ghaemiyeh.com
سرشناسه : نوریان، مجید
عنوان و نام پدیدآور : الگوی مصرف در اسلام و غرب/مجید نوریان.
مشخصات نشر : قم: مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، ۱۳۸۳.
مشخصات ظاهری : [۲] ، ۱۰۵ص.:جدول، نمودار.
فروست : مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما؛ ۸۳۶
شابک : ۷۰۰۰ ریال :964-8606-53-6
یادداشت : کتابنامه: ص. [۱۰۳] - ۱۰۵؛ همچنین به صورت زیرنویس.
موضوع : مصرف -- جنبههای مذهبی -- اسلام.
موضوع : مصرفکنندگان -- رفتار.
موضوع : مصرف.
شناسه افزوده : صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران. مرکز پژوهشهای اسلامی.
رده بندی کنگره : BP۲۵۰/ن۸۷الف۷
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۶۳
شماره کتابشناسی ملی : ۱۰۳۹۳۵۴
مقدار مصرف در هر جامعهای، تأثیر پذیرفته از جهانبینی و مکتب فکری آن جامعه است. همانگونه که امپریالیسم تبلیغی در پی یکپارچهسازی جوامع برای ترویج مصرفگرایی افراطی است، در مقابل، مکتب حیاتبخش اسلام به دنبال دستیابی به اعتدال و اقتصاد است. مفهوم مصرف در اسلام، با مفاهیم رایج آن متفاوت است؛ زیرا نگاه اسلام به مصرف نگاه ابزاری است. در اندیشه دینی، مصرف و استفاده از کالا و خدمات برای رشد و شکوفایی اخلاقی و رسیدن به قرب الهی و کمال انسانی معنا مییابد و الگوی مصرف نیز بر پایه مسئولیت و اعتدال پایهگذاری شده است. بر اساس مبانی اعتقادی نظام اسلامی که با اندیشه لیبرالی تفاوت ماهوی دارد، در نوع مصرف نیز با نظامهای مادی تفاوت ریشهای وجود دارد. در اسلام دو عنصر حلیّت و طهارت از شرطهای اساسی مصرفند و هرگز اجازه داده نمیشود که برای به دست آوردن کالا، حقی از کسی ضایع شود یا مصرفی در اشیای نجس و خبیث صورت پذیرد. در اسلام، اصولی چند همچون اعتدال، عدم اسراف و تبذیر، عدم اتراف و عدم اتلاف محدود کننده مقدار مصرف است.
متأسفانه با وجود تأکیدهای فراوانی که در آموزههای اسلامی در زمینه رعایت اعتدال در مصرف و پرهیز از اسراف و تبذیر شده است، در جامعه اسلامی ما، چه در سطح عمومی و مصارف خانوارها و چه در سطح دولتی و مصارف دستگاهها و نهادهای دولتی. به این موضوع چنانکه شایسته است توجه نمیشود و از همین رو بود که رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیتاللّه خامنهای ـ دامت برکاته ـ با روشنبینی خاص خود، سال 1388 را سال اصلاح الگوی مصرف» اعلام کردند و
فرمودند: «ما بایستی به سمت اصلاح الگوی مصرف حرکت کنیم. مسئولین کشور در درجه اول ـ چه قوه مقننه، چه قوه مجریه و چه سایر مسئولین کشور؛ قضوه قضائیه و غیر آنها ـ و اشخاص و شخصیتها در رتبههای مختلف اجتماعی، و آحاد مردم ما از فقیر و غنی، بایستی به این اصل توجه کنند که باید الگوی مصرف را اصلاح کنند».
در این میان، رسانه دینی، برای تبیین الگوی مصرف اسلامی وظیفهای سنگین دارد. بنابراین، نه تنها خود باید از مصرفزدگی رها شود، بلکه باید به عنوان یک رسانه تأثیرگذار، فرهنگ استفاده صحیح را بر اساس اعتدال برای همگان درونی سازد و مردم را از افراط و زیادهروی در مصرف دور دارد؛ زیرا کوچکترین حرکت رسانه میتواند به نوعی در فرهنگسازی نقش مستقیم یا غیر مستقیم داشته باشد. بنابراین، باید در برنامههای تلویزیونی به ویژه برنامه کودک و نوجوان و سریالها و برنامههای خانواده در زمینه کاهش مصرف و ترویج فرهنگ قناعت دقت کافی انجام شود، پژوهشگر ارجمند جناب آقای _مجید نوریان _کوشیدهاند فرهنگ مصرف صحیح را از بعد نظری بررسی کنند و آنگاه با آسیبشناسی وضع موجود، فرهنگ اصیل اسلامی را یادآور گردند. امید است این پژوهش مورد استفاده برنامهسازان گرانقدر صدا و سیما قرار گیرد.
انّه ولیّ التوفیق
اداره کل پژوهش
مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما
در میان متغیرهای اقتصادی، شاید هیچکدام به اندازه «مصرف» برای عموم مردم مهم نباشد؛ به گونهای که بسیاری بر این باورند که هدف از دیگر فعالیتهای اقتصادی، مانند پسانداز، سرمایهگذاری، تولید و... در نهایت مصرف است. برای نمونه، کینز تنها هدف هر فعالیت اقتصادی را مصرف و آن را امری بدیهی و روشن میداند.
از طرفی، مقدار مصرف هر فرد و خانواری و به طور کلی الگوی مصرف هر جامعهای، متأثر از عوامل گوناگون و متعددی است که از جمله آنها میتوان به جهانبینی و مکتب فکری اشاره کرد.
آنچه امروز امپریالیسم تبلیغی در پی آن است، یکپارچه سازی الگوی مصرف جوامع برای مصرفگرایی مفرط و در راستای منافع شرکتهای چند ملیتی است.
در کشور ما ایران نیز الگوی مصرف، به الگوی مصرف غربی نزدیک میشود؛ بدون اینکه بنیانهای تولیدی و اقتصادی تقویت شده باشند.
در این میان، تبیین الگوی مصرف مبتنی بر آموزههای دینی که وجه مشخصه آن اعتدال و استقلال است، ضروری مینماید. این نوشتار به دنبال این هدف است و نگارنده امیدوار است گامی هر چند کوچک در این مسیر بردارد.
تبیین مفاهیم کلیدی
شناخت پدیده مصرف و تبیین الگوی مصرف در چارچوبی خاص، نیازمند تعریف، شناخت مفاهیم و کلید واژههایی است که به صورت متناوب در بررسیهای آتی به کار گرفته میشوند و در رسیدن به مقصود ما را یاری میکنند.
بیانگر رابطه بین مصرف، درآمد و دیگر متغیرهایی است که بر میزان مصرف تأثیر میگذارند و به واسطه این توابع میتوان عوامل مؤثر بر مصرف و اندازه تأثیر آنها را بررسی کرد. عوامل مختلف کمی یا کیفی میتوانند بر اندازه مصرف تأثیر بگذارند. از عوامل کیفی میتوان به سن، جنس، اندازه خانوار، سلیقه و... اشاره کرد و از عوامل کمی میتوان درآمد، ثروت، نرخ بهره و... را نام برد. در حالت کلی و
ص:8
به صورت تلویحی میتوان تابع مصرف را به صورت مقابل نشان داد:(1)(... و سن، سلیقه، نرخ بهره، ثروت، درآمد) C=F (مصرف)
کالایی است که برای مصرف نهایی و به وسیله خانوار به منزله واحد اجتماعی تقاضا مصرف میشود که به دو دسته بادوام و بیدوام تقسیم میشود. در مقابل کالاهای مصرفی، کالاهای سرمایهای و واسطهای قرار دارند.
میزان استفاده افراد یک جامعه از کالاها و خدمات تولیدی در یک مقطع زمانی را سطح مصرف فرد یا جامعه مینامند. روشن است که افراد یک جامعه و نیز جوامع مختلف با توجه به سطح متفاوت درآمدی و نیز تفاوت در مؤلفههای دیگر مصرف، به یک اندازه از کالاها و خدمات استفاده نمیکنند. در نتیجه شاهد سطوح مصرف مختلفی در جوامع هستیم. برای نمونه، سطح مصرف ثروتمندان و فقرا با هم متفاوت است.
در واقع، نوع مخارج مصرفی یک خانوار را نشان میدهد. ترکیب کالاهاو
ص:9
1) [1] . هرگاه متغیر X بتواند در فاصله معین به دلخواه و مستقلاً تغییر کند، آن را متغیر مستقل گویند. حال اگر متغیر دیگر، مانند Y ، به وسیله رابطهای به متغیر X بستگی داشته باشد، به طوری که وقتی X در فاصله داده شده تغییر میکند Y اجبارا و به تبعیت از آن در فاصله دیگری تغییراتی بنماید Y را تابع گویند. چنین رابطهای را رابطهتابعی و یا تابع گویند و به صورت Y=F(n) نشانمیدهند. (تفضلی، فریدون، اقتصاد کلان، نظریهها و سیاستهایاقتصادی، نشر نی، چاپ ششم، 1371، صص17 ـ 18).
خدمات خاصی که فرد یا جامعه در سبد مصرفی خود دنبال میکند، شکل مصرف را تعیین میکند. بنابراین، شکل مصرف جنبههای کیفی آن را در برمیگیرد.
الگو، حالت انتزاعی و ساده شده یک واقعیت و پدیده عینی در جامعه است که به وسیله آن میتوان آن واقعیت را تجزیه و تحلیل و همچنین عناصر اصلی آن را پیشبینی کرد. گاهی نیز ممکن است با کشف الگوهای رفتاری خاصی، درصدد تثبیت آن در جامعه باشیم. الگوی مصرف نیز حالت تجریدی رفتار مصرفی افراد نوعی خارجی است که از یک سو، راهنمای حرکت جامعه در مسیر تخصیص بخش وسیعی از منابع کمیاب و از سوی دیگر عامل تنظیم و تأمین نیازهای واقعی جامعه است.
در الگوی مصرف، میتوان رابطه و نوع رفتار فرد با منابع و اموال تحت اختیارش را جستوجو کرد و با ایجاد نظم و دقت در رفتارهای خرد و فرعی، در مقیاس کلان نیز میتوان در سیاستگذاری و هماهنگ کردن تقاضا و عرضه کل در فرآیندهای مطلوب سهم مهمی داشت.(1)
در الگوی مصرف، سه مؤلفه اساسی، «انگیزه»، «رفتار و قواعد رفتار» و «محدودیتهای نهادی و فردی» ارزیابی میشود. برای نمونه، در الگوی مصرفِ تعریف شده در اقتصاد متعارف، انگیزه مصرف، بیشینه کردن مطلوبیت حاصل از مصرف کالاها و خدمات است. قواعد رفتاری با نظریه ترجیحات بیان میشود و محدودیتهای نهادی، محدودیتهایی است که ساختار نظام اقتصادی بر فرد
ص:10
1) [1] . فصلنامه پژوهشی دانشگاه امام صادق علیهالسلام، ش 11 و 12، پاییز79، ویژه اولین همایش اقتصاد اسلامی.
تحمیل میکند که در نظام سرمایهداری شامل قیمتهاست.(1)
الگوی مصرف اسلامی بر پایه اصول موضوعه و روشنی است که با حرکت از آنها به اصول خاص میرسیم:
اولین اصل اساسی و بدیهی، اصل مسئولیت است. با این توضیح که در اسلام، انسان در قبال آزادیاش مسئولیت دارد و نمیتواند خود را تافته جدا بافته تلقی کند. چه، تمام متغیرها باید بر اساس ملاحظات جامعه مطالعه شوند و جنبه اشتراکی و جمعی انسان رابطه متقابل و اساسی با جنبه فردی او دارد.
اعتدال: در چارچوب اسلامی، زندگی و عمل انسان باید از هر نظر با مفهوم گسترده عدل مطابق باشد، ضرورت اعتدال در مصرف، از آن رو بیشتر روشن میشود که بدانیم، انسان موجودی است با تمایلات انحرافی و خیالهای سرکش که اگر مهار نشوند او را از مرز بشریت و مسئولیتپذیری خارج و به موجودی خطرناک تبدیل میکنند.(2)
بنابر آنچه گفته شد، میتوان نتیجه گرفت که شکل و سطح مصرف افراد یک جامعه، الگوی مصرف آن جامعه را تشکیل میدهد. الگوی مصرف، شامل کمیت و کیفیت اقلام مصرفی افراد یک جامعه و به طور کلی رفتار و کردار مصرفکنندگان کالاها و خدمات (افراد، خانوارها، بنگاهها، دولت و...) است که تحت تأثیر استاندارد مصرف، درآمد، موقعیت اجتماعی و از همه مهمتر اعتقادات و مبانی فکری فرد یا جامعه تغییر میکند. در یک دستهبندی کلی، عوامل مؤثر بر الگوی مصرف عبارتند از: توزیع درآمد، الگوی تغذیه، عوامل فرهنگی، توسعه یافتگی جامعه، تبلیغات، نوع
ص:11
نگرش و جهانبینی، کسب منزلت اجتماعی و... .
تبیین و ترسیم الگوی مصرف از آن رو مهم است که از سویی پیشبینی هزینههای مصرفی سالهای آینده و در نتیجه برنامهریزی اقتصادی، مستلزم شناخت الگوی مصرف است. و از سوی دیگر شناخت و تبیین الگوی مصرف بر اساس مبانی اعتقادی و اسلامی، میتواند جامعه را از فرو غلتیدن در منجلاب شوم پدیده «مصرفگرایی» و در نتیجه وابستگی ذلتبار نجات دهد و او را به سوی خوداتکایی و استقلال سوق دهد. مصرف گرایی، پدیدهای ناپسند و ارمغان استعمار نو است که لزوم مبارزه جدی با آن ضرورتی اجتنابناپذیر مینماید. در فصلهای آتی، این موضوع را به صورت تفصیلی بررسی میکنیم.
مصرف به همراه متغیرهای تولید و توزیع، از مؤلفههای اصلی اقتصاد به شمار میرود. ازاینرو، شناخت این مؤلفهها و همچنین مؤلفههای مرتبط با آنها برای تحلیل ساختار اقتصادی جامعه و در نتیجه برنامهریزی و سیاستگذاری، امری ضروری به شمار میرود. ازاینرو، متغیرهای اصلی مؤثر بر متغیر مصرف، به اجمال بررسی میشوند.
ص:12
1) [1] . جان مینارد کینز، نظریه عمومی اشتغال، بهره و پول، ترجمه منوچهر فرهنگ، تهران، 1368، مؤسسه تحقیقات اقتصادی دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران، ص 131.
بتواند در راستای تقویت و افزایش جریانهای تولیدی قرار گیرد، مطلوب است و موجب رشد و توسعه کشور میشود، ولی اگر مصرف خارج از الگوهای ضرورت و نیاز، به وابستگی اقتصاد به منابع بیرونی (واردات) بینجامد، اینجاست که مصرف، به مصرفگرایی و در نتیجه وابستگی میانجامد.
نظریه درآمد مطلق کینز
بنابر عقاید کینز، درآمد واقعی و قابل تصرف، عامل عمده تعیین مخارج مصرفی است. این رابطه نه تنها برای یک فرد در جامعه، که برای کل اقتصاد نیز صحیح به نظر میرسد. به گفته خود کینز، در کتاب _نظریه عمومی اشتغال، بهره پول «درآمد کل» _قاعدتا متغیر اصلی است که مصرف یکی از عناصر تشکیل دهنده تابع تقاضای کل، بدان وابسته است.»(1)کینز رابطه بین درآمد و مصرف را به صورت یک قانون روانشناسی مصرف توجیه میکند: «قانون اساسی روانشناسی، که هم به سبب علم آن به طبیعت انسانی و هم بر پایه واقعیات مشروح تجربی، به حق و با کمال اطمینان بدان اتکا داریم، آن است که به طور کلی اشخاص وقتی درآمدشان زیاد میشود به طور متوسط مصرف خود را افزایش میدهند، ولی نه به قدر ازدیاد
ص:13
1) [1] . همان، ص 96.
درآمدشان...».(1)
نظریه درآمد نسبی دوزنبری
در این نظریه، دو نکته مهم و قابل قبول وجود دارد که در تحلیلهای آتی استفاده میشوند. اول اینکه، دوزنبری معتقد است که مصرف جاری نه تنها به درآمد جاری بستگی دارد، بلکه با درآمد گذشته نیز ارتباط پیدا میکند. افراد، سطح مصرف خود را، آنچنان میسازند که نسبت به بالاترین درآمدشان در گذشته، تطابق داشته باشد، ولی اگر درآمد افراد نسبت به گذشته کاهش یابد، آنها ناگهان سطح مصرفی خود را تغییر نخواهند داد. بلکه در مقابل کاهش درآمد، از خود مقاومت نشان میدهند. این پدیده به اثر چرخ دندهای(2)معروف است.
موضوع دیگری که دوزنبری مطرح میکند، این است که رفتار مصرفی افراد به طور اساسی، اجتماعی است و سلیقهها آنچنان با یکدیگر ارتباط دارد که ممکن است الگوی مصرف بیش از آنچه به درآمد خود فرد بستگی داشته باشد، به وسیله درآمد و مصرف دوستانش تحت تأثیر قرار بگیرد. فردی که ده هزار تومان درآمد دارد، اگر در محله فقیرنشینی زندگی کند، نسبت به زمانی که در محله ثروتمندان زندگی کند، مصرف کمتری خواهد داشت. دوزنبری این پدیده را اثر تظاهراتی(3)یا نمایشی نامید.(4)
نظریه درآمد دائمی فریدمن
وی بر این نکته تأکید میکند که درآمد دائمی و موقت افراد، هر دو دستخوش نوسان میشوند. چون مصرف کنندگان میتوانند پسانداز کنند یا وام بگیرند، و
ص:14
چون میخواهند در دورههای مختلف زندگی میزان مصرف خود را یکنواخت کنند، مصرف در برابر درآمد موقت، از خود واکنش نشان نمیدهد. اصولاً مصرف به درآمد دائمی بستگی دارد.(1)
(درآمد قابل تصرف) (C)=Yd مصرف + پسانداز (S)
از این رابطه میتوان فهمید که مصرف با پسانداز رابطه معکوس دارد؛ یعنی با هرگونه افزایش در میزان مصرف به همان اندازه پسانداز و در نتیجه سرمایهگذاری کاهش مییابد. از اینجاست که نقش مصرف و الگوی مصرف در توسعه مشخص میشود که در فصلهای آینده به آن پرداخته میشود.
ص:15
تحقیق حاضر به روش تحلیل محتوا و در قالب کتابخانهای است. نخست با مراجعه به منابع و متون دستِ اول اسلامی، مانند قرآن کریم، درباره مبانی نظری مصرف در اسلام بحث میشود و در این راستا از روایات معصومین علیهمالسلام و نیز برخی نظریات اندیشمندان مسلمان در این زمینه استفاده شده است.
مرحله بعد، بررسی تطبیقی این مبانی با مبانی نظری مصرف در غرب است.
همچنین، ویژگیها و ابعاد مصرف در اسلام و غرب بررسی میشوند.
در پایان نیز به آسیبشناسی الگوی مصرف در ایران و نقش رسانه در «ایجاد الگوی مصرف اسلامی در جامعه» پرداختهایم.
اهداف زیادی را میتوان برای تحقیق حاضر برشمرد که از میان آنها میتوان به این موارد اشاره کرد:
تبیین مفهومی مصرف از دیدگاه اسلام در بعد نظری؛
آسیبشناسی الگوی مصرف در ایران؛
نقش رسانه در ایجاد الگوی مصرف اسلامی؛
نقدی بر دیدگاه سرمایهداری مصرف.
ص:16
مبانی فلسفی تنظیم الگوی مصرف در اسلام و غرب
(بررسی تطبیقی)
ص:17
نظریههای رفتار مصرف کننده در نظام سرمایهداری بر پایه یکسری اصول و مبانی خداشناسی و انسانشناسی خاص است که تفاوت ریشهای با زیربنای فلسفی و اصول اساسی اقتصاد اسلامی و در نتیجه رفتار مصرف کننده مسلمان دارد.
در این فصل، ابتدا زیربنای فلسفی و نظریههای رفتار مصرف کننده در چارچوب نظام اقتصاد سرمایهداری و در ادامه، مبانی رفتار مصرف کننده مسلمان را بررسی میکنیم.
یک ـ مهمترین مبنای فلسفی نظام اقتصاد سرمایهداری، فلسفه دئیسم(1)است.(2)
دو ـ بر اساس فلسفه دئیسم، خداوند پس از اینکه نظام طبیعت را به طور اکمل و اَحسن و بر اساس قانونمندیهای خاص آفرید، آن را به حال خویش رها کرد.(3)در این میان، انسان در مجموعه جهان هستی در مقام تنها موجود صاحب قوّه عقل،
ص:18
1) [1] . Deism به معنای خداگرایی طبیعی، جریان مذهبی بود که در واکنش به تعالیم کلیسا به وجود آمد؛ زیرا در دوران تاریک قرون وسطی؛ رهبران کلیسا با طرد عقل از صحنه زندگی اجتماعی و عینی مردم، در مقابل اکتشافات علمی ایستادگی میکردند. ویژگی عمده فلسفه دئیسم، اتکا به عقل انسان و بینیازی او از تعالیم آسمانی و نفی ارتباط خداوند با عالم طبیعت پس از خلقت است.
2) [2] . حسین نمازی، نظامهای اقتصادی، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی، چاپ اول، 1374،ص 25.
3) [3] . جریان دیگری که قطع ارتباط خدا با طبیعت را اثبات کرد، جریان ساعتساز لاهوتی بود. با این توضیح که رابرت بویل ( Robert boyle ) شیمیدان انگلیسی در تبیین رابطه جهان و آفریدگار و برای اثبات وجود خدا، تمثیل «ساعتساز لاهوتی» را به کار برد. به دنبال این تمثیل، عدهای جهان را به مثابه ساعتی تصور کردند که علل طبیعی آن مستقل از خداوند عمل میکند.
باید قانونمندیهای موجود در طبیعت را که در واقع منطقیترین، عقلانیترین و بهترین قوانین و در راستای خیر و صلاح او هستند، کشف کند. بنابراین، رفتار آدمی نیز تحت حاکمیت بلامنازع قوانین طبیعی است.
سه ـ یکی از اجزای اصلی نظام طبیعت، نظام اقتصادی است.
چهار ـ مرکز ثقل و اساسیترین قانونمندی موجود در متن نظام اقتصادی این است که «هر فرد راهی را که برایش سودمند است، خودبهخود مییابد و به طور طبیعی ـ بی آنکه به قوه قهریه و سرنیزه نیاز باشد ـ پیش میگیرد.» این تعادل مکانیکی ـ روانی که کلاسیکها آن را «اصل لذتجویی» میخوانند و بر آن تأکید بسیار میورزند، توسط _دکتر کنه _این گونه معرفی شده است:
به دست آوردن حداکثر استفاده از طریق حداکثر کاهش در مخارج، این است حدّ کمال در روش اقتصادی و نیز همیناست نظام طبیعی اجتماع. وقتی که هر کسی چنین کند، نظاممذکور به بهترین وجه مستقر خواهد شد.(1)
یک ـ از دیگر مبانی نظام اقتصاد سرمایهداری، اومانیسم(2)یا انسان محوری است.
دو ـ بر این اساس، انسان ملاک خوبی و بدی، ارزشها و ضد ارزشها و... به طور کلی محور هستی است. خدا از صحنه زندگی انسان به حاشیه رانده شد و شاید بتوان خدا را در حد یک ابرمرد (super man) و نیز با تعابیری همچون خدای
ص:19
رخنهپوش(1)و... توصیف کرد.
این نگاه، انسان را موجود (و نه مخلوق) و محصولی از طبیعت میداند. وجودش به هیچ غایتی نیاز ندارد، او فقط در این دنیاست و چیزی جز این نیست. انسانیت، خود وجود غایی است و اهداف مهم و نهایی حیات را، اگر وجود داشته باشد، باید در خود حیات یافت، نه در ورای آن. بنابراین، افق زمانی حیات چنین انسانی محدود به دنیا و سعادت او محصور در ماده و لذات مادی است. در حوزه مصرف، مطلوبیت و رضایت خاطری که از مصرف کالاها و خدمات برای فرد ایجاد میشود، هرچند رضایت خاطر حاصل در آینده را نیز شامل میشود، گستره و شمول پذیری آن در حدی نیست که بتواند رضایت خاطر و فواید جهان آخرت را نیز شامل شود. بنابراین، مصرف کننده فقط به رضایت خاطر دنیوی توجه میکند.
سه ـ فردگرایی؛ انسان از آن رو که خود وجودی مستقل و منفرد است، اصالت دارد و نه به دلیل ارتباط و نسبتی که با دیگر انسانها دارد. این گزاره، تحت عنوان «فردگرایی»(2)در ادبیات اقتصاد سرمایهداری نمایان است. آنتونی آربلاستر، درکتاب «ظهور و سقوط لیبرالیسم غرب» فردگرایی را به سه نوع تقسیم میکند؛ فردگرایی ذرهای، فردگرایی ملکی و فردگرایی اخلاقی.
یک ـ فردگرایی ذرهای
افراد مانند اتمها و ذرات مادی متحرکیاند که هرکدام در پی منافع خود،
ص:20
1) [1] . برخی معتقدند که انگیزه گرایش انسان به خدا، جهل و نادانی او نسبت به عوامل ناشناخته طبیعت میباشد. بنابراین، هرقدر علم بشر افزوده شود و بتواند علل طبیعی پدیدهها را کشف نماید، انگیزه برای طرح فرضیهای به نام «خدای آفریدگار و پروردگار» کاهش مییابد. بیمناسبت نیست که خدای حاصل از این تفکّر را خدای «رخنهپوش» نامیدهاند؛ زیرا تا آن زمان مطرح است که رخنهای در عالم یافت شود که نتوان با علل طبیعی آن را توجیه و برطرف نمود. کتاب نقد، ش 13، مقاله دئیسم و اصول نظام سرمایهداری، علی اصغر هادوی نیا، ص 178.
2) [2] . Individulism
جامعهای مجعول را تشکیل میدهند. این دیدگاه از اندیشههای هابز سرچشمه میگیرد. او بر این باور است که فرد، واقعیتی اساسیتر از جامعه است که جز ملاحظه منافع شخصی چیز دیگری نمیتواند انگیزه رفتار ایشان باشد.
دو ـ فردگرایی ملکی
به این معنا که زندگی شخص به خود او تعلق دارد. این زندگی دارایی خود اوست و به خداوند، جامعه و یا دولت تعلق ندارد و میتواند با آن هر طور که مایل است رفتار کند.
سه ـ فردگرایی اخلاقی
همان فایدهگرایی یا لذت گرایی است که جرمی بنتام آن را نظریهپردازی کرده است. او در مقام تبیین اصل لذتگرایی مینویسد: «ما فقط یک وظیفه داریم و آن جستوجوی بالاترین لذت ممکن است و مسئله رفتار انسان فقط مسئله تعیین این است که چه چیزهایی بیشترین لذت را به انسان میبخشد.»(1)بنتام، ارزشهای انسانی را تنها بر اساس لذت ـ که یک حقیقت روانی فردی است ـ تفسیر میکند. هر عملی که فرد طبیعتا از آن لذت میبرد خوب و خیر است وگرنه بد و شر؛ بنابراین، ملاک سعادتمند بودن، توانایی بیشتر در پاسخگویی به امیال فزونتر انسان و در نتیجه، لذتِ بیشتر بردن از زندگی است.(2)
شومپیتر نیز فلسفه زندگی انسان را فایدهگرایی و رسیدن به پول بیشتر و در نتیجه مصرف بیشتر معرفی میکند.(3)
ص:21
چهار ـ اصل فایدهگرایی(1)اصل فایدهگرایی بر پایه چهار اصل اساسی است:
الف) خوشی و لذت فردی باید غایت عمل فردی باشد. بنتام معتقد است هر فعالیت اقتصادی و به طور کلی هر رفتاری از انسان برای رسیدن به یک لذت و فایده و دوری از رنجی است. ویلیام جونز میگوید: «رنج و لذت بدون شک اهداف نهایی همه محاسبات اقتصادی برای حداکثر کردن لذت است و همین امر، مسئله اقتصادی را تشکیل میدهد».(2)بنابراین، هدف از مصرف کالاها کسب رضایت و مطلوبیت است.
ب) هر کس به خویش میاندیشد و همه چیز را برای خودش میخواهد. آداماسمیت تمام رفتارها و کردارهای انسان را ناشی از خودخواهی او و کارهای عامالمنفعه و انگیزههای نوعدوستی و همدردی را پنداری ظاهری و خالی از واقعیت میداند.
ج) منظور از تحصیل منافع، ارضای خواستههاست، نه فقط تأمین نیازها. و خواستههای مصرف کننده صرفا به خواستههای جسمانی محدود میشود و خواستههای معنوی مورد نظر نیست.
د) عقلانیت ابزاری؛ انسان اقتصادی برای رسیدن به حداکثر فایده و لذت باید تابع رفتار عقلانی باشد. رفتار عقلانی، رفتاری است که منافع شخصی انسان و در نتیجه، مطلوبیت مصرف کننده را بیشینه میکند. هابز، به زنجیر کشیده شدن قوه حسابگری عقل در دایره لذات و شهوات مادی را که گاه «عقلانیت ابزاری» خوانده میشود، چنین تبیین میکند:
«جز ملاحظه منافع شخصی، چیز دیگری نمیتواند انگیزه رفتار آدمی باشد و
ص:22
حتی اگر عقل و منطق، کوتهبینی او را در این اعمال رقابتآمیز به وی بنمایاند و حتی اگر آدمی درک کند که بهترین راه تأمین منافع شخصی او همکاری و تعاون با همنوعانش است، باز هم برای او فایدهای نخواهد داشت؛ زیرا عقل انسان در تحلیل نهایی، بنده و خدمتگزار شهوات او است و چون آدمی متکی بر شهوات است، تنها وظیفهاش این است که به وسیله جستوجوی عواملی که میتوانند شهوات را ارضا کنند، در خدمت انسان قرار گیرد».(1)
در حوزه مصرف، عقلانیت، روش دستیابی به حداکثر مطلوبیت و رضایتمندی در مصرف کالاها و خدمات است. اصل عقلانیت، در واقع منطق تصمیمگیری مصرف کننده را بیان میکند که از بین مجموعه گزینههای ممکن، به چنان گزینشی اقدام کند که رضایتمندی او را از مصرف کالاهای انتخابی به حداکثر برساند و البته مطلوبیت او نیز بر اساس تمایلات نفس تعیین میشود. رفتار عقلایی فرد محدود به نشان دادن شیوههای دستیابی به حداکثر لذت و نفع شخصی است.(2)
در ادبیات اقتصاد سرمایهداری، مصرف کننده از دو روش «مطلوبیت نهایی»(3)و
ص:23
1) [1] . باقر قدیری اصلی، مسیر اندیشه اقتصادی، چاپ هشتم، دانشگاه تهران، ص 57.
2) [2] . از این نوع عقلانیت به «عقلانیت ابزاری» تعبیر میشود. در عقلانیت ابزاری هدف و نوع اعمالی که باید انجام شوند، با اتکا بر تمایلات نفس، تعیین میشوند و نقش عقل، محدود به نشان دادن شیوههای دستیابی به حداکثر لذت و نفع شخصی است.
3) [3] . Marginal Utility ؛ اگر فرض کنیم دو اقتصاد فقط در کالای X و Y وجود دارد و Px و Py به ترتیب قیمت کالای X و Y باشد، در این صورت برای حداکثر کردن مطلوبیت مصرف کننده باید مطلوبیت نهایی یک واحد پولی که صرف کالای X میشود، برابر با مطلوبیت نهایی یک واحد پول صرف شده برای Y شود. نمایش ریاضی این سخن چنین است: MUxPx = MUyPy که در اینجا Mux مطلوبیت حاصل از مصرف آخرین واحد از کالای X و Muy مطلوبیت حاصل از مصرف آخرین واحد از کالای Y میباشد. به این ترتیب، مصرف کننده تا زمانی به خرید از کالاهای X و Y ادامه میدهد که رابطه بالا برقرار باشد. چارلز موریس و اون فیلیپس، تحلیل اقتصادی (نظریه و کاربرد، ج 1، ترجمه: اکبر کمیجانی، صص 165 ـ 168).
«منحنیهای بیتفاوتی»(1)برای دستیابی به هدف خود استفاده میکند.
یک ـ مهمترین مبنای فلسفی نظام اقتصاد اسلامی، توحید و اعتقاد به یگانگی خداوند سبحان است.
دو ـ اعتقاد به یگانگی خداوند، هم در بُعد خالقیت و هم در بُعد ربوبیت است. به این معنا که «در همهمراحل تحقق یکعمل؛ یعنی در مرحله خلقوتدبیر و پرورش، خداوند تنها فاعل مستقل است و فاعلیتی همیشگی و پایانناپذیر دارد».(2)بنابراین، میتوان نتیجه گرفت که نخست، خداوند خالق حقیقی و یگانه آفریننده جهان هستی است:
اللّهُ خالِقُ کُلِّ شَیْءٍ وَ هُوَ الْواحِدُ الْقَهّارُ. (رعد: 16)
[ای پیامبر بگو] خدا آفریننده همه چیز است و اوست یگانه قهار.
دوم اینکه، خداوند نه تنها یگانه آفریننده هستی، بلکه یگانه پرورشدهنده و مربی عالم هستی میباشد. قرآن کریم در سوره مائده با اشاره به عقیده یهودیان که خدا را معمار بازنشسته و عاجز از تصرف در عالم میدانستند میفرماید:
ص:24
1) [1] . منحنیهای بیتفاوتی: از نظر مصرف کننده تمام ترکیباتی از کالاها که سطح یکسانی از مطلوبیت را عرضهمیکنند معادل هم میباشند. مکان هندسی چنین ترکیباتی یک منحنی بیتفاوتی است؛ زیرا که مصرف کننده نسبت به ترکیبات خاصی که مصرف میگردد بیتفاوت است. هر قدر یک منحنی بیتفاوتی بالاتر و یا مقدار بیشتری به سمت راست گرایش داشته باشد، به همان اندازه سطح مطلوبیت مشخص شده توسط آن بزرگتر است. بنابراین، هر قدر منحنیهای بیتفاوتی بالاتر باشد، به همان اندازه ترکیب واقع شده بر روی آن بیشتر ترجیح داده میشود.
2) [2] . معنویت و اقتصاد، ص 59.
وَ قالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدیهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ یَداهُ مَبْسُوطَتانِ یُنْفِقُ کَیْفَ یَشاءُ . (انعام: 64)
و یهود گفتند: دست خدا، بسته است و دیگر نمیتواند در خلقت تغییری بدهد! به واسطه این گفتار، دست آنها بسته شد و به لعن خدا گرفتار شدند، بلکه دو دست خدا، گشاده است و هر گونه بخواهد انفاق میکند.
این آیه به صراحت فلسفه دئیسم را رد میکند. همچنین در آیات متعددی از قرآن بر صفاتی همچون قیومیت، ولایت، هدایت و... که هر کدام دخالت خداوند متعال در عالم هستی را اثبات میکنند، تأکید شده است.(1)
سه ـ البته باید توجه کرد دخالت خداوند در جریان هستی نه به معنای سلب آزادی و اختیار از انسان، بلکه در راستای هدایت و تکامل او تعریف میشود. انسان، موجودی صاحب اراده و اختیار و بنابراین موجودی دو سویه است و خداوند به او علم، قدرت و آزادی داده است که یکی از دو راه هدایت و ضلالت را برگزیند.(2)و هر کس در گرو پیآمدهای عمل خودش است.(3)ولی با توجه به اینکه همواره گروهی از مردم با طغیانگری و تعدّی خود، حق آزادی و امکان حرکت در مسیر هدایت را از خود و دیگران سلب خواهند کرد، خداوند در راستای تکامل و هدایت انسان در جریان زندگیاش وارد شده و قوانین و احکام و مقرراتی را در قالب «دین» به وسیله پیامبران وضع کرده تا بتواند به هدف غایی خلقت که همان مقام عبودیت و قرب است برسد.
ص:25
چهار ـ صفت ربوبیت خداوند اقتضا میکند که مخلوقاتش را به خودشان وانگذارد و پس از خلقت، آنان را با هدایت عامه و تشریعی خویش در مسیر تکامل و تعالی قرار دهد. خداوند در قرآن میفرماید:
رَبُّنَا الَّذی أَعْطی کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدی. (طه: 50)
گفت پروردگار ما کسی است که هر چیزی را خلقتی که در خور اوست داده، سپس آن را هدایت فرموده است.
بنابراین، نیاز به هدایت تشریعی و قانونمندیها و احکام و دستورهایی دیگر که در گستره دین و اخلاق تعریف میشوند، روشن میشود و در نتیجه، نمیتوان تنها به کشف قانونمندیهای طبیعت و پندار «کفایت عقل» در شناخت سعادت و شقاوت انسان و درک همه قانونمندیهای حاکم بر جامعه انسانی، دست انسان را از دامن وحی و ارشاد الهی کوتاه کرد.
_یک _ـ در چارچوب آموزههای دینی، انسان خلیفهاللّه و جانشین خداوند در زمین است.
_دو _ـ بر این اساس، انسان مخلوق و آفریده خداست و خداوند از روح خود در او دمید(1)و او را در مقام برترین موجود روی زمین جانشین کرد.(2)
از سوی دیگر، طبیعت را با تمام امکاناتش، به صورت امانت در اختیار انسان گذاشت تا در آن آبادانی کند و البته بقای خویش را نیز درآن بیابد.
إِنّا عَرَضْنَا اْلأَمانَةَ عَلَی السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا اْلإِنْسانُ إِنَّهُ کانَ ظَلُومًا جَهُولاً. (احزاب:72)
ص:26
ما امانت [الهی و بار تکلیف] را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم، پس از برداشتن آن سرباز زدند و از آن هراسناک شدند و[لی] انسان آن را برداشت. راستی او ستمگری نادان بود.
از این آیه میتوان به موقعیت ممتاز انسان پی برد و اینکه اگر به ارزشهای وجودی خود پی ببرد، میتواند حامل رسالت عظیم الهی باشد. انسان با قوه اراده و اختیار در کش و قوس بیانتها و نامحدودی قرار گرفته که میتواند به سوی قله تکامل گام بردارد. امانت الهی همان قابلیت تکامل نامحدود و آمیخته با اراده و اختیار و رسیدن به مقام انسان کامل و بنده خاص خداوند و پذیرش ولایت الهی است.
روشن است که چنین انسانی، غایت و هدف خود را محدود و محصور در دنیای ظاهری و مادی نمیکند. وی امتداد افق زمانی حیات خویش را در اعتقاد به معاد و تداوم زندگی در جهان آخرت میداند؛ بنابراین، رفتارها و فعالیتهایش را در راستای سعادت دنیوی و اخرویاش تنظیم میکند.
_سه _ـ اصالت کمال؛ هدف اصلی از تمام فعالیتهای انسان مسلمان و حتی هدف غایی خلقت، رسیدن انسان به مقام قرب الهی و نزدیک شدن به خداوند سبحان است. خداوند در قرآن میفرماید:
«وَ أَنَّ إِلی رَبِّکَ الْمُنْتَهی؛ به درستی که پایان کار به سوی خداست». (نجم: 42).
منظور از نزدیک شدن به خداوند، کم شدن فاصله زمانی و مکانی نیست، بلکه «حقیقتی است که کمال نهایی انسان محسوب میشود و آن را «قرب خدا» مینامیم؛ مرتبهای است از وجود که در آن استعدادهای ذاتی مشخص با سیر و حرکت اختیاری خودش به فعلیت میرسد».(1)
ص:27
1) [1] . محمدتقی مصباح یزدی، جامعه و تاریخ، ص 68 ، سازمان تبلیغات اسلامی، 1368.
امام حسین علیهالسلام در بخشی از دعای عرفه تنها مقصد و مقصود خویش را رسیدن به مقام قرب الهی و وصول به او میداند و از خداوند آن را طلب میکند.(1)
_چهار _ـ از اینجا میتوان فهمید که ملاک خوبی و بدی و مطلوبیت یا عدم مطلوبیت هر فعالیت، کالا و شیئی و حتی ملاک ارزشهای اخلاقی را نمیتوان در اندازه لذت دنیوی حاصل از آن دانست، بلکه هر فعل و فعالیت و کالایی که انسان را به سعادت واقعی و کمال و عبودیت و قرب خداوند سبحان نزدیکتر کند، امری پسندیده و مفید است. نمیتوان خواست انسان را ملاک خیر و شر بودن دانست. قرآن کریم این اندیشه را که «هرچه مطابق خواست انسان باشد، خیر است و هر چه بر خلاف آن باشد، شرّ است» مردود میداند و میفرماید:
وَ عَسی أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسی أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَ هُوَ شَرُّ لَکُمْ وَ اللّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ. (بقره: 216)
و بسا چیزی را خوش نمیدارید و آن برای شما خوب است و بسا چیزی را دوست میدارید و آن برای شما بد است و خدا میداند و شما نمیدانید.
فایدهگرایی، فلسفه زندگی را به ارزشهای حسی محدود میکند و ارزشهای متعالی را در نظر نمیگیرد و با بیان اینکه هر چه انسان را خوش آید، خیر است، نسبیگرایی اخلاقی را تجویز میکند.(2)نیک روشن است که نسبی شدن اخلاق به بیبنیادی ارزشهای اخلاقی میانجامد که شالوده ساخت نیست انگاری را در خود دارد. برای نمونه، ماندویل در کتاب خویش، رذایل اخلاقی را تجویز میکند. او در
ص:28
کتاب معروف افسانه زنبورهای عسل تلقی خود را از «خیر همگانی» در ضمن یک افسانه بیان میکند. او در این کتاب، با تشبیه جامعه انسانی به زنبورهای کندوی عسل که با حرص و طمع مشغول کارند میکوشد، این عقیده را بیان کند که رذیلتها (امیال و افعال خودبینانه) موجب خیر همگانی و رفاه عمومی میشود.(1)
_پنج _ـ منشأ مصرف و انگیزه فعالیتهای انسان مسلمان در حوزه مسائل دنیوی و مادی، ارضای نیازهای واقعی و ضروری اوست، نه خواسته و نیازهای کاذب و غیرواقعی. در اقتصاد سرمایهداری، انگیزه فعالیتهای بشری تأمین خواستهها و امیال نفسانی اوست. لفت ویچ، اقتصاددان معروف مینویسد:
«خواستههای انسانی سرچشمه فعالیتهای اقتصادی بوده و تأمین این خواستهها هدف نهایی فعالیتهای بشر میباشد به طوری که خواستههای بشر را میتوان در واقع محرکه سیستم اقتصادی دانست».(2)
بین نیاز و خواسته، تفاوت فراوان است. نیاز آن است که ابعاد وجود انسان همانند روح و جسم اقتضا کند، ولی خواسته آن است که انسان میخواهد؛ هر چند برای ابعاد وجودی او هیچ نفعی نداشته باشد؛ سیگار کشیدن یک خواسته است، ولی نیاز نیست. بنابراین، دایره خواستهها وسیعتر از حیطه نیازهاست. خواستهها اغلب نیاز نیستند و کاذب و غیرواقعیاند. اریک فروم میگوید: «مصرف ما نیز بیگانه است، مصرف بیش از آنکه بر پایه نیازهای واقعی ما، میل و چشم و گوش ما صورت گیرد، به واسطه آگهیهای تبلیغاتی شکل میگیرد».(3)در این دیدگاه، امور
ص:29
1) [1] . فردریک کاپلستون، تاریخ فلسفه، از بنتام تا راسل، ج 8 ، ترجمه بهاءالدین خرمشاهی، انتشارات صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، چاپ دوم، 1376، صص 44 ـ 52.
2) [2] . ریچارد لفت ویچ، سیستم قیمتها و تخصیص منابع تولیدی، ترجمه سجادی، ص 2.
3) [3] . اریک فروم، جزم اندیشی مسیحی، منصور گودرزی، چاپ اول، 1378، ص 138.
مطابق خواست انسان، خیر و مخالف آن شر محسوب میشوند.
در بستر آموزههای اسلامی، نیاز انسان ناشی از ضعف و کمبود و نقصان اوست. انسان اسلامی، نه تنها نیاز خویش را در نیازهای مادی و دنیوی محصور نمیکند، بلکه با تمایز قائل شدن بین نیازهای قابل اندازهگیری و دارای بازار که توسط کالاها و خدمات ارضا میشود و نیازهای دیگری همچون عشق، عاطفه، کمال خواهی و... آنها را در اولویت بندی خاصی قرار میدهد.
انسان مسلمان برای رسیدن به هدف غایی حیات خود که همان مقام قرب الهی است، کالا و خدماتی را تقاضا میکند که او را در حرکت به سوی هدف ارجمند خویش یاری رساند. به دیگر سخن، انسان در مسیر خود به سوی کمال باید با تقاضای کالا و خدمات، نیازهای طبیعی، نباتی، حیوانی و انسانی خویش را رفع کند.
_شش _ـ در جهانبینی اسلام، در عین توجه به فرد و جامعه، فردگرایی به معنای موجود در غرب وجود ندارد، فرد در اسلام که از همه مزایای دنیا و همه حقوق فردی اسلامی برخوردار است، با این حال از جامعه خود بیگانه نیست.
بین افراد امت اسلامی پیوند عمیقی وجود دارد و انسانها همچون اعضای یک پیکر از یک گوهر وجودی مشترک آفریده شدهاند و در یک تعامل فطری با هم قرار دارند. لذت و رنج و شادی و غم آنها با هم مرتبط است.
خداوند در آیات متعددی از قرآن، مسلمانان را به انفاق، صلهرحم، کمک به دیگران و... تشویق میکند.(1)
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نیز در روایتی، انسان بیتفاوت به امور مسلمین را از دایره مسلمانی بیرون میدانند و میفرماید:
مَنْ اَصْبحَ و لَم یَهتَمَّ بِأمورِ الْمُسلِمینَ فَلَیسَ بِمُسلمٍ.
ص:30
1) [1] . معارج: 24 و 25؛ مائده: 2؛ حشر: 9؛ مائده: 48 و... .
هر کس صبح کند و به امور مسلمانان اهتمام نورزد، مسلمان نیست.
_هفت _ـ در چارچوب نگرش اسلامی، نمیتوان انگیزه رفتار مصرفی انسانها را تنها تعقیب نفع شخصی و بیشینه کردن مطلوبیت مادی تلقی کرد. واقعیت این است که عوامل گوناگونی وجود دارند که محرک رفتار انسانها هستند و نمیتوان تصویر انسان را از دریچه دوربین تاجر حریصی مشاهده کرد که همه چیز و همه کس را تنها با معیار سود و زیان شخصی خود میبیند و چشمان خود را از مشاهده هر گونه انگیزه و آرمانی که افق وسیعتر را جستوجو کند، فرو میبندد. انسان مسلمان افزون بر انگیزههایی همچون نوعدوستی، ایثار، از خود گذشتگی و... به پاداش اخروی و اجر و ثواب در جهان آخرت نیز میاندیشد.
امام علی علیهالسلام وضع جامعهای را که نهایت آمال و آرزوی خویش را مصرف دنیوی میپندارد، به حیوان زبان بستهای تشبیه میکند که برای پروار کردن، علوفهاش میدهند و خود نمیداند چه سرنوشتی در انتظار اوست. چندی که از چنین احسان بهرهمند است، روزی خود را تمام روزگار میانگارد و زندگی خویش را در سیری شکم خلاصه میکند.(1)
در نگاه امام علی علیهالسلام خوردن برای خوردن و لذت بردن و اصالت بخشیدن به شهوت شکم و لذت تغذیه و نفسانی نه در شأن انسان که فراخور طبیعت چارپایان است.
اسلام، قلمرو نگاه خویش را به دنیا محدود نمیکند و با نگاه به دنیا توشه خود را برای فراسوی دنیا میگیرد، بر خلاف غرب که با نگاه به دنیا و برای دنیا، برای خود بنبستی میسازد که رهایی از آن ممکن نیست. امام علی علیهالسلام دنیایی را که غربیها میپرستند، چنین توصیف میفرماید:
ص:31
1) [1] . انما هی کالمعلوفة.
و اِنَّما الدُّنیا مُنتَهی بَصرِالْأعمی، لایَبصُر مِمّا وَراءَها شیئا وَ الْبصیرُ یَنفُذها بَصرُه.(1)
دنیا نهایت دید کوردلان است و از آنچه در پس آن است، چیزی نمیبینند، اما چشم شخص بینا در دنیا نفوذ میکند.
البته باید توجه کرد که تحصیل منافع شخصی و پیجویی آن به صورت هدفی واسطهای، در صورتی که در راستای اهداف والای انسانی باشد، پسندیده و پذیرفتنی است. در آیات و روایات فراوانی نیز بر طلب و تحصیل منافع شخصی و دنیوی تأکید شده است.(2)
نکته قابل توجه دیگر اینکه اسلام در کنار تجویز تلاش برای کسب منافع دنیوی و استفاده از مواهب دنیوی با رعایت شرایطی، همچون حقوق دیگران،(3)احسان به دیگران،(4)رعایت کارایی(5)و... بر رسیدگی به امور معیشتی دیگران و انفاق در راه خدا نیز تأکید فراوان کرده است. به حدی که آن را از صفات متقین(6)برشمرده و پاداش زیادی برای آن بیان کرده است.
_هشت _ـ مصلحت مصرف کننده؛ در چارچوب نگرش اسلامی لزوما آنچه خواسته و تمایل مصرف کننده است تولید نمیشود، بلکه تولید بر اساس مصالحِ و نیازمندیهای جامعه و فرد است. در اقتصاد سرمایهداری، اصل «حاکمیت مصرف
ص:32
1) [1] . شهیدی، خطبه 133، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، چ بیستم، ص 132.
2) [2] . قصص: 73، نحل: 14، اسراء: 12 و...
3) [3] . لاتظلمون و لاتظلمون؛ بقره: 279 و نیز نساء: 135، انعام: 152 و...
4) [4] . انَّ اللّه یأمر بالعدل و الاحسان. نحل: 90.
5) [5] . کلوا و اشربوا و لاتُسرفوا. اعراف: 31.
6) [6] . الذین یومنون بالغیب و یقیمون الصلوة و مما رزقناهم ینفقون. بقره: 3.
کننده»(1)میگوید: هدف اصلی تولید تمامی فعالیتهای اقتصادی انسان آن است که مصرفکننده نهایی بتواند نیازهای خود را ارضا کند. تولید، مبادله و توزیع، جز وسیلهای برای رسیدن به یک هدف که مصرف باشد، نیست. افزون بر آن، در این نظام، فروشنده باید کالای مورد تقاضای مصرف کننده را عرضه کند. گویی این مصرف کننده است که به تولیدکننده میگوید که چه چیزی باید تولید کند. از سوی دیگر، مصرفکننده توانایی آن را دارد تا در عرصه بازار ترجیحاتش را بهوسیله آرای پولیاش آشکار کند.(2)این اصل بر پایه این فرض اساسی است که مصرف کننده دسترسی کامل به بازار و اطلاعات مربوط به آن را دارد و هیچ مانعی سر راه انتخاب او وجود ندارد.
در این مورد نمیتوان گفت که «لزوما هر آنچه انسان میل به مصرف آن دارد، برای او مفید است». قرآن کریم میفرماید:
عَسی أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسی أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَ هُوَ شَرُّ لَکُمْ وَ اللّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون. (بقره: 216)
بسا چیزی را خوش نمیدارید و آن برای شما خوب است و بسا چیزی را دوست میدارید و آن برای شما بد است و خدا میداند و شما نمیدانید.
افزون بر آن، این یک واقعیت عقلی است که انتخاب فردی ناتوان از دستیابی به چیزی است که به بهترین وجه به بهزیستی فردی و یا جمعی انسان کمک میکند.
پروفسور برگسون در این باره میگوید: «وقتی کسی میبیند که کودکان دستهای خود را با اشتیاق تمام به سمت شعله آتش میبرند و خود را میسوزانند و یا نوجوانان به سمت مواد مخدر کشیده میشوند، به نابودی خود و جامعه اقدام
ص:33
میکنند و یا عادتهایی وجود دارد که به انواع بیماریهایی مهلک آسیب شناختی و قلب و عروق میانجامد، آنگاه میتوان گفت که در شرایطی که سازگاری جامع و کامل بین منافع (امیال) فردی و منافع اجتماعی حاصل نشده است. میل انسانی چیزی نیست که بتوان به آن به عنوان شاخصی که به رفاه بشری منجر میشود تکیه کرد».(1)
گاهی نیز ممکن است افراد تحت تأثیر تبلیغات فروش و در برابر گرایشها و تلقیهای عامه به این سو و آن سو روند و به جای ارضای نیازهای واقعی به ارضای خاطر خیالی خویش بپردازند. این مسئله حتی ممکن است شامل افراد با تجربه و بالغ نیز بشود. برگسون میگوید: «به خاطر اشتباه منطقی، بیتوجهی و تعصب بدون اندیشه، افراد ممکن است هماهنگ با ارزشهای سازگار دست به انتخاب نزنند».(2)
واقعیت این است که حاکمیت مصرف کننده و باز گذاشتن دست او در انتخاب هر چه تمایل دارد، در صورتی واقعی است که تمام موانع یک انتخاب عقلایی از بین رفته باشد؛ در حالی که میدانیم در دنیای امروز، مصرف کننده به جای آزادی انتخاب به نوعی اسارت پنهان درآمده و بدون اینکه خود بداند، شستوشوی مغزی داده شده است. باید توجه داشت که اگر مصرف کننده زمام هوا و هوس خویش را رها کند، در ایجاد ازدحام و فشارهایی که احیانا در زندگی واقعی و عمومی ایجاد میشود، نقش اساسی دارد و به اصطلاح یک هزینه اجتماعی و یا خدمت زایی را بر جامعه تحمیل میکند.
در اینجا، نگارنده در پی این نیست که دست مصرف کننده را در انتخاب سبد مصرفی خویش ببندد و حق انتخاب را از او بگیرد؛ زیرا بدیهی است که خود مصرف کننده در بسیاری از موارد بهتر از هر کس رفاه خویش را تشخیص میدهد،
ص:34
ولی باید توجه کرد که این محدودیتها بیشتر به هنگام تزاحم بین منافع فردی و اجتماعی وضع میشود.
_نه _ـ عقلانیت اسلامی؛ اصل عقلانیت در بستر آموزههای اسلامی، مفهومی متفاوت و در عین حال گستردهتر از «عقلانیت ابزاری» مورد نظر نظام سرمایهداری مییابد.
ص:35
حدود و ویژگیهای مصرف
در اسلام
ص:36
وَ الَّذینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ کانَ بَیْنَ ذلِکَ قَوامًا. (فرقان: 67)
و کسانیاند که چون انفاق کنند، نه ولخرجی میکنند و نه تنگ میگیرند و میان این دو حد وسط را برمیگزینند.
الف) انسان مسلمان با در نظر گرفتن پیآمدهای رفتار و منش خویش در سرای آخرت، موجودی خیرخواه و نوعدوست است؛ به همین دلیل انفاق در راه خدا را جزو وظایف مسلم خویش به شمار میآورد. قرآن کریم میفرماید:
«یَسْئَلُونَکَ ما ذا یُنْفِقُونَ؛ از تو میپرسند چه چیزی انفاق کنند». (بقره: 215)
بنابراین، مصرف کننده مسلمان برای حداکثر کردن مطلوبیت خویش، افزون بر مصرف دنیوی که شامل مصارفِ فعلی و آتی (پسانداز) است، مصرف در راه خداوند (انفاق) را نیز به مجموع مصارف خویش اضافه میکند.
صورت ریاضی تابع مطلوبیت مصرف کننده مسلمان را میتوان به صورت زیر نوشت:
(3,E2,E1U = U(E
بیان سادهتر این تابع بدین صورت است که:
مطلوبیت کل مصرف کننده مسلمان، تابعی است که از مطلوبیتی که از مصارف فعلی دنیوی (E1)، مصارف آتی یا پسانداز (E2) و همچنین مصارف اخروی (E3) او حاصل میشود.
ب) انسان اقتصادی مسلمان، افزون بر قید بودجه (درآمد) با الهام از آموزههای اسلامی، خواستههای خویش را بین دو حد «آستانه کفایت» و «مرز اسراف» جستوجو و در نتیجه در محدوده خاصی مطلوبیت خویش را حداکثر میکند.
ص:37
در شکل مقابل، سطح زیر خط (Oaà)aà میزان درآمدی است که هر مصرف کننده مسلمان برای تهیه ضروریات زندگی خویش بدان نیازمند است. همچنین bb حد بالای مصرف اوست.
بنابراین، مصرف کننده مسلمان درآمد بالاتر از bb را به انفاق و مصرف در راه خدا اختصاص میدهد. محدوده مجاز مصرفکننده = سطح هاشور خورده.
از آنچه گفته شد، میتوان نتیجه گرفت که عقلانیتِ مورد نظر سرمایهداری منحصر به عقلانیت ابزاری است و تنها برای حداکثر منافع دنیوی کفایت میکند. اما اگر با هدفی فراتر از منافع دنیوی به منافع اخروی نیز بیندیشد، عقلانیت ابزاری کارساز نخواهد بود. «بنابراین عقلانیت ابزاری نمیتواند الگویی فراگیر برای همه جوامع بشری باشد، بلکه تنها میتواند برای جامعه سرمایهداری که دنیا خواهی و دنیاطلبی نهایت آمال و آرزوی افراد آن جوامع است به عنوان الگو مطرح شود».
ارائه الگویی از رفتار مصرف کننده بر پایه ارزشها و آموزههای اسلامی مستلزم تبیین حدود، چارچوب و ویژگیهای اساسی مصرف در دین مبین اسلام است.
در اسلام، حدود مصرف تحت چارچوب مشخص و با لحاظ شرایط اجتماعی و با اوضاع و احوال اقتصادی فرد و اجتماع تعیین میشود. بنابراین، عناصر و متغیرهای زیادی در ترغیب یا تحدید مصرف و حتی تولید کالاها مؤثر هستند. در حالی که در نظام سرمایهداری ترغیب و یا تحدید نسبت به تولید و مصرف وجود ندارد و تنها عناصر محدود کننده این نظام عنصر درآمدی است! به این معنا که مصرف کننده غربی تنها بر اساس میزان درآمد قابل تصرف و میزان بودجهاش، سطح و سبد مصرفی خود را انتخاب میکند.
ژان بشلر در این باره مینویسد: «در اسلام خواستههای هر کس تابع طبیعت بشر و فطرت است. بنابراین، حد مشخصی برای آن مشخص شده است و لکن در
ص:38
نظام سرمایهداری غربی، خواستههای هرکس تابع خواستههای دیگران است و به همین دلیل ذاتا حدی نمیشناسد».(1)
بر اساس ارزشهای مورد نظر اسلام، میتوان محدودیتهای کیفی را که بر میزان مصرف یک فرد مسلمان وضع شده است، به دو دسته تقسیم کرد:
نوع مصرف به دلیل این که مربوط به بُعد روحی و مکتبی انسان است، در نظامهای اقتصادی به طور ریشهای با هم متفاوتند.
در اسلام، دو عنصر حلال بودن و پاک بودن از شروط مصرفند که نوع مصرف را مشخص میکنند. حلال، نقطه مقابل حرام و بدین معناست که برای به دست آوردن آن، حق کسی، چه حقوقی و چه حقیقی ضایع نشده باشد و در اثر کار و تلاش به دست آمده باشد و پاک نقطه مقابل خبیث است، به این معنا که کالای مصرفی عاری از اشیای نجس و یا متنجس باشد.(2)
قرآن کریم میفرماید:
یا أَیُّهَا النّاسُ کُلُوا مِمّا فِی اْلأَرْضِ حَلالاً طَیِّبًا وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ. (بقره: 168)
ای مردم از آنچه در زمین است حلال و پاکیزه را بخورید و از گامهای شیطانی پیروی مکنید.
البته نباید فراموش کرد که دایره حلال بودن گسترده است. برابر قاعده حلیت
ص:39
عامه، انواع تصرفات در همه چیز حلال و مباح است، مگر در مواردی که دلیل بر حرام بودن آن داریم.
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَیِّباتِ ما أَحَلَّ اللّهُ لَکُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدینَ ... (مائده: 87)
ای کسانی که ایمان آوردهاید، چیزهای پاکیزهای را که خدا برای [استفاده] شما حلال کرده؛ حرام مشمارید و از حدّ مگذرید که خدا از حدّ گذرندگان را دوست نمیدارد.
(1) این محدودیتها شامل اصول اساسی زیرند:
اصل اعتدال (کفاف)؛
اصل عدم اسراف و تبذیر؛
اصل عدم اتراف؛
اصل عدم اتلاف.
الگوی مصرف انسان مسلمان، همچون دیگر ابعاد زندگی او بر پایه اصل مترقی (پیشرو) اعتدال و میانه روی است. منظور از اعتدال، مقداری است مابین زیاده روی و خسّت.
در تعالیم رضوی، این مفهوم (حدّ اعتدال) به زیبایی تبیین شده است:
راوی میگوید:
ص:40
1) [1] . در تدوین این بخش و در استناد به آیات و روایات و نیز ترجمه آنها از کتاب ارزشمند فقر و توسعه در منابع دینی نوشته سید هادی حسینی بهره فراوان برده شده است.
از امام رضا علیهالسلام درباره چگونگی تأمین مخارج خانواده جویا شدم فرمود: (مخارج خانواده) حد وسط است میان دو روش ناپسند. گفتم: نمیدانم این دو روش چیست. فرمود:... آیا نمیدانی که خداوند اسراف (زیادهروی) و اقتار (سختگیری) را ناخوشایند دارد و در قرآن فرموده است: «آنان که هرگاه چیزی ببخشند، نه زیادهروی میکنند و نه خِسّت...». (فرقان: 67)
امامعلی علیهالسلام نیز اعتدال در مصرف را از ویژگیهای متقین بیان میکند و میفرماید:
فَالمُتَّقونَ فیها هُم اَهلُ الْفَضائلِ، مَنطِقُهم الصَّوابُ مَلْبَسَهُم اَلْاقْتصادُ و مَشْیهُم التَّواضُعُ.(1)
پارسایان در دنیا اهل فضیلتاند، سخن آنان صواب، جامه آنان میانهروی و روش آنان فروتنی است.
در این روایت اقتصاد به معنای اعتدال میباشد.
مولای متقیان به بیانی دیگر در پی معرفی الگوی اخلاقی مناسب به مردم بعد از اینکه بسیاری از فضایل را بر میشمرد، توصیه میکند که مردم به کسب این فضایل رو آورند که یکی از آنها پرهیز از مصرفزدگی است که آن را نشان آزادگی انسان مسلمان میدانند:
در آن گذشته غرور آفرین، در راستای حق، برادری بود که کوچکی دنیا در چشمش او را در چشم من عظمت ویژهای میبخشید، او از چیرگی شکم خویش آزاد بود، پس نه به آن چه نداشت گرایش و خواهشی داشت و نه در مصرف آن چه داشت زیادهروی میکرد.(2)
ص:41
باز نمایی بیشتر و دقیقتر عناصر موجود در متن مفهوم اعتدال با استناد به آیات و روایات فراوانی که در این زمینه آمده است، ما را در ارائه تعریفی کاربردی از آن یاری میکند. به همین منظور به بررسی عناصر اعتدال میپردازیم.
یک ـ حد کفاف
اصلیترین عنصر اعتدال در مصرف، مصرفِ در حد کفایت است. آموزههای دین، به طور روشن و دقیق حد کفاف در مصرف را واشکافی کرده است. رعایت حد کفاف از ارکان دین(1)و موجب بقای منابع و امکانات و در نتیجه وفور کالاهاست و اگر اقتصاد کشوری، نه بر اساس کمیابی، بلکه بر پایه وفور کالاها و منابع تنظیم و تدبیر شود، روشن است که دستیابی به رفاه در آن کشور آسانتر خواهد بود.(2)
در حد کفاف تأمین نیازهای طبیعی و ضروری برای یک زندگی آبرومندانه شرط لازم است و مصرف باید معقول و منطقی باشد. اعتدال، جوهره عقلانیت و به عبارت دقیقتر عین عقلانیت است؛ بنابراین، مصرف معقول همان مصرف معتدل است. امام کاظم علیهالسلام در اینباره میفرماید:
فَمَن عَقِلَ قَنَعَ بما یَکْفیه وَ مَنْ قَنِعَ بِما یَکفیهِ إِستَغنی.(3)
هر کس عاقلانه اندیشه کند، به زندگی در حد کفایت قانع است و هر کس به زندگی در حد کفایت قانع باشد، بینیاز خواهد بود.
ص:42
1) [1] . امام علی علیهالسلام میفرماید: ... الرضا بالکفاف من دعائم الایمان میزان الحکمة، ج 1، ص 319 یکی از ارکان دین، راضی بودن به حد کفایت میباشد.
2) [2] . امام سجاد علیهالسلام در روایتی حد کفاف را به زیبایی تبیین میکنند و میفرمایند: هزینههای مالی مصرفی باید به حد کفاف تنظیم شود، این شیوه موجب بقای منابع و امکانات فراوانی کالاها و نعمتها و سلامت فوری و اجتماعی است. الحیاة 4/265
3) [3] . الحیاة ج 3، ص 342.
در حد کفاف باید بین امکانات، توان و تمکن مادی و مالی انسان و میزان مصرف او تناسب وجود داشته باشد. این تناسب با توجه به مصرف حال و نیز مصرف آینده (پسانداز) برقرار میشود.(1)
توجه به توان مالی مستمندان و فرودستان، از دیگر ویژگیهای حد کفاف است. این مهم با توجه به نحوه نگرش انسان مسلمان نسبت به دیگر انسانها، بر پایه روحیه نوعدوستی و دیگرخواهی اوست. انسان مسلمان نمیتواند نسبت به دیگران بیتفاوت باشد. روایات متعددی شرط مسلمانی و خداپرستی را اهتمام به امور دیگران بیان کردهاند. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در این باره میفرماید:
ما آمنَ باللّه مَن شَبعَ وَ أخُوه جائعٌ وَ لا آمنَ باللّهِ مَنْ إکتَسی وَ أخُوه عُریانٌ.(2)
کسی که سیر بخورد و خوب بپوشد، [از مصرف در حدّ مطلوب برخوردار باشد،] در حالی که برادران ایمانی وی گرسنه و عریانند به خدا ایمان نیاورده است.
ویژگی دیگر حد کفاف مصرف، این است که باید طوری تنظیم شود که به محیط زیست انسان و دیگر جانداران آسیب نرساند. رابطه انسان مسلمان با طبیعت رابطه «تسخیری» است و نباید طبیعت را تخریب کند. این ویژگی با توجه به بحران زیست محیطی که امروز در جهان، حیات انسانی را به طور جدی تهدید میکند اهمیت بیشتری مییابد. امام صادق علیهالسلاممیفرماید:
«اَلتَبذیرُ لا یَبقی مَعه شَیءٌ؛(3)با مصرف بیرویه چیزی باقی نمیماند (و به تدریج همه
ص:43
چیز تباه میشود».
دو ـ تنوع
سبد مصرفی انسان مسلمان باید متنوع باشد؛ چون هم انسان ذاتا موجودی تنوع طلب است و هم نیازهای او با تنوع کالا و خدمات برطرف میشود. از امام صادق علیهالسلام درباره روش میانگین در مصرف سؤال شد، حضرت فرمود:
اَلخُبزُ وَ اللَّحم وَ اللَّبنُ و النَّحلُ و السَّمن، مَرّة هذا و مَرّة هذا.(1)
این که انسان نان، گوشت، شیر، به عسل و روغن مصرف کند، هر دفعه یکی از آنها، گاهی نان و گاهی گوشت و... .
سه ـ سودمند بودن
از دیگر عناصر اعتدال در مصرف کالاها، سودمند بودن آنها است. امام صادق علیهالسلام میفرماید:
لَیس فیما یَصلَح البدن إسراف(2)
در آنچه به صلاح بدن است (نیازهای لازم بدن را تأمین میکند) اسراف نیست.
چهار ـ آرامش و قوام
سبد مصرفی انسان مسلمان باید به گونهای باشد که آرامش و توانایی او را تأمین کند. به عبارتی، تنها در سایه مصرف معتدل است که انسان به راحتی و
ص:44
آسایش دست مییابد. برای نمونه، «پرخوری»(1)که مصرف خارج از اعتدال است، موجب مسمومیت و نیز بروز بیماریهای دیگری خواهد شد و در مقابل، کم خوردن نیز موجب ضعف و ناتوانی انسان میشود که در هر صورت آرامش و قوام انسان زایل میشود. امام علی علیهالسلام در این باره میفرماید:
هر آن که (در مصرف و در زندگانی) به حدّ کفایت بسنده کند، راحتی و آسایش مییابد.(2)
از آنچه گفته شد، میتوان نتیجه گرفت که: اعتدال باید به عنوان یک ضابطه در همه فعالیتهای اقتصادی و به خصوص مصرف، مورد توجه واقع شود و بر تنظیم و کنترل رفتار اقتصادی فرد مسلمان تأثیر عینی داشته باشد.
اسراف، واژه بسیار جامعی است که هر گونه زیادهروی در کمیت و کیفیت و بیهودهگویی و به طور کلی هر نوع تجاوز از حد را شامل میشود. در بحث مصرف، اسراف به معنای استفاده ناقص و نادرست از یک کالای مصرفی است.
قرآن کریم، اسرافکاران را مورد شدیدترین خطابها قرار داده و اسراف(3)را موجب گمراهی انسان معرفی میکند.
ص:45
1) [1] . پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله درباره پرخوری میفرماید: ایّاکم و البطنه، فانّها مفسدة للبدن و مورثه للسقم. میزان الحکمه، ج 1، ص 117 از پرخوری و مصرف گرایی بپرهیزید، چه این که بدن را فاسد میسازد و عامل انواع بیماریهاست. پرخوری آثار و پیآمدهای منفی فراوانی دارد که در روایات به مواردی همچون سستی و تنبلی، بازدارندگی از کار و تلاش، عدم دستیابی به بلوغ فکری و هوشمندی و... اشاره شده است.
2) [2] . الحیاة، ج 4، ص 272. نیز امام علی علیهالسلام میفرماید: فلْیکن حظّک من الدّنیا قوامَ صلبک الحیاة، ج 4، ص 118: باید بهرهات از دنیا (به اندازهای باشد که) تو را قوام بخشد.
3) [3] . ولاتسرفوا اِنّه لایحب المسرفین؛ انعام: 141 هرگز اسراف نکنید که خداوند اسرافکاران را دوست نمیدارد. و نیز: ولا تطیعوا امر المسرفین؛ هرگز از دستورات کسانی که زیادهروی میکنند اطاعت نکنید». (شعرا: 151)
إِنَّ اللّهَ لا یَهْدی مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ کَذّابٌ (مؤمن: 28)
خداوند اسرافکاران و دروغگویان را هدایت نمیکند.
امام علی علیهالسلام میفرماید:
فَدَعْ الاسرافَ مُقتصِدا وَاذْکُر فی الیوم غَدا.(1)
با رعایت اقتصاد از اسراف دست بکش و هم امروز، فردا را به یاد آور.
امام علیهالسلام در این روایت با بیان ضرورت پسانداز و آیندهنگری، افق زمانی مصرف کننده مسلمان را فراتر از دنیا معرفی میکنند. حضرت در مقام تبیین مفهوم اسراف و تبذیر میفرماید:
ألا و إنّ إعطاءَ المالِ فی غَیرِ حَقّه تَبذیرٌ و إسرافٌ.(2)
اسراف و تبذیر یعنی وضع و صرف مال و ثروت در غیر موضعی که برای آن ضرورت دارد.
نکتهای که لازم است بدان اشاره شود، اینکه بین بخشش و تبذیر تفاوت فراوان است. امام علی علیهالسلام میفرماید:
کُنْ سَمحا و لا تَکُن مُبذّرا و کُن مُقدّرا و لا تَکُن مُقتّرا؛
به دور از تبذیر گشاده دست باش و به دور از خشک دستی، حساب گیر.
گاهی ممکن است انسان تحت عنوان بخشش، دچار تبذیر و اسراف شود که در این صورت به فرموده امام علی علیهالسلام این بخشش انسان را در دنیا برتری میدهد و نزد خداوند زبون میسازد و در آخرت ساقط میکند.
بیگمان، اسراف و تبذیر موجب کاهش پسانداز و در نتیجه کاهش سرمایهگذاری، تولید و سرانجام مانع توسعه کشور خواهد شد. از طرفی به دلیل
ص:46
اسراف، امکان استفاده دیگر افراد از امکانات موجود از میان میرود و در نتیجه شکاف و فاصله طبقاتی در جامعه ایجاد خواهد شد.
یک ـ مصادیق اسراف (حدّ اسراف)
با توجه به جامعیت مفهوم اسراف و نیز نسبی بودن این مفهوم، بیان برخی از مصادیق آن برای تببین حدّ اسراف در چارچوب آموزههای اسلامی ضروری مینماید:
مازاد بر کفایت؛ در نگرش دین، هر مصرف مازاد بر کفایت، مصرف بیرویه و اسراف است. امام علی علیهالسلام در این باره میفرماید:
«مافَوقَ الکَفافِ إسرافٌ؛(1)مصرف بیرویه شامل هر مصرفی میشود که بیش از حدّ کفایت باشد».
نابهجا بودن؛ مصرف نابهجا و ناروا و هر نوع مصرفی که انسان را در انجام معصیت الهی و اعمال غیر مشروع یاری دهد، اسراف و ممنوع است. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرماید:
«... مَن أَعطی فی غَیرِ حقٍّ فَقَد أسرفَ؛(2)هر کس نابهجا مال و امکانات را هزینه کند، اسراف کرده است».
اگر مصرف موجب هدر رفتن منابع، اموال و امکانات شود، اسراف است.(3)همچنین استفاده نابهینه و ناکارا از منابع و امکانات نیز اسراف به شمار میآید. امام صادق علیهالسلام میفرماید:
ملموسترین مصداق مصرف بیرویه این است که انسان از آب زیاد
ص:47
آمده از نوشیدن، استفاده بهینه نکند، لباس پذیرایی را همهجا بپوشد و هسته میوهها را دور افکند.(1)
دو ـ آثار و پیآمدهای منفی اسراف در نگرش دین
آموزههای دین، افزون بر اینکه با خطابهای شدید، انسان مسلمان را از اسراف بر حذر داشتهاند، با بیان برخی از آثار و پیآمدهای منفی اسراف، بر پرهیز از اسراف تأکید کردهاند.
الف) مصرفگرایی و اسراف از علل مهم فقر و عقبماندگی است. فقر مرگ تدریجی است؛ انسان را به دریوزگی میکشاند؛ عزت و شخصیت انسان فقیر لگدمال میشود. دیو فقر در نگاه دین موجب نقصان عقل و دین و تحقیر و عزلت و انزوای انسان است. چه بسا اسراف عدهای، به فقر عدهای دیگر بینجامد و نیز مصرف بیرویه امروز، فقر و فلاکت فردا را در پی خواهد داشت.
امام علی علیهالسلام میفرماید: «سَببُ الفَقرِ ألاِسرافُ؛(2)یکی از عوامل فقر، مصرف بیرویه است».
ب) اسراف موجب نابودی و کمیابی منابع و امکانات طبیعی میشود. خداوند امکانات و منابع مورد نیاز انسان را به اندازه معلوم و کافی در اختیار او گذاشته تا با مصرف معتدل و در حد کفاف بتواند از آن استفاده کند. مصرف بیرویه موجب میشود افزون بر نابودی ایناموال و امکانات، دیگر افراد انسانی نیز نتوانند از مواهب طبیعی استفاده کنند. امام علی علیهالسلاممیفرماید:
«اَلاسراف یُفنی الجَزیلَ؛(3)اسراف به نابودی امکانات زیادی میانجامد».
ص:48
ج) مصرف زیاده از حد، نه تنها منابع و امکانات را نابود میکند، موجب هلاکت فرد و جامعه نیز میشود. خداوند در قرآن میفرماید:
وَ أَهْلَکْنَا الْمُسْرِفینَ؛ و ما اسراف کنندگان را هلاک نمودیم. (انبیاء: 9)
د) تحمیل هزینههای اضافی بر زندگی(1)، نابسامانی و ناهنجاری(2)، وابستگی اقتصادی(3)، کاهش لذت، مطلوبیت(4)و... از دیگر آثار منفی اسراف است.
مفهوم لغوی اتراف، برخورداری و توسعهدادن در نعمت است و مترف کسی است که راحتی و آسایش، او را فریفته است و دارای نعمت زیاد و گشایش در بهرهوری از دنیا و خواستههای آن است. از دیگر معانی اتراف، تنآسایی، خوشگذرانی، افسارگسیختگی، ناز و نعمت پروردگی و... است. به طور کلی، واژه اتراف در همه موارد معنای منفی و مذموم دارد و نتیجه آن طغیان و سوءاستفاده از نعمت است.(5)
اتراف، مصرف خودخواهانه و سیریناپذیر کالاها و خدمات است که به ایجاد فاصله طبقاتی میانجامد.
از نظر قرآن کریم، مترفان کسانی هستند که غرق در لذت و خوشگذرانی، راه سرکشی و ناسپاسی نعمت را پیشه کردهاند. اینان در صف اول مخالفان انبیا قرار دارند؛ در حالی که به سبب ثروت بیحساب، خود را برتر از انبیاء میپندارند.
قرآن کریم تکاثر، زیادهطلبی و فزونخواهی را از ویژگیهای افراد مترف معرفی
ص:49
میکند.(1)
اتلاف، از بین بردن عین مال یا از بین بردن خدمات حاصل از عین مال است. در نظام اقتصادی سرمایهداری، اتلاف موضوعیت ندارد؛ زیرا منحنی مطلوبیت افراد مستقل از هم است و هر کس میتواند به هر میزان از کالایی بدون هیچ محدودیتی مصرف کند، ولی در نظام اقتصادی اسلامی، با توجه به اینکه توابع مطلوبیت افراد جامعه مرتبط با هم فرض میشود، اتلاف مذموم است؛ زیرا شخص هم خود و هم دیگران را از استفاده از کالاهای خاصی محروم کرده است.
یادآوری این نکته ضروری است که اتلاف تنها به مصرف مربوط نمیشود، بلکه در بحث تولید نیز اتلاف عوامل تولید مورد نظر است. از طرفی، تمام کالاها و ثروتهایی که در اختیار بشر است، به صورت امانت و برای عبادت در اختیار او است و نمیتواند دیگران و خود را از استفاده آن محروم کند که این همان کفران نعمت است.
گاهی منظور از تجملگرایی، زیباییدوستی و زینت است که در اسلام بدان سفارش فراوان شده است. قرآن کریم به افرادی که گمان میکردند، تحریم زینتها و پرهیز از غذاها و روزیهای پاک و حلال، نشانه زهد و پارسایی و مایه قرب به پروردگار است، با لحن تندی میفرماید:
قُلْ مَنْ حَرَّمَ زینَةَ اللّهِ الَّتی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ. (اعراف: 32)
بگو ای پیامبر، چه کسی زینتهای خدا را که برای بندگان خود آفریده،
ص:50
1) [1] . حدید: 20.
حرام کرده و از صرف رزق حلال و پاکیزه منع کرده است؟
سپس برای تأکید اضافه میکند: به آنها بگو این نعمتها و موهبتها برای افراد با ایمان در این زندگی دنیا آفریده شده؛ اگر چه دیگران نیز بدون داشتن شایستگی از آن استفاده میکنند.
اما گاهی تجمل ناشی از زیادهخواهی و اسراف است. که در این صورت، افزون بر خطرات اخلاقی که برای جامعه دارد بر روند توسعه و به طور کلی اقتصاد جامعه تأثیرات سویی خواهد داشت.
به عقیده ماکس وبر، اخلاق و سلوک عملی صحیح اقتصادی در رشد روح سرمایهداری تأثیر فراوان داشته است. از جلوههای اخلاق صحیح اقتصادی، پرهیز از زیادهطلبی، پرهیز از مصرفگرایی کاذب، سادهپوشی و دور بودن از تجمل زیاد و نامتناسب، فضا و فرهنگ عمومی در جامعه است.
امام علی علیهالسلام با بر شمردن سیره پیامبر صلیاللهعلیهوآله در نفی تجملگرایی میفرماید:
روزی که پردهای رنگین و پرنقش و نگار بر در خانه آویخته بود، به همسری از همسرانش فرمود: آن را از برابر چشمانم دور بدار که هرگاه نگاهم بدان میافتد، به یاد دنیا و زرق و برق آن میافتم.(1)
به طور اجمال آثار و پیآمدهای نامطلوب تجملگرایی را میتوان چنین برشمرد:
ص:51
1) [1] . میزانالحکمة، ج 2، ص 898.
منافی با شأن و اعتبار نظام میدانند و میفرمایند: «ساده زیستی و زهدگرایی را فراموش نکنید و از گرایش به تجملات دنیا که دون شأن و اعتبار نظام جمهوری اسلامی است، پرهیز کنید».(1)
تجملگرایی، انسان را زیادهطلب میکند و بیتردید، زیادهطلبی، به تجاوز به حقوق دیگران میانجامد. تجملگرایی جامعه را به سوی مصرفگرایی سوق میدهد و نیاز به تولیدات بیگانه را افزون میکند. تجملگرایی از عواطف انسانی میکاهد، ارزشهای اخلاقی را نابود میکند، مادیگرایی را تقویت میکند، کبر و خودفروشی در جامعه مرفه را گسترده میکند و... .(2)
آفت تجملگرایی، جامعه را دچار بحران اقتصادی و افراد جامعه را دچار بحران روحی میکند. دلبستگی به دنیا و حس افزونطلبی چنان در جان این جوامع رسوخ میکند که امام باقر علیهالسلاممیفرماید: نمونه آزمند در دنیا کرم ابریشم است که هر چه بیشتر برخود میتابد و میپیچد، راه بیرون شدن خود را دورتر و بستهتر میکند تا از غم و اندوه میمیرد.(3)
اشرافیگری دولتی
یکی از اصلیترین آفات انقلاب اسلامی و موانع توسعه کشور، اشرافیگری دولتی است. گزافه نیست اگر گرایش به تجمل و دنیاپرستی در بین مسلمانان را از عوامل انحطاط مسلمین در صدر اسلام بدانیم. جرجی زیدان، مورخ مسیحی لبنانی مینویسد: «پس از آنکه اعراب به کشورگشایی پرداختند. زر و سیم، غلام و کنیز به
ص:52
جزیرهالعرب روانه گردید و اندکاندک اعراب مسلمان به فساد و هرزگی گراییدند».(1)
عالیترین نمود اشرافیت در یک جامعه، اشرافیتی است که به کانون رسمی نظام دست پیدا میکند و دولت اشرافی را به وجود میآورد. اگرچه اشرافیگری فردی و یا اشرافیت بر پایه رفتارهای گروهی و سازمانی را نیز نمیتوان نادیده گرفت.
توصیه پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله پس از تأسیس حکومت در مدینه این بود که دولتمردان باید از رفتارهایی که به نوعی بوی اشرافیت میدهد، پرهیز کنند، حتی اگر از راه مشروع باشد. البته نباید فراموش کرد که ممکن است یک فرد عادی بتواند در جامعه از راه مشروع به اشرافیگری برسد، ولی کسی از دولتمردان حکومت دینی نباید چنین باشد. حضرت علی علیهالسلامدر نامهای خطاب به شریح قاضی مینویسند: ای شریح، شنیدهام خانهای به قیمت هشتاد دینار خریدهای و سند را امضا کردهای و شاهد و گواهانی هم گرفتهای که این خانه از آن توست ... اگر از راه نامشروع به دست آوردهای که باید در محکمه عدل حاضر شوی و پاسخ بدهی. اما اگر از راه مشروع به دست آوردهای باید بیایی و به امیر مؤمنان پاسخ بدهی. چه معنا دارد که شریح قاضی ما در جامعهای که هنوز دچار فقر و فلاکت است، خانهای اینگونه داشته باشد.
اگر زمامداران در یک جامعه خصلت اشرافگونه پیدا کنند، به طبع، این خصلت در درون جامعه سرریز میشود. هر چه رفتارهای اشرافگونه در درون کانون اصلی نظام و قدرت سیاسی بیشتر شود، تجلی آن در جامعه و رفتارهای فردی هم افزونتر میشود.
از آنچه گفته شد، میتوان نتیجه گرفت که: راه رسیدن به یک اقتصاد سالم،
ص:53
1) [1] . مجموعه مقالات بزرگداشت امام خمینی رحمهالله، ج 1، ص 164.
شکوفا، پویا و دارای محتوای ایدئولوژیکی، کنترل مصرف و دوری از تجملگرایی و زیادهطلبی و به ویژه سادهزیستی دولتمردان است.
ص:54
مصرفگرایی غربی و الگویمصرف در ایران
ص:55
آنچه امروز اقتصاددانان سرمایهداری آن را کلید توسعه میدانند، مصرف و مصرفزدگی است. براساس نسخههایی که این مکتب تجویز میکند، مصرفزدگی، شاخصی از توسعه است. معنای دیگر این سخن آن است که سوخت موتور توسعه با مصرف آشکار تأمین میشود. مصرف آشکار، همان مصرف نمایشی است که پیش از آنکه ناشی از فراوانی منابع و کالاها و یا ناشی از پیشرفت فنآوری باشد، ناشی از ناتوانی دیگران در خرید کالاها و خدمات است.
روشن است که مصرف آشکار، به ایجاد فضایی آکنده از رقابت، همراه با حسادت در جامعه میانجامد که نتیجهای جز طبقاتی شدن جامعه نخواهد داشت.
در این صورت، مصرف نمایشی، ویژه ثروتمندان نیست، بلکه فقیران جامعه نیز ممکن است تحت تأثیر این فضا به مصرف کالاهای نمایشی تمایل پیدا کنند. اریک فروم، در تبیین وضعیت فعلی مصرف در جهان غرب و مقایسه آن با اقتصاد قرن نوزدهم مینویسد: «جامعه نوین ما [امریکا] راه آورد دیگری نیز دارد که در گذشته وجود نداشت. این جامعه نه تنها کالا بلکه نیاز هم تولید میکند... سیستم اقتصاد کنونی ما بر حداکثر تولید و حداکثر مصرف استوار است. تکیهگاه اقتصاد قرن نوزدهم حداکثر صرفهجویی بود. اجداد ما خرید چیزی را که پرداخت بهای آن از عهده شخصی بیرون بود، گناه و موجب فساد میدانستند، ولی آن گناه امروز فضیلت شده است و فرد فارغ از نیازهای مصنوعی، خرید اقساطی و آن که خرید او فقط در حد نیازهای واقعی است، شخصی غیر متعارف تلقی میشود کسی که تلویزیون ندارد، فردی است غیر عادی که جایی در اجتماع ندارد.
این روش ما را به کجا میبرد؟ پاسخ این است که افزایش بیحد مصرف،
ص:56
انسانی به بار میآورد که به این آرمان دل میبازد که در واقع دین تازهای است، بهشت او نه مانند بهشت ادیان آسمانی که نوید برخورداری از نعمتهای آن جهانی و همنشینی با حوریان در آنجا داده شده است، بلکه سوپر مارکت بزرگی است که همه چیز در آن یافت میشود. و او با جیب پر پولش میتواند بیشتر از همسایهاش خرید کند، ارزش چنان انسانی نزد خودش معادل دارایی او است و اگر میخواهد بهترین باشد، باید بیشترین ثروت را داشته باشد.
با این برداشت، در چنان نظام اقتصادی گرچه مردم زیادی، بیشتر از مصرف خود دارند، ولی باز هم احساس نداری میکنند؛ زیرا نمیتوانند با تولید انبوه همگام شوند. این وضع انفعال، حسد، حرص و آز را افزایش میدهد و سرانجام یک حس ضعف باطنی و عدم قدرت و نفوذ و خود کمبینی تولید میکند و انسان شخصیت خود را در آنچه دارد میداند و نه در آنچه هست. طبقه مصرف کننده در تجمل غوطهور است و زندگی انگلوار دارد.(1)
وی در جایی دیگر مینویسد: «انسان معاصر بیگمان در زمان اوقات فراغت خود کنشپذیر منفعل است. او یک مصرف کننده ابدی است. او، نوشیدنی، خوراک، سیگار، سخنرانی، دیدنیها، کتاب و سینما را میبلعد. همه اینها مصرف میشوند، جهان یک چیز بزرگ برای اشتهای اوست؛ یک بطری بزرگ، یک سیب بزرگ و یک پستان بزرگ است. بشر به مکندهای تبدیل شده است، او یک متوقع ابدی و یک ناراضی ابدی است».(2)
از دیگر ویژگیهای مصرف در جوامع غربی، اسراف و تبذیر است که اصولاً بر
ص:57
پایه حرص و آز و خودخواهی است. این مهم، آینده حیات بشری را به مخاطره میاندازد؛ زیرا به قول مهاتما گاندی، سیاره ما نیازهای همه را فراهم میکند، ولی حرص و آز را نه.(1)شوماخر در کتاب کوچک زیباست مینویسد: «یک نظام صنعتی (امریکا) که چهل درصد از منابع اصلی جهان را برای تأمین نیازهای جمعیتی کمتر از 6 درصد جمعیت جهان مصرف میکند، تنها در صورتی میتواند کارآمد خوانده شود که در زمینه تأمین سعادت، رفاه، صلح و آرامش، فرهنگ و هماهنگی به توفیقهای عظیمی نائل آمده باشد و تصور نمیکنم تأکید بر این واقعیت ضروری باشد که نظام امریکا از نیل به چنین توفیقهایی ناتوان بوده است».(2)
روژه گارودی نیز مینویسد: «در سال 1974 مجتمع اقتصادی اروپا 225 میلیون فرانک خرج از میان بردن میوهها و سبزیهایی کرد که بیم آن میرفت بهای میوه و سبزی را در بازار پایین بیاورد».(3)
ولفگانگ زاکس نیز پیآمدهای سیر صعودی مصرفگرایی در غرب را چنین بیان میکند: «اگر مصرف سرانه انرژی جمعیت کنونی دنیا به سطح مصرف سرانه اهالی لوسآنجلس برسد، برای رفع این نوع نیاز مصرفی تقریبا به پنج برابر منابع کره زمین احتیاج خواهد بود».(4)
امروزه مصرف به حد اشباع رسیده است و اقتصاد سرمایهداری در اکثر
ص:58
رشتههای مصرف با مازاد تولید روبهرو شده است. بنابراین، صاحبان اندیشه و تولید غربی در پی ایجاد نیازهای جدید مصنوعی و تحریک مصرف از راههای گوناگون در بین مردم جوامع غربی و غیر غربی هستند.
شعارهای جامعه امروز در غرب، عبارتند از: بیشتر، آنسوتر، سریعتر و ثروتمندتر. به اعتقاد یکی از برجستهترین رؤسای اقتصادی اروپا باید مردم را یاری کنیم که هضم کنند: «هیچ راهی جز این نیست».(1)
شهروند کنونی در برابر مدها و جذبهها، نه تنها از خود تهور و شجاعت نشان نمیدهد، بلکه مانند یک معتاد به مواد مخدر هر چقدر هم که وضع خود را نکبتبار احساس کند، رهایی از چنگال اعتیاد را بینهایت دشوار میبیند.
ازاینرو، اقتصاددان و سیاستمدار غربی در یک اقدام هماهنگ، راهکارهایی برای مصرفی بارآوردن شهروند دهکده جهانی به شرح زیر پیشنهاد میکند:(2)
هر فامیل باید چندین اتومبیل و حداقل دو خانه؛ یکی برای سکونت دائم و
ص:59
دیگری برای اقامت در ایام تعطیل داشته باشد.
ترغیب عموم به نو دوستی و تازهجویی: مردم باید معتقد باشند کالایی که دو سال از عمر آن گذشته، کهنه و پوسیده است و باید دور ریخته شود و نباید آن را تعمیر و دوباره استعمال کرد. برای تأمین این منظور در تلویزیون و رادیو دور ریختن اشیای کهنه تشویق میشود و در تلویزیون به بچهها نشان داده میشود که چگونه اسباببازیهای خود را بشکنند و آنها را دور بریزند. مواد غذایی در ظرفهای آلومینیوم و دیگر مواد تهیه میشود و به فروش میرسد. پس از یک مرتبه مصرف، تمامی این ظروف دور ریخته میشود؛ وقتی از کارخانه داران سؤال میشود که مفهوم کالای بادوام چیست؟ به طور منفی جواب میدهند که کالای بادوام کالایی است که تا پرداخت آخرین قسط آن دوام داشته باشد.
زود کهنه و مندرس شدن کالا تحت عنوان planned obsoleteمنظور از این برنامه این است که کالا طوری ساخته شود تا حداکثر پس از گذشت یک سال از مد افتاده و کالای دیگر جانشین آن شود و یا اینکه در مدت کوتاه خراب شود و قابل مصرف نباشد. برای نمونه، از عمر اتومبیلها و لامپها نسبت به چند سال قبل، فوقالعاده کاسته شده است. ضمنا برای اینکه مصرف کنندگان ناراحت نشوند، کالاهای تازه با طرح و استیل نو ساخته میشود که فقط تغییرات جزئی و ظاهری در شکل و رنگ و اندازه آن داده میشود. هدف از تغییر شکل به هیچ وجه بهتر کردن کالا نیست، بلکه هدف وادار کردن مصرف کننده به دور ریختن اشیای قبلی و جانشین کردن آن با کالای جدید است. برای نمونه، برای لباس خانمها دورهای در نظر گرفته میشود و گاهی دامن را کوتاه و گاهی آن را بلند میکنند و برای اینکه خانمها نتوانند دامن را با قیچی کوتاه کنند، تغییراتی در عرض لباس هم میدهند.
در دست گرفتن بازارهای جهانی برای کسب سود بیشتر، اصلیترین هدف
ص:60
تأسیس این شرکتهاست که تحت لوای شعارهای زیبا و فریبندهای هم چون «یکپارچهسازی جهانی»، با در دست گرفتن انحصارات تبلیغاتی به دنبال ایجاد جامعه مصرفی یکپارچه جهانی هستند.
این هدف که با عنوانهایی مانند «دنیای بدون مرز» نیز تعریف میشود، با استدلالهای به ظاهر زیبایی همچون یکپارچگی مصرف و فرهنگی، برای استقرار و تداوم صلح، بیش از پیش توسط این شرکتها دنبال میشود.
این انحصارات، با توجه به منافع خودشان با جانشین کردن اخلاق مصرفی به جای اخلاق کار و همچنین به جای ترغیب مردم به مصرف «زندگی بخش» آنان را به مصرف «زندگی برانداز» تشویق میکند. شرکتهای چند ملیتی، مصرف را کلید سعادت معرفی میکنند و بیش از آنکه به فکر برقراری دموکراسی واقعی بین مردم باشند، دموکراسی مصرف را ترویج میکنند. همچنین با نشر ایدئولوژی فرهنگ مصرف در کشورهای جهان سوم، این طرز تفکر را القا کردهاند که همانطور که انتقال ایدئولوژی مصرف در توسعه اجتماعی و اقتصادی غرب و به ویژه امریکا مؤثر بوده است، در کشورهای جهان سوم هم اثر خواهد داشت.
انحصارات تبلیغاتی، راههای مختلفی را برای در دست گرفتن بازارهای جهانی و ترویج روحیه مصرف گرایی برای کسب منافع بیشتر خویش انتخاب میکنند. از آن جمله میتوان به پخش آگهیهای تجاری در تلویزیون و سینما، تسلط کامل بر شریانهای اصلی اخبار، تحلیلهای سیاسی در سراسر جهان، تولید و پخش داستانها و چاپ و اعلان آگهیها در نشریات، انتشار اخبار مربوط به سالنهای مد و به نمایش گذاشتن آخرین مدلهای پوشاک و وسایل و لوازم آرایش، پخش و توزیع آخرین ترانهها و آوازها و رقصها و سرانجام پخش اخبار مربوط به زندگی خصوصی هنرپیشگان و مشاهیر و ارسال چنین اخبار و اطلاعات به سراسر گیتی، اطلاعات قابل توجهی بر اذهان مردم به ویژه در کشورهای جهان سوم میگذارند.
ص:61
از دیگر راههای نفوذ شرکتهای چند ملیتی، دستاندازی به اهرمهای برنامهریز تصمیم گیرنده اقتصاد بینالملل تحت لوای برنامههای مشارکتی و همکاری است. ویژگی سیاستهای اقتصادی که به گونهای در راستای نظام سرمایهداری مسلط جهانی قرار میگیرد، خواه ناخواه ماهیتی مصرفی دارد.
همچنین، شرکتهای چند ملیتی برای ترویج روحیه مصرفگرایی در کشورهای جهان سوم با احیا و برجسته کردن سنتهایی که زمینه مصرفی دارند، میکوشند مردم را به چشم و همچشمی، الگوسازی، مدپذیری و مسابقه مصرف گرایی در برگزاری این مراسم و سنتها وادار کنند؛ به گونهای که مصرف گرا و اسراف کننده را سمبل ملت و ملیت مینامند.
از آنجا که مقصد نهایی مصرف، خانواده است و بیشتر، زنان در خانواده عهدهدار خرید خانه و به طور کلی مصارف زندگی هستند، به همین دلیل، زنان در ترکیب سبد مصرفی خانواده و در نتیجه، الگوی مصرف خانوار نقش به سزایی دارند.
آنان با رعایت الگوی مصرف متناسب خانوار میتوانند در سطح هزینههای خانوار صرفهجویی کنند و امکان پسانداز را برای خانواده فراهم آورند.
در این میان، آنچه زنان را از اتخاذ یک الگوی مصرف منطقی و متناسب باز میدارد، گرایش ذاتی آنان به مد گرایی و چشم و همچشمی در مصرف است.
«مد» یک هوس عمومی است که از ضعفهای روحی انسان (احساس کمبود و حقارت، چشم و همچشمی و تمایل به اثبات برتری) سرچشمه میگیرد و از آن بهره میجوید.(1)
ص:62
1) [1] . پرویز زارعی، بازاریابی و مدیریت بازار، انتشارات دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی، ص 249.
مدگرایی انحرافی است که بلای جان جوامع شده است. هرچند در گسترش مد، عامل روانی مصرف کننده بسیار مؤثر است، عوامل اجتماعی و اقتصادی مانند تبلیغات، عرضه بیش از حد کالا، ایجاد نیاز به مصرف و از همه مهمتر تهاجم فرهنگی اثر فراوان دارد. باید توجه کرد که مُد کالای نو عرضه نمیکند؛ بلکه تنها موجب تغییر شکل و مشخصات ظاهری کالا میشود و هرچند به ظاهر در راستای ارضای سلیقههای گوناگون است، ولی باعث اتلاف وقت، پول و انرژی مصرف کننده میشود و افزون بر لطمه زدن به اقتصاد خانواده، اقتصاد کشور را نیز به سمت وابستگی سوق میدهد و مقدار قابل توجهی از درآمد ملی صرف آن هزینه میشود. غالبا محور این مصرفها زنان هستند. آناتول فرانس، نویسنده فرانسوی میگوید: «اگر مرا مخیر کنند، از میان مهملاتی که یکصد سال پس از مرگ من در دنیا منتشر خواهد شد، یکی را برگزینم، میدانید از لابهلای کتابخانههای دنیای آینده، کدام نوشته را انتخاب میکنم؟ شاید بگویید یک رمان یا تاریخ، ولی هرگز؛ زیرا رمانها جز تکرار روابط عاشقانه مبتذل نیستند و تاریخ هم قسمتی خسته کننده است. من از میان آن تنها یک «ژورنال مد» انتخاب میکنم تا ببینم زنان چه لباسی میپوشند و خود را به چه ریختی در میآورند. همین نوجوییها بیش از تمام فلاسفه و داستان نویسان مرا از چگونگی زندگی بشر آینده آگاه خواهد ساخت».(1)
سخن آناتول فرانس، واقعیتی را با ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و روانی خاطر نشان میسازد؛ زیرا پوشاک مردم، به ویژه زنان نشانه مهمی برای شناسایی تاریخ زندگی فردی و اجتماعی، میزان رفاه، تجمل پرستی، ذوق و سلیقه و فرهنگ مردم عصر و جامعهای است که همه اینها به ظهور «مُد» میانجامد.
بنابراین، زن مسلمان ایرانی باید با پرهیز از هرگونه مُد گرایی و چشم و
ص:63
1) [1] . اطلاعات، مقاله نگاهی گذرا به ابعاد شخصیتی زن، 5 آذر 1373.
همچشمی، الگوی مصرف خانوار تحت مدیریت خویش را بر اساس آموزهها و ارزشهای اسلامی و در راستای توسعه متوازن و همه جانبه کشور آنچنان اتخاذ کند که روزنهای برای اثرگذاری تهاجم فرهنگی غرب باقی نماند.
شناخت و تحلیل الگوی مصرف ملی، از آن رو مهم است که ما را در جهتگیری و سیاستگذاریهای کلان اقتصادی یاری میکند؛ زیرا مصرف، بخش اصلی اقتصاد هر کشوری است.
باید بدانیم، نیروهای مؤثر بر الگوی مصرف ملی کشور چه هستند؟ آیا الگوی مصرف کنونی جهتگیری توسعهای دارد یا ضد توسعه است؟ ضعفها و آسیبهای اصلی الگوی کنونی چه هستند؟ چه راهکارهایی برای برطرف شدن این ضعفها وجود دارد؟ و... .
برای پاسخ به این پرسشها در این بخش، ابتدا آسیبهای الگوی مصرف ایران را بررسی میکنیم، سپس راهکارهایی برای تصحیح این الگو ارائه میکنیم:
الف) مصرف، یکی از دو رکن اصلی تشکیل دهنده تابع درآمد ملی است. رکن دیگر این تابع، پسانداز است که این دو با هم رابطه معکوس دارند؛ هر چه مقدار مصرف از درآمد ملی کمتر باشد، فرصت برای پسانداز و در نتیجه سرمایهگذاری بیشتر در جامعه فراهم میشود.
الگوی مصرف جامعه ما در این رابطه از چند نظر قابل تأمل است؛ نخست آنکه، سهم مصرف از درآمد ملی بالاست. آمار موجود حاکی از آن است، بیش از 80 درصد از درآمد ملی در سالهای 1370 به بعد توسط خانوادهها و دولت مصرف شده است.
ص:64
آنچه از دادههای جدول ارایه شده میتوان فهمید این است که سهم پسانداز از درآمد ملی به شدت کم است و با این مقدار پسانداز نمیتوان به سوی انباشت سرمایه مطلوب و در نتیجه سرمایهگذاری مؤثر برای توسعه کشور گام برداشت.
برای دستیابی به نرخ رشد اقتصادی 3 درصد در سال، میبایستی 5/22 درصد از تولید ملی پسانداز شود که این نرخ در ایران بین 7 ـ 10 درصد است و بقیه آن مصرف میشود.
بنابراین، قناعت در مصرف از اموری است که جامعه ما سخت نیازمند آن است.(1)
جدول ـ تغییرات نرخ پسانداز طی دوره 77 ـ 1365.
سال
نرخ پس انداز
ناخالص
خالص
1365
1/18
9/0-
1370
5/22
8/9
1373
1/18
5/7
1374
4/19
2/7
1375
1/22
4/10
1376
1/23
2/11
1377
6/22
4/10
ص:65
1) [1] . اندیشه حوزه، مهر و آبان 80، صص 177 و 178.
با نگاهی اجمالی به قانون برنامه اول توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و کتاب عملکرد برنامه اول، درمییابیم که مصرف ملی در هر دو بعد خصوصی و دولتی فراتر از پیشبینی برنامه بوده است؛ به گونهای که رشد مصرف خصوصی در آن دوره 8/7 درصد بوده است، در حالی که 7/5 درصد پیشبینی شده بود و مصرف دولتی نیز به جای 8/3 درصد پیشبینی شده به 6 درصد رسید.
به طور کلی، مصرف کل جامعه در سالهای برنامه به ترتیب 79، 5/83، 3/82، 4/82 و 2/82 درصد بوده است. اهمیت این مسئله ـ مصرف زدگی ـ و پیآمدهای آن، وقتی روشنتر میشود که بدانیم نرخ رشد متوسط مصرف بخشهای خصوصی و دولتی در کشورهای توسعه یافته به مراتب از رشد متوسط مصرف در ایران کمتر بوده است. این نرخ برای فرانسه 9/2 درصد، هلند 7/2 و دانمارک 7/1 بوده است.(1)
نامعقول بودن الگوی مصرف در کشور به حدی جدی است که برخی از مصارف در ایران رشد بالاتری نسبت به مصرفیترین کشورها دارد. برای نمونه، رشد مصرف فرآوردههای نفتی در ایران در سال 1375 نسبت به سال قبل، 7/6 درصد بوده است... رشد مصرف فرآوردههای نفتی در ایران حتی از میانگین رشد مصرف در خاورمیانه و جهان نیز بیشتر بوده است و این در حالی است که رشد مصرف در خاورمیانه به طور متوسط کمتر از 6/2 درصد بوده است.(2)
ب) درآمد ملی عاملی اصلی در تعیین الگوی مصرف در یک کشور است. اگر منابع تجهیز درآمد ملی، در عین متنوع بودن از ثبات نسبی برخوردار باشند، میتوان الگوی مصرف مناسب و برنامهریزی شدهای برای آن کشور تدارک دید.
ص:66
در ایران، درآمد ملی متکی بر درآمد نفت است. از طرفی، قیمت نفت تحت تأثیر عواملی متعدد و غالبا سیاسی است. در واقع میتوان گفت، در بازار جهانی، صادرکنندگان عمده نفت به دلایلی نمیتوانند قیمت کالای راهبردی خود را تعیین کنند و بیشتر قیمتپذیر هستند. بنابراین، مصرف و سرمایهگذاری و دیگر پارامترهای خرد و کلان اقتصادی کشور ما که متأثر از درآمد ملی هستند با نوسان قیمت نفت دچار نوسان میشوند.
برای نمونه، افزایش قیمت نفت، درآمد سالانه را بالا میبرد و در پی آن مصرف و پسانداز افزایش مییابد. در نتیجه، در ناحیه مصرف برابر نظریه _فریدمن _چون در مصرف کننده توهم درآمد دائمی پدید میآید و نه درآمد زودگذر، تقاضا برای کالاهای مصرفی (داخلی و خارجی) بالا میرود و در نتیجه الگوی مصرف تغییر میکند.
در ناحیه پسانداز هم تقاضا برای کالاهای سرمایهای زیاد میشود. توهم درآمدهای ارزی دائمی ـ به دلیل صادراتی بودن کالا ـ به وارد کردن فنآوریهای پیشرفته میانجامد. صنعت ارزبر و وابسته به خارج میشود و الگوی تولید نیز تغییر میکند؛ بنابراین، شکل دیگر دلاریزه شدن دلار است.
ج) از دیگر آفتهای الگوی مصرف ایران، مصرف نمایشی و پرستیژی است؛ به این معنا که مصرف زدگی در ایران نوعی تفکر جدید و تجدد به شمار میآید و به تعبیر چارلز هَندی «حتی منشور پر لاف و گزاف شهروند انگلیسی [ایرانی] در عمل منشوری مرتبط با مصرف و مصرفزدایی است».(1)
در جامعه کنونی ما، بخشی از مصرف، نه به خاطر نیاز به کالاهای خریداری شده، بلکه به دلیل کسب موقعیت و منزلت بالاتر صورت میپذیرد که در اصطلاح
ص:67
1) [1] . چارلز هندی، عصر تضاد و تناقض، محمود طلوع، نشر رسا، ص 34.
آن را «مصرف پرستیژی» مینامند.
دوزنبری معتقد است که برخی مصارف به خاطر چشم و همچشمی و به نمایش گذاشتن و بر اساس مقیاسهای ظاهری مانند اتومبیل، لباس و... برای کسب احترام و فخر فروشی است که از آن با نام ـ تأثیر نمایش ـ نام میبرد. مصرف نمایشی و تقلیدی در بلند مدت، مانع افزایش نرخ رشد پسانداز میشود که غالبا از طریق القای فرهنگی و به کمک مجلات، فیلم و سفرهای خارجی از کشورهای پیشرفته به کشورهای در حال توسعه منتقل میشود.
پدیده تقلید از مصرف خارجی، نه تنها در بین مصرف کنندگان خصوصی که در بین ارگانهای دولتی نیز به چشم میخورد؛ زیرا با خرید کالاهای خارجی، انگیزه مصرف پرستیژی به وجود میآید. برای نمونه، در حالی که برای تولیدات صنعت نساجی کشور تقاضای کافی وجود ندارد، مصرف کنندگان از انواع و اقسام پارچه و پوشاک خارجی در بازارهای کشور استقبال میکنند.
مصرف نمایشی موجب میشود، انسان در جامعه هویتی مصنوعی بیابد و به نوعی بتپرست مدرن گردد. اقشار محروم نیز برای سرپوش گذاشتن به دردهای ناکامی به محض دریافت اندک درآمد به سمت تقلید مصرفی میروند و درآمد خود را در راستای تقویت سود تولیدکنندگان تجملی یا وارد کنندگان آن به هدر میدهند.
د) اصلیترین آفت الگوی مصرف در ایران طی سالهای پس از جنگ تحمیلی، ریشه در سیاستهای آگاهانه دولت دارد. طی این سالها حرکتهای نیاز آفرین و به اصطلاح «مانور تجمل» از سوی دولت در کنار نمایش رفاهزدگی و لوکسگرایی از طرف ثروتمندان موجب شد، مصرف افزایش یابد.
جانشین شدن فرهنگ لوکسگرایی به جای ضروری گرایی و اخلاق عملی تجمل گرایانه مسئولان در قالب سمینارهای دولتی، واردات مدرنترین اتومبیل
ص:68
بهویژه از سال 1370 به بعد، واردات انواع کالاهای لوکس خارجی، نمایشگاههای بینالمللی اتومبیل و دیگر کالاهای مدرن در سال 1371 و امثال آن نشانه عزم دولت در تقویت رفاهطلبی بود. ساخت برجها و رستورانهای گرانقیمت، هتلهای چند ستاره، گسترش وسیع مسافرتهای خارج از کشور، آزادی واردات انواع کالاهای آرایشی (حداقل تا اواخر 1373)، آزادی ورود انواع سیگارهای خارجی، نوشابههای خارجی، اشیای هنری، اشیای داخل کلکسیونها و اشیای عتیقه، ورود مروارید اصل، سنگهای گرانبها، زیور آلات فانتزی، پر آماده و اشیای ساخته شده از پر گلهای مصنوعی، اشیای ساخته شده از موی انسان و امثال آن از این حرکت حکایت میکند...(1)
نکته قابل توجه در سیاست «مانور تجمل» که از طرف دولت اتخاذ شده بود، این است که با افزایش مصرف و بالطبع تقاضا برابر قاعده کینز(2)تولید و عرضه نیزباید افزایش مییافت. و این مهم هرچند اتفاق افتاد، ولی با افزایش عرضه نه به دلیل تولیدات داخلی بلکه به دلیل واردات و آن هم واردات کالاهای مصرفی مانند اتومبیل سواری، یخچال فریزر، نوار ویدئویی و غیره اتفاق افتاد؛ به طوری که بر اساس سالنامه بازرگانی خارجی ایران، واردات کالاهای مصرفی بین سالهای 1367 و 1370 حدودا چهار برابر افزایش یافته است.
نکته اساسی دیگر در بحث الگوی مصرف کنونی ایران، این است که الگوی توسعه و بالطبع الگوی مصرف ما الگویی وارداتی و کپی شده از نسخههای تجویزی بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول است.
صاحبان این الگوها، جلوگیری از مصرف را عامل ضد تعادل و ثبات اقتصادی و
ص:69
در نتیجه ضد توسعه قلمداد کردهاند و دولت را به توسعه مصرف و افزایش تقاضای مؤثر موظف میدانند. اینان چنین استدلال کردهاند که مصرف انبوه به تولید انبوه و در نتیجه به انباشت سرمایه میانجامد و انباشت، سرمایه کلید اصلی توسعه است.
در این رابطه میتوان گفت با بررسی اجمالی مسیر اندیشه اقتصادی غرب، به راحتی میتوان دریافت که در غرب در مراحل مختلف رشد آن، فرهنگ مصرفی ویژهای شکل گرفت. ابتدا، مصرف مصرفی از مصرف تولیدی جدا و بر دومی تأکید و از اولی نکوهش شد و ضد توسعه به شمار آمد. دلیل آن هم نیاز جامعه سرمایهداری به انباشت سرمایه بود. در مرحله دوم که تولید انبوه صورت میگیرد، مصرف به هر شکل به ویژه کالاهای مصرفی اعم از بادوام و بیدوام مورد نیاز جامعه سرمایه داری است.
این در حالی است که در کشور ما هنوز تولید به مرحلهای نرسیده که بتواند نیاز مصرفی جامعه را تأمین کند و با این روند بین میزان مصرف و تولید داخلی هر روز شکاف بیشتری ایجاد میشود؛ به تعبیری نمیتوان تولید بنگلادشی داشت و مصرف امریکایی.
و) توزیع نابرابر درآمد و شکاف طبقاتی، یکی از موانع اساسی ایجاد الگوی مصرف منطقی و متناسب در کشور ماست.
_دیوید کلمن _مینویسد: «توزیع درآمد عامل مهمی در تعیین الگوی مصرف یا ترکیب مصرف کل در جامعه میباشد؛ زیرا:
اولاً گروههای متفاوت درآمدی، سبد کالایی متفاوتی را مصرف میکنند. احتمال میرود که توزیع درآمدی به شدت نابرابر، تقاضا برای کالاهای مصرفی بادوام، کالاهای تجملی و غیره را افزایش دهد و تقاضا برای اقلام اساسی و ضروری با مصرف انبوه (مثل پارچه و منسوجات) را کاهش دهد؛ ثانیا تغییر در ترکیب مصرف کل به تغییر ترکیب واردات میانجامد؛ زیرا گروههای متوسط درآمدی ـ به احتمال
ص:70
زیاد ـ کالاهای وارداتی و یا کالاهای تولید شده داخل را مصرف میکنند (هر چند ممکن است فقیران نیز از چنین کالاهایی استفاده کنند). در نتیجه، صنایع موجود اغلب به تولید کالاهای غیر ضروری مورد نظر طبقات ثروتمند میپردازد.
ثالثا افزایش واردات نیز موجب بدتر شدن وضع تراز پرداختها میشود. هم چنین ممکن است بخشهای دیگر نتوانند نسبت به افزایش تقاضا به اندازه کافی واکنش نشان دهند؛ در نتیجه فشارهای تورمی بروز میکند و در این جا آنچه انسداد ساختاری (structraul lock)نامیده میشود تحقق مییابد».(1)
متأسفانه در سالهای اخیر شاهد و ناظر پیدایش پدیدههای اجتماعی و به ویژه اقتصادی غیر مترقبهای در کشور، هستیم که هیچگونه تطابق و تناسبی با ارزش زیربنایی و اساس عدالت اسلامی ندارد. ظهور پدیدههای ناهنجاری مانند روند فزاینده افزایش شکاف طبقاتی، پیدایش اقلیت ممتاز و مرفه 15 درصدی که 85 درصد ثروت جامعه را به قبضه خود درآورده است، رشد قارچ گونه برجها و کاخهای چند میلیارد تومانی و اتومبیلهای لوکس و گرانبها حتی چند صد میلیون تومانی در تهران که برخی از مسئولان هم به آن معترف و معترض آن شدهاند، از شواهد بارز و مؤید این ادعاست.(2)
ص:71
1) [1] . دیوید کُلمن، اقتصادشناسی توسعه نیافتگی، ترجمه غلامرضا آزاد، چاپ اول، 1378، انتشارات وثقی، ص 109.
2) [2] . ماهنامه صبح، سال دوم، ش 62، ص 75 و همچنین نک: کیهان 28/8/75.
3) [3] . لسترتارو، الگوی مصرف درونی ژاپنیها را عامل توسعه آنان میداند و مینویسد: «تنها 16 درصد ژاپنیها معتقدند که در صورت ارزانتر بودن، باید کالاهای خارجی مصرف گردد». این در حالی است که در کشور ما، برخی حاضر نیستند کالاهای داخلی را که گاه از کیفیت بالاتری برخوردار بوده و حتی قیمت کمتری نسبت به کالاهای خارجی دارند، مصرف کنند. لسترتارو، رویارویی بزرگ، عزیز کیاوند، چاپ اول، 1371، ص 163.
وضعیت فعلی با وجود اینکه در بسیاری از زمینهها، تولید داخلی میتواند نیازهای جامعه را تأمین کند، مصرفکنندگان ترجیح میدهند از کالاهای مشابه خارجی استفاده کنند که این گرایش را میتوان ناشی از باورهای فرهنگی شکل گرفته در طی سالهای متمادی و نیز کیفیت غیر استاندارد داخلی (در بیشتر موارد) دانست.
بدیهی است که اصلاح انگیزه مصرف و جهتدهی گرایش مردم به سوی کالاهای ساخت داخل با صدور بخشنامه و... انجام نخواهد شد؛ بلکه از طریق ارتقای فرهنگ مصرف و تولید جامعه ممکن خواهد شد. مردم باید احساس کنند که تحمل فشارهای ناشی از کاهش مصرف و یا تغییر گرایش به سوی مصرف تولیدات داخلی در نهایت به نفع خودشان است و به ایجاد نوعی اقتصاد و روابط اجتماعی درونی و مطلوب میانجامد.
باید فرهنگ اعتماد به کالای داخلی در جامعه را نهادینه کرد و با تقویت باور عمومی نسبت به کالاهایی که آزموده شدهاند الگوی مصرف داخلی را بهبود بخشید. برای بهبود کیفیت تولید باید نظام توزیع را نیز بهبود بخشید؛ زیرا در شرایط کنونی بازار، سهم عوامل توزیع از سود، بیشتر از تولیدکنندگان است و این کیفیت تولید داخلی را تحت الشعاع قرار میدهد.
اینکه به غلط روی برخی اجناس عبارت «برای صادرات» حک میشود، اینگونه وانمود میشود که ما در داخل تنها کالاهای بنجل مصرف میکنیم. بنابراین، باید جنس بهتر را مصرف کنیم. باید دانست که توجه به بهبود کیفیت کالا برای تأمین بازار مصرف داخلی به مراتب مهمتر از توجه به راهبرد توسعه صادرات و بازاریابی خارجی است.
ص:72
از سوی دیگر، وضعیت نابهنجار مصرفی جامعه طوری است که تنها نمیتوان آن را با فرمولهای اخلاقی کنترل کرد، بلکه دولت با کنترل مصرف و ریاضت و قناعت و... راه را برای رسیدن به اقتصادی سالم و شکوفا و پویا بر پایه اصول ایدئولوژیک اسلامی هموار کند.
الگوی مصرف را نمیتوان تنها با افزایش قیمتها تغییر داد، بلکه باید در کنار روشهای تبلیغاتی و آموزش و برانگیختن مردم به شیوه زندگی، امتیازهای مالیاتی پیشبینی شود یا مجازاتهایی در مورد اسرافگران اعمال شود.
ارائه الگوهای مصرفی قابل قبول و مطابق امکانات و شئون اسلامی. دین میتواند یک عامل مؤثر در تغییر مصرف و منتقد تأثیرات مخرب آن باشد. عالمان دین میتوانند با تکیه بر آموزههای دینی و الگوهای برانگیزاننده مردم را به محدود کردن امیالشان به کالاها و تجارب مصرفی ترغیب کنند. جهتگیری ارزشی، شروع مفیدی برای نقد دینی، از مصرفگرایی است.
ص:73
همراه با برنامهسازان
ص:74
تلویزیون بر قدرت فکر و نوع اندیشه و شیوه تفکر و رفتار فردی و اجتماعی و حتی چگونگی گذراندن اوقات فراغت و ایام تعطیل انسانها و به طور کلی بر تکوین و تخریب فرهنگ ملتها تأثیر چشمگیری دارد. عمق این تأثیر به حدی است که مک لوهان در این باره مینویسد: «برای حصول به درک واضح و شناخت روشنی از یک فرهنگ، باید به مطالعه ابزارهایی پرداخت که در آن فرهنگ برای تبادل افکار و مبادله پیامها به کار گرفته میشود».(1)برای نمونه، در تحقیقی که بر روی افراد بالای 12 سال در مورد نقش تلویزیون در پر کردن اوقات فراغت آنان انجام شده، نتیجه گرفته شده است که 3/85 درصد این افراد اوقات فراغت خود را به تماشای تلویزیون میگذرانند.
تأثیر رسانه تلویزیون بر مخاطبان در مقایسه با دیگر رسانهها (رادیو، مطبوعات، سینما و...) به مراتب بیشتر است. شعاع تأثیر تلویزیون، تمامی شاخهها و موضوعات وجدان و شعور و آگاهیهای عامه را دربرمیگیرد.
دامنه تأثیر تلویزیون در عین گستردگی، به مانند شمشیر دولبهای است که هم میتواند در پیدایش فرهنگ نوین بر پایه اصول و اندیشههای انسانی نقش اساسی داشته باشد و هم میتوان از دریچه کوچک صفحه تلویزیون، منافع و مصالح افراد محدودی را جانشین روابط اصیل انسانی کرد.
پروفسور الیزابت نوئل نوی مان ـ استاد کرسی انفورماتیک دانشگاه مانیس آلمان ـ مینویسد: «همانطور که نسبت به از بین رفتن جنگلها و تخریب محیط زیست،
ص:75
1) [1] . نیل پستمن، زندگی در عیش و مردن در خوشی، صادق طباطبایی، چاپ سوم، 1378، مؤسسه اطلاعات، ص 73.
آیندهنگری و طراحی میکنیم، لازم است در مورد فرهنگ آینده جامعه خود نیز بیندیشیم. فرهنگ ما که بر اساس کتابت و رشد سواد عمومی و شکوفایی و گسترش دانش استوار بوده است، در اثر گسترش تلویزیون رو به ویرانی نهاده است».(1)
شاید دلیل جذابیت تلویزیون، ویژگی اجتماعی بودن آن باشد، ولی آنچه مهم است، اینکه تلویزیون امروزه در بنیانهای خانوادگی ریشه دوانده و به شدت در چگونگی گذران مردم اثر گذاشته است. تلویزیون سبب میشود که در شیوههای رفتاری افراد، تغییراتی به وجود آید. اکثر پژوهشهای مخاطب شناسی در تلویزیون این فرضیه را تأیید میکنند. در این میان، به جرئت میتوان گفت: رفتار مصرفی انسانها، بیشتر از هر متغیر دیگری، تحت تأثیر قدرت رسانه و به ویژه تبلیغات و آگهیهای تلویزیونی تغییر کرده است.
گاه همین مسئله، ابزاری برای تخدیر و تباهی ملتها بوده است. به اعتقاد امام خمینی رحمهالله «رادیو، تلویزیون، مطبوعات و سینماها و تئاترها از ابزارهای موثر تباهی و تخدیر ملتها خصوصا نسل جوان بوده است و از آنها [میتوان] برای درست کردن بازار کالاها، خصوصا تجمل و تزئین از هر قماش؛ از تقلید در ساختمان تا نوشیدن و پوشیدن و گفتار در فرم آنها استفاده کرد. ما دزد را بیرون کردهایم، اما خودمان را پیدا نکردهایم».(2)
بنابراین، رسانهها و به ویژه تلویزیون میتوانند مصرف کننده را به دو جهت سوق دهند. با دادن اطلاعات غلط و پیامهای فریبنده، بر نحوه مصرف و رجحان مصرف کننده تأثیرگذارند و عناصر غیر ضروری زندگی را اشاعه دهند و به همین
ص:76
طریق موجب اتلاف منابع و دور شدن آنها از مسیر توسعه شوند و از سوی دیگر، این وسایل میتوانند با دادن اطلاعات صحیح و لازم به حجم معلومات و تعلیم و تربیت مردم بیفزایند و به فرهنگ و پیشرفت و سطح زندگی کمک کنند. به تعبیر رساتر «هدایت تقاضا به سمت و سوی مطلوب و راهنمایی تولید کننده در جهت تولید بهتر».
تبلیغ، واژهای عربی و به معنای رساندن یا ابلاغ یک پیام از طریق ابزارهای مختلف ارتباطی برای دستیابی به اهدافی از پیش تعیین شده است.(1)
در متون جامعهشناسی نیز تعریفهای متعددی برای واژه شده است. قدر مشترک تمامی این تعاریف، این است که در تبلیغات، هدف تحت تأثیر قرار دادن رفتار انسانهاست. در فرهنگ اسلامی تبلیغات معنایی متفاوت دارد. امام خمینی رحمهالله میفرماید: «تبلیغات، شناساندن خوبیها و تشویق به انجام آن و ترسیم بدیها و نشان دادن راه گریز و منع از آن است».(2)
تبلیغات بسته به اهداف و ماهیت خود، میتواند آثار مثبت و منفی فراوان داشته باشد. برای نمونه، با تبلیغات فرهنگی و تبلیغاتی که جنبه آموزشی و اطلاع رسانی دارد میتوان به حس همبستگی و تعلق اجتماعی و همدردی مردم کمک کرد.
تشکیل نمایشگاهها، توزیع نمونههای مجانی، ارائه جوایز، خرید برنامههای تلویزیونی، تزیین ویترین، نصب نئون و... فعالیتهای تبلیغاتی است که برای مصرف کالا و پیشفروش انجام میشود.
ص:77
در بحث تبلیغات آنچه اهمیت دارد، پیوند آن با رسانه و در نتیجه تأثیر آن دو بر مصرف است. صنعت تبلیغات رشد واقعی خود را مرهون جذابترین رسانه قرن بیستم، تلویزیون است. تلویزیون آمیزهای از جاذبههای صوتی و تصویری است که میتواند عطش مصرف را در مخاطب ایجاد کند.
پیوند رسانه و تبلیغات هم میتواند روند مصرف مردم را به سوی فرهنگ اسراف و ابتذال سوق دهد و هم میتواند با رعایت الگوها، معیارها و هنجارهای موجود و با افزایش آگاهی مردم به توسعه کشور نیز کمک کند.
در این بخش، آثار پیوند رسانه و تبلیغات با مصرف در غرب، اسلام و ایران را بررسی میکنیم.
در جوامع صنعتی، مصرفگرایی معلول آمیزهای از علل مختلف اقتصادی، اجتماعی، روانی، سیاسی و غیره است. در این میان تبلیغات در ترویج و تزریق روحیه مصرفگرایی نقش اساسی دارد. زیرا که تبلیغات یکی از ویژگیهای اصلی جامعه صنعتی مدرن است. آگهیهای تبلیغاتی و بازرگانی یک ضرورت انکارناپذیر برای سرمایهداری صنعتی است. تولید انبوه، مصرف انبوه را نیز باید به همراه داشته باشد؛ زیرا در غیر این صورت سبب رکود اقتصادی میشود. مصرف انبوه موجب ماندگاری سرمایهداری صنعتی است.
تبلیغات کالاهای مصرفی در غرب، چنان فراگیر است که گویی اگر تبلیغات نباشد، تمام جلوههای زندگی معاصر رنگی دیگر به خود خواهد گرفت، چونکه تز دهکده جهانی بر پایه پیش فرضهای ارتباطات است که تبلیغات کالاهای اقتصادی نیز از نمودهای آن است.
بنگاههای تبلیغاتی، از طریق ایجاد پیوند ذهن بین کالاهای ضروری و کسب
ص:78
زندگی طبقات بالای اجتماعی کالاهای خود را میفروشند و میل مصرفی را در بین اقشار کم درآمد جامعه القا میکنند. هدف آنها، هدایت و کنترل رفتار خرید و سوق دادن مصرفکنندگان به سوی کالایی به جای کالای دیگر است. آنان تلاش میکنند، مصرفکنندگان را از وجود کالایی خاص آگاه کنند و از این طریق، مردم را به اتخاذ تصمیمی ویژه متقاعد کنند که به طور معمول خرید آن محصول است.
مجله فورچین، درباره دامنه تأثیر تبلیغات بازرگانی مینویسد: «شهروند امریکایی از دمیدن روز تا لحظهای که به بستر میرود، در یک حالت محاصره به سر میبرد؛ زیرا عملاً آنچه میبیند، میشنود، لمس میکند، میچشد، احساس میکند، مجسّم کننده کوششی است که به او چیزی فروخته شود... شیوه بنیادین کار مؤسسات غربی تبلیغات تجاری بر اساس فرمول هیتلر در کتاب «نبرد من» در مورد تبلیغات استوار است. او میگوید: وقتی میخواهید جامعهای را به سوی چیزی بکشانید، حیوانیترین و پستترین غرایز او را آماج تبلیغات خود قرار دهید. غدّه آب دهان را برای آگهی یک کنسرو و غریزه جنسی را برای آگهی یک جوراب یا یک اتومبیل آخرین سیستم تحریک کنید.
نویسنده کتاب آینده سرمایهداری مینویسد: ... چیز دیگری را که در غرب ناخوشایند میبینم، موضوع تبلیغ کالا و ارزیابی است. تبلیغات تجاری با استفاده از بلاهت بشری به صورت هنری مستظرفه در آمده است. در حالی که دو سوم جمعیت دنیای کنونی، محتاج ابتداییترین نیازهای زندگی هستند، به زور تبلیغات کالاهای غیر لازم را به خورد مردم میدهند، این یکی از وجوه زشت جامعه متمدن است».(1)
هزینههای تبلیغات نیز در غرب سرسامآور است. با نگاهی اجمالی به این
ص:79
1) [1] . کتاب نقد، سال سوم، ش 11، ص 23.
هزینهها میتوان دریافت که گاهی از هزینههای تولید هم بیشتر است و سرانجام به قیمت کالاها و خدمات افزوده و به مصرف کننده منتقل میشود. یا ممکن است وقتی که تولیدکننده به دلیل تبلیغات مجبور به افزایش تولید شود، بعد از به دست آوردن اعتماد مردم، با خارج کردن رقبای دیگر از میدان، کیفیت محصولات خود را پایین میآورد؛ زیرا از اعتماد مردم سوء استفاده میکند.
هر آمریکایی، روزانه، به طور متوسط در معرض 1500 آگهی تبلیغاتی قرار میگیرد؛ تنها از طریق رادیو و تلویزیون 117 پیام تجارتی به خانوادهها داده میشود. در یک برنامه نیم ساعته تلویزیونی، 15 بار برنامه قطع و در فواصل آن اعلانهای بازرگانی پخش میشود. طبق برآوردهایی که شده است، هر سال حدود 20 میلیارد دلار صرف مخارج تبلیغات تجارتی میشود. در این کشور، سالانه حدود 16 میلیارد کاغذ حاوی تبلیغات بازرگانی به وسیله پست برای مردم ارسال میشود و... .(1)
آگهیهای بازرگانی در جهان غرب، افزون بر آنچه بدان پرداخته شد، دارای ویژگیها و پیآمدهای منفی دیگری است که به برخی از آنها اشاره میشود.
یک ـ موجب از خود بیگانگی انسان میشود: از خود بیگانگی یعنی اینکه، انسان به دلیلی از خود و اوضاع و احوال محیط و شرایط شخصی زندگیاش فاصله بگیرد و رفتار و کردارش را مقید به تقلید کورکورانه از دیگران کند. تبلیغات بازرگانی غربی، شیوه خاصی از زندگی را که مشخصه اصلی آن مصرفگرایی افراطی است به مخاطب القا و او را به این شیوه معتاد میکند. در نتیجه، شعور اجتماعی، محتوای افکار عمومی و مراودات مردمی کاملاً متأثر از تبلیغات بازرگانی و رویکردی عوامانه و سطحینگر دارد.
ص:80
1) [1] . تورم جهانی، ضیاءالدین هیئت، انتشارات مرکز آموزش مدیریت دولتی.
مارکوزه ـ از نویسندگان مکتب فرانکفورت ـ مینویسد: «انتخاب آزاد، از میان انواع مختلف و فراوان کالاها و خدمات که کنترل اجتماعی را بر زندگی دشوار و با ترس همراه میسازد، به هیچ وجه نمایانگر آزادی نیست، بلکه در اصل حمایت از، از خود بیگانگی است. از خود بیگانگی مفهومی است برای اشاره به جدایی فکری و فیزیکی مردم از یکدیگر و جدایی واقعی از فعالیت و جامعه. جهان اجتماعی جدید، مادامی که فرهنگ تودهای نوین ـ دربردارنده تبلیغات بازرگانی ـ تلاش میکند کمبودهای زندگی اجتماعی واقعی یا زندگی خصوصی افراد را پنهان کند، کاری جز تنزل مردم از انسانیت و از خود بیگانگی انجام نداده است».
دو ـ جنبه پرستیژی دارند: به این معنا که در آگهیهای بازرگانی جنبه نمایشی و پرستیژی کالا مورد نظر است و مصرف کننده برای خودنمایی به آنها روی میآورد. مصرف کالاها و محصولات خاصی برای نشان دادن ثروت و جایگاه اجتماعی است. برای نمونه، اتومبیل کادیلاک در ایالت متحده و مرسدس در اروپا به نماد موفقیت و تعلق به طبقه ثروتمند تبدیل شده است. در نتیجه، پیام اصلی آگهی بازرگانی این است که اگر میخواهی زندگی خوب داشته باشی باید کالاهای گران قیمت بخری. شخصیت و اعتبار و ارزش هر فرد به مقدار ثروت و دارایی او و نوع قیمت و از همه مهمتر مارک کالاهایی است که مصرف میکند و البته باید توجه کرد که شادی و جذابیت و رضایت مخاطب و مصرف کننده تنها و تنها منوط به مصرف کالای خاصی است.
سه ـ ظاهر فریبی و ظاهر پرستی: در تبلیغات بازرگانی غرب، محتوا و کیفیت کالاها و خدمات فدای ظاهر شیک و بسته بندی مطبوع آن میشود. ورنون کلمن، در کتاب خود فشار روانی زهرآگین و اندوه قرن بیستم مینویسد: «در 20 سال اخیر، سازمانهای تبلیغاتی دریافتهاند که با توسل به ظاهر پرستی میتوانند، انواع کالاهایی را که در واقع نیازی به آنها ندارید به شما بفروشند. وقتی صبح از خواب
ص:81
برمیخیزید، صورتتان را با صابون مخصوص گران قیمتی میشویید که تولید کنندگان آن میگویند، صورت شما را خوشبو خواهد کرد. تقریبا به هر کاری دست میزنید، آن هم نه برای این که خودتان میخواهید، بلکه از ترس شرمندگی یا ناخوشایندی ظاهرتان نزد دیگران؛ در حالی که این همه، ساخته سازمانهای تبلیغاتی است که غرورهای طبیعی و جزیی را تبدیل به اضطرابهای مهمی کردهاند تا بتوانند از آنها سود ببرند».(1)
کنت گالبرایت ـ اقتصاددان امریکایی ـ نیز در کتاب جامعه متمدن، معتقد است که مؤسسههای آگهی دهنده، نمیگذارند، مردم مطابق درآمد خود هزینه کنند؛ زیرا بیشتر از آن رو به وجود آمدهاند که تمایلات جدید را در مردم برانگیزند و احساس نیازی در آنها پدید آورند که پیش از آن وجود نداشته است.(2)
چهار ـ درآمد زایی رسانه: در غرب، رسانهها به درآمد حاصل از آگهیهای بازرگانی وابستهاند و بنابراین، اتخاذ هر تصمیمی که در راستای سفارش دهندگان آگهیهای بازرگانی نباشد، به قطع سفارش و در نتیجه فلج شدن رسانه میانجامد. بهطور کلی، میتوان گفت آگهیهای بازرگانی در غرب مجال اندیشیدن را به مخاطب نمیدهد و با القای اندیشهها و تلقیهای تک ساختی (مادی و سودپرستانه) سعی در تبیین راه و رسم زندگی افراد دارد. تبلیغات بازرگانی تجلی خواستههای کاذب و روزمره است. در تبلیغات بازرگانی به عقیده اریک فروم، مصرف کننده به دلیل انسان بودنش احترام ندارد، بلکه به خریدار بودن او توجه میشود. تبلیغات بازرگانی عامل شستوشوی مغزی است. از خود بیگانگی فرهنگی، احتیاج زدایی،
ص:82
کم رنگ شدن ارزشها، جانشینی ضد ارزشها و سرانجام، استحاله فکری و فرهنگی و... همه و همه از پیآمدهای آگهی بازرگانی به سبک غربی است.
در این بخش، به اجمال به برخی از شیوههای ارائه پیام بازرگانی در رسانههای تبلیغی غرب اشاره میکنیم:
زیرا مخاطبان با فشردگی زمان، توان کمتری برای طرح استدلالهای مخالف دارند و از نظر روانی مخالفت با محتوای آگهیهای با زمان فشردهتر، دشوارتر است.
از طرفی، برای سرگرم کردن مخاطب با روشهای گوناگون همچون استفاده از ترانههای موزون، تصاویر چشمنواز و خیرهکننده و... از پردازش پیام توسط مخاطب جلوگیری میکنند.
گاهی ایجاد ترس برای ترغیب مردم، مثلاً برای عدم استفاده از سیگار و یا مواد مخدر است که در این صورت، پسندیده است، ولی گاهی برای ترغیب به مصرف کالاهایی غیر ضروری و حتی مضر ازاینروش استفاده میشود که موجه نیست.
ص:83
دستیابی به آن بر جذابیت آن افزوده میشود و در نتیجه بهتر به فروش میرسد. یک ضرب المثل قدیمی میگوید: کمبود، دل آدمی را شیفتهتر میکند. برای نمونه، در یک فیلم سینمایی کافی است با نوشتن عبارت «برای افراد زیر 18 سال ممنوع است» حساسیتها بیشتر شود و در نتیجه، افراد بیشتری برای تماشای آن روانه سینما شوند. با توجه به قدرت محصولات کمیاب و غیر قابل دسترس در تغییر ادراکات و برانگیختن احساساتمان، عجیب نیست که مبلغان، اغلب از شبح یا تصور یک شیء دلخواه برای اقناع کردن استفاده میکنند. ما این پدیده را «دام موهومات» مینامیم.
برای نمونه، گاهی برای تبلیغ کالایی از برچسبهایی همچون «کمچربی»، «بیضرر برای محیط زیست»، «کم کالری»، «بیخطر» و... استفاده میشود.
6 . تکرار: گاهی، در یک مدت زمان دو یا سه دقیقهای میان برنامهای، تبلیغ یک کالای خاص چند بار تکرار میشود. در این روش سعی میشود با تکرار نام یک محصول در زمانهای نزدیک به هم، ذهن مخاطب با آن آشنا شود. تکرار پیامها، تصاویر و شعارهای ساده، میتواند شناخت ما را از جهان شکل دهد، حقیقت را تعریف و شیوه زیستن ما را در زندگی مشخص کند. البته نباید فراموش کرد که گاهی تکرار زیاد نتیجه عکس میدهد.
رسانه اسلامی، رسانهای است که با اصول و آموزههای اسلامی منطبق باشد. به
ص:84
دیگر سخن، فرهنگ رسانه اسلامی بر پایه ایدئولوژی اسلامی است که هدف آن کمال و تعالی انسان در دنیا و آخرت است؛ نه سرگرمی و لهو و لعب او در حیات چند روزه دنیا. امام خمینی رحمهاللهمیفرماید: «رسانههای جمعی عموما و رادیو و تلویزیون خصوصا، باید در راستای تعالی روح انسان فعالیت کنند... رسانه باید مثل معلمینی باشند که جوانان را تربیت کنند».(1)
بنابراین، به جای اینکه سرگرم کردن و سرگرم شدن را چارچوب طبیعی برای تولید برنامهها در همه شئون زندگی انسانی بدانیم، باید توجه کنیم که رسانه خود یک پیام است. هر برنامه تلویزیونی، حتی در قالب نمایش و سرگرمی، باید آموزش و آگاهی دادن بنیادی به بینندگان و افکار عمومی را جدی تلقی کند.
تلویزیون، مهمترین نقش را در خودسازی و خودآگاهی و تفاهم با خویش در فرهنگ و بر فرهنگ ما دارد؛ بدین ترتیب، چهرهای که از تلویزیون و برنامههای تلویزیون ترسیم میشود، الگو و نمونهای برای تصویر کلی خود جهان میشود، به عبارت دیگر، جهان آن گونه دیده میشود که تلویزیون آن را در صحنههای تلویزیون نشان میدهد.(2)
در این میان، رسالت اصلی رسانه اسلامی تبیین الگوی مصرف اسلامی میباشد که مهمترین ویژگی آن اعتدال است. باید به این امر، در قالبهای متفاوت نمایش، سرگرمی، سخنرانی، میزگرد، فیلم و سریال و... پرداخته شود. باید به تبلیغات بازرگانی که تأثیر گذارترین بخش برنامههای تلویزیونیاند، بیش از همه توجه کرد. در این قسمت چند و چون آن را بررسی میکنیم.
ص:85
در اسلام، تبلیغ معنای دیگری دارد. چون همه افعال و رفتار و کردار انسان مسلمان، بر پایه حقیقتجویی و صداقت استوار است، بنابراین، در تبلیغ نیز باید شناساندن خوبیها و تشویق به انجام آن و نیز تبیین و ترسیم بدیها و نشان دادن راه گریز از آنها هدف اصلی باشد.
آگهیهای بازرگانی بر پایه موازین اسلامی و طبق آموزههای دینی سبب رشد جامعه و ارتقای سطح فرهنگ ملی میشود. در این روش پیام تبلیغی برخوردار از حقانیت است و با ارائه واقعیت و ایجاد حس اعتماد در مردم، زمینه تشویق و ترغیب آنان به خرید کالا و در نتیجه پیشرفت اقتصادی کشور فراهم میشود. در این قسمت چند مورد از اصول تبلیغات از دیدگاه اسلام را بررسی میکنیم.
یک ـ واقعنمایی: در تبلیغات، باید اطلاعات صحیح و دقیق درباره کالاهای تبلیغی ارائه شود و نباید با ایجاد جو کاذب و صحنه سازی دروغین سعی در تشویق و تحریص به خرید کالاهای مورد نظر شود. همچنین، تبلیغ کالاهای لوکس و تجملی در شرایطی که هنوز لایه عظیمی از جامعه در تأمین کالاهای ضروری دچار مشکل هستند، پذیرفتنی نیست.
از دیگر ویژگیهای تبلیغات در نظام اسلامی، این است که اطلاعات داده شده در مورد کالاها، شامل حقایق خوب و بد درباره محصول است. به دیگر سخن، فروشنده متعهد است که عیبهای آشکار و نهان کالاهای خود را باز گوید این اصل مهم و اساسی باعث میشود، از طرفی حساسیت تولید کنندگان به کیفیت کالاها بیشتر شود و توزیع کنندگان نیز تنها حاضر به توزیع کالاهای با کیفیت بالا خواهند بود. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله به فروشندگان تکلیف کرده است که جنبههای منفی محصول را به اطلاع خریداران برسانند. تبلیغات در اقتصاد اسلامی، در واقع تضمین
ص:86
قیمت و کیفیت هر نوع کالا مورد نظر است. مسئولیت اثبات ادعای مطرح شده در تبلیغات بر عهده فروشنده است. اطلاعات آگهی شده باید دربردارنده افشای کامل مزیتها و عیبها باشد. تبلیغات عملی است در راستای فروش کامل، متعالی، حمایت کننده و حاوی اطلاعات مفید برای مصرف کننده.
دو ـ ترویج روحیه خوداتکایی ملی: تبلیغ باید بر اصل خودکفایی و خوداتکایی ملی مبتنی باشد. ازاینرو، تبلیغات تجاری در صورتی مفید است که حس ابتکار و توانمندی را در تمامی آحاد جامعه قوت بخشیده و کالاهای ساخت داخل را به گونهای مطلوب در انظار آنان قرار دهد. وانگهی، آگهیهای تجارتی میتوانند با فراهم آوردن فرصت مناسب برای واحدهای تولیدی و تخصصی، امکان رقابت را افزایش دهند، موجب ارتقای فنآوری، تولید و صنعت کشور شوند و در نهایت در راستای توسعه ملی گام بردارند.(1)
بنابراین، تبلیغات تجاری نباید مُدگرایی و تقلید کورکورانه و غیر عقلایی از شیوههای مصرف غربی را تشویق و ترویج کند. امام صادق علیهالسلاممیفرماید:
جامعه اسلامی تا زمانی که الگوی مصرف بیگانگان را تقلید نکند، در مسیر سعادت و نیکبختی است؛ اما آنگاه که به شیوه بیدینان لباس بپوشد و خوراک خورد، به ذلت میافتد.(2)
سه ـ تبلیغ و اشاعه اصل اعتدال در مصرف: با در نظر گرفتن نهی از اسراف و تبذیر و رعایت اعتدال در مصرف، هرگونه تولید و پخش آگهی از یک سو باید متناسب با وضعیت اقتصادی جامعه و امکانات مالی آن باشد و از سوی دیگر، در راستای توسعه مادی مردم و کشور (و نه ترویج مصرفگرایی آنان) قرار میگیرد. وانگهی ترویج مصرفگرایی، «... ممکن است خود مصداق فعل حرام نباشد، ولی
ص:87
چون به مصلحت جامعه اسلامی نیست ترویج آن باید حرام باشد».(1)
چهار ـ آرامش و آسایش: آگهی بازرگانی نباید زمینه سلب آسایش و آرامش مردم باشد. پخش آگهیهایی که موجب ترس، نگرانی و اضطراب مصرف کننده است، پذیرفتنی نیست.
پنج ـ محدود بودن قلمرو تبلیغات: تبلیغات در نظام اسلامی در مقایسه با نظام سرمایه داری حجم کوچکتری دارد. با توجه به اینکه در نظام اسلامی تأمین و تولید ضروریات اساسی زندگی در اولویت است و شرط تولید لوازم آسایش و لوکس زندگی، وجود منابع مازاد است و همچنین با اینکه ضروریات زندگی حساسیت کمتری دارند، حجم تبلیغات در نظام اسلامی کوچکتر میشود.
علت دیگر آن، این است که در نظام اسلامی، الگوی توزیع درآمد از طریق زکات، انفاق، تحریم ربا، مشارکت کارگران در سود و قوانین ارث دگرگون میشود. قدرت خرید بیشتری به تدریج میان بخشهای فقیرتر جامعه که تقاضای بالاتری برای محصولات موجود دارند، تزریق میشود. به این ترتیب، نیاز به آگهیهای تبلیغاتی تا حد زیادی مرتفع میشود.
شش ـ تحمیل نشدن هزینه تبلیغ بر مصرف کننده: همانگونه که پیشتر نیز اشاره شد، در نظام سرمایهداری، اغلب تبلیغات متناسب با نیاز مصرفکنندگان نیست و با توجه به اینکه، هزینه تبلیغات را مصرف کننده میپردازد؛ بنابراین خرید اطلاعات غیر ضروری بر او تحمیل میشود. در نظام اسلامی، برای جلوگیری از این مشکل، با ایجاد رسانههای تخصصی تبلیغی و تعیین هزینه تبلیغی شفاف برای آن از تحمیل هزینهها بر دیگر اقشار جلوگیری میشود. بدین ترتیب که هر کس، خواهان
ص:88
1) [1] . فقه اطلاع رسانی، محمدرضا زیبایی نژاد، مجموعه مقالات رویکرد اخلاقی رسانهها، جاول، مرکز مطالعات و تحقیقات رسانهای وزارت فرهنگ و ارشاد، 1375، ص 152.
اطلاعات مربوط به محصول باشد، هزینههای اطلاعاتی را که در رسانههای تخصصی موجود است، پرداخت خواهد کرد و هیچ مصرف کنندهای مجبور به خرید اطلاعاتی که نیازی به آن ندارد، نخواهد بود.
بررسی دیدگاهها: به طور کلی، دو دیدگاه درباره تبلیغات بازرگانی مطرح است:
الف) موافقان: این گروه معتقدند که تبلیغات، از طریق تشویق مردم برای خرید بیشتر، به رشد اقتصاد و افزایش اشتغال کمک میکند، قدرت انتخاب آگاهانه مشتری را با ارائه اطلاعات بیشتر میکند، موجب ارتقای کیفیت کالاها میشود، هزینهها را کاهش میدهد و به طور کلی، موجب شکوفایی اقتصادی میشود.
ب) مخالفان: این گروه معتقدند که حجم عظیمی از تبلیغات به هیچ رو ربطی به اطلاعات واقعی ندارد و هیچ کمکی به مشتریان برای یک انتخاب آگاهانه نمیکند. با وجود عدم منفعت؛ مردم هنگام خرید، باید هزینه تبلیغات آن کالا را ـ که به افزایش قیمتش انجامیده است ـ بپردازند؛ به جای تشویق رقابت، به انحصار میانجامد؛ فریبدهنده و اغوا کننده است و احساس نیاز کاذب و حرص و ولع به مصرف را افزایش میدهد. بهطور کلی، افراد را از مسائل اساسی زندگی باز میدارد.
با توجه به دیدگاه مخالفان و موافقان، واقعیت عینی جامعه این است که رسانه به سه دلیل زیر، ناچار به پخش آگهیهای بازرگانی است.
الف) نیاز رسانه به منبع درآمد؛
ب) ایجاد بازار کار گسترده و پر رونق توسط صنعت تبلیغات؛
ج) رونق فروش و در نتیجه گسترش تولید، کارآفرینی و سرانجام رشد و توسعه اقتصادی کشور؛
با این حال، پیامهای بازرگانی که در سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش
ص:89
میشود دو جنبه دارد. یا بُعد فرهنگی، آموزشی و اطلاع رسانی دارد که در این صورت مطلوب و سودمند است و یا تنها به جنبه مصرفی کالا توجه دارد که در این صورت در ایجاد رقابت سالم و ارتقای کیفیت مؤثر است.
ولی گاهی هدف تبلیغات بازرگانی، افزایش مصرفی است که موجب تحریص مصرف کنندگان میشود که در این صورت جامعه را به سوی رفاهطلبی و مصرفگرایی خواهد کشاند.
بررسی اجمالی پیامهای بازرگانی در سیمای جمهوری اسلامی ایران نشان میدهد که در بیشتر موارد، تبلیغات بازرگانی برای ترویج مصرفگرایی و تحریص مردم به مصرف بیشتر است که این رویه، با توجه به اینکه تمام آحاد جامعه توان ارضای این تحریص را ندارند، با شکلگیری حرص و آز در مصرف کنندگان، مشکلات عصبی و روانی در آنان به وجود میآورد و موجب میشود که افراد احساس لذت در زندگی را از دست بدهند و همیشه به آنچه دارند ناسپاس باشند و از نوعی اضطراب و تشویش در وجود خود رنج ببرند که پیآمدهایی مانند افزایش جرائم، اختلاس و... را در پی خواهد داشت.
نتایج حاصل از تحقیقی درباره «ساختار و محتوای آگهیهای تلویزیونی» نشان میدهد که:
الف) 25 درصد آگهیهای پخش شده از تلویزیون طی یک روز مربوط به مواد غذایی و خوراکیها و 21 درصد مربوط به وسایل و لوازم منزل بوده است. به طوری که بر اساس تحلیلهای غیر رسمی، مردم آگهیهای تلویزیون را چیزی جز آگهی پفک و ماکارونی نمیدانند.
ب) 54 درصد از آگهیهای تبلیغی بررسی شده با نیازهای انسان مرتبط نبودند، یعنی پخش نشدن آنها هیچ خللی به سلامتی و خوشبختی افراد وارد نمیکند، و 48 درصد از آگهیها مروج شیوههای آرمانی زندگی بودند. اغلب این کالاها از
ص:90
هنجارهای زندگی روزانه مردم به دورند؛ برای نمونه، قایق سواری، اسکی کردن، نشستن بر سر سفرههای پر از غذاهای دلچسب از این نوع هستند.(1)
الف) تبلیغ کالاهای ضروری: همانگونه که در حوزه تولید، منابع نخست باید در تولید «ضروریات» مصرف شوند و در صورت وجود منابع اضافی، کالاهای لوکس و غیر ضروری تولید شوند، در امر تبلیغات کالاها و خدمات مصرفی، باید اولویت به کالاهای ضروری و نیازهای اساسی مردم داده شود؛ زیرا تبلیغ کالاهای لوکس سبب میشود، در مردم احساس نیاز به آن کالاها ایجاد و در نتیجه، تقاضا برای آنها زیاد شود. در این صورت است که منابع به صورت عادلانه و بهینه تخصیص نمییابند و در نتیجه شکاف طبقاتی در جامعه ایجاد میشود.
ب) گاهی برخی آگهیها گمراه کننده و غلط اندازند؛ در این صورت باید قوانینی وضع شود که تبلیغات گمراه کننده جریمه شود و با افشای نام شرکت تولیدی، اعتبار آن از بین برود و در نتیجه از دور رقابت بازار خارج شود.
ج) الگوسازی در جامعه: تجربه نشان داده است که مخاطبان بیش از آنکه تحت تأثیر موعظه قرار گیرند، از اقدام عملی الگوها تأثیر میپذیرند. الگوها نیز تأثیر دو جانبه دارند؛ هم تأثیر موافق با رفتارهای جامعه دارند و هم در شکلگیری ناهنجاریهایی اجتماعی نقش بهسزایی ایفا میکنند. در بحث تبلیغات، الگو آفرینی یک گام فراتر از معرفی و تبلیغ کالا مینهد و با ایجاد ارزشهای جدید و به طور کلی، تقویت و یا تضعیف ارزشهای جامعه، «سبک زندگی» را میآموزد. الگوها نه
ص:91
1) [1] . فصلنامه پژوهش و سنجش، الگوی مصرف در سیما، امیر رستگار خالد، ش 19 و 20، پاییز وزمستان 1378، صص 508 ـ 532.
تنها رفتار نو را به ما میآموزند، بلکه امکان عمل به آن رفتار را به ما نشان میدهند؛ زیرا به صورت نشانهای حاکی از حقانیت و صحت رفتارهای معین عمل میکنند. به دیگر سخن، رسانههای همگانی با استفاده از الگوهای ساخته شده، درک ما را از خوب و بد جهان شکل میدهند و یا عوض میکنند. «یک الگو هنگامی بیشترین تأثیر را دارد که احترام، قدرت و مقام آن در مرتبه بالاتر باشد، به خاطر رفتاری که میآموزد پاداش گرفته باشد، اطلاعات مفیدی درباره نحوه رفتار بدهد و خود جذاب و در مقابله با مسائل زندگی با کفایت باشد».
د) همانطور که اشاره شد، گاهی برخی کالاها با استفاده از نمادها و اصطلاحات کلیدی تبلیغ میشوند؛ در این صورت، به نظر میرسد که دولت و یا رسانهها باید قوانینی وضع کنند که بر اساس آن، صِحت نشانههای استفاده شده تضمین شود.
و) باید درباره نقش تبلیغات تجاری که افراد را به خرید کالاهای نو و دور انداختن کالاهای کهنه تشویق میکند، تجدید نظر شود.
ه ) تبلیغات باید به دادن اطلاعات و روشنگری کمک کند. تبلیغات باید در راستای خواستهها و نیازهای واقعی مردم باشد و با دادن اطلاعات به موقع و دقیق، آنها را از اسراف و زیادهروی بر حذر دارد.
برنامههای نمایشی نقش به سزایی در محدود کردن یا ترغیب مصرف در جامعه دارند. این برنامهها با ایجاد کشش و برانگیختن تمایلات بینندگانِ خود، گاه چنان نگرشها و رفتارهای آنان را تحت تأثیر قرار میدهند که سعی میکنند تمام حرکات، سکنات و فضای زندگی خود را با آنچه بر صفحه تلویزیون ظاهر میشود، تطبیق دهند. برای نمونه، نوع حرف زدن، طرز رفتار، لوازم و وسایل مورد استفاده
ص:92
در منزل، تزئینات و تجملات و تمام ظواهر زندگی خویش را با فضای نمایش هماهنگ سازند.
بنابراین، چنانچه این برنامهها خواسته یا ناخواسته نوعی احساس محرومیت یا کمبود در بیننده پدید آورند، یعنی شخص در نتیجه تماشای این گونه برنامهها احساس کند که از زندگی کامل و راحتی برخورار نیست و در مقایسه با آنچه بر صفحه تلویزیون، نمونهای از سبک زندگی معمولی یا و حتی ایدهال تبلیغ میشود، بسیار فروتر و ناقصتر است، در این شرایط بیننده به نوعی مصرفزدگی و یا مصرفگرایی ناخواسته و تحمیلی دچار خواهد شد که توقعات و سطح نیازهای او را نه از نظر کیفی، بلکه در چارچوب الگوها و زمینه مادی صرف گسترش میدهد؛ تجملگرایی برای او به ارزش تبدیل میشود و این امر سرانجام باعث غلبه ارزشهای مادی بر ارزشهای معنوی در جامعه میگردد.(1)
متأسفانه گاه دیده میشود، فضای فیلمها و سریالهایی که در سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش میشود، بیگانه با معیار و آداب و سنن خانوارهایی که جمعیت غالب این مرز و بوم را تشکیل میدهند، ساخته شده است. در این استاندارد، زنها آلامد (مطابق با مُد روز: Alamode) بزک کرده و ملتزم به روسریهایی زورکی هستند و زندگی فرهنگی مآب و پر زرق و برق و خالی از آداب اجتماعی خاص خانوادههای فقیر مسلمان شهرستانی و روستایی است.
از دیگر مباحثی که در تلویزیون بیشتر مطرح میشود، مسئله جوانان است. از برنامههایی بود که این مسئله را بررسی کرده بود. به عنوان نمونه، سؤالی که در مورد الگوی مصرف ارائه شده در سریال خط قرمز مطرح میشود این است که چند درصد از جامعه ما و بهویژه جوانان، از چنین امکانات بالایی برخوردار هستند؟
ص:93
1) [1] . همان، ص 522.
ویلاهای آنچنانی، ماشین شخصی و تمکن مالی قوی. نمایش این چنین سطح بالایی از زندگی در جامعه جوانی که بیکاری در آن بیداد میکند، چه پیام مثبتی میتواند داشته باشد؟
و اصولاً آیا الگوی مصرف ارائه شده در این برنامه تا چه حد با معیارهای اسلامی سازگار است؟ آیا نباید ریشههای فرار این طیف را در اتلاف، اتراف و اسراف و تجملگرایی بیش از حد آنها جستوجو کرد؟ آیا دوری از ارزشها و آموزههای اسلامی علت اصلی این مشکلات نیست؟ الگوی خوراک ارائه شده در سیمای جمهوری اسلامی باید بر پایه آموزههای اسلامی باشد، با این توضیح که باید از نمایش سفرههای رنگین و غذاهای متنوع خودداری کرد.
امام علی علیهالسلام وقتی از حضور یکی از فرمانداران خود بر سر سفرههای رنگین اعیان و اشراف آگاهی یافتند، طی نامهای او را نکوهش کردند.
متأسفانه در سیمای جمهوری اسلامی ایران گاهی دیده میشود که چند نوع غذا بر روی سفره چیده میشود که تهیه هر کدام از آنها به تنهایی از عهده اغلب خانوادههای کشور ما ـ با توجه به سطح درآمد و هزینهها ـ خارج است.
نمایش این نوع سفرهها این شبهه را ایجاد میکند که انگار مخاطبین صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران تنها قشر بالادست جامعه هستند حتی باید از آموزش غذاهای پر هزینه از طریق برنامه خانواده جلوگیری شود و بیشتر به آموزش و ترویج غذاهای ساده و در عین حال مقوی روی آورد.
الگوی پوشاک از دیگر مباحثی است که ارائه مدل اسلامی آن در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران امری ضروری و اجتنابناپذیر است. در این زمینه، زنان با توجه به طبیعت زنانه شان بیشتر مورد نظر هستند.
نمایش و مدگرایی و این طرز تفکر که از هر نوع لباس نباید در بیشتر از یک مجلس استفاده کرد و از همه مهمتر نمایش مدلهایی از لباس که حتّی حداقل
ص:94
پوشش مورد نظر اسلام در آن رعایت نشده همچون برخی مانتوها و روسریها از مسائلی است که باید در بحث الگوی پوشاک به آن توجه شود.
آیا صرف احساس و لذت انسان میتواند ملاک خوبی و بدی در مصرف کالا باشد؟
منظور از مصرف پاک و حلال در اسلام چیست؟
آیا در اسلام تجمل گرایی همواره مذموم است؟
نقش زنان در تعیین الگوی مصرف جامعه را توضیح دهید؟
مُد چیست؟ آیا مدگرایی میتواند نیازهای واقعی ما را ارضا کند؟
مراد از مصرف پرستیژی را توضیح دهید؟
چگونه جامعهای مصرفی میشود؟
نقش تهاجم فرهنگی و به تعبیری استعمار، در شکلگیری الگوی مصرف کنونی کشور را چگونه ارزیابی میکنید؟
تبلیغات چه تأثیری در تکوین فرهنگ مصرفی جامعه دارد؟
الگوی مصرفی که امروزه توسط تلویزیون در فیلمها و سریالها ارائه میشود با الگوی مصرف اسلامی چقدر فاصله دارد؟
مصرف چیست؟
آیا مصرف در چارچوب آموزههای اسلامی تعریفی خاص پیدا میکند؟
3. منشأ مصرف از دیدگاه اسلام چیست؟
نیاز با خواسته چه تفاوتی دارد؟
دیدگاه سرمایهداری منشأ مصرف را در چه میداند؟
ص:95
هدف از مصرف کالاها و خدمات در اسلام چیست؟
متغیر مصرف چه ارتباطی با دیگر متغیرهای کلیدی اقتصادی دارد؟
نقش مصرف در روند کلان اقتصاد یک کشور چگونه است؟
مبانی نظری مصرف در نظام سرمایهداری غرب کدامند؟
در نظام سرمایهداری هدف از مصرف کالاها و خدمات کسب حداکثر لذت و مطلوبیت است، این گزاره را توضیح دهید؟
منظور از «انسان اقتصادی» در نظام سرمایهداری چیست؟
رفتار عقلایی چیست؟
عقلانیت اسلامی چگونه تعریف میشود؟
تابع مطلوبیت انسان اقتصادی مسلمان چه متغیرهایی است؟
مراد از اصل حاکمیت مصرفکننده چیست؟
محدودیتهای کیفی که بر مصرف یک فرد مسلمان وضع شده است کدامند؟ در نظام سرمایهداری این محدودیتها به چه شکل است؟
آیا نوع مصرف در دو نظام اسلام و سرمایهداری متفاوت است؟
محدودیتهایی که مقدار مصرف را مشخص میکنند، کدامند؟
اصل اعتدال چیست؟
آیا میتوان مقدار مشخصی برای حد کفایت و اسراف تعیین کرد؟
اصل عدم اسراف را توضیح دهید؟
قاعده حلیت عامه چیست؟
تبذیر چه تفاوتی با اسراف دارد؟
24. مفهوم لغوی و اصطلاحی اتراف را بیان کنید؟
اتلاف چیست و جایگاه آن در نظام سرمایهداری را توضیح دهید؟
تجملگرایی چه تأثیری بر رشد و توسعه کشور دارد؟
ص:96
تجمل گرایی دولتی چه آثار و پیآمدهایی بر روند توسعه، اقتصاد و فرهنگ کشور دارد؟
وضعیت مصرفی غرب چگونه است؟
آسیبهای اصلی الگوی فعلی مصرف در ایران کدامند؟
آیا اقتصاد تک محصولی در شکلگیری این الگو مؤثر بوده است؟
الگوی مصرف مورد نظر برنامههای اول و دوم توسعه را چگونه ارزیابی میکنید؟
سیاست «مانور تجمل» از سوی تئوریسینهای آن چگونه توجیه میشود؟
چرا برخی تصور میکنند مصرف بیشتر به توسعه کشور میانجامد؟
سیر تاریخی شکلگیری الگوی مصرف در ایران و غرب را بیان کنید؟
چگونه میتوان مردم را به مصرف کالاهای داخلی ترغیب و تشویق کرد؟
دولت چه نقشی در ایجاد فرهنگ مصرفی مناسب میتواند داشته باشد؟
شرکتهای چند ملیتی در ترویج فرهنگ مصرفی چه نقشی دارند؟
آیا رسانه در شکلگیری فرهنگ مصرفی مناسب مؤثر است؟
تبلیغات در بستر آموزههای اسلامی چگونه تعریف میشود؟
در غرب از تبلیغات چگونه در ترویج مصرف گرایی استفاده میشود؟
آیا آگهیهای بازرگانی با الگوی مصرف اسلامی تناسب دارند؟
چه راه کارهایی برای ترسیم و ترویج الگوی مصرف اسلامی و رسانه جمهوری اسلامی ایران پیشنهاد میکنید؟
1. پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی (دفتر قم)
ص:97
ص:98
قرآن کریم
نهجالبلاغه
آربلاستر، آنتونی، عباس مخبر، ظهور و سقوط لیبرالیسم غرب، نشر مرکز،چاپاول، 1367.
الزامل، یوسف بن عبداللّه، اقتصاد کلان با نگرش اسلامی، ترجمه نصراللّه خلیلیتیرتاشی، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چ اول، 1378.
انصاری، محمد جعفر و [دیگران]، درآمدی به مبانی اقتصاد خرد با نگرش اسلامی، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، چاپ اول، پاییز 1378.
باقری، مجتبی، سطح مصرف در اسلام، رساله کارشناسی ارشد، دانشگاه مفید.
بشلر، ژان، خاستگاههای سرمایهداری، ترجمه: رامین کامران، نشر البرز، تهران، چ اول، 1370.
بناء رضوی، مهدی، طرح تحلیلی اقتصاد اسلامی، بنیاد پژوهشهای آستان قدس رضوی، اردیبهشت 67.
پچی، آئورلیو، جهان در آستانه قرن 21، ترجمه علی اسدی.
پستمن، نیل، زندگی در عیش، مردن در خوشی، ترجمه صادق طباطبایی، انتشارات اطلاعات.
توتونچیان، ایرج، تئوری تقاضا و تحلیل اقتصادی انفاق، چاول، مرکزاطلاعات فنی تهران، دی 63.
جهانیان، ناصر، جزوه آسیبشناسی توسعه اقتصادی، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.
حسینی، سیدرضا، الگوی تخصیص درآمد و رفتار مصرف کننده مسلمان، پژوهشگاه
ص:99
فرهنگ و اندیشه اسلامی، چ اول، 79.
خورشید، احمد، مطالعاتی در اقتصاد اسلامی، آستان قدس رضوی، مشهد1374.
دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، مبانی اقتصاد اسلامی، انتشارات سمت، چاپاول، 1371.
14. رابیتسون، جون، فلسفه اقتصادی، ترجمه بایزید مردوخی، شرکت سهامی کتابهایجیبی، چاپ دوم.
رزاقی، ابراهیم، آشنایی با اقتصاد ایران، نشر نی، چاپ اول، 1376.
ــــــــــــــــــ ، الگوی مصرف و تهاجم فرهنگی، چاپخش، چ اول، 1374.
رفیعپور، فرامرز، توسعه و تضاد، شرکت سهامی انتشار، چ دوم، 1377.
رئیس دانا، فریبرز، بررسیهای کاربردی توسعه و اقتصاد ایران، ج 1، نشرچشمه، چ اول، 1380.
زاکس، ولفگانگ، نگاهی نو به مفاهیم توسعه، ترجمه فریده فرهی و وحیدبزرگی، نشر مرکز، چ اول، 1375.
ساموئلسن، پل، اقتصاد، ترجمه: پرویز جهاندوست.
جمعی از نویسندگان، اقتصاد خرد نگرش اسلامی، ترجمه: دکتر حسینصادقی، دانشگاه تربیت مدرس، چ اول، 1375.
شومپیتر، جوزف، تاریخ تحلیل اقتصادی، ترجمه فریدون فاطمی، نشر مرکز، چ اول، 1375.
شوماخر، کوچک زیباست، ترجمه: علی رامین، انتشارات سروش، چ دوم، 1365.
صدر، سیدکاظم، اقتصاد صدر اسلام، انتشارات دانشگاه شید بهشتی، چ اول،1375.
طباطبایی، محمد حسین، فلسفه اقتصاد اسلام، چاپ حوزه، چ اول، 1361.
فروم، اریک، به نام زندگی، ترجمه اکبر تبریزی، انتشارات مروارید، چ دوم، 1369.
ــــــــــــــــــ ، جزم اندیشی مسیحی، ترجمه منصور گودرزی، انتشاراتمروارید،چاول، 1378.
کلمن، دیوید، اقتصادشناسی توسعه نیافتگی، ترجمه غلامرضا آزاد، انتشاراتوثقی، چ اول، 1378.
لفت ویچ، ریچارد، ایچ، سیستم قیمتها و تخصیص منابع طبیعی، ترجمهمیرنظام سجادی، دانشگاه علامه طباطبائی، 1375.
مجموعه مقالات کنگره بزرگداشت امام خمینی رحمهالله.
ص:100
مصباح، محمدتقی، جامعه و تاریخ، انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، 1368.
مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج 2، انتشارات صدرا.
معادیخواه، عبدالمجید، فرهنگ آفتاب، جلدهای 3و 9و 5، نشر ذر، چ اول، 1373.
34. موریس، فیلیپس، تحلیل اقتصادی (نظریه کاربرد)، ج 1، ترجمه دکتر اکبرکمیجانی.
میر معزی، سید حسین، نظام اقتصادی اسلام (دفتر دوم، کانون اندیشهجوان) چ اول، 78.
نظرپور، محمدتقی، ارزشها و توسعه، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، چ اول،78.
نقوی، حیدر، جمع اخلاق و اقتصاد در اسلام، حسن توایان فرد، چ اول، مهر66.
نمازی، حسین، نظامهای اقتصادی، دانشگاه شهید بهشتی، چ اول، 1374.
هندی، چارلز بی، عصر تضاد و تناقض، ترجمه، محمود طلوع، نشر رسا، چ اول،1375.
هیئت، ضیاءالدین، تورم جهانی.
حسینی، سید هادی، فقر و توسعه در منابع دینی، بوستان کتاب، 1381.
ورنون، کلمن، فشار روانی زهرآگین و اندوه قرن بیستم، ترجمه محمد رضانیکخو، محیالدین غفرانی، داود شریفی، انتشارات آزاده، 1373.
زورق، محمدحسن، مبانی تبلیغ، تهران، سروش.
زیبایی نژاد، محمدرضا، فقه اطلاع رسانی، مجموع مقالات رویکرد اخلاقیرسانهها، چ اول، 1375.
حکیمی، محمد، الحیاة، ج 4.
نشریات
روزنامه اطلاعات، 4/9/1370 و 5/9/1373.
روزنامه رسالت، 26/5/1374.
روزنامه کیهان، 18/11/1373.
فصلنامه پژوهش و سنجش، شماره 19، 20 و 29.
ص:101
فصلنامه پژوهشی دانشگاه امام صادق علیهالسلام، شماره 11 و 12، پاییز و زمستان 1379، ویژه اولین همایش اقتصاد اسلامی.
ماهنامه پاسدار اسلام، شماره 219.
مجله نامهمفید، دانشگاه مفید، شماره 15.
مجله نور علم، خرداد 1363.
ص:102