ghaemiyeh.com
سرشناسه : مهدیپور، علیاکبر، ۱۳۲۴ -
عنوان و نام پدیدآور : درسهایی پیرامون مهدویت/ علیاکبر مهدیپور.
مشخصات نشر : قم: رسالت، ۱۳8۹.
مشخصات ظاهری : ۱44ص.
موضوع : محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم، ۲۵۵ق -
موضوع : مهدویت
موضوع : مهدویت -- مطالعات تطبیقی
موضوع : مهدویت-- مطالعات تطبیقی
رده بندی کنگره : BP۲۲۴/م۸۸الف۸ ۱۳۷۹
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۴۶۲
هیچ نقّاش چیره دستی نمیتواند جمال عالم آرای یوسف زهرا را به تصویر بکشد.
هیچ تابلونگار توانمندی توان آن را ندارد که چهره پرفروغ آن نگار گریز پا را روی تابلو منعکس نماید.
هیچ نگارندهای توان آن را ندارد که سیمای تابناک آن خورشید جهانتاب را بر صفحات زرّین کتاب ترسیم نماید.
هیچ ثناخوان پرتوانی، توان مدیحه سرایی آن دُردانهی هستی را ندارد.
هیچ شاعر زبردستی نمیتواند اوصاف زیبای آن مهر فروزان را در قالب شعر درآورد.
از این رهگذر این نگارندهی بیبضاعت، راهی جز اعتراف به عجز و ناتوانی خود در وصف آن رشکِ ملک، که حتّی با دهانی به پهنای فلک، نتوان آن را ستود، ندارد.
حکمت بالغهی حضرت احدیت ایجاب کرده که همهی ویژگیهای
جسمی و اخلاقی، خاتم اوصیا، یوسف زهرا، حضرت بقیة اللّه ارواحنا فداه را توسط خاتم پیامبران، حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله، به روشنی و شفّافی اطّلاع رسانی کند.
همان گونه که ویژگیهای جسمی، روحی و اخلاقی حضرت خاتم الأنبیا صلیاللهعلیهوآله را توسط پیامبران پیشین اطّلاع رسانی نموده است.
قرآن کریم از این طلاع رسانی الهی در کتب آسمانی، به صراحت گزارش داده میفرماید:
«الَّذینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ یَعْرِفُونَهُ کَما یَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ»؛(1)
آنان که به آنها کتاب دادهایم، او را میشناسند، همان گونه که فرزندان خود را میشناسند.
در تورات، انجیل و دیگر کتابهای آسمانی، از اوصاف جسمی، ویژگیهای سلوکی، بعثت، هجرت و اوصاف یاران آن حضرت، به روشنی و شفافی سخن گفته که راه شک و تردید را بر همهی اهل کتاب بسته است.(2)
یهود و نصارای عهد رسالت، نه تنها به این آیهی شریفه، که از اطّلاع رسانی بسیار گستردهی حضرت احدیت پیرامون خاتم رسالت سخن گفته، اعتراض نکردند، بلکه در مواردی به صراحت به آن اعتراف کردند، که به شماری از آنها اشاره میکنیم:
1- پس از هجرت پیامبر اکرم به مدینهی منوّره، از عبداللّه بن سلام
پرسیدند: خداوند منّان در قرآن کریم میفرماید:
«آنان که به آنها کتاب دادهایم، او را میشناسند، همان گونه که فرزندان خود را میشناسند»
تو هنگامی که او را دیدی، این سخن را چگونه یافتی؟
عبداللّه بن سلام در پاسخ گفت:
هنگامی که من او را دیدم، او را با آن نشانیها که در کتاب خود خوانده بودم، در میان یارانش شناختم، همان گونه که اگر فرزندم در جمع کودکان مشغول بازی باشد، او را در میان آنها خواهم شناخت.
به راستی من او را بیشتر از فرزندم میشناسم.(1)
2- یک قیافه شناس از قبیله «هَوازِن» آن حضرت را در دو سالگی در نزد دایهاش «حلیمهی سعدیه» دید، فریاد برآورد: این کودک را بکشید، اگر او زنده بماند، همهی بتها را خواهد شکست.(2)
3- کاهنی آن حضرت را در سنین کودکی دید، فریاد کشید: او را بکشید، اگر او به سنین بالا برسد، ریشهی بت و بتپرستی را بر میکَند.(3)
4- پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله هنوز به هشت سالگی نرسیده بود که یک اسقف نصرانی در کنار خانهی خدا او را دید، از سر تا قدم به او نگریست، آنگاه به عبدالمطلّب گفت: ما اوصاف پیامبری را از نسل اسماعیل در کتابهای خود میخوانیم، من
تردیدی ندارم که این کودک همان پیامبر موعود است.(1)
5- پیامبر رحمت 10 ساله بود که به اتفاق عمویش حضرت ابوطالب به سرزمین شام سفر کرد، در «بُصری» در کنار صومعهی «بُحَیرا» منزل کردند، هنگامی که چشم بحیرا به جمال مقدس آن حضرت افتاد، گفت: او سرور عالمیان است.(2)پرسیدند: از کجا او را شناختی؟ گفت: از «مُهر نبوّت»(3)که پایینتر از نرمه استخوان شانهاش میباشد.(4)
6- در همین سفر بود که سه تن از یهود به نامهای: زرید، تمّام و دبیس آن حضرت را شناسایی کردند و در صدد ترور آن حضرت برآمدند، بحیرا آنها را به شدّت نکوهش کرد و از حضرت ابوطالب خواست که آن حضرت را به سرعت از آن منطقه دور کند.(5)
7- بحیرا که اعلم نصارای آن زمان بود(6)به حضرت ابوطالب گفت: دقیقاً مراقب برادرزادهات باش، که اگر یهودیان او را ببینند، او را خواهند شناخت و در صدد برخواهند آمد که به او صدمه بزنند.(7)وی همچنین توصیه کرد که آن حضرت را به روم نبرد، زیرا اگر رومیان او را ببینند، خواهند شناخت و در صدد
1) [1] . ابونعیم، همان، ص 165، طبری، تاریخ الامم والملوک، ج 2، ص 203.
2) [2] . ذهبی، تاریخ الاسلام، ج 1، ص 55.
3) [3] . در مورد «مُهر نبوّت» ر.ک: ترمذی، شمائل النّبی، ص 32؛ سیوطی، الخصائص الکبری، ج 1، ص 101؛ حلبی، السّیرة الحلبیة، ج 1، ص 98.
4) [4] . ابن عساکر، تاریخ دمشق، ج 1، ص 5؛ ابونعیم، دلائل النّبوّة، ج 1، ص 171.
5) [5] . ابونعیم، همان، ص 170.
6) [6] . ابن اسحاق، السّیر والمغازی، ص 73؛ ابن هشام، السّیرة النّبویة، ج 1، ص 320.
7) [7] . ذهبی، تاریخ الاسلام، ج 1، ص 9.
قتل او برخواهند آمد.(1)
8- پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله 25 ساله بود که در رأس کاروان بازرگانی حضرت خدیجه یک بار دیگر به سرزمین شام مسافرت نمود. هنگامی که به «بُصری» رسید، «نَسطُور» راهب بزرگ دیر، به پایین آمد، سر تا سر وجود آن حضرت را مورد دقّت و بررسی قرار داد، به «میسره» غلام خدیجه گفت: او همان پیامبر آخرالزّمان و خاتم پیامبران است، ای کاش من ایام بعثت او را درک میکردم.(2)
9- میسره به هنگام بازگشت، سخنان «نسطور» را به پیوست مشاهدات خود به خدیجه گفت، حضرت خدیجه آنها را با پسرعموی خود «ورقة بن نوفل» در میان گذاشت، ورقه گفت:
اگر اظهارات میسره درست باشد، محمد پیامبر این امّت است. برای این امّت پیامبری وعده داده شده، که اینک زمان بعثت او فرا رسیده است، او همان پیامبر موعود میباشد.(3)
10- در عصر رسالت دهها تن از دانشمندان یهود و نصارا، به شخص پیامبر و یا اصحاب آن حضرت اظهار کردند که ما اوصاف او را در کتابهای خود دیده بودیم و بعثت او را انتظار میکشیدیم، اینک هیچ تردیدی نداریم که او همان پیامبر موعود تورات و انجیل میباشد.(4)حضرت سلمان نیز از همین
طریق به سوی آن حضرت رهنمون شده، به شرف اسلام مشرّف شد(1). به طوری که خداوند در مورد خاتم انبیا در کتب آسمانی اطّلاع رسانی کرده، در مورد خاتم اوصیا نیز در کتب آسمانی اطّلاع رسانی کرده، در قرآن کریم از آن سخن گفته(2)توصیف دقیق اوصاف جسمی، روحی و سلوکی آن حضرت به طور صریح و شفّاف، از پیامبر اکرم و دیگر پیشوایان معصوم علیهمالسلام رسیده است، که به شماری از آنها در این کتاب اشاره خواهیم کرد.
در احادیث فراوان پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله سیمای پرفروغ یوسف زهرا، خاتم اوصیا، حضرت مهدی علیهالسلام را برای اصحاب ترسیم فرموده، که شماری از آنها را منحصراً از کتب پایه و مرجع اهل سنّت در اینجا میآوریم:
مهدی از من است، پیشانیاش باز و درخشان و بینیاش باریک و کشیده.(1)
مهدی از ما اهل بیت است، دماغش کمانی، باریک، کشیده و نورانی است.(2)
1) [1] . ابوداود، سنن ابی داود، ج 4، ص 88، ح 4285؛ الخطابی، معالم السّنن، ج 2، ص 344؛ گنجی شافعی، البیان فی اخبار صاحب الزّمان، ص 53؛ همو، کفایة الطّالب، ص 500؛ سلمی، عقد الدّرر، ص 33؛ ابن اثیر، جامع الاصول، ج 11، ص 49، ح 7813؛ ابن طلحه، مطالب السّؤل، ص 312؛ قرطبی، التّذکره، ص 615؛ حموینی، فرائد السّمطین، ج 2، ص 330؛ ابن قیّم، المنار المنیف، ص 144؛ عظیم آبادی، عون المعبود، ج 11، ص 375؛ خطیب تبریزی، مشکات المصابیح، ج 3، ح 5454؛ سیوطی، الحاوی، ج 2، ص 55؛ ابن حجر، الفتاوی الحدیثیة، ص 39؛ متّقی هندی، کنزالعمّال، ج 14، ص 264؛ مناوی، فیض القدیر، ج 6، ص 362؛ مقدسی، فرائد فوائد الفکر، ص 249.
2) [2] . حاکم، مستدرک صحیحین، ج 4، ص 557؛ سلمی، عقدالدّرر، ص 33.
مهدی از ما اهل بیت است، مردی از امّت من است که بینیاش کمانی است.(1)
مهدی مردی با پیشانی باز و گشاده، دماغی باریک و کشیده.(2)
بیگمان خداوند مردی را از عترت من برخواهد انگیخت، که دندانهایش از هم جدا و پیشانیاش باز و نورانی خواهد بود. زمین را پر از عدل و داد نماید و ثروت را سیل آسا فرو ریزد.(3)
پیشانی باز، دماغ باریک و کشیده و دندانها از هم جدا میباشند.(4)
دیدگانش میشی و شب زندهدار، دندانها برّاق و در گونهاش خال است.(5)
1) [1] . حموینی، فرائد السّمطین، ج 2، ص 330؛ سیوطی، الحاوی، ج 2، ص 55.
2) [2] . متّقی هندی، البرهان فی علامات المهدی المنتظر، ص 99؛ عظیم آبادی، عون المعبود، ج 11، ص375.
3) [3] . گنجی شافعی، البیان، ص 83؛ سلمی، عقد الدّرر، ص 16 و 34؛ ابن قیّم، المنار المنیف، ص 147؛ ابن حجر، الصّواعق المحرقة، ص 164؛ متّقی هندی، البرهان، ص 84؛ مقدسی، فرائد فوائد الفکر، ص 244، قندوزی، ینابیع المودّة، ج 3، ص 263.
4) [4] . ابن حجر، القول المختصر، ص 27.
5) [5] . مقدسی، البدء والتّاریخ، ج 2، ص 182.
یَسْتَخْرِجُ الْکُنُوزَ وَ یَفْتَحُ مَدَائِنَ الشِّرْکِ؛
مهدی از تبار من است، چهل ساله ـ به نظر میرسد ـ چهرهاش چون ستارهای فروزان، در گونه راستش خال سیاهی هست، بر دوش او دو عبای سفید نازک است، گویی از مردان بنی اسرائیل (میان بالا) است. گنجها را بیرون میآورد و بلاد شرک را فتح میکند.(1)
مهدی مردی از تبار من است، چهرهاش چون ستارهای فروزان میدرخشد، رنگش رنگ عربی ـ گندمگون ـ و اندامش اسرائیلی ـ میان بالا ـ میباشد. زمین را پر از عدل و داد کند، همان گونه که پر از جور و ستم شده باشد. در خلافت او اهل زمین و اهل آسمان، حتّی پرندگان هوا خشنود میشوند.(2)
او راست قامت و متوسّط القامه، زیباروی، زیباموی، با دماغی باریک و کشیده، با پیشانی بلند و گشاده است.(3)
1) [1] . حموینی، فرائد السّمطین، ج 2، ص 314؛ ابن صبّاغ مالکی، الفصول المهمّة، ص 298؛ متّقی هندی، کنزالعمّال، ج 14، ص 268؛ مقدسی، فرائد فوائد الفکر، ص 246؛ قنوجی، الإذاعة، ص 120.
2) [2] . شیرویه، الفردوس بمأثور الخطاب، ج 4، ص 221؛ گنجی شافعی، البیان، ص 80؛ همو، کفایة الطّالب، ص 501؛ سلمی، عقد الدّرر، ص 34؛ ابن حجر، القول المختصر، ص 36؛ همو، الصّواعق المحرقة، ص 164؛ متّقی هندی، البرهان، ص 93؛ مقدسی، فرائد فوائد الفکر، ص 241، ابن صبّاغ، الفصول المهمّة، ص 294؛ حمزاوی، مشارق الأنوار، ص 112؛ حلوانی، القطر الشّهدی، ص 47؛ سیوطی، الحاوی، ج 2، ص 63؛ قندوزی، ینابیع المودّة، ج 3، ص 263.
3) [3] . قرمانی، أخبار الدُّوَل و آثار الاُوَل، ص 117.
در آخر الزّمان مردی از تبار من خروج میکند که جوانی زیباروی با دماغی باریک و کشیده است.(1)
مهدی طاووس بهشتیان است.(2)
این بود دوازده نمونه از دهها حدیث رسیده از حضرت ختمی مرتبت، پیرامون نشانههای ظاهری حضرت خاتم الأوصیاء، و اینک برای تکمیل بحث، چند نمونه از احادیث امیربیان، پیشوای پرواپیشگان، حضرت امیرمؤمنان علیهالسلام، از منابع حدیثی اهل سنّت تقدیم میشود:
13- هُوَ شَابٌّ مَرْبُوعٌ، حَسَنُ الْوَجْهِ، یَسِیلُ شَعْرُهُ عَلَی مَنْکِبَیْهِ، یَعْلُو نُورُ وَجْهِهِ سَوَادَ شَعْرِهِ وَلِحْیَتِهِ وَ رَأْسِهِ؛
او جوانی متوسّط القامه و زیباروی است، که موهایش بر شانههایش میریزد، فروغ چهرهاش بر موهای مشکی سر و صورتش نور افشانی میکند.(3)
14- رَ جُلٌ أَجْلَی الْجَبِینِ، أَقْنَی الْأَنْفِ، ضَخْمُ الْبَطْنِ، أَزْیَلُ الْفَخِذَیْنِ، أَبْلَجُ الثَّنَایَا، بِفَخِذِهِ الْیُمْنَی شَامَة؛
او مردی پیشانی گشاد، بینی کشیده، سینه ستبر، رانها کم گوشت و از هم جدا،
دندانها برّاق، با خالی در ران راست میباشد.(1)
15- کَثُّ اللِّحیَةِ، أَکحَلُ العَینَینِ، بَرّاقُ الثَّنَایَا، فِی وَجهِهِ خَالٌ، أَقنَی، أَجلَی، فِی کِتفِهِ عَلامَةُ النَّبِیِّ، رَایَتُهُ مِن مُرَطٍ مَعلَمَةٍ ـ مَخمَلَةٍ-، سَودَاءَ مَربَعَةٍ، فِیهَا جَمَمٌ، لَم تُنشَر مُنذُ تُوُفِّیَ النَّبِی، وَلا تُنشَرُ حَتّی یَخرُجَ المَهدِیُّ، یَمُدُّهُ اللّهُ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ المَلائِکَةِ، یَضرِبُونَ وُجُوهَ مَن خَالَفَهُم وَ أَدبَارَهُم، یُبعَثُ وَ هُوَ مَا بَینَ الثَّلاثِینَ إِلَی الأَربَعِینَ؛
محاسن شریفش پرپشت، دیدگانش سرمه کشیده (پلکها مشکی)، دندانها برّاق، بینیاش ظریف و کشیده، پیشانیاش گشاد، بر شانهاش نشان پیامبر اکرم (شبیه مهر نبوّت)، پرچمش از پارچهای لطیف و بدون درز، نشاندار، تیره رنگ و چهار گوش، به حالت پیچیده و انباشته شده، از روزی که پیامبر اکرم وفات نموده، باز نشده و باز نمیشود تا روزی که مهدی ظهور کند.
خداوند او را با سه هزار فرشته یاری میکند.
آنها بر صورت و پشت مخالفان میزنند.
هنگامی که خداوند او را برانگیخته میکند، بین 30 الی 40 ساله به نظر میرسد.(2)
در این بخش 12 حدیث از اشرف کاینات و 3 حدیث از پیشوای پرواپیشگان امیرمؤنان علیهالسلام، از منابع پایه و مرجع اهل سنّت آوردیم، که در آنها سیمای دلربای جان جانان، حجّت یزدان، قطب دایره عالم امکان، رمز بقای
زمین و آسمان، حضرت صاحب العصر والزّمان عجّل اللّه فرجه، به صورت صریح و شفّاف ترسیم شده است.
ویژگیهای ظاهری آن حضرت، بر اساس احادیث یاد شده، در یک جمعبندی ساده و شفّاف به این شرح است:
جوانی زیباروی و دلربا
چهرهای درخشان، نورافشان، همچون ستارهای فروزان
با خال مشکین فام بر گونهی راست
با موهایی زیبا و فروهشته بر شانهها
لاغر اندام و میان بالا
با قامتی متوسّط و استوار
سپید و گندمگون
با محاسن انبوه و پرپشت
پلکها مشکی
دیدهها میشی، سرمه کشیده و شب زندهدار
دندانها برّاق و از هم جدا
پیشانی بلند و گشاده
دماغ باریک، کشیده و کمانی
رانها کم گوشت و از هم جدا
در سنینی به ظاهر 30 الی 40 ساله
با عبایی سفید و نازک
با مهر نبوّت بر شانه
18.با پرچمی به رنگ تیره، نشاندار، چهارگوش، از پارچهای لطیف و بدون درز
کمال الدین، محمد بن طلحه شافعی، متوفّای 652 ق. پس از نقل شماری از احادیث یاد شده و تصریح بر صحّت سند آنها مینویسد:
همه این اوصاف را که به عنوان نشانههای ظاهری حضرت مهدی علیهالسلام بیان شده، در وجود مقدّس ابوالقاسم محمد، خلف صالح علیهالسلام یافتیم و هرگز در شخص دیگری یافت نشده، پس لازم است که به وجود این اوصاف در وجود او اعتراف کنیم و صاحب این اوصاف را همان مهدی موعود بدانیم.(1)
چکیده
خداوند منّان در کتب انبیای پیشین، ویژگیهای ظاهری رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله را به طوری ترسیم کرده که سیمای دلربای پیامبر اکرم را هر شخص آشنا با متون عهد قدیم و عهد جدید مشاهده میکرد، او را به آسانی تشخیص میداد، چنان که منطق وحی از آن پرده برداشته میفرماید:
آنان که به آنها کتاب دادیم، او را میشناسند، همان گونه که فرزندان خود را میشناسند.(2)
خداوند متعال در مورد حضرت مهدی علیهالسلام نیز ویژگیهای ظاهری، جمال بیمثال، طراوت جوانی، خال هاشمی، مهر امامت و خصوصیّات پرچم هدایت را نیز طوری بیان فرموده که هرکس آن امام همام را در دوران ظهور مشاهده کند، او را خواهد شناخت.
در این درس 15 حدیث در این رابطه، منحصرا از منابع اهل سنت، از کتب
پایه و مرجع آنها نقل کردیم.
برای تحقیق بیشتر:
البیان فی أخبار صاحب الزّمان، تألیف: گنجی شافعی، مستشهد 658 ق.
عِقد الدُّرَر فی أخبار المنتظَر، تألیف: یوسف بن یحیی مقدسی شافعی سلمی، متوفای 658 ق.
العَرفُ الوَردی فی أخبار المهدی، تألیف: جلال الدین سیوطی، متوفای 911 ق.
البرهان فی علامات مهدی آخر الزّمان، تألیف: متّقی هندی، متوفای 975ق.
القول المختصر فی علامات المهدی المنتظَر، تألیف: ابن حجر مکّی، متوفای 974 ق.
فرائد فوائد الفکر فی الامام المهدی المنتظر، تألیف: مرعی بن یوسف مقدسی حنبلی، متوفای 1033 ق.
تقریباً همه آنچه در درس اول از منابع اهل سنّت نقل کردیم، در منابع شیعه به نقل از کتب عامّه آمده است، لذا روایاتی که به راویان اهل سنّت برمیگشت، در این درس نیاوردیم، در اینجا تنها روایاتی آورده میشود که از طریق اهلبیت علیهمالسلام از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله یا دیگر پیشوایان معصوم علیهمالسلام، پیرامون اوصاف جسمی و نشانههای ظاهری حضرت مهدی علیهالسلام به دست ما رسیده است.
1- ابوسعید خدری از رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله روایت کرده که فرمود:
لَیَقُومَنَّ عَلَی أُمَّتِی رَجُلٌ مِن أَهلِ بَیتِی، أَقنَی، أَجلَی، یُوسِعُ الأَرضَ عَدلاً، کَمَا اَوسَعَت جَوراً؛
بیگمان مردی از اهل بیت من در میان امّتم قیام میکند که بینیاش باریک و کشیده و پیشانیاش گشاده است.
با عدالتش پهنهی گیتی را فرا میگیرد، همان گونه که ستم آن را فرا گرفته باشد.(1)
2- در حدیث دیگری فرمود:
لَا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّی یَمْلِکَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ بَیْتِی، أَجلَی، أَقنَی، یَمْلَأُ الْأَرْضَ
1) [1] . طبری، دلائل الامامه، ص 469، ح 458.
عَدْلًا، کَمَا مُلِئَتْ قَبلَهُ جَوراً؛
رستاخیز برپا نمیشود تا هنگامی که مردی از اهل بیت من به قدرت برسد، که پیشانیاش گشاد و بینیاش باریک و کشیده است، زمین را پر از عدل نماید، آن گونه که پیش از او پر از ستم شده باشد.(1)
3- و در حدیث دیگر فرمود:
الْمَهْدِیُّ مِنْ وُلْدِی، اسْمُهُ اسْمِی، وَکُنْیَتُهُ کُنْیَتِی، أَشْبَهُ النَّاسِ بِی خَلْقاً وَخُلْقاً؛
مهدی از تبار من است، همنام و هم کنیهی من میباشد، در سیرت و صورت از همه به من شبیهتر است.(2)
4- و در حدیث دیگری فرمود:
کَأَنَّهُ رَجُلٌ مِن شَنُوءَة، عَلَیهِ عَبَاءَتَانِ قَطوَانِیتَانِ؛
گویی او مردی از «شَنُوءَه» میباشد که بر دوش او دو عبای سفید و نازک است.(3)
«شَنُوءَه» منطقهای در یمن است که قبیله «اَزد» به آنها منسوباند(4)مردان این منطقه به زیبایی ضرب المثل هستند(5). و به کسی گفته میشود که به شدّت از پلیدی اجتناب کند.(6)به عبای نازک و سفید «قَطوانی» گویند و قَطوان نام
محلّی در کوفه و محلّ دیگری در سمرقند میباشد.(1)
5- و در حدیث دیگری فرمود:
الْمَهْدِیُّ طاوُوسُ أَهلِ الجَنَّةِ، وَجهُهُ کَالقَمَرِ الدُّرِّی، عَلَیهِ جَلابِیبُ النُّورِ؛
مهدی طاووس اهل بهشت است، صورتش چون ماه تابان است و اشعّههای نور از آن ساطع است.(2)
6- پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در شب معراج انوار درخشان امامان معصوم علیهمالسلام را بر ساقهی عرش مشاهده کرد، اسامی آنها را یکایک بیان نمود و در مورد آخرین امام نور فرمود:
وَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ الْقَائِمِ فِی وَسَطِهِمْ کَأَنَّهُ کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ؛
حجّة بن الحسن، آن امام قائم علیهالسلام است که چون ستارهای فروزان در میان آنها ایستاده بود.(3)
7- امیر بیان، پیشوای پرواپیشگان، در وصف آن نادرهی خلقت میفرماید:
هُوَ شَابٌّ مَرْبُوعٌ، حَسَنُ الْوَجْهِ، حَسَنُ الشَّعْرِ، یَسِیلُ شَعْرُهُ عَلَی مَنْکِبِهِ، وَ یَعْلُو نُورُ وَجْهِهِ سَوَادَ شَعْرِ لِحْیَتِهِ وَ رَأْسِهِ، بِأَبِی ابْنُ خِیَرَةِ الْإِمَاء؛
او جوانی متوسّط القامه، زیباروی و زیباموی میباشد که موهایش بر شانهاش میریزد و نور صورتش بر سیاهی موی سر و صورتش غلبه میکند، پدرم به فدای فرزند بهترین کنیزان باد.(4)
1) [1] . یاقوت، همان، ج 4، ص 375.
2) [2] . حائری، الزام النّاصب، ج 1، ص 527.
3) [3] . شیخ صدوق، عیون الأخبار، ج 1، ص 47.
4) [4] . شیخ مفید، الارشاد، ج 2، ص 382؛ شیخ طوسی، الغیبة، ص 470؛ ابن فتال، روضة الواعظین، ج 2، ص 23؛ طبرسی، إعلام الوری، ج 2، ص 294؛ اربلی، کشف الغمّه، ج 3، ص 254؛ نیلی، منتخب الأنوار المضیئة، ص 56؛ بیاضی، الصّراط المستقیم، ج 2، ص 253؛ شیخ حرّ، اثبات الهداة، ج 3، ص 730؛ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 51، ص 36.
8- و در حدیث دیگری فرمود:
یَخْرُجُ رَجُلٌ مِنْ وُلْدِی فِی آخِرِ الزَّمَانِ، أَبْیَضُ اللَّوْنِ، مُشْرَبٌ بِالْحُمْرَةِ، مُبْدَحُ الْبَطْنِ، عَرِیضُ الْفَخِذَیْنِ، عَظِیمٌ مُشَاشُ الْمَنْکِبَیْنِ، بِظَهْرِهِ شَامَتَانِ، شَامَةٌ عَلَی لَوْنِ جِلْدِهِ، وَ شَامَةٌ عَلَی شِبْهِ شَامَةِ النَّبِیِّ؛
مردی از نسل من در آخرالزّمان خروج میکند که رنگش سفید، آمیخته با سرخی است، سینه ستبر، رانها پهن، استخوان شانههایش درشت و در پشتش دو نشانی است:
نشانی به رنگ پوست
نشان دیگر همان نشان پیامبر (مهر نبوّت).(1)
9- و در حدیث دیگری فرمود:
وَ هُوَ رَجُلٌ أَجْلَی الْجَبِینِ، أَقْنَی الْأَنْفِ، ضَخْمُ الْبَطْنِ، أَزْیَلُ الْفَخِذَیْنِ، بِفَخِذِهِ الْیُمْنَی شَأْمَةٌ، أَفْلَجُ الثَّنَایَا، وَ یَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا، کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْرا؛
او مردی با پیشانی بلند، بینی کشیده، سینه ستبر، رانها از هم جدا، با نشانی در ران راست و دندانها از هم جدا میباشد. زمین را پر از عدالت کند، همان گونه که از جور و ستم پر شده است.(2)
10- امام باقر علیهالسلام در وصف آن در دانهی خلقت میفرماید:
مُشرَفُ الحَاجِبَینِ، غَائِرُ العَینَینِ، بِوَجهِهِ أَثَرٌ؛
ابروهایش کمانی، دیدگانش بر گودی نشسته، در چهرهاش نشانی (خالی) است.(1)
11- در حدیث دیگری فرمود:
الْمَهْدِیُّ رَجُلٌ مِنْ وُلْدِ فَاطِمَةَ، وَ هُوَ رَجُلٌ آدَم؛
مهدی علیهالسلام مردی از فرزندان فاطمه و مردی گندمگون میباشد.(2)
12- و در مورد امامت آن حضرت در سنین کودکی فرمود:
صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ أَصْغَرُنَا سِنّاً وَ أَخْمَلُنَا شَخْصاً؛
صاحب این امر از نظر سنّی از همهی ما کوچکتر و از جهت شخص از همهی ما کم آوازهتر میباشد.(3)
نعمانی در شرح این حدیث شریف مینویسد: حضرت بقیة اللّه ارواحنا فداه در میان امامان از همهی آنها در سنین کمتری به امامت رسیده است، زیرا هنوز بیش از پنج بهار از عمر شریفش سپری نشده بود که به امامت رسید.(4)
13- و در مورد امامتش در کنهسالی میفرماید:
وَأمَّا شَبَهُهُ مِنْ یُونُسَ بْنِ مَتَّی، فَرُجُوعُهُ مِنْ غَیْبَتِهِ وَ هُوَ شَابٌّ بَعْدَ کِبَرِ السِّنِّ؛
اما شباهت آن حضرت به یونس به متّی، بازگشت او از غیبت بانشاط جوانی
پس از کهنسالی میباشد.(1)
14- رییس مذهب، امام جعفر صادق علیهالسلام فرمود:
وَ إِنَّ مِنْ أَعْظَمِ الْبَلِیَّةِ أَنْ یَخْرُجَ إِلَیْهِمْ صَاحِبُهُمْ شَابّاً وَ هُمْ یَحْسَبُونَهُ شَیْخاً کَبِیرا؛
یکی از بزرگترین آزمونهای الهی آن است که صاحب آنها به سیمای جوانی ظهور کند، در حالی که آنها او را پیرمردی کهنسال میپندارند.(2)
15- در حدیث دیگری فرمود:
لَوْ قَدْ قَامَ الْقَائِمُ لَأَنْکَرَهُ النَّاسُ، لِأَنَّهُ یَرْجِعُ إِلَیْهِمْ شَابّاً مُوَفَّقاً، لَا یَثْبُتُ عَلَیْهِ إِلَّا مَنْ قَدْ أَخَذَ اللّهُ مِیثَاقَهُ فِی الذَّرِّ الْأَوَّلِ؛
هنگامی که قائم ما قیام کند، برخی از مردمان او را انکار میکنند، زیرا او به صورت جوانی بانشاط برمیگردد، بر اعتقاد به آن حضرت باقی نمیماند، جز کسانی که خداوند در عالم ذرّ نخستین از آنها پیمان گرفته باشد.(3)
16- امام رضا علیهالسلام در وصف جمال آن حضرت فرمود:
عَلَیْهِ جُیُوبُ النُّورِ، تَتَوَقَّدُ بِشُعَاعِ ضِیَاءِ الْقُدْس؛
بر چهرهاش مشعلی از نور است که از انوار قدسی مشتعل است.(4)
17- رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله در همین رابطه فرمود:
بِأَبِی وَ أُمِّی سَمِیِّی وَ شَبِیهِی وَ شَبِیهُ مُوسَی بْنِ عِمْرَانَ، عَلَیْهِ جُیُوبُ النُّورِ،
یَتَوَقَّدُ مِنْ شُعَاعِ الْقُدْسِ؛
پدر و مادرم فدای او باد، که همنام من و شبیه من و شبیه موسی بن عمران است که هالهای از نور گرداگرد او را فرا گرفته است، که از اشعّهی انوار قدسی شعلهور میباشد.(1)
18- حضرت علی بن موسی علیهالسلام فرمود:
عَلَامَتُهُ أَنْ یَکُونَ شَیْخَ السِّنِ، شَابَّ الْمَنْظَرِ، حَتَّی إِنَّ النَّاظِرَ إِلَیْهِ لَیَحْسَبُهُ ابْنَ أَرْبَعِینَ سَنَةً أَوْ دُونَهَا؛
نشانه آن حضرت این است که در کهنسالی به سیمای جوانی باشد، کسی که به او مینگرد، او را چهل ساله یا کمتر میپندارد.(2)
19- در حدیث دیگری در همین رابطه فرمود:
وَ إِنَّ الْقَائِمَ هُوَ الَّذِی إِذَا خَرَجَ کَانَ فِی سِنِ الشُّیُوخِ وَ مَنْظَرِ الشُّبَّانِ، قَوِیّاً فِی بَدَنِهِ، حَتَّی لَوْ مَدَّ یَدَهُ إِلَی أَعْظَمِ شَجَرَةٍ عَلَی وَجْهِ الْأَرْضِ لَقَلَعَهَا، وَ لَوْ صَاحَ بَیْنَ الْجِبَالِ لَتَدَکْدَکَتْ صُخُورُهَا، یَکُونُ مَعَهُ عَصَا مُوسَی وَ خَاتَمُ سُلَیْمَانَ؛
قائم علیهالسلام کسی است که به هنگام خروج در سنّ کهنسالی و در سیمای جوانی خواهد بود.
او به قدری توان جسمی دارد که اگر دستش را به سوی بزرگترین درخت روی زمین دراز کند، آن را از ریشه و بن برمیکند و اگر در میان کوهها بانگ
برآورد، صخرههایش فرو ریزد.
عصای موسی و انگشتری حضرت سلیمان با او خواهد بود.(1)
20- پیشوای ششم شیعیان در وصف جمالش فرمود:
مَقْرُونَ الْحَاجِبَیْنِ، أَقنَی الأَنفِ؛
ابروهایش به هم پیوسته و بینیاش باریک و کشیده است.(2)
از مجموع احادیثی که در این درس از پیشوایان معصوم علیهمالسلام پیرامون ویژگیهای ظاهری یوسف زهرا علیهالسلام نقل کردیم، به این نتیجه میرسیم که شاخصههای ظاهری آن حضرت چنین است:
1- ابروها کمانی و به هم پیوسته
2- استخوان شانهها درشت
3- امامت در سنین کودکی
4- انگشتری حضرت سلیمان در دست
5- به ظاهر 30 الی 40 ساله
6- تأثیر نفس عجیب
7- توان جسمی بینظیر
8- جوانی رعنا و رشید
9- چهرهای بسیار نورانی چون ستارهای درخشان
10- پیشانی بلند و گشاده
11- بینی باریک و کشیده
12- دیدگان ژرف
13- دندانها زیبا و از هم جدا
14- رانها کم گوشت و از هم جدا
15- زیباروی و زیباموی
16- سرخ و سفید
17- شبیهترین انسانها به پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله
18- عبای سفید بر دوش و عصای حضرت موسی در دست
19- فرزند بهترین کنیزان
20- گندمگون و متوسّط القامه
21- نشاط جوانی در عهد کهنسالی
22- هالهای از نور در گرداگرد سیما
چکیده
همهی آنچه در درس نخستین از احادیث اهل سنّت نقل کردیم، همهی آنها را از ویژگیهای ظاهری، توان جسمی، جمال بی مثال، امامت در سنین کودکی، نشاط جوانی در کهنسالی، نام پدر، مادر، مهر امامت، خال هاشمی، همراه داشتن ودایع نبوّت و دیگر ویژگیهایی که هر کس در عصر ظهور به محضرش شرفیاب شود، او را با آن نشانهها بشناسد، در ضمن 20 حدیث، از رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله و دیگر پیشوایان معصوم علیهمالسلام، ازکتب حدیثی، از طریق اهلبیت علیهمالسلام نقل کردیم.
با نگاهی گذرا به این احادیث، هیچ تردیدی نمیماند در این که حضرت
مهدی علیهالسلام فرزند امام حسن عسکری علیهالسلام و دوازدهمین امام از امامان نور است و سخن از مهدی نوعی افسانهای بیش نیست.
برای تحقیق بیشتر:
کمال الدین و تمام النّعمة، تألیف: شیخ صدوق، متوفّای 381 ق.
الغیبة، تألیف: نعمانی، به سال 342 ق.
الغیبة، تألیف: شیخ طوسی، متوفّای 450 ق.
بحارالانوار، تألیف: علامه مجلسی، جلد 51، متوفّای 1110 ق.
نجم ثاقب، تألیف: میرزا حسین نوری، متوفّای 1320 ق.
بیش از 200 جلد کتاب مستقل از سوی دانشمندان اهل سنّت پیرامون حضرت ولی عصر ارواحنا فداه تألیف شده، که در آنها احادیث وارده از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله از طریق عامّه با اسناد مختلف نقل شده، بررسی سندی شده، پس از نقض و ابرام برخی به عنوان حدیث صحیح و حسن و برخی دیگر به عنوان ضعیف و غیر معتبر معرّفی شدهاند.
یکی از علمای بزرگ وهّابیها به نام: «دکتر عبدالعلیم عبدالعظیم بستوی» موضوع مهدویت را موضوع رساله دکترای خود در دانشگاه ملک عبدالعزیز مکّه مکرّمه قرار داد، به سال 1398 ق. در دانشگاه امّ القری مکّه معظّمه دفاع کرد، سپس آن را در دو جلد منتشر نمود:
المهدی المنتظر فی ضوء الأحادیث والآثار الصّحیحة وأقوال العلماء وآراء الفرق المختلفة
الموسوعة فی أحادیث المهدی الضّعیفة والموضوعة
مؤلّف جمعاً 338 حدیث از احادیث مهدویت را در این اثر گرانبهای خود آورده، آنها را بررسی سندی کرده، احادیث صحیحه را در جلد اول و احادیث
ضعیفه را در جلد دوم آورده است.
ما در اینجا تعدادی از احادیث صحیحه را از جلد اول آن نقل میکنیم:
الْمَهْدِیُّ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ، یُصْلِحُهُ اللّهُ فِی لَیْلَة؛
مهدی از ما اهل بیت است، خداوند امر او را در یک شب اصلاح میکند.(1)
بستوی این حدیث را از 15 منبع معتبر نقل کرده(2)سپس بررسی سندی کرده و در پایان نتیجه گرفته که سند آن نیکو میباشد.(3)
یخرُجُ فِی آخِرِ أُمَّتِی الَمهدِی، یسقِیهِ اللّهُ الغَیثَ، وَتُخرِجُ الأَرضُ نَبَاتَهَا وَیعطِی المَالَ صَحاحاً، وَتَکثُرُ الماشِیةُ، وَتَعظُمُ الأُمَّةُ؛
مهدی در پایان امّت من خارج میشود، خداوند او را با بارش سیراب میکند، زمین گیاهش را بیرون میفرستد. او مال را به طور صحیح عطا میکند، دام فراوان شود و امّت بزرگ گردد.(4)
بستوی آن را از حاکم نیشابوری و متّقی هندی روایت کرده(5)اسنادش را بررسی کرده و نتیجه گرفته که سندش صحیح است.(6)
1) [1] . بَستَوی، المهدی المنتظر فی ضوء الأحادیث والآثار الصّحیحة، ص 147.
2) [2] . ابن ماجه، السّنین، ج 2، ص 1367، ح 4085؛ احمد حنبل، المسند، ج 1، ص 84؛ ابن ابی شیبه، المصنَّف، ج 8، ص 678، ح 190؛ بخاری، التاریخ الکبیر، ج 1، ص 317؛ ابویعلی، المسند، ج 1، ص 359؛ ابونعیم، حلیة الأولیاء، ج 3، ص 177؛ همو، أخبار اصبهان، ج 1، ص 170.
3) [3] . بستوی، همان، ص 157.
4) [4] . همان، ص 163.
5) [5] . حاکم، المستدرک للصّحیحین، ج 4، ص 557؛ متّقی هندی، کنز العمّال، ج 7، ص 188.
6) [6] . بستوی، همان، ص 165.
یکُونُ فِی أُمَّتِی المَهدِیّ... یملَأُ الأَرضَ قِسطاً وَعَدلاً، تُخرِجُ الأَرضُ نَباتَها وَتُمطِرُ السَّماءُ قَطرَها؛
مهدی در امّت من خواهد بود... زمین را پر از عدل و داد مینماید، زمین گیاهش را بیرون میفرستد و آسمان باران خود را میبارد.(1)
بستوی این حدیث را از طریق احمد حنبل، ابن ابی شیبه و نعیم بن حماد روایت کرده(2)سپس سند آنها را بررسی کرده و در پایان نتیجه گرفته که سند آنها نیکوست.(3)
ینزِلُ عِیسَی بنُ مَریمَ، فَیقُولُ أَمِیرُهُمُ الْمَهْدِیّ:
تَعَالَ صَلِّ بَنَا.
فَیقُولُ: لا، إِنَّ بَعضَهُم أَمِیرُ بَعضٍ، تَکرِمَةَ اللّهِ لِهَذِهِ الأُمَّةِ؛
حضرت عیسی بن مریم فرود آید، امیر مردمان حضرت مهدی علیهالسلام میفرماید: بیا و نماز را اقامه کن.
حضرت عیسی علیهالسلام میفرماید: نه، برخی از این امّت امام برخی دیگر است و این اکرام خدا به این امّت است.(4)
بستوی این حدیث را از ابن قیّم جوزیه و ابونعیم اصفهانی روایت کرده،
بررسی سندی نموده،(1)صحیح بودن سندش را اثبات کرده است.(2)
الْمَهْدِیُّ مِنْ عِتْرَتِی مِنْ وُلْدِ فَاطِمَة؛
مهدی از عترت من، از تبار فاطمه است.(3)
بستوی این حدیث را از 13 طریق روایت کرده(4)اسنادش را بررسی نموده، نیکو بودن سندش را اثبات نموده است.(5)
یَدخُلُ فِیهِم، عَلَی عِدَّةِ أَصحَابِ بَدرٍ، لَم یَسبِقُهُم الأَوَّلُونَ وَلا یُدرِکُهُمُ الآخِرُونَ، وَعَلی عَدَدِ أَصحَابِ طَالُوتَ الَّذِینَ جَاوَزُوا مَعَهُ النَّهرَ؛
او در میان آنها وارد میشود با یارانی به تعداد اصحاب بدر، که هرگز نه پیشینیان به مقام آنها رسیدهاند و نه پسینیان به مقام آنها میرسند. و به تعداد اصحاب طالوت که همراه او از نهر گذشتند.(6)
بستوی آن را از مستدرک حاکم روایت کرده(7)اسنادش را بررسی نموده، به
1) [1] . ابن قَیِّم، المنار المنیف، ص 147؛ ابونُعَیم، أخبار المهدی، به نقل سیوطی، الحاوی للفتاوی، ج 2، ص 134.
2) [2] . بستوی، همان، ص 182.
3) [3] . همان، ص 195.
4) [4] . ابوداود، السّنن، ج 4، ص 107؛ ابن ماجه، السّنن، ج 2، ص 1368؛ حاکم، المستدرک للصّحیحین، ج 4، ص 557؛ بخاری، التّاریخ الکبیر، ج 3، ص 346؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ج 23، ص 267؛ ذهبی، تذکرة الحفّاظ، ج 2، ص 463.
5) [5] . بستوی، همان، ص 203.
6) [6] . همان، ص 206.
7) [7] . حاکم، المستدرک للصّحیحین، ج 4، ص 554.
نیکو بودن سند آن تصریح نموده است.(1)
إِنَّ المَهدِیَّ لا یَخرُجُ حَتّی یُقتَلَ النَّفسُ الزَّکِیَّةُ، فَإِذا قُتِلَتِ النَّفسُ الزَّکِیَّةُ غَضِبَ عَلَیهِم مَن فِی السَّماءِ وَ مَن فِی الأَرضِ، فَأَتَی النّاسُ المَهدِیَّ فَزَفُّوهُ کَمَا تُزَفُّ العَرُوسُ إلَی زَوجِهَا، لَیلَةَ عُرسِهَا، وَهُوَ یملَأُ الأَرضَ قِسطَاً وَعَدلاً، وَ تُخرِجُ الأَرضُ مِن نَبَاتِهَا، وَ تَمطِرُ السَّماءُ مَطَرَها، وَتَنعَمُ أُمَّتِی فِی وِلایتِهِ نِعمَةً لَم تَنعَمها قَطُّ؛
مهدی علیهالسلام خروج نمیکند، جز هنگامی که نفس زکیه کشته شود. وقتی که نفس زکیه کشته شود، ساکنان آسمان و ساکنان زمین خشمگین میشوند، پس مردم به سوی مهدی علیهالسلاممیآیند، او را همانند عروسی که در شب عروسی به حجله داماد برده میشود، با اکرام و اجلال میبرند.
او زمین را پر از عدل و داد کند، زمین گیاهش را بیرون میفرستد، آسمان بارش خود را میبارد.
امّت من در زمان ولایت او آن چنان در ناز و نعمت زندگی میکنند که هرگز چنین ناز و نعمتی را ندیدهاند.(2)
بستوی این حدیث را از طریق ابن ابی شیبه روایت کرده(3)بررسی سندی نموده، سندش را صحیح دانسته و همهی رجالش را توثیق نموده است.(4)
یا أَهلَ الکُوفَةِ أَنتُم أَسعَدُ النّاسِ بِالمَهدِیّ؛
ای اهل کوفه! شما در رابطه با حضرت مهدی علیهالسلام خوشبختترین انسانها هستید.(1)
بستوی این حدیث را از سه طریق روایت کرده(2)بررسی سندی نموده، سندش را نیکو داشته است.(3)
أَلمَهدِیُّ مِن هَذِهِ الأُمَّةِ وَهُوَ الَّذِی یَؤمُّ عِیسَی بنَ مَریَمَ؛
مهدی از این امّت است و او همان کسی است که بر عیسی بن مریم امامت میکند.(4)
بستوی این حدیث را از دو طریق روایت کرده(5)بررسی سندی کرده، همه رجالش را توثیق نموده، سندش را صحیح دانسته است.(6)
لَا یَخْرُجُ الْمَهْدِیُّ حَتَّی تَطْلُعَ مَعَ الشَّمْسِ آیَةٌ؛
مهدی علیهالسلام خروج نمیکند، جز هنگامی که همراه خورشید نشانهای پدید آید.(7)
1) [1] . همان، ص 215.
2) [2] . ابن ابی شیبه، همان، ص 678، ح 189؛ ابوعمرو دانی، السّنن، ج 5، ص 1058؛ سیوطی، الحاوی للفتاوی، ج 2، ص 138.
3) [3] . بستوی، همان، ص 218.
4) [4] . همان، ص 219.
5) [5] . ابن ابی شیبه، همان، ص 679، ح 195؛ مِروَزی، الفتن، ج 1، ص 374.
6) [6] . بستوی، همان، ص 220.
7) [7] . همان.
بستوی این حدیث را از سه طریق روایت کرده،(1)بررسی سندی نموده، صحیح بودن سند و موثّق بودن راویانش را اثبات نموده است.(2)
ابراهیم بن میسره گوید: به طاووس گفتم: آیا عمر بن عبدالعزیز هدایت یافته بود؟ گفت: آری، لکن آن مهدی موعود نبود، چون آن مهدی آید شخص نیکوکار بر نیکوکاریاش افزوده شود و شخص تبهکار از تباهکاریاش توبه کند. او مال را فراوان میبخشد، بر کارگزاران سخت میگیرد و بر بینوایان ترحّم میکند.(3)بستوی آن را از چهار طریق روایت کرده(4)سندش را بررسی نموده، سندش را نیکو یافته است.(5)
قتاده گوید: به سعید بن مسیب گفتم: آیا مهدی حق است؟ گفت: آری حق است.
پرسیدم: از کیست؟ گفت: از قریش.
پرسیدم: از کدام تیره قریش؟ گفت: از بنی هاشم.
پرسیدم: از کدام تیره بنی هاشم؟ گفت: از آل عبدالمطلّب.
پرسیدم: از کدام شاخه عبدالمطلّب؟ گفت: از فرزندان فاطمه.(6)
بستوی این حدیث را از چهار طریق روایت کرده(7)بررسی سندی نموده،
1) [1] . عبدالرزّاق، المصنَّف، ج 11، ص 373؛ مروزی، الفتن، ج 1،ص 332؛ سیوطی، الحاوی، ج 2، ص 136.
2) [2] . بستوی، همان، ص 221.
3) [3] . همان، ص 222.
4) [4] . ابن ابی شیبه، المصنَّف، ج 8، ص 679، ح 198؛ مروزی، الفتن، ج 1، ص 373؛ سیوطی، الحاوی للفتن، ج 2، ص 136.
5) [5] . بستوی، همان، ص 224.
6) [6] . همان.
7) [7] . ابوعمرو دانی، السّنن، ج 5، ص 1056 و 1060؛ سلمی، عقد الدّرر، ص 23؛ ابن المنادی، الملاحم، ص 179، ح 121.
سندش را نیکو یافته است.(1)
لَوْ لَمْ یَبْقَ مِنَ الدَّهْرِ إِلَّا یَوْمٌ وَاحِدٌ، لَبَعَثَ اللّهُ رَجُلًا مِنْ أَهْلِ بَیْتِی، یَمْلَأُها عَدْلاً کَمَا مُلِئَتْ جَوْرا؛
اگر از روزگار جز یک روز نمانده باشد، خداوند مردی از اهل بیت مرا برمیانگیزاند، تا جهان را پر از عدل کند، همان گونه که پر از ستم شده است.(2)
بستوی این حدیث را از چهار طریق روایت کرده،(3)اسنادش را بررسی نموده، صحّت سندش را اثبات کرده است.(4)
کَیْفَ أَنْتُمْ إِذَا نَزَلَ ابْنُ مَرْیَمَ فِیکُمْ وَ إِمَامُکُمْ مِنْکُم؛
چگونه میشود حال شما هنگامی که پسر مریم در میان شما فرود آید و امام شما از خود شما باشد.(5)
این حدیث را بستوی از 11 طریق نقل کرده(6)اسناد آنها را بررسی نموده،
1) [1] . بستوی، همان، ص 226.
2) [2] . همان، ص 233.
3) [3] . ابوداود، السّنن، ج 4، ص 107؛ احمد حنبل، المسند، ج 1، ص 99؛ ابن ابی شیبه، المصنّف، ج 8، ص 679، ح 194؛ ابوعمرو دانی، السّنن، ج 5، ص 1045.
4) [4] . بستوی، همان، ص 238.
5) [5] . همان، ص 279.
6) [6] . البخاری، الصّحیح، ج 4، ص 205؛ مسلم، الصّحیح، ج 1، ص 136؛ احمد حنبل، المسند، ج 2، ص 336؛ ابن منده، الایمان، ج 2، ص 516؛ ابن حجر، فتح الباری، ج 6، ص 491.
پس از اطمینان از صحّت سند، از حافظ ابوالحسن آبری نقل کرده که گفته است:
روایات متواتر است در این که مهدی از این امّت است و عیسی علیهالسلام در پشت سرِ او نماز خواهد خواند.(1)
آنگاه از ابن حجر عسقلانی نقل کرده که گفته است:
نماز خواندن حضرت عیسی پشت سرِ مردی از این امّت، در آخرالزّمان و در نزدیکی رستاخیز، دلالت روشن دارد بر این که زمین هرگز خالی از حجّت نخواهد بود و حتماً فردی که قیام به حجّت نماید، از سوی پروردگار وجود خواهد داشت و این صحیحترین اقوال میباشد.(2)
چند نکته:
بستوی در این کتاب ارزشمند «المهدی المنتظر فی ضوء الأحادیث والآثار الصّحیحة» 46 حدیث به عنوان حدیث صحیح نقل کرده، که ما فقط 14 حدیث از آنها را نقل کردیم.
به طوری که در آغاز درس یادآور شدیم بستوی از بزرگان وهّابیت میباشد و دو جلد از آثار چاپ شده ایشان به شرح زندگانی محمد بن عبدالوهّاب اختصاص دارد.(3)
چنان که در پاورقی آوردهایم، حدیث چهاردهم در کتاب صحیح بخاری و صحیح مسلم، با سند صحیح نقل شده است، پس آنچه مشهور شده که احادیث مهدویت در صحیحین نیامده، بیپایه است.
چکیده
برخی از معاندان تلاش کردهاند که احادیث مهدویّت را ضعیف و غیر معتبر جلوه دهند و برخی از افراد نا آگاه نیز خیال میکنند که احادیث مهدویّت فقط از نظر احادیث شیعه صحیح و قطعی میباشد، در حالی که بسیاری از بزرگان اهلسنّت آنها را قطعی، مسلّم، صحیح و معتبر دانستهاند.
ما در این درس کتاب ارزشمندی از یک شخصیت برجسته و دانشمند فرهیختهی معاصر معرّفی کردیم، که نه تنها از علمای اهل سنت، بلکه از علمای وهّابی، اهل سعودی، استاد دانشگاه مکّهی معظّمه میباشد و کتابش رسالهی دکترای اوست، که در دانشگاه ملک عبد العزیز مکّه آن را ارایه داده و دفاع کرده است.
وی در این کتاب 46 حدیث با سلسله اسنادش پیرامون حضرت مهدی علیهالسلام نقل کرده، بررسی سندی نموده، بر صحّت سند، استواری متن و متواتر بودن محتوای آنها تأکید کرده است.
جالبتر این که این کتاب در مکّهی معظّمه چاپ شده است.
برای تحقیق بیشتر:
المصنَّف، تألیف: ابن ابی شیبه، متوفّای 225 ق.
فتح الباری، تألیف: ابن حجر عسقلانی، متوفّای 852 ق.
المهدی المنتظر، تألیف: عبدالعلیم عبدالعظیم بستوی ـ معاصر ـ
بسیاری از علمای عامّه به صراحت اعلام کردهاند که احادیث مهدویت به حدّ تواتر رسیده است، که از آن جمله است:
اخبار متواتر و مستفیض است از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در مورد «مهدی» و این که مهدی از اهل بیت پیامبر است، هفت سال حکومت میکند(1)زمین را پر از عدل و داد مینماید و این که حضرت عیسی بیرون میآید و او را در کشتن دجّال یاری میکند و آن حضرت بر امّت اسلامی امامت میکند و عیسی علیهالسلام پشت سر او نماز میخواند.
بسیاری از علمای اهل سنّت عین عبارت «آبری» را نقل کرده و تأیید نمودهاند که از آن جمله است:
1) [1] . بر اساس احادیث صحیحه که با سند صحیح از طریق اهلبیت علیهمالسلام به ما رسیده، مدّت حکومت حضرت بقیة اللّه ارواحنا فداه پس از ظهور 309 سال میباشد [ شیخ طوسی، الغیبة، ص 474؛ دلائل الامامة، ص 241؛ شیخ حرّ عاملی، اثبات الهداة، ج 3، ص 516؛ محدّث بحرانی، حلیة الأبرار، ج 2، ص 598؛ علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج 52، ص 291 ]
محمد بن احمد بن ابی بکر قرطبی، متوفّای 671 ق.(1)
جمال الدّین، ابوالحجّاج یوسف بن عبدالرّحمن مزّی، متوفّای 742 ق.(2)
شمس الدّین، محمد بن ابی بکر دمشقی، مشهور به: ابن قیّم جوزیه، متوفّای 751 ق.(3)
شهاب الدّین، احمد بن علی عسقلانی، مشهور به: ابن حجر، متوفّای 852 ق.(4)
شمس الدّین، محمد بن عبدالرّحمن سخاوی، متوفّای 902 ق.(5)
جلال الدّین، عبدالرّحمن بن ابی بکر سیوطی، متوفّای 911 ق.(6)
شهاب الدّین، احمد بن محمد مکّی، مشهور به: ابن حجر هیتمی، متوفّای 974 ق.(7)
نورالدّین، علی بن محمد سلطان، مشهور به: ملاّ علی قاری، متوفّای 1014 ق.(8)
مرعی بن یوسف بن ابی بکر حنبلی، متوفّای 1033 ق.(9)
1) [1] . قرطبی، التّذکرة، ج 2، ص 723؛ مختصر التّذکرة، ص 174؛ الجامع لأحکام القرآن، ج 8 ص 122.
2) [2] . مزی، تهذیب الکمال، ج 6، ص 596.
3) [3] . ابن قیّم، المنار المنیف، ص 142.
4) [4] . ابن حجر، فتح الباری، ج 6، ص 494.
5) [5] . سخاوی، فتح المغیث، ج 3، ص 41.
6) [6] . سیوطی، العرف الوردی، ص 176؛ همو، الحاوی، ج 2، ص 165.
7) [7] . هیتمی، الصّواعق المحرقة، ص 99.
8) [8] . ملاّ علی قاری، رسالة المهدی من آل الرّسول، ص 25.
9) [9] . مقدسی کرمی، فرائد فوائد الفکر فی الامام المهدی المنتظر، ص 232 و 292.
محمد بن عبدالرّسول برزنجی، متوفّای 1103 ق.(1)
ابوعبداللّه محمد بن عبدالباقی زرقانی، متوفّای 1122 ق.(2)
شمس الدّین محمد بن احمد سفارینی، متوفّای 1188 ق.(3)
محمد بن علی شوکانی، صاحب «نیل الأوطار» متوفّای 1250 ق. که در این رابطه کتاب مستقلّی نوشته و آن را «التّوضیح فی تواتر ما جاء فی المهدی المنتظر والدجّال والمسیح» نامیده است.(4)
شوکانی که مورد قبول همه علمای اهل سنّت، به ویژه وهّابیها میباشد، در این کتاب مینویسد:
احادیث مهدی که در دسترس من بود، پنجاه حدیث میباشد، که در میان آنها صحیح، حسن و ضعیف منجبر هست، که بدون شک و شبهه متواتر هستند و بر اساس اصطلاح اهل فن به کمتر از آن متواتر صدق میکند.
بسیاری از بزرگان عامّه، این متن را از ایشان عیناً نقل کردهاند، که از آن جمله است:
1) [1] . برزنجی، الإشاعة فی أشراط السّاعة، ص 87 و 189.
2) [2] . زرقانی، شرح المواهب اللّدنیة، به نقل کتانی در نظم المتناثر، ص 145.
3) [3] . سفارینی، لوائح الأنوار البهیة، ج 2، ص 80 و مختصر لوائح، ص 343.
4) [4] . شوکانی، البدر الطّالع، ج 2، ص 222.
5) [5] . قنوجی، الإذاعة، ص 128، 153، 154 و 165.
6) [6] . ناصف، غایة المأمول، ج 5، ص 327.
شیخ عبدالمحسن العبّاد، معاصر، استاد دانشگاه مدینه.(1)
شیخ محمد منتصر الکنانی، معاصر، مقیم مکّه معظّمه.(2)
استاد ناصر الدّین الألبانی، معاصر، در «رسالة حول المهدی المنتظر».(3)
محمد أنور شاه کشمیری، متوفّای 1352 ق. نیز کتابی در این رابطه تألیف کرده، آن را «التّصریح بما تواتر فی نزول المسیح» نام نهاده است.
یکی از احادیثی که ایشان در کتاب نقل کرده، حدیث جابر بن عبداللّه انصاری از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میباشد که فرمود:
مَن أَنکَرَ خُرُوجَ المَهدِیِّ فَقَد کَفَرَ بِمَا أُنزِلَ عَلَی مُحَمَّدٍ صلیاللهعلیهوآله؛
هر کس خروج مهدی علیهالسلام را انکار کند، به آنچه بر حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله نازل شده، کافر شده است.(4)
کوتاه سخن این که احادیث وارده پیرامون حضرت مهدی، خروج دجّال و نزول حضرت عیسی متواتر میباشد.(5)
1) [1] . عبّاد، عقیدة أهل السّنة والأثر فی المهدی المنتظر، در ضمن مجلّة الجامعة الاسلامیة، چاپ دانشگاه مدینه، سال اول، شماره 3، 1388 ق.
2) [2] . کتّانی، جزوه رابطة العالم الاسلامی.
3) [3] . نسخه خطی این کتاب در کتابخانه دانشگاه ملک سعود، به شماره 3998 موجود است. [ کتابنامه حضرت مهدی: 1/394 ] مجلّة التمدّن الاسلامی، چاپ دمشق، 1371 ق. ص 646.
4) [4] . انورشاه، التّصریح، ص 242، ح 60.
5) [5] . کتّانی، نظم المتناثر فی الحدیث المتواتر، ص 229.
به سخنان بزرگانی چون ابوالحسن آبری، سفارینی و شوکانی مینویسد:
احادیث در مورد خروج مهدی در آخر الزّمان و این که جهان را پر از عدل و داد میکند، همان گونه که پر از جور و ستم شده است، بدون تردید متواتر است با تواتر معنوی و این به منزله اجماع اهل علم میباشد.(1)
حافظ ابوعبداللّه، محمد بن یوسف نوفلی، مشهور به «گنجی شافعی» مستشهد 658 ق. نیز به صراحت از متواتر و مستفیض بودن احادیث مهدی دفاع و بر آن تأکید کرده است.(2)
ابوزید عبدالرّحمن بن عبدالقادر فاسی، متوفّای 1092 ق. در کتاب منهج المقاصد، در شرح مراصد المعتمد، به تواتر آن تصریح کرده است.(3)
شیخ محمد بن قاسم بن محمد جسوس مالکی، متوفّای 1182 ق. نیز در شرح کتاب «الرسالة» از عبداللّه بن عبدالرحمن شیروانی، بر تواتر آن تصریح کرده است.(4)
شیخ محمد بن علی صبّان، متوفّای 1206 ق. چندین بار بر آن تصریح کرده است.(5)
محمد خضر حسین مصری، شیخ اسبق الأزهر، متوفّای 1377 ق. در مقالهای تحت عنوان «نظرة فی احادیث المهدی» بر تواتر آن تصریح نموده
1) [1] . بن باز، ذیل عقیدة اهل السنة والأثر، مجله الجامعة الاسلامیة، چاپ دانشگاه مدینه، شماره اول، سال 12، شماره مسلسل 45، ص 19.
2) [2] . گنجی شافعی، البیان فی اخبار صاحب الزّمان، ص 126، باب یازدهم.
3) [3] . به نقل عبداللّه بن محمد بن صدیق، در المهدی المنتظر، ص 10.
4) [4] . همان، ص 9 و به نقل کتانی، در نظم المتناثر، ص 226.
5) [5] . ابن صبّان مالکی، اسعاف الرّاغبین، ص 145، 147 و 152.
است.(1)
ابویعلی محمد بن عبدالرحمن مبارکفوری، متوفّای 1353 ق. در شرح سنن ترمذی بر تواتر احادیث حضرت مهدی تصریح کرده است.(2)
شیخ مؤمن بن حسن شبلنجی، متوفّای 1291 ق. بر تواتر احادیث مهدوی پای فشرده است.(3)
سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی، متوفّای 1294 ق. بر تواتر احادیث حضرت مهدی علیهالسلام تأکید کرده است.(4)
احمد بن زینی دحلان، مفتی مکّهی معظّمه، متوفّای 1304 ق. بر تواتر آن تصریح کرده است.(5)
محمد بلبیسی شافعی مصری، متوفّای 1308 ق. در شرح «القطر الشّهدی» بر آن تأکید کرده است.(6)
ابوالفیض، سید احمد بن محمد بن صدیق غماری، متوفّای 1380 ق. در ردّیهی خود بر ابن خلدون، احادیث حضرت مهدی علیهالسلام را متواتر و مفیدِ قطع دانسته است.(7)
شیخ صفاء الدّین آل شیخ حلقه، احادیث مهدی علیهالسلام را فوق تواتر دانسته
1) [1] . مجلّه التمدّن الاسلامی، جلد 16، چاپ دمشق، به تاریخ محرم 1370 ق. ص 828.
2) [2] . مبارکفوری، تحفة الأحوذی، ص 484، در شرح حدیث 2331.
3) [3] . شبلنجی، نورالأبصار، ص 262.
4) [4] . قندوزی، ینابیع المودّة، ج 3، ص 344، باب 85.
5) [5] . زینی دحلان، الفتوحات الاسلامیة، ج 2، ص 211.
6) [6] . بلبیسی، العطر الوردی، ص 44.
7) [7] . غماری، ابراز الوهم المکنون، من کلام ابن خلدون، ص 158.
و گفته: بر اساس همه اصطلاحات، به کمتر از آن تواتر صدق میکند.(1)
ابوالفضل، عبداللّه بن محمد بن صدیق حسینی ادریسی ـ معاصر ـ تواتر احادیث حضرت مهدی را از چندین شخصیت برجسته نقل کرده است.(2)
شیخ حمود بن عبداللّه تویجری ـ معاصر ـ در ردّیهی خود بر کتاب «لا مهدی ینتظر بعد الرّسول خیر البشر» از قاضی قطر بر تواتر آن تصریح کرده است.(3)
دکتر عبدالحلیم نجّار، در مقدمه خود بر کتاب «المهدیة فی الاسلام» بر تواتر احادیث مهدویت تأکید کرده است.(4)
ابوالعلاء، ادریس بن محمد ادریس حسینی عراقی فاسی، متوفّای 1183 ق. نیز گفته: احادیث حضرت مهدی متواتر یا نزدیک به متواتر است.(5)
دکتر عبدالعلیم عبدالعظیم بستوی ـ معاصر ـ از علمای بزرگ وهّابیان، از دهها تن از عالمان فرهیخته نام برده که بر تواتر احادیث مهدویت تأکید کردهاند.(6)
در سال 1976 م. یک نفر به نام الکرم ابومحمد، از کشور «کنیا» نامهای به رابطة العالم الاسلامی مکّه معظّمه نوشته، در پیرامون حضرت مهدی علیهالسلامسؤال
1) [1] . آل شیخ حلقه، مجله التّربیة الاسلامیة، سال 14، شماره 7، ص 30.
2) [2] . ادریسی، المهدی المنتظر، ص 15 ـ 7.
3) [3] . تویجری، الاحتجاج بالأثر علی من انکر المهدی المنتظر، ص 121.
4) [4] . کتاب «المهدیة فی الاسلام» به قلم سعد محمد حسن مصری، که مغرضانه است و کتاب «الی مشیخة الازهر» در ردّ آن نوشته شده است.
5) [5] . به نقل ادریسی درالمهدی المنتظر، ص 8 و کتّانی در نظم المتناثر، ص 226.
6) [6] . بستوی، المهدی المنتظر، ص 46 ـ 40.
کرده، «محمد صالح القزّاز» به عنوان دبیر کل رابطه، پاسخ مفصّلی به او فرستاده و گفته که این پاسخ را شیخ محمد منتصر کنانی نوشته، شیخ صالح بن عثیین، شیخ احمد محمد جمال، شیخ احمد علی و شیخ عبداللّه خیاط تأیید کردهاند.
در این نامه پس از شرح مبسوط آمده است:
حافظان و محدّثان تصریح کردهاند بر این که در میان احادیث مهدی صحیح و حسن هست و مجموع آنها متواتر هستند، که تواتر و صحّت آنها قطعی است و اعتقاد به خروج مهدی واجب است و آن از اعتقادات اهل سنّت و جماعت میباشد، آن را انکار نمیکند، جز کسی که جاهل به سنّت یا بدعت گذار در عقیده باشد.
این نامه در سطح وسیعی منتشر شده و به چندین زبان ترجمه شده است.(1)
این بود چهل نمونه از بیانات صریح و شفّاف بزرگان اهل سنّت در طول قرون و اعصار، در مورد متواتر بودن احادیث حضرت مهدی علیهالسلام، که راه هرگونه شک و تردید را بر همگان بستهاند.
علیرغم این تعبیرهای قاطع و روشن، تعدادی از افراد معاند در این رابطه اظهار شک و تردید کردهاند که خود آنها پاسخهای دندان شکن دادهاند، و اینک اشارهای کوتاه به مخدوشگران احادیث مهدوی:
1) [1] . ترجمه فارسی این نامه به قلم آیت اللّه ناصر مکارم شیرازی در کتاب «مهدی انقلابی بزرگ» ص 155 ـ 146 آمده است.
احمد بن صدیق بخاری، متوفّای 1380 ق. کتابی به نام: «ابراز الوهم من کلام ابن حزم» نوشته، که به سال 1347 ق. در چاپخانهی ترقّی دمشق چاپ شده است.
شیخ کاظم بن شیخ سلمان حلّی، از علمای قرن چهاردهم، کتابی در ردّ او نوشته و آن را «الجزم لفصل ابن حزم» نامیده است. این کتاب در دو مجلّد قطور منتشر شده است.
سید مهدی بن صالح کشوان قزوینی نیز، کتابی در ردّ ابن حزم نوشته و آن را «هدی الغافلین الی الدّین المبین» نام نهاده و به سال 1335 ق. از تألیف آن پرداخته است.
عبدالرّحمن بن خلدون، متوفّای 808 ق. در کتاب تاریخ خود احادیث مربوط به حضرت مهدی علیهالسلام را تضعیف کرده، کتابهای مستقلّی در ردّ او نوشته شده، که از آن جمله است: «ابراز الوهم المکنون من کلام ابن خلدون» از احمد بن صدیق بخاری، چاپ مطبعهی ترقّی در دمشق به سال 1347 ق.
شیخ عبداللّه محمود، رییس محکمهی شرعی قطر، کتاب پوچ و بیمحتوایی در نقد احادیث حضرت مهدی نوشته و آن را «لا مهدی ینتظر، بعد الرّسول خیر البشر» نام نهاده است.
ردیههای فراوانی از علمای برجسته اهل سنّت در ردّ او نوشته شده که از آن جمله است:
فتح المعبود فی الردّ علی ابن محمود، تألیف: شیخ حمّود بن عبداللّه تویجری.
غایة المقصود فی التّنبیه علی أوهام ابن محمود، تألیف: شیخ عبداللّه بن
محمد، رییس مجلس اعلی ـ سعودی ـ
تحذیر النّاسک ممّا أحدثه ابن محمود، تألیف: شیخ محمد بن ابراهیم آل شیخ، مفتی سابق کشور سعودی.
الردّ علی من کذّب بالأحادیث الصّحیحة الواردة فی المهدی، تألیف: شیخ عبدالمحسن العبّاد، استاد و نایب رییس دانشگاه مدینهی منوّره.
این کتاب نخست در مجلّهی دانشگاه مدینه، سال دوازدهم، شماره اول و دوم چاپ شد، سپس به سال 1402 ق. به پیوست کتاب «عقیدة أهل السنّة والأثر فی المهدی المنتظر» از همین مؤلّف در چاپخانه «الرّشید» در مدینهی منوّره چاپ و منتشر شد.
این کتاب متن سخنرانی مؤلّف در دانشگاه مدینه است، که در مجلّه دانشگاه که ارگان رسمی دانشگاه است، در ذیقعدة الحرام 1388 ش، سپس در مجلّه «الهادی» ارگان دار التّبلیغ اسلامی قم، بعداً به صورت مستقل، به پیوست ذیل آن به قلم بن باز چاپ و منتشر شد.
در کتاب «الردّ» و «عقیدة أهل السنّه» و «ذیل آن» به شدّت از احادیث حضرت مهدی و تواتر آن دفاع شده است.
سعد محمد حسن مصری، در کتاب «المهدیة فی الاسلام» احادیث مهدویت را نشأت گرفته از تفکّرات یهود و نصارا قلمداد کرده، ردیههایی بر او نوشته شده، از جمله کتاب «الی مشیخة الازهر» به قلم: عبداللّه سبیتی، که به سال 1375 ق. در دارالحدیث بغداد چاپ و منتشر شده است.
خاورشناس یهودی مجارستانی «گلدزیهر» متوفّای 1921 م. در کتابش که به نام «العقیدة والشّریعة فی الاسلام» ترجمه شده، احادیث حضرت
مهدی علیهالسلامرا نشانه رفته است.
نگاهی گذرا بر تصریحات شفاف بزرگان اهل حدیث بر تواتر احادیث حضرت مهدی علیهالسلام ما را از هر گونه پاسخ گویی به سخنان پوچ و بیپایهی خاورشناسان و هم رزمان آنها بینیاز میکند.
چکیده
دو تن از خاورشناسان مغرض: 1. گلدزیر 2. دونالدسن و تنی چند از افراد مشهور، ولی نا آشنا با علم حدیث، چون: ابن حزم، ابن خلدون، شیخ عبداللّه محمود و سعد بن محمد حسن مصری، پا از گلیم خود بیرون گذاشته، در موضوعی که در آن تخصّص ندارند، اظهار نظر نموده، احادیث مهدویّت را تضعیف کردهاند.
ما در این درس آنها را نام برده، کتابهایی را که در ردّ آنها از سوی عالمان برجستهی اهلسنّت تألیف شده، معرّفی کرده، تعداد چهل تن از عالمان فرهیختهی اهلسنّت که به تواتر احادیث مهدویّت تصریح کردهاند را معرّفی نمودهایم.
برای تحقیق بیشتر:
المهدی المنتظر، تألیف: دکتر عبدالعلیم عبدالعظیم بستوی ـ معاصر ـ
اصالت مهدویت، تألیف: شیخ مهدی فقیه ایمانی ـ معاصر ـ
الردّ علی من کذّب بالأحادیث الصّحیحة الواردة فی المهدی، تألیف: شیخ عبدالمحسن العبّاد ـ معاصر ـ
الاذاعة لما کان و ما یکون بین یدی السّاعة، تألیف: سید محمد صدّیق حسن قنوجی بخاری، متوفّای 1307 ق.
پس از نقل ویژگیهای حضرت مهدی علیهالسلام در احادیث اهل سنّت و اهل بیت پیامبر صلیاللهعلیهوآله و نقل شماری از احادیث صحیح پیرامون حضرت مهدی علیهالسلام از دیدگاه اهل سنّت و اثبات تواتر احادیث آن حضرت از زبان چهل تن از علمای اهل سنّت، سیری گذرا در احادیث معتبر و مستند اهل سنّت پیرامون شیوه رفتاری، سلوکی، فضایل، مناقب و دیگر ابعاد زندگی آن حضرت انجام داده، فرازهایی از این احادیث را در این بخش تقدیم میکنیم:
یَخْرُجُ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ بَیْتِی، یُوَاطِئُ اسْمُهُ اسْمِی، وَ خُلْقُهُ خُلْقِی؛
مردی از خاندان من خروج میکند که نامش همنام من و خُلق و خویش همانند خُلق و خوی من میباشد.(1)
1) [1] . طبرانی، المعجم الکبیر، ج 1، ص 137؛ هیثمی، موارد الظّمآن، ص 464، ح 1879؛ متّقی هندی، البرهان، ص 92؛ سیوطی، الحاوی للفتاوی، ج 2، ص 292.
شایان دقّت است که طبرانی این حدیث را از 20 طریق، از رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله روایت کرده است.(1)
یَخْرُجُ فی آخِرِ الزَّمانِ رجُلٌ مِن وُلدِی، إِسمُهُ کَإِسمِی، وَکُنیَتُهُ کَکُنیَتِی؛
در آخرالزّمان مردی از فرزندان من خروج میکند که نامش همانند نام من و کنیهاش همانند کنیه من میباشد.(2)
الْمَهْدِیُّ مِنْ وُلْدِی؛
مهدی از تبار من است.(3)
الْمَهْدِیُّ مِنْ عِتْرَتِی، مِنْ وُلْدِ فَاطِمَة؛
مهدی از عترت من، از تبار فاطمه است.(4)
الْمَهْدِیُّ مِنْ وُلْدِ فَاطِمَة؛
1) [1] . طبرانی، همان، ص 137- 131، ح 10230 ـ 10208.
2) [2] . سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص 363.
3) [3] . ابن صبّان مصری، اسعاف الرّاغبین در حاشیه نور الأبصار، ص 134.
4) [4] . ابوداود، الصّحیح من سنن المصطفی، ج 2، ص 208؛ خطابی، معالم السّنن، ج 4، ص 344؛ منذری، مختصر السّنن، ج 6، ص 185؛ سلمی، عقدالدّرر، ص 15؛ ابن کثیر، النّهایة، ج 1، ص 27؛ سیوطی، الحاوی، ج 2، ص 55؛ متّقی هندی، البرهان، ص 89؛ مناوی، فیض القدیر، ج 6، ص 277؛ عظیم آبادی، عون المعبود، ج 11، ص 273، ح 4264.
مهدی از نسل فاطمه است.(1)
أَلمَهدِیُّ رَجُلٌ مِنَّا، مِن وُلدِ فَاطِمَةَ؛
مهدی مردی از ما، از تبار فاطمه است.(2)
مهدی از کدامین فرزند شماست؟
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله دست مبارکش را بر شانه امام حسین علیهالسلام نهاد و فرمود:
مِنْ وَلَدِی هَذَا؛
از این فرزندم.(3)
الْخَلَفُ الصَّالِحُ مِنْ وُلْدِ أَبِی مُحَمَّدٍ، الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ، وَ هُوَ صَاحِبُ الزَّمَانِ، القَائِمُ الْمَهْدِیُّ؛
خلف صالح از فرزندان ابومحمد حسن بن علی است، و او صاحب الزّمان، قائم و مهدی علیهالسلام است.(4)
در بیش از 108 حدیث از طریق اهل بیت عصمت و طهارت تصریح شده که
حضرت مهدی علیهالسلام فرزند بلا فصل امام حسن عسکری علیهالسلام است(1)، در شماری از احادیث اهل سنّت نیز به آن تصریح شده، که یک نمونهی آن حدیث فوق است، که آن را ابن صبّاغ مالکی و قندوزی حنفی با سلسله اسناد خودشان از امام رضا علیهالسلام روایت کردهاند.(2)
الْخَلَفُ الصَّالِحُ مِنْ وُلْدِی، وَ هُوَ الْمَهْدِیُّ، اسْمُهُ مُحَمَّدٌ وَ کُنْیَتُهُ أَبُو الْقَاسِمِ، یَخْرُجُ فِی آخِرِ الزَّمَانِ، یُقَالُ لِأُمِّهِ: «نَرجِسٌ»؛
خلف صالح از فرزندان من است، او مهدی است، نامش محمد و کنیهاش ابوالقاسم میباشد، در آخرالزّمان خروج میکند، به مادرش «نرجس» گفته میشود.(3)
در بخش آغازین کتاب احادیث فراوانی در وصف آن خورشید فروزان امامت نقل کردیم، در اینجا به نقل یک حدیث تبرّک میجوییم:
أَلمَهدِیُّ طَاوُوسُ أَهلِ الجَنَّةِ؛
مهدی طاووس اهل بهشت است.(4)
الْمَهْدِیُّ مِنْ وُلْدِی، اسْمُهُ اسْمِی، کُنْیَتُهُ کُنْیَتِی، أَشْبَهُ النَّاسِ بِی خَلْقاً وَ خُلْقاً؛
مهدی از نسل من است، نام او نام من است، کنیهاش کنیه من و خودش شبیهترین مردمان است به من در سیرت و صورت.(1)
عصمت چهارده نور پاک از نظر شیعه قطعی، بلکه از ضروریات مذهب میباشد، از نظر اهل سنّت نیز در این زمینه احادیث صریح و معتبری وجود دارد، که از آن جمله است:
أَنَا وَ عَلِیٌ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ، وَ تِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ، مُطَهَّرُونَ مَعْصُومُون؛
من، علی، حسن، حسین و نُه تن از فرزندان حسین، پاک، پاکیزه و معصوم هستیم.(2)
یَقفُو أَثَرِی لا یُخطِیءُ؛
مهدی قدم در جای قدم من میگذارد و هرگز خطا نمیکند.(3)
محی الدین عربی، پیشوای اهل عرفان، بر طبق این نصّ صریح پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، به عصمت حضرت مهدی علیهالسلام تصریح کرده، در پایان مینویسد:
مهدی علیهالسلام حجّت خدا بر اهل زمان است و مقام او در سطح پیامبران عظیم الشّأن الهی است.(1)
نَحْنُ وُلْدُ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ، سَادَةُ أَهْلِ الْجَنَّةِ، أَنَا وَ حَمْزَةُ وَ جَعْفَرٌ، وَ عَلِیٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ وَ الْمَهْدِیُّ؛
ما فرزندان عبدالمطلّب سروران اهل بهشت هستیم، من، حمزه، جعفر، علی، حسن، حسین و مهدی.(2)
هَؤلَاءِ الْحُجَجُ، وَ هُوَ الثَّائِرُ مِنْ عِتْرَتِکَ، وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی، إِنَّهُ الْحُجَّةُ الْوَاجِبَةُ لِأَوْلِیَائِی، وَ الْمُنْتَقِمُ مِنْ أَعْدَائِی؛
اینان حجّتهای من هستند، امّا او (آن ایستاده) منتقم عترت تو میباشد. به عزّت و جلال خود سوگند، که او حجّت واجب من بر دوستانم و دست انتقام
من از دشمنانم میباشد.(1)
عیسی بن مریم به هنگام نماز صبح فرود میآید. حضرت مهدی علیهالسلام به ایشان میفرماید:
یا روح اللّه! جلوتر بیا تا نماز را اقامه کنی.
میگوید: این امّت امام یکدیگر هستند.
پس حضرت مهدی جلو میایستد و نماز را اقامه میکند.(2)
شما برای نماز شایستهتر هستی.
پس عیسی علیهالسلام به آن حضرت اقتدا میکند.(3)
وَالْمَهْدِیُّ شَفِیعُهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ، حَیْثُ لَا یَأْذَنُ إِلَّا لِمَنْ یَشاءُ وَ یَرْضی؛
در روز رستاخیز حضرت مهدی شفاعت کنندهی مؤمنان است، در آن روزی
1) [1] . حموینی، فرائد السّمطین، ج 2، ص 321، ح 572.
2) [2] . احمد حنبل، المسند، ج 6، ص 268، ح 17920؛ مسلم، الصّحیح، ج 1، ص 137، ب 71، ح 247؛ بیهقی، السّنن الکبری، ج 9، ص 39؛ گنجی شافعی، البیان، ص 48، ح 27؛ حاکم، مستدرک الصّحیحین، ج 4، ص 478؛ هیثمی، مجمع الزّوائد، ج 7، ص 344؛ ابن قیّم، المنار المنیف، ص 142و 147؛ سلمی، عقدالدّرر، ص 17؛ سیوطی، الحاوی، ج 2، ص 61.
3) [3] . سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص 325.
که خداوند اذن شفاعت نمیدهد، جز به کسی که بخواهد و خشنود باشد.(1)
یُدْعَی ذَلِکَ الْیَوْمُ یَوْمَ الْخَلَاصِ؛
آن روز، روز رهایی نامیده میشود.(2)
یظهَرُ المَهدِیُّ فِی یومِ عَاشُورَاء، وَهُوَ الیومُ الَّذِی قُتِلَ فِیهِ الحُسَینُ بنُ عَلِی علیهالسلام وَکَأَنِّی بِهِ یومَ السَّبتِ العَاشِرِ مِنَ المُحَرَّمِ، قَائِمٌ بَینَ الرُّکنِ وَالمَقَامِ، وَجِبرِیلُ عَن یمِینِهِ، وَمِیکَائِیلُ عَن یسَارِهِ؛
مهدی علیهالسلام در روز عاشورا خروج میکند، و آن همان روزی است که حسین بن علی علیهالسلامدر آن روز به شهادت رسیده است.
گویی او را با چشم خود میبینم که روز دهم محرّم که روز شنبه است، در میان رکن و مقام ایستاده است، جبرئیل در سمت راست و میکائیل در سمت چپ آن حضرت قرار دارد.(3)
در اینجا لازم است اشاره کنیم که میان ظهور و قیام حضرت مهدی علیهالسلامسه ماه و 17 روز فاصله است، ظهور شب 23 ماه رمضان و قیام جهانی روز دهم محرّم میباشد، روز ظهور، روز جمعه و روز قیام، روز شنبه میباشد.
چکیده
در این درس نام نامی، یاد گرامی، نسب سامی، نام پدر، نام مادر، تاریخ دقیق، روز قیام جهانی، فضایل و مناقب ویژه، سلوک رفتاری، شفاعت گسترده، مقام عصمت، جایگاه رفیع، ویژگیهای عصر ظهور، پیشوایی امّت، امامت بر حضرت مسیح و دیگر ابعاد زندگی حضرت مهدی علیهالسلام را به استناد 20 حدیث، منحصراً از منابع معتبر اهلسنت نقل کردهایم.
درنگی کوتاه در این احادیث به روشنی اثبات میکند که در احادیث اهلسنت نیز بر همهی ویژگیهای حضرت مهدی علیهالسلام تصریح شده و نقطهی مبهمی برای حق جویان باقی نمانده است.
برای تحقیق بیشتر:
المعجم الکبیر، تألیف: حافظ ابوالقاسم، سلیمان بن احمد طبرانی، متوفّای 360 ق.
عقدالدّرر فی أخبار المنتظر، تألیف: یوسف بن یحیی مقدسی سلمی شافعی ـ قرن هفتم ـ
الفصول المهمّة، تألیف: علی بن محمد، مشهور به: ابن صبّاغ مالکی، متوفّای 855 ق.
در بخش پیشین هشت منقبت از مناقب ویژه حضرت مهدی علیهالسلام را بر اساس 20 حدیث معتبر از احادیث موجود در منابع پایه و مرجع اهل سنّت نقل کردیم، اینک دیگر مناقب ویژه آن حضرت را منحصراً از منابع آنها در این بخش میآوریم:
آیا دوستانش در عصر غیبت از وجود آن حضرت سود میبرند؟!
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در پاسخ فرمود:
وَ الَّذِی بَعَثَنِی بِالحَقِّ نَبِیّاً إِنَّهُم یَستَضِیئُونَ بِنُورِهِ، وَ یَنتَفِعُونَ بِوِلایَتِهِ فِی غَیبَتِهِ، کَإِنتِفَاعِ النَّاسِ بِالشَّمسِ، إِذَا سَتَرَهَا سَحَابٌ؛
سوگند به خدایی که مرا به حق برانگیخت، آنها از نور وجودش کسب نور
میکنند و از ولایتش سود میبرند، همان گونه که مردمان از خورشید سود میبرند، هنگامی که در پشت ابر نهان باشد.
سپس فرمود:
یَا جَابِرُ! هَذَا مِن مَکنُونِ سِرِّ اللّهِ وَ مَخزُونِ عِلمِهِ، فَاکتُمهُ إِلَّا عَن أَهلِهِ؛
ای جابر! این رازی از رازهای پروردگار و گنجی از گنجینهی دانش خداوند است، آن را مخفی بدار، به جز از اهلش.(1)
تشبیه حضرت مهدی علیهالسلام در عصر غیبت به خورشید پنهان در پشت ابر بسیار تشبیه جالب و شگفت انگیز است.
زیرا بر اساس هیئت جدید، خورشید در مرکز منظومهی شمسی و کرات منظومه بر گرداگرد آن در حال گردش هستند.
خورشید با نیروی جاذبه بسیار نیرومندی آنها را به سوی خود جذب میکند، آنها نیز با نیروی گریز از مرکز تلاش میکنند که از آن فاصله بگیرند.
تعادل این دو نیروی جاذبه و دافعه کرات منظومه را در مدار خود قرار داده، از ایجاد هرگونه خلل و تباهی محفوظ میدارد.
اگر یک ذرّه نیروی جاذبه بیشتر بود، این کرات به سوی خورشید جذب شده، با کرهی خورشید برخورد کرده، نابود میشدند و اگر یک ذرّه نیروی گریز از مرکز آنها بیشتر بود، از حومهی مغناطیسی خورشید، دور شده، در فضای لایتناهی پخش و پرت و نابود میشدند. بر اساس هیئت جدید تنها عامل بقای کرات منظومه شمسی، تعادل دو نیروی جاذبه و دافعه میباشد.
1) [1] . قندوزی، ینابیع المودّة، ج 3، ص 238، ح 11؛ ص 399، ح 54.
خورشید برای کرات منظومه، از جمله زمین، نورافشانی میکند، میکروب زدایی میکند، موجودات زنده را پرورش میدهد و آثار فراوان دیگری کریمانه به آنها میبخشد.
هنگامی که خورشید در پشت ابر نهان باشد، نور، حرارت، میکروب زدایی، پرورش گیاهان و جانداران به صورت ضعیفتر انجام میشود، ولی تنها یک ویژگی آن بدون کم و کاست ادامه دارد و آن جاذبهی آن است، در جذب کرات و بقای کرات منظومه به برکت تعادل جاذبه و دافعهی خورشید و کرات منظومه، هیچ تفاوتی بین بودن و نبودن ابر نیست.
روی این بیان هنگامی که خورشید در پشت ابر نهان است، آثار ارزشمند آن به کرات منظومه به طور ضعیفتر میرسد، ولی در جاذبهی آن هیچ خللی پیش نمیآید.
حجّت خدا نیز هنگامی که در پشت پردهی غیبت نهان است، استفاده انسانها از او بسیار ضعیفتر از دوران حضور میباشد، ولی به برکت او زمین و آسمان پای برجاست و نظام عالم درهم نمیریزد، انسانها و دیگر موجودات زنده به زندگی خود ادامه میدهند، که بر اساس روایات فراوان: «لولا الحجّة لساخت الأرض بأهلها» اگر یک لحظه حجّت خدا در روی زمین نباشد، زمین ساکنان خود را در کام خود فرو میبرد.(1)
از این رهگذر رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله وجود مقدّس حضرت مهدی علیهالسلام را در عصر
1) [1] . در این رابطه به منابع زیر مراجعه شود: اصول کافی: 1/139؛ غیبت شیخ طوسی، ص 139؛ إعلام الوری، ص 364؛ کفایة الأثر، ص 163؛ بحارالانوار، 36/259؛ کمال الدین: 1/202؛ غیبت نعمانی، ص 139؛ علل الشّرائع، ص 198؛ عیون الأخبار، ص 212.
غیبت به خورشید پنهان در پشت ابر تشبیه فرموده است.
در منابع اهل سنّت نیز در این رابطه احادیثی موجود است، از جمله:
بِنَا یُمْسِکُ الْأَرْضَ أَنْ تَمِیدَ بِأَهْلِهَا، وَ بِنَا یُنَزِّلُ الْغَیْثَ، وَ بِنَا یَنْشُرُ الرَّحْمَةَ وَ یُخْرِجُ بَرَکَاتِ الْأَرْضِ. وَ لَوْ لَا مَا فِی الْأَرْضِ مِنَّا لَسَاخَتْ بِأَهْلِهَا؛
خداوند به وسیلهی ما مانع میشود که زمین اهل خود را پریشان سازد، خداوند به وسیلهی ما باران میفرستد و به وسیلهی ما رحمتش را میگستراند و به وسیلهی ما برکات زمین را بیرون میفرستد.
اگر نبود امامی از ما در روی زمین، زمین اهل خود را در کام خود فرو میبرد.(1)
مَعَاشِرَ النَّاسِ کَأَنِّی أُدْعَی فَأُجِیبُ، وَ إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ: کِتَابَ اللّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی.
مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا.
فَتَعَلَّمُوا مِنْهُمْ وَ لَا تُعَلِّمُوهُمْ، فَإِنَّهُمْ أَعْلَمُ مِنْکُمْ.
لَا تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْهُمْ، وَ لَوْ خَلَتْ إِذاً لَسَاخَتْ بِأَهْلِهَا؛
هان ای مردمان! گویی نزدیک است که فرا خوانده شوم، پس اجابت نمایم. من در میان شما دو امانت گرانبها به ودیعت نهادم:
1) [1] . حموینی، فرائد السّمطین، ج 1، ص 46؛ قندوزی، ینابیع المودّة، ج 1، ص 75 و ج 3، ص 360.
کتاب خدا
عترت و اهل بیت خودم
اگر به این دو چنگ بزنید، هرگز گمراه نمیشوید.
از آنها فرا گیرید و هرگز در صدد تعلیم آنها برنیایید، که آنها از شما داناتر هستند.
هرگز روی زمین از آنها خالی نمیشود، و اگر خالی شود، زمین اهل خود را در کام خود فرو میبرد.(1)
فَإِذَا خَرَجَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِهِ؛
هنگامی که آن حضرت خروج کند، زمین با نور او روشن میشود.(3)
در تورات، انجیل، اوستا و قرآن کریم از روشن شدن زمین با نور صاحب زمین سخن رفته، در احادیث فراوان، از جمله حدیث فوق تصریح شده که این معنی در عصر ظهور تحقّق پیدا میکند.
در احادیث اهل بیت با توضیح بیشتر آمده است:
هنگامی که قائم ما قیام کند، زمین با نور صاحبش روشن میگردد، مردم از
نور خورشید بینیاز میشوند، شب و روز یکسان گردد، تاریکی رخت برمیبندد.(1)
در تورات در این زمینه با قاطعیت آمده است که:
بار دیگر آفتاب در روز، نورِ تو نخواهد بود و ماه درخشندگی برای تو نخواهد تابید، زیرا یهوه نور جاودانی تو و خدایت زیبایی تو خواهد بود.(2)
از بررسی نویدهای کتب مقدّسه، آیات نورانی قرآن و احادیث وارده از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله از طریق اهل تشیع و تسنّن روشن میشود که در عصر ظهور دیگر نیازی به خورشید و انرژی خورشیدی نخواهد بود، ولی نمیدانیم که آیا جهان هستی با نور دوازدهمین امام نور، به صورت معجزهآسا روشن خواهد شد، یا به وسیلهی آن علم برتر و دانش مافوق تصوّری که بنابر احادیث آن امام نور خواهد آورد؟
یَخْرُجُ الْمَهْدِیُّ فِی أُمَّتِی، یَبْعَثَهُ اللّهُ غِیَاثاً لِلنَّاسِ؛
مهدی در امّت من خروج میکند، خداوند او را به عنوان پناهگاه برای مردمان برمیانگیزاند.(3)
یأوِی إِلَیهِ النَّاسُ، کَمَا تَأوِی النَّحلُ إِلَی یَعسُوبِهَا؛
مردمان به آن حضرت پناه میبرند، همان گونه که زنبوران عسل به ملکه خود پناه میبرند.(1)
أَلبَیعَةُ للّهِ؛
بیعت برای خدا.(2)
فیُبَایعُ لَهُ بَیْنَ الرُّکْنِ وَ الْمَقَامِ؛
در میان رکن و مقام با آن حضرت بیعت انجام میشود.(3)
یُبَایعُ لِرَجُلٍ بَیْنَ الرُّکْنِ وَ الْمَقَامِ؛
با مردی در میان رکن و مقام بیعت میشود.(4)
إِذَا رَأَیتُمُوهُ فَبَایِعُوهُ، وَ لَو حَبواً عَلَی الثَّلجِ، فَإِنَّهُ خَلِیفَةُ اللّهِ المَهدِیُّ؛
چون او را مشاهده کردید، با او بیعت کنید که او خلیفهی خدا، حضرت مهدی است.(1)
یُحِبُّهُ سَاکِنُ السَّمَاءِ وَ سَاکِنُ الْأَرْض؛
ساکنان آسمان و ساکنان زمین به او عشق میورزند.(2)
إذَا نَادَی مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ أَنَّ الحَقَّ فِی آلِ مُحَمَّدٍ، فَعِندَ ذَلِکَ یَظهَرُ المَهدِیُّ عَلَی أَفوَاهِ النَّاسِ، وَ یُشرَبُونَ حُبَّهُ، وَلَا یَکُون لَهُم ذِکرٌ غَیرُهُ؛
هنگامی که منادی آسمانی بانگ برآورد که:
«حق با محمد و آل محمد علیهالسلام میباشد»؛
نام مهدی بر سر زبانها میافتد، دلها مالامال از محبّت او میشود، آنها دیگر کاری جز عشق بازی با نام و یاد او ندارند.(3)
از خداوند منّان میخواهیم که در فرج آن حضرت تعجیل بفرماید، آن عشق سرشار و ارادت بیشائبه به مولای محبوب را به ما عنایت بفرماید، تفضّلاً سعادت دیدار آن کعبهی مقصود و زندگی در عهد ظهور موفور السّرور آن قبله موعود را به ما نصیب بفرماید، ان شاء اللّه.
چکیده
بیش از هزار سال پیش از پدید آمدن هیئت جدید، توسّط: کپلر، کوپرنیک، نیوتن و گالیله، از نقش خورشید در بقای کرات منظومه سخن رفته، وجود مقدّس امام زمان علیهالسلام در عصر غیبت به خورشید پنهان در پشت ابر تشبیه شده، به صراحت اعلام شده اگر یک لحظه خورشید فروزان امامت در روی زمین نباشد، زمین ساکنان خود را در کام خود فرو میبلعد.
در این درس علّت تشبیه، نقش خورشید در بقای منظومه شمسی، بینیازی مردم از نور خورشید در عصر ظهور، شگفتی این تشبیه در عصر حکومت هیئت یطلمیوس بر مراکز علمی و دیگر آثار وجودی حضرت مهدی علیهالسلام تبیین شده است.
برای تحقیق بیشتر:
العرف الوردی فی أخبار المهدی، تألیف: جلال الدین سیوطی، متوفّای 911 ق.
فرائد السّمطین، تألیف: حافظ ابراهیم بن مؤید حموینی جوینی، متوفّای 730 ق.
او خواهد آمد، تألیف: علی اکبر مهدی پور ـ معاصر ـ
بر اساس روایات فراوان در روز ظهور موفور السّرور دوازدهمین امام نور، دهها هزار نفر در میان رکن و مقام با آن حضرت بیعت میکنند. ولی تعداد اصحاحب خاصّ، که فرماندهان لشکری و کشوری هستند، 313 تن میباشد:
وَإنَّ الْمَهْدِیَّ یُبایِعُ بَیْنَ الرُّکْنِ وَ الْمَقامِ وَ عِدَّةُ مَنْ مَعَهُ ثَلاثَمِائَةٍ وَبَضْعَةَ عَشَرَ.
در میان رکن و مقام (حجر الاسود و مقام ابراهیم) با مهدی علیهالسلام بیعت میشود، تعداد کسانی که با او هستند 310 تن و اندی میباشد.(1)
عَلی عِدَّةِ اَصْحابِ بَدْرٍ، لَمْ یَسْبِقْهُمْ الاَْوَّلُونَ وَ لایُدْرِکُهُمُ الاْخِرُونَ عَلی عِدَّةِ أصْحابِ طالُوتَ، اَلَّذینَ جاوَزُوا مَعَهُ النَّهْرَ.
1) [1] . ابن حجر عسقلانی، الفتاوی الحدیثیّة، ص 40.
به تعداد اصحاب بدر و به تعداد اصحاب طالوت که به همراه او از رودخانه عبور کردند.
در گذشته کسی از آنها سبقت نگرفته و در آینده کسی به جایگاه آنها نخواهد رسید.(1)
فَیَظْهَرُ فی ثَلاثَمِائَةٍ وَ ثَلاثَةَ عَشَرَ، عِدَّةَ أهْلِ بَدْرٍ عَلی غَیْرِ مِیعادٍ قُزَعاً کَقُزَعِ الْخَریفِ، رُهْبانٌ بِالَّلَیْلِ، اُسْدٌ بِالنَّهارِ.
با 313 تن، به تعداد اصحاب بدر ـ بدون وعدهی قبلی ـ ظاهر میشود، که چون قطعات ابر پاییزی گرد آیند. آنها راهبان شب و شیران روز هستند.(2)
بر اساس روایات فراوان 313 تن فرماندهان کشوری و لشکری حضرت مهدی علیهالسلام هستند، ولی یاران حضرت به آنها منحصر نمیباشد، بلکه برای هر منطقهای از اقطار و اکناف جهان یک لشکر متشکّل از 10000 نفر میفرستد، در رأس هر لشکری یک نفر از اصحاب خاصّ آن حضرت قرار دارد.
یاران حضرت مهدی علیهالسلام به آنها نیز منحصر نمیباشد، بلکه یاران دیگری دارد که در احادیث به آنها اشاره شده است:
یُمِدُّهُ اللّهُ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِکَةِ؛
خداوند آن حضرت را با 3000 تن از فرشتگان یاری میرساند.(1)
و در حدیث دیگری گروه دیگری را معرفی کرده میفرماید:
وَمَعَهُ اَصْحابُ الْکَهْفِ، أَعْوانٌ لَهُ؛
اصحاب کهف نیز به همراه آن حضرت و یاران او میباشند.(2)
در احادیث از فتوحات فراوان، که به لطف حق تعالی، به دست حضرت بقیة اللّه ارواحنا فداه و یاران با صفایش انجام میشود، سخن رفته، که به چند نمونه از آنها اشاره میکنیم:
فَیَبْعَثُ اللّهُ عِنْدَ ذلِکَ مَنْ یَفْتَحُ حُصُونَ الضَّلالَةِ وَ قُلُوباً غُلْفاً.
در آن هنگام خداوند کسی را بر میانگیزاند که قلعههای ضلالت را میگشاید و دلهای بسته شده را باز گشایی میکند.(3)
گشودن قلعههای محکم و استوار، با بازوان پرتوان و ارادههای آهنین امکانپذیر میباشد، ولی گشودن دلهای بسته و مهر خورده، نیازمند منطق قوی، استدلال متین، موقعیتشناسی دقیق، و رعایت نکات بسیار ظریف و
لطیف میباشد.
فَیَسْتَخْرِجُ الْکُنُوزَ وَیَفْتَحُ مَدائِنَ الشِّرْکِ؛
گنجها را استخراج میکند و بلاد را فتح مینماید.(1)
یَرُدُّ اللّهُ بِهِ الدّینَ، وَیُفْتَحُ لَهُ فُتُوحٌ فَلایَبْقی عَلی وَجْهِ الاَْرْضِ اِلاّ مَنْ یَقُولُ: لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ؛
خداوند به دست آن حضرت شکوه و عظمت دین را بر میگرداند، فتوحاتی برایش نصیب میشود و در روی زمین تنها کسانی میمانند که میگویند: «لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ».(2)
این حدیث شریف صریح است در این که همهی بلاد به دست با کفایت آنحضرت گشوده میشود، همهی مشرکان موحّد میشوند و حتّی یک نفر غیر موحّد در روی زمین نمیماند.
مَلَکَ الاَْرْضَ أَرْبَعَةٌ، مُؤمِنانِ وَ کافِرانِ.
فَالْمُؤمِنانِ: ذُوالْقَرْنَیْنِ وَ سُلَیْمانَ
وَالْکافِرانِ: نَمْرُودُ وَ بُخْتُ النَّصْرَ
وَ سَیَمْلِکُها خامِسٌ مِنْ أهْلِ بَیْتی؛
تاکنون دو مؤمن و دو کافر بر همهی جهان سیطره یافتهاند:
اما آن دو مؤمن عبارتند از: ذوالقرنین و حضرت سلیمان.
و آن دو کافر عبارتند از نمرود و بخت النّصر.
به زودی فرد پنجمی از خاندان من نیز بر آن سیطره پیدا خواهد نمود.(1)
برای فتح بلاد و گشودن دلها و نفوذ در اعماق اندیشهها، تنها ادوات و ابزار جنگی کافی نیست، بلکه در بسیاری از موارد کاری از آنها بر نمیآید، برای این کار ابزار و ادوات دیگری لازم است که ما از آنها امدادهای غیبی تعبیر میکنیم، که به برخی از آنها اشاره میکنیم.
الْمَهْدِیُّ مِنّا مَنْصُورٌ بِالرُّعْبِ، مُؤَیَّدٌ بِالظَّفَرِ، تُطْوی لَهُ الاَْرْضُ وَ تَظْهَرُ لَهُ الْکُنُوزُ، وَ یَبْلُغُ سُلْطانُهُ الْمَشْرِقَ وَ الْمَغْرِبَ، وَ یُظْهِرُ اللّهُ دینَهُ عَلَی الدّینِ کُلِّه وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ.
مهدی ما به وسیلهی القای رعب او در دلها نصرت یافته، با نویدهای پیروزی مؤیّد گشته، زمین زیر پایش درنوردیده میشود، گنجها برایش ظاهر میگردد، دامنهی حکومتش ظاهر میشود.(2)
یَظْهَرُ الْمَهْدِیُّ بِمَکَّةَ عِنْدَ الْعِشاءِ مَعَهُ رایَةُ رَسُولِ اللّهِ صلیاللهعلیهوآله وَقَمیصُهُ وَ سَیْفُهُ
وَعَلاماتٌ وَ نُورٌ وَ بَیانٌ
مهدی علیهالسلام شامگاهان در مکه ظاهر میشود، در حالی که پرچم، پیراهن و شمشیر پیامبر صلیاللهعلیهوآله را همراه دارد، او با نشانهها، چهرهی نورانی و بیان گیرا مؤیّد است.(1)
یُنادی مُنادٍ مِنَ السَّماءِ بِاسْمِ الْمَهْدِیّ، فَیَسْمَعُ مَنْ بِالْمَشْرِقِ وَ مَنْ بِالْمَغْرِبِ
منادی از آسمان به نام مهدی علیهالسلام ندا میکند، هرکسی که در شرق و غرب باشد، آن را میشنود.
آن گاه ویژگی مهم این ندای آسمانی را چنین بیان میکند:
یَسْمَعُ أَهْلُ کُلِّ لُغَةٍ بِلُغاتِهِمْ؛
اهل هر زبانی آن را به زبان مادری خود میشنود.(2)
لا یَخْرُجُ الْمَهْدِیُّ حَتّی تَطْلُعَ مَعَ الشَّمْسِ آیَةٌ؛
مهدی علیهالسلام خروج نمیکند، جز هنگامی که همراه خورشید نشانهای ظاهر شود.(3)
وَ یَسْتَخْرِجُ التَّوْرَاةَ وَالاِْنْجیلِ مِنْ أرضٍ یُقالُ لَها: أَنْطاکِیَةَ؛
تورات و انجیل را از سرزمینی به نام انطاکیه بیرون میآورد.(1)46) از دیگر عوامل موفقیّت آن حضرت در جذب دلها وجود فرشتهای بر فراز سر آن حضرت است، که رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله در این رابطه میفرماید:
یَخْرُجُ الْمَهْدِیُّ وَ عَلی رَأسِهِ مَلَکٌ یُنادِی :
«اِنَّ هذَا الْمَهْدِیُّ، فَاتَّبِعُوهُ»؛
حضرت مهدی خروج میکند، در حالی که بالای سرش فرشتهای فریاد میزند که:
«این مهدی است، از او پیروی کنید.»(2)
إِنَّ لَمَهْدیِّنا آیَتَیْنِ لَمْ یَکُونا مُنْذُ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الاَْرْضَ، یَنْکَسِفُ الْقَمَرُ لِأَوَّلِ لَیْلَةٍ مِنْ رَمَضانَ وَ تَنْکَسِفُ الشَّمْسُ فِی النِّصْفِ مِنْهُ.
برای مهدی ما دو تا نشانه است که از نخستین روزی که خداوند آسمانها و زمین را آفریده، چنین چیزی رخ نداده است:
ماه در شب اول ماه رمضان میگیرد.
خورشید در شب نیمهی آن میگیرد.(1)
در طول تاریخ بشری همواره ماه در اواسط ماه قمری و خورشید در اواخر آن گرفته است، هرگز خسوفی در اواسط ماه و کسوفی در اواخر ماه رخ نداده است، ولی در ماه رمضانی که مهدی موعود ظاهر میشود، ماه در شب اول و خورشید در شب نیمهی آن گرفته میشود.
از نخستین روزی که حضرت آدم ابوالبشر قدم در کُره خاکی نهاده، تا به امروز هزاران زمامدار صالح و غیر صالح به قدرت رسیده، در گوشهای از این پهندشت گیتی به رتق و فتق امور پرداخته، ولی هرگز هیچ حکومتی بر سر کار نیامده که همگان از او راضی و خشنود باشند، برای اوّلین بار در تاریخ آفرینش حکومتی بر سریر قدرت خواهد نشست که همگان از او راضی و خشنود باشند و آن حکومت جهانی حضرت مهدی علیهالسلام است و اینک تعدادی از احادیث پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در این رابطه:
یَرْضی فی خِلافَتِهِ أَهْلُ الاَْرْضِ وَ أَهْلُ السَّماءِ، وَالطَّیْرُ فِی الْجَوِّ
در خلافت او اهل آسمان و اهل زمین، حتّی پرندگان هوا خشنود میشوند.(2)
یَرْضی عَنْهُ ساکِنُ السَّماءِ وَ ساکِنُ الْأَرْضِ، وَ الطَّیْرُ فِی الْجَوِّ، وَ الْوَحْشُ فِی الْقَفْرِ وَ الحیتانُ فِی الْبَحْرِ؛
ساکنان آسمان، ساکنان زمین، پرندگان هوا، درندگان صحرا و ماهیان دریا از او خشنود میشوند.(1)
یَرْضی عَنْهُ ساکِنُ السَّماءِ وَ ساکِنُ الاَْرْضِ، لاتَدَعُ السَّماءُ مِنْ قَطْرِها شَیْئاً إِلاّ صَبَّتْهُ مِدْراراً، وَ لا تَدَعُ الْأَرْضُ مِنْ مائِها شَیْئاً إلاّ أَخْرَجَتْهُ حَتّی تَتَمَنَّی الاَْحْیاءُ الاَْمْواتَ؛
ساکنان آسمان و ساکنان زمین از او خشنود میشوند، آسمان چیزی از بارانش را نگه نمیدارد، سیل آسا آن را فرو میریزد، زمین چیزی از آبش را نگه نمیدارد، آن را بیرون میفرستد. تا جایی که زندهها مردگان خود را آرزو میکنند.(2)
چکیده
در این درس تبیین شده که یاران حضرت ولی عصر ارواحنا فداه دهها هزار نفر میباشند، تعداد 313 نفر فرماندهان لشکری و کشوری آن حضرت میباشند. آنگاه جایگاه رفیع آنها بیان شده، عوامل پیروزی حضرت، امدادهای غیبی، نقش بانگ آسمانی، نزول فرشتگان، نزول برکات آسمانی، بروز گنجهای
زیرزمینی، همراه داشتن ودایع نبوّت، پدید آمدن آثار جوّی، خشنودی ساکنان زمین و آسمان، خرسندی پرندگان هوا و ماهیان دریا، به استناد احادیث اهلسنت از منابع معتبر تقدیم گشته است.
برای تحقیق بیشتر:
الاشاعة لاشراط السّاعة، تألیف: محمد بن عبد الرّسول حسینی شهرزوری برزنجی، متوفای 1013.
فرائد فوائد الفکر فی الامام المهدیّ المنتظر، تألیف: مرعی بن یوسف کرمی حنبلی، متوفای 1033 ق.
ینابیع المودّة، تألیف: سلیمان بن محمد قندوزی حنفی، متوفای 1294 ق.
گفت و گو از سیرهی حمیدهی آن الگوی جهان و اسوهی خلقت، به نگارش چندین مجلّد مستقل نیاز دارد، ولی به جهت محدود بودن صفحات کتاب، فقط به چند نکته در این رابطه بسنده میکنیم:
یَعْمَلُ فِی النّاسِ بِسُنَّةِ نَبِیِّهِمْ، وَ یُلْقِی الإِسْلامُ بِجِرانِهِ فِی الْأَرْضِ؛
در میان مردم با سنّت و سیرت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله رفتار میکند و همهی احکام اسلام در زمان او پیاده میشود.(1)
1) [1] . ملا علی قاری، مرقات المفاتیح، ج 5، ص 182؛ مختصر سنن ابی داود، ص 161، ح 4117.
وَ یُظْهِرُ مِنَ الْعَدْلِ ما یَتَمَنّی لَهُ الْأَحْیاءُ أَمْواتَهُمْ؛
آن مقدار از عدالت خود را ظاهر میکند که زندهها آرزو میکنند که ای کاش مرده هایشان زنده بودند.(1)
یَذْهَبُ الْبَغْضاءُ وَ الشَّحْناءُ وَ التَّحاسُدُ؛
بغض، حسد و کینه از میان مردم رخت بر میبندد.(2)
فَلا یَبْقی فِی الْأَرْضِ خَرابٌ اِلاّ عَمَّرَهُ؛
بر فراز کرهی خاکی، هیچ ویرانهای نمیماند، جز این که آباد سازد.(3)
اِنَّ الْمَهْدِیَّ إذا کانَ، زیدَ الْمُحْسِنُ فی اِحْسانِه، وَ تیبَ عَلیَ الْمُسیءِ مِنْ إِسائَتِه وَ هُوَ یَبْذُلُ الْمالَ وَ یَشْتَدُّ عَلَی الْعُمّالِ وَ یَرْحَمُ الْمَساکینَ
چون عصر مهدی فرا رسد، بر نیکی اشخاص نیکوکار افزوده میشود، افراد تبهکار از گناه خود توبه داده میشوند.
او ثروت را بیمحابا میبخشد، بر کارگزاران سخت میگیرد، بر بینوایان ترحّم میکند.(4)
همهی پیشوایان معصوم علیهمالسلام مظهر جود خدا بوده، همواره دیگران را بر خود ایثار میکردند و بهترینها را در راه خدا انفاق مینمودند، ولی در مورد جود و بخشش آخرین اندوختهی پروردگار، تعبیرهای جالبی در احادیث آمده، که به چند نمونه از آنها اشاره میکنیم:
یُفیضُ الْمالَ فَیْضاً؛
ثروت رات سیل آسا فرو میریزد.(1)
یَقْسِمُ الْمالَ صِحاحاً؛
ثروت را «صحاحا» تقسیم میکند
پرسیدند: «صحاحاً» یعنی چه؟ فرمود: یعنی: به طور مساوی.(2)
إِذا قامَ مَهْدیُّنا أَهْلَ الْبَیْتِ، قَسَمَ بِالسَّوِیَّةِ وَ عَدَلَ فِی الرَّعِیَّةِ
هنگامی که مهدی ما اهلبیت قیام کند، ثروت را به طور مساوی تقسیم میکند و عدالت را میان رعیّت اجرا مینماید.(3)
یَکُونُ فی آخِرِ اُمَّتی خَلیفَةٌ یُحْثِی الْمالَ حَثْیاً وَ لا یَعُدُّهُ عَدّاً
در آخر امّت من خلیفهای خواهد بود که مال را مشت مشت بریزد، بدون این که آن را بشمارد.(1)
در برخی از منابع حدیثی، در این حدیث به جای «آخر امّتی» تعبیر: «آخر الزّمان» آمده است.(2)
یَکُونُ فی آخِرِ الزَّمانِ خَلیفَةً یُعْطِی الْمالَ، وَ لا یَعُدُّهُ عَدّاً
در آخر الزمان خلیفهای خواهد بود که ثروت را ـ بدون این که آن را بشمارد ـ عطا میکند.(3)
یَکُونُ عِنْدَ انْقِطاعِ الزَّمانِ وَ ظُهُورٍ مِنَ الْفِتَنِ رَجَلٌ یُقالُ لَهُ: «الْمَهْدِیّ» یَکُونُ عَطاؤُهُ هَنیئاً.
در آن روزگار ناسازگار و در آن دوران بروز فتنهها، مردی خواهد بود که به آن «مهدی» گویند، دهشها و بخشش هایش گوارا خواهد بود.(4)
چون کسی از آن حضرت تقاضای کمک کند،به مقداری که توان بردنش را
دارد، پول در اختیارش میگذارد.(1)
یَرْضی عَنْهُ ساکِنُ السَّماءِ وَ ساکِنُ الاَْرْضِ، یَقْسِمُ الْمالَ صِحاحاً وَ یَمْلَأُ اللّهُ قُلُوبَ اُمَّةِ مُحَمَّدٍ غِنیً وَ یَسَعُهُمْ عَدْلُهُ
ساکنان آسمان و ساکنان زمین از او خشنود میشوند، ثروت را به طور مساوی تقسیم میکند، خداوند دلهای امّت محمد صلیاللهعلیهوآله را از روح بینیازی و بزرگواری آکنده میسازد و عدالتش همگان را فرا میگیرد.(2)
هیچ نقّاش چیره دستی قادر به تصویر سیمای جهان در دوران ظهور حضرت صاحب الزّمان (عج) نمیباشد، ولی شماری از احادیث مربوط به برکات وجودی آن حضرت را از باب تیمّن و تبرّک در اینجا میآوریم:
یُنْزِلُ لَهُ اللّهُ الْبَرَکَةَ مِنَ السَّماءِ، وَ تُخْرِجُ لَهُ الْأَرْضُ بَرَکاتِها؛
خداوند برکات آسمان را برای او فرو میفرستد، زمین نیز برکاتش را برای او ظاهر میسازد.(3)
1) [1] . خطیب تبریزی، مشکات المصابیح، ج3، ب 27، ح 5455.
2) [2] . احمد حنبل، المسند، ج4، ص 75، ح 11326؛ حموینی، فرائد السمطین، ج 2، ص 310، ح 561؛ ابن صبّاغ مالکی، الفصول المهمّة، ص 297؛ ابن حجر، القول المختصر، ص 29؛ متقی هندی، کنزالعمال، ج 14، ص 262، ح 38653؛ سیوطی، الحاوی، ج2، ص 55.
3) [3] . سلمی، عقد الدّرر، ص 156.
وَ تَزِیدُ الْمِیاهُ، وَتَمْتَدُّ الْأَنْهارُ، وَتُضْعِفُ الْأَرْضُ اُکُلَها؛
آبها فراوان میشود، رودخانهها گسترش مییابد و زمین میوه هایش را چندین برابر میکند.(1)
یَسْقیهِ اللّهُ الْغَیْثَ وَ تُخْرِجُ الاَْرْضُ نَباتِها، وَ یُعْطِی الْمالَ صِحاحاً وَ تَکْثُرُ الْماشِیَةُ وَ تَعْظُمُ الاُْمَّةُ
خداوند او را با باران رحمتش سیراب میکند، زمین گیاهش را بیرون میفرستد، او ثروت را به طور مساوی بخشش میکند، دامها فراوان شوند و امّت شکوهمند گردد.(2)
تَتَنَعَّمُ اُمَّتی فی زَمانِهِ نَعیماً لَمْ یَتَنَعَّمُوا مِثْلَهُ قَطُّ، اَلْبَرُ وَ الْفاجِرُ یُرْسِلُ السَّماءَ عَلَیْهِمْ مِدْراراً وَ لا تَدَّخِرُ الاَْرْضُ شَیْئاً مِنْ نَباتِها
امّت من در زمان او آن چنان در ناز و نعمت غوطه ور میشوند که هرگز چنین رفاه و گشایشی نبوده است. هر شخص نیکوکار و تبهکار از این نعمتها برخوردار میشوند.
آسمان بارانش را سیل آسا برای آنها فرو میریزد و زمین چیزی از گیاهش را
ذخیره نمیکند.(1)
لَیْلَةُ النِّصْفِ مِنَ شَعْبانَ، یَغْفِرُ اللّهُ لِعِبادِهِ، اِلاَّ لِمُشْرِکٍ أَوْ لِعَبْدٍ مُشاحِنٍ؛
در شب نیمهی شعبان، خداوند منّان همهی بندگانش را میآمرزد به جز افراد مشرک و بدعتگزار.(2)
تَطُولُ لَهُ الْأَیّامُ وَاللَّیالی حَتّی تَکُونَ السَّنَةُ مِنْ سِنینِه بِمِقْدارِ عَشْرِ سِنَینَ؛
شبها و روزها در عهد او طولانی میشود، تا جایی که یک سال از سالهای زمان او به مقدار 10 سال میشود.(3)
با توجه به این همه برکات که در عصر موفور السرور آن امام نور رخ میدهد، هر انسان معتقد آرزو میکند که ای کاش یک گوشهی چشمی از یوسف زهرا به او معطوف شود، آنگاه آرزو میکند که آن عصر مشعشع طلایی را درک کند، برای رسیدن به این سعادت در تهذیب نفس و خودسازی خود تلاش میکند.
در احادیث فراوان به این نکته اشاره شده، از جمله حدیث زیر
فَیا طُوبی لِمَنْ أَدْرَکَهُ وَ کانَ مِنْ أنْصارِه؛
خوشا به حال کسی که آن حضرت را درک کند و در زمره یاران حضرتش قرار بگیرد.(1)
یا أهْلَ الْکُوفَةِ، أنْتُمْ أَسْعَدُ النّاسِ بِالْمَهْدِیِّ؛
ای اهل کوفه! شما به برکت حضرت مهدی خوشبختترین انسانها میباشید.(2)
آری! پس از انتخاب کوفه به عنوان پایتخت حکومت جهانی حضرت مهدی علیهالسلام، اهل کوفه این سعادت را دارند که همهی نمازهای یومیهی خود را پشت سر آن حضرت اقامه کنند و همه خطبههای حیات بخش آن امام همام را با گوش جان استماع نمایند.
نیک بختانی که سعادت درک عصر آکنده از شادکامیها را پیدا کنند، طبعا آرزو میکنند که ای کاش پدران، نیاکان و دیگر عزیزانشان زنده بودند و آن روزها مبارک و میمون را درک میکردند.
در احادیث فراوان به این نکته اشاره شده، از جمله حدیث زیر:
تَتَمَنَّی الاَْحْیاءُ الاَْمْواتَ مِمّا صَنَعَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ بِأَهْلِ الاَْرْضِ مِنْ خَیْرٍ؛
در اثر آن همه خیر که خداوند متعال به اهل زمین عنایت میکند، زندهها مردگان خود را آرزو میکنند.(1)
بِالسَّکینَةِ وَالْوَقارِ؛
با متانت و وقار
پرسیدند: دیگر با چه نشانی؟ فرمود:
بِمَعْرِفَةِ الْحَلالِ وَ الْحَرامِ، وَ بِحاجَةِ النّاسِ إِلَیْهِ وَ لایَحْتاجُ إِلیَ أحَدٍ.
با شناخت وآگاهی کامل آن حضرت به احکام حلال و حرام و نیاز همگان به ایشان و بینیازی ایشان از همگان.(2)
در احادیث فراوان تصریح شده که حضرت مهدی علیهالسلام از تبار امام حسین علیهالسلام و نهمین فرزند آن حضرت میباشد، از جمله حدیث زیر:
به محضر مقدس پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله شرفیاب شدم، دیدم که امام حسین علیهالسلام را
روی زانوی مبارکش نهاده، دهانش را بوسه باران کرده، بر میان دو دیده نور دیدهاش بوسه میزند و میفرماید:
أنْتَ سَیِّد، إِبْنُ سیِّدٍ وَ أنْتَ الاِْمامُ، إِبْنُ الاْءِمامِ، وَ أَنْتَ حُجَّةٌ، إِبْنُ حُجَّةٍ، وأنْتَ أبُوحُجَجٍ تِسْعَة، تاسِعُهُمْ قائِمُهُمْ؛
تو آقا، پسر آقا، امام، پسر امام، حجّت، پسر حجّت و پدر نُه حجّت هستی که نهمین آنها قائم آنها میباشد.(1)
پس از اشارهای کوتاه به آثار و برکات وجودی حضرت ولیّ عصر، امام زمان علیهالسلام به یکی از وظایف خود در عصر غیبت اشاره میکنیم:
أفْضَلُ الْعِبادَةِ إِنْتِظارُ الْفَرَجِ؛
برترین عبادتها انتظار فرج میباشد.(2)
إِنْتِظارُ الْفَرَجِ بِالصَّبْرِ عِبادَةٌ؛
انتظار فرج، اگر همراه با شکیبایی باشد، عبادت است.(3)
در کتاب درسنامه مهدویت که سال گذشته توسط «ستاد مردمی شعبانیّه»
منتشر شد، به تفصیل در این زمینه سخن گفتیم.(1)به کتابهای ذکر شده در آخر درس نیز مراجعه شود:
چکیده
در این درس از آبادانی جهان در عصر ظهور، بذل و بخشش بیحساب حضرت مهدی، اجرای عدالت، اصلاح تبهکاران، بینیازی همگان، وفور نعمت، فراوانی دامها، گسترش رودخانهها، نزول بارشهای رحمت، تقسیم مساوی ثروت، از بین رفتن کینه و حسد، اجرای کامل عدالت، انتخاب کوفه به عنوان پایتخت دولت کریمه، تجلّی برکت در ساعات شبانه روز، آسایش و آرامش و امنیّت، تاجایی که مردمان مردگان خود را آرزو کنند. فضیلت انتظار فرج، نوید جایگاه شب نیمهی شعبان در احادیث اهلسنّت ودیگر آثار حکومت حقّه و سیرهی حکومتی آن حضرت، سخن رفته است.
برای تحقیق بیشتر:
تکالیف الانام، تألیف: صدر الاسلام علی اکبر همدانی، متوفای 1325 ق.
تنها ره رهایی، تألیف: علی اکبر مهدی پور، ـ معاصر ـ
کنز الغنائم فی فوائد الدعاء للقائم علیهالسلام، تألیف: سید محمد تقی موسوی اصفهانی، متوفای 1348 ق.
مکیال المکارم، تألیف ایشان.
وظیفة الانام فی زمن غیبة الامام، تألیف ایشان.(2)
در درسهای گذشته احادیث مربوط به سیرهی حمیدهی حضرت ولیّ عصر ارواحنا فداه در منابع اهل تسنّن تقدیم گردید، در این درس سیرهی حمیدهی آن حضرت را از منابع شیعه تقدیم میکنیم:
همهی امامان، مظهر رحمت خداوند منّان هستند، ولی حضرت مهدی علیهالسلام رحمت واسعهی پروردگار است و در احادیث فراوان جلوههایی از مراتب رحمت و شفقت آن شمیم رحمت ترسیم شده، که به شماری از آنها اشاره میکنیم:
ثُمَّ أُکْمِلُ ذَلِکَ بِإِبْنِهِ رَحْمَةٌ لِلْعَالَمِینَ
عَلَیْهِ کَمَالُ مُوسَی وَ بَهَاءُ عِیسَی وَ صَبْرُ أَیُّوبَ
سپس آن سلسله امامت را با فرزندش (فرزند امام حسن عسکری) تکمیل میکنم، که رحمت است برای جهانیان، کمالات حضرت موسی، شکوه و جلالت حضرت عیسی، صبر و شکیبایی حضرت ایّوب با اوست.(1)
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْعَلَمُ الْمَنْصُوبُ وَ الْعِلْمُ الْمَصْبُوبُ وَ الْغَوْثُ وَ الرَّحْمَةُ الْوَاسِعَةُ
درود بر شما ای پرچم برافراشته، ای دانش در حال ریزش، هان ای پناهگاه و رحمت گسترده!(2)
أَوْسَعُکُمْ کَهْفاً وَ أَکْثَرُکُمْ عِلْماً وَ أَوْصَلُکُمْ رَحِماً
از نظر پناه دهی از همه وسیعتر، از نظر دانش از همه بیشتر و از نظر دل رحم بودن از همه افزونتر.(3)
وَ أَنَا تِلْکَ الرَّحْمَةُ
آن رحمت گسترده اله،ی من هستم.(1)
إِنَّا أَهْلُ بَیْتِ الرَّحْمَةِ وَ مَعْدِنُ الرِّسَالَةِ وَ الْخِلَافَةِ
ما اهل بیت رحمت، معدن رسالت و کان خلافت هستیم.(2)
یُلْقی فِی قَلْبِهِ الرَّحْمَةَ
از سوی پروردگار، رحمت بر قلب شریفش القا میشود.(3)
در این احادیث که فرازهایی از آنها تقدیم گردید، از آن حضرت به عنوان: رحمت برای جهانیان، رحمت گسترده پروردگار، دل رحم، مظهر رحمت خداوند، از سلالهی اهل بیت رحمت و محل ریزش رحمت پروردگار تعبیر شده است.
أَلا لا تُتْبِعُوا مُدْبِراً وَ لَا تُجْهِزُوا عَلَی جَرِیحٍ
آگاه باشید، هرگز فراری را دنبال نکنید و افراد زخمی را نکشید.
سپس فرمان میدهد که با آنها همانند شیوه امیرمؤمنان علیهالسلام در جنگ جمل رفتار کنند.(1)
شیوهی امیرمؤمنان علیهالسلام در جنگها با خطوط زرّین بر تارک تاریخ بشری نوشته شده و بر همگان روشن است.
ابن ابی الحدید مینویسد:
هنگامی که صفها بسته میشد، امیرالمؤمنین علیهالسلام خطبهای ایراد میکرد و در ضمن آن میفرمود:
شما هرگز اقدام به جنگ نکنید...
هرگز زخمیها را نکشید.
اگر دشمن را شکست دادید، هرگز فراریها را دنبال نکنید.(2)
مولای متقیان در جنگ صفین به سپاهیان خود فرمود:
شما آغازگر جنگ نباشید.
اگر خدا خواست که پیروز شوید، فراریها را دنبال نکنید.
به افراد بیدفاع متعرّض نشوید.
زخمیها را نکشید.
به هیچ زنی آسیب نرسانید، اگرچه به شما دشنام دهند یا به امیر شما ناسزا گویند.(3)
در روایات فراوان تأکید شده که سیرهی حضرت بقیهاللّه ارواحنا فداه، همان سیرهی پیامبر رحمت میباشد، اینک فرازهایی از روایات در این باب:
بِسِیرَةِ مَا سَارَ بِهِ رَسُولُ اللّهِ
با همان سیره و روشی که پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله رفتار نمود.
پرسید: سیره پیامبر چگونه بود؟ فرمود:
أَبْطَلَ مَا کَانَ فِی الْجَاهِلِیَّةِ وَ اسْتَقْبَلَ النَّاسَ بِالْعَدْلِ
بر آن چه در عهد جاهلی بود، مهر بطلان زد و با مردمان بر اساس عدالت رفتار نمود.(1)
یَصْنَعُ کَمَا صَنَعَ رَسُولُ اللّهِ.
همان گونه انجام میدهد که رسول خدا انجام میداد.(2)
وَ أَمَّا سُنَّتُهُ مِنْ مُحَمَّدٍ صلیاللهعلیهوآله فَیَهْتَدِی بِهُدَاهُ وَ یَسِیرُ بِسِیرَتِهِ.
اما شیوهای از حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله دارد، این است که از شیوهی هدایت آن حضرت هدایت یافته و با سیرهی آن حضرت رفتار میکند(1).
أَنْ یَسِیرَ فِیهِمْ بِسِیرَةِ رَسُولِ اللّهِ صلیاللهعلیهوآله وَ یَعْمَلَ فِیهِمْ بِعِلْمِهِ
ـ متعهد میشود که ـ در میان آنهابا سیره پیامبر صلیاللهعلیهوآله رفتار کند و چون شیوه آن حضرت عمل نماید.(2)
الْقَائِمُ مِنْ وُلْدِی اسْمُهُ اسْمِی وَ کُنْیَتُهُ کُنْیَتِی وَ شَمَائِلُهُ شَمَائِلِی وَ سُنَّتُهُ سُنَّتِی
قائم علیهالسلام از فرزندان من است، نامش نام من، کنیهاش کنیهی من، شمایلش شمایل من و سیرهاش همان سیره من است.(3)
أَلَا وَ مَنْ حَاجَّنِی فِی سُنَّةِ رَسُولِ اللّهِ فَأَنَا أَوْلَی النَّاسِ بِسُنَّةِ رَسُولِ اللّهِ
هر کس با سنت پیامبر خدا با من محاجّه کند، من برای اجرای سنّت رسول خدا از هر شخص دیگری شایستهتر هستم.(1)
همین مضمون در دهها حدیث دیگر با تعبیرهای مختلف به صراحت آمده است.(2)
سیره پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در جنگ و صلح، با دوست و دشمن، برای همگان روشن است و به نصّ قرآن برای همگان اُسوه و الگو میباشد.(3)
حضرت مهدی علیهالسلام به بیان خودش، برای تأسّی و تبعیّت از پیامبر اکرم، از همه شایستهتر است.
بر اساس تعبیرهای صریح و شفّاف احادیث فراوان، که شماری از آنها تقدیم گردید، سیره و شیوه حضرت مهدی علیهالسلام، همان سیره رسول عالمیان میباشد.
در مورد جایگاه رفیع و مقام منیع حضرت مهدی علیهالسلام روایات فراوان از پیشوایان معصوم علیهمالسلام رسیده است که به شماری از آنها اشاره میکنیم:
فرزند برومندش امام زمان علیهالسلام ایراد فرموده که ترجمهی فرازهایی از آن را تقدیم میکنیم:
او از بنیهاشم، از برترین نژاد عرب، از قلّهی شرف، از اقیانوس بیکران فضیلت، که همهی نهرهای فضیلتها به سوی آن سرازیر میشود، پناه همهی پناهجویان، کان صفا، هنگامی که همه بیصفا میشوند.
چون مرگ چنگ و دندان نشان دهد، او هراسی به دل راه ندهد.
هنگامی که عرصهی نبرد، تنگتر شود، ضعف و زبونی بر او عارض نشود.
هنگامی که پهلوانها نقش بر زمین شوند، او عقبنشینی نمیکند.
همواره آماده نبرد، همیشه پیروز، دشمن شکن، شیر بیشهی شجاعت، درهم کوبنده ریشهی ستمگران، ویرانگر کاخهای ظلم و استبداد، قهرمانی شجاع و بزرگوار، شمشیری برنده از شمشیرهای خداوند، دست بخشندهای از مظاهر جود و بخشش خداوند، اوج قلّهی شرف انسانی، که در اعماق اصیلترین فضیلتها ریشه دوانیده است.
آنگاه امیرمؤمنان به توصیف دانش گسترده و صفات برجستهی آن حضرت پرداخته، در پایان دست مبارکش را بر روی سینه نهاده فرمود:
هَاهْ شَوْقاً إِلَی رُؤیَتِهِ.
آه، من چقدر مشتاق دیدار او هستم.(1)
1) [1] . علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 51، ص 115.
فرمود:
وَ یا شَوْقاً إِلی رُؤْیَتِهِمْ فی حالِ حُضُورِ دَوْلَتِهِمْ؛
آه، منِ علی، چقدر مشتاق هستم که آنها را به هنگام ظهور و استقرار دولتشان مشاهده نمایم.(1)
در این رابطه چندین حدیث در بخشهای قبلی از منابع عامّه نقل کردیم، اینک چند حدیث از احادیث اهل بیت علیهمالسلام
یَرْضَی عَنْهُ سَاکِنُ السَّمَاءِ وَ سَاکِنُ الْأَرْض؛
ساکنان آسمان و ساکنان زمین از او خشنود میشوند.(2)
یَرْضَی عَنْهُ سَاکِنُ السَّمَاءِ وَ الطَّیْرُ فِی الْجَوِّ وَ الْحِیتَانُ فی الْبِحَارِ؛
ساکنان آسمان، مرغان هوا و ماهیان دریا از او خشنود میشوند.(3)
خشنودی آسمانیان و آدمیان بسیار طبیعی است، امّا مرغان و ماهیان چرا از حکومت آن حضرت خشنود میشوند؟
یک احتمال این است که آنها نیز هوشمند هستند و به همین دلیل از برقراری حکومت حقّه خشنود و خوشحال میباشند.
احتمال دیگر این که در عصر موفور السرور ظهور دیگر آب و هوا آلوده نمیشوند. از این رهگذر پرندگان و آبزیها نفس راحتی میکشند و احساس آرامش و آسایش میکنند.
لَا یَبْقَی مَیِّتٌ إِلَّا دَخَلَتْ عَلَیْهِ تِلْکَ الْفَرْحَةُ وَ هُوَ فِی قَبْرِهِ وَ هُمْ یَتَزَاوَرُونَ فِی قُبُورِهِمْ وَ یَتَبَاشَرُونَ بِقِیَامِ الْقَائِمِ صلوات اللّه علیه؛
هیچ مرده مسلمانی نمیماند، جز این که این مسرّت و شادمانی، در قبر به او میرسد، مردگان در قبرها به دیدار یک دیگر میروند و قیام قائم علیهالسلام را به یکدیگر تبریک میگویند.(1)
إِذَا کَانَ عِنْدَ خُرُوجِ الْقَائِمِ یُنَادِی مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ أَیُّهَا النَّاسُ قُطِعَ عَنْکُمْ مُدَّةُ الْجَبَّارِینَ وَ وُلِّیَ الْأَمْرَ خَیْرُ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ فَالْحَقُوا بِمَکَّةَ؛
هنگامی که هنگامه خروج قائم علیهالسلام فرا رسد، منادی آسمانی فریاد برمیآورد:
هان ای مردمان! دیگر دوران ستمگران سپری شد، زمام امور را بهترین فرد امّتِ حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله در دست گرفت، پس به مکه معظّمه بپیوندید.(2)
چکیده
دشمنان اهلبیت تلاش کردهاند که حکومت حضرت مهدی علیهالسلام را حکومتی مستبدّ، خشن و مبتنی بر خشونت معرّفی کنند.
در این درس سیمای ملکوتی آن شمیم رحمت، بر اساس احادیث اهلبیت عصمت و طهارت علیهمالسلام بیان شد، فرازهایی از بخشنامهی جنگی آن حضرت در میدان جنگ نقل شده، احادیث صریح و شفّاف در مورد این که سیرهی آن حضرت همان سیرهی رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله میباشد، از پیشوایان معصوم آمده، از خشنودی پرندگان هوا، ماهیان دریا و درندگان صحرا در حکومت آن حضرت سخن رفته، ابراز سرور و شادمانی ارواح مؤمنان در عالم برزخ بیان شده است.
برای تحقیق بیشتر:
کتاب الغیبة، تألیف: ابوجعفر محمد بن ابراهیم نعمانی ـ قرن چهارم ـ
کتاب الغیبة، تألیف: شیخ طوسی، متوفای 460ق
کمال الدین، تألیف: شیخ صدوق، متوفای 381.
مرزهای جغرافیایی در هم ریزد، شالوده حکومت واحد جهانی بر اساس عدالت و آزادی در سرتاسر گیتی استوار گردد.
در سطح جهان فقط یک حکومت و آن حکومت حضرت مهدی، فقط یک فرمانروا و آن یوسف زهرا، تنها یک قانون اساسی و آن قرآن کریم، فقط یک پرچم و آن پرچم توحید، تنها یک آیین و آن دین مقدس اسلام به رسمیت شناخته میشود.
مهمترین شاخصهی حکومت حضرت مهدی علیهالسلام عدل فراگیر است که در 148 حدیث به این تعبیر آمده است:
یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً.
زمین را پر از عدل و داد نماید، همان گونه که پر از جور و ستم شده باشد.(1)
1) [1] . آیة اللّه صافی، منتخب الأثر، ج 2، ص 223.
أَمَا وَ اللّهِ لَیَدْخُلَنَّ عَلَیْهِمْ عَدْلُهُ جَوْفَ بُیُوتِهِمْ کَمَا یَدْخُلُ الْحَرُّ وَ الْقُرُّ.
به خدا سوگند! عدالت آن حضرت در داخل خانه هایشان به آنها میرسد، همان گونه که گرما و سرما به داخل خانهها راه پیدا میکند.(1)
«اعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها»؛
بدانید که خداوند زمین را پس از مرگش زنده میکند.(2)
امام صادق در تفسیر آن فرمود:
أَیْ یُحْیِیهَا اللّهُ بِعَدْلِ الْقَائِمِ عِنْدَ ظُهُورِهِ بَعْدَ مَوْتِهَا بِجَوْرِ أَئِمَّةِ الضَّلَالِ؛
یعنی خداوند آن را زنده میکند با عدالت قائم علیهالسلام به هنگام ظهورش، پس از آن که با ستم پیشوایان ضلالت، مرده باشد.(3)
عرضه داشت: مژده فرزند برای من. فرمود:
أَبْشِرِی بِوَلَدٍ یَمْلِکُ الدُّنْیَا شَرْقاً وَ غَرْباً، یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا، کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً؛
تو را بشارت باد به فرزندی که شرق و غرب گیتی را تحت سیطره خود در میآورد، جهان را آکنده از عدل و داد میسازد، همان گونه که پر از جور و
ستم شده باشد.(1)
در عصر موفور السرور ظهور مصلح جهانی، نه تنها در میان همهی تودهها صلح و صفا حاکم میشود، بلکه بر اساس روایات فروان، حتی در میان دیگر جانداران نیز صلح و آشتی برقرار میشود:
وَ تَصْطَلِحُ فِی مُلْکِهِ السِّبَاعُ؛
در حکومت آن حضرت حتی درندگان نیز آشتی میکنند.(2)
لَذَهَبَتِ الشَّحْنَاءُ مِنْ قُلُوبِ الْعِبَادِ وَ اصْطَلَحَتِ السِّبَاعُ وَ الْبَهَائِمُ؛
در آن روزگار، کینه و حسد از دل بندگان خدا رخت بر میبندد، درندگان و چارپایان با یکدیگر آشتی میکنند.(3)
جالب توجه است که در کتب عهدین نیز در این رابطه گفتگو شده است.(4)
و شایان دقّت است که در منابع زرتشتیان نیز از آشتی حیوانات در عصر ظهور سخن رفته است.(5)
1) [1] . شیخ صدوق، کمال الدّین، ج2، ص 423؛ شیخ طوسی، الغیبة، ص 214؛ طبری، دلائل الامامة، ص 267، ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج 4، ص 474.
2) [2] . طبرسی، الإحتجاج، ج 2، ص 291.
3) [3] . شیخ صدوق، الخصال، ج 2، ص 419.
4) [4] . عهد قدیم، کتاب اشعیاء نبی، فصل 11، فرازهای 1 ـ 10.
5) [5] . ر. ک: او خواهد آمد، ص 132.
آگاهی امامان معصوم علیهمالسلام از گذشته و آینده جهان، از اعماق دل انسانها و از هر چیزی که نسبت به دیگران غیب محسوب میشود، از اعتقادات قطعی و مسلّم ما میباشد، در این جا نیاز به بسط سخن نیست، تنها به نقل یک حدیث بسنده میکنیم.
إِنَّهُ إِذَا تَنَاهَتِ الْأُمُورُ إِلَی صَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ رَفَعَ اللّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی کُلَّ مُنْخَفِضٍ مِنَ الْأَرْضِ وَ خَفَّضَ لَهُ کُلَّ مُرْتَفِعٍ مِنْهَا حَتَّی تَکُونَ الدُّنْیَا عِنْدَهُ بِمَنْزِلَةِ رَاحَتِهِ فَأَیُّکُمْ لَوْ کَانَتْ فِی رَاحَتِهِ شَعْرَةٌ لَمْ یُبْصِرْهَا؛
هنگامی که زمام امور به دست صاحب این امر منتهی شود، خداوند متعال، همهی پستیها و بلندیهای روی زمین را برای او صاف و هموار سازد، پس همه دنیا در برابر او همانند کف دست او میشود. آیا اگر در کف دست یکی از شما مویی باشد، آن را نمیبینید؟(1)
قرآن کریم در آیات فراوانی برای تنها بازمانده از حجج الهی اطلاع رسانی کرده و در یک مورد از او به «بقیة اللّه» تعبیر کرده و فرمود:
«بَقِیَّتُ اللّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤمِنینَ»؛
بازمانده خدا برای شما بهتر است، اگر مؤمن باشید.(2)
علاوه بر کتب تفسیر، در شماری از احادیث نیز عنوان «بقیة اللّه» بر حضرت مهدی علیهالسلام اطلاق شده است که به شماری از آنها اشاره میکنیم:
فَإِذَا خَرَجَ أَسْنَدَ ظَهْرَهُ إِلَی الْکَعْبَةِ وَ اجْتَمَعَ إِلَیْهِ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا وَ أَوَّلُ مَا یَنْطِقُ بِهِ هَذِهِ الآْیَةُ؛
«بَقِیَّتُ اللّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤمِنِینَ»(1)
ثُمَّ یَقُولُ:
أَنَا بَقِیَّةُ اللّهِ فِی أَرْضِهِ وَ خَلِیفَتُهُ وَ حُجَّتُهُ عَلَیْکُمْ
فَلَا یُسَلِّمُ عَلَیْهِ مُسَلِّمٌ إِلَّا قَالَ:
السَّلامُ عَلَیْکَ یَا بَقِیَّةَ اللّهِ فِی أَرْضِهِ؛
هنگامی که آن حضرت خروج میکند، پشتش را به کعبه تکیه میدهد، 313 تن مرد در اطراف او گرد آیند.
نخستین چیزی که بر زبان جاری کند، این آیهی شریفه است:
«اندوخته خدا برای شما بهتر است، اگر مؤمن باشید».
آنگاه میفرماید:
من «بقیة اللّه» هستم، من حجّت و خلیفه خدا بر شما هستم.
پس هر کس به او سلام کند، میگوید:
درود بر تو ای اندوخته خدا در روی زمین.(2)
«امیرالمؤمنین» سلام است؟ فرمود: نه.
پرسیدند: پس چگونه به ایشان سلام بگوییم؟ فرمود: بگویید:
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا بَقِیَّةَ اللّهِ؛
درود بر تو ای بازمانده خدا.
آن گاه امام صادق علیهالسلام این آیه را تلاوت فرمود:
«بَقِیَّتُ اللّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤمِنِین»(1)
آن نیز از آن پسر امام حسن عسکری علیهالسلام است، که امّت اسلامی بر او گرد آیند.
آنگاه آیه شریفه را تلاوت نمود، سپس فرمود:
نَحْنُ بَقِیَّةُ اللّه؛
ما بازماندگان خداوند هستیم.(2)
بر اساس اعتقاد قطعی ما، اگر یک لحظه روی زمین خالی از حجّت باشد، زمین ساکنانش را در کام خود فرو میبرد.
در درسهای پیشین شماری از احادیث عامّه را در این رابطه آوردیم و این
یک حدیث از پیشوایان معصوم علیهمالسلام
لَوْ بَقِیَتِ الْأَرْضُ یَوْماً بِلَا إِمَامٍ لَسَاخَتْ بِأَهْلِهَا؛
اگر یک روز زمین بدون امامی از ما بماند، اهل خود را در کام خود فرو میبرد.(1)
در ضمن چهار حدیث از چهار معصوم، وجود مقدس حضرت بقیة اللّه در ایام غیبت به خورشید پنهان در پشت ابر تشبیه شده است.
حدیثی در درسهای پیشین از کتب عامّه نقل کردیم و اینک حدیث دیگری از شخص حضرت مهدی علیهالسلام:
وَ أَمَّا وَجْهُ الِانْتِفَاعِ بِی فِی غَیْبَتِی فَکَالإِنْتِفَاعِ بِالشَّمْسِ إِذَا غَیَّبَتْهَا عَنِ الْأَبْصَارِ السَّحَابُ
اما کیفیّت بهرهمند شدن از من در دوران غیبت، همانند بهرهمند شدن مردم از خورشید است، هنگامی که در پشت ابر نهان باشد.(2)
علامه مجلسی هشت وجه تشبیه برای این حدیث بیان کرده،(3)ما وجه
1) [1] . کلینی، ج1، ص 179؛ شیخ صدوق، کمال الدین، ج1، ص 204.
2) [2] . شیخ طوسی، الغیبة، ص 292؛ طبرسی، الاحتجاج، ص 471؛ همو، إعلام الوری، ج2، ص 272؛ اربلی، کشف الغمة، ج 3، ص 322؛ فیض کاشانی، النّوادر، ص 164؛ شیرازی، کلمة الامام المهدی، ص 225؛ غروی، المختار من کلمات الامام المهدی، ج 1، ص 294.
3) [3] . علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 52، ص 92 ـ 93.
دیگری در همین درسنامه آوردیم.(1)
در احادیث فراوان تصریح شده که همه دوستان و شیعیان در عصر غیبت به برکت وجود مقدس امام زمان علیهالسلام از بلاها در امان هستند، اینک به دو حدیث از شخص حضرت بقیة اللّه اشاره میکنیم:
أَنَا خَاتَمُ الْأَوْصِیَاءِ وَ بِی یَرْفَعُ اللّهُ الْبَلَاءَ عَنْ أَهْلِی وَ شِیعَتِی
من پایان بخش اوصیا هستم، خداوند به وسیلهی من بلاها را از شیعیان و خاندانم دفع میکند.(2)
إِنَّا غَیْرُ مُهْمِلِینَ لِمُرَاعَاتِکُمْ وَ لَا نَاسِینَ لِذِکْرِکُمْ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ اللَّأْوَاءُ وَ اصْطَلَمَکُمُ الْأَعْدَاءُ
ما هرگز در رعایت و حراست شما کوتاهی نمیکنیم و یاد شما را به دست فراموشی نمیسپاریم و گرنه بلاها بر شما سرازیر میشد و دشمنان، شما را نابود میکردند.(3)
علیرغم اهتمام شدید ابرقدرتها برای برچیدن طومار عمر شیعیان، نزدیک
به نیمی از مسلمانان جهان را شیعیان تشکیل میدهند(1)و این دلیلی جز عنایت و حمایت ویژه حضرت ولیّ عصر و دعای خیر آن حضرت ندارد.
در احادیث فراوان از آن حضرت به عنوان پناهگاه تعبیر شده، از جمله:
تَؤوبُ إِلَیْهِ أُمَّتِی کَمَا تَؤوبُ الطَّیْرُ إِلَی أَوْکَارِهاً،
امت من به او پناه میبرند، همان گونه که پرندگان به آشیانههای خود پناه میبرند.(2)
وَ اللّهِ لَوْ یَأْوِی بِنَا الْجِبَالُ لاَوَیْنَاهَا
به خدا سوگند! اگر کوهها به ما پناهنده شوند، آنها را پناه میدهیم.(3)
وَ أَمَّا الْحُجَّةُ فَإِذَا بَلَغَ مِنْکَ السَّیْفُ الْمَذْبَحَ فَاسْتَغِثْ بِهِ فَإِنَّهُ یُغِیثُکَ وَ هُوَ
1) [1] . بر اساس آمار 2001 میلادی، آمار مسلمانان جهان یک میلیارد و ششصد و شصت میلون نفر میباشد و بر اساس مصاحبهی انور سادات، رئیس جمهور سابق مصر، نیمی از امت اسلامی را شیعیان تشکیل میدهند. [ ر.ک: معتمدی، عزاداری سنتی شیعیان، ج3، ص789 ]
2) [2] . طبری، دلائل الامامة، ص 445.
3) [3] . عیّاشی، التفسیر، ج2، ص 193؛ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 341.
غِیَاثٌ وَ کَهْفٌ لِمَنِ اسْتَغَاثَ بِهِ
و اما حضرت حجّت، پس هنگامی که کارد به استخوان رسید، به او متوسّل شو که البته فریادرسی میکند، که او پناهگاه و فریادرس کسی است که به او استغاثه کند.(1)
تا روزی که ذوالفقار علی علیهالسلام در نیام و زبان حضرت مهدی در کام باشد، شبپرهها بازیگر میدان هستند، ولی هنگامی که به آن حضرت فرمان سخن گفتن داده شود، باطل جویان، با ذلّت و خواری از صحنه بیرون میروند و حق به حقدار میرسد.
وَ إِذَا أَذِنَ اللّهُ لَنَا فِی الْقَوْلِ ظَهَرَ الْحَقُّ وَ اضْمَحَلَّ الْبَاطِلُ وَ انْحَسَرَ عَنْکُمْ
چون به ما اذن سخن گفتن داده شود، حق آشکار میگردد، باطل از ریشه و بن کنده میشود و باطل جویان رخت بر میبندند.(2)
بر اساس روایات فراوان، در عصر غیبت آن قدر مفاهیم کتاب و سنّت دستخوش تغییر و تحریف میشود که به هنگام ظهور، هنگامی که آن امام نور آنها را بر اساس صحیح، تفسیر و تبیین میکند، مردم میگویند: کتاب جدید و آیین جدید آورده است و لذا در احادیث فراوان از ایشان به عنوان احیاگر قرآن و سنّت تعبیر شده است:
یُحْیِی مَیِّتَ الْکِتَابِ وَ السُّنَّة؛
او تعالیم فراموش شده قرآن و سنّت را احیا میکند.(1)
یَعْطِفُ الْهَوَی عَلَی الْهُدَی إِذَا عَطَفُوا الْهُدَی عَلَی الْهَوَی وَ یَعْطِفُ الرَّأْیَ عَلَی الْقُرْآنِ إِذَا عَطَفُوا الْقُرْآنَ عَلَی الرَّأْی؛
او امیال را به قرآن بر میگرداند، هنگامی که دیگران قرآن را با امیال خود تفسیر میکنند. او اندیشهها را به قرآن بر میگرداند، هنگامی که دیگران قرآن را با اندیشههای خود تأویل میکنند.(2)
ابن ابی الحدید در شرح این خطبه مینویسد:
این سخن اشاره است به امامی که خداوند او را در آخر الزمان پدید میآورد و او همان امام موعود است که در اخبار و احادیث بشارت داده شده است.(3)
مقام رفیع و جایگاه منیع حجّت خدا به قدری بلند است که طایر اندیشه هیچ دانشمندی قدرت پرواز در آن محدوده را ندارد، ولی از باب «ما لایدرک کلّه، لا یترک کلّه» به دو حدیث از رئیس مذهب اشاره میکنیم:
فرمود:
لا، وَ لَوْ أَدْرَکْتُهُ لَخَدَمْتُهُ أَیَّامَ حَیَاتِی؛
نه، اگر من زمان او را درک میکردم، همه عمر به خدمت او میپرداختم.(1)
سَیِّدِی غَیْبَتُکَ نَفَتْ رُقَادِی وَ ضَیَّقَتْ عَلَیَّ مِهَادِی وَ ابْتَزَّتْ مِنِّی رَاحَةَ فُؤادِی سَیِّدِی غَیْبَتُکَ أَوْصَلَتْ مُصَابِی بِفَجَائِعِ الْأَبَدِ
ای سرور من! غیبت تو خواب از دیدگانم ربوده، عرصه را بر من تنگ نموده، آرامش را از دلم سلب کرده است.
سرور من! غیبت تو مصیبتی جانکاه بر سراسر وجودم فروریخته.(2)
امام صادق علیهالسلام بیش از یک قرن، پیش از میلاد امام زمان علیهالسلام برای طولانی شدن غیبت آن حضرت و پریشانی شیعیان در عصر غیبت اشک میریزد و بیتابی میکند و او را «سرور من» خطاب میکند!
ما دورافتادگان و محرومان از فیض حضور، در این روزگار ناسازگار تعبیری پیدا نمیکنیم که بیچارگی و بینوایی خود را بیان کند!
به همراه شیفتگان و دلباختگان آستان مولا از اعماق دل عرضه میداریم:
«یا أَیُّهَا الْعَزیزُ، مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ، وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ، فَأَوْفِ لَنَا الْکَیْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَیْنا، إِنَّ اللّهَ یَجْزِی الْمُتَصَدِّقین»؛
هان ای عزیز!
[ای عزیز فاطمه!]
دردی جانکاه بر ما و کسان ما فروریخته،
با متاعی اندک به سویت آمدهایم،
پیمانه ات را بر ما سر ریز و بر ما تصدّق نما،
که خداوند تصدق کنندگان را پاداش میدهد.(1)
چکیده
در 148 حدیث عدالت فراگیر حضرت مهدی علیهالسلام به این تعبیر آمده است که:
یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً؛
زمین را پر از عدل و داد نماید، همان گونه که پر از جور و ستم شده باشد.
در این درس پیرامون عدل مهدوی، به عنوان بزرگترین شاخصهی عصر ظهور سخن گفتیم، آشتی انسانها، تودهها، حتّی چهارپایان را با درندگان بر اساس روایات اسلامی و دیگر ادیان ابراهیمی بیان کردیم، پیرامون آگاهی گستردهی حضرت، قدرت بیان، نفوذ کلمه، جایگاه رفیع و پناهدهی گستردهی حضرت مهدی علیهالسلام، گلواژهی «بقیّة اللّه» و احیاگری قرآن و سنّت، مطالبی تقدیم نمودیم.
برای تحقیق بیشتر:
الاحتجاج، تألیف: احمد بن علی طبرسی ـ قرن ششم ـ
منتخب الاثر، تألیف: آیة اللّه صافی گلپایگانی ـ معاصر ـ
او خواهد آمد، تألیف: علی اکبر مهدی پور
1) [1] . سورهی یوسف، آیهی 88.
احادیث وارد شده از پیشوایان معصوم علیهمالسلام پیرامون ولادت، زندگی، غیبت، ظهور و دیگر مسائل مربوط به حضرت بقیة اللّه ارواحنا فداه، پیشینهای بس دراز دارد و به عصر رسالت مربوط میشود.
هزاران حدیث معتبر و مستند که در طول دو قرن و نیم، از عهد رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله تا عصر امام حسن عسکری علیهالسلام وارد شده و در آنها از ولادت امام زمان، نسب آن حضرت، پدر بزرگوار و مادر مکرّمهی ایشان سخن رفته، ویژگیهای جسمانی، به ویژه در مورد غیبت آن حضرت گفتگو شده است، هر یک از آنها یک معجزه به شمار میآید، زیرا در آنها از حوادث مربوط به آینده سخن رفته، پس از قرنها مطابق آن رخ داده است.
از این رهگذر سیره نویسان و تراجم نگاران، این احادیث را در کتب مربوط به دلایل نبوّت ثبت کردهاند.(1)
شیخ مفید این احادیث را دلیل قاطع و روشنی بر حقّانیت شیعه و استواری
1) [1] . ابونعیم اصفهانی، دلائل النّبوة، ص 550، ح 487 ـ 485.
اعتقادات امامیه دانسته است.(1)
در طول چهارده قرن، از عصر پیامبر اکرم تا زمان ما، هزاران کتاب پیرامون حضرت مهدی علیهالسلام تألیف شده، که در برخی از کتابخانههای تخصّصی قم، بیش از 4000 مجلّد کتاب مستقلّ پیرامون آن حضرت موجود است.
ما در اینجا منحصراً از کتابهایی نام میبریم که پیش از میلاد مسعود حضرت مهدی علیهالسلام به رشته تحریر درآمده است:
1- کتاب الغیبة
تألیف: ابو اسحاق، ابراهیم بن صالح انماطی، از اصحاب امام باقر علیهالسلام.(2)
انماطی از شیعیان امامی ـ اثنا عشری ـ میباشد(3)و این کتاب را بیش از یکصد سال پیش از ولادت حضرت مهدی علیهالسلام تألیف کرده است.
2- کتاب الغیبة
تألیف: ابوالحسن، علی بن حسن بن محمد طائی جَرمی، از اصحاب امام کاظم علیهالسلام.(4)
3- کتاب الغیبة
تألیف: ابوعلی، حسن بن محمد بن سَماعه، از اصحاب امام کاظم علیهالسلام.(5)
4- کتاب الغیبة
تألیف: حسن بن علی بن ابی حمزه بطائنی، از اصحاب امام کاظم علیهالسلام.(1)او علاوه بر کتاب «الغیبة» آثار دیگری در حوزهی مهدویت نوشته، که از آن جمله است:
5- کتاب الغیبة
تألیف: ابوالفضل، عباس بن هاشم ناشری، مشهور به «عُبَیس» از اصحاب امام رضا علیهالسلام.(3)
با توجّه به تاریخ درگذشت وی به سال 220 ق. این کتاب حداقل 35 سال پیش از ولادت حضرت مهدی علیهالسلام تألیف شده است.
6- کتاب الغیبة
تألیف: ابوالحسن، علی بن محمد بن علی سوّاق، معاصر امام رضا علیهالسلام.(4)
7- کتاب الغیبة
تألیف: ابوالحسن علی بن عمر اعرج، معاصر امام رضا علیهالسلام.(5)
8- کتاب الغیبة
تألیف: علی بن حسن فضّال، از اصحاب امام هادی علیهالسلام.(1)
9- کتاب الغیبة
تألیف: ابراهیم بن اسحاق احمری، معاصر امام حسن عسکری علیهالسلام.(2)
10- کتاب الغیبة
تألیف: ابوالعبّاس، عبداللّه بن جعفر حمیری، از اصحاب امام حسن عسکری علیهالسلام.(3)
حمیری آثار دیگری در رابطه با حضرت بقیة اللّه دارد، که از آن جمله است:
الغیبة والحیرة
الفترة والحیرة(4)
التّوقیعات(5)
قرب الإسناد الی صاحب الأمر علیهالسلام(6)
اینها ده مورد از دهها کتابهای مستقل تألیف شده پیرامون غیبت حضرت ولی عصر ارواحنا فداه میباشد، که پیش از وقوع غیبت پیرامون غیبت و به عنوان «کتاب الغیبة» نگارش یافته و به دست پیشتاز علمای رجال، مرحوم نجاشی رسیده و گزارش آن در کتاب گرانسنگ «رجال نجاشی» ثبت شده است.
اگر بخواهیم همهی کتابهای تألیف شده در حوزهی مهدویت را که توسّط
اصحاب ائمّه و پیش از ولادت حضرت بقیة اللّه، تألیف شدهاند را بشماریم به درازا میکشد.
در اینجا لازم است اشاره کنیم که برخی از مؤلّفان این آثار از فرقهی واقفیه هستند و آنها در امامت حضرت موسی بن جعفر علیهالسلام متوقّف میباشند و آن حضرت را همان مهدی موعود پنداشتهاند! ولی ما به دو جهت عناوین آثار آنها را در اینجا یادآور شدیم:
1- در متن این کتابها انحراف و لغزشی وجود ندارد، لذا شیخ طوسی و دیگر بزرگان از این کتابها نقل کردهاند.
2- صدور این کتابها به وفور از فرقههای مختلف، دلیل رسوخ اعتقاد به غیبت موعود در طول قرون و اعصار بوده و بیانگر این حقیقت است که احادیث مربوط به مهدی موعود از نظر کثرت و شهرت و تواتر در میان امّت اسلامی در سطحی بوده که دهها تن از اصحاب ائمّه علیهمالسلام در طول قرنهای اول، دوم و سوم، دهها کتاب مستقل در این رابطه تألیف نموده و آنها را «کتاب الغیبة» نام نهادهاند.
تعدّد این کتابها در عصر امامان، مشت محکمی است بر دهان دشمنان اهل بیت علیهمالسلام که عمداً شبهه افکنی میکنند و به دروغ ادّعا میکنند که احادیث مربوط به غیبت موعود، بعد از غیبت آن حضرت گردآوری شده است.
تعدادی از آثار معرّفی شده، بیش از یک قرن پیش از ولادت حضرت بقیة اللّه ارواحنا فداه تألیف شده و مؤلّفین آنها در نیمه اول قرن دوم درگذشتهاند، در حالی که حضرت ولی عصر علیهالسلام در نیمه دوم قرن سوم متولّد شدهاند.
پدیدآورندگان آثار یاد شده عموماً از شیعیان اهل بیت یا از فرقههای وابسته
به این خاندان بودند، در اینجا به معرّفی یک اثر مستقل از یک مؤلّف پرآوازه، پیرامون حضرت ولی عصر میپردازیم که پیش از تولّد موعود، کتاب ارزشمندی را در حوزهی مهدویت تألیف کرده و خود از رجال معروف اهل سنّت میباشد.
او «عبّاد بن یعقوب رواجنی» متوفّای 250 ق. میباشد.(1)
او که پنج سال پیش از تولّد حضرت مهدی علیهالسلام دیده از جهان فرو بسته، کتاب ارزشمندی به نام «اخبار المهدی» از خود به یادگار نهاده است.(2)
مؤلّف از بزرگان اهل سنّت میباشد، بخاری، ترمذی، ابن ماجه، ابوحاتم، بزّاز و دیگر محدّثان عامّه از او روایت کرده، بر وثاقت و صداقت او تأکید کردهاند.
ذهبی پس از نقل وثاقت او از حاکم و ابوحاتم، از ابوجریر نقل میکند که میگفت: من از رواجنی شنیدم که میگفت:
هرکس همه روزه در نماز خود از دشمنان آل محمد صلیاللهعلیهوآله بیزاری نجوید، با آنها محشور خواهد شد.(3)
سمعانی پس از آن که تصریح میکند که رواجنی از مشایخ بخاری بود، از او انتقاد میکند که چرا از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله روایت کرده که فرمود:
إِذَا رَأَیْتُمْ مُعَاوِیَةَ عَلَی مِنْبَرِی فَاقْتُلُوهُ؛
هنگامی که معاویه را بر فراز منبر من دیدید، او را به قتل برسانید.(1)
و چرا از ابوبکر نقل کرده که به خالد بن ولید دستور داده بود که مولای متّقیان را به قتل برساند، بعد پشیمان شد و گفت:
لَا تَفْعَلْ یَا خَالِدُ مَا أَمَرْتُک؛
ای خالد، آنچه را که به تو دستور داده بودم انجام مده.(2)
ذهبی از راویان مورد اعتماد روایت کرده که گفت: از عبّاد شنیدم که میگفت:
خداوند، عادلتر از آن است که طلحه و زبیر را به بهشت راه دهد که با علی علیهالسلام بیعت کردند، سپس بیعت خود را شکسته، با آن حضرت جنگیدند.(3)
آنگاه از شاگردان وی روایت کرده که دیدم رواجنی شمشیری بالای سرش آویخته است، از او پرسیدم که این شمشیر از آنِ کیست؟ گفت:
أَعدَدتُهُ لِأُقَاتِلَ بِهِ مَعَ االْمَهْدِیّ؛
من آن را مهیا کردهام که با آن در رکاب مهدی علیهالسلام شمشیر بزنم.(4)
همه رجالیون بر وثاقت و صداقت او اتّفاق نظر دارند، جز این که به جهت محبّت شدیدش به اهلبیت علیهمالسلام و ابراز برائت و بیزاریاش از دشمنان اهلبیت، برخی از علمای رجال او را به تشیع متّهم کردهاند(5)ولی بزرگان شیعه تصریح
کردهاند که او اهل تس(1)نّن میباشد.
شیخ طوسی از کتاب او به عنوان «أخبار المهدی» نام برده، ولی زرکلی از آن به عنوان «أخبار المهدی المنتظَر» یاد کرده است.(2)
چکیده
برخی از معاندان برای کم رنگ کردن احادیث مهدویّت، ادّعا کردهاند که تا سال 260 هجری، مطلقا نامی از غیبت نبود، پس از شهادت امام حسن عسکری علیهالسلام روایاتی جعل کرده، از غیبت امام دوازدهم سخن گفتهاند، ما برای دفع این شبهه از ریشه و بن، ده کتاب از اصحاب ائمّه علیهمالسلام معرفی کردیم، که همهی آنها در عصر ائمّه و پیش از تولّد حضرت مهدی علیهالسلام تألیف شده و همهی آنها به نام: «کتاب الغیبة» تألیف شدهاند. از این رهگذر احادیث مهدویّت از عصر نبوّت تا پیش از آغاز غیبت، در منابع حدیثی، تاریخی، رجالی و کلامی مطرح بوده است و چنین ادّعایی موجب شرمساری مدّعیان میباشد.
برای تحقیق بیشتر:
الأنساب، تألیف: سمعانی، متوفّای 562 ق.
رجال نجاشی، تألیف: احمد بن علی نجاشی، متوفّای 450 ق.
کتابنامه حضرت مهدی علیهالسلام، تألیف: علی اکبر مهدی پور
مرجع مهدویت، نشر: اطّلاع رسانی پارسا، ج 14
میزان الاعتدال، تألیف: ذهبی، متوفّای 748 ق.، جلد دوم
در احادیث فراوان از خاتم پیامبران و دیگر پیشوایان معصوم علیهمالسلام، تأکید شده بر این که برای حضرت بقیة اللّه ارواحنا فداه، دو غیبت است، یکی کوتاه و دیگری طولانی.
در دوران غیبت کوتاه که به «غیبت صغری» مشهور شده، شیعیان توسّط نوّاب خاصّ با آن حضرت در ارتباط بودند، ولی در دوران غیبت طولانی که به «غیبت کبری» شهرت یافته، حضرت بقیة اللّه ارواحنا فداه، نایب خاص و وکیل شناخته شدهای در میان مردم نداشتند و امکان ارتباط مستقیم و مستمرّ برای احدی وجود نداشت.
ولادت حضرت ولی عصر علیهالسلام شب نیمه شعبان 255 ق. در سامرّا اتّفاق افتاد و از لحظه تولّد به دور از دسترس مردمان زندگی میکرد.
روز هشتم ربیع الاوّل 260 ق. پدر بزرگوارشان، حضرت امام حسن عسکری علیهالسلام به شهادت رسید و منصب امامت بر عهدهی آن حضرت قرار گرفت.
از آن تاریخ تا روز نیمه شعبان 329 ق. که تاریخ ارتحال آخرین سفیر از سفیران چهارگانه میباشد(1)شیعیان به وسیلهی نوّاب خاصّ چهارگانه با آن حضرت در ارتباط بودند.
این دوران به نام «غیبت صغری» نامیده شده است.
اگر مبدأ غیبت صغری را از روز ولادت آن حضرت حساب کنیم، مدّت غیبت صغری دقیقاً 74 سال خواهد بود.(2)
ولی اگر آن را از روز شهادت امام حسن عسکری علیهالسلام محاسبه کنیم، مدّت غیبت صغری 69 سال و پنج ماه و یک هفته خواهد بود.(3)
با ارتحال علی بن محمد سمری درب سفارت برای همیشه بسته شد، دوران غیبت صغری پایان یافت و اینک بیش از 11 قرن از آغاز غیبت کبری میگذرد.
برخی از دشمنان قسم خوردهی اهل بیت، برای ایجاد شبهه در اذهان جوانان میگویند: داستان دو غیبت و تقسیم آن به صغری و کبری، پس از درگذشت نایب چهارم و آغاز غیبت کبری جعل شده است!!
برای رفع شبهه از ریشه و بن، حدیثی از تفسیر ابوحمزه ثمالی، متوفّای
1) [1] . شیخ طوسی تاریخ وفات علی بن محمد سمری ـ آخرین نایب خاص امام زمان علیهالسلام ـ را روز 15 شعبان 329 ق. ثبت کرده [ الغیبة، ص 394 ] ولی شیخ صدوق، راوندی و مرحوم بحرانی آن را در 15 شعبان 328 ق. نوشتهاند ] کمال الدّین: 2/503؛ الخرائج والجرائح: 3/1128؛ مدینة المعاجز: 8/145 [ بدون تردید قول شیخ طوسی اصحّ میباشد.
2) [2] . شیخ مفید آغاز غیبت صغری را از روز ولادت امام زمان علیهالسلام ثبت کرده است ] الارشاد:2/259 [
3) [3] . علاّمه مجلسی محاسبهی آغاز غیبت صغری را از روز شهادت امام حسن عسکری علیهالسلام مناسبتر میداند. ] بحارالأنوار: 51/366 ]
148 ق. و حدیثی از مشیخه حسن بن محبوب، متوفّای 224 ق. و سه حدیث از کتاب شریف اصول کافی، که مؤلّف آن در عهد غیبت صغری میزیست و پیش از آغاز غیبت کبری وفات کرده است، نقل میکنیم:
این آیه در حقّ ما نازل شده و آن کلمه پایدار امامت است، که تا روز رستاخیز در پشت حسین بن علی بن ابی طالب علیهالسلام قرار گرفته است.
سپس فرمود:
وَ أَنَّ لِلْقَائِمِ مِنَّا غَیْبَتَیْنِ، إِحْدَاهُمَا أَطْوَلُ مِنَ الْأُخْرَی؛
برای قائم ما دو غیبت است، که یکی از آنها از دیگری طولانیتر است.(4)
ابوحمزه ثمالی شخصیت بسیار ممتاز و برجستهای میباشد که امام صادق علیهالسلام در حقّ او فرمود:
ابوحمزه همانند سلمانِ زمان خود میباشد.(5)
این حدیث شریف را که در آن به دو غیبت تصریح شده است، ابوحمزه
ثمالی در تفسیر خود از امام سجّاد علیهالسلام روایت کرده است.
ابوحمزه بیش از یک قرن پیش از ولادت حضرت مهدی علیهالسلام و نزدیک دو قرن پیش از آغاز غیبت کبری در گذشته است.
به محضر امام صادق علیهالسلام عرض کردم که امام باقر علیهالسلام میفرمود:
لِقَائِمِ آلِ مُحَمَّدٍ - علیه وعلیهم السّلام ـ غَیْبَتَانِ، وَاحِدَةٌ طَوِیلَةٌ وَ الْأُخْرَی قَصِیرَة؛
برای قائم آل محمد علیهالسلام دو غیبت است: یکی طولانی و دیگری کوتاه.
فرمود:
نَعَمْ یَا أَبَا بَصِیرٍ! إِحْدَاهُمَا أَطْوَلُ مِنَ الْأُخْرَی، ثُمَّ لَا یَکُونُ ذَلِکَ یَعْنِی ظُهُورَهُ حَتَّی یَخْتَلِفَ وُلْدُ فُلَانٍ وَ تَضِیقَ الْحَلْقَةُ، وَ یَظْهَرَ السُّفْیَانِیُّ وَ یَشْتَدَّ الْبَلَاءُ وَ یَشْمَلَ النَّاسَ مَوْتٌ وَ قَتْلٌ وَ یَلْجَئُونَ مِنْهُ إِلَی حَرَمِ اللّهِ تَعَالَی وَ حَرَمِ رَسُولِ اللّهِ صلیاللهعلیهوآله؛
آری، ای ابوبصیر! یکی از آنها طولانیتر از دیگری است.
لکن آن تحقّق پیدا نمیکند تا هنگامی که فرزندان فلانی اختلاف کنند، حلقه تنگتر شود، سفیانی خروج کند، گرفتاریها شدّت یابد، کشت و کشتار فراگیر شود و مردم به حرم خدا و حرم پیامبر خدا پناه ببرند.
این حدیث را حسن بن محبوب با دهها حدیث دیگر در مشیخه خود آورده
است.
حسن بن محبوب از اصحاب اجماع و از یاران امام هشتم بود.(1)
او مقام بسیار والایی داشت و یکی از ارکان اربعه زمان خود بود.(2)
کتاب مشیخه حسن بن محبوب را گروهی تبویب کردهاند، که از آن جمله است:
شهید ثانی نیز آن را انتخاب کرده، در حدود 1000 حدیث از آن برگزیده و شیخ حرّ عاملی آن را به خطّ شهید دیده است.(5)
کتاب مشیخه اگرچه به دست ما نرسیده، ولی سعد بن عبداللّه اشعری، این حدیث را به نقل از کتاب مشیخه در «بصائر الدّرجات» آورده است.
اهمیت کتاب سعد بن عبداللّه در این است که مؤلّف از شخصیتهای برجسته شیعه در قرن سوم بود و خود به سال 299 یا 301 ق. درگذشته است.(6)
روی این بیان حدیث یاد شده را حسن بن محبوب بیش از یکصد سال پیش از آغاز غیبت کبری در کتاب مشیخه و اشعری بیش از سی سال پیش از آغاز
غیبت کبری در بصائر الدّرجات نقل کرده است.
حسن بن سلیمان حلّی، شاگرد برجسته شهید اول، کتاب اشعری را تلخیص کرده و حدیث فوق را در آن درج نموده است.(1)
این حدیث را نعمانی با سلسله اسنادش از حسن بن محبوب روایت کرده است.(2)
امین الاسلام طبرسی نیز این حدیث را از کتاب حسن بن سلیمان روایت کرده میفرماید:
حسن بن محبوب زرّاد (سرّاد) از محدّثان و مؤلّفان مورد اعتماد و استناد شیعه، کتابی به نام «مشیخه» تألیف کرده، که از کتابهای پایه و مرجع میباشد و بیش از کتاب «مزنی» و امثال آن شهرت دارد.
وی این کتاب را بیش از یکصد سال پیش از غیبت (غیبت کبری) تألیف کرده است.(3)
آنگاه متن حدیث یاد شده را به عنوان نمونه نقل کرده در مقام تحلیل آن فرموده است:
اینک ببین چگونه دو غیبت برای حضرت صاحب الامر علیهالسلام اتّفاق افتاده است و مضمون احادیثی که پیش از تولّد آن حضرت از پدران و نیاکانش روایت شده، دقیقاً به همان شکل رخ داده است.(4)
اربلی نیز همین متن را به نقل از طبرسی آورده است.(1)
شیخ مفید در این رابطه میفرماید:
روایات فراوان از پیشوایان پیشین از آل محمد علیهالسلام رسیده است که حضرت قائم منتظَر علیهالسلام را دو غیبت است که یکی از آنها طولانیتر از دیگری است، در غیبت کوتاه خواصّ شیعه از اخبار او مطّلع هستند، ولی در غیبت طولانی محلّ استقرارش از عموم مردم، به جز نزدیکانش که متصدّی خدمت او هستند، پوشیده میباشد.
پیش از ولادت امام حسن عسکری و پدران بزرگوارش، اخبار فراوان در این رابطه رسیده است.
هنگامی که وکلا و سفیران یاد شده درگذشتند، نویدهای مربوط به غیبت کبری تحقّق یافت. و این، یکی از دلایل روشن بر حقّانیت شیعه و اعتقادات راسخ آنان میباشد.(2)
لِلْقَائِمِ غَیْبَتَانِ، یَشْهَدُ فِی إِحْدَاهُمَا الْمَوَاسِمَ، یَرَی النَّاسَ وَ لَا یَرَوْنَهُ؛
برای قائم علیهالسلام دو غیبت است که در یکی از آنها در موسم حج شرکت میکند، او مردمان را میبیند، ولی مردم او را نمیبینند.(3)
لِلْقَائِمِ غَیْبَتَانِ، إِحْدَاهُمَا قَصِیرَةٌ وَ الْأُخْرَی طَوِیلَةٌ، الْغَیْبَةُ الْأُولَی لَا یَعْلَمُ بِمَکَانِهِ فِیهَا إِلَّا خَاصَّةُ شِیعَتِهِ، وَ الْأُخْرَی لَا یَعْلَمُ بِمَکَانِهِ فِیهَا إِلَّا خَاصَّةُ مَوَالِیهِ؛
برای قائم علیهالسلام دو غیبت است، یکی کوتاه و دیگری طولانی.
در غیبت اوّلی به جز خواصّ شیعیان کسی از محلّ اقامت او خبر ندارد.
در غیبت دیگری فقط خواصّ نزدیکانش از جایگاه او مطّلع هستند.(1)
لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ غَیْبَتَانِ، إِحْدَاهُمَا یَرْجِعُ مِنْهَا إِلَی أَهْلِهِ، وَ الْأُخْرَی یُقَالُ: هَلَکَ، فِی أَیِّ وَادٍ سَلَکَ؛
برای صاحب این امر دو غیبت است، در یکی از آنها به نزدیکانش مراجعه میکند، ولی در دیگری گفته میشود که هلاک شده، یا در کدامین وادی گام نهاده است!
راوی پرسید: اگر چنین وضعی پیش آید ما چه کنیم؟ فرمود:
إِذَا ادَّعَاهَا مُدَّعٍ، فَاسْأَلُوهُ عَنْ أَشْیَاءَ یُجِیبُ فِیهَا مِثْلُهُ؛
اگر کسی آن را ادّعا کند، از او در مورد مطالبی پرسش کنید که فقط امثال او میتواند پاسخ بگوید.(2)
محمد بن یعقوب کلینی، برجستهترین، استوارترین و مورد اعتمادترین محدّث شیعه در عصر غیبت صغری میباشد که پیش از آغاز غیبت کبری، به سال 329 ق. دیده از جهان فرو بسته است.
از این رهگذر وجود این احادیث در کتاب شریف کافی با این صراحت و شفّافیت، هرگونه تردید را از بین میبرد و جای شک و ابهامی برای احدی باقی نمیگذارد.
چکیده
دشمنان قسم خوردهی اهلبیت علیهمالسلام در مورد همهی مطالب مربوط به اهلبیت، به ویژه مطالب مربوط به حضرت بقیّة اللّه ارواحنا فداه، سخنان پوچ و بی پایه در سایتها و دیگر رسانهها منتشر کرده، القای شبهه نمودهاند، از جمله ادّعا کردهاند که پیش از 329 هجری، که سال وفات نایب چهارم ، بسته شدن درِ سفارت و آغاز غیبت کبری میباشد، در هیچ منبعی حدیثی نبوده که از دو غیبت به عنوان غیبت صغری و غیبت کبری نام برده باشد، پس از وفات نایب چهارم، چون وکیل و نایب خاصّی در میان مردم نبود، این احادیث جعل شده است.
در این درس ما حدیثی از تفسیر ابوحمزه ثمالی نقل کردیم که در آن از دو غیبت کوتاه (صغری) و بلند (کبری) بحث شده است.
ابوحمزه به سال 148 یا 150 وفات کرده، یعنی بیش از یکصد سال پیش از ولادت حضرت ولی عصر ارواحنا فداه و در حدود 200 سال پیش از آغاز غیبت کبری در گذشته است.
سپس حدیثی از حسن بن محبوب نقل کردیم که سال 224 وفات کرده،
یعنی بیش از یکصد سال قبل از آغاز غیبت کبری.
سپس سه حدیث از اصول کافی نقل کردهایم، که مؤلّف آن در زمان غیبت صغری زندگی میکرد و پیش از آغاز غیبت کبری در گذشته است.
برای تحقیق بیشتر:
اصول کافی، جلد اول، تألیف: محمد بن یعقوب کلینی، متوفّای 329 ق.
اختیار معرفة الرّجال، گزینش شیخ طوسی، متوفّای 460 ق.
مختصر بصائر الدّرجات، گزینش حسن بن سلیمان حلّی ـ قرن هشتم ـ
الذّریعة الی تصانیف الشّیعة، تألیف شیخ آغا بزرگ تهرانی، متوفّای 1390
فهرست مصادر
إبراز الوهم المکنون، صدیق، من کلام ابن حزم، احمد بن صدیق بخاری، متوفای 1380 ق، چ 1347 ق. دمشق
ابراز الوهم المکنون، منکلام ابنخلدون، احمد بن صدیق، متوفای 1380، چ1347 ق. دمشق
اثبات الرجعة، فضل بن شاذان، متوفای 260ق. ـ مخطوط ـ
اثبات الوصیة، مسعودی، علی بن الحسین، متوفای 349 ق. چ نجف اشرف
اثبات الهداة، شیخ حرّ عاملی، متوفای 1104ق. چ 1399 ق. قم
اختیار معرفة الرّجال، شیخ طوسی، متوفای 460. چ دانشگاه مشهد، 1348 ش.
اسعاف الرّاغبین (در حاشیه نور الأبصار) ابن صبّان مصری، متوفای 1206 ق، چ بیروت
اصول کافی، محمد بن یعقوبکلینی، متوفای 329 ق. چ بیروت
إعلام الوری بأعلام الهدی، امین الاسلام طبرسی ـ قرن ششم ـ چ 1399 ق. بیروت
الاحتجاج بالأثر علی من انکر المهدی المنتظر، شیخ حمود بن عبد اللّه تویجری ـ معاصر ـ چ 1406 ق. سعودی
الإحتجاج، طبرسی، ابومنصور احمد بن علی، ـ قرن ششم ـ چاپ 1041 ق. بیروت
الاختصاص، شیخ مفید، متوفای 413 ق. چ 1413 ق.
الإذاعة لما کان و ما یکون بین یدی السّاعة، سید محمد صدیق قنوچی، متوفای 1307 ق، چ 1424 ق. بیروت.
الارشاد، شیخ مفید، متوفای 413 ق. چاپ 1413 ق. قم
الأعلام، خیرالدین زرکلی، متوفای 1396 ق. چ 1980 م. بیروت
الأنساب، سمعانی، عبدالکریم بن محمد بن منصور، متوفای 562 ق. چ 1400 ق. بیروت
الایمان، ابن منده، اسحاق بن محمد بن یحیی، متوفای 395 ق.
البدر الطّالع، شوکانی، محمد بن علی خولانی، متوفای 1250 ق. چ بیروت.
البدء والتّاریخ، مقدسی، احمد بنسهل نوبختی، متوفای 322 ق، چ 1916 م. بغداد
البرهان، سید هاشم بحرانی، متوفای 1109 ق. چ 1419 ق. بیروت
البرهان فی علامات مهدی آخر الزمان، متّقی هندی، متوفای 975 ق. چ 1399ق. قم
البیان فی اخبار صاحب الزمان، گنجی شافعی، محمدبن یوسف، متوفای 658 ق. چ بیروت
التاریخ الکبیر، بخاری، متوفای 256 ق. چ 1407 ق. بیروت
التّذکره، قرطبی، شمس الدین محمد بن احمد، متوفای 671ق. چ 1405 ق. بیروت
التّصریح بما تواتر فی نزول المسیح، شیخ محمد انور شاه کشمیری، متوفای 1352ق. چ 1426 ق. بیروت
التفسیر، عیّاشی، محمد بن مسعود، ـ قرن سوم ـ چ 1420 ق. قم
الجامع الصّحیح، ترمذی، محمد بن عیسی بن سوره، متوفای 279 ق. چ بیروت
الجامع لأحکام القرآن، محمد بن احمد قرطبی، متوفای 671 ق. چ 1973 م. بیروت
الحاوی للفتاوی، جلال الدین سیوطی، متوفای 911 ق. چ 1421 ق. بیروت
الخرائج والجوارح، قطب الدین راوندی، متوفای 573 ق. چ 1409. قم.
الخصائص الکبری، جلال الدین سیوطی، متوفای 911 ق، چ 1424 ق. بیروت
الخصال، شیخ صدوق، متوفای 381 ق. چ 1403. قم
الدّعوات، قطب راوندی، سعید بن عبد اللّه، متوفای 573 ق. چ 1407 ق. قم.
الرّجال، ابن داود، متوفای 707 ق، چ 1392 ق. نجف اشرف.
الرّجال، نجاشی، احمد بن علی، متوفای 450 ق، چ 1413 ق. بیروت
الرد علی من کذّب بالاحادیث الصّحیحة الواردة فی المهدی، شیخ عبدالحمسن العبّاد ـ معاصر ـ چ مدینه منوره.
الزام النّاصب، حائری، شیخ علی یزدی،، متوفای 1343 ق، چ بیروت
السّنن، ابن ماجه، محمد بن یزید قزوینی، متوفای 275 ق، چ بروت
السّنن، ابوعمرو دانی، عثمان بن سعید قرطبی، متوفای 444 ق.
السّنن الکبری، بیهقی، متوفای 458 ق، چ بیروت
السّیر والمغازی، ابناسحاق، محمدبناسحاق بنیسار، متوفای 151ق.چ 1398 ق. بیروت
السّیرة الحلبیة، حلبی، علی بن برهان الدین حلبی شافعی، متوفای 1044 ق. چ بیروت
الصّافی، فیض کاشانی، متوفای 1091 ق، چ 1419 ق. تهران
الصّحیح، مسلم بن حجاج نیشابوری، متوفای 261ق. چ 1374 ق. مصر
الصّحیح منسننالمصطفی، سلیمان بن اشعث سجستانی، متوفای275ق، چ1427 بیروت
الصّراط المستقیم، بیاضی، علی بن یونس نباطی، متوفای 877 ق. چ 1384 ق. تهران
الصّواعق المحرقة، احمد بن حجر هیتمی مکی، متوفای 974ق، چ 1385 ق. مصر
العرف الوردی، جلال الدین سیوطی، متوفای 911 ق. چ 1427 ق. تهران
العطر الوردی، بلبیسی، احمدبناحمد حلوانی شافعی، متوفای 1308 ق. چ 1308 ق. بولاق
الغیبة، شیخ طوسی، متوفای 460، چ 1397 ق. تهران
الغیبة، نعمانی، متوفای بعد از 342 ق. چ 1397 ق. تهران
الفتاوی الحدیثیّة، ابن حجر، احمد بن محمد مکی هیتمی، متوفای 974، چ بیروت
الفتن، نعیم بن حماد مروزی، متوفای 229، چ 1412 ق. قاهره
الفتوحات الاسلامیة، زینی دحلان، متوفای 1304 ق، چ 1323 ق، مصر.
الفتوحات المکیة، محی الدین ابن عربی، متوفای 638ق، چ 1424 ق. بیروت
الفردوس بمأثور الخطاب، سیرویه بن شهریار دیلمی، متوفای 509ق، چ 1407 بیروت
الفصول العشرة (در ضمن مصنّفات الشّیخ المفید)، متوفای 413 ق. چ 1413 ق، قم.
الفصول المهمّه، ابن صبّاغ مالکی، متوفای 855 ق، چ نجف اشرف
الفهرست، شیخ طوسی، متوفای 460 ق، چ 1420 ق. قم
القطر الشّهدی فی اوصاف المهدی، شهاب الدین احمد بن محمد اسماعیل حلوانی شافعی، متوفای 1038، چ 1308 ق. بولاق.
القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر، ابنحجر هیتمی مکی، متوفای 974ق. چقاهره.
الکشف والبیان، ثعلبی، ابواسحاق، متوفای 427 ق. چ 1422 ق. بیروت
المختار من کلمات الامام المهدی، شیخ محمد غروی، متوفای 1432ق. چ 1414، قم
المستدرک للصّحیحین، حاکم نیشابوری، متوفای 405 ق. چ بیروت
المسند، ابویعلی، احمد بن علی بن مثنّی، متوفای 307 ق. چ 1404 ق. بیروت
المسند، احمد حنبل، متوفای 241ق. چ 1414 ق، بیروت
المصنف، ابن ابی شیبه، عبداللّه بن محمد، متوفای 235 ق، چ 1409ق. بیروت
المصنَّف، عبدالرزّاق بن همام صنعانی، متوفای 211 چ 1421 ق. بیروت
المعجم الکبیر، طبرانی، سلیمان بن احمد، متوفای 360 ق. چ 1404 ق. بیروت
الملاحم، ابن المنادی، احمد بن جعفر، متوفای 336 ق، چ 1418 ق. قم
المنار المنیف، ابن قیّم جوزیه، متوفای 751، چ 1408 ق. بیروت
المهدی المنتظر، عبداللّه بنمحمد صدیق حسنیادریسی، متوفای1380ق، چ1405ق. بیروت
المهدی المنتظر، بستوی، عبد العظیم ـ معاصر ـ چ 1420 ق. مکه معظمه
المهدیة فیالاسلام منذ أقدم العصور حتّی الیوم، سعدمحمدحسنأزهری، چ1373 ق. مصر
النّوادر، فیض کاشانی، محمد بن مرتضی، متوفای 1091ق. چ سنگی تهران
النّهایة، ابن کثیر، ابوالفداء اسماعیل بن کثیر، متوفای 774 ق. چ 1968 م، ریاض
امل الآمل، شیخ حرّ عاملی، متوفای 1104 ق. ژ 1385 ق. نجف الاشرف
او خواهد آمد، علی اکبر مهدی پور، چاپ دوازدهم، قم.
أخبار الدُّوَل و آثار الاُوَل، قرمانی، احمد بن یوسف دمشقی، متوفای 1019 ق. چ قاهره
بحارالانوار، علامه مجلسی، متوفای 1110 ق، چ بیروت
تاریخ الاسلام، ذهبی، شمس الدین محمد بن احمد، متوفای 748 ق، چ 1410 ق. بیروت
تاریخ الخمیس، دیار بکری، حسین بن محمد، متوفای 966 ق، چ 1302 ق. مصر
تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، احمد بن علی، متوفای 463 ق. چ بیروت
تاریخ دمشق، ابن عساکر، ابوالقاسم علی بن حسن بن هبة اللّه، متوفای 571 ق. چ 1421ق، بیروت
تحفة الأحوذی، مبارکفوری، ابویعلی محمد بن عبدالرحمن، متوفای 1353ق، چ بیروت
تذکرة الحفّاظ، ذهبی، متوفای 748 ق، چ 1376 ق، حیدرآباد دکن.
تذکرة الخواص، سبط ابن جوزی، متوفای 654 ق. چ 1383 ق. بیروت
تفسیر القرآن الکریم، ابوحمزه ثمالی، متوفای 148 ق. چ 1378 ش.قم
تفسیر فرات، فرات الکوفی ـ قرن سوم ـ چ 1412 ق. بیروت
تلخیص المستدرک، شمسالدینمحمدبن احمد ذهبی، متوفای748 ق. چ1410 ق. بیروت
تنقیح المقال، مامقانی، شیخ عبداللّه، متوفای 1351 ق. چ 1431 ق. قم
تهذیب الاحکام، شیخ طوسی، متوفای 460 ق، چ 1406 ق. بیروت
تهذیب الکمال، مزی، یوسف، متوفای 742 ق، چ 1413ق. بیروت
جامعالاصول، ابن اثیر ابوالسعادات مبارک بن محمد جزری، متوفای 606 ق، چ 1400 ق، بیروت
جزوه رابطة العالم الاسلامی. کتّانی،
حلیة الأبرار، محدّث بحرانی، سید هاشم،، متوفای 1109، چ 135 ش. قم
حلیة الأولیاء، ابونعیم اصفهانی، متوفای 430 ق، چ 1357 ق، بیروت
خریدة العجائب، ابن الوردی، سراج الدین ابوالحفص، متوفای 749 ق، چ بیروت
دلائل الامامه، محمد بن جریر بن رستم طبری امامی ـ قرن پنجم ـ چ 1413ق، قم.
دلائل النّبوة، ابونعیم اصفهانی، متوفای 430 ق، چ 1419 ق. بیروت.
ذیل عقیدة اهل السنة والأثر، مجله الجامعة الاسلامیة، چ دانشگاه مدینه، شماره اول، سال
12، شماره مسلسل 45، بن باز،
رسالة المهدی من آل الرّسول، ملاّ علی قاری، متوفای 1014 ق. ـ مخطوط ـ
روزگار رهایی، کامل سلیمان، ترجمه علی اکبر مهدی پور، چ سوم، 1376 ق، قم
روضة الواعظین، ابن فتال نیشابوری، مستشهد 508ق، چ 1423 ق. قم
سیر أعلام النّبلاء، ذهبی، شمس الدین محمد، متوفای 748 ق، چ 1401 ق. بیروت
شرح المواهب اللّدنیة، محمد بن عبدالباقی، متوفای 1122 ق.
شرح نهج البلاغة، ابن ابی الحدید، متوفای 656ق، چ قاهره.
عبّاد، عقیدة أهل السّنة والأثر فی المهدی المنتظر، در ضمن مجلّة الجامعة الاسلامیة، چ دانشگاه مدینه، سال اول، شماره 3، 1388 ق.
عقد الدّرر، سلمی، یوسف بن یحیی مقدسی شافعی، ـ قرن هفتم ـ چ 1399 ق. قاهره
علل الشّرائع، شیخ صدوق، متوفای 381ق،چ 1385 ق. نجف اشرف
عون المعبود، عظیم آبادی، محمد شمس الحق، چاپ 2002 م. بیروت
عهد قدیم، کتاب اشعیاء نبی، کتاب مقدس، چ 1904 م. لندن.
عیون الأخبار، شیخ صدوق، متوفای 381 ق. چ 1390 ق، نجف اشرف
غالیة المواعظ، آلوسی، خیرالدین ابوالبرکات، متوفای 1317 ق، چ بیروت
غایة المأمول، ناصف، شیخ منصور علی، متوفای بعد از 1371 ق، چ 1406 ق. بیروت
غایة المرام، محدث بحرانی، سید هاشم، متوفای 1109، چ 1422، بیروت
فتح الباری، ابن حجر عسقلانی، متوفای 851، چ 1379ق. ریاض.
فتح المغیث، سخاوی، شمس الدین محمد بن عبدالرحمن، متوفای 902 ق. چ قاهره.
فرائد السّمطین، حموینی، ابراهیم بن محمد جوینی، متوفای 730، چ 1398 ق. بیروت
فرائد فوائد الفکر فی الامام المهدی المنتظر، مرعی بن یوسف مقدسی کرمی، متوفای 1033 ق. چ 1424 ق. قم
فهرس التّراث، جلالی، سید محمد حسینی، چ 1422 ق. قم.
فیض القدیر، مناوی، محمد عبد الرؤوف، متوفای 1030 ق. چ 1422 ق. بیروت
کتاب النّبوّة، شیخ صدوق، متوفای 381ق. چ 1381، تهران
کتاب مقدّس، چ 1904 م. لندن
کشف الحق، خاتون آبادی، میر محمد صادق، متوفای 1272 ق. چ 1361 ش، تهران
کشف الغمة، اربلی، علی بن عیسی، متوفای 693 ق، چ بیروت
کفایة الاثر، خزاز، ابوالقاسم علی بن محمد، ـ قرن چهارم ـ چ 1401 ق. قم
کفایة المهتدی، میرلوحی، سید محمد، ـ قرن دوازدهم ـ چ 1426 ق. قم
کلمة الامام المهدی، شیرازی، شهید سید حسن، مستشهد 1400 ق. چ 1404 ق. بیروت
کمال الدّین، شیخ صدوق، متوفای 381 ق، چ 1395 ق. تهران
کنزالعمّال، متّقی هندی، متوفای 975 ق، چ 1399 ق، بیروت
لسان العرب، ابن منظور، متوفای 711 ق، چ 1408 ق. بیروت
لوائح الأنوار البهیّة، فارینی، شمس الدین محمد بن احمد سفارینی، متوفای 1188ق، چ 1308 ق. بولاق.
مجله التّربیة الاسلامیة، آل شیخ حلقه،
مجلّه التمدّن الاسلامی، جلد 16، چاپ دمشق، 1370 ق.
مختصر بصائر الدّرجات، حلّی، حسن بن سلیمان ـ قرن هشتم ـ چ 1423 ق، بیروت
مختصر سنن ابی داود، عبدالعظیم منذری شافعی، متوفای 656 ق، چ بیروت
مدینة المعاجز، محدّث بحرانی، سید هاشم، متوفای 1109، چ 1413 ق. قم
مرآت العقول، علامه مجلسی، متوفای 1110 ق، چ 1408 ق. تهران
مرقات المفاتیح، ملا علی قاری، متوفای 1014 ق. چ مصر.
مشارق الأنوار، حمزاوی، حسن عدوی، متوفای 1303، چ مصر
مشکات المصابیح، خطیب تبریزی، متوفای بعد از 741 ق. چ 1411 ق. بیروت
مصابیح السّنة، بغوی، حسین بن مسعود بن محمد الفراء، متوفای 510 یا 516 ق. چ 1407ق. بیروت
مطالب السّؤول، محمد بن طلحة، متوفای 652ق، چ 1419 ق بیروت
معالم السّنن، الخطابی، حمد بن محمد، متوفای 388 ق.
معالم العلماء، ابن شهر آشوب، متوفای 588 ق، چ 1380 ق. نجف اشرف
معجم البلدان، یاقوت حموی، متوفای 656 ق، چ بیروت
مقتل الحسین، خوارزمی، موفق بن احمد مکی، متوفای 568 ق، چ 1376 ق، نجف اشرف
مناقب آل ابی طالب، ابن شهر آشوب، متوفای 588 ق، چ 141 ق. بیروت
منتخب الأثر، آیة اللّه حاج شیخ لطف اللّه صافی، چ 14 ق. قم
منتخب الأنوار المضیئة، نیلی، سید علی، متوفای 790، چاپ 1401 ق. قم
میزان الاعتدال، ذهبی، احمد بن عثمان، متوفای 748 ق. چ بیروت
نظم المتناثر فی الحدیث المتواتر، کتّانی، محمد بن جعفر فاسی، متوفای 1345 ق.
نورالأبصار، شبلنجی، سید مؤمن، متوفای بعد از 1308 ق. چ بیروت
ینابیع المودّة، قندوزی، سلیمان بن ابراهیم بلخی حنفی، متوفای 1294 ق. چ 1385 ش، قم.