ghaemiyeh.com
عنوان و نام پدیدآور : نشانههای قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف/حسن زمانی
مشخصات نشر : قم: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عجل الله)، ۱۳۹۰.
مشخصات ظاهری : ۸۱ ص.؛ ۵/۹×۲۰ س م.
فروست : انتظار ۱۳.
وضعیت فهرست نویسی : در انتظار فهرستنو یسی(اطلاعات ثبت).
شماره کتابشناسی ملی : ۲۸۴۴۳۹۰
بسم الله الرحمن الرحیم
انتظار «13»
نشانههای قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
سید حسن زمانی
نشانههای قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف (انتظار 13)
مؤلف: سید حسن زمانی
ویراستار: زینب احمدیان
ناشر: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف
طراح و صفحهآرا: عباس فریدی
سال تولید : 1390
شمارگان : چهار هزار
شابک: 0-13-6262-600-978
این کتاب با حمایت معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به چاپ رسیده است
مقدمه 5
فصل اوّل: کلیات..... 7
الف. واژه شناسی نشانهها 8
ب. تقسیم نشانهها 10
ج. آثار طرح نشانههای قیام 13
اول. امید بخشی.... 13
دوّم. آماده شدن برای ظهور.. 14
سوّم. جلوگیری از انحرافها و شناخت مدعیان... 14
د. نشانههای قیام و بَداء 15
فصل دوّم: اوضاع عمومی قبل از ظهور.. 19
اول. ظهور فتنه 20
دوّم. گسترش ظلم و ستم 24
سوّم. ناامنی و کشتار 25
چهارم. فساد و بیبندباری 27
پنجم. افزایش بلاهای طبیعی 28
ششم. شیوع بیماریها 29
هفتم. یأس و ناامیدی 30
فصل سوّم: نشانه های قیام... 33
الف. ندای آسمانی 34
اول. حتمی بودن ندای آسمانی.... 36
دوّم. ندا دهنده. 38
سوّم. محتوای ندای آسمانی.... 39
چهارم. مخاطبان ندای آسمانی.... 41
پنجم. زمان ندای آسمانی.... 44
ب) سفیانی 45
اول. حتمی بودن خروج سفیانی.... 45
دوّم. روش شناسایی سفیانی.... 45
سوّم. زمان خروج سفیانی.... 47
چهارم. مکان خروج سفیانی.... 48
پنجم. اقدامهای سفیانی.... 49
ج) خسف بیداء 50
د) یمانی 52
اول. مکان خروج یمانی.... 53
دوّم. زمان خروج یمانی.... 54
سوّم. نسب یمانی.... 55
چهارم. عملکرد یمانی.... 56
ه) قتل نفس زکیه 57
اول. حتمی بودن قتل نفس زکیه.. 58
دوّم. زمان و مکان کشته شدن نفس زکیه.. 59
و) قیام گروهی از مشرق زمین 61
اول. خراسانی.... 62
دوّم. اهل قم... 64
فصل چهارم: آسیب شناسی طرح نشانههای قیام... 69
الف. نشانههای قیام و مشخص نبودن زمان ظهور 70
ب. نمادین معرفی کردن نشانههای قیام 74
ج. تطبیق نشانههای قیام 77
کتابنامه 79
وعده آمدن موعود و نجات دهنده جهانی و برپایی دولت کریمه بر محوریت عدالت، وعدهای است که در ادیان الهی، مطرح و برای آن نشانههایی بیان شده است. از طرف دیگر، انسانها همواره مشتاق دانستن آینده و سرنوشت خود و دنیای اطراف بوده و هستند. پیشگویان و آینده نگران را میتوان به آسمانی و زمینی تقسیم کرد. آیندهبینانِ آسمانی از طرف پروردگار آفرینش برگزیده شدهاند و حجّتهای او بر آدمیان هستند. کلام آنان، ریشه در وحی آسمانی دارد و از افق بالا به هستی مینگرند. خبر دادن از گذشته، حال یا آینده، برایشان تفاوتی نمیکند و اخبار آنان از آینده، به میزان گفتارشان درباره گذشته و حال حقیقت دارد؛ ولی آیندهنگران زمینی ـ با دید محدودی که دارند ـ سوداگرانی هستند که با سوء استفاده از سادهاندیشان، بازار خود را رونق میدهند.
دینهای الهی به دلیل اهمیت موعود آسمانی، نشانهها و حوادث پیرامون ظهور او را
برای مردم گفتهاند. در دین اسلام نیز بخش زیادی از روایات پیشوایان دین در بحث مهدویت، مربوط به علامتهای قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
در این نوشتار، به جهت رعایت اختصار، نشانههایی که متصل به قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و دارای اهمیت بیشتری است بیان میشود. در کنار این بحث، اوضاع انسانها و جهان، قبل از ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و همچنین آسیبهای طرح نشانههای ظهور، بررسی میشود.
در روایات اهل بیت علیهم السلام درباره نشانههای قیام، کلماتی چون «علامة»، «آیة»، «قدّام» و «قبل» استعمال شده است که به شرح ذیل بررسی میشوند.
در روایتهای اسلامی، مفرد و جمع کلمه
1) لسان العرب، ج12، ص416.
علامت، برای نشانههای قیام استعمال شده است؛ مانند: «علامة خروج المهدی»(1)و «قبل قیام القائم خمس علامات محتومات»(2)مقصود از این کلمه، امر یا اموری است که به وسیله آنها زمان قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برای ما آشکار میشود.
«آیة»: آیه به معنای نشانه آشکار، دلیل و معجزه آمده و جمع آن «آیات» است. درباره معنای آن راغب آورده است: «الآیة: هی العلامة الظاهرة(3)آیه به معنای نشانه آشکار است». مفرد وتثنیه و جمع این کلمه درباره نشانههای قیام به کار رفته است؛ مانند: «إذا اختلف رمحان بالشام فهو آیة من آیات الله تعالی»(4)و «آیَتَانِ تَکُونَانِ قَبْلَ قِیَامِ الْقَائِمِ عجل الله تعالی فرجه الشریف»(5) مقصود از این کلمه در مبحث نشانههای قیام، مشابه کلمه «علامت» است.
«قدّام»: قدّام از مادّه «قدم» و به معنای چیزی است که جلوتر میآید. این کلمه از پای
انسان گرفته شده است که پیش میگذارد و راه میرود. درباره معنای آن آمده است: «قدمته إلی کذا: قربته إلیه. و قدام بضم القاف: نقیض وراء؛(1)به سوی آن چیز قدم برداشتم یعنی به آن نزدیک شدم و «قدام» نقیض «وراء» است». یعنی آن چیزی است که جلوتر میآید. این کلمه نیز درباره نشانهها استعمال شده است؛ مانند: «قدّام هذا الامر علامات»(2).
در کتابهای مختلف، تقسیمهایی برای نشانههای قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مطرح شده
است که به طور خلاصه بیان میشود:
اول: نشانههای حتمی و غیر حتمی؛ که توضیح آن به خواست پروردگار در همین فصل بیان خواهد شد.
دوّم: نشانههای متصل و منفصل.
نشانههای متصل، علامتهایی است که نزدیک قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف واقع میشوند؛ به صورتی که فاصله زمانی میان آنها و قیام حضرت، مشخص است. مانند قتل نفس زکیه که پانزده شب با قیام فاصله دارد؛ چنانچه امام جعفر صادق علیه السلام فرمود: «لیس بین قیام القائم و بین قتل النفس الزکیه إلا خمس عشرة لیلة(1)بین قیام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف و کشته شدن نفس زکیه، فاصلهای نیست مگر پانزده شب».
علائم منفصل، نشانههایی است که فاصله زمانی آنها با قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مشخص نیست؛ اما تحقق آنها باعث اطمینان قبلی مؤمنان و ایجاد روحیه امید در میان آنان میشود؛ مانند اختلاف بنی عباس. اهل بیت علیهم السلام در هنگامی که آنان در اوج قدرت بودند و شیعیان زیر فشارشان
1) غیبت، طوسی، ص445، ح44.
قرار داشتند، از اختلاف و نابودی آنان سخن میگفتند و آن را جزء علامتهای قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میشمردند.(1)اما اکنون صدها سال از زوال بنی عباس میگذرد.
سوّم: نشانههای عادی و غیر عادی.
نشانههای عادی، نشانههایی هستند که واقع شدن آنها، مانند پیدایش سایر پدیدهها، روال عادی و طبیعی دارد؛ مانند خروج سفیانی و قتل نفس زکیه.
اما نشانههای غیر عادی، نشانههایی می باشند که واقع شدن آنها از راه عادی و طبیعی ممکن نیست و برای محقق شدن، نیازمند معجزه هستند؛ مانند ندای آسمانی و خسف بیداء.
چهارم: نشانههای آسمانی و زمینی.
برخی نشانهها در آسمان پدید میآیند؛ مانند خورشید و ماه گرفتگی در ماه رمضان یا ندای آسمانی.
اما محل وقوع برخی علامتها، زمین است؛ مانند خسف بیداء و قتل نفس زکیه.
پنجم: نشانههای عام و خاص.
نشانههای عام به بیان اوضاع عمومی قبل از
1) کافی، ج8، ص258، ح484.
ظهور میپردازد؛ مانند افزایش فساد، ناامنی، بیماریها و واقع شدن زلزلههای ویرانگر.
درمقابل، برخی از نشانهها مواردی خاص را مطرح میکنند که قبل از ظهور یا قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف رخ خواهند داد. به این نوع نشانهها، نشانههای خاص و موردی گفته میشود؛ مانند خروج سفیانی و ندای آسمانی.
در این نوشتار به نشانههایی پرداخته میشود که متصل به قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند و از اهمیت بیشتری برخوردارند. در ضمن، به خواست خدای عزیز، نشانههای عام با عنوان «اوضاع عمومی قبل از ظهور» در فصلی جدا خواهد آمد.
بخش زیادی از روایتهای مهدویت، مربوط به نشانههای قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. اما توجّه پیشوایان معصوم به نشانهها به چه علت بوده است؟ برای روشن شدن مطلب، آثار و پیامدهای طرح نشانهها بررسی میشود.
نقش حیاتی و شگفت انگیز امید در سعادت فرد و جامعه بر کسی پوشیده نیست.
انسان به امید زنده است. وقتی امید میآید، تلاش و حرکت، جایگزین رخوت و سستی میشود. نشانههای قیام، علامتهای نزدیک شدن برپایی دولت کریمه اهل بیت علیهم السلام است. با پدیدار شدن هر یک از نشانهها، نور امید در دلهای مؤمنان، پرفروغتر میشود و بر اثر آن، مقاومت آنان در برابر سختیهای دوران غیبت و حیرت، بیشتر، و تلاششان برای آمادگی جهت همراهی امامشان فزونی میگیرد.
اهل ایمان بر اثر پدیدار شدن هر یک از نشانه ها می بایست خود را از جهت روحی و جسمی و نیز فردی و اجتماعی، برای شرکت در دولت کریمه آمادهتر کنند. از طرف دیگر، بخشی از نشانههای قیام مانند سفیانی و یمانی، از امور سیاسی اسلام به حساب میآیند که همگان، به خصوص مسئولان، باید به آنها توجه کنند و با برنامهریزی درست، خطر دشمنان را به حداقل برسانند و به تقویت یاران و همفکران خود بپردازند.
آدمی همواره مشتاق شنیدن خبرهایی درباره
آینده است. با طرح اخبار واقعی از آینده در روایتهای اسلامی، جلوی پخش اخبار کاهنان و غیبگویان شیّاد گرفته میشود و انسانهای با ایمان، شناخت درستی از حوادث آینده پیدا میکنند. علاوه بر این، با شناخت نشانههای واقعی قیام، دروغین بودن ادعای کسانی که ادعای مهدویت میکنند، روشن میشود.
نشانههای قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به علائم حتمی و غیر حتمی تقسیم میشوند. از طرف دیگر، یکی از باورهای شیعه، مسأله «بَداء» است. بنابراین احتمال دارد در برخی از نشانهها بداء حاصل شود.
قبل از بیان چگونگی بَداء در نشانهها، ابتدا چند واژه که به بحث مربوط است، معنی میشود.
1) غیبت، نعمانی، ص301، باب18، ح6.
نشانه حتمی: به علامتی می گویند که به طور حتم و صد درصد واقع شود.
بَداء: معنی لغوی بداء، آشکار شدن است. شیخ طوسی در این باره میگوید: «حقیقت بداء در لغت به معنی «ظهور» آمده است. برای همین وقتی گفته میشود «بَدا لنا سُور المدینه»، یعنی دیوارهای شهر برای ما آشکار شد. و «بدا لنا وجه الرأی» یعنی برای ما مقصودِ نظر آشکار شد و هم چنین است در کلام خدای بلندمرتبه: «وَ بَدَا لَهُمْ سَیِّئَاتُ مَا کَسَبُوا؛(1)اعمال بدی را که انجام دادهاند (در روز قیامت) برای آنها آشکار میشود» و «وَ بَدَا لَهُمْ سَیِّئَاتُ مَا عَمِلُوا؛(2)و بدیهای اعمالشان برای آنان آشکار میشود». در همه اینها، مقصود از بَداء، ظهور و آشکار شدن است».(3)
اگر مراد از بَداء آشکار شدن بعد از جهل باشد، استعمال این کلمه درباره خداوند درست نیست؛ زیرا خداوند به همه چیز و در همه زمانها آگاه است. ولی اگر مراد از بَداء را
مانند معنای لغوی آن (آشکار شدن) بدانیم، میتوانیم آن را به خداوند اسناد دهیم.
سید مرتضی علم الهدی میگوید: «ممکن است کلمه بداء را در جمله «بَدا له تعالی» حمل بر معنای حقیقی آن کنیم؛ یعنی بگوییم امری که در گذشته آشکار نبود در خارج ظاهر شد».(1)
مقصود از بَداء در نشانههای قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، رخ ندادن برخی از خصوصیات و یا تغییر در آنها میباشد؛ یا اینکه آن نشانه اصلاً اتفاق نیفتد. رخ دادن بَداء در نشانههای غیر حتمی، امری قابل قبول است؛ زیرا ممکن است شرایط وقوع آنها محقق نباشد و یا مانعی از رخ دادنشان جلوگیری کند. امّا وقوع بَداء در نشانههای حتمی را نمیتوان پذیرفت؛ زیرا شرایط واقع شدن آنها آماده است و مانعی برای وقوعشان وجود ندارد بنابراین، با توجّه به حتمی بودن اصل وقوع علائم در نشانههای حتمی، احتمال بَداء فقط در برخی از خصوصیات آنها میرود.
1) عدّة، ج2، ص496؛ بداء از نظر شیعه، ص36.
قبل از ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف جهان و به خصوص، منطقه خاورمیانه، دارای اوضاع و شرایط خاصی چون فتنه و آشوب، کشتار و ناامنی، ستم و بیداد گری، یأس و ناامیدی از گشایش میشود که در احادیث اهلبیت علیهم السلام به آنها اشاره شده است. در این قسمت، برخی از این موارد بررسی میشود.
«فتنه» به معنای ابتلا و آزمایش، استعمال شده و در اصل، به معنای قرار دادن طلا در آتش برای جدایی ناخالصی از آن است. راغب در این زمینه مینویسد: «اصل الفتن ادخال الذهب النار لتظهر
جودته من ردائته».(1)ایشان اضافه میکند که این کلمه برای دخول انسان در آتش، وسیله عذاب و همچنین آزمایش و ابتلا به کار رفته، و در حقیقت با کلمه فتنه، معامله کلمه «بلا» شده است که هر دو، در سختی و آسانی به انسان میرسد؛ ولی کاربردشان در سختی بیشتر است. چنانچه در قرآن کریم آمده است: «و نَبْلُونکُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَیْرِ فِتْنَة؛(2)شما را به امتحان بدی(سختی و مصیبت و بلا) و نیکی (آسانی و نعمت و دولت) میآزماییم».
پروردگار بلند مرتبه، انسانها را در این دنیا با وسایل مختلف میآزماید تا انسانهای خوب و نیک سرشت از بدان و زشت کرداران، جدا و هر کدام مطابق رفتارشان جزا داده شوند. یکی از این فتنهها و آزمایشها در احادیث اهلبیت، غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف معرفی شده است.
برای نمونه حسن بن محبوب روایت کرده است که امام رضا علیه السلام به من فرمود:
«به ناچار فتنهای سخت و هولناک اتفاق خواهد افتاد که در آن هر صمیمیت و دوستی ساقط میشود و آن هنگامی است که شیعه،
سومین نفر از نوادگان مرا از دست بدهد و اهل آسمان و زمین و هر دلسوخته و اندوهناکی بر او بگرید».(1)
امام هشتم از فتنهای خبر میدهد که بعد از ایشان اتفاق میافتد. مقصود ایشان از سومین نفر از نوادگانشان، امام حسن عسکری علیه السلام است. با شهادت ایشان، شیعه با امامی مواجه شد که از دیدگان آنان پنهان بود. این موضوع، فتنه و آزمایشی سخت برای شیعیان محسوب میشد. گرچه پیشوایان معصوم با روشهای گوناگون، پیروان خود را برای برخورد با چنین روزی آماده کرده بودند؛ از جمله پیشگویی غیبت امام دوازدهم و کم کردن ارتباط مستقیم با مردم که توسط امام دهم و یازدهم صورت گرفت تا شیعیان به ندیدن امامشان عادت کنند. اضافه بر این، امام حسن عسکری علیه السلام فرزندش را به بزرگان شیعه معرفی کرده بود؛ ولی با این حال، پذیرفتن امامی که بسیاری از شیعیان، او را ندیده بودند دشوار بود؛ زیرا شیعه، برای اوّلین مرتبه با این مشکل مواجه میشد.
1) عیون اخبار الرضا، ج2، ص6، ح14.
اکثر شیعیان در آن زمان با هدایت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و به وسیله نایبان خاص و بزرگان شیعه، شرایط حساس و فتنه انگیز را پشت سر گذاشتند؛ ولی تا وقت ظهور، فتنه و آزمایش برای انسانها به وسیله امامی که از دیدگان آنان پنهان است همچنان ادامه دارد. در حدیثی که از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده، به بودن این فتنه در زمان غیبت اشاره شده است. رسول گرامی اسلام فرمودهاند:
«و الذی بعثنی بالحق بشیرا لیغیبن القائم من ولدی بعهد معهود إلیه منی حتی یقول أکثر الناس ما لله فی آل محمد حاجة و یشک آخرون فی ولادته فمن أدرک زمانه فلیتمسک بدینه و لا یجعل للشیطان إلیه سبیلا بشکه فیزیله عن ملتی و یخرجه من دینی فقد أخرج أبویکم من الجنة من قبل و إن الله عز وجل جعل الشیاطین أولیاء للذین لا یؤمنون؛(1)قسم به کسی که مرا بشیر مبعوث کرد، به تحقیق، قائم از فرزندان من است و طبق پیمانی که از جانب من بر عهده
1) کمال الدین و تمام النعمة، ج1، ص80.
اوست، غایب میشود تا جایی که اکثر مردم گویند خدا را به خاندان محمّد علیهم السلام نیازی نیست و دیگران در اصل ولادت او شک کنند. پس هر کس در زمان او واقع شود، باید به دین او متمسک شود و به واسطه شک خود، راه شیطان را باز نسازد تا شیطان او را از آیین من زایل ساخته و از دین من بیرون ببرد که او پیش تر، پدر و مادر شما را از بهشت بیرون کرد و خدای تعالی شیطانها را سرپرست انسانهای بیایمان قرار داده است». این روایت از جهت سند، معتبر است.
بیشتر احادیثی که عدالت گستری امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف را بیان داشتهاند، در کنار آن، گسترش بیداد و ستمگری در زمان قبل از ظهور را آوردهاند. در آن زمان، حقوق انسانها رعایت نمیشود و بیدلیل، خونشان ریخته، مالشان غارت و به ناموس آنان تجاوز میشود و این مسأله فراگیر است و در همه جا مشاهده میشود. مصداقهای فراگیری ظلم و ستم در موارد بعد بیان میشود. در این قسمت، تنها به یک روایت اشاره میکنیم.
اصبغ بن نباته میگوید: «نزد امیرمؤمنان علی علیه السلام رفتم و دیدم در حال تفکر، بر زمین میزند. گفتم: ای امیرمؤمنان؛ چرا با حال تفکر، بر زمین نشانه میگذاری؟ آیا به آن میل داری؟! فرمود: «لَا وَ اللَّهِ مَا رَغِبْتُ فِیهَا وَ لَا فِی الدُّنْیَا یَوْماً قَطُّ وَ لَکِنِّی فَکَّرْتُ فِی مَوْلُودٍ یَکُونُ مِنْ ظَهْرِی الْحَادِیَ عَشَرَ مِنْ وُلْدِی هُوَ الْمَهْدِیُّ الَّذِی یَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً؛(1)به خدا سوگند، هرگز؛ حتّی یک روز هم به زمین و دنیا رغبت نداشتهام؛ ولی اندیشه من درباره فرزندی است که از پشت من است. او مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف یازدهمین نفر از نوادگان من است. او کسی است که زمین را پر از عدل و داد میکند، همچنانکه پر از ستم شده باشد».
یکی از حوادث قبل از ظهور، افزایش و تداوم قتل و غارت در میان مردم، به خصوص در منطقه خاور میانه است. این مسئله، باعث ترس همگانی، سلب آسایش و سختی برای همه میشود.
عبدالله بن سنان روایت کرده است که امام
1) کافی، ج1، ص338،ح7.
جعفر صادق علیه السلام فرمود:
«یشمل الناس موت و قتل حتی یلجأ الناس عند ذلک إلی الحرم فینادی مناد صادق من شدة القتال فیم القتل و القتال صاحبکم فلان؛ (1)مرگ و کشتار، مردم را فرا میگیرد تا اینکه مردم درآن وقت به حرم الهی پناه میبرند. در آن هنگام خبر دهنده راستگویی به دلیل شدت کشتار، ندا میدهد: برای چه قتل و کشتار؟! امامتان فلانی است». روایت از جهت سند، معتبر است.
در حدیثی دیگر، احمد بن محمد بن ابی نصر بزنطی میگوید: امام رضا علیه السلام فرمود: «قدّام هذا الامر قتل بیوح؛ پیش از این امر، کشتار بیوح است». پرسیدم: بیوح چیست؟ فرمود: «دائم لا یفتر(2)دائمی است و قطع نمیشود». یعنی قبل از ظهور، کشتار و غارتی دامنگیر مردم میشود که تمامی ندارد. این روایت نیز از جهت سند، معتبر است.
فساد و بیبندوباری و انحرافهای اخلاقی
در جامعه، باعث سقوط آن میشود. در دوره قبل از ظهور، فسادهای اخلاقی افزایش مییابد؛ به صورتیکه حتی نگاهها وارونه میشود و مردم، خوب را بد و زشتی را زیبا میبینند. این مطلب به دلیل فاصله گرفتن جوامع از اخلاق و معنویت، کنار گذاشتن انسانهای باایمان از قدرت و ترک امر به معروف و نهی از منکر است.
مسعدة بن صدقه در این باره گوید: امام جعفر صادق علیه السلام به نقل از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
«کَیْفَ بِکُمْ إِذَا فَسَدَتْ نِسَاؤُکُمْ وَ فَسَقَ شَبَابُکُمْ وَ لَمْ تَأْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ لَمْ تَنْهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ فَقِیلَ لَهُ وَ یَکُونُ ذَلِکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ نَعَمْ وَ شَرٌّ مِنْ ذَلِکَ کَیْفَ بِکُمْ إِذَا أَمَرْتُمْ بِالْمُنْکَرِ وَ نَهَیْتُمْ عَنِ الْمَعْرُوفِ فَقِیلَ لَهُ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ یَکُونُ ذَلِکَ قَالَ نَعَمْ وَ شَرٌّ مِنْ ذَلِکَ کَیْفَ بِکُمْ إِذَا رَأَیْتُمُ الْمَعْرُوفَ مُنْکَراً وَ الْمُنْکَرَ مَعْرُوفاً(1)چگونه خواهید بود وقتی زنان شما فاسد و جوانان شما اهل گناه شوند و امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنید؟ به ایشان گفته شد: ای رسول خدا؛ آیا
1) کافی، ج5، ص59، ح14.
چنین خواهد شد؟ فرمود: بله و بدتر از آن خواهد شد و آن اینکه چگونه خواهید بود وقتی امر به منکر کنید و نهی از معروف کنید؟ به ایشان گفته شد: ای رسول خدا؛ آیا چنین خواهد شد؟ فرمود: بله و بدتر از آن خواهد شد و آن اینکه چگونه خواهید بود وقتی معروف را منکر و منکر را معروف ببینید؟» روایت از جهت سند، معتبر است.
پیش از ظهور، به دلیل استفاده کردن نادرست از طبیعت، دخالت در نظم آن و افزایش ظلم و فساد، بلایای طبیعی مانند زلزله افزایش مییابد. ابوسعید خدری از پیامبر گرامی اسلام نقل میکند:
«أبشرکم بالمهدی یبعث فی أمتی علی اختلاف من الناس و زلزال …؛(1)شما را به مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مژده میدهم؛ او در امّت من هنگام اختلاف مردم و وقوع زلزلهها میآید.»
در روایت دیگری ابوبصیر از امام محمد باقر علیه السلام نقل کرده است:
1) غیبت،طوسی، ص178، ح136.
«… لایقوم القائم علیه السلام إلا علی خوف شدید من الناس و زلازل و فتنة و بلاء یصیب الناس…؛ (1)حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام نمیکند مگر وقتیکه ترس شدید، زلزلهها، فتنه و بلا مردم را فرا گرفته باشد.»
یکی از حواث قبل از ظهور، گسترش بیماریهای سخت و ناعلاج است. شیوع این بیماریها میتواند به خاطر آلودگی طبیعت باشد؛ یعنی به دلیل آلودگی طبیعت، بدی آب و هوا وغذای ناسالم، بیماریها دامنگیر انسانها شود. هم چنین امکان دارد بیماریهای خطرناک توسط برخی انسانهای فاسد در دوره آخرالزمان میان مردم پخش شود. در چندین روایت به شیوع طاعون در دوران قبل از ظهور اشاره شده است.(2)
از امیرمؤمنان علی علیه السلام نقل شده است که دراینباره فرمود:
«بین یدی القائم موت أحمر و موت أبیض و جراد
فی حینه و جراد فی غیر حینه کألوان الدم فأما الموت الأحمر فالسیف و أما الموت الأبیض فالطاعون؛(1)پیش از آمدن قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف مرگ سرخ و مرگ سفید، ملخ فصل و ملخ غیر فصل که مانند خون، سرخ رنگ است، خواهد بود. مرگ سرخ با شمشیر و مرگ سفید به وسیله طاعون میباشد.»
در دوره پیش از ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، یأس و ناامیدی بر جهانیان، سایه میافکند. آنان علاوه بر خسته شدن از وضع موجود، امید خود را از دستیابی به وضع مطلوب از دست میدهند و این ناامیدی به سبب قتل و غارتها، ناامنی، گرفتاریها، بیماری و فسادی است که بر همه جا حاکم است و همگان را از گشایش در امورشان مأیوس میکند. ناامیدی آنان از آن وضع، باعث میشود که پس از قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و مشاهده دادگری ایشان، برای رهایی از وضع ناهنجار، با سرعت به او بپیوندند.
در روایت معتبری، امام رضا علیه السلام بعد از دعوت به صبر میفرماید: «انما یجیء الفرج علی
1) ارشاد، ج2، ص372.
الیأس؛(1)همانا گشایش، هنگام یأس و ناامیدی میآید.»
در حدیثی دیگر، حسن بن محبوب نقل کرده است که امام رضا علیه السلام به من فرمود: «… هنگام از دست دادن ماء معین (آب گوارا که کنایه از غیبت امام است) بسیاری از زنان و مردان مؤمن، دلسوخته و اندوهناک خواهند بود. گویا آنان را در ناامیدترین حالتشان میبینم که ]ناگهان[ ندایی داده میشود که از دور، مانند نزدیک، شنیده میشود؛ آن ندا رحمتی برای مؤمنان و عذابی برای کافران است».(2)
بر اساس احادیث اهل بیت علیهم السلام قبل از قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف علامتهایی اتفاق خواهد افتاد. برخی از این نشانهها اهمیت بیشتری دارند که در این قسمت به آنها اشاره میشود.
ندای آسمانی، صدایی است که از آسمان، توسط جبرئیل امین علیه السلام بلند میشود و در آن به معرفی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و بیان نام و نسب و حقانیت او و پیروانش میپردازد و پس از آن، امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور می کند.
ندای آسمانی با الفاظ «ندا»، «صیحه»، «صوت»، «اعلان»، «فزعه» و «هدّه» در
احادیث شیعه و عامه مطرح شده است.(1)
چندین روایت، مقصود از آیه «إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعین»(2)را ندای آسمانی دانستهاند که به یکی از آنها ـ که از جهت سند، معتبر است ـ اشاره میشود.
عبدالله بن سنان گوید: نزد امام جعفر صادق علیه السلام بودم که شنیدم مردی از اهل همدان به حضرت، عرض میکند: «آنان (عامه) ما را مسخره میکنند و به ما میگویند شما گمان میکنید منادی از آسمان به اسم صاحب این امر ندا میدهد؟!» در این حال، امام که تکیه داده بود، ناراحت شد و صاف نشست. سپس فرمود: «لاترووه عنّی و أرووه عن أبی و لاحرج علیکم فی ذلک، أشهد أنی قد سمعت أبی علیه السلام یقول: والله إنّ ذلک فی کتاب الله عزوجل لبیّن حیث یقول: «إن نشأ ننزل علیهم من السماء آیة فظلت اعناقهم لها خاضعین» فلایبقی فی الارض یومئذ
أحد إلا خضع و ذلت رقبته لها…؛ (1)از من نقل نکنید و از پدرم روایت کنید و این مطلب برای شما اشکالی ندارد. شهادت میدهم همانا از پدرم شنیدم که میفرمود: به خدا قسم، این مطلب در کتاب خدای بلند مرتبه، آشکار است. سپس آیه را تلاوت فرمودند و گفتند: در آن وقت، کسی در زمین نمیماند مگر اینکه گردنش در مقابل آن، افتاده و خم میشود».
نکتههایی که درباره ندای آسمانی از روایتهای اهلبیت علیهم السلام استفاده میشود، به شرح ذیل است:
عبارتهای مختلف در روایات اهلبیت علیهم السلام دلالت بر حتمی بودن وقوع ندای آسمانی میکنند؛ که از هر عبارت، به یک نمونه اشاره میشود.
1) غیبت نعمانی، ص260، باب 14، ح19.
الْقَائِمِ مِنَ الْمَحْتُوم …؛ (1)اختلاف بنیعباس، نداء و قیام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف از امور حتمی است».
ترکیب «نفی» و واژه «حتی»: از حسن بن زیاد صیقل نقل است که امام جعفر صادق علیه السلام فرمود: «إن القائم لا یقوم حتی ینادی مناد من السماء تسمع الفتاة فی خدرها و یسمع أهل المشرق و المغرب و …؛ (2)قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام نمیکند مگر اینکه ندا دهنده از آسمان ندا دهد و دختران در سرا پردهشان و اهل مشرق و مغرب زمین آن را بشنوند».
واژه «لابدّ»: حمران بن أعین از امام جعفر صادق علیه السلام نقل میکند که ایشان فرمود: «من المحتوم الذی لا بد أن یکون من قبل قیام القائم خروج السفیانی و خسف بالبیداء و قتل النفس الزکیة و المنادی من السماء؛(3)از امور حتمی که باید قبل از قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف رخ دهد، خروج سفیانی، خسف در سرزمین بیداء و کشته شدن نفس زکیه و ندایی از آسمان است».
این احادیث ـ که از جهت سند، معتبر هستند ـ حتمی بودن اصل ندای آسمانی را میرسانند؛ ولی بیان کننده حتمی بودن خصوصیات ندای آسمانی نیستند. به عنوان مثال، زمان وقوع این ندا مشخص نیست. یعنی اگر زمان ندا، شب جمعه و بیست و سوم ماه مبارک رمضان معرفی میشود (که در این صورت، ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در روز جمعه بیست و سوم ماه رمضان خواهد بود) این مطلب، حتمی نیست و احتمال بداء در آن میرود. بنابراین، میتوان در هر روز و شب، منتظر ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بود: «توقعوا الفرج صباحاً و مساءاً».(1)
چند حدیث، ندا دهنده را جبرئیل امین علیه السلام معرفی میکنند؛ که به دو مورد از آنها اشاره میشود.
نقل شده است که امام جعفر صادق علیه السلام فرمود: «صوت جبرئیل من السماء …؛ (2)ندای
جبرئیل علیه السلام از آسمان خواهد بود.»
از ابوبصیر یحیی بن قاسم نیز نقل است که امام محمد باقر علیه السلام فرمود: «… الصیحة لاتکون إلا فی شهر رمضان لأن شهر رمضان شهر الله و الصیحة فیه هی صیحة جبرئیل علیه السلام إلی هذا الخلق …؛ (1)صیحه مگر در ماه رمضان نیست. چون ماه رمضان، ماه خدا است و صیحه در این ماه، صدای جبرئیل بر این مردم است.»
مضمون ندای آسمانی را میتوان به دو قسمت اخباری و انشائی تقسیم کرد. مراد از محتوای اخباری، مطالبی است که قالب دستوری ندارد و برای آگاهی مخاطبان است و مراد از محتوای انشایی، مطالبی است که قالب دستوری دارد و شنونده را به انجام اموری فرا میخواند.
1) غیبت، نعمانی، ص253، باب 14، ح13
در ندای دوّم، برحق بودن حضرت علی علیه السلام و پیروانشان مطرح میشود تا کسانی که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را با نام و نسب نشناختهاند، به وسیله شیعیان حضرت علی علیه السلام که در جهان شناخته شدهاند، ایشان را بشناسند. در این قسمت، به دو روایت صحیح السند اشاره میشود.
هشام بن سالم درباره ندای آسمانی از امام جعفر صادق علیه السلام نقل میکند که ایشان فرمود: «… هی الصیحة من السماء باسم صاحب الأمر؛(1)آن صیحه از آسمان به اسم صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهد بود».
هم چنین محمد بن علی حلبی گوید امام جعفر صادق علیه السلام میفرمود: «یُنَادِی مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ أَوَّلَ النَّهَارِ أَلَا إِنَّ عَلِیّاً وَ شِیعَتَهُ هُمُ الْفَائِزُون…؛ (2)منادی از آسمان در ابتدای روز، ندا میدهد: آگاه باشید همانا علی علیه السلام و شیعه او، همان رستگاران هستند».
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مهمترین محتوای دستوری ندای آسمانی است که در این باره به یک حدیث اشاره میشود.
ابوبصیر از امام جعفر صادق علیه السلام نقل کرده است: «… لا یخرج القائم حتی ینادی باسمه من جوف السماء فی لیلة ثلاث و عشرین فی شهر رمضان لیلة جمعة قلت بم ینادی قال باسمه و اسم أبیه ألا إن فلان بن فلان قائم آل محمد فاسمعوا له و أطیعوه…؛ (1)حضرت مهدی قیام نمیکند مگر اینکه به نام او از آسمان، در شب جمعه، شب بیست و سوم ماه رمضان ندا داده شود. گفتم: به چه چیزی ندا میدهند؟ فرمود: به نام او و نام پدر او؛ و آن اینکه آگاه باشید فلانی فرزند فلانی، قائم آل محمّد است. سخن او را بشنوید و از او پیروی کنید.»
تمام اهل زمین، ندای آسمانی را میشنوند. این مطلب در احادیث اهل بیت علیهم السلام با تعبیرهای مختلفی بیان شده
1) غیبت، نعمانی، ص289، باب16، ح6.
است. در این قسمت به بیان موارد آن و همچنین، چگونگی شنیدن صوت توسط مخاطبان میپردازیم.
همگانی بودن ندای آسمانی با عبارتهای مختلف در روایتهای اهلبیت علیهم السلام بیان شده است که برای نمونه، یک مورد بیان میشود.
ابوبصیر از امام جعفر صادق علیه السلام نقل کرده است: «فلایبقی شیء خلق الله فیه الروح الّا یسمع الصیحه؛(1)چیزی از مخلوقات پروردگار که روح داشته باشد، نمیماند، مگر اینکه صیحه را میشنود.»
ویژگی دوّم ندای آسمانی برای مخاطبان، شنیدن محتوای آن به زبانهای مختلف است؛ یعنی اگر زبان مادری کسی عربی باشد، صوت را به زبان عربی میشنود و اگر فارسی باشد، فارسی میشنود و غیره. برخی از روایتهای دلالت کننده بر این مطلب، به شرح ذیل
1) غیبت، نعمانی، ص289، باب16، ح6.
است:
ابوحمزه ثمالی گوید از امام جعفر صادق علیه السلام پرسیدم: ندا چگونه است؟ فرمود: «منادی در اول روز از آسمان، ندا میدهد و هر گروهی با زبان خود آن را میشنوند.»(1)
زرارة بن أعین نیز از امام جعفر صادق علیه السلام درباره ندای آسمانی چنین پرسیده است: ندای آسمانی خاص است یا عام؟ امام فرمودهاند: «عام است و هر قومی با زبان خود آن را میشنوند».(2)دو حدیث از جهت سند، معتبر هستند.
ویژگی سوم ندای آسمانی برای مخاطبان، یکنواخت شنیده شدن آن است. یعنی مخاطبان ندای آسمانی، هر کجا باشند به صورت یکسان آن را میشنوند و دوری یا نزدیکی در شنیدن آن اثری ندارد. در حدیث معتبری که از حسن بن محبوب از امام علی بن موسی الرضا علیه السلام نقل شده است،
میخوانیم: «قد نودوا نداءً یسمع من بعد کما یسمع من قرب؛(1)به تحقیق ندایی میدهند که از دور، مانند نزدیک، شنیده میشود».
روایتهای متعددی دلالت بر رخ دادن ندا در ماه مبارک رمضان میکنند و برخی از آنها، ندا را در شب جمعه ـ که روز جمعه آن، برابر با بیست و سوّم ماه مبارک رمضان است ـ می دانند. در این قسمت به یک حدیث اشاره میشود.
حارث بن مغیره گوید امام جعفر صادق فرمود: «الصیحة التی فی شهر رمضان تکون لیلة الجمعة لثلاث و عشرین مضین من شهر رمضان؛(2)ندایی که در ماه رمضان رخ میدهد، زمان آن شب جمعه، بیست و سوّم ماه رمضان میباشد». روایت از جهت سند، معتبر است.
یکی از نشانههای حتمی قیام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف خروج سفیانی است. حتمی بودن خروج سفیانی با عبارتهای مختلفی، چون «إنه لمن المحتوم الذی لابدّ منه»(1)، «السفیانی لابدّ منه»(2)و «أمر السفیانی حتم من الله و لایکون القائم إلا بسفیانی»(3)از زبان اهلبیت بیان شده است. عبارتهای «المحتوم»، «لابدّ منه» و «حتم من الله»، همگی بیانگر حتمی و صد در صدی بودن آمدن سفیانی، به عنوان یکی از نشانههای قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشد. البته اصل خروج سفیانی حتمی است؛ اما برخی خصوصیات آن، چون زمان خروج میتواند قابل تغییر و بداء قرار گیرد.
نام سفیانی، نشانگر انتساب او به ابوسفیان است. این مطلب به دو صورت
میتواند قابل تفسیر باشد:
نسب سفیانی به خاندان ابوسفیان میرسد و واقعاً او از نوادگان ابوسفیان میباشد. برخی از احادیث، او را از بنیامیه، نسل ابوسفیان و از فرزندان زن جگرخوار(1)معرفی میکنند.
مقصود از انتساب سفیانی به خاندان ابوسفیان، توجه دادن مسلمانان به عملکرد او است. یعنی او روشی چون ابوسفیان و خاندان او دارد. سفیانی مانند بنیامیه ـ که تمام تلاش خود را برای مقابله با اسلام و اهلبیت به صورت آشکار و پنهان به کار گرفت ـ نهایت تلاش خود را برای مقابله با حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به کار میگیرد. هدف او جلوگیری از برپایی دولت کریمه مهدوی است و به همین دلیل، دست به کشتار پیروان آن حضرت میزند و به دنبال دستگیری ایشان است.(2)
در حدیث جالبی، امام جعفر صادق علیه السلام
دراینباره میفرماید: «إنّا و آل أبیسفیان أهل بیتین تعادینا فی الله قلنا صدق الله و قالوا کذب الله قاتل أبوسفیان رسولالله و قاتل معاویة علی بن أبیطالب علیه السلام و قاتل یزید بن معاویة الحسین بن علی علیه السلام و السفیانی یقاتل القائم عجل الله تعالی فرجه الشریف؛(1)ما و خاندان ابوسفیان، دو خانواده هستیم که به خاطر خداوند با یکدیگر دشمنی کردیم. ما خدا را تصدیق کردیم و آنان خداوند را تکذیب کردند. ابوسفیان با رسول خدا، معاویه با علی بن ابیطالب علیه السلام و یزید بن معاویه با حسین بن علی علیه السلام نبرد کرد و سفیانی نیز با قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف جنگ خواهد کرد».
خروج سفیانی در ماه رجب، همزمان با حرکت یمانی و خراسانی و قبل از قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف گزارش شده است.(2)درباره زمان خروج سفیانی به روایت معتبری اشاره میشود.
عیسی بن أعین گوید: امام جعفر صادق علیه السلام فرمود:
«السفیانی من المحتوم و خروجه فی رجب و من أول خروجه إلی آخره خمسة عشر شهرا ستة أشهر یقاتل فیها فإذا ملک الکور الخمس ملک تسعة أشهر و لم یزد علیها یوما؛(1)سفیانی از امور حتمی است و خروج او در ماه رجب میباشد. از ابتدای خارج شدن تا آخر حرکت او، پانزده ماه طول میکشد. شش ماه به جنگ میپردازد و وقتی بر پنج منطقه (شام) حاکم شد، نه ماه حکومت میکند و به آن، حتّی یک روز اضافه نمیشود».
بنابر آنچه در حتمی بودن خروج سفیانی مطرح شد، زمان خروج سفیانی قابل تغییر و بداء است.
آغاز خروج سفیانی از مناطق خشک سرزمین شام خواهد بود و کشورهای سوریه، اردن و فلسطین را به تصرف خود در خواهد آورد. عبدالله بن أبیمنصور گوید: از امام جعفر صادق علیه السلام درباره نام سفیانی سؤال کردم؛ ایشان فرمود:
1) غیبت، نعمانی، ص299، باب18، ح1.
«و ما تصنع باسمه إذا ملک کور الشام الخمس دمشق و حمص و فلسطین و الأردن و قنسرین فتوقعوا عند ذلک الفرج …؛ (1)به نام او چه کار داری؟ وقتی او پنج منطقه شام، یعنی دمشق، حمص، فلسطین، اردن و قنسرین را اشغال کرد، در آن هنگام، منتظر گشایش باشید.»
بنابر آنچه در برخی روایتها به آن اشاره شده است، سفیانی ابتدا بر منطقه شام حاکم میشود و رقیبان را از میان برمیدارد. سپس در راه عراق، درگیر جنگی در شمال سوریه (منطقه قرقیسیا) میشود که در آن نبرد، صدهزار نفر از ستمگران کشته میشوند. بعد از آن، سفیانی حمله خود به عراق را آغاز میکند و در کوفه و اطراف آن، دست به کشتار و غارت شیعیان میزند. او زمانی که با خبر میشود حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در مدینه است، برای مقابله با ایشان، سپاهی به مدینه میفرستد. هم زمان، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از
1) کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص679، باب25، ح11، دمشق، حمص و قنسرین سه منطقه از کشور سوریه میباشند.
مدینه به سوی مکّه رهسپار میشود. لشگر سفیانی که حضرت را در مدینه نمییابند، دست به غارت شهر میزنند و سپس به سوی مکّه حرکت میکنند که در میان راه، در سرزمین بیداء گرفتار میشوند.(1)
در روایتی که تفسیر عیاشی آن را از امام محمد باقر علیه السلام نقل کرده، به کشته شدن سفیانی در سرزمین شام؛ به دست حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و پیروان ایشان اشاره شده است.(2)
یکی از نشانههای حتمی قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف «خسف بیداء» معرفی شده است.(3)خسف به معنای فرو رفتن(4)و بیداء، نام سرزمینی بیابانی و خالی از آب و گیاه، میان مکّه و مدینه است.(5)مقصود از فرو رفتن در سرزمین بیداء، حادثهای است که برای سپاه سفیانی در آن منطقه رخ میدهد.
آنان زمانی که برای دستگیری حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف راهی مکه میشوند، برای استراحت در منطقه بیداء توقف میکنند که از آسمان به زمین بیداء دستور داده میشود تا آنان را در خود فرو برد و جز چند نفر برای عبرت دیگران، بقیه لشگر سفیانی به زمین فرو میروند. حدیثی زیبا و طولانی که با سندهای مختلف و معتبر، در کتاب غیبت نعمانی آمده و از جابر بن یزید جعفی از امام محمد باقر علیه السلام نقل شده است، این حادثه را در کنار سایر حوادث دوره ظهور مطرح میکند.(1)
همچنین حسین بن خالد گوید: خدمت ابوالحسن الرضا علیه السلام عرض کردم: «عبدالله بن بکیر حدیثی را نقل میکند و آن را به تأویل میبرد. دوست دارم آن را خدمت شما عرضه کنم». فرمود: «آن حدیث چیست؟» گفتم: «ابن بکیر میگوید عبید بن زراره برای من حدیثی روایت کرد و گفت: هنگام خروج محمد بن عبدالله بن حسن نزد امام جعفر صادق علیه السلام بودم که فردی از اصحاب ما وارد شد و به امام گفت: محمد بن عبدالله قیام کرده است و مردم همراه او شدهاند؛ درباره همراهی با او
1) غیبت، نعمانی، ص279، باب14، ح67.
چه میفرمایید؟ امام صادق علیه السلام فرمود: مادامی که آسمان و زمین آرامند آرام باش ]و هر کس ادعای مهدویت میکند با او همراهی نکن[. عبدالله بن بکیر گوید: وقتی امر به این صورت است که تا آسمان و زمین آرامند قیامی نیست، پس قائمی وجود ندارد و خروجی صورت نمیگیرد». امام رضا علیه السلام فرمود: «حدیث همان است که عبید بن زراره گفت؛ ولی تأویل ابن بکیر درست نیست. در واقع ابوعبدالله علیه السلام فرمود: آرام باش مادامی که آسمان از ندا و زمین از خسف سپاه(سفیانی) ساکت است».(1)
یکی از نشانههای حتمی ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، خروج یمانی شمرده شده است.
عمر بن حنظله از امام جعفر صادق علیه السلام نقل کرده است:
«قبل قیام القائم خمس علامات محتومات الیمانی و السفیانی و الصیحة و قتل النفس الزکیة و
1) معانی الأخبار، ص266، ح1، از نوادگان امام حسن مجتبی علیه السلام که ادعای مهدویت داشت.
الخسف بالبیداء؛(1)پیش از قیام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف پنج نشانه حتمی یمانی، سفیانی، صیحه، قتل نفس زکیه و خسف بیداء خواهد بود.» حدیث از جهت سند معتبر است. در روایت دیگری نیز به حتمی بودن این نشانه اشاره شده است.(2)البته حتمی بودن خروج یمانی دلالت بر حتمی بودن خصوصیات خروج او، مانند زمان خروجش نمیکند.
نکاتی که درباره یمانی از روایتهای اهلبیت علیهم السلام استفاده میشود، به شرح ذیل است.
یمانی ـ چنانکه از نامش پیدا است ـ از منطقه یمن خروج میکند و به یاری حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بر میخیزد. علاوه بر دلالت کلمه یمانی، چند حدیث به صراحت این مطلب را مطرح کردهاند که به یک روایت اشاره میشود.
از محمد بن مسلم ثقفی نقل شده که امام محمد باقر علیه السلام فرمود: «… خروج السفیانی من
الشام و خروج الیمانی من الیمن و …؛ (1)خروج سفیانی از شام و خروج یمانی از منطقه یمن است.»
خروج یمانی همزمان با خروج سفیانی و خراسانی گزارش شده است. در حدیثی که ابوبصیر از امام محمد باقر علیه السلام نقل کرده است، میخوانیم: «خروج السفیانی و الیمانی و الخراسانی فی سنة واحدة فی شهر واحد فی یوم واحد نظام کنظام الخرز یتبع بعضه بعضا …؛ (2)خروج سفیانی و یمانی و خراسانی در یک سال و در یک ماه و در یک روز خواهد بود؛ مانند دانههای تسبیح که برخی به دنبال برخی دیگر است». این حدیث و روایت های مشابه، بیانگر این مطلب هستند که آنان، مقدمات خروج را از قبل آماده کردهاند و ممکن است این امر، در زمانهای متفاوتی باشد؛ ولی با خروج یکی از آنان، دیگران حرکت خود را شروع میکنند.
در حدیثی، یمانی از فرزندان زید بن علی بن حسین معرفی شده است. در آن روایت، امام جعفرصادق علیه السلام دعایی میخواند. عباد بن محمد مدائنی به امام میگوید: «فدایتان شوم؛ آیا برای خود دعا نکردید؟» امام پاسخ میدهند: «برای نور آلمحمّد و جلودار آنان و انتقام گیرنده از دشمنان به امر خداوند، دعا کردم.» مدائنی میپرسد: «فدایت شوم، چه وقت قیام میکند؟» امام میفرمایند: «هر وقت، آن کسی که آفرینش و تدبیر در دست اوست، بخواهد». عباد بن محمد مجدداً میپرسد: «آیا برای آن، قبل از آمدنش نشانهای است؟» امام میفرمایند: «بله، نشانههای گوناگون. خروج پرچمی از مشرق و پرچمی از مغرب و فتنهای که اهل زوراء (بغداد) را فرا میگیرد و قیام مردی از فرزندان عمویم زید از یمن و …»(1)البته این حدیث در بیان این موضوع، منفرد است و از جهت سند، ضعیف محسوب میشود.
1) فلاح السائل، ص171.
یکی از مناطقی که مردم آن، بنابر چند روایت، برای یاری امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برمیخیزند، منطقه یمن است. از پیامبر گرامی اسلام نقل شده است که در وصف اهل یمن فرمود:
«… قوم رقیقة قلوبهم راسخ إیمانهم و منهم المنصور یخرج فی سبعین ألفا ینصر خلفی و خلف وصیی حمائل سیوفهم المسک …؛ (1)اهل یمن قومی هستند که دلهایشان نرم و ایمانشان استوار است و از میان آنان، منصور با هفتاد هزار نفر خارج میشود و جانشین من و جانشین وصی مرا یاری میکنند».
بنابر چند روایت، یمانی به سوی حق دعوت میکند و پرچم او هدایتگر معرفی شده است. از جمله بکر بن محمد أزدی از امام جعفر صادق علیه السلام نقل کرده است: «خروج الثلاثة السفیانی و الخراسانی و الیمانی فی سنة واحدة فی شهر واحد فی یوم واحد و لیس فیها رایة أهدی من رایة الیمانی لأنه یدعو إلی الحق؛(2)خروج سه
گروهِ سفیانی و خراسانی و یمانی در یک سال، در یک ماه و در یک روز خواهد بود و در میان این سه، پرچمی هدایت یافتهتر از پرچم یمانی نیست؛ چون او به سوی حق فرا میخواند.»
همچنین یمانی با سفیانی به مقابله بر میخیزد. در حدیثی عبید بن زراره گوید: نام سفیانی را نزد امام جعفر صادق علیه السلامبر زبان آوردم. ایشان فرمود: «أنی یخرج ذلک و لما یخرج کاسر عینیه بصنعاء؛(1)چگونه او خروج میکند، در حالی که در آورنده چشمانش، هنوز از صنعا (پایتخت کشور یمن) قیام نکرده است».
یکی از علامتهای قبل از قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف که در چند حدیث مطرح شده، کشته شدن انسان پاکی میان رکن و مقام است. احتمالاً در آن زمان، کشته شدن این شخص، امر مهمی خواهد بود؛ به صورتی که همگان، از آن آگاه میشوند و به همین دلیل، به عنوان نشانه معرفی شده است.
چنانچه محمد بن مسلم از امام محمد
1) غیبت، نعمانی، ص277، باب14، ح60.
باقر علیه السلام میپرسد: «قائم شما اهلبیت چه وقت قیام میکند؟» امام علامتهایی را مطرح میکنند که یکی از آنها قتل نفس زکیه است. ایشان میفرماید: «… و قتل غلام من آلمحمد علیهم السلام بین الرکن و المقام اسمه محمد بن الحسن النفس الزکیة …؛ (1)و کشته شدن شخصی از خاندان پیامبر علیهم السلام میان رکن و مقام که نام او محمد بن حسن است و او همان نفس زکیه است.»
در این قسمت به نکاتی درباره قتل نفس زکیه که از روایتهای اهلبیت علیهم السلام به دست میآید، اشاره میشود.
چندین روایت با واژههای «محتوم» و «لابدّ»، رخ دادن قتل نفس زکیه را حتمی دانستهاند که به دو مورد از آنها اشاره میشود.
1) کمال الدین و تمام النعمة، ج1، ص363، باب32، ح16.
النفس الزکیة من المحتوم …؛ (1)و کشته شدن نفس زکیه از امور حتمی است». روایت از جهت سند، معتبر است.
بنابر آنچه از روایات اهل بیت علیهم السلام استفاده میشود، نفس زکیه کنار کعبه، میان رکن و مقام حضرت ابراهیم و پانزده شب قبل از قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به شهادت میرسد.
عبایة بن ربعی از امیرمؤمنان علی علیه السلام نقل کرده است که ایشان فرمود: «… ألا أخبرکم
بآخر ملک بنی فلان قلنا بلی یا أمیر المؤمنین قال قتل نفس حرام فی یوم حرام فی بلد حرام عن قوم من قریش و الذی فلق الحبة و برأ النسمة ما لهم ملک بعده غیر خمس عشرة لیلة …؛(1)آیا شما را از پایان حکومت بنیفلان آگاه نکنم؟ گفتیم: چرا ای امیرمؤمنان. فرمود: کشته شدن انسانی بیگناه در روز حرام و در شهر حرام (مکّه معظّمه) از قومی از قریش. قسم به کسی که دانه را شکافت و انسان را آفرید، برای آنان بعد از این جنایت، جز پانزده شب حکومت نخواهد بود». روایت از جهت سند، معتبر است.
در حدیث دیگری نیز امام جعفر صادق علیه السلام فاصله میان قتل نفس زکیه و قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را پانزده شب معرفی میکند.(2)
البته حتمی بودن اصل قتل نفس زکیه را نمیتوان به حتمی بودن خصوصیات آن، چون زمان کشته شدن او سرایت داد و احتمال تغییر و بداء در موارد جزئی وجود دارد.
طبق چند روایت، مردمی از مشرق، قیام خواهند کرد و یاریگر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهند بود. در روایت معتبری که ابوخالد کابلی از امام محمد باقر علیه السلام نقل کرده، آمده است:
«کأنی بقوم قد خرجوا بالمشرق یطلبون الحق فلایعطونه ثم یطلبونه فلایعطونه فإذا رأوا ذلک وضعوا سیوفهم علی عواتقهم فیعطون ما سألوه فلا یقبلونه حتی یقوموا و لایدفعونها إلاّ إلی صاحبکم قتلاهم شهداء أما إنی لو أدرکت ذلک لاستبقیت نفسی لصاحب هذا الأمر؛(1) گویا مینگرم قومی از مشرق، قیام کردهاند. آنان حقشان را میخواهند، ولی به آنان نمیدهند؛ دوباره آن را طلب میکنند، ولی باز به آنان داده نمیشود. وقتی اوضاع را اینگونه میبینند سلاحهایشان را بر میدارند. در آن هنگام، آنچه میخواهند به آنان میدهند، ولی آنان نمیپذیرند و استوار میایستند و قدرتشان را به کسی جز صاحب شما تحویل نمیدهند. کشتههای آنان، شهید هستند. آگاه باشید اگر من آن زمان را درک میکردم، خود را برای
1) غیبت، نعمانی، ص273، باب14، ح50.
صاحب این امر نگه میداشتم.»
و در حدیثی که از پیامبر اکرم نقل شده است، میخوانیم: «یخرج ناس من المشرق فیوطئون للمهدی یعنی سلطانه؛(1)گروهی از اهل مشرق قیام میکنند و زمینه را برای حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فراهم میکنند». روایت، در منابع عامه آمده است.
در این قسمت، به معرفی برخی از مردم مشرق زمین و اقدامهایشان که بیشتر در روایتهای اهلبیت علیهم السلام آمده است میپردازیم.
خراسانی، منسوب به خراسان است و خراسان، نامی است که به دو عنوان، اطلاق شده است.
یک. به قسمتی از سرزمین فعلی ایران که از کوههای زاگرس شروع میشود و تا قسمتی از شهر هرات در کشور افغانستان و اطراف آن، ادامه پیدا میکند و از شمال، شهرهای نیشابور، مرو، سرخس و قسمتی از سرزمینهای شمال شرقی ایران را در بر میگیرد و از جنوب، تا کرمان و
1) سنن ابنماجه، ص1369، ح4088.
سیستان ادامه مییابد.
دو. به مناطق و سرزمینهای اطراف خراسان که حاکمان خراسان در آن منطقهها حاکمیت داشتهاند.(1)
برخی از نکاتی که از روایتهای اهل بیت علیهم السلام درباره خراسانی استفاده میشود، به شرح ذیل است.
حرکت خراسانی همزمان با خروج یمانی و سفیانی معرفی شده است. بکر بن محمد ازدی از امام جعفر صادق علیه السلام نقل کرده است: «خروج الثلاثة الخراسانی و السفیانی و الیمانی فی سنة واحدة فی شهر واحد فی یوم واحد …؛(2)خروج سه گروه سفیانی، خراسانی و یمانی در یک سال، در یک ماه، و در یک روز خواهد بود.»
خراسانی برای مقابله با سفیانی، یاری کردن اهل عراق و همراهی با حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف حرکت خود را آغاز میکند. در حدیث معتبری که از جابر بن یزید جعفی به نقل از امام محمد باقر علیه السلام با سندهای مختلف
وارد شده، آمده است:
«… و یبعث السفیانی جیشا إلی الکوفة و عدتهم سبعون ألفا فیصیبون من أهل الکوفة قتلا و صلبا و سبیا فبینا هم کذلک إذ أقبلت رایات من قبل خراسان و تطوی المنازل طیا حثیثا و معهم نفر من أصحاب القائم …؛ (1)
سفیانی سپاهی به سوی کوفه میفرستد که تعداد آنان هفتاد هزار نفر است. آنان در کوفه به قتل و تجاوز و غارت میپردازند. در آن حال (برای کمک به اهل عراق) نیروهایی از طرف خراسان با سرعت به سوی کوفه میآیند و در میان آنان، تعدادی از اصحاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف وجود دارند».
بنابر آنچه از برخی روایات استفاده میشود، شهر قم یکی از شهرهایی است که نقش محوری در زمینه سازی ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دارد. این شهر از ابتدای حکومت عباسیان، خاستگاه و منطقه امنی برای شیعیان و مورد عنایت و توجّه اهلبیت علیهم السلام
1) غیبت، نعمانی، ص279، باب14، ح67.
بوده است.(1)اهل قم در معراج پیامبراکرم به ولایت مداری ستوده شدهاند.(2)شهر قم با آغاز غیبت صغری به عنوان مرجع علمی شیعیان مطرح شد. حسین بن روح نوبختی(نایب سوم) در آن زمان برای تأیید کتابی، آن را برای عالمان قم فرستاد.(3)این مطلب نشان از جایگاه علمی و حدیثی این شهر در آن دوره دارد. در روایتی امام جعفر صادق علیه السلام به خالی شدن کوفه از دانش اهلبیت علیهم السلام و آشکار شدن آن در شهر قم در نزدیکی ظهور اشاره میکند و میفرماید:
«… سَتَخْلُو کُوفَةُ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ یأزر عَنْهَا الْعِلْمُ کَمَا تأزر الْحَیَّةُ فِی جُحْرِهَا ثُمَّ یَظْهَرُ الْعِلْمُ بِبَلْدَةٍ یُقَالُ لَهَا قُمُّ وَ تَصِیرُ مَعْدِناً لِلْعِلْمِ وَ الْفَضْلِ حَتَّی لَا یَبْقَی فِی الْأَرْضِ مُسْتَضْعَفٌ فِی الدِّینِ حَتَّی الْمُخَدَّرَاتُ فِی الْحِجَالِ وَ ذَلِکَ عِنْدَ قُرْبِ ظُهُورِ قَائِمِنَا فَیَجْعَلُ اللَّهُ قُمَّ وَ أَهْلَهُ قَائِمِینَ مَقَامَ الْحُجَّةِ
…(1)کوفه از مؤمنان، خالی خواهد شد و دانش از آن مکان جمع میشود؛ مانند جمع شدن مار در لانهاش. سپس دانش در شهری که به آن قم گویند، آشکار شود و آن مکان، معدن دانش و فضیلت میشود؛ به صورتی که در زمین، مستضعف دینی ـ حتی در بانوان پشت پرده ـ باقی نمیماند. و این اتفاق نزدیک ظهور قائم ما رخ خواهد داد. خداوند، قم و اهلش را در آن زمان، جانشینان حجّت قرار میدهد.»
بنابر این حدیث و روایتهای مشابه،(2)قم به وسیله گسترش معارف اهلبیت علیهم السلام همگان را با حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آشنا میکند و به پذیرش عمومی و پرورش نیرو جهت یاری امام عصر میپردازد.
در حدیثی که از امام موسی کاظم علیه السلام نقل شده، به تشکیل حکومت توسط فردی از اهل قم برای برپایی حق اشاره شده است. در این روایت میخوانیم:
«رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ قُمَّ یَدْعُو النَّاسَ إِلَی الْحَقِّ
یَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ کَزُبَرِ الْحَدِیدِ لَاتُزِلُّهُمُ الرِّیَاحُ الْعَوَاصِفُ وَ لَا یَمَلُّونَ مِنَ الْحَرَبِ وَ لَایَجْبُنُونَ وَ عَلَی اللَّهِ یَتَوَکَّلُونَ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ؛(1)مردی از اهل قم، مردم را به سوی حق فرا میخواند. گروهی مانند پارههای آهن، همراه او جمع میشوند که بادهای تند، آنان را منحرف نمیکند. از نبرد، خسته نمیشوند و نمیترسند و بر خداوند توکل میکنند و عاقبت برای اهل تقوا است.» البته در این حدیث، اشارهای به نزدیکی قیام مردی از قم، به ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نشده است.
1) بحارالأنوار، ج57، ص216، ح37.
بر اساس برخی از احادیث مهدویت، ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را نمیتوان به زمان خاصی محدود کرد؛ بلکه در همه وقت، احتمال ظهور وجود دارد و این مطلب با علایم ظهور نمیسازد. در این قسمت، ابتدا این احادیث مطرح میشوند و سپس به جمع میان آنها و نشانههای ظهور میپردازیم.
اول. روایاتی که به مؤمنان توصیه میکنند باید پیوسته و در هر صبح و شام، منتظر گشایش باشند. برای مثال، امام جعفر صادق علیه السلام فرمود: «… تَوَقَّعُوا الفَرَج صَباحاً و مَسَاءا؛(1)هر صبح و شام منتظر گشایش باشید».
1) غیبت، طوسی، ص457، ح468.
دوّم. احادیثی که ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را ناگهانی مطرح میکنند. چنانچه امام علی بن موسی الرضا علیه السلام فرمود:« به پیامبر گرامی اسلام گفته شد: ای رسول خدا، قائم از ذرّیه شما چه وقت خروج میکند؟ رسول خدا فرمودند: «مَثَلُهُ مَثَلُ السّاعَةِ لایُجَلِّیها لِوَقْتِهَا إِلّا هُوَ… لَاتَأتِیکُم إِلا بَغْتَةً؛(1)زمان خروج قائم اهل بیت علیهم السلام مانند زمان قیامت است که وقتش را جز خداوند نمیداند… و آن مگر به صورت ناگهانی نمیآید».
سوّم. روایاتی که طبق آنها امر ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در یک شب اصلاح خواهد شد. برای مثال، رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «المهدی منّا اهلالبیت یصلح الله له امره فی لیلة؛(2)مهدی از ما اهلبیت است و خداوند امرش را در یک شب درست میکند.
چهارم. احادیثی که مشخص کنندگان زمان ظهور را تکذیب میکنند. مثلاً وقتی فضیل بن یسار از امام محمد باقر علیه السلام پرسید:آیا برای این امر
(ظهور) وقت مشخصی است؟ امام در پاسخ سه بار فرمود: «کذب الوقاتون» و در حدیثی دیگر امام جعفر صادق علیه السلام فرمود: «کذب الوقاتون و هلک المستعجلون و نجا المسلمون؛(1)تعیین کنندگان وقت، دروغ گفتند و عجله کنندگان هلاک شدند و تسلیم شدگان نجات یافتند».
بر اساس این احادیث، نشانههای قیام قائم آل محمد علیهم السلام به دلیل تعیین کردن وقت و تدریجی بودن وقوعشان، در امر ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نمیتوانند جایگاهی داشته باشند. زیرا این امر با مشخص نبودن زمان ظهور و ناگهانی بودن و تکذیب مشخص کنندگان وقت برای ظهور نمیسازد.
برای پاسخ به این شبهه، چند فرض بیان میشود و در ضمن آنها به این اشکال پاسخ داده میشود.
فرض اوّل: مراد از تعیین وقت برای ظهور، مشخص کردن سال ظهور است؛ اما ماه و روز ظهور، میتواند مشخص باشد. در هیچ یک از علایم قیام، سال ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
1) غیبت، طوسی، ص426، ح413.
مشخص نشده است و کسی نمیداند در چه سالی، امر ظهور رخ خواهد داد. به عبارت دیگر، علایم قیام به صورت دقیق و مشخص، وقتی برای ظهور مشخص نمیکنند؛ در حالی که مراد از توقیت، مشخص کردن وقت دقیق، مثلاً پنجاه سال دیگر است(1). این پاسخ، گرچه مشکل توقیت را نسبت به سال پاسخ میدهد، امّا ناگهانی بودن امر ظهور را پاسخ نمیدهد.
فرض دوّم: در برخی روایات، کلمه «فرج» آمده است که به معنی گشایش است و میتواند مقصود از آن، هر نوع گشایشی برای مؤمنان باشد و اختصاصی به امر ظهور ندارد. این پاسخ، گرچه دستهای از احادیث را توجیه میکند و جواب میدهد؛ ولی روایتهای دیگر بیپاسخ میماند.
فرض سوم: اصلاح امر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در یک شب و ناگهانی بودن ظهور را میتوان با نشانههای قیام جمع کرد و آن اینکه علامتهای متصل به قیام را جزئی از فرایند ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دانست؛ به عبارت دیگر، نشانههای متصل به قیام ـ که به فاصله اندکی از قیام حضرت روی میدهد ـ جزئی از فرایند ظهور است.
1) برگرفته از تاریخ ما بعد ظهور، ص220.
در نتیجه میتوان گفت: ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با اعلام نام مبارکشان از آسمان آغاز میشود و زمینههای قیام در روز دهم محرم فراهم میگردد.
به نظر میرسد بهترین پاسخ، جواب سوم باشد که در آن، هم ناگهانی بودن ظهور و هم، مشخص نبودن وقت ظهور به شکل مناسبی با علایم قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف جمع شده است.
در برخی کتب، این مبحث کاملاً تشریح شده است(1).
تعدادی از نویسندگان، برخی نشانههای قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را نمادین دانستهاند. به عبارت دیگر، درباره واقعی یا نمادین بودن نشانههای ظهور، دو دیدگاه وجود دارد.
اول. علامات قیام، واقعی و غیر نمادین هستند و آنچه در روایتهای اسلامی مطرح شده است، به همان صورت، واقع میشوند.
دوّم. نشانههای قیام، نمادین هستند و مراد از بیان آنها در احادیث، عین مطالب
1) سفیانی از ظهور تا افول، ص31.
طرح شده نیست.
به عنوان مثال، در مقالهای، «ندای آسمانی» نمادین معرفی شده است. در این نوشتار آمده است: «گرچه پدیدار شدن ندای آسمانی، به گونه معجزه، مانعی ندارد، ولی تحقق آن به طور طبیعی هم امکان دارد و لزومی ندارد که آن را پیچیده و حمل بر معجزه کنیم. در عصر صدور این روایات، پیشبینی چنین حوادثی، فوقالعاده عجیب و تحقق عادی آن، غیر ممکن مینموده، ولی در جهان امروز، واقع شدن چنین پدیدهای امری بسیار طبیعی و عادی است. با استفاده از ماهواره و ابزارهای پیشرفته صوتی و تصویری، فرستندههای قوی و مدرن تلویزیونی، رادیویی و وسایل و ابزار پیشرفته قوی که امکان دارد در آینده به کار گرفته شود، به آسانی و همزمان میتوان فریاد حق را به گوش همه جهانیان رساند. بر این اساس، منظور از جبرئیل که در برخی روایات آمده، سخنگوی حق و مراد از شیطان، سخنگوی باطل است. امروز استکبار جهانی با استفاده از همین ابزار در گمراهی مردم و ادامه سلطه خویش بهره میبرد و سرسختانه
مردم را به حمایت از باطل دعوت میکند».(1)
در پاسخ میتوان گفت: با توجه به جنبههای مختلف احادیثِ «صیحه و ندای آسمانی» در مییابیم که گرچه ندای آسمانی، حالت عادی و طبیعی ندارد و معجزه ارتباطی محسوب میشود (چون همگان با زبان مادری و به صورت یکسان میشنوند که جبرئیل امین علیه السلام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را با نام و نسب معرفی میکند)(2)ولی غیر عادی بودن، آن دلیل نمیشود که ما آن را نپذیریم؛ زیرا اوّلاً صدایی با چنان محتوا و خصوصیات، که گفته شده توسط جبرئیل امین علیه السلام بلند میشود، نمیتواند حاصل انفجار یا صداهای مانند آن باشد. و ثانیاً گرچه روش حجّتهای الهی در تبلیغ و اجرای دین به صورت عادی و طبیعی بوده است، ولی برای اثبات حقانیت خود از معجزاتی نیز سود میبردند و این معجزات در همه ادیان الهی مطرح و ثابت شده است. امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز برای شناساندن خود به جهانیان و اثبات حقانیت خویش نیازمند این معجزه ارتباطی است.
درباره سفیانی نیز فرضیه نمادین مطرح شده است و برخی آن را یک جریان انحرافی که با اندیشه مهدویت و ارزشهای آن مخالف است، دانستهاند. ولی این کلام با مجموعه روایاتی که نام، نسب، وضعیت جسمانی و اقدامهای سفیانی را ذکر و او را یک انسان معرفی میکنند، سازگار نیست.(1)
عدّهای با خواندن یا شنیدن چند حدیث از نشانههای ظهور، آن را بر افراد یا حوادثی تطبیق میدهند. تطبیق دادن در صورتی که با دلایل کافی و مستند باشد، اشکالی ندارد؛ ولی این کار، نیاز به تخصص حدیثشناسی از جهت سند و دلالت روایات، شناخت تاریخ و آشنایی با افراد و حوادث روز دارد و اینکه نگاه انسان بر اساس آگاهی باشد نه بر پایه خواستههای نفسانی. به عبارت دیگر، عدّهای چون می خواهند ظهور هر چه زودتر واقع شود، برخی افراد و حوادث را بدون نگاه عالمانه و با اندک شباهتی به برخی از
1) رک: سفیانی از ظهور تا افول، ص35.
نشانههای ظهور، تطبیق میدهند. به عنوان مثال اگر فردی از منطقه شام خروج کرد سریع نمیتوان گفت او سفیانی است؛ بلکه باید منتظر ماند و ویژگیهای او را سنجید. اگر تمام خصوصیات و حوادث مربوط به او، چون تسلط بر مناطق شام، فرستادن لشکر به عراق و حجاز، دشمنی با اهلبیت علیهم السلام و کشتار شیعیان و خسف سپاه او در سرزمین بیداء رخ داد، آن وقت میتوان این مورد را بر سفیانی تطبیق داد.
تطبیق بدون دلیل، باعث ایجاد امید کاذب در جامعه میشود و به دنبال اتفاق نیفتادن ظهور بعد از این تطبیق، یأس و ناامیدی جای آن را میگیرد و چه بسا انسانهایی که این تطبیق را باور کردهاند، نسبت به اصل ظهور، دلسرد و ناامید و نسبت به روایتهای اهلبیت علیهم السلام دچار شک و تردید شوند.(1)
1) رک: اندیشه مهدویت و آسیبها، ص55.
قرآن کریم.
آیتی، نصرت الله، سفیانی از ظهور تا افول، قم، ثانی عشر، 1384ش.
ابن بابویه (شیخ صدوق)، محمد بن علی، علل الشرایع، عراق، المکتبة الحیدریه، 1385ق.
ابن بابویه (شیخ صدوق)، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا علیه السلام، قم، کتابفروشی طوسی، 1363ش.
ابن بابویه (شیخ صدوق)، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمة، قم، نشر اسلامی، 1429ق.
ابن بابویه (شیخ صدوق)، محمد بن علی، معانی الاخبار، قم، نشر اسلامی، 1361ش.
ابن داود حلی، حسن بن علی، رجال، تهران، نشر دانشگاه تهران، 1383ق.
ابن طاووس، علی بن موسی، فلاح السائل، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، بیتا.
ابن ماجه قزوینی، محمد بن یزید، سنن ابنماجه، بیجا، دارالفکر، بیتا.
ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، لبنان، دار صادر، 1414ق.
ابن نعمان (شیخ مفید)، محمد بن محمد، الارشاد، قم، کنگره شیخ مفید، 1413ق.
ابن هاشم، علی بن ابراهیم، تفسیرالقمی، قم، مؤسسه دارالکتاب، 1404ق.
جعفری، محمدصابر، اندیشه مهدویت و آسیبها، قم، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود، 1384ش.
جمعی از نویسندگان، چشم به راه مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، قم، بوستان کتاب، 1382ش.
حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم البلدان، لبنان، دار احیاء التراث العربی، 1399ق.
حمیری قمی، عبدالله بن جعفر، قرب الاسناد، تهران، کتابخانه نینوا، بیتا.
خوئی، سید ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، بیجا، بینا، 1413ق.
راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، لبنان، دارالمعرفه، بیتا.
زمانی، سید حسن، ندای آسمانی، قم، مرکز تخصصی مهدویت، 1389ش.
شیخ طوسی، محمد بن حسن، الامالی، قم، دارالثقافه، 1414ق.
شیخ طوسی، محمد بن حسن، العدّة، قم، چاپخانه ستاره، 1417ق.
شیخ طوسی، محمد بن حسن، الغیبة، قم، معارف اسلامی، 1425ق.
شیخ طوسی، محمد بن حسن، الفهرست، عراق، مکتبة المرتضویه، بیتا.
صدر، سید محمد، تاریخ ما بعد الظهور، لبنان، دارالتعارف للمطبوعات، 1412ق.
طبری، محمد بن جریر، دلائل الامامه، قم، دار الذخائر للمطبوعات، بیتا.
طریحی، فخر الدین، مجمع البحرین، تهران، کتابفروشی مرتضوی، 1375ش.
علامه مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، لبنان، مؤسسه الوفا، 1404ق.
عیاشی، محمد بن مسعود، التفسیر، تهران، چاپخانه علمیه، 1380ق
فانی اصفهانی، سید علی، بداء از نظر شیعه، مترجم: سید محمد باقر بنیسعید لنگرودی، تهران، دُرسا، 1374ش.
قطب الدین راوندی، سعید بن عبدالله، الخرائج و الجرائح، قم، مؤسسه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، 1409ق.
کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، لبنان، دارالاضواء، 1405ق.
نجاشی، احمد بن علی، رجال نجاشی، قم، نشر اسلامی، 1407ق.
نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبة، قم، مدین، 1426ق.