ghaemiyeh.com
سرشناسه:ملاحسنی، داود، ۱۳۶۷ -
عنوان و نام پدیدآور:مهربان ترین حاکم ((نقد نظریه خشونت در عصر ظهور))/ نویسنده داود ملاحسنی.
مشخصات نشر:قم: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود( عج)، ۱۳۹۳.
مشخصات ظاهری:۱۴۴ ص.؛ 5/21×5/14س م.
شابک: 7-63-7120-600-978
وضعیت فهرست نویسی:فیپا
موضوع:مهدویت
موضوع:مهدویت-- احادیث
رده بندی کنگره: 1393 9م73م/BP ۲۲۴
رده بندی دیویی:462/297
شماره کتابشناسی ملی: ۳۷۲۵۴۹۳
سرشناسه: ملاحسنی، داود، 1367 -
عنوان و نام پدیدآور: مهربانترین حاکم ((نقد نظریه خشونت در عصر ظهور)) / نویسنده داود ملاحسنی.
مشخصات نشر: قم: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج)،1393.
مشخصات ظاهری: 144 ص.؛ 21/5 * 41/5 سم.
شابک: 7-63-7120-600-978
وضعیت فهرست نویسی: فیپا
موضوع: مهدویت
موضوع: مهدویت -- احادیث
رده بندی کنگره: BP 224 /م 73 م 9 1393
رده بندی دیویی: 297/462
شماره کتابشناسی ملی:3725493
مهربانترین حاکم
مؤلف: داوود ملاحسنی
ناشر: انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف
ویراستار: فاطمه اکبری
طراح جلد و صفحهآرا: مسعود سلیمانی
نوبت چاپ: اول / زمستان 1393
شابک: 7-63-7120-600-978
شمارگان: 1000 نسخه
قیمت: 6000 تومان
تمامی حقوقض محفوظ است.
قم: انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف / خیابان شهدا/ کوچه آمار (22) / بن بست شهید علیان/ پ: 26 / همراه: 09109678911 / تلفن: 37749565 و 37737801 (داخلی 117 و 116)/37841130 (فروش) / 37841131 (مدیریت) / فاکس: 37737160 و 37744273
تهران: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف / تلفن: 88959049 / فاکس: 88981389 / ص. پ: 355-15655
www.mahdi313.com
www.mahdaviat.ir
info@mahdaviat.ir
Entesharat bonyad@chmail.ir
تقدیم به:
یگانه منجی بشریت حضرت صاحبالزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف همو که؛
اگر چه سینهها لبریز فریاد است و روح و جان ما آلوده از ظلم و بیداد ولی به امید وی دست دعامان به سمت آسمان رفته و روز جمعه دلهامان به سمت کعبه میچرخد... به این امید که پیش از رفتن خورشید از دروازههای شب طلوع دیگری جان جهان را آذین سازد.
سپاس خدای را که سخنوران، در ستودن او بمانند و شمارندگان، شمردن نعمتهای او ندانند و کوشندگان، حق او را گزاردن نتوانند. و سلام و دورد بر محمّد و خاندان پاک او، طاهران معصوم، هم آنانکه وجودمان وامدار وجودشان است؛ و نفرین پیوسته بر دشمنان ایشان تا روز رستاخیز...
براساس وظیفه شایسته است که:
از پدر و مادر عزیزم، این دو معلم بزرگوارم که همواره بر کوتاهی و درشتی من، قلم عفو کشیده؛ کریمانه از کنار غفلتهایم گذشتهاند و در تمام عرصههای زندگی یار و یاوری بی چشمداشت برای من بودهاند؛
و از استاد با کمالات و شایسته؛ جناب آقای دکتر دیاری که در کمال سعه صدر، با خوشخلقی و فروتنی، از هیچ کمکی در این عرصه بر من دریغ نکردند و زحمت راهنمایی این پایان نامه را برعهده گرفتند؛
و همچنین از جناب حجت الاسلام والمسلمین نصرت الله آیتی (عضو هیئت علمیپژوهشکده آینده روشن) و حضرت آیتالله دکتر حسینی قزوینی برای هدایتهای علمیایشان تشکر میکنم.
باشد که این کمترین، بخشی از زحمات آنان را سپاس گوید.
مقدمه 9
فصل اول: روایات بیانگر کشتار و خونریزی در عصر ظهور (دیدگاه افراطی)
1-1. روایات صریح 15
1-2. روایات غیر صریح 21
روایات مربوط به کشتار و خونریزی پس از ظهور 23
روایات مربوط به کشتار و خونریزی هنگام ظهور 24
3-1. روایات ابوبصیر 25
3-2. روایات ابوهریره 32
3-3. روایات مفضلبنعمر 35
3-4. روایات ابوجارود 38
3-5. روایات مرفوعه، مرسل و غیر مسند 41
3-6. روایات متفرقه 58
پاسخی دیگر در نقد دیدگاه افراطی 76
الف) جنگ ذات العیون (سال دوازده ه -. ق، زمان خلیفه اول ابوبکر) 76
ب) کشتار هفتاد هزار نفر برای یک قسم (سال دوازده ه -. ق، زمان خلیفه اول ابوبکر) 80
ج) کشتار سیهزار نفر در یک روز (سال 12 هجری قمری، زمان خلیفه اول ابوبکر) 81
د) کشتار یکصد هزار نفر را در یک روز (سال سیزده ه -. ق، زمان خلیفه دوم عمر) 82
ه) کشتار چهل هزار نفر، در یک روز (سال 14، زمان خلیفه دوم عمر) 82
و) جنگ برای آب و غذا و غنیمت (سال چهارده ه -. ق، زمان خلیفه دوم عمر) 84
ز) فتح همدان و کشتههای بیشمار (سال 27 ه -. ق، زمان خلیفه سوم عثمان) 85
ح) پول بدهید، از شهرتان خارج میشویم (سال 27 ه -. ق، زمان خلیفه سوم عثمان (86
ط) جنگ گرگان، همه را کشتند، جز یک نفر (سال سی ه -. ق، قمری، زمان خلیفه سوم عثمان) 87
نتیجه گیری 96
فصل دوم: انقیاد تام خلایق بدون هیچگونه خونریزی و کشتار (دیدگاه تفریطی)
بیان و نقد روایاتی که این دیدگاه را بازگو و تقویت میکند 100
روایات متعارض و بیان دیدگاه صحیح 102
نتیجه گیری 105
فصل سوم: همسانی سیره حکومتی مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف
با سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (دیدگاه میانه)
وحدت رویه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با رسول خدا صلی الله علیه و آله و امیرالمومنین علیه السلام 108
چگونگی رفتار امیر المومنین علی علیه السلام با دشمنان 111
چگونگی مقابله حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشّریف با دشمنان حقیقی 115
نتیجه گیری نهایی 118
ملحقات و ضمائم 121
فهرست روایات 122
اسامی و شرح حال تفصیلی راویان 128
حال رجال در یک نگاه 134
فهرست منابع 137
مبحث مهدویت، بحثی مشترک میان تمامیادیان و مذاهب است و همگی منتظر یک منجی هستند که با آمدن وی تمامیجهان پر از عدل و داد شود. باید گفت در این میان دشمنان و فرصتطلبان نیز وارد این بحث مهم شده، هرکدام به فراخور حال خویش به این بحث بسیار مهم آسیب زده، آن را منحرف کرده و چهره قیام و عدالت فراگیر او را مخدوش ساختهاند.
از جمله مباحثی که در این میان بسیار مهم و قابل توجه است، اندیشه و ذهنیت رایج مسلمانان است. آنان بر این باورند که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با چهرهای خشن ظهور میکند و با تکیه بر شمشیر و کشتارِ مخالفان خود به تشکیل حکومت و کسب قدرت موفق میشود. این ذهنیت و تصور از چهره امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در روایاتی ریشه دارد که در اینباره در برخی کتابها نوشته میشود و گاه بر روی منبرها برای مردم بازگو میگردد. به موجب پارهای از این روایات، که از نظر سندی و متنی مشکل جدی دارند، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به هنگام ظهور چنان با خشونت و درشتی با مردم رفتار میکند و کشتار و خونریزی بهراه میاندازد که بیشتر آنان آرزو میکنند ای کاش هرگز او را نبینند و عدهای دیگر نیز نسبت به ایشان دچار تردید میشوند و او را از آل محمد صلی الله علیه و آله نمیدانند.
در مقابل این دیدگاه برخی دیگر بر این باورند که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به هنگام ظهور از راه ولایت و تصرف تکوینی همه خلایق را مطیع و مسخّر خود میکند و کارها را با اعجاز و به صورت غیر عادی انجام میدهد؛ بنابراین اصلاً از کشتار و جنگ با مخالفان هیچ خبری نیست آنچنانکه حتی به اندازه خونریزی حجامت هم خونی ریخته نمیشود و تمامیامور به آسانی و بدون هیچ زحمتی پیش میرود.
ما در این نوشتار برآنیم که به نقد و بررسی این دو دیدگاه افراطی و تفریطی بپردازیم و یک دیدگاه میانه و درست از چهره امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به هنگام ظهور و قیام به نمایش بگذاریم و به این نتیجه برسیم که روایاتی که این دو اندیشه نادرست را بیان میکنند، دچار مشکل سندی و محتوایی هستند؛ همچنین نشان دهیم که ظهور حضرت نه آنقدر با خونریزی و کشتار انجام میشود که از دیدگاه عقل و شرع بعید به نظر میرسد و نه آنچنان از جنگ با دشمنان به دور است که بتوان گفت همه کارها به آسانی و راحتی انجام میپذیرد بلکه از آنجا که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف مظهر رحمة للعالمین است و خواستار هدایت همۀ مردم میباشند، آنان را به سوی حق دعوت میکند اما به ناچار با دشمنان حقیقی خداوند که به هیچ وجه حق را نمیپذیرند و همواره خواستار سلطهجویی، قدرتطلبی و ظلم وستم بر مردم هستند، وارد جنگ میشود تا آنها را از بین ببرد و زمین را از آلودگی وجود آنان پاک کند و عدل و عدالت را در همه زمین برقرار نماید.
با توجه به اینکه در برخی روایات مربوط به ویژگیها و شرایط ظهور حکومت جهانی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف مطالبی غیر واقعی و برساخته از دروغ به پیشوایان
معصوم دین نسبت داده شده است، زدودن غبار دروغ و افتراء از چهره احادیث مربوط به قیام مصلح کل و موعود آخرالزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و پاسخگویی به شبهات و نیز بیان واقعیتهای قیام براساس عدالت و معنویت آن حضرت، امری بایسته و ضروری مینماید.
هدف از انجام این تحقیق پاکسازی افکار دربارۀ چهره قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از خشونت و کشتار به چهرهای از عدل و داد و رأفت و ایجاد انگیزه و گرایش در مردم برای هرچه نزدیکتر شدن قیام و ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
حال با توجه به این توصیفات این پرسش اصلی پیش میآید که:
چگونه و با چه مبنا و معیاری میتوان درستی روایاتی را که بیانگر قیام امام همراه با خشونت و کشتار است را شناسایی کرد؟
مصادر و سندهای روایاتی که بر قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و همراهی آن با شمشیر و خشونت دلالت میکند تا چه حد دارای اعتبار و قابل پذیرش هستند؟
آیا دیدگاهی که قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را بدون هیچگونه درگیری توصیف میکند، پذیرفتنی و قابل اثبات است؟
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پیش از رویارویی و درگیری چه اقدامات اولیهای برای هدایت و اصلاح مخالفان انجام میدهد؟
در مقام پاسخ به این پرسشها میتوان چنین فرضیاتی را ارائه و به بررسی آنها پرداخت:
اسناد و بعضی از منابع این روایات که بر قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و همراهی آن با شمشیر و خشونت دلالت میکند، دچار تردید و ضعف است.
روایاتی که بیانگر دیدگاه تفریطی هستند و قیام حضرت را بدون کوچکترین درگیری و کشتار معرفی میکنند، مشکل جدّی سندی و دلالی دارند و بیاعتبار میباشند.
سیره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف همان سیره رسول خدا صلی الله علیه و آله و امیرالمومنین علیه السلام است؛ بنابراین رفتار حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به هنگام رویارویی با مخالفان نیز پیرو سیره جد بزرگوارشان خواهد بود. قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف همراه با جنگ و درگیریهایی است که پیش از آن هدایت و روشنگری انجام شده باشد؛ اما این جنگها به صورت افراطی و تفریطی که برخی روایات بیانگر آن است، انجام نمیگیرد.
و همچنین امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به هنگام قیام با دشمنان حقیقی خدا، با آنان به طور قاطع برخورد میکند و با دوستان خدا رئوف و مهربان است.
اخبار و روایاتی که در آنها کشتار و خونریزی در حجم گستردهای مطرح شدهاند، به سه دسته تقسیم میشوند. دستهای از آنها به ملاحم، فتن و خونریزیهای پیش از ظهور مربوط میشود و به دوران ظهور و قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هیچ ارتباطی ندارد و تنها به اوضاع نابسامان جهان پیش از ظهور اشاره میکند که ممکن است برخی آن را به اشتباه به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نسبت داده باشند.
دستهای دیگر از این روایات به دوران پس از حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف؛ یعنی دوران رجعت مربوط میباشد که باید گفت این مقوله هم با دوران ظهور و حکومت امام ارتباطی ندارد. در اینجا توضیح یک نکته ضروری مینماید و آن اینکه ما در بیان روایات کشتار به هنگام رجعت در پی بررسی سندی و متنی آنها نیستیم و فقط این حقیقت روشن را بیان میکنیم که برخی از کشتارهایی که ممکن است به حضرت نسبت داده شود، مربوط به دوره رجعت است و هیچ ارتباطی به ایشان ندارد.
دسته آخر این روایات که در آنها کشتار در حجم وسیع مطرح شده است و مهمترین و گستردهترین بخش تحقیق ما را دربر میگیرد کشتارها و خونریزیهای وسیع مربوط به هنگام ظهور و حکومت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است که باید گفت این روایات از نظر سندی و متنی مشکل جدّی دارند و برخی از آنها
با اغراض گوناگونی به کتابهای روایی وارد شدهاند. این روایات نیز در ادامه خواهد آمد و به دقت نقد و بررسی خواهد شد.
پس از مروری کلّی بر این سه دسته از روایات، هر یک از این دستهها را به طور جداگانه بررسی مینماییم.
روایات مربوط به خونریزیها و کشتارهای پیش از ظهور به دو شکل است: گروهی از آنها به روشنی میگوید که پیش از روی دادن ظهور امام در جهان مرگ و کشتار زیاد است و گروهی دیگر از روایات بیانگر جنگها و قتل و غارتها بین صنوف گوناگون همچون سفیانی و مخالفان وی میباشد که نشانگر کشتار و خونریزی گسترده پیش از ظهور است.
ابتدا به بیان روایاتی میپردازیم که به طور صریح به کشتارها و خونریزیهای وسیع پیش از ظهور اشاره میکند:
1-1-1.وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنِ الْحُسَیْنِ بن سَعِیدٍ عَنْ صَفْوَانَ بن یحْیَی عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بن الْحَجَّاجِ عَنْ سُلَیْمَانَ بن خَالِدٍ قَالَ: سَمِعْتُ اباعَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ: قُدَّامَ الْقَائِمِ مَوْتَتَانِ مَوْتٌ أَحْمَرُ وَ مَوْتٌ أَبْیَضُ حَتَّی یَذْهَبَ مِنْ کُلِّ سَبْعَةٍ خَمْسَةٌ الْمَوْتُ الْأَحْمَرُ السَّیْفُ وَ الْمَوْتُ الْأَبْیَضُ الطَّاعُونُ.(1)
سلیمانبنخالد گوید:
1) (1)محمدبنعلی، ابنبابویه، کمالالدین و تمام النعمه، تصحیح علی اکبر غفاری، قم، موسسه نشر اسلامیجامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1405 ق، ج 2، ص 655.
از امام صادق علیه السلام شنیدم که میفرمود: پیش از قیام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف دو مرگ و میر عمومی رخ می دهد، یکی مرگ سرخ و دیگر مرگ سپید، تا به جایی که از هر هفت تن پنج تن برود. مرگ سرخ با شمشیر و مرگ سپید با طاعون است.
1-1-2.وَ قَالَ علیبنموسی الرضا علیه السلام: «قُدَّامَ هَذَا الْأَمْرِ قَتْلٌ بَیُوحٌ». قُلْتُ: وَ مَا الْبَیُوحُ؟ قَالَ: «دَائِمٌ لَا یَفْتُرُ».(1)
امام رضا علیه السلام فرموده:
پیش روی این امر (قیام حضرت) کشتاری بیوح میباشد. پرسیدم: بیوح چیست؟ امام علیه السلام فرمودند: کشتاری وسیع و دائم که قطع نمیشود.
1-1-3.وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ وَ مُحَمَّدِ بن مُسْلِمٍ قَالا: سَمِعْنَا اباعَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ: لَا یَکُونُ هَذَا الْأَمْرُ حَتَّی یَذْهَبَ ثلث [ثُلُثَا] النَّاسِ. فَقِیلَ لَهُ: إِذَا ذَهَبَ ثلث [ثُلُثَا] النَّاسِ فَمَا یَبْقَی؟ فَقَالَ علیه السلام: أَ مَا تَرْضَوْنَ أَنْ تَکُونُوا الثُّلُثَ الْبَاقِیَ.(2)
ابوبصیر و محمّدبنمسلم گویند از امام صادق علیه السلام شنیدیم که میفرمود:
این امیر واقع نشود تا آنکه دوسوم مردم از بین بروند، گفته شد: چون دوسوم مردم از بین بروند پس چه کسی باقی میماند؟ فرمود: آیا دوست نمیدارید که شما آن ثلث باقی باشید؟!
1-1-4.أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بن محَمَّدِ بن سعِیدٍ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ هِشَامِبنسَالِمٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: النِّدَاءُ حَقٌّ؟ قَالَ: إِی وَ اللَّهِ حَتَّی یَسْمَعَهُ کُلُّ قَوْمٍ بِلِسَانِهِمْ وَ قَالَ علیه السلام: لَا یَکُونُ هَذَا الْأَمْرُ حَتَّی
یَذْهَبَ تِسْعَةُ أَعْشَارِ النَّاس.(1)
زراره گوید:
به امام صادق علیه السلام عرض کردم که آن آواز (آسمانی) حقیقت دارد؟ فرمود: آری به خدا قسم؛ چندان که هر قومی به زبان خودشان آن را میشنوند و فرمود: این امر نخواهد شد تا زمانی که نهدهم مردم از بین بروند.
1-1-5.أَخْبَرَنَا عَلِیُّ بن الْحُسَیْنِ قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بن یَحْیَی الْعَطَّارُ قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بن حَسَّانَ الرَّازِیُّ قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بن عَلِیٍّ الْکُوفِیُّ قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بن جَبَلَةَ عَنْ عَلِیِّ بن أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ مَتَی خُرُوجُ الْقَائِمِ علیه السلام؟... ثُمَّ قَالَ: یَا ابامُحَمَّدٍ إِنَّهُ لَا بُدَّ أَنْ یَکُونَ قُدَّامَ ذَلِکَ الطَّاعُونَانِ؛ الطَّاعُونُ الْأَبْیَضُ وَ الطَّاعُونُ الْأَحْمَر. ُقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ وَ أَیُّ شَیْءٍ هُمَا؟ فَقَالَ: أَمَّا الطَّاعُونُ الْأَبْیَضُ فَالْمَوْتُ الْجَارِفُ وَ أَمَّا الطَّاعُونُ الْأَحْمَرُ فَالسَّیْف.(2)
ابوبصیر از امام صادق علیه السلام روایت کرده؛ گوید:
به آن حضرت عرض کردم: فدایت گردم خروج قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف چه زمانی خواهد بود؟... سپس فرمود: ای أبامحمّد ناگزیر پیش از وقوع آن، دو طاعون روی خواهد داد: طاعون سفید و طاعون سرخ، عرض کردم: فدایت گردم آن دو چه هستند؟ فرمود: [امّا] طاعون سفید مرگ همهگیر و عمومی است و امّا طاعون سرخ
همان شمشیر است.
1-1-6.أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بن مُحَمَّدِ بن سَعِیدٍا بن عُقْدَةَ قَالَ: حَدَّثَنِی أَحْمَدُ بن یوسُفَ بن یَعْقُوبَ ابوالْحَسَنِ الْجُعْفِیُّ مِنْ کِتَابِهِ قَالَ: حَدَّثَنَا إِسْمَاعِیلُ بن مِهْرَانَ عَن الْحَسَنِ بن علِیِّ بن أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: قَالَ ابوعَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: لَا بُدَّ أَنْ یَکُونَ قُدَّامَ الْقَائِمِ سَنَةٌ یَجُوعُ فِیهاالنَّاسُ وَ یُصِیبُهُمْ خَوْفٌ شَدِیدٌ مِنَ الْقَتْلِ وَ نَقْصٌ مِنَ الْأَمْوَالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَرَاتِ فَإِنَّ ذَلِکَ فِی کِتَابِ اللَّهِ لَبَیِّنٌ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآیَةَ: وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِین.(1)
ابوعبداللَّه علیه السلام فرمود:
ناچار باید پیش از قیام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف سالی باشد که مردم در آن سال گرسنه بمانند و از دو ناحیه ترس و سختی آنان را فرا گیرد از کشتار و از کمبود ثروتها و جانها و میوهها و این مطلب در کتاب خدا بهطور روشن بیان شده است؛ سپس این آیه را تلاوت فرمود: علیه السلام وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصّابِرِینَ2
1-1-7.أَخْبَرَنَا عَلِیُّبنالْحُسَیْنِ قَالَ: أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بن یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بن حَسَّانَ الرَّازِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بن عَلِیٍّ الْکُوفِیِّ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بن أَبِی الْبِلَادِ عَنْ عَلِیِّ بن مُحَمَّدِ بن الْأَعْلَمِ الْأَزْدِیِّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ قَالَ: قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام: بَیْن یَدَیِ الْقَائِمِ مَوْتٌ أَحْمَرُ وَ مَوْتٌ أَبْیَضُ وَ جَرَادٌ فِی حِینِهِ وَ جَرَادٌ فِی غَیْرِ حِینِهِ أَحْمَرُ کَالدَّمِ فَأَمَّا الْمَوْتُ
1) (1)همان، ص 259، ب 14، ح 6.
الْأَحْمَرُ فَبِالسَّیْفِ وَ أَمَّا الْمَوْتُ الْأَبْیَضُ فَالطَّاعُون.(1)
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:
پیشاپیش قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف مرگ سرخ و مرگ سفید و ملخی فصلی و ملخی غیر فصلی که همچون خون سرخ رنگ است، خواهد بود اما مرگ سرخ بهوسیله شمشیر است و اما مرگ سفید یعنی طاعون.
1-1-8.حَدَّثَنَا یَحْیَیبنالْیَمَانِ، عَنْ کَیْسَانَ الرُّوَاسِیِّ الْقَصَّارِ، وَکَانَ ثِقَةً قَالَ: حَدَّثَنِی مَوْلَایَ، قَالَ: سَمِعْتُ عَلِیًّا، رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ یَقُولُ: لَا یَخْرُجُ الْمَهْدِیُّ حَتَّی یُقْتَلَ ثُلُثٌ، وَیَمُوتُ ثُلُثٌ، وَیَبْقَی ثُلُثٌ.(2)
امیرالمومنین علیه السلام میفرماید:
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام نمیکند مگر اینکه یکسوم مردم کشته شوند و یکسوم دیگر آن بمیرند و یکسوم آخر باقی بمانند.
1-1-9.وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَحْمَدَ بن الْخَصِیبِ عَنْ أَبِی الْمُطَّلِبِ جَعْفَرِ بن مُحَمَّدِ بن الْمُفَضَّلِ عَنْ مُحَمَّدِ بن سِنَانٍ الزَّاهِرِیِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بن عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْأَصَمِّ عَنْ مَدِیحِ بن هَارُونَ بن سَعْدٍ، قَالَ: سَمِعْتُ ابا الطُّفَیْلِ عَامِرَ بن وَاثِلَةَ یَقُولُ: سَمِعْتُ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام یَقُولُ لِعُمَر... عُمَرُ وَ قَالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِمَّا تَقُولُ، فَهَلْ لَکَ عَلَامَةٌ؟ قَالَ: نَعَمْ قَتْلٌ فَظِیعٌ، وَ مَوْتٌ سَرِیعٌ، وَ طَاعُونٌ شَنِیعٌ، وَ لَا یَبْقَی مِنَ النَّاسِ فِی ذَلِکَ إِلَّا ثُلُثُهُم.(3)
امیرالمومنین علیه السلام در پاسخ به سوال عمر که از ایشان پرسید آیا برای آن (خروج قائم) علامتی است؟ فرمود:
بلی، کشتاری وحشتناک و موتی سریع و طاعونی نفرت انگیز؛ و درآن زمان تنها یکسوم مردم باقی میمانند.
1-1-10.أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بن مُحَمَّدِ بن سَعِیدٍ ابن عُقْدَةَ قَالَ: حَدَّثَنِی أَحْمَد ُبن یُوسُفَ بن یَعْقُوبَ ابوالْحَسَنِ الْجُعْفِیُّ مِنْ کِتَابِهِ قَالَ: حَدَّثَنَا إِسْمَاعِیل ُبن مِهْرَانَ قَالَ: حَدَّثَنَا الْحَسَن ُبن عَلِی ِّبن أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِیهِ وَ وُهَیْبِ بنحَفْصٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بن عَلِیٍّ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ:... لَا یَقُومُ الْقَائِمُ علیه السلام إِلَّا عَلَی خَوْفٍ سَدِیدٍ [شَدِیدٍ] مِنَ النَّاسِ وَ زَلَازِلَ وَ فِتْنَةٍ وَ بَلَاءٍ یُصِیبُ النَّاسَ وَ طَاعُونٍ قَبْلَ ذَلِکَ وَ سَیْفٍ قَاطِعٍ بَیْنَ الْعَرَب....(1)
امام باقر علیه السلام فرمودند:
قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام نمیکند مگر در حال ترس سخت مردم و زلزلهها و گرفتاری و بلایی که مردم را فرا میگیرد و پیش از آن طاعون و شمشیری برنده در میان عرب.
1-1-11.أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بن مُحَمَّد ِبن سَعِیدٍ قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّد ُبن الْمُفَضَّل ِبن إِبْرَاهِیمَ وَ سَعْدَان ُبن إِسْحَاق َبنسَعِیدٍ وَ أَحْمَد ُبن الْحُسَیْن ِبن عَبْدِ الْمَلِکِ وَ مُحَمَّد ُبن أَحْمَد َبن الْحَسَنِ الْقَطَوَانِیُّ قَالُوا جَمِیعاً: حَدَّثَنَا الْحَسَن ُبن مَحْبُوبٍ الزَّرَّادُ قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّه ِبن سِنَانٍ قَالَ: سَمِعْتُ ابا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ: یَشْمَلُ النَّاسَ مَوْتٌ وَ قَتْلٌ حَتَّی یَلْجَأَ النَّاسُ عِنْدَ ذَلِکَ إِلَی الْحَرَمِ فَیُنَادِی مُنَادٍ صَادِقٌ مِنْ شِدَّةِ الْقِتَالِ فِیمَ الْقَتْلُ وَ الْقِتَالُ؟ صَاحِبُکُمْ فُلَانٌ.(2)
عبداللَّه بن سنان گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام میفرماید:
مردم را مرگ و کشتاری فرا گیرد تا آنجا که مردم در آن حال به حرم پناه جویند، پس ندا کنندهای صادق از شدّت کشتار آواز دهد: کشت و کشتار برای چیست؟ صاحب شما، فلانی است.
1-1-12.أَحْمَد ُبن مُحَمَّد ِبن سَعِید ٍابن عُقْدَةَ قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّد ُبن الْمُفَضَّل ِبن إِبْرَاهِیمَ بن قَیْسٍ وَ سَعْدَانُ بن إِسْحَاق َبنسَعِیدٍ وَ أَحْمَد ُبن الْحُسَیْن ِبنعَبْدِ الْمَلِکِ وَ مُحَمَّد ُبن أَحْمَد َبن الْحَسَنِ الْقَطَوَانِیُّ قَالُوا جَمِیعاً: حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بن مَحْبُوبٍ عَنْ إِبْرَاهِیم َبن زِیَادٍ الْخَارِقِیِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِاللَّهِ علیه السلام کَانَ ابوجَعْفَرٍ علیه السلام یقُولُ: لِقَائِمِ آلِ مُحَمَّدٍ غَیْبَتَانِ إِحْدَاهُمَا أَطْوَلُ مِنَ الْأُخْرَی فَقَالَ: نَعَمْ وَ لَا یَکُونُ ذَلِکَ حَتَّی یَخْتَلِفَ سَیْفُ بنی فُلَانٍ وَ تَضِیقَ الْحَلْقَةُ وَ یَظْهَرَ السُّفْیَانِیُّ وَ یَشْتَدَّ الْبَلَاءُ وَ یَشْمَلَ النَّاسَ مَوْتٌ وَ قَتْلٌ یَلْجَئُونَ فِیهِ إِلَی حَرَمِ اللَّهِ وَ حَرَمِ رَسُولِه صلی الله علیه و آله.(1)
ابوبصیر گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: ابوجعفر علیه السلام میفرمود: قائم آل محمّد عجل الله تعالی فرجه الشریف را دو غیبت است که یکی از دیگری طولانیتر است. فرمود: آری و این کار نخواهد شد تا آنکهبنی فلان شمشیر به روی همدیگر بکشند و حلقه جنگ تنگتر شود و سفیانی ظاهر شود و گرفتاری به شدّت برسد، مردم را مرگی و کشتاری فرا گیرد که به حرم خدا و حرم رسولش صلی الله علیه و آله پناه برند.
دستهای دیگر از احادیث بیانگر جنگهاو کشتار گروههای مختلف از جمله سفیانی و... میباشد که میتوان گفت این روایات به گونهای کشتار زیاد پیش از
1) (1)همان، ص 275، ب 14، ح 35.
ظهور (به طور غیر صریح) را نشان میدهد.
1-2-1.حَدَّثَنَا الْوَلِیدُ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ، عَنِ الْوَلِیدِ بن هِشَامٍ الْمُعَیْطِیِّ، عَنْ أَبَانَ بن الْوَلِیدِ بن عُقْبَة َبن أَبِی مُعَیْطٍ، سَمِع َابن عَبَّاسٍ، رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ یَقُولُ: یَخْرُجُ السُّفْیَانِیُّ فَیُقَاتِلُ حَتَّی یَبْقُرَ بُطُونَ النِّسَاءِ، وَیَغْلِی الْأَطْفَالَ فِی الْمَرَاجِلِ.(1)
ابنعباس گوید: سفیانی قیام میکند و چنان میجنگد تا آنجا که شکم زنان را می درد و کودکان را در دیگهامیجوشاند.
1-2-2.حَدَّثَنَا الْحَکَمُبننَافِعٍ، عَنْ جَرَّاحٍ، عَنْ أَرْطَاةَ، قَالَ: یَدْخُلُ السُّفْیَانِیُّ الْکُوفَةَ فَیَسْبِیهَا ثَلَاثَةَ أَیَّامٍ، وَیَقْتُلُ مِنْ أَهْلِهَا سِتِّینَ أَلْفًا.(2)
ارطاة گوید: سفیانی داخل کوفه میشود و سه روز آنجا را بهبند میکشد و شش هزار نفر از اهالی آنجا را میکشد.
1-2-3.حَدَّثَنَا الْحَکَمُبننَافِعٍ، عَنْ جَرَّاحٍ، عَنْ أَرْطَاةَ، قَالَ: یَقْتُلُ السُّفْیَانِیُّ کُلَّ مَنْ عَصَاهُ، وَیَنْشُرُهُمْ بِالْمَنَاشِیرِ وَیَطْبخُهُمْ بِالْقُدُورِ سِتَّةَ أَشْهُرٍ.(3)
نیز ارطاة گوید: سفیانی هرکس را که با او به مخالفت بپردازد میکشد و آنها را اره کرده و در دیگهایی میجوشاند به مدت شش ماه.
1-2-4.حَدَّثَنَا مُحَمَّدُبنعَبْدِ اللَّهِ التِّیهِرْتِیُّ، عَنْ عَبْدِ السَّلَامِبنمَسْلَمَةَ، سَمِعَ اباقَبِیلٍ، یَقُولُ: یَبْعَثُ السُّفْیَانِیُّ جَیْشًا إِلَی الْمَدِینَةِ فَیَأْمُرُ بِقَتْلِ کُلِّ مَنْ کَانَ فِیهَا مِنْبنیهاشِمٍ حَتَّی الْحُبَالَی.(4)
روایت است که ابوقبیل گفته: سفیانی سپاهی را به سوی مدینه روانه میکند و به آنها دستور میدهد که هرکس در مدینه است را بکشند، حتی زنان باردار را.
همانطورکه پیش از این یادآور شدیم، دستهای از روایات جنگ و کشتار نیز مربوط به دوران پس از ظهور و حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و به اصطلاح دوران رجعت مربوط است و به دوران ظهور و حکومت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ارتباطی ندارد که عبارتند از:
2-1.عَن رُفاعةَبنموسی قالَ: قالَ ابوعَبدِ الله علیه السلام: إنّ أَولَ مَن یَکرُّ إِلی الدُّنیا الحسینُبنعلیٍّ علیه السلام وَ أَصحابُه وَ یزیدُبنمعاویةَ و أَصحابُه فَیقتُلهم حَذوَ القُذةِ بِالقُذَةِ.(1)
امام صادق علیه السلام فرمودهاند: همانا اولین کسی که به دنیا رجعت میکند، امام حسین علیه السلام به همراه یارانشان و یزیدبنمعاویه نیز به همراه یارانش میباشند، سپس امام علیه السلام آنها را موبه مو میکشد.
2-2.وَ عَنْ أَبِی سَعِیدٍ سَهْلِبنزِیَادٍ حَدَّثَنَا الْحَسَنُبنمَحْبُوبٍ حَدَّثَنَاابنفُضَیْلٍ حَدَّثَنَا سَعْدٌ الْجَلَّابُ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ الْحُسَیْنُبنعَلِیٍّ علیه السلام لِأَصْحَابِه:... إِنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام یَدْفَعُ إِلَیَّ سَیْفَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَیَبْعَثُنِی إِلَی الشَّرْقِ وَ الْغَرْبِ وَ لَا آتِی عَلَی عَدُوٍّ إِلَّا أَهْرَقْتُ دَمَه...(2)
امام صادق علیه السلام فرمود که امام حسین علیه السلام به اصحابش فرمودند: همانا امیرالمومنین علیه السلام شمشیر رسول خدا صلی الله علیه و آله را به من میسپرد و مرا به شرق و غرب میفرستد. ومن به دشمنی برنمیخورم تا اینکه خون او را میریزم.
2-3.قَالَ جَابِرٌ: قَالَ ابوجَعْفَرٍ علیه السلام: قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ صلی الله علیه و آله فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ رُبَما یَوَدُّ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْ کانُوا مُسْلِمِینَ قَالَ: هُوَ أَنَا إِذَا خَرَجْتُ أَنَا وَ شِیعَتِی، وَ... وَ نَقْتُلُبنی أُمَیَّةَ، فَعِنْدَهَا یَوَدُّ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْ کانُوا مُسْلِمِینَ.(1)
امام علی علیه السلام در تفسیر این آیه فرمود: همانا مراد من هستم هنگامیکه من و شیعیانم قیام کنیم... و بنیامیه را میکشیم، آن هنگام کسانی که کفر ورزیدهاند، آرزو میکنند که ای کاش مسلمان بودند.
نکته
چنانکه آمد، برخی روایات جنگ و کشتار مربوط به زمان پیش و پس از دوران ظهور و حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است که برخی به اشتباه این کشتارها را نیز به حضرت نسبت داده، چهرهای خشنتر از ایشان نشان میدهند امّا بررسی این روایات نشان میدهد که نباید این کشتارها را به اشتباه به ایشان نسبت داد.
در این بخش به بیان روایاتی میپردازیم که به دوران ظهور و حکومت حضرت بقیهالله علیه السلام اشاره دارد و در آنها چهرهای خشن و خونریز از حضرت به
1) (1)حلی، عزالدین حسنبنسلیمان، مختصر بصائر الدرجات، چاپ اول، نجف، الحیدریه، 1370 ق، ص 17.
نمایش گذاشته شده است. البته خواهیم دید که این روایات از نظر سندی مشکل جدّی دارد و در اسناد آنها راویان دروغگو، غالی و ناشناخته وجود دارد که در ادامه به بررسی و نقد آنها خواهیم پرداخت.
3-1-1.أَخْبَرَنَا عَلِیُّ بن الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ (قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُبنیَحْیَی الْعَطَّارُ عَنْ مُحَمَّدِبنحَسَّانَ الرَّازِیِّ عَنْ مُحَمَّدِبنعَلِیٍّ الْکُوفِی) عَنْ أَحْمَدَبنمُحَمَّدِبنأَبِی نَصْرٍ عَنْ عَاصِمِبنحُمَیْدٍ الْحَنَّاطِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: قَالَ ابوجَعْفَرٍ علیه السلام: یَقُومُ الْقَائِمُ بِأَمْرٍ جَدِیدٍ وَ کِتَابٍ جَدِیدٍ وَ قَضَاءٍ جَدِیدٍ عَلَی الْعَرَبِ شَدِیدٌ لَیْسَ شَأْنُهُ إِلَّا السَّیْفَ لَا یَسْتَتِیبُ أَحَداً وَ لَا یَأْخُذُهُ فِی اللَّهِ لَوْمَةُ لَائِمٍ.(1)
ابوبصیر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: آن قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف، به امری نوین و کتابی تازه و قضایی جدید قیام خواهد نمود، بر عرب سخت گران است (یا سخت خواهد گرفت) او را کاری جز با شمشیر نیست، توبه هیچ کس را نمیپذیرد، و در کار خدا از ملامت هیچ شخص خردهگیری باک ندارد.
بررسی روایت
در سند روایت محمدبنعلی کوفی وجود دارد که وی فردی بسیار بدنام و دروغگوست و علمای رجال بر بیاعتباری روایات وی حکم کردهاند. این شخص در زمان امام حسن عسکری علیه السلام میزیسته و از معاصران فضلبنشاذان بوده است. فضلبنشاذان از بزرگان رُوات شیعه و مورد توجه امام حسن عسکری علیه السلام میباشد؛ این مرد بزرگوار در وصف محمدبنعلی کوفی میگوید:
1) (1)نعمانی، محمدبنابراهیم، غیبت نعمانی، صفحه 238، ب 13، ح 19.
«رجلٌ کذابٌ: او مردی بسیار دروغگوست. همچنین فضل در مورد وی گفته است: کِدتُ أقنتُ علیه: نزدیک بود در قنوت نماز لعن و نفرینش کنم.»(1)
3-1-2.أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بن مُحَمَّدِ بن سَعِیدٍ ابن عُقْدَةَ قَالَ: حَدَّثَنِی أَحْمَد ُبن یُوسُفَ بن یَعْقُوبَ ابوالْحَسَنِ الْجُعْفِیُّ مِنْ کِتَابِهِ قَالَ: حَدَّثَنَا إِسْمَاعِیلُ بن مِهْرَانَ قَالَ: حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بن عَلِیّ ِبن أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِیهِ وَ وُهَیْبِبنحَفْصٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِبنعَلِیٍّ علیه السلام أَنَّهُ قَال:... إِذَا خَرَجَ یَقُومُ بِأَمْرٍ جَدِیدٍ وَ کِتَابٍ جَدِیدٍ وَ سُنَّةٍ جَدِیدَةٍ وَ قَضَاءٍ جَدِیدٍ عَلَی الْعَرَبِ شَدِیدٌ وَ لَیْسَ شَأْنُهُ إِلَّا الْقَتْلَ لَا یَسْتَبْقِی أَحَداً وَ لَا تَأْخُذُهُ فِی اللَّهِ لَوْمَةُ لَائِم...؛(2)
هنگامیکه آن حضرت خروج کند، با أمری نوین و فرمانی جدید و طریقهای نو و حکمی تازه قیام خواهد کرد، بر عرب سخت گران است، او را کاری جز کشتار نباشد، و هیچ یک را باقی نگذارد و در راه خدا سرزنش هیچ ملامتکنندهای او را تحت تأثیر قرار نمیدهد...
بررسی روایت
در سند روایت علیبنابیحمزه بطائنی وجود دارد، این مرد یکی از سران و بزرگان واقفیه است.(3)
شیخ طوسی نیز به واقفی بودن وی اشاره میکند.(4)ابنغضائری نیز او را مورد
1) (1)طوسی، محمدبنحسن، اختیار معرفه الرجال، تصحیح حسن مصطفوی، مشهد، دانشگاه مشهد، 1348 ش، ص 546.
2) (2) نعمانی، محمدبنابراهیم، غیبت نعمانی، ص 262، ب 14، ح 13.
3) (3) نجاشی، احمدبنعلی، رجال نجاشی، چاپ ششم، قم، مؤسسةالنشر الاسلامی التابعه لجامعة المدرسین، 1365 ش، ص 250.
4) (4) محمدبنحسن، الفهرست، 1 جلد، تصحیح جواد قیومی، قم، موسسهنشرالفقاهه، چاپاول، 1417 ق، ص 283.
لعن قرار داده است.(1)بنابر این ویژگیها، این راوی نمیتواند مورد اعتماد باشد. همچنین حسن بن علی بن ابیحمزه از دیگر راویان این روایت نیز فردی دروغگو و غالی(2)است.(3)
3-1-3.أَخْبَرَنَا أَحْمَد ُبن مُحَمَّد ِبن سَعِیدٍ ابن عُقْدَةَ قَالَ: حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بن یُوسُفَ بن یَعْقُوبَ ابوالْحَسَنِ الْجُعْفِیُّ قَالَ: حَدَّثَنَا إِسْمَاعِیلُ بن مِهْرَانَ قَالَ: حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بن عَلِیّ ِبن أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِیهِ وَ وُهَیْبٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ: إِذَا خَرَجَ الْقَائِمُ لَمْ یَکُنْ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ الْعَرَبِ وَ قُرَیْشٍ إِلَّا السَّیْفُ مَا یَأْخُذُ مِنْهَا إِلَّا السَّیْفَ وَ مَا یَسْتَعْجِلُونَ بِخُرُوجِ الْقَائِمِ وَ اللَّهِ مَا لِبَاسُهُ إِلَّا الْغَلِیظُ وَ مَا طَعَامُهُ إِلَّا الشَّعِیرُ الْجَشِبُ وَ مَا هُوَ إِلَّا السَّیْفُ وَ الْمَوْتُ تَحْتَ ظِلِّ السَّیْفِ.(4)
ابوبصیر از امام صادق علیه السلام روایت کرده که آن حضرت فرمود: هنگامیکه قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام کند میان او و عرب و قریش جز شمشیر چیزی نخواهد بود، از آنان چیزی دریافت نخواهد کرد جز شمشیر و چرا شما به فرا رسیدن زمان خروج قائم شتاب میکنید، به خدا قسم لباس او جز جامه درشت و خوراکش جز نان جوین نامطبوع نخواهد بود، و جز شمشیر چیزی در کار نیست و مرگ در سایه
1) (1)واسطی بغدادی، احمدبنحسین، رجالابنغضائری، 1 جلد، تحقیق سیدمحمدرضاجلالی، چاپاول، قم، دارالحدیث، 1422 ق، ص 83.
2) (2) غالی: کسانی هستند که در مقام ائمه علیهم السلام غلو نموده، ایشان را تا سر حد مقام الوهیت رساندهاند (ابوالفتح محمد بن عبدالکریم بن ابی بکر احمد شهرستانی، الملل و النحل، تحقیق محمد سید کیلانی، بیروت، دارالمعرفه، 1402 ق، ج 1، ص 173)
3) (3) طوسی، محمدبنحسن، اختیار معرفه الرجال، ص 443.
4) (4) نعمانی، محمدبنابراهیم، غیبت نعمانی، ص 239، ب 13، ح 21.
شمشیر است. (جز شمشیر و مرگ در سایه آن چیزی در کار نیست)
بررسی روایت
در سند این روایت نیز علیبنابیحمزه وجود دارد که شرح حال وی گذشت. اما دیگر راوی ضعیف این سند حسن بن علی بن ابیحمزه است که وی شخصی بسیار ضعیف، دروغگو و غالی است(1)و علامه حلی در خلاصه الاقول، وی را واقفی میداند.(2)
3-1-4.حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بن مُوسَی بن الْمُتَوَکِّلِ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: حَدَّثَنَا عَلِیُّ بن الْحُسَیْنِ السَّعْد َآبَادِیُّ عَنْ أَحْمَد َبن أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِیِّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّد ِبن أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عَلِی ِّبن أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: قَالَ ابوعَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ: (هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ)3 فَقَالَ: وَ اللَّهِ مَا نَزَلَ تَأْوِیلُهَا بَعْدُ وَ لَا یَنْزِلُ تَأْوِیلُهَا حَتَّی یَخْرُجَ الْقَائِمُ علیه السلام فَإِذَا خَرَجَ الْقَائِمُ علیه السلام لَمْ یَبْقَ کَافِرٌ بِاللَّهِ الْعَظِیمِ وَ لَا مُشْرِکٌ بِالْإِمَامِ إِلَّا کَرِهَ خُرُوجَهُ حَتَّی أَنْ لَوْ کَانَ کَافِراً أَوْ مُشْرِکاً فِی بَطْنِ صَخْرَةٍ لَقَالَتْ: یَا مُؤْمِنُ! فِی بَطْنِی کَافِرٌ فَاکْسِرْنِی وَ اقْتُلْهُ.(3)
ابوبصیر گوید: امام صادق علیه السلام در تفسیر این قول خدای تعالی هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی
اَلدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ فرمود: به خدا سوگند تأویل این آیه هنوز نازل نشده است و نازل نخواهد شد تا آنکه قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف خروج کند و چون خروج کرد کافران به خدای عظیم و مشرکان به امام را ناخوش آید و اگر کافر یا مشرکی در دل صخرهای باشد، آن صخره گوید: ای مؤمن! در دل من کافری است آن را بشکن و او را بکش.
بررسی روایت
در سند این روایت نیز علیبنابیحمزه وجود دارد که ویژگیهایش پیش ازاین بیان شد.
3-1-5.حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بن أَحْمَدَ عَنْ عُبَیْدِ اللَّهِ بن مُوسَی عَنِ الْحَسَنِ بن عَلِیٍّ عَنِ ابن أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ فِی قَوْلِهِ (... أَمْهِلْهُمْ رُوَیْداً)1 لِوَقْتِ بَعْثِ الْقَائِمِ علیه السلام فَیَنْتَقِمُ لِی مِنَ الْجَبَّارِینَ وَ الطَّوَاغِیتِ - مِنْ قُرَیْشٍ وَبنی أُمَیَّةَ وَ سَائِرِ النَّاسِ.(1)
امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه فرمودند که این (مهلت) برای زمان قیام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف است؛ پس انتقام مرا از زورگویان و طاغوت قریش وبنی امیه و سائر مردم دیگر میگیرد.
بررسی روایت
در سند روایت علیبنابیحمزه و حسن بن علی بن ابیحمزه وجود دارد که شرح حال هر دو پیش از این بیان شده.
3-1-6.عَنْهُ (فضل بن شاذان) عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَن ِبن أَبِیهاشِمٍ عَنْ
1) (2) قمی، علیبنابراهیم، تفسیرقمی، تصحیح سید طیب موسوی جزائری، قم، مکتبه العلامه، 1387 ق، ج 2، ص 416.
عَلِیِّبنأَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِیجَعْفَرٍ فِی حَدِیثٍ لَهُ اخْتَصَرْنَاهُ قَال:... ثُمَّ یَتَوَجَّهُ إِلَی الْکُوفَةِ فَیَنْزِلُهَا وَ تَکُونُ دَارُهُ وَ یُبَهْرِجُ سَبْعِینَ قَبِیلَةً مِنْ قَبَائِلِ الْعَرَب؛(1)
... سپس قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف به سوی کوفه میرود و در آنجا سکنی میگزیند و آنجا منزلش میشود و هفتاد قبیله از قبائل عرب را میکشد.
بررسی روایت
در سند این روایت نیز علیبنابیحمزه وجود دارد که پیش از این درباره او گفته شد.(2)
3-1-7.وَ حَدَّثَنَا عَلِی ُّبن أَحْمَدَ عَنْ عُبَیْدِ اللَّه ِبن مُوسَی عَنْ عَبْدِ اللَّه ِبنجَبَلَةَ عَنِ الْحَسَن ِبن عَلِی ِّبن أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: سَمِعْتُ اباجَعْفَرٍ الْبَاقِرَ علیه السلام یَقُولُ: فِی صَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ سُنَنٌ مِنْ أَرْبَعَةِ أَنْبِیَاء... قُلْتُ: وَ مَا سُنَّةُ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله؟ قَالَ: إِذَا قَامَ سَارَ بِسِیرَةِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِلَّا أَنَّهُ یُبَیِّنُ آثَارَ مُحَمَّدٍ وَ یَضَعُ السَّیْفَ عَلَی عَاتِقِهِ ثَمَانِیَةَ أَشْهُرٍ هَرْجاً هَرْجاً حَتَّی رَضِیَ اللَّهُ قُلْتُ: فَکَیْفَ یَعْلَمُ رِضَا اللَّهِ؟ قَالَ: یُلْقِی اللَّهُ فِی قَلْبِهِ الرَّحْمَة.(3)
ابوبصیر گوید: شنیدم امام باقر علیه السلام میفرمود: «در صاحب این امر روشها و شیوههایی از چهار پیامبر است... پس عرض کردم: سنّت محمّد صلی الله علیه و آله کدام است؟ فرمود: چون قیام کند، همچون پیامبر خدا صلی الله علیه و آله رفتار خواهد کرد، جز اینکه او آثار رسول خدا صلی الله علیه و آله را
روشن میسازد و شمشیر برگردن خویش حمایل ساخته، هشت ماه به شدّت کُشت و کُشتار میکند تا اینکه خدا راضی شود، پرسیدم: چگونه از رضایت خاطر خداوند آگاه میگردد؟ فرمود: خداوند به دل او رحمت میاندازد».
بررسی روایت
در سند روایت حسن بن علی بن ابیحمزه وجود دارد که پیش از این توصیف شد. این روایت افزون بر مشکل سندی از نظر متنی نیز مشکل دارد؛ زیرا مضمون آن با روایات درستی که سیره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را همان سیره پیامبر صلی الله علیه و آله نشان میدهد و ایشان را همچون پیامبر صلی الله علیه و آله مظهر رحمت معرفی میکند، مخالف است.
3-1-8.أَخْبَرَنَا أَحْمَد ُبن مُحَمَّد ِبن سَعِیدٍ قَالَ: حَدَّثَنَا ابوعَبْدِ اللَّهِ یَحْیَی بن زَکَرِیَّا بن شَیْبَانَ عَنْ یُونُسَ بن کُلَیْبٍ عَنِ الْحَسَن ِبن عَلِی ِّبن أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: قَالَ ابوعَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:... یُجَرِّدُ السَّیْفَ عَلَی عَاتِقِهِ ثَمَانِیَةَ أَشْهُرٍ یَقْتُلُ هَرْجاً فَأَوَّلُ مَا یَبْدَأُ بِبَنِی شَیْبَةَ فَیَقْطَعُ أَیْدِیَهُمْ وَ یُعَلِّقُهَا فِی الْکَعْبَةِ وَ یُنَادِی مُنَادِیهِ هَؤُلَاءِ سُرَّاقُ اللَّهِ ثُمَّ یَتَنَاوَلُ قُرَیْشاً فَلَا یَأْخُذُ مِنْهَا إِلَّا السَّیْفَ وَ لَا یُعْطِیهَا إِلَّا السَّیْف.(1)
ابوبصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:... و هشت ماه شمشیر برهنه بر دوش دارد و بیباکانه میکشد، نخستین مرحله شروعش با بنیشبیه است (پردهداران خانه کعبه) پس دستهای ایشان را میبرد و آنها را در کعبه میآویزد و منادی آن حضرت اعلام میکند: اینان دزدان خدایند، سپس به قریش میپردازد، از ایشان جز شمشیر دریافت نمیکند و به ایشان جز شمشیر ارزانی نمیدارد.
1) (1)همان، ص 319-321، ب 19، ح 21.
(فقط شمشیر ردّ و بدل میکند)
بررسی روایت
در سند روایت یونس کلیب وجود دارد که وی فردی ناشناخته است، همچنین حسنبنعلی و پدرش دو تن از روات بسیار ضعیف و واقفی مذهب هستند که ویژگیهایشان بیان شد.
تعداد دیگری از این روایات ضعیف از فردی به نام ابوهریره نقل شده است. یکی از مسائلی که بسیاری از علمای رجال اهل سنت بر آن اتفاق نظر دارند، این است که ابوهریره مدلِّس(1)بود و سخنی که از دیگران میشنید را به رسول خدا صلی الله علیه و آله نسبت میداد. ذهبی از بزرگترین رجالیون اهل سنت در شرح حال ابوهریره مینویسد:
قالَ یزید ُبن هارونَ: «سَمِعتُ شُعبهَ یقولُ: کانَ أبوهُریره یدلِّسُ(2)». ابوهریره تدلیس میکرد.
همچنین ابن ابی الحدید به نقل از استادش ابوجعفر اسکافی مینویسد: «عَن علی أنّه قالَ: ألا إنّ أکذَبَ النّاسِ - أو قالَ: أکذبَ الأحیاءِ - عَلی رسولِ الله أبوهریرهُ الدّوسی». از امیرمؤمنان علیه السلام روایت شده است که فرمود: آگاه باشید
1) (1)تدلیس: عملی که راوی خواسته است با دست بردن در حدیث عیبی که در سند حدیث است را مخفی کند (محمدرضا، جدیدی نژاد، معجم مصطلحات الرجال و الدرایه، 1 جلد، قم، دارالحدیث، چاپ اول، 1422 ق، ص 38).
2) (2) ذهبی، شمس الدین محمد بن احمد بن عثمان، سیر اعلام النبلاء، چاپ سوم، بیروت، موسسه الرساله، 1405 ق، ج 2، ص 608.
که دروغگوترین مردم بر رسول خدا صلی الله علیه و آله ابوهریره میباشد.(1)
اکنون به ذکر روایاتی که از این شخص نقل شده، میپردازیم:
3-2-1.حَدَّثَنَا ابوبَکْرِبن أَبِی النَّضْرِ، حَدَّثَنَا ابوالنَّضْرِ قَالَ: حَدَّثَنِی الْمُرَجَّی بن رَجَاءٍ الْیَشْکُرِیُّ، حَدَّثَنَا عِیسَیبن هِلَالٍ، عَنْ بَشِیر ِبن نَهِیکٍ قَالَ: سَمِعْتُ ابا هُرَیْرَةَ، یَقُولُ: حَدَّثَنِی خَلِیلِی ابا الْقَاسِمِ صلی الله علیه و آله قَالَ: «لَا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّی یَخْرُجَ عَلَیْهِمْ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ بَیْتِی، فَیَضْرِبَهُمْ حَتَّی یَرْجِعُوا إِلَی الْحَقِّ». قَالَ: قُلْتُ: وَکَمْ یَکُونُ؟ قَالَ: «خَمْسٌ، وَاثْنَانِ». قَالَ: قُلْتُ: مَا خَمْسٌ وَاثْنَانِ؟ قَالَ: لَا أَدْرِی.(2)
ابوهریره میگوید که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: قیامت برپا نمیشود تا اینکه مردی از اهلبیت من به سوی آنها قیام میکند، سپس آنقدر آنها را میزند تا اینکه به سوی حق بازگردند. میگوید که گفتم: که چه قدر میباشد؟ فرمود: پنجودو. گفتم: پنجودو چیست؟ فرمود: نمیدانم.
3-2-2.غُنْدَرٌ، عَنْ شُعْبَةَ، عَنْ سِمَاکٍ، عَنْ أَبِی الرَّبِیعِ، عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ، قَالَ: وَیْلٌ لِلْعَرَبِ مِنْ شَرٍّ قَدِ اقْتَرَبَ: إِمَارَةُ الصِّبْیَانِ؛ إِنْ أَطَاعُوهُمْ أَدْخَلُوهُمُ النَّارَ, وَإِنْ عَصَوْهُمْ ضَرَبُوا أَعْنَاقَهُمْ؛(3)
وای بر حال عرب از بدی و شری که نزدیک شده است: زمامداری کودکان؛ اگر آنها را اطاعت کنند، ایشان آنها را به
1) (1)عبد الحمید بن هبة الله، ابن أبی الحدید، شرح نهج البلاغه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، قم، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، 1404 ق، ج 4، ص 68.
2) (2) تمیمی، ابییعلی موصل احمد بن علی، مسند ابییعلی، تحقیق حسین سلیم اسد، چاپ اول، دمشق، دارالمامون للتراث، 1404 ق، ج 12، ص 19، ح 6665.
3) (3) ابوبکر عبدالله بنمحمد، ابن ابیشیبه، المصنف فی الأحادیث والآثار، تحقیق کمال یوسف الحوت، چاپ اول، الریاض، مکتبة الرشد، 1409 ق، ج 7، ص 461، ح 37236.
آتش وارد میکنند و اگر عصیان و نافرمانی کنند، گردن آنها را میزنند.
3-2-3.حَدَّثَنَا ابن نُمَیْرٍ عَنْ حَنْظَلَةَ قَالَ: سَمِعْتُ سَالِمًا قَالَ سَمِعْتُ ابا هُرَیْرَةَ یَقُولُ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله: یُقْبَضُ الْعِلْمُ وَ یَظْهَرُ الْفِتَنُ وَ یَکْثُرُ الْهَرْجُ. قِیلَ: یَا رَسُولَ اللَّهِ! وَمَا الْهَرْجُ؟ قَالَ: الْقَتْلُ.(1)
ابوهریره میگوید که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: وای بر حال عرب از بدی و شری که نزدیک شده است، علم کم میشود و هرج زیاد میشود. گفتم: ای رسول خدا هرج چیست؟ فرمود: همان قتل و کشتار است.
3-2-4.عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ أن رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله: لَا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّی یُقَاتِلَ الْمُسْلِمُونَ الْیَهُودَ فَیَقْتُلَهُمْ الْمُسْلِمُونَ حَتَّی یَخْتَبِئَ الْیَهُودِیُّ وَرَاءَ الْحَجَرِ أَوْ الشَّجَرَةِ فَیَقُولُ الْحَجَرُ أَوْ الشَّجَرُ: یَا مُسْلِمُ! یَا عَبْدَ اللَّهِ! هَذَا یَهُودِیٌّ خَلْفِی فَتَعَالَ فَاقْتُلْهُ إِلَّا الْغَرْقَدَ فَإِنَّهُ مِنْ شَجَرِ الْیَهُودِ؛(2)
قیامت برپا نمیشود تا اینکه مسلمانان با یهودیان به جنگ بپردازند، سپس مسلمانان به کشتار آنها میپردازند بهطوریکه یهودیان پشت سنگ یا درخت پنهان میشوند، سپس آن سنگ یا درخت میگوید: ای مسلمان ایبنده خدا، همانا این یهودی است که پشت من پنهان است؛ پس بیا و او را بکش به جز غرقد(3)، زیرا که آن درخت از یهودیان است.
1) (1)شیبانی، احمدبنحنبل، مسند احمد، بیروت، دارالفکر، بیتا، ج 3، ص 536.
2) (2) همان، ج 2، ص 417.
3) (3) غرقد: درخت بزرگی است که از خانواده بوته های خاردار است. (محمدبنمکرم، ابنمنظور، لسان العرب، تحقیق جمالالدین میردامادی، چاپ سوم، بیروت، دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع - دار صادر، 1414 ق، ج 3، ص 335).
3-2-5.حَدَّثَنَا مُحَمَّدُبنالصَّبَّاحِ قَالَ: حَدَّثَنَا إِسْمَاعِیلُ یَعْنِیابنزَکَرِیَّا عَنْ سُهَیْلٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله: لَا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّی تَعُودَ أَرْضُ الْعَرَبِ مُرُوجًا وَأَنْهَارًا وَحَتَّی یَسِیرَ الرَّاکِبُ بَیْنَ الْعِرَاقِ وَمَکَّةَ لَا یَخَافُ إِلَّا ضَلَالَ الطَّرِیقِ وَحَتَّی یَکْثُرَ الْهَرْجُ. قَالُوا: وَمَا الْهَرْجُ یَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: الْقَتْلُ.(1)
ابوهریره گوید: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: قیامت برپا نمیشود تا اینکه زمین عرب به مرغزارها و رودها تبدیل شود و تا اینکه سوارهای بین عراق و مکه سیر نمیکند و از چیزی نمیترسد مگر از گم شدن در راه و تا اینکه هرج زیاد شود. گفتند: ای رسول خدا هرج چیست؟ فرمود که قتل است.
یک اشکال و پاسخ:
ممکن است اشکال شود که با توجه به وجود کلمه «الساعة» در روایات پیشین، این روایات به قیامت مربوط است و به دوران ظهور امام ربطی ندارد؛ اما در پاسخ میگوییم که در متن روایت آمده است که این قتل و کشتار پیش از برپایی قیامت است و مسلماً دوران ظهور حضرت نیز از مصداقهای آشکار پیش از قیامت میباشد. همچنین عنوان این روایات در کتابهای حدیثی (بلاد العرب فی عصر ظهور الامام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف) آمدهاست.
مفضلبنعمر کسی است که هم مدح او را گفتهاند و هم مورد طعن و سرزنش قرار گرفته؛ شیخ مفید دربارۀ وی میگوید: او از شیوخ اصحاب امام صادق علیه السلام و از ثقات فقهای صالح میباشد ولی نجاشی دربارۀ او میگوید: او
1) (1)شیبانی، احمدبنحنبل، مسند احمد، ج 2، ص 370.
فردی فاسد المذهب و مضطرب الروایه است؛(1)اما بنابر قاعده مورد قبول رجال در تعارض بین مدح و ذم، ذم مقدم میباشد.(2)بنابراین وی فردی غیر قابل قبول است.
3-3-1.وَ بِهِ عَنْ مُحَمَّدِبنعَلِیٍّ الْکُوفِیِّ قَالَ: حَدَّثَنَا یُونُسُبنیَعْقُوبَ عَنِ الْمُفَضَّلِبنعُمَرَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: مَا عَلَامَةُ الْقَائِمِ؟ قَالَ: إِذَا اسْتَدَارَ الْفَلَکُ فَقِیل: مَاتَ أَوْ هَلَکَ؟ فِی أَیِّ وَادٍ سَلَکَ؟ قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ، ثُمَّ یَکُونُ مَا ذَا؟ قَالَ: لَا یَظْهَرُ إِلَّا بِالسَّیْفِ....(3)
مفضّلبنعمر گوید: «به امام صادق علیه السلام عرض کردم: نشانه قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف چیست؟ فرمود: آنگاه روزگار گردش کند و گویند: او مرده یا هلاک شده؟ در کدامین سرزمین میگردد (به سر میبرد)؟ عرض کردم: فدایت شوم سپس چه خواهد شد؟ فرمود: ظهور نمیکند مگر با شمشیر».
بررسی روایت
در سند این روایت افزون بر مفضلبنعمر، محمدبنعلی کوفی وجود دارد که وی نیز شخصی ضعیف است و شرح حالش پیش از این بیان شده است.
3-3-2.أَخْبَرَنَا عَبْدُ الْوَاحِدِبنعَبْدِاللَّهِ قَالَ: حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بن مُحَمَّدِ بن رَبَاحٍ قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّد ُبن الْعَبَّاس ِبن عِیسَی قَالَ: حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بن عَلِیٍّ الْبَطَائِنِیُّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْمُفَضَّلِ قَالَ: سَمِعْتُ اباعَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ: إِنَّ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ بَیْتاً یُقَالُ لَهُ بَیْتُ الْحَمْدِ
فِیهِ سِرَاجٌ یَزْهَرُ مُنْذُ یَوْمَ وُلِدَ إِلَی یَوْمٍ یَقُومُ بِالسَّیْفِ لَا یُطْفَأُ.(1)
مفضّل گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام میفرماید: «همانا صاحب این امر را خانهای است که بدان «خانه حمد» گویند، در آنجا چراغی است که روشنی میبخشد و از آن هنگام که (صاحب امر) زاده شده تا روزی که با شمشیر قیام کند، خاموش نخواهد شد».
بررسی روایت
در سند روایت افزون بر مفضل، راویان ضعیف دیگری همچون ابنابیحمزه و حسن بن علی بن ابی حمزه هستند که درباره آنها پیش از این سخن به میان آمد.
3-3-3.حمدویه قالَ: حَدَّثَنَا محمدٌ بن عیسی عن یونسِ بن عَبْدِ الرَّحْمَنِ عن یحیی الحلبی عَنِ الْمُفَضَّل ِبن عُمَرَ قال: سمعتُ اباعبدِ الله علیه السلام یقولُ: لو قامَ قائِمُنا بَدأَ بِکَذّابی الشّیعة فَقَتلَهُم؛(2)
چنانچه قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام کند، ابتدا به دروغگویان شیعه میپردازد و آنها را به قتل میرساند.
نکته
آنچه با عقل به نظر میرسد این است که کشتن هر دروغگویی درست به نظر نمیرسد و با سیره حضرت سازگاری ندارد، زیرا امام مظهر رحمت است؛ بنابراین ابتدا روشنگری کرده، سپس وارد جنگ میشود و نااهلان را از بین میبرد.
3-3-4.حَدَّثَنَا علیٌبنحاتَم، عَن حَسنِبنمحمَّدبن عبدِ الواحِد، عَن حَفصِبنعُمربنسالِم، عَن محمّدِ بن حُسینِ بن عجلان، عَن مُفضَّلِ بن عُمَر قالَ: سأَلتُ اباعَبدِ اللهِ علیه السلام عَن قَولِ اللهِ عزَّ وجلَّ:
(وَ لَنُذِیقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذابِ الْأَدْنی دُونَ الْعَذابِ الْأَکْبَرِ)1 قالَ: «الاَدنی غِلاءُ السِّعر، والاَکبَرُ المَهدیُّ بِالسِّیفِ».(1)
امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه میفرماید: عذاب ناچیزتر گرانی و بالارفتن قیمتهاست و امّا عذاب بزرگتر (قیام) مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با شمشیر.
دیگر راوی ضعیفی که در اسناد این روایات ضعیف وجود دارد، فردی به نام أبوجارود است، که مذهب زیدیه دارد.(2)امام باقر علیه السلام به این فرد نسبت سرحوب را داده است. سرحوب نام شیطانی کور است که در دریا زندگی میکند.(3)
3-4-1.وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِبنمُحَمَّدٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُابنحُمْرَانَ الْمَدَائِنِیُ، عَنْ عَلِیِّبنأَسْبَاطٍ، عَنِ الْحَسَنِبنبَشِیرٍ، عَنْ أَبِی الْجَارُودِ، عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام، قَال: فَیَضَعُ السَّیْفَ فِیهِمْ عَلَی ظَهْرِ النَّجَفِ عَشِیَّةَ الْإِثْنَیْنِ مِنَ الْعَصْرِ إِلَی الْعِشَاءِ، فَیَقْتُلُهُمْ أَسْرَعَ مِنْ جَزْرِ جَزُورٍ، فَلَا یَفُوتُ مِنْهُمْ رَجُلٌ، وَ لَا یُصَابُ مِنْ أَصْحَابِهِ أَحَدٌ، دِمَاؤُهُمْ قُرْبَانٌ إِلَی اللَّهِ. ثُمَّ یَدْخُلُ الْکُوفَةَ فَیَقْتُلُ مُقَاتِلِیهَا حَتَّی یَرْضَی اللَّهُ (عَزَّ وَ جَلَّ)... وَ یَفْتَحُ اللَّهُ عَلَیْهِ شَرْقَ الْأَرْضِ وَ غَرْبَهَا، یُقْتَلُ النَّاسُ حَتَّی لَا یُرَی إِلَّا دَیْنُ مُحَمَّدٍ (صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ).(4)
1) (2) ابنجحام، محمدبنعباس بزاز، تاویل ما نزل من القرآن الکریم فی النبی وآله، تحقیق فارس تبریزیان، چاپ اول، قم، الهادی، 1420 ق، ص 242، ح 225.
2) (3) طوسی، محمدبنحسن، الفهرست، ص 204.
3) (4) طوسی، محمدبنحسن، اختیار معرفه الرجال، ص 229.
4) (5) طبری، محمدبنجریر، دلائل الامامه، چاپ سوم، قم، مکتبه الرضی، 1363 ش، ص 241، ح 435.
ابوجارود به نقل از امام صادق علیه السلام میگوید: سپس شمشیر را بر روی آنها میکشد تا پشت کوفه از عصرگاه دوشنبه تا شامگاه، سپس آنها را سریعتر از ذبح کردن حیوان قربانی میکشد، سپس هیچ یک از مردان ایشان طوری نمیشود، همانا خونهای آنها قربانی برای خداست. سپس به کوفه داخل میشود و آنقدر از سپاه آنجا را میکشد تا خدا راضی شود... و خداوند شرق و غرب زمین را برای او میگشاید و آنقدر از مردم میکشد که جز دین محمد باقی نمیماند.
بررسی روایت
در سند روایت افزون بر ابوجارود، علیبناسباط کوفی نیز وجود دارد که وی درآغاز فردی فطحی بوده است.(1)اما در اینکه آیا او از مذهب فطحی به سوی حق بازگشته یا خیر اختلاف است.
3-4-2. (مرسلاً) وَ رَوَی ابوالْجَارُودِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی حَدِیثٍ طَوِیلٍ أَنَّهُ إِذَا قَامَ الْقَائِمُ علیه السلام سَارَ إِلَی الْکُوفَةِ فَیَخْرُجُ مِنْهَا بِضْعَةَ عَشَرَ أَلْفَ نَفْسٍ یُدْعَوْنَ الْبُتْرِیَّةَ عَلَیْهِمُ السِّلَاحُ فَیَقُولُونَ لَهُ ارْجِعْ مِنْ حَیْثُ جِئْتَ فَلَا حَاجَةَ لَنَا فِیبنی فَاطِمَةَ فَیَضَعُ فِیهِمُ السَّیْفَ حَتَّی یَأْتِیَ عَلَی آخِرِهِمْ ثُمَّ یَدْخُلُ الْکُوفَةَ فَیَقْتُلُ بِهَا کُلَّ مُنَافِقٍ مُرْتَابٍ وَ یَهْدِمُ قُصُورَهَا وَ یَقْتُلُ مُقَاتِلَتَهَا حَتَّی یَرْضَی اللَّهُ عَزَّ وَ عَلا.(2)
ابوالجارود از امام باقر علیه السلام در حدیثی طولانی روایت کند که فرمود: چون قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام کند بسوی کوفه رهسپار شود، پس
متجاوز از ده هزار نفر از آنجا بیرون آیند که آنها را بتریه(1)گویند و همگی سلاح جنگ بر تن دارند، و گویند: از همانجا که آمدهای بازگرد که ما نیازی به اولاد فاطمه نداریم، آن جناب شمشیر در ایشان نهد تا همه آنان را نابود سازد، سپس داخل کوفه شود و هر منافق دو دلی را بکشد، و قصرهای آنجا را ویران کند و جنگجویانش را بکشد تا خدای عزوجلّ خوشنود گردد.
بررسی روایت
علاوه بر وجود ابوجارود در سند، این روایت مرسل نیز میباشد.
3-4-3.حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بن هَمَّامٍ وَ مُحَمَّدُ بن الْحَسَنِ بن جُمْهُورٍ جَمِیعاً عَنِ الْحَسَنِ بن مُحَمَّدِ بن جُمْهُورٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سُلَیْمَانَ بنسَمَاعَةَ عَنْ أَبِی الْجَارُودِ عَنِ الْقَاسِمِ بن الْوَلِیدِ الْهَمْدَانِیِ عَنِ الْحَارِثِ الْأَعْوَرِ الْهَمْدَانِیِّ قَالَ: قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام: بِأَبِیابنخِیَرَةِ الْإِمَاءِ یَعْنِی الْقَائِمَ مِنْ وُلْدِهِ علیه السلام یَسُومُهُمْ خَسْفاً وَ یَسْقِیهِمْ بِکَأْسٍ مُصَبَّرَةٍوَ لَا یُعْطِیهِمْ إِلَّا السَّیْفَ هَرْجاً فَعِنْدَ ذَلِکَ تَتَمَنَّی فَجَرَةُ قُرَیْشٍ لَوْ أَنَّ لَهَا مُفَادَاةً مِنَ الدُّنْیَا وَ مَا فِیهَا لِیُغْفَرَ لَهَا لَا نَکُفُّ عَنْهُمْ حَتَّی یَرْضَی اللَّهُ.(2)
حارثبنعبد اللَّه أعور همدانی گوید: امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «پدرم فدای فرزند برگزیده کنیزان - یعنی قائم فرزندانش عجل الله تعالی فرجه الشریف - که آنان را خوار میسازد و جام شرنگ به ایشان مینوشاند و به آنان جز شمشیر خونریز مرگ آفرین نخواهد داد، پس در این هنگام زشتکاران قریش آرزو میکنند که ای کاش دنیا و هر آنچه در آن است، از آن ایشان بود و آن را فدا میدادند تا گناهانشان
بخشوده شود ولی دست از ایشان برنخواهیم داشت تا آنکه خداوند راضی شود».
بررسی روایت
این روایت مهمل(1)نیز میباشد، زیرا یکی از روات سند به نام قاسم بن ولید همدانی نه اسمش در کتب رجالی موجود است و نه ویژگیهای وی، همچنین محمد بنحسن بنجمهور که بنابر نظر آیت الله خویی همان محمدبنجمهور است(2)، شخصی فاسدالمذهب و ضعیف است.(3)
دسته دیگری از این روایات ضعیف از احادیث مرفوع(4)، مرسل(5)و غیر مسند است که در اصطلاح برخی از این دسته احادیث، روایاتی هستند که از وسط یا آخر سلسله سند آن یک یا چند نفر از راویان افتاده باشند، ولی راوی تصریح به رفع نماید و برخی دیگر روایاتی هستند که در سند آنها الفاظ مبهمیچون عن رجل و... به کار رفته است که اینها باعث ضعف این روایات گردیده و آنها را غیر قابل اعتماد میکند. اکنون به بیان و بررسی این روایات میپردازیم:
1) (1)مهمل: حدیثی است که در سلسله سند آن، نام برخی از راویان در کتب رجالی ذکر نشده باشند (کاظم، شانه چی، درایه الحدیث، ص 88).
2) (2) موسوی خویی، ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواه، چاپ سوم، قم، مدینه العلم، 1403 ق، ج 15، ص 178
3) (3) نجاشی، احمدبنعلی، رجال نجاشی، ص 337.
4) (4) مرفوع: حدیثی که از وسط یا آخر سلسله سند آن یک یا چند نفر از راویان افتاده باشند لکن راوی تصریح به رفع نماید. (کاظم، شانه چی، درایه الحدیث، ص 58).
5) (5) مرسل: روایتی که در سند آن افتادگی بیش از یک نفر رخ داده باشد (کاظم، شانه چی، درایه الحدیث، ص 80).
3-5-1.عَن أَمیرِ المُؤمنینَ علیبنأَبی طالبٍ علیه السلام:... فَیُکَبِّرُ المُسلمونَ ثَلاثَ تَکبیراتٍ، فَتکونُ کَالرَّملَةِ عَلی نَشَزٍ فَیَدخُلونَها، فَیقتُلونَ بِها خَمسَ مِائةِ أَلفِ مُقاتِلٍ، ویَقتَسِمونَ الأَموالَ، حتّی یَکونَ النّاسُ فی الفَیء شَیئاً واحِداً، لِکُلِ إنسانٍ مِنهم مِائةُ ألفِ دینارٍ، ومائةُ رأسٍ، ما بَینَ جاریةٍ وغلامٍ؛(1)
... پس مسلمانان، سه تکبیر میگویند و مانند ریگ و شنهای روانی که از بلندیها فرو میریزند، داخل [روم] میشوند و در آنجا، پانصد هزار جنگجو را میکشند و غنائم و اموال را به طور مساوی تقسیم میکنند، و به هر یک از آنان، صد هزار دینار و صد کنیز و یا غلام میرسد.
بررسی روایت
این روایت مرسل است. افزون بر مشکل سندی از نظر محتوا و مضمون نیز قابل اعتماد نیست. آشکار است که جاعلان اینگونه احادیث در خدمت حکومتهای جائر بودهاند و برای توجیه پارهای جنگهای پس از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و قتلعامها و کشتارهای زیادی که انجام شد، این چنین مجعولاتی را به کتابهای روایی وارد کردهاند.
3-5-2.وَ فِی حَدِیثِ مُقَاتِلٍ عَنْ زَیْنِ الْعَابِدِینَ علیه السلام عَنْ أَبِیهِ علیه السلام:... یَا وَلَدِی، یَا عَلِیُّ! وَ اللَّهِ لَا یَسْکُنُ دَمِی حَتَّی یَبْعَثَ اللَّهُ الْمَهْدِیَّ فَیَقْتُلَ عَلَی دَمِی مِنَ الْمُنَافِقِینَ الْکَفَرَةِ الْفَسَقَةِ سَبْعِینَ أَلْفا.(2)
امام حسین علیه السلام به امام سجاد علیه السلام فرمودند: ای فرزندم ای علی جان! به خدا سوگند همانا خون من آرام نمیگیرد (همواره میجوشد) تا اینکه خدا مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را برانگیزد و به انتقام خون من هفت هزار نفر از منافقان کافر فاسق را بکشد.
بررسی روایت
این روایت نیز مرسل بوده و قابل اعتماد نیست.
3-5-3.عَن ابیجَعفرٍ: لَو قَد قامَ قائِمُنا بَدَأَ بِالَّذینَ یَنتَحِلونَ حُبُّنا، فَیَضرِبُ أَعناقَهم.(1)
امام صادق علیه السلام فرمودند: اگر قائم علیه السلام قیام کند، ابتدا از کسانی شروع میکند که به دروغ ادعای محبت ما را دارند، پس گردن آنها را میزند.
بررسی روایت
این روایت نیز مرسل بوده و قابل اعتماد نیست.
3-5-4.مَا رَوَیْنَاهُ بِإِسْنَادِنَا إِلَی جَدِّی أَبِی جَعْفَرٍ الطُّوسِیِّ عَنْ جَمَاعَةٍ عَنْ هَارُونَبنمُوسَی التَّلَّعُکْبَرِیِّ عَنِابنهَمَّامٍ عَنْ جَمِیلٍ عَنِ الْقَاسِمِبنإِسْمَاعِیلَ عَنْ أَحْمَدَبنرِیَاحٍ عَنْ أَبِی الْفَرَجِ أَبَانِبنمُحَمَّدٍ الْمَعْرُوفِ بِالسِّنْدِی نَقَلْنَاهُ مِنْ أَصْلِهِ قَال... قال (اباعبدالله):... کَأَنِّی وَ اللَّهِ صُفْرُ الْقَدَمَیْنِ خَمْشُ السَّاقَیْنِ ضَخْمُ الْبَطْنِ رَقِیقُ الْعُنُقِ ضَخْمُ الرَّأْسِ عَلَی هَذَا الرُّکْنِ وَ أَشَارَ
1) (1)ازدی نیشابوری، ابومحمد فضلبنشاذان، الایضاح، چاپ اول، بیروت، موسسهالاعلمی، 1402 ق، ص 208-209.
بِیَدِهِ إِلَی الرُّکْنِ الْیَمَانِیِّ یَمْنَعُ النَّاسَ مِنَ الطَّوَافِ حَتَّی یَتَذَعَّرُوا مِنْهُ قَال ثُمَّ یَبْعَثُ اللَّهُ لَهُ رَجُلًا مِنِّی وَ أَشَارَ بِیَدِهِ إِلَی صَدْرِهِ فَیَقْتُلُهُ قَتْلَ عَادٍ وَ ثَمُودَ وَ فِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتَاد.(1)
امام صادق علیه السلام فرمودند: پس خداوند مردی را از خاندان من بر میانگیزد (و با دستانش به سینهاش اشاره کرد) پس او را همچون کشتن قوم عاد و ثمود و فرعون دارنده میخها میکشد.
بررسی روایت
در سند این روایت لفظ مبهم «جماعه» وجود دارد که باعث ارسال و ضعف آن گردیده است، افزون بر آن احمدبنرباح در کتب رجال توصیف و توثیق نشده است؛ بنابراین این حدیث مجهول نیز میباشد.
3-5-5.وَ بِهِ (حَدَّثَنَا ابوسُلَیْمَانَ أَحْمَدُبنهَوْذَةَ قَالَ حَدَّثَنَا إِبْرَاهِیمُبنإِسْحَاقَ النَّهَاوَنْدِی) عَنْ عَبْدِ اللَّهِبنحَمَّادٍ عَنِابنأَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِذَا قَامَ الْقَائِمُ نَزَلَتْ سُیُوفُ الْقِتَالِ عَلَی کُلِّ سَیْفٍ اسْمُ الرَّجُلِ وَ اسْمُ أَبِیهِ؛(2)
هنگامیکه حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام میکند، شمشیرهای جنگی فرود میآید که بر هر شمشیر نام مردی معین و نام پدرش نوشته شده است.
بررسی روایت
این روایت افزون بر وجود علیبنابیحمزه که ویژگی آن پیش از این آمده است، مرسل نیز میباشد؛ زیرا علیبنابیحمزه بدون واسطه و به صورت مستقیم از امام صادق علیه السلام نقل روایت میکند در صورتیکه باید بین وی و امام صادق علیه السّلام واسطه وجود داشته باشد.
3-5-6.ابوالْقَاسِمِ الشَّعْرَانِیُّ یَرْفَعُهُ عَنْ یُونُسَبنظَبْیَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِبنالْحَجَّاجِ عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام قَالَ: إِذَا قَامَ الْقَائِمُ أَتَی رَحْبَةَ الْکُوفَةِ فَقَالَ بِرِجْلِهِ هَکَذَا وَ أَوْمَأَ بِیَدِهِ إِلَی مَوْضِعٍ ثُمَّ قَالَ: احْفِرُوا هَاهُنَا فَیَحْفِرُونَ فَیَسْتَخْرِجُونَ اثْنَیْ عَشَرَ أَلْفَ دِرْعٍ وَ اثْنَیْ عَشَرَ أَلْفَ سَیْفٍ وَ اثْنَیْ عَشَرَ أَلْفَ بَیْضَةٍ لِکُلِّ بَیْضَةٍ وَجْهَیْنِ ثُمَّ یَدْعُو اثْنَیْ عَشَرَ أَلْفَ رَجُلٍ مِنَ الْمَوَالِی مِنَ الْعَرَبِ وَ الْعَجَمِ فَیُلْبِسُهُمْ ذَلِکَ ثُمَّ یَقُولُ مَنْ لَمْ یَکُنْ عَلَیْهِ مِثْلُ مَا عَلَیْکُمْ فَاقْتُلُوه.(1)
امام صادق علیه السلام میفرماید: قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف هنگام قیام به محلی در کوفه به نام «رحبه» وارد میشود، با پا و دست خود به مکانی اشاره میکند و دستور می دهد آنجا را حفر نمایند. سپس از آن محل دوازده هزار زره و دوازده هزار شمشیر و دوازده هزار کلاهخود که هر کلاهخودی دو رو دارد، بیرون میآورند، سپس دوازده هزار نفر از دوستان خود از عرب و عجم را فراخوانده و آن سلاحها را برای پوشیدن و حمل کردن به آنان تحویل می دهد؛ سپس میگوید: هرکس چنین پوششی نداشته باشد را، بکشید.
بررسی روایت
افزون بر اضطراب موجود در متن روایت و نامفهوم بودن آن، سند آن نیز از چند جهت ضعیف است؛ یکی اینکه ابوالقاسم شعرانی فردی ناشناخته است و نامیاز وی در کتابهای رجالی نیامده است و دیگری یونسبنظبیان است که فردی ضعیف، غالی(2)و شخصی است که نجاشی در مورد وی گفته است: کل
آنچه که وی نوشته مختلط(1)است.(2)علاوه بر اینها ابوالقاسم شعرانی نیز بدون ذکر طریق، این روایت را از ابنظبیان نقل کرده است و به اصطلاح حدیث مرفوعه یا منقطع میباشد.
3-5-7.وَمِنها (عَن علی علیه السلام):... بِأَبیابنخَیرةِ الإِماءِ لا یُعطیهِم إِلا السَّیفَ هَرجاً هَرجاً مَوضوعاً عَلی عاتِقِه ثَمانِیةَ أَشهُرٍ حَتّی تَقولَ قُریش: لَو کانَ هذا مِن وُلدِ فاطمةَ لَرَحِمنا.(3)
امیرالمومنین علیه السلام میفرماید: پدرم به فدای فرزند برگزیده از کنیزان، به آنها جز شمشیر خونریز و با شدت نمیدهد، درحالیکه شمشیرش را هشت ماه بر دوش میکشد تا اینکه قریش میگوید: اگر این شخص از فرزندان فاطمه بود قطعا بر ما رحم میکرد.
بررسی روایت
این روایت مرسل و غیر معتمَد است.
3-5-8.حَدَّثَنَا أَحْمَدُبنعَلِیٍّ قَالَ: حَدَّثَنَا الْحُسَیْنُبنعَبْدِ اللَّهِ السَّعْدِیُّ قَالَ: حَدَّثَنَا الْحَسَنُبنمُوسَی الْخَشَّابُ عَنْ عَبْدِ اللَّهِبنالْحُسَیْنِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ فُلَانٍ الْکَرْخِیِّ قَالَ: قَالَ رَجُلٌ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام... قال (ابیعبد الله علیه السلام): وَ کَذَلِکَ قَائِمُنَا أَهْلَ الْبَیْتِ لَمْ یَظْهَرْ أَبَداً حَتَّی تَخْرُجَ وَدَائِعُ اللَّهِ؛ فَإِذَا خَرَجَتْ یَظْهَرُ عَلَی مَنْ یَظْهَرُ فَیَقْتُلُه.(4)
امام صادق علیه السلام فرمودند: و همچنین است قائم ما اهلبیت، ظهور
نمیکند مگر اینکه امانتهای الهی هویدا شوند؛ چنانچه این امانات آشکار شوند قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور کرده و بر هرکس که پیروز شود او را میکشد.
بررسی روایت
در سند این روایت چندین لفظ و عبارت مبهم وجود دارد که عبارتند از: «عن بعض اصحابه»، «فلان الکرخی»، «رجل»، که این عبارتهای مبهم باعث ارسال سند و ضعف آن گشته است.
3-5-9.جَاءَ مَرْفُوعاً عَنْ عَمْرِوبنشِمْرٍ عَنْ جَابِرِبنیَزِیدَ عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:... وَ إِنَّ لَنا لَلْآخِرَةَ وَ الْأُولی فَأَنْذَرْتُکُمْ ناراً تَلَظَّی(1)قَالَ: هُوَ الْقَائِمُ إِذَا قَامَ بِالْغَضَبِ وَ یَقْتُلُ مِنْ کُلِّ أَلْفٍ تِسْعَ مِائَةٍ وَ تِسْعَةً وَ تِسْعِین؛(2)
امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه فرمودهاند: او همان قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف است و هنگامیکه با غضب و نارحتی قیام کند، از هر هزار نفر نهصد و نود و نه نفر را میکشد.
بررسی روایت
این روایت هم مرفوع و بی اعتبار است و هم راویان آن افراد ضعیفی هستند. یکی از راویان آن عمروبنشمر است که بنابر گفته نجاشی بسیار ضعیف است.(3)و راوی دیگر، جابربنیزید است که او هم بنابر سخن نجاشی فردی مختلط بوده است.(4)
3-5-10.وَ حَدَّثَنِی مُحَمَّد ُبن الْحَسَن ِبن أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِبنالْحَسَنِ الصَّفَّارِ عَنِ الْعَبَّاسِ بن مَعْرُوفٍ عَنْ مُحَمَّد ِبن سِنَانٍ عَنْ رَجُلٍ قَالَ: سَأَلْتُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سُلْطاناً فَلا یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ کانَ مَنْصُوراً (اسرا: 33) قَالَ: ذَلِکَ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ یَخْرُجُ فَیَقْتُلُ بِدَمِ الْحُسَیْنِ علیه السلام فَلَوْ قَتَلَ أَهْلَ الْأَرْضِ لَمْ یَکُنْ مُسْرِفاً وَ قَوْلُهُ فَلا یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ لَمْ یَکُنْ لِیَصْنَعَ شَیْئاً یَکُونُ سَرَفاً ثُمَّ قَالَ ابوعَبْدِ اللَّهِ: علیه السلام یَقْتُلُ وَ اللَّهِ ذَرَارِیَّ قَتَلَةِ الْحُسَیْنِ علیه السلام بِفَعَالِ آبَائِهَا.(1)
محمّدبنسنان، از شخصی نقل نموده که وی گفت: از حضرت ابیعبداللَّه علیه السلام از تفسیر آیه شریفه: «وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سُلْطاناً فَلا یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ کانَ مَنْصُوراً». پرسیدم، حضرت فرمودند: مقصود از «ولی» قائم آل محمّد صلی الله علیه و آله بوده که خروج نموده پس به خون خواهی حضرت سیّد الشهداء علیه السلام شروع به کشتن مینماید بهطوری که اگر همه اهل زمین را بکشد، اسراف نکرده است. و در ذیل این فقره از آیه «فَلا یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ» میفرماید: حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف اقدام به چیزی که اسراف محسوب شود، نمیکنند. سپس امام صادق علیه السلام فرمودند: به خدا قسم حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف اعقاب کشندگان سیّد الشّهداء علیه السلام را بهواسطه عمل آباء و اجدادشان خواهد کشت.
بررسی روایت
در سند روایت لفظ مبهم «عن رجل» وجود دارد که باعث ارسال سند شده
1) (1)ابنقولویه، جعفربنمحمد، کامل الزیارات، تحقیق جواد قیومی، چاپ اول، قم، موسسه نشر اسلامی، 1417 ق، ص 63، ب 18، ح 5.
است، افزونبر آن محمدبنسنان کسی است که هم مدح آن آمده است و هم ضعیف شمرده شده است(1)که بنابر قواعد رجالی و تعارض بین مدح و ذم، ضعف بر مدح مقدَّم میباشد.
3-5-11.حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بن زِیَادِ بن جَعْفَرٍ الْهَمَدَانِیُّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: حَدَّثَنَا عَلِیُّ بن إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَبْدِ السَّلَامِبنصَالِحٍ الْهَرَوِیِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی الْحَسَنِ عَلِیِّ بن مُوسَی الرِّضَا علیه السلام یَاابنرَسُولِ اللَّهِ! مَا تَقُولُ فِی حَدِیثٍ رُوِیَ عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ إِذَا خَرَجَ الْقَائِمُ قَتَلَ ذَرَارِیَّ قَتَلَةِ الْحُسَیْنِ علیه السلام بِفِعَالِ آبَائِهَا؟ فَقَالَ علیه السلام: هُوَ کَذَلِکَ. فَقُلْتُ: فَقَوْلُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَ وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْری مَا مَعْنَاهُ؟ فَقَالَ: صَدَقَ اللَّهُ فِی جَمِیعِ أَقْوَالِهِ لَکِنَّ ذَرَارِیَّ قَتَلَةِ الْحُسَیْنِ یَرْضَوْنَ أَفْعَالَ آبَائِهِمْ وَ یَفْتَخِرُونَ بِهَا وَ مَنْ رَضِیَ شَیْئاً کَانَ کَمَنْ أَتَاهُ وَ لَوْ أَنَّ رَجُلًا قُتِلَ فِی الْمَشْرِقِ فَرَضِیَ بِقَتْلِهِ رَجُلٌ فِی الْمَغْرِبِ لَکَانَ الرَّاضِی عِنْدَ اللَّهِ شَرِیکَ الْقَاتِلِ وَ إِنَّمَا یَقْتُلُهُمُ الْقَائِمُ إِذَا خَرَجَ لِرِضَاهُمْ بِفِعْلِ آبَائِهِمْ. قَالَ: فَقُلْتُ لَهُ: بِأَیِّ شَیْءٍ یَبْدَأُ الْقَائِمُ فِیهِمْ إِذَا قَامَ؟ قَالَ: یَبْدَأُ بِبَنِی شَیْبَةَ وَ یَقْطَعُ أَیْدِیَهُمْ لِأَنَّهُمْ سُرَّاقُ بَیْتِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل.(2)
احمد بن زیاد بن جعفر همدانی رضی الله عنها از علیبنابراهیم، از پدرش، از عبد السلام ابن صالح هروی، نقل می کند که وی میگوید: محضر مبارک حضرت ابی الحسن علی بن موسی الرضا علیهما السلام عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! درباره روایتی که از امام صادق علیه السلام نقل شده و آن حضرت فرمودند: هر گاه حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف خروج
کنند فرزندان قاتلان امام حسین علیه السلام را به دلیل کردار پدرانشان میکشد، چه میفرمایید؟ حضرت فرمودند: واقع همین است. عرض کردم: پس فرموده حقّ تعالی در قرآن: «وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْری؛ هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نگیرد» معنایش چیست؟ حضرت فرمودند: خداوند در تمام اقوالش صادق است ولی با وجود این باید توجّه داشته باشی که فرزندان قاتلان امام حسین علیه السلام به افعال و کردار پدرانشان راضی بوده و به آنها افتخار میکردند و به مقتضای «کسی که به چیزی راضی باشد، همچون شخصی است که آن چیز را انجام داده» آنها نیز همچون قاتلان سیّدالشهداء میباشند. و اگر شخص در مشرق کشته شود و دیگری در مغرب راضی و خوشنود باشد راضی با قاتل نزد خدا شریک در قتل میباشد و چون این فرزندان به کردار پدرانشان راضی میباشند لاجرم حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف وقتی خروج نمودند، ایشان را میکشند. راوی میگوید محضرش عرضه داشتم: چرا وقتی حضرت قیام فرمودند، اوّل ایشان را میکشد؟ حضرت فرمودند: حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف ابتدا بنیشیبه را میکشند به این روش که دستهایشان را قطع میفرماید، زیرا آنها سارقان بیتاللَّه عزّ و جلّ میباشند.
بررسی روایت
گرچه این حدیث در پی توضیح روایت و علت آن میباشد؛ اما از چند جهت مشکل دارد: اولاً: سند این روایت منقطع و ناشناخته است، زیرا احمدبنزیاد همدانی آن را از علیبنابراهیم و او از پدرش (ابراهیمبنهاشم) و ابراهیم از عبدالسلامبنصالح هروی نقل نموده است درحالیکه روایت باید بیش از چهار راوی داشته باشد تا به امام علیه السلام برسد، قطعاً افراد دیگری در زنجیره
سلسله سند بودهاند که اکنون معلوم نیست چه کسانی هستند. ثانیاً: مضمون روایت با محکمات قرآن، فقه اسلامیو عقل منافات دارد، زیرا مجازات یک شخص راضی به قتل، شرعاً و عقلاً قصاص وی نیست.
3-5-12.قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بن الْقَاسِمِ بن عُبَیْدٍ مُعَنْعَناً عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:... فَإِذَا قَامَ الْقَائِمُ عَرَفُوا کُلَّ نَاصِبٍ [نَصَبَ] عَلَیْهِ فَإِنْ أَقَرَّ بِالْإِسْلَامِ وَ هُوَ [وَ هِیَ] الْوَلَایَةُ وَ إِلَّا ضُرِبَتْ عُنُقُهُ أَوْ أَقَرَّ بِالْجِزْیَةِ فَأَدَّاهَا کَمَا یُؤَدِّی [یُؤَدُّونَ] أَهْلُ الذِّمَّة.(1)
امام صادق علیه السلام میفرماید: پس هنگامیکه قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام کند، افراد ناصبی را به حضور قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف میآورند؛ پس اگر به اسلام اقرار کند که همان ولایت ائمه است؛ رهایش میکند وگرنه گردنش زده میشود و یا از او مانند اهل ذمّه جزیه میگیرد.
بررسی روایت
این روایت مرسل است زیرا راوی با حذف واسطه که معلوم نیست چه کسانی بودهاند، روایت را به امام صادق علیه السلام نسبت داده است.
3-5-13.وَ بِإِسْنَادِهِ (السَّید عَلی بن عَبد الحَمید فی کتابِ الغَیبه) إِلَی کِتَابِ الْفَضْلِ بن شَاذَانَ رَفَعَهُ إِلَی عَبْدِ اللَّهِ بنسِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: یَقْتُلُ الْقَائِمُ علیه السلام حَتَّی یَبْلُغَ السُّوقَ. قَالَ: فَیَقُولُ لَهُ رَجُلٌ مِنْ وُلْدِ أَبِیهِ إِنَّکَ لَتُجْفِلُ النَّاسَ إِجْفَالَ النَّعَمِ فَبِعَهْدٍ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَوْ بِمَا ذَا قَالَ وَ لَیْسَ فِی النَّاسِ رَجُلٌ أَشَدَّ مِنْهُ بَأْساً فَیَقُومُ إِلَیْهِ رَجُلٌ مِنَ الْمَوَالِی فَیَقُولُ لَهُ لَتَسْکُتَنَّ أَوْ لَأَضْرِبن عُنُقَکَ فَعِنْدَ ذَلِکَ
1) (1)کوفی، فراتبنابراهیم، تفسیر فرات کوفی، قم، داوری، بیتا، ص 292-293، ح 395.
یُخْرِجُ الْقَائِمُ علیه السلام عَهْداً مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله.(1)
امام صادق علیه السلام فرمود: قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف میکشد تا میرسد به بازار؛ سپس مردی از اولاد پدرش به او میگوید: تو با مردم مثل چهارپایان رفتار میکنی، آیا این برخورد به دستور پیامبر صلی الله علیه و آله میباشد یا چیز دیگر؟ و در میان مردم مردی شدیدتر از او نیست، سپس مردی از موالی به سمت وی بلند میشود، پس به وی می گوید: ساکت میشوی یا گردنت را بزنم؛ سپس قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف در آن هنگام دستوری از پیامبر صلی الله علیه و آله را ارائه میدهد.
بررسی روایت
دربارۀ سند این روایت نه از سند سید علیبنعبدالحمید (صاحب کتاب الغیبه) به کتاب فضلبنشاذان اطلاع درستی در دست است و نه از سند فضلبنشاذان به عبداللهبنسنان، بنابراین، این حدیث، مرسل و غیر قابل اعتماد است.
3-5-14.وَ بِإِسْنَادِهِ (السَّید عَلیبنعَبدالحَمید فی کتابِ الغَیبه) عَنِ الْکَابُلِیِّ عَنْ عَلِیِّبنالْحُسَیْنِ علیه السلام قَالَ: یَقْتُلُ الْقَائِمُ علیه السلام مِنْ أَهْلِ الْمَدِینَةِ حَتَّی یَنْتَهِیَ إِلَی الْأَجْفَر.(2)
امام سجاد علیه السلام فرمودند: قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف آنقدر از اهل مدینه میکشد تا به محلی به نام اجفر میرسد.
بررسی روایت
از سند الغیبه سید علیبنعبدالحمید به کابلی اطلاعی در دست نیست و نمیتوان بهآن اعتماد کرد.
3-5-15.وَ بِإِسْنَادِهِ (السَّید عَلیبنعَبدالحَمید فی کتابِ الغَیبه) رَفَعَهُ إِلَی أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی خَبَرٍ طَوِیلٍ إِلَی أَنْ قَال: وَ یَنْهَزِمُ قَوْمٌ کَثِیرٌ مِنْبنی أُمَیَّةَ حَتَّی یَلْحَقُوا بِأَرْضِ الرُّومِ... فَیَبْعَثُ إِلَیْهِمْ الْقَائِمُ علیه السلام أَنْ أَخْرِجُوا هَؤُلَاءِ الَّذِینَ أَدْخَلْتُمُوهُم... فَإِذَا قَرَأَ عَلَیْهِمُ الْکِتَابَ وَ رَأَوْا هَذَا الشَّرْطَ لَازِماً لَهُمْ أَخْرَجُوهُمْ إِلَیْهِ فَیَقْتُلُ الرِّجَالَ وَ یَبْقُرُ بُطُونَ الْحَبَالَی.(1)
امام باقر علیه السلام میفرماید: هنگام قیام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف عده زیادی از بنیامیه فرار میکنند و به کشور روم پناه میبرند... سپس قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف عدهای را همراه با دستور کتبی برای تحویل گرفتن آنها به آن کشور میفرستد که این کسانی را که به کشور خود راه دادهاید، اخراج کنید... پس هنگامیکه دستور را بر حاکم میخوانند، آن پناهندگان را اخراج میکنند، سپس قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف مردهای آنان را میکشد و شکم زنان آبستن را میدرد.
بررسی روایت
از سند الغیبه به ابوبصیر اطلاعی در دست نیست، همچنین این روایت مرفوعه و ضعیف است، افزون بر ضعف سند متنی کاملاً مضطرب دارد، زیرا شکافتن و پاره کردن شکم زنان آبستن در هیچ حالتی حتی در حال جنگ جایز نیست.
1) (1)مجلسی، محمد باقربنمحمد تقی، بحارالانوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام، تحقیق جمعی از محققان، چاپ دوم، بیروت، دارإحیاء التراث العربی، 1303 ق، ج 52، ص 387، ب 27، ح 204.
3-5-16.وَ بِإِسْنَادِهِ (السَّید عَلیبنعَبدالحَمید فی کتابِ الغَیبه) رَفَعَهُ إِلَی عَبْدِاللَّهِبنسِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِذَا خَرَجَ الْقَائِمُ علیه السلام لَمْ یَکُنْ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ الْعَرَبِ وَ الْفُرْسِ إِلَّا السَّیْفُ لَا یَأْخُذُهَا إِلَّا بِالسَّیْفِ وَ لَا یُعْطِیهَا إِلَّا بِهِ.(1)
امام صادق علیه السلام میفرماید: هنگامیکه قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام کند، بین او وعرب و عجم جز شمشیر نخواهد بود، جز شمشیر از آنها نمیگیرد و جز شمشیر به آنها نمیدهد.
بررسی روایت
علامه مجلسی رحمه الله این روایت را از کتاب الغیبه بدون ذکر سند از عبداللهبنسنان از امام صادق علیه السلام نقل کرده است که از سند کامل آن اطلاعی در دست نیست. همچنین متن روایت نیز دارای ضعف و اضطراب است، زیرا قرار دادن شمشیر یعنی زور و قدرت سلاح به عنوان ملاک حاکم نیز خلاف ضرورت دین و سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میباشد.
3-5-17.وَ بِإِسْنَادِهِ (السَّید عَلیبنعَبدالحَمید فی کتابِ الغَیبه) رَفَعَهُ إِلَی جَابِرٍ عَنْأَبِیجَعْفَرٍ علیه السلام قَال:... وَ یَقْتُلُ النَّاسَ حَتَّی لَا یَبْقَی إِلَّا دِینُ مُحَمَّد؛(2)
... قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف آنقدر از مردم میکشد تا اینکه جز دین محمد باقی نماند.
بررسی روایت
سند این روایت نیز از الغیبه سید علیبنعبدالحمید میباشد که از سند آن تا
امام باقر علیه السلام اطلاعی در دست نیست و همچنین روایت مرفوعه نیز میباشد، بنابراین قابل اعتماد نیست.
3-5-18.وَ رَوَی عَبْدُ اللَّهِبنالْمُغِیرَةِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِذَا قَامَ الْقَائِمُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ علیه السلام أَقَامَ خَمْسَمِائَةٍ مِنْ قُرَیْشٍ فَضَرَبَ أَعْنَاقَهُمْ ثُمَّ أَقَامَ خَمْسَمِائَةٍ فَضَرَبَ أَعْنَاقَهُمْ ثُمَّ أَقَامَ خَمْسَمِائَةٍ أُخْرَی حَتَّی یَفْعَلَ ذَلِکَ سِتَّ مَرَّات. ٍ قُلْتُ: وَ یَبْلُغُ عَدَدُ هَؤُلَاءِ هَذَا؟ قَالَ: نَعَمْ مِنْهُمْ وَ مِنْ مَوَالِیهِم؛(1)
آنگاه که قائم آل محمد علیهم السلام قیام کند، پانصد تن از قریش را بهپا دارد و گردنشان را بزند، سپس پانصد تن دیگر را بهپا دارد و گردن زند، آنگاه پانصد تن دیگر تا شش بار (که روی هم سه هزار نفر شوند) گوید: من گفتم: شماره آنان به این حد رسد؟ فرمود: آری؛ خودشان و دوستدارانشان.
بررسی روایت
شیخ مفید نیز این روایت را بدون ذکر سند کامل بیان میکند و از سند آن اطلاعی در دست نیست و افزون بر مشکل سندی، متن روایت نیز دچار اضطراب است، بنابراین قابل اعتماد نیست.
3-5-19.وَذَکَرَ الإِمامُ ابوالحَسنِ مُحمَّدٌبنعبید الکَسائی، فی قِصَصِ الأَنبیاء، قالَ: قالَ کعبُ الأحبارِ: یَخرجُ المَهدیُّ إلی بِلادِ الرّومِ، وَجَیشُه مائةُ أَلفٍ، فَیدعُو مَلکَ الرّومَ إلی الإیمانِ فَیَأبی، فَیقتَتلانِ شَهرَینِ، فَیَنصُرَ اللهُ تَعالی المهدیَّ، وَیَقتُلَ مِن أَصحابِه خَلقاً کَثیراً، ویَنهَزمُ، وَیَدخُل إلی القُسطَنطینیةِ فَینزِل المهدیُّ علی بابِها، ولَها یَومئذٍ سَبعةُ أَسوارٍ، فَیُکَبِّرُ المهدیُّ سَبعَ تکبیراتٍ، فَیَخِرُّ کلُ سورٍ
1) (1)مفید، محمدبننعمان، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ص 364.
مِنها، فَعِندَ ذلکَ یَأخذُها المهدیُّ، وَیَقتُلُ مِن الرّومِ خَلقاً کَثیراً، ویُسلِمُ عَلی یَدیهِ خلقٌ کثیرٌ؛(1)
مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به سوی سرزمین روم یورش میبرد در حالیکه سربازان وی صد هزار نفر میباشد، سپس پادشاه روم را به ایمان فرا میخواند ولی او سر باز میزند، سپس به مدت دو ماه با هم میجنگند و خداوند مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را یاری میکند و مهدی تعداد زیادی از اصحاب و یاران پادشاه روم را به قتل میرساند و به قسطنطنیه داخل میشود، پس مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به دروازه شهر وارد میشود در حالیکه دارای هفت دیوار است سپس مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هفت مرتبه تکبیر گفته، پس از آن همه دیوارهای شهر فرو میریزد، سپس در آن هنگام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف شهر را در دست گرفته، تعداد زیادی از مردم آنجا را به قتل میرساند و به دست وی مردم زیادی به اسلام روی میآورند.
بررسی روایت
این حدیث از زبان کعب الاحبار است و چون به پیامبر عجل الله تعالی فرجه الشریف اسناد داده نشده، موقوف(2)است و اعتباری ندارد، افزون بر این کعب الاحبار شخصیت قابل قبولی نیست، بنابراین نمیتوان به این روایت اعتماد کرد.
3-5-20.قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بن الْقَاسِمِ بن عُبَیْدٍ مُعَنْعَناً عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی... وَ إِنَّ لَنا [لَهُ] لَلْآخِرَةَ وَ الْأُولی فَأَنْذَرْتُکُمْ ناراً تَلَظَّی الْقَائِمُ صلی الله علیه و آله إِذَا قَامَ بِالْغَضَبِ فَقَتَلَ مِنْ کُلِّ أَلْفٍ
تِسْعَمِائَةٍ وَ تِسْعَةً وَ تِسْعِین؛(1)
... قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف هنگامیکه با غضب قیام کند، از هر هزار نفر نهصد و نود و نه نفررا میکشد.
بررسی روایت
این روایت مرسل میباشد، زیرا راوی با حذف واسطه که معلوم نیست چه کسانی بودهاند، روایت را به امام صادق علیه السلام نسبت داده است. افزون بر این محمد بن قاسم بن عبید فردی ناشناخته است.
3-5-21.حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بن مُحَمَّدِ بن سَعِیدٍ قَالَ: حَدَّثَنَا عَلِیُّبنالْحَسَنِ التَّیْمُلِیُّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْحَسَنِ بن عَلِیِّ بن یوسُفَ وَ مُحَمَّدِبنعَلِیٍّ الْکُوفِیِ عَنْ سَعْدَانَ بن مُسْلِمٍ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ: بَیْنَا الرَّجُلُ عَلَی رَأْسِ الْقَائِمِ یَأْمُرُهُ وَ یَنْهَاهُ إِذْ قَالَ أَدِیرُوهُ فَیُدِیرُونَهُ إِلَی قُدَّامِهِ فَیَأْمُرُ بِضَرْبِ عُنُقِهِ فَلَا یَبْقَی فِی الْخَافِقَیْنِ شَیْءٌ إِلَّا خَافَهُ؛(2)
... در آن میان که مردی بر بالین قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف ایستاده و امر و نهیش میکند، ناگاه حضرت میفرماید: او را برگردانید، پس او را به پیش روی آن حضرت باز میگردانند و آن حضرت دستور میدهد گردن او زده شود، پس در خاور و باختر چیزی باقی نمیماند مگر اینکه از او میترسد.
بررسی روایت
در سند روایت افزون بر محمدبنعلی کوفی که شرح حال او پیش از این بیان شد، همچنین علیبنحسن تیملی که طبق گفته آیت الله خویی همان
علی بن حسن بن علی بن فضال است(1)شخصی فطحی(2)مذهب میباشد.(3)همچنین این روایت با توجه به عبارت مبهم (عن بعض رجاله) موجود در سند آن، مرسل است.
3-6-1.أَخْبَرَنَا عَلِیُّبنالْحُسَیْنِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُبنیَحْیَی الْعَطَّارُ عَنْ مُحَمَّدِبنحَسَّانَ الرَّازِیِّ عَنْ مُحَمَّدِبنعَلِیٍّ الْکُوفِیِّ عَنْ أَحْمَدَبنمُحَمَّدِبنأَبِی نَصْرٍ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِبنمُسْلِمٍ قَالَ: سَمِعْتُ اباجَعْفَرٍ علیه السلام یَقُولُ: لَوْ یَعْلَمُ النَّاسُ مَا یَصْنَعُ الْقَائِمُ إِذَا خَرَجَ لَأَحَبَّ أَکْثَرُهُمْ أَلَّا یَرَوْهُ مِمَّا یَقْتُلُ مِنَ النَّاسِ أَمَا إِنَّهُ لَا یَبْدَأُ إِلَّا بِقُرَیْشٍ فَلَا یَأْخُذُ مِنْهَا إِلَّا السَّیْفَ وَ لَا یُعْطِیهَا إِلَّا السَّیْفَ حَتَّی یَقُولَ کَثِیرٌ مِنَ النَّاسِ لَیْسَ هَذَا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ وَ لَوْ کَانَ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ لَرَحِمَ؛(4)
اگر مردم میدانستند هنگامیکه قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف خروج کند چه خواهد کرد، بیشتر آنان دوست میداشتند او را ملاقات نکنند؛ بس که خواهد کشت، بدانید که او شروع نخواهد کرد مگر با قریش، و از آنان جز شمشیر دریافت نمیکند و به قریش جز شمشیر ارزانی نمیدارد (معامله او با قریش تنها با شمشیر است) تا آنجا که بیشتر مردمان گویند: این مرد از تبار محمّد نیست که اگر از آل محمّد بود، حتماً رحمت و دلسوزی میداشت.
1) (1)موسوی خویی، ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواه، ج 11، ص 345.
2) (2) فطحیه: این گروه قائل به امامت دوازده امام همراه با عبدالله افطح پسر امام صادق علیهم السلام هستند که او را میان امام صادق علیهم السلام و امام کاظم علیهم السلام قرار میدهند (محمدرضا، جدیدی نژاد، معجم مصطلحات الرجال و الدرایه، ص 114).
3) (3) نجاشی، احمدبنعلی، رجال نجاشی، ص 258.
4) (4) نعمانی، محمدبنابراهیم، غیبت نعمانی، ص 238، ب 13، ح 18.
بررسی روایت
در سند این روایت محمدبنعلیکوفی وجود دارد که وی فرد بسیار ضعیفی است و شرح حال او پیش از این بیان شد.
3-6-2.أَخْبَرَنَا عَلِیُّبنالْحُسَیْنِ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ مُحَمَّدِبنعَلِیٍّ الْکُوفِیِّ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِبنأَبِی هَاشِمٍ عَنْ أَبِی خَدِیجَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ: إِنَّ عَلِیّاً علیه السلام قَالَ: کَانَ لِی أَنْ أَقْتُلَ الْمُوَلِّیَ وَ أُجْهِزَ عَلَی الْجَرِیحِ وَ لَکِنِّی تَرَکْتذَلِکَ لِلْعَاقِبَةِ مِنْ أَصْحَابِی إِنْ جُرِحُوا لَمْ یُقْتَلُوا وَ الْقَائِمُ لَهُ أَنْ یَقْتُلَ الْمُوَلِّیَ وَ یُجْهِزَ عَلَی الْجَرِیحِ؛(1)
ابوخدیجه از امام صادق علیه السلام روایت کرده که آن حضرت فرمود: همانا علی علیه السلام فرمود: مرا چنین اختیاری بود که فراریان از جبهه جنگ را بکشم و کار مجروحان را یکسره سازم ولی من به ملاحظه آیندهنگری برای یاران خود این کار را نکردم که چون مجروح شدند، کشته نشوند ولی برای امام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف مقرّر است که آنان را که از جنگ میگریزند، بکشد و کار زخمیها را یکسره سازد.
بررسی روایت
این روایت نیز مانند سند پیشین است و در سند آن نیز محمدبنعلی کوفی وجود دارد.
3-6-3.أَخْبَرَنَا عَلِیُّبنالْحُسَیْنِ قَالَ: حَدَّثَنِی مُحَمَّدُبنیَحْیَی الْعَطَّارُ عَنْ مُحَمَّدِبنحَسَّانَ الرَّازِیِّ عَنْ مُحَمَّدِبنعَلِیٍّ الْکُوفِیِّ عَنْ أَحْمَدَبنمُحَمَّدِبنأَبِی نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِبنبُکَیْرٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ صَالِحٌ مِنَ الصَّالِحِینَ سَمِّهِ لِی أُرِیدُ
1) (1)نعمانی، محمدبنابراهیم، غیبت نعمانی، ص 236، ب 13، ح 15.
الْقَائِمَ علیه السلام. فَقَالَ: اسْمُهُ اسْمِی. قُلْتُ: أَ یَسِیرُ بِسِیرَةِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله؟ قَالَ: هَیْهَاتَ هَیْهَاتَ یَا زُرَارَةُ، مَا یَسِیرُ بِسِیرَتِهِ. قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ لِمَ؟ قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله سَارَ فِی أُمَّتِهِ بِالْمَنِ، کَانَ یَتَأَلَّفُ النَّاسَ وَ الْقَائِمُ یَسِیرُ بِالْقَتْلِ بِذَاکَ أُمِرَ فِی الْکِتَابِ الَّذِی مَعَهُ أَنْ یَسِیرَ بِالْقَتْلِ وَ لَا یَسْتَتِیبَ أَحَداً؛ وَیْلٌ لِمَنْ نَاوَاه...؛(1)
همان، ص 236، ب 13، ح 14.
به آن حضرت عرض کردم: صالحی از صالحان را برایم نام ببر و منظورم حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف بود، پس فرمود: اسم او اسم من است، عرض کردم: آیا همچون رفتار محمّد صلی الله علیه و آله رفتار میکند؟ فرمود: هرگز هرگز ای زراره؛ رفتار او را پیش نمیگیرد. عرض کردم: فدایت شوم برای چه؟ فرمود: همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله در امّت خود چنان رفتار میکرد که همراه با بخشش بود (مردم را عفو و مرهون منّت خود میساخت) و دلهای مردم را به خود جذب مینمود؛ یعنی با مهر رفتار میکرد ولی رفتار قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف با خشونت و کشتار است، زیرا در کتابی که به همراه دارد مأمور شده است که با کشتار رفتار کند و از کسی توبه نپذیرد، وای بر کسی که با او دشمنی کند و به ستیز برخیزد.
بررسی روایت
در سند این نیز روایت محمدبنعلی کوفی وجود دارد که فردی ضعیف است و توصیف آن قبلاً بیان شده، مضمون روایت نیز با روایات درستی که سیره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را همان سیره رسول خدا صلی الله علیه و آله میداند، مخالفت دارد.
3-6-4.أَخْبَرَنَا عَلِیُّبنالْحُسَیْنِ قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُبنیَحْیَی الْعَطَّارُ بِقُمَ قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُبنحَسَّانَ الرَّازِیُّ قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُبنعَلِیٍّ
1) (1)
الْکُوفِیُ عَنْ مُعَمَّرِبنخَلَّادٍ قَالَ: ذُکِرَ الْقَائِمُ عِنْدَ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام فَقَالَ: أَنْتُمُ الْیَوْمَ أَرْخَی بَالًا مِنْکُمْ یَوْمَئِذٍ. قَالُوا: وَ کَیْفَ؟ قَالَ: لَوْ قَدْ خَرَجَ قَائِمُنَا علیه السلام لَمْ یَکُنْ إِلَّا الْعَلَقُ وَ الْعَرَقُ وَ النَّوْمُ عَلَی السُّرُوجِ وَ مَا لِبَاسُ الْقَائِمِ علیه السلام إِلَّا الْغَلِیظُ وَ مَا طَعَامُهُ إِلَّا الْجَشِب؛(1)
معمّربنخلّاد گوید: نزد امام ابی الحسن الرّضا علیه السلام از قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف یاد شد، پس فرمود: شما امروز آسودهتر از آن روز هستید، عرض کردند: چگونه؟ فرمود: اگر قائم ما علیه السلام خروج کند جز خون بسته شده و عرق و بر روی زینهای اسبان خفتن چیزی در کار نخواهد بود و لباس قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف جز جامه خشن و خوراک او جز غذای ناگوار و نامطبوع نخواهد بود.
بررسی روایت
در سند این روایت نیز محمدبنعلی کوفی وجود دارد که شرح حالش بیان شد.
3-6-5.عَنْهُ عَنْ صَالِحٍ عَنْ مُحَمَّدِبنعَبْدِ اللَّهِبنمِهْرَانَ عَنْ عَبْدِ الْمَلِکِبنبَشِیرٍ عَنْ عُثَیْمِبنسُلَیْمَانَ عَنْ مُعَاوِیَةَبنعَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِذَا تَمَنَّی أَحَدُکُمُ الْقَائِمَ فَلْیَتَمَنَّهُ فِی عَافِیَةٍ فَإِنَّ اللَّهَ بَعَثَ مُحَمَّداً صلی الله علیه و آله رَحْمَةً وَ یَبْعَثُ الْقَائِمَ نَقِمَة؛(2)
معاویةبنعمار از امام صادق علیه السلام روایت کند که آن حضرت فرمود: هرگاه یکی از شما آرزوی دیدار حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف را کند، باید آرزو کند که این دیدار در تندرستی و عافیت باشد (و
مشمول اصلاحات آن بزرگوار نگردد) زیرا خداوند محمد صلی الله علیه و آله را به مهر و عطوفت مبعوث فرمود، و حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف را برای انتقام برانگیزد.
بررسی روایت
در سند روایت محمد بن عبدالله بنمهران وجود دارد که این شخص فردی متهم به غلو و ضعیف است(1)، همچنین این روایت مهمل نیز میباشد؛ زیرا در مورد دو تن از روات این سند اطلاعی در کتابهای رجالی وجود ندارد، یکی عبدالملکبنبشیر و دیگری عیثمبنسلیمان.
3-6-6.عَلِیُّ بن مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّبنالْعَبَّاسِ عَنِ الْحَسَنِبنعَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ عَاصِمِبنحُمَیْدٍ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فی حدیث إلی أن قال: قُلْتُ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ (هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنا إِلاّ إِحْدَی الْحُسْنَیَیْنِ)2 قَالَ: إِمَّا مَوْتٌ فِی طَاعَةِ اللَّهِ أَوْ إِدْرَاکُ ظُهُورِ إِمَامٍ وَ نَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِهِمْ مَعَ مَا نَحْنُ فِیهِ مِنَ الشِّدَّةِ أَنْ یُصِیبَهُمُ اللَّهُ بِعَذابٍ مِنْ عِنْدِهِ. قَالَ: هُوَ الْمَسْخُ أَوْ بِأَیْدِینَا وَ هُوَ الْقَتْلُ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَل لِنَبِیِّهِ صلی الله علیه و آله: قُلْ تَرَبَّصُوا فَإِنَّا مَعَکُمْ مُتَرَبِّصُونَ وَ التَّرَبُّصُ انْتِظَارُ وُقُوعِ الْبَلَاءِ بِأَعْدَائِهِمْ؛(2)
(آن دو سرانجام نیک) یا مرگ در راه اطاعت خداست و یا درک ظهور امام، ولی ما در مورد آنها انتظار میبریم با این وضع سخت و ناهنجاری که داریم که خداوند از نزد خود عذابیبدانها بفرستد. فرمود که آن عذاب یا مسخ است یا به دست ما (آنها را عذاب
کند) که آن کشتن آنها است. خدای, به پیامبرش فرمود: بگو منتظر باشید که ما نیز با شما از منتظران هستیم و مقصود انتظار وقوع بلا به دشمنان است.
بررسی روایت
در سند روایت علیبنعباس وجود دارد که وی به غلو و ضعف شخصیّت متهم است.(1)همچنین این روایت مهمل نیز میباشد؛ زیرا از حسنبنعبدالرحمن (حمانی) اطّلاعاتی در کتابهای رجالی وجود ندارد.
3-6-7.بِهَذَا الْإِسْنَادِ (عَلِیُّ بن مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیّ ِبن الْعَبَّاسِ عَنِ الْحَسَنِ بن عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ عَاصِم ِبن حُمَیْدٍ عَنْ أَبِی حَمْزَة) عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ (قُلْ ما أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَکَلِّفِینَ إِنْ هُوَ إِلاّ ذِکْرٌ لِلْعالَمِینَ) ...قال: ِ وَ سَیَخْتَلِفُونَ فِی الْکِتَابِ الَّذِی مَعَ الْقَائِمِ الَّذِی یَأْتِیهِمْ بِهِ حَتَّی یُنْکِرُهُ نَاسٌ کَثِیرٌ فَیُقَدِّمُهُمْ فَیَضْرِبُ أَعْنَاقَهُم؛(2)
محققاً درکتابیکه با قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف است و برای آنها خواهد آورد، اختلاف خواهند کرد تا بدان حد که جمع زیادی آن را انکار میکنند، سپس قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف آنها را پیش آورده و گردن آنها را میزند.
بررسی روایت
در سند این روایت نیز علی بن عباس و حسنبنعبدالرحمن (حمانی) وجود دارد که شرح حالشان پیش از این بیان شد.
3-6-8.حَدَّثَنَا رِشْدِینُ، عَن ِابن لَهِیعَةَ، عَنْ عَیَّاش ِبن عَبَّاسٍ الزُّرَقِیِّ،
عَنِابنزُرَیْرٍ، عَنْ عَلِیٍّ، رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: یُرْسِلُ اللَّهُ عَلَی أَهْلِ الشَّامِ مَنْ یُفَرِّقُ جَمَاعَتَهُمْ، حَتَّی لَوْ قَاتَلَتْهُمُ الثَّعَالِبُ غَلَبَتْهُمْ، وَعِنْدَ ذَلِکَ یَخْرُجُ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ بَیْتِی فِی ثَلَاثِ رَایَاتٍ،...، أَمَارَتُهُمْ: أَمِتْ أَمِتْ...؛(1)
خداوند کسی را به سوی شام میفرستد که جماعت آنان را متفرق میسازد بهطوریکه اگر گرگها به مقابله با آنان بیایند، آنها را شکست میدهند. در آن هنگام است مردی از خاندان من قیام میکند در قالب سه پرچم... شعار آنها بکُش بکُش است.
بررسی روایت
در سند روایتابنلهیعه وجود دارد که وی فردی ضعیف است چنانکهابنمعین در توصیف وی گفته است: «ضعیفٌ لا یحتجُ به».(2)
3-6-9.حَدَّثَنَاابنوَهْبٍ، عَنِابنلَهِیعَةَ، عَنِ الْحَارِثِبنیَزِیدَ، سَمِعَابنزُرَیْرٍ الْغَافِقِیَّ، سَمِعَ عَلِیًّا، یَقُولُ:... لَا یَلْقَاهُ عَدُوٌّ إِلَّا هَزَمَهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ، شِعَارُهُمْ: أَمِتْ أَمِتْ؛(3)
... قائم به دشمنی برنمیخورد مگر اینکه به اذن خداوند او را شکست میدهد؛ شعار قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف و اصحابش بکُش بکُش است.
بررسی روایت
در سند این روایت نیزابنلهیعه وجود دارد که شرح حال وی گذشت.
3-6-10.حَدَّثَنَا سُوَیْدُبنعَبْدِ الْعَزِیزِ، عَنْ إِسْحَاقَبنأَبِی فَرْوَةَ، وَابنشَابُورَ، جَمِیعًا عَنْ مَکْحُولٍ، عَنْ حُذَیْفَةَبنالْیَمَانِ، رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ
قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله:... ثُمَّ یَفْتَرِقُونَ وَیَخْتَبِئُونَ تَحْتَ کُلِّ شَجَرٍ وَحَجَرٍ، حَتَّی یَقُولَ الشَّجَرُ: یَا عَبْدَ اللَّهِ یَا مُسْلِمُ! تَعَالَ، هَذَا یَهُودِیُّ وَرَائِی فَاقْتُلْهُ؛(1)
سپس پراکنده میشوند و زیر هر درخت و سنگی پنهان میگردند تا اینکه درخت میگوید: ایبنده خدا، ای مسلمان! بیا اینجا، این یک یهودی است که پشت سر من است، پس او را بکش.
بررسی روایت
در سند روایت سویدبنعبد العزیز وجود دارد که نسائی در مورد وی گفته است او ثقه نیست و ضعیف است.(2)
3-6-11عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِبنزِیَادٍ عَنْ مُحَمَّد ِبن الْحَسَنِ بن شَمُّونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِبنعَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ مَالِک ِبن عَطِیَّةَ عَنْ أَبَان ِبن تَغْلِبَ قَالَ: قَالَ لِی ابوعَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: دَمَانِ فِی الْإِسْلَامِ حَلَالٌ مِنَ اللَّهِ لَا یَقْضِی فِیهِمَا أَحَدٌ حَتَّی یَبْعَثَ اللَّهُ قَائِمَنَا أَهْلَ الْبَیْتِ فَإِذَا بَعَثَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ قَائِمَنَا أَهْلَ الْبَیْتِ حَکَمَ فِیهِمَا بِحُکْمِ اللَّهِ لَا یُرِیدُ عَلَیْهِمَا بَیِّنَةً الزَّانِی الْمُحْصَنُ یَرْجُمُهُ وَ مَانِعُ الزَّکَاةِ یَضْرِبُ عُنُقَه؛(3)
ابنشمّون گوید که امام صادق علیه السلام فرمود: دو خون است که ریختن آنها از طرف خداوند حلال است، ولی تا قبل از قیام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف اجازه آنها داده نشده است، پس هرگاه خداوند او را برانگیزد، بدون بینه قضاوت کرده (و اجازه ریختن آنها را خواهد
داد) یکی خون زناکاری است که دارای همسر است و او را سنگسار میکند و دیگری خون مانع الزّکات است که حضرت گردن وی را میزند.
بررسی روایت
در سند این روایت افراد بسیار ضعیفی وجود دارد؛ یکی محمدبنحسن شمون که وی فردی غالی(1)، واقفی مذهب، ضعیف و فاسد المذهب است(2). دیگری عبدالله بن عبدالرحمن الاصمّ فردی ضعیف و غالی که از دروغسازان بصره بوده است.(3)
نکته
همین روایت در کمال الدین نیز با سندی متفاوت نقل شده است که سند آن عبارت است از:
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بن الْحَسَنِ بن أَحْمَدَ بن الْوَلِیدِ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بن الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ یَعْقُوبَ بن یَزِیدَ عَنْ مُحَمَّدِ بن أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ أَبَانِ بنعُثْمَانَ عَنْ أَبَانِ بنتَغْلِبَ قَالَ: قَالَ ابوعَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:....(4)
3-6-12.أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بن مُحَمَّدِ بن سَعِیدٍ ابن عُقْدَةَ قَالَ: حَدَّثَنَا عَلِیُّ بن الْحَسَنِ عَنْ مُحَمَّدِ بن خَالِدٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ بن مَیْمُونٍ عَنِ الْحَسَنِ بن هَارُونَ بَیَّاعِ الْأَنْمَاطِ قَالَ: کُنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام جَالِساً فَسَأَلَهُ الْمُعَلَّیبنخُنَیْسٍ أَیَسِیرُ الْقَائِمُ إِذَا قَامَ بِخِلَافِ سِیرَةِ عَلِیٍّ علیه السلام فَقَالَ نَعَمْ وَ ذَاکَ أَنَّ عَلِیّاً سَارَ بِالْمَنِّ وَ الْکَفِّ لِأَنَّهُ عَلِمَ أَنَّ شِیعَتَهُ
سَیُظْهَرُ عَلَیْهِمْ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنَّ الْقَائِمَ إِذَا قَامَ سَارَ فِیهِمْ بِالسَّیْفِ وَ السَّبْیِ وَ ذَلِکَ أَنَّهُ یَعْلَمُ أَنَّ شِیعَتَهُ لَمْ یُظْهَرْ عَلَیْهِمْ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدا؛(1)
حسنبنهارون نمدفروش گوید: نزد امام صادق علیه السلام نشسته بودم که معلّیبنخنیس از آن حضرت پرسید: آیا وقتی امام قائم علیه السلام قیام نمود بر خلاف روش علی علیه السلام رفتار خواهد کرد؟ فرمود:
آری، بدان جهت که علی با منّت گذاشتن و دست برداشتن (از مردم و مخالفین) رفتار مینمود برای اینکه میدانست پس از او پیروانش به زودی مغلوب دشمنان خواهند شد و اینکه قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف چون قیام کند در میان ایشان با شمشیر و اسیر ساختن رفتار خواهد کرد، زیرا او میداند که شیعه او پس از او هرگز مغلوب دشمنان نمیشوند.
بررسی روایت
در سند این روایت محمدبنخالد وجود دارد که مرحوم آیتالله خویی وی را به نظر نجاشی مهمل دانسته است(2)، همچنین حسنبنهارون نیز ناشناخته است. افزون بر اینها مضمون روایت نیز با روایتهای دیگری که سیره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را همان سیره امیرالمومنین علیه السلام میداند، مخالف است؛ بنابراین نمیتوان به آن اعتماد کرد.
3-6-13.أَحْمَدُبنإِدْرِیسَ عَنْ عَلِیِّبنالْفَضْلِ عَنْ أَحْمَدَبنعُثْمَانَ عَنْ أَحْمَدَبنرِزْقٍ عَنْ یَحْیَیبنالْعَلَاءِ الرَّازِیِ قَالَ: سَمِعْتُ اباعَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ: یُنْتِجُ اللَّهُ تَعَالَی فِی هَذِهِ الْأُمَّةِ رَجُلًا مِنِّی وَ أَنَا مِنْهُ یَسُوقُ اللَّهُ تَعَالَی بِهِ بَرَکَاتِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ فَیُنْزِلُ السَّمَاءُ قَطْرَهَا وَ یُخْرِجُ
الْأَرْضُ بَذْرَهَا وَ تَأْمَنُ وُحُوشُهَا وَ سِبَاعُهَا وَ یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً وَ یَقْتُلُ حَتَّی یَقُولَ الْجَاهِلُ: لَوْ کَانَ هَذَا مِنْ ذُرِّیَّةِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله لَرَحِمَ؛(1)
خداوند متعال در این امت مردی را به وجود میآورد که او از من است و من از او میباشم. خداوند به سبب وی برکات آسمانها و زمین را به پیش میراند، سپس آسمان باران خود را فرو میفرستد و زمین ثمره خود را آشکار میکند و حیوانات نا اهلی و وحشی قابل اعتماد میشوند، وی زمین را پر از عدل و داد می کند همانطورکه از ظلم و جور پر شده است، وچنان میکشد که فرد جاهل می گوید: اگر این مرد از ذریه محمد بود قطعا رحم میکرد.
بررسی روایت
در سند روایت احمدبنعثمان وجود دارد که وی فردی ناشناخته است، خود این روایت نیز مجهول است زیرا یکی از روات آن (علیبنفضل) مجهول الحال(2)میباشد.
3-6-14حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بن مُحَمَّدِ بن سَعِیدٍ قَالَ: حَدَّثَنَا الْقَاسِمُ بن مُحَمَّد ِبن الْحَسَنِ بن حَازِمٍ قَالَ: حَدَّثَنَا عُبَیْسُ بن هِشَامٍ عَنْ عَبْدِ اللَّه ِبن جَبَلَةَ عَنْ عَلِیِّ بن أَبِی الْمُغِیرَةِ قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّه ِبن شَرِیکٍ الْعَامِرِیُ عَنْ بِشْرِبنغَالِبٍ الْأَسَدِیِّ قَالَ: قَالَ لِیَ الْحُسَیْنُ بن عَلِیٍّ علیه السلام یَا بِشْرُ مَا بَقَاءُ قُرَیْشٍ إِذَا قَدَّمَ الْقَائِمُ الْمَهْدِیُّ مِنْهُمْ خَمْسَمِائَةِ رَجُلٍ فَضَرَبَ أَعْنَاقَهُمْ صَبْراً ثُمَّ قَدَّمَ خَمْسَمِائَةٍ فَضَرَبَ أَعْنَاقَهُمْ صَبْراً ثُمَّ
خَمْسَمِائَةٍ فَضَرَبَ أَعْنَاقَهُمْ صَبْراً. قَالَ: فَقُلْتُ لَهُ: أَصْلَحَکَ اللَّهُ أَ یُبْلَغُونَ ذَلِکَ؟ فَقَالَ الْحُسَیْنُبنعَلِیٍّ علیه السلام: إِنَّ مَوْلَی الْقَوْمِ مِنْهُمْ قَالَ فَقَالَ لِی بَشِیرُبنغَالِبٍ أَخُو بِشْرِبنغَالِبٍ: أَشْهَد أَنَّ الْحُسَیْنَبنعَلِیٍّ علیه السلام عَدَّ عَلَی أَخِی سِتَّ عَدَّاتٍ أَوْ قَالَ سِتَّ عَدَدَاتٍ عَلَی اخْتِلَافِ الرِّوَایَةِ؛(1)
بشربنغالب اسدی گوید: حسینبنعلی علیهما السلام به من فرمود: ای بشر، قریش را چه به جای میماند هنگامیکه قائم مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پانصد نفر از ایشان را پیش کشد و دست بسته گردن آنها را بزند، سپس پانصد نفر دیگر از ایشان را جملگی دست بسته گردنهایشان را بزند و دیگر بار پانصد نفر از آنان را دست بسته گردن بزند. راوی گوید: به آن حضرت عرض کردم: خداوند حال شما را اصلاح فرماید، آیا آنان بدان مقدار میرسند؟ پس حسینبنعلی علیهما السلام فرمود: همانا همپیمان و هم عقیده هر قوم جزئی از آنان محسوب میشود. راوی گوید: بشیربنغالب برادر بشربنغالب به من گفت: من گواهم که حسینبنعلی علیهما السلام شش مرتبه برای برادرم بر شمرد - یا شش بار گفت - بر اساس اختلاف روایات.
بررسی روایت
در سند روایت قاسم بن محمد بن حسن بن حازم وجود دارد که وی فردی ناشناخته است و بشربنغالب اسدی فردی است که ویژگی وی در کتب رجالی بیان نشده است و به اصطلاح حدیثی مجهول میباشد، مضمون روایات نیز با محکمات دینی و عقلی تطبیق نمیکند، به ویژه کشتن به شکل «صبراً» یعنی کشتن با بستن و در تنگنا قرار دادن مقتول.
1) (1)نعمانی، محمدبنابراهیم، غیبت نعمانی، ص 240-241، ب 13، ح 23.
3-6-15.حَدَّثَنَا حَمْزَةُبنیَعْلَی عَنْ مُحَمَّدِبنالْفُضَیْلِ عَنِ الرِّبْعِیِّ عَنْ رُفَیْدٍ مَوْلَی أَبِی هُبَیْرَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: جُعِلْتُ فِدَاکَ یَاابنرَسُولِ اللَّهِ! یَسِیرُ الْقَائِمُ بِسِیرَةِ عَلِیِّبنأَبِی طَالِبٍ فِی أَهْلِ السَّوَادِ؟ فَقَالَ: لَا، یَا رُفَیْدُ! إِنَّ عَلِیَّبنأَبِی طَالِبٍ سَارَ فِی أَهْلِ السَّوَادِ بِمَا فِی الْجَفْرِ الْأَبْیَضِ وَ إِنَّ الْقَائِمَ یَسِیرُ فِی الْعَرَبِ بِمَا فِی الْجَفْرِ الْأَحْمَرِ. قَالَ: فَقُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ وَ مَا الْجَفْرُ الْأَحْمَرُ؟ قَالَ: فَأَمَرَّ إِصْبَعَهُ إِلَی حَلْقِهِ فَقَالَ: هَکَذَا، یَعْنِی الذَّبْحَ...؛(1)
رفید گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: یابنرسول الله، آیا قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف مطابق سیره علیبنابی طالب علیه السلام با مردم سواد (عراق) عمل میکند؟ فرمود: نه ای رفید! همانا علیبنابی طالب با اهل سواد مطابق آنچه در جفر ابیض بود عمل مینمود، ولی قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف با اعراب مطابق آنچه در جفر احمر هست عمل خواهد کرد. پرسیدم: فدایت شوم جفر احمر چیست؟ رفید گفت: حضرت انگشت خود را به حلق خود کشید و فرمود: این چنین، یعنی ذبح.
بررسی روایت
جناب رفید در کتابهای رجالی توثیق نشده است، همچنین محمدبنفضیل فردی ضعیف(2)و متهم به غلو است.(3)
در توضیح جفر ابیض و جفر احمر از امام صادق علیه السلام روایتی وارد شده است که بدان اشاره میکنیم:
1) (1)صفار، محمد بنحسن، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمّد صلی الله علیه و آله، تصحیح محسن بن عباسعلی کوچه باغی، چاپ دوم، قم، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، 1404 ق، ص 152، ب 14، ح 4.
2) (2) طوسی، محمدبنحسن، رجال طوسی، ص 343.
3) (3) موسویخویی، ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواه، ج 17، ص 145، ش 11546.
-عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَبنمُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّبنالْحَکَمِ عَنِ الْحُسَیْنِبنأَبِی الْعَلَاءِ قَالَ: سَمِعْتُ اباعَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ: إِنَّ عِنْدِی الْجَفْرَ الْأَبْیَضَ. قَالَ: قُلْتُ: فَأَیُّ شَیْءٍ فِیهِ؟ قَالَ: زَبُورُ دَاوُدَ وَ تَوْرَاةُ مُوسَی وَ إِنْجِیلُ عِیسَی وَ صُحُفُ إِبْرَاهِیمَ علیه السلام وَ الْحَلَالُ وَ الْحَرَامُ وَ مُصْحَفُ فَاطِمَةَ مَا أَزْعُمُ أَنَّ فِیهِ قُرْآناً وَ فِیهِ مَا یَحْتَاجُ النَّاسُ إِلَیْنَا وَ لَا نَحْتَاجُ إِلَی أَحَدٍ حَتَّی فِیهِ الْجَلْدَةُ وَ نِصْفُ الْجَلْدَةِ وَ رُبُعُ الْجَلْدَةِ وَ أَرْشُ الْخَدْشِ وَ عِنْدِی الْجَفْرَ الْأَحْمَرَ. قَالَ: قُلْتُ: وَ أَیُّ شَیْءٍ فِی الْجَفْرِ الْأَحْمَرِ؟ قَالَ: السِّلَاحُ وَ ذَلِکَ إِنَّمَا یُفْتَحُ لِلدَّمِ یَفْتَحُهُ صَاحِبُ السَّیْفِ لِلْقَتْلِ. فَقَالَ لَهُ عَبْدُ اللَّهِبنأَبِی یَعْفُورٍ: أَصْلَحَکَ اللَّهُ أَ یَعْرِفُ هَذَابنو الْحَسَنِ؟ فَقَالَ: إِی وَ اللَّهِ کَمَا یَعْرِفُونَ اللَّیْلَ أَنَّهُ لَیْلٌ وَ النَّهَارَ أَنَّهُ نَهَارٌ وَ لَکِنَّهُمْ یَحْمِلُهُمُ الْحَسَدُ وَ طَلَبُ الدُّنْیَا عَلَی الْجُحُودِ وَ الْإِنْکَارِ وَ لَوْ طَلَبُوا الْحَقَّ بِالْحَقِّ لَکَانَ خَیْراً لَهُمْ؛(1)
حسینبنابیالعلا گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام میفرمود: همانا جفر سفید نزد من است. عرض کردم: در آن چیست؟ فرمود: زبور داود، تورات موسی، انجیل عیسی، صحف ابراهیم و حلال و حرام و مصحف فاطمه و معتقد نیستم که در مصحف چیزی از قرآن باشد؛ در آن است آنچه مردم به ما احتیاج دارند و ما به کسی احتیاج نداریم، حتی مجازات یک تازیانه و نصف تازیانه و یک چهارم تازیانه و جریمه خراش در آن هست. و جفر سرخ هم نزد من است. عرض کردم: در جفر سرخ چیست؟ فرمود: اسلحه است و آن تنها برای خونخواهی گشوده میشود و صاحب شمشیر (امام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف) آن را برای کشتن باز میکند. ابنابییعفور به حضرتش عرض کرد: اصلحک الله. پسران حسن او را میشناسند؟ فرمود:
1) (1)کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، کافی، ج 1، ص 240، ح 3.
آری، به خدا میشناسند؛ چنانکه روز و شب را میشناسند و تشخیص میدهند که این روز است و این شب، ولی حسد و دنیاطلبی ایشان را بر سرپیچی و انکار وامیدارد و اگر ایشان حق را از راه حق جویند، برایشان بهتر است.
3-6-16.حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بنمُحَمَّدٍ عَنِ ابنسِنَانٍ عَنْ رُفَیْدٍ مَوْلَی أَبِی هُبَیْرَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ لِی: یَا رُفَیْدُ! کَیْفَ أَنْتَ إِذَا رَأَیْتَ أَصْحَابَ الْقَائِمِ قَدْ ضَرَبُوا فَسَاطِیطَهُمْ فِی مَسْجِدِ الْکُوفَةِ ثُمَّ أَخْرَجَ الْمِثَالَ الْجَدِیدَ عَلَی الْعَرَبِ الشَّدِیدِ قَالَ: قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ مَا هُوَ؟ قَالَ: الذَّبْحُ. قَالَ: قُلْتُ: بِأَیِّ شَیْءٍ یَسِیرُ فِیهِمْ بِمَا سَارَ عَلِیُّبنأَبِی طَالِبٍ فِی أَهْلِ السَّوَادِ؟ قَالَ: لَا یَا رُفَیْدُ! إِنَّ عَلِیّاً علیه السلام سَارَ بِمَا فِی الْجَفْرِ الْأَبْیَضِ وَ هُوَ الْکَفُّ وَ هُوَ یَعْلَمُ أَنَّهُ سَیَظْهَرُ عَلَی شِیعَتِهِ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنَّ الْقَائِمَ یَسِیرُ بِمَا فِی الْجَفْرِ الْأَحْمَرِ وَ هُوَ الذَّبْحُ وَ هُوَ یَعْلَمُ أَنَّهُ لَا یَظْهَرُ عَلَی شِیعَتِهِ؛(1)
رفید گوید که امام صادق علیه السلام به من فرمود: ای رفید! چگونه هستی وقتی اصحاب قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف را مشاهده کنی که خیمههای خود را در مسجد کوفه برپا میدارند، سپس قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف برنامهای جدید را که برای اعراب شدید است، ارائه میدهد. رفید گفت: پرسیدم: فدایت شوم، آن برنامه چیست؟ حضرت فرمود: کشتن، گفتم به چه روشی عمل خواهد کرد در مورد آنان، آیا همچون سیره علی در مورد مردم سواد عمل خواهد کرد؟ فرمود: خیر ای رفید! همانا علیبنابی طالب با جفر ابیض که همان گذشت و کف از دشمن است، عمل میکرد، زیرا او میدانست که در آینده نزدیکی شیعیانش مغلوب دشمنان میشوند؛ اما قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف مطابق با جفر
1) (1)صفار، محمدبنحسن، بصائر الدرجات فی فضائل صلی الله علیه و آله، ص 155، ب 14، 13.
احمر که همان کشتن است، عمل میکند، زیرا او میداند که شیعیانش شکست نخواهند خورد.
بررسی روایت
در سند رفید وجود دارد که شرح وی در حدیث پیشین گذشت. همچنین ابنسنان نیز مشترک(1)بین محمد و عبدالله است که محمدبنسنان در رجال نجاشی تضعیف شده است.(2)
3-6-17.عَن سَلامِبنالمُستَنیرِ عَن أَبی جَعفَرٍ علیه السلام فی قَولِه: «وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سُلْطاناً - فَلا یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ کانَ مَنْصُوراً»(3)قالَ: هُوَ الحُسَینُبنعَلی علیه السلام قُتِلَ مَظلوماً وَ نحنُ أَولیاؤُهُ، وَ القائِمُ مِنّا إذا قامَ منِّا طَلَبَ بِثارِ الحُسینِ، فَیَقتُلَ حتّی یُقالُ: قَد أَسرَفَ فی القَتلِ، وَ قالَ:... المَقتولُ الحُسینُ علیه السلام و وَلیُّه القائِمُ، و الإسرافُ فی القَتلِ - أَن یَقتُلَ غَیرَ قاتِلِه؛(4)
از سلامبنمستنیر از امام باقر علیه السلام در تفسیر آیه بالا روایت است که فرمودند: همانا مقتول مظلوم حسین است و ما اولیاء وی هستیم و قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف که از ماست هنگامیکه قیام کند خونخواهی حسین علیه السلام را خواهد نمود، پس چنان میکشد که گفته میشود در قتل و کشتار اسراف کرده است... همچنین فرمود: مقتول حسین است و ولی (خونخواه) وی قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف است و مراد از اسراف در قتل آن است که کسی غیر از قاتل او را میکشد.
بررسی روایت
راوی این حدیث سلامبنمستنیر میباشد که وی فردی است که در کتابهای رجالی توصیف و توثیق وی نیامده است، بنابراین به این حدیث نمیتوان اعتماد کرد.
3-6-18.وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ أَحْمَدَبنإِدْرِیسَ عَنْ عَلِیِّ بن محَمَّدِ بن قُتَیْبَةَ عَنِ الْفَضْلِبنشَاذَانَ عَنْ عَمْرِوبنعُثْمَانَعَنْ مُحَمَّدِبنعُذَافِرٍ عَن عُقْبَةَبنیُونُسَعَنْ عَبْدِ اللَّهِبنشَرِیکٍ فِی حَدِیثٍ لَهُ اخْتَصَرْنَاهُ قَالَ: مَرَّ الْحُسَیْنُ علیه السلام عَلَی حَلْقَةٍ مِنْبنی أُمَیَّةَ وَ هُمْ جُلُوسٌ فِی مَسْجِدِ الرَّسُولِ صلی الله علیه و آله فَقَالَ: أَمَا وَ اللَّهِ لَا تَذْهَبُ الدُّنْیَا حَتَّی یَبْعَثَ اللَّهُ مِنِّی رَجُلًا یَقْتُلُ مِنْکُمْ أَلْفاً وَ مَعَ الْأَلْفِ أَلْفاً وَ مَعَ الْأَلْفِ أَلْفاً. فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّ هَؤُلَاءِ أَوْلَادُ کَذَا وَ کَذَا لَا یَبْلُغُونَ هَذَا فَقَالَ: وَیْحَکَ إِنَ فِی ذَلِکَ الزَّمَانِ یَکُونُ لِلرَّجُلِ مِنْ صُلْبِهِ کَذَا وَ کَذَا رَجُلًا وَ إِنَّ مَوْلَی الْقَوْمِ مِنْ أَنْفُسِهِم؛(1)
عبداللهبنشریک گوید: امام حسین علیه السلام از کنار گروهی از بنیامیه که در مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله نشسته بودند، گذشت، سپس فرمود: به خدا سوگند دنیا به پایان نمیرسد تا اینکه خداوند مردی که از من است را بر میانگیزد و از شما هزار و همرا ه هزار، هزار نفر و همچنین همراه هزار نفر، هزار نفر را میکشد، سپس گفتم: فدایت شوم همانا اینان فرزندان چنین و چنان به این تعداد نمیرسند، پس امام علیه السلام فرمود: وای بر تو، در آن زمان مرد از صلب وی چنین و چنان مرد است و همانا همپیمان و همعقیده هر قوم جزء آنان محسوب میشود.
1) (1)طوسی، محمدبنحسن، غیبت طوسی، ص 190، ح 153.
بررسی روایت
در سند روایت عقبهبنیونس و عبیداللهبنشریک هر دو مجهول هستند و نامیاز ایشان در کتابهای رجالی نیست.
3-6-19.عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَبنمُحَمَّدٍ عَنِابنمَحْبُوبٍ عَنِ الْأَحْوَلِ عَنْ سَلَّامِبنالْمُسْتَنِیرِ قَالَ: سَمِعْتُ اباجَعْفَرٍ علیه السلام یُحَدِّثُ إِذَا قَامَ الْقَائِمُ عَرَضَ الْإِیمَانَ عَلَی کُلِّ نَاصِبٍ فَإِنْ دَخَلَ فِیهِ بِحَقِیقَةٍ وَ إِلَّا ضَرَبَ عُنُقَهُ أَوْ یُؤَدِّیَ الْجِزْیَةَ کَمَا یُؤَدِّیهَا الْیَوْمَ أَهْلُ الذِّمَّةِ وَ یَشُدُّ عَلَی وَسَطِهِ الْهِمْیَانَ وَ یُخْرِجُهُمْ مِنَ الْأَمْصَارِ إِلَی السَّوَاد؛(1)
سلامبنمستنیر گوید: شنیدم از امام باقر علیه السلام که میفرمود: هنگامیکه حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور کند، ایمان را بر هر شخص ناصبی عرضه کنند. پس اگر از روی حقیقت ایمان آورد که هیچ، وگر نه گردنش را میزنند یا باید جزیه بپردازد چنانچه امروزه اهل ذمه (کافرانی که بر اساس شرایطی در پناه اسلام زندگی میکنند) آن را میپردازند، و همیانی به کمرشان میبندند و آنها را از شهرها بیرون کرده به روستاها میفرستند.
بررسی روایت
این روایت از سلامبنمستنیر نقل شده است و همانطورکه پیش از این اشاره شد وی فردی مجهول است؛ بنابراین، این روایت ضعیف است و نمیتوان به آن اعتماد کرد.
3-6-20.حدّثنا الحسینُبنأَحمدِ المالِکی، قالَ: حدّثنا محمَّدٌبنعیسی، عَن یونسَبنعَبدُ الرَّحمنِ، عَن سورةِبنکَلیب، عَن أَبی عَبدِ الله علیه السلام قالَ:... فإِذا قامَ قائِمُنا سَقَطتِ التَّقیةُ وجَرَّدَ السَّیفُ،
1) (1)کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، کافی، ج 8، ص 227، ح 288.
وَلَم یَأخُذ مِن النّاسِ ولَم یُعطِهم إلاّ بِالسَّیف؛(1)
امام صادق علیه السلام فرمود: هنگامیکه قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام کند، تقیه باطل میشود و قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف شمشیرش را برهنه میکند و از مردم جز شمشیر نمیگیرد و به آنها جز شمشیر نمیدهد.
بررسی روایت
در سند روایت حسین بن احمد مالکی وجود دارد که وی فردی مجهول است و از مذهب وی اطلاعی در دست نیست.
در پاسخ به وهابیها و پیروان مکتب سقیفه که این روایات ضعیف را مستمسک قرار میدهند تا مردم را نسبت به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بدبین نمایند، باید گفت چرا خود سری به پرونده خلفای سه گانه نمیزنند؟
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برای اجرای عدالت، دنیا طلبان و زورمدارانی که تسلیم حق نمیشوند را از سر راه اسلام و مسلمانان برخواهد داشت؛ اما خلفای سهگانه برای رسیدن به چه هدفی مردم را قتل عام میکردند؟
در تاریخ 25 ساله حکومت خلفای سهگانه، کشتارهایی در کشورهای همسایه انجام شده است که در طول تاریخ بشریت سابقه نداشته است. اکنون به چند نمونه از این کشتارها اشاره میکنیم:
1) (1)ابنجحام، محمدبنعباس بزاز، تأویل ما نزل من القرآن الکریم فی النبی وآله، ص 288، ح 301.
تیراندازان خود دستور داد که چشمان مردم را هدف بگیرند. آنان نیز در آن روز هزار نفر را کور کردند؛ تا آنجاکه این جنگ به «ذات العیون» معروف گشت.
قَدِمَ خَالِدٌ عَلَی الْمُقَدِّمَةِ، فَأَطَافَ بِالْخَنْدَقِ وَأَنْشَبَ الْقِتَالَ، وَکَانَ قَلِیلَ الصَّبْرِ عَنْهُ إِذَا رَآهُ أَوْ سَمِعَ بِهِ، وَتَقَدَّمَ إِلَی رُمَاتِهِ فَأَوْصَاهُمْ، وَقَالَ: إِنِّی أَرَی أَقْوَامًا لا عِلْمَ لَهُمْ بِالْحَرْبِ، فَارْمُوا عُیُونَهُمْ وَلا تَوَخُّوا غَیْرَهَا، فَرَمَوْا رَشْقًا وَاحِدًا ثُمَّ تَابَعُوا فَفُقِئَ أَلْفُ عَیْنٍ یَوْمَئِذٍ، فَسُمِّیَتْ تِلْکَ الْوَقْعَةُ ذَاتَ الْعُیُونِ، وَتَصَایَحَ الْقَوْمُ: ذَهَبَتْ عُیُونُ أَهْلِ الأَنْبَارِ؛(1)
خالد، پیشاپیش لشکر آمد. اطراف خندق میچرخید و آتش جنگ را شعلهور میکرد. او هر وقت جنگی را میدید و یا میشنید، بسیار کمطاقت میشد، پیش تیراندازان رفت و به آنها این چنین سفارش کرد: من میبینم که این مردم جنگیدن نمیدانند؛ پس چشمان آنها را هدف تیر قرار دهید و جای دیگر هدر ندهید؛ سپس خودش یک تیر رها کرد و تیراندازان به دنبال او هزار چشم را در این روز هدف قرار دادند؛ از این رو، این روز به «ذات العیون» نام گرفت، مردم فریاد میزدند که چشمان مردم انبار کور شد.
ذِکْرُ فَتْحِ الأنْبَارِ: ثُمَّ سَارَ خَالِدٌ علی تَعْبِیَتِهِ إلی الأنبار، وأنما سمی الأنبار لأن أهراء الطعام کانت بها أنابیر، وعلی مقدمتِه الأقرعبنحابس. فلما بَلَغَها أطاف بها، وأنْشَبَ القتالَ، وکان قلیلُ الصبرِ عنه وتَقَدَّم إلی رُمَاتِهِ أن یَقْصُدُوا عُیونَهُم فَرَمَوْا رَشْقًا وَاحِدًا،
1) (1)طبری، ابوجعفر محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بنغالب، تاریخ الأمم والرسل والملوک (تاریخ الطبری)، چاپ اول، بیروت، دار الکتب العلمیة، 1407 ق، ج 2، ص 323.
ثم تابعوا فأصابُوا ألفَ عینٍ، فَسُمِّیَتْ تِلْکَ الْوَقْعَةُ ذَاتَ الْعُیُونِ؛(1)
وقتی که شهر انبار فتح شد، خالد مأمور سر و سامان دادن به آن شهر شد (این شهر به آن دلیل انبار نامیده میشد که محل ذخیره مواد غذایی بود). پیشاپیش لشکریان وی شخصی به نام اقرعبنجابس بود که به محض رسیدن به شهر، اطراف آن را محاصره کرد و آتش جنگ را شعلهور ساخت. او مردی کم صبر بود، تیر اندازان را جلوی لشکر گذاشت و دستور داد تا چشمهای مردم را هدف بگیرند و خود او نیز اولین تیر را رها کرد و لشکریان به دنبال او، چشمهای مردم را هدف قرار دادند که به هزار چشم برخورد کرد؛ از این رو، این نبرد «ذات العیون» نام گرفت.
ذکر فتح الأنبار: قال: ثم سار خالد إلی الأنبار، وإنما سمیت الأنبار، لأن أهراء الطعام کانت بها أنابیر، وکان علی من بها من الجند شیرزاد صاحب ساباط، فلما التقوا أمر خالد رامته برشق السهام، وأن یقصدوا عیونهم، فرشقوا رشقاً واحداً، ثم تابعوا، فأصابوا ألف عین، فسمیت هذه الواقعة ذات العیون؛(2)
داستان فتح الأنبار: سپس خالد به سوی الأنبار حرکت کرد، این شهر از آن رو انبار نامیده شده که محل نگهداری مواد غذایی بوده است، نگهبانان این شهر از لشکر شیرزاد صاحب ساباط بوده است.
1) (1)جزری، عزالدینبنالأثیر أبی الحسن علیبنمحمد، الکامل فی التاریخ، تحقیق عبد الله القاضی، چاپ دوم، بیروت، دار الکتب العلمیة، 1415 ق، ج 2، ص 245.
2) (2) نویری، شهابالدین أحمدبنعبد الوهاب، نهایة الأرب فی فنون الأدب، تحقیق مفید قمحیة وجماعة، چاپ اول، بیروت، دار الکتب العلمیة، 1424 ق، ج 19، ص 70.
هنگامیکه با خالد روبهرو شدند، خالد دستور داد که آنها به سوی آنان تیراندازی کنند و چشمان آنها را هدف بگیرند، نخست خودش تیری پرتاب کرد و لشکریان نیز از او پیروی کردند؛ پس تیرهای آنان به هزار چشم برخوردکرد، به همین دلیل، این نبرد را «ذات العیون» نامیدهاند.
فتح خالد للأنبار، وتسمی هذه الغزوات ذات العیون رکب خالد فی جیوشه فسار حتی انتهی إلی الأنبار وعلیها رجل من أعقل الفرس وأسودهم فی أنفسهم، یقال له شیرزاذ، فأحاط بها خالد وعلیها خندق وحوله أعراب من قومهم علی دینهم، واجتمع معهم أهل أرضهم، فمانعوا خالدا أن یصل إلی الخندق فضرب معهم رأسا، ولما تواجه الفریقان أمر خالد أصحابه فرشقوهم بالنبال حتی فقأوا منهم ألف عین، فتصایح الناس، ذهبت عیون أهل الأنبار، وسمیت هذه الغزوة ذات العیون؛(1)
خالد، شهر انبار را فتح کرد و اینجنگها «ذات العیون» نامیده شد. خالد سوار بر مرکب خود به انتهای شهر رفت و مردی از عاقلهای فارس به نام «شیرزاد» همراه او بود. خالد شهر را محاصره کرد؛ ولی مردم در اطراف شهر خندق ایجاد کرده بودند. عدهای از مردان عربزبان، اطراف خندق جمع شده بودند که به همراه صاحبان زمینها مانع از نفوذ لشکر به داخل شهر شدند. خالد دستور داد سر یک نفر از آنان را جدا کنند. سپس فرمان داد که با تیر مردم را هدف قرار دهند تا این که چشم هزاران نفر از آنان
1) (1)ابنکثیر الدمشقی، إسماعیلبنعمر ابوالفداء القرشی، البدایة والنهایة، بیروت، مکتبةالمعارف، بیتا، ج 6، ص 349.
کور شود. فریاد و ناله مردم سراسر آنجا را فرا گرفت که چشمهای مردمان کور شد. بنابراین، این جنگ را «ذات العیون» نامیدند.
تذکر
اکنون جا دارد که از برادران اهل سنت بپرسیم: خداوند در کجای قرآن گفته است که اگر کسی اسلام را قبول نکرد، چشمانش را کور کنید؟! آیا چنین کارهایی در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله سابقه داشت یا از بدعتهای خلیفه دوم بوده است؟
ابناثیر جزری این مطلب را نقل کرده که خالد قسم خورد اگر به مشرکین دست پیدا کند، جوی خون راه بیندازد، به این ترتیب فقط برای یک قسم هفتاد هزار نفر را کشت:
واقتتلوا قتالا شدیدا والمشرکون یزیدهم کلبا وثبوتا توقعهم قدوم بهمن جاذویه فصابروا المسلمین فقال خالد: اللهم إن هزمتهم فعلی أن لا أستبقی منهم من أقدر علیه حتی أجری من دمائهم نهرهم فانهزمت فارس فنادی منادی خالد الأسراء الأسراء إلا من امتنع فاقتلوه فأقبل بهم المسلمون أسراء ووکل بهم من یضرب أعناقهم یوما ولیلة. فقال له القعقاع وغیره لو قتلت أهل الأرض لم تجر دماؤهم فأرسل علیها الماء تبر یمینک ففعل وسمی نهر الدم... وبلغ عدد القتلی سبعین ألفا؛(1)
1) (1)جزری، عزالدینبنالأثیر أبی الحسن علیبنمحمد، الکامل فی التاریخ، ج 2، ص 242.
جنگ شدیدی درگرفت، مشرکین ایستادگی و پایداری میکردند و منتظر آمدن بهمن جاذویه بودند، مسلمانان نیز مقاومت کردند؛ پس خالد گفت: خدایا اگر آنها را شکست دادم، سوگند یاد میکنم هیچ یک از کسانی را که به آنها دست یافتم باقی نگذارم؛ مگر اینکه رود خون به راه بیندازم. اهالی فارس شکست خوردند، شخصی از مأموران خالد فریاد میزد: اسراء را بگیرید و هرکس مقاومت کرد، بکشید؛ پس مسلمانان آنها را اسیر کردند و افرادی را مأمور کردند که شبانه روز گردن آنها را بزنند. قعقاع و دیگران به خالد گفتند: اگر تمام مردم روی زمین را نیز بکشی، جوی خون راه نخواهد افتاد، آب را بر خونها جاری کنید، تا از دست سوگندی که یاد کردهاید، آزاد شوید؛ خالد همین کار را کرد و نام آن رود را «رود خون» گذاشت. در این روز تعداد کشته شدگان به هفتاد هزار نفر میرسید.
ذکر وقعة الثنی: لما وصل کتاب هرمز إلی أردشیر بخبر خالد أمده بقارنبنقریانس فخرج قارن من المدائن ممد الهرمز فلما انتهی إلی المذار لقیته المنهزمون فاجتمعوا ورجعوا ومعهم قباذ وأنوشجان ونزلوا الثنی وهو النهر وسار إلیهم خالد فلقیهم واقتتلوا فبرز قارن فقتله معقل بن الأعشی بن النباش وقتل عاصم أنوشجان وقتل عدی بن حاتم قباذ وکان شرف قارن قد انتهی ولم یقاتل المسلمون بعده أحدا انتهی شرفه فی الأعاجم وقتل من الفرس مقتلة عظیمة یبلغون ثلاثین ألفا سوی من غرق ومنعت المیاه المسلمین من
طلبهم؛(1)
جنگ ثنی: وقتی نامه هرمز به اردشیر رسید و خبر خالد را برای او آورد، به قارنبنقریانس دستور داد که از مدائن به کمک هرمز برود. وقتی که به مذار رسید، شکست خوردگان به او رسیدند و همگی با هم جمع شدند و دوباره بازگشتند و در میان آنان قباد و انوشجان نیز بودند و در ثنی منزل گزیدند که نام نهری بود. خالد به سمت آنان رفت و جنگ کردند. قارن به جنگ آمد اما معقل بن اعشی بن نباش او را کشت؛ عاصم نیز انوشجان را کشت و عدیبنحاتم قباد را. و از ایرانیان گروه بسیاری کشته شدند که به سی هزار نفر میرسیدند! جدا از کسانی که در رود غرق شدند و آب مانع آن شد که مسلمانان بقیه ایرانیان را بگیرند!
ابناثیر درباره جنگهای خلیفه دوم با ایرانیان مینویسد:
فما کانت بین المسلمین والفرس وقعة أبقی رمة منها بقیت عظام القتلی دهرا طویلا وکانوا یحزرون القتلی مائة ألف؛(2)
هیچ جنگی بین مسلمانان و ایرانیان نبود که پس از آن جنازهها مانند این جنگ بر جای بماند؛ استخوان کشتهها مدتی طولانی باقی ماند و کشتهها را یکصد هزار نفر میدانستند!
فأما المقترنون فإنهم جشعوا فتهافتوا فی العتیق فوخزهم المسلمون
برماحهم فما أفلت منهم مخبر وهم ثلاثون ألفا وأخذ ضراربنالخطاب درفش کابیان... وقتلوا فی المعرکة عشرة آلاف سوی من قتلوا فی الأیام قبله؛(1)
اما لشکر احتیاط، آنها فرار کرده و به صورت نامنظم در بیابان به راه افتادند؛ مسلمانان آنان را تیرباران کردند؛ به صورتی که حتی یک نفر از آنان زنده نماند وآنان سی هزار نفر بودند! پس از این ضراربنخطاب پرچم کاویان را برداشت... و در جنگ ده هزار نفر کشته شد؛ جدا از کسانی که در روزهای بعد کشته شدند!
فانهزم قلب المشرکین وقام الجالنوس علی الردم ونادی الفرس إلی العبور وتهافت المقترنون بالسلاسل فی العتیق وکانوا ثلاثین فهلکوا وأخذ ضراربنالخطاب رایة الفرس العظیمة وهی درفش کابیان فعوض منها ثلاثین ألفا وکانت قیمتها ألف ألف ومائة ألف ألف وقتل ذلک الیوم من الأعاجم عشرة آلاف فی المعرکة وقتل من المشرکین فی ذلک الیوم ستة آلاف دفنوا بالخندق سوی ألفین وخمسمائة قتلوا لیلة الهریر وجمع من الأسلاب والأموال ما لم یجمع قبله ولا بعده مثله؛(2)
قلب مشرکان شکست خورد، جالنوس بر بالای دیوار خرابهای ایستاد و فریاد زد که فارسها عبور کنند. لشکر احتیاط به صورت منظم و زنجیروار در بیابان به راه افتادند، آنان در آن روز سیهزار
نفر بودند؛ پس همگی هلاک شدند. ضراربنخطاب پرچم فارسها را که پرچم بزرگ کابیان بود، برداشت... در این روز ده هزار نفر از فارسها در میدان جنگ کشته شدند. شش هزار نفر از مشرکانی که این روز کشته شده بودند را داخل گودالی دفن کردند؛ غیر از دوهزار و پانصد نفری که در شب هریر کشته شده بودند. مال و اموال غارت شده در این جنگ به اندازهای جمع شده بود که نه پیش از آن سابقه داشت و نه پس از آن جمع شد.
شمس الدین ذهبی در سیر أعلام النبلاء مینویسد:
لما کان یوم القادسیة ذهب المغیرةبنشعبة فی عشرة إلی صاحب فارس فقال: إنا قوم مجوس وإنا نکره قتلکم لأنکم تنجسون علینا أرضنا. فقال: إنا کنا نعبد الحجارة حتی بعث الله إلینا رسولا فاتبعناه ولم نجیء لطعام بل أمرنا بقتال عدونا فجئنا لنقتل مقاتلتکم ونسبی ذراریکم وأما ما ذکرت من الطعام فما نجد ما نشبع منه فجئنا فوجدنا فی أرضکم طعاما کثیرا وماء فلا نبرح حتی یکون لنا ولکم فقال العلج: صدق. قال وأنت تفقأ عینک غدا ففقئت عینه بسهم؛(1)
زمانی که روز جنگ قادسیه شد مغیرةبنشعبة (فرمانده مسلمانان) به سوی فرمانده سپاه فارس رفت، فرمانده سپاه فارس به او گفت: ما قومی مجوس هستیم و دوست نداریم با شما بجنگیم، شما سرزمین ما را (با آمدنتان) نجس کردهاید. مغیرة به اوگفت: ما قومی بودیم که سنگ میپرستیدیم تا اینکه خداوند برای ما پیامبرش را فرستاد و ما از ایشان پیروی کردیم و آیین آن پیامبر را پذیرفتیم، و برای غذا هم به سرزمین شما نیامدیم؛ بلکه به ما دستور
1) (1)ذهبی، شمس الدین محمد بن احمد بن عثمان، سیر اعلام النبلاء، ج 3، ص 32.
داده شده بود که با دشمنمان بجنگیم؛ پس به هدف جنگ با شما و اسیر کردن فرزندانتان به این دیار آمدیم؛ اما آنچه در مورد غذا گفتم: ما (در سرزمین خودمان) چیزی نیافتیم که سیرمان کند، وقتی به سرزمین شما آمدیم در این سرزمین آب و غذای فراوانی پیدا کردیم؛ بنابراین از اینجا نمیرویم تا اینکه این مواد غذایی بین ما و شما تقسیم شود. علج گفت: راست میگوید.
طبری در تاریخ خود مینویسد:
وحدثنی ربیعة بن عثمان أن فتح همذان کان فی جمادی الأولی علی رأس ستة أشهر من مقتل عمر بن الخطاب وکان أمیرها المغیرةبنشعبة قال: ویقال کان فتح الری قبل وفاة عمر بسنتین ویقال قتل عمر وجیوشه علیها (رجع الحدیث إلی حدیث سیف) قال فبینما نعیم فی مدینة همذان فی توطئتها فی اثنی عشر ألفا من الجند تکاتب الدیلم وأهل الری وأهل أذربیجان ثم خرج موتا فی الدیلم حتی ینزل بواج روذ وأقبل الزینبی ابوالفرخان فی أهل الری حتی انضم إلیه وأقبل إسفندیاذ أخو رستم فی أهل أذربیجان حتی انضم إلیه وتحصن أمراء مسالح دستبی وبعثوا إلی نعیم بالخبر فاستخلف یزیدبنقیس وخرج إلیهم فی الناس حتی نزل علیهم بواج الروذ فاقتتلوا بها قتالا شدیدا وکانت وقعة عظیمة تعدل نهاوند ولم تکن دونها وقتل من القوم مقتلة عظیمة لا یحصون ولا تقصر ملحمتهم من الملاحم الکبار؛(1)
1) (1)طبری، ابو جعفر محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب، تاریخ الأمم والرسل والملوک (تاریخ الطبری)، ج 2، ص 536.
ربیعةبنعثمان برایم نقل کرد که جنگ همدان در جمادی الأولی و شش ماه گذشته از کشته شدن عمر، اتفاق افتاد. فرمانده این جنگ مغیرةبنشعبه بود. برخی گفتهاند که فتح ری، دو سال پیش از کشته شدن عمر بوده و زمانی که عمر کشته شده، نیروهایش در آنجا ساکن بودهاند. سیف گفته است وقتی ما در همدان بودیم، مقدمه لشکر ایران دوازده هزار نفر بودند که به اهل دیلم و ری و آذربایجان نامه نوشتند، سپس همگی آماده برای جنگ به دیلم آمدند تا به واجرود رسیدند. زینبی با اهل ری و اسفندیار برادر رستم نیز با اهل آذربایجان به کمک او آمدند. امرای لشکر عمر در قلعه گرد آمده، به نعیم خبر فرستادند. او یزیدبنقیس را جانشین خود کرد و خود به سمت ایرانیان به راه افتاد تا به واجرود رسید و در آنجا جنگ شدیدی کردند که مانند جنگ نهاوند بود. از ایرانیان گروهی بسیاری که قابل شمارش نبود، کشته شد و جنگ با آنان از جنگهای بزرگ چیزی کم نداشت!
عبد الرحمن قرشی مینویسد:
وهرب جیش جرجیر فبث عبد اللهبنسعد السرایا وفرقها فأصابوا غنائم کثیرة فلما رأی ذلک رؤساء أهل أفریقیة طلبوا إلی عبد اللهبنسعد أن یأخذ منهم مالا علی أن یخرج من بلادهم فقبل منهم ذلک ورجع إلی مصر ولم یول علیهم أحدا ولم یتخذ بها قیروانا؛(1)
لشکریان جرجیر فرار کردند. عبداللهبنسعد لشکریان او را شکست
1) (1)قرشی المصری، ابوالقاسم عبد الرحمنبنعبد الله عبدالحکمبنأعین، فتوح مصر وأخبارها، تحقیق محمد الحجیری، چاپ اول، بیروت، دار الفکر، 1416 ق، ج 1، ص 312.
داد و آنها را متفرق نمود. آنان به غنائم زیادی دست پیدا نمودند، رؤسای اهل آفریقا وقتی با چنین صحنهای روبهرو شدند، از عبداللهبنسعد درخواست کردند که در مقابل دریافت مالی از آنها از سرزمین آنها خارج شود، عبدالله این پیشنهاد را پذیرفت و (پس از گرفتن پول) به مصر بازگشت و هیچ کسی را به عنوان خلیفه برای آنها مشخص نکرد و از ایشان سوارکار (برای جنگ) نگرفت.
در این جنگ هم جنایت بزرگی اتفاق افتاد. غیر مسلمانان، از فرمانده به ظاهر مسلمان درخواست کردند که ما درهای شهر را بر روی شما میگشاییم، به شرطی که حتی یک نفر از ما کشته نشود؛ اما لشکریان خلیفه همه را جز یک نفر کشتند و گفتند ما گفته بودیم که یک نفر از شما را نمیکشیم.
محمدبنجریر طبری در تاریخ خود مینویسد:
فأتی جرجان فصالحوه علی مائتی ألف ثم أتی طمیسة وهی کلها من طبرستان متاخمة جرجان وهی مدینة علی ساحل البحر فقاتله أهلها فصلی صلاة الخوف أعلمه حذیفة کیفیتها وهم یقتتلون وضرب سعید یومئذ رجلا بالسیف علی حبل عاتقه فخرج السیف من تحت مرفقه وحاصرهم فسألوا الأمان فأعطاهم علی أن لا یقتل منهم رجلا واحدا ففتحوا الحصن فقتلوا أجمعین إلا رجلا واحدا ففتحوا الحصن وحوی ما فی الحصن؛(1)
1) (1)طبری، ابوجعفر محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب، تاریخ الأمم والرسل والملوک (تاریخ الطبری)، ج 2، ص 323.
به گرگان وارد شدند و با گرفتن دویست هزار دینار با آنان مصالحه کردند. سپس به اطراف طمیسه که شهری در کنار ساحل دریا و بعد از گرگان واقع و جزو مازندران بود، رفتند. با مردم آنجا جنگ کردند. نماز خوف که حذیفه که کیفیت خواندن آن را میدانست، خوانده شد و با آنان نیز به مقابله برخاستند و سعید با شمشیر بر سر مردم کوبید که از زیر بغل او درآمد و آنان را محاصره کردند. آنان درخواست امان کردند، به آنان این امان داده شد تا کسی از آنان را نکشند و لذا قلعه را باز کردند؛ ولی آنان همه را کشتند به جز یک مرد. سپس در قلعه را گشودند و آنچه که در قلعه بود غارت کردند.
برخی ادعا کردهاند امام زمانِ ساخته امامیه با امام زمان راستین متفاوت است بهطوریکه مهدی راستین، یاران پیامبر را گرامی میدارد، ایشان دعای خیر میکند و امهاتالمؤمنین را نیز دوست دارد و از آنها به نیکی یاد میکند؛ اما امام زمان ساخته روحانیت امامیه نه اینکه بر یاران رسول بغض میورزند بلکه پیکرهای آنها را از قبرهایشان بیرون میآورد، آتش میزند. او حتی امهات المؤمنین را قصاص میکند و عایشه را حد میزند. این شبههافکن مقصود خود از یاران رسول را شرح میدهد و میگوید: دو یار و خلیفه رسول خدا صلی الله علیه و آله یعنی ابوبکر و عمر را از قبرهایشان بیرون میآورد و از همه ستمهایی که در دنیا، پیش و پس از آنها رخ داده است، از ابوبکر و عمر انتقام میگیرد؛ از انتقام قتل هابیل و قابیل گرفته تا گناه برادران یوسف که او را به چاه انداختند و ظلم نمرود که ابراهیم علیه السلام را به آتش انداخت و حتی انتقام گناه آتش پرستان را نیز از آن دو میگیرد.
پاسخ
ادعای این شبهه افکنان بر دو بخش است:
امام زمان شیعه از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله انتقام میگیرد و پیکرهای آنها را آتش میزند.
بر عایشه امالمؤمنین تازیانه می زند.
ابتدا به بررسی بخش اول یعنی انتقام گرفتن وآتش زدن پیکر اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله میپردازیم. مستندات این ادعا چند روایت ضعیف و غیرقابل اعتماد است. همچنین روایات زیاد و متواتری که دلالت دارد حضرت مهدی به کتاب خدا و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله عمل میکند و خلقوخوی او همانند رسول اکرم صلی الله علیه و آله از رحمت و عطوفت نسبت بهبندگان خدا سرشار است، با این روایت صغیف تعارض و مخالفت کامل دارد که در اینجا به بررسی و نقد این روایات میپردازیم تا حقیقت امر مشخص شود.
1-1.رُوِیَ فِی بَعْضِ مُؤَلَّفَاتِ أَصْحَابِنَا عَنِ الْحُسَیْنِبنحَمْدَانَ عَنْ مُحَمَّدِبنإِسْمَاعِیلَ وَ عَلِیِّبنعَبْدِ اللَّهِ الْحَسَنِیِّ عَنْ أَبِی شُعَیْبٍ وَ مُحَمَّدِبننُصَیْرٍ عَنْ عَمْرِو (عُمر) بنالْفُرَاتِ عَنْ مُحَمَّدِبنالْمُفَضَّلِ عَنِ الْمُفَضَّلِبنعُمَرَ (عن ابیعبدالله):... کُلَّ رَیْنٍ وَ خُبْثٍ وَ فَاحِشَةٍ وَ إِثْمٍ وَ ظُلْمٍ وَ جَوْرٍ وَ غَشْمٍ مُنْذُ عَهْدِ آدَمَ علیه السلام إِلَی وَقْتِ قِیَامِ قَائِمِنَا علیه السلام کُلُّ ذَلِکَ یُعَدِّدُهُ علیه السلام عَلَیْهِمَا وَ یُلْزِمُهُمَا إِیَّاهُ فَیَعْتَرِفَانِ بِهِ ثُمَّ یَأْمُرُ بِهِمَا فَیُقْتَصُّ مِنْهُمَا فِی ذَلِکَ الْوَقْتِ بِمَظَالِمِ مَنْ حَضَرَ ثُمَّ یَصْلِبُهُمَا عَلَی الشَّجَرَةِ وَ یَأْمُرُ نَاراً تَخْرُجُ مِنَ الْأَرْضِ فَتُحْرِقُهُمَا... لَیَقْتَصَّنَّ مِنْهُمَا لِجَمِیعِهِمْ حَتَّی إِنَّهُمَا لَیُقْتَلَانِ فِی کُلِّ یَوْمٍ وَ لَیْلَةٍ أَلْفَ
قَتْلَة؛(1)
امام صادق علیه السلام فرمود: حضرت مهدی پس از بیرون آوردن جنازههای ابوبکر و عمر از قبر و به دار آویختن آنها دستور میدهد آنها را با آتشی که از زمین بیرون میآید بسوزانند؛ سپس باد سیاهی میوزد و خاکستر آنها به دریا ریخته میشود و این کار در هرروز و هرشب هزار مرتبه تکرار میشود و نیز تمام گناهان خلایق از ابتدای عالم تا روز قیام مهدی به حساب ابوبکر و عمر میباشد و آنها باید عذاب همگی را تحمل کنند.
بررسی روایت
در سند روایت است که علامه مجلسی این روایت را از کتاب یکی از اصحاب نقل میکند که نام وی معلوم نیست. همچنین در سند روایت مفضلبنعمر وجود دارد که وی هم مدح شده و هم مورد طعن قرار گرفته است؛ شیخ مفید دربارۀ وی گفته است: او از شیوخ اصحاب امام صادق علیه السلام و از ثقات فقهای صالح میباشد(2)، ولی نجاشی دربارۀ وی گفته است که او فردی فاسدالمذهب و مضطرب الروایه میباشد؛(3)اما بر اساس قاعده مورد قبول رجال در تعارض بین مدح و ذم، ذم مقدم است. اما در مورد دیگر راوی این روایت محمدبننصیر شیخ طوسی در مورد وی آورده است: محمدبننصیر مدعی رسالت و نبوت شد و به تناسخ و مدعی ربوبیت امام هادی علیه السلام قائل بود، و نکاح
با محارم و همجنس بازی مردها را حلال میدانست.(1)عمربنفرات نیز فردی غالی است(2)، حسینبنحمدان نیز فردی بسیار ضعیف و فاسدالمذهب میباشد(3)، همچنین علیبنعبدالله حسنی فردی مجهول است، بنابراین در بیاعتباری این روایت و ضعف سندی آن هیچ شکی نیست و این روایت به هیچ وجه قابل قبول و اعتماد نیست.
1-2.وَ بِإِسْنَادِهِ إِلَی بَشِیرٍالنَّبَّالِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: هَلْ تَدْرِی أَوَّلَ مَا یَبْدَأُ بِهِ الْقَائِمُ علیه السلام؟ قُلْتُ: لَا. قَالَ: یُخْرِجُ هَذَیْنِ رَطْبَیْنِ غَضَّیْنِ فَیُحْرِقُهُمَا وَ یُذْرِیهِمَا فِی الرِّیحِ وَ یَکْسِرُ الْمَسْجِدَ ثُمَّ قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله قَالَ: عَرِیشٌ کَعَرِیشِ مُوسَی علیه السلام وَ ذَکَرَ أَنَّ مُقَدَّمَ مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله کَانَ طِیناً وَ جَانِبُهُ جَرِیدَ النَّخْلِ.(4)
بررسی روایت
بشیر نبال که راوی این حدیث است توثیق نشده و علامه حلی درباره وی گفته است: من در روایت او متوقف هستم.(5)
1-3.حَدَّثَنَا مُحَمَّدُبنأَحْمَدَ الشَّیْبَانِیُ (السنانی) رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُبنأَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْکُوفِیُّ عَنْ سَهْلِبنزِیَادٍ الْآدَمِیِّ عَنْ عَبْدِ الْعَظِیمِبنعَبْدِ اللَّهِ الْحَسَنِیِّ قَالَ: قُلْتُ لِمُحَمَّدِ بن عَلِیِّ بن مُوسَی علیه السلام إِنِّی لَأَرْجُو أَنْ تَکُونَ الْقَائِمَ مِنْ أَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ الَّذِی یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً فَقَال:... الْقَائِمَ الَّذِی یُطَهِّرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ
بِهِ الْأَرْضَ مِنْ أَهْلِ الْکُفْرِ وَ الْجُحُودِ وَ یَمْلَؤُهَا عَدْلًا وَ قِسْطاً هُوَ الَّذِی تَخْفَی عَلَی النَّاسِ وِلَادَتُهُ وَ یَغِیبُ عَنْهُمْ شَخْصُه... خَرَجَ بِإِذْنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل... فَإِذَا دَخَلَ الْمَدِینَةَ أَخْرَجَ اللَّاتَ وَ الْعُزَّی فَأَحْرَقَهُمَا؛(1)
عبدالعظیم حسنی به امام رضا علیه السلام میگوید: من امیدوارم تو همان قائم از اهل بیت محمد باشی که زمین را پس از اینکه پر از ظلم و جور شده است، از عدالت پر میکند. حضرت در جواب او فرمود: آن قائمیکه زمین را از عدالت پر میکند، ولادت او مخفی است و سپس غایب میشود و... هنگامیکه ظاهر میشود... و وارد مدینه میگردد "لات" و "عزی" را میسوزاند. (روشن است که مراد از لات و عزی همان ابوبکر و عمر هستند)
نکته
دلیل بر اینکه همانا مراد از لات و عزی، ابوبکر و عمر هستند روایتی از بحار است که به بیان آن میپردازیم:
«عَن عَبدِ العَظیمِ مثله بیان یعنی بِاللات و العُزّی صَنَمَی قُرَیش ابابَکر وَ عُمَر».(2)
بررسی روایت
در سند روایت محمدبناحمد سنانی وجود دارد که وی فردی مجهول است. همچنین محمد بن ابی عبدالله - که به نظر مرحوم آیتالله خویی همان محمدبنجعفر اسدی است - (3)شخصی است که به گفته نجاشی از ضعفا نقل
کرده و به جبر و تشبیه قائل است.(1)
1-4.حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بن إِبْرَاهِیمَ بن إِسْحَاقَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بن هَمَّامٍ قَالَ: حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بن مَا بُنْدَاذَ قَالَ: حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بن هِلَالٍ عَنْ مُحَمَّدِ بن أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ بن عُمَرَ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بن مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ علیه السلام عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله: لَمَّا أُسْرِیَ بِی إِلَی السَّمَاءِ أَوْحَی إِلَیَّ رَبِّی جَلَّ جَلَالُه... هَذَا الْقَائِمُ الَّذِی یُحَلِّلُ حَلَالِی وَ یُحَرِّمُ حَرَامِی وَ بِهِ أَنْتَقِمُ مِنْ أَعْدَائِی... فَیُخْرِجُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّی طَرِیَّیْنِ فَیُحْرِقُهُمَا؛(2)
مفضل از امام صادق صلی الله علیه و آله از پیامبراکرم صلی الله علیه و آله نقل کرده است: هنگامیکه به معراج برده شدم، خداوند به من مسائلی را وحی کرد... و از جمله اینکه: این قائم همان است که حلال مرا حلال و حرام مرا حرام میکند و به دست او از دشمنان خود انتقام میگیرم... سپس پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: آنگاه "لات" و "عزی" را درحالیکه تر و تازه هستند، خارج نموده و آنان را می سوزاند.
بررسی روایت
در سند روایت احمدبنهلال وجود دارد که شخصی غالی و متهم در دین شمرده میشود(3)، همچنین علامه حلی(4)و نجاشی دربارۀ وی گفتهاند: مذمتهایی دربارۀ او از امام حسن عسکری علیه السلام نقل شده است.(5)
1-5.وَ بِإِسْنَادِهِ (الغیبه سید علیبنعبدالحمید) عَنْ إِسْحَاقَبنعَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَال:... ثُمَّ یُخْرِجُهُمَا غَضَّیْنِ رَطْبَیْنِ فَیَلْعَنُهُمَا وَ یَتَبَرَّأُ مِنْهُمَا وَ یَصْلِبُهُمَا ثُمَّ یُنْزِلُهُمَا وَ یُحْرِقُهُمَا ثُمَّ یُذْرِیهِمَا فِی الرِّیحِ؛(1)
اسحاقبنعمار از امام صادق علیه السلام چنین نقل میکند:... سپس قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف آن دو نفر را درحالیکه تر و تازه هستند، از قبر خارج میکند و مورد لعنت قرار میدهد و از آنان اظهار برائت می نماید و سپس آنان را به صلیب و دار میکشد و سپس پایین میآورد، میسوزاند و خاکستر آنان را در هوا پخش میکند.
بررسی روایت
این روایت را مرحوم مجلسی در بحار از کتاب غیبت سید علیبنعبدالحمید بدون ذکر سند از اسحاقبنعمار نقل میکند که اطلاعی از سند آن در دست نیست. در نتیجه این روایت مرسل است و نمیتوان به آن اعتماد کرد.
1-2.حَدَّثَنَا مُحَمَّدُبنعَلِیٍّ مَاجِیلَوَیْهِ عَنْ عَمِّهِ مُحَمَّدِبنأَبِی الْقَاسِمِ عَنْ أَحْمَدَبنأَبِی عَبْدِ اللَّهِ (البرقی) عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِبنسُلَیْمَانَ عَنْ دَاوُدَبنالنُّعْمَانِ عَنْ عَبْدِ الرَّحِیمِ الْقَصِیرِ قَالَ: قَالَ لِی ابوجَعْفَرٍ علیه السلام: أَمَا لَوْ قَامَ قَائِمُنَا لَقَدْ رُدَّتْ إِلَیْهِ الْحُمَیْرَاءُ حَتَّی یَجْلِدَهَا الْحَدَّ وَ حَتَّی یَنْتَقِمَ لِابْنَةِ مُحَمَّدٍ فَاطِمَةَ علیه السلام مِنْهَا. قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ وَ لِمَ یَجْلِدُهَا الْحَدَّ
1) (1)مجلسی، محمد باقربنمحمد تقی، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام، ج 52، ص 386، ح 201.
؟ قَالَ لِفِرْیَتِهَا عَلَی أُمِّ إِبْرَاهِیمَ. قُلْتُ: فَکَیْفَ أَخَّرَهُ اللَّهُ لِلْقَائِمِ. فَقَالَ: لِأَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی بَعَثَ مُحَمَّداً صلی الله علیه و آله رَحْمَةً وَ بَعَثَ الْقَائِمَ علیه السلام نَقِمَة؛(1)
عبدالرحیم قصیر میگوید: امام باقر علیه السلام فرمودند: وقتی قائم ما قیام میکند، همانا حمیراء (یعنی عایشه) به او تحویل داده میشود تا حد بر او جاری شود و نیز انتقام فاطمه علیه السلام، دختر محمد صلی الله علیه و آله، از او گرفته شود. سپس میگوید: پرسیدم فدای شما گردم چرا حد بر عایشه جاری میشود؟ حضرت فرمود: برای اتهامی است که به ام ابراهیم [کنیزی به نام ماریه قبطیه که همسر پیامبر صلی الله علیه و آله بود] وارد کرد [و او را به زنا با مردی قبطی متهم نمود]. پرسیدم: چرا خداوند اجرای حد عایشه را تا زمان قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف تأخیر انداخت؟ حضرت در پاسخ فرمود: برای اینکه خداوند پیامبر صلی الله علیه و آله را برای رحمت جهانیان مبعوث کرد و قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف را برای نقمت یعنی انتقام و عذاب.
بررسی روایت
در سند روایت هست که ماجیلویه این روایت را از عمویش نقل کرده است. خود ماجیلویه فردی موثّق است؛ اما عموی وی ناشناخته است، محمدبنسلیمان (بصری یا دیلمی) فردی متهم به غلو میباشد(2)و عبدالرحیم قصیر نیز توثیق نشده است. این روایت افزون بر ضعف سندی از نظر متنی نیز مخالف روایاتی است که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را در خلق، ویژگی و سیره عملی همچون پیامبر
اسلام صلی الله علیه و آله و پیامبران دیگری مانند ابراهیم علیه السلام، یوسف علیه السلام، ایوب علیه السلام، موسی علیه السلام و عیسی علیه السلام معرفی می نماید.
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله بنابر نصّ قرآن مجید "رحمة للعالمین" بود؛ چگونه آخرین خلیفه او به جای رحمت، نقمت برای جهانیان میباشد؟ افزون بر این، پیامبر رحمت در اجرای حدود الهی میان خویشاوندان خود و مسلمانان دیگر تفاوتی نمی گذاشت؛ و اگر عایشه شایسته حد میبود به طور قطع پیامبر صلی الله علیه و آله از اجرای آن کوتاهی نمیکرد.
بنابراین باید گفت شیعه هرگز به آنچه این شبهه بیان میدارد، معتقد نیست، بلکه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را در رفتار و کردار هم خوی پیامبراکرم صلی الله علیه و آله میداند.
بنابر آنچه گذشت و پس از بررسی روایات مشخص شد روایاتی که دربارۀ جنگ و کشتار وجود دارد، چند دسته هستند؛ تعدادی از این روایات به زمان پیش از ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و تعدادی از آنها به زمان پس از اتمام حکومت حضرت مربوط است و هیچ ربطی به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ندارد و نباید آنها را به وی نسبت داد.
اما پس از بررسی دقیق مشخص شد که آن دسته از روایاتی که به ظهور حضرت مربوط میباشد و چهره قیام او را خشن و خونین و همراه با جنگ و کشتار بسیار زیاد جلوه میدهد، دچار مشکل سندی و متنی جدّی هستند. این روایات از سوی افراد بسیار ضعیفی همچون محمدبنعلی کوفی و ابوجارود و... نقل شده است و بنابراین نمیتوان برای این روایات اعتباری قائل بود و بر اساس آن چهره و عملکرد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را به هنگام قیام خونین و خشن دانست، بلکه
چنانکه در فصلهای بعدی به آن اشاره خواهد شد، سیره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف همان سیره جدّ بزرگوارشان، رسول خدا صلی الله علیه و آله و امیرالمومنین علیه السلام است. آنچنان که امام مظهر «رحمةللعالمین» میباشد و با مردم با محبت و مهربانی رفتار میکند و تنها با دشمنان حقیقی خداوند که همچنان خواستار ظلم و ستم هستند و به هیچ وجه هدایت الهی را نمیپذیرند وارد جنگ میشود و آنها را از صحنه روزگار محو خواهد کرد.
در مقابل دیدگاه افراطی که در فصل پیشین آمد، یک دیدگاه دیگر به نام دیدگاه تفریطی وجود دارد که بنابرآن امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به هنگام ظهور از راه ولایت و تصرف تکوینی همه خلایق را مطیع و مسخّر میکند و امور جهان را با اعجاز و به صورت غیر عادی انجام میدهد، بنابراین کشتار و اعدام خیلی اندک خواهد بود و حتی به اندازه خون حجامت هم خونی ریخته نخواهد شد.
برای روشن شدن این مطلب و دریافت پاسخ درست به احادیثی که در اینباره وارد شده، میپردازیم. این احادیث به دو دسته تقسیم میشوند؛ یک دسته، آن احادیثی است که این دیدگاه را بیان و تقویت میکنند که بهطور عمده این روایات دارای مشکل سندی جدی است و دسته دیگر احادیثی است که این دیدگاه را نادرست میداند و به بیان دیدگاه درست میپردازند.
ابتدا روایاتی را بیان میکنیم که این دیدگاه را تقویت میکنند و در ادامه به بررسی و نقد آنها میپردازیم:
1-1.قَالَ الْوَلِیدُ: عَنْ أَبِی رَافِعٍ إِسْمَاعِیلَبنرَافِعٍ، عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِی سَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ، عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله قَالَ: تَأْوِی إِلَیْهِ أُمَّتُهُ کَمَا تَأْوِی النَّحْلَةُ یَعْسُوبَهَا، یَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْرًا، حَتَّی یَکُونَ
النَّاسُ عَلَی مِثْلِ أَمْرِهِمُ الْأَوَّلِ، لَا یُوقِظُ نَائِمًا وَلَا یُهْرِیقُ دَمًا؛(1)
امت وی به سوی او پناه میبرند چنانچه زنبور عسل به ملکهاش پناه میبرد، زمین را پر از عدل و داد میکند چنانکه پر از ظلم و جور شده است تا اینکه مردم به حالت اولشان (امنیت) بازگردند. (به هنگام قیام او) هیچ در خواب فرو رفتهای را بیدار نمیکند و هیچ خون و خونریزی نمیکند.
بررسی روایت
این روایت ضعیف و غیر قابل اعتماد است؛ زیرا یحییبنمعین از رجالیون اهل سنت دربارۀ اسماعیلبنرافع واژه ضعیف را به کار بردهاست.(2)همچنین در سند، عبارت مبهم «عمّن» وجود دارد که باعث ارسال و ضعف سند شده است.
1-2.حَدَّثَنَا ابویُوسُفَ، عَنْ فِطْرِبنخَلِیفَةَ، عَنِ الْحَسَنِبنعَبْدِ الرَّحْمَنِ الْعُکْلِیِّ، عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ، رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: یُبَایعُ الْمَهْدِیُّ بَیْنَ الرُّکْنِ وَالْمَقَامِ، لَا یُوقِظُ نَائِمًا، وَلَا یُهْرِیقُ دَمًا؛(3)
ابوهریره گوید: با مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بین رکن و مقام بیعت میشود، وی نه در خواب فرورفتهای را بیدار میکند و نه قطرهای خون میریزد. (در قیام وی قطرهای خونریزی نمیشود).
بررسی روایت
اولاً این روایت موقوف و غیر مسند به پیامبر صلی الله علیه و آله میباشد؛ ثانیاً راوی آن ابوهریره است که وی فردی بسیار ضعیف است و شرح حال وی پیش از این بیان شد.
1-3.حَدَّثَنَاابنعَفَّانَ، حَدَّثَنَا قَاسِمٌ، حَدَّثَنَا أَحْمَدُبنزُهَیْرٍ، حَدَّثَنَا مُوسَیبنإِسْمَاعِیلَ، حَدَّثَنَا ابوهِلَالٍ، عَنْ قَتَادَةَ، قَالَ: یُجَاءُ إِلَی الْمَهْدِیِّ وَهُوَ فِی بَیْتِهِ وَالنَّاسُ فِی فِتْنَةٍ تُهَرَاقُ فِیهَا الدِّمَاءُ، فَیُقَالُ لَهُ: قُمْ عَلَیْنَا فَیَأْبَی حَتَّی یُخَوَّفَ بِالْقَتْلِ، فَإِذَا خُوِّفَ بِالْقَتْلِ قَامَ عَلَیْهِمْ، فَلَا یُهَرَاقُ فِی سَبَبِهِ مِحْجَمَةُ دَمٍ؛(1)
قتاده گوید: مردم به سوی مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میآیند درحالیکه او در منزلش است و مردم در فتنهای که در آن خونریزی شدیدی میشود، دچار هستند سپس به او گفته میشود که به سوی ما برخیز و قیام کن، سپس او اباکرده و سر باز میزند تا اینکه از قتل خویش میهراسد، پس هنگامیکه از قتل هراسید، به سوی مردم قیام میکند، سپس به هنگام قیام وی به سبب آن هیچ خونی ریخته نمیشود.
بررسی روایت
این روایت افزون بر اضطراب متن دچار ضعف سندی است؛ زیرا این روایت موقوف و غیر مسند به پیامبر صلی الله علیه و آله بوده است و اعتباری ندارد.
در این بخش به بیان روایاتی میپردازیم که این دیدگاه را نادرست میداند و سرانجام به بیان دیدگاه درست میپردازد:
2-1.أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بن مُحَمَّدِ بن سَعِیدِ بن عُقْدَةَ قَالَ: حَدَّثَنَا عَلِیُّ بن الْحَسَنِ التَّیْمُلِیُّ مِنْ کِتَابِهِ فِی صَفَرٍ سَنَةَ أَرْبَعٍ وَ سَبْعِینَ وَ مِائَتَیْنِ قَالَ حَدَّثَنَا الْعَبَّاسُ بن عَامِر ِبن رَبَاحٍ الثَّقَفِیُّ عَنْ مُوسَیبنبَکْرٍ عَنْ
1) (1)دانی، عثمانبنسعید، السنن الوارده فی الفتن، د. ضاء اللهبنمحمد إدریس المبارکفوری، چاپ اول، الریاض، دار العاصمة، 1416 ق، ج، 5، ص 1042، ح 557.
بَشِیرٍ النَّبَّالِ وَ أَخْبَرَنَا عَلِیُّبنأَحْمَدَ الْبَنْدَنِیجِیُّ عَنْ عُبَیْدِ اللَّهِبنمُوسَی الْعَلَوِیِّ عَنْ أَیُّوبَبننُوحٍ عَنْ صَفْوَانَبنیَحْیَی عَنْ بَشِیرِبنأَبِی أَرَاکَةَ النَّبَّالِ وَ لَفْظُ الْحَدِیثِ عَلَی رِوَایَةِابنعُقْدَةَ قَالَ: لَمَّا قَدِمْتُ الْمَدِینَةَ انْتَهَیْتُ إِلَی مَنْزِلِ أَبِی جَعْفَرٍ الْبَاقِرِ علیه السلام... قُلْتُ: إِنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّهُ إِذَا کَانَ ذَلِکَ اسْتَقَامَتْ لَهُ الْأُمُورُ فَلَا یُهَرِیقُ مِحْجَمَةَ دَمٍ فَقَالَ کَلَّا وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ حَتَّی نَمْسَحَ وَ أَنْتُمُ الْعَرَقَ وَ الْعَلَقَ وَ أَوْمَأَ بِیَدِهِ إِلَی جَبْهَتِهِ؛(1)
بشیربنابیاراکه گوید: چون به مدینه رسیدم به خانه ابی جعفر علیه السلام گذرم افتاد. عرض کردم: آنان (مرجئه) میگویند: چون این کار روی دهد (ظهور رخ دهد)، همه کارها برای او درست شود و به اندازه خون یک حجامت هم خون ریخته نخواهد شد. فرمود: هرگز چنین نیست. سوگند به آن کسی که جانم بهدست اوست، کار به آنجا خواهد کشید که ما و شما عرق و خون بسته را پاک کنیم و با دست خود به پیشانی خود اشاره کرد. (کنایه از برطرف کردن عرق پیشانی است).
نکته
علامه مجلسی در توضیح عبارت «مسح عرق و علق» گفته است که این عبارت کنایه از سختیها و دشواریهای جنگ و درگیری است که موجب پدید آمدن عرق و ایجاد زخمهای خونین میشود.(2)
2-2.مُوسَیبنبَکْرٍ الْوَاسِطِیِّ عَنْ بَشِیرٍ النَّبَّالِ قَالَ: قَدِمْتُ الْمَدِینَةَ وَ ذَکَرَ مِثْلَ الْحَدِیثِ الْمُتَقَدِّمِ إِلَّا أَنَّهُ قَالَ لَمَّا قَدِمْتُ الْمَدِینَةَ قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام إِنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّ الْمَهْدِیَّ لَوْ قَامَ لَاسْتَقَامَتْ لَهُ الْأُمُورُ عَفْواً وَ
لَا یُهَرِیقُ مِحْجَمَةَ دَمٍ فَقَالَ: کَلَّا وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَوِ اسْتَقَامَتْ لِأَحَدٍ عَفْواً لَاسْتَقَامَتْ لِرَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله حِینَ أُدْمِیَتْ رَبَاعِیَتُهُ وَ شُجَّ فِی وَجْهِهِ؛ کَلَّا وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ حَتَّی نَمْسَحَ نَحْنُ وَ أَنْتُمُ الْعَرَقَ وَ الْعَلَقَ ثُمَّ مَسَحَ جَبْهَتَهُ؛(1)
موسیبنبکر واسطی از بشیر نبال گوید: به مدینه رسیدم و همانند حدیث پیشین را ذکر کرد جز اینکه گوید: چون به مدینه رسیدم، به ابی جعفر علیه السلام عرض کردم: آنان میگویند که چون مهدی قیام کند، همه کارها از برای او بهخودی خود درست شود و به اندازه حجامتی خون نمیریزد. فرمود: هرگز چنین نیست. سوگند به آن کس که جان من بهدست اوست، اگر کارها به خودی خود برای کسی درست میشد، هر آینه برای رسول خدا درست میشد آنگاه که دندانهای جلوی آن حضرت شکست و صورت مبارکش زخم برداشت. نه، هرگز، سوگند به آن کس که جان من به دست اوست، کارها به آنجا میانجامد که ما و شما عرق و خون بسته را پاک کنیم، سپس پیشانی خود را پاک کرد.
2-3.أَخْبَرَنَا عَلِیُّبنأَحْمَدَ الْبَنْدَنِیجِیُّ عَنْ عُبَیْدِ اللَّهِبنمُوسَی الْعَلَوِیِّ الْعَبَّاسِیِ عَنِ الْحَسَنِبنمُعَاوِیَةَ عَنِ الْحَسَنِبنمَحْبُوبٍ عَنْ عِیسَیبنسُلَیْمَانَ عَنِ الْمُفَضَّلِبنعُمَرَ قَالَ: سَمِعْتُ اباعَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَ قَدْ ذَکَرَ الْقَائِمَ علیه السلام فَقُلْتُ إِنِّی لَأَرْجُو أَنْ یَکُونَ أَمْرُهُ فِی سُهُولَةٍ فَقَالَ: لَا یَکُونُ ذَلِکَ حَتَّی تَمْسَحُوا الْعَلَقَ وَ الْعَرَقَ؛(2)
مفضّلبنعمر گوید: اباعبد اللَّه علیه السلام از امام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف یاد میکرد و من عرض کردم: من امیدوارم که کار او به آسانی انجام پذیرد
شنیدم که فرمود: این کار صورت نمیپذیرد تا آنکه عرق و خون بسته را پاک کنید.
با بررسی این روایات میبینیم آن طور نیست که همۀ کارها در زمان قیام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف، به خودی خود و با اعجاز و تصرّفات تکوینی انجام شود، هر چند در ولایت و تصرف تکوینی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و امامان معصوم دیگر، هیچگونه تردیدی وجود ندارد. بلکه کار، دشوارتر از آن چیزی است که افرادی چون مرجئه به آن اعتقاد دارند. بنابر روایات متعدد، نمیتوانیم ادعا کنیم که در هنگام ظهور، هیچ قتل و کشتاری رخ نمیدهد؛ زیرا در آن دوران بحث از انتقام، اجرای حدود الهی و اقامۀ حکومت عدل جهانی است و مسلماً، این امر بزرگ بدون برطرف کردن خارها و سنگهای سر راه آن حضرت، میّسر و محقق نمیشود.
از طرفی، تاریخ گواه است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام سعی کردند، امور جهان را به طور عادی و در مسیر طبیعی خود انجام دهند، بنابر همین اصل است که دندانهای پیشین حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله در جنگ شکسته شد و زخمهایی در جنگ احد و... بر ایشان وارد گشت. امیرالمومنین علیه السلام نیز در جنگ احد نود زخم برداشت.(1)البته هم رسول خدا صلی الله علیه و آله و هم اهل بیت او، به ویژه بقیه اللّه الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف بر تصرّف تکوینی قدرت دارند و
1) (1)مجلسی، محمد باقربنمحمد تقی، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام، ج 20، ص 54.
همواره معجزات و امدادهای غیبی و الهی، همراه آن حضرات و همچنین مؤمنان مخلص و ایثارگر مستضعفان بوده و خواهد بود. به هر حال، لزومی ندارد که ادعا کنیم امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف تمام کارها را از راه امور غیرعادی و به صورت اعجازگونه انجام میدهد و هیچ خونی را نخواهد ریخت.
احادیث صحیح و معتبری است که صریحاً روش حکومتی حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف را همان روش حکومتی رسول خدا صلی الله علیه و آله وامیرمؤمنان علیه السلام معرفی میکند. چند نمونه از این روایات به شرح زیر است:
1-1.حَدَّثَنَا شَیْخُنَا مُحَمَّدُبنعَلِیٍّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بن مُوسَی بن الْمُتَوَکِّلِ رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَیْهِ قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُبنأَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْکُوفِیُّ قَالَ: حَدَّثَنَا مُوسَیبنعِمْرَانَ النَّخَعِیُّ عَنْ عَمِّهِ حُسَیْنِبنیَزِیدَ النَّوْفَلِیِّ عَنِ الْحَسَنِ بن عَلِیِّ بن سَالِمٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ سَعِیدِبنجُبَیْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِبنالْعَبَّاسِ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله: التَّاسِعُ مِنْهُمْ قَائِمُ أَهْلِ بَیْتِی وَ مَهْدِیُّ أُمَّتِی أَشْبَهُ النَّاسِ بِی فِی شَمَائِلِهِ وَ أَقْوَالِهِ وَ أَفْعَالِه؛(1)
پیامبر صلی الله علیه و آله میفرمایند: نهمین فرزند وی امام حسین علیه السلام قائم اهل بیت من است و مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف امت من شبیهترین مردم نسبت به من در شمائل و گفتار و کردار است.
1-2.مُحَمَّدُبنالْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ مُحَمَّد ِبن الْحُسَیْن ِبن أَبِی الْخَطَّابِ
1) (1)خزاز رازی، علی بن محمد، کفایه الاثر، تحقیق سید عبداللطیف حسینی کوه کمری قم، بیدار، 1401 ق، ص 10-11.
عَنْ جَعْفَر ِبن بَشِیرٍ وَ مُحَمَّد ِبن عَبْدِ اللَّه ِبن هِلَالٍ عَنِ الْعَلَاءِ بن رَزِینٍ الْقَلَّاءِ عَنْ مُحَمَّد ِبن مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ اباجَعْفَرٍ علیه السلام عَنِ الْقَائِمِ عَجَّلَ اللَّهُ فَرَجَهُ إِذَا قَامَ بِأَیِّ سِیرَةٍ یَسِیرُ فِی النَّاسِ فَقَالَ: بِسِیرَةِ مَا سَارَ بِهِ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله حَتَّی یُظْهِرَ الْإِسْلَام؛(1)
محمد بن مسلم از امام باقر علیه السلام نقل کرده است که می گوید: از ابوجعفر باقر علیه السلام درباره قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف پرسیدم و گفتم: هنگامیکه قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام کند، با چه روشی در میان مردم عمل خواهد کرد؟ حضرت فرمودند: با همان شیوهای که پیامبر صلی الله علیه و آله در پیش گرفت در میان مردم عمل خواهد کرد، تا اسلام فراگیر و غالب شود.
1-3.أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بن مُحَمَّدِ بن سَعِیدٍ قَالَ: حَدَّثَنَا عَلِیُّبنالْحَسَنِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ رِفَاعَةَبنمُوسَی عَنْ عَبْدِ اللَّهِبنعَطَاءٍ قَالَ: سَأَلْتُ اباجَعْفَرٍ الْبَاقِرَ علیه السلام فَقُلْتُ: إِذَا قَامَ الْقَائِمُ علیه السلام بِأَیِّ سِیرَةٍ یَسِیرُ فِی النَّاسِ؟ فَقَالَ: یَهْدِمُ مَا قَبْلَهُ کَمَا صَنَع رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ یَسْتَأْنِفُ الْإِسْلَامَ جَدِیداً.(2)
عبداللهبنعطاء گوید: از امام باقر علیه السلام سؤال کردم: حضرت حجّت عجل الله تعالی فرجه الشریف پس از ظهور، چه سیره و روشی در حکومت خواهند داشت؟ امام علیه السلام پاسخ می دهند: درست مانند رسول خدا صلی الله علیه و آله، تمام آنچه را که به نام اسلام بر دنیا حاکم است، از بین خواهد برد و اسلام را از نو عرضه خواهد کرد.
نکته
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به فرموده قرآن(1)با نرمی و عدم خشونت، ماقبل خود را بی اعتبار کرد. پیامبر با همه مردم این چنین بود حتّی با کافران هم اینگونه رفتار میکرد و این رفتار وی به مسلمانها اختصاص نداشت. امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز درباره کافران همان سیره را به کار خواهد بست؛ به طور مسلّم اگر امام با غیر مسلمانان با لطف و مهربانی رفتار کند، با مسلمانان مهربانتر خواهد بود.
1-4.عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَبنمُحَمَّدٍ الْبَرْقِیِّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِبنیَحْیَی الْخَزَّازِ عَنْ حَمَّادِبنعُثْمَانَ قَالَ:... أَنَّ قَائِمَنَا أَهْلَ الْبَیْتِ علیه السلام إِذَا قَامَ لَبِسَ ثِیَابَ عَلِیٍّ علیه السلام وَ سَارَ بِسِیرَةِ عَلِیٍّ علیه السلام؛(2)
هنگامیکه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور کند، لباسی همچون جامههای علی علیه السلام بر تن میکند و دقیقاً به سیره امیرالمؤمنین علیه السلام عمل خواهد کرد.
نکته
مراد از «عده من اصحابنا» در سندس روایت علیبنابراهیم و علیبنمحمدبنعبد الله بن اذینه و احمد بن عبدالله بن امینه و علی بن حسن میباشند که همگی مورد اعتماد هستند(3). سند این روایت درست است و هیچ شک و شبهه ای در آن وجود ندارد؛ چرا که راویانش یکی از دیگری بهتر است و متن آن نیز با سیره معصومین علیه السلام موافق است.
مدلول این روایات آن است که چون حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور کند، همۀ مردم، از خرد و کلان و پیر و جوان به او عشق میورزند و از صمیم قلب او را دوست دارند.
1-5.عَلِیُّبنإِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِابنأَبِی عُمَیْرٍ عَنْ مَنْصُورٍ عَنْ فَضْلٍ الْأَعْوَرِ عَنْ أَبِی عُبَیْدَةَ الْحَذَّاءِ قَال:.. فَقَالَ (ابوجعفر علیه السلام) یَا اباعُبَیْدَةَ إِنَّهُ لَا یَمُوتُ مِنَّا مَیِّتٌ حَتَّی یُخَلِّفَ مِنْ بَعْدِهِ مَنْ یَعْمَلُ بِمِثْلِ عَمَلِهِ وَ یَسِیرُ بِسِیرَتِهِ وَ یَدْعُو إِلَی مَا دَعَا إِلَیْه؛(1)
ای اباعبیده کسی از ما چشم از جهان فرونمیبندد مگر اینکه پس از خود کسی را قرار میدهد که مانند او عمل میکند و به روش او رفتار مینماید و به آنچه او میخوانده، فرا میخواند.
نکته
بر اساس این روایت سیره هر امام لاحقی همچون سیره امام پیشین است، پس همه امامان معصوم علیهم السلام از سنت و سیرتی همگون برخوردارند و در نتیجه امام علی علیه السلام و امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف سیرتی یکسان خواهند داشت.
اکنون که معلوم شد سیره امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف همان سیره رسول خدا صلی الله علیه و آله و امیرالمومنین علیه السلام است، باید ببینیم که سیره این بزرگواران در رویارویی با دشمنان چگونه بوده است تا آن روش را برای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز قائل باشیم.
2-1. حضرت علی علیه السلام می فرمایند:
1) (1)کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، کافی، ج 1، ص 397، ح 1.
أَ تَأْمُرُونِّی أَنْ أَطْلُبَ النَّصْرَ بِالْجَوْرِ فِیمَنْ وُلِّیتُ عَلَیْهِ؛(1)
آیا مرا فرمان میدهید تا پیروزی را بجویم به ستم کردن در باره آن که والی او هستیم.
بهطور یقین حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز از همین روش پیروی خواهد کرد، و امکان ندارد که بخواهد از راه ستم، حکومت بر مردم را به دست گیرد.
2-2.وَ سَأَلَهُ (سَأَلَ عَلی علیه السلام) عَمَّارٌ حِینَ دَخَلَ الْبَصْرَةَ فَقَالَ: یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ بِأَیِّ شَیْءٍ تَسِیرُ فِی هَؤُلَاءِ؟ فَقَالَ: بِالْمَنِّ وَ الْعَفْوِ کَمَا سَارَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله فِی أَهْلِ مَکَّةَ حِینَ افْتَتَحَهَا بِالْمَنِّ وَ الْعَفْوِ؛(2)
چون امام علی علیه السلام به بصره وارد شدند، عمار عرض کرد: ای امیرمؤمنان با اینها چگونه رفتار خواهی کرد؟ حضرت فرمود: با گذشت و رحمت، همچنانکه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله چون مکه را فتح کرد، با گذشت و رحمت با آنها رفتار نمود.
2-3. یک نقل تاریخی
دغدغه وسیره امام علی علیه السلام درباره روشنگری، نمایان کردن حقیقت و چگونگی رویارویی با دشمنان را از نقلهای تاریخی نیز آشکارا میتوان دریافت. برای نمونه به یک نقل تاریخی اشاره میکنیم:
آن حضرت در پگاه روز یازدهم جمادی الاولی درحالیکه در میمنه سپاه مالک اشتر و در میسره آن عمار یاسر حضور داشت و پرچم به دست فرزندش محمد حنفیه بود، به سمت سپاه جمل حرکت نمود. آنگاه حضرت بر جایگاهی
ایستادند و با صدای بلند خطاب به سپاه خود فرمود: شتاب نکنید تا بر آنها حجت اقامه کنم. پسابنعباس را خواند و قرآنی به او داد و فرمود: این قرآن را به سوی طلحه، زبیر و عایشه ببر و آنها را به آنچه در آن است، فرا خوان و به طلحه و زبیر بگو آیا شما با اختیار با من بیعت نکردید؟ پس چه چیز سبب شد بیعت مرا بشکنید درحالیکه این قرآن میان من و شما حکم میکند. او میگوید: به خدا سوگند هنوز از جایم حرکت نکرده بودم که تیرهایشان همچون ملخهای پراکنده به سویم باریدن گرفت، به علی علیه السلام عرض کردم: ای امیر مؤمنان تا کی با ما چنین کنند؟! اجازه دهید از خود دفاع کنیم.
حضرت فرمود: بگذارید بار دیگر بر آنها حجت را تمام کنم. سپس فرمود: چه کسی این قرآن را میگیرد و آنها را به آن فرا میخواند و بداند که کشته میشود و من ضمانت بهشت او را از سوی خداوند برعهده میگیرم. هیچ کس از جای خود برنخواست جز جوانی کم سن از عبدالقیس که قبای سفیدی بر تن داشت و نامش مسلم بود. او گفت: ای امیرمؤمنان! من این کار را انجام میدهم و جان خود را به خاطر خدا بر این کار میگزارم.
حضرت از سر دلسوزی از او روی بازگرداند و فرمود: چه کسی این قرآن را میگیرد و بر آنها عرضه میکند و بداند که کشته میشود و بهشت برای اوست. مسلم دوباره سخن خود را تکرار کرد و گفت: من چنین میکنم. امام علیه السلام برای سومین بار سخن خود را تکرار کرد و غیر از آن جوان کسی به پا نخواست. علی علیه السلام قرآن را به او داد و فرمود: به سوی آنان برو و قرآن را بر آنها عرضه نما و به آنچه در قرآن است دعوتشان کن. او حرکت کرد و مقابل سپاه جمل ایستاد و قرآن را باز کرد و گفت: این کتاب خداست و امیرمؤمنان شما را به آنچه در آن است، فرا میخواند. عایشه گفت: خداوند صورتش را زشت کند با
نیزه بزنیدش و آنها نیز بر نیزه زدن به او بر یکدگیر سبقت گرفتند و از هر سو نیزهاش زدند.
امام علیه السلام در این حال آماده نبرد شدند و پرچم را به فرزندشان محمدبنحنیفه دادند و در میان سپاه فریاد زدند: هیچ فراری را نکشید و مجروحی را از پا در نیاورید، پرده کسی را ندرید، زنی را نترسانید و کشتهای را مثله نکنید. آن حضرت در حال سفارش به لشکر بودند که مردی از اصحابشان کشته شد. آن حضرت با مشاهده این واقعه فرمودند: خدایا تو شاهد باش.(1)
نکته
البته برخی از محققان بر این باورند که امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در رویارویی با خروج کنندگان بر آن حضرت روشی متفاوت با روش امام علی علیه السلام برخواهد گزید؛ یعنی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به هنگام جنگ میتواند اموال آنها را به غنیمت بگیرد، خانواده آنان را به اسارت ببرد و اسیران، فراریان و مجروحانشان را از پای درآورد؛ ولی رفتار حضرت علی علیه السلام تقیه و مصلحتِ یاران پس از خود بود که مبادا گرفتار دشمن شوندو دشمن با آنها بد رفتاری کند؛ به همین دلیل بود که در جنگها فراریان و مجروحان دشمن را تعقیب نمیکرد و آنها را نمیکشت، ولی بنده با این قول موافق نیستم زیرا احادیثی که این نظر را بیان و تقویت میکنند از نظر سندی مشکل دارند و نمیتوان به آنها اعتماد کرد. برای نمونه به یکی از این روایات اشاره میکنیم:
أَخْبَرَنَا عَلِیُّبنالْحُسَیْنِ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ مُحَمَّدِبنعَلِیٍّ الْکُوفِیِّ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِبنأَبِی هَاشِمٍ عَنْ أَبِی خَدِیجَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ
1) (1)مفید، محمدبنمحمد، الجمل و النصرة لسید العترة فی حرب البصرة، تحقیق علی میرشریفی، چاپ اول، قم، کنگره شیخ مفید، 1413 ق، ص 336-342.
قَالَ إِنَّ عَلِیّاً علیه السلام قَالَ: کَانَ لِی أَنْ أَقْتُلَ الْمُوَلِّیَ وَ أُجْهِزَ عَلَی الْجَرِیحِ وَ لَکِنِّی تَرَکْتُُُُُُُُُُُُُُ ذَلِکَ لِلْعَاقِبَةِ مِنْ أَصْحَابِی إِنْ جُرِحُوا لَمْ یُقْتَلُوا وَ الْقَائِمُ لَهُ أَنْ یَقْتُلَ الْمُوَلِّیَ وَ یُجْهِزَ عَلَی الْجَرِیحِ؛(1)
مرا چنین حقی بود که فراریان از جبهه جنگ را بکشم و زخمیها را کارشان یکسره کنم، ولی این کار را به ملاحظه آینده یاران نکردم، باشد که اگر آنان نیز زخمیشدند، کشته نشوند و از برای قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف است که فراریان را بکشد و کار زخمی را یکسره کند.
بررسی روایت
این روایت از سوی محمدبنعلی الکوفی نقل شده است که وی فردی بد نام و دروغگوست و علمای رجال بر بی اعتباری روایات وی حکم کردهاند، شرح حال وی پیش از این به طور مفصل بررسی شد.(2)
یقیناً، پیش از ظهور و مقارن با آن ستمگران خونریزی بر دنیا حکومت میکنند که از هیچ جنایتی فرو نمیگذارند. حال، امامیکه قیام میکند، در برابر این همه کجرویها و بیدادگریها باید چگونه برخورد کند تا جهان را پر از عدل و داد سازد؟ بیتردید، دشمنانی که دستشان به خون بشریّت آلوده است، حق مردم را غصب کردهاند و یا پست و مقامشان به خطر افتاده است، در برابر حرکت اصلاحگرانه و نهضت امام ایستادگی میکنند. بنابراین، امامیکه قیام میکند و مأموریّت دارد حکومت جهانی اسلام را تشکیل دهد، باید برای برطرف کردن موانع خود، نقشه و برنامه داشته باشد. اکنون مروری بر این
برنامهها خواهیم داشت.
امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف برای انتقام و خونخواهی از دشمنان اسلام، به ثمر رساندن انقلاب جهانی، اجرای حدود الهی و برقراری حکومت عدل جهانی ناگزیر از جنگ خواهد بود و در مقابل آن، دشمنان تا دندان مسلّح و کجاندیشان دنیانگر، با در دست داشتن امکانات گسترده اقتصادی، برخورداری از فنآوری پیشرفته و سازماندهی ارتشهای قدرتمند پرچم مخالفت بر میدارند و مانع مسیر اصلاحگرانۀ امام میشوند. از سوی دیگر پیش از قیام، جنگاوران دریا دل و دستیارانی توانمند و کارآمد با هدایت خاص و عام آن حضرت تربیّت میشوند که تعداد آنان، در برخی روایات، سیصد و سیزده نفر(1)و در برخی، ده هزار نفر و در تعدادی از آنها، صدهزار نفر و... بیان شده است.
اینک به نقل تعدادی از روایات میپردازیم که بیانگر رویارویی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با دشمنان حقیقی و غلبه بر آنان است:
3-1.أَخْبَرَنَا أَحْمَدُبنإِدْرِیسَ قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُبنعَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِابنأَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادِبنعُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِبنمُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ اباجَعْفَرٍ علیه السلام:... قَالَ: وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّی قَالَ: النَّهَارُ هُوَ الْقَائِمُ علیه السلام مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ، إِذَا قَامَ غَلَبَ دَوْلَتُهُ الْبَاطِل.(2)
امام باقر علیه السلام در تفسیر این آیه شریفه میفرماید: او قائم اهلبیت علیهم السلام است، هنگامیکه قیام کرده و بر دولت باطل پیروز میشود.
3-2.محمدٌبنالحَسنِ الشّیبانی فی «کَشف البَیان» قالَ: رویَ فی أَخبارنا عَن أَبی جَعفرٍ و أَبی عَبد اللهِ علیهما السلام أنَّ هذه الآیةَ (وَ نُرِیدُ أَنْ
نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ - وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما کانُوا یَحْذَرُونَ)1 مخصوصةٌ بِصاحبِ الأَمر الّذی یَظهرُ فی آخِرِ الزَّمانِ و یُبیدُ الجَبابِرةَ و الفَراعِنةَ و یَملکُ الأرضَ شَرقاً و غَرباً فَیملَأُها عَدلاً کَما مُلئت جَوراً؛(1)
از صادقین علیهما السلام روایت است که فرمودهاند این آیه دربارۀ صاحبالامر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشد که وی در آخرالزمان ظهور کرده، ستمگران و فراعنه را نابود کرده، شرق و غرب را فتح کرده، زمین را همانطور که پر از ظلم و ستم شده، پر از عدل و داد میکند.
3-3.أبی عَبدِ الله علیه السلام قالَ:... وَ یُولّونَ فَیقتُلَهم حتّی یدخُلَهم أَبیاتِ الکوفةِ وَ یُنادی مُنادیه أَلا لا تَتّبِعوا مَولیاً وَ لا تَجهَزوا عَلی جَریحٍ وَ یَسیرُ بِهم کَما سارَ علیٌ علیه السلام یومَ البَصرةِ؛(2)
امام صادق علیه السلام در روایتی با اشاره به درگیری سپاه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با سپاه سفیانی میفرماید:... و سپاه سفیانی میگریزند و امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آنها را میکشد تا اینکه میگریزند و به خانههای کوفه پناه میبرند، منادی آنحضرت فریاد برمیآورد: هیچ فراری را تعقیب نکنید و مجروحی را از پا درنیاورید و با آنان همچون سیره امام علی علیه السلام در روز بصره رفتار مینماید.
چنانکه آمد روایاتی که به جنگ و کشتار بسیار زیاد اشاره میکند به سه دسته تقسیم میشوند که دو دسته از آنها یکی به زمان پیش از ظهور و دیگری به زمان پس از ظهور و حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مربوط است که نباید این دو دسته را به حکومت امام عجل الله تعالی فرجه الشریف نسبت داد؛ و اما آن روایاتی که به زمان ظهور حضرت مربوط است و چهره قیام حضرت را بسیار خشن نشان میدهد، چنانچه بیان شد، از نظر سندی و متنی دچار مشکل جدّی بودند که در این میان نقش پر رنگ غالیان و افراد ضعیفی همچون حسن بن علی بن ابیحمزه و پدرش و... در نقل این روایات مشاهده گردید.
در برابر روایاتی که قیام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را بسیار خشن نشان میدهد، دستهای روایات نشان میدهند که در هنگام ظهور امام هیچ جنگ و کشتاری رخ نمیدهد. پس از بررسی آنها مشخص شد این روایات نیز قابل اعتماد نیستند و افزون بر آن امامان معصوم علیهم السلام نیز با این دیدگاه به شدت مخالفت کردهاند.
بررسی دقیق این روایات نشان میدهد که همۀ کارها در زمان قیام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف، به خودی خود و با اعجاز و تصرّفات تکوینی انجام نمیشود، زیرا در آن دوران، بحث از انتقام، اجرای حدود الهی و اقامۀ حکومت عدل جهانی وجود دارد و مسلماً، این امر بزرگ بدون برطرف کردن خارها و سنگهای سر راه آن حضرت میّسر و محقق نمیشود.
در پایان به این نتیجه میرسیم که با توجه به روایات درست، سیره امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در رویارویی با دشمنان همان سیره جدّ بزرگوارشان رسول خدا صلی الله علیه و آله و امیرالمومنین علیه السلام خواهد بود و اصولاً حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برای برقراری عدل،
که خواسته طبیعی و فطری انسانهاست، ظهور خواهد کرد، بنابراین هرگز رفتار او به گونهای نیست که مردم آرزو کنند، ای کاش او را نبینند یا به دلیل بیرحمیهایی که انجام می دهد، او را از آل محمد صلی الله علیه و آله ندانند. در حقیقت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ابتدا به روشنگری شریعت حق و آموزههای الهی برای دشمنان میپردازد و آنها را به سوی حق دعوت کند، سپس با کسانی که در واقعیت و حقیقت دشمن خدا و اهلبیت علیهم السلام هستند و حتی پس از دعوت به حق نیز لجاجت کرده، به ظلم و کارهای نابکارانه خود ادامه میدهند (سفیانی و...) وارد جنگ میشود و آنها را از بین میبرند.
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
ابانبنعثمان: وی در اصل اهل بصره و در کوفه ساکن بوده و مذهب وی ناووسی است.(1)
ابوهریره: دربارۀ اسم وی اختلاف وجود دارد که برترین آن عبدالرّحمنبنصخر است. یکی از مسائلی که بسیاری از علمای رجال اهل سنت بر آن اتفاق نظر دارند، این است که ابوهریره مدلِّس بوده و سخنی را که از دیگران میشنیده، به رسولخدا صلی الله علیه و آله نسبت میداده است. ذهبی از بزرگترین رجالیون اهل سنت در شرح حال ابوهریره مینویسد: «قالَ یزیدُبنهارونَ: سَمِعتُ شُعبهَ یقولُ: کانَ أبوهُریره یدلِّسُ(2)؛ ابوهریره تدلیس میکرد».
همچنین ابن ابی الحدید به نقل از استادش ابوجعفر اسکافی مینویسد: «عَن علی أنّه قالَ: ألا إنّ أکذَبَ النّاسِ - أو قالَ: أکذبَ الأحیاءِ - عَلی رسولِالله أبوهریرهُ الدّوسی؛ از امیرمؤمنان علیه السلام روایت شده است که فرمود: آگاه باشید که دروغگوترین مردم بر رسولخدا صلی الله علیه و آله ابوهریره میباشد(3)».
از امام حسن عسکری علیه السلام نقل شده است».(1)
اسماعیلبنرافع ابورافع مدنی: یحییبنمعین از رجالیون اهل سنت دربارۀ وی واژه ضعیف را به کار بردهاست.(2)
بشیر نبال: علامه حلّی درباره وی گفته است: «من در روایت او متوقف هستم».(3)
جابربنیزید: نجاشی گفته است که وی فردی مختلط بوده است.(4)
حسنبنعبدالرحمن (حمانی): وی فردی مجهول است.
حسن بن علی بن ابیحمزه: وی شخصی بسیار ضعیف، دروغگو و غالی بوده(5)و علامه حلی در خلاصه، وی را واقفی دانسته است.(6)
حسنبنهارون: وی فردی مجهول است.
حسینبناحمد مالکی: وی فردی مجهول است.
حسینبنحمدان: وی فردی بسیار ضعیف و فاسدالمذهب است.(7)
زیادبنمنذر: کنیه وی ابوجارود است. امام باقر علیه السلام به این فرد نسبت سرحوب را داده است، سرحوب نام شیطانی کور است که در دریا زندگی
1) (1)نجاشی، احمدبنعلی، رجال نجاشی، ص 83.
2) (2) جرجانی، عبدالله بن عدی بن عبدالله بنمحمد ابوأحمد، الکامل فی ضعفاء الرجال، ج 1، ص 280، ش 119.
3) (3) حلی، حسنبنیوسف، خلاصه الاقوال (رجال)، ص 25.
4) (4) همان، ص 129.
5) (5) طوسی، محمدبنحسن، اختیار معرفه الرجال، ص 443.
6) (6) حلی، حسنبنیوسف، خلاصه الاقوال (رجال)، ص 213.
7) (7) همان، ص 217.
میکند.(1)همچنین مذهب او زیدیه است.(2)
سلامبنمستنیر: وی فردی مجهول است.
در سند سویدبنعبد العزیز وجود دارد که نسائی دربارۀ وی گفته است او ثقه نیست و ضعیف است.(3)
عبد الله بن لهیعة بن عقبة الحضرمی: وی فردی ضعیف است، چنانکهابنمعین در توصیف وی گفته است: ضعیفٌ لا یحتجُ به.(4)
عبدالله بن عبدالرحمن الاصمّ: وی فردی ضعیف، غالی و از دروغسازان بصره بوده است.(5)
عبدالملکبنبشیر: وی فردی مجهول است.
عبیداللهبنشریک: وی فردی مجهول است.
عقبةبنیونس: وی فردی مجهول است.
1) (1)طوسی، محمدبنحسن، اختیار معرفه الرجال، ص 229.
2) (2) همان، الفهرست، ص 204.
3) (3) عسقلانی الشافعی، أحمدبنعلیبنحجر ابوالفضل، تهذیب التهذیب، ج 4، ص 242.
4) (4) ذهبی، شمس الدین ابوعبد الله محمدبنأحمد، میزان الاعتدال فی نقد الرجال، ج 4، ص 167.
5) (5) حلی، حسنبنیوسف، خلاصه الاقوال (رجال)، ص 238.
6) (6) نجاشی، احمدبنعلی، رجال نجاشی، ص 250
7) (7) طوسی، محمدبنحسن، الفهرست، ص 283.
نموده است(1).
علیبناسباط کوفی: وی ابتدا فردی فطحی بوده(2)اما در اینکه آیا او از مذهب فطحی به سوی حق بازگشته یا خیر اختلاف وجود دارد.
علیبنحسن تیملی: بنابر گفته آیتالله خویی وی همان علی بن حسن بن علی بن فضال بوده(3)که شخصی فطحی مذهب میباشد.(4)
علیبنعباس جرازینی رازی: وی شخصی متهم به غلو و ضعیف است.(5)
علیبنعبدالله حسنی: وی فردی مجهول است.
عمربنفرات: وی فردی غالی است.(6)
عمروبنشمر ابوعبدالله جعفی: نجاشی گفته است که وی فردی بسیار ضعیف است.(7)
عیثم بن سلیمان: وی فردی مجهول است.
قاسم بن محمد بنحسن بن حازم: وی فردی مجهول است.
قاسم بن ولید همدانی: وی مجهول است.
محمد بن ابیعبدالله: به نظر مرحوم آیتالله خویی وی همان
1) (1)واسطی بغدادی، احمدبنحسین، رجالابنغضائری، ص 83.
2) (2) طوسی، محمدبنحسن، اختیار معرفه الرجال، ص 562.
3) (3) موسوی خویی، ابوالقاسم، ج 11، ص 345.
4) (4) نجاشی، احمد بن علی، رجال نجاشی، ص 258.
5) (5) همان، ص 255.
6) (6) طوسی، محمد بن حسن، رجال طوسی، ص 362.
7) (7) نجاشی، احمد بن علی، رجال نجاشی، ص 287.
محمدبنجعفر اسدی است(1)که به گفته نجاشی وی شخصی است که روایتهایش را از ضعفا نقل میکند و به جبر و تشبیه قائل است.(2)
محمد بن حسن بن جمهور: بنابر نظر آیتالله خویی وی همان محمدبنجمهور است(3)که فاسد المذهب و ضعیف است.(4)
محمدبنخالد: مرحوم آیتالله خویی نقل کرده است که به نظر نجاشی وی فردی مهمل است.(5)
محمدبنسلیمان (بصری یا دیلمی): وی فردی متهم به غلو است.(6)
محمدبنسنان: این فرد هم مدح شده و هم ضعیف به شمار میآید(7)و بنابر قاعده مورد قبول رجال در تعارض بین مدح و ذم، ذم مقدم میباشد.(8)
محمد بن عبدالله بن مهران: این شخص فردی متهم به غلو و ضعیف است.(9)
محمد بن علی کوفی: وی فردی بسیار بدنام و دروغگوست و علمای رجال بر بی اعتباری روایات وی حکم کردهاند. این شخص در زمان امام حسن عسکری علیه السلام میزیسته و از معاصران جناب فضلبنشاذان بوده است.
1) (1)موسوی خویی، ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواه، ج 14، ص 271.
2) (2) نجاشی، احمدبنعلی، رجال نجاشی، ص 373.
3) (3) موسوی خویی، ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواه، ج 15، ص 178.
4) (4) نجاشی، احمدبنعلی، رجال نجاشی، ص 337.
5) (5) موسوی خویی، ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواه، ج 16، ص 62.
6) (6) طوسی، محمدبنحسن، رجال طوسی، ص 343.
7) (7) نجاشی، احمدبنعلی، رجال نجاشی، ص 328.
8) (8) شانه چی، کاظم، درایة الحدیث، ص 117-118.
9) (9) طوسی، محمدبنحسن، رجال طوسی، ص 391.
فضلبنشاذان در وصف محمدبنعلی کوفی میگوید: «رجلٌ کذابٌ: او مردی بسیار دروغگوست». همچنین فضل دربارۀ وی گفته: «کِدتُ أقنتُ علیه: نزدیک بود در قنوت نماز لعن و نفرینش کنم».(1)
محمد بن قاسم بن عبید: وی فردی مجهول است.
مفضلبنعمر ابوعبدالله: وی هم مدح شده و هم مورد طعن قرار گرفته است. شیخ مفید دربارۀ وی میگوید: او از شیوخ اصحاب امام صادق علیه السلام و از ثقات فقهای صالح است(6)ولی نجاشی دربارۀ وی میگوید: او فردی فاسد المذهب و مضطرب الروایة میباشد.(7)بنابر قاعده مورد قبول رجال در تعارض بین مدح و ذم، ذم مقدم است.(8)
یونسبنظبیان: وی فردی ضعیف و غالی است؛(9)همچنین نجاشی دربارۀ وی میگوید که هرآنچه که وی نوشته، مختلط است.(10)
یونسبنکلیب: وی فردی مجهول است.
1) (1)طوسی، محمدبنحسن، اختیار معرفه الرجال، ص 546.
2) (2) طوسی، محمدبنحسن، رجال طوسی، ص 343.
3) (3) موسوی خویی، ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الروةه، ج 17، ص 145، ش 11546.
4) (4) طوسی، محمدبنحسن، رجال طوسی، ص 402.
5) (5) نجاشی، احمدبنعلی، رجال نجاشی، ص 335.
6) (6) مفید، محمدبننعمان، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج 2، ص 216.
7) (7) نجاشی، احمدبنعلی، رجال نجاشی، ص 416.
8) (8) شانه چی، کاظم، درایة الحدیث، ص 117-118.
9) (9) طوسی، محمدبنحسن، اختیار معرفه الرجال، ص 363.
10) (10) نجاشی، احمدبنعلی، رجال نجاشی، ص 448.
تصویر
تصویر
تصویر
الف. منابع فارسی
ابنبابویه، محمدبنعلی، علل الشرائع، 2 جلد، ترجمه محمد جواد ذهنی تهرانی، قم، مومنین، چ اول، 1380 ش.
_، کمال الدین و تمام النعمه، 2 جلد، ترجمه منصور پهلوان، تصحیح علی اکبر غفاری، قم، دارالحدیث، چ اول، 1380 ش.
ابنقولویه، جعفربنمحمد، کاملالزیارات، 1 جلد، ترجمه محمد جواد ذهنی تهرانی، تهران، پیام حق، چ اول، 1377 ش.
آیتی، نصرتالله، بررسی تطبیقی سیره امام علی علیه السلام و امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در رویارویی با اهل بغی، مجموعه مقالات همایش بین المللی دکترین مهدویت، شماره 4، 1388.
جمعی از محققان مرکز تخصصی مهدویت، آفتاب مهر، 2 جلد، قم، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، چاپ یازدهم، 1390 ش.
زبری قاینی، محمد حسن، فرهنگ اصطلاحات علم الحدیث، 1 جلد، مشهد، آستان قدس رضوی، چ اول، 1389 ش.
طبسی، نجمالدین؛ واعظی، سید حسن، درنگی در روایات قتلهای آغازین دولت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، مجله انتظار موعود، شماره 6، 1381 ش، صفحه 355.
کلینی، محمدبنیعقوب، الروضة من الکافی، 2 جلد، ترجمه سیدهاشم رسولی محلاتی، تحقیق علی اکبر غفاری، تهران، انتشارات علمیه اسلامیه، چاول، 1364 ش.
مفید، محمدبننعمان، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ترجمه سیدهاشم رسولی محلاتی، 2 جلد، تهران، اسلامیه، چ دوم، بیتا.
منتظری، حسینعلی، موعود ادیان، 1 جلد، تهران، خردآوا، چ دوم، 1384 ش.
نعمانی، محمدبنابراهیم، الغیبه، 1 جلد، ترجمه احمد فهری زنجانی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چ چهارم، 1362 ش.
_، الغیبه، 1 جلد، ترجمه محمد جواد غفاری، تهران، صدوق، چ دوم، 1376 ش.
ب. منابع عربی
ابنأبی الحدید، عبد الحمیدبنهبةالله، شرح نهج البلاغه، 10 جلد، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، قم، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، 1404 ق.
ابنابیشیبه، ابوبکر عبد اللهبنمحمد، المصنف فی الأحادیث والآثار، 7 جلد، تحقیق کمال یوسف الحوت، الریاض، مکتبة الرشد، چ اول، 1409 ق.
ابنبابویه، محمدبنعلی، علل الشرایع، 2 جلد، تحقیق سید محمد صادق بحرالعلوم، نجف، مکتبهالحیدریه، 1385 ق.
_، کمال الدین و تمام النعمه، 1 جلد، تصحیح علی اکبر غفاری، قم، موسسه نشر اسلامیجامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1405 ق.
ابنجحام، محمدبنعباس بزاز، تاویل ما نزل من القرآن الکریم فی النبی وآله، 1 جلد، تحقیق فارس تبریزیان، قم، الهادی، چ اول، 1420 ق.
ابنحیون، نعمانبنمحمد مغربی، دعائم الإسلام، 2 جلد، تحقیق آصف فیضی، قم، مؤسسةآلالبیت علیهم السلام، چ دوم، 1385 ق.
ابنخلدون الحضرمی، عبد الرحمنبنمحمد، مقدمةابنخلدون، بیروت، دارالقلم، چ پنجم، 1984 م.
ابنشهرآشوب مازندرانی، محمدبنعلی، مناقب آلابیطالب علیهم السلام، 4 جلد، قم، علامه، چ اول، 1379 ق.
ابنطاووس، علیبنموسی، اقبال الاعمال، 1 جلد، تعلیق شیخ حسین اعلمی، بیروت، موسسه الاعلمی، چاپ اول، 1417 ق.
ابنقولویه، جعفربنمحمد، کامل الزیارات، 1 جلد، تحقیق جواد قیومی، قم، موسسه نشر اسلامی، چ اول، 1417 ق.
ابنکثیر الدمشقی، إسماعیلبنعمر ابوالفداء القرشی، البدایة والنهایة، 14 جلد، بیروت، مکتبة المعارف، بیتا.
اردبیلی، محمدبنعلی، جامع الرواة، 2 جلد، قم، مکتبه محمدی.
ازدی نیشابوری، ابومحمد فضلبنشاذان، الایضاح، بیروت، موسسهالاعلمی، چ اول، 1402 ق.
استرآبادی، علی، تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة، 2 جلد، قم، مدرسه امام مهدی، چ اول، 1407 ق.
بحرانی، سید هاشم بن سلیمان، حلیة الأبرار فی احوال محمد و آله الأطهار علیهم السلام، 5 جلد، قم، مؤسسة المعارف الإسلامیة، چ اول، 1411 ق.
تمیمی، ابییعلی موصلی احمدبنعلی، مسند ابییعلی، 13 جلد، تحقیق حسین سلیم اسد، دمشق، دارالمامون للتراث، چ اول، 1404 ق.
جرجانی، عبدالله بن عدی بن عبدالله بنمحمد ابواحمد، الکامل فی ضعفاء الرجال، 7 جلد، تحقیق یحیی مختار غزاوی، بیروت، دار الفکر، چ سوم، 1409 ق - 1988 م.
جزری، عزالدین بن الأثیر أبی الحسن علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، 7 جلد، تحقیق عبد الله القاضی، بیروت، دارالکتب العلمیة، چ دوم، 1415 ق.
حلی، حسن بن یوسف، خلاصه الاقوال (رجال)، 1 جلد، تصحیح سید محمد صادق بحرالعلوم، قم، مکتبه الرضی، چاپ دوم، 1381 ق.
حلی، عزالدین حسنبنسلیمان، مختصر بصائر الدرجات، 1 جلد، نجف، الحیدریه، چاپاول، 1370 ق.
حمیری، عبدالله بنجعفر، قرب الاسناد، 1 جلد، تحقیق موسسه آل البیت لاحیاء التراث، قم، موسسه آل البیت لاحیاء التراث، چ اول، 1413 ق.
خزاز رازی، علی بن محمد، کفایة الاثر، 1 جلد، تحقیق سید عبداللطیف حسینی کوه کمری قم، بیدار، 1401 ق.
خصیبی، حسین بنحمدان، الهدایه الکبری، 1 جلد، بیروت، موسسه البلاغ، چ اول، 1406 ق.
دانی، عثمان بن سعید، السنن الوارده فی الفتن، 6 جلد، ضیاء الله بنمحمد إدریس المبارک فوری، الریاض، دار العاصمة، چ اول، 1416 ق.
ذهبی، شمسالدین ابوعبدالله محمدبنأحمد، میزان الاعتدال فی نقد الرجال، 8 جلد، تحقیق الشیخ علیمحمد معوض والشیخ عادل أحمد عبدالموجود، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1995 م.
_، سیر اعلام النبلاء، 23 جلد، بیروت، موسسه الرساله، چ سوم، 1405 ق.
راوندی، قطب الدین، الخرائج و الجرائح، 3 جلد، تصحیح موسسه امام مهدی، قم، موسسه امام مهدی، چ اول، 1409 ق.
شریف الرضی، محمدبنحسین، نهج البلاغة، 1 جلد، تحقیق صبحی صالح، قم، هجرت، چ اول، 1414 ق.
شیبانی، احمدبنحنبل، مسند احمد، 6 جلد، بیروت، دارالفکر، بیتا.
صفار، محمدبنحسن، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمّد صلی الله علیه و آله، 1 جلد، تصحیح محسن بن عباسعلی کوچه باغی، قم، مکتبة آیةالله المرعشیالنجفی،
چدوم، 1404 ق.
طبری، ابوجعفر محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب، تاریخ الأمم والرسل والملوک (تاریخ الطبری)، 5 جلد، بیروت، دارالکتب العلمیة، چ اول، 1407 ق.
_، دلائل الامامه، 1 جلد، قم، مکتبه الرضی، چ سوم، 1363 ش.
طوسی، محمدبنحسن، اختیار معرفه الرجال، 1 جلد، تصحیح حسن مصطفوی، مشهد، دانشگاه مشهد، 1348 ش.
_، تهذیب الأحکام، 10 جلد، تحقیق حسن الموسوی خرسان، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چ چهارم، 1407 ق.
_، رجال طوسی، 1 جلد، تصحیح جواد قیومی اصفهانی، قم، مؤسسة النشر الاسلامی التابعة لجامعة المدرسین، چاپ سوم، 1373 ش.
_، الغیبه، 1 جلد، تحقیق عباد الله تهرانی و علی احمد ناصح، قم، موسسه المعارف الاسلامیه، چ اول، 1411 ق.
_، الفهرست، 1 جلد، تصحیح جواد قیومی، قم، موسسه نشر الفقاهه، چ اول، 1417 ق.
عسقلانی الشافعی، أحمدبنعلیبنحجر ابوالفضل، تهذیب التهذیب، 14 جلد، بیروت، دارالفکر، چ اول، 1404 ق.
عیاشی سلمیسمرقندی، محمد بن مسعود بن عیاش، تفسیر العیاشی، 2 جلد، تحقیق سیدهاشم رسولی محلاتی، تهران، المکتبه العلمیه الاسلامیه، بیتا.
قرشی المصری، ابوالقاسم عبد الرحمن بن عبد الله عبد الحکم بن أعین، فتوح مصر وأخبارها، 1 جلد، تحقیق محمد الحجیری، بیروت، دار الفکر، چ اول، 1416 ق - 1996 م.
قمی، علی بن ابراهیم، تفسیرقمی، 2 جلد، تصحیح سید طیب موسوی
جزائری، قم، مکتبه العلامه، 1387 ق.
کوفی، فرات بن ابراهیم، تفسیر فرات کوفی، 1 جلد، قم، داوری، بیتا.
کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، 8 جلد، تحقیق غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چ چهارم، 1407 ق.
مجلسی، محمد باقربنمحمد تقی، بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار علیه السلام، 111 جلد، تحقیق جمعی از محققان، بیروت، دارإحیاء التراث العربی، چ دوم، 1403 ق.
مروزی، نعیم بنحماد، الفتن، 1 جلد، تحقیق سهیل زکار، بیروت، دارالفکر، 1414 ق.
مفید، محمد بن محمد، الاختصاص، 1 جلد، تصحیح علی اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، بیتا.
_، الجمل و النصرة لسید العترة فی حرب البصرة، 1 جلد، تحقیق علی میرشریفی، قم، کنگره شیخ مفید، چ اول، 1413 ق.
_، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، 2 جلد، تصحیح مؤسسة آل البیت علیهم السلام، قم، دارالمفید، 1413 ق.
مقدسی شافعی، یوسف بن یحیی، عقد الدرر، 1 جلد، تحقیق عبدالفتاح محمد الحلو، قم، مسجد مقدس جمکران - نصایح، چ اول، 1416 ق.
موسوی خویی، ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواه، 23 جلد، قم، مدینه العلم، چاپ سوم، 1403 ق.
نجاشی، احمدبنعلی، رجال نجاشی، 1 جلد، قم، مؤسسة النشر الاسلامی التابعه لجامعة المدرسین، چ ششم، 1365 ش.
نعمانی، محمدبنابراهیم، الغیبه، 1 جلد، تحقیق فارس حسون، قم،
انوارالهدی، چ اول، 1422 ق.
نویری، شهاب الدین أحمدبنعبد الوهاب، نهایة الأرب فی فنون الأدب، 33 جلد، تحقیق مفید قمحیة وجماعة، بیروت، دار الکتب العلمیة، چ اول، 1424 ق - 2004 م.
واسطی بغدادی، احمد بنحسین، رجال ابن غضائری، 1 جلد، تحقیق سید محمد رضا جلالی، قم، دارالحدیث، چ اول، 1422 ق.
هیئت علمیموسسه معارف اسلامی، معجم احادیث امام مهدی علیه السلام، 8 جلد، قم، موسسه معارف اسلامی، چ اول، 1428 ق.
نرم افزارها: