ghaemiyeh.com
بافکار، حسین، 1343 ـ
بهرهوری در پرتو اسلام / حسین بافکار؛ [برای] مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما. ـ قم: صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، 1384.
160 ص. (مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما؛ 995)
10000 ریال: ISBN 964-514-047-1
فهرستنویسی بر اساس اطلاعات فیپا.
کتابنامه: ص. 157 ـ 159؛ همچنین به صورت زیرنویس.
9 ب 2 ب /13/230 BP483 / 297
بهرهوری در پرتو اسلام
کد: 995
نویسنده: حسین بافکار
ناشر و تهیهکننده: مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما
چاپ: برهان
نوبت چاپ: اول / 1384
شمارگان: 1550
بها: 10000 ریال
حق چاپ برای ناشر محفوظ است
نشانی: قم، بلوار امین، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما
پست الکترونیکی: Email: IRC@IRIB.ir
تلفن: 2919670 نمابر: 2915510
شابک: 1-047-514-964ISBN: 964-514-047-1 \
پیشرفت، رشد و توسعه هر کشور و جامعهای درگرو داشتن دانش، تکنولوژی و استفاده بهینه و مطلوب از امکانات و ظرفیتهاست. در این راستا، بهرهگیری از منابع، استعدادها و از همه مهمتر، منابع انسانی، امری بایسته و ضروری به نظر میآید.
بهرهوری را میتوان به استفاده مطلوب از امکانات، سرمایهها، نیروها، منابع و فرصتها در تولید کالا و عرضه خدمات تعریف کرد. امروزه توجه بیش از حد کشورها به مقوله بهرهوری، این پدیده صرفا اقتصادی را به نوعی نگرش انسان به کار و زندگی و به بینش فرهنگی تبدیل کرده است. به تعبیر دیگر، امروزه بهرهوری، نگاهی خردمندانه و آگاهانه به زندگی در تمامی جنبههای آن است. این نگرش و نگاه چنان گسترده است که عرصههای فردی، خانوادگی و اجتماعی را از یک سو و حوزههای اقتصادی و فرهنگی را از دیگر سو فرا گرفته است.
بهرهوری از دیدگاه اسلام و سخنان معصومین علیهمالسلام، امری با ارزش تلقی شده و به گونههای مختلف و از زوایای گوناگون بر اهمیت و توجه به آن تأکید شده است. آموزههای دینی با نکوهش سستی، سکون و زندگی فقیرانه، همواره انسان را به تلاش برای آبادانی و برخورداری از زندگی راحت و سعادتمند تشویق میکنند.
یکی از مشکلاتی که امروزه جامعه اسلامی را در عرصه خرد و کلان فراگرفته، کم توجهی به مقوله بهرهوری است که پیآمدهای زیانبار آن را میتوان در درون خانواده ایرانی و عرصه اجتماع و اقتصاد کشور جستوجو کرد. این معضل سبب شده است کشور ما با وجود دارا بودن ظرفیتهای عظیم مادی (منابع، سرمایهها، نیروی انسانی کارآمد) و معنوی (برخورداری از آموزههای ارزشمند دینی)، نتواند به جایگاه بلند خویش در میان دیگر کشورهای توسعه یافته دست یابد.
پژوهش حاضر، گامی است در جهت آشنا ساختن مخاطبان با مبانی و اصول بهرهوری از دیدگاه اسلام. در این راستا، نویسنده محترم پس از تبیین ضرورت توجه به مقوله بهرهوری، پیشینه موضوع و اهداف آن، مؤلفههای بهرهوری مطلوب را در پرتو آموزههای دینی برشمرده و بررسی کرده است. در ادامه پژوهش، تلاش شده آسیبهای بهرهوری در جامعه اسلامی در عرصههای خرد و کلان بیان شود و سپس راهکارهای اصلاحی برای رسیدن به بهرهوری بالا تبیین گردد. در پایان پژوهش نیز پیشنهادهای رسانهای برای اصحاب رسانه آمده است.
با سپاس از تلاش پژوهشگر ارجمند، جناب آقای حسین بافکار، امید است این پژوهش در تهیه برنامههای مربوط به بهرهوری، به کار اصحاب رسانه آید .
انّه ولیّ التوفیق
اداره کل پژوهش
مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما
سپاس بیپایان ایزد یکتا را سزاست که نظام هستی را در نهایت نیکویی آفرید، همه نعمتها را بر انسان فرو ریخت و به او این توانایی را بخشید که با هوشمندی و خردمندی، از تمام بخششهای الهی برای دستیابی به زندگی سالم دنیوی و سعادت اخروی به شایستگی بهره گیرد.
«هفته بهرهوری»، فرصت و بهانه مناسبی است تا شهروندان جامعه اسلامی با شناخت درست فرهنگ بهرهوری اسلامی و تأثیر مثبت و سازنده آن در زندگی و نیز آشنا شدن با واقعیتهای جامعه، با ارادهای آهنین و همتی والا، به مصاف مشکلات فراروی بهرهوری در جامعه بروند و به عنوان ضرورتی دینی، انقلابی و ملی، از تمام داشتههای خود به صورت مطلوب بهره گیرند.
بیشک، نقش برنامهریزان و برنامهسازان فرهنگی در این عرصه مهم، بیبدیل و بسیار کارگشاست. آنان میتوانند در این راه پر فراز و نشیب با تکیه بر خداوند و به مدد یافتههای علمی ارزشمند، فرهنگ بهرهوری اسلامی را که مجموعه بزرگی از مفاهیم عالی بهرهوری را دربر دارد، در قالبهای زیبا، جذّاب و هنرمندانه به افراد
جامعه منتقل کنند.
به یقین، هر قدمی که در راه ترویج و بهبود بهرهوری اسلامی برداشته شود، خدمتی مقدس و شایسته سپاسگزاری خواهد بود. پژوهش حاضر، حرکتی هرچند کوچک برای معرفی این فرهنگ است. امید که با تمام کاستیهایش، برای فرهنگسازان محترم، سودمند افتد.
در این نوشته اهتمام بر این است که به سه پرسش اساسی زیر پاسخ داده شود:
فرهنگ بهرهوری در اسلام بر چه اصولی استوار است؟
در حال حاضر چه موانعی فراروی بهرهوری در ایران قرار دارد؟
وظایف افراد جامعه، دولت و رسانه ملی در برابر موانع فراروی بهرهوری چیست؟
جای بسی خوشبختی است که در سالهای اخیر، بحث بهرهوری در کشور اهمیت فراوان یافته و در محفلهای گوناگون علمی، دانشگاهی و اجرایی از بهرهوری سخن به میان میآید. حتی برخی سازمانها، گامهای مثبتی در این راه برداشتهاند که هرچند قابل قدردانی است، ولی کافی به نظر نمیرسد. ازاینرو، میطلبد که آهنگ رشد فرهنگ بهرهوری بیش از گذشته، با شتاب بیشتری پیگیری شود. آنچه ضرورت پرداختن به موضوع را دو چندان میسازد، دلایلی است که به شرح آن میپردازیم.
در حال حاضر، در برخی کشورهای توسعهیافته با وجود محدودیت منابع، سرمایهگذاریهای فراوانی در راه بهبود بهرهوری در سطوح ملی، منطقهای، بخشی، سازمانها، مؤسسهها و حتی افراد انجام میگیرد. این کارها بسیار موفقیتآمیز هم بوده است؛ به گونهای که آنها رشد و توسعه روزافزون خود را مرهون توجه و نگرش صحیح به اصل بهرهوری میدانند. در ایران، با وجود داشتههای فراوان انسانی و طبیعی، به ویژه مواد اولیه و انرژی و نیز تأکید مستقیم و غیرمستقیم آموزههای آسمانی اسلام و سنتهای سازنده ملی بر بهرهبرداری بهینه از منابع و امکانات، میزان بهرهوری در بخشهای مختلف جامعه در حد مطلوبی نیست. (1)متأسفانه نبود آمار و اطلاعات دقیق و روشن هم اندازهگیری میزان بهرهوری را در همه امور دشوار
1) برای آگاهی از وضعیت بهرهوری کشور، به فصل سوم مراجعه کنید.
میسازد.
اگر قصد داریم در دنیای پررقابت امروزی، رونق اقتصادی، اجتماعی و زندگی بهتری داشته باشیم، لازم است به بهرهوری بالایی برسیم. همگی باید به طور فردی و اجتماعی برای افزایش بهرهوری بکوشیم؛ زیرا ایستادگی و تداوم حیات در صحنه جهانی، مستلزم سرعت و دقت بیشتر است. این مسئله برای ملت ما اهمیت ویژهای دارد؛ چون در سه دهه اخیر، شاهد تحولهای بزرگ اجتماعی، سیاسی و اقتصادی از جمله انقلاب، جنگ، توطئههای استکبار جهانی و همچنین بلایای طبیعی متعدد، مانند: سیل و زلزله بوده و فرصتهای زیادی را از دست داده است.
ازاینرو، برای جبران ویرانیها، گرفتاریها و رفع تنگناهای موجود مانند: بیکاری، وجود یارانههای غیرمنطقی، محاصره اقتصادی، کمبود مسکن و دهها مشکل دیگر باید تلاش و نهضتی همهجانبه را آغاز کنیم و زمان را به همراه حفظ کیفیت و کمیّت به بند کشیم. البته این شدنی نیست، جز با توجه به اصل بهرهوری وگرنه رقابتهای هولناک آینده، طومار هر کشوری را در هم خواهد پیچید.
در گذشتههای نهچندان دور، به دلیل پایین بودن جمعیت کشور و فراوانی منابع طبیعی قابل دسترس، استفاده بهینه از منابع به صورت موضوعی اساسی مطرح نبود. انسانها از منابع طبیعی نظیر جنگل، آب، خاک و سوخت بدون آنکه محدودیتی این منابع را تهدید کند، بهرهبرداری میکردند. البته در مواردی که محدودیت وجود داشت، مانند استفاده از آب در مناطق کویری، بهرهوری از منابع رعایت میشد. در عصر حاضر، با افزایش جمعیت و مصرف شتابان منابع، این واقعیت رخ نموده که نه تنها منابع محدود است، بلکه آیندگان نیز باید از آن سهمی داشته باشند. ازاینرو، ادامه روند کنونی بهرهبرداری از منابع، افزون بر اینکه نسل آینده را در دسترسی به
آنها با مشکل روبهرو خواهد ساخت، موجب وارد آمدن خسارتهای جبرانناپذیری بر محیط زیست خواهد شد. از همه مهمتر، احساس محدودیت منابع، همواره تسلط آزمندانه را بر منابع تشدید خواهد کرد و سبب خواهد شد آنها هر روز مشکلتر و گرانتر از روز پیش به دست آیند. با چنین وضعیتی، گسترش فرهنگ بهرهوری، بهترین گزینه برای پاسخ به محدودیت منابع در آینده است.
اصطلاح رایج و شایع بهرهوری (productivity) در فرهنگ لغت فارسی، (1)به معنای بهرهبرداری، کامیابی و بافایدگی است و در پژوهشها به معنای راندمان، بازدهی، مولّدیت و باروری به کار میرود. البته تعریف اصطلاحی این واژه فراوان است و پیوسته جدیدتر و کاملتر هم میشود. برخی، بهرهوری را در مفهوم اقتصادی آن در رابطه بین کمیت و کیفیت کالاها و خدمات تولید شده و مقدار منابع مصرف شده میدانند.(2)
آژانس بهرهوری اروپا (European Productivity Agency) بهرهوری را چنین تعریف میکند:
بهرهوری در درجه اول یک دیدگاه فکری است که همواره سعی دارد آنچه را در حال حاضر موجود است، بهبود بخشد و مبتنی بر این عقیده است که انسان میتواند کارها و وظایفش را بهتر از روز قبل انجام دهد. (3)
سازمان ملی بهرهوری ایران هم بر این باور است که:
بهرهوری، یک نگرش عقلایی به کار و زندگی است که هدف آن، هوشمندانهتر کردن فعالیتها برای دستیابی به زندگی بهتر و متعالیتر است.(1)
آخرین و دقیقترین تعریف بهرهوری، مجموع اثر بخشی و کارآیی است:
بهرهوری = اثربخشی (اجرای کارهای درست) + کارآیی (اجرای درست کارها). (2)
یعنی برای اینکه بتوانیم در کار خود اثربخش باشیم و به هدف برسیم، باید کارهای درست را انجام دهیم. پس از انتخاب درستترین کار هم، باید کارآیی خود را با انجام کار به صورت شایسته بالا ببریم.
اگرچه هر کدام از این تعریفها در جایگاه خود درست و کارآمد است، بهرهوری میتواند بیشترین استفاده از کمترین امکانات و منابع مادی و معنوی در راه رسیدن به رشد و شکوفایی همهجانبه زندگی انسان باشد. منظور از امکانات و منابع مادی، فنآوری، مدیریت، نیروی انسانی و منابع طبیعی است. منظور از منابع معنوی هم ارزشها، رفتارها، هنجارها، نگرشها و اسلوبهایی است که قابل اندازهگیری نیستند، ولی میتوانند نقش مهمی در بهبود بهرهوری به طور مستقیم و غیرمستقیم ایفا کنند.
با توجه به مفهوم لغوی و اصطلاحی بهرهوری، مشخص میشود که جوهره این مفهوم نه تنها در جامعه دینی و اسلامی ما تازگی ندارد، بلکه جزو بدیهیات زندگی به شمار میآید. همچنین این مسئله همواره در کلام باریتعالی و معصومان علیهمالسلام متجلی است؛ چرا که فلسفه آفرینش انسان، به کمال رسیدن و هر روز بهتر از روز قبل شدن است و این همان معنای بهرهوری است. امام علی علیهالسلام در گفتاری
ارزشمند میفرماید: «کسی که امروز خود را اصلاح و کوتاهیهای دیروز خود را جبران کند، رستگار میشود». (1)
امام صادق علیهالسلام هم میفرماید: «هر کس دو روزش یکسان باشد، فریب خورده است».(2)
چو کس کار امروز خود را درست
رساند به انجام و چالاک و چست
به جبران دیروز کوشد هم او
بود رستگار آن پسندیده خو (3)
بیشک، با توجه به دو منبع فیاض الهی (قرآن و سنت)، مفاهیم ارزشمند فراوانی از کلام باریتعالی و معصومان علیهمالسلام میتوان یافت که انسان را به بهرهگیری بهینه از نعمتها، فرصتهای ارزشمند عمر، دقت و اتقان در کار، نظم و مشارکت در امور، پیشگیری از اسراف و دهها مفهوم ارزشی دیگر فرامیخوانند. همه این موارد، انتظارهایی است که فرهنگ بهرهوری امروز از انسان دارد. به یقین، هر تلاشی که در به فعلیت رساندن آن مفاهیم ارزشمند انجام پذیرد، کوششی در راه بهرهور ساختن خود و جامعه خواهد بود؛ چنانکه علامه محمدتقی جعفری، بهرهوری را «به فعلیت رساندن مفیدیت یک موضوع، اعم از انسانی و غیرانسانی برای رفع نیازهای اصلی و فرعی زندگی مادی و معنوی» میدانست. (4)
1) عبدالواحد بن محمد آمدی، شرح و ترجمه فارسی غرر الحکم و دررالکلم آمدی موضوعی، شرح و ترجمه: سید هاشم رسولی محلاتی، تهران، دفتر نشر فرهنگ فارسی، 1383، چ 6، ج 2، ص 614.
2) ابوجعفر محمد بن علی بایویه، امالی، قم، بعثت، 1417 ه . ق، چ 1، ص 766.
3) عطاءالله مجدی، هزار گوهر، تهران، دفتر نشر و فرهنگ اسلامی، چ 2، 1368، ص 775.
4) سازمان بهرهوری ملی ایران، مجموعه سخنرانیهای دومین سمینار بهرهوری، تهران، چاپ بصیر، چ 1، ص 91.
هر چند دیدگاههای گوناگونی درباره بهرهوری وجود دارد و حتی گاه برداشتهای نادرستی از آن میشود که بیشتر از ناآگاهی از مفهوم مورد بحث سرچشمه میگیرد، بهرهوری، مفهومی بسیار گسترده است که مصداقهای فراوانی دارد. ازاینرو، نباید آن را یک معیار اقتصادی و مالی صرف دانست. بهتر است آن را فرهنگ و نگرش واقع گرایانه به زندگی بدانیم که در آن، انسان با تفکر و هوشمندی خود، کارهایش را با واقعیت منطبق میسازد تا بهترین نتیجه را در راه اهداف مادی و معنوی خود به دست آورد. جدول زیر بیانگر دیدگاهی کلی درباره بهرهوری است. (1)
بهرهوری چه نیست!بهرهوری چه هست؟
صرفا معیاری اقتصادی و مالی نگرشی برای عقلایی کردن فعالیتها
الزاما کار بیشتر جلوگیری از کارهای بیهوده
کممصرف کردن درست و بجا مصرف کردن
زندگی برای کار کردن استفاده صحیح از عمر برای زندگی بهتر و متعالیتر
تجملگرایی ایجاد محیطی دلپذیر و شاداب در حد امکانات
صرفا تولید بیشتر هماهنگ کردن کیفیت و کمیت و هزینه و رقابت
منفعتطلبی فردی یا چشمپوشی از حاصل فعالیت قرار گرفتن در جایگاه خود در جامعه
استثمار و بهرهکشی از زیردستان همکاری و مشارکت برای منافع مشترک
آشنایی انسان با بهرهوری، موضوع تازهای نیست؛ زیرا تمایل و تلاش آدمی، همواره بر به دست آوردن بیشترین نتیجه از کمترین تلاش و امکانات استوار بوده است. در واقع، عقل و فطرت، پیوسته انسان را به سوی بهرهوری بیشتر هدایت میکند. شاید بتوان وجود میلیونها اختراع، نوآوری و اکتشاف در تاریخ زندگی بشر از سادهترین ابزار تا پیچیدهترین آن را
1) . سید جلال فیاضی و احمد ملک آراسته، بهرهوری، تهران، بارثاوا، پاییز 1374، چ 1، ص 15.
ناشی از تمایل وی به بهرهوری دانست.
مدارک به جا مانده از ویرانههای باستان نشان میدهد با آنکه پیشینیان ما واژه بهرهوری را به کار نمیبردند، در عمل، بازده محصولات خود را سال به سال ثبت میکردند. دولتیان در زمانهای قدیم، به اندازهگیری بهرهوری برزگران و زمینهای مورد کشت علاقهمند بودند. همینطور در دوره کشاورزی، با بزرگتر شدن زمینهای کشاورزی، مزرعه داران و کشاورزان به این نتیجه رسیدند که برای بهرهگیری بهتر، از نیروی کار بیشتری استفاده کنند. توسعه خانواده در این دوره، اندیشهای منطقی برای افزایش بهرهوری بود. این مسئله در عصر صنعت با برداشتن گامهایی در راه بازده کارگر در کارخانه و اندازهگیری زمان آغاز شد؛ به این شیوه که میزان کارآیی کارگرها در زمان مساوی با یکدیگر مقایسه میشد و متخصصان زمانسنجی، شمار قطعههای تولید شده را در یک واحد زمانی ثبت میکردند. در حقیقت، این زمانسنجی، بیانگر گرایش انسان به تولید بیشتر با تعداد محدود نیروی کار و به معنای افزایش بهرهوری بود. (1)
در سال 1766م. ، کوییزنی (2)( Quesny) برای نخستینبار، واژه «بهرهوری» را به طور رسمی و جدی در مقالهای مطرح کرد. جنبشهای افزایش بهرهوری هم با ایجاد سازمانهای مستقل و مسئول مطالعات بهرهوری پس از پایان جنگ جهانی دوم، نخست در اروپا با تشکیل آژانس بهرهوری اروپا (EPA)آغاز و سپس در آسیا در سال 1961 با تأسیس سازمان بهرهوری آسیایی (APO)دنبال شد. این سازمان در حال حاضر شانزده عضو دارد و ایران یکی از اعضای آن است. در ایران نیز سازمان بهرهوری ملی در سال 1370 به عنوان ضرورتی برای بالا بردن سطح زندگی و
پیریزی جامعهای مرفه تأسیس و نامگذاری شد. رسالت اصلی سازمان ملی بهرهوری، بالا بردن بهرهوری در همه ابعاد و سطوح فعالیتها در کشور است. ترویج فرهنگ بهرهوری بین تمام افراد جامعه، نخستین گام برای تحقق این مسئله به شمار میآید.
سطوح بهره وری (1)بهرهوری را از نظر آنکه در چه سطحی از سیستمها تجزیه و تحلیل میشود، به چهار سطح تقسیم میکنند:
بهرهوری در سطح کارکنان، به تجزیه و تحلیل اندازهگیری و بهبود بهرهوری منابع انسانی اختصاص دارد. هدف آن، ارتقای بهبود بهرهوری نیروی انسانی، اعم از نیروی کار مستقیم یا غیرمستقیم است.
در این نوع بهرهوری، یک سیستم سازمانی با توجه به امکانات موجود، مطالعه و ارزیابی میشود، مانند: بهرهوری سازمان آموزش و پرورش، سازمان صدا و سیما و... .
بهره وری در سطح بخش (2)در بهرهوری بخش، بهرهوری بخشهای مختلف کشور نظیر: بخش صنعت، کشاورزی، خدمات، بهداشت، خانواده یا بخشهای اقتصادی (تولید، توزیع و مصرف) مطالعه و ارزیابی میشود.
در بهرهوری در سطح ملّی، بهرهوری کل کشور به عنوان سیستم تجزیه و تحلیل میشود.
بهرهوری میتواند اهداف بسیاری داشته باشد، ولی کارشناسان بیشتر سه محور را در نظر میگیرند. این سه محور، کاهش هزینه، افزایش تولید و خدمات و افزایش کیفیت است. (1)البته باید به این موارد، بهرهگیری بهینه از زمان را نیز اضافه کرد؛ زیرا اهمیت خاصی دارد.
به جرئت میتوان گفت نخستین و مهمترین هدف بهرهوری،افزایش کیفیت است؛زیرا انتظار بهرهوری بدون ارتقای کیفیت، انتظاری بیهوده به نظر میرسد. افزایش کیفیت میتواند شامل بهبود امور مادی نظیر تولید کالا و خدمات و بهبود شرایط کار و امور معنوی نظیر بهبود عمر و زندگی، عبادت و اجرای احکام الهی باشد. خوشبختانه در اسلام به افزایش کیفیت توجه ویژهای شده است؛ به گونهای که در آیات نورانی قرآن، بارها انسان به انجام بهترینها دعوت شده است. آیات زیر بیانگر این واقعیت است:
«یَقُولُوا الَّتی هِیَ أَحْسَنُ؛ آنچه را بهتر است، بگویید». (اسراء: 53)
«الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ؛ به سخن گوش فرا میدهند و از بهترین آن پیروی میکنند». (زمر: 18)
«لِنَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً؛ تا آنان را بیازماییم که کدامیک نیکوکارترند». (کهف: 7)
«وَ لا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَ لاَ السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتی هِیَ أَحْسَنُ؛ نیکی با بدی یکسان نیست. [بدی را] به آنچه بهتر است، دفع کن». (فصلت: 34)
بر اساس این آیات، انسان باید همواره در گفتار و رفتار خود در پی بهترینها باشد. ازاینرو، انسانِ تربیت شده در مکتب اسلام، هرگز بین خوب و بد، بد را انتخاب نمیکند و بین خوب و خوبتر، از خوبتر روی برنمیتابد.
همچنین در جایی که کار مراتب و درجاتی دارد، با گزینش عالیترین مرتبه و
1) طاهره پور شمسیان، مقاله «بهرهوری»، ابرار، ش 1894، 3/3/1374، ص 5.
درجه، به کار خود کیفیت میبخشد. البته برای دستیابی به این مهم (افزایش کیفیت)، نیازمند به کارگیری مفاهیم (1)و معیارهای ارزشی در عمل است که او را در رسیدن به اهداف متعالی به ویژه به دست آوردن رضایت الهی (قرب الی اللّه) جهت دهد.
از دیگر اهداف مهم بهرهوری، بهرهبرداری بهینه از امکانات و منابع موجود برای افزایش تولید و خدمات است. به باور کارشناسان، میتوان با به کارگیری فنآوریهای جدید، آموزش صحیح فنون کار و ابزار، اصلاح روشها از جمله حذف کارهای زاید، انجام کارهای لازم و جابهجایی افراد، به این مقصود رسید و با کمترین تلاش، بیشترین نتیجه یا به عبارتی، بالاترین بهرهوری را داشت. «بهرهوری بالاتر، به مفهوم تکمیل و تولید کالاهای بیشتر با همان مقدار منابع، یا دستیابی به محصول بیشتر از نظر حجم و کیفیت با همان مقدار نهاده است».(2)
در اسلام، هدف از بهرهبرداری بهینه از منابع و امکانات برای افزایش تولید، برطرف ساختن نیازهای مادی و معنوی زندگی انسان در راه رشد و تعالی است؛ چنانکه علامه جعفری رحمهالله مینویسد:
هدف از بهرهوری، مرتفع ساختن نیازهای مادی و معنوی در زندگانی [است]؛ مخصوصا با توجه به اینکه بعضی از نیازها مربوط به ورود انسانها به [حیات معقول] است که در مسیر حرکت هدفدار بشری است. (3)
امام علی علیهالسلام نیز در مورد استفاده بهینه از منابع و امکانات میفرماید: «از رحمت
خدا به دور است کسی که با داشتن آب و زمین، فقیر باشد.»(1)ایشان، بهرهگیری بهینه از منابع و امکانات را برای افزایش تولید، رفع نیازها و ریشهکنی فقر که یکی از موانع اساسی رشد و تعالی است، لازم و ضروری میداند.
کاهش هزینه، از دیگر اهداف فرهنگ بهرهوری است. در پرتو مدیریت خردمندانه میتوان با کاهش ضایعات، جلوگیری از اسراف و موارد دیگر، از خسارتهای احتمالی و هدر رفتن نیروهای مادی و معنوی فراوان پیشگیری کرد.
در فرهنگ غنی اسلام نیز موارد فراوانی را میتوان یافت که به مؤمنان گفته شده است از منابع در اختیارشان درست استفاده کنند تا با پیشگیری از خسارت احتمالی، هزینهها را کاهش دهند. برای مثال، اسلام، مال و ثروت را در جامعه مایه قوام میداند. ازاینرو، برای پیشگیری از خسارتهای احتمالی ناشی از ندانمکاریهای نادانان و سفیهان، اجازه نمیدهد مال و ثروت جامعه در اختیار آنان قرار گیرد. قرآن در این باره میفرماید: «وَ لا تُؤتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَکُمُ الَّتی جَعَلَ اللّهُ لَکُمْ قِیامًا؛ اموال خود را که خداوند آن را وسیله قوام زندگی شما قرار داده، به سفیهان ندهید». (نساء: 5) همچنین در مورد خوردن و آشامیدن میفرماید: «وَ کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا؛ و بخورید و بیاشامید و[لی] زیاده روی مکنید.» (اعراف: 31) در این آیه، اسلام با سفارش به استفاده معتدل از خوراکیها و آشامیدنیها، میخواهد از اسراف که هزینه فراوانی به افراد تحمیل میکند، جلوگیری کند. هزینههای اضافه را نیز در مواردی که ضروریتر و مهمتر است، به کار گیرد تا فرد و جامعه، هر دو از آن بهرهمند شوند.
موضوع انباشت زمان و بهرهگیری بهینه از آن، همواره از اهداف بهرهوری بوده
1) شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت، 1412ه . ق، ج 17، ص 41.
است؛ زیرا هر انسان و جامعهای که به مسئله انباشت و استفاده مناسب از زمان اهمیت ندهد، گرفتار پیچ و خمها و روزمرگیها خواهد شد. در نهایت، زمان را از دست خواهد داد و چنین جامعه و انسانی، دستخوش زیان خواهد بود. فراموش نکنیم که خداوند در سوره عصر به زمان سوگند یاد کرده و امام علی علیهالسلام نیز به غنیمت شمردن فرصتها تأکید فرموده است: «فرصتهای خیر را غنیمت بشمارید؛ که به راستی همانند گذشتن ابر میگذرد.» (1)همچنین ایشان، انسان را از ضایع کردن اوقات بر حذر داشته است و میفرماید: «هرگاه فرصت به دست آمد، آن را غنیمت دان که ضایع کردن آن غصه است». (2)
بنابراین، باید بهرهوری از زمان را زیربنای حرکت جامعه قرار داد و نظام اجتماعی را به گونهای طراحی و سازماندهی کرد که همه افراد جامعه ارزش زمان را دریابند و از هرزروی آن جلوگیری کنند. پس بهتر است به پند پروین اعتصامی عمل کرد که:
جهد را بسیار کن، عمر اندکی است
کار را نیکو گزین، فرصت یکی است
کاردانان چون رفو آموختند
پارههای وقت بر هم دوختند
عمر را باید رفو با کار کرد
وقت کم را با هنر بسیار کرد
کار را از وقت چون کردی جدا
این یکی گردد تباه، آن یک هوا
گرچه اندر دیده و دل، نور نیست
تا نفس باقی است، تن معذور نیست (1)
در پایان این بحث، اهداف بهرهوری در قالب یک شعر ارائه میشود:
خ ـ خواهی که بدانی هدف از بهرهوری چیست؟
این هفت شمار است تو را یار و مدد کار
ب ـ بهره بهتر ز تلاش و هنر کار
با خرج کم، وقت کم و کوشش بسیار
ه ـ همقدمی با همه در عرصه تولید
تا پر شود از زحمت تو عرصه بازار
ر ـ رشد و توانایی فرهنگی و مالی
تا فکر تو افزون شود و سود تو سرشار
ه ـ هر چه توانی، تو بکن مصرف کمتر
تا زان شود مکنت بسیار پدیدار
و ـ وقتشناسی به سر کار و به هر جای
تا آنکه به موقع شوی از کار سبکبار
ر ـ رهبری کار به کوتاهترین راه
تا کار تو آسان شود و راه تو هموار
ی ـ یاری پی تولید فزونتر
تا بهرهوری بهر تو بسیار دهد بار(2)
بحث بهرهوری امروزه به شکل سازمانیافته، بحثی نوین بوده و از جوامع صنعتی آغاز شده است، ولی در اسلام، پیشینهای 1400 ساله دارد. از گنجینه منابع فقهی اسلام میتوان مفاهیم ارزشمند و کارآمدی به دست آورد که بیانگر مفهوم کامل بهرهوری است و دیدگاه اسلام را به زیبایی نمایان میسازد. در این مبحث میکوشیم مفاهیم ارزش بهرهوری اسلام را در چهار محور ارجگذاری به انسان، بهرهگیری مناسب از عمر و زمان، استفاده بهینه از نعمت و به کارگیری مفاهیم ارزشی پی بگیریم.
در اسلام، بهرهوری به انسان برمیگردد. بهرهوری بیش از آنکه مفهومی مادی و فیزیکی باشد و از ابزار و سرمایه بحث کند، مفهومی انسانی است و از انسان و حفظ کرامت او بحث میکند. اسلام با دعوت انسان به ایجاد تغییر و تحول در وضعیت موجود، بازداشتن از بیکاری و تنبلی، تشویق به پویایی و حرکت، توجه به نیازهای اساسی انسان و پاسخگو کردن او در برابر عملکردهایش، به انسان ارزش میبخشد. بدین ترتیب، آدمی برای رسیدن به کمال (قرب الهی)، با تلاش بیشتر و مراقبت از عملکردهایش خواهد کوشید از بیکاری و تنبلی و هر چیزی که مانع پیشرفت و موجب رکود او میشود، بپرهیزد. در نتیجه، وضعیت موجود خود را تغییر دهد و هر روز خود را بهتر از دیروز خود کند و این همان بهرهوری است که در اسلام
با ارجگذاری به انسان به دست میآید.
در ادامه، برای روشن شدن موضوع به شرح مواردی میپردازیم که بیانگر ارج نهادن انسان در بهرهوری است.
اگر بهرهوری را انتخاب فعالیتی با بیشترین بازدهی بدانیم، زیربنای اولیه آن، ایجاد دگرگونی در بینش خود و دیگران است. به یقین، انسان به دلیل قدرت نوآوری و توانایی شگرف و معجزهآسای خود میتواند در کمیت و کیفیت کار خود و محیط اطراف تحول به وجود آورد و آن را ارتقا بخشد. در اسلام، این تحول به جوشش درونی انسان بستگی دارد و به هیچ وجه ماهیت دستوری ندارد. قرآن کریم در اینباره میفرماید: «إِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ؛ در حقیقت خدا، حال قومی را تغییر نمیدهد تا آنان حال خود را تغییر دهند». (رعد:11)
در این آیه، خداوند متعال در مرحله اول، دگرگونی رفتاری انسان را از مقوله دستور خارج میداند. راهکار آن هم بدین گونه است که انسان باید در این راستا ابتکار از خود نشان دهد تا بتواند استعدادها و توانهای بالقوه خویش را به فعلیت برساند و به آنها عینیت بخشد. در مرحله دوم، این تغییر بینش باید منشأ درونی داشته باشد، نه برونی و سطحی؛ زیرا اگر تحول، سطحی باشد ریشهدار نیست. در نتیجه، دوام و استمراری در آن نخواهد بود. در مرحله سوم، این تحول، جمعی است، نه فردی.(1)
بیشک، رمز موفقیت و سربلندی هر جامعه، در گرو میزان همت و تلاش سازنده
1) سید حسن پیمان، بهرهوری و مصداقها، تهران، نشر زمینه، 1374، چ 1، ص 7.
افراد آن است. نظام اسلامی هم از این قاعده بیرون نیست. اسلام برای ترقی و تکامل انسان، حد و مرزی نمیشناسد. به همین دلیل، از درجازدن و راکد ماندن انسان به مصیبت و خسران تعبیر شده است. امام باقر علیهالسلام در این باره میفرماید: «بلا و مصیبتی همانند سبک شمردن گناه و رضایت انسان به وضعیت موجود نیست».(1)
از سوی دیگر، ارزش شرافت و کرامت انسان، در گرو تلاش و کوشش سازنده است. امام علی علیهالسلام میفرماید: «قَدُر الرَّجُل عَلی قَدرِ هِمَّتُه؛ ارزش هر کس به اندازه همت اوست»؛ (2)زیرا در پرتو کار و تلاش است که انسان در وهله نخست میتواند نیازهای اولیه زندگی را تأمین و سپس به طرف قرب الهی حرکت کند. قرآن کریم به صراحت، انسان را به کوشش دعوت میکند و میفرماید: «وَ أَنْ لَیْسَ لِْلإِنْسانِ إِلاّ ما سَعی؛ اینکه برای انسان جز حاصل تلاش او نیست». (نجم: 39)
ازاینرو، انسان باید با سکون و رکود که جوهره انسانیت او را نابود میکند، مبارزه کند و بستری فراهم آورد تا با تلاش خود برای رفع نیازهای اولیه زندگی، به نیازهای اساسیاش (رشد و تعالی) نیز برسد. روش و سیره پیشوایان عالیقدر اسلام و شرکت آنها در فعالیتهای بالنده و مفید خود، سند زندهای است برای اینکه اسلام، دینی مترقی، پویا و سعادتبخش است که افزون بر تقویت روح و جان و تأمین سعادت اخروی پیروان خود، آنان را به کوشش و پویایی دعوت میکند. پیامبر بزرگوار اسلام صلیاللهعلیهوآله سالها به شبانی و تجارت مشغول بود. امام علی علیهالسلام به کشاورزی و درختکاری میپرداخت. پیشوایان معصوم علیهمالسلام هم با گفتار و کردار خود، الگویی مناسب از فعالیت و پویایی در جامعه بودند. نمونههای زیر گویای این
مطلب است.
ابیعمرو شیبانی گوید: امام صادق علیهالسلام را دیدم که بیلی در دست و جامه خشنی در بَرداشت و در مزرعه شخصی خود کار میکرد و عرق از پشتش میریخت. عرض کردم: بیل را به من بدهید تا کار شما را انجام دهم. حضرت فرمود: «دوست دارم که مرد در راه به دست آوردن معاش، آزار حرارت آفتاب را ببیند و رنج آن را تحمل کند». (1)
در روایتی دیگر، علی بن حمزه میگوید: حضرت امام کاظم علیهالسلامرا دیدم که در زمین خود کار میکند و قدمهای مبارکش غرق عرق شده است. عرض کردم: مردان کار کجا هستند که شما چنین زحمت میکشید؟ پاسخ داد: «کسانی که از من و پدرم بهتر بودند، کار میکردند.» پرسیدم: آنها کیستند؟ فرمود: «رسول خدا و امیرمؤمنان و تمام پدرانم با دست خود کار میکردند. کار کردن، عمل انبیا، رسولان و مردان صالح است». (2)
پیشوایان معصوم علیهمالسلام با رفتار و گفتار خود در مورد کار و فعالیت، فرهنگ تلاش و فعالیت را به مبانی اعتقادی انسان پیوند زدند.
مکتب ارزشمند اسلام، نه تنها با ترویج فرهنگ کار و تلاش در جامعه، به انسان کرامت و عزّت میبخشد، بلکه از راه مبارزه با بیکاری، تنبلی و بیهودگی، این مهم را پی میگیرد. به همین دلیل، از افراد جامعه میخواهد با دوری از بیکاری و تنبلی، برای جامعه مفید باشند و خود را از بدبختی و سیهروزی رهایی بخشند. شیوههای گفتاری و سیرههای رفتاری امامان معصوم علیهمالسلام بیانگر این مهم است. امام علی علیهالسلام میفرماید:
«آفَةُ الْعَمَلِ البَطالَةُ؛ آفت کار، تن آسایی است» (1)یا «کسی که به تنآسایی و بیکاری تن داده، از رسیدن به سعادت دور است.» (2)امام صادق علیهالسلام نیز میفرماید: «اِنَّ اللّه عَزَّوَجلَّ یُبْغِضُ کَثْرَةَ النَّومِ وَ کَثْرَةَ الفِراغ؛ خداوند خواب زیاد و بیکاری را دوست نمیدارد». (3)
آن حضرت، حتی تنبلی و بیکاری را برای افراد معلول جامعه هم مناسب نمیداند. زراره از آن حضرت نقل میکند: روزی فردی نزد امام صادق علیهالسلام رفت و گفت: من نه دست سالمی دارم تا کار کنم و نه مال دارم تا تجارت کنم؛ مستمند و نیازمندم. حضرت در پاسخ فرمود: «اِعمل وَ احمل عَلی رَأسِکَ واسْتغنِ عَنِ الناس؛ با سر کار کن (باربری کن) و از مردم بینیاز شو». (4)
امام علی علیهالسلام نیز برای بهرهوری بهتر سفارش میکند که از اعتماد به افراد تنبل خودداری شود: «در کارهای خود به آدم کسل و بیحال اعتماد نکن.»(5)این بدان دلیل است که بنا به فرموده رسول خدا صلیاللهعلیهوآله، نمیتوانند ادای حق کنند: «وَ اِنْ کَسِلْتَ لَمْ تُوَدَّ حُقَّا؛ اگر تنبل باشی، از ادای حق بازمانی». (6)
در تاریخ آمده است: در دوران زندگی امام سجاد علیهالسلام، شخص بیکار و دلقکی بود که مردم را با کارهایش سرگرم میکرد و میخنداند. امام علیهالسلام فرمود: به او بگویید: «برای خداوند، روزی است که اهل باطل از آن روز زیان میبینند». (7)
همینطور روزی امام صادق علیهالسلام از حال عمر بن مسلم پرسید. گفتند: او کمر به
عبادت بسته و از کار و تجارت دست کشیده و تمام ساعت خود را به عبادت میگذراند. آن حضرت از این خبر ناراحت شد و فرمود: «وای بر او! آیا نمیداند که هر کس دنبال کار نرود، دعایش در پیشگاه خداوند مستجاب نمیشود؟»(1)
البته این سرزنش، مخصوص چنین افرادی است که بسیار نادرند. متأسفانه امروزه به بهانه کار، عبادت در حاشیه قرار گرفته است، گرچه در بسیاری از موارد، در کار هم بهرهوری درستی دیده نمیشود. به هر حال، این روایت ارزشمند به نوعی بیانگر این است که حتی عبادت و نیایشهای انسان در صورتی در درگاه خالق هستی پذیرفته میشود که به نوعی برای خود، خانواده و جامعه مفید باشد.
بپرهیز از سستی و کاهلی
که سستی پدید آید از غافلی
نزاید ز سستی به جز درد و رنج
ز کوشش توانی رسیدن به گنج (2)
انسان، از دو بعد جسمی و روحی تشکیل شده است. به همین دلیل، نیازهای انسان نیز مادی و معنوی است که باید تأمین شود. ازاینرو، اسلام برای کرامتبخشی به آدمی، افزون بر ظاهر اعمال، به اراده، انگیزه و انتخاب افراد نیز توجه میکند. این نگرش، میتواند در کمیت و کیفیت اعمال افراد تحول به وجود آورد و بر کارآیی آن بیفزاید. امام علی علیهالسلام درباره تأثیر انگیزه در اعمال میفرماید: «اَلاَْعْمالُ ثِمارُ النِّیاتِ؛
کارها، نتیجه ارادههاست». (1)نیز از ایشان است که: «اَلنِّیةُ أساسُ الْعَمَلِ؛ اراده، پایه کار است». (2)
در این روایت ارزشمند، نیّت، پایه عمل و موتور حرکت انسان شناخته شده است که میتواند الهی و برانگیزاننده انسان در انجام اعمال نیک برای رسیدن به قرب الهی به شمار آید. به یقین، در این صورت، آدمی در بهرهوری خود و جامعه مؤثر خواهد بود.
در مکتبهای مادی، ارزش هر کار وابسته به منافعی است که در بر دارد. بنابراین، ضرورتی نمیبیند به انگیزههای متعالی کار توجه کند. ازاینرو، به انسان به عنوان یک ماشین و سیستم مکانیکی نگاه میکند و میپذیرد که او را با محرکهای بیرونی کنترل و هدایت کند. به همین جهت، اعتقادات و صفات اخلاقی از رفتار انسان مجزا میشوند و فقط آنچه اصالت مییابد، رفتار اوست و هر چه بیشتر، نقش و ارزش اراده و انتخاب افراد را انکار میکند.(3)
در این بینش، انسان به خاطر خودش ارزشمند نیست، بلکه بدان جهت ارزش دارد که منافعی به صاحبان سرمایه و صنایع میرساند. پس تا وقتی توانایی برآورده کردن منافع آنان را دارد، برایشان عزیز و ارزشمند است، ولی هنگامی که ناتوان باشد و نتواند منافعی به وجود آورد، مانند ابزار فرسوده کنار نهاده میشود. البته این مطلب، به این معنا نیست که اسلام مخالف منفعت یا مصحلت است، بلکه بیانگر آن است که اسلام فقط رضایت خداوند را به عنوان هدف نهایی میپذیرد که متضمن رشد و
کمال انسان است. در واقع اسلام، با توجه به نیت، اراده و انتخاب انسانها، آنان را دلگرم میکند که در راه رشد و کمال گام بردارند که یک نیاز اساسی است. این امر افزون بر آثار معنوی، میتواند در تولید و عرضه خدمت بهینه نیز مؤثر باشد.
چو اخلاص و تقوا نباشد به کار
عمل نیست مقبول پروردگار
بود نیّت پاک، روح عمل
نه جسم است بر جان عزیز ای دغل
در این زمینه، میتوان به پیروزیهای مسلمانان در جنگهای صدر اسلام و دفاع مقدس با وجود نابرابریهای فراوان سپاه اسلام و کفر اشاره کرد.
در فرهنگ اسلامی، هیچ فرد بیمسئولیتی وجود ندارد و همه در برابر سرنوشت خود و دیگران پاسخگو و مسئول هستند، چنانکه رسول خدا صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «کُلُکُمْ راعٍ وَ کُلکُم مسئولٌ عَنْ رَعیَّتِه؛ همه شما رعایتگرید و همه درباره رعیت (عموم) پاسخگو هستید».(1)
البته این بازخواست و پاسخگویی، تنها به سرنوشت خود و دیگران مربوط نمیشود، بلکه انسان در قبال نعمتها و فرصتهایی نیز که خداوند در اختیار او نهاده، مسئول است. خداوند درباره بازخواست نعمتها چنین میفرماید: «ثُمَّ لَتُسْئلُنَّ یَومَئِذٍ عَنِ النَّعیم؛ سپس در همان روز است که از نعمت [روی زمین ]پرسیده خواهد شد». (تکاثر:8)
بیشک، آدمی با علم به پاسخگو بودن در برابر فرصتها و نعمتها، این احساس و انگیزه زیبا در وجودش برانگیخته میشود که همواره بکوشد در زندگی از نعمتها
1) . مرتضی فرید تنکابنی، ترجمه نهج الفصاحه موضوعی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1383، چ 12، ص 325.
و فرصتها در راه رضای خالق نعمت و بهبود سرنوشت خود و دیگران به صورت بهینه بهره گیرد. در این صورت، در آخرت، نتیجه مطلوب عملکردش را میبیند. برای مثال، انسان مؤمن میتواند با امر به معروف و نهی از منکر دیگران، افراد جامعه را از بسیاری گناهها، اسرافکاریها و مصرفهای بیهوده باز دارد یا در بهبود سرنوشت آنها مشارکت ورزد.
در واقع، اسلام با پاسخگو و مسئول کردن آدمی در برابر عملکردش، به انسان ارج نهاده و برای سرنوشت او اهمیت قایل شده است. ازاینرو، دوست دارد انسان از سرمایههای وجودی خود نهایت بهرهبرداری مطلوب را ببرد تا سبب سعادت او در دنیا و رستگاریاش در آخرت شود. این کار در بهرهوری جامعه نیز اثرگذار خواهد بود. به همین دلیل، پیشوایان معصوم علیهمالسلام همواره مردم را به اموری تشویق میکردند که در برابر آن پاسخگو باشند. امام علی علیهالسلام در این باره میفرماید: «کُنْ مَشْغوُلاً بِما أنْتَ عَنْهُ مَسئولٌ؛ همواره کاری را انجام ده که در قبالش مسئول و پاسخگو میشوی». (1)
در اسلام، بهرهگیری مناسب از عمر و فرصتهای زندگی، عامل مهمی در بهرهوری است. ازاینرو، باید قدر ثانیهها، دقیقهها، ساعتها، روزها، هفتهها، ماهها، سالها و همه لحظههای عمر را دانست و نهایت استفاده را از آنها برد. بیشک، برای به بند کشیدن این لحظههای ارزشمند و بهرهبرداری بهینه از آنها، نیازمند راهکارهای مناسبی هستیم. در این مبحث به مهمترین این راهکارها میپردازیم.
نخستین عامل برای استفاده بهینه از نعمت وقت، شناخت ارزش آن است که امام
1) . شرح غرر الحکم و درر الکلم، ج 4، ص 601، ح 7143.
علی علیهالسلام آن را نشانه خردمندی میداند و میفرماید: «اگر عقل صحیح باشد، در هر امری فرصت خود را غنیمت میشمارد».(1)این بدان دلیل است که همه نعمتهای خداوند، غیر از نعمت عمر و وقت، قابل جایگزینی است. وقت پس از ضایع شدن، جبران نمیشود.
امام علی علیهالسلام، سرعت گذر زمان را به گذر ابر تشبیه کرده است و میفرماید: «اِنّ الْفُرَصَ تَمُرّ مَرَّ السّحاب؛ بیگمان فرصتها همانند ابر زود گذر است».(2)ازاینرو، پیش از آنکه فرصتها از دست برود و برای انسان اندوه برجای گذارد، باید از آنها نهایت بهرهبرداری را کرد. برای این کار بهتر است دَم را غنیمت شمرد و آن را به راحتی از دست نداد؛ چنانکه امیرمؤمنان علی علیهالسلاممیفرماید:
روزگار گذشته تو از بین روند و آینده هم مورد تهمت است [معلوم نیست]، ولی وقت و امروزت غنیمت است. پس به سوی آن بشتاب و فرصتی که ممکن است از دست مگذار و سخت بپرهیز از اینکه به زمان و دوران عمرت اطمینان کنی. (3)
ارزش وقت در اسلام به اندازهای است که رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله در سفارشی به ابوذر رحمهالله میفرماید: «ای ابوذر، در مورد عمر خود حریصتر از پول و ثروت خود باش». (4)
1،
به راستی که باید در بهرهگیری از عمر و فرصت، دقیق و حریص بود؛ زیرا ارزش وقت بیش از آن است که ما میپنداریم. ازاینرو، قدرشناسی از فرصت و عمر، وظیفه مقدس و ارزشمندی است که اگر افراد جامعه، چه به صورت فردی یا اجتماعی، ارزش آن را بشناسند و از آن بهره گیرند، میتوانند خود و جامعه را بهرهور سازند و به سوی تکامل رهنمون شوند.منظور از هدفگذاری برای زمان، انتخاب هدفهای روشن و مطلوب در مسیر زندگی است تا با پاسداشت ارزش وقت، از اتلاف و هرزروی آن پیشگیری شود. جالب اینکه در معارف اسلامی، پیشوایان معصوم علیهمالسلام در مورد قدرشناسی از فرصتها، اهداف بهرهوری زمان را هم برای پیروان خود تبیین فرمودهاند. مولای متقیان امام علی علیهالسلام در این باره میفرماید:
خدا شما را رحمت کند! پس به سوی آباد کردن خانههایی بشتابید که شما را به آبادانی آن فرمان دادند و تشویقتان کرده، به سوی آن دعوت کردهاند. نعمتهای خدا را با صبر و استقامت بر خود تمام گردانیده و از عصیان و نافرمانی کناره گیرید که فردا به امروز نزدیک است. وه! چگونه ساعتها در روز و روزها در ماه و ماهها در سال و سالها در عمر آدمی شتابان میگذرد؟! (1)
به راستی که گذشته روز تو (که در آن هستی) انتقال یافته و رفته و باقیمانده آن نیز متهم است (و یقینی نیست که بدان برسی یا نه). در این صورت، وقتی را که در آن هستی، به انجام کار غنیمت شمار. (2)
از دیدگاه پیشوایان معصوم علیهمالسلام، انجام کارهای درست، آباد ساختن آخرت، استفاده بهینه از نعمتهای الهی در راه رضایت او، غنیمت شمردن فرصت و دهها مفهوم و هدف ارزشمند دیگر، از اهداف بهرهوری عمر و فرصتهای ارزشمند آن است.
باید توجه داشت که پیشرفت و تکامل جوامع انسانی، به هیچ وجه محصول اتلاف و بطالت انسانها یا نتیجه خوشگذرانی و گردش شب و روز نبوده و نیست، بلکه همواره محصول کار و تلاش و از خود گذشتگی انسانهای با اراده و باهدفی است که موفق شدهاند از فرصتهای عمر به صورت شایستهای بهره گیرند. در این
باره شاید ذکر نمونههایی خالی از لطف نباشد. برای مثال نوشتهاند: دکتر بورنی، زبان فرانسوی و ایتالیایی را هنگام رفتن به اداره و بازگشت از آن یاد گرفت. رابن کرمو، شاهکار ادبیات انگلستان را در راه زندان به وجود آورد. سروالتر، تاریخ دنیا را در زندان نوشت. دکتر ماردن کوردن، یکی از آثارش را در راه رفتن از خانه بیماری به خانه بیمار دیگر نوشت. یاقوت حموی، بردهای بیش نبود که اربابش، عسگر حموی، او را برای کارهای تجارتی به شهرهای مختلف میفرستاد. یاقوت از فرصت استفاده کرد و وضعیت شهرهایی را که میدید، به دقت مطالعه و یادداشت میکرد. بعدها آن یادداشتها را با عنوان معجم البلدان منتشر کرد و نام خود را در طومار مشاهیر جهان به ثبت رساند. (1)
در فرهنگ غنی اسلام، بهرهوری، تنها معیاری اقتصادی و مالی نیست، بلکه برنامهریزی دقیق و صحیح برای بهرهگیری مناسب از لحظه لحظه عمر و زندگی است. ازاینرو، مدیریت و برنامهریزی زمان، نقشی اساسی در رسیدن به هدف دارد. به همین دلیل، سخنان ارزشمندی از پیشوایان معصوم علیهمالسلام در مورد آن وجود دارد. امام موسی کاظم علیهالسلام درباره برنامهریزی روزانه میفرماید:
بکوشید تا وقت و زمانتان چهار ساعت باشد: ساعتی برای مناجات با خدا؛ ساعتی برای کار و معاش زندگانی؛ ساعتی برای همنشینی با برادران و اشخاص مورد اعتماد که عیبهای شما را بنمایانند و معرفی کنند و قلبا به شما اخلاص ورزند و برای شما دلسوزی کنند و ساعتی نیز فارغ و آسوده باشید و برای لذتهای حلال خلوت کنید. در این ساعت میتوانید برای انجام وظایف دیگر تواناتر شوید. (2)
این حدیث، ضرورت برنامهریزی را در امور شخصی روزانه یادآور میشود که در صورت انجام آن، انسان میتواند از جنبههای مادی و معنوی زندگی به صورت
مطلوب بهرهبرداری کند. اینکه چه مقدار از ساعتهای شبانهروز را باید به کار، عبادت، همنشینی با دیگران و استراحت پرداخت، بر اساس نیاز و ظرفیت وجودی افراد تنظیم میشود.
نکته مهم در همه امور، رعایت اعتدال است که در این صورت از وقت میتوان بهرهبرداری بهینه کرد. نکته دیگر اینکه در برنامهریزی زمان، شناخت موقعیت و مفید بودن زمان اهمیت خاصی دارد؛ زیرا هر ساعت از روز، هر روز از هفته و هر ماه و فصل از سال ارزش یکسانی ندارد. هر زمانی برای کار خاصی مفید است. برای مثال، امور فردی مانند استراحت، عبادت، نیایش، ورزش، مطالعه، پاکیزگی و کار و فعالیت، جملگی در زمانهایی مناسبترند. ازاینرو، در آن زمان میتوانند بهرهوری بیشتری داشته باشند.
بهرهبرداری به موقع از زمان در اسلام به حدّی ارزشمند است که امام علی علیهالسلام، شتاب و درنگ در آن را نشانه بیخردی دانسته است و میفرماید: «شتاب پیش از توانایی به کار و سستی پس از به دست آوردن فرصت از بیخردی است». (1)همچنین ایشان درباره انجام کار در زمان خود میفرماید: «کار هر روز را در همان روز انجام بده؛ زیرا هر روز کاری مخصوص به خود دارد». (2)
فراموش نکنیم که یکی از اساسیترین رمزهای موفقیت بزرگان دین و برجستگان جهان، برنامهریزی مناسب برای زمان و فرصتها بوده است. امام خمینی رحمهالله در بهرهگیری از زمان بسیار موفق مینماید؛ چنانکه درباره ایشان نوشتهاند:
اهل منزل امام، زندگی ایشان را به صورت ساعت اتوماتیک و خودکار درک کرده بودند. ازاینرو، دستور العمل کارشان را از روی کار امام تنظیم میکردند. دقیقا میدانستند که امام چه ساعتی میخوابند، چه ساعتی بیدار میشوند، چه زمانی باید چای بخورند و چه موقعی برای ملاقات بیرون میآیند. هنگامی که امام در
نجف اقامت داشتند، طلاب ساعتهای خود را از روی کار امام تنظیم میکردند. آنها دقیقا میدانستند که امام چه ساعتی به حرم رفته یا در چه ساعتی به درس حاضر میشدند.(1)[یکی از طلاب هم میگوید:]
شبی در نجف بین عدهای از طلاب و فضلا اختلاف ساعت پیش آمده بود. عقربه ساعت حرم حضرت امیر علیهالسلام ساعت 30/2 دقیقه را نشان میداد و با ساعت آقایان دو دقیقه اختلاف داشت. در همان حال مذاکره، حضرت امام از در قبله وارد صحن شدند و یکی از اساتید گفت: ساعتهایتان را میزان کنید، الان ساعت 30/2 دقیقه شب است.(2)
ایشان قبل از اینکه برای درس تشریف ببرند، تا آخرین لحظات با کتاب سر و کار داشتند و همین که وقت درس میشد، بلافاصله بلند میشدند و با سرعت عازم درس میشدند.
امام نمیگذاشت حتی چند دقیقه از عمرش بیهوده بگذرد؛ به طوری که در فاصله بعد از نماز ظهر و عصر تا هنگام صرف ناهار، قرآن میخواند و این زمانِ کمتر از دو دقیقه را بیهوده تلف نمیکرد. نیز در موقع مصاحبه هم هنگامی که خبرنگارها میخواستند وسایلشان را بچینند، نمیگذاشت وقتش تلف شود.(3)در یکی از روزها در پاریس، برادران، فیلمی از برنامههای انقلاب آورده بودند فرانسه و پیشنهاد کردند به امام بگوییم بعد از شام، فیلم را ببینند. به امام گفته شد شام آماده است، ولی ایشان به ساعت نگاه کرد و فرمود: حالا ده دقیقه به شام مانده است. (4)
درس صبح [امام]ساعت هشت صبح شروع میشد. ایشان آنقدر برای وقت حساسیت داشت که اگر کسی در راه میخواست با معظم له صحبت کند، نمیتوانست ایشان را متوقف سازد که دیرتر به مقصد برسد و ایشان حین راه رفتن، پاسخ پرسشها را میفرمود. (5)
همچنین درباره فیلسوف مشهور آلمانی، امانوئل کانت نوشتهاند:
بیدار شدن، غذا خوردن، نوشتن، تدریس، استراحت و قدم زدن او وقت معیّنی داشت. هنگامی که عصا به دست، پا از خانه بیرون مینهاد و به سوی خیابان زیزفون که اکنون به گردشگاه فیلسوف معروف است،
میرفت، همسایگان میدانستند که ساعت درست سه و نیم است. (1)
بیشک، انسان باید با سرمشق قرار دادن زندگی چنین الگوهایی، امور خود را از لحاظ مناسب بودن زمان تقسیم و تنظیم کند تا بهره بیشتری ببرد. در این مورد، برنامهریزی شرط موفقیت است و بدون آن، انسان هر اندازه توانمند و پرکار هم باشد، باز نمیتواند به همه کارهای خود برسد. با نظم و برنامهریزی مناسب و ارزشگذاری لازم به اوقات تکتک افراد جامعه و همینطور پاسخگو کردن نهادها و سازمانها در قبال تلف ساختن اوقات مردم، میتوان از زمانهایی که هر روز در لابهلای بینظمیها و مدیریت ناصحیح هرز میرود، جلوگیری کرد و آنها را در مسیر سازندگی جامعه به کار گرفت و چهره آن را در راه بهبود بهرهوری تغییر داد.
هدفگذاری، برنامهریزی و تلاش برای رسیدن به بهرهوری در زمان، از شرطهای اصلی مدیریت زمان است، ولی بدون محاسبه و اندازهگیری کامل نیست. مسلمان واقعی کسی است که هر روز به حساب خویش رسیدگی کند. امام موسی کاظم علیهالسلام در این باره میفرماید: «کسی که همه روز به حساب خویشتن نرسد، از ما نیست». (2)
اگرچه ارزش کارها و خدمات انجام گرفته در ازای گذر فرصتها و ایام عمر ناچیز است، باید کوشید کارهای مهمتر و با ارزشتر را در اولویت قرار داد؛ زیرا در غیر اینصورت، فرصت انجام کارهای مهم از دست میرود. امام علی علیهالسلام میفرماید: «هر که به آنچه مهم نیست، بپردازد، کار مهمتر را از دست میدهد». (3)
بیشک، با محاسبه عملکرد، نقاط ضعف و قوت آشکار میشود و اهتمام و تلاش
بیشتری برای بهرهوری بهتر انجام خواهد پذیرفت. نیز سزاوار است محاسبه با اندازهگیری زمان و مقایسه روزها در بهرهوری آغاز شود. امام صادق علیهالسلام در حدیثی ارزشمند آن را چنین بیان میفرماید:
کسی که دو روزش مساوی باشد، زیان کار است. هر کس روز دومش بهتر باشد، نیکبخت است و هر که روز دومش بدتر باشد، از رحمت خداوند دور است. هر کس پیشرفتی در خودش نبیند، نزول کرده و برای چنین شخصی، مرگ بهتر از زندگی است. (1)
در واقع، مسلمان در مقام حسابگری از زمان، باید بکوشد هر روزش بهتر از دیروز و فردایش بهتر از امروز باشد و این همان بهرهوری کامل است که با حسابگری میتوان به آن دست یافت. ازاینرو، بهتر است انسان پیش از اینکه مورد محاسبه قرار گیرد، خود، به حسابش رسیدگی کند. چه بهتر که این محاسبه از مقایسه دو روز آغاز شود و تمام روزها، هفتهها، ماهها و سالهای عمر را در برگیرد.
جهان هستی سرشار از نعمتها و امکانات بیشماری است که خالق هستی در خدمت بشر قرار داده است. قرآن در این باره چنین میفرماید: «وَ أتیکُم مِن کُلِّ مَا سَأَلْتُموُهُ وَ إنْ تَعُدّوُا نِعْمَتَ اللّهِ لا تُحْصُوهَآ؛ و از هر چه خواستید به شما بخشید. اگر در صدد شمارش نعمت خدا برآیید، نمیتوانید آن را به شمار درآورید». (ابراهیم: 34)
اگرچه نعمتهای الهی بیشمار است و همه نیازهای مادی و معنوی را دربرمیگیرد، ولی بیحساب نیست. از اینرو، باید در راه خیر و صلاح خود و جامعه از آن بهره گرفت. البته در آموزههای آسمانی اسلام به شیوههای بهرهگیری بهینه از نعمتها اشاره شده است که به برخی از آنها میپردازیم.
1) . امالی، ص 766؛ الحدیث، ج 2، ص 326.
یکی از مسائل مهم در استفاده از نعمت، قدرشناسی نعمت است. البته این کار در صورتی امکانپذیر است که انسان، نعمت را آنگونه که صاحب نعمت خواسته به کار برد. در واقع، شکرگزاری نعمت، به کمال رساندن دستور الهی است. امام علی علیهالسلام میفرماید:
کامیابترین مردم در مورد نعمتها کسی است که نعمتهای موجود را با شکرگزاری پایدار سازد و نعمتهای از دست رفته را با شکیبایی بازگرداند. (1)س
قدرشناسی از نعمت، موجب گشادگی روزی و عامل رشد اقتصادی است و بیتوجهی به آن، فقر و ناامنی را در پی دارد. قرآن در این باره میفرماید: «لَئِنْ شَکَرْتُمْ َلأَزیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابی لَشَدیدٌ؛ اگر سپاسگزاری کنید، [نعمت ]شما را افزون خواهم کرد و اگر ناسپاسی کنید، به یقین، عذاب من سخت خواهد بود». (ابراهیم:7)
خداوند در سوره نحل (2)که سوره نعمتهاست، قریهای را مثال میزند که اهلش در آسایش به سر میبردند و روزی مردمش به فراوانی از همه جا میرسید. اندک اندک آنها در استفاده از نعمتها ناسپاسی کردند و خداوند هم به سزای آنچه میکردند، لباس گرسنگی و تشنگی را به آنان پوشاند.
در حال حاضر در جامعه اسلامی ما هم نعمتها و منابع فراوانی وجود دارد که دانسته و ندانسته از آنها استفاده درستی نمیکنیم. ازاینرو، در مرحله نخست، لازم است ارزش این نعمتها و منابع را بهتر بشناسیم و در مرحله دوم، از اسراف، زیادهروی و هر گونه استفاده نادرست از نعمت که از عناصر آسیبزا هستند، بپرهیزیم.
تو را نعمت از شکر یابد دوام
شود بر تو لطف الهی تمام
مکن ناسپاسی که آرد زوال
به ناز و به نعمت، به جاه و به مال
به دست آوردن دانش و تخصص لازم، یکی از شیوههای صحیح بهرهگیری از نعمت است؛ زیرا همه دلایل استفاده نادرست از نعمت، اسراف یا سوءاستفاده از آن نیست. گاه ممکن است در زندگی فردی و اجتماعی، نعمتها، فرصتها، امکانات و منابع فراوانی وجود داشته باشد که انسان به دلیل ناآگاهی و نداشتن تخصص لازم، نتواند از آنها بهره کافی و وافی بگیرد. در اسلام به این موضوع مهم توجه کافی شده و از شرط های اصلی کار به شمار آمده است. امام علی علیهالسلام در این باره میفرماید: «ما مِنْ حَرَکَةٍ اِلاّ وَ اَنْتَ مُحْتاجٌ فیها اِلی مَعْرِفَةٍ؛ هیچ حرکت و کاری نیست مگر اینکه در انجام آن نیازمند آگاهی باشی.»(1)نیز میفرماید: «خداوند عزّوجل، انسان حرفهای و امین را دوست دارد». (2)
«در کشورهایی که تعداد متخصصان و صاحبنظران زیاد است، رقابت قابل توجهی بین سازمانها برای افزایش چند درصدی بهرهوری وجود دارد. همین امر موجب میشود تا میزان نوآوریها در این کشورها افزایش یابد و در نهایت، باعث افزایش سطح بهرهوری شود. از سوی دیگر، در این کشورها، آخرین اطلاعات و دستاوردهای علمی در زمینههای گوناگون بهرهگیری از امکانات و منابع به سهولت در اختیار کارشناسان قرار میگیرد تا جهت افزایش بهرهوری خود و سازمان به کار گیرند».(3)
به یقین، سپردن امکانات و منابع به افراد ناآگاه، نتیجهای جز پشیمانی نخواهد
داشت؛ چنانکه رسول خدا صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «هر که ندانسته کار کند، تباهکاریاش بیش از آن است که درست کند». (1)
به همین دلیل، در اسلام، کار اندکِ با بصیرت بر کار بسیاری که با نادانی صورت گیرد، برتری دارد. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در این باره میفرماید:
کار اندک همراه با دانش بسیار آن سودمند است و کاری که با نادانی همراه باشد، نه اندک آن سود میدهد و نه بسیار آن. (2)
امام صادق علیهالسلام برای افرادی که بدون بصیرت و آگاهی، کاری را انجام میدهند، تعبیر جالبی دارد:
کسی که بدون بصیرت به کاری دست میزند، مانند کسی است که در بیراهه میرود؛ هر قدر شتاب کند، از هدف دورتر میشود. (3)
بنابراین، بین دانش و آگاهی و رشد و بهرهوری، رابطه مستقیمی دیده میشود و باید به طور فردی و اجتماعی در پی آن بود.
بی تردید، نقش مدیریت کارآمد در بهرهگیری بهینه از منابع، امکانات و نعمتهای الهی، نقشی اساسی و اثرگذار است؛ زیرا به مدد آن میتوان تواناییها و استعدادهای بالقوه انسان را به فعلیت رساند و از کمترین منابع و امکانات، بیشترین بهرهبرداری را به دست آورد و آن را در مسیر سازندگی افراد و جامعه به کار گرفت. به تجربه به اثبات رسیده است، هر قدر هم جامعه فنآوریهای برتر در راه بهرهگیری بیشتر از نعمتها و امکانات به کار بندد، ولی گرفتار سوءمدیریت باشد، هیچگاه به
بهرهوری مناسب نخواهد رسید. رسول خدا صلیاللهعلیهوآله به این مقوله حیاتی عنایت داشته و در گفتاری دلنشین، نگرانی خود را از سوء تدبیر برای جامعه بیان فرموده است: «لا اَخافُ اُمَّتیَ الْفَقْرَ وَ لیکِنْ اَخافُ عَلَیْهِمْ سوُءَ التّدْبیرِ؛ من از فقر و تنگدستی امتم بیم ندارم، ولی از سوء مدیریت بر آنها نگرانم.» (1)
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در این حدیث، خسارتها و پیآمدهای سوء مدیریت را بیشتر از آثار فقر و تنگدستی در جامعه میداند.
نباشد چو تدبیر و عقل معاش
به جایی نخواهد رسیدن تلاش
توانگر نخواهی شدن هیچگه
به عزّ و قناعت نیابی چو ره (2)
بیشک، آنچه میتواند از پیآمدهای منفی سوء مدیریت بکاهد، در پیش گرفتن برنامهریزی مناسب است؛ امری که از مهمترین ارکان مدیریت بوده و با آیندهنگری همراه است. اسلام نیز به آن اهمیت ویژهای میدهد. امام علی علیهالسلام، آن را بقای هر دوستی میداند و میفرماید: «بقای مناصب و دولتها، به برنامهریزی و چارهاندیشی در امور بستگی دارد».(3)
به تجربه هم ثابت شده است مشکلات و سختیها نمیتوانند مدیرانی را که توان برنامهریزی مناسب دارند، نا امید کند؛ چون آنان، اشکالهای کار را
پیشبینی کردهاند. در مقابل، افرادی که کاری را بدون برنامه آغاز میکنند، چون اشکالهای کار را پیشبینی نکردهاند، در برابر آنها سر فرود میآورند؛ چنانکه امام علی علیهالسلاممیفرماید: «مَنْ قَعَدَ عن حیلَةً قامَتْهُ الشَّدائِدِ؛ کسی که در چارهاندیشی کوتاهی کرد، شداید، او را به پا خواهند داشت». (1)
به همین دلیل، پیشوایان معصوم علیهمالسلام، همواره دوستان و یاران خود را از بیبرنامگی باز میداشتند؛ چنانکه رسول خدا صلیاللهعلیهوآله خطاب به ابن مسعود میفرماید:
از اینکه کاری را بدون تدبیر (آیندهنگری) و آگاهی انجام دهی، بر حذر باش. به درستی که خداوند جل جلاله میفرماید: وَ لا تَکوُنوُا کالَّتی نَقَضتَ غزلها مِن بَعدِ قوَّةٍ أنکاثا؛ همانند زنی نباشید که بافتهاش را پس از این که محکم گردانیده بود، جاهلانه باز کرد.(2)
بنابراین، مدیرانی که از نظر منابع و امکانات در تنگنا هستند، اگر به خوبی بیندیشند و با برنامهریزی منظم، امکانات را در موارد ضروری و لازم به کارگیرند و از معطل ماندن بیجای آن جلوگیری کنند، میتوانند با درایت، بیشترین بهره برداری را به دست آورند. امام علی علیهالسلام میفرماید: «الَتَّلطُّفُ فِی الْحِیلَةِ أَجْدَی مِن الْوَسیلَةِ؛ ظرافت و دقت در برنامهریزی، بهتر از امکانات است». (3)
به یقین، اگر مدیر بیتدبیر و بیبرنامه، دریایی از امکانات هم در اختیار داشته باشد، نمیتواند از آن به درستی بهره بگیرد. در نتیجه، از سطوح بهرهوری در حوزه عمل خود خواهد کاست.
در فرهنگ اسلامی، بهرهوری فردی و اجتماعی، زمانی به وجود میآید که مفاهیم
ارزشی به طور عملی در تاروپود جامعه جریان یابد و اندیشههای جامعه را در راه بهرهور ساختن بخشهای مختلف جامعه اصلاح و هدایت کند. در این مبحث به مهمترین این معیارها میپردازیم.
ایمان، نخستین و مهمترین عاملی است که میتواند امور را به بهترین شکل در راه بهرهوری هدایت کند. اگر ایمان بر اساس مبدأ درستی مانند یکتاپرستی استوار باشد، نخستین اثرش، احساس مراقبت همیشگی انسان از سوی منبعی آگاه است؛ بهگونهای که نه تنها هیچ نقطهای از دایره علمش بیرون نیست، بلکه مراقبانش از هر سو او را احاطه کردهاند. امام جواد علیهالسلام در این باره میفرماید: «بدان که برابر دیده خدایی؛ پس مواظب باش که چگونهای».(1)
در اسلام، ایمان در کمیت و کیفیت نیروی انسانی و در نهایت، بهرهوری و پیشرفت امور نقش بسزایی دارد. این مهم را به روشنی میتوان از آیات زیر استنباط کرد:
اگر از میان شما بیست تن، شکیبا باشند، بر دویست تن چیره شوند، و اگر از شما یکصد تن باشند، بر هزار تن از کافران پیروز میگردند؛ چرا که آنان قومی هستند که نمیفهمند* اکنون خدا بر شما تخفیف داد و معلوم داشت که در شما ضعفی وجود دارد. پس اگر از [میان] شما یکصد تن شکیبا باشند، بر دویست تن پیروز گردند و اگر از شما هزار تن باشند، به توفیق الهی بر دو هزار تن چیره شوند و خدا با شکیبایان است. (انفال: 65 و 66)
با دقت در این آیات، معلوم میشود که بین کیفیت نیروی انسانی و اندازه سازمان، رابطه معکوس وجود دارد. در آیه اول، سخن از نسبت یک به ده است. برای ذکر مثال، بیست نفر در مقابل دویست نفر و صد نفر در مقابل هزار نفر انتخاب شده است؛ در حالی که در آیه دوم، سخن از نسبت یک به دو است. پس مثال صد نفر در برابر دویست نفر و هزار نفر در برابر دو هزار نفر انتخاب شده است. این تفاوت مثال، گویا به خاطر توجه به این
1) . تحف العقول، ص 478.
حقیقت است که هر چه جمعیت مؤمنان از ایمان راسختر و ریشه دارتری برخوردار باشند، بیشتر قادر خواهند بود تا با تعداد کمی از نیروها و امکانات، یک سازمان کارآمد و فعال به وجود آورند.(1)
شاید گفته شود این آیات، صراحت بر سازمان رزم دارند، ولی هیچ قرینهای در اختیار نداریم که مطلب را به آن منحصر و محدود کنیم. اصولی که در آیه معرفی میشود، چنان منطقی و گرهگشاست که قابل تطبیق بر هر گونه سازمان و تشکل اجتماعی است. افزون بر آن، سازمان لازم نیز از نظر هدف، سازمانی است مانند دیگر سازمانها و دقیقاً؛ در شکلگیری و حیات خود همان اصولی را میپیماید که دیگر سازمانها از آن پیروی میکنند.
در فرهنگ بهرهوری اسلامی، دقت و اتقان از مفاهیم ارزشمندی است که به امور کیفیت میبخشد و به ارزش مادی و معنوی آن میافزاید. از دیدگاه اسلام، خالق هستی، جهان آفرینش را در نهایت دقت، اتقان، نظم و کیفیت مطلوب آفریده است. پس انتظار میرود جانشین او نیز در زمین اینگونه عمل کند. رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهدرباره محکمکاری امور میفرماید: «اِذا عَمِلَ أحَدُکم عملاً فَلْیَتَقَنَّ؛ هر گاه یکی از شما کاری انجام میدهد، بر اوست که آن را محکم و استوار به انجام رساند.» (2)
همینطور آوردهاند: حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله هنگام دفن سعد بن معاذ انصاری، رئیس قبیله اوس، سنگ قبر را بهدقت با دست مبارکشان محکم ساخت. بعضی از اصحاب گفنتد: سنگ قبر این اندازه نیاز به دقت و محکمکاری ندارد. رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمود: «میدانم که به زودی کهنگی آن را فرا میگیرد، ولی خدا دوست دارد بندهای
که کاری میکند، کارش را کامل کند». (1)
بهتر است بدانیم همه شاهکارهای عظیم معماری جهان، مانند سنگکاریهایپاسارگاد، تخت جمشید، کاشیکاریهای مسجد شیخ لطف الله، اهرام مصر، برج پیزا، دیوار چین و دهها اثر تاریخی و باستانی دیگر که امروزه آدمی را به تحسین واداشته و پس از گذشت قرنها و سالها، هنوز ماندگار و استوار است، نتیجه کار انسانهایی است که کار را با نهایت دقت و اتقان انجام دادهاند.
در اسلام همه چیز در پرتو کوشش به دست میآید. پس اگر کسی در انجام وظیفه کوتاهی کند، به مقصد نخواهد رسید، ولی اگر کار آن را به شایستگی انجام دهد، از بهترین بندگان شمرده میشود. امام سجاد علیهالسلام میفرماید: «هر کس به وظایف لازم خود عمل کند، از بهترین مردم خواهد بود». (2)
انسان مسلمان به شدت از هر گونه اهمال و سستی نهی شده است. حضرت رسول صلیاللهعلیهوآله میفرماید:
از اهمال بپرهیز؛ که تو برای امروز زندهای، نه برای فردا. اگر فردایی بود، فردا نیز مثل امروز باشد و اگر فردایی نبود، از اهمال و سستی امروز پشیمان خواهی بود. (3)
امام علی علیهالسلام هم درباره نکوهش و برخورد با افراد سستعنصر و اهمالکار میفرماید:
خویش را از کسانی که سستی میورزند، بینیاز ساز؛ که سستعنصران و آنان که از
جنگ کراهت دارند، عدمشان به ز وجودشان و نشستن آنها به ز قیامشان است. (1)
نبود انسانهای سستعنصر در هر مجموعه و سازمانی از بودنشان بهتر است، چرا که اگر یک انسان سستعنصر نباشد، تنها یک نیرو کم است، ولی اگر باشد، هم خودش کار نمیکند و هم دیگران را از کار دلسرد میکند و از کارآیی و بهرهوری کار میکاهد. در واقع، نبود سستعنصران، قدمی در راه بهرهوری است. بنابراین، اگر نظام اسلامی قصد بهرهوری دارد، باید افراد سست عنصر را از نهادها و سازمانها پاکسازی کند.
امروزه تقسیم کار، یکی از عوامل اساسی پیشرفت و بهرهوری در امور است. در فرهنگ اسلامی نیز بر این عامل ارزشمند در بهرهوری تأکید شده است. حضرت علی علیهالسلام در نامهای به فرزند بزرگوارش، امام حسن علیهالسلام این مهم را چنین یادآور میشود:
کار هر کدام از خدمتکارانت را معیّن کن که او را در برابر آن مسئول بدانی. تقسیم کار موجب میشود کارها را به یکدیگر وانگذارند و در خدمت سستی نکنند.(2)
در واقع، تقسیم کار و وظیفه، موجب صرفهجویی در وقت و پیشرفت امور میشود؛ زیرا وقتی وظیفه و کار تقسیم شود، به همان اندازه مسئولیت نیز بین دیگران تقسیم میگردد. از سوی دیگر، افراد با تکرار فعالیت مورد نظر، کارآزموده میشوند و کار را شایستهتر انجام میدهند. پس اگر کسی هم به سهو یا عمد، قصد اهمال در کاری را داشته باشد، با تقسیم وظایف، به سهولت میتوان فرد اهمالکار را یافت و او را در برابر عملکردش پاسخگو و مسئول کرد. بیشک، اگر تقسیم کار با در نظر
گرفتن انگیزه، استعداد، لیاقت و توانایی افراد انجام گیرد، موجب افزایش رضایت کاری افراد و بهرهوری بیشتر و بهتر خواهد بود.
در فرهنگ غنی اسلام، عمر و فرصتهای زندگی بسیار ارزشمند است. عمر کالایی یکبار مصرف است. ازاینرو، غفلت و بیخبری است اگر این عمر گرانمایه در امور کماهمیت صرف شود. امام علی علیهالسلام در این باره میفرماید:
«در غفلت و بیخبری انسان، همین بس که همّت خود را در کاری صرف کند که به دردش نمیخورد». (1)
از سوی دیگر، آرزوها و آرمانهای آدمی با فرصت اندک عمر فراوان است. ازاین رو، بر انسان لازم است با محاسبهگری زمان و دستهبندی امور مورد نظر، امور مهمتر را انتخاب کند. در غیر این صورت، کار مهمتر را از دست خواهد داد؛ چنانکه امام علی علیهالسلام در این باره میفرماید: «کسی که به کاری سرگرم شود که مهم نیست، کار مهمتر را از دست میدهد».(2)
در حال حاضر، آرزوهایی همچون رشد اخلاقی، دانشافزایی، توسعه مالی، رفاه، آسایش، ارتقای شغلی، افزایش منزلت اجتماعی و دهها مورد دیگر، آرزوی بسیاری از مردم به طور فردی و اجتماعی است که هم افراد و هم جوامع، مشتاقانه در پی آن هستند. البته تحقق همه آنها در فرصت اندک زندگی دستنیافتنی است، ولی با اولویت بندی امور مهم و پرداختن به آنها، میتوان امکان تحقق آن را فراهم آورد. وگرنه با پرداختن به کارهای غیرضروری، فقط در حد آرزو باقی میمانند؛ چنانکه امامعلی علیهالسلام میفرماید: «کسی که به کارهای گوناگون بپردازد، خوار میشود و پیروز
نمیگردد». (1)
تا زمانی که احساس اولویت بندی کار در وجود انسان مؤمن و جامعه اسلامی باشد، آن فرد و جامعه در راه بهرهوری بهینه گام برخواهد داشت.
دورترین مقصدها، طولانیترین مسیرها و سختترین کارها دستی یافتنی و آسان خواهند شد، به شرط آنکه پای در مقصد نهیم و برای رسیدن به هدف، پایدار باشیم و از هیچ مانعی نهراسیم. امام علی علیهالسلام میفرماید: «عَلیکَ بِإدْمانِ الْعَمَلِ؛ بر تو باد مداومت عمل». (2)
حضرت رسول صلیاللهعلیهوآله نیز پشتکار و مداومت در امور را به کوبنده دری تشبیه کرده است که در اثر استقامت در عمل به هدف خود میرسد. آن حضرت میفرماید: «هر که به کوفتن در ادامه دهد، عاقبت بر او گشوده خواهد شد». (3)
گفت پیغمبر که گر کوبی دری
عاقبت آید برون زان در، سری
چون نشینی به سر کوی کسی
عاقبت بینی تو هم روی کسی
چون ز چاهی میکَنی هر روز خاک
عاقبت اندر رسی در آب پاک (4)
در عمل هم ثابت شده است هرگاه مردمی عزم کردهاند با سختکوشی و پشتکار، ناممکنها را ممکن سازند و وضعیت موجود را بهبود بخشند، پیروز گشتهاند. نمونه آن، مردم هلند هستند؛ آنها وقتی از نظر جمعیت با محدودیت زمین روبهرو شدند، اراده کردند سرزمین خود را از راه مناسب وسعت بخشند. از اینرو، با پر کردن دریا و خلیج زویی درزه با خاک، زمینهای بسیاری به دست آوردند و پیوسته در حال گسترش وسعت خاک کشور خود در دریا هستند.(1)به راستی، چه زیباست آن ضربالمثل آلمانی که: «کره زمین از آنِ مردم با پشتکار است».(2)
جالب اینکه در محیط و اجتماع خود، به طرحها و اقدامهای مفید و نیمهتمام فراوانی برمیخوریم که انجامدهندگان آن تحت تأثیر یک محرک آنی، با شور و عشق خاصی مشغول به کار شدهاند، ولی پس از گذشت اندک زمانی و برخورد با مانعی کوچک، آتش عشق در آنها به سردی گراییده است و آن را نیمهکاره رها کردهاند. در نتیجه، هزینه و امکانات به کار گرفته شده، راکد و بدون بهرهوری باقی مانده است. در اسلام، ارزش و اهمیت امور به اتمام آن است؛ چنان که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «الاُموُرُ بِتَمامِها وَ الْاَعْمالُ بِخَواتیمِها؛ [ارزش و اهمیت ]امور به تمام کردن و اعمال به خاتمه آن است.» (3)
انضباط از مفاهیم ارزشی است که در صورت عمل به آن، ارزشآفرین است و میتواند پیشرفت فرد و اجتماع را به همراه آورد. ازاینرو، برای بهرهوری بهینه در جامعه، وجود آن ضروری است؛ زیرا بهترین سازمانها و نظامها با زیر پاگذاشتن انضباط کاری، به تباهی کشیده میشوند و همه وجوه مثبتشان بیارزش میشود.
همچنین تواناترین افراد در محیط کار و زندگی، بدون داشتن نظم، جز اتلاف وقت، دستاوردی نخواهند داشت.
در فرهنگ اسلامی بر نظم در امور تأکید فراوان شده است. در اهمیت نظم، همین بس که حضرت علی علیهالسلام در حساسترین لحظههای زندگی ـ یعنی وصیت هنگام شهادت ـ بدان سفارش میکند:
شما و همه فرزندان و کسانم و آنکه را نامه من بدو رسد، سفارش میکنم به ترس از خدا و نظم در کارها. (1)
ایشان، فرمانده لشکر خود، مالک اشتر را نیز به نظم در امور پند میدهد و میفرماید:
کار هر روز را در همان روز انجام ده؛ زیرا هر روز کاری مخصوص به خود دارد ...(2)تلاش کن تا هر کاری را در جای خود و زمان مخصوص به خود انجام دهی. (3)
البته نظم تنها در وقت نیست، بلکه قرار گرفتن هر چیز در جای خود، به ویژه افراد در جایگاه مناسب خودشان نیز نظم به شمار میآید. نظم با سرعت، میتواند بهرهوری فراوانی به همراه آورد.
به گواه تاریخ، وجود روح همگرایی، تعاون و مشارکت، همواره از عوامل موفقیت، تحول و پیشرفت جوامع بشری بوده است. برای مثال، هر گاه تاریخچه تأسیس شرکتهای بزرگ خارجی را مطالعه کنیم، متوجه میشویم این شرکتها در ابتدا با سرمایه اندک چند نفر تأسیس شده و سپس در اثر همکاری و مشارکت با شرکتهای دیگر، رشد کرده و شرکتهای بزرگی به وجود آمده است. وقتی حوادثی
مثل جنگ، زلزله و دیگر حوادث و وقایع طبیعی و انسانی را در جهان و کشور بررسی میکنیم، میبینیم هر گاه مردم مشارکت بیشتری داشتهاند، کشورها به راحتی توانستهاند از مرحله بحران بگذرند. این مسئله، اهمیت مشارکت در امور را میرساند که میتواند در بهرهوری هم اثرگذار باشد.
در فرهنگ اسلامی، مشارکت تحت عنوان تعاون مطرح شده است؛ چنان که قرآن مجید میفرماید: «وَ تَعاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَ التَّقْوی؛ و در نیکوکاری و پرهیزکاری با یکدیگر همکاری کنید.» (مائده: 2) حضرت علی علیهالسلام هم میفرماید: «بر شما باد پیوند و همراهی با یکدیگر، و پرهیز از جدایی و دوری از همدیگر.» (1)
جالب اینکه در این فرهنگ ارزشمند، بیشتر دستورها، نظر به جمع و گروه دارد و کمتر در آن به فرد توجه میشود. بسیاری از نابسامانیهای جامعه در سایه همدلی، همکاری و همفکری حل خواهد شد. این موضوع، بهویژه در طرحهای ملی که نیازمند نیرو و امکانات فراون است، از اتلاف نیروها و سرمایهها پیشگیری میکند.
بهکارگیری نیروهای توانمند و درستکار در کارها، مؤثرترین عامل برای بهبود بهرهوری به شمار میآید. ازاینرو، باید از بهکارگیری انسانهای فرومایه و بیکفایت در امور خودداری کرد و سفارش و شفاعت کسی را هم در این زمینه نپذیرفت. رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرموده است: «در استخدام کارکنان و فرماندهان، هیچگونه شفاعتی را نپذیر، مگر شفاعت و کفایت امانت را».(2)
به عبارتی، امانتداری و کفایت که میتواند به معنای تخصص، تجربه و توانایی
انجام کار در نظر گرفته شود، لازمه بهبود کار در هر جامعه انسانی است. اگر مسئولیت به افراد بیکفایت سپرده شود، خیانت در حق خداوند و مردم صورت پذیرفته است. در روایتی از ابن عباس نقل شده است که پیامبر خدا فرمود:
کسی که جوانی را به حکومت جمعی بگمارد، در حالی که فردی در میان آن جمع وجود دارد که بیشتر مورد رضای خداست، به خداوند خیانت کرده است. (1)
کسی که بدون کفایت و لیاقت، جایگاهی را اشغال کند، باید بداند که پس از چندی، ناتوانیاش آشکار و سرانجام واژگون خواهد شد. امام علی علیهالسلام میفرماید: «مَنْ رَفَعَ بلا کفایَةِ وضعَ بَلا جنایَةٍ؛ کسی که بدون کفایت بالا رود، بدون جنایت پایین خواهد آمد». (2)
به یقین، این حالت، فرصتهای ارزشمندی را از دست افراد با کفایت گرفته و موجب کاهش بهرهوری در جامعه شده است.
اسراف؛ یعنی گذشتن از حد و در هر عملی زیادهروی کردن که در اسلام عملی زشت و نکوهیده تلقی میشود. اسراف ممکن است در ابتدا از خوردن و آشامیدن آغاز شود و سپس تمام جنبههای فردی و اجتماعی شخص را در برگیرد و اعتدال او را در زندگی برهم زند. به همین دلیل، خداوند برای پیشگیری از حیف و میل و هدر دادن نعمتهای الهی، انسانها را از اسراف نهی کرده است. از جمله میفرماید:
«کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا؛ بخورید و بیاشامید [ولی] زیاده روی مکنید». (اعراف: 31)
بُوَد بهترین شیوهها اقتصاد
بدان بایدت بیشتر اعتماد
بدان بازگردد چو کس پیشرفت
هم آنجا رسد عاجز از پیشرفت(1)
در اسلام، میانهروی، موافق فطرت و سرشت انسان تلقی میشود. امام صادق علیهالسلام در این باره میفرماید:
خدای عزّوجلّ، میانهروی را دوست دارد و اسراف را ناپسند میدارد؛ حتی دور انداختن هسته خرما یا میوهای، اگر به کار آید و نیز دور ریختن آب اضافی. (2)
میانهروی، دو ارمغان مهم برای بشر دارد: اول اینکه او را از بزرگترین رنج تاریخی، یعنی مسئله معیشت و غصه تأمین نیازهای زندگی میرهاند. دوم اینکه جامعه و فرد را از عوارض شوم فقر، مانند: بداخلاقی، فساد، فحشا و کفر و بیدینی نجات میدهد.
با وجود سفارشهای زیادی که درباره پرهیز از اسراف و رعایت اعتدال از سوی معصومان به ما رسیده است، شاهد روزافزون اسراف در جنبههای گوناگون در سطح جامعه هستیم. بیشک، با رعایت اعتدال و میانهروی در کارها میتوانیم خود و جامعه را از آسیبهای اسراف مصون داریم و گامی در جهت بهرهوری بهینه برداریم.
امروزه بهرهوری فراتر از معیاری اقتصادی و مالی، در بسیاری از کشورهای جهان، بهویژه کشورهای توسعهیافته، بهعنوان یک فرهنگ و نگرش هوشیارانه به کار مطرح است. آنان تلاشها و برنامهریزیهای فراوانی در مسیر ارتقای بهرهوری در سطوح مختلف جوامع خود انجام دادهاند و رشد روز افزون خود را مرهون توجه به این امر مهم میدانند. آمارهایی هم که منتشر میشود، نشان از این موفقیت دارد. البته کشور ما با تمام تلاشهایی که در سالهای اخیر در راه بهبود بهرهوری انجام داده، هنوز به سطح مطلوبی نرسیده است.
در این مبحث، به وضعیت بهرهوری در بخشهای مختلف، از جمله منابع انسانی، طبیعی و اقتصادی (تولید، توزیع و مصرف) میپردازیم. هر چند بهرهوری در موارد نامبرده خلاصه نمیشود و مسائل دینی و اخلاقی را هم دربرمیگیرد، ولی به دلیل کلی بودن این مسائل و نبود آمار و اطلاعات دقیق برای اندازهگیری، از آنها صرفنظر شده است.
خوشبختی و سعادت هر جامعه، مرهون کار و کوشش همه افراد آن است. این افراد که از نظر جنس، سن، توانایی و استعداد با یکدیگر تفاوت دارند، با شناخت فرهنگ بهرهوری میتوانند با بهبود فعالیتهای فردی و اجتماعی، از جمله بهرهگیری بهینه از امکانات، فرصتهای زندگی و پیشگیری از انجام کارهای بیهوده، مسیر پیشرفت جامعه را هموار سازند و حرکت به سوی بهرهوری را شتاب بخشند. البته به دلایل مختلف از جمله نبود آموزشهای صحیح در مورد فرهنگ بهرهوری یا ارائه
تعریفهای پیچیده از آن، این اتفاق مبارک در کشور کمتر رخ داده است. بیشتر افراد جامعه با بهرهوری بیگانه هستند و کمتر موفق شدهایم از نیروی بالقوه انسانی در راه بهرهوری جامعه بهره گیریم. در این مبحث به مشکلاتی میپردازیم که فرا روی بهرهوری بهینه از نیروی انسانی در برخی گروههای اجتماعی دیده میشود.
کارکنان ادارهها، نیروهای شاغل و فعال جامعه هستند که در تولید خدمت و بهرهوری جامعه نقش حساس و محوری دارند. امام علی علیهالسلام میفرماید: «کارها به وسیله کارمندان، راست و درست میشود.»(1)البته با تمام فعالیت و پشتکاری که این افراد در صحنه اجتماع دارند، هنوز کارآییشان در حد مطلوب نیست. «میزان بهرهوری در کشورهای پیشرفته، هفت ساعت کار مفید در روز است، در حالی که شاغلان ایران حداکثر یک ساعت و نیم کار مفید در روز انجام میدهند».(2)«کارآیی برخی افراد در محل کار، کمتر از 20 درصد است و اکثر سازمانها، نیروی مازاد بر نیاز دارند».(3)
این در حالی است که پیشرفت و توسعه هر کشور، در درجه اول به توان و پشتکار مردم، بهویژه نیروی فعال و از جمله کارکنان متکی است. تمام پیشرفتهایی نیز که نصیب کشورهای توسعه یافته شده، در پرتو کار و فعالیت فراوان آنان به دست آمده است.
کارآیی ضعیف کارمندان در کشور به دلیل کمکاری آنان نیست، بلکه دلایل مختلفی میتواند داشته باشد. بخش عظیمی از آن، به دلیل فراوانی تعطیلات رسمی
کشور و بخش دیگر به جهت ناتوانی آنان به علت نداشتن آموزش و تخصص لازم است که بیشک، ناتوانی در هر فعالیتی، آفت آن کار است. امام علی علیهالسلاممیفرماید: «آفَةُ الْاَعْمالِ، عَجْزُ الْعُمّال؛ آفت کارها، ناتوانی کارمندان است».(1)
به این موارد، ضعف مدیریت، تقسیم نامناسب کار و نظارت ناکافی را باید افزود. در ادارهها بارها به کارمندانی برمیخوریم که به سبب فراوانی کار، به اصطلاح فرصت سرخاراندن ندارند، ولی پشت میز دیگری، کارمندی را میبینیم که بیکار نشسته است یا نوع کارش چنین اقتضا میکند.
چو خواهی رسیدن به عزّ و شرف
تو را دُرّ مقصود آید به کف
میاسای از کار و کوشش دمی
که سعی است سرمایه آدمی (2)
سالمندی، موهبتی است الهی و برزخی است رازانگیز میان گیتی و مینو. سالمندی، اتاق انتظار مرگ نیست؛ عمر دیگری است در زمانی دیگر. امام علی علیهالسلام میفرماید: «به راستی که عمر (مفید) تو همان زمانی است که در آن هستی.»(3)ایشان، آدمی را از ضایع کردن عمر باز میدارد: «از ضایع شدن عمرها در آنچه برای شما باقی نماند، بپرهیزید؛ که عمر رفته باز نمیگردد».(4)
امروزه در جهان تلاش میشود از وقت، تجربه و نیروی سالمندان در بهرهوری
جامعه بیشتر بهره گرفته شود. برای مثال، در کلیساهای استرالیا، محل ویژهای برای کمک به افراد نیازمند در نظر گرفته شده است که گردانندگان آن را سالمندان تشکیل میدهند.(1)در برخی کشورها برای بهرهگیری از وقت و نیروی سالمندان، در بیشتر شوراهای محلی، دفتر ویژه سالمندان در نظر گرفته شده است. سالمندانی که مایلند در زمینههای گوناگون داوطلبانه خدمت کنند، به این مراکز میروند. برخی از این خدمات داوطلبانه عبارت است از تدریس خصوصی در خانهها، همصحبتی با افراد خانوادهها، نگهداری از خانه و گیاهانِ افرادی که به مسافرت میروند، کمک به امور خانه، خانهداری و دهها نمونه دیگر.(2)
در کشور ما برخی سالمندان سخت به کار و فعالیتهایی مانند کشاورزی مشغولند، ولی از توان و تجربه گرانبهای بسیاری دیگر از بازنشستگان، باوجود آنکه هنوز توانایی فعالیت در امور مختلف را دارند، بهره گرفته نمیشود. آنان بیشتر اوقات خود را در بوستان به گپ زدن با دوستان و همسالان میگذرانند و هیچ نقشی در فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی ایفا نمیکنند؛ در حالی که در اسلام، نقش سالمند در اجتماع، نقش پیامبری است؛ چنانکه میفرماید: «هر پیری در میان طایفهاش همچون پیامبری است در میان قومش». (3)
سالمندی، دورهای سرشار از کولهبار پختگی، تجربه و کمال است و به یقین، بهرهگیری از تجربه سالمندان، راهگشای جامعه انسانی خواهد بود. ارزشمندی تجربه و اندیشه سالمند بهگونهای است که امیر سخن، امام علی علیهالسلام میفرماید: «اندیشه
سالمند در نظر من از تلاش جوان خوشآیندتر است».(1)
بنابراین، بهتر است با حرمتگذاری به شخصیت سالمندان، بستر مشارکت هر چه بیشتر آنان در جامعه فراهم آید تا هم جامعه از تجربههای ارزشمند آنان بهرهمند شود و هم خود دچار مشکلات روحی ـ روانی نشوند.
پیران سخن ز تجربه گویند، گفتمت
هان ای پسر که پیر شوی، پند گوش کن (2)
بانوان، نیمی از جمعیت فعال هر کشور را تشکیل میدهند و از این جهت میتوانند نقش مهمی در بهرهوری جامعه ایفا کنند. بنابر فرمایش رسول گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله، نخستین وظیفه آنان در جامعه اسلامی، کار در خانه و مدیریت صحیح آن است: «[ای زنان، ]هر یک از شما با کارکردن در خانه خویش، اگر خدا بخواهد، ثواب مجاهدان خواهد یافت». (3)
به گواه تاریخ، همواره بانوان ایران اسلامی در کنار مدیریت خانه و وظیفه خطیر مادری، در صحنههای اجتماع، به ویژه در روستاها، مناطق عشایری و شهرها، یار و مددکار همسران خود بودهاند. براساس یافتههای یک پژوهش، «اگر میخواستند برای انجام دادن کارهایی که فقط زنان در خانه انجام میدهند، کارگر استخدام کنند، هزینه
آن چهار برابر هزینه یک خانواده میشد».(1)
با تمام نقشی که زنان در اجتماع دارند، هنوز بسیاری از آنها وقت خود را به بطالت میگذرانند یا حتی از بیکاری، به غیبتکردن و دخالت در زندگی دیگران میپردازند و زندگی را برای خود و خانوادهشان تلخ میکنند. آنان میتوانند با کارهای مناسب مانند مطالعه، تلاوت قرآن، فعالیتهای هنری و دستی و قصهگویی برای فرزندان سرگرم شوند. رسول خدا صلیاللهعلیهوآله درباره سرگرم شدن زنان در خانه میفرماید: «چرخ نخ ریسی برای زن مؤمن در خانهاش چه سرگرمی خوبی است». (2)
بهرهوری در خانواده را نباید به فعالیت پدران و مادران محدود کرد. تک تک افراد خانواده، بهویژه فرزندان، باید از موضوع بهرهوری آگاهی یابند تا از امکانات و فرصتهایی که در اختیار دارند، مانند: دفتر، مداد، خودکار، پوشاک و امکانات خانه، مدرسه و جامعه به درستی بهره گیرند. همچنین اوقات فراغت خود را بهویژه در تابستانها به بطالت نگذرانند و با اخلاق و روحیه خوب، محیط زندگی شادابی برای دوستان، معلمان و افراد خانواده فراهم آورند.
ما در بخش آموزش بهرهوری به کودکان و نوجوانان جامعه ضعیف عمل کردهایم. آنان آموزشهای لازم را در راه بهرهور ساختن خود، خانواده و جامعهشان ندیدهاند. بهتر است بدانیم هر ساله به دلیل توجیه نبودن فرزندان و خانوادهها درباره بهرهوری و مردودی برخی دانشآموزان، میلیاردها تومان به خانوادهها و بیتالمال خسارت وارد میشود. بیشک، با توجیه این مهم، از وارد آمدن اینگونه خسارتها میتوان
پیشگیری کرد و منابع مالی را برای افزایش برنامههای آموزش و پرورش در مدرسهها به کار گرفت.
یکی دیگر از مشکلات بهرهوری در بخش نیروی انسانی، بیکاری روزافزون جوانان تحصیلکرده جامعه است. سالانه هزاران جوان مشتاق به تحصیل، به امید زندگی بهتر وارد دانشگاههای سراسر کشور میشوند. آنها با صرف هزینههای کلان مادی و معنوی، پس از چند سال فارغ التحصیل میشوند، ولی متأسفانه حدود نیمی از این تحصیلکردگان به دلیل جذب بیش از اندازه دانشگاهها، نمیتوانند جذب بازار کار شوند و از نتیجه سالها زحمت و تلاش خود بهره گیرند. به ویژه در مناطق محروم، به دلیل کمبود امکانات در محل خدمت، ممکن است پس از چندی از تحصیلات خود صرفنظر کنند و در کارهای غیرتخصصی مشغول شوند یا به شغلهای کاذب درآمدزا بپردازند. این جوانان که سالها دسترنج خانوادهها و همینطور اوقات ارزشمند جوانی خود را صرف تحصیل کردهاند، گاه نقش کاخ رؤیایی را که در ذهن خود از دانشگاه و تحصیل ساخته بودند، یکباره بر آب میبینند. به همین دلیل، دچار انواع مشکلات روحیـ روانی میشوند و این سرآغاز مشکلات خود، خانواده و جامعهشان است. با برنامهریزی بهتر، میتوان از استعداد و توانایی این نیروها در راه تولید و سازندگی جامعه بهره گرفت.
امروزه ثابت شده که کمیت و کیفیت مورد انتظار، در بهرهوری فعالیتها تابع سرعت و درستی انجام کارهاست. به یقین، هرچه فعالیتها با سرعت و درستی مطلوبتری انجام گیرد، بازده مطلوبتری به همراه خواهد داشت. البته این سرعت و درستی، تابع دانش و سطح مهارتهاست. امامعلی علیهالسلاممیفرماید: «هر گاه خواستید به دانش، سودمند گردید، بدان عمل کنید... (1)هر گاه
1) شرح و ترجمه غرر الحکم و درر الکلم آمدی موضوعی، ص 209.
دانستید، عمل کنید».(1)
با وجود پیشرفتهای کشور و کوتاه شدن دست کارشناسان بیگانه از اداره امور، هنوز بسیاری از امور کشور را افراد نامتخصص اداره میکنند. بسیاری از افراد نیز خود را در اموری که هیچ سررشتهای از آن ندارند، متخصص میدانند و در آن اظهار نظر میکنند یا میکوشند آن را انجام دهند. همین مسئله موجب کاهش بهرهوری در امور شده است. رسول خدا صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «هر که ندانسته، کاری را انجام دهد، خراب کردنش از درست کردنش بیشتر است.» (2)امام علی علیهالسلام هم فرموده است:
کسی که از روی نادانی کار کند، همچون کسی است که به بیراهه میرود و هر چه در رفتن بیشتر تلاش کند، از هدف دورتر میشود. (3)
از مشکلات دیگر در بخش نیروی انسانی، کیفیت اشتغال است؛ یعنی بیشتر جمعیت، مصرف کننده صرف هستند و در تولید نقشی ندارند. «حدود 37 میلیون نفر از جمعیت کشور، زیر 24 سال سن دارند و از نظر جوانی، جمعیت ایران، سومین کشور جوان جهان است.» (4)از این جمعیت جوان، تعداد اندکی در فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی نقش دارند و بقیه به دلیل اشتغال به تحصیل، مصرف کننده هستند. حال اگر بیکاران، سالمندان و ازکارافتادگان را نیز به این آمار اضافه کنیم، خواهیم دید فقط تعداد کمی از جمعیت در بهرهوری جامعه فعال هستند.
بر اساس سخن واحد اقتصادی لندن «از جمعیت 68 میلیون نفری ایران، حدود
19 میلیون نفر نیروی کار فعال وجود دارد».(1)برخی از این فعالان شغل کاذب دارند و برخی هم مانند کارگران، کشاورزان و معلمان به اقتضای شغل، در فصلهایی از سال فعال نیستند و بهرهوری لازم را ندارند. این مسئله، شکل دیگری از پایین بودن بهرهوری را در جامعه به نمایش میگذارد. به یقین، اینگونه کیفیت اشتغال برای کشور مطلوب نیست.
سیکی از مشکلات موجود در بخش منابع نیروی انسانی، فراوانی تعطیلات رسمی و غیررسمی در مقایسه با دیگر کشورهاست. تعطیلات رسمی در کشور آلمان 12 روز، در انگلیس 8 روز و در فرانسه فقط 11 روز است؛ در حالی که در ایران به غیر از 52 روز جمعه، 24 روز دیگر نیز تعطیل است. معنای این حرف آن است که یک خانواده 4 نفری در آلمان، در طول سال، 15 ماه کار مفید انجام میدهند و یک خانواده 4 نفری در ایران فقط یک ماه کار مفید انجام میدهند؛ یعنی با احتساب تعطیلی پنج شنبه و جمعه و تعطیلات رسمی سالانه و مرخصی یک ماهه استحقاقی از نظر روز کاری (و نه ساعت مفید) در مقابل هر 4 روز کاری، 3 روز استراحت وجود دارد.(2)فرهنگ پل زدن بین تعطیلات برای تفریح و سفر را هم باید به این مشکل اضافه کرد. این مسئله در کاهش بهرهوری جامعه بسیار مؤثر است و با بحثها و انتقادهای فراوانی در جامعه روبهروست. یکی از جدیترین انتقادها، انتقاد رهبرمعظم انقلاب در نخستین نمازجمعه سال 1383 بود که فرمود: «ما در ایام سال، تعطیلات زیادی داریم که به زیان کشور است». (3)
بر اساس یک برآورد، سرانه تولید ناخالص داخلی کشور به نسبت روزهای کاری، با احتساب 240 روز کاری، 110 میلیارد دلار است که با کاهش یک پنجم تعطیلات رسمی، حدود 2000 میلیارد تومان به تولید ناخالص داخلی کشور اضافه میشود که رقم بسیار بالایی است. (1)
البته بسیاری از اقتصاددانان این محاسبه را ابتدایی میدانند و معتقدند که زیان حاصل از تعطیلات بسیار بالاتر از این است. بهویژه در مواقعی که تعطیلات پشت سر هم قرار میگیرند، محاسبه بسیار دشوار میشود. در هرحال، اکنون در برابر هر روز تعطیلی، 24 میلیون دلار از تولید ناخالص ملی کاسته میشود. (2)
اگرچه وجود تعطیلات فراوان در کشور ما جنبه ملی، مذهبی و رسمی دارد، ولی این موضوع نباید موجب کمتوجهی به فرهنگ کار و کوشش و کاهش بهرهوری در جامعه شود. ازاینرو، بهتر است با بهرهگیری از نظر کارشناسان و استادان فن، در پی راهکارهای عملی برای کاهش تعطیلات باشیم تا جامعه با استفاده از برکات آن، به بهرهوری برسد.
توسعه و بهرهوری هر جامعه، به عوامل متعددی بستگی دارد. در این میان، مطالعه کتاب مفید از جایگاه ویژهای برخوردار است. کتاب که جایگاه ویژهای در توسعه دارد و تبیین کننده توسعه در جامعه است، میتواند در موفقیت معنوی نیروی انسانی هم بسیار مؤثر و مفید شمرده شود. حضرت علی علیهالسلام، آن را بهترین تسلی دهنده معنوی میداند: «کسی که خود را به کتاب آرامش دهد، هیچ امر خرسند و راحتی را از دست نداده
است (نیازی به تسلی دادن چیز دیگری ندارد).»(1)نیز از ایشان است که: «اَلکُتُبُ بساتینُ العُلماء؛ کتابها، باغها و بوستانهای دانشمندان هستند».(2)
با تمام اهمیتی که فرهنگ کتاب و کتابخوانی در رشد معنوی افراد جامعه دارد، متأسفانه عطش و انگیزه «دانستن» و «مطالعه» در جامعه ما بسیار کم است. دادههای آماری، آمارهای دردآور متفاوتی از کتابخانه، کتاب و کتابخوانان ارائه میدهد که بیانگر زمان بسیار کوتاه مطالعه برای هر نفر ایرانی، نبود یک جلد کتاب برای هر نفر، نبود حتی یک کتابخانه در برخی شهرها، نبود کارشناس در بسیاری از کتابخانههای دانشگاهی و مدارس، نبود کتابخانه و نارسایی در بسیاری از مدارس کشور، کمبود فضای مطالعه و مانند آن است. برای مثال، در بخش کتابخانههای عمومی، آمار کتابخانههای عمومی، 1600 مورد و میزان مورد نیاز، 12 هزار مورد اعلام شده است.(3)بر اساس آماری دیگر، تعداد کتابخانههای عمومی به ازای هر صد هزار نفر در ایران، 8/1 درصد یعنی551 میانگین این رقم در کشورهای توسعهیافته است. تعداد کتابهای موجود در کتابخانههای عمومی ایران نیز 7/1 درصد؛ یعنی 581 میانگین این رقم در کشورهای توسعه یافته بوده است. (4)
این ارقام بیانگر کمبود کتابخانههای عمومی در مقایسه با جمعیت کشور است. مسئولان فرهنگی باید در این زمینه به وظایف خود درمورد رفع این کاستیها عمل کنند و از سوی دیگر، با ایجاد انگیزه مطالعه، روحیه تفکر و تعقل و دانستن را در جامعه گسترش دهند. در غیر این صورت، اگر آمار کتابخانهها به استانداردهای جهانی هم برسد، ولی افراد کتابخوان نداشته باشیم، در کسب موفقیتهای معنوی
موفق نشدهایم.
با عمومی کردن فرهنگ مطالعه کتاب در برنامهریزی آموزشی مدارس، توجه دادن اولیا و خانوادهها به اهمیت مطالعه و ترویج آن بین فرزندان، گسترش برنامه نقد کتاب در رسانهها و مطبوعات و همینطور معرفی کتابهای ارزشمند و ایجاد تنوع در موضوعهای نشر میتوان به این هدف مهم دست یافت.
یکی دیگر از عوامل مهم موفقیت معنوی افراد در بخش منابع انسانی، احسان و نیکی به مردم و به عبارتی خدمت به مردم است که در نظام اداری از آن به «تکریم ارباب رجوع» تعبیر میشود. این مسئله، حتی در دو سه سال اخیر، عنوان طرحی شده که از سوی سازمان مدیریت و برنامهریزی در تمام ادارهها لازمالاجرا شد، ولی متأسفانه از حد شعار و نصب پارچه نوشته فراتر نرفت. از دلایل کندی اجرای این طرح، آن است که مسئولان و کارکنان ادارهها، منتظر راهکارهایی از مرکز هستند تا خود را با آن هماهنگ سازند؛ غافل از آنکه چنین رویهای بیشتر برای آمارگیری اداری مناسب است و در عمل، نمیتواند به کندی حرکت قطار سنگین اداری کشور پایان دهد.
از سوی دیگر، تلاش شده است با رایانهای کردن امور و به کارگیری نظام مکانیزه تکریم ارباب رجوع در بعضی از ادارهها مانند شهرداری منطقه 2 تهران، از کاغذبازیهای اداری کاسته و رسیدگی به امور مردم سریعتر انجام شود که درخور تحسین است. البته آنچه مهم است و از آن غفلت شده، توجیه کارمندان درباره اهداف طرح و ایجاد انگیزههای معنوی برای خدمت به ارباب رجوع است که در آموزههای دینی بدان تأکید شده است و میتواند برای افراد، آثار فراوان دنیوی و اخروی به همراه آورد. امام صادق علیهالسلام درباره احترام به مؤمن میفرماید:
هر مؤمنی که ناراحتی و مشکلی را از مؤمن دیگری برطرف سازد، خداوند، هفتاد مشکل از مشکلات دنیا و آخرت او را حل خواهد کرد.
کسی که برای مؤمنی آسایشی فراهم کرد، در حالی که خود در سختی بود، خداوند،
نیازهای او را در دنیا و آخرت آسان میکند ... (1)
خداوند تا زمانی که مؤمن در صدد کمک به برادر دینیاش است، یاور اوست. پس از مواعظ پند گیرید و به نیکی روی آورید. (2)
در این روایات ارزشمند، ارزش خدمترسانی به مؤمنان و برآوردن حاجت آنها به زیبایی بیان شده است. اگر کارمندان سازمانهای اداری در مورد آن توجیه شوند و با نیت خدمت به همنوع کار کنند، بسیاری از گرفتاریهای مردم به آسانی برطرف خواهد شد و اداره و محل کار به عبادتگاهی برای کارمند بدل میشود.
کارمند مسلمان برای خدمت به همنوع، نیازی به راهکار اداری ندارد. او باید بداند نخستین گام برای رضایتمندی ارباب رجوع، برخورد اولیه است؛ سپس کیفیت خدمت، دوستانه و برادرانه انجام دادن کار، حاضر و در دسترس بودن در محل کار، ساده و تمیز و مرتب بودن و مانند آن. همچنین او باید بداند با مردم رفتار طلبکارانه نداشته باشد، بلکه آنان را ولیّنعمت خود بپندارد و جایگاه خود را نعمتی از سوی خدا بداند که آن را برای برطرف ساختن نیازمندیهای مردم و خدمت به آنها قرار داده است. حضرت علی علیهالسلام در این باره میفرماید:
خدا بندگانی دارد که برای سود رساندن به دیگران، نعمتهای خاصی به آنان بخشیده است. تا آنگاه که آنها دست بخشنده دارند، نعمتها را در دستشان باقی میگذارد و هرگاه از بخشش دریغ کنند، نعمت را از دستشان میگیرد و به دیگران خواهد داد. (3)
بهتر است در پایان بحث، به داستانی زیبا از امام صادق علیهالسلام توجه کنید: صفوان در محضر امام صادق علیهالسلام نشسته بود. ناگهان مردی مکّی وارد شد و گرفتاری خود را شرح داد. امام صادق علیهالسلام به صفوان فرمود: «فوری برو و برادر ایمانی خودت را
در کارش یاری رسان.» صفوان رفت و چنان کرد که امام فرموده بود و برگشت. امام پرسید: «چطور شد؟» صفوان گفت: «خداوند آن را اصلاح کرد.» امام فرمود: «بدان که همین کار به ظاهر کوچک که حاجتی از کسی برآوردی و وقت کمی از تو گرفت، از هفت طواف دور کعبه محبوبتر و فاضلتر است».
ایشان سپس به نقل داستانی از امام حسن علیهالسلام پرداخت و فرمود: مردی گرفتاری داشت و از آن حضرت یاری طلبید. امام حسن علیهالسلام کفشها را پوشید و راه افتاد. در بین راه به امام حسین علیهالسلام رسید که مشغول نماز بود. امام حسن علیهالسلام به آن مرد فرمود: «چطور از حسین علیهالسلام غفلت کردی و پیش او نرفتی؟» گفت: «من اول خواستم پیش او بروم، ولی چون گفتند اعتکاف کرده و معذور است، خدمتشان نرفتم». امام حسن علیهالسلام فرمود: «اگر توفیق برآوردن حاجت تو برایش دست داده بود، از یک ماه اعتکاف برایش بهتر بود». (1)
امروزه رشد تولید ناخالص داخلی در هر کشور به خودی خود ارزشمند است؛ زیرا به کاهش تورم، کاهش سطح عمومی قیمتها، افزایش اشتغال، کاهش بیکاری، سرازیر شدن سرمایه به سوی تولید، رونق اقتصاد و در نهایت، توسعه و پیشرفت کشور میانجامد. البته این مهم با وجود پیشرفتهای چشمگیر در سالهای اخیر در بخش تولید کشور، با توجه به منابع و امکانات فراوان برای تولید، بهویژه مواد خام و اولیه و ویژگیهای جغرافیایی مناسب، هنوز به سطح مطلوبی نرسیده است.
رشد تولید ناخالص داخلی ایران در سالهای 1991 ـ 2000، بین 17 کشور عضو سازمان بهرهوری آسیا، 8/4 درصد بوده است. بیشترین رشد ملی این دوره مربوط به
1) اصول کافی، ج 3، ص 284.
مالزی با رشد7/8 درصد است و کشورهای سنگاپور با 9/7، ویتنام 6/7، تایوان 4/6، جمهوری کره 2/6 و هند با 6/5 درصد رشد در رتبههای بعدی هستند.(1)
پیشبینیهای جدید نیز رشد تولید ناخالص واقعی را در حال حاضر و سالهای آینده چندان مناسب نمیبینند؛ چنان که واحد اطلاعات اکونومیست، رشد تولید ناخالص داخلی واقعی را در سال 2005،5/5 درصد دانسته(2)و مؤسسه بیزینس مانیتور در تازهترین گزارش خود، تولید ناخالص داخلی واقعی ایران را در سال 2005، 4/5 درصد، در سال 2006، 2/5 درصد و در سال 2007، 1/5 درصد پیشبینی کرده است. (3)
به یقین، پایین بودن رشد تولید ناخالص داخلی در کشور، از پایین بودن سطح بهرهوری در این بخش خبر میدهد. همین امر موجب شده است تا کشور حتی در تولید و تأمین کالاهای مورد نیاز عمومی جامعه با کمبودهایی روبهرو و مجبور به وارد کردن میلیونها تن کالای مصرفی شود. در این مبحث برآنیم به علل این مشکل بپردازیم.
به گواه تاریخ، خانوادهها در ایران همواره نقش مهمی در اقتصاد جامعه بر عهده داشتهاند. بیشتر خانوادههای ایرانی در فعالیتهای تولیدی شرکت و بسیاری از کالاهای مورد نیاز خود را با خرید مواد اولیه آن تولید میکردند، از تولید لوازم خانگی مانند: فرش، گلیم و جاجیم گرفته تا پوشاک و مواد غذایی مصرفی مانند: نان، ترشی، رب، مربا، لبنیات و... . این مهم به جز کمک به اقتصاد خانواده و تولید کشور،
تأثیر مطلوبی در روابط عاطفی خانواده داشت.
در دهههای اخیر به دلیل تبلیغ سیاستهای مصرفگرا، رشد روابط سرمایهداری و تخصصی شدن افراطی امور، این عادت پسندیده در برخی خانوادهها کمرنگ شده است و کم کم رو به فراموشی میرود؛ چنانکه برخی خانوادهها به تقلید از کشورهای صنعتی، نیازهای مصرفی را با کیفیت پایین و قیمت بالا از بازار تهیه میکنند. حتی روستاییان که مظهر خودکفایی به شمار میآمدند، امروز کمتر حاضرند آرد یارانهای را که دولت در اختیارشان قرار میدهد، بگیرند و با آن نان مورد نیاز خود را تهیه کنند. البته هنوز کم نیستند خانوادههای شهری و روستایی در کشور که بر عادت گذشته هستند و بیشتر نیازهای خود را تولید میکنند، ولی بیشک، کمرنگ بودن نقش خانواده در تولید، در نهایت، به کاهش تولید و بهرهوری در کشور خواهد انجامید.
ذخیرهسازی مواد اولیه و اجناس ضروری کشور، به ویژه در موارد تحریم اقتصادی کشور امری مطلوب است، ولی باید دانست ذخیرهسازی مواد اولیه، هزینه فراوانی به بخش تولید تحمیل میکند؛ زیرا موجب میشود بخش عظیمی از سرمایههای تولید، به هزینه ساخت انبار و تأسیسات مربوط به آن، ذخیرهسازی و نگهداری مواد و مزایای پرسنل شاغل در آن بخش به طور مستقیم و غیرمستقیم اختصاص داده شود. اگر وضعیت به گونهای بود که مواد اولیه در ابتدای ورود بدون ذخیرهسازی روی خط تولید قرار میگرفت و روانه بازار میشد، قیمت تمام شده محصول کاهش مییافت و امکان رقابت با بازارهای بینالمللی بیشتر میشد. در حال حاضر، برخی کشورهای صنعتی چنین عمل میکنند. برای مثال، کارخانه تویوتای ژاپن،بخشی از کارهای مونتاژ را برای کاهش زمان تولید و انبارداری هنگام حمل به
مقصد روی کشتی انجام میدهد.(1)
باید کوشید با بهبود وضعیت اقتصادی کشور و حذف تحریم اقتصادی، از حجم ذخیرهسازی در کشور کاست و هزینههای آن را در راه بهرهوری تولید به کار گرفت. البته ذخیرهسازی در کشور، تنها در مواد اولیه خلاصه نمیشود. در سالهای اخیر به دلیل کاهش ارزش ریال و بیثباتی قیمتها در کشور، کسانی که نمیتوانند با پول خود کار کنند، به خرید و انبار کردن اجناسی مانند لوازمِ خانگی، مصالح ساختمانی، ارز، دلار و حتی در برخی موارد، مواد خوراکی فاسد نشدنی روی آوردهاند. امید این افراد آن است که در آینده، با گران شدن این اجناس، آنها را با قیمت بالا بفروشند و سود کنند. این وضعیت چنان شدت یافته که برخی خانوادههای دختردار، از همان بدو تولد شروع به خرید اجناس و تهیه جهیزیه برای فرزند خود میکنند. حال اگر بپذیریم هر ایرانی در سال فقط مبلغ ده هزار تومان نقدینگی را به صورت کالا انبار کند و متوسط هر خانواده را پنج نفر در نظر بگیریم، درخواهیم یافت که چگونه سرمایهای عظیم بدون اینکه در تولید و بهرهوری جامعه نقش داشته باشد، در خانهها انبار میشود.
امام علی علیهالسلام میفرماید: «هیچ کوششی بدون تحقیق سودبخش نیست.» (2)بیتردید، همه کارها، به ویژه مسئله تولید بر این پایه استوار است؛ زیرا امروزه فرهنگ تولید در پژوهشهایی ریشه دارد که پژوهشگران میکوشند به مدد پژوهش، تحقق آن را ممکن سازند و از افزایش ضایعات پیشگیری کنند. گرچه شتاب پژوهش در کشورهای گوناگون و سازمانها و نهادها یکسان نیست، ولی پژوهش همواره سرعت شتابندهای
گرفته است و رکن اساسی تولید، بهرهوری و توسعه به شمار میآید.
به موجب یک بررسی در قاره آسیا، اختصاص پنج تا ده درصد از هر دلار فروش کالا به بازدهی، آزمایش، بازبینی و انجام تعهدات و ضمانتنامهها امری رایج است. (1)در کشورهای پیشرفته بین کیفیت کالاهای تولید شده و هزینه انجام شده، هیچ گونه مغایرتی وجود ندارد و این دو، لازم و ملزوم و مکمل یکدیگر به شمار میآیند. در این صورت، بهبود کیفیت الزاما هزینه را افزایش نمیدهد، بلکه هزینه کیفیت ضعیف شمرده میشود. در این زمینه، «موفقیت صنعت نیمهرساناهای ژاپن در کاهش چشمگیر نرخ ضایعات از یک صدم به یک میلیونیم واحد و افزایش همزمان رقابتپذیری آنها، نمونهای کافی برای روشن شدن این رابطه است». (2)در کشور ما به دلیل ناکافی بودن بودجههای پژوهشی، کیفیت تولید برخی کالاها و خدمات پایین است.
جدول زیر نمایانگر فاصله وضعیت پژوهش کشور، با کشورهای پیشرفته است.
نسبت پژوهشگران به ازای هر یک میلیون نفرکشور درصد سهم بودجه تحقیقاتی از تولید ناخالص ملی
7560 نفر ژاپن1/3
000 نفرآلمان8/2
7560 نفرآمریکا6/2
5000 نفر فرانسه 4/2
3650 نفر انگلستان3/2
3200 نفر ایتالیا 3/1
87 نفرایران 19/0
به هر حال، یافتههای پژوهشهای بنیادی و کاربردی، میتواند با کاهش ضایعات، به بهبود کیفیت کالاها و خدمات تولید شده بینجامد و با افزودن ارزش افزوده، موجب بهرهوری در تولید شود.
از دیگر مشکلات بخش تولید، وجود ظرفیتهای خالی در تولید است؛ یعنی در حال حاضر نمیتوانیم از امکانات و ظرفیتهایی که داریم، درست و کامل بهرهبرداری کنیم. برای مثال، بخش کشاورزی، یکی از این بخشهاست که میتواند سهم مهمی در کارآفرینی برای نیروهای فعال و تحصیلکرده شهری و روستایی ایفا کند. افزون بر آن، نقش مهمی در استقلال کشور از نظر تأمین مواد غذایی و ایجاد امنیت غذایی داشته باشد.
متأسفانه آمارها نشان میدهد «حدود نیمی از پتانسیل موجود در بخش آب، خاک و منابع طبیعی تجدید شونده که شرط اصلی توسعه اقتصادی است، مورد استفاده قرار گرفته و نیم دیگر بدون استفاده مانده است؛ به طوری که از حدود 51 میلیون هکتار زمینهای زراعی مناسب برای کشت، تنها 5/18 میلیون هکتار مورد بهرهبرداری قرار گرفته است. علاوه بر این، با توجه به آنکه هزینه ایجاد شغل در بخش کشاورزی یک هفتم بخشی مانند صنعت است، میتوان با بهرهمندی از این پتانسیلها، به رشد و توسعه کشور کمک کرد». (1)
این مشکل، دامنگیر بخش صنعت نیز شده است. برای مثال، «در بخش تولید تراکتور، در حال حاضر 20 هزار دستگاه است که میتوان آن را به 25 هزار دستگاه در سال افزایش داد».(2)این در حالی است که کشورهای پیشرفته، از کمترین امکانات
و ظرفیتهای تولیدی، بهره کافی و عقلانی میگیرند.
فراوانی ضایعات، از مشکلات اصلی بخش تولید در کشور است. امروزه جهانیان برای بهرهگیری از ظرفیتهای حداقلی خود در تولید، از پیشرفتهترین تجهیزات و فنآوریها بهره میگیرند تا سطح تولید را به حداکثر برسانند و بازارهای جهانی را بیشتر تصاحب کنند. با این حال، در کشور ما هر ساله ضایعات فراوان، آسیب زیادی به بخش تولید وارد میکند که این مسئله در تولیدات کشاورزی بیشتر دیده میشود.
«میزان ضایعات در تولید محصولات کشاورزی (باغی، زراعی و دامها) در کشورمان بین 10 تا 55 درصد تخمین زده میشود که هزینه ارزی آن معادل پنج میلیارد دلار است. اگر به این رقم، ضایعات پیش از برداشت افزوده شود، میزان زیان ضایعات به 3/6 میلیارد دلار در سال میرسد که این مقدار خسارت، معضل عمدهای در اقتصاد کشور به شمار میرود و آن را دچار بحران میکند. از مجموع 70 میلیون تن محصول تولید شده در سال 81 ، بیش از یازده میلیون تن آن ضایع و از چرخه تولید به مصرف حذف شده است که این میزان بیش از 40000 (چهل هزار) میلیارد ریال ارزش داشته، نیاز غذایی حدود 20 تا 30 میلیون نفر از جمعیت کشور را بر طرف سازد».(1)بر پایه آمار موجود، سالیانه بیش از 5/3 تن گندم در مراحل تولید تا فرآوری مصرف، از چرخه اقتصادی خارج میشود. در این مورد، ضایعات نان هر ایرانی، سالانه پنجاه کیلوگرم محاسبه میشود. (2)
ضایعات در بخشهای دیگر کشاورزی نیز محسوس است. ضایعات در بخش مرکبات، بهویژه سیب درختی حدود 30 درصد برآورد میشود. با در نظر گرفتن حجم بالای تولید مرکبات در
کشور، رقم قابل توجهی از محصول از بین میرود. در بخش صیفیجات هم تولید سیبزمینی حدود شش میلیون تن است که ضایعات آن 55 درصد برآورد میشود و معادل دو میلیون تن سیب زمینی است. (1)
بیشک، این آمار، تلاش برای شناسایی و کنترل ضایعات را در مقایسه با تلاش برای افزایش تولید، با اهمیتتر جلوه میدهد. کارشناسان، علل فراوانی ضایعات در کشور را محدود بودن ناوگان حمل و نقل، مجهز نبودن آن به ساختار سرمایشی، فرسودگی ماشینآلات کشاورزی و فسادپذیری بیشتر محصولات کشاورزی میدانند، ولی با حذف بسیاری از هزینههای اضافی، استقرار امکانات مناسب، به کارگیری تجهیزات و ماشین آلات مناسب در حوزههای تولید، کارآفرینی و تولید بیشتر میتوان سطح قیمتهای موجود را بهویژه در مواد غذایی و میوه و دیگر فرآوردههای کشاورزی کاهش داد و موجب بهرهوری بیشتر شد.
آموزههای آسمانی اسلام بر محکم کاری و پرهیز از تقلب تأکید میکند. رسول خدا صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «هر گاه یکی از شما کاری انجام میدهد، بر اوست که آن را محکم و استوار به انجام برساند.» (2)همچنین آن حضرت میفرماید: «هر که با مسلمانی تقلب کند یا به او زیان رساند یا با وی حلیه کند، از ما نیست». (3)
متأسفانه تعداد زیادی از کالاها با کیفیت نامناسب در جامعه تولید میشود، بهگونهای که بسیاری از هموطنان به استفاده از آنها رغبتی نشان نمیدهند. ناکافی بودن هزینههای پژوهشی، نبود آموزش و به کار نگرفتن نیروهای کاردان، شماری از علل کیفیت نامناسب برخی کالاهاست، ولی برخی دیگر، به دلیل کمرنگ شدن
ارزشهای دینی و اهمال کاری است. البته این روحیه با ارزشهای دینی و انسانی مانند غیرت، وجدان و جوانمردی سازگاری ندارد. افراد هم نباید با توجیههای نامعقول و بهانههای واهی، از جمله کمی حقوق، تبعیض و تشویق نشدن، از مسئولیتهایی که پذیرفتهاند، شانه خالی کنند. این کار موجب خسارت به دیگران و در نهایت کاهش بهرهوری در جامعه میشود. در این مبحث، به دو نمونه از این اهمال کاریها میپردازیم.
بخش ساختمان متشکل از تأسیسات زیربنایی؛ یعنی بناهای مسکونی و غیرمسکونی نظیر شبکههای راه و ترابری اعم از راه آهن، بزرگراهها، جادهها، شبکههای آب، برق، گاز، تلفن، سدها، بندرها، پلها و دیگر تأسیسات است. بخش ساختمان به عنوان سرمایه فیزیکی کشور، به همراه سرمایههای طبیعی و انسانی، در اقتصاد و توسعه ملی و رفاه و بالا بردن سطح کیفی زندگی مردم، نقش تعیین کنندهای دارد، به گونهای که تصور زندگی و فعالیت اقتصادی بدون وجود این تسهیلات بسیار دشوار مینماید. ازاینرو، سطح عمومی زندگی، با کیفیت، استحکام و کارآیی محصولات نهایی بخش ساختمان ارتباط مستقیم دارد.
با تمام ارزش و اهمیت بخش ساختمان، کیفیت بهرهوری آن به دلایل مختلف، از جمله نبود وجدان کاری پیمانکاران یا تولید کنندگان مصالح و نظارت ناکافی دستگاههای مسئول، مناسب نبوده و نیست. فروریختن ساختمانهای نوساز، نشست جادهها، تخریب پلها و سوراخ بودن سدها، شماری از حوادث مربوط به این بخش است. برخی افراد سودجو و تولید کنندگان غیرمجاز نیز با سوءاستفاده از گرانی مصالح ساختمانی نظیر سیمان و آهن، مصالحی را تهیه و توزیع میکنند که استحکام لازم را ندارند. تیرآهنها، پروفیلها و میلگردهای بیکیفیت، نمونهای از این کالاهاست. «تعدادی از این کارگاهها، میلگردهای سایز بالا و شمشهای تهیه شده از ضایعات را با دستگاههای مخصوص
آنقدر میکشند و ضربه میزنند که به اندازه دلخواه برسند و آن وقت با دستگاه پرس، نقش آج روی آنها حک میکنند و به عنوان میلگرد آجدار استاندارد وارد بازار میکنند. همینطور تعدادی از کارگاههای غیرمجاز، ضایعات فلزی را در کورههای دستساز ذوب و به انواع آهنآلات تبدیل میکنند. این نوع آهن آنقدر ترد و شکننده است که گاه هنگام جابهجایی میشکند. این آهنآلات بهطور گسترده و به دور از کنترل با ظاهری نو و استاندارد در بنگاهها خرید و فروش میشوند و در نهایت به دست مصرفکنندهای میرسند که آگاهی لازم در مورد آنها ندارد».(1)
اهمال کاری در بخش ساختمان، تنها به این مورد خلاصه نمیشود. از همه عادیتر، حوادث فراوانی است که در اثر اهمال کاری سازمانهایی نظیر آب، برق، گاز، مخابرات و شهرداری در کوچهها و خیابانهای شهرها و روستاها روی میدهد. جالب اینکه «سالانه پنجاه درصد از اعتبارات عمرانی شهرداریها، معادل سیصد میلیارد تومان فقط صرف آسفالت و بهبود معابر میشود.» (2)نتیجه این همه اهمال کاری و نبود وجدان کاری، به هنگام بروز حوادث طبیعی مانند سیل و زلزله به شکل فاجعهای عظیم رخ مینماید و خسارتهای مالی و جانی فراوانی بر کشور و مردم تحمیل میکند.
در بخش تولید مواد غذایی، نان از بخشهایی است که کیفیت مطلوبی ندارد. بخشی از مشکلات نان به آموزش ندیدن نانواها و آرد نامطلوب مربوط است، ولی بیشتر مشکلات ناشی از نبود وجدان کاری است. بیشتر تولیدکنندگان نان به خود زحمت نمیدهند خمیر را به شیوه اصولی تهیه کنند. از اینرو، نان پس از گذشت
اندکزمانی از پخت، بیات میشود و قابل مصرف نیست. گاهی هم به دلیل بیدقتی در هنگام پخت میسوزد یا خمیر میشود. آنان ترجیح میدهند چنین نانی را در گونیهایی که برای ضایعات نان تهیه کردهاند، قرار دهند؛ زیرا یارانهای بودن قیمت آرد موجب میشود حتی فروش نان به صورت ضایعات نیز برای آنها باصرفه باشد. خریداران ضایعات نان نیز آنها را در اختیار دامداریها قرار میدهند. این نانها گاه به دلیل کپکزدگی، موجب بیماری دامها میشود و حتی در برخی موارد، این بیماریها از راه فرآوردههای دامی به انسان نیز منتقل میگردد. بهتر است بدانیم ضایعات نان در کشور، «سالانه بالغ بر هفتاد میلیارد تومان گزارش میشود». (1)
بی شک، به کارگیری سامانههای کارآمد در توزیع و انتقال مواد و امکانات، کالاها و خدمات میتواند گامی در راه تحقق عدالت اجتماعی و پیشگیری از اتلاف وقت افراد و بهکارگیری آن در جهت سازندگی باشد. با این حال، در حال حاضر در بخش توزیع و انتقال کشور، شیوههایی حاکم است که کمتر در جهت بهرهوری جامعه و افراد آن قرار دارد. در این مبحث به برخی از این شیوهها پرداخته میشود.
کشورهای پیشرفته، امروزه با برخورداری از امکانات و تولید انبوه کالاها، در فکر پیشگیری و به کمترین حد رساندن ضایعات به هنگام عرضه هستند. آنها برای تحقق این امر، به شیوههای نوین بستهبندی روی آوردهاند و کالا و مواد غذایی تولید شده را به اندازه نیاز هر فرد یا تعداد افراد یک خانواده در بستهبندیهای کوچک، متوسط و بزرگ یا به صورت عددی و دانهای به مصرفکنندگان عرضه میدارند. در کشور ما،
1) رسالت اقتصادی ماهنامه اقتصادی روزنامه رسالت، ش 3، مهر 1383، ص 6.
فرهنگ بستهبندی مناسب برای عرضه کالا بهویژه مواد غذایی کمتر دیده میشود و بیشتر به صورت فلهای، جعبهای و کیسهای است. نتیجه این نوع عرضه، افزایش میزان ضایعات مواد غذایی خواهد بود. البته عرضه نامناسب مواد غذایی، نه تنها در بخش مصارف داخلی، که در بخش صادرات کشور نیز قابل ملاحظه است؛ به گونهای که کشورهای خریدار محصولات غذایی ایران مانند پسته و زعفران، با بستهبندی مناسب، آن را با قیمتی بالاتر و حتی چندین برابر قیمت محصولات ایران به بازارهای جهانی روانه میکنند.
آب، هدیه مبارک الهی و آیینه زلال هستی است که طراوت و تازگی طبیعت را به ارمغان میآورد. درباره اهمیت آن همین بس که قرآن کریم آن را مایه حیات میداند: «وَ جَعَلْنا مِن الماء کُلَّ شَیء حیَّ؛ و هر چیز زندهای را از آب پدید آوردیم». (انبیا: 30)
با توجه به نقش حیاتی آب و اهمیت آن در توسعه و هزینههایی که برای کشف، جمعآوری، تصفیه، انتقال و مراقبت از آن انجام میشود، متأسفانه شیوه عرضه آن، بهویژه در نقاط شهری با اسراف و اتلاف همراه است. این در حالی است که امروزه کشورهای پیشرفته و پر آب جهان، به دلیل اهمیت آب سالم و کمبود آن، از شیوههای نوینی بهره میگیرند که از آن جمله، عرضه آب در بطریهای یک لیتری و جدا کردن آب شرب از آبهای مصرفی است. کشورهای پیشرفته، انواع گوناگونی از سامانههای توزیع آب را برای شرب، شست و شو، آبیاری فضای سبز یا کارهای ساختمانی در شهرها عرضه میکنند. در مقابل، در ایران که با محدودیت آب روبهرو هستیم، فقط از یک سامانه عرضه آب، آن هم به صورت لوله کشی به منازل شهری و روستایی بهره گرفته میشود. در نتیجه، 85 درصد این کالای گرانبها در سرویس و فضای سبز منازل مصرف یا از طریق شست و شو به فاضلاب تبدیل میشود. (1)
1) فصلنامه آب و فاضلاب، ش 2، مهر 1371، ص 12.
جای بسی تأسف است که اینگونه عرضه آب در کشوری صورت میگیرد که رهبر فقید آن به استفاده صحیح از آب پایبند بود. در اینجا فقط به ذکر یک خاطره از آن بزرگوار بسنده میکنیم. آقای سید رحیم میریان نقل میکند:
روزی در حال آب دادن به باغچه بودم که امام فرمود: «این آبِ خوردن نباشد.» گفتم: «نه آقا جان، این آبی است که از چاه میآید.» گفتند: «آب چاهی نباشد که مردم از آن استفاده میکنند.» گفتم: «خیر، آب چاهی است و مخصوص همین جاست و برای درختان همینجا کندهاند.» روز دیگر آمد و فرمود: «حاجی خیلی از این آب استفاده میکنی.» من تعجب کردم که میگوید از آبی که کسی از آن مصرف نمیکند، زیاد استفاده نکنید. (1)
مشکلات نظام توزیع در کشور، تنها به عرضه نامناسب کالا محدود نیست، بلکه مشمول عرضه خدمات نیز میشود و بخشی از آن به ناکارآیی ساختار اداری بازمیگردد. هر سال فرصتهای فراوانی از اوقات مفید و سازنده مردم در مراجعه به ادارهها به هدر میرود. در سالهای اخیر، تلاش شده با بهرهگیری از پست، از حجم رفت و آمدهای اداری کاسته شود، ولی خدماترسانی به دلیل گستردگی پستهای سازمانی ادارهها، کمبود نیروهای فنی و تخصصی و تعدد مراجع تصمیمگیری، هنوز به سطح بالای کارآیی و اثربخشی نرسیده است.
مشکل دیگر در این حیطه، به تمرکز مراکز خدماتی در مراکز استانهای کشور مربوط است. در این زمینه هم تلاشهای فراوانی صورت گرفته است تا بسیاری از اختیارات به مسئولان محلی و منطقهای سپرده شود، ولی هنوز افرادی که در مناطق دورافتاده زندگی میکنند، برای دریافت خدمات بهینه، از جمله خدمات بهداشتی، درمانی و فرهنگی مجبور میشوند مسافتهای طولانی را با هزینه گزاف بپیمایند و
1) غلامعلی رجایی، برداشتهایی از سیره امام خمینی رحمهالله، تهران، مؤسسه چاپ ونشر عروج، 1379، چ 4، ج 2، ص 105.
به مراکز استان و شهرهای بزرگ بروند.
در کنار این مسائل، باید به تجمع افراد تحصیلکرده و متخصص مانند: پزشک، مهندس، معلم و پرستار در مراکز استانها، بهویژه پایتخت اشاره کرد. باعث تأسف اینکه گاه این افراد به دلایل متفاوتی، به حرفهای غیر از تخصص خود اشتغال دارند. جاذبههایی هم که برای عزیمت این افراد به مناطق محروم ایجاد شده، چندان رغبتی در آنها به وجود نیاورده است. این در حالی است که همواره مسئولان مناطق محروم و دور افتاده، از کمبود نیروهای متخصص و تحصیلکرده در مناطق خود گلایهمند هستند و برای برطرف ساختن نیاز خود، مجبورند از نیروهای بومی بهره بگیرند. اینان نیز به دلیل نداشتن تخصص در آن امور، سطح بهرهوری را در حوزه خدمت خود کاهش میدهند.
عرضه ارزان و نامناسب سوخت، یکی دیگر از مشکلات سامانه توزیع در کشور است. در این میان، مشکل بنزین و گازوییل شدید است، به گونهای که «به جهت عرضه ارزان سوخت در کشور، هر ساله حدود سه میلیون لیتر سوخت [دو میلیون لیتر بنزین و یک میلیون لیتر گازوییل ]از کشور قاچاق شده و در کشوری مانند افغانستان به 5400 ریال در هر لیتر فروخته میشود». (1)
ارزانی سوخت در کشور، همچنین سبب استفاده بیش از حد خودروها در امور شهری و آمد و شدهای آن شده است، چنانکه مردم برای انجام دادن کوچکترین کارشان مانند خرید نان و میوه، ترجیح میدهند از خودرو شخصی استفاده کنند. آنها حتی هنگام رفتن به محل کار، از سوار کردن دیگران پرهیز و به تنهایی از خودرو استفاده میکنند. این مسئله نه تنها موجب مصرف بیش از حد بنزین، که موجب
1) خبر سراسری، شبکه 1 سیما، ساعت 14، 29 مرداد 1383.
آلودگی محیط زیست نیز میشود.
از جمله نمودهای دیگر عرضه نامناسب سوخت در کشور، هدر دادن سالانه میلیونها لیتر بنزین و گازوییل بر اثر بیمبالاتی و بیتعهدی برخی کارکنان و مسئولان پمپ بنزینهاست. برای مثال، «سالانه حدود نوزده میلیون لیتر بنزین فقط در تهران از باک خودروها به هنگام پرکردن سرریز میشود»(1)که در نتیجه، تبخیر یا آتشسوزی را در پیش دارد. «وقوع چهل مورد آتشسوزی در بهار 1372 در تهران»(2)از جمله این حوادث به شمار میآید.
جالب اینکه تمام این حوادث، در کشوری رخ میدهد که تصمیم دارد جهت بهرهوری و توسعه گام بردارد و سالانه میلیونها دلار یارانه برای سوخت میپردازد.
در کشورهای اروپایی که منابع انرژی و سوخت محدودی دارند، بخش سوخت، از بخشهای درآمدزا شمرده میشود. «آلمان در سال 1994، از محل نفت و گاز 6/66 میلیارد مارک به عنوان مالیات سوخت، درآمد داشته است. همچنین ژاپن و اتحادیه اروپا نیز از این بابت به ترتیب دو و سه برابر کل درآمد اوپک از صادرات نفت درآمد داشتهاند.»(3)در مقابل، در ایران، «روزانه چهار میلیون لیتر بنزین فقط در راهبندانهای تهران مصرف میشود که ارزش آن سالی چهارصد میلیون دلار است و با این میزان میتوان برخی استانها را آباد کرد». (4)
از مشکلات دیگر بخش توزیع، حمل و انتقال کالاهای تولید شده و مواد اولیه از
مراکز تولید به بازارهای مصرف است که گاه به دلیل محدودیت امکانات، کیفیت حمل و انتقال نیز پایین است. بهویژه این مسئله در انتقال آب، انرژی، مواد اولیه و میوه نمود بیشتری دارد. برای مثال، در بخش کشاورزی، آب بهطور معمول در نهرهای خاکی و بدون سرپوش از منابع آب به زمینهای کشاورزی منتقل میگردد و در این مسیر، مقدار زیادی آب در زمین نفوذ میکند یا تبخیر میشود. در بخش آب شرب هم، هر ساله به دلیل فرسودگی لولهها و تأسیسات آب و انشعابهای غیر قانونی، «از مجموع 2/3 میلیارد متر مکعب آب تولید شده، 9/0 میلیارد متر مکعب آب به هدر میرود».(1)در بخش حمل مواد اولیه هم وضعیت حمل چندان مطلوب به نظر نمیرسد.
به هر حال، اگر قصد حرکت در جهت بهرهوری جامعه داریم، باید در پی شیوههای اصولی انتقال باشیم تا از هدر رفتن مواد، انرژی، نیروها و هرآنچه در اختیار داریم، پیشگیری کنیم.
مصرف درست و به اندازه، پشتوانه بزرگی برای اقتصاد هر کشور و ملتی به شمار میآید. این مهم میتواند از کوچکترین هسته جامعه؛ یعنی خانواده آغاز شود و به کل جامعه تعمیم یابد. متأسفانه در کشور ما با وجود تأکید آموزههای دینی بر مصرف بهینه و مزایای اقتصادی و معنوی آن، در عمل، هم در خانواده و هم در اجتماع، کمتر شاهد نمونههای عملی آن هستیم.
در این مبحث میکوشیم به مصداقهایی از مصرفهای بیرویه در خانواده و جامعه بپردازیم که موجب کاهش بهرهوری در بخش مصرف میشود. منظور از مصرف بیرویه، مصرف بیش از اندازه است؛ چنان که امام علی علیهالسلام میفرماید: «مصرف بی رویه شامل هر مصرفی است که بیش از حد کفایت باشد». (2)
یکی از معضلهای بخش مصرف کشور، عادت نکردن مردم به تهیه بهاندازه نیازهای زندگی است. آنها ترجیح میدهند نیازمندیهای خود، به ویژه نیازهای خوراکی را به صورت فلّهای و انبوه بدون بستهبندی تهیه کنند. شاید این مسئله از عرضه مواد به شکل فلّهای سرچشمه بگیرد. حتی بعضیها خریدهای فلّهای و انبوه را برای تفاخر و دست و دلباز نشان دادن خود انجام میدهند و خریدهای بهاندازه و کم را به خسّت تعبیر میکنند.
خریدهای انبوه و فلّهای، میتواند دستکم به سه شکل برای خانواده مشکلساز باشد: نخست آنکه موجب راکد ماندن سرمایه خانواده میشود. دوم اینکه به مرور زمان، بسیاری از مواد خوراکی، کیفیت اولیه خود را از دست میدهند و چه بسا فاسد شوند که پس از مصرف، موجب بیماری میشوند و آنها را باید دور ریخت. سوم آنکه فضای خانه را میگیرند و افراد به فضاهایی همچون زیرزمین، انباری و کابینت نیاز پیدا میکنند.
از جلوههای دیگر مصرف نامناسب در جامعه، اسراف در پذیراییها و پخت و پز در میهمانیهاست. در برخی از این مجالس، با غذاها و میوههای متنوع و گرانقیمت در تالارها و رستورانها از میهمانان پذیرایی میکنند، در حالی که با هزینه کمتر میتوان این کار را در خانه انجام داد. همچنین زمانی که بعضی از هموطنان در خانه از میهمانان پذیرایی میکنند، عادت دارند برای نشان دادن دست و دلبازی خود، بیش از اندازه و چند نوع غذا بپزند که به اندازه چند وعده غذایی میشود. البته بسیاری از این غذاها که با هزینه فراوان تهیه شده است، پس از رفتن میهمانان، بدون اینکه حتی دستی به آنها خورده شده باشد، روانه زبالهدانی میشوند. اسلام اینگونه استفاده از نعمتهای الهی را اسراف مینامد و آن را بسیار نکوهیده است. قرآن مجید در این
باره میفرماید: «وَ کُلُوا وَاشْرَبوُا وَ لا تُسرِفوُا اِنّه لا یُحِبُّ المُسْرِفین؛ و بخورید و بیاشامید، و[لی ]زیادهروی مکنید که او اسرافکاران را دوست ندارد». (اعراف: 31)
از دیگر جلوههای اسراف در مواد غذایی، پرهیز از استفاده از غذاهای مانده است. برخی افراد از غذاهای تهیه شده تنها یک بار استفاده میکنند و اضافه آن را دور میریزند. همچنین اگر همراه خانواده برای صرف غذا به رستوران میروند، غذاهای اضافی را بدون استفاده رها میکنند. متأسفانه هنوز این فرهنگ در کشور ما فراگیر نشده است که در اینگونه موارد، از مهماندار بخواهند ظرفی مناسب بیاورد تا باقیمانده غذا را به خانه ببرند و در فرصت مناسب از آن استفاده کنند. این در حالی است که در اسلام، حتی دور ریختن آب زیاد آمده از مصرف یا هسته میوه، اسراف شمرده شده است، چنانکه امام صادق علیهالسلام میفرماید:
ملموسترین مصداق مصرف بی رویه این است که انسان از آب زیاد آمده از نوشیدن، استفاده بهینه نکند... و هسته میوهها را دور افکند.(1)
همینطور آوردهاند: «روزی امام رضا علیهالسلام دید یکی از غلامانش، که میوه نیمخوردهای را دور انداخت. آن حضرت فرمود: سبحان الله، اگر شما مستغنی شدهاید، دیگران مستغنی نیستند. آن را به کسی که محتاج باشد، بخورانید». (2)
بنابراین، بهتر است خانوادههای محترم به جای مصرف بیرویه، اعتدال را پیشه سازند و با پیروی از رفتار معصومان علیهمالسلام، هزینههای اضافی را کریمانه صرف اداره نیازمندان کنند.
استفاده نادرست از پوشاک، از دیگر مشکلات بخش مصرف است. بعضیها از
لباس خود بهینه استفاده نمیکنند. لباس میهمانی، خانه و کار برای آنها فرقی ندارد. حتی هنگام خواب حاضر نیستند لباس گرانقیمت خود را عوض کنند. بهیقین، وقتی با لباس با کیفیتی چند مدتی بخورند، بخوابند و کار و نظافت کنند، جلوه ظاهری خود را از دست میدهد و غیر قابل مصرف میشود. برای مثال، جوانی که با لباس فاخر خود ماشین بشوید یا موتور تعمیر کند، لباس به محض تماس با روغن یا آب کثیف، لکهدار میشود و کیفیت خود را از دست میدهد. اگر با آن ورزش هم بکند، ممکن است در برخورد به زمین پاره شود و کارآیی خود را از دست بدهد. همینگونه است وضعیت خانم خانه داری که بخواهد با لباس ارزشمند خود به کار پاکیزگی و آشپزی و دیگر کارهای روزانه خانه بپردازد. در هر صورت، بنا به فرموده امام صادق علیهالسلام، اینگونه رفتارها مصداق اسراف است: «ملموسترین مصداق مصرف بیرویه این است که... لباس پذیرایی را همه جا بپوشد». (1)
جالب اینکه شخص امام صادق علیهالسلام در استفاده از پوشاک دقت داشت، داود رقی میگوید: در یکی از سفرها با امام صادق علیهالسلامبه محل ینبع در نزدیکی مدینه رسیدیم. چون حضرت از خانه خارج شد، کفش قرمز رنگی را به پای ایشان دیدم. عرض کردم: ای پسر رسول خدا، این چه کفشی است که به پا کردهاید؟ فرمود: «این کفش را برای این سفر برگزیدهام؛ زیرا در برابر گِل و باران بیشتر دوام دارد». (2)
مسئله دیگر در مورد لباس، این است که برخی افراد به پیروی از مُد، از لباس تنها در مدت زمان کوتاهی استفاده میکنند و ممکن است در یک مجلس جشن پی در پی لباس عوض کنند. بسیارند کسانی که با تغییر مدل، جنس و رنگ لباسها در کوتاهمدت، از پوشیدن لباسهای پیشین احساس شرم میکنند. این مسئله بهویژه درباره خانمها بیشتر صدق میکند؛ بهگونهای که در برخی مجالس، خانمها چمدانی از لباس با خود حمل میکنند تا در
هر ساعت لباس خاصی بپوشند و به آن مباهات کنند؛ در حالی که مباهات به لباس در اسلام به شدت نهی شده است. رسول خدا صلیاللهعلیهوآله میفرماید:
هر کس جامهای بپوشد که بدان مباهات کند و مردم بدو بنگرند، خدا به او نگاه نکند تا آن لباس را بکند. (1)
اینگونه استفاده از پوشاک، مشکلات اقتصادی برای خانوادهها به بار میآورد، موجب گسترش مصرفگرایی در جامعه میشود و بر فقر و مشکلات اقتصادی جامعه میافزاید، چنانکه امام علی علیهالسلام، مصرف بیرویه را از عوامل فقر میداند: «سَببُ الْفَقْرِ الاسرافُ؛ یکی از عوامل فقر، مصرف بیرویه است». (2)
بنابراین، بهتر است در استفاده از پوشاک، میانهروی کنیم که از نشانههای پرهیزکاری شمرده شده است. امام علی علیهالسلام میفرماید:
پرهیزکاران، در دنیا دارای فضیلت برترند؛ سخنانشان راست، پوشش آنان در حد میانه و راه رفتنشان با فروتنی است.(3)
مدگرایی در آرایش لوازم خانه، یکی دیگر از جلوههای سوءمصرف در جامعه است. برخی از مردم که به پیروی از مُد علاقهمندند، تمامی لوازم خانه را از اجناسی انتخاب میکنند که به اصطلاح مد روز باشد. متأسفانه این خرجهای کمرشکن، تنها به قشر خاصی مربوط نمیشود، بلکه در بین همه اقشار جامعه، کموبیش وجود دارد. حتی گاه دیده میشود که افراد مستضعف، تحتتأثیر دیگران، برای عقب نماندن از قافله مُد، بهطور قسطی لوازمی میخرند که هزینه فراوانی دارد و مشکلات مالی
فراوانی برای آنان پیش میآورد.
به هر حال، زیادهروی در اسلام، نکوهیده است. رسول خدا صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «...مَن أَعطی فی غَیرِ حقِّ فَقَد أسرف؛ هر کس نا بجا مال و امکانات را هزینه کند، اسراف کرده است». (1)
این سرمایهها، زمانها و افکار، میتواند به جای هدر رفتن، در راههای مناسبتر و اهداف معقولتر به کار گرفته شود و روزی که از نعمتها پرسیده میشود، موجب رستگاری گردد: «ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یَومَئذٍ عَنِ النَّعیمِ؛ پس در همان روز که از نعمت [روی زمین ]پرسیده خواهد شد». (تکاثر:8)
مصرف کالاها و دستاوردهای بیگانه و ترجیح آن بر فرآوردههای داخلی، از دیگر مشکلات بخش مصرف بهشمار میآید و همانند یک بیماری، فراگیر شده است. بسیاری از مردم برای خرید کالاهای بیگانه، حتی کالاهای بُنجل و بهدردنخور آنها، با یکدیگر رقابت میکنند. جالب اینکه، این خریدها، از کوچکترین وسایل زینتی و آرایشی گرفته، تا بزرگترین لوازم صنعتی را دربرمیگیرد. بازار گرم کالاهای خارجی در داخل، موجب شده است حتی عدهای به کارهای غیر قانونی و قاچاق این کالاها به کشور روی آورند. «واردات نزدیک به بیست میلیون تن کالا به کشور در هر سال، علاوه بر نشان دادن گسترش مصرف داخلی ورای امکانات درونی و اقدامات گوناگون بخش تجاری کشور برای تداوم واردات کالاهای خارجی، بیانگر توجه مصرف کننده به آن است». (2)
توجه به مُد، تجمل و بهترینهای خارجی در مصرف داخلی، افزون بر اینکه
دهنکجی و توهین به تولید داخلی است، موجب رکود بازار و تولید داخلی میشود و سود سرشاری را به جیب شرکتهای خارجی سرازیر میسازد که میکوشند ریشه جامعه ارزشی ما را از بیخ و بن برکنند. به یقین، ادامه این روند، موجب وابستگی بیشتر کشور به فرآوردههای بیگانه میشود و نتیجهای جز سلطه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بیگانه نخواهد داشت. امام صادق علیهالسلام میفرماید:
جامعه اسلامی تا زمانی که الگوی مصرف بیگانگان را تقلید نکند، در مسیر سعادت و نیکبختی است، ولی آنگاه که به شیوه بیدینان لباس بپوشد و خوراک خورد، به خواری میافتد.(1)
هرچند تولید زباله از سوی انسان امری اجتنابناپذیر است، وجود الگوی نامناسب مصرف در کشور، موجب شده است تا تولید زباله در ایران بیش از حد متعارف باشد. بر اساس آمارهای موجود «در ایران سالانه 45 هزار تن زباله تولید میشود که هزینه حمل هر کیلوگرم زباله از منزل تا محل دفن، معادل 175 ریال است که در تهران سالانه بیش از سیصد میلیارد ریال میشود و به علت رعایت نشدن ساعت تحویل زباله، به این مقدار باید صد میلیارد نیز اضافه کرد».(2)
البته بخش عمدهای از این زبالهها با فنآوری بازیافت، ارزش اقتصادی مییابد، ولی در حال حاضر «فقط 9/5 درصد زبالههای شهری در کشور با مجموع شرایط موجود و امکانات، امکان بازیافت دارند و از مهمترین دلایل موجود در مسیر بازیافت، تفکیک نشدن زبالههای شهری در ایران است».(3)
از سوی دیگر، بخش عمدهای از زبالهها به صورت نخاله ساختمانی است که بازیافت ناپذیرند و فضای زیادی را اشغال و چهره طبیعت را نازیبا میکنند.
مصرف دارو برای درمان دردها لازم است، ولی در کشور ما، همانند مصرف مواد غذایی از الگوی خاصی پیروی نمیکند و بیرویه مصرف میشود. حتی شاید بتوان گفت خود مصرف بیرویه دارو، موجب ایجاد درد دیگری میشود. امام علی علیهالسلام میفرماید: «چه بسا دارویی که دردی را بهبارآورد»؛(1)زیرا در برخی موارد، افراد به جای مدارا کردن با درد، برای بهبودی به داروهای گوناگون و گاه زیانبار پناه میبرند. این در حالی است که بنا به فرمایش حضرت، با برخی بیماریها باید مدارا کرد: «تا زمانی که میتوانی، با بیماریات بساز». (2)
به هر حال، در حال حاضر، مصرف داروهای مجاز در ایران بیش از 5/1 برابر استاندارد جهانی است. جالب اینکه در این برآورد، در هر نسخه پزشکی، پنج قلم دارو در نظر گرفته شده است، درحالیکه بسیاری از پزشکان بیش از این مقدار دارو تجویز میکنند. بررسیها نیز نشان میدهد که در بسیاری از مناطق کشور، بیماران ترجیح میدهند نزد پزشکی بروند که چندین قلم دارو تجویز میکند. آنها حتی بر تجویز داروهای تزریقی تأکید دارند و ملاک انتخاب پزشک برای آنها، میزان تجویز داروست. این درحالی است که دارو، سرمایه ملی کشور است و تجویز بیش از نیاز آن، موجب میشود این سرمایه ملی در خانهها انبار و سپس دور ریخته شود.
ازاینرو، برای حفظ این سرمایه ملی بهتر است سازمانهای مسئول، مانند سازمان نظام پزشکی و وزارت بهداشت و درمان، در پیشگیری از تجویز داروهای
غیرضروری در نسخههای پزشکی، اقدام اساسی انجام دهند. همچنین باید به مردم آموزش داده شود بهطور کامل از داروها استفاده کنند و داروهای اضافی خود را پیش از گذشت تاریخ مصرف آن، به سازمانهای مسئول تحویل دهند تا در نقاط محروم کشور در اختیار بیماران نیازمند قرار داده شود.
پول و اسکناس، سرمایه ملی است که دولت هر ساله میلیاردها تومان صرف چاپ و تکثیر آن میکند. متأسفانه به دلیل شیوههای نامناسب بهرهگیری از آن، عمر متوسط پول، بهویژه اسکناس، بسیار کم و خسارت ناشی از آن فراوان است. «بر اساس یک برآورد، عمر متوسط اسکناس در ایران حدود سه سال است، درحالیکه این رقم در کشورهای پیشرفته هفت تا هشت سال است. سالانه در ایران، حدود شش میلیارد تومان بر اثر پارگی اسکناس به سرمایه ملی کشور خسارت وارد میشود». (1)
متأسفانه گاهی برخی از این پارگیها از روی عمد اتفاق میافتد. این امر در اسلام نکوهش شده است؛ چنانکه امام رضا علیهالسلام میفرماید: «پاره کردن درهم و دینار، ... از کارهای فاسد و نادرست است». (2)
بیشک، اگر بخواهیم خسارت ناشی از آلودگی اسکناسها را نیز به آن اضافه کنیم، خسارت چندین برابر میشود.
وسایل، اموال و امکانات فراوانی که در اختیار افراد جامعه، سازمانها و ادارهها گذاشته میشود، متعلق به عموم مردم است. ازاینرو، هم کارکنان سازمانها و هم
افراد جامعه باید به صورت بهینه از آنها بهره گیرند. لازم است همان دلسوزی را که در مورد اموال شخصی خود دارند، درباره اموال عمومی به کار گیرند، ولی متأسفانه کسانی به دلیل ناآگاهی از مسائل دینی و حقوق شهروندی، به آن توجهی ندارند. آنها حتی در مورد حفظ و نگهداری اموال خصوصی دیگران اهتمام بیشتری دارند، درحالیکه حفظ اموال عمومی، از اصلیترین وظایف مسلمان متعهد به شمار میآید.
بیشترین نمود این بیمبالاتیها، در استفاده نامطلوب از وسایل و امکانات عمومی، نظیر اتوبوسها، سرویسهای بهداشتی، امکانات مدارس، پارکها و فضاهای سبز شهری دیده میشود. برای مثال، در داخل شهرها کمتر اتوبوس نویی را میتوان یافت که صندلی آن نشکسته، یا روکشش پاره نشده، یا واژه زشتی روی آن نوشته نشده باشد. وضعیت اتوبوسهای کهنه و فرسوده هم معلوم است. اوج این بیمبالاتیها در پایان بازیهای فوتبال باشگاههای داخل کشور، بهویژه در تهران است که طرفداران دو تیم پرطرفدار پایتخت در پایان بازی، عقدههای خود را با شکستن سقف، شیشهها و صندلیهای اتوبوسهای شرکت واحد خالی میکنند. بدین ترتیب، عمر مفید این وسایل عمومی را که با دسترنج مردم تهیه میشود، به شدت کاهش میدهند و میلیونها تومان خسارت به بیتالمال وارد میسازند. این در حالی است که برخی قطعههای این اتوبوسها با قیمت گزاف از خارج وارد میشود.
همینگونه است فرهنگ بهره برداری از محیطهای طبیعی؛ چنانکه در ایام تعطیل، هموطنانی که برای تفریح و استراحت به محیطهای طبیعی میروند، به ویژه در محیطهای خشک و کم آب، درختانی را که با مشقت و هزینه فراوان در این مناطق رشد کردهاند، برای روشن کردن آتش، قطع میکنند و میسوزانند.
آتشسوزیهایی که در محیطهای جنگلی هر ساله به دلیل سهلانگاری و بیمبالاتی هموطنان در استفاده از این محیطها اتفاق میافتد، کم نیستند و خسارتهای فراوانی هم وارد میسازد. باید پذیرفت که جبران این خسارتها بسیار
مشکل است؛ زیرا جنگل و مرتع را نمیتوان قیمتگذاری یا از خارج وارد کرد.
به هر حال، اگر هر کدام از مردم از امکاناتی که در اختیار دارند، به درستی بهره گیرند، میتوانند گامی در راه بهرهور ساختن جامعه بردارند.
ذخایر و منابع طبیعی مانند آب، خاک، جنگل و انرژی، ارزشمندترین ثروت یک کشور است و پشتوانه عظیمی برای اقتصاد بهشمار میآید. با تمام اهمیتی که منابع و ذخایر طبیعی دارد، شیوه بهرهبرداری از منابع و ذخایر کشور ما، وضعیت مطلوبی ندارد. در اینجا به بعضی از این موارد اشاره میکنیم:
هماکنون برای مصارف شهری و روستایی، صنعت و کشاورزی، از شیوههای مختلفی برای بهرهبرداری از منابع آبی کشور بهره گرفته میشود که کمتر در جهت بهرهوری است. بر اساس برخی ارزیابیها، «بارندگی سالانه ایران حدود 400 میلیارد مترمکعب است که از این مقدار، 270 میلیارد مترمکعب به صورتهای مختلف تبخیر یا از دسترس خارج میشود». (1)
با این حال، از 130 میلیارد مترمکعب آب باقیمانده نیز استفاده درستی نمیشود؛ زیرا فرهنگ مصرفگرایی چنان افسارگسیخته پیش میرود که حتی از کشورهای پرآب جهان، مانند کشورهای اروپایی نیز پیشی گرفته است؛ بهگونهای که «مصرف سرانه آب لوله کشی آشامیدنی در ایران، حدود 142 مترمکعب در سال است که از مصرف سرانه برخی از کشورهای پرآب مثل اتریش [108 متر مکعب در سال ]و
1) مجموعه مقالات و سخنرانیهای دومین کنگره ملی بهرهوری ایران، ص 312.
بلژیک [105 مترمکعب در سال] بیشتر است». (1)
برای آگاهی بیشتر از موضوع، کافی است میانگین مصرف سرانه آب کشور را با میانگین مصرف سرانه آب در جهان مقایسه کنیم. «میانگین مصرف سرانه آب در جهان در بخشهای صنعت، کشاورزی و شهری و روستایی، حدود 580 متر مکعب برای هر نفر در سال است، ولی این رقم در ایران که کشوری کم آب بهشمار میآید، حدود 1300 مترمکعب است»؛ (2)یعنی چیزی حدود دو برابر سطح میانگین مصرف سرانه جهانی. برای مثال، «سهم بخش کشاورزی از آب استحصال کشور، 90 درصد است که 35 درصد آن مصرف و بقیه به اشکال مختلف تبخیر یا جذب زمین شده، از چرخه مصرف خارج میشود.»(3)این در حالی است که میتوان بخشی از این اتلاف آب را در بخش کشاورزی با بهکارگیری روشهای پیشرفته آبیاری کاهش داد. آبیاری تحت فشار، یکی ازاینروشهاست، بهطوری که «متوسط آب مصرفی برای هر هکتار از اراضی باغی و زراعی در طول یک دوره زراعی، 12 هزار مترمکعب است، ولی میتوان با آبیاری تحت فشار، آن را به 6200 مترمکعب کاهش داد». (4)
در بخش صنعت هم مصرف آب در حال حاضر زیاد نیست، ولی مقدار آبی که مصرف میشود، به دلیل آلوده شدن به مواد شیمیایی و میکروبی و آلودهکنندههای خطرناک مانند جیوه و سرب، در مجاری رودها رها یا از راه چاهها وارد سفرههای زیرزمینی میشود، آب آن را آلوده میکند و به مشکلات زیستمحیطی دامن میزند.
به هر حال، موارد یاد شده، بیانگر اتلاف و اسراف بیش از اندازه منابع آب در
کشور است که با اصلاح فرهنگ (1)مصرف، میتوان انتظار بهرهوری بیشتری از آب داشت.
خاک یکی از منابع ارزشمند حیات بشری است که «برای تشکیل یک سانتیمتر آن در روی زمین، بیش از هزار سال زمان نیاز است.»(2)ازاینرو، باید از آن به درستی بهرهبرداری کرد؛ زیرا با بهرهبرداری نادرست از آن، فرسایش خاک پیش میآید که پیآمدهای فراوانی دارد. از جمله، فرسایش خاک میتواند زمینهای کشاورزی را به بیابان تبدیل کند، راههای بیابانی را مسدود سازد، محصولات غذایی را کاهش دهد، هوای شهرها و روستاها را با گرد و غبار آلوده کند، سیل راه بیاندازد، سدها، دریاچهها و منابع آب را از خاک انباشته کند و خرج فراوانی بر دوش ملت و دولت بگذارد. متأسفانه هرساله به دلیل فرسایشهای آبی و بادی خاک و دخالتهای بیرویه انسان، چرای بیرویه دام، بهرهبرداری بیش از حد از خاک، شخم زدن نامناسب و آبیاری زمین با آبهای شور و کندن بوتهها و درختچهها برای سوخت، میلیونها تن خاک از بین میرود و بر مناطق بیابانی کشور افزوده میشود. «فقط فرسایش آبی، سالانه حدود 5/1 میلیارد تن خاک را در کشور از بین میبرد». (3)
اهمیت این مسئله را زمانی بهتر درک میکنیم که بدانیم بیش از نیمی از کشور را مناطق کوهستانی و بیابانهای خشک فرا گرفته است و هرساله با افزایش جمعیت، نیاز به مواد غذایی بیشتر میشود. پس بهتر است به فرموده رسول گرامی اسلام
صلیاللهعلیهوآله، حرمت خاک و زمین را حفظ و از آن بهتر استفاده کنیم: «حرمت زمین را نگه دارید؛ زیرا زمین به منزله مادر شماست». (1)
جنگل و مرتع، از با ارزشترین منابع ملی کشور به شمار میآید که نقش مهمی در زندگی و اقتصاد افراد جامعه ایفا میکند. جنگلها با تعدیل هوا، فراهم آوردن فرآوردههای صنعتی، ساختمانی و پزشکی مورد نیاز و از همه مهمتر، حفظ خاک و پیشگیری از سیلاب و پیآمدهای ناشی از آن، شرایط مساعدی برای زندگی انسان فراهم میآورند. اگر در منطقه وسیعی، درختان جنگلی قطع شود، تعرق گیاهان کاهش مییابد که به کاهش بارندگی و خشک شدن خاک و گسترش مناطق بیابانی میانجامد. کارشناسان میگویند: «اگر جنگلی یک دلار چوب بدهد، میتواند بیش از 110 دلار آب بدهد. همین طور بر این باورند با از بین رفتن هر 260 هکتار جنگل، 750 نوع درخت، 500 نوع گل، 125 نوع پستاندار، 400 نوع پرنده، 100 نوع پروانه و تعداد بیشماری حشره از بین میرود». (2)
پس جنگل از باارزشترین منابع طبیعی است که با هیچ بهایی نمیتوان آن را قیمتگذاری کرد. البته در کشور ما متأسفانه روند تخریب جنگل با شدت ادامه دارد، بهگونهای که «سالانه چهار درصد جنگلهای کشور نابود میشود.»(3)گستره تخریب جنگل به حدی است که «در طول چهل سال اخیر، سی درصد جنگلهای کشور کم شده است و گستره تخریب مراتع به حدّی است که از صد میلیون هکتار در سال
1972
م. بود، به نود میلیون هکتار در حال حاضر رسیده است.»(1)«میزان رویش طبیعی سالیانه جنگل در کشور که هفت مترمکعب در هکتار است، بهعلت برداشتهای غیرقانونی، حداکثر میانگین رویش، به سه مترمکعب در هکتار رسیده است».(2)
به عبارتی، سالانه میلیونها مترمکعب از ذخیره چوب و منابع ملی کشور که به راحتی قابل تجدید نیست، برداشت میشود. به این مسئله، آتشسوزیهای مکرر را نیز باید اضافه کرد که موجب تخریب سریعتر آن شده است. «در گذشتهای نه چندان دور، حدود یازده تا هجده درصد خاک کشور را جنگل پوشانده بود که این رقم در حال حاضر به 4/7 درصد کاهش یافته است.»(3)در سالهای اخیر، این امر از راه ایجاد سیلاب خسارتهای فراوانی به کشور وارد کرده است.
درباره مراتع هم باید گفت با تمام اهمیتی که مراتع در تنظیم نظام هیدرولوژیک، آبخیزها، جلوگیری از جریان سیلابها و همینطور تولید علوفه و در نتیجه تولید گوشت قرمز، محصولات متفرقه دارویی، صنعتی و خوراکی دارد، سرعت تخریب آنها از جنگلها هم سریعتر است. «سالانه 1 تا 5/1 میلیون هکتار از سطح مراتع کشور بر اثر انهدام پوشش گیاهی [هر ثانیه 50 مترمربع] کاسته و به مساحت کویر اضافه میشود و اقدامات انجام گرفته، به هیچوجه کار ساز نبوده است.» (4)شگفت آنکه این روند تخریب در کشوری روی میدهد که باورهای دینی مردم، درخت و درختکاری را مقدس شمرده است. رسول گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله در این زمینه میفرماید:
حتی اگر رستاخیز بهپا شود و نهالی در دست یکی از شما باشد، اگر میتواند آن را
بکارد، باید بکارد. (1)
هر که درختی بنشاند، خدا به اندازه میوهای که از آن درخت برون میشود، پاداش برای وی ثبت میکند. (2)
هر که درختی بکارد، هر بار انسان یا یکی از مخلوقات خدا از آن بخورد، برای وی صدقهای ثبت میشود. (3)
انرژی، موتور حرکت هر جامعه به شمار میآید. چرخ صنعت و ماشین بر مدار انرژی میچرخد و تولید و مصرف اصولی و منطقی آن، بیانگر رشد و پیشرفت هر کشور است. خوشبختانه کشور ما دارای منابع غنی انرژی، بهویژه نفت و گاز است و در زمینه انرژیهای دیگر مانند انرژی آب، باد و انرژیهای نو مانند انرژی خورشیدی و زمینگرمایی نیز زمینه و شرایط مطلوبی دارد.
متأسفانه با بالارفتن استانداردهای زندگی و سطح رفاه عمومی جامعه و افزایش تولیدات و همینطور شیوههای غلط مصرف در بخشهای مختلف، ازجمله مصرف خانوارهای شهری، حمل و نقل، صنعت و کشاورزی، سطح مصرف انرژی در کشور به صورت بیرویه افزایش یافته است. برای مثال، سالانه میلیاردها ریال یارانه فقط برای وارد کردن بنزین از خارج از سوی دولت پرداخت میشود. بر اساس پژوهشی برای بررسی مصرف انرژی در کشور «مصرف سرانه انرژی در ایران، بالاترین نرخ سرانه دنیاست؛ به گونهای که مصرف انرژی در کشورهای پرجمعیتی مانند چین 33 درصد، هند 19 درصد و اندونزی 14 درصد کمتر از ایران است».(4)
جدول زیر، بیانگر وضعیت بهره برداری از انرژی در بخشهای مختلف کشور و همینطور حاملهای انرژی در بخش خانگی و تجاری است.
بخش مصرف انرژیمیزان درصدسهم حاملهای انرژی در بخش خانگی و تجاریمیزان درصد مصرفی
خانگی40 درصدگاز سبک54 درصد
حمل و نقل1/27 درصد فرآوردههای نفتی37 درصد
صنعت6/27 درصدفرآوردههای نفتی
کشاورزی9/4 درصدبرق9 درصد
دیگر بخشها 4/0 درصد
همانگونه که در جدول (1)میبینید، بیشترین مصرف کننده انرژی در کشور، بخش مصرف خانگی و حمل و نقل است که کمترین نقش را در تولید به عهده دارند. این درست بر عکس کشورهای توسعه یافته است که بیشترین مصرف انرژی را در بخش صنعت دارند و از این راه درآمد کسب میکنند. این مصرف بیرویه انرژی در کشور، سالانه افزون بر تحمیل میلیونها دلار هزینه بر دولت و جامعه و هدر دادن آن، موجب آلودگی محیط زیست میشود. «یک خانواده متوسط شهری، در سال معادل 5/15 بشکه نفت خام انرژی مصرف میکند و در همین مدت، باعث تولید و پراکنش 67/4 تن گاز گلخانهای میشود».(2)یک خانواده برای پخت و پز، سالانه «دو تن گاز گلخانهای تولید میکند»،(3)در حالی که با بهرهگیری از تمام منابع انرژی و همینطور شیوههای بهینه مصرف، میزان هزینهها و آلودگی را میتوان کاهش داد.
در پایان این بحث لازم است یادآور شویم هدف از برشمردن مشکلات بهرهوری کشور، ردیف کردن نقطهضعفهای کشور و چشمپوشی از خدمات خالصانه مسئولان دستگاههای مربوط و ایجاد روحیه ناامیدی در بین آن عزیزان نیست. در مدتی که بحث بهرهوری در کشور قوّت گرفته، تلاشهای فراوانی انجام شده است تا بهرهوری در کشور به سطح مطلوب برسد. آقای سیدمحمد خاتمی، رئیس جمهور وقت در ششمین کنگره ملی بهرهوری، بخشی از این موفقیتها را چنین عنوان کرد:
هدف گذاری جسورانه ارتقای بهرهوری در برنامه چهارم توسعه به میزان 3/31 درصد از کل رشد اقتصادی کشور، در شرایطی صورت گرفته است که بسیاری از کشورهای موفق در امر بهرهوری، به این هدف طی سالیانی بسیار طولانی دست یافتهاند. برای نمونه در کشور مالزی، این سهم طی دوره زمانی 1971 تا 1990 به میزان 13 درصد بوده است و ارتقای آن به عدد 25، طی دوره ده ساله، یعنی از 1990 تا 2000 میسر شده است. (1)
به یقین، با تلاش بیشتر و برطرف ساختن موانع موجود، رشد بهرهوری در کشور شتاب بیشتری خواهد گرفت؛ به شرط آنکه بنا به گفته لویی پاستور:
در هر حرفهای که هستیم، نه اجازه دهیم که به بدبینیهای بیحاصل آلوده شویم و نه بگذاریم که بعضی لحظات تأسف بار که برای هر ملتی پیش میآید، ما را به یأس و ناامیدی بکشاند. در آرامش حاکم بر آزمایشگاهها، کتابخانهها، [سازمانها و اداره ها ]کار و زندگی کنیم و نخست از خود بپرسیم: برای یادگیری و خودآموزی چه کردهایم. سپس همچنان که پیش میرویم، بپرسیم برای کشورمان چه کردهایم. این پرسش را آنقدر ادامه دهیم تا به این احساس شادیبخش و هیجانانگیز برسیم که شاید سهمی کوچک در پیشرفت و اعتلای بشریت داشتهایم. اما هر پاداشی که منطق زندگی به تلاشهایمان بدهد یا ندهد، هنگامی که به پایان تلاشهایمان نزدیک میشویم، هرکدام باید حق آن را داشته باشیم که با صدای بلند بگوییم من آنچه را در توان داشتهام، انجام دادهام. (2)
خانواده، سازمانهای اجتماعی و دولت در ارتقای فرهنگ بهرهوری، نقش اساسی دارند. در این فصل به وظایف هر یک از آنها میپردازیم.
خانواده، اولین و مهمترین جایگاه شکلگیری شخصیت، فرهنگ، اندیشه و اعتقاد فرد است. خانواده، ابتداییترین آموزشگاه و نهاد اجتماعی است که انسان در آن چگونه زیستن را در دامان پدر و مادر میآموزد. کودک و نوجوان در بسیاری از رفتارها و گرایشهای خود، از قبیل گرایش به شرکت در کارهای خیر و اهمیت دادن به کار و تلاش، وظایف و تکالیف دینی و برنامهریزی برای زندگی، از تجربههای خوشایند تربیتی در خانه و خانواده اثر میپذیرد. ازاینرو، بهتر است زاویه توجه بهرهوری در ابتدا به خانواده معطوف باشد. به یقین، اگر همه افراد خانواده با مفهوم بهرهوری و شیوه زندگی بهتر و متعالیتر آشنا شوند، در آن مسیر گام مینهند و در بهبود فعالیتهای فردی و اجتماعی خواهند کوشید؛ زیرا هوشیار کسی است که همواره در فکر بهبود وضعیت موجود باشد. امام علی علیهالسلام دراین باره میفرماید: «زیرک کسی است که امروزش بهتر از دیروز اوست». (1)
در این بخش به مهمترین مسائلی میپردازیم که میتواند افراد خانواده و جامعه را به بهرهوری برساند.
بدون شک، دانش بهرهوری، از علومی است که برای دنیا و آخرت هر فرد بسیار
1) ترجمه و شرح غرر الحکم و درر الکلم موضوعی، ج 2، ص 393.
سودمند است؛ زیرا با فراگیری آن، امکان بهرهبرداری بهینه از امکانات، فرصتها و لحظههای زودگذر عمر فراهم میشود. ازاینرو، برای بهبود بهرهوری در خانواده، پیش از هر چیز باید والدین و دیگر بزرگسالان با اصول بهرهوری و منابع آن آشنا شوند. سپس روشهای مختلف آموزش این امور را به دیگران بیاموزند. در این صورت، والدین میتوانند با استفاده از داشتههای خود، از راه رفتار، گفتار و ابزار آموزشی و تربیتی، اصول بهرهوری اسلامی را براساس سفارش رسول گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله به فرزندان بیاموزند: «أَکْرِمُوا اَوْلادَکُمْ وَ أَحْسِنوُا آدابَهُمْ؛ فرزندان را گرامی بدارید و به آنان آداب نیکو بیاموزید». (1)
بیشک، فرزندانی که اینگونه تربیت شوند، به بهرهوری خانواده و جامعه کمک خواهند کرد. خوشبختانه در فرهنگ غنی اسلام، آموزههای ژرف و دستورهای دقیقی در مورد بهرهوری وجود دارد که توفیق عینی و عملی در گرو توجه و عمل به آنهاست؛ معیارهای ارزشمندی همچون: ناظر دانستن خدا بر رفتار، دقت در کارها، اتقان و محکم کاری، حسن انجام عمل، تعاون، تقسیم، اولویتبندی و تداوم کار، قدردانی از فرصتها و نعمتها و نگهداری از اموال. اگر دستگاههای فرهنگی کشور و همین طور مبلّغان دینی، این معیارها را به صورت صحیح و اصولی به افراد خانواده و بهویژه والدین و بزرگسالان آموزش دهند، میتوانند هدایت اقشار جامعه را در دست گیرند. بدین ترتیب، شاهد بازدهی بالا، کارآیی مطلوب، کاهش هزینهها و در نهایت افزایش بهرهوری در خانواده و جامعه خواهیم بود.
در گذشته، فرهنگ تولید و بازدهی در خانواده ایرانی پررنگ بود و بخش چشمگیری از تولید ملی را تشکیل میداد. در حال حاضر هم با جوانی جمعیت کشور، بهتر است به گونهای عمل شود تا هر خانواده ایرانی به خودکفایی نسبی برسد
1) نهج الفصاحه موضوعی، ص 29.
و بتواند برای برطرف ساختن نیازها از تولید خود بهرهگیرد. البته بیشتر خانوادههای شهری به دلیل ویژگی شهرنشینی و محدودیتهایشان نمیتوانند همانند خانوادههای روستایی، گوشت، لبنیات، حبوبات و غلات را تولید و بسیاری از نیازمندیهای خود را تأمین کنند. در این میان، دولت میتواند با تقویت بیشتر امکانات در روستاها، خانوادههایی را که در حال حاضر خوشنشین هستند و هیچگونه فعالیت تولیدی ندارند، به تولید بیشتر تشویق کند.
افزون بر آن، در جوامع شهری هم میتوان زمینههای آموزش رشتههای خاص هنری، فنی، صنایع کوچک و مونتاژ وسایل را برای افراد خانواده، بهویژه بیکاران، بانوان و سالمندان فراهم آورد تا در فرصتهای مناسب به آن بپردازند. پس اگر میخواهیم در جامعه به بهرهوری برسیم، باید هر ایرانی که توانایی کار و تولید دارد، در این جهت گام بردارد و محیط خانه را با رعایت اصول و حق دیگران، به کارگاهی کوچک برای تولید بدل سازد.
ارزش وقت در اسلام به اندازهای است که رسول گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله در سفارش به ابوذر رحمهالله میفرماید: «ای ابوذر، در مورد عمر خود حریصتر از پول و ثروت خود باش».(1)
امروزه شتاب در بهرهگیری از فرصت، بیش از گذشته اهمیت دارد؛ زیرا بهبود شرایط کار، کم شدن مدت کار، مصرف وسایل رفاهی و اختصاص یافتن روزهایی به تعطیلات، اوقات فراغت فراوانی را برای خانوادهها فراهم میآورد. بهویژه این موضوع در فصلهایی از سال از جمله در تابستان که با تعطیلی مراکز آموزشی همراه است، اهمیتی دو چندان مییابد و برنامهریزی مناسب را ضروری میسازد که شکوفاکننده استعدادهای انسانی با کمترین هزینه باشد. متأسفانه اوقات فراغت بسیاری از خانوادهها به علتهای مختلف به بیهودگی میگذرد و
1) امالی، ص 527.
نمیتوان آن را تفریح و استراحت یا تولید و خدمت نامید. با آموزش فرهنگ بهرهوری و مدیریت زمان از طریق دستگاههای فرهنگی، بهویژه رسانه ملی به خانوادهها میتوان آنها را تشویق کرد که برای لحظات شیرین زندگی خود برنامه مناسبی بریزند. در این زمینه میتوان روش بزرگان را نیز الگو قرار داد. «امام خمینی رحمهالله نمیگذاشت حتی چند دقیقه از عمرشان بیهوده بگذرد؛ چنان که در فاصله بعد از نماز ظهر و عصر تا هنگام صرف ناهار که بیش از دو دقیقه نمیشد، قرآن را بر میداشت و میخواند». (1)
امروز که بر عمل تو را دسترس است
غافل منشین که زندگی یک نفس است
خود قافله عمر کشاند ما را
وین ضربه قلب تو صدای جرس است (2)
در حال حاضر، الگوی مصرف خانواده به هیچوجه با منافع ملی، امکانات داخلی تولید و درآمد و منافع بیشتر خانودههای ایرانی متناسب نیست. ازاینرو، انتخاب در الگوی مصرفی که مناسب با وضعیت کشور و تأمین کننده منافع خانواده باشد، ضروری به نظر میرسد.
اگر به فکر بهرهوری جامعه و خانواده هستیم، ناگزیریم عادت غلط مصرف کالاهای خارجی را ترک و تولید داخلی را مصرف کنیم؛ هرچند در برخی موارد ممکن است تولید داخلی، کیفیت کالاهای خارجی را نداشته باشد.
نکته مهم این است که اصلاح انگیزه مصرف و جهتدهی گرایش مردم به سوی
کالاهای ساخت داخل، با صدور بخشنامه انجام نخواهد شد. این کار با ارتقای فرهنگ مصرف و تولید و اعتقاد به این باور دینی که ترک عادتهای غلط، فضیلت است، امکانپذیرتر خواهد بود. امام علی علیهالسلام میفرماید: «برترین عبادتها، چیره شدن بر عادات است.»(1)همچنین ایشان برای رسیدن به درجههای والا سفارش میکند که عادتهای ناپسند را ترک کنیم: «کسی که از عادتهای ناپسند پیروی کند، به درجههای والا نمیرسد». (2)
در واقع، مردم باید احساس کنند که ترک عادت مصرف کالاهای خارجی و گرایش به مصرف، به نفع خودشان است. همینطور باید فرهنگ اعتماد به کالاهای داخلی در جامعه تقویت و نهادینه شود. در این زمینه با تقویت باور عمومی به کالاهایی که آزموده شدهاند، میتوان الگوی مصرف داخلی را بهبود بخشید؛ بهگونهای که مردم، مصرف کالاهای داخلی را افتخاری بزرگ برای خود و کوشش در راه قطع وابستگی بدانند. با برجسته نمایی سیره علما و مشاهیر میتوان به این هدف دست یافت. برای مثال، درباره حاج شیخ عبدالکریم حائری، مؤسس حوزه علمیه قم نوشتهاند که «ایشان هیچگاه لباس از پارچه خارجی نمیپوشید. در تابستان پیراهن، شلوار و قبای ایشان همه از کرباس بود. در زمستان نیز لباسش را از پارچه ایران به نام «بَرَک» تهیه میکرد. پارچههای لباسهای آقازادههای ایشان، حاج آقا مرتضی و آقا مهدی از پارچههای کازرونی اصفهان بود. آیت اللّه حائری همواره میگفتند: ایرانی باید پارچه ایرانی بپوشد».(3)
درباره مهاتما گاندی، پدر استقلال هند نوشتهاند: «در زندان و سفر، چرخ نخریسی
به همراه داشت که آن را بهعنوان نماد صنایع کوچک و غیر متمرکز هند معرفی میکرد و بر تن پیروانش [و خودش] به جای یونیفرمهای پر زرق و برق یا مدالهای جورواجور، لباسهای زُمخت نخی بافت خانگی میپوشاند. آن لباسها به همان سرعت که پیروانش را مشخص مینمود، از لحاظ روانی نیز در به هم پیوستنشان مؤثر بود... وی میگفت برای من بسیار تأسفآور و دردناک است که ببینم مردم با شتاب زدگی و دیوانه وار به تقلید هر چیز تازه بپردازند». (1)
جواهر لعل نهرو، نخست وزیر فقید هند نیز همین گونه عمل میکرد. «وقتی در سال 1961 به فرانسه مسافرت کرد، بر عکس تمام سفارتخانهها که در اینگونه سفرهای مقامات، تمام وسواسشان این بود که درست مثل فرانسویها از مهمانان خود پذیرایی کنند، دستور داد از همان اول مهمانی تا آخر پذیرایی و دکور و مراسم، همه هندی باشد و به جای شراب، با دوغ و شیره از هنرمندان، وزرای فرانسوی و مهمانان دیگر پذیرایی شود. وقتی که مهمانان مشاهده کردند همه چیز هندی است و هند مثل کوه ایستاده است، در برابر آن همه عظمت، احساس حقارت کردند». (2)
با اتکا به مصرف تولید داخلی، میتوان خانواده و جامعه را بهرهور ساخت و از قید وابستگی رهانید. البته بهتر است این شیوه از خانوادههای مسئولان ارشد کشور آغاز شود.
گفتاری حکیمانه در بین مردم رواج دارد که: «خرید کردن، هنر نیست، بلکه هنر در نگهداری است.» این سخن ارزشمند و پرمحتوا، میتواند در بهرهوری اثرگذار باشد؛ زیرا در این زمان، مردم و خانوادهها به اندازه کوششی که برای خرید وسایل
انجام میدهند، برای نگهداری آن تلاش نمیکنند، در حالی که در اسلام بر نگهداری وسایل تأکید شده است. حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «هر که چیزی نصیبش کردهاند، در حفظ آن بکوشد.» (1)امیرمؤمنان علی علیهالسلام هم میفرماید: «نگه داشتن آنچه در دست توست، برای تو بهتر است از درخواست چیزی که در دست دیگران است». (2)
متأسفانه این موضوع در فرهنگ مصرف کشور، کمتر جایگاهی دارد. با آموزشهای رسمی و غیر رسمی، از راه رسانهها و مطبوعات، خانوادهها را با شیوههای اصولی حفظ و نگهداری وسایل و امکانات میتوان آشنا کرد تا هم در هزینههای آنها صرفهجویی شود و هم موجب بهبود بهرهوری در جامعه گردد. برای مثال، با آموزش نگهداری وسایل شخصی مدرسه (مانند دفتر و کتاب) به دانشآموزان، میتوان سالانه میلیاردها ریال صرفهجویی و از قطع هزاران درخت در طبیعت پیشگیری کرد. البته این آموزشها نباید تنها به حفظ و نگهداری اموال و وسایل خانواده محدود باشد، بلکه باید به وسایل و امکانات جامعه گسترش یابد تا آن را متعلق به خود بدانند و به صورت بهینه از آن استفاده کنند.
موفقیت در دستیابی به اهداف بهرهوری در هر جامعه، تا حدود زیادی به همکاری سازمانها و نهادهای اجتماعی و همکاری کارکنان آنها بستگی دارد؛ زیرا بخش بزرگی از امکانات، منابع، سرمایهها و نیروی انسانی را در اختیار دارند که همین مسئله، بیانگر سهم آنان در بهرهوری جامعه است. در این میان، نقش مدیران آگاه، شجاع و دلسوز در پیش گرفتن شیوههای اصولی و منطقی برای رسیدن به بهرهوری مطلوب، نقشی اساسی است که در این مبحث به آن میپردازیم.
بیشک، چارهجویی مناسب برای رسیدن به بهرهوری سازمان، از نخستین وظایف مدیران سازمانها و نهادهاست؛ زیرا به فرموده امام علی علیهالسلام، «اساس اصلاح در زندگی، تدبیر است.» (1)در پرتو تدبیر مناسب است که از اشتباهها و لغزشها در امور و به بار آمدن پشیمانی پیشگیری میشود: «تدبیر و چارهجویی در کار پیش از انجام آن، آدمی را از لغزش در امان میدارد».(2)
همچنین تدبیر مناسب میتواند سازمان را به بهرهوری و شکوفایی مطلب برساند. امام علی علیهالسلام در این باره میفرماید: «تدبیر خوب، ثروت و مال اندک را زیاد کرده، تدبیر بد، مال بسیار را نابود میکند.»(3)به یقین، برای رسیدن به تدبیری مناسب برای برنامهریزی در دورههای کوتاه، متوسط و بلندمدت، نیازمند آگاهی از وضعیت فعلی سازمان، منابع، امکانات، اولویتها و قابلیتهای نیروی انسانی، امری لازم و اجتنابناپذیر است.
آموزش، فرآیندی است که در آن، مهارتها و دانشهای مورد نیاز به نیروی انسانی آموخته میشود. به عبارت دیگر، آموزش، رفتار بایسته و شایسته را میآموزد. در اسلام، فرآیند آموزش به هیچ مقطع زمانی محدود نیست و در همه حال میتواند تداوم داشته باشد. رسول گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «اُطلبوالعلم من المهد اِلَی اللَّحد؛ دانش را از گهواره تا گور فراگیرید».(4)
در بهرهوری، لازم است آموزش هدفمند، بهنگام، متناسب با نیازهای شغلی و تخصصی فراگیران باشد تا بتواند از حجم مشکلات سازمان بکاهد و آن را به بهرهوری مطلوب برساند. به عبارتی، آموزش باید سودمند باشد؛ زیرا آموزشی که سودمند نباشد، نه تنها در جهت بهرهوری نخواهد بود، بلکه از بهرهوری سازمان به جهت صرف انرژی وقت و هزینه فراوان خواهد کاست. بیجهت نیست که رسولخدا صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «از خدا، دانش سودمند بخواهید و از دانشی که سود ندهد، به خدا پناه برید». (1)
در سالهای اخیر، به امر آموزش نیروی انسانی در سازمانها و نهادهای دولتی توجه ویژهای شده است، ولی کافی نیست و به دقت بیشتری در اجرا نیاز دارد؛ زیرا برخی آموزشها با نیازهای شغلی کارکنان هیچ ارتباطی ندارد. به همین دلیل، بازدهی و بهرهوری کمتری داشته است و ازاینرو، برخی شرکتهای خصوصی از آن گریزان بودهاند.
بهتر است بدانیم که شرکتها و سازمانهای کشورهای توسعه یافته، همواره آموزش را به عنوان یک اصل و سرمایهگذاری بلندمدت پذیرفتهاند و سالانه میلیاردها دلار صرف هزینه آموزش نیروهای خود میکنند. برای نمونه، «شرکت آی.بی.ام در سال 1985 از شش میلیارد سود خود پس از کسر مالیات، حدود 2 میلیارد دلار صرف آموزش کارکنان خود کرده است»؛(2)یعنی چیزی حدود نصف درآمد خود را به این امر اخصاص داده و این، بیانگر اهمیت آموزش در بهرهوری است.
نکته دیگر اینکه از راه آموزش میتوان بسیاری از روشهای کاری را در راه بهرهوری اصلاح کرد. برای مثال، با حذف کارهای زاید و انجام کار لازم، میتوان
بهطور مؤثرتر، با کوشش و زمان و هزینه کمتر به بهرهوری بهتر رسید. در این زمینه به تلاشها و تکنیکهایی که دکتر گیلبرت و همسر روانشناس او برای رسیدن به بهرهوری انجام دادند، میتوان اشاره کرد. «آنان با آموزش و اصلاح روش کار توانستند حرکت کارگران آجرساز را از هجده حرکت به پنج حرکت [کاهش] دهند و با این کار به جای تولید 120 آجر در ساعت، 350 آجر در ساعت تولید کردند. این تکنیک شامل چیدن مرتب آجرها، حذف [حرکتهای] بیحاصل و موارد دیگر بود که در تولید آجرها به کار گرفته شد». (1)
حقوق و پاداش مناسب همواره از عوامل انگیزهآفرین در محیطهای کاری بوده است. برای بهبود بهرهوری در سازمان، بهتر است مقررات حقوق و پاداش کارکنان بهگونهای تدوین شود که مبنای پرداختها به جای حضور فیزیکی در محل کار، ارزش کار باشد. بنابر فرموده امام علی علیهالسلام، نیکوکار و بدکار نباید یکسان باشند:
هرگز نیکوکار و بدکار در نظرت یکسان نباشند؛ زیرا نیکوکاران در نیکوکاری بیرغبت و بدکاران در بدکاری تشویق میشوند. پس هر کدام از آنان را بر اساس کردارشان پاداش ده.(2)
بهتر است بدانیم در برخی کشورهای توسعه یافته جهان، اینگونه عمل میکنند. «ابتدا حداقلی را به عنوان حقوق تعیین میکنند. سپس بقیه دستمزدها را بر مبنای بهرهوری و ارزش کار میپردازند.»(3)همینطور لازم است پاداشها تحتتأثیر القاب و بزرگی خدمت نباشد و ارزش کار هیچکس کوچک شمرده نشود. امام علی علیهالسلام در
این باره میفرماید:
رنج و زحمت هر یک از آنان را بشناس و هرگز تلاش و رنج کسی را به حساب دیگری مگذار و ارزش خدمت او را ناچیز مشمار تا شرافت و بزرگی کسی موجب نشود کار کوچکش را بزرگ بشماری یا گمنامی کسی باعث شود کار بزرگ او را ناچیز بدانی.(1)
به یقین، اگر کارکنان احساس کنند حقوق آنها براساس ارزش کار است و پاداششان تحتتأثیر القاب بزرگ نیست و در صورت فعالیت بیشتر و بهینهتر، میتوانند درآمد بیشتری بهدست آورند، انگیزهشان بیشتر میشود و در راه ارتقای بهرهوری سازمان تلاش خواهند کرد. البته در اسلام، انجام کار با کیفیت به دلیل ناظر دانستن خداوند بر رفتار، همواره باید مد نظر کارکنان مسلمان باشد؛ چنانکه امام جواد علیهالسلام میفرماید: «بدان که در برابر دیده خدایی و مواظب باش که چگونهای». (2)
دنیای امروز، دنیای سازمانهای بزرگ و پیچیده است. با سازماندهی مناسب است که این سازمانهای بزرگ و کارکنان آنها وظایف و اختیارات خود را میشناسند و میتوانند به بهرهوری و پویایی برسند.
از سوی دیگر، امروزه ثابت شده است هر اندازه تشکیلات و ساختار سازمان کوچکتر باشد و به جای گروههای کمّی انسانی، از گروههای کیفی براساس اعتقاد، علاقهها و تخصصشان بهره گرفته شود، نتیجه مطلوبتری در برخواهد داشت. منظور از گروههای کیفی انسانی، افراد کاردان، باتجربه و دارای صلاحیتهای اخلاقی است که در به کارگیری آنها نباید تردید کرد. امام علی علیهالسلام در گفتاری دلنشین، به گزینش عناصر کیفی، تحت عنوان دو معیار شایستگی و درستکاری اشاره دارد و میفرماید:
در استخدام کارمندان و فرمانروایان، شفاعت و وساطت کسی را مپذیر، مگر شفاعت شایستگی و امین بودن (درستکاری) آنان را. (1)
بدیهی است هر اندازه سازماندهی بر اساس شایستگیهای اخلاقی و تخصصی افراد صورت گیرد، سبب افزایش کارآیی و اثربخشی بیشتر در درون سازمان خواهد شد. به همین دلیل، وجود نیروهای کیفی در هر سازمان، ارزشمند است و در اسلام نیز عزیز و گرامی داشته میشود. امام علی علیهالسلاممیفرماید: «اِنَّ اللهَ یُحِبُّ المُحْتَرِفُ الاَْمین؛ همانا خداوند، انسان کاردان امین را دوست دارد». (2)
این افراد در هر جا به کار گرفته شوند، موجب بهرهوری بیشتر میگردند. نمونه این مهم، کار تیلور (Taylor)، مهندس امریکایی است که در یک کارخانه ذوب فولاد کار میکرد. وی با استفاده از گزینش بهترین افراد، با توجه به علایق آنان در مشاغل مختلف و آموزش آنان بهگونهای که به صورت ویژه انجام وظیفه کنند، توانست میزان تولید فولاد را روزانه از 16 تن به 59 تن برساند. (3)
برای افزایش بهرهوری در یک سازمان، تنها تقویت انگیزههای مادی افراد کافی نیست. افزون بر آن، باید افراد سازمان از نظر روحی و معنوی تقویت شوند. در واقع، بهرهوری بیش از هر چیز به روحیه افراد سازمان بستگی دارد. خوشبختانه در فرهنگ مذهبی و ملی ما، عناصر انگیزهساز معنوی فراوانی دیده میشود؛ عناصری مانند: عبادت دانستن کار، دقت و اتقان در کار، نظم در امور، ناظر دانستن خداوند بر رفتار و پاداش اخروی کار خوب. با تشکیل جلسههای هفتگی و ماهانه و نیز دعوت از
کارشناسان دینی، این معیارها را میتوان به کارکنان سازمانها منتقل کرد.
همه میدانیم که شرکتها و سازمانهای خارجی با تحریک احساسات ملیگرایانه افراد موفق میشوند یک کارگر آلمانی یا ژاپنی را تشویق کنند به جای کار برای حقوق، کارفرما، کارخانه یا سازمان، برای آلمان یا ژاپن بزرگ کار کند. پس ما نیز باید با بهرهگیری از آموزههای دینی و ادبیات غنی کشور که سرشار از موضوعهای انگیزهآفرین است، این باور را در کارکنان سازمان بهوجود آوریم که انجام کار درست، عبادت و کوشش در راه بهرهوری کشورت ذخیرهای برای آخرت است. شاید در این زمینه، تهیه منشوری اخلاقی، اثر بخش باشد. برای نمونه، به منشور اخلاقی کار حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله که در بخش پیامهای مجری در فصل همراه با برنامهسازان آمده است، مراجعه کنید.
اسلام همواره کار گروهی را تشویق میکند. قرآن کریم میفرماید: «وَ تَعاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَ التَّقْوی؛ و در نیکوکاری و پرهیزکاری با یکدیگر همکاری کنید». (مائده: 2)
بدون آشکار شدن فرهنگ تعاون، کار گروهی و یگانگی اجتماعی در سازمان، از بهرهوری خبری نخواهد بود. به عکس، پاداش به کار مشترک و همیاری و کوشش جمعی، کارآیی را افزایش میدهد. تعاون در برخی کشورهای صنعتی مانند ژاپن، رمز پیروزیهای اجتماعی و اقتصادی شناخته شده است. «آنان برای رسیدن به حداکثر بهرهوری، ژاپن را چون خانواده بزرگی ترسیم کردهاند تا همه مردم برای ژاپن بزرگ تلاش کنند». (1)
این حس زیبا در هر سازمان وقتی ایجاد خواهد شد که افراد از فرآیند کار خود در سازمان آگاه باشند؛ زیرا هر چه افراد به نتیجه کار خود و مجموعه کار و حرکت
1) ابرار، ش 1859، 4/3/1374، ص 5.
جمعی آگاهتر باشند، بهطور طبیعی در قبال وظایف و فعالیتهای خود احساس مسئولیت بیشتری خواهند کرد. برعکس، هر چه آگاهی از امور، محدود باشد، به راحتی این توهم ایجاد خواهد شد که فرد در سازمان کارهای نیست. ازاینرو، به اهداف سازمان بیاعتنا خواهد بود.
بر این اساس، بهتر است با شرکت دادن افراد در تصمیمگیریها، برقراری روابط صمیمانه و دوستانه، توجه به شخصیت آنان و برپایی گردشهای گروهی، زمینههای تقویت کار گروهی در سازمانهای کشوری فراهم شود. به یقین، این احساس و ادراک مشترک هم در فرآیند و بازده کار و هم بر شخصیت افراد اثر مثبتی برجا خواهد گذاشت.
در آموزههای آسمانی اسلام، بر استفاده بجا و شایسته از نعمتها و امکانات تأکید شده است. امام علی علیهالسلام میفرماید:
از نعمتهایی که در اختیار دارید، خوب استفاده کنید، پیش از آنکه شما را ترک گویند ... (1)هر نعمتی را که خداوند به تو عنایت فرموده است، به اصلاح و شایستگی درآور و هیچیک از نعمتهای خداوند را تباه مکن.(2)
ازاینرو، بر مدیران متعهد سازمانهاست که با درپیشگرفتن شیوههای علمی و منطقی در تعمیر و نگهداری وسایل و امکانات، به حداکثر رساندن ظرفیتها، حفاظت از انرژی و مواد، میدان دادن به عناصر نوآور و پرهیز از حیف و میل منابع و ذخایر طبیعی؛ یعنی جنگل، مرتع، آب، خاک و انرژی بکوشند. در این حیطه، دادن پاداشهای بهرهوری بسیار کارساز خواهد بود؛ چنان که «کشور هند برای قدردانی از
کارکرد مطلوب بخشهای مختلف صنعت، پاداشهای بهرهوری در نظر گرفته است. معیار اعطای جایزه، بهرهوری از ظرفیت یا ارزش افزوده، حفاظت از انرژی، بهره برداری از مواد، نگهداری از کارخانه و تجهیزات و بهرهبرداری از نیروی انسانی بوده است». (1)
بررسی و نظارت، اصل مهمی در فرهنگ بهرهوری است که در تولید کالاها یا تولید خدمات کارکنان یا در هر امر دیگری که نیاز به نظارت دارد، باید اعمال شود. امام علی علیهالسلام درباره نظارت بر امور کارکنان میفرماید:
رفتار کارمندانت را بررسی کن. مراقبانی راستگو و وفاپیشه بر آنان بگمار، که مراقبت و بازرسی پنهانی تو از کار آنان، سبب امانتداری و مهربانی با رعیت خواهد بود. سخت مراقب همکاران نزدیکت باش. (2)
امام علی علیهالسلام، بررسی و نظارت در امور کارکنان را موجب خدمترسانی بهتر آنان و در نتیجه، بهرهور شدن بیشتر ایشان میداند. تجربه هم نشان میدهد که بیشتر تخلفها و اشتباهها در حوزههایی پیش میآید که بازرسی ضعیفی صورت میگیرد. این واقعیت، تأکیدی است بر این نکته که برای بهرهوری بیشتر، باید نظام نظارتی در هر سازمانی بازبینی و تقویت شود. بهتر است بدانیم در حال حاضر، دهها سازمان کنترل کننده کیفیت تولید کالاها و خدمات در جهان وجود دارد که اهمیت این موضوع را میرساند.
نظارت، شیوههای گوناگونی دارد و همواره به صورت نظارت مخفی نیست، بلکه میتواند شامل نظارت آشکار، از جمله فرستادن بازرسان، کنترل و بازرسی اسناد و
دفاتر یا نظارت همگانی باشد که در اسلام، به امر به معروف و نهی از منکر شناخته میشود. براساس این اصل، همگان میتوانند در صورت داشتن صلاحیت، بر عملکرد دیگران نظارت کنند. امام علی علیهالسلام در اینباره میفرماید:
به معروف امر و از منکر نهی کن. به کار خیر عمل کن و مردم را از کار بد باز دار (1)... آدم بدکار را به وسیله کار نیک خود اصلاح کن و با سخن زیبایت، دیگران را به کار خیر رهنمون باش. (2)
نظارت همگانی، میتواند جایگاه و اهمیت ویژهای در بهرهوری هر سازمانی داشته باشد. ازاینرو، بر مدیران محترم سازمانهاست که با بسترسازی مناسب، زمینه همکاری عمومی را فراهم آورند.
امروزه فنآوری از اصلیترین شاخصهای رشد کشورها شمرده میشود و آن، «فرآیند علم تئوریک به تولید است»(3)که میتواند در تمام ابعاد بهرهوری نقش مهمی ایفا کند. البته در بهرهگیری از فنآوری باید دقت کرد که با فرهنگ اسلامی جامعه هماهنگ باشد. از اینرو، باید کوشید بدون وابستگی به بیگانگان، با اتکا به خداوند و اعتماد به مفاهیم ارزشمند اسلامی و انقلابی، با برطرف ساختن کمبودها و مقدمهچینی لازم، از جمله راهاندازی مؤسسههای پژوهشی، میداندهی به نیروهای خوشفکر، نوآور، متعهد و متخصص، بستر فنآوری مناسب را در کشور فراهم آورد. در این مورد، میتوان از یافتهها و روشهای دیگران هم استفاده کرد؛ چنان که رسول گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «دانشمندترین مردم کسی است که دانش
دیگران را به دانش خود بیفزاید». (1)
هرچند استفاده از یافتههای دیگران کاری درخور تحسین است، ولی باید دانست که همه یافتهها و شیوههای عملکردی آنان را بهطور کامل نمیتوان در بهرهگیری از فنآوری بهکار بست؛ زیرا بسیاری از روشهای آنان، با فرهنگ و ارزشهای جامعه ما ناهمگون است. از اینرو، تنها باید به یافتههای مفید، هماهنگ و همگون با فرهنگ و ارزشهای کشور بسنده کرد.
بدون تردید، دولت که سیاستگذار و اداره کننده سازمانها، شرکتها، وزارتخانهها، مؤسسهها و جامعه است، در توسعه و بهبود بهرهوری، نقشی بیبدیل دارد. در واقع، انتظار بهرهوری از جامعه و در سطح کلان، بدون در نظر گرفتن نقش دولت، انتظاری بیهوده است. با اذعان به این مهم، در این مبحث به مهمترین وظایف دولت در مورد بهرهوری میپردازیم.
نخستین و مهمترین وظیفه دولت در راه رشد و بهبود بهرهوری جامعه، پرهیز از سیاستهای گذرا و اهتمام بر تدوین طرحی جامع بر اساس مکتب و منابع موجود در کشور است. در تهیه این طرح باید با در نظر گرفتن ارزشهای اسلامی و اولویتها، به همه ابعاد فرهنگی، معنوی و اقتصادی توجه کرد. در این صورت، بهترین و هماهنگترین نتیجه برای کشور بهدست میآید. براین اساس، هر موضوعی که با طرح جامع دولت هماهنگ باشد، حمایت میشود و موضوعهای دیگری که از اهداف و سیاستهای اصولی خارج است، کمتر مورد توجه قرار میگیرد. این طرح میتواند بین سیاست و فعالیت اجرایی در بخشهای مختلف، از جمله بخشهای
1) ترجمه نهج الفصاحه موضوعی، ص 260.
اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی هماهنگی بهوجود آورد. بنابراین، همه بخشها مکمل یکدیگر خواهند بود، از سیاستهای سلیقهای پیشگیری به عمل میآید و در نهایت به بهبود بهرهوری میانجامد.
از وظایف دولت برای بهبود بهرهروی در جامعه، اولویتبندی امور بر اساس اهمیت و سپردن آن به دست افراد باکفایت و کاردان است. امام علی علیهالسلام میفرماید:
انحطاط دولتها از چهار چیز فهمیده میشود: رها کردن اصول، چنگ زدن به فروع، روی کار آمدن انسانهای فرومایه و کنار گذاشتن افراد بافضیلت. (1)
پرداختن دولت به کارهای کماهمیت، رها کردن کارهای اساسی و نیز روی کار آوردن افراد بیلیاقت و ناآگاه، وقت، انرژی، سرمایه، امکانات و نیروها را به هدر میدهد و در راه رشد و بهرهوری جامعه نخواهد بود. این کار مانع پیشرفت جامعه میشود و انتظار مردم را هم برآورده نمیسازد.
پس اگر کارها به ترتیب اهمیت، اولویتبندی شود و ابتدا به کارهای بااهمیت و اصولی به دست افراد متعهد، متخصص و با لیاقت بپردازیم، میتوان از دولت انتظار بهرهوری داشت. ازاینرو، بهتر است اداره امور به افراد باکفایت سپرده شود؛ چنان که امام علی علیهالسلام میفرماید: «کسی که کاردانیاش نیکو باشد، سزاوار حکومت و ولایت است.» (2)همچنین در ادامه، باید اولویتهای کاری را به او گوشزد کرد تا به انجام آن ترغیب شود.
افزایش بهرهوری در تمامی عرصههای زندگی، از جمله خانه و خانواده، مراکز
تولیدی، سازمانها، واحدهای خدماتی و بخشهای مختلف اجتماع، امری ضروری است و مطلوبترین راهبرد توسعه اقتصادی به شمار میآید. البته شاهبیت غزل شیوای پیشرفت و بالندگی جامعه، نیروی انسانی آن است. نیروی انسانی تربیت شده، متعهد، آموزش دیده، ماهر، کارآمد و دارای انگیزه مثبت و سازنده، میتواند با ترکیب مطلوب منابع مادی و استفاده بهینه از آنها معجزه بیافریند. گاه منابع مادی به دلیل نبود تربیت و آموزش صحیح، بیدانشی، نداشتن تخصص و نبودن انگیزه برای تلاش و فعالیت به هدر میرود.
در تمام جهان، نیروی انسانی واجد شرایط و با صلاحیت، بزرگترین سرمایه هر کشور به شمار میآید. این هنر دولت و مسئولان کشور است که بتوانند با حاکم ساختن فرهنگ بهرهوری در جامعه، زمینه بهرهوری را در همه ابعاد فراهم آورند. در این زمینه، تجربه کشورهای توسعه یافته و با بهرهوری بالا مانند ژاپن و سوییس که زمین، انرژی و منابع معدنی مناسبی ندارند، بسیار جالب است. آنان دریافتهاند که مهمترین منبع رشد، تعلیم و تربیت صحیح، نگرش مثبت به کار و ایجاد بالندگی در نیروی انسانی است. ازاینرو، بیشترین هزینه را در بخش منابع انسانی انجام میدهند. بی جهت نیست که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «جز انسان، هیچ چیز بهتر از هزار نفر مثل خود نیست». (1)
بنابراین، برای بهرهوری بهینه در جامعه، دولت باید به نیروی انسانی و عوامل مؤثر و انگیزهساز در بهرهوری نیروی انسانی توجه کند؛ عواملی مانند: تجربه، کاردانی، تحصیلات، آموزشهای کاربردی، محتوای کار، خشنودی شغلی و... که موجب بهبود بهرهوری میشود. در این زمینه، تشویق مدیران و کارکنان لایق و فعال و ارزیابی دقیق و واقعی از فعالیت آنان بسیار اهمیت دارد.
1) . نهج الفصاحه موضوعی، ص 66 .
از دیگر وظایف دولت برای ارتقای بهرهوری در کشور، اهتمام به رشد کیفی جمعیت است؛ زیرا دولت افزون بر اینکه در راه تأمین نیازهای اولیه زندگی مردم مانند خوراک و امنیت میکوشد، باید بیش از آن، برای افزایش آگاهی، آسایش و رفاه مردم تلاش کند. حضرت علی علیهالسلام به مردم میفرماید:
ای مردم، ... شما را بر من حقی واجب شده است؛ اینکه از خیرخواهی برای شما دریغ نورزم و بیت المال را میانتان عادلانه تقسیم کنم و شما را آموزش دهم تا بیسواد و نادان نباشید و شمارا تربیت کنم تا راه و رسم زندگی را بدانید. (1)
فراگیری راه و رسم زندگی صحیح، همان رشد کیفی و بهرهگیری مطلوب از زندگی است که دولتمردان باید برای مردم فراهم کنند. حال که دولت رشد کمی جمعیت را کنترل کرده است، بهتر است در ادامه سیاستهای اصولی خود، هزینههای صرفه جویی شده در این زمینه را به رشد و ارتقای کیفی جمعیت اختصاص دهد.
وجود تأسیسات زیربنایی، همچون فرودگاه، پالایشگاه، بندر، راه آهن، بزرگراه، سد، ذوب آهن، پتروشیمی و سیلو، همواره از نشانههای توسعه و پیشرفت کشورها به شمار میآید و میتواند در بهره ور ساختن امکانات جامعه نقش مهمی ایفا کند. بدین ترتیب، اگر جامعهای تأسیسات زیربنایی نداشته باشد، در کسب بهرهوری کمتر موفق خواهد بود. خوشبختانه با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و کوتاه شدن دست کارشناسان بیگانه، کارشناسان مؤمن و متعهد، با تلاش کمنظیری، جنبش نوینی در این زمینه آغاز کردند و موفق شدند در فرصت اندکی، تأسیسات زیربنایی فراوانی
1) . نهج البلاغه، خطبه 34، ص 88 .
را راهاندازی کنند. از آن جمله میتوان به احداث دهها سد بزرگ و کوچک، ساخت انواع سیلو، توسعه فرودگاهها، راهاندازی شبکه گاز شهری و روستایی و کارخانههای پتروشیمی اشاره کرد. حتی در برخی از این موارد، مانند سدسازی، اعتبار جهانی یافته و توانستهایم به بازارهای بینالمللی راه یابیم.
با این حال، در برخی بخشها چندان موفقیتی نداشتهایم که از آن جمله میتوان به توسعه راههای عمومی و راهآهن اشاره کرد. همین امر موجب شده است هر ساله آمار حوادث و تصادف جادهای در کشور افزایش یابد و خسارتهای مالی، جانی و روانی فراوانی به بار آورد. این نارسایی از سوی دیگر، سبب میشود بسیاری از فرآوردههای کشاورزی به دلیل دسترسی نداشتن به راه مناسب، در مزرعهها و باغها از بین برود و از فرآیند بهرهوری در جامعه کاسته شود.
بنابراین، در توسعه امکانات زیربنایی، باید به بخش راه توجه بیشتری شود؛ زیرا راه، شاهرگ حیاتی کشور است و توسعه امکانات زیربنایی با کمتوجهی به این بخش سازگار نیست. نکته دیگر اینکه در توسعه این بخش میتوان از بخش خصوصی و سپردههای مردم نیز کمک گرفت.
در حال حاضر، تشکیلات فعلی حکومت، کمتر به سوی بهبود بهرهوری در جامعه حرکت میکند. بسیاری از سازمانها و دستگاهها برای شرایط خاصی بهوجود آمدهاند که در حال حاضر اضافی به نظر میرسند یا به صورت موازی عمل میکنند و در نتیجه، به اندازه کافی ارزشآفرین نیستند. در سالهای اخیر اقداماتی برای حذف یا ادغام برخی از آنها صورت گرفته است. برای مثال، ادغام وزارت جهاد سازندگی با وزارت کشاورزی، سازمان میراث فرهنگی با سازمان ایرانگردی و جهانگردی، کمیتههای انقلاب با ژاندارمری و شهربانی و تشکیل نیروی انتظامی از این موارد به شمار میآید. البته این مقدار کافی نیست و به تحولات بیشتری نیاز است. حتی
بسیاری از صاحبنظران، تحول در ساختار اداری کشور را اجتنابناپذیر میدانند و معتقدند «کهنگی، [پاسخگو نبودن در برابر] نیازهای موجود، ظهور سیستمهای جدید و پیشرفته، مهمترین دلایل این تحول هستند... از دیدگاه بهرهوری، هر ارگان و ستادی برای زنده ماندن نیاز به تحول دارد، ولی این تحول لزوما به معنای بههمریختن کل سیستم نیست، بلکه میتواند به معنای آموزش مداوم و آشنایی با تکنولوژی برتر و اهمیت دادن به نیازهای اساسی مردم باشد».(1)
بیشک، اگر این تغییر و تحولها، با پژوهش و مطالعه کارشناسانه انجام گیرد، میتواند نتایج مطلوبتری به دست آورد و بهرهوری را در سازمانها و نهادهای دولتی ارتقا بخشد.
کلید موفقیت در بهرهوری جامعه، در دستان مدیران کارآمد و مدبّر است و هرگونه اهمال و سستی در این کار، آثار منفی فراوانی خواهد داشت؛ چنان که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرموده است: «من بر امت خود از فقر نمیترسم، ولی از سوءمدیریت هراسانم». (2)
علت این است که همواره در پرتو مدیریت کارآمد و مدبّرانه، فعالیتها و اهداف سازمانها و جوامع محقق و توانایی و استعداد بالقوه انسانها شناخته و شکوفا میشود. در این صورت، از حداقل امکانات، بیشترین بهرهبرداری بهدست میآید. در واقع، جامعه برخوردار از منابع، امکانات، فنآوری و نیروی انسانی فراوان، با مدیریت اصولی و منطقی به بهرهوری میرسد؛ زیرا مدیریت صحیح، حلقه اتصال زنجیره منابع، امکانات، فنآوری و نیروی انسانی است و میکوشد با بهبود مستمر کارها و تلاش همهجانبه و آیندهنگر، بهرهوری را افزایش و هزینهها را کاهش دهد و کیفیتها
را بالا ببرد. امام علی علیهالسلام میفرماید:
تدبیر خوب ثروت و مال اندک را زیاد میکند و بارور سازد و تدبیر بد، مال بسیار را نابود میسازد. (1)
بنابراین، مدیر مسلمان باید توانایی آن را داشته باشد که نقش خود را در این فرآیند ملی با تحکیم مبانی ارزشی و در پیش گرفتن شیوههای مناسب ایفا کند. وظیفه دولت خدمتگزار است که با تشکیل بانک اطلاعات، به شناسایی، گزینش و انتصاب مدیران کارآمد و با تدبیر در تمام سطوح ملی، منطقهای و محلی اقدام کند تا سطح بهرهوری در پرتو مدیریت مدبرانه آنان بهبود یابد. به تجربه هم ثابت شده است هر سازمان و مؤسسهای که مسئولیتش از مدیران نالایق و محافظه کار گرفته و به مدیران کارآمد، با تدبیر و شجاع سپرده شده است، در راه بهرهوری گام برمیدارد. نمونه آن، کارخانه ذوب آهن اصفهان است که: «پیش از سال 1375 حدود 30 هزار نیرو برای تولید 900 هزار تن در آن فعالیت داشتند، ولی بعد از آن تاریخ، وقتی مسئولیت به مدیران کارآمد و شجاع سپرده شد، با 10 هزار نیرو، به 4/2 میلیون تن تولید رسیدند». (2)
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در گفتاری دلنشین میفرماید: «محبوبترین کارها در پیش خدا، کاری است که دوام آن بیشتر باشد».(3)البته باید اذعان کرد که این گفتار ارزشمند در تولیدات کمتر رخ میدهد؛ زیرا امروزه تنوع و سرعت دگرگونی کالاها و محصولات تولیدی، به پیروی از نظام سرمایهداری که به تولید کالاهای لوکس و کم
دوام میپردازد، بیشتر شده است. امروزه در بسیاری از خانهها، چندین وسیله را میتوان یافت که به علت تغییر مد یا گم شدن یک پیچ یا قطعهای کوچک، کنار نهاده شده است.
به یقین، این شیوه تولید برای کشوری که بسیاری از مردم آن با مشکلاتی نظیر فقر، سوء تغذیه، بیکاری و گرانی روبهرو هستند، مناسب نیست. ازاینرو، بهتر است سیاست دولت محترم، ابتدا تولید ضروریات و همینطور دوام کالاها باشد. سپس تا حد امکان از میزان تولید کالاهای غیرضروری و کم دوام بکاهد و از تبلیغات تجاری که افراد را به خرید کالاهای نو و کنارنهادن کالاهای قدیمی تشویق میکند، جلوگیری کند.
هدف از وضع قوانین و مقررات اداری، آسان کردن امور و پیشگیری از سوءاستفادههای احتمالی، پاسخگو بودن مسئولان و کارکنان در برابر عملکردهاست. البته گاه این مقررات بدون جامعنگری، نیازسنجی و آگاهی از ضرورتها و به طور کلی، بدون هماهنگی با دستگاههای دولتی وضع میشود و به جای اینکه تسهیل کننده باشند، مشکلآفرین میشوند. متأسفانه در حال حاضر، بسیاری از قوانین و مقررات هستند که جامعنگری لازم را ندارند و نیازمند بازنگری هستند.
نکته دیگر، انعطافناپذیر بودن قوانین است؛ بهگونهای که در شرایط و فرصتهای مناسب، کارکنان سازمانها نمیتوانند در راستای ارتقای بهرهوری سازمان از آن بهره گیرند. امروزه یکی از عوامل پیشرفت و توسعه، زدودن قوانین و مقررات اضافی و دست و پا گیر است.
بیشک، این تعدد قوانین و مقررات، چیزی جز سردرگمی و اتلاف منابع بهبار نمیآورد. بنابراین، یکی از وظایف اساسی دولت برای بهبود بهرهوری، بازنگری و اصلاح قوانین و مقررات موجود است تا از ویژگی انعطافپذیری برخوردار شوند. در
این زمینه میتوان از افراد با تجربه هر سازمان و اداره که به تجربه، با این قوانین کار کردهاند و به نقاط ضعف و قوّت آن آگاه هستند، مدد گرفت و به اصلاح آن پرداخت.
عدالت اجتماعی، فقرزدایی، پیشگیری از اسراف، حاکمیت وجدان کاری و انضباط اجتماعی و اقتصادی در جامعه، از راه تلاش همگان برای افزایش بهرهوری بهدست میآید. ازاینرو، بهتر است دولت، فرهنگ بهرهوری را در قالب طرح ملی «جنبش بهرهوری» در جامعه مطرح کند. تمام دستگاههای دولتی و غیردولتی نیز به گسترش آن در سطح سازمانهای تحت نظارت خود ملزم شوند و به همکاری با سازمان ملی بهرهوری بپردازند که وظیفه سازماندهی، آموزش و ارتقای بهرهوری را در همه ابعاد به عهده دارد. همچنین هر ساله باید از دستگاهها و سازمانهای موفق در امر بهرهوری قدردانی شود.
بیشک، در زمینه ارتقای بهرهوری در جامعه، همکاری دستگاههای فرهنگی کشور، بهویژه صدا و سیما، آموزش و پرورش، مطبوعات، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دفتر تبلیغات اسلامی اهمیت دارد. از سوی دیگر، بهبود بهرهوری در تشکیلات دولتی، بر افراد جامعه اثر میگذارد و عزم ملی را برای بهرهور ساختن جامعه تقویت میکند.
از اهداف و وظایف رسانه ملی، همسویی با اهداف نظام جمهوری اسلامی ایران است. بدون تردید، یکی از این اهداف، قطع وابستگی از بیگانگان در تمام عرصههاست. از سوی دیگر، با توجه به توانمندی صدا و سیما در تأثیرگذاری و نفوذ بر اندیشههای گروههای مختلف انسانی در جامعه، باید از این اهرم ارزشمند در راه رشد و تعالی افراد جامعه بهره گرفت.
بهرهوری، از موضوعهایی است که میتواند هم زمینه قطع وابستگی و هم بستر رشد و تعالی را برای افراد جامعه اسلامی فراهم آورد. ازاینرو، بر برنامهسازان رسانه ملی است که با در پیش گرفتن سیاستهای اصولی، بکوشند حرکتی که در سالهای اخیر در راه گسترش فرهنگ بهرهوری در جامعه آغاز شده است، بهطور صحیح ادامه یابد و از مشکلات فرهنگی که فراروی آن قرار دارد، کاسته شود. در این مبحث، پیشنهادهایی برای بهتر شدن این برنامهها مطرح میشود.
از آثار مهم قدرت رسانه، اثر القایی آن است. رسانه ملی میتواند با بهرهگیری از فنآوریهای جدید نور، صدا و تصویر، بیش از گذشته به بهرهوری بهعنوان یک ارزش و ایده بپردازد. در این راستا میتوان با بهرهگیری از هنر برجستهنمایی مفاهیم ارزشمند بهرهوری اسلامی، نظیر نظم، دقت و اتقان در کار، پرهیز از سستی، تعاون، برنامهریزی در وقت و عمر و دهها مورد دیگر، افکار و کنش اجتماعی را تحت تأثیر
قرار داد و موانع فرهنگی فرا روی را از میان برداشت.
آگاه ساختن تدریجی مردم با مفهوم بهرهوری، یکی از بهترین روشهای رسیدن به هدف نهایی؛ یعنی افزایش بهرهوری به شمار میآید. بهطور طبیعی، اگر همه افراد خانواده با مفهوم بهرهوری و کاربرد ان در زندگی با شیوههای آسان آشنا شوند، دولت، سریعتر به اهداف خود خواهد رسید. ازاینرو، برنامه سازان صدا و سیما میتوانند با ساخت برنامههای ساده بهرهوری، مردم را بیشتر با این مفهوم ارزشمند آشنا سازند؛ بهگونهای که آنها با فراگرفتن تکنیکهای ساده، نقش فراگیری فرهنگ بهرهوری را در زندگی بهطور ملموس ببینند. برای مثال، مردم میآموزند که با استفاده از راهکارهای منطقی آشپزی و استفاده بهینه از انرژی و منابع در دسترس و با انتخاب دقیق وسایل آشپرخانه، میتوانند تا پنجاه درصد از هزینههای انرژی را در این بخش کاهش دهند، یا چگونه نزدیکترین و مناسبترین وسیله را برای مسافرتهای شهری انتخاب کنند که با صرف انرژی و هزینه کمتر، راحتتر به مقصد برسند. رسانه باید هدایتگر مخاطبان به سوی بهرهوری با کمترین هزینه باشد.
صدا و سیما، خواسته یا ناخواسته برای سطوح مختلف اجتماع، نقش الگویی دارد و مخاطبان همواره تحتتأثیر پیامهای آن قرار میگیرند. ازاینرو، به منظور اثرگذاری مثبت برنامههای این رسانه بر نگرش و اصلاح رفتار مردم، بهویژه در بخش مصرف، بهتر است الگوی صحیح مصرف در برنامهها بهطور کامل و دقیق معرفی شود. برای مثال، اگر قصد ایجاد عادت صحیح در مصرف نان وجود دارد، باید در تمام برنامههای تلویزیونی، هرگاه افراد سرگرم غذا خوردن هستند، الگوی صحیح مصرف نان را معرفی کنند. برای نمونه، اگر فروشگاهی نشان داده میشود، باید به نحوه نگهداری صحیح نان توجه شود. همچنین با نشان دادن الگوی صحیح خرید نان، به
همگان آموزش دهند که از خرید نان زیاد بپرهیزند.
رسانه ملی میتواند با آشنا ساختن مردم با عملکردهای انجام شده و در حال انجام بهرهوری و همینطور افشای موارد خلاف و اشتباه، زمینه نظارت و کنترل عمومی را فراهم آورد؛ زیرا آگاهی از چگونگی فرآیند بهرهوری، میتواند بر نگرش و عملکرد مردم تأثیر بگذارد. ازاینرو، رسانه ملی میتواند مجری این آگاهی قرار گیرد و هرچه بیشتر زمینه مشارکت مردم را فراهم سازد.
از آنجا که مردم به اطلاعات و رویدادها دسترسی مستقیم ندارند، رسانه ملی میتواند با عرضه اخبار و اطلاعات درست، آنها را باخبر سازد تا زمینه تصمیمگیری صحیح در جامعه به وجود آید و روند بهرهوری در جامعه آسیب نبیند. همینطور میتواند با ایجاد فضایی اندیشمندانه و نگرش علمی و منطقی به بهرهوری، زمینه آفرینندگی، پویایی و نوآوری را در جامعه فراهم آورد و ورود جامعه را به حوزه نگرش علمی و ادراک واقعی و اندیشمندانه سرعت بخشد.
برای رسیدن به بهرهوری در کشور، باید روح فرهنگپذیری، تفاهم، همسویی، همگرایی و وفاق ملی تقویت گردد تا مصالح عالی اجتماع، جایگزین مصلحتهای فردی و خواستههای شخصی شود. بیشک، این دگرگونی مبنایی باید به دست دستگاههای فرهنگی کشور، از جمله صدا و سیما به وجود آید؛ چنان که مرکز بهرهوری ژاپن در سالهای اولیه تأسیس خود، به منظور ارتقای آگاهیهای بهرهوری و همینطور ایجاد وفاق ملی، از رادیو، تلویزیون، روزنامه و وسایل سمعی و بصری استفاده کرد. ازاینرو، بهتر است رسانه ملی، زمینهای فراهم آورد که این مهم در جامعه ما نیز تحقق یابد؛ بهگونهای که مردم از کار و فعالیت و همینطور استفاده از امکانات جامعه، برداشت صحیحی پیدا کنند و همه برای عظمت ایران اسلامی
بکوشند.
در حال حاضر، جمهوری اسلامی ایران، ظرفیتها، تواناییها و امکانات محیطی فراوانی دارد که برخی ناشناخته مانده است. ایران بین سه قاره اروپا، آسیا و آفریقا قرار گرفته است و به وسیله آبراه خلیجفارس، میتواند با تمام جهان در ارتباط باشد. داشتن منابع و ذخایر طبیعی، جاذبههای فراوان گردشگری و موقعیت جغرافیایی، دیگر ویژگی مثبت سرزمین ماست.
صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک رسانه ملی میتواند با تهیه برنامههای مناسب و مستند از این توانمندیها، افکار مسئولان را به بهرهبرداری بهینه از آنها در ارائه راهحل بسیاری از مشکلات موجود کشور معطوف دارد.
امروزه تولیدات مصرفی کارخانهها، کار را برای خانوادهها آسانتر کرده است و آنها ترجیح میدهند نیازهای مصرفی خود را به شکل آماده یا نیمه آماده از بازار تهیه کنند. این امر موجب کاهش نقش خانواده در تولید شده است. ازاینرو، بر رسانه ملی است که با تهیه برنامههای سازنده و بر شمردن مزایای تولید خانگی و اهمیت آن در تولید ملی کشور، خانوادهها را همانند گذشته به تولید خانگی تشویق کند. به یقین، این مهم با کاهش هزینه زندگی خانوادهها، بر روابط عاطفی آنها و افزایش تولید ملی، اثر مطلوبی خواهد گذاشت.
در حال حاضر، بیشتر مردم، بهویژه در شهرهای بزرگ، تلقی صحیحی از کار و تلاش و نقش آن در توسعه و پیشرفت بهرهوری ندارند. به همین دلیل، بیشتر افراد به شغلهایی با موقعیت اجتماعی بالا تمایل دارند. از وظایف رسانه است که با بهرهگیری از معارف ارزشمند اسلامی که کار را عبادت و ارزش میداند، فرهنگ کار
و سختکوشی را در جامعه احیا کند؛ بهگونهای که مردم به این باور برسند که شرافت و کرامت انسان، در گرو تلاش و کوشش سازنده است.
با آنکه چند سالی است بحث بهرهوری در جامعه آغاز شده، ولی متأسفانه تا کنون اهداف و ضرورتهای آن برای مردم شناسانده نشده است. دانستن اصول و اندازهگیری بهرهوری برای مردم عادی ضروری نیست و این کار پژوهشگران است، ولی اینکه مردم بدانند چگونه از امکانات خود بهره گیرند تا اهداف بهرهوری جامعه را محقق سازند، ضروری به نظر میرسد.
بهرهوری چیزی نیست که به دوره زمانی خاصی محدود باشد و یک یا دو معیار خاص را در نظر بگیرد. بهرهوری، نگرش هوشیارانه به زندگی است که همه ابعاد زندگی انسان را در تمام عمر دربرمیگیرد. ازاینرو، بهتر است برنامهسازی در مورد فرهنگ بهرهوری، بهطور مستمر ادامه یابد و همواره در اولویتهای برنامهسازی قرار گیرد. البته باید دقت کرد این برنامهها به اندازه ابعاد زندگی، متنوع و با مخاطبان و نیازهای زمانی آنان متناسب باشد. برای مثال، بهتر است تبلیغات مصرف بهینه انرژی، با زمانهایی که اوج مصرف وجود دارد، متناسب باشد.
«بهرهوری و سیما» میتواند عنوان برنامهای باشد برای دریافت دیدگاههای مردم درباره مسائل فرهنگ بهرهوری. این برنامه میتواند زمینه را برای تقویت بحثهای گروهی درباره بهرهوری فراهم آورد. در این صورت، همه اقشار جامعه، اعم از مدیران، کارشناسان و حتی افراد عادی، بهطور مستقیم و غیرمستقیم خواهند توانست با نامه، نمابر، تلفن و پست الکترونیک، دیدگاههای خود را در مورد بهرهوری و بهبود آن بیان کنند. همینطور از راه این
برنامه میتوان افراد، سازمانها و نهادهایی را که در زمینه بهرهوری فعال بودهاند شناسایی و معرفی کرد.
فیلم مستند، ابزاری است که اگر خوب تهیه شود، مخاطبان خاص خود را خواهد داشت. در این زمینه میتوان از سازمانها و مدیران موفق و شیوههای بهره گرفته شده در بهرهوری، فیلم تهیه کرد و به نمایش درآورد. بیشک، این شیوه، یکی از راهکارهای اساسی برای تشویق سازمانها و مدیران دیگر در امر بهرهوری است. برای این کار میتوان از ذوب آهن اصفهان آغاز کرد.
امروزه رسانههای استکباری، مروّج و مبلّغ ایدئولوژی مصرف هستند. در این رسانهها، سیاستمداران، هنرمندان، ورزشکاران و ستارگان سینما، هر کدام به نوعی مبلّغ فرهنگ مصرف به شمار میآیند. به ظاهر، این تبلیغات مصرفگرا به همراه تولیدات جدید برای انسان، سرخوشی و شادی به ارمغان میآورد، ولی در واقع، ذهن و وجود مصرف کننده را تسخیر میکنند و آنان را به نوعی تنبل و سست بارمیآورند. مردم این جوامع به این باور رسیدهاند که جهان مصرف، جهانی آرمانی است و وجود داشتن، به مصرف کردن است. این تبلیغات مصرفگرا شاید در کشورهایی که تولید انبوه دارند، به نوعی لازم باشد، ولی در کشوری مانند ایران که از نظر تولید با مشکلات فراوانی روبرو است و مردم از نظر سطح درآمد در حدمناسبی نیستند و نیز مکتبی دارند که هرگونه اسراف را معصیت میداند، جایز نیست. متأسفانه گاه میبینیم افزون بر کالاهای داخلی، کالاهای شرکتهای خارجی هم در صدا و سیمای جمهوری اسلامی تبلیغ میشود که به هیچ وجه در راستای فرهنگ بهرهوری جامعه نیست و اثر منفی دارد. از اینرو، رسانه ملی باید با پرهیز از شیوههای غربی در تبلیغ کالاها، فعالیتهای تبیلغی خود را بیشتر با اهداف نظام هماهنگ سازد و با اعمال ساز وکارهای مناسب و راهبردی در بهرهور شدن نظام، روحیه تجملگرایی و
مصرفگرایی را از جامعه بزداید.
انیمیشن، از پربینندهترین و جذابترین برنامههای تلویزیونی است؛ چون میتواند همه گروههای سنی جامعه را جذب و پیام بهرهوری را به بهترین شیوه به آنان منتقل کند. در سالهای اخیر، برخی سازمانهای دولتی از جمله اداره راهنمایی و رانندگی و سازمان بهینه سازی مصرف سوخت، به اثرگذاری شگفت این هنر در انتقال پیام پیبرده و برای بهبود فعالیتهای خود و افزایش بهرهوری از آن بهره گرفتهاند. البته این کافی نیست. بهتر است برنامهسازی با بهرهگیری از هنر انیمیشن برای افزایش بهرهوری در جامعه با قوّت دنبال شود.
این پژوهش، انیمیشن «خانواده بهرهور» را پیشنهاد میدهد. خانواده بهرهور، میتواند الگویی کامل از بهرهوری باشد که با اصول و روشهای بهرهوری آشنا هستند. هر کدام از اعضای این خانواده که نمادی از گروههای مختلف سنی جامعه هستند، در پرتو بهرهوری، موفقیتهای فراوانی بهدست میآورند و در هرجا مواردی خلاف بهرهوری مشاهده کنند، با تذکر دادن، شیوه صحیح بهرهوری را آموزش میدهند.
«بهرهوری و تکنیکها»، میتواند عنوان برنامهای آموزشی باشد که برای آموزش فنون بهرهوری به افراد در سطوح مختلف، بهویژه خانوادهها پیشنهاد میشود. افراد با فراگیری مهارتهایی، از تواناییهای لازم برای بهرهبرداری بهتر از امکانات و وسایل خود در خانواده، اداره یا محل کار برخوردار میشوند. اگر این برنامه، هماهنگ با نیاز فصل تهیه شود، اثر بخشی بیشتری خواهد داشت. برای مثال، در تابستان که مردم بیشتر از وسایل خنک کنندهای مانند کولر و پنکه استفاده میکنند، آموزش فنون میتواند به این وسایل اختصاص یابد. همینطور در تابستان که مردم با وسایل
شخصی سفر میکنند، میتوان به آموزش فنون بهرهوری خودرو پرداخت. نیز در زمستان به وسایل گرم کننده؛ در پاییز به مهارتهای نگهداری ابزار مدرسه؛ در بهار و هنگام امتحانات آخر سال، به شیوه مطالعه صحیح و کاهش نگرانی در امتحان یا کنکور توجه کرد. همینطور در برنامه خانواده، میتوان به شیوه زدودن لکهها از لباس، رسوب و سیاهی از ظروف و وسایلی مثل اتو، شیوه استفاده از ظروف یکبار مصرف و ساختن وسایل مفید و قابل استفاده پرداخت.
اگر گزارش، سخن تازهای برای گفتن داشته باشد، مؤثرتر از برنامههایی است که با هزینههای فراوان تهیه میشود. رسانه ملی باید یکی از موضوعهای برنامهسازی را به تهیه گزارش مناسب از بهرهوری اختصاص دهد. بهتر است این گزارشها از همه جای جهان تهیه شود؛ زیرا همواره مردم از زبان کسانی که به خارج از کشور سفر کردهاند، میشنوند که برخی کشورها با محدودیت امکانات، چگونه از امکاناتی که دارند، استفاده بهینه میکنند. شاید شنیدن این واقعیت برای خیلیها باورنکردنی باشد، ولی وقتی آن را از سیما تماشا کنند، باور آن آسان خواهد بود.
مانند کشاورزی در سرزمینهای قطبی، زندگی در قایق روی آب، زراعت در پشت بام در ژاپن، محدودیت مسکن در جنوب شرق آسیا، بازیافت مواد در اروپا، استفاده بهینه از آب، نان و میوه در نقاط دیگر، میتواند موضوع گزارشها باشد. ازاینرو، رسانه ملی میتواند از گزارشگران و خبرنگاران خود در سراسر جهان بخواهد گزارشهایی درباره این موضوعها تهیه کنند.
در آموزههای آسمانی اسلام (آیات و روایات) و همچنین از زبان مشاهیر ملی و بینالمللی، سخنان دلنشین و ارزشمندی درباره بهرهوری وجود دارد که از آنها میتوان به صورت زیرنویس و میان برنامه در رادیو و تلویزیون بهره گرفت. نمونههایی از این گفتارها در سه بخش پیام معصومان علیهمالسلام، پیام نگارنده و پیام
اندیشمندان ارائه میشود.
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله
بهترین مردم، کسی است که برای مردم سودمندتر است. (نهجالفصاحه، ص 585)
بهترین مردم، کسی است که همه کوشش خود را به کار بندد. (همان)
بهترین کارها، کسب حلال است. (همان، ص 479)
بهترین اعمال، آن است که سودمند باشد. (همان، ص 481)
کار اندکِ آگاهانه سودمند افتد و عمل بسیارِ جاهلانه سودی نبخشد. (همان، ص 180)
کار را به تدبیر بنگر؛ اگر در سرانجام آن چیزی هست، قدم بگذار و اگر از عاقبت آن بیم داری، دست نگهدار.(همان، ص 138)
محبوبترین کارها نزد خدا کاری است که دوام آن بیشتر باشد. (همان، ص 478)
کارهای خویش را برای خدا از روی اخلاص انجام دهید. (همان)
خدا دوست دارد وقتی کسی کاری میکند، آن را محکم و کامل انجام دهد. (همان، ص 480)
بهترین کارها، آن است که به اعتدال نزدیکتر باشد. (همان، ص 537)
کاری را برای فردا مگذار که هر روز، تکلیف ویژه دارد. (همان)
اعتبار کار به سرانجام آن است. (همان)
هر که ندانسته کاری انجام دهد، خرابکردنش از درستکردنش بیشتر است. (اصول کافی، ج 1، ص 55)
هرگاه یکی از شما کاری انجام داد، باید آن را محکم و با اتقان انجام دهد. (همان، ج 3، ص 55)
به عمرت از پول و ثروت حریصتر باش. (امالی، ص 527)
هرگاه قصد کاری داشتی، آن را با دانش، درایت و تخصص انجام بده. (مکارم
الاخلاق، ص 458)
از فقر و تنگدستی بیم ندارم، ولی از سوء مدیریت هراسانم.(عوالی الئالی، ج 4، ح 132)
کار نیک انجامدهید که از سقوطهای بد جلوگیریمیکند.(نهجالفصاحه،ص481)
امام علی علیهالسلام
فرصتها، غنیمت است. (ترجمه و شرح غرر الحکم و درر الکلم آمدی، ج 2، ص 273)
تضییع فرصت، غصه است. (همان، ص 273)
به سوی فرصت بشتاب پیش از آنکه به صورت غصه در آید. (همان، ص 274)
رباینده فرصت از غصهها ایمن گردد.(همان، ص 275)
همانا که فرصتها همانند گذران ابر میگذرد. (همان، ج 2، ص 276)
سرگرم شونده به کار کماهمیت، از کارهای بااهمیت غافل خواهد شد. (همان، ص 585)
کسی که امروز خود را اصلاح و کوتاه کاریهای دیروز خود را جبران کند، رستگار میشود. (همان، ص 614)
ساعتها، عمر را به غارت میبرند. (همان، ص 188)
همانا عمر (مفید)ت همان زمانی است که تو در آنی. (همان، ص 199)
به راستی که نفسهای تو اجزای عمرت هستند؛ پس آن را از بین مبر. (همان)
هرگاه دانستید، عمل کنید. (همان، ص 206)
از روی علم عمل کنید تا نیکبخت شوید. (همان)
بر تو باد مداومت عمل در خوشحالی و بدحالی. (همان، ص 213)
هر که بداند، عمل کند. (همان، ص 217)
بهترین کارها، انجام چیزی است که لازم است. (همان، ص 529)
پردازنده به کارهای گوناگون، خوار میشود و پیروز نمیگردد. (نهجالبلاغه، حکمت 403)
تن دهنده به سستی، حقوق را پایمال میکند. (همان، حکمت 239)
کار هر روز را همان روز انجام بده؛ زیرا هر روز کاری مخصوص به خود دارد. (همان، نامه 53، ص 58)
امام سجاد علیهالسلام
دوست دارم کار را ادامه دهم، اگرچه کم باشد. (اصول کافی، ج 3، ص 130)
دوست دارم بر پروردگارم وارد شوم، در حالی که عملم برابرم باشد و هر روز آن از روز پیش کمتر نباشد. (همان)
امام باقر علیهالسلام
امام صادق علیهالسلام
کسی که دو روزش مساوی باشد، فریب خورده است. (میزان الحکمه، ج 7، ذیل ع م ر)
علم با عمل همدوش است؛ هر که بداند، باید عمل کند. (اصول کافی، ج 1، ص 55)
هر که بدون بصیرت عمل کند، مانند کسی است که به بیراهه میرود؛ هرقدر شتاب کند، از هدف دورتر میشود. (همان، ص 54)
امام کاظم علیهالسلام
امام جواد علیهالسلام
بهرهوری، ایده زیبایی برای زندگیِ ارزشمند است؛ بدان بیندیشیم.
انسان بهرهور، هوشمندانه تصمیم میگیرد و خردمندانه رفتار میکند.
انسان بهرهور، صیّاد لحظههاست.
کار اندک به علم، بِهْ ز افزون به جهل.
از آدم جاهل به کار، انتظار بهرهوری خطاست.
بهرهور، همواره در پی راه بهتری برای انجام کارهاست.
امروزِ بهرهور، بهتر از دیروز، و فردای او، بهتر از امروز است.
بهرهوری در مصرف کم نیست؛ در استفاده درست است.
بهرهوری فراتر از انجام بهتر امور، به انجام بهتر امور درست میاندیشد.
شرط بهرهوری امکانات، استفاده بهینه آن است.
دستاورد شیرین بهرهوری، هزینه کمتر و کیفیت برتر است.
پیشگیری از اتلاف و حذف ضایعات، دو رکن اساسی در بهرهوری است.
چو کس کار امروز خود را درست
رساند به انجام چالاک و چُست
به جبران دیروز کوشد هم او
بود رستگار آن پسندیده خو
یک راه افزایش بهرهوری، آموزش مدیران است.وورساید
فقط کیفیت برتر، موجب افزایش بهرهوری است.منیگ
بهرهوری یعنی انجام کارهایی که تاکنون قادر به انجام آن نبودهایم. مانزی
برای زنده ماندن باید خود را تطبیق داد و برای تطبیق باید در خود تغییر ایجاد کرد.مانزی
میان مؤثر بودن (انجام کار درست) و کارآیی (انجام کار درست) تفاوت وجود دارد.پیتر دراکر
بهره گیری از فرصتها، در متمرکز کردن منابع و تلاشها برای انجام کار درست است.پیتر دراکر
بسیاری از مشکلات ما، در حیطه تجهیزات نیست، بلکه در حیطه انسانهاست.بلانچارد
کارکنان، زمانی بهرهوری خود را افزایش میدهند که احساس کنند با آنها منصفانه رفتار میشود.میس چکنه
یک راه برای افزایش بهرهوری، انجام سریعتر کاری است که به آن مشغولیم. راه دیگری که وجود دارد این است: ماهیت کاری را که انجام میدهیم تغییر دهیم.گروو
مشکلات بهرهوری ناشی از عملکرد بد کارکنان نیست، بلکه از عملکرد بد مدیریت سرچشمه میگیرد.منیگ
سختکوشی، کسی را نکشته است؛ نگرانی انسان را از بین میبرد. (1)بیچر
در هر جا هستید و با هر چه در اختیار دارید، کاری بکنید. تئودور روزولت (2)
انسان، مجموعهای از آنچه دارد، نیست، بلکه مجموعهای است از آنچه هنوز ندارد، ولی میتواند داشته باشد.ژان پل سارتر(3)
باید لب فرو بست و بازو گشود، کار کرد و دم نزد و یقین کرد که کلمه طلایی کامیابی، کار و کوشش است.بزرگمهر (1)
تا فرصت از دست نرفته بیدار شوید و در مقام تهذیب و تزکیه نفس و اصلاح خود برآیید.امام خمینی رحمهالله (2)
بهرهوری کار، زمانی پایین است که:
ـ مجبور به انتظار کشیدن باشیم؛
ـ کاری را انجام دهیم که نباید انجام دهیم؛
ـ کارهایی را انجام دهیم که نباید از سوی ما انجام گیرد؛
ـ برنامهریزیِ کاری نداشته باشیم؛
ـ طوری کار انجام دهیم که منابع ضایع شوند؛
دکتر توردال (با اندکی تغییر) (3)
در حال حاضر، مسابقههای تلویزیونی، بخشی از برنامههای سیما را به خود اختصاص داده است. بهطور معمول، در شبکههای سیما، در شبانهروز، چندین مسابقه تلویزیونی با عنوانهای متفاوت تهیه و پخش میشود. رسانه ملی میتواند از این فرصت ارزشمند بهره گیرد و محتوا و جهت مسابقات را به سوی بهرهوری تغییر دهد. این مسابقهها اگر با همکاری سازمان بهرهوری ملی ایران و با دعوت از کارشناسان امر بهرهوری انجام شود، نتیجه مطلوبتری دربرخواهد داشت. برای غنیسازی این مسابقهها میتوان از متون دینی (آیات و روایات)، ادبیات (شعر، متن
ادبی، ضرب المثل) و سیره بزرگان و مشاهیر بهره گرفت و آن را در چهار بخش احادیث، ضرب المثلها، سیره مشاهیر و جمله سازی به صورت مسابقه جدول، مسابقه حضوری یا مسابقه تلفنی برگزار کرد. در خلال مسابقهها هم میتوان از متون ادبی و اشعار بهره گرفت.
حدیث «خدا دوست دارد وقتی کسی کاری میکند، آن را کامل انجام دهد» از کدام معصوم علیهمالسلامبوده و بیانگر کدام هدف بهرهوری است؟
الف) پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، انجام کار درست
ب) امام علی علیهالسلام، کمیت کار
ج) امام صادق علیهالسلام، افزایش تولید
کدام یک از ضرب المثلهای زیر بیانگر اهمیت تخصص در بهرهوری است؟
الف) ناکرده کار را ندهید کار
ب) هر کسی را بهر کاری ساختند
ج) کار را پخته کردن
کدامیک از اندیشمندان برای بهرهوری در عمر، از فرصت زندان برای نگاشتن تاریخ جهان در قالب نامه استفاده کرد؟
الف) گاندی
ب) نهرو
ج) ماندلا
د) لومومبا
با کلمههای داخل پرانتز (استفاده، وظیفه، بهرهوری، من، امکانات، مطلوب)،
جملهای مناسب در مورد بهرهوری بسازید.
ضرب المثلهای بهرهوری (1)1. کار از محکم کاری عیب نمیکند.
کار را به کاردان باید سپرد.
کار را که کرد؛ آنکه تمام کرد.
کار کشته شده است.
کار نیکو کردن از پر کردن است.
کار، نشد ندارد.
کاری را پخته کردن.
ناکرده کار را ندهید کار.
هر کسی را بهر کاری ساختند.
جاده را گذاشتن و از بیراهه رفتن.
به یک تیر دو نشان زدن.
ظهور حیات واقعی، در پویندگی مداوم و خستگی ناپذیر به سوی مقصد اعلی اثبات میشود. پویش در فاصله موجود تا موعود، حرکتی هدفمند به سوی مقصودی است که در وَهْم نیاید و نهایت دیدار با آن چیزی است که آدمی را از اسارت غیر خود به خویشتن خویش فرا خواند. تجلی چنین ناز و نیازی در زندگی فردی و اجتماعی آدمی، تلاش برای دست یافتن به «امروزی» است که بهتر از «دیروز» باشد و «فردایی» که بهتر از «امروز» است. چنین تلاشی، دیدن نقص خویش و شناختن آن
1) نک: غلامرضا آذرلی، ضرب المثلهای مشهور ایران، تهران، ارغوان، 1373، چ 5.
است؛ زاییده تلاش برای زدودن شبهآگاهیها، شبهخواستنها و پر کردن فاصله کاذبانه خواستنها و صادقانه خواستنهاست.
هر که نقص خویش را دید و شناخت
اندر استکمال خود، دو اَسبه تاخت
بهرهوری، نوعی شناخت است برای آنکه بدانیم در فرصت محدود و نامشخص عمر، از سرمایههای الهی چگونه استفاده کنیم. پس تا فرصتی هست، نسبت وجودیمان را بهبود بخشیم تا شرمنده رهروی نباشیم که عمل بر مَجاز کردهایم.
گوش و چشم و هوش و گوهرهای عرش
خرج کردی، چه خریدی تو ز فرش؟
فردا که بارگاه حقیقت شود پدید
شرمنده رهرویی که عمل بر مجاز کرد
پس شور و شتاب حرکت بهرهوری در سطح فردی و اجتماعی، زاییده «درست دیدن» و «صادقانه تلاش کردن» برای رفع نقص هاست. آنگونه دیدنی که به جای واماندگی و احساس در بنبست بودن، شوق دوندگی به سوی مقصود را در ما دامن زند، تازیانه پیوسته رفتن را بر روح بنوازد و «عطش» را شعله ور سازد؛ چرا که یافتن و فراتر از آن، «چشمه شدن» در گرو «عطشِ خواستن» است.(1)
همه چیز از این نقطه آغاز خواهد شد. فرصتها به سرعت میگذرد. زمان چون رودخانهای از سر دنیا گذشته است و تو هنوز به گامهای سپردهات چشم دوختهای؛
1) . نک: آشنایی با مدیریت بهرهوری، مقدمه
اجازه میدهی به آینده فراموش شده ات چنگ بیندازند.
دنبال خودت نیستی، در کوچههای اکنون سرگردانی.
ساعتهاست منتظر ایستادهای، بیآنکه به فکر خویش باشی.
همه چیز شتاب گرفته است، ولی تو هنوز آرامی؛ زمان را دریاب.
تو هیچگاه به اینکه گفتند «وقت طلوع است»، دل ندادی.
بر هر پلهای که ایستادهای، استوار باش و بند کفشهایت را محکم ببند.
هر جا هستی، احساس کن کار مهمتری داری.
آدمهای بیشماری از مقابلت میگذرند، درها و دیوارها را بیهوده میکاوند و احساس میکنی همه آدمها همه چیز را باختهاند.
هیچکس چیزی فرا نمیگیرد، ماشینها حکومت میکنند و زمان را کور کردهاند.
تلاش میکنی در این قافله نباشی؛ به تکاپوی یافتن میافتی. میخواهی زمان را برای خوت به زنجیر بکشی؛ تلنگری به پیشانیات میزنی.
با خودت فکر میکنی چقدر به این درها و دیوارها زُل زدهای.
چقدر دقیقهها را زیر پایت لگد کردهای.
این بار به شیوه تازهای بزرگ میشوی. آرام آرام قد میکشی و آن سوی دیوار قایق را میبینی. خودت را میبینی که باز چیزی نیندوختهای. بر سر راه نشستهای؛ میترسی ثانیهها از تو انتقام بگیرند.
در دلت چیزی تکان میخورد. خوشت نمیآید؛ آینده ات را به تماشا گذاشتهاند. در خودت فروکش میکنی، خوشحال از اینکه همه چیز تمام شده است. برمیگردی به خودت، به زمان خودت. اینبار، دقیقهها را تنگ در آغوش میکشی. میخواهی از تمام زمانت استفاده کنی. دیوار قایق آنقدرها بلند نیست. سعی میکنی همیشه هوای آن طرف را داشته باشی. دلت برای آدمها میسوزد. رودخانه زمان از سر آنها هم گذشته است. در برابر خویش طغیان میکنی. بیهودگیهایت را دور ریختهای. آنچه
در مشت توست، صدای صیقلخورده ساعتهاست. دیگر فرصتها را بر طاقچههای خاموش نخواهی گذاشت. (1)
زندگی، دفتری است که هر روز یک صفحه آن پیش روی شما باز میشود. نیروی خود را برای خواندن صفحهای که مقابل روی شماست به کار برید و به صفحاتی که هنوز باز نشده یا از جلو شما گذشته فکر نکنید. هر روز، وظایف، مسئولیتها، مقتضیات و حوادث تازه به همراه خود میآورد... . غافل منشینید که قافله عمر در گذر است. کار امروز را به فردا حواله مکنید؛ از کجا معلوم که فردا فرصت و قدرت و حوصله شما بیش از امروز باشد. مگر فردا چه معجزهای رخ میدهد که شما چشم امید بدان دوختهاید و همه چیز را برای آن میخواهید؟! فراموش نکنید که دیروز مرده و فردا هنوز از زمان متولد نشده است. بنابراین، شما هر چه میخواهید، از امروز بخواهید. دقایق زندگی مانند گلهایی است که پشت سر هم شکفته میشود و هیچ یک از آنها بیش از چند لحظه دوام ندارد. (2)
امام خمینی رحمهالله
دکتر حسن عارفی میگوید: «امام وقتی وضو میگرفت، نمیگذاشت شیر آب باز باشد تا وضویشان تمام بشود. شیر آب را باز میکرد، به اندازه یک مشت آب
برمیداشت و شیر را میبست. بعد دوباره اگر نیاز داشت، شیر آب را باز میکرد». (1)
آقای مصطفی کفاش نقل میکند: «روزی امام به فردی که به باغچه آب میداد، گفت: چرا آب لوله کشی را به باغچه میدهید؟ آن آقا گفت: این آب لوله کشی نیست، آب چشمه است. امام فرمود: باز معلوم نیست که آب چشمه را هم بتوانیم مصرف کنیم، این مال همه است. بنابراین، کمتر استفاده کنید و در حد ضرورت.(2)
آیت الله امامی کاشانی نقل میکند: «امام، باقیمانده آب نوشیده شده را بیرون نمیریخت، بلکه روی لیوان یا ظرف [،کاغذی یا] چیزی میگذاشت که بار دیگر آن را مصرف کند. چندین بار هم که به ایشان گفته شد ممکن است میکروبی وارد لیوان شود فرمود: «نه من چیزی در دهانه لیوان میگذارم تا میکروبی یا چیزی وارد آن نشود». (3)
در اتاق حضرت امام، یک مهتابی یا یک لامپ صد وات روشن بود. هنگام مطالعه یا نوشتن، چون این نور کافی نبود، یک لامپ دیگر را روشن میکرد. فراوان دیده میشد که معظمله از اتاق به طرف اندرون میرفت، ولی چند لحظه بعد از میان راه برگشته، لامپ را خاموش میکرد و دوباره به طرف اندرونی میرفت؛ با آنکه در آن موارد، معمولاً بیش از چند دقیقه در اندرون نمیماند و دوباره به همین اتاق بر میگشت. (4)
آیت الله رضوانی، مسئول مالی کارهای امام، پشت یک پاکت چیزی نوشته و برای
امام فرستاده بود. ایشان در یک کاغذ کوچک جواب داده و زیر آن نوشته بود: «شما در این کاغذ کوچک هم میتوانستید بنویسید.» ازاینرو، آیت الله رضوانی کاغذهای کوچک را جمع و جور میکرد و در کیسهای میگذاشت. وقتی میخواست برای آقا چیزی بنویسد، بر روی کاغذ پارهها مینوشت و برای امام میفرستاد و امام هم پایین آن پاسخ میداد. (1)
مرحوم حاج احمد آقا خمینی میگفت: «گاهی اوقات ما دو دستمال کاغذی از یک قوطی بیرون میآوردیم، امام ناراحت میشد و میگفت: این چه کاری است؟ خودش هر وقت میخواست از دستمال کاغذی استفاده کند، یک دستمال را چهار تکه میکرد و از هر تکه جداگانه استفاده میکرد». (2)
امام خمینی رحمهالله نمیگذاشت حتی چند دقیقه از عمرش بیهوده بگذرد؛ چنانکه در فاصله بعد از نماز ظهر و عصر تا هنگام صرف ناهار، قرآن میخواند. این زمان کمتر از دو دقیقه بود، ولی با این حال امام نمیخواست آن را بیهوده تلف کند. به هنگام مصاحبه نیز وقتی خبرنگاران میخواستند وسایلشان را بچینند، نمیگذاشت وقتش به هدر رود. (3)ایشان آنقدر برای وقت حساسیت داشت که اگر کسی در راه میخواست با معظمله صحبت کند، نمیتوانست او را متوقف سازد که دیرتر به مقصد برسد؛ زیرا حین راه رفتن، پاسخ پرسشها را میداد.
فقیه بزرگوار، آیت الله صالحی مازندرانی در استفاده از نان بسیار دقت میکرد تا اسراف نشود. به همین دلیل هیچگاه در خانه، نان خشکی جمع نمیشد و اگر گاهی
هم نان بیات میشد، میفرمود: «امروز آبگوشت درست میکنیم تا این نانها هم استفاده شود.» ایشان خیلی از اوقات نانهایی را که خشک میشد، با نم آب، نرم میکرد و استفاده میکرد.(1)
مشهور است که شهید رجایی برای یادداشتهای کوچک، برگههای سفید را از کاغذهای باطله جدا میکرد تا در جای خود به تناسب موقعیت از آن استفاده کند.
در سال 1353 و پیش از دستگیری، وقتی چند تن از شاگردانش برای دیدن او به مدرسه رفاه رفتند، شهید رجایی هنگام خداحافظی، به هر یک از آنان یک مداد حدودِ سه سانتی یادگاری و هدیه داد که از آن استفاده کنند. خود او نیز یکی از همان مدادها را در جیب داشت و برای یادداشت مطالب متفرقه از آن استفاده میکرد. آن شهید با این صرفهجوییها در زندگی شخصی، هر چه اضافه میآورد و پسانداز میکرد، به صورت مستمری به نیازمندان میداد و از این کار لذت میبرد.(2)
همینطور نقل میکنند: روزی قصد عوض کردن موکت فرسوده دفتر نخست وزیری را داشتند که ایشان نپذیرفت و گفت: «من چگونه نخست وزیری باشم که روی موکت با کفش راه بروم، اما باشند مردمی که چیزی نداشته باشند روی آن بخوابند». (3)
یاقوت حموی، صاحب کتاب معجم البلدان، بردهای بیش نبود. ارباب او عسگر حموی، وی را برای تجارت به شهرهای مختلف میفرستاد. یاقوت چون مردی فعال و باهوش بود، [فرصت را مغتنم شمرد و ]وضعیت شهرهایی را که میدید، به دقت
مطالعه کرد. سپس یادداشتهایی را که فراهم آورده بود، به صورت کتاب درآورد و آن را تحت عنوان معجم البلدان منتشر ساخت و بدین وسیله، نام خود را در ردیف مشاهیر جهان به ثبت رساند. (1)
مرحوم مدرس خیابانی از چهرههای درخشنده علم و ادب معاصر است. او یکی از آثار گرانبهای خود را درباره مترادفات زبان فارسی، هنگام صرف صبحانه نوشت. (2)
فراز و نشیب زندگی اجتماعی و سیاسی، بارها جواهر لعل نهرو را به زندان کشاند. در سال 1930 که او یکی از دورانهای متعدد زندانش را میگذراند، درصدد برآمد از فرصت و فراغتی که در زندان پیش میآید، استفاده کند و نامههایی برای دخترش بنویسد. این نامهها که در مدتی نزدیک سه سال از اکتبر 1930 تا 1933 در دوران مختلف زندان نوشته شده است، یک دوره تاریخ جهان را دربرمیگیرد. در اواخر سال 1933 که نهرو دوران زندان خود را به پایان رساند، نامههای خود را مرور کرد و آماده چاپ ساخت. البته چون به زودی در 12 فوریه یکبار دیگر به زندان فرستاده میشد، خواهرش مجموعه آنها را تنظیم کرد و به نام نگاهی به تاریخ جهان در دو جلد به چاپ رساند. (3)
ماردن کودن، پزشک معروف، از فرصتهای اندک به خوبی بهره میگرفت. درباره او نوشتهاند که یکی از آثارش را در راه رفتن از خانه بیماری به خانه بیمار دیگر
نوشته است.(1)
کانت، نمونه کامل نظم و ترتیب و وقتشناسی بود. بیدار شدن، صبحانه خوردن، نوشتن، درس دادن، ناهار خودن و قدم زدن او وقت معیّن داشت. هنگامی که دست به عصا از خانه پا بیرون مینهاد و به سوی خیابان راه میافتاد، همسایگان میدانستند که ساعت، درست سه و نیم است. (2)
الف) هفته اول فروردین ب)هفته آخر فروردین
ج)هفته اول خرداد د)هفته اول مرداد
الف)افزایش کارآیی ب)افزایش کیفیت
ج)افزایش کمیت د)هر سه مورد
الف) ایمان قوی ب) اهمال نکردن
ج) تقسیم کار د) پشتکار داشتن
الف) میزان تولید ب) کارآیی ج) فنآوری د) عامل انسانی
الف) رضایت کارفرما ب) تولید بیشتر
ج) کسب رضایت الهی د) رفع نیازها
الف) امام علی علیهالسلام ب) امام سجاد علیهالسلام
ج) امام باقر علیهالسلام د) امام صادق علیهالسلام
الف) 1370 ب) 1360 ج) 1375 د) 1365
الف) 1833 میلادی، لیتر ب) 1746، کوییزنی
ج) 1370، سازمان ملی بهرهوری د)هیچ کدام
الف) حفظ کرامت انسانی ب) بهرهگیری مناسب از عمر و زمان
ج) استفاده بهینه از نعمت د) هر سه مورد
الف) رسول خدا صلیاللهعلیهوآله ب) امام علی علیهالسلام
ج) امام سجاد علیهالسلام د) امام حسین علیهالسلام
الف) آل عمران: 5 ب) نجم: 39 ج) عصر:1 د) هر سه مورد
حریصتر از پول و ثروت باشد؟
الف) ابوذر ب) سلمان ج) مقداد د) عمار
الف) رسول گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله ب) امام باقر علیهالسلام
ج) امام علی علیهالسلام د) امام سجاد علیهالسلام
الف) عمار یاسر ب) حمزه سید الشهداء
ج) سعد بن معاذ د) جعفر طیّار
الف) عصر: 1 ب) نجم: 39 ج) آلعمران: 5 د) هیچکدام
الف) رسول خدا صلیاللهعلیهوآله ب) امام باقر علیهالسلام
ج) امام صادق علیهالسلام د) امام سجّاد علیهالسلام
الف)کارآیی+کمیت ب)کارآیی+اثربخشی
ج) حداکثر استفاده از حداکثر امکانات موجود د)هر سه مورد
الف)امام باقر علیهالسلام ب)امام حسن علیهالسلام
ج)امام سجّاد علیهالسلام د)امام علی علیهالسلام
19.کدامیک از مشاهیر زیر از فرصت زندان برای نوشتن نامههای تاریخی بهره گرفت؟
الف. گاندی ب)نهرو ج)یاقوت حموی د)کانت
آیا میدانید بهرهوری چیست؟
آیا شما از فرصتهای زندگی و عمرتان به صورت شایسته استفاده میکنید؟بلی (چگونه؟)خیر(چرا؟)
منظور حدیث «ضایع کردن فرصت غصه است» چیست؟ آیا میدانید از کدام معصوم است؟ (امام علی علیهالسلام)
به نظر شما برای رسیدن به بهرهوری چه کارهایی باید انجام داد؟
نظرتان درباره حدیث «هرکس دو روزش مثل هم باشد فریب خورده است» چیست؟ این حدیث از کدام معصوم است؟ (امام صادق علیهالسلام)
آیا میتوانید جملهای زیبا درباره بهرهوری بگویید؟
به نظر شما بهرهور به چه کسی گفته میشود؟
آیا شما از امکانات خود، به خوبی بهرهبرداری میکنید؟ بلی (چگونه؟)خیر(چرا؟)
به نظر شما چرا باید در امور به بهرهوری برسیم؟
مقصود حدیث «بلا و مصیبتی همانند... رضایت انسان به وضعیت موجود نیست» چیست؟
آیا میتوانید با کلمات (بهرهور ـ امروز - دیروز - فردا) یک جمله درباره بهرهوری بسازید؟
اگر شما به جای یکی از دولتمردان کشور بودید، برای توسعه بهرهوری چه اقداماتی انجام میدادید؟
آیا میتوانید یک ضرب المثل بگویید که بیانگر بهرهوری در امور باشد؟
ضرب المثل «کار نیکو کردن از پر کردن است» بیانگر چیست؟
تعریف فراگیر و جامعی از بهرهوری ارائه دهید.
آیا بهرهوری در مکتب اسلام، موضوع جدیدی است؟
بهرهوری در اسلام، کدام موضوعها را دربرمیگیرد؟
چگونه میتوان مفاهیم ارزشی بهرهوری اسلام را به جامعه انتقال داد؟
بهرهوری در اسلام، بر پایه کدام مبانی و اصول استوار است؟
تفاوتهای بهرهوری در اسلام و مکتبهای مادی چیست؟
نقش ایمان را در افزایش بهرهوری چگونه ارزیابی میکنید؟
اسلام بیشترین نقش را در بهرهوری به چه چیزی میدهد؟
توضیح دهید در حال حاضر، مشکل بهرهوری در کشور، مدیریتی است یا فرهنگی؟
برای بهبود وضعیت بهرهوری در کشور از کجا باید آغاز کرد؟
نقش دستگاههای فرهنگی کشور، بهویژه رسانههای گروهی در مورد بهرهوری چیست؟
وظایف افراد، سازمانها و دولت در مورد بهرهوری چیست؟
معرفی الگوی صحیح تولید، توزیع و مصرف، تا چه اندازه در افزایش بهرهوری مؤثر است؟
شرح دهید اهداف بهرهوری در اسلام چیست؟
بهرهوری در جامعه را در چند سطح میتوان مطرح کرد؟
برای بهبود وضعیت تولید، توزیع و مصرف در کشور چه باید کرد؟
نقش فنآوری مناسب را در افزایش بهرهوری چگونه ارزیابی میکنید؟
برای ایجاد وفاق ملی در بهبود بهرهوری در جامعه چه باید کرد؟
بهرهگیری از تجربههای موفق جهانی در گسترش بهرهوری، تا چه حد صحیح است؟
نقش پژوهش را در افزایش بهرهوری چگونه ارزیابی میکنید؟
مهمترین نقش دولت در افزایش بهرهوری جامعه چیست؟
آموزش و تخصص تا چه اندازه میتواند در افزایش بهرهوری سهیم باشد؟ چه راهکارهای آموزشی پیشنهاد میکنید.
نقش مدیریت صحیح در افزایش بهرهوری چگونه است؟
در حال حاضر چه موانعی فرا روی بهرهوری کشور قرار دارد؟
کیفیت چیست و چه ارتباطی با بهرهوری دارد؟
نقش فرهنگ بهرهوری در پیشرفت آینده جامعه تا چه حد است؟
قرآن کریم، ترجمه محمد مهدی فولادوند.
نهج الفصاحه، ابوالقاسم پاینده.
نهج الفصاحه (موضوعی)، مرتضی فرید تنکابنی.
نهج البلاغه، سید جعفر شهیدی.
نهج البلاغه، حمید دشتی.
آذرلی، غلامرضا، ضرب المثلهای مشهور ایران، تهران، ارغوان، چاپ پنجم، 1373.
آسایش، حسین، اقتصاد روستایی، تهران، پیام نور، چاپ اول، 1374.
ابطحی، سید حسین و بابک کاظمی، بهرهوری، تهران، مؤسسه مطالعات وپژوهشهای بازرگانی، چاپ دوم، 1379.
ابن بابویه، ابی جعفر محمد بن علی بن الحسین، امالی، قم، بعثت، 1417 ه . ق.
ـــــــــــــــــــــ ، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، موسسة الاعلمیللمطبوعات، چاپ چهارم، بیتا.
کلینی، محمد بن یعقوب، من لا یحضره الفقیه، قم، اسلامیه، بیتا.
احسایی، ابن ابی جمهور، عوالی اللئالی، به کوشش: سید مرعشی، قم، طبع سیدالشهدا، چاپ چهارم، 1403 ه . ق.
اعتصامی، پروین، دیوان اشعار، تهران، نشر نی، چاپ اول، 1375.
باقی زاده، رضا، رمز موفقیت بزرگان، قم، گاه سحر، چاپ سوم، 1380.
پروکو نیکو، جوزف، مدیریت بهرهوری، ترجمه: محمدرضا ابراهیمی، تهران،کیهانک، چاپ اول، 1372.
پیمان، سید حسین، بهرهوری و مصداقها، تهران، نشر زمینه، چاپ اول، 1374.
تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، ترجمه و شرح غرر الحکم و درر الکلم، ترجمه: سیدجلال الدین حسینی، تهران، دانشگاه تهران، 1373.
حکیمی، محمد رضا، الحیاة، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ اول، بیتا.
خاکی، غلامرضا، آشنایی با مدیریت بهرهوری، تهران، سایه نما، چاپ دوم، 1377.
دهخدا، علی اکبر، لغتنامه، تهران، دانشگاه تهران، چاپ چهارم، 1377.
رحمانی، جعفر و علی باقی نصرآبادی، نکات مؤثر در مدیریت کارآمد، قم، نشر خرم،
رزاقی، ابراهیم، الگوی مصرف و تهاجم فرهنگی، تهران، چاپخش، چاپ اول، 1374.
روزنامههای: اطلاعات، همشهری، کیهان، جام جم، ابرار، سلام.
سازمان امور اداری و استخدامی، فصلنامه مدیریت، تهران، مرکز آموزش نیروی انسانی، 1370.
سازمان بهرهوری ملی ایران، مجموعه سخنرانیهای دومین سمینار بهرهوری، تهران، چاپ بصیر، چاپ اول، 1374.
ساعتچی، محمود، روانشناسی بهرهوری، تهران، نشر ویرایش، چاپ سوم، 1380.
سهیلی، مهدی، چه کنم دلم از سنگ که نیست، تهران، سازمان پوپک، بیتا.
سیدهاشم رسولی محلاتی، ترجمه و شرح غرر الحکم و درر الکلم (موضوعی)، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ ششم.
شعبه حرانی، ابی محمد حسن بن علی، تحف العقول، ترجمه: علیاکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین، نشر اسلامی، چاپ دوم، 1363.
شفیعی مطهر، علیرضا، خودباختگی فرهنگی، تهران، ولی عصر، چاپ اول، 1379.
شورای سیاستگذاری ائمه جمعه، یاد ایام(1)، رویدادهای شمسی، بی جا، چاپ اول، 1379.
صداقت، محمود، منابع و مسائل آب ایران، تهران، پیام نور، چاپ اول، 1374.
طبرسی، فضل بن حسن، مکارم الاخلاق، قم، منشورات شریف رضی، [بیتا].
عاملی، محمد حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت، 1412 ه.ق.
عسکری راد، حسن، رمز جاودانگی، قم، بوستان کتاب، چاپ اول، 1380.
فرید تنکابنی، مرتضی، الحدیث، تهران، مؤسسه نشر و فرهنگ اسلامی، 1374.
فیاضی، سید جلال و احمد ملک آراسته، بهرهوری، تهران، انتشارات بارثاوا، چاپاول، 1374.
کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، با شرح محمد باقر کوه کمرهای، قم، اسوه، 1375.
ـــــــــــــــــــ ، اصول کافی، ترجمه و شرح: جواد مصطفوی، تهران، انتشارت الوفا، چاپ اول، 1382.
ـــــــــــــــــــ ، اصول کافی، قم، دارالمکتب الاسلامیه، چاپ سوم، 1367.
ـــــــــــــــــــ ، فروع کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1350.
گروه اقتصاد، بهرهوری از دیدگاه آیات و روایات، قم، مرکز پژوهشهای اسلامی صداو سیما، 1374.
گروه بانوان نیکوکار، مجموعه مقالات سالمندی، تهران، 1379.
گروه جغرافیا و دفتر برنامهریزی تألیف کتب درسی، جغرافیا سال دوم، (کد 1/225)، تهران، وزارت آموزش و پرورش، 1381.
ـــــــــــــــــــ ، جغرافیای استان قم، (کد 1/236)، تهران، وزارت آموزش و پرورش،1380.
مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت، دارالاحیاء التراث، 1403 ه . ق.
ـــــــــــــــــــ ، حلیة المتقین، قم، انتشارات هجرت، چاپ هشتم، 1374.
مجموعه مقالات و سخنرانیهای دومین کنگره بهرهوری ملی ایران، تهران، چاپبصیر، چاپ اول، 1375.
محب علی، داوود، بهرهوری نیروی انسانی، تهران، مرکز آموزش مدیریت دولتی،چاپ اول، 1375.
محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ترجمه: محمدرضا شیخی، قم، دارالحدیث، [بیتا].
مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، اشارات، (شماره 61)، قم، مرکزپژوهشهای اسلامی صدا و سیما، خرداد 1383.
مرکز ترجمه متون مدیریت، مجموعه مقالات بهرهوری (شماره 1)، تهران، مرکز انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی، چاپ اول، 1372.
مطلبی، سید حسن، گوهر وقت، چاپ و نشر بین الملل وابسته به انتشارات امیر کبیر، چاپ دوم، 1382.
موسوی خمینی، سید روح الله، رساله توضیح المسائل، تهران، انتشارات گنجینه،بیتا.