ghaemiyeh.com
عنوان و نام پدیدآور : برترین بانو: پژوهشی پیرامون برتری حضرت زهرا(س) بر مریم بنت عمران و عایشه از نگاه اهل سنت/محمد شهبازیان.
مشخصات نشر : قم: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج)، ۱۳۹۱.
مشخصات ظاهری : ۱۲۸ص.
وضعیت فهرست نویسی : در انتظار فهرستنویسی (اطلاعات ثبت)
یادداشت : چاپ اول.
شماره کتابشناسی ملی : ۳۱۲۹۷۸۱
ISBN: 978-600-6262-61-1
فهرستنویسی بر اساس اطلاعات فیپا
کتابنامه: ص، [122]ـ 127؛ همچنین به صورت زیرنویس:
4 ب 9ش/2/ 27 B 973/297
1391 2447968
برترین بانو
پژوهشی پیرامون برتری حضرت زهرا علیها السلام
بر مریم بنت عمران و عایشه
از نگاه اهل سنت
محمد شهبازیان
برترین بانو (پژوهشی پیرامون برتری حضرت زهرا علیها السلام بر مریم بنت عمران و عایشه از نگاه اهل سنت)
مؤلف: محمد شهبازیان
ناشر: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج)
نوبت چاپ: اول ـ تابستان 91
شابک: 1-61-6262-600-978
شمارگان: دو هزار نسخه
قیمت: 2500 تومان
تمامی حقوق© محفوظ است.
قم: انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج)، مرکز تخصصی مهدویت/ خیابان شهدا/ کوچه آمار(22)/ بن بست شهید علیان/ ص.پ: 119- 37135/ همراه: 09109678911/ تلفن: 7737801/ فاکس:7737160
تهران: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج)/ تلفن: 88959049/ فاکس: 88981389/ ص.پ:355-15655
www.imammahdi-s.com m info@imammahdi-s.com
با قدردانی و تشکر از همکارانی که در تولید این اثر نقش داشتهاند:
اعضای محترم شورای کتاب حجج اسلام مجتبی کلباسی، محمدصابر جعفری، مهدی یوسفیان، محمدرضا فؤادیان و آقایان احمد مسعودیان (مدیر داخلی)، عبدا... شریفی (مدیر فروش)، مرتضی دانش طلب (مدیر مالی)، رضا فریدی (صفحه آرا)، احمد قاروبی (طراح جلد) و کلیه کسانی که ما را یاری نمودند.
مدیر مسئول انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج)
حسین احمدی
کد فایل: 09232
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین، سیما الحجةبنالحسن المهدی روحی و ارواح من سواه لتراب مقدمه الفداء
قال الصادق علیه السلام قال جدی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
«ملعون ملعون من یظلم بعدی فاطمه ابنتی و یغصبها حقها و یقتلها، ثم قال: یا فاطمه ابشری فلک عندالله مقام محمود تشفعین فیه لمحبیک و شیعتک، فتشفّعین، یا فاطمه لو ان کل نبی بعثه الله و کل ملک قربه، شفعوا فی کل مبغض لک غاصب لک ما أخرجه الله من النار ابدا». (الکراجکی)
پس از این همه سفارش و تاکیدات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نسبت به فاطمه علیها السلام و پس از آنکه همگان دیدندو شنیدند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به هنگام وارد شدن حضرت فاطمه علیها السلام از جا بر میخاست و به استقبال او میرفت و دستش را میبوسیدواوراجای خود مینشانید،
و پس از آنکه دیدند ویا شنیدند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم میفرمود: «هی روحی التی بین جنبی»، «فاطمه بضعة منی»، انتظار میرفت که همان حرمتی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در بین امت داشت ودارد، روح وروان اووپاره تن او نیز این چنین باشد اما افسوس!!
اهل بیت پیامبر وائمه طاهرین علیهم السلام در شیوه رفتار با فاطمه علیها السلام همان شیوه رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم را پیش گرفته وآنچنان متواضعانه برخورد کردند که هر انسان را شگفت زده و غرق حیرت محبت و منتهای عشق و تعلق آنان به زهرای اطهر میگرداند.
زمانیکه امام باقر علیه السلام کسالت مییافت فریاد «یا فاطمه»
سر میداد. زمانیکه مشکلات فراگیر شده امام صادق علیه السلام به شیعه نماز فاطمه علیها السلام را تعلیم داده که پس از پایان نماز، سیصد و ده مرتبه در سجده فریاد «یا مولاتی فاطمه اغیثینی» سر بدهند.
زمانیکه امام جواد علیه السلام میخواست به خانه فاطمه علیها السلام وارد شود کفشهای خود را بیرون خانه در آورده و چون وارد میشد، دو رکعت نماز میخواند.همچنین ایشان در پاسخ سوال کنندهای که گفته بود
«ربما طفت عن امک فاطمه و ربما لم اطف» (در مکه گاهی برای مادرت زهرا طواف می کنم)،
میفرمایند:
«استکثر من هذا فانه أفضل ما انت عامله إن شاءالله» (این کار را ادامه داده و زیاد انجام بده، چون بهترین کاری است که تو انجام می دهی).
حضرت مهدی علیه السلام نیز میفرمایند: «لی اسوة بأمی فاطمه».
البته و هزار البته شیوه رفتاری تمامی مسلمانان بویژه پیروان مکتب اهل بیت عصمت، نشأت گرفته از همان سیره وروش پیامبر و اهل بیت اوست.و پیروان مکتب دیگر نیز اگر هوای آلوده حزب شجره ملعونه بنی امیه، و نواصب و خوارج را استنشاق نکرده وبر فطرت خود باشند و تحت تاثیر تطمیع و تهدید و تبلیغات سوءآنان قرار نگرفته باشند، حتما آنان نیز این حریم و حرمت را برای فاطمه نگه داشته و از آن به دفاع برخاسته و با تالیف کتاب هایی چون، فضائل الزهراء (حاکم نیشابوری شافعی) و شواهد التنزیل (حاکم حسکانی حنفی) و فرائد السمطین (جوینی شافعی)
و… ارادت و اخلاص خود را نسبت به ساحت مقدس حضرت زهرا علیها السلام ابراز میدارند.و یا با سخنرانیهای خود در خطبههای جمعه با عبارت (انا فی خلال نعلک یا زهرا) محبت خود را به این بانوی بزرگ دو عالم اظهار میکنند. (چنانچه شیخ محمد حسون امام جمعه حلب چنین اظهار میداشت.)
هر چند به مقتضای حدیث متواتر ثقلین تنها محبت و حب آنان مطلوب و کافی نیست بلکه پیروی و اطاعت و مرجعیت آنان مورد نظر رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم است، ولی باز هم این آثار و تالیفات و این موضعگیریهای علمای اهل سنت در برابر نواصب و پرورش یافتگان امویان، خود جهاد بزرگی است. «کلمة حق عند امام جائر»
کسی که مقدمه و انگیزه تالیف فضائل الزهراء (حاکم نیشابوری) را مطالعه کند، بخوبی در مییابد که امویان و نواصب، چه جوی علیه اهل بیت راه انداخته، و امثال حاکم نیشابوری چگونه با این فضای نصب و عداوت و دشمنی با اهل بیت علیهم السلام مبارزه کرده واز مظلومیت زهرای اطهر علیها السلام دفاع میکند.
اگر هزاران جلد کتاب در این زمینه –فضایل و مناقب حضرت فاطمه علیها السلام -نوشته شود، باز هم کم و ناچیز است.
مگر میتوانیم به مقام والای این بزرگ بانو پی ببریم، «سمیت فاطمه لان الناس فطموا عن کنه معرفتها».
مگر میتوانیم این شخصیت با عظمت را بشناسیم، مگر ما لیلۀ القدر را میشناسیم «فاطمه هی لیلة القدر».
مگر میتوان مقام والای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را درک کرد «یا علی،
ما عرفنی الا الله و انت»؛ فاطمه پاره تن این شخصیت است.
ولی میتوان همان سخنی را که ملائکه به خدا عرض کردند «لا علم لنا الا ما علمتنا»، ما هم به بندگان صالح و شایسته خداوند یعنی حضرات معصومین علیهم السلام عرض کنیم و از آنان بخواهیم که گوشهای از مقام و شأن حضرت صدیقه طاهره علیها السلام را برای ما تبیین کنند.آنان در پاسخ ما یک کلمه میگویند:
«انها سیدة نساءالعالمین، سیدة نساءاهل الجنه»
آری، ولو کان النساء بمثل هذه لفضلت النساء علی الرجال.
کتاب حاضر پژوهشی است در بیان مقام زهرا علیها السلام در دو عالم، اثر نویسنده فاضل و پژوهشگر تواناجناب ثقة الاسلام محمد شهبازیان، الحق و الانصاف تلاش فراوان و پیگیری را داشته و به دهها کتاب مراجعه کرده و برتری حضرت زهرا علیها السلام را بر تمامی زنان عالمیان حتی حضرت مریم به اثبات رسانیده ودر این زمینه ادله و دیدگاه اهل سنت را نیز متذکر شده و برتری حضرتش را طبق موازین و مبنای آنها نیز به اثبات رسانیده.
نویسنده محترم در طول مدت این پژوهش به اینجانب مراجعات مکرری داشته وبنده نیز ملاحظات و نکاتی را که مورد نیاز بود متذکر شدم، و ایشان هم اعمال کرده و بحمدالله یک رساله علمی و تحقیقی را تدوین و به جهان اسلام و تشیع تقدیم و بر ارزش و غنای علمی کتابخانههای ما افزود.شکر الله سعیه
امیدوارم این رساله اولین گام و مقدمهای برای تالیف کتابهای تحقیقی و علمی دیگر باشد و طلیعهای برای خدمات فراوان به
ساحت مقدس اهل بیت پیامبر اکرم علیهم السلام .إن شاءالله
والسلام علیکم
قم مقدس- نجم الدین طبسی
18/ج2/1430 برابربا 22/3/1388
چکیده12
مقدمه14
بخش اول
پارهای از فضایل حضرت زهرا علیها السلام در کتب اهل سنت19
بخش دوم
دلایل برتری حضرت زهرا علیها السلام بر زنان عالم33
بخش سوم
نقد و بررسی ادلة برتری مریم علیها السلام 53
الف. آیه 42 سوره آل عمران54
ب. روایت «انت سیدة نساء اهل الجنة الا مریم البتول»70
ج. روایت «سیدات اهل الجنة بعد مریم بنت عمران فاطمه و خدیجه و آسیه امراة فرعون»77
د. روایت «سیدات نساء أهل الجنة مریم بنت عمران ثم فاطمة بنت محمد ثم خدیجة ثم آسیة امرأة فرعون»86
ه . روایت «کمل من الرجال کثیر ولم یکمل من النساء الا مریم بنت عمران و آسیة امراة فرعون»96
بخش چهارم
نقد و بررسی ادلة برتری عایشه101
روایت «خذوا ثلثی دینکم عن الحمیراء»103
روایت «فضل عایشه علی النساء کفضل الثرید علی الطعام»105
نتیجه110
ضمیمههای بخش اول113
ضمیمههای بخش دوم118
ضمیمههای بخش سوم120
ضمیمههای بخش چهارم120
کتابنامه127
اگر چه روایات فریقین، از خدیجه بنت خویلد، مریم بنت عمران و آسیه، همسر فرعون، به عنوان زنان برگزیده و در کنار نام حضرت زهرا علیها السلام نام بردهاند؛ اما بر کسی پوشیده نیست که در میان این بانوان، حضرت زهرا علیها السلام، برترین محسوب میشود. برخی از علمای اهل سنت کوشیدهاند با تمسک به آیه 42سوره آل عمران و سه روایت از در منابع روایی خود، برتری حضرت مریم علیها السلام، و با تمسک به دو روایت، برتری عایشه بر حضرت زهرا علیها السلام را به اثبات رسانند.
نگارنده کوشیده است با ارائه مستنداتی از کتب اهل سنت و ادلهای موافق با مبانی ایشان، علاوه بر توجیه دلایل مدعای فوق، به دلایل برتری حضرت زهرا علیها السلام بپردازد. به طور کلی، ما در این رساله کوشیدهایم تا ادله برتری مریم بنت عمران را به محدود بودن در زمان و عصر
خودش ـ به ویژه به دلیل خصوصیت منحصر به فرد مریم در تولد کودکی بدون پدر ـ تفسیر نموده و دلایل برتری عایشه را نیز با اثبات جعلی بودن یکی از روایات و عدم دلالت برتری در روایت دیگر رد کنیم. عدم تحقیق جامع و وجود نتایج ارزشمندی که از اثبات برتری حضرت زهرا علیها السلام بر مریم بنت عمران حاصل میشود، باعث گردید تا نگارنده به این مهم بپردازد و جهت استحکام ادله در نظر اهل سنت، به طور کلی از منابع روایی و گفتار علمای اهل سنت استفاده کرده است.
کلید واژهها: فاطمه علیها السلام، الا مریم بنت عمران، الا ما جعل الله لمریم، خدیجه بنت خویلد، سیدة نساء العالمین، سیدة نساء اهل الجنة، بضعة بن منی، ثلثی دینکم، فضل الثرید، کمل من الرجال، ثم فاطمة، بعد مریم بنت عمران.
طرح مساله
در تمامی مذاهب اسلامی از چهار زن به عنوان برترین بانوان و الگوی دیگر زنان نام برده شده است
و این نظر، مستند به روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم میباشد که فرمودهاند:
«حسبک من نساءالعالمین اربع مریم بنت عمران و آسیة و خدیجة بنت خویلد و فاطمة بنت محمد؛(1)
برترین زنان عالم، مریم بنت عمران، آسیه، خدیجه و فاطمه می باشند.»
پس از نقل این روایت و روایتهای مشابه، این تکاپو میان علمای مذاهب بهوجود آمد که کدام یک از این بانوان بر دیگران برتری دارد
1) المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ج3، ص157، باب مناقب فاطمه، ح4746. مراد از «حسبک» در اینجا، کفایت در الگوگیری و پیروی میباشد.
و به عنوان برترین زن در دو عالم، مطرح میباشد.
برخلاف نظر علمای شیعه، برخی از اهل سنت، مقام مریم بنت عمران علیها السلام را برتر از زهرای مرضیه علیها السلام میدانند و برای ادعای خود، دلایلی را نیز متذکر شدهاند. بر این اساس، ضروری است که پس از فحص و دقت در مستندات این گروه و پاسخ گویی به آنان، نظری را که مطابق با آیات و روایات میباشد به دست آوریم و به نتایج آن پایبند باشیم.
اهمیت و ضرورت تحقیق
الف) بررسی و دقت در روایاتی که برترین بانو را معرفی میکنند و حل تعارضهای ظاهری میان آنان
ب) معرفی برترین بانو و تلاش برای احیای سیرة ایشان و عمل به آن در جوامع اسلامی
ج) احیای مقام واقعی حضرت فاطمه زهرا علیها السلام
د) اعتقاد به مقامهایی مانند عصمت، صدق کلام، درستی عمل و علم الهی برای حضرت زهرا علیها السلام با اثبات برتر بودن ایشان در دنیا و آخرت
پرسش های پژوهش
الف) پرسش اصلی
سیده نساء عالمین و برترین بانو، بنابر نقل اهل سنت، چه کسی میباشد؟
ب) پرسش های فرعی
1.دلایل برتری فاطمه زهرا علیها السلام بر دیگر زنان چیست؟
تعارض میان ادلة برتری فاطمه زهرا علیها السلام و مریم عذرا حل چگونه میشود؟
تعارض میان ادلة برتری فاطمه زهرا علیها السلام و عایشه چگونه حل میشود؟
فرضیه پژوهش
فرضیه اصلی
زهرای مرضیه علیها السلام برترین بانو در دو عالم بوده و مقام ایشان از مقام مریم بنت عمران، عایشه و تمامی زنان عالم برتر میباشد.
فرضیه رقیب
مریم بنت عمران، برترین بانو در دو عالم است و مقام زهرا علیها السلام پس از او میباشد.
مقام عایشه از حضرت زهرا علیها السلام بالاتر بوده و یا حداقل در یک رتبه میباشند.
پیش فرض ها
صدیقه طاهره علیها السلام از جمله بانوان برتر در دنیا و آخرت و قابل احترام در تمامی مذاهب اسلامی است که آیات و روایات زیادی بر مقام ایشان تأکید نمودهاند.
پیشینه تحقیق
نگارنده، پس از جستجوی میدانی و پرسش از اساتید صاحب نظر، در این زمینه به کتابی مستقل دست نیافت؛ بلکه تنها کتبی مانند «الکلمة الغراء فی تفضیل الزهراء» اثر علامه سید عبدالحسین شرفالدین و «الارائج المسکیه فی تفضیل البضعة الزکیه علیهاأفضل صلاة وأفضل تحیة» تألیف السید حسن الحسینی آل المجدد الشیرازی، بخشی مختصر از مطالب خود را به این موضوع اختصاص دادهاند.
انگیزه تحقیق
1.عدم پرداختن به این مطلب به صورت موضوعی مستقل یا پژوهشی قابل توجه، به همراه ارائه استدلالهای جدید و بررسی روایات معارض
این موارد، زمینهای شد تا پس از طرح موضوع توسط آیتالله نجم الدین طبسی (حفظه الله تعالی) و راهنماییهای عالمانه ایشان، به تحقیق پیرامون آن بپردازم.
روش پژوهش
روش پژوهش، توصیفی و تحلیلی، و نوع پژوهش، کاربردی میباشد.
روش گردآوری
به صورت کتابخانهای میباشد، و محدود به کتب اهل سنت (عامه) است.
منابع پژوهش
به علت گستردگی منابع، ترجیح داده شد که در پایان و بخش کتابنامه ذکر گردد.
در پایان، لازم است که از استاد بزرگوارم، آیتالله شیخ نجم الدین طبسی و آیتالله احمد عابدی ـ که پس از بررسی مطالب، نظرات سازندهای را متذکر شدند ـ و نیز همسرم ـ که مرا در انجام این امر یاری نمود ـ و تمامی عزیزانی که با ارائه نظرات خود در شکل گیری بهتر کار، نقش آفریدند، تشکر و قدردانی نمایم.
محمد شهبازیان
TARID@CHMAIL.IR
آیات بسیاری از قرآن، مستقیم یا غیرمستقیم به مقام علمی و اخلاقی حضرت زهرا علیها السلام اشاره کردهاند؛ از جمله آیه تطهیر، مباهله، مودت و... اهلسنت نیز این آیات را در اثبات مقام حضرت زهرا علیها السلام ذکر و احادیث زیادی را از بزرگان خود، نقل کردهاند؛ تا آنجا که کتب مفصل و بسیاری، در اینباره، از سوی آنان به نگارش در آمده است.
در این قسمت، به برخی از روایات منقول از سوی اهلسنت که صحیح و مستند هستند، اشاره میکنیم.
عن أبی هریرة أن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم قال: «إن ملکا من السماء لم یکن زارنی فاستأذن الله فی زیارتی فبشرنی - أو أخبرنی - أن فاطمة سیدة نساء أمتی»
رواه الطبرانی ورجاله رجال الصحیح غیر محمد بن مروان
الذهلی ووثقه ابن حبان (1)
«ابوهریره نقل میکند که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: فرشتهای الهی چنین بشارت داد که همانا فاطمه سرور زنان امت من است.»
افراد ذکر شده در سند، از راویان صحیح بخاری میباشد، غیر از محمد بن مروان گرچه ابنحبان او را ثقه و معتبر میداند.
زکریا بن أبی زائد عن فراس عن الشعبی عن مسروق عن عائشة رضی الله عنها: أن النبی صلی الله علیه و آله و سلم قال: و هو فی مرضه الذی توفی فیه: «یا فاطمة ألا ترضین أن تکونی سیدة نساء العالمین و سیدة نساء هذه الأمة و سیدة نساء المؤمنین»
هذا إسناد صحیح و لم یخرجاه هکذا...(2)
«از عایشه نقل شده است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:ای فاطمه! آیا راضی نمیشوی که برترین زنان دو عالم و برترین زنان این امت و برترین زنان مؤمنه باشی؟»
حاکم نیشابوری این روایت را صحیح و معتبر میداند.
حدثنا أبو العباس محمد بن یعقوب ثنا الحسن بن علی بن
1) مجمع الزوائد و منبع الفوائد، نور الدین علی بن أبی بکر الهیثمی، باب مناقب فاطمة بنت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم رضی الله عنها، ج9، ص324، ح015191. مراد از «رجاله رجال الصحیح» راویان کتاب صحیح بخاری هستند.
2) المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ذکر مناقب فاطمة بنت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم، ج3، ص170، ح4740.
عفان العامری ثنا إسحاق بن منصور السلولی ثنا إسرائیل عن میسرة بن حبیب عن المنهال بن عمرو عن زر بن حبیش عن حذیفة رضی الله عنه قال:
قال رسول الله: «نزل ملک من السماء فاستأذن الله أن یسلم علی لم ینزل قبلها فبشرنی أن فاطمة سیدة نساء أهل الجنه» (1)
تابعه أبو مری الأنصاری عن المنهال
تعلیق الذهبی فی التلخیص: صحیح
«از حذیفه نقل شده که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: ملکی که قبلاً نزد من نیامده بود، از خدا برای سلام کردن بر من اذن گرفته و پس از ملاقات با من چنین گفت: همانا فاطمه برترین زنان بهشتی است.»
حاکم نیشابوری و ذهبی حدیث را صحیح و معتبر میدانند.همین روایت در کتاب سنن ترمذی نیز آمده و آلبانی آن را صحیح میداند.(2)
«أخبرنی زکریا بن یحیی قال حدثنا إبراهیم بن سعید قال حدثنا شاذان عن جعفر الاحمر عن عبد الله بن عطاء عن بن
بریدة قال:
جاء رجل إلی أبی فسأله ای الناس کان أحب إلی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم من النساء فقال کان أحب الناس إلی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم من النساء فاطمة ومن الرجال علی(1)
«ابن بریده میگوید: وقتی که از پدرم پرسیدند که محبوبترین شخص از زنان و مردان نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم چه کسانی بودند، پدرم جواب داد: از میان زنان فاطمه، و از مردان علی محبوبترین افراد بودند.»
نسایی دربارة این روایت، بیانی دارد و نقل «عبدالله بن عطا» را قبول نمیکند، اما این سخن نسایی از نظر دیگر علمای اهل سنت قابل قبول نیست، و تمامی افرادی که در سلسله سند روایت آمدهاند، ثقه میباشند. افرادی مانند ترمذی، بخاری، ابن حبان و ابن شاهین، «عبدالله بن عطا» را ثقه میدانند و ذهبی نیز او را صدوق میخواند.(2)
حاکم نیشابوری و ذهبی نیز این روایت را صحیح و معتبر میدانند.(3)
همچنین مناوی این روایت را نقل کرده و میپذیرد:
النعمان بن بشیر: استاذن ابوبکر علی المصطفی، فسمع عایشه عالیا و هی تقول: والله لقد عرفت أن فاطمه و علیا احب
1) سنن الکبری، نسایی، ج5، ص140.
2) تهذیب الکمال، مزی، ج4، ص212 و پاورقی ص213 (مراد از شاذان، اسود بن عامر شاذان و مراد از جعفر الاحمر، جعفر بن زیاد میباشد، که جهت بررسی تفصیلی به کتاب تهذیب الکمال مزی ذیل همین نامها مراجعه گردد.)
3) المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ج3، ص168، باب مناقب فاطمه علیها السلام .
الیک منی و من أبی مرتین أو ثلاثا، فاستاذن ابوبکر فاهوی علیها، فقال: یا بنت فلان، ألا سمعتک ترفعین صوتک علی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم
رواه الامام احمد و رجاله رجال الصحیح(1)
«روزی ابوبکر نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رفت، و شنید که عایشه با صدای بلند، خطاب به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم میگوید: قسم به خدا که علی و فاطمه نزد شما از من و پدرم محبوبتر هستند. این سخن را عایشه دو یا سه بار تکرار کرد. سپس ابوبکر رو به او کرد و گفت:ای دختر فلان، آیا از تو شنیدم که صدایت را بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بلند نمودهای؟!»
عن علی - رضی الله عنه - قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم لفاطمة: «إن الله یرضی لرضاک ویغضب لغضبک».
رواه الطبرانی بإسناد حسن تعلیمه إیاها وتأدیبه وتهذیبه لها (2)
«از علی علیه السلام نقل شده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به فاطمه زهرا فرمودند: همانا خداوند راضی میشود با رضایت تو و غضبناک میشود با غضب تو.»
همچنین مناوی این روایت را در قسمتی دیگر از کتاب خود ذکر کرده و در مورد اعتبار سند آن میگوید:
رواه أحمد والترمذی والحاکم والطبرانی بأسانید صحیحة(1)
«این روایت را احمد بن حنبل، ترمذی، حاکم نیشابوری و طبرانی با سند معتبر و صحیح ذکر کردهاند.»
أخبرنی أحمد بن جعفر القطیعی ثنا عبد الله بن أحمد بن حنبل حدثنی أبی ثنا أبو سعد مولی بنی هاشم ثنا عبد الله بن جعفر حدثتنا أم بکر بنت المسور بن مخرمة عن عبید الله بن أبی رافع عن المسور... و لکن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم قال:
«فاطمة بضعة منی یقبضنی ما یقبضها و یبسطنی ما یبسطها»
هذا حدیث صحیح الإسناد و لم یخرجاه تعلیق الذهبی فی التلخیص: صحیح(2)
«پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: فاطمه پاره تن من است، آنچه که او را اندوهگین کند، مرا اندوهگین کرده وآنچه که او را خوشحال سازد، مرا خوشحال میکند…»
حاکم نیشابوری و ذهبی روایت را صحیح میدانند.
نکتهای که ذیل این روایت و در شرحهای حدیثی اهل سنت آمده، بسیار قابل تأمل میباشد. در کتبی مانند فیض القدیر، عمدة القاری و فتح الباری آمده است که بنابر این حدیث، دشنام دهنده بر حضرت زهرا علیها السلام کافر است. همچنین، مصداق
بزرگترین اذیت و آزار ایشان، آزار رساندن بر فرزندان او بوده و بنا بر همین برداشت، هیچ توجیهی برای ظلمهای بنی امیه وجود ندارد. آنچه در متن شروح آمده، بدین صورت میباشد:
حدثنا أبو الولید حدثنا ابن عیینة عن عمرو بن دینار عن ابن أبی ملیکة عن المسور بن مخرمة رضی الله تعالی عنهما أن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم قال «فاطمة بضعة منی فمن أغضبها فقد أغضبنی»
واستدل به البیهقی علی أن من سبها فإنه یکفر.(1)
«بیهقی بنابر این روایت استدلال کرده است که دشنام دهنده بر زهرا علیها السلام کافر میباشد.»
استدل به السهیلی علی أن من سبها کفر لأنه یغضبه وأنها أفضل من الشیخین.(2)
«سهیلی بنابر این روایت استدلال کرده که دشنام دهنده بر زهرای مرضیه کافر است و مقام ایشان از خلیفه اول ودوم نیز بالاتر است.»
«وفی الحدیث تحریم أذی من یتأذی النبی بتأذیه لأن أذی النبی حرام اتفاقا قلیله وکثیره وقد جزم بأنه یؤذیه ما یؤذی فاطمة فکل من وقع منه فی حق فاطمة شیء فتأذت به فهو یؤذی النبی بشهادة هذا الخبر الصحیح ولا شیء أعظم فی إدخال الأذی علیها من قتل ولدها ولهذا عرف بالاستقراء
معاجلة من تعاطی ذلک بالعقوبة فی الدنیا ولعذاب الآخرة أشد(1).»
در این حدیث حرمت آزار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ذکر گردیده، چرا که آزار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بنابر نظر همة علما، چه کم و چه زیاد حرام میباشد. و به طور قطع و با توجه به این روایت معتبر، آن کس و آنچه فاطمة زهرا علیها السلام را آزار دهد، پیامبر را اذیت نموده است.
و هیچ آزاری برای دختر پیامبر بزرگتر از ظلم و اذیت فرزندانش نمیباشد.»
مناوی نیز با توجه به این روایت، بنی امیه و هواداران آنها را چنین توبیخ مینماید:
«کما قال: " فاطمة بضعة منی " ومع ذلک فقابل بنو أمیة عظیم هذه الحقوق بالمخالفة والعقوق فسفکوا من أهل البیت دماءهم وسبوا نساءهم وأسروا صغارهم وخربوا دیارهم وجحدوا شرفهم وفضلهم واستباحوا سبهم ولعنهم فخالفوا المصطفی صلی الله علیه و آله و سلم فی وصیته وقابلوه بنقیض مقصوده وأمنیته فوا خجلهم إذا وقفوا بین یدیه ویا فضیحتهم یوم یعرضون علیه»(2).
اگر چه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: فاطمه پاره تن من است، اما بنی امیه به مخالفت با اهل بیت پیامبر پرداختند، خونشان را ریخته، زنانشان را دشنام دادند، کودکانشان را به اسارت
گرفته، خانه هایشان را ویران ساخته و مقامشان را انکار کردند. همچنین دشنام دادن و لعن بر اهل بیت علیهم السلام را مباح نمودند.آنها با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مخالفت نموده و با او به جنگ پرداختند.پس وای بر آنها زمانی که روبروی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم قرار گیرند.»
عن عائشة قالت: (ما رأیت أفضل من فاطمة غیر أبیها)
رواه الطبرانی فی الأوسط وأبو یعلی إلا أنها قالت: ما رأیت أحدا قط أصدق من فاطمة. ورجالهما رجال الصحیح(1)
«از عایشه نقل شده است: کسی را بالاتر از فاطمه، غیر از پدر بزرگوارش ندیدهام.
در روایتی دیگر چنین نقل شده است: هیچ کس را راستگوتر از او ندیدهام.»
افراد ذکر شده در سند، از رجال مورد اعتماد بخاری میباشد.
أخبرنی أبو بکر إسماعیل بن الفقیه بالری ثنا أبو حاتم محمد بن إدریس ثنا کثیر بن یحیی ثنا أبو عوانة داود بن أبی عوف عن عبد الرحمن بن أبی زیاد أنه سمع عبد الله بن الحارث بن نوفل یقول: ثنا أبو سعید الخدری رضی الله عنه: أن النبی صلی الله علیه و آله و سلم
1) مجمع الزوائد، الهیثمی، باب مناقب فاطمه، ج9ص325، ح15193.
دخل علی فاطمة رضی الله عنها فقال: «إنی و إیاک و هذا النائم یعنی علیا و هما یعنی الحسن و الحسین لفی مکان واحد یوم القیامة» (1).
هذا حدیث صحیح الإسناد و لم یخرجاه، تعلیق الذهبی فی التلخیص: صحیح
«پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به دیدار فاطمه علیها السلام آمد و فرمود: همانا من و تو و این شخصی که این جا خوابیده است، یعنی علی و این دو، یعنی حسن و حسین، در روز قیامت در یک مکان هستیم.»
حاکم نیشابوری و ذهبی، روایت را صحیح میدانند.
أخبرنا أحمد بن بالویه العقصی من أصل کتابه ثنا محمد بن عثمان بن أبی شیبة ثنا محمد بن عبد الله بن نمیر ثنا أبو مسلم قائد الأعمش ثنا الأعمش عن سهیل بن أبی صالح عن أبیه عن أبی هریرة رضی الله عنه قال: قال رسول الله «تبعث الأنبیاء یوم القیامة علی الدواب لیوافوا بالمؤمنین من قومهم المحشر و یبعث صالح علی ناقته و أبعث علی البراق خطوهاعند أقصی طرفها و تبعث فاطمة أمامی»
هذا حدیث صحیح علی شرط مسلم و لم یخرجاه(2)
«از ابو هریره نقل شده است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: روز
قیامت، در حالی مبعوث میشوم که فاطمه صلی الله علیه و آله و سلم روبروی من است.»
حاکم نیشابوری این روایت را صحیح میداند.
أخبرنا أبو عبد الله محمد بن أحمد بن بطة الأصبهانی، ثنا عبد الله بن محمد بن زکریا الأصبهانی، ثنا إسماعیل بن عمرو البجلی، ثنا الأجلح بن عبد الله الکندی، عن حبیب بن ثابت، عن عاصم بن ضمرة، عن علی رضی الله عنه قال: أخبرنی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:«(أن أول من یدخل الجنة أنا وفاطمة والحسن والحسین» قلت: یا رسول الله، فمحبونا؟ قال: «من ورائکم» [ضمیمه1]
صحیح الإسناد، ولم یخرجاه.(1)
«از علی علیه السلام نقل شده است که پیامبر به من خبر داد: همانا اولین کسانی که وارد بهشت میشود من و فاطمه و حسن وحسین هستیم. گفتم: یا رسولالله پس محبین ما چه میشوند؟ فرمود: آنها پشت سر ما وارد بهشت میگردند.»
حاکم نیشابوری، روایت را صحیح میداند.
حدثنا أبو العباس محمد بن یعقوب بن إسحاق الصغانی، ثنا
1) المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، باب مناقب فاطمه، ج3، ص164، ح4723.
عثمان بن عمیر، ثنا إسرائیل، عن میسرة بن حبیب، عن المنهال بن عمرو، عن عائشة بنت طلحة، عن أم المؤمنین عائشة أنها قالت: ما رأیت أحدا کان أشبه کلاما، وحدیثا من فاطمة برسول الله، وکانت إذا دخلت علیه رحب بها، وقام إلیها فأخذ بیدها فقبلها وأجلسها فی مجلسه.
هذا حدیث صحیح علی شرط الشیخین ولم یخرجاه. تعلیق الذهبی فی التخلیص: صحیح(1).
«از عایشه نقل شده است: هیچ کس را در سخن و حدیث، شبیهتر از زهرا به پدرش ندیدم و هرگاه نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم میآمد، ایشان صلی الله علیه و آله و سلم برای او مکان را میگشود؛ پس بر میخاست، به سوی زهرا میرفت، دست او را میگرفت و میبوسید و نزد خود مینشاند.
حاکم نیشابوری و ذهبی این روایت را صحیح میدانند.
1) المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، باب مناقب فاطمه، ج3، ص167 و ص175، ح4732. این روایت در این مصادر نیز آمده است: السنن الکبری، للبیهقی، ج7، ص101، السنن الکبری للنسایی، ج5، ص 391ح9236 و صحیح ابن حبان، ج28، ص447، ح7079.
ما در این بخش، به بررسی دلائل برتری حضرت زهرا علیها السلام بر حضرت مریم و دیگر زنان عالم میپردازیم و پس از دقتی هر چند کوتاه، متوجه خواهیم شد که نمیتوان در دو عالم بانویی برتر از صدیقه طاهره علیها السلام پیدا کرد.
از طرف دیگر، با دلایل متقن و صحیحی که از لا به لای روایات ذکر خواهد شد و مطالبی که مفسرین، ذیل آیه 42 آل عمران بیان کردهاند (و در بخش سوم کتاب، به تفصیل به آنها خواهیم پرداخت) مریم، برترین بانو در زمان خودش محسوب میشود و مطابق با روایات حتی بر خدیجه کبری علیها السلام نیز برتری ندارد؛ پس با احتساب اینکه مریم، در نهایت، هم رده با ام المؤمنین، خدیجه است و از سویی، رأی تمامی علمای اهل سنت بر بالاتر بودن مقام زهرا علیها السلام حتی
از مادر بزرگوارشان میباشد، آیا نباید مقام بضعة النبی صلی الله علیه و آله و سلم را از مریم بالاتر دانست؟!
الف) حضرت خدیجه علیها السلام و حضرت مریم هر دو در یک رده هستند.
ب) حضرت زهرا علیها السلام بر حضرت خدیجه علیها السلام برتری دارد.
(نتیجه) مقام حضرت زهرا علیها السلام از مریم بنت عمران برتر می باشد.
در این باره میتوان به جملات تعدادی از علمای اهل سنت اشاره نمود که این چنین میگویند:
قال الحسن: نساؤه أفضل نساء العالمین.
والمتولی: نساؤه خیر نساء هذه الامة المذکورة تحتملهما.
والایة تحتمل أیضا؛ لظاهر العموم، وقد یحتج له بأن هذه أمة خیر الامم، فنساؤها خیر نساء الامم، والتفضیل علی الافضل تقضیل علی من دونه بطریق الاولی.»(1)
1) سبل الهدی والرشاد فی سیرة خیر العباد، محمد بن یوسف الصالحی الشامی، جمع أبواب خصائصه صلی الله علیه وسلم فی فوائد تتعلق بکلام عن الخصائص، الباب الأول فیما اختص به عن الانبیاء علیه وعلیهم أفضل الصلاة والسلام فی ذاته فی الدنیا، ج11، ص99. مراد از آیه محتمله، آیه 32 سوره احزاب می باشد.
خلاصه سخن و کلام حسن بصری و دیگر علما این است:
زنان پیامبر، برتر از زنان تمام امتها هستند (چه گذشته و چه آینده)، چرا که امت او بهترین امتهاست و اگر زنان پیامبر، بر زنان امت برگزیده (یعنی اسلام) برتری داشته باشند، به طریق اولی و یقیناً از زنان امتهای قبلی برتر هستند.»
البته نویسندة کتاب سبل الهدی، در ادامه، اعتقاد علمای اهل سنت مبنی بر برتری فاطمه و خدیجه علیهما السلام از دیگر زنان را مطرح میکند.
همچنین احمد زینی دحلان نیز در کتاب خود، به همین مطلب اشاره دارد؛ که در همین بخش و در قسمت کلام علمای اهل سنت، آن را خواهیم آورد.
شاید برخی بگویند که در روایتی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: «قبل
از سابقین امتم، مریم بنت عمران و برخی انبیای دیگر، وارد بهشت میشوند» که این روایت را ابن عساکر چنین آورده:
أخبرنا أبو الفتح یوسف بن عبد الواحد الماهانی عن شجاع بن علی المصقلی عن محمد بن إسحاق بن مندة عن أبو عمرو مولی بنی هاشم عن أبو حاتم الرازی عن أبو الیمان عن إسماعیل بن عیاش عن صفوان بن عمرو عن عبد الرحمن بن أبی عوف الجرشی عن عبد الله بن عائذ الثمالی أنه سمع النبی صلی الله علیه و آله و سلم یقول: «لو حلفت لبررت ما یدخل الجنة قبل الأول من أمتی قال: [إلا ] إبراهیم وإسماعیل وإسحاق ویعقوب والأسباط وموسی وعیسی ومریم بنت عمران»(1)
«پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: قبل از اولین نفر از امتم، کسی وارد بهشت نمیشود مگر ابراهیم نبی، اسماعیل، اسحاق، یعقوب و فرزندانش، موسی، عیسی و مریم بنت عمران.»
در جواب باید گفت: مراد از این روایت مطمئناَ دخول به بهشت قبل از فاطمه زهرا علیها السلام نیست و ایشان از این روایت استثنا هستند؛ چرا که طبق روایت قبلی، دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم همزمان با ایشان وارد بهشت میگردد و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نیز به دلیل برتری بر تمامی انبیاء الهی، قبل از همه وارد بهشت میشوند.
1) تاریخ دمشق، ابن عساکر، ج70، ص115.
عامه را ذکر میکنیم:
صاحب کتاب سبل الهدی چنین میگوید:
والحدیث الأول یقتضی فضل فاطمة علی أمها، وفی حدیث آخر: «فاطمة بضعة منی» وهو یقتضی تفضیل فاطمة علی جمیع نساء العالم ومنهن خدیجة وعائشة رضی الله عنها وبقیة بنات النبی صلی الله علیه و آله و سلم ...
قال ابن دحیة فی مرج البحرین: سئل العالم الکبیر أبو بکر بن داود علی رحمة الله: من أفضل خدیجة أم فاطمة رضی الله عنهما؟ فقال: ان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم قال «ان فاطمة بضعة منی» ولا أعدل ببضعة رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم أحدا...
وقال السهیلی: وهذا استقراء حسن ویشهد لصحة هذا الاستقراء أن أبا لبابة حین ارتبط نفسه، وحلف أن لا یحله الا رسول الله فجاءت فاطمة لتحله فأبی؛ لاجل قسمه، فقال رسول الله: «انما فاطمة بضعة منی» (1).
«بنابر حدیث " فاطمه پاره تن من است"، ایشان برتر از تمامی زنان عالم است که از جمله میتوان به خدیجه و عایشه و دختران پیامبر اشاره کرد.همچنین، ابن دحیه در کتاب مرج البحرین میگوید: از عالم کبیر، ابو بکر بن داود علی پرسیده شد که فاطمه برتر است یا خدیجه؟
1) سبل الهدی والرشاد، الصالحی الشامی، باب جمع ابواب خصائصه صلی الله علیه و آله و سلم، الباب الاول، ج11، ص104و ص107. همچنین ر.ک: الروض الأنف، عبدالرحمن بن عبدالله السهیلی، ج2، ص279، باب اسلام خدیجة بنت خویلد.
جواب داد که هیچ کسی با پاره تن رسول خدا برابری ندارد و سهیلی میگوید: این برداشت ابوبکر بن داود، برداشت صحیحی است. و زمانیکه أبا لبابة خودش را به ستون بست و قسم یاد کرد که طناب را باز نمیکند مگر اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بگویند، فاطمه نزد او آمد و درخواست باز کردن طنابها را نمود اما او به درخواست فاطمه علیها السلام توجه نکرد؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به او گفت: «فاطمه پارة تن من است» و مراد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این بوده که سخن او سخن من میباشد.
همچنین او در قسمتی دیگر از کتابش، کلام برخی از علمای اهل سنت را نقل میکند که همین معنا را میرساند. او میگوید:
وقال القاضی قطب الدین الخیضری رحمة الله فی الخصائص بعد أن ذکرکلاما طویلا فی التفضیل بین خدیجة ومریم، إذا علمت ذلک، فینبغی أن یستثنی من إطلاق التفضیل سیدتنا فاطمة ابنة رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فهی أفضل نساء العالم، لقوله: «فاطمة بضعة منی ولا یعدل ببضعة رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - أحد» ... قال الشیخ تفی الدین المقریزی فی الخصائص النبویة فی کتابه إمتاع الاسماع: ...
واحتمل تفضیل فاطمة علیها، وعلی غیرها من النساء، لقوله صلی الله علیه و آله و سلم: «فاطمة بضعة منی»، وبضعة النبی لا یعدل بها شی وهو أظهر الاحتمالات لمن أنصف.
وقال الزرکشی فی الخادم عند قول الرافعی والنووی: " وتفضیل زوجاته صلی الله علیه و آله و سلم علی سائر النساء " ما نصه: هل المراد نساء
هذه الامة أو النساء کلهن؟ فیه خلاف، حکاه الرویانی ویستثنی من الخلاف سیدتنا فاطمة، فهی أفضل نساء العالم، لقوله صلی الله علیه و آله و سلم: " فاطمة ولا یعدل ببضعة من رسول الله أحد، وفی الصحیح: بضعة منی «أما ترضین أن تکونی خیر نساء هذه الامة» انتهی.(1)
«قاضی قطب الدین خیضری در کتاب خود، پس از بیان تفضیل بین خدیجه و مریم، چنین میگوید: لازم است که در بحث برتری مریم و خدیجه بر یکدیگر، بانویمان فاطمه را استثنا کنیم؛ چرا که فاطمه برترین بانوان است [حتی از خدیجه و مریم] واین سخن نیز به دلیل سخن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم میباشد که فرمود: فاطمه پاره تن من است؛ که در این صورت احدی با زهرای اطهر علیها السلام برابری نمیکند.
همچنین مقریزی در کتاب خود میگوید: به دلیل پارة تن بودن رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، فاطمه بر دیگر زنان برتری دارد و کسی با بضعةالنبی برابر نیست. زرکشی نیز در ذیل کلام رافعی و نووی که بحث از برتری زنان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بر دیگر زنان میباشد، چنین میگوید:
در اینکه مراد برتری زنان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بر تمام زنان عالم میباشد یا تنها زنان امت اسلام، بحث و نظر است. اما رویانی، فاطمه علیها السلام را از این اختلاف استثناء کرده و معتقد است که در هر دو صورت، فاطمه زهرا علیها السلام از این سخن استثنا میباشد و او بر تمام زنان، حتی همسران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برتری دارد. چرا که ایشان پاره تن رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم میباشد.
1) سبل الهدی والرشاد، الصالحی الشامی، جماع أبواب ذکر أزواجه صلی الله علیه و آله و سلم، الباب الثانی، ج12، ص52.
آلوسی هم در تفسیر خود، ذیل آیه 42 آل عمران چنین میگوید:
والذی أمیل إلیه أن فاطمة البتول أفضل النساء المتقدمات والمتأخرات من حیث إنها بضعة رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم بل ومن حیثیات أخر أیضاً، ولا یعکر علی ذلک الأخبار السابقة لجواز أن یراد بها أفضلیة غیرها علیها من بعض الجهات وبحیثیة من الحیثیات وبه یجمع بین الآثار وهذا سائغ علی القول بنبوة مریم أیضاً إذ البضعیة من روح الوجود وسید کل موجود لا أراها تقابل بشیء وأین الثریا من ید المتناول...(1)
«آن چه که نظر من است برتری فاطمه بر تمامی زنان امتهای گذشته و آینده است چرا که او پاره تن رسول خدا میباشد و البته دلایل دیگری نیز وجود دارد. و اخباری که بیان میکند برخی از زنان، دارای فضیلتی از جهاتی و حیثیاتی میباشند، نمیتوانند روایات برتری حضرت زهرا علیها السلام بر تمام عالمیان را خدشهدار کنند و بدین وسیله میان این روایات جمع کرده و تناقضی نمیبینیم و اینکه ایشان پارة تن رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم میباشد، از مقام نبوت مریم هم [اگر قائل باشیم] بالاتر است؛ چرا که پاره تن آقای عالمیان و روح جهان مقامی است که هیچ فضیلتی با آن برابری نمیکند.»
جالب است که آلوسی، امتیاز پاره تن نبی بودن زهرای اطهر علیها السلام را بالاتر از امتیاز نبوت مریم میداند (البته اگر نظریه نبوت مریم قابل قبول باشد) و همین سخن را ذیل آیه 32 احزاب نیز بیان میکند.(2)
تمام اینها در کنار صدها روایتی که در مقام ایشان نقل شده، هر خوانندة منصفی را بدین سمت سوق میدهد که ایشان در علم، تقوا و عصمت چیزی کمتر از مریم ندارد؛ بلکه در مواردی امتیازاتی را دارا است که بنت عمران از آنها بیبهره است، مانند اینکه ایشان پاره تن اشرف مخلوقات عالم، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم محسوب میشود و همچنین، مادر موعودی است که برقرار کننده عدل و احسان بر روی زمین است؛ زیرا حتی اگر اختلاف اهل سنت با شیعیان- در مورد اینکه مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را از نسل امام حسن علیه السلام میدانند- در نظر بگیریم، در این مطلب شکی نیست که مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از نسل فاطمه علیها السلام میباشد؛ همان منجی موعودی که بنا بر نظر شیعیان و اهل سنت، عیسی بن مریم در نمازش به او اقتدا خواهد
کرد. به عنوان نمونه، میتوان به سنن ابی داوود و تفسیر کشاف مراجعه نمود که چنین آوردهاند:
آلبانی این حدیث را صحیح میداند. «پیامبر فرمودند: مهدی از عترت من و از فرزندان فاطمه است.»
«عیسی علیه السلام پس از نزولش و کشتن دجال به بیت المقدس میآید، در حالی که مردم، برای اقامه نماز صبح، مهیا هستند. امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به ایشان اشاره میکند که نماز را اقامه کند، اما عیسی علیه السلام امام را بر خود مقدم کرده و پشت سر امام نماز میخواند».(2)
این مطلب از نگاه عالمی همچون سهیلی دور نمانده و میگوید:
«و مِن سُؤددها أیضاً أنّ المهدی المبشر به آخرالزمان من ذرّیتها، فهی مخصوصة بهذا کلّه و الأحادیث الواردة فی أمر المهدی کثیرة.»
«و از جمله دلایل برتری فاطمه بر زنان عالم این است که، همانا مهدیِ بشارت داده شده در آخرالزمان، از فرزندان اوست. و این امتیاز و دیگر فضائل مخصوص این بانوی بزرگوار می باشد. و احادیثی که در مورد مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آمده بسیار زیاد است.»(1)
«پبامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:ای فاطمه! آیا راضی نمیشوی که سرور زنان در دو دنیا و سرور زنان امت من وسرور زنان مؤمنه باشی؟»
أحمد بن عمر بن أبی بکر الکرکاس وأبو جعفر محمد بن الحسین بن محمد بن [ الحسین ]الصافی وأم النجم نورسی بنت أبی الوفاء عبیدالله بن محمود قالوا عن أبو عبد الله القاسم بن الفضل بن أحمد الثقفی ح وعن أبو محمد بن طاوس عن أبو الحسین أحمد بن عبد الرحمن بن محمد الذکوانی قالا عن أبو الفرج عثمان بن أحمد بن إسحاق البرجی عن محمد بن عمر بن حفص نا إسحاق بن إبراهیم شاذان عن سعد بن الصلت عن مقاتل عن الضحاک عن ابن عباس عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم قال:
«أربع نسوة سادات عالمهن مریم بنت عمران وآسیة بنت مزاحم امرأة فرعون وخدیجة بنت خویلد وفاطمة بنت محمد وأفضلهن عالما فاطمة» (1)
«از ابن عباس نقل شده است که پیامبر فرمودند: چهار زن برترین زنان عالمشان هستند، مریم، آسیه، خدیجه وفاطمه؛ و فاطمه، برترین آنها در عالم است.»
در این روایت، تصریح شده است که فاطمه علیها السلام برتر از دیگر زنان عالم میباشد؛ چرا که پس از ذکر نام چهار بانوی بزرگوار، از میان ایشان، حضرت زهرا علیها السلام به عنوان برترین بانو معرفی میشود.
و همچنین مؤلف کتاب فرائد السمطین در ضمن یک حدیث طولانی از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، به نقل از سعید بن جبیر، از ابن عباس چنین میگوید:
1) تاریخ دمشق، ابن عساکر، ج70، ص107، ح13806.
«و اما ابنتی فاطمه فانها سیدة نساء العالمین من الاولین والآخرین و هی بضعة منی و هی نور عینی و هی ثمرة فؤادی و هی روحی التی بین جنبی و هی الحوراء الانسیة متی قامت فی محرابها بین یدی ربها جل جلاله زهر نورها لملائکة السماء کما یزهر نور الکواکب لاهل الارض و یقول الله عزو جل لملائکته یا ملائکتی انظروا الی أمتی فاطمة سیدة إمائی قائمة بین یدی ترعد فرائصها من خیفتی و قد اقبلت بقلبها علی عبادتی اشهدکم أنی قد أمنت شیعتها من النار. وأنی لما رایتها ذکرت ما یصنع [بها] بعدی کأنی بها و قد دخل الذل بیتها و انتهکت حرمتها و غصب حقها و منعت ارثها و کسر جنبها و اسقطت جنینها و هی تنادی یا محمداه فلا تجاب و تستغیث فلا تغاث فلا تزال بعدی محزونة مکروبة باکیة فتذکر انقطاع الوحی من بیتها مرة وتتذکر فراقی اخری و تستوحش اذا جنها اللیل لفقد صوتی التی کانت تستمع الیه اذا تهجدت بالقرآن ثم تری نفسه ذلیلة بعد ان کان فی ایام ابیها عزیزة و عند ذلک یؤنسها الله تعالی فینادیها بما نادی به مریم ابنة عمران فیقول: یا فاطمة ان الله اصطفاک و طهرک و اصطفاک علی نساء العالمین یا فاطمة اقنتی لربک واسجدی وار کعی مع الراکعین...» (1)[ضمیمه3]
1) فرائدالسمطین، شیخ الاسلام جوینی، ج2، ص34، باب السابع من السمط الثانی. شیخ الاسلام جوینی از شیوخ و اساتید ذهبی (از محدثین بزرگ اهل سنت) میباشد و ذهبی در شرح حال او و جلالت مقامش چنین آورده است: «الامام الکبیر المحدث صدر الدین ابو الجامع الخراسانی الجوینی الصوفی … ..سمع بخراسان و بغداد والشام و الحجاز. وکان ذا اعتناءبهذا الشان و علی یده اسلم الملک غازان.» ( معجم محدثی ذهبی، ص50، دارالکتب العلمیه، بیروت، 1413هـ)
«اما دخترم فاطمه، همانا او برترین بانوان دو عالم است از اولین زنان تا آخرین آنها و او پاره تن من است…. حرمت او را هتک، و حق و ارثش را غصب میکنند و پهلویش را میشکنند و کودک او را سقط میکنند و او فریاد میزد یا محمداه! از مردم کمک میطلبد اما کسی او را یاری نمیکند... سپس او خود را خوار و بییاور میبیند، بعد از ایام شوکت و عزتی که در زمان من داشت. در آن زمان، خدای متعال، انیس او شده و … همان ندایی را که بر مریم فرستاد، به او هم اعلام میکند:ای فاطمه! خدا تو را برگزید و پاک قرار داد و برتمامی زنان عالم برتری داد».
نکته:
همچنین در فرائدالسمطین حدیثی نقل شده ا ست، مبنی بر این که خلقت زمین و آسمان به برکت زهرای مرضیه علیها السلام میباشد؛ که این، خود دلالت بر برتری صدیقه کبری علیها السلام بر مریم مینماید:
عن العلاء بن عبدالرحمن عن ابیه عن ابی هریرة عن النبی صلی الله علیه وآله انه قال: …قال آدم: یا رب هل خلقت احدا من طین قبلی؟قال: لا یا آدم.قال: فمن هؤلاء الخمسة الاشباح الذین اراهم فی هیئتی و صورتی؟ قال: هؤلاء الخمسة من ولدک لولاهم ما خلقتک هؤلاء الخمسة شققت لهم خمسة
اسماء من اسمائی، لولاهم ما خلقت الجنة والنار و لا العرش ولا الکرسی ولا السماء و لا الارض و لا الملائکة ولا الانس و لا الجان... (1)
«آدم به خدای متعال گفت: پروردگارا! آیا قبل از من کسی را از گِل آفریدهای؟ خدا فرمود: خیر. آدم گفت: پس این پنج شبح نورانی چه کسانی هستند؟ خداوند فرمود: اینها از فرزندان تو هستند، که اگر اینها نبودند، تو و بهشت و جهنم و کرسی و عرش و زمین و آسمان و انسانها و اجنه و ملائکه را خلق نمیکردم.)
ونعم ما قال الإمام مالک ولا أفضل أحدا علی بضعة رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم (2)
ملا علی قاری حنفی پس از توضیح روایت «فاطمه پاره تن من است»، از امام مالک چنین نقل میکند: نمیتوان کسی را برتر از پاره تن رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پیدا کرد.»
مناوی نیز به نقل از دیگران، چنین میآورد:
- العلقمی: هی أفضل الصحابة حتی من الشیخین (3)
«علقمی میگوید: فاطمه برترین صحابه است، و ایشان حتی برتر از خلیفه اول و دوم میباشد.»
- وذکر العلم العراقی أن فاطمة وأخاها إبراهیم أفضل من
الخلفاء الأربعة بالاتفاق) (1)[ضمیمه4]
«عالمی برجسته مانند عراقی میگوید: همانا فاطمه و برادرش ابراهیم، برتر از خلفای چهار گانه مسلمین هستند.»
مناوی همچنین میگوید:
لکن قال بعضهم: لا أعدل ببضعة رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم أحدا وممن صار إلی ذلک: المقریزی والسیوطی أفضلیتها علی نساء هذه الأمة: أما نساء هذه الأمة فلا ریب فی تفضیلها علیهن مطلقا بل صرح غیر واحد أنها وأخوها إبراهیم أفضل من جمیع الصحابة حتی الخلفاء الأربعة(2)
«مقریزی و سیوطی اعتقاد به برتری زهرا علیها السلام بر تمامی زنان عالم دارند و میگویند: کسی با پاره تن رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برابر نمیباشد.و افراد متعددی تصریح نمودهاند که او و برادرش ابراهیم، حتی برتر از خلفای چهار گانه میباشد.»
احمد زینی دحلان شافعی- که مفتی شافعی در مکه بوده است - چنین میگوید:
ذکر تزویج فاطمه بنت رسولالله بعلی، و هی الزهرا و البتول افضل نساء الدنیا حتی مریم رضی الله عنها کما اختاره المقریزی و الزرکشی و الحافظ السیوطی فی کتابیه شرح النقایه و شرح جمع الجوامع بالادلة الواضحه التی منها ان هذه الامة افضل من غیرها و الصحیح ان مریم لیست نبیة بل حکی
الاجماع علی انه لم یتنبأ امراة قط و.....(1)
«زهرا علیها السلام برترین زنان در دو عالم میباشد، حتی بر مریم؛ همان گونه که مقریزی، زرکشی و سیوطی ـ در دو کتاب شرح النقایه و جمع الجوامع ـ اعتقاد دارند افضل در این امت، برتر از افضل در دیگر امتهاست و قول صحیح این است که مریم بنت عمران نبی نبوده است.»
کلماتی نیز در موارد قبلی ذکر شد که از تکرار آنها پرهیز میکنیم.
در پایان بخش دوم، کلامی از مطالب السؤول نقل میکنیم. مؤلف، مطالب بسیاری در مدح اهل البیت و زهرا علیها السلام دارد که جای دقت و تأمل است؛ لذا فرازی از مطالب کتاب را متذکر میشویم:
اعلم ان رسولالله صلی الله علیه و آله قد حکم بصفة الکمال لکل واحدة من هؤلاء الاربع مریم و آسیة و خدیجة و فاطمة فکل واحدة منهن کاملة فی ذاتها و قد اختصت فاطمة دونهن بحصول اسباب تقتضی علو درجاتها فی صفتها علی رفیقاتها لم تحصل لواحدة منهن فتکون باعتبار تلک الزیادة اکمل منهن. وبیان ذلک ان صفة الکمال ثابتة لکل واحد من اصلیها: رسولالله و خدیجه. اما کمال رسولالله و الیه المنتهی و هو
1) حاشیه کتاب « السیرة الدحلانیة » اثر علی بن برهان الدین الحلبی، کتاب « السیرة النبویة والآثار المحمدیة » اثر السید احمد زینی مشهور به دحلان می باشد که این مطالب از باب «ذکر تزویج فاطمه» در کتاب احمد زینی الدحلان، ج2 ص7 نوشته شده است.این کتاب در کتابخانه مسجد اعظم موجود میباشد.
الغایة القصوی و اما خدیجه فقد ثبت کما لها بالحدیث المذکور والولد جزء من الابوین، فتضاف الی کمال فاطمة لذاتها زیادة من کمال ابیها و کمال امها فتکون اکمل النساء علی الاطلاق و فی ذلک دلالة شافیة و تبصرة کافیة.(1)
«بدان که رسول خدا حکم کرد بر وجود کمال در چهار تن از زنان عالم؛ مریم، آسیه، خدیجه و فاطمه. که هر یک دارای کمال ذاتی هستند؛ اما فاطمه دارای کمال بالاتر از آنهاست و اکمل آنها محسوب میشود؛ چرا که او از طرف پدر و مادر نیز دارای کمال است، آن هم، پدری مانند حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم و مادری مانند خدیجه. پس فاطمه هم کمال ذاتی دارد و کمالات پدر و مادرش را دارد به این دلیل کاملترین و برترین زنان از گذشته تا آینده است.»
1) مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول، محمد بن طلحة النصیبی الشافعی، ص57.
در تعارض با دلایل برتری زهرای مرضیه علیها السلام، احادیثی از اهل سنت در فضیلت حضرت مریم و عایشه نقل شده که به گمان نگارنده، هیچ یک دلالت بر برتری این دو از زهرای مرضیه علیها السلام ندارد. در این بخش به بررسی دلایل ذکر شده در برتری مریم بنت عمران و توضیح پیرامون آنها میپردازیم.
«وَإِذْ قَالَتِ الْمَلَائِکة یا مَرْیم إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاک وَطَهَّرَک وَاصْطَفَاک عَلَی نِسَاءِ الْعَالَمِینَ؛
و فرشتگان گفتند:ای مریم! همانا خداوند تو را برگزید و پاکیزه گردانید، و بر زنان جهان، برتری بخشید.»
فخر رازی و قرطبی در تفاسیر خود به این بحث پرداختهاند و این چنین گفته اند:
«و این آیه، افضل بودن مریم بر تمام زنان را دلالت میکند و نظر کسانی که مراد از عالمین را، عالم زمان مریم علیها السلام میدانند، خلاف ظاهر آیه است.»
«ظاهر قرآن و احادیث، برتری مریم از تمام زنان، از حوا تا زمان قیامت را دلالت میکند.»
در جواب به این استدلال و برداشت از آیه شریفه به دو مطلب باید توجه نمود:
با توجه به نظر اکثر مفسران اهل سنت پیرامون این آیه و تأیید این برداشت در روایات شیعه و سنی، حضرت مریم، تنها، برگزیده بر زنان عصر و دوران خودش بوده و این برتری نسبت به تمامی زنان پس از او نمیباشد.پس نمیتوان با توجه به این آیه، مقام مریم را برتر از زهرای مرضیه علیها السلام دانست؛ چنانکه عباراتی از کتب اهل سنت، بر این موضوع تصریح دارند:
بولادة عیسی(1)
«اختیار کرد خداوند تو را بر زنان زمان خودت»
«مراد از (نساء العالمین)، یعنی: برگزید تو را بر زنان زمان خودت[نه تمام زمان ها]»
سدی می گوید: مراد از آیه این است که مریم برگزیده زنان زمان خود می باشد.
مراد از برگزیدگی در آیه، برگزیدگی بر زنان عصر خودش میباشد. و این نظر و عقیدة صحیحی میباشد.
واصطفاک علی نساء العالمین فی وقتک(5)
مراد این است که خدا تو (مریم) را بر زنان هم عصرت برتری داد.
(یا مریم إنّ الله اصطفاک) أَی: بما لطف لک حتی انقطعت إلی طاعته (وطهرک) من ملامسة الرِّجال والحیض (واصطفاک علی نساء العالمین) علی عالمی زمانک(1)
(وَ) اذکر (إِذْ قَالَتِ الملئکة) ای جبریل (یامریم إِنَّ الله اصطفاک) اختارک (وَطَهَّرَک) من مسیس الرجال (واصطفاک علی نِسَاءِ العالمین) ای أهل زمانک(2)
وأخرج عبد بن حمید وابن جریر وابن المنذر وابن أبی حاتم عن مجاهد فی قوله (إن الله اصطفاک وطهرک) قال: جعلک طیبة ایماناً. وأخرج ابن حاتم عن السدی (وطهرک) قال: من الحیض (واصطفاک علی نساء العالمین) قال: علی نساء ذلک الزمان الذی هم فیه(3)
قال ابن عزیز: أی: عالمی دهرها، کما فضِّلَتْ خدیجة وفاطمة بنت رسول الله علی نساء أمه محمد صلی الله علیه و آله و سلم (4)
(عَلَی نِسَآءِ الْعَالَمِینَ): عالمی زمانها ولا یحرر غیرها(5)
والمراد بالعالمین هنا قیل: نساء عالم زمانها، وهو الحق(6)
شوکانی در بیانی دیگر میگوید:
وفی المعنی احادیث کثیرةو کلها تفید ان مریم علیها السلام سیدة نساء عالمها لا نساء جمیع العالم و یؤیده ما أخرجه ابن عساکر عن مقاتل عن الضحاک عن ابن عباس عن النبی قال «اربع نسوة سادات نساء عالمهن مریم بنت عمران و آسیة بنت مزاحم و خدیجه بنت خویلد و فاطمة بنت محمد و افضلهن عالما فاطمة» (1)
«احادیث بسیاری در تأیید این معنا وجود دارد که مریم، سرور زنان زمان خود بوده است نه تمام زمانها، و میتوان به روایت ابن عساکر استناد کرد که میگوید: از بین تمامی زنان، چهار زن برتر از همه هستند واز میان آن چهار نفر، فاطمه برترین در عالم است.»
اینگونه تفسیر از معنای «عالمین» سابقه داشته و مفسران در کتب تفسیر، ذیل آیه «یا بَنِی إِسْرَائِیلَ اذْکروا نِعْمَتِی الَّتِی أَنْعَمْت عَلَیکمْ وَأَنِّی فَضَّلْتکمْ عَلَی الْعَالَمِینَ»(2)بدین نکته اشاره کردهاند مفسران اهل سنت و شیعه و در مورد آن، به این مطلب پایبند بوده و هستند که مراد از برگزیدگی بنی اسراییل بر عالمین، مطلق زمانها نمیباشد، بلکه به همان عصر و دوران خودشان نظر دارد.
در این باره میتوان به تفاسیر ذیل اشاره نمود:
قال قتادة وابن زید وابن جریج وغیرهم: المعنی علی عالم زمانهم الذی کانت فیه النبوءة المتکررة والملک، لأن الله تعالی یقول لأمة محمد صلی الله علیه و آله و سلم: «کنتم خیر أمة أخرجت للناس»(1)
«مراد از عالمین، عصر و دوران خودشان میباشد نه تمام زمانها؛ چرا که خدای متعال به امت پیامبر اسلام میگوید: شما برترین امتها هستید.»
همچنین ابن کثیر در تفسیر خود چنین میگوید:
یذکرهم تعالی سَالفَ نعمه علی آبائهم وأسلافهم، وما کان فَضَّلهم به من إرسال الرسل منهم وإنزال الکتب علیهم وعلی سائر الأمم من أهل زمانهم، کما قال تعالی: ولقد اخْترْناهمْ علی علْم علی الْعالمین) (2)و قال تعالی: (وإذْ قال موسی لقوْمه یا قوْم اذْکروا نعْمة اللّه علیکمْ إذْ جعل فیکمْ أنْبیاء وجعلکمْ ملوکا وآتاکمْ ما لمْ یؤْت أحدًا من الْعالمین) (3)
وقال أبو جعفر الرازی، عن الربیع بن أنس، عن أبی العالیة، فی قوله تعالی: (وأنّی فضّلْتکمْ علی الْعالمین) قال: بما أعطوا من الملک والرسل والکتب علی عالم من کان فی ذلک الزمان؛ فإن لکل زمان عالما.
و روی عن مجاهد، والربیع بن أنس، وقتادة، وإسماعیل بن
أبی خالد نحو ذلک، ویجب الحمل علی هذا؛ لأن هذه الأمة أفضل منهم؛ لقوله تعالی خطابا لهذه الأمة: (کنْتمْ خیر أمّة أخْرجتْ للنّاس تأْمرون بالْمعْروف وتنْهوْن عن الْمنْکر وتؤْمنون باللّه ولوْ آمن أهْل الْکتاب لکان خیرًا لهمْ) (1)وفی المسانید والسنن عن معاویة بن حیدة القشیری، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: (أنتم توفون سبعین أمة، أنتم خیرها وأکرمها علی الله). والأحادیث فی هذا کثیرة تذکر عند قوله تعالی: (کنْتمْ خیر أمّة أخْرجتْ للنّاس) (2)
«خداوند، نعمتهای خود را بر یهودیان و آباء آنها یادآوری میکند و اینکه آنها را به واسطة فرستادن پیامبران متعدد و کتب آسمانی مختلف، بر سایر امتهای زمان خودشان برتری داد. همانگونه که در آیات قرآن بدان اشاره فرموده است.
همچنین محدثین در تفسیر آیة «و أنی فضلتکم علی العالمین» چنین میگویند: آنها را با توجه به فرستادن رسولان بسیار و کتب متعدد بر اهل آن زمان برتری دادیم [نه مطلق زمانها]، چرا که برای هر زمانی، عالَمی است. و از مجاهد، ربیع بن انس، قتاده و اسماعیل بن أبی خالد چنین ذکر شده و لازم است که مراد از «عالمین» را مخصوص اهل زمان خودشان بگیریم؛ چرا که خداوند، امت اسلام را برترین امتها معرفی نموده است. همانگونه که خدای
متعال میفرماید: «شما بهترین امتها هستید».
و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خطاب به امت اسلام فرمودند: شما بهتر و عزیزترین امتها نزد خدا هستید و احادیث بسیاری در این زمینه وارد شده است.»
فخر رازی نیز به تفصیل به این نکته، اشاره، و دلایلی متعدد در اختصاص برتری بنی اسرائیل به اهل زمان خودشان بیان میکند.
أما قوله تعالی: (وأنی فضلتکم علی العالمین) ففیه سؤال وهو: أنه یلزم أن یکونوا أفضل من محمد وذلک باطل بالاتفاق.... فالآیة تدل علی أن بنی إسرائیل فضلوا علی العالمین فی أمر ما وهذا لا یقتضی أن یکونوا أفضل من کل العالمین فی کل الأمور، بل لعلهم وإن کانوا أفضل من غیرهم فی أمر واحد فغیرهم یکون أفضل منهم فیما عدا ذلک الأمر.(1)
«اما در مورد این سخن خدای متعال که فرمود: «شما بنی اسرائیل را بر عالم برتری دادیم، آیا لازمة آن این است که آنها برتر از حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم و امت او هستند؟ این سخن به اتفاق همة علما باطل است. پس آیه دلالت میکند که آنها به خاطر داشتن برخی امتیازات، بر اهل زمان خود برتری داشتند، نه بر تمام امتها و از تمام جهات.»
در تأیید این مطلب - که مریم، بانوی زنان زمان خودش بوده است- روایاتی نیز ذکر شده که میتوان به برخی از این روایات اشاره
1) تفسیر فخر رازی، ج3، ص52، ذیل آیه. فخر رازی دو دلیل برای اثبات سخن خود، ذکر میکند.
نمود:
حدثنا هرون بن إسحق الهمدانی حدثنا عبدة بن هشام بن عروة عن أبیه عن عبد الله بن جعفر قال: سمعت علی بن أبی طالب یقول سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یقول خیر نسائها خدیجة بنت خویلد وخیر نسائها مریم ابنة عمران قال وفی الباب عن أنس و ابن عباس و عائشة.
وهذا حدیث حسن صحیح، قال الشیخ الألبانی: صحیح. (1)
«عبدالله بن جعفر میگوید: علی علیه السلام فرمودند که از رسول خدا شنیدم که فرمود: بهترین زنان [این دوران] خدیجه، و بهترین زنان[عصر گذشته] مریم بنت عمران میباشد».
این روایت توسط ترمذی و آلبانی صحیح شمرده شده است.
پس از اینکه ذهبی همین حدیث را در سیر اعلام النبلا ذکر میکند، شعیب ارنووط (محقق کتاب) چنین میگوید:
اخرجه البخاری فی فضائل اصحاب النبی باب تزویج النبی خدیجه و فضلها و مسلم فی فضائل الصحابه باب فضائل خدیجه والترمذی فی المناقب. وقوله خیر نسائها قال القرطبی (الضمیر عائد علی غیر مذکورلکنه یفسره الحال والمشاهده یعنی به
1) سنن ترمذی، باب فضل خدیجه، ج5، ص702. همچنین ر.ک: تفسیر طبری، ذیل آیة 42 ال عمران و معجم الکبیر، طبرانی، ج22، ص417، ش1030.
الدنیا) والمعنی ان کل واحد منهما خیر نساء الارض فی عصرها. (1)
«این حدیث را بخاری، مسلم و ترمذی ذکر کردهاند و مراد از «خیر نسائها» این است که هر یک، بهترین زنان در عصر و زمانه خودش میباشد.»
ابن حجر نیز - که از شارحان معروف صحیح بخاری میباشد و شرح او از جمله کتب معتبر محسوب میگردد ـ در تبیین این روایت چنین آورده است:
والّذی یظْهر لی أنّ قوْله " خیر نسائها " خبر مقدّم والضّمیر لمرْیم فکأنّه قال مرْیم خیر نسائها ای نساء زمانها، وکذا فی خدیجة. وقدْ جزم کثیر منْ الشّرّاح أنّ الْمراد نساء زمانها لما تقدّم فی أحادیث الْأنْبیاء فی قصّة موسی وذکر آسیة منْ حدیث أبی موسی رفعه " کمل منْ الرّجال کثیر ولمْ یکمل منْ النّساء إلّا مرْیم وآسیة " فقدْ أثْبت فی هذا الْحدیث الْکمال لآسیة کما أثْبته لمرْیم، فامْتنع حمْل الْخیریة فی حدیث الْباب علی الْإطْلاق، وجاء ما یفسّر الْمراد صریحًا.(2)
«آنچه که در روایت، ظاهر است اینکه عبارت «خیر نسائها»
خبر مقدم است و مراد از ضمیر «ها» در عبارت، به مریم بنت عمران بر میگردد و مراد این است که «مریم، بهترین زنان زمان خود است» و به این سخن، اکثر شارحین حدیث معتقدند. و بنابر اینکه آسیه نیز همچون مریم دارای کمال میباشد، نمیتوان برتری مریم را به صورت مطلق تفسیر نمود. [بلکه این برتری مخصوص زمان خودش میباشد].»
از دیگر تأییدات بر اینکه برتری مریم علیها السلام، محدود به قوم بنی اسراییل و عصر خود بوده، میتوان به آن دسته روایتی اشاره کرد که ایشان را «سیده نساء بنی اسراییل» میداند:
ومنها حصول الرزق لها من عند الله کما «روی عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم أنه جاع فی زمن قحط فأهدّت له فاطمة رضی الله عنها رغیفین وبضعة لحم آثرته بها فرجع بها إلیها وقال: هلمی یا بنیة. فکشفت عن الطبق فإذا هو مملوء خبزاً ولحماً فبهتت وعلمت أنها نزلت من عند الله. فقال النبی لها: أنی لک هذا؟ قالت: هو من عند الله. إن الله یرزق من یشاء بغیر حساب. فقال صلی الله علیه و آله و سلم: الحمد لله الذی جعلک شبیهة سیدة نساء بنی إسرائیل. ثم جمع علی بن أبی طالب والحسن والحسین وجمیع أهل بیته حتی شبعوا وبقی الطعام کما هو، فأوسعت فاطمة علی جیرانها» وفی أمثال هذه الخوارق من غیر الأنبیاء دلیل علی صحة الکرامات من الأولیاء(1)
1) تفسیر نیشابوری، ج2، ص249، ذیل آیه 37 سوره آل عمران و درالمنثور، سیوطی، ج2، ص315، همان آیه. همچنین ر.ک: الکشاف زمخشری، ج1، ص272؛ تفسیر روح المعانی، آلوسی، ج3، ص9؛ أنوار التنزیل، بیضاوی، ج1، ص340 و تفسیر ابن کثیر، ج3، ص36.
«روزی در ایام قحطی، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نزد فاطمه زهرا سبدی پر از غذا دیدند و فرمودند: این غذاها از کجا آمده؟ فاطمه جواب داد: اینها از جانب خدای متعال میباشد. پس پیامبر فرمودند: شکر برای خدایی که تو را مانند سرور زنان بنی اسراییل قرار داد.»
مطلب بسیار مهمی که اینجا وجود دارد و از دید بسیاری از مفسرین نیز پنهان نمانده است، برگزیدگی مریم، تنها از جهت تولد عیسی علیه السلام بدون تماس با بشری میباشد، نه از جهات دیگر؛ و همانگونه که خواهد آمد، مفسرین، مراد از دومین «اصطفاک» را به این معنا گرفتهاند، و قید «علی النساء العالمین» را نیز به آخرین متعلق [یعنی دومین اصطفاک] که نزدیک به آن عبارت است، بر میگردانند واین مطلب با آن روایاتی که مریم را بین زنان زمان خودش، برگزیده میدانند نیز هماهنگی دارد. این وجه تفاوت او با دیگر زنان در تمام دورانها، فضیلتی برای ایشان است؛ اما دلیل برتری محسوب نمیشود. خصوصاً با توجه به این مطلب که حضرت زهرا علیها السلام جهات برتری بسیاری دارد که هیچ یک از آنها در مریم بنت عمران نیست.
مفسرین اهل سنت در بیان این مطلب چنین میگویند:
«(واصطفاک) یعنی خداوند تو را اختیار کرد از میان تمامی زنان عالم، به دلیل تولد فرزندی بدون اینکه بشری با تو تماس داشته باشد.»
والاصطفاء الثانی لولادة المسیح(2)
«برگزیدگی دوم، به خاطر ولادت عیسی بن مریم میباشد.»
واصطفاک علی نساء العالمین فی وقتک. وفائدة تکرار ذکر الاصطفاء: الأول اصطفاک بالکرامة والمنزلة وعلو الحالة والثانی اصطفاک بأَنْ حَمَلْت بعیسی علیه السلام من غیر أب، ولم تشبهک امرأة - ولن تشبَهک - إلی یوم القیامة، ولذلک قال (عَلَی نسَاء العَالَمینَ) (3)
«استفاده از کلمه (اصطفاک) برای بار دوم، جهت حمل عیسی علیه السلام بدون داشتن پدری است و هیچ زنی از این جهت به مریم شباهت ندارد و از این روی، خدا فرمود: (علی نساءالعالمین»
البته طنطاوی بیشترین بیان را در این زمینه دارد. او در تفسیر
خود میگوید:
یا مریم (إنَّ الله اصطفاک) أی اختارک واجتباک لطاعته، وقبلک لخدمة بیته (وَطَهَّرَک) من الأدناس والأقذار، ومن کل ما یتنافی مع الخلق الحمید، والطبع السلیم (واصطفاک علی نسَآء العالمین) بأن وهب لک عیسی من غیر أب دون أن یمسسک بشر. وجعلک أنت وهو آیة للعالمین.
قال الفخر الرازی ما ملخصه: وأما الاصطفاء الثانی فالمراد به أنه - تعالی - وهب لها عیسی من غیر أب، وجعلها وابنها آیة للعالمین ".
ولا شک أن ولادتها لعیسی من غیر أب ودون أن یمسها بشر، هو أمر اختصت به مریم ولم تشارکها فیه امرأة قط فی أی زمان أو مکان، فهی أفضل النساء فی هذه الحیثیة.أما من حیث قوة الإیمان، وصلاح الأعمال فیجوز أن یحمل اصطفاؤها علی نساء العالمین علی معنی تفضیلها علی عالمی زمانها من النساء وبعضهم یری أفضلیتها علی جمیع النساء فی سائر الأعصار هذا وقد أورد ابن کثیر عدداً من الأحادیث التی وردت فی فضل مریم وفی فضل غیرها من النساء، ومن ذلک ما أخرجه الشیخان عن علی بن أبی طالب أنه قال: سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یقول: "خیر نسائها مریم بنت عمران، وخیر نسائها خدیجة بنت خویلد".(1)
1) تفسیر الوسیط، طنطاوی، ج2، ص102.
«ای مریم! (ان الله اصطفاک) یعنی تو را برگزید تا او را عبادت کرده و خدمت کنی (و طهرک) و پاک کرد تو را از پلیدیها و از هرچه که مخالف اخلاق نیکو باشد (و اصطفاک علی نساء العالمین) و تو را بر دیگر زنان برتری داد با این امر که بدون مسِّ بشری باردار شدی و عیسی علیه السلام متولد گردید. و تو و فرزندت را نشانهای برای جهانیان قرار داد.
همچنین فخر رازی میگوید:
«برگزیدگی دوم و مراد از اصطفای دوم این است که خداوند به او فرزندی عنایت فرمود، بدون اینکه توسط مردی لمس گردد.»
شکی نیست که تولد حضرت عیسی علیه السلام بدون وجود پدر، امری است مختص به حضرت مریم علیها السلام و هیچ زنی در این قضیه مانند او نیست و مریم از این حیث از دیگر زنان، متمایز است. اما از نظر ایمان و تقوا و عبادت، برتری او مخصوص زنان عصر خود میباشد، نه تمام دورانها. و نظر برخی که برگزیدگی او را برای تمام دورانها میدانند، نمیتوان پذیرفت؛ همانگونه که ابن کثیر، روایات متعددی را در فضل و برتری مریم و دیگر زنان آورده است. از آن جمله روایات، این است که علی علیه السلام میفرماید: از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که خدیجه، بهترین زنان زمان خود و مریم نیز بهترین زنان زمان خودش بوده است.»
نتیجه اینکه در تفسیر آیه 42 آل عمران، نمیتوان به کلام قرطبی و امثال او در استدلال به این آیه شریفه توجه نمود. زیرا:
الف) روایات بسیاری دلالت بر محدود بودن برتری و برگزیدگی مریم علیها السلام در عصر خود دارد.
ب) قید برگزیدگی او بر دیگر زنان، تنها از این جهت است که بدون تماس با بشری، عیسی بن مریم را به دنیا آورده است.
ج) دلایل بسیاری در برتری و امتیاز صدیقه طاهره علیها السلام بر همة زنان عالم، حتی مریم بنت عمران وجود دارد.
د) اگر برتری مریم بنت عمران را بر حضرت زهرا علیها السلام بپذیریم، باید برتری حضرت خدیجه علیها السلام بر حضرت زهرا علیها السلام را نیز قبول کنیم؛ در حالیکه هیچ یک از علمای شیعه و سنی به این مطلب اعتقاد ندارد.
حدثنا أبو جعفر محمد بن علی بن دحیم الصایغ بالکوفة، ثنا محمد بن الحسین بن أبی الحسین، عن علی بن ثابت الدیان، عن منصور بن أبی الأسود، عن عبد الرحمن بن أبی نعم، عن أبی سعید الخدری رضی الله عنه قال: قال رسول الله: «فاطمة سیدة نساء أهل الجنة، إلا ما کان من مریم بنت عمران»(1)
«ابی سعید خدری گوید: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: فاطمه علیها السلام برترین زنان بهشتی است و تمام ویژگیهای برتری و فضیلت را دارد؛ جز در آن خصوصیتی که به صورت ویژه در مریم بنت عمران بوده است. (مراد، بارداری ایشان بدون تماس با بشری میباشد)
روایت فوق با اسناد متفاوت و طریقهای گوناگون در کتب اهل سنت آمده است؛ که در مجموع، میتوان به پنج طریق اشاره کرد:
علی علیه السلام به نقل از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
فاطمة زهرا علیها السلام
ام سلمه
عایشه
ابوسعید خدری
1) المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، باب مناقب فاطمه علیها السلام، ج3، ص168، ح4716.
در روایتهای بسیاری که از طریق این افراد نقل شده، سه متن متفاوت بیان شده است:
فاطمه، برترینِ زنان بهشتی است و تمام خصوصیات منحصر به فرد را دارد؛ جز در آن خصوصیتی که خدای متعال در مریم، دختر عمران قرار دارد. (یعنی بارداری بدون لمس بشری)
فاطمة سیدة نساء اهل الجنة الا ما کان من مریم ابنة عمران.(2)
فاطمة سیدة نساء اهل الجنة الامریم بنت عمران.(3)
اکثر سندهای ذکر شده در منابع روایی اهل سنت، دارای ضعف و عدم اعتبار است؛ اما به دلیل اعتبار سند نقل شده در کتاب المستدرک علی الصحیحین، این روایت، نزد علمای اهل
1) تاریخ مدینة دمشق، ابن عساکر، ج70، ص113، باب مریم بنت عمران.
2) سنن الکبری، نسایی، ج5، ص95، ش514 و تاریخ مدینة دمشق، ابن عساکر، ج70، ص113، باب مریم بنت عمران.
3) جزء فضائل فاطمة، ابن شاهین، ص17، ح4و5؛ الآحاد و المثانی ابن ابی عاصم، ج5، ص140، باب فاطمة ؛ سنن ترمذی، ج5، ص701، باب فضایل فاطمة ؛ تفسیر طبری، ذیل آیه 42 ال عمران و فرائد السمطین، جوینی، ج2، ص42، الباب التاسع من السمط الثانی.
سنت مورد قبول میباشد.
n دلالت روایات
علمای عامه، در نگاه اول با توجه به احادیثی مانند « یا فاطمة ألا ترضین أن تکونی سیدة نساء العالمین و سیدة نساء هذه الأمة و سیدة نساء المؤمنین» حکم به برتری صدیقه طاهره علیها السلام بر تمامی زنان میکنند؛ اما برخی از آنان، با توجه به روایات «... الا مریم بنت عمران» از نظر خود برگشته و حکم به برتری مریم دادهاند.
باید توجه داشت که برای حل تعارض ابتدایی بین احادیثی که زهرای مرضیه علیها السلام را سیده نساء عالمین میدانند و روایاتی که حضرت مریم را از دیگر زنان، استثنا میکنند، نمیتوان حدیث دوم را قید برای حدیث اول شمرد و با توجه به قوانین عموم و خصوص، آن را مقید نمود و نتیجه گرفت که فاطمه علیها السلام بر تمامی زنان عالم برتری دارد، جز مریم بنت عمران. بلکه جمع این روایات و حل مشکل تعارض، بدین صورت است که کلمه «إلا» دلالت بر برتری مریم ندارد؛ بلکه نهایتاً تساوی و همرده بودن را طرح میکند.
بهترین قرینه بر این معنا، روایات و تفسیر مفسران و دلایلی عقلی است که در بخش قبل ذکر نمودیم؛ مبنی بر این که مریم علیها السلام برترین زنان دوران خودش بوده است و در این صورت، او حتی بر امالمؤمنین
خدیجه نیز برتری ندارد، چه رسد به زهرای اطهر علیها السلام . روشن است که در صورت تفضیلی معنا کردن (الا)، و بالاتر دانستن مریم از زنان تمام دورانها، تعارض این دست روایات با روایاتی که زهرا علیها السلام را سیده عالمیان معرفی میکند، باقی خواهد ماند.
از این روست که برخی علمای اهل سنت، به این مطلب اشاره نموده و برای حل تعارض، «إلا» را به معنای تسویه (همرده بودن) آوردهاند. از این جمله، میتوان به سخن محمد عبد الرحمن بن عبد الرحیم المبارکفوری صاحب کتاب تحفه الاحوذی بشرح جامع الترمذی اشاره نمود که چنین میگوید:
الاستثناء یحتمل التساوِی ویحتمل العکس فی الفضلِ، وقیل لعلّه ورد قبل أَنْ یوحَی إِلَیه صلی الله علیه و آله و سلم بِفضلِ فاطمة علی نساء العالمین(1)
« احتمال دارد استثنا در این جا به معنای تساوی باشد…و برخی چنین میگویند که این روایت، مربوط به زمانی است که فضیلت و برتری فاطمه علیها السلام بر تمامی زنان عالم، به پیامبر وحی نشده بوده است.»
همچنین در عمدة القاری چنین آمده است:
هذا یدل علی أن فاطمة ومریم أفضل هذه الأربع ثم یحتمل الاستثناء أن تکون مریم أفضل من فاطمة ویحتمل أن تکونا علی السواء فی الفضیلة (2)
«این سخن، دلالت دارد که فاطمه و مریم، برترین زنان هستند. پس استثناء در روایت میتواند بیانگر برتری مریم و یا تساوی مریم و فاطمه باشد».
مطلب ذکر شده، در صورتی است که «إلا» را به صورت استثنای متصل و به معنای تسویه بگیریم؛ اما میتوان آن را به معنای (واو) نیز گرفت و روایت را حمل برتساوی این دو بانوی بزرگوار نمود. (البته این در صورتی است که نظر نحویونی مانند اخفش را در معنای واوی «إلا» بپذیریم).
در این باره، ابن هشام نحوی چنین میگوید:
والثالث: أن تکون عاطفة بمنزلة الواو فی التشریک فی اللفظ والمعنی، ذکره الأخفش والفراء وأبو عبیدة،(1)
معنای سوم برای الاّ این است که معنای واو عاطفه را دارد و این نظر برخی علمای نحو همچون: أخفش، فراء و أبوعبیده میباشد.
نگارنده معتقد است، در صورت استثنا معنا کردن «إلا»، نه تنها این روایت دلالت بر برتری مریم بنت عمران ندارد، بلکه به برتری مقام حضرت زهرا علیها السلام اشاره میکند، چرا که این روایت، نکتهای ظریف را بیان کرده که برگرفته از همان آیه 42 سوره آل عمران میباشد.
1) مغنی اللبیب، ابن هشام، باب إلّا.
در تفسیر آیه تذکر دادیم و سخنانی از مفسران اهل سنت را نیز آوردیم، مبنی بر این که برگزیدگی و اصطفای دوم به تولد حضرت عیسی علیه السلام بدون پدر اشاره دارد، و این حدیث نیز به پیروی از آن آیه، به همین نکته توجه داده است.
اگر به روایات مشابه «... الا مریم» توجه کنیم، در برخی از آنها جمله «... الا ما جعل الله لمریم» و یا «... الا ما کان من مریم» آمده است. بنا بر روایاتی که در صفحات قبل ذکر شد، و مریم را برترین زنان عصر خود معرفی کردند، مراد از «ما» ی موصوله در این روایات، نمیتواند برتری مقام و جایگاه او باشد؛ بلکه اشاره به خصوصیتی ویژه برای مریم، نسبت به دیگر زنان دارد و معنای حدیث را به این صورت، ارائه میدهد:
«فاطمه برترین زنان اهل بهشت است و تمامی فضائل و خصوصیات منحصر به فرد را دارد؛ جز آن موردی که خدا در مریم قرار داد، یعنی داشتن فرزندی بدون مسّ بشر.»
و در گذشته بیان کردیم که این ویژگی، به تنهایی نمیتواند دلیلی برای برتر بودن مریم باشد؛ چرا که حضرت زهرا علیها السلام نیز دارای خصوصیات متعددی بوده و هیچ یک از آن امتیازات در مریم علیها السلام وجود ندارد.
نکتهای دیگر که مانع از آن میشود که این روایت را دلیل برتری مریم بدانیم، این است که در صورت پذیرش این روایت، باید به
مطلبی باطل و رد شده از نظر تمامی فرق اسلامی و علمای اهل سنت، اعتقاد پیدا کرد؛ چرا که اگر حضرت زهرا علیها السلام بر همه برتری دارد جز بر مریم علیها السلام، و از طرف دیگر، مریم و خدیجه علیهما السلام در یک رتبه و مقام هستند، در نهایت باید قائل شویم که زهرا علیها السلام برترین بانوان است جز بر مریم و خدیجه علیها السلام ؛ در حالیکه هیچ یک از فرق اسلامی (چه شیعه و چه سنی) این مطلب را نه بیان کرده و نه میپذیرد و همگان به برتری زهرا علیها السلام بر حضرت خدیجه علیها السلام اذعان دارند.
در نتیجه، آن دسته از روایاتی که مریم بنت عمران را استثنا نموده است، نه تنها با دلایل متقن برتری صدیقه طاهره علیها السلام بر مریم تعارض دارد، بلکه دارای یک نتیجه باطل نیز هست (برتری حضرت خدیجه علیها السلام بر حضرت زهرا علیها السلام ) که پذیرش روایت را غیر ممکن مینماید.
بر خلاف حدیث سابق که در مصادر شیعی، موجودنبود شبیه حدیث فوق را در ارشاد القلوب دیلمی میتوان یافت(1)لکن این حدیث، از نظر شیعیان اعتباری ندارد، چرا که مرفوعه میباشد و سند آن ذکر نشده است.
این روایت به چند سند و متن، در کتب اهل سنت آمده است:
لم یرو هذا الحدیث عن إبراهیم إلا الدراوردی، ولا یروی عن ابن عباس إلا بهذا الإسناد(2)
«ابن عباس از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل میکند که فرمودند: برترین زنان بهشتی بعد از مریم بنت عمران؛ فاطمه، خدیجه و آسیه همسر فرعون میباشند. این روایت را جز دراوردی کسی از ابراهیم بن عقبة نقل نکرده است و از ابن عباس نیز جز
به این سند، روایت را نقل نکردهاند.
فاطمه، برترین زنان بهشتی است بعد از مریم بنت عمران، و آسیه و خدیجه.»
بر خی از اهل سنت بنابر این روایت و با توجه به کلمه «بعد» به برتری حضرت مریم علیها السلام بر حضرت زهرا علیها السلام قائل شده و ویژگی خاصی برای مریم بنت عمران در نظر گرفتهاند.
جا دارد که قبل از پرداختن به متن روایت، به نکتهای قابل تأمل، پیرامون سند آن بپردازیم.
این روایت، تنها به دو سند و طریق، در روایات اهل سنت وارد شده که فرد مورد انتقاد در سند اول، «عبدالعزیز بن محمد الدراوردی» و در سند دوم، «شریک بن عبدالله النخعی» میباشد.
در مورد سند اول، سخن طبرانی چنین است:
لم یرو هذا الحدیث عن ابراهیم الا الدراوردی و لا یروی عن ابن عباس الا بهذا الاسناد(2)
«این روایت را کسی جز دراوردی [عبدالعزیز بن محمد] از
ابراهیم بن عقبة نقل نکرده و از ابن عباس نیز فقط به این سند، روایت آمده است».
گویا طبرانی قصد دارد علاوه بر تأکید بر تک بودن سند روایت و نقل از ابن عباس، عدم اطمینان به دراوردی را نیز تذکر دهد.
ابتدا به بررسی احوال این دو راوی، اشاره و سپس به تبیین روایت خواهیم پرداخت.
اگرچه علمای علم رجال اهل سنت، الدراوردی را ثقه دانستهاند اما خطا در نقل حدیث و فراموش کاری را به او نسبت داده و همین ویژگی از ارزش روایات منفرد او ـ که کسی جز او نقل نکرده است ـ میکاهد؛ علاوه بر این که این روایت، با ادله معارضش، توان برابری ندارد. رجالیون در مورد او چنین گفتهاند:
و قال ابو زرعة: سیء الحفظ و قال الفلاس: حدث ابن مهدی عنه یحدث واحد... وعن احمد قال: کان الداروردی اذا حدث من حفظه یهم، لیس هو بشیء. و اذا حدث من کتابه فنعم. قال ابو حاتم. لا یحتج به.(1)
«ابوزرعه میگوید: فراموش کار بوده و حافظهاش قوی نیست. فلاس میگوید: ابن مهدی تنها یک روایت از او نقل کرده است.
از احمد بن حنبل نقل گردیده است: دراوردی اگر از روی حافظهاش روایتی نقل کرد اعتبار ندارد و توجهی نمیشود.
1) سیر اعلام النبلاء، ذهبی، ج8، ص368.
اما اگر از روی نوشتهاش خواند، قبول میکنیم. ابو حاتم نیز میگوید: به روایاتش توجهی نمیشود.»
مزی نیز پس از ذکر سخن رجالیون اهل سنت، پیرامون این شخص، اشاره به کم حافظه بودن و اشتباه او در نقل روایت میکند.
وقال النسائی فیما قرأت بخطه: عبدالعزیز الدراوردی لیس بالقوی.
و قال محمد بن سعد:... کثیر الحدیث یغلط. و ذکره ابن حبان فی الثقات و قال: کان یخطیء(1)
«نسائی میگوید: عبد العزیزی دراوردی، راوی قویای نیست و محمد بن سعد نیز چنین میگوید: روایات بسیار دارد و غلط در نقل او هست. ابن حبان نیز اگرچه او را راستگو دانسته اما میگوید: خطا در نقل حدیث دارد.»
وضعیت شریک بن عبدالله النخعی نیز همچون دراوردی بوده و اگرچه او را راستگو میدانند، اما دارای اشتباه در نقل حدیث معرفی کردهاند.
ذهبی در مورد او چنین میگوید:
علی لین ما فی حدیثه. توقف بعض الائمه عن الاحتجاج بمفاریده...
قال: ابراهیم بن سعید الجوهری: اخطأ شریک فی اربع مئه حدیث.
1) تهذیب الکمال، مزی، ج4، ص528.
قال عباس:... کان یحیی القطان لا یحدث عن هذین. [اسرائیل وشریک]
قال معاویة بن صالح الأشعری... سألت احمد بن حنبل عن شریک، فقال: کان عاقلاً، صدوقا، محدثا، فقلت له: اسرائیل أثبت منه؟ قال: نعم. قلت له، یحتج به؟ قال: لا تسالنی عن رایی فی هذا. قلت: فاسرائیل یحتج به؟ قال: ای لعمری.
قال ابویعلی: سمعت ابن معین یقول: شریک ثقة الا انه یغلط و لا یتقن. و قال الدار قطنی: لیس شریک بقوی فیما ینفرد به.(1)
«در حدیثش دچار اشتباه و تسامح است و برخی از ائمه حدیث، به روایتهایی که تنها او نقل کرده، توجه نمیکنند. ابراهیم بن سعید جوهری میگوید: شریک در چهار صد روایت اشتباه و خطا رفته است.
عباس میگوید: یحی القطان از اسرائیل و شریک، روایتی را نقل نمیکرد [و به آنها اعتماد نداشت.]
معاویه بن صالح گوید: از احمد بن حنبل در مورد شریک سؤال کردم؟ او گفت: شریک محدثی عاقل و ثقه است. پس از او پرسیدم: آیا اسرائیل از او در نقل حدیث بهتر است؟ گفت: بله. به او گفتم: آیا به روایات شریک توجهی در استدلال کردن میشود؟ گفت: نظر مرا در این زمینه نخواهید. گفتم: آیا به روایتهای اسرائیل استدلال میشود؟ گفت: بله.
ابویعلی گوید: یحی بن معین در مورد شریک چنین
1) سیر اعلام النبلاء، ذهبی، ج8، ص200.
میگفت: شریک ثقه است اما روایاتش اشتباه دارد و متقن نیست. دار قطنی هم گوید: شریک در نقل حدیثهایی که تنها او روایت کرده، مورد اعتماد نیست.»
گویا با توجه به این سخنان است که حاشیه نویسان برکتاب سیر اعلام النبلاء، در پذیرش روایات او تردید دارند و روایات او را ضعیف میدانند.(1) ذهبی نیز سخنی قطعی در مورد او بیان نکرده و گویا در روایات او توقف میکند:
اقوالهم فیه کثیرة و تکلموا فی سوء حفظه و اختلاطه و تشیعه و تدلیسه...
الحاصل انه مختلف فیه، و العلم عندالله تعالی، و یکتب حدیثه للإختبار...(2)
«اقوال و نظرات مختلفی در مورد او وجود دارد و در نقل اشتباه روایات و کمی حافظه و تغییر دادن لفظ روایات، به او نسبتهایی داد اند.
در مجموع اختلاف در مورد او زیاد است و تنها خدا میداند که روایات او معتبر هست یا نه. روایات او برای کسب اطلاع از یک موضوع نوشته میشود اما حجیت آن محل بحث میباشد.
نکتهای که در کتاب سیر اعلام النبلاء از احمد بن حنبل
نقل شده، جای تأمل دارد. احمد بن حنبل اگرچه شریک را ثقه میداند، اما در جواب به این سؤال که «آیا می توان به روایات او استدلال نمود؟» سکوت را ترجیح میدهد. و این مسئله، ناشی از اشتباهات شریک در نقل روایت است؛ به ویژه اینکه ذهبی به این مطلب، تصریح نموده که تعدادی از علمای رجال به روایتهای او اعتنا نمی کنند.
در حاشیه تهذیب الکمال سخن تنی چند از علما را چنین آورده است:
قال عبد الله بن احمد: سالت ابی: ایما احب الیک شریک عن ابی اسحاق عن البهی، او زائده عن السدی عن البهی؟ قال: زائدة عن السدی عن البهی احب الی وکان شریک لا یبالی کیف حدث
قال یعقوب بن سفیان: سئل ابو عبدالله احمد بن حنبل قیل: فشریک او اسرائیل؟ قال:... لیس علی شریک قیاس، کان یحدث الحدیث بالتوهم.
قال ابن سعد: کان شریک ثقة، مامونا، کثیراً الحدیث، و کان یغلط کثیراً.
و قال الترمذی شریک کثیر الغلط. قال ابن حجر فی التقریب: صدوق یخطیء کثیراً.(1)
«عبد الله بن احمد گوید: از پدرم احمد بن حنبل پرسیدم که
1) تهذیب الکمال، مزی، ج3، ص285 و ص286.
طریق نقل شریک از ابی اسحاق از بهی برای شما اعتبار دارد و مقبول است یا زائده از سدی از بهی؟ ایشان پاسخ داد: زائده از سدی از بهی... چرا که شریک توجه ندارد که چگونه روایت را نقل میکند. یعقوب بن سفیان میگوید: از احمد بن جنبل پرسیدم که شریک بهتر است یا اسرائیل؟
پاسخ داد: اسرائیل... شریک در نقل حدیث گرفتار توهم و اشتباه میشود.
ابن سعد میگوید: اگرچه شریک ثقه است و روایت زیاد نقل نموده، لکن اشتباهاتش بسیار میباشد.
ترمذی نیز میگوید: شریک دارای اشتباهات بسیار در نقل حدیث میباشد و ابن حجر نیز همین سخن را دارد.»
با توجه به این که این روایت، بیش از دو طریق نداشته و در هر دو طریق، افرادی وجود دارد که به روایات آنها با تردید نظر میشود ـ به ویژه اینکه روایات آنها مشابهی در روایات دیگر محدثین ندارد ـ و همچنین، برخی علمای اهل سنت، همچون احمد بن حنبل، یحیی القطان، دار قطنی و ذهبی، به روایات این افراد توجهی نکرده و آنها را قابل استدلال نمیدانستهاند تمسک به این روایات، سخت به نظر میآید و مطمئناً نمیتواند با روایاتی که حداقل زهرای مرضیه علیها السلام را هم رده با مریم بنت عمران میداند مقایسه نمود. لذا در مقام تعارض، قابلیت توجه را ندارند.(1)
1) ر.ک: شرح التبصرة و التذکرة، الحافظ ابوالفضل العراقی، ص200.
به ویژه اینکه در روایت شریک بن عبدالله، حضرت زهرا علیها السلام بعد از خدیجه و آسیه علیها السلام قرار داده شده و به یقین، این سخن اشتباه بوده و طرفداری میان اهل سنت و شعیان ندارد.
با این اوصاف، چگونه ممکن است روایات «بعد مریم بنت عمران» را پذیرفت، در حالیکه نه تنها اتقان سندی ندارد و در مورد برخی از راویان آنها، مذمتهایی وارد شده است، بلکه با عقل، نقل و آیه 42 آل عمران نیز سازگاری ندارند، و وجهی جهت ترجیح آنها بر روایات معارض دیده نمیشود. به علاوه اینکه در صورت پذیرش این روایت، همان لازمه باطلی که از قبول روایت «الا مریم» بهوجود میآمد، در این جا نیز مطرح خواهد شد.
این روایت در کتابهای معتبر اهل سنت، همچون صحیح بخاری و مسلم ذکر نشده و اولین منبعی که آن را ذکر کرده، معجم الکبیر طبرانی است. این روایت در معجم الکبیر چنین آمده:
حدثنا علی بن عبد العزیز حدثنا الزبیر بن بکار حدثنی محمد بن حسن عن عبد العزیز بن محمد عن موسی بن عقبة عن کریب عن ابن عباس قال قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: «سیدات نساء أهل الجنة مریم بنت عمران ثم فاطمة بنت محمد ثم خدیجة ثم آسیة امرأة فرعون» (1)
«ابن عباس از پیامبر نقل کرده است: سرور زنان بهشتی، مریم بنت عمران، سپس فاطمه، سپس خدیجه و پس از آنها آسیه است.»
در استیعاب نیز این چنین ذکر شده:
وذکر الزبیر عن «محمد بن حسین» عن الدراوردی، عن موسی بن عقبة عن کریب عن ابن عباس قال: قال رسول الله: «سیدة نساء العالمین مریم ثم فاطمة ثم خدیجة ثم آسیة» (2)
البته باید توجه داشت که در سند کتاب استیعاب، اشتباه و تصحیفی صورت گرفته است؛ چرا که طبرانی در معجم الکبیر و ابن عساکر در تاریخ مدینه دمشق(1)و تمامی کسانی که حدیث را از این منابع نقل نمودهاند، پس از «زبیر» نام «محمد بن الحسن» را آورده و هیچ یک، محمد بن الحسین نگفتهاند.
نگارنده پس از تفحص بسیار، به ویژه در کتاب معجم الکبیر، روایتی دیگر که در آن اشاره به لفظ «ثم فاطمه» شده باشد نیافت؛ اما نویسنده تفسیر السراج المنیر و کتاب اتحاف السائل، روایتی را از طبرانی نقل کردهاند که در آن، پس از نام مریم، «ثم خدیجه» و سپس «ثم فاطمه»، ذکر شده است. نویسندگان این کتب، این چنین به توجیه این روایت پرداختهاند:
فإن قیل: روی الطبرانی: «خیر نساء العالمین مریم بنت عمران ثم خدیجة بنت خویلد ثم فاطمة بنت محمد صلی الله علیه و آله و سلم ثم آسیة امرأة فرعون» أجیب: بأنّ خدیجة إنما فضلت فاطمة باعتبار الأمومة لا باعتبار السیادة.(2)
«اگر گفته شود که طبرانی گفته است: برترین زنان عالم، مریم، سپس خدیجه و سپس فاطمه میباشد.[و نام فاطمه را از نظر رتبه و جایگاه، بعد از خدیجه ذکر کرده است]
جواب میدهیم که تقدم خدیجه به جهت آن است که او مادر فاطمه میباشد، نه از این نظر که او مقامش بالاتر از فاطمه است.»
همین سخن را مناوی نیز بیان میکند:
أنها أفضل هذه الأمة: روی أحمد والحاکم والطبرانی عن أبی سعید الخدری - بإسناد صحیح مرفوعا - (فاطمة سیدة نساء أهل الجنة إلا مریم). وفی روایة صحیحة: (إلا ما کان من مریم بنت عمران) فعلم أنها أفضل من أمها خدیجة وما وقع فی الأخبار مما یوهم أفضلیتها؛ فإنما هو من حیث الأمومة فقط. وعن عائشة - علی الصحیح - بل الصواب (1)
زهرا علیها السلام برترین این امت است. احمد بن حنبل، حاکم و طبرانی، روایتهای برتری ایشان را ذکر کردهاند. از این روایات، برتری زهرا بر مادر بزرگوارشان خدیجه نیز فهمیده میشود و اگر از برخی روایات، برتری خدیجه به مشام میرسد، از جهت مقام مادر بودن خدیجه است. و مقام ایشان مطمئناً برتر از عایشه میباشد.
به هر روی، برخی از اهل سنت، با توجه به کلمه «ثم»، چنین برداشت کردهاند که مراد از روایت، برتری مریم بنت عمران بر زهرای مرضیه علیها السلام میباشد.
اما قبل از بررسی متن روایت، لازم است که نکتهای در مورد سند
1) اتحاف السائل بما لفاطمة من المناقب، مناوی، الباب الرابع فی خصائصها ومزایاها علی غیرها، ص85.
آن متذکر شویم.
در تمامی سندهای روایت، نام «محمد بن الحسن» وجود دارد، که مراد از آن «محمد بن الحسن زباله» میباشد و این شخص در رجال اهل سنت، هیچ اعتباری ندارد و از این روی، روایت را غیر معتبر میدانیم. مزی در تهذیب الکمال ذیل نام او چنین میآورد:
محمد بن الحسن بن زبالة، وهو محمد بن الحسن بن أبی الحسن القرشی المخزومی المدنی... قال معاویة بن صالح: قال لی یحیی بن معین: محمد ابن الحسن الزبالی والله ما هو بثقة.
وقال هاشم بن مرثد الطبرانی، عن یحیی بن معین: ابن زبالة کذاب خبیث لم یکن بثقة ولا مأمون یسرق.
وقال البخاری: عنده مناکیر.
قال ابن معین: کان یسرق الحدیث.
وقال أحمد بن صالح المصری: کتبت عنه مئة ألف حدیث ثم تبین لی أنه کان یضع الحدیث فترکت حدیثه. وقال إبراهیم بن یعقوب الجوزجانی: لم یقنع الناس بحدیثه.وقال أبو زرعة: واهی الحدیث.
وقال أبو حاتم: واهی الحدیث، ذاهب الحدیث، ضعیف الحدیث، عنده مناکیر، منکر الحدیث.....
وقال أبو عبید الآجری: سمعت أبا داود یقول: کذابا المدینة: محمد بن الحسن بن زبالة، ووهب بن وهب أبو البختری، بلغنی أنه کان یضع الحدیث باللیل علی السراج.
وقال النسائی: متروک الحدیث.
وقال فی موضع آخر: لیس بثقة ولا یکتب حدیثه.(1)
«معاویة بن صالح میگوید: یحیی بن معین در مورد او چنین گفته است: قسم به خدا، محمدبن حسن مورد اطمینان و معتبر نیست.
همچنین هاشم بن مرثد از او نقل کرده است: محمدبن حسن بن زباله دروغگو، خبیث، غیر معتبر و راهزن حدیث است.
بخاری در مورد او میگوید: از او روایات خلاف واقع نقل شده است.
احمد بن صالح گوید: از او صد هزار حدیث نوشتم، اما پس از مدتی متوجه شدم که روایاتش جعلی است و آنها را رها کردم.
أبوزرعه گوید: او حدیث و سخن بیهوده نقل کرده. أبوحاتم گوید: او سخن بیهوده گفته، حدیثش ضعیف و دارای روایات خلاف واقع است.
نسائی گوید: روایاتش مورد قبول نیست و نوشته نمیشود.
همان گونه که ذکر شد، تمامی علما او را غیر موثق، دزد حدیث و دروغگو خطاب میکردهاند.
بنا بر قوانین علم حدیث، تکلیف این روایت، کاملاً مشخص است و اعتباری ندارد تا مورد استناد قرار گیرد؛ اما بسیار عجیب است که
1) تهذیب الکمال، مزی، ج6، ص277.
چگونه قرطبی تأیید کلام خود را بر این روایت قرار داده و ادعا کرده که، این روایت «معتبر و حسن»، و طبق آن، مریم علیها السلام برتر از پارة تن رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم است.
کلام قرطبی چنین است:
...ثم بعدها فی الفضیلة فاطمة ثم خدیجة ثم آسیة وکذلک رواه موسی بن عقبة عن کریب عن ابن عباس قال قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: (سیدة نساء العالمین مریم ثم فاطمة ثم خدیجة ثم آسیة) وهذا حدیث حسن یرفع الإشکال وقد خص الله مریم بما لم تؤته أحدا من النساء...(1)
«پس در فضیلت بعد از مریم، فاطمه، سپس خدیجه و پس از آنها آسیه میباشد. و ابن عباس از رسولالله نقل کرده است که سرور زنان بهشتی، مریم، سپس فاطمه، سپس خدیجه و سپس آسیه میباشد. واین حدیث، حسن [و قابل اعتماد] است و اشکال برتری مریم بر زهرا را برطرف مینماید.»
و البته این سخن بسیار عجیب است، چراکه به دلیل ضعف در سند، علمایی مانند ابن حجر و عینی در شروح خود بر صحیح بخاری، در صحت این روایت تشکیک کرده و آن را غیرمعتبر دانستهاند.
و قد أورد ابن عبد البرّ من وجه آخر عن ابن عباس رفعه سیدة
1) تفسیر القرطبی، ج4، ص83، ذیل آیه 42 آل عمران.
نساء العالمین مریم ثمّ فاطمه ثمّ خدیجة آسیة... قلت الحدیث الثانی الدال علی الترتیب لیس بثابت، و أصله عند أبی داود و الحاکم بغیر صیغة ترتیب.(1)
«من (ابن حجر) میگویم: حدیث دوم (سیده نساء العالمین مریم ثمّ فاطمه ثمّ خدیجه ثمّ آسیه) که دلالت بر ترتیب بین افراد دارد، ثابت نشده است و اعتبار ندارد. و این حدیث را ابی داود و حاکم بدون کلمه (ثم) بیان کرده و آن را با (واو) آوردهاند.»
... رواه النسائی وأبو یعلی وابن عساکر وروی الإمام أحمد من حدیث أبی سعید قال قال رسول الله فاطمة سیدة نساء أهل الجنة إلا ما کان من مریم بنت عمران وهذا یدل علی أن فاطمة ومریم أفضل هذه الأربع ثم یحتمل الاستثناء أن تکون مریم أفضل من فاطمة ویحتمل أن تکونا علی السواء فی الفضیلة لکن ورد حدیث إن صح عین الاحتمال الأول وهو ما روی أن ابن عباس قال قال رسول الله سیدة نساء أهل الجنة مریم بنت عمران ثم فاطمة ثم خدیجة ثم آسیة امرأة فرعون رواه ابن عساکر فإن کان هذا اللفظ محفوظا بثم التی للترتیب فهو مبین لأحد الإحتمالین اللذین دل علیهما الاستثناء....(2)
«نسائی، ابویعلی، ابن عساکر و احمدبن حنبل، روایتی نقل
کردهاند که زهرا علیها السلام برترین زنان بهشتی است، اما مریم را استثنا نمودهاند. و این روایت، دلالت دارد که مریم و زهرا علیها السلام برترین زنان عالم هستند. اما اینکه مریم بنت عمران برتر است یا این روایت، دلالت بر تساوی مقام این دو دارد، محل بحث میباشد. البته حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده که اگر صحیح و معتبر باشد، دلالت بر برتری مریم بنت عمران میکند. و آن روایتی است که میفرماید: برترین زنان بهشتی، مریم بنت عمران، سپس فاطمه، سپس خدیجه و سپس آسیه میباشد.»
در این جملات، صاحب عمدة القاری در مورد حدیث، این تعبیر را به کار میبرد «ان صح»؛ اگر حدیث صحیح باشد» که اشاره به عدم اثبات اعتبار حدیث نزد او دارد.
همچنین میگوید: «فان کان هذا اللفظ محفوظا بثم؛ اگر صحیح باشد که متن ولفظ روایت را با (ثم) بدانیم نه با (واو)».
آنچه که از کلام ابن حجر و عینی آمد، کاملاً در ردّ مطلب، صراحت دارد و از اینروی، تلاش مناوی(1)و قرطبی برای معتبر و قابل
1) بل روی ابن عبد البر عن ابن عباس مرفوعا: (سیدة نساء العالمین مریم، ثم فاطمة، ثم خدیجة ثم آسیة). قال القرطبی: وهذا حدیث حسن یرفع الإشکال من أصله. قول الحافظ بن حجر: وقول الحافظ بن حجر: إنه غیر ثابت. إن أراد به نفی الصحة الاصطلاحیة فمسلم؛ فإنه حسن لا صحیح. ( اتحاف السائل، مناوی، الباب الرابع فی خصائصها و مزایاها علی غیرها، ص86)
قبول نشان دادن روایت، کاری بیهوده است؛ چرا که ضعف سند بر کسی پوشیده نیست و همین مطلب، اعتبار روایت را از بین میبرد.
همان طور که ابن حجر و عینی در کتب خود اشاره کردهاند و افرادی دیگر مانند ابن کثیر به آن پرداختهاند، ابو حاتم رازی نیز این حدیث را از ابن عباس آورده است که از نظر سند و متن با روایت طبرانی متفاوت میباشد؛ در حالی که هم سند روایت ابوحاتم رازی، دارای مشکل روایت طبرانی نیست و هم متن آن موافق عقل، نقل و قرآن میباشد وبنابر روایت ابو حاتم، مریم بنت عمران تنها یکی از چهار زن برگزیده است و بر زهرا علیها السلام برتری ندارد.
آنچه که ابن کثیر آورده، چنین است:
وقد روی هذا الحدیث أبو حاتم الرازی عن داود الجعفری عن عبدالعزیز بن محمد وهو الدراوردی عن ابراهیم بن عقبة عن کریب عن ابن عباس مرفوعا فذکره بواو العطف لا بثم الترتیبیة فخالفه اسنادا ومتنا فالله أعلم(1)
این روایت را ابوحاتم رازی از داود جعفری از دراوردی از ابراهیم بن عقبه از کریب از ابن عباس نقل نموده و در آن به جای «ثم» از «واو» عاطفه استفاده نموده است و از نظر متن و اسناد با روایت طبرانی مخالفت دارد.
مراد از داود الجعفری در سند ابو حاتم رازی، داود بن عبدالله بن محمد
1) البدایة والنهایة، ابن کثیر، ج2ص61 (ابن عساکر نیز این حدیث را در کتاب تاریخ دمشق، ج70، ص107، ح13805 ذکر نموده است).
میباشد، که در رجال اهل سنت، ثقه و مورد قبول معرفی شده است.
در مورد او چنین گفتهاند:
قال الحسین بن إدریس الانصاری، عن عثمان بن أبی شیبة: حدثنا داود بن عبدالله، وهو ثقة.
وقال عبد الرحمان بن أبی حاتم: سئل أبی عن داود الجعفری وعبیس بن مرحوم
قال: داود أحب إلی، کان عنده، عن حاتم بن إسماعیل، مصنفات شریک نحو ثلاثین جزءا، وکان ثقة.
وذکره ابن حبان فی کتاب " الثقات ".(1)
حسین بن ادریس از عثمان بن أبی شیبه نقل میکند که داود بن عبداله ثقه و معتبر است.
عبدالرحمن بن أبی حاتم گوید: از پدرم در مورد داود جعفری و عبیس پرسیدند، جواب داد: داود نزد من محبوبتر است و او را ثقه میدانم.
ابن حبان نیز او را از ثقات دانسته است.
در این جا دیگر نیازی به توجیه روایات معارض با یکدیگر دیده نمیشود؛ چرا که کلام ما واضح و ضعف استدلال قرطبی روشن است. اما اگر فرض را بر این بگذاریم که روایت «ثم فاطمه» اعتباری دارد، باید به دنبال حل تعارض و استفاده از وجه جمعی بین روایات بود و به گمان نگارنده، بهترین وجه جمع این است که بنابر قراین و تأیید
1) تهذیب الکمال، مزی، ج2، ص418.
اصول نحوی، «ثم» را به معنای «واو» بگیریم؛ همان گونه که علمای علم نحو یکی از معانی «ثم» را، «واو عاطفه» دانستهاند.(1)بنابراین باید بگوییم که معنای صحیح روایت، چنین است:
«برترین زنان بهشتی مریم و فاطمه و خدیجه و آسیه می باشند.»
طبق این برداشت، هیچگونه برتری از دل متن برنمیآید.
این، روایتی است که به استناد آن، نبی بودن مریم علیها السلام مطرح میشود و یکی از دلایل قائلین به نبوت مریم میباشد. در این کتاب، سعی نداریم که به صحت یا عدم صحت نبوت مریم علیها السلام بپردازیم، (اگر چه دلایل اثبات کنندگان این امر، بسیار ضعیف است)؛ بلکه تنها پس از بیان نمودن سخن برخی از علمای عامه، به تبیین روایت خواهیم پرداخت.
ذکر معناه قوله کمل بضم المیم وفتحها وکسرها ثلاث لغات والمراد من الکمال التناهی فی جمیع فضائل الرجال قوله ولم یکمل من النساء إلا آسیة امرأة فرعون ومریم بنت عمران وقد استدل بعضهم بهذا علی أن آسیة ومریم نبیتان لأن أکمل النوع
1) النحو الوافی، عباس حسن، ج3، ص557، باب عطف نسق، ثم.
الإنسانی الأنبیاء ثم الأولیاء والصدیقون والشهداء(1)
«مراد از کمال، دارا بودن تمامی فضائلی است که مردان از آن بهرهمند هستند، برخی بنابر این حدیث ـ که بیان میکند از میان زنان، آسیه و مریم به کمال رسیدهاند ـ این کمال را به معنای نبوت گرفته و مریم بنت عمران را نبی میدانند.»
ابن حجر چنین آورده است:
وقد نقل عن الأشعری أن فی النساء عدة نبیات وحصرهن بن حزم فی ست حواء وسارة وهاجر وأم موسی وآسیة ومریم وأسقط القرطبی سارة وهاجر ونقله فی التمهید عن أکثر الفقهاء وقال القرطبی الصحیح أن مریم نبیه وقال عیاض الجمهور علی خلافه ونقل النووی فی الأذکار أن الإمام نقل الإجماع علی أن مریم لیست نبیة وعن الحسن لیس فی النساء نبیة ولا فی الجن وقال السبکی الکبیر لم یصح عندی فی هذه المسألة شیء ونقله السهیلی فی آخر الروض عن أکثر الفقهاء.(2)
«از اشعری نقل شده که در میان زنان، تعدادی نبی بودهاند و ابن حزم، این تعداد را 6 نفر میداند؛ یعنی حواء، ساره، هاجر، ام موسی، آسیه و مریم. ولی قرطبی، ساره و هاجر را نبی نمیداند و میگوید: صحیح این است که مریم نبی بوده
است. اما عیاض میگوید: اکثریت قریب به اتفاق علما مریم را نبی نمیدانند و نووی نیز میگوید: امام الحرمین، اجماعی را نقل کرده که مریم نبی نمیباشد و حسن بصری گوید: هیچ پیغمبری از میان زنان و اجنه نبوده است»
فخر رازی نیز در تفسیر خود، ذیل آیه 42 آل عمران، نبی بودن مریم را رد میکند.
اما آنچه در مورد این روایت اهمیت دارد این است که متأسفانه بسیاری از علمای اهل سنت، حدیثی را که بخاری و دیگران تقطیع نموده و قسمتی از آن را حذف کردهاند، بدون بررسی در منابع دیگر، آورده و خود را به زحمت انداخته تا توجیهش کنند؛ در صورتی که همین حدیث با سند مشابه اما به طور کامل، در تفسیر طبری و منابع دیگر ذکر شده، و نام حضرت زهرا علیها السلام نیز در آن قید گردیده است:
حدثنی المثنی قال، حدثنا آدم العسقلانی قال، حدثنا شعبة قال، حدثنا عمرو بن مرة قال، سمعت مرة الهمدانی یحدث، عن أبی موسی الأشعری قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: کمل من الرّجال کثیرٌ، ولم یکمل من النساء إلا مریم، وآسیة امرأة فرعون، وخدیجة بنت خویلد، وفاطمة بنت محمد.(1)
1) ، تفسیر طبری، ج6، ص397، ذیل آیه 42 آل عمران. همچنین ر.ک: تفسیر کشاف، زمخشری، ج7، ص99، ذیل آیه11سوره تحریم؛ و میتوان به تفاسیر الکشف والبیان، ابی السعود، بیضاوی و آلوسی نیز ذیل همان آیه و نیز الجامع الاصول من احادیث الرسول، ابن اثیر، باب مناقب وفضائل، ابو عبیده جراح، ح6669 مراجعه کرد.
«از رسول خدا نقل شده است که فرمودند: بسیاری از مردان به نهایت کمال دست یافتند و از میان زنان، تنها مریم، خدیجه، آسیه و فاطمه به نهایت کمال رسیدند.»
ابن حجر نیز در فتح الباری چنین میگوید:
وقد ورد فی هذا الحدیث من الزّیادة بعد قوله: ومریم ابنة عمران " وخدیجة بنت خوَیلد وفاطمة بنت محمد"(1)
«در این حدیث، اضافهای وجود دارد، و بعد از نام مریم بنت عمران، نام خدیجه بنت خویلد و فاطمه بنت محمد آمده است.»
آنچه از روایت بر میآید این است که بنا بر این حدیث نیز نمیتوان مریم علیها السلام را برتر از زهرا علیها السلام دانست. زیرا زمانی استدلال به روایت امکان پذیر بود، که نامی از زهرا علیها السلام برده نشده باشد، اما بنابر متن کامل این حدیث، چنین نیست و توجه نمودن به اصل حدیث ما را از توجیهات افرادی مانند ابن کثیر بینیاز میکند.[ضمیمه1]
1) فتح الباری، ابن حجر، ج10، ص209، باب احادیث الانبیاء، ذیل آیة « ضرب الله مثلاً امرأة فرعون»، ش3159.
پیرامون فضیلت زهرا علیها السلام بر عایشه، مطالب متعددی نقل شده است؛ بنابراین، نیازی به بیان ادله نمیبینیم و تنها قسمتی از کلام آلوسی، ذیل آیه 42 آل عمران را نقل میکنیم:
ومن هنا [یعنی از جهت بضعه بودن زهرا] یعلم أفضلیتها علی عائشة رضی الله تعالی عنها الذاهب إلی خلافها الکثیر محتجین بقوله صلی الله علیه و آله و سلم: " خذوا ثلثی دینکم عن الحمیراء " وقوله علیه الصلاة والسلام: " فضل عائشة علی النساء کفضل الثرید علی الطعام " وبأن عائشة یوم القیامة فی الجنة مع زوجها رسول الله و فاطمة یومئذ فیها مع زوجها علی کرم الله تعالی وجهه، وفرق عظیم بین مقام النبی صلی الله علیه و آله و سلم و مقام علی کرم الله تعالی وجهه.
وأنت تعلم ما فی هذا الاستدلال وأنه لیس بنص علی أفضلیة الحمیراء علی الزهراء، أما أولاً: فلأن/ قصاری ما فی الحدیث الأول علی تقدیر ثبوته إثبات أنها عالمة إلی حیث یؤخذ منها ثلثا الدین، وهذا لا یدل علی نفی العلم المماثل لعلمها عن بضعته علیه الصلاة والسلام، ولعلمه أنها لا تبقی بعده زمناً معتداً به یمکن أخذ الدین منها فیه لم یقل فیها ذلک، ولو علم
لربما قال: خذوا کل دینکم عن الزهراء، وعدم هذا القول فی حق من دل العقل والنقل علی علمه لا یدل علی مفضولیته وإلا لکانت عائشة أفضل من أبیها رضی الله تعالی عنه لأنه لم یرو عنه فی الدین إلا قلیل لقلة لبثه وکثرة غائلته بعد رسول الله علی أن قوله علیه الصلاة والسلام: «إنی ترکت فیکم الثقلین کتاب الله تعالی وعترتی لا یفترقان حتی یردا علی الحوض» یقوم مقام ذلک الخبر وزیارة کما لا یخفی کیف لا وفاطمة رضی الله تعالی عنها سیدة تلک العترة؟ا. وأما ثانیاً: فلأن الحدیث الثانی معارض بما یدل علی أفضلیة غیرها رضی الله تعالی عنها علیها، فقدأخرج ابن جریر عن عمار بن سعد أنه قال: قال لی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: «فضلت خدیجة علی نساء أمتی کما فضلت مریم علی نساء العالمین» بل هذا الحدیث أظهر فی الأفضلیة وأکمل فی المدح عند من انجاب عن عین بصیرته عین التعصب والتعسف لأن ذلک الخبر وإن کان ظاهراً فی الأفضلیة لکنه قیل ولو علی بعد: إن أل فی النساء فیه للعهد؛ والمراد بها الأزواج الطاهرات الموجودات حین الإخبار ولم یقل مثل ذلک فی هذا الحدیث.
وأما ثالثاً: فلأن الدلیل الثالث یستدعی أن یکون سائر زوجات النبی أفضل من سائر الأنبیاء والمرسلین لأن مقامهم بلا ریب لیس کمقام صاحب المقام المحمود فلو کانت الشرکة فی المنزل مستدعیة للأفضلیة لزم ذلک قطعاً ولا قائل به وبعد هذا کله الذی یدور فی خلدی أن أفضل النساء فاطمة، ثم أمها، ثم عائشة بل لو قال قائل إن سائر بنات النبی صلی الله علیه و آله و سلم أفضل من عائشة
لا أری علیه بأساً.(1)
«زهرا از جهت پاره تن بودن برای رسول خدا برتر از عایشه میباشد. اما برخی استدلال کردهاند که بنابر حدیث «دو سوم دینتان را از حمیرا ( عایشه) بگیرید» و یا قول رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم که فرمود: «برتری عایشه بر زنان، مانند برتری ثرید (نان خیس شده در آبگوشت) بر غذای معمولی است»، عایشه از زهرا علیها السلام برتر میباشد. و همچنین جهت برتری عایشه استدلال کردهاند که عایشه در روز قیامت همراه با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خواهد بود، در حالیکه زهرا همراه با علی علیهما السلام است و تفاوتی بزرگ میان مقام علی و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم میباشد. در حالی که میدانید، این استدلالها برای برتری عایشه، منطقی نیست و دلیل محسوب نمیشود.
اما در جواب حدیث اول، باید گفت: به فرض اینکه چنین روایتی وجود داشته باشد، تنها ثابت میکند که عایشه دارای علم است و این مطلب، وجود علم برای فاطمه علیها السلام را نفی نمیکند. و اگر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نفرمود که علوم دینتان را از زهرا علیها السلام بگیرید، برای این بود که میدانستند فاطمه پس از ایشان، مدت زیادی در دنیا نخواهد ماند و اگر ایشان در دنیا باقی میماند چه بسا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم میفرمودند که تمام دینتان را از زهرا بگیرید.
همچنین این مطلب دلالت بر افضل بودن عایشه ندارد، وگرنه باید گفت مقام عایشه از ابوبکر نیز بالاتر است؛ چون
1) روح المعانی، آلوسی، ج2، ص149.
پیامبر این سخن را در مورد ابوبکر نفرموده است.
به علاوه، حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که فرمودند: «من در میان شما دو چیز گرانبها قرار دادم، قرآن و عترتم، و این دو از یکدیگر جدا نمیشوند تا در کنار حوض کوثر، نزد من جمع شوند» میتواند در برابر حدیث گرفتن دین از عایشه قرار گرفته و کسب دین از زهرا علیها السلام را ثابت کند، چرا که فاطمه، برترین زن خاندان اهل بیت علیهم السلام میباشد.
اما حدیث دوم که میگوید: «فضل عایشه بر زنان، مانند فضل ثرید بر غذای معمولی است»، با احادیثی که خدیجه را برتر از تمامی زنان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم حتی عایشه معرفی میکنند، تعارض دارد.بلکه احادیثی مانند «خدیجه بر تمامی زنان امت من برتری دارد» دلالتی آشکار در برتری خدیجه بر عایشه دارند.
اما دلیل سوم که گفتهاند عایشه در قیامت با پیامبر است و زهرا با علی، قابل قبول نیست؛ چرا که طبق این سخن باید مقام عایشه و دیگر زنان پیامبر را از انبیا نیز بالاتر دانست، در حالی که این، سخن صحیحی نمیباشد و کسی به این مطلب قائل نشده است.
پس از این سخنان، چنین میگویم که برترین زنان، فاطمه سپس خدیجه و پس از آنها عایشه میباشد و بلکه حتی دیگر دختران پیامبر نیز بر عایشه برتر هستند.»
در ادامه به اختصار، چند نکته را که لازم به ذکر است، بیان میکنیم.
سیوطی در این باره میگوید:
ـ حدیث خذوا شطر دینکم عن الحمیراء، لم أقف علیه وقال الحافظ عماد الدین بن کثیر فی " تخریج أحادیث مختصر ابن الحاجب " هو حدیث غریب جدا، بل هو حدیث منکر، سألت عنه شیخنا الحافظ أبا الحجاج المزی فلم یعرفه، قال: ولم أقف له علی سند إلی الآن، وقال شیخنا الذهبی: هو من الأحادیث الواهیة التی لا یعرف لها إسناد انتهی لکن فی " الفردوس " من حدیث أنس: خذوا ثلث دینکم من بیت عائشة ولم یذکر له إسنادا(1)
«به این حدیث دست نیافتم و ابن کثیر میگوید که این حدیث جعلی، است. همچنین مزی میگوید: سند این حدیث را نیافتم و ذهبی میگوید: این حدیث از جمله احادیث واهی و باطل میباشد که سندش معلوم نیست.»
یکی دیگر از علمای اهل سنت میگوید:
ـ حدیث خذوا شطر دینکم عن هذه الحمیراء
وفی روایة نصف دینکم، ولم یوجد ذلک إلا لابن الأثیر فی النهایة بدون سند وأنکره المزی والذهبی کما قال ابن کثیر والمراد بالحمیراء عائشة -رضی الله عنها-(2)
«ابن اثیر این حدیث را بدون سند آورده و مزی و ذهبی آن
را باطل میدانند.»
قال الملا علی القاری کل حدیث فیه ذکر الحمیراء لم یصح نحو خذوا شطر دینکم عن هذه الحمیراء
«ملا علی قاری حنفی اعتقاد دارد که این حدیث و تمام احادیثی که در آنها کلمه (حمیرا) بوده و حدیث مربوط به عایشه باشد، صحیح نیستند مانند روایتی که میگوید: اکثر دینتان را از حمیرا بگیرید.»(1)
در کتب دیگر مانند المنار المنیف(2)، المقاصد الحسنه(3)، و النافلة فی الاحادیث الضعیفه والباطله(4)نیز به جعلی بودن این روایت اشاره شده است.
مناوی میگوید:
وإن فضل عائشة علی النساء کفضل الثرید علی سائر الطعام) لا
تصریح فیه بأفضلیة عائشة علی غیرها(1)
«این حدیث دلالتی در برتری عایشه بر دیگر زنان ندارد.»
عینی نیز چنین میگوید:
وان فضل عایشه رضی الله تعالی عنها علی النساء) ای علی نساء هذه الامة فی الفضیلةو لیس فیه ما یدل علی الافضلیة لانه (صلی الله علیه وسلم) شبه فضلها بفضل الثرید علی غیره من الطعام لما فیه من تیسیر الموونه و سهولة الاساغة و کان اجل اطعمتهم یومئذ و کل هذه الخصال لا تستلزم الافضلیة لها من کل وجه (2)
«این روایت دلالتی بر افضل بودن عایشه ندارد.»
ابن حبان نیز فاطمه علیها السلام را برتر از عایشه میداند و میگوید:
وقال ابن حبان الأفضلیة التی یدل علیها هذا الحدیث وغیره مقیدة بنساء النبی حتی لا یقع بینه وبین قوله أفضل نساء إهل الجنة خدیجة وفاطمة تعارض ظاهرا»(3)
«برتری مطرح شده در این روایت برای عایشه، نسبت به زنان پیامبر ا ست، نه خدیجه و فاطمه»
عایشه همراه با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم باشد، باز هم این مطلب، دلالت بر برتری او نمیکند. این کلام در بیانات دیگر علمای اهل سنت نیز وجود دارد.
همانگونه که ابن ملقن، دیدگاه خود و ابن دحیه را چنین بیان میکند:
نعم هی لا توجب التفضیل، قال ابن دحیه فی کتاب مرج البحرین ذکر بعض الجهلة ان عایشة افضل من فاطمةو استدل علی ذلک انها عند علی فی الجنة و عایشة عند رسول الله قال و هذا لا یوجب التفضیل(1)
«همراهی عایشه با پیامبر در بهشت دلالت بر فضیلت و برتری او ندارد. همچنان که ابن دحیه در کتاب مرج البحرین میگوید: برخی از جاهلان فکر کردهاند عایشه برتر از زهرا است و دلیلشان را همراهی عایشه با پیامبر قرار دادهاند، در حالیکه این مطلب دلیل برتری عایشه نیست.»
همچنین باید اضافه نمود، با توجه به روایتی که در بخش اول کتاب آوردیم و علمای اهل سنت تصریح به صحیح بودن آن نمودهاند، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و زهرا علیها السلام در بهشت، همراه و هممکان هستند.
به هر حال، آنچه که از متون عامه به دست میآید این است که نه تنها مقام صدیقه طاهره علیها السلام پایینتر از مریم بنت عمران و عایشه نمیباشد، بلکه به تصریح و اشاره روایات، برترین بانوی دو عالم هستند.
1) غایة السؤول فی خصائص الرسول، ابن ملقن، ج1، ص232.
اگر جه برخی از علمای اهل سنت همچون قرطبی تلاش میکنند تا با استناد به آیه 42 آل عمران و برخی روایات، جایگاه ویژهای برای مریم بنت عمران در مقایسه با حضرت زهرا علیها السلام قائل شوند، اما آیه فوق و روایات مورد ادعا، یا داری ضعف سندی هستند و یا دلالت بر برتری مریم بنت عمران بر بانوان عصر خود دارد.
روایات مورد ادعا پیرامون برتری عایشه نیز یا جعلی اند و یا اینکه به تصریح علمای اهل سنت، هیچ دلالتی بر فضل عایشه و برتری او بر زهرا علیها السلام ندارند.
در حقیقت، با توجه به توجیه این روایات و ادله محکمی که دلالت بر عظمت مقام حضرت زهرا علیها السلام دارد، انتظار میرود که در پذیرش عصمت حضرت زهرا علیها السلام و تأملی نو در قصه فدک و خلافت علی علیه السلام راه انصاف را بپیماییم. ان شاء الله
در پایان بجاست که هر محقق منصفی، این سؤالات را از خود پرسیده و در جواب آنها دقت نماید:
اگر زهرای مرضیه علیها السلام برتر از مریم علیها السلام است، آیا نباید خصوصیاتی مانند عصمت و طهارت را- که علمای اهل سنت از ویژگیهای مریم میدانند- برای ایشان نیز در نظر گرفت؟!
اگر طبق روایات صریحه، ایشان اولین داخل شونده در بهشت هستند و مقام برتری بر زنان عالمین دارند، پس چگونه است که با اعتقاد به ولایت غصب شده علی علیه السلام از دنیا میروند و تا لحظه شهادتشان، ولایت خلیفه اول را نمیپذیرند؟!
اگر بنابر روایات صحیحه آزار ایشان آزار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم میباشد، و طبق بیان قرآن، آزار پیامبر آزار خداست و در دنیا وآخرت لعن ملائک را برای آزار دهنده، به دنبال دارد، پس چگونه است که خلیفه اول و دوم چنان ایشان را آزار میدهند که پس از آن، برای عذر خواهی به درب خانه ایشان میروند؟! و بنا به نقل بخاری، ایشان بر خلیفه اول غضب نموده و با دلی آزرده از او نزد پدر بزرگوارشان رفتند؟ [ضمیمه 1]
اگر بنا به نقل عایشه، پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم کسی راستگوتر از حضرت زهرا علیها السلام نبود و بنا بر حدیث ثقلین، او همراه با قرآن میباشد، پس چگونه است که با وجود اینکه ایشان، فدک را حق خود
میدانست، اما خلفا در بازگرداندن آن مخالفت میکردند؟ آیا زهرا علیها السلام (نعوذ بالله) دروغ میگفت که فدک حق اوست؟!
اگرایشان از آزار فرزندان خود ناراحت شده و ناراحتی او آزار پیامبر و خداست، آیا از معاویه، یزید و امویان به خاطر آزار و سبّ همسر و فرزندانش، رنجیده خاطر نمیشود؟!
آیا ایشان از افرادی که در طول تاریخ به همسر عزیز و فرزندان صالحش، سب و دشنام دهند ـ مانند حریز بن عثمانها ـ نزد خدای متعال، شکایت نخواهد کرد؟! در حالیکه همین افراد، توسط رجالیون اهل سنت، افرادی ثقه و مورد اطمینان شمرده میشوند؟؟!! [ضمیمه2]
ضمیمه1. در مورد روایت «اول من یدخل الجنه...»، ذهبی اعتقاد دارد که این روایت، ضعیف میباشد؛ اما با بررسی در رجال اهل سنت نمیتوان این سخن ذهبی را به راحتی پذیرفت. آن افرادی که مورد اتهام او قرار گرفتهاند «اسماعیل بن عمرو، اجلح بن عبدالله و عاصم بن ضمره» میباشند که علیرغم اینکه برخی رجالیون، آنها را ضعیف شمردهاند، اما بسیاری از علما نیز آنها را ثقه و صدوق معرفی کردهاند.
«ذکره البستی فی کتاب الثقات، وهو الذی ذکره ابن حبَّان فی "الثقات"وذکره الذهبی فی الطبقة الثالثة والعشرین من تاریخ الاسلام،
وَقَال: الکوفی نزیل أصبهان وشیخها ومسندها سمع مسعر بن کدام و.. وکان ثقة صاحب حدیث وذکر مثل هذا فی المیزان. فلو کانت لمسلم روایة عنه لذکرها مثل هؤلاء الاعلام، والله أعلم.
« بستی این فرد را معتبر و ثقه دانسته و ابن حبان نیز نام او را در کتاب ثقات خود آورده است. ذهبی نیز در مورد او میگوید: او ثقه و صاحب حدیث میباشد.»(1)
وَقَال عَباس الدّوری، عن یحیی بن مَعین: ثقة. وَقَال أحمد بن عَبد الله العجلی: کوفی ثقة. وَقَال أبو أحمد بن عدی: له أحادیث صالحة، یروی عنه الکوفیون وغیرهم، ولم أجد له حدیثًا منکرا مجاوزا للحد، لا إسناداً ولا متنا.
إلا أنه یعد فی شیعة الکوفة، وهو عندی مستقیم الحدیث صدوق.
قال عَمْرو بن علی: مستقیم الحدیث
1) تهذیب الکمال، مزی، ج3، ص161.
صدوق.(1)
«یحیی بن معین او را ثقه میداند. احمد بن عبدالله عجلی نیز او را ثقه میداند. احمد بن عدی گوید: روایات صحیحی دارد و روایت دروغین از او ندیدم. عمروبن علی نیز گوید: راستگو و دارای روایت صحیح است.»
وَقَال أحمد بن عَبد الله العجلی، وعلی بن المدینی: ثقة. وَقَال النَّسَائی: لیس به بأس. وَقَال ابن طهمان، عن یحیی: ثقة شیعی. وَقَال التّرْمذی: ثقة عند أهل الحدیث وذَکره ابن شاهین فی "الثقات"، وَقَال البزار: هو صالح الحدیث. وَقَال ابن حجر فی "التقریب": صدوق. (2)
«احمد بن عبدالله و علی بن مدینی او را ثقه میدانند. نسائی گوید: مشکلی ندارند. یحیی بن معین گوید: ثقه است. ترمذی نیز او را معتبر میداند و ابن شاهین و بزار و ابن حجر نیز او را ثقه و راستگو شمردهاند.»
با توجه به این مطالب، نمیتوان به تضعیف امثال ذهبی توجه نمود، مخصوصاً اینکه یکی از دلایل ایشان این است که این روایت به دل نمی نشیند؟! شخصیت حاکم نیشابوری نیز در حدیث و رجال، جایگاهی بسیار والا در میان علمای اهل سنت دارد و به راحتی نمیتوان از بررسیهای رجالی او گذر نمود و در مورد او چنین میگویند:
«محمد بن عبد الله بن محمد بن حمدویه بن نعیم بن الحکم. الإمام، الحافظ، الناقد، العلامة، شیخ المحدثین، أبوعبد الله بن البیع، الضّبی، النیسابوری، الشافعی، صاحب التصانیف.
أدرک الأسانید العالیة بخراسان، والعراق، وماوراء النهر، وسمع من نحو ألفی شیخ. صنّف وخرَّج ورجََّح وصحَّح وعدَّل، وکان من بحور العلم. کان إمام عصره فی الحدیث، العارف به حق معرفته، صالحاً ثقة. قال الحاکم: شربت ماء زمزم وسألت الله أن یرزقنی حسن التصنیف. قال ابن عساکر: وقع من
تصانیفه المسموعة فی أیدی الناس ما یبلغ ألفاً وخمسمائة جزء. وکان سفیرًا لملوک بنی بویه وقد أحسن السفارة بینهم وبین السامانیین. ومن تصانیفه: المستدرک علی الصحیحین؛ تاریخ نیسابور؛ علوم الحدیث؛ المدخل؛ والإکلیل وغیرها.»(1)
زرکلی نیز در الاعلام چنین میگوید: من أکابر حفاظ الحدیث والمصنفین فیه. و هو من أعلم الناس بصحیح الحدیث وتمییزه عن سقیمه
«حاکم نیشابوری از بزرگان حافظ حدیث و مؤلفین روایت بوده و او از داناترین مردم به تشخیص روایات صحیح از غیر صحیح میباشد.(2)
ضمیمه1. کتابهای زیادی توسط علمای اهل سنت و شیعه در این باره نوشته شده است که از جملة آنها الغدیر علامه امینی، عبقات الانوار به همراه اضافات آیت الله میلانی، سلسله کتب آیت الله میلانی، با عنوان سلسله پژوهش های اعتقادی است. همچنین خوانندگان عزیز را به مشاهدة سایت اینترنتی www. al-haqaeq. Org و www. valiasr-aj. com دعوت مینماییم.
ضمیمه2. در بحث حمله به خانه زهرا علیها السلام میتوان به این کتب مراجعه نمود:
یاس در آتش (آیتالله سبحانی، با ترجمه سید ابو الحسن عمرانی)، مظلومیت برترین بانو (آیتالله سید علی میلانی) و… همچنین به سایتهای قبلی نیز میتوان مراجعه نمود.
**** از نظر شیعیان، مقام حضرت علی علیه السلام از زهرا علیها السلام بالاتر است؛ چرا که ایشان امام، و فاطمه مأموم میباشد. و اگر زهرا علیها السلام پاره تن نبی است، علی علیه السلام به تعبیر قرآن در آیه مباهله، نفس و تمام جان پیامبر
میباشد.
ضمیمه 1. در باره آن روایت، ابن کثیر و طحاوی چنین گفته اند:
وزیر صدق بنفسها ومالها رضی الله عنها وأرضاها وأما فاطمة بنت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فإنها خصت بمزید فضیلة علی اخواتها لأنها أصیبت برسول الله صلی الله علیه و آله و سلم وبقیة أخواتها متن فی حیات النبی(1)
ما قدحدثنا إبراهیم بن مرزوق ثنا وهب بن جریر ثنا قبیصة عن شعبة عن عمرو بن مرة عن مرة یعنی ابن شراحیل عن أبی موسی قال قال رسولالله علیه السلام کمل من الرجال کثیر ولم یکمل من النساء إلا مریم بنت عمران وآسیة امرأة فرعون وإن فضل عائشة علی النساء کفضل الثرید علی سائر الطعام قیل له قد یحتمل أن یکون ما فی هذا الحدیث کان قبل بلوغ فاطمة واستحقاقها الرتبة التی ذکرها رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم بها فعاد بحمد الله جمیع ما رویناه فی هذا الباب إلی أن لا تضاد فیه ولا إیجاب کشف معانیه عما
1) البدائه و النهایه، ابن کثیر، ج2، ص619.
ذکر مما یوجبه وأن کل فضل ذکر لغیر فاطمة مما قد یحتمل أن تکون فضلت به فاطمة محتملا لأن یکون وهی یومئذ صغیرة ثم بلغت بعد ذلک فصارت بالمکان الذی جعلها الله تعالی به وذکرها به واختصها بما اختصها به فیه علی لسان رسوله صلی الله علیه و آله و سلم والله سبحانه وتعالی نسأله التوفیق.(1)
1) مشکل الاثار، طحاوی، ج1، ص154، ش130.
ضمیمه 1. در باره غصب فدک و آزردگی حضرت زهرا علیها السلام از خلیفه اول، درکتب اهل سنت چنین آمده است:
أن فاطمة علیها السلام بنت النبی صلی الله علیه و آله و سلم أرسلت إلی أبی بکر تسأله میراثها من رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم مما أفاء الله علیه بالمدینة وفدک وما بقی من خمس خیبر فقال أبو بکر إن رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم قال (لا نورث ما ترکنا صدقة انما یأکل آل محمد - صلی الله علیه و آله و سلم - فی هذا المال).
وإنی والله لا أغیر شیئا من صدقة رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم عن حالها التی کانت علیها فی عهد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ولأعملن فیها بما عمل به رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم . فأبی أبو بکر أن یدفع إلی فاطمة منها شیئا فوجدت فاطمة علی أبی بکر فی ذلک فهجرته فلم تکلمه حتی توفیت وعاشت بعد النبی صلی الله علیه و آله و سلم ستة أشهر فلما توفیت دفنها زوجها علی لیلا ولم یؤذن بها أبا بکر وصلی علیها...(1)
«عایشه گوید: فاطمه علیها السلام طلب میراث خود (فدک) را از ابوبکر نموده ابوبکر بهانه تراشید و آن را به فاطمه علیها السلام نداد. پس از این ماجرا، فاطمه علیها السلام بر ابوبکر غضب نموده و تا زمان وفاتش با ابوبکر سخن نگفت.»
ضمیمه2. در باره حریز بن عثمان در کتب رجال اهل سنت چنین آمده است: حدّثنا أحمد بن أبی یحیی قال:
1) صحیح بخاری، ج3، ص80، ش4240؛ کتاب المغازی، باب غزوه خیبر؛ صحیح مسلم، ص698، کتاب الجهاد، باب قول النبی صلی الله علیه و آله و سلم «لانورث ماترکن فهو صدقه»
سمعت أحمد بن حنبل یقول: حدیث حریز نحو من ثلاث مئة، وهو صحیح الحدیث، إلا أنه یحمل علی علی.
وقال أحمد بن عبد الله العجلی: شامی، ثقة، وکان یحمل علی علی.
وقال عمْرو بن علی: کان ینتقص علیا وینال منه وقال فی موضع آخر: ثبت شدید التحامل علی علی
وقال الخلال أیضا: حدّثنا عمْران بن أبان، قال: سمعت حریز بن عثمان یقول: لا أحبه، قتل آبائی یعنی علیا.
وقال أحمد بن سعید الدارمی، عن أحمد بن سلیمان المروزی: حدّثنا إسماعیل بن عیاش، قال: عادلت حریز بن عثمان من مصر إلی مکة فجعل یسب علیا ویلعنه.
وقال محمد بن عمْرو العقیلی: حدّثنا محمد بن أیوب بن یحیی بن الضریس، قال: حدّثنا یحیی بن المغیرة قال: ذکر جریرأن حریزا کان یشتم علیا علی
المنابر.(1)
«احمد بن حنبل گوید: حریز روایات درستی دارد؛ اما او بر علی علیه السلام سخن ناروا می گفت. احمد بن عبدالله عجلی نیز می گوید: معتبر است در حالیکه بر علی علیه السلام سخن ناروا می گفت. عمروبن علی گوید: او بر علی علیه السلام نقص وارد کرده و او را مذمت می کرد. در جای دیگر گوید: نسبت به علی علیه السلام بسیار متعصب بود. عمران بن ابان گوید: شنیدم که حریز بن عثمان می گوید: علی علیه السلام را دوست ندارم، چون او اجداد مرا کشته است.
همچنین احمد بن سعید دارمی و محمد بن عمرو عقیلی گویند: حریز بن عثمان بر علی علیه السلام دشنام می داد و ایشان را بر روی منبر لعن می کردند.
1) تهذیب الکمال، مزی، ج2، ص89.
قرآن مجید
ابوالفضل العراقی، شرح التبصرة و التذکرة، المحقق یاسین الفحل، بیتا، بیجا
احمد بن شعیب نسائی، سنن الکبری، تحقیق عبدالغفار سلیمان البنداری، دار الکتب العلمیة، بیروت، 1411ق.
احمد بن عبدالله ابی نعیم اصبهانی، معرفة الصحابة، تحقیق عادل بن یوسف العزازی، دار الوطن بالریاض، 1419 ق.
أحمد بن علی ابن حجر العسقلانی، فتح الباری بشرح صحیح البخاری، تحقیق محب الدین الخطیب، دار المعرفة بیروت، 1379ق.
احمد بن عمرو بن الضحاک ابوبکر شیبانی (ابن ابی عاصم)، الآحاد و المثانی، دار الرایة، ریاض، 1411ق.
احمد بن محمد (ثعلبی)، تفسیر الکشف والبیان، دار احیا التراث العربی، بیروت، 1422ق.
احمد بن محمد ابن عجیبه، تفسیر البحر المدید، بیروت، دارالکتب العلمیه، 2002 م.
9.احمد زینی دحلان، السیرة النبویة والاثار المحمدیة، در حاشیه کتاب السیرة الحلبیة، علی بن برهان الدین الحلبی الشافعی، مطبعة مصطفی محمد صاحب مکتبة التجاریةالکبری بمصر، بیتا
10.احمدبن حسین البیهقی، السنن الکبری، برگرفته از نرم افزار مکتبة الشاملة
11.احمدبن محمد الطحاوی، مشکل الآثار، تحقیق شعیب الارنؤوط، مؤسسة الرسالة، بیروت، 1415
12.اسعد حومد، تفسیر ایسر التفاسیر، مصحح محمد متولی الشعراوی، دمشق،1990م
13.اسماعیل بن عمرو (ابن کثیر دمشقی)، تفسیر القرآن، دار المکتبة الهلالی، 2007 م.
14.اسماعیل بن عمرو (ابن کثیر)، البدایة و النهایة، مکتبة المعارف، بیروت، بیتا
15.بدر الدین العینی، عمدة القاری شرح صحیح البخاری، دار احیا التراث العربی، بیروت، بیتا
16.الجوینی الخراسانی، ابراهیم بن محمد، فرائد السمطین، موسسه محمودی، بیروت لبنان، 1398 ق.
17.حسن بن محمدبن حسین نیسابوری، تفسیر النیسابوری، شرکت مکتبه ومطبعه مصطفی البابی الحلبی، 1381 ق.
18.حسن عباس حسن، النحو الوافی، انتشارات ناصر خسرو، چاپ ششم، 1422 ق.
19.سلیمان بن احمد طبرانی، معجم الاوسط، تحقیق طارق بن عوض، عبدالمحسن بن ابراهیم، دارالحرمین، قاهره، 1415 ق.
20.سلیمان بن احمد طبرانی، معجم الکبیر، تحقیق حمدی بن عبدالمجید السلفی، موصل، چاپ دوم، 1404 ق.
21.سلیمان بن أشعث، سنن أبی داود، دار ابن حزم، 1418 ق.
22.عبدالحق بن غالب بن عطیة، تفسیر المحرر الوجیز، دار الکتب العلمیة، لبنان، 1413 ق.
23.عبدالرؤوف بن علی المناوی، اتحاف السائل بمالفاطمة من المناقب، تحقیق عبداللطیف عاشور، مکتبه القران، قاهره، بیتا
24.عبدالرؤوف بن علی المناوی، التیسیر بشرح جامع الصغیر، مکتبة الامام الشافعی، الریاض، چاپ سوم، 1408 ق.
25.عبدالرؤوف بن علی مناوی، فیض القدیر، المکتبة التجاریة الکبری، مصر، 1356 ش.
26.عبدالرحمن بن أبی بکر السیوطی، تفسیر الدر المنثور، دار الفکر، بیروت، 1993 م
27.عبدالرحمن بن أبی بکر سیوطی، الدرر المنتثرة فی الاحادیث المشتهرة، تحقیق محمد الرنؤوط، محمد بدر الدین القهو جی، مکتبه دارالعروبه کویت، 1408 ق.
28.عبدالرحمن، ابن ابی حاتم، تفسیر القرآن، تحقیق اسعد محمد طیب، المکتبه العصریه، صیدا
29.عبدالرحمن بن عبدالله السهیلی، الروض الأنف فی شرح السیرة النبویة لابن هشام، داراحیاء التراث العربی، بیروت، 1421ق.
30.عبدالرحیم بن عبدالکریم القشیری، تفسیر القشیری، دار الکتب العلمیه، بیروت، بیتا
31.عبدالله بن عباس، تنویر المقباس من تفسیر ابن عباس، دار الکتب العلمیة، لبنان، بیتا
32.عبدالله بن عمر بیضاوی، تفسیر انوار التنزیل و اسرار التاویل، دار الفکر، بیروت، بیتا
33.عبدالله بن محمد، ابن ابی شیبة، مصنف فی الاحادیث والآثار، تحقیق کمال یوسف الحوت، مکتبة الرشد، ریاض، 1409 ق.
34.عبدالله بن یوسف ابن هشام، مغنی اللبیب عن کتب الاعاریب.
35.علی بن ابی بکر الهیثمی، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، دار الفکر بیروت، 1412 ق.
36.علی بن احمد الواحدی، الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، تحقیق صفوان عدنان، دار القلم، دار الشامیه، دمشق، بیروت، 1415 ق.
37.علی بن حسن بن هبة الله (ابن عساکر)، تاریخ مدینة دمشق، دار الفکر، بیروت لبنان، 1419 ق.
38.علی بن سلطان محمد القاری، مرقاة المفاتیح شرح مشکاة المصابیح، دار الکتب العلمیة، لبنان، 1422 ق.
39.علی بن محمد بن حبیب (ماوردی)، تفسیر النکت والعیون، دار الکتب العلمیه موسسه الثقافیه، بیتا، بیجا
40.عمر بن احمد ابن شاهین، جزء فیه فضائل فاطمة، تحقیق ابی اسحاق الحوینی، المکتبه التربیه الاسلامیه لاحیاء التراث اسلامی، 1411 ق.
41.عمر بن علی الانصاری الشهیر بابن ملقن، غایة السؤول فی خصائص الرسول، دارالبشائر الاسلامیة، بیروت، 1414 ق.
42.مبارک بن محمد الجزری (ابن اثیر)، جامع الاصول من احادیث الرسول، حققه محمد حامد، دار احیاالتراث العربی، بیروت، لبنان.
43.محمد بن ابراهیم بن حسان، سلسلةمصابیح الهدی، www. islam port. Com.
44.محمدبن أبی بکر الحنبلی (ابن القیم الجوزی)، المنار المنیف فی الصحیح و الضعیف، مکتب المطبوعات الإسلامیة، حلب، 1403ق.
45.محمد بن احمد الشربینی، تفسیر السراج المنیر، دار احیاء التراث العربی، 1425 ق.
46.محمد بن احمد بن أبی بکر قرطبی، تفسیر الجامع لاحکام القرآن، دار الکاتب العربی للطباعه و النشر، چاپ سوم، 1387 ش.
47.محمد بن احمد بن عثمان ذهبی، سیر اعلام النبلا، تحقیق الکتاب شعیب الارنووط، موسسه الرساله، بیروت لبنان، چاپ یازدهم، 1422 ق.
48.محمد بن الحسین الآجری، الشریعة، مؤسسة القرطبة، 1417 ق.
49.محمد بن جریر طبری، تفسیر الطبری، حققه وعلقا حواشیه محمود حمد شاکر، دار المعارف بمصر، بیتا
50.محمد بن درویش بن حوت، اسنی المطالب فی احادیث مختلفة المراتب، تحقیق مصطفی عبدالقادر عطا، دارالکتب العلمیة، بیروت، 1418ق.
51.محمد بن طلحه الشافعی، مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول، موسسه البلاغ، بیروت، لبنان، 1419 ق.
52.محمد بن عبدالرحمن المبارکفوری، تحفة الاحوذی بشرح جامع الترمذی، دار الکتب العلمیة، بیروت، بیتا
53.محمد بن عبدالرحمن السخاوی، المقاصد الحسنة فی بیان کثیر من الأحادیث المشتهرة علی الألسنة، دارالکتاب العربی، بیروت، 1405ق.
54.محمد بن عبدالله بن حکم (حاکم النیسابوری)، المستدرک علی الصحیحین مع تعلیق ذهبی، دار الکتب العلمیة، بیروت، 1411ق.
55.محمد بن علی الشوکانی، فتح القدیر، دارالفکر، بیروت، بیتا
56.محمد بن عمرو بن احمد زمخشری، تفسیر الکشاف، مکتبة الاستقامة بالقاهرة، 1946م.
57.محمد بن عمرو بن حسین (فخر رازی)، تفسیر الکبیر، دار الکتب العلمیة، بیروت، 1421
58.محمد بن عیسی الترمذی، الجامع الصحیح سنن الترمذی، الاحادیث المزیلة باحکام الآلبانی علیها، تحقیق احمد محمد شاکر، دار احیا التراث العربی، بیروت، بیتا.
59.محمد بن یوسف الصالحی الشامی، سبل الهدی و الرشادفی سیرةخیر العباد، حققه عبدالمعزعبدالحمید الجزار، وزاره الاوقاف جمهوریه المصر، لجنه احیاالتراث الاسلامی، القاهره، 1428ق.
60.محمد سید طنطاوی، تفسیر الوسیط، دار نهضه مصر للطباعه و النشر، قاهره، 1997 م.
61.محمدبن احمدبن عثمان (ذهبی)، من تکلم فیه و هو موثق أو صالح الحدیث، تحقیق عبدالله بن ضیف، مکتبة المدینة، 1426ق
62.محمدبن احمدبن محمد المحلی، تفسیر الجلالین، دار الحدیث، القاهرة، بیتا
63.محمدبن اسماعیل البخاری، صحیح البخاری، دارالکتب العلمیة، بیروت، 1420ق.
64.محمدبن حبان، صحیح ابن حبان، برگرفته از نرم افزار مکتبة الشاملة
65.محمود بن عبدالله آلوسی، تفسیر روح المعانی، دار احیا التراث العربی، بیروت 1411 ق.
66.مسلم بن حجاج النیسابوری، صحیح مسلم، دارالکتب العلمیة، بیروت، 1421 ق.
67.مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل، دار الکتب العلمیه، بیروت 1424ق.
68.نصر بن محمد سمرقندی، تفسیر بحر العلوم، دار الفکر، بیروت، بیتا
69.یوسف المزی، تهذیب الکمال، حققه بسار عواد معروف، موسسه الرساله، بیروت لبنان، 1418 ق.
70.یوسف بن عبدالله بن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الصحابة، تحقیق علی محمد البجاوی، دار الجیل، بیروت، چاپ اول، 1412 ق.
71.یوسف بن عبدالله بن محمد بن عبدالبر القرطبی، التمهید لما فی الموطأ من المعانی و الاسانید، محقق مصطفی بن احمد العلوی و محمد عبدالکبیر الکبری، مؤسسة القرطبه.