ghaemiyeh.com
سرشناسه : اسماعیلی، مهدی، ۱۳۵۸-
عنوان و نام پدیدآور : گذری بر حقوق همسایگان در روایات و حقوق موضوعه/ مهدی اسماعیلی.
مشخصات نشر : قم: مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، ۱۳۸۳.
مشخصات ظاهری : ۹۴ ص.
فروست : مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما؛ ۷۸۷.
شابک : ۶۰۰۰ ریال: 9648606196
وضعیت فهرست نویسی : فهرست نویسی توصیفی
یادداشت : کتابنامه: ص. [۹۲] - ۹۴؛ همچنین به صورت زیرنویس.
شناسه افزوده : مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما.
شماره کتابشناسی ملی : ۱۱۵۹۶۹۹
بازشناسی حقوق اجتماعی همسایگان در شرایط کنونی از اهمیت ویژهای برخوردار است. رعایت حق همسایگی حتی همسایه کافر از سفارشهای اکیدی است که در آموزههای اسلام و سخنان ائمه معصومین علیهمالسلام آشکار دیده میشود. البته واقعیت این است که در پرتو تکنولوژی و زندگی ماشینی بسیاری از این حقوق رنگ باخته یا به بوته فراموشی سپرده شده است. افزون بر این آسیبها، شکل نوین زندگانی در شهرها؛ یعنی آپارتمان نشینی نیز مشکلات و فرهنگ خاصی را به ارمغان آورده است که برای زدودن این آسیبها و بازگشت به فرهنگ ناب اسلامی، تمام نهادها و دستگاههای برنامهریز و فرهنگ ساز بهویژه صدا و سیما تلاشی علمی و عملی گستردهای را سامان دهند. در این میان، صدا و سیما باید راهکارهای مناسب در راه شناساندن ارزشها و ضد ارزشها در حسن همجواری و تحکیم و تثبیت ارزشها و تقبیح و تضعیف ضد ارزشها گام بردارد. بیشک، برای دستیابی به این اهداف، شناخت حقوق همسایگی و آسیبهای فراروی اهمیت فراوان دارد. جناب آقای مهدی اسماعیلی در این نوشتار کوشیده است
بازشناسی حقوق اجتماعی همسایگان در شرایط کنونی از اهمیت ویژهای برخوردار است. رعایت حق همسایگی حتی همسایه کافر از سفارشهای اکیدی است که در آموزههای اسلام و سخنان ائمه معصومین علیهمالسلام آشکار دیده میشود. البته واقعیت این است که در پرتو تکنولوژی و زندگی ماشینی بسیاری از این حقوق رنگ باخته یا به بوته فراموشی سپرده شده است. افزون بر این آسیبها، شکل نوین زندگانی در شهرها؛ یعنی آپارتمان نشینی نیز مشکلات و فرهنگ خاصی را به ارمغان آورده است که برای زدودن این آسیبها و بازگشت به فرهنگ ناب اسلامی، تمام نهادها و دستگاههای برنامهریز و فرهنگ ساز بهویژه صدا و سیما تلاشی علمی و عملی گستردهای را سامان دهند. در این میان، صدا و سیما باید راهکارهای مناسب در راه شناساندن ارزشها و ضد ارزشها در حسن همجواری و تحکیم و تثبیت ارزشها و تقبیح و تضعیف ضد ارزشها گام بردارد. بیشک، برای دستیابی به این اهداف، شناخت حقوق همسایگی و آسیبهای فراروی اهمیت فراوان دارد. جناب آقای مهدی اسماعیلی در این نوشتار کوشیده است
تا با معرفی اجمالی حقوق همسایگان و آسیبهای موجود در روابط همسایگی بهویژه در آپارتمان نشینی، دستمایههای اولیه را برای برنامهسازان رسانه فراهم آورد. باشد که با شناخت آسیبها و راههای زدودن آنها، گامهای ارزشمندی در بهسازی روابط همسایگان بر اساس آموزههای اسلامی برداشته شود.
انّه ولیّ التوفیق
اداره کل پژوهش
مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما
گسترش و پیشرفت روز افزون فن آوری، در تحول تمدن بشری سهیم است؛ به گونهای که پیچیدگی و وسعت بیش از پیش تعاملات و مراودات اجتماعی انسانها در عرصه اجتماع، از این گسترش و تحولات علم و فن آوری متاثر و به آن وابسته است. کشور ما نیز که که جزئی از این جهان پهناور و کره خاکی است، ازاینروند در امان نیست و رفتارها و واکنشهای افراد، از تغییرات علم و صنعت، تأثیر گرفته و در حال تحول است. یکی از صحنههایی که این تحول را میتوان در آن مشاهده کرد، تحول و جهش زندگی سنتی ایرانی به زندگی مدرن و آپارتمانی در مجتمعها و برجهای مسکونی است. توجه به این نکته، ضرورت بررسی حقوق همسایگی در سایه این تحولات را آشکار کرده است؛ زیرا تغییرات ایجاد شده در عرصه فنآوری، معماری و... همگی بر روابط همسایگی مؤثر بوده و باعث تحول آنها از حالت سنتی به امروزی شده است.
آنچه ما در این نوشتار در پی آن هستیم، بازشناسی حق همسایه، یکی از موارد فراموش شده در زندگی امروزی، از دیدگاه مکتب حیاتبخش اسلام است. نگاه به زندگی امروزی و روابط رنگ باخته میان همسایگان، بازگشت به ارزشها و زندگی سنتی را ضروری مینماید. افزون بر این، باز شناختن حق همسایه و عظمت آن از طریق بیانات و سفارشات ائمه علیهمالسلام در بررسی
گسترش و پیشرفت روز افزون فن آوری، در تحول تمدن بشری سهیم است؛ به گونهای که پیچیدگی و وسعت بیش از پیش تعاملات و مراودات اجتماعی انسانها در عرصه اجتماع، از این گسترش و تحولات علم و فن آوری متاثر و به آن وابسته است. کشور ما نیز که که جزئی از این جهان پهناور و کره خاکی است، ازاینروند در امان نیست و رفتارها و واکنشهای افراد، از تغییرات علم و صنعت، تأثیر گرفته و در حال تحول است. یکی از صحنههایی که این تحول را میتوان در آن مشاهده کرد، تحول و جهش زندگی سنتی ایرانی به زندگی مدرن و آپارتمانی در مجتمعها و برجهای مسکونی است. توجه به این نکته، ضرورت بررسی حقوق همسایگی در سایه این تحولات را آشکار کرده است؛ زیرا تغییرات ایجاد شده در عرصه فنآوری، معماری و... همگی بر روابط همسایگی مؤثر بوده و باعث تحول آنها از حالت سنتی به امروزی شده است.
آنچه ما در این نوشتار در پی آن هستیم، بازشناسی حق همسایه، یکی از موارد فراموش شده در زندگی امروزی، از دیدگاه مکتب حیاتبخش اسلام است. نگاه به زندگی امروزی و روابط رنگ باخته میان همسایگان، بازگشت به ارزشها و زندگی سنتی را ضروری مینماید. افزون بر این، باز شناختن حق همسایه و عظمت آن از طریق بیانات و سفارشات ائمه علیهمالسلام در بررسی
حقوق همسایه بسیار مهم و حساس است.
جمله با ارزش و گرانسنگ پیشوای عدالت، امیرالمؤمنین علیهالسلام، در لحظات واپسین زندگی، به دو فرزند عزیزشان در قالب الفاظی صریح، بیانگر عظمت و بزرگی این حق است:
اللّه، اللّه فی جیرانِکُم، فإنّها وَصِیَةٌ نَبیّکُم، مازالَ یُوصی بِهِم حتّی ظنّنا أنّه سَیُوَرثُهم.(1)
خدای را، خدای را، درباره همسایگانتان، که این وصیت پیامبر شماست، پیامبر خدا همواره نسبت به همسایگان سفارش میفرمود؛ تا حدی که گمان کردیم آنان را از ارثبرندگان قرار خواهد داد.
نظیر این فرمایش در کلام پیشوایان ما بسیار است؛ بیانات زیادی در رابطه با حسن هم جواری، عدم آزار و اذیت همسایگان، رسیدگی و تفقد به همسایگان و... وجود دارد که نشانگر اهمیت این مسأله است. با این حال، سؤال مهم و اساسی این است که آیا ما حق همسایه را شناختهایم و آنچه را معصومین علیهمالسلام در نظر داشتهاند اجرا میکنیم.
هیچ وجدان سالمی نمیتواند پاسخی مثبت به این سؤال بدهد؛ زیرا آنچه امروزه و بهویژه در آپارتمان نشینی و زندگی شهری رنگ باخته است، همین توصیههای «رعایت حقوق همسایگان» است. هر چند به طور کل، منکر موارد مثبت رعایت این توصیهها در بین برخی همسایگان نیستیم، ولی بیگمان آنچه بیانات و سفارشات اکید ائمه معصومین علیهمالسلامبدان رهنمون است، با آنچه در صحنه اجتماع و در عمل شاهد هستیم، بسیار متفاوت است.
1) [1] . نهجالبلاغه، صبحی صالح، نامه 47، خطاب به امام حسن و امام حسین علیهماالسلام .
البته لازم است که با این مسئله کارشناسانه برخورد نموده و علت آن را پیدا کنیم و برای اصلاح آن بکوشیم.
ما در این نوشتار در پی علتیابی نیستیم، بلکه هدف ما، شناخت حق همسایه در روایات اسلامی و بررسی این حق در حقوق و نظام حقوقی کنونی است.
حق همسایگی در برخی موارد تنها جنبه اخلاقی داشته که عدم رعایت آن، عقوبت و محرومیت از پاداش الهی را در پی خواهد داشت. بیگمان این جنبهها را نمیتوان در قوانین گنجاند؛ زیرا دامنه اخلاق بسیار وسیعتر از بایدها و نبایدهای حقوقی است. هر چند برخی استادان(1)همه مسئولیتها را بر پایه قواعد اخلاقی و مذهبی توجیه میکنند، قبول این نظر که اخلاق را منطبق بر حقوق بدانیم، دشوار به نظر میرسد؛ زیرا اخلاق با وسعت ویژه خود، در قالب مواد و مقررات قانونی خلاصه نمیشود.
به هر روی، ترتیب چگونگی بیان مطالب در این پژوهش به صورت زیر است:
در فصل نخست، با نام «حقوق همسایگی در روایات «اسلامی» مصادیق این حق را از دیدگاه معصومین علیهمالسلام و قرآن کریم بررسی خواهیم کرد.
در فصل دوم، با نام «همسایگی نوین (آپارتمان نشینی)» حقوق همسایگان در پرتو این زندگی و همراه و همسو با این شیوه از زندگی را مطرح و بررسی میکنیم و میکوشیم تا معضلات و مشکلات را بشناسیم و برای
1) [1] . ریپر، استاد حقوق فرانسه، قاعده اخلاقی در تعهدات، پاریس، چاپ دالور، ش 112. (Ripert_laregle morale dans obligations wviles.paris)
برطرف کردن برخی از آنها راهحل ارائه کنیم و زندگی نوین را با زندگی سنتی مقایسه خواهیم کرد.
در فصل سوم با نام «حقوق همسایگی در نظام حقوقی کنونی»، به بررسی ویژه آن دسته از حقوق همسایگان که در مواد و مقررات قانونی منعکس شده میپردازیم.
در فصل پایانی با نام «رسانه و میزان تأثیرگذاری آن بر روابط همسایگان»، نقش رسانه را در فرهنگ سازی، ارائه راهکارهای صحیح و احیای ارزشهای رنگ باخته و... بررسی میکنیم.
در پایان، با امید به معرفی و بازشناسی این حق در جامعه اسلامیمان، آرزو داریم که این قدم ابتدایی و نخستین، راهگشای بررسیهای بعدی باشد، تا چهره این حق بزرگ و اساسی در جامعه بهتر و روشنتر، بررسی و شناخته شود.
ان شاءاللّه
حقوق همسایگی در روایات اسلامی
از نظر لغت به دو یا چند نفر که در زیر یک سقف باشند و یا اتاق یا خانه آنها به هم متصل یا نزدیک به هم باشد یا همجوار(1)هم باشند، «همسایه» میگویند. اما از نظر شناخت همسایه و مراعات حقوق همسایگی و محدوده رعایت این حق در بیشتر احادیث بر قبول این حق تا چهل خانه از هر طرف تأکید شده است.
امام صادق علیهالسلام از پیامبر صلیاللهعلیهوآله نقل میکند که فرمودند:
هر چهل خانه از هر چهار طرف، همسایه محسوب میشوند.(2)
امام باقر علیهالسلام در حدیثی به حق همسایگی تا چهل خانه از هر چهار جهت اشاره میکنند.(3)شیخ طوسی درباره حد همسایگی اینگونه نقل کرده است:
و عایشه روایت کرده که از پیامبر درباره حد همسایگی پرسیده شد، فرمودند: چهل خانه است. و به ابوبکر و عمر و عثمان و حضرت علی فرمودند: خارج شوید و فریاد بزنید که حد همسایگی چهل خانه است.(1)
در _معانی الاخبار _شیخ صدوق آمده است:
عَنْ معاویة بن عَمّار، عَنْ أبی عَبدِ اللّه علیهالسلام ـ قال ـ قُلتُ له: جُعِلْتُ فِداک، ما حَدُّ الجار؟ قال اَرْبعین دارا مِنْ کُلِّ جانبٍ(2)
... از امام صادق نقل شده که گفته شد: فدایت شوم، حد همسایگی چقدر است؟ فرمودند: چهل خانه از هر طرف است.
با وجود اینکه بیشتر احادیث مربوط به حد همسایگی بر همین چهل خانه از هر طرف دلالت دارند، برخی احادیث نیز وارد شده است که مطلب را به نوعی دیگر بیان کردهاند؛ برای نمونه، در _سبل السلام _آمده است:
از امام علی علیهالسلام روایت شده که کسی که صدا و ندای همسایه را میشنود، همسایه است. و گفته شده: هر کس همراه تو نماز صبح در مسجد بخواند همسایه است.(3)
یا در _تفسیر نورالثقلین _آمده است که:
... عَنْ اَبی عَبدِاللّه، جَعلتُ فِداک، ما حدَّ الجار؟ قال اَربعونَ ذِراعا مِنْ کُلِّ جانبٍ.(4)
از امام صادق نقل شده است: فدایت شویم. حد همسایگی چیست؟ فرمودند: چهل ذراع از
1) [1] . شیخ طوسی، الخلاف، مؤسسه نشر جامعه مدرسین قم، 1407 ق، ج 4، ص 153.
2) [2] . معانی الاخبار، شیخ صدوق، ص 165 * نظیر این احادیث در کتب زیر نیز شده است: محمدی ریشهری، میزان الحکمه، مؤسسه دارالحدیث، 1419، ج 1، ص 488؛ شیح علی نمازی، مستدرک سفینة البحار، ج 1، ص 128؛ الخصال، ص 544؛ وسائل شیعه، باب الجار.
3) [3] . ابن حجر العسقلانی، سبل السلام، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1300 ق، ج 4، ص 166.
4) [4] . الشیخ الحویزی، تفسیر نورالثقلین، قم، العلمیه، بیتا، ج 1، ص 480.
هر طرف است.
توجه به حد همسایگی از آن رو است که امروزه متأسفانه حد همسایگی بسیار کاهش یافته و در بسیاری از موارد به همسایه دیوار به دیوار محدود شده است. ازاینرو، توجه به حد همسایه و گسترش این حق، با توجه به احادیث بیان شده، میتواند به احیاء و دوباره ارزش یافتن احترام و تفقد همسایه به طور گسترده در جامعه کمک کند. شایان ذکر است، حق همسایگی تنها در عدم آزار و اذیت خلاصه نمیشود، بلکه از فحوای کلام ائمه اطهار علیهمالسلام اینگونه برداشت میشود که مواردی چون؛ احوالپرسی، مساعدت و یاری، انفاق و صدقه، عفو و گذشت، نگه داشتن چشم از خانواده او، پیشی جستن در سلام بر او و... همگی در حیطه حق همسایگی است و پیشوایان مکتب رعایت آنها را توصیه کردهاند و حتی آن را از نشانههای مروت و جوانمردی به شمار آوردهاند. امام علی علیهالسلام میفرمایند:
مِنَ الْمروة تَعَهُّد الْجیرانِ
رسیدگی به همسایگان، از مروت و جوانمردی است.(1)
و یا امام باقر علیهالسلام در بیان ویژگیها و صفات شیعه و پیروان اهل بیت، به این مطلب اشاره فرمودهاند:
و از نشانههای پیروان ما، رسیدگی به همسایگان نیازمند و تهیدست و بدهکار و یتیمان است.(2)
در هر حال، حق همسایگی از توصیهها و سفارشات اکیدی است که در
اسلام و بیانات ائمه معصومین علیهمالسلام به وضوح دیده میشود و حتی کافر را هم دارای حق همسایگی میدانند. رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهفرمودند:
همسایگان سه قسمند: همسایهای که سه حق دارد؛ حق همسایگی و حق اسلام و حق خویشاوندی. و همسایهای که دو حق دارد؛ حق اسلام و حق همسایگی. و همسایهای که یک حق دارد؛ و آن کافری است که فقط حق همسایگی دارد و بس.
گستردگی مفهوم حق همسایگی را میتوان به خوبی ازاینروایت فهمید. در ادامه، اهمیت حق همسایگی را بررسی میکنیم تا سیمای این حق از نظر مکتب اسلام بهتر روشن و مشخص شود.
درباره اهمیت و عظمت این حق در مکتب اسلام همین بس که یکی از پندهای جاودانه و نصایح ماندگار امیرالمؤمنین علیهالسلام در واپسین لحظات عمر مبارکشان پس از ضربت خوردن، به امام حسن و امام حسین علیهماالسلام در مورد حق همسایه و خوشرفتاری با همسایگان است؛ آن حضرت اینگونه میفرمایند:
خدا را، خدا را، درباره همسایگان، حقوقشان را رعایت کنید که وصیت پیامبر صلیاللهعلیهوآلهشماست، همواره به خوشرفتاری با همسایگان سفارش میکرد تا آنجا که گمان بردیم برای آنان ارثی معین خواهد کرد.(1)
توجه به این نکته که این پندها و نصایح امیرالمؤمنین در لحظات واپسین حیات مبارک ایشان بوده است و همچنین لحن و صورت بیان این مطالب
1) [1] . نهجالبلاغه، نامه 47.
بسیاری از نکات را درباره عظمت این حق روشن میکند.
افزون بر این فرمایش گرانبهای امام علی علیهالسلام، پیامبر اسلام سفارش فرمودند، حق همسایگی کافر را هم به جا آورید. همچنین علیبنیقطین از امام موسیبنجعفر علیهالسلام نقل میکند که کافری در حق همسایه مؤمن خود احسان و نیکی میکرد، پس از آنکه مُرد، خداوند در آتش خانهای برای او بنا کرد تا از آتش محفوظ بماند و روزیش در آنجا به وی میرسید. به او گفته شد که این اکرام برای آن است که در دنیا همسایه مؤمنش را اکرام و به وی نیکی میکرد.(1)
نکته قابل توجه آنکه حق همسایه تنها در عدم آزار و اذیت نیست، بلکه این حق موارد و مصادیق دیگری هم دارد که در کلام امام زین العابدین علیهالسلامو پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآلهمتجلی شده است. در ادامه به نقل این دو سخن گهربار میپردازیم:
رسول گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله حقوق همسایه را بر انسان این گونه بیان میکنند:(2)
اگر کمک خواست، کمکش کن و اگر قرض خواست، به او قرض ده و اگر نیازمند شد، نیازش را برطرف ساز. اگر مصیبتی دید، تعزیتش ده و اگر خیر به او رسید، تهنیتش ده و اگر مریض شد، عیادتش کن. اگر فوت کرد، جنازه او را متابعت و تشییع کن. و خانه خود را آن
قدر بلند مساز که حجاب و مانع بر او شوی؛ مگر به اذن و اجازه او. و اگر میوه خریدی، به او هدیه کن و اگر ندادی، آنها را مخفی و مستوردار و فرزندت با میوه خارج نشود تا موجب ناراحتی فرزند همسایه شود و با بوی ودود دیگ خود، او را ناراحت نکن؛ مگر آنکه مقداری از غذای آن را برای او بفرستی.
امام سجاد علیهالسلام هم در بیان حقوق همسایه میفرمایند:(1)
اما حق همسایهات این است که در غیاب او آبرویش را حفظ کنی و در حضورش، او را احترام نهی. دنبال عیبهایش نباشی. اگر بدی از او دیدی بپوشانی. اگر بدانی که پند و اندرز تو را میپذیرد، او را در خفا نصیحت کنی. در سختیها رهایش نکنی. از لغزش او در گذری. گناه او را ببخشی و با او به خوبی و بزرگواری معاشرت کنی.
افزون بر این دو حدیث، برخی از روایات به صورت پراکنده حقوقی را برای همسایه ذکر میکنند که در ادامه به بررسی آنها میپردازیم.
از پیامبر اکرم نقل شده است که:
سوگند به آن خداوندی که جانم در دست اوست، ایمان بنده به کمال نمیرسد، مگر اینکه آنچه را برای خود دوست میدارد، برای همسایه خود دوست داشته باشد.(2)
آری، انسان باید همسایه را شخصی بداند که حقوق مسلمی بر او دارد و سعی کند تا جایی که امکان دارد، بر ادای این حقوق همت گمارد و حتی موارد جزئی و کوچک را هم در نظر بگیرد.
یکی دیگر از حقوق همسایه بر انسان که در احادیث به آن اشاره شده
است، احوالپرسی و جویا شدن از اوضاع و وضعیت اوست. یعنی انسان همیشه جویای احوال همسایگان خود باشد تا در صورتی که نیاز به کمک یا تفقد و دلجویی و... دارند، بتواند به آنها کمک کند. امام علی علیهالسلام در اینباره میفرمایند:
مِنْ حُسْنِ الْجِوارِ تَفقّدُ الْجارِ.(1)
از نشانههای خوش همسایگی، جویا شدن از احوال همسایه است.
در سفارشات و بیانات ائمه علیهمالسلام، مواردی را مییابیم که در آنها حرمتی بسیار زیاد برای همسایه بیان شده است. برای نمونه، امام صادق علیهالسلام از پیامبر صلیاللهعلیهوآله نقل میکند که احترام همسایه بر انسان، همانند احترام مادر بر اوست.(2)
همچنین در _غررالحکم _از امام علی علیهالسلام آمده است که:
حرمتی بالاتر از حرمت همنشینی و همجواری نیست.
یکی از موارد و مصادیق حق همسایگی در احادیث و فرمایشات ائمه، رسیدگی به احوال همسایگان است. اطعام همسایگان یکی از موارد بارز این رسیدگی است. در برخی کتابها بابی با نام «استحباب اطعام الجیران و وجوبه مع الضرور» وجود دارد.(3)که بر اهمیت این نوع رسیدگی دلالت
میکند و حتی برای آن در صورت ضرورت وجوب قائل شدهاند.
افزون بر این، احادیث فراوانی در این رابطه وارد شده که به برخی از آنها اشاره میکنیم:
رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرماید:
هر که سیر بخوابد و همسایه او گرسنه باشد، به من ایمان نیاورده است.
یا امام صادق علیهالسلام فرمودند:
«یعقوب علیهالسلام وقتی بنیامین از نزدش رفت، ندا داد: پروردگارا، به من ترحم کن. چشمم را گرفتی و پسرم را نیز گرفتی؟ خدای تبارک و تعالی به او وحی فرستاد: اگر آن دو را میرانده بودم، برایت زنده میکردم و به تو میرساندم. لیکن به یاد آر که روزی گوسفندی را کشتی و کباب کردی و خوردی و فلان شخص در همسایگی تو روزه بود و به او چیزی ندادی».
در روایت دیگر آمده است که: «بعد از آن هر صبح و شام منادی یعقوب تا یک فرسخ ندا میکرد: هرکه صبحانه یا شام میخواهد به خانه یعقوب بیاید!» و در بعضی اخبار است که: «همسایه فقیر در قیامت به همسایه توانگر آویزد و گوید: پروردگارا، از این بپرس که چرا با من نیکویی نکرد و در خانه خود را به روی من بست.»(1)
همچنین امام باقر علیهالسلام به جابر جعفی رحمهالله فرمود: «سوگند به خدا، شیعه ما نیست مگر کسی که پرهیزگار باشد و از خداوند اطاعت کند، شیعیان ما را به این صفات بشناسید:
تواضع، خشوع، امانتداری، بسیار در یاد خدا بودن... احترام به پدر و مادر، مهربانی با
1) [1] . محجة البیضاء، ج 3، ص 426 به نقل از سیمای همسایه.
همسایگان مستمند و بدهکار و یتیمان...»(1)
یادآوری این نکته لازم است که در مورد همسایه مسلمان، هم چنان که در حدیث پیامبر صلیاللهعلیهوآله هم به آن اشاره شد، دو حق باید رعایت شود: افزون بر حق همسایگی، حق مسلمانی هم باید مراعات شود. امام صادق علیهالسلام به یکی از یارانش(2)درباره حق همسایه مسلمان میفرماید:
تو سیر نباشی و او گرسنه، تو سیراب نباشی و او تشنه و تو پوشیده نباشی و او برهنه.(3)
یا اینکه رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرماید:
مؤمن نیست کسی که سیر باشد و همسایهاش در کنار او گرسنه باشد.(4)
از اینگونه احادیث در باره رسیدگی به احوال همسایگان زیاد وارد شده است و حتی امام علی علیهالسلام جویا شدن از احوال همسایه را از نشانههای حسن همسایگی میداند.
هرچند این توصیهها جنبه اخلاقی ـ دارند و در نتیجه ضمانت اجرای آن نیز اخروی خواهد بود، و نمیتوان اینها را در قالب مواد خشک حقوقی همراه با ضمانتهای اجرایی معین قرار داد، ولی به هر صورت یک فرد مسلمان رسیدگی و احوالپرسی و جویا شدن از وضعیت همسایگان رابر خود واجب میشمارد و همانند بسیاری از موارد دیگر همّ و سعی خود را در این مورد و رعایت حقوق آنها قرار خواهد داد.
همچنان که در برخی روایات، از دادخواهی همسایه فقیر از همسایه ثروتمند سخن به میان آمده است.
همسایه فقیر، روز قیامت دامن همسایه ثروتمند را میگیرد و میگوید: پروردگارا، از او بپرس چرا در خانه خود را به روی من بست و چرا مرا از خیرات و کارهای نیک خود منع کرد.(1)
آری، ضمانتهای اخروی رعایت حق همسایه، کمتر از ضمانتهای اجرایی دنیوی و اعتباری نیست، بلکه به هیچرو نمیتوان آنها را باهم مقایسه کرد. عدم رعایت حقوق همسایه، میتواند در آخرت باعث شقاوت انسان شود و او را گرفتار عقوبت الهی کند که راهی برای نجات از آن نباشد.
یکی از حقوق همسایه، تعزیت و تکریم او در زمانی است که مصیبتی به او وارد شده باشد. از امام صادق علیهالسلام روایت شده است:
و شایسته است که همسایگان مصیبت زده را تا سه روز، با غذا پذیرایی کنیم.(2)
رعایت امور عاطفی در روابط و مراودات میان همسایگان از اموری است که در روایات به آن بسیار سفارش شده است. تعزیت در مصائب، تبریک در شادیها، رعایت مسائل جزئی، چون پرهیز از فرستادن فرزند خود با میوه یا چیزی که باعث ناراحتی فرزند همسایه شود و ... شاید از دید مادی اهمیت چندانی نداشته باشند، ولی میتوانند اثرات عاطفی و روانی منفی و یا مثبتی ایجاد کنند.
بیان این نکته لازم است که با وجود احادیث با مضمون پذیرایی از همسایه مصیبتدیده، این حق به یک سنت نادرست تبدیل شده و وارونه اجرا میشود؛ به این معنا که مردم و همسایگان به جای پذیرایی با غذا از همسایه مصیبتدیده، به خانه او هجوم میبرند و تا چند روز باعث رنج و زحمت دو چندان او میشوند و زحمت پخت غذا و پذیرایی و... را بر او تحمیل میکنند.
دقت در این مطلب بسیار با اهمیت مینماید؛ زیرا سفارش ائمه در مورد حق همسایه مصیبت دیده بر عکس آن چیزی است که در بسیاری از مکانها مرسوم است. ازاینرو، باید بر اصلاح این مورد همت گماشت؛ زیرا استمرار این عادت، نه تنها باعث تسکین و تعزیت همسایه در غم از دست دادن عزیزش نمیشود، بلکه مشکلات فراهم کردن وسایل و تهیه مقدمات لازم برای پذیرایی از میهمانان را هم برای همسایه به دنبال دارد. پس اصلاح این سنت نادرست و غیر اسلامی در مورد حق همسایه قابل دقت نظر و تأمل است.
توجه به دو سخن با ارزش از رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله و امام سجاد علیهالسلام و مسائل دیگری که بیان شد، بسیاری از دقائق و نکات ظریف را در نظر مکتب اسلام و ائمه علیهمالسلام روشن میکند؛ رعایت نکردن نکات کوچک، امّا بسیار پر اهمیت در صحنه اجتماع و روابط اجتماعی، به ویژه روابط همسایگی، گاه موجبات کدورت و ناراحتیها را فراهم میکند. اسلام، با تکیه بر همین ظرائف و نکات کلیدی در روابط متقابل همسایگی بر این است که دو
همسایه در کنار هم با نهایت انس و الفت زندگی کنند و با رعایت همین موارد جزئی، اما مهم، روابط و صمیمیت میان همسایهها را در اوج استحکام و پایداری بنا نهد و آن را محفوظ بدارد.
اگر در اجتماع به بررسی علل کدورتها و اختلافات میان همسایگان، بپردازیم، خواهیم دید که درصد بالایی از این اختلافات و کدورتها ناشی از همین مسائل جزئی و کوچک است که گاهی به اختلافات مهمتر و غیر قابل حل تبدیل میشوند. اسلام و ائمه ما از همان ابتدا با دقت نظر و توجه به ظرائف، این مسائل را گوشزد کردهاند و از مردم خواستهاند تا این مسائل مهم اخلاقی در روابط و حقوق همسایگی را رعایت کنند.
در زمینه نیکی به همسایه، قرآن میفرماید:
وَ اعْبُدُوا اللّهَ وَ لا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئًا وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْسانًا وَ بِذِی الْقُرْبی وَ الْیَتامی وَ الْمَساکینِ وَ الْجارِ ذِی الْقُرْبی وَ الْجارِ الْجُنُبِ (نساء: 36)
و خداوند را بپرستید و هیچ چیز را شریک او قرار ندهید و به پدر و مادر نیکی کنید و به بستگان و یتیمان و بینوایان و همسایه نزدیک و دور... [نیز نیکی کنید].
یکی از موارد دهگانهای که در این آیه به آن اشاره شده است، نیکی کردن در حق همسایگان نزدیک و همسایگان دور است. درباره اینکه منظور از همسایه نزدیک و همسایه دور چیست، مفسران احتمالات مختلفی را مطرح کردهاند. در تفسیر نمونه، نزدیکی به نزدیکی مکانی معنا شده است؛ زیرا همسایگان نزدیکتر، از حقوق و احترام بیشتری برخوردارند. البته این احتمال که شاید منظور از نزدیکی، نزدیکی مذهب و دین باشد نیز داده شده است.(1)در _تفسیرالمیزان _از «جارذی القربی» به همسایه نزدیک و از «جارالجنب»
1) [1] . مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، انتشارات دارالکتب اسلامی، چاپ 1354، اردیبهشت ماه، ص 380.
همسایهای که خانهاش دور است، تعبیر شده است.(1)
البته برخی از مفسران، احتمالات دیگری را هم در اینباره در نظر گرفتهاند؛ برای نمونه، در تفسیر نور، این طور آمده که اصطلاح «جار ذی القربی» و «جارالجنب» همسایه خویش و بیگانه، هم عقیده و غیر هم عقیده را نیز شامل میشود.(2)_تفسیر راهنما _هم به این مورد اشاره کرده و احتمال داده است که شاید بتوان این دو اصطلاح را به همسایه همکیش و غیر همکیش معنا کرد.(3)
به نظر میرسد که تصریح قرآن به همسایه دور به این دلیل است که به طور معمول، منظور از همسایه، در عرف، همسایه نزدیک است. ازاینرو، قرآن برای وسعت بخشیدن به مفهوم و معنای همسایه و همسایگی در اسلام، افزون بر «همسایه نزدیک» به «همسایه دور» هم تصریح کرده است؛ زیرا همانگونه که اشاره شد، حق همسایگی مورد نظر اسلام، بنابر سخن پیامبر صلیاللهعلیهوآله، درباره کافر هم وجود دارد. و شاید بهتر باشد که این دوری و نزدیکی را، دوری و نزدیکی مکانی به شمار آوریم تا به صورت ضمنی همسایگان هم عقیده، هم کیش و غیر آن را هم شامل شود. ولی باید توجه کرد که اولویت رعایت حسن همجواری و نیکی در مورد همسایه نزدیک
1) [1] . علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ترجمه سید محمدباقر موسوی همدانی، قم، مطبوعات دارالعلم، 1344، چاپ دوم، ج 8، ص 194.
2) [2] . محسن قرائتی، تفسیر نور، مؤسسه در راه حق، 1375، چاپ سوم، ج 2، ص 329.
3) [3] . اکبر هاشمی رفسنجانی، تفسیر راهنما، قم، انتشارات دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، 1373، چاپ اول، ج 3، صص 376 ـ 377.
است؛ همان طوری که برخی مفسران هم به این مطلب اشاره کردهاند.(1)
در این مطلب که نعمت برخورداری از همسایه خوب و همسایگی با افراد با شخصیت و محترم، از مسائل مهم در انتخاب محل زندگی در اجتماع امروزی است، تردید وجود ندارد؛ زیرا هیچ کس حاضر نیست به دلخواه خود محلی را برای زندگی انتخاب کند که از آزار و اذیت همسایهها در امان نباشد. به همین علت است که در انتخاب محل زندگی حتی برای زندگی موقت، به این مورد توجه ویژهای میشود. حتی برخی از مناطق مسکونی به همین دلیل قیمت کمتری دارند. افزون بر مباحث مادی و اجتماعی، آسایش روحی و آرامش خاطری که انسان از همسایگی در جوار همسایههای خوب و محترم به دست میآورد را نمیتوان با چیز دیگری عوض کرد، همانطوری که کدورتها و ناراحتیها در روابط متقابل همسایگی از شیرینی زندگی میکاهد.
حسن هم جواری و اهمیت دادن به آن در کلام پیشوایان دین هم منعکس شده است. امام علی علیهالسلام در نامه خود به امام حسن مجتبی علیهالسلام، در مقام پدری با تجربه و دنیا دیده میفرماید:
سَلْ عَنِ الرَّفیق قَبلَ الطَّریق وَ عَنْ الْجارِ قَبلَ الدّار.(2)
از مصاحب و همراهت، قبل از راه [و مسافرت] و از همسایه، قبل از سکونت سؤال کن.
مشابه همین سخن، از رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله هم نقل شده است:
«شخصی نزد رسول اکرم آمد و عرض کرد: میخواهم خانه بخرم. دستور میفرمایید کجا بخرم؟ در میان جهنیه یا مزینه یا ثقیف یا قریش؟
پیامبر فرمودند: اول همسایه، سپس خانه.(1)
آری داشتن همسایه خوب نعمتی است بس با ارزش و گرانبها؛ همانطوری که همسایه خوب بودن هم موجبات دوستی و محبت را فراهم میآورد. امام علی علیهالسلام میفرمایند:
مَنْ حَسُنَ جِوارُه کَثُرَ جیرانُه.(2)
کسی که همسایه خوبی باشد، همسایگان او فزونی مییابند.
امام صادق علیهالسلام در مورد حسن همجواری سخن با ارزشی دارند:
حُسْنُ الجِوارِ یُعَمِّر الدِّیار و یَزیدُ فی الْاَعْمار.(3)
حسن هم جواری، آبادیها را میسازد و عمر را افزایش میدهد.
شایان ذکر است که حسن هم جواری تنها محدود و محصور به عدم آزار و اذیت همسایه نیست، بلکه گاهی صبر در برابر سختیها و ناملایماتی که از سوی او ایجاد میشود، مصداق این حسن همجواری است.
امام کاظم علیهالسلام میفرماید:
1) [1] . میرزای نوری، مستدرک الوسایل، تهران، المکتب الاسلامیه، 1343 ش، ج 8، ص 429.
2) [2] . غررالحکم، جلد 7، ص 49.
3) [3] . کافی، ج 1، ص 667. همچنین امام صادق علیهالسلام در حدیثی، کسی را که با همسایهاش خوش رفتاری نکند مسلمان و مؤمن نمیداند اصول کافی، کلینی، ترجمهآیتاللّه شیخ محمد باقر کمرهای، اسوه، 1370، ج 6، ص 580.
لَیْسَ حُسنُ الجِوارِ کَفَّ الْاَذی وَ لکنْ حُسنُ الجِوارِ صَبْرُک علی الْاَذی.(1)
حسن همسایگی این نیست که آزار نرسانی، بلکه حسن همسایگی این است که در برابر آزار و اذیت همسایه شکیبا باشی.
سخن امام کاظم علیهالسلام در بر دارنده نکته لطیف و حساسی در روابط همسایگی است و آن اینکه انسان گاهی باید سنگ زیرین آسیاب باشد و مشکلات و ناراحتیها را تا حدی تحمل کند؛ البته این احادیث نباید حمل بر همسایه آزاری شود؛ زیرا آزار همسایه بدون تردید در هر درجه، قباحت و زشتی اخلاقی زیادی دارد که نباید از آن غفلت شود.
در زشتی همسایه آزاری روایت زیر قابل تأمل است:(2)
«از عبداللّه بن مسعود روایت شده است که مردی حضور فاطمه زهرا علیهاالسلام شرفیاب شد، عرض کرد: ای دختر پیامبر خدا، آیا از پیامبر خدا نزد شما چیزی مانده است که به من مرحمت فرمایید؟
حضرت فاطمه علیهاالسلام به خدمتکار خود فرمود: آن نوشته را بیاور. خدمتکار درصدد جستوجو برآمد و آن را نیافت. حضرت فاطمه علیهاالسلامفرمود: وای بر تو، آن نوشته نزد من مساوی است با حسن و حسین!! خدمتکار پیگیری کرد. معلوم شد آن را جارو کرده بود، سرانجام آن را پیدا کرد و به خدمت حضرت فاطمه علیهاالسلام آورد. در آن لوح نوشته بود:
حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله فرمود: از مؤمنین نیست کسی که همسایه از آزار وی در امان نباشد. و هر کس که به خدا و روز قیامت ایمان دارد، همسایهاش را آزار نمیدهد.»
روایات متعددی در باره آزار و اذیت همسایه وارد شده است که برخی ازاینروایات لحن تندی دارند. برای نمونه، امام علی علیهالسلام در حدیثی، همسایه بد را این گونه توصیف میفرمایند:
جارُالسُوءِ أَعظمُ الضّراءِ و اشَدُّ البَلاء.
همسایه بد، بزرگترین ضرر و زیانها و شدیدترین و سختترین بلاهاست.(1)
توجه به این گونه احادیث، نکوهش و زشتی همسایه آزاری و سوء همسایگی را در نظر اسلام و ائمه بیان میکند. از رسول گرامی اسلام روایت شده است:
اگر شما خدا و رسول را دوست دارید، در حفظ سه خصلت کوشش کنید:
راستگویی؛
ادای امانت؛
حفظ همسایگان. همانا اذیت و آزار همسایه، کارهای نیک شما را تباه و محو میکند.
حق همسایگی و احسان در حق همسایه، در شریعت اسلام ارزش والایی دارد و آزار و اذیت همسایگان از زشتیها و رذایل اخلاقی است که ائمه علیهمالسلام آن را به صورت مؤکد نهی کردهاند. همانگونه که حسن هم جواری، باعث افزایش رزق و عمر انسان میشود، آزار همسایه میتواند عواقب دنیوی و اخروی مهمی برای انسان به بار آورد.
1) [1] . میزان الحکمه، ج 1، باب الجار 87، ص 487.
در سفارشات و توصیههای لقمان به پسرش درباره همسایه، آمده است:
ای پسرم، همسایه قبل از خانه. ای فرزندم، رفیق قبل از مسافرت. ای پسرم، اگر انتخاب خانه با اختیار و اراده کامل بود، هرگز هیچ کس همسایه بد نمیشد.(1)
همچنین از لقمان در مورد همسایه بد نقل شده است که فرمود:
من صخرههای بزرگ و آهن و هر بار سنگین را به دوش کشیدهام، اما باری سنگینتر از همسایه بد ندیدهام و متحمل نشدهام.(2)
در این قسمت، سوء همجواری را که یکی از موارد نکوهیده در روابط همسایگی است، بررسی میکنیم و در این راستا، بیگمان کلام گهربار معصومین علیهمالسلام مسیر و طریق را نمایان خواهد ساخت. پیامبر بزرگ اسلام صلیاللهعلیهوآله، خطاب به حضرت علی علیهالسلام؛ همسایه بد را کمرشکن میشمارد.(1)اما اینکه همسایه بد یعنی چه، در ادامه آمده است:
«همسایهای که چشمانش تو را میپاید و دلش خواهان رسوایی توست. اگر خوبی ببیند، آن را میپوشاند و فاش نمیسازد و اگر بدی ببیند، آن را آشکار و همهجا پخش میکند. اگر تو را خوشحال ببیند، ناراحت میشود و اگر تو را گرفتار و بدحال دید، خوشحال میشود».(2)
مصداق همسایه بد و سوء همجواری از نظر پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله بر پایه مطالب بالا به طور کامل مشخص و معین است و امام علی علیهالسلام درباره همین همسایه است که میفرمایند: «همسایه بد، بزرگترین رنج و سختترین بلاهاست».(3)
از موارد سوء همجواری، آزار رساندن به همسایه است؛ مزمت این مورد به روشنی در بیانات ائمه مشهود است. رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهمیفرمایند:
در این قسمت، سوء همجواری را که یکی از موارد نکوهیده در روابط همسایگی است، بررسی میکنیم و در این راستا، بیگمان کلام گهربار معصومین علیهمالسلام مسیر و طریق را نمایان خواهد ساخت. پیامبر بزرگ اسلام صلیاللهعلیهوآله، خطاب به حضرت علی علیهالسلام؛ همسایه بد را کمرشکن میشمارد.(4)اما اینکه همسایه بد یعنی چه، در ادامه آمده است:
«همسایهای که چشمانش تو را میپاید و دلش خواهان رسوایی توست. اگر خوبی ببیند، آن را میپوشاند و فاش نمیسازد و اگر بدی ببیند، آن را آشکار و همهجا پخش میکند. اگر تو را خوشحال ببیند، ناراحت میشود و اگر تو را گرفتار و بدحال دید، خوشحال میشود».(5)
مصداق همسایه بد و سوء همجواری از نظر پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله بر پایه مطالب بالا به طور کامل مشخص و معین است و امام علی علیهالسلام درباره همین همسایه است که میفرمایند: «همسایه بد، بزرگترین رنج و سختترین بلاهاست».(6)
از موارد سوء همجواری، آزار رساندن به همسایه است؛ مزمت این مورد به روشنی در بیانات ائمه مشهود است. رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهمیفرمایند:
هر که به خدا و روز واپسین ایمان داشته باشد، همسایه خود را آزار نمیرساند.(1)
امام رضا علیهالسلام نیز در اینباره میفرمایند:
از ما نیست کسی که همسایهاش از شر او در امان نباشد.
یا به صورت مؤکدتر از امام صادق علیهالسلام نقل شده است که:
«مردی از انصار خدمت پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله آمد و عرض کرد: من از بنی فلان، خانهای خریدهام و نزدیکترین همسایهام کسی است که امیدی به خیر او ندارم و از شر او در امان نیستم.
پیامبر به علی علیهالسلام، سلمان و ابوذر (و شاید مقداد) دستور داد با تمام قدرت در مسجد اعلام کنند، ایمان ندارد هر آن کس که همسایهاش از شر او در امان نباشد. پس این مطلب را سه مرتبه اعلام کردند».(2)
سوء همجواری و آزار رساندن به همسایه یکی از مصادیق بسیار نکوهیده در روابط و تعاملات میان همسایگان است؛ همانگونه که لحن احادیث و تأکید ائمه معصومین علیهمالسلامبه این مطلب، زشتی آزار و اذیت همسایه را بیشتر نمایان میکند. نکته قابل ملاحظه و توجه در اینباره، این است که آزار و اذیت همسایه، افزون بر اینکه در نظر اخلاق و مذهب نکوهیده و زشت است و مجازاتهای خاص خود را دارد، از نظر نظام حقوقی هم قابل بررسی است؛ به این معنا که آزار و اذیت همسایه در مواردی، مجازاتهای خاص حقوقی را در پیدارد. اما به طور کلی باید گفت که بر پایه قانون اساسی،
اعمال حق هم نباید موجب آزار و اذیت و اضرار به غیر باشد،(1)چه برسد به اینکه هدف، تنها آزار و اذیت است؛ ازاینرو، آزار و اذیت همسایه در قانون هم ممنوع است و ضمانت اجرایی ویژه خود را دارد.
یکی از خطبههای مشهور و معروف نهجالبلاغه، خطبه متقین یا همام است که به دلیل در برداشتن صفات متقین، اهمیت ویژهای دارد. امام علی علیهالسلام در این خطبه با عباراتی بسیار زیبا در پاسخ به همام ـ از یاران حضرت ـ صفات و خصوصیات متقین و پرهیزکاران را نام میبرند. حضرت یکی از این صفات را چنین میفرمایند:
و لایُضّارُ بالجار و لایَشْمَتُ بالمصائب...(2)
هرگز ضرری به همسایه وارد نمیآورد و در هنگام ابتلای مردم به ناگواریها، آنان را شماتت نمیکند.
عبارت صریح امام علی علیهالسلام، زشتی آزار و اذیت رساندن همسایه را به خوبی نشان میدهد. امام در جایی دیگر از همین خطبه میفرمایند:
الخیر مِنُهْ مأمول والشّرُ منه مأمُون.(3)
(همواره) خیر از او آرزوست و مردم از شرّ او ایمن هستند.
آری، انسان متقی و مسلمان، هرگز در فکر آزار و اذیت کسی نیست تا چه برسد به اینکه بخواهد به همسایه که حق بزرگی بر انسان دارد، آزار و اذیت برساند. از این سخنان گهربار میتوان عظمت این خصلت نیکو را در
انسان متقی و مؤمن نتیجه گرفت.
یکی از مسائلی که در روابط همسایگی اهمیت چشمگیری دارد و در حسن همجواری هم مطرح شد، این است که حسن همجواری تنها آزار و اذیت نرساندن نیست، بلکه صبر و تحمل بر اذیت و آزار همسایه نیز از موارد حسن همجواری است؛ زیرا روابط همسایگی در بعضی موارد نیازمند تحمل و گذشت است و همسایه در بعضی موارد باید تا اندازهای در برابر آزار و اذیت همسایه صبر را پیشه خود سازد. در این زمینه میتوان سخن امام کاظم علیهالسلام را یادآور شد که میفرمایند:
حسن همسایگی این نیست که آزار نرسانی، بلکه حسن همسایگی این است که در برابر آزار و اذیت همسایه صبور و شکیبا باشی.(1)
یا در _مستدرک الوسایل _از امام علی علیهالسلام آمده است که:
حسن همجواری این نیست که به همسایهات آزار نرسانی، بلکه حسن همجواری این است که آزار و اذیت همسایهات را تحمل کنی.
نکته مهم در مورد این احادیث، این است که گاه این احادیث حمل بر همسایه آزاری میشود و برخی به خود اجازه میدهند که در روابط همسایگی در مواردی اذیت و آزار روا دارند؛ اما آنچه مسلم است، در دین اسلام در هیچ موردی آزار و اذیت تجویز نشده است. درست است که به صبر بر آزار و اذیت همسایه سفارش شده، اما این سفارش به دلیل استحکام روابط همسایگی و برهم نخوردن روابط میان همسایگان بر اثر مسائل جزئی
1) [1] . میزان الحکمه، ج 1، ص 486.
است. ازاینرو، این توصیهها نباید حمل بر اجازه به آزار و اذیت شود؛ زیرا در اسلام ضرر و ضرار جبران نشده وجود ندارد و میتوان با ضرر و زیان برخورد کرد و خواستار جبران آن بود. مواردی که پیامبر صلیاللهعلیهوآله با ضرر و زیان همسایه به صورت خاص برخورد کرد، این داستان است:
«مردی خدمت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله آمد و از آزار و اذیت همسایهاش شکایت کرد. حضرت فرمود: برو و تحمل کن. بار دوم که به شکوه آمد و نالید، پیامبر باز هم دستور صبر و تحمل داد. آزار همسایه به اوج رسید و خارج از مرز تحمل شد. زمانی که برای سومین بار، از همسایه شکایت کرد، حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله چنین راهنمایی و سفارش فرمودند: روز جمعه، وقتی مردم به سوی نماز جمعه میروند، تو وسایل و اسباب و اثاث خویش را بیرون بریز و در رهگذر مردم قرار بده، تا همه آنان که به نماز میروند، این صحنه را ببینند. وقتی علت را میپرسند ماجرا را به آنان بگو. آن مرد نیز به همین صورت عمل کرد. همسایه مردم آزار هم وقتی که آبروی خود را در خطر دید، بیدرنگ به سوی او شتافت و ملتمسانه از او درخواست کرد که وسایل و اثاثش را به خانه برگرداند و قول داد که دیگر این گونه رفتار و همسایه آزاری نکند.(1)
هر چند این داستان جنبه خاص و حکم ویژهای است که پیامبر صلیاللهعلیهوآلهدر این مورد صادر فرمودند، اما توجه به آن میتواند بیانگر این باشد که آزار و اذیت همسایه مردود است و توصیه معصومین علیهمالسلام در مورد تحمل و صبر
1) [1] . اصول کافی، ج 2، ص 668 .
بر آزار و اذیت همسایه در موارد نادر و استثنایی است، نه در موارد مستمر و عادی؛ زیرا در مواردی که بر انسان روشن شود که قصد همسایه، آزار و اذیت است و این آزار و اذیت استمرار خواهد داشت، توصیه شرع و عقل هیچگاه به سکوت و صبر نخواهد بود، بلکه باید به صورت عقلایی با مسئله برخورد کرد؛ ولی در مواردی که اتفاقی است یا انسان احتمال میدهد که در صورت صبر و سکوت بر آزار و اذیت، همسایه رفتار خود را تغییر خواهد داد، توصیه ائمه و شرع بر این است که برای حفظ انس و الفت و صمیمیت میان همسایگان، صبر کند تا روابط همسایگی به کدورت و دلخوری نینجامد.
بی شک، مدرن شدن و پیشرفت وسایل زندگی در روش زندگی نیز مؤثر
بوده است، امروزه می توان اثر مستقیم و مشهود مدرنیزه شدن را در تحول
معماری ساختمان ها به صورت برج ها و آپارتمان های سر به فلک کشیده
مشاهده کرد. هر چند عوامل گوناگونی در تغییر نوع معماری ساختمان ها
مؤثر بوده است، ولی نمی توان نقش پیشرفت فن آوری را در این مهم کمتر از
سایر عوامل فرهنگی و اجتماعی دانست و شاید بتوان نقش آن را مهم تر
جلوه داد.
تغییر معماری سنتی و تحول آن به برج سازی و ساختمان های بزرگ
مسکونی، در نوع روابط همسایگی و صمیمیت و دوستی میان همسایه ها نیز
اثر گذار بوده است؛ زیرا زندگی در این ساختمان ها بی گمان نیازمند فرهنگ
خاصی است که با فرهنگ حاکم بر زندگی های سنتی در جامعه ما متفاوت
است؛ هم چنان که در شهرهای بزرگ کشور نیز این مسئله به خوبی نمایان
است. نکته شایان توجه در کشور ما که پیشینه وجود این گونه برج ها در آن
زیاد نیست این است که فرهنگ زندگی و قوانین حاکم بر تعاملات میان
همسایگان و حقوق خصوصی و عمومی ساکنان در این ساختمان ها کم رنگ
و ناکافی است. البته عده ای بر این باورند که زندگی در برج های مسکونی با
فرهنگ ملی مذهبی کشور ما سازگار نیست؛ گذشته از این اعتقاد، معضلات
و مشکلاتی که با تغییر چهره زندگی سنتی به شکل نوین امروزی آن و
تعارض در حقوق خصوصی و عمومی ساکنان آنها ایجاد شده و بروز مسائل
خاص این ساختمان ها، مانند هیئت مدیره، حق شارژ، مسائل ایمنی و مسائل
نظم و انضباط باید به گونه ای تعدیل و رفع شود. اما راه حل درست این
مشکل بی گمان نفی این گونه همسایگی و هم جواری نیست؛ زیرا این راه حل
در شهرهای بزرگی چون تهران، در واقع چشم بستن بر واقعیات است؛ پس
به ناچار باید با وضع و گسترش قوانین خاص حاکم بر این ساختمان ها و
آپارتمان ها و فرهنگ سازی درست از طریق رسانه های جمعی، به ویژه
تلویزیون به بهبود مشکلات ناشی از این نوع زندگی در تعاملات همسایه ها
کمک کرد.
با توجه به مسائل بالا و تکیه بر آداب و رسوم اصیل و سنتی و توجه به
باورهای مذهبی، باید در پی تعدیل و فرهنگ سازی در این نوع همسایگی
باشیم تا بتوانیم در این نوع هم جواری هم حقوق همسایگی را که در نظر
شرع و فرهنگ ملی مذهبی ما متجلی است، رعایت کنیم.
بی گمان در این راستا وضع قوانین حاکم بر ساخت و ساز این برج ها باید
از مهم ترین اولویت ها باشد؛ زیرا برخی از مشکلاتی که امروزه در برج های
مسکونی و برای ساکنین این ساختمان ها ایجاد شده است، با چگونگی
ساخت و ساز این ساختمان ها و معماری آنها رابطه مستقیم دارد. هر چند در
این راه اقداماتی چون طرح ضوابط حاکم بر بلند مرتبه سازی که به تصویب
شورای عالی شهرسازی رسید انجام شده است، ضوابط و اصول محکم و
منسجم تر در این باره می تواند بسیاری از مسائل را حل کند . البته مهم تر از
وضع قانون، اجرا و نظارت بر آن است که در صورت ضعیف بودن این
قسمت، وضع قانون و ضوابط، کاری از پیش نخواهد برد، هم چنان که در حال
حاضر هم در شهرهای بزرگ، مانند تهران، ساختمان هایی ساخته می شوند که
اثری از رعایت ضوابط اولیه در آنها به چشم نمی خورد . ازاین رو، نظارت
منسجم و قوی بر رعایت این ضوابط و قوانین، اهمیت بیشتر و جایگاه
اساسی تری از وضع آنها دارد.
نکته دیگر در رابطه با آپارتمان نشینی این است که سعی و تلاش ساکنین
باید بر رعایت مواد قانون تملک آپارتمان ها باشد و هر چه بیشتر روابط و
تعاملات خود را با ساکنین و همسایه های دیگر در این ساختمان ها با مواد و
ضوابط این قانون هماهنگ و همسان کنند. این کار به نوبه خود می تواند
بسیاری از مسائل و نزاع های احتمالی همسایگان را به صورت اصولی و
قانونی و بدون هیچ گونه ناراحتی و دلخوری حل و فصل کند.
بر این اساس، مطالب این فصل در سه گفتار و تحت عناوین ذیل
گردآوری شده است:
گفتار اول: از زندگی سنتی تاز زندگی آپارتمانی؛ تحولات روابط
همسایگان
گفتار دوم: مشکلات زندگی آپارتمانی؛ راه حل ها
گفتار سوم: مباحث حقوقی آپارتمان نشینی
هر چند عوامل و شرایطی، ما را مجبور به «آپارتماننشینی» نموده است ـ که جمعیت زیاد و کمبود مسکن در رأس این عوامل است ـ این اجبار نباید ما را از فرهنگ اصیل معماری سنتی دور کند؛ زیرا کشور ما دارای جامعهای برخوردار از قدمت تاریخی و فرهنگی است و شکل و شیوه سنتی مسکن در آن ـ که بسیار استوار است، ـ از ابتدا تا این اواخر جاری بوده است و هم اینک با گسترش زندگی در آپارتمانها و برجهای مسکونی، آفتاب لببام شده است.
نیم نگاهی به زندگی سنتی در کشور، ما را به این واقعیت رهنمون میکند که اگر امروزه از نظر فیزیکی، همسایهها بسیار نزدیکتر از گذشته، حتی با فاصله خیلی اندک مثل یک «تیغه»، در کنار هم زندگی میکنند، ولی از صفا و صمیمیت و یکرنگی روابط همسایهها خبری نیست، در حالی که در زمانی نه چندان دور، در این مرز و بوم، افراد در خانههای بزرگ زندگی میکردند و فاصله آنها بیش از امروز بود، اما همسایگان رابطهای بسیار نزدیک و صمیمی داشتند و در غم و شادی هم شریک و همراه بودند. اما امروزه در آپارتماننشینی، اگر همسایه آپارتمان بغلی چند بار هم تغییر کند، ما به خود زحمت این را هم نمیدهیم که آنها را بشناسیم؛ چه رسد به شرکت در غم و
هر چند عوامل و شرایطی، ما را مجبور به «آپارتماننشینی» نموده است ـ که جمعیت زیاد و کمبود مسکن در رأس این عوامل است ـ این اجبار نباید ما را از فرهنگ اصیل معماری سنتی دور کند؛ زیرا کشور ما دارای جامعهای برخوردار از قدمت تاریخی و فرهنگی است و شکل و شیوه سنتی مسکن در آن ـ که بسیار استوار است، ـ از ابتدا تا این اواخر جاری بوده است و هم اینک با گسترش زندگی در آپارتمانها و برجهای مسکونی، آفتاب لببام شده است.
نیم نگاهی به زندگی سنتی در کشور، ما را به این واقعیت رهنمون میکند که اگر امروزه از نظر فیزیکی، همسایهها بسیار نزدیکتر از گذشته، حتی با فاصله خیلی اندک مثل یک «تیغه»، در کنار هم زندگی میکنند، ولی از صفا و صمیمیت و یکرنگی روابط همسایهها خبری نیست، در حالی که در زمانی نه چندان دور، در این مرز و بوم، افراد در خانههای بزرگ زندگی میکردند و فاصله آنها بیش از امروز بود، اما همسایگان رابطهای بسیار نزدیک و صمیمی داشتند و در غم و شادی هم شریک و همراه بودند. اما امروزه در آپارتماننشینی، اگر همسایه آپارتمان بغلی چند بار هم تغییر کند، ما به خود زحمت این را هم نمیدهیم که آنها را بشناسیم؛ چه رسد به شرکت در غم و
شادی و...
باری، هر چند شرایط زمان ما را به قبول این نوع زندگی مجبور کرده است، باید به نوعی فرهنگ اصیل، صحیح و با قدمت خود را در این حیطه به دست فراموشی نسپاریم و با درسهایی که از معماری سنتی و شیوه سنتی زندگی در شهرها و روستاها میگیریم، بکوشیم تا این دو شیوه را تلفیق کنیم. البته لازم به یادآوری است که جهش سریع در گذر از زندگی سنتی به شیوه مدرن امروزی تا حدودی در ایجاد مشکلات سهیم بوده است که بیگمان اگر این تغییرات، به تدریج ایجاد میشد، میتوانستیم بستر فرهنگی و اجتماعی را برای قبول این نوع همسایگی جدید مهیا کنیم تا همراه رفع مشکلات مسکن، با مشکلات فرهنگی و اجتماعی جدیدی روبهرو نشویم.
به هر ترتیب، ضرورت دارد که به معماری سنتی بازگردیم و با درسها و الهاماتی که از شیوه سنتی زندگی خواهیم گرفت، بر بسیاری از معضلات در روابط امروزی همسایگان غلبه کنیم. در این راستا، در ادامه، معماری سنتی و مزایای آن را بررسی خواهیم کرد تا با آشنایی بهتر با زندگی گذشته، راه حل مناسبی برای حل مشکلات ساکنین برجهای مسکونی بیابیم.
با بررسی سبک سنتی زندگی و معماری آن به نکات تقریبا مشترکی در سبک ساخت و ساز این نوع بناها خواهیم رسید و پیخواهیم برد که اینگونه ساخت در حل بسیاری از مشکلاتی که امروزه در روابط و تعاملات اجتماعی نمایان شده است، نقش مهمی ایفا میکند. برای روشن شدن موضوع، در
ادامه به برخی اصول معماری سنتی ـ اسلامی میپردازیم که توجه به آنها علل برخی از مشکلات امروزی را بدون هیچ ابهامی نمایان خواهد کرد.
پس از گذشتن از در ورودی و فضای تقسیم هشتی در خانه سنتی، فرد به دالانی هدایت میشود که با چند شکست او را به حیاط میرساند. دالان، تاریک و باریک است و معمولاً اختلاف سطح کوچه با حیاط نیز در دالان برطرف میشود. بنابراین، در کف دالان نیز پله وجود دارد. شخص وارد شونده از هشتی هرگز نمیتواند داخل حیاط را ببیند و مجبور است از یک راهروی باریک عبور کند.
اما در طرح مسکن امروزی و به ویژه آپارتمانی، ورودی به محل تجمع و مرکز خانه باز میشود و هیچ حریم خاصی برای فرد وارد شونده و برای جلوگیری از دید او به فضاهای درونی موجود نیست. حتی در بسیاری از موارد، آنگونه که امروزه بسیار مرسوم است، قسمتهای مختلفی از مسکن به صورت باز (Open) طراحی میشود که به این صورت هیچ حریمی برای آنها وجود ندارد.(1)آشپزخانههای باز در ساختمانهای جدید با وجودی که از نظر راحتی، سهولت کارها و نزدیک بودن زن در محیط آشپزخانه به فضای اصلی خانه و دیگر اعضای خانواده امتیازاتی دارد و بسیاری از زنان به آن علاقهمندند، مشکلاتی را هم ایجاد کرده است. در واقع، این نوع آشپزخانه
1) [1] . مجموعه مقالات سومین سمینار سیاستهای توسعه مسکن در ایران، وزارت مسکن و شهرسازی سازمان ملی زمین و مسکن، مؤسسه چاپ و انتشارات دانشگاه تهران، بهمن 1375، ج 2، ص 215.
برای خانوادههای کم جمعیت (بین 2 تا حداکثر 4 نفر) مناسب است که اکثر اعضای آن بیشتر در بیرون از منزل باشند و دست کم، یک وعده غذا را در بیرون از منزل (محل کار، مدرسه و...) صرف کنند. و همچنین مهمانان زیادی، به ویژه برای صرف غذا و یا مهمانی مفصل نداشته باشند. اما خانوادههای ایرانی که بیشتر به غذای گرم و مفصل علاقه دارند و از طرفی مهماننواز و مهمان دوست نیز هستند، در اینگونه آشپزخانهها با مشکل روبهرو میشوند؛ بوی غذا در تمام ساختمان میپیچد. وقتی مهمان میآید، خانم خانه باید در حضور مهمانها پختوپز کند. خانمی را در نظر بگیرید که خود را ملزم به رعایت حجاب میداند و چند مهمان غریبه یا آشنا دارد که نامحرم هم در میان آنها دیده میشود و با رعایت حجاب در حضور مهمانها باید پختوپز غذا و شستن ظروف و دیگر کارها را در آشپزخانه انجام دهد.(1)بیگمان اینطور رفتار کردن، میزبان و حتی میهمان را معذب خواهد کرد. آری، چون زندگی ما آمیزهای از فرهنگها و ارزشهای ملی ـ مذهبی است، به ناچار باید به نحوی رفتار کنیم که در عین استفاده از متدهای جدید و به روز ساختمان، دچار تعارض و تقابل بین شیوه زندگی با اصول و ارزشهای اسلامی نشویم. نحوه ساخت و ساز میتواند بر بسیاری از این نوع مشکلات فایق آید. یادآوری این نکته لازم است که گاه، همین عامل، باعث کمرنگ شدن روابط و رفت و آمدها میان همسایگان شده است. و بر طرف نکردن این مشکلات، کمکم ارزشهای مهمان نوازی و صلهرحم را که
1) [1] . همان، ج 1، صص 183 ـ 184.
از موارد مؤکد در شرع اسلام هستند، ضعیف میکند.
در معماری اسلامی از به کارگیری عناصر غیر ضروری، در عین رعایت زیبایی، خودداری میشده است.(1)یعنی در عین رعایت سادگی و زیبایی، از تمام اجزای طراحی شده در ساختمان استفاده بهینه میکردهاند. که مسئله سادگی خود در تحکیم روابط میان همسایگان میتواند مؤثر باشد.
امروزه در معماری جدید، بر لوکس سازی و تعبیه تزئینات اضافی و تجملات بیشتر توجه میشود؛ هرچند استفاده از تزئینات و ریزهکاریها در معماری جدید امری پسندیده است، ولی فاصله گرفتن از اصول سنتی معماری ایرانی ـ اسلامی و تأکید بر مسایل تزئینی و تجملّی صرف از نظر روحی و روانی بر ساکنان ساختمانهای امروزی نیز تأثیرگذار است.
در طراحی خانه سنتی، بهترین نور و منظر برای نشیمن و تالار خانه در نظر گرفته شده است. ارسیهای خانه بهترین تصویر را در پیش روی افرادی که در تالار خانه نشسته بودند، قرار میدادند. طراحی اتاقهای دیگر خانه که گاه برای خواب هم از آنها استفاده میشد، نسبت به نشیمن و تالار اهمیت کمتری داشت. آنچه در خانه امروزین مهم است، نور اتاقهای خواب است، با وجودی که از اتاقهای خواب در بیشتر موارد، فقط برای خوابیدن استفاده میشود،اما نشیمن که محل تجمع افراد خانواده است، فضایی بینور و بدون
1) [1] . محمد کریم پیرنیا، آشنایی با معماری اسلامی ایران، تهران، دانشگاه علم و صنعت، خرداد 72، چاپ دوم، ص 157.
دید دارد و این نشانه اهمیت ندادن به فضای تجمع افراد در طراحی امروزی است.(1)عدم دقت به مسئله نور و روشنایی در ساخت برجها و ساختمانهای جدید، باعث شکایت و نارضایتی بسیاری از ساکنین اینگونه ساختمانها شده است که با اندکی دقت در طراحی و ساخت، قابل حل به نظر میرسد.
فضاهای زندگی در خانه سنتی در اطراف حیاط قرار گرفتهاند. با توجه به تغییرات آب و هوا در فصول مختلف، در این فضاها جابهجایی صورت میگرفته است. تابستان نشین در سمتی از خانه بوده که بیشترین سایه و خنکی را داشته باشد و زمستان نشین، نور و تابش مطبوع خورشید در زمستان را به داخل هدایت میکرده است. در حال حاضر، در شهرهای کشور ما واحدهای مسکونی بدون در نظر گرفتن اینگونه مسائل و اولویت دادن به تراکم، ساخته میشوند که فقط از یکی از جهات شمال یا جنوب نور میگیرند و ساکنین آنها یا در زمستان یا در تابستان همیشه دچار مشکلند.(2)
باید به مسکن، با ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و... تمام و کمال توجه شود؛ زیرا نوع مسکن چه از نظر کمیت و چه کیفیت در خلقوخو و روابط اجتماعی مؤثر است و باید خانه که محل استراحت، آسایش، آرامش و امنیت انسان است، به گونهای طراحی و ساخته شود که جوابگوی نیازها، ارزشهای سنتی، اعتقادی و... مردم باشد.
یادآوری این نکته لازم است که تقلید محض از معماری غربی و اجرای آن در ایران موفق نخواهد بود؛ زیرا اینگونه ساختمانها با فرهنگ غرب تناسب دارند و نمیتوانند با اصول و ارزشهای اسلامی و مذهبی ما منطبق شوند. از طرف دیگر، هر چند معماری سنتی متناسب با شرایط ویژه آب و هوایی و ارزشهای فرهنگی ـ مذهبی ماست، به سبک قدیمی خود نمیتواند جوابگوی نیاز مسکن و زندگی امروزی باشد و همانطور که رعایت اصول و ارزشهای اصیل فرهنگی لازم و ضروری است، رعایت مقتضیات زمان و مکان هم مهم و ضروری است. پس بیگمان راه حل، گرفتن متدهای غربی و تلفیق درست آن با فرهنگ بومی و مذهبی ماست. تا افزون بر رفع مشکلات مسکن، با مشکلات فرهنگی و اجتماعی هم روبهرو نشویم و بتوانیم هم از علم و فنآوری روز استفاده کنیم و هم در زمینه فرهنگی، مذهبی و اجتماعی دچار مشکل نشویم و بتوانیم از هر نظر جوابگوی نیازهای اجتماع باشیم.
همانطور که ملاحظه شد، سبک و روش زندگی و نوع و چگونگی محل زندگی، بیگمان در کمیت و کیفیت روابط انسانها در اجتماع مؤثر خواهد بود و رابطهای بسیار قوی میان این دو وجود دارد. نگاه به زندگیهای سنتی در گذشته و یا در روستاهایی که هنوز سنتیاند، بیانگر این است که سادگی و سبک خاص زندگی باعث گرمی روابط، به ویژه در میان همسایهها میشود. ما نباید با پشت کردن به زندگی سنتی که گویای تاریخ این مرز و بوم است و با بیتوجهی به ساختمانهای قدیمی و خشت و گلی و بیارزش به شمار
آوردن آنها، از صفا، صمیمیت، عفت، نجابت و آرامش و اطمینانی که در اینگونه زندگیها و بناها دیده و احساس میشود غافل شویم. معماری و سبک سنتی زندگی در ایران، گویای بسیاری از فرهنگها و آداب و رسوم این ملّت است که اندک فاصله ایجاد شده، نباید آنها را به ورطه فراموشی سپارد.
به روابط میان همسایهها در گذشته باید توجه ویژهای شود. در نگاه به خانهها و روستاها و یا شهرها در گذشته میبینیم، بسیاری از خانوادهها سالیان متمادی در کنار هم روزگار سپری کرده و مانند دو یار و دوست مشفق، در غم و شادی هم شریک بودهاند؛ صفا و صمیمیتی که امروزه در زندگی و روابط همسایگان کمرنگ یا بیرنگ است. البته افزون بر سبک معماری، عوامل دیگری نیز در این مهم دخیل بودهاند. هماهنگیهای فرهنگی، سنخیتهای اجتماعی اقتصادی، وجود پدر و مادر در خانواده و زندگی در کنار هم از عواملی هستند که به یکرنگی و نزدیکی روابط کمک فراوانی میکنند.
متأسفانه در تقلید از زندگی غربی ما به این فکر نکردیم که غربیها تنها به فیزیک خانه، معماری و دکوراسیون آن توجه میکنند، اما ما خانه را دارای روح و جان میدانیم و به همین دلیل برای آن جایگاهی والا قائلیم و بسیاری از روابط و صمیمیتها نتیجه این نگرش است؛ باری معماری امروزی، صدای صاحبخانه قدیمی را در ضمیر خود نمیشنود که میگوید:(1)
1) [1] . همان، ج 1، صص 13 ـ 7.
به چشم تو این خانه سنگ است و خشت
مرا قصر فردوس و باغ بهشت
چه ارزد به پیش تو؟ یک مشت سیم
مرا خویش و پیوند و یار ندیم
به هر خشت از آن، باشدم صد هزار
به دل از زمان پدر یادگار
نبینم که اندر نظر نارم
به هر گوشه صد رأفت مادرم.
آشکار است که اینگونه انس میان انسانها در سطح اجتماع نمودهای شگرفی به جای میگذارد که روابط صمیمی همسایهها در گذشته، دلیلی برای آن است. چه بسیار عموها، داییها، برادرها و خواهرها که در کنار هم و به دور از هر گونه دغدغه و مشکلی، سالیان متمادی در یک خانه زندگی میکردند و در اوج صمیمیت از احوال هم جویا میشدند، امّا سبک زندگی جدید و برج نشینی هر چند فاصلهها را کمتر کرده ـ از نظر فیزیکی ـ شکافهای بزرگ روحی و روانی را در میان همسایگان در پی داشته است؛ به طوری که جوانان آپارتماننشین امروز وقتی قدم به فضای کوچک خانهشان میگذارند و در را پشت سرشان میبندند، گویی با دنیای بیرون قطع رابطه کردهاند و مفهوم والای این توصیه سالخوردهها را که «همسایه خوب از یک ده شش دانگ با ارزشتر است» درک نمیکنند.(1)برای آنها این جمله
1) [1] . «سالهاست که آپارتمان میسازیم، ولی با آپارتمان نشینی بیگانهایم.» مریم خدیوی ـ مجید فکری.
گنگ و بیمفهوم است؛ زیرا در اینگونه مجتمعها روابط میان همسایهها تا اندازهای کم است که اگر مدتی، همسایهای را نبینند، هیچگاه به این فکر نخواهند افتاد که علت چیست؛ این مورد و موارد مشابه است که این جمله را گنگ و بیمفهوم میکند، در حالی که در زندگی سنتی، احترام و جویاشدن از حال همسایگان جزئی از زندگی روزمره بود. حرمت و احترام به همسایهها در زندگی سنتی، گاهی از احترام برادر و دوست هم بیشتر و مهمتر بود؛ چه بسیار افرادی که همسایه را همانند خود میدانستند و حاضر نبودند، ناراحتی او را ببینند.
توجه به این مسئله که معماری در روابط میان همسایگان به طور کامل مؤثر است، در مقایسهای میان معماری سنتی و امروزی و میزان رضایت از همسایگان در آن دو مشهود است. معماری امروزی، به ویژه در تهران امنیت را از میان برده است. میترا حبیبی، عضو هیئت مدیره سازمان نظام مهندسی استان تهران میگوید: «ایجاد احساس امنیت نیز مبتنی است بر رعایت اصل قلمرو در تنظیم فضا؛ به نحوی که قلمرو و حریمهای خصوصی، نیمه خصوصی و عمومی خانواده نسبت به هم و نسبت به همسایگان تعریف شده باشد و اشراف غیر ارادی بر فضا، انسان را در احساس تحت نظر بودن قرار ندهد. متأسفانه این چیزی است که در معماری رایج امروز تهران، به فراموشی سپرده شده و با ایجاد برجهای بدون مطالعه، اشراف ایجاد شده، تشدید نیز شده است. در تهران شاهد بیهویتی و یکنواختی در سیمای شهر هستیم که به ایجاد محیطهای خاکستری و کسلکننده منجر شده و انواع آلودگیهای زیست محیطی نیز فضای کلی تهران را کدر و غیرقابل تحمل
کرده است. عدم رعایت اصل قلمرو در انتظام شهری و فضای عمومی شهر که حیات مدنی در آنها جریان دارد، استفاده از محیط شهری را خصوصا برای کودکان، زنان و سالمندان با مشکل مواجه کرده است که مجموعه این شرایط به از خود بیگانگی مردم و حذف شور و شوق شهروندان انجامیده است».(1)
اگر این یافته علمی را که «نمادهای معماری شهرها، تنپوش رفتار انسانی است» بپذیریم، شهر تهران از دو سبک معماری مختلف برخوردار است؛ سنتی و مدرن. یعنی خانههای قدیمی با اتاقهای زیاد و کوچههای بنبست جنوب شهر، و آپارتمانها، برجهای بلند و ویلاهای وسیع با استخر و جکوزی در شمال شهر. که این امر مشکلات متعددی را برای شهروندان به وجود میآورد.
به گفته کارشناسان، تفاوت دو سبک خاص معماری در جنوب و شمال شهر تهران، باعث تربیت دو نسل متفاوت از نظر رفتاری و نوعی جدایی بین دو گروه مرفه شمال شهر و اهالی جنوب شهر شده است.(2)
علی نمازیان، دکترای معماری و استاد دانشگاه میگوید: «در جنوب تهران، آدمها یکدست هستند و حدود رفتارها مشخص است، ولی شمال شهر تهران هویت خود را از دست داده است. تداخل فرهنگها و درک اشتباه از معماری در شهرها باعث ایجاد تنش است.
خانههای مدرن تفاوت زیادی با خانههای قدیمی دارد. در خانههای
قدیمی، بین عرصههای خصوصی و جمعی زندگی، تمایز وجود دارد، اما اکنون در خانههای مدرن با بازکردن در خانه وارد زندگی خصوصی صاحبخانه میشویم. که در این موارد سود بیشتر و هزینه کمتر مد نظر است تا آسایش و امنیت خانوادهها».(1)
1) [1] . کار و کارگر،، 22/7/80.
فیروزه ترکاشوند، ساکن یکی از مجتمعهای مسکونی منطقه حسنآباد کرج میگوید:
«چند سال پیش خانه ویلایی خود را به علت مشکلات مالی فروختیم و یک واحد آپارتمانی در این مجتمع خریدیم و هنوز بعد از چند سال، به زندگی آپارتمانی عادت نکردهایم. در زندگی آپارتمانی، چهاردیواری اختیاری اصلاً معنی ندارد، همه باید وقتشان را با سایر واحدها تنظیم کنند، البته کسانی که معتقد به رعایت حقوق دیگران و همسایگان باشند».
منیژه وکیلی، ساکن یکی دیگر از طبقات مجتمع میگوید: «در گذشته که خانههای بزرگ و حیاطدار همه اعضای خانواده را دور هم جمع میکرد و
در این فصل میکوشیم تا مشکلات عمدهای را که برای ساکنین برجها و مجتمعهای مسکونی به وجود آمده است بشناسیم و در این راه، نخست مشکلات را از زبان ساکنین این مجتمعها و ساختمانها بررسی خواهیم کرد و سپس با جمعبندی و به صورت کلی مشکلات عمده این نوع همسایگی را یادآور میشویم و در پایان، راهحلهایی برای حل و رفع مشکلات این گونه همسایگی ارائه میدهیم.
فیروزه ترکاشوند، ساکن یکی از مجتمعهای مسکونی منطقه حسنآباد کرج میگوید:
«چند سال پیش خانه ویلایی خود را به علت مشکلات مالی فروختیم و یک واحد آپارتمانی در این مجتمع خریدیم و هنوز بعد از چند سال، به زندگی آپارتمانی عادت نکردهایم. در زندگی آپارتمانی، چهاردیواری اختیاری اصلاً معنی ندارد، همه باید وقتشان را با سایر واحدها تنظیم کنند، البته کسانی که معتقد به رعایت حقوق دیگران و همسایگان باشند».
منیژه وکیلی، ساکن یکی دیگر از طبقات مجتمع میگوید: «در گذشته که خانههای بزرگ و حیاطدار همه اعضای خانواده را دور هم جمع میکرد و
چند سال در کنار هم زندگی میکردند، زندگی هم خیر و برکت داشت و هم از ناراحتی اعصاب و مشکلات روحی خبری نبود. حالا بچه 5 ساله از ناراحتی اعصاب شاکی است. زندگی آپارتمانی در حالی در کشور ما باب شد که در زمینه فرهنگ آپارتماننشینی آموزش داده نشد و اکنون همانطور که مشاهده میکنید، ساکنین مجتمعهای مسکونی و آپارتمانها به علت عدم رعایت حقوق یکدیگر و همسایگان با مشکل مواجه شدهاند».
کریم آقاجانی، کارمند ساکن یکی از آپارتمانهای خیابان طالقانی کرج میگوید:
«زندگی آپارتمانی، یعنی اسارت و محبوس شدن. متراژ آپارتمانی که ما ساکن آن هستیم، به قدری کم است که وقتی در اتاق نشستهایم احساس میکنیم در سلول انفرادی هستیم. در گذشته، کرج یک منطقه پر از باغ و درختان سرسبز بود و با کمال تأسف، چند سالی است که به علت افزایش جمعیت و مهاجرپذیربودن، باغهای این شهر تخریب و در محل باغهای این شهر مجتمعهای مسکونی ساخته میشود و در واقع، با دست خودمان سرسبزی و طراوت را که نشاطبخش روح انسان است، از بین میبریم و تبدیل به قفسهایی میکنیم که روحمان را به اسارت میگیرد.(1)
یوسف عطایی، کارگر یک کارخانه آبمیوهسازی میگوید: «در این خانههای کوچک اگر قرار باشد، هر کدام از ما صدای ضبط صوتمان را به
1) [1] . آپارتمان نشینی، جهش از زندگی سنتی به مدرنیسم، نشریه آفرینش، 19/8/80 [ این نقل قولها از این مقاله گرفته شده است. ] .
دلخواه بلند کنیم، آن وقت فضا سرسامآور خواهد شد. باور کنید آنقدر به بچهها درباره ایجاد سروصدا تذکر دادهام که ملاحظه کردن برایشان یک فرهنگ رفتاری شده است. من حتی در چیزهای کوچک هم سعی میکنم همسایه طبقه پایین را در نظر بگیرم. مثلاً وقتی شبها قرار است رختخواب بیندازیم، تشک را به جای اینکه از همان بالا روی زمین پرت کنم، آهسته زمین میگذارم که همسایه پایینی نرنجد. دلیلش هم این است که یک مدت هر شب رأس ساعت مشخصی، ناگهان اتاق ما میلرزید. بعدا که دوستانه با همسایه بالایی صحبت کردیم، معلوم شد آنها که میخواهند رختخواب را پهن کنند، تشکها را از همان بالا میاندازند زمین و این آپارتمانهای بساز و بفروش ما که مقاومت چندانی ندارند، به لرزه میافتند. ما هنوز با این فرهنگ که آنچه از دیگران نمیپسندیم در حق دیگران انجام ندهیم آشنا نیستیم».
حسین خدادایان، یکی دیگر از ساکنین این مجتمعها اینطور میگوید: «ما همانطور رفتار میکنیم که یاد گرفتهایم. همانطور که پدران ما رفتار میکردند. سعی میکنیم پایبند روشهای خوب گذشته باشیم. ما وقتی بچه بودیم، میدیدیم که چگونه پدر و مادر در غم و شادی همسایه شریک بودند. ما سعی کردهایم همین روشها را در آپارتمان خود اجرا کنیم. اما آن قدرها موفق نبودهایم و رابطه سنتی بین همسایهها امروز در میان همسایگان آپارتماننشین به سختی برقرار میشود. مثلاً چند وقت پیش که همسایه بالایی مراسم بلهبرون داشتند و از نظر جا در مضیقه بودند، ترتیبی دادیم که خانمها در طبقه بالا و مردها در طبقه پایین پذیرایی شوند و شکر خدا کار به خوبی و خوشی هم تمام شد. اینطور کارها، دلها را بیشتر به هم نزدیک و
صمیمیت را بیشتر میکند. مگر ما قرار است چقدر عمر کنیم که بخشی از آن را صرف درگیری و تشنج با همسایه کنیم. قدر لحظهلحظه این عمرهای کوتاه را باید بدانیم... من وقتی میخواستم همین آپارتمان را بخرم، یک ماه تمام هر روز بعدازظهر که از اداره برمیگشتم، کارم این بود که تا شب از این آپارتمان به آن آپارتمان میرفتم و بیش از آنکه به خود خانه توجه کنم، فکرم دنبال همسایهها بود، به گونهای که برخی از بنگاهداران تعجب میکردند، حتی یکی از بنگاهیها به من گفت مگر قرار است شما کار خلافی در آپارتمان بکنید که این قدر روی همسایهها حساسیت نشان میدهید. گفتم اتفاقا چون قرار است کار خلافی انجام ندهم این قدر حساسم. اگر خودم خلافکار بودم، دیگر برایم مهم نبود که دیگران چه کارهاند و چه رفتاری دارند».
یکی دیگر از شهروندان کرجی میگوید: «ما از وقتی که آپارتماننشین شدهایم، به کلی اعصابمان ضعیف شده است ما در کنار کسانی زندگی میکنیم که کیسه زبالهشان را از طبقه چهارم به جلو آپارتمان پرت میکنند و حتی در آپارتمان خود سگ و گربه نگهداری میکنند و سر و صدایشان آرامش کل آپارتمان را گرفته است و بارها به خاطر همین مسائل درگیری پیش آمده و حتی کار به شکایت هم کشیده، ولی نتیجهای نداشته است. پارکینگ را به زمین فوتبال تبدیل کردهاند و در مقابل ساکنین آپارتمان میگویند بچهها را که نمیتوان حبس کرد و نیاز به جنب و جوش و بازی دارند. با وضعیت موجود، من بعید میدانم که حتی تا چند سال آینده هم در ایران فرهنگ آپارتمان نشینی جا بیفتد».
رضا عروجی، فرهنگی ساکن مجتمع مسکونی سادات در خیابان شهید مفتح کرج میگوید:
«متأسفانه در کشور ما تقلید کورکورانه و الگوپذیری بدون اطلاع از چند و چون موضوع، همواره رواج داشته و یکی از این موارد نیز الگوپذیری از زندگی آپارتمانی در جوامع غربی است. فرهنگ زندگی مدرن با فرهنگ زندگی ما مغایرت دارد و هنوز هم اغلب خانوادههای ایرانی با فرهنگ سنتی زندگی میکنند و پذیرفتن فرهنگ زندگی مدرن نیاز به گذشت زمان و جا افتادن این مسئله و همچنین آموزش این فرهنگ دارد.
زندگی آپارتمانی، اثرات منفی بسیاری برای ما در پی داشته است و هنوز هم دارد. ما اول باید با حقوق شهروندی خود و سایرین آشنا میشدیم، بعد به زندگی آپارتمانی رو میآوردیم. و عدم این تدریج سبب آن شده که ما هر روز شاهد بگو و مگو و کشمکش میان همسایگانی که حقوق دیگران را رعایت نمیکنند باشیم».
مریم خوشقدم، دانشآموز ساکن مجتمع مسکونی گلها در میدان والفجر کرج میگوید: «به نظر من برای ما خیلی زود بود که آپارتماننشین شویم؛ به این دلیل که بیشتر افرادی که ساکن آپارتمانها شدهاند از فرهنگ زندگی جمعی بیخبرند و اینگونه تصور میکنند که چون آپارتمان را خریدهاند، میتوانند هر کاری که دلشان میخواهد انجام دهند؛ در صورتی که این اصلاً منطقی نیست و افراد با فرهنگهای مختلف در آپارتمان جمع شدهاند و باید رعایت حال یکدیگر را بکنند».
خانم مریم. س که به تنهایی در آپارتمان طبقه دوم یک ساختمان چهار
طبقه زندگی میکند نیز از پرداخت یکسان برخی هزینههای مشترک غیر عادلانه گله داشته و میگوید: «به نظر من پول آب را حتما باید بر اساس تعداد افراد خانوادهها تقسیم کرد، چون آب موردی است که مصرف آن با افزایش تعداد خانوار بالا میرود، اما متأسفانه ما در ساختمان خود هنوز به اتفاق نظر در این مورد نرسیدهایم. این مسئله را برخورد صحیح مدیریت ساختمان میتواند حل کند».
بسیاری از اختلافات همسایهها به دلیل عدم شناخت نسبت به حوزه مالکیت آنهاست. آنها فکر میکنند که چون صاحب خانه هستند، مختارند هرگونه که بخواهند زندگی کنند و فراموش میکنند که هر آپارتمان، در واقع مانند اتاقی است که هر صدایی به راحتی در آن منعکس میشود. این افراد بیتوجه به حقوق دیگران، بروز هر مشکلی برای همسایه را طبیعی میدانند و آن را به آپارتماننشینی نسبت میدهند. در حالیکه آنچه مشکلزاست، نبود مسئولیت در برابر کسانی است که با آنها در یک ساختمان زندگی میکنند. اینگونه برخورد با مسائل مشترک آپارتمانها، کار را به جایی میرساند که امکان هیچگونه تفاهمی نیست و برخی مجبور میشوند راه شکایت به مراجع قضایی را در پیش گیرند.
فریده اسماعیلی که با مشکلات زیادی به تازگی آپارتمانی را در طبقه اول یک ساختمان هشت واحدی خریداری کرده است، میگوید: «من قبلاً که مستأجر بودم فکر میکردم مشکلاتم ناشی از این قضیه است. اما از وقتی هم که صاحبخانه شدهام با مسائل زیادی روبهرو هستم. زیرا متأسفانه هنوز
تعریف درستی از حوزه مالکیت برای مردم جا نیفتاده است. یعنی متوجه نیستیم که وقتی با همسایه مجاور خود، دیوار مشترک داریم و صدای ما کاملاً به سوی دیگر میرود یا کف آپارتمان ما همان سقف آپارتمان پایینی است، باید از ایجاد سروصدای زیادی خودداری کنیم. دیگر اینجا نمیتوانیم مدعی باشیم که آپارتمان صددرصد متعلق به ماست که وقت و بیوقت ایجاد مزاحمت کنیم. اگر همه افراد جامعه ـ که بیشتر آنها در آپارتمان زندگی میکنند ـ با فرهنگ آپارتمان نشینی آشنا باشند و قانون نیز آنها را مکلف به رعایت حقوق دیگران بکند، دیگر شاهد بروز مشکلات آپارتمان نشینی به صورت کنونی نخواهیم بود».
حمید کیمیا، دانشجوی سال سوم رشته ریاضی نیز میگوید: «ما آن قدر از سروصدای زیاد همسایه بالایی خود به ستوه آمدیم که سرانجام مجبور شدیم شکایت کنیم. گو اینکه مشکلات میان ما و این همسایه به خوبی فیصله یافت، امّا ای کاش وسایل ارتباط جمعی این مسئله را جدی میگرفتند و مباحثی را نیز به فرهنگ آپارتماننشینی و ترویج آن اختصاص میدادند».
سر و صدای زیاد، آن هم بیموقع، به ویژه هنگام استراحت ظهر یا شب در فضای عمومی مانند راهرو، پارکینگ و حیاط ساختمان، سروصدای بیوقت مهمانها، به ویژه هنگام خداحافظی در نیمه شب، سروصدای بچهها، نبود احساس مسئولیت نسبت به خرابیها، ترکیدگی لوله و مشکلات ساختمانی که صاحب آپارتمانی برای همسایهاش به وجود میآورد؛ همه و همه میتوانند آرامش خانهها را در مجتمعهای مسکونی بر هم زنند و گاه مشکلات بسیار جدی ایجاد کنند، اما از سویی، مدیران ساختمانها نیز
میتوانند نقش مؤثری در حل و فصل این مسائل ایفا کنند.
مهناز کریمی، ساکن خیابان گاندی که در طبقه اول یک مجتمع مسکونی زندگی میکند، بر این باور است که انتخاب مدیر یا هیئت مدیره برای سامان دادن به حل و فصل مشکلات مشترک آپارتمانها ضروری است. برای نمونه، میتوان درباره زمان بازی بچهها به توافق رسید. شاید ساعت 4 تا 6 بعدازظهر زمان مناسبی باشد. با این برنامهریزی، نه تنها بچهها فرصت و امکان بازی خواهند داشت، نوعی نظم پذیری اجتماعی را نیز تجربه خواهند کرد.(1)
خانم اشتری یکی دیگر از ساکنین، اینگونه بیان میکند: «آپارتماننشینی، فرهنگ و منش خاص خودش را میطلبد که ما کمتر آن را میبینیم. متأسفانه هیچگاه همسایهها حقوق دیگران را رعایت نمیکنند و این رعایت نکردن حقوق دیگران به صورت خرده فرهنگ در آمده است».
یکی دیگر از کسانی که زندگی آپارتمانی را چند سالی تجربه کرده است، از کیفیت آنها و عدم نورگیری مناسب انتقاد میکند و با ابراز ناراحتی از همسایهها میگوید: «آپارتماننشینی فرهنگ میخواهد، یعنی پلهها را آهسته بالا و پایین برو، نیمه شب ایجاد مزاحمت نکن، سروصدا ایجاد نکن، مراعات حال دیگران را بکن و افزون بر اینها مسائلی وجود دارد که قابل رفع نیست، مثلاً اگر همسایهای دچار مسائل اخلاقی و مشکلاتی در زمینه اخلاقیات باشد، چارهای جز فرار از آپارتمان به ذهن نمیرسد».
1) [1] . آپارتمان نشینی تفاهم و همدلی میطلبد، همشهری 23/2/1376.
یکی دیگر از ساکنان مجتمع مسکونی در رسالت میگوید: «یکی از مسائل مهم در زندگی آپارتمانی، فرهنگ رفتاری است. در یک مجتمع حداقل ده خانواده با فرهنگها و رفتارها و اخلاقیات مختلف گرد هم آمدهاند که اگر یکی از این خانوادهها حقوق دیگر همسایهها را در هر مسئله مراعات نکند، مشکلات و مسائل دیگری برای همه ساکنان به وجود میآورد. و این رعایت حقوق دیگران و همسایگان باید در همه زمینهها مثل سروصدا، نظافت، رفت و آمدها و... باشد تا زندگی در مجتمع مسکونی را میسر سازد، وگرنه زندگی در این آپارتمانها هر روز باید با نزاع و درگیری لفظی و یا موارد دیگر همراه باشد که مسلما تأثیرات منفی روحی زیادی در سایر افراد مجتمع هم خواهد داشت؛ پس مهمترین و مبناییترین چیز در زندگی آپارتمانی فرهنگ رفتاری صحیح در کنار هم زندگی کردن و احترام به حقوق دیگران و همسایگان است که اگر این حل شود، همه چیز به خیر و خوبی برگزار میگردد، وگرنه آپارتمان مفت هم گران است».
علی جنگی، یکی دیگر از آپارتماننشینها میگوید: «آپارتماننشینی حسنی ندارد. اجبارا مردم به آن تن میدهند، ما برای «یکجانشینی» ساخته نشدهایم. مشکلات این نوع زندگی نبود تفاهم و هماهنگی بین ساکنان است. فرهنگ ایرانی میهماننوازی را توصیه میکند، ولی در آپارتماننشینی کمتر میتوان این فرهنگ را مورد توجه قرار داد و اگر رفت و آمدها زیادتر صورت گیرد، اعتراضات همسایهها را به دنبال خواهد داشت. ولی چه باید کرد که این هم تحفهای از به اصطلاح تجدد و تمدن است که خود را محصور کردهایم».
درد دلهای ساکنان آپارتمانها که نمونههایی از آنها ذکر شد، بیانگر این است که هر چند به علّت مسائلی، زندگی آپارتمانی در فرهنگ ما وارد شده، عدم سنخیت و هماهنگی فرهنگ و پیشینه تاریخی کشور ما از عمدهترین مسائلی است که باعث به وجود آمدن مسائل و مشکلاتی در روابط و تعاملات همسایگان در این مجتمعها شده است. زندگی و روابط سنتی ما مزایا و فواید زیادی دارد و روح و صمیمتی که در میان همسایگان در آن زندگی موج میزند، در زندگی مدرن امروزی وجود ندارد، اما از سوی دیگر، مشکلات مسکن و کمبود آن نیز نباید نادیده گرفته شود. پس به ناچار، باید راهی میانه برگزید که بتوانیم با جمع هر دوی اینها، یعنی ارزشها و الهاماتی که از زندگی سنتی میگیریم و سبک و متد جدید و مدرن ساختمان سازی، هم بر مشکلات کمبود مسکن فایق آییم و هم روابط و حقوق همسایگان را که به دست فراموشی سپرده شده است، احیا کنیم. که در این صورت میتوانیم با به کار بستن ارزشها و توصیههای مذهبی در مورد همسایه و احترام همسایه، این ارزش کمرنگ شده در اجتماع را جانی مجدد بخشیم و در عین الگوبرداری از متدهای غربی، در ساخت ساختمان از لحاظ فرهنگی دچار مشکل نشویم. زیرا معماری و طراحی هدف نیست، بلکه وسیلهای است برای ایجاد بستر کالبدی و زمینه فرهنگی مناسب، زیبایی و بهرهدهی بالا و صرفه اقتصادی.
میزان رضایت
حوزه مطالعه
کمتر از 25%25 تا 50%50 تا 75%بیش از 75%
پولادشهرــ5/27305/42
ملکشهر5/186/147/301/34
خانه اصفهان1/92/273/274/36
کوی امام5/207/146/1747
بزرگمهر7/259/22204/31
برج کاوه8243831
میزان رضایت از همسایگان در زندگی آپارتمانی؛ برگرفته از تحقیق بررسی آپارتماننشینی در منطقه شهری اصفهانی؛ حمیدرضا وارثی، عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان (مجموعه مقالات، دومین سمینار سیاستهای توسعه مسکن در ایران، وزارت مسکن و شهرسازی، سازمان ملی زمین و مسکن، بهمن ماه 74، چاپ اول، ج 2، ص 604).
توجه به این جدول، نشان میدهد که درصد رضایت از همسایگان در این نوع زندگی کم است و باید به این نکته توجه کرد.
با توجه به مواردی از مشکلات آپارتماننشینی در مورد رعایت نکردن
حقوق همسایگی و توجه به درد دلهای برخی ساکنین که این نوع همسایگی و زندگی را تجربه کردهاند، میتوانیم مهمترین مشکلات همسایگی در این نوع زندگی را به صورت زیر مطرح کنیم.
از مهمترین مسائلی که باعث بروز مشکلات و مسائل زیادی در آپارتمانها شده است، تنوع فرهنگی ساکنان این ساختمانهاست. ساکنین آپارتمانها از مهاجرین روستا به شهر یا شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ تشکیل شدهاند و یا از سر ریز جمعیت شهرهای بزرگ هستند که به این مسکنها روی میآورند و به هر صورت از مناطق مختلف کشور یا استان و شهرستانی هستند که خرده فرهنگهای متفاوتی دارند که به اجبار و یا به دلیل شرایطی در این نوع ساختمانها ساکن شدهاند.
تنوع خرده فرهنگهای گوناگون، شرایط، محیط و فضای خاصی را به وجود میآورد که ارتباط کمتر و سهلتری را شکل میدهد.
خرده فرهنگها حتی اگر در راستای فرهنگ محلی و مسلط جامعه هم باشند، اما به دلیل ویژگیهای خاص خود توانایی وحدت کامل و یکپارچه با دیگر خرده فرهنگها را ندارند.(1)این مسئله با توجه به اینکه در برخی موارد خرده فرهنگها در تضاد یکدیگر قرار دارند و قابلیت یکسان شدن و حتی همسوشدن با هم را ندارند، باعث کمرنگ شدن روابط و مراودات میان
1) [1] . مسکن عمودی، فرهنگ افقی، محسن نصری، مجموعه مقالات دومین سمینار سیاستهای توسعه مسکن در ایران، ج 2، صص 533 ـ 534.
همسایگان شده است.
یکی از مواردی که مخالفان برج سازی مطرح میکنند، بی بندوباری و کم رنگ شدن ارزشهای فرهنگی و باورهای مذهبی در میان ساکنان برجها است.(1)
نوع ساخت و ساز در این گونه ساختمانها به گونهای است که تفکیکی میان حوزه خصوصی زندگی و حوزه عمومی انجام نمیگیرد. یا به دلیل نیازهای جدّی افراد برای استفاده از حوزههای عمومی در این گونه برجها و ساختمانها، رعایت شئونات ویژه هر حوزه برای خانوادهها و ساکنان این گونه ساختمانها سخت و دشوار است. ازاینرو، به این نکته و اهمیت حیاتی آن چه در تعاملات همسایگی و چه تأثیر منفی آن بر جامعه کمتر توجه میکنند.
این مسامحه کاری که در برجها دیده میشود، کم کم باعث کم رنگ شدن باورهای مذهبی چون مَحرم، نامحرم، رعایت حجاب و... شده است. این مسئلهای است که باید به شکل معقول و منطقی با آن روبهرو شد.
گذشته از جوابها و نقدهایی که به این مسئله داده شده است، الهام گرفتن از معماری سنتی در مسایلی مانند اشراف، طرح ساختمان، نوع آشپزخانه و... میتواند بسیاری از نکات منفی را کاهش دهند؛ هرچند کار
1) [1] . برج سازی، ضرورت یا تجمل، پیآمدهای فرهنگی و اجتماعی برج سازی، علیرضا رضوی، 13 ـ 14 و 20 ـ 22 و 24 / 5 / 77.
فرهنگی جدی و نظارت پیگیر بر شیوه ساخت و ساز این ساختمانها باید جز اولویتهای اساسی باشد. رعایت این نکات افزون بر گره گشایی از مسایل و مشکلات مسکن، اثرات منفی و مخرّب معماری غربی را منتفی میسازد.
یگانه بودن و ارتباط نداشتن همسایگان در مجتمعهای آپارتمانی، از دیگر مشکلات این مجموعهها است. هرچند از نظر فیزیکی در این نوع همسایگی، همسایگان بسیار به هم نزدیکاند، ولی از نظر تعاون، همکاری و همدلی با یکدیگر به عنوان همسایه، فرسنگها فاصله دارند.
با بررسی مشکلات عمده در همسایگی نوین و زندگی آپارتمانی و نگاه به زندگی سنتی و الهام از آن، میتوان راهحلهایی برای تعدیل و هماهنگ شدن زندگی آپارتمانی با فرهنگ ایرانی ارائه کرد. اما پیش از پرداختن به راهحلها، توجه به این نکته اهمیت خاص دارد که آپارتماننشینی میتواند مزایا و فواید زیادی داشته باشد. برای نمونه، پیامدهای مثبت فرهنگی این همسایگی، گسترش و وسعت مشارکت جمعی است؛ زیرا در اینگونه مجتمعها به علت مشترک بودن فضاها و هزینهها و اداره ساختمان، در عمل همکاری و مشارکت ساکنین و همسایهها در امور یکدیگر و ساختمان میتواند بیشتر از زندگی سنتی باشد.
افزون بر این مشارکت، ضابطهمندی و رعایت مقررات خاص توسط ساکنین، میتواند از دیگر مزایا و موارد مثبت این همسایگی باشد. البته آشکار
است که این فواید مثبت در گرو اجرای صحیح و درست مقررات و فرهنگ خاص اینگونه زندگی است که متأسفانه کمتر شاهد آن بودهایم.
به هر حال، راه حالها و پیشنهادهای اصلاحی که میتواند در راستای بهبود وضعیت فرهنگی ـ اجتماعی این ساختمانها مؤثر باشد، در دو موضوع قابل طرح است:
در موضوع فرهنگی و اجتماعی میتوان به مسایل زیر توجه کرد:
اگر همسایهها در برجهای مسکونی با توجه به تجانسهای فرهنگی ـ شغل، میزان درآمدی و مسایل همسان اجتماعی انتخاب شوند، تضادهای فرهنگی در نزد ساکنان بسیار کمتر میشود.
تجربه نشان داده است مجتمع هایی که برای نمونه به کارمندان یا به معلمان یا به نیروهای نظامی به طور ویژه داده میشود، کمتر با تعارض فرهنگی و اجتماعی روبهرو هستند؛ زیرا نقاط اشتراک فراوان میان آنها مانند شغل، نوع زندگی، درآمد همسان سبب میگردد تا خرده فرهنگهای خانوادهها کمتر با هم تنش داشته باشند. این مسئلهای است که باید مورد توجه مسئولان قرار گیرد.
از کارهایی که در بعد اجتماعی و فرهنگی میتواند تأثیرگذار باشد، آشنا ساختن ساکنان مجتمعهای آپارتمانی با فرهنگ زندگی آپارتمانی است.
این مسئله به ویژه در مورد کسانی که پیشتر در منازل ویلایی و شخصی
زندگی میکردهاند ملموستر است ؛ زیرا آشنا نبودن با چگونگی استفاده از اماکن خصوصی و عمومی یا اشتراکی در این گونه ساختمانها گاه به نزاعها و درگیریهای بی فایدهای میان همسایگان میانجامد که در صورت آشنایی آنها با قوانین خاص زندگی آپارتمانی، این مشکلات برطرف خواهد شد.
بر همین اساس، باید دولت یا وزارت مسکن یا شهرداریها یا دیگر نهادهای درگیر با موضوع بکوشند زندگی در آپارتمانها را با کمک رسانهها به ویژه صدا و سیما فرهنگ سازی کنند و محدودیتهای ویژهای را که این گونه زندگی برای انسانها و خانوادهها پدید میآید تشریح و تبیین سازند. البته هیت مدیره هر مجتمع مسکونی نیز میتواند برای بهبود اوضاع فرهنگی و روابط میان همسایگان، فعالیتهای آموزشی از جمله آشنا ساختن ساکنان با چگونگی زندگی ـ استفاده از قسمتهای اشتراکی ـ میزان هزینهها و چگونگی وصول و... برگزار کند.
نزدیک بودن همسایهها در زندگی آپارتمانی، باید فضای توأم با صمیمیت و محبتی را در پی بیاورد که در آن، همسایهها به لحاظ اخلاقی خود را به رعایت اصول مذهبی و ارزشی اسلامی مسئول بدانند.
از جمله این موارد که میتواند سهم مهمی در حل گرفتاریهای فرهنگی و همسایگان داشته باشد، امر به معروف و نهی از منکر است. این مهم که در قانون اساسی نیز مورد توجه قرار گرفته است (1)، میتواند حلال بسیاری از
1) [1] . اصل هشتم قانون اساسی.
گرفتاریهای همسایگان در زندگیهای آپارتمانی باشد. دعوت به باورهای دینی مانند مهمان نوازی، احترام به همسایگان، کمک به یکدیگر، جویا شدن از حال همدیگر و دوری جستن از کنجکاویهای بیمورد در امور شخصی دیگران و رعایت حوزه خصوصی افراد و...، از جمله باورهایی است که افزون بر اسلام در باورها و رسوم پیشینیان این مرز و بوم نیز ریشه دارد. توجه دوباره به آنها روابط سالم میان همسایگان را در زندگیهای شهری و آپارتمانی تضمین میکند.
افزون بر بعد فرهنگی و اجتماعی، در زمینه آشناساختن همسایگان با حقوق همدیگر و روزآمد کردن مقررات مرتبط با حقوق همسایگی، به ویژه در قانون آپارتمانها و مقررات مربوطه کاستی هایی دیده میشود که برای اصلاح برخی به اجمال پیشنهادهایی ارایه میکنیم:
بسیاری از گرفتاریها، از نا همخوانی چگونگی ساخت ساختمانهای آپارتمانی با آموزهها و باورهای مذهبی و سنتی مردم سرچشمه میگیرد. دقت در سخنان کسانی که زندگی آپارتمانی را تجربه کردهاند، راهنمای خوبی است که نشان میدهد بی توجهی به رعایت معماری سنتی و آمیزش آن با دانشهای جدید و دوری از باورهای اصیل ایرانی ـ اسلامی سبب بروز مشکلاتی برای همسایهها در این گونه همسایگی نوین شده است.
شکایت ساکنان از اشراف بر همدیگر و رعایت نشدن حوزه زندگی
خصوصی و مسایلی چون نور، آلودگی صوتی و... همه از خللهای قانونی یا کوتاهی در نظارت بر رعایت این مقررات ناشی شده است.
روزآمد ساختن اصول بلندمرتبه سازی با نیازهای فرهنگی و اعتقادی ایرانیان ـ و نه تقلید صرف از فرهنگ غربی ـ و نظارت بر حسن اجرای آنها بسیاری از ناسازگاریهای افراد در زندگی آپارتمانی را از میان میبرد و زندگی در آپارتمان را برای آنها دلنشین میسازد.
هرچند تأکید بر سنتی بودن و استفاده نکردن از دانشهای جدید در ساخت و ساز آپارتمانها درست نیست، ولی فاصله گرفتن از پیشینه سنتی به ویژه در زمینه معماری ایرانی ـ اسلامی نیز کاری ناپسند و نامعقول است.
برای این که این اهتمام به طور عینی در جامعه انعکاس یابد، ضروری است برخی الزامات و مقرراتی وضع گردد که رعایت نکات مثبت معماری سنتی ایرانی را تضمین کند. برای مثال، تفکیک میان «قسمتهای خصوصی و عمومی» که هم در معماری سنتی ایرانی دیده میشود و هم با باورهای مذهبی ایرانیان هم سواست، میتواند با پشتوانه قانونی در ساخت و سازها اعمال گردد. افزون بر این، موارد دیگری نیز میتوان مثال زد که الهام از معماری سنتی و ترکیب آنها با اصول روز ساختمان سازی، مانع بیگانه شدن فرد با نوع زندگی سنتی و معماری سنتی میشود؛ در حالی که پیشرفت و استفاده از دانش روز بشری را هم در نظر میگیرد.
سیمای ویژهای که همسایگی در مجتمعهای آپارتمانی دارد، شرایط متمایزی را در مقایسه با همسایگی سنتی ایجاد کرده و به تبع این تمایز، مسایل حقوقی تازهای در روابط میان آنها به وجود آمده است.
اداره مجتمعهای آپارتمانی، چگونگی اداره قسمتهای اشتراکی، میزان مالکیت بر زمین، چگونگی وصول هزینههای برج و... از جمله مواردی است که ویژه این گونه همسایگیهاست و گاه به دلیل ناآشنایی با قانون یا رعایت نشدن صحیح آن، تنشهایی در میان همسایگان به وجود میآید.
ازاینرو، ضروری است به برخی مواد قانون «تملک آپارتمانها» که کاربردهای گستردهای در تعاملات میان همسایگان و جلوگیری از بروز درگیریها دارند، پرداخته شود.
استفاده از قسمتهای اشتراکی
وجود قسمتهای مشترکی چون راه پلهها، آسانسورها، تلفن مرکزی، چاه آب، تابلوهای برق، حرارت مرکزی و... سبب شده تا نوع استفاده همسایگان نیز با محدودیتهایی روبهرو گردد. ماده 1 آیین نامه اجرایی قانون تملک آپارتمانها، برای تعیین قسمتهای اختصاصی و اشتراکی این گونه مقرر
سیمای ویژهای که همسایگی در مجتمعهای آپارتمانی دارد، شرایط متمایزی را در مقایسه با همسایگی سنتی ایجاد کرده و به تبع این تمایز، مسایل حقوقی تازهای در روابط میان آنها به وجود آمده است.
اداره مجتمعهای آپارتمانی، چگونگی اداره قسمتهای اشتراکی، میزان مالکیت بر زمین، چگونگی وصول هزینههای برج و... از جمله مواردی است که ویژه این گونه همسایگیهاست و گاه به دلیل ناآشنایی با قانون یا رعایت نشدن صحیح آن، تنشهایی در میان همسایگان به وجود میآید.
ازاینرو، ضروری است به برخی مواد قانون «تملک آپارتمانها» که کاربردهای گستردهای در تعاملات میان همسایگان و جلوگیری از بروز درگیریها دارند، پرداخته شود.
استفاده از قسمتهای اشتراکی
وجود قسمتهای مشترکی چون راه پلهها، آسانسورها، تلفن مرکزی، چاه آب، تابلوهای برق، حرارت مرکزی و... سبب شده تا نوع استفاده همسایگان نیز با محدودیتهایی روبهرو گردد. ماده 1 آیین نامه اجرایی قانون تملک آپارتمانها، برای تعیین قسمتهای اختصاصی و اشتراکی این گونه مقرر
میکند:
قسمت هایی از بنا اختصاصی تلقی میشود که عرفاً برای استفاده انحصاری شریک ملک معین یا قائم مقام او تخصیص یافته باشد.
بنابراین، دیگر قسمتها، مشترک میان تمامی ساکنان مجتمعهای آپارتمانی بوده و هیچ یک حق ندارد، همسایهای را از استفاده از آن باز دارد.
افزون بر این، قانون برای رعایت حقوق همسایگی در این نوع ساختمانها به صراحت، اراده مالک را در تغییر شکل و نمای خارجی ساختمان، به اراده اکثریت همسایگان محدود کرده است:
هیچ یک از مالکین حق ندارد، بدون موافقت اکثریت سایر مالکان، تغییراتی در محل یا شکل یا سر در یا نمای خارجی در قسمت اختصاصی خود، که در مرئی و منظر باشد بدهد. (1)
نکته دیگری که قانون در اداره و استفاده از بخشهای اشتراکی در این ساختمانها، بدان اشاره کرده است، تعیین مجمع عمومی هیئت مدیره برای اداره ساختمان و وصول هزینههای قسمتهای مشترک است.
قانون بیان میکند که اگر تعداد مالکان از سه نفر بیشتر باشد، مجمع عمومی مالکان تشکیل میشود.(2)تعیین رییس مجمع عمومی، انتخاب مدیر یا مدیران و رسیدگی به اعمال آنها، تصمیمگیری برای اداره کردن امور ساختمان، تصویب گزارش درآمدها و هزینههای سالانه، تفویض اختیار به مدیر و مدیران برای انعقاد قراردادهای لازم برای اداره ساختمان از وظایف مجمع عمومی است.
برای اداره قسمتهای مشترک و هزینههای مربوط به آن، قانون اراده اکثریت همسایگان را میپذیرد،(1)ولی با استناد به این اکثریت نمیتوان تغییرات اساسی در ساختمان ایجاد کرد یا تعداد طبقات آن را افزایش داد.(2)
نکته پایانی در زمینه استفاده از قسمتهای اشتراکی این است که همسایگان، موظفند از عهده هزینه هایی که برای نگهداری این قسمتها ضروری است، برآیند. نپرداختن هزینهها، بی توجهی به حقوق همسایگان است و قانون راهکار قانونی آن را اینگونه بیان میکنند:(3)
در صورتی که مالک یا استفاده کننده آپارتمان سهم خود را از هزینههای مشترک نپردازد، مدیر یا هیئت مدیران میتواند به وسیله اظهار نامهای که در آن، مبلغ بدهی و زیر صورت آن ذکر شده آن مبلغ را مطالبه کنند. اگر مالک یا استفاده کننده از آپارتمان ظرف مدت 10 روز از تاریخی که اظهارنامه به او ابلاغ شده، باز هم سهم بدهیاش را نپردازد، مدیر یا هیئت مدیران میتوانند به تشخیص خود و با توجه به امکانات موجود از دادن خدمات مشترک به او که همان شوفاژ، تهویه مطبوع، آب، برق، گاز و... است، خودداری کنند و اگر مالک یا استفاده کننده حتی بعد از آن هم تسویه حساب نکند، اداره ثبتِ محل وقوع آپارتمان به تقاضای مدیر یا هیئت مدیران برای وصول این وجه اجرائیه صادر خواهد کرد.
1) [1] . ماده 6 قانون بالا بیان میکند: «چنانچه قراردادی بین مالکین ساختمان وجود نداشته باشد، کلیه تصمیمات مربوط به اداره و امور مربوط به قسمتهای مشترک به اکثریت آرای مالکینی است که بیش از نصف مساحت تمام قسمتهای اختصاصی را مالک باشند».
2) [2] . ناصر کاتوزیان، اموال و مالکیت، نشر دادگستر، بهار 1380، چاپ چهارم، ص 128.
3) [3] . قانون تملک آپارتمانها، ماده 10.
پس از آشنایی با حقوق همسایه و ارزش و احترام آن از دیدگاه اسلام و نیز آشنایی با حقوق همسایگی نوین در بحث آپارتمان نشینی، اینک آشنایی هرچند اجمالی با مقررات قانونی در خصوص همسایگی مفید مینماید. پیش از بیان مسایل حقوق همسایگی، یادآوری این نکته ضروری است که قانون مدنی به دلیل محدودیتهای ناشی از وضع قاعده حقوقی، تنها به جنبه هایی توجه کرده است که بتوان آنها را با ویژگی الزام آوری همراه ساخت.
مواد 109 تا 135 قانون مدنی درباره همسایگی املاک است که برخی به دلیل قدمت ادبیات قانون مدنی (1307 ه . ش) با اصطلاحات و ادبیات امروزی نا آشنا به نظر میرسد؛ هرچند ممکن است در اجتماع مصداقهای خاصی بیابد، ولی به دلیل محدودیتهای نوشتار حاضر از پرداختن به این گونه موضوعها چشم میپوشیم و تنها به موادی اشاره میکنیم که با شرایط
همسایگی امروزی و تعاملات نوین همسایگی بیشتر در ارتباط باشد.
از درگیریهایی که گاه در میان همسایگان به ویژه در نوع همسایگی سنتی دیده میشود، دیوار مشترک میان دو همسایه است. قانون این دیوار را مشترک میان دو همسایه میداند؛ مگر این که قرینه یا دلیلی، خلاف آن را اثبات کند.(1)
نکته دیگر در مورد دیوار مشترک، هزینههای اداره دیوار است که در صورت نبود توافق خاصی در مورد آن، تابع ماده 113 قانون مدنی است که میگوید:
مخارج دیوار مشترک بر عهده کسانی است که در آن شرکت دارند.
البته باید دانست که این ضابطه نمیتواند در صورت عادی، الزام همسایه را به تعمیر دیوار در پی داشته باشد ؛ زیرا ماده 114(2)قانون مدنی که با مفاد _حدیث دعائم الاسلام _از حضرت امام صادق علیهالسلام هماهنگ است، این مطلب را بیان میکند.
در حدیث معروف به دعائم الاسلام از حضرت امام صادق علیهالسلام درباره دیواری که از آن فردی است، ولی حد فاصل میان ملک او و همسایهاش است، پرسیدند که اگر این دیوار خراب شود و صاحب آن از تعمیر آن
سرپیچد تکلیف چیست؟
امام علیهالسلامفرمود: صاحب دیوار را نمیتوان مجبور کرد که دوباره آن را بنا کند؛ مگر وقتی که تجدید بنای این دیوار در رابطه با اصل ملک برای همسایه به عنوان حق یا شرط ضمن عقد از قبل وجود داشته باشد، ولی به صاحب منزل گفته میشود که اگر مایلی میتوانی در ملک خودت دیوار بکش.
به امام علیهالسلامگفته شد اگر دیوار خراب نشود، ولی صاحب آن بدون نیاز و به قصد زیان رساندن، آن دیوار را خراب کند و یا بخواهد خراب کند تکلیف چیست؟
امام صادق علیهالسلام فرمود: به او چنین اجازهای داده نمیشود؛ زیرا پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرموده است: «لاضرر و لاضرار».(1)
البته در صورت تخریب دیوار توسط یکی از همسایهها، ساخت و تجدید آن نیز بر عهده اوست،(2)ولی اگر خرابی دیوار ضروری باشد، دیگر نمیتوان هزینه آنرا متوجه تخریب کننده دانست. برای مثال، برای تخریب ضروری دیوار میتوان به ماده 122 قانون مدنی توجه داشت که میگوید:
اگر دیواری متمایل به ملک غیر یا شارع یا نحو آن شود که مشرف به خرابی گردد، صاحب آن اجبار میشود که آنرا خراب کند.
پرسش دیگر درباره دیوار مشترک میان دو همسایه این است که آیا همسایه حق دارد برای مثال، تصرفاتی مانند میخ کوبیدن، آویزان کردن و خشک کردن لباس یا قراردادن سیم تلفن، برق و... را در این دیوار انجام
دهد. آیا این گونه تصرفات از نظر حق قانونی همسایه پذیرفتنی است؟
در پاسخ به این پرسش باید حکم تصرفات را در دو قسم بیان کرد: تصرفاتی مانند میخ کوبیدن به دیوار یا آویزان کردن لباس، چون طبیعت دیوار مشترک اقتضا دارد تا جایی که به تصرف همسایه دیگر زیان وارد نکند، مجاز و قانونی است.(1)
ولی تصرفاتی مانند قراردادن سیم برق یا تلفن چون از اول مورد توافق دو همسایه نبوده است، همسایه حق چنین تصرفی را ندارد و باید از همسایه دیگر اجازه بگیرد تا بتواند سیم تلفن و برق را بر روی دیوار اشتراکی قرار دهد.(2)
مسئله دیگر این است که نباید تصرف همسایه موجب بر هم خوردن وضع دیوار گردد. برای مثال، ارتفاع دیوار مشترک نباید از سوی یک همسایه به صورت یک جانبه افزایش یابد و باید حتماً در این کار اجازه همسایه دیگر فراهم شود.(3)
از مسایل حساسیتزا برای خانوادهها، عدم اشراف بر حریم خصوصی خانه و خانواده خود و دیگران است. این مطلب که در احادیث هم نهی شده
است، هرچند حکم آن با قاعده لاضرر و ماده 132 قانون مدنی روشن است، ولی قانون گذار حکم آن را در ماده 133 قانون مدنی به صورت ویژه دوباره بیان میدارد:
کسی نمیتواند از دیوار خانه خود به خانه همسایه در باز کند. اگرچه دیوار ملک مختص او باشد، لیکن میتواند از دیوار مختص خود روزنه یا شبکه باز کند و همسایه حق منع او را ندارد، ولی همسایه هم میتواند جلوی روزنه و شبکه دیوار بکشد یا پرده بیاویزد که مانع رویت شود.
شاید شبهه ایجاد شود که چرا قانون به همسایه اجازه داده است که از دیوار خودش روزنه ایجاد کند. آیا این اشراف بر خانه همسایه نیست؟
در پاسخ باید گفت: اولاً نمیتوان مالک را از تصرف در ملک خود منع کرد، ولی باید توجه داشت. او وقتی حق ایجاد روزنه یا شبکه بر دیوار خود دارد که یا برای دفع ضرر یا برطرف کردن نیاز ضروری باشد و یا این که کارش از نظر عرف مقبول باشد. پس در غیر این صورت، حق ایجاد روزنه یا شبکه را نیز ندارد. از سوی دیگر، بخش آخر ماده یاد شده به صراحت بیان میدارد همسایه حق دارد حتی در صورت ایجاد روزنه و شبکه ـ که باید با ماده 132 منطبق باشد ـ جلوی آن در ملک خود دیوار یا پرده ایجاد کند و مانع رویت و اشراف همسایه بر خانه خود شود.
افزون بر زندگی آپارتمانی به شیوه گسترده در برجهای مسکونی، ممکن است طبقههای یک ساختمان از آن دو یا چند نفر باشد که در این صورت، نوعی همسایگی در طبقههای یک ساختمان با اندکی تفاوت بازندگی آپارتمانی در برجهای بزرگ مسکونی به وجود میآید. بر همین اساس، از
نظر حقوقی قانون مدنی بر شیوه و حدود روابط همسایهها در این نوع همسایگی نیز جاری است و قواعد آن بر مبنای قانون تملک آپارتمانها (همسایگی نوین) نخواهد بود.
به مواد قانونی زیر توجه کنید:
ماده 125:
هرگاه طبقه تحتانی مال کسی باشد و طبقه فوقانی مال دیگری، هریک از آنها میتواند به طور متعارف در حصه اختصاصی خود تصرف بکند، لیکن نسبت به سقف مابین دو طبقه هر یک از مالکین طبقه فوقانی و تحتانی میتواند در کف یا سقف طبقه اختصاصی خود به طور متعارف، آن اندازه تصرف نماید که مزاحم حق دیگری نباشد.
مسئلهای که ممکن است در روابط همسایهها در این نوع همسایگی مؤثر باشد و گاهی به درگیری بینجامد، راه پله طبقه فوقانی و استفاده از آن است باید گفت: براساس راه پله متعلق به همسایه فوقانی است و تصرف همسایه طبقه زیرین منوط به اذن همسایه بالایی است.(1)
نکتهای که این نوع همسایگی را با همسایگی در واحدهای آپارتمانی متمایز میسازد، این است که نمیتوان در این جا اراده یکی از همسایگان را بر دیگری تحمیل ساخت و آنرا به تعمیر سقف مشترک وادار کرد؛ مگر در صورتی که دفع ضرر از یک همسایه به طور دیگری ممکن نباشد. (2)
ماده 128 قانون مدنی:
هیچ یک از صاحبان طبقه تحتانی و غرفه فوقانی نمیتواند دیگری را اجبار به تعمیر یا مساعدت در تعمیر دیوارها و سقف آن بنماید.
«سوء استفاده از حق» کنایه از این واقعیت است که صاحب حق قصد دارد در ورای پردهها و ظواهر قانونی، اهداف و انگیزههای نفسانی خود را دنبال کند؛ یعنی اجرای حق را در ظاهر، وسیلهای برای آزار و اذیت همسایه قرار دهد. هرچند قانون صاحب حق را در اجرای حق خود صالح میداند، ولی اگر صاحب حق این مجرای قانونی را راهی برای آزاررساندن به همسایه قرار دهد، قانون دیگر این اجازه را به او نخواهد داد و او را مسئول زیان وارد شده میشناسد.
«سوء استفاده از حق» مفهومی گسترده است که یکی از مصداقهای آن سوء استفاده از حق مالکیت در جهت اضرار به همسایه است.
پیش از بررسی احکام سوء استفاده از حق مالکیت، نخست معیار قانونی را به دست میدهیم.
ماده 132 قانون مدنی اینگونه مقرر میدارد:
کسی نمیتواند در ملک خود تصرفی کند که مستلزم تضرر همسایه شود؛ مگر تصرفی که به قدر متعارف و برای رفع حاجت و دفع ضرر از خود باشد.
این ماده که مفهوم قاعده لاضرر را بیان میکند، با دو شرط ضرر وارد شده به همسایه را بلامانع میداند: نخست این که تصرف به قدر متعارف
«سوء استفاده از حق» کنایه از این واقعیت است که صاحب حق قصد دارد در ورای پردهها و ظواهر قانونی، اهداف و انگیزههای نفسانی خود را دنبال کند؛ یعنی اجرای حق را در ظاهر، وسیلهای برای آزار و اذیت همسایه قرار دهد. هرچند قانون صاحب حق را در اجرای حق خود صالح میداند، ولی اگر صاحب حق این مجرای قانونی را راهی برای آزاررساندن به همسایه قرار دهد، قانون دیگر این اجازه را به او نخواهد داد و او را مسئول زیان وارد شده میشناسد.
«سوء استفاده از حق» مفهومی گسترده است که یکی از مصداقهای آن سوء استفاده از حق مالکیت در جهت اضرار به همسایه است.
پیش از بررسی احکام سوء استفاده از حق مالکیت، نخست معیار قانونی را به دست میدهیم.
ماده 132 قانون مدنی اینگونه مقرر میدارد:
کسی نمیتواند در ملک خود تصرفی کند که مستلزم تضرر همسایه شود؛ مگر تصرفی که به قدر متعارف و برای رفع حاجت و دفع ضرر از خود باشد.
این ماده که مفهوم قاعده لاضرر را بیان میکند، با دو شرط ضرر وارد شده به همسایه را بلامانع میداند: نخست این که تصرف به قدر متعارف
باشد؛ دوم این که تصرف در مقام رفع حاجت یا دفع ضرر باشد.
پس اگر تصرف مالک در حد متعارف و معقول و برای دفع ضرر یا نیاز خود انجام گیرد، اگرچه زیانی هم به همسایه وارد شود، این ضرر و زیان قانونی خواهد بود.
از سوی دیگر، قانونگذار به همسایه نیز این اجازه را داده است که اگر تصرف مالک در خانه و حیاط او باشد، مانع آن گردد. برای نمونه:
اگر شاخه درخت کسی، داخل در فضای خانه یا زمین همسایه شود، باید از آنجا عطف کند و اگر نکرد، همسایه میتواند آن را عطف کند و اگر نشد از حد خانه خود قطع کند و همچنین است حکم ریشههای درخت که داخل ملک غیر میشود.
مواد قانون مجازات اسلامی
برخی از مقررات و مواد قانون مجازات اسلامی نیز بیان کننده این مطلب است که اگر ضرر رساندن منتسب به مالک باشد، باید جبران گردد و همسایه حق دارد جبران آن را بخواهد. برای مثال، ماده 352 بیان میکند:
هر کسی در ملک خود به مقدار نیاز یا زائد بر آن آتش روشن کند و بداند که به جایی سرایت نمیکند و عادتاً نیز سرایت نکند، لکن اتفاقاً به جای دیگر سرایت کند و موجب تلف یا خسارت شود، ضامن نخواهد بود.
این مسئله شاید در نگاه نخست کمی ناعادلانه به نظر آید، ولی به دلیل این که سرایت آتش و ایجاد ضرر برای همسایه از دست مالک خارج است و با قوه قاهره و فورس ماژور مرتبط است، ازاینرو، ضمان برای همسایهای که آتش روشن کرده و احتیاج به آن داشته نیز ناعادلانه و به دور از انصاف حقوقی است. در صورتی که اگر مالک در جایی آتش روشن کند که احتمال ضرر به خانه و درختان همسایه، به راحتی فهمیده میشود، در این صورت
ضررهای وارد شده از سوی همسایه به سبب آتش باید جبران شود. برای روشن شدن این مسئله به دو ماده زیر اشاره میکنیم:
ماده 353 مقرر میدارد:
هرگاه کسی در ملک خود آتش روشن کند که عادتاً به محل دیگر سرایت مینماید، یا بداند که به جای دیگر سرایت خواهد کرد و در اثر سرایت موجب تلف یا خسارت شود، عهده دار آن خواهد بود؛ اگرچه به مقدار نیاز خود روشن کرده باشد.
ماده 354 نیز میگوید:
هرگاه کسی در ملک خود آتشی روشن کند و آتش به جایی سرایت نماید و سرایت به او استناد داشته باشد، ضامن خسارتهای وارده میباشد، اگرچه به مقدار نیاز خود روشن کرده باشد.
رسانههای جمعی و به ویژه صدا و سیما، با توجه به وسعت مخاطبین از ابزارها و وسیلههای مهم فرهنگسازی، تأثیر بر روابط اجتماعی مخاطبین و... هستند، در این میان، تلویزیون با توجه به جذابیت و گیرایی خاصش، به آسانی بینندگان را به خود جذب میکند و با سواد بودن بیننده برای درک پیام ضروری نیست. تلویزیون در مقایسه با رادیو، به دلیل بعد بصری، مزیتی مضاعف دارد که آن را به رسانهای با اعتبار و توانمند تبدیل کرده است.(1)این نکات باعث شده تا این رسانه به راحتی بتواند با رسوخ در میان مخاطبین خود، بتواند بر رفتارهای اجتماعی و فرهنگی و... آنها به راحتی تأثیر گذارد و آنها را در راستای خواست خود هماهنگ کند توجه به این نکته میتواند در مورد فرهنگ سازی و تصحیح روابط میان همسایگان در صدا و سیما و به
1) [1] . ادبورن، بعد فرهنگی ارتباطات برای توسعه، ترجمه مهر سیما فلسفی، مرکز تحقیقات مطالعات و سنجش برنامهای صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، 79، چاپ اول، ص178.
ویژه تلویزیون مورد اهتمام خاص برنامه سازی قرار گیرد؛ زیرا جایگاه خاص سریالها و برنامههای تلویزیونی در میان مردم یکی از نکات قابل توجه است، که میتوان به راحتی از این راه و تولید برنامههای هدفمند، به اهداف مورد نظر درباره روابط و مراودات میان همسایگان و پرکردن خلأ ایجاد شده بین توصیههای اسلامی و روابط امروزی رسید. در این راستا به چند مورد اشاره میکنیم:
نقش فرهنگی سازمان صدا و سیما، در کنار وظایف و نقشهای دیگر این سازمان، از برجستگی و اهمیت والایی برخوردار است. به سخن دیگر، «فرهنگ سازی» و در پی آن تلاش برای توسعه فرهنگی، وظیفه خطیری است که با توجه به گستردگی و پوشش صدا و سیما به عهده این سازمان و چند وزارتخانه و سازمان دیگر است.(1)در اینجا، ما نقش صدا و سیما در فرهنگسازی را بررسی میکنیم و در اینباره سخن را ادامه میدهیم.
همانطوری که در مبحث همسایگی نوین ـ اشاره کردیم، از خلأهایی که باعث ایجاد دغدغهها و مشکلاتی برای ساکنان آپارتمانها و برجهای مسکونی شده، نبودن فرهنگ زندگی در آپارتمانها برای ساکنان است، به ویژه کسانی که از زندگی سنتی به این نوع زندگی روی آوردهاند. دقت در این نکته که رسانهها صحنه تحولات فرهنگی هستند و این تحولات را هم از
1) [1] . نخستین همایش پژوهش در صدا و سیما مجموعه مقالات، شرکت انتشارات سروش، پاییز 1379، چاپ اول، ص 38. (صدا و سیما و توسعه فرهنگی ـ طاهر فتحی).
نظر هنری، هم از نظر صور نمادی و هم از نظر رفتارهای اجتماعی، شیوهها و سبک و هنجارهای زندگی ایجاد میکنند،(1)رسالت خطیر صدا و سیما به خوبی روشن و آشکار میشود.
با توجه به کمبودهای فرهنگی که روابط میان همسایگان را تیره میکند، صدا و سیما و به ویژه تلویزیون میتواند با ساخت و پخش برنامهای فرهنگی در این امر، سهم مهم و ویژهای داشته باشد.
رسانه و صدا و سیما کانال و ابزاری است که از طریق آن میتوان به سهولت و راحتی به تغییرات اجتماعی و فرهنگی جهت و نیروی حرکت داد.(2)با وجود همه مطالب، صدا و سیما بیانگر واقعیتهای فرهنگی و اجتماعی جامعه برای آحاد مردم است.
همه این واقعیتها، بیانگر این است که کارهای فرهنگی رسانهای چون صدا و سیما، به راحتی میتواند فرهنگ صحیح و درست همجواری را با تکیه بر معیارهای قرآنی و توصیههای ائمه اطهار علیهمالسلام در میان مردم به طور وسیع و به سرعت ترویج کند و در سطح کلان به فرهنگسازی درباره «همسایه» همت گمارد.
البته باید متصدیان امور و تهیهکنندگان و برنامهریزان کلان صدا و سیما باید به ارزشهای اسلامی و ملاک و مبناهای اسلامی در مورد فرهنگسازی توجه کنند تا با حرکت در این مسیر، فرهنگ صحیح اسلامی درباره همسایه
در جامعه نهادینه شود.
همانطوری که اشاره شد، نخستین قدم در راه فرهنگسازی اسلامی در مورد همسایگان، شناخت ارزشها و ضد ارزشها در اینباره از منظر اسلامی است. تأکید بر اصالت ارزشها از آن رو ضروری است که به دلیل غفلت، گاه ارزشهای عرفی که روح مناسبات اجتماعی را تشکیل میدهند، پس از چندی به تدریج و به ویژه در طی اعصار از سوی برخی، عین ارزشهای الهی تلقی میشوند و این یکسان نگری موجب میشود که مناسبات، روابط و موازینی که به تبع زمانه و همرنگ شدن با شرایط و تنها با ملاحظه تناسباتی محدود توسط انسانها وضع شده و تناسب حقیقی آنها با شرایط موجود و حقایق عالم قطعی نیست، با ارزش الهی که قدسی و فرا زمانی و فرا مکانیاند، یکسان پنداشته شوند، حال آنکه ارزشهای الهی بر پایه فطرت بشر و همساز و هماهنگ با عالم طبیعت و بالاتر از آن، نازل شده از ناحیه عالم مطلق هستند و بدین اعتبار، برای همیشه چراغ هدایت بشر برای رسیدن به کمالند، اما ساختههای بشر ضرورتا قابل تکامل و یا حتی نقض هستند. ازاینرو، اگر چه همواره بین آنها ارتباط و هماهنگی هست، اما هیچگاه این دو همسنگ نخواهند بود.(1)
1) [1] . نقش پژوهش در انتقال و تعمیق ارزشها و اعتبار محتوایی برنامهها، مهندس عباس معلمی و رضا حاج احمدی، نخستین همایش پژوهش در صدا و سیما، چاپ سروش، پاییز 79، ص 44.
بر این اساس، کار بسیار پر اهمیت شناخت ارزشها و ضد ارزشها توسط رسانه، آنگاه گوهر مقصود را به دست میدهد که بر پایه اصل نابگرایی و کوشش برای تفکیک و تمییز حقیقت ارزشهای اصیل اسلامی از شبه ارزشهایی باشد که با نام رسم، شأن و حتی عرف متشرعان در فرهنگ مسلمانان راه باز کرده و به ناحق اصالت و تقدس یافته است.(1)در مورد روابط و ارزش و احترام همسایه نیز باید به ارزشهای ناب اسلامی در اینباره رجوع کنیم و در قدم نخست آنها را شناسایی کنیم، امّا برای اینکه این ارزشها را به صورت هنجار در سطح جامعه درآوریم، رسانه جایگاه حساسی دارد؛ زیرا رسانهها در ذات خود یک نهاد را تشکیل میدهند و قواعد و هنجارهای خاص خود را خلق میکنند.(2)توجه به این نکته ظریف است که جایگاه رسانهای چون صدا و سیما را به خوبی آشکار میکند؛ یعنی پس از شناخت و تمییز ارزشهای ناب اسلامی در مورد همجواری، نوبت به ترویج و نشر این ارزشها در سطح اجتماع خواهد رسید که در این قسمت، صدا و سیما با توجه به وسعت حوزه فعالیتی خود میتواند این ارزشها را به سهولت در جامعه ترویج کند و کمکم آنها را به هنجارهایی در سطح مردم و جامعه در آورد. رسانه بیانگر ارزشها و قضاوتهای هنجاری است که در برنامههای خود برای مخاطبین ایجاد میکند.
پس، ضرورت شناخت ارزشهای ناب اسلامی برای ترویج و توسعه
آنها، به طور کامل مشخص است؛ زیرا بسیاری از مسائلی که در روابط همسایگی امروز وجود دارد، برگرفته از برنامههای صدا و سیماست که، درست یا نادرست، در جامعه ترویج شده است. از همین رو است که به شناخت ارزشهای اسلامی درباره همسایگی پیش از اقدام به برنامهسازی و برنامهریزی برای صدا و سیما باید اهمیت دهیم تا ارزشی به نادرستی ترویج و تبلیغ نشود و نخواهیم در راه اصلاح ارزشهای نادرست جامعه، راهی طولانی را طی کنیم.
نکته دقیقی که تولیدکنندگان برنامههای صدا و سیما باید در نظر بگیرند، این است که اشارههای مکرر ما به تلفیق و ترویج ارزشها و معیارهای ناب اسلامی در خصوص همسایگی، بر ساخت فیلمهای خشک و بدون جاذبههای فیلمسازی حمل نشود؛ زیرا متأسفانه، در ساخت فیلمهای با محتوای مذهبی به مسائل و تکنیکهای خاص فیلمسازی و جذابیت فیلم کمتر توجه میشود؛ در صورتی که باید فیلمهای مذهبی از جذابیت خاص و ویژهای برخوردار باشند. امّا، روش صحیح و منطقی تلفیق ارزشها و توصیههای اسلامی در قالب فنآوریهای روز و استفاده از فنآوری جدید و جاذبههای فیلمسازی است؛ به این معنا که دلخوش بودن و اکتفا کردن به برخورداری فیلم از مضامین ارزشی، که اگر مورد استقبال مخاطب قرار گیرد و متناسب با وی باشد موجب تعالی فرهنگ اوست، تنها شرط لازمی است که در بسیاری موارد، به دلیل آنکه مجال تحقق نمییابد کفایت نمیکند.
یعنی فیلم هر چه فاخر و متناسب با وضع مخاطب و توانا در ارتقای فرهنگی وی تهیه شود، چنانچه فاقد کشش، گیرایی و جاذبه لازم برای مخاطبان خود باشد، هیچ اثر مثبتی ندارد؛ زیرا اساسا اثرگذاری پیام بر مخاطب فرع بر در معرض قرار گرفتن اوست. ازاینرو، هر برنامهای، هر چند ارزشی و ارزشمند، چنانچه از روشها و ابزارهای جذب برخوردار نباشد و در جلب اولیه پیامگیران و استمرار جذابیت برای مخاطبان مشکل داشته باشد، پیشاپیش حکم ناکارآیی خود را رقم زده است.(1)به طور کلی، یک فیلم ارزشمند و موفق، فیلمی است که اندیشه مخاطب را به سوی اندیشه ویژه و مورد نظر خود بکشاند و او را به پایبندی و تعهد نسبت به آن اندیشه وا دارد. برای عملی ساختن این مقصود باید از ظرافتهای هنری و تصویری به جا استفاده شود. بدین گونه، در همه مراحل از نوشتن داستان و فیلمنامه تا تصویربرداری، تدوین و... باید به گونهای رفتار کرد که فراوردههای نهایی را به بهترین صورت القا کند.(2)
از نکات دقیقی که در برنامههای تلویزیونی باید در نظر گرفته شود، شیوه صحیح و درست الگوسازی است. در مورد همسایگی و حق همسایه نیز باید با توجه به معیارها و مبانی اسلامی سعی در الگوسازی فرهنگی و اجتماعی
کرد، زیرا برنامههای تلویزیونی در این کار بسیار کارا و توانمندند و در قالب تصاویر و الفاظ و چهرههای سینمایی میتوان بسیاری از مسائلی را که میتواند روابط همسایگان در جامعه را سامان بخشد، الگوسازی کرد. مسائلی چون صداقت میان همسایگان، یکرنگی، صفا و صمیمیت و هزاران ارزشی که میتواند در تصاویر بسیار ساده و به صورت الگو ارائه شوند.
تجربه نشان میدهد که برنامههای تلویزیونی به سرعت و به صورت وسیع میتواند مسائل را همانند الگویی در زندگی مردم وارد کند، این جایگاه اساسی رسانه اگر در راه فرهنگ سازی و الگوسازی اسلامی در روابط همسایگان قرار گیرد، بیگمان کارآمد و جوابگو خواهد بود. نکته دیگر در بحث الگوسازی در مورد همسایگی، شناخت درست و کامل از مخاطبان و نیازهای عاطفی، فرهنگی، اجتماعی و... است؛ به این معنا که الگوسازی در شهرها و شهرستانهای مختلف با توجه به این نیازهای گوناگون تفاوت خواهد داشت. برای نمونه، به شهری چون تهران با وجود زندگی آپارتمانی زیاد و به شهرهای کوچک با سبک سنتی زندگی از نظر الگوسازی باید به صورت عینی و واقعی مورد توجه و تفاوتهای موجود در اینباره در نظر گرفته شود تا بتوان الگویی مناسب و فراخور نیازهای مردم هر منطقه ایجاد کرد. در این مورد استفاده از شبکههای استانی و محلی در کنار شبکههای سراسری و ملی میتواند بسیار کارگشا و سودمند باشد.
نگاهی به عملکرد رسانه در مباحث همسایگان
در کارنامه عملکرد صدا و سیما به سریالها و مجموعههای تلویزیونی در مورد همسایهها، روابط و مراودات آنها میتوان اشاره کرد، که با ضعفها و
قوتهای خاص خود در راه بیان و نمایش مشکلات و رفتارهای درست و نادرست میان همسایگان کوشیدهاند.
مجموعههای تلویزیونی چون «همسایهها»، «اجاره نشینها»، «آپارتمان شماره 13»، «آپارتمان فرخ و فرج» و مجموعه «سیب ترش» از این تلاشهاست. همچنین، سریال «خانه سبز» به کارگردانی بیژن بیرنگ و مسعود رسام از دیگر فیلمهای ساخته شده و مرتبط با مسائل همسایگی است. حتی سریال «زیر آسمان شهر» نیز در کنار طرح مسائل و مشکلات اجتماعی به بحث رفتارهای میان همسایگان و نکات مثبت و منفی این رفتارها پرداخته است.
به صورت کلی، تلاشهایی که تا کنون در مورد همسایگان و روابط آنها انجام شده، ستودنی است، امّا با توجه به نیازهای گسترده جامعه و کمرنگی روابط و رعایت حق همسایه، نیاز به تلاش مضاعف در اینباره آشکار است. هر چند که سعی برنامهسازی در این رابطه باید با ارزشهای اسلامی و ملاکهای اسلامی در این مورد تلفیق و عجین شود، تا همراه گسترش روابط در میان همسایگان از توصیهها و سفارشهای اخلاقی اسلام در مورد همسایه فاصله نگیریم.
نبود آشنایی با قانون تملک آپارتمانها و آشنا نبودن با مقررات خاص آپارتماننشینی از مسائلی است که ساکنان آپارتمانها از آن گلایهمندند، ازاینرو، ساخت و تولید برنامههای آموزشی در این رابطه میتواند گرهگشای این مشکل باشد؛
ساخت و تولید سریالهایی برای تبیین و ترویج معیارها و ملاکهای اصیل اسلامی در مورد ارزش و احترام همسایه، از دیگر موضوعاتی است که میتوان در عرصه فیلمسازی به آن توجه کرد.
ساخت سریالها و برنامههای تلویزیونی با توجه به نیازها و روحیات اجتماعی مخاطبین و نهادینه کردن فرهنگ «همسایگی» بر اساس معیارهای اسلامی؛
5. به تصویر کشیدن رفتارهای مثبت در میان همسایهها در قالبهای هنری جذاب؛ چون احترام به همسایه، محبت و نزدیکی همسایهها، گذشت و خیرخواهی میان آنها، فروتنی، درستکاری، صداقت و جویاشدن از حال همدیگر و...
این کار میتواند در ساخت فرهنگ و نهادینه کردن آن در میان سنین مختلف از جمله کودکان و نوجوانان مفید باشد.
مشکلاتی خواهد شد. ازاینرو، توجه به غنای اسلامی و مذهبی خودمان در برنامهسازی میتواند مفید باشد.
دوری از مسائل کلیشهای در مورد روابط میان همسایگان؛
نپرداختن به مسائلی که ترویج تجمل، رفاه و... باشد؛
استفاده از مبانی صحیح اسلامی در فیلمنامه نویسیها و برنامهسازیهای صدا و سیما؛
پرداختن به مسائلی چون سادگی، صداقت، پاکی و یکرنگی و... در میان همسایگان؛
تبلیغ و ترویج فرهنگ غنی اسلامی و عدم الگوبرداری نادرست از متدهای زندگی غربی و تلاش در نمایش این صحنهها.
6. استفاده از کارشناسان در برنامهسازی در مورد «همسایهها» و فرهنگسازی در این رابطه برای ارتقای محتوایی برنامهها؛
ارزش و احترام همسایه در منظر اسلامی را تشریح کنید.
حقوق همسایه بر انسان شامل چه مصادیقی است؟
نهی و نکوهش رعایت نکردن حقوق همسایه در اسلام و فرمایش ائمه علیهمالسلام چگونه بیان شده است؟
در مورد اجرای حق مالکیت و تزاحم آن با اضرار به همسایه از نگاه فقهی و دیدگاههای فقها بحث کنید.
مبنای مسئولیت در فقه و از دیدگاه فقها چگونه است؟
نمونهای از احادیث درباره اطعام، تفقد و رسیدگی به همسایهها را بیان کنید.
سوء استفاده از حق، به ویژه در روابط میان همسایگان در حقوق کنونی چه جایگاهی دارد؟
حد همسایه از منظر اسلامی چیست؟
در مورد آپارتماننشینی و مشکلات خاص آن نظر شما و راه حل شما چیست؟
نحوه فرهنگسازی با توجه به ضوابط اسلامی در مورد «حق همسایه» را چطور ارزیابی میکنید؟
توجه نکردن به «حق همسایه» و کمرنگ شدن آن را در جامعه معلول چه عواملی میدانید؟
تفاوتهای زندگی سنتی و زندگی جدید (آپارتماننشینی) و روابط همسایگان را در این دو گونه زندگی بیان کنید؟
### پرسشهای مردمی
حدیثی درباره احترام و رسیدگی به همسایه بیان کنید.
مصادیق حقوق همسایه را از دیدگاه اسلام ذکر کنید.
«حد همسایگی» در احادیث و فرمایش ائمه علیهمالسلام چه قدر ذکر شده است؟
«حق همسایه» یعنی چه؟
علل مهم کمرنگ شدن ارزش همسایه در جامعه را بیان کنید.
روابط شما با همسایگان چگونه است؟
آیا شما حقوق همسایگان خود را رعایت میکنید؟ چطور؟
راههای ارزش یافتن حق همسایه در جامعه و میان مردم را در چه میدانید؟
برای سخن پایانی و حسن ختام، بخشهایی از دعای حضرت زینالعابدین علیهالسلامرا در مورد همسایگان بیان میکنیم؛ امید است این فرمایشها راهگشای ما قرار گیرد:
و همسایگانم را موفق فرما برای برپاداشتن احکامت و فراگیری محاسن ادبی که مقرّر فرمودی و سود رسانی به ضعیفان و ناتوانانشان و پیشگیری از فقر و نیازمندیشان و رفتن نزد بیمارشان و هدایت کردن کسانی که طالب هدایتند و پند و اندرز دادن به افرادی که با آنان به مشورت مینشینند.
و به دیدار مسافرینی که از سفر باز گشتند و حفظ اسرارشان و پوشاندن عیبهای آنها، و یاری ستمدیدگانشان، و از اینکه در ماعون (دادن بعضی ابزار منزل) به بهترین وجه عمل کنند و اگر از ابزار خانه همسایه استفاده کردند به آنها برگردانند، و با سواد فراوان به کمکشان بشتابند و آنچه نیاز دارند، قبل از درخواست به آنان بپردازند.
خدایا: چنانم کن که بد کردارانشان را به نیکی و خوبی پاداش دهم؛
و توفیقم ده که از همسایگان ستمکار در گذرم؛
و درباره همه آنها خوش گمان باشم؛
و با نیکویی همه آنها را سرپرستی نمایم.
و از در پاکدامنی لغزشهای آنها را نادیده بگیرم؛
و به عنوان فروتنی با آنها به نرمی رفتار کنم؛
و به عنوان رحمت و شفقت از گرفتاران آنها دلجویی کرده و دقّت داشته باشم؛
و در غیاب آنها موّدت و محبتم را به آنان آشکار سازم؛
و دوام نعمت و ارزشهای زندگیشان را از طریق خلوص و خیرخواهی دوست بدارم؛
و لازم بدانم درباره همسایگانم آنچه را که برای نزدیکانم لازم میدانم؛
و آنچه برای افراد مخصوص به خودم رعایت میکنم، درباره همسایگانم رعایت نمایم.(1)
«ان شاءاللّه»
1) [1] . برگرفته از: سیمای همسایه، صص 54 ـ 57.
الف) کتابها
ابن حجر العسقلانی، سبل السلام، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1300 ق.
الشیخ الحویزی، تفسیر نورالثقلین، قم، العلمیه، بیتا.
پیرنیا، محمدکریم، آشنایی با معماری اسلامی ایران، دانشگاه علم و صنعت، چاپ دوم، خرداد 1372 ش.
جعفری، محمدتقی، نهجالبلاغه، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
حرانی، تحف العقول.
ریپر، قاعده اخلاقی در تعهدات، پاریس، چاپ دالوز.
(la reqle morale dans les obligations civiles, 4e éd. paris, 1949)
ری شهری، محمد، میزان الحکمه، مؤسسه دارالحدیث، 1419 ق.
راجی واعظ، محمد، سیمای همسایه، نشر حسینیه، چاپ اول، 1380 ش.
شیخ صدوق، الخصال، مؤسسه نشر اسلامی ـ 1416 ق.
ــــــــــــ ، معانی الاخبار.
شیخ طوسی، الخلاف، انتشارات مؤسسه جامعه مدرسین قم، 1407 ق، ج 4.
شیخ کلینی، کافی، انتشارات علمیة الاسلامیه، 1343 ق.
شیخ حر عاملی، وسایل الشیعه، انتشارات الکتب الاسلامیه، 347 ش.
صبحی صالح، نهجالبلاغه، نامه 47، خطاب به امام حسن و امام حسین علیهماالسلام.
طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، ترجمه: سید محمدباقر موسوی، همدانی، مؤسسه مطبوعات دارالعلم، قم 1344.
فصیحیزاده، علیرضا، اذن و آثار حقوق آن، مرکز مطالعات و تحقیقاتاسلامی، بهار 77.
الف) کتابها
ابن حجر العسقلانی، سبل السلام، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1300 ق.
الشیخ الحویزی، تفسیر نورالثقلین، قم، العلمیه، بیتا.
پیرنیا، محمدکریم، آشنایی با معماری اسلامی ایران، دانشگاه علم و صنعت، چاپ دوم، خرداد 1372 ش.
جعفری، محمدتقی، نهجالبلاغه، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
حرانی، تحف العقول.
ریپر، قاعده اخلاقی در تعهدات، پاریس، چاپ دالوز.
(la reqle morale dans les obligations civiles, 4e éd. paris, 1949)
ری شهری، محمد، میزان الحکمه، مؤسسه دارالحدیث، 1419 ق.
راجی واعظ، محمد، سیمای همسایه، نشر حسینیه، چاپ اول، 1380 ش.
شیخ صدوق، الخصال، مؤسسه نشر اسلامی ـ 1416 ق.
ــــــــــــ ، معانی الاخبار.
شیخ طوسی، الخلاف، انتشارات مؤسسه جامعه مدرسین قم، 1407 ق، ج 4.
شیخ کلینی، کافی، انتشارات علمیة الاسلامیه، 1343 ق.
شیخ حر عاملی، وسایل الشیعه، انتشارات الکتب الاسلامیه، 347 ش.
صبحی صالح، نهجالبلاغه، نامه 47، خطاب به امام حسن و امام حسین علیهماالسلام.
طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، ترجمه: سید محمدباقر موسوی، همدانی، مؤسسه مطبوعات دارالعلم، قم 1344.
فصیحیزاده، علیرضا، اذن و آثار حقوق آن، مرکز مطالعات و تحقیقاتاسلامی، بهار 77.
فلسفی، مهر سیما، بعد فرهنگی ارتباطات برای توسعه، مرکزتحقیقات و مطالعات و سنجش برنامهای صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران،چاپ اول، 1379 ش.
قرائتی، محسن، تفسیر نور، مؤسسه در راه حق، چاپ سوم، 1375 ش.
19. کاتوزیان، ناصر، اموال و مالکیت، نشر دادگستر، چاپ چهارم، بهار 1380 ش.
کمرهای، آیتاللّه محمدباقر، اصول کافی تألیف ثقة الاسلام کلینی رحمهالله، انتشاراتاسوه، چاپ 1370 ش.
معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1362 ش.
مجلسی، بحارالانوار، چاپ دارالکتب الاسلامیه، تهران 1362 ش.
مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، 1372 ش.
مصطفوی، محمدرضا، دین اندیشی و سیما، سیما از نگاه اندیشه،مقالات دومین همایش دین اندیشی سیما، ج اول.
میرزای نوری، مستدرک الوسایل، المکتبه الاسلامیه، تهران، 1343 ش، جلدهشتم.
هاشمی رفسنجانی، اکبر، تفسیر راهنما، انتشارات دفتر تبلیغات حوزه علمیهقم.
ب) سایر منابع
مجموعه مقالات سومین سمینار سیاستهای توسعه مسکن در ایران، وزارتمسکنو شهرسازی، مؤسسه چاپ و انتشارات دانشگاه تهران، بهمن 75، جلد اولودوم.
نخستین همایش پژوهش در صدا و سیما (مجموعه مقالات)، شرکت انتشارات سروش، چاپ اول، پاییز 79.
نشریه آفرینش، 19/8/80.
نشریه شهرداریها، شماره نهم.
همشهری، 23/2/76 و 13 ـ 14 ـ 20 ـ 22 و 24/5/77.
کار و کارگر، 22/7/80.
سایت اینترنتی مرکز اطلاعات ساختمان و مسکن.
(WWW. icic. gov.ir)