ghaemiyeh.com
سرشناسنامه: رضایی اصفهانی، محمدعلی، 1341 -
عنوان و نام پدیدآور: آئین محبت / محمدعلی رضایی اصفهانی؛ تهیه و تدوین اداره امور فرهنگی آستان قدس رضوی.
مشخصات نشر: مشهد: قدس رضوی، ۱۳۸۷.
مشخصات ظاهری: 64ص؛=۱۷ * ۱۲ س م.
شابک: 3-23-2784-964-978
وضعیت فهرست نویسی: فیپا
یادداشت: کتابخانه
موضوع: امامت
موضوع: امامت، احادیث
موضوع: امامت، جنبه های قرآنی
شناسه افزوده: آستان قدس رضوی اداره امور فرهنگی .
رده بندی کنگره - ۱۳۸۷ 6/9ر /BF 322
رده بندی دیویی = 297/76
شماره کتابخانه ملی: 1512435
آئین محبت
امام شناسی از منظر ثامن الائمه علی بن موسی الرضا (علیه السلام)
محمدعلی رضایی اصفهانی
آئین محبت
نویسنده: محمدعلی رضایی اصفهانی
تهیه و تدوین: اداره امور فرهنگی آستان قدس رضوی
طراح گرافیک: رضا باباجانی
صفحه آرایی: محمود بازدار
نوبت چاپ: چهارم- ۱۳۹۱
شمارگان: 2000
ناشر: انتشارات قدس رضوی
شابک: 3-23-2784-964-978
چاپ: مؤسسه فرهنگی قدس
نشانی تهیه کننده: مشهد، حرم مطهر، صحن جامع رضوی ضلع غربی اداره امور فرهنگی تلفن 2002567-0511 صندوق پستی: ۳۵۱-۹۱۷۳۵
حق چاپ محفوظ است.
۹ / مقدمه
۱۲/ پیشگفتار
۱۴/ یادآوری
۱۵/ اول: ضرورت و لزوم پیشوای معصوم برای مردم
۱۵ / نقش امامت در دین
۱۷ / نقش امامت در عبادت
۱۸ / تقتی امامت در جامعه
۲۲ / نقش امامت در رستاخیز
۲۴/ دوم: جایگاه امامت در جهان شناسی و انسان شناسی اسلام
۲۴ / امامت جانشین و امین خدا در زمین
۲۵/ مقام امامت بالاتر از نبوت
۲۵/ مقام امام / مقام بیامبر
۲۶ / امام حجت الهی:
۲۶ / فرشتگان با امام سخن می گویند
۲۷/ امام از مردم به مردم سزاوارتر است
۲8/ امام، معصوم از گناه و نقص
۲9/ دعای امام، مستجاب است
۲۹/علم امام و آگاهی از امور غیی و آینده
۳۳/ امام میرات دار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و امامان
۳۶/ امام تأیید شده روح القدس
۳۷/ امامت نور جهان افروز و آب حیات
۳۸ / امام رفی مهربان و پناهگاه شماست
۳۹/ فضایل امام موهبتی الهی است
۳۹/ امام دارای شرح صدر الهامات علمی و توفیقات الهی است
۴۱/ سوم: شیوه شناخت و تعیین امام معصوم
۴۱/ تعیین امام با نصب الهی است چراکه خرد انسانهای عادی از تعیین امام معصوم عاجز است.
۴۲ / علم و استجابت دعا، دو راه اساسی شناخت امام
۴3 / ناتوانی عموم مردم از شناخت صفات امام
۴۴/ چهارم: ویژگیهای پیشوای امت
۴۴/ آگاهترین مردم
۴۴/ داورترین مردم
45 / با تقواترین مردم
45 / صبورترین مردم
45 / شجاع ترین مردم
۴۶/ بخشنده ترین مردم
۴۶/ عابدترین مردم
۴۶ / از پدر و مادر به مردم مهربان تر
۴۷ / فروتن ترین مردم نسبت به خدا
۴۸ / فرمانبردارترین مردم نسبت به دستورات الهی
۴۸ / امام نیز انسان است
۴۹/ امام یگانه روزگار
۴۹/ امام از ستمکاران نیست
۵۰ / امام آگاه به امور سیاسی
۵۱ / پنجم: امامت خاصه
51 / با امامت «علی (علیه السلام)» دین تمام و کامل شد
۵۲ / امامت ائمه (علیه السلام) به خاطر علم و ایمان و با نصب الهی بود
53 / امامت فقط در آل رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) است
۵۴ / امام مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف خواهد آمد
۵۵ / ششم جدایی از امامت و پیامدهای آن
55 / هر کس از امام جدا شد، به هلاکت می افتد
55 / جدائی از امام موجب سرگردانی و گمراهی و گرفتاری در دام شیطان میشود.
۵۶ / پیامدهای غلو کردن در مورد امامان (علیه السلام)
58/ جمع بندی و نتیجه
59/ منابع
اهل بیت (علیهم السلام) گنجوران دانش اند. رودها و جویبارهای دانش که مزرعه ی جان آنان را در چهارده قرن اخیر سیراب و شاداب ساخته است، از بلندای قامت آسمانی این کوه نور، سرچشمه می گیرد. امام عالمان و عارفان علی (علیه السلام) فرمود: «ینحدر عنی السیل و لا یرقی الی الطیر» آبادانی و شادابی دیارعلم و آگاهی از تلألو فروزنده ی دانش این خاندان است که پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله فرمود: «انا مدینه العلم و علی بابها»،
دانش اهل بیت (علیهم السلام) از جنس دریافتنی است نه آموختنی، علم حضوری است نه حصولی و این از آن جهت است که آنان حقیقت علم را با جان آسمانی خویش دریافته اند. حضرت علی (علیه السلام) در وصف عارفان (که خود آن حضرت مولای آنان است) فرمود: «هجم بهم العلم علی حقیقه البصیره و با شروا روح الیقین ».
پیامبر اعظم صلی الله علیه وسلم سرسلسله ی این خاندان نور و روشنایی، هر چند که خود درس ناخوانده و مکتب نرفته برد، اما پیام و رسالت او، تلاوت و خواندن، آموختن و فرا گرفتن و علم و آگاهی بود. رسالت او با «اقراء» آغاز شد و با دانش و بینش که جان های شیفته را سرشار می کرد، تداوم یافت. «هو الذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه».
او بارسالت خویش، جان های مرده را از مرداب روزمرگی و ضلالت ها تا باغستان بهشتی حیات و زندگی، رهنمون شد و انسان اسیر در کژراهه ها و پرت گاه های تباهی را به شاهراه
هدایت و صراط مستقیم فراخواند و در تن مرده ی آدمیت روحی دوباره دمید: «اذا دعا کم لما یحییکم» و بار گران جهل و نادانی را از دوش آنان فرو نهاد «لایضع عنهم اصرهم و الاغلال التی کانت علیهم».
و خاندان آن حضرت نیز که از چشمه ی حیات او سیراب بودند، همانند آن بزرگ، خورشید دانش و آگاهی را در گذرگاه اعصار فرا راه جویندگان دانش و بصیرت، تابان و فروزان نگه داشتند و با بهره مندی از انوار الهی او، مسیر پویندگان را روشن و جان جویندگان را تابناک و سرشار ساختند.
و امروز در عصر جاهلیت مدرن نیز، آنچه غبار راه انسان کمال جوی را فرو می نشاند و راه او را می تواند روشن کند بهره گیری و بازگشت به سرچشمه ی همان دانش و بصیرتی است که پیامبر اعظم و خاندان پاک و مطهر او (علیهم السلام) به انسان هدیه کردند و شاید امروز بیش از هر روز و روزگاری، انسان به آنچه پیامبر رحمت و آگاهی برای بشریت به ارمغان آورده نیازمند و محتاج باشد.
بی تردید کاوش در سرچشمه های نور اهل بیت (علیهم السلام) و بازخوانی سیره و آموزه های آن بزرگواران در روزگار ما - مانند همه ی روزگاران - خدمتی بزرگ به انسانیت است خدمتی که فراتر از آن خدمتی متصور نیست و از این روی بر تمامی کسانی که دل آنان برای انسان می تپد فرض است که با ژرف اندیشی و ژرف کاوی در معارف اهل بیت (علیهم السلام) گوهرهای ناب و آموزه های رهایی بخش این گنجینه های عظیم و الهی را استخراج کنند و به بشر تشنه و جگر سوخته ی عصر حاضر ارانه نمایند. بر حسب وظیفه در جوار بارگاه عالم آل محمد (علیه السلام) برای
تمامی رهروان این راه و تمامی کسانی که در مسیر احیای امر اهل بیت (علیهم السلام) و تعلیم و تعلم معارف و علوم این خاندان مطهر تلاش و کوشش می کنند به ویژه اساتید بزرگوار و گرانمایه ای که در تألیف و تنظیم این مجموعه ارزشمند نقش داشته اند طلب سلامتی و بهروزی می کنیم و توفیق آنان را از درگاه حی علیم خواستاریم.
از زایران عزیز نیز می خواهیم نعمت بی نظیر زیارت پاره ی تن رسول الله صلی الله علیه وسلم را با بهره گیری از اندیشه، کلام و سیره ی آن امام همام به فرصتی برای تامین نیازهای معنوی و فکری خود تبدیل نمایند و با مطالعه آثار ارزشمندی مانند این مجموعه، توشه های سعادت و کمال را برای دنیا و آخرت خرد برگیرند و خدمتگزاران خود، در این آستان مقدس را نیز از دعا فراموش نکنند.
معاونت تبلیغات وارتباطات اسلامی
آستان قدس رضوی
امام، نور جهان افروز و آب حیاتی است که حیات سیاسی و اجتماعی انسانها را بارور میکند.
شناخت امام یکی از مهمترین وظایف مسلمانان است. چرا که امام نور جهان افروزی است که دنیا و آخرت بشر را نورانی میسازد، و او را به مسیر سعادت رهنمون میشود. از این رو است که تأکید شده است:
«هر کس بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است.»(1)
اما شناخت ویژگیهای امامت و مصادیق آن از مشکلترین مسائل است و بهترین راه در این زمینه استفاده از دلایل عقلی و نقلی است که یکی از مهمترین منابع آن احادیث اهل بیت (علیهم السلام) است.
در این میان سخنان امام رضا (علیه السلام) از ارزش ویژهای برخوردار است؛ چرا که ایشان درعصری زندگی میکردند که بدون تقیه میتوانستند مطالب و دلایل امامت را بیان کنند. از سویی نشستهای علمی ایشان با دانشمندان ادیان و مذاهب مختلف، زمینه بیان این مطالب را بیشتر فراهم کرد.
نوشتاری که در پیش رو دارید، مجموعهای از احادیث نقل شده از آن حضرت است که به شیوهای نوین دسته بندی و با توضیح مختصری ارائه میگردد.
در این احادیث دلایل عقلی و نقلی در موارد زیر به چشم میخورد:
1) من مات و لمیعرف امام زمانه مات میتۀ الجاهلیه (کمال الدین شیخ صدوق، ج 2، ص 409و الفصول المختاره، شیخ مفید، ص 325، الصوارم المهرقه، قاضی نورالله شوشتری، ص 89، و بحار الانوار علامه مجلسی، ج 32، ص 331).
اول: ضرورت و لزوم پیشوای معصوم برای مردم
دوم: جایگاه امامت در جهان شناسی و انسان شناسی اسلام
سوم: شیوه شناخت و تعیین امام معصوم (علیه السلام)
چهارم: ویژگیهای پیشوای امت
پنجم: امامت خاصه (انحصار امامت در آل رسول و دلایل امامت علی (علیه السلام) و اشارهای به مهدویت).
ششم: جدایی از امامت و پیامدهای آن. (1)
یادآوری:
1- در تمام این نوشتار برای اختصار و رعایت حال مخاطب از تعبیر «امام رضا (علیه السلام)» استفاده و القاب حضرت حذف میشود. از این رو از محضر آن حضرت پوزش میطلبیم.
2- احادیث این نوشتا از منابع معتبر و اصیل همچون «عیون اخبار الرضا (علیه السلام)» مرحوم شیخ صدوق (رحمة الله) نقل شده است. در انتخاب متن احادیث تا حد امکان دقت شده ولی بررسی سندی نشده است.
1) نگارش این دفتر از تاریخ 1/5/86درصحن جامع رضوی (علی صاحبهالسلام) شروع شد. امید است مورد قبول حضرت حق و عنایت آن امام همام ومورد استفاده دوستداران ایشان قرار گیرد.
درآمد:
عقل هر انسان حکم میکند که جامعه نمیتواند بدون نظام و نظم و رهبر باشد، چرا که جامعه بدون پیشوا، گرفتار هرج و مرج میشود و امنیت از آن رخت بر میبندد و هدایت مردم دشوار میشود و اجرای احکام الهی دشوار میگردد؛ در نتیجهی دین مردم سست میشود و در چنین جامعهای عموم مردم زیان میبینند. امام رضا (علیه السلام) نیز بر این مطلب تأکید کرده و با بیانات مختلف آن را توضیح داده اند.
(ان الامامۀ اساس الاسلام النامی و فرعه السامی)(1)
«در حقیقت امامت و رهبری اساس تعالی اسلام و فرع عالی آن است.»
در این سخن به دو مطلب اساسی درمورد امامت اشاره شده است:
اول این که امامت از اصول اساسی اسلام و ضامن بقا و رشد آن است.
دوم این که امامت یکی از نتایج عالی تعالیم اسلام است که در مقام عمل بعد از پیدایش اسلام تحقق مییابد.
1) عیون اخبار الرضا (علیه السلام)،صدوق، ج 1، ص 216، تحف العقول، الحسن الحرانی، ص 436، الکافی،الکلینی، ج 1، ص 198، و بحار الانوار، ج 25، ص 120.
(ان الامامۀ زمام الدین)(1)
«امامت پیشوایی و صاحب اختیاری دین است.»
یعنی امام، رهبری امور دینی مردم را از طرف خدا به دست میگیرد و براساس تعالیم الهی عقاید و اخلاق مردم را جهت دهی و احکام الهی را بیان و اجرا میکند.
ج – امامت سنگر دفاع از دین:(2)
(و الامام… یذبّ عن دین الله).
(و الذاب عن حرم الله) (3)(الامام … حافظ الدین الله)(4)
در این سخنان بر سه نقش اساسی امامت تأکید شده است:
اول این که امام حافظ دین الهی است و با بیان، تقویت و اجرای آن، از اضمحلال دین جلوگیری میکند.
دوم این که در هنگام تهاجم فرهنگی به دین خدا، امامت سنگر دفاع از دین میشود و با سلاح منطق و برهان از دین دفاع میکند. همانطور که هنگام حمله نظامی امام فرمانده کل قوای مسلمانان در برابر دشمنان است.
سوم این که پیشوای مسلمانان پاسدار حدود الهی است و اجازه نمیدهد که در جامعه اسلامی، حرمت احکام الهی، شکسته
1) عیون اخبار الرضا (علیه السلام)،همان، معانی الاخبار، ص 96، کافی همان و بحارالانوار، ج 25، ص 120.
2) عیون ،همان و کمال الدین، شیخ صدوق، ج 2، ص 677، غیبۀنعمانی، ص 218، احتجاج ابو منصور احمد طبرسی، ج 2، ص 434 ، و بحارالانوار، همان.
3) ص 219، و کمالالدین، همان، معانی الاخبار، شیخ صدوق98، و کافی همان،بحار، همان، ص 124.
4) عیون ، ص220، کمال الدین، همان، معانی الاخبار، ص 100، کافی، ج 1، ص 201و احتجاج، ج 2، ص 436، و بحار همان.
و حرام خدا حلال شود.
(الامام… نظام الدین)(1)
یکی از نقشهای امامت و رهبری آن است که به تنظیم امور دینی مردم میپردازد؛ یعنی نظام سازی میکند و امور دینی مردم را سامان میبخشد و از طرفی نظام اعتقادی، اخلاقی، قضایی، سیاسی، اقتصادی و … را براساس قرآن، سنت و عقل در هر عصر بازسازی و اجرا میکند تا مردم از آن بهره مند شوند.
(بالامام تمام الصلاة و الزکاة و الصیام و الحج و الجهاد و توفیر الفیء و الصدقات…).(2)
«به واسطهی رهبری و امامت نماز، زکات، روزه، حج و جهاد کامل و تمام میشود و غنایم و صدقات ذخیره سازی میگردد.»
امام از طرفی به بیان جزئیات احکام نماز، روزه، زکات، حج و جهاد میپردازد و زمینه کامل شدن آنها را فراهم میکند؛ از طرف دیگر عبادت بدون اعتقاد به امامت صحیح است اما مقبول نیست. یعنی امامت شرط قبولی اعمال عبادی است و به وسیلهی امامت اعمال عبادی کامل و تمام میشود.
رهبری جامعهی نظام اقتصادی اسلام را سامان دهی و اجرا
میکند و غنایم و صدقات و مالیاتهای اسلامی مثل خمس و زکات را جمع آوری مینماید و بیت المال مسلمانان را غنی میگرداند تا جامعه اسلامی پشتوانه اقتصادی قوی داشته باشد و نیازمندان از آن استفاده کنند. اما بدون رهبری این امور مهم تحقق نمییابد.
(الامام.. معدن القدس و الطهارة و النسک و الزهادة و العلم والعبادة)(1)
«امام سرچشمه قداست، پاکی، اعمال، زهد، علم و عبادت است.»
امامت سرچشمه کارهای نیک و الگوی افراد جامعه دراین زمینه است. مردم از امام خود، اعمال و عبادت صحیح را میآموزند.
(ان الامامه … و نظام المسلمین)(2)
(ان الامامة… و صلاح الدنیا)(3)
1) عیون ج 1،ص 220 و معانی الاخبار، ص 100، و امالی شیخ صدوق، 677 وکافی، ج 1، ص 201، و بحار الانوار همان، ص 124.
2) عیون اخبار الرضا (علیه السلام)، صدوق، ج 1، ص 216، و کمال الدین، ج 2، ص 677 و معانی الاخبار، ص 96،امالی صدوق 677، و کافی، ج1، ص 198، و بحار، همان، ص 120.
3) عیون اخبار الرضا (علیه السلام)، معانی الاخبار، همان، کمال الدین، همان و امالی،شیخ صدوق، ص 674کافی، همان.
(ان الامامة… و عزّ المؤمنین)(1)
(الامام … و عزّ المسلمین)(2)
(بالامامة … و امضاء الحدود و الاحکام)(3)
(و الامام … یقیم حدود الله)(4)
یکی از تأثیرات مهم رهبری در جامعه اسلامی آن است که امور دنیوی مسلمانان را نظام مند میکند. یعنی نظام مدیریت سیاسی و اقتصادی و نظامی مردم را سامان مند میسازد . در نتیجه امور دنیوی مردم به صورت صحیح سازماندهی و اصلاح میشود. این نظام مندی نهادها موجب قدرتمندی و عزت مؤمنان در جامعه و در سطح بین المللی میشود. همین سازماندهی امور مدیریتی زمینه ساز اجرای حدود و احکام الهی در جامعه میشود. یعنی رهبری با استفاده از بازوهای اجرایی و مدیریتی، با متجاوزان به حقوق افراد برخورد و گناهکاران را تنبیه میکند و جامعه را از آلودگیها پاک میسازد و جامعه صالح و سعادتمند میگردد.
1) عیون اخبار الرضا (علیه السلام)، معانی الاخبار، همان، کمال الدین، همان و امالی،شیخ صدوق، ص 674کافی، همان.
2) عیون اخبار الرضا (علیه السلام)، کافی، همان، بحارالانوار، ج25، ص 124.
3) عیون اخبار الرضا (علیه السلام)، کافی، همان، بحارالانوار، ج25، ص 124.
4) عیون اخبار الرضا (علیه السلام)، کافی، همان، بحارالانوار، ج25، ص 124.
(و الامام یحلّل حلال الله و یحرّم حرام الله)(1)
«امام حلال الهی را جایز و حرام الهی را ممنوع میسازد.»
قانون گذاری حق خداست چون او خالق، مالک و صاحب اختیار مردم است. اما خدای متعال حق قانون گذاری را در برخی حوزههای اجرایی به پیامبر و امام واگذار کرده است. از این رو دستور داده است که از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و زمامداران الهی اطاعت کنید.(2)
بنابراین امام مسلمانان حق دارد در چهارچوب قوانین کلی الهی که در قرآن بیان شده است، برخی مقررات اجرایی را تشریع کند؛ یعنی برخی امور را حلال یا حرام اعلام نماید، همان طور که از باب احکام حکومتی میتواند قوانین خاصی وضع کند. تا احکام کلی الهی در جامعه اجرا شود.
(و الامام… و یدعو الی سبیل ربة بالحکمة و الموعظة الحسنة و الحجة البالغة)(3)
«امام با حکمت و نصیحت نیکو و دلایل قاطع مردم را به سوی پروردگار فرا میخواند.»
(الامام… الداعی الی الله)(4)
1) عیون اخبار الرضا (علیه السلام)، کافی، همان، بحارالانوار، ج25، ص 124.
2) اطیعوالله و اطیعوا الرسول و اولولامر منکم (نساء / 59).
3) عیون ، ج1، ص 216 و کمال الدین، ج 2، ص 677، و امالی، شیخ صدوق، ص 674،کافی، ج 1، ص 198، و احتجاج، ج 2، ص 434، و بحار، ج 25، ص 120.
4) عیون ، ج1، ص 219، و احتجاج، همان، بحار، همان، ص 124.
(الامام… راع {داع} لا ینکل)(1)
از مهمترین نقشهای امام و پیشوای مسلمانان، راهنمایی مردم به سوی خداست. امام مردم را مجبور نمیسازد و به سوی نفس خویش دعوت نمیکند؛ بلکه فقط دعوت کننده به سوی خداست یعنی نقش راهبردی و راهنمایی دارد و در اجرای این وظیفه خود کوتاهی نمیکند بلکه با استفاده از برهانهای منطقی و دلایل قاطع، مردم را به سوی حق فرا میخواند و آنها را نصیحت و موعظه نیکو میکند که به کژ راهه نروند و سعادت دنیا و آخرت خود را فراموش نکنند.
(الامام … و غیظ المنافقین و بوار الکافرین)(2)
یکی از نقشهای اجتماعی رهبری مبارزه با دشمنان داخلی و دشمنان خارجی است. چرا که همواره جامعه اسلامی از درون و برون تهدید میشود، دشمنان داخلی همان منافقان هستند که به ظاهر مسلماناناند ولی در باطن همدست کفار هستند؛ دشمنان خارجی همان کافراناند و رهبر اسلامی همچون سدی در برابر هر دو گروه ایستاده است؛ از این رو مورد خشم منافقان قرار میگیرد و زمینه ساز نابودی کافران میشود.
(الامام… عالم بالسیاسه مفروض الطاعة قائم بامر الله ناصح لعباد الله)(1)
«امام از سیاست آگاه است و اطاعت او واجب است و بر پا دارنده دستورات الهی و خیر خواه بندگان خدا است.»
یکی ازمهمترین نقشهای امامت در جامعه اسلامی و سطح بین المللی، رهبری سیاسی است. امام رهبر سیاسی کلان جامعه اسلامی است. رهبر جامعه اسلامی سیاستهای کلان نظام اسلامی را تعیین میکند. البته این سیاستها در چهارچوب دستورات الهی و براساس خیرخواهی برای مردم استوار است. از آنجا که اطاعت امام و رهبر اسلامی واجب است، این سیاستها در ارکان جامعه جریان مییابد و اجرا میشود.
اول امامت مایهی شفاعت:
(و یشفع)(2)
براساس آیات قرآن کریم، شفاعت با رخصت الهی انجام میشود.(3)و برای افرادی تحقق مییابد که رضایت الهی شامل حال شان شود.(4)
شفاعت امام در رستاخیز تجلی هدایت او در دنیاست و
شفاعت پذیری مردم در قیامت تجلی هدایت پذیری آنها در دنیاست. یعنی کسانی که در دنیا پیرو امام باشند، در دنیا به سوی سعادت رهنمون میشوند و در نتیجه در قیامت از دوزخ نجات مییابند و به سوی بهشت رهسپار میگردند و اگر در این راه گرفتار لغزش و انحراف و خطا شده باشند با کمک امامت نجات مییابند.
و انسان شناسی اسلام
(ان الامامه خلافة الله عزوجل…)(1)
«در حقیقت امامت جانشینی خدای متعال (در زمین) است.»
(الامام امین الله فی ارضه)(2)
«امام امین خدا در زمین اوست».
(و خلیفته فی بلاده)(3)
« (امامت) جانشینی او در شهرهای اوست».
در آیات قرآن آمده است که خدای متعال، حضرت آدم (علیه السلام) را خلیفه و جانشین خود در زمین قرار داد.(4)البته از طرفی خدای متعال همه جا حاضر است و در مکانی غایب نیست تا جانشین بخواهد. پس این جانشین مقامی است نه مکانی، یعنی اختیارات خاصی به آدم (علیه السلام) عطا شد و از طرف دیگر حضرت آدم (علیه السلام) به عنوان شخص، جانشین پروردگار نشد بلکه او نماینده بشریت بود.
و از طرف سوم روشن است که فقط برخی انسانها شایستگی دارند که جانشین و نماینده خدا در زمین باشند؛ این افراد همان امامان الهی هستند که میتوانند امانت دار خوبی برای این مقام (خلیفه الهی) باشند.
1) عیون ، ص216، و امالی، شیخ صدوق، ص 674، و بحار الانوار، ج 25، ص 120.
2) عیون ، ج1، ص 219، و امالی شیخ صدوق، ص 677و احتجاج، ج 2، ص 434و بحار، همان.
3) عیون ، ص219، و کمال الدین، ج 2، ص 677، و معانی الاخبار، ص 98، کافی، ج1، ص 198 و غیبه نعمانی، ص 218، و بحار ج 25، ص 124.
4) اذ قال ربکللملائکة انی جاعل فی الارض خلیفة (بقره / 30).
عن الرضا (علیه السلام): (ان الامامة خصّ الله عزوجل بها ابراهیم الخلیل (علیه السلام) بعد النبوة و الخلّة مرتبۀ ثالثه و فضیلة شرفّه بها و اشاد بها ذکره فقال عزوجل: انی جاعلک للناس اماما)(1)
«در حقیقت امامت مقامی است که خدای عزوجل به ابراهیم خلیل (علیه السلام) اختصاص داد؛ این مقام بعد از مرحله نبوت و دوستی به ابراهیم (علیه السلام) داده شد و فضیلتی بود که ابراهیم (علیه السلام) بدان شرافت یافت و آوازه اش بدان بلند شد و خدای عزوجل فرمود: «به راستی که من تو را برای مردم امام قرار دادم.»
در واقع مقام امامت بعد ازامتحانات متعدد به این پیامبر الهی عطا شد، بنابراین مقام امامت مقامی معنوی، سیاسی و اجتماعی است که از مقام نبوت بالاتر است. چون پیامبران، خبرگزاران الهی هستند وامامان مجریان این اخبار و هدایت گران بشر هستند. از این رو ممکن است کسی پیامبر باشد، اما امام نباشد و کسی دیگری امام باشد اما پیامبر نباشد و بزرگوارانی مثل ابراهیم (علیه السلام) و پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) هم امام و هم پیامبر باشند.
عن الرضا (علیه السلام): (ان الامامة هی منزلة الانبیاء)(2)
«در حقیقت امامت، جایگاه پیامبران است».
همان طور که در قرآن بیان شده است، خدای متعال مقام
امامت را به افرادی همچون ابراهیم (علیه السلام) داده است.(1)بنابراین امامت مخصوص افرادی کمال یافته در حد پیامبران الهی است. البته امامت با نبوت ملازم نیست یعنی ممکن است امام، پیامبر باشد یا نباشد.
(و حجته علی عباده)(2)
«امام حجت خدا بر بندگان اوست، یعنی دستورات الهی به وسیله رهبر جامعه اسلامی به مردم ابلاغ میشود و بعد از آن عذری برای مخالفت با دستورات الهی وجود ندارد، امام پاسخگوی مردم در این امور دینی و صاحب معجزه و کرامت است. از این رو دلیل قاطع بر حقانیت دین و تمام کننده حجت الهی بر مردم است.
(یکون محدثاً)(3)
«امام، مخاطب گفت و گوی «فرشتگان الهی» است (مطالب را به او الهام میکنند.)»
در آیات متعدد قرآن از سخن گفتن فرشتگان الهی با پیامبران و در چند مورد نیز از سخن گفتن فرشتگان با غیر پیامبران یاد شده
است. همچون سخن گفتن فرشتگان با حضرت مریم؛(1)بنابراین سخن گفتن فرشتگان با امامان نه تنها امری ممکن است(2)بلکه برای ابلاغ دستورات و هدایتهای الهی، امری ضرورری است. کسی که رهبری جامعه اسلامی را در دست دارد، همواره نیازمند راهنمایی الهی است که از طریق الهام یا فرشتگان به وی ابلاغ میشود.
حتی در برخی احادیث آمده است که فرشتگان الهی در گوش دل هر انسان زمزمه میکنند و کارهای نیک را به او یادآوری مینمایند.(3)
(یکون اولی الناس بالناس منهم بانفسهم)(4)
«امام سزاوارترین مردم نسبت به مردم است، به طوری که از خود مردم نسبت به آنها سزاوارتر است.»(5)
براساس آیات قرآن، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از خود مؤمنان نسبت به آنان سزاوارتر است. یعنی دستورات او مقدم بر دستورات شخصی افراد مؤمن است. براساس روایت مذکور این مقام مخصوص پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نیست بلکه هر امام معصومی این گونه است.
1) قال انما انا رسول ربک (مریم / 36).
2) عیون ، ج1، ص 56، کافی، ج1، ص 534، بصائر الدرجات، ص 319.
3) ... اذ ناناذن ینفث فیه الملک،کافی، ج 2، ص 267، و بحار الانوار، ج 60، ص 194. (تفاسیر قرآن ذیل سورۀ ناس وفلق).
4) عیون اخبار الرضا (علیه السلام)،ج 1، ص 212، و من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 418، کشف الغمه، ج 2، ص290، و بحار ج 25، ص 116.
5) النبیاولی بالمؤمنین منانفسهم (احزاب / 6).
(الامام المطهّر من الذنوب المبرّأ من العیوب)(1)
«امام از گناهان پاک و از عیبها به دور است».
(الامام… معدن القدس و الطهارة)(2)
«امام منبع پاکی و طهارت است.»
(و هو معصوم مؤید موفق مسدّد قد امن الخطایا و الزلل و العثار یخصه الله عزوجل بذلک لیکون حجته علی عباده و شاهده علی خلقه)(3)
«امام معصوم و مورد تأیید و موفق (به انجام وظایف الهی) استوار در انجام وظایف به تأیید الهی است که از خطاها و لغزشها مصون است، خدای متعال این ویژگی را به امام بخشید تا حجت خدا بر بندگانش و گواه بر آفریدگانش باشد.»
امامان جانشینان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) هستند و وظایف ایشان را در تبیین دین و ابلاغ و اجرای آن به عهده دارند، و حجت الهی بر مردم به شمار میآیند، یعنی سخن و عمل آنها الگوی مسلمانان است وباید طبق دستورات آنها عمل شود.
چنین کسی که در این مقام خطیر قرار دارد، اگر گرفتار خطا و گناه شود، اعتماد مردم از او سلب میشود و نمیتواند وظایف فوق را انجام دهد. از این رو عقل حکم میکند که باید امام
1) عیون اخبار الرضا (علیه السلام)،ج1، ص 219، و کمال الدین، ج 2، ص 678، و معانی الاخبار؛ ص 98 وامالی شیخ صدوق، ص 677 و احتجاج، ج 2، ص 435، بحار ج 25، ص 124.
2) عیون ، ج1، ص 220، و کمال الدین، همان، معانی الاخبار، ص 100، و امالیصدوق، همان و بحار، همان، احتجاج، ج 2، ص 436، و غیبة نعمانی، ص 221.
3) عیون ،همان، و کمال الدین همان، غیبة نعمانی، همان، معانیالاخبار، همان، کافی، ج 1، ص 203، بحارالانوار، ج 25، ص 127.
معصوم باشد.
(یکون دعاءوه مستجاباً حتی انه لو دعا علی صخره لا نشقّت بنصفین)(1)
«دعای امام مورد قبول خدای متعال قرار میگیرد، به طوری که اگر (بر فرض) در مورد صخرهای بخواهد (و دعا کند) به دو نیم تقسیم میشود.»
ازاین روست که ما از امامان معصوم (علیهم السلام) میخواهیم که برای ما دعا کنند و واسطه شوند که خدا حاجات ما را برآورده کند، چرا که آنان مقربان درگاه الهی هستند و دعایشان مستجاب است.
امامان معصوم (علیهم السلام) از چند طریق بر علوم اشراف یافتند، نخست از طریق پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) که بسیاری ازمطالب ایشان نسل به نسل به امامان منتقل شده است. دوم از طریق الهامات الهی و اتصال به عالم غیب و سوم از طریق قرآن کریم و تدبر در آن.
(تکون عنده صحیفة فیها اسماء شیعتهم الی یوم القیامة و صحیفة فیها اسماء اعدائهم الی یوم القیامة)(2)
«نزد امام نوشتهای است که در آنها نامهای شیعیان تا روز رستاخیز ثبت شده است و نیز نوشتهای که اسامی دشمنان آنها تا روز رستاخیز ثبت شده است».
آگاهی امام از مسائل و حوادث و نامهای شیعیان همچون آگاهی و تسلط بر اطلاعات زیادی است که دریک لوح فشرده رایانهای جمع آوری شده است و هرگاه بخواهیم بدانها دسترسی پیدا میکنیم.
البته علم و آگاهی امامان از نام شیعیان و دشمنان به معنای نفی اختیار انسانها در انتخاب راه نیست. بلکه تغییر و بداء دراین مسائل و علوم ممکن است . چون علم به این نامها همراه علم به اختیار انسان است.(1)
(بینه و بین الله عمود من نور یری منه اعمال العباد و کلّما احتاج الیه لدلاله اطلع علیه و یبسطه فیعلم و یقبض عنه فلا یعلم)(2)
«بین امام و خدای متعال، ستونی از نور است که در آن کارهای بندگان را مشاهده میکند و هرگاه نیازمند اطلاعاتی باشد از آنها آگاه میشود و (اطلاعات فشرده) برای او باز و گسترده میشود و بدانها علم مییابد، و (گاهی) بسته میشود و از آنها آگاه
نمیشود.» (1)
(کل ما اخبر به من الحوادث التی تحدث قبل کونها فذلک بعهد معهود الیه من رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) توارثه و عن آبائه عنه و یکون ذلک مما عهد الیه جبرئیل من علام الغیوب عزوجل).(2)
«هر چه از حوادث آینده که امام (علیه السلام) قبل از وقوع آنها خبر میدهد، از طریق مشخص از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به دست آورده است یعنی از پدرانش ارث برده است و آن اخبار در اصل از جبرئیل از خدای دانای اسرار رسیده است.» همانطور که گذشت یکی از منابع علم امامان معصوم (علیهم السلام) اطلاعاتی است که از طریق پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به امیرالمؤمنین (علیه السلام) و فاطمه زهرا J رسیده، سپس به فرزندان معصومش منتقل شده است.
(قال فما وجه اخبارکم بما فی قلوب الناس قال (علیه السلام): اما بلغک قول الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم): اتقوا فراسة المؤمن فانه ینظر بنور الله. قال: بلی؛ قال: فما من مؤمن الا و له فراسة ینظر بنور الله علی قدر ایمانه و مبلغ استبصاره و علمه و قد جمع الله للائمه منا ما فرقه فی جمیع
1) آگاهیامام علی (علیه السلام)از حوادث و کارهای مردم مثل آگاهی ما از اطلاعات رایانهای است. همانطور که ما به وسیله خط تلفن و اینترنت به اطلاعاتزیادی دسترسی پیدا می کنیم و هرگاهبخواهیم اطلاعات باز و گسترده در اختیار ما قرار می گیرد.در این حدیث نیز قرن ها قبل از اختراع رایانه و اینترنت مطلب به صورت کاملاً فنیو زیبا بیان شده است.
2) عیون اخبار الرضا (علیه السلام)،ج 1، ص 213 و مشابه این حدیث، ج 2، ص 200.
المؤمنین)(1)
«در این حدیث حکایت شده است که شخصی از امام رضا (علیه السلام) پرسید: چگونه شما از دلهای مردم خبر میدهید؟
حضرت در پاسخ فرمودند: آیا سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به تو نرسیده است که فرمودند: «از زیرکی و فراست مؤمن بپرهیزید و خود را حفظ کنید که مؤمن با نور الهی به امور نظر میکند.»
پرسش کننده گفت: آری (شنیده ام).
حضرت فرمود: هیچ مؤمنی نیست مگر آن که زیرکی و فراستی دارد و به اندازه ایمانش و مقدار بینش و دانشی که دارد با نور الهی به امور مینگرد و خدا همه فراستهایی را که در مؤمنان پراکنده ساخته، در امامان جمع کرده است.»
(ان الانبیاء و الائمه یوفقهم الله و یوتیهم من مخزون علمه و حکمة ما لا یوتیه غیرهم فیکون علمهم فوق کل علم اهل زمانهم…)(2)
«در حقیقت پیامبران و امامان را خدا توفیق میدهد و از منبع علم و حکمتش به آنها چیزهایی عطا میکند که به دیگران نمیدهد، بنابراین دانش آنان بالاتر از دانش اهل زمانشان است.»
(ان العبد اذا اختاره الله عزوجل لامور عباده… الهمة العلم الهاماً فلم یعی بعده بجواب)(1)
«در حقیقت هنگامی که خدای متعال بندهای را برای رسیدگی به امور بندگانش انتخاب میکند… دانشی به او الهام میکند که بعد از آن در جواب باز نمیماند.»
(ان الامامة… و ارث الاوصیاء … و خلافة الرسول و مقام امیرالمؤمنین و میراث الحسن و الحسین (علیه السلام))(2)
«در واقع امامت وراثت اوصیا و جانشینی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و مقام امام علی (علیه السلام) و میراث حسن (علیه السلام) و حسین (علیه السلام) است…»
امامان معصوم (علیهم السلام) جانشینان به حق پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هستند، پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) موارد متعدد بر این مطلب تأکید کردند، از جمله در جریان غدیر خم و انتصاب امام علی (علیه السلام) به امامت.
سپس این خلافت و جانشینی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به عنوان امانتی الهی از امام علی (علیه السلام) به امام حسن (علیه السلام) رسید و آن گاه به امام حسین (علیه السلام) و فرزندان معصوم ایشان رسید و اکنون این قبای فاخر به قامت حجه بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف آراسته شده است.
البته وراثت در این جا به معنای حکومت پادشاهی و ارث بردن پسر از پدر نیست بلکه این وراثت براساس شایستگی افراد برای جانشینی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است که خدا از آنها اطلاع دارد و امام را براساس آن مشخص میسازد. از این رو امامت در نسل امام حسین (علیه السلام) قرار گرفت ولی در نسل امام حسن (علیه السلام) قرار نگرفت.
1) عیون اخبارالرضا (علیه السلام)،ج 1، ص 220، و معانی الاخبار، ص 100، و کمال الدین، ج 2، ص 678، وامالی صدوق، ص 680، و کافی، ج 1، ص 201، بحار، ج 2، ص 127.
2) عیون اخبار الرضا (علیه السلام)،صدوق، ج 1، ص 216 و کمال الدین، ج 2، ص 677، و امالی صدوق، ص 674 وکافی، ج 1، ص 198، و غیبۀ نعمانی، ص 218، و بحار، ج 25، ص120.
(و یکون عنده سلام رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و سیفه ذوالفقار)(1)
«اسلحه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و شمشیر ذوالفقار (امیرالمؤمنین (علیه السلام)) نزد امام معصوم است.»
این مطلب از طرفی میتواند اشاره بدان باشد که امام رهبر جامعه اسلامی همچون پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و امیرالمؤمنین (علیه السلام) همیشه مسلح و آماده مبارزه با دشمنان داخلی و خارجی اسلام است و از طرف دیگر اشاره بدان است که امامان معصوم همانطور که وراث مقام پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) هستند، وارث میراث گران بها و یادگارهای نمادین ایشان میباشند.
(و تکون عنده الجامعه و هی صحیفة طولها سبعون ذراعاً فیها جمیع و ما یحتاج الیه ولد آدم)(2)
«کتاب جامعه نزد امام معصوم (علیه السلام) است و آن نوشتهای است که طول آن هفتاد ذراع (حدود 35 متر) است و در آن همه نیازمندی های فرزندان آدم وجود دارد.»
براساس روایات کتاب جامعه توسط امام علی (علیه السلام) تهیه و مطالب دینی و شرعی در آن گردآوری شد(3). البته مقصود حدیث مذکور آن است که اصول و کلیات همه نیازهای شرعی انسانها در این کتاب گردآوری شده است.(4)
نه این که همه جزئیات علوم و فنون و… در آن وجود داشته باشد.
(یکون عنده الجفر الاکبر و الاصغر اهاب ما عز و اهاب کبش فیهما جمیع العلوم حتی ارش الخدش و حتی الجلده و نصف الجلده و ثلث الجلده).(1)
«کتاب جفر بزرگ و کوچک نزد امام معصوم (علیه السلام) است، که بر پوست بز و گوسفند (نوشته شده) است. و در آن همه علوم حتی حکم خراش و ضربه تازیانه و نصف و ثلث آن بیان شده است.»
براساس روایات کتاب «جفر» که احکام الهی در آن گرد آوری شده است توسط امام علی (علیه السلام) تهیه شد و(2)سپس هر امامی آن را به امام بعد از خود سپرده است.
(یکون عنده مصحف فاطمه)(3)
در روایات، از کتابی با عنوان «مصحف فاطمه (علیه السلام)» یاد شده است که حاصل مکالمات حضرت زهرا J با فرشتگان است ودر هر عصری نزد امام آن عصر امانت است.
(ان الامام مؤیّد بروح القدس)(1)
در حقیقت امام با روح القدس تأیید میشود».
عن الرضا (علیه السلام): ان الله عزوجل قد ایّدنا بروح منه مقدسة مطهرة لیست بملک لم تکن مع احد ممن مضی الا مع رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و هی مع الائمه منّا تسدّدهم و توفّقهم و هو عمود من نور بیننا و من الله عزوجل.(2)
از امام رضا (علیه السلام) حکایت شده است که: «خدای عزوجل ما را با روح الهی تأیید کرده است، روح پاک و مطهری که فرشته نیست و با گذشتگان همراهی نکرده است مگر با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، و این روح الهی با امامان از اهل بیت (علیه السلام) است و آنان را تأیید میکند و موفق میسازد و آن ستونی از نور است که بین ما وبین خدای متعال قرار دارد».
در قرآن کریم مکرر از فرشتهای به نام «روح القدس» یاد شده که قرآن توسط او بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شده است.(3)در برخی آیات نیز از فرشته نازل کنندۀ وحی با عنوان جبرئیل یاد شده است(4)از سوی حضرت عیسی (علیه السلام) به وسیله روح القدس تأیید می شد(5)در روایت اول نیز آمده است که امامان معصوم (علیهم السلام) یا روح القدس تأیید میشوند.
اما درروایت دوم آمده است: موجودی که فرشته نیست یعنی روح الهی و پاک همراه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و امامان معصوم (علیهم السلام) است و آنان را تأیید می کند. یعنی علاوه بر روح القدس که تأیید کننده ویژهای به نام روح الهی وجود دارد که پیوند نورانی امام را با خالق هستی برقرار میسازد و زمینه ساز موفقیت آن هاست. شاید از این روست که در سوره قدر از «فرشتگان» در کنار «روح» نام برده شده است.
(تنزل الملائکه و الروح فیها باذن ربهم)(1)
در شب قدر فرشتگان و روح با رخصت الهی (بر پیامبر یا امام عصر) فرود میآیند. در برخی روایات و تفاسیر نیز آمده است که «روح» موجودی بزرگ تر از فرشته و غیر از جبرئیل است.(2)
عن الرضا (علیه السلام): (الامام کالشمس الطالعه للعالم وهی فی الافق بحیث لا تنالها الا یدی و الابصار الامام البدر المنیر و السراج الزاهر و النور الساطع و النجم الهادی فی غیاهب الدجی و البید القفار و لجج البحار الامام الماء العذب علی الظما و الدال علی الهدی و المنجی علی الردی الامام النار علی الیفاع الحار لمن اصطلی به و الدلیل فی المهالک، من فارقه فهالک.
الامام السحاب الماطر و الغیث الهاطل و الشمس المضیئه و السماء الضلیله و الارض البسیطه و العین الغزیره و الغدیر و الروضه).(3)
از امام رضا (علیه السلام) روایت شده است که فرمودند:
«امام همچون خورشید جهان افروز است و در افق بلندی قرار دارد که دستها و چشمها به او نمیرسد، امام ماه فروزان و چراغ روشنگر و نور پر فروغ و ستاره هدایتگر در تاریکیها و بیابانهای خالی و دل دریاهاست. امام آب گوارای تشنگان و راهنمای هدایت پیشه و نجاتگر از پرتگاه هاست. امام آتشی بر تپهای داغ است برای کسی که تحمل او را داشته باشد و راهنمای انسانها در هلاکت گاه هاست، هر کس از امام جدا شود هلاک میشود. امام ابر باران زاست، بارانی مداوم و خورشیدی فروزنده و آسمان سایه دار، زمین گسترده، چشمه پر آب، برکه و باغ است.»
عن الرضا (علیه السلام): (الامام الامین الرفیق و الاخ الشقیق {الشفیق} و مفزع العباد فی الداهیه)(1)
از امام رضا (علیه السلام) روایت شده است که فرمودند:
«امام فردی امین و رفیق و برادری مهربان و پناهگاه مردم در مشکلات عظیم است.»
آری رهبر جامعه اسلامی باید این گونه باشد که درعین صلابت و انجام وظیفه، دوست مردم باشد به طوری که مردم در هنگام مشکلات، او را پناهگاه خود بدانند و مشکلات را با او در میان گذارند و از او راهکار و کمک بخواهند.»
1) عیون ، ج1، ص 219، و امالی شیخ صدوق، ص 677.
(الامام … مخصوص بالفضل کلّه من غیر طلب منه و الاکتساب بل اختصاص من المفضل الوهاب)(1)
«فضایلی که ویژه امام گشته، همه بدون درخواست او و غیر اکتسابی است، این فضایل از طرف فضیلت دهنده بخشنده (= خدای متعال) به امام اختصاص یافته است».
این سخن به معنای جبر نیست بلکه مقصود فضایل ویژه امامت مثل عصمت و تأیید روح القدس ومانند آن است که مواهب الهی است و ظرفیت اخلاقی و علمی و روحی امام در نزول این مواهب الهی مؤثر است. آری تقوا، تزکیه نفس و عبادتهای امام زمینه ساز الطاف الهی است.
(… و ان العبد اذا اختاره الله عزوجل لامور عباده شرح صدره لذلک و اودع قلبه ینابیع الحکمه و الهمه العلم الهاماً فلم یعی بعده بجواب و لا یحیّر فیه عن الصواب و هو معصوم موید موفق مسدد قد امن الخطایا و الزلل و العثار یخصّه الله عزوجل بذلک لیکون حجّته علی عباده و شاهده علی خلقه و ذلک: فضل الله یوتیه من یشاء و الله ذوالفضل العظیم)(2)
در حدیث دیگری از امام رضا (علیه السلام) روایت شده است که:
« در حقیقت هنگامی که خدای متعال بندهای را برای رسیدگی
به کارهای بندگانش انتخاب میکند، شرح صدر (سینهای گشاده برای تحمل مشکلات) را در آن مورد به او عطا میکند و منابع حکمت را در دل او به ودیعت میگذارد، و علم را به او الهام میکند به طوری که بعد ازآن از جواب مسائل باز نمیماند و در مورد پاسخ صحیح حیران نمیشود. امام معصوم و مورد تأیید و با توفیق و استوار در انجام وظایف به تأیید الهی است که از خطا و لغزشها مصون است. خدای متعال این ویژگی را به امام بخشید تا حجت خدا بر بندگانش و گواه بر آفریدگانش باشد، و این موهبت الهی است که به هر کس بخواهد عطا میکند و خدا دارای موهبتی عظیم است».
عن الرضا (علیه السلام): (ان الامامه اجل قدراً و اعظم شأناً و اعلی مکاناً و امنع جانباً و ابعد غوراً من ان یبلغها الناس بعقولهم او ینالوها بآرائهم او یقیموا اماماً باختیارهم)(1)
از امام رضا (علیه السلام) روایت شده است که:
«قدر و شأن امامت بزرگ تر و جایگاه آن بالاتر و خطیرتر و دورتر از دسترس است که عقل انسانها بدان راه یابد و در دسترس آرای مردم قرار گیرد. و امامی را با انتخاب خود منصوب کنند.»
(عن الرضا (علیه السلام): … فمن ذالذی یبلغ معرفه الامام و یمکنه اختیاره هیهات هیهات ضلّت العقول و تاهت الحلوم و حارت الالباب و حسرت العیون و تصاغرت العظماء و تحیرت الحکماء و تقاصرت الحلماء و حصرت الخطباء و جهلت الالّباء و کلّت الشعراء و عجزت الأدباء و عییت البلغاء عن و صف شأن من شأنه او فضیله من فضائله فاقرّت بالعجز و التقصیر و کیف یوصف له او ینعت بکنهه او یفهم شیی من امره او یوجد من یقوم مقامه…).
و نیز از آن حضرت نقل شده است که:
«چه کسی است که به شناخت (کامل) امام دسترسی پیدا کند و بتواند امام را انتخاب کند، بعید است بعید است، عقلها منحرف،
1) عیون ، ج1، ص 216، و کمال الدین، ج 2، ص 675، و کافی، ج 1، ص 198، و بحارالانوار، ج 25، ص 120.
خردها مضطرب ، خردمندان حیران، چشمها حسرت زده، بزرگان کوچک شده، حکیمان حیران، صبوران قاصر، گویندگان در تنگنا، زیرکان ناآگاه و شاعران وامانده و ادیبان عاجز و سخنوران ناتوان هستند و کوتاهی خود اقرار کردند. چگونه ژرفای وجودی امام را وصف کنند یا چیزی از او درک کنند یا جانشین او را بیابند…»
امام معصوم باید ویژگیهایی مثل عصمت، معنویت، ارتباط با عالم غیب، دانش افزون تر و شایستگیهای مدیریتی والا داشته باشد. شناخت این خصلتهای درونی برای مردم عادی ممکن نیست از این رو امام معصوم را نمیتوان با انتخابات تعیین کرد. چون عقل انسان نمیتواند به ژرفای وجودی افراد نفوذ کند و این ویژگیها را تشخیص دهد.
(دلالته فی خصلتین فی العلم و استجابه الدعوه)(1)
یکی از نشانههای امام بر حق آن است که در قله علم عصر خویش قرار دارد و داناترین و اعلم مردم است.(2)نشانه دیگر او آن است که دعاهای او مستجاب است. البته این دو مطلب تا حدودی(3)قابل آزمایش است و در مورد برخی امامان همچون امام رضا (علیه السلام) مکرر آزمایش شد. ایشان در مباحثات متعددی با دانشمندان ادیان مختلف شرکت کرد(4)و پیروز شد و نیز استجابت
1) عیون اخبار الرضا (علیه السلام)،ج 1، ص 219، و کمال الدین، ج 2، ص 678، و امالی شیخ صدوق، ص677، و احتجاج، ج 2، ص 435.
2) عیون اخبار الرضا (علیه السلام)،ج 1، ص 220، وامالی، همان، بحار، ج 25، ص 127.
3) در مبحث علمامام بیان شد که یکی از راه های علم امام، الهاماتالهی و ارتباط با غیب است و اطلاع از این موارد نیزبرای مردم مشکل است.
4) تک: عیون اخبار الرضا (علیه السلام)،صدوق، و بحار الانوار، علامه مجلسی، جلد 49 (جلد ویژه امام رضا (علیه السلام)) و ....
دعاهای او بر مردم آشکار گردید همان طور که کرامات ایشان بعد از شهادت تاکنون آشکارا ادامه دارد.
(عن الرضا (علیه السلام): … فکیف لهم باختیار الامام و الامام عالم لا یجهل راع لا ینکل معدن القدس و الطهاره…)(1)
از امام رضا (علیه السلام) روایت شده است که فرمودند:
«چگونه ممکن است که مردم امام را برگزینند، در حالی که امام دانایی است که جهل در او راه ندارد و دعوتگری است که کوتاهی نمیکند، منبع پاکی و طهارت است و …»
این حدیث نیز به ناتوانی انسان از شناخت کامل صفات امامان اشاره میکند؛ پس اگر انسان عادی بخواهد امام انتخاب کند، ممکن است به خطا برود و افراد ناشایست را انتخاب کند و پشیمان شود. همان طور که این امر گاهی در انتخاب رئیس جمهور کشورها اتفاق میافتد.
پس باید خدایی که از اسرار جهان وانسان آگاه است وظرفیتها و شایستگیهای افراد را میداند و امام معصوم و اعلم و پاک را میشناسد، اقدام به انتخاب امام کند.
1) عیون ، ج1، ص 220، معانی، ص 100، و کافی، ج 1، ص 201.
آگاهترین مردم (اعلم الناس)(1)(مخصوص بالعلم)(2)(الامام عالم لا یجهل) (3)
امام وظایف سنگینی در رابطه با مردم و دین بر عهده دارد که دراین رابطه آگاهی از علوم مختلف برای او ضروری است و حتی لازم است دانشمندترین فرد زمان خویش باشد. از آنجا که علم او الهی است، با جهل آمیخته نمیشود. (در مورد علم امام ومنابع آن در مباحث قبلی مطالبی بیان شد).
داورترین مردم (احکم الناس)(4)
قرآن کریم، مقام داوری را از مقامات پیامبران برشمرده(5)که البته از مقامات اجرایی و امامت ایشان است.
یکی از مقامات امام، مقام قضاوت و داوری بین مردم است و امام قضات جامعۀ اسلامی را نصب میکند و براساس عدالت بین مردم قضاوت و حکم میکند، از این رو لازم است که امام داورترین مردم باشد.
1) عیون اخبار الرضا (علیه السلام)،صدوق، ج 1، ص 212، و خصال، ج 2، ص527، بحار، ج 25، ص 116.
2) عیون ، ج1،ص 219، و کمال الدین، ج 2، ص 678، و معانی الاخبار، ص 98، و بحار، ج25، ص 124.
3) عیون ، ج1، ص 220، و معانی، ص 100 و کمال الدین، ج 2، ص 678 و کافی، ج1، ص 201، و بحار، همان.
4) عیون ، ص212، معانی، ص 102، و بحار، ج 25، ص 116.
5) ص / 26، مائده /42 و 48، نساء / 65.
با تقواترین مردم (اتقی الناس)(1)
تقوای امام، در بالاترین مرتبه قرار دارد، به طوری که ایشان هیچ گناهی مرتکب نمیشود و به درجه عصمت رسیده است، آری امام کاملاً آگاه است و همچون کسی است که خود را در بالای کوهی بر لب پرتگاهی میبیند که هر گونه گناه موجب سقوط او میشود از این رو کاملاً با تقواست.
صبورترین مردم (احلم الناس)؛(2)(موسوم بالحلم)(3)
از طرفی پیشوای مسلمانان با مشکلات شخصی و اجتماعی زیادی رو به رو می شود، از این رو لازم است شکیباترین مردمان باشد. از طرف دیگر بیشترین خدمات و عبادات را انجام میدهد که استقامت زیادی میطلبد.
شجاعترین مردم (اشجع الناس)(4)
رهبر مسلمانان در برابر دشمنان اسلام قرار میگیرد و گاهی ناچار میشود با دشمنان خارجی و داخلی مبارزه کند که این مطلب شجاعت و شهامت میطلبد. حتی رهبر باید رزمندگان و مسلمانان را در برابر دشمن تشویق به مبارزه کند. از این رو باید خود شجاعترین مردم باشد، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و امام علی (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) و … نیز همین شجاعت را در زندگی پر برکت شان به نمایش میگذارند.
بخشندهترین مردم (اسخی الناس)(1)
رهبر جامعه اسلامی صاحب اختیار خزانه دولت اسلامی است و مردم مسلمان همچون خانواده او هستند که باید به آنها رسیدگی کند. و برخی از اعضای این خانواده تنگ دست و فقیر هستند که نیاز به بخشش بیشتری دارند، از این رو رهبری امت مستلزم روحیهای بخشنده است. اگر رهبری در مسائل اقتصادی سخت گیر و بخیل باشد، مردم به زحمت میافتند. سیره پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت (علیهم السلام) نیز حاکی از بخشش و گشاده دستی آنان است.
عابدترین مردم (اعبد الناس)(2)
رهبر جامعه اسلامی نیازمند ارتباط با خالق هستی و امداد جویی و هدایت خواهی از اوست. از این رو رهبر جامعه باید بیشترین ارتباط را با خدا داشته باشد و عابدترین مردمان باشد. مطالعه در زندگی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، حضرت زهرا J، و اهل بیت (علیهم السلام) نیز همین مطلب را نشان میدهد.
در برخی احادیث از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) حکایت شده است که: «من و علی پدران این امت هستیم.»(3)یعنی پیامبر و امام، پدران معنوی
مسلمانان هستند. این مطلب شامل همه امامان میشود.
در احادیث دیگر حکایت شده است که هر انسان دارای سه پدر است:
پدری که از ناحیه او متولد شده است (پدر جسمانی)؛
پدری که به او آموزش داده است (پدر علمی)؛
پدری که به او همسر داده است (پدر همسر)؛ (1)
براساس این حدیث امام نیز پدر علمی مسلمانان است چون بسیاری از مطالب را به مردم آموزش میدهد. امام از پدر و مادر به انسان مهربان تر است چون تا پای جان برای هدایت مردم فداکاری میکند.
فروتنترین مردم نسبت به خدا (یکون اشد الناس تواضعاً لله عزوجل)(2)
«امام فروتنترین مردم نسبت به خدای عزوجل است.» از آنجا که امام بالاترین معرفت را نسبت به خدای متعال دارد، در برابر او کاملاً فروتن و خاشع است. در قرآن آمده است که از میان بندگان خدا فقط دانشمندان از او میهراسند(3)(و در برابر او فروتن و خاشع میشوند.) و در این جاست که سوز و گداز شبانه امام علی (علیه السلام) و دعاهای صحیفه سجادیه امام علی بن الحسین (علیه السلام) معنا دار میشود.
1) عن ... الاباءثلاثه اب یولدک و اب یعلمک و اب یزوجک (تفسیر اطیب البیان، ج 4، ص77، و تفسیر آسان، ج 5، ص 19 و مشابه این در تفسیر مواهبالرحمان، ج 2، ص 257.... اب ولدک، رب علمک، رب زوجک).
2) عیون اخبار الرضا (علیه السلام)،صدوق، ج 1، ص 212، و معانی الاخبار، ص 102، و خصال، ج 2، ص 527 و احتجاج، ج2، ص 436.
3) انمایخشی الله من عباده العلماء (فاطر / 28).
فرمانبردارترین مردم نسبت به دستورات الهی (یکون آخذ الناس بما یامر به و اکف الناس عما ینهی عنه)(1)
« (امام) دستورات الهی را بهتر از همه مردم میگیرد (و عمل میکند) و بهتر از همه مردم از موارد منع شده دوری میکند».
امام از طرفی خدا را مولای مطلق خود میداند که حق آفرینش و شکر نعمتهای او مستلزم اطاعت کامل از اوست و از طرف دیگر حکمت دستورات الهی را بهتر از دیگران میشناسد و میداند که فرمان پروردگار همواره به سود بشر است، از این رو کاملاً مطیع دستورات الهی است.
امام نیز انسان است (و الامام یولد و یلد و یصح و یمرض و یأکل و یشرب و … و یموت و یقبر و یزار و …)(2)
« (امام) زاییده شده و فرزندانی دارد ( جسم او) سالم و بیمار میشود و میخورد و مینوشد و … میمیرد و دفن میشود و مورد زیارت قرار میگیرد و …»
در قرآن آمده است که به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دستور میدهد که: « بگو من فقط بشری همچون شما هستم.»(3)
بیان این مطلب در مورد پیامبران و امامان، اولاً گویای بعد جسمانی و بشری آنهاست که آنها از جنس انسانها هستند نه فرشتگان و جنیان، از این رو میتوانند الگوی ما باشند و ثانیاً یادآور بعد جسمانی و وفات آنها، که از انحراف و غلو مردم
نسبت به پیامبران و امامان جلوگیری میکند.
امام یگانه روزگار: (الامام واحد دهره لا یدانیه احد و لا یعادله عالم و لا یوجد منه بدل و لا له مثل و لا له نظیر) (1)
« (امام) یگانهی روزگار خویش است که هیچ کس با او مقایسه نمیشود و هیچ دانشمندی هم تراز او نیست و جایگزینی برایش یافت نمیشود و همانند و مشابه ندارد.»
امام از ستمکاران نیست: (فقال عزوجل «انی جاعلک للناس اماماً» فقال الخلیل (علیه السلام) سروراً بها «و من ذریتی» قال الله عزوجل «لاینال عهدی الظالمین» فابطلت هذه الایۀ امامۀ کل ظالم الی یوم القیامه و صارت فی الصفوۀ ثم اکرمه الله بان جعلها فی ذریته اهل الصفوه و الطهاره») (2)
از امام رضا (علیه السلام) روایت شده است که فرمودند:
«خدای متعال (در قرآن(3)خطاب به حضرت ابراهیم (علیه السلام) فرمود: «در حقیقت من تو را امام برای مردم قرار دادم» و ابراهیم خلیل خوشحال شد و گفت: از فرزندان و نسل من (نیز امام قرارده)؛ خدای متعال فرمود: عهد و پیمان من (امامت) به ستمکاران ) نمیرسد.
پس این آیه، امامت هر ستمکاری را تا روز رستاخیز باطل
1) عیون ، ج 1، ص 219، و معانی، ص 98،و کمال الدین ، ج 2، ص 678، و احتجاج، ج 2، ص 435، و بحار، ج 25، ص 124.
2) عیون اخبار الرضا (علیه السلام)، صدوق، ج 1، ص 216، ومعانی ، ص 98، و کمال الدین، ج 2، ص 675، و احتجاج، ج 2، ص 433، وکافی، ج 1، ص 198.
3) و اذا ابتلی ابراهیم ربه بلکماتفاتمهن قال انی جاعلک للناس اماماً قال و من ذریتی قاللاینال عهدی الظالمین (بقره / 124).
اعلام کرد، امامت مخصوص افراد برگزیده شد و سپس خدا کرامت کرد و امامت را در نسل افراد برگزیده و پاک قرار داد.
امام آگاه به امور سیاسی: (الامام … عالم بالسیاسه)(1)
امام، رهبری جامعه اسلامی را به عهده دارد، از این رو باید در مسائل سیاسی دخالت کند، بنابراین لازم است که آگاهیهای لازم را در این مورد داشته باشد. البته سیاستی که امامان به دنبال آن هستند، سیاست به معنای نیرنگ بازی و سیاسی کاری نیست بلکه سیاست به معنای هدایت و مدیریت جامعه اسلامی در صحنه داخلی و بین المللی در راستای رسیدن به اهداف الهی و سعادت است.
1) عیون ، ج 1، ص 220، و معانی، ص 100،و کمال الدین ج 2، ص 678، و کافی، ص 201، و بحار، ج 25، ص 124.
ان الله تبارک و تعالی لم یقبض نبیه (صلی الله علیه و آله و سلم) حتی اکمل له الدین و انزل علیه القرآن فیه تفصیل کل شیئی بین فیه الحلال و الحرام و الحدود و الاحکام و جمیع ما یحتاج الیه کملاً فقال عزوجل «ما فرطنا فی الکتاب من شیئی» و انزل من حجه الوداع و هی آخر عمره «الیوم اکملت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا».
فامر الامامه من تمام الدین و لم یمض حتی بین لامته معالم دینه و اوضح سبله و ترکهم علی قصه الحق و اقام لهم علیاً (علیه السلام) علما و اماماً و ما ترک شیئاً تحتاج الیه الامه الابینه فمن زعم ان الله عزوجل لم یکمل دینه فقد رد کتاب الله عزوجل و من رد کتاب الله فهو کافر…. (1)
از امام رضا (علیه السلام) حکایت شده است که فرمودند:
«در واقع خدای متعال پیامبرش را به جوار خویش نخوانده بود (و هنوز پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فوت نکرده بود) تا این که دین او را کامل و قرآن را بر او نازل کرد، که در آن قرآن توضیح هر چیزی بود و مقررات حلال و حرام و قوانین کیفری و جزایی و احکام را بیان کرد و هر چه مردم بدان نیازمند بودند.
پس خدای متعال فرمود: «هیچ چیزی را در کتاب فرو گذار نکردیم.» (2)
و در حجه الوداع (هنگام بازگشت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در آخرین سفر حج در غدیر خم) در آخر عمر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) این آیه نازل شد: «امروز دین شما را کامل و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را به عنوان دین برای شما پسندیدم.» (1)و مسأله امامت از مواردی است که دین با آن تمام و (کامل) شد، و هنوز پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از دنیا نرفته بود که آموزههای دینی را برای امت بیان کرد و راههای آن را برای مردم روشن ساخت و آنها را با هدف حق واگذار کرد و امیرالمؤمنین (علیه السلام) را نشانه و پیشوای آنان قرار داد. و هر چیزی که امت بدان نیاز داشتند بیان کرد. پس هر کس بپندارد که خدای متعال دینش را کامل نکرده، قرآن را انکار کرده است، و هر کس قرآن را رد و انکار کند، کافر گشته است….»
(عن الرضا (علیه السلام): فقال الله جل جلاله «ان اولی الناس بابراهیم للذین اتبعوه و هذا النبی و الذین آمنوا و الله ولی المؤمنین»(2)فکانت له خاصه فقلدها علیا (علیه السلام) بامر الله عزوجل علی رسم ما فرضها الله فصارت فی ذریته الاصفیاء الذین آتاهم العلم و الایمان بقوله عزوجل «و قال الذین اوتوا العلم و الایمان لقد لبثتم فی کتاب الله الی یوم البعث»(3)فهی فی ولد علی (علیه السلام) خاصه الی یوم القیامه اذ لا نبی بعد محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) فمن این یختار هولاء الجهال.)(4)
از امام رضا (علیه السلام) روایت شده است که فرمودند: «پس خدای متعال فرمود: در حقیقت سزاوارترین مردم نسبت به ابراهیم (علیه السلام) کسانی هستند که از او پیروی میکنند و این پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) و کسانی که ایمان آورده اند؛ و خدا سرپرست مؤمنان است. پس (جانشینی ابراهیم (علیه السلام) فقط برای پیامبر اسلام «پس خدای متعال فرمود: در حقیقت سزاوارترین مردم نسبت به ابراهیم (علیه السلام) کسانی هستند که از او پیروی میکنند و این پیامبر (اسلام) (صلی الله علیه و آله و سلم) و کسانی که ایمان آوردهاند و خدا سرپرست مؤمنان است. پس (جانشینی ابراهیم (علیه السلام) فقط برای پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) بود پس آن را به دستور الهی به عهده علی (علیه السلام) واگذاشت، بر اساس آنچه خدا لازم کرده بود و (بعد از علی (علیه السلام)) در نسل برگزیده او قرار گرفت، (همان) کسانی که به آنها علم و ایمان داد، بر اساس کلام خدای متعال که فرمود: «و کسانی که علم و ایمان به آنها داده شده است، میگویند: حتماً شما بر فرمان خدا تا روز قیامت درنگ کردید.» پس آن (امامت) به صورت ویژه در فرزندان علی تا روز قیامت قرار گرفت، چون بعد از محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) پیامبری نخواهد آمد. (بنابراین امامت تا رستاخیز ادامه خواهد یافت) پس از کجا این جاهلان (رهبر و امام و خلیفه) برمی گزینند.».
(عن الرضا (علیه السلام)…. و این یوجد مثل هذا ظنوا ان ذلک یوجد فی غیر آل الرسول صلی الله علیهم کذبتهم و الله انفسهم و منتهم الباطل فارتقوا مرتقی صعباً دحضاً تزل عنه الی الحضیض اقدامهم راموا اقامۀ الامامۀ بعقول حائره بائرۀ ناقصۀ و آراء مضله فلم یزدادوا
منه الا بعداً).(1)
(عن الرضا (علیه السلام): الامام….. و هو نسل المطهرة البتول لامغمز فیه فی نسب و لا یدانیه ذو حسب….)(2)
از امام رضا (علیه السلام) روایت شده است که فرمودند: « از کجا مثل این مطلب یافت شد که پنداشتند آن (امامت) در غیر آل رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) یافت میشود، به خداسوگند به خودشان دروغ گفتند و سخن باطل بر دوش آنان سنگینی کرد و به جایگاه سخت و لغزندهای رفتند، که گام هایشان از آنجا به پایین میلغزد، مقام امامت را با عقلهای حیران و ناقص و آرای گمراه گر نشانه گرفتند، پس از آن دورتر شدند.»
(عن الرضا (علیه السلام)…. عن رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):…. اذا خرج المهدی من ولدی نزل عیسی بن مریم فصلی خلفه) (3)
از امام رضا (علیه السلام) روایت شده است که فرمودند:
«هنگامی که مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از فرزندان من قیام میکند، عیسی بن مریم (علیه السلام) فرود میآید و پشت سر او نماز میخواند (و به او اقتدا میکند.)»
هر کس از امام جدا شد، به هلاک میافتد: (الامام و الدلیل فی المهالک، من فارقه فهالک).(1)
«امام راهنمای (انسانها) در هلاکت گاه هاست، هرکس از او جدا شود به هلاکت میافتد.»
رهبر جامعه اسلامی مردم را به سوی سعادت رهنمون میشود و خطرات را به آنان گوشزد میکند و در برابر دشمنان از آنان محافظت و در سختیها و مشکلات آنان را راهنمایی میکند. اما اگر کسی خودش را از این نعمتها و امدادها محروم سازد و به کژراهه رود، سرانجام گرفتار گرگ صفتان میشود و به هلاکت میافتد.
هر کس از امام جدا شود به انحراف عقیدتی یا انحراف اخلاقی و اجتماعی کشیده میشود. و سقوط میکند.
از امام رضا (علیه السلام) در مورد کسانی که امامت رادر غیر آل رسول میخواهند میفرمایند:
(… لقد راموا صعبا و قالوا افکاً و ضلوا ضلالاً بعیداً و وقعوا فی الحیرة اذ ترکوا الامام عن بصیره و زیّن لهم الشیطان اعمالهم فصدهم عن السبیل و کانوا مستبصرین رغبوا عن اختیار الله و اختیار رسوله الی اختیارهم).(2)
«در واقع راه مشکلی را دنبال میکنند و تهمت میزنند و به گمراهی منحرف میشوند و در سرگردانی میغلتند، چون امام را با آگاهی ترک کردند و شیطان کارهایشان را برای آنان آراست و آنان را از راه خدا بازداشت، در حالی که آگاه بودند، از انتخاب راه خدا و پیامبرش روی گرداندند و به انتخاب (هوی و هوس) خودشان میل پیدا کردند.»
در احادیث متعددی از امام رضا (علیه السلام) غلو کنندگان (غلات) مورد نکوهش قرار گرفتهاند و گاهی امام رضا (علیه السلام) آنها را لعن کرده است(1)و گاهی آنها را کافر خوانده.(2)و شیعیان را از هم نشینی و ازدواج با آنها منع کرده است.(3)
غلات کسانی بودهاند که در مورد مقام امامان (علیه السلام) زیاده گویی میکردند و آنها را مافوق بشر میدانستند و گاهی میگفتند امام حسین (علیه السلام) کشته نشده بلکه به آسمان عروج کرده است.
ولی در احادیث آمده است که امام رضا (علیه السلام) با این گونه افکار به شدت برخورد میکردند. (4)
در برخی احادیث از امام رضا (علیه السلام) بیانگر این است که گروه
مفوضه نیز به شدت برخورد میکردند و آنان را مشرک میدانستند(1)، چرا که آنان نیز از حد تجاوز میکردند و برخی مقامات همچون رازقیت و خالقیت را برای ائمه (علیهم السلام) قایل میشدند.
(….عن یاسر الخادم قال: قلت للرضا (علیه السلام) ما تقول فی التفویض، فقال: ان الله تبارک و تعالی فوّض الی نبیه (صلی الله علیه و آله و سلم) امر دینه، فقال: «ما آتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا»(2)فاما الخلق و الرزق فلا، ثم قال: ان الله عزوجل خالق کل شیئی و هو یقول عزوجل: «الذی خلقکم ثم رزقکم»(3))(4)
از شخصی به نام یاسر خدمتگزار روایت شده است که میگوید: به امام رضا (علیه السلام) گفتم، در مورد تفویض (واگذاری امور از خدا به برخی افراد) چه میفرمایید؟
حضرت فرمود: خدای متعال امور دینی را به پیامبرش (صلی الله علیه و آله و سلم) واگذار کردو فرمود «هر چه را پیامبر برای شما آورد بگیرید و هر چه را ممنوع ساخت دست بردارید.» اما امور آفرینش و رزق را نه (به کسی واگذار نکرد.)
سپس حضرت فرمود: خدای متعال آفریننده هر چیز است و میفرماید « (او) کسی است که شما را آفرید سپس روزی داد…»
از مطالب این نوشتار روشن شد که «امامت» یکی از اصولی است که مورد توجه امام رضا (علیه السلام) بوده است و جایگاهی بلند در احادیث آن حضرت دارد، ایشان صفات و ویژگیهای امام را به صورت مفصل بیان کرده است، که خلاصه آن چنین است:
امامت اساس اسلام و امام رهبر دینی مردم است.
امام مایه سربلندی مسلمانان و ضامن اجرای قوانین الهی است.
امامت با قانون گذاری و هدایت گری جامعه را نظام مند میسازد.
امام رهبر سیاسی مردم است که در مواقع ضروری از دین دفاع میکند و نقشی دشمن شکن دارد.
امام مایه شفاعت امت در روز رستاخیز و پناهگاه مردم و نماینده خدا و حجت او در زمین است.
مقام امامت همان جایگاه پیامبران الهی بلکه بالاتر از مقام نبوت است.
امام شخصیتی معصوم از گناه و لغزش است که فرشتگان با او سخن میگویند و مورد تأیید روح القدس است. دعایش مستجاب و از امور غیبی باخبر است.
و در نهایت امام نور جهان افروز و آب حیات است که هر کس از او جدا شود در گمراهی میغلتد.
با توجه به صفات مذکور بشر عادی نمیتواند امام معصوم را بشناسد و منصوب کند؛ امامان از طرف خدا انتخاب میشوند.
و نخستین امام، حضرت علی (علیه السلام) بوده و آخرین آنها امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
الاحتجاج، طبرسی، احمدبن علی، نشر مرتضی، مشهد، 1403 قمری (نسخه حاضر از چاپ 1401 قمری مؤسسه جواد، بیروت عکس برداری شده است).
المحاسن، برقی، احمدبن ابی عبدالله، دارالکتب الاسلامیۀ، تهران، چاپ دوم، 1330 هجری شمسی (1371 قمری).
الصوارم المهرقۀ فی نقد الصواعق المحرقۀ، شوشتری، قاضی نورالله، انتشارات چاپخانه نهضت، تهران، بی نو، 1367 قمری.
الکافی، ثقه الاسلام کلینی، محمدبن یعقوب، تحقیق ، علی اکبر غفاری، دارالکتب الاسلامیه، تهران، چهارم، 1365 شمسی.
المناقب آل ابی طالب (علیه السلام)، ابن شهر آشوب مازندرانی، رشید الدین محمدبن شهر، مؤسسه انتشارات علامه، قم، بی نو، 1379 قمری.
تحف العقول عن آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم)، حرانی حسن بن شعبه، مؤسسه نشر اسلامی وابسته به جامعه مدرسین قم، دوم، 1404 قمری.
بصائر الدرجات الکبری فی فضائل آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، صفار، محمدبن حسن بن فروخ، انتشارات کتابخانه آیه الله مرعشی نجفی، دوم، 1404 قمری.
بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار (علیهم السلام)، علامه مجلسی (مجلسی دوم) محمدباقر، مؤسسه الوفاء بیروت، لبنان، بی نو، 1404 قمری.
کشف الغمه فی معرفۀ الائمه (علیهم السلام)، اربلی علی بن عیسی، انتشارات مکتبه بنی هاشمی، تبریز، بی نو، 1381 قمری.
الامالی، شیخ صدوق ابوجعفر، محمدبن علی بن حسین
بن موسی بن بابویه قمی، انتشارات کتابخانه اسلامیه (منشورات اعلمی، بیروت)، نوبت چهارم، اصلاحات 1362.
الخصال، شیخ صدوق ابوجعفر، محمدبن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی، انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، دوم، 1403 قمری.
من لا یحضره الفقیه، التوحید، شیخ صدوق ابوجعفر، محمدبن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی، انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، سوم، 1413 قمری.
علل الشرایع، شیخ صدوق ابوجعفر، محمدبن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی، انتشارات مکتبه الداوری، قم، (کتاب حاضر عکس انتشارات، کتابخانه حیدریه ، نجف، به سال 1368 قمری است.)
عیون اخبار الرضا (علیه السلام) شیخ صدوق ابوجعفر، محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی، انتشارات جهان، بی جا، بی نو، 1378 قمری.
کمال الدین و تمام النعمۀ ، شیخ صدوق ابوجعفر، محمدبن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی، انتشارات دارالکتب الاسلامیه قم، دوم، 1395 قمری.
16 . معانی الاخبار، شیخ صدوق ابوجعفر، محمدبن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی، مؤسسه انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه قم، 1361 قمری.
17 . الفصول المختاره، الشیخ مفید، محمدبن محمد بن نعمان، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید، قم، دوم، 1413ه.ق.
النینوی الحدیثۀ، تهران، بی نو؛ بی تا.
الالفین فی امامۀ امیرالمؤمنین (علیه السلام) علامه حلی، حسن بن یوسف بن علی بن مطهر، انتشارات دارالوالهجره قم، چاپ دوم، 1409 قمری (نسخه عکس از چاپ سال 1402 قمری بیروت است).
الانوار فی مولد النبی محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، بکری، احمد بن عبدالله، انتشارات شریف رضی، قم، اول، 1411 قمری (کتاب حاضر نسخه عکسی از انتشارات کتابخانه مهدیه نجف سال 1385 قمری است).
الاحتجاج، طبرسی، احمد بن علی نشر مرتضی، مشهد، 1403 قمری (نسخه حاضر از چاپ 1401 قمری مؤسسه جواد بیروت عکس برداری شده است).
(الاستنفار و الغارات) الغارات، ابواسحاق، ابراهیم بن هلال ثقفی، دار الکتاب، اول، 1410 قمری.
البلد الامین و الدرع الحصین، کفعمی، ابراهیم بن علی عاملی، چاپ سنگی، (راجع محل نشر، تاریخ و نوبت مطلبی و اطلاعاتی داده نشده است).
مصباح (جنه الامان الواقیۀ و جنۀ الایمان الباقیه) کفعمی، ابراهیم بن علی عاملی، انتشارات مرضی (زاهدی)، قم، دوم 1405 قمری.
المقام الاسنی فی تفسیر الاسماء الحسنی، کفعمی، ابراهیم بن علی عاملی، مؤسسه قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف، قم، اول، 1412 قمری.
تفسیر الامام العسکری (علیه السلام)، منسوب بن امام عسکری (علیه السلام)،
انتشارات مدرسه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، قم، اول، 1409 قمری.
فقه القرآن، راوندی کاشانی، قطب الدین ابوالحسن (ابوالحسین) شعبد، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، قم، دوم، 1405 قمری.
الخرائج و الجرائح، راوندی کاشانی، قطب الدین ابوالحسن (ابوالحسین) شعبد، مدرسه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، قم، اول 1409 قمری.
الدعوات (سلوه الحزین)، راوندی کاشانی، قطب الدین ابوالحسن (ابوالحسین) شعبد، مدرسه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ، قم، اول، 1407 قمری.
قصص الانبیاء(علیهم السلام)، راوندی کاشانی، قطب الدین ابوالحسن (ابوالحسین) شعبد، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی اول، 1409 قمری.
قصص الانبیاء و المرسلین (صلی الله علیه و آله و سلم) جزائری، سید نعمت الله، انتشارات کتابخانه آیه الله مرعشی نجفی، قم، بی نو، 1404 قمری.
الرساله الذهبیه، (طب الرضا (علیه السلام))، امام رضا (علیه السلام)، انتشارات خیام، قم، اول 1402 قمری.
المحاسن، برقی، احمد بن ابی عبدالله، دار الکتب الاسلامیه، دوم، 1330 هجری شمسی (1371 قمری).
الصحیفه السجادیه، امام زین العابدین (علیه السلام)، نشر الهادی، 1376 قمری.
الصراط المستقیم الی ستحقی التقدیم، نباطی، بیاضی، علی بن یونس، انتشارات کتابخانه حیدریه، نجف اشرف، اول 1384 قمری.
الصوارم المهرقه فی نقد الصواعق المحرقه، شوشتری، قاضی نور الله، انتشارات چاپخانه نهضت، تهران، بی نو، 1376 قمری.
العدد القویه لذفع المخادف الیومیه، علامه حلی، علی بن یوسف
بن مطهر، کتابخانه آیه الله مرعشی نجفی، قم، اول 1408 قمری.
العمده (عمده عیون صحاح الاخبار فی مناقب امام الابرار)، ابن بطریق حلی، یحیی بن حسن اسدی حلی معروف، مؤسسه انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه قم، بی نو، 1407 قمری.
الفضائل، ابن شاذان قمی، ابوالفضل شاذان بن جبرئیل، انتشارات رضی، قم، دوم، 1363 شمسی.
الکافی، ثقه الاسلام کلینی، محمد بن یعقوب، تحقیق و علی اکبر غفاری، دار الکتب الاسلامیه، تهران، چهارم، 1365 شمسی.
الزهد، اهوازی، حسین بن سعید، چاپ سید ابوالفضل حسینیان، دوم، 1402 قمری.
المؤمن اهوازی، حسین بن سعید، انتشارات مدرسه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قم، اول، 1404 قمری.
التحصین فی صفات العارضین، ابن فهد حلی، جمال الدین ابوالعباس، احمد بن محمد بن فهد اسدی ، انتشارات امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، قم، دوم، 1406 قمری.
المناقب آل ابی طالب (علیه السلام)، ابن شهر آشوب مازندرانی، رشید الدین محمد بن شهر، مؤسسه انتشارات علامه، قم، بی نو، 1379 قمری.
النوادر، اشعری، احمد بن محمد بن عیسی، انتشارات مدرسه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ، اول، 1408 قمری.
النوادر، راوندی، سید فضل الله، مؤسسه دار الکتاب، قم (کتاب حاضر، نسخه عکسی از چاپ اول نشر حیدریه نجف سال 1370 قمری است).
ایمان ابی طالب، موسوی، سید فخار بن معد.
مجموعه کتاب های ره توشه:
آستان دوست
آئین محبت
باران فضیلت
برهان قاطع
پیروز حقیقی
جلوه وصال
حکایت آفتاب
خورشید شب
در دامان مهر
شرح بی نهایت
صحیفه صحت
نشانی بهشت