی و تودهای تبدیل و عفاف و حجاب را نه امری شخصی، بلکه به مثابه موضوعی مربوط به فضای عمومی، تحت نظارت دولت و عرف عام معرفی کند.(1)
ص:224
1) [1] . برای مطالعه بیشتر در این زمینه، نک: فصل دوم همین کتاب، صص173-177
ص:225
ص:226
قرآن کریم.
نهج البلاغه، نامه 31.
آسابرگر، آرتور، روایت در فرهنگ عامه، رسانه و زندگی روزمره، ترجمه: محمدرضا لیراوی، تهران، سروش، چاپ اول، 1380.
ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحفالعقول، قم، جامعه مدرسین، 1404ه. ق.
ابن فارس، احمد، معجم مقاییس اللغة، تحقیق: محمد هارون عبدالسلام، تهران، مکتب الاعلام الاسلامی، 1404ه. ق.
ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب (جلد 1)، بیروت، دار صادر، چاپ سوم، 1414 ه .ق.
اکبری، محمدرضا، تحلیل نو و عملی حجاب در عصر حاضر، پیام عترت، چاپ چهارم، 1377.
پیشوایی، فریده، رضایی، مریم، حجاب و عفاف در سیما، آسیبها و راهکارها، قم، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، 1386.
جاوید، محمدجواد، تأملی بر مفهوم حجاب در ادیان الهی، تهران، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، چاپ دوم، 1388.
حسین، مهدیزاده، تأثیر پوشش اسلامی در مهار غریزه جنسی، قم، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، چاپ اول، 1383.
خضرنجات، حمید، مفاهیم جامعهشناسی، شیراز، 1369.
راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ قرآن کریم، قم، مؤسسه اسماعیلیان، بیتا.
ص:227
زمخشری، محمود بن عمر، تفسیر الکشاف، بیروت، دارالفکر، 1397 ه .ق.
دورکیم، امیل، درباره تقسیم کار اجتماعی، ترجمه: باقر پرهام، تهران، نشر مرکز، 1387.
سبحانی، محمدتقی، مجموعه مقالات، رویکرد اخلاقی در رسانه، قم، مؤسسه فرهنگی طه، 1375.
شفیعی سروستانی، ابراهیم، آیین برنامهسازی درباره فرهنگ عفاف و حجاب، قم، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا وسیما، چاپ اول، 1391.
ــــــــــــــــــــــــ ، حجاب، مسئولیتها و اختیارات دولت اسلامی (جلد 2)، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، چاپ اول، 1387.
شیخ صدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه، من لایحضره الفقیه، قم، نشر صدوق، چاپ اول، بیتا.
طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الاعلمی، 1417 ه .ق.
طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، تهران، مکتبة العلمیة الاسلامیة، 1415 ه. ق.
طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین (جلد 2)، تهران، کتابفروشی مرتضوی، چاپ سوم، 1375.
طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن (جلد 8)، بیروت، داراحیاء التراث العربی، بیتا.
فاضل، جواد، مسالک الافهام الی آیات الاحکام (جلد 3)، تهران، المکتبة المرتضویه، بیتا.
فخر رازی، تفسیر کبیر(مفتاح الغیب)، قم، نشر دانش اسلامی، بیتا.
ص:228
فراهانی، فاطمه، توسعه فرهنگی و رسانه ملی، تهران، دفتر گسترش تولید علم، چاپ اول، 1389.
فراهیدی، خلیل بن أحمد، کتاب العین، قم، نشر هجرت، چاپ دوم، 1409 ه .ق.
فیروزآبادی، مجدالدین محمد بن یعقوب، القاموس المحیط، بیروت، مؤسسه الرساله، چاپ پنجم، 1996م.
قرشی، علیاکبر، قاموس قرآن (جلد 2)، تهران، دارالکتب الاسلامیه، بیتا.
قرطبی، محمد، تفسیر قرطبی (الجامع لاحکام القرآن)، بیروت، دارالاحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1967 م.
قنادان، منصور، ناهید مطیع و هدایت الله ستوده، جامعهشناسی(مفاهیم کلیدی)، تهران، آوای نور، 1376.
کازنو، ژان، جامعهشناسی وسایل ارتباط جمعی، ترجمه: باقر ساروخانی و منوچهر محسنی، تهران، اطلاعات، 1387.
کیویستو، پیتر، اندیشههای بنیادی در جامعهشناسی، ترجمه: منوچهر صبوری، تهران، نشر نی، 1386.
گالاگر، مارگارات، زن و صنایع فرهنگی مانعی بر سر راه آینده فرهنگ، ترجمه: مهرداد وحدتی، تهران، مؤسسه پژوهشی نگاه معاصر.
گزارش نظرسنجی تلفنی از مردم تهران درباره نوع نگرش آنان به وضعیت حجاب در جامعه، تهران، پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، چاپ اول، 1389.
گلابی، سیاوش، اصول و مبانی جامعهشناسی، تهران، میترا، 1376.
گونتر، بری و مک آلر جیل، کودک و تلویزیون، ترجمه: نصرت فتی، تهران سروش، 1380.
ص:229
گیبنیز، جان آر و بوریمر، سیاست پستمدرنیته، تهران، نشر گام نو، 1381.
گیدنز، آنتونی، تجدد و تشخص (جامعه و هویت شخصی در عصر جدید)، ترجمه: ناصر موفقیان، تهران، نی، 1382.
ــــــــــــــــــــــــ ،_ پیآمدهای مدرنیت_، ترجمه: محسن ثلاثی، تهران، انتشارات مرکز، 1377.
مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، بیروت، مؤسسة الوفاء، 1403ه .ق.
مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن (جلد 7)، تهران، ترجمه و نشر کتاب، 1360.
مطهری، مرتضی، مسئله حجاب، تهران، صدرا، 1376.
معتمدنژاد، بشیر، نظام تولید برنامه های دینی تلویزیون در سازمان صدا و سیما، دانشگاه تهران، پایاننامه کارشناسی ارشد، 1386ش.
نجم عراقی، منیژه و دیگران، زن و سینما؛ سلسله پژوهش های نظری درباره مسائل زنان، تهران، روشنگران و مطالعات زنان، چاپ اول، 1376.
مهریزی، مهدی، آسیبشناسی حجاب، تهران، جوانه رشد، 1385.
نگاهی اجمالی به پوشش چادر در سریال های تلویزیونی ابتدای سال 1380 تا پایان سال 1383، مرکز پژوهش های اسلامی صدا وسیما، کد294، 9/8/1384.
وبر، ماکس، دین، قدرت جامعه، ترجمه: احمد تدین، تهران، قومس، 1383.
ص:230
بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با جوانان استان خراسان شمالی، 23/7/1391.
بیانات مقام معظم رهبری در دیدار گروهی از زنان، 25/9/1371.
پروژه نظرسنجی طرح امنیت اخلاقی (بدحجابی) از دیدگاه شهروندان تهرانی، معاونت اجتماعی ف.ا. تهران بزرگ، اداره برآور اجتماعی، 1390.
پیشوایی، فریده، «راهکارهای قرآنی ترویج عفاف و حجاب و مقایسه آن با عملکرد رسانه ملی»، فصلنامه تخصصی مطالعات جوان و رسانه 5، 1391 شماره 4.
جوادی، محمدرضا یگانه و سید ضیاء هاشمی، «نگاهی جدید به مناقشه فردگرایی در جامعهشناسی»، فصلنامه نامه_ _علوم اجتماعی شماره33، 1387.
خلفی، مسلم، «بازنگرشی دروندینی به حجاب»، فصلنامه مطالعات راهبردی زنان، 1386، شماره 37.
رستمنژاد، مهدی، «پدیده بدحجابی و ریشه های آن»، فصلنامه تخصصی طهورا، سال سوم، بهار1389، شماره 5.
زونن، ون، «رویکردهای فمینیستی به رسانهها»، ترجمه: محمدرضا حسنزاده و حسن رئیسزاده، فصلنامه رسانه، 1382. شماره 1.
فتاحیزاده، فتحیه، «حجاب در قرآن و عهدین»، فصلنامه مطالعات تفسیری، سال اول، تابستان1389، شماره 2.
فیسک، جان، «فرهنگ و ایدئولوژی»، ترجمه: مژگان برومند، فصلنامه ارغنون، تابستان1381، شماره 20.
کاظمیپور، شهلا، «مخاطبشناسی و تولید رادیو و تلویزیونی»، فصلنامه پژوهشهای ارتباطی، 1380، شماره 26.
کرباسیان، قاسم، «بررسی دو سیاست جذب مخاطب در تلویزیون»، فصلنامه تخصصی مطالعات جوان و رسانه، 1391، شماره
ص:231
مختاریانپور، مجید و اسدالله گنجعلی، «نهادیسازی عفاف و حجاب در جامعه؛ رویکردی فرایندی»، فصلنامه تحقیقات فرهنگی، دوره چهارم، تابستان 1390، شماره 2.
وثوقی، منصور و حسین میرزایی، «فردگرایی، تأملی در ابعاد و شاخصها»، فصلنامه نامه علوم اجتماعی، 1387، شماره 34.
یزدخواستی، «حجاب زنان با رویکرد جامعهشناختی»، کتاب زنان، 1386، شماره 38.
ص:232
ص:233
ص:234
عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه
جناب آقای مسعود آذربایجانی، دانشآموخته سطح خارج فقه، اصول، تفسیر و فلسفه از حوزه علمیه قم؛ دکترای روانشناسی و دانشیار روانشناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و قائم مقام ریاست پژوهشگاه حوزه و دانشگاه است. حوزه فعالیتهای آموزشی و پژوهشی وی، روانشناسی خانواده از دیدگاه اسلام است. ایشان نه کتاب و بیش از شانزده مقاله علمی ـ پژوهشی در این زمینه چاپ کرده و اجرای چندین میزگرد و سخنرانی علمی و تخصصی و طرح پژوهش ملی را بر عهده داشته که «روانشناسی باورهای دینی» از جمله آنهاست. روانشناسی اجتماعی با نگرش به منابع اسلامی و روانشناسی دین از دیدگاه ویلیام جیمز از جمله آثار ایشان است. دکتر آذربایجانی در سال 1385 رتبه سوم پژوهشگر برتر استان قم و در سال 1388 جایزه کتاب سال حوزه (کتاب روانشناسی دین از دیدگاه ویلیام جیمز) را از آن خود کرد.
آقای مسعود آذربایجانی، ضعف نهاد خانواده و نهادهای آموزشی،
عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه
جناب آقای مسعود آذربایجانی، دانشآموخته سطح خارج فقه، اصول، تفسیر و فلسفه از حوزه علمیه قم؛ دکترای روانشناسی و دانشیار روانشناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و قائم مقام ریاست پژوهشگاه حوزه و دانشگاه است. حوزه فعالیتهای آموزشی و پژوهشی وی، روانشناسی خانواده از دیدگاه اسلام است. ایشان نه کتاب و بیش از شانزده مقاله علمی ـ پژوهشی در این زمینه چاپ کرده و اجرای چندین میزگرد و سخنرانی علمی و تخصصی و طرح پژوهش ملی را بر عهده داشته که «روانشناسی باورهای دینی» از جمله آنهاست. روانشناسی اجتماعی با نگرش به منابع اسلامی و روانشناسی دین از دیدگاه ویلیام جیمز از جمله آثار ایشان است. دکتر آذربایجانی در سال 1385 رتبه سوم پژوهشگر برتر استان قم و در سال 1388 جایزه کتاب سال حوزه (کتاب روانشناسی دین از دیدگاه ویلیام جیمز) را از آن خود کرد.
آقای مسعود آذربایجانی، ضعف نهاد خانواده و نهادهای آموزشی،
ص:235
اجتماعی، فرهنگی و رسانهها در آگاهیبخشی و الگودهی و همچنین مسائل سیاسی کشور را از عوامل اصلی گسترش پدیده بدحجابی در اجتماع میداند. به عقیده وی با تحلیل دقیق علمی و کارشناسانه از جنبههای جامعهشناختی، روانشناختی و تربیتی، میتوان به اصلاح وضعیت موجود امیدوار بود. همچنین ایشان سهم الگوهای رسانهای را به مراتب بالاتر از نهادهای دیگر میداند و در این زمینه شش ملاک عمده را برای سیاستگذاری، تولید و نظارت و سیاستهای برنامهسازی در رسانه ملی پیشنهاد میکند.
پژوهشگر و فعال فرهنگی
خانم لعیا اعتماد سعید، تهیهکننده و مجری برنامههای زن و خانواده شبکه چهار صدا و سیمای جمهوی اسلامی ایران است. وی در حوزه عفاف و حجاب، افزون بر فعالیتهای مطبوعاتی در نشریههای مختلف و فضای مجازی، اجرای بیش از صد قسمت برنامه گفتوگومحور را بر عهده داشته است. همچنین دو مستند بلند و چندین مستند کوتاه با موضوع عفاف و حجاب را طراحی و کارگردانی کرده است.
خانم اعتماد سعید نشناختن ریشههای توسعه بدحجابی، مشخص نبودن اهداف و مؤلفههای کار فرهنگی، به کارگیری روشهای تأدیبی در حوزه دین به جای تربیت دینی و میل سبک زندگی به سوی زندگی مدرن و غربی را از عوامل ایجاد و تشدید پدیده بدحجابی میداند. وی معتقد است برای اصلاح وضعیت حجاب، نباید فقط به فکر ترمیم ظاهر بود؛ بلکه باید تا عمق موضوع شکافته شود. در غیر این صورت،
ص:236
درمانهای سطحی بیتأثیر خواهد بود. بنابراین، وی بازوی اصلی نهادینهسازی فرهنگ عفاف و حجاب را رسانه ملی معرفی کرده و معتقد است این رسانه باید در سیاستگذاریها و تولید، با توجه به مخاطبشناسی، تمام انرژیاش را در ساخت برنامههای تبلیغی غیرمستقیم صرف کند.
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد تهران شمال
خانم مریم حاجعبدالباقی، دکترای علوم قرآن و حدیث، حافظ کل قرآن کریم و استادیار و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد تهران شمال است. وی فعالیتهای علمی، پژوهشی و رسانهای بسیار گستردهای در حوزه قرآنپژوهی، مطالعات زن و خانواده و عفاف و حجاب دارد و اجرای چندین میزگرد و کنفرانس علمی را در مراکز علمی و فرهنگی بر عهده داشته است. همچنین خانم دکتر عبدالباقی، در سومین دوره همایش بینالمللی بانوان قرآنپژوه، مدرس ممتاز و پژوهشگر موفق معارف قرآن کریم شناخته شد.
ایشان روحیه غربباوری و نیز دشمنی و لجبازی عاملان بدحجابی و تبلیغات ضد فرهنگی رسانههای رقیب فرا ملی (اینترنت و ماهواره) را از عمده عوامل بروز الگوهای پوششی و رفتاری نامناسب غیراسلامی در جامعه میداند. خانم دکتر عبدالباقی، معتقد است فضای تربیت اسلامی حاکم بر خانواده و نهادهای آموزشی، بیشترین سهم را در نهادینهسازی فرهنگ حجاب برعهده دارد. پس از این دو نهاد، رسانه ملی نقش عمدهای در این راستا ایفا میکند؛ به اینگونه که در سریالی که درباره
ص:237
فرهنگ حجاب تولید شود، نباید صرفاً بازیگرها حجاب داشته باشند، بلکه نتیجه آن، نهادینه شدن حجاب برای مخاطبان باشد.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم7 و مدیر گروه مطالعات روحانیت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
آقای کریم خانمحمدی، دکترای فرهنگ و ارتباطات، دانشآموخته سطح خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم، عضو هیئت علمی گروه جامعهشناسی دانشگاه باقرالعلوم و مدیر گروه مطالعات روحانیت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی است. فعالیتهای علمی و پژوهشی ایشان در زمینه ارتباطات و جامعهشناسی انقلاب است. ایشان افزون بر 33 مقاله علمی ـ پژوهشی در این زمینه، اجرای چندین طرح پژوهشی را بر عهده داشته که اکنون «مفهومشناسی جامعهشناسی دینی» در حال اجراست. دکتر خانمحمدی، در سال 1385 موفق به دریافت تندیس ملی فداکاری در مقطع دکتری، و سال 1386 استاد پژوهشگر نمونه دانشگاه باقرالعلوم7 شد.
زندگی در شهرهای بزرگ با فشردگی جمعیت و تراکم اخلاقی و آزادی نسبی و کنترلناپذیری محیط، سبب گسترش ناهنجاریهای اجتماعی شده است. ازاینرو، ایشان باور دارند که در نهادینهسازی فرهنگ حجاب و عفاف، باید محلهها و مساجد احیا شوند؛ زیرا مساجد، بهترین مکان برای تشکیل هویت دینی است. بنابراین، باید حوزه علمیه از طریق روحانیون، با احیای مساجد در این زمینه نقشآفرینی داشته باشند. رسانه ملی پس از نهادهای آموزشی، سهم عمدهای در تعمیق و
ص:238
تضعیف این فرهنگ در جامعه برعهده دارد. رسانه ملی، میتواند با داشتن دیدگاهی سیستمی، ساخت سریالهایی با مضامین عالی و هدفدار، شخصیتپردازی صحیح از بانوان چادری در برنامهها و غفلت نکردن از پوشش مردان و نظارت تخصصی و محتوایی بر تولیدات، گامهایی اساسی در این زمینه بردارد.
رئیس دفتر مطالعات و تحقیقات زنان حوزه علمیه قم
حجتالاسلام والمسلمین محمدرضا زیبایینژاد، رئیس دفتر مطالعات و تحقیقات زنان حوزه علمیه قم، دانشآموخته سطح خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم، استاد حوزه و دانشگاه، مسئول کمیته زن و خانواده کمیسیون حوزوی شورای عالی انقلاب فرهنگی و نماینده حوزه علمیه در کار گروه ملی خانواده است. ایشان در رشتههای ادبیات عرب، فقه و اصول، مطالعات زنان و خانواده تخصص دارد و افزون بر تألیف هفت کتاب و 22 عنوان مقاله در زمینه مباحث دینی، زنان و خانواده، اجرای چندین میزگرد و کنفرانس علمی را در مراکز دانشگاهی بر عهده داشته است. کتاب جایگاه خانواده و جنسیت در نظام تربیت رسمی، از نگاشتههای جدید ایشان است.
وی معتقد است فرهنگ حجاب به عنوان ارزش دینی و اخلاقی در جامعه کنونی، از تعهد اجتماعی به سمت شخصی بودن میرود و گسترش فردگرایی، عفتزا نبودن الگوهای توسعه و تربیت مدرن، در این امر نقش اساسی دارند. ایشان پیشنهاد میکنند برای بهبود وضعیت موجود، اولاً باید برای موضوع سبک زندگی و تربیت جنسی با محوریت
ص:239
خانواده و سن کودکی و نوجوانی برنامهریزی شود. ثانیاً نگرش مردم جامعه به حجاب، باید قانون اجتماعی لازمالرعایه باشد. در این میان، تلویزیون را به عنوان یکی از ابزارهای تحول در مناسبات اخلاقی جامعه، رسانه مدرنی میدانند که میکوشد در خدمت اهداف دینی قرار گیرد. رسانه، زندگی مردم را بازنمایی میکند و همین بازنماییهاست که در ساخت واقعیتهای جدید مؤثر است.
دانشآموخته حوزه علمیه قم و عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی=
دکتر سید حسین شرفالدین، جامعهشناس دینی، دانشآموخته سطح خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم، دکترای فرهنگ و ارتباطات و عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی= است. ایشان در عرصه علوم اجتماعی، فرهنگ و اسلامشناسی نظریهپرداز است و بالغ بر پانزده مقاله علمی و پژوهشی در این زمینه به چاپ رسانده است. «اسلام و جامعهشناسی خانواده»، «تبیین جامعهشناسی مهریه»، «تحلیلی اجتماعی از صله رحم» و «مطالعات مردمشناختی دین» از جمله آثار ارزشمند ایشان است.
وقوع تغییر در الگوی پوشش، از وقوع تغییر در برخی عناصر زیرساختی ذهنی و عینی حکایت دارد. بخشی از عوامل در سطح فرد نمود یافته و قاعدتاً واحد مطالعه آنها احوال و عوارض فردی است. بخشی دیگر در سطح کلان جامعه ظهور و بروز دارد و واحد تحلیل آن، موجودیتهای نهادی و ساختاری و ظرفیت ها یا کاستیهای محیطی
ص:240
است. البته امروزه، بسیاری از معضلات به ویژه معضلات فرهنگی، از عوامل فراملی و روند موسوم به جهانی شدن و امپریالیسم فرهنگی سرچشمه میگیرد. با این رویکرد، در نهادینهسازی فرهنگ حجاب، نهادهای متعددی به طور مستقیم و غیرمستقیم نقش دارند، ولی رسانه ملی به دلیل ارتباطات گسترده تودهای، بهرهگیری مستقیم و متوالی همه اقشار، دقت و هوشیاری مخاطبان، توقعات زیاد عموم از این سازمان و کنشگر فعال فرهنگی اجتماعی در مقایسه با سایر سازمانها، باید بیش از دیگر سازمانهای مسئول، نقش خود را به درستی ایفا کند. بیشک، این موقعیت استثنایی میتواند برای رسانه ملی، هم فرصت و هم تهدید به شمار رود.
دکترای فقه و اصول
آقای ابراهیم شفیعی سروستانی، دانشآموخته سطح خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم، کارشناس ارشد حقوق جزا و جرمشناسی و پژوهشگر مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیماست. حوزه تخصصی مطالعه و پژوهش ایشان، فقه جزایی اسلام، اصول فقه، مطالعات زنان، رسانه، امامت و مهدویت است و در این زمینهها تاکنون 20 کتاب و دهها مقاله تدوین و منتشر کرده است که یازده مورد از آنها به عنوان پژوهش برگزیده و برتر سال، انتخاب شدهاند. کتاب رسانه ملی و جهاد اقتصادی، رسانه ملی و ترویج فرهنگ مهدویت و آئین برنامهسازی فرهنگ عفاف و حجاب، جدیدترین آثار ایشان است.
پدیده بدحجابی در ایران، برخاسته از عوامل گوناگون فرهنگی،
ص:241
تربیتی، آموزشی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، انتظامی و قضایی است. بنابراین، تا این موضوع به خوبی درک و شناخته نشود و سهم و وظایف نهادهای مسئول در این زمینه مشخص نشود، نمیتوان به اصلاح وضعیت موجود امیدوار بود. در این میان، رسانه ملی باید پیشتاز نهادینه کردن فرهنگ عفاف و حجاب باشد و بر اساس راهبرد تبدیل گفتمان غربی در نگاه به زن و خانواده به گفتمان اسلامی، سیاستگذاری و برنامهریزی کند و فرهنگ عفاف و حجاب را به عنوان بخشی از حقوق و شخصیت زن در اسلام تبیین کند.
عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس (گروه نقاشی دانشکده هنر و معماری)
آقای اصغر فهیمیفر، کارشناسی ارشد پژوهش هنر از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، دکترای تاریخ هنر و فلسفه هنر از دانشگاه مرکزی انگلستان (University of Central England) و استادیار و عضو هیئت علمی دانشکده هنر و معماری دانشگاه تربیت مدرس است. حوزه مطالعات علمی و پژوهشی ایشان بر زیباشناسی، رسانه، هنرهای تجسمی و هنر اسلامی متمرکز است و در این زمینه بیش از چهل مقاله علمی و پژوهشی و دوازده جلد کتاب تألیف کرده است. کتابهای عشق شرقی، آشنایی با هنر دینی در تاریخ باستان، حکمت رسانههای مدرن، فلسفه هنر، در سایههای بلند باد (فیلمنامه رمان) و دیالکتیک صورت و معنا در هنر، سینما و تلویزیون از جمله آثار ایشان است. رمان شمیم مرجان (زندگینامه امام سجاد7) و رمان کوچهباغ توت (زندگینامه آقای محمود فرشچیان) و کتاب استمرار و انقطاع در هنر ایرانی از ایشان در دست چاپ است.
ص:242
دکتر فهیمیفر مدیریتها و فعالیتهای فرهنگی، اجرایی، هنری و علمی متعددی بر عهده داشته است؛ از جمله: مدیر و پژوهشگر نمونه دانشکده صدا و سیما در سال 1386؛ عضو کمیته علمی ایران در کنفرانس بینالمللی هنر و معماری ایران و هند در سال 1391؛ معاون سابق گروه هنرهای تجسمی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران؛ معاون سابق آموزشی دانشکده صدا و سیما؛ مشاور عالی ریاست سابق دانشکده صدا و سیما؛ سردبیر سابق نشریه علمی ـ پژوهشی پژوهش و سنجش؛ مشاور ریاست مرکز سیمافیلم؛ مدیر و دبیر علمی نخستین کارگاه نقاشی خیمه هنر عاشورا دانشگاه تربیت مدرس در سال 1391؛ مدیر کل معاونت فرهنگی سیمافیلم و سرپرست تهیه متون سریالهای امام حسن7؛ ولایت عشق، ملاصدرا و چلچراغ؛ معاون سابق فرهنگی سیمافیلم و نگارش سیزده قسمت از فیلمنامه دزدان مادربزرگ (پخش شده از تلویزیون در سال 1375).
سیاستهای نهادینهسازی فرهنگ عفاف و حجاب به عنوان یکی از محوریترین مفاهیم فرهنگ دینی در طول سی و چند سال انقلاب اسلامی، سادهتر از اهمیت این قضیه بوده است. ازاینرو، هر سیاستی در این رابطه، باید مبتنی بر آموزههای اسلامی و فرهنگسازی باشد. رفتار، شخصیتپردازی، نوع دیالوگ، نوع حرکت یک نقش و صحنهآرایی اتاق، میتواند بیننده را متقاعد کند که این بازیگر مذهبی است و البته اثری درازمدت دارد.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی
ص:243
خانم نیره قوی، دانشآموخته سطح خارج فقه و اصول حوزه علمیه، دکترای انقلاب اسلامی، استاد دانشگاه علوم پزشکی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی و مسئول دبیرخانه حمایت از پایاننامهها و رسائل علوم انسانی در کشور است. ایشان در رشتههای فقه و اصول، مطالعات زنان و خانواده و انقلاب اسلامی تخصص دارد. در این زمینه افزون بر تألیف شش کتاب و ده عنوان مقاله، کارگاههایی تخصصی در حوزه مسائل زنان برای اعضای هئیت علمی دانشگاههای مختلف کشور برگزار کرده است. تدوین سرفصلهای رشته مطالعات زنان در مقطع کارشناسی ارشد و آسیبشناسی مطالعات زنان از جمله طرحهای پژوهشی ایشان به شمار میرود. دکتر نیره قوی به مدت ده سال رئیس امور خواهران نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاهها بود. اطلس حجاب با عنوان حدیث حسن و ضوابط پوشش و حجاب در دانشگاههای دنیا با همکاری جمعی از پژوهشگران، معرفتشناسی و روانشناسی پوشش، بازشناسی پوشش در ادیان و مکاتب، بررسی بنبست و شکست فمنیسم در کتب و مقالات، کارکرد نظام اسلامی در عرصه زنان و خانواده و تشکیلات عنکبوتی از جمله آثار ارزشمند ایشان است.
دکتر نیره قوی فضای فرهنگی و تربیتی حاکم بر خانواده را از بارزترین عوامل ظهور پدیده بدحجابی در ایران میداند و معتقد است خانوادهها در گذشته در تربیت، هدایت، نظارت و به نوعی در گزینش علایق و سلایق فرزندان دخالت مستقیم داشتند، ولی امروزه برخی از آنها، غالب وظایفشان را به نهادهای تربیتی رسمی و غیررسمی و رسانههایی چون اینترنت، شبکههای ماهوارهای و در نهایت، تلویزیون
ص:244
سپردهاند. در این بین رسانه ملی، به سیاستگذاری مناسبی در زمینه ساخت برنامهها و نظارتهای مناسب بر آنها و نیز به غنیسازی عقبه فکری برنامهسازان و الگوهای پوششی و رفتاری بازیگران و مجریان زن و مرد نیاز دارد. خانم قوی به بیان راهکارها و راهبردهایی در این زمینه میپردازد.
پژوهشگر مطالعات زنان و استاد حوزه و دانشگاه
خانم فروغ نیلچیزاده، کارشناس ارشد فلسفه و حکمت اسلامی، پژوهشگر و استاد حوزه و دانشگاه از سال 1369 تا کنون و مشاور رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران است. ایشان فعالیتهای علمی، پژوهشی، مطبوعاتی و رسانهای بسیار گسترده در حوزه زن، خانواده و عفاف و حجاب، برنامهریزی و ساماندهی و مدیریتهای علمی را نیز بر عهده داشته است. از جمله فعالیتها و خدمات علمی و مدیریتی ایشان عبارت است از: پژوهشگر گروه تلویزیونی بانوان به سرپرستی خانم ثقفی و شهید آوینی در سال 1370 (یکسال قبل از شهادتشان)؛ رئیس گروه پژوهشی دختران و زنان جوان سازمان ملی جوانان در سالهای 1385 ـ 1388؛ رئیس کمیته علمی جشنواره بینالمللی نور (عفاف و حجاب) سال 1387؛ ناظر علمی و محتوایی ده جلد دوره کتابهای خانواده موفق، برگزاری کارگاههای آموزشی «حجاب و عفاف»، «تفاهم»، «روابط دختر و پسر»، «به رنگ گل»، «جشنواره نگاه»، «مهارتهای همسرداری»، «مهندسی ذهن بر اساس قانون معنویت» در دانشگاههای کشور؛ همکاری مستمر با صدا و سیما و رادیو به عنوان کارشناس دینی؛
ص:245
مؤسس و مدیر واحد خواهران نهاد رهبری در دانشگاهها؛ مشاور معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان ملی جوانان در سالهای 1385 ـ 1390 و برگزاری سفر تبلیغی به لبنان و سوریه با همکاری سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی.
خانم نیلچیزاده معتقد است برای افزایش نقش رسانه ملی باید: اولاً زمینههای رعایت الگوهای پوششی متناسب با فرهنگ ملی و اسلامی، در جامعه هنری به عنوان الگوی فرهنگی جامعه اسلامی فراهم شود. ثانیاً در الگوهای پوششی و رفتاری هنرمندان دوگانگی نباشد. ایشان برای بهبود وضعیت موجود، راهکارهای متفاوتی را برای سیاستگذاری و برنامهسازی در رسانه ملی پیشنهاد میکند.
عضو هیئت علمی دانشگاه صدا و سیما
جناب آقای محمدعلی هرمزیزاده، عضو هیئت علمی دانشگاه صدا و سیما، تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد و دکتری در رشته جامعهشناسی سپری کرده و حدود هجده سال است که در دانشگاههای مختلف، به تدریس دروسی چون روشهای تحقیق، آمار در علوم اجتماعی و کاربرد کامپیوتر اشتغال دارد. در کنار آن، پژوهشهای متعددی در زمینه مسائل اجتماعی ایران انجام داده است.
برای نهادینهسازی فرهنگ حجاب و عفاف در جامعه، هر شخصی باید متناسب با مسئولیت خود در این زمینه قدم بردارد. برای نمونه، پژوهشگران از طریق کار پژوهشی، هنرمندان از طریق کار هنری، شاعران
ص:246
از طریق شعر، فیلمسازان از طریق فیلمسازی، معلمان و مدرسان از طریق تدریس، مدیران ادارات و نهادها از طریق مدیریت و از همه مهمتر والدین از طریق تربیت فرزندان خود به ترویج و تعمیق فرهنگ حجاب بپردازند.
در گفتوگویی که با دکتر هرمزیزاده صورت گرفته، ایشان معتقد است صدا و سیما به عنوان فراگیرترین و گستردهترین رسانه کشور، وظایف بسیار سنگینی دارد. ازاینرو، باید با طراحی دقیق سیاستهای رسانهای، توده مردم را به سمت پذیرش فرهنگ عفاف و حجاب به عنوان ارزشی اجتماعی سوق دهد.
ص:247