ghaemiyeh.com
سرشناسه : هاشمی دهسرخی، سیدمحمود
عنوان و نام پدیدآور : اربعینیان: تجربیات مربوط به پیادهروی اربعین/ مولف سیدمحمود هاشمیدهسرخی؛ مجری طرح موسسه فرهنگی قرآن و عترت ندای کلام هادی.
مشخصات نشر : اصفهان: آشیانه برتر٬ ۱۳۹۳.
مشخصات ظاهری : ۹۶ص.؛ ۱۹×۹/۵سم.
شابک : ۲۵۰۰۰ ریال: 978-600-7138-56-4
وضعیت فهرست نویسی : فیپا
عنوان دیگر : تجربیات مربوط به پیادهروی اربعین.
موضوع : حسینبن علی (ع)، امام سوم، ۴ - ۶۱ق -- اربعین
موضوع : حسینبن علی (ع)، امام سوم، ۴ - ۶۱ق -- زیارتنامهها
موضوع : حسینبن علی (ع)، امام سوم، ۴ - ۶۱ق -- سوگواریها
موضوع : زیارتنامه اربعین
موضوع : زیارتگاههای اسلامی -- عراق
شناسه افزوده : موسسه فرهنگی قرآن و عترت ندای کلام هادی
رده بندی کنگره : BP۴۱/۵/ھ۱۷۴الف۴ ۱۳۹۳
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۹۵۳۴
شماره کتابشناسی ملی : ۳۶۵۹۶۲۵
عکس
صوت
زیارت در لغت، از مادۀ «زَور»(1)آمده و به معنای میل به چیزی و روی گرداندن از چیز دیگر است؛ یعنی در زیارت، دو ویژگی وجود دارد: اول، روی گرداندن از چیزی؛ دوم، تمایل و روی آوردن به چیزی یا کسی. پس نمیتوان «دید و بازدید» را نوعی زیارت دانست. زیارت، وقتی صحیح است که زائر از همه کس و همه چیز، دل بشوید و به آن کسی که به دیدارش میشتابد، دل ببندد. شرط فقهی آن نیز، داشتن قصد قربت است. پس زیارت در اصطلاح، دل بریدن از همه چیز، و دل بستن به محضر مقدس معصوم، به قصد تقرب الی الله میباشد.
زیارت، روشی برای ارتباط با معصوم، در زمان ظهور و حیات و ممات
1) مفردات الفاظ قرآن، ج 2، ص 162؛ کتاب العین، ج 7، ص 380؛ المحیط فی اللغة، ج 9، ص 81.
معصوم است. زیارت یکی از مهمترین عوامل ایجاد و تقویت ارتباط شیعیان با روح آسمانی خاندان رسالت میباشد. زیارت، این ارتباط را عمیق و دائمی میگرداند و شیعیان خالص و واقعی پرورش میدهد. زیارت، جریانی چند لایه با ابعاد فرهنگی، سیاسی، اعتقادی، اقتصادی و عرفانی است که تاثیرات فردی و اجتماعی بسیار دارد.
زیارت حضرات معصومین علیهم السلام، به هر شکل که باشد، یک نوع معرفت نسبی را به آن حضرات، ایجاد میکند؛ اما برای این که توجه ما به آن بزرگوران بیشتر شود و از زیارت حضرات معصومین علیهم السلام بهرۀ بیشتری ببریم، باید توجه کنیم که زیارت، بر دو قسم است:
زیارت تأدبی
این نوع زیارت، برای عرض ادب به پیشگاه بزرگان دینی صورت میگیرد و در حد رفتن به حرم و خواندن زیارتنامه، انجام میشود؛ یعنی همان زیارت متداول میان مردم که به زیارتگاهها میروند، خدمت آن بزرگواران میرسند، با ادب و احترام وارد میشوند، زیارتنامههای مرسوم را میخوانند، از برکات معنوی آنجا بهره میبرند، بعد هم به خانه و کاشانۀ خود برمیگردند و برای توفیق این زیارت، مراتب سپاس و شکرگزاری از خدا را به جا میآورند.
زیارت تعرفی (مرحلۀ عالی زیارت)
این زیارت، بر اساس تفکر و شناخت میباشد و هر چه بیشتر و بهتر صورت بگیرد، موجب بالا رفتن عرفان و معرفت میگردد و منتهی به تحول در اخلاق و رفتار و اندیشۀ انسان میشود. برای انجام چنین زیارتی، باید چندین مسأله را لحاظ کنیم:(1)
قصدمان از زیارت، عرض ادب و احترام و کسب شناخت باشد.
پیش از آن که حرکت زیارتی را آغاز کنیم، اطلاعات خود را نسبت به
1) ر.ک: ترجمه کامل الزیارات، ص253، 425، 426، 474، 487.
آن مقصود، بیشتر نماییم و برای شناخت بیشتر، برنامهریزی داشته باشیم.
دل را از تعلق به غیر، رها سازیم.
تمام توجه خود را معطوف به زیارت و زیارتشونده کنیم.
اگر به زیارت معصوم میرویم، او را حی و زنده بدانیم.
قبل از ورود به زیارتگاه، به فکر فرو برویم و جایگاه معصوم و مقام معنویاش را ـ که همان واسطه بودن میان خالق و مخلوق است ـ در نظر بگیریم و خضوعی را که باید یک معتقد واقعی نسبت به معصوم داشته باشد، در خود ایجاد کنیم.
برای وارد شدن به حرم، اجازه بگیریم.
تا اجازۀ ورود، صادر نشده و به دلمان الهام نشده است که «وارد شو»، وارد حرم مطهر نشویم؛ حتی اگر چندین بار، این مسأله تکرار شود و مقدمات ورود، طول بکشد.
به هنگام ورود، چشمی اشکبار و صورتی شرمسار و وجودی سراسر آماده به خدمت داشته باشیم.
به هنگام زیارت کردن و سلام دادن، توجه داشته باشیم که «سلام» به معنای «تسلیم» است، نه درود. پس وقتی خطاب به معصوم میگوییم «السلام علیک»، باید تمام وجود خود را به صورت واقعی، تسلیم وی نماییم.
آداب زیارت معصومین
آداب زیارت معصومین علیهم السّلام که رعایت آنها در همه مشاهد مشرفه مستحب است:(1)
غسل زیارت، قبل از تشرف به حرم (یکبار در شبانهروز).
خواندن دعای مأثور هنگام غسل (که در مفاتیح آمده است).
پاکی از حدث اکبر (جنابت، حیض، نفاس) و حدث اصغر.
پوشیدن لباس پاک و پاکیزه و سفید و نو؛ مگر در زیارت امام حسین علیه السلام.
حرکت با آرامش و وقار و برداشتن گامهای کوتاه، هنگام
1) ر.ک: تررجمه کامل الزیارات، ص 427 و 755؛ ثواب الأعمال، ص 244.
رفتن به سمت روضۀ مقدس.
پا برهنه بودن هنگام تشرف به روضۀ منوّره.
خوشبو کردن خود؛ مگر در زیارت امام حسین علیه السلام.
توجه و حضور قلب، به هنگام رفتن به حرم مطهّر.
توقف در آستانۀ حرم، و سلام و اذن دخول با کلمات مأثور.
بوسیدن آستان و سجده برای خدا به شکرانۀ توفیق زیارت.
بوسه بر زمین در مقابل معصوم علیه السّلام جهت احترام.
داخل شدن با پای راست و خارج شدن با پای چپ.
نزدیک شدن به ضریح از پیش رو و چسبیدن به آن.
بوسیدن قبر مطهّر و مالیدن طرف راست صورت بر آن.
پشت به قبله و رو به معصوم ایستادن در هنگام زیارت.
رفتن نزد سر مبارک و رو به قبله ایستادن و دعا کردن.
ایستاده بودن هنگام زیارت، مگر آن که عذری باشد.
سر به زیر افکندن و به چپ و راست و بالا نگاه نکردن.
تکبیر گفتن به هنگام تشرف و پیش از خواندن زیارت.
خواندن زیارت مأثور و وارد شده.
خواندن نماز زیارت در کنار سر مبارک.
دعا کردن پس از نماز زیارت (دعای مأثور، افضل است).
خواستن حاجت برای خود و برادران دینی.
زیارت کردن به نیابت از دوستان و خویشان.
تلاوت قرآن و هدیه کردن ثواب آن به معصوم علیه السّلام.
اجتناب از سخنان ناشایست و لغو و بیهوده.
بلند نکردن صدا در محضر معصوم علیه السّلام.
بیهوده ننشستن در حرم و خارج شدن پس از زیارت.
به عقب گام نهادن
هنگام خروج از روضۀ مقدسه.
تصمیم بر بازگشت برای زیارت دوباره.
وداع کردن با معصوم علیه السلام به وسیلۀ کلمات مأثور.
آداب زیارت معصومین علیهم السّلام که رعایت آنها در همه مشاهد مشرفه مستحب است:(1)
غسل زیارت، قبل از تشرف به حرم (یکبار در شبانهروز).
خواندن دعای مأثور هنگام غسل (که در مفاتیح آمده است).
پاکی از حدث اکبر (جنابت، حیض، نفاس) و حدث اصغر.
پوشیدن لباس پاک و پاکیزه و سفید و نو؛ مگر در زیارت امام حسین علیه السلام.
حرکت با آرامش و وقار و برداشتن گامهای کوتاه، هنگام رفتن به سمت روضۀ مقدس.
پا برهنه بودن هنگام تشرف به روضۀ منوّره.
خوشبو کردن خود؛ مگر در زیارت امام حسین علیه السلام.
توجه و حضور قلب، به هنگام رفتن به حرم مطهّر.
توقف در آستانۀ حرم، و سلام و اذن دخول با کلمات مأثور.
بوسیدن آستان و سجده برای خدا به شکرانۀ توفیق زیارت.
بوسه بر زمین در مقابل معصوم علیه السّلام جهت احترام.
داخل شدن با پای راست و خارج شدن با پای چپ.
نزدیک شدن به ضریح از پیش رو و چسبیدن به آن.
بوسیدن قبر مطهّر و مالیدن طرف راست صورت بر آن.
پشت به قبله و رو به معصوم ایستادن در هنگام زیارت.
رفتن نزد سر مبارک و رو به قبله ایستادن و دعا کردن.
ایستاده بودن هنگام زیارت، مگر آن که عذری باشد.
سر به زیر افکندن و به چپ و راست و بالا نگاه نکردن.
تکبیر گفتن
1) ر.ک: تررجمه کامل الزیارات، ص 427 و 755؛ ثواب الأعمال، ص 244.
به هنگام تشرف و پیش از خواندن زیارت.
خواندن زیارت مأثور و وارد شده.
خواندن نماز زیارت در کنار سر مبارک.
دعا کردن پس از نماز زیارت (دعای مأثور، افضل است).
خواستن حاجت برای خود و برادران دینی.
زیارت کردن به نیابت از دوستان و خویشان.
تلاوت قرآن و هدیه کردن ثواب آن به معصوم علیه السّلام.
اجتناب از سخنان ناشایست و لغو و بیهوده.
بلند نکردن صدا در محضر معصوم علیه السّلام.
بیهوده ننشستن در حرم و خارج شدن پس از زیارت.
به عقب گام نهادن هنگام خروج از روضۀ مقدسه.
تصمیم بر بازگشت برای زیارت دوباره.
وداع کردن با معصوم علیه السلام به وسیلۀ کلمات مأثور.
عکس
امام صادق علیهالسلام فرمود: «اگر خواستی امام حسین علیهالسلام را زیارت کنی، او را در حالی زیارت کن که:
غمگین باشی؛
غبار آلود باشی؛
گرسنه باشی؛
تشنه باشی؛
موهایت ژولیده و پریشان باشد؛
زیرا امام حسین علیه السلام، در حالی که غمگین و اندوهناک و ژولیده و غبار آلود و تشنه و گرسنه بود، به شهادت رسید. با چنین حالی، حوائج خود را بخواه و آنجا را وطن خود قرار نده»؛(1)(زیرا اقامت در آنجا، باعث میشود حس حضور در برابر امام علیه السلام، عادی گردد).
عکس
به کعبه و مکه، بکّه هم میگویند؛ چرا که مردان و زنان در آنجا گریه میکنند و از خداوند، طلب مغفرت و معرفت مینمایند.(2)
در کربلای معلا نیز همۀ زوار، شب و روز برای مصیبت وارده بر
امام حسین علیه السلام گریه میکنند و گروهی از ملائک، تا روز قیامت، برای آن حضرت میگریند.(1)
هر درهمی که در راه حج و سفر مکه انفاق شود، نزد خداوند، ارزش والایی دارد و ثوابش هزار برابر محسوب میشود.(2)کسی هم که در راه زیارت کربلای معلی انفاق کند، چنین حکمی دارد و چنین ثوابی برایش نوشته میشود.(3)
کعبه و کربلا، عامل هدایت برای جهانیان هستند. قرآن کریم دربارۀ کعبه میفرماید: «إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذی بِبَکَّةَ مُبارَکاً وَ هُدیً لِلْعالَمین؛(4)نخستین خانهای که برای مردم بنا گردید، خانۀ مبارکی بود که در مکه بنا شد و عامل هدایتی برای جهانیان گردید».
در زیارت اربعین نیز میخوانیم: «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الْجَهالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلالَةِ؛(5)امام حسین علیهالسلام در راه رضای تو، خون قلب و مایه حیاتش را بذل نمود تا بندگان تو را از نادانی و جهالت و سرگردانی و ضلالت، برهاند و خلاص نماید».
طواف کعبه، رکنی از ارکان اسلام است. اگر کسی استطاعت داشته باشد و حج به جا نیاورد، رکنی از ارکان دین را کنار گذاشته و اسلامش ناقص است.(6)زیارت کربلا هم رکنی از ارکان ایمان به شمار میآید و کسی که زیارت امام حسین علیهالسلام را ترک کند، ایمانش ناقص است.(7)
مسافر میتواند در مسجدالحرام، نماز خود را تمام بخواند. این حکم در مورد حائر حرم امام حسین علیهالسلام نیز جاری است.(8)
برتری زائر کربلا بر زائر خانۀ خدا
پیش از آن که به مقایسۀ این دو بپردازیم، باید بدانیم که سفر حج، تا چه اندازه برای معصومین علیهمالسلام، اهمیت
داشته و برای بهرهمندی بیشتر از ثواب حج، تأکید داشتهاند که این سفر، با پای پیاده صورت بگیرد.
در حدیث آمده است که در نزد خداوند، چیزی دوستداشتنیتر از پیاده رفتن به سوی خانۀ خدا نیست و بندگان به وسیلۀ آن، بیشترین قرابت و نزدیکی را به خدا پیدا میکنند و یک حج پیاده، ثواب هفتاد حج را دارد.(1)
در روایت آمده است که امام حسن علیهالسلام، پیاده به سمت مکه رهسپار میشد و پاهای حضرت، ورم میکرد. وقتی به ایشان میگفتند: «سواره بیایید تا ورم پای شما بهبود یابد»، میفرمود: «هرگز چنین کاری نمیکنم».(2)
با این که زیارت خانۀ خدا، ثواب بسیار بالایی دارد و معصومین صلوات الله علیهم اجمعین، به آن اهمیت فراوانی میدادند، اما زائر کربلا را مهمتر و عزیزتر از زائر خانۀ خدا میدانسته اند.
راوی نقل میکند که امام صادق صلوات الله علیه فرمود: «خداوند در عصر عرفه، ابتدا به زائران قبر امام حسین علیهالسلام نگاه میکند». گفتم: «پیش از نگریستن به کسانی که در عرفات هستند؟». فرمود: «بله». گفتم: «چرا؟». فرمود: «چون بیشک در میان آنان، فرزندان زنا وجود دارد، ولی در میان ایشان، اولاد زنا نیست».(3)
همچنین امام صادق علیهالسلام فرمود: «خداوند تبارک و تعالی، قبل از اهل عرفات، به زائران قبر امام حسین علیهالسلام تجلی مینماید و حوائج آنان را برآورده میکند و گناهانشان را میآمرزد و خواستههایشان را میپذیرد، سپس به اهل عرفات تجلی مینماید و این اعمال را در مورد آنان نیز انجام میدهد».(4)
راوی میگوید که امام صادق علیهالسلام از من پرسید: «چند بار به حج رفتهای؟». گفتم: «نوزده بار». فرمود: «یک بار دیگر به حج برو تا بیست حج شود و برایت ثواب یک زیارت امام حسین علیهالسلام نوشته شود».(5)
عرض کردم: «چگونه میتوانم به ثوابی همانند وقوف در عرفات برسم؟». فرمود: «اگر مؤمن در روز عرفات، در آب فرات غسل کند و به طرف قبر امام حسین علیه السلام برود، در مقابل هر گامی که برمیدارد، یک حج با مناسکش برای او نوشته میشود».(6)
حضرات معصومین صلوات الله علیهم اجمیعن، ثواب زیارت کربلا را با ثواب حج و عمره مقایسه کردهاند. در برخی روایات، آن را برابر با یک حج و عمرۀ مقبول دانستهاند (7)و در برخی دیگر، ثواب آن را تا دو میلیون حج و عمره، بالا بردهاند.(8)این مسأله، به شناخت و معرفت زائر نسبت به امام حسین علیه السلام بستگی دارد. هر چه با شناخت بیشتری زیارت کند، ثوابش بیشتر میشود.(9)
عکس
از حضرات معصومین صلوات الله علیهم اجمعین، دعاهای بسیاری در مورد زائران کربلا نقل شده است.
امام صادق
صلوات الله علیه میفرماید:
«آیا دوست دارید به واسطۀ زیارت قبر امام حسین علیهالسلام، خدا شما را در زمرۀ کسانی قرار دهد که حضرت محمد و علی و فاطمه و ائمه صلوات الله علیهم اجمعین، در حقشان دعا فرمودهاند؟
بار خدایا! زائران قبر پدرم حسین علیهالسلام را بیامرز که اموالشان را انفاق کردهاند و بدنهایشان را به سختی انداختهاند و به خاطر اشتیاق در نیکی به ما و امید به پاداش در قبال دوستی و پیوند با ما و برای رسیدن به ما و شادمان نمودن پیامبر تو و پذیرفتن فرمان ما و خشمگین ساختن دشمنان ما چنین کردهاند و نیتی جز ایثار و کسب رضایت و خشنودی تو نداشتهاند. تو نیز از جانب خود، این ایثار را جبران کن و رضوان خود را به قدر کافی بر آنها نثار نما و احسانشان را جوابگو باش.
در شب و روز، حافظ و نگهدارشان باش.
اهل و اولادی که از ایشان باقی میماند، بهترین وارثان و جانشینان قرار بده و مراقب و محافظشان باش.
شر و بدی هر ستمکار عنود و منحرفی را از ایشان دور ساز و از هر طریق و از هر مخلوق ضعیف و قوی، کفایتشان نما.
ایشان را از شر شیاطین انس و جن، محفوظ فرما و برترین چیزی را که در دوری از وطن آرزو میکنند، به ایشان عطا کن.
برتر و بالاتر از آنچه که انتخاب کردهاند، به ایشان ببخش.
صورتشان را ـ که در راه محبت ما، از گرمی آفتاب سوخته است ـ مورد ترحم قرار بده.
صورتهایی را که روی
قبر اباعبدالله الحسین علیهالسلام میگذارند و برمیدارند، مشمول لطف و رحمتت قرار بده.
به چشمهایی که بر ما اشک ریختهاند، نظر و عنایت فرما.
دلهایی را که به خاطر ما به جزع آمده و به خاطر ما سوختهاند، مورد لطف و عنایت قرار بده.
به فریادهایی که به خاطر ما بلند میشود، رسیدگی فرما.
این ابدان و ارواح را نزد تو امانت میگذارم تا روز عطش اکبر که بر حوض کوثر وارد میشوند، سیرابشان سازی».(1)
عکس
حضرات معصومین صلوات الله علیهم اجمعین، آثار و برکات فراوانی برای زیارت قبر شش گوشۀ اباعبدالله الحسین صلوات الله علیه، بیان فرمودهاند که برخی از این آثار، مادی و دنیوی هستند و برخی دیگر، اخروی و معنوی. البته باید توجه داشت که هر چه شناخت ما نسبت به آن حضرت، بالاتر برود، بهرهمندی ما از این آثار، بیشتر میشود. اگر چه همۀ این برکات، در این مختصر نمیگنجد، اما میتوان به برخی از آنها اشاره کرد.
آثار مادی و دنیوی
احساس سرور و سبکی روح در زیارتگاه؛(2)
زیاد شدن روزی؛(3)
طولانی شدن عمر؛(4)
ایمنی از بلاهای سخت؛(5)
برآورده شدن حاجات؛(6)
دریافت هزار درهم، در مقابل هر درهمی که برای زیارت خرج میشود.(7)
آثار معنوی و اخروی
اگر زیارت زائر با شناخت باشد، خداوند، نام او را در اعلی علیین (بالاترین دفتر فرشتگان) مینویسد.(8)
مانند کسی است که خدا را در عرش زیارت نماید.(9)
مانند کسی است که هزار بنده را آزاد کرده باشد.(10)
مانند کسی است که هزار مرکب در راه خدا، به کار گرفته باشد.(11)
گناهان گذشته و آیندهاش آمرزیده میشود.(12)
ثوابش با دو ماه روزه و اعتکاف در مسجد الحرام، برابری میکند.(13)
ثوابش با ثواب حج و عمره برابری میکند. هر چه با شناخت بیشتری زیارت کند، ثوابش بیشتر میشود.(14)
استجابت دعایش، از
1) موارد سیزدهگانه، جزو یک روایت است. ترجمه کامل الزیارات، ص 381.
2) ترجمه کامل الزیارات، ص 496 و 554.
3) همان، ص 495.
4) همان، ص 497.
5) همان، ص 433.
6) همان، ص 565 و 577 و 596.
7) همان، ص417.
8) ثواب الأعمال، ص229.
9) همان.
10) همان، ص232.
11) همان.
12) ترجمه کامل الزیارات، ص 450 و 474.
13) ثواب الأعمال، ص190.
14) همان، ص 231 و 232.
جانب امیرالمؤمنین صلوات الله علیه، تضمین شده است. آن حضرت، به زائران حرم حسینی میفرماید: من ضامن برآورده شدن حاجات شما و دور نمودن بلاهای دنیوی و اخروی از شما هستم.(1)
خداوند، با او نجوا میکند و میفرماید: ای بندۀ من! از من بخواه تا به تو عطا کنم. مرا بخوان تا اجابت نمایم. از من طلب کن تا به تو بدهم. حاجتت را از من بخواه تا برایت روا سازم.(2)
مورد رحمت و مغفرت خداوند قرار میگیرد. خداوند به دو فرشۀ موکل او میفرماید: آنچه از دهان او خارج میشود، بنویسید و آنچه شر و بدی است، به قلم نیاورید.(3)
مورد تقدیس فرشتگان قرار میگیرد.(4)
فرشتگان به استقبال او میروند.(5)
فرشتگان با او مصافحه میکنند.(6)
فرشتگان او را همراهی میکنند.(7)
فرشتگان برایش دعا میکنند.(8)
فرشتگان بر او صلوات میفرستند و برایش درخواست رحمت میکنند.(9)
فرشتگان، به هنگام مریضیاش، صبح و شام به عیادتش میروند.(10)
فرشتگان، بعد از مرگش، تا روز قیامت برای او استغفار میکنند.(11)
در روز قیامت، تحت حفاظت خداوند قرار میگیرد.(12)
مورد مغفرت الهی قرار میگیرد و در روز قیامت، گناهی در پروندۀ اعمالش دیده نمیشود.(13)
هرگز آتش جهنم را نمیبیند و طعمۀ جهنم نمیگردد.(14)
جزو فائزان و رستگاران قرار میگیرد و در روز قیامت، همه به او غبطه میخورند و آرزو میکنند که کاش از زوار امام حسین علیهالسلام بودند.(15)
خدا او را جزو صالحان مینویسد.(16)
از اعضای حزب الله و حزب رسول و حزب اهلبیت صلوات الله علیهم اجمعین قرار میگیرد.(17)
پیامبر صلی الله علیه و آله، از او خشنود میشود.(18)
در بهشت، با رسول خدا صلی الله علیه و آله همنشین میگردد و حضرت، با او مصافحه میکند.(19)
خشم دشمنان اهل بیت علیهم السلام را برمیانگیزد.(20)
در شمار عملکنندگان به دستور اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین در میآید.(21)
از شمار جفاکاران نسبت به امام علیه السلام خارج میگردد؛ چرا که هر کس زیارت نکند، جفاکار است.(22)
عکس
اربعین، به معنای عدد چهل است. در مورد اسرار و رموز عدد چهل، مطالب زیادی وجود دارد که در این مختصر نمیگنجد و تنها به چند نمونه بسنده میشود:
عدد چهل، نشانۀ کمال و کامل شدن است.
انسان در چهل سالگی، به بلوغ فکری و کمال عقلی میرسد.
رسول
1) همان، ص 243؛ ترجمه کامل الزیارات، ص432.
2) ثواب الأعمال، ص242.
3) ترجمه کامل الزیارات، ص437.
4) همان، ص 433 و 499.
5) همان، ص 234.
6) همان، ص 253.
7) همان، ص 234.
8) همان، ص 234 و 253.
9) ثواب الاعمال، ص187.
10) ترجمه کامل الزیارات، ص234.
11) همان، ص233.
12) همان، ص 253.
13) همان.
14) همان ص 399 و 437 و 478.
15) همان، ص 242.
16) همان، ص 503.
17) همان، ص 437.
18) همان، ص 181.
19) همان.
20) همان.
21) همان.
22) ثواب الاعمال، ص 255.
خدا صلی الله علیه و آله، به هنگام مبعوث شدن به رسالت، چهل سال داشت.
از ابن عباس نقل شده است که اگر کسی چهل ساله شد و خیرش بر شرش غلبه نکرد، آماده رفتن به جهنم باشد.(1)
در قرآن آمده است که میقات موسی با پروردگارش، طی چهل روز حاصلشد.(2)
حضرت آدم، چهل شبانه روز در حال سجده بر روی کوه صفا بود.(3)
قوم بنیاسرائیل برای استجابت دعاهای خود، چهل شبانه روز، ناله و زاری میکردند.(4)
در روایت آمده است که اگر کسی خود را چهل روز برای خدا خالص کند، خداوند او را نسبت به دنیا، زاهد میگرداند و راه و چاه زندگی را به او می آموزد و حکمت را بر قلب و زبانش جاری میسازد.(5)
عکس
صوت
در کتاب «مصباح المتهجد» شیخ طوسی علیهالرحمه آمده است: «روز 20 صفر ـ یعنی روز اربعین ـ زمانی است که حرم امام حسین علیه السلام (یعنی کاروان اسرا) از شام به مدینه بازگشتند؛ روزی است که جابر بن عبدالله انصاری، صحابی رسول خدا صلی الله علیه و آله، از مدینه به کربلا رسید تا به زیارت قبر امام حسین علیه السلام بشتابد. او نخستین کسی بود که قبر آن حضرت را زیارت کرد».(6)
بنا بر این، شهرت تاریخی روز اربعین، به سه دلیل است:
یادآوری رشادت و جانبازی حضرت اباعبدالله علیه السلام و شهادت جانگداز ایشان بعد از چهل روز، و تلاش برای حفظ این خاطرۀ دردناک در ذهن شیعیان.
حضور جابر بن عبدالله انصاری در کنار قبر مقدس امام حسین علیه السلام در چهلمین روز شهادت آن حضرت.
بازگشت بانوان و کودکان اهل
بیت عصمت و طهارت علیهمالسلام و خانوادۀ اصحاب، از شام به سوی مدینه؛ که به نظر برخی مورخان، در راه بازگشت از شام، مسیر خود را تغییر دادند و به طرف کربلا رفتند و در روز اربعین، به آنجا رسیدند و با جابر بن عبدالله انصاری ملاقات کردند.
اربعین حسینی، در تاریخ خونبار تشیع، از جایگاه بسیار مهمی برخوردار است. اگر واقعۀ شهادت امام حسین علیه السلام در کربلا اتفاق میافتاد و حکومت اموی موفق میشد یاد و خاطرۀ آنان را در میان حوادث روزمره محو سازد، همه زحمات امام و یارانش ـ در جهت اصلاح انحرافات عقیدتی و رفتاری مسلمانان ـ به هدر میرفت. بیاثر شدن فداکاری امام، سبب میشد رفتارهای ناپسند و ضد اسلامی امویان، ادامه یابد و دیگر کسی توان و جرأت مقابله و قد برافراشتن در برابر آنان را پیدا نکند.
بنا بر این، پس از این که نخستین مرحله از قیام حضرت اباعبدالله علیه السلام، در روز عاشورا به پایان رسید، مسئولیت مرحلۀ دوم قیام، به اهلبیت پاک امام و پیامرسانان واقعۀ عاشورا سپرده شد. آنان، چهل شبانه روز ـ یعنی یک اربعین ـ با صبر بر مصیبتها و تحمل شکنجهها و هتک حرمتها، ایستادگی کردند و توانستند با روشنگری، بر یزیدیان پیروز شوند و حق را چنان زنده نگهدارند که برای همیشة تاریخ، الهامبخش دینداران و آزادگان و آگاهیبخش همۀ اعصار و قرون باشند.
اربعین حسینی، یعنی عملکرد چهل روزۀ گروهی روشنفکر دیندار و روشنگر منحصر به فرد از شجرۀ طیبه که به شایستگی، در آزمایشی بسیار سخت و دشوار، پیروز و موفق شدند.
با شروع
اسلام در مکه و گسترش آن به جزیرة العرب، پیامبر صلی الله علیه و آله، با نامههایی که به مناطق دیگر ـ از جمله روم ـ فرستاد، دین خود را ابلاغ کرد. منطقۀ شامات که تحت سیطرۀ روم بود ـ و شامل ترکیه، سوریه، فلسطین و لبنان فعلی میشد ـ زمینی حاصلخیز داشت و مناطق غربی آن، دارای آب و هوای مدیترانهای معتدل با امکانات فراوان بودند.
طبق تاریخ، در آخرین روزهای حیات رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله، قرار بود لشکری به فرماندهی اسامه بن زید، به این منطقه گسیل شود؛ ولی این کار انجام نگرفت. در زمان حکومت خلیفۀ دوم ـ سال 17 هجری ـ این منطقه فتح شد و یزید بن ابیسفیان، والی آنجا گردید. او بعد از دو سال، مریض شد و از دنیا رفت و حکومت شامات در سال 19 هجری، به معاویه بن ابیسفیان رسید. معاویه که دشمنی سرسختی با اهل بیت علیهمالسلام داشت، از امکانات این منطقۀ زرخیز، برای تبلیغ بر ضد اهل بیت علیهم السلام استفاده کرد.
در زمان خلافت امیر المؤمنین علی علیه السلام، با این که جنگهای مهمی روی داد، ولی با دسیسههای معاویه، پیروزی میسر نشد. در زمان امام حسن مجتبی علیه السلام نیز، نیرنگهای معاویه کارساز شد و فتحی صورت نگرفت.
معاویه پس از چهل سال حکومت بر شام و شوراندن مردم این منطقه بر ضد اهل بیت علیهم السلام، در سال 60 هجری ـ زمان امامت امام حسین علیه السلام ـ به درک واصل شد و حکومت را به فرزند شومتر از خود سپرد.
یزید، در ادامۀ همین کشمکش تاریخی
و تضاد مذهبی بود که با اباعبدالله علیه السلام، وارد جنگ شد و در 10/1/61 هجری، امام حسین علیه السلام و یارانش را به شهادت رساند و خانواده او را به اسارت گرفت و روانۀ شام کرد. هر چند که این کاروان، به عنوان اسیر، وارد شام شد و لطمات و اهانتهای بسیاری را تحمل کرد، اما علیرغم انتظاری که یزید داشت، خود این حرکت، عامل پیروزی اهل بیت علیهمالسلام در آن منطقه، و فتح معنوی شامات شد.
به گفتۀ یکی از روحانیون مستقر در کشور سوریه، از «دروازه ساعات» تا «مسجد اموی» با پای پیاده، حدود دو ساعت راه است؛ ولی کاروان اسرا که صبح از دروازه ساعات، وارد شام شدند، عصر به مسجد اموی رسیدند؛ یعنی حدود ده ساعت در کوچه و بازار، مورد آزار و اذیت شامیان قرار گرفتند.
وقتی کاروان اسرا وارد مسجد شد، با سخنرانیهای حضرت زین العابدین علیه السلام و روشنگریهای حضرت زینب علیها السلام، جو دیگری حاکم شد. مردم، گروه گروه به خدمت این بزرگوران میرسیدند و اظهار پشیمانی میکردند؛ به طوری که منزلی برای مردان آماده شد و حضرت سجاد علیه السلام در آنجا، مصیبت پدر بزرگوارش را بیان کرد و یک منزل نیز به بانوان اختصاص یافت و حضرت زینب سلام الله علیها در آنجا، به ایفای وظیفه پرداخت.
کاروان اهل بیت علیهم السلام، با این که به اسارت، وارد شام شد و زجر و آزار و اذیت بسیاری را متحمل گردید و یکی از فرزندان اباعبدالله الحسین علیه السلام ـ به نام رقیه بنت الحسین علیها السلام ـ به شهادت رسید، اما فتح معنوی بزرگی
را به دست آورد و نه بر خاک خاکیان، که بر دلهای شامیان تسلط یافت و نیرنگها و تبلیغات چهل سالۀ معاویه را نقش بر آب کرد؛ به طوری که یزید علیه اللعنه، مجبور شد دستور بدهد کاروان اهل بیت علیهم السلام را روانۀ مدینه کنند و حتی لباسهایی را از ایشان غارت کرده بودند، به آنان برگردانند.
این که بگوییم در روز اربعین، «کاروان اسرا» به صحرای کربلا برگشت و امام حسین علیهالسلام را زیارت کرد، چندان صحیح نیست؛ بلکه باید بگوییم «کاروان پیروز» در روز اربعین، به کربلا رسید.
اربعین، یعنی زنده نگه داشتن یاد اباعبدالله علیه السلام و ایثارگریهای اهلبیت و اصحاب آن بزرگوار.
اربعین، یعنی تاثیرگذاری دایمی نهضت عاشورا بر اندیشههای همۀ مسلمانان و آزادگان دنیا در هر عصر و دوران.
اربعین، یعنی برپایی یک کلاس بزرگ و الگوسازی گسترده برای همۀ مؤمنین و کسانی که به تعهدات خویش، پایبند هستند.
اربعین، یعنی روز به اهتزاز درآمدن پرچم عاشورا و ادامۀ راه آنان توسط بازماندگان و شیعیان حضرتش.
اربعین، یعنی احساس وظیفه در برابر خون شهیدان و اقدام عملی برای حفاظت و حراست از دستاوردهای شهدا.
اربعین، یعنی انتقال تجربیات شهیدان و ایثارگران نسل اول به نسلهای بعدی.
اربعین، یعنی افشاگری کوبندۀ حضرت زینب سلام الله علیها.
اربعین، یعنی فعالیتهای عقیلۀ بنیهاشم برای تبیین فلسفۀ عاشورا و آموزش آن به دیگر اقشار جامعه.
اربعین، یعنی فعالیتهای پیگیر و مداوم فرهنگی امام سجاد علیه السلام در جهت خنثیسازی تبلیغات دشمنان دین و بیاثر نمودن رفتارهای شیطانی آنان.
اربعین، یعنی زنده نگهداشتن یاد حقیقت و خاطرۀ شهادت در مقابل طوفان تبلیغاتی دشمن.
ربعین، یعنی زنده نگه داشتن یاد و خاطرۀ شهدا در اذهان مردم.
اربعین، یعنی هوشیاری در برابر موج تبلیغاتی دشمن.
اربعین، یعنی بیان حقایق توسط خواص جامعه و درک وظیفه و انجام آن.
اربعین، یعنی بیمهکنندۀ شیعیان در برابر انواع خطرات فکری و فرهنگی.
اربعین یعنی ارسال یک پیام: «هیچ کس نمیتواند نور خدا را خاموش کند».(1)
بنا به گفتۀ شیخ طوسی در مصباح المتهجد، «در روز اربعین، زیارت امام حسین علیه السلام مستحب است. زیارتنامۀ مخصوص آن حضرت، از ناحیۀ امام صادق علیه السلام، به ما رسیده است که همان زیارت اربعین میباشد».(2)
شیخ طوسی علیهالرحمه، متن زیارت اربعین را با سند صحیح و به نقل از حضرت صادق علیه السلام آورده که با جملۀ «السلام علی ولی الله و حبیبه» آغاز میشود. (متن این زیارتنامه، در بخش پایانی کتاب، خواهد آمد).
امام عسکری علیه السلام میفرمود: مؤمن، پنج نشانه دارد:
خواندن پنجاه و یک رکعت نماز در شبانه روز؛
بلند و آشکارا گفتن بسم الله الرحمن الرحیم؛
انگشتر عقیق به دست راست کردن؛
پیشانی به خاک ساییدن در سجدۀ نماز؛
خواندن زیارت اربعین امام حسین علیه السلام. (3)
آیه الله جوادی با اشاره به این روایت میفرماید: طبق این روایت، اهمیت زیارت اربعین، در ردیف نمازهای واجب و مستحب است. و همانگونه که نماز، ستون دین و شریعت است، زیارت اربعین و حادثه کربلا نیز، ستون ولایت میباشد.(4)
سنت زیارت اربعین، در روز بیستم ماه صفر سال 61 هجری قمری، توسط جابر بن عبدالله انصاری ـ از یاران پیامبر و علی صلوات الله علیهما ـ بنیان گذاشته شد و حرم
حضرت اباعبدالله علیه السلام، به میعادگاه شیعیان بدل گشت. در زمان ائمه علیهمالسلام، علیرغم ظلم و جور و خفقان حکام وقت، این سنت ادامه داشت.
در زمان تسلط حکومتهای طاغوتی که سادات و شیعیان، مورد آزار و اذیت بنیامیه و بنیعباس قرار میگرفتند، قبر مبارک امام حسین علیه السلام، پناهگاه ستمدیدگان بود.
چهل روز پس از شهادت امام حسین علیه السلام، جابر بن عبدالله انصاری به همراه دوست خود ـ عطیه بن سعد بن جناده عوفی کوفی ـ وارد کربلا شد.
بر خلاف آنچه که در مورد عطیه گفته شده و وی را خدمتکار جابر معرفی کردهاند، او یکی از بزرگترین دانشمندان و مفسران اسلامی و از بزرگان تابعین و شاگردان عبدالله بن عباس بود و تفسیری پنج جلدی بر قرآن داشت و از راویان حدیث محسوب میشد.
طبق نقل کتاب «بشارة المصطفی»، عطیه عوفی میگوید: به منظور زیارت قبر امام حسین علیه السلام، با جابر بن عبدالله انصاری، وارد کربلا شدیم. جابر، نزدیک شریعۀ فرات رفت و غسل کرد و لباس نیکو پوشید. سپس به طرف قبر مطهر، حرکت کردیم. جابر هر قدمی که بر میداشت، ذکر خدا را میگفت. وقتی به نزدیک قبر رسیدیم، به من گفت: «دست مرا به قبر برسان». من دست او را روی قبر گذاشتم. جابر روی قبر افتاد و غش کرد. من مقداری آب روی صورتش پاشیدم تا به هوش آمد. در این حال، سه مرتبه گفت: «یا حسین»، و ادامه داد: «ای حسین! چرا جواب مرا نمیدهی؟!». سپس گفت: «چگونه میتوانی جواب بدهی در حالی که رگهای گلویت را بریدهاند و بین سر و بدنت، جدایی
افتاده است! شهادت میدهم که تو فرزند خاتم النبیین و سید المؤمنین و پنجمین فرد از اصحاب کساء هستی. درود و سلام و رضوان الهی بر تو باد».(1)
سپس در اطراف قبر امام حسین علیه السلام حرکت کرد و خطاب به دیگر شهدا گفت: «السَّلامُ عَلَیکُم أیَّتُهَا الارواحُ الَّتی حَلَّت بِفِناءِ الحُسَینِ و أناخَت بِرَحلِهِ، و أشهَدُ أنَّکُم أقَمتُمُ الصَّلاةَ و آتَیتُمُ الزَّکاةَ، و أمَرتُم بِالمَعروفِ و نَهَیتُم عَنِ المُنکَرِ، وجاهَدتُمُ المُلحِدین و عَبَدتُمُ اللّهَ حَتّی أتاکُمُ الیَقینُ».(2)
عکس
اگر چه زیارت قبر مطهر امام حسین علیه السلام در روز اربعین، توسط جابر بن عبدالله انصاری مرسوم شد، اما بنیانگذار پیادهروی دستهجمعی در اربعین حسینی، مرحوم شیخ انصاری ـ متوفی سال ۱۲۸۱ قمری ـ بود که چنین حرکتی را به عنوان رسم و نمادی برای شیعیان معرفی کرد.
این رسم، پس از مدتی به فراموشی سپرده شد و مجددا توسط میرزا حسین نوری احیا گردید و به عنوان رسم و سنتی نیکو، در میان شیعیان رواج یافت. این عالم بزرگوار، اولین بار در عید قربان، به پیادهروی از نجف تا کربلا اقدام کرد که سه روز در راه بود و حدود سی نفر از دوستان و اطرافیانش، وی را همراهی میکردند. از آن پس، محدث نوری تصمیم گرفت که هر سال، این کار را تکرار کند. ایشان آخرین بار در سال ۱۳۱۹ هجری، با پای پیاده به حرم اباعبدالله حسین علیه السلام مشرف شد.
این اقدام، زمینهساز پیادهروی بسیاری از عاشقان اهلبیت علیهم السلام گردید و در راستای انجام این مراسم معنوی و روحانی، برخی از علما و مراجع تقلید نیز با پای پیاده، به
کربلا رفتند. از جملۀ این افراد، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، یکی از مراجع عالیقدر جهان تشیع بود که چندین بار با پای پیاده، از عتبۀ علویه، رهسپار عتبۀ حسینی شد.
ایشان دربارۀ مراقبه و بزرگداشت روز اربعین حسینی میگوید: «بر مراقبهکننده لازم است که بیستم صفر (روز اربعین) را برای خود، روز حزن و ماتم قرار داده، بکوشد که امام شهید علیه السلام را در مزار حضرتش زیارت کند؛ هر چند تنها یک بار در تمام عمرش باشد». (ترجمه المراقبات، کریم فیضی، صفحه 85)
حضرت آیتالله العظمی خامنهای
حضرت آیتالله خامنهای، رهبر معظم انقلاب، درباره اهمیت بزرگداشت روز اربعین حسینی میفرماید: «شروع جاذبۀ مغناطیسی حسینی، در روز اربعین است. جابر بن عبدالله را از مدینه بلند میکند و به کربلا میکشد. این همان مغناطیسی است که امروز هم با گذشت قرنهای متمادی، در دل من و شما هست.
این سنت حسنه، توانسته است در طول سالیان گذشته، ضمن ایجاد نوعی نشاط و پویایی در فقه و مذهب جعفری، و ضمن نشان دادن ارادت به اهل بیت، عامل اتحاد شیعیان جهان باشد و بتواند عاملی ناگسستنی برای پیوند و نزدیکی قلوب شیعیان گردد و تحولاتی را در تاریخ تشیع و کشورهای منطقه، و به ویژه عراق، ایجاد کند.
فقط یک جمله در باب اربعین عرض کنم: آمدن اهلبیت حسین بن علی علیه السلام به سرزمین کربلا ـ که اصل این آمدن، مورد قبول هست؛ اما سال اول یا دوم بودن آن معلوم نیست ـ فقط برای این نبود که دلی خالی کنند یا تجدید عهدی بکنند؛ آنچنان که گاهی بر زبانها جاری میشود.
مسأله، بسیار بالاتر از این بود. نمیشود کارهای شخصیتی مثل امام سجاد علیه السلام یا مثل زینب کبری علیها السلام را بر همین مسائل عادی رایج ظاهری حمل کرد. باید در کارها و تصمیمات شخصیتهایی به این عظمت، در جستوجوی رازهای بزرگتر بود.
مسألۀ آمدن بر سر مزار سیدالشّهدا علیه السلام، در حقیقت، امتداد حرکت عاشورا بود. با این کار، خواستند به پیروان حسین بن علی علیه السلام و دوستان خاندان پیغمبر و مسلمانانی که تحت تأثیر این حادثه قرار گرفته بودند، تفهیم کنند که این حادثه تمام نشد؛ مسأله با کشته شدن، دفن کردن و اسارت گرفتن و بعد رها کردن اسیران، خاتمه پیدا نکرد؛ مسأله ادامه دارد.
به شیعیان یاد دادند اینجا محل اجتماع شما است؛ اینجا میعاد بزرگی است که با جمع شدن در این میعاد، هدف جامعۀ شیعی و هدف بزرگ اسلامی جامعۀ مسلمین را باید به یاد هم بیاورید؛ تشکیل نظام اسلامی و تلاش در راه آن، حتی در حد شهادت، آن هم با آن وضع!
این چیزی است که باید از یاد مسلمانان نمیرفت و خاطرۀ آن برای همیشه زنده میماند. آمدن خاندان پیغمبر، امام سجاد و زینب کبری علیهمالسلام به کربلا در اربعین، به این مقصود بود».(1)
حضرت آیت الله العظمی بهجت
بهجت العرفا، آیتالله العظمی محمدتقی بهجت فومنی رحمهالله، درباره نقش پیادهروی روز اربعین میگوید: روایت است که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف که ظهور میفرماید، پنج ندا میکند به اهل عالم: اَلا یا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِی الحُسَین قَتَلُوهُ عَطشاناً، اَلا یا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِی الحُسَین سَحَقوهُ عُدوانا ... . (2)
امام زمان خودش را به واسطۀ
امام حسین علیه السلام، به همه عالم معرفی میکنند. بنا بر این، در آن زمان باید همه مردم عالم، حسین علیه السلام را شناخته باشند. اما الان هنوز همه مردم عالم، حسین علیه السلام را نمیشناسند و این تقصیر ما است؛ چون ما برای سیدالشهدا طوری فریاد نزدیم که همه عالم، صدای ما را بشنود. پیادهروی اربعین، بهترین فرصت برای معرفی حسین علیه السلام به عالم است.
با این که زیارت سیدالشهدا در اکثر برهههای تاریخی، به سختی انجام میشد و جان زائران در خطر بود، اما با این وجود، عاشقانه خطرات را به جان میخریدند و به پابوسی امام حسین علیه السلام در روز اربعین نائل میشدند.(1)
عکس
زیارت اربعین، دو رو دارد: یک روی آن، اباعبدالله علیه السلام است و روی دیگرش، مهدی منتظر عجل الله تعالی فرجه الشریف. در واقع، این حرکت عظیم و حضور بیست میلیونی زائران اربعین حسینی از سراسر دنیا در کربلا، امید ما را به نزدیکتر شدن ظهور آن حضرت، بیشتر میکند. این، اساس و بنای حرکت اربعین است؛ چرا که او امام حی و واجب الطاعه میباشد و ما معتقدیم که «کُلُّ یَومٍ عاشورا وَ کُلُّ اَرضٍ کَربَلا».(2)
پس باید در این پیکار شیطان و نفس، جای خود را پیدا کنیم و مثل حبیب بن مظاهر باشیم که با درایت خاص، خود را از بازار دنیا و سود آن، خلاص کرد و مشتری آخرت شد و هزار سیصد و اندی سال است که در کنار امام، بهرههای عظیمی میبرد.
پیاده روی اربعین، بهترین فرصت برای رساندن این پیام است:
«ای مولا و مقتدای ما؛ ای امام
حی؛ ای بقیه الله الاعظم! اگر تشریف فرما شوی و قدم بر دیدگان ما بگذاری، نمیگذاریم مثل جدت حسین علیهالسلام تنها بمانی.
برای اثبات این سخن، سختی راه کربلا و پیادهروی اربعین را به جان خریدهایم و با عشق کامل، به زیارت امام جهاد و شهادت شتافتهایم تا با وجود مقدست، بیعتی دوباره داشته باشیم.
این تجمع مردمی و این سیل خروشان جمعیت، نشان از آن دارد که بیست میلیون سرباز پا به رکاب داری که هر لحظه آمادهاند جان خود را فدایت نمایند».
توصیه میشود که پیادهروی روز اربعین به سوی کربلا را از دست ندهید و تلاش کنید این سفر استثنایی را پیش از ظهور، تجربه نمایید و در این مراسم با عظمت، حضور پیدا کنید.
در دوران دفاع مقدس، معمولاً پیادهرویها و تمرینهای نظامی، در جبههها انجام میشد تا آمادگی رزمی افزایش یابد. امروز میتوان گفت که پیادهروی به سمت حرم امام حسین علیه السلام، تمرینی برای کسب آمادگی نظامی در زمان ظهور حضرت بقیة الله الاعظم عج الله تعالی فرجه الشریف است.
هر چند بر خلاف تلاش دشمنان، سال به سال بر جمعیت زائران اربعین افزوده میشود، اما باید هوشیار باشیم و هوشمندانه عمل کنیم. تلاش دشمنان برای مخالفت با حرکت اربعین، مربوط به امروز و دیروز نیست.
در زمان خلافت بنیالعباس، هر کس به زیارت اباعبدالله میرفت، یک دستش را قطع میکردند؛ اما باز هم زائران امام حسین علیه السلام به کربلا میرفتند. روز به روز، شرایط را سختتر کردند تا جایی که از هر دو زائر، یک نفر را میکشتند؛ اما باز هم زائران، به زیارت حضرت میرفتند(1)
در
1) در کتاب ((اخبار الدول )) به نقل از ((مثیر الاحزان ))
زمان صدام و حکومت حزب بعث، هر کس برای زیارت اربعین، پیاده به کربلا میرفت، حکمش اعدام بود؛ ولی باز هم حرکت زائرین ادامه داشت. امروز هم علیرغم بمبگذاریهای متعدد و تهدیداتی که وجود دارد، شاهد حضور میلیونی زائران اربعین هستیم.
آل سعود میخواهد به هر نحوی که شده و با خرج میلیونها دلار، کاری کند که زائران اربعین، به زیارت اباعبدالله علیه السلام نروند؛ اما میبینیم که عاشقان اباعبدالله علیه السلام از همه جای دنیا، به زیارتش میآیند و سال به سال، بر جمعیت زائران اربعین افزوده میشود.
کسانی که با اصل اعتقادات شیعه مخالف هستند، دشمن این همایش بزرگ شیعی و پیادهروی در اربعین حسینی میباشند. البته منظور از دشمنان، اهل سنت نیستند؛ چرا که این برادرانمان هم در این همایش بزرگ، حضور دارند. دشمن اصلی این سفر مقدس، استکبار جهانی است. چون حس میکنند که اگر این همایش، جهانی گردد و شوق و محبت امام حسین علیه السلام عالمگیر شود، دیگر کسی نمیتواند جلوی آن را بگیرد. از این رو، از برادران جاهلمان ـ در میان شیعه و اهل تسنن ـ استفاده میکند و به دنبال خاموش کردن این چراغِ در حال روشن شدن و فراگیر شدن برای عالم میباشند. تنها وظیفۀ ما در مقابله با آنان، ایجاد محبت و دوستی است.
زیارت، امضای مجددی است بر سند شیعهگری.
زیارت، مشتی است کوبنده بر دهان مخالفین دین.
زیارت، جلوهای است از تعظیم شعائر تشیع.
زیارت، نمایشی است بزگ و خالصانه از اقتدار شیعه.
زیارت، برافراشتن پرچم حیات دین است.
زیارت، نمادی است از حیات و تکاپوی اهل ولایت.
زیارت، تجدید
بیعتی است برای اعلام وفاداری و پایداری بر عقاید و اندیشههای تشیع.
زیارت، راهی است معنوی در پشتیبانی از پیشوایان دینی.
طبق آنچه که در روایات اهل بیت علیهم السلام آمده است:
زائر کربلا برای هر قدمی که برمیدارد، کار نیکی برایش نوشته میشود و گناهی از او پاک میگردد.(1)
خداوند، او را از رستگاران و حاجتروایان مینویسد.(2)
برای هر قدمی که بر زمین میگذارد، ثواب آزاد کردن بردهای از فرزندان اسماعیل، برایش نوشته میشود.(3)
با قدم برداشتن به سوی قبر آن حضرت، تمامی گناهانش محو میشود. با قدم دوم به سوی قبر حضرت، حسناتش مضاعف میگردد. با قدمهای بعدی، حسناتش دو چندان میگردد تا بهشت بر او واجب شود.
هر قدمی که برمیدارد، یک حسنه برایش نوشته میشود و یک گناه از او محو میگردد و مرتبهاش، یک پله بالاتر میرود.(4)
کسی که از قبر امیرالمؤمین علیه السلام برمیگردد، ثواب دو حج به او داده میشود.(5)و کسی که به سمت قبر اباعبدالله الحسین علیهالسلام قدم برمیدارد، ثواب یک حج به او داده میشود(6). یعنی در پیادهروی عظیم کربلا، برای هر قدمی که برداشته میشود، ثواب سه حج داده میشود: دو حج به خاطر بازگشت از حرم مطهر امیرالمؤمنین علیهالسلام، و یک حج به خاطر رفتن به سوی مرقد مطهر حضرت اباعبدالله الحسین صلوات الله علیه.
امام صادق علیهالسلام میفرماید: کسی که به قصد زیارت امام حسین علیهالسلام از منزلش خارج شود، اگر پیاده باشد، خداوند بابت هر قدمی که برای زیارت اباعبدالله برمیدارد، یک حسنه برای او مینویسد و یک سیئه از او محو میکند. وقتی به حرم میرسد، خداوند او را جزو صالحین برگزیده
قرار میدهد. وقتی مناسک او تمام شد، خداوند نام او را جزو رستگاران مینویسد. وقتی میخواهد بازگردد، یک فرشتۀ الهی در مقابل او قرار میگیرد و میگوید: رسول خدا به شما سلام میرساند، و مژده میدهد که عملت را از سر بگیر که تمام گناهان گذشتهات بخشیده شده است.(1)
وقتی کسی به عشق امام حسین علیه السلام، حدود صد کیلومتر را پیاده طی میکند، توان جسمیاش بالا میرود و در روحش، قدرتی به وجود میآید که به او کمک میکند در کارهای خیری که برایش سختی و مشقت دارد، به راحتی قدم بردارد.
پذیرایی مردم عراق از زائران ایرانی، باعث الفت و دوستی میان دو ملت شیعه میشود و کدورتهای جنگ هشت ساله را ـ که دشمنان، میان ما ایجاد کردند ـ از بین میبرد.
عکس
یکی از آداب زیارت معصومین می با شد که در سیره عملی و قولی معصومین بر آن تاکید شده است . معمولا زیارت اربعین به صورت پیاده انجام می شود. از آنجا که بر خی عبادات مانند حج یا زیارت معصومین به دو صورت سواره یا پیاده انجام می شود در برخی روایات پیاه روی را با فضیلت ترین عبادت دانسته اند : به عنوان نمونه امام صادق می فرمایند :« مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَیْءٍ أَفْضَلَ مِنَ الْمَشْیِ.»« خداوند به چیزی با فضیلت تراز پیاده روی عبادت نشده است » (2)
و از خداوند، توفیق این سفر را درخواست نماییم.
همان طور که برادران ما در کشور عراق، از مدتها قبل، خود را برای پذیرایی از ما آماده میکنند، ما هم برای کسب آمادگی بیشتر، باید حداقل چهل روز قبل از عزیمت به کربلا، خودمان را برای این سفر، آماده کنیم.
امور معنوی را تقویت کنیم و ارتباط خود را با مولایمان افزایش دهیم، طوری که گویا هر لحظه، آمادۀ رفتن به این سفر هستیم.
قبل از سفر، مخصوصا از اول محرم، خود را با نماز شب آماده سازیم.
روز عاشورا، از خود حضرت بخواهیم که این توفیق را به ما عطا فرماید.
زیارت عاشورا، با صد لعن و صد سلام ـ مخصوصا در روز عاشورا ـ یادمان نرود.
قبل از سفر، خودمان را به ذکر گفتن عادت دهیم تا بتوانیم در مسیر نجف تا کربلا هم این توفیق را بیابیم که اهل ذکر باشیم.
یک تسبیح (ترجیحا دیجیتالی) به همراه داشته باشیم تا در مواقع
نیاز ـ در طول مسیر یا کنار مرقد مطهر امیرالمومنین علیه السلام ـ ذکر بگوییم.
با کاراونی همراه شویم که دارای روحیات معنوی هستند و یک روحانی، به همراه دارند. در غیر این صورت، مداح و ذاکری همراه کاروان باشد تا در موارد متعدد، بتواند از اهل بیت، یادی کند.
عکس
ضریح، احساسات ما فوران کند. با این کار، نه به فکر خستگی خواهیم بود و نه به فکر پا و درد آن.
گویا زیارت امام حسین علیه السلام، با خستگی پیادهروی، مزهای دو چندان مییابد و دلها و قدمها، با هم ارتباط پیدا میکنند. در طول مسیر، هنگامی که پاهایمان خسته یا مجروح شد، دل آماده اتصال میشود. این لحظات را قدر بدانیم.
در طول مسیر، زیاد فکر کنیم. یک ساعت فکر کردن، بهتر از یک سال عبادت است.
فکر کنیم که چرا امام حسین علیه السلام شهید شد؟ چرا باید به زیارت ایشان برویم؟ اگر ما در کربلا بودیم، چه رتبهای داشتیم؟ الان وظیفۀ ما چیست؟ تا کنون چه کردهایم؟
به این فکر کنیم که چندین برابر این فاصله را اهل بیت امام حسین صلوات الله علیه، با پای برهنه و پیاده و به حالت اسیری و با گرسنگی و تشنگی، تا شام طی کردند. آنچه که قلب انسان را به درد میآورد، بیاحترامیهایی است که به این خاندان شد. به این فکر کنیم که الان چه احترامی به زائران حضرتش گذاشته میشود!
اگر مرغ دل را پرواز دهیم، به وضوح خواهیم دید که کاروانی از کربلا به سوی شام، به اسیری میرود. اما وقتی نگاهمان را به اطراف میچرخانیم و میبینیم اینچنین با عزت در حال راه رفتن هستیم و اینچنین از ما پذیرایی میشود، با خود میگوییم: این کجا و آن کجا؟ اینجا است که آدم ناخودآگاه میگوید: «لا یَومَ کَیَومِکَ یا اَباعَبدِالله».(1)
این سفر میتواند سفر همراهی با امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف باشد. خوب
1) امالی صدوق، ص 116.
است حضرت را در کنار خود فرض کنیم و بدانیم که او حاضر و ناظر و صاحبعزای حقیقی است.
اگر در طول مسیر، با همکاروانیهای خود به صورت گروهی اتراق کردیم، بهتر است برنامهای مثل مداحی و ذکر مصیبت داشته باشیم. بعضی از موکبها، سیستم صوتی دارند و در اختیار کاروانها میگذارند.
از آنجایی که این سفر، تأثیر فراوانی بر روح انسان میگذارد، شیطان در تلاش است که این تأثیر را به حداقل برساند. لذا در این سفر دیده میشود که برخی به بذلهگویی و مسخره کردن دیگران مشغولند. اگر برنامهریزی دقیقی برای ذکر گفتن در طول مسیر سه روزه داشته باشیم و کمتر به حرف زدن بپردازیم، به راحتی میتوانیم حال و هوا را عوض کنیم و از چنین حرکاتی دور بمانیم.
در زمان پیادهروی، اذکار «سُبحانَ الله»، «الحمدلله»، «لا اِلهَ اِلاَّ الله» و «اَللهُ اَکبَر» را به طور مرتب تکرار کنیم که اینها بهترین اذکار هستند. البته اگر کلامی را بگوییم که امام حسین علیه السلام در آخرین لحظات، بر روی خاک گرم کربلا فرمود، بهتر است و موجب انس بیشتر با حضرتش میشود: «إلهِی رِضًی بِقَضائِکَ تَسلِیمًا لِاَمْرِکَ لا مَعبودَ سِواکَ یا غِیاثَ المُستَغیثینَ».(1)
در کنار مرقد مطهر امیرالمؤمنین صلوات الله علیه، برای ذکر گفتن در مسیر، برنامهریزی کنیم تا بتوانیم حداقل پنج هزار مرتبه یا اگر میتوانیم، چهارده هزار مرتبه صلوات بفرستیم.
در طول راه، از زیارت عاشورا، همراه با صد لعن و صد سلام، غفلت نورزیم.
در خوردن و نوشیدن، افراط و تفریط نکنیم. به قدری بخوریم که توان عبادت و راه رفتن داشته باشیم. زیاد
1) شرح اصول کافی، صدر الدین شیرازی، ج 1، ص 97.
خوردن، باعث کدورت قلب و دور شدن از معنویت میشود.
پیادهروی برای زیارت را عبادت بدانیم و با انگیزه و حالت معنوی، پیادهروی کنیم؛ نه این که خدا خدا کنیم که این سفر، کی تمام میشود.
اگر میتوانیم، سعی کنیم چند کیلومتر مانده به کربلا را با پای برهنه طی کنیم.
عکس
کافی
حتما خواهران در شب اربعین، خود را به حرم مطهر برسانند که در روز اربعین، درب ورودی مربوط به بخش خواهران، بسته میشود.
خوب است قبل از ورود به حرم، با خود بیندیشیم و حتماً با قلبی شکسته و چشمی اشکبار، وارد حرم شویم.
اگر توانستیم، با پای برهنه به حرم مشرف شویم.
فضای غم و اندوه اربعین را با خندهها و شوخیهای نابهجا خراب نکنیم.
به یاد داشته باشیم که زیارت و تلاش ما برای توسل به درگاه امام حسین علیه السلام، صرفا برای دستیابی به تقرب الهی است.
نمازهای یومیه را سر وقت بخوانیم و آن را نسبت به بقیۀ کارها، در اولویت قرار دهیم؛ چرا که وظیفۀ اصلی ما، نماز است و امام حسین علیهالسلام برای برپایی آن شهید شد.
در کربلا، به نیابت از امام غایبمان حضرت صاحب الزمان عج الله تعالی فرجه الشریف، زیارت نماییم و برای سلامتی
و تعجیل در فرج ایشان، بسیار دعا کنیم.
هر روز، با خواندن دو رکعت نماز ـ بعد از نماز صبح ـ به حضرت بقیه الله عج الله تعالی فرجه متوسل شویم.
یک سری آداب زیارت، در کتب ادعیه ذکر شده است. تا جایی که به مرز اکراه نرسیدهایم، آنها را انجام دهیم.
افرادی که به هر میزان و هر شکلی به گردنمان حق دارند، از ائمه علیهم السلام و خصوصا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف تا خانواده و دوستان را زیر قبه مبارکه فراموش نکنیم.
به نیابت از اولیا و مقربان درگاه الهی، زیارت کنیم و امام و شهدا را فراموش نکنیم که بر گردنمان حق زیادی دارند و به ظاهر، دستشان از دنیا کوتاه شده است؛ به ویژه مقام معظم رهبری حفظه الله که به خاطر شرایط فعلی، امکان تشرف ندارند.
شب جمعه و هنگام سحر، توفیق بودن در حرم را از دست ندهیم.
زیر قبه، هر دعایی ـ هر چند عجیب و غیر ممکن ـ امکان استجابت دارد. پس با حالت یقین به استجابت، دعا کنیم.
از حرم امام حسین علیه السلام، کسی دست خالی برنمیگردد. نه این که احتمال دست خالی برگشتن ضعیف باشد، بلکه به صورت عقلی و منطقی محال است و تا به حال، سابقه نداشته کسی دست خالی برگردد. ما که از ساربان حضرت، بدتر نیستیم. پس امیدوارانه به محضرش شرفیاب شویم.
در سفرهای گروهی، داشتن صبر، حوصله، گذشت، ایثار، خوشرویی، همبستگی، اتحاد و هماهنگی با مسئول گروه، از عوامل موفقیت است.
سعی کنیم حتی الامکان، کمتر
غذای گوشتی بخوریم تا سنگین نشویم و پا بر امیال خود بگذاریم. در آنجا، غذاهای خوب و متنوعی وجود دارد و اگر بخوریم، کوچکترین ایرادی ندارد. فقط باید حواسمان باشد که زیاد به فکر غذا نباشیم که امام صادق علیه السلام، مسافران این سفر را از خوردن شیرینیجات و غذاهای متنوع، برحذر داشته است.
در طول سفر، بحث و جدل نکنیم؛ مگر در موارد نادری که پای دفاع از اعتقادات به میان بیاید؛ آن هم برای امر به معروف و نهی از منکر و اصلاح فکر و اندیشۀ فرد، نه برای رو کم کردن و چیره شدن بر طرف مقابل.
بگو و بخند را حتی الامکان به صفر برسانیم تا با قلبی آرام و آماده و با معنویت کامل، به خدمت حضرت برسیم. البته طبق احادیث، باید چهرهای گشاده داشته باشیم، نه عبوس.
وظیفه داریم برای زوار و خدام حضرت، احترام بسیار بالایی قائل باشیم و فارغ از سن و شکل و شمایل افراد، همه را محترم بشماریم. چه بسا کسی که فکرش را هم نمیکنیم، یکی از اولیای الهی باشد.
با ماموران امنیتی عراق، همکاری داشته باشیم. آنان نیز، از خادمان امام حسین علیه السلام به حساب میآیند.
کمکحال خادمان حرم باشیم و خود را برای کمک به دیگران، آماده کنیم و اگر نیاز به کاری بود، انجام دهیم و اگر زبالهای بر روی زمین بود، جمع کنیم.
در مورد گوشی و دوربین، با ماموران حرم، همکاری کنیم و «زرنگ بازی» را کنار بگذاریم که حق الناس در پی دارد.
حال کودکان و افراد کهنسال را مراعات
کنیم.
پیادهروی اربعین، میتواند تبلیغ خوبی برای تشیع باشد. در این سفر، ضمن زیارت، میتوانیم مبلغ خوبی هم باشیم.
این سفر، یک سفر متفاوتی است و از کشورهای مختلفی حضور دارند. میتوانیم از این فرصت، استفاده کنیم و فرهنگ اصیل تشیع را با گذشت و مهربانی، به نمایش بگذاریم.
در این سفر، کاری کنیم که باعث گرایش مردم عراق و اتباع کشورهای دیگر به شیعه، یا موجب افزایش و استمرار محبت آنان به شیعیان شود و علاقۀ ایشان به کشور ایران و رهبری نظام، بالا رود و با جمهوری اسلامی ایران، آشناتر شوند.
میتوانیم با آماده کردن بستههای فرهنگی، به زبانهای فارسی و عربی و دیگر زبانهای مورد نیاز، و توزیع آن در بین زائرانی که پیادهروی میکنند، تاثیرگذار باشیم.
گاه یک پوستر یا یک عکس کوچک مذهبی یا یک جملۀ کوتاه و عمیق، تاثیر شگرفی بر ذهن مخاطب میگذارد. برای تاثیرگذاری متقابل بر موکبداران و زائران دیگر کشورها، برنامهریزی کنیم.
پرچم حاوی شمایل و عکسهای منسوب به بزرگان دین، کمترین تأثیر را دارد و چه بسا شبهۀ حرمت هم داشته باشد.
خوب است بر روی پرچمی که به عنوان علامت، به همراه داریم، یکی از شعارهای امام حسین علیهالسلام را بنویسیم؛ مثلا: «اَلقَتلُ لَنا عادَةٌ وَ کِرامَتُنا شَهادَةٌ»(1)یا «هَیهات مِنّا الذِّلَّة».(2)
لازم به ذکر است که در مسیر پیادهروی، برادران اهل سنت هم حضور دارند. مسائل مربوط به اعتقادات آنها را رعایت کنیم و ایشان را به عنوان مهمان اباعبدالله الحسین علیهالسلام، محترم شماریم.
ای که نور مهر و ماهی، دوستت دارم حسین
مظهر لطف الهی، دوستت دارم
حسین
هستی من را خدا با مهر تو پیوسته است
گر بخواهی یا نخواهی، دوستت دارم حسین
تا شنیدم دوست میداری غلام خویش را
با وجود رو سیاهی، دوستت دارم حسین
هر کجا نام تو آید، میرود تاب از کفم
من چه گویم خود گواهی، دوستت دارم حسین
گر بخوانی با کلامی، در رهت جان میدهم
ور برانی با نگاهی ، دوستت دارم حسین
آن چنان خوبی که هر بد، بسته بر لطفت امید
شرمگین از هر گناهی، دوستت دارم حسین
ای که خواندت رحمه للعالمین فُلک نجات
تا که جویم بر تو راهی، دوستت دارم حسین
بر تو گر رو کردهام، دارم امید مرحمت
تا به من بخشی پناهی، دوستت دارم حسین
کردهام با هر زبانی بر جلالت اعتراف
گفتهام در هر نگاهی، دوستت دارم حسین
باز هم گوید «موید» با لسان نارسا
گر بخواهی ور نخواهی، دوستت دارم حسین
عکس
الحمد لله در کشور عراق، مسافران از طریق همۀ مسیرها میتوانند راهی کربلا شوند؛ ولی در حال حاضر، دو راه امن و بدون خطر، برای رفتن به کربلا وجود دارد:
از بغداد به کربلا (که فعلا این مسیر، به خاطر گروه تکفیری، از امنیت بسیار کمی برخوردار است).
از شهر نجف به کربلا.
فاصله نجف تا کربلا هم دو راه دارد: یکی راه مستقیم و اتوبانی است که از خروجی شهر نجف تا ابتدای شهر کربلا، حدود 80 کیلومتر است؛ راه دوم، راه قدیمی است که حدود بیست یا سی کیلومتر دورتر است و برای رسیدن به کربلا، باید مسافت بیشتری پیمود، ولی مسیر خلوتی دارد.
گاه برای
زائران، این سؤال پیش میآید که کدام مسیر را برای پیادهروی انتخاب کنیم؟ این مسأله، بستگی به توان هر فرد دارد؛ ولی توصیه میشود پیادهروی، از حرم حضرت امیرالمومنین صلوات الله علیه شروع شود و به حرم سیدالشهداء صلوات الله علیه ختم گردد. اما اگر کسی توانش را ندارد، میتواند حرکتش را از حرم امیرالمومنین صلوات الله علیه شروع کند و تا هر کجا که توانست، به پیادهروی ادامه بدهد و مقداری از مسیر را با وسیلۀ نقلیه طی کند. و اگر توانش را دارد، مجدداً در بیست یا سی کیلومتری کربلای معلی، پیاده شود و اواخر مسیر را پیاده برود تا لذت پیاده رسیدن به حرم مولی را درک کند؛ که بسیار شیرین و به یاد ماندنی است.
قرآن کریم میفرماید: «لایُکَلِفُ اللهُ نَفساً اِلاّ وُسعَها؛(1)خداوند بیشتر از طاقت و توان کسی، بر او تکلیف بار نمیکند». در عین حال، در حدیث ائمه هدی علیهم السلام آمده است: «اَفضَلُ الاَعمالِ اَحمَزُها؛(2)بهترین اعمال، سختترین و تلخترین آنها است». یعنی هر چه بیشتر پیاده برویم، بهتر است؛ به شرط آن که توانش را داشته باشیم. باید مواظب باشیم مسیری را انتخاب کنیم که بعدا پشیمان نشویم.
معمولاً این مسافت را در سه روز و دو شب طی میکنند؛ یعنی سه روز مانده به اربعین، از صبح زود حرکت میکنند و شب اربعین، به کربلا میرسند. اما این کار، چندان مناسب نیست؛ چرا که در راه، به شلوغی موکبها و محلهای خواب برمیخوریم. اگر دو روز زودتر حرکت کنیم، خیلی راحت و بدون دغدغه میتوانیم طی مسافت کنیم. مخصوصاً اگر خانواده و افراد خردسال و مسن
به همراه داشته باشیم، حتماً باید شش روز مانده به اربعین حرکت کنیم که بتوانیم این مسافت را با آرامش کامل، طی کنیم تا به خانواده و افراد خردسال، فشار نیاید و مشکل مکان خواب هم نداشته باشیم.
عکس
موکب در لغت، به معنای راهپیمایی کردن، قدمبرداشتن، حرکت دستهجمعی و راه انداختن دسته آمده است. عراقیها به هیئت، موکب میگویند. همچنین به چادرها یا سازههایی که برای پذیرایی از هیئتها فراهم شده است، موکب گفته میشود؛ مانند: موکب انصار الحسین، موکب شمس التقی، موکب الحسن المجتبی، موکب برکات الزهراء، موکب الثقلین، موکب شباب علی.
تقریباً در تمامی طول مسیر ـ از ابتدا تا انتها ـ از این گونه چادرها و سازهها وجود دارد و هیئتهایی از سراسر جهان، مسئولیت این چادرها را بر عهده دارند و از زائران، پذیرایی میکنند. البته بیشتر این هیئتها، مربوط به مردم خود عراق هستند.
هر موکبی، بسته به توان و سلیقۀ خود، خدمتی ارائه میکند: موکبی، شربت میدهد؛ موکبی با آماده کردن محل استراحت، خدمترسانی میکند، موکبی، با غذا پذیرایی میکند و ...
برخی از موکبها، دست به نوعآوری زدهاند و خدماتی به مردم ارائه میکنند که ممکن است در طول مسیر، کمتر وجود داشته باشد؛ مثلاً موکبهایی هستند که خیاطی میکنند و آمادهاند مشکل لباس یا کیفدستی زائران را برطرف کنند؛ برخی موکبها، کفاشی میکنند. خلاصه این که هر موکبی، به عشق امام حسین صلوات الله علیه، خدمتی را تقبل کرده است.
از این رو، شما نیاز به تهیه خوراکی ندارید و تقریباً اغلب خوراکیها، از طریق این موکبها، به صورت رایگان در اختیار زائران قرار
میگیرد. تنها اگر به خوراکی خاصی ـ مثل نبات و عرقیات که جنبۀ دارویی دارند ـ نیاز و عادت دارید، همراه داشته باشید.
عکس
ممکن است این سؤال پیش بیاید که «آیا بانوان و افراد مسن هم میتوانند این مسیر را طی کنند؟». این سوال، از آنجا ناشی میشود که فکر میکنند در تمام مدت سه روز و دو شب، باید پیادهروی کرد؛ در حالی که بعد از چند کیلومتر پیادهروی، میتوانید استراحت کنید و نیاز نیست تمام این مسیر را به صورت یک نفس بروید. میشود این سه روز را به پنج روز تبدیل کرد و افراد یاد شده را هم به همراه آورد.
طبق احادیث اهلبیت علیهمالسلام، زیارت کربلا، زن و مرد نمیشناسد و همه از این زیارت، بهره کافی میبرند. زنی از زنان شیعه، به نام امّ سعید احمسیّه میگوید: محضر مبارک امام صادق علیه السلام بودم که کنیزم آمد و گفت: «اسب را برایت آماده کردم». امام فرمود: «اسب برای چیست؟ مگر به کجا میخواهی بروی؟». عرض کردم: «به زیارت قبور شهدا میروم». فرمود: «امروز را به تأخیر بینداز. از شما اهل عراق تعجب میکنم که راه دوری را طی میکنید و به زیارت قبور شهدا میروید، ولی سیّدالشّهداء علیه السلام را ترک کردهاید و به زیارتش نمیروید». عرض کردم: «من زن هستم». فرمود: «هیچ اشکالی ندارد که امثال شما هم به آنجا بروند و آن حضرت را زیارت کنند». عرض کردم: «زیارت ما زنان، چه اجر و ثوابی دارد؟». فرمود: «زیارت شما، معادل با یک حجّ و یک عمره، و دو ماه روزه و اعتکاف در مسجدالحرام است».
M38.mp3
تیمهای پزشکی در طول سفر، به صورت بیست و چهار ساعته، آماده خدمت به زائران هستند. ایستگاههای امدادی و توزیع دارو و ملزومات پزشکی، در طول مسیر تعبیه شده است تا اگر مشکلی برای کسی پیش آمد، با مراجعه به این ایستگاهها، از خدمات پزشکی بهرهمند شود. هلال احمر ایران نیز ایستگاههایی در طول مسیر دارد و به زائران، خدمترسانی میکند. اگر خدای ناکرده، بیماری یا سانحهای پیش آمد، به همراه مدیر یا نیروی امنیتی، به درمانگاه هلال احمر بروید و از غیبت خود، دیگران را آگاه کنید.
هر چند جمعیت زیادی در مدت زمان کوتاه، در این مسیر تردد میکنند، اما مسیر پیادهروی از لحاظ بهداشتی، وضعیت مناسبی دارد و سرویسهای بهداشتی (حمام و توالت) به طور مرتب، توسط خادمین تمیز میشود و سطح بهداشت، در وضعیت نسبتاً خوبی قرار دارد. از همه انتظار میرود که مسائل بهداشتی را رعایت کنند و به دیگران هم چنین توصیهای داشته باشند.
ضمنا توصیه میشود برای شستشوی دستها، یک صابون تویوپی ـ که مثل خمیر دندان است ـ در کوله پشتی خود داشته باشید.
عکس
مسیر نجف تا کربلا، امن است و در حال حاضر، مشکل خاصی وجود ندارد؛ اما خوشا به حال کسی که با وجود ترس، خود را به زیارت اربعین برساند.
با این که خوف و احتمال ضرر، باعث از بین رفتن برخی احکام میشود، ولی در زیارت سیدالشهدا علیه السلام، خصوصیتی وجود دارد که احتمال ضرر، استحباب زیارت را از بین نمیبرد؛ حتی در برخی روایات میبینیم که با وجود احتمال ضرر و غلبۀ ترس بر دلها، مردم را
بدین کار ترغیب نمودهاند. شواهد تاریخی نشان میدهد که شیعیان و دوستداران اهلبیت علیهم السلام، در راه زیارت سیدالشهدا علیه السلام، از خود رشادتها و جانبازیهای بسیاری نشان میدادند.
ابن بکیر میگوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: «من با ترس از نیروهای حکومت و خبرچینان و نیروهای نظامی دشمن، به زیارت قبر پدر شما مشرف میشوم». حضرت فرمود: «ای پسر بکیر! آیا دوست نداری که خدا تو را در راه ما، ترسان ببیند؟ آیا نمیدانی که هر کس به خاطر ما به ترس افتد، خدا او را در زیر سایۀ عرش پناه میدهد و حسین علیه السلام، در زیر عرش با او همسخن میشود؟».(1)
محمد بن مسلم نقل کرده است: امام محمد باقر علیه السلام به من فرمود: «آیا به زیارت قبر حسین علیه السلام میروی؟». گفتم: «آری؛ اما با ترس و لرز!». فرمود: «میزان ثواب، به اندازۀ میزان ترس است. هر کس با ترس به زیارت قبر او برود، ترس او در قیامت خواهد ریخت و در پناه الهی قرار خواهد گرفت و آمرزیده خواهد شد».&همان، ص 413.&
در هر صورت، توصیه میشود تمامی افراد یک خانواده، در کنار هم نباشند و اگر با هم در این سفر هستند، در دو کاروان تقسیم شوند تا اگر خدای ناکرده، برای گروهی حادثه پیش آمد، بقیه بتوانند سریعاً کمکرسانی کنند.
اصلا حسین جنس غمش فرق میکند
این راه عشق، پیچ و خمش فرق میکند
شاعر شدم که شعر بگویم برایشان
این خانواده محتشمش فرق میکند
اینجا گدا همیشه طلبکار میشود
اینجا که آمدی کرمش فرق میکند
هر مرده زنده میشود از ذکر یا حسین
عیسای
1) ترجمه کامل الزیارات، ص 410.
اهل بیت دمش فرق میکند
از نوع ویژگیِ دعا زیر قبهاش
معلوم میشود حرمش فرق میکند
تنها نه جنس عزا و جنس ماتمش
بلکه سیاهی علمش فرق میکند
من از «حسین منّی» پیغمبر خدا
فهمیدهام حسین همهاش فـرق میکنـد
عکس
با توجه به این که قرار است مسافت زیادی را پیاده بروید، سعی کنید از ایران، ساک بزرگ نیاورید.
تنها وسائل ضروری را به همراه داشته باشید؛ آن هم در یک کولهپشتی کوچک.
لازم نیست کولهپشتی شما، کولۀ کوهنوردی باشد؛ بلکه هر چه کوچکتر و سبکتر (در حد چهار کیلو) باشد، بهتر است و کمتر اذیت میشوید. لوازم دیگری که ممکن است به آنها نیاز پیدا کنید، در عراق یافت میشود و میتوانید بخرید یا به صورت رایگان، تهیه کنید.
اگر با خود ساک آوردید، در محل شروع پیادهروی ـ مثل نجف یا بغداد ـ مکان امنی پیدا کنید و ساک خود را آنجا بگذارید و از همراه داشتن ساک در پیادهروی، جداً خوداری کنید. (البته این در صورتی است که بخواهید بعد از پایان مراسم، به محل شروع پیادهروی بازگردید).
به تجربه ثابت شده است که کیسۀ خواب، چندان مورد مصرف ندارد. البته در مواردی که اصلاً مکان خواب پیدا نشود، شاید به کار بیاید؛ اما خیلی امکانش کم است.
اگر بار شما زیاد بود و مجبور به حمل ساک شدید، از ساکهای چرخداری استفاده کنید که تحمل این مسافت را داشته باشند. همچنین میتوانید از وسیلههای چرخداری که مخصوص حمل ساکهای بزرگ است، استفاده کنید.
به خاطر رایگان بودن خدمات در طول این سه
روز، هزینهای نخواهید داشت؛ اما ممکن است در طول مسیر، دمپایی شما پاره شود یا نیازهای ضروری پیدا کنید. اگر چه موکبهایی هستند که این خدمات را به صورت رایگان ارائه میدهند، اما ممکن است در لحظۀ نیاز، به موکب مورد نظر، دسترسی نداشته باشید و آن را پیدا نکنید. پس همراه داشتن مقدار کمی پول، ضروری است؛ مخصوصا برای کسانی که با بزرگترشان هستند و معمولا با خود، پولی حمل نمیکنند. در مورد نوع پول نیز بهتر است از پول ملی خود عراق (دینار عراقی) استفاده کنید.
در صورت امکان، اقلام پزشکی ذیل را به همراه داشته باشید: باند کشی، ماسک، مقداری پنبه، دستمال کاغذی، قرص ژلوفن، قرص استامینوفن، پماد زینک اکساید، پماد دیکلوفناک، قرص لوراتادین و هر دارویی که فکر میکنید مورد نیازتان خواهد بود. همراه داشتن مواردی مانند نبات، عرق نعناع و خاکشیر هم مفید است. البته مقدار داروهایی که برمیدارید، به اندازۀ مصرف یکی دو وعده باشد و بار شما را سنگین نکند.
اگر میتوانید، دوربین عکاسی به همراه داشته باشید. ممکن است صحنههایی در این سفر بینید که هیچ وقت در زندگیتان تکرار نشود. لحظهها را ثبت کنید و در آینده، با مراجعه با آن عکسها، یاد و خاطرۀ این سفر را زنده نمایید.
از قدیم گفتهاند که در سفر، سه چیز لازم است: «بُرنده و دوزنده و سوزنده». نخ و سوزن و شیء برنده همراه داشته باشید تا اگر لباس و کیف شما پاره شد، بتوانید تعمیر کنید.
چفیه در طول مسیر پیادهروی، خصوصاً در کشور عراق، کاربردهای زیادی خواهد داشت.
برای این
که هنگام عازم شدن به سفر، چیزی از قلم نیفتد، موارد مورد نیاز را به طور گذرا، مرور میکنیم:
کوله پشتی کوچک و سبک
یکی دو دست لباس زیر
یک دست لباس اضافه
اقلام پزشکی و داروهای گیاهی و شمیایی مورد نیاز
مسواک
شارژر موبایل
یک جفت دمپایی
یک جفت جوراب اضافی
چند عدد کیسه فریزر
کمی دستمال کاغذی
یک عدد تسبیح
یک عدد کیف گردنی، برای حمل پول و گذرنامه
نخ و سوزن
شیء بُرنده
عینک دودی
چفیه
دوربین عکاسی و فیلمبرداری
خودکار و دفترچه یادداشت
در طول سفر، برای جلوگیری از ابتلا به بیماری، خصوصاً سرماخوردگی و مشکلات گوارشی، موارد زیر را رعایت کنید:
دستها را مرتب با آب و صابون بشویید؛ خصوصا قبل از صرف غذا.
از لیوان شخصی یا یکبار مصرف استفاده کنید.
از آبهای موجود در ظرفهای روباز و آلوده، استفاده نکنید.
تا آنجایی که امکان دارد، از آبهای معدنی که در مسیر توزیع میشوند، استفاده کنید.
ترجیحا از موکبها و هیئتهای بزرگ و معتبر، غذا بگیرید.
بعد از غذا ـ به خصوص ناهار ـ حتماًً به مدت یک ساعت، استراحت کنید. پیادهروی زیاد بعد از صرف غذا، موجب ضعف دستگاه گوارش و سوء هاضمه میشود. کسانی که مشکلات گوارشی دارند، زمان استراحت را افزایش دهند.
موقع صحبت کردن با افراد بیمار، زیاد به آنها نزدیک نشوید و فاصلۀ خود را تا حدود یک متر با آنها حفظ کنید.
با توجه به جمعیت زیاد، در صورتی که خدای ناکرده مبتلا به سرماخوردگی شدید، حتماً جهت پیشگیری از ابتلای دیگران، از ماسک
استفاده کنید.
با توجه به این که ممکن است هوا غبارآلود باشد، در طول مسیر، از ماسک استفاده کنید تا از بروز بیماری و مشکلات تنفسی، ایمن بمانید.
در صورت بروز حساسیت و آبریزش بینی، از قرص لوراتادین استفاده کنید. قرص زادیتن، خوابآور است و مناسب نیست. البته بهترین داروی ضد حساسیت، اسپریهای بینی و سینه میباشد.
اگر بیماری خاصی دارید، قبل از سفر، با مسئول تیم پزشکی، در میان بگذارید و برای حضور در سفر، حتماً اجازه بگیرید.
اگر خدای ناکرده مریض شدید، سریعا استراحت کنید و نگذارید بیماری بدتر شود.
بستن شال به کمر، هم برای نگه داشتن ستون فقرات خوب است و هم برای گرم کردن پهلوها و کلیهها.
~M47mp3
در این سفر، باید دست در دست هم بدهیم و حفاظت از بهداشت محیط را تبدیل به یک فرهنگ عمومی کنیم.
نظافت راهها را کاملاً رعایت کنیم.
حتماً بعد از صرف غذا، ظروف یکبار مصرف را در سطل زباله قرار دهیم؛ اگر چه لازم باشد صد متر یا بیشتر پیاده برویم.
اگر دیدیم ظروف یکبار مصرف را روی زمین ریختهاند، نگوییم همه ریختهاند، پس ما هم بریزیم.
اگر در طول مسیر، مواردی را مشاهده کردیم که مخل بهداشت محیط بود و وضعیت نگرانکننده داشت، به مسئولین موکب گزارش دهیم تا سریعاً پیگیری کنند و رفع آلودگی نمایند تا وضعیت بهداشتی، به حد مطلوب برسد.
عکس
اگر مشکلی دارد، برطرف سازید. چه بسا کسانی که کفشهای خوبی دارند، ولی کفششان به خاطر نو بودن، با پا همخوانی ندارد و آنها را دچار مشکل میسازد.
سعی کنید به هنگام پیادهروی، از کفشهای راحت استفاده کنید. اگر کفشتان راحت نباشد و ذرهای پای شما را اذیت کند، در مسیر طولانی، باعث تاول زدن پای شما میشود و از پیادهروی شما، جلوگیری میکند.
عربها برای پیادهروی، از دمپایی استفاده میکنند. حرکت با دمپایی، به مراتب بهتر و راحتتر از کفش نامناسب است.
در عراق، دمپایی مخصوص پیادهروی، وجود دارد. مشخصۀ آن، نرمی بسیار زیاد و رنگ مشکی آن است. دقت داشته باشید که دمپایی خشک با مواد کهنه نخرید.
سعی کنید چند کفش مختلف (معمولی و طبی و دمپایی) به همراه داشده باشید تا هر از گاه، کفشتان را عوض کنید و پایتان استراحتی بکند.
برای جلوگیری از تاول پا، از جوراب نخی استفاده کنید. جوراب باعث میشود پا تاول نزند، یا دیرتر تاول بزند.
از آنجایی که پای مرطوب زودتر تاول می زند، سعی کنید پای خود را همواره خشک نگه دارید.
8.. بعد از این که پای شما تاول زد و پر از آب شد، با یک سرنگ تمیز و نو، آب آن را تخلیه کنید و روی آن را با باند نازک ببندید. مواظب باشید که پوست روی تاول، کنده نشود. خود این پوست، بهترین پانسمان است.
عکس
گرفتگی عضلات و دردهای عضلانی، در طول پیادهروی شایع است. برای پیشگیری و درمان، نکات زیر را رعایت کنید:
مرتب پیادهروی کنید تا بدن شما به پیادهرویهای طولانی، عادت کند.
قبل از شروع پیادهروی در سفر، قسمتهای حساس پا را با روغن و کرم مخصوص، چرب کنید. روغن زیتون، اثر پیشگیرانۀ خوبی دارد.
در شروع سفر، خود را اذیت نکنید و حرکت آرامی داشته باشد؛ چرا که بدن شما به راهپیمایی عادت ندارد. روز اول، بیش از سیصد ستون یا تیرک نروید و به دویست تیرک در شهر و صد تیرک در جاده بسنده کنید. خصوصا کسانی که به همراه خانواده هستند، مراعات کنند تا دچار گرفتگی عضلات نشوند و روزهای بعد، از راهپیمایی باز نمانند.
به محض رسیدن به مکانی که قصد دارید ساعتی را در آنجا استراحت کنید یا برای شب اقامت داشته باشید، حتماً قبل از این که بدنتان سرد شود، نرمش یا ورزش مختصری داشته باشید و ماهیچههای ران خود را مالش دهید و نگذارید گرفتگی پیش بیاید. اگر این کار را در کنار آتش انجام دهید، بهتر است و حرارت آتش، باعث میشود رگ ها سرد نشوند.
در هنگام دراز کشیدن، پاهای خود را طوری قرار بدهید که بالاتر از بدن باشد؛ زیرا باعث رسیدن خون بیشتر به مغز میشود و جلوی باد کردن پاها را هم میگیرد.
ماساژ موضعی، یکی از بهترین و مهمترین روشهای درمان گرفتگی عضلات میباشد.
میتوانید برای رفع دردهای عضلانی، از قرص استامینوفن و ژلوفن استفاده کنید.
یکی از مسائل شایع در طول پیادهروی، عرقسوز شدن در ناحیه داخلی پاها است. کسانی که چاق و فربه یا مستعد عرقسوز شدن هستند، برای جلوگیری یا درمان این
مسأله، نکات زیر را رعایت کنند:
حتما قبل از پیادهروی، دوش بگیرند.
در طول مسیر، روزی چند بار، بدن خود را با آب شستشو دهند.
قبل از حرکت، موضع را با پماد زینک اکساید چرب کنند.
محل سوزش را با صابون نشویند. صابون، چربی پوست را از بین میبرد و مشکل را تشدید میکند.
از پودر بچه یا پماد کالاندولا استفاده کنند.
آب و هوای عراق در تابستان، بسیار گرم است. لذا از لباس نخی و خنک و سبک استفاده کنید و کلاه نقابدار و ضد آفتاب به سر بگذارید. همراه داشتن عینک آفتابی، به خصوص برای کسانی که چشمشان به اشعه آفتاب حساس است، ضروری است؛ هر چند عینک آفتابی در فصل سرما هم به کار میآید و مفید است.
سالهایی که اربعین به فصل سرما میافتد، پتوی مسافرتی سبک، کلاه، دستکش، چتر سبک تاشو و لباس گرم به اندازۀ کافی بردارید. با توجه به سوز هوا، بهترین لباسی که میتوانید به همراه داشته باشید، بادگیرهای زمان جبهه و جنگ است ـ اعم از شلوار و بالاپوش ـ که جلوی سوز را میگیرد و مانع از خارج شدن حرارت بدن میشود و در عین حال، سبک هم میباشد. در صورت بارش باران نیز میتواند از خیس شدن شما جلوگیری کند.
بعد از ساعت 9 شب، مسیر پیادهروی خلوتتر است و عدهای ترجیح میدهند تا اذان صبح، راه بروند و بعد از طلوع آفتاب بخوابند.
اگر بشود برای این قسمت یک عنوان خاص داده شود و موضوع پر اهمیت تر جلوه داده بشود بهتر است در متن
اضافات زیادی داشته ام و نیاز به ویراستاری دارد
در این سالها که اربعین به فصل پاییز افتاده است، حرکت شبانه، توصیه میشود زیرا هوا برای طی مسیر مساعد است و باعث میشود به گرمای ظهر برنخوریم. علاوه بر این که اگر بعضی از زائران، حرکت شبانه نداشته باشند، ممکن است به خاطر فراوانی جمعیت، با مشکل جا و مکان خواب روبهرو شویم.
بهترین روش برای حرکت در شب
ساعت هشت شب استراحت کرده تا ساعت دوازده شب یا یک بامداد بعد حرکت کنید و تا هشت صبح حرکت داشته باشید بعد مجددا استراحت کنید و مجددا ساعت یازده ظهر حرکت کنید تا ساعت سه بعد از ظهر و استراحت تا ساعت پنج مجددا حرکت تا شب ساعت هشت
کسانی که قصد دارند شبها پیادهروی کنند، حتما در فصل سرما لباس گرم بپوشند و از بادگیر استفاده کنند و ماسک بزنند تا سوز و سرما، به سر و سینه آنها آسیب نزند.
اکثر موکبداران تا اذان صبح، استراحت میکنند؛ اما موکبدارانی هم هستند که شبها مشغول خدماترسانی به زائران شبرو هستند و چایی و شیر داغ و هِدبَند و این قبیل چیزها را توزیع میکنند تا زائران در سرمای شب، گرم بمانند.
برای این که دوستان و همکاروانیهای خود را در مسیر پیادهروی گم نکنید، چند نکته را باید مد نظر داشته باشید:
را گم میکنید.
این مساله، زمانی اتفاق میافتد که توان افراد گروه، با هم متفاوت باشد و برخی تندرو باشند و برخی کندرو. پس سعی کنید با کسانی همراه شوید که توانشان در حد شما است و میتوانید در تمام مسیر، با هم هماهنگ باشید.
کاروان باید علامت خاص و پرچمی با دستۀ بلند داشته باشد. این مسأله، در هماهنگ شدن کاروان، بسیار موثر است.
مهمترین راه برای گم نشدن، هماهنگ بودن با مدیر گروه است. از تکروی، جداً بپرهیزید.
در تمام طول مسیر پیادهروی ـ از نجف تا کربلا ـ تیرهای چراغ برقی وجود دارد که از 1 تا 1452 شمارهگذاری شدهاند و هر کدام از این تیرها، دقیقاً 50 متر با هم فاصله دارند و به نوعی، کیلومترسنج هستند. به وسیلۀ آنها میتوانید تشخیص بدهید که چقدر از مسیر را طی کردهاید و چقدر باقی مانده است.
اگر بعد از شروع مسیر از حرم امیرالمومنین علیه السلام و رد شدن از تیر چراغ برق شمارۀ 200، با تیر برق شماره 1 مواجه شدید، تعجب نکنید. تا این قسمت از تیر برقها، مربوط به شهر نجف است و از اینجا به بعد، محدودۀ کربلا شروع میشود و شمارههای جدید، تا مرقد مطهر اباالفضل العباس علیه السلام ادامه دارد.
تا تیرک شمارۀ 1295، تنها یک مسیر وجود دارد. از اینجا به بعد، مسیرها دو تا میشود: یکی همان مسیر تیرکها است و دیگری جادۀ کناری. مسیر کناری، به حرم نزدیکتر است. البته بهتر است همان مسیر تیرکها را در پیش بگیرید.
شایع شده است که فاصلۀ تیرکها در
شهر کربلا، کمتر از فاصلۀ تیرکها در اتوبان است. طبق تحقیق انجام شده، هیچ فرقی با هم ندارند و فاصلۀ تیرکها 50 متر است.
این تیر برقها، کمک بزرگی به زائران میکند. علاوه بر این که فاصلهشان را تا کربلا نشان میدهد، وعدگاه آنها هم به حساب میآید و معمولا وقتی میخواهند با هم وعده بگذارند، در کنار تیر برقِ شمارۀ فلان، قرار میگذارند تا همدیگر را گم نکنند.
بهتر است قرارهایی که با هم میگذارید، در مسافتهای طولانی باشد؛ مثلاً بعد از شهر نجف، در کنار ستون 370 تا 420 قرار بگذارید تا هنگام انتظار، زمان شما تلف نشود؛ چون وقتی به آن ستون میرسید، دیگر وقت استراحت شامگاهی است و اگر کسی یکی دو ساعت تأخیر داشته باشد، به حرکت شما ضرری نمیرساند.
برای وعدهگذاری در کنار تیرهای چراغ برق، از عددهای رُند ـ مثل 400 یا 350 ـ استفاده نکنید؛ چون زوار گرامی، غالباً در این مکانها وعده میگذارند و این مکانها، خیلی شلوغ میشود.
اگر در مسیر همدیگر را گم کردید، زیاد معطل نشوید و به حرکت خود ادامه دهید و به اولین چادر گمشدگان خبر بدهید و با آنان هماهنگ باشید.
برای این که در شهر کربلا، همدیگر را گم نکنید، چند نکته را رعایت نمایید:
در همان ابتدای پیادهروی، وعدهگاه خود را در کربلا مشخص کنید؛ مثلا به این صورت: «اگر همدیگر را گم کردیم، وعدۀ ما فلان هتل باشد».
اگر هتل ندارید، مثلا بگویید: «وعدۀ ما، در شام اربعین، موقع نماز مغرب، در مقام امام زمان عج الله تعالی فرجه». خلاصه یک
جایی وعده بگذارید که دور از شلوغی و مرکز شهر باشد.
سعی کنید برای قرارهایتان، دو وعده مشخص کنید؛ مثلا: «اگر در وعدگاه اول همدیگر را پیدا نکردیم، فردای اربعین، موقع نماز ظهر، در مقام امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف، همدیگر را ببینیم».
با توجه به این که ممکن است از اهل کاروان جدا شوید، ویزا و گذرنامه و کلیۀ مدارک مورد نیاز هر شخص، حتماً همراه خودش باشد تا مشکلی پیش نیاید.
با وجود آفتاب و گرمای نسبی هوا، مشکل چندانی برای استراحت و محل خواب در طول روز، وجود ندارد.
برای شب، پیشنهاد میشود که قبل از ساعت 8 شب، در بین موکبهای مسیر، محلی را برای خواب انتخاب کنید. احتمال این که بعد از ساعت 8 شب، جای گرم و مناسبی پیدا شود، کمی سخت است.
با توجه به سرمای شب، سعی کنید به جای چادر، در موکبهایی که ساختمان دارند و گرمتر هستند، اتراق کنید.
جای خواب مناسب برای خواهران و برادران، وجود دارد و جای نگرانی نیست. فقط به کمی برنامهریزی نیاز دارد و باید مسئولین کاروانهای بزرگ، افرادی را از قبل بفرستند تا مکانها را ارزیابی کنند و به آنها خبر دهند.
با توجه به این که در موکبها، از کشورها و فرهنگهای مختلفی گرد هم میآیند، لازم است شئونات اخلاقی و شئون ایام اربعین را حفظ کنید.
از شوخی زیاد و ایجاد سر و صدا پرهیز نمایید.
حال کسانی را که مشغول استراحت هستند، مراعات کنید. برخی از افراد، به محض این که از خواب بیدار
میشوند، دیگر خوابشان نمیبرد و با توجه به ضرورت استراحت برای پیادهروی، روز بعد دچار مشکل و مشقت میشوند. نتیجۀ این اذیت و آزار و ناراحت کردن دیگران، پایمال کردن حق الناس و از دست دادن روح معنوی و بیبهره ماندن از آثار و برکات این سفر است.
یکی از مسائل مهم در این سفر، تعاون و کمک به یکدیگر است: «تَعاوَنُوا عَلَی البِّرِ و التَّقوی».(1)در موکبها، با هم همکاری داشته باشید و بدانید که زائر، زائر است و فارس و عرب و عجم ندارد.
رزرو کردن و گرفتن مکان ـ بیش از حد نیاز ـ و جا ندادن به دیگر زائران، اساساً کار خوب و اخلاقی و انسانی نیست.
چون وسایل استراحت ـ مثل پتو و امثال اینها ـ ممکن است در مسیر و موکبها محدود باشد، هر کس در حد نیازش از پتو استفاده کند. طوری نشود که یکی از پتو به عنوان بالش استفاده کند و زائر دیگر، تا صبح از سرما بلرزد.
کسانی که عادت به بالش دارند، حتما یک بالش بادی همراه داشته باشند تا نیاز نباشد از پتو برای این کار استفاده کنند.
اگر به همراه خانواده به این سفر میروید، باید مکان استراحت را در کربلا، از قبل رزرو کنید؛ چون در ایام اربعین، همۀ هتلها و مسافرخانهها و خانههای اجارهای ـ چه دور و چه نزدیک حرم ـ پر میشود. البته کم و بیش، در موکبها یا خانههای آمادۀ پذیرایی، میتوان محل استراحتی پیدا کرد، ولی ممکن است اذیت شوید.
با توجه به این که اربعین در این سالها، همزمان با فصل
1) سوره مائده، آیه 2.
پاییز است و هوای عراق، نسبتاً گرم است، زائران میتوانند با هم برنامهریزی کنند و یک چادر مسافرتی به همراه داشته باشند تا چند نفری، در جاده و کربلا از آن استفاده کنند.
عکس
اگر چادر ملی یا لبنانی و عربی داشته باشید، بسیار راحتتر خواهید بود؛ چون دیگر لازم نیست در طول مسیر، چادر خود را با دست بگیرید. این چادرها، پوشیه هم دارند و در طول سفر، هم از نظر دینی و هم از لحاظ اجتماعی، راحتتر هستند. در هر صورت، اگر خواهران از پوشیه استفاده کنند، بسیار مناسبتر است.
دستکش مشکی و جوراب مخصوص وضو، به همراه داشته باشید.
با توجه به این که موکب محل استراحت خواهران جدا میباشد و ممکن است با موکب محل استراحت محارم خود فاصله داشته باشند، بهتر است خانمهایی که با هم آشنایی دارند، با هم باشند تا در مواقع نیاز، بتوانند به هم کمک کنند.
تیپ و ظاهر اسلامی را رعایت کنید و در موکبها، مثل منزل شخصی خود نگردید و لباس مناسب بپوشید. موکب، محل رفت و آمد است و ممکن است مشکلاتی به وجود آید.
هر کشوری، آداب مخصوص خود را دارد و در این مسیر، ما مهمان مردم عراق هستیم و باید مسائل مربوط به فرهنگ آنان را رعایت کنیم. در موکب خانمهای عراقی، رسم است که شبها عزاداری کنند و بعد، استراحت نمایند. اما خانمهای ایرانی، در این مراسمها شرکت نمیکنند؛ چون اساساً زبان آنها را متوجه نمیشوند و خودشان هم برنامهای برای این کار ندارند. این مسأله، باعث میشود حوصلهشان سر برود و
بعضیها به سراغ شوخی و بگو و بخند بروند. این امر، موجب ناراحتی بانوان عراقی میشود. لذا از خواهران تقاضا میشود این گونه مسائل را رعایت کنند.
عکس
اگر کودک خردسال به همراه دارید، با کاروان جوانان، همراه نشوید. شما نمیتوانید با آنها، هماهنگ حرکت کنید.
ساعاتی را برای حرکت انتخاب کنید که گرفتار سرما یا گرمای شدید نشوید.
اگر کودک شما، بالای یک سال دارد، حتما برای بازی با او، وقت بگذارید تا در طول مسیر، مانع پیادهروی شما نشود.
لباس کودکان، طوری باشد که از جهت سنگینی، آنها را در طول مسیر اذیت نکند.
در صورت آوردن کالسکه یا ویلچر، از وسیلهای استفاده کنید که تحمل 120 کیلومتر راه، آن هم با جادههای نامناسب را داشته باشد.
حتماً یک انبردست و قطعهای سیم، به همراه داشته باشید تا اگر وسیلۀ شما خراب شد، بتوانید آن را موقتاً راهاندازی کنید و خود را به تعمیرگاه برسانید.
کفش خوب و جوراب کفشی مخصوص کودکان، به همراه داشته باشید تا اگر کودک خود را در کالسکه قرار دادید، بتوانند کفشهای خود را درآورند و اذیت نشوند.
در فصل سرما، شال و کلاه و دستکش مناسب برای بچهها بردارید.
اگر در مناطق گرمسیر ایران زندگی میکنید و کودکان شما عادت ندارند از شال و کلاه استفاده کنند، قبلا آنها را به استفاده از شال و کلاه عادت دهید تا در عراق، اذیت نشوند.
در فصل سرما، از حمام کردن بچهها، جدا خوداری کنید تا دچار سرماخوردگی نشوند.
به فکر غذای مناسب کودکتان
باشید. اگر در موکبی، غذای مناسب کودکتان را داشتند، حتماً از آن غذا بگیرید و به همراه داشته باشید؛ چون این نوع غذاها، در همۀ موکبها پخش نمیشوند.
ظروف مخصوص برای کودکان بردارید.
دارویهای عراق، کیفیت ندارند. سعی کنید داروهای مورد نیاز کودکان ـ مثل تببر و چرک خشک کن ـ همراه داشته باشید.
معمولا مزاج کودکان در این گونه سفرها، به هم میریزد. داروهای لازم برای یبوست یا اسهال کودکان را با خود بیاورید.
پوشکهای خوب و مناسب از ایران بیاورید که مقاوم باشد و نیاز به عوض کردن زیاد نباشد.
دستمال مرطوب پلاستیکی یا جعبهای، به همراه داشته باشید.
حتما یک سیمکارت مربوط به خط عراق، خریداری کنید.
برای تعویض سیم کارت، از عوامل و زائران ایرانی کمک بگیرید.
در روزهای اربعین، به خاطر مشکل خطوط ارتباطی و شلوغی بیش از حد، موبایل در کشور عراق، به سختی خط میدهد و تماس گرفتن کمی مشکل است. در ابتدای سفر، به خانوادههایتان بگویید که اگر نتوانستید با آنها تماس بگیرید، نگران نشوند.
اگر میخواهید تماس تلفنی داشته باشید، بهتر است این کار را قبل از طلوع آفتاب انجام دهید تا به خاطر ترافیک بالای شبکه در طول روز، به مشکل برنخورید.
بعضی از موکبها، تلفن در اختیار زائران قرار میدهند تا با هر نقطه از دنیا که خواستند، به صورت رایگان تماس بگیرند.
در طول مسیر، تقریبا در هر یک کیلومتر، موکبهایی هستند که در کنار جاده، پنل برق 15 تایی و 20 تایی گذاشتهاند و زائران میتوانند گوشی موبایل
و دستگاههای برقی خود را شارژ کنند.
حواستان باشد که گوشی را به هنگام شارژ، در موکب و هتل و رستوران، رها نکنید.
هیچ گاه تلفن همراه خود را در اختیار دیگران ـ به ویژه افراد ناشناس ـ قرار ندهید.
چون در ایام اربعین، جمعیت بسیار زیادی، قصد ورود و خروج از طریق مرزهای ایران دارند، بهتر است چند روز زودتر از اربعین، وارد عراق شوید و چند روز بعد از اربعین، خارج شوید تا با ازدحام جمعیت، مواجه نشوید. اگر بتوانید به صورت هوایی سفر کنید، بسیار مناسبتر است و با ازدحام مرز، مواجه نخواهید شد.
اگر به صورت گروهی سفر میکنید، فرد یا افرادی را به عنوان پیشرو بفرستید تا مکان را ـ مخصوصا در کربلا ـ بررسی کنند.
اطمینان حاصل کنید که نام و آدرس هتل یا حسینیۀ محل سکونت خود را در کربلا، به درستی میدانید.
شمارۀ مسئولین ستاد مربوطه، مثل شمسا یا مسئولین مربوط به کاروان خود را همراه داشته باشید.
از نظرات و تجربیات مدیر راهنمای کاروان خود، تبعیت کنید.
به هنگام پیادهروی، با یک نظم خاص راه بروید. نه آنقدر تند راه بروید که خسته شوید و نه بیشتر از حد معمول، استراحت کنید.
سعی کنید به صورت دستهجمعی راه بروید تا برای استراحتهای گاه و بیگاه، کمتر وسوسه شوید.
در بین راه، نسبت به حفظ و حراست از گذرنامۀ خود، کمال دقت را داشته باشید.
هر گونه وسایل مربوط به اتباع ایرانی را که پیدا کردید، به مسئولین مربوطۀ کشورمان در عراق تحویل دهید.
اگر گذرنامهای پیدا کردید، سریعا به مسئولین مربوطه برسانید.
از رفتن به موکبهای دور از جاده، خودداری کنید.
به موکبهای واقع در روستاها یا مکانهای دیگر که به صورت انفرادی دعوت میکنند، نروید.
در مواقعی که مجبور هستید به موکبهای دورتر بروید، حتما به هنگام خواب، یکی از افراد خودتان را به عنوان نگهبان بگذارید.
از رفتن به اماکن مقدسهای که دولت عراق و ایران منع میکنند، خوداری کنید.
در مواجه با افراد ناشناس، دقت نمایید و به کسی اطمینان نکنید.
مشخصات خود را برای هر کسی افشا نکنید.
اگر در موبایل شما، شمارۀ اشخاص مهمی وجود دارد، حتما آن اسامی را پاک کنید تا در صورت دزدیده شدن گوشی، مشکلی برای شما و صاحب شماره پیش نیاید.
اگر در بین جمعیت، یکی از مسئولان کشورمان را مشاهده کردید، به هیچ عنوان او را به دیگران معرفی نکنید.
مواظب باشید در مورد مسئولان نظام یا اشخاص سرشناس کشور، شما را تخلیۀ اطلاعاتی نکنند.
از طرح مسائل حساس نظام در عراق، اجتناب کنید.
حمایت از نظام عراق و اطاعت از قوانین آن، سرلوحۀ کارتان باشد.
مواظب باشید در مورد عرب و عجم، نکتهای نگویید که باعث اختلاف شود.
از بحث و جدل دربارۀ شیعه و سنی، جداً خودداری کنید.
حمایت از مرجعیت عراق، سرلوحۀ کارتان باشد.
با توجه به گرایشات دفاتر مراجع عظام تقلید و مسائل حاشیهای آن، از ورود به این گونه مسائل خودداری کنید.
عکس
زیارت اباعبدالله الحسین صلوات الله علیه، یک توفیق الهی است
وکوچکترین اثرش این است که تمام گناهان انسان آمرزیده میشود؛ ولی این برای کسی است که حسینی بماند و معنویت سفر را حفظ کند. قرآن کریم میفرماید: «إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ».(1)کسانی که ایمان میآورند و میگویند پروردگار ما خداوند یکتا است، سپس بر سر کلام و ایمان خود باقی میمانند و پایداری میکنند، اینان کسانی هستند که از آثار مادی و معنوی ایمان، بهرهمند میگردند؛ چون ایمانشان دائمی و ماندگار است.
همان گونه که قبلا گفته شد، زیارت امام حسین علیه السلام، شباهتهای زیادی به حج دارد. در مورد حج، روایت داریم که یک نور، حاجی را احاطه می کند و تا زمانی که گناهی از او سر نزده است، این نور با او همراه است. در مورد زیارت امام حسین علیه السلام هم همین گونه است. ما که اربعینی شدهایم، باید تلاش کنیم با تقوا و پرهیزکاری و انسانیت، نور معرفت اباعبدالله الحسین علیه السلام را برای همیشه در خود نگه داریم. پس برای بعد از سفر هم برنامهریزی داشته باشیم که انشاءالله معنو
یات این سفر، در ما ماندگار شود.
السَّلامُ عَلَی وَلِیِّ اللَّهِ وَ حَبِیبِهِ السَّلامُ عَلَی خَلِیلِ اللَّهِ وَ نَجِیبِهِ السَّلامُ عَلَی صَفِیِّ اللَّهِ وَ ابْنِ صَفِیِّهِ السَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِیدِ السَّلامُ عَلَی أَسِیرِ الْکُرُبَاتِ وَ قَتِیلِ الْعَبَرَاتِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَشْهَدُ أَنَّهُ وَلِیُّکَ وَ ابْنُ وَلِیِّکَ وَ صَفِیُّکَ وَ ابْنُ صَفِیِّکَ الْفَائِزُ بِکَرَامَتِکَ أَکْرَمْتَهُ بِالشَّهَادَةِ وَ حَبَوْتَهُ بِالسَّعَادَةِ وَ اجْتَبَیْتَهُ بِطِیبِ الْوِلادَةِ وَ جَعَلْتَهُ سَیِّدا مِنَ السَّادَةِ وَ قَائِدا مِنَ الْقَادَةِ وَ ذَائِدا مِنَ الذَّادَةِ وَ أَعْطَیْتَهُ مَوَارِیثَ الْأَنْبِیَاءِ
1) سوره احقاف، آیه 13.
وَ جَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلَی خَلْقِکَ مِنَ الْأَوْصِیَاءِ فَأَعْذَرَ فِی الدُّعَاءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلالَةِ وَ قَدْ تَوَازَرَ عَلَیْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیَا وَ بَاعَ حَظَّهُ بِالْأَرْذَلِ الْأَدْنَی وَ شَرَی آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الْأَوْکَسِ وَ تَغَطْرَسَ وَ تَرَدَّی فِی هَوَاهُ وَ أَسْخَطَکَ وَ أَسْخَطَ نَبِیَّکَ ،
سلام بر ولیّ خدا و حبیبش،سلام بر دوست خدا و نجیبش،سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیدهاش،سلام بر حسین مظلوم شهید،سلام بر آن دچار گرفتاریها و کشته اشکها،خدایا من گواهی میدهم که حسین ولیّ تو و فرزند ولیّ تو،و فرزند برگزیده توست حسینی که به کرامتت رسیده،او را به شهادت گرامی داشتی،و به خوشبختی اختصاصش دادی،و به پاکی ولادت برگزیدی،و او را آقایی از آقایان،و پیشروی از پیشرویان،و مدافعی از مدافعان حق قرار دادی،و میراثهای پیامبران را به او عطا فرمودی،و او را از میان جانشینان حجّت بر بندگانت قرار دادی،و در دعوتش جای عذری باقی نگذاشت،و از خیرخواهی دریغ نورزید،و جانش را در راه تو بذل کرد،تا بندگانت را از جهالت و سرگردانی گمراهی برهاند،درحالیکه بر علیه او به کمک هم برخاستند،کسانیکه دنیا مغرورشان کرد،و بهره واقعی خود را به فرومایهتر و پستتر چیز فروختند،و و آخرتشان را به کمترین بها به گردونه فروش گذاشتند،تکبّر کردند و خود را در دامن هوای نفس انداختند،تو را و پیامبرت را به خشم آوردند،
وَ أَطَاعَ مِنْ عِبَادِکَ أَهْلَ الشِّقَاقِ وَ النِّفَاقِ وَ حَمَلَةَ الْأَوْزَارِ الْمُسْتَوْجِبِینَ النَّارَ [لِلنَّارِ] فَجَاهَدَهُمْ فِیکَ صَابِرا مُحْتَسِبا حَتَّی سُفِکَ فِی طَاعَتِکَ دَمُهُ وَ اسْتُبِیحَ حَرِیمُهُ اللَّهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْنا وَبِیلا وَ عَذِّبْهُمْ عَذَابا أَلِیما السَّلامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ رَسُولِ
اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ سَیِّدِ الْأَوْصِیَاءِ أَشْهَدُ أَنَّکَ أَمِینُ اللَّهِ وَ ابْنُ أَمِینِهِ عِشْتَ سَعِیدا وَ مَضَیْتَ حَمِیدا وَ مُتَّ فَقِیدا مَظْلُوما شَهِیدا وَ أَشْهَدُ أَنَّ اللَّهَ مُنْجِزٌ مَا وَعَدَکَ وَ مُهْلِکٌ مَنْ خَذَلَکَ وَ مُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَکَ وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ وَفَیْتَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ جَاهَدْتَ فِی سَبِیلِهِ حَتَّی أَتَاکَ الْیَقِینُ فَلَعَنَ اللَّهُ مَنْ قَتَلَکَ وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ ظَلَمَکَ وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذَلِکَ فَرَضِیَتْ بِهِ،
و اطاعت کردند از میان بندگانت،اهل شکافافکنی و نفاق و بارکشان گناهان سنگین،و سزواران آتش را پس با آنان درباره تو صابرانه و به حساب تو جهاد کرد،تا در طاعت تو خونش ریخته شد و حریمش مباح گشت خدایا آنان را لعنت کن لعنتی سنگین،و عذابشان کن عذابی دردناک،سلام بر تو ای فرزند رسول خدا،سلام بر تو ای فرزند سرور جانشینان،شهادت میدهم که تو امین خدا و فرزند امین اویی،خوشبخت زیستی،و ستوده درگذشتی،و از دنیا رفتی گمگشته،و مظلوم و شهید،گواهی میدهم که خدا وفاکننده است آنچه را به تو وعده داده،و نابودکننده کسانی را که از یاریات دریغ ورزیدند،و عذاب کننده کسانی را که تو را کشتند،و گواهی میدهم که تو به عهد خدا وفا کردید و در راهش به به جهاد برخاستی تا مرگ فرا رسید،پس خدا لعنت کند کسانی را که تو را کشتند،و به تو ستم کردند،و این جریان را شنیدند و به آن خشنود شدند،
اللَّهُمَّ إِنِّی أُشْهِدُکَ أَنِّی وَلِیٌّ لِمَنْ وَالاهُ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاهُ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ نُورا فِی الْأَصْلابِ الشَّامِخَةِ وَ الْأَرْحَامِ الْمُطَهَّرَةِ [الطَّاهِرَةِ] لَمْ تُنَجِّسْکَ الْجَاهِلِیَّةُ بِأَنْجَاسِهَا وَ لَمْ تُلْبِسْکَ
الْمُدْلَهِمَّاتُ مِنْ ثِیَابِهَا وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ مِنْ دَعَائِمِ الدِّینِ وَ أَرْکَانِ الْمُسْلِمِینَ وَ مَعْقِلِ الْمُؤْمِنِینَ وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ الْإِمَامُ الْبَرُّ التَّقِیُّ الرَّضِیُّ الزَّکِیُّ الْهَادِی الْمَهْدِیُّ وَ أَشْهَدُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِکَ کَلِمَةُ التَّقْوَی وَ أَعْلامُ الْهُدَی وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَی وَ الْحُجَّةُ عَلَی أَهْلِ الدُّنْیَا وَ أَشْهَدُ أَنِّی بِکُمْ مُؤْمِنٌ وَ بِإِیَابِکُمْ مُوقِنٌ بِشَرَائِعِ دِینِی وَ خَوَاتِیمِ عَمَلِی وَ قَلْبِی لِقَلْبِکُمْ سِلْمٌ وَ أَمْرِی لِأَمْرِکُمْ مُتَّبِعٌ وَ نُصْرَتِی لَکُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّی یَأْذَنَ اللَّهُ لَکُمْ فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لا مَعَ عَدُوِّکُمْ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ عَلَی أَرْوَاحِکُمْ وَ أَجْسَادِکُمْ [أَجْسَامِکُمْ] وَ شَاهِدِکُمْ وَ غَائِبِکُمْ وَ ظَاهِرِکُمْ وَ بَاطِنِکُمْ آمِینَ رَبَّ الْعَالَمِینَ.
خدای من تو را شاهد میگیرم که من دوستم با آنانکه او را دوست دارند،و دشمن با آنان که با او دشمنند،پدر و مادرم فدایت ای فرزند رسول خدا،گواهی میدهم که تو در صلبهای بلندمرتبه و رحمهای پاک نوری بودی،جاهلیت با ناپاکیهایش تو را آلوده نکرد،و از جامههای تیره و تارش به تو نپوشاند،و گواهی میدهم که تو از ستونهای دین،و پایههای مسلمانان،و پناهگاه مردم مؤمنی،و گواهی میدهم که پیشوای نیکوکار،با تقوا،راضی به مقدرات حق،پاکیزه،هدایت کننده،و هدایت شدهای،و گواهی میدهم که امامان از فرزندانت،اصل تقوا،و نشانههای هدایت،و دستگیره محکم،و حجّت بر اهل دنیا هستند و گواهی میدهم که من به یقین مؤمن به شمایم،و به بازگشتتان یقین دارم،براساس قوانین دینم،و عواقب عملم،و قبلم با قلبتان در در صلح،و کارم پیرو کارتان،و یاریام برای شما آماده است،تا خدا به شما اجازه دهد،پس با شمایم نه با دشمنانتان،درودهای خدا بر شما،و بر ارواح و پیکرهایتان،و بر حاضر و غایبتان،و بر ظاهر و باطنتان،آمین ای پروردگار جهانیان.
پس دو رکعت
نماز می خوانی،و به آنچه می خواهی دعا می کنی و برمیگردی.