ghaemiyeh.com
سرشناسه : خامنهای، علی، رهبر جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۱۸ -
عنوان و نام پدیدآور : راهبردهای اقامه نماز/ ویراستاری و بازنویسی مجید فیاضی؛ کاری از مرکز تخصصی نماز، ستاد اقامه نماز.
مشخصات نشر : تهران: ستاد اقامه نماز، ۱۳۹۲.
مشخصات ظاهری : ۱۹۵ ص.؛ ۱۴/۵×۲۱/۵سم.
شابک : 978-964-537-083-9
وضعیت فهرست نویسی : فیپا
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع : خامنهای، علی، رهبر جمهوری اسلامی ایران ، ۱۳۱۸ - -- دیدگاه درباره نماز
موضوع : خامنهای، علی، رهبر جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۱۸ - -- پیامها و سخنرانیها
موضوع : نماز -- کنگرهها
شناسه افزوده : فیاضی، مجید، ۱۳۶۱ -، گردآورنده
شناسه افزوده : مرکز تخصصی نماز
شناسه افزوده : ستاد اقامه نماز
رده بندی کنگره : DSR۱۶۹۲ /ن۸ر۲ ۱۳۹۲
رده بندی دیویی : ۹۵۵/۰۸۴۴
شماره کتابشناسی ملی : ۳۰۵۵۶۲۰
«در میان مجموعۀ وظایف خطیری که با استقرار حاکمیت الهی در نقطه ای از زمین، بر دوش مؤمنان و بندگان زبدۀ خداوند قرار می گیرد، قرآن، اقامۀ نماز را شأنی ویژه بخشیده و آن را در صدر فهرست، جای داده است: «الّذینَ اِن مَکَّناهُم فِی الاَرضِ أَقاموا اَلصَّلاةَ» (حج، 41). اگر برپا داشتن نماز در میان مردم، نقشی بنیانی نمی داشت و همچون پایۀ استواری برای پیشبرد هدف های بزرگ نظام اسلامی به شمار نمی آمد، چنین تأکید بلیغی بر اهمیت نماز نمی شد.»(1)
بنابر آنچه از متون دینی استفاده می شود، نشانة حضور جدی دین در جامعه، اقامة نماز به معنای واقعی آن است؛ یعنی نقش آفرینی و حضور نماز و ذکر الهی در تمام شئون فردی و اجتماعی آحاد مردم. ازسوی دیگر دستیابی به چنین هدف مهمی جز با هدف گذاری و برنامه ریزی راهبردی در سطوح مختلف جامعه امکان پذیر نیست. ضمن آنکه افرادی می توانند در این حیطه ابراز نظر نمایند که علاوه بر تسلط علمی و آشنایی معنوی با موضوع (نماز)، قدرت ارائة برنامه های راهبردی را نیز داشته باشند.
با توجه به این مقدمات، بی شک پیام های رهبرمعظم انقلاب، حضرت آیت الله خامنه ای به بیست و دو اجلاس سراسری نماز، راهبردهایی است که بدون توجه به آنها، نباید انتظار پیشبرد اقامة نماز را در جامعه داشت.
1) . پیام به هفتمین اجلاس نماز، 7/7/1376.
ازاین رو باید برنامه ریزی جدی برای عملی کردن این راهبردها داشت و این نکته چنان مهم است که خود ایشان نیز چنین تذکر داده اند:
«کوشش خود را برای تحقق توصیه های مندرج در پیام سال گذشته به اولین مجمع، به کار برید و از اینکه آنها فقط نقشی بر کاغذ و الفاظی برای شروع بحث بمانند، مانع شوید.»(1)
لذا بر آن شدیم تا این مجموعه فرمایش ها را مورد بررسی جدیدی قرار دهیم تا راه برای بهره گیری بیشتر همگان ـ به ویژه مدیران و برنامه ریزان ـ از این گنجینه فراهم شود.
آنچه در این کتاب به خوانندگان محترم تقدیم می شود، نمایه زنی بیانات ایشان براساس موضوع و مخاطب آن ـ البته در حیطة مباحث راهبردی ـ است؛ با این تذکر که به دلیل وضوح بیانات ایشان، به ویژه با نمایه زنی صورت گرفته، از توضیح و تطویل مطالب خودداری شده است.
امید است این حرکت کوچک، مورد رضایت پروردگار، مفید برای خوانندگان و گامی مؤثر در جهت اقامة نماز در جامعه باشد.
مجید فیاضی
مرکز تخصصی نماز
پاییز 1392
1) . پیام به دومین اجلاس نماز، 21/6/1371.
نماز، رکن اصلی دین است و باید اصلی ترین جایگاه را در زندگی مردم داشته باشد. حیات طیّبة انسان، در سایة حاکمیت دین خدا، وقتی حاصل خواهد شد که انسانها دل خود را با یاد خدا زنده نگه دارند و به کمک آن بتوانند با همة جاذبه های شر و فساد مبارزه کنند و همة بتها را بشکنند، و دست تطاول همة شیطانهای درونی و برونی را از وجود خود قطع کنند. این ذکر و حضور دائمی فقط به برکت نماز حاصل می شود.(1)
وحی الهی به پیامبر عظیم الشّأن6 چنین فرمان داد: «وَأْمُرْ أَهْلَکَ بِاَلصَّلاةَ وَاصْطَبِرْ عَلَیْهَا» (طه، 132). امروز همة شما خود را طرف این خطاب بشمرید و
1) . پیام به اولین اجلاس نماز، 16/7/1370.
نماز را، حقیقت مقدس و گوهر درخشان را، که عطیة الهی به امت محمد مصطفی6 است قدر بشناسید. (1)
تأکیدهای بلیغی که بر گزاردن این واجب شده؛ و حتی پدر و مادر موظف شده اند که فرزند خود را از دوران کودکی با آن مأنوس سازند، در میان همة واجبات دینی، بی نظیر است، و این بهخاطر نقش استثنایی نماز در تنظیم انگیزه های روانی فرد و تأمین فضای مساعد برای تحمل بارهای سنگین وظیفه، در جامعه است.(2)
نمازِ با همة این خصوصیات، با همة این فضایل، چقدر از انسان وقت می گیرد؟ نماز واجب ما ـ این هفده رکعت ـ اگر انسان بخواهد با دقت و با قدری ملاحظه بخواند، فرض کنید 34 دقیقه وقت می گیرد؛ والّا کمتر وقت خواهد گرفت. ما گاهی اوقات می شود که پای تلویزیون در انتظار برنامهای که مورد علاقة ماست نشستهایم و قبل از آن، دائم تبلیغات، تبلیغات، تبلیغات ـ بیست دقیقه، پانزده دقیقه ـ که هیچ کدام هم به درد ما نمی خورد، مینشینیم گوش می کنیم و بیست دقیقه وقتمان را از دست
می دهیم، برای خاطر آن برنامهای که می خواهیم. بیست دقیقههای زندگی ما این جوری است. منتظر تاکسی می شویم، منتظر اتوبوس می شویم، منتظر رفیقمان می شویم که بیاید برویم، منتظر استاد می شویم که سر کلاس دیر کرده، منتظر منبری می شویم که دیر به مجلس رسیده؛ همة اینها ـ ده دقیقه، پانزده دقیقه، بیست دقیقه ـ به هدر می رود. خوب، این بیست دقیقه و 25 دقیقه و سی دقیقه را برای نماز ـ این عمل راقی، این عمل بزرگ ـ مصرف کردن مگر چقدر سختی دارد؟(1)
1) . بیانات در دیدار شرکتکنندگان در هفدهمین اجلاسنماز،29/8/1387.
قرآن کریم در توصیف قدرتمندانِ مؤمن و در صدر وظایف آنان اقامة نماز را نام برده است: «الّذینَ اِن مَکَّناهُم فِی الاَرضِ أَقآموا اَلصَّلوةَ» (حج:41) این وظیفه، در عمل شخصی، کیفیت بخشیدن به نماز است، و در تلاش اجتماعی، ترویج نماز و همگانی کردن آن. (1)
در میان مجموعة وظایف خطیری که با استقرار حاکمیت الهی در نقطه ای از زمین، بر دوش مؤمنان و بندگان زبدة خداوند قرار می گیرد، قرآن، اقامة نماز را شأنی ویژه بخشیده و آن را در صدر فهرست، جای داده است:
«الّذینَ اِن مَکَّناهُم فِی الاَرضِ أَقاموا اَلصَّلاةَ » (حج، 41).
اگر برپا داشتن نماز در میان مردم، نقشی بنیانی نمی داشت و همچون پایة استواری برای پیشبرد هدف های بزرگ نظام اسلامی به شمار نمی آمد، چنین تأکید بلیغی بر اهمیت نماز نمی شد.(2)
شما برادران و خواهرانی که به امر نماز همت گماشته اید، از این دیدگاه، در تدارک بزرگترین خدمت به مردم و کشور خود هستید، و بی گمان ملت ما از معرفت به نماز و عمل به آن بهر ه های بزرگ در همة عرصه های زندگی خود خواهد برد. (1)
یکی از برکات انقلاب اسلامی در سالهای اخیر آن است که دلهای پرشور و شوقی را به اهمیت و والایی فریضة نماز توجه داده و ترویج روزافزون این پایة اساسی دین را، مرکز همت و تلاش آن ساخته است.
اکنون در سال، هزاران تلاش گرانبها، با اهتمام و کوشش صادقانة آنان، صرف آن می شود که راه روشن نماز به روی همگان گشوده شود و نمازگزاران بیشتری توفیق نماز باتوجه و تذکر بیابند. انواع فعالیتهای فرهنگی و هنری و تحقیقی و اجرایی در فهرست طولانی این تلاشها قرار دارند. اینجانب وظیفة خود می دانم که از این تلاشگران مؤمن که مشتمل بر مسئولان عالیرتبة دولتی، و علمای معزز دینی، و برجستگان فرهنگی و علمی و هنری، و جوانان پرشور و زنان و مردان مؤمن از بخش های گوناگون اجتماع است، صمیمانه سپاسگزاری کنم و بهطور ویژه
1) . پیام به ششمین اجلاس نماز، 31/6/1375.
از روحانی آگاه و دلسوز جناب حجت الاسلام قرائتی که نیروی عظیمی را در این راه بسیج کرده اند، تشکر نمایم.(1)
مقدمة اول و لازم این است که ما همة جوانها و همة مردممان را با نماز آشنا کنیم و اهمیت نماز را برای اینها شرح بدهیم. این کار، متصدی لازم دارد و بحمدللَّه شماها این را به عهده گرفتهاید و متصدی این کار شدهاید. حقیقتاً دستگاههای مختلف بایستی دراین زمینه کار و تلاش کنند. این، مهم است؛ این، فقط این نیست که ما یک آدم غافل را، یا بینماز را به نماز میکشانیم؛ این معنایش این است که ما داریم پایههای یک حرکت عظیم جهانی را که نظام جمهوری اسلامی، ستون مستحکم آن است، در میان انسانها استوار میکنیم.(2)
اهمیت کار اقامة نماز و ترویج نماز، ناشی است از اهمیت خود نماز. وقتی ما میبینیم در شرع مقدس اسلام این همه راجع به نماز ـ چه در قرآن، چه در کلمات نبی مکرم 6، چه در فرمایشات معصومین: ـ ترغیب و تشویق و اهتمام نشان داده شده، کشف می کنیم که این نماز در بین مجموعة داروهای
درمانگرِ بیماریهای جسمی و روحی و فردی و اجتماعی انسان، آن عنصر اصلی یا یکی از اصلیترین عناصر است. همة واجبات شرعی، اجتناب از همة محرمات، تشکیل دهندة مجموعهای است از داروی تجویزشدة ازسوی پروردگار برای تقویت بنیة روحی و اصلاح امور دنیا و آخرت انسان ـ اصلاح جامعه، اصلاح فرد ـ منتها در این مجموعه بعضی از عناصر کلیدی هستند که شاید بشود گفت نماز کلیدیترینِ این عناصر است.
«الّذینَ اِن مَکَّناهُم فِی الاَرضِ أَقاموا اَلصَّلاةَ » (حج، 41).
مؤمنان، مجاهدان راه خدا، ایثارگران طریق تحکیم معارف الهی این جوریاند که وقتی «اِن مکّنّاهم فی الارض»؛ وقتی ما اینها را در زمین متمکن کردیم، قدرت را به اینها سپردیم، خیلی کارها باید انجام بدهند؛ استقرار عدالت، ایجاد چه، چه، اما اولْچیزی که وجود دارد: «اقاموا الصّلوة»؛ نماز را اقامه می کنند. چه رازی است در این نماز که اقامة آن این قدر مهم است؟(1)
اگر نماز خواندیم، از درون انسان، از دل انسان بگیرید تا سطح جامعه و تا سطح حاکمیت بر جامعه ـ هرچه این جامعه بزرگ باشد ـ به برکت نماز
1) . بیانات در دیدار شرکتکنندگان در هفدهمین اجلاس نماز، 29/8/1387.
امان پیدا می کند، امنیت پیدا می کند. دل انسان امنیت پیدا می کند؛ جسم انسان امنیت پیدا می کند؛ جامعة انسان امنیت پیدا می کند. نماز خاصیتش این است؛ اقامة صلاة در جامعه این است. (1)
کار نماز، کار کوچکی نیست؛ کار بسیار بزرگی است. همة دستاندرکاران این کار انشاءللَّه جزو «والمقیمین الصّلوة» (نساء، 162) هستند که در قرآن به خصوص «والمقیمین الصّلوة» دربارة مؤمنان پاک و پاکیزه و خالص اسم آورده شده. انشاءللَّه همهتان در عداد مقیمین الصّلوة باشید و خدای متعال کمک کند، توفیق بدهد و همة ما را از برکات نماز انشاءللَّه برخوردار کند.(2)
اهمیت نماز را باید به درستی فهمید. اینکه فرموده اند: اگر نماز در درگاه خداوند مقبول افتد، دیگر خدمات و زحمات نیز پذیرفته شده و اگر نماز، مردود باشد هرچه جز آن نیز مردود گشته است، حقیقتی بزرگ را به ما می نمایاند. آن حقیقت این است که اگر در جامعة اسلامی نماز در جایگاه شایستة خود قرار گیرد، همة تلاش های سازندة مادی و معنوی، راه خود را به سمت و سوی آرمان ها می گشاید و جامعه را به نقطة مطلوب آرمانی
اسلام می رساند؛ و اگر از اهمیت نماز غفلت شود و نماز مورد بی اعتنایی قرار گیرد، این مسیر به درستی طی نخواهد شد و تلاش ها و مجاهدت ها تأثیر لازم را در رساندن به قله ای که اسلام برای جامعة بشری ترسیم کرده است، نخواهد داشت. این حقیقت، به همة ما هشدار می دهد و وظیفه ای سنگین را به یاد ما می آورد.(1)
1) . پیام به بیست و یکمین اجلاس نماز، 13/6/1391.
اکنون بحمدالله در بسیاری از جاهایی که جماعت مردم در آن گرد می آیند و بهویژه مراکز گردآیی جوانان مانند مدارس و دانشگاه ها و سربازخانه ها و بوستان ها و نیز دانشگاه های دولتی و راه ها و غیره، نماز، حاضر و بارز، و چشم و دلنواز است. نوشته ها و گفته های بسیار در رسانه ها و در کتابها و درس ها و برنامه های هنری و تبلیغی، به نماز می پردازد و ذهن ها و دلهای کسان بیشماری را به این تکلیف شیرین و دلنشین، متمایل می سازد و به گزاردن آن وامی دارد. (1)
کمبود مسجد در شهر و شهرک و روستا؛ نبود جایگاه نماز در مراکز اجتماعات همچون ورزشگاه و بوستان و ایستگاه و مانند آن؛ مراعات نشدن وقت نماز در وسایل مسافرتهای دور دست؛ نپرداختن شایسته به نماز در کتابهای درسی؛ نپرداختن به پاکیزگی و بهداشت در مساجد؛ نپرداختن امام جماعت به تماس و رابطه با مأمومین؛ و هر کمبود دیگری از این
1) . پیام به ششمین اجلاس نماز، 31/6/1375.
قبیلها، نقاط ضعفی است که باید همتهای بلند بر زدودن آن برانگیخته شود. (1)
حقیقت آن است که در کار معرفی نماز، کوتاهی های زیادی شده است و نتیجه آنکه نماز هنوز جایگاه شایستة خود را، حتی در نظام اسلامی ما، به دست نیاورده است. (2)
اگرچه ایرانیان مؤمن، هرگز به نماز پشت نکرده و این نعمت بزرگ خدا را ناسپاسی ننموده اند، لیکن حق نماز نیز غالباً چنانکه باید، گزارده نشده است و اکنون این امید کم کم در دل پدید می آید که در آینده ای نزدیک ـ به خواست خدا ـ نماز به درستی حقگزاری شود. (3)
گزارشها، گویای آن است که از سال گذشته تاکنون قدمهای عملی قابل تقدیری در این راه برداشته شده است؛ ولی این از آنچه حق عظیم نماز در ایران اسلامی می طلبد بسی کمتر است. انشاءالله همکاری همة دستگاه های اسلامی، اعم از آموزش و پرورش و دانشگاه ها و صداوسیما و
سازمان تبلیغات اسلامی و مطبوعات و دیگر نهادها و سازمان های مؤثر بتوانند شما را در مقصود مقدستان یاری دهد. (1)
باید اعتراف کنیم که هنوز مجموعة ما مسئولان نظام اسلامی وظیفة خود را دراینباره [اقامه نماز] به تمام و کمال، ادا نکرده ایم.(2)
همچنانکه برای گزاردن نماز باید قبله را شناخت و به آن روی آورد، برای لبریز کردن فضای دنیا و دنیای دلها از عطر و جلوه و روح نماز هم قبله ای وجود دارد که باید آن را یافت و بدان روی کرد. این قبله همان هدفهای والا و نهایی نماز است و روی کردن به آن، پیمودن راههایی است که بدان منتهی می شود، و این راهها در قالب هدفهای کوتاهمدت و میانمدت، تعریفشدنی است.(1)
تعیین اهداف بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت
اینک پس از دوازده سال از آغاز حرکت مبارک اقامة نماز باید فصل دیگری در این تلاش و جهاد مبارک آغاز شود. این فصل می بایست نگاه خود را به برنامهریزی کوتاهمدت و میانمدت برای دستیابی به هدف های تعریفشده ای بدوزد که بهگونه ای انبوه و متراکم در خلال توصیه ها و
1) . پیام به سیزدهمین اجلاس نماز، 14/6/82.
دستورالعمل های تقدیمشده در این مدت، موج می زند. هدف بلندمدت اقامة نماز در جامعه، صلاح و فلاح همگانی است؛ لیکن تا رسیدن به آن مقصود والا، هدف میانمدت، برافروختن چراغ نماز در همة خانه ها و در خانة دلهاست، و هدف کوتاهمدت، بهکارگیری همة ظرفیت علمی و هنری و تبلیغی کشور در این راه، و سمت و سو دادن به همة آنگونه تلاش ها در این جهت است.(1)
ارزیابی مثبت و رضایتانگیز، هنگامی صورت خواهد گرفت که این فریضة انسان ساز، همچون زلال همیشهجوشان، فضای زندگی و فضای دل همگان را به طراوت و امید و ایمان مزین گرداند.(2)
و در نماز آنچه که مهم است و باید روی آن تکیه کرد بعد از ترویج اصل نماز ـ که همه را باید نمازخوان کرد و همه نمازخوان بشوند ـ عبارت است از توجهِ در نماز. همان چیزی که «حضور قلب» به آن گفته میشود.(3)
پدیده های زیبایی چون اقامة نمازهای جماعت در سطح شهرها، در میدان ها و بوستانها و ورزشگاه ها، ساختن تالارهای بزرگ و مناسب نماز در برخی و ساختن یا آماده کردن نمازخانه در برخی دیگر از جاها، گرد آمدن بیشازپیش مردم و بهویژه جوانان در بسیاری از مساجد، برپا داشتن نماز جماعت در ظهر عاشورا در میان مراسم عزاداری، نوشتن کتابهای بسیار در باب نماز و جز اینها، همه و همه برانگیزانندههای آن امید بزرگ [به حقگزاری نماز] است. (1)
نشانهها و شاخصهایی هست که هرگاه و هرجا دیده می شوند، می توان گفت: حق نماز، گزارده شده است... هرگاه این نشانه ها، همه در جامعه ای پدید آید، بهحق باید گفت که حق نماز در آن جامعه ادا شده است و هرچه این نشانه ها بیشتر باشد گرایش به حقگزاری نماز بیشتر است. (2)
نخست همگانی شدن نماز است. ناسپاسی بزرگی است که کسی در محیط اسلامی بهسر برد و نماز را که برترین وظیفة هر مسلمان است، بهجا نیاورد. چنین کسی نزد خدا و نزد بندگان خدا روسیاه و در حق خود، مقصر است، چراکه خویش را از برکات نماز محروم ساخته و دربارة نماز کوتاهی کرده است. آنگاه که در جامعة اسلامی همگان، از پیر و جوان و نوجوان، و در هر موقعیت اجتماعی یا خانوادگی، و در همة شرایط زمانی و مکانی و جوی، و در آسایش و در رنج و شادی و غم، نماز را چون پایة دین و بخشی از زندگی یک مسلمان، بهجای آورند و به هیچ بهانه، عمداً آن را ترک نکردند، مهمترین نشانة حقگزاری نماز آشکار شده است. (1)
ترویج نماز، هر حرکت و تلاشی است که در راه همگانی کردن آن، و تبیین اهمیت آن، و آسان کردن دسترسی به آن، بتوان صورت داد. صاحبان اندیشه و بیان، با گفتن و نوشتن؛ دارندگان رسانهها و منبرها با پرداخت جذّاب و هنری؛ مسئولان دستگاهها هر یک متناسب با کارکرد آن دستگاه، میتوانند این وظیفة بزرگ را ادا کنند.(2)
نشانة دیگر، نیکو بهجای آوردن نماز است؛ یعنی با توجه به معنی و مفهوم کلمات نماز و همراه با خشوع و حضور؛ و این روح نماز است که بدون آن، نماز کالبدی است بیجان، و اگرچه ساقطکنندة اقل تکلیف، ولی نه برآورندة همة هدف ها و مقاصد تشریع. این یک، البته نیازمند آموزش و نیز تمرین است و اگر به کمک الهی، تأمین شود، عمق روحیة دینی و برکات فراوان ایمان و عمل را با خود تأمین خواهد کرد. (1)
کیفیت یافتن نماز بدین معنی است که نماز، با حال و حضور ادا شود؛ نمازگزار به نماز با چشمِ «میعاد ملاقات با خدا» بنگرد و در آن، با خدای خود سخن بگوید و خود را در حضور او ببیند؛ نماز را تا میتواند در مسجد و تا میتواند به جماعت بگزارد. (2)
نشانة دیگر، آبادی مساجد و افزایش نمازهای جماعت است، و این به معنای بروز برکات نماز در سطح همکاری و همدلی اجتماعی است.
بی شک این فریضه نیز با همة اتکالش به عامل درونی یعنی توجه و ذکر و حضور، همچون دیگر واجبات دینی، ناظر به همة عرصة زندگی
انسان است و نه به بخشی از آن؛ یعنی زندگی فردی و شخصی هرکس و آنجا که پای فعالیت و نشاط دستهجمعی افراد جامعه به میان می آید، نماز همچون گرمترین و پرشورترین عبادت دستهجمعی، نقش بزرگی را بر عهده میگیرد. مظهر این خصوصیت، همین نمازهای جماعت پنجگانه و نماز جمعه و نمازهای عید است. (1)
نشانة دیگر، مطرح شدن نماز در عرصة مطالعات و تحقیقات علمی است. همانطور که بحث فقهی دربارة نماز و مقدمات آن، طولانیترین مباحث فقهی در حوزه های علمیه را تشکیل می دهد، بحث کلامی و عرفانی و اجتماعی نماز نیز باید سلسلة مهمی از مباحث دینی مطرح در سطح جامعه را پدید آورد. آگاهان دینی و محققان و نویسندگان دراینباره مقالات و تحقیقات و کتابهایی فراهم کنند، و بحث نماز بهطور مکرر در همة جایگاه های تبلیغ دین، با زبان ها و شیوه ها و از زاویههای گوناگون مطرح گردد. در کتابهای درسی دورههای مختلف، بهتناسب فصل، فشرده یا گسترده ولی بههرحال، عمیق و متینی دربارة نماز گنجانیده شود.
1) . پیام به چهارمین اجلاس نماز، 10/6/1373.
در صداوسیما، نماز همچون موضوعی که باید به همه آموخت، تلقی گردد و در برنامه ای جداگانه یا در دل برنامههای گوناگون، از آن سخن رود، و اعماق و رازها و درسهای آن برای همة مردم بیان گردد. در سخنرانیهای دینی در مساجد و غیره، بارها و بارها معارف نماز نیز همچون مسائل آن بازگو شود. (1)
نشانة دیگر آن است که در همة جایها و ساختمانهای عمومی و دولتی، نمازخانهای درخور دیده شود و نماز گزاردن در همهجا برای همه، کاری در دسترس بهشمار آید. (2)
نشانة دیگر آن است که بزرگان جامعه و کسانی که چشمها به آنها دوخته شده و انگشتها آنها را نشانه کرده است، در مراکز همگانی نماز دیده شوند و نمازخانه های مراکز عمومی، ویژة آدمهای بیکار یا فرودست شمرده نشود.(3)
لزوم تبیین جایگاه نماز
اگرچه دربارة نماز سخنان گزیده و پرمغز از ائمة معصومین : و نیز از متفکران و صاحب نظران دینی، دلهای هدایت پژوه را روشن ساخته، و به حقیقت و حکمت این فریضة بزرگ الهی آشنا کرده است، بااینهمه، باید گفت جایگاه بلندپایة نماز هنوز برای بسیاری از مردم حتی آنان که نماز را فریضه می دانند و بهجای می آورند بهدرستی شناخته نیست. بی شک آگاهان جوامع اسلامی در این باب وظیفه ای سنگین بر عهده دارند و جای آن است که همة روشهای تبیین و روشنگری برای ادای حق معرفت نماز بهکار گرفته شود.(1)
لزوم ترویج نماز برای جهانیان
نیاز به رابطة معنوی با خداوند رحیم و کریم، امروز برای مردم دنیا از همیشه حادتر و جدی تر است و نماز برترین و کارآمدترین وسیله برای تأمین این نیاز است. بشریت امروز به نماز خالص و کامل و پرشور اسلامی، از همیشه نیازمند تر است و شما مسئولان امر ترویج نماز، باید به کمک الهی بتوانید، نهفقط نسل روبهرشد و بالندة جوان کشورمان، بلکه همة
1) . پیام به نهمین اجلاس نماز، 18/6/1378.
جانهای نیازمند و کام های تشنة بشر متحیر در سراسر جهان را، اشباع کنید و از سرچشمة فیاض نماز بهره مند سازید.(1)
لزوم معرفی نماز به تشنگان معنویت
همت خویش را بر آن بگمارید که نماز را بهدرستی بشناسانید. این از هر بخشنامه و دستوری و فرمانی کارسازتر است. دلها با جویایی معنویت سرشته شدهاند. شما این راه راست، این داروی معجزهگر، و این پنجرة دلگشا را به آنان نشان دهید. این است آنچه نماز را همگانی و آن را با حال و حضور، و شور و شیدایی همراه میسازد، و این سخنان والا را معنی میکند، که :
الصّلوةُ مِعراجُ المُؤمِن؛ «نماز اوجگیری مؤمن است».
الصّلوةُ خَیرُ مُوضُوعٍ مَن شَاءَ اِستَقَلّ وَمَن شَاءَ اِستَکثَرَ؛ «نماز بهترین نهادة دین است، هرکه خواهد کم، و هرکه خواهد بیش، بهره از آن میگیرد».(2)
لزوم ترویج نماز بین جوانان
در جامعة جوان کشور بیش از دیگران باید به نماز اهمیت داد. جوان با نماز دلش روشن می شود، امید پیدا می کند، شادابی روحی پیدا می کند، بهجت
پیدا می کند. این حالات بیشتر مال جوان هاست، بیشتر مال موسم جوانی است؛ می تواند لذت ببرد... جوان ها اگر از حالا عادت کنند به نماز خوب، وقتی به سن ماها رسیدند، نماز خوب خواندن برایشان دیگر مشکل نیست. در سنین ما آدمی که عادت نکرده باشد به نماز خوب، نماز خوب خواندن ممکن است؛ اما مشکل است؛ برای آنکه از جوانی عادت کرده به اینکه خوب نماز بخواند؛ یعنی نماز با توجه ـ نماز خوب معنایش نماز با صدای خوش و قرائت خوب نیست؛ یعنی نمازِ باتوجه، با حضور قلب؛ قلبش در محضر پروردگار حاضر باشد؛ از دل و با دل حرف بزند ـ آنوقت این سجیة او می شود و دیگر برایش زحمت ندارد؛ تا آخر عمر همینجور خوب نماز می خواند.(1)
توجه به جسم و روح نماز
نماز جسمی دارد و روحی. به این باید توجه بشود. یعنی تک تک ما، خود من و دیگران باید به این توجه کنیم. نماز قالبی دارد و مضمونی؛ جسمی دارد و روحی. مواظب باشیم جسم نماز از روح نماز خالی نماند. نمی گوییم جسم بیروح نماز هیچ اثری ندارد؛ چرا، بالاخره یک اثرکی دارد؛ اما آن نمازی که اسلام و قرآن و شرع و پیغمبر و ائمه: اینهمه روی آن تأکید کردند، نمازی است که جسم و روحش هر دو کامل باشد. این جسم هم
1) . بیانات در دیدار شرکتکنندگان در هفدهمین اجلاس نماز، 29/8/1387.
متناسب با همان روح فراهم شده؛ قرائت دارد، رکوع دارد، سجود دارد، به خاک افتادن دارد، دست بلند کردن دارد، بلند حرف زدن دارد، آهسته حرف زدن دارد. این تنوع برای پوشش دادن به همة آن نیازهایی است که بهوسیلة نماز بایستی برآورده شود که هرکدام رازی در جای خود دارد و مجموعة اینها، قالب و شکل نماز را بهوجود میآورد. این شکل خیلی مهم است؛ لیکن روح این نماز توجه است؛ توجه. بدانیم چه کار داریم می کنیم.(1)
اهمیت جسم و قالب نماز
البته این روح بدون جسم هم بهدست نمیآید. اینکه انسان خیال کند اگر این است، مینشینم صد بار ذکر می گویم و مثلاً نماز دیگر نمی خوانم، نه؛ همینجور که عرض کردیم، آن جسم، آن کالبد، با توجه به نیازهای تأمینشوندة بهوسیلة این روح تنظیم شده است. لذا ببینید در روایات برای حالات مختلف نماز یک خصوصیاتی را گذاشتند. واجب نیست؛ مستحب است. در وقت ایستادن به کجا نگاه کنید؛ در وقت سجده کردن به کجا نگاه کنید؛ در وقت رکوع، بعضی از روایات دارد، چشمتان را ببندید؛ بعضی روایات دارد به جلو نگاه کنید؛ این خصوصیات همه کمک می کند به آن حالت حضور و توجهی که برای انسان لازم است.(2)
کار لازم امروز آن است که هیئتهایی برای تعیین دقیق مأموریتهای این دستگاهها تشکیل شود و براثر آن، برنامه زمانبندیشدة همة فعالیتها و خدماتی که وظیفة آنان است، با شیوه ای علمی و واقعبینانه فراهم گردد، و هیئت کارآمد دیگری مأمور پیگیری و نظارت مستمر بر پیشرفت این فعالیتها و خدمات گردد.(1)
اگر چه می توان حجم خدمات را در دستگاهها به تقریب، مشخص کرد ولی ارزیابی حقیقی و درست، آنگاه میسر می گردد که نتایج و دستاوردها نیز محاسبه شود. مهمترین شاخص در تعیین موفقیت باغبان، کمیت و کیفیت میوه ای است که در عرصة تلاش و مجاهدت او بهدست می آید.(2)
برایناساس،گردهمایی سال آیندة شما [اجلاس چهاردهم 1383]، مجمعی فقط برای سخنرانی نیست؛ بلکه عرصه ای است که در آن می باید هیئت های مزبور گزارش پیشرفت آن برنامة زمانبندیشده را بدهند و جمع
داوری عالیرتبه ای، سهم هر دستگاه را از تشویق و تقدیر و یا خداینخواسته از توبیخ و سرزنش به او بپردازد و براساس پیشرفتها یا توقفها و موانع راه، برنامة جامع را تصحیح یا تکمیل کند.(1)
اینجانب در پیام نماز سالهای گذشته، توصیه هایی به دستاندرکاران و مسئولان دستگاههای گوناگون در باب نماز کرده ام. بجاست هیئتی از این مجمع نماز، دربارة آنها به جستوجو و فحص پردازد و گزارشی از چگونگی و اندازة تحقق آن خواسته ها فراهم آورد. (2)
اکنون این سؤال بسیار جدی و مهم برای اینجانب مطرح است که مسئولان اجرایی مخاطب این مطالبات تا چه حد به وظیفة خود عمل کرده اند؟ صداوسیما، آموزش و پرورش، وزارت علوم و سایر مراکز دانشگاهی، وزارت ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، مراکز تولید سینمایی، نیروهای مسلح، مدیریت حمل و نقل و مدیریت های شهری و دیگران، چه اندازه وظیفه ای را که در این پیام از آنان، خواسته شده است به انجام رسانده اند؟ از ریاست محترم جمهوری اسلامی و دیگر مسئولان
عالیرتبه به جد انتظار می رود که دستاندرکاران را با این سؤال اساسی مواجه سازند و پاسخ فعال آنان را مطالبه کنند.(1)
1) . پیام به دوازدهمین اجلاس نماز، 16/6/1381.
توجه به این واقعیتها [آثار و برکات نماز]، نقش برجستة نماز و نیایش را در چشم اهل بصیرت و انصاف آشکار می سازد و اهتمام به ترویج و تعریف این فریضة پرراز و رمز را، بر دوش آگاهان جامعه می نهد. (1)
همه باید در این حرکت بزرگ [اقامة نماز] که شایسته است جهاد نامیده شود، خود را ملتزم و متعهد بدانند. علمای دین، روشنفکران، هنرمندان، جوانان، پدران و مادران و همسران، دارندگان منبرها و رسانه ها، نویسندگان، و بیش از همه، مسئولان بخشهای حکومتی مانند وزارت های آموزش و پرورش، علوم و فنّاوری، ارشاد، صداوسیما، سازمان های تبلیغاتی، مراکز تولید سینمایی، پژوهشگاه ها، مدیرانی که نیروی انسانی کلانی در قبضة امرونهی آنهایند، مانند نیروهای مسلح، وزارتخانهها، کارگاه ها، دانشگاه ها و مدارس، وسایل حمل و نقل و غیره و غیره... اینان هریک
1) . پیام به دهمین اجلاس نماز، 19/6/1379.
بهگونه ای می توانند و می باید در این حرکت همگانی سهیم گردند و نقش ویژة خود را بگزارند.(1)
از اینگونه کار برای هرکسی و قشری از مردم هست که هرکس باید کنکاش کند و سهم خود را از این فریضة همگانی را بیابد و بدان دست زند. (2)
امسال اگر اینجانب باید پیامی به شما و آن مجمع محترم بدهم، این پیام آن است که همه، کوشش خود را برای تحقق توصیه های مندرج در پیام سال گذشته به اولین مجمع، بهکار برید و از اینکه آنها فقط نقشی بر کاغذ و الفاظی برای شروع بحث بمانند، مانع شوید.(3)
توصیة مؤکد اینجانب این است که از نیروهای خلاق، متفکر و مولّد در مجموعة پیگیر امر نماز، بیشترین بهره گیری صورت گیرد. از تواناییهای
نرم افزاری در زمینه های هنر، ادبیات، فیلم و تبلیغات حداکثر استفاده برده
شود. راهکارهای برخاسته از توانایی علمی و هنری انتخاب گردد، و همة ظرفیتهای فراوان موجود بهکار گرفته شود.(1)
میخواهم عرض بکنم که آنچه دراینزمینه وقت بگذارید و تلاش کنید و از نیروی مادی و معنوی خودتان در امر ترویج نماز استفاده کنید، زیادی انجام نگرفته است؛ جا دارد. اینکه به ما گفتند «الصّلوة عمود الّدین»، باید این حرف را جدی بگیریم. خیمة دین با نماز برپاست؛ هم در دینداری و تدین یک فرد، هم در اقامة یک جامعة دینی و هم در دینداری یک کشور و یک مجتمع. اگر ما نتوانیم کیفیت تأثیر نماز را در این عرض عریض و وسیع درست تشخیص بدهیم، از کوتاهی دید ماست؛ والّا آن کسی که فرموده است: «الصّلوة عمود الّدین» و آیات کریمة قرآن که ناطقِ به اهمیت نماز هستند، آنها خوب میدانند که این سازوکار چگونه است و این نقش چگونه است.(2)
تأکید میکنیم این کار [ترویج نماز] را نیمهکاره نگذارید. میان راه خسته نشوید. این، برای همیشه است. این، کاری است که بهطور مستمر باید
ادامه داشته باشد؛ مثل خود نماز که تعطیلبردار نیست، توقف نمیپذیرد؛ چون غفلت انسان موجبات فراوانی دارد و خیلی چیزها انسان را غافل میکند. برای اینکه با این غفلت مبارزه بشود، این نماز لازم است. صبح، نماز؛ ظهر، نماز؛ شب، نماز؛ نافله، فریضه. مثل خود نماز که تعطیلبردار نیست، این حرکت هم تعطیلبردار نیست. به اهمیت نماز، به تأثیر نماز، به شرایط معنوی نماز باید مردم را آشنا کرد و از همة ابزارهای مفید تبلیغ بایستی در این راه استفاده کرد.(1)
برای این کار بزرگ، ناگزیر باید هم خِرد و هم هنر و هم انگیزه، بهکار گرفته شود.(2)
بیش از گذشته تلاش عالمانه و مدبرانه و نازکاندیشانه در این رویکرد [ترویج فرهنگ نماز] بهکار رود.(3)
تلاش های فرهنگی و هنری و برنامه ریزی های آموزشی و غیره، همه باید بهگونه ای طراحی و اجرا شود که نماز، با کیفیت مطلوب، روزبهروز در میان
مردم به ویژه جوانان و نوجوانان رونق گیرد و همه بهراستی از این چشمة پاکی و روشنی بهره مند گردند. بی شک دستگاه های متعدد امور فرهنگی و آموزشی و صداوسیما و دستاندرکاران ادارة مساجد، بیش از دیگران باید احساس مسئولیت کنند.
از خداوند متعال کمک بخواهید و دامن همت به کمر بزنید و حرکتی تازه در این راه آغاز کنید.(1)
1) . پیام به بیست و یکمین اجلاس نماز، 13/6/1391.
با فرا رسیدن موسم گردهماییهای سالیانة نماز، بار دیگر فضای فرهنگی کشور با نام و یاد همگانی این فریضة عظمی، معطر و منور گردیده است. همانطور که مژدة قیام نماز، پیامبر عظیمالشأن6 را ـ چنان که در حدیث آمده است ـ به وجد میآورد و به بلال، مژده رسان همیشگی نماز، می فرمود: «اَرِحنا یا بلال»؛ یعنی ای بلال، دلم را با اذان که مژدة نماز است، راحت بخش! همانطور هم بزرگداشت نماز و گستردن و بلند کردن نام آن، دل بندگان خدا را وجد و نشاط می بخشد، و ابرهای تیرة ملال و اضطراب را از آفاق آن، پراکنده می سازد، و این برخاسته از ویژگی خود نماز است که مایة آرامش دلها و برطرفکنندة نگرانیها و دغدغه های روحی در نمازگزار است. (1)
1) . پیام به چهارمین اجلاس نماز، 10/6/1373.
اکنون چند سالی است که چنین روزهایی در کشور ما، موسم نماز است؛ یعنی فضای سراسر کشور به عطر دل انگیز یاد و نام نماز، آغشته است، و انسانهایی روشنبین و باایمان، با شور و نشاط همهجا از نماز می گویند و به نماز فرامی خوانند و برای اقامة نماز، مجاهدت می کنند. (1)
ثمرة کوشش های هوشمندانة جمع شما در این چند سال، آن شده است که نماز که مظهر کامل پرستش و نیایش، و رازگویی و نیازجویی، و عشق و ایمان به محبوب فطری عالم وجود است، پرتوی درخشانتر و حضوری برجسته تر در ذهن و عمل جامعة اسلامی ما یافته است. (2)
این تلاش مبارک، شایستة آن است که ازسوی همة کسانی که به حیات طیبة اسلامی و زندگی در سایة حق و عدالت دل بسته اند، گرامی داشته شود و به پیوسته ماندن آن، کمک شود. (1)
این گردهمایی را که همهساله با حضور بلندپایگان علمی و سیاسی کشور تشکیل می گردد، باید یکی از مهمترین گردهمایی ها شمرد؛ زیرا موضوع آن نماز است که برترین فریضة دینی است، و مخاطب آن همة آحاد ملت اند و ازاینرو لازم است که دستاندرکاران اجرایی ذیربط نکاتی را که در آغاز این گردهمایی خطاب به آنان تذکر داده می شود، صرفاً یک توصیة تشریفاتی نینگارند.(2)
هیچیک از ما نباید و نمی توانیم خطری را که از کمبود مسجد یا ضعف و نارسایی مساجد، جامعه و جوانان و خانواده ها و نسل های آینده را تهدید می کند، غافل بمانیم و خود را از برکات عظیمی که مسجدِ طراز اسلامی به کشور و نظام و مردم هدیه می کند، محروم سازیم. (1)
نخستین مطلب مهم، بنای مسجد و حضور روحانی شایسته در آن است. هماکنون با وجود دهها هزار مسجد در کشور، جای هزاران مسجد دیگر در روستاها، شهرها، شهرکها و مجتمع های مسکونی خالی است. دسترسی آسان به مسجد، نیاز ضروری مؤمنان و جوانان و نوجوانان ماست.(2)
عمران مساجد و پرداختن به آرایه های معنوی و ظاهری آن، وظیفة همگان است و هرکسی بهاندازة توان و همت باید در آن سهیم گردد. مردم، شهرداری ها و دستگاه های دولتی هریک در آن باید سهمی ایفا کنند، و روحانی دانا و مسئولیت پذیر و پرهیزگار می تواند و می باید محور این منظومة تلاش مقدس باشد.(1)
مردم، مساجد را با حضور در نمازهای جماعت که بهترین شیوة نماز گزاردن است، رونق بخشند. (2)
مردم، هر زمین پاکیزه و مناسبی را به هنگام درآمدن وقت نماز، مسجد بهشمار آورند و در آن به نماز بایستند. (3)
احکام فقهی نماز بهصورت آسان و روان منتشر شود و جزوه ها و نوارهای صوتی و تصویری مناسب برای فرستادن به میان ملت های دیگر، آماده گردد. (1)
اذان از حنجرة اشخاص خوشصدا در همه جا پخش شود و هیچ شهر و محله ای محروم از آهنگ اذان نماند. (2)
8.توجه به مسجد
مساجد، به شکل شایسته غبارروبی شود و خدمت به مسجد، کاری مردمی و همگانی شمرده شود. (3)
در همة اجتماعات با فرارسیدن وقت نماز، نماز بهپا داشته شود، و اجتماعاتی که بهخاطر انبوهی آن یا به هر جهت دیگر قادر به این کار
نیستند، برنامة زمانبندی آنها جوری تنظیم شود که با وقت نماز تصادف پیدا نکند. (1)
10.فضاسازی نمازی در کشور
وضع شهرها و روستاهای کشور را جوری کنید که هرکس که تازه وارد آن می شود، آن را محیط اهتمام به نماز و جایگاه اقامة آن بداند. (2)
همگان، نماز را که داروی شفابخش روح و مایة صفا و آرامش و نورانیت است، بر همة کارهای دیگر مقدم دارند و در هیچ شرایطی خود را از آن محروم نسازند و هرگز به بهانة مشغله و گرفتاری، این حضور رهاییبخش در محضر آفریدگار رحیم و کریم و عزیز را از دست ندهند.(3)
همة آحاد نمازگزار باید سعی کنند که نماز را با توجه به معانی کلمات بخوانند، یعنی در نماز با خدای عزیز و رحیم سخن بگویند. این است آن سرچشمة فیضی که جان نمازگزار را سیراب می کند. البته این حقیقت نباید
دستاویزی برای نفس بهانهگیر باشد که اگر توفیق چنین توجه و حضوری نیافت، نماز را ترک کنند. نماز در هرصورت، واجب و فریضه است، و تارک نماز بزرگترین فرصت ارتباط با خداوند سبحان را از دست می دهد.(1)
1) . پیام به هشتمین اجلاس نماز، 18/6/1377.
کار شما ستادهای اقامة نماز و ستادهای ترویج نماز در هر نقطهای از نقاط کشور، در هر قشری از اقشار و مهمتر از همه در مجموعة جوانان نخبه و دانشجو، کشاندن جامعه به این حالت ذکر همگانی است. همگان متذکر باشند؛ کوچک، بزرگ، زن، مرد، مسئول دولتی، غیر مسئول دولتی، شخصی که برای خودش کار می کند، شخصی که برای یک جماعتی کار می کند، اینها وقتی متذکر پروردگار بودند، کارها سامان پیدا می کند. بیشترِ گناهان ما از غفلت سرمی زند.(1)
نامگذاری اجلاس امسال نماز به نام جوانان، کاری بسزا و برآمده از نگاه درست به این سرچشمة فیاضِ یاد و راز و نیاز است. دل و جانِ نیالودة جوان، آماده ترین کانونی است که این مِشکاتِ نور و حضور می تواند در آن گرمی و روشنی بپراکند و راه سلوک و عروج معنوی را در میانة کژراهه ها، نمایان سازد. آشنا کردنِ جوانان، با صفا و بهجتی که در نماز و ذکر هست،
1) . بیانات در دیدار شرکتکنندگان در هفدهمین اجلاس نماز، 29/8/1387.
خدمتی بزرگ به آنان و به آینده ای است که باید با دست توانا و عزم جوانانة آنان ساختهوپرداخته شود.(1)
لازم است دست اندرکاران، اوراقی شامل ترجمة نماز در همة سطوح، فراهم و میلیونها نسخه از آن را در همهجا منتشر کنند. به هر کسی باید این امکان را بدهید که معانی کلمات نماز را بفهمد. (2)
فصل تازهای از اقامة نماز ـ که بحمدالله در سطح شهرهای دیگر کشور تا حدود گسترده ای صورت گرفته ـ باید در سطح روستاهای کشور آغاز شود. ترویج صورت و معنای نماز در روستاها را با برنامه ریزی وسیع، آغاز کنید.(3)
در هر محیطی، برجستگان و بزرگان آن بر دیگران پیشقدم شوند و عملاً اعتنا به نماز را به دیگران بیاموزند. (1)
در مدارس، معلمان و مدیران، و در همة مراکز، مسئولان، با حضور خود در صفوف نماز، نمازگزاران را تشویق کنند. (2)
نمازهای جمعه در هر شهر با شرکت فرزانگان و اصحاب معرفت در ستادهای آن، پربارتر گردد. (3)
مدیران دستگاههای اداری و دولتی، خود متصدی اقامة نماز در آن دستگاهها شوند. (4)
مأموران بخش های گوناگون دولتی، توصیه ها و دستورهای وزرای محترم دربارة نماز را بهطور جدی دنبال کنند. همة سطوح و بخش ها در این تلاش مقدس سهیم شوند و سهمی از اجر آن را نصیب خود کنند.(1)
بزرگان جامعه و کسانی که چشمها به آنها دوخته شده و انگشتها آنها را نشانه کرده است، در مراکز همگانی نماز دیده شوند، و نمازخانه های مراکز عمومی، ویژة آدمهای بیکار یا فرودست شمرده نشود. (2)
وزارت ارشاد و سازمان تبلیغات و صداوسیما از هنر بهویژه هنر سینما برای نشان دادن گوهر نماز و چهره نمازگزار بهره بگیرند. (1)
در گردهماییهای علمی و فرهنگی و آموزشی و تبلیغی، نماز را در وقت خود همچون الهامبخش صداقت و هدایت بهجای آورند. (2)
گزارشها، گویای آن است که از سال گذشته تاکنون قدمهای عملی قابل تقدیری در این راه برداشته شده است؛ ولی این از آنچه حق عظیم نماز در ایران اسلامی می طلبد بسی کمتر است. انشاءلله همکاری همة دستگاه های اسلامی، اعم از آموزش و پرورش و دانشگاه ها و صداوسیما و
سازمان تبلیغات اسلامی و مطبوعات و دیگر نهادها و سازمان های مؤثر بتوانند شما را در مقصود مقدستان یاری دهد. (1)
تلاشهای فرهنگی و هنری و برنامه ریزیهای آموزشی و غیره، همه باید بهگونه ای طراحی و اجرا شود که نماز، با کیفیت مطلوب، روزبهروز در میان مردم بهویژه جوانان و نوجوانان رونق گیرد و همه بهراستی از این چشمة پاکی و روشنی بهره مند گردند. بی شک دستگاههای متعدد امور فرهنگی و آموزشی و صداوسیما و دستاندرکاران ادارة مساجد، بیش از دیگران باید احساس مسئولیت کنند.(2)
رسانه ها و بهخصوص صداوسیما با شیوه های گوناگون، نماز را معرفی و یادآوری کنند. همه جا و همیشه در رادیو و تلویزیون، نماز در اولویت گذاشته شود، و شوق ایمان و عطش یاد خدا در دلها پدید آید. (3)
در صداوسیما، نماز همچون موضوعی که باید به همه آموخت، تلقی گردد و در برنامه ای جداگانه یا در دل برنامههای گوناگون، از آن سخن رود، و اعماق و رازها و درسهای آن برای همة مردم بیان گردد. (1)
از برترین شیوه ها و فنی ترین و هنری ترین ابزارها باید بهره گرفته شود. نمایش نماز جماعت مهجوری، با جمع معدودی، آنهم از فرسودگان بی نشاط، ترویج نماز جماعت نیست؛ همچنانکه پخش صدای اذان از رسانه های صوت و تصویر، کافی نیست. جوانهای ما هزاران صف جماعت پرشور و حال در سراسر کشور تشکیل می دهند؛ مردم زیادی از آنان که فیلم های سینمایی در گزارش واقعیت های زندگی آنان ساخته می شود، اهل نماز و نیاز و تهجدند؛ حنجره های بسیاری ازروی ایمان و تعبد در هنگام اذان، صدا به این سرود معنوی بلند می کنند؛ گروههای انبوهی در هنگام نماز از کار روزانه دست کشیده، به مسجد رو می آورند؛ اینها می تواند در ساختهای هنری، چهرة زیبا و ترغیبکنندة این فریضة نجاتبخش را به همه نشان دهد.(2)
گزارشها، گویای آن است که از سال گذشته تاکنون قدمهای عملی قابل تقدیری در این راه برداشته شده است؛ ولی این از آنچه حق عظیم نماز در ایران اسلامی می طلبد بسی کمتر است. انشاءلله همکاری همة دستگاه های اسلامی، اعم از آموزش و پرورش و دانشگاه ها و صداوسیما و سازمان تبلیغات اسلامی و مطبوعات و دیگر نهادها و سازمان های مؤثر بتوانند شما را در مقصود مقدستان یاری دهد. (1)
وزارت ارشاد و سازمان تبلیغات و صدا و سیما از هنر بهویژه هنر سینما برای نشان دادن گوهر نماز و چهره نمازگزار بهره بگیرند. (2)
تلاشهای فرهنگی و هنری و برنامه ریزی های آموزشی و غیره، همه باید به گونه ای طراحی و اجرا شود که نماز، با کیفیت مطلوب، روز به روز در میان مردم به ویژه جوانان و نوجوانان رونق گیرد و همه به راستی از این چشمة پاکی و روشنی بهره مند گردند. بی شک دستگاه های متعدد امور فرهنگی و
آموزشی و صدا و سیما و دست اندرکاران ادارة مساجد، بیش از دیگران باید احساس مسئولیت کنند.(1)
فلسفة نماز و تحلیل رازها و رمزهای آن با زبان هنر، در معرض دید همگان قرار گیرد تا هرکس بهقدر ظرفیت خود از آن متمتع گردد.(2)
هنرمندان عزیز با زبان شعر و قصه و نقاشی و جز اینها، و با آفرینش آثار هنری باکیفیت، بلکه برجسته، دست چیرة هنر را به کاری چنین شایسته [ترویج نماز] مشغول سازند. (3)
از برترین شیوه ها و فنی ترین و هنری ترین ابزارها باید بهره گرفته شود. نمایش نماز جماعت مهجوری، با جمع معدودی، آنهم از فرسودگان بی نشاط، ترویج نماز جماعت نیست. همچنانکه پخش صدای اذان از
رسانه های صوت و تصویر، کافی نیست. جوانهای ما هزاران صف جماعت پرشور و حال در سراسر کشور تشکیل می دهند، مردم زیادی از آنان که فیلم های سینمایی در گزارش واقعیت های زندگی آنان ساخته می شود، اهل نماز و نیاز و تهجدند، حنجره های بسیاری از روی ایمان و تعبّد در هنگام اذان، صدا به این سرود معنوی بلند می کنند، گروههای انبوهی در هنگام نماز از کار روزانه دست کشیده، به مسجد رو می آورند، اینها می تواند در ساختهای هنری، چهرة زیبا و ترغیب کنندة این فریضة نجات بخش را به همه نشان دهد. (1)
پرسشی مهم از اهالی فرهنگ
اکنون این سؤال بسیار جدّی و مهم برای اینجانب مطرح است، که مسئولان اجرایی مخاطب این مطالبات تا چه حدّ به وظیفة خود عمل کرده اند؟ صدا و سیما، ... وزارت ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، مراکز تولید سینمایی ... و دیگران، چه اندازه وظیفه ای را که در این پیام از آنان، خواسته شده است به انجام رسانده اند؟(2)
1.تبیین معارف نماز
آشنایان با معارف اسلامی، شأن نماز، و روح و محتوا و گسترة تأثیر آن را در جان فرد و مجتمع را با شیوه های رسا، تبیین کنند.(1)
مدیریت محتوایی و معنویِ مسجد که بر دوش روحانی مسجد است باید خردمندانه و مسئولانه، و حتی عاشقانه باشد. حوزههای علمیه برای آمادهسازی روحانیانی در این طراز، وظیفهای ذاتی و طبیعی دارند.(2)
فضلا و علما و روحانیون محترم، امامت جماعت در مراکز آموزشی و اقامتگاه های دانشجویان، برای نسل نو را فرصتی مغتنم بشمرند. (3)
نویسندگان و گویندگان دینی دربارة نماز و مفهوم و فلسفه و هدف و آثار و برکات و احکام آن بگویند و بنویسند. (1)
ائمة محترم جماعات، مساجد را از همیشه فعال تر کنند و آموزش ترجمه و مفهوم و روح نماز را به شکل نوین و جذاب، در برنامه های خود بگنجانند.(2)
6.تبلیغ نماز
چه نیکوست که از همة شهرهایی که در آن حوزة علمیه و طلاب علوم دینی حضور دارند، در همة شبهای جمعه گروههایی به روستاها اعزام شوند. شعار اول این پیامرسانان دین و معنویت، باید اقامة نماز باشد.(3)
علمای دینی و فضلایی که در بخش های گوناگون دولتی به خدماتی اشتغال دارند، شایسته است که به عمران معنوی مساجدی که در آنها نماز
جماعت اقامه نمی شود، بپردازند، امامت در مسجد را نیز وظیفه ای بزرگ بشمرند.(1)
ائمة جماعت و کسانی که در عمل، خود مقتدای دیگراناند، در تحصیل شرایط نماز مقبول مجاهدت بلیغ کنند و مانند اصحاب معروف ائمه: در کیفیت و کمیت نمازهای فریضه و نافله سرمشق دیگران باشند.(2)
در سخنرانیهای دینی در مساجد و غیره، بارها و بارها معارف نماز نیز همچون مسائل آن بازگو شود. (3)
همانطور که بحث فقهی دربارة نماز و مقدمات آن، طولانیترین مباحث فقهی در حوزه های علمیه را تشکیل می دهد، بحث کلامی و عرفانی و اجتماعی نماز نیز باید سلسلة مهمی از مباحث دینی مطرح در سطح جامعه را پدید آورد. آگاهان دینی و محققان و نویسندگان دراین باره مقالات و تحقیقات و کتابهایی فراهم کنند و بحث نماز بهطور مکرر در همة
جایگاه های تبلیغ دین، با زبان ها و شیوه ها و از زاویههای گوناگون مطرح گردد. (1)
11.استفاده از طلاب جوان
امامان محترم جماعت، اگر خود براثر کهولت و غیره نمی توانند وظیفة رابطه و انس و راهنمایی را برای نمازگزاران، به ویژه جوانان فراهم کنند، در کنار خود فضلای جوان و پرنشاط را بهکار گیرند و آنان را در کار با خود شریک سازند.(2)
هجرت هفتگی روحانیون مستقر در مراکز نظامی و غیره، به روستاهای همسایة این مراکز از توصیه های پیشین من است که بر آن تأکید می ورزم.(3)
در دانشگاهها و دیگر مراکز انسانی انبوه، مسجد می تواند جایگاه امن و صفا باشد، و امام جماعت، غمگساری و راهنمایی و همدلی را درکنار اقامة نماز، در آن مهبط رحمت و هدایت الهی به نمازگزاران هدیه کند. مجامع دانشجویی و دانشآموزی درآنصورت، جذابترین مرکز تجمع خود را
به مدیران آموزش و پرورش، و علوم یادآوری می کنم که سهم مسجدسازی و مسجدپردازی باید در اعتبارات فعالیت های فوق برنامه، در ردیف اول و بیش از سهم دیگر بخشهای این سرفصل باشد.(1)
گزارشها، گویای آن است که از سال گذشته تاکنون قدمهای عملی قابل تقدیری در این راه برداشته شده است؛ ولی این از آنچه حق عظیم نماز در ایران اسلامی می طلبد بسی کمتر است. انشاءلله همکاری همة دستگاه های اسلامی، اعم از: آموزش و پرورش و دانشگاه ها و صداوسیما و سازمان تبلیغات اسلامی و مطبوعات و دیگر نهادها و سازمان های مؤثر بتوانند شما را در مقصود مقدستان یاری دهد. (2)
تلاش های فرهنگی و هنری و برنامه ریزی های آموزشی و غیره، همه باید بهگونه ای طراحی و اجرا شود که نماز، با کیفیت مطلوب، روزبهروز در میان مردم به ویژه جوانان و نوجوانان رونق گیرد و همه بهراستی از این چشمة پاکی و روشنی بهره مند گردند. بی شک دستگاه های متعدد امور فرهنگی و آموزشی و صداوسیما و دستاندرکاران ادارة مساجد، بیش از دیگران باید احساس مسئولیت کنند.(1)
اکنون این سؤال بسیار جدّی و مهم برای اینجانب مطرح است، که مسئولان اجرایی مخاطب این مطالبات تا چه حدّ به وظیفة خود عمل کرده اند؟ آموزش و پرورش، وزارت علوم و سایر مراکز دانشگاهی ... و دیگران، چه اندازه وظیفه ای را که در این پیام از آنان، خواسته شده است به انجام رسانده اند؟(2)
نویسندگان کتاب های درسی، رازها و رمزها و درسهای نماز را در کتاب های درسی بگنجانند. (1)
برای تبیین ژرفای نماز و معرفی رازها و زیبایی های آن، دست به تلاش پیگیر و همهجانبه ای زده شود. در کتابهای معارف دانشگاهها و کتب درسی دوره های پیش از دانشگاه و جزوه های کوچک و قابل فهم همه، سخنان نغز و پرمغز و مضمون های تازة فراوان دراینباره وارد شود.(2)
نویسندگان کتب معارف دبیرستان ها و دانشگاه ها، نماز را از موضوعات مورد بحث آن کتابها قرار دهند و در آن، بحث های عالمانه و عمیق را دراینباره مطرح سازند.(3)
در کتابهای درسی دورههای مختلف، به تناسب فصل، فشرده یا گسترده ولی به هر حال، عمیق و متینی دربارة نماز گنجانیده شود. (1)
معلمان، شاگردان مدارس و دانشگاهها را در سمت و سوی این حقیقت درخشان [نماز] به حرکت وادار نمایند. (2)
در کلاس های دروس دینی مدارس و دانشگاهها، درس نماز جایگاه خود را بازیابد و سخنان سنجیده و افکار بلند در بازشناسی نماز فراهم و در معرض ذهن و دل دانشجویان و دانشآموزان گذاشته شود. (3)
معلمان مدارس در هنگام نماز، نوجوانان پسر و دختر را به حضور در نمازخانه های مدارس تشویق کنند و خود پیش از همه به نماز بشتابند.(1)
مسئولان پرورشی مدارس، نماز را در رأس برنامه های پرورشی بهشمار آورند.(2)
مقدمه
اگر مسجد، کیفیت شایستة خود را بیابد، هزینه های مادی و معنوی بسیاری از دوش جامعه و مردم و مسئولان برداشته خواهد داشت. به امید آن روز...(1)
تلاش های فرهنگی و هنری و برنامه ریزی های آموزشی و غیره، همه باید بهگونه ای طراحی و اجرا شود که نماز، با کیفیت مطلوب، روزبهروز در میان مردم به ویژه جوانان و نوجوانان رونق گیرد و همه بهراستی از این چشمة پاکی و روشنی بهره مند گردند. بی شک دستگاه های متعدد امور فرهنگی و آموزشی و صداوسیما و دستاندرکاران ادارة مساجد، بیش از دیگران باید احساس مسئولیت کنند.(2)
ما بارها، مکرر به آقایان ائمة جمعه، ائمة جماعت و روحانیون محترم در شهرستانها، در تهران توصیه کردیم که مساجد باید آباد باشد. صدای اذان باید از مساجد بلند شود. باید همة نشانههای توجه به نماز و اقامة نماز را در شهر اسلامی ـ بهخصوص در شهرهایی مثل تهران و شهرهای بزرگ
کشور ـ ببینند؛ باید احساس کنند؛ هم مردم خودمان، هم کسانی که وارد این شهرها می شوند. نشانههای اسلامی باید واضح و آشکار باشد؛ کمااینکه در مهندسیهای ما باید نشانههای اسلامی آشکار باشد. صهیونیست ها هر نقطة دنیا که خواستند یک ساختمانی بسازند، آن علامت نحس ستارة داوود را سعی کردند یکجوری رویش تثبیت کنند. کار سیاسیشان اینجوری است. ما مسلمانها نشانههای اسلامی و مهندسی اسلامی را باید در همة کارهایمان، از جمله در باب مهندسی بایستی مراعات کنیم.(1)
سفارش اینجانب آن است که مسجد را نیز همچون دل های جوان، پاکیزه و پیراسته، و لبریز از شور و انگیزه و نشاط کنید. مسجد نیز باید کانونی باشد که مشکات نماز در آن بدرخشد و نور معرفت و محبت، و اُنس و صفا از آن ساطع شود. امامان جماعت، هیئت های امنا، خادمان موظف و متبرّع، هریک باید بخشی از این کار بزرگ و اثرگذار را بر دوش خود حس کنند.(2)
روحانی پرهیزگار، خردمند، کارشناس و دلسوز در مسجد، همچون پزشک و پرستار در بیمارستان، روح و مایة حیات مسجد است. امامان جماعت باید
آماده سازی خویش برای طبابت معنوی را وظیفة حتمی خود بدانند و مراکز رسیدگی به امور مساجد و حوزه های علمیه در همه جا آنان را یاری دهند.(1)
4.برگزاری برنامه های علمی و اخلاقی
مساجد باید مَدرَسِ تفسیر و حدیث و منبرِ معارف اجتماعی و سیاسی و کانون موعظه و پرورش اخلاق باشد.(2)
5.ارتباط گیری همه جانبه
مسجد باید رابطة خود را با جوانانی که ازدواج می کنند، با کسانی که به موفقیت های علمی و اجتماعی و هنری و ورزشی دست می یابند، با صاحبهمتانی که کمک به دیگران را وجهة همت می سازند، با غم دیدگانی که غمگساری می جویند، و حتی با نوزادانی که متولد می شوند، برقرار و مستحکم کند.(3)
6.جذب جوانان
زمزمة محبت متولیان و مدیران و امنای مساجد، باید دلهای پاک جوانان را مجذوب و مشتاق کند.(4)
7.ارتباط با مراکز آموزشی محل
میان مسجد و مراکز آموزشی در هر محل، همکاری و پیوند تعریفشده و شایسته ای برقرار گردد. چه نیکوست که دانشآموزان برجسته و ممتاز در هر محل، در مسجد و در برابر چشم مردم و ازسوی امام جماعت، تشویق شوند.(1)
8.پاکیزگی مسجد و ارتباط با مأمومین
نپرداختن به پاکیزگی و بهداشت در مساجد؛ نپرداختن امام جماعت به تماس و رابطه با مأمومین؛ و هر کمبود دیگری از این قبیلها، نقاط ضعفی است که باید همتهای بلند بر زدودن آن برانگیخته شود. (2)
9.پرهیز از آزار مجاوران
مسجد باید در هر منطقه و محل، مأمن و مایة خیر و برکت باشد و بهطریقاولی، وسیلة زحمت و آزار مجاوران نگردد. پخش صداهای آزاردهنده به ویژه در شب و
هنگام آسایش مردم، کاری ناروا و در مواردی خلاف شرع است. تنها صدایی که باید از مسجد در فضا طنین بیفکند، بانگ اذان با صوت خوش و دلنواز است.(1)
10.آراستگی مسجد
مسجد در همه جا باید پاکیزه، زیبا و آرام بخش باشد.(2)
مساجد و نمازخانه ها پاکیزه و مرتب و رغبتانگیز باشد. (3)
نماز در وقت فضیلت و به جماعت گزارده شود. (4)
نماز صبح در مساجد اقامه شود. (5)
در شهرهای سر راه در همة 24ساعت، مسجد باز و آماده وجود داشته باشد.(6)
مسجد، مرکز و کانون اصلی است. در بنای شهر و روستا، در مدرسه و دانشگاه، در مراکز جمعیتی از بازارهای کسب و کار تا فرودگاه ها و جاده ها و پایانه های سفری و تا آسایش ها و بیمارستان ها و بوستان ها و گردشگاه ها، در همه و همه باید مسجد را همچون قطب و محور بنا نهاد.(1)
همة کارهای مهندسی بزرگ بایستی یک پیوست مسجد و نمازخانه داشته باشد. وقتی مترو طراحی می کنیم، برای ایستگاه مترو، مسجد در آن ملاحظه شود؛ ایستگاه قطار طراحی می کنیم، فرودگاه طراحی می کنیم، مسجد در آن حتماً دیده شود. شهرک طراحی می کنیم، مسجد در مراکز لازم که ممکن است بیش از یکی لازم باشد، در او حتماً ملاحظه شود. آیا ممکن است ما یک شهرک را طراحی کنیم، خیابانکشیِ او را فراموش کنیم؟ می شود شهرکِ بدون خیابان؟ با این چشم باید به مسجد نگاه کرد.
1) . پیام به بیستمین اجلاس نماز، 19/7/1390.
شهرک بدون مسجد معنی ندارد. وقتی انبوهسازان ساختمان می خواهند مجوز بگیرند برای انبوهسازی و ساختمان بسازند، در نقشهای که ارائه می دهند که مجوز براساس او صادر می شود، باید نمازخانه دیده شود. ما باید با نمازخانه اینجوری برخورد کنیم.(1)
در همة مراکز عمومی، مدارس، دانشگاهها، کارخانه ها، سربازخانه ها، فرودگاهها، ایستگاههای قطار، ادارات دولتی و امثال آن، جایگاههای مناسبی برای نماز پیش بینی شود. (2)
در همة بناهای عمومی و جایهایی که همواره به طبع حال، مردمی در آن گرد می آیند؛ مانند فرودگاه ها و ایستگاههای قطار و بندرها و عزیمتگاه های خودروهای همگانی و ادارات دولتی و بوستانهای شهری و مانند اینها، نمازخانه ها یا مساجدی بنا کنند. (3)
در میان جادههای بیابانی، مسجد بهقدر کافی ساخته شود. (1)
در شهرها و شهرک هایی که تازه ساخته می شود، مسجد جامع، نخستین بنا و مرکز حقیقی شهر قرار گرفته و ساخته شود. (2)
اکنون این سؤال بسیار جدی و مهم برای اینجانب مطرح است که مسئولان اجرایی مخاطب این مطالبات تا چه حد به وظیفة خود عمل کرده اند؟ ... مدیریت های شهری و دیگران، چه اندازه وظیفه ای را که در این پیام از آنان خواسته شده است به انجام رسانده اند؟(3)
برنامه ریزان حرکت رسانه های سفری مانند قطار و هواپیما و غیر آن، حفظ وقت و امکان نماز مسافران را در برنامه ریز ی ها در نظر بگیرند. (1)
اشاره کردند به پروازها؛ نهفقط پروازهای حج، در پروازهای گوناگون ـ داخلی، خارجی، دوردست ـ که وقت نماز را پوشش می دهد، حتماً رعایت مسئلة نماز بشود. اگر امکان دارد قبل از پرواز و بعد از پرواز، وقت نماز وجود داشته باشد. اینجور نباشد که مثلاً فرض بفرمایید از قبل از اذان صبح راه بیفتند و بعد از آفتاب به مقصد برسند؛ نه؛ برنامه را جوری تنظیم کنند که مردم بتوانند نمازشان را بخوانند؛ یا قبل، یا بعد. اگر امکان ندارد ـ گاهی ضرورت هایی ازلحاظ پروازهای داخلی، خارجی، خطوط هوایی، پیدا می شود که امکان ندارد ـ در داخل هواپیما امکانات نماز خواندن را فراهم کنند که البته کاملاً می شود قبله را تشخیص داد؛ یعنی خلبان ها واردند، می فهمند، می دانند؛ تا افرادی که مایلاند در داخل هواپیما نماز بخوانند، بتوانند. البته مسئلة حرکت قطارها هم بهطریقاولی اینجور است.(2)
اکنون این سؤال بسیار جدّی و مهم برای اینجانب مطرح است، که مسئولان اجرایی مخاطب این مطالبات تا چه حدّ به وظیفة خود عمل کرده اند؟ ... مدیریت حمل و نقل و مدیریت های شهری و دیگران، چه اندازه وظیفه ای را که در این پیام از آنان، خواسته شده است به انجام رسانده اند؟(1)
برنامهریزی برای اقامة نماز
مسئولان ورزش کشور، محیط ورزش را با یادآوری و اقامة نماز، روح بخشند و در تعیین وقت مسابقات ورزشی، ساعت نماز را فارغ و زمین و زمان را آمادة برگزاری نماز کنند.(2)
در سربازخانه ها، آموزش نماز و عمل به آن از آنچه هست، جدیتر گرفته شود. (3)
اکنون این سؤال بسیار جدّی و مهم برای اینجانب مطرح است، که مسئولان اجرایی مخاطب این مطالبات تا چه حدّ به وظیفة خود عمل کرده اند؟ ... نیروهای مسلح ... و دیگران، چه اندازه وظیفه ای را که در این پیام از آنان، خواسته شده است به انجام رسانده اند؟(1)
لزوم جذب و تعلیم
نمازهای جمعه باید پایگاه جذب و نصیحت و تعلیم باشد. امامان محترم جمعه با کمک برگزارکنندگان مراسم نماز، همة سعی خود را در این جهت مبذول دارند.(2)
این مسئولیت سنگین، بر دوش دانشوران و آشنایان به معارف اسلامی است که نماز را به همه، بهخصوص به نسل جوان بهتر بشناسانند. از کودک دبستانی تا پژوهشگر دوره های عالی، هریک فراخور ذهن و معرفت
خود، می توانند در راه شناختن نماز و رازهای آن قدمهایی بردارند و با ناشناخته هایی آشنا شوند. حتی عرفای بزرگ نیز برای سالکان وادی معرفت، اسرارالصلوة نوشته و آموختهاند؛ یعنی اعماق این اقیانوس همچنان ناشناخته و پیمودنی است. در جامعة ما فصل مهمی باید در معرفی نماز در همة سطوح گشوده شود. (1)
کتابها و جزوه ها در سطوح مختلف و از دیدگاه های گوناگون بهوسیلة محققان و عالمان به سلک تحریر درآید و مایة کارهای هنری و ادبی گردد. (2)
آگاهان دینی و محققان و نویسندگان دراینباره مقالات و تحقیقات و کتابهایی فراهم کنند و بحث نماز بهطور مکرر در همة جایگاه های تبلیغ دین، با زبان ها و شیوه ها و از زاویههای گوناگون مطرح گردد. (1)
پدران و مادران با گفتار و کردار خود، فرزندان را به نماز تشویق و راهنمایی کنند. (2)
پدر و مادرها، کودکان و نوجوانان را با صورت و معنای این فریضه آشنا سازند و اگر باید از دیگران کمک گرفت، کتاب های شیرین و آسانفهم را برای کودکان خود بخوانند.(3)
توصیة مؤکد اینجانب به همه، بهویژه جوانان، آن است که خود را با نماز مأنوس و از آن بهره مند سازند؛ یعنی اینکه نماز را با توجه به معنی و با احساس حضور در محضر پرودگار متعال ـ جَلَّت عَظَمَتُه ـ بهجای آورند و
این کار را با تمرین بر خود هموار و آسان سازند تا بتوانند نوافل، مخصوصاً نافلة نمازهای صبح و مغرب را نیز ادا کنند. (1)
اگر هنوز در میان کسان و نزدیکان و دوستان آنان، کسی هست که خود را از فیض نماز محروم کرده باشد، او را از این گناه بزرگ و خسارت عظیم بازدارند و اینکار را با زبان خوش و رفتار حکیمانه انجام دهند. (2)
حضور جوانان و روحیه های بسیجی باید محیط مسجد را زنده و پرنشاط و آینده پو و لبریز از امید سازد.(3)
جوانان عزیز، دقایق معدود نماز را فقط برای نماز بگذارند و در طول نماز، تا آنجا که می توانند با تمرکز و حضور قلب، مایة زندگیبخش ذکر و تضرع را برای جان و دل نیازمند خویش تأمین کنند.(1)
1) . پیام به هفتمین اجلاس نماز 7/7/1376
وظایف همگانی
توجه به برکات عظیم مسجد؛
ساخت مسجد؛
عمران و آبادی مسجد؛
اهتمام به نماز جماعت؛
همه جا مسجد است؛
تولیداتی برای تمام جهان؛
پخش نوای اذان؛
توجه به مسجد؛
برنامه ریزی برای اقامة نماز؛
فضاسازی نمازی در کشور؛
مقدم داشتن نماز؛
توجه به مفاهیم نماز.
ستاد اقامة نماز
ترویج ذکر همگانی؛
توجه ویژه به جوانان؛
ترویج ترجمه نماز؛
ترویج نماز در روستاها.
خواص و بزرگان
ترویج عملی نماز؛
تقویت نماز جمعه؛
تولّی امر نماز در ادارات؛
جدیت در امر نماز؛
حضور در نمازخانه های عمومی.
اهل فرهنگ
الف) ارگان های فرهنگی
نشان دادن گوهر نماز؛
توجه به نماز در همایش ها؛
همکاری با ستاد اقامه نماز؛
توجه ویژه به ترویج نماز؛
لزوم تلاش برای اقامة نماز.
ب) صداوسیما
ترویج اولویتدهی به نماز؛
آموزش نماز و رازهای آن؛
ترویج هنری نماز؛
همکاری با ستاد اقامة نماز؛
نشان دادن گوهر نماز؛
توجه ویژه به ترویج نماز؛
لزوم تلاش برای اقامة نماز.
ج) هنرمندان
استفاده از زبان هنر؛
کاری شایسته؛
ترویج هنری نماز.
روحانیان و حوزه های علمیه
مدیریت مسجد؛
اهتمام به مراکز آموزشی؛
پرداختن به مفهوم و فلسفة نماز؛
فعالیت بیشتر در مساجد؛
تبلیغ نماز؛
اهتمام به اقامة نماز در مساجد؛
الگو بودن در امر نماز؛
بیان معارف نماز؛
طرح مباحث کلامی، عرفانی و اجتماعی نماز؛
استفاده از طلاب جوان؛
هجرت هفتگی به روستاها؛
توجه به مجامع دانشجویی و دانش آموزی.
وزارتخانه های آموزش و پرورش، و علوم
الف) مدیران ارشد
اولویت مسجدسازی؛
همکاری با ستاد اقامة نماز؛
توجه ویژه به ترویج نماز؛
لزوم تلاش برای اقامة نماز؛
ب) مؤلفین کتب درسی
پرداختن به رازهای نماز؛
سخنانی تازه در بحث نماز؛
طرح مباحث عمیق؛
متون نمازی برای همة دوره ها.
ج) معلمان و اساتید
تشویق به نماز؛
توجه به درس نماز؛
اهتمام به نماز و تشویق به آن؛
اولویت دهی به نماز.
متولیان مساجد
مقدمه
لزوم توجه به نمادهای ذکر خدا در شهرها؛
لزوم نشاط در مساجد؛
خردمندی و دلسوزی امام جماعت؛
برگزاری برنامه های علمی و اخلاقی؛
جذب جوانان؛
ارتباط با مراکز آموزشی محل؛
ارتباط گیری همه جانبه؛
پاکیزگی مسجد و ارتبط با مأمومین
پرهیز از آزار مجاوران؛
آراستگی مسجد؛
اهتمام به نماز جماعت؛
اقامة نماز صبح؛
باز بودن مساجد.
سایر مخاطبان
الف) مسئولان عمرانی
لزوم ساخت مسجد در اماکن عمومی؛
لزوم پیوست مسجد در پروژه های عمرانی؛
ساخت نمازخانه؛
ساخت نمازخانه و مسجد؛
ساخت مساجد در راه ها؛
اولویت دهی به مسجد؛
لزوم تلاش برای اقامة نماز.
ب) مسئولان حمل و نقل عمومی
برنامه ریزی برای اقامة نماز؛
امکانسازی اقامة نماز در شرایط مختلف؛
لزوم تلاش برای اقامة نماز.
ج) مسئولان ورزشی
برنامه ریزی برای اقامة نماز.
د) مسئولان نظامی
آموزش نماز به سربازان؛
لزوم تلاش برای اقامة نماز.
هـ) ائمه جمعه
لزوم جذب و تعلیم.
و) محققان و عالمان
تهیة منابع مورد استفاده برای هنرمندان؛
لزوم تحقیق، نگارش و تبلیغ نماز.
ز) والدین
اهتمام به نماز فرزندان؛
آموزش نماز به فرزندان.
ح) جوانان
انس با نماز؛
دعوت نزدیکان به نماز؛
حضور در مساجد؛
تمرکز در نماز.
مشهد مقدس، مهرماه 1370
بسم الله الرّحمن الرّحیم
تشکیل مجمعی از صاحب نظران برای اقامة نماز، یکی از شایسته ترین و ضروری ترین کارهایی است که باید در جمهوری اسلامی صورت می گرفت؛ زیرا برپا داشتن نماز، نخستین ثمره و نشانة حکومت صالحان است و در رتبة بعد از آن است که نوبت به «زکات» به مثابه تنظیم مالی جامعه و ریشهکن کردن فقر، و نیز «امربهمعروف و نهیازمنکر» یعنی سوق دادن به نیکی ها و بازداشتن از بدی ها می رسد.
«الّذینَ اِن مَکَّناهُم فِی الاَرضِ أَقاموا اَلصَّلاةَ وَ آتوا الزَّکاة وَ اَمَرُوا بِالمَعرُوفِ وَ نَهَوا عَنِ المُنکَر...» (حج، 41)؛ اقامة نماز فقط این نیست که صالحان، خود نماز بگزارند؛ این چیزی نیست که بر تشکیل حکومت الهی متوقف باشد؛
بلکه باید این ستون دین در جامعه بهپا داشته شود و همهکس با رازها و اشاره های آن، آشنا و از برکات آن برخوردار گردند.
درخشش معنویت و صفای ذکر الهی، همة آفاق جامعه را روشن و مصفا کند؛ و تن ها و جان ها با هم به نماز بشتابند و در پناه آن طمأنینه و استحکام یابند.
نماز، رکن اصلی دین است و باید اصلی ترین جایگاه را در زندگی مردم داشته باشد. حیات طیبة انسان، در سایة حاکمیت دین خدا، وقتی حاصل خواهد شد که انسان ها دل خود را با یاد خدا زنده نگه دارند و به کمک آن بتوانند با همة جاذبه های شر و فساد مبارزه کنند و همة بت ها را بشکنند، و دست تطاول همة شیطان های درونی و برونی را از وجود خود قطع کنند. این ذکر و حضور دائمی فقط به برکت نماز حاصل می شود و نماز درحقیقت، پشتوانة مستحکم و ذخیرة تمامنشدنی در مبارزه ای است که آدمی با شیطان نفس خود که او را به پستی و زبونی می کشد، و شیطان های قدرت که با زر و زور، او را وادار به ذلت و تسلیم می کنند، همیشه و در همه حال دارد. هیچ وسیله ای مستحکم تر و دائمی تر از نماز برای ارتباط میان انسان با خدا نیست. مبتدی ترین انسان ها، رابطة خود با خدا را به وسیلة نماز آغاز می کنند. برجسته ترین اولیای خدا نیز، بهشت خلوت انس خود با محبوب را در نماز می جویند.
این گنجینة ذکر و راز را هرگز پایانی نیست و هرکه با آن بیشتر آشنا شود، جلوه و درخشش بیشتری در آن می یابد. کلمات و اذکار نماز، هریک خلاصه ای است که به بخشی از معارف دین اشاره می کند و به طور مکرر و پی درپی آن را به یاد نمازگزار می آورد. نمازی که با تدبر در معانی و بدون سهو و غفلت گزارده شود، انسان را روزبه روز با معارف الهی آشناتر و به آن دلبستهتر می سازد.
نورانیت نماز و رازها و رمزهای آن و درس هایی که در آن گنجانیده شده، و اثر آن در ساختن فرد و جامعه، چندان نیست که بشود در مقالی کوتاه از آن سخن گفت؛ بلکه چنان نیست که بی خبری چون من، بتواند از اعماق آن خبری آورد.
آن چه من با قلم قاصر و معرفت ناچیز خود می گویم آن است که مردم ما و جامعة ما، و به خصوص جوانان ما که اکنون بار امانت سنگینی را بر دوش گرفته اند، باید نماز را منبع قدرتی لایزال بدانند، و در برابر جبهة فساد و بی عدالتی و کج روی که امروز بشریت را تهدید می کند، از نماز و یاد خدا نیرو بگیرند. میدان مبارزه ای که امروز پیش روی ماست، ما را به تکیه گاه مستحکم ذکر خدا و امید و اعتماد به او، بیش از همیشه و بیش از همه، محتاج می سازد، و نماز آن سرچشمة جوشانی است که این امید و اعتماد و قدرت معنوی را به ما می بخشد.
نمازِ با حضور و با توجه، نمازی که از یاد و ذکر، سرشار است، نمازی که آدمی در آن با خدای خود سخن می گوید و به او دل می سپارد، نمازی که والاترین معارف اسلام را پیوسته به انسان می آموزد، چنین نمازی انسان را از پوچی و بی هدفی و ضعف می رهاند و افق زندگی را در چشمش روشن می سازد و به او همت و اراده و هدف می بخشد و دل او را از میل به کج روی و گناه و پستی نجات می دهد. ازاینروست که نماز در همة حالات، حتی در میدان نبرد و در سخت ترین آزمایش های زندگی، اولویت خود را از دست نمی دهد. انسان همیشه به نماز محتاج است و در عرصه های خطر، محتاج تر.
حقیقت آن است که در کار معرفی نماز، کوتاهی های زیادی شده است و نتیجه آنکه نماز هنوز جایگاه شایستة خود را، حتی در نظام اسلامی ما، به دست نیاورده است. این مسئولیت سنگین، بر دوش دانشوران و آشنایان به معارف اسلامی است که نماز را به همه، به خصوص به نسل جوان بهتر بشناسانند. از کودک دبستانی تا پژوهشگر دوره های عالی، هریک فراخور ذهن و معرفت خود، می توانند در راه شناختن نماز و رازهای آن قدم هایی بردارند و با ناشناخته هایی آشنا شوند. حتی عرفای بزرگ نیز برای سالکان وادی معرفت، اسرارالصلوة نوشته و آموخته اند؛ یعنی اعماق این اقیانوس همچنان ناشناخته و پیمودنی است. در جامعة ما فصل مهمی باید در معرفی
نماز در همة سطوح گشوده شود. رسانه ها و به خصوص صداوسیما با شیوه های گوناگون، نماز را معرفی و یادآوری کنند. همه جا و همیشه در رادیو و تلویزیون، نماز در اولویت گذاشته شود و شوق ایمان و عطش یاد خدا در دل ها پدید آید. در کلاس های دروس دینی مدارس و دانشگاه ها، درس نماز جایگاه خود را بازیابد، و سخنان سنجیده و افکار بلند در بازشناسی نماز فراهم و در معرض ذهن و دل دانشجویان و دانش آموزان گذاشته شود.
فلسفة نماز و تحلیل رازها و رمزهای آن با زبان هنر، در معرض دید همگان قرار گیرد تا هرکس به قدر ظرفیت خود از آن متمتع گردد. کتاب ها و جزوه ها در سطوح مختلف و از دیدگاه های گوناگون بهوسیلة محققان و عالمان به سلک تحریر درآید و مایة کارهای هنری و ادبی گردد.
فصلی نیز باید برای آسان کردن انجام نماز گشوده شود:
در همة مراکز عمومی، مدارس، دانشگاه ها، کارخانه ها، سربازخانه ها، فرودگاه ها، ایستگاه های قطار، ادارات دولتی و امثال آن، جایگاه های مناسبی برای نماز پیش بینی شود. مساجد و نمازخانه ها پاکیزه و مرتب و رغبت انگیز باشد. نماز در وقت فضیلت و به جماعت گزارده شود. در هر محیطی، برجستگان و بزرگان آن بر دیگران پیش قدم شوند و عملاً اعتنا به نماز را به دیگران بیاموزند؛ و خلاصه در همهجا حرکت به سمت نماز و شتافتن به نماز محسوس باشد.
با این مقدمات، به خواست خداوند متعال و با توجهات و ادعیة زاکیة حضرت ولی اللهالأعظم ـ روحی فداه ـ ، کشور و جامعة ما به هدف های والای نماز نزدیک می شود و از برکات آن بهره می گیرد.
در پایان لازم می دانم از فراهم آورندگان این مجمع و همة کسانی که با وقوف بر اهمیت نماز، در راه اقامة آن تلاش می کنند، مخصوصاً از جناب حجت الاسلام آقای قرائتی که دلسوزانه و عاشقانه در این راه گام بر می دارند، صمیمانه تشکر کنم و قبول حضرت حق تعالی را برای این کوشش های مخلصانه، مسئلت نمایم.
والسلام علیکم و رحمة الله
سیدعلی خامنه ای
16/7/1370
مشهد مقدس، شهریورماه 1371
بسم الله الرّحمن الرّحیم
جناب حجتالاسلام آقای قرائتی ـ دامت افاضاته ـ، بسیار از جناب عالی و همکارانتان متشکرم که همت کرده و دومین مجمع اقامة نماز را برای گسترش دادن فرهنگ نماز و استحکام بخشیدن پایه های آن در جامعة اسلامی ایران، فراهم آورده اید؛ و امیدوارم همگی مأجور و به هدف مقدس خود نائل گردید.
امسال اگر این جانب باید پیامی به شما و آن مجمع محترم بدهم، این پیام آن است که همه، کوشش خود را برای تحقق توصیه های مندرج در پیام سال گذشته به اولین مجمع، بهکار برید و از اینکه آنها فقط نقشی بر کاغذ و الفاظی برای شروع بحث بمانند، مانع شوید.
بی شک ناگفته های باب نماز بسیار است و قاصری چون این جانب کوچکتر از آن است که به همة آن معارف دست یابد؛ چه رسد به اینکه آن را در پیامی یا پیام هایی بگنجاند و امید است به فضل الهی و دستگیری حضرت ولی عصر ـ ارواحنا فداه ـ راه درک و تفهیم آن به دیگران بر
دل های نورانی و بامعرفت هموار گردد؛ لیکن یکی از آنچه شناخته و دانسته ایم، راه شناخت بیشتر را بهروی ما باز می کند و معرفت ما را روشن تر و بی شبهه تر می سازد.
گزارش ها، گویای آن است که از سال گذشته تاکنون قدم های عملی قابل تقدیری در این راه برداشته شده است؛ ولی این از آنچه حق عظیم نماز در ایران اسلامی می طلبد بسی کمتر است. ان شاءالله همکاری همة دستگاه های اسلامی، اعم از آموزش و پرورش و دانشگاه ها و صداوسیما و سازمان تبلیغات اسلامی و مطبوعات و دیگر نهادها و سازمان های مؤثر بتوانند شما را در مقصود مقدستان یاری دهد. توفیق همگان را از خداوند خواستارم.
سیدعلی خامنه ای
21/6/1371
بابلسر، شهریورماه 1372
بسم الله الرّحمن الرّحیم
خدا را سپاس که تلاش مبارک شما دست اندرکاران ترویج فریضة نماز به سومین سالگرد رسید و کاری با چنین اهمیت، به اهتمامی پیگیر و خستگیناپذیر پیوست.
راز موفقیت در دسترسی به هدف های بزرگ و والا، همین پیگیری و استمرار در طلب است. این درس بزرگ را نیز در یکی از آثار مناجاتی مولای پرهیزگاران می آموزیم که:
«وَهَب لِیَ الجِدَّ فِی خَشیَتِکَ وَالدَّوَامَ فِی الأتِّصالِ بِخِدمَتِکَ».
نماز در عرصة تکاپوی لایزال و ناگزیری که بشر بدان مأمور بلکه مطبوع گریده است، بزرگ ترین فریضه و مؤثرترین ابزار است. شاید برخی این خصوصیت را برای نماز فقط در میدان تکاپوی فردی بهسوی کمال شناخته، و از نقش آن در صحنة جهاد جمعی و اجتماعی و در برابر معارضان پرقدرت دنیایی سخنی نشنیده باشند.
ازاینرو باید دانست که پایمردی در همه گونه رویارویی، وابسته به آن است که دل ها و اراده ها از صفا و توکل و اعتمادبهنفس و امید به فرجام، لبریز باشد، و نماز سرچشمة جوشانی است که اینهمه و بسی فیوضات دیگر را بر دل و جان نمازگزار سرازیر می کند و از او انسانی روشنضمیر و ثابتقدم و بی دغدغه و امیدوار می سازد.
اینکه در قرآن و سخن والای پیامبر خاتم6 نماز، بازدارنده از فحشاء و منکر و معراج مؤمن و تقربدهندة پرهیزگار و در یک سخن، بهترین نهاد دین معرفی شدة و پیامبر مکرم6، آن را روشنی چشم خویش خوانده است، باید ما را در فهم عظمت نماز به تأمل و ژرفنگری بیشتر بکشاند.
البته این نکته نیز شایان ذکر است که نماز همین بر زبان راندن کلمات و گزاردن حرکاتی معین نیست. آنهمه فیض و برکت، بر پدید آوردن امواج صوتی و اعمال بدنی بیآنکه روح ذکر و توجه در سراسر این کالبد دمیده باشد، مترتب نمیگردد؛ اگرچه حداقل تکلیف با آن ساقط می گردد. روح نماز، یاد خدا و خشوع و حضور در برابر اوست و این کلمات و اعمالی که با تعلیم الهی بر مکلف، واجب گشته است، بهترین قالب برای آن روح و نزدیک ترین راه به آن سرمنزل مقصود است.
نماز بی ذکر و حضور، کالبدی بی روح است که اگرچه نام نماز بر آن، مجاز نیست، لیکن اثر و خاصیت نماز نیز از آن مترقب نیست. از این
حقیقت، در آثار دینی با عنوان «قبولی نماز» سخن رفته است، و چنین آمده است که از یک نماز که تو می گزاری، تنها هرآنچه با حضور و توجه آورده شده، قبول است و بس.
اینک نماز، موهبتی بیبدیل و سرچشمة فیضی لایزال، در اختیار ماست که با آن، نخست از خویش و سپس از هرآن که بدو مهر می ورزیم، انسان صالح بسازیم. این دروازه ای است گشاده به عرصه ای پهناور و مصفا. دریغ است که آدمی عمری را در جوار بهشت مصفایی بگذراند و سری بدان نکشد و عزیزان خود را بدان سوق ندهد. وحی الهی به پیامبر عظیمالشّأن6 چنین فرمان داد:
«وأمر اهلک بالصلوة واصطبر علیها» (طه، 132).
امروز همة شما خود را طرف این خطاب بشمرید و نماز را، حقیقت مقدس و گوهر درخشان را، که عطیة الهی به امت محمد مصطفی6 است، قدر بشناسید.
در این وظیفه، هرکسی سهم ویژه ای دارد:
· پدران و مادران با گفتار و کردار خود، فرزندان را به نماز تشویق و راهنمایی کنند؛
· معلمان، شاگردان مدارس و دانشگاه ها را در سمت و سوی این حقیقت درخشان به حرکت وادار نمایند؛
· فضلا و علما و روحانیون محترم، امامت جماعت در مراکز آموزشی و اقامتگاه های دانشجویان، برای نسل نو را فرصتی مغتنم بشمرند؛
· نویسندگان کتاب های درسی، رازها و رمزها و درس های نماز را در کتاب های درسی بگنجانند؛
· وزارت ارشاد و سازمان تبلیغات و صداوسیما از هنر بهویژه هنر سینما برای نشان دادن گوهر نماز و چهرة نماز گزار بهره بگیرند. هنرمندان عزیز با زبان شعر و قصه و نقاشی و جز اینها، و با آفرینش آثار هنری باکیفیت، بلکه برجسته، دست چیرة هنر را به کاری چنین شایسته مشغول سازند؛
· در مدارس، معلمان و مدیران، و در همة مراکز، مسئولان، با حضور خود در صفوف نماز، نمازگزاران را تشویق کنند؛
· در گردهمایی های علمی و فرهنگی و آموزشی و تبلیغی، نماز را در وقت خود همچون الهامبخش صداقت و هدایت بهجای آورند؛
· نویسندگان و گویندگان دینی دربارة نماز و مفهوم و فلسفه و هدف و آثار و برکات و احکام آن بگویند و بنویسند؛
مردم، مساجد را با حضور در نمازهای جماعت که بهترین شیوة نماز گزاردن است، رونق بخشند. در همة بناهای عمومی و جای هایی که همواره به طبع حال، مردمی در آن گرد می آیند، مانند فرودگاه ها و
· ایستگاه های قطار و بندرها و عزیمتگاه های خودروهای همگانی و ادارات دولتی و بوستان های شهری و مانند اینها، نمازخانه ها یا مساجدی بنا کنند و افزون بر این، مردم، هر زمین پاکیزه و مناسبی را به هنگام درآمدن وقت نماز، مسجد به شمار آورند و در آن به نماز بایستند.
از اینگونه کار برای هرکسی و قشری از مردم هست که هرکس باید کنکاش کند و سهم خود را از این فریضه همگانی را بیابد و بدان دست زند.
در چنین وضعی است که جامعة اسلامی ما توانسته است نماز را اقامه کند و مصداق این آیة کریمه گردد که:
«الّذینَ اِن مَکَّناهُم فِی الاَرضِ أَقاموا اَلصَّلاةَ وَ آتوا الزَّکاة وَاَمَرُوا بِالمَعرُوفِ وَنَهَوا عَنِ المُنکَر وَلِلّهِ عاقِبَةُ الاُمُور» (حج، 41). صدق الله العلی العظیم.
توفیق همة آحاد مسلمان را در درست انجام دادن این وظیفة الهی مسئلت می کنم.
والسلام علیکم و رحمةالله
سیدعلی خامنه ای
16/6/1372
شیراز، شهریورماه 1373
بسم الله الرّحمن الرّحیم
با فرا رسیدن موسم گردهمایی های سالیانة نماز، بار دیگر فضای فرهنگی کشور با نام و یاد همگانی این فریضة عظمی، معطر و منور گردیده است. همان طور که مژدة قیام نماز، پیامبر عظیمالشأن6 را ـ چنان که در حدیث آمده است ـ به وجد می آورد و به بلال، مژده رسان همیشگی نماز، می فرمود: «ارحنا یا بلال»؛ یعنی ای بلال؛ دلم را با اذان که مژدة نماز است، راحت بخش! همان طور هم بزرگداشت نماز و گستردن و بلند کردن نام آن، دل بندگان خدا را وجد و نشاط می بخشد و ابرهای تیرة ملال و اضطراب را از آفاق آن، پراکنده می سازد، و این برخاسته از ویژگی خود نماز است که مایة آرامش دل ها و برطرفکنندة نگرانی ها و دغدغه های روحی در نمازگزار است.
باری، اینک دو سه سالی است که به همت مردان صاحبهمتی، ایران اسلامی بهسوی حق گزاری نماز پیش می رود. اگرچه ایرانیان مؤمن، هرگز به نماز پشت نکرده و این نعمت بزرگ خدا را ناسپاسی ننموده اند، لیکن
حق نماز نیز غالباً چنان که باید، گزارده نشده است و اکنون این امید کمکم در دل پدید می آید که در آینده ای نزدیک ـ به خواست خدا ـ نماز بهدرستی حق گزاری شود.
پدیده های زیبایی چون اقامة نمازهای جماعت در سطح شهرها، در میدان ها و بوستان ها و ورزشگاه ها، ساختن تالارهای بزرگ و مناسب نماز در برخی و ساختن یا آماده کردن نمازخانه در برخی دیگر از جاها، گرد آمدن بیشازپیش مردم و بهویژه جوانان در بسیاری از مساجد، برپا داشتن نماز جماعت در ظهر عاشورا در میان مراسم عزاداری، نوشتن کتاب های بسیار در باب نماز و جز اینها، همه و همه برانگیزاننده های آن امید بزرگ است.
نشانه ها و شاخص هایی هست که هرگاه و هرجا دیده می شوند، می توان گفت: حق نماز، گزارده شده است.
نخست همگانی شدن نماز است. ناسپاسی بزرگی است که کسی در محیط اسلامی بهسر برد و نماز را که برترین وظیفة هر مسلمان است، به جا نیاورد. چنین کسی نزد خدا و نزد بندگان خدا روسیاه و در حق خود، مقصر است؛ چراکه خویش را از برکات نماز محروم ساخته و دربارة نماز کوتاهی کرده است. آنگاه که در جامعة اسلامی همگان، از پیر و جوان و نوجوان، و در هر موقعیت اجتماعی یا خانوادگی، و در همة شرایط زمانی و مکانی و جوی، و در آسایش و در رنج و شادی و غم، نماز را چون پایة دین
و بخشی از زندگی یک مسلمان، به جای آورند و به هیچ بهانه، عمداً آن را ترک نکردند، مهم ترین نشانة حق گزاری نماز آشکار شده است.
نشانة دیگر، نیکو بهجای آوردن نماز است؛ یعنی با توجه به معنی و مفهوم کلمات نماز و همراه با خشوع و حضور، و این روح نماز است که بدون آن، نماز کالبدی است بی جان، و اگرچه ساقط کنندة اقل تکلیف، ولی نه برآورندة همة هدف ها و مقاصد تشریع. این یک، البته نیازمند آموزش و نیز تمرین است و اگر به کمک الهی، تأمین شود، عمق روحیة دینی و برکات فراوان ایمان و عمل را با خود تأمین خواهد کرد.
نشانة دیگر، آبادی مساجد و افزایش نمازهای جماعت است، و این به معنای بروز برکات نماز در سطح همکاری و همدلی اجتماعی است. بی شک این فریضه نیز با همة اتکالش به عامل درونی، یعنی توجه و ذکر و حضور، همچون دیگر واجبات دینی، ناظر به همة عرصة زندگی انسان است و نه به بخشی از آن، یعنی زندگی فردی و شخصی هرکس و آنجا که پای فعالیت و نشاط دستهجمعی افراد جامعه به میان می آید، نماز همچون گرم ترین و پرشور ترین عبادت دستهجمعی، نقش بزرگی را بر عهده می گیرد. مظهر این خصوصیت، همین نمازهای جماعت پنج گانه و نماز جمعه و نمازهای عید است.
نشانة دیگر، مطرح شدن نماز در عرصة مطالعات و تحقیقات علمی است. همان طور که بحث فقهی دربارة نماز و مقدمات آن، طولانی ترین
مباحث فقهی در حوزه های علمیه را تشکیل می دهد، بحث کلامی و عرفانی و اجتماعی نماز نیز باید سلسلة مهمی از مباحث دینی مطرح در سطح جامعه را پدید آورد. آگاهان دینی و محققان و نویسندگان دراینباره مقالات و تحقیقات و کتاب هایی فراهم کنند، و بحث نماز بهطور مکرر در همة جایگاه های تبلیغ دین، با زبان ها و شیوه ها و از زاویههای گوناگون مطرح گردد. در کتاب های درسی دوره های مختلف، بهتناسب فصل، فشرده یا گسترده ولی بههرحال، عمیق و متینی دربارة نماز گنجانیده شود.
در صداوسیما، نماز همچون موضوعی که باید به همه آموخت، تلقی گردد و در برنامه ای جداگانه یا در دل برنامه های گوناگون، از آن سخن رود، و اعماق و رازها و درس های آن برای همة مردم بیان گردد. در سخنرانیهای دینی در مساجد و غیره، بارها و بارها معارف نماز نیز همچون مسائل آن بازگو شود.
نشانة دیگر آن است که در همة جای ها و ساختمان های عمومی و دولتی، نمازخانه ای درخور دیده شود و نماز گزاردن در همه جا برای همه، کاری در دسترس بهشمار آید.
نشانة دیگر آن است که بزرگان جامعه و کسانی که چشم ها به آنها دوخته شده و انگشت ها آنها را نشانه کرده است، در مراکز همگانی نماز دیده شوند و نمازخانه های مراکز عمومی، ویژة آدم های بیکار یا فرودست شمرده نشود.
و نشانه های دیگری که با تدبر می توان بدانها دست یافت.
هرگاه این نشانه ها، همه در جامعه ای پدید آید، بهحق باید گفت که حق نماز در آن جامعه ادا شده است و هرچه این نشانه ها بیشتر باشد گرایش به حق گزاری نماز بیشتر است.
این جانب با دعا برای دستاندرکاران این حرکت الهی و به ویژه برای جناب حجت الاسلام آقای قرائتی که تلاش عظیمی را وقف این کار کرده اند، و تشکر از کسانی که به این دعوت حق پاسخ مثبت گفته اند و بهویژه از عزاداران عاشورای حسینی امسال که در روز عاشورا جلوة باشکوهی از نمازگزاری را نشان دادند، از خداوند متعال خواهانم که کشور ما و مردم ما را در این فریضة بزرگ نیز مانند بسی کارهای مهم دیگر، الگو و نمونة برتر سازد و ادعیة زاکیة حضرت بقیةالله الاعظم ـ ارواحنا فداه و عجل الله فرجه ـ را شامل حال ملت و کشور فرماید.
والسّلام علیکم و رحمةالله
سید علی خامنه ای
10/6/1373
تبریز، شهریورماه 1374
بسم الله الرّحمن الرّحیم
اکنون چند سالی است که چنین روزهایی در کشور ما، موسم نماز است؛ یعنی فضای سراسر کشور به عطر دل انگیز یاد و نام نماز، آغشته است و انسان هایی روشن بین و باایمان، با شور و نشاط همه جا از نماز می گویند و به نماز فرامی خوانند و برای اقامة نماز، مجاهدت می کنند. این تلاش مبارک، شایستة آن است که ازسوی همة کسانی که به حیات طیبة اسلامی و زندگی در سایة حق و عدالت دل بسته اند، گرامی داشته شود و به پیوسته ماندن آن، کمک شود.
اقامة نماز در کشوری که پرچم اسلام را بر فراز سر خویش برافراشته و به حاکمیت اسلام مفتخر گردیده، یکی از واجب ترین فرایض است؛ زیرا همة هدف های یک جامعة نیکبخت از قبیل تأمین عدالت اجتماعی، دستیابی به رفاه عمومی و شکوفایی مادی، پرورش استعدادها و خلاقیت ها در آحاد مردم، برخورداری از دانش و بینش و تجربه، عزت و استقلال و اقتدار ملی، گسترش اخلاق انسانی و روابط سالم میان آحاد مردم و دیگر هدف های والا، درصورتی تأمین می شود که تربیت فردی و تهذیب اخلاقی
در آحاد مردم به ویژه در کارگزاران امور کشور، تأمین شود و انسان هایی پاک و برخوردار از همت و توکل و اخلاص و صبر و سخت کوشی در آن جامعه باشند که به یاری این پشتوانة روحی، توانایی برداشتن بارهای سنگین را دارا باشند و در برابر موانع گوناگون و به ویژه امواج فساد و تباهی، یارای ایستادگی داشته باشند. هرچه شمار اینگونه انسان ها در جامعه و کشوری بیشتر باشد، افق آیندة آن جامعه و آن کشور، روشن تر و حرکت بهسوی نیکبختی در آن جامعه و آن کشور ممکن تر و آسان تر خواهد بود.
اهمیت نماز و یکی از رازهای پافشاری بر آن در معارف اسلامی را از آنچه گفتیم، می توان دانست؛ زیرا نماز، برترین چیزی است که می تواند همة افراد جامعة مسلمان را، به تهذیب اخلاقی و تعالی روحی و معنوی برساند.
سه خصوصیت عمده در نماز هست که نقش برتر آن را در تهذیب نفس و پرورش روانی انسان ها پدید می آورد:
نخست آنکه نماز، با شکلی که در اسلام برای آن معین گشته یعنی حرکات و اذکار مخصوص، به طور طبیعی، نمازگزار را به دوری از گناه و آلودگی فرامی خواند: «اِنَّ الصلوةَ تَنهی عَنِ الفَحشاءِ وَالمُنکَر» (عنکبوت، 45).
این فراخوانی پیوسته، توانایی آن را دارد که هرکس را از منجلاب ها رها سازد و عروج بخشد؛
دوم آنکه در او روح پرستش و خضوع در برابر حضرت باریتعالی را که محبوب حقیقی و فطری هر انسان است، زنده می کند و غبار فراموشی از این حقیقت درخشنده را که در ژرفای فطرت او نهاده شده است، می سترد؛
سوم آنکه به جان و دل نمازگزار، آن آرامش و اطمینانی را که شرط اصلی موفقیت در همة عرصه های زندگی است، هدیه می کند و تزلزل و اضطراب را که مانع بزرگی در راه اقدام مجدّانه برای پرورش اخلاقی است، از او دور می سازد.
هریک از سه خصوصیتی که گفته شد درخور آن است که با تدبر و ژرف نگری دیده و سنجیده شود و از این راه، بسیاری از معارف نماز آشکار خواهد شد.
اکنون هنگامی که می بینیم نماز با این ویژگی ها و کارسازی استثنایی اش، گستردگی بهاندازة گسترة همة جامعة اسلامی دارد، یعنی همه در هر حال و هرجا وظیفه دارند آن را بهجای آورند و هیچکس، هرگز از قلمرو این فریضة الهی بیرون نیست، درمی یابیم که اندازة تأثیر آن در تأمین شرط نیکبختی یک ملت و یک جامعه، چقدر زیاد است.
حقیقت آن است که هرگاه در میان مردمی نماز با همة شرایطش رواج داشته باشد، همین یک واجب الهی آنان را تدریجاً به همة نیکبختی می کشاند و خیمة دین را در زندگی آنان برپا می سازد.
ناگفته نگذاریم که اینهمه، دربارة نمازی است که با روح آن یعنی توجه و حضور قلب بهجای آورده می شود. چنین نمازی، نمازگزار را با همة آفرینش، هماهنگ و همسو می سازد و راه را برای تحقق سنت های الهی در طبیعت و تاریخ باز می کند؛ چراکه در بینش اسلامی همة آفرینش در حال تسبیح و عبودیت حضرت حق است:
«یُسَبِّحُ لِلّهِ ما فِی السَّمواتِ وَما فِی الأَرضِ...» (جمعه، 1).
توصیة مؤکد این جانب به همه، به ویژه جوانان، آن است که خود را با نماز مأنوس و از آن بهره مند سازند؛ یعنی اینکه نماز را با توجه به معنی و با احساس حضور در محضر پرودگار متعال ـ جَلَّت عَظَمَتُه ـ بهجای آورند و این کار را با تمرین بر خود هموار و آسان سازند تا بتوانند نوافل، مخصوصاً نافلة نمازهای صبح و مغرب را نیز ادا کنند و اگر هنوز در میان کسان و نزدیکان و دوستان آنان، کسی هست که خود را از فیض نماز محروم کرده باشد، او را از این گناه بزرگ و خسارت عظیم بازدارند و این کار را با زبان خوش و رفتار حکیمانه انجام دهند. البته پدران و مادران نسبت به نماز فرزندان خود مخصوصاً نوجوانان، مسئولیت بیشتری دارند.
این جانب در پیام نماز سال های گذشته، توصیه هایی به دست اندرکاران و مسئولان دستگاه های گوناگون در باب نماز کرده ام؛ بجاست هیئتی از
این مجمع نماز، دربارة آنها به جست وجو و فحص پردازد و گزارشی از چگونگی و اندازة تحقق آن خواسته ها فراهم آورد.
در پایان با دعا برای همة شما عزیزان دست اندرکار مسئلة نماز، امیدوارم زحمات شما مقبول الهی و منظور نظر حضرت ولی اللهالاعظم ـ ارواحنا فداه و سلام الله علیه ـ باشد.
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته
سید علی خامنه ای
14/6/1374
زنجان، شهریورماه 1375
بسم الله الرّحمن الرّحیم
خداوند متعال را سپاس می گویم که دل های نورانی و پاکیزه ای را به کار نماز و ترویج و برپاداری آن، برانگیخته و شوق مجاهدت و تلاش مخلصانه در این راه را به آنها بخشیده است. ثمرة کوشش های هوشمندانة جمع شما در این چند سال، آن شده است که نماز که مظهر کامل پرستش و نیایش و رازگویی و نیازجویی و عشق و ایمان به محبوب فطری عالم وجود است، پرتوی درخشان تر و حضوری برجسته تر در ذهن و عمل جامعة اسلامی ما یافته است. اکنون بحمدالله در بسیاری از جاهایی که جماعت مردم در آن گرد می آیند و به ویژه مراکز گردآیی جوانان مانند مدارس و دانشگاه ها و سربازخانه ها و بوستان ها و نیز دانشگاه های دولتی و راه ها و غیره، نماز، حاضر و بارز و چشم و دلنواز است. نوشته ها و گفته های بسیار در رسانه ها و در کتاب ها و درس ها و برنامه های هنری و تبلیغی، به نماز می پردازد و ذهن ها و دل های کسان بی شماری را به این تکلیف شیرین و دل نشین، متمایل می سازد و به گزاردن آن وامی دارد.
شک نباید کرد که این، راهی است بهسوی کامیابی و توفیق در همة مهامّ شخصی و اجتماعی، راهی است بهسوی سعادت و فلاح «قَد اَفلَحَ المُؤمِنونَ؛ الَذیِنَ هُم فِی صلوتِهِم خاشِعونَ» (مؤمنون، 1ـ2) چه افراد و جماعاتی که با شناختن قدر و جایگاه ذکر و خشوع و انابه ـ که نماز مظهر کامل آن است ـ و همراه کردن کار و ابتکار دنیایی با آن، به قله های تعالی و کمال رسیدند، و چه بی خبران و کوته نظرانی که با غفلت از این راز بزرگ هستی، خود را از سعادت کامل محروم ساختند و چه درصورت تلاش و کار مادی و چه درصورت بیکارگی و تنبلی، هرجا بهگونه ای خود را در منجلاب های محرومیت و ناکامی غرقه ساختند.
انسان هایی که تلاش و مجاهدت در عرصة زندگی بشری را با یاد خدا و انس با او و عشق به او همراه می سازند، خوشبختی در معنای حقیقی آن را درمی یابند و آن را برای جسم و جان خود فراهم می کنند.
شما برادران و خواهرانی که به امر نماز همت گماشته اید از این دیدگاه، در تدارک بزرگ ترین خدمت به مردم و کشور خود هستید و بی گمان، ملت ما از معرفت به نماز و عمل به آن بهر ه های بزرگ در همة عرصه های زندگی خود خواهد برد.
مسئولان محترم اقامة نماز گزارش امیدبخشی از بهکار بستن سفارش های قبلی دربارة نماز داده اند. این جانب پس از سپاس از آنان و از
همة بخش هایی که به آن سفارش ها جامة تحقق پوشانده اند، به همة دست اندرکاران این مهم و دیگر مدیران و مسئولان کشور توصیه می کنم که:
برای تبیین ژرفای نماز و معرفی رازها و زیبایی های آن، دست به تلاش پیگیر و همهجانبه ای زده شود. در کتاب های معارف دانشگاه ها و کتب درسی دوره های پیش از دانشگاه و جزوه های کوچک و قابل فهم همه، سخنان نغز و پرمغز و مضمون های تازة فراوان دراینباره وارد شود؛
احکام فقهی نماز بهصورت آسان و روان منتشر شود و جزوه ها و نوارهای صوتی و تصویری مناسب برای فرستادن به میان ملت های دیگر، آماده گردد؛
اذان از حنجرة اشخاص خوشصدا در همهجا پخش شود و هیچ شهر و محله ای محروم از آهنگ اذان نماند؛
مساجد، به شکل شایسته غبارروبی شود و خدمت به مسجد، کاری مردمی و همگانی شمرده شود؛
نماز صبح در مساجد اقامه شود؛
نمازهای جمعه در هر شهر با شرکت فرزانگان و اصحاب معرفت در ستادهای آن، پربارتر گردد؛
مدیران دستگاه های اداری و دولتی، خود متصدی اقامة نماز در آن دستگاه ها شوند؛
در سربازخانه ها، آموزش نماز و عمل به آن از آنچه هست، جدی تر گرفته شود؛
در میان جاده های بیابانی، مسجد به قدر کافی ساخته شود و در شهرهای سر راه در همة 24 ساعت، مسجد باز و آماده وجود داشته باشد؛
در شهرها و شهرک هایی که تازه ساخته می شود، مسجد جامع، نخستین بنا و مرکز حقیقی شهر قرار گرفته و ساخته شود؛
در همة اجتماعات با فرارسیدن وقت نماز، نمازبهپاداشته شود و اجتماعاتی که به خاطر انبوهی آن یا به هر جهت دیگر قادر به این کار نیستند برنامة زمانبندی آنها جوری تنظیم شود که با وقت نماز تصادف پیدا نکند؛
و به طور خلاصه، وضع شهرها و روستاهای کشور را جوری کنید که هرکس که تازه وارد آن می شود، آن را محیط اهتمام به نماز و جایگاه اقامة آن بداند.
توفیقات همة شما را از خداوند خواستارم.
سیدعلی خامنه ای
31/6/1375
ارومیه، مهرماه 1376
بسم الله الرّحمن الرّحیم
در میان مجموعة وظایف خطیری که با استقرار حاکمیت الهی در نقطه ای از زمین، بردوش مؤمنان و بندگان زبدة خداوند قرار می گیرد، قرآن، اقامة نماز را شأنی ویژه بخشیده و آن را در صدر فهرست، جای داده است:
«الّذینَ اِن مَکَّناهُم فِی الاَرضِ أَقآموا اَلصَّلاةَ ...».
اگر برپا داشتن نماز در میان مردم، نقشی بنیانی نمی داشت و همچون پایة استواری برای پیشبرد هدف های بزرگ نظام اسلامی بهشمار نمی آمد، چنین تأکید بلیغی بر اهمیت نماز نمی شد.
حقیقت آن است که نماز با نقش عظیم تربیتی، با تأثیر شگرف در ایجاد آرامش و سکینة قلبی مؤمنان، با دمیدن روح توکل و تقوا و اخلاص در نمازگزار، با ایجاد فضای تقدس و معنویت در پیرامون نمازگزار که موجب دوری او و دیگران از گناه است، و با درس های معرفتی گوناگون که در الفاظ و اذکار آن نهفته است، بسی بیش از صرفاً یک وظیفة شخصی، و درواقع دارای نقش کلیدی در ادارة فرد و جامعه است.
تأکیدهای بلیغی که بر گزاردن این واجب شده؛ و حتی پدر و مادر موظف شده اند که فرزند خود را از دوران کودکی با آن مأنوس سازند، در میان همة واجبات دینی، بی نظیر است، و این به خاطر نقش استثنایی نماز در تنظیم انگیزه های روانی فرد و تأمین فضای مساعد برای تحمل بارهای سنگین وظیفه، در جامعه است. با توجه به همة این جهات، به حق باید نماز را برترین اعمال دانست و صلای «حَیَّ عَلی خَیرِالعَمَل» را در بانگ نماز، سخنی حکمتآمیز بهحساب آورد. نماز است که مایه های لازم ایثار و گذشت و توکل و تعبد را که پشتوانة حتمی واجبات پرخطر و دشوار همچون جهاد و نهیازمنکر و زکات است، در روح آدمی پدید می آورد و او را شجاعانه بدان میدان ها گسیل می دارد. هنگامی که به خاطر هجوم دشمن، فریضة جهاد اهمیت می یابد، یا براثر دشواری زندگی قشرهایی از مردم، فریضة زکات و انفاق، همه را مخاطب می سازد، یا بهاقتضای تلاش دشمن در عرصة فرهنگ و اخلاق، امربهمعروف و نهیازمنکر، واجب همگانی می شود، در همة این شرایط، نماز، نهفقط از شأن «خیرالعملی» فرو نمی افتد، بلکه به مثابه پشتوانة روحی و معنوی همة مجاهدت ها و ایثارها و خطرپذیری ها، بر اهمیت آن افزوده می شود.
امروزه با سیطرة نظم ماشینی بر همة جامعه های بشری، انسان و انسانیت ها سخت در فشارند. آحاد بشر در چنین نظمی ناگزیرند آهنگ
زندگی فردی و اجتماعی را، با نواخت سنگین و روحگداز ماشین، همسان و یکآهنگ کنند. رحم و مروت و گذشت و ایثار و بسی ارزش های اخلاقی دیگر، در این همنواختی است که کمتأثیر و بی رنگ می شود؛ و خانواده و اخلاق همزیستی مهرآمیز خانوادگی، در چنین وضعی است که پایمال و منهدم می گردد. از ده ها سال پیش دلسوزان و تیزبینان، حتی در قلب محیط تمدن صنعتی و ماشینی، این خطر را احساس کرده و هشدار داده اند، و با تأسف، هنوز میلیون ها انسان ـ به ویژه جوانان که احساسات لطیف تر و روحیة آسیب پذیرتر دارند ـ در این بلای بزرگ همچنان بی دفاع و بی علاج اند.
نیاز به رابطة معنوی با خداوند رحیم و کریم، بدینجهت امروز برای مردم دنیا از همیشه حادتر و جدی تر است و نماز برترین و کارآمدترین وسیله برای تأمین این نیاز است. بشریت امروز به نماز خالص و کامل و پرشور اسلامی، از همیشه نیازمند تر است و شما مسئولان امر ترویج نماز، باید به کمک الهی بتوانید، نهفقط نسل روبهرشد و بالندة جوان کشورمان، بلکه همة جان های نیازمند و کام های تشنة بشر متحیر در سراسر جهان را، اشباع کنید و از سرچشمة فیاض نماز بهره مند سازید.
این جانب ضمن تقدیر از زحمات شما عزیزان که سالبهسال، گسترده تر و بارآورتر می شود، شما و دیگر مسئولان و همة ملت عزیز را به نکات زیر توصیه می کنم:
آشنایان با معارف اسلامی، شأن نماز و روح و محتوا و گسترة تأثیر آن را در جان فرد و مجتمع را با شیوه های رسا، تبیین کنند، و به ویژه هنرمندان برای این مقصود از ابزار کارآمد هنر بهره بگیرند؛
پدر و مادرها، کودکان و نوجوانان را با صورت و معنای این فریضه آشنا سازند و اگر باید از دیگران کمک گرفت، کتاب های شیرین و آسانفهم را برای کودکان خود بخوانند؛
معلمان مدارس در هنگام نماز، نوجوانان پسر و دختر را به حضور در نمازخانه های مدارس تشویق کنند و خود پیش از همه به نماز بشتابند؛
مسئولان پرورشی مدارس، نماز را در رأس برنامه های پرورشی بهشمار آورند؛
مسئولان ورزش کشور، محیط ورزش را با یادآوری و اقامة نماز، روح بخشند و در تعیین وقت مسابقات ورزشی، ساعت نماز را فارغ و زمین و زمان را آمادة برگزاری نماز کنند؛
برنامهریزان حرکت رسانه های سفری مانند قطار و هواپیما و غیر آن، حفظ وقت و امکان نماز مسافران را در برنامه یریز ها در نظر بگیرند؛
ائمة محترم جماعات، مساجد را از همیشه فعال تر کنند و آموزش ترجمه و مفهوم و روح نماز را به شکل نوین و جذاب، در برنامه های خود بگنجانند؛
نویسندگان کتب معارف دبیرستان ها و دانشگاه ها، نماز را از موضوعات مورد بحث آن کتاب ها قرار دهند و در آن، بحث های عالمانه و عمیق را دراینباره مطرح سازند؛
جوانان عزیز، دقایق معدود نماز را فقط برای نماز بگذارند و در طول نماز، تا آنجا که می توانند با تمرکز و حضور قلب، مایة زندگیبخش ذکر و تضرع را برای جان و دل نیازمند خویش تأمین کنند؛
همگان، نماز را که داروی شفابخش روح و مایة صفا و آرامش و نورانیت است، بر همة کارهای دیگر مقدم دارند و در هیچ شرایطی خود را از آن محروم نسازند و هرگز به بهانة مشغله و گرفتاری، این حضور رهایی بخش در محضر آفریدگار رحیم و کریم و عزیز را از دست ندهند.
خداوند فیض نماز را بیشازپیش بر این ملت مؤمن و نمازگزار، ارزانی فرماید.
والسلام علیکم و رحمة الله
سیدعلی خامنه ای
7/7/1376
تهران، شهریورماه 1377
بسم الله الرّحمن الرّحیم
نظام اسلامی که برترین هدفش، پرورش انسان های والا و بافضیلت است، سازندگی فرد و جامعه را از هر دو سو، یعنی هم از جسم و هم از جان، هم در عرصة مادی و هم در ساحت معنوی به پیش می برد، و هر دو بال پرواز و تعالی آدمی را می گشاید و می آراید.
عبادات و در رأس آنان نماز، بدینجهت است که چنین اهمیتی می یابد و نماز ستون دین نامیده می شود. نماز آنگاه که با توجه و حضور همراه است، نهتنها دل و جان نمازگزار، که فضای پیرامون او را نیز لطیف و نورانی و معطر می سازد و به خانه و خانواده و محیط کار و محفل دوستان و مجامع شهروندان و همة فضاهای زندگی پرتوافشانی می کند.
هرچه نمازگزاران بیشتر متوجه و خاشع و ذاکر شوند، ظلمات خودخواهی ها و خودکامگی ها و بددلی ها و آزمندی ها و تجاوزگری ها و حسادت ها و بدخواهی ها کمتر می شود و نور رستگاری بر پیشانی زندگی، بیشتر می درخشد. ریشة همة تلخ کامی های بشر در غفلت از خدا و محدود
شدن به منافع شخصی است. نماز، آدمی را از این حصارهای ظلمانی می رهاند و شهوت و غضب او را بهسوی حقیقت متعالی و خیر همگانی هدایت می کند. نماز خاشعانه و سرشار از حال و حضور، بهشتی واقعی، نخست در دل و جان نمازگزار و به تدریج در محیط زندگی می آفریند، و صلاح و فلاح را به انسان هدیه می کند. ازاینرو، در همة ادیان الهی، نماز گزاردن، اصلی ترین ادب دینداری و آشکارترین و عمومی ترین نشانة ایمان است. کامل ترین و زیباترین نمازهاست.
یکی از برکات انقلاب اسلامی در سال های اخیر آن است که دل های پرشور و شوقی را به اهمیت و والایی فریضة نماز توجه داده و ترویج روزافزون این پایة اساسی دین را، مرکز همت و تلاش آن ساخته است. اکنون در سال، هزاران تلاش گران بها، با اهتمام و کوشش صادقانة آنان، صرف آن می شود که راه روشن نماز بهروی همگان گشوده شود و نمازگزاران بیشتری توفیق نماز باتوجه و تذکر بیابند. انواع فعالیت های فرهنگی و هنری و تحقیقی و اجرایی در فهرست طولانی این تلاش ها قرار دارند. این جانب وظیفة خود می دانم که از این تلاشگران مؤمن که مشتمل بر مسئولان عالی رتبة دولتی، و علمای معزز دینی، و برجستگان فرهنگی و علمی و هنری، و جوانان پرشور و زنان و مردان مؤمن از بخش های گوناگون اجتماع است، صمیمانه سپاسگزاری کنم و به طور ویژه
از روحانی آگاه و دلسوز جناب حجت الاسلام قرائتی که نیروی عظیمی را در این راه بسیج کرده اند، تشکر نمایم.
اکنون لازم می دانم تذکراتی را به شما و همة مردم عزیزمان عرض کنم:
همة آحاد نمازگزار باید سعی کنند که نماز را با توجه به معانی کلمات بخوانند؛ یعنی در نماز با خدای عزیز و رحیم سخن بگویند. این است آن سرچشمة فیضی که جان نمازگزار را سیراب می کند. البته این حقیقت نباید دستاویزی برای نفس بهانه گیر باشد که اگر توفیق چنین توجه و حضوری نیافت، نماز را ترک کنند. نماز درهرصورت، واجب و فریضه است و تارک نماز بزرگ ترین فرصت ارتباط با خداوند سبحان را از دست می دهد؛
لازم است دست اندرکاران، اوراقی شامل ترجمة نماز در همة سطوح، فراهم و میلیون ها نسخه از آن را در همهجا منتشر کنند. به هرکسی باید این امکان را بدهید که معانی کلمات نماز را بفهمد؛
فصل تازه ای از اقامة نماز ـ که بحمدلله در سطح شهرهای دیگر کشور تا حدود گسترده ای صورت گرفته ـ باید در سطح روستاهای کشور آغاز شود. ترویج صورت و معنای نماز در روستاها را با برنامه ریزی وسیع، آغاز کنید؛
چه نیکوست که از همة شهرهایی که در آن حوزة علمیه و طلاب علوم دینی حضور دارند، در همة شب های جمعه گروه هایی به روستاها اعزام شوند. شعار اول این پیامرسانان دین و معنویت، باید اقامة نماز باشد؛
علمای دینی و فضلایی که در بخش های گوناگون دولتی به خدماتی اشتغال دارند، شایسته است که به عمران معنوی مساجدی که در آنها نماز جماعت اقامه نمی شود، بپردازند، امامت در مسجد را نیز وظیفه ای بزرگ بشمرند؛
مأموران بخش های گوناگون دولتی، توصیه ها و دستورهای وزرای محترم دربارة نماز را به طور جدی دنبال کنند. همة سطوح و بخش ها در این تلاش مقدس سهیم شوند و سهمی از اجر آن را نصیب خود کنند؛
نماز در اغلب موارد در قرآن کریم همراه و همشأن زکات آمده است. فریضة عظیم زکات نیز همانند نماز به مجاهدتی خستگی ناپذیر و تلاشگرانی صادق و دلسوز نیازمند است. انتظار و امید آن است که شما عزیزان در این میدان جدید نیز گام نهید، و همة کسانی که می توانند در ترویج و تبیین و تحقق مسئلة مهم زکات، خدمتی ارائه کنند، بی درنگ دامن همت به کمر زنند و از خود صدقة جاریه ای بر جای نهند.
از خداوند شکور و رحیم مسئلت می کنم که خدمات شما را به نحو شایسته قبول فرماید و دعای حضرت ولی اللهالاعظم ـ ارواحنا فداه ـ را شامل حال شما نماید.
والسلام علیکم و رحمة الله
سیدعلی خامنه ای
18/6/1377
تهران، شهریورماه 1378
بسم الله الرّحمن الرّحیم
اگرچه دربارة نماز سخنان گزیده و پرمغز از ائمة معصومین : و نیز از متفکران و صاحب نظران دینی، دل های هدایتپژوه را روشن ساخته، و به حقیقت و حکمت این فریضة بزرگ الهی آشنا کرده است، بااینهمه، باید گفت جایگاه بلندپایة نماز هنوز برای بسیاری از مردم حتی آنان که نماز را فریضه می دانند و بهجای می آورند بهدرستی شناخته نیست. بی شک آگاهان جوامع اسلامی در این باب وظیفه ای سنگین بر عهده دارند و جای آن است که همة روش های تبیین و روشنگری برای ادای حق معرفت نماز بهکار گرفته شود.
باید گفت که نماز معبر اصلی برای سلوک انسان در راهی است که ادیان الهی در برابر آدمی نهاده اند تا بتواند از آن به هدف و غایت اصلی حیات یعنی رستگاری و خوشبختی دنیا و آخرت دست یابد. نماز اولین قدم سلوک الیالله است؛ ولی ظرفیت این عامل الهی بهاندازه ای است که در اوج کمال بشری نیز می تواند بال پرواز انسان عرشی شود، تا آنجا که
برترین انسان تاریخ، یعنی پیامبر گرامی اسلام6 می فرماید: «نماز نور چشم من است» و در هنگام فرا رسیدن وقت نماز، از مؤذن خود می خواهد که با سردادن بانگ اذان، جان او را کامیاب و سرشار از راحت و امنیت سازد. شاید بتوان گفت که هیچ عامل عبادی دیگری این گونه در همة مراحل تکامل معنوی انسان برای او کارگشا و نیروبخش و پیش برنده نیست.
نماز ازآنجاکه اولاً سلامت و تعالی اخلاقی و معنوی به افراد جامعه می بخشد و ثانیاً ازآنرو که با شکل و محتوای ویژة خود نمازگزار را به انضباط می کشاند و از بیهودگی و ولنگاری نجات می دهد، بهحق باید یکی از عوامل مهم انضباط و انتظام اجتماعی شناخته شود. اگر نماز با حضور و ازسر شوق و در هنگام فضیلت در میان مردمی رواج پیدا کند، اینها دستاوردهای قطعی آن مردم خواهد بود. بدیهی است که نماز ازسر کسالت و بی حضور و یا خودنمایانه هیچیک از این فواید را نخواهد داشت.
اکنون که بحمدالله به همت شما کمربستگان امر نماز حرکت تازه ای در جهت کشانده شدن دل ها به نماز به راه افتاده است، لازم است که از ظرفیت عظیم این عطیّة الهی بیشترین بهره برده شود. جوانان با مضامین و معارف گنجانیده از نماز بهدرستی آشنا شوند. جا و فضا برای نماز گزاردن در همة مکان هایی که مردمی در آن گرد می آیند، به شکل شایسته و جذاب آماده گردد؛ هر برنامة مزاحم با نماز در اول وقت ازسوی دستگاه های
مؤثر مانند مراکز رسانه و فرهنگی و مراکز جابه جایی مسافران و مراکز کسب و کار برطرف گردد. آهنگ اذان و لزوماً با صدای خوش در همة اوقات نماز در همهجای کشور به گوش رسد.
ائمة جماعت و کسانی که در عمل، خود مقتدای دیگراناند، در تحصیل شرایط نماز مقبول، مجاهدت بلیغ کنند و مانند اصحاب معروف ائمه : در کیفیت و کمیت نمازهای فریضه و نافله سرمشق دیگران باشند؛ و خلاصه نماز را که ده ها سال پیش از انقلاب در کشور ما مورد بی مهری و تهاجم تبلیغات گوناگون قرار گرفته بود در کیفیتی شایسته همگانی کنند.
فضل و توفیق و هدایت الهی و دعای حضرت ولی اللهالاعظم ـ ارواحنا فداه ـ را برای شما و همة نمازگزاران مسئلت می کنم.
سیدعلی خامنه ای
18/6/1378
همدان، شهریورماه 1379
بسم الله الرّحمن الرّحیم
در میان خصلت های نکوهیده که سلامت جان و راحت زندگی را با خطر و مانع مواجه می سازند، تکبر از پرآفت ترین آنهاست. خودبرتربینی و سرکشی برخاسته از آن، چهبسیار حقیقت ها را ناشناخته، و چه راه های فضیلت را ناپیموده می گذارد، و چه کینه ها و خصومت های نابحق و چه زشتی ها و ناهنجاری ها که پدید می آورد. آری تکبر، حجاب حقیقت و خار راه فضیلت، و دشمن صفا و صداقت، و انگیزة دشمنی و شرارت است. آحاد جامعه های بشری از آغاز عمر خود تاکنون، ضایعات بی شماری را از کبر و خودپسندی اقوام و افراد، و سرکشی ها و تعصبات ناشی از آن، تحمل کرده اند و می کنند.
عبادات اسلامی و بیش از همه نماز، برای زدودن این آفت از جان آدمیان، از جمله درمان های مؤثر و کارآمد می باشند. نماز، آنگاه که با حال و حضور و آداب، گزارده شود روح آدمی را به نیازمندی ذاتی وی آشنا می سازد، و ریشة کبر و تفاخر و جبروتِ موهوم را در درونِ او می سوزاند.
خشوع در برابر پروردگار، نور بصیرت را بر دل او می تاباند و سایة وهمآلود خودبزرگبینی را از آن می زداید.
«فرض الله الایمان تطهیراً من الشرک و الصلاة تنزیهاً عن الکِبر...».
چه نیکوست به سخن پیشوای پرهیزگاران و امیر مؤمنان 7 گوش فرادهیم و ستایش نماز را در سالی که مزیّن به نام والای اوست، از بیان ستودة او بشنویم. در نهج البلاغه چنین آمده است: «وَعَن ذلِکَ ما حَرَسَ الله عِبادِه المُؤمِنینَ بِالصَّلواة وَالزَّکواۀِ وَمُجاهَدَۀِ الصِّیامِ فِی الأَیّامِ المَفروضاتِ، تَسکیناً لِأطرافِهِم وَتَخشیعاً لِأَبصارِهِم وَتَذلِیلاً لِنُفُوسِهِم وَاِذهاباً لِلخُیلاءِ عَنهُم...»؛ یعنی: خداوند بندگان مؤمن را با نمازها و زکات ها و روزه های دشوار از کبر و خودبینی محافظت و حراست می کند، به پیکر آنان آرامش می بخشد، به دیدگان آنان فروتنی می دهد، نفس آنان را رام می سازد، دل های آنان را افتادگی می آموزد، و خودپسندی را از آنان دور می کند.
در کشور اسلامی ما همة آحاد مردم به ویژه بلندپایگان علمی و اجتماعی و مالی، به این خصوصیات نیازمندند. بلای طغیان، و تجاوز، و زورگویی، و زیادهطلبی، و تحقیر دیگران، و نادیده گرفتن حق صاحبان حق، امروزه بزرگ ترین آفت جوامع بشری و جامعة جهانی است و علاج اینهمه، در این بیان والای علوی علیه السلام است.
توجه به این واقعیت ها، نقش برجستة نماز و نیایش را در چشم اهل بصیرت و انصاف آشکار می سازد و اهتمام به ترویج و تعریف این فریضة پرراز و رمز را، بر دوش آگاهان جامعه می نهد.
این جانب ضمن سپاسگزاری از شما که به کار نماز و معرفی و اقامة آن پرداخته اید، بار دیگر بر توصیه هایی که در پیام های گذشته کرده ام تأکید میورزم؛ نسل جوان و نیک نهاد کشور را به قدردانی از فرصت نماز که فرصت شکفتگی معنوی و پالایش روحی است فرامی خوانم؛ به مسئولان فرهنگی و رسانهای و به همة مبلغان دینی اهمیت ترویج این فریضه و نقش بی همتای آن در پرورش فضیلت ها و زدودن فسادها را یادآور می شوم، و از همة خدمتگزاران این راه، و دلسوزان امر نماز که با قلم و بیان و مال و آبرو و حضور خود، به اقامة نماز کمک می کنند صمیمانه تشکّر می کنم.
امید است همگی مشمول رحمت الهی و دعای حضرت بقیةالله ـ ارواحنا فداه ـ باشید.
والسلام علیکم و رحمةالله
سید علی خامنه ای
19/6/1379
اصفهان، شهریورماه 1380
بسم الله الرّحمن الرّحیم
انسان که ازسویی گاه مظهر برترین و زیباترین حقایق هستی است، ازسویی دیگر، گاه محل بروز زشتی ها و پستی های بی همانند نیز می گردد. اگر در جایی و زمانی او را مظهر آگاهی و محبت و فداکاری یا خردمندی و آفرینندگی و پیشرفت در عرصه های تعالی، یا آیت شوق و شور و امید می بینیم، در جایی و زمانی دیگر او را دچار غفلت و کینه و خودخواهی، یا جهل و عادت و رکود، یا سستی و نومیدی و بدبینی مشاهده می کنیم.
این عنصر بااستعداد، می تواند برترین موجود گیتی تا پستترین پدیدة هستی گردد. او مجهز به همة ابزارها و زمینه های تعالی و تکامل معنوی و مادی، آفریده شده است. سرشت او نیک، و راه نیکی بهروی او باز است. خرد و قدرت بر تصمیمگیری و انتخاب، دو بال توانای اویند و رسولان الهی راهنمایان و امیددهندگان و کمککنندگان به او.
اما او بااینحال می تواند تسلیم ضعف ها و هوس ها و خودخواهی ها یا جهل ها و غفلت ها و عادت های خود شود و خود را از همة آن بشارت ها و
امیدها و معراجها محروم سازد. این همان است که آن را باید «فساد پذیری انسان» نامید و همان است که در عمر دراز بشریت و نیز در عمر هریک از آحاد بشر، بزرگ ترین مصیبت او و خطرناک ترین تهدید به شمار رفته است و می رود. برای پیشگیری و نیز درمان این آفت بزرگ، دین خدا «ذکر» را به انسان آموخته است.
ذکر یعنی حقیقت را به یاد آوردن، خود را در برابر خدا یافتن، به او گوش سپردن و به او دل دادن؛ یعنی از دل مشغولی هایی که آدمی را اسیر وسوسة هوس ها می کند، یا میل به برتریجویی و کین ورزی و آزمندی او را ارضا می سازد، خود را رها ساختن؛ یعنی او را از جهنمی که برای خود فراهم کرده است، به بهشت صفا و انس و بهجت و امن بردن؛ و نماز با ترکیب هماهنگ دل و زبان و حرکت، ناب ترین و کامل ترین نمونه و وسیلة ذکر است.
انسان در زندگی شخصی اش، گاه براثر محنت ها و شدت ها و مصیبت ها، و در زندگی جمعی اش، گاه با حوادث تحولآفرین مانند حرکت عمومی بهسوی جهاد یا انفاق یا کمک به نیازمندان، به عامل ذکر نزدیک می شود، و گاه با سرگرمی های هوسآلود و غرق شدن در سرخوشی و اشرافی گری و عیشبارگی، از آن دور می افتد. عنصری که می تواند در همة این احوال او را به بهشت «ذکر» نزدیک یا نزدیک تر کند، نماز است.
نماز در حالات آمادگی روحی، به آدمی عروج و حال و حضور بیشتر می بخشد و در حالات غفلت و ناآمادگی، در گوش او زنگ آمادهباش می نوازد و او را به آن وادی نورانی نزدیک می سازد. لذا نماز در هیچ حالی نباید ترک شود. درعین شدت و محنت، در بحبوحة میدان جهاد، در هنگام فراغ و آسایش، و حتی در میان محیط لجنآلودی که انسان با هوس ها و کینه ها و شهوتها و خودخواهی ها، پیرامون خود پدید آورده است. نماز یک شربت مقوی و شفابخش است. باید آن را با دل و جان خود نوشید و از هر نقطه که در آن واقع شده ایم، یک گام یا یک میدان به بهشت رضوان نزدیک شد. ازاینروست که نه «حیّ علی الجهاد» و نه «حیّ علی الصّوم» و نه «حیّ علی الانفاق»، نگفته اند؛ ولی در هر روز بارها سروده اند: «حیّ علی الصّلوة».
در دوران انقلاب و جنگ تحمیلی، نماز، ما را در حرکتمان مصممتر و نیرومندتر می کرد، و امروز که خطر غفلت و عیشبارگی و آرزوهای حقیر و تنگنظرانه و عادت ها و روزمرگی ها ما را تهدید می کند، نماز به ما مصونیت می بخشد و بنبست های پنداری را می شکند و راه ما را روشن و افق را درخشان می سازد. این تنها برگی از کتاب مناقب نماز است، و همین برای بهراه انداختن حرکتی جدی تر از گذشته، می تواند انگیزه ای ژرف و کارآمد پدید آورد.
همه باید در این حرکت بزرگ که شایسته است جهاد نامیده شود، خود را ملتزم و متعهد بدانند. علمای دین، روشنفکران، هنرمندان، جوانان، پدران و مادران و همسران، دارندگان منبرها و رسانه ها، نویسندگان، و بیش از همه، مسئولان بخش های حکومتی مانند وزارت های آموزش و پرورش، علوم و فنّاوری، ارشاد، صداوسیما، سازمان های تبلیغاتی، مراکز تولید سینمایی، پژوهشگاه ها، مدیرانی که نیروی انسانی کلانی در قبضة امرونهی آنهایند، مانند نیروهای مسلح، وزارتخانه ها، کارگاه ها، دانشگاه ها و مدارس، وسایل حمل و نقل و غیره و غیره، اینان هریک بهگونه ای می توانند و می باید در این حرکت همگانی سهیم گردند و نقش ویژة خود را بگزارند.
این کار با سهلانگاری و کمهمتی به سرانجام خود نمی رسد. از برترین شیوه ها و فنی ترین و هنریترین ابزارها باید بهره گرفته شود. نمایش نماز جماعت مهجوری، با جمع معدودی، آن هم از فرسودگان بی نشاط، ترویج نماز جماعت نیست. همچنان که پخش صدای اذان از رسانه های صوت و تصویر، کافی نیست. جوان های ما هزاران صف جماعت پرشور و حال در سراسر کشور تشکیل می دهند؛ مردم زیادی از آنان که فیلم های سینمایی در گزارش واقعیت های زندگی آنان ساخته می شود، اهل نماز و نیاز و تهجدند؛ حنجره های بسیاری ازروی ایمان و تعبد در هنگام اذان، صدا به این سرود معنوی بلند می کنند؛ گروه های انبوهی در هنگام نماز از کار روزانه دست کشیده، به مسجد رو می آورند؛ اینها می تواند در ساخت های
هنری، چهرة زیبا و ترغیبکنندة این فریضة نجاتبخش را به همه نشان دهد.
در دانشگاه ها و دیگر مراکز انسانی انبوه، مسجد می تواند جایگاه امن و صفا باشد، و امام جماعت، غمگساری و راهنمایی و همدلی را در کنار اقامة نماز، در آن مهبط رحمت و هدایت الهی به نمازگزاران هدیه کند. مجامع دانشجویی و دانشآموزی درآنصورت، جذاب ترین مرکز تجمع خود را مسجد دانشگاه و مدرسه خواهند یافت، و پایگاه تقوا، پایگاه فعالیت جوانان خواهد شد.
به مدیران آموزش و پرورش، و علوم یادآوری می کنم که سهم مسجدسازی و مسجدپردازی باید در اعتبارات فعالیت های فوق برنامه، در ردیف اول و بیش از سهم دیگر بخش های این سرفصل باشد.
هجرت هفتگی روحانیون مستقر در مراکز نظامی و غیره، به روستاهای همسایة این مراکز از توصیه های پیشین من است که بر آن تأکید می ورزم. همچنین فراهم ساختن فضای مادی و معنوی برای اقامة نماز در بوستان ها و گردشگاه ها و نمایشگاه ها و امثال آن.
امامان محترم جماعت، اگر خود براثر کهولت و غیره نمی توانند وظیفة رابطه و انس و راهنمایی را برای نمازگزاران، به ویژه جوانان فراهم کنند، در کنار خود فضلای جوان و پرنشاط را بهکار گیرند و آنان را در کار با خود شریک سازند.
نمازهای جمعه باید پایگاه جذب و نصیحت و تعلیم باشد. امامان محترم جمعه با کمک برگزارکنندگان مراسم نماز، همة سعی خود را در این جهت مبذول دارند.
خدا را سپاس که محیط عمومی کشور، محیط ذکر و نماز و معنویت است، و خدا را سپاس که خیل عظیمی از مردم ما به ویژه جوانان، با نماز و نیاز، پیوندی روحی و عاطفی و عقلانی دارند؛ لیکن اینهمه باید گام های نهایی شمرده نشود و بیش از گذشته تلاش عالمانه و مدبرانه و نازکاندیشانه در این رویکرد بهکار رود.
لازم می دانم از همة کسانی که این راه را دلسوزانه گشوده و پیموده و برای آیندة آن برنامه ریزی کرده اند، صمیمانه سپاسگزاری کنم؛ به ویژه از روحانی پرهیزگار و پارسا و پرانگیزه جناب حجت الاسلام قرائتی که حقاً در این کار بر گردن همة ما حقی بزرگ دارند. رحمت خدا و توجه حضرت بقیة الله ـ ارواحنا فداه ـ را برای ایشان و همگان مسئلت می کنم.
والسلام علیکم و رحمة الله
سیدعلی خامنه ای
15/6/1380
کرمان، شهریورماه 1381
بسم الله الرّحمن الرّحیم
این گردهمایی را که همهساله با حضور بلندپایگان علمی و سیاسی کشور تشکیل می گردد، باید یکی از مهم ترین گردهمایی ها شمرد؛ زیرا موضوع آن نماز است که برترین فریضة دینی است و مخاطب آن همة آحاد ملت اند، و ازاینرو لازم است که دست اندرکاران اجرایی ذی ربط نکاتی را که در آغاز این گردهمایی خطاب به آنان تذکر داده می شود صرفاً یک توصیة تشریفاتی نینگارند. در پیام سال گذشتة این جانب به حاضران این گردهمایی و دیگران چنین آمده است:
«انسان که ازسویی گاه مظهر برترین و زیباترین حقایق هستی است، ازسویی دیگر، گاه محل بروز زشتی ها و پستی های بی همانند نیز می گردد. اگر در جایی و زمانی او را مظهر آگاهی و محبت و فداکاری یا خردمندی و آفرینندگی و پیشرفت در عرصه های تعالی، یا آیت شوق و شور و امید می بینیم، در جایی و زمانی دیگر او را دچار غفلت و کینه و خودخواهی، یا جهل و عادت و رکود، یا سستی و نومیدی و بدبینی مشاهده می کنیم.
این عنصر بااستعداد، می تواند برترین موجود گیتی تا پستترین پدیدة هستی گردد. او مجهز به همة ابزارها و زمینه های تعالی و تکامل معنوی و مادی، آفریده شده است. سرشت او نیک، و راه نیکی بهروی او باز است. خرد و قدرت بر تصمیمگیری و انتخاب، دو بال توانای اویند و رسولان الهی راهنمایان و امیددهندگان و کمککنندگان به او.
اما او بااینحال می تواند تسلیم ضعف ها و هوس ها و خودخواهی ها یا جهل ها و غفلت ها و عادت های خود شود وخود را از همة آن بشارت ها و امیدها و معراجها محروم سازد. این همان است که آن را باید «فساد پذیری انسان» نامید و همان است که در عمر دراز بشریت و نیز در عمر هریک از آحاد بشر، بزرگ ترین مصیبت او و خطرناک ترین تهدید به شمار رفته است و می رود. برای پیشگیری و نیز درمان این آفت بزرگ، دین خدا «ذکر» را به انسان آموخته است.
ذکر یعنی حقیقت را به یاد آوردن، خود را در برابر خدا یافتن، به او گوش سپردن و به او دل دادن؛ یعنی از دل مشغولی هایی که آدمی را اسیر وسوسة هوس ها می کند، یا میل به برتریجویی و کین ورزی و آزمندی او را ارضا می سازد، خود را رها ساختن؛ یعنی او را از جهنمی که برای خود فراهم کرده است، به بهشت صفا و انس و بهجت و امن بردن؛ و نماز با
ترکیب هماهنگ دل و زبان و حرکت، ناب ترین و کامل ترین نمونه و وسیلة ذکر است.
انسان در زندگی شخصی اش، گاه براثر محنت ها و شدت ها و مصیبت ها، و در زندگی جمعی اش، گاه با حوادث تحولآفرین مانند حرکت عمومی بهسوی جهاد یا انفاق یا کمک به نیازمندان، به عامل ذکر نزدیک می شود، و گاه با سرگرمی های هوسآلود و غرق شدن در سرخوشی و اشرافی گری و عیشبارگی، از آن دور می افتد. عنصری که می تواند در همة این احوال او را به بهشت «ذکر» نزدیک یا نزدیک تر کند، نماز است.
نماز در حالات آمادگی روحی، به آدمی عروج و حال و حضور بیشتر می بخشد و در حالات غفلت و ناآمادگی، در گوش او زنگ آمادهباش می نوازد و او را به آن وادی نورانی نزدیک می سازد. لذا نماز در هیچ حالی نباید ترک شود. درعین شدت و محنت، در بحبوحة میدان جهاد، در هنگام فراغ و آسایش، و حتی در میان محیط لجنآلودی که انسان با هوس ها و کینه ها و شهوتها و خودخواهی ها، پیرامون خود پدید آورده است. نماز یک شربت مقوی و شفابخش است. باید آن را با دل و جان خود نوشید و از هر نقطه که در آن واقع شده ایم، یک گام یا یک میدان به بهشت رضوان نزدیک شد. ازاینروست که نه «حیّ علی الجهاد» و نه «حیّ علی الصّوم» و نه
«حیّ علی الانفاق»، نگفته اند؛ ولی در هر روز بارها سروده اند: «حیّ علی الصّلوة».
در دوران انقلاب و جنگ تحمیلی، نماز، ما را در حرکتمان مصممتر و نیرومندتر می کرد، و امروز که خطر غفلت و عیشبارگی و آرزوهای حقیر و تنگنظرانه و عادت ها و روزمرگی ها ما را تهدید می کند، نماز به ما مصونیت می بخشد و بنبست های پنداری را می شکند و راه ما را روشن و افق را درخشان می سازد. این تنها برگی از کتاب مناقب نماز است، و همین برای بهراه انداختن حرکتی جدی تر از گذشته، می تواند انگیزه ای ژرف و کارآمد پدید آورد.
همه باید در این حرکت بزرگ که شایسته است جهاد نامیده شود، خود را ملتزم و متعهد بدانند. علمای دین، روشنفکران، هنرمندان، جوانان، پدران و مادران و همسران، دارندگان منبرها و رسانه ها، نویسندگان، و بیش از همه، مسئولان بخش های حکومتی مانند وزارت های آموزش و پرورش، علوم و فنّاوری، ارشاد، صداوسیما، سازمان های تبلیغاتی، مراکز تولید سینمایی، پژوهشگاه ها، مدیرانی که نیروی انسانی کلانی در قبضة امرونهی آنهایند، مانند نیروهای مسلح، وزارتخانه ها، کارگاه ها، دانشگاه ها و مدارس، وسایل حمل و نقل و غیره و غیره، اینان هریک بهگونه ای می توانند و می باید در این حرکت همگانی سهیم گردند و نقش ویژة خود را بگزارند.
این کار با سهلانگاری و کمهمتی به سرانجام خود نمی رسد. از برترین شیوه ها و فنی ترین و هنریترین ابزارها باید بهره گرفته شود. نمایش نماز جماعت مهجوری، با جمع معدودی، آن هم از فرسودگان بی نشاط، ترویج نماز جماعت نیست. همچنان که پخش صدای اذان از رسانه های صوت و تصویر، کافی نیست. جوان های ما هزاران صف جماعت پرشور و حال در سراسر کشور تشکیل می دهند؛ مردم زیادی از آنان که فیلم های سینمایی در گزارش واقعیت های زندگی آنان ساخته می شود، اهل نماز و نیاز و تهجدند؛ حنجره های بسیاری ازروی ایمان و تعبد در هنگام اذان، صدا به این سرود معنوی بلند می کنند؛ گروه های انبوهی در هنگام نماز از کار روزانه دست کشیده، به مسجد رو می آورند، اینها می تواند در ساخت های هنری، چهرة زیبا و ترغیبکنندة این فریضة نجاتبخش را به همه نشان دهد.
در دانشگاه ها و دیگر مراکز انسانی انبوه، مسجد می تواند جایگاه امن و صفا باشد، و امام جماعت، غمگساری و راهنمایی و همدلی را در کنار اقامة نماز، در آن مهبط رحمت و هدایت الهی به نمازگزاران هدیه کند. مجامع دانشجویی و دانشآموزی درآنصورت، جذاب ترین مرکز تجمع خود را مسجد دانشگاه و مدرسه خواهند یافت، و پایگاه تقوا، پایگاه فعالیت جوانان خواهد شد.
به مدیران آموزش و پرورش، و علوم یادآوری می کنم که سهم مسجد، سازی و مسجدپردازی باید در اعتبارات فعالیت های فوق برنامه، در ردیف اول و بیش از سهم دیگر بخش های این سرفصل باشد.
هجرت هفتگی روحانیون مستقر در مراکز نظامی و غیره، به روستاهای همسایة این مراکز از توصیه های پیشین من است که بر آن تأکید می ورزم. همچنین فراهم ساختن فضای مادی و معنوی برای اقامة نماز در بوستان ها و گردشگاه ها و نمایشگاه ها و امثال آن.
امامان محترم جماعت، اگر خود بر اثرکهولت و غیره نمی توانند وظیفة رابطه و انس و راهنمایی را برای نمازگزاران، به ویژه جوانان فراهم کنند، در کنار خود فضلای جوان و پرنشاط را بهکار گیرند و آنان را در کار با خود شریک سازند.
نمازهای جمعه باید پایگاه جذب و نصیحت و تعلیم باشد. امامان محترم جمعه با کمک برگزارکنندگان مراسم نماز، همة سعی خود را در این جهت مبذول دارند.
خدا را سپاس که محیط عمومی کشور، محیط ذکر و نماز و معنویت است، و خدا را سپاس که خیل عظیمی از مردم ما به ویژه جوانان، با نماز و نیاز، پیوندی روحی و عاطفی و عقلانی دارند؛ لیکن اینهمه باید گام های
نهایی شمرده نشود و بیش از گذشته تلاش عالمانه و مدبرانه و نازکاندیشانه در این رویکرد بهکار رود».
اکنون این سؤال بسیار جدی و مهم برای این جانب مطرح است، که مسئولان اجرایی مخاطب این مطالبات تا چه حد به وظیفة خود عمل کرده اند؟ صداوسیما، آموزش و پرورش، وزارت علوم و سایر مراکز دانشگاهی، وزارت ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، مراکز تولید سینمایی، نیروهای مسلح، مدیریت حمل و نقل و مدیریت های شهری و دیگران، چه اندازه وظیفه ای را که در این پیام از آنان، خواسته شده است به انجام رسانده اند؟
از ریاست محترم جمهوری اسلامی و دیگر مسئولان عالیرتبه بهجد انتظار می رود که دست اندرکاران را با این سؤال اساسی مواجه سازند و پاسخ فعال آنان را مطالبه کنند.
توفیق همة حضرات را از خداوند متعال مسئلت می کنم.
والسلام علیکم و رحمة الله
سیدعلی خامنه ای
16/6/1381
شهرکرد، شهریورماه 1382
بسم الله الرّحمن الرّحیم
اینک پس از دوازده سال از آغاز حرکت مبارک اقامة نماز باید فصل دیگری در این تلاش و جهاد مبارک آغاز شود. این فصل می بایست نگاه خود را به برنامه ریزی کوتاهمدت و میانمدت برای دستیابی به هدف های تعریفشده ای بدوزد که به گونه ای انبوه و متراکم در خلال توصیه ها و دستورالعمل های تقدیمشده در این مدت، موج می زند. هدف بلندمدت اقامة نماز در جامعه، صلاح و فلاح همگانی است؛ لیکن تا رسیدن به آن مقصود والا، هدف میانمدت، برافروختن چراغ نماز در همة خانه ها و در خانة دل هاست، و هدف کوتاهمدت، بهکارگیری همة ظرفیت علمی و هنری و تبلیغی کشور در این راه، و سمت و سو دادن به همة آن گونه تلاش ها در این جهت است.
همچنان که برای گزاردن نماز باید قبله را شناخت و به آن روی آورد، برای لبریز کردن فضای دنیا و دنیای دل ها از عطر و جلوه و روح نماز هم قبله ای وجود دارد که باید آن را یافت و بدان روی کرد. این قبله همان
هدف های والا و نهایی نماز است و روی کردن به آن، پیمودن راه هایی است که بدان منتهی می شود، و این راه ها در قالب هدف های کوتاهمدت و میانمدت، تعریفشدنی است. اکنون بحمدالله با همت رئیسجمهور محترم، دستگاه های اجرایی ذی ربط به همکاری در عمل برای اقامة نماز فراخوانده شده اند، و از دستگاه های تبلیغی به ویژه صداوسیما و وزارت های فرهنگی و گردانندگان مراکز جمعیتی، به طور ویژه در پیام سال های پیش تعهد مسئولانه خواسته شده است، کار لازم امروز آن است که هیئت هایی برای تعیین دقیق مأموریت های این دستگاه ها تشکیل شود و براثر آن، برنامه زمانبندیشدة همة فعالیت ها و خدماتی که وظیفة آنان است، با شیوه ای علمی و واقعبینانه فراهم گردد، و هیئت کارآمد دیگری مأمور پیگیری و نظارت مستمر بر پیشرفت این فعالیت ها و خدمات گردد.
برایناساس، گردهمایی سال آینده شما، مجمعی فقط برای سخنرانی نیست؛ بلکه عرصه ای است که در آن می باید هیئت های مزبور گزارش پیشرفت آن برنامة زمانبندیشده را بدهند و جمع داوری عالی رتبه ای، سهم هر دستگاه را از تشویق و تقدیر و یا خداینخواسته از توبیخ و سرزنش به او بپردازد و براساس پیشرفت ها یا توقف ها و موانع راه، برنامة جامع را تصحیح یا تکمیل کند. بی شک دولت محترم و شخص رئیس محترم جمهور می توانند برترین نقش را در این فرایند منطقی و کارساز، ایفا کنند.
توفیقات همگان به ویژه جناب حجتالاسلام قرائتی را در پیشبرد این خواستة ارزشمند از خداوند متعال مسئلت می کنم و امیدوارم مشمول ادعیة زاکیة حضرت بقیةالله باشند.
والسلام علیکم و رحمة الله
سیدعلی خامنه ای
14/6/82
یزد، شهریورماه 1383
بسم الله الرّحمن الرّحیم
پیش از هر سخن، باید خدای حکیم علیم را بر توفیقی که به دست اندرکاران این گردهمایی مبارک ارزانی داشته، سپاس گویم و از آنان به ویژه حجتالاسلام آقای قرائتی به خاطر تداوم کار و پیگیری این مهم، قدردانی کنم. اهتمام به اقامة نماز در شمار برترین مواد در برنامة کلان دولت اسلامی است: «الّذینَ اِن مَکَّناهُم فِی الاَرضِ أَقاموا اَلصَّلاةَ وَ آتوا الزَّکاة وَاَمَرُوا بِالمَعرُوفِ وَنَهَوا عَنِ المُنکَر» (حج، 41).
اکنون نوبت محاسبة خویشتن است. باید به حساب خود در این وظیفة بزرگ بپردازیم و کارکرد خویش را بیازماییم. این اجلاس، بار سنگین این بررسی را بر دوش گرفته است. اگرچه می توان حجم خدمات را در دستگاه ها بهتقریب مشخص کرد، ولی ارزیابی حقیقی و درست، آنگاه میسر می گردد که نتایج و دستاوردها نیز محاسبه شود. مهم ترین شاخص در تعیین موفقیت باغبان، کمیت و کیفیت میوه ای است که در عرصة تلاش و مجاهدت او بهدست می آید.
توصیة مؤکد این جانب این است که از نیروهای خلاق، متفکر و مولد در مجموعة پیگیر امر نماز، بیشترین بهره گیری صورت گیرد. از توانایی های نرم افزاری در زمینه های هنر، ادبیات، فیلم و تبلیغات حداکثر استفاده برده شود. راهکارهای برخاسته از توانایی علمی و هنری انتخاب گردد، و همة ظرفیت های فراوان موجود بهکار گرفته شود.
ارزیابی مثبت و رضایتانگیز، هنگامی صورت خواهد گرفت که این فریضة انسان ساز، همچون زلال همیشهجوشان، فضای زندگی و فضای دل همگان را به طراوت و امید و ایمان مزین گرداند.
توفیق همة مسئولان را در این راه از خداوند متعال مسئلت می کنم.
سیدعلی خامنه ای
10 شهریورماه 1383
بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با شرکتکنندگان
تهران، شهریورماه 1385
بسماللهالرّحمنالرّحیم
برادران عزیز؛ آقایان محترم، خیلی خوش آمدید. من حقیقتاً وظیفه میدانم که از جناب آقای قرائتی و بقیة کسانی که با ایشان در مسئلة مهم نماز همکاری کردند، آقایان علمای محترم، ائمة جمعة محترم، مسئولان بخش های مهم کشور، بعضی از وزرا، بعضی از مدیران، تشکر کنم.
میخواهم عرض بکنم که آنچه دراینزمینه وقت بگذارید و تلاش کنید و از نیروی مادی و معنوی خودتان در امر ترویج نماز استفاده کنید، زیادی انجام نگرفته است؛ جا دارد. اینکه به ما گفتند: «الصّلوة عمود الّدین»، باید این حرف را جدی بگیریم. خیمة دین با نماز برپاست؛ هم در دینداری و تدیّن یک فرد، هم در اقامة یک جامعة دینی و هم در دینداری یک کشور و یک مجتمع. اگر ما نتوانیم کیفیت تأثیر نماز را در این عرض عریض و وسیع درست تشخیص بدهیم، از کوتاهی دید ماست؛ والّا آن کسی که فرموده است: «الصّلوة عمود الّدین» و آیات کریمة قرآن که ناطقِ
به اهمیت نماز هستند، آنها خوب میدانند که این سازوکار چگونه است و این نقش چگونه است.
یک وقتی در دوران طاغوت، در بعضی از سلول های زندان های دشوار و هولناکِ آن رژیم که زندانی های گوناگونی در آنا زندانی بودند، از جمله زندانی های مسلمان، با تفکر اسلامی، تا بعضی که با گرایش های حزبی و ایدئولوژی های گوناگونی که به هرحال اسمش اسلامی بود، ما شنیده بودیم ـ شاید خود من بهغیرواسطه هم شنیده باشم، از دیگران هم شنیده بودیم که نقل میکردند ـ که بعضی از اینها میگفتند: چقدر میگویید «حیّ علی الصّلوة»، بگویید «حیّ علی الجهاد». فضای مبارزه، این تفکر و این نگاه را به مسائل به وجود آورده بود که دائم چسبیدهاید به «صلوة» و مرتب میگویید «حیّ علی الصّلوة، حیّ علی الصّلوة»؛ خوب بگویید «حیّ علی الجهاد» و مردم را به جهاد فرابخوانید. تجربههای روزگار نشان داد که بیاعتنایی به نماز، چه بر سر یک انسان میآورد و چه بر سر جهاد انسان ها میآورد؛ هم جهاد را تعطیل میکند، هم جهت مبارزه را از جهاد بودن خارج میکند و تبدیل می کند به مبارزه ای برای قدرت، برای هوای نفس. آن چیزی که مبارزة یک انسان را، چالش یک امت را، رنگ جهاد و معنای جهاد میبخشد، او همان توجه به خداست، که قوامش به نماز است. لذا اولین واجبی که بر پیغمبر واجب میشود، نماز است؛ اول تبلیغی که برای پیغمبر، خدای متعال
معیّن میکند، «وَ أمُر اَهلَکَ بِاَلصَّلاةَ » (طه، 132) است؛ توصیفی که خدای متعال در درجة اول برای جامعة موحد بیان میکند، «الّذینَ اِن مَکَّناهُم فِی الاَرضِ أَقاموا اَلصَّلاةَ » (حج، 41) است. این، اهمیّت نماز است.
برای حرکت در این میدان آنچه که بیش از همه لازم است، دو چیز است: یکی انگیزه، آن نیروی درونی که انسان را حرکت بدهد و راه ببرد؛ دیگر، آن قطبنمایی که انسان، آن ستارة راهنما را فراموش نکند، جهتش کج نشود. اگر انگیزه نبود، انسان وسط راه میماند. مشکلات زیاد است. اقامة جامعة توحیدی، اقامة عدل در میان بشر، برپا کردن خیمة حق در بین اینهمه طوفان های اهوای باطل، اینها کار آسانی نیست؛ انگیزه لازم است. این انگیزه عبارت است از توجه به خدا، «ذکر اللَّه»، مدد گرفتن از پروردگار؛ کار را با حساب خدا انجام دادن؛ و آن قبلهنما هم عبارت است از توجه به هدف کار و اینکه ما مقصودمان قدرت نیست، ثروت نیست، هویپرستی نیست، تمنیّات شخصی نیست، ملاحظات گوناگون سیاسی نیست؛ هدفمان خداست. این دوتا خصوصیت، این دو عامل مهم، یعنی انگیزه و جهت گیری هر دو در نماز خلاصه شده. هم برای کسانی که بخش قابل توجهی از این مسئولیت را بر دوش دارند، هم برای مردمان متوسط، هم برای عموم افراد جامعه، این لازم است.
البته کسانی که مسئولیت هایشان سنگین تر است، آنها بیشتر احتیاج دارند؛ آنها نیازشان به هر دو بیشتر است؛ هم به انگیزه، هم به جهتیابی و دقت در جهت گیری. لذا اینکه خداوند به پیغمبر میفرماید: «قُمِ اللَّیلَ اِلّا قَلیلاً؛ نِصفَه ُاَوِ نقُص مِنهُ قَلیلاً؛ اَو زِد عَلیهِ وَ رَتِّل القُرآنَ تَرتیلاً» (مزمل، 2ـ4)؛ شب را به ذکر خدا بگذران، بخش مهمی از شب را نماز بخوان، با خدا متصل شو. چرا؟ زیرا: «اِنّا سَنُلقی عَلَیکَ قَولاً ثَقیلاً» (مزمل، 5)؛ کار سنگینی متوجه به توست؛ خطاب سنگینی متوجه به توست؛ خودت را آماده کن، برای این است. بنابراین ماها بیشتر احتیاج داریم. دیگرِ مردم هم بهنسبت در درجات مختلف به نماز احتیاج دارند. نماز اهمیتش این است.
و در نماز آنچه که مهم است و باید روی آن تکیه کرد، بعد از ترویج اصل نماز ـ که همه را باید نمازخوان کرد و همه نمازخوان بشوند ـ عبارت است از توجهِ در نماز؛ همان چیزی که «حضور قلب» به آن گفته میشود.
این حضور قلب و توجه، کاری است که به تمرین احتیاج دارد. کسانی که این کارها را کردهاند و بلدند، به ما یاد میدهند که انسان باید درحال نماز، خود را در حضور یک مخاطب عالیشأن و عالیمقام که خالق هستی است و مالک همة وجود انسان است، احساس کند. هر مقدار از نماز که توانست این حالت را داشته باشد، بهتعبیر روایات، این نماز، نمازِ مقبول است؛
آن خاصیت و اثر را خواهد بخشید، و دیگر آثار نماز ـ که نمیشود آثار نماز را در چند جمله یا در چند فقرة کوتاه خلاصه کرد ـ بر این مترتب میشود.
البته مقدمة اول و لازم این است که ما همة جوان ها و همة مردممان را با نماز آشنا کنیم و اهمیت نماز را برای اینها شرح بدهیم. این کار، متصدی لازم دارد و بحمدللَّه شماها این را به عهده گرفتهاید و متصدی این کار شدهاید. حقیقتاً دستگاه های مختلف بایستی دراینزمینه کار و تلاش کنند. این، مهم است. این، فقط این نیست که ما یک آدم غافل را، یا بینماز را به نماز میکشانیم؛ این معنایش این است که ما داریم پایههای یک حرکت عظیم جهانی را، که نظام جمهوری اسلامی ستون مستحکم آن است، در میان انسان ها استوار میکنیم. انسان ها وقتی دلشان با نماز انس گرفت و از طریق نماز با خدای متعال مأنوس و آشنا شدند، بهطور طبیعی گناهان از آنها دور میشود؛ دل های اینها نسبت به گناه حساس میشود و آن حالت تقوایی که در شرع مقدس قوامِ دینداری است، بهتدریج در انسان حاصل میشود. مسئلة نماز، این است. لذا ما اولاً از همة دوستان بهخصوص از شخص آقای قرائتی که واقعاً ایشان تلاش مجدّانهای و مخلصانهای در این راه انجام دادند و کسانی که با ایشان همکاری کردند، صمیمانه تشکر میکنیم.
ثانیاً تأکید میکنیم این کار را نیمهکاره نگذارید. میان راه خسته نشوید. این، برای همیشه است. این، کاری است که بهطور مستمر باید ادامه داشته
باشد؛ مثل خود نماز که تعطیلبردار نیست، توقف نمیپذیرد؛ چون غفلت انسان موجبات فراوانی دارد و خیلی چیزها انسان را غافل میکند. برای اینکه با این غفلت مبارزه بشود، این نماز لازم است. صبح، نماز؛ ظهر، نماز؛ شب، نماز؛ نافله، فریضه. مثل خود نماز که تعطیلبردار نیست این حرکت هم تعطیل بردار نیست. به اهمیت نماز، به تأثیر نماز، به شرایط معنوی نماز باید مردم را آشنا کرد و از همة ابزارهای مفید تبلیغ بایستی در این راه استفاده کرد...(1)
والسلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته
27/6/1385
1) . ادامة مباحث معظم له دربارة مسائل جهان اسلام بود که بهدلیل عدم ارتباط مستقیم با بحث نماز، از ذکر آن خودداری شد.
اراک، شهریورماه 1386
بسم الله الرّحمن الرّحیم
برپایی اجلاس نماز را گرامی می دارم و از ایزد دانا و شنوا درخواست می کنم که آن را کانونی گرمابخش و چراغی روشنگر برای دل های پاک و با صفای جوانان ما بگرداند و نوای گوش نواز نیایش را در پهنة کشور ما بگستراند.
نماز، نیاز آدمی است. ما گرفتاران تختهبند زندگی مادی، به دریچه ای که هوای پاک آزادی را از عالَم معنا به ما برساند و دل را از آلودگی و بی خبری برهاند نیازمندیم. بدون این پنجرة روشنی، و طراوت، نهاد آدمی درخشندگی گوهر خویش را از دست می دهد و دل، رنگ و بو و سرشت گِل می گیرد. اگر نماز را آن گونه که هست بشناسیم، خدا را بر این هدیة بزرگ که پیامبرانش به ما داده اند، هزاران بار سپاس خواهیم گفت.
شما برپادارندگان این گردهمایی که کوشش ارجمندتان پوشیده نیست، همت خویش را بر آن بگمارید که نماز را بهدرستی بشناسانید. این از هر بخشنامه و دستوری و فرمانی کارسازتر است. دل ها با جویایی معنویت سرشته شده اند. شما این راه راست، این داروی معجزه گر، و این پنجرة
دلگشا را به آنان نشان دهید. این است آنچه نماز را همگانی و آن را با حال و حضور، و شور و شیدایی همراه می سازد، و این سخنان والا را معنی می کند، که:
الصّلاةُ مِعراجُ المُؤمِن؛ «نماز اوجگیری مؤمن است».
الصّلاةُ خَیرُ مُوضُوعٍ مَن شَاءَ اِستَقَلّ وَمَن شَاءَ اِستَکثَرَ؛ «نماز بهترین نهادة دین است، هرکه خواهد کم، و هرکه خواهد بیش، بهره از آن می گیرد».
و برای این کار بزرگ، ناگزیر باید هم خِرد و هم هنر و هم انگیزه، بهکار گرفته شود.
از خداوند متعال توفیق روزافزون برای همة شما مسئلت می کنم.
والسلام علیکم و رحمةالله
سیدعلی خامنه ای
14 شهریور 1386
بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار شرکتکنندگان
تهران، آبان ماه 1387
بسم الله الرّحمن الرّحیم
اولاً قلباً و عمیقاً تشکر می کنم از برادران و خواهران عزیزی که متصدی امر ترویج نماز هستند. در همهجا این خوب است و ارزشمند است؛ به خصوص در دانشگاهها؛ و از خدای متعال درخواست می کنم که به شما و به جناب آقای قرائتی و همینطور دیگر دستاندرکاران این کار بزرگ که این همت را کردند ـ این شجرة طیبه را ایشان در زمین کاشتند و بحمدللَّه امروز برگ و بار خوبی دارد ـ توفیق بدهد، طول عمر بدهد که انشاءللَّه ایشان بتوانند کار را دنبال کنند.
اهمیت کار اقامة نماز و ترویج نماز، ناشی است از اهمیت خود نماز. وقتی ما میبینیم در شرع مقدس اسلام اینهمه راجع به نماز ـ چه در قرآن، چه در کلمات نبی مکرم، چه در فرمایشات معصومین ـ ترغیب و تشویق و اهتمام نشان داده شده، کشف می کنیم که این نماز در بین مجموعة داروهای درمانگرِ بیماریهای جسمی و روحی و فردی و اجتماعی انسان، آن عنصر اصلی یا یکی از اصلیترین عناصر است. همة واجبات
شرعی، اجتناب از همة محرمات، تشکیلدهندة مجموعهای است از داروی تجویزشدة ازسوی پروردگار برای تقویت بنیة روحی و اصلاح امور دنیا و آخرت انسان ـ اصلاح جامعه، اصلاح فرد ـ منتها در این مجموعه بعضی از عناصر کلیدی هستند که شاید بشود گفت نماز کلیدیترینِ این عناصر است. «الّذینَ اِن مَکَّنّاهُم فِی الاَرضِ اَقامُوا اَلصَّلاةَ » (حج، 41). مؤمنان، مجاهدان راه خدا، ایثارگران طریق تحکیم معارف الهی اینجوریاند که وقتی «ان مکّنّاهم فی الارض»؛ وقتی ما اینها را در زمین متمکن کردیم، قدرت را به اینها سپردیم، خیلی کارها باید انجام بدهند؛ استقرار عدالت، ایجاد چه، چه؛ اما اولْچیزی که وجود دارد: «اقاموا الصّلوة»؛ نماز را اقامه می کنند. چه رازی است در این نماز که اقامة آن اینقدر مهم است؟
دربارة نماز خیلی بحث شده است. هر انسانی در درون خود یک نفس سرکش دارد. یک پیل مست که اگر مراقبش بودید، با چکش مرتب بر سر او کوبیدید، او شما را به هلاکت نخواهد انداخت؛ رفتار او کنترل خواهد شد و همین نفس انسانی مایة پیشرفت شما خواهد شد. نفس، مجموعة غرایز انسانی است که اگر این غرایز درست کنترل شوند، در راه صحیح بهکار گرفته شوند، درست اعمال شوند، انسان را به اوج کمال خواهند رساند. اشکال این است که مستی می کنند. بایستی یک کنترلکنندهای وجود داشته باشد. اگر ظلم در دنیا هست، ناشی از بدمستی غرایز و نفسانیات یک
یا چند نفر یا یک مجموعه است؛ اگر فحشا در دنیا هست، همینجور؛ اگر اهانت به انسان و پامال کردن کرامت انسان در دنیا وجود دارد، همینجور؛ اگر فقر در دنیا هست، بخش عظیمی از جامعة بشری دچار محرومیت از نعم الهی بر روی زمیناند، بهخاطر همین است. نفسانیاتِ مجموعة ستمگر، ظلم را بهوجود میآورد. مجموعة مستکبر، استضعاف را بهوجود میآورد. مجموعة تمامتخواه و فزونیطلب و بیرحم، فقر را بهوجود میآورد؛ گرسنگی را بهوجود میآورد. این نفسانیات است که اینهمه مفاسد در عالم از اولِ تاریخ تا امروز وجود داشته و هرچه انسان در بهکارگیریِ تواناییهای گوناگونی که خدا در او به ودیعت گذاشته، جلوتر رفته، این کمتر نشده؛ بیشتر شده؛ «چو دزدی با چراغ آید گزیدهتر برد کالا».(1)آن ظالمی که بمب اتم دارد، فرق می کند با آن ظالمی که فقط با شمشیر می جنگد. این نفسانیات برای انسانها خطرناکتر شدهاند.
یک چنین چیزی در وجود انسانها هست. همة انسانها مبتلا به این پیل مست در درون وجود خودشان هستند که باید این را مهار کنند. این مهار با ذکر خداست؛ با یاد خداست؛ با پناه بردن به خداست؛ با احساس نیاز به پروردگار است؛ با احساس حقارت خود در مقابل عظمت الهی است؛ با احساس زشتیهای خود در مقابل جمال مطلق حق متعال است. اینها
1) . سنایی غزنوی.
همهاش ناشی از ذکر است. انسانی که باتقواست، یعنی مراقب خودش هست و متذکر هست، منشأ شر و ظلم و فساد و طغیان و بدی به این و آن نمی شود. آن ذکر الهی مرتب دارد او را نهی می کند؛ مرتب دارد او را بازمی دارد: «الصّلاة تنهی». «تنهی» یعنی نهی می کند؛ نهاینکه دست و پای انسان را می بندد؛ غرایز را از کار میاندازد. بعضی خیال می کنند «اِنَّ الصَّلاةَ تَنهی عَنِ الفَحشاءِ وَالمُنکَر» (عنکبوت، 45)، معنایش این است که اگر نماز خواندی، دیگر فحشا و منکر از بین خواهد رفت؛ نه؛ معنایش این است که وقتی نماز می خوانی، آن واعظ درونیِ تو که با نماز جان گرفته، او مرتب به تو از بدیِ فحشا و منکر می گوید، و گفتن و تکرار کردن و بر دل فروخواندن، طبعاً اثر دارد و دل را خاضع و خاشع می کند. لذاست میبینید نماز تکرار باید شود. روزه، سالی یک بار؛ حج، عمری یک بار؛ نماز، هر روز چند بار باید تکرار شود. اهمیت نماز اینجاست.
اگر نماز خواندیم، از درون انسان، از دل انسان بگیرید تا سطح جامعه و تا سطح حاکمیت بر جامعه ـ هرچه این جامعه بزرگ باشد ـ به برکت نماز امان پیدا می کند، امنیت پیدا می کند. دل انسان امنیت پیدا می کند، جسم انسان امنیت پیدا می کند، جامعة انسان امنیت پیدا می کند. نماز خاصیتش این است؛ اقامة صلاة در جامعه این است. اینی که اینهمه تأکید شده، کار شما این است؛ شما ستادهای اقامة نماز و ستادهای ترویج نماز در هر
نقطهای از نقاط کشور، در هر قشری از اقشار و مهمتر از همه در مجموعة جوانان نخبه و دانشجو. این معنایش کشاندن جامعه به این حالت ذکر همگانی است. همگان متذکر باشند؛ کوچک، بزرگ، زن، مرد، مسئول دولتی، غیر مسئول دولتی، شخصی که برای خودش کار می کند، شخصی که برای یک جماعتی کار می کند، اینها وقتی متذکر پروردگار بودند، کارها سامان پیدا می کند. بیشترِ گناهان ما از غفلت سرمی زند. این نماز بهطور دائم تکرار می شود.
در این زمینهها حرف زیاد زدهاند، ما هم بارها عرض کردهایم؛ نماز جسمی دارد و روحی. به این باید توجه بشود. یعنی تکتک ما، خود من و دیگران باید به این توجه کنیم. نماز قالبی دارد و مضمونی؛ جسمی دارد و روحی. مواظب باشیم جسم نماز از روح نماز خالی نماند. نمی گوییم جسم بیروح نماز هیچ اثری ندارد؛ چرا، بالاخره یک اثرکی دارد؛ اما آن نمازی که اسلام و قرآن و شرع و پیغمبر و ائمه6 اینهمه روی آن تأکید کردند، نمازی است که جسم و روحش هر دو کامل باشد. این جسم هم متناسب با همان روح فراهم شده؛ قرائت دارد، رکوع دارد، سجود دارد، به خاک افتادن دارد، دست بلند کردن دارد، بلند حرف زدن دارد، آهسته حرف زدن دارد. این تنوع برای پوشش دادن به همة آن نیازهایی است که بهوسیلة نماز بایستی برآورده شود که هرکدام رازی در جای خود دارد و مجموعة اینها،
قالب و شکل نماز را بهوجود میآورد. این شکل خیلی مهم است؛ لیکن روح این نماز توجه است؛ توجه. بدانیم چه کار داریم می کنیم. نماز بیتوجه ـ همان طور که عرض کردم ـ اثرش کم است.
شما از یک تکه الماس چندقیراطیِ خیلی ارزشمند دو جور می توانید استفاده کنید. یک جور این است که مثل یک الماس، مثل یک سنگ قیمتی از آن استفاده کنید؛ یکی هم این است که آن را بهعنوان سنگ ترازو بهکار ببرید و بهجای سنگ چندگرمی تو ترازو بگذارید و در مقابلش مثلاً فلفل یا زردچوبه بکشید! اینهم استفادة از الماس است؛ اما چهجور استفادهای؟! این مثل تضییع الماس است. البته باز هم با شکستن الماس فرق دارد؛ باز هم همینقدر، شکستن از او بدتر است؛ اما استفادة از الماس هم این نیست که آدم او را سنگ ترازو قرار بدهد و با او فلفل و زردچوبه وزن کند. با نماز مثل الماسی که سنگ ترازو کردهایم، نباید رفتار کنیم. نماز خیلی ذیقیمت است.
یک وقت انسان نماز می خواند، مثل بقیة عادات روزانه؛ مسواک می زنیم ـ فرض بفرمایید ـ ورزش می کنیم، همینجور نماز هم می خوانیم در وقت. یک وقت نه، انسان نماز می خواند، با این احساس که می خواهد حضور در محضر پروردگار پیدا کند. این یک جور دیگر است. ما همیشه در محضر پروردگاریم؛ خواب باشیم، بیدار باشیم، غافل باشیم، ذاکر باشیم؛ لیکن یک وقت هست که شما وضو می گیرید، تطهیر می کنید، خودتان را
آماده می کنید، با طهارت جسم، با طهارت لباس، با طهارت معنویِ ناشی از وضو و غسل می روید خدمت پروردگار عالم. ما در نماز باید یک چنین احساسی داشته باشیم. رفتیم خدمت پروردگار، عرض کردیم؛ با این حال وارد نماز باید شد؛ خود را در مقابل خدا باید احساس کرد؛ مخاطب باید داشت در نماز؛ والّا صرف اینکه یک امواجی را که ناشی از کلمات و حروف هست، در فضا منتشر کنیم، این آن چیزی نیست که از ما خواسته شده. می شود همینطور گفت: «الحمدللَّه ربّ العالمین. الرّحمن الرّحیم. مالک یوم الدین» و امواجش را منتشر کنیم. همین را می شود با قرائت خوب هم خواند؛ اما بیتوجه، که باز هم همان منتشر کردن امواج صوتی است در هوا. این، آن چیزی نیست که از ما خواسته شده. از ما خواسته شده که در حال نماز دلمان را ببریم به پیشگاه پروردگار؛ از دلمان حرف بزنیم، با دلمان حرف بزنیم؛ اینها مهم است. این را در وضع ترویج نماز، در نمازی که خود ما می خوانیم، نمازی که به دیگران تعلیم می دهیم، این نکتة روح نماز را باید توجه کنیم.
البته این روح بدون جسم هم بهدست نمیآید. اینکه انسان خیال کند اگر این است، مینشینم صد بار ذکر می گویم و مثلاً نماز دیگر نمی خوانم، نه؛ همینجور که عرض کردیم، آن جسم، آن کالبد، با توجه به نیازهای تأمینشوندة بهوسیلة این روح تنظیم شده است. لذا ببینید در روایات برای
حالات مختلف نماز یک خصوصیاتی را گذاشتند. واجب نیست؛ مستحب است. در وقت ایستادن به کجا نگاه کنید؛ در وقت سجده کردن به کجا نگاه کنید؛ در وقت رکوع، بعضی از روایات دارد، چشمتان را ببندید؛ بعضی روایات دارد به جلو نگاه کنید؛ این خصوصیات همه کمک می کند به آن حالت حضور و توجهی که برای انسان لازم است.
حالا اهمیت نماز که واقعاً برای ما توصیفش هم شاید ممکن نباشد. امام صادق7 در بیماریِ رحلت به وصیشان می فرمایند که: «لیس منّی من استخفّ بالصّلوة؛(1)«از ما نیست کسی که نماز را سبک بشمارد». استخفاف یعنی سبک شمردن، کماهمیت شمردن. حالا این نمازِ با همة این خصوصیات، با همة این فضایل، چقدر از انسان وقت می گیرد؟ نماز واجب ما ـ این هفده رکعت ـ اگر انسان بخواهد با دقت و با قدری ملاحظه بخواند، فرض کنید 34 دقیقه وقت می گیرد؛ والّا کمتر وقت خواهد گرفت. ما گاهی اوقات می شود که پای تلویزیون در انتظار برنامهای که مورد علاقة ماست نشستهایم و قبل از آن، دائم تبلیغات، تبلیغات، تبلیغات ـبیست دقیقه، پانزده دقیقه ـ که هیچکدام هم به درد ما نمی خورد، مینشینیم گوش می کنیم و بیست دقیقه وقتمان را از دست می دهیم، برای خاطر آن برنامهای که می خواهیم. بیست دقیقههای زندگی ما اینجوری
1) . شیخ صدوق، علل الشرایع، ج2، ص356.
است. منتظر تاکسی می شویم، منتظر اتوبوس می شویم، منتظر رفیقمان می شویم که بیاید جایی برویم، منتظر استاد می شویم که سر کلاس دیر کرده، منتظر منبری می شویم که دیر به مجلس رسیده؛ همة اینها ـ ده دقیقه، پانزده دقیقه، بیست دقیقه ـ به هدر می رود. خوب، این بیست دقیقه و 25 دقیقه و سی دقیقه را برای نماز ـ این عمل راقی، این عمل بزرگ ـ مصرف کردن مگر چقدر اهمیت دارد؟
در جامعة جوان کشور بیش از دیگران باید به نماز اهمیت داد. جوان با نماز دلش روشن می شود؛ امید پیدا می کند؛ شادابی روحی پیدا می کند؛ بهجت پیدا می کند. این حالات بیشتر مال جوانهاست، بیشتر مال موسم جوانی است؛ می تواند لذت ببرد؛ و اگر خدا به من و شما توفیق بدهد، نمازی بخوانیم که با توجه باشد، خواهیم دید که انسان در هنگام توجه به نماز، از نماز سیر نمی شود. انسان وقتی به نماز توجه پیدا کند، آنچنان لذتی پیدا می کند که در هیچیک از لذایذ مادی این لذت وجود ندارد. این دراثر توجه است. بیتوجهی به نماز، کسالت در حال نماز، از خصوصیات منافقین است ـ نهاینکه حالا هرکسی در حال نماز کسالت داشت، منافق است؛ نه ـ خدا منافقین را در قرآن معرفی می کند و می گوید اینها را از این بشناس. در زمان پیغمبر منافقینی بودند که برای خاطر این و آن نماز می خواندند و در دل به نماز اعتقادی نداشتند. «وَإِذَا قَامُوا إِلَی الصَّلَاةِ قَامُوا
کُسَالَیٰ یُرَاءُونَ النَّاسَ» (نساء، 142). بله، وقتی کسی طرف خطاب ندارد، با خدا حرف نمی زند، خسته می شود و برایش یک کار طولانی بهنظر میآید. چهار رکعت نماز که چهار دقیقه، پنج دقیقه طول می کشد، برای او یک زمان طولانی بهنظر میآید؛ درحالیکه چهار دقیقه مگر چقدر است؟ انسان اگر در این حالت با خدا طرف خطاب بشود، آنوقت خواهد دید که مثل برق گذشت؛ دریغ می خورد، افسوس می خورد و دلش می خواهد طولانیتر بشود.
این معنا را در جوان ها، ترویج کنید. جوان ها اگر از حالا عادت کنند به نماز خوب، وقتی به سن ماها رسیدند، نماز خوب خواندن برایشان دیگر مشکل نیست. در سنین ما آدمی که عادت نکرده باشد به نماز خوب، نماز خوب خواندن ممکن است؛ اما مشکل است؛ برای آنکه از جوانی عادت کرده به اینکه خوب نماز بخواند؛ یعنی نماز باتوجه ـ نماز خوب معنایش نماز با صدای خوش و قرائت خوب نیست؛ یعنی نمازِ باتوجه، با حضور قلب؛ قلبش در محضر پروردگار حاضر باشد؛ از دل و با دل حرف بزند ـ آنوقت این سجیة او می شود و دیگر برایش زحمت ندارد؛ تا آخر عمر همینجور خوب نماز می خواند.
یک نکتهای را آقای قرائتی الان اشاره کردند، قبلاً هم مکرر گفتهاند، ما هم گفتهایم؛ در مورد کمبود مسجد و نمازخانه در مراکز پرجمعیت. این
را باید دوستانی که از دولت اینجا تشریف دارند ـ وزرای محترم که اینجا تشریف دارید ـ در دولت بهطور جد مطرح کنید. همة کارهای مهندسی بزرگ بایستی یک پیوست مسجد و نمازخانه داشته باشد. وقتی مترو طراحی می کنیم، برای ایستگاه مترو، مسجد در آن ملاحظه شود؛ ایستگاه قطار طراحی می کنیم، فرودگاه طراحی می کنیم، مسجد در آن حتماً دیده شود. شهرک طراحی می کنیم، مسجد در مراکز لازم که ممکن است بیش از یکی لازم باشد، در او حتماً ملاحظه شود. آیا ممکن است ما یک شهرک را طراحی کنیم، خیابانکشیِ او را فراموش کنیم؟ می شود شهرکِ بدون خیابان؟ با این چشم باید به مسجد نگاه کرد. شهرک بدون مسجد معنی ندارد. وقتی انبوهسازان ساختمان می خواهند مجوز بگیرند برای انبوهسازی و ساختمان بسازند، در نقشهای که ارائه می دهند که مجوز براساس او صادر می شود، باید نمازخانه دیده شود. ما باید با نمازخانه اینجوری برخورد کنیم.
اشاره کردند به پروازها؛ نهفقط پروازهای حج، در پروازهای گوناگون ـداخلی، خارجی، دوردست ـ که وقت نماز را پوشش می دهد، حتماً رعایت مسئلة نماز بشود. اگر امکان دارد قبل از پرواز و بعد از پرواز، وقت نماز وجود داشته باشد. اینجور نباشد که مثلاً فرض بفرمایید از قبل از اذان صبح راه بیفتند و بعد از آفتاب به مقصد برسند؛ نه؛ برنامه را جوری تنظیم کنند که مردم بتوانند نمازشان را بخوانند؛ یا قبل، یا بعد. اگر امکان ندارد ـ گاهی ضرورتهایی ازلحاظ پروازهای داخلی، خارجی، خطوط هوایی، پیدا
می شود که امکان ندارد ـ در داخل هواپیما امکانات نماز خواندن را فراهم کنند که البته کاملاً می شود قبله را تشخیص داد؛ یعنی خلبان ها واردند، می فهمند، می دانند؛ تا افرادی که مایلاند در داخل هواپیما نماز بخوانند، بتوانند. البته مسئلة حرکت قطارها هم بهطریقاولی اینجور است.
امروز در کشور ما این جهات قابل مقایسة با قبل از انقلاب نیست. شماها اغلب قبل از انقلاب را یادتان نیست. عجیب بود! هم اینجا، هم بعضی جاهای دیگر. ما عراق رفته بودیم؛ یک سفر عتبات مشرف شدیم؛ هر کار کردیم برای نماز صبح، توقف نکرد؛ یعنی اصلاً نمی شد؛ جوری تنظیم کرده بودند که نمی شد، و بنده مجبور شدم از اواخر قطار ـ که نزدیک ایستگاه یا اوایل ایستگاه بود ـ خودم را از پنجره بیندازم بیرون، که بتوانم نماز بخوانم؛ چون در داخل قطار کثیف بود و نمی شد نماز خواند. بههرحال، این چیزها هیچ رعایت نمی شد. حالا خیلی تفاوت کرده؛ منتها بیش از اینها انتظار هست. اهمیت نماز باید معلوم باشد.
ما بارها، مکرر به آقایان ائمة جمعه، ائمة جماعت و روحانیون محترم در شهرستان ها، در تهران توصیه کردیم که مساجد باید آباد باشد؛ صدای اذان باید از مساجد بلند شود. باید همة نشانههای توجه به نماز و اقامة نماز را در شهر اسلامی ـ بهخصوص در شهرهایی مثل تهران و شهرهای بزرگ کشورـ ببینند، باید احساس کنند؛ هم مردم خودمان، هم کسانی که وارد این شهرها می شوند. نشانههای اسلامی باید واضح و آشکار باشد؛ کمااینکه در
مهندسیهای ما باید نشانههای اسلامی آشکار باشد. صهیونیست ها هر نقطة دنیا که خواستند یک ساختمانی بسازند، آن علامت نحس ستارة داوود را سعی کردند یکجوری رویش تثبیت کنند. کار سیاسیشان اینجوری است. ما مسلمان ها نشانههای اسلامی و مهندسی اسلامی را باید در همة کارهایمان، از جمله در باب مهندسی بایستی مراعات کنیم.
بههرحال، امیدواریم خداوند متعال توفیق بدهد. کار نماز، کار کوچکی نیست؛ کار بسیار بزرگی است. همة دستاندرکاران این کار انشاءللَّه جزو «وَالْمُقِیمِینَ الصَّلَاةَ» (نساء، 162) هستند که در قرآن بخصوص «وَالْمُقِیمِینَ الصَّلَاةَ» دربارة مؤمنان پاک و پاکیزه و خالص اسم آورده شده. انشاءللَّه همهتان در عداد مقیمینالصّلاة باشید و خدای متعال کمک کند، توفیق بدهد و همة ما را از برکات نماز انشاءللَّه برخوردار کند.
والسلام علیکم و رحمةاللَّه
شهر مقدس قم، آبانماه 1388
بسم الله الرّحمن الرّحیم
نامگذاری اجلاس امسال نماز به نام جوانان، کاری بسزا و برآمده از نگاه درست به این سرچشمة فیاضِ یاد و راز و نیاز است. دل و جانِ نیالودة جوان، آماده ترین کانونی است که این مِشکاتِ نور و حضور می تواند در آن گرمی و روشنی بپراکند و راه سلوک و عروج معنوی را در میانة کژراهه ها، نمایان سازد. آشنا کردنِ جوانان، با صفا و بهجتی که در نماز و ذکر هست، خدمتی بزرگ به آنان و به آینده ای است که باید با دست توانا و عزم جوانانة آنان ساختهوپرداخته شود.
سفارش اینجانب آن است که مسجد را نیز همچون دلهای جوان، پاکیزه و پیراسته، و لبریز از شور و انگیزه و نشاط کنید. مسجد نیز باید کانونی باشد که مشکات نماز در آن بدرخشد و نور معرفت و محبت، و اُنس و صفا از آن ساطع شود. امامان جماعت، هیئت های امنا، خادمان موظف و متبرّع، هریک باید بخشی از این کار بزرگ و اثرگذار را بر دوش خود حس کنند. توفیق همة دست اندرکاران سلسله نشست های نماز، مخصوصاً جناب حجت الاسلام قرائتی، مرد شایستة ثابتقدم و استوار را از خداوند متعال مسئلت می کنم.
سیّدعلی خامنه ای
12 آبان 1388
بیرجند، مهرماه 1389
بسم الله الرّحمن الرّحیم
پدید آوردن هویتی به نام مسجد، نخست در قبا و سپس در مدینه، در شمار زیباترین و پرمغزترین ابتکارهای اسلام در آغاز تشکیل جامعة اسلامی است. خانة خدا و خانة مردم؛ کانون ذکر و معراج معنوی و عرصة علم و جهاد و تدبیر دنیوی؛ جایگاه عبادت و پایگاه سیاست، دوگانه های بههم پیوسته ای است که تصویر مسجد اسلامی و فاصلة آن با عبادتگاه های رایج ادیان دیگر را نمایان می سازد. در مسجد اسلامی، شور و بهجت عبادت خالص با نشاط زندگی پاک و خردمندانه و سالم، درهم می آمیزد و فرد و جامعه را به طراز اسلامی آن نزدیک می کند. مسجد، مظهر آمیختگی دنیا و آخرت، و پیوستگی فرد و جامعه در دیدگاه و اندیشة مکتب اسلام است.
با این نگاه، دل های ما برای مسجد می تپد و از شوق و احساس مسئولیت، لبریز می گردد. امروز در میان مساجد ما کم نیستند آنهایی که می توانند نمایی از این تصویر زیبا و شوق انگیز را به نمایش درآورند. حضور نسل جوان پاک نهاد ما و حضور روحانیون و معلمان آگاه و دلسوز،
مسجدهایی را بهدرستی، کانون ذکر و عبادت و اندیشه و معرفت ساخته و یادهای عزیز و گرانبها را در دلهای ما برانگیخته است؛ لیکن تا این وظیفه به تمام و کمال گزارده نشود، هیچیک از ما نباید و نمی توانیم خطری را که از کمبود مسجد یا ضعف و نارسایی مساجد، جامعه و جوانان و خانواده ها و نسل های آینده را تهدید می کند، غافل بمانیم و خود را از برکات عظیمی که مسجدِ طراز اسلامی به کشور و نظام و مردم هدیه می کند، محروم سازیم.
نخستین مطلب مهم، بنای مسجد و حضور روحانی شایسته در آن است. هماکنون با وجود دهها هزار مسجد در کشور، جای هزاران مسجد دیگر در روستاها، شهرها، شهرک ها و مجتمع های مسکونی خالی است. دسترسی آسان به مسجد، نیاز ضروری مؤمنان و جوانان و نوجوانان ماست. روحانی پرهیزگار، خردمند، کارشناس و دلسوز در مسجد، همچون پزشک و پرستار در بیمارستان، روح و مایة حیات مسجد است. امامان جماعت باید آماده سازی خویش برای طبابت معنوی را وظیفة حتمی خود بدانند و مراکز رسیدگی به امور مساجد و حوزه های علمیه در همه جا آنان را یاری دهند. مساجد باید مَدرَسِ تفسیر و حدیث و منبرِ معارف اجتماعی و سیاسی و کانون موعظه و پرورش اخلاق باشد. زمزمة محبت متولیان و مدیران و امنای مساجد، باید دلهای پاک جوانان را مجذوب و مشتاق کند.
حضور جوانان و روحیه های بسیجی باید محیط مسجد را زنده و پرنشاط و آینده پو و لبریز از امید سازد. میان مسجد و مراکز آموزشی در هر محل، همکاری و پیوند تعریفشده و شایسته ای برقرار گردد. چه نیکوست که دانشآموزان برجسته و ممتاز در هر محل، در مسجد و در برابر چشم مردم و ازسوی امام جماعت، تشویق شوند. مسجد باید رابطة خود را با جوانانی که ازدواج می کنند، با کسانی که به موفقیتهای علمی و اجتماعی و هنری و ورزشی دست می یابند، با صاحبهمتانی که کمک به دیگران را وجهة همت می سازند، با غمدیدگانی که غمگساری می جویند، و حتی با نوزادانی که متولد می شوند، برقرار و مستحکم کند. مسجد باید در هر منطقه و محل مأمن و مایة خیر و برکت باشد و بهطریقاولی، وسیلة زحمت و آزار مجاوران نگردد. پخش صداهای آزاردهنده به ویژه در شب و هنگام آسایش مردم، کاری ناروا و در مواردی خلاف شرع است. تنها صدایی که باید از مسجد در فضا طنین بیفکند بانگ اذان با صوت خوش و دلنواز است.
عمران مساجد و پرداختن به آرایه های معنوی و ظاهری آن، وظیفة همگان است و هرکسی به اندازة توان و همت باید در آن سهیم گردد. مردم، شهرداری ها و دستگاه های دولتی هریک در آن باید سهمی ایفا کنند و روحانی دانا و مسئولیت پذیر و پرهیزگار می تواند و می باید محور این منظومة تلاش مقدس باشد.
از خداوند متعال توفیق همگان را مسئلت می کنم و برای روحانی مجاهد و خدمتگزار، جناب حجت السلام والمسلمین آقای قرائتی دوام عمر و نشاط و توفیق روزافزون از خداوند می طلبم.
والسلام علیکم و رحمة الله
سیدعلی خامنه ای
18 مهرماه 1389
بوشهر، مهرماه 1390
بسم الله الرّحمن الرّحیم
انسان، به سرشت و طبیعت خود، مشتاق و نیازمندِ نیایش و خشوع در برابر خداوند است که آفرینندة همة نیکی ها و زیبایی هاست، و نماز، برآورندة این نیاز است. ادیان الهی با تشریع نماز، کام تشنة فطرت انسان را سیراب می کند و او را از سرگشتگی و گمراهی در فرونشاندن این عطش طبیعی نجات می بخشند. تکرار نماز در هر روز و شب، فرصت و نعمتی است که آدمی را از غرقه شدن در غفلت می رهاند؛ به او مجال حضور دلآگاهانه در برابر خدا می بخشد؛ جان او را صیقل می دهد و گوهر باطن او را درخشان می سازد.
ذِکر و نماز و نیایش آنگاه که با سامان زندگی اجتماعی درهم می آمیزد معجزة اسلام را در آرایش منظومة احکام عبادیِ آن آشکار می سازد. مسجد، مظهری از این درهمآمیختگی است. نماز در مسجد و با جماعت مؤمنان، همگانی نشستن بر گِردِ سفرة میهمانی خداوند است، و این خود، بارشِ رحمت الهی را انبوه تر و دلنشین تر می سازد.
به برکت نماز، فضای مسجد نورانی و عطرآگین می گردد و سخن حق و آموزش دین و اخلاق و سیاست در آن بیش از هر جای دیگر بر دل و جان می نشیند و به زندگی فرد و جامعه، سمت و سوی خدایی می دهد.
مسجد را با این نگاه باید نگریست. روح مسجد، کالبد زندگی را پرنشاط و پرانگیزه می سازد. در هر جا سامان زندگی است، مسجد، مرکز و کانون اصلی است. در بنای شهر و روستا، در مدرسه و دانشگاه، در مراکز جمعیتی از بازارهای کسب و کار تا فرودگاه ها و جاده ها و پایانه های سفری و تا آسایشگاهها و بیمارستان ها و بوستان ها و گردشگاه ها، در همه و همه باید مسجد را همچون قطب و محور بنا نهاد. مسجد در همهجا باید پاکیزه، زیبا و آرامبخش باشد. مدیریت محتوایی و معنویِ مسجد که بر دوش روحانی مسجد است باید خردمندانه و مسئولانه، و حتی عاشقانه باشد. حوزه های علمیه برای آماده سازی روحانیونی در این طراز، وظیفه ای ذاتی و طبیعی دارند.
اگر مسجد، کیفیت شایستة خود را بیابد، هزینه های مادی و معنوی بسیاری از دوش جامعه و مردم و مسئولان برداشته خواهد داشت.
به امید آن روز، و با سلام بر حضرت بقیةالله ـ ارواحنا فداه.
والسلام علیکم و رحمةالله
سیدعلی خامنه ای
19 مهر 1390
کرمانشاه، شهریورماه 1391
بسم الله الرّحمن الرّحیم
امسال نیز شما مردان و زنان خداجوی و حقیقت نیوش، با برگزاری این اجلاس، گام دیگری در راه وظیفة بزرگ اسلامی خویش یعنی اقامة نماز برداشته اید. از همة دستاندرکاران به ویژه از جناب حجتالاسلام آقای قرائتی، روحانی مجاهد و صادق و ثابتقدم که استوانة اصلیِ این کار بزرگ است، تشکر می کنم و پاداش الهی را برای ایشان و همکارانشان مسئلت می نمایم.
بااینهمه باید اعتراف کنیم که هنوز مجموعة ما مسئولان نظام اسلامی وظیفة خود را دراینباره به تمام و کمال، ادا نکرده ایم. اهمیت نماز را باید بهدرستی فهمید. اینکه فرموده اند: اگر نماز در درگاه خداوند، مقبول افتد دیگر خدمات و زحمات نیز پذیرفته شده، و اگر نماز، مردود باشد هرچه جز آن نیز مردود گشته است، حقیقتی بزرگ را به ما می نمایاند. آن حقیقت این است که اگر در جامعة اسلامی نماز در جایگاه شایستة خود قرار گیرد، همة تلاش های سازندة مادی و معنوی، راه خود را به سمت و سوی آرمان ها می گشاید و جامعه را به نقطة مطلوب آرمانی اسلام می رساند؛ و
اگر از اهمیت نماز غفلت شود و نماز مورد بی اعتنایی قرار گیرد، این مسیر بهدرستی طی نخواهد شد و تلاش ها و مجاهدت ها تأثیر لازم را در رساندن به قله ای که اسلام برای جامعة بشری ترسیم کرده است، نخواهد داشت.
این حقیقت، به همة ما هشدار می دهد و وظیفه ای سنگین را به یاد ما می آورد. تلاش های فرهنگی و هنری و برنامه ریزی های آموزشی و غیره، همه باید بهگونه ای طراحی و اجرا شود که نماز، با کیفیت مطلوب، روزبه روز در میان مردم به ویژه جوانان و نوجوانان رونق گیرد و همه بهراستی از این چشمة پاکی و روشنی بهره مند گردند. بی شک دستگاه های متعدد امور فرهنگی و آموزشی، و صداوسیما و دستاندرکاران ادارة مساجد، بیش از دیگران باید احساس مسئولیت کنند.
از خداوند متعال کمک بخواهید و دامن همت به کمر بزنید و حرکتی تازه در این راه آغاز کنید. خداوند یار و نگهدارتان.
سیدعلی خامنه ای
13 شهریور 1391
خرم آباد، شهریورماه 1391
بسم الله الرّحمن الرّحیم
قرآن کریم در توصیف قدرتمندانِ مؤمن و در صدر وظایف آنان اقامة نماز را نام برده است: «الّذینَ اِن مَکَّناهُم فِی الاَرضِ أَقآموا اَلصَّلوةَ» (حج:41) این وظیفه، در عمل شخصی، کیفیت بخشیدن به نماز است، و در تلاش اجتماعی، ترویج نماز و همگانی کردن آن.
کیفیت یافتن نماز بدین معنی است که نماز، با حال و حضور ادا شود؛ نمازگزار به نماز با چشمِ «میعاد ملاقات با خدا» بنگرد و در آن، با خدای خود سخن بگوید و خود را در حضور او ببیند؛ نماز را تا میتواند در مسجد و تا میتواند به جماعت بگزارد.
و ترویج نماز، هر حرکت و تلاشی است که در راه همگانی کردن آن، و تبیین اهمیت آن، و آسان کردن دسترسی به آن، بتوان صورت داد.
صاحبان اندیشه و بیان، با گفتن و نوشتن؛ دارندگان رسانهها و منبرها با پرداخت جذّاب و هنری؛ مسئولان دستگاهها هر یک متناسب با کارکرد آن دستگاه، میتوانند این وظیفة بزرگ را ادا کنند.
کمبود مسجد در شهر و شهرک و روستا؛ نبود جایگاه نماز در مراکز اجتماعات همچون ورزشگاه و بوستان و ایستگاه و مانند آن؛ مراعات نشدن وقت نماز در وسایل مسافرتهای دور دست؛ نپرداختن شایسته به نماز در کتابهای درسی؛ نپرداختن به پاکیزگی و بهداشت در مساجد؛ نپرداختن امام جماعت به تماس و رابطه با مأمومین؛ و هر کمبود دیگری از این قبیلها، نقاط ضعفی است که باید همتهای بلند بر زدودن آن برانگیخته شود و نشانة ایمان صاحبان تمکّن یعنی اقامة نماز، در جامعة اسلامی ما روز بهروز نمایانتر گردد؛ انشاء الله.
والسلام علیکم و رحمة الله
سیّد علی خامنهای
11 شهریور / 1392