ghaemiyeh.com
سید حسین اسحاقی
تهیه کننده و ناشر: مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما
صفحهآرا: محمد صادقی
چاپ: اول / 1392
شمارگان: 1200 جلد
شابک: 0 - 000 - 000 - 964 - 978
کلیه حقوق چاپ و نشر محفوظ است
نشانی: قم، بلوار امین، مرکز پژوهشهای اسلامی صداوسیما؛ تلفن: 32915511 - 025 دورنگار: 2915510
تهران: خیابان جام جم، ساختمان شهید رهبر، طبقه زیر زمین؛ تلفن: 22014738 - 021 نمابر: 22164997
دفتر خراسان: مشهد، خیابان امام خمینی رحمه الله ، جنب باغ ملی، ساختمان صبا، طبقه سوم؛ تلفن: 2215108 - 0511 نمابر: 2215106
سرآغاز
باید دانست که شرکت در انتخابات عامترین و سهلترین و کمهزینهترین نوع مشارکت سیاسی است و یکی از معیارهای تعیینکننده میزان مشارکت سیاسی و همراهی مردم با نظام است. در ارتباط با نقش مردم در انتخابات امام راحل معتقدند «همه مسئول سرنوشت کشور و اسلام هستند چه در نسل حاضر و چه در نسلهای آینده.»(1)همچنین فرمودند: «گمان نمیکنم که نقش و اهمیت انتخابات بر کسی پوشیده باشد، بحمدالله هر چه از عمر با برکت انقلاب شکوهمند اسلامی میگذرد، مردم مسلمان و متعهد کشور به اهمیت حضور و نقش تعیینکننده خود در تمامی صحنههای انقلاب آشناتر میشوند و راز دوام، بقا و استحکام قیام الهی خود را بهتر کشف مینمایند.»(2)از طرف دیگر رهبر فرزانه انقلاب هم این حضور را، حضوری مسئولانه میداند و معتقد است:
وظیفه آحاد عظیم ملت هم این است که در این حادثه بسیار مهم که به سرنوشت کشور مربوط میشود به طور دلسوزانه و مسئولانه شرکت کنند. (1/1/1380)
همچنین ایشان انتخابات را مظهر اقتدار ملی میدانند و میفرماید:
اگر ملت عزیز ایران بتواند در این انتخابات، آرای فراوان خود را به میدان بیاورد و حضور مردمی، حضور چشمگیری باشد، این بزرگترین مظهر اقتدار و عزت ملی است. (1/1/1380)
مقام معظم رهبری معتقدند که هر کس به نظام اسلامی علاقه دارد در این انتخابات شرکت خواهد کرد و انتخابات را یک تکلیف الهی و اسلامی میداند. اما کسانی که به مسائل دینی توجه ندارند نیز باید به چشم یک تکلیف وجدانی و ملی به آن بنگرند. (18/1/1378) ایشان یکی از اهداف دشمنان اسلام را بیرونق کردن انتخابات و شرکت نکردن مردم در آن میداند که مردم باید نسبت به آن هشیار باشند:
دشمن چشم دوخته است که انتخابات بیرونقی بشود، برای آنها این مهم است در درجه اول، دشمن مایل است که انتخابات بیرونق شود. (18/1/1378)
از نظر معظم له، مسئله انتخابات، مسئله سپردن سرنوشت بخش عمده امکانات کشور به یک نفر و یک مجموعه است و سرنوشت مسائل اقتصادی، فرهنگی، روابط خارجی و مسائل گوناگون دیگر تا حدود زیادی به این قضیه وابسته است از این رو مردم وظیفه دارند به ملاکهای دینی و شرعی و انقلابی نگاه کنند، به روابط و قوم و خویش و این طایفه و این طور چیزها نگاه نکنند، ببینند واقعاً چه کسی با معیارهای الهی و انقلابی مناسبتر و به آن نزدیکتر است، او را انتخاب کنند و با شور و شوق به عنوان یک وظیفه در این کار دخالت کنند. (14/11/1372)
ایشان معتقد است که انتخابات فرد اصلح و دارای تقوا و تدبیر
وظیفهای شرعی، عقلی و انقلابی است و کوتاهی در این امر، (کوتاهی) در حضور پای صندوقهای رأی، خسارتهای جبرانناپذیری به بار خواهد آورد. (23/4/1368)
چند صباحی تا انتخابات ریاست جمهوری باقی نمانده است وملت بزرگ ایران برای یک انتخاب سرنوشتساز آماده میشود، انتخابی که بیگانگان نیز به آن چشم دوختهاند تا رفتار خود با نظام جمهوری اسلامی ایران را بر اساس آن تنظیم کنند، از این رو هم میزان مشارکت و هم گزینه منتخب برای هر دو طرف حائز اهمیت است. مشارکت فعال و حضور پررنگ مردم به عنوان یکی از سرمایههای اصلی نظام و ملاک پایداری آن، از جمله سرمایههایی است که دشمن به دنبال تضعیف وکاهش آن است تا آن را دستمایه فشار و امتیاز خواهی قرار دهد. در مقابل، نظام جمهوری اسلامی ایران خواهان یک مشارکت گسترده، پرشور و آگاهانه است. بنابراین مشارکت مردم به عنوان تجلی قدرت واراده ملی در قاموس انتخابات طالعی بس درخشان دارد و گزینهای که از سوی مردم انتخاب میشود نیز نشانه تراز انقلاب اسلامی ایران به حساب میآید. این گزینه باید در اندازه و وزن نظام اسلامی در سطوح داخلی و خارجی باشد. نظام اسلامی حاصل و ثمره خون شهیدان و دستاورد مبارزات خالصانه امت بوده است. این نظام اسلاممدار، مردمسالار، تحولخواه و رو به پیشرفت بوده است به همین دلیل دشمنانی قسم خورده ومکار در سطح بینالمللی به سرکردگی استکبار جهانی دارد. با این سختگیریها امروز با مشکلاتی مواجه است و لازم است گزینهای که در رأس قوه مجریه قرارمی گیرد و پس از رهبری نظام شخص دوم به حساب میآید باید دارای ویژگیهای متعالی باشد تا با
تراز انقلاب همخوان باشد. انتخاب رئیس جمهوری با این ویژگیهاست که دشمنان انقلاب را وادار به تسلیم و کاهش فشار و مردم را به رفاه و تعالی بیشتر رهنمون میسازد. رهبر فرزانه انقلاب در تاریخ هفتم اردیبهشت سال 92 در دیدار با کارگران فرمودند:
رئیس جمهورباید فردی باشد که در درجه اول، ایمان و اعتقاد به خدا، مردم و قانون اساسی داشته باشد و در درجه دوم دارای روحیه مقاوم باشد و در تغییرات مکرر سیاستهای اقتصادی، تکیه بر نظرات غیر کارشناسی و اعتماد به شیوههای تزریقی و تحمیلی غرب را نداشته باشد و سیاستهای اقتصادی او متکی بر اقتصاد مقاومتی باشد، اقتصادی که ساخت درونی آن مستحکم است و با تغییرات مختلف در دنیا، متلاطم نمیشود.
ایشان درتبیین برخورداری از روحیه مقاوم نیز فرمودند:
ملت ایران به دنبال تحقق اهداف و کارهای بزرگی است و اهل تسلیم شدن نیز نیست و کسی نمیتواند با او به زبان زور حرف بزند؛ بنابراین فردی هم که در رأس قوه مجریه قرار میگیرد باید در مقابل فشار دشمنان نترس و شجاع و مقاوم باشد و اهل از میدان خارج شدن نباشد و در کنار آن باید حکمت و تدبیر و برنامه داشته باشد... همانگونه که در سیاست خارجی نیازمند عزت، حکمت و مصلحت هستیم در مسائل داخلی و اقتصادی نیز به نگاه همهجانبه، بلندمدت و هندسه صحیح نیازمندیم.
البته ویژگیهای برجسته دیگری نیز از زبان ولی فقیه بیان گردید که از جمله آنها: حکمت، تدبیر، داشتن برنامه، دارای شعارهای منطقی،
تهذیب اخلاقی ودرگیر نشدن باحاشیههاست.
بنابراین لازم است پیشاپیش به شخصیتها و افرادی که در صف طولانی نامزدهای ریاست جمهوری قرارگرفتهاند یادآور شد که به این توصیههای مهم رهبر دوراندیش انقلاب توجه نمایند که افرادی که قصد ورود به عرصه انتخابات را دارند بعد از ارزیابی صحیح وارد میدان شوند «باید در ارزیابی تواناییهای خود و همچنین ارزیابی جایگاه مدیریت اجرایی کشور دچار اشتباه نشوند» و مفهوم این جمله این است که میزان انطباق داشتهها و ظرفیتهای خود را با این جایگاه و مسئولیت خطیر مورد ارزیابی قرار دهند و با واقعبینی و به دور از از خودشیفتگی وارد میدان رقابت شوند.
در التفاتی دیگر البته رهبر معظم انقلاب، ساز و کار انتخابات در کشور را مستحکم خواندند و افزودند: همانگونه که امام رحمه الله بارها تاکید میکردند، حضور شورای نگهبان در انتخابات و بررسی صلاحیتها به وسیله انسانهایی عادل و بیطرف و بصیر، حضور مبارکی است.
این رهنمود حکایت از گردن نهادن همه کاندیداها به قانون و خرد جمعی و تصمیم عقلای امت دارد و انتخابات باید در محیطی امن و آرام و به دور از تشویش و فرافکنی انجام پذیرد. معظم له در همین زمینه فرمودند:
بعد از برسی صلاحیتها به وسیله شورای نگهبان، مردم با تحقیق در سوابق، شعارها و سخنان افراد صالح معرفی شده، شخصی را به عنوان رئیس جمهور انتخاب خواهند کرد و این موضوع ساز و کار قانونی بسیار مناسب و مبارکی است.
رهبر معظم انقلاب افق انتخابات را بسیار روشن و متعالی تصویر
نموده و فرمودند:
آنچه ما از تجربههای سالهای انقلاب بدست آوردهایم این است که خداوند متعال با فضل و هدایت خود این ملت را بر همه دشمنان پیروز خواهد کرد و هرکس با این ملت دارای انگیزه عمیق الهی در افتد، قطعاً برخواهد افتاد. و انشاءالله رئیس جمهوری که در رأس دستگاه اجرایی این کشور و ملت بزرگ ایران قرار گیرد، این راه پرافتخار را با کمک مردم طی خواهد کرد.
البته نقش مردم در این انتخابات بسیار برجسته است و ملت بزرگ ایران این توصیه همیشه مانای امام راحل خود را نیزاز یاد نخواهد برد که به آنان فرمود:
همه مسئول سرنوشت کشور و اسلام میباشند، چه در نسل حاضر و چه در نسلهای آینده،(1)مردم هم حاضرند در انتخابات، حاضر میشوند در انتخابات برای اینکه مردم، کشور را حالا از خودشان میدانند و میدانند که سرنوشت کشور، با انتخابات است، این طور نیست که حالا بگویند ما انتخاب بکنیم برای کی. انتخاب میکنند برای خودشان. پیشتر این حرف بود که خوب، به ما چه ربط دارد انتخابات، به ما کاری ندارند، آنها به مصالح ما کاری ندارند. اما امروز این حرف نیست، مردم شرکت میکنند و من امیدوارم که هر چه بیشتر شرکت بکنند در انتخابات. این وظیفهای است الهی، وظیفهای
1) صحیفه نور، ج21، ص187.
است ملی، وظیفهای است انسانی و وظیفهای که ما باید به آن عمل بکنیم، همهمان باید در انتخابات شرکت بکنیم، شما باید در حُسن جریان انتخابات جدیت بکنید و مردم هم انشاءالله وارد بشوند و رأی بدهند.(1)
البته حضرت امام رحمه الله این را تکلیفی همگانی میدانستند و میفرمودند:
همانطوری که مردها باید در امور سیاسی دخالت کنند و جامعه خودشان را حفظ کنند، زنها هم باید دخالت کنند و جامعه را حفظ کنند، زنها هم باید در فعالیتهای اجتماعی و سیاسی همدوش مردها باشند، البته با حفظ آن چیزی که اسلام فرموده است.(2)
همچنین خطاب به همگان فرمود:
نگویید که دیگران رأی میدهند، من هم باید رأی بدهم، تو هم باید رأی بدهی، آن روستایی هم که در کنار مزرعه خودش کار میکند باید رأی بدهد، تکلیف است، این یک تکلیف الهی است برای هر فردی از افراد این ملت، تکلیف است که حفظ کند اسلام را.(3)
امید است که ملت هوشمند و همیشه در صحنه ایران اسلامی در پرتو الطاف الهی و توجه خاص حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف و با کاربست عالمانه امام راحل رحمه الله و رهبر فرزانه و محبوب انقلاب باخلق حماسهای مانا، انتخابی شایسته و در شأن و تراز خود داشته باشد و امید واهی دشمنان را یک بار دیگر به یأس و نومیدی بدل کند.
فصل اول: انتخابات تجلی اراده و اقتدار ملی
زیر فصل ها
مبانی مشارکت سیاسی در اسلام
مفهومشناسی انتخابات
انتخابات تجلی مشارکت فعال مردم
کارکردهای انتخابات
مشارکت در انتخابات، عمل صالح و سبقت در کار خیر
انتخابات، حق و تکلیف
ترفندهای دشمن برای کاهش مشارکت
نقش مردم در خنثیسازی توطئه دشمنان
دولت دهم در برابر آزمونی بزرگ
البته بر اساس مبانی قرآنی ما چیزی به عنوان قدرت سیاسی چنانکه در علوم و نظام سیاسی غرب تعریف شده، نمیشناسیم و نداریم زیرا در علوم و نظام سیاسی اسلامی مسئله به شکل دیگری تبیین شده است.
در تعریف غربی، هرمی از قدرت در جامعه شکل میگیرد که افراد در رأس هرم از قدرت بلکه اقتدار سیاسی بهرهمندند که از آن به مشروعیت سیاسی اعمال قدرت، خشونت و زور یاد میشود اما در اندیشه و نظام سیاسی اسلام، هر چند افرادی در رأس نظام سیاسی قرار دارند ولی نوع رفتارشان در چارچوب ولایت معنا مییابد. ولایت نوعی سرپرستی همراه با محبت و مودّت است. بر این اساس قدرت یا اقتدار مشروعی وجود ندارد که بخواهیم آن را محدود یا توزیع کنیم بلکه مسئولیتهایی است که میبایست بر اساس شایستگیها و توانمندیها، میان افراد جامعه توزیع شود. از اینجاست که معیارها در نظام سیاسی اسلامی به طور ریشه ای از معیارهای نظام سیاسی غربی تفکیک میشود.
بر اساس مبانی قرآنی که مبیّن نگرش مسلمانان است، خداوند آفریدگار هستی در مقام پروردگاری، انسان را خلیفه خود ساخته تا در
زمین قرار گیرد و پس از فعلیتبخشی به تواناییهای سرشته در ذات خود و تخلّق به اخلاق الله، مأموریتهای چندی را چون آبادانی زمین و تمدنسازی، برپایی عدالت عمومی در میان انسانها و همه هستی و تغییرات مثبت در مخلوقات، هر یک را به کمال بایسته و شایسته خود برساند. در این چارچوب همه انسانها به یک معنا جنودالله هستند همچنانکه همه هستی سربازان و لشکر الهی میباشند. (فتح: 7)
انسان به دلیل اختیار و قدرت و حق انتخاب میتواند عضویت در حزب الله را برگزیده و در خدمت اهداف آفرینش باشد و یا آنکه به عضویت حزب شیطان درآید و بر خلاف وظیفه و مأموریت خلقت خود عمل کند. (مجادله: 19 و 22؛ انسان: 3)
بر اساس مبانی قرآنی، هر کس که ظرفیتهای سرشته خود را بیشتر به فعلیت رساند از شایستگی بیشتری در پذیرش مسئولیتها و مناصب برخوردار میگردد. بر اساس این دیدگاه، مسئولیتها و مناصب در همه عرصهها بر اساس شایستهسالاری توزیع میشود و قوم و قبیله، خون و نژاد و قدرت و ثروت و مانند آن هیچگاه نمیتواند ملاک و معیار انتخاب و عامل شایستگی مشخص برای تصدی مسئولیت و منصبی باشد. (بقره: 247؛ حجرات: 13)
پیامبران و اوصیای ایشان نیز بر اساس همین شایستگیها انتخاب میشوند آنان باید از ویژگیهایی چون عصمت، علم، ایمان، اطاعت از خدا و رسول برخوردار باشند. (احزاب) 33؛ آل عمران: 7 و 61؛ مائده: 55؛ نساء: 59؛ نحل: 43)
بر این اساس سخن از توزیع قدرت از طریق مشارکت سیاسی و انتخابات نیست، بلکه سخن از توزیع مسئولیتها بر اساس
شایستهسالاری است و انتخابات به معنای مشارکت امت اسلام در انتخاب کارگزاران شایسته و مشاوران بایسته برای ولی امر مسلمین است و اگر بخواهیم در عصر غیبت آن را معنا کنیم به معنای انتخاب افراد شایسته در همه عرصهها برای همه مسئولیتها از میان کسانی است که واجد شرایط عمومی هستند و امت بر اساس معیارهایی که آموزههای اسلام از کتاب و سنت و سیره معصومان علیهم السلام در اختیار آنان گذاشته است، کسانی را برای مسئولیتهایی انتخاب میکند. ما چیزی در اسلام به نام مناصب نداریم هر چه است مسئولیت است که افراد بر اساس شایستگی آن را میپذیرند و مردم نیز برای انتخاب بهترینها به حاکمان و مسئولان ارشد نظام یاری میرسانند.
واژه «انتخابات» از ریشه عربی فعل «نخب» به معنای برگزیدن و اختیار کردن است و معادل اروپایی آن یعنی Election نیز به فعل لاتین Eligere به معنای جدا کردن، سوا کردن و برگزیدن باز میگردد. از نظر علم معناشناسی Semantic نیز این اصطلاح تغییر و تحولات معنای وسیعی یافته است ولی در کاربرد رایج و عام آن به معنای شیوهای برای برگزیدن تعداد معینی از افراد از میان شمار کثیری از کسانی است که برای تصدی یک منصب یا مقام خود را نامزد کردهاند.(1)
در تعریف دیگری از انتخابات آمده است: انتخابات مجموعه عملیاتی است که در جهت گزینش فرمانروایان یا تعیین ناظرانی برای مهار قدرت
1) حسینعلی نوذری، «مفهومشناسی انتخابات»، روزنامه ایران، 20/11/1382.
تدبیر شده است.
از این منظر انتخابات ابزاری است که به وسیله آن میتوان اراده شهروندان را در شکلگیری نهادهای سیاسی و تعیین متصدی اعمال اقتدار سیاسی مداخله داد.(1)
رأیدهنده، ضمن رأی دادن که عملی حقوقی ـ سیاسی محسوب میشود در حقیقت با برگزیدن نماینده و یا نمایندگان در اداره امور سیاسی خود مشارکت میکند.(2)در واقع از طریق انتخابات است که اعضای جامعه به صورت مستقیم و غیر مستقیم در شکل دادن به سیاست عمومی دخالت میکنند.
انتخابات در کنار دیگر سازوکارهای مشارکت شهروندان به صورت انفرادی یا جمعی، گروهی و صنفی همچنان به عنوان برجستهترین و قابل اندازهگیریترین نوع مشارکت مردم در عرصه سیاسی است. همچنین انتخابات از یک سو پایههای اجتماعی قدرت سیاسی را نشان میدهد و از سوی دیگر ملاک خوبی برای ارزیابی توزیع قدرت در جامعه است.
بنابراین آنچه از مفهومشناسی انتخابات برمیآید اینکه انتخابات عملی حقوقی ـ سیاسی از سوی شهروندان و امت در راستای مشارکت در حوزه قدرت است.
خداوند از امت اسلامی خواسته در عرصه اجتماعی مشارکت فعال داشته
باشند و تعاون بر خیر و نیکی نمایند. خداوند در آیه 2 سوره مائده بر نقش امت در ایجاد جامعه برتر اسلامی اشاره مینماید و مشارکت امت اسلامی در اموری که از شعائر به شمار میآید، مأموریت و وظیفهای همگانی است. این حضور و مشارکت میبایست به گونهای تجلی یابد که ناظر بیرونی، معاونت و مشارکت را ببیند تا موجب تثبیت نظام اسلامی شده و فرهنگ دینی در جامعه تظاهر یابد.
اگر تظاهر در هر کاری ناروا باشد در کارهای خیر و نیک امری پسندیده است. جامعه اسلامی اگر بخواهد به عنوان یک جامعه برتر به جهانیان معرفی شود (بقره: 142) باید مظاهر تعاون و مشارکت در کارهای خیر و نیک و رفتارهای هنجاری به شدت به چشم بیاید و ظهور و بروز داشته باشد. از این رو خداوند به مؤمنان فرمان میدهد که به عنوان شهروندان امت اسلامی در کارهای نیک و رفتارهای هنجاری با یکدیگر همکاری و مشارکت تنگاتنگ داشته باشند. این مشارکت جلوهای از ولایت همگانی است که در میان شهروندان تشریع شده و به عنوان قانون از سوی خداوند بیان شده است. (انفال: 72؛ آل عمران: 110)
و انتخابات به عنوان یکی از مصادیق مشارکت در کارهای خیر و نیک و عمل تقوایی میبایست در دستور کار امت اسلامی باشد، هر گامی که انتخابکنندگان و انتخابشوندگان برای مسئولیت اجتماعی امت و پذیرش مسئولیت خدمت به مردم و کارهای خیر و تقوایی برمیدارند، به عنوان عمل صالح تلقی میگردد. اگر این مشارکت در انتخابات به گونهای باشد که جلوههای تحقق شعائر الهی در آن نمودار باشد، خشم دشمنان را برانگیزاند و ناخشنودی آنان را فراهم آورد، رضایت الهی را در پی خواهد داشت. (مائده:: 2؛ آل عمران: 119)
خداوند از مؤمنان میخواهد که حضور در کارهای خیر و صالح اجتماعی و تقویت هنجارها و مبارزه با ناهنجاریها را در دستور کار خود قرار دهند. (آل عمران: 110)
و از آنجا که اسلام حضور فعال و مشارکت همگانی را واجب دانسته، هرگونه گوشهنشینی و رهبانیت، ناپسند شمرده شده است. (حدید: 27) در همین چارچوب همراهی امت با رهبر و مسئولان ارشد جامعه و نظام اسلامی به عنوان یک تکلیف تعریف و به عنوان یک حق هم برایشان لحاظ شده است و مشاوره به معنای همکاری در گزینش بهترین شیوههای عمل و اجراست. در این میان انتخابات به مسئولان ارشد جامعه و نظام سیاسی کمک میکند تا مشاوران خوبی را به دست آورند؛ انتخابات در حقیقت همکاری امت در مشورت با امام است تا بهترین مشاوران را بر اساس شایستهسالاری انتخاب و به کار گیرد.
جامعه اسلامی با انتخاب روش مشاوره به ستیز با فرهنگ استبداد میرود و با این کار، خودپسندی، خودبرتربینی و خودرأیی از میان میرود و استبداد از جامعه رخت برمیبندد و به تبع آن، استکبار و ستمگری هم رخت برمیبندند. انتخابات مشارکتی دلسوزانه است تا بهترین مشاوران برای اداره امور در اختیار مسئولان نظام قرار گیرند.
امت با حضور و مشارکت فعال در امر انتخابات، نه تنها فرهنگ اسلامی را چنانکه خداوند خواسته محقق میسازد و سبک زندگی برتر اسلامی را به نمایش میگذارد و کار خیر و صالح انجام میدهد بلکه ضریب امنیت جامعه را در دو بُعد داخلی و خارجی افزایش میدهد، زیرا موجب افزایش دلگرمی و امنیت مردم و ترس دشمنان میشود و هرگونه تحریک ایذایی دشمن را از آنان سلب میکند. این حضور نشانه
وحدت، همکاری و همدلی امت اسلامی است. این مشارکت گسترده را میتوان از شعائر اسلامی دانست که باید در پاسداشت و گرامیداشت آن کوشید و به عنوان الگوی زندگی مطلوب و نظامی احسن به جامعه بشری معرفی کرد.
انتخابات در نظام مردمسالار کارکردهای ممتازی دارد که اهمیت و ضرورت آن را نشان میدهد. انتخابات کارکردهای فراوانی دارد که مهمترین آنها عبارتند از:
انتخابات عالیترین مظهر حضور مردم در عرصه سیاسی و مهمترین مجرای تحقق حاکمیت مردم است. نظام مردمسالار، نظام حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش، نظام داشتن حکومتی برخاسته از مردم و پاسخگو در برابر مردم است.
انتخابات فرصتی است برای مردم که نظر خودشان را درباره شیوه حکومت و مدیریت یک دولت ابراز کنند و اگر نارضایتی نسبت به آن داشته باشند، کسی یا گروهی دیگر را که صالحتر و باکفایتتر میشناسند، جایگزین سازند. بدین وسیله نظام سیاسی، به سوی اصلاح و بهبودی و تکامل تدریجی پیش میرود.
یکی از مهمترین کارکردهای انتخابات قاعدهمند کردن انتقال قدرت سیاسی از گروهی به گروه دیگر است. فقدان قاعدهای برای انتقال و توزیع قدرت سیاسی و مسئولیت اداره جامعه، مصائب سیاسی گوناگونی به دنبال میآورد. ایمان به وجود و کارکرد انتخابات بر گروههایی که برای تصاحب قدرت سیاسی به رقابت میپردازند، تضمین
میدهد که بهترین راه و شیوه کسب قدرت، حضور در انتخابات است، کسب قدرت از راه انتخابات ضمن دارا بودن مشروعیت لازم از سوی مردم، مسالمتآمیزترین شیوه در رسیدن به اریکه قدرت است.
انتخابات، زمینههای لازم برای چرخش نخبگان و دگرگونی در بخشهایی از گروه حاکم را به طور مستمر فراهم میآورد. در یک نظام مردمسالار، قدرت در چرخش است و به طور مداوم دست به دست میگردد، هیچ کس برای همیشه از دستیابی به قدرت محروم نمیشود.
برگزاری انتخابات مشارکتآمیز و رقابتی، احساس مسئولیت نظام در مقابل خواستهای جامعه را افزایش میدهد، انتخابات موجب افزایش احساس مسئولیت حاکمان در مقابل خواستههای جامعه میشود.
انتخابات در فضا و شور رقابتی، آگاهیهای سیاسی ـ اجتماعی ملت را افزایش میدهد و فضای مناظرات و سخنرانیهای تبلیغاتی نامزدها، زمینه آگاهی مردم از وضعیت کشور در حوزههای مختلف را فراهم میآورد.
سازماندهی انتخابات واقعی با افزایش مشارکت و گسترش رقابت سیاسی بین گروههای مختلف سیاسی ـ اجتماعی بستری مناسب برای رقابت تشکلهای موجود در جامعه به وجود میآورد و حتی شرایط و زمینههای لازم برای ظهور گروههای جدید سیاسی ـ اجتماعی فراهم میگردد.
در نهایت، مهمترین کارکرد ویژه انتخابات و مشارکت سیاسی مردم، خنثیسازی توطئهها و تهدیدهای دشمنان است که در عین حال، موجب افزایش اقتدار نظام و امنیت ملی کشور شده و دارای پیآمدهای مثبت منطقهای و بینالمللی برای هر نظام سیاسی خواهد بود.
اگر در جوامع دیگر، کسی کار نیکی را برای خشنودی دل خود و دیگران انجام میدهد و میکوشد تا آسایش و آرامش دنیوی را برای خود و دیگران فراهم آورد در جامعه اسلامی، خشنودی و رضایت خداوند در دستور کار قرار میگیرد، هر کسی میکوشد تا با حسن فاعلی (نیت کار نیک ـ حسن فعلی (کار نیک ـ را انجام دهد تا رضایت خداوند را کسب کرده و به او تقرب جوید و خدایی شود.
هر گامی که انسان مؤمن در جامعه اسلامی برمیدارد، عمل صالح شمرده میشود. این کارهای نیک میتواند از دستگیری یک نابینا تا حضور در تظاهرات و یا انتخابات باشد.
خداوند به صراحت در آیه 120 سوره توبه میفرماید:
مردم مدینه و بادیهنشینان پیرامون آن را نرسد که از فرمان پیامبر خدا سر باز زنند و جان خود را عزیزتر از جان او بدانند چرا که هیچ تشنگی و رنج گرسنگیای در راه خدا به آنان نمیرسد و در هیچ مکانی که کافران را به خشم میآورد، قدم نمیگذارند و از دشمن غنیمتی به دست نمیآورند مگر اینکه به سبب آن، عمل صالحی برای آنان در کارنامه ایشان نوشته میشود، زیرا خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمیکند.
یکی از کارهای مهم که از مصادیق بزرگ و روشن عمل صالح و احسان است، حضور در بیعت با ولی فقیه و شرکت در عرصه انتخابات است.
برخی از مشارکتها، تأثیر بسزایی بر جامعه ایمانی و دیگر جوامع بشری دارد. از این رو نه تنها به آن عمل صالح گفته میشود بلکه از
مصادیق احسان است.
اگر گامهای اجتماعی و مشارکت فعال در عمل اجتماعی مانند تظاهرات و انتخابات، موجب خشم دشمنان و کافران شود، ارزشی دوچندان مییابد و از کارهای نیک به حساب میآید. زیرا یکی از راههای مبارزه با دشمنان در جنگ نرم و روانی، تخریب روحیه آنان است. بنابراین شرکت در انتخابات از ارزش و اعتباری خاص برخوردار است. این عمل هم دشمنکش است و هم دل مؤمنان را شاد میکند. خداوند در آیات 14 و 15 سوره توبه بیان میفرماید که برخی فعالیتهای اجتماعی مؤمنان از جمله مشارکت فعال آنها در جهاد و حضور در جبههها، کارکردهای بسیاری دارد که از جمله آنها «شاد کردن دل مؤمنان» است.
در اندیشه سیاسی اسلام مفاهیمی چون قدرت، مشارکت در قدرت، کسب قدرت و مانند آن جایگاهی ندارد، و به جای آن مسائلی چون ولایت همگانی، مشارکت در امور اجتماعی، مسئولیت اجتماعی و وظیفه و تکلیف مؤمن نسبت به خود و جامعه مطرح است. بر این اساس هر کسی موظف است تا برای رهایی از خسران ابدی نه تنها در انجام کارهای عبادی شخصی مانند نمار و روزه و حج بکوشد، بلکه لازم است تا در کارهای عبادی اجتماعی نیز مشارکت فعال داشته باشد و اهل انفاق، زکات و دستگیری مردم باشد و کارهای نیک انجام دهد و حتی دیگران را بدان سو بخواند و توصیه و سفارش نماید. (بقره: 1 ـ 5؛ عصر)
از نظر اسلام مشارکت در عرصههای اجتماعی، وظیفهای همگانی است و باید انسان مکلف در امور اجتماعی پذیرای مسئولیت باشد و فعالانه در همه کارهای خیر و نیک مشارکت داشته باشد. اسلام به شدت
با هرگونه رفتار ضد اجتماعی مخالفت میکند و رهبانیّت را برنمیتابد، زیرا سعادت شخصی را در گرو سعادت جمعی میداند. (حدید: 27) از این رو مشارکت در همه عرصههای اجتماعی از عمران مساجد (توبه: 18)، جهاد و جنگ در راه خدا (مائده: 25)، تولید علم و ثروت و آبادانی زمین و ایجاد تمدن جهانی (هود: 61)، قیام به عدالت و اجرای قسط و برپایی و اجرای قوانین (حدید: 25)، آموزش و تعلیم و تربیت (بقره: 129؛ آلعمران: 164) و مانند آن را امری واجب و تکلیفی الزامآور میداند.
این حضور، عملی عبادی است که موجبات تعالی فرد و جامعه و سعادت دنیوی و اخروی را فراهم میآورد، حضور در عرصههایی چون انتخابات و در اموری چون شوراها برای همه کسانی که شایسته مشورت هستند، لازم و تکلیف است و کسی نمیتواند از انجام این تکلیف و وظیفه خودداری کند و در جایی که به حکم اسلام لازم است تا به عنوان اتاق فکر در جامعه حضوری فعال داشته باشد و به رهبری و کارگزاران نظام مشورت دهد، نباید از انجام این مسئولیت سر باز زند.
هرگاه دشمنان جامعه اسلامی با کشتار مردم، ظلم و ستم، استکبارورزی، قتل و غارت، تحریم و مانند آن، جامعه اسلامی را در تنگنا قرار دهند و دلهای مؤمنان را بیازارند، حضور و مشارکت فعال مؤمنان، خشم و غضب دشمنان را برمیانگیزاند و موجب تشفی قلوب مؤمنان میشود. همان دشمنی را در نظر داریم که در اندیشه تضعیف روحیه مؤمنان است و از همه شیوههای جنگ نرم مانند تمسخر، شایعهپراکنی، تفرقهافکنی، دروغ، تهمت بهره میگیرد اما وقتی بر خلاف همه تبلیغات مسموم خود با مشارکت فعال مؤمنان در عرصه عمل اجتماعی مانند جهاد و انتخابات و تظاهرات مواجه میشود بسیار
خشمگین میشود و نزدیک است جان به جان آفرین تسلیم کند که «قُلْ مُوتُواْ بِغَیْظِکُمْ... .؛ بگو با خشمتان بمیرید... ». (آلعمران: 119)
در نگاه قرآنی حق و تکلیف لازم و ملزوم یکدیگرند؛ هر جا حقی ثابت شده در مقابل آن تکلیفی نیز قرار گرفته است و یا هر جا تکلیف و مسئولیتی به عنوان وظیفه متوجه انسان مسلمان شده در ضمن آن حقی نیز دیده شده است. اگر انتخابات یک حق طبیعی، عقلانی و عقلایی است، همچنین تکلیف و مسئولیت انسانی نیز میباشد و کسی نمیتواند از آن شانه خالی کند. زیرا اگرچه میتوان از برخی حقوق طبیعی، قانونی و یا شرعی خود چشم پوشید اما نمیتوان حقوق اجتماعی را نادیده گرفت.
به دیگر سخن میان حقوق فردی و اجتماعی تفاوتهایی میباشد که یکی از آنها عدم امکان چشمپوشی و گذشت از حقوق اجتماعی است و حتی اگر شخصی از حقوق فردی خود بگذرد به وی اجازه داده نمیشود نسبت به حقوق اجتماعی خود بیاعتنا باشد، زیرا حقوق اجتماعی مانند مسئولیتهای اجتماعی است و اگر همه افراد از زیر بار آن شانه خالی کنند، کارهای جامعه معطل میماند و در صورت مشارکت کمرنگ افراد، به دلیل وجود دشمنان داخلی و خارجی، خطر انحراف از حق، جامعة اسلامی را تهدید میکند و اهداف امت اسلامی تحقق نمییابد. گذشت در اینجا به معنای ترک مسئولیت است و بازخواست از آن در دنیا و آخرت امری شدنی و مجاز میباشد و شخص به سبب گذشت از حق اجتماعی خود، بازخواست میشود.
از جمله حقوق انسانی که تکلیف و مسئولیت اجتماعی وی نیز میباشد حضور در صحنههای سرنوشتساز اجتماعی است. انتخابات به معنای انتخاب کسی که مدیریت امور اجتماعی را به عهده گیرد و نمایندگی و یا وکالت در منصبی اجتماعی را پذیرا شده و اعمالی را انجام یا مدیریت نماید؛ این مسئولیت را نمیتوان نادیده گرفت و یا واگذار کرد. از این رو بر تکتک شهروندان و امت مسلمان لازم است تا در انتخابات به عنوان حق و مسئولیت حضور پیدا کرده و در سرنوشت خویش مشارکت مستقیم داشته باشند. جایگاهی قرار گرفته که میبایست میان دو امر یکی را برگزیند و پاسخگوی انتخاب خود باشد
مردم ایران در سال 92 با شرکت در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و چهارمین دوره انتخابات شوارهای اسلامی شهر و روستا حماسه جدیدی را رقم میزنند که مسیر انقلاب اسلامی را به سوی پیشرفت و توسعه هموارتر خواهد کرد و به دشمنان نیز ثابت خواهند کرد که مردم ایران همیشه در صحنه و پشتیبان این نظام هستند. در کنار آن ملت ایران برای خلق یک حماسه دیگر آن هم در بخش اقتصادی تلاش خواهند کرد. دهه چهارم انقلاب دهه پیشرفت و عدالت نامگذاری شده است؛ بنابراین عزم ملی برای توسعه اقتصادی کشور ضروری است. مردم باید بدانند که حضور حداکثری، آنان را به سوی یک زندگی بهتر سوق میدهد.
البته میزان مشارکت مردم در انتخاب دولتها در کشور ما بیش از کشورهای دیگر است و از زمان پیروزی انقلاب اسلامی، تاکنون ما شاهد
برگزاری بیش از 30 درصد انتخابات بودهایم و روند مشارکت مردم نشان میدهد که ظرفیت قشر خاکستری موجود در جامعه به ظرفیت هواداران نظام افزوده شده و هر ساله مشارکت مردم نسبت به قبل افزایش داشته است. اما اگر کشور دچار نزاعهای داخلی و تشنج باشد، به دنبال آن میزان مشارکت نیز کاهش خواهد یافت همچنانکه در سال 81 در انتخابات شوراهای شهر و روستا تنها 12 درصد مردم تهران و 30 درصد کل کشور مشارکت داشتند.
اکنون نیز دشمن به تحریمها و فشارهای وارده بر ایران دل بسته و امید دارد که با کاهش دلبستگی مردم حضور ملت در پای صندوق رأی کمرنگ شود. دشمن در پی آن است که با کاهش مشارکت مردم در انتخابات برای حمایت از اکثریت خاموش وارد عمل شود که خوشبختانه تاکنون توفیقی نداشته است. همچنین خوشبختانه چهار نظرسنجی که در پنج ماه گذشته در خصوص انتخابات صورت گرفته نشان میدهد که اعلام آمادگی مردم برای مشارکت در انتخابان نزدیک به 50 درصد است.
البته هر چه به انتخابات نزدیک میشویم این رقم افزایش مییابد و با در نظر گرفتن همه احتمالات، حضور مردم در انتخابات 92 به بالای 70 درصد افزایش مییابد.
نقشه دیگر دشمن این است که در انتخابات گزینهای روی کار بیاید که منافع آنها بیشتر تأمین شود، هر چند با توجه به پایداری و دشمنستیزی ملت ایران، در حال حاضر گزینه مستقیمی ندارد سعی میکند فردی را که علم حمایت از دشمن به طور پنهان در دست دارد حمایت کند. در چنین شرایطی حضور حداکثری امری بایسته و شایسته است.
راهبرد دیگر دشمن تکرار ماجرای سال 88 است تا به وسیله مهرههای داخلی، قبل و بعد از انقلاب علم سرکشی و طغیان را به دست گیرند. بیتردید از راهبردهای دشمن پیگیری خط انقلابهای رنگی و کودتاهای نرم به بهانه ایجاد دموکراسی است. برای تحقق این ایده خود، انتخابات را فرصتی مناسب برای کشاندن کشور به سمت محیط تشنج و آشوب و پیگیری انقلاب مخملی میدانند. هرچند که این ترفندی نخنما و کهنه است اما باز هم ممکن است درباره عدهای کارساز باشد. البته ناگفته نماند که ملت ایران با حضور پرشور خود در حماسه 9 دی، درسی فراموشنشدنی به عوامل و مهرههای داخلی دشمن داد که به دنبال اشتعال مجدد آتش فتنه و اختلاف داخلی نباشند. البته باید هوشمندانه حرکات دشمنان و عوامل داخلی آنها را رصد کرد، چه اینکه در مواردی میتواند راهبردهای دشمنان خارجی و عوامل داخلی در نقطهای با هم تلاقی داشته باشد و این نشانهای از همگرایی آنان خواهد بود.
رهبر معظم انقلاب در رهنمودی میفرماید:
خواهید دید که در نزدیکی انتخابات ـ که بعضیها از الان زمزمهاش را آغاز کردهاند، زمزمه تحریم انتخابات شروع خواهد شد، برای اینکه مردم به میدان نیایند، حضور نداشته باشند، گزینش نکنند و از معادلات سیاسی ایران و نظام اسلامی حذف شوند. این زمزمهها ابتدا از محافل سیاستگذاری و طراحان راهبردی امریکا و اسرائیل شروع میشود بعد هم به دست یک عده از آدمهای بیتوجه و گاهی هم مزدور و حقیر در داخل میرسد. یک عده خواهند گفت انتخابات را تحریم
کنیم، یک عده خواهند گفت: انتخابات آزاد نیست ـ برای اینکه مردم را دلسرد کنند ـ یک عده بنا میگذارند به تخریب چهره نامزدهای انتخاباتی هر کدام از اینها به نحوی سعی میکنند این انتخابات را کمرونق کند. من اصرار دارم همه مسئولان و آحاد ملت خودشان را انشاءالله برای انتخابات آماده کنند. (19/10/13838)
ناگفته نماندکه در باره رد صلاحیت برخی افراد نیز تجربهای تلخ و فراموشناشدنی را پشت سر گذاشتهایم. چه اینکه بعضی از عوامل مرعوب داخلی تاب پایداری در برابر تهدید و دخالتهای دشمنان را در امور داخلی ندارند و در خط همسویی و پاسخ مثبت به درخواستهای دشمن قرار میگیرند. چنانچه در سال 82 وقتی برخی داوطلبان نمایندگی مجلس که از اصلاحطلبان بودند، رد صلاحیت شدند، عده ای از مسئولان استعفا دادند و در همین مسیر بیش از 100 نفر از نمایندگان و همزمان اکثر استانداران و جمع قابل توجهی از معاونان وزارتخانهها نیز استعفا دادند. عدهای از مسئولان ارشد و اجرایی و قانونگذاری کشور همچون رئیس جمهور وقت و رئیس مجلس به رهبری مراجعه و مطرح کردند که در این شرایط از طرف اروپا یک اولتیماتوم علیه ما صادر شده که اگر انتخابات بدون حضور افراد رد صلاحیت شده برگزار شود ما اروپاییها این انتخابات را نمیپذیریم و رابطه خود را با جمهوری اسلامی ایران به حالت تعلیق در خواهیم آورد، ترفندی که حافظه تاریخی ما آن را به یاد دارد و ممکن است در این دوره از انتخابات با توجه به زمزمهها و فضاسازی که وجود دارد، تکرار شود.
با همه این فشارها و درخواستها، رهبر فرزانه انقلاب، علم صلابت
را برافراشتند و اصرار و ابرام آنان را نپذیرفت. اعلام کردند که اگر نمیتوانید انتخابات را برگزار کنید، خود من یک گروه را معین میکنم تا انتخابات سر وقت برگزار شود. البته در آن زمان انتخابات به لطف الهی و تدبیر رهبر فرزانه با مشارکت بالای مردم برگزار شد. در حالی که اروپاییهای مداخلهگر جزء اولین کسانی بودند که برگزاری موفقیتآمیز انتخابات را تبریک گفتند و در برابر دموکراسی خاص ایران اسلامی که با مشارکت مردمی همراه بود، سر تسلیم فرود آوردند.
انتخابات همیشه فرصت تاریخی برای نظام اسلامی بوده است و حضور مردم در طول 34 سال گذشته پای صندوق رأی همواره قویترین و غنیترین سلاح بازدارنده در برابر دشمنان و خنثیکننده ترفندها و توطئههای آنان بود. این بار نیز ملت ایران با حضور گسترده در صحنه، حماسه دیگری را خلق خواهند کرد و این توصیه حضرت امام رحمه الله را همواره نقش جان خویش دارند که فرمودند:
از جمله اموری که اجانب به آن دامن میزنند، همین مسئله انتخابات است. هر انتخابی که در ایران میشود اینها میگویند، مردم این دفعه نمیآیند، مردم سست و خسته شدهاند و شما دیدید که در انتخابات گذشته، از انتخابات اصل نظام جمهوری اسلامی گرفته تا مجلس خبرگان برای قانون اساسی، مجلس و رؤسای جمهور، مردم هر دفعه بهتر از دفعه قبل شرکت کردند، الآن هم عدهای در خارج نشستهاند و تبلیغ میکنند که این دفعه دیگر مردم خسته شدهاند و شور سابق را ندارند و از این قبیل حرفها، اینها اکثراً عقدههایی در دل دارند و روی همین عقدههاست که این صحبتها را میکنند، اگر عقدههای درونی
آنها حل میشد، چنین صحبتهایی را نمیکردند.(1)
برای پاسخگویی همگانی به دشمن و ناامید کردن دشمنان، شرکت در انتخابات را حضرت امام رحمه الله مسئولیتی همگانی دانسته، میفرمایند:
اگر مسامحه کنید، مسئول هستید پیش خدای تبارک و تعالی، اگر نروید و رأی ندهید و آنها که جدیت دارند به اینکه وارد بشوند در مجلس و به هم بزنند اوضاع ایران را، آنها خدای نخواسته بروند، مسئولیتش به عهده شما است مستقیماً. مسئولیت، همه طبقات دارند، مراجع مسئولند، علما مسئولند، ائمه جماعت مسئولند، خطبا مسئولند، تجار مسئولند، بازرگانان مسئولند، دانشگاهیها مسئولند، طلاب علوم دینیه مسئولند، کارگرها مسئولند، همه مسئولند.(2)
اکنون مردم ایران، حتی جلوی برخی مسئولان در صحنههای حساس حضور فعال دارند و فارغ از کشمکشها و دعواهای غیر قابل قبول برخی از مسئولان به وظایفشان عمل میکنند، همچنانکه با همه ناملایمات و سوءمدیریتها و همچنین فشارهای خارجی در 22 بهمن حماسهای خلق کردند که باعث شگفتی همگان گردید. در سال 91 دشمنان از همه توان خود برای اعمال فشار اقتصادی به ایران استفاده کردند و در پی آن بودند که با استفاده از این فشارها نظام را وادار به تسلیم کنند اما استواری و ایستادگی ملت ایران آنان را دچار یأس و
ناامیدی کرد. امروز امریکاییها بازیهای مختلف و رنگارنگی در منطقه آغاز کردهاند که همه این ترفندها، به اعتراف خودشان برای ایجاد دیوار حائل به دور جمهوری اسلامی است و تنها خَلْق یک حماسه بزرگ است که میتواند معادلات دشمن را بر هم بزند. بیتردید حماسه سیاسی و برگزاری سالم این دو انتخابات یعنی ریاست جمهوری و شوراها در سیاست خارجی و حتی در بحث اقتصادی تأثیر فراوانی دارد؛ زیرا تحریمها و فشارهای اقتصادی امروز مبنای سیاسی دارد. موضعگیری افراد از جهت سیاسی و اقتصادی و همچنین گرایش آنها و برنامههایشان دارای اهمیت است. برنامههای کاندیداها، جهتگیری آنها را مشخص و به انتخاب شایسته مردم کمک خواهد کرد.
حضور گسترده مردم در انتخابات سال 92، اولین انتخابات ریاست جمهوری بعد از فتنه سال 88 و پاسخ محکمی به آن بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری خواهد بود. انشاءالله پس از حماسه سیاسی مردم با حضور در انتخابات، دولت یازدهم با کمک مجلس و مردم و در رأس آنان رهبر معظم انقلاب، باید زمینهای را فراهم کند تا پیش از پایان سال 92 افقی نوین از حماسه اقتصادی و جهاد عظیم خودکفایی و همچنین عزت و حکمت و مصلحت را در عرصههای سیاسی شاهد باشیم. حضور در انتخابات امسال در حقیقت به مانند جهادی بزرگ است که میتواند ارکان نظام را استوارتر و محکمتر نماید. نظامی که در بُعد سیاسی به دنبال سیاستبازی نیست و در حیطه اقتصادی نیز در پی عدالت اقتصادی و مدیریت بهینه مصرف میباشد؛ بنابراین باید فردی سکّاندار ریاست جمهوری شود که توان خلق حماسه را در هر دو بُعد داشته باشد. در شرایط فعلی تولید ملی با تأکید بر پاسخ به نیازهای
داخلی و ناظر به صادرات با توجه به بازار گسترده جهانی، میتواند به راحتی تهدیدهای فعلی را به فرصت تبدیل کند.
در سال 92 میتوانیم با حماسه سیاسی وارد یک حماسه اقتصادی شویم و با عبور از تحریمهای دشمن، زمینه تحقق رشد اقتصادی مناسب و اهداف چشمانداز بیست ساله را فراهم کنیم. تبلور حماسه اقتصادی، در شکست تحریمها و آغاز یک جهش اقتصادی با رشد بالا خواهد بود.
دشمنان کشور با ایجاد محدودیتهای اقتصادی در پی آنند تا ناکارآمدی دولت را به نمایش گذارند و با این عدم کارآمدی، نارضایتی عمومی ایجاد کنند و آن را به کل نظام تسری دهند تا مردم دست از حمایت و پشتیبانی نظام بردارند. از این سو، رهبر معظم انقلاب با الهام از دستورات قرآن و سنت، استراتژی اقتصادی را در سالهای گذشته با نامگذاری عناوینی چون: بهرهوری، الگوی مصرف، جهاد اقتصادی، همت مضاعف و کار مضاعف، تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی و امسال نیز شعار پرشور حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی، راه مواجهه با دشمنان را پیش روی ما قرار دادهاند. تحقق منویات رهبری نیازمند تلاش همهجانبه از سوی مدیران، مسئولان اجرایی و مردم وفادار کشورمان است تا در موضوعات مهمی مانند انتخابات و خنثی کردن تلاش دشمن برای ضربه زدن به اقتصاد ایران اسلامی، از این دو امتحان نیز سربلند خارج شود. در شرایط کنونی وظیفه ما حفظ استقلال اقتصادی و حرکت به سمت خودکفایی و انتخاب نامزد اصلح سیاسی است.
پایبندی به قانون، از نشانههای مهم بلوغ فرهنگی، سیاسی و اجتماعی
جوامع به شمار میرود که از آحاد جامعه گرفته تا جریانهای سیاسی و نهادهای مختلف با آن سنجیده میشوند و میزان بلوغشان را نشان میدهند. بر اساس اصل 113 قانون اساسی، اجرای قانون اساسی و ریاست قوه مجریه، جز در مواردی که مستقیماً به رهبری مربوط میشود و مطابق با اصل 134 قانون اساسی، اجرای قوانین از جمله مسئولیتهای مهم رئیس جمهور است که تحت عنوان «قانونگرایی» باید به عنوان یکی از ملاکهای مهم ارزیابی رؤسای جمهور مورد توجه قرار گیرد. این قانونگرایی باید به عنوان یکی از ملاکهای مهم ارزیابی رؤسای جمهور مورد توجه قرار گیرد. البته قانونگرایی در عرصههایی که با منافع مستقیم دولت یا رئیس جمهور تلاقی میکند و احیاناً آن را با محدودیت یا مانع مواجه میسازد، اهمیت و حساسیت بیشتری پیدا میکند.
برگزاری انتخابات در زمره خطیرترین موضوعاتی است که بخش مهمی از آن به عهده دولت است و رئیس جمهور نیز بر اساس وظایف مندرج در قانون اساسی، شخصاً در قبال آن باید مسئول و پاسخگو باشد، هم از حیث مسئولیت اجرای قانون اساسی هم اجرای قوانین عادی و هم از لحاظ مسئولیت نظارت بر کار وزرا.
اگر دولت و رئیس جمهور در انتخاباتی واقعاً بیطرف باشند، انجام این مسئولیت راحتتر خواهد بود. اما اگر این بیطرفی وجود نداشته باشد و شائبه حمایت وجود داشته باشد، پایبندی به این مسئولیت و پاسخگویی در قبال آن نیازمند دقت عمل بسیار بالا و رعایت دقیق قانون در کل فرآیند انتخابات است؛ از معرفی و ثبت نام گرفته تا مقطع بررسی صلاحیتها، دوره تبلیغات و سرانجام رأیگیری، شمارش آرا و اعلام
نتایج. خوشبختانه فرآیند انتخابات در کشور ما به گونهای طراحی شده است که اولاً امکان تقلب معنیدار تقریباً در آن منتفی است و ثانیاً در صورت بروز تقلب امکان رسیدگی و جلوگیری از تأثیر آن کاملاً وجود دارد. در عمل نیز دولتهایی که تاکنون بر سر کار بودهاند یا از چنین اتهامی مبرّا بودهاند یا تخلفاتی داشتهاند که در نتیجه کلی انتخابات تأثیر چندانی نداشته است یا اگر احیاناً لغزشهایی بوده است توسط نهاد ناظر رسیدگی و جبران شده است.
گردش مجلس شورای اسلامی و شوراهای اسلامی شهر و روستا بین جریانهای مختلف سیاسی و روی کار آمدن رؤسای جمهور کاملاً غیر همسو با دولت برگزارکننده انتخابات در ادوار مختلف بهترین دلیل این مدعاست.
اکنون نوبت دولت دهم است تا یک بار دیگر در این آزمون بزرگ، میزان قانونگرایی آن آزموده شود؛ هم در اصل برگزاری انتخابات و هم مراحل پس از آن نیازمند رد این گمانهزنیهاست.
در این مورد سفارش امام راحلمان را از یاد نبریم که فرمودند:
در حکومت اسلامی وضع این است که شماها (فرمانداران) در انتخابات بیش از حق نظارت و فراهم کردن وسائل به آن قدری که باید حکومتها فراهم کنند، بیشتر از این حق ندارید، که خدای ناخواسته یک وقتی نسبت بدهند به اینکه اینها برای خاطر طرفداری از یک نفر آدم یک کاری کردند، صندوق عوض شده. باید خیلی توجه به آن داشته باشید. هم آزادی ملت را، راه دادن ملت را در آنجایی که میخواهند رأی بدهند و هم امانت در حفظ آن چیز که تحت مراقبت یک عده
اشخاص امین از دولت و از ملت، اشخاص امین تحت نظرشان باشد که بعد صحبت نشود که خوب این هم این رژیم و این هم این انتخابات و انتخابات اینجا هم مثل آنجا.(1)
حضرت امام در توصیهای دیگر بر لزوم حفظ بیطرفی مسئولان اجرایی در انتخابات میفرماید:
این را به مردم دارم میگویم و به شما آقایانی که در آتیه متصدی اجرای انتخابات هستید توجه میدهم که اگر یک انحرافی در یکی از شما پیدا بشود و این بعد موجب این بشود که در این جمهوری لطمهای وارد باشد، به گردن شماست. به اسلام لطمهای وارد بشود، به گردن شماست و اگر در اینجا هم کشف بشود معذور نیستید و مورد تعقیب واقع میشوید. باید شماها بدون توجه به اینکه دستور کسی داده، دستور، کسی حق ندارد راجع به انتخابات بدهد. دستور در اجرا، در خوبی اجرا بله، وزیر کشور دستور میدهد که اجرا خوب بشود. اجرا اسلامی باشد اما یک بالایی بخواهد به شما دستور بدهد که کِیَک باید و کیل باشد. کِیَک میخواهد وکیل بشود، این امر نیست در اسلام، در ایران هم نیست. اینکه من عرض میکنم برای این است که بعدها کسانی که در ایران بعدها و نسلهای بعد میآیند، بدانند که باید این طور باشند والاّ امروز ما کسی را نداریم که دستور بدهد، پیشنهاد میکند و مردم مختارند. فرض بکنید که اگر همه کسانی که در رأسند بروند، پیشنهاد
1) صحیفه نور، ج8، ص148.
بکنند که فلان آدم را شما وکیل کنید لکن شما به نظرتان درست نباشد جایز نیست بر شما تبعیت کنید.(1)
1) صحیفه نور، ج18، ص203 و 204.
فصل دوم: موانع و راهکارهای دستیابی به مشارکت حداکثری
انسانها برای اداره امور خویش نیازمند مشارکت سیاسی هستند و از این رو این امر با فطرت و طبیعت آنها سازگاری دارد اما برای تأمین مشارکت سیاسی مردم، مجموعه نظام حکومتی باید مشارکتپذیر باشد در غیر این صورت آفات و آسیبهای ضد مشارکتی نظام، به تدریج زمینه تحقق امر مشارکت را نیز از میان بر خواهد داشت و دیکتاتوری و خودرأیی جایگزین خواهد شد. مکتب اسلام با ارج نهادن به مردم، آنان را به مشارکت در امور سیاسی دعوت کرده است و حتی خداوند به پیامبرش فرمان مشورت داده است. عمدهترین عامل تأمین مشارکت، آگاهی و علاقه مردم و احساس مسئولیت آنهاست که با نهادینهسازی فرهنگ سیاسی مشارکتی فعال و پویا، میتواند زمینهساز تحقق مشارکت اجتماعی گسترده گردد. افزون بر آن تا زمانی که نتوان مردم را به این باور سوق داد که با مشارکت سیاسی، تعاون و همیاری عمومی و مشاوره و شور جمعی است که میتوان به جامعهای توسعه یافته، مرفه و سعادتمند دست یافت و تا زمانی که رویه خودمحوری و خودرأیی از جامعه رخت برنبندد، سخن گفتن از مشارکت اجتماعی ناتمام خواهد بود.
مشارکت نیاز به فراهمسازی شرایطی دارد که از جمله آنها: برابری انسانها و فراهمسازی فرصتهای برابر برای مشارکت همه، برخورداری از آزادیهای سیاسی برای تأثیرگذاری بر سیاستها و به دست آوردن مناصب عمومی، باورمندی به حق بودن مشارکت و تلاش برای ایفای حقوق، آگاهی و شناخت کامل از آثار و نتایج مشارکت سیاسی، تأثیر مشارکت به تغییرات بنیادی در اندیشه و عمل حکومت و باورمندی به اینکه مشارکت دخالت دادن مردم در تصمیمگیری سیاسی و منابع قدرت است.
مشارکت سیاسی یک رابطه سیاسی است که از دو عنصر انسانی و وضعی تشکیل میشود و عناصر اساسی آن عبارتند از: مشارکتکننده (انسانها) و موضوع مشارکت (حقوق مردم).
به طور کلی حکومتی که مردم آن مشارکت داشته باشند مشروعتر و کارآمدتر است. تأمین منافع عمومی و مشترک از یکسو و حق حاکمیت مردم بر تعیین سرنوشتشان و مسئولیت شرعی و دینی آدمی را به مشارکت فعال هدایت میکند. اما برای دستیابی به مشارکت فعال و حداکثری باید هر جامعهای شرایط لازم را فراهم آورد و برای تحقق مشارکت باید موانع مشارکت برداشته شود. موانع مشارکت عبارتند از: محدودیتهای تحمیلی بر افراد، محیط سیاسی عمومی، ماهیت بازدارندگی، نظام حزبی و سیاست تکبعدی، کوتاهی اجتماع در تأمین نیازهای افراد، نبود امنیت، نبود عدالت، عدم تخصیص فرصتهای برابر، عدم حراست از کرامت انسانی، عدم دسترسی یکسان و برابر به اطلاعات و خبرها، جوّ سیاسی ناسالم، فقدان انگیزش برای یاری دادن به دیگران، شکاف میان نخبگان و توده مردم، وابستگی سیاسی، اقتصادی به ویژه
فرهنگی.
برای افزایش مشارکت سیاسی و رسیدن به مشارکت حداکثری که منجر به تقویت نظامهای سیاسی خواهد شد. سه سیاست 1. آگاهسازی 2. اعتمادسازی 3. رضایتمندی باید مورد توجه قرار گیرد.
قبل از هر چیز باید دانست که «مشارکت» واژه عربی و بر وزن مفاعلة است که در لغتنامههای فارسی به معنای شریک شدن، شرکت کردن و انبازی کردن آمده است؛ هر چند از آن به تعیین سود یا زیان دو یا چند تن که با سرمایههای معین در زمانهای مشخص، به بازرگانی میپردازند نیز گفته میشود. در واژه انگلیسی purticpate به معنای شریک شدن و دخالت کردن آمده است. در اصطلاح علوم سیاسی، واژه مشارکت به دخالت مردم و درگیر شدن آن در سیاست به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه، اختیاری یا غیر اختیاری، مستقیم یا غیر مستقیم اطلاق شده است و در تعریف آن گفتهاند: مشارکت سیاسی، فعالیت داوطلبانه اعضای جامعه در انتخاب رهبران و شرکت مستقیم و غیر مستقیم در سیاستگذاری عمومی است.(1)دایرةالمعارف علوم اجتماعی، مشارکت سیاسی را عبارت از فعالیتهای داوطلبانهای میداند که اعضای یک جامعه در انتخابات حکام به طور مستقیم یا غیر مستقیم و در شکلگیری سیاستهای عمومی انجام میدهند.(2)
ومایرون و اینر در مقاله معروف خود در مورد مشارکت سیاسی با
ذکر ده مورد از عملیات مشارکتی این تعریف را ارائه میدهد: مشارکت سیاسی، هر عمل داوطلبانه موفق یا ناموفق، سازمان یافته یا سازمان نیافته، مستمر یا غیر مستمر، شامل روشهای مشروع یا نامشروع برای تأثیر انتخاب رهبران، سیاستها و اداره امور عمومی در هر سطحی از حکومت محلی یا ملی است.(1)
اینک یک بار دیگر مردم با رونق بازار رقابت انتخابات در معرض آزمونی دوباره قرار گرفتهاند تا شور و انگیزه حضور خود را در پای صندوقهای رأی در جامعه نشان دهند. اما در این میان عواملی از گرم شدن تنور انتخابات و ترغیب مردم برای حضور در پای صندوقهای رأی جلوگیری میکند. بنابراین برای برگزاری انتخاباتی پرشور، شناخت این موانع ضروری است و باید برای رفع آن، اقدامات لازم صورت گیرد.
شناخت این عوامل دارای فواید زیر است:
با شناخت و تفکیک علل عدم مشارکت میتوان برای هر یک راهکار مناسب ارائه داد.
با رفع آنها میتوان امکان تحقق مشارکت حداکثری را فراهم آورد و بر اقتدار و اعتبار نظام سیاسی افزود.
با طیفبندی علل عدم مشارکت، میتوان مانع بهرهبرداری دشمنان شد چرا که دشمن معمولاً با مصادره به مطلوب، میزان عدم شرکت، مدعی است که همه آنها که پای صندوق رأی حاضر نشدهاند، از مخالفان نظامند!
این در حالی است که افراد معمولاً به دلایل متفاوت رفتاری مشابه از
1) سعید کریمی، رسانهها و راههای تقویت مشارکت مردم در صحنههای سیاسی و اجتماعی، ص20.
خود نشان میدهند، رهبر فرزانه انقلاب هم در باره عدم مشارکت آنان و ردّ این مصادره دشمن میفرماید:
نه اینکه اگر عده زیادی شرکت نکردند، اینها به نظام «نه» گفتهاند؛ به هیچ وجه این طوری نیست. آنهایی که به خاطر «نه» گفتن به نظام نمیآیند، درصد خیلی کمیاند، یک عده به خاطر بیحالی نمیآیند، یک عده به خاطر بیحوصلگی نمیآیند، یک عده روز جمعه کار دیگری دارند و نمیآیند، اینها را شما راه بیندازید. والا کسانی که معتقد به نظام و قانون اساسی نیستند و دلشان برای بیگانگان و نفوذ آنها پر میزند و منتظر آمدن بیگانگان هستند، درصد بسیار کمیاند. (5/3/1384)
الف) سطوح مشارکت سیاسی
البته سطح مشارکت مردم از سطح واحدی برخوردار نیست و همه افراد به یک میزان در فعالیتهای سیاسی مشارکت ندارند، مشارکت از نظر کمی میتواند خرد (فردی)، میانی (سازمانی) و کلان (اجتماعی) انجام پذیرد و از لحاظ کیفیت میتواند به سه صورت طبیعی و خودجوش، اجباری و همچنین داوطلبانه و ارادی باشد و از نظر انگیزه نیز میتواند مبتنی بر یک ضرورت عقلی باشد؛ چرا که انسان بالطبع اجتماعی است و طبیعت اجتماع، داشتن رابطه با نوعی از تعامل و مشارکت همراه است.
بنابراین مشارکت یک حق برای شهروندان محسوب میشود یا از یک روحیه احساس تعلق ملی، قومی یا بر پایه باورهای دینی و ارزشها و بایستههای مذهبی باز میگردد که نوعی تکلیف به حساب میآید.
در مورد سطوح مشارکت سیاسی، «مک کلاوسی» در دایرةالمعارف
علوم اجتماعی و در ذیل واژه political participation این سطوح را در یازده مورد برشمرده که عبارتند از:
البته آرا و انظار دانشمندان در این باره فراوان است که میتوان آنها را در پنج سطح جمعبندی کرد:
یک ـ حق رأی و شرکت در انتخابات و گزینش مسئولان سیاسی و اجتماعی؛
دو ـ حق فعالیتهای سیاسی و عضویت در احزاب و گروههای سیاسی؛
سه ـ حق نامزدی در جهت پستها و کرسی سیاسی و فعالیت آزاد انتخاباتی؛
چهار ـ دخالت و مشارکت در تصمیمگیریهای کلان و تغییرات ساختاری؛
پنج ـ اقدام و عمل برای تغییرات بنیادین نهادها و ساختارهای نظام حکومتی.
در ارزشگذاری سطوح نیز هر چه به سطوح چهار و پنج نزدیک
میشود، میزان مشارکت بیشتر میشود؛ در نتیجه شاخصهها و صلاحیتها برای عضو در آن سطح بالا میرود و جمع کثیری میتوانند بالفعل در آن نقشآفرین باشند. البته صلاحیتها در هر نظام سیاسی مبتنی بر ایدئولوژی آن جامعه تعریف میشود، در نظام لیبرالیستی این شاخصهها فردگرایانه و کاپیتال لیبرالیستی است و در مکتب اسلام، شاخصههای آن بر پایه ارزشها تعریف میشود و اخلاق و علم از مهمترین مؤلفهها به حساب میآید. یعنی هر چه میزان مشارکت در سطوح بالا رود، به همان اندازه تأکید بر فضائل اخلاقی و تواناییهای علمی و آگاهی از آموزههای دینی نیز بالاتر میرود.
ب) انتخابات، عامترین سطح مشارکت
شرکت در انتخابات عامترین، سهلترین و کمهزینهترین نوع مشارکت و اولین سطح از مشارکت است. معمولاً در انتخابات عمومی تنها شرط لازم، داشتن تابعیت و شرایط سنی است که البته سن رأی دادن در کشورهای مختلف، متفاوت است. در این سطح داشتن صلاحیت اخلاقی، مذهبی و ایدئولوژیکی لازم نیست و همه افراد با گرایشهای مختلف فکری، سیاسی و از تمامی طبقات اقتصادی ـ اجتماعی با داشتن دو شرط مذکور، حق رأی دارند و میتوانند در انتخابات شرکت کنند.
انتخابات گاهی به صورت مستقیم است که منتخبان، مسئولیتهای اجرایی و تضمینی را به عهده میگیرند و گاهی نیز منتخبان دست به انتخاب دیگر میزنند و انتخاب شهروندان، مقدمهای برای آن انتخاب به حساب میآید، مانند نظامهایی که رئیس جمهور را مجلس انتخاب میکند و یا انتخاب رهبری در ایران که توسط مجلس خبرگان رهبری
صورت میگیرد.
انتخابات به عنوان عرصه مبارزه در رقابت گروهها با بسط علاقهمندی سیاسی در بین آحاد مردم، آنها را به حقوق سیاسی خودشان آشنا میسازد و باور شهروندان را در رعایت ارزشهای مردمسالارانه تقویت میکند و از طرف دیگر، رقابت مسالمتآمیز بین گروههای سیاسی را برای تصاحب قدرت نهادینه کرده، موجب تقویت آنها میشود.
در نظام سیاسی اسلام از مشارکت سیاسی به عنوان حق یا تکلیف مردم یاد شده است. انتخاب کردن و رأی دادن هم حقی برای مردم معرفی شده و هم یک تکلیف شرعی در ردیف دیگر تکالیف شرعی است. ملت حق دارند که در انتخابات حاضر شوند و به نامزد مورد علاقه خود رأی دهند و هیچ کس هم مانع اعمال حق آنان نمیشود. آنچه که در غرب به عنوان «قرارداد اجتماعی» از آن یاد شده، در اسلام ریشه و بنیان محکم دینی دارد. مشارکت سیاسی فعال در جامعه که مصداق بارز آن، حضور در عرصه انتخابات است، به عنوان یک ضرورت شرعی و تکلیف الهی مورد تأکید قرار گرفته چرا که اولاً نظام سیاسی اسلام بدون حضور ملت در صحنه معنا نمییابد، و ثانیاً این حضور موجب حفظ و تقویت نظام اسلامی است و به فرموده حضرت امام، حفظ آن از اهمّ واجبات است. رهبر فرزانه انقلاب هم در این باره میفرماید:
هم حق و هم تکلیف مردم است که بیایند و سرنوشت کشورشان را به دست خودشان معین کنند، زیرا که کشور متعلق به مردم است. مردم باید بیایند و با انتخاب صحیح و آزادانه، قانونگذارانشان را در قوه مقننه معین کنند، مجریان
خودشان را با ترتیبی که در قانون معین شده است، معین کنند. این حق مردم است و متعلق به آنهاست. اما تکلیف هم هست. اینطور نیست که یکی بگوید من نمیخواهم از این حقم استفاده کنم نه سرنوشت نظام، بسته به احقاق و استقاذ این حق است، این تکلیف است، باید همه شرکت کنند. (26/11/1378)
به کارگیری تعبیر تکلیف هم، مستلزم رعایت چارچوبی است و با رعایت اصول و قواعدی معنا مییابد، مکلف ضمن آشنایی با الزامات تکلیف مورد نظر، کار را به بهترین نحو به ثمر میرساند. در این انتخاب و انجام تکلیف باید به اصولی مانند شایستهسالاری در انتخاب اصلح توجه کند، مقام معظم رهبری میفرماید: همچنانکه اصل انتخابات یک تکلیف الهی است، انتخاب اصلح هم یک تکلیف الهی است. (31/2/1376)
مشارکت سیاسی، مفهومی تشکیکی است که میتواند دستخوش کاهش یا افزایش شود. و این تغییر مشارکت به عواملی بستگی دارد. متأسفانه با توجه به اینکه مشارکت حق است اما با وجود این، عدهای پای صندوق رأی حاضر نمیشوند.
الف) عوامل و موانع مشارکت سیاسی
عوامل گوناگونی در عدم مشارکت افراد مؤثرند که مهمترین آنها عبارتند از:
اول ـ عدم آگاهی
نداشتن آگاهی لازم درباره اهمیت انتخابات از موانع مشارکت سیاسی است. با وجود بر اینکه امروزه آموزشهای عمومی و اطلاعرسانی به وسیله رسانههای فراگیر منتشر میشود، اما باز هم عدهای از افراد ادعای بیاطلاعی میکنند. این بخش از افراد، اغلب اقشار بیسواد و کمسواد جامعه هستند و نمیدانند که در پس رأی و انتخاب چه سرنوشتی در انتظار آنهاست و مطلع نیستند که گاه یک رأی میتواند، سرنوشت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور را دگرگون سازد، که برای رفع آن باید چارهاندیشی شود.
دوم ـ بیتأثیر دانستن خود
گروه دوم از غایبان روز رأیگیری، افرادی هستند که از اهمیت حضور در انتخاب آگاهند ولی رأی و حضور خود را مؤثر نمیدانند و بین آمدن و نیامدنشان فرقی نمیبینند.
سوم ـ مستغرقین در زندگی
این گروه آن قدر، در مسائل دیگر زندگی غرق هستند که مشارکت در انتخابات برای آنان مسئله مهمی نیست. چون نیازهای اولیه خود را هنوز رفع نکردهاند و در محرومیت به سر میبرند، کمتر میتوان از آنها انتظار داشت که به نیازها و حقوق ثانویه خود همچون مشارکت سیاسی بیندیشند.
چهارم ـ موانع فیزیکی
عدهای هم دچار موانع فیزیکی مانند به همراه نداشتن شناسنامه و کارت هویت به دلایل مختلف مانند مسافرت هستند که در هر حال باعث کاستن از مشارکت خواهند شد.
پنجم ـ گزینشی دانستن انتخابات
بخش دیگری هم فضای انتخابات را فضای رقابتی نمیبینند؛ از این رو برای خود حق گزینشی نمییابند و از حضور در پای صندوقهای رأی صرف نظر میکنند.
ششم ـ بیاعتمادی
دستهای نیز به علت بیاعتمادی به ساختار و سلامت برگزاری انتخابات آن را بهانه حاضر نشدن خود، پای صندوقهای رأی میدانند. آنان اساساً معتقد به انتخاب نیستند و تصور میکنند که در واقع انتخابات انتصاب است نه انتخاب.
هفتم ـ ناکارآمدی مدیران و کاستیهای موجود
ناکارآمدی مدیران و بروز معضلات اقتصادی ـ اجتماعی نیز عامل کاهش در انتخابات است، این افراد که بیشتر اقشار آسیبپذیرند، سعی دارند تا اعتراض خود را به عملکردها و ناکارآمدیها، در قالب حاضر نشدن در پای صندوق رأی نشان دهند، بسیاری از این افراد مخالف با نظام سیاسی نیستند ولی به عنصرهای پرخاشگر تبدیل شدهاند.
هشتم ـ معاندت و مخالفت
گروه آخر به دلیل مخالفت و معاندت با نظام سیاسی و کاستن مشروعیت آن، انتخابات را تحریم میکنند و به طور آگاهانه از حضور پای صندوق رأی امتناع میکنند. این افراد، تحریم را نوعی ابزار مبارزاتی علیه رژیم قلمداد میکنند و پیام آن را اعتراض به نظام موجود و نامشروع جلوه دادن آن میدانند.
ب) راهکارهای افزایش مشارکت سیاسی
برای طیفهای پیش گفته که از غایبان مشارکت سیاسی و انتخابات هستند، میتوان سه دسته از علل را برشمرد که با برطرف شدن آنها میتوان میزان مشارکت را تا حدود زیادی افزایش داد. این سه دسته عبارتند از: 1. ناآگاهی 2. بیاعتمادی 3. نارضایتی.
اول ـ آگاهیبخشی
در خصوص عامل اول یعنی ناآگاهی باید اطلاعرسانی و آگاهسازی را تمهید کرد. این افراد نمیدانند که تأمین بخش زیادی از حقوقشان با مشارکت در امور سیاسی از جمله انتخابات حاصل میشود. باید آگاهی به حدی باشد که انگیزش فرد را زیاد کند و او را به اقدام وادار نماید. بیشتر این افراد از اقشار کمسواد جامعه هستند که در مسیر آموزشهای جامعهپذیری سیاسی در مدارس و مراکز آموزشی قرار نگرفتهاند؛ شرح اهمیت جایگاه ریاست جمهوری و نمایندگی مجلس و شوراها و فواید حضور حداکثری در پای صندوق رأی، و تأثیرگذاری آرای آحاد جامعه و وضعیت حساس کشور در مواجهه با استکبار و مانند آن میتواند
سودمند باشد. وظیفه اصلی آگاهسازی به عهده اصحاب رسانه است که در رأس آن، صاحبان منبر، مطبوعات، پایگاههای خبری و رسانههای ملی قرار دارند که امید است با انجام وظیفه قانونی خود در این زمینه ثمربخش باشند. همچنین گروههای مرجع و تأثیرگذار جامعه نیز در این رابطه نقش کلیدی دارند.
دوم ـ اعتمادسازی
اعتمادسازی گام دوم برای ایجاد مشارکت حداکثری است و آن فعالیتی است که برای افرادی از جامعه صورت میگیرد که از اهمیت مشارکت سیاسی و حضور در انتخابات آگاهند اما به دلیل بیاعتمادی حاضر نیستند در رأیگیری شرکت کنند. منشأ این بیاعتمادی را میتوان در تجربیات تلخ فردی برخی حوادث در انتخابات گذشته و القائات و شبههافکنیهای دشمنان نظام اسلامی دانست که آنان را تحت تأثیر قرار داده و اراده آنان را برای حضور در انتخابات سست میکند.
تلاشهای رسانهای دشمنان انقلاب اسلامی در ادعای تقلب، رقابتی نبودن، نمایشی بودن، فرمایشی بودن، مهندسی شده بودن آرا و... ذهن این افراد را نشانه رفته و در فتنه 88 با ادعای تقلب این موجآفرینی افزایش یافته است. به طوری که همین ادعای تقلب رمز شورش فتنهگران میگردد.
رهبر معظم انقلاب در سخنرانی تاریخی خود در نماز جمعه تهران در زمینه اعتمادسازی فرمودند:
اگر مردم در کشور به آینده امیدوار نباشند در انتخابات شرکت نمیکنند، اگر به نظام خودشان اعتماد نداشته باشند در انتخابات
شرکت نمیکنند، اگر احساس آزادی نکنند به انتخابات روی خوش نشان نمیدهند، اعتماد به نظام جمهوری اسلامی در این انتخابات آشکار شد و من بعد عرض خواهم کرد که دشمنان همین اعتماد مردم را هدف گرفتهاند، دشمنان ملت ایران میخواهند همین اعتماد را در هم بشکنند، این اعتماد بزرگترین سرمایه جمهوری اسلامی است، میخواهند این را از جمهوری اسلامی بگیرند، میخواهند ایجاد شک کنند، ایجاد تردید کنند درباره این انتخابات و این اعتمادی که مردم کردند، تا این اعتماد را متزلزل کنند، دشمنان ملت ایران میدانند که وقتی اعتماد وجود نداشت، مشارکت ضعیف خواهد شد، وقتی مشارکت و حضور در صحنه ضعیف شد، مشروعیت نظام دچار تزلزل خواهد شد، آنها این را میخواهند، هدف دشمن این است، میخواهند اعتماد را بگیرند تا مشارکت را بگیرند تا مشروعیت را از جمهوری اسلامی بگیرند. این ضررش به مراتب از آتش زدن بانک و سوزاندن اتوبوس بیشتر است. این، آن چیزی است که با هیچ خسارت دیگری قابل مقایسه نیست. مردم بیایند در یک چنین حرکت عظیمی این جور مشتاقانه حضور پیدا کنند بعد به مردم گفته بشود که شما اشتباه کردید به نظام اعتماد نبود، دشمن این را میخواهد، این خط را از پیش از انتخابات شروع کردند، از دو سه ماه پیش از این. من اول فروردین در مشهد گفتم هی دارند دائماً به گوش میخوانند، تکرار میکنند که بناست در انتخاب تقلب بشود. میخواستند زمینه آماده کنند، من آن وقت به دوستان خوبمان
در داخل کشور تذکر دادم و گفتم این حرفی را که دشمن میخواهد به ذهن مردم رسوخ بدهد، نگویید؛ نظام جمهوری اسلامی مورد اعتماد مردم است. این اعتماد آسان به دست نیامده، سی سال است که نظام جمهوری اسلامی با مسئولانش، با عملکردش، با تلاشهای فراوانش توانسته این اعتماد را در دل مردم عمیق کند، دشمن میخواهد این اعتماد را بگیرد، مردم را دچار تزلزل کند، این هم یک نکته. (29/3/1388)
بدیهی است اغلب اقشار آسیبپذیر این دسته را جوانان و طبقات متوسطی تشکیل میدهند که بیشتر در معرض شبههپراکنی رسانههای بیگانه و تأثیرپذیری از فضای مجازی قرار دارند و میتوانند بر دیگر اقشار جامعه اثرگذار باشند؛ از این رو مواجهه با این معضل، یکی از ضروریات نظام سیاسی است تا مانع شیوع «بیماری بیاعتمادی سیاسی» در جامعه گردد. راه مقابله با این معضل «اعتمادسازی» است. این امر هم از طریق ارائه پاسخهای اقناعی و مستدل حاصل میآید که به عهده رسانههای عمومی و تریبونهای مختلف است. در این مسیر، گروه مرجع و بانفوذ تأثیر فراوانی در میان توده مردم دارند؛ با توجه به بیاعتماد برخی افراد به رسانه ملی و مطبوعات، گروههای مرجع تأثیر بیشتری دارند. برای مقابله با رسانههای شبههافکن نیز باید چارهای اندیشید و ضمن مقابله سختافزارانه، ابعاد پشت پرده و اغراض منفعتطلبانه آنها را برای مخاطبان واکاوی کرد. در حقیقت باید بصیرتافزایی کرد، دشمن مخاطبان خود را از میان بیبصیرتها شکار میکند. توصیه همهجانبه رهبر فرزانه انقلاب بر افزایش بصیرت در سالهای اخیر را هم باید در این راستا تحلیل کرد، ایشان فرمودند:
در زندگی پیچیده اجتماعی امروز، بدون بصیرت نمیشود حرکت کرد، جوانها باید فکر کنند، بیندیشند، بصیرت خودشان را افزایش بدهند، معلمان روحانی، متعهدان موجود در جامعه ما از اهل سواد و فرهنگ، از دانشگاهی و حوزوی باید به مسئله بصیرت اهمیت بدهند، بصیرت در هدف، بصیرت در وسیله، بصیرت در شناخت دشمن، بصیرت در شناخت موانع راه، بصیرت در شناخت راههای جلوگیری از این موانع و برداشتن این موانع، این بصیرتها لازم است. (15/7/1388)
در این راستا نهادهای قانونی متولی برگزاری انتخابات نیز باید ضمن شفافسازی و پاسخگویی به شبهات احتمالی مطرح شده با حساسیت کامل از هر اقدامی که به ترویج شایعات کمک میکند، پرهیز کنند. متولیان امر باید به گونهای دقیق و قانونی عمل کنند تا جای هیچگونه ابهام و تردید باقی نماند، اطلاعرسانی به موقع و صحیح، قرار گرفتن در مقام پاسخگویی و حاضر شدن در برابر مخاطبان، خبرنگاران و رسانههای عمومی و ارائه پاسخهای اقناعی و پذیرش اشتباههای احتمالی از ضرورتهای اعتمادسازی است.
سوم ـ افزایش رضایتمندی
بخش اصلی افرادی که مشارکت ندارند، کسانی هستند که به دلیل مشکلات متنوع اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی که وجود بخشی از آن طبیعی و بخشی دیگر به دلیل سوء مدیریتهاست، حاضر نیستند پای صندوق رأی بروند، فشارهای اقتصادی، بوروکراسی بیمار ادارات،
بیکاری و معضلات و ناهنجاریهای موجود، آنان را از صف رأیدهندگان جدا کرده است.
برای کسب رضایت این افراد و رفع کدورتهای ایجاد شده بیش از همه، مسئولان و دستگاههای اجرایی وظیفه دارند که با اصلاح رفتار و ارائه پاسخ و عذرخواهی از سوء مدیریتها و تلاش برای جبران کاستیها برای کسب رضایت تلاش کنند، ضمن آنکه معتمدان ملت و کارشناسان متخصص نیز وظیفه دارند با توجیه این بخش از جامعه، این مهم را برای افراد تبیین کنند که اتفاقاً راه صحیح حل مشکلات موجود، مشارکت سیاسی و تلاش برای انتخاب کاندیدای اصلح و کنار گذاشتن ناکارآمدان است نه قهر با صندوق رأی!
رسانهها نیز نباید حضور این افراد را دلیل بر رضامندی آنان جلوه دهند بلکه بهترین تفسیر، آن است که چنین اظهار نظر کنیم که ملت به چنان رشد و ارتقای سیاسی رسیده است که با وجود نارضایتی از وضع موجود، به جای انفعال به صحنه آمده، بر استفاده از حق مشارکت سیاسی خود تأکید میورزد و اصل نظام را میپذیرد و برایش مقبولیت دارد. مشارکت سیاسی ملت را میتوان کف اعتماد و مقبولیت نظام سیاسی دانست. این حقیقت در اظهارات رهبر معظم انقلاب اسلامی هم مورد تأکید قرار گرفته است. ایشان در مراسم تنفیذ حکم در همین دوره ریاست جمهوری فرمودند:
یک پیام دیگر این انتخابات و این حضور عظیم مردمی، وجود اعتماد متقابل میان نظام اسلامی و مردم است. اینکه در این انتخابات، عرصه برای گفتوگو کردن، برای ورود افراد با گرایشهای مختلف، برای به صحنه آوردن و روی دایره ریختن
نظرات گوناگون باز شد؛ این نشانه اعتماد به نفس نظام است و نشانه این است که نظام اسلامی به مردم خود اعتماد دارد، به مردم اعتماد میکند، متقابلاً مردم هم به نظام اعتماد کردند، آمدند، آرای خودشان را در صندوقها ریختند، اگر اعتماد به نظام نباشد، این توجه مردمی، این اقبال مردمی، وجود نخواهد داشت. این کسانی که دم از بیاعتمادی مردم میزنند، ـ اگر این سخن از روی غرض نباشد، از روی غفلت است ـ کدام اعتماد از این بالاتر که مردم میآیند در عرصه انتخابات وارد میشوند، به نظامشان، به دولتشان اعتماد میکنند، رأی خود را به آنها میسپارند و منتظر میمانند که نتیجه این رأیگیری از آن آنها بشود؟ این اعتماد بالای مردم است. این اعتماد به توفیق الهی، به فضل الهی همچنان هست و ما انتظار داریم از مسئولان کشور از دستاندرکاران بخشهای مختلف که با رفتار خود، همچنان این اعتماد را افزایش بدهند، این سرمایه اصلی نظام است. (12/5/1388)
حضرت امام راحل هم در توصیهای خطاب به این دسته از مردم که نسبت به نمایندگان پیشین خود دلسردند و احساس میکنند کاری از پیش نبردهاند، توصیه مینماید که عملکرد مناسب گوشهگیری و انزوا نیست بلکه میفرماید:
مقدرات کشورتان را به دست کسانی بدهید که برای کشور شما مفیدند از حیث سیاست، از حیث اقتصاد، از حیث همه چیز. اگر مسامحه بکنید و امروز هم کسی نفهمد، خدا هست، خدا میداند و میبیند، شما در محضر خدا هستید، هر جا
هستید. همه خلق الله در محضر خدا هستند، هر جا هستند. بر فرض اینکه من یک کار خلاف کردم اسلام که خلاف نکرده است، شما برای اسلام کار بکنید، چه کار دارید که فلان آدم بد کرده. خوب بد کرده، بد بکند شما خوب بکنید برای اسلام تا آن بدهم به تبع شما انشاءالله خوب بشود، کنار نروید، آقایان علما کنار نروند.(1)
هم ایشان در سخنی دلنشین میفرماید:
مردم اگر از من گله دارند، از اسلام سرد نشوند، من خلاف کردهام، به اسلام چه. مردم اگر اسلام را، استقلال و آزادی را، نبودن تحت اسارت شرق و غرب را میخواهند، همه در انتخابات شرکت کنند، در صحنه حاضر باشند، اگر یک ظالم خلاف کرد، اسلام که نکرده است. پس باید کاری کنیم که ظلم نباشد و ظالم از بین برود. اگر دیدم در این دوره خلاف شده و به افرادی ظلم شده باید تلاشمان را بیشتر کنیم تا خلاف و ظلم را از بین ببریم نه اینکه کنار برویم و از صحنه خارج شویم. زیرا اگر از صحنه خارج شویم ظلم بیشتر میشود. پس باید اجتماعمان را بیشتر کنیم و بیشتر در صحنه حاضر باشیم. خداوند به شما قدرت و سعادت عنایت بفرماید.(2)
و رهبر فرزانه انقلاب هم میفرماید:
دولتمردان جمهوری اسلامی باید قدر این فداکاری مردم و حضور آنها، در صحنه را بدانند، مبادا مسئولان بخشهای
مختلف کشور در تحلیل اشتباه کنند و خیال کنند که شرکت وسیع مردم در انتخابات معنایش این است که آنها از یکایک کارهای مسئولان خشنودند. این جور نیست، مردم انقلاب را دوست دارند، امام را دوست دارند، دولت جمهوری اسلامی را دوست دارند، نظام را دوست دارند، معنایش این نیست که مردم روی یکایک کارهای مسئولان بخشهای مختلف صحه میگذارند. (26/3/1372)
در کنار این راهکارهای سهگانه، برخی اقدامات مقطعی میتواند باعث بهبود رضایت عمومی در آستانه برگزاری انتخابات باشد، تبلیغات مؤثر نامزدهای انتخاباتی و توجه آنها به نیازهای اصلی جامعه، پرهیز از سیاهنمایی و امیدوار ساختن ملت به حل مشکلات، کنار گذاشتن اختلافات بین مسئولان قوای سهگانه که موجب تشویش اذهان عمومی و نابسامانی در بازار و اوضاع اقتصادی کشور میشود، پرهیز از تصویب و اجرای قوانینی که در آستانه انتخابات میتواند موجب افزایش فشار بر تودههای ملت شود، نظارت جدی و ثبات در اقتصاد و بازار در آستانه انتخابات، اتمام و راه اندازی پروژههایی که میتواند موجب افزایش خدمات عمومی شود، تلاش برای کاهش اختلاف طبقاتی و برجسته نساختن اشرافیگری برخی از به اصطلاح مسئولان، امید دادن به جوانان در راستای اشتغالزایی، تسهیلات لازم در امور پزشکی و دندانپزشکی و مهار بیرویه هزینه درمان که از عهده بسیاری از افراد خارج است، عطف توجه به جوانان و افرادی که به عللی دچار ناهنجاری و اعتیاد و مانند آن شدهاند و مساعدت لازم برای بازگرداندن آنان به بدنه نظام و... نمونههایی از این قبیلند و از همه مهمتر جوّ باید آرام، برادرانه و همدلانه
و همه چیز آماده حضور حداکثری ملت رشید ایران اسلامی باشد. زمینه طوری فراهم آید که افراد از حق طبیعی و قانونی خود به نحو احسن استفاده نموده و مجدداً در صف واحد ملت بزرگ اسلامی ایران قرار گیرند. اگر مردم احساس کنند رأی و نظر آنها در سرنوشت سیاسیشان و تصمیمگیری حاکمان و خواست آنها برای تغییرات اثرگذار است، درصد مشارکت سیاسی افزایش مییابد. مشارکت سیاسی زمانی تحقق مییابد که اراده، خواست و رأی مردم مبنای تصمیمگیریها، مدیریت سیاسی و تغییرات و خواستهای مورد نظر مردم و امکان جابهجا کردن و عزل و نصب حاکمان قرار گیرد و این امر زمانی ممکن میشود که مسئولان سیاسی سازوکار دموکراسی آزاد را گردن بنهند.(1)
امام راحل در توصیهای حکیمانه فرمودند:
باید مردم را برای انتخابات آزاد بگذاریم و نباید کاری بکنیم که فردی بر مردم تحمیل شود. بحمدالله مردم ما دارای رشد دینی ـ سیاسی مطلوب میباشند و خود، افراد متدین و درد مستضعفان چشیده و آگاه به مسائل دینی ـ سیاسی و همگام با محرومین را انتخاب خواهند کرد و در چنین اوضاعی هیچ فرد و گروهی و هیچ نهاد و سازمان و حزب و دفتر و تجمعی نمیتواند در حوزه انتخابات دیگران دخالت نماید و برای غیر حوزه خود، فرد یا افرادی را کاندیدا نموده و از آنان تبلیغ نماید. در شرایط کنونی به هیچ وجه و به هیچ کس اجازه نمیدهم تا از سهم مبارک امام علیه اسلام و یا از اموال دولت
1) مهدی سعیدی، بررسی موانع و راهکارهای افزایش مشارکت سیاسی، 7/11/1390.
و اموال دفاتر و سازمانها و مجامع و اموال عمومی خرج انتخابات کند، باید مردم را برای شرکت در انتخابات تشویق کرد.(1)
هم ایشان در رهنمودی دیگر میفرماید:
همانطور که بارها گفتهام، مردم در انتخابات آزادند و احتیاج به قیّم ندارند و هیچ فرد و یا گروه و دستهای حق تحمیل فرد و یا افرادی را به مردم ندارد.(2)
حضرت امام رحمه الله انتخابات را مال همه مردم میدانند و میفرماید:
انتخابات در انحصار هیچ کس نیست، نه در انحصار روحانیین است، نه در انحصار احزاب است، نه در انحصار گروههاست. انتخابات مال همه مردم است. مردم سرنوشت خودشان، دست خودشان است و انتخابات برای تحصیل سرنوشت شما ملت است.(3)
امروزه دانشمندان و صاحبنظران سیاسی، مشارکت را یکی از شاخصههای جوامع مردمسالار میدانند. هر جامعهای که ادعای مردمسالاری داشته باشد، اما نتواند مشارکت مردم را در اعمال حاکمیت به وسیله نهادهای مدنی و تشکلهای سیاسی و یا مشارکت مستقیم آنها فراهم کند، پذیرفتنی نیست. در حقیقت یکی از مؤلفههای تعیینکننده حاکمیت مردمی، فراهم بودن شرایط برای تمامی شهروندان، جهت مشارکت در سیاست و امور حکومتی است. به بیانی دیگر تنها از راه
مشارکت است که قدرت سیاسی به طریق مسالمتآمیز دست به دست میگردد. برای افزایش مشارکت عمومی و سیاسی میتوان از راههای زیر اقدام کرد:
الف) تبیین باورهای دینی و گسترش آن در سطح جامعه: دین یکی از مؤلفههای اصلی، مهم و موتور محرکه جنبشهای اجتماعی و سیاسی در جامعه میباشد. باورهای دینی در گسترش مشارکت سیاسی اهمیت فراوانی دارد، تأثیر دین در گسترش مشارکت مردمی به ویژه در جهان اسلام انکارناپذیر است. این موضوع به ویژه در مکتب تشیع که رهبری دینی از رهبری سیاسی تفکیکناپذیر است و ملازم یکدیگرند، بسیار با اهمیت است.
ب) افزایش آگاهی مردم: یکی از موانع مهم مشارکت عمومی، این است که قشر زیادی از جامعه نسبت به توان خود ناآگاهی دارند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی با گسترش اطلاعرسانی، زمینه آشنایی مردم با مبانی سیاست در حکومت دینی و آثار مشارکت همگانی تا حدود زیادی با توجه به آموزههای دینی و سیره معصومان علیهم السلام تبیین گردیده است و اکنون نیاز به بازخوانی و تکرار، برای تعمیق و نهادینهسازی این آگاهیها دارد.
ج) جلوگیری از سلطه گروههای انحصارطلب: با جلوگیری از تسلط گروههای انحصارطلب بر ارکان سیاسی و اقتصادی جامعه و حفظ عدالت اجتماعی میتوان، انگیزه تمایل عموم مردم را به مشارکت در امور سیاسی تقویت نمود؛ زیرا اگر تمام کارها در دست حزب یا جناح خاصی قرار گیرد و دستگاهها و نهادهای حکومتی فقط در راستای خواست آنها حرکت کنند دیگر فضایی برای تحقق مشارکت مردمی
فراهم نمیآید.
د) عدالت اجتماعی و فقرزدایی نیز در ازدیاد مشارکت اثرگذار است: زیرا در صورت فراهم آمدن این دو نیاز، فرصت بهتری برای پرورش استعدادها و مشارکت بیشتر فراهم خواهد آمد.
ه) وجود احزاب قانونی و مشروع نظام: یکی از راهکارهای توسعه مشارکت مردمی وجود احزاب قانونی و مشروع است که نیروهای مردمی را در جهت گسترش مشارکت سیاسی هدایت میکنند. وجود نهادهای مشورتی و شورایی برای تحقق مشارکت عمومی و همگانی ضرورت دارد. باید نهادهای مشورتی به وجود آید تا ضمن کمک به انتخاب اصلح، چگونگی مشارکت سیاسی مردم را نهادمند و سازمانیافته نمایند.
و) ایجاد فرهنگ سیاسی مشارکتی فعال: فرهنگ از مهمترین عوامل مشارکت سیاسی و اجتماعی است، مشارکت افراد در هر جامعهای که دارای فرهنگ سیاسی مشارکتی است، بسیار گسترده است. در مقابل جامعهای که فاقد چنین فرهنگی است، مردم آن از حضور در صحنه سیاسی و مشارکت فعال، برخوردی انفعالی دارند. از این رو باید فرهنگ مشارکت مردمی را به نحو مطلوب نهادینه نمود. ضرورتی اساسی که در سخنان رهبر معظم انقلاب در چهار محور تجلی یافته است:
اول ـ حضور گسترده و جهادی مردم در انتخابات که سبب ایجاد امنیت اقتصادی، سیاسی و روانی گردیده و در عین حال، باعث مهار و خنثیسازی تهدیدات خارجی و ناامیدی دشمنان میشود.
دوم ـ مشارکت و حضور همه سلیقهها و جریانهای معتقد به جمهوری اسلامی در انتخابات میباشد، در این زمینه رهبر معظم انقلاب
شرکت در انتخابات را هم حق و هم وظیفه دانسته و معتقدند همه کسانی که به نظام جمهوری اسلامی و به استقلال و آینده کشور معتقد بوده و اهمیت میدهند و دلشان برای منافع ملی میسوزد، باید در انتخابات شرکت کنند؛ کمااینکه ایشان روی گرداندن از انتخابات را مناسب کسانی میدانند که با نظام اسلامی مخالفند.
سوم ـ تمکین در مقابل قانون است که به عنوان یک وظیفه همگانی مطرح است؛ در این مورد رهبر معظم انقلاب معتقدند: در مسئله انتخابات و غیر انتخابات همه باید تسلیم رأی قانون باشند و در مقابل قانون تمکین کنند.
چهارم ـ توجه مردم در انتخاب رئیس جمهور آینده به امتیازات امروز رئیس جمهور، منهای ضعفهای موجود میباشد. از این نظرگاه نیز رهبر انقلاب معیارهای مهمی را برای انتخاب رئیس جمهور آینده مشخص کرده و فرمودند:
این را همه بدانند که آنچه ما برای رئیس جمهور آینده نیاز داریم، عبارت از امتیازاتی است که امروز وجود دارد، منهای ضعفهایی که وجود دارد. رئیس جمهور هر دورهای باید امتیازات کسبی و ممکنالحصول رئیس جمهور قبلی را داشته باشد، ضعفهای او را نداشته باشد. آن چیزهایی که امروز برای دولت و برای رئیس جمهور نقاط قوت محسوب میشود، اینها باید در رئیس جمهور بعدی وجود داشته باشد. اینها را باید در خود تأمین کند و آن چیزهایی که امروز نقاط ضعف شناخته میشود را باید از خود دور کند. هر کسی میآید، پایبند به انقلاب، پایبند به ارزشها و منافع ملی، پایبند به نظام
اسلامی، پایبند به عقل جمعی، پایبند به تدبیر باشد. بدون تردید تحولات ماههای پیش رو و مشخصاً برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و روی کار آمدن دولت جدید میتواند بخشی دیگر از ظرفیتهای موجود در این عرصه را به فعلیت برساند و موفقیتهای دیگری نصیب ملت ایران نماید.
رسانهها در این شرایط باید مطالب اقتصادی مردم را با ظرافت به گوش نامزدها برسانند تا آنان خود را محک زده و بدانند که مردم رئیس جمهوری کارآمد و با برنامه برای حل معضلات اقتصادی را طلب میکنند. نامزدها اگر روی کار آمدند باید تیم اقتصادی خود را معرفی کنند تا برنامههای اصلاح اقتصادی از زبان آنها بیان و عیارسنجی شود. این شیوه در سایر کشورها نیز مرسوم است و مردم از قبل با معاون اول رئیس جمهور و تیم اجرایی او آشنا هستند و میدانند که در صورت رسیدن به قدرت چه خواهد شد. امروز، مشکلات اقتصادی کشور نیاز به فهم و سپس درکی واقعی از منابع، محدودیتها و شرایط دارد. اکنون صداقت گمشده ما اقتصاد است و بخشی از جامعه اقتصادی اعتماد خود را به مدیران از دست داده است و بزرگترین وظیفه رئیس جمهور آینده بازگرداندن این اعتماد از طریق صداقت است. هرچند که این صداقت ممکن است با نفس رقابتها و تبلیغات انتخاباتی در تعارض باشد؛ زیرا کسی که میخواهد صادق باشد باید بگوید که اقتصاد کشور به سختی تا چهار سال آتی سامان مییابد و فرآیند این ساماندهی با اندکی تأمل و سختی همراه خواهد بود. در این حال ممکن است رأیدهندگان به این
نامزد کمتر توجه کنند در حالی که شاید فرد اصلح باشد.
بنابراین شایسته است رسانه ملی، مردم را کمی با واقعیتها آشنا سازد تا در انتخاب فرد اصلح واقعبینی داشته باشند. پیشرفت سیاسی ـ اقتصادی این انتخابات برای کشور در آن است که صداقت را در مردم ایجاد کند. صداقتی که به دنبال آن اعتماد و منابع کمیاب را به اقتصاد ملی بازگرداند.
اما اگر مردم احساس کنند که معیشت آنان دچار سختیهای پیدرپی میشود، طبیعی است که دلبستگی آنان به اتفاقاتی چون انتخابات کاهش پیدا میکند. بنابراین شایسته است با استفاده درست از ابزارها و اقدامات هدفمند و صحیح گامهای مثبتی برداشت و با برنامهریزی دقیق و درک صحیح شرایط و مدیریت کارآمد و هزینهکردن بجا، در راستای ارتقای تولید ملی و رفاه عمومی تلاش کرد. امروز فشار دشمن بر محور اقتصادی تمرکز یافته، از این رو شایسته است سلاح مقابلهای ما هم، رونق وضعیت اقتصادی باشد.
در سال پیش رو، خلق حماسه سیاسی و رونق اقتصادی لازم و ملزوم یکدیگرند و شعار امسال نشان از درک بالای استراتژیک و همسویی با نیازها دارد. تحقق اهداف مورد نظر در این نامگذاری استراتژیک، مستلزم رعایت همه فاکتورهای اساسی در مؤلفههای اقتصاد مقاومتی و آگاهیهای سیاسی و معرفتی است. واضح است که قدرتهای مخالف ایران، صرفاً با هدف افزایش نارضایتی عمومی ناشی از فشارهای اقتصادی و معیشتی، تحریمهای اقتصادی و تحریم خرید نفت را کلید زدهاند تا به زعم خود مقامات ارشد نظام را ملزم به پذیرش خواستههای نابجای سیاسی خویش کنند؛ به همین دلیل به هیچ وجه نمیتوان بین دو
بخش «اقتصاد و معیشت» و «سیاست» مرزبندی کرده و آنها را جدا از هم دانست. قطعاً حماسه اقتصادی با مهار فشارهای خارجی و اتکا به تولید داخلی و دستیابی به خودکفایی گامی بلند و اساسی در کنار حماسه سیاسی و گزینش و انتخاب اصلح، چارهساز رفع مشکلات ایران اسلامی خواهد بود. حماسه سیاسی وقتی عینیت مییابد که مردم با آگاهی، دانش و بینش سیاسی در صحنه انتخاب حاضر شوند تا امور کشور را به دست شایستگان بسپارند و پاسخی نه و از روی بصیرت مثالزدنی خود به فرصتطلبان داخلی و خارجی بدهند. خلق یک حماسه توسط یک ملت ناشی از خصیصه شجاعت و دلاوری و درک آحاد جامعه است و مردم ایران به نوعی بینظیرترین حضور پررنگ و حماسی خود در دفاع مقدس و جنگ نرم پس از آن را در حد اعلا به نمایش گذاشتهاند و استمرار این حماسه در سال 92 دور از انتظار نیست. آنچه حضور حداکثری مردم را تضمین میکند و قوت میبخشد، نشاط توأم با امید و یکدلی است. و در کنار آن انجام وظایف همه متولیان برگزاری انتخابات و مدیران جامعه است. باید خواص و گروههای سیاسی با حفظ منافع و مصالح عمومی فرصتی را فراهم آورند تا مردم در فضای سالم و آرام سرنوشت خود را رقم بزنند. مردم همواره لبیکگوی مقام عظمای ولایت بوده و هستند و همواره معادله بعضی از احزاب و گروهها را در تضعیف انگیزه مشارکت مردم بر هم ریختهاند. جمهوری اسلامی، واقعیترین و اصیلترین نظام مردمسالار دینی در جهان است و حضور پررنگ مردم در صحنههای مشارکت ملی و حماسی این مدعا را بارها به اثبات رسانده است. مردم قطعاً حماسهای تاریخی توأم با بینش و بصیرت را در انتخاب هفتمین رئیس جمهور به نمایش خواهند گذاشت. مردم به دنبال
حماسه اقتصادی و پشت سر گذاشتن سال تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی، در سال جدید با بازنگری در سبک زندگی و ایجاد تحول، حماسهای اقتصادی ـ سیاسی را رقم خواهند زد.
دشمنان بسیار کوشیدند تا با فشار و تحریم اقتصادی مردم را از پشتیبانی و علاقه به نظام عقب برانند اما هیچگاه به منویات شوم خود دست نیافتهاند. آنان در حماسه هشت سال دفاع مقدس و جنگ نظامی ناامیدانه، میدان را خالی کردند، در 9 دی ملت ایران دشمن را در پیروزی در جنگ نرم ناکام گذاشت و اکنون نیز در سال حماسه سیاسی و اقتصادی، دشمن را بار دیگر از توطئهآفرینی و دخالت در امور دیگران و از به چالش کشیدن استقلال خود، ناامید خواهند ساخت. حماسه هم معنایی جز این ندارد، حماسه به معنای قطع امید دشمن و رقم زدن یک اقدام تاریخی و ایجاد امید در دل ملتهای مستضعف جهان و ملتهایی است که بیداری اسلامی را رقم زدهاند و ایران اسلامی را الگوی عینی خود قرار دادهاند، حماسه یعنی نه تنها دستیابی ایران اسلامی به قله آرمانها و اهدافهای انقلاب اسلامی در جهت توحیدمداری و رفاه دنیوی و سعادت اخروی بلکه دمیدن روح امید و تعمیق آرمان «توانستن» به ملتهای ستمدیده جهان که روح بیداری و رهایی در آنان دمیده شده است.
این تحقق در گروه مجاهدت با اموال وانفس صورت میگیرد و مردم ما اثبات کردهاند که با بصیرت و حضوری عزتآفرین، برگ زرّین دیگری بر انقلاب اسلامی خواهند افزود و تصویری دیگر از انقلاب آزاد را به جهانیان وانمود خواهند ساخت. بیتردید، انتخاب آینده، انتخابی در تراز انقلاب و دهه چهارم آن خواهد بود. از آن سو پس از انتخابات 88
دشمن نیز تمام نگاهها را معطوف ساخته تا شاید یک بار دیگر اتحاد و انسجام ملی را به نوعی در هم ریخته و به اهداف شوم خود نایل آید.
فصل سوم: بایستههای اخلاقی کارگزاران واخلاق انتخاباتی
برای خدمتگزاری وپوشیدن کسوت کارگزاری، نامزد انتخاباتی باید از برخی صفات ناپسند به دور بوده و از سوی دیگر قبل از تصدی، خود را به برخی از فضایل اخلاقی آراسته سازد. بنابراین در این فصل پس از آشنا شدن با مفاهیم اساسی، برخی از ناشایستها به منظور پالایش اخلاقی و بعضی از ویژگیهای اخلاقی برای آراستگی به آنها برای انتخاب شوندگان و انتخاب کنندگان «وَذَکِّرْ فَإِنَّ الذِّکْرَی تَنفَعُ الْمُؤْمِنِینَ» تا تذکاری از باب نکاتی با استعانت امیر اخلاق و توصیههای رهبر فرزانه بازگو خواهد شد.
وقتی سخن از اخلاق انتخاباتی به میان میآید، نخستین چیزی که به ذهن میرسد، مراعات عفت عمومی، حرمت و حیثیت افراد و مراعات آبروی اشخاص است.
از آنجای که رویه انتخابات اسلامی، مبتنی بر حضور شایستگان در جایگاه و مسئولیت مناسب است، شایسته است هر کس به بیان توانایی و شایستگیهای خود اشاره کند و اجازه دهد تا انتخابکنندگان با توجه
به این صلاحیتها و شایستگیها گزینش کنند. هر چند که تعریف از خود امری پسندیده نیست، بیان توانمندیها و شایستگیها برای قرار گرفتن در مسئولیتها، امری لازم و پسندیده است. زیرا در جامعه اسلامی هر شهروندی وظیفه دارد به فراخور حال، در بهترین و شایستهترین جایگاهها قرار گرفته، مسئولیت خود را در قبال جامعه به انجام برساند.
مشارکت فعال در عرصههای مختلف جامعه، خود نوعی عمل به معروف و از مصادیق امر به معروف و نهی از منکر است. این مشارکت، از انتخاب کردن تا انتخاب شدن را شامل میشود. همانطور که حضرت علی علیه السلام میفرماید که حضور ایشان در رهبری به سبب تعهدی است که خداوند از عالمان و دانشمندان گرفته است و میبایست در این عرصه حضور فعال داشته باشد و همچنین هر کسی که احساس میکند در هر مسئولیتی توانایی و شایستگی دارد باید در آن منصب حضور یافته، مسئولیت و نقش اجتماعی خود را به انجام برساند.
اصولاً نظام اسلامی و جامعه اسلامی، مبتنی بر حق و تکلیف است. بدین معنا که برای هر حقی، تکلیفی و برای هر تکلیفی، حقی ثابت است. شهروندان باید این حضور و مشارکت در نقشهای مختلف اجتماعی را به عنوان یک تکلیف بدانند و خود را در برابر مردم، دولت و از همه مهمتر خدا مسئول بشناسند. مردم این حق را هم دارند که افراد شایسته را بازخواست کنند که چرا نقش و مسئولیت خود را به درستی انجام نداده یا آن را نپذیرفتهاند.
چنین نگرشی به مسائل و موضوعات اجتماعی در جامعه اسلامی مقتضی آن است که هر کس خود را شایسته میداند، به میدان بیاید و
مردم نیز موظفند که بر اساس شایستگیها انتخاب کنند. همچنین مردم و شهروندان امت اسلامی حق ندارند بر اساس معیارهایی که خداوند نمیپذیرد دست به انتخاب بزنند و بر اساس ملاکهای غیر اسلامی، افرادی را برای مسئولیتی برگزیند.
مقام معظم رهبری در دیدار با کارگزاران حج در سال 87 با تأکید بر این نکته که فضای انتخابات باید در فضایی آرام و با صفا انجام گیرد و دور از تشنج و درگیری و فضای نفرت باشد، فرمودند:
فضای خشونت سیاسی و تشنج سیاسی و نفرت، به حال انتخابات مضرّ است یک عده را از عرصه حضور در انتخابات بیزار میکند، یک عده را دچار تردید مینماید، دلها را میمیراند و امیدها را میکاهد، من میبینم متأسفانه، بعضیها با اظهارات خود در برخی از نوشتجاتی که منتشر میشود، سعی میکنند فضای نفرت را بر جامعه حاکم کنند.
جنجالهای بیهوده و جناحی در فضای منتهی به ایام انتخابات و موج تخریبهای گسترده از سوی طیفهای مختلف حاضر در صحنه رقابت، آفت جدی و ریشهای در عدم حصول به برگزاری یک انتخابات رقابتی سالم و البته با حضور حداکثری مردم دارد. بر این اساس رعایت قواعد و موازین اخلاق انتخاباتی از سوی نامزدان حاضر در میدان رقابت و از سوی هواداران و سایر فعالان سیاسی، میتواند به صورت مستقیم بر نتایج انتخابات و میزان حضور مردم در پای صندوقهای رأی مؤثر و تعیینکننده باشد.
رهبر معظم در دیداری با مردم قم در سال 86 ضمن هشدار به نامزدان انتخاباتی به آنها تأکید کردند از بداخلاقی و اهانت به یکدیگر
پرهیز کنند:
در انتخابات با کرامت رفتار کنند همه؛ چه آنهایی که نامزد میشوند، چه آنهایی که طرفدار آنهایند چه آنهایی که مخالف با بعضی از نامزدها هستند، جناحهای مختلف کشور، بداخلاقی و بدگویی و اهانت و تهمت و این حرف را مطلقاً راه ندهند، این از آن چیزهایی است که اگر پیش بیاید، دشمن از او خوشحال میشود.
با مروری بر تأکیدات و تذکرات مقام معظم رهبری در سالیان اخیر به روشنی میتوان به یک منشور اخلاقی در حوزه انتخابات دست یافت که این منشور اخلاقی میتواند راهگشای بسیاری از مشکلات و بداخلاقیهای سیاسیون در انتخابات مختلف باشد.
رهبر فرزانه و دوراندیش در تمام انتخابات ضمن هشدار نسبت به پرهیز از بداخلاقیهای انتخاباتی در عین حال رقابتهای سالم انتخاباتی را برای مردم دارای فایده و نفع نیز دانسته و فرمودهاند:
از همه مردم از همه قشرها در این مسئولیت بزرگ شرکت کنند و در این میدان رقابت که یک عرصه رقابت مثبت است ـ رقابت انتخاباتی، جزء رقابتهای مثبت و دارای فایده و نفع است برای مردم؛ میدان رقابت انتخاباتی است. .. از بداخلاقیهای انتخاباتی باید به شدت پرهیز کنند، بدگویی کردن، اهانت کردن، تهمت زدن برای عزیز کردن خود و یا نامزد مورد نظر خود، دیگران را و رقبا را در چشم مردم خوار کردن، اینها راهها و روشهای صحیح و اسلامی نیست. رقابت باید باشد، رقابت مثبت و پرشور، اما با رعایت موازین
اخلاقی.(1)
باید توجه داشت که صرفاً بازگویی موازین اخلاقی در انتخابات توسط نامزدان انتخاباتی و هواداران آنها نمیتواند کوچکترین اثر و فایدهای در راستای سالمسازی این فضا داشته باشد. بلکه التزام عملی به اخلاق انتخاباتی و پرهیز جدی از هرگونه تخریب و اهانت به رقباست که میتواند حرکت صحیح در جاده اخلاق انتخاباتی تلقی شود و در واقع وجه عمده تمایز رقابت در جامعه اسلامی و جوامع غربی، ملتزم بودن عملی به موازین اخلاقی و دینی است. در همین راستا مقام معظم رهبری با توجه بر این اصل تأکید دارند:
در دموکراسیهای غربی، صلاحیتهای خاصی مورد نظر است که عمدتاً در این صلاحیتها، وابستگیهای حزبی رعایت میشود و هم کسانی که نامزد میشوند، هم آنهایی که نامزد میکنند و هم آنهایی که به نامزدها رأی میدهند، در واقع به این حزب یا آن حزب رأی میدهند. .. در نظام جمهوری اسلامی غیر از دانایی و کفایت سیاسی، کفایت اخلاقی و اعتقادی هم لازم است. افرادی نگویند که اخلاق و عقیده مسئله مشخصی انسانهاست. بله، اخلاق و عقیده مسئله شخصی انسانهاست اما نه برای مسئول. من اگر در جایگاه مسئولیت قرار گرفتم و اخلاق زشتی داشتم، فهم بدی از مسائل جامعه داشتم و معتقد بودم که باید جیب خودم را پر کنم، نمیتوانم به مردم بگویم این عقیده و اخلاق شخصی من است
1) بیانات مقام معظم رهبری در دیدار مردم شهرستان ابرکوه، استان یزد، 15/10/1386.
و اخلاق و عقیده ربطی به کسی ندارد! برای یک مسئول عقیده و اخلاق مسئله شخصی نیست، مسئلهای اجتماعی و عمومی است؛ حاکم شدن بر سرنوشت مردم است. آن کسی که به مجلس میرود یا به هر مسئولیت دیگری در نظام جمهوری اسلامی میرسد اگر فاسد، بیگانهپرست و در خدمت منافع طبقات برخوردار جامعه بود، دیگر نمیتواند نقشی را که ملت و طبقات محروم میخواهند، ایفا کند.(1)
اما یکی از ابزارهای بسیار اثرگذار در عرصه انتخابات و حاکمیت و یا عدم حاکمیت اخلاق انتخاباتی، رسانهها هستند که نوع مواجهه آنها با مقوله انتخابات میتواند تعیینکننده بخش عمدهای از معادلات در این عرصه و برگزاری یک انتخابات سالم رقابتی باشد. بزرگنمایی برخی اختلافات و سلایق در عرصه انتخابات و ورود به قلمفرسایی برای تخریب نامزدهای رقیب از سوی رسانهها، کشندهترین سم برای فضای سالم انتخاباتی است کما اینکه رهبری نیز در مقاطع مختلف بر این نکته کلیدی تأکید داشتهاند:
نکتهای که در باب انتخابات عرض میکنم، این است که فضای انتخابات باید سالم باشد. نباید عدهای با قلم و بیان و مطبوعات و عدهای هم با ابزار مخالفت با فلانی یا طرفداری از این نامزد یا آن نامزد، فضا را آلوده کنند، کسانی که به اسلام احترام میگذارند، کسانی که قدر و ارزش جمهوری اسلامی را ارج مینهند، کسانی که از ما حرفشنوی دارند، در هر جای کشور
1) بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع بزرگ مردم قزوین، 25/9/1382.
هستند. از همین اول کار مراقب باشند کارشکنی نسبت به دیگران، لجنپراکنی علیه این نامزد یا آن نامزد، بدگویی کردن و افشاگریهای بیپایه و اساس نسبت به اشخاص، همه اینها کارهای ممنوع و ضد ارزش و خلاف مشی جمهوری اسلامی و خلاف حق است، از این کارها اجتناب کنید.(1)
البته ناشایستههای اخلاقی ممکن است بسیار فراتر از موارد ذیل باشد اما چون این موارد کمی برجستهتر مینماید به ذکر آنها بسنده کردهایم:
الف) مقامطلبی به جای مسئولیتپذیری
بزرگترین و مهمترین اخلاق انتخاباتی در رویه اسلامی، بیان تواناییها و شایستگیها بر اساس صداقت و حقیقت و عرضه آن به مسئولان و مردم است. جامعهای که در مسیر قرآنی، طی طریق میکند، رقابتهای انتخاباتی معنا و مفهومی خاص مییابد و پذیرش مسئولیت و نقشهای اجتماعی نه به عنوان یک ارزش دنیوی بلکه بر اساس مسئولیت و تکلیف الهی مورد توجه قرار میگیرد.
متأسفانه در برخی موارد هدف انتخاباتی برای اشغال مسئولیت نیست، چنانکه خداوند فرمان داده تا مؤمنان برای پذیرش مسئولیتها و انجام کارهای خیر با هم رقابت کرده و بر یکدیگر در انجام کار خیر پیشی بگیرند و مسارعت نمایند. (بقره: 481؛ مائده: 48؛ یس: 66) بلکه برای
1) بیانات مقام معظم رهبری در جمع کثیری از مردم استان گیلان در استادیوم شهید عضدی رشت، 11/2/1380.
به دست آوردن مقام و قدرت است در حالی که نظام اسلامی اصولاً قدرتمحور و ریاستمحور نیست بلکه ولایتمحور و مسئولیتمحور است. به این معنا که هر کسی نسبت به دیگری از حق ولایت برخوردار است و مسئولیت و سرپرستی برادرانه و محبتآمیز نسبت به دیگری را بر عهده دارد و میبایست پاسخگوی دیگری و خداوند باشد. (توبه: 71)
ب) هتک حرمت و ترور شخصیت
شایسته است نامزد انتخاباتی به معرفی خود و برنامههای پیشرو اشاره کند و از عیبجویی و عیب زدن به دیگران خودداری کند، حریم دیگران را حفظ کند. حتی اگر قبح و گناهی از کسی سراغ دارد به رخ نکشد تا چه رسد به اینکه با افترا و اتهامزنی در پی حذف رقیب انتخاباتی خود باشد.
از نظر قرآن، آبروی مؤمن و مسلمان بلکه انسان حرمت دارد و میبایست در تکریم انسان به ویژه مؤمن و مسلمان کوشید، پس اگر گناه و خطایی از وی میداند، نباید افشاگری کند و هتک حرمت نماید، چرا که این کار گناهی است بس بزرگ و خداوند هتک حرمت دیگران را ناپسند و حرام میداند. (توبه: 79؛ احزاب: 58؛ حجرات: 12 و 11) البته خداوند در قرآن به هتاکان و آبروریزان و کسانی که هتک حرمت میکنند و آبروی اشخاص را میریزند، عذابهای سختی در دنیا و آخرت وعده میدهد. (نور: 22 و 19)
هر کسی باید به گونهای عمل کند که آبروی دیگری نریزد و شخصیت اجتماعی او حفظ شود. (نساء: 12؛ نور: 6؛ 11 و 15)
بنابراین، ترور شخصیت افراد امری ناپسند، حرام و گناهی بزرگ
است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز میفرماید:
هر کس کار زشتی را از مؤمنی بشنود پس آن را انتشار دهد، گناه او مانند کسی خواهد بود که آن را انجام داده است و کسی که کار نیکی را بشنود و آن را افشا کند، پاداش وی مانند کسی است که آن را عمل نموده است.(1)
کسی که در انتخابات احساس شایستگی میکند اولاً باید در فکر مسئولیت و تکلیف شرعی و الهی خویش باشد؛ حال چه در مقام انتخابکننده یا انتخاب شونده باشد و معیارهای الهی را در نظر بگیرد؛ اما اگر در پی مقام و منصب است بکوشد تا گناه دیگری مانند هتک حرمت، آبروریزی و اتهام و افترا و ترور شخصیت را به آن نیفزاید.
امام راحل رحمه الله درباره رعایت اخلاقی اسلامی در انتخابات فرمودند:
از آقایان کاندیداها و دوستان آنان انتظار دارم که اخلاق اسلامی ـ انسانی را در تبلیغ برای خود، کاندیداهای خویش مراعات و از هرگونه انتقاد از طرف مقابل که موجب اختلاف و هتک حرمت باشد، خودداری نمایند که برای پیشبرد مقصود، ولو اسلامی باشد، ارتکاب خلاف اخلاق و فرهنگ، مطرود و از انگیزههای غیر اسلامی است.(2)
حضرت امام رحمه الله هتک مؤمن را از بزرگترین گناهان و موجب سلب عدالت میدانستند و میفرمودند:
لازم است مطلبی را که گاهی شنیده میشود که برای تبلیغات انتخاباتی بعضی از کاندیداها، خدای نخواسته بعضی دیگر را
تضعیف یا توهین میکنند. در رابطه با آن تذکر دهم که امروز این نحو مخالفتها خصوصاً از چنین کاندیداهایی، برای اسلام و جمهوری اسلامی فاجعهآمیز است. اگر فرضاً کسی در دیگری مناقشه دارد، ابراز آن و اظهار در بین مردم هیچ مجوزی ندارد و حیثیت و آبروی مؤمن در اسلام از بالاترین و والاترین مقام برخوردار است و هتک مؤمن، چه رسد به مؤمن عالم، از بزرگترین گناهان است و موجب سلب عدالت است. امید است انشاءالله چنین مطلبی نباشد و اگر غفلتاً اتفاق افتاده است، تکرار نشود.(1)
قبل از هرچیز شایسته است کاندیداهای کارگزاری توصیههای اخلاقی اما م علی علیه السلام را فراراه خویش قرار دهند و خودرابا اخلاق علوی زینت بخشند. مهمترین بایستههای اخلاقی ازمنظر مولای متخلقین عبارتند از:
الف) تهذیب نفس و خدمت رسانی
نیت و باطن پاک کارگزاران، سبب نزول رحمت و برکت الهی است، ولی با وجود نفس سرکش و امرکننده به بدیها دروجود انسان، احتمال لغزش کارگزار و در حوزه مسئولیتیاش بسیار بالاست. نفس سرکش، انسان را به بدی فرامیخواند و پیروی از تمایلات نفسانی، موجب فروافتادن کارگزار در مسیر خودخواهی، شهوتها و راحتطلبیها
1) صحیفه نور، ج17، ص103.
میشود. با توجه به همین مسئله است که علی علیه السلام در نامهای به مالک اشتر مینویسند:
«اَمِلکْ هَواکِ؛ مالک نفس خویش باش و آن را به دست هوا مسپار».(1)
همچنین به ایشان توصیه میکند:
نفس خویش را با ترک خواهشها درهم شکند و به هنگام سرکشی، عنانش را بگیرد، زیرا که نفس، پیوسته به ناشایستگیها فرمان میدهد، جز آنکس را که خدابه او رحم کند.(2)
اداره جامعه دینی، نیازمند انسانی وارسته است که دیدگاهی الهی و معنوی داشته باشد. کارگزاری که به اندیشههای والای الهی و ارزشهای متعالی اخلاقی دست یافته باشد و از فراسوی نگرشهای مادی، به انسان، جهان و اعمال و رفتار آنها بنگرد، در زندگی اجتماعی به شیوه مادیگرایانه که چیزی جز جاذبههای کاذب نظر ندارد، عمل نخواهد کرد. چنین کارگزاری همواره عنصری سودمند و کارآمد برای خدمت به جامعه انسانی خواهد بود.
علی علیه السلام درباره خدمت رسانی کارگزار به جامعه، در سفارشی اکید به یار مورد اعتماد خود مالک اشتر، به هنگام واگذاری حکم ولایت مصر فرمود:
خدا را خدا را، در طبقه فرودست جامعه که چارهای ندارند، مساکین و محتاجان و اهل فقر شدید و طالبان عطایا که خانه نشین شدهاند. زیرا که برخی از آنان سائل به برآوردن حاجاتشان هستند و برخی زبان حال آنها تقاضای حاجت
است. پس طغیان نعمت، تو را از خدمت به آنان باز ندارد؛ چرا که عذری از تو پذیرفته نیست که حق فقیران را ضایع گردانی. از این رو، تلاش و کوشش خود را از خدمت به آنان باز ندار و با کبر و منیت از آنان روی نگردان.(1)
ب) امانتداری و ساده زیستی کارگزاران
بلندی طبع، عالی بودن همت و رویآوری به سادهزیستی در زندگی شخصی، از صفات بایسته کارگزار است. مناعتطبع، کارگزار را وامیدارد که با قدرت روحی بیشتری به کار خود ادامه دهد و به ایفای مسئولیتها اقدام کند. علی علیه السلام به عنوان عالیترین کارگزار جامعه اسلامی، وضعیت روحی خود را بدینسان توصیف میکند:
بدان که پیشوای شما از پوشیدنی دنیا به دو پیراهن فرسوده و از خوردنیاش به دو قرص نان جو بسنده کرده است. به خدا از دنیای شما زر و سیمی نیندوختم و از غنیمتهای آن مالی انباشته نکردم و جز پیراهن و ردایی، جامهای آماده نساختم و یک وجب از زمین را به چنگ نیاوردم و جز به مقدار خوراک موجودی شکسته پشت که از بسیاری درد، از خوردن وامانده، از آن برنگرفتم و دنیا در نظرم از دانه حنضل تلخ، بیمایهتر و بیارزشتر است.(2)
کارگزار جامعه دینی، هرگز معطوف به ارزشهای مادی گرایانه نظامهای بشری نیست، بلکه ابزاری است برای دستیابی به ارزشهای
توحیدی. بنابراین، کارگزار حکومت دینی به کار خود از زاویه نفسپرستی و منفعتطلبیهای شخصی نمینگرد. در کتابهای روایی مختلف، عمل کارگزاری امانت الهی دانسته شده است، نه طعمهای برای نیل به اهداف مادی.
علی علیه السلام در نامهای به اشعث بن قیس، عامل آذربایجان چنین مینویسد:
کارگزاری تو طعمهای نیست، [بلکه] امانتی است در گردنت و تو در منظر نگاه کسی هستی که فوق توست. در شأن تو نیست که در میان رعیت به استبداد عمل کنی و کاری بدون محکمکاری انجام دهی.
در دست توست مالی از مال خدای بزرگ و تو از کلیدداران آن هستی و نگهبان آن مالی؛ تا زمانی که به من تسلیمش کنی و شاید که من از نگهبانان بد تو نباشم.(1)والسلام.
همچنین امانتداری کارگزار، درسوره یوسف به زیبایی توصیف شده است. آنگاه که یوسف، پیامبر الهی از زندان به واسطه تقوا و بیگناهیاش آزاد شد، عزیز مصر به عظمت او پی برد و او را فردی امین معرفی کرد و گفت:
یوسف را به نزدم آورید تا اورا از خاصان خویش قرار دهم. چون به مکالمه با او پرداخت، چنین گفت: که تو امروز در نزد ما توانمند و امانتداری (یوسف:54) و یوسف در جواب گفت:
قَالَ اجْعَلْنِی عَلَی خَزَآئِنِ الأَرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ. (یوسف: 55)
1) صبحی صالح، شرح نهج البلاغه، نامه 5، ص 366.
مرا به خزائن زمین بگمار که من هم قدرت حفظ خزائن را دارم، هم بر حفظ و نگهبانی از خزائن آگاهی و دانایی دارم.
در این آیات بر استحکام کارگزار، امین بودن، حفیظ بودن و دانایی او که لازمه کارایی در حوزه کارگزاری است، به خوبی اشاره شده است.
ج) پیوند ناگسستنی کارگزار با نماز و نیایش
اشتغال مداوم به کار، ممکن است روزمرگی بیاورد و کارگزار را از یاد خدا غافل کند. از این رو ضرورت برقراری ارتباط خاص با خداوند، از وجوه برجسته تکالیف یک کارگزار اسلامی است. علی علیه السلام درزمینه برقراری این ارتباط معنوی در نامهای به مالک اشتر چنین میفرماید:
وَاجْعَلْ نَفْسَکَ فیما بَیْنَکَ وَ بَیْنَ اللَّهِ اَفْضَلَ تِلْکَ الْمَواقِیتِ.(1)
برای ارتباط خودت با خدا، بهترین و مهمترین قسمت اوقات روزرا اختصاص بده.
متأسفانه برخی از مدیران و کارگزاران به بهانه تراکمکاری و درگیری بسیار، ازاین ارتباطات ویژه ملکوتی غفلت میورزند و به تصور مهمتر بودن کارهایشان، وقتی را به آن اختصاص نمیدهند. البته این کار اشتباه بسیار بزرگی است. زیرا اینگونه افراد به تدریج لطافت روحی خود را در جریان کار از دست میدهند و حلاوت معنوی کار نزدشان از بین میرود. در نتیجه، کار به امری خشک و بیروح تبدیل میشود. این رفتار، کسالت میآفریند و افسردگی میزاید.(2)
برای دستیابی به معنویت و ایجاد فضای معطر معنوی، شرکت در
نماز جماعت کمترین انتظار از کارگزار است. معمولاً در محیطهای کاری، نماز جماعت اقامه میشود. بیتوجهی به نماز اول وقت و جماعت، خطایی توجیهناپذیر است. علی علیه السلام در دستورالعملی به محمد بن ابیبکر، در اهمیت نماز در زمان معین آن میفرماید:
نماز را در وقتی که برای آن تعیین شده [است]، به جای آور نه وقت آن را به علت فراغ از کار پیش انداز و نه به سبب اشتغال به کار به تأخیر انداز و بدانکه همه کارهای تو بسته به نمازاست.(1)
استمداد از خداوند متعال و پیوند زدن معنویت با کار، در پیشرفت کارها بسیار اثرگذار است. بنابراین، روح عبادت و نیایش باید وارد حریم کارگزاری شود. امام علی علیه السلام در خطابی دیگر، به محمد بن ابیبکر اینگونه سفارش میکند:
و بسیار از خدا مدد بجوی که تو را در کارهای دشوارت کفایت میکند و در مشکلاتی که برای تو رخ میدهد، یاری میرساند.(2)
حال درمییابیم که کارگزار اسلامی باید خودرا در محضر خدا ببیند و کارها را به او بسپارد که «اُفَوِّضُ اَمْری اِلَی اللَّهِ اِنَّ اللَّهَ بَصیرٌ بِالْعِبادِ.» (غافر: 44) و بداند که مسئولیت کارگزاری اجتماع، به عنوان امانتی الهی به عهده او نهاده شده و خداوند ناظر بر اعمال اوست که: «اِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصادِ؛ البته خدا در کمین خطاکاران است.» و اگر خطایی کنند، با آنها برخورد قهرآمیز میکند.
د) توجه و خدمت به مردم در سیره کارگزاران
شایستهگرایی و شایستهسالاری در اصل کارگزاری دینی نهفته است و باید افراد دیندار و آراسته به اصول ارزشی، کارگزاری نظام اجتماعی، سیاسی را بر عهده بگیرند. کارگزار باید بر عقل و روح خویش نیزحاکم باشد، به گونهای که تمجید وچاپلوسی دیگران او را از مسیر حق بازندارد.
در آموزههای دینی ما، حیا و احترام حدودی دارند که باید رعایت شود. حضرت علی علیه السلام در این باره میفرماید:
ثناگویی بیش از استحقاق، چاپلوسی است و کوتاهی از حد استحقاق، سستی و کاهلی کردن و یا حسد است.(1)
هر کارگزاری در سیستم اجتماعی و در نظام سیاسی اسلام، مسئولیت ارائه خدمات را بر عهده دارد و مسئولیتی که بر عهدهاش نهاده شده، امانتی است که از تودههای اجتماعی دریافت داشته است. وی در برابر تمام آحاد جامعه مسئول است و باید در قبال اعتماد مراجعان و همه مردم، کارهای محدوده حکومتی خویش را به درستی به سامان برساند و بزرگی و فراوانی کار او را بیتاب نسازد. در بیانی دیگر، امام علی علیه السلام ویژگی کارگزار را چنین برمیشمارد:
(کارگزار) کسی است که نه بزرگی کار، او را از پا درآورد و نه فراوانی آن او را دچار پریشانی و سردرگمی سازد».(2)
منش و رفتار مثبت کارگزاران با مردم بسیار اثرگذار است، چنانکه امام علی علیه السلام در نامهای به مالک اشتر، با تأکید بر این امر میفرماید:
قلبت را برای رحمت و مهربانی بر رعیت آماده کن و به آنها محبت و لطف داشته باش و بر آنها حیوانی درنده مباش که خوردن شکار را غنیمت میشمرد وبا آنان فروتن باش و به نرمی رفتار کن که آنها دو صنف هستند؛ یا نظیر تو هستند [در آفرینش] و یا برادر تو، [هستند در دین] خدا را انصاف ده و با مردم به انصاف رفتار نما.(1)
کارگزار حقیقی اسلامی، عاشق خدمت به مردم است و از هر فرصتی که برای نیکی کردن و خدمتگزاری به مردم برایش فراهم میشود، استفاده میکند و این خدمت را برای خود نوعی عبادت میداند. توصیه امام علی علیه السلام همواره در گوش او طنینانداز است که فرمود:
و بدان که هیچ چیز به اندازه نیکی کردن به مردم و سبک کردن بار مشکلاتشان و وانداشتن آنها به کارهای تحمیلی بی سابقه خاطر مدیر را از جانب مردم آسوده نمیسازد. پس در آنچه گفتم باید تلاش کنی [، زیرا] که این کار از جانب مردم است که به تو اطمینان خاطر میبخشد و این خود، رنجی سنگین را از دل تو برمیدارد و هر آینه ازکسی میتوانی انتظار خیر داشته باشی که در حق او خوبی کرده باشی و سزاوارترین فردی که باید از او نگران باشی، کسی است که در [حق] او بدی روا داشتهای.(2)
نکته مهم، اجرای مساوات و رفتار عادلانه با همه مراجعهکنندگان است. هرگز نباید کار یک فرد سریع انجام شود و کار فرد دیگر به تأخیر
افتد. علی علیه السلام درنامهای به کارگزاران خود به این مهم توجه کرده و فرموده است:
در نگاه کردن به مردم، چه مستقیم و چه به گوشه چشم و در اشارت کردن و درود گفتن به آنان، یکسان عمل کن تا بزرگان به طمع سوء استفاده از تو نیفتند و ضعیفان از عدالتت مأیوس نشوند.(1)
ه) پرهیزاز تبعیض گرایی
از دیگر صفات و ویژگیهای پسندیده کارگزار، خوشرویی، کنترل و هدایت مطلوب امور، گوش کردن به سخنان مراجعان، دلسوزی کردن، برابر مقررات عمل کردن، منصف بودن و کسی را بردیگری ترجیح ندادن، انتقادپذیر بودن، به مشاوره دیگران بها دادن، بخشش و غیر آن است. در این میان تبعیض نداشتن و برخورد عادلانه جایگاهی ویژه دارد. در کارگزاری مدیریت اسلامی، عدم تبعیض نه تنها در واگذاری خدمات مطرح است، بلکه مدیران حتی در نگاهها و خطابها و استقبال هم نباید تفاوتی میان افراد بگذارند تا هم ثروتمندان طمع سوء استفاده بیش از حق خود را در سر نپرورانند و هم افراد ضعیف و تهیدست امیدشان را از دست ندهند. کارگزار باید وقت خود را یکسان در اختیار دیگران قرار دهد و از مردم چهره نپوشاند و در دسترس همگان باشد.(2)1
کارگزار برای توفیق بیشتر در وظیفه خود، نباید انجام کارهای مختلف و خارج از تخصص خودرا بپذیرد، زیرا این مسئله حقوق
اجتماعی را پایمال میسازد و مردم را از دریافت خدمات مثبت محروم میکند.
زیر فصل ها
الف) عفت کلام و رعایت ادب
ب) اجتناب از اتهامزنی
ج) واقعبینی
د) هماهنگی گفتار و رفتار
الف) عفت کلام و رعایت ادب
نامزدها، شایسته است که در کلام رعایت ادب را داشته باشند. ادب به معنای رعایت بسیاری از ریزهکارها و ظرافتهای رفتاری است. از جمله موارد ادب انتخاباتی، برخورد مناسب با مخالفان است. آنان باید بین رقابت و مخالفت تمییز بگذارند، چرا که رقابت امری غیر مخالفتزاست. نامزدها به عنوان برادران دینی در عرصه رقابت باید در کار خیر از همدیگر سبقت بگیرند.
ب) اجتناب از اتهامزنی
نامزدها باید بکوشند تا به تبلیغ توانمندیهای خویش و ظرفیتهای جامعه توجه داشته باشند و از اتهامزنی و ناتوانخوانی دیگران خودداری کنند. اگر میتوانند برنامههای همدیگر را به جای تخریب شخصیت مورد نقد و بررسی قرار دهند. شخص پیش از آنکه مسئلهای را مطرح سازد میبایست خود را در دادگاه وجدان بگذارد که طرح این مسئله تا چه حد مرضی الهی است و آیا میتواند پاسخگوی آن در دادگاه عدل الهی باشد یا خیر؟ آیا اسلام و احکام شریعت به او اجازه ورود به حریم شخصی افراد و افشاگری به منظور شخصیتشکنی را میدهد یا خیر؟
ج) واقعبینی
برخی از نامزدها، طرحها و برنامههایی غیر واقعی ارائه میکنند و در هر زمانی شرایط اجتماعی مطالباتی را اقتضاء کند، همان را برجسته میسازند. در حالی که در ظرفیت و توان آنان چنین اقدامی وجود ندارد و صرف گزافهگویی است.
باید حقایق را که یک آرمان است با توجه به واقعیات ترسیم کرد و طرحها را بر اساس این دو مؤلفه ارائه داد. شناخت واقعیتهای اجتماعی برای تبیین مواضع، امری ضروری است وگرنه ممکن است برنامهها به وعدههای توخالی و بینتیجه بینجامد. نباید با تبیین نادرست واقعیتها، مطالبات مردمی را افزایش داد؛ چراکه در آینده، اولین شخصی که آسیب میبیند و متهم به دروغ و ناکارآمدی میشود، طراح برنامههای رؤیایی و غیر واقعی است.
د) هماهنگی گفتار و رفتار
اساساً برای شناخت افراد باید به اعمال و رفتار آنها توجه داشت؛ زیرا در کوزه همان تراود که در اوست. برخی افراد توانستهاند سخن گفتن را به شیوههای مختلف آموزشی، پرورشی و روانشناسی اصلاح کنند اما به هنگام عمل و رفتار، این دو هماهنگ نیستند؛ در نتیجه اطرافیان را دچار دوگانگی و بیاعتمادی میکنند. بنابراین نامزدها باید مطابق ملکات رفتاری خود سخن بگویند و از شعارهای توخالی پرهیز کنند، زیرا بهترین نشانه و شناسه آدمی در منظر دیگران عملکرد و رفتار اوست. مردم دوست دارند که افراد به جای زبان و سخن با اعمال و رفتار خود دیگران را به خیر و احسان و کار و تلاش دعوت کنند. حتی سعی
میکنند در وضعیت بحرانی، مدیریت اشخاص بر خود را محک بزنند تا صدق گفتار آنان حاصل شود زیرا میدانند انسان در شرایط عادی بازیگری تواناست و میتواند نقشآفرینی کند و خود حقیقی خویش را پنهان بدارد اما در شرایط سخت، جوهر وجود خویش را آشکار میسازد. بنابراین شایسته است کاندیداها با عنایت به کریمه، «بَلِ الْإِنسَانُ عَلَی نَفْسِهِ بَصِیرَةٌ وَلَوْ أَلْقَی مَعَاذِیرَهُ» (قیامت: 14 و 15) چون خود را میشناسد و از ظرفیتها و باور و ایمان خویش آگاه هست به همان اندازه انتظار ایجاد کند و در خصوص مسائل دینی، اخلاقی، سیاسی، اجتماعی، تخصصی و مانند آن با دیگران رو راست باشد.
هر چه به انتخابات ریاست جمهوری نزدیک میشویم تأکید ناصحان و بزرگان عرصه سیاست به پایبندی به اخلاق و ارزشهای دینی از سوی کاندیداها و فعالان این عرصه بیشتر میشود. رهبر معظم انقلاب همواره یادآور شدند که باید در عرصه انتخابات با بصیرت کامل عمل نموده و از موارد زیر غفلت نشود.
«مسائل کوچک را نباید بزرگ کرد، نباید القاء بحران نمود». (14/11/1390)
اختلاف سیاسی مانعی ندارد؛ اختلاف نظر مانعی ندارد؛ مبارزات انتخاباتی به شکل سالم، مانعی ندارد، اما خراب کردن یکدیگر، خراب کردن چهره کشور، خراب کردن ذهن مردم و
چهره مسئولان، اشکال دارد. (16/11/1371)
در نظام اسلامی، اگرچه رسم و سنت انتقاد و نصیحت مشفقانه به مسئولان، یکی از مواهب الهی و مفاخر اسلامی و مایه رشد و ارتقای پیشرفت امور و مصداق بارز فریضه امر به معروف است و باید در جامعه بماند و توسعه و کیفیت بیابد، ولی مخلوط کردن این کار مستحسن و لازم با اشاعه روحیه بدبینی و سوءظن به کارگزارن اصلی کشور و بدگویی از آنان ـ که به تضعیف روحیه یا تضعیف جایگاه آنان بینجامد ـ خطایی بزرگ و خیانتآمیز خواهد بود. (14/3/1371)
معظم له در همین روز تصریح میکنند:
اگر کسانی با گفتن و نوشتن یا رفتار متعمدانه خود بذر شک و تردید نسبت به مسئولان بلندپایه کشور را در دلها بیفشانند و فضا و افق را تیره و یأسآور جلوه دهند، با هیچ توجیه و بیانی نمیتوان آنها را خدمتگزار و خیرخواه به حساب آورد.
این کار در کشور ما که از نظامی اسلامی و انقلابی و مسئولانی کاملاً مردمی و ملتی با اخلاص و فداکار و صمیمیتی بینظیر میان مردم و مسئولان و استعداد و ظرفیتی درخشان برای کار و پیشرفت و حیثیتی برجسته در جهان و میان ملتهای عالم برخوردار است، بیشک ضربه به آینده کشور و خیانت به آرمانهای انقلاب محسوب میشود و گناهی
نابخشودنی است.
مبادا کسانی عکس این عمل کنند، مبادا در روزنامه یا رسانهای ـ به هر نحوش ـ یا در تبلیغاتی، طوری حرف زده بشود که مردم را نسبت به انتخابات دودل بکنند. البته این مردم دودل نمیشوند. این مردم نشان دادهاند که در مقابل توطئههای دشمن، هوشیارانه عمل میکنند، مخالفان انقلاب اسلامی هم این را میدانند اما بالاخره تبلیغات و تلاشهای خودشان را میکنند. مبادا کسانی در داخل محدوده نظام اسلامی پیدا بشوند که به این خواسته دشمن کمک کنند. (19/10/1370)
چسبیدن به دنیا و دویدن دنبال دنیا برای یک مسئول جمهوری اسلامی، نقص است، یک نقطه منفی است، عکس این باید باشد، حکومت کردن و سمت و منصب در جمهوری اسلامی، نباید به شکل یک غنیمت نگاه شود. (11/10/1371)
دو نکته همراهی با مردم و حرکت در جهتِ خواست و اراده الهی را فراموش نکنید. مسئله خواست خدا هم امر غیر قابل فهم و مبهمی نیست، در هر کاری آنچه را که فکر میکنید تکلیف الهی است، عمل کنید، اگر تکلیف الهی با خواستههای شخصی معارض شد، خواسته شخصی را کنار بگذارید، این همان تقوای حقیقی و کاری است که برای مسئولان لازم است. (8/6/1374)
رهبر معظم انقلاب در توصیه به کسانی که میخواهند وارد عرصه انتخابات شوند، فرمودند:
ما اگر از خدا بخواهیم وارد بشویم، تکتک ما احساس مسئولیت کنیم، قصدمان این باشد که نظام اسلامی و اسلام و ملت ایران را سربلند کنیم، خوشبخت کنیم، سعادت برای دنیا و آخرتمان فراهم کنیم، راه الهی بسته نیست ما اگر چنانچه قدم برداریم، خدای متعال راه را باز میکند؛ عمده این است که ما همت کنیم، تصمیم بگیریم، بنا بگذاریم. ..
وقتی که مبنای یک تفکر و یک اندیشه منظم و مدون نباشد، هدفها هم به همان نسبت تابع حوادث و پیشرفتهای عالم و امیال مردم و گروهها خواهد بود. (12/9/1379)
سعی کنید این حرکت زیبا و این حرکت عظیم مردمی را ـ که حقیقتاً یک آزمایش بزرگ مردمی و ملی اسلامی است ـ با همان نزاهت و طهارت و پاکیزگیای که مطلوب اسلام است، پیش ببرید. البته متن و عموم مردم عزیز ما همینطورند ـ سعی کنید کدورت ایجاد نشود.
ملت ما اهل اخلاق، معنویت و عاطفه است، نگذارید فضای انتخابات، فضای کدورت شود، هر کدام از نامزدها و طرفدارانشان برای خودشان تبلیغ کنند اما دوستان و هممیهنان و برادرانشان را که احیاناً از نامزد دیگری حمایت میکنند، زخم خورده و رنجدیده و از خودشان مکدّر نکنند. به این
نکته توجه کنید این خیلی مهم است. (31/2/1376)
حضرت امام رحمه الله میفرماید:
من از همه قشرها، از همه ملتها میخواهم که آداب اسلامی خودشان را نسبت به همه امور، خصوصاً در انتخابات حفظ کنند و مبادا خیال کنند که مبارزات انتخاباتی عبارت از این است که به دیگران بد بگویند و کارشکنی بکنند. البته دعوت به انتخاب اشخاص مانع ندارد.(1)
آنچه در انتخابات لازم است، رقابت سالم است، رقابت بدون تهمتزنی و بدگویی به یکدیگر است، فضای انتخابات باید سالم باشد. (14/11/1390)
هر دولتی در ایران اسلامی که به مردم خود تکیه نداشته باشد، مشروع نیست، آن مسئولی که خواست دشمن را بر خواست ملت ترجیح بدهد، در مقابل دشمن ضعف نشان بدهد و حاضر باشد، ضعف خود را بر ملت تحمیل کند، از مردم نیست، مردم چنین مسئول و دولتمداری را قبول ندارند. (10/11/1383)
با همه کسانی که با شما کاری ندارند و اهل صلح و سلامت و اخوّت و برادری هستند سازش کنید اما با کسی که با فلسفه وجودی و اساس و ایمان شما و با اصل حکومت اسلامی و
1) صحیفه نور، ج11، ص268.
ولایت الهی مخالف است سازش نکنید، حواستان جمع باشد. (29/6/1374)
به نظر من وظیفهای است که در درجه اول قرار دارد ـ هم برای مسئولان هم برای مردم ـ به اعتقاد من، هوشیاری و هوشمندی و احساس روزافزون مسئولیت است. (2/1/1383)
کسانی که مسئولند و کسانی که تصمیم و اقدام و حرکت و رفتار آنان، فقط رفتار یک شخص نیست، بلکه رفتار یک مجموعه است، رفتار یک جامعه است و گاهی در چشم دیگران، رفتار یک کشور است باید خیلی مراقبت کنند؛ آنان بیش از دیگران مخاطب به خطاب الهیاند. (1/1/1376)
معمولاً کاندیداها برای معرفی خود اقدام به سخنرانی، مصاحبه و حتی سفرهای انتخاباتی میکنند. چنین اقداماتی میتواند شرایط ارتباط با مردم را فراهم آورد و برتریها و برنامههای نامزدها را در معرض قضاوت مردم قرار دهد. با وجود این گاهی دیده شده که برخی از کاندیداها رسانهها یا طرفداران نامزدها دانسته یا نداسته برای تقویت و تأیید خود یا شخص مورد نظرشان مسائلی را مطرح میکنند که به نحوی آرامش فضای انتخاباتی را بر هم زده و شخصیتهای متفاوتی از رقبا را ارائه میدهد. این بداخلاقیها در شرایطی روی میدهد که طرح بسیاری از این مسائل بدون سند و مدرک صورت
میگیرد و اتهاماتی به برخی نامزدها نسبت داده میشود که وجود خارجی ندارد.
اهمیت فضای انتخابات تا اندازهای است که حتی برخی مراجع تقلید تخریب نامزدها را حرام دانستهاند. رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز بارها تأکید بر پرهیز از این امر نموده و فرمودهاند که نامزدها تنها برنامههای مورد نظر خود را برای مردم تعیین کنند و از تخریب دیگران بپرهیزند.
البته آرامش فضای انتخابات موجب حضور حداکثری مردم در انتخابات است و شرایط تعیین نامزد اصلح را فراهم میسازد و هر حرکتی که مخلّ این آرامش باشد، ناصواب به شمار میرود. توجه به این نکته ضروری است که مصالح سیاسی و امنیتی کشور باید از اصلیترین مسائلی باشد که مد نظر نامزدهای انتخاباتی قرار گیرد؛ تجربه تلخ انتخابات 88 نشان داد که اگر گروهها و تشکلهای سیاسی به این نکته توجه نکنند، دشمن از این شرایط به نفع خود بهره میگیرد.
تمام فعالان و کارشناسان سیاسی و اجتماعی نقد منصفانه از برنامههای نامزدها را میپذیرند و بر این باورند که اگر عملکرد یک چهره را مورد بررسی قرار دهیم و آثار آن اقدام را تبیین کنیم تا نتایج آن مشخص شود به بیراهه نرفتهایم. بنابراین نامزدها به جای تخریب یکدیگر مزایای برنامههای خود را برای مردم بازگو کنند. وقتی که ما با استناد به مدارک و مستندات صحیح و مستدل به نقد یک فکر، الگوی حاکم بر ذهنیت یک فرد و استراتژی و برنامههای فرد مورد نظر میپردازیم، شخصیت مورد نظر را نقد کردهایم، اما زمانی که به تخریب شخصیت یا صاحب فکر میپردازیم و بدون توجه به الگوی حاکم بر ذهن، سابقه ولایههای آشکار و پنهان او را مورد انتقاد قرار میدهیم، این
امر تخریب است. بنابراین بیش از اینکه به گوینده ایده توجه داشته باشیم باید به خود فکر و برنامه بپردازیم.
خوب است نامزدها به معرفی استراتژی و برنامههای خود بپردازند و ضمن آسیبشناسی خود، نقاط قوت و ضعف وضع موجود، نقش مردم و راهکارهایی را که برای حل و برونرفت از مشکلات در کشور وجود دارد، ارائه کنند. افراد به هیچ وجه نباید به جای بیان برنامهها و اهداف خود به دیگری بپردازند.
اگر نامزدها بیشتر به بیان نکات مثبت و برنامههای خود بپردازند و کمتر رقبا را در نظر داشته باشند تا حد زیادی از بداخلاقیهای انتخاباتی جلوگیری میشود.
تخریب زمانی صورت میگیرد که از اهرم دروغ، تهمت و مطالب غیر واقع علیه یک نامزد انتخاباتی بهرهبرداری شود. بهتر است افراد برنامهها و سیاستهای خود را معرفی و کمتر به تقابل با دیگران بپردازند. تنها کسانی در پی تخریب دیگرانند که سابقه و پیشینه کارآمدی ارائه نداده و عملاً با تخریب دیگران در پی اثبات خود هستند.
نقش مردم در این راستا تعیینکننده است و باید توجه خود را به افرادی معطوف سازند که برنامه مشخص و مدونی ارائه کردهاند و درصدد اثبات خود هستند، تجربه تاریخی به ما اثبات کرده که تخریب میتواند چه آ ثار زیانبخشی هم در انتخابات و هم در شرایط بعد از آن داشته باشد.
رسانهها به ویژه رسانه ملی نقش سنگینی در این زمینه دارند و لازم است که مردم را از این مطلب آگاه کنند. رسانهها باید روی این رویکرد برنامهریزی و برنامهسازی کنند. این امر موجب میشود تا مردم مراقب و
متوجه باشند کسی که بداخلاقی میکند، فردی نیست که تناسبی با مقام ریاست جمهوری در نظام اسلامی داشته باشد. چنانچه افراد در گذشته نسبت به امروز مواضعی مغایر داشتند، در چنین شرایطی رسانهها با پرهیز از مواجهه و تقابل رو در رو و مستقیم با فرد مورد نظر، کافی است که مواضع گذشته او را در معرض دید و ارزیابی قرار دهند و مخاطب را عاقل بپندارند. در این صورت مردم در مورد ناهمخوانیها قضاوت خواهند کرد. قانون مشخصکننده فاصله نقد و تخریب است و باید بر اساس آن عمل کرد. در نظام جمهوری اسلامی ایران که زیربنای آن توسعه فرهنگی و اخلاقی است، باید در عمل الزامات لازم برای اشخاص، هواداران و رسانهها فراهم آید. رسانهها چشم بینا و گوش شنوای مردم و جامعه هستند و نقش مهمی در آرام نگه داشتن فضای انتخابات دارند و میتوانند با ارائه شناخت بیشتر، مردم را در تصمیمگیری مساعدت نمایند. تخریب، تیره و تار کردن است اما نقد، تردید در مورد نامزدی است که ادعای توانایی اداره کشور را دارد؛ در این حال میتوان در قالب عملکرد و برنامههای وی پرسشهایی را مطرح کرد.
امروز در حالی که مسائل اقتصادی و معیشتی در رأس مسائل مورد توجه مردم قرار دارد، باید برنامههای اعلام شده از سوی نامزدها شفاف و کارگشا باشد و صرفاً به مطالب کلی و غیر کاربردی اشاره نشود. نبود و یا فقر اعلام برنامه مشخص و اجرایی برای اداره کشور باعث تخریب یکدیگر خواهد شد. چنانچه بیان آسیبهای جدی نظام اقتصادی مانند افزایش نرخ تورم، بیکاری، کاهش تولید ناخالص ملی، رشد سطح عمومی قیمتها، بیثباتی و افزایش نرخ ارز، مشکلات تولیدکنندگان،
افزایش قیمت زمین و مسکن، قانون هدفمندی، افزایش نرخ عمومی مالیاتها با وجود کاهش درآمدها و سرانجام وعدههای بیپشتوانه و بیسرانجام درباره حل مشکلات اقتصادی نمیتواند رهگشا باشد.
افکار عمومی از نامزدهای ریاست جمهوری انتظار دارند با اولویت قرار دادن سرفصلهای اقتصاد و مشکلات معیشتی مردم در رأس برنامههای خود و به دور از دادن وعدههای رنگارنگ و بعضاً غیر قابل اجرا، برای حل مشکلات یاد شده در کوتاه مدت و میان مدت و بلند مدت راهکار ارائه دهند. راه حلی که از نظر نخبگان اقتصاد، منطقی و اجرایی باشد و هم به معیشت مردم بیش از این فشار وارد نیاید. مردم در پی آنند که بدانند برنامههای نامزدها تا چه حد واقعگرایانه، علمی و تداعیکننده حل مشکلات اقتصادی آنان است.
گفتن مطالبی چون: تنها 30 درصد چالشهای کنونی اقتصاد کشور مربوط به تجربهها و 70 درصد آن مربوط به مدیریت و ساختار نادرست اقتصادی است و یا مردم باید اقتصاد را اداره و از نفت استفاده بهینه کنند یا وعده دادن به اینکه با همه تحریمها و سختیها، نابسامانیهای اقتصادی در کمتر از دو سال قابل ساماندهی است، بدون اینکه گفته شود چگونه یا از چه راهی باید این مهم عملیاتی شود و یا وعده دادن پنج میلیون شغل در یک سال و مانند آن نشاندهنده یک برنامه منسجم برای حل مشکلات اقتصادی نیست. جنس این اظهار نظرها نیز حاوی انتقاد بدون راه حل برای سیاستهای فعلی دولت و یا بیان بدیهیات اقتصاد به شمار میرود. باید همگان از نامزدها برنامه مشخص و اجرایی برای حل اقتصاد کشور مطالبه کنند و اگر این مطالبه محقق نشد، در انتخاب خود دقت کنند.
رهنمود حضرت امام رحمه الله مبنی بر هوشیارسازی امت دردوران پس از انتخابات، بسیار قابل تأمل است. ایشان میفرماید:
الان دستهایی از داخل و خارج هست که بین آقایانی که در انتخابات دخالت داشتند اختلاف بیندازند. شما گمان نکنید که خارجیها و اذناب آنها در این کشور کودتا میکنند، نمیکنند، چون نمیتوانند، کشوری که همهاش مهیاست برای شهادت، نمیتوانند که در آنها در اینجا وارد بشوند لکن از داخل ما را میپوسانند. یکی از مواردی که الان انگشت آنها در کار است و با جدیت دارند، توطئه میکنند، این است که دو دستگی بیندازند بین اشخاصی که در انتخابات بردند یا به اصطلاح باختند با این تعبیر زشت برد و باخت و شکست و پیروزی، با این تعبیرهای زشت میخواهند بین ملت ما اختلاف بیندازند. انتخاباتی که باید همه دست به دست هم بدهند و آن را به وجه صحیح به آخر برسانند و باید وحدت زیادتر بشود، از اول، من میترسم که خدای ناخواسته موجب اختلاف بشود و این از مکاید شیطان است به دست شیاطین. اگر برای خدا کسی کار بکند خودش را انتخاب کرده است که خدمت کند به اسلام و مسلمین اگر چنانچه پیروز بشود، پیروزی نباید بگوید، برای اینکه یک خدمتی است به عهدهاش آمده است و گرفتاری این خدمت بسیار شدید است و اگر چنانچه در این دوره او کنار رفته است، خیال نکند که کنار رفته است و این عیبی است، قضیه برد و باخت نیست. قضیه خدمت است در این پست یا در آن پست. باید ایران بداند که دستهایی الان در کار است که حتی بین خانهها اختلاف بیندازد؛ در یک خانه بین افراد اختلاف بیندازد. ما باید از تاریخ عبرت
ببریم و این تاریخ در زمان مشروطه این طور بود. در زمان مشروطه آنهایی که میخواستند ایران را نگذارند به یک سامانی برسد و چماق استبداد تا آخر باقی بماند، بین افراد، دستجات، احزاب اختلاف انداختند... .(1)
حضرت امام رحمه الله به کسانی که کاندیدا شدهاند ولی نتوانستند حد نصاب لازم را به دست آورند، در خصوص رعایت اخلاق پس از اعلام نتایج میفرماید:
مکلفند شرعاً به اینکه حفظ بکنند جمهوری اسلامی را و حفظ به این است که در صحنه باشند و حفظ به این است که اختلافات نداشته باشند و حفظ به این است که مبادا آن کسی که فرض کنید که برده است به اصطلاح برود به رخ او بکشد، آن کسی که نبرده است، خیال کند که یک چیزی از دستش رفته است. این حرفها نیست در کار. چیزی نیست اصلش. اسلام است، اسلام در دست همه شماست. شما میخواستید آنجا خدمت بکنید نشد، حالا در جای دیگر خدمت میکنید، میخواستید در مجلس خدمت کنید، نشد حالا در دولت خدمت میکنید، حالا در پستهای دیگر خدمت میکنید، حالا در مدرسه خدمت میکنید... .(2)
امام فرزانه و دوراندیشمان از ابتدا راهکار مواجهه با فتنه دشمنان مانند ادعای تقلب در انتخابات و فتنه 88 را فرادید ملت همیشه بیدارمان قرار داده بودند و امید است که ملت ما هیچگاه در مقابل توطئه دشمنان،
دچار تردید و خدای ناکرده اعمال ناسنجیده نشوند، و به توصیه حضرت امام رحمه الله توجه داشته باشند که فرمودند:
من این امر را که عرض میکنم، از همه ملت تقاضا میکنم که مبادا تحت تأثیر این عناصری که الان در کار هستند و میخواهند القای اختلاف بکنند، تحت تأثیر اینها واقع بشوید، همه برادر هم هستید و برادروار با هم باشید و اگر چنانچه در انتخابات اشتباهاتی شده یا فرضاً تقلبی شده است، خوب، مواردی هست که رسیدگی میشود و شورای نگهبان هم یا ابطال میکند یا فرض کنید بعضی صندوقها را یا اصل انتخابات را. یک مسئله عادی است که در همه جا هست و این امر مهمی نیست.(1)
1) صحیفه نور، ج18، ص271.
فصل چهارم: گزینش کارگزاران شایسته ورسالتهای آنان
در گام نخست ما باید در پی شناخت اصلح باشیم، این یک وظیفه است. ما درباره فکر یا عدم فکر، تحقیق یا عدم تحقیق، طرفداری یا عدم طرفداری، معرفی یا عدم معرفی و... نیز امتحان میشویم. کل تکالیف اعم از فردی و اجتماعی همه امتحان است و زمینهای است برای اینکه انسان را بر سر دوراهی و چندراهی قرار دهد تا انتخاب کند. متأسفانه برخی افراد تصور میکنند فقط حق رأی دارند و به تکلیف خود مبنی بر شناخت اصلح و رأی دادن به او اهمیت نمیدهند.
حضرت امام رحمه الله در رهنمودی روشنگرانه میفرماید:
و اما مسئله انتخابات آینده از اهم اموری است که مسئولیت آن با همه ماست و توجه دارید که دشمنان اسلام در نظر دارند کاری بکنند که انتخابات درست صورت نگیرد و از دست مسلمانها و متعهدین خارج شود، ولی شما باید تمام قدرتتان را صرف کنید که به خوبی انجام شود. انتخابات یک محکی هم برای خودتان است که ببینید، آیا میخواهید انتخاب اصلح بکنید یا برای خودتان یا برای اسلام؟ اگر برای خودتان باشد شیطانی است، اما اگر انتخاب اصلح برای مسلمانهاست، کی و
از کجاست، مطرح نیست، از هر گروهی باشد، حزب باشد یا غیر حزب، نه حزب اسباب این میشود که غیر آن فاسد و نه صد در صد حزبی بودن باعث صلاح آنهاست و انتخاب اصلح برای مسلمین یعنی انتخاب فردی که تعهد به اسلام و حیثیت آن داشته باشد و همه چیز را بفهمد و چون در مجلس، اسلام تنها کافی نیست، بلکه باید مسلمانی باشد که احتیاجات مملکت را بشناسد و سیاست را بفهمد و مطلع به مصالح و مفاسد کشور باشد و ممکن است به شما و گروه شما هم مربوط نباشد، که اگر اصلح را انتخاب کردید، کاری اسلامی میکنید و این محکی است برای خودتان که تشخیص بدهید، انتخاب برای اسلام است یا برای صلاح خودتان.(1)
حضرت امام همچنین در رهنمودی ارزنده و کلیدی میفرمایند:
به همه مسئولان کشورمان تذکر میدهم که در تقدم ملاکها، هیچ ارزش و ملاکی مهمتر از تقوا و جهاد در راه خدا نیست و در یک کلام، مصلحت پابرهنهها و گودنشینها و مستضعفین بر مصلحت قاعدین در منازل و مناسک و متمکنین و مرفهینگریزان از جبهه و جهاد و تقوا و نظام اسلامی مقدم باشد.(2)
سخن و رهنمود ارزشمند رهبر فرزانه انقلاب را دور از نظر نداریم که فرمودند:
همچنان که شرکت در انتخابات یک وظیفه است، گزینش
خوب و آگاهانه هم یک وظیفه است. البته ممکن است همه تلاشها به نتیجه نرسد، اما انتخابکنندگان تلاش نمایند برای اینکه گزینش درست بکنند این خیلی مهم است. البته هیچ کس در صحنه انتخابات وارد نمیشود مگر اینکه شورای نگهبان صلاحیت او را اعلام کند، بنابراین کسانی که وارد صحنه انتخابات میشوند، اشخاصی هستند که شورای نگهبان ـ که امین مردم در این قضیه است ـ پای اسم آنها را امضاء کرده و اعلام صلاحیت نموده است. بنابراین همه صلاحیت دارند، منتها امر ریاست جمهوری بالاتر از این حرفهاست، باید گشت و اصلح را پیدا کرد، باید گشت و امینترین را انتخاب کرد. (18/3/1380)
رهبر معظم انقلاب در باره انتخاب اصلح و گزینش بهترین فرد، افزون برآنچه در سرآغاز بیان شد، باز هم توصیههای مؤکددیگری دارند که از آن جمله میتوان به این سخن ایشان اشاره نمود:
مردم بایستی هوشمندانه و آگاهانه انتخاب کنند و در میان نامزدهای گوناگون کسی را که احساس میکنند به این معیارها نزدیک است برگزینند، این یک کار بزرگ است و کار شما مردم است. مردم باید با چشم باز در این صحه مهم حاضر شوند و انشاءالله خدای متعال کمک کند و دلهای مردم را هدایت کند تا فرد باکفایت، شجاع، بااخلاص، دارای روح مردمی، شاداب و بانشاط، مؤمن به هدفها و ارزشهای انقلاب، مؤمن به مردم، مؤمن به نیروی مردم و معتقد به حق مردم را انتخاب کنند، این مهمترین بخش مشارکت عمومی
مردم در امسال است. در همه چیز مشارکت عمومی مهم است و این از جمله کلیدیترین است. (1/1/1384)
یا فرمودند:
رئیس جمهور جایگاه بسیار والایی دارد، توانایی و اختیارت فراوانی از لحاظ قانونی متوجه رئیس جمهوری است. بودجه کشور در اختیار رئیس جمهور است، مدیران کشور در سطوح مختلف در اختیار رئیس جمهور هستند، آنچه مردم به آن علاقه دارند و عاشق آن هستند، این است که رئیس جمهوری سر کار بیاید که مهمترین انگیزه او کار برای این ملت باشد و در زمینههای اقتصادی، زیربنایی، فرهنگی، علمی، اخلاقی، سیاست خارجی و سایر زمینهها کار کند. .. این هم با ایمان امکانپذیر است. توجه کنند، مردم مایلند که از زبان نامزدها بشنوند که اینها میخواهند چه کار کنند، نامزدها مشخص کنند که میخواهند چه کار کنند، برنامهها و هدفها و راهبردهایشان را برای مردم مشخص کنند شور انتخابات این است. (19/10/1383)
برابر قانون، قبول یا ردّ کاندیداتوری داوطلبان ریاست جمهوری به عهده شورای محترم نگهبان گذاشته شده است، لکن افزون بر معیارهای شورای مزبور در قبول یا ردّ داوطلبان، انتخابکنندگان نیز در ارزیابی و انتخاب کاندیدای مورد نظر خود به داشتن ضوابطی جهت انتخاب اصلح نیاز دارند و به نظر ما برخی از این معیارها به شرح زیر میتواند منظور گردد. آنچه در سعادت جامعه نقش اساسی دارد، شایستگی و جامعالشرایط بودن مدیران و کارگزاران آن جامعه است. در سازمانها نیز
موفقیت سازمان در رسیدن به اهداف و مأموریتهای سازمانی منوط به مدیرانی کاردان و لایق میباشد. بنابراین انتخاب کارگزاران و مدیران اصلح سزاوار توجه و بررسی فراوان است و باید معیارهایی برای سنجش افراد و انتخاب ایشان در نظر گرفته شود. مسلماً معیارهای سنجش در هر جامعه باید متناسب با ارزشها و جهانبینی آن جامعه تعریف شود. جهانبینی مادی منحصر به جهان ماده میباشد ولی در جهانبینی اسلامی، هم این جهان و هم آخرت مورد توجه است. در جهانبینی اسلامی هدف صرفاً تولید بیشتر نیست بلکه هدف نهایی تعالی انسان و رسیدن او به جایگاه خلیفه خدا بر روی زمین میباشد. این تفاوت در جهانبینی از تمایزات مدیریت اسلامی با مدیریت غربی میباشد و هر یک از این دو دیدگاه معیارهای سنجش خاص خود را دارند.
در مدیریت اسلامی، بهترین مرجع برای یافتن معیارهای مناسب سنجش افراد، قطعاً سخن معصومان علیهم السلام میباشد. سخنان امیرالمؤمنین علیه السلام ، منبع ارزشمندی برای این منظور است؛ زیرا سخن آن حضرت به دلیل معصوم بودن ایشان خالی از خطا و لغزش است. همچنین حضرت علی علیه السلام تجارب گرانقدری در زمینه خلافت مسلمین و همچنین فرماندهی در جنگها داشتهاند و بر سرزمین گسترده اسلامی آن زمان حکومت کردهاند. اما آنچه از اهمیت بیشتری برخوردار است علم لدنی آن حضرت میباشد که از امتیازهای خاص امامان معصومان علیهم السلام میباشد. در این نوشتار سعی شده است معیارهای مدیران جامعه اسلامی از نظر حضرت علی علیه السلام که از کتاب شریف نهجالبلاغه استخراج شده است ارائه گردد. معیارهای به دست آمده، در سه دسته
معیارهای تخصصی، ارزشی و مکتبی دستهبندی شده است. گرچه این تلاش ناچیز، قطرهای از اقیانوس بیانتهای معارف اهل بیت علیهم السلام میباشد.
اهمیت تبیین صفات و خصوصیات مدیران از دیدگاه حضرت علی علیه السلام را میتوان به این صورت توضیح داد که در اندیشه حضرت علی علیه السلام هیچ خطری برای جامعه اسلامی، همچون خطر بر سر کار آمدن افراد فاقد اهلیت یا کمصلاحیت نیست. آن حضرت در نامهای به مصریان که با مالک اشتر فرستاد، ـ وآن هنگامی بود که او را به حکومت آن سرزمین گمارده بود ـ، چنین هشدار داده است:
من بیم آن دارم که نابخردان و نابکاران زمام امور این ملت را به دست آرند و مال خدا را دست به دست گردانند و بندگان او را بردگان خود گیرند و با صالحان به دشمنی برخیزند و فاسقان را در حزب خود قرار دهند.(1)
اگر حساسیت مردم به صفات و شروط لازم برای زمامداران کاسته شود یا بیرنگ گردد، آنگاه هر بیصلاحیت و فاقد اهلیتی میتواند در ردههای مدیریتی قرار گیرد و تباهیها به بار آورد. امام علی علیه السلام در این باره چنین هشدار دادهاند:
بیگمان مردمان هلاک شدند آنگاه که پیشوایان هدایت و پیشوایان کفر را یکسان شمردند و گفتند: هر که به جای پیامبر صلی الله علیه و آله نشست، چه نیکوکار باشد و چه بدکار اطاعت او واجب است پس بدین سبب هلاک شدند.(2)
خصوصیات و معیارهای مدیران در نهجالبلاغه را میتوان به سه دسته زیر تقسیم کرد:
الف) معیارهای تخصصی: این دسته از معیارها، برای انجام موفقیتآمیز شغل لازم است. این معیارها معمولاً بین مدیریت اسلامی و مدیریت غربی مشترک است. معیارهایی نظیر تحصیلات، تجربه، سابقه کاری،. ..
ب) معیارهای ارزشی: این دسته از معیارها شامل مجموعهای از رفتارهای قابل قبول جوامع انسانی میباشد که در اکثر جوامع ممکن است قابل قبول باشد و به نام ارزشهای جهانی نیز شناخته میشوند. مانند رعایت حقوق دیگران، گشادهرویی و...
ج) معیارهای مکتبی: معیارهای مکتبی ریشه در مکتب اسلام و مدیریت اسلامی دارد. جایگاه و مفهوم انسان در دو مکتب الهی و مادی، معیارها و ملاکهای انتخاب افراد در مناصب و مدیریتها را نیز شکل میدهد به طوری که در مدیریت اسلامی هدف صرف تولید نیست و غایت، تعالی انسان میباشد. همان تفاوتهایی که بین مدیریت اسلامی و مدیریت غربی وجود دارد، به تفاوتهایی در معیار انتخاب و انتصاب افراد منجر میشود.
به منظور شناخت هر چه بیشتر معیارهای انتخاب اصلح، آن را از مناظر سهگانه یعنی از منظر امیرالمؤمنین، رهبر فرزانه انقلاب و برخی فرهیختگان حوزوی ودانشگاهی ارائه مینماییم.
در الگوی حکومت اسلامی امام علی علیه السلام که از متن کتاب و سنت نبوی
برخاسته است، جایگاه مردم و پاسداشت حقوق اجتماعی و فردی آنان از سوی حاکمیت اسلامی از مهمترین مؤلفههای مورد توجه است. در گفتار و رفتار آن حضرت، حمایت از حقوق افراد جامعه در ابعاد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جایگاه ویژهای دارد. امام علی علیه السلام هرجا از تعهدهای مردم نسبت به حکومت سخن به میان میآورد، بی درنگ، از وظایف دولت اسلامی نسبت به افراد جامعه یاد میکند. افزون بر آن، به کارگزاران خویش سفارش میفرماید با مهربانی و گشاده رویی با مردم برخورد کنند، هرچند آنان گاهی از سر تندی با آنان سخن بگویند. این حقوق متقابل از نظر امام علی علیه السلام میتواند ضامن پایداری نظام و آزادی مردم باشد. آنگاه که مردم با وظایف قانونی و حقوقی خود آشنا شوند، برآیند آن، اعتماد متقابل میان مردم و حکومت خواهد بود. در این صورت، حقوق اجتماعی و فردی همه شهروندان حفظ میشود و حضور همگانی در عرصههای سیاسی، اجتماعی معنا و مفهوم تازهای مییابد.مهم ترین رسالت کارگزاران نسبت به مردم از منظر امیرالمومنین علیه السلام عبارتند از:
الف) پاسداشت حقوق مردم
در منطق امام علی علیه السلام ، مردم، صاحبان حق و حاکمیت هستند و پاسداری از حرمت انسانی ـ اعم از مسلمان و غیر مسلمان ـ بر حکومت امری بایسته و ضروری است. چنانچه اداره امور مردم درست صورت پذیرد، رضایت خدا و خلق را به همراه خواهد داشت. حضرت علی علیه السلام در فرمان خود به مالک اشتر به این مهم پرداخته است و میفرماید:
ای مالک، تو را به سرزمینی گسیل داشتم که پیش از تو،
حکمرانان عادل و ستمکار بر آن حکومت راندهاند و مردم به کارهای تو همانگونه که تو به کارهای حکمرانان پیش از خود مینگری، نگاه میکنند... پس باید بهترین اندوخته تو، کردار شایسته باشد. بر هوای نفس خود مسلّط باش و نسبت به آنچه بر تو حلال نیست، بخل بورز... مهر و خوش رفتاری و نیکویی با زیردستان را در دل خود جای ده و مبادا نسبت به آنان جانوری درنده باشی و خوردن آنان را غنیمت شمری.(1)
ب) مدارا، رحمت ومحبت
اگر سیاستهای حاکم در یک جامعه چنانچه بر محور مدارا، رحمت، محبت و هدایت باشد، زمینهساز مشارکت و رضایت همگانی خواهد بود. در نگاه امام علی علیه السلام ، این عامه مردم هستند که میتوانند در شرایط سخت و ناگوار و در تنگناها، نقطه اتکای حکومت باشند. پس باید به منافع و پاسداشت حقوق آنها اندیشید و کوشید.
امام در تحقق این هدف به مالک سفارش میفرماید:
بهترین کارها در نگاه تو باید میانه روی در حق باشد، به گونهای که دامنه عدالت و پرداخت حقوق، فراگیر و گسترده باشد، تا اینکه خشنودی توده مردم به دست آید، همانهایی که میتوانند تو را در رویدادهای حساس و سرنوشتساز، یاری کنند.(2)
ج) پاسداشت حقوق مردم
امام علیه السلام همواره به کارگزاران خود درباره رعایت حقوق مردم سفارش میکرد و میفرمود که جانب عامه مردم را نگه دارند. از این رو، برای هیچ طبقهای، امتیاز جداگانهای در نظر نگیرند، همه انسانها را در اعطای حقوق به تساوی بنگرند و مسئولیتی را که به آنها سپرده شده است، امانتی بدانند که از سوی خداوند متعال به آنها واگذار شده است و به شکرانه این نعمت، رضایت خلق خدا را فراهم آورند. ایشان به شدت با نژادپرستی مخالفت میکرد و برای همگان حقوق مساوی قائل بود. مبنای عمل ایشان «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ» بود. هرچند طبیعی بود که این اندیشه قرآنی امام برای بسیاری گران بیاید، ولی با این همه، آن حضرت برای تغییر ساختار فرهنگی جامعه و تبدیل آن به یک فرهنگ اسلامی و انسانی، بسیار تلاش میکرد.
د) توزیع عادلانه ثروت
توجه به حقوق مالی مردم و توزیع عادلانه امکانات عمومی و ثروتهای همگانی، در نظام حکومتی امام علی علیه السلام از جایگاه ارزندهای برخورداربود. ایشان هیچگونه سهلانگاری را در بهرهبرداری نادرست و بیضابطه از اموال عمومی برنمیتابید و همواره با دقت، بر مصرف بهینه بیت المال نظارت میکرد. وی به نوع مصرف، معیشت، تولید، درآمد و فرهنگ اقتصادی طبقه محروم جامعه توجّه داشت و کارگزاران خود را به این رویه پسندیده فرا میخواند. آن حضرت در سفارش به مالک اشتر درباره طبقه محروم و مستضعف میفرماید:
پس خدا را در نظر بگیر در اینکه به مردم درمانده و بیچاره و نیازمند
و گرفتار، سختی و رنجوری و ناتوانی برسد. در این جمع درمانده، دستهای، بیچارگیاش را اظهار میدارد و دستهای از آنها با اینکه نیازمند است، در اثر عزّت نفس، اظهار عجز نمیکند. برای رضای خداوند آنچه بر عهده تو دارند، به جا آور و قسمتی از بیت المال را که در دست توست و قسمتی از غلاّت و بهرهای را که از سرزمینهای اسلامی از هر شهری به دست میآید، برای ایشان مقرّر بدار.(1)
ه) رعایت کرامت انسانی و رفاه همگانی
هدف نظام اسلامی این است که با اقتصادی معقول و متوازن و معتدل، زمینه تأمین زندگی توده مردم را به همراه امنیت، رفاه نسبی و کرامت فراهم آورد. در چنین نظامی، برای طبقهبندی اجتماعی و شکاف عمیق معیشتی، جایگاهی وجود ندارد و جایی برای دستهبندی اقلیت برخوردار و اکثریت محروم نیست.
امام علی علیه السلام با معضل اجتماعی ـ اقتصادی شکاف طبقاتی به شدت مبارزه میکرد و ساماندهی وضعیت آشفته بیت المال، از مهمترین برنامههای اقتصادی ایشان بود. ایشان با قاطعیت کامل به این کار پرداخت و بدون هیچ ملاحظه سیاسی و گروهی، اموال بخشیده شده و به تاراج رفته را جمعآوری کرد و اعلام فرمود:
به خدا سوگند، اگر اموالی را که عثمان به دیگران، به ناحق بخشیده است، مهریه زنان شده باشد یا با آنها، کنیزکانی به تملک درآمده باشند، آنها را به بیت المال مسلمانان باز خواهم
1) فیض الاسلام، نهج البلاغه، ص 983.
گرداند؛ زیرا بستر عدالت گسترده است. اگر کسی نتواند آن را برتابد، به یقین، ستم را نمیتواند تحمل کند.(1)
و) رفع شکاف طبقاتی
امام علی علیه السلام به خوبی میدانست که انباشت ثروت در دست عدهای معدود و پیدایش شکاف اقتصادی، جز با تضییع حقوق دیگران امکانپذیر نیست. بر این اساس، به توضیع عادلانه امکانات و بهرهبرداری مشروع و قانونمند از آنها، عنایت ویژه داشت. وی در نامهای قهرآمیز و عتابآلود به یکی از کارگزاران خود که در مقام امانتداری و ولایتمندی، استفاده نامشروع کرده و اموال مسلمانان را به تصرف و انحصار شخصی خود در آورده بود، مینویسد:
از خدا بترس و اموال مردم را به آنان برگردان که اگر این کار را نکرده باشی و من به تو دست پیدا کنم، برای تنبیه کردن تو هیچ عذری نخواهم دید و تو را با شمشیرم چنان خواهم زد که کسی را تا کنون آنگونه نزدهام، مگر اینکه به آتش دوزخ وارد شده باشد. به خدا سوگند، اگر این کار را حسن و حسین نیز انجام میدادند، هرگز با آنان مدارا و سازش نمیکردم.
ز) انتقادپذیری کارگزاران
پدید آوردن فضای خفقان و ترس و ارعاب در سیره امام علی علیه السلام جایی ندارد. ایشان همواره همگان را تشویق میکرد تا در احقاق حق خود،
1) محمد رضا حکیمی، الحیاة، ج 2، ص158.
هیچگونه ترس و واهمهای نداشته باشند. در نگاه امام، باید به مردم باوراند که میتوانند آزادانه سخن بگویند تا باب انتقاد و سازندگی باز بماند. آن حضرت خوب میدانست که مردم با سخن گفتن و انتقاد کردن، افزون بر بهره گرفتن از حق مسلّم سیاسی ـ اجتماعی خود، و دست یافتن به احساس آرامش و تخلیه روانی، زمینه رفتارهای ناهنجار اجتماعی را نیز برمیچینند. در این صورت، ارتباط تنگاتنگ و دوستانهای میان دولتمردان و مردم برقرار خواهد شد. امام علی علیه السلام در بخشی از نامه خود به مالک اشتر میفرماید:
پارهای از وقت خویش را برای آنان که با تو سخنی دارند، قرار بده و در یک مجلس عمومی، به حرفهای آنان گوش فراده. برای خداوند فروتن باش. لشکریان و نیروهای نظامی و انتظامی را از آنان دور کن تا سخنگوی آنها بدون هیچ ترس و نگرانی و گرفتگی زبان، با تو سخن بگوید.
در نگاه امام، اگر مردم و حکومت دینی به حقوق خود آشنا باشند، زمینه تحقق عدالت اجتماعی به وجود میآید. تنها در حکومت استبدادی است که حق به صورت یک جانبه تعریف میشود و برای مردم نقشی جز فرمانبرداری انگاشته نمیشود. این در حالی است که در حکومت اسلامی، مردم و حکومت از حقوق متقابل برخوردارند. این مطلب در سخنان امام علی علیه السلام فراوان به چشم میخورد، آنجا که میفرماید:
مصالح مردم آنگاه سر و سامان مییابد که دولتمردان و حاکمان شایستهای داشته باشند و متقابلاً وضعیت حاکمان زمانی ثبات مییابد که مردم از عزم ملی و دینی توانمند
برخوردار باشند.(1)
تنها در چنین چشماندازی از حکومت دینی است که سعادت و سلامت همگانی فراهم میآید. در مقابل، اگر همدلی و صمیمیت و ایفای حقوق متقابل از جامعه دینی رخت بربندد و میان مردم و مسئولان، فاصلههای آنچنانی پدید آید و منافع و مصالح اجتماعی نادیده گرفته شود، جامعهای با ثبات، پیشرفته و مورد اعتماد نخواهیم داشت.
افزون بر معرفی شاخصههای تعیین اصلح در اردیبهشت امسال، معیارهای دیگری در فرمایشات مقام معظم رهبری در سالهای قبل وجود دارد که مهمترین آنها عبارتنداز:
الف) عدم اتصال به کانونهای قدرت و ثروت
یک مسئله دیگر هم نزدیک شدن به صاحبان قدرت و ثروت است؛ این را ما با شما بیرودربایستی عرض کنیم. بالاخره ما برادران هم هستیم؛ همدیگر را بایستی تواصی به حق و تواصی به خیر کنیم. این خیلی خطر بزرگی است که کسی به خاطر تأمین نمایندگی در یک دوره، نزدیک بشود به صاحبان ثروت یا به صاحبان قدرت؛ این خیلی چیز بدی است؛ این از آن چیزهایی است که خدای متعال از آنها نمیگذرد و انتقام خواهد گرفت. این چیزها روی شخص، روی عاقبت ـ عاقبت
1) محمد عبده، نهج البلاغه، ص 460.
به خیری که این قدر برایش اهمیت قائلیم ـ و روی جامعه اثر منفی میگذارد.(1)
مردم باید کسانی را انتخاب کنند که به کانونهای ثروت و قدرت متصل نباشند؛ کسانی باشند که واقعاً مردم اینها را بخواهند؛ بر طبق وجدانشان، بر طبق دینشان، بر طبق وظایف انقلابیشان عمل کنند؛ که حالا بحث در این باره زیاد است.(2)
ارتباط نامزدها با مراکز ثروت و قدرت را بسیار مخرب دانستند و خاطرنشان کردند: این، همان شیوهای است که در به اصطلاح دموکراسیهای دنیا به ویژه در امریکا مرسوم است و نامزدها با حمایت مالی کمپانیها، شرکتها و افراد ثروتمند، وارد انتخابات میشوند و بعد از پیروزی در انتخابات نیز وامدار این افراد هستند و به جای خدمت به مردم، در جهت منافع صاحبان قدرت و ثروت، قانون وضع میکنند.(3)
ب) دلسوز و طرفدار محرومین
دیگر اینکه باید طرفدار محرومین باشد؛ بداند که در کشور محرومیت هست و سعی و همت او باشد که رفع محرومیت کند.(4)
ج) شجاعت
حضرت امام رحمه الله در رهنمودی میفرماید:
کسانی را انتخاب میکنید که باید مسائل را تشخیص دهند نه از افرادی باشند که اگر روس یا امریکا یا قدرت دیگری تشر زد بترسد، باید بایستند و مقابله کنند.(1)
رهبر فرزانه انقلاب هم در این زمینه میفرماید:
نماینده مردم باید شجاع باشد. این ملت، ملت شجاع و آزادهای است؛ ملتی است که تهدید قدرتهای متکبر جهانی او را به عقب نمینشاند؛ بنابراین نماینده او هم باید شجاع باشد و نترسد؛ شجاعت در مقابل دشمن، شجاعت در مقابل باطل، شجاعت در پذیرش حرف حق. اگر خودتان توانستید کسانی را بشناسید که دارای این خصوصیات باشند، بروید به آنها رأی دهید؛ اما اگر خودتان آشنایی ندارید، در هر نقطه کشور از آدمهای امینی که به آنها اطمینان داشته باشید، بپرسید؛ آنها معرفی میکنند، تا انشاءالله یک مجلس قوی، مردمی و متکی به آرا مردم تشکیل شود و بتواند کارهای بزرگی را که بر عهده او قرار دارد، انجام دهد و مردم را ـ طبق آنچه شایسته این مردم آزاده و بزرگ است ـ انشاءالله راضی و خشنود کند، که این رضایت الهی را هم به دنبال دارد.
1) صحیفه نور، ج18، ص198.
د) مخالف جدی با فساد
باید ضدّ فساد هم باشد و با فساد مالی و اقتصادی به شدت و به جد، از بُن دندان و نه به لفظ، مخالف باشد، تا با فساد مبارزه کند.(1)
ه) توانمند، بااخلاص و عالِم
البته توانمند، بااخلاص و عالِم هم باشد. صلاحیت بر اساس این مسائل است و مسئولان دستگاههای مختلف ـ چه وزارت کشور، چه شورای نگهبان و چه دستگاههایی که در زیرمجموعه این مراکز مشغول فعالیت هستند ـ باید معیارشان را قانون قرار دهند؛ زیرا در قانون این مسائل پیشبینی شده است.(2)
و) روحیه و نشاط و امید و قوّت و روحیه انقلابی
روحیه و نشاط و امید و قوت و روحیه انقلابی در او وجود داشته باشد تا بتواند راههایی را که به نظر بنبست میرسد، بشکافد و پیش برود.(3)(در اجتماع بزرگ مردم قزوین، 25/9/1382)
ز) با ایمان، آماده برای حضور در میدانهای انقلاب
آن کسانی که به وسیله شورای نگهبان صلاحیت آنها اعلام میشود، معنایش این است که این از حداقل صلاحیت مورد نیاز برخوردار است. در بین این کسانی که اعلام میشوند، افرادی هستند با صلاحیتهای بالاتر، افرادی هستند در سطح پایینتر. هنر ملت ایران و مردم شهرها و حوزههای انتخابیه این است که دقت کنند، نگاه کنند، بشناسند اصلح را، بهترین را انتخاب کنند؛ بهترین از لحاظ ایمان، بهترین از لحاظ اخلاص و امانت، بهترین از لحاظ دینداری و آمادگی برای حضور در میدانهای انقلاب؛ دردشناسترین و دردمندترین نسبت به نیازهای مردم را انتخاب کنند.
اکنون که ایران عزیز در آستانه انتخاب سرنوشتساز دیگری قرار گرفته و از آنجا که نقش اصلی در سپردن سرنوشت چهار و چه بسا هشت سال کشور به انتخاب شما مردم عزیز گره خورده است، شایسته است در انتخاب افراد با توجه به محورهای سهگانه، به ویژگیهای کاندیداها توجه کافی داشته باشیم.
اول ـ مهمترین نکته در شرایط حساس کنونی و به تعبیر رهبر انقلاب پیچ مهم تاریخی، حضور گسترده و دشمنشکن مردم در انتخابات 24 خرداد 92 است. مردم ما نشان دادهاند که مسائل اصلی را به خوبی تشخیص داده و برخی اشکالات اجرایی را در تصمیم راسخ
خود به حمایت از اصل نظام اسلامی دخالت نمیدهند. شاهد انکارناپذیر این مدعا حضور خیرهکننده مردم بصیر و صبور در همایش عظیم 22 بهمن سراسر کشور آن هم در شرایط سخت معیشتی و اقتصادی است.
دوم ـ انتخابات ریاست جمهوری همواره گفتمانی خاص ـ از سازندگی تا مهرورزی ـ را بر کشور مسلط کرده. نیاز امروز جامعه ما حرکت در مسیر پرزحمت ولی نتیجهبخش و شیرین پیشرفت اسلامی است که جز با «مقاومت مدبرانه» به دست نمیآید. مردم ما نشان دادهاند مقاومت صبورانه را در برابر تحریمهای خارجی و سوءتدبیرهای داخلی بر هرگونه سازش ذلیلانه ترجیح دادهاند و از مسئولان هم انتظاری جز تلاش و تدبیر برای مقابله با مشکلات ندارند.
سوم ـ با نزدیک شدن به زمان انتخابات ریاست جمهوری، هر فرد، گروه و جریانی با شیوه تبلیغاتی خاص و برای افرادی اعلام نامزدی زودهنگام کرده و حتی با شعار انتخاباتی برای حمایت از مصداق مورد نظری به میدان آمدهاند. گروهی هم شیوه نامهنگاری و دعوت را برای زمینهسازی اعلام حضورشان برگزیده و میتینگهایی برگزار کردهاند. افرادی به تشکیل ائتلافها و فضاسازی رسانهای مبادرت ورزیدهاند. از نظر ما همه این افراد اقداماتشان مادام که خلاف اخلاق و قانون نباشد محترم است، اما آنچه همچنان مورد غفلت است شاخصهای «نامزد اصلح» است که کمتر جریانی به آن پرداخته است. لذا ما بر خود لازم دانستیم فارغ از این هیاهوها و احساسات، مهمترین شاخصها را برگرفته از رهنمودهای امام راحل رحمه الله و رهبر انقلابیمان و مقتضیات زمان، با مردم عزیزمان در میان گذاریم تا خود قضاوت کرده و در آینده انتخابی منطقی داشته باشند.
الف) ویژگیهای فردی
اساساً برای ایجاد و تثبیت نظام و امنیت در کشور، نیاز است فردی در رأس نظام حضور داشته باشد که صحبتهایش فصلالخطاب بوده و در مسیر انقلاب ثابتقدم بایستد. همچنانکه تاکنون ولایت حافظ نظام و انقلاب در عرصههای مختلف ملی و فراملی بودهاند.
عامل اصلی حفظ اسلام در شرایط فعلی ولیّ فقیه است و اصلاً امتیاز ایران نسبت به دیگر کشورهای اسلامی وجود ولایت فقیه است. اگر ولایت فقیه در این کشور نبود، ایران هم به سرنوشت کشورهایی مثل عراق، افغانستان و یا نهایتاً مصر مبتلا میشد. همه ما میدانیم که اگر تصمیمات قاطع شخص ولیّ فقیه در موقعیتهای حساس نبود، کشتی نظام در امواج خروشان بحرانها در هم میشکست.
حضرت امام راحل میفرماید که باید شخص منتخب صد در صد مسلمان، معتقد به احکام اسلام و اجرای آن و مخالف با مکتبهای انحرافی باشد:
کسانی را انتخاب کنند که صد در صد مسلمان و معتقد به احکام اسلام و معتقد به اجرای احکام اسلام و مخالف با مکتبهای انحرافی و معتقد به جمهوری اسلامی باشند.(1)
البته اعتقاد دینی به دنبال خود اعتقاد به نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی را که نشئت گرفته از آموزههای دینی است، به همراه دارد و لذا حضرت امام رحمه الله در این زمینه میفرماید:
من متواضعانه از شما میخواهم که حتیالامکان در انتخاب اشخاص با هم موافقت نمایید و اشخاصی اسلامی، متعهد غیر منحرف از صراط مستقیم الهی را در نظر بگیرید و سرنوشت اسلام و کشور خود را به دست کسانی دهید که به اسلام و جمهوری اسلامی و قانون اساسی معتقد و نسبت به احکام
1) صحیفه نور، ج12، ص75.
نورانی الهی متعهد باشند و منفعت خود را بر مصلحت کشور مقدم ندارند.(1)
حضرت امام رحمه الله اعتقاد قلبی و درونی را در این راستا کارساز میداند و از انتخاب کسانی که اسلام لقلقه زبانشان است، تحذیر مینمایند:
همه چیز ما باید روی موازین اسلامی باشد، افرادی که تعیین میشوند باید کسانی باشند که به درد اسلام و جمهوری اسلامی بخورند و عقیدهشان هم این باشد که اسلام خوب است، نه فقط اظهار کنند ولی عقیده نداشته باشند، کما اینکه در اول انقلاب خیلیها اظهار اسلام میکردند. البته اقلیتهای رسمی غیر مسلمان قانوناً انتخاب میشوند.(2)
حضرت امام رحمه الله میفرماید:
افرادی را انتخاب کنید که متعهد به اسلام، شرقی و غربی نباشند، بر صراط مستقیم انسانیت و اسلامیت باشند و من
امیدوارم که این مرحله را هم به شایستگی و به طوری که دلخواه همه ملت ماست و دلخواه ماست عمل بکنند.(1)
تعهد و حرکت در مسیر اسلام واقعی، بیتردید از شاخصههای کاندیدای اصلاح است که نباید هیچگاه آن را از نظر دور بداریم همانگونه که امام راحل میفرمودند:
امروز همه باید با هم پای صندوقها برویم و همه با هم اشخاص متعهد مسلم، کسانی که نه گرایش چپ دارند، نه گرایش راست دارند، نه ما را میخواهند به آنها بفروشند، نه ما را میخواهند به آن طرف بفروشند، این اشخاص را تعیین کنید تا سرنوشت شما و سرنوشت اسلام، سرنوشت صحیح باشد.(2)
حضرت امام رحمه الله این ویژگی را حتی در مورد شوراها نیز تعمیم دادهاند و میفرماید:
آن چیزی که الآن لازم است بر همه آقایان، بر همه شما جوانان، بزرگان و بر همه قشرهای ملت، این است که چشمهایشان را باز کنند، با مطالعه، با دقت، افرادی که برای شوراها تعیین میکنند، صفات خاصی را داشته باشند: اول اینکه مؤمن باشند، مؤمن به این نهضت باشد، جمهوری اسلامی را بخواهند، طرفدار مردم باشند، امین باشند، اسلامی باشند، شرقی و غربی نباشند، انحراف مکتبی نداشته باشند.(3)
و ملتزم به اسلام و تقوا و اخلاق خصوصاً صداقت و پاکدستی باشد. علاوه بر اینکه مردم باید در عمل و سوابق گذشتهاش صداقت و صراحت را خصوصاً در عمل به شعارهایش دیده باشند.
انقلابی، بسیجی، سادهزیست و مردمی: چنانچه زندگی رئیس دولت آینده اشرافی و به دور از درک مشکلات عامه مردم باشد، نمیتواند اولویتها را برای حل مشکلات در نظر بگیرد. چنین فردی باید دارای فرهنگ و روحیه انقلابی و بسیجی باشد تا به محافظهکاری دچار نشود.
سلامت و اصالت اطرافیان و خانواده: رئیس جمهور علاوه بر سلامت و تقوای فردی باید از سلامت و تقوای جمعی هم برخوردار باشد و خصوصاً در اطرافیان سیاسی و خانوادگی کسی نباشد که سوء سابقه داشته یا قصد سوء استفاده از موقعیت او را برای مقاصد خود داشته باشد.
نشاط، پرکاری و تحولگرایی: در زمانی که باید پلههای پیشرفت را سریعتر از رقبای خود طی کنیم، ضرورت پرکاری عاقلانه و تحولگرایانه رئیس دولت بیش از پیش احساس میشود.
استکبارستیزی: وجه ممیز ایران اسلامی و نقطه امید ملتهای مستضعف جهان همین مورد است که باید تحت نظر رهبری ادامه یابد. کمک به ملتهای مسلمان تازه بیدار شده و ستمدیده منطقه به ویژه ملت فلسطین ضرورت دارد.
ب) ویژگیهای مدیریتی و اجرایی
است. همچنانکه رهبر معظم انقلاب تأکید کردند کسانی که خود را در معرض انتخاب مردم قرار میدهند باید واقعاً به ابعاد مختلف و سنگین اجرایی کار واقف بوده و به قول معروف اهل «شانه زیر بار کار دادن» باشند و این را در بطن مسئولیتهای گذشته ثابت کرده باشند.
کاندیدای اصلح باید دارای فهم، تیزبینی و فراست کافی سیاسی و کارآمدی باشد؛ چراکه فرد باتقوا و اهل نماز شب ولی سادهلوح یا ناکارآمد برای تصدی این پست مناسب نیست، باید دارای فهم سیاسی و توانمندی لازم باشد.
شجاعت و قاطعیت در تصمیم: علاوه بر فصلالخطاب بودن رهبری در موضوعات مورد مناقشه مسئولان، تأکید بر قانون و عمل به آن اگرچه خلاف میل کاندیدا باشد، اهمیت بالایی دارد. رئیس جمهور باید بتواند بعد از رسیدن به تصمیم درست از مسیر کارشناسی، آن را با قاطعیت اعلام و اجرا کند.
عدالتخواهی و آرمانگرایی همراه با واقعبینی، عقلانیت و تدبیر: عدالت مهمترین «پیشرفت اسلامی» در بیانات رهبری و مهمترین ویژگی نظام اسلامی است که باید از سوی دولت آینده نیز به دور از شعارزدگی با آرمانگرایی واقعبینانه، عقلانیت و تدبیر دنبال شود تا اثربخش باشد و کشور را پیش ببرد.
دارای برنامه و تیم کارشناسی: رئیس جمهور میتواند تنها در چند
حوزه خاص صاحب نظر اصلی باشد. ضمناً برای حرکت در مسیر چشمانداز و برنامههای مصوب پنج ساله و در بقیه امور باید تیم کارشناسی داشته باشد. کشور دارای برنامه اجرایی باشد و مجلس شورای اسلامی نیز با قوانین کارآمد و اصلاح ریلگذاریها موجبات تحقق اهداف را فراهم سازد.
سعه صدر و نقدپذیری: رئیس جمهور باید ضمن تأکید بر تصمیمات کارشناسیشده تیمهای اقتصادی، فرهنگی و سیاسی خود، نگاهی هم به نظرات انتقادی کارشناسان در زمان اعلام برنامهها داشته باشد و سعه صدر و شجاعت لازم را برای پذیرش و اصلاح کاستیهای احتمالی داشته باشد.
اهتمام به فرهنگ، علم و پیشرفت: در دهه پیشرفت و عدالت، فرهنگ و سبک زندگی اسلامی زیربنا و تمدنساز است و برای رسیدن به افق چشمانداز 1404، توجه به میانبرهای علمی، به ویژه نخبهپروری و حمایت از مسیر خط تولید ایده تا صنعت و بازار با حمایت ویژه رئیس جمهور امکانپذیر است.
تسلط به امور سیاسی، مورد اعتماد بودن و مقبولیت اجتماعی: رئیس جمهور باید به همه جوانب امور سیاسی مسلط و به اصطلاح مدبّر و مورد اعتماد سیاستمداران سالم و کارکشته باشد؛ نحوه اداره کشور را دریافته و قبلاً در حوزههای سیاسی کشور، ورود مؤثر و عملیاتی داشته باشد تا بخشینگر نشود. مقبولیت اجتماعی در رقابتهای انتخاباتی هم لازم است که نباید از طریق وعدههای غیر اجرایی بوده و باید تنها مبتنی بر واقعیتها باشد.
معتقد به خرد جمعی، کار تشکیلاتی و گردش نخبگان: اعتماد به کار
جمعی و استفاده از نخبگان در بستر استفاده از نخبگان کاربلد در سطوح میانی. کار تشکیلاتی کادرساز مؤثر تجربه شده، بسیار حیاتی است. مدیریت و زمینهسازی برای رشد معقول آنان برای جایگزینی با مدیران ناکارآمد نیز ضروری است.
ج) عملکردها و سوابق قابل قبول در گردنهها و نقاط عطف انقلاب
دوران انقلاب و دفاع مقدس: کسی که به اقتضای سنش در مبارزات پیروزی انقلاب فعال بوده و مبارزه کرده، فضل و برتری دارد، اما اولین چالش بزرگ نظام اسلامی در دهه اول انقلاب دفاع مقدس بوده است. معتقدیم که «فَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِینَ عَلَی الْقَاعِدِینَ أَجْرًا عَظِیمًا.» از نظر حزبالله، ایثاگران و جانباران بر قاعدین در منازل مقدمند. اینان نشان دادهاند که در راه حفظ اسلام و نظام حاضرند از جان و همه چیز خود بگذرند و دیگران چنین فضلی ندارند.
مبارزه با فساد اقتصادی: اخیراً رهبر انقلابیمان از رؤسای قوا در امر مبارزه با مفاسد اقتصادی گلایه کردند که چرا رؤسای قوا تاکنون عملی جدی نداشتهاند و نیز تأکید نمودند که نباید با این پدیده شعاری برخورد شود. لذا نامزد انتخابات، در مسئولیت قبلیاش باید نشانهای از برخورد با فساد اقتصادی را متجلی کرده باشد. چراکه یکی از دلایل مشکلات اقتصادی امروز عامه مردم، عدم برخورد با فساد اقتصادی دانهدرشتهاست.
مبارزه با انحرافات دوران دوم خرداد: نظام اسلامی در دهههای دوم و سوم عمر خویش حاکمیت جریاناتی در کشور را تجربه کرده که بیاعتقاد به انقلاب اسلامی تلاش کردند، الگوهای لیبرالیستی را بر
فرهنگ، اقتصاد و سیاست کشور حاکم نمایند. نامزدهای ریاست جمهوری باید نسبت خود را با آنها مشخص کرده باشند. کسی که در شرایط سخت و نفسگیر دوران دوم خرداد ساکت نبوده، دل در گرو انقلاب داشته و به مقابله برخاسته برای امت حزبالله ارجح است.
مواضع و عملکرد در فتنه 88: به تعبیر رهبر معظم انقلاب فتنه بزرگ 88 در فتنه 18 تیر 78 ریشه داشت. کسی که در این دو فتنه به ویژه طوفان فتنه 88 مواضع روشن و عمارگونه داشته و در هشت ماه دفاع مقدس نرم، ضمن روشنگری در عملکردش نیز از افراط و تفریط به دور بوده، میتوان امیدوار بود تا در فتنههای آینده نیز سربلند باشد و خود نیز به خلق فتنههای آینده کمک ننماید.
مبارزه با حلقه انحرافی: مبارزه با هرگونه انحراف با هر نامی ـ هر چند با نامی مقدس ـ ضروری است. رئیس جمهور آینده باید قبلاً این مبارزه را که نشانگر تقوای جمعی و عدم تبارگرایی اوست با رعایت انصاف نشان داده باشد. از این روست که توجیهگر انحراف نمیتواند مورد اقبال حزبالله واقع شود.
بر این باوریم که این ویژگیها میتواند برای یافتن نامزد اصلح (دارای بالاترین معدل) به اهل منطق کمک نماید. انشاءالله.
منابع
زیر فصل ها
کتاب
نشریه
کتاب
قرآن.
حکیمی، محمدرضا و دیگران، الحیاة، ترجمه: احمد آرام، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1377.
سعیدی، مهدی، بررسی موانع و راهکارهای افزایش مشارکت سیاسی، بصیرت، 1391.
شهبازی، محبوب، تقدیر مردمسالاری ایرانی، تهران، روزنه، 1380.
صبحی صالح، شرح نهج البلاغه، بیروت، 1378ه .ق.
فیضالاسلام، نهج البلاغه، انتشارات فقیه.
قاضی، ابوالفضل، حقوق اساسی و نهادهای سیاسی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1371.
کریمی، سعید، رسانهها و راههای تقویت مشارکت مردم در صحنههای سیاسی و اجتماعی، قم، بوستان کتاب، 1382.
مصفا، نسرین، مشارکت سیاسی زنان در ایران، تهران، وزارتخانه، 1375.
موسوی خمینی، سید روحالله، صحیفه امام، مرکز نشر آثار امام خمینی رحمه الله ، 1378.
موسوی خمینی، سید روحالله، صحیفه نور، تهران، سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، گروه انتشارات،1370.
نبوی، سید عباس، مردمسالاری در حاکمیت اسلامی، تهران، تمدن و توسعه اسلامی، 1386.
هاشمی، سید محمد، حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران، تهران، دانشگاه شهید بهشتی، 1374.
نشریه
تقوی، سید محمدناصر، «تأثیر انواع مشروعیت در مشارکت سیاسی»، فصلنامه حکومت اسلامی، 1380، شماره 20، تابستان.
فیرحی، داوود، «مفهوم مشارکت سیاسی»، فصلنامه علوم سیاسی، سال اول، 1376، شماره 1.
قنبریان، محسن، «انتخابات حق یا تکلیف»، فصلنامه کتاب نقد، سال سوم، 1384، شماره 9 و 10.
نوذری، حسینعلی، «مفهومشناسی انتخابات»، روزنامه ایران، 20/11/1382.