ghaemiyeh.com
سرشناسه : خامنهای، علی، رهبر جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۱۸ -
عنوان و نام پدیدآور : پاسخ رهیافتی به منظومهی فکری رهبر انقلاب مدظلهالعالی درموضوع« پاسخگویی دینی»/ نویسنده محمدرضا طاهری ؛ [ برای] آستان قدس رضوی، معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی.
مشخصات نشر : مشهد: انتشارات قدس رضوی، ۱۳۹۳.
مشخصات ظاهری : ۱۴۶ ص.؛ ۵/۹×۱۹ سم.
شابک : 978-600-299-107-2
وضعیت فهرست نویسی : فیپا
یادداشت : کتابنامه.
موضوع : خامنهای، علی، رهبر جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۱۸ - -- پیامها و سخنرانیها
موضوع : شبهه
شناسه افزوده : طاهری، محمدرضا، ۱۳۵۴ -، گردآورنده
شناسه افزوده : آستان قدس رضوی. معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی
شناسه افزوده : موسسه انتشاراتی قدس رضوی
رده بندی کنگره : DSR۱۶۹۱ /پ۲ ۱۳۹۳
رده بندی دیویی : ۹۸۸/۰۸۴۴
شماره کتابشناسی ملی : ۳۶۷۸۹۱۱
رهیافتی به منظومه ی فکری
رهبر معظم انقلاب(مدظله العالی)
احکام اعتقادی؛ پاسخگویی دینی
ویژۀ استادان
پاسخگویی به سؤالات دینی
پیشگفتار: 13
مقدمه: 15
فصل اول: پاسخگویی 17
1-1 . موضوع فعالیت پاسخگویی 19
مبانی دینی و اعتقادی 19
اصول سیاست و حاکمیت اسلامی 19
مسائل فرهنگی 20
مسائل اقتصادی 20
2-1 . گسترۀ جغرافیایی پاسخگویی 20
داخل کشور 20
جهان اسلام 21
تازه مسلمانان خارجی 22
علاقمندان به شناخت اسلام 22
سراسر جهان 22
3-1 . متصدّی پاسخگویی 23
حوزویان 23
روحانیون 23
مبلغان 23
علمای دین 24
روشنفکران 24
4-1 . رویکردهای ارائه پاسخ 25
برخورد بُرنده و تهاجمی با فلسفه ها، گرایشها و مذهب های معارض 25
توجه به قدرت فهم مخاطبان 26
بهره گیری از هنر برای پاسخگویی به نیازهای فکری 26
زدودن پیرانه ها، خرافات، کج فهمی ها و بدفهمی ها از ذهن مخاطب 27
ضرورت پاسخگویی به نیازهای فکری کوچک و بزرگ جامعه 28
تلاش برای جلب قلوب و تأثیرگذاری بر دل ها 29
پاسخگویی با منطق محکم و روحیۀ قوی و پرهیز از تحمیل عقاید 30
لحاظ اولویتها در گزینش موضوعات پاسخگویی 31
بیان محتوای دینی با زبان و ادبیات روز 31
احساس مسئولیت نسبت به مخاطب 32
پرهیز از عصبانیت، برآشفتگی و خروج از ادب در برابر سخن مخالف 33
پاسخگویی به روز و دائم به شبهات مطرح شده 34
شناخت، به روزرسانی و استفاده از ابزار ها و قالب های متنوع در پاسخگویی 35
آمادگی برای پاسخگویی به تمامی سؤالات مخاطب (حتی آنها که مطرح نمی شوند) 36
احترام به مقدسات دیگران و پرهیز از دامن زدن به اختلافات 36
دانشجویان و دانشگاهیان 38
5-1 . فرایند پاسخگویی 39
1-5-1 . مخاطب شناسی 39
1-1-5-1 . شناخت فضای ذهنی مخاطب 39
شناخت شبهات مؤثر بر ذهن مخاطب 40
شناخت استفهامات ذهن مخاطب 41
شناخت نیازهای فکری مخاطب 42
شناسایی نیازهایی که مورد توجه مخاطب نیست 43
2-1-5-1 . گروه های هدف پاسخگویی 44
روشنفکران و دانشجویان 45
جوانان 45
متوسطین جامعه 47
زنان 47
کارگران 47
معلمان 48
نوجوانان 48
دختران 48
پسران 49
کودکان 49
نخبگان 50
دانش آموزان 50
مسلمانان خارج از کشور 50
سطوح پایین جامعه 51
نظامیان 51
تازه مسلمانان خارجی 52
علاقمندان به شناخت اسلام 52
3-1-5-1 . شناخت ویژگی های مخاطبین 53
فعالیت و تیزی ذهن 53
سطح فهم و درک 54
قرار داشتن در معرض شبهات 55
عطش جوانان به درک حقایق 55
علاقه به دانستن علل دستورات دینی در کنار تعبد 56
4-1-5-1 . اولویت بندی مخاطبین 56
2-5-1 . شبهه شناسی 58
1-2-5-1 . رصد منابع شبهه زای خارجی 59
کتب و جزوات 60
پایگاه های اینترنتی 61
نشریات خارجی 61
عرصه های علمی - فلسفی دنیا 62
محصولات مکاتب و فرقه های گوناگون 63
2-2-5-1 . رصد منابع شبهه زای داخلی 64
کتاب ها 64
جزوات و متون درسی دانشگاهی 64
رسانه های صوتی - تصویری 65
مطبوعات 66
3-2-5-1 . جریان شناسی شبهات 66
شناخت شبهات امروز 66
آشنایی با سیر تطور شبهات در تاریخ 67
اطلاع از نقاط تمرکز دشمن 68
4-2-5-1 . طبقه بندی شبهات و ابهامات 68
شبهات و ابهامات مربوط به اسلام 70
شبهات فرهنگی 71
شبهات اجتماعی 71
شبهات سیاسی 71
شبهات تاریخی 72
شبهات مربوط به نظام و انقلاب اسلامی 72
شبهات مطرح از سوی مکاتب مختلف 73
3-5-1 . پاسخ یابی 73
1-3-5-1 . سازوکار تولید پاسخ مطلوب 74
شناخت شبهات و سؤالات موجود در جامعه 74
تجزیه و تحلیل و درک سؤال و شبهه 75
یافتن جواب مناسب از منابع اصیل دینی 75
2-3-5-1 . ویژگی های پاسخ مطلوب 76
منطقی، استدلالی و متقن بودن پاسخ 76
شبهه زدا بودن و شبهه زا نبودن 79
هنرمندانه و متنوع بودن 81
متناسب بودن پاسخها با سطح فکری مخاطب 81
قابل سوء استفاده نبودن برای دشمنان 82
صحیح بودن پاسخ 83
باغت، شیوایی، موقع شناسی و تناسب با زبان مخاطب 83
کتمان نکردن حقایق و پرهیز از طرح شعاری پاسخ 84
4-5-1 . انتخاب قالب مناسب برای پاسخگویی 85
نوشتن کتاب های پاسخ به شبهه 85
راه اندازی جلسات و کرسی های پرسش و پاسخ 86
راه اندازی جلسات و کرسی های بحث و مناظره 87
سخنرانی و تبلیغ و گفتگوی چهره به چهره 88
جزوات و بروشورها 89
استفاده از کلیۀ ابزارهایی که مورد استفادۀ دشمن در تهاجم قرار می گیرد 89
برنامه های تلویزیون و رادیویی 90
نقد و ارزیابی نظرات و دیدگاه های انحرافی 90
5-5-1 . بازخوردگیری از پاسخگویی و ارتباط دوسویه با مخاطب 91
آمارگیری از مراجعین به مراکز پاسخگویی 91
ارزیابی میزان اثربخشی پاسخ ها 91
ارزیابی واکنش های مخاطبان از پاسخهای ارائه شده 92
فصل دوم: الزامات بیرونی پاسخگویی 95
1-2 . رویکرد تهاجمی 97
1-1-2 . اهداف تهاجم ما 97
فلسفه های معارض 97
گرایش های انحرافی 97
مذهب های ساختگی 97
سلطۀ استکباری حاکم بر عالم 97
2-1-2 . گسترۀ جغرافیایی تهاجم ما 98
جهان غرب 98
عرصۀ بین المللی حضور قدرت های استکباری 98
3-1-2 . موضوع تهاجم 98
عوارض اجتماعی «نظام سلطه » در جهان 98
نقض حقوق و کرامت «زن 99 »
نقض حقوق ملت ها در تعیین سرنوشت خود 99
پایمال شدن حق ملتها در بهره گیری از ثروتهای خود 100
نقض آزادی شهروندان غربی 100
تجاوز به حقوق بشر 101
جنایات غرب 102
کشتار کودکان در فلسطین 102
فساد جهان غرب 102
2-2 . دشمن شناسی 103
1-2-2 . طیف شناسی مخالفین، منکرین و معارضین 104
غرب زدگان داخلی 105
گردانندگان رادیو و تلویزیون های بیگانه 106
متفکرین در خدمت استکبار 106
فلاسفه و فیلسوف نمایان غربی 107
وهابیون 107
2-2-2 . گسترۀ جغرافیایی تهاجم دشمن 108
تمام مردم جهان 108
مسلمانان و ساکنین کشورهای اسلامی 108
3-2-2 . اهداف و سیاست های دشمن 109
بی اعتقادسازی جوانان نسبت به اسلام، تشیع و انقلاب اسلامی 109
مبارزه با حقانیت اسلام و مقابله با ظواهر اسلامی 110
بی اعتبارسازی اسلام در چشم مردم جهان و مسلمانان 111
بی اعتقادسازی مردم نسبت به حاکمیت اسلامی 111
جلوگیری از گسترش دین و تعمیق دینداری 112
تقدس زدایی و معارضۀ مستقیم با ارکان دین (قرآن، رسول اکرم(ص) و...) 112
استفاده از منابع گستردۀ مالی در خدمت تبلیغ 113
4-2-2 . ابزارهای دشمن 114
ابزارهای مکتوب 114
ماهواره 115
اینترنت 115
رادیو و تلویزیون و ابزارهای ارتباط جمعی 115
ابزارهای الکترونیکی 116
سینما 117
5-2-2 . گروه های هدف دشمن 119
جوانان 119
روشنفکران و دانشجویان 120
کودکان 121
6-2-2 . شیوه های دشمن برای تهاجم 122
تأثیرگذاری بر حوزۀ احساس جوانان 122
مشغول کردن ذهن جوانان با شبهات 122
تلاش برای سست کردن ایمان مذهبی مردم 123
ابهام آفرینی، اشکال تراشی و استدلال سازی 123
سوء استفاده از آزادی اندیشه و ترویج افسارگسیختگی فکری 124
استفاده از روش های تخریبی 124
استفاده از روش های روان شناسانه 125
استفاده از روش های هنری 125
اشاعۀ بی بندوباری و اباحی گری 125
ترویج ادیان، عرفان ها و مذاهب انحرافی 126
عرضۀ باطل در لباس حق 126
تفرقه افکنی و بد نمایاندن معارف اعتقادی و فقهی مذاهب برای یکدیگر 127
تمرکز بر روی نقطۀ فعال جامعه یعنی نسل جوان 127
استفاده از قالب های شبه فلسفی و اصطلاحات و ادبیات روشنفکری 128
تولید افکار انحرافی و تزریق آن در جامعه 129
شناخت فرصت ها و نقاط آسیب پذیر و ضربه به نظام از آن طریق 129
آشنا کردن فضای ذهنی مخاطب با مبانی فلسفی غربی از دوران کودکی 131
تولید انبوه شبهات گوناگون 131
فصل سوم: مدیریت و ساماندهی امر پاسخگویی 133
1-3 . ضرورت ها 135
شناخت وضعیت موجود 135
شناخت نیازها 136
تولید پاسخ برای استفهام ها در حوزه های گوناگون 137
اولویت داشتن پاسخگویی به عقده های ذهنی مردم 137
قرار داشتن بخش بزرگی از جامعه در معرض شبهات 138
2-3 . اهداف 139
پیشگیری از گسترش شبهات 139
رشد دادن فکر و عقل مردم 139
استحکام بخشی به اعتقادات اسلامی در ذهن ها و دل ها 140
مصون سازی ذهن مخاطب با مبانی مستحکم عقلی از دوران کودکی 141
ایجاد آمادگی لازم برای پاسخگویی به شبهات جدید 142
آماده سازی پاسخ مناسب برای شبهات و سؤالات قابل طرح 142
درمان آسیب های ایجاد شده به وسیلۀ شبهات 143
ابهام زدایی از جامعه 143
پاسخگویی فعال به شبهات 144
مقابلۀ منطقی و علمی با افکار انحرافی و شبهه زا 145
شناخت خرافه و مبارزه با خرافات 147
ایجاد نهضت پاسخگویی به سؤالات 148
3-3 . چشم انداز(افق مطلوب) 150
4-3 . راهبردهای اساسی در امر پاسخگویی 150
1-4-3 . مقدم دانستن پیشگیری بر درمان شبهات 150
2-4-3 . جریان سازی برای ایجاد نهضت پاسخگویی در حوزه های علمیه 151
3-4-3 . الگوسازی از بزرگان پاسخگویی 153
علامه مجلسی(ره) 153
علامه طباطبایی(ره) 154
شهید مطهری(ره) 154
4-4-3 . ارتقاء جایگاه پاسخگویی در حوزه های علمیه 155
5-4-3 . تولید پاسخ برای شبهاتی که هنوز مطرح نشده اند 157
6-4-3 . گسترش پاسخ شبهات رایج، در کل کشور 159
7-4-3 . بهره گیری از کلیۀ امکانات برای پاسخگویی 159
8-4-3 . ارتقاء کیفی و کمّی برنامه ها به تناسب نیازها 161
9-4-3 . حضور روشن گرانه در نقاطی که دشمن در آن ایجاد تردید می کند 162
5-3 . ایجاد بسترهای لازم برای تحقّق اهداف 162
1-5-3 . بسترهای علمی 162
گسترش دروس فلسفه 163
گسترش دروس کلام 167
گسترش دروس تفسیر 169
سازماندهی کارگروه های تخصصی با هدف پاسخگویی به شبهات جدید در فضای علمی جهان 169
2-5-3 . تقویت منابع انسانی 170
1-2-5-3 . بهره گیری از نیروهای جوان و خلاّق در عرصۀ پاسخگویی 170
2-2-5-3 . پرورش نیروی انسانی کارآمد برای پاسخگویی 171
3-2-5-3 . جذب و تربیت طاب و فضلای توانمند، متناسب با حجم شبهات 171
4-2-5-3 . شاخصه های مطلوب تربیتی پاسخگویان 172
آشنایی با فقه، فلسفه، کام، تفسیر، تاریخ و علوم مقدماتی 174
آشنایی با علوم زمان خود 176
آشنایی با شبهات رایج در فضای جامعه 176
شجاعت برخورد با خرافات و شبهات 177
فهم سیاسی و قدرت تحلیل مسائل پیرامون خود 177
صعۀ صدر و برخورد طبیبانه با پرسشگران 178
روحیۀ جهادی و فعالیت خستگی ناپذیر 180
5-2-5-3 . سطح بندی پاسخگویان و ایجاد لجنه های تخصصی برای رفع نیازهای علمی پاسخگویان 181
3-5-3 . ایجاد سامانه های مدیریتی 182
1-3-5-3 . بانک های اطلاعاتی 182
بانک اطلاعات شبهات و ابهامات 182
بانک اطلاعات محصولات تولید شده 183
بانک اطلاعات سؤالات و پاسخ ها 185
2-3-5-3 . تدوین اطلس شبهات و آسیب های دینی کشور 185
3-3-5-3 . تحلیل محتوای بانک های اطلاعاتی مختلف جامعه 186
4-3-5-3 . ایجاد سامانه طبقه بندی موضوعات تحقیقی بر اساس شبهات 187
4-5-3 . ارزیابی جریا نهای فکری موجود در طیف های مختلف جامعه 189
6-3 . تعیین جهت گیری و برنامه ریزی بر اساس تحلیل های به دست آمده 189
7-3 . برنامه ریزی دقیق و مدیریت فعّال برای دستیابی به اهداف 190
8-3 . تامین بودجه، امکانات و پشتیبانی های سیاسی لازم 191
9-3 . تقسیم کار بین نهادهای متولی 192
1-9-3 . متولی اصلی 192
حوزۀ علمیه 192
2-9-3 . مراکز معین 194
شورای عالی انقلاب فرهنگی 194
1-2-9-3 . دانشگا هها 195
2-2-9-3 . نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگا هها 196
3-2-9-3 . دولت و نهادهای دولتی 196
3-2-9-3 . مراکز تبلیغی، آموزشی و تربیتی 196
قال الرضا (علیه السلام): رحم الله عبدا أحیا أمرنا فقلت له: وکیف یحیی أمرکم؟ قال: یتعلم علومنا ویعلمها الناس... (1)
عبد السلام می گوید از امام رضا (علیه السلام) شنیدم می فرمود: خداوند مورد رحمت قرار دهد هر آنکه امر ما را احیا و زنده می کند. به ایشان گفتم: چگونه امر شما احیاء می شود؟ فرمودند: علوم ما را فراگیرد و آن را به مردم تعلیم دهد....
اداره پاسخگویی به مسائل دینی مفتخر است در راستای رسالت این اداره مبنی بر اشاعه فرهنگ تشیع و پاسخگویی به سوالات مردم در این حوزه گسترده ازدین، محتوای پیش رو را به اساتید فرهیخته تقدیم نماید.
تلاش بر آن است این نوشتار علاوه بر دادن اطلاعات و محتوای غنی، هماهنگی لازم در جهت ارائه پاسخی مناسب با محتوایی یکسان نیز در اختیار استادان قرار دهیم تا از تعدد جواب و تشویش خاطر مراجعین و سوال کنندگان جلوگیری شود. تلخیص کتاب های تخصصی موجود در این حوزه و جمع بندی جواب ها و بی نیازکردن استادان از رجوع به منابع پرشمار در هنگام پاسخگویی، از اهداف اصلی تهیه و تنظیم این قبیل نوشتارهاست.
برای رسیدن به این مهم
1) شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا (علیه السلام)، ج ۲، ص ۲۵۷ ، ح ۶۹
کارگروهی از فرهیختگان اساتید این اداره بر روی موضوع پیشنهادی کار کرده و ما حصل تلاش خویش را به داوری و نظارت هیئت علمی گذاشته و نتیجه قابل قبول آن عرضه می شود.
این مجموعه کتاب ها در چهار دسته موضوعی تدوین و ارائه می شود: رهیافت احکام، رهیافت اعتقادی، رهیافت تربیتی، و رهیافت ترکیبی (مرکب از هر سه موضوع).
بی شک بررسی دقیق و نگاه نقادانه شما فرهیخته گران قدر، ما را در جهت بهبود کیفی این مجموعه یاری خواهد کرد.
جبهه خضوع به درگاه قدسی احدیث می ساییم که توفیق خدمت در بارگاه سراسر نور و ملکوتی حضرت رضا (علیه السلام) را ارزانی مان فرمود. امید است بتوانیم به پاس این افتخار و با استعانت از محضر آن امام همام (علیه السلام) به مصداق روایت نورانی فوق، جرعه ای از علم و معرفت حقیقی را نوشیده، و به تشنگان راستین آن بنوشانیم.
اداره پاسخ گویی به سوالات دینی
عن المفضل الجعفی قال : قال أبو عبد الله ( (علیه السلام) ) : إن الحسرة والندامة والویل کله لمن لم ینتفع بما أبصره ولم یدر ما الامر الذی هو علیه مقیم ، أنفع له أم ضر ، قلت له : فبم یعرف الناجی من هؤلاء جعلت فداک ؟ قال : من کان فعله لقوله موافقا فأثبت له الشهادة بالنجاة ومن لم یکن فعله لقوله موافقا فإنما ذلک مستودع . (الکافی، ج2،ص419)
مفضل از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که ایشان فرمودند: همانا حسرت و پشیمانی و زارزدن، همه اینها برای کسی است که آنچه چشمش به آن باز شده برای او نفعی ندارد (یعنی دارای بصیرت لازم و فایده بخش نیست) و نمی فهمد آنچه از نظر باوری بر آن ایستاده در واقع چیست؟ آیا برای او نفع دارد یا ضرر؟ به ایشان عرض کردم چگونه می توان نجات یافتگان از این گروه را تشخیص داد؟ حضرت فرمودند: هر کسی که کردارش با گفتارش همسو و یکسان باشد، مطمئن می توانی شهادت دهی که اهل نجات خواهد بود و هر کسی که کردارش با گفتارش یکسان نباشد، ایمانش در نزدش عاریه است ( و هر لحظه ممکن است آن را از دست بدهد).
توجه دادن به واقعیتها در قرآن کریم و کلام اهل بیت (علیهم السلام) موج می زند و از شیعیان و پیروان خویش توقع آن دارند که اهل بصیرت باشند و این مهم در سخنان رهبر معظم انقلاب نیز به عنوان سکان دار کشتی که شیعیان
بلکه مسلمانان در آنند، غوطه ور در دریایی عمیق از تهاجمات فرهنگی و فتنه های آخر زمانی، بخوبی متجلی است.
مبلغان دینی به عنوان افسران این جنگ نرم همچنان که در کلام رهبری عنوان گذاشته شده، موظف اند مومنان را طبق حدیث شریف مذکور و مانند آن، به طریق صواب و مصون از شبهات رهنمون گردانند، بگونه ای که بصیرت لازم را بیابند و ره را از بی راهه تشخیص داده در طریق مستقیم ولایت با قدرت بایستند تا اهل نجات در دنیا و آخرت باشند و سعادت خود و جامعه خویش را سبب گردند.
بتحقیق نیاز این امر خطیر بالا بردن ظرفیتها و به فعلیت رساند قوتهاست و قطعا فرمانده ای دانا به زمان و توانمند بالفعل می تواند افسران خویش را، یاری نماید.
در مجموعه پیش رو سعی بر آن شده مواعظ و نصایح و فرامین این مقام معظم، حول محور پاسخگویی گردآوری، دسته بندی، موضوع گذاری شده بگونه ای که به بهترین وجه بشود از آن استفاده کرد.
امید است قدمی در راه تحقق آرمانهای این عزیز برداشته و به این سبب، شکر نعمت وجود ایشان را به حداقلی در نزد خدای متعال بجای آورده باشیم.
این مجموعه با همت سرور گرامی جناب حجت الاسلام طاهری تنظیم شده است. خداوند بر توفیقات ایشان بیافزاید.
اداره پاسخگویی به سوالات دینی
یک نکتهی اساسی این است که امروز... باید به مسائل اعتقادی اسلام پرداخت و اعتقاد به اسلام را در ذهنها و دلها راسخ نمود.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون در آستانهی ماه محرم 02/02/1377)
آن کسی که میخواهد نظام را اداره کند؛ آن فقهی که میخواهد یک ملت یا مجموعهی عظیمی از انسانها و ملتها را اداره کند، بایستی بتواند شرایط زمان را بشناسد و پاسخ هر نیازی را در هنگام آن نیاز، به آن بدهد و نمیتواند در زمینههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و همهی مسائل زندگی مردم، نقطهای را بیپاسخ بگذارد.
(بیانات در اجتماع با شکوه زائران مرقد مطهر حضرت امام خمینی(ره)14/03/1376)
... باید اعتقاد به حاکمیت اسلام را هم راسخ کرد. این مطلب واضح است. این امری است که مسلمانان عالم در طول قرنهای متمادی و بخصوص متفکّرین بزرگ در قرن اخیر ـ از سید جمال اسدآبادی تا اقبال لاهوری، تا بزرگان فکر و اندیشه، تا علمای بزرگی در داخل کشور خود ما ـ دنبال آن بودهاند که دین خدا را حاکم کنند و این ادامهی راه پیغمبران بوده است.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون در آستانه ماه محرم 2/2/1377)
آن کسی که میخواهد نظام را اداره کند؛ آن فقهی که میخواهد یک ملت یا مجموعهی عظیمی از انسانها و ملتها را اداره کند، بایستی بتواند شرایط زمان را بشناسد و پاسخ هر نیازی را در هنگام آن نیاز، به آن بدهد و نمیتواند در زمینههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و همهی مسائل زندگی مردم، نقطهای را بیپاسخ بگذارد.
(بیانات در اجتماع با شکوه زائران مرقد مطهر حضرت امام خمینی(ره)14/03/1376)
آن کسی که میخواهد نظام را اداره کند؛ آن فقهی که میخواهد یک ملت یا مجموعهی عظیمی از انسانها و ملتها را اداره کند، بایستی بتواند شرایط زمان را بشناسد و پاسخ هر نیازی را در هنگام آن نیاز، به آن بدهد و نمیتواند در زمینههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و همهی مسائل زندگی مردم، نقطهای را بیپاسخ بگذارد.
(بیانات در اجتماع با شکوه زائران مرقد مطهر حضرت امام خمینی(ره)14/03/1376)
شما اگر در میان جوانان بروید، میبینید جوان خوبِ ما هم گاهی در ذهنش شبهه وجود دارد.
( بیانات در دیدار علما و روحانیون استان همدان 15/04/1383)
فرض بفرمایید الان اگر شیعیان کشمیر که جزو مجموعهی مسلمین کشمیرند و یک اقلیت هستند، از ما سؤال بکنند که ما در فلان قضیه چه باید بکنیم، این مجمع جهانی باید از موضع یک مطالعه و تدبر سنجیده، پاسخ آنها را حاضر داشته باشد و به آنها ارائه دهد. و همینطور شیعیان بقیهی مناطق ـ در اروپا و جاهای دیگر ـ که غالبا در اقلیت هستند، مسائلی برایشان پیش میآید که ما بایستی همیشه پاسخ سؤالها و مسائل آنها را حاضر داشته باشیم؛ چه سؤالهای سیاسیشان، چه سؤالهای فقهیشان، و چه بقیهی مسائلی که برایشان پیش میآید.
(بیانات در دیدار با اعضای شورای عالی مجمع جهانی اهلبیت(ع)04/07/1370)
هنوز که هنوز است، در دنیای اسلام به ما میگویند: شما قایل به تحریف قرآنید! چرا که یک روز فصلالخطابی نوشته شد و ما هنوز نتوانستهایم آن قدر فضای فرهنگی دنیای اسلام را از حرف حق خودمان و اینکه قایل به تحریف قرآن نیستیم، اشباع کنیم تا اگر بیدین لامذهبی خواست بنویسد که شیعه قایل به تحریف قرآن است، بداند که فردا شاگرد سر کلاسش در الازهر، یقهاش را خواهد گرفت که این کتاب شیعه پاسخ شما را داده است.
(سخنرانی در دیدار با مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزهی علمیهی قم07/09/1368)
جوانان طیب و طاهر و تحصیلکرده و با استعداد و ممتازی از اروپا که در دانشگاههای خودشان مسلمان شدهاند پیش ما میآیند و دربارهی مسائل اسلامی راهنمایی میخواهند. چه کسی باید اینها را راهنمایی کند؟ چه کسی باید به آنجا برود و در میان آنها سکونت کند و تعلیم دین و اخلاق بدهد؟ چه کسی باید برای آنها کتاب بفرستد؟ چه کسی باید برای آنها مسائل را تبیین کند؟ پاسخ همهی این پرسشها به حوزههای علمیه مرتبط است.
(بیانات در آغاز درس خارج فقه 14/06/1374)
بسیاری از جوامع غیر مسلمان به اسلام توجه پیدا کردهاند ـ ولو مسلمان نشدهاند ـ ولی میخواهند بدانند اسلام چیست که این دستگاه عظیم را به راه انداخته و حکومت تشکیل داده و با ابرقدرتها سینه به سینه شده است و از کسی هم نمیترسد و دنیا را اداره میکند؛
(بیانات در آغاز درس خارج فقه 14/06/1374)
دائم بایستی صادرات قم - همان طور که عرض کردیم، همان طور که عرض کردیم، این قلب معرفتی دنیای اسلام ـ پمپاژ بشود. امروز خوشبختانه وسائل ارتباطیِ سریع در اختیار همه هست. شما میتوانید اینجا اقدامی بکنید، در آن طرف دنیا در همان ساعت از
شما بشنوند و استفاده کنند.
(بیانات در اجتماع بزرگ طلاب و فضلای حوزه علمیه قم 29/7/1389)
نباید به جوان ایراد گرفت که تو چرا شبهه داری. وقتی ذهن فعال و کارگر شد، شبهه به ذهن میآید. بر عهدهی ما طلبههاست که این شبههها را با پیشگیری یا با درمان برطرف کنیم.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون استان همدان 15/04/1383)
نقش علمای دین، مبلغان برجسته، روشنفکران در این زمینه نقش برجستهای است.
(دیدار اقشار مختلف مردم در روز نیمهی شعبان 27/05/1387)
این برادران [مبلغان دفتر نمایندگی ولی فقیه] در دانشگاهها میتوانند منشأ برکات بسیاری باشند. جوانان، سؤالات و نیازهای دینی دارند. چنانچه روحانی فاضل و جوانی مثل خودشان در کنار دستشان باشد، چیز خیلی باارزشی است.
(بیانات در جلسهی پرسش و پاسخ دانشگاه تربیت مدرس 12/06/1377)
غیر از علمای دین، غیر از مرزداران عقیده چه کسی باید در مقابل این تیرهای مسموم و زهرآگین بایستد و قرار بگیرد؟
(بیانات در دیدار روحانیون و طلاب تشیع و تسنن کردستان 23/02/1388)
در دورههای مختلف، علمای بزرگ ما را ملاحظه کنید؛ یکی از مسؤولیتهای خودشان را این میدانستند که با شبهات مقابله کنند.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون استان همدان 15/04/1383)
فضلا، علما، دانشمندان و افراد صالح و شایسته از نظر علمی و فکری وجود دارند و باید حضور خود را در این میدانها گسترش دهند و با امواج تبلیغاتی و شبهات جدید مقابله کنند و وظیفه خود را نسبت به اسلام ادا نمایند.
(پاسخ به نامه جمعی از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علمیه 16/11/1381)
باید سعی کنیم پیرایهها، خرافهها، ادعاهای دروغین، کجفهمیها، بدفهمیها دخالت نکند. البته نقش علمای دین، مبلغان برجسته، روشنفکران در این زمینه نقش برجستهای است.
(دیدار اقشار مختلف مردم در روز نیمهی شعبان 27/05/1387)
حقیقت را باید نشان داد. باید سعی کنیم
پیرایهها، خرافهها، ادعاهای دروغین، کجفهمیها، بدفهمیها دخالت نکند.
نقش علمای دین، مبلغان برجسته، روشنفکران در این زمینه نقش برجستهای است.
(دیدار اقشار مختلف مردم در روز نیمهی شعبان 27/05/1387)
نبرد فرهنگی را با مقابلهی به مثل میشود پاسخ داد. کار فرهنگی و هجوم فرهنگی را با تفنگ نمیشود جواب داد. تفنگ او، قلم است. این را میگوییم، تا مسؤولان فرهنگ کشور و کارگزاران امور فرهنگی در هر سطحی و شما فرهنگیان عزیز ـ اعم از معلم و دانشجو و روحانی و طلبه و مدرستان، تا دانشآموزتان و تا کسانی که در بیرون این نظام آموزشی کشور مشغول کارند ـ احساس کنید که امروز، سرباز این قضیه شمایید و بدانید که چگونه دفاع خواهید کرد و چه کاری انجام خواهید داد.
(سخنرانی در دیدار با گروه کثیری از معلمان و مسؤولان امور فرهنگی کشور و جمعی از کارگران، به مناسبت روز معلم و روز جهانی کارگر 12/02/1369)
حوزههای علمیه باید... در مقابل فلسفهها و گرایشها و مذهبها، همیشه یک حالت برندگی و تهاجمی داشته باشند.
(بیانات در آغاز درس خارج فقه 31/06/1370)
... البته بازکردن این گره در ذهن بعضی، دشوارتر و در بعضی، آسانتر است؛ سطوح سواد و هوشمندی و معرفت افراد متفاوت است.
(بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار علما و روحانیون استان زنجان، 21/7/1382، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 510)
... در واقع لازم داریم در زمینهی هنر با برنامهی صحیح بتوانیم به این عطش فکری پاسخ مثبت دهیم.
(گفت و شنود به مناسبت میلاد حضرت فاطمهی زهرا(سلاماللهعلیها)18/07/1377)
بیان دینی و تبیین دینی باید شبههزدا، روشن، قوی، هنرمندانه و متنوع باشد؛ شبههزا و کلیشهیی نباشد.
(بیانات در دیدار رئیس و مدیران سازمان صدا و سیما 11/09/1383)
این که شما می بینید سیاستهای استعماری، علیه انقلاب و علیه همة ارزشهایی که آنها با آن بدند، اینقدر روی هنر سرمایهگذاری میکنند، به علّت همین کارایی هنر است. برادران! اگر اینطور است، پس بدانید که ما این سلاح را، آنچنان که باید، درست به دست نگرفتهایم! البته کشور و سرزمین ما، سرزمین هنر است... لیکن ما، این سلاح را در اختیار نگرفتهایم!
(بیانات در دیدار با اعضای کنگرة شعر حوزه، 15/7/1370، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 425)
باید سعی کنیم پیرایهها، خرافهها، ادعاهای دروغین، کجفهمیها، بدفهمیها دخالت نکند.
(دیدار اقشار مختلف مردم در روز نیمهی شعبان 27/05/1387)
در مبارزهی با خرافات شجاع باشید. البته خرافه چیست؟ خود این مهم است. بعضیها هستند که حقایق دینی را هم به عنوان خرافه انکار میکنند. ما کاری با آنها نداریم... آنچه که با یکی از اصول دینی معارضه دارد و مدرک معتبری ندارد، ردش کنید. این میشود خرافه، و معیار خرافه این است. امروز شما ببینید مدعیان ارتباط با امام زمان و ارتباط با غیب، با شکلهای مختلف در جامعه دارند کار میکنند. البته این همه نشانهی این است که گرایش به دین، یک عنصر اصلی در زندگی مردم است. مردم به مسائل دینی علاقه دارند که آدم خرافه ساز میرود خرافه درست میکند؛ چون آن کالای اصلی در اختیارش نیست، کالای تقلبی را به میدان میآورد تا اینکه مردم را جذب کند. این نشانهی گرایش مردم به دین است. اما خوب، این خطرناک است.
(دیدار با روحانیون 17/08/1385)
بزرگترین دشمنی در این قسمت با اسلام، همین است که کسانی به نام اسلام، به نام دین خدا و به نام محبّت اهل بیت علیهمالسّلام، خرافاتی را اشاعه دهند که وقتی کسانی از این خرافات اطّلاع
پیدا میکنند، بگویند «اگر اسلام این است، ما این اسلام را نمیخواهیم!» این، ضربهی بزرگی است... گاهی دشمن از بعضی چیزها، این گونه علیه دین استفاده میکند. هر جا خرافات به میان آید، دین خالص بدنام خواهد شد.
مبلّغان دینی، علمای دینی، متفکّران دینی، عشّاق گسترش اسلام، علاقهمندان به اسلام و اهلبیت علیهمالسّلام باید توجّه کنند که اسلام و قرآن، با استدلال و منطق همراه است. مکتب اهل بیت، با منطق و استدلال همراه است. اگر استدلال را از آن جدا کردند و به جای استدلال، خدای نکرده چیزی را وارد کردند که از منطق دور است و جنبهی خرافی دارد، این درست ضدّ استدلال عمل خواهد کرد.
(دیدار با روحانیون 17/08/1385)
امروز که ابهامات، سؤالها و استفهامهای گوناگون را به فکر قشرهای مختلف - علیالخصوص جوانان - تزریق میکنند، مبلّغ دین بایستی آن شبهه را، آن موج مخرّب و مفسد و مضرّ را بشناسد تا بداند که میخواهد علاج چه دردی را بکند و کدام خلأ را میخواهد پر کند.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون در آستانهی ماه محرم 02/02/1377)
امام بزرگوار، فقه شیعه را از دورانی که خود در تبعید بود، به سمت فقه اجتماعی و فقه حکومتی
و فقهی که میخواهد نظام زندگی ملتها را اداره کند و باید پاسخگوی مسائل کوچک و بزرگ ملتها باشد.
(بیانات در اجتماع با شکوه زائران مرقد مطهر حضرت امام خمینی(ره)14/03/1376)
اگر سؤال شود با این منبع عظیم اسلامی و با این متد هزار سالهی تجربه شده و تحقیق حقیقتا شگفتآور ... پاسخ ذره ذره و دانه دانهی مسائل زندگی چیست؟ شما و همهی ما در جواب خواهیم ماند. یعنی ما امروز به فراخور نیاز و استفهامی که وجود دارد، پاسخ حاضر نداریم. غالبا هم معادن عظیم و غنی از جنسهای فاخر در اختیارمان است؛ اما پولی را که بشود در بازار دست این و آن داد و خرجش کرد، نداریم.
(سخنرانی در دیدار با اساتید، مسؤولان، فضلا و طلاب بنیاد فرهنگی باقرالعلوم (ع) 01/11/1368)
دین خدا بر دلها مسلّط میشود و با شمشیر و زور نمیشود بر دل مسلّط شد. دل باید بفهمد، بپذیرد و از روی طوع و رغبت، زیر بار روش و عقیده و ایمانی برود.
(بیانات در اجتماع بزرگ مردم در صحن امام خمینی(ره) مشهد مقدس رضوی 01/01/1376)
گفتگو، مذاکره، با ذهنها مواجه شدن، مخاطب قراردادن دلها و ذهنها، با لسان مبین و با روش برادرانه حرف زدن، بسیار بسیار مهمّ است.
(بیانات در دیدار با علما و روحانیون در آستانهی ماه مبارک رمضان 03/10/1376)
امروز متأسفانه شبهههایی مطرح میشود که از لحاظ محیط و محفل طلبگی هیچ اهمیتی ندارد؛ یعنی در عالم طلبگی، این شبههها راحت قابل حل است؛ منتها چون تحت اصطلاح روشنفکری بیان میگردد، خیال میشود شبههی مهمی است. بنابراین ممکن است در ذهن کسانی اثر بگذارد. اینها را باید با زبان و منطق و روحیهی قوی پاسخ داد.
(بیانات در دیدار اعضای هیأت علمی کنگرهی امام خمینی(ره) 04/11/1378)
به نظر من از جمله عناصری که در اینجا لازم است، روحیهی قوی است. مبادا در مقابل تهاجمهایی که میشود و حرفهایی که مطرح میگردد، ضعف روحیه پیدا کنید. در درجهی اول، این مهم است. خیال نکنید چند سالی گذشته و ضعفهای حکومت اسلامی آشکار شده و نمیشود کاری کرد؛ نه، قضیه اینطوری نیست. ما هنوز اول راه قرار داریم؛ امروز کارهای فراوان و عظیم و قدمهای بلند در انتظار ماست.
(بیانات در دیدار اعضای هیأت علمی کنگرهی امام خمینی(ره) 04/11/1378)
انسان کامل آن است که اگر فهمید که حرفش حق است با برهان اظهار کند و مطالبش را برهانی بفهماند. اینکه در قرآن کریم دارد که
«لاإِکْراهَ فِی الدِّین»(بقره: 256)، برای اینکه تحمیل عقاید نمیشود کرد؛ امکان ندارد... اگر چنانچه تربیت شده باشد با برهان آن مطلبی را که دارد به مردم بفهماند؛ تحمیل نباشد. آگاه کند مردم را بر اینکه راه این است، نه اینکه تحمیل کند به مردم [که] باید از این راه بروید.
(صحیفه نور، ج 14، ص 73)
در مقابلهی با این، نه عصبانیت، نه تکفیر، نه سلاح، نه قوهی زور، هیچکدام فایدهیی ندارد. در مقابل «لایثل الحدید الا الحدید» باید با منطق به میدان رفت.
(بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری 17/06/1384)
البته مواردی هم پیش میآید که سؤال و استفهامی که در ذهن اوست، اهمیت کمی دارد و شما ترجیح میدهید چیز مهمتری رابه او بگویید. البته باید همینطور عمل کنید...
(بیانات در دیدار علما و روحانیون در آستانهی ماه محرم 02/02/1377)
به کتابهای «حیاةالقلوب» و «حقالیقین» و «عینالحیاة» مجلسی به چشم حقارت نگاه نکنید و نگویید اینها چه اثری دارد؛ نخیر، اینها یک روز خیلی اثر داشته است. مجلسی وقتی آمده است که در همان شهر، یک قرن و نیم قبل از آن، برای اینکه مردم را به عقاید شیعه وادار
کنند، چه کارهای حتی غیرانسانیای کرده بودند؛ مجلسی و امثال او آمدند این عقاید را در دلهای مردم محکم کردند. آن روز آن مطالب به درد میخورد؛ اما امروز من و شما نمیتوانیم «حقالیقین» و «حیاةالقلوب» را تجویز کنیم؛ بگذارید در قفسه به عنوان تاریخ بماند؛ اگر هنر داریم، آن مضمون را با زبان امروز بنویسیم... «حیاةالقلوب»، «حقالیقین»، «عینالحیاة» ـ این کتب فارسی مرحوم مجلسی ـ پر از مطلب است؛ اما نه مطلب باب جوان امروز؛ نه مطلب باب تفکر روشنفکری امروز که در زمان مجلسی از این حرفها عین و اثری نبود.
(بیانات در دیدار با مسؤولان سازمان تبلیغات اسلامی 05/12/1370)
فرض کنید که فرزند شما، از لحاظ فکر سیاسی یا اعتقادی، اول بار به دام یک عده طرار فکر افتاده است و اینها او را به چیزهایی متوجه کردهاند که البته شیطانی و غلط، اما پُرجاذبه است و شما اصلاً نمیگذاشتید که جوانتان به شعاع این چیزها نزدیک بشود. برای این فرزند شبهه به وجود آمده و سراغ شما ـ که پدر روحانی و عالم و مورد اعتقاد این پسر هستید ـ آمده و میگوید: پدر! فلان قضیه چهطوری است؟ در اینجا، شما چه احساسی دارید؟ احساس میکنید که اگر من در پاسخ به این بچه یک ذره اشتباه کردم، بچهام را از دست دادهام.
این، اولِ لغزشگاه است. در اینجا، دیگر
کوتاهی نمیکنید، با عصبانیت اقدام نمیکنید، زمام ارادهی فکر را به سخن سبک یا سست و یا حتّی تعبیر سست رها نمیکنید. اگر دیدید از عهده برنمیآیید که جواب این جوان را بدهید، میگویید اشکال ندارد، پیش فلانی میرویم. شما فرد مسلطتری را پیدا میکنید، تا او بتواند پاسخ آن طراری دشمن را بدهد. با این احساس باید با دانشجو روبهرو بشوید. دانشجو هم که یک نفر نیست؛ یک خیل عظیمند.
(بیانات در دیدار با اعضای شورای مرکزی نمایندگان ولی فقیه در دانشگاههای کشور و مسؤولان دفاتر نمایندگی 08/07/1369)
... من میخواهم به نویسندگان و صاحبنظران و قلمبهدستان و تریبونداران سفارش کنم که از حرف مخالف آشفته نشوند. چرا ما آشفته بشویم؟ ما منطق و استدلال داریم. حرف ما، نه فقط برای ملت خودمان، بلکه برای صدها میلیون مسلمان و غیرمسلمان در دنیا، قابل قبول است. چرا ما وقتی حرف منطقی داریم، از اینکه کسی حرفی بزند، آشفتگی و اضطراب نشان بدهیم؟ بله، هر حرفی را نباید بیجواب گذاشت. اگر خلاف هست، باید جواب داد؛ منتها از جادهی ادب نباید خارج شد.
(سخنرانی در دیدار با گروه کثیری از معلمان و مسؤولان امور فرهنگی کشور و جمعی از کارگران، به مناسبت روز معلم و روز جهانی کارگر 12/02/1369)
وقتی بحث علمی مطرح است، سؤال مطرح است. با سؤال باید با روی باز مواجه شد؛ همچنان که در سنت علمی سلف ارجمند ما همین وجود داشته.
(صحیفه نور، ج 14، ص 73)
ما هدف جمع و اجتماع و جذب داریم؛ اما هدف دفع و پراکندنِ بیش از آنچه که هست، نداریم. هر برنامهیی که انجام میگیرد، بایستی بهطور کامل، یا نزدیک به کامل و به شکل متکامل، این اهداف را تضمین کند. یعنی اگر ما اجتماعی درست میکنیم، بایستی این اجتماع موجب بشود که جذب گردند؛ نه اینکه گروههایی از شیعه دفع بشوند، تبعیضی بشود، بیاعتنایی و تحقیری صورت گیرد و خدای نکرده تفکر و حرف ضعیفی مطرح بشود و احساس کنند که در اینجا عمق نیست؛ درحالیکه عمیقترین معارف اسلامی ـ نه فقط معارف شیعی ـ در ایران است.
(صحیفه نور، ج 14، ص 73)
نکتهی سوم، تقویت ایمان دینی، تأمین نیازهای فکری و استفهامهای نسل جوان است؛ که این عمدتاً متوجه به روحانیت و حوزههای علمیه است. دائماً شبهه القاء میکنند؛ باید به طور دائم و بهروز پاسخ شبههها را داد.
(بیانات در اجتماع بزرگ مردم قم 29/7/1389)
عزیزان من! امروز تهاجم فرهنگی با استفاده از ابزارها و فناوریهای جدید ارتباطی خیلی جدی است؛ صدها وسیله و راهروِ اطلاعات به سمت فکر جوان و نوجوان ما وجود دارد؛ از انواع شیوههای تلویزیونی و رادیویی و رایانهای و امثال اینها دارند استفاده میکنند و همینطور به صورت انبوه، افکار و شبهههای گوناگون را در آنها میریزند. باید در مقابل اینها ایستاد. امروز نمیشود به همان روشهای قدیمی خودمان اکتفا کنیم؛ البته که جوان نمیآید.
(دیدار با روحانیون 17/08/1385)
همان طور که عرض کردیم، این قلب معرفتی دنیای اسلام ـ پمپاژ بشود. امروز خوشبختانه وسائل ارتباطیِ سریع در اختیار همه هست. شما میتوانید اینجا اقدامی بکنید، در آن طرف دنیا در همان ساعت از شما بشنوند و استفاده کنند.
(بیانات در اجتماع بزرگ طلاب و فضلای حوزه علمیه قم 29/7/1389)
هر دورهای اقتضائی دارد. یک روز ما برای این که از هویت قرآنی اسلام دفاع کنیم، کتابها مینوشتیم، استدلالها میکردیم، حرفها میزدیم، یک عده مستمع و مرید و علاقهمند هم وجود داشتند، اینها را از ما میشنفتند، کار ما انجام گرفته بود. طاغوتی هم بر سر کار بود، اجازهی بیشتر از این تحرک را نمیداد. بعضیمان
که زرنگتر بودند، تلاشهای گستردهتری میکردند؛ بعضی هم به همان حداقل اکتفا میکردند. اما امروز چه؟ امروز دو خصوصیت وجود دارد که بار من و شما را سنگین میکند. یک خصوصیت پیشرفت شیوههای انتقال فکر است.
(بیانات در دیدار روحانیون و طلاب تشیع و تسنن کردستان 23/02/1388)
ما باید خودمان را برای پاسخ صحیح و مناسب به هر سؤال احتمالی که بر زبانها بیاید و احیانا بعضی بر زبانها نیاید، ولی از ما وجود دارد، آماده کنیم و آن پاسخها را به صورت جزوه، کتاب، انسان آمادهی به حرف، و تماسهایی که باید گرفته بشود، حاضر کنیم.
(بیانات در دیدار با اعضای بعثهی حج، به همراه حجةالاسلام والمسلمین محمدی ریشهری، نمایندهی ولیفقیه و سرپرست حجاج ایرانی23/04/1370)
ما به همه میگوییم که احترام یکدیگر را حفظ بکنند و به عقاید و مقدسات هم اهانت نکنند. اگر کسی به بهانهی عقیدهیی بخواهد به مقدسات دیگران اهانت بکند، از نظر ما به هیچ وجه قابل دفاع نیست.
(سخنرانی در دیدار با جمع کثیری از اقشار مختلف مردم شهرهای شاهرود، خلخال، بیرجند، قیدار، خمسه، تیران و چالوس، روحانیون و معاونان دفاتر عقیدتی، سیاسی نیروی زمینی ارتش و جمعی از شیعیان استان سرحد پاکستان 19/07/1368)
عزیزان من! همهی شما مراقب باشید. تا غفلتی صورت میگیرد، ناگهان میبینیم در یک طرف جنجالهای فرقهای برپا میشود: این علیه آن، آن علیه این، با شیوههای زبونانه و پست و اهانت به مقدّساتِ همدیگر، بهرغم این همه تأکید، این همه گفتن و این همه مراقبت. پیداست که دشمن در این زمینهها خیلی فعّال است. زمینه هم یک زمینهی قلبی و فکری و عقیدتی است. باید مراقب بود و شمایید که باید مراقب باشید. شما که علمای امّت و مرشدان ملتید، باید مراقب باشید.
(بیانات در دیدار علما و فضلای شیعه و سنی 04/12/1381)
دشمنان اسلام، برای تفرقه افکنی میان مسلمانان، همواره به بد نمایاندن معارف اعتقادی و فقهی مذاهب آنان برای یکدیگر، دست زدهاند.
(پیام به کنگرهی جهانی هزارهی شیخ مفید 28/01/1372)
شعار اسلام ناب و اسلامی که نظام اسلامی بر پایهی آن بهوجود آمد، این است که مسلمانان با وجود اختلافشان در عقاید و در مبانی مذهبی خود، باید اتحاد کلمه داشته باشند؛ روی موارد اتفاقی تکیه کنند و از جریحهدار کردن احساسات
یکدیگر خودداری نمایند. این فرهنگ دینی با این معنا و با این نگاه که در آن، آزادی و عدالت و مردمسالاری و بسط وحدت در دنیای اسلام و میان امت اسلامی وجود دارد، یکی از میدانهای مجاهدت ماست که باید در آن تلاش کنیم.
(بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان 19/06/1382)
این عزم و بیداری و خودآگاهی در نسل دوم حوزه و دانشگاه نیز بیدار شده است، همین که این نسل از افراط و تفریط، رنج میبرد و راه ترقی و تکامل را نه در «جمود و تحجر» و نه در «خودباختگی و تقلید»، بلکه در نشاط اجتهادی و تولید فکر علمی و دینی میداند و میخواهد که شجاعت نظریهپردازی و مناظره در ضمن وفاداری به اصول و اخلاق و منطق در حوزه و دانشگاه، بیدار شود و اراده کرده است که سؤالات و شبهات را بیپاسخ نگذارد.
(پاسخ به نامه جمعی از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علمیه 16/11/1381)
از شورای محترم انقلاب فرهنگی و بویژه ریاست محترم آن نیز میخواهم که این ایده [راهاندازی کرسیهای پاسخ به سوالات و شبهات] را در اولویت دستور کار شورا برای رشد کلیهی علوم دانشگاهی و نقد متون ترجمهای و آغاز «دوران خلاقیت و تولید» در عرصه علوم و فنون و صنایع و بویژه رشتههای علوم انسانی و نیز معارف اسلامی
قرار دهند تا زمینه برای اینکار بزرگ بتدریج فراهم گردد و دانشگاههای ما بار دیگر در صف مقدم تمدن سازی اسلامی و رشد علوم و تولید فناوری و فرهنگ، قرار گیرند. بیشک هر دو نهاد از طرحهای پیشنهادی فضلاء دانشگاهی و حوزوی و از جمله طرح شما، استفاده خواهند کرد تا با رعایت همه جوانب مسأله، جنبش «پاسخ به سؤالات»، «مناظرات علمی» و «نظریه پردازی روشمند» را در کلیه قلمروهای علمی حوزه و دانشگاه، نهادینه و تشویق کنند.
(پاسخ به نامه جمعی از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علمیه 16/11/1381)
اولین هنر ما این است که مخاطب خودمان را بشناسیم؛ ببینیم ما داریم با کی حرف میزنیم و او در چه حال وهواست؛ و بر طبق آنچه که برای او مفید و لازم است، حرف بزنیم.
(بیانات در جمع مسئولین و دست اندر کاران مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات- 1380)
اوّلا، ببینید جوان چه میخواهد و سؤال ذهن و استفهام او چیست.
باید روی محتواها کار کرد؛ ما باید استفهامهای ذهن جوان را بشناسیم تا پاسخ، بهجا واقع شود؛
والا ممکن است شبهاتی در ذهنش باشد؛ ولی شما روی منبر، چیز دیگری بگویید.
(بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 15/7/1379، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، تدوین دبیرخانة شورای عالی حوزههای علمیه، ص 374)
ما باید سؤالهای ذهن او را که احیاناً بر زبان نمیآورد، یا نمیتواند به زبان بیاورد، یا خودش متوجّه نیست که این سؤالها را باید به زبان آورد، یا موقعیت مقتضی نیست، پاسخ دهیم. چطور میشود پاسخ داد؟ وقتی که استفهامهای او کشف شود و ما بدانیم در ذهن او چیست.
(بیانات در دیدار با علما و روحانیون در آستانهی ماه مبارک رمضان 03/10/1376)
شهید مطهری به عرصهی ذهنیت جامعه نگاه کرد و عمدهترین سؤالات ذهنیت جامعهی جوان و تحصیلکرده و روشنفکر کشور را بیرون کشید و آنها را با تفکر اسلامی و فلسفهی اسلامی و منطق قرآنی منطبق کرد و پاسخ آنها را در سطوح مختلف در مقابل افراد گذاشت.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون استان همدان 15/04/1383)
در هرجا که با مخاطبین خودمان مواجه هستیم - اوّل باید بدانیم که آن سؤال و استفهامی که در ذهن جوان است، چیست. البته مواردی هم پیش میآید که سؤال و استفهامی که در ذهن
اوست، اهمیت کمی دارد و شما ترجیح میدهید چیز مهمتری رابه او بگویید. البته باید همینطور عمل کنید؛ لیکن امروز که شبهات، سؤالها و استفهامهای گوناگون را به فکر قشرهای مختلف ـ علیالخصوص جوانان ـ تزریق میکنند، مبلّغ دین بایستی آن شبهه را، آن موج مخرّب و مفسد و مضرّ را بشناسد تا بداند که میخواهد علاج چه دردی را بکند و کدام خلأ را میخواهد پر کند.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون در آستانهی ماه محرم 02/02/1377)
اوّلا، ببینید جوان چه میخواهد و سؤال ذهن و استفهام او چیست.
باید روی محتواها کار کرد؛ ما باید استفهامهای ذهن جوان را بشناسیم تا پاسخ، بهجا واقع شود؛ والا ممکن است شبهاتی در ذهنش باشد؛ ولی شما روی منبر، چیز دیگری بگویید. او وقتی نگاه کرد و دید حرف شما، متوجه ذهن او نیست، اصـلا به آن توجهی نمیکند؛ امّــا وقتی دید شما دارید همان استفهام و جهالتِ ذهن او را میشکافید و آن را میزدایید، شوق پیدا میکند؛ امروز میآید؛ فردا هم میآید و تحت تأثیر قرار میگیرد. پس، اوّل باید فهمید که سؤال او چیست و مشکلش کجاست.
(بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 15/7/1379، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 374)
اینقدر که من به فضلای جوان و به علما توصیه میکنم که با نسل جوان تماس بگیرید، برای این است. با نسل جوان تماس بگیرید، سؤالهای اینها را بخواهید، استفهامهای اینها را بشناسید، ببینید وقتی پای صحبت روحانی مینشینند، چه میطلبند؛ نه اینکه چه توقّع دارند شما بگویید، بلکه چه توقّع دارند برای آنها تبیین شود. این شناختن نیازها، خیلی مهمّ است.
(بیانات در دیدار با علما و روحانیون در آستانهی ماه مبارک رمضان 03/10/1376)
آفتی که ممکن است برای ما ایجاد شود، این است که نیاز دینی امروز مردم را تشخیص ندهیم؛ ندانیم امروز، مخاطبان ما ـ که عمدتاً هم، جوان هستند ـ استفهام و سؤال واقعیشان از ما چیست؛ این، خطر بزرگی است! مخاطب ما، چیزی را در دل سؤال میکند؛ ولی ما وقتی با او حرف میزنیم، پاسخِ حرف او نیست؛ لذا شبهة او، باقی میماند!
البته من نمیخواهم بگویم همه به دنبال این کار بروند؛ امّا جمع کثیری باید به دنبال این کار بروند. امروز، اگر شما در جایی قـرار گرفتهاید که مُراجعه مردمی دارید، باید این حالت را داشته باشید که بدانید مخاطب شما، استفهام حقـیقیاش چیست... اگر کسی بتواند این سؤالات را پاسخ بگوید، مرهمی بر دل آن جوان گذاشته است؛ او میشود فداییاش!... جوانها
مؤمناند؛ ... جوانها در معرضِ سیلِ بسیار تند سؤالات و شبهات و اشکالات و عقدههایی هستند که به روح آنها، سـرازیر میشود؛ یک روحانی خـوب و مـوفّق، آن روحانی است که از آنچه در ذهن آن جوان انباشته میکنند، آگاه باشد و پاسخ و پادزهِر آن را داشته باشد.
(بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 15/7/1379، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 474)
آن کس که فرضاً در دانشگاهها مشغول تبلیغ و کار مخصوص روحانی است یا در ارتش و یا در سپاه مشغول تلاش روحانی است، باید نیاز فکری آن مجموعه و مخاطبین خودش را هوشمندانه و زیرکانه بشناسد. باید ببیند مخاطب او چه عقده و ابهام و سؤالی در ذهن دارد؛ ولو به زبان نیاورد.
(بیانات در دیدار ائمهی جماعات و روحانیون و مبلغین، در آستانهی ماه مبارک رمضان 25/11/1371)
از این بالاتر، نیازهای جماعت مردم است. گاهی یک نیاز تبلیغی در جامعه وجود دارد، آحاد هم به آن توجّه ندارند؛ ولی شما میدانید که این نیاز هست. مثلاً شما تبلیغات دشمن را گوش کردید، دیدید که دشمن متمرکز و متوجّه به چیست؛ میفهمید که باید این را مورد توجّه قرار دهید و ازالهی پلیدی و دفن تبلیغات کذب دشمن را بکنید؛ در حالی که ممکن است خود آن
مخاطبان به آن توجّه نداشته باشند. این میشود رفع نیاز.
(بیانات در دیدار با علما و روحانیون در آستانهی ماه مبارک رمضان 03/10/1376)
گاهی شناخت گروه صنفی و سِنی مخاطب، به شما کمک میکند.
(بیانات در جمع مسئولین و دست اندر کاران مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات- 1380)
آمارگیری از مخاطبین هم نکتهی مهمی است؛ اینکه چقدر از شما سؤال میشود و چقدر برای دریافت پاسخ مراجعه میکنند، کمیّتش مهم است.
بعد بایستی نظرخواهی کنید و ببینید که سوالکنندگان از چه قشرهایی هستند؛ جوانند، دانشجو هستند، دخترند، پسرند، نوجوانند، باسوادند، بیسوادند، تحصیلات عالیه دارند ـ ممکن است دکتر یا آدم تحصیل کرده است که سؤالی دارد ـ از کدام قسمتهای کشور هستند. اینها همهاش معنا دارد. اول کمیتها معلوم شود. معنای کمیت زیاد این است که مرکز شما مورد توجه واقع شده است. بعد اقشار و نمونههای گروهی مشخص شوند تا شما بدانید با کی طرف هستید.
(بیانات در جمع مسئولین و دست اندر کاران مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات- 1380)
دانشجو، به طور طبیعی روشنفکر است؛ یعنی جزو گروههای روشنفکر قهری است و نسبت به اوضاع جاری کشور، صاحب نظر و صاحب فکر و صاحب عقیده است و میخواهد اظهارنظر بکند.
(بیانات در دیدار با اعضای شورای مرکزی نمایندگان ولی فقیه در دانشگاههای کشور و مسؤولان دفاتر نمایندگی 08/07/1369)
کسانی که اهل مطالعهاند، با دنیا مواجه میشوند و دربارهی اصل دین و اسلام و معارف آن و نیز اصول و فروع و تاریخ دین حرف میزنند و مرتبا شبهه القا میکنند.
(بیانات در آغاز درس خارج فقه 14/06/1374)
... حاجت سوم به فعالیتهای حوزهی علمیه، نیاز روشنفکران و جوانان است. اینها قشری هستند که در مقابل شبهات قرار میگیرند. در همه جا اولین مخاطب شبههها، روشنفکران و اهل فکر و اندیشهاند که غالبا در میان جوانان و صاحبان فکر و اندیشه و تحصیلکردهها هستند.
(بیانات در آغاز درس خارج فقه 14/06/1374)
عزیزان من! از جمله چیزهایی که در تبلیغ بسیار مهمّ است، این است که شما پاسخ استفهامهای مخاطبان خود را بدهید. اگر جوانی جلوِ ما نشسته است و ده، بیست سؤال در ذهن اوست، ما هم یک سخنرانی یکساعته برای او میکنیم،
در حالی که هیچیک از سؤالات او جواب داده نشده است، آیا به نظر شما این سخنرانی موفّق است؟ البته که نه. ما باید سؤالهای ذهن او را که احیاناً بر زبان نمیآورد، یا نمیتواند به زبان بیاورد، یا خودش متوجّه نیست که این سؤالها را باید به زبان آورد، یا موقعیت مقتضی نیست، پاسخ دهیم. چطور میشود پاسخ داد؟ وقتی که استفهامهای او کشف شود و ما بدانیم در ذهن او چیست.
(بیانات در دیدار با علما و روحانیون در آستانهی ماه مبارک رمضان 03/10/1376)
یکی از شیرینترین رخدادها برای انسان این است که جوانانی که مظهر معرفتجویی و استفهام و طالب دانستن و آگاهی هستند، چیزی را بپرسند که انسان میتواند در محدودهی اطلاعاتش به آن جواب دهد و درعینحال به همین اندازه میتواند در رفع سؤال و ابهام در ذهن جوان ـ که مظهر شادابی و نشاط و میل به پیشرفت است ـ کمک کند.
(بیانات در دیدار با دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی 22/02/1382)
دشمن دارد از ابزارهای هنری استفاده میکند؛ از ابزارهای مدرن تبلیغی استفاده میکند و حرفها را پخش میکند؛ آماج عمده هم جوانهای ما هستند.
(بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری 17/06/1384)
شما اگر در میان جوانان بروید، میبینید جوان خوبِ ما هم گاهی در ذهنش شبهه وجود دارد.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون استان همدان 15/04/1383)
بیان دینی باید در همهی سطوح، صحیح باشد. درست است که ما تبیین دینی را در سطح نخبگان، در سطح متوسط، در سطح پایین و در سطح کودکان داریم، اما همان چیزی که در سطح کودکان است، مطلقا باید صحیح باشد.
(بیانات در دیدار رئیس و مدیران سازمان صدا و سیما، 11/9/1383)
امروز عموم جوانان کشور ـ از دختر و پسر گرفته تا زن و مرد، و حتی غیرجوانان ـ ذهنشان باز است. اگر دیروز ـ قبل از انقلاب ـ جوانان دانشجو از این ویژگی برخوردار بودند، امروز مخصوص آنها نیست و همه، مسائل را با چشم بصیرت و با استبصار نگاه میکنند و میخواهند بفهمند.
(بیانات در جمع روحانیون استان «کهگیلویه و بویراحمد» در آستانهی ماه محرم 17/03/1373)
امروز جوانان ما، دانشجویان ما، معلمان ما و کارگران ما اگر میخواهند در زمینهی افکار اسلامی عمق پیدا کنند و پاسخ سؤالات خود را بیابند، باید به کتابهای شهید مطهری مراجعه کنند.
(بیانات در دیدار جمع کثیری از کارگران و معلمان، به مناسبت روز کارگر و هفتهی معلم 15/02/1378)
امروز جوانان ما، دانشجویان ما، معلمان ما و کارگران ما اگر میخواهند در زمینهی افکار اسلامی عمق پیدا کنند و پاسخ سؤالات خود را بیابند، باید به کتابهای شهید مطهری مراجعه کنند.
(بیانات در دیدار جمع کثیری از کارگران و معلمان، به مناسبت روز کارگر و هفتهی معلم 15/02/1378)
عزیزان من! امروز تهاجم فرهنگی با استفاده از ابزارها و فناوریهای جدید ارتباطی خیلی جدی است؛ صدها وسیله و راهروِ اطلاعات به سمت فکر جوان و نوجوان ما وجود دارد؛ از انواع شیوههای تلویزیونی و رادیویی و رایانهای و امثال اینها دارند استفاده میکنند و همینطور به صورت انبوه، افکار و شبهههای گوناگون را در آنها میریزند. باید در مقابل اینها ایستاد.
(دیدار با روحانیون 17/08/1385)
بعد بایستی نظرخواهی کنید و ببینید که سوالکنندگان از چه قشرهایی هستند؛ جوانند، دانشجو هستند، دخترند، پسرند، نوجوانند، باسوادند، بیسوادند، تحصیلات عالیه دارند ـ
ممکن است دکتر یا آدم تحصیل کرده است که سؤالی دارد ـ از کدام قسمتهای کشور هستند. اینها همهاش معنا دارد. اول کمیتها معلوم شود. معنای کمیت زیاد این است که مرکز شما مورد توجه واقع شده است.
(بیانات درجمع مسئولین ودست اندرکاران مرکز مطالعات وپاسخگوییبهشبهات-1380)
بعد بایستی نظرخواهی کنید و ببینید که سوالکنندگان از چه قشرهایی هستند؛ جوانند، دانشجو هستند، دخترند، پسرند، نوجوانند، باسوادند، بیسوادند، تحصیلات عالیه دارند ـ ممکن است دکتر یا آدم تحصیل کرده است که سؤالی دارد ـ از کدام قسمتهای کشور هستند. اینها همهاش معنا دارد. اول کمیتها معلوم شود. معنای کمیت زیاد این است که مرکز شما مورد توجه واقع شده است.
(بیانات درجمع مسئولین ودست اندرکاران مرکز مطالعات وپاسخگوییبهشبهات-1380)
بیان دینی باید در همهی سطوح، صحیح باشد. درست است که ما تبیین دینی را در سطح نخبگان، در سطح متوسط، در سطح پایین و در سطح کودکان داریم، اما همان چیزی که در سطح کودکان است، مطلقا باید صحیح باشد.
(بیانات در دیدار رئیس و مدیران سازمان صدا و سیما، 11/9/1383)
بیان دینی باید در همهی سطوح، صحیح باشد. درست است که ما تبیین دینی را در سطح نخبگان، در سطح متوسط، در سطح پایین و در سطح کودکان داریم، اما همان چیزی که در سطح کودکان است، مطلقا باید صحیح باشد.
(بیانات در دیدار رئیس و مدیران سازمان صدا و سیما، 11/9/1383)
باید با زمان، خودمان را تطبیق دهیم. شبههها از قبیل شبهههای صد سال و دویست سال قبل نیست. شبهههائی که در ذهن جوان شما، دانشجوی شما، حتّی دانشآموز شما القاء میکنند، شبهههائی از جنس روز است. در مقابل این کی میخواهد بایستد؟
(بیانات در دیدار روحانیون و طلاب تشیع و تسنن کردستان 23/02/1388)
فرض بفرمایید الان اگر شیعیان کشمیر که جزو مجموعهی مسلمین کشمیرند و یک اقلیت هستند، از ما سؤال بکنند که ما در فلان قضیه چه باید بکنیم، این مجمع جهانی باید از موضع یک مطالعه و تدبر سنجیده، پاسخ آنها را حاضر داشته باشد و به آنها ارائه دهد. و همینطور شیعیان بقیهی مناطق ـ در اروپا و جاهای دیگر ـ که غالبا در اقلیت هستند، مسائلی برایشان پیش میآید که ما بایستی همیشه پاسخ سؤالها و مسائل آنها
را حاضر داشته باشیم؛ چه سؤالهای سیاسیشان، چه سؤالهای فقهیشان، و چه بقیهی مسائلی که برایشان پیش میآید.
(بیانات در دیدار با اعضای شورای عالی مجمع جهانی اهلبیت(ع)04/07/1370)
البته در همه جا باید «حرف متقن» بزنیم؛ یعنی چه با سطوح پائین جامعه صحبت کنیم و چه با سطوح بالا، حرف باید متقن باشد. البته در همه جا باید «حرف متقن» بزنیم؛ یعنی چه با سطوح پائین جامعه صحبت کنیم و چه با سطوح بالا، حرف باید متقن باشد.
(بیانات درجمع مسئولین ودست اندرکاران مرکز مطالعات وپاسخگوییبهشبهات-1380)
بیان دینی باید در همهی سطوح، صحیح باشد. درست است که ما تبیین دینی را در سطح نخبگان، در سطح متوسط، در سطح پایین و در سطح کودکان داریم، اما همان چیزی که در سطح کودکان است، مطلقا باید صحیح باشد.
(بیانات در دیدار رئیس و مدیران سازمان صدا و سیما، 11/9/1383)
آن کس که فرضا در دانشگاهها مشغول تبلیغ و کار مخصوص روحانی است یا در ارتش و یا در سپاه مشغول تلاش روحانی است، باید نیاز فکری آن مجموعه و مخاطبین خودش را هوشمندانه و زیرکانه بشناسد. باید ببیند مخاطب او چه عقده
و ابهام و سؤالی در ذهن دارد؛ ولو به زبان نیاورد.
(بیانات در دیدار ائمهی جماعات و روحانیون و مبلغین، در آستانهی ماه مبارک رمضان 25/11/1371)
جوانان طیب و طاهر و تحصیلکرده و با استعداد و ممتازی از اروپا که در دانشگاههای خودشان مسلمان شدهاند پیش ما میآیند و دربارهی مسائل اسلامی راهنمایی میخواهند. چه کسی باید اینها را راهنمایی کند؟ چه کسی باید به آنجا برود و در میان آنها سکونت کند و تعلیم دین و اخلاق بدهد؟ چه کسی باید برای آنها کتاب بفرستد؟ چه کسی باید برای آنها مسائل را تبیین کند؟ پاسخ همهی این پرسشها به حوزههای علمیه مرتبط است.
(بیانات در آغاز درس خارج فقه 14/06/1374)
امروز، دنیا تشنة حقیقت است؛ این... حرف کسانی است که سالها، با فرهنگ غربی ارتباط، رفت و آمد، مبادله و حتّی نسبت به آن، حسن نظر داشتهاند... که امروز، دنیای غرب در سطوح حساسش، تشنة اسلام است! «سطوح حسّاس» یعنی چه؟... دانشمندان، متفکرین، انسانهای با وجدان، روشنفکران و جوانان، بخشهای حسّاس پیکرة جوامع غربی هستند. این بخشهای حسّاس، امروز، تشنة مکتب و درس از زندگی هستند که آنها را، از هزاران دشواری واقعی
زندگی نجات دهد؛... چشم انتظارند که دستِ نجاتی بیاید و آنها را از این حالت، نجات دهد. در آنجاهایی که آگاهی هست، چشمها به اسلام دوخته شده است؛ البته عدّهای از آنها... اسلام را نمیشناسند؛ امّا زمینة گرایش به اسلام را دارند. کسانی که اسلام را میشناسند، مشخصاً روی اسلام، تکیه میکنند.
(سخنرانی در دیدار با روحانیون و مبلغان، در آستانة ماه محرم، 20/4/1370، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 478)
بسیاری از جوامع غیر مسلمان به اسلام توجه پیدا کردهاند ـ ولو مسلمان نشدهاند ـ ولی میخواهند بدانند اسلام چیست که این دستگاه عظیم را به راه انداخته و حکومت تشکیل داده و با ابرقدرتها سینه به سینه شده است و از کسی هم نمیترسد و دنیا را اداره میکند.
(بیانات در آغاز درس خارج فقه 14/06/1374)
جوان را باید بشناسید؛ فکر او را باید بشناسید؛ آنچه را که به او هجوم آورده، باید بشناسید. تا میکروب و بیماری را نشناسید که علاج نمیتوان کرد.
(دیدار با روحانیون 17/08/1385)
امروز، روز بیداری ذهنهاست. انقلاب ذهنها را بیدار کرد و در ذهنها سؤال بهوجود آورد.
طول دوران استبداد موجب خمودگی ذهنها شده بود. قبل از انقلاب جوانان ما سرشان پایین بود؛ میآمدند و میرفتند و کاری به کار کسی نداشتند؛ مگر آنکه یک نفر انقلابی میرفت و آنها را با مفاهیم انقلابی آشنا میکرد؛ اما امروز اینطور نیست.
(سخنرانی در دیدار با جمعی از روحانیون، ائمهی جماعات و وعاظ نقاط مختلف کشور در آستانهی ماه مبارک رمضان14/12/1370)
وقتی ذهن فعال و کارگر شد، شبهه به ذهن میآید.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون استان همدان 15/04/1383)
امروز مباحث کلامی که برای دفاع از عقاید دینی مطرح است، غیر از مباحث آن وقتهاست. چه کسی حالا شبههی «ابنکمونه» را مطرح میکند؟ امروز شبهات فراوانی در عالم ذهنیات و معارف بشری هست.
(بیانات در آغاز درس خارج فقه 31/06/1370)
... البته بازکردن این گره در ذهن بعضی، دشوارتر و در بعضی، آسانتر است؛ سطوح سواد و هوشمندی و معرفت افراد متفاوت است.
(بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار علما و روحانیون استان زنجان، 21/7/1382، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 510)
امروز عموم جوانان کشور ـ از دختر و پسر گرفته تا زن و مرد، و حتی غیرجوانان ـ ذهنشان باز است.
(بیانات در جمع روحانیون استان «کهگیلویه و بویراحمد» در آستانهی ماه محرم 17/03/1373)
ملت ایران در راه افتخار خود... با این نسل فرزانه و فهمیده و آگاهی که امروز بحمدالله روزبهروز در حال رشد است، (این نسل جوان عزیز ما) تفکرات خودش را... روزبهروز رشد خواهد داد و عمق خواهد بخشید.
(دیدار با مردم استان سمنان 17/08/1385)
یک بخش مهم از حادثهی فرهنگی در جامعهی امروز ما این است که اینها در معرض شبهات قرار میگیرند.
(بیانات در جمع روحانیون استان «کهگیلویه و بویراحمد» در آستانهی ماه محرم 17/03/1373)
مسألهی دوم اینکه یک عطش فکری در نسل جوان ما ایجاد شده است که در واقع لازم داریم در زمینهی هنر با برنامهی صحیح بتوانیم به این عطش فکری پاسخ مثبت دهیم.
(گفت و شنود به مناسبت میلاد حضرت فاطمهی زهرا(سلاماللهعلیها)18/07/1377)
یکی از شیرینترین رخدادها برای انسان این است که جوانانی که مظهر معرفتجویی و استفهام و طالب دانستن و آگاهی هستند، چیزی را بپرسند که انسان میتواند در محدودهی اطلاعاتش به آن جواب دهد و درعینحال به همین اندازه میتواند در رفع سؤال و ابهام در ذهن جوان ـ که مظهر شادابی و نشاط و میل به پیشرفت است ـ کمک کند.
(بیانات در دیدار با دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی 22/02/1382)
دانشجو، به این قانع نیست که بگویند ما اینطور تشخیص دادهایم و میخواهیم عمل بکنیم. دانستن و اظهارنظر او، با تعبد هم منافات ندارد. تعبد هم میکند، اما دلش میخواهد وجه این کاری را که به آن تعبد کرده است، بداند.
(بیانات در دیدار با اعضای شورای مرکزی نمایندگان ولی فقیه در دانشگاههای کشور و مسؤولان دفاتر نمایندگی 08/07/1369)
بیش از دو سوم مردم ما، جواناناند؛ خود شما هم جوانید؛ اکثر [شما]، جزء همین نسل هستید؛ پس بیشتر از همه، آنها را باید مخاطب قرار داد. دوّم، این که دشمنان این کشور، دشمنان این انقلاب و دشمنان دین، با توجه به همین حقیقت، مدّتهاست که برای مخاطبین جوان، برنامهریزی میکنند؛ ممکن است ما غفلت کرده باشیم؛ امّا دشمن ما، غفلت نکرده است!... این
هم، دلیل دیگری است که باید توجّه بیشتر شما، به جوانان باشد.
دلیل سوم، این است که جوان، آسانپذیر و زودپذیر است؛ چون دل او، نورانی است؛ هنوز آلودگی در دلهای جوانان، به قدر افرادی از قبیل بنده که سنی از آنها گذشته است، نیست و سختپذیر نشدهاند! پس، از اوّل که شما به فکر تبلیغ هستید و میخواهید مطالبی را برای بیان دین و اخلاق و هر آنچه باید گفته شود، انتخاب کنید، هدف را مخاطبه با جوانان قرار دهید.
(بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 15/7/1379، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص473)
حضور در دانشگاهها، خیلی مهم است؛ چون... اصل قضیه، این است که این رسالت و این پیامبری را ـ در این سطح نازلی که ما بر عهده داریم ـ تحقق ببخشیم، به این که به مخاطبین خودمان برسانیم؛ مخاطبین و شنوندگان پیام و رسالت پیغمبران مختلفاند؛ بهترینشان کسانی هستند که جوان باشند... بالأخره، امر دایر است بین این که به کسی یاد بدهیم که پنجاه سال می خواهد از آن استفاده کند، یا کسی که مدّت کوتاهی میخواهد استفاده کند.
... دوم، این که همین جوان بودن، امتیاز است برای خوب فراگیری و شکلگیری ذهن به آنچه ما به او میدهیم. فرق میکند که کسی، ذهنِ شکل گرفتهای داشته باشد؛ یا این که ذهنِ آمادة
شکلگیری داشته باشد. جوان، این امتیاز دوم را هم دارد.
امتیاز سوّم، این است که جوان، حقپذیر است و آنچه به او گفته بشود ـ در وهلة اوّل برای همة جوانها، باید اینطور فرض کرد ـ گوش میکند برای یادگرفتن و عمل کردن.
عزیزان! امروز، مخاطب شما، جوانان اند؛ روی آنها باید کار کنید: «علیکم بالأحداث»!
نمیگویم غیر جوانها را رها کنید؛ یا آنها به آموختن، احتیاج ندارند؛ امّا میگویم شما، روی جوانها کار کنید؛ سرریزش به غیرجوان ها هم میرسد و برای آنها... کافی است.
(بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 15/7/1379، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، 474)
جوان را باید بشناسید؛ فکر او را باید بشناسید؛ آنچه را که به او هجوم آورده، باید بشناسید. تا میکروب و بیماری را نشناسید که علاج نمیتوان کرد.
(دیدار با روحانیون 17/08/1385)
پاسخ به شبهه نیز بدون شناخت شبهه، ناممکن است.
(پاسخ به نامه جمعی از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علمیه 16/11/1381)
جریان ورود در عرصهی چالش با افکاری که وارد میشود... و این جزو وظایف مهمی است که وجود دارد. همانطور که عرض کردم.
(بیانات در دیدار اعضای کنگرهی حکمت مطهر 18/12/1382)
امروز... هر چند صباحی، یک نفر در دنیا سر بلند میکند و کتابی مینویسد؛ کتاب او را به زبانهای دیـگـر ترجمه میکنند و چهار نفر هم، مُروّجش میشوند؛ ما چه کار کنیم؟ ما اینجا در مدرسة فیضیّه، یا در حوزة قم، یا در مسجدمان در فلان شهرِ کشور، بنشینیم تا ببینیم چه حرفی از خارج آمد که فلان نقطهاش، اشاره یا تعریضی به مسائل دینی دارد؛ و بنا کنیم همان نقطه را ردّ کردن؟ این، درست است!... یا نه؛ حوزه باید در متن حوادث علمی عالم باشد؟
.... چرا ما از اوّل، متوجه نباشیم که چه چیزی دارد در دنیا فراهم و فرآورده میشود تا به افکار بشر داده بشود؛ تا خودمان را از ریشه آماده کنیم؟ بنشینیم تا صد سال بعد از مرگ مارکس، که افکار او همه جا منتشر شد و وارد کشور ما گردید و چهار نفر از بچههای ما رفتند و توده ای یا مارکسیست شدند و خدا را انکار کردند، آن وقت تازه، به این فکر بیفتیم که حالا مثلا، علیه بیدینی و بیخدایی آنها، کتاب بنویسیم! این، درست است؟!
... چنانچه حوزههای علمیّه، متوجه بودند و خودشان را هماهنگ میکردند و پیش میبردند، میتوانستند به موقع و بجا، آن افکار صحیح
اسلامی را بدهند و نگذارند که در موضع تدافعی قرار بگیرند؛ همیشه، موضع تهاجمی و تبیینی داشته باشند. پس، بایستی خودشان را با افکاری که به نحوی، با مسائل اسلامی ارتباط پیدا میکند، هماهنگ نمایند؛... بایستی با تحوّلات جهانی آشنا بود تا برخورد انفعالی، پیش نیاید؛ بلکه برخوردِ فعّال پیش بیابد.
(بیانات در آغاز درس خارج فقه، 31/6/1370، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 536)
خارجیها کتاب مینویسند و ما باید پاسخ آنها را بدهیم... ما باید در حوزهی علمیهی قم و در مراکز علمی خود، صد جواب رد در مشتمان داشته باشیم و به آنها پاسخ بدهیم.
(سخنرانی در دیدار با مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزهی علمیهی قم07/09/1368)
ما باید مطالبی را آماده کنیم که رد انحرافات و تحریفات و اشتباهاتی باشد که به شکل خوراک فکری، در کتابها و جزوههای مختلف، میان جوانان ما تقسیم میشود.
(سخنرانی در آغاز هفتمین گردهمایی ائمهی جمعهی سراسر کشور25/06/1370)
باید به تناسب تهمتهایی که به ما میزنند و به تناسب فحشهایی که به ما میدهند و به تناسب کتابهایی که علیه ما مینویسند، نیازها
را بدانیم. مرکز و بانک اطلاعات حوزه کجاست که اینها را نگاه کند و دربارهی آن موضوعات تحقیق نماید و بنویسد؟ یکی از کارهایی که حوزه باید انجام بدهد، همین است. یعنی مرکزی داشته باشد و کتابهایی را که در دنیا راجع به انقلاب نوشتهاند، جمع کند؛ چه آنهایی که مستقیماً دربارهی انقلاب است و چه آنهایی که به خاطر انقلاب، به شیعه و یا اسلام فحش دادهاند و چه کتابهایی که از ما تعریف کردهاند و نقاط قوّت ما را - که بعضاً خودمان هم از آنها غافل بودهایم - یادآور شدهاند.
(سخنرانی در دیدار با مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزهی علمیهی قم 07/09/1368)
کار مراجعهی به پایگاههای اینترنتی بیگانه هم خیلی کار خوبی است و کار مفیدی است که بدانید در آن میدان چه میگذرد.
(بیانات درجمع مسئولین ودست اندرکاران مرکز مطالعات وپاسخگوییبهشبهات-1380)
دانشجو، غیر از آن جوانِ در بازار است که نه از مجلهی خارجی، نه از کتاب خارجی و نه از معارف بیرون این مرز اصلاً مطلع نیست. دانشجو، قاعدتاً اطلاع پیدا میکند و آگاه و هوشیار است و معارف دنیا برایش مطرح میشود. پس این فرد، در معرض نفوذ آسیبهای فرهنگی و بیمبالاتی در
مقابل دین و بیتفاوتی در مقابل ارزشهای دینی و انقلابی است. این، یکی از مشکلات محیط دانشجویی و دانشجوست.
(بیانات در دیدار اعضای شورای مرکزی نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها 7/08/1369)
امروز حوزه نباید در صحنههای متعدد فلسفی و فقهی و کلامی در دنیا غائب باشد. این همه سؤال در دنیا و در مسائل گوناگون مطرح است؛ پاسخ حوزه چیست؟ نه باید غائب باشد، نه باید منفعل باشد؛ هر دو ضرر دارد. فکر نو لازم است، پاسخ به نیازهای نوبهنو لازم است که دارد مثل سیل در دنیا مطرح میشود؛ باید شما برایش جواب فراهم کنید.
(بیانات در اجتماع بزرگ طلاب و فضلای حوزه علمیه قم 29/7/1389)
حوزه باید در متن حوادث علمی عالم باشد... چرا ما از اوّل، متوجه نباشیم که چه چیزی دارد در دنیا فراهم و فرآورده میشود تا به افکار بشر داده بشود؛ تا خودمان را از ریشه آماده کنیم؟ بنشینیم تا صد سال بعد از مرگ مارکس، که افکار او همه جا منتشر شد و وارد کشور ما گردید و چهار نفر از بچههای ما رفتند و توده ای یا مارکسیست شدند و خدا را انکار کردند، آن وقت تازه، به این فکر بیفتیم که حالا مثلا، علیه بیدینی و بیخدایی آنها، کتاب بنویسیم! این، درست است؟!
... پس، بایستی خودشان را با افکاری که به
نحوی، با مسائل اسلامی ارتباط پیدا میکند، هماهنگ نمایند.
(بیانات در آغاز درس خارج فقه، 31/6/1370، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 536)
امروز، مباحث و شبهههای جدید و حرفهای تازهای در دنیا مطرح است؛ بعضی از آنها هم، دارای پایههای علمی یا شبهعلمی است. آن کسی که میخواهد دین را تبلیغ کند؛ نظر دین را بیان کند؛ یا به تعبیری، از دین دفاع کند ـ همیشه هم، دفاع نیست؛ گاهی تبیین است ـ او بایستی بداند که این جریانهای فکری و این حرفهای تازه در دنیا، چیست. این شناخت، برای حوزههای ما، لازم است.
(متن کامل بیانات مقام معظم رهبری در آغاز درس خارج فقه، 28/6/1378، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 538)
پاسخ به نیازهای نوبهنو لازم است که دارد مثل سیل در دنیا مطرح میشود؛ باید شما برایش جواب فراهم کنید. جواب شما باید ناظر باشد به این نیاز، و نیز ناظر باشد به پاسخ هایی که مکاتب و فرقههای گوناگون میدهند. اگر از جوابهای آنها غافل باشید، پاسخ شما نمیتواند کار خودش را انجام دهد.
(بیانات در اجتماع بزرگ طلاب و فضلای حوزه علمیه قم 29/7/1389)
حوزههای علمیه باید این شبهات و راه مقابلهی با آنها را بدانند و در مقابل فلسفهها و گرایشها و مذهبها، همیشه یک حالت برندگی و تهاجمی داشته باشند.
(بیانات در آغاز درس خارج فقه 31/06/1370)
باید به تناسب تهمتهایی که به ما میزنند و به تناسب فحشهایی که به ما میدهند و به تناسب کتابهایی که علیه ما مینویسند، نیازها را بدانیم... در این مرکز، محققان حوزه باید مشابه این کتابها را نیز در داخل کشور جمعآوری کنند و مورد بررسی قرار دهند.
(سخنرانی در دیدار با مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزهی علمیهی قم 07/09/1368)
ما باید مطالبی را آماده کنیم که رد انحرافات و تحریفات و اشتباهاتی باشد که به شکل خوراک فکری، در کتابها و جزوههای مختلف، میان جوانان ما تقسیم میشود. حتی گاهی نادانسته، در جزوهها و کتابهای درسی دانشگاه و نیز در گفتگوهایی که در رسانههای جمعی ما منتشر میشود، این مطالب میآید! ما بایستی پاسخ اینها را آماده بکنیم.
( سخنرانی در آغاز هفتمین گردهمایی ائمهی جمعهی سراسر کشور25/06/1370)
برنامهی دینی باید نسبت به دین شبههزدا باشد، نه شبههزا. من گاهی بعضی از بیانات دینی را از تلویزیون یا از رادیو گوش میکنم و میبینم شبهه ایجاد میکند! حدیث سستی، حرف نامعقولی، مطلبی که در جمع مثلاً بیست نفری یا پنجاه نفرهی یک عده مؤمن مخلص، گفتنش خوب است و ایمان آنها را زیاد میکند، در سطح میلیونی مردم به زبان آوردن، جز اینکه ایمان عدهیی را سست و در ذهنشان تردید ایجاد کند، هیچ فایدهی دیگری ندارد. از این چیزها باید پرهیز کرد. بیان دینی و تبیین دینی باید شبههزدا، روشن، قوی، هنرمندانه و متنوع باشد؛ شبههزا و کلیشهیی نباشد.
(بیانات در دیدار رئیس و مدیران سازمان صدا و سیما 11/09/1383)
ما باید مطالبی را آماده کنیم که رد انحرافات و تحریفات و اشتباهاتی باشد که به شکل خوراک فکری، در کتابها و جزوههای مختلف، میان جوانان ما تقسیم میشود. حتی گاهی نادانسته، در جزوهها و کتابهای درسی دانشگاه و نیز در گفتگوهایی که در رسانههای جمعی ما منتشر میشود، این مطالب میآید! ما بایستی پاسخ اینها را آماده بکنیم.
(سخنرانی در آغاز هفتمین گردهمایی ائمهی جمعهی سراسر کشور25/06/1370)
... از چند ماه پیش، انواع وسوسههای تبلیغاتی از سوی دشمنان کشور شروع شده است و خنّاسانی هم از داخل به آن کمک میکنند... طرح برخی شبهات غالبا موهوم که متأسفانه بعضی از مطبوعات بدان دامن میزنند و دربارهی آن بزرگنمایی میکنند، کمک به دشمن است... طرح اینگونه شبهات در روزنامهها بدون توجه به پاسخ اشخاص صالح، گمراه کننده و فتنهانگیز است.
(پاسخ به نامهی گروههای موسوم به «ائتلاف خط امام»12/07/1377)
نکته این است که ما به صورت مدرن و طبق نیازهای امروز، از حق خود و تشیع و اعتقاد و انقلاب و اسلام و حتّی اماممان دفاع نکردیم. امام را متهم کردند که میگوید: پیامبران ناموفق بودند(!) ما چند جلد کتاب در جواب این اتهام نوشتیم و به دنیا ارایه دادیم و پخش کردیم؟ پس، ببینید اینها کارهای حوزه است. ما باید اینها را باور کنیم.
(سخنرانی در دیدار با مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزهی علمیهی قم 07/09/1368)
باید با زمان، خودمان را تطبیق دهیم. شبههها از قبیل شبهههای صد سال و دویست
سال قبل نیست. شبهههائی که در ذهن جوان شما، دانشجوی شما، حتّی دانشآموز شما القاء میکنند، شبهههائی از جنس روز است. در مقابل این کی میخواهد بایستد؟
(بیانات در دیدار روحانیون و طلاب تشیع و تسنن کردستان 23/02/1388)
خیلی از شائبهها و اشکالات و شبهات بعد از حرفهای شهید مطهری بهوجود آمده؛ باید برای اینها آمادهی پاسخ بود؛ لذا حوزههای علمیه وظیفهی سنگینی برعهده دارند.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون کرمان 11/02/1384)
شبهات همیشه بوده، اما نوع شبهات متفاوت بوده است.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون استان همدان 15/04/1383)
در دنیا هم اکنون در بُعد اعتقادی، دیگر آن شبهات توحید و خداشناسی و اصل دین که زمانی رایج بود، خیلی مطرح نیست؛ لیکن شبهات گوناگون دیگری مطرح است؛ شبهاتی مربوط به امام زمان(عج)، شبهاتی از ناحیهی وهابیها نسبت به عقاید شیعی، شبهاتی مربوط به رکن اساسی نظام ما ـ یعنی ولایت فقیه که یک امر اعتقادی و استدلالی است ـ شبهاتی مربوط به اینکه آیا دین اسلام برای ادارهی زندگی جامعیت دارد و اصولاً آیا اسلام دین سیاست و
زندگی هم است یا نه و یا صرفاً دینی به معنای اعتقاد و عمل شخصی است؟ الان مجموعهی این شبهات مطرح است.
(بیانات در دیدار با مدرسان و مسؤولان دبیرستان علوم و معارف اسلامی شهید مطهری 27/12/1368)
گاهی یک نیاز تبلیغی در جامعه وجود دارد، آحاد هم به آن توجّه ندارند؛ ولی شما میدانید که این نیاز هست. مثلاً شما تبلیغات دشمن را گوش کردید، دیدید که دشمن متمرکز و متوجّه به چیست؛ میفهمید که باید این را مورد توجّه قرار دهید و ازالهی پلیدی و دفن تبلیغات کذب دشمن را بکنید؛ در حالی که ممکن است خود آن مخاطبان به آن توجّه نداشته باشند. این میشود رفع نیاز.
(بیانات در دیدار با علما و روحانیون در آستانهی ماه مبارک رمضان 03/10/1376)
کار مراجعهی به پایگاههای اینترنتی بیگانه هم خیلی کار خوبی است و کار مفیدی است که بدانید در آن میدان چه میگذرد.
(بیانات درجمع مسئولین ودست اندرکاران مرکز مطالعات وپاسخگوییبهشبهات-1380)
در دنیا هم اکنون در بُعد اعتقادی، دیگر آن شبهات توحید و خداشناسی و اصل دین
که زمانی رایج بود، خیلی مطرح نیست؛ لیکن شبهات گوناگون دیگری مطرح است؛ شبهاتی مربوط به امام زمان(عج)، شبهاتی از ناحیهی وهابیها نسبت به عقاید شیعی، شبهاتی مربوط به رکن اساسی نظام ما ـ یعنی ولایت فقیه که یک امر اعتقادی و استدلالی است ـ شبهاتی مربوط به اینکه آیا دین اسلام برای ادارهی زندگی جامعیت دارد و اصولاً آیا اسلام دین سیاست و زندگی هم است یا نه و یا صرفاً دینی به معنای اعتقاد و عمل شخصی است؟ الآن مجموعهی این شبهات مطرح است.
(بیانات در دیدار با مدرسان و مسؤولان دبیرستان علوم و معارف اسلامی شهید مطهری 27/12/1368)
کسانی که اهل مطالعهاند، با دنیا مواجه میشوند و دربارهی اصل دین و اسلام و معارف آن و نیز اصول و فروع و تاریخ دین حرف میزنند و مرتباً شبهه القا میکنند.
(بیانات در آغاز درس خارج فقه 14/06/1374)
باید به تناسب تهمتهایی که به ما میزنند و به تناسب فحشهایی که به ما میدهند و به تناسب کتابهایی که علیه ما مینویسند، نیازها را بدانیم.
(سخنرانی در دیدار با مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزهی علمیهی قم 07/09/1368)
امروز شبهات عظیم در تمام زمینههای کلامی وجود دارد. از اصل توحید و لزوم دین بگیرید تا به وجود صانع و نبوّت عامّه و نبوّت خاصّه و بعد مسألهی ولایت و مسائل گوناگونی که در زمینههای دینی و اسلامی وجود دارد.
(سخنان رهبر انقلاب در دیدار با جمعی از نخبگان حوزه علمیه قم13/09/1374)
آنچه مربوط به ایمان مردم است، آنچه مربوط به حقانیت اسلام و قرآن و احکام الهی است، آنچه مربوط به درآمیختگی و وحدت دین و سیاست است، آنچه مربوط به مبانی خاص جمهوری اسلامی است؛ همهی اینها مورد چالش است و این چالش به شکل بسیار جدی دارد دنبال میشود.
(بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری 17/06/1384)
امروز تهاجم فرهنگی عظیمی علیه اسلام هست که ارتباط مستقیمی با انقلاب ندارد. این تهاجم، وسیعتر از انقلاب و علیه اسلام است.
(سخنرانی در دیدار با مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزهی علمیهی قم 07/09/1368)
بعد از انقلاب اسلامی و تشکیل نظام اسلامی، فکر اسلامی مورد چالش جدی قرار گرفته است؛ بعد از این هم بلاشک چالشهای جدیدی را روزبهروز برای آن بهوجود میآورند؛ رها که نمیکنند. ما باید در اینجا خود را آماده کنیم، و میتوانیم.
(بیانات در دیدار اعضای کنگرهی حکمت مطهر 18/12/1382)
این تهاجم، وسیعتر از انقلاب و علیه اسلام است. چیز عجیب و فوقالعادهیی است که با تمام ابعاد فرهنگی و اجتماعی و سیاسی، علیه اسلام ـ و حتّی اسلامی که در تودهی مردم الجزایر نفوذ دارد ـ وارد کارزار شده است.
(سخنرانی در دیدار با مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزهی علمیهی قم 07/09/1368)
این تهاجم، وسیعتر از انقلاب و علیه اسلام است. چیز عجیب و فوقالعادهیی است که با تمام ابعاد فرهنگی و اجتماعی و سیاسی، علیه اسلام ـ و حتّی اسلامی که در تودهی مردم الجزایر نفوذ دارد ـ وارد کارزار شده است.
(سخنرانی در دیدار با مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزهی علمیهی قم 07/09/1368)
امروز شبهههائی مطرح میشود که آماج آن شبههها نظام است. شبهات دینی، شبهات سیاسی، شبهات اعتقادی و معرفتی در متن جامعه تزریق میشود ـ بخصوص در میان جوانان ـ هدفش فقط این است که یکی را از یک فکری منتقل کند به یک فکر دیگری؛ هدفش این است که پشتوانههای انسانی نظام را از بین ببرد؛ مبانی اصلی نظام را در ذهنها مخدوش کند؛ دشمنی با نظام است.
(بیانات در اجتماع بزرگ طلاب و فضلای حوزه علمیه قم 29/7/1389)
این تهاجم، وسیعتر از انقلاب و علیه اسلام است. چیز عجیب و فوقالعادهیی است که با تمام ابعاد فرهنگی و اجتماعی و سیاسی، علیه اسلام ـ و حتّی اسلامی که در تودهی مردم الجزایر نفوذ دارد ـ وارد کارزار شده است.
(سخنرانی در دیدار با مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزهی علمیهی قم 07/09/1368)
کسانی که اهل مطالعهاند، با دنیا مواجه میشوند و دربارهی اصل دین و اسلام و معارف آن و نیز اصول و فروع و تاریخ دین حرف میزنند و مرتباً شبهه القا میکنند.
(بیانات در آغاز درس خارج فقه 14/06/1374)
این تهاجم، وسیعتر از انقلاب و علیه اسلام است. چیز عجیب و فوقالعادهیی است که با تمام ابعاد فرهنگی و اجتماعی و سیاسی، علیه اسلام - و حتّی اسلامی که در تودهی مردم الجزایر نفوذ دارد - وارد کارزار شده است. فقط یک استثنا دارد و آن اسلامِ وابسته به دستگاههای استعماری و فهدگونه است؛ والّا حتّی اسلامهای به معنای اعتقاد عوامانهی مردم هم مورد تهاجم است؛ چه برسد به اسلام ناب و انقلابی ـ و به تعبیر آنها اسلام ایران ـ که دیگر وضعش روشن است.
(سخنرانی در دیدار با مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزهی علمیهی قم 07/09/1368)
امروز شبهههائی مطرح میشود که آماج آن شبههها نظام است... هدفش این است که پشتوانههای انسانی نظام را از بین ببرد؛ مبانی اصلی نظام را در ذهنها مخدوش کند؛ دشمنی با نظام است.
(بیانات در اجتماع بزرگ طلاب و فضلای حوزه علمیه قم 29/7/1389)
همین تفکراتی که امروز به وسیلهی بعضی از فیلسوفان یا فیلسوفنمایان اروپایی در دنیا پخش میشود ـ که البته نمیخواهم اسم بیاورم... ـ حمّالة الحطب دمکراسی به نوع سوسیالدمکراسیهای غربی است... جوان دانشجو، در معرض هجوم این تفکرات ـ از انواع و اقسامش ـ است.
(بیانات در دیدار اعضای شورای مرکزی نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها 7/08/1369)
در دنیا هم اکنون... شبهات گوناگون دیگری مطرح است؛ شبهاتی مربوط به امام زمان(عج)، شبهاتی از ناحیهی وهابیها نسبت به عقاید شیعی... الآن مجموعهی این شبهات مطرح است.
(بیانات در دیدار با مدرسان و مسؤولان دبیرستان علوم و معارف اسلامی شهید مطهری 27/12/1368)
(مطالعه و پژوهش برای تولید پاسخ در هر یک از موضوعات شبهات ارائه شده)
مرکز و بانک اطلاعات حوزه کجاست که اینها را نگاه کند و دربارهی آن موضوعات تحقیق نماید و بنویسد؟ یکی از کارهایی که حوزه باید انجام بدهد، همین است.
(سخنرانی در دیدار با مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزهی علمیهی قم 07/09/1368)
جوان را باید بشناسید؛ فکر او را باید بشناسید؛ آنچه را که به او هجوم آورده، باید بشناسید. تا میکروب و بیماری را نشناسید که علاج نمیتوان کرد.
(دیدار با روحانیون 17/08/1385)
پاسخ به شبهه نیز بدون شناخت شبهه، ناممکن است.
(پاسخ به نامه جمعی از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علمیه 16/11/1381)
شهید مطهری به عرصهی ذهنیت جامعه نگاه کرد و عمدهترین سؤالات ذهنیت جامعهی جوان و تحصیلکرده و روشنفکر کشور را بیرون کشید و آنها را با تفکر اسلامی و فلسفهی اسلامی و منطق قرآنی منطبق کرد و پاسخ آنها را در سطوح مختلف در مقابل افراد گذاشت.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون استان همدان 15/04/1383)
جریان ورود در عرصهی چالش با افکاری که وارد میشود و نقادی علمی و برخورد صحیح با آنها و تفکیک صحیح از سقیم مواد و اجزاء آنها و تبیین فکر اسلامی در زمینهی آنها باید ادامه پیدا کند، و این جزو وظایف مهمی است که وجود دارد. همانطور که عرض کردم.
(بیانات در دیدار اعضای کنگرهی حکمت مطهر 18/12/1382)
یک نفر میآید فکر و شبهه و پیشنهاد فکرییی را در میان میگذارد؛ اگر بخواهیم درست انتخاب کنیم، باید بتوانیم آن را بشناسیم، بفهمیم، تجزیه و تحلیل کنیم و نقاط و بخشهای غلط آن را کنار بزنیم؛ و اگر بخش درستی دارد، آن را بگیریم و با بخشهای درست خودمان در هم بیامیزیم و مخلوق خودمان را ارائه دهیم.
(بیانات در دیدار دانشجویان بسیجی 05/03/1384)
ما باید برای اینها از متن اسلام جواب پیدا کنیم. اسلام مطمئنا برای همهی نیازهای بشر پاسخ دارد؛ این ما هستیم که بایستی با ابتکار و استعداد، این جوابها را پیدا کنیم و در مقابل بشر سؤال کننده بگذاریم؛ این کار علما و متفکران است.
(گفت و شنود با میهمانان خارجی شرکت کننده در مراسم دههی فجر14/11/1370)
جریان ورود در عرصهی چالش با افکاری که وارد میشود و نقادی علمی و برخورد صحیح با آنها و تفکیک صحیح از سقیم مواد و اجزاء آنها و تبیین فکر اسلامی در زمینهی آنها باید ادامه پیدا کند، و این جزو وظایف مهمی است که وجود دارد. همانطور که عرض کردم.
(بیانات در دیدار اعضای کنگرهی حکمت مطهر 18/12/1382)
شهید مطهری به عرصهی ذهنیت جامعه نگاه کرد و عمدهترین سؤالات ذهنیت جامعهی جوان و تحصیلکرده و روشنفکر کشور را بیرون کشید و آنها را با تفکر اسلامی و فلسفهی اسلامی و منطق قرآنی منطبق کرد و پاسخ آنها را در سطوح مختلف در مقابل افراد گذاشت.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون استان همدان 15/04/1383)
باید مردم را به این راه دعوت کرد و منحرفین را به راه راست هدایت کرد؛ باید فساد آنها را با برهان از بین برد؛ نه با جنگ و جدال.
(صحیفه نور، ج14، ص 249)
بیان دینی باید در همهی سطوح، صحیح باشد. درست است که ما تبیین دینی را در سطح نخبگان، در سطح متوسط، در سطح پایین و در سطح کودکان داریم، اما همان چیزی که در
سطح کودکان است، مطلقا باید صحیح باشد.
(بیانات در دیدار رئیس و مدیران سازمان صدا و سیما، 11/9/1383)
... عامل سوم، عبارت از روش است. روشها خیلی مهمّ است. در همین آیهی مبارکهی «ادع الی سبیل ربّک بالحکمة»، روش را بیان فرموده است. سخن حکمتآمیز، یعنی سخن محکم، سخن غیرمشتبه، سخن غیرموهون و غیر ضعیف. حکمت، همهی اینها را دارد. سخن حکیم است، یعنی هم حکمتآمیز است، هم مستحکم است، هم در مقابل متشابه است؛ «بالحکمة والموعظة الحسنة و جادلهم بالّتی هی احسن».
(بیانات در دیدار با علما و روحانیون در آستانهی ماه مبارک رمضان 03/10/1376)
... نباید اینگونه باشد که ما در باب مسائل شیعه، ناگهان بحثی را ارایه کنیم که بحث سبک و کممایه و رقیقی باشد؛ بحث خیلی عمیقی نباشد. این کار ممکن است به جای جذب، موجب دفع بشود.
(بیانات در دیدار با اعضای ستاد برگزاری کنفرانس جهانی اهلبیت(ع) 26/01/1369)
متأسفانه باید عرض کنم که گاهی چنین مواردی دیده میشود. یعنی بعضاً گویندهای در یک مجلس به نقل مطلبی میپردازد که هم از لحاظ استدلال و پایهی مدرک عقلی یا نقلی سست است و هم از لحاظ تأثیر در ذهنِ یک مستمعِ
مستبصر و اهل منطق و استدلال، ویرانگر است.
(بیانات در جمع روحانیون استان «کهگیلویه و بویراحمد» در آستانهی ماه محرم17/03/1373)
باید پاسخ قوی، منطقی و قانع کننده بیاورید وسط.
(بیانات در اجتماع بزرگ طلاب و فضلای حوزه علمیه قم 29/7/1389)
اینطور نباشد که وقتی بالای منبر میرویم، یک مقدار لفّاظی کنیم و حرف بزنیم و اگر احیاناً مطلبی هم ذکر میکنیم، مطلب سستی باشد که نه فقط ایمانها را زیاد نمیکند، بلکه به تضعیف ایمانِ مستمعین میپردازد. اگر اینطور هم شد، ما از جلسات مذکور به فواید و مقاصدِ موردِ نظر نرسیدهایم.
(بیانات در جمع روحانیون استان «کهگیلویه و بویراحمد» در آستانهی ماه محرم17/03/1373)
البته در همه جا باید «حرف متقن» بزنیم؛ یعنی چه با سطوح پائین جامعه صحبت کنیم و چه با سطوح بالا، حرف باید متقن باشد. یعنی بایستی پاسخ به گونهای باشد که اگر این حرف ساده را، این آدم بعد از آن که دورهی فوق تخصص فلان رشته را هم گذراند، نگاه کرد، ببیند حرف سادهایست، امّا در عین سادگی، غلط نیست. مثل «دو بعلاوهی دو» که میشود «چهار». این را ما در کلاس اول و دوم دبستان یاد میگیریم. اگر چنانچه در ریاضیات، متخصص اعلی هم شدیم،
این را بگذارند جلویمان، میگوییم: خیلی ساده است، امّا غلط نیست. در هیچ شرایطی دو بعلاوه دو، یک میلیونیام هم از چهار زیادتر نمیشود؛ پاسخ باید اینجوری باشد: صحیح و ساده.
(بیانات درجمع مسئولین ودست اندرکاران مرکز مطالعات وپاسخگوییبهشبهات-1380)
منطق قوی و استدلال محکم در مقابل تصرف افکار مردم دنیا مؤثر است.
(بیانات در اجتماع بزرگ مردم در صحن امام خمینی(ره) مشهد مقدس رضوی 01/01/1376)
بعضی از افراد، بدون توجه به این مسؤولیت مهم، به بالای منبر میروند و حرفی میزنند که نه فقط گرهای از ذهن مستمع باز نمیکند که گرههایی هم به ذهن او میافزاید. اگر چنین اتّفاقی افتاد و ما در بالای منبر حرفی زدیم که ده نفر جوان، پنج نفر جوان، یا حتی یک نفر جوان، در امر دین دچار تردید شد و بعد از پای سخنرانی ما برخاست و رفت و ما هم او را نشناختیم، بعداً چگونه میشود جبران کرد؟ آیا اصلاً قابل جبران است؟ آیا خدا از ما خواهد گذشت؟ قضیّه مشکل است.
(بیانات در جمع روحانیون استان «کهگیلویه و بویراحمد» در آستانهی ماه محرم 17/03/1373)
مهم این است که مطلبی که شما میگویید، برطرف کنندهی شبهه باشد و آن را زیاد نکند.
(بیانات در جمع روحانیون استان «کهگیلویه و بویراحمد» در آستانهی ماه محرم 17/03/1373)
مثلاً در یک کتاب، بعضی مطالب نوشته شده است که دلیلی بر کذب و دروغ بودن آنها نداریم. ممکن است راست باشد، ممکن است دروغ باشد. اگر شما آن مطالب را بیان کنید ـ ولو مسلّم نیست خلاف واقع باشد ـ و با شنیدن آنها برای مستمعتان، که جوانِ دانشجو یا محصّل یا رزمنده و یا انقلابی است ـ و بحمداللَّه، انقلاب ذهنها را باز و منفتح کرده است ـ نسبت به دین، سؤال و مسأله ایجاد میشود و اشکال و عقده به وجود میآید، نباید آن مطالب را بگویید. حتی اگر سندِ درست هم داشت؛ چون موجب گمراهی و انحراف است، نباید نقل کنید؛ چه رسد به اینکه اغلبِ این مطالبِ مندرج در بعضی کتابها، سند درستی هم ندارد.
(بیانات در جمع روحانیون استان «کهگیلویه و بویراحمد» در آستانهی ماه محرم 17/03/1373)
برنامهی دینی باید نسبت به دین شبههزدا باشد، نه شبههزا. من گاهی بعضی از بیانات دینی را از تلویزیون یا از رادیو گوش میکنم و میبینم شبهه ایجاد میکند! حدیث سستی، حرف نامعقولی، مطلبی که در جمع مثلا بیست نفری یا پنجاه نفرهی یک عده مؤمن مخلص، گفتنش
خوب است و ایمان آنها را زیاد میکند، در سطح میلیونی مردم به زبان آوردن، جز اینکه ایمان عدهیی را سست و در ذهنشان تردید ایجاد کند، هیچ فایدهی دیگری ندارد. از این چیزها باید پرهیز کرد. بیان دینی و تبیین دینی باید شبههزدا، روشن، قوی، هنرمندانه و متنوع باشد؛ شبههزا و کلیشهیی نباشد.
(بیانات در دیدار رئیس و مدیران سازمان صدا و سیما 11/09/1383)
بیان دینی و تبیین دینی باید شبههزدا، روشن، قوی، هنرمندانه و متنوع باشد؛ شبههزا و کلیشهیی نباشد.
(بیانات در دیدار رئیس و مدیران سازمان صدا و سیما 11/09/1383)
بارها به خود و دوستانم گفتهام که مبادا ما آن مؤذن بدصدا باشیم که عشق به اسلام را در دلها فرو بنشانیم و استفهام عظیمی را که در دنیا برای شناخت اسلام به وجود آمده است، با پاسخ منکر و زشتی پاسخ دهیم.
(سخنرانی در مراسم بیعت مدرسان، فضلا و طلاب حوزهی علمیهی مشهد، به همراه نمایندهی ولیفقیه در خراسان و تولیت آستان قدس رضوی20/04/1368)
اولین هنر ما این است که مخاطب خودمان را بشناسیم؛ ببینیم ما داریم با کی حرف میزنیم و او در چه حال وهواست؛ و بر طبق آنچه که برای او
مفید و لازم است، حرف بزنیم.
(بیانات درجمع مسئولین ودست اندرکاران مرکز مطالعات وپاسخگوییبهشبهات-1380)
بیان دینی باید در همهی سطوح، صحیح باشد. درست است که ما تبیین دینی را در سطح نخبگان، در سطح متوسط، در سطح پایین و در سطح کودکان داریم، اما همان چیزی که در سطح کودکان است، مطلقا باید صحیح باشد
(بیانات در دیدار رئیس و مدیران سازمان صدا و سیما، 11/9/1383)
شهید مطهری به عرصهی ذهنیت جامعه نگاه کرد و عمدهترین سؤالات ذهنیت جامعهی جوان و تحصیلکرده و روشنفکر کشور را بیرون کشید... و پاسخ آنها را در سطوح مختلف در مقابل افراد گذاشت.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون استان همدان 15/04/1383)
از مهمترین نمونههای بصیرت این است که ببینیم کدام کار ممکن است از ما سر بزند که این، کمک به آن دشمن باشد؛ حواسمان باشد. بزرگان و کوچکان حوزه فرق نمیکند، همه باید مواظب باشند. گاهی یک حرف، یک عمل، یک اقدام، یک حرکت به نفع آن دشمن است. ما به این قصد انجام نمیدهیم، اما بعضی از چیزها تابع قصد نیست؛ اثر خودش را میبخشد. در یک چنین چیزی، برای خطاکننده هم مجازات قرار
دادهاند. بنابراین باید مراقب بود کمک نشود؛ علاوه بر اینکه کمک نشود، بایستی با آن مبارزه شود.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون استان همدان 15/04/1383)
شما در کلاس اول به بچه یاد میدهید دو بعلاوهی دو، میشود چهار؛ وقتی هم که بچه به منتهاالیه قلهی ریاضیات و دانش ریاضی میرسد، باز هم دو بعلاوهی دو، میشود چهار؛ تغییر پیدا نمیکند. بنابراین آنچه در زمینهی دین به کودک یا به انسان عامی تفهیم میکنیم، مطلقا نباید غلط باشد تا بعد در ارتقاء معرفت دینی ببیند آن حرف، نادرست بوده است؛ نه، باید درست گفت؛ منتها ساده. بنابراین، حرف دینی در همهی سطوح باید صحیح باشد.
(بیانات در دیدار رئیس و مدیران سازمان صدا و سیما 11/09/1383)
بیان دینی باید در همهی سطوح، صحیح باشد. درست است که ما تبیین دینی را در سطح نخبگان، در سطح متوسط، در سطح پایین و در سطح کودکان داریم، اما همان چیزی که در سطح کودکان است، مطلقا باید صحیح باشد.
(بیانات در دیدار رئیس و مدیران سازمان صدا و سیما 11/09/1383)
باید پاسخ را با زبانی ارائه کنید که مثل آب روان، براحتی بنوشد. باید زبان مخاطب را
شناخت. غالب کسانی که در جذب مخاطب، موفقیتهایی پیدا کردند ـ چه قبل از انقلاب، چه بعد از آن ـ هنر عمدهشان خوشزبانی است و موقعشناسی؛ همان که در علوم خودمان به آن میگوئیم بلاغت. بلاغت اعم از فصاحت است؛ مطابقهی کلام با مقتضای حال. خوب حالا مقتضای حال خیلی دامنهاش وسیع شده. یک وقت مقتضای حال این بود که اگر مثلاً امیر غمگین و ماتمزده است، شعر خیلی سبکی نخوانند؛ یا اگر خیلی خوشحال است، از مرگ و از عذاب خدا نگویند که به او بر نخورد! بلاغت این بود. امروز مسئلهی بلاغت خیلی از اینها اوسع است؛ باید ببینیم با کی داریم حرف میزنیم؟
(بیانات درجمع مسئولین ودست اندرکاران مرکز مطالعات وپاسخگوییبهشبهات-1380)
در پاسخ به سوالات، هیچ حقیقتی را کتمان نباید کرد؛ البته شعار هم نباید داد. مثلا راجع به آزادی صحبت میشود. ما راجع به آزادی یک نظری داریم. اسلام یک آزادی قائل است؛ در بعضی موارد هم یک ممنوعیتها و محدودیتهای خیلی سخت و پولادین قرار داده است. حالا اگر کسی در جزئیات فتاوا در یک مورد خاص شبهه داشته باشد ـ مثلا فرض کنید که این فتوای «عدم خلوت زن و مرد اجنبی با در بسته» را کسی قبول نداشته باشد ـ اما در اصل احتجاب زن از مرد، هیچ تردیدی وجود ندارد؛ همهی آثار
شرعی نشان میدهد که باید بین زن و مرد یک احتجابی وجود داشته باشد؛ در این هیچ تردیدی نیست، این را باید بیان کرد. خب حالا اسلام یک محدودیتهایی از این ناحیه از آزادی ـ در روابط زن و مرد ـ دارد.
(بیانات درجمع مسئولین ودست اندرکاران مرکز مطالعات وپاسخگوییبهشبهات-1380)
اگر شبههیی پیش میآمد، مجالس کلامی و بحث و پاسخ به سؤالات تشکیل دهند و کتاب بنویسند تا شبههها را برطرف کنند.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون استان همدان 15/04/1383)
در این مرکز، محققان حوزه باید مشابه این کتابها را نیز در داخل کشور جمعآوری کنند و مورد بررسی قرار دهند. وقتی که محقق میگوییم، فوراً ذهن به سمت پیرمردهای از کار افتاده نرود. محققان جوان ـ مثل خود شما ـ بنشینند اینها را تقسیمبندی کنند و تفکر و ذهنیت انقلاب و به تعبیر اروپایی آن، ایدئولوژی انقلاب را ـ که متأسفانه هنوز معادل فارسی آن را پیدا نکردهایم ـ تدوین کنند و آن را ـ نه در یک جلد کتاب و نه با یک بیان ـ بیرون بدهند؛ که اگر از ما پرسیدند: انقلابتان چیست؟ بگوییم این است.
اگر شما چنین کاری نکردید، دیگرانی که غالباً صلاحیت ندارند، خواهند کرد.
(سخنرانی در دیدار با مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزهی علمیهی قم 07/09/1368)
یک روز مرحوم مجلسی (رضواناللهعلیه) در کتاب «حقالیقین» و «عینالحیاة» و امثال اینها، اخلاق و عقاید دینی را با همان زبان خودش میگفت و دنیایی را به تفکر اعتقادی شیعی نزدیک میکرد. شما خیال نکنید که این کتب مجلسی بیهوده نوشته شده است؛ نخیر، پایههای تشیع را ـ در آن زمانی که تشیع در کشور ما تازه بود ـ همین کتابها قرص کرده است. به کتابهای «حیاةالقلوب» و «حقالیقین» و «عینالحیاة» مجلسی به چشم حقارت نگاه نکنید و نگویید اینها چه اثری دارد؛ نخیر، اینها یک روز خیلی اثر داشته است. مجلسی وقتی آمده است که در همان شهر، یک قرن و نیم قبل از آن، برای اینکه مردم را به عقاید شیعه وادار کنند، چه کارهای حتی غیرانسانیای کرده بودند؛ مجلسی و امثال او آمدند این عقاید را در دلهای مردم محکم کردند.
(بیانات در دیدار با مسؤولان سازمان تبلیغات اسلامی 05/12/1370)
اگر شبههیی پیش میآمد، مجالس کلامی و بحث و پاسخ به سؤالات تشکیل دهند و کتاب بنویسند تا شبههها را برطرف کنند.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون استان همدان 15/04/1383)
کار دیگر هم این بود که شبهه را درمان کنند؛ اگر شبههیی پیش میآمد، مجالس کلامی و بحث و پاسخ به سؤالات تشکیل دهند و کتاب بنویسند تا شبههها را برطرف کنند.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون استان همدان 15/04/1383)
از شورای محترم انقلاب فرهنگی و بویژه ریاست محترم آن نیز میخواهم که این ایده [راهاندازی کرسیهای پاسخ به سوالات و شبهات] را در اولویت دستور کار شورا برای رشد کلیهی علوم دانشگاهی و نقد متون ترجمهای و آغاز «دوران خلاقیت و تولید» در عرصه علوم و فنون و صنایع و بویژه رشتههای علوم انسانی و نیز معارف اسلامی قرار دهند.
(پاسخ به نامه جمعی از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علمیه 16/11/1381)
دانشگاههای ما بار دیگر در صف مقدم تمدن سازی اسلامی و رشد علوم و تولید فناوری و فرهنگ، قرار گیرند. بیشک هر دو نهاد از طرحهای پیشنهادی فضلاء دانشگاهی و حوزوی و از جمله طرح شما، استفاده خواهند کرد تا با رعایت همه جوانب مسأله، جنبش «پاسخ به سؤالات»، «مناظرات علمی» و «نظریه پردازی روشمند» را در کلیه قلمروهای علمی حوزه و دانشگاه، نهادینه و تشویق کنند. امیدوارم که مراحل اجراء این ایده، دچار فرسایش اداری نشده
و تا پیش از بیست و پنجمین سالگرد انقلاب، نخستین ثمرات مهم آن آشکار شده باشد. والله المستعان.
(پاسخ به نامه جمعی از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علمیه 16/11/1381)
این عزم و بیداری و خودآگاهی در نسل دوم حوزه و دانشگاه نیز بیدار شده است، همین که این نسل از افراط و تفریط، رنج میبرد و راه ترقی و تکامل را نه در «جمود و تحجر» و نه در «خودباختگی و تقلید»، بلکه در نشاط اجتهادی و تولید فکر علمی و دینی میداند و میخواهد که شجاعت نظریهپردازی و مناظره در ضمن وفاداری به اصول و اخلاق و منطق در حوزه و دانشگاه، بیدار شود و اراده کرده است که سؤالات و شبهات را بیپاسخ نگذارد.
(پاسخ به نامه جمعی از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علمیه 16/11/1381)
چهرهی باز حکومت و دولتمردان در برخورد با مردم، آنها را متوجه قضایا کرده است. خود انقلاب اساساً مردم را بیدار کرده، اما سؤال در ذهنها هست. مگر میشود در آن منبری که ما میرویم، به این سؤالها پاسخ داده نشود؟
(سخنرانی در دیدار با جمعی از روحانیون، ائمهی جماعات و وعاظ نقاط مختلف کشور در آستانهی ماه مبارک رمضان14/12/1370)
ما باید خودمان را برای پاسخ صحیح و مناسب به هر سؤال احتمالی که بر زبانها بیاید و احیانا بعضی بر زبانها نیاید، ولی از ما وجود دارد، آماده کنیم و آن پاسخها را به صورت جزوه، کتاب، انسان آمادهی به حرف، و تماسهایی که باید گرفته بشود، حاضر کنیم.
(بیانات در دیدار با اعضای بعثهی حج، به همراه حجةالاسلام والمسلمین محمدی ریشهری، نمایندهی ولیفقیه و سرپرست حجاج ایرانی23/04/1370)
ما باید خودمان را برای پاسخ صحیح و مناسب به هر سؤال احتمالی که بر زبانها بیاید و احیانا بعضی بر زبانها نیاید، ولی از ما وجود دارد، آماده کنیم و آن پاسخها را به صورت جزوه، کتاب، انسان آمادهی به حرف، و تماسهایی که باید گرفته بشود، حاضر کنیم.
(بیانات در دیدار با اعضای بعثهی حج، به همراه حجةالاسلام والمسلمین محمدی ریشهری، نمایندهی ولیفقیه و سرپرست حجاج ایرانی23/04/1370)
امروز دشمن از همهی روشها استفاده میکند.
(بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری 27/11/1379)
همهی اینها پاسخ دارد؛ پاسخهایش هم مشکل نیست؛ بایستی از این وسایل استفاده کرد.
(بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری 27/11/1379)
همان طور که عرض کردیم، این قلب معرفتی دنیای اسلام ـ پمپاژ بشود. امروز خوشبختانه وسائل ارتباطیِ سریع در اختیار همه هست. شما میتوانید اینجا اقدامی بکنید، در آن طرف دنیا در همان ساعت از شما بشنوند و استفاده کنند.
(بیانات در اجتماع بزرگ طلاب و فضلای حوزه علمیه قم 29/7/1389)
برنامهی دینی باید نسبت به دین شبههزدا باشد، نه شبههزا. من گاهی بعضی از بیانات دینی را از تلویزیون یا از رادیو گوش میکنم و میبینم شبهه ایجاد میکند! حدیث سستی، حرف نامعقولی، مطلبی که در جمع مثلا بیست نفری یا پنجاه نفرهی یک عده مؤمن مخلص، گفتنش خوب است و ایمان آنها را زیاد میکند، در سطح میلیونی مردم به زبان آوردن، جز اینکه ایمان عدهیی را سست و در ذهنشان تردید ایجاد کند، هیچ فایدهی دیگری ندارد. از این چیزها باید پرهیز کرد. بیان دینی و تبیین دینی باید شبههزدا، روشن، قوی، هنرمندانه و متنوع باشد؛ شبههزا و کلیشهیی نباشد.
(بیانات در دیدار رئیس و مدیران سازمان صدا و سیما 11/09/1383)
البته جلوِ نظرات غلط را نباید گرفت. نظرات غلطِ فلسفی، اجتماعی و گوناگون اشکالی ندارد که به داخل جامعه بیاید و نقد شود؛ این خوب است. جلوگیری از نظرات غلطِ فلسفی موجب
میشود که کسانی خیال کنند این نظرات درست است؛ این عکس مطلوب اثر خواهد گذاشت. نه؛ طرح نظرات فلسفی، اجتماعی، سیاسی ـ آنهایی که یک نظریه است ـ اشکالی ندارد.
به نظر من در باب نظریهپردازی نباید محدودیتی وجود داشته باشد. بیشتر بایستی برای نقد و ارزیابی و جدا کردن سره از ناسره همّت شود.
(مصاحبه پس از بازدید از یازدهمین نمایشگاه بینالمللی کتاب 05/03/1377)
آمارگیری از مخاطبین هم نکتهی مهمی است؛ اینکه چقدر از شما سؤال میشود و چقدر برای دریافت پاسخ مراجعه میکنند، کمیتش مهم است.
... اول کمیتها معلوم شود. معنای کمیت زیاد این است که مرکز شما مورد توجه واقع شده است.
(بیانات درجمع مسئولین ودست اندرکاران مرکز مطالعات وپاسخگوییبهشبهات-1380)
بررسی کنند که اصلاً آیا بیانمان خوب است و میتواند مراد را برساند یا نه بیان ما یک نقصی دارد؟
گاهی اوقات، نقص بیان از ضعف سخنوری و طلاقت زبان نیست ـ خیلی هم زبان طَلِق و رسا و سخن شیوایی داریم ـ اما سخن گفتن با این شخص، یک چَمی دارد که گاهی کسی با یک بیان الکنی آن چم را میداند و مثل کپسولی که در حلق بیمار میریزند و او میخورد مطلب را به او میفهماند و کسی که آن چم را نمیداند، هر کاری میکند، مخاطب، مطلب را جذب نمیکند.
(بیانات درجمع مسئولین ودست اندرکاران مرکز مطالعات وپاسخگوییبهشبهات-1380)
شما در ضمن پاسخهایتان درج کنید که اگر پاسخ ارائه شده قانع کننده نبود، برایمان بنویسد که چرا قانع کننده نبود؛ این را ذکر کنید تا یک راهی برایش باز شود...
(بیانات درجمع مسئولین ودست اندرکاران مرکز مطالعات وپاسخگوییبهشبهات-1380)
شما در ضمن پاسخهایتان درج کنید که اگر پاسخ ارائه شده قانع کننده نبود، برایمان بنویسد که چرا قانع کننده نبود؛ این را ذکر کنید تا یک راهی برایش باز شود. گاهی در جواب مینویسد: نه؛ قانع کننده بود یعنی منتظر نمیماند تا قانع کننده نباشد تا به شما جواب دهد.
گاهی میگوید: خیلی هم خوب بود متشکرم؛ اما از حرفهایش میفهمید که او قانع نشده. یا قانع شده منتهی دارد دست و پا میزند که نپذیرد. اینها را میشود فهمید.
یک عده بنشینند بفهمند که در چه فضایی گفت و شنود ـ یا به قول شما گفتمان ـ میشود؛ آیا فضای صفا و سلامت و افاده و استفاده است یا فضای لجاجت است؛ یا مقداری از این و مقداری از آن است.
(بیانات درجمع مسئولین ودست اندرکاران مرکز مطالعات وپاسخگوییبهشبهات-1380)
یک وقت هست که زورگویان بینالمللی میآیند و میگویند که آقا شما فلان کار را کردهاید و ما رفع و رجوع میکنیم و نه والله، نه بالله؛ ولی یک وقت هست که تهاجمش، تهاجم زورگویانه است؛ بهترین دفاع در چنین مواقعی هجوم است. زورگویان بینالمللی، نقاط ضعف زیادی دارند: جنایت میکنند، فساد میکنند، به حقوق بشر تجاوز میکنند، به حقوق ملتها تعدی میکنند، انسانها را لگدمال میکنند و همهی کارهای زشت را انجام میدهند؛ آخر هم طلبگار همهاند! خب، نقاط ضعفشان، با حالت تهاجمی و با حالت طلبگاری، گفته و بیان بشود. اینجور نیست که ما برای تهاجمات سیاسی بینالمللی، بخواهیم پاسخ پیدا کنیم. یک وقتی از بنده - سالهای اوایل - میپرسیدند که آقا، شما در مقابل این حرف چه جوابی دارید؟ میگفتم ما جواب نداریم؛ ما ادعا داریم و مدعی اینها هستیم؛ در قضیهی زن مدعی هستیم؛ در قضیهی حقوق بشر مدعی هستیم؛ در قضایای حقوق اساسی انسانها مدعی هستیم. ما مدعی اینها هستیم؛ ما در مقام پاسخگویی نیستیم. چرا باید سوال بکنند تا کسی مجبور باشد پاسخ بدهد؟ آنها بیجا میکنند سؤال و ادعا میکنند. این روحیه، روحیهی خوبی است؛ روحیهی انقلاب این است؛ این است که حقیقت را روشن و درخشان میکند.
(دیدار رئیسجمهوری و اعضای هیئت دولت 02/06/1387)
حوزههای علمیه باید... و در مقابل فلسفهها و گرایشها و مذهبها، همیشه یک حالت برندگی و تهاجمی داشته باشند.
(بیانات در آغاز درس خارج فقه 31/06/1370)
حوزههای علمیه باید... و در مقابل فلسفهها و گرایشها و مذهبها، همیشه یک حالت برندگی و تهاجمی داشته باشند.
(بیانات در آغاز درس خارج فقه 31/06/1370)
حوزههای علمیه باید... و در مقابل فلسفهها و گرایشها و مذهبها، همیشه یک حالت برندگی و تهاجمی داشته باشند.
(بیانات در آغاز درس خارج فقه 31/06/1370)
... اما جواب سؤال اول که جای ما کجاست. در یک جملهی کوتاه، جای ما به چالش کشیدن زشتیها و سختیها و دردمندیهایی است که از سلطهی زر و زور و حاکمیت فساد مالی و قدرت،
در دنیا و در سطح بینالمللی بهوجود آمده؛ این را دست کم نگیرید.
(بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان برگزیده و نمایندگان تشکلهای دانشجویی 24/07/1384)
امروز جهان غرب است که باید به لحاظ نظری و عملی در این موضوعات به چالش کشیده شود و در برابر افکار عمومی جهان پاسخگو باشد.
(پیام به کنگره عظیم حج 08/11/1382)
جای ما به چالش کشیدن زشتیها و سختیها و دردمندیهایی است که از سلطهی زر و زور و حاکمیت فساد مالی و قدرت، در دنیا و در سطح بینالمللی بهوجود آمده؛ این را دست کم نگیرید.
(بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان برگزیده و نمایندگان تشکلهای دانشجویی 24/07/1384)
... اما جواب سؤال اول که جای ما کجاست. در یک جملهی کوتاه، جای ما به چالش کشیدن زشتیها و سختیها و دردمندیهایی است که از سلطهی زر و زور و حاکمیت فساد مالی و قدرت،
در دنیا و در سطح بینالمللی بهوجود آمده؛ این را دست کم نگیرید.
(بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان برگزیده و نمایندگان تشکلهای دانشجویی 24/07/1384)
امروز جهان غرب است که باید به لحاظ نظری و عملی در این موضوعات به چالش کشیده شود و در برابر افکار عمومی جهان پاسخگو باشد. جهان غرب باید درباره ... حق ملتها در تعیین سرنوشت خود، درباره حق ملتها در بهرهگیری از ثروتهای خود و حتی درباره آزادی شهروندان خود پاسخگو باشد.
(پیام به کنگره عظیم حج 08/11/1382)
جهان غرب باید درباره کشتار کودکان خردسال در فلسطین، درباره حقوق زن و حفظ کرامت او، درباره حق ملتها در تعیین سرنوشت خود، درباره حق ملتها در بهره گیری از ثروتهای خود و حتی درباره آزادی شهروندان خود پاسخگو باشد.
(پیام به کنگره عظیم حج 08/11/1382)
زورگویان بینالمللی، نقاط ضعف زیادی دارند: جنایت میکنند، فساد میکنند، به حقوق بشر تجاوز میکنند، به حقوق ملتها تعدی میکنند، انسانها را لگدمال میکنند و همهی کارهای زشت را انجام میدهند؛ آخر هم طلبگار
همهاند! خب، نقاط ضعفشان، با حالت تهاجمی و با حالت طلبگاری، گفته و بیان بشود. اینجور نیست که ما برای تهاجمات سیاسی بینالمللی، بخواهیم پاسخ پیدا کنیم. یک وقتی از بنده ـ سالهای اوایل ـ میپرسیدند که آقا، شما در مقابل این حرف چه جوابی دارید؟ میگفتم ما جواب نداریم؛ ما ادعا داریم و مدعی اینها هستیم؛ در قضیهی زن مدعی هستیم؛ در قضیهی حقوق بشر مدعی هستیم؛ در قضایای حقوق اساسی انسانها مدعی هستیم. ما مدعی اینها هستیم؛ ما در مقام پاسخگویی نیستیم. چرا باید سوال بکنند تا کسی مجبور باشد پاسخ بدهد؟ آنها بیجا میکنند سؤال و ادعا میکنند. این روحیه، روحیهی خوبی است؛ روحیهی انقلاب این است؛ این است که حقیقت را روشن و درخشان میکند.
(دیدار رئیسجمهوری و اعضای هیئت دولت 02/06/1387)
جهان غرب باید درباره کشتار کودکان خردسال در فلسطین، درباره حقوق زن و حفظ کرامت او، درباره حق ملتها در تعیین سرنوشت خود، درباره حق ملتها در بهره گیری از ثروتهای خود و حتی درباره آزادی شهروندان خود پاسخگو باشد.
(پیام به کنگره عظیم حج 08/11/1382)
جهان غرب باید درباره کشتار کودکان خردسال
در فلسطین، درباره حقوق زن و حفظ کرامت او، درباره حق ملتها در تعیین سرنوشت خود، درباره حق ملتها در بهره گیری از ثروتهای خود و حتی درباره آزادی شهروندان خود پاسخگو باشد.
(پیام به کنگره عظیم حج 08/11/1382)
زورگویان بینالمللی، نقاط ضعف زیادی دارند: جنایت میکنند، فساد میکنند، به حقوق بشر تجاوز میکنند، به حقوق ملتها تعدی میکنند، انسانها را لگدمال میکنند و همهی کارهای زشت را انجام میدهند؛ آخر هم طلبگار همهاند! خب، نقاط ضعفشان، با حالت تهاجمی و با حالت طلبگاری، گفته و بیان بشود. اینجور نیست که ما برای تهاجمات سیاسی بینالمللی، بخواهیم پاسخ پیدا کنیم. یک وقتی از بنده ـ سالهای اوایل ـ میپرسیدند که آقا، شما در مقابل این حرف چه جوابی دارید؟ میگفتم ما جواب نداریم؛ ما ادعا داریم و مدعی اینها هستیم؛ در قضیهی زن مدعی هستیم؛ در قضیهی حقوق بشر مدعی هستیم؛ در قضایای حقوق اساسی انسانها مدعی هستیم. ما مدعی اینها هستیم؛ ما در مقام پاسخگویی نیستیم. چرا باید سوال بکنند تا کسی مجبور باشد پاسخ بدهد؟ آنها بیجا میکنند سؤال و ادعا میکنند. این روحیه، روحیهی خوبی است؛ روحیهی انقلاب این است؛ این است که حقیقت را روشن و درخشان میکند.
(دیدار رئیسجمهوری و اعضای هیئت دولت 02/06/1387)
زورگویان بینالمللی، نقاط ضعف زیادی دارند: جنایت میکنند، فساد میکنند، به حقوق بشر تجاوز میکنند، به حقوق ملتها تعدی میکنند، انسانها را لگدمال میکنند و همهی کارهای زشت را انجام میدهند؛ آخر هم طلبگار همهاند! خب، نقاط ضعفشان، با حالت تهاجمی و با حالت طلبگاری، گفته و بیان بشود. اینجور نیست که ما برای تهاجمات سیاسی بینالمللی، بخواهیم پاسخ پیدا کنیم... ما مدعی اینها هستیم؛ ما در مقام پاسخگویی نیستیم. چرا باید سوال بکنند تا کسی مجبور باشد پاسخ بدهد؟ آنها بیجا میکنند سؤال و ادعا میکنند. این روحیه، روحیهی خوبی است؛ روحیهی انقلاب این است؛ این است که حقیقت را روشن و درخشان میکند.
(دیدار رئیسجمهوری و اعضای هیئت دولت 02/06/1387)
جهان غرب باید درباره کشتار کودکان خردسال در فلسطین، درباره حقوق زن و حفظ کرامت او... پاسخگو باشد.
(پیام به کنگره عظیم حج 08/11/1382)
زورگویان بینالمللی، نقاط ضعف زیادی دارند: جنایت میکنند، فساد میکنند، به حقوق بشر تجاوز میکنند، به حقوق ملتها تعدی میکنند، انسانها را لگدمال میکنند و همهی کارهای
زشت را انجام میدهند؛ آخر هم طلبگار همهاند! خب، نقاط ضعفشان، با حالت تهاجمی و با حالت طلبگاری، گفته و بیان بشود. اینجور نیست که ما برای تهاجمات سیاسی بینالمللی، بخواهیم پاسخ پیدا کنیم... آنها بیجا میکنند سؤال و ادعا میکنند. این روحیه، روحیهی خوبی است؛ روحیهی انقلاب این است؛ این است که حقیقت را روشن و درخشان میکند.
(دیدار رئیسجمهوری و اعضای هیئت دولت 02/06/1387)
اگر ما به دین و تعمیق دین و ترویج دین و گسترش دینداری اهمیت میدهیم، باید دشمن این رویکرد را بشناسیم. کیست آن جایگاه و آن قدرتی که امروز از گسترش دین و تعمیق دینداری بیمناک است و با آن دشمن است؟ این نقطه عبارت است از استکبار، که در رأسش آمریکاست و فعالترینش صهیونیستها هستند؛ هم شبکهی صهیونیستی، هم دولت جعلی صهیونیستی؛ اینها دشمن دینداریاند.
(بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری 27/11/1379)
این میدان، میدانی است که بیش از همهی میدانها، فکر در آن اهمیت دارد ـ مطالعه کردن، کار خبرهوار انجام دادن، بموقع وارد میدان شدن، دشمن را کاملاً شناختن و روشهای او را سنجیدن.
(بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری 27/11/1379)
ما باید آرایش جدید دشمن را بشناسیم؛ اگر نشناختیم و خوابیدیم، از بین رفتهایم... «إنّ أخا الحرب الأرق و من نام لم ینم عنه»( نهجالبلاغه، ن62). مرد جنگ، باید بیدار باشد و اگر تو خوابیدی، لازمهاش این نیست که حتماً دشمنِ تو در سنگر مقابل، خوابیده باشد؛ او ممکن است بیدار باشد!
(بیانات در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، 20/9/1370، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص433 )
اگر ما به دین و تعمیق دین و ترویج دین و گسترش دینداری اهمیت میدهیم، باید دشمن این رویکرد را بشناسیم.
(بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری 27/11/1379)
دشمنان شبهه القا میکنند. دشمنان هم نه، منکرینِ فکر من و شما به القای شبهه میپردازند. مگر میشود گفت هرکس فکر ما را قبول ندارد، لال شود، حرف نزند، و هیچ شبههای القا نکند؟ مگر میشود اینطور گفت؟ بههرحال حرف میزنند، مطلب میپراکنند، به ایجاد تردید میپردازند و شبهه درست میکنند.
(بیانات در جمع روحانیون استان «کهگیلویه و بویراحمد» در آستانهی ماه محرم 17/03/1373)
... امروز، این روشن فکرنماها، به صد سال قبل برگشتهاند و حرفی را میزنند که صد سال قبل از این، غربزدههای مبهوت، ... به تبعیّت اروپاییها میگفتند و... این در واقع، یک ارتجاع به صد سال قبل است! امّا به صرف این که این یک ارتجاع است، میشود... در مقابل آن اقدامی نکرد؟
(کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 526)
این، حادثة بسیار زشتی است که انسانهایی، بدون داشتن صلاحیّتهای لازم... اظهارنظرهایی بکنند؛ ... در گذشته، جهّال راجع به دین، اظهار نظر میکردند؛ منتها در دایرههای محدود عامّیانه!
... امروز... همان حرفهای غلط... در قالبهای شبهروشنفکری و شبهعلمی بیان میشود؛ ... آن کسانی که در حیطة این کار قرار میگیرند، متأسفانه، بخشی از خواصّ و از نخبگان جامعهاند؛... برخورد در اینجاها، برخورد فکری است؛ برخورد علمی است؛ برخورد در میدانِ مباحثه است؛ شجاعانه!
(بیانات در آغاز درس خارج فقه، 20/6/1379، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 542)
این حضرات [مسؤولان مجذوب غرب] از این قانون پیروی نمیکنند.
شبههای به ذهن آنها میآید، خودشان دچار بیاعتقادی میشوند و بر اثر هزار گونه ابتلاء و
گرفتاری، پایههای ایمان عمیق قلبیشان را موریانه هوی و هوس و رفاهزدگی و دنیاطلبی میجود و میخورد و شبههدار میشوند؛ آنگاه میآیند شبهه را در افکار عمومی مطرح میکنند و اسمش را هم تجدیدنظر میگذارند! این خیانت به افکار عمومی است. تجدیدنظر یعنی چه؟ یک وقت معنای تجدیدنظر این است که انسان از خطایی، اندیشمندانه و منصفانه برمیگردد. این امر بسیار خوبی است؛ اما تجدیدنظرهای سیاسی، مصلحتی و ناشی از تغییر موقعیتها و تطمیع دشمن، تجدیدنظر نیست؛ اینها هرهریمسلکی است.
(بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار جوانان استان اصفهان 12/08/1380)
مخالفان نظام جمهوری اسلامی فقط یک مشت فحاشهایی که در رادیو و تلویزیونها بنشینند و یاوهسرایی سیاسی بکنند، نیستند؛ افراد متفکر را به کار گرفتهاند؛ آدمهایی را که در زمینههای فکری ـ چه دینی، چه سیاسی ـ میتوانند حرفی به میدان بیاورند، به کار گرفتهاند و دارند پول خرج میکنند و فکر درست میکنند و آن را به جامعه تزریق میکنند.
(بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری 17/06/1384)
مخالفان نظام جمهوری اسلامی فقط یک مشت
فحاشهایی که در رادیو و تلویزیونها بنشینند و یاوهسرایی سیاسی بکنند، نیستند؛ افراد متفکر را به کار گرفتهاند؛ آدمهایی را که در زمینههای فکری ـ چه دینی، چه سیاسی ـ میتوانند حرفی به میدان بیاورند، به کار گرفتهاند و دارند پول خرج میکنند و فکر درست میکنند و آن را به جامعه تزریق میکنند.
(بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری 17/06/1384)
همین تفکراتی که امروز به وسیلهی بعضی از فیلسوفان یا فیلسوفنمایان اروپایی در دنیا پخش میشود ـ که البته نمیخواهم اسم بیاورم... ـ حمّالة الحطب دمکراسی به نوع سوسیالدمکراسیهای غربی است... جوان دانشجو، در معرض هجوم این تفکرات ـ از انواع و اقسامش ـ است.
(بیانات در دیدار اعضای شورای مرکزی نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها 7/08/1369)
در دنیا هم اکنون در بُعد اعتقادی، دیگر آن شبهات توحید و خداشناسی و اصل دین که زمانی رایج بود، خیلی مطرح نیست؛ لیکن شبهات گوناگون دیگری مطرح است؛ شبهاتی مربوط به امام زمان(عج)، شبهاتی از ناحیهی وهابیها نسبت به عقاید شیعی... الان مجموعهی این شبهات مطرح است.
(بیانات در دیدار با مدرسان و مسؤولان دبیرستان علوم و معارف اسلامی شهید مطهری 27/12/1368)
تلاش جدی استکبار جهانی برای شبههپراکنی با هدف بیاعتبارسازی اسلام در چشم مردم جهان و مسلمانان در این چند سال اخیر، یعنی از حدود پنج، شش سال پیش به این طرف، سیاستهای استکباری هر چه توانستند تلاش کردند تا اسلام را در چشم تودههای مردم و ملتها، بیآبرو و بیاعتبار کنند.
(بیانات در دیدار ائمهی جماعات و روحانیون و مبلغین، در آستانهی ماه مبارک رمضان 25/11/1371)
سیاستهای استکباری هر چه توانستند تلاش کردند تا اسلام را در چشم تودههای مردم و ملتها، بیآبرو و بیاعتبار کنند. سعی کردند اینها را به اسلام بیعقیده کنند. به چه نحو؟ به این نحو که جوانانشان را بیاعتقاد و سرگرم فساد کنند؛ ذهنشان را با شبهات مشغول کنند و آنها را از آن ایمان عمیق دور کنند. در کشور ما هم تلاش کردند. در دیگر کشورهای اسلامی - در عراق، در کشورهای شمال آفریقا و در کشورهای شرق اسلامی - هر چه توانستند کردند.
(بیانات در دیدار ائمهی جماعات و روحانیون و مبلغین، در آستانهی ماه مبارک رمضان 25/11/1371)
باید ببینیم توجّه حملات دشمن، به کجاست؛ به چه چیزی دل و امید بسته است و آماج حملاتش چیست.
(بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اعضای مجلس خبرگان، 15/6/1380، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 525)
ما باید آرایش جدید دشمن را بشناسیم؛ اگر نشناختیم و خوابیدیم، از بین رفتهایم... «إنّ أخا الحرب الأرق و من نام لم ینم عنه». مرد جنگ، باید بیدار باشد و اگر تو خوابیدی، لازمهاش این نیست که حتماً دشمنِ تو در سنگر مقابل، خوابیده باشد؛ او ممکن است بیدار باشد!
(بیانات در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، 20/9/1370، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص433 )
فکر اسلامی بویژه پس از انقلاب اسلامی مورد چالش جدی قرار گرفته و این روند ادامه خواهد یافت. ما باید خود را آماده کنیم.
(پیام به همایش جهانی حکمت مطهر 06/02/1383)
دستگاه عظیم فیلمسازی هالیوود و شرکتهای هالیوودی برای اسلامستیزی مأموریت پیدا کردند... دستور است که علیه اسلام، علیه روحانیت، علیه قرآن، علیه تشرّع و تدین فیلم بسازند، فضلاً از انقلاب اسلامی؛ که
خوب، خیلی واضح علیه انقلاب اسلامی میسازند و میگویند. اینها دشمنند؛ دشمن رویکرد دینداری و دینپذیری و اعتماد به دین و گسترش این معنا، عبارت است از استکبار.
(بیانات در دیدار ائمهی جماعات و روحانیون و مبلغین، در آستانهی ماه مبارک رمضان 25/11/1371)
یکی از مهمترین نقاط آماج این کارها، افکار دینی و بخصوص افکار اسلامی است. البته بعد از برپا شدن جمهوری اسلامی، بخصوص افکار شیعه هم آماج همین چیزها قرار گرفته است. شما شاید شنیده باشید که در سرزمین فلسطین به وسیلهی صهیونیستها یا در امریکا کنفرانسهای شیعهشناسی تشکیل میشود و کسانی روی آراء و لایههای فکری و شکل اجتماعی شیعیان تحقیق میکنند؛ این برای این است که بتوانند با شیعه مبارزه کنند. باید شیعه را بشناسند تا بتوانند با او مبارزه کنند.
(بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری 27/11/1379)
آنچه مربوط به ایمان مردم است، آنچه مربوط به حقانیت اسلام و قرآن و احکام الهی است، آنچه مربوط به درآمیختگی و وحدت دین و سیاست است، آنچه مربوط به مبانی خاص جمهوری اسلامی است؛ همهی اینها مورد چالش است و این چالش به شکل بسیار جدی دارد دنبال میشود.
(بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری 17/06/1384)
قضیه فقط این نیست که یک دولتِ مثلاً لائیکی بگوید که ما نمیخواهیم محجبهیی باشد؛ نه، اینها اصلاً از اسلام به شدت احساس خطر کردهاند.
(سخنرانی در دیدار با مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزهی علمیهی قم، 07/09/1368)
تلاش جدی استکبار جهانی برای شبههپراکنی با هدف بیاعتبارسازی اسلام در چشم مردم جهان و مسلمانان در این چند سال اخیر، یعنی از حدود پنج، شش سال پیش به این طرف، سیاستهای استکباری هر چه توانستند تلاش کردند تا اسلام را در چشم تودههای مردم و ملتها، بیآبرو و بیاعتبار کنند.
(بیانات در دیدار ائمهی جماعات و روحانیون و مبلغین، در آستانهی ماه مبارک رمضان 25/11/1371)
یک نکتهی اساسیِ دیگر این است که امروز علاوه بر اینکه باید به مسائل اعتقادی اسلام پرداخت و اعتقاد به اسلام را در ذهنها و دلها راسخ نمود، باید اعتقاد به حاکمیت اسلام را هم راسخ کرد. این مطلب واضح است. این امری است که مسلمانان عالم در طول قرنهای متمادی و بخصوص متفکّرین بزرگ در قرن اخیر - از سید جمال اسدآبادی تا اقبال لاهوری،
تا بزرگان فکر و اندیشه، تا علمای بزرگی در داخل کشور خود ما - دنبال آن بودهاند که دین خدا را حاکم کنند و این ادامهی راه پیغمبران بوده است. امروز دستها، زبانها، نوشتهها و امواج تبلیغاتی، در این امر واضح ایجاد خدشه و دربارهی آن، سؤال ایجاد میکنند. بایستی این را در ذهنها مستحکم کنید.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون در آستانهی ماه محرم، 02/02/1377)
کیست آن جایگاه و آن قدرتی که امروز از گسترش دین و تعمیق دینداری بیمناک است و با آن دشمن است؟ این نقطه عبارت است از استکبار، که در رأسش آمریکاست و فعالترینش صهیونیستها هستند... اینها دشمن دینداریاند.
(بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری، 27/11/1379)
اینکه شما ملاحظه می کنید از سالهای دهه 60، از دوران حیات با برکت امام، چه دشمنان بیرونی و چه مزدوران یا نوکران بیمزد و منت آنها از داخل، مقدسات دینی را، حقایق دینی را، بیّنات اسلامی را مورد تردید و انکار قرار دادند، این یک چیز تصادفی نبوده است؛ روی این تکیه داشتهاند. این مسئله از ماجرای سلمان رشدی آغاز شد تا فیلمهای ضد اسلام هالیوودی، تا کاریکاتورها، تا قرآنسوزی، تا حوادث گوناگونی
که علیه اسلام در این گوشه و آن گوشه اتفاق افتاد، برای اینکه ایمان مردم را به اسلام و مقدسات اسلامی کم کنند.
(بیانات در اجتماع بزرگ مردم قم 27/7/1389)
کاریکاتورهای علیه نبی مکرم اسلام را دست کم نگیرید. البته شروعش از سلمان رشدی شد؛ اما قبل از او و بعد از او دستگاه عظیم فیلمسازی هالیوود و شرکتهای هالیوودی برای اسلامستیزی مأموریت پیدا کردند. آن وقت دنبالهروهاشان در ایران میگویند جمهوری اسلامی توقع دارد که هنرمند با دستور عمل کند! شماها دارید با دستور عمل میکنید؛ به خیالتان ما نمیفهمیم؟! دستور است که علیه اسلام، علیه روحانیت، علیه قرآن، علیه تشرّع و تدین فیلم بسازند، فضلاً از انقلاب اسلامی؛ که خوب، خیلی واضح علیه انقلاب اسلامی میسازند و میگویند. اینها دشمنند؛ دشمن رویکرد دینداری و دینپذیری و اعتماد به دین و گسترش این معنا، عبارت است از استکبار.
(بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری، 27/11/1379)
پول و قدرت پولی امروز توانسته ظریفترین، لطیفترین و شیواترین حقایق عالم ماده را هم در خدمت بگیرد؛ همین هنری که جوان عزیزمان آمدند اینجا گفتند.
(بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان برگزیده و نمایندگان تشکلهای دانشجویی 24/07/1384)
امروز در دنیا پول خرج میکنند و فیلمهای گرانقیمت میسازند، برای اینکه غیرمستقیم فکری را وارد ذهنها کنند یا فکری را از ذهنها بیرون بیاورند.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون استان همدان 15/04/1383)
مخالفان نظام جمهوری اسلامی... دارند پول خرج میکنند و فکر درست میکنند و آن را به جامعه تزریق میکنند.
(بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری 17/06/1384)
امروز نشر افکار باطل نه فقط به وسیلهی ابزارهای ارتباط جمعیِ فراوان ـ مثل رادیو، تلویزیون، اینترنت و انواع و اقسام روشهای الکترونیکی ـ انجام میگیرد، بلکه از شیوههای هنری هم استفاده میشود. امروز در دنیا پول خرج میکنند و فیلمهای گرانقیمت میسازند، برای اینکه غیرمستقیم فکری را وارد ذهنها کنند یا فکری را از ذهنها بیرون بیاورند.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون استان همدان 15/04/1383)
امروز دستها، زبانها، نوشتهها و امواج تبلیغاتی، در این امر واضح ایجاد خدشه و دربارهی آن، سؤال ایجاد میکنند. بایستی این را در ذهنها مستحکم کنید.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون در آستانهی ماه محرم 02/02/1377)
امروز دستها، زبانها، نوشتهها و امواج تبلیغاتی، در این امر واضح ایجاد خدشه و دربارهی آن، سؤال ایجاد میکنند. بایستی این را در ذهنها مستحکم کنید.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون در آستانهی ماه محرم 02/02/1377)
امروز صدها سایت اصلی و هزاران سایت فرعی در اینترنت وجود دارد که هدف عمدهشان این است که تفکّرات اسلامی و بخصوص تفکّرات شیعی را مورد تهاجم قرار دهند.
(بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری 27/11/1379)
امروز نشر افکار باطل نه فقط به وسیلهی ابزارهای ارتباط جمعیِ فراوان ـ مثل رادیو، تلویزیون، اینترنت و انواع و اقسام روشهای الکترونیکی ـ انجام میگیرد، بلکه از شیوههای هنری هم استفاده میشود. امروز در دنیا پول خرج میکنند و فیلمهای گرانقیمت میسازند، برای اینکه غیرمستقیم فکری را وارد ذهنها کنند یا فکری را از ذهنها بیرون بیاورند..
(بیانات در دیدار علما و روحانیون استان همدان 15/04/1383)
عزیزان من! امروز تهاجم فرهنگی با استفاده از ابزارها و فناوریهای جدید ارتباطی خیلی جدی است؛ صدها وسیله و راهروِ اطلاعات به سمت فکر
جوان و نوجوان ما وجود دارد؛ از انواع شیوههای تلویزیونی و رادیویی و رایانهای و امثال اینها دارند استفاده میکنند و همینطور به صورت انبوه، افکار و شبهههای گوناگون را در آنها میریزند. باید در مقابل اینها ایستاد. امروز نمیشود به همان روشهای قدیمی خودمان اکتفا کنیم؛ البته که جوان نمیآید.
(دیدار با روحانیون 17/08/1385)
شما ببینید تلویزیون، رادیو، وسائل الکترونیکی، اینترنت و دیگر وسائل ارتباطاتی، امروز در دنیا در خدمت چه اهدافی قرار دارد.
(بیانات در دیدار روحانیون و طلاب تشیع و تسنن کردستان 23/02/1388)
عزیزان من! امروز تهاجم فرهنگی با استفاده از ابزارها و فناوریهای جدید ارتباطی خیلی جدی است؛ صدها وسیله و راهروِ اطلاعات به سمت فکر جوان و نوجوان ما وجود دارد؛ از انواع شیوههای تلویزیونی و رادیویی و رایانهای و امثال اینها دارند استفاده میکنند و همینطور به صورت انبوه، افکار و شبهههای گوناگون را در آنها میریزند. باید در مقابل اینها ایستاد. امروز نمیشود به همان روشهای قدیمی خودمان اکتفا کنیم؛ البته که جوان نمیآید.
(دیدار با روحانیون 17/08/1385)
شما ببینید تلویزیون، رادیو، وسائل الکترونیکی، اینترنت و دیگر وسائل ارتباطاتی، امروز در دنیا در خدمت چه اهدافی قرار دارد.
(بیانات در دیدار روحانیون و طلاب تشیع و تسنن کردستان 23/02/1388)
امروز نشر افکار باطل نه فقط به وسیلهی ابزارهای ارتباط جمعیِ فراوان ـ مثل رادیو، تلویزیون، اینترنت و انواع و اقسام روشهای الکترونیکی ـ انجام میگیرد، بلکه از شیوههای هنری هم استفاده میشود.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون استان همدان 15/04/1383)
امروز استکبار به این اکتفا نمیکند که شمشیر نشان بدهد؛ شمشیر هم نشان میدهد، اما در کنار او به دهها شیوهی دیگر متوسل میشود برای این که آن فکر غلط، آن راه خطا، آن روش ستمگرانه و طغیانگر را بر ملتها تحمیل کند. امروز طبق اطلاعات قطعی ثابت شده است که مؤسسهی عظیم هالیوود و شرکتهای بزرگ سینمائی با سیاستهای استکباری آمریکا همراهی و همکاری مستمر و باب میل دارند. این مؤسسهی بزرگ فیلمسازی و سینمائی که دهها کمپانی بزرگ فیلمساز از هنرمند و از کارگردان و از بازیگر و از نمایشنامهنویس و فیلمنامهنویس و سرمایهگذار در آن گرد هم جمع شدند، در خدمت هدفی دارند حرکت میکنند. آن هدف عبارت
است از اهداف سیاست استکباریای که دولت آمریکا را هم همان سیاستها دارد میچرخاند. اینها چیز کوچکی نیست.
(بیانات در دیدار روحانیون و طلاب تشیع و تسنن کردستان 23/02/1388)
امروز هنر سینمایی - که من هالیوود را به عنوان برجستهترین، مثال زدم؛ والا بقیهی مجموعههای سینمایی دنیا هم همینطورند - در خدمت اشاعهی فحشا، اشاعهی پوچی، اشاعهی بیهویتی انسان، در خدمت خشونت، در خدمت مشغول کردن بدنهی ملتها به یکدیگر است تا طبقهی متعالی و بالا بتوانند بیدغدغه زندگی کنند. سینما که یک هنر بسیار پیشرفته و مدرن است، اینگونه است؛ شعر هم همینطور است؛ قصه هم همینطور است؛ نقاشی هم همینطور است؛ انواع شعبههای هنر همینگونه است.
(بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان برگزیده و نمایندگان تشکلهای دانشجویی 24/07/1384)
امروز در دنیا پول خرج میکنند و فیلمهای گرانقیمت میسازند، برای اینکه غیرمستقیم فکری را وارد ذهنها کنند یا فکری را از ذهنها بیرون بیاورند.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون استان همدان 15/04/1383)
امروز برجستهترین و تواناترین مجموعهی سینمایی دنیا در «هالیوود» است. شما ببینید
هالیوود در خدمت چیست، در خدمت کیست، در خدمت کدام فکر و کدام جهت و کدام خواب برای بشریت بیچارهی رو به رشد است.
(بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان برگزیده و نمایندگان تشکلهای دانشجویی 24/07/1384)
شرکتهای هالیوودی برای اسلامستیزی مأموریت پیدا کردند... دستور است که علیه اسلام، علیه روحانیت، علیه قرآن، علیه تشرّع و تدین فیلم بسازند، فضلاً از انقلاب اسلامی؛ که خوب، خیلی واضح علیه انقلاب اسلامی میسازند و میگویند. اینها دشمنند.
(بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری 27/11/1379)
بدانید که دشمن، اولین نقطهای را که مورد توجه قرار میدهد، آن نقطهی فعال است که یکی از بخشهای آن، عبارت است از نسل جوان؛ چون امید به نسل جوان است و سازندهی آینده، نسل جوان است، لذا آنجا را دشمن هدف قرار میدهد.
(بیانات در دیدار روحانیون و طلاب تشیع و تسنن کردستان 23/02/1388)
دشمن دارد از ابزارهای هنری استفاده میکند؛ از ابزارهای مدرن تبلیغی استفاده میکند و حرفها
را پخش میکند؛ آماج عمده هم جوانهای ما هستند.
(بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری 17/06/1384)
دانشجو، غیر از آن جوانِ در بازار است که نه از مجلهی خارجی، نه از کتاب خارجی و نه از معارف بیرون این مرز اصلاً مطلع نیست. دانشجو، قاعدتاً اطلاع پیدا میکند و آگاه و هوشیار است و معارف دنیا برایش مطرح میشود. پس این فرد، در معرض نفوذ آسیبهای فرهنگی و بیمبالاتی در مقابل دین و بیتفاوتی در مقابل ارزشهای دینی و انقلابی است.
(بیانات در دیدار اعضای شورای مرکزی نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها 7/08/1369)
همین تفکراتی که امروز به وسیلهی بعضی از فیلسوفان یا فیلسوفنمایان اروپایی در دنیا پخش میشود... جوان دانشجو، در معرض هجوم این تفکرات ـ از انواع و اقسامش ـ است.
(بیانات در دیدار اعضای شورای مرکزی نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها 7/08/1369)
شبهههائی که در ذهن جوان شما، دانشجوی شما، حتّی دانشآموز شما القاء میکنند، شبهههائی از جنس روز است. در مقابل این کی میخواهد بایستد؟
(بیانات در دیدار روحانیون و طلاب تشیع و تسنن کردستان 23/02/1388)
... حاجت سوم به فعالیتهای حوزهی علمیه، نیاز روشنفکران و جوانان است. اینها قشری هستند که در مقابل شبهات قرار میگیرند. در همه جا اولین مخاطب شبههها، روشنفکران و اهل فکر و اندیشهاند که غالبا در میان جوانان و صاحبان فکر و اندیشه و تحصیلکردهها هستند.
(بیانات در آغاز درس خارج فقه 14/06/1374)
امروز هم، آدم، قرائن و شواهدی را مشاهده میکند که اینها، میخواهند هجمههای قوی فلسفی بیاورند؛ آن وقت، درست نقطة مقابل ما که فلسفه را یک امر کاملا مربوط به خواصّ قرار دادهایم ... آنها بر عکس، فلسفه را در سطوح مختلف ترویج کردهاند؛ یکی از رشتههای تألیف و کار فلسفی، فلسفه برای کودکان است؛ کتابهای متعدّد نوشتهاند برای کودکان؛ فلسفه برای کودکان، یعنی ذهن بچّه را از اوّل، با همان مبانی فلسفی که امروز، مورد پسند لیبرال دموکراسی است، ]بار آوردن![ یقینا در نظام شوروی سابق و نظامهای مارکسیستی، دستگاه فلسفه، اگر برای کودکان و نوجوانان بود، آن چیزی ]تهیه میشد[ که منتهی بشود مثلاً به فلسفه علمی مارکس! ما از این، غفلت داریم.
(بیانات مقام معظم رهبری در جمع نخبگان و فضلای علوم عقلی اسلامی حوزه علمیه قم، 29/10/1382، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 568)
امروز دشمن از همهی روشها استفاده میکند.
(بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری 27/11/1379)
علاج نگرانی مبارزه است؛ مبارزهی در خور و شایسته، ورود در میدان... دشمن را کاملاً شناختن و روشهای او را سنجیدن.
(بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری 27/11/1379)
... زمان پیش رفته، تغییر زیاد شده، راههای نفوذ در ذهن جوانها زیاد شده. این راهها را باید بشناسید و بخصوص باید مواجههی با دشمن را در حوزهی تفکر و احساس جوانها اهمیت بدهید.
(بیانات در دیدار روحانیون و طلاب تشیع و تسنن کردستان 23/02/ 1388 به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 401)
امروز، دشمن با شیوة بسیار زیرکانهای در داخل، در حال یک جنگ و مبارزة تمام عیار فرهنگی علیه ماست؛... نسل جوان، در حال تباه شدن تدریجی بوسیله دشمن است؛ دشمن روی این نسل جوان که مایة تکیه و امید است، دارد به تدریج، با شکلها و شیوههای گوناگون، کار و تلاش [میکند]... این تلاش هم، عمدتاً فرهنگی است؛... البته محافلی برای این که جوانان را ببرند و آلوده به فساد بکنند، وجود دارد که جنبة غیرفرهنگی و جنبة عملی دارد؛ لیکن، آنچه بیش از همه خطرناک است، ذهن و فکر و روحیه جوان است.
(بیانات در دیدار روحانیون و طلاب تشیع و تسنن کردستان 23/02/ 1388 به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 401)
امروز شبهههائی مطرح میشود... هدفش فقط این است که یکی را از یک فکری منتقل کند به یک فکر دیگری؛ هدفش این است که پشتوانههای انسانی نظام را از بین ببرد؛ مبانی اصلی نظام را در ذهنها مخدوش کند.
(بیانات در اجتماع بزرگ طلاب و فضلای حوزه علمیه قم 29/7/1389)
سعی کردند اینها را به اسلام بیعقیده کنند. به چه نحو؟ به این نحو که جوانانشان را بیاعتقاد و سرگرم فساد کنند؛ ذهنشان را با شبهات مشغول کنند و آنها را از آن ایمان عمیق دور کنند.
(بیانات در دیدار ائمهی جماعات و روحانیون و مبلغین، در آستانهی ماه مبارک رمضان 25/11/1371)
امروز، مهم ترین آماج تهاجم دشمنان، ایمان مذهبی مردم است؛ چون تا وقتی ایمان مذهبی جوانان و این مردم و این زن و مرد، وجود دارد و مستحکم است، نفوذ دشمن در پایههای این نظام، ممکن نیست؛ لذا میخواهند این ایمان را ـ که در حقیقت، حصار منیع این نظام است ـ از بین ببرند. حفظ این ایمان، یکی از بزرگترین وظایف است.
(بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار طلاب و روحانیون اصفهان، 23/2/1388، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص402)
ابهام آفرینی یکی از سیاستهای اصلی
کانونهای مبارزه با جمهوری اسلامی است. ابهامآفرینی و ایجاد نقطهی کور برای ذهنها، خودش یک سیاست است.
(بیانات در دیدار با دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی 22/02/1382)
فراوان علیه اسلام شبهه درست کردند، به اشکالتراشی پرداختند و استدلالسازی کردند تا بلکه بتوانند عقاید اسلامی را سست و موهوم کنند.
(بیانات در اجتماع بزرگ مردم در صحن امام خمینی(ره) مشهد مقدس رضوی 01/01/1376)
اینکه در محیط فکر و اندیشه و فرهنگ، جولان فکری افراد و گشودن راههای تازه باید تشویق شود، حرف درستی است؛ اما این نباید به افسار گسیختگی فکری دشمنان اسلام منتهی گردد.
(بیانات در دیدار جمع کثیری از کارگران و معلمان، به مناسبت روز کارگر و هفتهی معلم 15/02/1378)
تهاجم هم تهاجم استدلالی نیست؛ از روشهای تخریبی و از روشهای روانشناسانه و غیره استفاده میکنند.
(بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری 27/11/1379)
تهاجم هم تهاجم استدلالی نیست؛ از روشهای تخریبی و از روشهای روانشناسانه و غیره استفاده میکنند.
(بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری 27/11/1379)
دشمن دارد از ابزارهای هنری استفاده میکند؛ از ابزارهای مدرن تبلیغی استفاده میکند و حرفها را پخش میکند.
(بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری 27/11/1379)
امروز نشر افکار باطل نه فقط به وسیلهی ابزارهای ارتباط جمعیِ فراوان ـ مثل رادیو، تلویزیون، اینترنت و انواع و اقسام روشهای الکترونیکی ـ انجام میگیرد، بلکه از شیوههای هنری هم استفاده میشود.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون استان همدان 15/04/1383)
این مسئلهی کاریکاتورهای علیه نبی مکرم اسلام را دست کم نگیرید. البته شروعش از سلمان رشدی شد؛ اما قبل از او و بعد از او دستگاه عظیم فیلمسازی هالیوود و شرکتهای هالیوودی برای اسلامستیزی مأموریت پیدا کردند.
(بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری 27/11/1379)
در داخل کشور، از طرق مختلف، پایههای
ایمان مردم، بخصوص نسل جوان را متزلزل کنند؛ از اشاعهی بیبندوباری و اباحیگری، تا ترویج عرفانهای کاذب ـ جنس بدلی عرفان حقیقی ـ تا ترویج بهائیت، تا ترویج شبکهی کلیساهای خانگی؛ اینها کارهائی است که امروز با مطالعه و تدبیر و پیشبینی دشمنان اسلام دارد انجام میگیرد؛ هدفش هم این است که دین را در جامعه ضعیف کند.
(بیانات در اجتماع بزرگ مردم قم 27/7/1389)
در داخل کشور، از طرق مختلف، پایههای ایمان مردم، بخصوص نسل جوان را متزلزل کنند؛ از اشاعهی بیبندوباری و اباحیگری، تا ترویج عرفانهای کاذب ـ جنس بدلی عرفان حقیقی ـ تا ترویج بهائیت، تا ترویج شبکهی کلیساهای خانگی؛ اینها کارهائی است که امروز با مطالعه و تدبیر و پیشبینی دشمنان اسلام دارد انجام میگیرد؛ هدفش هم این است که دین را در جامعه ضعیف کند.
(بیانات در اجتماع بزرگ مردم قم 27/7/1389)
امیرالمؤمنین(علیه الصّلاة والسّلام) در یکی از خطبههایی که دردمندی آن بزرگوار، در کلمات و جملات آن آشکار است... میفرمایند: اگر حق صریح و خالص بود، کسی به شبهه نمیافتاد و اگر باطل لخت و عریان ظاهر میشد، کسی از آن
تعقیب نمیکرد. «ولکن یوخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فیمزجان فهنالک یستولی الشّیطان علی اولیائه». یعنی دستهای کجاندیش و ترفندکار، قسمتی از حق را با باطل مخلوط میکنند و لعابی از حق روی باطل میدهند تا باطل قابل عرضه شود و برای مردم سادهلوح، قابل قبول باشد. اینجاست که شیطان بر دوستانش مستولی شده و حق مشتبه میشود.
(بیانات در دیدار با جمعی از مسؤولان و کارکنان نهادها و سازمانهای خدماتی و حمایتکننده از مستضعفان و محرومان 12/07/1368)
دشمنان اسلام، برای تفرقه افکنی میان مسلمانان، همواره به بد نمایاندن معارف اعتقادی و فقهی مذاهب آنان برای یکدیگر، دست زدهاند.
(پیام به کنگرهی جهانی هزارهی شیخ مفید 28/01/1372)
بدانید که دشمن، اولین نقطهای را که مورد توجه قرار میدهد، آن نقطهی فعال است که یکی از بخشهای آن، عبارت است از نسل جوان؛ چون امید به نسل جوان است و سازندهی آینده، نسل جوان است، لذا آنجا را دشمن هدف قرار میدهد.
(بیانات در دیدار روحانیون و طلاب تشیع و تسنن کردستان 23/02/1388)
امروز، دشمن با شیوة بسیار زیرکانه ای در داخل، در حال یک جنگ و مبارزة تمام عیار فرهنگی علیه ماست؛... نسل جوان، در حال تباه شدن تدریجی بوسیله دشمن است؛ دشمن روی این نسل جوان که مایة تکیه و امید است، دارد به تدریج، با شکلها و شیوههای گوناگون، کار و تلاش [میکند].
(سخنرانی در آغاز هفتمین گردهمایی ائمه جمعه سراسر کشور، 25/6/1370 ، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 401)
امروز در دنیا، در قالب فلسفههایی که گاهی عمقی هم ندارد؛ ولی صورت فلسفی دارد، ذهن انسانها را شکل میدهند؛ بعضی از اینها، حتی در خـدمـت سـیاسـتها قرار میگیرد! کسانی به نام فیلسوف، ... در غرب، وجود داشتند که بدون تردید، در خدمت سیاستهای سرمایهداری کار کردند؛ البته... اسمی از نظام سرمایهداری نیاوردند؛ امّا آنچه آنها به عنوان فلسفه دادند، در خدمت نظام سرمایهداری است.
این، معنایش، این است که آن کسانی که دنیا را طعمة سیاستِ خود میدانند، از همة راهها استفاده میکنند و این، یکی از راههای نزدیک ساختنِ ذهن مخاطبان و ذهن ملّتهاست، اینها، ذهنها را از این طریق، منحرف میکنند.
(بیانات مقام معظم رهبری در دیدار علما و طلاب استان فارس، 11/2/1387، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 613)
امروز متأسفانه شبهههایی مطرح میشود که از لحاظ محیط و محفل طلبگی هیچ اهمیتی ندارد؛ یعنی در عالم طلبگی، این شبههها راحت قابل حل است؛ منتها چون تحت اصطلاح روشنفکری بیان میگردد، خیال میشود شبههی مهمی است. بنابراین ممکن است در ذهن کسانی اثر بگذارد. اینها را باید با زبان و منطق و روحیهی قوی پاسخ داد.
(بیانات در دیدار اعضای هیأت علمی کنگرهی امام خمینی(ره) 04/11/1378)
مخالفان نظام جمهوری اسلامی فقط یک مشت فحاشهایی که در رادیو و تلویزیونها بنشینند و یاوهسرایی سیاسی بکنند، نیستند؛ افراد متفکر را به کار گرفتهاند؛ آدمهایی را که در زمینههای فکری ـ چه دینی، چه سیاسی ـ میتوانند حرفی به میدان بیاورند، به کار گرفتهاند و دارند پول خرج میکنند و فکر درست میکنند و آن را به جامعه تزریق میکنند.
(بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری 17/06/1384)
خیال می کنید دشمن بیکار است!؟ یک لحظه، دشمن بیکار نیست. هر وقت، هر طور بتواند، عمل میکند. همین قضایایی که اخیرا پیشامد کرد ـ قضایای مشهد و امثال آن ـ کار
دشمن است. دشمن جهاز فکری خودش را به کار انداخته، برای اینکه ببیند چه وقت میشود ضربه زد. درست مثل میدان جنگ! همینطور که امیرالمؤمنین (علیهالسلام) فرمود: «و ان اخا الحرب الارق و من نام لم ینم عنه.» شما اگر داخل سنگر خوابت ببرد، دلیل بر این نیست که سنگرنشین رو به روی شما هم خوابش برده است. شما اگر غافل شدی، باید انتظار داشته باشی که ضربه را، بلافاصله بخوری! دشمن، هوشیار نشسته است. میلیونها دلار، بلکه اگر مبالغه نباشد میلیاردها دلار صرف میکنند، تا بتوانند ضربهی کاری را به این انقلاب بزنند. اینها که با این انقلاب آشتی بکن نیستند. هر وقتی به گونهای در صدد وارد آوردن ضربهاند.
(بیانات در دیدار نمایندگان دورهی چهارم مجلس شورای اسلامی20/03/1371)
مسائل کشور ما دو نوع است: مسائل عام و همیشگی و مسائل موسمی. دشمن برای ضربه زدن به کشور و نظام اسلامی، هم از وسایل عام و همیشگی و هم از وسایل موسمی استفاده میکند. دشمن در هر فصلی ملاحظه میکند که چه کار باید کرد؛ مثلاً نزدیک فصل انتخابات چه کار باید کرد. البته دشمن که میگوییم، همیشه دستگاه جاسوسی امریکا نیست. گاهی سر نخ در دست آنهاست، اما بازیگران کسانی هستند که گاهی خودشان هم نمیفهمند بازی خوردهاند و نمیدانند به اشارهی دست چه کسی حرکت میکنند.
(بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری 27/11/1379)
امروز هم، آدم، قرائن و شواهدی را مشاهده میکند که اینها، میخواهند هجمههای قوی فلسفی بیاورند؛ آن وقت، درست نقطة مقابل ما که فلسفه را یک امر کاملا مربوط به خواصّ قرار دادهایم... آنها بر عکس، فلسفه را در سطوح مختلف ترویج کردهاند؛ یکی از رشتههای تألیف و کار فلسفی، فلسفه برای کودکان است؛ کتابهای متعدّد نوشتهاند برای کودکان؛ فلسفه برای کودکان، یعنی ذهن بچّه را از اوّل، با همان مبانی فلسفی که امروز، مورد پسند لیبرال دموکراسی است، ]بار آوردن![ یقینا در نظام شوروی سابق و نظامهای مارکسیستی، دستگاه فلسفه، اگر برای کودکان و نوجوانان بود، آن چیزی ]تهیه میشد[ که منتهی بشود مثلا به فلسفه علمی مارکس! ما از این، غفلت داریم.
(بیانات مقام معظم رهبری در جمع نخبگان و فضلای علوم عقلی اسلامی حوزه علمیه قم، 29/10/1382، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 568)
عزیزان من! امروز تهاجم فرهنگی با استفاده از ابزارها و فناوریهای جدید ارتباطی خیلی جدی است؛ صدها وسیله و راهروِ اطلاعات به سمت فکر جوان و نوجوان ما وجود دارد؛ از انواع شیوههای تلویزیونی و رادیویی و رایانهای و امثال اینها دارند
استفاده میکنند و همینطور به صورت انبوه، افکار و شبهههای گوناگون را در آنها میریزند. باید در مقابل اینها ایستاد.
(دیدار با روحانیون 17/08/1385)
... مسأله این است که آیا روال جاری و موجود حوزههای علمیه، برای پاسخ دادن به این نیازها کافی است؟ جواب این است که نه، کافی نیست. باید از چارچوبهای مستحکم و استخوانبندی قوی حوزهی علمیه و از امکانات فراوان فکری و معنوییی که در این مراکز است، وسایلی برای فراهم کردن پاسخهای این استفهامهای فراوان و ساختن انسانهایی که بتوانند مثل چشمههای جوشانی از معارف و احکام بجوشند و نیازها و خلأها را پر کنند، ساخت.
(سخنرانی در دیدار با اساتید، مسؤولان، فضلا و طلاب بنیاد فرهنگی باقرالعلوم (ع) 01/11/1368)
حوزههای ما با وضع کنونی نمیتواند آن انتظارات را پاسخ دهد؛ مگر در آن برنامهریزی شود و طرح نوینی افکنده و دنبال گردد.
(سخنرانی در دیدار با مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزهی علمیهی قم07/09/1368)
... زمان پیش رفته، تغییر زیاد شده، راههای نفوذ در ذهن جوانها زیاد شده. این راهها را باید بشناسید و بخصوص باید مواجههی با دشمن را در حوزهی تفکر و احساس جوانها اهمیت بدهید.
(بیانات در دیدار روحانیون و طلاب تشیع و تسنن کردستان 23/02/1388)
چه کسی میتواند از روی آمار و با تکیه بر حقایق، بگوید الآن در اینجا، وضع مردم از لحاظ دینی، معرفتی، شیوع و سریان یا عدم شیوع و سریان شبهات دینی در ذهنهای جوانها، و از لـحـاظ پـایبندی به مفاهیم اسلامی و انقلابی، در چه حدّی است؟ چرا؟ چون آماری وجود ندارد و ما کمتر دنبال این قضایا رفتهایم! ما باید دنبال این قضایا برویم.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون شهر ری در جوار مرقد حضرت عبدالعظیم(ع)، 5/8/1373، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 538)
من از آقایان سؤال میکنم که آیا میدانید امروز در درجهی اول، چند عنوان کتاب برای دنیای اسلام لازم است؟ گمان نمیکنم کسی از شما بداند. من شاید از بعضی از شما یک ذره بیشتر بدانم؛ اما به طور دقیق نمیدانم. حوزه هم نمیداند. اگر من ندانم، عیب نیست؛ ولی اگر حوزه نداند، عیب است.
حوزهی علمیه باید بداند که مثلاً امروز پنجاه عنوان کتاب وجود دارد. در درجهی اول، ما باید در پنجاه موضوع و در درجهی دوم، در صدوبیست موضوع کتاب نوشته باشیم یا بنویسیم.
باید به تناسب تهمتهایی که به ما میزنند و به تناسب فحشهایی که به ما میدهند و به تناسب کتابهایی که علیه ما مینویسند، نیازها را بدانیم. مرکز و بانک اطلاعات حوزه کجاست
که اینها را نگاه کند و دربارهی آن موضوعات تحقیق نماید و بنویسد؟
(سخنرانی در دیدار با مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزهی علمیهی قم 07/09/1368)
ما امروز به فراخور نیاز و استفهامی که وجود دارد، پاسخ حاضر نداریم.
(سخنرانی در دیدار با اساتید، مسؤولان، فضلا و طلاب بنیاد فرهنگی باقرالعلوم (ع) 01/11/1368)
باید از چارچوبهای مستحکم و استخوانبندی قوی حوزهی علمیه و از امکانات فراوان فکری و معنوییی که در این مراکز است، وسایلی برای فراهم کردن پاسخهای این استفهامهای فراوان و ساختن انسانهایی که بتوانند مثل چشمههای جوشانی از معارف و احکام بجوشند و نیازها و خلأها را پر کنند، ساخت.
(سخنرانی در دیدار با اساتید، مسؤولان، فضلا و طلاب بنیاد فرهنگی باقرالعلوم (ع) 01/11/1368)
خواهش من از شما آقایان، ... این است که حقیقتاً به این ابعاد و جنبههای زندگی اجتماعی شهر و کشور خود بپردازید و هر چه را کم است، جبران کنید. البته ما، روحانی و اهل تبلیغ و بیان هستیم و اگر بخواهیم دربارة هر بخشی از بخشهای مسائل دینی، چیزی بیان کنیم،
میتوانیم؛ مثلا بگوییم: «بیایید سادهزیستی داشته باشیم!» امّا کدام یک از این حرفها، الآن ضروری و موردنیاز است؟ کدام یک خدای نکرده، در جهت مقابل، حرکت کرده است؟ ما باید اینها را بدانیم و به حلّ مشکلات دینی و معنوی و عقدههای ذهنی مردم بپردازیم.
(بیانات مقام معظّم رهبری در دیدار جمع زیادی از روحانیون، فضلا و مبلغان اسلامی در آستانة ماه مبارک رمضان، 27/10/1374، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 479)
یک بخش مهم از حادثهی فرهنگی در جامعهی امروز ما این است که اینها در معرض شبهات قرار میگیرند.
(بیانات در جمع روحانیون استان کهکیلویه و بویراحمد، 17/03/1373)
در گذشته، این همه شبهه نبود و این قدر شبههها سیلوار، وارد جوامع انسانی مـسلـمین نمیشد؛ عرضة شبهه، غالباً کمتر از علاجِ آن بود؛ همانموقع هم، علمای بزرگ، این وظیفه را بـه عـهـدة خـودشـان مـیدانستند.
(بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار علما و روحانیون استان زنجان، 21/7/1382، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 510)
مقابله هم یا به نحو پیشگیری است یا به نحو درمان. پیشگیری، بهتر از درمان است.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون استان همدان 15/04/1383)
اینکه علمای بزرگ ما کلام را تعلیم میدادند، فلسفه را تعلیم میدادند و شخصیتی مثل علامهی حلی - که فقیه عالیقدری است - هم در کلام کتاب دارد، هم در فلسفه کتاب دارد، بهخاطر این بود که با بارور کردن عقلیت مخاطبان خودشان بتوانند از ورود یا جایگیر شدن شبههها در ذهن پیشگیری کنند. مخاطب آنها - چه انسان معمولی یا طالب علم، یا شخص فرزانه و تحصیلکرده - در مقابل شبههیی که به ذهن او میرسید یا دیگری به ذهن او وارد میکرد، درنمیماند.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون استان همدان 15/04/1383)
تعلیم دین هم ابعادی دارد؛ یکی از ابعاد، رشد دادن فکر و عقل مردم است ـ که «و یثیروا لهم دفائن العقول».
(بیانات در دیدار علما و روحانیون استان همدان 15/04/1383)
عمق گرفتن تفکر اسلامی، چیز مهمی است. تمام اصول اسلامی، باید به صورت عمیق و راسخ، در ذهنها جا بیفتد. این گونه مسائل که امروزه برای مردم ما جا افتاده و قبول شده است، از روی یک ایمان صادقانه و عاشقانه است؛ نه از روی یک ثبات عقیدة راسخ و نافذ در ذهن.
(بیانات در دیدار روحانیون و طلاب ایرانی و خارجی در صحن «مدرسهی فیضیهی قم» 16/09/1374)
امروز هم، تکلیف عظیمی با ما روبهروست؛ یعنی ارائه اسلام، به صورتی که بتواند ذهنها و دلهای مردم را اشباع و سیراب کند؛ استفهام آنها را به درستی پاسخ بدهد؛ ایمان آنها و حضورشان در این میدان را به صورت خالصانه و مخلصانه حفظ کند.
(سخنرانی در دیدار با روحانیون و مبلغان، در آستانة ماه محرم، 20/4/1370، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ، ص 508)
اینگونه مسائل که امروزه برای مردم ما جا افتاده و قبول شده است، از روی یک ایمان صادقانه و عاشقانه است؛ نه از روی یک ثبات عقیدة راسخ و نافذ در ذهن.
(بیانات در دیدار روحانیون و طلاب ایرانی و خارجی در صحن «مدرسهی فیضیهی قم» 16/09/1374)
این انگیزه، ابدی نمیشود مگر اینکه یک مبلّغ خوب، با یک فکر و منطق حسابی به آنجا برود و آن را ماندگار کند.
(بیانات در دیدار روحانیون و طلاب ایرانی و خارجی در صحن «مدرسهی فیضیهی قم» 16/09/1374)
امروز هم، آدم، قرائن و شواهدی را مشاهده میکند که اینها، میخواهند هجمههای قوی فلسفی بیاورند؛ آن وقت، درست نقطة مقابل ما که فلسفه را یک امر کاملا مربوط به خواصّ قرار دادهایم... آنها بر عکس، فلسفه را در سطوح مختلف ترویج کردهاند؛ یکی از رشتههای تألیف و کار فلسفی، فلسفه برای کودکان است؛ کتابهای متعدّد نوشتهاند برای کودکان؛ فلسفه برای کودکان، یعنی ذهن بچّه را از اوّل، با همان مبانی فلسفی که امروز، مورد پسند لیبرال دموکراسی است، ]بار آوردن![ یقینا در نظام شوروی سابق و نظامهای مارکسیستی، دستگاه فلسفه، اگر برای کودکان و نوجوانان بود، آن چیزی ]تهیه میشد[ که منتهی بشود مثلا به فلسفه علمی مارکس!
ما از این، غفلت داریم؛ من به این دوستانی که در بنیاد ملاصدرا مشغول به کار هستند، به آنها سفارش کردم؛ گفتم: «بنشینید ]و[ کتاب بنویسید برای جوانها، برای کودکان!» این کاری
است که قم، میتواند بکند؛ این کاری است که قم، میتواند همّت بر او بگمارد؛ از جملة کارهای بسیار لازم است، بسط فلسفه؛ البته با مبانی بسیار مستحکم، ادبیّات خوب ]و[ جذاب؛ از این کارها، زیاد هم کردهاند.
(بیانات مقام معظم رهبری در جمع نخبگان و فضلای علوم عقلی اسلامی حوزه علمیه قم، 29/10/1382، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 568)
بعد از انقلاب اسلامی و تشکیل نظام اسلامی، فکر اسلامی مورد چالش جدی قرار گرفته است؛ بعد از این هم بلاشک چالشهای جدیدی را روزبهروز برای آن بهوجود میآورند؛ رها که نمیکنند. ما باید در اینجا خود را آماده کنیم، و میتوانیم.
(بیانات در دیدار اعضای کنگرهی حکمت مطهر 18/12/1382)
ما در برابر شبهات، نباید همیشه به صورت تدافعی عمل کنیم؛ ننشینیم تا شبههای بیاید، حتی یک مقدار هم، از آمدنِ شبهه، دیر خبردار بشویم ]تا[ خوب، جاگیر بشود؛... بعد آنها، زبان باز کنند؛... بعد ما، تازه به فکر بیفتیم این شبهه را بر طرف کنیم!... باید زمینههای ایجاد شبهه را شناخت. ما مبانی بسیار قوی و قویمی در اختیار داریم؛ کلام ما، خیلی قوی است؛ فلسفة ما، بسیار والاست؛ در فقه ما، ژرفاهای بسیار عجیبی هست
که در جاهای دیگر، دیده نمیشود.
ما به استقبال حرف برویم؛ به استقبال شبهه برویم؛ اینها، بدون برنامهریزی، آسان نیست!
(بیانات در آغاز درس خارج فقه، 20/6/1379، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 479)
ما باید خودمان را برای پاسخ صحیح و مناسب به هر سؤال احتمالی که بر زبانها بیاید و احیانا بعضی بر زبانها نیاید، ولی از ما وجود دارد، آماده کنیم و آن پاسخها را به صورت جزوه، کتاب، انسان آمادهی به حرف، و تماسهایی که باید گرفته بشود، حاضر کنیم.
(بیانات در دیدار با اعضای بعثهی حج، به همراه حجةالاسلام والمسلمین محمدی ریشهری، نمایندهی ولیفقیه و سرپرست حجاج ایرانی23/04/1370)
مقابله هم یا به نحو پیشگیری است یا به نحو درمان.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون استان همدان 15/04/1383)
در آنجا که برای مردم ابهامی هست، آنجا که دشمن سؤالاتی را مطرح میکند؛ بذر تردیدی میکارد و در جامعه میپاشد، آنجا وظیفهی شماست که این بذر تردید را از بیخ و بن در بیاورید و حقایق را روشن کنید.
(بیانات در دیدار نمایندگان دورهی چهارم مجلس شورای اسلامی20/03/1371)
پیامبر اکرم نظامی را به وجود آورد که خطوط اصلی آن چند چیز بود. من درمیان این خطوط اصلی، چهار چیز را عمده یافتم: اول، معرفت شفاف و بیابهام؛ معرفت نسبت به دین، معرفت نسبت به احکام، معرفت نسبت به جامعه، معرفت نسبت به تکلیف، معرفت نسبت به خدا، معرفت نسبت به پیامبر، معرفت نسبت به طبیعت. همین معرفت بود که به علم و علم اندوزی منتهی شد و جامعهی اسلامی را در قرن چهارم هجری به اوج تمدن علمی رساند. پیامبر نمیگذاشت ابهام باشد. در این زمینه، آیات عجیبی از قرآن هست... در هر جایی که ابهامی به وجود میآمد، یک آیه نازل میشد تا ابهام را برطرف کند...
(بیانات در خطبههای نماز جمعهی تهران 18/02/1377)
آرزوی من، این است... که اگر سخنی در معارضه با مبانی صحیح اسلامی، در گوشه ای از جامعه، بر زبـانی جـاری میشود ـ که آن زبان، یا نااهل است؛ یا ناوارد، یا حتی مغرض ـ بیست نفر طلبة فاضل، در بیست جا، پاسخ مستدلّ و منطقی او را بیان کنند. مقالهای در فلان مجلّه نوشته میشود، بیست نفر طلبة فاضل، در آنِ واحد، بیست مقاله بنویسند؛ امّا حتّی یک اهانت هم، نباشد! این، خوب است. شکل بدش، این است که حتّی یکی از آن بیست مقالة ردیّه و مستدلّ هم، نوشته نشود؛ امّا از ده جا، صدای بدگویی و اهانت و فحش و عصبانیت و امثال آن، بلند
بشود! این دومی، نامناسب و اوّلی، مناسب است؛ اوّلی، باب حوزههای علمیّه است و دومی، باب حوزههای علمیّه نیست. آزاد فکری که میگوییم، یعنی این!
(بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با طلاب حوزه علمیه مشهد، 22/4/1376، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 544)
امروز حوزه نباید در صحنههای متعدد فلسفی و فقهی و کلامی در دنیا غائب باشد. این همه سؤال در دنیا و در مسائل گوناگون مطرح است؛ پاسخ حوزه چیست؟ نه باید غائب باشد، نه باید منفعل باشد؛ هر دو ضرر دارد. فکر نو لازم است، پاسخ به نیازهای نوبهنو لازم است که دارد مثل سیل در دنیا مطرح میشود؛ باید شما برایش جواب فراهم کنید.
(بیانات در اجتماع بزرگ طلاب و فضلای حوزه علمیه قم 29/7/1389)
تعلیم دین هم ابعادی دارد؛ یکی از ابعاد، رشد دادن فکر و عقل مردم است ـ که «و یثیروا لهم دفائن العقول» ـ یکی دیگر از آن ابعاد، رفع شبهات است.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون استان همدان 15/04/1383)
آنقدر سخن نو، حرفِ فکربرانگیز و حواس جذبکن، در دنیا وجود دارد که با رادیوها و کتابها و ترجمهها به اینجا میآید! نمیشود که من و شما، هر یک خطّی که در جایی نوشته
شد یا گفته شد، فوراً عزا بگیریم و جنجال راه بیندازیم که فلان کس، فلان چیز را ترجمه کرده؛ یا فلان چیز را گفته است! گفته باشد؛ فکر است؛ میگویند!
شما خیال میکنید روزی که شبهة ابن کمّونه را رفع میکردند، به صِرف این که کسی شبهة ابن کمّونه را در کتابهایش بنویسد، او را تکفیر میکردند؟ مگر میشود مردم را بیخودی تکفیر کرد؟ مگر میشود هر کس حرف جدیدی زد، ما بگوییم: «شما مخالفید؛ شما ضدّید؛ این مطلب را نگویید!» با نگفتن که مشکل ما، حلّ نمیشود!
قرآن کریم با این عظمت، افکار الحادیها و مادّیها را در خودش نقل میکند؛ دشنامِ آنها را به پیامبر، نقل میکند «...قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ» (ذاریات/52)؛ ولی حالا، کسی جرئت نمیکند بگوید که فلان کس به فلانی که رئیس این تشکیلات است، چنین اهانتی کرده است! امّا قرآن، با صراحت، این را نقل میکند؛ چون به خودش، معتقد و متکی است: «لاَرَیْبَ فِیهِ» (بقره/2)؛ در آن، هیچ شکّی نیست. همة ما، باید «لاَرَیْبَ فِیه» باشیم؛ عقاید ما، باید «لاَرَیْبَ فِیه» و قرص و محکم و استوار باشد و آن را با زبان مناسب بیان کنیم.
(بیانات در دیدار با مسئولان سازمان تبلیغات اسلامی، 5/12/1370، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 541)
عزیزان من! امروز ... از انواع شیوههای تلویزیونی و رادیویی و رایانهای و امثال اینها دارند
استفاده میکنند و همینطور به صورت انبوه، افکار و شبهههای گوناگون را در آنها میریزند. باید در مقابل اینها ایستاد.
(دیدار با روحانیون 17/08/1385)
مسئله دیگر، مبارزهی با خرافات است. در کنار ترویج و تبلیغ معارف اصیل دینی و اسلام ناب، باید با خرافات مبارزه کرد. کسانی دارند روزبهروز خرافات جدیدی را وارد جامعهی ما میکنند. مبارزهی با خرافات را باید جدی بگیرید. این روش علمای ما بوده. مرحوم آقا جمال خوانساری، عالم معروف، مُحشیِّ شرح لمعه ـ که حاشیههای او را در حواشی شرح لمعههای قدیم دیدهاید. نمیدانم حالا هم چاپ میشود یا نه. پسر مرحوم آقا حسین خوانساری (که پدر و پسر از علما و برجستگان تاریخ روحانیت شیعهاند) ـ سیصد سال پیش برای اینکه خرافات را برملا کند، کتابی به نام «کلثوم ننه» را نوشت، که الان هست. بنده چاپهای قدیمش را داشتم و اخیراً هم دیدم مجدداً چاپ شده است، که چاپ جدیدش را هم برای من آوردند. ایشان با زبان طنز، معروفترین خرافات زمان خودش را به زبان فتوای فقهای زنان درآورده.
(دیدار با روحانیون 17/08/1385)
خرافه چیست؟ خود این مهم است. بعضیها هستند که حقایق دینی را هم به عنوان خرافه
انکار میکنند. ما کاری با آنها نداریم. آنچه که با کتاب و سنت متقن و معتبر ثابت شده، از دین است؛ چه حالا عقول بپسندند یا نپسندند. از این حمایت و دفاع کنید. آنچه که با دلیل معتبر ثابت نشده است و با مبانی و اصول دینی معارضه ندارد، دربارهی آن ساکت بمانید. آنچه که با یکی از اصول دینی معارضه دارد و مدرک معتبری ندارد، ردش کنید. این میشود خرافه، و معیار خرافه این است.
امروز شما ببینید مدعیان ارتباط با امام زمان و ارتباط با غیب، با شکلهای مختلف در جامعه دارند کار میکنند...
در مقابلهی با خرافات و آن چیزهایی که از دین نیست، شجاع باشید و بگویید. ملاحظهی اینکه حالا ممکن است کسی بدش بیاید یا ممکن است چه بکند، نکنید؛ که غالباً در مواردی انسان متأسفانه میبیند که این مراعاتها هست.
(دیدار با روحانیون 17/08/1385)
خارجیها کتاب مینویسند... ما باید در حوزهی علمیهی قم و در مراکز علمی خود، صد جواب رد در مشتمان داشته باشیم و به آنها پاسخ بدهیم.
(سخنرانی در دیدار با مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزهی علمیهی قم07/09/1368)
... اینجانب با چنین طرحهائی همواره موافق بودهام و از آن حمایت خواهم کرد و از شورای محترم مدیریت حوزه علمیه قم میخواهم تا با اطلاع و مساعدت «مراجع بزرگوار و محترم» و با همکاری و مشارکت «اساتید و محققین برجسته حوزه»، برای بالندگی بیشتر فقه و اصول و فلسفه و کلام و تفسیر و سایر موضوعات تحقیق و تألیف دینی، و نیز فعال کردن «نهضت پاسخ به سؤالات نظری و عملی جامعه»، تدارک چنین فرصتی را ببینند.
(پاسخ به نامه جمعی از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علمیه 16/11/1381)
وقتی کسی بر جامعهی ما گستاخی کرد و یک شبهه را به صدای بلند گفت، به جای اینکه ناگهان از ده نفر صدایی بلند شود و بدون عصبانیت و خشم، جواب شبهه را بدهند، عصبانی میشویم و دعوا و جنجال میکنیم؛ در حالی که اگر دست ما پُر بود، چرا دعوا کنیم؟ یک نفر مقالهای مینویسد و حرف بیمنطق و بیاستدلالی را بیان میکند و یا با استدلال غلط و مغالطه جلو میآید ـ مثل قضیهِ معروفِ کشیدن عکس مار به جای نوشتن آن ـ آن گاه بلافاصله ده، بیست مقاله و یا صد مقاله از حوزهی علمیه قم بیرون میآید و در هر روزنامه و مجلّهای جوابش داده میشود و تمام میشود میرود.
(سخنان رهبر انقلاب در دیدار با جمعی از نخبگان حوزه علمیه قم13/09/1374)
عزیزان من! اگر این کارها شد، حقیقت درخشندهای که در اختیار شماست به طور طبیعی حداقل فضای جهان اسلام را روشن خواهد کرد. دشمن هم هیچ کار نمیتواند بکند. وقتی خلأ نبود و پاسخ فکری به طور مناسب داده شد و معضلات ذهن مخاطبین به شکل حکیمانهای حل گردید و گرهها باز شد، دشمن چه کار می تواند بکند.
(بیانات در دیدار جمع زیادی از روحانیون، فضلا و مبلغان اسلامی در آستانهی ماه مبارک رمضان27/10/1374)
ملت ایران با قدرت، نشاط و تلاش خودبافتههای ذهنی غرب را به چالش کشیده با عمقبخشی به تفکرات خود، جبهه استکبار را مجبور به عقبنشینی خواهد کرد.
(دیدار با مردم استان سمنان 17/08/1385)
مقابله هم یا به نحو پیشگیری است یا به نحو درمان. پیشگیری، بهتر از درمان است.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون استان همدان 15/04/1383)
در حوزههای علمیه مسئولیت اساسی که امروز، طلبة جوان و فاضل حوزة علمیّه بر دوش دارد، ... مواجهه با امواج فکری و آماده شدن برای مقابله و مبارزه ]است[؛ که این مبارزه، لزوما منبر رفتن و نوشتن نیست؛ امّا لزوما با تولید و پرورش فکر همراه است؛ و البته این، به مقدمات احتیاج دارد که در درجة اوّل، درس خواندن است. طلبههای جوان، فراموش نکنند؛ باید درس بخوانند؛... بیمایه، فطیر است! باید مایه داشته باشید؛ اگر بخواهید در این نهضت، یک گوشة کار را بگیرید و مؤثر باشید، باید عالم و دانا باشید. اگر بخواهید در مقابل کسی که تحت عنوان قرائتهای مختلف دینی، هر رطب و یابسی که به زبانش میآید، به دین نسبت میدهد، حرف دین را بزنید، باید بتوانید سفسطة او را بشناسید؛ تا سفسطه و مغالطه را باز کنید. در وارد شدن به وادی تفکّرات دینی، مثل هر چیز دیگر، به علم و سوادِ این کار، احتیاج است.
(بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار طلاب و روحانیون اصفهان، 8/8/1380، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 596)
اگر ما در گذشته علمایی داشتیم که حرف میزدند یا مینوشتند یا شبهات را بر طرف میکردند و یا معارف میگفتند، امروز چند برابر آن تعداد با کیفیتهای بالا مورد نیاز است.
(بیانات در آغاز درس خارج فقه 14/06/1374)
امروز در قم فضلای جوانی به این کارها مشغول هستند؛ خوب هم مشغول هستند؛ من با بعضی از آنها و آثارشان آشنایم؛ اما این در حوزههای ما باید به صورت یک جریان اصیل دربیاید. همه باید خود را با این حرکت و این جریان آشنا کنند.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون استان همدان 15/04/1383)
ما به مطهریهایی در دهههای آینده احتیاج داریم. سرمایهی غنی و تمام نشدنییی که امروز از فرهنگ اسلامی در اختیار ماست، در این مصاف امکانات خیلی فراوانی در اختیار ما میگذارد؛ اگر ما اهل استفادهی از اینها باشیم. حقیقتا یک زرادخانهی عظیم فکری و فرهنگی در اختیار ماست؛ اگر بتوانیم از آن درست استفاده کنیم. امروز خوشبختانه فضلای جوانی هستند؛ من میبینم. در حوزهی قم، در تهران، فضلا، علما، افراد صالح، شایسته، از لحاظ علمی، از لحاظ بلند نظری و فکر قوی وجود دارند؛ باید وارد این میدانها شوند و حضور در این میدانها را گسترش دهند.
(بیانات در دیدار اعضای کنگرهی حکمت مطهر 18/12/1382)
نکتهی دوم که خوب است روی آن فکر شود، تداوم این جریان است. ما که نمیتوانیم در شهید مطهری متوقف شویم. درست است که الان هم بعد از بیستوپنج سال از شهادت این مرد، کتابهای او جزو پرفروشترین و جذابترین و مطلوبترین کتابها برای نسلهای جویای
فکر متین و منطقی اسلام است و الان هم ما واقعا بدیل و عدیلی برای مجموعهی کتابهای شهید مطهری (رضواناللهتعالیعلیه) نداریم و با اینکه کارهای خوبی هم شده، بلاشک از لحاظ اهمیت و تأثیرگذاری و جذابیت و اتقان، هنوز هم در بالاترین سطح قرار دارد؛ لیکن جریان ورود در عرصهی چالش با افکاری که وارد میشود و نقادی علمی و برخورد صحیح با آنها و تفکیک صحیح از سقیم مواد و اجزاء آنها و تبیین فکر اسلامی در زمینهی آنها باید ادامه پیدا کند، و این جزو وظایف مهمی است که وجود دارد.
(بیانات در دیدار اعضای کنگرهی حکمت مطهر 18/12/1382)
یک روز مرحوم مجلسی (رضواناللهعلیه) در کتاب «حقالیقین» و «عینالحیاة» و امثال اینها، اخلاق و عقاید دینی را با همان زبان خودش میگفت و دنیایی را به تفکر اعتقادی شیعی نزدیک میکرد. شما خیال نکنید که این کتب مجلسی بیهوده نوشته شده است؛ نخیر، پایههای تشیع را ـ در آن زمانی که تشیع در کشور ما تازه بود ـ همین کتابها قرص کرده است. به کتابهای «حیاةالقلوب» و «حقالیقین» و «عینالحیاة» مجلسی به چشم حقارت نگاه نکنید و نگویید اینها چه اثری دارد؛ نخیر، اینها یک روز خیلی
اثر داشته است. مجلسی وقتی آمده است که در همان شهر، یک قرن و نیم قبل از آن، برای اینکه مردم را به عقاید شیعه وادار کنند، چه کارهای حتی غیرانسانیای کرده بودند؛ مجلسی و امثال او آمدند این عقاید را در دلهای مردم محکم کردند.
(بیانات در دیدار با مسؤولان سازمان تبلیغات اسلامی 05/12/1370)
... کسی مثل مرحوم علامهی طباطبایی (رضواناللَّهتعالیعلیه) در حوزهی علمیهی قم پیدا شد؛ ایشان، هم فقیه بود و هم اصولی؛ هم میتوانست درس خارج فقهِ مفصلی بدهد؛ هم میتوانست درس خارجِ اصول مفصلی ترتیب دهد و فضلا را جمع کند؛ اما او به کاری پرداخت که آن روز آن را لازم میدانست. بعد هم حوادث و وقایع شهادت داد بر اینکه اینها لازم است.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون استان همدان 15/04/1383)
یکی از تربیتشدههای او [علامه طباطبایی]، مرحوم شهید مطهری (رضوان اللَّه علیه) است. کاری که شهید مطهری کرد، امروز باید همهی فضلای جوان درصدد باشند خود را برای آن آماده کنند؛ و اگر آماده هستند، اقدام کنند.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون استان همدان 15/04/1383)
مرحوم شهید مطهری نمونهی یک شخصیت روحانیِ متناسب با زمان است که میتواند در چالش اول، کارِ درست بکند و اقدام بجا انجام دهد. البته شبیه ایشان باز هم داشتیم و بحمداللَّه امروز هم داریم. امروز در قم فضلای جوانی به این کارها مشغول هستند؛ خوب هم مشغول هستند؛ من با بعضی از آنها و آثارشان آشنایم؛ اما این در حوزههای ما باید به صورت یک جریان اصیل دربیاید. همه باید خود را با این حرکت و این جریان آشنا کنند.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون استان همدان 15/04/1383)
گردهمایی و بزرگداشت شهید مطهری را به این سمتها بکشانید که کسانی تشویق بشوند وارد این میدانها شوند و برای مواجههی با امواج تبلیغاتی جدید وارداتی در همهی زمینهها آماده شوند؛ در زمینهی فلسفه، در زمینهی کلام، در زمینهی مسائل گوناگون کشور که با مباحث اسلامی سروکار دارد.
(بیانات در دیدار اعضای کنگرهی حکمت مطهر 18/12/1382)
در گذشته، اگر کسی میخواست در حوزه، مقام علمی پیدا کند، بایستی به تفسیر نمیپرداخت! یک آقای ملّای محترم عالِمی، فرضا اهل تفسیر باشد و مردم از تفسیر او استفاده کنند؛ بعد برای خاطر آن که این درس، موجب میگردد او به
بیسوادی شهره بشود، این درس را ترک کند! شما را به خدا، این، فاجعه نیست؟!
باید عکسِ این باشد؛ یعنی بگویند: «آقای فلانی، متخصص و استاد بزرگ تفسیر است؛ ایشان، متخصص در فلسفه است؛ ایشان، متخصص در تاریخ است!» یعنی باید عنوانی در حوزه باشد. این طور چیزها، باید در حوزه ارزش پیدا بکند؛ کما این که در گذشته هم، از این چیزها بوده است.
در همین زمان خود ما، مرحوم علامه طباطبایی (رضوان الله علیه) در حدّی بود که اگر منحصر به فقاهت میشد، یقینا به مرجعیت تقلید میرسید؛... امّا ایشان آمد ]و[ مشغول فلسفه گردید و رکنی شد و بعد از آن که در قم، هیچ نشان قابل توجهی از فلسفه نبود، آن را احیاء کرد؛... حوزهها، باید اینطور باشند. اینگونه نباشد که همه، باید رشتة فقاهت را بگیرند؛ نخیر؛ طلبه باید بداند که اگر رشته تاریخ یا تفسیر یا فلسفه یا کلام یا علوم قرآن یا بقیة علوم اسلامی را پیمود، ارزشی در انتظار اوست و ارزشگذاری مناسبی میشود.
(بیانات در آغاز درس خارج فقه، 31/6/1370، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 547)
امروز شبهات فراوانی در عالم ذهنیات و معارف بشری هست. حوزههای علمیه باید این شبهات و راه مقابلهی با آنها را بدانند... پس، این رشتهها باید در حوزه ها، مورد توجه قرار بگیرد و
متخصصانی در این علوم، تربیت بشوند و حوزه به چشم بیاعتنایی، به اینها نگاه نکند.
(بیانات در آغاز درس خارج فقه 31/06/1370، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 561)
کار در این زمینه ]برخورد با شبهات[ هم، برای حوزهها لازم است؛ باید فکر اسلامی را تولید کنند؛ باید پاسخ دهند به شبهاتی که هنوز مطرح نشده! ما نباید منتظر باشیم که شبهات را مطرح کنند، آنگاه بنا به جواب دادن بگذاریم؛ باید افرادی، این توانایی را داشته باشند که شبهات را قبل از ورود به حوزههای فکری و ذهنی، جستوجو کنند؛ آن را در خاستگاههای آن، جستوجو کنند. غالب شبهاتی که افرادی که خودشان را روشنفکر قلمداد میکنند، مطرح میکنند، ... خاستگاههای بیگانه و غربی دارد... گاه پنجاه یا صد سال، از اعتبار آنها گذشته!... فضلای ما، باید خاستگاه شبهات را پیدا کنند؛ خودشان را آماده و مجهز کنند که قبل از ورود شبهه، ذهنها را مصونیّت ببخشند؛ این را ما قبلا مطرح کردیم و عمل هم شد؛ بعضی رفتند و تحقیق کردند و خودشان را آماده کردند.
(بیانات مقام معظم رهبری در آغاز درس خارج فقه، 19/6/1380، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 541)
ما در برابر شبهات، نباید همیشه به صورت تدافعی عمل کنیم؛ ننشینیم تا شبههای بیاید، حتی یک مقدار هم، از آمدنِ شبهه، دیر خبردار بشویم ]تا[ خوب، جاگیر بشود؛... بعد آنها، زبان باز کنند؛... بعد ما، تازه به فکر بیفتیم این شبهه را بر طرف کنیم!... باید زمینههای ایجاد شبهه را شناخت. ما مبانی بسیار قوی و قویمی در اختیار داریم؛ کلام ما، خیلی قوی است؛ فلسفة ما، بسیار والاست؛ در فقه ما، ژرفاهای بسیار عجیبی هست که در جاهای دیگر، دیده نمیشود.
ما به استقبال حرف برویم؛ به استقبال شبهه برویم؛ کلام ما، خیلی قوی است؛ فلسفة ما، بسیار والاست؛ در فقه ما، ژرفاهای بسیار عجیبی هست که در جاهای دیگر، دیده نمیشود. ما به استقبال حرف برویم؛ به استقبال شبهه برویم؛ اینها، بدون برنامهریزی، آسان نیست!... یک وقت، ممکن است کاری با برنامهریزی، مثلا در ظرف ده سال تحقق پیدا کند؛ امّا همان کار، بدون برنامهریزی، در ظرف صد سال پیش بیاید؛ به تدریج، یک نفری پیدا بشود یک کاری بکند؛ تصادفا، دیگری پیدا بشود ]که[ کار او، مکمّل کار این بشود. چقدر دوبارهکاریها، چقدر تکرارها، چقدر تناقضها ]پیش میآید[؛ با برنامهریزی، اینها برطرف میشود. این، یک مسئلة بسیار مهم و یک نیاز بسیار اساسی است.
(بیانات در آغاز درس خارج فقه، 20/6/1379، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 541)
باید مطالبی از مسائل اسلامی آماده گردد و به شکل مناسبی تحریر و تقریر بشود و در همه جای
کشور گفته بشود؛ آنچنان که در همهی دلها و ذهنها جای بگیرد. باید مطالبی از مسائل اسلامی انتخاب بشود که پاسخ به شبهههای تقدیری و فرضییی باشد که میدانیم امروز با وسایل مختلف، در بین خواص مردم پراکنده میشود.
(سخنرانی در آغاز هفتمین گردهمایی ائمهی جمعهی سراسر کشور25/06/1370)
ما باید خود را آماده کنیم و با توجه به سرمایههای عظیم فکری و فرهنگیای که در اختیار ما است، اگر از همه امکانات خوب استفاده کنیم در این مصاف پیروز خواهیم شد.
(پیام به همایش جهانی حکمت مطهر، 6/2/1383)
باید از چارچوبهای مستحکم و استخوانبندی قوی حوزهی علمیه و از امکانات فراوان فکری و معنوییی که در این مراکز است، وسایلی برای فراهم کردن پاسخهای این استفهامهای فراوان.
(سخنرانی در دیدار با اساتید، مسؤولان، فضلا و طلاب بنیاد فرهنگی باقرالعلوم (ع) 01/11/1368)
... « لایَنْتَشِرُ الهُدَی إلاّ مِنْ حَیْثُ انْتَشَرَ الضَّلالُ»؛ این، از کلمات مرحوم سیّد شرف الدین (رضوان الله تعالی علیه) است. آنها، ضلالت را چگونه منتشر میکنند؟ از همان راه، هدایت را باید منتشر کرد! همانجوری که آن جاهل یا مغرض... وارد میدان شده است... همینطور بایستی اهل علم و اهل دین، وارد بشوند و معارف اصیل را، معارف ناب را، غلط بودنِ آن فکر را بیان کنند.
(بیانات در آغاز درس خارج فقه، 20/6/1379، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 542)
امروز، وظایف حوزههای علمیّه، با گذشته، تفاوتهای زیادی کرده است؛... امروز، شما ببینید وسایل تبلیغ در دنیا، چقدر متنوع شده؛ این طرفِ دنیا، یک نفر جوان، پای یک دستگاه کوچک مینشیند و افکار، تصورات، تخیلات، پیشنهادهای فکری و پیشنهادهای عملی را از سوی هر کسی ـ بلکه هر ناکسی ـ از آن طرفِ دنیا، دریافت میکند!... میدان افکار مردم و مؤمنین، عرصة کارزارِ تفکرات گوناگون است. امروز، ما در یک میدان جنگ و کارزار حقیقی فکری قرار داریم؛ این کارزار فکری، بههیچوجه، به زیان ما نیست؛ به سودِ ماست، اگر وارد این میدان بشویم و آنچه را نیاز ماست ـ از مهمات تفکر اسلامی و انبارهای معارف الهی و اسلامی ـ بیرون بکشیم و صرف کنیم؛ قطعا، بُرد با ماست؛ لیکن مسئله، این است که ما باید این کار را بکنیم.
(بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار علما و روحانیون کرمان، 11/2/1384، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 525)
آیا روال جاری و موجود حوزههای علمیه، برای پاسخ دادن به این نیازها کافی است؟ جواب این است که نه، کافی نیست.
(سخنرانی در دیدار با اساتید، مسؤولان، فضلا و طلاب بنیاد فرهنگی باقرالعلوم (ع) 01/11/1368)
حوزههای ما با وضع کنونی نمیتواند آن انتظارات را پاسخ دهد؛ مگر در آن برنامهریزی شود و طرح نوینی افکنده و دنبال گردد.
(سخنرانی در دیدار با مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزهی علمیهی قم07/09/1368)
ما هیچ توصیه نمیکنیم که شما، همانطور بنویسید که علامه مجلسی مینوشت؛ امّا توصیه می کنیم مثل علامه مجلسی، نیاز زمان را درک کنید. علامه مجلسی... فقیه، محقق و وارد در علوم عقلی بوده است؛ ... در عین حال، فقیهی، محدّثی، عالم معقول و منقولی در این حدّ، در زمان خودش، به زبان فارسی، کـتـاب «حـق الیـقـین» و «عین الحیاة» را مینویسد؛.... او، نیاز زمان را درک کرد؛ در آن فضای صوفی زدة دوران صفوی که اطلاعات مردم مسلمان .... در حدّ پایینی است، او به جای این که به زید و عمرو توصیه کند که ]قلم[ بردارید ]و[ بنویسید، خودش دست به قلم میشود و این کتابهای فارسی را مینویسد. البته، کتاب «حق الیقین»، کتاب
امروز نیست؛ ... امروز، حق الیقین و حیات القلوبی دیگر، به تناسب نیازهای فکری امروز، لازم است.
(بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار طلاب و روحانیون اصفهان، 8/8/1380، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 544)
در آنجا که برای مردم ابهامی هست، آنجا که دشمن سؤالاتی را مطرح میکند؛ بذر تردیدی میکارد و در جامعه میپاشد، آنجا وظیفهی شماست که این بذر تردید را از بیخ و بن در بیاورید و حقایق را روشن کنید.
(بیانات در دیدار نمایندگان دورهی چهارم مجلس شورای اسلامی20/03/1371)
الآن، بحرانهای ناشی از تهاجم فرهنگی دشمن، وجود دارد... و حوزه، باید خودش را آماده کند برای این کار... این را هم به شما عرض بکنم: این درس فقه و اصول و استدلال و خارج، جزء اوجب واجبات است؛ امّا این، جواب آن [تهاجم] را هم نمیدهد! نه این که اگر گفتیم: «این، جوابِ آن را نمیدهد!»، یکی بگوید: «آقا! شما با درس خارج و با فقه استدلالی مخالفید!» نخیر! بنیة اصلی و استخوانبندی حوزه، فقه
است؛ در این، شکی هم نیست؛ باید هم این استدلال و این دقّت و این فقاهت، روزبهروز، قویتر بشود؛ امّا جواب آن کار را، این فقاهت شما نمیدهد؛ نه خود فقاهت میدهد؛ نه مقدماتش!
(بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با اعضای شورای عالی حوزههای علمیه 9/7/77، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 435)
اینکه علمای بزرگ ما کلام را تعلیم میدادند، فلسفه را تعلیم میدادند و شخصیتی مثل علامهی حلی ـ که فقیه عالیقدری است ـ هم در کلام کتاب دارد، هم در فلسفه کتاب دارد، بهخاطر این بود که با بارور کردن عقلیت مخاطبان خودشان بتوانند از ورود یا جایگیر شدن شبههها در ذهن پیشگیری کنند. مخاطب آنها ـ چه انسان معمولی یا طالب علم، یا شخص فرزانه و تحصیلکرده ـ در مقابل شبههیی که به ذهن او میرسید یا دیگری به ذهن او وارد میکرد، درنمیماند.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون استان همدان 15/04/1383)
ما دین را باید بفهمیم؛ امروز، مخاطبان شما نیاز دارند به این که از دین و معارف دینی، آگاه شوند؛ ... طلبة علوم دینی، ... با علوم عقلی هم، باید آشنا باشد؛ علوم عقلی، راهِ دستیابی به ذهن مخاطبان است. امروز در دنیا، در قالب فلسفههایی که گاهی عمقی هم ندارد؛ ولی صورت فلسفی دارد، ذهن انسانها را شکل میدهند؛ بعضی از اینها،
حتی در خـدمـت سـیاسـتها قرار میگیرد! کسانی به نام فیلسوف، ... در غرب، وجود داشتند که بدون تردید، در خدمت سیاستهای سرمایهداری کار کردند؛ البته... اسمی از نظام سرمایهداری نیاوردند؛ امّا آنچه آنها به عنوان فلسفه دادند، در خدمت نظام سرمایهداری است.
این، معنایش، این است که آن کسانی که دنیا را طعمة سیاستِ خود میدانند، از همة راهها استفاده میکنند و این، یکی از راههای نزدیک ساختنِ ذهن مخاطبان و ذهن ملّتهاست، اینها، ذهنها را از این طریق، منحرف میکنند. ]راه[ مقابله با او، با جنجال و با تکفیر و با دشنام و با عصبانی شدن نیست؛ گره را باید باز کرد؛ لگد کوبیدن روی گره، گره را باز نمیکند! این، احتیاج دارد به قدرت فکری؛ امروز، حوزههای علمیّة ما، نیاز دارند به معارف عقلی؛ کلام باید بخوانند؛ فلسفه باید بدانند؛ البته ستون فقرات حوزههای علمیّه، فقه است بدون تردید؛ امّا اینها در کنارش، لازم است.
(بیانات مقام معظم رهبری در دیدار علما و طلاب استان فارس، 11/2/1387، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 613)
امروز اگر نظام و جامعهی ما از فلسفه محروم بماند، در مقابل این شبهات گوناگون، این فلسفههای وارداتی مختلف، لخت و بیدفاع خواهد ماند. آن چیزی که میتواند جواب شماها را بدهد، غالباً فقه نیست؛ علوم عقلی است؛ فلسفه و کلام. اینها لازم است. در حوزه، اینها رشتههای
مهمی است. رشتهی مهم دیگر، تفسیر است؛ انس با قرآن، معرفت قرآنی. ما نباید از تفسیر محروم بمانیم. درس تفسیر مهم است، درس فلسفه مهم است؛ اینها رشتههای بسیار باارزشی است.
(بیانات در اجتماع بزرگ طلاب و فضلای حوزه علمیه قم 1389/7/29، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 561)
آن روزی که مرحوم علامه طباطبائی در نجف پیش مرحوم آسید حسین بادکوبهای فلسفه میخواند، آن روز نیاز به فلسفهی اسلامی بمراتب کمتر از امروز بود که این همه مکاتب گوناگون، این همه افکار جدید، این همه شبهه، این همه پیشنهاد فکری در دنیا مطرح است؛ آن هم با این روابط و ارتباطات آسان و سریع؛ با اینترنت و با بقیهی وسائل، کتاب و مجله و چه و چه. بنابراین به فلسفه احتیاج است. نه فقط به فلسفه، به علوم دیگر هم در حوزهی قم نیاز است.
(بیانات در اجتماع بزرگ طلاب و فضلای حوزه علمیه قم 29/7/1389)
امروز هم، آدم، قرائن و شواهدی را مشاهده میکند که اینها، میخواهند هجمههای قوی فلسفی بیاورند؛ آن وقت، درست نقطة مقابل ما که فلسفه را یک امر کاملا مربوط به خواصّ قرار دادهایم! ـ یعنی اصلا بُروز و ترشّح فلسفه، از درون انسان بوده... آنها بر عکس، فلسفه را در سطوح مختلف ترویج کردهاند؛ یکی از رشتههای تألیف و کار فلسفی، فلسفه برای کودکان است؛ کتابهای متعدّد نوشتهاند برای کودکان؛
فلسفه برای کودکان، یعنی ذهن بچّه را از اوّل، با همان مبانی فلسفی که امروز، مورد پسند لیبرال دموکراسی است، ]بار آوردن![ یقینا در نظام شوروی سابق و نظامهای مارکسیستی، دستگاه فلسفه، اگر برای کودکان و نوجوانان بود، آن چیزی ]تهیه میشد[ که منتهی بشود مثلا به فلسفه علمی مارکس!
ما از این، غفلت داریم؛ من به این دوستانی که در بنیاد ملاصدرا مشغول به کار هستند، به آنها سفارش کردم؛ گفتم: «بنشینید ]و[ کتاب بنویسید برای جوانها، برای کودکان!» این کاری است که قم، میتواند بکند؛ این کاری است که قم، میتواند همّت بر او بگمارد؛ از جملة کارهای بسیار لازم است، بسط فلسفه؛ البته با مبانی بسیار مستحکم، ادبیّات خوب ]و[ جذاب؛ از این کارها، زیاد هم کردهاند.
(بیانات مقام معظم رهبری در جمع نخبگان و فضلای علوم عقلی اسلامی حوزه علمیه قم، 29/10/1382، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 568)
نباید کسی بگوید: «ما کلام را یاد میگیریم؛ فلسفه، دیگر چیست؟! نخیر؛ کلام در یکجا مشکل گشاست؛ امّا وقتی بنای زورآزمایی و کشتی گرفتن با فلسفههای غربی باشد، فلسفه لازم داریم! وقتی این را نداشته باشید، یک فلسفهنمای بیسواد، در فلان محیط دانشگاهی پیدا میشود ]و[ یک گروه سیاسی هم، به خاطر پیروزی در انتخابات، به مصلحت خود میبیند
از این فیلسوفنما، حمایت و پشتیبانی کند؛ در این صورت، مگر میشود گفت بالای چشمِ این فیلسوفنما، ابروست؟! هر چه بگوییم، میگویند: «اینها سیاسی اند! و در محیطهای علمی هم، دیگر جرئت نمیکنند نقدش کنند!
اگر فلسفهدانی وجود داشته باشد، در چارچوب استدلال و برهان فلسفی و منطقی، میشود رفت و کشتی گرفت و اینها را، خرد و خمیر کرد! خیلی از مباحثی که بعضی از آقایان نوگرا که چهار کلمة فلسفی غربی خواندهاند، میخواهند راجع به اسلام و همة مبانی دینی اظهارنظر کنند، مبتنی بر مبانی فلسفی است که پنجاه سال است در اروپا، منسوخ شده؛... امّا اینها، تازه آن را آوردهاند تا از آن، استفاده کنند! پس شما، فلسفه لازم دارید و باید بهروز باشید.
(بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با علما و طلاب قزوین، 25/9/1382، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 561)
اینکه علمای بزرگ ما کلام را تعلیم میدادند، فلسفه را تعلیم میدادند و شخصیتی مثل علامهی حلی ـ که فقیه عالیقدری است ـ هم در کلام کتاب دارد، هم در فلسفه کتاب دارد، بهخاطر این بود که با بارور کردن عقلیت مخاطبان خودشان بتوانند از ورود یا جایگیر شدن شبههها در ذهن پیشگیری کنند. مخاطب آنها ـ چه انسان معمولی یا طالب علم، یا شخص فرزانه و تحصیلکرده ـ در مقابل شبههیی که به ذهن
او میرسید یا دیگری به ذهن او وارد میکرد، در نمیماند.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون استان همدان 15/04/1383)
حوزه باید در زمینه های کلامی، فکرهای نو تولید کند.
گردهمایی و بزرگداشت شهید مطهری را به این سمتها بکشانید که کسانی تشویق بشوند وارد این میدانها شوند و برای مواجههی با امواج تبلیغاتی جدید وارداتی در همهی زمینهها آماده شوند؛ در زمینهی فلسفه، در زمینهی کلام، در زمینهی مسائل گوناگون کشور که با مباحث اسلامی سروکار دارد.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون استان همدان 15/04/1383)
آنچه را به نظر میرسد علاج ]کاستی های حوزه[ است، فهرستوار مطرح میکنم: ... سابعا، ایجاد رشتههای مستقلّ، مثل فقه و کلام است. فقه، یک رشتة اصلی در حوزة علمیّه است؛ کلام هم، باید یک رشتة اصلی باشد. نگویید که حالا، چند ساعت هم، درس کلام میگذاریم! نه؛ طلبه باید تا جایی بخواند؛ بعد، طرف فقه یا کلام برود. به عنوان یک رشتة اصلی در حوزه، باید مجتهد در کلام هم داشته باشیم.
(بیانات مقام معظم رهبری در جمع فضلا و نخبگان حوزه علمیه قم، 14/9/1374، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 548)
آن چیزی که میتواند جواب شماها را بدهد، غالباً فقه نیست؛ علوم عقلی است؛ فلسفه و کلام. اینها لازم است. در حوزه، اینها رشتههای مهمی است. رشتهی مهم دیگر، تفسیر است؛ انس با قرآن، معرفت قرآنی. ما نباید از تفسیر محروم بمانیم. درس تفسیر مهم است، درس فلسفه مهم است؛ اینها رشتههای بسیار باارزشی است.
(بیانات در اجتماع بزرگ طلاب و فضلای حوزه علمیه قم 1389/7/29، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 561)
با توجه به ارتباطات سریعی که امروز، در دنیا هست که هر حرفی، هر فکری، هر منطقی، هر شبههای ، هر راه حلّی که در یک گوشة دنیا مطرح بشود، گاهی در ظرف یک روز یا یک ماه، به آن طرف دنیا میرسد یا میتواند برسد، باید حوزهای مثل حوزة علمیه قم، برنامهریزی کند: افرادی را آماده داشته باشند، برای طرح مسائلی که در دنیا، امروز در زمینههای گوناگون، مورد بحث است.
(بیانات در دیدار اعضای کنگرهی حکمت مطهر 18/12/1382، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 538)
دیگران، چقدر در زمینة فلسفه و کلام و کلام جدید و فلسفه دین و مباحث دینشناسی و سایر زمینهها، مطلب نـوشتهاند و چقدر کار کردهاند!
ممکن است همة اینها، غلط باشد؛ امّا بالأخره، یک متاع فکری و موج فکری است که بخشی از فضای ذهن جامعه را اشغال خواهد کرد. شما در حال حاضر، کجایید؟ چطور میخواهید با اینها مقابله کنید؟ کجاست عبدالجلیل رازی قزوینی که «النقض» مناسبِ این زمان را هم بنویسد؟ و نه یک کتاب، بلکه ده هزار کتاب در این زمینه ها، نوشته شود؟
... ما جواب سؤالات را از صندوقچة ذهن خودمان میدهیم ]که[ گاهی محدود و گاهی ناقص است؛ خودِ آدم خیال میکند جواب، کامل است! چون توجه به جوانب ندارد؛ اگر دو کتاب دیگر مطالعه کرده بودیم، جوابی که میدادیم، عالمانهتر، کاملتر، بهروزتر و احیانا درستتر بود!
(بیانات مقام معظم رهبری در جمع فضلا و نخبگان حوزه علمیه قم، 14/9/1374، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 560)
وقتی که محقق میگوییم، فوراً ذهن به سمت پیرمردهای از کار افتاده نرود؛ محققان جوان - مثل خود شما - بنشینند اینها را تقسیمبندی کنند و تفکر و ذهنیت انقلاب و به تعبیر اروپایی آن، ایدئولوژی انقلاب را ... تدوین کنند و آن را - نه در یک جلد کتاب و نه با یک بیان - بیرون بدهند؛ که اگر از ما پرسیدند: انقلابتان چیست؟
بگوییم این است. اگر شما چنین کاری نکردید، دیگرانی که غالباً صلاحیت ندارند، خواهند کرد.
(سخنرانی در دیدار با مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزهی علمیهی قم 07/09/1368)
... مسأله این است که آیا روال جاری و موجود حوزههای علمیه، برای پاسخ دادن به این نیازها کافی است؟ جواب این است که نه، کافی نیست. باید از چارچوبهای مستحکم و استخوانبندی قوی حوزهی علمیه و از امکانات فراوان فکری و معنوییی که در این مراکز است، وسایلی برای ... ساختن انسانهایی که بتوانند مثل چشمههای جوشانی از معارف و احکام بجوشند و نیازها و خلأها را پر کنند، ساخت.
(سخنرانی در دیدار با اساتید، مسؤولان، فضلا و طلاب بنیاد فرهنگی باقرالعلوم (ع) 01/11/1368)
... حوزهی علمیّه باید مثل یک کارخانهی تأمین کنندهی نیازهای جامعه، مرتّب کار کند و محصول خود را که همان محقّقان و مبلّغان و مدرّسان و مؤلّفان و انواع قشرهای روحانی هستند، بیرون دهد. حوزه باید برنامهریزی کند و مشخص باشد که مثلاً پنج سال دیگر چه تعداد مبلّغِ مناسب برای مناطق گوناگون دنیا و داخل کشور
تربیت میشود. همچنین در زمینهی مسائل قرآنی و تفسیر و دیگر علوم حوزوی و نیز تربیت مدرّس برای دانشگاهها و دروس معارف اسلامی و نیز تربیت محقّق و مؤلّف برای پاسخگویی و مقابله با شبهات، برنامهریزیِ منظّم و مرتّبی داشته باشد.
(بیانات در آغاز درس خارج فقه 14/06/1374)
شهید مطهری با قوت فکری و اندیشه صائب خود در دهههای 1340ـ50 وارد میدانهایی شد که تا آن زمان هیچ کس در زمینه مسائل اسلامی وارد آن نشده بود و با تفکرات وارداتی غربی و شرقی به چالش علمی عمیق، وسیع و تمام نشدنی پرداخت و در جبهه مقابله با مارکسیسم و تفکرات غربی و لیبرالیسم دست به یک جهاد هوشمندانه زد و با توان علمی و ایمان راسخ و اعتماد به نفس، موفقیتهای بزرگی به دست آورد و با قدرت اجتهاد و انصاف و ادب علمی، روشی متقن و بدور از تحجر و التقاط برای معرفی اسلام و مقابله با کجاندیشی و انحراف ایجاد کرد و پایههای افکار مورد نیاز جامعه اسلامی و انقلابی را تأسیس نمود و نقش مؤثری بر جریان فکری اسلامی و شکلگیری نظام اسلامی بر جای گذاشت و بصورت سنگری امن برای جوانان طالب و علاقمند فکر اسلامی در حوزهها و دانشگاهها درآمد تا بتوانند زیر سایه این تفکر عمیق و مستحکم دین خود را حفظ کنند و دستآوردهای نوین فکری داشته باشند و از آن دفاع نمایند.
(پیام به همایش جهانی حکمت مطهر 06/02/1383)
... مرحوم شهید مطهری (رضواناللهعلیه) در میدان مبارزهی با افکار التقاطی فعال بود؛ حقیقتا هم پهلوان این میدان بود؛ اما شهید مطهری چرا موفق شد؟ چرا این اثر عمیق و گسترده را از جهت ایجابی و سلبی در جامعهی فکری ما گذاشت؟ چون برای آمادهسازی خود، تلاش فراوان علمی کرده بود؛ بعد هم برای خرج کردن این ذخیرهی علمی، به هیچوجه سستی و کوتاهی نکرده بود. مرحوم مطهری آرام نداشت؛ مرتب مشغول یادداشت کردن، تنظیم یادداشت، مرتب کردن سخنرانیهایی که خود او انجام داده بود، بهدست آوردن شواعب گوناگون و نوبهنو در زمینههای فکر و اندیشهی مذهبی و دینی، و پاسخگویی به انحرافات بود. در این مرد اصلا تنبلی وجود نداشت؛ لذا با آن ذخیرهی علمی و کارآمدی عملی توانست اثر بگذارد. امروز ما حقیقتا ریزهخوار سفرهی انعام فکر شهید مطهری هستیم ـ در این هیچ تردیدی نیست ـ و فضای فکری جامعه همچنان مرهون فکر او در زمینههای گوناگون، چه در زمینههای فلسفی، چه در زمینههای اجتماعی دینی، و چه در زمینههای سیاسی دینی است. ما امروز به ایشان احتیاج داریم؛ ولی آن هم باز کافی نیست.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون کرمان 11/02/1384)
جوان را باید بشناسید؛ فکر او را باید بشناسید؛ آنچه را که به او هجوم آورده، باید بشناسید. تا میکروب و بیماری را نشناسید که علاج نمیتوان کرد. اینها همه ملایی میخواهد. درس خواندن،
مطالعه کردن و کار کردن، که همهی اینها زیر عنوان مهارتهای دینی خلاصه میشود.
(دیدار با روحانیون 17/08/1385)
امروز، مخاطب شما، جواناناند؛ روی آنها باید کار کنید؛... در پاسخ مشکل او، حتما بایستی عالمانه سخن گفت. رژیم پهلوی در طول تبلیغات متوالی خود، به قشر دانشگاهی ... اینطور تفهیم کرده بود که کسانی که عمامه سرشان است، در دستگاهشان، از علم و سواد، خبری نیست!... شروع نهضت اسلامی و ورود فضلای جوان به محیطهای دانشگاهی، به کلّی، این تصور را به هم ریخت؛ دیدند نه؛ اینها، اهل علماند و اهل فکرند؛ اهل منطق و استدلالاند!... لذا وجهة علمی پیدا شد. تا چه موقع، این وجهه باقی میماند؟ تا آن وقتی که این نسل، همواره در مقابل سؤالهای خود، پاسخ عـالـمـانه بشنود. عزیزان من! ما به این احتیاج داریم؛ بیمایه فطیر است! طلبه جوان و فاضل، هم باید درس خودش را خوب بخواند؛ هم باید مطالعات اسلامی را عمق بدهد؛ تفسیر را عمیقا مطالعه کند؛ خودش را با فلسفه آشنا کند و از تاریخ، مطالب زیادی بداند.
(بیانات مقام معظّم رهبری در دیدار روحانیون و مبلّغان، در آستانة ماه محرّم، 26/2/1375، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 475)
در دوران مبارزات و بحبوحهی مبارزات ـ که دائم ما را میگرفتند و آزاد میکردند ـ یک مشت طلبهی جوان با ما مرتبط بودند و ما با اینها کار سیاسی میکردیم. من به اینها میگفتم: بیمایه فطیر است. باید درس را هم بخوانید. آن رفقایی که آن وقت ما در مشهد داشتیم ـ که از لحاظ سیاسی و انقلابی با ما مرتبط بودند ـ همهشان جزو طلبههای درسخوان بودند. باید با سواد شد و درس خواند... باید انسان بتواند در میدان چالشهای فکری امروز دنیا سینه سپر کند. امروز دنیا، دنیای تعارض فلسفهها و فکرهاست.
... پس پایهی فکری را باید قوی کرد تا انسان در پیکار اندیشهها و افکار گوناگون در امروز دنیا بتواند بایستد و جبههی خودش را حفظ کند.
(دیدار با روحانیون 17/08/1385)
یک مسئله، مسئلهی درس فلسفه و رشتهی فلسفه است. توجه بکنید؛ اهمیت فقه و عظمت فقه نباید ما را غافل کند از اهمیت درس فلسفه و رشتهی فلسفه و علم فلسفه؛ هر کدام از اینها مسئولیتی دارند. رشتهی فقه مسئولیاتی دارد، فلسفه هم مسئولیتهای بزرگی بر دوش دارد... امروز اگر نظام و جامعهی ما از فلسفه محروم بماند، در مقابل این شبهات گوناگون، این فلسفههای وارداتی مختلف، لخت و بیدفاع خواهد ماند. آن چیزی که میتواند جواب شماها را بدهد، غالباً فقه نیست؛ علوم عقلی است؛ فلسفه و کلام. اینها لازم است. در حوزه، اینها رشتههای مهمی است.
(بیانات در اجتماع بزرگ طلاب و فضلای حوزه علمیه قم 1389/7/29، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 561)
علمای بزرگ ما را ملاحظه کنید؛ یکی از مسؤولیتهای خودشان را این میدانستند که با شبهات مقابله کنند... اگر شبههیی پیش میآمد، مجالس کلامی و بحث و پاسخ به سؤالات تشکیل دهند و کتاب بنویسند تا شبههها را برطرف کنند. برای این کار، فقه و فلسفه و کلام و تفسیر و علوم مقدماتی میخواندند؛ از تاریخ مطلع میشدند و بسیاری از علوم عصر خود را فرا میگرفتند تا بتوانند دین را تبلیغ کنند.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون استان همدان 15/04/1383)
علمای بزرگ ما را ملاحظه کنید؛ یکی از مسؤولیتهای خودشان را این میدانستند که با شبهات مقابله کنند... اگر شبههیی پیش میآمد، مجالس کلامی و بحث و پاسخ به سؤالات تشکیل دهند و کتاب بنویسند تا شبههها را برطرف کنند. برای این کار، فقه و فلسفه و کلام و تفسیر... و بسیاری از علوم عصر خود را فرا میگرفتند تا بتوانند دین را تبلیغ کنند.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون استان همدان 15/04/1383)
با افکار و سؤالات و شبهات جوانان، مواجه شوید. بهروز بودن روحانیت در همة مسائل ـ چه در مسائل اعتقادی، چه در مسائل فرعی و چه در مسائل سیاسی ـ بسیار مهم است.
(سخنرانی در دیدار ائمه جمعه، علما و روحانیون استان اردبیل 4/5/1379، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 473)
تا آنجا که بنده به یاد دارم، از سالهای 1334 و 1335 تا سال 1358 که ایشان به شهادت رسید، در هر موقعیت زمانی، با آن بینش عمیق خود ـ که تسلط کامل هم بر فضای فکری و فرهنگی کشور داشت ـ هرجا در عرصهی فکر، هجمهای را به اسلام و به احکام و اصول اسلامی مشاهده میکرد، به مقابله میشتافت و سدی مثل کوه در مقابل اشکالات میآفرید.
(بیانات در دیدار جمع کثیری از کارگران و معلمان، به مناسبت روز کارگر و هفتهی معلم 15/02/1378)
مبلّغ دین بایستی آن شبهه را، آن موج مخرّب و مفسد و مضرّ را بشناسد تا بداند که میخواهد علاج چه دردی را بکند و کدام خلأ را میخواهد پر کند.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون در آستانهی ماه محرم 02/02/1377)
در مقابلهی با خرافات و آن چیزهایی که از دین نیست، شجاع باشید و بگویید. ملاحظهی اینکه حالا ممکن است کسی بدش بیاید یا ممکن است چه بکند، نکنید؛ که غالباً در مواردی انسان متأسفانه میبیند که این مراعاتها هست.
(دیدار با روحانیون 17/08/1385)
فهم سیاسی و هدایت سیاسی حوزه، بایستی بسیار سطح بالا باشد. امروز طلاب و فضلای حوزهی علمیه، در سرتاسر کشور منتشر میشوند.
اینطور نیست که مردم از آنها بخواهند، به رایشان فقط مسأله و رساله توضیح بدهند ـ اگرچه آن را هم میخواهند، آن هم نیاز مردم است ـ بلکه امروز راجع به مسائل منطقه و سیاستهای گوناگون جهانی و مسائل داخلی هم از روحانی سؤال میکنند. اگر سؤال هم نکنند، او باید متصدی پاسخگویی بشود.
(سخنرانی در دیدار با مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزهی علمیهی قم 04/11/1369)
انشاءالله که شما آقایان موفق باشید. درستان را خوب بخوانید تا عالم بشوید و بتوانید جواب نیازهای مردم را بدهید. در کنار درس، از اوضاع عالم و کشور و مسائل سیاسی مطلع باشید که اگر بیاطلاع باشید، به درد پاسخگویی به نیازهای مردم نخواهید خورد؛ این را صریحاً به شما میگویم. باید بدانید که در مملکت و در دنیا چه میگذرد و نیازهای مردم چیست. عالم هم باشید، تا آن وقت مفید باشید؛ والا مفید نخواهید بود.
(سخنرانی در مراسم عمامهگذاری گروهی از طلاب 26/10/1368)
جوان ما، میخواهد بپرسد و بداند؛ نباید به او گفت: «نپرس!» اگر پرسید، نباید رو ترش کرد! هنگامی که پرسید، باید گره ذهنی او را باز کرد؛ این کار، به علم و تعهد احتیاج دارد؛ گرهگشای عقدههای ذهنی، هم باید عالِم باشد و بداند با چه
چیزی مواجه است و چگونه باید آن را علاج کند؛ هم باید دلسوز باشد؛ چون کار سختی است. گاهی با یک بار نشستن، با یک بار گفتن و با یک بار شنیدن، مقصود حاصل نمیشود. در برخی مواقع، بـیـمـار ـ کـه شـمـا طـبـیـب او هستید ـ بداخلاقی میکند؛ باید با این بداخلاقی و دشواری، ساخت و این گره را باز کرد.
(بیانات مقام معظّم رهبری در دیدار علما و روحانیان،، 7/5/1371، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 475)
آقایان محترم! روحانیون، علما و خطبای گرامی و زحمتکشِ و ارزشمند! امروز، جوانان ما، با ذهن سیّال خودشان، سؤالهایی دارند؛ این سؤالها را نباید حمل بر ایرادگیری کنید! تا یک جوان، سؤالی کرد، بگوییم: «آقا! ساکت!» گویا دارد کفر میگوید! جوان است؛ ذهن جوان، سیّال است؛ افکار غلط و استدلالهای نادرست، امروز در همه جای دنیا، با توجه به روابط صوتی و بصری که وجود دارد، گسترده است. جوان ما، برایش، سؤال به وجود میآید؛ چه کسی باید این را بر طرف کند؟ من و شما، باید بر طرف کنیم. اگر شما نروید و آن خلأ فکری را به شکل درست، پر نکنید؛ یا آن سؤال و اشکال را برطرف نکنید، کس دیگری میرود و به شکل غلط، جواب او را میگوید! روحانی باید به اندیشة ناب اسلامی، از بهترینش، مستدلترینش و قویترینش، مجهز باشد؛ ما اینطور اندیشهها و حرفها، بسیار داریم.
البته، راه شکوک، بر ذهنها بسته نیست؛
بایستی شکوک را از ذهنها زدود.
(بیانات مقام معظّم رهبری در دیدار روحانیون در محل مصلاّی ارومیّه، 27/6/1375، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 477)
تا آنجا که بنده به یاد دارم، از سالهای 1334 و 1335 تا سال 1358 که ایشان به شهادت رسید، در هر موقعیت زمانی، با آن بینش عمیق خود ـ که تسلط کامل هم بر فضای فکری و فرهنگی کشور داشت ـ هرجا در عرصهی فکر، هجمهای را به اسلام و به احکام و اصول اسلامی مشاهده میکرد، به مقابله میشتافت و سدی مثل کوه در مقابل اشکالات میآفرید.
(بیانات در دیدار جمع کثیری از کارگران و معلمان، به مناسبت روز کارگر و هفتهی معلم 15/02/1378)
... مرحوم شهید مطهری (رضواناللهعلیه) در میدان مبارزهی با افکار التقاطی فعال بود؛ حقیقتا هم پهلوان این میدان بود؛ اما شهید مطهری چرا موفق شد؟ چرا این اثر عمیق و گسترده را از جهت ایجابی و سلبی در جامعهی فکری ما گذاشت؟ چون برای آمادهسازی خود، تلاش فراوان علمی کرده بود؛ بعد هم برای خرج کردن این ذخیرهی علمی، به هیچوجه سستی و کوتاهی نکرده بود. مرحوم مطهری آرام نداشت؛ مرتب مشغول یادداشت کردن، تنظیم یادداشت، مرتب کردن سخنرانیهایی که خود او انجام داده بود، بهدست آوردن شواعب گوناگون و نوبهنو در زمینههای
فکر و اندیشهی مذهبی و دینی، و پاسخگویی به انحرافات بود. در این مرد اصلا تنبلی وجود نداشت؛ لذا با آن ذخیرهی علمی و کارآمدی عملی توانست اثر بگذارد. امروز ما حقیقتا ریزهخوار سفرهی انعام فکر شهید مطهری هستیم ـ در این هیچ تردیدی نیست ـ و فضای فکری جامعه همچنان مرهون فکر او در زمینههای گوناگون، چه در زمینههای فلسفی، چه در زمینههای اجتماعی دینی، و چه در زمینههای سیاسی دینی است. ما امروز به ایشان احتیاج داریم؛ ولی آن هم باز کافی نیست.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون کرمان 11/02/1384)
باید عالمانه آن مشکل را حل کند. اگر میتواند، خودش حل کند و اگر نمیتواند پیش عالمتر از خودش برود و مشکل را حل کند. این گونه است که سطح علم بالا میرود.
(بیانات در دیدار ائمهی جماعات و روحانیون و مبلغین، در آستانهی ماه مبارک رمضان 25/11/1371)
... اگر دیدید از عهده برنمیآیید که جواب این جوان را بدهید، میگویید اشکال ندارد، پیش فلانی میرویم. شما فرد مسلطتری را پیدا میکنید، تا او بتواند پاسخ آن طراری دشمن را بدهد. با این احساس باید با دانشجو روبهرو بشوید. دانشجو هم که یک نفر نیست؛ یک خیل عظیمند.
(بیانات در دیدار با اعضای شورای مرکزی نمایندگان ولی فقیه در دانشگاههای کشور و مسؤولان دفاتر نمایندگی 08/07/1369)
باید به تناسب تهمتهایی که به ما میزنند و به تناسب فحشهایی که به ما میدهند و به تناسب کتابهایی که علیه ما مینویسند، نیازها را بدانیم. مرکز و بانک اطلاعات حوزه کجاست که اینها را نگاه کند و دربارهی آن موضوعات تحقیق نماید و بنویسد؟ یکی از کارهایی که حوزه باید انجام بدهد، همین است. یعنی مرکزی داشته باشد و کتابهایی را که در دنیا راجع به انقلاب نوشتهاند، جمع کند؛ چه آنهایی که مستقیماً دربارهی انقلاب است و چه آنهایی که به خاطر انقلاب، به شیعه و یا اسلام فحش دادهاند و چه کتابهایی که از ما تعریف کردهاند و نقاط قوّت ما را ـ که بعضاً خودمان هم از آنها غافل بودهایم ـ یادآور شدهاند.
(سخنرانی در دیدار با مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزهی علمیهی قم 07/09/1368)
باید... به تناسب کتابهایی که علیه ما مینویسند، نیازها را بدانیم. مرکز و بانک اطلاعات حوزه کجاست که اینها را نگاه کند و دربارهی آن موضوعات تحقیق نماید و بنویسد؟
(سخنرانی در دیدار با مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزهی علمیهی قم 07/09/1368)
یکی از کارهایی که حوزه باید انجام بدهد، همین است. یعنی مرکزی داشته باشد و کتابهایی را که در دنیا راجع به انقلاب نوشتهاند، جمع کند؛ چه آنهایی که مستقیماً دربارهی انقلاب است و چه آنهایی که به خاطر انقلاب، به شیعه و یا اسلام فحش دادهاند و چه کتابهایی که از ما تعریف کردهاند و نقاط قوّت ما را ـ که بعضاً خودمان هم از آنها غافل بودهایم ـ یادآور شدهاند.
(سخنرانی در دیدار با مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزهی علمیهی قم 07/09/1368)
اینها، بدون برنامهریزی، آسان نیست!... چقدر دوبارهکاریها، چقدر تکرارها، چقدر تناقضها ]پیش میآید[؛ با برنامهریزی، اینها برطرف میشود. این، یک مسئلة بسیار مهم و یک نیاز بسیار اساسی است.
(بیانات در آغاز درس خارج فقه، 20/6/1379، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری ،تدوین دبیرخانة شورای عالی حوزههای علمیه، ص 479)
اگر جوری بشود که هر کسی میخواهد یک مجموعة کاریِ تحقیقاتی درست کند، با مدیریت حوزه مشورت کند، با او در میان بگذارد، توصیه او را بهطور الزامی بپذیرد و آنها بدانند چه کار دارند میکنند، یک نگاه کلی، یک نگاه کلیِ به برنامه و کار تحقیق در حوزه باشد، کارهای تکراری و
بیهوده و بیفایده، وارد حوزة تحقیقات نشود، وقتهای حوزه را از بین نبرد، این خیلی کار لازمی است.
(بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجتماع بزرگ اساتید، فضلا و طلاب حوزة علمیة قم در مدرسة فیضیه 14/7/1379، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 575)
مجموعة کارهای پژوهشی حوزه، باید بتواند یک جمع کامل، یک منظومة کامل را بوجود بیاورد تا همة نیازهایی را که حوزه متصدی و مهتمّ به آن است، را پوشش بدهد؛ این را انسان اینجا احساس نمیکند. مثل این رادارهای کوچکی که هر راداری، یک شعاعی دارد و یک پوشش راداری را بوجود میآورد؛ رادارها را با یک فاصلهای میچینند که در مجموع نقطة خلأی وجود نداشته باشد، یعنی نقاط خلأ همدیگر را پر میکنند تا از هیچ طرف، هواپیمای دشمن و نفوذی دشمن نتواند وارد فضای کشور بشود؛ باید اینجوری باشید. باید این رادارهای شما یا این پایگاهها و مراکز تحقیقیای که هدفش دفاع از دین یا ـ اگر نخواهیم همیشه صورت دفاعی بگیریم ـ کمر بستگی برای ترویج دین و نشر معارف اسلامی است، باید جوری تنظیم بشوند و کنار هم چیده بشوند که در مجموع، از همه طرف این مقصود حاصل بشود. خب، این البته الان محسوس نیست.
... مدیریت یک امر جدی است، بدون مدیریت هیچکاری در دنیا - برادران و خواهران عزیز! -
سامان نمیگیرد، با پراکندهکاری و بینظمی، هیچ کار به انجام نمیرسد؛ مدیریت لازم است.
(بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در نمایشگاه تخصصی طلاب در قم 15/7/1379)
بانک اطلاعات حوزه کجاست که اینها را نگاه کند و دربارهی آن موضوعات تحقیق نماید و بنویسد؟ یکی از کارهایی که حوزه باید انجام بدهد، همین است.
(سخنرانی در دیدار با مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزهی علمیهی قم 07/09/1368)
اینکه چقدر از شما سؤال میشود و چقدر برای دریافت پاسخ مراجعه میکنند، کمیتش مهم است.
(بیانات درجمع مسئولین ودست اندرکاران مرکز مطالعات وپاسخگوییبهشبهات-1380)
یک سلسله مسائل دیگر هم، در کنار اینها ]مسائل مادّی[ هست که وقتی ما، با شما آقایان محترم عـلـمـا روبهرو میشویم و حرف میزنیم، نمیتوانیم این مسائل را از نظر دور بداریم و قهرا توجّه خود را به این مـسـائل هم منعطف میکنیم. آن مسائل چیست؟ عبارت است از مسائل فرهنگی، دینی و اعتقادی مردم... بخش
عمده ای از این کارها، بر عهدة آقایان علماست. ای کاش که در اینباره هم، آماری وجود داشت! من گلهای ندارم از این که چرا گـزارش داده نمیشود و چه کسی می تواند گزارش دهد؛ چه کسی میتواند از روی آمار و با تکیه بر حقایق، بگوید الآن در اینجا، وضع مردم از لحاظ دینی، معرفتی، شیوع و سریان یا عدم شیوع و سریان شبهات دینی در ذهنهای جوانها، و از لـحـاظ پـایبندی به مفاهیم اسلامی و انقلابی، در چه حدّی است؟ چرا؟ چون آماری وجود ندارد و ما کمتر دنبال این قضایا رفتهایم! ما باید دنبال این قضایا برویم.
(بیانات در دیدار علما و روحانیون شهر ری در جوار مرقد حضرت عبدالعظیم(ع)، 5/8/1373، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 538)
در این مرکز، محققان حوزه باید مشابه این کتابها را نیز در داخل کشور جمعآوری کنند و مورد بررسی قرار دهند... محققان جوان ـ مثل خود شما ـ بنشینند اینها را تقسیمبندی کنند.
(سخنرانی در دیدار با مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزهی علمیهی قم 07/09/1368)
آمارگیری از مخاطبین هم نکتهی مهمی است؛ اینکه چقدر از شما سؤال میشود و چقدر برای دریافت پاسخ مراجعه میکنند، کمیتش مهم است.
بعد بایستی نظرخواهی کنید و ببینید که سوالکنندگان از چه قشرهایی هستند؛ جوانند، دانشجو هستند، دخترند، پسرند، نوجوانند، باسوادند، بیسوادند، تحصیلات عالیه دارند ـ ممکن است دکتر یا آدم تحصیل کرده است که سؤالی دارد ـ از کدام قسمتهای کشور هستند. اینها همهاش معنا دارد. اول کمیتها معلوم شود. معنای کمیت زیاد این است که مرکز شما مورد توجه واقع شده است.
(بیانات درجمع مسئولین ودست اندرکاران مرکز مطالعات وپاسخگوییبهشبهات-1380)
... سوم اینکه این بررسی را استمرار دهید، تا ببینید که عدد بیسوادها زیادتر شده یا باسوادها؛ در بین سؤالکنندهها عدد دخترها بیشتر شده یا پسرها؛ عدد مردم بوشهر مثلاً بیشتر شده یا مردم مشهد. همه اینها یک انگشت اشاره است به یک سمت و یک جهتی.
(بیانات درجمع مسئولین ودست اندرکاران مرکز مطالعات وپاسخگوییبهشبهات-1380)
من امروز، جزوهای را که مثلا کارهای پژوهشی و تألیفی را فهرست کرده بود، مرور مختصری کردم؛ ... امّا انتخاب این موضوع پژوهش یا موضوع تألیف، بر چه اساس است؟... دنبال پاسخگویی به کدام نیاز بودهاید؟ اگر این، محاسبه شده
است، این، درست است؛ اگر نه، فایدهای ندارد! ما بالأخره میخواهیم یک کار تألیفی، دست این آقا بدهیم و یکی از ده موضوع را میگوییم انتخاب کند یا خودمان انتخاب میکنیم!... ما باید ببینیم امروز، مهمترین نیازها و استفهامها کدام است؟ همچنین مهمترین شبهههای ممکنی را که کمین گرفتهاند؛ گاهی یک شبهه، هنوز به میدان نیامده؛ امّا کمین گرفته است. از این رو، این شبهههای کمین گرفته را هم، باید بشناسیم و خود را آماده کنیم؛... اصلا نباید بگذاریم که پرتاب شود.
اینها را باید بشناسیم و آن وقت، در قبال آنها، پادزهر یا درمانِ لازم را فراهم کنیم. بله؛ امروز، کار باید اینگونه باشد.
(بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اعضای شورای عالی حوزه علمیه قم، 16/3/1380، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 575)
مرکز و بانک اطلاعات حوزه کجاست که اینها را نگاه کند و درباره آن موضوعات، تحقیق نماید و بنویسد؟ یکی از کارهایی که حوزه باید انجام بدهد، همین است.
(سخنرانی در دیدار با مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزهی علمیهی قم 07/09/1368)
شما اینجا نشستهاید و به بهانهی سؤال و جواب با دوربینی جوامع و قشرهای مختلف کشور را بررسی میکنید و میبینید در لایههای فکری و سلیقهای و ذوقی اجتماعی و صنفی جامعه دارد چه میگذرد. این خیلی مهم است که در کشور چه خبر است. فایده این کار شاید از اصل فایدهی کار شما کمتر نباشد.
(بیانات درجمع مسئولین ودست اندرکاران مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات- 1380)
... بعد اقشار و نمونههای گروهی مشخص شوند تا شما بدانید با کی طرف هستید و مخاطبتان را بشناسید... همه اینها یک انگشت اشاره است به یک سمت و یک جهتی. یک جمعی هم باید داشته باشید که بنشینند با این دستاوردها، به تناسب سؤالهایی که میشود، جهتها را ـ مثل سکان کشتی ـ عوض کنند؛ این کار خیلی لازم است.
(بیانات درجمع مسئولین ودست اندرکاران مرکز مطالعات وپاسخگوییبهشبهات-1380)
امروز، شما باید بدانید و در جریان باشید که مثلا در مقولة جامعهشناسی، در دنیا چه نظرات و چه ایدههایی هست و چه فکرهایی دارد میجوشد.
گاهی در این فکرها، عناصر مطلوبی هست؛ آن را جذب کنید؛ عناصر نامطلوبی هم هست؛ قبل از آن که بیاید، دفاع مناسبش را آماده کنید و ذهنیّت جامعه را واکسینه نمایید!... تحقیق و پژوهش و اطلاع و آگاهی از حقایق و معارف عالم و وضع علمی دنیا، از چیزهایی است که برای حوزة علمیه، لازم است.
(سخنرانی در بین مجمع طلاب و فضلای حوزه علمیه قم، 1/12/1370، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص 537)
اینها، بدون برنامهریزی، آسان نیست!... یک وقت، ممکن است کاری با برنامهریزی، مثلا در ظرف ده سال تحقق پیدا کند؛ امّا همان کار، بدون برنامهریزی، در ظرف صد سال پیش بیاید؛ به تدریج، یک نفری پیدا بشود یک کاری بکند؛ تصادفا، دیگری پیدا بشود ]که[ کار او، مکمّل کار این بشود. چقدر دوبارهکاریها، چقدر تکرارها، چقدر تناقضها ]پیش میآید[؛ با برنامهریزی، اینها برطرف میشود. این، یک مسئلة بسیار مهم و یک نیاز بسیار اساسی است.
(بیانات در آغاز درس خارج فقه، 20/6/1379، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری ،تدوین دبیرخانة شورای عالی حوزههای علمیه، ص 479)
... مسأله این است که آیا روال جاری و موجود حوزههای علمیه، برای پاسخ دادن به این نیازها
کافی است؟ جواب این است که نه، کافی نیست. باید از چارچوبهای مستحکم و استخوانبندی قوی حوزهی علمیه و از امکانات فراوان فکری و معنوییی که در این مراکز است، وسایلی برای فراهم کردن پاسخهای این استفهامهای فراوان و ساختن انسانهایی که بتوانند مثل چشمههای جوشانی از معارف و احکام بجوشند و نیازها و خلأها را پر کنند، ساخت.
(سخنرانی در دیدار با اساتید، مسؤولان، فضلا و طلاب بنیاد فرهنگی باقرالعلوم (ع) 01/11/1368)
مقابله با این تهاجم، پول و بودجه و امکانات و پشتیبانیهای سیاسی دولت را میخواهد؛ امّا دولت، پول بدهد و پشتیبانی بکند که چه بشود؟ طبیعی است که فکری، پخش بشود؛ آن فکر، کجا تولید خواهد شد؟ آیا آن هم، در دولت است یا در حوزه؟
(سخنرانی در دیدار با مجمع نمایندگان طلاّب قم، 7/9/1368، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص436)
البته کسانی که در غیر حوزهها هستند، ممکن است بتوانند این کار را انجام دهند؛ لیکن متصدی اصلی، انصافا حوزههای علمیه و علمای دینند. اینها اولین کسانی هستند که باید شبههها را برطرف کنند.
(بیانات در آغاز درس خارج فقه 14/06/1374)
غیر از علمای دین، غیر از مرزداران عقیده چه کسی باید در مقابل این تیرهای مسموم و زهرآگین بایستد و قرار بگیرد؟
(بیانات در دیدار روحانیون و طلاب تشیع و تسنن کردستان 23/02/1388)
نکته این است که ما به صورت مدرن و طبق نیازهای امروز، از حق خود و تشیع و اعتقاد و انقلاب و اسلام و حتّی اماممان دفاع نکردیم... ببینید اینها کارهای حوزه است. ما باید اینها را باور کنیم.
(سخنرانی در دیدار با مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزهی علمیهی قم 07/09/1368)
جوانان طیب و طاهر و تحصیلکرده و با استعداد و ممتازی از اروپا که در دانشگاههای
خودشان مسلمان شدهاند پیش ما میآیند و دربارهی مسائل اسلامی راهنمایی میخواهند. چه کسی باید اینها را راهنمایی کند؟ چه کسی باید به آنجا برود و در میان آنها سکونت کند و تعلیم دین و اخلاق بدهد؟ چه کسی باید برای آنها کتاب بفرستد؟ چه کسی باید برای آنها مسائل را تبیین کند؟ پاسخ همهی این پرسشها به حوزههای علمیه مرتبط است.
(بیانات در آغاز درس خارج فقه 14/06/1374)
نکتهی سوم، تقویت ایمان دینی، تأمین نیازهای فکری و استفهامهای نسل جوان است؛ که این عمدتاً متوجه به روحانیت و حوزههای علمیه است. دائماً شبهه القاء میکنند؛ باید به طور دائم و بهروز پاسخ شبههها را داد.
(بیانات در اجتماع بزرگ مردم قم 29/7/1389)
اینجانب با چنین طرحهائی همواره موافق بودهام و از آن حمایت خواهم کرد و از شورای محترم مدیریت حوزه علمیه قم میخواهم تا با اطلاع و مساعدت «مراجع بزرگوار و محترم» و با همکاری و مشارکت «اساتید و محققین برجسته حوزه»، برای بالندگی بیشتر فقه و اصول و فلسفه و کلام و تفسیر و سایر موضوعات تحقیق و تألیف دینی، و نیز فعال کردن «نهضت پاسخ به سؤالات نظری و عملی جامعه»، تدارک چنین فرصتی را ببینند.
(پاسخ به نامه جمعی از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علمیه 16/11/1381)
دائم بایستی صادرات قم - ... این قلب معرفتی دنیای اسلام - پمپاژ بشود. امروز خوشبختانه وسائل ارتباطیِ سریع در اختیار همه هست. شما میتوانید اینجا اقدامی بکنید، در آن طرف دنیا در همان ساعت از شما بشنوند و استفاده کنند.
(بیانات در اجتماع بزرگ طلاب و فضلای حوزه علمیه قم 1389/7/29)
کسانی که اهل مطالعهاند، با دنیا مواجه میشوند و دربارهی اصل دین و اسلام و معارف آن و نیز اصول و فروع و تاریخ دین حرف میزنند و مرتباً شبهه القا میکنند.
کسانی باید باشند تا این شبههها را برطرف کنند. تأمین این افراد به عهدهی حوزههای علمیه است.
(بیانات در آغاز درس خارج فقه 14/06/1374)
البته کسانی که در غیر حوزهها هستند، ممکن است بتوانند این کار را انجام دهند؛ لیکن متصدی اصلی، انصافاً حوزههای علمیه و علمای دینند. اینها اولین کسانی هستند که باید شبههها را برطرف کنند.
(بیانات در آغاز درس خارج فقه 14/06/1374)
از شورای محترم انقلاب فرهنگی و بویژه ریاست محترم آن نیز میخواهم که این ایده [راهاندازی کرسیهای پاسخ به سوالات و شبهات] را در
اولویت دستور کار شورا برای رشد کلیهی علوم دانشگاهی و نقد متون ترجمهای و آغاز «دوران خلاقیت و تولید» در عرصه علوم و فنون و صنایع و بویژه رشتههای علوم انسانی و نیز معارف اسلامی قرار دهند تا زمینه برای اینکار بزرگ بتدریج فراهم گردد و دانشگاههای ما بار دیگر در صف مقدم تمدن سازی اسلامی و رشد علوم و تولید فناوری و فرهنگ، قرار گیرند. بیشک هر دو نهاد از طرحهای پیشنهادی فضلاء دانشگاهی و حوزوی و از جمله طرح شما، استفاده خواهند کرد تا با رعایت همه جوانب مسأله، جنبش «پاسخ به سؤالات»، «مناظرات علمی» و «نظریه پردازی روشمند» را در کلیه قلمروهای علمی حوزه و دانشگاه، نهادینه و تشویق کنند. امیدوارم که مراحل اجراء این ایده، دچار فرسایش اداری نشده و تا پیش از بیست و پنجمین سالگرد انقلاب، نخستین ثمرات مهم آن آشکار شده باشد. والله المستعان.
(پاسخ به نامه جمعی از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علمیه 16/11/1381)
این عزم و بیداری و خودآگاهی در نسل دوم حوزه و دانشگاه نیز بیدار شده... این نسل... میخواهد که شجاعت نظریهپردازی و مناظره در ضمن وفاداری به اصول و اخلاق و منطق در حوزه و دانشگاه، بیدار شود و اراده کرده است که سؤالات و شبهات را بیپاسخ نگذارد.
(پاسخ به نامه جمعی از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علمیه 16/11/1381)
در مورد اصل لزوم این دفتر نمایندگی [دفتر نمایندگی ولی فقیه در دانشگاهها] هم، آن وقتی که ما به این کار اقدام کردیم، همه معتقد بودند که لازم است و درخواست زیادی بود؛ همین حالا هم همینطور است... وجود این برادران لازم است. این برادران در دانشگاهها میتوانند منشأ برکات بسیاری باشند. جوانان، سؤالات و نیازهای دینی دارند. چنانچه روحانی فاضل و جوانی مثل خودشان در کنار دستشان باشد، چیز خیلی باارزشی است. من اینطور تصور میکنم.
(بیانات در جلسهی پرسش و پاسخ دانشگاه تربیت مدرس 12/06/1377)
مقابله با این تهاجم، پول و بودجه و امکانات و پشتیبانیهای سیاسی دولت را میخواهد؛ امّا دولت، پول بدهد و پشتیبانی بکند که چه بشود؟ طبیعی است که فکری، پخش بشود؛ آن فکر، کجا تولید خواهد شد؟ آیا آن هم، در دولت است یا در حوزه؟
(سخنرانی در دیدار با مجمع نمایندگان طلاّب قم، 7/9/1368، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت در نگاه رهبری، ص436)
جوانان فرزانهی ما، دانشجویان ما، طلاب فاضل ما ـ هم مجموعههائی که متصدی آموزشند، متصدی تبلیغند، متصدی پرورش افکار و اذهان هستند، باید توجه کنند. نشان دادن آن حقیقتی که در اختیار مذهب امامیه و پیروان اهلبیت (علیهمالسّلام) هست به مخاطب، مساوق با قبول مخاطب و همراه با تصدیق و پذیرش مخاطب است. حقیقت را باید نشان داد. باید سعی کنیم پیرایهها، خرافهها، ادعاهای دروغین، کجفهمیها، بدفهمیها دخالت نکند.
(دیدار اقشار مختلف مردم در روز نیمهی شعبان 27/05/1387)