ghaemiyeh.com
سرشناسه : مهدیپور ، علیاکبر ، 1324 -
عنوان و پدیدآور : از تبار محدّثان سکینه دخت امیرمؤمنان علیهالسلام / علیاکبر مهدیپور .
مشخصات نشر : قم : رسالت ، 1388 .
مشخصات ظاهری : 112 ص .
شابک : 0 - 13 - 6838 - - 964 978
وضعیت فهرست نویسی : فیپا
موضوع : سکینه علیهاالسلام بنت علی علیهالسلام .
موضوع : محدّثان زن .
رده بندی کنگره : 1388 9 م 85 س / 2 / 52 BP
رده بندی دیویی : 977 / 297
شماره کتابخانه ملی : 1727322
از تبار محدّثان سکینه دخت امیرمؤمنان علیهالسلام
علیاکبر مهدیپور
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
یکی از اوّلیّات امیرمؤمنان علیهالسلام مظلومیّت گسترده آن حضرت میباشد.(1)
حضرت امام هادی علیهالسلام در کنار قبر مطهّر آن حضرت عرضه میداشت :
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وَلِیَّ اللّهِ ؛
أَشْهَدُ أَنَّکَ أَوَّلُ مَظْلُومٍ ؛
وَأَوَّلُ مَنْ غُصِبَ حَقُّهُ ؛
درود بر تو ای ولیّ خدا !
من گواهی میدهم که تو اوّلین مظلوم هستی ؛
و تو اوّلین کسی هستی که حقّش غصب گردید .(2)
امیرمؤمنان علیهالسلام در حال ایراد خطبه بود که عربی بادیهنشین وارد مسجد کوفه شد و با صدای بلند گفت :
وا مَظْلَمَتاهُ ؛
آه ، چقدر مظلوم شدم !
امیرمؤمنان خطبهاش را قطع کرد و به او فرمود :
بیا نزدیک .
چند نزدیک آمد فرمود :
لَقَدْ ظُلِمْتُ عَدَدَ الْمَدَرِ وَالْوَبَرِ ؛
من به تعداد ریگهای بیابان و کُرکهای اشتران مظلوم شدم .(1)
مظلومیت امیرمؤمنان طوری نهادینه شد که چهل سال تمام در بیش از 60000 مسجد ، در خطبههای نماز جمعه به آن حضرت ناسزا گفتند ، در حالی که او در آیه مباهله « نفس پیامبر » تعبیر شده است .(2)
مظلومیّت امیرمؤمنان علیهالسلام به شخص ایشان اختصاص ندارد ، هر کس به هر مقدار به او نزدیک شود به همان مقدار از مظلومیّت آن حضرت برخوردار میگردد .
معاویه به همه استانداران خود بخشنامه صادر کرده که :
هر کسی را که به محبت علی علیهالسلام متّهم کنند ، به شدّت کیفر دهید و خانهاش را بر سرش ویران کنید .(1)
متوکّل دستور داد به کسی که یک حدیث در فضیلت امیرمؤمنان علیهالسلام روایت کرده بود هزار ضربه شلاّق بزنند .
طرّاحان سقیفه نه تنها برای جلوگیری از نشر فضائل آن حضرت تدوین حدیث را منع کردند ، بلکه در یک فراخوان عمومی از اصحاب خواستند که آنچه حدیث از پیامبر نوشتهاند بیاورند، همه آورد، آنها را روی هم انباشتند ، به صورت تلّی درآمد ، با یک فرمان همه آنها را طعمه آتش ساختند .(2)
یکی از همسران پیامبر صلیاللهعلیهوآله میگوید :
پدرم 500 حدیث از احادیث پیامبر را در کتابی گرد آورده بود و آن را به من سپرده بود ، یک شب تا صبح در بسترش آرام نداشت ، چون صبح شد آن را از من گرفت ، آتشی طلبید ، آن را به شعلههای آتش سپرد و آنگاه آرام شد .(3)
از دیر باز دشمنان اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسلام ، علم ستیزی
و کتابسوزی را در طلیعه رفتار خود قرار دادند و اینک چند آمار :
1 ) دولت فاطمیان بیش از 200000 جلد کتاب نفیس در کتابخانههای خود گرد آوردند ، که از عجایب دنیا به شمار میآمد ، صلاحالدّین ایّوبی در تهاجم وحشیانهاش به کاخهای فاطمیان همه آنها را به تاراج برد .(1)
2 ) در تهاجم وحشیانه سلجوقیان به بغداد ، کتابهای کتابخانه شیخ طوسی را به میدان کرخ بغداد بردند و در برابر دیدگان مردم به آتش کشیدند .(2)
در این کتابخانه 80000 جلد کتاب بود و این فاجعه در سال 448 ق . رخ داد .
3 ) به هنگام ورود طغرل بیک - اوّلین پادشاه سلجوقی - به بغداد، کتابخانه شاپور بن اردشیر ، وزیر بهاء الدوله - آلبویه - را به آتش کشیدند .(3)
در این کتابخانه 10000 جلد کتاب نفیس وجود داشت .
4 ) احمد پاشا جزّار ، دست نشانده دولت عثمانی ، کتابخانههای جبل عامل را غارت کرده ، گنجینههای فرهنگی شیعیان را به عکّا برده ، به مدت شش روز تنورهای نانوائیها را با کتب نفیس شیعه گرم نگه داشتند .(4)
حرم مطهّر امامان نور و امامزادگان شایسته تعظیم مصداق بارز :
« فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ » ؛
خانههایی که خداوند اذن ترفیع آنها را داده ، که نام خدا در آنها برده شود .(1)
میباشد و تعظیم آنها از مصادیق تعظیم شعائر الهی است .
ولی خفّاشان کور دل ، با این بارگاهها که مشعل هدایت هستند و هر روز هزاران نفر در این حرمها از اعمال خود توبه کرده ، با خدای خود آشتی میکنند ؛ دشمنی خاصّی داشته ، شب و روز درصدد ویران کردن آن برمیآیند .
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله امام حسین علیهالسلام را مشعل هدایت نامیده(2)خفّاش صفتان که قدرت دیدن خورشید را ندارند ، درصدد خاموش کردن خورشید با فوت کردن خود برمیآیند و بیش از 25 بار قبر مطهّر آن مشعل هدایت را با خاک یکسان کردهاند ، ولی او هنوز هم بر دلها حکومت میکند و هر روز هزاران عاشق هدایت را به سوی خود جذب میکند .
در سال 443 ق . گروهی از مشعل ستیزان به حرم حضرت موسی بن جعفر علیهالسلام حمله کرده ، آنچه در حرم بود به یغما بردند ، ضریح مقدس
امام کاظم و امام جواد علیهماالسلام را طعمه حریق ساختند .
آنگاه پیکر پاک جمعی از دوستان اهلبیت ، چون : ناشی ، حدوجیو عونی شاعر را از قبر بیرون آورده آتش زدند .(1)
به سال 448 ق . زهری با گروهی از اوباش به حرم کاظمین حمله کرده ، قبرها را با خاک یکسان نموده ، اشعار ناهنجاری را رقصکنان و پایکوبان در حرم مطهر بر فراز قبرها میخواندند .
تا نوبت به ابنتیمیّه رسید ، او به این جنایتها و مشعل ستیزیها و کتابسوزیها رنگ مذهب داد .
او کینههای بدر و حنین را در دل پنهان کرده ، به نام دین و زیر پرچم توحید ، با وحشیانهترین شکل ممکن به کشتار مسلمانان ، ذبح اطفال و قتل زنان فتوا داده ، آن را جهاد در راه خدا مینامید .(2)
ابن تیمیّه نسلکشی شیعیان ، تخریب حرم امامان و از بین بردن شعائر اسلامی را در سطح گستردهای مطرح کرد ، پیروان مکتبش از قبیل « ابن قیم جوزیه » آن را فرهنگسازی کردند .
سرانجام تربیت شده استعمار انگلیس(3)محمّد بن عبدالوهّاب آن
را نهادینه کرد ، زیارت قبور را تحریم کرده ، از بین بردن حرم ائمّه را واجب دانست .
وهّابیان بیفرهنگ به عنوان یک فریضه مذهبی به حرم مطهّر امام حسین علیهالسلام حمله کرده ، شیعیان کربلا را قتل عام نموده ، ضریح مطهّر و دیگر اشیاء نفیس را طعمه حریق ساختند .(1)
مشعلستیزی در مکتب پیروان ابن تیمیّه به جایی رسید که شیخالاسلام عثمانی در فتوای مشهور خود مینویسد :
قتل شیعیان واجب است ، توبه کنند یا نکنند !
هر کس در کفر و الحاد شیعیان تردید کند او نیز کافر و واجب القتل است .(2)
با این فتاوای ناهنجار حرم مطهّر چهار امام معصوم در بقیع مورد تهاجم قرار گرفته ، گنبد و بارگاه آنان در روز هشتم شوال 1344 ق . تخریب گردید .
گنبد و بارگاه دختران و همسران و عمههای پیامبر در بقیع، حضرت خدیجه و عبدالمطلب در مکه ، ابن عباس در طائف و ... با خاک یکسان گردید .
گنبد و بارگاه امام هادی و امام حسن عسکری علیهماالسلام روز 23 محرم 1427 ق . در سامرا تخریب شد .
یک عدّه جوان خیرهسر که در کلاسهای دانشگاه ابن سعود در عربستان
و فتحالاسلام در لبنان و دیگر مراکز تروریستی در جهان شستشوی
مغزی داده شدهاند ، با حملات انتحاری خود تاکنون موجب شهادت بیش از 000/400 شیعه در عراق شدهاند .
یکی از دانشمندان غربی میگوید :
مجالس الحسین مدارس ؛
مجالس امام حسین مدرسه است .
مشعلستیزان با تمام قدرت با این مجالس به مخالفت برخاسته ، عزاداران را همه ساله در مجالس و محافل حسینی به خاک و خون میکشند .
اخبار شیعیان پاکستان و حملات ناجوانمردانه وهابیان به این مجالس وجدانهای بیدار را آزار میدهد ولی در رسانهها پخش نمیشود و از سوی مجامع بینالمللی محکوم نمیشود .(1)
این جنایتها پیشینه بس درازی دارد ، در عهد آل سلجوق همه ساله در ماههای محرّم و صفر نیروهای انتظامی به مجالس عزاداری شیعیان هجوم برده ، خانههای آنها را طعمه حریق ساخته ، اموالشان را به یغما میبردند .(2)
این نمی از یم ، مشتی از خروار و گزارش اندکی از جنایات بسیاری است
که بر شیعیان ، به جرم پیروی از امام مبین ، امیرالمؤمنین ، علیه صلوات المصلّین رفته است .
امیرمؤمنان علیهالسلام همواره از این حوادث خونباری که در انتظار شیعیان بود سخن میگفت و میفرمود :
مَنْ أَحَبَّنا أَهْلَ الْبَیْتِ فَلْیَستَعِدَّ عُدَّةً لِلْبَلاءِ ؛
هر کس ما اهلبیت را دوست بدارد ، پس باید مهیّای انواع بلاها شود .(1)
امیر بیان در یک تعبیر پر بار ، کوتاه ، نغز و پر مغز فرمود :
لَوْ أَحَبَّنی جَبَلٌ لَتَهافَتَ ؛
اگر کوهی مرا دوست بدارد فروریزد .(2)
با این بیان رسا و شیوای امیر بلاغت ، دیگر انتظار نمیرود که عمّارها ، مقدادها ، ابوذرها ، مالک اشترها و حُجر بن عدیها در بستر بمیرند و با اجل طبیعی جان سپارند .
براساس کلام مولا ، محور بلاها ، اوّلین مظلوم تاریخ ، حضرت امیرمؤمنان است .
هر کس به هر مقدار به این کانون بلاها نزدیکتر باشد ، به همان مقدار سهم بیشتری خواهد داشت .
اگر حضرت ابوطالب با آن مقام شامخی که دارد ، هدف و آماج بلاها قرار گرفته و لبه تیز شمشیرهای زهرآگین دشمنان اسلام به سوی او متوجّه شده ، به این دلیل است که او پدر امیرالمؤمنین است .
اگر صدّیقه طاهره ، سرآمد بانوان جهان ، از اوّلین و آخرین ، در میان در و دیوار آزرده شده ، به این دلیل است که همسر و همسِرّ امیرالمؤمنین بود .
اگر عقیلة العرب زینب کبری ، آنقدر مصیبت دیده که به « امّ المصائب » شهرت یافته ، به این دلیل است که دختر بیبدیل امیرالمؤمنین بود .
اگر دو سرور جوانان بهشت ، یکی به سمّ جفا و دیگری به شمشیر اعداء به آن طرز فجیع به شهادت رسیدند ، به این دلیل است که فرزند دلبند این امام همام بودند .
سیری کوتاه و نگاهی گذرا به مقاتلی چون : « مقاتل الطّالبیّین » از حجم گسترده مصائب اهلبیت و حوادث خونبار تاریخ در مورد فرزندان امیرمؤمنان علیهالسلام پرده برمیدارد .
در میان فرزندان امیرمؤمنان سهم دختران ، بیش از پسران بوده ، مظلومیّت جانکاهی همه ابعاد زندگی آنها را فراگرفته ، تا جایی که گاهی وجود برخی از آنها مورد تردید قرار گرفته است .
همواره قلم در دست دشمنان اهلبیت بود ، صاحبان زر و زور و تزویر زندگانی ستمپیشگان اموی و عباسی را تابلو کرده ، جزئیّات زندگی وابستههای دستگاه خلافت را به تصویر کشیده ، سازندهها و نوازندههای بزم شراب متوکّلها را به صورت کتابهای دائرة المعارفی درآوردهاند ، ولی در مورد مادران ائمّه ، همسران ائمّه و دختران ائمّه دم فرو بستهاند .
تاریخ ولادت و وفات هیچکدام از مادران ائمّه - به جز حضرت فاطمه - در هیچ منبعی ثبت نشده و یا به دست ما نرسیده است .
سوگمندانه باید گفت : نه تنها در مورد مخدّرات اهلبیت اطلاعات جامعی ثبت نشده، بلکه مواردی مطالب ناهنجاری ثبت شده، داستانسرایی شده ، شبههافکنی شده ، بر روی شبهات تأکید شده ، فرهنگسازی شده ، ارزشها به ضدّ ارزشها مبدّل گشته است .
نگارنده با توان اندک و بضاعت مزجاة خود ، نوشتاری تحت عنوان « سرچشمه کوثر » منتشر کرده ، به شبهات رایج پیرامون حضرت خدیجه علیهاالسلام پاسخ داده است .
در سال گذشته جزوهای به نام : « ازدواج امکلثوم افسانه یا حقیقت ؟ » منتشر نموده ، ازدواج افسانهای آن حضرت را نقد کرد .
و اینک سوّمین اثر در این راستا ، پیرامون اثبات وجود سوّمین دختر والامقام حضرت زهرا علیهاالسلام به دوستان و شیفتگان این خاندان تقدیم میگردد ، به این امید که تبسّمی بر لبان نازکتر از گل یوسف زهرا نقش بندد و اهل تحقیق را به کار آید .
علیاکبر مهدیپور
قهرمان سقیفه با تهاجم به خانه وحی تنها با یک فشار ثُلث عترت طاها را از بین برد ، آنگاه برای جلوگیری از ثبت این حادثه در صفحات تاریخ ، فرمان منع تدوین حدیث را صادر نمود .
از این رهگذر مجهولات فراوانی در زندگانی مخدّرات خاندان عصمت و طهارت به وجود آمد ، تا جایی که تاریخ ولادت و وفات مادرانِ امامان - به جز حضرت فاطمه علیهاالسلام - در دست نیست .
در این میان سهم اختران تابناک یادگار لولاک از همه بیشتر است .
گل سرسبد دختران حضرت زهرا علیهاالسلام عقیلة العرب زینب کبری علیهاالسلام است ، که با آن همه تقدیر و تمجید در حق او از سوی امامان معصوم علیهمالسلام و سهم وافرش در نهضت کربلا و خطبههای آتشین و کوبندهاش در کوفه و شام ، تاریخ زندگیاش در هالهای از ابهام قرار دارد .
دوّمین اختر تابناک این خاندان ، همسفر و همسنگر زینب کبری ، حضرت امکلثوم میباشد ، که بیش از همه مورد ستم قرار گرفته ، تا جایی که اصل وجودش همراه با شک و تردید مطرح میگردد و اگر
خطبههای آتشین او در کوفه و شام نبود و داستان ازدواج افسانهایاش با خلیفه دوران ثبت نمیشد ، شاید نامی از این بانو در صفحات تاریخ منعکس نمیشد .(1)
سوّمین دختر شایسته این خاندان حضرت سکینه بنت امیرمؤمنان علیهالسلام ،
آنچنان در زیر لگدهای معماران سقیفه پایمال گشته ، که اگر قبر شریفش در « دارَیّا » کشف نمیشد ، نام و نشانی از او حتّی در میان شیفتگان این خاندان مطرح نمیشد .
و اینک گامی لرزان به سوی بازشناسی این بانوی بزرگ .
زندگانی حضرت سکینه دخت گرامی امیرمؤمنان علیهالسلام آنچنان آکنده از مجهولات است که برای اثبات اصل وجودش راهی به جز غور و بررسی در زوایای تاریک تاریخ نداریم .
برای شناگری ناتوان فرورفتن در اعماق دریای بیکران تاریخ بسیار سخت است ، ولی امیدوارم به لطف حضرت حق و عنایات حضرت ولیعصر - ارواحنا فداه - به دُرهای شاهواری دست یافته ، دُرهای ناسفته و سخنان ناگفته را در طبق اخلاص نهاده ، به شیفتگان شیفته و ارادتمندان پاک باخته این خاندان تقدیم کنیم .
1) 1 . در مورد افسانه بودن این ازدواج : ر.ک : « ازدواج امّکلثوم ، افسانه یا حقیقت » از نویسنده سطور .
و اینک در کتب حدیث ، تاریخ ، سیره و تراجم ، به ترتیب تسلسل زمانی ، به دنبال سر نخهایی که اصل وجود این بانو را اثبات کند ، به سیر و بررسی میپردازیم و انشاء اللّه از لابهلای آنها مقام شامخ و شخصیّت والای این بانو را در حدّ بضاعت ناقص خود معرّفی میکنیم :
نخستین باری که نام نامی و یاد گرامی حضرت سکینه دختر والامقام امیرمؤمنان علیهالسلام گوش جان را نوازش میدهد ، بیان زیبا و
فراخوان شیوای امیر بیان ، پیشوای پرواپیشگان ، امیرمؤمنان علیهالسلام است ، که بعد از فراغت از تجهیز ، تکفین و حنوط حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام ، حضرت سکینه را همراه برادران و خواهران والامقامش برای واپسین دیدار با مادر ، بر بالین مادر فرامیخواند و میفرماید :
چون خواستم گرههای کفن را ببندم ، فریاد برآوردم : ای امکلثوم ، ای زینب ، ای سکینه ، ای فضّه ، ای حسن ، ای حسین ! بیایید و از مادرتان توشه برگیرید ، که اینک موسم فراق است و دیدار بعدی در بهشت است .(1)
متن کامل این گزارش را بعداً تقدیم میکنیم ، از این فرازی که نقل شد ، چند نکته استفاده میکنیم :
1 . در آن تاریکی شب که بدن مطهر حضرت زهرا علیهاالسلام را غسل میدادند،
1) 1 . علامه مجلسی ، بحار الأنوار ، ج 43 ، ص 179 .
در دودمان عصمت و طهارت به جز فرزندان ، اَسماء بنت عُمَیس و فضّه خادمه کسی حضور نداشت .
2 . فضّه خادمه به قدری با حضرت زهرا علیهاالسلام نزدیک بود که مولای متقیان او را نیز همانند یکی از فرزندان آن حضرت خطاب کرده و میفرماید :
بیایید از مادرتان توشه بگیرید .
3 . در میان فرزندان حضرتْ علاوه بر حضرت زینب و حضرت امکلثوم دختر سوّمی به نام « سکینه » وجود داشته است .
البته « اسماء بنت عمیس » نیز در این مراسم حضور داشت ، ولی نام او در این فراخوان نیامده ، زیرا او در کنار پیکر مقدس بیبی بود و مولای متّقیان را در تغسیل و تکفین یاری میکرد ، تنها از کسانی در این فراخوان یاد شده که در اطاق دیگر در انتظار تمام شدن مراسم تکفین و تجهیز بودند .
دومین موردی که نام نامی حضرت سکینه گوش جان را نوازش میدهد، نقل سیره زیبای ایشان توسّط برادر بزرگوارش حضرت امام حسین علیهالسلام است ، تا الگوی زیبایی برای همه بانوان در طول تاریخ باشد .
افتخار صفحات تاریخ ، پیشوای بیبدیل علمای شیعه در طول قرون و اعصار ، شیخ طوسی قدسسره با سلسله اسنادش ، از امام حسین علیهالسلام روایت میکند که فرمود :
به محضر خواهرم « سکینه بنت علی » علیهالسلام خادمی آوردند ،
سرش را از او پوشانید . گفته شد که او « خادم » است .(1)
گفت :
هُوَ رَجُلٌ ، مُنِعَ شَهْوَتُهُ ؛
او مردی است که از شهوتش جلوگیری به عمل آمده است.(2)
وجود مقدس سالار شهیدان این داستان را به عنوان قصّهسرایی نقل نمیکند ، بلکه به عنوان اینکه برای همه بانوان اسوه و الگو باشد ، از خواهر مکرّمهاش سکینه خاتون نقل میفرماید .
این حدیث صریح است در اینکه امام حسین علیهالسلام خواهری به نام « سکینه » داشته و او بانوی بافضیلتی بود که امام حسین علیهالسلام سیرهاش را ارج نهاده ، برای الگوپذیری بانوان شیعه آن را نقل فرموده است .
آنگاه راویان حدیث و ناقلان آثار این روایت را در طول قرون و اعصار برای نسلهای بعدی روایت کردهاند .
پیشوای اهل حدیث نیز آن را در کتاب خود ثبت نموده است .
سوّمین موردی که نام نامی و یاد گرامی حضرت سکینه زینتبخش صفحات تاریخ شده ، داستان نهضت کربلا میباشد .
حضرت سکینه دوشادوش دو خواهر گرامی دیگرش : زینب و امکلثوم علیهماالسلام در حادثه خونبار کربلا شرکت کرده ، تا عصر عاشورا در
محضر برادر و پس از آن در کنار کاروان حسینی از کربلا تا کوفه ، از کوفه تا شام و از شام تا مدینه حضور فعّال داشت .
رکنالدّین ، ابواسحاق ، ابراهیم بن محمّد شافعی اسفرایینی ، متوفّای
418 ق . صاحب کتاب معروف « جامع الجلی والخفی فی اصول الدین والردّ علی الملحدین » که آن را در پنج مجلّد سامان داده و خود به عنوان عالم ، فقیه ، اصولی و متکلّم شناخته شده(1)در کتاب ارزشمند خود : « نور العین فی مشهد الحسین » علیهالسلام ، به تفصیل از حضور فعّال سکینه بنت امیرالمؤمنین علیهالسلام در کربلا و گفت و گویش با امام حسین علیهالسلام در روز عاشورا سخن گفته است ،(2)که در بخش پنجم فرازهایی از آن تقدیم میشود .
یکی از بانوان بافضیلتی که بر اریکه رفیع حدیث نشسته ، احادیث اهلبیت را از سرچشمه زلال آن دریافت کرده به نسلهای بعدی منتقل نموده ، حضرت سکینه بنت امیرمؤمنان علیهالسلام است .
برخی از احادیثِ او را طبری امامی با سلسله اسنادش از امام سجاد علیهالسلام روایت کرده است .
علاوه بر طبری معروف ، صاحب تاریخ طبری ، سه تن از علمای بزرگ شیعه با او همنام بودند ، که یکی از آنها معاصر صاحب تاریخ ، دیگری مقدّم بر او و سومی متأخّر از او بود .
ابوجعفر ، محمّد بن جریر بن رستم طبری ، معاصر شیخ طوسی در نام ، نام پدر ، کنیه و لقب با طبری معروف مشترک میباشد ، فقط در نام جدّ با او فرق میکند که نام جدّ او « رستم » و نام جدّ طبری معروف « یزید » میباشد .
از این رهگذر برای اینکه با او اشتباه نشود به او « طبری امامی » میگویند.
طبری امامی با سلسله اسنادش از امام سجاد علیهالسلام روایت کرده که ایشان از دو عمّه بزرگوارش : سکینه و زینب ، دختران علی علیهالسلام ، از حضرت علی علیهالسلام از رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله روایت کرده که فرمود :
إِنَّ فاطِمَة خُلِقَتْ حُورِیَّةً فی صُورَةٍ اِنْسِیَّةٍ ، وَإِنَّ بَناتَ الاْءَنْبِیاءِ لا تَحِضْنَ ؛
فاطمه در آفرینش حوریهای است که به صورت انسیّه آفریده شده و دختران پیامبران عادت ماهانه نمیشوند .(1)
بسیار جالب توجّه است که امام زینالعابدین علیهالسلام این حدیث را از حضرت سکینه و حضرت زینب علیهماالسلام روایت فرمودهاند .
از این حدیث شریف چند نکته استفاده میشود :
1 . حضرت سکینه از تبار محدّثان و به عنوانِ یک بانوی « محدِّثه » میباشد .
2 . حجّت خدا حضرت سجاد علیهالسلام به عمّه بزرگوارش اعتماد کرده ، حدیثی را از او روایت نموده است .
1) 1 . طبری ، دلائل الامامه ، ص 146 ، ح 52 .
3 . حضرت سکینه از موقعیّتی برخوردار است که امام زینالعابدین علیهالسلام با وجود حضرت زینب علیهاالسلام در سلسله راویان این حدیث شریف ، از
حضرت سکینه نیز نام برده است . و این برای اثبات موقعیّت خاص این بانو کفایت میکند .
صدها نفر از بانوان صحابی و تابعی از وجود مقدس رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله حدیث نقل کردهاند و در زمره محدّثان قرار گرفتهاند .
به هنگام تدوین کتب حدیثی سعی بر این بود که حتّیالامکان از مخدّرات اهلبیت چیزی روایت نشود ، با یک مقایسه سر انگشتی صحّت این سخن آشکار میشود .
تعداد روایاتی که از عایشه در کتب حدیثی نقل شده چندین هزار برابر احادیثی است که از حضرت فاطمه علیهاالسلام روایت شده است ، در حالی که او یکی از نُه همسر پیامبر بود و از هر نُه شب یک شب در خدمت پیامبر بود ، ولی حضرت فاطمه علیهاالسلام شب و روز در محضر پیامبر اکرم بود ، عدالت و وثاقتش نیز در آیه تطهیر آمده بود .
ولی نقش سکینه بنت امیرمؤمنان در حدّی بود که سیرهنویسان و تراجمنگاران اهل سنت نیز او را در زمره محدّثان آوردهاند ، که به دو عنوان از منابع بسیار محکم و متقن از قرن سوم و چهارم هجری بسنده میکنیم :
1 . ابوعبداللّه ، اسماعیل بن ابراهیم بخاری ، متوفّای 256 ق .
صاحب کتاب معروف « صحیح بخاری » در تاریخ کبیر خود در ضمن شرح حال : « ابوالعلاء ، سالم ، مولی ابراهیم طائی » مینویسد :
سالم ابوالعلاء ، مولی ابراهیم الطّائی ، از ابوصالح استماع کرده ، او نیز از « سکینه بنت علی » از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله .(1)
بر این اساس بخاری از حضرت سکینه دخت امیرمؤمنان علیهالسلام به عنوان یکی از بانوان محدّثه نام برده و تصریح کرده که وی از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله روایت کرده است .
در اینجا احتمال این معنی هست که حضرت سکینه توسط پدر یا مادرش از آن حضرت روایت کرده باشد ، ولی از ظاهر عبارت روایت بدون واسطه استفاده میشود .
این سخن شاهد دیگری است بر اینکه حضرت سکینه دخت گرامی حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام میباشد ، زیرا تا حضرت فاطمه زنده بود امیرمؤمنان علیهالسلام همسر دیگری نداشت .
2 . شیخ الاسلام ، ابومحمّد ، عبدالرّحمن بن ابیحاتم رازی ، متوفّای 327 ق . نیز در شرح حال سالم ابوالعلاء همان تعبیر بخاری را آورده است .(2)
روی این بیان سکینه بنت امیرمؤمنان علیهالسلام در قرنهای سوّم و چهارم به عنوان یکی از محدِّثهها در کتب سیره و تراجم مطرح بود .
در میان بانوان جهان اسلام زیباترین بانو حضرت خدیجه بود ، که
حضرت زهرا علیهاالسلام این زیبایی را از مادر به ارث برده بود .
انس بن مالک از مادرش خواست که جمال بیمثال حضرت فاطمه علیهاالسلام را برای او بیان کند ، مادرش گفت :
او شبیهترین مردمان به پیامبر اکرم بود ، رنگ مبارکش سفید و چهرهاش گلناری بود ، گیسوانش مشکی بود و صورتش چون ماه چهارده شبه میدرخشید ، گویی خورشید فروزانی بود که در کنار ابر قرار گرفته باشد.(1)
از عبداللّه ظاهر ، فرزند حسن مثنّی پرسیدند : این درخشندگی دندانهای امام صادق علیهالسلام از کجاست ؟
وی در پاسخ گفت : من نمیدانم ، فقط میدانم که حضرت خدیجه اینگونه بود ، حضرت فاطمه نیز این چنین بود .(2)
در میان دختران حضرت فاطمه این ویژگی را حضرت سکینه از آن حضرت به ارث برده بود .
ابومحمّد ، عبداللّه بن مسلم بن قتیبه دینوری ، متوفّای 276 ق . در کتاب معروفش « المعارف » مینویسد :
الطُّرَّةُ السَّکینِیَّةِ ،
هِیَ تُنْسَبُ إِلی سَکینَةَ بِنْتِ عَلِیِّ بْنِ أَبیطالِبٍ علیهالسلام ؛
« طُرَّه سکینهای » به سکینه دختر امیرمؤمنان علیهالسلام منسوب
میباشد .(1)
ابن فارس پیشتاز ارباب لغت در ریشهیابی واژهها « طرّه » را به معنای صورت زیبا ، شمایل نیکو ، اندام متناسب ، شمشیر جلا داده شده و هر شیء زیبا گفته است .(2)
از اینکه شمایل حضرت سکینه پس از دو قرن به عنوان مَثَل مطرح بوده ، حکایت از آن دارد که او در جمال و کمال آیینه تمام نمای مادرش حضرت فاطمه علیهاالسلام بود .
مؤمن بن حسن بن مؤمن شبلنجی ، متوفّای بعد از 1308 ق . در کتاب ارزشمند خود « نور الأبصار » اقوال مختلف را پیرامون مرقد مطهر حضرت سکینه بنت الحسین علیهالسلام آورده ، از عبدالرحمن اجهوری(3)نقل کرده که وی در کتاب « مشارق الانوار » گفته است :
بیشتر سیرهنویسان معتقدند که سکینه دختر امام حسین علیهالسلام در مدینه وفات کرده است .
آنگاه از طبقات شعرانی نقل کرده که ایشان در مراغه(1)در نزدیکی
حرم سیّده نفیسه در قاهره مدفون است .
سپس از اجهوری نقل میکند که « شعرانی »(2)در منن خود(3)گفته است :
این حضرت سکینه ، سکینه خواهر امام حسین علیهالسلام است ، نه سکینه دختر آن حضرت .(4)
عبدالوهّاب شعرانی شخصیّت کمنظیر قرن دهم که بیش از 300 جلد اثر تحقیقی از خود به یادگار نهاده ، به وجود حضرت سکینه دختر امیرمؤمنان علیهالسلام اعتراف داشته و قبر موجود در نواحی قاهره را به ایشان منتسب دانسته است .
این بود سیری کوتاه در منابع حدیثی ، تاریخی ، سیره و تراجم ، که از مجموع آنها اطمینان حاصل میشود که امیرمؤمنان علیهالسلام علاوه بر حضرت زینب و حضرت امکلثوم دختر دیگری به نام حضرت سکینه داشته است .
1) 4 . مراغه نام قصبهای در نواحی قاهره در بخش جرجا ، در ده کیلومتری جنوب شرقی « طهطا » واقع است [ شمس الدین سامی ، قاموس الأعلام ، ج 6 ، ص 4256 ] .
2) 1 . شعرانی ، عبدالوهّاب بن احمد شافعی ، متوفّای 973 ق .
3) 2 . منظور از « منن » کتاب : لطائف المنن والاخلاق شعرانی است ، که به عنوان : « المنن الکبری » مشهور شده است . [ سرکیس ، معجم المطبوعات العربیة والمعرّبة ، ج 1 ، ص 1132 ] .
4) 3 . شبلنجی ، نور الأبصار ، ص 270 .
در غالب کتابهای تاریخ ، سیره ، تراجم ، نسب و مقتل برای حضرت فاطمه علیهاالسلام دو اختر تابناک به نام حضرت زینب و حضرت امّکلثوم ثبت شده و تقریباً در هیچ منبعی دختر سوّمی به نام سکینه ثبت نشده است .
در تعدادی از منابع مورد اعتماد و استناد برای حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام سه دختر ثبت شده ، جز اینکه یا از آنها نام برده نشده و یا از سوّمی به عنوانِ : « رقیّه » یاد شده است و اینک به تعدادی از این منابع اشاره میکنیم :
1 . احمد بن ابییعقوب ، مشهور به ابن واضح یعقوبی مقدّمِ ارباب تاریخ ، متوفّای حدود 292 ق . چهارده تن از پسران امیرمؤمنان علیهالسلام را نام میبرد ، سپس مینویسد :
برای آن حضرت 18 دختر بود که سه تن از آنها از حضرت فاطمه ، بقیه از دیگر همسران و کنیزان بود .(1)
1) 1 . ابن واضح ، تاریخ یعقوبی ، ج 2 ، ص 203 .
اگرچه یعقوبی نام دختران حضرت زهرا علیهاالسلام را ثبت نکرده ، ولی همین که به صراحت گفته سه تن از آنها از حضرت فاطمه بود ، بسیار ارزشمند است ، زیرا اوّلاً یعقوبی پیشتاز همه مورّخان است ، ثانیاً از دقّت نظر خاصّی برخوردار بود .
2 . اَسماء بنت عُمَیس به هنگام گزارش آخرین لحظات حضرت
فاطمه علیهاالسلام روایت میکند که از من آب خواست ، خود را شستشو داد ، جامههای نو خواست ، آنها را پوشید ، بقیّه حنوط پیامبر اکرم را طلبید و در زیر بالش خود قرار داد ، سپس فرمود : از نزد من بیرون شو ، که میخواهم با خدای خود مناجات کنم .
اسماء میگوید : من بیرون رفتم مشغول مناجات شد ، پس وارد شدم ، متوجّه ورود من نشد ، دیدم که دستهای مبارکش را به سوی آسمان برافراشته عرضه میدارد :
خدایا ، ترا میخوانم به حق محمّد مصطفی صلیاللهعلیهوآله و اشتیاقش به من ، و به حق شوهرم علی مرتضی علیهالسلام و اندوهش بر من ، و به حسن مجتبی و گریههایش بر من، و به حق حسین شهید و حزنش بر من ، و به حق دخترانِ فاطمیام و غم و اندوهشان بر من ، که بر گنهکاران از امّت پدرم ترحّم کنی و آنها را بیامرزی و وارد بهشت کنی ، که تو بهترین مسئولین و مهربانترین مهربانان هستی .(1)
جالب توجّه است که در اینجا تعبیر حضرت فاطمه علیهاالسلام : « بِبَناتِیَ الْفاطِمِیّاتِ » صریح است در اینکه دختران آن حضرت بیش از دو تن بودند ،
1) 1 . همدانی ، فاطمة الزّهراء بهجة قلب المصطفی ، ص 576 .
زیرا در عربی صیغه تثنیه داریم ، اگر دو نفر بودند میفرمود : « بِبِنْتَیَّ الْفاطِمِیَّتَیْنِ » یعنی : دو دختر فاطمیام ، نمیفرمود : دختران فاطمیام .
3 . ابوبِشر ، محمّد بن احمد انصاری دولابی ، متوفّای 310 ق . با سلسله اسنادش از « لیث بن سعد »(1)روایت میکند که گفت :
علی بن ابیطالب علیهالسلام با فاطمه دختر پیامبر صلیاللهعلیهوآله ازدواج نمود ، پس حضرت فاطمه برای او : حسن ، حسین ، زینب ، امّکلثوم و رقیّه را آورد ، که رقیّه پیش از بلوغ وفات کرد .(2)
دولابی اگرچه از دختر سوم به عنوان « رقیّه » نام برده ، ولی تصریح او به اینکه حضرت فاطمه سه دختر داشت، از اهمیّت خاصی برخوردار میباشد.
4 . حافظ محبّ الدّین احمد بن عبداللّه طبری ، متوفّای 694 ق . عین تعبیر دولابی را از لیث بن سعد آورده است .(3)
5 . حافظ محمّد بن معتمدخان بدخشانی ، متوفّای بعد از 1126 ق . در شمار اولاد حضرت فاطمه علیهاالسلام مینویسد :
دو دختر : زینب و امّکلثوم .
لیث بن سعد گوید : و دختر سوم رقیه نام دارد ، که در کودکی در گذشت .(4)
این مضمون از دهها تن دیگر نقل شده ، که از آن جمله است :
6 . محبّ الدّین بن نجّار ، در الدّرّة الثّمینة فی أخبار المدینة .
7 . سید رفاعی ، در نور الأنوار ، ص 5 .
8 . شیروانی ، در مناقب اهل البیت ، ص 231 .
9 . کردی ، در رفع الخفاء ، ج 2 ، ص 18 .
10 . علوی ، در تاریخ الحوادث و الأحوال النّبویّة ، ص 19 .
11 . صاحب اتحاف اهل الاسلام ، ص 35 .
12 . سید محمّد صنعانی یمنی ، متوفّای 1182 ق . این متن را در شرح خود بر بلوغ المرام ابن حجر ، از ابن عباس روایت کرده است .(1)
از بررسی مطالب یاد شده چند نکته به دست میآید :
1 . حضرت فاطمه علیهاالسلام در واپسین مناجات خود ، خدا را به حقّ دخترانش سوگند میدهد و از آنها با صیغه جمع تعبیر میکند .
2 . یعقوبی ، مقدَّمِ تاریخنویسان دختران امیرمؤمنان علیهالسلام را از حضرت فاطمه علیهاالسلام سه تن دانسته ، جز اینکه از آنها نام نبرده است .
3 . در 10 منبع یاد شده تصریح شده به اینکه دختران حضرت زهرا علیهاالسلام سه تن بودهاند و سوّمی آنها رقیه نام داشته است .
4 . در غالب منابع یاد شده این سخن از « لیث بن سعد » نقل شده است .
5 . لیث بن سعد از محدثان قرن دوم بود ، به سال 157 ق . در گذشته
1) 1 . صنعانی ، سبل السّلام فی شرح بلوغ المرام ، ج 3 ، ص 149 ، به نقل احقاق الحقّ ، ج 33 ، ص 340 .
و مورد توثیق همه رجالیون میباشد .(1)
6 . صنعانی آن را به نقل از ابن عباس ثبت کرده است .
7 . انحصار دختران حضرت فاطمه به حضرت زینب و حضرت
امکلثوم قطعی نیست ، بلکه در بیش از ده منبع یاد شده ، تعداد آنها سه تن ثبت شده است .
تنها مشکلی که در اینجا با آن روبرو هستیم این است که ما درصدد اثبات دختری به نام سکینه هستیم ، در حالی که در این منابع این دختر به نام رقیّه ثبت شده است .
این مشکل به چند طریق قابل حلّ است :
1 . در میان مخدّرات اهلبیت نمونههایی سراغ داریم که دو نام داشتند و فقط به یک نام خوانده میشدند ، مثل سکینه دختر امام حسین علیهالسلام که آمنه نام داشت ، ولی او را سکینه میخواندند .
احتمال دارد که سکینه بنت امیرمؤمنان علیهالسلام نیز رقیّه نام داشته باشد ، ولی به سکینه شهرت پیدا کند .
2 . برخی از علمای انساب نام دختران حضرت فاطمه علیهاالسلام را زینب و رقیّه ثبت کردهاند.(2)و برخی از محدّثان امکلثوم را کنیه رقیه دانستهاند.(3)
روی این بیان ممکن است منظور از رقیّه ، امّکلثوم و منظور از امّکلثوم همان سکینه باشد .
3 . برخی معتقدند که حضرت علی علیهالسلام دو دختر به نام رقیّه داشت ، یکی رقیّه کبری ، که مادرش حضرت فاطمه بود ، دیگری رقیّه صغری ، که مادرش امّحبیب بود .(1)
روی این بیان احتمال این معنی هست که سوّمین دختر حضرت فاطمه را به نام « رقیّه » فرزند خوانده حضرت خدیجه ، رقیّه نامیده باشند ، ولی سکینه صدا کنند ، چنانکه در مورد سکینه بنت الحسین اتّفاق افتاد ، که او را به یاد آمنه مادر پیامبر آمنه نام نهادند ، ولی سکینه صدا کردند .
4 . شبلنجی مینویسد :
برخی از اهل شام به من خبر دادند که برای رقیه دختر علی علیهالسلام ضریحی در دمشق - شام - موجود است ، دیوارهای قبر آسیب دیده بود ، خواستند که حضرت رقیه را بیرون آورده لحد را تعمیر کنند ، کسی جرأت نکرد که وارد قبر شود ، یک نفر از سادات به نام : سیّد پسر مرتضی وارد قبر شده ، پیکر رقیه را در پارچهای پیچیده بیرون آورد ، پس او دختری بود که به سنّ بلوغ نرسیده بود .
این داستان را به برخی از فضلا نقل کردم ، گفت که آن را از استادش شنیده است .(2)
سپس شبلنجی میافزاید :
تاریخنویسان برای حضرت علی علیهالسلام تنها یک دختر به نام رقیّه ثبت کردهاند که مادرش حضرت فاطمه نیست ، ولی لیث بن سعد آن را از حضرت فاطمه دانسته است .
ولی بعداً دیدم که برخی از سیرهنویسان برای حضرت علی دو دختر به نام رقیّه ثبت کردهاند :
1 ) رقیّه کبری ، از حضرت فاطمه
2 ) رقیّه صغری ، از امّ حبیب
آنگاه کرامتی برای حضرت رقیّه بنت علی علیهالسلام از أجهوری نقل کرده است .(1)
1) 1 . همان .
پیش از اسلام تحصیل دانش در انحصار اشرافزادگان بود و طبقات دیگر از این نعمت الهی محروم بودند ، آیین مقدس اسلام که با « إِقْرَأْ » آغاز شد و « نآ وَ الْقَلَمِ » را در سر لوحه فراخوان خود قرار داد ، طلب دانش را بر هر مرد و زن مسلمان واجب کرد و آوایِ :
طَلَبُ الْعِلْمِ فَریضَةٌ عَلی کُلِّ مُسْلِمٍ ؛
کسب دانش بر هر مسلمانی فریضه است ،(1)
را در هر کوی و برزن سر داد .
به این نیز بسنده نکرده ، فرهنگ اجباری را تشریع کرده فرمود :
لَوَدَدْتُ أَنَّ أَصْحابی ضُرِبَتْ رُؤُسُهُمْ بِالسِّیاطِ حَتّی یَتَفَقَّهُوا ؛
دوست دارم بر سر یارانم با تازیانه نواخته شود تا فقه بیاموزند.(2)
بسیار لطیف است که به روخوانی بسنده نکرده ، به آموزش در حدّ فقاهت تأکید فرموده است .
آنگاه در میان رشتههای مختلف علوم اسلامی علم حدیث جایگاه
خاصّی دارد و تأکید فراوان بر آن شده است .
پیامبر گرامی اسلام در خطبه تاریخی خود در مسجد خیف در « مِنی » فرمود :
نَضَّرَ اللّهُ عَبْداً سَمِعَ مَقالَتی فَوَعاها ، وَبَلَّغَها مَنْ لَمْ تَبْلُغْهُ ؛
خداوند نورانی گرداند کسی را که گفتار مرا بشنود ، آن را خوب بفهمد ، سپس آن را به کسانی که نرسیده است برساند .(1)
رئیس مذهب امام جعفر صادق علیهالسلام در مقام بیانِ میزان ارزیابی منزلت مردم میفرماید :
اِعْرِفُوا مَنازِلَ النّاسِ عَلی قَدْرِ رِوایَتِهِمْ عَنّا ؛
منزلت مردمان را با مقدار روایتشان از ما بشناسید .(2)
احادیث وارده در فضیلت و منقبت راویان حدیث به قدری زیاد است ، که تعداد 334 حدیث از آنها را خطیب بغدادی در کتابی گرد آورده و آن را « شرف اصحاب الحدیث » نام نهاده است .(3)
در جایگاه رفیع و منزلت والای حدیث این بس که در مورد یکی از
محدّثان صدر اسلام نوشتهاند :
هنگامی که دانشپژوهان بر درِ خانهاش گرد میآمدند ، بیرون میشد و میپرسید : آیا برای کتابت حدیث آمدهاید یا پرسشهای دیگری دارید ؟
اگر میگفتند : برای سؤالات دیگر آمدهایم ، برای پاسخگویی حضور مییافت و اگر میگفتند برای حدیث آمدهایم ، برمیگشت ، غسل میکرد ، لباس نو میپوشید ، عمامه بر سر مینهاد و عبا بر دوش میانداخت ، آنگاه بر کرسی تدریس مینشست و حدیث میگفت .(1)
در پرتو تشویقهای مکرّر رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله به موازات اصحاب ، بانوان بافضیلت فراوان به محضر مقدّس آن حضرت میشتافتند و از آن حضرت حدیث دریافت میکردند و به نسلهای بعدی منتقل میساختند .
از این رهگذر سیرهنویسان و تراجمنگاران در پایان کتابهای سیره و تراجم خود بخش مستقلّی را به بانوان اختصاص دادهاند ، که از آن جمله است :
1 . ابوعمر ، یوسف بن عبداللّه بن محمّد بن عبدالبرّ قرطبی ، متوفّای 463 ق . که بیوگرافی 407 تن از بانوان صحابی را آورده است .(2)
2 . عزّ الدّین ابوالحسن ، علی بن أبی الکرم ، مشهور به « إبن أثیر »
متوفّای 630 ق . که نزدیک به یک هزار بانوی صحابی را معرّفی کرده است.(1)
3 . شهاب الدّین ابوالفضل ، احمد بن علی بن محمّد ، مشهور به « ابن حجر عسقلانی » تعداد 1545 نفر از صحابیّات را برشمرده است .(2)
نام نامی و یاد گرامی حضرت سکینه دختر امیرمؤمنان علیهالسلام با خطوط زرّین بر تارک بانوان محدِّثه ثبت است .
به طوری که در بخش نخست اشاره شد ، بخاری ، صاحب صحیح بخاری ، متوفّای 256 ق . در شرح حال « ابوالعلاء سالم » مینویسد :
ابوالعلاء ، سالم ، مولی ابراهیم طائی ، از ابوصالح ، از « سکینه دخت علی علیهالسلام » ، از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله روایت کرده است .(3)
شیخ الاسلام رازی ، متوفّای 327 ق . نیز عین همان تعبیر را در کتاب خود آورده است .(4)
روی این بیان حضرت سکینه در قرن سوم و چهارم به عنوان یک بانوی محدِّثه مطرح بود و دو تن از شخصیتهای برجسته رجال از او یاد کردهاند .
در منابع رجالی و حدیثی از دو نفر به عنوان مشایخ این بانوی مکرَّمه یاد شده است :
بخاری و رازی در تعبیری که از آنها نقل شد ، تصریح کردهاند که وی از جدّ بزرگوارش پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله روایت کرده است ، جز اینکه متن این حدیث در دست ما نیست و نقل بیواسطه حضرت سکینه از پیامبر اکرم بعید به نظر میرسد .
ما تصوّر میکنیم که روایت حضرت سکینه از حضرت رسول صلیاللهعلیهوآله با واسطه باشد ، یعنی به وسیله پدر بزرگوار و یا مادر گرامیاش باشد ، ولی چون نام واسطه در نقل بخاری و رازی ذکر نشده، آن را « مُرْسَلَه » مینامند.(1)
روایت حضرت سکینه از پدر بزرگوارش در فضایل مادرش حضرت فاطمه علیهاالسلام در کتاب طبری موجود است و متن کامل آن در همین بخش خواهد آمد .
1) 1 . حدیث مُرسَل - بالمعنی الخاصّ - به حدیثی گفته میشود که آن را تابعی بدون ذکر واسطه از پیامبر روایت کرده باشد . [ علامه مامقانی ، مقباس الهدایة ، ج 1 ، ص 340 ] .
ما در کتب حدیثی و رجالی تنها سه تن پیدا کردیم که از حضرت سکینه روایت کردهاند و آنها عبارتند از :
سخن حضرت سکینه در مورد لزوم پوشش زن از خواجگان را سالار شهیدان امام حسین علیهالسلام از ایشان روایت کرده ، که متن آن تقدیم خواهد شد .
حدیث مربوط به خلقت نورانی حضرت فاطمه علیهاالسلام را امام سجاد علیهالسلام از آن بانوی مکرمه روایت میکند که متن آن تقدیم میگردد .
بخاری و رازی از محدّثی به نام « ابوصالح » یاد کردهاند که از حضرت سکینه روایت کرده است، با توجّه به اینکه تعدادی از اصحاب به « ابوصالح » مکنّی میباشند ، تشخیص آن برای ما ممکن نشد ، ولی احتمال میدهیم که منظور از این ابوصالح : « ابوصالح مولی امّ هانی » باشد ، که او را امّهانی - خواهر امیرمؤمنان علیهالسلام - خریده و آزاد کرده است و او گاه و بیگاه به رسم وفا به خدمت امّهانی شرفیاب میشد و احادیثی از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در خانه امّهانی و در مورد وی استماع کرده و روایت نموده است .(1)
1) 1 . ابن اثیر ، اسدالغابة ، ج 5 ، ص 228 .
بر این اساس احتمال میرود که به جهت رفت و آمدش به محضر امّهانی
با حضرت سکینه نیز دیدار کرده و احادیثی از ایشان استماع کرده باشد .
احتمال قویتر اینکه حضرت سکینه خود غلام آزاد شدهای به نام « ابوصالح » داشته باشد و از وی روایت کرده باشد .
مستند این احتمال گفتار ابن حجر عسقلانی است که از سکینهای به عنوان یکی از بانوان محدِّثه نام میبرد و میگوید :
غلام آزاد شدهاش « ابوصالح » از او روایت کرده است .
آنگاه از ابن منده نقل کرده که حدیث این سکینه را سلیمان بن عبدالرّحمن ، از حکم بن یعلی ، از کامل ابوالعلاء ، از ابوصالح روایت کرده است .(1)
1 . شیخ طوسی ، ابوجعفر محمّد بن الحسن ، متوفّای 460 ق . روایت میکند :
از ابوالفتح ، هلال بن محمّد بن جعفر حفّار ؛
از ابوالقاسم ، اسماعیل بن علی بن علی دعبلی ؛
از ابوالحسن ، علی بن علی بن رزین بن عثمان بن عبدالرّحمن بن عبداللّه بن بدیل بن ورقا - برادر دعبل خُزاعی - در بغداد ، به سال 272 ق . ؛
از حضرت امام رضا علیهالسلام ؛
1) 1 . ابن حجر ، الإصابة ، ج 8 ، ص 108 ، رقم 545 .
از حضرت حسین بن علی علیهالسلام ، که فرمود :
اُدْخِلَ عَلی اُخْتی سَکینَةَ بِنْتِ عَلِیٍّ علیهالسلام خادِمٌ فَغَطَّتْ رَأْسَها مِنْهُ ، فَقیلَ لَها :
إِنَّهُ خادِمٌ ، قالَتْ :
هُوَ رَجُلٌ ، مُنِعَ شَهْوَتُهُ ؛
به خدمت خواهرم سکینه دختر علی علیهالسلام خادمی آوردند ،
پس سرش را از او پوشانید .
به او گفتند : که او خادم است ( یعنی : خواجه است ) .
گفت : آری او خادم است ، ولی او مردی است که از شهوتش جلوگیری به عمل آمده است .(1)
این حدیث را بسیاری از محدّثان به نقل از کتاب « امالی » شیخ طوسی روایت کردهاند ، که از آن جمله است :
1 ) شیخ حرّ عاملی ، متوفّای 1104 ق .(2)
2 ) علامه مجلسی ، متوفّای 1110 ق .(3)
3 ) آیةاللّه بروجردی ، متوفّای 1380 ق .(4)
4 ) هیئت تحریریّه مرکز تحقیقاتی باقرالعلوم .(5)
5 ) شهید سید حسن شیرازی ، مستشهد 1400 ق .(1)
مرحوم نمازی آن را به « علل الشّرایع » نسبت داده(2)ظاهراً اشتباه است .
نقل این سخن توسّط سالار شهیدان دلیل موقعیّت علمی و شخصیّت اجتماعی حضرت سکینه میباشد ، زیرا امام حسین علیهالسلام که خود حجّت خداست نیازی ندارد که یک حکم فقهی را از خواهرش نقل کند .
درج این حدیث در منابع حدیثی از سوی رجال برجستهای چون : شیخ طوسی ، شیخ حرّ عاملی ، علامه مجلسی و آیةاللّه بروجردی ، دلالت ضمنی بر اعتراف آنها به وجود حضرت سکینه دختر امیرمؤمنان علیهالسلام دارد ، زیرا اگر اعتراض داشتند نقل نمیکردند و یا تعلیقه میزدند .
2 . ابوجعفر ، محمّد بن جریر بن رستم ، مشهور به : « طبری امامی » معاصر شیخ طوسی روایت کرده :
از ابوعبداللّه ، حسین بن ابراهیم بن علی بن عیسی ، مشهور به : « ابن خیّاط قمی » ؛
از ابوالحسن ، علی بن محمّد بن جعفر عسکری ؛
از ابومحمّد صعصعة بن سیاب بن ناجیة ؛
از زید بن موسی بن جعفر علیهالسلام ؛
از پدرش حضرت موسی بن جعفر علیهالسلام ؛
از پدرش امام جعفر صادق علیهالسلام ؛
از عمویش زید بن علی علیهالسلام ؛
از پدرش امام زین العابدین علیهالسلام ؛
از حضرت سکینه و حضرت زینب ، دختران علی علیهالسلام ؛
از علی علیهالسلام ؛
از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله که فرمود :
إِنَّ فاطِمَةَ خُلِقَتْ حُورِیَّةً فی صُورَةٍ اِنْسِیَّةٍ وَإِنَّ بَناتِ الاْءَنْبِیاءِ لا یَحِضْنَ ؛
فاطمه حوریّهای به صورت انسیّه آفریده شده ، و دختران پیامبران عادت ماهانه نمیبینند .(1)
این حدیث را بسیاری از محدّثان از طبری امامی روایت کردهاند ، که از آن جمله است :
1 ) علاّمه مجلسی ، متوفّای 1110 ق .(2)
2 ) محدّث نوری ، متوفّای 1320 ق .(3)
3 ) تستری ، متوفّای 1415 ق .(4)
4 ) مرحوم نمازی ، متوفّای 1405 ق .(5)
در این حدیث روایت امام جعفر صادق علیهالسلام از عمویش زید بن علی برای اظهار ارج و منزلت زید و نقل حدیث از سوی امام سجّاد علیهالسلام از عمّههایش حضرت زینب و حضرت سکینه برای اظهار مقام منیع و جایگاه رفیع آنهاست وگرنه امام معصوم نیازی ندارد که حدیثی را از عمّههایش نقل کند .
3 . سالم ابوالعلاء ، غلام آزاد شده ابراهیم طائی ؛
از ابوصالح ؛
از حضرت سکینه بنت علی علیهالسلام ؛
از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله ؛
روایت کرده ، که متن حدیث به دست ما نرسیده ، فقط گزارش آن توسط بخاری در « التّاریخ الکبیر » و رازی در « الجرح والتّعدیل » به ما رسیده ، که متن گزارش در بخش اول تقدیم گردید ،(1)و گفته شد که به احتمال قوی روایت سکینه از جد بزرگوارش ، به واسطه پدرش امیرالمؤمنین یا مادرش حضرت زهرا علیهاالسلام خواهد بود ، در نتیجه حدیث مرسل خواهد بود .
مرسل بودن یا ضعیف بودن سند حدیث ، در موضوع بحث ما مشکلی ایجاد نمیکند ، زیرا ما نمیخواهیم بر این احادیث حکم فقهی بار
1) 2 . بخاری ، التّاریخ الکبیر ، ج 4 ، ص 111 ، رقم 2137 ؛ رازی ، الجرح والتّعدیل ، ج 4 ، ص 191 ، رقم 822 .
کنیم ، بلکه فقط میخواهیم وجود حضرت سکینه را به عنوان دختر امیرمؤمنان علیهالسلام و در زمره محدّثان اثبات کنیم و آن به آسانی ثابت میشود .
« دارَیّا » شهری در حومه دمشق است که در گذشته به عنوان روستایی بزرگ و زیبا از دهات غوطه شناخته میشد .
دارَیّا زادگاه بسیاری از مشاهیر علما و زهّاد بود که به سبب آن شهرت داشت .(1)
کسانی را که به داریّا منسوب باشند : « دارانی » یا « دارائی » گویند .(2)
این نسبت در ادب عربی برخلاف قاعده است .(3)
در مورد تاریخچه « داریا » کتاب مستقلی تألیف شده ، به نام « تاریخ داریا » که به دست ما نرسیده است .
مؤلّف این کتاب « ابوعلی عبدالرّحمن بن داود خَولانی » مشهور به : « ابن مُهَنّا » میباشد .(4)
کحّاله از این کتاب به عنوان : « تاریخ داریّا ومَن نَزَلَ فیها مِنَ الصّحابة » تعبیر کرده و از مؤلّف آن به عنوان : « عبدالجبّار بن عبداللّه بن محمّد خَولانی دارانی » متوفّای بعد از 365 ق . یاد کرده است .(1)
ظاهراً ابن مُهَنّا آغازگر تراجمنگاری به این شیوه است ، بعد از ایشان خطیب بغدادی ، متوفّای 463 ق . همین راه را دنبال کرده و بیوگرافی کسانی را که وارد بغداد شده ، یا در آن اقامت داشتهاند به رشته تحریر
درآورده و کتاب « تاریخ بغداد » را سامان داده است .(2)
سپس ابن عساکر ، متوفّای 571 ق . نیز « تاریخ دمشق » را به همین شیوه تألیف کرده است .(3)
تاریخ بغداد یک قرن پس از « تاریخ دارَیّا » و تاریخ دمشق دو قرن پس از آن نگارش یافته است .
پیش از تاریخ بغداد و تاریخ دمشق ، تنها کتاب : « تاریخ قم » را سراغ داریم که به همین سبک سامان یافته ، آن هم به سال 378 ق . بعد از فوت « ابن مُهَنّا » تألیف شده است .(4)
از چهرههای معروفی که در « دارَیّا » مدفون میباشد ، « بلال حبشی » مؤذّن رسول گرامی اسلام است .
1) 5 . کحّاله ، معجم المؤلّفین ، ج 5 ، ص 81 .
2) 1 . تاریخ بغداد در 14 مجلد و به پیوست فهرست و ذُیول آن در 20 مجلّد منتشر شده است .
3) 2 . تاریخ دمشق در 80 مجلّد انتشار یافته است .
4) 3 . تاریخ قم ، توسّط حسن بن محمّد بن حسن بن سائب بن مالک اشعری قمی ، به سال 378 ق . تألیف شده و در سال 805 ق . توسّط حسن بن علی بن حسن بن عبدالملک قمی ، به فارسی برگردان شده است .
ابن عساکر مینویسد :
بلال مؤذّن پیامبر در « دارَیّا » اقامت کرد ، در آنجا ازدواج نمود و در آنجا درگذشت .
سپس در مورد محل دفن او میگوید :
به قولی در همانجا به خاک سپرده شد(1)و به قولی پیکرش به
« باب صغیر » انتقال یافت .(2)
از دیگر چهرههای معروف مدفون در دارَیّا ، ابوسلیمان ، عبدالرّحمن بن احمد بن عطیّه ، متوفّای 215 ق .(3)یا 235 ق . میباشد .(4)
سمعانی ، متوفّای 562 ق . مینویسد :
« دارَیّا » روستای بزرگ و زیبایی از دهات غوطه دمشق است .
من برای زیارت قبر « ابوسلیمان » به آنجا رفتم ، بسیاری از علما و محدّثین بزرگ از قدیم و جدید در آنجا میزیستهاند .
منسوبین به این قریه را « دارانی » یا « دارائی » میگویند .
سپس اضافه میکند :
به خاطر دارم که عمر بن ابی الحسن بسطامی به سال 28 ( یعنی: 528 ق . ) در مَرو بر ما وارد شد ، در خان البزّازین به موعظه پرداخت .
در ضمن گفتارش نام « ابوالحسن دارائی » را بر زبان جاری کرد ،
عمویم ابوالقاسم سمعانی گفت : « دارانی » . من گفتم : هر دو جایز است .
آنگاه تعدادی از مشاهیر آنجا را نام میبرد .(1)
ابن اثیر نیز منسوبین به « دارَیّا » را تحت عنوانِ :
دارانی و دارائی ثبت کرده(2)ولی سیوطی تنها از دارانی یاد میکند .(3)
یاقوت حموی از هر دو عنوان یاد کرده ، دهها تن از مشاهیر منسوب به داریّا را نام میبرد .(4)
اینک زائران مزارات شام ، این شهر را با نام نامی و یاد گرامی حضرت سکینه بنت امیرمؤمنان علیهالسلام میشناسند .
همه خیابانها و اتوبانهایی که از دمشق یا زینبیّه به شهر دارَیّا منتهی میشود ، با تابلوهای بزرگی بر سرِ راه زائران مزیّن است ، که نام نامیِ « سکینه بنت علی علیهالسلام » بر فراز آن با خطوط برجسته میدرخشد و دلباختگان خاندان عصمت و طهارت را به سوی آستان مبارک این بیبی رهنمون میشود .
نگارنده سطور در سفرهای زیارتی خود به سوریه ، به هنگام
تشرّف به آستانه حضرت سکینه ، از مشاهده این تابلوها در پوست نمیگنجید ، زیرا به یاد میآورد که :
1 ) روزی ابوسفیان با تمام قدرت تلاش میکرد که از پیامبر اکرم نامی در صفحات تاریخ نباشد .
2 ) روزی معاویه با جمله معروفش « دفناً دفناً » میخواست ، حتّی نام پیامبر صلیاللهعلیهوآله بر فراز مأذنهها برده نشود .
3 ) روزی هم یزید با فرمان پایمال نمودن اجساد شهدای کربلا با
سُمّ ستوران میخواست نام و نشانی از عترت طاها باقی نباشد !
بارگاه ملکوتی حضرت زینب شیفتگان خاندان عصمت و طهارت را از اقطار و اکناف جهان به سوی خود جذب میکند و اکثر قریب به اتّفاق کسانی که وارد سوریه میشوند ، به قصد عتبه بوسی آستانه عقیلة العرب رنج سفر را بر خود هموار میکنند و شهر « زینبیّه » باپایتخت حکومت اموی پهلو به پهلو میزند .
ستاره درخشان خرابه ، رقیه سه ساله ، دخت گرامی امام حسین علیهالسلام در کنار مسجد اموی میدرخشد و دلهای عاشقان شیفته و ارادتمندان پاکباخته را به حریم کویش فرامیخواند .
تابلوهای راهنمای شناسنامه داریا ، آستان مبارک نگین فروزان شهر تاریخی داریا ، حضرت سکینه نیز چشم زائران را مینوازد و دیدگان عابران را خیره میسازد .
براساس اسناد و مدارک موجود در آرشیو ادارات دولتی سوریّه موقوفاتی بر آستانه حضرت سکینه در یک قرن گذشته وقف شده که سند برخی از آنها به تاریخ زیر به ثبت رسیده است :
1 . سندی به سال 1919 م . برابر 1337 ق .
2 . سندی به سال 1945 م . برابر 1364 ق .
همچنین سند دیگری در مورد تعیین حدود بقعه و صحن مطهر
حضرت سکینه در اداره زمین شهری داریّا به تاریخ 12 مارس 1938 م . برابر نهم محرمالحرام 1357 ق . مطابق 21/12/1316 ش . که رونوشت آن در آرشیو حرم مطهر حضرت سکینه موجود است .
در این سه سند نام نامی و یاد گرامی « سکینه بنت علی علیهالسلام » به صراحت آمده است .
آستانه مقدّسه حضرت سکینه از قرنها پیش در میان اهالی داریّا به عنوان یکی از بیوت النّبی و حرم یکی از بانوان اهلبیت عصمت و طهارت مورد احترام بود ، جز اینکه آوازه آن جهانی نبود و در محدوده حومه دمشق مطرح بود .
تا در سال 1367 ش . در طرح توسعه شهر و احداث خیابان جدید در منطقه ، بقعه قدیمی حضرت سکینه در مسیر خیابان قرار گرفت ، پس از تحقیق و کنکاش و مشاهده لوح قبر که به قرنها پیش مربوط بود و نام « سکینه بنت علی علیهالسلام » از صدها سال پیش بر آن نقش بسته بود ،
مراتب به مسئولین منطقه رسید ، سرتیب علی زَیّود استاندار حومه دمشق ، براساس اعتقاد درونی خود به اهلبیت علیهمالسلام از تخریب آن جلوگیری کرد و موضوع را به استحضار شادروان حافظ اسد رسانید و ایشان دستور تحقیق بیشتر در اصالت این بقعه را صادر نمود .
ستادی به عنوان : « ستاد بازسازی حرم مطهّر » تأسیس شد و نخستین جلسه رسمی آن در تاریخ اوّل جمادیالاولی 1412 ق . برابر 11/11/1991 م . منعقد گردید .
آنگاه از محضر دانشمند فرزانه حضرت حجةالاسلام والمسلمین علاّمه حاج سید احمد واحدی که از دیرباز از سوی مراجع قم در زینبیّه
اقامت داشت تقاضای بررسی شد .
در آن ایّام پژوهشگر پرتوان حضرت حجةالاسلام والمسلمین حاج سید احمد اشکوری برای تحقیق در آثار خطی زیدیه رهسپار یمن شده بود ، به هنگام بازگشت برای زیارت عقیلة العرب به سوریّه مشرّف گردید ، در روزهای اقامت خود در سوریّه دو حدیث از دائرة المعارف بزرگ شیعه ، بحار الأنوار علامه مجلسی پیدا کرد که نام نامی حضرت سکینه علیهاالسلام آمده بود .
با پیدا شدن این دو حدیث وجود دختری به نام سکینه برای امیرمؤمنان علیهالسلام بیش از پیش به اثبات رسید .
برای بازسازی آستانه مبارکه حضرت سکینه زمینی به مساحت 5000 مترمربع از خانههای مسکونی اطراف آن مرقد شریف به دستور استاندار اختصاص یافت .
نویسنده شاهد بود که تولیت فعلی حرم استاد واحدی با چه تلاش شبانهروزی برای گردآوری هزینه خرید زمین یاد شده مشغول فعالیت بود .
سرانجام به یاری مؤمنان و تلاش دستاندرکاران این زمین خریداری شد و بازسازی حرم مطهر آغاز گردید .
در جلسه رسمی 14/5/1997 م . برابر هفتم محرم 1418 ق . مطابق 24/2/1376 ش . شادروان استاد سید عدنان محمّد شرف به ریاست ستاد بازسازی حرم مطهر تعیین شد .
ایشان ستادی را به این امر اختصاص داد و کار بازسازی را رسماً آغاز کرد ، ولی چند ماه بعد به درود حیات گفت .
پس از درگذشت ایشان ، در یک جلسه رسمی به تاریخ 14 مارس
2002 م . برابر 29 ذیحجةالحرام 1422 ق . مطابق 23/12/1380 ش . حضرت حجةالاسلام والمسلمین حاج سید احمد واحدی به ریاست ستاد بازسازی و تولیت آستانه مقدسه برگزیده شد .
با توجّه به مطالب یاد شده از منابع حدیثی ، تاریخی ، رجالی و انساب تردیدی در وجود دختری به نام حضرت سکینه برای امیرمؤمنان علیهالسلام باقی نمیماند .
با وجود بقعهای از صدها سال پیش در شهر دارَیّا و اعتقاد اهالی به اصالت آن در طول قرنهای متمادی و ثبت آن در اسناد رسمی کشور سوریّه از یک قرن پیش ، به طور طبیعی این پرسش مطرح میشود که با
آنهمه عظمت ، شرافت ، اصالت ، اسناد و مدارک ، این قبر مطهر چرا در طول تاریخ مهجور مانده است ؟
برای پاسخ به این پرسش باید صفحات تاریخ را ورق زده حوادث خونباری که در منطقه رخ داده است را بررسی کنیم .
یکی از حوادث خونبار این منطقه داستان نسلکشی شیعیان در این شهر بود .
داستان از اینجا آغاز شد که استاندار سجستان در عهد هارونالرّشید برادر « ابوالهیذام » را کشت .
عامر بن عماره ، مشهور به « ابوالهیذام » در سال 177 ق . در شام خروج کرد و به عنوان خونخواهی برادرش لشکری بیاراست .
لبه تیز شمشیر ابوالهیذام متوجّه بنی خَولان(1)بود که از دوستداران
اهلبیت بودند .
در این فاجعه هزاران تن از شیعیان در منطقه دارَیّا به قتل رسیدند که مشروح آن در منابع تاریخی آمده است .
نسلکشی شیعیان در بیستم رمضان 178 ق . در شهر دارَیّا با شکست کامل بنیخَولان به پایان رسید .(2)
با توجّه به این فتنههای خانمانسوز ، راز مهجور ماندن آثار اهلبیت در این منطقه روشن میگردد .
ما معتقدیم باید سؤال را عوض کنیم و بگوییم : با این همه جنایات خانمانبرانداز ، این مرقد مطهّر در طول قرون و اعصار چگونه باقی مانده است ؟
همانگونه که اقامت اجباری امام رضا علیهالسلام در خراسان موجب شد که صدها تن از هواداران اهلبیت علیهمالسلام که از خفقان هارونی خسته و رنجور شده بودند ، از حجاز رخت سفر بربسته به سوی ایران و خراسان عزیمت کنند ، در ایّام خروج عبداللّه بن زبیر نیز خانوادههای وابسته به اهلبیت عصمت و طهارت در نهایت تشویش و اضطراب به سر میبردند ، رجال برجستهای چون محمّد حنفیه به زندان و تبعید تن دادند ، دیگر منسوبین این خاندان نیز پس از پیدایش توّابین و خروج
مختار ، به مناطقی چون حومه دمشق کوچ کردند ، تا در پناه بَنیخَولان و دیگر هواداران اهلبیت از فتنه عبداللّه بن زبیر در امان باشند .
یک نگاه گذرا به مزارات منسوب به اهلبیت در باب صغیر و دیگر مزارات شام این احتمال را قوّت میبخشد .
به جز حرم باشکوه حضرت زینب ، حضرت رقیّه و حضرت سکینه ، مزارات بسیاری در شام به این خاندان منسوب است ، که به تعدادی از
آنها اشاره میکنیم :
1 . امّالحسن دختر امیرمؤمنان علیهالسلام
2 . سکینه دختر امام حسین علیهالسلام
3 . خدیجه دختر امام زینالعابدین علیهالسلام
4 . فضّه خادمه
6 . امّالحسن دختر امام صادق علیهالسلام (1)
7 . اسماء بنت عمیس
8 . حمیده دختر حضرت مسلم
9 . میمونه دختر امام حسن علیهالسلام
10 . امّکلثوم دختر امیرمؤمنان علیهالسلام و ...
هیچیک از موارد دهگانه به طور قطع و یقین ثابت نشده که در شام
مدفون هستند ، ولی بودن قبرهای شناخته شده و انتساب آنها به این بزرگواران در مزارات مختلف شام ، به ویژه در « باب صغیر » حکایت از آن دارد که گروهی از منسوبین خاندان عصمت و طهارت به این سامان مهاجرت نموده ، در این مناطق زندگی کرده و تعدادی از آنها در این نواحی به خاک سپرده شدهاند .
انتخاب شام برای مهاجران حجازی ناامن شدن عراق در فتنه عبداللّه بن زبیر و برادرش مصعب بن زبیر بود ، که حتی بسیاری از شیعیان عراق چون « هَمْدانیها » به صورت گروهی به این سامان مهاجرت نمودند .
1) 1 . این شش مورد را یاقوت در معجم البلدان ، ج 2 ، ص 468 برشمرده است .
در حومه دمشق هنوز هم شماری از مناطق نام یمانی دارد ، مانند : حَجیرا(1)، صَنعا(2)و عَین ثَرما(3).
و این اثبات میکند که روزگاری تیرههایی از همدانیها و یمانیها در این مناطق سکونت داشتند .
اسامی یاد شده عموماً از روستاهای « غوطه » در حومه دمشق بودند ، یکی دیگر از روستاهای غوطه « دارَیّا » بود که پیکر مقدس حضرت سکینه بنت امیرمؤمنان علیهالسلام را چون نگین انگشتر در برگرفته است .
در پایان این بخشْ با نام نامی و یاد گرامی یکی از مراجع بزرگ تقلید این بخش را حُسن ختام میبخشم :
مرحوم آیةاللّه حاج میرزا ابوالفضل زاهدی ، متوفّای 1398 ق . از علمای برجسته حوزه علمیه قم که سالیان درازی در مسجد امام حسن عسکری علیهالسلام امامت میکرد ، در سال 1377 ق . در بیت افتخار صفحات تاریخ مرحوم آیةاللّه بروجردی قدسسره ، بر فراز منبر تأکید داشتند بر اینکه علیرغم کوتاهی منابع تاریخی ، حضرت علی علیهالسلام علاوه بر حضرت زینب و حضرت امکلثوم دختر دیگری به نام « سکینه » داشتند که باید نام او احیاء گردد .
علاوه بر اینکه آیةاللّه زاهدی از مقام علمی والایی برخوردار بود
و در رشتههای مختلفی چون : فقه ، اصول ، تفسیر و تاریخ کتاب نوشته ، به ویژه دو جلد از آثار ایشان به نام :
1 ) مقصد الحسین علیهالسلام
2 ) منطق الحسین علیهالسلام (1)
به حادثه خونین کربلا اختصاص دارد ، طرح این مطلب از طرف ایشان ، آنهم در محضر آن مرجع بزرگ که گذشته از فقه و اصول ، در علم رجال نیز تسلّط عجیبی داشت ، حکایت از استواری سخن و استحکام مستندات آن میکند .
دو تن از عالمان فرهیخته معاصر در آن محفل حضور داشتند و به شنیدن آن از آیةاللّه زاهدی در محضر آن مرجع والاتبار شهادت میدهند :
1 ) آیةاللّه حاج شیخ حسین شب زندهدار دامظله
2 ) حجةالاسلام والمسلمین حاج سید احمد واحدی دامتأییده
پس از اقدام به بازسازی حرم مطهر حضرت سکینه بنت امیرالمؤمنین علیهالسلام گروهی از شاعران اهلبیت علیهمالسلام در مدح آن حضرت چکامهها سرودند ، که به شماری از آنها اشاره میکنیم :
حجةالاسلام والمسلمین شیخ محمّدجواد سهلانی در چکامه خود
1) 1 . جواهر کلام ، تربت پاکان قم ، ج 1 ، ص 245 .
میگوید:
ذا مَرْقَدٌ یُنْمی لِبَضْعَةِ حَیْدَرٍ هذا لَعَمْری مُنْتَهَی الاْءَحْلامِ
این مرقدی است که به جگر گوشه امیرمؤمنان علیهالسلام انتساب دارد ، به جان خود سوگند که این نهایت آرزوها میباشد .
علامه سید محمّدمهدی سویج در چکامهای که به عنوان مادّه تاریخ بنای حرم سروده ، میگوید :
لَیْسَتْ سَکینَةُ بِنْتُ الْمُرْتَضی اِنْفَرَدَتْ بِالْقَبْرِ فی دارَیّا اِذْباتَ مُنْغَمِراً
فَقَبْرُ والِدِها عَنِ الْخَوارِجِ فِی الْ- -غَرِیِّ بَعْدَ اخْتِفاءٍ ، بانَ وَاشْتَهَرا
وَاُمُّها فاطِمُ الزَّهْراءُ شَیَّعَها لَیْلاً عَلِیٌّ وَلَمْ یُعْلِنْ لَها خَبَراً
وَفِی الْبَقیعِ بَدا قَبْرٌ لَها وَلِبِنْ- -تِها سَکینَةَ فی دارَیّا قَدْ فَخَرا
بِهِ الْمُحامی أَبُو خَلْدُونَ أَخْبَرَنی فَزُرْتُهُ وَکَراماتٍ لَها ذُکِرا
وَالْواحِدِیُّ وَعَدْنانُ ، بِنایَتَهُ شادا وَلَجْنَةُ تَصْمیمٍ وَقَدْ شُکِرا
کَذا الْمُهاجِرُ فی بَحْثٍ یُؤَیِّدُهُ ما کانَ عَیْناً فَلَمْ نَطْلُبْ لَهُ أَثَراً
سَکینَةُ بَضْعَةٌ لِلْمُرْتَضی نُورُها فِی الشّامِ أَرَّخْتُ « مِنْ دارَیِّها ظَهَرا »
این تنها سکینه دخت علی مرتضی علیهالسلام نیست که در داریّا قبرش گمنام مانده است .
قبر پدرش نیز پس از یک دوره اختفاء از شرّ خوارج ، در غَرِیّ ( نجف ) پدیدار گردید .
مادرش فاطمه زهرا را نیز علی علیهالسلام شبانه و مخفیانه تشییع نمود و خبرش را منتشر نکرد .
در بقیع قبری برای او پدیدار شد و در مورد دخترش سکینه نیز در « دارَیّا » چنین افتخاری نصیب شد .
ابوخلدونِ وکیل به من خبر داد ، پس من به زیارتش مشرّف شدم و برای او کراماتی نقل گردید .
آقای واحدی و آقای عدنان بارگاهش را برافراشتند و ستاد تصمیمگیری شایستهای برگزیدند .
آقای مهاجر نیز در پژوهش خود آن را تأیید کرد ، آنچه عیان است دیگر از آن نشان نمیجوییم .
پرتو سکینه پاره تن علیِّ مرتضی در شام پدیدار گردید و من : « مِنْ دارَیِّها ظَهَرا » را به عنوان مادّه تاریخِ آن سرودم .(1)
دکتر عصام عباس نیز در ضمن چکامه « فقه فاطمه » میگوید :
وَبِیَوْمِ مَوْلَدِ زُهْرَةِ الطّیبِ الَّتی فاضَتْ بِهَا الدُّنْیا شَذًی وَعُطُوراً
أَحْلَی التَّهانی لِلْعَقیلَةِ قَدَّمَتْ هذی الْخَلائِقُ وَرْدَةً وَزُهُوراً
وَأَتَتْ مُهَنِّئَةً بِفَیْضِ شُعُورِها لَکِ یا سَکینَةُ بَهْجَةً وَحُبُوراً
فی أَرْضِ دارَیّا أَضاءَتْ شُعْلَةٌ قَبَساً مِنَ الآلِ الکِرامِ وَنُوراً
لَکُمُ التَّهانی أَهْلَ دارَیّا بِها وَجَدَتْ بِلادُکُمْ غِنًی وَسُرُوراً
فَهِیَ إِبْنَةُ الزَّهْراءِ بِنْتُ مُحَمَّدٍ وَعَلی مَنْ مَلاَءَ الدِّیارَ عَبیراً
در روز میلاد زهرای طاهره که جهان را آکنده از عطر مشک و عنبر نمود .
1) 1 . جملهی : « مِنْ دارَیِّها ظَهَرا » با حروف ابجد 1417 میشود که مادّه تاریخ تشرّف شاعر به حرم مطهر حضرت سکینه میباشد .
این مردمان شیرینترین تهنیتها را با دستههای گل و شکوفه به پیشگاه عقیلةالعرب تقدیم نمودند .
آنگاه با یک دنیا بهجت و سرور ، به پیشگاه حضرت سکینه ، برای تهنیت و فیض حضور آمدند .
در سرزمین داریّا شعلهای از انوار درخشان خاندان فضیلت درخشید و نورافشانی کرد .
هان ای اهالی « داریا » بر شما تهنیت باد که به برکت وجود او دیار شما ثروت و شادمانی یافت .
او دخت گرامی حضرت زهرا بنت محمّد صلیاللهعلیهوآله میباشد ، که جهان را پر از شمیم عطر نمود .
مرحوم استاد عدنان بن محمّد شرف ، متوفّای 1999 م . سرپرست ستاد بازسازی حرم نیز چکامهاش را اینگونه تقدیم میکند :
هذا ضَریحُ شَقیقَةِ الْقَمَرَیْنِ بِنْتِ الاِْمامِ شَریفَةِ الاَْبَوَیْنِ
وَسَلیلَةُ الزَّهْراءِ بَضْعَةُ أَحْمَدَ نُورُ الْوُجُودِ وَسَیِّدُ الثَّقَلَیْنِ
نَسَبٌ کَریمٌ مُشْرِقٌ لِسَکینَةَ شَمْسُ الضُّحی وَکَریمَةُ الدّارَیْنِ
این ضریح خواهر دو ماه ( زینب و امکلثوم ) دختر امام است ، که از سوی پدر و مادر نسب شریف و والایی دارد .
او دختر حضرت زهرا ، پاره تن احمد صلیاللهعلیهوآله است ، که نور جهان هستی و سرور آدمیان و پریان است .
برای حضرت سکینه نسب والا و درخشان است ، که او آفتاب نیمروز و بانوی دوسرا میباشد .
براساس روایت ابواسحاق اسفرایینی ، متوفّای 418 ق . حضرت سکینه دخت گرامی امیرمؤمنان علیهالسلام در کنار حضرت زینب و حضرت امکلثوم علیهماالسلام در کربلا حضور فعّال داشت .
پیش از آنکه فرازهایی از کتاب اسفرایینی از لحاظ خوانندگان گرامی بگذرد ، اشارهای کوتاه به شرح زندگانی اسفرایینی میشود :
ابواسحاق ابراهیم بن محمّد بن ابراهیم در « اسفرایین » دیده به جهان گشود .
اسفرایین در نیمه راه گرگان و نیشابور ، در دامنه کوه آلاداغ ، در جنوب شیروان ، در 108 کیلومتری سبزوار قرار دارد .
« اسفرایین » از دو واژه « اسپر » و « آیین » مرکّب است .
اسپر به معنای « سپر » و آیین به معنای آداب و رسوم میباشد .
در وجه تسمیه این شهر به « اسپرایین » گویند :
اهالی این شهر همواره با خود سپر حمل میکردند ، از این روی به شهر آنها اسپرایین گفتند ، یعنی شهری که از آداب و رسوم اهالی آن
حمل سپر میباشد .(1)
یکی از رجال برجسته این شهر در قرن چهارم هجری رکنالدّین ابواسحاق ابراهیم بن محمّد بن ابراهیم اسفرایینی میباشد .
ابن اثیر جزری از او به عنوان : « الامام المشهور » نام میبرد .(2)
سمعانی گوید :
اسفرایینی یکی از کسانی بود که به مرتبه اجتهاد رسیده بود .(3)
با توجّه به اینکه تعداد کسانی که اجتهاد آنها از سوی اهل سنّت مورد قبول میباشد ، از شمار انگشتان تجاوز نمیکند ، این تعبیر سمعانی در مورد اسفرایینی تعبیر بسیار بلندی است .
سمعانی در ادامه مینویسد :
اسفرایینی همه شرایط امامت را از فقه ، کلام ، اصول ، آشنایی کامل با کتاب ، سنت و ادب عربی دارا بود .
ابن منجویه یک هزار حدیث از او نقل کرده و حاکم نیشابوری 10 جزء از احادیث او را گرد آورده است .(4)
به جهت تبحّر عجیبی که در علم اصول داشت به « اصولی » مشهور بود .(5)و هر کجا در کتابهای کلامی « استاد » تعبیر کنند ، منظور
ابواسحاق اسفرایینی است .(1)
چون در نزد صاحب بن عبّاد از او نام برده میشد ، میگفت :
اسفرایینی آتش سوزاننده است .(2)
روز عاشورای 418 ق. در نیشابور درگذشت پس از تشییع بینظیر ، جنازهاش را به اسفرایین حمل کردند و قبرش در آنجا مشهور و زیارتگاه است .
یوسف الیاس سرکیس مینویسد :
رکنالدّین ، ابواسحاق ، ابراهیم بن محمّد بن ابراهیم بن مهروان اسفرایینی شافعی ، معروف به « استاد » متکلّم ، اصولی و شیخ اهل خراسان ... بود .
همه مشایخ نیشابور از او علم کلام و علم اصول آموختهاند و همه اهل عراق و اهل خراسان به دانش او اعتراف کردهاند و مدرسهای به نام او در نیشابور ساختهاند .(3)
یکی از آثار معروف او : « جامع الجلی والخفی ، فی اصول الدّین والرّد علی الملحدین » است ، که در پنج جلد آن را سامان داده است .(4)
از دیگر آثار او « نور العین فی مشهد الحسین » در مقتل است ، که مکرّر به چاپ رسیده است .
نسخهای که ما از آن نقل میکنیم به سال 1299 ق . در 101 صفحه در بمبئی - هند - به چاپ رسیده ، ولی خانبابا مشار گزارش سه چاپ دیگر را به شرح زیر داده است :
1 . چاپ سنگی ، بمبئی ، به سال 1307 ق .
2 . چاپ سربی ، مصر ، بیتا . 40 صفحه .
3 . چاپ سربی ، بغداد ، رقعی ، 47 صفحه .(1)
پس از آشنایی اجمالی با مؤلّف کتاب ، فرازهایی را از کتاب « نورالعین فی مشهد الحسین » تألیف : رکن الدّین ، ابواسحاق ، ابراهیم بن محمّد بن ابراهیم اسفرایینی شافعی ، چاپ سنگی 1299 ق . بمبئی به صورت گزارش تقدیم میکنیم :
1 ) امام حسین علیهالسلام در روزهای آغازین حکومت یزید با خواهرش سکینه از سنگدلی یزید سخن گفت و با او به رایزنی پرداخت .(2)
2 ) امام حسین علیهالسلام با خواهرش سکینه از نامههای ارسالی کوفیان ، شرح جنایات امویان ، وضع رقّت بار امّت اسلامی سخن گفت و اشک دیدگانش بر سیمای مبارکش سرازیر شد .
حضرت سکینه به محضر سالار شهیدان عرضه داشت :
برادرجان ! خداوند دیدگانت را جز در راستای خوف و
خشیت پروردگار نگریاند .(1)
3 ) امام حسین علیهالسلام پس از اعزام مسلم بن عقیل به کوفه ، با خواهرش سکینه در مورد عزیمت خویش به سوی کوفه سخن میگوید و حضرت سکینه اصرار میکند که ایام حج را در مکه بماند و تا سپری شدن ماه محرم نیز سفر خود را تأخیر بیندازد ، زیرا از جدّ بزرگوارش شنیده است که امام حسین علیهالسلام در ماه محرّم به شهادت میرسد .(2)
4 ) آنگاه خاکی را که پیک وحی از خاک کربلا به پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله تقدیم کرده بود و پیامبر آن را به حضرت فاطمه سپرده بود و سکینه آن را از مادرش دریافت کرده بود ، بیرون آورد و دید که رنگش عوض شده و همانند عقیق سرخ به رنگ خون درآمده است .(3)
5 ) چون کاروان حسینی حرکت میکند حضرت سکینه اشعار جانسوزی به مطلع :
« اَلا اِنَّ شَوْقی فِی الْفُؤادِ تَحَکَّما »
میسراید .(4)
6 ) هنگامی که روز عاشورا اسب بیصاحب امام حسین علیهالسلام به خیمهها آمد ، حضرت سکینه چکامه مفصّلی سرود ، که در ابیات
آخرین آنها عرضه میدارد :
برادرجان ! با شهادت تو بیسرپرست شدیم و پس از عزّت و شوکت بینوا گشتیم .
برادرجان ! پس از تو چه کسی از ما حمایت میکند ؟ دیگر چه کسی از ما در برابر این مردمان دفاع میکند ؟
برادرجان ! حوادث جانکاه امروز توانم را درهم شکست و هوشم را از کار انداخت .(1)
7 ) هنگامی که کاروان حسینی را از کنار کشتهها عبور دادند ، حضرت سکینه چکامهای به این مطلع :
« أَلا یا أَخی قَدْ سَبَتْنَا الاْءَعادی »
سرود .(2)
8 ) حضرت امکلثوم به هنگام ورود به مدینه چکامهای به مطلعِ :
« مَدینَةَ جَدِّنا لا تَقْبَلینا »
سروده ، که در ضمن آن حوادث خونبار کربلا و اسارت آلاللّه را به جدّ بزرگوارش گزارش میدهد و در یکی از ابیات آن عرضه میدارد :
سَکیآنَةُ تَشْتَکی مِنْ حَرِّ شَجْوٍ تُنادی یا اَخی جارُوا عَلَیْنا
یعنی : سکینه از شدّت داغی که بر دل داشت شکایت میکرد و میگفت :
برادرجان ! بر ما ستم کردند .(1)
در پایان به چند نکته در پیرامون این گزارشها اشاره میکنیم :
1 . کتاب « نور العین » آکنده از مطالب جالب و شنیدنی است ، ولی سند مطالب خود را بیان نکرده ، و اگر مؤلّف از رجال برجسته نبود ، کتاب مورد توجّه قرار نمیگرفت .
2 . چنانکه اشاره شد مؤلّف از بزرگان علمای شافعی است و بسیاری از بزرگان اهل سنّت به اجتهاد او اعتراف کردهاند .
3 . به جهت نامأنوس بودن مطالب کتاب ، ما بخشهای مربوط به حضرت سکینه را در بخش مستقلّی آوردیم تا اگر کسی در صحّت آن تردید داشته باشد ، در مورد اصل قضیّه دچار تردید نشود و مطالب محکم و استوار بخشهای پیشین سست نگردد .
4 . در این فرازها به وجود حضرت سکینه ، حضور فعّال وی در حادثه کربلا و نقل حدیث وی از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله تصریح شده است .
5 . در جایجای کتاب مطالب فراوان از حضرت زینب و حضرت امّکلثوم آمده و آن حکایت از آن دارد که سکینه نامِ امّکلثوم نیست ، بلکه خواهر دیگر این دو بانو میباشد .
6 . در این کتاب مطالب مربوط به سکینه بنت الحسین علیهالسلام نیز به تفصیل آمده است و لذا احتمال اینکه مؤلّف حضرت سکینه بنت امام حسین علیهالسلام را اشتباهاً دختر امیرمؤمنان علیهالسلام تصوّر کرده باشد ، منتفی است .
1) 1 . همان ، ص 87 .
7 . در کتاب « نور العین » دُرهای ناسفته و سخنان ناگفته فراوان یافت میشود و در لابهلای آن مطالب سست و ضعیف نیز به چشم میخورد .
8 . نویسنده سرآمد علمای شافعی در عصر خود میباشد و اهلسنّت به یافتههای ایشان و به ویژه نوآوریهای ایشان اعتماد راسخ دارند . از این رهگذر سخنان ایشان را به عنوان شاهدی دیگر بر وجود حضرت سکینه بنت امیرمؤمنان علیهالسلام نقل کردیم و قضاوت نهائی را برعهده تاریخ نهادیم .
9 . در صورت ثبوت مطالب این کتاب ، شخصیّت برجسته حضرت سکینه از رایزنیهای امام حسین علیهالسلام با وی و سخنان حکیمانه ایشان در این رایزنیها تجلّی میکند .
10 . نقل حدیث از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و در اختیار داشتن تربت کربلای اعطایی پیامبر اکرم به حضرت فاطمه علیهاالسلام شاهد دیگری است بر اینکه حضرت سکینه بنت امیرمؤمنان علیهالسلام از بنات الزّهراء ، همسنگ ، همسنگر و همسفر حضرت زینب و حضرت امّکلثوم علیهماالسلام میباشد و در حادثه خونین کربلا حضور فعّال داشت .
از خطیب توانا ، شیخ عبدالحمید مهاجر ، سرآمد خطبای عرب نقل شده که بر فراز منبر گفت :
بانویی به نام سکینه بنت امیرمؤمنان علیهالسلام در کربلا حضور داشت ،
امام حسین علیهالسلام در وداع آخرین حضرت زینب را مشاهده کرد که غمهای عالم بر دلش فروریخته ، خواهرش سکینه را ندا کرده فرمود :
یا اُخْتی سَکینَةُ ، أَدْرِکی اُخْتَنا زَیْنَبَ ، تَجُودُ بِنَفْسِها ؛
خواهرم سکینه ! خواهرمان زینب را دریاب ، که نزدیک است قالب تهی کند .(1)
1) 1 . به نقل علامه سید احمد واحدی از استاد مهاجر .
وقایع اتّفاقیّه ، سوانح حیاتی و دیگر رخدادهای مربوط به حضرت سکینه دختر امیرمؤمنان علیهالسلام را در بخش پایانی کتاب به ترتیب تسلسل زمانی مرور میکنیم :
1 . حضور در بالین مادر ، در واپسین دیدار ، روز سوّم جمادیالثّانیه سال 11 هجری قمری .
2 . نقل سیره ایشان توسّط امام حسین علیهالسلام در قرن اوّل هجری .
3 . حضور فعّال در نهضت کربلا ، به روایت اسفرایینی روز دهم محرّمالحرام 61 ق .
4 . نقل حدیث از ایشان ، توسّط امام زینالعابدین علیهالسلام ، در نیمه دوّم قرن اوّل هجری .
5 . نقل حدیث امام حسین علیهالسلام ، توسّط امام رضا علیهالسلام ، در طوس ، به سال 198 ق .(1)
1) 1 . شیخ طوسی ، الأمالی ، ص 361 ، ح 750 .
6 . ثبت نام حضرت سکینه در زمره محدّثان ، توسّط بخاری در نیمههای قرن سوّم هجری .
7 . نقل حدیث امام حسین علیهالسلام ، توسّط برادرزاده دعبل ، از پدرش علی بن علی - برادر دعبل - در بغداد ، به سال 272 ق .(1)
8 . ثبت شمایل حضرت سکینه ، توسّط ابن قتیبه ، در نیمه دوّم قرن سوّم .
9 . ثبت نام ایشان در میان محدّثان ، توسّط ابن أبیحاتم رازی ، در
اوایل قرن چهارم .
10 . ثبت حضور فعّال ایشان در کربلا ، توسّط اسفرایینی ، در اوایل قرن پنجم .
11 . ثبت حدیث امام حسین علیهالسلام از ایشان ، توسّط شیخ طوسی ، اوایل قرن پنجم .
12 . ثبت حدیث امام سجّاد علیهالسلام از ایشان توسّط طبری امامی ، در قرن پنجم .
13 . بحث از مدفن حضرت سکینه ، توسّط شعرانی در نیمههای قرن دهم .
14 . ثبت احادیث ایشان توسّط شیخ حرّ عاملی و علاّمه مجلسی ، در اواخر قرن یازدهم .
15 . بحث از مدفن آنحضرت، توسّط أجهوری در اواخر قرن دوازدهم.
16 . ثبت حضور ایشان در مراسم تودیع مادر ، توسّط بحرانی در
1) 2 . همان .
عوالم ، در قرن دوازدهم .
17 . بحث از مدفن ایشان توسّط شبلنجی ، در اوایل قرن چهاردهم .
18 . ثبت حضور ایشان در تودیع مادر ، توسّط ابوالحسن مرندی ، در سال 1328 ق .
19 . ثبت موقوفات حرم مطهّر حضرت سکینه در ایّام اشغال سوریّه توسّط فرانسویان ، در وزارت اوقاف سوریّه ، به سال 1337 ق . ( 1919 م ) .
20 . ثبت آستانه حضرت سکینه ، در اداره زمین شهری دارَیّا ، به سال 1359 ق . ( 1938 م ) .
21 . ثبت حضور حضرت سکینه در بالین مادر ، توسّط محدّث
قمی ، در نیمههای قرن چهاردهم .
22 . ثبت موقوفات حرم حضرت سکینه در وزارت اوقاف سوریّه ، به سال 1364 ق . ( 1945 م ) .
23 . تأکید بر لزوم احیای نام حضرت سکینه در محضرت آیةاللّه بروجردی ، توسّط آیةاللّه زاهدی ، به سال 1377 ق .
24 . ثبت حدیث امام حسین علیهالسلام از حضرت سکینه در « جامع أحادیث الشّیعه » زیر نظر آیةاللّه بروجردی ، در نیمه دوّم قرن چهاردهم .
25 . ثبت حدیث امام حسین علیهالسلام در کتاب « کلمة الامام الحسین علیهالسلام » توسّط شهید سید حسن شیرازی ، در اواخر قرن چهاردهم .
26 . ثبت نام حضرت سکینه در شمار محدّثان توسّط مرحوم نمازی در « مستدرکات علم رجال » در اوایل قرن پانزدهم .
27 . سر آغاز فصلی نوین در تاریخ حرم مطهّر حضرت سکینه با قرار
گرفتن ساختمان کهن آن در مسیر خیابان ، به سال 1367 ش . ( 1408 ق ) .
28 . گردهمایی و تأسیس ستاد بازسازی حرم مطهّر به سال 1412 ق .
29 . انتشار اوّلین کتاب پیرامون حضرت سکینه ، تحت عنوان : « السّیّدة سکینة بنت علیّ علیهالسلام » به قلم علاّمه سیّد احمد اشکوری ، چاپ دار الذّخائر قم ، به سال 1412 ق .
30 . تشرّف شاعر فرزانه استاد سویج به حرم مطهّر حضرت سکینه و سرودن چکامه ی معروفش به سال 1417 ق .
31 . گرد همایی ستاد بازسازی حرم مطهر به سال 1418 ق .
32 . انتشار دوّمین اثر پیرامون حضرت سکینه به نام : « السّیدة سکینة بنت أمیر المؤمنین علیّ بن أبیطالب علیهماالسلام » به قلم شیخ جعفر مهاجر ،
چاپ دمشق ، مطبعة کرم ، 1418 ق .
33 . انتشار سوّمین کتاب در همین رابطه به نام : « بانوی ناشناخته ، سکینه دختر امام امیرالمؤمنین علیهالسلام » به قلم سید محمّدرضا واحدی ، چاپ بنیاد بعثت ، تهران ، 1378 ش . ( 1420 ق ) .
34 . انتشار چهارمین اثر تحت عنوان : « سکینه دختر امام علی علیهالسلام و مرقد او در شام » به قلم شادروان محمّدمهدی اشتهاردی ، چاپ تهران ، نشر مطهّر ، 1378 ش . ( 1420 ق ) .
35 . انتشار پنجمین کتاب به نام : « السّیّدة سکینة بنت الامام علیّ بن ابیطالب علیهماالسلام » گزارش حرم مطهّر به چهار زبان ( فارسی ، اردو ، عربی و انگلیسی ) تدوین حسین محمّدعلی فاضلی ، زیر نظر استاد سیّد احمد واحدی ، چاپ 1421 ق .
36 . انتشار ششمین کتاب در این رابطه تحت عنوان : « سکینة بنت علیّ علیهالسلام تحقیق و دراسة » ، تألیف : شیخ عبّاس شومان و سیّد علی مرتضی ، با تقریظ علاّمه سیّد جعفر مرتضی العاملی ، چاپ بیروت ، مرکز الدّراسات الاسلامیّة ، 1423 ق .
37 . گردهمایی ستاد بازسازی حرم مطهر زیرنظر تولیت محترم و بیانیّه استاندار حومه دمشق .
38 . اعتراف علاّمه سید جعفر مرتضی به وجود حضرت سکینه در میان دختران امیرمؤمنان علیهالسلام و حضرت فاطمه علیهاالسلام در کتاب ارزشمند « الصّحیح من سیرة الامام علی علیهالسلام » ، ج 1 ، ص 292 - 296 ، چاپ بیروت ، المرکز الاسلامی للدّراسات ، 1430 ق .
این بود مروری کوتاه بر رخدادهای مربوط به حضرت سکینه و
حرم مطهّر آن حضرت در طول چهارده قرن .
با یک نگاه گذرا ثابت میشود که حضرت علی علیهالسلام دختری به نام سکینه داشتند .
این دختر سوّمین یادگار مظهر کوثر حضرت فاطمه اطهر بود .
برای اثبات وجود این بانوی ناشناخته ، نقل سیره ایشان توسّط امام حسین علیهالسلام ، نقل حدیث از ایشان ، توسّط امام سجّاد علیهالسلام و ثبت نام نامیاش در میان محدّثان توسّط تراجم نگارانی چون بخاری و ابن أبیحاتم رازی ، کافی است .
در مورد انتساب قبر شریف موجود در « داریّا » به ایشان مستند ما وجود بقعهای به نام ایشان در طول قرون و اعصار ، اعتقاد اهالی ، نقل
متواتر کهنسالان از نیاکان و اسناد موجود در آرشیو وزارت اوقاف سوریّه و اداره زمین شهری داریّا میباشد .
امّا مدرک اصلی ما برای اثبات اینکه مادر گرامیاش حضرت فاطمه علیهاالسلام است ، فراخوان امیرمؤمنان علیهالسلام به هنگام تجهیز حضرت زهرا علیهاالسلام است ، که در آن نام حضرت سکینه نیز بر زبان آن حضرت جاری شده ، که این فراخوان را یکبار دیگر مرور میکنیم :
در یک حدیث بسیار طولانی که غوّاص بحار علوم آل محمّد علیهمالسلام آن را از « ورقة بن عبداللّه أزدی » از « فضّه خادمه » روایت کرده ، که جناب فضّه از زبان امیرمؤمنان علیهالسلام نقل میکند که فرمود :
پس به تجهیز او پرداختم ، از زیر پیراهنش او را غسل دادم ، پیراهنش را بیرون نیاوردم که او پاک و پاکیزه بود ، سپس او را با بازمانده حنوط رسول خدا صلیاللهعلیهوآله حنوط کردم ، آنگاه او را در کفن پیچیدم ، هنگامی که خواستم بندهای کفن را ببندم صدا کردم :
ای امکلثوم ، ای زینب ، ای سکینه ، ای فضه ، ای حسن ، ای حسین ، بیایید و از مادرتان توشه برگیرید ، که اینک موسم جدایی است و دیدار در بهشت است .(1)
در اینجا امیرمؤمنان علیهالسلام در میان فرزندانِ حضرت فاطمه از حضرت سکینه نیز نام برده است و چون در آن زمان مولای متّقیان همسر دیگری نداشت ،
1) 1 . مجلسی ، بحار الانوار ، ج 43 ، ص 179 .
بدون تردید او نیز دختر حضرت زهرا علیهاالسلام خواهد بود .
فضّه خادمه نیز به قدری در آن دودمان مورد احترام بود که امیرمؤمنان علیهالسلام او را نیز در ردیف فرزندان خود نام برده و فرموده : « بیایید از مادر خود توشه برگیرید » .
بعد از علاّمه مجلسی بسیاری از محدّثان ، سیرهنویسان و تراجمنگاران این متن را از علاّمه مجلسی روایت کردهاند ، که از آن جمله است :
1 . بحرانی ، شاگرد علاّمه مجلسی ، در عوالم ، ج 11 ، ص 1070 .
2 . ابوالحسن مرندی ، در مجمع النّورین ، ص 153 .
3 . خوئی ، در منهاج البراعة ، ج 13 ، ص 23 .
4 . انصاری قراجهداغی ، در اللّمعة البیضاء ، ص 860 .
5 . محدّث قمی ، در بیت الأحزان ، ص 153 و الأنوار البهیّة ، ص 62 .
6 . نمازی ، در مستدرک سفینه ، ج 8 ، ص 210 و مستدرکات علم رجال الحدیث ، ج 8 ، ص 596 .
7 . انصاری ، در الموسوعة الکبری ، ج 9 ، ص 209 .
8 . جعفر مرتضی ، در الصّحیح من سیرة الامام علی علیهالسلام ، ج 1 ، ص 294.
در بخش پایانی برای دست مریزاد به عزیزانی که با وجود مشکلات فراوان شب و روز در خدمت حضرت سکینه هستند و برای بازسازی حرم مطهّر آن حضرت تلاش میکنند ، حدیثی را از وجود مقدّس رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله نقل میکنیم :
شیخ طوسی قدسسره در کتاب شریف « تهذیب الأحکام » که یکی از کتب اربعه میباشد ، با سلسله اسنادش از امام صادق علیهالسلام روایت کرده که امیرمؤمنان صلوات اللّه علیه به محضر مقدس رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله عرضه داشت :
ما لِمَنْ زارَ قُبُورَنا وَعَمَّرَها وَتَعاهَدَها ؟ ؛
کسی که قبرهای ما را زیارت کند ، آنها را تعمیر نماید و به زیارت آنها مداومت کند چه پاداشی دارد ؟
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود :
یا أَبَا الْحَسَنِ إِنَّ اللّهَ جَعَلَ قَبْرَکَ وَقَبْرَ وُلْدِکَ بِقاعاً مِنْ بِقاعِ الْجَنَّةِ ، وَعَرْصَةً مِنْ عَرَصاتِها ، وَإِنَّ اللّهَ جَعَلَ قُلُوبَ نُجَباءَ مِنْ خَلْقِهِ وَصَفْوَتِهِ مِنْ عِبادِهِ تَحِنُّ إِلَیْکُمْ وَتَحْتَمِلُ الْمَذَلَّةَ
وَالاْءَذی فیکُمْ ، فَیَعْمُرُونَ قُبُورَکُمْ وَیُکْثِرُونَ زِیارَتَها ، تَقَرُّباً مِنْهُمْ إِلَی اللّهِ ، مَوَدَّةً مِنْهُمْ لِرَسُولِهِ ؛
اُولئِکَ یا عَلِیُّ الْمَخْصُوصُونَ بِشَفاعَتی ، وَالْوارِدُونَ حَوْضی ، وَهُمْ زُوّاری غَداً فِی الْجَنَّةِ .
یا عَلِیُّ ! مَنْ عَمَّرَ قُبُورَکُمْ وَتَعاهَدَها ، فَکَأَنَّما أَعانَ سُلَیْمانَ بْنَ داوُدَ عَلی بَناءِ بَیْتِ الْمَقْدِسِ .
وَمَنْ زارَ قُبُورَکُمْ عُدِلَ ذلِکَ لَهُ ثَوابُ سَبْعینَ حَجَّةً بَعْدَ حَجَّةِ الاِْسْلامِ ، وَخَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ ، حَتّی یَرْجِعَ مِنْ زِیارَتِکُمْ کَیَوْمٍ وَلَدَتْهُ اُمُّهُ ؛
فَأَبْشِرْ وَبَشِّرْ أَوْلِیاءَکَ وَمُحِبّیکَ مِنَ النَّعیمِ وَقُرَّةِ الْعَیْنِ ، بِما لا عَیْنٌ رَأَتْ وَلا اُذُنٌ سَمِعَتْ وَلا خَطَرَ عَلی قَلْبِ بَشَرٍ .
وَلکِنَّ حُثالَةً مِنَ النّاسِ یُعَیِّرُونَ زُوّارَ قُبُورِکُمْ بِزِیارَتِکُمْ ، کَما تُعَیَّرُ الزّانِیَةُ بِزِناها ، اُولئِکَ شِرارُ اُمَّتی ، لا نالَتْهُمْ شَفاعَتی وَلا یَرِدُونَ حَوْضی ؛
علی جان ! خداوند قبر تو و قبرهای فرزندانت را بقعهای از بقعههای بهشت و فضایی از فضاهای بهشت قرار داده است .
خداوند دلهای نجیب زادگان و برگزیدگان از بندگانش را شیفته شما ساخته است .
آنها در راه شما هر گونه مشقّت و اذیّت را تحمّل میکنند .
آنها قبرهای شما را آباد میکنند و برای تقرّب به خداوند و محبّت به رسول خدا ، فراوان به زیارت قبور شما میآیند .
علی جان ! آنها مخصوص شفاعت من هستند ، آنها بر حوض من وارد شوند و در بهشت از زائران من هستند .
علی جان ! هر کس قبرهای شما را تعمیر کند و بر زیارت آنها مداومت کند ، همانند کسی است که در ساختن بیتالمقدس به سلیمان بن داود یاری کرده باشد .
کسی که قبرهای شما را زیارت کند ، معادل هفتاد حجّ - پس از حَجَّةُ الاسلام - به او پاداش داده میشود و از گناهان بیرون آید و از زیارت شما برگردد همانند روزی که از مادر متولّد شده باشد .
علی جان ! بر تو بشارت باد ، تو نیز دوستان و علاقمندان خود را بشارت بده با نعمتها و چشمروشنیهایی که نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه بر دل کسی خطور کرده است .
لکن تفالههایی از مردمانْ زائرانِ قبر شما را نکوهش میکنند، آنگونه که زن بدکاره را برای کار زشتش نکوهش کنند .
آنان بدترین امّت من هستند ، شفاعت من به آنها نمیرسد و آنها بر حوض من وارد نشوند .(1)
این حدیث شریف در یکی از معتبرترین کتابها با سند بسیار معتبر رسیده، و نیازی به بررسی سندی ندارد زیرا شامل خبر غیبی است ، روزی که شیخ طوسی این حدیث را در کتاب خود ثبت کرده از بدعتگذاران وهّابی خبری نبود ، حتّی ابن تیمیّه متولّد نشده بود ، زیرا شیخ طوسی به
1) 1 . شیخ طوسی ، تهذیب الأحکام ، ج 6 ، ص 22 .
سال 460 ق . درگذشته و ابن تیمیّه به سال 661 ق . متولّد شده است .
پیامبر اکرم این حدیث را 650 سال پیش از تولّد بنیانگذار افکار وهابّیان بیان فرموده و شیخ طوسی نیز 200 سال پیش از ولادت او در کتابش ثبت فرموده است .
جالب توجّه است که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله آنها را بدترین امّت ، تفالههای مردم ، محروم از شفاعت و ورود به حوض کوثر معرّفی فرموده ، برای زائران قبور امیرمؤمنان و فرزندانش پاداشی معادل هفتاد حج بیان فرموده است .
آنگاه آبادانی قبور آنها را در حدّ یاری کردن به حضرت سلیمان در ساختن بیتالمقدس تعبیر فرموده است .
امیدوارم خداوند به همه کسانی که در بازسازی حرم مطهّر حضرت سکینه تلاش کردهاند ، پاداشهای بیان شده در این حدیث را ارزانی بدارد ، بر اخلاص و توفیقاتشان بیفزاید .
برای همه شیفتگان اهلبیت علیهمالسلام زیارت قبور آنها و تلاش در بازسازی آنها یک وظیفه مهم ولائی میباشد .
امام رضا علیهالسلام میفرماید :
اِنَّ لِکُلِّ اِمامٍ عَهْداً فی عُنُقِ اَوْلِیائِهِ وَشیعَتِهِ وَاِنَّ مِنْ تَمامِ الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ وَحُسْنِ الاْءَداءِ ، زِیارَةُ قُبُورِهِمْ ، فَمَنْ زارَهُمْ رَغْبَةً فی زِیارَتِهِمْ وَتَصْدِیقاً بِما رَغَّبُوا فیهِ ، کانَ اَئِمَّتُهُمْ
شُفَعاءَهُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ ؛
برای هر امامی در گردن دوستان و شیعیانش حقی است ، از کمال وفا به عهد و حسن ادای حق آنها زیارت قبر آنهاست . هر کس آنها را برای عشق به زیارت آنها و تصدیق ترغیبهای آنها زیارت کند ، امامانش روز قیامت او را شفاعت کنند .(1)
شیخ طوسی با سلسله اسنادش از امام کاظم علیهالسلام روایت کرده که فرمود :
مَنْ لَمْ یَقْدِرْ عَلی زِیارَتِنا فَلْیَزُرْ صالِحَ اِخْوانِهِ ، یُکْتَبْ لَهُ ثَوابُ زِیارَتِنا ؛
هر کس به زیارت ما قدرت نداشته باشد ، اگر برادران ایمانی شایستهاش را زیارت کند پاداش زیارت ما به او نوشته میشود .(2)
بر این اساس برای زیارت حضرت سکینه پاداش زیارت معصومین علیهمالسلام نوشته میشود ، انشاء اللّه .
زیارت آن حضرت از مصادیق تعظیم شعائر ، از موارد مودّت
ذِیالقُربی ، از موجبات صله رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله و از اقسام اجرت رسالت آن حضرت میباشد ، انشاء اللّه .
در احادیث واصله از ائمّه اطهار علیهمالسلام برای زیارت معصومین علیهمالسلام آداب فراوانی رسیده که نگارنده در آثار خود 60 ادب برای زیارت امیرمؤمنان علیهالسلام (1)50 ادب برای سالار شهیدان(2)40 ادب برای حضرت معصومه علیهاالسلام (3)آورده و اینک 20 ادب فهرستوار برای زیارت حضرت سکینه علیهاالسلام میآوریم:
1 . غسل توبه پیش از تشرّف به زیارت .
2 . غسل زیارت به قصد رجاء مطلوبیّت .
3 . پرهیز از گناه و کارهای لغو و بیهوده در طول سفر زیارتی .
4 . توبه از لغزشهای گذشته ، اصلاح خویش ، تهذیب نفس و جبران اشتباهات .
5 . اذن دخول در آستانه ورود به حرم مطهّر .
6 . حضور در حرم مطهر با خضوع و خشوع و توجّه کامل .
7 . حفظ ادب ظاهر ، استعمال عطر و پوشیدن لباس تازه و پاکیزه .
8 . بوسیدن آستانه ، حفظ حریم حرم و احترام به زائران و خادمان حرم .
9 . پرهیز از ایجاد مزاحمت به دیگر زائران ، به ویژه در کنار
ضریح مقدس .
10 . پرهیز از غذاهای بودار ، صدای بلند و فشار به دیگران .
11 . خواندن زیارت مأثور از معصوم با توجّه کامل و تلفّظ صحیح .
12 . تلاوت آیاتی از قرآن و هدیّه آن به حضرت سکینه علیهاالسلام .
13 . خواندن دو رکعت نماز زیارت و اهدای آن به آن حضرت .
14 . عدم تقدّم بر قبر مطهّر به هنگام نماز .
15 . زیارت به نیابت پدر ، مادر ، حقداران و سفارشکنندگان .
16 . دعا برای حوائج خویش و دیگران ، به ویژه فرج حضرت بقیةاللّه ارواحنا فداه .
17 . کمک به نیازمندان و شرکت در امور خیریّه ، به ویژه برای تکمیل ، توسعه و خدمات فرهنگی حرم مطهّر .
18 . پشت نکردن به ضریح مقدس به هنگام خروج .
19 . یادآوری زندگانی سراسر افتخار حضرت سکینه و الهامپذیری از مکتب پر بار آن حضرت .
20 . حفظ نورانیّت زیارت تا بازگشت به وطن و پس از آن .
در میان مخدّرات اهلبیت عصمت و طهارت ، بعد از حضرت فاطمه علیهاالسلام تنها بانویی که زیارتنامه مأثور دارد حضرت معصومه علیهاالسلام میباشد ، از این رهگذر محدث قمی برای حضرت حکیمه خاتون و آقاجمال خوانساری برای حضرت عبدالعظیم از زیارتنامه حضرت
معصومه استفاده کردهاند ، از این رهگذر ما نیز برای حضرت
سکینه علیهاالسلام از همان زیارتنامه استفاده میکنیم :
هنگامی که به کنار قبر مطهّر آن حضرت رسیدی در نزد سرِ آن حضرت رو به قبله بایست و بگو :
اَللّهُ اَکْبَ--رُ - 34 مرتبه -
سُبْحانَ اللّهِ - 33 مرتبه -
اَلْحَ-مْ-دُلِلّهِ - 33 مرتبه -
آنگاه بگو:
اَلسَّلامُ عَلی آدَمَ صَفْوَةِ اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلی نوُحٍ نَبِیِّ اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلی اِبْراهیمَ خَلیلِ اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلی موُسی کَلیمِ اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلی عیسی روُحِ اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ ی-ا رَس-وُلَ اللّ-هِ، اَلسَّ-لامُ عَلَیْ-کَ ی-ا خَیْ-رَ خَلْ-قِ اللّ-هِ، اَلسَّلامُ عَلَیْ-کَ ی-ا صَفِ-یَّ اللّ-هِ، اَلسَّ-لامُ عَلَیْ-کَ ی-ا مُحَمَّ-دَ بْ-نَ عَبْ-دِاللّهِ، خاتَمَ النَّبِیّینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ ی-ا اَمیرَالْمُؤْمِنینَ عَلِیَّ بْنَ اَبی طالِبٍ، وَصِیَّ رَس-وُلِ اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا فاطِمَةُ ، سَیِّدَةَ نِساءِ الْعالَمینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکُما یا سِبْطَیْ نَبِیِّ الرَّحْمَةِ، وَ سَیِّدَیْ شَبابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ، سَیِّدَ الْعابِدینَ وَ قُرَّةَ عَیْنِ النّاظِرینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ ی-ا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ، باقِرَ الْعِلْمِ بَعْدَ النَّبِیِّ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدِنِ الصّادِقَ الْبارَّ اْلأَمینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا موُسَی بْنَ جَعْفَرِنِ
الطّاهِرَ الطُّهْرَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا عَلِیَّ بْنَ موُسَی الرِّضَا الْمُرْتَضی،
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیِّنِ التَّقِیَّ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا عَلِیَّ بْنَ مُحَمَّدِنِ النَّقِیَّ النّاصِحَ اْلأَمینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ، اَلسَّلامُ عَلَی الْوَصِیِّ مِنْ بَعْدِهِ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی نُورِکَ وَ سِراجِکَ، وَ وَلِیِّ وَلِیِّکَ، وَ وَصِیِّ وَصِیِّکَ، وَ حُجَّتِکَ عَلی خَلْقِکَ .
اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ رَسوُلِ اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ فاطِمَةَ وَ خَدیجَةَ، اَلسَّ-لامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُخْتَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ، اَلسَّ-لامُ عَلَیْ-کِ ی-ا بِنْتَ وَلِیِّ اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُخْتَ وَلِیِّ اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا عَمَّةَ وَلِیِّ اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ، وَرَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَکاتُهُ.
اَلسَّلامُ عَلَیْکِ، عَرَّفَ اللّهُ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ فِی الْجَنَّةِ، وَ حَشَرَنا فی زُمْرَتِکُمْ، وَ أَوْرَدَنا حَوْضَ نَبِیِّکُمْ، وَ سَقانا بِکَأْسِ جَدِّکُمْ مِنْ یَدِ عَلِیِّ بْنِ اَبی طالِبٍ، صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْکُمْ، أَسْئَلُ اللّهَ أَنْ یُرِیَنا فیکُمُ السُّروُرَ وَ الْفَرَجَ، وَ أَنْ یَجْمَعَنا وَإِیّ-اکُمْ فی زُمْرَةِ جَدِّکُمْ مُحَمَّدٍ، صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، وَ أَنْ لا یَسْلُبَنا مَعْرِفَتَکُمْ، إِنَّهُ وَلِیٌّ قَدیرٌ. أَتَقَرَّبُ إِلَی اللّهِ بِحُبِّکُمْ وَ الْبَراءَةِ مِنْ أَعْدائِکُمْ، وَالتَّسْلیمِ إِلَی اللّهِ، راضِیاً بِهِ غَیْرَ مُنْکِرٍ وَ لا مُسْتَکْبِرٍ وَ عَلی یَقینِ ما أَتی بِهِ مُحَمَّ-دٌ وَ بِ-هِ راضٍ، نَطْلُبُ بِذلِکَ وَجْهَکَ یا سَیِّدی، اَللّهُمَّ وَ رِضاکَ وَ الدّارَ
الاْآخِرَةَ. یا سَکینَةُ اشْفَعی لی فِی الْجَنَّةِ، فَإِنَّ لَکِ عِنْدَاللّهِ شَأْناً مِنَ الشَّأْنِ .
اَللّهُمَّ إِنّی أَسْئَلُکَ أَنْ تَخْتِمَ لی بِالسَّعادَةِ، فَلا تَسْلُبْ مِنّی ما أَنَا فیهِ، وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إلاّ بِاللّهِ الْعَلِیِّ الْعَظیمِ .
اَللّهُمَّ اسْتَجِبْ لَنا، وَ تَقَبَّلْهُ بِکَرَمِکَ وَ عِزَّتِکَ، وَ بِرَحْمَتِکَ وَ
عافِیَتِکَ، وَ صَلَّی اللّهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ أَجْمَعینَ، وَ سَلَّمَ تَسْلیماً یا أَرْحَمَ الرّاحِمینَ .
اسناد و منابع زیارتنامه فوق را در کتاب زندگانی کریمه اهلبیت بررسی نمودهایم .(1)
خداوند این تلاش مختصر را از این ناچیز بپذیرد ، به همه تلاشگران در طبع و نشر آن پاداش عظیم عنایت فرماید .
خدای را به احترام حضرت سکینه سوگند میدهم که این خدمت ناقابل را موجب تقرّب به پیشگاه حضرت بقیّةاللّه ارواحنا فداه و قرب ظهور آن حضرت قرار بدهد ، انشاءاللّه .
24/3/88 برابر بیستم جمادیالثّانیه 1430 ق .
سالروز میلاد مسعود سیّدة نساء العالمین
فاطمة الزّهراء علیهاالسلام ،
جوار کریمه اهلبیت حضرت معصومه علیهاالسلام
حوزه علمیه قم - علیاکبر مهدیپور
1) 1 . نگارنده ، زندگانی کریمه اهلبیت ، ص 121 - 123 .
1 - ابو ریحان بیرونی / چاپ دوّم / دارالتبلیغ اسلامی / قم.
2 - اجساد جاویدان / چاپ دوم / نشر حاذق / قم.
3 - ارزیابی تمدن غرب / چاپ سوّم / انتشارات رسالت / قم.
4 - ارمغان صافی / چاپ اول / انتشارات دلیل ما / قم.
5 - ارمغان مجلسی / چاپ پانزدهم / انتشارات رسالت / قم.
6 - اسرار نماز / چاپ چهارم / انتشارات رسالت / قم.
7 - اعتقادات علاّمهی مجلسی / چاپ سوم / انتشارات رسالت / قم.
8 - او خواهد آمد / چاپ دوازدهم / انتشارات رسالت / قم.
9 - با دعای ندبه در پگاه جمعه / چاپ اول / نشر موعود / تهران.
10 - تاریخ شیعهی زیدیّه / چاپ اوّل / دانشگاه شیراز.
11 - تاریخ وهابیان / چاپ اول / نشر طوفان / تهران.
12 - تاریخچهی عاشورا / ترکی استانبولی / انتشارات زمان / استانبول.
13 - تشیّع یا اسلام راستین / چاپ ششم / بنیاد بعثت / تهران.
14 - جزیرهی خضراء / چاپ چهاردهم / انتشارات رسالت / قم.
15 - چهل حدیث از غیبت فضل بن شاذان / چاپ اوّل / نشر حاذق / قم.
16 - چهل حدیث پیرامون نور یزدان / چاپ اوّل / نشر حاذق / قم.
17 - چهل حدیث پیرامون یوسف زهرا / چاپ اوّل / نشر حاذق / قم.
18 - چهل حدیث در مناقب اوّلین پیشوا / چاپ اوّل / انتشارات رسالت / قم.
19 - چهل حدیث در مناقب امّ ابیها / چاپ اوّل / انتشارات رسالت / قم.
20 - روزگار رهائی / چاپ سوّم / نشر آفاق / تهران.
21 - زندگانی کریمهی اهلبیت / نشر حاذق / قم.
22 - زیارت عاشورا وآثار معجزآسایآن / چاپپنجم / انتشارات رسالت / قم.
23 - سرچشمه کوثر / چاپ سوم / انتشارات راه وداد / کرج.
24 - سند حدیث کساء / چاپ دوّم / انتشارات رسالت / قم.
25 - طول عمر امام زمان علیهالسلام / چاپ سوّم / انتشارات طاووس بهشتیان / قم.
26 - علی اول / چاپ دوم / نشر موعود / تهران.
27 - علی و فلسفهی الهی / چاپ اوّل / بنیاد علاّمهی طباطبائی / قم.
28 - کتابنامهی آثار ماندگار تنهار یادگار پیامبر / چاپ اول / انتشارات دلیل ما / قم.
29 - کتابنامهی حضرت مهدی علیهالسلام / چاپ اول / انتشارات الهادی / قم.
30 - کرامات معصومیه / چاپ دوم / انتشارات حاذق / قم.
31 - کریمهی اهلبیت / چاپ اوّل / انتشارات حاذق / قم.
32 - گزارش لحظه به لحظه از میلاد نور / چاپ اول / انتشارات رسالت / قم.
33 - میثم تمّار / چاپ اوّل / انتشارات توحید / تهران.
34 - میلاد نور / چاپ اوّل / مسجد صدریّه / تهران.
35 - نبراس الزائر / چاپ اول / انتشارات رسالت / قم.
36 - نبراس الفائزین بزیارة امیرالمؤمنین علیهالسلام / چاپ اول / مولود کعبه / قم.