ghaemiyeh.com
سرشناسه: رنجبر، عليرضا، ۱۳۵۱ -
عنوان و نام پديدآور: حماسه سياسي و حماسه اقتصادي در نگاه امام خميني رحمه الله و مقام معظم رهبري/ عليرضا رنجبر .
مشخصات نشر: قم مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما۱۳۹۲.
مشخصات ظاهري: ۱۶۰ ص.
شابك: 978-964-514-284-9
وضعيت فهرست نويسي: فيپا
موضوع: خميني، روحالله، رهبر انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران، ۱۲۷۹ - ۱۳۶۸. – نظريههاي سياسي و اجتماعي
موضوع: خميني، روحالله، رهبر انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران، ۱۲۷۹ - ۱۳۶۸. -- نظريه درباره سياست اقتصادي
موضوع: خامنهاي، علي، رهبر جمهوري اسلامي ايران ، ۱۳۱۸ - -- نظريههاي سياسي و اجتماعي
موضوع: خامنهاي، علي، رهبر جمهوري اسلامي ايران، ۱۳۱۸ - -- نظريه درباره سياست اقتصادي
شناسه افزوده: صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران. مركز پژوهشهاي اسلامي
رده بندي كنگره: 1392 9ر94س/5/1574 DSR
رده بندي ديويي: ۹۵۵/۰۸۴۲۰۹۲
شماره كتابشناسي ملي: ۳۱۴۳۰۷۲
مقدمه
نامگذاري سالها كه در سنوات اخير توسط مقام معظم رهبري انجام ميگيرد تدبير و راهبرد حكيمانهاي است كه معظمله به منظور هدايت جامعه و توجه دادن آن به مسائل سياسي، فعال ساختن اذهان جهت ارائه آراء و ديدگاهها، همدل و همفكر كردن مردم و مسئولان، وحدت و انسجام بخشيدن به مسير حركت عمومي كشور، پيشگيري از خطرها و خنثي كردن توطئهها، برجسته نمودن ارزشها و موضوعات اصلي مورد نياز كشور و زمينهسازي براي توليد علم و فكر به كار ميگيرند.
مقام معظم رهبري به دليل پيش رو بودن انتخابات رياست جمهوري كه تعيينكننده بالاترين مقام اجرايي كشور ميباشد و همچنين به دليل تداومبخشي به حركتهاي قبلي كشور در حوزه اقتصاد سال 1392 را سال «حماسه اقتصادي، حماسه سياسي» نامگذاري فرمودهاند كه قبل از ورود به هر بحثي بايد ديد كه علت اين نامگذاري چيست و اين واژه داراي چه ويژگيهايي است كه معظم له در اين سال انتظار دارند تا جامعه در جهت تحقق اين شعار گام بردارد.
يكي از روشهاي مطالعه درباره چيستي و چرايي موضوع باز بيني و ترسيم خطوط فكري رهبران ديني و سياسي است كه هر چند كار آساني نيست اما گام مهمي جهت تبيين و تعميق آن است، چرا كه مهمترين اصل در شناخت هر حركت و نهضتي، شناخت دقيق رهبران و آگاهي از انديشهها و خصوصيات فردي و اجتماعي آنان است.
در اين راستا جهت تبيين حماسه سياسي و حماسه اقتصادي بر مبناي بيانات حضرت امام رحمه الله ومقام معظم رهبري سه عنصر اساسي قابل بازشناسي است:
مباني و اصولي كه بر اساس انديشه امام و مقام معظم رهبري موجب تحقق حماسه سياسي و اقتصادي ميگردد.
اهدافي كه بر مبناي انديشه ايشان براي حماسه سياسي و اقتصادي متصور است.
راهبردها، راهكارها و روشهايي كه براي وصول به اين اهداف در نظر است و بايد به كار گرفته شود.
شايان ذكر است كه با توجه به موضوع تحقيق، صرفاً مفاهيمي مورد توجه است كه داراي دو ويژگي اساسي باشد: نخست مرتبط بودن با سياست و اقتصاد و ديگري مطلوبيت آن مفهوم از منظر حضرت امام رحمه الله و مقام معظم رهبري.
در اين تحقيق هدف كشف اصول و ارزشها و همچنين كشف نظر و ديدگاههاي حضرت امام رحمه الله و مقام معظم رهبري است و به دليل آن كه تحقيق مرتبط با مطالب موجود است از روش اسنادي استفاده شده است و روش گردآوري اطلاعات فيش برداري از منابع بوده است.
براي به دست آوردن وجمع بندي مطالب نياز به يك طرح يا الگوي از پيش تعيين شده بود تا بر اساس آن به منابع مراجعه و بيانات مرتبط استخراج گردد و به اين منظور مدل swot به عنوان الگو انتخاب گرديد و پس از مراجعه به منابع بيانات در 4 بخش مباني، فرصتها و تهديدها، نقاط ضعف و قوت و راهكارها تدوين گرديده است.
از ويژگيهاي اين تحقيق ميتوان به اتقان و دسته بندي مطالب بر اساس يك مدل علمي و كاربردي اشاره نمود كه برنامه سازان ميتوانند از آن براي انتخاب موضوعات برنامههاي گفتگومحور، انتخاب سوژه براي تهيه گزارش و برنامههاي مستند و... استفاده نمايند.
لازم ميدانم از معاضدت استاد ارجمند جناب آقاي دكتر گودرزي كه در اين راه ما را از رهنمودهاي ارزنده خويش بهره مند فرمودند و همچنين جناب آقاي غلامحسن عيوضي كه نظارت علميكار را بر عهده داشتند و تجربيات سالهاي گذشته خويش در تدوين كتابهاي جهاد اقتصادي وتوليد ملي حمايت از كار و سرمايه ايراني ازمنظر مقام معظم رهبري را در اختيار نگارنده گذاشتند و به عنوان منابع اصلي دراين اثر ميباشد كمال تشكر و قدرداني را بنمايم.
عليرضا رنجبر
فصل اول:كليات
زير فصل ها
كليات و مباني
كليات و مباني
زير فصل ها
تعريف حماسه
حماسه در نگاه امام خميني رحمه الله
حماسه در نگاه مقام معظم رهبري
اهميت وضرورت حماسه سياسي و حماسه اقتصادي
اهميت و ضرورت حماسه سياسي در نگاه امام رحمه الله
اهميت و ضرورت حماسه سياسي در نگاه مقام معظم رهبري
اهميت و ضرورت حماسه اقتصادي در نگاه امام رحمه الله
اهميت و ضرورت حماسه اقتصادي در نگاه مقام معظم رهبري(
مباني سياست و اقتصاد در نگاه امام خميني رحمه الله
مباني سياست و اقتصاد در نگاه مقام معظم رهبري
تعريف حماسه
حماسه در لغت به معناي شجاعت، دليري و دلاوري است و معني شجاعت حريت و قوت قلب است.
«حماسه كاري افتخارآفرين است كه از سر شجاعت و بيباكي با مهارت و ورزيدگي انجام شده باشد».(1)
شجاعت يا دليري به معني دلير شدن در كارزار است و يكي از ويژگيهاي پيامبران بزرگ الهي بوده است كه براي انجام رسالت الهي خويش همواره از آن بهره جستهاند.
شجاعت به معناي به كار بردن توانمندانه استعدادهاي دروني انسان و دادن ارزش حقيقي به آنهاست.
همان گونه كه مقام معظم رهبري اشاره فرمودند حماسه تشبيه شرايط به صحنه هماوردي است كه زحمت، تلاش و كوشش خستگيناپذيري در آن وجود دارد اما يك قهرمان در اين ميدان موفق ميشود، پيروز ميشود و همه او را تحسين ميكنند و آفرين ميگويند.
حماسه ملي به عنوان يك فرصت فوقالعاده تلقي ميگردد و باعث ارتقاء جايگاه كشور ميگردد و نتيجه حماسه پيروزي ملت و شكست كامل توطئههاي دشمنان است.
حماسه در نگاه امام خميني رحمه الله
امام خميني رحمه الله حماسه را از صفات ذاتي شيعه دانسته كه نشات گرفته از قيام كربلا و الگو پذيري آن از ائمه معصومين عليه السلام به ويژه حضرت اباعبدالله عليه السلام ميباشد و ميفرمايد:
اسلام با حماسه شيعه هميشه مقارن بوده است. در صدر اسلام اميرالمؤمنين عليه السلام بزرگ مرد اسلام، بزرگ مرد دنيا، با مجاهدات بزرگ خود اسلام را رشد داد؛ اسلام را شكوفا كرد. اميرالمؤمنين عليه السلام با شيعه بزرگوار خود در جنگهاي بزرگ اسلام پيشقدم بود. اولاد طاهرين او مثل سيدالشهداء عليه السلام كه قيام و نهضت كرد و خون خود را در راه اسلام داد، يا ساير ائمه ما كه در پشت پرده تقيه، اسلام را ترويج و قرآن را تأييد كردند؛ پس از آنها تنها طايفهاي كه با جباران و با ديكتاتورهاي عصر مقابله و معارضه كردند، همين شيعيان علي عليه السلام بود. قيامهاي پي درپي تا عصرهاي اخير، باز شيعيان علي عليه السلام بودند كه مقابل جباران ايستادند و قيام كردند. در عصر ما هم شما شيعيان بزرگ اسلام تنها طايفهاي هستيد كه در مقابل ديكتاتورها و در مقابل ابرقدرتها ايستاديد
1) فرهنگ سخن، ج3، ص2584.
و با مشت خود و با مشت فشرده خود بر تانكها و توپها غلبه كرديد. اسلام به واسطه طايفه شيعه زنده است. قيام هاي پي درپي شيعه علي عليه السلام اسلام را زنده كرده است.(1)
همچنين ميفرمايند: با حلول ماه محرّم، ماه حماسه و شجاعت و فداكاري آغاز شد؛ ماهي كه خون بر شمشير پيروز شد، ماهي كه قدرت حق، باطل را تا ابد محكوم و داغ باطل بر جبهه ستمكاران و حكومتهاي شيطاني زد، ماهي كه به نسلها در طول تاريخ، راه پيروزي بر سر نيزه را آموخت، ماهي كه شكست ابر قدرتها را در مقابل كلمه حق به ثبت رساند، ماهي كه امام مسلمين، راه مبارزه با ستمكاران تاريخ را به ما آموخت، راهي كه بايد مشت گره كرده آزاديخواهان و استقلال طلبان و حق گويان بر تانكها و مسلسلها و جنود ابليس غلبه كند و كلمه حق، باطل را محو نمايد. امام مسلمين به ما آموخت كه در حالي كه ستمگر زمان بر مسلمين حكومت جائرانه ميكند، در مقابل او اگرچه قواي شما ناهماهنگ باشد بهپاخيزيد و استنكار كنيد و اگر كيان اسلام را در خطر ديديد، فداكاري كنيد و خون نثار نماييد.(2)
حماسه در نگاه مقام معظم رهبري
ايشان در تبيين حماسه ميفرمايد:
ما عرض كرديم
حماسه اقتصادي فقط دست دولت نيست؛ البته برنامهريزيهاي دولت مؤثر است. حماسه يعني واقعه جهادگونه و پرشور؛ اين را بايد ملت ايران و مسئولان كشور مورد نظر قرار دهند؛ ضعف ها را، خلأها را پُر كنند؛ اول بشناسند. در همه برنامهريزيها بايد زندگي و معيشت طبقات ضعيف مورد توجه قرار گيرد؛ بعد براي آنها برنامهريزي كنند. اين مي شود حماسه. آحاد مردم، چه در مصرفشان، چه در توليدشان؛ بخشهاي مولّد يك جور، بخشهاي مصرفكننده يك جور، بخشهاي خدمات يك جور؛ بدانند كه براي پيشرفت كشور حركتِ جهشگونه لازم است، خلق حماسه لازم است؛ آن وقت كشور پيش خواهد رفت، استقرار پيدا خواهد شد. حماسه سياسي و حماسه اقتصادي، دو توأمانند؛ هر كدامي ديگري را تقويت ميكند و حفظ مي كند و نگه مي دارد.(3)
اهميت وضرورت حماسه سياسي و حماسه اقتصادي
شعار امسال تفاوت فاحشي با شعارهاي سالهاي گذشته دارد؛ زيرا درون خود اهميت و بزرگي اقداماتي كه بايد براي حماسه سازي صورت پذيرد جاي داده است و علت آن هم به اوج رسيدن درگيري بين ايران و استكبار جهاني به سركردگي امريكاست كه به سرنوشت سازترين لحظات خود رسيده است.
جبهه استكبار هر آن چه را كه در آستين داشته و در توان او بوده است از جنگ، تبليغ، تهاجم فرهنگي و اينك جنگ اقتصادي رو كرده است. همان گونه كه رهبر معظم انقلاب اشاره فرمودند
حماسه تشبيه شرايط به صحنه هماوردي است كه زحمت، تلاش و كوشش خستگي ناپذيري در آن وجود دارد، اما يك قهرمان دراين ميدان موفق ميشود، پيروز ميشود و همه او را تحسين ميكنند وآفرين ميگويند و اين يعني همان لحظه سرنوشت ساز كه به اذن و وعده الهي در اين مبارزه و هماورد پيروزي با ملتي است كه با اتكال به قدرت خداوند و توكل بر او در مقابل تمامي فشارها مقاومت و ايستادگي نموده است.
حماسه در دوراني شكل ميگيرد كه توقع اين حادثه و حركت نباشد و افراد حماسه ساز و حماسه آفرين در جايي كه پيش بيني چنين حضوري وجود ندارد حاضر ميشوند و به ايفاي نقش ميپردازند و گاه حوادث خارق العاده اي در حماسه وجود دارد كه باور آن دشوار است.
خلق حماسه اقتصادي يعني صيانت و افزايش اقتدار اقتصادي ايران و قطع وابستگي و صيانت از اقتصاد در مقابل مخاطرات جنگ اقتصادي و خلق حماسه سياسي يعني صيانت از اقتدار سياسي ملت ايران و تحقق شعار مردم سالاري ديني و پيروزي اين تفكر و عقيده در مقابل دموكراسي غرب كه پايه اومانيستي دارد و حضور پرشور و حداكثري در انتخابات با هدف انتخاب مديراني لايق جهت برنامهريزي و پيشبرد اهداف جمهوري اسلامي ايران براي چهار سال آينده كه اين حماسه آفرينيها ميتوانند همانند حماسههاي گذشته نقطه عطفي در تاريخ پرافتخار ملت ايران باشد. لذا در جهت تبيين ضرورت و اهميت انتخابات به عنوان عرصه تجلي حماسه سياسي و اهميت موضوع اقتصادي به عنوان عرصه تجلي حماسه اقتصادي از منظر حضرت امام رحمه الله و مقام معظم رهبري به اشاره ميپردازيم :
اهميت و ضرورت حماسه سياسي در نگاه امام رحمه الله
نظامهاي سياسي ميزان مشاركت در انتخابات را نشانه مشروعيت و مقبوليت آن نظام سياسي ميدانند. هر چند در كشورهاي مدعي دموكراسي گاهي ميزان مشاركت بسيار پايين است اما در جمهوري اسلامي هميشه ميزان مشاركت بسيار بالا بوده و به عنوان نقطه قوت نظام تلقي شده است لذا شرايط كنوني ايجاب ميكند مردم بار ديگر به خلق حماسه اي ديگر بپردازند.
امام خميني رحمه الله در اين زمينه ميفرمايد:
«شما چنانچه سطح رأيتان از زمان سابق ـ خداي نخواسته ـ كمتر بشود، بوقهاي تبليغاتي خارج و شكست خوردههاي فراري به خارج خواهند گفت كه ايران از اسلام رو برگردانده و از جمهوري اسلامي رو برگردانده است».(1)
و در جايي ديگر ميفرمايد:
«اگر ميخواهيد در مقابل دنيا اظهار حيات بكنيد كه بگوييد ما بعد از گذشتن چندين سال زنده هستيم، بايد مشاركت كنيد».(2)
ايشان همچنين لطمه ناشي از عدم حضور مردم در انتخابات به كشور اسلامي را موجب ضمان و مسئوليت مردم در برابر خداوند متعال ميداند و ميفرمايد:
«اگر خداي نخواسته بر اسلام يا كشور اسلامي از ناحيه عدم دخالت در سرنوشت جامعه لطمه و صدمهاي وارد شود، يك يك تمام ملت در پيشگاه خداي قهار توانا مسئول خواهيم بود و نسلهاي آينده كه ممكن است از كنارهگيريهاي كنوني مورد هزار گونه تجاوز واقع شوند ما را نبخشند».(1)
ايشان همچنين حضور در انتخابات را وظيفه شرعي دانسته و ميفرمايد:
امروز شركت در انتخابات رياست جمهوري نه فقط يك وظيفه اجتماعي و ملي است، بلكه يك وظيفه شرعي اسلامي و الهي است كه شكست در آن، شكست جمهوري اسلامي است كه حفظ آن بر جميع مردم از بزرگترين واجبات و فرايض است و وسوسه در آن از شيطان بلكه عمال شيطان بزرگ است.(2)
اهميت و ضرورت حماسه سياسي در نگاه مقام معظم رهبري
مقام معظم رهبري از انتخابات به عنوان حماسه ملي ياد كرده و آن را ابتلا و آز مايشي ميدانند كه باعث ارتقاء سطح كارآمدي نظام و مانع دست اندازي بيگانگان به نظام اسلامي ميگردد و ميفرمايد:
در انتخابات آينده بايد چشمها را باز كرد و از خدا كمك خواست تا از آزمايش پر هيجان و دشوار انتخابات سربلند بيرون آمد.(3)
بايد شركت مردم در انتخابات رياست جمهوري آينده كه انشاءالله جزو حماسههاي ملي خواهد شد، شركتي باشد كه دشمن را از دستاندازي به ايران اسلامي و ملت سرافراز ايران مأيوس كند.(4)
ايشان همچنين به دليل اهميت انتخابات آن رابه طور ضمني به صحنه رويارويي با دشمن تشبيه ميكند كه حاصل آن شكست دشمن است و حضور مردم را سبب تحكيم پايههاي نظام ميداند و ميفرمايد:
بازنده اين انتخابات، امريكا و صهيونيسم و دشمنان ملت ايرانند همه با همدلي به يكديگر و به دولت خدمتگزار كمك كنيد تا گرهها يكي پس از ديگري گشوده شود.(5)
حضور شماست كه نظام را تحكيم ميكند، پايههاي نظام را مستحكم ميكند، آبروي ملت ايران را زياد ميكند، استقامت كشور را در مقابل دشمنيها زياد ميكند و دشمن را از طمع ورزيدن به كشور و از فكر ضربه زدن و توسعه و فساد و فتنه منصرف ميكند.(6)
ايشان همچنين انتخابات را نماد حركت اسلامي و مردم سالاري ديني دانسته و ميفرمايد:
امام، حكومت اسلامي به روش انتخابات مردم و حضور مردم و تعيين منتخب مردم را ـ كه لبّ اسلام است ـ بار ديگر براي مردم ما معنا كرد و در جامعه ما تحقق بخشيد.(7)
1) صحيفه نور، ج 18، ص 23.
2) صحيفه نور، ج 15، ص 250.
3) بيانات در ديدار جمعي از مهندسان، 5/12/1383.
4) بيانات در ديدار كارگزاران نظام، 24/8/1383.
5) مصاحبه با خبرنگار صدا و سيما پس از شركت در انتخابات مجلس، 1/12/1382.
6) بيانات در جمع مردم استان كردستان، 22/2/1388.
7) بيانات در مراسم سالگرد ارتحال امام، 14/3/1384.
مردمسالاري ديني با حرف نميشود؛ مردمسالاري ديني با شركت مردم، حضور مردم، اراده مردم، ارتباط فكري و عقلاني و عاطفي مردم با تحولات كشور صورت ميگيرد؛ اين هم جز با يك انتخابات صحيح و همگاني و مشاركت وسيع مردم ممكن نيست.(1)
رهبرمعظم انقلاب همچنين ميفرمايد:
انتخابات، مظهر «حماسه سياسي» است؛ مظهر اقتدار نظام اسلامي است؛ مظهر آبروي نظام است. آبروي جمهوري اسلامي به انتخابات و حضور مردم در پاي صندوقهاي رأي و تأثير يكايك مردم در انتخاب مديران كشور است. انتخابات مظهر اراده ملي است، نماد مردم سالاري اسلامي است. ما كه مسئله مردم سالاري اسلامي را در مقابل دموكراسيِ ليبرال غربي مطرح كرديم، مظهر مردم سالاري اسلامي همين حضور مردم در انتخابات است. لذا به خاطر اهميتي كه انتخابات دارد، دشمنان ملت ايران هميشه سعي كردهاند انتخابات را از شور و هيجان بيندازند؛ برنامهريزي كردند كه مردم را از حضور در پاي صندوقهاي رأي باز بدارند؛ مردم را دلسرد كنند، مردم را نااميد كنند. در طول سالهاي مختلف كه ما انتخابات داشتيم ـ چه انتخابات مجلس، و چه به خصوص انتخابات رياست جمهوري ـ هميشه دشمنان ما سعي كردند اين انتخابات را بيرونق كنند.(2)
اهميت و ضرورت حماسه اقتصادي در نگاه امام رحمه الله
اقتصاد يكي از عرصه هايي است كه در چند سال اخير مورد توجه و تاكيد مقام معظم به عنوان يكي از عرصههاي سرنوشت ساز كه زمينه استقلال و اقتدار ملي را فراهم مينمايد بوده است و از آن به عنوان اصليترين موضوع كشور ياد كرده اند. البته اين عرصه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي هيچ گاه مورد غفلت دشمنان نيز نبوده و يكي از صحنه هاي مبارزه آنان در برابر انقلاب بوده است.از اين رو حضرت امام حضور در اين صحنه را حضور در عرصه مبارزه دانسته و مي فرمايد:
«همه قيام كنند براي اين كه مملكت را از اين فلج اقتصادي نجات دهند اگر مملكت شما در اقتصاد نجات پيدا نكنند و وابستگي اقتصادي داشته باشد، همه جور وابستگي دنبالش مي آيد و وابستگي سياسي هم پيدا مي كنيم.
وابستگي نظامي هم پيدا مي كنيم؛ براي اين كه وقتي ما چيزي نداشتيم، دستمان به طرف امريكا دراز مي شود و امريكا هم چيز را به ما تحميل مي كند، ما وقتي مي توانيم دنبال آن نريم كه قدرتمند باشيم».(3)
حضرت امام همچنين اقتدار و توان اقتصادي را عامل استقلال و قطع وابستگي مسلمانان از كافران دانسته و در برابر هجمه ها و تبليغات اسلام ستيزانه كافران در برابر اسلام و معرفي آن به عنوان مخالف تمدن وپيشرفت ايستاده و علت تبليغات آنان را مبارزه اسلا م با زر اندوزان و مستكبران دانسته و ميفرمايد:
«اسلام هم ترقيات و هم صنعت را قبول دارد. با همه ترقيات، همه تمدن ها موافق است. اسلامي، وابستگي به ديگران را منكر است. مي گويد نبايد صنعت ما وابسته باشد؛ نبايد زراعت ما وابسته باشد؛ نبايد ادارات ما وابسته باشد؛ نبايد اقتصاد ما وابسته باشد؛ نبايد فرهنگ ما وابسته باشد؛ نبايد مستشارها بيايند ما را اداره كنند. خودمان خودمان را اداره كنيم».(1)
«امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استكبار و جنگ پابرهنه ها و مرفهين بي درد شروع شده است و من دست و بازو هر ايراني و هم عزيزاني كه در سراسر جهان كوله بار مبارزه را بر دوش گرفته اند و عزم جهاد در راه خدا و اعتلاي عزت مسلمين را نموده اند مي بوسم».(2)
و در تصريح مبارزه طلبي اسلام با مستكبران، قرآن را كتابي حماسي دانسته و مي فرمايد:
«خوب نخوانده اند قرآن را ببينند اسلام براي چه آمده؟ اين همه آيات قتال كه وارد شده است، اسلام، قتال، اعلام جنگ كرده با اين سرمايه دارها، با اين بزرگ ها، با اين شاه ها، با اين سلطان ها، خوب اين است كه با اينها همراهي كرده تا مردم را بخورند اينها».(3)
«كسي كه يك مقداري آشنا باشد به منطق قرآن ميبيند كه اين قرآن است كه وادار كرد پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله را به اين كه با اين سرمايهداران دائما در جنگ باشند».(4)
«... قرآن يك كتاب سلحشور و جنگجويي است در مقابل مشركين؛ مشركين كه قدرتمند هم بودند اينكه ميفرمايند: «قَاتِلُواْ الْمُشْرِكِينَ كَآفَّةً» مشركين در آن وقت همان قدرتمندان بودند».(5)
اهميت و ضرورت حماسه اقتصادي در نگاه مقام معظم رهبري(
همان گونه كه اشاره شد مقام معظم رهبري در سالهاي اخير مسئله اقتصاد را يكي از مسائل مهم دانسته اند كه به ميداني براي مبارزه و جنگ با دشمنان نظام تبديل شده است ولذا مردم و مسئولان را به مبارزه و جهاد در اين عرصه فرا ميخواند چرا كه حضور دشمن در اين عرصه محرز است و امسال را نيز سال حماسه اقتصادي نامگذاري كرده اند كه آن هم به دليل ويژگيها و مشخصههاي حماسه و حركت حماسي نشان از ضرورت و اهميت آن است. ايشان دراين زمينه ميفرمايد:
«سومين نقطه اميد آنها (دشمنان) مشخص ميشود و آن، واقعيتهاي دشوار اقتصادي و مشكلات مردم است، كه آنها سعي ميكنند (با تبليغات ودشمني در زمينههاي اقتصادي) اين نكته را
به اثبات رسانند كه بالاخره مشكلات اقتصادي گريبان دستگاه را خواهد گرفت و نظام جمهوري اسلامي را به بنبست خواهد رساند و مردم را دچار سردي و خمودي خواهد كرد»!(1)
«من مجددا تأكيد ميكنم كه از كيد دشمن غافل نباشيد. درست است كه ما عليالظاهر در جبهه نظامي جنگ نداريم؛ اما در جبهههاي اقتصادي، سياسي، تبليغاتي، فرهنگي و همچنين در جبهه پنهان نظامي، دشمن در مقابل ما صفآرايي كرده استم».(2)
«مسئله اقتصاد ـ كه ما مكررا بر روي آن تكيه كردهايم ـ امروز بيش از دوره بيست و دو ساله گذشته حائز اهميت است».(3)
«جنگ اقتصادي هم يكي ديگر است. ميخواهند ملت ايران را از لحاظ مسائل اقتصادي در تنگنا قرار دهند. من عرض ميكنم ميدان براي تحرك اقتصادي ملت ايران باز است».(4)
«به نظر صاحب نظران، امروز در اين برهه از زمان، مسئله اقتصادي از همه مسائل كشور فوريت و اولويت بيشتري دارد».(5)
«جهاد اقتصادي متوجه يك نكته اساسي است در مسئله اداره كشور و مديريت كشور؛ و آن اين است كه امروز دشمن براي مبارزه با اسلام و جمهوري اسلامي، بر روي مسئله اقتصاد متمركز شده است. نه اين كه عرصههاي ديگر را فراموش كردند؛ نه، در زمينه فرهنگ و در زمينه امنيت و در زمينه سياست و... ».(6)
مباني سياست و اقتصاد در نگاه امام خميني رحمه الله
مباني، اصول و ارزش هادر شناخت و داوري مورد توجه است و چارچوب نگرش و شناخت را تعيين ميكند.
مباني و اصولي كه در ذيل به آن اشاره ميگردد برخاسته از رهنمودها و نصوصي است كه در بيانات امام و مقام معظم رهبري به وفور آمده است .در خصوص برشمردن مباني و تشريح آن بايد گفت كه حتي شرح اجمالي آن نيز در حوصله اين نوشتار نيست كما اينكه در صدد استقصاي همه مباني و اصولي كه به گونهاي جامع، چارچوب نگرش صحيح و جامع به مسئله مورد بحث را ترسيم كند مقدور نبوده است وجز اصول ذكر شده اصول ديگري را نيز ميتوان معرفي نمود و در اين نوشته تنها به ذكر برخي از آنهايي كه از نگاه نويسنده اولويت دارد بسنده ميگردد.
اين اصول ميتواند به عنوان نقطه مشترك بين همه كساني كه به اين موضوع ميپردازند باشد.
1) در اين اثر در استخراج بيانات مقام معظم رهبري از اين دو منبع بهره گرفته شده است: 1. سايت دفتر مقام معظم رهبري (WWW.KHAMENEI.IR) ؛ 2. كتاب جهاد اقتصادي از منظر مقام معظم رهبري، غلامحسن عيوضي، مركز پژوهشهاي اسلاميصدا و سيما.
2) بيانات در جمع رييس و نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، 24/03/1368.
3) بيانات در ديدار جمعي از روحانيون و مردم رفسنجان، 21/07/1368.
4) بيانات در ديدار مسئولان وزارتخانههاي صنايع و بازرگاني، 10/04/1380.
5) بيانات در حرم مطهر رضوي، 1/1/1386.
6) بيانات در حرم مطهر رضوي، 1/1/1390.
استقلال
از جمله اساسيترين مباني و اصولي كه بنا به وصيت نامه حضرت امام بايد پايه و مبناي سياست واقتصاد مطلوب قرار داده شود مفهوم استقلال است.
در نظر حضرت امام رحمه الله استقلال در سه بعد تجلي پيدا ميكند: الف) استقلال سياسي ب) استقلال فرهنگي ج) استقلال اقتصادي
الف) استقلال سياسي: اهميت استقلال سياسي در نظر حضرت امام به حدي است كه ايشان در وصيت نامه خود از آن به عنوان راه مستقيم الهي كه نافي وابستگي به شرق ملحد و غرب ستمگر كافر استتعبير كرده، پاي بندي به آن را به ملت و ساير ملتهاي شريف و ستمديده توصيه فرمودهاند.(1)
ب) استقلال فرهنگي: از آن جا كه عنصر اساس مقاومت يك ملت يا جامعه در برابر تسلط سياسي و اقتصادي بيگانه فرهنگ آن ملت يا جامعه است حضرت امام راه كار كسب استقلال فرهنگي و مقابله با مسائل و مشكلات را اداره و دانشگاهها و مراكز تعليم و تربيت به وسيله برنامه اسلامي و ملي كه كودكان و نوجوانان را در راه منافع كشور تربيت كند عنوان كرده.(2)
ج) استقلال اقتصادي: استقلال اقتصادي يا به تعبير حضرت امام خود كفايي از مهمترين روشهاي حفاظت از استقلال سياسي و فرهنگي است و راه وصول به استقلال اقتصادي را چنين بيان فرموده اند:
«اساس كار يك جمهوري اسلامي، تأمين استقلال مملكت و آزادي ملت و مبارزه با فساد و فحشا و تنظيم و تدوين قوانين است كه در همه زمينههاي اقتصادي ـ سياسي، اجتماعي و فرهنگي با توجه به معيارهاي اسلامي، اصلاحات لازم را به عمل آورد كه اين اصلاحات با مشاركت كامل مردم خواهد بود».(3)
عدالت اجتماعي
حضرت امام انگيزه پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و ائمه معصومان(ع) در تشكيل حكومت را بسط عدالت اجتماعي ميدانند و در وصيت نامه سياسي الهي خود بارها به عدالت اجتماعي تأكيد فرموده و تلاش براي اقامه عدالت اجتماعي توسط حكومت صالحه را از بزرگترين واجبات و عبادات شمرده اند.(4)و آن را لازمه يك حكومت سالم ميدانند(5)
و در رهنمودي ديگر تصريح ميفرمايد:
«همه زحمت انبيا براي اين بود كه يك عدالت اجتماعي درست بكنند... در اجتماع و يك عدالت باطني درست بكنند براي انسان در انفراد».(6)
وحدت و انسجام
حضرت امام در بيانات خود ضمن اشاره به انواع وحدت شامل:
الف) وحدت ميان اقشار مختلف مردم خصوصاً اقشار و طبقاتي كه در زمره نخبگان فكري و علمي جامعه محسوب ميشوند مانند دانشگاهيان و علماي حوزه
ب) وحدت ميان مردم و مسئولان نظام
ج) وحدت ميان دولتمردان
آن را پايه و اساس حكومت اسلامي دانسته و ميفرمايد:
«همه مصيبتهايي كه به يك كشور وارد ميشود از روي اختلافاتي كه بين آنهاست پيدا ميشود. اگر يك كشور متحدالكلمه باشد، هيچ ظلمي بر آنها نميتواند وارد شود».(1)
مشاركت مردم
مشاركت را در رهنمودهاي حضرت امام اين گونه ميتوان بيان كرد:
الف) مشاركت، تكليف است نه حق
ب) عرصههاي مشاركت
يك ـ انتخابات (2)
دو ـ حفاظت و پاسداري از حكومت و نظام.(3)
سه ـ حل مشكلات دولت(4)
چهار ـ برخورد با خطاها و تخلفات(5)
پنج ـ تحقق محتواي حكومت اسلامي(6)
شش ـ تعالي اسلام و تحقق مقاصد قرآن كريم(7)
هفت ـ مقابله با نفوذ وابستگان به بيگانه در نظام(8)
ج) مشاركت كنندگان(9)
خدمتگزاري به مردم
حضرت امام در بيانات خود از مردم به عنوان ولي نعمت ياد كرده وخدمت به آنان را وظيفه مسئولان ميداند و ميفرمايد:
1) صحيفه نور، ج5، ص22.
2) وصيتنامه سياسي ـ الهي امام، ص 54.
3) وصيتنامه سياسي ـ الهي امام، صص 55، و 19و 34.
4) وصيتنامه سياسي ـ الهي امام، ص 34.
5) وصيتنامه سياسي ـ الهي امام، صص 70 و 76.
6) وصيتنامه سياسي ـ الهي امام، ص 18.
7) وصيتنامه سياسي ـ الهي امام، ص 9.
8) وصيتنامه سياسي ـ الهي امام، ص 49.
9) وصيتنامه سياسي ـ الهي امام، صص 48 و 51 و 9 و 18 و 70.
«توصيه ميكنم كه قدر ملت را بدانيد، در خدمتگزاري به آنها و خصوصاًمستضعفان، محرومان و ستمديدگان كه ولي نعمت و نور چشم همه ما هستند و جمهوري اسلامي ره آورد آنهاست و با فداكاريهاي آنها تحقق پيدا كرده است و حفظ ميشود فرونگذاريد».(1)
خودباوري
حضرت امام از خودبيگانگي را يكي از آفات خودكفايي دانسته و تصريح ميفرمايند:
«بدانيد كه نژاد آريا و عرب از نژاد اروپا و امريكا چيزي كم ندارد و اگر خودي خود را بيابد و يأس را از خود دور كند و چشم به غير نداتشه باشد در دراز مدت قدرت همه كاري خواهد داشت، به شرط اتكال به خدا و اتكاي به نفس و قطع وابستگي به ديگران و تحمل سختيها براي رسيدن به زندگي شرافتمندانه»(2)
مسئوليت پذيري
در اين زمينه حضرت امام ميفرمايد:
«گمان نكنيد كه رهبري براي شما في نفسه تحفه و نظام والايي است، بلكه وظيفه سنگين و خطرناكي است و اين خطر براي روساي جمهور حال و آينده و دولتها و دست اندركاران به حسب درجات در مسئوليتها نيز هست»(3)
مردمي بودن
حضرت امام در رهنمودهاي خويش كرارا بر مردمي بودن مسئولين تاكيد و ميفرمايد:
«توجه داشته باشيد كه ريس جمهوري و نمايندگان مجلس از طبقه اي باشند كه محروميت و مظلوميت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس كرده و در فكر رفاه آنان باشند از سرمايهداران و صدر نشينان مرفه و غرق در لذت و شهوات كه تلخي محروميت رانمي توانند بفهمند».(4)
حكومت اسلامي و اقتصاد اسلامي
حضرت امام حكومت اسلامي را يك اصل دانسته و اقتصادي را سالم ميداند كه مبتني و برگرفته از اصول و ارزشهاي اسلامي باشدو ضمن اشاره به ويژگيهاي آن ميفرمايد:
«اسلام با سرمايهداري ظالمانه و بيحساب و محروم كننده تودههاي تحت ستم و مظلوم موافق نيست، بلكه آن را به طور جدي در كتاب و سنت محكوم كرده و مخالف عدالت اجتماعي ميداند. هر چند برخي كج فهمان بياطلاع از حكومت اسلامي، اسلام را طرفدار بيحد و مرز سرمايهداري و
مالكيت معرفي كرده اند. اسلام همچنين رژيمي كمونيستي و ماركسيستي كه مخالف مالكيت فردي و قائل به اشتراك باشد هم نيست.
اقتصاد اسلامي، نظامي است معتدل با شناخت مالكيت و احترام به آن به نحو محدود در پيدايش مالكيت و مصرف آنكه اگر بر حق عملي شود آن گاه باعث به راه افتادن اقتصادي سالم و اجراي عدالت اجتماعي خواهد شد»(1)
ايشان همچنين بر همه جانبه نگر بودن اسلام تاكيد نموده و ميفرمايد:
«اسلام از هيچ چيز غافل نيست. يعني اسلام انسان را تربيت ميكند به همه ابعادي كه انسان دارد. بعد مادي دارد، راجع به بعد مادي تصرفاتي دارد، بعد معنوي دارد، راجع به بعد معنويات صحبت دارد... همه اينها در اسلام است و اسلام يك حكومتي است كه يك جنبهاش حكومت سياسي است و يك جنبهاش حكومت معنوي؛ يعني دو طرف دارد انسان، دو وضع دارد انسان، دو رو دارد انسان، يك روي مادي، اسلام در اين روي مادي در همه جهاتش احكام دارد، يك روي معنوي كه اصلاً مطرح نيست ».(2)
يگانگي دين و سياست
اسلام ديني سياسي است و به فرموده حضرت امام آن قدر كه در حكومت و سياست احكام دارددر ساير چيزها ندارد لكن انگيزه حكومت اسلامي بسط عدالت اجتماعي است كه در اين باره امام ميفرمايد:
«اسلام برخلاف ساير مكاتب غير توحيدي در تمام شؤون فردي، اجتماعي، مادي، معنوي، فرهنگي، سياسي، نظامي و اقتصادي دخالت دارد و از هيچ نكته اي ولو ناچيز كه در تربيت انسان و جامعه و پيشرفت مادي و معنوي آن موثر باشد فروگذار نكرده است».(3)
«قرآن كريم و سنت پيامبر آن قدر كه در حكومت و سياست احكام دارد در ساير چيزها ندارد، بلكه بسياري از احكام عبادي اسلام سياسي ـ عبادي است».(4)
«پيغمبر اسلام صلي الله عليه و آله تشكيل حكومت داد مثل ساير حكومتهاي جهان لكن با انگيزه بسط عدالت اجتماعي».(5)
پايبندي به ارزشهاي اسلامي
حضرت امام پايبندي به اصول را عامل سعادت و رشد دانسته و ميفرمايد:
«وفاداري به اسلام و احكام آسماني آن باعث وصول به سعادت دنيا و آخرت ميشود».(6)
«دست از فقه سنتي كه بيانگر مكتب رسالت و امامت است و ضامن رشد و عظمت ملت هاست دست
برنداريد و از احكام ـ چه اوليه و چه ثانويه ـ منحرف نشويد».(1)
مباني سياست و اقتصاد در نگاه مقام معظم رهبري
زير فصل ها
عدالت اجتماعي
حفظ ارزشهاي اسلامي
عشق، ايمان، بصيرت
استقامت و ايستادگي
حفظ آمادگي و هوشياري
عزم و اراده
عزت و شرافت
قانونگرايي
مردم گرايي
حفظ كرامت انساني
اقامه معروف و احياي روح عزت و استقلال
استقلال همه جانبه
نيت الهي
اتكاء و ايمان به نصرت الهي
وجدان كاري و انضباط اجتماعي
زمان شناسي
اعتماد به نفس
تقواي اقتصادي
پايبندي به آداب و شروط حركت عمومي
تكيه بر اراده و نيروي خود
عدالت اجتماعي
مقام معظم رهبري معتقد است كه از مشخصههاي خط امام، عدالت اجتماعي و كمك به طبقات مستضعف و محروم است كه امام آنها را صاحب انقلاب و صاحب كشور ميدانست وتاكيد ميفرمايند كارهاي فراوان و خدمات عظيمي هم كه انجام گرفته است به بركت همين عنصر عدالت اجتماعي در خط امام است.(2)و بر مبناي همين اصل عدالت در مسائل اقتصادي را يك مسئله مهم و ضروري برشمرده و ميفرمايد:
آخرين نكتهاي كه بهعنوان شاخصه مكتب سياسي امام عرض ميكنم، مسئله عدالت اجتماعي است. عدالت اجتماعي يكي از مهمترين و اصليترين خطوط در مكتب سياسي امام بزرگوار ماست. در همه برنامههاي حكومت ـ در قانونگذاري، در اجرا، در قضا ـ بايد عدالت اجتماعي و پر كردن شكافهاي طبقاتي، مورد نظر و هدف باشد. اينكه ما بگوييم كشور را ثروتمند ميكنيم ـ يعني توليد ناخالص ملي را بالا ميبريم ـ اما ثروتها در گوشهاي به نفع يك عده انبار شود و عده كثيري هم از مردم دستشان خالي باشد، با مكتب سياسي امام نميسازد. پر كردن شكاف اقتصادي در بين مردم و رفع تبعيض در استفاده از منابع گوناگون ملي در ميان طبقات مردم، مهمترين و سختترين مسئوليت ماست. همه برنامهريزان، قانونگذاران، مجريان و همه كساني كه در دستگاههاي گوناگون مشغول كار هستند، بايد اين را مورد توجه قرار دهند و يكي از مهمترين شاخصهاي حركت خود بهحساب آورند.(3)
نظام اسلامي ميفرمايد: «بالعدل قامت السموات والارض». اصل، عدالت است. البته، توليد ثروت هست. نظام اسلامي، يك جامعه فقير نميخواهد.(4)
ايشان همچنين به منظور جلوگيري از سوءاستفاده سودجويان تصريح ميفرمايد:
«عدالت به معناي يكسان بودن همه برخورداريها نيست؛ به معناي يكسان بودن فرصتهاست؛ يكسان بودن حقوق است. همه بايد بتوانند از فرصتهاي حركت و پيشرفت بهرهمند شوند. بايد سرپنجه عدالت گريبان ستمگران و متجاوزان از حدود را بگيرد و مردم به اين، اطمينان پيدا كنند».(5)
«بعضي گفتند شما كه راجع به عدالت حرف ميزنيد، امنيت اقتصادي از بين ميرود؛ بعكس است. اگر عدالت باشد، امنيت اقتصادي بيشتر است. دزدها و چپاولگرها هستند كه از بيعدالتي سود ميبرند. انساني كه ميخواهد سرمايهگذاري كند و طبق قانون سود ببرد، از عدالت خوشش ميآيد؛
عدالت پشتوانه و پشتيبان اوست».(1)
حفظ ارزشهاي اسلامي
مقام معظم رهبري همچون حضرت امام ضمن تاكيد بر حفظ ارزشها تصريح ميفرمايد كه اسلامي بودن به معناي غير مترقي بودن، غير عقلاني زيستن و عدم توسعه يافتگي نيست، بلكه اخلاق و معنويات با زندگي مادي همبستگي دارد. فلذا ايشان بر پايبندي وحفظ ارزشهاي اخلاقي معتقد بوده و ميفرمايد:
«يك توهم خطرناكي در ذهنها وجود داشت، تزريق شده بود ـ شايد در بعضي از ذهنها هنوز هم اين توهم وجود داشته باشد ـ و آن عبارت بود از توهم تقابل و تضاد ميان عقلاني زيستن و توسعهيافتگي از يك طرف، و معنوي زيستن و اخلاقي زيستن از طرفي ديگر. باور شده بود براي بعضي كه اگر جامعه بخواهد عقلاني و عملگرا و رونده و شتابگيرنده در راه پيشرفت زندگي بكند، ناچار است از اخلاقيات و معنويات و دين و خدا فاصله بگيرد! اگر به همبستگي اخلاقي فكر كرديم، به معنويات دل بسته بوديم، ملاحظه ضوابط و حدود ديني و اخلاقي را كرديم، ناچاريم از پيشرفته بودن كشور صرفنظر كنيم؛ از زندگي عقلاني چشم بپوشيم! يك چنين توهمي وجود داشته».(2)
عشق، ايمان، بصيرت
مقام معظم رهبري ايمان را شاخصي ميدانند براي آنكه جامعه دچار انحراف نگردد وبصيرت كه ناشي از ايمان حقيقي است باعث بينايي چشم دل و عامل جلو گيري از انحرافات است و بيبصيرتي عامل تمام گرفتاريهاي جامعه است.ايشان در اين زمينه ميفرمايد:
«آن چيزي كه به عنوان شاخص، ميان نظام اسلامي و جامعه اسلامي و همه جوامع بشري وجود دارد، در درجه اول اين نكته است؛ مسئله ايمان به خدا، ايمان به غيب، ايمان به راهي كه خداوند متعال براي سعادت دنيوي و اخروي انسان در مقابل بشر قرار داده است. اگر امروز نظام جمهوري اسلامي در مقابل نظامهاي گوناگون عالم سخني براي گفتن دارد، مطلبي براي تحدي در قبال نظامهاي مادي در نظام جمهوري اسلامي وجود دارد، به خاطر همين است كه شاخص عمده، ايمان است. امروز بشر به خاطر بيايماني، دچار منجلابهاي گوناگون زندگي است. بنابراين شاخص عمده، ايمان است».
ايشان در ادامه برتاثير دو بعد مادي و معنوي تصريح و ميفرمايند:
«ايمان به خدا و راه خدا و راه انبياء ـ كه دنبال آن، عمل به اين تعاليم است ـ فقط براي تعالي معنوي نيست؛ اگرچه عمدهترين ثمره آن، تعالي معنوي و تكامل انساني و اخلاقي است؛ چون دنيا مزرعه آخرت است. از حركت در زندگي دنياست كه انسان ميتواند مدارج و معارج را طي كند و پيش برود. لذا زندگي مادي هم در گروي ايمان به خداست. پس ايمان به خداي متعال نه فقط سعادت معنوي را تأمين ميكند، بلكه سعادت مادي را هم تأمين ميكند. ايمان به خداي متعال موجب ميشود كه بشر در زندگي مادي خود بتواند همه آن چيزهايي را كه انسان به آن نيازمند است، به دست بياورد. «وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُوا التَّوْرَاةَ وَالانجِيلَ
وَمَا أُنزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَمِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ»؛(1)
رهبر معظم انقلاب احساس عاشقانه و عميق قلبي را موجب استمرار حركت بر مسير حق دانسته و ميفرمايند:
« انساني كه ايمان ندارد، محوري براي حركت خود نميتواند تصوير كند. انساني كه از احساس عاشقانه و عميق قلبي برخوردار نيست، نميتواند اين حركت را ادامه دهد و استمرار بخشد. انساني كه همت ندارد، به كارهاي كوچك، به فرازهاي محدود اكتفاء ميكند؛ چشم به برترين قلهها نميدوزد. انساني كه بصيرت ندارد، راه را عوضي ميرود؛ اگر عشق و ايماني هم در او هست، آن را در راه غلط مصرف ميكند، كجراهه ميرود. عشق و ايمان، همت و بصيرت؛ اينها را انقلاب به مردم ما و جامعه ما داد؛ لذا انقلاب شد همان شجره طيبهاي كه در قرآن از آن نام برده شده است: (أَلَمْ تَرَي كَيْفَ ضَرَبَ الله مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ)».(2)
ايشان همچنين در خصوص بصيرت ميفرمايد:
«بايد بصيرت داشت. آنچه كه انسان از نخبگان جامعه و جريانات سياسي و گروههاي سياسي انتظار دارد، اين است كه با اين حوادث، با اين خطوط دشمن، با بصيرت مواجه بشوند؛ با بصيرت. اگر بصيرت وجود داشت و عزم مقابله وجود داشت، خيلي از رفتارهاي ما ممكن است تغيير پيدا بكند؛ آنوقت وضعيت بهتر خواهد بود. بعضي از كارها از روي بيبصيرتي است».(3)
«خيلي از ملتها در مواقع حساس، حساسيت موقع را نفهميدند. چون نفهميدند، حوادث بر سر آنها بار شد، از روي آنها عبور كرد و غافل ماندند و لگدمال حوادث شدند».(4)
«در عرصه زندگي سياسي دچار خوابآلودگي نشويم؛ در پشت سنگرها خوابمان نبرد. اگر تو خوابت برد، بايد بداني كه دشمن ممكن است بيدار باشد. اين تحليل نيست كه ما ميگوييم، اطلاع است. دشمنان نظام جمهوري اسلامي سعي كردند، تلاش كردند، شايد بتوانند در فضاي آزادياي كه نظام اسلامي به مردم داده است، براي مردم دغدغه و دردسر درست كنند».(5)
«حالت خوابرفتگي و تن دادن به آنچه در جريان عمومي سياسي و اقتصادي دنيا دارد ميگذرد و تسليم شدن به آن، خطر بزرگ جامعه ماست و اگر كسي درست بفهمد و بينديشد، ميفهمد كه بايد با يك تحرك و تحول، اين وضع را دگرگون كرد؛ هم در زمينه مسائل اقتصادي، هم در زمينه مسائل سياسي. بنابراين عقلانيت با محافظهكاري فرق دارد. محاسبه عقلاني را با محاسبه محافظهكارانه به هيچوجه مخلوط نكنيد؛ اينها دو چيز است».(6)
استقامت و ايستادگي
1) مائده: 66.
2) بيانات در ديدار چهار گردان بسيج سازندگي، 31/6/1389.
3) بيانات در ديدار اعضاي مجلس خبرگان رهبري، 2/7/1388.
4) بيانات در ديدار جمعي از مردم آذربايجان شرقي، 28/11/1387.
5) بيانات در مراسم تنفيذ حكم دهمين دوره رياست جمهوري، 12/5/1388.
6) بيانات در ديدار رئيسجمهور و اعضاي هيأت دولت، 8/6/1384.
دوام و پايداري هر انقلابي به ميزان استقامت و ايستادگي مردم آن در حفظ آرمان هايي كه انقلاب بر اساس آن شكل گرفته است بستگي دارد فلذا مقام معظم رهبري ميفرمايد:
«استقامت، ايستادگي مطلق، از دشمن نترسيدن، از دشمن حساب نبردن، در مقابل دشمن به انفعال دچار نشدن. اين خيلي مهم است كه انسان در مقابل دشمن، دچار انفعال نشود. تمام سعي امروز دنياي مادي مستكبر ـ يعني همين دولتهاي استكباري كه زمام مسائل اقتصاد و تسليحات عالم و حتي در موارد بسياري، فرهنگ خيلي از كشورها را هم در دست دارند ـ اين است كه هر جا مقاومتي هست، آن را از طريق منفعل كردن خرد كنند. انفعال در مقابل دشمن، غلط ترين كار و بزرگترين اشتباه است. دشمن را از لحاظ دشمني، بايد به حساب آورد؛ يعني در مقابل او، او را حقير نشمرد و در برابرش آماده بود و دفاع كرد؛ اما از دشمن نبايد حساب برد، نبايد تحت تأثير قرار گرفت و نبايد در مقابلش منفعل شد. دشمن ميخواهد جوامع را منفعل كند».
حفظ آمادگي و هوشياري
در زمينه حفظ آمادگي و هوشياري در زماني كه به اصطلاح جنگ سرد در پيش است رهبر معظم انقلاب تصريح ميفرمايند كه:
«در جنگ فرهنگي، در جنگ سياسي، در جنگ امنيتي، تحرك دشمن را درست نميتوان ديد. گاهي اوقات، دشمن كار را به گونه اي ترتيب ميدهد كه حرف حقي، از زبان يك نفر صادر بشود! دشمن ناحق و باطل است، پس چرا ميخواهد اين حرف حق از زبان آن شخص صادر بشود؟ چون ميخواهد پازل خودش را كامل كند. اين پازل از صد يا دويست قطعه تشكيل شده؛ يك قطعهاش هم همين حرف حقي است كه آن شخص بايد بزند تا اين پازل را كامل كند! اينجا اين حرف حق را نبايد زد. پازل دشمن را كامل نبايد كرد. در اين حد هوشياري لازم است! بله، وارد سياست بشويد و فكرِ سياسي كنيد؛ اما بسيار هوشيار. دشمن نبايد بتواند از هيچ حركت و اظهار و موضعگيري شما استفاده كند. اين، اصل اول و يك خط قرمز است».(1)
عزم و اراده
ايشان در اين خصوص ميفرمايد:
«همّت كنيد و عزم و اراده خود را تقويت نماييد. در ميدانهاي گوناگون، شجاعانه خود را مهيّا كنيد و آماده باشيد. ممكن است ما هرگز جنگ نظامي نداشته باشيم؛ اما يقيناً جنگ سياسي، اقتصادي و بهويژه فرهنگي خواهيم داشت».(2)
«مطلبي كه من ميخواهم به شما عرض كنم، حول و حوش يك آيه قرآن است. آيه معروفي است: «إِنَّ الله لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّي يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ». تغييرات به دست شماست. كليد تحولات اجتماعي و تحولات عظيم در دست شماست؛ مضمون آيه اين است. يك جاي ديگر در يك دايره محدودتر ميفرمايد: «ذَلِكَ بِأَنَّ الله لَمْ يَكُ مُغَيِّرًا نِعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَي قَوْمٍ حَتَّي يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ وَأَنَّ الله سَمِيعٌ عَلِيمٌ». اين آيه، پسرفت را ميگويد. خداي متعال پسرفت را نصيب هيچ كشوري نميكند، مگر خودشان به دست خودشان
بكنند. تغيير موجب پسرفت را خود ملتها به وجود ميآورند».(1)
عزت و شرافت
عزت از اصول و ارزش هايي است كه در آموزههاي ديني هم بر آن تاكيد فراوان شده است و مقام معظم رهبري در خصوص دفاع از آن ميفرمايد:
«راه مجاهدت علمي، مجاهدت سياسي و دفاع قدرتمندانه از حقِّ روشن است. در اين ميدان، مسلمانان مدافع شرف و عزت و حقوق پايمال شده خويشند. انصاف و وجدان بشري، قاضي آگاه و بيگذشتي است كه اين مجاهدت مظلومانه را تأييد ميكند و سنت الهي، پيروزي حتمي آنان را نويد ميدهد: «أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ الله عَلَي نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ».(2)
قانونگرايي
در هر نظام سياسي و اقتصادي قانون گرايي و تمكين در برابر قانون به عنوان يك اصل تلقي ميگردد و بسياري از ناهنجاريهاي اجتماعي ناشي از قانون گريزي است لذا مقام معظم رهبري بر اين موضوع خصوصا در زمان انتخابات به عنوان يك مهم اشاره نموده و ميفرمايد:
«در انتخابات، دو تا مسئله از همه مهمتر است: مسئله اول، حضور مردم، شركت مردم ـ كه بايد وسيع و گسترده باشد ـ مسئله دوم، قانونگرايي در انتخابات، وفاداري به قانون، احترام به رأي مردم. اينجور نباشد كه اگر چنانچه انتخابات بر طبق نظر و ميل ما انجام گرفت، اين را ما قبول داشته باشيم؛ اگر برخلاف نظر ما بود، «وَإِنْ يَكُنْ لَهُمْ الْحَقُّ يَأْتُوا إِلَيْهِ مُذْعِنِينَ»(3)
مردم گرايي
رهبر معظم انقلاب در بيانات مكرر ضمن تاكيد بر مردم سالاري و قائل بودن اصالت براي مردم را از اجزاي اصلي نظام دانسته و ميفرمايد:
«وقتي امام بر روي عنصر «مردم» تكيه ميكرد، لفّاظي نميكرد؛ به معناي حقيقي كلمه به اصالت عنصر «مردم» در نظام اسلامي معتقد بود و مردم را در چند عرصه مورد توجّه دقيق و حقيقي خود قرار داد.
عرصه اوّل، عرصه تكيه نظام به آراء مردم است. تكيه نظام به آراء مردم، يكي از ميدانهايي است كه مردم در آن نقش دارند. حضور مردم و اعتقاد به آنها بايد در اينجا خود را نشان دهد. در قانون اساسي ما و در تعاليم و راهنماييهاي امام، هميشه بر اين نكته تأكيد شده است كه نظام بدون حمايت و رأي و خواست مردم، در حقيقت هيچ است».(4)
حفظ كرامت انساني
مقام معظم رهبري در اين خصوص ميفرمايد:
«در انتخابات با كرامت رفتار كنند همه؛ چه آنهايي كه نامزد ميشوند، چه آنهايي كه طرفدار آنهايند، چه آنهايي كه مخالف با بعضي از نامزدها هستند. جناحهاي مختلف كشور، بداخلاقي و بدگويي و اهانت وتهمت و اين حرفها را مطلقاً راه ندهند. اين از آن چيزهايي است كه اگر پيش بيايد، دشمن از او خوشحال ميشود».(1)
اقامه معروف و احياي روح عزت و استقلال
ايشان ميفرمايد:
«نظام اسلامي فقط به اين اكتفا نميكند كه زندگي اقتصادي و مادي مردم را آباد كند. اين يكي از وظايف حتمي اوست؛ اما در كنار اين وظيفه، اقامه معروف، اقامه روح ديني، استقرار اخلاق اسلامي، استقرار روح برادري و صميميت در ميان همه آحاد ملت و احياي روح عزت و استقلال ـ روحيهاي كه مانع از آن شود كه يك ملت تن به پستي و سستي و ذلت دهد ـ نيز جزو وظايف اسلامي است».(2)
استقلال همه جانبه
مقام معظم رهبري استقلال را به عنوان چشم اندازنظام در جهت پيشرفت دانسته و ميفرمايد:
«هر الگوي پيشرفتي بايد تضمين كننده استقلال كشور باشد؛ اين بايد بعنوان يك شاخص به حساب بيايد. هر الگويي از الگوهاي طراحي شونده براي پيشرفت كه كشور را وابسته كند، ذليل كند و دنبالهرو كشورهاي مقتدر و داراي قدرت سياسي و نظامي و اقتصادي بكند، مردود است. يعني استقلال، يكي از الزامات حتمي مدل پيشرفت در دهه پيشرفت و توسعه است. پيشرفت ظاهري ـ با وابسته شدن در سياست و اقتصاد و غيره ـ پيشرفت محسوب نميشود».(3)
نيت الهي
ايشان ميفرمايد:
«اين كار (جهاد اقتصادي) چگونه امكانپذير خواهد شد؟ به اين گونه كه كارگر ايراني كار را يك عبادت واقعي بداند، نه عبادت تعارفي. واقعا براي انجام كار خود «قصد قربت» كند. همچنين، معلم ايراني مسلمان، اين تفكر اسلامي را به نوجوان و جوان دانشآموز ياد دهد تا آنكه ده سال ديگر در كارگاهها و مراكز تعليم و تعلم و تحقيقاتمان، چنان كار شود كه ديگر همه استعداد اين ملت، تجسم و تبلور پيدا كند. آن وقت، زندگي راحت، رفاه براي همه كس در همه جا، تسلط اقتصادي دشمن صفر، سرمايههاي كشور محفوظ و آبرو و عظمت اين كشور تأمين خواهد شد. ارزش و اهميت كار دو قشر كارگر و معلم اين گونه معلوم ميشود».(4)
اتكاء و ايمان به نصرت الهي
معظم له در اين زمينه ميفرمايد:
«شما وقتي كه يك دستگاه مديريتي و حكومتي به وجود ميآوريد كه داعيه آن عبارت است از گرايش به معنويت، دفاع از ارزشهاي انساني، دفاع از ارزشهاي الهي ـ كه روح و معناي ارزشهاي انساني هم همين است ـ طبيعي است كه يك معارضههايي دارد. خب، در راه اين معارضه، بايد به يك قدرتي متكي بود. اين قدرت، قدرت سلاح مادي و بمب اتم و اينها نيست؛ اين قدرت، يك قدرت معنوي است؛ اتكاء به خداست؛ اين اساس قضيه است. من و شما ـ بنده بيشتر از شما ـ محتاجيم به اين كه نيتمان را، دلمان را، هدفمان را بيش از پيش خدايي كنيم».(1)
وجدان كاري و انضباط اجتماعي
نامگزاري يك سال به نام وجدان كاري و انضباط اجتماعي و قرار دادن در پازل سياستهاي اقتصادي نظام كه معظم له نيز نسبت به آن زياد تاكيد فرمودهاند نشان از اهميت اين موضوع دارد. اما در اين قسمت تنها به گوشهاي از بيانات ايشان اشاره ميگردد:
«..«وجدان كاري» و «انضباط اجتماعي» ميتواند حركت ملت ايران به سمت پيروزي و سازندگي ايران اسلامي آباد و آزاد را تسريع و تسهيل كند».(2)
«راه حل مشكلات، همين دو شاخص «وجدان كار» و «انضباط اجتماعي» است. «انضباط اجتماعي»، يعني نظمپذيري در همه امور».(3)
زمان شناسي
رهبر معظم انقلاب در خصوص زمانشناسي ميفرمايد:
«لحظهها را بايد شناخت. اگر چنان چه انسان وقتشناس نباشد، نداند كدام كار را در كجا بايد انجام داد، ممكن است خطاهاي بزرگي از انسان سر بزند».(4)
اعتماد به نفس
اعتماد به نفس يكي از لوازم رسيدن به اقتدار است كه مقام معظم رهبري در سخنراني خود در جمع زائران حرم رضوي در ابتداي سال، تعبير اعتماد به نفس ملي را به كار بردند. اين امر نشان از اهميت آن در حماسه سياسي و حماسه اقتصادي است. ايشان ميفرمايد:
«ما از اول انقلاب، هر كار بزرگي كه توانستهايم انجام بدهيم، به بركت اعتماد به نفس و بلندپروازي و كار جهادي بوده است. جوانان جهاد سازندگي آن روزي كارهاي بزرگ را در اين كشور شروع كردند كه حتي آن كساني كه جلوي چشمشان اين كارهاي بزرگ انجام ميگرفت، باور نميكردند كه جوان ايراني قادر به اين كارهاست».(5)
تقواي اقتصادي
مقام معظم رهبري تقواي اقتصادي را يك ارزش در امر اقتصاد دانسته و ميفرمايد:
«پايه همه خيرات در جامعه، تقواست... تقواي اقتصادي؛ يعني اگر هر كس براي گذران زندگي و ضمنا آباد كردن محيط خود مجبور است تلاش اقتصادي داشته باشد، راه درست را انتخاب كند. غصب كردن، حرامخوري، دستاندازي به مال ديگران ـ به خصوص به اموال عمومي ـ از دستاورد عمومي مردم به نفع جيب خود استفاده كردن و احيانا زرنگيهايي كه عليالظاهر در چارچوب قانون هم ميگنجد، اما خود انسان ميداند كه باطن آن چقدر فاسد و تباه است، اينها خلاف تقواي اقتصادي است».(1)
پايبندي به آداب و شروط حركت عمومي
يكي از لوازم مردمسالاري تمكين در برابر قانون و پايبندي به آداب و شروط آن است. لذا ايشان ميفرمايد:
«انتخابات بايد سالم باشد، رقابتي باشد. رقابت غير از خصومت است، رقابت غير از تهمتزني متقابل است؛ اينها را بايد همه مواظب باشيم. رقابت اين نيست كه كسي اثبات خود را متوقف بر نفي ديگري بداند. رقابت اين نيست كه كساني بيايند براي جلب نظر مردم، وعدههاي خلاف قانون اساسي، خلاف قوانين عادي بدهند؛ اينها نبايد باشد. كساني كه وارد عرصه انتخابات ميشوند، چه از طرف مجريان و مسئولان، چه از طرف كساني كه نامزد ميشوند، بايد به آداب و شروط يك حركت عمومي سالم پايبند باشند، متعهد باشند؛ اين لازم است».(2)
تكيه بر اراده و نيروي خود
ايشان ضمن تاكيد بر اراده و نيروي مردم در اين زمينه ميفرمايد:
«توصيه ديگري كه دارم اين است كه تا آنجا كه ميتوانيد به نيروهاي داخلي تكيه كنيد. البته ميدانم اين توصيه مورد توجه شماست، چون تا حدود زيادي عمل هم شده است؛ ليكن ميخواهم روي آن تأكيد بيشتري كنم. استعداد در داخل كشور ما برجسته و بيش از حد معمول و متوسط است».(3)
فصل دوم: اهداف حماسه سياسي و حماسه اقتصادي در كلام امام خميني ومقام معظم رهبري
زير فصل ها
اهداف حماسه سياسي و اقتصادي
اهداف خرد
اهداف حماسه سياسي و اقتصادي
تعيين اهداف مشخص و روش از اولين گامهاي ضروري در برنامهريزي براي حركت سامانيافته و جمعي است و براي افزايش انسجام و هماهنگي فعاليتها لازم است اهداف تبيين و ارائه گردد كه براي اين مهم براساس ديدگاه حضرت امام رحمه الله و مقام معظم رهبري اهداف كلان و خرد حماسه سياسي و حماسه اقتصادي بيان ميگردد:
در نظام اسلامي فلسفه اصلي اقتدار سياسي و برخورداري حاكميت از چنين اقتداري رسيدن جامعه به شكوه عزت و دستيابي به افتخارات بلند اجتماعي تاريخي است.
عزت حالت مانعهاي است براي مغلوب شدن و جامعه عزيز جامعه اي است كه مغلوب انديشههاي انحرافي قرار نگيرد. جامعه عزيز داراي مقاومت و استقامت است و هرگز ذليل و خوار نميگردد و خواري را نميپذيرد.
فخر نيز به معناي غلبه شدن و چيره شدن و پيروزي در ميدان نبرد و مباهات بر اين پيروزي است، يعني ملتي كه پيروز ميشود و در معركه نميبازد، به نور ميبالد و به اين باليدن، سر خود را هم بالا ميگيرد.
اگر قدرت سياسي بتواند تشكلي از پيروان حق را پديد آورده و عدالت اجتماعي را در ميان تودههاي انساني برپاي بدارد و بتواند جامعه اي آرماني و شكست ناپذير را به وجود آورد و موجبات تنفر را عليه حكومتهاي ستم و عاملان آنها به وجود آورد و با همان سبب شود كه تودههاي اجتماعي از نفوذناپذيري برخوردار شوند، علاوه بر اين كه همين مسئله سبب عزت اجتماعي است چنين جامعه اي خواهد توانست به خود ببالد به دليل صلابتي كه داشته است و توانسته است خواسته دشمن را به ناكامي مبدل سازد.
اقتدار سياسي جمهوري اسلامي ايران بايد به گونهاي سازمان دهي شود كه بر چالشهاي سياسي داخلي و بين المللي غلبه نمايد.
اقتدار سياسي در بعد خارجي براساس نفي هرگونه سلطه جويي و سلطه پذيري، حفظ استقلال همه جانبه و تماميت ارضي كشور، دفاع از حقوق همه مسلمانان و عدم تعهد در برابر قدرتهاي سلطه گر و روابط صلح آميز متقابل با ... غيرمحارب استوار است(1)و ايران داراي تعامل سازنده و موثر با جهان براساس اخلاق، حكمت، عزت و مصلحت است.(2)
در بعد داخلي نيز از نظر قرآن، قدرت سياسي در جامعه اسلامي بايد منشأ، اتحاد، همبستگي و برادري شود؛ عدالت و قسط در جامعه حكم كند، نگهبان عزت و استقلال جامعه اسلامي باشد، امنيت جاني، مالي و آبروي شهروندان را تأمين كند، حمايت از دين و خداپرستي را به عنوان هدف مهم قرار دهد و از مستضعفان و مظلومان در داخل و خارج حمايت كند چنان كه در آيات بسياري به آنها اشاره شده است.(1)
اقتدار سياسي جمهوري اسلامي ايران از تعاليم عاليه دين اسلام نشأت گرفته است و آراء و انديشههاي رهبران جمهوري اسلامي نيز نشان ميدهد كه از منظر ايشان اقتدار سياسي از آبشخور دين تغذيه ميكند و از نظر ايشان قدرت واقعي، بيش از آنكه امري مادي باشد، داراي ويژگي و خصلت معنوي است. حضرت امام خميني رحمه الله در اين زمينه ميفرمايد:
«به آنان بگوييد كه اقتدار و اعتبار اسلامي ايران متعلق به علم ملتهاي اسلامي است و دفاع از ملت قهرمان و دلاور ايران در حقيقت دفاع از ملتهاي تحت ستم است».(2)
همچنين ميفرمايد:
«ما در جمهوري اسلامي با وجود اقتدار روز افزون خود در صحنههاي سياسي و نظامي و پشتيباني تودههاي ميليوني مردم كه هر روز شاهد رژه باشكوه دهها لشكر از نيروهاي آموزش ديده آن هستيم هيچگاه درصدد كشورگشايي نبوده ايم».(3)
مقام معظم رهبري نيز ميفرمايد:
«علاج ملت ايران در كسب اقتدار است؛ اين اقتدار فقط به معناي اقتدار نظامي نيست؛ بايد اقتدار علمي، اقتدار اقتصادي، به دست آوردن قدرت اخلاقي و اجتماعي و بالاتر از همه اينها اقتدار معنوي و روحي كه از اتكال به خداوند متعال براي يك ملت حاصل ميشود علم كسب كنيم».(4)
همچنين مقام معظم رهبري انتخابات را حماسه ملي خوانده اند و از بيانات معظم له استنباط ميگردد كه حضور حداكثري مردم كه ايشان به عنوان حماسه از آن ياد كرده اند عرصه اي است كه نشان دهنده استحكام و اقتدار ملت ايران در برابر دشمنان است.
اقتدار اقتصادي يكي از عوامل و بهگونهاي از مهمترين عوامل اقتدار ملي است. در واقع اقتصاد يكي از مهمترين مولفههاي قدرت سياسي است چرا كه امروزه تهديدات اقتصادي يكي از شكنندهترين تهديدات تلقي ميشود.
محور اصلي توطئههاي و كارشكنيهاي دشمنان درماههاي اخير و آينده تلاش براي تحت فشار قراردادن و به تبع آن، به زانو درآوردن نظام اسلامي در زمينه اقتصادي است. امروز عرصه و سنگر مقابله دشمنان عرصه اقتصادي است و ازاينروست كه مقام معظم رهبري به ضرورت حركت جهادي و حماسي در اين عرصه تأكيد دارند.
از سوي ديگر يكي از اهداف مهم اقتصاد اسلامي دستيابي به عزت و اقتدار اقتصادي است. عزت و اقتدار اقتصادي از يك سو به مفهوم افزايش عزت و اقتدار بين المللي و كاهش وابستگي (و نه كاهش روابط اقتصادي و تجاري) به دنياي خارج و از سوي ديگر به مفهوم رشد توسعه و شكوفايي اقتصادي است.
استحكام اقتصاد داخل در مقابل اقتصاد بين المللي يكي از اركان اقتدار اقتصادي است وجود پول نسبتا قوي كالا و خدمات قابل رقابت در مجموع تراز اقتصادي معقول و فقدان بدهي ناكارآمد از جمله شاخصهاي اقتدار اقتصاد داخلي در مقابل اقتصاد بين المللي است.
در بُعد فرااقتصادي نيز عواملي در دستيابي به عزت و اقتدار اقتصادي دخيل هستند كه از عمدهترين اين عوامل حضور و مشاركت معني دار و جدي مردم در فعاليتهاي اقتصادي، وجود امنيت كافي، مشروع و قانوني براي حصول به شايسته سالاري اقتصادي، تحقق عدالت و تحكيم ارزشهاي ديني و اخلاقي و سنجش وجود نظام آموزشي كارآمد كه پشتوانه كاركردي اقتصاد سالم است ميباشد.
هر چند توسعه و شكوفايي اقتصادي تا حدي در گرو معرفي و اجراي برنامههاي مناسب اقتصادي است لكن اين مهم بدون عزم و اراده ملي و خواست عمومي و مشاركت مردمي و همدلي مردم و مسئولان امكان پذير نخواهد بود و اين نيازمند يك حماسه و حضور جدي و پرشور مردمي در عرصه اقتصاد است.
امام خميني اسلام راعامل اقتدار و عزت و مهمترين عامل انحطاط و عقب ماندگي ملتها را چشم پوشي از تعاليم ميداند و ميفرمايد:
«شما جوانان تحصيلكرده، مردان آتيه و فردا و رجال و شخصيتهاي آينده اجتماعيد؛ بايد بهوش و بيدار باشيد و با تمامي عوامل عقب افتادگي و تفرق و ذلت ملتهاي خود مبارزه كنيد؛ و اگر عميقاً توجه كنيد پي خواهيد برد كه مهمترين عامل انحطاط مسلمين دوري و بيخبري از تعاليم واقعي و حياتبخش اسلام است؛ اسلامي كه در تاريكترين ادوار تاريخ مشعشعترين و نورانيترين تمدنها را به وجود آورد و پيروان خود را به اوج عظمت و اقتدار و آقايي رسانيد و آن زمان كه همان پيروان از آن تعاليم چشم پوشيدند و به روشي منحرف و قشري ـ كه به اسم اسلامش ناميدند ـ گرويدند، طبيعي بود كه عظمت و مجد ديرين خود را از دست داده به روز سياه و تيرهاي چون روزگار موجود بيفتند ... ».(1)
«و من به همه نيروهاي مسلح در اين پايان زندگي خاكي، وصيت مشفقانه ميكنم كه از اسلام كه يگانه مكتب استقلال و آزاديخواهي است و خداوند متعال همه را با نور هدايت آن به مقام والاي انساني دعوت ميكند، چنانچه امروز وفاداريد در وفاداري استقامت كنيد كه شما را و كشور و ملت شما را از ننگ وابستگيها و پيوستگيها به قدرتهايي كه همه شما را جز براي بردگي خويش نميخواهند و كشور و ملت عزيزتان را عقب مانده و بازار مصرف و زير بار ننگين ستم پذيري نگه ميدارند نجات ميدهد. و زندگي انساني شرافتمندانه را ولو با مشكلات بر زندگاني ننگين بردگي اجانب ولو با رفاه حيواني ترجيح دهيد؛ و بدانيد مادام كه در احتياجات صنايع پيشرفته، دست خود را پيش ديگران دراز كنيد و به دريوزگي عمر را بگذرانيد قدرت ابتكار و پيشرفت در اختراعات در شما شكوفا نخواهد شد».(2)
مقام معظم رهبري در اين زمينه ميفرمايند:
«جوانان عزيز! اين كشورمان مال شماست فردا متعلق به شماست. يك نظام مقتدر ـ چه اقتدار علمي، چه اقتدار سياسي، چه اقتدار اقتصادي، چه اقتدار اطلاعاتي، چه اقتدار تحرك در مناطق گوناگون جهان و اقتدار بين المللي مايه عزت شماست مايه افتخار شماست و شما بايد براي تكميل و تتميم چنين نظامي تلاش كنيد و احساس وظيفه كنيد. جوانها وظيفه دارند».(1)
همچنين ميفرمايند:
«خوشبختانه مسئولان كشور عزت ملي را كاملا در نظر دارند ميدانند كه در مقابل زياده خواهي دشمنان راه نجات تسليم شدن و عقب نشيني كردن نيست؛ اگر دشمن زورگويي و زورگري ميكند، بايد در مقابل دشمن ايستاد و پيشرفت كرد. علاج ملت ايران در كسب اقتدار است اين اقتدار فقط به معناي اقتدار نظامي نيست؛ بايد اقتدار علمي، اقتدار اقتصادي، به دست آوردن قدرت اخلاقي و اجتماعي و بالاتر از همه اينها اقتدار معنوي و روحي كه از اتكال به خداوند متعال براي يك ملت حاصل ميشود هم كسب كنيم. اگر بخواهيم در صحنه قدرت يابي ملت ايران پيش برويم و به هدفهاي خود دست پيدا كنيم، ملت و دولت بايد به يكديگر دست دوستي و همكاري كامل بدهند؛ همچناني كه عملا ملت همواره پشتيبان مسئولان بوده است، بايد اين پشتيباني ـ هر چه بيشتر ـ ادامه پيدا كند و ملت و دولت با همديگر همكاري كنند».(2)
استقلال عبارت است از داشتن قدرت تصميم گيري و سياستگذاري همراه با اعمال اين سياستها و تصميمها در حيطه حاكميت(3)
بنابراين چنان چه ملتي بتواند بدون تاثيرپذيري از محيط خارجي اعم از منطقه اي و نيروهاي تاثيرگذار بين المللي چون قدرتهاي بزرگ،سازمانهاي اقتصادي بينالملل و شركتهاي چند مليتي براي خود برنامههاي كلان سياسي، اقتصادي،اجتماعي و فرهنگي تدوين كند آن را ملت مستقل مينامند.
استقلال مانند آزادي امر ارزشمندي است و همانند آزادي مسئله اجتماع و جامعه است و اگر به فرد ارتباط مييابد به واسطه ارتباط اجتماعي فرد است. استقلال چه در حوزه مرتبط با افراد جامعه و چه مرتبط با دولت نسبت به دولتهاي ديگر از ارزشهاي مهم و حساس وعامل عزت و سربلندي است.
انسان تا اندازهاي كه در توان دارد از استقلال خود و جامعه و وابسته به آن دفاع مينمايد و در حد ضرورت و اضطرار برخي از منافع را براي كسب منابع عالي و بلند فدا ميكند.
انديشمندان علم روانشناسي و اجتماعي بر اين باورند كه فقدان استقلال فردي يا جمعي نشانهاي از ذلت و زبوني است و وجود آن عامل عزت و سربلندي انسانها و جوامع ميباشد.
قرآن كريم نيز در آيات متعددي مسلمانان را به عنوان يك امت از وابستگي به ديگر ملتها بازداشته است لكن ملاك قرآن مرزبندي برپايه اعتقادات و عقيده است نه مرزهاي قومي و ملي و دولت اسلامي شامل هر جايي است كه امت مسلمان در آن به سر ميبرند و داراي حاكميت و اقتدار سياسي هستند و استقلال به معناي اين است كه دولتي بر دولت اسلامي سلطه و چيرگي نداشته باشد. ملت هايي كه از نظام اقتصادي قوي برخوردارند پيروانشان به آن فرهنگ عشق ورزيده، تعصب نشان ميدهند، حتي اگر از نظر نظامي مغلوب شوند، از نظر فرهنگي – فكري غالب خواهند بود.
مراد از نظام اعتقادي و فرهنگي؛ مجموعه باورها،ارزش ها، بينش ها، گرايش ها،آداب و رسوم، افسانه ها، حماسههاي تاريخي، احساسات مشترك يك ملت است كه مبناي كنشگري آنها قرار ميگيرد. همچنين بخش عمده اي از تحولات تاريخ معلول انديشه و عملكرد سردمداران، رهبران و برجستگان هر قوم و ملت است. در تاريخ ايران مهمترين مقطع و حساسترين مقطع تاريخي بعد از انقلاب اسلامي است كه بيشترين هجمه به دليل استقلال خواهي ملت ايران و مبارزه با استعمار و استكبار بر آن وارد شده است و آن هم از يك سو به دليل نظام اعتقادي ملت ايران است كه برگرفته از مكتب الهي سياسي است و از سوي ديگر به واسطه انديشه وآرما ن هاي رهبر كبير انقلاب و مقام معظم رهبري ميباشد كه به منظور تبيين بهتر موضوع به انديشههاي ديني بزرگواران در اين زمينه اشاره ميگردد:
«و وصيت من به همه آن است كه با ياد خداي متعال به سوي خودشناسي و خودكفايي و استقلال، با همه ابعادش به پيش، و بيترديد دست خدا با شما است، اگر شما در خدمت او باشيد و براي ترقي و تعالي كشور اسلامي به روح تعاون ادامه دهيد».(1)
«و وصيت من به وزراي خارجه در اين زمان و زمانهاي بعد آن است كه مسئوليت شما بسيار زياد است، چه در اصلاح و تحول وزارتخانه و سفارتخانهها؛ و چه در سياست خارجي حفظ استقلال و منافع كشور و روابط حسنه با دولتهايي كه قصد دخالت در امور كشور ما را ندارند. و از هر امري كه شائبه وابستگي با همه ابعادي كه دارد بهطور قاطع احتراز نماييد».(2)
«و از جوانان، دختران و پسران، ميخواهم كه استقلال و آزادي و ارزشهاي انساني را، ولو با تحمل زحمت و رنج، فداي تجملات و عشرتها و بيبند و باريها و حضور در مراكز فحشا كه از طرف غرب و عمال بيوطن به شما عرضه ميشود نكنند».(3)
«مبادا اساتيد و معلميني كه به وسيله معاشرت ها و مسافرت به جهان به اصطلاح متمدن، جوانان ما را كه تازه از اسارت و استعمار رهيدهاند، تحقير و سرزنش نمايند و خداي ناكرده از پيشرفت و استعداد خارجيها بت بتراشند و روحيه پيروي و تقليد و گدا صفتي را در ضمير جوانان تزريق نمايند».(4)
«نكته مهمي كه همه ما بايد به آن توجه كنيم و آن را اصل و اساس سياست خود با بيگانگان قرار دهيم اين است كه دشمنان ما و جهانخواران تا كي و تا كجا ما را تحمل ميكنند و تا چه مرزي استقلال و آزادي ما را قبول دارند».(1)
«بايد ارزشهاي انساني را از اينجا به همه جا صادر كنيد؛ و استقلال خودتان را همه جور؛ استقلال فرهنگي، استقلال اقتصادي، استقلال اجتماعي همه اينها را بايد شما محكم نگاه داريد».(2)
«اگر ما گرسنه باشيم و پياده راه برويم و منزوي باشيم و به طرف خودكفايي حركت كنيم، اين بهتر از اين است كه وابسته و مرفه باشيم».(3)
و مقام معظم رهبري نيز ميفرمايد:
«امروز مسئله اصلي كشور ما استقلال است برادران و خواهران عزيز! انقلاب براي ما استقلال سياسي را به بار آورد؛ اين جرأت را به اين ملت داد كه در مقابل نظام غير عادلانه سلطه در دنيا بايستد. اما اگر اين ملت بخواهد اين استقلال سياسي را، اين عرضاندام فرهنگي را در مقابل سلطهگران عالم حفظ كند، بايد پايههاي اقتصادي خود را محكم كند؛ اين، ريشه دواندن استقلال در كشور است؛ و اين وابسته است به توليد، به كار، به شكوفايي كار، به نوآوري در بخشهاي مختلف كار».(4)
«براي يك كشور، استقلال اقتصادي يك ضرورت حياتي است. وقتي رشتههاي اقتصاد يك كشور به بيگانگان وصل باشد، معنايش اين است كه رگ حيات و تغذيه اين پيكر به جايي ديگر وصل است؛ پس اختيار در دست ديگري خواهد بود».(5)
«ما امروز دنبال استقلال اقتصادي هستيم؛ دنبال رها شدن كشور از وابستگي به نفت هستيم. امروز ميخواهيم در وضع اقتصادي كشور ترتيبي داده شود كه پايين آمدن فلان مقدار از قيمت يك بشكه نفت، نتواند در كشور ما اين همه تأثير بگذارد».(6)
اهداف خرد
در كنار اهداف كلاني كه برشمرده شد اهداف ذيل نيز بر مبناي ديدگاه حضرت امام و مقام معظم رهبري براي حماسه در عرصه سياست و اقتصاد قابل تصور است كه به اجمال و تنها با ذكر بيانات در اين خصوص به آن اشاره ميكنيم.
كسب رتبه اول در علم واقتصاد
«گرچه اسلام نهضت و حركت معنوي و اخلاقي بود و هدف اعلاي اسلام عبارت است از ساخت انسان متكامل و منطبق با طراز اسلامي، لكن بدون شك پيشرفت علم و پيشرفت و اعتلاي اقتصادي جزو هدفهاي اسلامي است».(7)
1) صحيفه امام، ج21، ص90 پيام به ملت ايران در سالگرد كشتار خونين مكه قبول قطعنامه 598، ص 74.
2) صحيفه امام، ج17، ص 411.
3) صحيفه امام، ج16 ص 524.
4) بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار گروه كثيري از كارگران و كارآفرينان 04/02/1387.
5) خطبههاي نماز جمعه تهران 10/01/1369.
6) بيانات در ديدار جمعي از كاركنان و معلمان، 15/2/1387.
7) بيانات در ديدار شركتكنندگان در اجلاس بانك توسعه اسلامي، 25/6/1383.
«اينكه ما گفتيم در ظرف بيست سال بايد رتبه بالا را در منطقه، در علم و در اقتصاد داشته باشيم، با محاسبه همه جوانب قضيه نوشته و تنظيم شده؛ و اين شدني است».(1)
«اگر ما خودمان را به قافله توسعه جهاني رسانديم و از لحاظ توسعه و عمران و آبادي توانستيم جلو برويم، از همه دنيا بهتر خواهيم بود؛ چون ما چيزي داريم كه آنها ندارند و آن، توكل و ايمان و معرفت ماست».(2)
رسيدن به اهداف سندچشم انداز
«يك مسئله ديگر، مسئله رسيدن به چشمانداز است. اين چشمانداز هدفگذاري شده است، يك سند بالادستي است؛ بايد ما اين را حتماً رعايت كنيم. بدون جهاد اقتصادي، به چشمانداز نخواهيم رسيد. در چشمانداز، قدرت اول اقتصادي منطقه هم مطرح شده. در اين ميدان ـ كه ميدان مسابقه است ـ اگر چنانچه عقب مانديم، ضربه خواهيم خورد».(3)
ساخت كشوري آزاد و مستقل
هدف انقلاب عبارت بود از ساختن يك ايراني با اين خصوصياتي كه عرض ميكنم: مستقل، آزاد، برخوردار از ثروت و امنيت، متدين و بهرهمند از معنويت و اخلاق، پيشرو در مسابقه جامعه عظيم بشري در علم و بقيه دستاوردها ـ كه از اول و ازل بين آحاد بشر يك مسابقه است در دستاوردهاي بشري، در علم و در بقيه خواستهها و دستاوردهاي بشري ـ برخوردار از آزادي با همه معاني آزادي.(4)
تامين عدالت و رونق اقتصادي
«آن چه كه من به برنامهريزان و مسئولان دولتي مؤكداً سفارش ميكنم، اين است كه در اين برنامه توجه كنند كه هدف اصلي، كمك به طبقات محروم جامعه باشد. اين، چيزي است كه ما را به «عدالت اجتماعي» نزديك ميكند. هدف اصلي در كشور ما و در نظام جمهوري اسلامي، عبارت از تأمين عدالت است و رونق اقتصادي و تلاش سازندگي، مقدمه آن است...».(5)
دستيابي به اقتصاد بدون نفت
«آرزوي واقعي من ـ كه البته ممكن است به اين زوديها قابل تحقق نباشد ـ اين است كه ما در چاههاي نفت را ببنديم و اقتصاد خود را براساس كالاها و محصولات غير نفتي بنياد نهيم».(6)
رفع محروميت و استضعاف
«طبق آيه قرآنكه فرمود: «وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَي الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمْ الْوَارِثِينَ» ، انسان ميفهمد جهت حركت كلي اديان الهي، بهسمت رفع استضعاف و محروميت است. اين است كه اسلام و پرچم دين را، از پرچمهاي فرهنگها و تمدنها و ايدئولوژيها و مكاتب
گوناگون، به كلي متمايز ميكند: سعي براي طبقه محروم».(1)
رسيدن به رشد هشت درصدي
«آن چه كه در اين زمينه با عنوان شاخص وجود دارد و مهم است، رشد پرشتاب كشور به ميزان تعيين شده در برنامه پنجم است كه اعلام شده است؛ يعني حداقل رشد هشت درصدي. در اين رشد، سهم بيشتر مربوط به بهرهوري است؛ يعني ما بتوانيم از امكانات كشور به شكل بهتري استفاده كنيم».(2)
پركردن فاصلههاي بين كشور و كشورهاي پيشرفته
«عزيزان من! امروز كشور شما، كشوري است در حال حركت به جلو. اين حرفها مربوط به كشاورزي است؛ ولي ما در قضيه صنعت، در قضيه تحقيقات، در امر سياست، در رشتههاي گوناگون علوم، در پديد آوردن مسائل نو، در همه جا، حركتهايي را به بركت انقلاب و به بركت نظام جمهوري اسلامي مشاهده ميكنيم، كه كشور به بركت آنها خواهد توانست اين فاصله ژرفي را كه دشمنان ميان اين كشور و ميان كشورهاي پيشرفته بهوجود آوردهاند، پر كند. حركت امروز كشور، حركت مباركي است؛ حركت سرشار از اميد و نگاه به آينده».(3)
فصل سوم: راهبرد، راهكارها و روش ها در نگاه حضرت امام ومقام معظم رهبري
زير فصل ها
مقدمه
راهكارهاي تحقق حماسه سياسي و حماسه اقتصادي در نگاه حضرت امام رحمه الله
راه كارهاي تحقق حماسه سياسي و حماسه اقتصادي در نگاه مقام معظم رهبري
وظايف رسانهها درنگاه حضرت امام خميني رحمه الله
وظايف رسانهها درنگاه مقام معظم رهبري
مقدمه
كاربرد مفهوم «حماسه» در كنار سياست و اقتصاد توسط مقام معظم رهبري بر اهميت و ضرورت حاكميت روحيه حماسي در مسائل آتي سياسي و اقتصادي دلالت دارد. معظم له با اشاره به حركت رو به جلوي ملت ايران در سال 1391 به ويژه در مواجهه اقتصادي و سياسي با جهان استكبار، چشم انداز سال 1392 را اميدوارانه و همراه با پيشرفت، تحرك، ورزيدگي و روحيه جهادي ملت ايران در عرصههاي سياسي و اقتصادي دانسته، «حماسه سياسي و حماسه اقتصادي» را به عنوان يك راهبرد براي روند امور كشور اعلام فرمودند. بايد توجه داشت كه در برهه كنوني با توجه به فشارهاي سنگين اقتصادي و سياسي كه از جانب دشمنان نظام اسلامي وارد ميشود، برون رفت كشور از برخي مشكلات و معضلات اقتصادي و سياسي كه ناشي از سياستهاي توسعه طلبانه و طمع ورزانه قدرتهاي بزرگ است جز با اين راهبرد كلان ملي و دكترين جديد سياسي و اقتصادي كه توسط مقام معظم رهبري تعيين شده است، نميباشد. كما اينكه انتظار خلق حماسه توسط ملت ايران بسيار بجاست؛ چرا كه معظم له از ظرفيتهاي مردم و جامعه اطلاع دارند و در واقع، با اين راهبرد جديد، دستورات خود را براي بسترسازي خلق حماسههاي عظيم در عرصه سياست و اقتصاد صادر كرده اند.
بي ترديد تحقق اين حماسه به عنوان راهبرد مستلزم توجه به فرامين و رهنمودهاي معظم له براي حصول به راهكارهاي مورد نياز است.
ايشان با اشراف كامل به اوضاع سياسي و اقتصادي وشناخت از نقاط ضعف و قوت، همچنين فرصتها و تهديدها وتحليل واقع بينانه راهكارهاي ارزشمندي را در مقاطع زماني مختلف و به تناسب اوضاع ارائه فرموده اند.
ايشان در خصوص نقاط ضعف و قوت ميفرمايد:
«خب، در تضعيف اين الگو [انقلاب اسلامي]، دو عامل به يكديگر كمك ميكنند: يك عامل، عامل دروني است؛ نقصهايي كه وجود دارد. كوتاهيهاي ما، كمكاريهاي ما، تنبليهاي ما، مبتلاشدن ما به چيزهايي كه مضر به حركت است ـ مثل اختلافها، مثل كارهاي خلاف گوناگون، ميل به دنيا پيدا كردنها، به سمت دنيا كشيدهشدنها، قدرتطلبيها، بيسياستيها و از اين قبيل چيزها ـ اينها چيزهايي است كه ناشي از وجود ماست، ما داريم اين نقصها را ايجاد ميكنيم اين عامل دروني، به اين الگو صدمه ميزند.
عامل ديگر، مربوط به دشمن است؛ كه هميني كه ما داريم، اين را صد برابر بزرگ ميكنند و به چشم ديگران مي كشانند؛ عيبهايي هم كه نداريم، به ما نسبت ميدهند. خب، حالا ما چه كار كنيم؟ اول بايد
به آن چيزهاي دروني خودمان بپردازيم. اول بايد به آن چيزي كه تقصير خود ماست، كوتاهي خود ماست، بپردازيم. اگر اين را درست كرديم، خداي متعال آن دومي را هم كفاف خواهد كرد؛ يعني خداي متعال تبليغ دشمن را هم خنثي خواهد كرد. در درجه اول، مسئولان و زبدگان و برجستگان و روشنفكران و دانشمندان و علما و كساني كه محيطِ تأثير دارند، از رفتارهاي خودشان مراقبت كنند. همان طور كه عرض كرديم، قدرتطلبي است، دنياطلبي است، دنبال اختلاف رفتن است، جنجال درست كردن است، خلاف اخلاق حركت كردن است؛ كه من در اينجا ميخواهم روي اين مسئله خلاف اخلاق حركت كردن تكيه كنم».
و تحليلهاي ارائه شده از ايشان نشان از صحت و همچنين دقت نظر ايشان در نگاه به تهديدها و فرصتهاست.
«من برخلاف بعضي از تحليلها، احتمال ميدهم كه دشمن براي اينكه مردم را از ادامه اين راه و اين حضور مأيوس و پشيمان كند، حتي مشكلات جديد اقتصادي را بر ما تحميل نمايد. هيچ بعيد نيست مشكلاتي را براي فروش نفت، تهيه مواد اوليه و كالاهاي ضروري به وجود آورد، تا فشار را بر مردم زياد كند. دولت و مجلس و مسئولان بايد دست به دست هم دهند و بهترين راهها و موفقترين شيوهها را جستجو كنند، تا مشكلات اقتصادي مردم كم شود؛ نميگويم به كلي از بين برود؛ چون در كوتاهمدت، چنين چيزي ميسور نيست».(1)
لذا دقت و توجه در بيانات ايشان ميتواند ما را در اتخاذ راهكارهاي مناسب جهت تحقق «حماسه سياسي و حماسه اقتصادي» ياري نمايد.
شايسته ذكر است كه هرچند درسالهاي اخير در سايه عنايات خداوند متعال و توجهات حضرت بقيه الله الاعظم«ارواحنافداء» و رهبري حضرت امام رحمه الله و مقام معظم رهبري و استقامت و پايداري ملت جمهوري اسلامي به پيشرفتهاي چشم گيري در عرصههاي گوناگون دست يافتهايم كه موجب افزايش قدرت چانهزني در مقابل دشمنان گرديده و شرايط محيطي ملي، منطقه اي وجهاني نيز بسيار متفاوت با زمان حيات حضرت امام رحمه الله ميباشد لكن نگاه حضرت امام رحمه الله فارغ از زمان و مكان بوده و راهنمايي است براي اعتلاي اقتدار جمهوري اسلامي و دست يابي به استقلال همه جانبه كه شايسته مطالعه و دقت نظر ميباشد.
ازاينرو به منظور تبيين راه كارهاي تحقق حماسه سياسي و اقتصادي در نگاه حضرت امام و مقام معظم رهبري در اين مقطع از نوشتار به تحليل محيطي ايران اسلامي از نگاه ايشان ميپردازيم.
تحليل شرايط محيطي
بر اساس مدل swot يكي از الزامات و بايستههاي تبيين راه كارها تحليل شرايط محيطي و مطالعه تهديدها و نقاط ضعف، همچنين مطالعه فرصتها و نقاط قوت ميباشد كه در اين خصوص حضرت امام و مقام معظم رهبري مكررا در بيانات خويش به آنها اشاره فرموده و مردم و مسئولان را به توجه و بيداري در برابر تهديدها و تلاش براي كاستن از نقاط ضعف و همجنين بهرهگيري هوشمندانه از فرصتها و تقويت نقاط قوت توصيه نمودهاند و با توجه به آنها رابردهاي حكيمانه اي را در
1) 1.و سخنراني در مراسم بيعت حجتالاسلام والمسلمين هاشمي رفسنجاني، رئيس و كليه نمايندگان مجلس شوراي اسلامي 24/03/1368.
رهنمودهاي خويش فرمودهاند كه مطالعه آنها بسيار حائز اهميت است كه به منظور پرهيز از اطناب به ذكر آنها باد بهرهگيري از بيانات ايشان بسنده ميشود.
تهديدها در نگاه امام خميني
زير فصل ها
دشمني استكبار
اهداف و دلايل دشمني
راههاي مقابله و دشمني با ايران
دشمني استكبار
«دنيا بداند هر گرفتاري كه ملت ايران و ملل مسلمين دارند از اجانب است. از امريكاست همان اسلام از اجانب عموماً و از امريكا خصوصاً متنفر است. بدبختي دول اسلامي از دخالت اجانب در مقدرات آنهاست. اجانب اند كه مخازن پرقيمت زيرزميني را به يغما برده و ميبرند. انگليس است كه ساليان دراز كالاي سياه ما را به بهاي ناچيز برده و ميبرند» (1)
اهداف و دلايل دشمني
زير فصل ها
تسلط بر منابع
عقب نگهداشتن ايران
اقتضائات فرهنگ فاسد غرب
تسلط بر منابع
«مگر تسلط امريكا بر ما غير از اين است كه منابعي كه ما داريم، مخازني را كه ما داريم، چيزهاي زيرزميني و روي زميني را كه ما داريم، اينها سلطه پيدا كنند و ببرند؟».(2)
عقب نگهداشتن ايران
«امريكا و ساير كشورهاي استعمارگر هدفي جز عقب نگه داشتن تمام كشورهاي ضعيف در تمامي ابعاد فرهنگي، اقتصادي، سياسي و نظامي ندادند. [البته] براي برخورداري از مخازن و منابع ما و ساير كشورهاي عقب افتاده، نقشي جز اين نميتوانند داشته باشند».(3)
اقتضائات فرهنگ فاسد غرب
«فرهنگ فاسد غرب و شرق اقتضا ميكند كه با وسائل عظيمي كه در دست دارند در تمام ساعات روز به دروغ پردازي و تهمت و افتراء بر فرهنگ الهي اسلام بتازند، و در هر فرصتي قوانين الهي جمهوري اسلامي و اصل اسلام را بكوبند و وابستگان به آن را مرتجع كهنه پرست فاقد شعور سياسي بخوانند، و قوانين اسلام را كافي براي اين زمان ندانند. به بهانه آنكه قوانيني كه هزار و چهارصد سال بر آن گذشته قدرت اداره امور را ندارد، كه دنيا نوآوردهايي دارد كه در آن اعصار نبوده و بعض اشخاص مدعي اسلام نيز اين مطلب را تكرار كرده و ميكنند».(4)
راههاي مقابله و دشمني با ايران
زير فصل ها
تبليغات
جنگ اقتصادي
تبليغ عليه اسلام (اسلام هراسي)
دور كردن مردم از صحنههاي انقلاب
ايجاد اختلاف
تبليغات
«تبليغات دامنه داري در غرب است كه جوانهاي ما را غرب زده كنند. اعتماد به كشور خودشان را از آنها بگيرند. اينها ديگر اتكا به كشور خودشان نداشته باشند». (5)
«اينان به وسيله تبليغاتشان ايجاد خوف كرده بودند، بيشتر مردم به واسطه همين خوف كناره ميگرفتند و بيتفاوت ميشدند و ميترسيدند. نسبت به قدرتهاي بزرگ هم اين طور است كه از
ارعابش بيشتر از واقعيتش بوده».(1)
جنگ اقتصادي
«شما در حال جنگيد، در حال جنگ اقتصادي و اين خود يك محاربهاي بين اسلام و كفر است ... اين تنها موعظه نيست... نجات دادن يك كشور اسلامي از زير بار ظلم و از زير بار استعمار است. نجات دادن مملكت اسلامي يك تكليفي است كه انسان موظف است انجام بدهد... امروز ملت شما در حال جنگ اقتصادي است... در اين جا ديگر اختيار با مردم نيست، اختياري است كه در دست خداست و او امر كرده است كه ما نبايد تحت نظارت يك كشور و يا تحت بيرق كفر باشيم. اين يكي از مسائل مهم اسلام است و بايد كوشش كنيم و اقتصاد خود را اداره نماييم. بايد قيام كنيم و غافل نباشيم. بايد همه قشرهاي ملت، هر كس هر جوري كه ميتواند توليد بكند».(2)
تبليغ عليه اسلام (اسلام هراسي)
«والله اسلام تمامش سياست است. اسلام را بد معرفي كردهاند. سياست مدرن از اسلام سرچشمه ميگيرد».(3)
«..... در پيشرفت و تمدن بشر دخالت دارد، هيچ گاه اسلام و هيچ مذهب توحيدي با آن مخالفت نكرده و نخواهد كرد بلكه علم و صنعت مورد تأكيد اسلام و قرآن مجيد است. و اگر مراد از تجدد و تمدن به آن معني است كه بعضي روشنفكران حرفهاي ميگويند كه آزادي در تمام منكرات و فحشا حتي همجنس بازي و از اين قبيل، تمام اديان آسماني و دانشمندان و عقلا با آن مخالفند گرچه غرب و شرق زدگان به تقليد كوركورانه آن را ترويج ميكنند».(4)
دور كردن مردم از صحنههاي انقلاب
«از آغاز انقلاب تاكنون، يكي از اهداف شوم و پليدي كه همواره مورد توجه استكبار جهاني و نوكران خارجي و داخلي آنان بوده است دور كردن مردم از صحنههاي انقلاب و گسستن پيوندهاي پولادين آنان با آرمانهاي اجتماعي ـ سياسي اسلام بوده است».(5)
ايجاد اختلاف
«در انتخابات در عين حالي كه بايد گفت انتخابات خوبي گذشت، لكن شياطيني ميخواستند كه يك تخم نفاق بكارند. در جاهاي ديگر وقتي انتخابات ميشود، حزب ها و دست هاي خارجي مردم را ميكشند طرف خودشان و مردم را بازي ميدهند، صحبت هايي ميكنند كه همهاش براي اغفال مردم است. در انتخابات در عين حالي كه بسيار خوب انجام گرفت، لكن دستهايي ميخواست ايجاد اختلاف كند، دو دستگي ايجاد كند و حال آن كه موفق نشدند بحمدالله. بايد شما متوجه باشيد به اين
كه دشمن ها هميشه دنبال اين هستند كه ما را از داخل بپوسانند».(1)
نقاط ضعف در نگاه حضرت امام
زير فصل ها
خودباختگي
وابستگي فكري
وابستگي اقتصادي
عدم اعتماد به نفس ملي
جدايي دولت از مردم
بيتجربگي بعضي از مسئولان
طرح مسائل پوچ
در نظر نگرفتن مصلحت
دنياطلبي و عافيت طلبي
ضعف ايمان
تفرقه و اختلاف
منفعت طلبي در انتخابات
تضعيف نظام
خودباختگي
«اين مصيبت بزرگي كه به ايران و ممالك شرقي مطلقاً وارد شده است كه گوشتان به اين است كه غربيها چه ميكنند و چه ميگويند و چه عمل ميكنند و خودشان را از دست به كلي دادهاند، استقلال فكري خودشان را، محتواي خودشان را از دست دادهاند اين ضرري است كه بالاتر از ضرر نفت و امثال اينهاست. اين را بايد فرهنگ جبران كند كه فرهنگ ما طوري باشد كه بعد از انشاءالله چند سال افرادي كه از فرهنگ بيرون ميآيند يك افرادي متكي به نفس كه خودشان را ببينند و نه تبع بينند و گمان كنند كه هرچه آنها كردند، ما بايد دنبال آنها باشيم».(2)
وابستگي فكري
«بزرگترين فاجعه براي ملت ما، وابستگي فكري است كه گمان ميكنند همه چيز از غرب [است] و ما در همه ابعاد فقير هستيم».(3)
وابستگي اقتصادي
«ميدانيد كه تمام گرفتاري ما و عدم پيشرفت كشورهاي اسلامي براي همين وابستگيهاي به خارج بوده است. هر جا و در هر عنواني كه ملاحظه ميكنيد، آنها دست داشتند و به واسطه مامورين بد، مجلس بد، سران بد ـ همه اينها به واسطه اين كه آنها مخالف بودند با ملتهاي ما و موافق بودند با وابستگي ـ همه اينها وابسته به خارج شدند».(4)
«من اين را باز هم گفتم به بعضي از گروهها كه انسان خجالت ميكشد كه يك كشوري كه بايد صادر كند و صادركننده باشد، دستش را پيش امريكا؛ اين دشمن ملت و دشمن بشريت دراز كند و از او كمك بخواهد... ميدانيد كه اگر چنانچه ما احتياج داشته باشيم در ارزاقمان به خارج، اين وابستگي براي ما اسباب اين ميشود كه در امور سياسي هم وابسته باشيم».(5)
«وابستگي اقتصادي مسئله است كه وابستگيهاي بسياري را به دنبال ميآورد. اگر مملكت شما در اقتصاد نجات پيدا نكند و وابستگي اقتصادي داشته باشد همه جور وابستگي به دنبالش ميآيد و وابستگي سياسي هم پيدا ميكنيم. وابستگي نظامي هم پيدا ميكنيم».(6)
عدم اعتماد به نفس ملي
«آنهايي كه اين صنعتهاي بزرگ را درست كردهاند، آنها هم انسانهايي يك سر دو گوشي هستند
كه مانند ساير انسانها؛ منتها قبل از ما بيدار شدند و ما را خواب كردند. قبل از اينكه ما بيدار شويم آنها بيدار شدند و هم خودشان را صرف اين كردند كه با ايادي خودشان مستقيماً يا به طور غير مستقيم ما را غافل كنند ما را خواب كنند و به ما تزريق كنند به اين كه شما نميتوانيد».(1)
جدايي دولت از مردم
«دولت و مردم نبايد از يكديگر جدا باشند؛ اگر جدا شدند، ملت از گرفتاري دولت خوشنود ميشود و مردم از ماليات و كار ميدزدند؛ ولي هر گاه يكي باشند، مردم گليم زير پاي خود را در مواقع لزوم ميفروشند و به دولت ميدهند تا رفع نياز دولت بشود».(2)
بيتجربگي بعضي از مسئولان
«جوّ باز سياسي ايران انقلابي، بيتجربگي بعضي از مسئولان، سبقت در رساندن سريع هر موضوعي به جامعه گرچه به ضرر مردم باشد، نه تنها كار وزارت امور خارجه را مشكل ميكند، كه در بعضي اوقات روي سياستهاي داخلي هم اثر نامطلوب ميگذارد».(3)
طرح مسائل پوچ
«و من احتمال ميدهم كه عوامل و دست هاي ناپاكي بخواهند از رقابتهاي انتخاباتي در رسيدن به آرزوهاي خود استفاده كنند و با طرح مسائل پوچ و بيمعنا دلها را از يكديگر جدا سازند و يا با ترديد و ايجاد ذهنيتها، صحت و سلامت انتخابات و نهايتاً مشروعيت مجلس را زير سؤال برند».(4)
در نظر نگرفتن مصلحت
«اما يك چيزي كه براي نظام مضر هست اين را توجه كنيد به آن؛ دستهاتان را يك قدر نگه داريد، قلمهاتان را يك قدر نگه داريد، توجه بكنيد به اين كه هر چيزي نبايد نوشته بشود، هر چيزي نبايد منتشر بشود. و من به شما عرض ميكنم كه ممكن است يك روزي اگر چنان چه ـ خداي نخواسته ـ تعقيب بكنند آقايان، ممكن است من يك وضع ديگري پيش بيايد برايم».(5)
دنياطلبي و عافيت طلبي
«كساني كه توجه به دنيا دارند، نميشود اختلاف نداشته باشند، هر كسي براي خودش ميخواهد. آنهايي كه اختلاف ندارند، آنهايي هستند كه به دنيا اعتنا ندارند، آنهايي هستند كه ارزشها را بهش توجه دارند، آنها بينشان اختلاف واقع نميشود. اگر همه انبيا جمع بشوند و همه اوليا جمع بشوند، با هم اختلاف نميكنند، يك كلمه اختلاف ندارند، لكن اگر دو تا كدخدا در يك ده باشد اختلاف پيدا ميكند».(6)
ضعف ايمان
«اگر انسان معارف اسلامي را داشته باشد و حقيقتاً مؤمن به معارف اسلامي باشد، ديگر اختلاف پيدا نخواهد شد بين دستجات؛ اختلاف اساسي. البته اختلاف رأيي هست، اما اختلاف اساسي كه بخواهد اين دسته، دسته ديگر را محكوم كند يا فرض كنيد كه توهين كند آن دسته، دسته ديگر را، اين براي اين است كه ما ضعيفيم در ايمان».(1)
تفرقه و اختلاف
«دسيسهها براي ايجاد اختلاف است. و شما توجه داشته باشيد كه يك كلمه اختلاف آميز از گناهان بزرگي است كه مشكل است خداي تبارك تعالي بيامرزد، چه اين كلمه صادر بشود از دشمنهاي ما، چه اين كلمه صادر بشود از دوستان ما، چه از اشخاصي كه ادعاي قداست ميكنند و چه از اشخاصي كه اين ادعا را ندارند. يك كلمه اختلاف انگيز در يك همچو موقعي، كه اسلام در معرض خطر كفر است، اين از گناهاني است كه نميشود به اين زودي ازش گذشت. شما فردا وارد ميشويد بر خداي تبارك و تعالي و آنجا جواب بايد بدهيد».(2)
منفعت طلبي در انتخابات
«فردا ممكن است كه انتخابات پيش بيايد، خوب، در موقع انتخابات البته صحبتها خواهد شد، دنبال اين نرويد كه به هواي نفساني خودتان براي خودتان درست كنيد.
ميخواهد يك قضيهاي واقع بشود در ايران، دنبال اين نباشيد كه به نفع من باشد، آن يكي بگويد به نفع من باشد، اين مبدأ اختلاف است. انبيا و اوليا و كساني كه وارسته از دنيا هستند، اين معاني را ندارند. شما هم اگر تبعيت از انبيا داريد، تبعيت از اميرالمؤمنين عليه السلام داريد، بايد اين معنا را نداشته باشيد».(3)
«كساني كه توجه به دنيا دارند، نميشود اختلاف نداشته باشند، هر كسي براي خودش ميخواهد. آنهايي كه اختلاف ندارند، آنهايي هستند كه به دنيا اعتنا ندارند، آنهايي هستند كه ارزشها را بهش توجه دارند، آنها بينشان اختلاف واقع نميشود. اگر همه انبيا جمع بشوند و همه اوليا جمع بشوند، با هم اختلاف نميكنند، يك كلمه اختلاف ندارند، لكن اگر دو تا كدخدا در يك ده باشد اختلاف پيدا ميكند. اگر دو عالم باشد ـ روحاني واقعاً ـ صد عالم روحاني باشد، ممكن نيست با هم اختلاف داشته باشند. اما اگر دو عالم باشد يا دو صورت عالم باشد كه بخواهد دكان درست كند براي خودش، شكي نيست كهبا عالم ديگري كه باز آن هم همين جور است اختلاف پيدا ميشود. و همينطور چنانچه سران يك كشوري براي خدا كار بكنند، اينها اختلاف نخواهند پيدا كرد و بايد توجه كنند كه گمان نكنند كه مأموناند از اين كه به راه ابليس بروند».(4)
تضعيف نظام
«مطرح دولت نيست، مطرح جمهوري اسلامي است. گاهي وقت ها انسان ميبيند كه به واسطه يك قلمي، به واسطه يك نوشتهاي ممكن است كه در بازار يك مطلبي واقع بشود، يك زيادي قيمتي بشود،
يك كسر قيمتي بشود، اين طور چيزها، اين كسي كه قلم دستش ميگيرد بايد توجه به اين معنا بكند كه مسئله، مسئله فرد نيست، مسئله اسلام است و نظام اسلامي و ما مكلفيم اين نظام را حفظ كنيم».(1)
فرصتها در نگاه حضرت امام
زير فصل ها
جمعيت و ثروت كشورهاي مسلمان
واماندگي آمريكا در مقابل ايران
مقاومت مسلمانان
ضعف ابرقدرتها در مقابل اسلام
محاصره اقتصادي
جمعيت و ثروت كشورهاي مسلمان
«الحمدالله مسلمين هم عده شان قريب به يك ميليارد است و هم ممالكشان يك مملكتي است غني و ثروتمند و هم افرادشان لايق؛ لكن آنهايي كه ميخواهند در اين ممالك حكومت كنند، به واسطه تبليغات سويي كه در طول صد سال تقريباً كرده اند و نفوذاي كه در دانشگاه ها، در جاهايي كه مركز تربيت انباي مسلمين است كرده اند، مسلمين را طوري كردن كه از خودشان مأيوس شدند؛ يعني خودشان را گم كردند. بايد مسلمين مجدد خودشان را پيدا كنند».(2)
واماندگي آمريكا در مقابل ايران
«تبليغات جهاني، ما و همه مظلومان جهان را به هر جنايت و خيانتي كه ابرقدرتهاي جنايتكار دستور ميدهند متهم ميكنند. كدام افتخار بالاتر و والاتر از اينكه امريكا با همه ادعاهايش و همه ساز و برگ هاي جنگياش و آن همه دولتهاي سرسپردهاش و به دست داشتن ثروتهاي بيپايانِ ملتهاي مظلوم عقب افتاده و در دست داشتن تمام رسانههاي گروهي، در مقابل ملت غيور ايران و كشور حضرت بقية الله ـ ارواحنا لمقدمه الفداء ـ آن چنان وامانده و رسوا شده است كه نميداند به كه متوسل شود! و رو به هركس ميكند جواب رد ميشنود! و اين نيست جز به مددهاي غيبي حضرت باري تعالي ـ جلَّت عظمتُه ـ كه ملتها را بويژه ملت ايران اسلامي را بيدار نموده و از ظلمات ستمشاهي به نور اسلام هدايت نموده».(3)
مقاومت مسلمانان
«تجربهاي كه ما از دنيا در اين سالهاي طولاني داريم اين است كه مسلمانها ـ و لو اين كه يك عده كمي باشند ـ وقتي در مقابل خصم خودشان مقاومت كنند، اگرچه خصم آنان ابر قدرتها هم باشند».(4)
ضعف ابرقدرتها در مقابل اسلام
«مطمئن باشيد، قلبهايتان قوي باشد و از هيچ امري نترسيد؛ از هيچ قدرتي نترسيد، اين قدرت ها قدرت هايي نيستند كه بتوانند با اسلام مقابله كنند. شما ان شاء الله، اميدوارم كه موفق باشيد و انشاءالله، من هم كه دعا ميكنم به شما. و واقعاً، مفتخرم به اين كه ما يك وقتي واقع هستيم كه يك همچو ملتي داريم و يك همچو سپاهي داريم و يك همچو ارتشي داريم و يك همچو قواي مسلحهاي داريم و يك همچو ملت و اشخاصي داريم و همچو دست اندركاراني داريم كه همه آنها
انشاءالله، براي خدا عمل ميكنند».(1)
محاصره اقتصادي
«اين محاصره اقتصادي را كه خيلي از آن ميترسند، من يك هديهاي ميدانم براي كشور خودمان، براي اين كه محاصره اقتصادي معنياش اين است كه مايحتاج ما را به ما نميدهند، وقتي كه مايحتاج را به ما ندادند خودمان ميرويم دنبالش. ممكن است يك ده سالي زحمت بكشيم، ده سالي گرفتاري داشته باشيم، اما نتيجه آخرش اين است كه بعد از ده سال خودمان هستيم. ديگر احتياج به اين كه دست دراز كنيم طرف اين مؤسسه يا آن مؤسسه يا آن كشور و اين كشور، محتاج به اين نيستيم».(2)
«وقتي محاصره اقتصادي بشود، افكار همه مردم توجه به اين پيدا ميكند كه ما بايد خودكفا باشيم و متخصصين ما مشغول ميشوند و افكار خودشان را به راه مياندازند و قدرت خودشان را به راه مياندازند و ايران را مستغني ميكنند از خارج و من به شما اطمينان ميدهم كه اگر تا يك مدتي ما در اين فشارها باشيم، ايران بيشتر ثبات پيدا ميكند و مغزهاي متفكر مكتبي ايران بيشتر به كار ميافتد و ايران را خودكفا ميكند».(3)
«تحريم اقتصادي براي شما يك تحفه آسماني بود كه فكرهاي متفكران ما را به راه انداخت و بحمدلله به خودكفايي ميروند».(4)
«امروز همه، همه چيز را بر روي ما بستهاند و اين خود نعمتي براي ما بوده است. وقتي همه درها بسته شد و فكرها باز، ميبينيد كه فعاليتها آغاز شد و همه جا كانون فعاليت است».(5)
نقاط قوت در نگاه امام خميني
زير فصل ها
روحيه مقاومت و قيام به عنوان خصلت ذاتي تشيع
ظرفيت ملت ايران
ايمان جوانها
اتكاء مردم و مسئولان به نصرت و وعده الهي
روحيه مقاومت و قيام به عنوان خصلت ذاتي تشيع
«يكي از خصلتهاي ذاتي تشيع از آغاز تاكنون، مقاومت و قيام در برابر ديكتاتوري و ظلم است كه در تمامي تاريخ شيعه به چشم ميخورد هر چند كه اوج اين مبارزات در بعضي از مقاطع زماني بوده است.
در صد سال اخير، حوادثي اتفاق افتاده است كه هر كدام در جنبش امروز ملت ايران تأثير داشته است. [مانند] مشروطيت، جنبش تتنباكو و ...». (6)
ظرفيت ملت ايران
«من با جرأت مدعي هستم كه ملت ايران و توده ميليوني آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله صلي الله عليه و آله و كوفه و عراق در عهد اميرالمؤمنين و حسين بن علي عليه السلام ميباشند.
و به مجلس و دولت و دست اندركاران توصيه مينمايم كه قدر اين ملت را بدانيد و در خدمتگزاري به آنان خصوصاً مستضعفان و محرومان و ستمديدگان كه نور چشمان ما و اولياي نعم همه هستند و جمهوري اسلامي رهاورد آنان و با فداكاريهاي آنان تحقق پيدا كرد و بقاي آن نيز مرهون خدمات آنان است، فروگذار نكنيد و خود را از مردم و آنان را از خود بدانيد و حكومتهاي طاغوتي را كه چپاولگراني بيفرهنگ و زورگوياني تهي مغز بودند و هستند را هميشه محكوم نماييد، البته با اعمال انساني كه شايسته براي يك حكومت اسلامي است».(1)
ايمان جوانها
«الان تسابق ميكنند تمام كشورهاي بزرگ براي رابطه پيدا كردن با ايران، اين چياست؟ اين افراد ايران است؟ اين جمعيت كثير ايران است؟ ايران جمعيتي ندارد در مقابل عالَم. اين ايمان جوانهاي ماست، اين بركات رسول اكرم است، اين بركات امام صادق است. اين بركاتي است كه چشم دنيا را خيره كرده است و همه را مضطرب كرده. آنهايي كه گمان ميكردند كه با يك تشر ايران را ميتوانند چه بكنند، گمان كردند كه حالا هم زمان قاجار است. حالا هم زمان پهلوي است كه مردم بيدار نبودند. امروز زمان بيداري مردم ماست، زمان هوشياري و شكوفايي ايمان است دراين كشور. و لهذا، ميبينيد كه الان هر راديويي را باز كنيد از خارج، از هر گوشه عالم راجع به قضاياي آمريكا و راجع به خضوع او در مقابل ايران صحبت ميكنند و حرفها را هم ميزنند».(2)
اتكاء مردم و مسئولان به نصرت و وعده الهي
«و شما مطمئن باشيد كه شما پيروزيد؛ براي اين كه كسي كه براي خدا عمل ميكند پيروز است. اين پيروزي براي شما هست، خدا وعده كرده است كه اگر نصرت كنيد خداي تبارك و تعالي را، شما را نصرت ميكند. نصرت ها هم كه همه ديديد و همه اوقات ديديد كه چه نصرت هايي حاصل شده است و حاصل ميشود و حاصل خواهد شد».(3)
تهديدها در نگاه مقام معظم رهبري
زير فصل ها
دشمني استكبار اهداف و دلايل دشمني استكبارستيزي ملت ايران
جلوگيري از الگو شدن ايران اسلامي
نگراني از استغنا واستقلال ملتهاي منطقه خاورميانه
حراست مقتدارانه نظام اسلامي از ثروت عظيم نفت و گاز كشور
انحصار طلبي
منابع ثروت و موقعيت استراتژيك ايران
كسب تسلط اقتصادي بر منطقه خاورميانه
اسلاميبودن نظام
ايجاد سلطه سياسي و اقتصادي بر ايران
جلوگيري از پيشرفت ملت ايران اسلامي
تلاش براي وابسته كردن ايران به غرب
دشمني استكبار اهداف و دلايل دشمني استكبارستيزي ملت ايران
«علت دشمني عميق و آشتيناپذير استكبار و در رأس آنها آمريكا و شبكه صهيونيستي دنيا با جمهوري اسلامي، اين حرفهايي كه گاهي گوشه و كنار گفته ميشود ـ چه چيزهايي كه آنها شعارش را ميدهند، چه تصوراتي كه بعضي در داخل ميكنند ـ نيست. مسئله اين است كه جمهوري اسلامي يك «نفي» با خود دارد، يك «اثبات».
نفي استثمار، نفي سلطهپذيري، نفي تحقير ملت به وسيله قدرتهاي سياسي دنيا، نفي وابستگي سياسي، نفي نفوذ و دخالت قدرتهاي مسلط دنيا در كشور، نفي سكولاريسم اخلاقي؛ اباحيگري؛
اينها را جمهوري اسلامي قاطع نفي ميكند. يك چيزهايي را هم اثبات ميكند: اثبات هويت ملي، هويت ايراني، اثبات ارزشهاي اسلامي، دفاع از مظلومان جهان، تلاش براي دست پيدا كردن بر قلههاي دانش؛ نه فقط دنبالهروي در مسئله دانش، و فتح قلههاي دانش؛ اينها جزو چيزهايي است كه جمهوري اسلامي بر آنها پافشاري ميكند.
اين نفي و اين اثبات؛ اينها دليل دشمني آمريكا و دشمني شبكه صهيونيستي دنياست ».(1)
«دشمني نظام مستكبر امريكايي و هر مستكبري در دنيا با نظام اسلامي، به خاطر پرچم برافراشته عدالت است؛ به خاطر اين است كه ميبيند با نام اسلام و با تعاليم والاي اسلام كشوري دارد به سمت رشد و توسعه و پيشرفت علمي و عملي حركت ميكند؛ ميداند كه اين، جلوي نفوذ آنها را خواهد گرفت».(2)
«آنها به خاطر بيداري ملت ايران با ما دشمنند. هر جا كانون بيداري است، آماج مهمتري براي حمله دشمنان اين ملت است. شما نگاه كنيد، ببينيد هر جايي كه بيداري از آنجا ميتراود و هشياري و انگيزه و آمادگي جوانان ملت از آنجا بيشتر بُروز و درخشش پيدا ميكند، با آنجا بيشتر دشمنند. با خانوادههاي شهدا دشمنند».(3)
«نظام اسلامي ما براي بشريت پيام دارد. همين پيام است كه جهانخواران عالم را در مقابل ملت ايران قرار داده».(4)
جلوگيري از الگو شدن ايران اسلامي
«دشمنان بيروني كساني هستند كه نگاه ميكنند، ميبينند ايران اسلامي در حال تبديل شدن به يك الگو در دنياي اسلام است و آنها نميخواهند اين طور شود. ميدانند كه اگر جمهوري اسلامي بتواند مسائل زندگي و مسائل مادي و گرههاي گوناگون را ـ كه در هر كشوري كم و بيش وجود دارد ـ برطرف و باز كند و به زندگي مردم رونق و شكوفايي بخشد، آنگاه مسلمانها گرم و گيراتر به سمت اين الگو حركت ميكنند. لذا مرتب مانع ايجاد ميكنند. الان چند سال است كه به طور آشكار، در پيشرفت مسائل اقتصادي كشور، دشمنان ما از خارج به شيوههاي گوناگون مانع ايجاد ميكنند».(5)
نگراني از استغنا واستقلال ملتهاي منطقه خاورميانه
«آنها از هر چيزي كه ملتهاي اين منطقه را مستغني و مستقل كند و آنها را روي پاي خودشان نگه دارد، نگرانند. آنها ميخواهند اين منطقه پرجمعيت و پرنعمت و داراي منابع زيرزميني هميشه محتاج آنها باشد؛ لذا با فناوري ما هم مخالفند، با دانشمند شدن جوانان ما هم مخالفند، با داشتن انرژي هستهاي هم مخالفند و اگر بتوانند، با داشتن نفت ما هم مخالفند؛ كمااينكه يك روز از بيكفايتي و خيانت زمامداران اين كشورها استفاده ميكردند و نفت را به يغما ميبردند».(6)
1) بيانات در ديدار اساتيد و دانشجويان در دانشگاه علم و صنعت، 24/9/1387
2) بيانات در اجتماع بزرگ مردم رفسنجان 18/02/1384.
3) بيانات در ديدار جانبازان و ايثارگران و خانوادههاي شهداي استان فارس، 13/2/1387
4) بيانات در جمع دانشآموختگان دانشگاه امام حسين ع.، 3/3/1389.
5) بيانات در حرم مطهر رضوي، 12/12/1380.
6) بيانات در صحن جامع رضوي 01/01/1384.
حراست مقتدارانه نظام اسلامي از ثروت عظيم نفت و گاز كشور
«چرا اين دشمنيها را ميكنند؟ من اين نكته را عرض بكنم؛ بهانه دشمني در اوقات مختلف متفاوت است. از وقتي مسئله هستهاي مطرح شده است، بهانه دشمنيها مسئله هستهاي است... اما يك بهانه است. يك روز اين مسئله بهانه است، يك روز حقوق بشر بهانه است، يك روز فلان مسئله داخلي بهانه است؛ اما همه اينها بهانه است. مسئله اصلي چيست؟ مسئله اصلي، حراست مقتدرانه نظام اسلامي از ثروت عظيم نفت و گاز در اين كشور است».(1)
انحصار طلبي
«چرا پيشرفت علمي يك ملت و يك كشور، از نظر يك جماعتي در دنيا تهديدآميز است؟ چرا؟! چون انحصارطلبند؛ چون سلطهطلبند؛ چون ايران را طعمه فرض كردهاند».(2)
منابع ثروت و موقعيت استراتژيك ايران
«چرا ايران در اين چالش، طرف توجه قدرت متجاوز و كانون متجاوز، يعني امريكاست؟.. اولا به اين دليل كه ايران كشوري بزرگ، ثروتمند و برخوردار از منابع بسيار مهم زيرزميني است. دومين ذخيره گاز در سطح دنيا، متعلق به كشور ماست. ذخيره بسيار ارزشمند نفت و خيلي از منابع زيرزميني ديگر متعلق به ايران است. كشوري است با جمعيت زياد، موقعيت جغرافيايي حساس، مرز طولاني در خليج فارس و درياي عمان؛ اينها همه امتيازات يك كشور است. راه تقريبا منحصر غرب به آسياي ميانه و آن منطقه از دنيا هم از اينجا ميگذرد. قهرا با اين دليل طبيعي، كشور ما ايران مورد توجه و طرف چالش امريكا قرار ميگيرد. يك دليل ديگر، هويت جمهوري اسلامي است».(3)
كسب تسلط اقتصادي بر منطقه خاورميانه
«دشمن هدفهاي اقتصادي، فرهنگي و سياسي هم دارد. هدفهاي اقتصادياش معلوم است؛ براي آنها تسلط اقتصادي بر منطقه خاورميانه حياتي است. امروز در حال راهاندازي يك جنگ بزرگ در همسايگي ما و در كشور عراق هستند. همه دنيا ميدانند كه هدف آنها در درجه اول هدف اقتصادي است. تسلط بر اپك، نفت عراق و سلطه نهايي بر نفت خاورميانه از جمله اين اهداف است».(4)
اسلاميبودن نظام
«آماج حملات دشمنان، دو نقطه اساسي است: يكي دين، يكي مردم و وفاداري آنها. مي دانند كه اگر اين انقلاب، يك انقلاب ديني نبود، قدرت مقاومت نداشت؛ چون دين است كه پيروان خود را از تسليم شدن در مقابل ظلم منع ميكند، به مقابله با ظالم تشويق ميكند؛ عدالت و آزادي و معنويت و پيشرفت را به زندگي انسانها پيشنهاد ميكند. اين، خصوصيت دين است. پس آن نظامي كه بر
مبناي دين باشد، معني ندارد كه تسليم فشار و زور دشمنان و زورگويان و زيادهطلبان بشود. اگر عنصر دين در اين انقلاب نبود، ممكن بود مسئولان انقلاب و سركردگان انقلاب با گرفتن يك امتيازي در مقابل دشمن كوتاه بيايند و راه را براي سلطه دوباره دشمن باز كنند؛ اما چون دين ستون فقرات اين انقلاب است، چنين چيزي تاكنون پيش نيامده است و بعد از اين هم پيش نخواهد آمد».(1)
ايجاد سلطه سياسي و اقتصادي بر ايران
«مسئولان امريكايي، گاه در مقام بيان و خطابه اظهارات رياكارانهاي ابراز ميكنند. بعضي وقتها از ملت ايران يك تعريف نيمهكاره و يا از بخشي از مسئولان و نظام ايران تعريفي بر زبان ميآورند. هدف آنها اين است كه بتوانند بر ايران سلطه سياسي و اقتصادي، و اگر بشود، سلطه نظامي پيدا كنند. بازارهاي ايران مورد طمع آنهاست».(2)
جلوگيري از پيشرفت ملت ايران اسلامي
«هر كسي تبليغات سياسي بدخواهان ملت ايران را دنبال كرده باشد، اين را درمييابد كه تلاشهاي عملي، تلاشهاي اقتصادي، تلاشهاي سياسي، تهديدهاي امنيتي و نظامي، همه براي اين است كه اين موجود فعال، زنده، پرنشاط و پرهمتِ توانا، يعني ملت ايران را كه در وسط ميدان با شجاعتِ تمام ايستاده است و در حال حركت به جلو است، از پيشروي باز بدارند، او را نااميد كنند، او را از حضور در اين عرصه بترسانند».(3)
تلاش براي وابسته كردن ايران به غرب
«هر كشوري هرگونه حركتي بكند كه به استقلال ملي و به رشد و توسعه درونزاي آن كشور كمك بكند، از نظر آنها مبغوض است. آنها صنعت را حاضرند بدهند؛ اما صنعت وابسته را؛ هواپيما را حاضرند بدهند؛ اما به آن كشوري كه قطعات يدكي را حتي باز هم نكند كه ببيند چيست؛ مهندس خودشان آن قطعه را ببندد و قطعه خراب را به مراكز اصلي ببرد؛ همانطور كه در زمان رژيم طاغوت در ايران معمول بود. انرژي هستهيي، البته به معناي نيروگاه هستهاي ـ نه آن كارخانههاي مولد ـ را حاضرند به رژيمي مثل رژيم وابسته طاغوتي پهلوي بدهند؛ چون آن رژيم در مشت خودشان است و براي خودشان است؛ اما نوبت به جمهوري اسلامي كه ميرسد، حاضر نيستند اين كار را بكنند؛ اما وقتي جمهوري اسلامي كه اگر آنها حاضر نشدند سوخت به او بدهند، ميرود با جوانان، مهندسان، دكترها و تحصيلكردههايش شب و روز كار ميكند و با يك مديريت خوب، خودش فناوري توليد سوخت را كسب ميكند و بهدست ميآورد، برايشان تلخ است؛ برايشان مطلوب نيست؛ لذا با آن مقابله ميكنند».(4)
روشهاي تهديد و دشمني
زير فصل ها
حمله نظامي
به انزوا كشاندن ايران از طريق تبليغ و هياهو
اختلاف افكني در جامعه
ارائه تصوير نا مناسب از اقتصاد ايران
نااميد كردن مردم به ويژه جوانان
تحريم اقتصادي
جدا كردن مردم از جمهوري اسلامي
جنگ رواني براي اثرگذاري بر افكار عمومي
تهاجم فرهنگي
اخلال در صنعت
وضع اقتصاد جهاني
تز صهيونيستي خاورميانه جديد
ضعف مبادلات اقتصادي بين كشورهاي اسلامي
حمله نظامي
«شما ميدانيد از اول پيروزي جمهوري اسلامي ايران تا امروز چقدر توطئه، چقدر خنجرهاي پنهاني زهرآلود عليه اين ملت، عليه اين نظام به كار گرفته شده است؟ يك قلم توطئه عليه ما، يك جنگ هشت ساله بود. هشت سال عليه ما جنگ را تحميل كردند. يك قلم توطئه بر ضد جمهوري اسلامي، تحريم سي ساله است».(1)
به انزوا كشاندن ايران از طريق تبليغ و هياهو
«دولتي كه دستش از منابع عظيم مالي و انساني كشور قطع شده بود و هرچه توانست توطئه كرد، دولت آمريكا بود. سي سال دولت آمريكا عليه نظام جمهوري اسلامي و عليه ملت ايران توطئه كرده، ضربه زده، تدابير گوناگون انديشيده؛ هر كار توانسته كرده. اگر شما فكر كنيد يك كاري بود كه آمريكاييها ميتوانستند بكنند و نكردند، بدانيد كه چنين چيزي نيست؛ هر كار ممكن بوده، كردهاند».(2)
«در عرصه سياست، از يك جهت همت آنها اين بود كه ملت ايران را منزوي كنند، از جهت ديگر ملت ايران را دچار دودلي و ترديد كنند. همت آنها را كوتاه و ضعيف كنند».(3)
«در عرصه سياسي هم در طول سال 91 سعي كردند ايران اسلامي را به تعبير خودشان در دنيا منزوي كنند؛ يعني دولتها را در رابطه شان و در نگاهشان به جمهوري اسلامي دچار تزلزل كنند و نگذارند جمهوري اسلامي سياستهاي خود را در سطح منطقه، در سطح جهان و در سطح كشورِ خود گسترش دهد و اعمال كند».(4)
اختلاف افكني در جامعه
«يكي از توطئههاي بزرگ دشمن ـ كه البته در اين قضيه بحمداللّه تا حدود زيادي خنثي شد، اما همه بايد مراقب باشيم ـ اختلاف افكندن بين اين صحنه عظيم و يكپارچه است. ما كه در مباني، در اصول، در اصليترين مسائل اسلام، همه بر يك نقطه متمركز هستيم، به خاطر برخي از اختلافهاي نظري و عقيدتي و عملي، ما را در مقابل هم قرار بدهند».(5)
اگر كسي تبليغات دشمنان را گوش كرده باشد، خواهد ديد كه امروز بيشترين تكيه آنها، روي همين دو نكته است: اختلاف و مسائل اقتصادي».(6)
ارائه تصوير نا مناسب از اقتصاد ايران
«... آنها براي اينكه مبادا تبليغاتشان موجب شود كساني به فكر بيفتند كه به خودشان سختي دهند و اگر مشكلي هم در كار اقتصادي هست، از بين برود، تبليغات ميكنند كه «در ايران، فلان كسان
1) بيانات در ديدار طلاب خارجي حوزه علميه قم، 3/8/1389.
2) بيانات در ديدار دانشآموزان در آستانه 13 آبان، 12/8/1388.
3) پيام نوروزي به مناسبت آغاز سال ۱۳۹۲.
4) بيانات در حرم مطهر رضوي، 1/1/1392
5) بيانات در ديدار كارگزاران حج، 3/7/1391
6) بيانات در ديدار معلمان و مسولان امور فرهنگي كشور و جمعي از كارگران، 12/12/1369.
ميخواهند مردم را به رياضت اقتصادي دعوت كنند!» به قول معروف، پيش ميافتند كه پس نيفتند! يعني حرفي ميزنند كه كسي در اين مملكت جرئت نداشته باشد مردم را به قناعت دعوت كند كه مبادا بگويند «رياضت اقتصادي»!(1)
«آنها [استكبار] در نشرياتشان، اوضاع اقتصادي ما را نااميد كننده وانمود ميكنند؛ در حالي كه چنين نيست، و اميدوار كننده است. آنها نميخواهند مردم اين اميدواري را احساس كنند. قصدشان اين است كه مردم را دلمرده كنند و ميان آنها و دستگاه و دولت و مسئولان و خدمتگزاران، فاصله بيندازند».(2)
نااميد كردن مردم به ويژه جوانان
«امروز بيشتر از گذشته سعي ميكنند ملت ايران را، كه ميرود تا به قله برسد، مأيوس كنند. ميگويند: «آقا، وضع اقتصاد خراب است! آقا، دنيا نميگذارد! آقا، امريكا نميگذارد! آقا، مردم ناراحتند!» دائم در گوش مردم اين چيزها را ميخوانند؛ آن هم با روشهاي تبليغاتي بسيار زيركانه».(3)
امروز استكبار جهاني مايل است كه ملتهاي مسلمان و از جمله ملت عزيز ايران، دچار روح نااميدي شوند و بگويند: ديگر نميشود كاري كرد؛ ديگر فايدهاي ندارد! ميخواهند اين را به زور در مردم تزريق كنند».(4)
تحريم اقتصادي
«از سال 58 و 59 تحريم را عليه كشور ما شروع كردند؛ ليكن اين تشديد تحريمها در واقع براي اين است كه روي مردم فشار بيايد و مردم از نظام اسلامي جدا شوند».(5)
«از اول انقلاب تحريم اقتصادي و محاصره اقتصادي، به شكلهاي مختلف در كشور ما جريان داشته است؛ فشار آوردند، ملت ايستاد؛ در عين حال آنها ميخواهند همين را ادامه بدهند، بازهم ملت ما ميايستد».(6)
«...يكي ديگر از چالش هاي بزرگ، همين چالش فشارهاي اقتصادي و تحريمها بود. امروز سخن از تحريم ميگويند؛ تحريم براي ما چيز تازهاي نيست. از سال اول پيروزي انقلاب، تحريمهاي يكجانبه از طرف آمريكا و كشورهاي اروپايي شروع شد و در طول جنگ، اين تحريمها و محدوديتها به اوج خود رسيد».(7)
«ما امروز در مقابل يك فشار جهاني قرار داريم. دشمني وجود دارد در دنيا كه ميخواهد با فشار
1) بيانات در حرم مطهر رضوي، 1/1/1377.
2) بيانات در خطبههاي از جمعه، 7/1/1371.
3) بيانات در ديدار اقشار مختلف مردم، 6/10/1372
4) بيانات در ديدار اقشار مختلف مردم، 25/9/1376.
5) اجتماع بزرگ مردم قم، 27/7/1389
6) بيانات در ديدار مردم و عشاير شهرستان نورآباد ممسني، 15/2/1387
7) بيانات در اجتماع بزرگ مردم كرمانشاه، 20/7/1390.
اقتصادي و با تحريم و با اين كارهايي كه شماها ميدانيد، سلطه اهريمني خودش را برگرداند به اين كشور. هدف اين است».(1)
«يك مسئله ديگر هم اين است كه امروز دشمنان نظام اسلامي و دشمنان ملت ايران از ابزار اقتصادي دارند عليه ما استفاده ميكنند، كه نمونهاش همين تحريمهايي است كه گفته شد».(2)
«سياست استكباري، زمين زدن ملت ايران و نظام جمهوري اسلامي از راه اقتصاد است. تحريمها گرچه بهانهاش مسئله انرژي هستهاي است، اما دروغ ميگويند؛ عامل طرح مسئله تحريمها، انرژي هستهاي نيست».(3)
جدا كردن مردم از جمهوري اسلامي
«همين كه اين فشارها را وارد ميآورند، همين كه امروز تبليغات و كارشكني وسيع و گسترده و بسيار خباثتآميزي عليه جمهوري اسلامي در سطح دنيا وجود دارد، بهخاطر آن است كه شايد بتوانند اين ملتي كه لياقت خودش را ثابت كرده است، از جمهوري اسلامي جدا كنند».(4)
«يكي از كارهايي كه دشمن ميكند، بياعتماد كردن مردم نسبت به مسئولان است. ما بايد مواظب باشيم خودمان جوري حرف نزنيم كه مردم به مسئولان كشور، مسئولان دولتي، مسئولان قضايي، مسئولان قوه مقننه بياعتماد بشوند؛ كه اين بياعتمادي ناحق است؛ دشمن اين را مي خواهد».(5)
«در زمينه تضعيف وفاداري مردم نسبت به نظام هم كارهاي زيادي ميكنند: شايعه ميسازند، براي اينكه مردم را از مسئولان كشور، از رؤساي قوا مأيوس كنند. تخم بدبيني ميپراكنند. هر كار شايسته باارزشي كه در سطح كشور انجام بگيرد، اين را در وسائل تبليغات گوناگون مورد ترديد قرار ميدهند. اگر ضعف هايي هست، چند برابر ميكنند و نقاط قوت را نشان نميدهند، براي اينكه مردم را نااميد كنند، به خصوص نسل جوان را نااميد كنند».(6)
جنگ رواني براي اثرگذاري بر افكار عمومي
«من يك اشاره گذرايي بكنم به آن چه كه دشمن انجام ميدهد. برنامههايش اينهاست: فشار اقتصادي، تهديد نظامي، جنگ رواني براي اثرگذاري بر روي افكار عمومي؛ هم در داخل كشور، هم در سطح بينالمللي؛ اينها كارهايي است كه دارند ميكنند».(7)
تهاجم فرهنگي
1) بيانات در ديدار جمعي از كارآفرينان سراسر كشور، 16/6/1389.
2) بيانات در ديدار رييس جمهوري و اعضاي هيئت دولت، 6/6/1390.
3) بيانات در ديدار فعالان بخشهاي اقتصادي كشور، 26/5/1390.
4) بيانات در ديدار با فضلا، طلاب و اقشار مختلف مردم قم.
5) بيانات در ديدار كارگزاران نظام، 27/5/1389.
6) بيانات در اجتماع بزرگ مردم قم، 27/7/1389.
7) بيانات در ديدار كارگزاران نظام، 27/5/1389.
«تهاجم فرهنگي غير از تبادل فرهنگي است؛ غير از گرفتن برجستگي ها و زبدهگزيني از فرهنگ هاي ديگر است؛ اين، چيزي است مباح، بلكه واجب. اسلام به ما دستور ميدهد، عقل هم بهطور مستقل از ما ميخواهد كه هر چيز خوب، زيبا و با ارزشي را كه در هر كجا ميبينيم، آن را فرا بگيريم و از آن استفاده كنيم. اين جملات معروف متداول در زبانهاي مردم ما كه «اطلبوا العلم ولو بالصين» يا «انظر الي ما قال و لا تنظر الي من قال»؛ نگاه نكن حرف خوب، سخن حكمتآميز، دانش و معرفت را چه كسي دارد ميگويد، اگر سخن خوب است، آن را فرابگير، اين گرفتن، گرفتن فرهنگي است و اخذ فرهنگي، تبادل فرهنگي و زبدهگزيني فرهنگي، يك چيز لازم است و اين، غير از تهاجم فرهنگي است».(1)
اخلال در صنعت
«جبهه كار و توليد نيز همين تحرك را داشت. در ابتداي پيروزي انقلاب، وقتي همه سرگرم كارهاي حاد انقلاب بودند و مثل پروانه دور شمع وجود امام عزيز ميگشتند، در گوشه و كنار كشور، عدهاي ضدانقلاب و ضد اسلام، درصدد اخلال در كارخانهها و تشكل منسجم كارگران برآمده بودند. اين شبكههاي جاسوسي، ماركسيست هاي امريكايي (!) نام داشتند؛ كه براي شناخت آنها، هيچ اسمي بهتر از اين اصطلاح نبود. اين گروه، هرچند ظاهرا چپ عمل ميكردند، اما باطنا وابسته به استكبار امريكا بودند. تمام همت آنها اين بود كه نظام و انسجام انقلاب اسلامي را به هم زنند و از طريق سازماندهي و برنامهريزي نيروهايشان، در كارخانهها اخلال كنند».(2)
از اوايل پيروزي انقلاب، يكي از توطئههاي دشمنان كه سعي ميشد به وسيله عناصر خائن، در داخل كشور به مرحله اجرا درآيد، به ركود كشيدن كارهاي كشور و تعطيل حركت و توليد و آفرينش و نوآوري علمي و عملي بود».(3)
وضع اقتصاد جهاني
«الان شما ببينيد در بخشي از دنيا، يعني همين آسياي شرقي، كشورهاي فعال كه در سالهاي اخير، رونق اقتصادي پيدا كرده بودند، در اين يك سالونيم قبل، بر اثر همين حوادث اقتصادي، يكباره به خاك سياه نشستند. بحمدالله كشور ما از اين آسيبها محفوظ و مصون بود؛ ولي كشورهايي مثل مالزي، اندونزي، كره جنوبي و امثال آنها آسيب جدي ديدند. در بسياري از كشورهاي دنيا، امروز مشكلات اقتصادي حتي در بعضي از كشورهاي پيشرفته و صنعتي هم زياداست؛ منتها كمپانيهاي بزرگ جهاني خير اين مشكلات را ميبرند! خيلي از مشكلات هم از ناحيه آنهاست. اين يك علت كه طبعا اثر ميگذارد».(4)
«البته اوضاع كشور از لحاظ اقتصادي، غالبا بر يك روال نيست. مسائل اقتصادي كشور به عوامل گوناگوني بسته است كه بسياري از آن عوامل، خارج از مرزهاست. وضع تورم جهاني، وضع عرضههاي گوناگون جهاني، وضع پول در دنيا و بسياري از اينگونه مسائل، روي اقتصاد يك كشور اثر ميگذارد. اقتصاد كشور مستقلي مثل ما كه ميخواهد مستقل زندگي بكند، غالبا با بعضي از
نوسانها همراه است».(1)
تز صهيونيستي خاورميانه جديد
«از لحاظ اقتصادي هم، اسراييل براي منطقه، خطر است. چندي است كه صهيونيستهاي حاكم بر فلسطين، تزي را به نام «تز خاورميانه جديد» مطرح كردهاند. خاورميانه جديد، يعني چه؟ يعني خاورميانه بر محور كشور اسراييل شكل بگيرد و اسراييل به تدريج بر كشورهاي عربي و كشورهاي منطقه و مناطق نفتي در خليج فارس سيطره اقتصادي داشته باشد! اين هدف اسراييليهاست. بعضي از دولتها غافلند. وقتي به آنها اعتراض ميشود، ميگويند ما كه رابطه برقرار نكرديم؛ ما به تجارشان اجازه داديم بيايند! اتفاقا آنها همين را ميخواهند. آنها ميخواهند اسراييل با حمايت امريكا و با پشتيباني از زرادخانه خطرناك خودشان، از غفلت و ضعف بعضي از دولتها استفاده كند و به آنجا وارد شود و مراكز اقتصادي و منابع مالي را در دست گيرد».(2)
ضعف مبادلات اقتصادي بين كشورهاي اسلامي
«من در جلسهاي كه چند ماه قبل با مسئولان بانك توسعه اسلامي در همين اتاق داشتم، به آنها گفتم كه ما بايد كاري كنيم كه مبادلات بين كشورهاي اسلامي تقويت شود. امروز داد و ستد و تجارت و مبادلات پولي و بانكي كشورهاي اسلامي با يكديگر به مراتب كمتر و ضعيفتر است از تجارت و مبادلات مالي آنها با كشورهاي بيرون از جهان اسلام؛ اين واقعيت خوبي نيست؛ بايد اين واقعيت را تغيير داد».(3)
نقاط ضعف در نگاه مقام معظم رهبري
«اما نقاط ضعف هم داريم. اگر نقاط منفي را نبينيم، ضعف هاي خودمان را نشناسيم، يقيناً ضربه خواهيم خورد. نقاط ضعف ما، هم در زمينههاي اقتصادي است، هم در زمينههاي فرهنگي است. ما خطاها داشتيم، ضعف ها داشتيم، بر بعضي از چالش ها نتوانستيم غلبه كنيم؛ اين واقعيتي است. حتّي در همان تهديدهائي كه مستقيماً از طرف دشمن هست، اگر ما ضربهاي خورديم، تقصير خود ماست، كوتاهيهاي خود ماست. قرآن كريم در قضيه جنگ احد مي فرمايد: «ا و لمّا اصابتكم مصيبة قد اصبتم مثليها قلتم انّي هذا قل هو من عند انفسكم».(4)
«در امتحان هائي از قبيل همين حوادثي كه حولوحوش انتخابات پيش آمد ـ بعد از انتخابات و قبل از انتخابات ـ ديديم كه در همين زمينهها ضعفها و مشكلاتي داريم. اين حوادث براي ما نعمت بزرگي است؛ از اين جهت كه ضعفهاي خودمان را بشناسيم؛ مثل رزمايشهائي كه نيروهاي مسلح راه مياندازند. رزمايش اصلًا براي همين است كه اين يگان نظامي يا اين سازمان نظامي، نقاط
ضعفش را پيدا كند».(1)
«اگر انسان متوجه ضعف هاي خود و كمبودهاي كار خود و عيوب خود نبود، عقب خواهد ماند. يكي از فوائد مسابقه اين است ديگر. در مسابقه چون يك رقيب بغل دست انسان هست، آدم كمبود خودش را ميفهمد؛ والّا وقتي خود انسان بهتنهائي دارد ميدود، يك وقت لازم بداند، مثلاً ميايستد و چند تا سرفه و عطسهاي هم ميكند؛ ديگر نميداند كه همين كار چقدر انسان را عقب مياندازد. وقتي يك نفر بغل دست انسان هست كه همان دو ثانيه، پنج ثانيه را هم توقف نكرده، آدم ميبيند كه عجب، چقدر انسان جلو افتاد. در زندگي كاري ما، ثانيهها و دقايق و ساعات، عقبافتادگي وجود دارد؛ اينها را بايد ببينيم تا به فكر جبران بيفتيم. اگر نتوانيم جبران كنيم، لااقل پيش خداي متعال اقرار كنيم؛ «و ان كان قددنا اجلي و لم يدنني منك عملي فقد جعلت الاقرار بالذّنب اليك وسيلتي».(1) يكي از راههاي تقرب به پروردگار، همين است: اقرار به ذنب و اقرار به كوتاهيها و عقبماندگيها و نقصها و تاريكيهائي كه در وجود خودمان هست. به اين مسئله توجه كنيم. همهي اينها با توفيقاتالهيامكانپذيراست». (2)
نقاط ضعف اخلالگريها و تخريبها
«اين تخريبهايي كه انجام ميگيرد، اين كارهاي زشتي كه انجام ميگيرد، بعضاً جناياتي كه واقع ميشود، مربوط به هيچ كدام از اين اطراف قضيه نيست؛ اين مربوط به مردم نيست، مربوط به نامزدها نيست؛ مربوط به خرابكارهاست، مربوط به اخلالگرهاست. نبادا كسي توهم كند و تصور بكند كه اين مربوط به اين است كه اينها طرفدار فلان نامزدند؛ نه، اينها مثل همان كساني هستند كه اختلافات مذهبي را بين مسلمانها راه مياندازند كه ما مكرر گفتهايم اينها نه سني اند، نه شيعه؛ شيعه را عليه سني، سني را عليه شيعه تحريك ميكنند، و در وضع اتحاد جامعه عظيم ما هم همين جور است. كساني كه يك طرف را عليه يك طرف تحريك ميكنند، كارهايي ميكنند به عنوان طرفداري از يك جهت، در حالي كه حقيقتاً طرفداري از او نيست؛ اينها نه از اين طرفند، نه از آن طرف. اينها كساني هستند كه با اصل نظام مخالفند، با آرامش كشور مخالفند، طرفدار تشنجند، طرفدار اغتشاشند، ميخواهند آرامش نباشد».(3)
«متأسفانه عدهاي با انگيزههاي گوناگون، تا فصل انتخابات ميشود، تخريب هايشان هم از همان نزديكي انتخابات شروع ميشود. حالا بعضي با انگيزههاي سياسي و بعضي با انگيزههاي حتّي ديني اشخاص ـ چهرههاي سياسي، چهرههاي ديني، چهرههاي انقلابي، موجّهين حوزههاي علميه و حتّي محترمين از علما و روحانيون ـ را مورد تخريب قرار ميدهند. اين چه كاري است؟! اين نه منطق شرعي دارد و نه منطق عقلايي؛ نه شرع با اين كار موافق است، نه عقل».(4)
بد اخلاقيهاي انتخاباتي
«از طرف علاقهمندان به نامزدهاي انتخاباتي گوناگون، بداخلاقيهاي انتخاباتي، شايسته ملت ما
نيست؛ تهمت زدن آدمهاي مؤمن را، مصونيتدار از لحاظ اسلامي و شرعي را؛ در معرض هتك آبرو قرار دادن در شبنامهها، در مطبوعات، در پايگاههاي اينترنتي و غيره، اينها اصلاً مصلحت نيست. من به طور جد از همه كساني كه نسبت به نامزدهاي مختلف علاقهمندياي دارند، درخواست ميكنم، اصرار ميكنم كه اين علاقهمندي خودتان را از راه تخريب ديگران، اهانت به ديگران، متهم كردن ديگران نشان ندهيد. هرچه ميخواهيد، از نامزد مورد علاقه خودتان تمجيد كنيد، تعريف كنيد؛ اما ديگران را تخريب نكنيد. اين علامت بدي است».(1)
«معمولاً قبل از انتخابات جنجالهايي در كشور بهوجود ميآيد كه غالباً هم ماهيت تبليغاتي دارد. من از همه قواي سه گانه ـ نمايندگان مجلس، مسئولان در دولت، مسئولان در قوّه قضاييه ـ خواهش ميكنم سعي كنند فضاي سياسي كشور را متعادل نگه دارند تا مردم در يك فضاي متعادل به موسم انتخابات برسند. مردم به انتخابات علاقه دارند. آن چه مردم را ميرماند، برخي از صحنههاي ناخشنود كنندهاي است كه در سطوح ما به چشم آنها ميآيد. فضا بايد متعادل، منطقي و عقلايي باشد. گفتگوي انتقادي اشكالي ندارد؛ اما گفتگو باهاي و هوي فرق دارد. در مردمسالاري اسلامي، گفتگو با عربدهكشي و چاقوكشي در بعضي از دمكراسيها تفاوت دارد. اينجا گفتگو ميكنند؛ به قول امام، مثل مباحثههاي طلبگي».(2)
«فضاي اهانت و هتك حرمت در جامعه، يكي از آن چيزهايي است كه اسلام مانع از آن است؛ نبايد اين اتفاق بيفتد. فضاي هتك حرمت، هم خلاف شرع است، هم خلاف اخلاق است، هم خلاف عقل سياسي است. انتقاد، مخالفت، بيان عقايد، با جرأت، هيچ اشكالي ندارد؛ اما دور از هتك حرمتها و اهانتها و فحاشي و دشنام و اين چيزها. همه هم در اين زمينه مسئولند. اين كار علاوه بر اين كه فضا را آشفته ميكند و اعصاب آرام جامعه را به هم ميريزد ـ كه امروز احتياج به اين آرامش هست ـ خداي متعال را هم از ما خشمگين ميكند. من ميخواهم اين پيامي باشد به همه آن كساني كه يا حرف ميزنند، يا مينويسند؛ چه در مطبوعات، چه در وبلاگها. همه اينها بدانند، كاري كه ميكنند، كار درستي نيست. مخالفت كردن، استدلال كردن، يك فكر سياسي غلط يا يك فكر ديني غلط را محكوم كردن، يك حرف است، مبتلا شدن به اين امرِ خلاف اخلاق و خلاف شرع و خلاف عقل سياسي، يك حرف ديگر است؛ ما اين دومي را به طور كامل و قاطع نفي ميكنيم؛ نبايد اين كار انجام بگيرد ».(3)
بيبصيرتي برخي از خواص
«دشمن انواع و اقسام كار را ميكند؛ انواع و اقسام فعاليت را ميكند؛ عمده هم امروز به گمان من، هدف و آماج توطئههاي دشمن، خواص است؛ آماج دشمن، خواص است. مينشينند طراحي ميكنند تا ذهن خواص را عوض كنند؛ براي اين كه بتوانند مردم را بكشانند؛ چون خواص تأثير ميگذارند و در عموم مردم نفوذ كلمه دارند. به نظر من يكي از وظائف اصلي امروز ما و شما، همين است: ما بصيرت خودمان را در مسائل گوناگون تقويت كنيم و بتوانيم انشاءاللَّه بصيرت مخاطبان و مستمعان خودمان را هم زياد بكنيم».(4)
«بايد دشمنيها را شناخت. مشكل ما اين است. اينكه بنده مسئله بصيرت را براي خواص تكرار ميكنم، به خاطر اين است. گاهي اوقات غفلت ميشود از دشمنيهايي كه با اساس دارد ميشود».(1)
پرداختن به مسائل حاشيهاي و القاء بحران
«مسائل كوچك را نبايد بزرگ كرد. نبايد القاء بحران كرد. سعي ميكنند با هزار وسيله اثبات كنند كه در ايران بحران هست. چه بحراني؟ كدام بحران؟ كشورِ آرام، ملتِ قوي، بانشاط؛ اين همه كار از سوي دستگاههاي گوناگون، از سوي آحاد مردم در اين كشور دارد انجام ميگيرد. به توفيق پروردگار، امنيت كامل برقرار است. دستگاهها با همديگر همكاري داشته باشند. اگر همكاري بكنند، كارها خيلي بهتر هم خواهد شد. دشمن اين را نميخواهد.
با اين همه كاري كه دولت دارد، سعي كنيد دچار حاشيهسازيهاي مسئلهدار نشويد. دولت دارد كار ميكند، تلاش ميكند، ميدان هم براي كار بحمدالله هست، نياز هم به كار هست».(2)
مجادلات سياسي براي كشور زيانبار است. نه فقط امروز كه دشمن ما را تهديد ميكند، بلكه هميشه مضر است؛ براي سازندگي و راه انداختن چرخهاي اقتصادي مضر است. اگر بعضيها هر روزي به نحوي مسئله جديدي درست كنند و افكار عمومي را متوجه به يك مسئله موهوم كنند، اينها به ضرر كشور است. امسال همه، به خصوص گويندگان، نويسندگان، سياسيون، منبردارها و تريبوندارها، تصميم بگيرند فضا را، فضاي محبت و عطوفت قرار دهند؛ ذهنها و دلها را نسبت به يكديگر تحريك نكنند».(3)
«اينكه بعضيها فضاي كشور را آنقدر سياسي كنند كه مسائل اصلي كشور تحتالشعاع قرار گيرد، يك غفلت بزرگ است. البته گروه معدودي اين غفلت را عمدا انجام ميدهند؛ آنها خيانت ميكنند؛ يك عده هم غفلت ميكنند. هر روز مسئله سياسي جديدي را در كشور ايجاد كردن ـ به مجلس شوراي اسلامي نگاه ميكنيم، يك طور؛ به مجموعههاي گوناگون ديگر نگاه ميكنيم، يك طور ـ و ذهنها و فكرها را از كاري كه بايد براي مردم انجام گيرد، منصرف كردن، هيچ مصلحت نيست. همه بايد ذهنهاي خود را به كارهايي كه براي پيشرفت و حل مشكلات كشور لازم است ـ مسائل معيشتي مردم، مسائل اقتصادي مردم، مسئله اشتغال ـ منعطف كنند».(4)
اتكاء به نفت
«بودجه كشور ما متأسفانه از دهها سال پيش به اين طرف، وابسته به نفت است. اين روش را همه اقتصاددانهاي دلسوز رد ميكنند؛ اين روش در كشور ما عادت شده است. نفت را استخراج كنند، بفروشند، از پول آن كشور را اداره كنند؛ اين شيوه غلطي است».(5)
«تحصيل ثروت از راه فروش منابع تمامشدني مثل نفت و امثال نفت، رونق نيست، پيشرفت نيست؛ اين خودگولزدن است. ما در اين دام افتاديم. بايد اقرار كنيم، قبول كنيم كه اين يك تله
است، يك دام است براي ملت ما. ما دچار خامفروشي شديم. يك واقعيتي براي ما به ارث گذاشته شد، كشور هم به آن عادت داده شده است. البته در اين سالها سعي شده كه يك مقداري اين اعتياد مضر براي كشور، كنار گذاشته شود، ليكن به طور كامل پيش نيامده».(1)
مفاسد اقتصادي
«فساد يعني چه؟ فساد يعني اينكه كساني با زرنگي، با قانونداني، با زبان چرب و نرم و با چهره حقبهجانب، به جان بيتالمال اين ملت بيفتند و كيسههاي خود را پُر كنند. اين كار چند ضرر دارد:
يكي اينكه خزانه اين كشور كه بايد صرف مردم شود ـ صرف ساختن پُل و راه و سد و آبرساني و آباد كردن روستاها و سامان دادن به زندگي مردم شود ـ به جيب يك نفر يا يك جمع خاص ميرود. وقتي شما ميبينيد يك نفر آدم در طول مدت كوتاهي ـ سه، چهار سال ـ دهها ميليارد تومان از پول بيتالمال را در صندوق شخصي خود قرار ميدهد، معنايش چيست؟ معنايش اين است، آن پولي كه با آن ميشد مثلاً هزار روستا را آباد كرد كه مردم از زندگي لذّت ببرند و مزه فقر را نچشند، مزه زندگي راحت را بچشند، يك نفر بتواند با زرنگي، با زبان چرب و نرم، با چهره حقبهجانب و با استفاده از كمك افراد غافل، همه اين پولها را به چنگ آورد. بنابراين اوّلين ضرر اين است كه بيتالمال خالي ميشود و پول مردم به جيب يك شخصِ طمّاع و حريص و خودخواه و زيادهطلب ميرود.
ضرر دوم اين است: كساني كه ميخواهند با پول خود در كشور فعّاليت اقتصادي كنند ـ كارخانه تأسيس كنند، مزرعه راه بيندازند و توليد كنند ـ وقتي ديدند از راههاي نامشروع ميشود اين همه ثروت به دست آورد، آنها هم تشويق ميشوند كه بروند كار نامشروع كنند.
عدّهاي ميگويند مبارزه با مفاسد اقتصادي موجب ميشود كه سرمايهدار، سرمايهگذاري نكند؛ اما من ميگويم قضيه عكس است؛ اگر با فساد اقتصادي مبارزه نشود، هر سرمايهداري وسوسه و تشويق ميشود كه به جاي وارد شدن به كار پُردردسر توليد و مقدّمات آن و راههاي طولاني ديگر، برود مشغول بند و بست و كارهاي فساد انگيز شود. يك فاسد، ديگران را هم به فساد ميكشاند و تشويق ميكند. بنابراين ضرر دوم اين است كه كشور از فعّاليت اقتصادي باز خواهد ماند.
ضرر سوم اين است كه آدم فاسد وقتي بخواهد از بيتالمال مسلمانان استفاده كند، به طور مستقيم كه او را راه نميدهند؛ مجبور است به مديران و مسئولان و هر كسي كه سر راهِ او قرار دارد، رشوه بدهد. هر كسي هم نميتواند در مقابل رشوه مقاومت كند. البته بعضي افراد مقاومت ميكنند، بعضي هم دانسته يا ندانسته تسليم ميشوند. بنابراين آدم فاسد براي رسيدن به هدف خود، با رشوه دادن و شيريني دادن، عدّهاي را فاسد ميكند؛ مديران را فاسد ميكند، مأموران را فاسد ميكند، مأمور بانك را فاسد ميكند، مأمور فلان وزارتخانه را فاسد ميكند.
ضرر چهارم اين است كه وقتي پول و لقمه حرام در بين مردم و نخبگان و زبدگان رايج شد، گناه رايج ميشود؛ «امرنا مترفيها ففسقوا فيها». وارد شدن در ميدان فساد مالي، مقدّمه ورود به ميدان فساد اخلاقي و فساد جنسي و فساد شهواني و انواع و اقسام فسادهاست.
1) بيانات در ديدار جمعي از پژوهشگران و مسئولان شركتهاي دانشبنيان،
ضرر پنجم اينكه وقتي مديران و مردمي فاسد شدند، به پايگاه دشمن خارجي تبديل ميشوند. دشمن خارجي از آدمهاي فاسد، براي اهداف سياسي خود در كشور، خوب استفاده ميكند». (1)
«مفاسد اقتصادي را صرفاً به عنوان يك كار خلاف نبايد در كشور در نظر گرفت. اين كار اگر چنان چه دنبال نشود، تعقيب نشود، ريشهيابي نشود، قواي مختلف كشور دست به دست هم ندهند براي خشك كردن ريشه اين كار، ضربه و خطرش براي كشور بسيار كلان و عظيم خواهد بود. مفاسد اقتصادي، مفاسد فرهنگي را هم با خود ميآورد، مفاسد اخلاقي را هم ميآورد. وجود و رواج مفاسد اقتصادي يكي از بزرگترين خطرهايش اين است كه عناصر خوب دستگاهها را متزلزل ميكند، زير پاي آنها را سست ميكند».(2)
ماركگرايي و برندگرايي و علاقه به مصرف كالاي خارجي
«شما بايد كالاي ايراني بخواهيد. اين افتخار نيست؛ اين تفاخر غلطي است كه ما ماركهاي خارجي را در پوشاكمان، در وسائل منزلمان، در مبلمانمان، در امور روزمرهمان، در خوراكيهامان ترجيح بدهيم به ماركهاي داخلي؛ در حالي كه توليد داخلي در خيلي از موارد بسيار بهتر است ».(3)
«يك عدهاي خوششان ميآيد كه بگويند فلان نشان خارجي روي لباسشان هست يا روي وسيله خوراكيشان هست؛ اين يك بيماري است؛ اين بيماري را بايد علاج كرد. اين كار، توجه نكردن به اين است كه ما در اين مملكت داريم زندگي ميكنيم و از نعمتهاي الهي بر اين كشور داريم برخوردار مي شويم».(4)
«يكي از آفات موجود اجتماعي ما كه ريشه آن، ميراث دوران طاغوت و دوران ظلماني گذشته است، همين است كه افراد، دلبسته به توليدات بيگانه باشند. يك وقت توليد داخلي نداشتيم؛ يك وقت توليد داخلي، توليد غير قابل مصرفي بود؛ امروز اينجوري نيست؛ امروز توليدات داخلي، توليدات مرغوب و مطلوب است. در عين حال يك عدهاي خوششان ميآيد كه بگويند فلان نشان خارجي روي لباسشان هست يا روي وسيله خوراكيشان هست؛ اين يك بيماري است؛ اين بيماري را بايد علاج كرد».(5)
«اين افتخار نيست؛ اين تفاخر غلطي است كه ما ماركهاي خارجي را در پوشاكمان، در وسائل منزلمان، در مبلمانمان، در امور روزمرهمان، در خوراكيهامان ترجيح بدهيم به ماركهاي داخلي؛ در حالي كه توليد داخلي در خيلي از موارد بسيار بهتر است».(6)
اسراف و تبذير و مصرفزدگي
«ما مردم مسرفي هستيم؛ ما اسراف ميكنيم؛ اسراف در آب، اسراف در نان، اسراف در وسائل گوناگون و تنقلات، اسراف در بنزين. كشوري كه توليد كننده نفت است، وارد كننده فرآورده
نفت ـ بنزين ـ است! اين تعجبآور نيست؟! هر سال ميلياردها بدهيم بنزين وارد كنيم يا چيزهاي ديگري وارد كنيم براي اينكه بخشي از جمعيت و ملت ما دلشان ميخواهد ريخت و پاش كنند! اين درست است؟! ما ملت، به عنوان يك عيب ملي به اين نگاه كنيم. اسراف بد است». (1)
«ببينيد اسراف چه كار ميكند! اسراف در نان، اسراف در آب، اسراف در برق، اسراف در مصالح ساختماني، اسراف در انواع و اقسام كالاهاي گوناگون، اسراف در اسباببازي بچه و در وسايل تجمّلاتي! عزيزان من! اين اسراف همان كاري را با كشور ميكند كه دشمن ميخواهد! او از آن طرف به وسيله نفت، به وسيله تحريم اقتصادي و انواع و اقسام ضربهها بر ملت ايران ضربه وارد ميكند؛ از اين طرف هم خودِ ما با اسراف و صرفهجويي نكردن، ضربه او را تكميل ميكنيم! حرف من اين است».(2)
«ما امروز متأسفانه دچار اسراف و مصرفزدگي هستيم. من بارها اين را عرض كرده ام، باز هم عرض ميكنم؛ اين خطر است در راه ما ».(3)
مصرفگرايي براي جامعه بلاي بزرگي است. اسراف، روزبهروز شكاف هاي طبقاتي و شكاف بين فقير و غني را بيشتر و عميقتر ميكند».(4)
«عزيزان من! يك ملت حق دارد با رفاه زندگي كند؛ حق دارد خوش بگذراند؛ حق دارد از انواع نعم الهي استفاده كند ـ در اين شكي نيست ـ همه قشرهاي يك ملت هم بايد بتوانند استفاده كنند؛ ليكن حتي در مواقعي كه يك دولت و يك ملت، برخوردار از درآمد هم هستند، اسراف مضر و مذموم و شرعا حرام است؛ چه برسد آن وقتي كه درآمد يك كشور به طور موقت كم ميشود؛ مثل حالا كه درآمد كشور ما در همين سال جاري تقريبا نزديك به نصف كم شده است».(5)
تبعيض در توزيع امكانات
«مسئله ديگري كه از موجبات واگرايي و دلسرد شدن مردم است، تبعيضها و فرصتهاي اختصاص داده شده به اشخاص است كه گاهي مشاهده ميشود. بالاخره مردم مطلع ميشوند و دشمن هم كه جنگ رواني با ما دارد، از اين مسائل استفاده ميكند».(6)
انجام فعاليتهاي بدون توجيه اقتصادي
«در بعضي از اين شركتها كارهايي صورت ميگيرد؛ مثل خريدهاي كلان، بدون توجيه اقتصادي؛ احداث ساختمان، حتي همراه با تخلف؛ سرمايهگذاري، بدون توجيه اقتصادي؛ سفرها و مأموريت هاي
خارج، بدون توجيه واقعي و بدون تخصص لازم ـ براي يك كار بيخود و كماهميت، هيأتي را به خارج ميفرستند ـ توزيع امكانات، غيرعادلانه و بدون توجيه؛ يك بار خودرو را به آنها ميفروشند، يك بار خودروي دولتي به آنها ميدهند؛ يك بار پول ميدهند كه خانه رهن كنند، يا خانه سازماني به آنها ميدهند، در حالي كه خانه دارند؛ پرداخت هاي كلان و هدايا و جوايز بيمورد هم ديده ميشود».(1)
فروش مواد به صورت خام
«نفت، ثروت ملت ايران و ثروت دولت است ـ كه نماينده ملت است ـ اما درآمد دولت توليد كننده نفت، كمتر از درآمد دولتي است كه كمپاني هاي نفتي آن، نفت ما را ميخرند و آن دولت از آنها ماليات ميگيرد! شما ببينيد چه ظلم بزرگي در دنيا انجام ميگيرد و اتفاق ميافتد! يعني تجار و كارخانهداران فلان كشور صنعتي كه نفت را از خليج فارس ميخرند و به آنجا ميبرند، دولت از آنها ماليات ميگيرد ـ به خاطر نفتي كه آنها ميخرند و وارد ميكنند ـ آن مالياتي كه او بهخاطر اين نفت ميگيرد، بيشتر از آن قيمتي است كه دولت توليد كننده و صادر كننده نفت، به خاطر فروش نفت خودش ميگيرد! آيا اين ظلم نيست؟! اين ظلمي است كه كشورهاي صنعتي ميكنند؛ اعمال نفوذي است كه ميكنند. اين يك ضرر».(2)
تحصيل ثروت از راه فروش منابع تمام شدني مثل نفت و امثال نفت، رونق نيست، پيشرفت نيست؛ اين خودگولزدن است. ما در اين دام افتاديم. بايد اقرار كنيم، قبول كنيم كه اين يك تله است، يك دام است براي ملت ما. ما دچار خامفروشي شديم».(3)
عدم اولويت بندي در كارها
«يكي از ضعفها اين است كه ما در كارها اولويتها را نبينيم. يكي از آقايان اشاره كردند ـ كه اشاره درستي است ـ به اين كه طرحهاي نيمهتمام را بايد دنبال كنيم. اين خيلي خوب است؛ اين كار، كار لازمي است؛ من هميشه تأكيدم بر اين است؛ منتها مشخص كنيد، يك مجموعه كاري درست كنيد، بنشينند واقعاً طرح هاي نيمهتمام را ـ حالا يك رقمي هم ذكر كردند كه فلان تعداد طرحهاي نيمهتمام داريم ـ اولويتبندي كنند؛ كدامهايش اولويتدار هستند، كدام هايش وعده بيشتري داده شده يا توقع بيشتري از سوي مردم وجود دارد؛ اينها را مشخص كنيد، به آنها بپردازيد. اين را مقدم كنيد بر طرح هاي جديد. چقدر خوب است كه همه وعدههايي كه دولت به مردم داده، عمل بشود. اگر چنانچه وعدهاي به مردم داده بشود و عمل نشود، اين مشكلات درست خواهد كرد؛ نه فقط نسبت به دولت، بلكه به نظام... . اگر ما بتوانيم به اين وعدهها عمل كنيم، توقعات مردم تبديل ميشود به ايمان و اعتقاد مردم؛ اين خوب است».(4)
ايجاد تغيير ات بيمورد در قوانين و تصميمگيري خلق الساعهاي
«حركت بر اساس برنامه، يكي از كارهاي اساسي است. تصميمهاي خلقالساعه و تغيير مقررات، جزو
ضربههايي است كه به «اقتصاد مقاومتي» وارد ميشود و به مقاومت ملت ضربه ميزند. اين را، هم دولت محترم، هم مجلس محترم بايد توجه داشته باشند؛ نگذارند سياستهاي اقتصادي كشور در هر زماني دچار تذبذب و تغييرهاي بيمورد شود».(1)
افراط و تفريط در تصميمات و اقدامات
«در آن سالهاي دهه 60 كه آقايان همين طور به سمت روزبهروز غليظ تر كردن اقتصاد دولتي مي رفتند، من مثال مي زدم و مي گفتم فرض كنيد يك موتوري است كه مي تواند اين بار سنگين را برساند و شما هم در كنار موتور راه ميرويد، يا خودتان پشت فرمان مينشينيد و هدايتش ميكنيد. شما اين موتور را كنار گذاشتيد و همه باري را كه توي اين وانت است، خودتان روي دوش گرفتيد، هِن و هِن داريد جلو ميرويد؛ هم نميرسيد، هم خسته ميشويد، هم همه بار حمل نميشود، هم اين موتور اينجا بيكار ميماند. اين موتور، بخش خصوصي است. اين را آن زمان به آنها ميگفتيم، اثر هم نميكرد. امام هم هرچه ميگفتند به مردم بدهيد، اينها ميگفتند مراد از مردم، بخش خصوصي نيست ـ مراد نظر امام را توجيه ميكردند! ـ مردم يعني توده مردم. به توده مردم چه جوري ميشود كمك كرد؟ دولت اقتصاد را در دست بگيرد، به توده مردم كمك كند. فرمايش امام را اينجوري معنا ميكردند! خوب، اين توجيه، غلط بود.
الان فضا، فضاي ديگري است. همان كساني كه آن زمان آن جور حرف ميزدند، حالا صد و هشتاد درجه برگشتهاند؛ يعني باز هم در حد تعادل قرار ندارند، خط وسط نيستند. آن افراط بود، اين طرف هم همانها دارند تفريط ميكنند. بالاخره يك خط متعادلي وجود دارد. خط متعادل همين است: سرمايه مردم و مديريت مردم اقتصاد را بر دوش بگيرد و كنترل و هدايت به عهده دولت باشد. اگر چنان چه انشاءالله اين كار بخوبي انجام بگيرد ـ كه البته در كوتاهمدت هم انجام نميگيرد؛ اين جزو كارهاي ميانمدت و بلندمدت است و زحمت هم دارد ـ واقعاً يك فرجي براي اقتصاد كشور خواهد شد».(2)
واردات مواد غذايي با وجود منابع سرزميني
« براي ما مايه شرمندگي است كه با وجود اين كشور غني، محصولات گياهي و حتي مواد غذايي لازم را از ديگران بگيريم. درست مثل كشوري كه زمين و امكانات و اين تاريخ عظيم كشاورزي را ندارد. اين وضعيت را بايد شما آقايان ـ شما مسئولان و وزراي ذيربط ـ به يك وضعيت درست تبديل كنيد».(3)
عدم ارتباط وثيق دانشگاهها با بخش صنعت
«يكي از ضعف ها ناهماهنگي هاست؛ در بخشهاي مرتبط با دانش و علم و فنآوري، بايد هماهنگي كامل بوجود بيايد. ما مسئله ارتباط صنعت و دانشگاه را مطرح كرديم ـ كه خب، الحمدلله در اين زمينه دارد كار ميشود و بيشتر هم كار خواهد شد؛ حالا مسئولان مطالبي هم درباره ارتباط نخبگان با
مراكز تحقيقاتي يا با صنايع و امثال اينها، با ما در ميان گذاشتند كه مژدهبخش است و انشاءالله در وقت خودش به شما گفته خواهد شد و اطلاع خواهند داد ـ ليكن هماهنگي بين خود مراكز علمي خيلي لازم است؛ يعني دو وزارت علوم و بهداشت با همين معاونت علمي و فنآوري رييسجمهور و بنياد نخبگان و سازمان پژوهشهاي علمي و صنعتي و هر بخشي از بخشها كه در اين زمينهها همكاري ميكنند، يك ارتباط و همكاري و همافزايي دائم لازم است كه مبادا اينها كار هم را خنثي بكنند يا حلقههاي مفقوده و خلأهايي در اين زمينه ـ از قبيل همين كه يك خانمي راجع به مشكل جوانهاي خوارزمي بيان كردند ـ بوجود بيايد».(1)
سوء استفاده از امكانات و موقعيتهاي دولتي براي ثروت اندوزي و مسابقه ثروت
«در نظام اسلامي، مراكز قدرت و كساني كه دستگاههاي مختلف و مديريتها و امضاءها را در اختيار دارند، بايد به جمع ثروت شخصي براي خود، به عنوان يك گناه نگاه كنند. اگر اينطور شد، آنگاه دست ها و دامن ها پاك خواهد ماند؛ والا اگر مسئولي كه فلان تجارت خارجي و فلان مناقصه بزرگ در اختيار اوست؛ فلان پروژه مهم و پرخرج زير امضاي اوست و فلان صندوق پول زير كليد اوست، به خودش اجازه دهد براي منافع شخصي و جمعآوري ثروت براي خود يا نزديكانش، از اين امكان ـ كه متعلق به كشور و مردم است ـ استفاده كند، همان چيزي اتفاق خواهد افتاد كه در كشورهاي دچار سيستم هاي ظالمانه در گذشته و امروز در دنيا اتفاق افتاده است؛ يعني ثروت در يك نقطه متمركز خواهد شد و جمع كثيري دچار محروميت و فقر خواهند گرديد».(2)
«مسابقه رفاه ميان مسئولان، بياعتنايي به گسترش شكاف طبقاتي در ذهن و عمل برنامهريزان، ثروتهاي سر برآورده در دستاني كه تا چندي پيش تهي بودند، هزينه كردن اموال عمومي در اقدامهاي بدون اولويت، و به طريق اولي در كارهاي صرفا تشريفاتي، ميدان دادن به عناصري كه زرنگي و پررويي آنان همه گلوگاههاي اقتصادي را به روي آنان ميگشايد، و خلاصه پديده بسيار خطرناك انبوه شدن ثروت در دست كساني كه آمادگي دارند آن را هزينه كسب قدرت سياسي كنند. و البته با تكيه بر آن قدرت سياسي اضعاف آنچه را كه هزينه كردهاند گرد ميآورند».(3)
«زيان بزرگ فساد اقتصادي در دستگاههاي دولتي اين است كه پول را در خدمت قدرت و قدرت را در خدمت پول به كار ميگيرد و دور باطلي به وجود ميآيد. از قدرت و داشتن مسئوليت و مديريت در بخشهاي مختلف براي جمعآوري ثروت و پول سوءاستفاده شود؛ بعد همان پول مجدداً در خدمت خريدن آراء رأيدهندگان قرار گيرد؛ حالا يا خريدن آشكار ـ كه در خيلي جاها در دنيا معمول است پول بدهند ـ يا خريدن پنهان با شيوههاي گوناگون؛ يعني با خرج كردنهاي گوناگون، جلب محبوبيت كنند».(4)
عدم اعتماد به نفس ملي
«بدترين مشكل يك كشور اين است كه تمدن و هويت خود را فراموش كند. ما بايد امروز درصدد ساختن تمدن خود باشيم و باور كنيم كه اين ممكن است. در تبليغات گذشته اين كشور در خصوص ناتواني ايراني و توانايي غربيها آنقدر مبالغه شده كه امروز اگر كسي بگويد ما كاري كنيم كه غربيها به علم ما احتياج پيدا كنند، ميبينيد كه در دلها يك حالت ناباوري به وجود ميآيد: مگر چنين چيزي ممكن است؟ بله؛ من عرض ميكنم ميشود».(1)
فاصله داشتن با دانش جهاني
«ما هنوز با دانش جهاني خيلي فاصله داريم. البته اين فاصله در دوران انحطاط، خيلي زياد بود؛ اما امروز اين فاصله به آن اندازه نيست. ما توانستهايم پيش برويم، اما هنوز فاصله داريم. اينكه من گفتم توليد علم، معنايش اين نيست كه علم ديگران را ياد بگيريم ـ آن را كه بايد ياد بگيريم و در اين شكي نيست ـ معنايش اين است كه ما خط مرز دانش را بشكنيم، باز كنيم و آفاق جديدي را فتح كنيم؛ البته اين كار دشواري است».(2)
بيتفاوتي نسبت به سرنوشت نظام
«اگر اين نظام اسلامي، مردم را از دست بدهد؛ مردم بيتوجه و دلسرد شوند، ايمانشان سست شود، به فكر زندگي شخصي خودشان بيفتند؛ هر كسي بگويد ما چند سال در خدمت انقلاب بوديم، ديگر بس است، برويم سراغ كارمان؛ تاجر براي تجارت خود، كاسب براي كسب خود، زارع براي زراعت خود، دانشجو و طلبه براي درس خود و آن يكي براي تبليغ خود، ارزش بيشتري قائل شوند، مسائل كشور و انقلاب، البته آسيبپذير است. ما از آسمان كه نيفتادهايم! ما ذاتا كه بر ملتهاي ديگر؛ امتهاي تاريخ و گذشتگان خودمان، رجحاني نداريم. رجحان اين ملت به دليل انتخاب راه خدا و ايمان بود؛ به سبب حضورش بود كه «من كان لله كان الله له»؛ هر كس در خدمت اهداف الهي باشد، خدا كمكش ميكند. «ولينصرن الله من ينصره»؛ هر كس خدا را نصرت كند، خدا هم نصرتش ميكند. تا به حال اينطور بود. اگر خدا را نصرت نكنيم، قضيه بهعكس و طور ديگري ميشود و دشمن، مسلط خواهد شد».(3)
تجملگرايي
« امروز متأسفانه همانطور كه اين جوانها گفتند، مصرفگرايي و مسابقه تجملپرستي و مسابقه پول درآوردن و تلاش براي پول كردن، يك طبقه جديدي درست كرده. نظام اسلامي با توليد ثروت مخالف نيست، با ايجاد ثروت مخالف نيست، بلكه مشوق اوست. اگر توليد نباشد، اگر ايجاد ثروت نباشد، حيات و بقاي جامعه به خطر خواهد افتاد، اقتدار لازم را جامعه به دست نخواهد آورد؛ اين يك اصل اسلامي است. اما ايني كه آحاد مردم دلشان لك بزند براي مسابقه اشرافيگري، براي
تجملپرستي، اين يك چيز بسيار نامطلوب است؛ اين چيزي است كه متأسفانه در درون ما هست؛ همانطور كه قبلا هم گفتهام: اسراف و مصرفگرايي افراطي».(1)
« ضعفهاي ما خطرهايي است كه در سر راه ماست و در اين مدت وجود داشته است و بايد بعدها جلوي اينها را بگيريم. اولين ضعف ما گرايش به دنياطلبي بود كه گريبان بعضي از ماها را گرفت. بعضي از ما مسئولان دچار دنياطلبي شديم، دچار ماديگرايي شديم؛ براي ما ثروت، تجمل، آرايش، تشريفات و اشرافي گري يواش يواش از قبح افتاد. وقتي ما اينجور شديم، اين سرريز ميشود به مردم. ميل به اشرافي گري، ميل به تجمل، ميل به جمع ثروت و استفاده از ثروت به شكل نامشروع و نامطلوب، به طور طبيعي در خيلي از انسانها هست. وقتي ما خودمان را رها كرديم، ول كرديم، دچار شديم، اين سرريز ميشود به مردم؛ در مردم هم اين مسئله پيدا ميشود».(2)
« سالهاست كه بنده درباره زندگي تشريفاتي مكرر تذكر ميدهم. اين دو جنبه دارد: يك جنبه از لحاظ اصل پايبندي به تجملات و تشريفات است كه اين به دور از شأن انسان والاست؛ يعني يك وقت انسان به يك چيز غير لازم پايبند ميشود كه دون شأن انسان است؛ بعلاوه، مسرفانه است؛ تضييع سرمايهها، تضييع اموال و تضييع موجوديها در آن هست». (3)
فقر و گرفتاري اقتصادي مردم
«شما بدانيد كه دشمن شما، دشمن اين انقلاب، دشمن اين نظام، برندهترين حربهاي كه در اختيار خواهد داشت، فقر و گرفتاري اقتصادي مردم است. روي اين مسئله بايد فكر كرد. گرفتاريهاي اقتصادي مردم، همين بيكارياي است كه در كلمات شما تكرار ميشود و درست هم هست؛ همين كمبودها و همين مشكلات فراوان است. البته فسادهاي گوناگون، سوءاستفادههاي گوناگون، تبعيضهاي گوناگون، مشكلات اداري و مشكلات قضايي هم در كنارش هست. اولويت اول براي شما اين است كه اميد مردم را حفظ كنيد. اولويت اول اين است كه شكم مردم را سير كنيد».(4)
«... وضع نامساعد اقتصادي ميتواند براي كشور يك تهديد جدي محسوب شود و دشمن از اين استفاده ميكند. ما در بخشهاي گوناگون، توفيقات فراواني به دست آوردهايم. در اين بيستودو سال، كشور ما حجم تلاش مثبت و سازنده بيش از صد سال معمولي خود را شاهد بوده است؛ ليكن دشمنان انقلاب و نظام اسلامي، براي اينكه افكار عمومي را اغوا كنند، همه آن نقاط مثبت را ناديده ميگيرند و چون بيكاري و تورم و ركود تورمي و مشكلات گوناگون اقتصادي در كشور وجود دارد؛ اينها را به رخ ميكشند و سعي ميكنند با اين شيطنت، نظام اسلامي را ناكارآمد جلوه دهند».(5)
حمايت ضعيف از توليدات داخلي
1) بيانات در ديدار اساتيد و دانشجويان دانشگاههاي شيراز، 14/2/1387.
2) خطبههاي نماز جمعه تهران 14/11/1390.
3) پيام به گردهمايي سراسري فرماندهان بسيج، به مناسبت سالروز انتشار پيام رهبر فقيد انقلاب براي تشكيل بسيج مستضعفان و گراميداشت هفته بسيج 02/09/1368.
4) بيانات در ديدار نمايندگان دوره ششم مجلس، 29/3/1379.
5) بيانات در ديدار گروه كثيري از اصناف 10/04/1380.
«البته من شنيدم كه دستگاهها و بانكها و اينها حمايتشان از توليدات داخلي هم ضعيف است؛ يك جاهايي آن توليدكنندهها به خاطر عدم حمايت، به ورشكستگي كشيده ميشوند. با اين مسئله هم بايد حتماً در خود دولت مقابله بشود؛ يعني دستور داده بشود».(1)
انجام هزينههاي تشريفاتي
«هزينه كردن اعتبارات و پولهاي كشور در جاهاي غيرلازم و تشريفاتي و زيادي، حرام است. امروز پرداختن به كارهايي كه به جنبههاي عملي زندگي مردم ارتباطي ندارد، يك كار مسرفانه است».(2)
عافيتطلبي مسئولان
«بعضي از ما مسئولان دچار دنياطلبي شديم، دچار مادي گرايي شديم؛ براي ما ثروت، تجمل، آرايش، تشريفات و اشرافي گري يواش يواش از قبح افتاد».(3)
كمبود شغل
«وقتي اشتغال به قدر كافي وجود نداشته باشد، راههاي صحيح باز نباشد، آن وقت جوانان ما متأسفانه متوسل مي شوند به راههاي غير صحيح؛ به قاچاق و امثال اينها. قاچاق يك بليه براي كشور و براي اقتصاد كشور يك درد است؛ يك ويروس بشدت فلج كننده است. جوانان ما نبايد در وضعي قرار بگيرند كه احساس كنند ناچار بايد به اين راه غير منطقي، غير قانوني و غير مشروع متوسل شوند. اين جزو همت هاي اصلي دولت است و دولت به اين همت گماشته است. شما هم بايد كمك كنيد؛ بايد در اين مسئله همكاري كنيد».(4)
بياعتنايي به منابع طبيعي
«اين گياهي كه متأسفانه در لابلاي چرخ و پر صنعت ـ به خصوص در كشورهايي كه تازه با صنعت آشنا ميشوند ـ چنين مورد تحقير قرار ميگيرد، مايه حقيقي وجود انسان است. يعني منبع بيپايان مواد حياتي و غذايي درون خاك، تبديل به گياه ميشود و از گياه به انسان تبديل ميگردد؛ حال يا به واسطه حيوان، يا بدون واسطه آن. اين است كه «وَالله خَلَقَكُمْ مِنْ تُرَابٍ»؛ من و شما منتسب به نطفهاي هستيم كه توليد شده از مواد گياهي و حيواني است كه اينها فرآورده خاكند. پس با يك واسطه يا دو واسطه، همه آحاد بشر و همه آحاد حيوان، متولد از خاكند؛ «مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ» و واسطه هم گياه است. اگر گياه نباشد، انسان نيست. اگر گياه نباشد، حيوان نيست. با توجه به چرخه پيچيده طبيعت و تأثير متقابل آب و هوا و خاك و درخت بر روي يكديگر، اگر گياه نباشد هوا هم نيست. گياه يك پايه اساسي وجود است؛ ولي متأسفانه ما گياه و درخت را با اين چشم نگاه نميكنيم. از اين روست كه مراتع تخريب ميشوند، جنگلها
تخريب ميشوند و درختها و باغها در محيطهاي شهري ـ حتي در محيطهاي غير شهري احيانا به توهم منافع موهوم ـ از بين ميروند.
ما بايد بتوانيم با برنامهريزيهاي دقيق، با مديريت قوي و با اصرار و جديت در كار، خودمان را از تضييع خسارت بار منابع حياتي و طبيعي ـ مانند درخت و آب و خاك ـ نجات دهيم».(1)
پديده قاچاق
«پديده قاچاق و قاچاقفروشي، ضربه به اقتصاد و هويت ملي كشور و همه برنامهريزي هاست. اين از لحاظ شرعي، يك عمل ممنوع و حرام قطعي است؛ چون موجب افساد است. جاي مقابله با فساد قاچاق، فقط مرزها نيست. جنس قاچاق را بايد دنبال كرد، تا آنجايي كه در معرض فروش قرار داده ميشود. جنس قاچاق، توليد داخلي را تضعيف، اشتغال ناسالم را ترويج و اشتغال سالم را محدود ميكند».(2)
عدم توجه به مشكلات جامعه كارگري
«ما وقتي به نيازها و كمبودهاي جامعه كارگري و جامعه معلمي نگاه ميكنيم، اولين چيزي كه چشممان را جلب ميكند، كمبودهاي مادي آنهاست ـ كه البته كمبودهاي معيشتي و مشكلات مادي وجود دارد ـ اما مشكل معنوي اين دو قشر را كمتر ميبينند؛ يعني به قدرشناسي و شناخت جايگاه كارگر و معلم در جامعه كمتر توجه ميشود».(3)
«تجليلي كه ما از مقام معلم يا مقام كارگر ميكنيم ـ چه در اين مناسبت و چه در مناسبت هاي گوناگون ديگر ـ صرفا يك تعارف زباني نيست؛ بيان منطق اسلام درباره تعليم و تربيت و كار و كارگر است؛ ارائه فرهنگ اسلامي در اين دو زمينه است. در بسياري از موارد، مشكل يك جامعه غلط فهميدن است. وقتي در جامعهاي مثلا به كارگر فقط بهصورت يك وسيله براي توليد نگاه ميشود و شخصيت انساني و كرامت انساني او ناديده گرفته ميشود، هرچه هم به او پاداش مادي بدهند، براي او قانعكننده نيست... . يقيناً معيشت، مسئله مهمي است و بايد هم به آن برسند؛ ليكن مسئله انسان و ارزش انسان، در قضيه معيشت خلاصه نميشود... كارگر، كسي است كه مهمترين بخش حركت جامعه را بر دوش گرفته است. بخش عمدهاي از كار و تلاش و سازندگي و توليد، روي نيروي انساني متمركز است؛ يعني كاري كه كارگر ميكند».(4)
غفلت از دشمنان
«كساني كه خيال ميكنند نظام جمهوري اسلامي چون در دوران سازندگي است، ديگر با دشمنان خود مبارزه نميكند، بسيار غافلند. مگر دشمن ميگذارد كه ما سازندگي كنيم؟ دشمن نميگذارد شما
راه سعادت اين ملت را پيش بگيريد و جلو برويد. مگر دشمن سلطهگر ميتواند تحمل كند كه ملتي مستقل باشد و دست سلطهگران را از زندگي خود كوتاه كند؟ آنها نميتوانند تحمل كنند. معارضه و حمله ميكنند، انواع توطئهها را به وجود ميآورند؛ توطئه فرهنگي، اقتصادي، امنيتي ـ كه امروز نسبت به كشور ما به شدت اعمال ميشود ـ و چنان چه مقتضي و لازم بدانند، توطئه نظامي هم ميكنند. وقتي كشوري هدف و راهي را دنبال ميكند و مصمم است كه آن را ادامه دهد، نبايد در مقابل دشمن تسليم شود؛ بلكه بايد مطامع و خواستههاي غير مشروع دشمن را به هيچ بگيرد. وقتي اين ملت در مقابل چنين دشمني قرار گرفت، ناگزير است از خود دفاع كند. شما مجبوريد از خود دفاع كنيد».(1)
«غفلت از روحيه جهادي و ايثار، غفلت از تهاجم فرهنگي دشمن، غفلت از در كمين بودن دشمن، غفلت از نفوذ دشمن در فضاي رسانهاي كشور، بيمبالاتي نسبت به حفظ بيتالمال؛ اينها (2)گناهان ماست، اينها نقاط ضعف ماست».
فاصله طبقاتي
«اسلام به ملتها رفاه و پيشرفت اقتصادي همراه با عدالت اجتماعي هم ميدهد. آن پيشرفت اقتصادي كه فاصله بين طبقات مردم را زياد كند، مورد نظر اسلام نيست. آن نسخه اقتصادي كه امروز كشورهاي غربي براي مردم دنيا ميپيچند و ارائه ميدهند كه طبقاتي را مرفه ميكند و رونق اقتصادي را بالا ميبرد و به قيمت ضعيف شدن و فقير شدن و زير فشار قرار گرفتن طبقاتي از جامعه تمام ميشود؛ اين را اسلام نميپسندد. رفاه اقتصادي همراه با عدالت، همراه با روح مواسات و همراه با روح برادري، باز در سايه اسلام بهدست ميآيد».(3)
ميل به رفتارهاي قبيلهاي
«ميل به رفتارهاي قبيلهاي در ميدان سياست، در ميدان اقتصاد، از ديگر نقاط ضعف ماست. رفتار قبيلهاي معنايش اين است كه تخطئه يا تأييدي كه نسبت به كار كسي ميكنم، ناشي نباشد از ماهيت عمل او؛ ناشي باشد از نحوهي ارتباط او با من». (4)
پيشرفت وابسته و تقليدي
«پيشرفت تقليد[ي]، پيشرفت نيست. وابسته كردن اقتصاد، تقليدي كردن علم، ترجمه گرايي در دانشگاه؛ كه هر چه كه آن طرف مرزها، مرزهاي غربي و كشورهاي اروپايي، گفتهاند، ما همان را ترجمه كنيم و اگر كسي حرف زد، بگويند مخالف علم حرف ميزند؛ پيشرفت نيست و ما اين را پيشرفت نميدانيم. نه اينكه ترجمه را رد كنيم؛ من اين را بارها در مجامع دانشگاهي گفتهام؛ نخير، ترجمه هم خيلي خوب است؛ ياد گرفتن از ديگران خوب است؛ اما ترجمه كنيم تا بتوانيم خودمان به
وجود آوريم. حرف ديگران را بفهميم تا حرف نو به ذهن خود ما برسد؛ نه اين كه هميشه پاي حرف كهنه ديگران بمانيم».(1)
هضم شدن در اقتصاد جهاني
«در برنامه، هضم نشدن در اقتصاد جهاني رعايت شود؛ اين را توجه داشته باشيد. من يكي دو بار ديگر هم تكرار كردم: پيوستن به سازمان تجارت جهاني از نظر من كاري است مثبت؛ اما هنگامي كه ما زيرساختهاي لازم را براي اين كار داشته باشيم، كه الان اين را نداريم. الان برداشتن تعرفهها و رفتن داخل سازمان تجارت جهاني، يعني هضم شدن در يك اقتصاد برتر، بدون امكان رقابت؛ يعني كم شدن و غرق شدن؛ يعني همين توليد داخلي را هم كه تا امروز با زحمت و خون دل فراهم شده، از دست دادن و نابود كردن».(2)
به فراموش سپردن اصول ارزشي ويا سوءبرداشت از اصول
«مشكل ملتهايي كه نميتوانند با تلاش سازنده، كشور خود را از حضيض فقر و وابستگي و تبعيض و فساد سياسي و اخلاقي نجات دهند آن است كه: سازندگي را با فراموش كردن اصول ارزشي و اخلاقي و ديني صحيح، طلب ميكنند و به دنبال سراب سازندگي، خود را در دام بيگانگان يا در ورطه فساد مالي و سياسي و اخلاقي ميافكنند. نتيجه آن است كه به نام پيشرفت ظاهري كشور، انسانيت و شرف و استقلال خود را از دست ميدهند، و غالبا حتي به سازندگي پايههاي مادي كشور خود هم توفيق نمييابند و دنيا و آخرت و ماده و معني را يكجا فداي غفلت خود ميكنند».(3)
«پيشرفت اگر با عدالت همراه نباشد، پيشرفت مورد نظر اسلام نيست. ايني كه ما توليد ناخالص ملي را، درآمد عمومي كشور را به يك رقم بالايي برسانيم، اما در داخل كشور تبعيض باشد، نابرابري باشد، عدهاي آلاف و الوف براي خودشان داشته باشند، عدهاي در فقر و محروميت زندگي كنند، اين آن چيزي نيست كه اسلام ميخواهد؛ اين آن پيشرفتي نيست كه مورد نظر اسلام باشد. بايد عدالت تأمين بشود».(4)
«عدهاي، سازندگي را با ماديگرايي، اشتباه گرفتهاند. سازندگي چيزي است، ماديگري چيز ديگري است. سازندگي يعني كشور آباد شود، و طبقات محروم به نوايي برسند.».(5)
«زهد، يعني بياعتنايي به دنيا. بياعتنايي به دنيا به معني بياعتنايي به تلاش دنيا نيست. چه كسي از اميرالمؤمنين عليه السلام در دنيا پر تلاشتر بود؟ چه كسي بيشتر از اميرالمؤمنين عليه السلام ، از قدرت بازو، قدم، مغز، جسم، روح، مال و همه نيروهاي خود براي ساختن يك دنياي خوب استفاده كرده است؟ اشتباه نكنيم! بيرغبتي به دنيا، به معناي پشت كردن به تلاش، سازندگي، مبارزه و ساختن جهان به شكل مطلوب نيست. آن زحمتها را بايد كشيد. كسي كه بيرغبت به دنياست، زاهد است؛ يعني همه
آن زحمتها را ميكشد، مجاهده ميكند، مبارزه ميكند، خود را در ميدانهاي مبارزه حتي به خطر هم مياندازد، تا پاي جان هم پيش ميرود، بازوي او، پاي او، مغز او، جسم او، روح او و دارايي او هم ـ اگر دارد ـ در راه ساختن دنياي خوب مصرف ميشود؛ منتها وقتي نوبت برداشت شخصي از خزانه دنيا ميرسد، كم برميدارد. اين، معناي زهد است».(1)
«هر كس به نام سازندگي، ارزشهاي انقلابي را مورد بياعتنايي قرار دهد، در دعوي سازندگي نيز دچار خطا و توهم است، و هر كس به اين عنوان كه امروز روز عمل است، شعارهاي درخشان انقلاب را تحقير كند، مانند كسي است كه بر سر شاخه نشسته و بن ميبرد. ليبراليسم منحرف غربي كه امروزه ملتهاي اروپا و امريكا در فضاي آلوده آن دست و پا ميزنند و اخلاق و فضيلت و روابط انساني و اساس خانواده و پيوند نسل جديد را با پدران و مادران و بطور كلي معنويت و ايمان خود را در سايه شوم آن فاني شده مييابند، در ميدان سياست و اقتصاد، توقعات نامشروعي را از نظام اسلامي و مسئولان بلند پايه آن مطرح ميكند. وظيفه مجلس شوراي اسلامي در مرتبه اول، ايستادگي در برابر اين توقعات و پاي فشردن بر راه روشن و صراط مستقيم اسلام و انقلاب اسلامي است. و اين مهمترين توقع اينجانب و ملت بزرگ و شجاع ايران از نمايندگان منتخب مردم است».(2)
«در عدالت اجتماعي هنوز به نقطه مورد نظر اسلام ـ كه آرزوي خود ما بوده است ـ نرسيدهايم؛ اين هم از نقطهضعف هاي ماست. اين ضعف ها را بايستي جبران كنيم. اينها ضعف هائي است كه نمي شود از آنها گذشت. هم مسئولين، هم آحاد مردم بايد احساس كنند وظيفه دارند اين ضعف ها را برطرف كنند. انشاءاللّه بايد از خداي متعال كمك بخواهيم و اين ضعف ها را برطرف كنيم. و البته مي شود برطرف كرد؛ اينها بدون ترديد برطرفكردني است».(3)
اختلاف و تفرقه
«يكي از چيزهايي كه قطعاً منافي با پيشرفت است، اختلاف و تفرقه است؛ تفرقه ميان آحاد ملت، تفرقه ميان مسئولان، تفرقه ميان بخشهاي گوناگون نظام، تفرقه ميان نظام و مردم. اين انسجام و يكپارچگياي كه انقلاب به ما داد، بايد مثل يك ناموس مقدسي حفظ شود، از آن پاسداري شود. يكي از مهمترين كارهايي كه در جنگ نرمِ دشمن وجود دارد ـ هميشه وجود داشته، امروز هم وجود دارد ـ اين است كه در اين اتحاد يك تزلزلي ايجاد كنند، شكاف ايجاد كنند. براي اين كار تلاش ميكنند: بين شيعه و سني اختلافات مذهبي ايجاد كنند، بين فارس و عرب و ترك و كرد و ديگران اختلافات قومي ايجاد كنند، اختلافات منطقهاي ايجاد كنند، اختلافات سازماني ايجاد كنند، اختلافات حزبي ايجاد كنند».(4)
«مهمترين مشوق دشمن به حمله اين است كه احساس كند در بين مسئولان كشور اختلاف وجود دارد؛ در بين سياستمداران و زبدگان سياسي اختلاف وجود دارد. اين اتحاد و وحدتي كه بنده و
همه مسئولان اين همه روي آن تأكيد ميكنيم، اين اتحاد و اتفاق نظر در مسائل گوناگون سياسي نيست. ممكن است در زمينههاي اقتصادي و سياسي بين مسئولان اختلافنظر باشد؛ اما در مورد لزوم مقاومت و ايستادگي ملت ايران در مقابل زورگويي و قلدري دشمن، اتفاق نظر است».(1)
عدم پيگيري كارها
«يكي از نقيصههاي عمدهاي كه بنده در بعضي از دولتهامان در طول اين سالها مشاهده كردهام، پيگيري نكردن و دنبال نكردن كارهاست. كار را با شوق و ذوق شروع ميكنند، بعد نصفهكاره ميماند! چرا؟ چون مديران حمايت نميكنند، پيگيري نميكنند؛ چه حمايت مالي، چه حمايت اداري، حمايتهاي مديريتي، تشويق، رسيدگي، برداشتن موانع جزيي از سر راه. گاهي يك مانع جزيي يك كار بزرگ را مدتها معطل ميكند؛ تجربه انسان اين را نشان ميدهد. ما ديدهايم كارهاي بزرگي كه متوقف شده، بعد كه رفتيم سراغ كار كه چرا متوقف شده، فهميديم يك جا يك گير كوچكي وجود داشته، همت نكردند اين گير كوچك را برطرف كنند، اين جريان عظيم همين طور متوقف مانده».(2)
عدم اصلاح الگوي مصرف
«من نميتوانم اين را بگويم كه الگوي مصرف اصلاح شد؛ نه، ما هنوز خيلي فاصله داريم. تا وقتي الگوي مصرف را اصلاح نكنيم، تا وقتي ندانيم آب را چه جور بايد مصرف كرد، برق را چه جور بايد مصرف كرد، نان را چه جور بايد مصرف كرد، پول را چه جور بايد مصرف كرد، تا اينها را درست مصرف نكنيم، راههاي مصرف را ندانيم، مشكلات ما به حال خود باقي خواهند ماند. بايد ما اصلاح الگوي مصرف را دنبال كنيم».(3)
برخورد شعاري با مفسدان اقتصادي
«امروز كشور ما تشنه فعاليت اقتصادي سالم و ايجاد اشتغال براي جوانان و سرمايهگذاري مطمئن است. و اين همه به فضايي نيازمند است كه در آن، سرمايهگذار و صنعتگر و عنصر فعال در كشاورزي و مبتكر علمي و جوينده كار و همه قشرها، از صحت و سلامت ارتباطات حكومتي و امانت و صداقت متصديان امور مالي و اقتصادي مطمئن بوده و احساس امنيت و آرامش كنند. اگر دست مفسدان و سوءاستفادهكنندگان از امكانات حكومتي، قطع نشود، و اگر امتيازطلبان و زيادهخواهان پرمدعا و انحصارجو، طرد نشوند، سرمايهگذار و توليد كننده و اشتغالطلب، همه احساس ناامني و نوميدي خواهند كرد و كساني از آنان به استفاده از راههاي نامشروع و غيرقانوني تشويق خواهند شد.
با اين امر مهم و حياتي نبايد بگونه شعاري و تبليغاتي و تظاهرگونه رفتار شود. به جاي تبليغات بايد آثار و بركات عمل، مشهود گردد».(4)
«.. مراقب باشيد تخلفات مديريتي را كه غالبا به اشتباه بر ميگردد، با جرائمي كه كسي از روي عمد مرتكب ميشود، مخلوط نكنيد. مراقب باشيد اول، كار انجام گيرد و بعد مردم از كاري كه انجام گرفت،
مطلع شوند. جنجال تبليغاتي نسبت به كاري كه هنوز انجام نگرفته است، نه فقط مفيد فايده نيست، بلكه ضررهايي هم ايجاد ميكند. كار را بكنيم، بعد اطلاع دهيم اين كار شد ـ مثلا اين پرونده رسيدگي و مختومه شد، يا اين طور احقاق حق گرديد ـ نه اينكه قبل از آنكه كاري صورت گيرد، جنجال كنيم كه ميخواهيم اين كار را بكنيم؛ بعد هم نتوانيم، يا اشكالي پيش آيد، يا معلوم شود فلان گوشهاش را اشتباه كرده بوديم. بنده معتقد به خبررساني و اطلاعرسانيام؛ مكرر هم به رييس محترم قوه و دوستان ديگر در اين زمينه عرض كردهام. بايد افكار عمومي را مطلع كرد و اطلاع رساني صحيح و درست انجام داد؛ ليكن اطلاعرساني به نگام، بجا و به شكل متين و صحيح».(1)
سوء مديريت در اجراي سياست ها
«ليكن يكي از آفاتي كه در همين دوران متوجه حركت رشد و توسعه عمومي كشور است، اين است كه بهوسيله سوءسياستها در كشور، شكاف بين طبقات زياد شود. اين را بايد بسيار مراقب باشند. عدهاي فقط به خود فكر ميكنند. اينها كساني هستند كه نه به قشر مظلوم و مستضعف، نه به فقرا و نه به آينده كشور فكر نميكنند و فقط به جيب خودشان، به زندگي شخصي خودشان و به گردآوري هرچه بيشتر ثروت ميانديشند. دستگاههاي مسئول نبايد اجازه دهند كه اينها مرتب فاصلهها و شكافها را بيشتر كنند. عدالت اجتماعي، اساس است. اگر رونق اقتصادي در كشور باشد، اما عدل اجتماعي نباشد، اين رونق اقتصادي به درد فقرا و مستضعفان نخواهد خورد و محروميت را برطرف نخواهد كرد.
يك مسئله ديگر هم در مديريتهاي دولتي، كار موازي است. در دولت نبايد كارهاي موازي انجام بگيرد. كار موازي چند عيب دارد: اولاً هزينه انساني زيادي بيجا مصرف ميشود، ثانياً هزينه مالي زيادي مصرف ميشود، ثالثاً تناقض در تصميمگيريها به وجود ميآيد ـ وقتي دو دستگاه مسئول يك كاري هستند، اين يك تصميم ميگيرد، آن هم يك تصميم ديگر ميگيرد ـ و رابعاً از همه بالاتر، مسئوليت لوث ميشود. فرض كنيد توي فلان مسئله اقتصادي يا مسئله فرهنگي يا مسئله سياست خارجي يا هرچه، اگر چنانچه يك مشكلي پيش بيايد، مسئوليت لوث ميشود. وقتي كار موازي انجام گرفت، مسئوليت لوث ميشود. بين دولت ـ يعني قوه مجريه ـ و بعضي از دستگاههاي بيرون از قوه مجريه، يك جاهايي بعضي موازيكاريها هست. همه تلاشمان اين است كه بلكه اين موازيكاريها را يك جوري حل كنيم، اصلاح كنيم، علاج كنيم. در داخل دولت، ديگر نبايد از اين موازيكاريها به وجود بيايد. حالا يك موارد خاصي هست؛ اما كلياش اين است كه موازيكاري خوب نيست».(2)
نا امني اقتصادي
«ناامني اقتصادي، بخش ديگري از ناامني است. آن كساني كه محيطهاي اقتصادي را ناامن ميكنند؛ اگر كساني
سرمايههاي كوچكي دارند، اينها با كارهاي غيرقانوني، با زرنگيها، اين سرمايههاي كوچك و امكانات مردم را نابود ميكنند و به سود خودشان مصادره ميكنند. آنهايي كه بالاتر از اين، امكانات دولتي و عمومي را با زرنگيها، با تسلط بر قوانين و مقررات و گريزگاههاي قانوني، به نفع خودشان مصادره ميكنند و هر جا كه بتوانند، از سوءاستفادههاي شخصي نميگذرند؛ اينها محيطهاي اقتصادي را ناامن ميكنند. شما ببينيد اگر در يك كشور وضع اقتصادي بيمار است، يكي از چند علت، وجود همين گريزگاههاي از قانون است كه كساني ميتوانند با استفاده از اينها سوءاستفاده كنند و جيبهاي خودشان را پر كنند و امكانات مردم و دولت را به نفع و سمت خودشان بكشانند».(1)
عدم تدوين قوانين مورد نياز و عدم اصلاح قوانين نيازمند بهبود
«بديهي است كه در ميان جامعه مواردي وجود دارد كه بايد اصلاح شود. ما اصلاح اداري لازم داريم؛ اصلاح اقتصادي لازم داريم؛ اصلاح قضايي لازم داريم؛ اصلاح امنيتي لازم داريم؛ اصلاح در قوانين و مقررات لازم داريم. ما احتياج داريم كه دستگاه اداريمان مقرراتي داشته باشد كه براي همه يكسان باشد و در آن تبعيض نباشد.. بايد رشوه و ارتشاء وجود نداشته باشد؛. . راههاي كسب ثروت بايد مشروع باشد. اگر كساني از راههاي نامشروع كسب ثروت كردند،. . اگر كساني از امتيازات بيجا استفاده كردند، ثروتهاي بادآورده به دست آوردند و ديگران را به قيمت اينكه خودشان ثروتمند شوند، فقير كردند،. . اگر در جامعه امتيازات انحصاري به وجود آوردند و همه نتوانستند از فرصتهاي برابر استفاده كنند،. اگر امنيت شغلي و ثبات مقررات نبود؛ اگر انساني كه ميخواهد در جامعه كار كند، دست و پايش را بستند و براي تلاش كردن، به او فرصت ندادند،. . اگر در جامعه گرايش مصرفي رو به رشد است،. . اگر در تلاشهاي اقتصادي، دلالي بر توليد ترجيح دارد، اين فساد است. اينها را بايد اصلاح كرد. اصلاحات اينهاست».(2)
كم اطلاعي مسئولان از مشكلات اقتصادي مردم
«من واقعا خوشوقت شدم از اينكه ديدم آقاي رييس جمهور در بيانات خودشان مسئله مشكلات و گرفتاريهاي اقتصادي مردم را با شما مسئولان مطرح كردند. اين حقيقتا مهم است. مردم حقيقتا مشكلات اقتصادي دارند؛ سختي دارند؛ نارسايي دارند. گرفتاريهاي زيادي وجود دارد؛ خطر عمده اين است كه شما اين را ندانيد، كه اميدوارم بدانيد. گمانم شايد در بين مسئولان ما بعضيها هستند كه به گرفتاريها و مشكلات مردم درست توجه ندارند، و الا براي رفع اين مشكلات، تلاش مجدانهتري ميشد. هرچه كه مسئولان به مناقشات سرگرم باشند، از اين رسيدگي به مشكلات بيشتر خواهند ماند. مسئولان ـ فرقي نميكند؛ مسئولان دولتي، مسئولان قوه مقننه، مسئولان قوه قضاييه؛ يعني همه كساني كه دستاندر كار مسائل اداره
كشورند ـ بايد به آن مسئوليت خودشان بپردازند و وجود خودشان را به آن بدهند».(1)
واردات بيرويه
«مسئله واردات بيرويه و بيمنطق ضرر بزرگي است، خطر بزرگي است؛ مردم هم بايد اين را بدانند. وقتي يك محصول خارجي را ما داريم مصرف ميكنيم، در واقع داريم يك كارگر خودمان را بيكار ميكنيم، يك كارگر ديگر را داريم به كار وادار ميكنيم».(2)
سياسي كردن فضاي كشور
«اينكه بعضي ها فضاي كشور را آنقدر سياسي كنند كه مسائل اصلي كشور تحتالشعاع قرار گيرد، يك غفلت بزرگ است. البته گروه معدودي اين غفلت را عمدا انجام ميدهند؛ آنها خيانت ميكنند؛ يك عده هم غفلت ميكنند. هر روز مسئله سياسي جديدي را در كشور ايجاد كردن ـ به مجلس شوراي اسلامي نگاه ميكنيم، يك طور؛ به مجموعههاي گوناگون ديگر نگاه ميكنيم، يك طور ـ و ذهنها و فكرها را از كاري كه بايد براي مردم انجام گيرد، منصرف كردن، هيچ مصلحت نيست. همه بايد ذهنهاي خود را به كارهايي كه براي پيشرفت و حل مشكلات كشور لازم است ـ مسائل معيشتي مردم، مسائل اقتصادي مردم، مسئله اشتغال ـ منعطف كنند. دستگاهها بايد به هم كمك كنند و اين كارها را انجام دهند. كار صورت ميگيرد، اما بايد شتاب بيشتري پيدا كند و همهجانبه شود».(3)
«بعضي تصور ميكنند كه مبارزه با فساد يك حركت سياسي است؛ اين تصور غلطي است. مبارزه با فساد حركت سياسي نيست؛ يك حركت حقيقي و كاري لازم است. بعضي هم در نقطه مقابل، از آن طرف افراط ميكنند؛ يعني وقتي گفته ميشود «فساد» خيال ميكنند همهجا را فساد گرفته است؛ خير، اين چنين نيست».(4)
«نگراني آنجاست كه بهجاي پرداختن به مسائل واقعي زندگي مردم، به مسائل سياسي با نام هاي جعلي و گوناگون بپردازند و با اختلافافكني و متشنج كردن فضاي سياسي كشور، دشمن را خشنود كنند؛ اينها بد است. بنده به همه كسانيكه در هدايت افكار عمومي و ارائه راه درست نقش دارند، نصيحت ميكنم كه وظيفه الهي و وظيفه اسلامي خودشان را بدانند؛ وظيفه در مقابل اين ملت و اين كشور را بدانند».(5)
تضعيف دين در جامعه
«در داخل كشور، از طرق مختلف، پايههاي ايمان مردم، به خصوص نسل جوان را متزلزل كنند؛ از اشاعه بيبندوباري و اباحي گري، تا ترويج عرفان هاي كاذب ـ جنس بدلي عرفان حقيقي ـ تا ترويج بهاييت، تا ترويج شبكه كليساهاي خانگي؛ اينها كارهايي است كه امروز با
مطالعه و تدبير و پيشبيني دشمنان اسلام دارد انجام ميگيرد؛ هدفش هم اين است كه دين را در جامعه ضعيف كند.»(1)
كشاندن مسائل در بين افكار عمومي
«مسئولان كشور هم همين جور؛ آنها هم بايد سعي كنند اگر گلهاي از هم دارند ـ كه گاهي ممكن است اين گلهها بحق هم باشد ـ اين گله را در معرض افكار عمومي مطرح نكنند؛ اين ضربه به اتحاد ملي است؛ اين را همه توجه داشته باشند. من به مسئولان كشور به طور جد اين را تذكر و هشدار مي دهم. ممكن است مسئولان از هم گله داشته باشند ـ كه هميشه بوده؛ از اول انقلاب كه ما دستاندركار مسائل بوديم، ديديم؛ گاهي قوه مجريه از قوه مقننه، گاهي قوه مقننه از قوه قضاييه، گاهي قوه قضاييه از قوه مجريه گلههايي داشتند؛ طبيعت كار هم همين است، گله به وجود ميآيد ـ ممكن است گلهها بحق هم باشد؛ اما اين را نبايد در عرصه افكار عمومي بياورند، ذهن مردم و دل مردم را ناراحت كنند، مردم را مأيوس كنند؛ بين خودشان حل كنند. مهمترين مسائل دنيا با مذاكره قابل حل است؛ اين مسائل جزيي اهميتي ندارد».(2)
شكاف اقتصادي و تبعيض
«مردم در زمينههاي اقتصادي، مشكلات فراواني دارند. يكي از مشكلات عبارت است از شكاف اقتصادي و تبعيض در مسائل اقتصادي و برخورداريهاي ناروا در مقابل محروميتهاي سخت و سنگين. اين، مردم را آزار ميدهد. بيش از فقر، تبعيض براي مردم گزنده است. در قوانين، شما بايد اينها را مراعات كنيد؛ با قانون ميتوانيد جلو اينها را تا حد زيادي بگيريد. البته قانون، همه چيز نيست؛ بايد مديريت اجرايي خوب حتما وجود داشته باشد تا قانون كارايي خود را نشان دهد؛ ليكن قانون هم سهم بسيار زيادي دارد».(3)
عدم توجه به مسائل اصلي
« امكانات به اندازه كافي در اختيار مسئولان كشور هست براي اينكه بتوانند كارها را انجام دهند. شرطش اين است كه كار را وجهه همت اصلي قرار دهند. سرگرمي هاي سياسي، طرح مسائل غيرلازم و خيالي، بزرگ كردن مسائل كوچك و در سايه بزرگ كردن آنها، پوشاندن مسائل اصلي كشور، مضر است».(4)
«بنده، هم به مسئولان اقتصادي دولت و هم به مجلس شوراي اسلامي توصيه مؤكد ميكنم كه از مسائل حاشيهاي، درجه دو و غيرضروري و غيرفوري كم كنند و به مسائل اصلي بپردازند. براي خود، سرگرمي و مشغوليت درست نكنند؛ به آن چيزي كه امروز نياز كشور و مردم است و خداي متعال از ما سؤال خواهد كرد، بپردازند. اين وظيفه همه است و مطمئنا بايد آن را دنبال كنند».(5)
غفلت از نفوذ دشمن در بدنه اقتصادي
«پس يك خطر، عبارت شد از اينكه دو جناح و دو طرف، خودشان غفلت كنند و دچار خطر شوند. اما خطر بزرگتر از اين هم وجود دارد. آن چيست؟ آن خطر نفوذ است. از هر دو طرف ممكن است افرادي نفوذ كنند. گاهي يك دشمن از هر دو طرف نفوذ ميكند: از آن طرف به عنوان ارزشگرايي ميآيد و با هرگونه تحولي مخالفت ميكند؛ حتي با راههاي رفته هم مخالفت ميكند و ميخواهد حركت انقلابي را برگرداند. از اين خطرناكتر، اين طرف قضيه است؛ به عنوان تغيير و تحول و پيشرفت، كساني بيايند كه با اساس ارزشها و با اصل اسلام و با اصل تدين مردم و با اصل عدالت اجتماعي مخالفند؛ دچار همان سرمايهسالاري غربياند؛ دنبال كيسه دوختناند؛ با اصل رفع تبعيض طبقاتي مخالفند؛ با نام دين هم مخالفند، ولو به زبان نياورند! اينها به نام تحول، به نام تغيير، به نام پيشرفت، به نام اصلاح، بيايند وارد ميدان شوند و ميدانداري كنند. اينها ممكن است در بدنه اقتصادي جامعه نفوذ كنند. اگر اينگونه آدمهاي بيگانه و غريبه در بدنه اقتصادي جامعه نفوذ كنند، البته خطرناك است؛ چون اقتصاد و مال و ثروت در جامعه مهم است و بايد دست انسانهاي امين باشد».(1)
غفلت از نفوذ سرمايه سالارها در مراكز فرهنگي و رسانهاي
«اما از آن [نفوذ در اقتصاد] خطرناكتر اين است كه بيايند در مراكز فرهنگي نفوذ كنند؛ ذهن مردم، ايمان مردم، باورهاي مردم، خط سير صحيح مردم را قبضه كنند و در اختيار بگيرند. همان چيزي اتفاق بيفتد كه در صحنه مطبوعات و صدا و سيماي دنياي غرب اتفاق ميافتد؛ يعني سرمايهسالاري. همچنان كه راديوها و تلويزيونهاي بينالمللي امپراتوري خبري دنيا در دست سرمايهدارهاست، اينها به داخل كشور ما بيايند و مراكز فرهنگي را هم تصرف كنند و از طريق فرهنگي بخواهند اثر بگذارند. اين همان چيزي است كه بنده چند سال قبل از اين، نشانههاي آن را در گوشه و كنار مشاهده كردم و «تهاجم فرهنگي» را گفتم. بعضي پذيرفتند، بعضي هم اصلش را انكار كردند و گفتند اصلا تهاجم فرهنگي وجود ندارد»!(2)
عدم تعادل بين توليد و مصرف
«يك نسبتي بايد در جامعه ميان توليد و مصرف وجود داشته باشد؛ يك نسبت شايستهاي به سود توليد؛ يعني توليد جامعه هميشه بايد بر مصرف جامعه افزايش داشته باشد. جامعه از توليد موجود كشور استفاده كند؛ آن چه كه زيادي هست، صرف اعتلاي كشور شود. امروز در كشور ما اينجوري نيست. مصرف ما به نسبت، از توليدمان بيشتر است؛ اين، كشور را به عقب ميرساند؛ اين، ضررهاي
مهم اقتصادي بر ما وارد ميكند؛ جامعه دچار مشكلات اقتصادي ميشود».(1)
تصور غلط دستيابي بدون هزينه به آرمان ها
«يكي از اين لغزشگاهها اين است كه انسان تصور كند دست يافتن به آرمانها بدون هزينه امكانپذير است. ما در دوران مبارزات هم مي ديديم؛ بعضيها بودند كه اهداف مبارزات را قبول داشتند، اما حاضر نبودند در راه اين مبارزات هزينهاي بدهند، قدمي بردارند. امروز چنين كساني هم هستند؛ تصور ميكنند كه بايد به هدفها رسيد، بدون دادن هزينه؛ لذا آنجايي كه پاي هزينه دادن در ميان است، عقب ميكشند. اين عقبكشيدنها در بسياري از موارد موجب ميشود كه انسان در محاسبه اشتباه كند؛ خطي را كه بايد در مقابل دشمن دنبال كند، دنبال نكند».(2)
غفلت از آرمانگرايي به بهانه واقعبيني
«بعضيها اشتباه ميكنند كه در مقابل آرمانگرايي، واقعبيني را مطرح ميكنند. در نظر اينها واقعبيني نقطه مقابل آرمانگرايي است. اين خطاي بزرگي است؛ چون آرمانگرايي، خودش واقعيتها را در جامعه ميسازد. يك مجموعه با آرمان و داراي هدفهاي بلند ميتواند واقعيتها را طبق آرمان خود شكل دهد و بهوجود آورد. دنيا اينطور پيش رفته است. آرمانها را كنار بگذاريم، به بهانه واقعبيني؟! اين كمال غفلت است. آرمانگرايي بهوجود آورنده واقعيتهاي شيرين و مطلوب است».(3)
تنبلي و گريز از خطرپذيري
«البته در كنار اين واقعيتها، اين واقعيت هم هست كه ما هنوز آن حالت لازمِ متناسب اسلامي را در ميدان كار و اينها در خودمان به وجود نياورديم؛ يك قدري دچار تنبلي هستيم؛ اين جزو ميراثهاي دوران استبداد و تسلط ديكتاتوري بر كشور است. وقتي در يك كشوري ديكتاتوري بود، مردم تنبل ميشوند؛ استعدادها به ميدان تجربه و عمل وارد نمي شوند. اين ميراث دوران استبداد است كه در ما وجود دارد. بايد تنبلي را كنار بگذاريم. آن خطرپذيري لازم در همه بخشهاي جامعه نيست. با توكل به خداي متعال، و با تدبير و درايت لازم، بايد خطرپذيري وجود داشته باشد؛ اين را بايد همه داشته باشيم».(4)
نقاط قوت در نگاه مقام معظم رهبري
«اگر بر روي نقاط مثبت و نقاط قوّت تكيه مي كنم، براي اين است كه ثابت شود ملت ايران اين توانائيها را به كار برد و عليرغم ميل بدخواهان كه مي خواستند ثابت كنند ملت ايران نمي تواند، ملت ايران ثابت كرد كه مي تواند. از نقاط ضعف بياطلاع نيستيم، نقاط ضعف هم داريم؛ اما در جمعبندي نهائي، نقاط قوّت بسيار بيشتر از نقاط ضعف است».(5)
«نقاط قوت، اميدهاي ما را افزايش ميدهد، ظرفيت ها را به ما نشان مي دهد؛ نقاط منفي اولويتها را به ما نشان ميدهد كه چه كار بايد بكنيم».(1)
نقاط قوت
زير فصل ها
جايگاه ويژه جمهوري اسلامي
افزايش قدرت سياسي جمهوري اسلامي
ساخت محكم كشور و نظام
ارتقاء كمّي و كيفي مراكز علمي
روحيه علمي و جهادي جوانان
كسب استقلال و دستيابي به زيرساختها و تجربههاي مديريتي
بهرهمندي از كارشناسان و متخصصان
ظرفيتهاي معدني كشور
امكانات صنعتي
پشتوانه مردمي نظام
دستاوردهاي نظام
ثبات و آرامش كشور
پيشرفت در شرائط تحريم و غلبه بر مشكلات
توانايي غلبه بر تحريمها
تفاوت بنيادي بين مشكلات اقتصادي ما و بحران اقتصادي دشمنان
وجود ذخاير مالي
گسترش خدمات به ملت
كسب اقتدار بين المللي
خود اتكايي در صنعت
حاكميت روحيه جهادي در صنعت و پژوهش
ظرفيت سرمايه انساني
هوش و استعداد جامعه ايراني
اراده و توانايي ملت
پيشرو بودن در علم از گذشته تا امروز
بهرهمندي از هدايتهاي امام
وجود اسلام به عنوان راهنما
بن بست نبودن راه رسيدن به آرمانهاي بلند انقلاب
تجربه عبور نظام اسلامي از گردنهها ي سخت
بالا بودن ظرفيت اقتصادي كشور
آزادي عمل در انتخاب علم و فن و صنعت
حاكميت روحيه جهادي در صنعت وپژوهش
موقعيت جغرافيايي و ترانزيتي
پيشرفت در زمينه توليد علم وفناوري
افزايش توان صادرات كالا وخدمات دانش بنياد
توان بومي سازي علوم
تشكيل بانك اطلاعات
جايگاه ويژه جمهوري اسلامي
«نكته دوم اين است كه منكر هم نمي توان شد كه كشور ما در اين تحول، در اين ماجرا، در اين داستان طولاني، يك جايگاه ويژهاي دارد. ما در اين قضيه، يك تماشاچي نيستيم، يك عنصر بركنار نيستيم؛ كشور ما يك جايگاه ويژهاي دارد. اين جايگاه ويژه ناشي از چيست؟
اولاً چون بيداري اسلامي از اينجا آغاز شد. اين را همه مي گويند، همه مي فهمند، همه ميدانند. آنچه كه امروز ما به آن بيداري اسلامي مي گوئيم، سي و چند سال قبل از اين در اين كشور شروع شد، قربانيان خودش را گرفت، مجاهدتهاي خودش را عرضه كرد، به مقاصد و اهداف عاليِ خودش هم رسيد، كه تشكيل نظام اسلامي است.
ثانياً نظام جمهوري اسلامي در كشور ما بر يك ساخت مستحكمي بنا شده كه شالودهاش عبارت است از اعتقاد و ايمان، عقل و عاطفه. در شالودهي اين نظام مستحكم، هم اعتقادات و ايمان مردم و مسئولين سهيم است، هم عقلانيتها - كه حالا اگر انشاءاللّه فرصت شد، به برخي از اين عقلانيتها اشاره ميكنم - و هم عواطف. يك چنين ساخت مستحكمي به وجود آمده، كه من نظير اين را همين الان ديگر در سطح دنيا به ياد ندارم؛ نظامي كه متكي است به ايمان مردم، در عين حال به مباني اعتقادي، در عين حال به عقلانيت، و در عين حال به عواطف شديد.
ثالثاً بخش عظيمي از اين ثروتي كه گفتم دنياي غرب چشمش دنبال آن است و صد سال است كه از اين ثروت ارتزاق ميكند - يعني انرژي، نفت و گاز - در سرزمين ماست. من يك وقتي چند سال قبل از اين در يك جلسهي مفصلي در اين حسينيه، با آمار و با جزئيات عرض كردم كه ما تقريباً يكصدم جمعيت دنيائيم، اما بيش از يكصدم از منابع طبيعيِ اساسيِ مورد نياز حيات كنوني بشر برخورداريم. حالا نفت كه جاي خود دارد؛ در فلزات مهم و اساسي، دو صدم، سه صدم، پنج صدم، هفت صدم برخورداريم. علاوهي بر اين، ذخائر نيروي انساني ما، استعداد ما، بيش از اين حرفهاست. در كشور ما استعداد برتري وجود دارد؛ بالاتر از متوسط دنيا. خب، پس ما يك كشوري هستيم با اين ثروت طبيعي و انساني، آن هم در مواردي كه مورد نياز غرب است. امروز ميبينيد دنبال جوانهاي بااستعداد ما هستند، دنبال نخبههاي ما هستند؛ دانه دانه استاد ما را، دانشجوي ما را، نخبهي ما را شناسائي ميكنند، پيگيري ميكنند كه ببرند. ما دچار ضعفهائي هستيم كه آنها از همين ضعفهاي ما هم استفاده ميكنند و موفق ميشوند. به هر حال اين نشان دهندهي وجود اين ثروت در اينجاست؛ اين هم يك جهت ديگر براي حساس بودن و ويژه بودن جايگاه كشور ما در اين تحولات جهاني است.
رابعاً در مقابل سترون و نازا بودن غرب در برونزائي انديشههاي نو - كه بعد از اومانيسم و
1) بيانات رهبري.
مكتبهائي كه متكي به اومانيسم هستند و فلسفههاي زائيده و منشأ گرفتهي از اومانيسم غربي، ديگر غرب زايش فكري نداشته و ايدهي نو براي بشر و حيات انسان ارائه نداده - جمهوري اسلامي داراي زايش فكري است. ما براي مسائل روحي انسان، براي مسائل اجتماعي انسان، براي مسائل حكومتي انسان، حرفهاي تازهاي داريم. حرف تازه معنايش اين نيست كه اگر گفته شد، همهي دنيا آن را قبول خواهند كرد؛ معنايش اين است كه يك جريان جديدي را در درياچهي عظيم فكر بشري به وجود ميآورد؛ موجآفريني ميكند. ما امروز در زمينهي مسائل سياسي، «مردمسالاري ديني» را عرضه ميكنيم؛ در زمينهي مسائل عموميِ اجتماعي، «ابتناء تمدن بر معنويت» را ارائه ميكنيم؛ در زمينههاي گوناگون، «كرامت انسان» را مطرح ميكنيم؛ «آميختگي دين و زندگي» را مطرح ميكنيم. اينها حرف نوئي است؛ اينها هيچ وقت در دنيا وجود نداشته؛ حتّي قبل از دوران ماديگري و اومانيسم غرب و روي كار آمدن انديشههاي سكولار هم اينجور نبود كه دين با زندگي توأم و همراه باشد؛ ابداً. بله، در يك بخشهائي از دنيا روحانيون حكومت داشتند؛ حكومت كليسا. حالا با تاريخ پيچيده و طولانياي كه اروپا دارد، بين دستگاههاي كليسائي و حكومتها يك جنگي بود؛ اما به هر حال دستگاههاي كليسائي هم حكومت داشتند. اين معنايش اين نبود كه زندگي مردم آميختهي با دين است؛ دين منشأ مقررات و قوانين زندگي براي مردم است؛ بههيچوجه چنين چيزي در غرب وجود نداشته؛ در كشورهاي اسلامي هم هرگز وجود نداشته، جز در صدر اسلام. اين حرف نوئي است كه امروز ما داريم مطرح ميكنيم و ميگوئيم دين با زندگي يكي است. زندگي چيست؟ زندگي يعني سياست، فعاليت، تجارت، اقتصاد و همه چيز؛ اين حرف نوئي است كه دارد مطرح ميشود.
پنجمين نكته و عاملي كه كشور را از موقعيت ويژه برخوردار مي كند، سرسختي در برابر شيوههاي متداول غرب در پيشبرد كارهاي خود است. در طول اين دوراني كه غرب سيادت سياسي بر دنيا داشته، شيوههاي متداولي به كار برده؛ اين شيوهها را مكرر ملاحظه كرديد: تهديد ميكنند، جنگآفريني ميكنند، ترور ميكنند، كشتار ميكنند، تطميع ميكنند، اختلافافكني ميكنند. اينها شيوههاي معروف و شناخته شدهي غرب در دوران سيادت دويست سيصد سالهاش است. كشور ايران، نظام جمهوري اسلامي، ملت ايران، نخبگان ايران در مقابل اين شيوهها سرسختي نشان دادند؛ تهديد اثر نكرده، اختلافافكنيها اثر نكرده - مسئلهي اختلافافكني خيلي مهم است - نتوانستند بر حركت عمومي ملت ايران غلبه كنند. خب، اين موقعيت ويژهي كشور ماست».(1)
افزايش قدرت سياسي جمهوري اسلامي
«نمونهي ديگر از پيشرفت ملت ايران اين است كه ما ملت ايران، امروز از لحاظ قدرت سياسي، از لحاظ قدرت تأثيرگذاري بر تحولات دنيا و حضور در فعل و انفعالات منطقهي خودمان، بلكه ديگر مناطق جهان، از اول انقلاب بمراتب قويتريم».(2)
«يكي ديگر از نقاط مثبت ما در اين مدت، ارتقاء جهشوار در اثرگذاري در مسائل عمدهي منطقه و مسائل جهان است. امروز نظام جمهوري اسلامي، يك كشور اثرگذار است؛ «آري» و «نه» او در
مسائل منطقه، حتّي در مسائل جهاني اثر مي گذارد؛ اين براي كشور خيلي مهم است».(1)
ساخت محكم كشور و نظام
«يكي ديگر از نقاط قوّت ما، بنيهي قوي و ساخت محكم كشور و نظام در مواجههي با دشمنيهاست. ما در مقابل دشمنيها مضطرب نمي شويم، نگران نمي شويم، دغدغه پيدا نمي كنيم. بنيه نظام و بنيه كشور، بنيه مستحكمي است».(2)
ارتقاء كمّي و كيفي مراكز علمي
«يكي ديگر از نقاط قوّت ما، ارتقاء كمّي و كيفي مراكز علمي ماست؛ يعني دانشگاهها و حوزههاي علميه. هم حوزههاي علميهي ما از لحاظ كمّي و از لحاظ كيفي ارتقاء پيدا كرده است، هم دانشگاههاي ما. اينها نقاط قوّت ماست، و هر كدام از اينها شرح هاي طولاني مي طلبد، آمارهائي دنبالش هست، و غير از اينها هم نقاط قوّت زيادي داريم».(3)
روحيه علمي و جهادي جوانان
«اولاً ملت ايران نيرومند و تواناست؛ چرا؟ چون ملتي است داراي هوش، داراي استعداد، داراي نسل بزرگي از جوانان در اين دوران معاصر؛ كه اين خود، يك سرمايه بسيار عظيم است. علاوه بر اينها، داراي استعدادهاي طبيعي در سرتاسر كشور است. امروز ملت ايران در كشوري زندگي ميكند كه از لحاظ منابع طبيعي يكي از بزرگترين كشورهاي دنياست. منابع گاز ما در دنيا دومين منابع گاز است. منابع نفت ما در اين منطقه يكي از بزرگترين منابع نفتي است و باز هم منابع جديدي كشف ميشود، همچنان كه در همين اواخر يك منبع بسيار غني جديدي كشف شد. منابع فلزات ما فراوان است».(4)
«ما پيشرفتهاي علمي و پژوهشي بسيار زيادي در بخشهاي مختلف داشتهايم كه ستون اصلي اين بخشها را همين جوانان انقلابي و بچههاي مؤمن تشكيل دادهاند. آنها بودند كه وارد ميدان شدند و بر اساس همان روحيه، بسياري از گردنهها و عقبههاي تحقيقات و كار مهم علمي را پيش بردند»؛(5)
«يكي از امكانات بزرگ نظام، اين نسل جوانِ تحصيلكرده پرانرژي پرانگيزهاي است كه در كشور ما وجود دارد. اينها تحصيل كردهاند، درس خواندهاند، باانگيزهاند، در راه فهم و درك مسائل گوناگون در بخشهاي مختلف تلاش ميكنند، داراي اعتماد به نفساند. ما امروز در جوانهايمان احساس ميكنيم يك اعتماد به نفسي وجود دارد كه در گذشته وجود نداشته است، و در كمتر ملتي هم اين را مشاهده ميكنيم».(6)
1) خطبه هاي نماز جمعه تهران + ترجمه خطبه عربي، 14/11/1390.
2) خطبه هاي نماز جمعه تهران + ترجمه خطبه عربي، 14/11/1390.
3) خطبه هاي نماز جمعه تهران + ترجمه خطبه عربي، 14/11/1390.
4) بيانات در اجتماع بزرگ مردم اراك 24/08/1379.
5) بيانات در ديدار جمعي از كشاورزان، 14/10/1382.
6) بيانات در حرم مطهر رضوي، 1/1/1389.
«خوشبختانه نيروي عظيم اين كشور، ناشي از نيروي جوان است. اين فرصتي است و ميتواند به عنوان يك نقطه قوت به كار رود. البته دشمن، درست در نقطه مقابل آنچه كه شما ميخواهيد، سعي ميكند كه اين نقطه قوت را به نقطه ضعف تبديل كند؛ جوانان را به فساد بكشاند؛ از لحاظ فكر سياسي، از لحاظ رفتار اجتماعي، از لحاظ رفتار فردي، با تبليغاتش آنها را دچار آلودگي كند».(1)
كسب استقلال و دستيابي به زيرساختها و تجربههاي مديريتي
«عنصر ديگر، زيرساختهاي كشور است. امروز كشور ما مثل دهه اول يا دهه دوم انقلاب نيست كه زيرساختهاي علمي و مورد نياز را در كشور فاقد باشد. امروز جوان هاي ما و متخصصين ما و دانشمندان در هر رشتهاي كه وارد ميشوند، ميتوانند كارهاي بزرگ انجام دهند؛ لذا امروز در كشور آن چيزهايي كه براي يك پيشرفت وسيع در زمينه ارتباطات، در زمينه مواصلات، در زمينه تحقيقات علمي، در زمينه ساخت و سازها مورد نياز است، بحمدالله آماده است. ما از لحاظ راههاي مهم و بينالمللي، از لحاظ ساخت فرودگاه، از لحاظ ارتباطات بيسم و باسيم، شبكههاي ارتباطي، از لحاظ ساخت سدها، احتياجي به ديگران نداريم».(2)
بهرهمندي از كارشناسان و متخصصان
«آن چه كه خيلي مهم است، ظرفيتهاي موجود در جامعه است. ما در همه زمينهها مثل يك معدنِ استخراج نشده يا نيمه استخراج شده هستيم. اهل فن و متخصصين و كارشناسان در همه زمينهها ـ مثل زمينههاي اقتصادي، زمينههاي فني، زمينههاي علمي ـ به ما ميگويند ظرفيتهاي كشور، ظرفيتهاي بينظيري است. دوستاني كه اهل هر رشتهاي، هر بخشي از كارهاي مهم جامعه هستند و با مسائل آشنايند، آنها در بخش خودشان وقتي گزارش ميدهند، وقتي مقايسه ميكنند، وقتي ما را، ملتمان را، كشورمان را با خيلي كشورهاي ديگر تطبيق ميكنند، ما را به اين نتيجه مي رسانند كه ظرفيتهاي ما خيلي زياد است. در زمينه اقتصادي، ظرفيت كشور خيلي بالاست. در زمينه علمي، ظرفيت كشور واقعاً حيرتآور است. يك مقدار كه انسان حركت را سريعتر ميكند، جديتر ميكند، فشاري وارد ميآيد و اصراري صورت ميگيرد، انسان ميبيند ناگهان همين طور گلهايي است كه در اين باغ ميشكفد؛ نهالهايي است كه در اين بوستان ميبالد، كه انسان هيچ تصورش را نميكرد و گمانش را نداشت؛ اما ميبينيم شد و ميشود».(3)
ظرفيتهاي معدني كشور
«ظرفيت اقتصادي ما هم خيلي مهم است. من يك وقتي گفتم نسبت معادن و منابع مهم حياتي ما در قبال نسبت جمعيت ما به جمعيت كره زمين، بالاتر است. ما تقريباً يك درصد جمعيت كره زمين هستيم ـ كمااينكه كشورمان هم تقريباً يك درصد مجموعه سطح كره زمين است ـ خب، ما يك درصد منابع حياتي و اساسي را بايد داشته باشيم؛ كه در جاهايي 3 درصد، 4 درصد، 5 درصد داريم.
اينها ظرفيتهاي مهمي است، اينها خيلي باارزش است».
امكانات صنعتي
«امروز امكانات صنعتي در كشور بسياري زياد است ـ دوستي كه اين مطلب را نوشتهاند، من مطمئنم از بسياري از مراكز صنعتي كشور اطلاع ندارند ـ امروز كارهاي بسيار خوب و پيشرفته صورت ميگيرد. اگر شما براي نمونه، سالي يك بار به نمايشگاههاي صنعتياي كه برگزار ميشود، برويد، اين واقعيت را خواهيد ديد. حقيقتا خوشحال كننده و بعضا خيرهكننده است».(1)
پشتوانه مردمي نظام
«ملت ايران در صحنه است، آماده است، خوشبختانه بابصيرت است، موقعشناس است؛ بحمداللّه دشمنشناس هم هست. در اين سي و سه سال، دشمنهاي خودمان را شناختيم؛ فهميديم چه كساني هستند كه گاهي ممكن است رياكارانه و دروغپردازانه تظاهر به دوستي هم بكنند، اما دشمنند. براي اينكه در اين دنياي بزرگ، در اين كشمكش ميان قدرتهاي مادي دنيا، ملت ايران بتواند از حق خود دفاع كند، از آينده خود دفاع كند، از نسلهاي بعدي دفاع كند، بايد بيدار باشد، هوشيار باشد، در صحنه باشد؛ يكي از نمونههايش همين انتخابات است، و البته نمونههاي زيادي دارد».(2)
«هر جايي كه مسئولان كشور تواناييهاي مردم را شناختند و به كار گرفتند، ما موفق شديم. هر جايي كه ناكامي هست، به خاطر اين است كه ما نتوانستيم حضور مردم را در آن عرصه تأمين كنيم. ما مسائل حل نشده كم نداريم. در همه مسائل گوناگون كشور، مسئولان بايد بتوانند با مهارت، با دقت، با ابتكار، راههايي را براي حضور مردم پيدا كنند ـ همچنان كه در عرصه بسيار دشوارِ جنگ اين اتفاق افتاد، راه باز شد؛ كساني توانستند راه را باز كنند ـ تا هر جواني، هر پيري، هر مردي، هر زني كه بخواهد در اين كار بزرگ شركت كند، راه برايش باز باشد.
ملت ايران هر كاري را كه اراده كند، ميتواند انجام دهد. اين احساس توانايي در يك ملت، بزرگترين سرمايه معنوي و روحي براي آن ملت است؛ و ملت ما اين احساس را دارد؛ شواهدش هم در همه بخشها دارد مشاهده ميشود».(3)
«اين همت مردم است كه ميتواند كشور را بينياز كند. سرمايهگذاريهايي كه مردم انجام ميدهند در بخشهاي مختلف، بسيار ارزشمند است؛ به خصوص در بخشهاي توليدي. و من براي آن مردمي كه به كارهاي خدمترساني به مردم علاقهمندند، اين را بهترين عمل، بهترين حسنه و صدقه ميدانم كه در كارهاي توليدي سرمايهگذاري كنند؛ هم اشتغال ايجاد شود، هم به پيشرفت كشور كمك كند، هم فقر و محروميت را از بخشهاي مهمي از كشور برطرف كند. اين آن سياست عمومي نظام جمهوري اسلامي است :كمك گرفتن از سرمايه مالي، سرمايه فكري، بازوي توانا و كارآمد مردم عزيزمان كه كشور مال آنهاست و آينده متعلق به آنهاست».(4)
«عامل اصلي پيروزي، در صحنه بودن مردم است؛ عامل در صحنه بودن مردم، اميد و اطمينان آنهاست. اين اميد را بايد در مردم تقويت كرد؛ مردم را نبايد ترساند؛ مردم را نبايد بدبين كرد، بياعتماد كرد».(1)
دستاوردهاي نظام
«وجود دستاوردهاي بزرگي است كه نشاندهنده ظرفيت و قدرت و هوشمندي اين ملت بزرگ است. وقتي انسان اين صحنه را ملاحظه ميكند، مثل صحنه هماورديِ ورزشكاران قدرتمندي است كه زحمت و تلاش و كوشش و خستگي در آن هست، اما يك قهرمان، در اين ميدان موفق ميشود، پيروز ميشود؛ همه او را تحسين ميكنند و آفرين ميگويند. اين قهرمان در اين صحنه عظيمي كه در مقابل چشم ما است، ملت ايران است ».(2)
ثبات و آرامش كشور
«اين ثبات و آرامش را بايد قدر بدانيم. ملت قدر ميدانند. من كه به شما عرض ميكنم، در واقع خطابم به كساني است كه ميخواهند قدرنشناسي كنند در مقابل اين ثباتي كه وجود دارد؛ آن كساني كه با حركات خود، با اعمال نادرست خود، با كجتابيهاي خود سعي ميكنند اين ثبات و آرامش را، اين استقرار را، اين طمأنينه و ثبات را در كشور به هم بزنند. البته مسئولان كشور، با تدبير، حواسشان هست؛ من هم تأكيد ميكنم؛ هم به مسئولان قوه مجريه، هم به مسئولان قوه مقننه، هم به مسئولان قوه قضاييه، كه مراقب باشند بدخواهان و دشمنان با توطئه خود نتوانند اين آرامشي را كه در سطح كشور وجود دارد ـ كه نشانه بزرگترين اقتدار اين ملت است، كه ميتواند همه خيرات را به طرف آنها جلب كند ـ به هم بزنند».(3)
«يكي ديگر ازنقاط مثبت، آرامش سياسي است، كه همه تلاشهاي دستهاي پنهان خنثي شده است. شما مشاهده كرديد كه سعي كردند اختلاف مذهبي راه بيندازند، نشد؛ اختلاف قومي راه بيندازند، نشد؛ اختلاف صنفي راه بيندازند، نشد. اين، نشاندهنده اين است كه اين درياي عميق، آرامشي دارد كه اين تحركهاي تدبير شده و برنامهريزي شده به وسيله دستهاي پنهان يا پنهان و آشكار، نميتواند اين دريا را به تلاطم در بياورد».(4)
«نقطه روشن ديگر، مسئله ثبات كشور است؛ عليرغم اين همه توطئه، اين همه دسيسه. البته ثبات غير از ركود است. ما در كشور ركود نداريم؛ حركت داريم، پيشرفت داريم، جوشش داريم؛ اما نظام، نظام ثابت و مستقري است؛ استحكام دارد. اينها نقاط مثبت ماست. البته نقاط مثبت فراوان ديگري هست: الهامبخشي، الگوسازي، ضعيف شدن دشمنانمان در صحنه بينالمللي، نااميدي دشمن از منفعل كردن انقلاب. با اينكه روشهاي دشمنان ما پيچيدهتر شده، امكاناتشان بيشتر شده ـ اين اينترنت و اين تشكيلات گوناگون عجيبي كه در دنيا وجود دارد، شبكهاي كه بر دنيا حاكم است ـ در
عين حال از انفعال جمهوري اسلامي مأيوس شدهاند».(1)
«ثبات و استمرار و استقرار نظام جمهوري اسلامي از جمله مهمترين عواملي بوده است كه ملت هاي منطقه و ملت هاي مسلمان را اميدوار كرده و مي توان گفت نقش مؤثري در ايجاد اين حركت عظيم اسلامي منطقه و آزادي و بيداري ايفاء كرده. امروز ميخواهم يك مقداري راجع به ثبات و استمرار و استقرار انقلاب مطلبي را عرض كنم؛ يك مقداري آن را باز كنم».(2)
پيشرفت در شرائط تحريم و غلبه بر مشكلات
«يكي از نقاط مهم قوت كشور اين است. در سختترين شرائط تحريم، كشور پيشرفت كرده. در چه چيزي پيشرفت كرده؟ يكي در مقوله علم و فناوري، كه آقاي رييس جمهور در گزارششان به اين مسئله اشاره كردند. ما در زمينه هستهاي پيشرفت كرديم، در زمينه فناوري زيستي پيشرفت كرديم، در فناوري نانو پيشرفت كرديم، در فناوري انرژيهاي نو پيشرفت كرديم، در صنايع هوافضا پيشرفت كرديم، در ساخت ابررايانهها پيشرفت كرديم، در مسئله بسيار مهم سلولهاي بنيادي پيشرفت كرديم، مسئله شبيهسازي همين جور، در راديوداروها همين جور، در نانوداروهاي ضد سرطان همين جور؛ اينها همه جزو دانشهاي سطح بالاي دنياست. اين چند موردي كه من گفتم و بعضي از موارد ديگر، جزو دانشهاي درجه يك سطح بالاي دنياست، كه بعضي از اينها را پنج تا كشور، ده تا كشور در دنيا بيشتر ندارند؛ ما در اينها پيشرفت كرديم؛ اين در حالي بود كه درهاي انتقال دانش از همه سوي دنيا روي ما بسته است».(3)
«من اين جمله را در ادامه نقاط قوّت عرض بكنم كه ملت ايران توجه داشته باشند همه اين پيشرفتهاي علمي و اجتماعي و فني در شرائط تحريم اتفاق افتاده است؛ اين خيلي مهم است. دروازههاي علم را، دروازههاي فناوري را بر روي ما بستند، راهها را مسدود كردند، محصولات مورد نياز ما را به ما نفروختند و ما اين جور پيشرفت كرديم. اين اتفاقها در شرائط تحريم افتاده است؛ اين است كه اميدها افزايش پيدا ميكند».(4)
توانايي غلبه بر تحريمها
«اينهايي كه امروز دم از محاصره اقتصادي ميزنند؛ تهديد به تحريم اقتصادي ميكنند، كساني هستند كه در طول سالهاي گذشته، هرجا توانسته اند، اين تحريم را اعمال كرده اند. همين الان بعضي از دولتهاي اروپايي، هنوز وسايلي را كه از زمان رژيم طاغوت خريداري شده و پول آنها را هم شايد چند برابر گرفته بودند، به ما نميدهند! تحريم از اين بالاتر؟ آنها در مواردي هم ابزارها و قطعات لازم را به ما ندادند. جوانهاي ما وقتي ديدند راه از اين طرف بسته است، از درون راه باز كردند. براي يك ملت مستقل، اين درست است كه به درون خودش مراجعه كند؛ در درون خود كاوش كند؛ درمان خود را به دست خودش بسازد؛ و الّا اگر ميخواستيم پشت درِ خانه ديگران دست
به سينه بايدم ـ همچنان كه سالهاي متمادي در دوران رژيم طاغوت، اين كشور و اين ملت را به اين روش عادت داده بودند ـ زندگي مستقلي نداشتيم و همان وضع سابق بود».(1)
«يك واقعيت ديگر اين است كه نظام جمهوري اسلامي از همه اين دشواريها و گردنههاي سخت عبور كرده. مگر عبور نكرديم؟ مگر متوقف مانديم؟ مگر توانستند به جمهوري اسلامي ضربه وارد كنند؟ مگر توانستند به آرمانها و اصول جمهوري اسلامي خدشهاي وارد كنند؟ نتوانستند. اين هم يك واقعيت است. اين واقعيتها بايد دائماً جلوي چشم ما باشد».(2)
«اولين نقطه مثبت و نقطه قوت نظام اين است كه نظام ثابت كرده است كه توانايي غلبه بر تهديدها را دارد؛ اين خيلي چيز مهمي است».(3)
تفاوت بنيادي بين مشكلات اقتصادي ما و بحران اقتصادي دشمنان
«مشكلات آنها با مشكلات ما فرق هم ميكند. مشكلات اقتصادي و بحران اقتصادي اروپا با مشكلات اقتصادياي كه ما احياناً دچارش ميشويم، متفاوت است. مشكلات ما مثل مشكلات يك گروه كوهنورد است كه دارد در راهي حركت ميكند. راه سختي است و البته مشكلاتي دارد؛ گاهي آب ميخواهند، گاهي غذا ميخواهند، گاهي مشكلات دارند، گاهي به يك مانعي برخورد ميكنند؛ اما دارند طرف بالا ميروند. مشكلات ما از اين قبيل است. مشكلات اروپاييها مثل اتوبوسي است كه زير بهمن گير كرده. سالها خود آنها بدون اينكه بدانند، مقدمات اين مشكل را فراهم كردند. اين فاصلههاي طبقاتي، اين غلبه سازوكار ربا در مسائل مادي، اين تقويت زورمندان مادي، اين نفوذپذيري از صهيونيستهاي پولپرست و مالپرست، آنها را دچار مشكلاتي كرده؛ اين بهمني است كه روي سرشان افتاده. بنابراين مشكلات آنها با مشكلات ما خيلي متفاوت است. اين هم يك واقعيت است».(4)
«جبهه مقابل ما همچنين در وضع اقتصادي بدي قرار دارد. با همه تلاشهايي كه كردند، هنوز نتوانستند اين بختك سنگين ركود اقتصادي و وضع بد اقتصادي را برطرف كنند. البته ميگويند كارهايي شده است، ليكن نخير، هنوز كار درستي انجام نشده است؛ هنوز زير فشار اقتصادياند. تدابيري كه به كار گرفتهاند ـ تزريق پولهاي فراوان و هنگفت به مراكز مالي ـ افاقهاي نكرده است؛ هنوز در وضع اقتصادي بسيار بدي هستند».(5)
وجود ذخاير مالي
«خوشبختانه «صندوق توسعه اقتصادي» در سياستها تصويب شد؛ مجلس شوراي اسلامي آن را قانون كرد. امروز يك ذخيره باارزشي در اختيار مسئولان هست؛ ميتوانند اين را در اختيار توليد ملي بگذارند. بايد كار را تسهيل كنند؛ مجلس هم بايد همكاري كند، دولت هم بايد همت كند؛ بتوانند به
توليد ملي رونق بدهند».(1)
گسترش خدمات به ملت
«يك نقطه قوّت ديگر در اين مدت، گسترش خدمات به ملت است، كماً و كيفاً. اين خدمات نه با گذشتهي نزديك قبل از انقلاب، بلكه با گذشتههاي دوردست هم قابل مقايسه نيست. خدمات عظيمي كه در سراسر كشور گسترش پيدا كرده است، هم كيفيت هاي اين خدمات بالاست، خدمات درجهي اول است - مادي و معنوي - هم كميت و گسترش آنها زياد است. اين يك نقطهي قوّت مهمي است».(2)
كسب اقتدار بين المللي
«اقتدار بينالمللي ملت ما، روحيهاش را تقويت كرده است؛ امروز همين مسئله انرژي هستهاي را ـ كه اين، يك مسئله است؛ همه مسائل ما كه نيست ـ در سطح بينالمللي همه پذيرفتهاند كه ايران بر سر اين خواسته به حق و حق طبيعي خود، محكم ايستاده است. اين اقتدار در عرصه بينالمللي، روحيه مردم را هم به نوبه خود بالا ميبرد. رشد علم و رشد صنعت و فناوري در داخل كشور، فرصتهاي خوبي را براي حل مشكلات به وجود آورده است. مسئله اساسياي كه امروز هدف مسئولان كشور است، «مسئله اشتغال» است. دارند تلاش و فعاليت ميكنند و كار ميكنند كه اين معضل را ـ كه از سالها پيش گريبانگير ملت بوده است ـ به بهترين شكلي در مدت زمان متناسب خودش حل كنند».(3)
خود اتكايي در صنعت
«امروز در كشور ما خوشبختانه تحرك و تلاش كار، تلاش خوبي است. مجموعه دستاندركاران توليد، تلاش خوبي را انجام دادند و پيشرفت كردند؛ ولي ما هنوز در اوائل راهيم. ما بايد خيلي جلو برويم، خيلي بايد تلاش كنيم. هم وجدان كاري، محكمكاري و درستكاري در مجموعه توليد ـ يعني كارگر و مولد كار و توليدكننده كار ـ لازم است، هم در مسئولان دولتي و مسئولان رسمي، رعايت و مراقبت و توجه لازم است كه اين حركت، حركت صحيح و متعادلي باشد و انجام بگيرد».(4)
حاكميت روحيه جهادي در صنعت و پژوهش
«من چند تا از اين خصوصيات و پديدههايي را كه در آنجا (پژوهشگاه صنعت نفت) مشاهده كردم، به شما عرض ميكنم. در درجه اول، روحيه و فكر جهادي حاكم بر مجموعه بود. آن مجموعه دانشمندان با روحيه جهادي كار ميكردند؛ مثل اينكه دارند جهاد ميكنند، مثل اينكه در جبهه جهاد فيسبيلاللّهاند. فرق ميكند اينكه كسي براي پول، براي مقام، براي شهرت يا فقط براي خود علم كار كند؛ يا نه، به عنوان جهاد فيسبيلاللّه كار كند، در راه خدا تلاش كند. اين روحيه، حاكم بر اين
مجموعه و مجموعههاي علمي ماست؛ اين خيلي ارزش دارد».(1)
ظرفيت سرمايه انساني
«ببينيد عزيزان من! اين ملت ثروتهاي فراواني دارد؛ ثروت مادي دارد، ثروت زيرزميني دارد، ثروت انساني دارد كه از همه اينها بالاتر است. ما دهها ميليون جوان داريم، كه اين يك ثروت بسيار عظيم است؛ ما استعدادهاي برجسته داريم. آن مجموعهاي كه بتواند از اين استعدادها استفاده كند و آنها را در راه مصالح ملي به كار بيندازد، بزرگترين خدمت را به اين كشور كرده است».(2)
«ما در يكي از پيچيدهترين و حساسترين ميدانهاي زندگي ـ يعني جنگ ـ ديديم و با دست قدرت الهي به ما نشان داده شد كه عنصر انساني، تعيينكنندهتر از همه عناصر ديگر است؛ يعني ميتوان با تلاش مخلصانه و صادقانه و پيگير و خستگينشناس انسانهاي خوب، خلأهاي ناشي از كمبود پول و صنعت و مايههاي گوناگون را پر كرد».(3)
«براي يك كشور، نيروي انساني همه چيز است. ما اگر نيروي انساني نداشته باشيم، هيچ چيزي نداريم».(4)
«ظرفيت كشور، خيلي حقيقت درخشان و مهمي است. ظرفيت هاي كشور، فوقالعاده است. ظرفيت منابع انساني ما جزو ظرفيت هاي ممتاز در سطح جهان است؛ اين ظرفيت را بايد بالفعل كرد و بايد به كار گرفت؛ ما داريم اين را مشاهده ميكنيم».(5)
هوش و استعداد جامعه ايراني
«هوش و استعداد و ظرفيت ذهني يكي از عوامل بسيار مهم است كه در ما هست. بايد آن عنصر و عامل دوم را كه عامل كار و تلاش پيگير و خسته نشدن است هم همراه بكنيم. بدانيد كه در آن صورت، انشاءالله كشور حركت جهشي خواهد داشت، پيشرفت جهشي خواهد كرد و كارهاي بزرگ انجام خواهد داد؛ همچناني كه امروز در بخشهاي متعددي ما ميبينيم كه كشور ما در مجموعه مثلاً ده كشور اول، هشت كشور اول قرار دارد. الان اينجا در يك موردي يكي از آقايان گفتند، جزو شش كشور دنيا هستيم».(6)
«گاز ثروت است، نفت ثروت است؛ اما از اين ثروتها خيلي مهمتر، نيروي انساني بااستعداد و علاقهمند و داراي توان كار است. ما اين ثروت را داريم؛ اصل اين است. اگر يك ملتي اين نيروي انساني را داشت، ميتواند ثروتهاي طبيعي خودش را هم استحصال كند و در خدمت ملت قرار دهد؛ اما اگر اين را نداشت، ثروتهاي طبيعياش هم در خدمت ديگران قرار خواهد گرفت؛ براي ديگران بيشتر
1) بيانات در حرم رضوي در آغاز سال ۹۱ 01/01/1391.
2) بيانات در ديدار گروه كثيري از كارگران و معلمان به مناسبت روز كارگر و هفته معلم 11/02/1381.
3) بيانات در ديدار با مديران شبكه دوم سيماي جمهوري اسلامي ايران 07/11/1370.
4) بيانات در ديدار با اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي 21/09/1368.
5) بيانات در ديدار فعالان بخشهاي اقتصادي كشور 26/5/1390.
6) بيانات در حرم مطهر رضوي، 1/1/1389.
سود خواهد داد تا براي خود او. ما بحمدالله اين ثروت را داريم».(1)
اراده و توانايي ملت
«ملت ايران هر كاري را كه اراده كند، ميتواند انجام دهد. اين احساس توانايي در يك ملت، بزرگترين سرمايه معنوي و روحي براي آن ملت است؛ و ملت ما اين احساس را دارد؛ شواهدش هم در همه بخشها دارد مشاهده ميشود».(2)
پيشرو بودن در علم از گذشته تا امروز
«ملت ايران يك ملت با استعداد، با فرهنگ، بزرگ، توانا، با نشاط و جوان است و اينجور ملتي صبر نميكند كه اجازه بدهند تا به فلان پيشرفت علمي يا فلان پيشرفت فناوري دست پيدا كند؛ نه، اينجور ملتي خودش وارد ميشود، مرزهاي دانش را هم ميشكند و عبور ميكند و خودش را نشان ميدهد. اگر هم خارجيها، رقبا، دشمنان ميبينند كه در اين صد سال اخير قبل از انقلاب اين حالت پيش نيامده، بايد بدانند كه در آن وقتها نميگذاشتند ملت ايران حركت شايسته خودش را بكند؛ والا ملت ايران هميشه يك ملت بااستعداد بوده است. ما همان ملتي هستيم كه در همه دوران اسلامي، از همه ملتهاي مسلمان، بدون استثناء، پيشروتر بوديم و در همه علوم و فنون؛ در فلسفه، در علم، حتي در علوم مربوط به زبان عربي پيشروتر بوديم؛ بزرگترين زباندانها و نحويها و علماي علم زبان عربي، ايرانياند و حتي بهترين و قويترين كتابها را هم در همان رشته، ايرانيها نوشتهاند. اين ملت هميشه در فلسفه، در علوم گوناگون و در دانشهاي تجربي، به قدر زمانه و جلوتر از آن، پيشرو بوده است. اين، همان ملت است؛ منتظر نميماند؛ لذا منتظر هم نماند و حالا از جمله، توانسته است به دانش هستهاي دست پيدا كند».(3)
«در مقابل سترون و نازا بودن غرب در برونزائي انديشههاي نو - كه بعد از اومانيسم و مكتب هائي كه متكي به اومانيسم هستند و فلسفههاي زائيده و منشأ گرفته از اومانيسم غربي، ديگر غرب زايش فكري نداشته و ايده نو براي بشر و حيات انسان ارائه نداده - جمهوري اسلامي داراي زايش فكري است. ما براي مسائل روحي انسان، براي مسائل اجتماعي انسان، براي مسائل حكومتي انسان، حرفهاي تازهاي داريم. حرف تازه معنايش اين نيست كه اگر گفته شد، همه دنيا آن را قبول خواهند كرد؛ معنايش اين است كه يك جريان جديدي را در درياچه عظيم فكر بشري به وجود ميآورد؛ موجآفريني مي كند».(4)
بهره مندي از هدايتهاي امام
«به بركت هدايت امام و رهبر عظيمالشأنمان، از گذرگاههاي بسيار خطرناكي گذشتيم. با قوت و
قدرت، راه را ادامه ميدهيم و كشور را ميسازيم و قدرتمان را از لحاظ اقتصادي و نظامي و سياسي و توانايي عظيم فرهنگي اضافه ميكنيم و روزبهروز در جامعه پيشرفت خواهيم كرد. ما مسلمانيم، قرآن در دست ماست و دلهاي ما به اسلام و قرآن وابسته است. قرآن فرموده است: «كنتم خير امة اخرجت للناس». بايد بهترين باشيم. بايد پيش برويم و خواهيم رفت. شبهاي تاريك و ظلماني را گذراندهايم، باز هم پارههاي ابر فتنه را در هر زماني با تمسك به خداوند و قرآن، از سر خواهيم گذراند».(1)
«هر جا توانستيم خط انگشت اشاره امام را دنبال كنيم، توفيقات فراواني نصيب ما شد. مردم با اين چشم، به راه امام و خط امام و ميراث ماندگار امام نگاه مي كنند. در اين سي سال، ملت ما توانسته است در مقابل نگينترين توطئهها ايستادگي كند. عليه ملت ايران توطئهي نظامي بود، توطئهي امنيتي بود، توطئهي اقتصادي بود - اين تحريم هاي گسترده در طول اين سي سال وجود داشته است - توطئه تبليغاتي بود - امپراتوري گستردهي رسانهاي و تبليغات، عليه ملت ايران به طور كامل مشغول كار و تحريك بوده است - توطئه سياسي بود. ملت ايران به بركت مكتب امام و راه امام، در مقابل اين توطئهها ايستادگي كرد».(2)
وجود اسلام به عنوان راهنما
«[ازجمله] فرصتهاي ما، راهنماييهاي اسلام و اصول و ارزشهاي اسلامي است كه امروز در كشور ما رسميت دارد. در بسياري از مناطق دنيا ممكن است دمكراسي هم باشد، فعاليت اقتصادي هم باشد؛ اما چيزي به نام عدالت اجتماعي و رفع تبعيض مطرح نيست. امروز در كشورهاي سرمايهداري و در ميان طبقات گوناگون، آنچه كه رسميت و اعتبار دارد، مبارزه و جنگ اشخاص براي حفظ منافع خودشان است و چيزي به نام عدالت اجتماعي، به عنوان يك وظيفه، به عنوان يك ارزش و به عنوان يك تكليف بر دوش برنامهريزان آن كشورها، وجود ندارد. اسلام كه قانون اساسي ما را تشكيل ميدهد و قوانين ما را هدايت ميكند، عدالت اجتماعي جزو بزرگترين توصيههايش آن است. اگر مسئولاني در كشور براي عدالت اجتماعي، براي نفي فقر در جامعه و براي كم كردن شكاف ميان طبقات فقير و غني كار نكنند، از چشم مردم خواهند افتاد و مردم آنها را به عنوان مسئولاني كه مورد علاقه و قبول آنها باشند، طبعا نميپذيرند».(3)
بن بست نبودن راه رسيدن به آرمانهاي بلند انقلاب
«وقتي ما واقعيتها را كنار هم ميگذاريم، اينها را ملاحظه ميكنيم؛ احساس ميكنيم كه راه ملت ايران به سوي آرمانهاي بلند، يك راهِ گشوده است. اين راه، چالش دارد؛ اما راه باز است، بنبست وجود ندارد. هدف جبهه مخالف نظام اسلامي و انقلاب اسلامي و دشمن ما اين است كه راه را بنبست نشان بدهد».(4)
«خب، اينكه ما عرض كرديم وضعيت بدر و خيبر، يعني همين. وضعيت بدر و خيبر يعني تهديد هست، چالش هست، اما بنبست نيست. در بدر امكانات كم بود، اما غلبه حاصل شد. امكانات طرف مقابل، چندين برابر؛ شايد در بعضي بخشها، غيرقابل مقايسه با امكانات جبهه اسلام بود. در خيبر سختي وجود داشت؛ رفتند مدتها آن جا ماندند؛ مقاومت دشمن شديد بود؛ اما غلبه پيدا كردند. چالش هست؛ اما در قبال چالش، توان و قدرت و استعداد و ظرفيت هم وجود دارد. اين، معناي وضعيت بدر و خيبر است. اگر اين ظرفيت را به ميدان آورديم، اگر نقاط ضعف را كم كرديم، پيشرفت خواهيم كرد».(1)
تجربه عبور نظام اسلامي از گردنهها ي سخت
«يك واقعيت ديگر اين است كه نظام جمهوري اسلامي از همه اين دشواريها و گردنههاي سخت عبور كرده. مگر عبور نكرديم؟ مگر متوقف مانديم؟ مگر توانستند به جمهوري اسلامي ضربه وارد كنند؟ مگر توانستند به آرمانها و اصول جمهوري اسلامي خدشهاي وارد كنند؟ نتوانستند. اين هم يك واقعيت است. اين واقعيتها بايد دائماً جلوي چشم ما باشد».(2)
«پنجمين نكته و عاملي كه كشور را از موقعيت ويژه برخوردار مي كند، سرسختي در برابر شيوههاي متداول غرب در پيشبرد كارهاي خود است. در طول اين دوراني كه غرب سيادت سياسي بر دنيا داشته، شيوههاي متداولي به كار برده؛ اين شيوهها را مكرر ملاحظه كرديد: تهديد ميكنند، جنگآفريني مي كنند، ترور ميكنند، كشتار ميكنند، تطميع مي كنند، اختلافافكني مي كنند. اينها شيوههاي معروف و شناخته شدهي غرب در دوران سيادت دويست سيصد سالهاش است. كشور ايران، نظام جمهوري اسلامي، ملت ايران، نخبگان ايران در مقابل اين شيوهها سرسختي نشان دادند؛ تهديد اثر نكرده، اختلافافكنيها اثر نكرده - مسئلهي اختلافافكني خيلي مهم است - نتوانستند بر حركت عمومي ملت ايران غلبه كنند. خب، اين موقعيت ويژهي كشور ماست». (3)
«تجربهي متراكم در قانونگذاري، در اجرا؛ اين هم جزو نقاط درخشان كشور است».
بالا بودن ظرفيت اقتصادي كشور
« ميدان براي تلاش اقتصادي گسترده است؛ به خصوص با ابلاغ سياستهاي اصل 44 قانون اساسي و آن چه كه به مسئولان توصيه و به آنها تأكيد شد و آنها هم عزم خودشان را نسبت به اين قضيه ابراز كردند، ميدان تلاش اقتصادي براي مردم گشوده است و راهها باز است. مسئولان بايد براي مردم تشريح كنند امكان هايي را كه در اختيار مردم وجود دارد و خودشان هم بايد تلاش كنند. كشور ما ظرفيت اقتصادي بسيار زيادي دارد و ميتوان براي بناي يك جامعه برخوردار از رفاه، تلاش و كار كرد».(4)
آزادي عمل در انتخاب علم و فن و صنعت
«يك طرز فكر، طرز فكر درست است، و آن اينكه ممكن است ما علم و فن و صنعت را از بيگانهاي كه آن را دارد و ما نداريم، بگيريم؛ اما اداره آن كار را خودمان به دست خواهيم گرفت؛ خودمان صنعت را انتخاب خواهيم كرد؛ آنچه را كه براي كشور لازم است، خودمان به وجود خواهيم آورد. انسان بايد علم را از هر كس كه دارد، ياد بگيرد؛ اما نه اينكه ياد بگيرد تا مزدور او باشد. غربيها براي ملت ايران و ملتهاي مسلمان ديگر، اين را ميخواستند.
ما بايد علم را ياد بگيريم، براي اينكه خودمان كشور را بسازيم. در ميان ملت ما، استعداد و روح خلاقيت زياد است. اين همان ملتي است كه تا چند قرن پيش، مشعلدار علم در دنيا بوده است. ما از لحاظ استعداد و توان علمي بالقوه، چيزي كم نداريم؛ چرا بايد از كاروان علم و صنعت عقب بمانيم، تا آنجايي كه كوچكترين چيزها را هم آنها براي ما درست كنند»؟!(1)
حاكميت روحيه جهادي در صنعت وپژوهش
«من چند تا از اين خصوصيات و پديدههايي را كه در آنجا (پژوهشگاه صنعت نفت)مشاهده كردم، به شما عرض ميكنم. در درجه اول، روحيه و فكر جهادي حاكم بر مجموعه بود. آن مجموعه دانشمندان با روحيه جهادي كار ميكردند؛ مثل اينكه دارند جهاد ميكنند، مثل اينكه در جبهه جهاد فيسبيلاللّهاند. فرق ميكند اينكه كسي براي پول، براي مقام، براي شهرت يا فقط براي خود علم كار كند؛ يا نه، به عنوان جهاد فيسبيلاللّه كار كند، در راه خدا تلاش كند. اين روحيه، حاكم بر اين مجموعه و مجموعههاي علمي ماست؛ اين خيلي ارزش دارد».(2)
موقعيت جغرافيايي و ترانزيتي
«از لحاظ موقعيت جغرافيايي و منطقهاي هم همين جور است. ما جاي حساسي قرار گرفتهايم. همسايگي ما با دو دريا و ارتباط با درياهاي آزاد و منطقه حساسي كه بين شرق و غرب، يعني بين آسيا و اروپا وجود دارد ـ ما در يكي از مهمترين بخش اين منطقه حساس قرار گرفتهايم ـ دسترسي ما را به غرب و به شرق فراهم ميكند. اينها همهاش امتيازات است. اينها ظرفيتهاي كشور است؛ بايد اين ظرفيتها را بالفعل كنيم؛ اين احتياج به تلاش دارد».(3)
پيشرفت در زمينه توليد علم وفناوري
«يك عرصه مهم اقتصادي ديگر كه در سال 90 با همت اين ملت انجام گرفته است، عرصه علم و فناوري است. علم و فناوري يكي از پايههاي اقتدار اقتصادي يك ملت است. يك ملت با داشتن دانش پيشرفته، فناوري پيشرفته، هم به ثروت ميرسد، هم به استغناي سياسي ميرسد، هم آبرومند ميشود، هم دستش قوي ميشود. به خاطر كليدي بودن مسئله پيشرفت علم و فناوري، من نسبت به اين مسئله حساسم. از راههاي مختلف، كانالهاي مختلف، گزارشهاي متفاوتي را تقريباً به طور مستمر دريافت ميكنم و ميتوانم به شما قاطعانه عرض كنم كه سطح پيشرفتهاي كشور بسيار بيشتر از آن چيزي است
كه تاكنون به اطلاع مردم رسيده است».(1)
«نقطه قوّت ديگر، پيشرفت علمي است. عزيزان من! اين پيشرفت علمي را دستكم نگيريد. اين پيشرفتها خيلي مهم است. علم، پايه پيشرفت همهجانبهي يك كشور است. اين حديث را من يك وقتي خواندم: «العلم سلطان»؛ علم، اقتدار است. هر كس اين اقتدار را داشته باشد، ميتواند به همهي مقاصد خود دست پيدا كند. اين مستكبران جهاني به بركت علمي كه به آن دست پيدا كردند، توانستند به همهي دنيا زور بگويند. البته ما هرگز زور نخواهيم گفت، اما علم براي ما به عنوان يك پيشرفت حتماً لازم است».(2)
افزايش توان صادرات كالا وخدمات دانش بنياد
«افزايش شش برابري داروهاي نوتركيب، افزايش صادرات كالا و خدمات دانشبنيان؛ اينها همه مربوط به سال 90 است. اينها بخشي از دستاوردهاي «سال جهاد اقتصادي» است. اينها پيشرفت علمي است، پيشرفت فناوري است، نشان دهنده اقتدار علمي كشور است، اما داراي تأثير مستقيم اقتصادي براي كشور است. جهاد اقتصادي يعني اين».(3)
توان بومي سازي علوم
«استفاده از شيوههاي علمي، كار لازمي است. البته علم نبايد اشتباه بشود با نسخههاي وارداتي كه اغلب آنها منسوخ است؛ چه در زمينه اقتصاد، چه در زمينه مسائل فرهنگي، چه در زمينههاي گوناگون. بعضيها دوست دارند امروز ما نسخههاي منسوخ و از دور خارج شده غربيها را بار ديگر در اينجا براي خودمان دستورالعمل علاج به حساب بياوريم. نه، شيوههاي پيشرفته، شيوههاي نو و با تكيه به فهم و درك و نياز ايراني، استفاده از علم و توجه به نياز داخل و اقتضائات كشور ميتواند راه درست را به ما نشان دهد و ما را پيش ببرد».(4)
تشكيل بانك اطلاعات
«يكي از چيزهاي مهمي كه وجود دارد، بانك اطلاعات است. يكي از فوايد اين جلسه همين است كه كساني مي آيند اطلاعاتي را در اختيار جمعي از نخبگان و زبدگان و مسئولان ميگذارند؛ اين كار بايد عموميت پيدا كند. بايد بانك اطلاعات وجود داشته باشد؛ ما داشته هاي خودمان را بدانيم، نداشتهها را هم بدانيم؛ چيزهايي كه مورد نياز ماست».(5)
فرصتها در نگاه مقام معظم رهبري
زير فصل ها
ضعيف شدن دشمنان انقلاب در سالهاي اخير
موقعيت استراتژيك ايران
روابط خوب بين المللي
الگوشدن انقلاب اسلامي براي سايركشورهاي وابسته
بن بست سرمايهداري
1) بيانات در اجتماع بزرگ مردم كرمانشاه 20/7/1390.
2) خطبههاي نماز جمعه تهران + ترجمه خطبه عربي، 14/11/1390.
3) بيانات در حرم رضوي در آغاز سال ۹۱ 01/01/1391.
4) بيانات در مراسم تنفيذ حكم رياست جمهوري دكتر محمود احمدينژاد 12/05/1384.
5) بيانات در ديدار جمعي از پژوهشگران و مسئولان شركتهاي دانشبنيان 5/8/1391.
ضعيف شدن دشمنان انقلاب در سالهاي اخير
«يك واقعيت ديگر اين است كه جبهه مقابل ما در طول اين سالها ضعيفتر شده است. يعني اگر ما دو نماد اصلي اين جبهه را آمريكا و رژيم صهيونيستي بدانيم، و غرب را دنبال سر اينها بدانيم، واضح است كه اينها ضعيفتر شدهاند.
...يك واقعيت ديگر اين است كه رژيم هاي مخالف نظام جمهوري اسلامي درگير بحرانند؛ همين چند دولت غربي، خودشان و اطرافيانشان دچار بحرانند. با اين بحران اقتصادياي كه در اروپا وجود دارد، اتحاد اروپا جداً در تهديد است، يورو جداً مورد تهديد است. آمريكا هم به نحو ديگري؛ كسري بودجه فراوان، قرض فراوان، فشار مردم، حركت ضد والاستريت، حركت ـ به قول خودشان ـ نود و نُه درصدي. اينها حوادث مهمي است. البته وضع اروپا از آمريكا بدتر است؛ چند دولتشان سقوط كردند. الان در چندين كشور اروپايي بيثباتي وجود دارد».(1)
«جبهه مقابل ما همچنين در وضع اقتصادي بدي قرار دارد. با همه تلاشهايي كه كردند، هنوز نتوانستند اين بختك سنگين ركود اقتصادي و وضع بد اقتصادي را برطرف كنند. البته ميگويند كارهايي شده است، ليكن نخير، هنوز كار درستي انجام نشده است؛ هنوز زير فشار اقتصادياند. تدابيري كه به كار گرفتهاند ـ تزريق پولهاي فراوان و هنگفت به مراكز مالي ـ افاقهاي نكرده است؛ هنوز در وضع اقتصادي بسيار بدي هستند».(2)
«آنها به اين معنا اعتراف كردند كه بسياري از سياستهاي آمريكا - بخصوص سياستهاي خاورميانهاي آمريكا - به خاطر ايستادگي ملت ايران و جمهوري اسلامي ناكام شده و به نتيجه نرسيده است؛ پيداست عصبانياند».(3)
موقعيت استراتژيك ايران
«در اين شرايط، ما ملتي هستيم كه اولا در نقطه بسيار حساسي واقع شدهايم. اگر ما در غرب آفريقا و در يك گوشه دورافتاده دنيا بوديم و يا در مركز دنياي اسلام نبوديم، اينقدر روي ما حساسيت نبود. ثانياً از لحاظ امكانات طبيعي، ما يك سرزمين بسيار غني هستيم. علاوه بر نفت و گاز ـ كه حضور ايران تعيين كننده است و من در اجتماع مسئولان نظام، چند ماه قبل اين را با آمار بيان كردم ـ ما امروز در اصليترين مواد فلزي دنيا، نسبت به سهم خودمان از جمعيت و وسعت دنيا، چند برابر بيشتر داريم».(4)
«از لحاظ موقعيت جغرافيايي و منطقهاي هم همين جور است. ما جاي حساسي قرار گرفتهايم. همسايگي ما با دو دريا و ارتباط با درياهاي آزاد و منطقه حساسي كه بين شرق و غرب، يعني بين آسيا و اروپا وجود دارد ـ ما در يكي از مهمترين بخش اين منطقه حساس قرار گرفتهايم ـ دسترسي ما را به غرب و به شرق فراهم ميكند. اينها همهاش امتيازات است. اينها ظرفيتهاي كشور است؛ بايد
اين ظرفيتها را بالفعل كنيم؛ اين احتياج به تلاش دارد».(1)
روابط خوب بين المللي
«ارتباطات ما با دنيا، بحمدالله خوب است. الحمدلله كار بازرگاني و سازندگي، كار مبادلات سياسي و مبادلات اقتصادي ما خوب است؛ ولي آنها عليه جمهوري اسلامي تبليغات ميكنند. شايد كمتر هفتهاي باشد كه اين دهها راديو و تلويزيوني كه عليه جمهوري اسلامي هستند، نگويند كه اقتصاد جمهوري اسلامي در حال بحران و نابودي و زوال است».(2)
« بنده موافق نيستم با اين نظر كه امروز وضع ما از لحاظ بينالمللي وضع منفي است؛ به هيچ وجه. گاهي اين مسئله در بعضي از اظهارات شنيده مي شود، گفته مي شود. نخير، امروز وضع ما از لحاظ بينالمللي بسيار خوب است. امروز جمهوري اسلامي در فضاي سياست بينالمللي، به عنوان يك كشور محترم، اثرگذار، معتبر و متنفذ در دنيا شناخته شده است. اين عزت بينالمللي را كه ناشي از عوامل خاص خودش است - حضور مردم، ايستادگي مردم، شعارهاي روشن و واضح انقلاب در دست و زبان مردم و مسئولين - فلان حركت يك دولتي در يك گوشهي دنيا كه حالا يك دهنكجياي ميكند، يك حرفي ميزند، نميتواند خدشهدار كند. اين حركتها هميشه بوده. بعضي خيال ميكنند اگر امروز فلان دولت مستكبر، چه در اروپا، چه در غير اروپا، نسبت به جمهوري اسلامي يك حرفي ميزند، يك چيزي ميگويد، يك اظهارنظري ميكند كه اهانتآميز به جمهوري اسلامي است، اين معنايش تنزل رتبهي جمهوري اسلامي است؛ نه، اينها هر وقت توانستند، كردند».(3)
الگوشدن انقلاب اسلامي براي سايركشورهاي وابسته
«يكي از چيزهايي كه بلاشك در اين حوادث مؤثر بود، الگوسازي و گفتمانسازي انقلاب اسلامي بود. انقلاب اسلامي براي مسلمانها الگو شد؛ اولاً با پيدايش خود، بعد با تشكيل موفق نظام جمهوري اسلامي كه توانست يك نظامي را با يك قانون اساسي كامل ارائه كند و آن را به كرسي بنشاند و تحقق ببخشد، و بعد ماندگاري اين نظام در طول سي و دو سال كه نتوانند به او ضربه بزنند، و بعد استحكام و تقويت هرچه بيشتر اين نظام ـ كه نظام جمهوري اسلامي امروز از لحاظ عمق و ريشه، قابل مقايسه با ده سال پيش، بيست سال پيش و سي سال پيش نيست ـ و بعد پيشرفتهاي گوناگون در اين نظام، كه پيشرفت علمي، پيشرفت فنآوري و صنعتي، پيشرفتهاي اجتماعي گوناگون، پخته شدن افكار، پديد آمدن افكار نو، حركت عظيم علمي در كشور و فعاليتهاي گوناگون است. عمرانهايي كه در اين كشور شده است، در مواردي كشور را به درجه چند كشور معدود دنيا درآورده است».(4)
بن بست سرمايهداري
«اين مسئله آمريكا، مسئله مهمي است. اين چيزي كه به عنوان «جنبش وال استريت»، مردم آمريكا را به هيجان آورده، مهم است. سعي كردند اين را كوچك نشان بدهند، الان هم سعي ميكنند كوچك نشان بدهند. همين آقاياني كه مدعي هستند آزادي بيان لازم است و طرفدار آزادي بيانند، تا دو سه هفته از شروع اين جنبش، از همه روزنامههاي مهم آمريكا، فقط يك روزنامه خبر اين حركت را منتشر كرد؛ بقيه به سكوت برگزار كردند! اينهايي كه اگر در گوشهاي از دنيا ـ آنجايي كه با سياستهاي اينها مخالف است ـ يك چيز كوچكي اتفاق بيفتد، صد برابر آن را بزرگ ميكنند، يك حركت به اين عظمت را بكلي مورد سكوت قرار دادند؛ مسكوت گذاشتند. ولي خب، بالاخره ديدند چارهاي نيست. خود همان كساني كه آنجا جمعند ـ اين چندين هزار نفري كه در نيويورك در وال استريت جمع شدهاند ـ و اشباه آنها در شهرهاي ديگر و ايالات ديگر آمريكا، آنها را مجبور كردند؛ لذا حالا به اين حادثه اقرار ميكنند. البته ميخواهند موجسواري كنند؛ اما قضيه، قضيه مهمي است.
يك مسئله اين است كه فساد رژيم سرمايهداري براي آن مردم، محسوس و عيني شده است. ممكن است اين حركت را سركوب كنند، اما نميتوانند ريشههاي اين حركت را از بين ببرند؛ بالاخره يك روزي اين حركت آنچنان خواهد باليد كه نظام سرمايهداري آمريكا و غرب را بكلي به زمين خواهد زد».(1)
راهكارهاي تحقق حماسه سياسي و حماسه اقتصادي در نگاه حضرت امام رحمه الله
زير فصل ها
اقتصادي
سياسي
زير فصل ها
تلاش براي دستيابي به استقلال فكري
تلاش براي دستيابي به استقلال و خودكفايي اقتصادي و صنعتي و نفي وابستگي
هزينه كردن درآمدها براي پيشرفتهاي اقتصادي
نظارت دولت بر واردات
تدوين سياستهاي مناسب مالياتي براي تعديل ثروت
تلاش براي حل مسائل اصلي
اتخاذ سياستها از اصول ارزشي اسلام و عمل در حيطه اختيارات قانوني
مشاركت مردم در تمام امور و نظارت دولت
مديريت واردات
اداء تكليف بدون هدف قراردادن قدرت
توجه به رشد توليد
اقتدار در انتخاب جهت اقتصادي
توزيع عادلانه ثروت
تلاش براي دستيابي به استقلال فكري
«استقلال فكري شرط اول استقلال است، براي اين كه مغز ما دزديده شده است و يك مغز ديگري جاي آن گذاشته شده؛ مغز استعماري. تا اين مغز استعماري را عوض نكنيم، يك مغز استقلالي جايش نگذاريم، نميتوانيم اين ممكلكت را، اداره كنيم. هر چه بخواهيد درست هم كنيد، نيم شود. كوشش كنيد كه اين مغز عوض شود».(2)
«البته استفاده از علوم و گرفتن آن از ديگران مانعي ندارد؛ ولي بايد توجه داشت كه از جايي علوم را بگيريم كه نخواهند ما را منحرف كنند كه در سابق اگر مقداري از علوم و تخصصها را به ما ميدادند ميخواستند ما را از همه چيزمان منحرف نموده و مصرفي به بار بياورند».(3)
تلاش براي دستيابي به استقلال و خودكفايي اقتصادي و صنعتي و نفي وابستگي
«ما بايد مستقل باشيم، ما وابسته نباشيم. ما بايد متكي به خودمان باشيم. ما بايد به صورتي زندگي
كنيم كه خودمان بتوانيم خودمان را اداره كنيم، خودكفا باشيم».(1)
«... همه چيزمان بايد مستقل شود، استقلال با وابستگي جمع نميشود و ما فرهنگمان وابسته بشود استقلال نداريم. اقتصادمان وابسته بشود، استقلال نداريم».(2)
«اگر شما بخواهيد استقلال پيدا كنيد و آزادي حقيقي يابيد، بايد كاري بكنيد كه در همه چيز خود خودكفا باشيد، مستغني باشيد. كشاورز بايد كاري بكند كه ديگر ما احتياج گندمي به خارج نداشته باشيم. دانشگاهي بايد كاري بكند كه ما در طبقات ديگر احتياج به خارج نداشته باشيم. در مهندسي احتياج به خارج نداشته باشيم».(3)
«اكنون كه استكبار جهاني براي درهم كوفتن اراده ملتهاي استقلالطلب از وجه اقتصاد استفاده ميكند، بدون محصول خودكفايي اقتصادي هيچ ملتي با هيچ حربهاي نميتواند به استقلال سياسي اميدوار باشد».(4)
تلاش براي دستيابي به حد معقولي از خودكفايي و برنامهريزي اصولي براي نيل به استقلال اقتصادي توام با حضور قدرتمند در عرصههاي جهاني از نگاه اقتصاد اسلامي يك ضرورت ».(5)
«ما امروز اگر بخواهيم با اين قدرت بزرگ مواجه باشيم و در اين ميدان شكست نخوريم احتياج به چند امر داريم، يكي اينكه ما اقتصاد خودمان را طوري كنيم كه خودكفا باشيم».(6)
هزينه كردن درآمدها براي پيشرفتهاي اقتصادي
«منافع حاصل از فروش منابع ارضي بايد به مصرف پيشرفتهاي اقتصادي ما برسد و در اين جهت ما قطعاً با جهان صنعتي در رابطه كامل خواهيم بود ولي حق تصميمگيري براي جهتي كه اقتصاد ما انتخاب خواهد كرد به عهده خود ما خواهد بود».(7)
نظارت دولت بر واردات
«دولت بايد نظارت كند ... در كالاهايي كه ميخواهند از خارج بياورند مردم را آزاد بگذارند آنقدر كه ميتوانند هم خود دولت بياورد و هم مردم، لكن نظارت كند بر اين كه يك كالايي كه برخلاف مصلحت جمهوري اسلامي است، برخلاف شرع است آنها نياورند. اين نظارت است همچونيست كه آزادشان كنند كه فردا بازارها پر ميشود از آن لوكسها و آن بساطي كه در سابق بود. اما راجع به تجارت، راجع به صنعت، راجع به اينها اگر مردم نميتوانند انجام بدهند دولت بايد انجام بدهد كارهايي هم كه دولت ميتواند انجام بدهد و هم مردم ميتوانند انجام بدهند مردم را آزاد بگذاريد فقط يك نظارتي بكنيد كه مبادا انحراف پيدا شود مبادا يك وقت كالاهايي را بياورند كه مخالف اسلام است مخالف با صلاح جمهوري اسلامي است. اين مسئلهاي است كه بسيار مهم است».(8)
تدوين سياستهاي مناسب مالياتي براي تعديل ثروت
«اسلام تعديل ميخواهد نه جلو سرمايه را ميگيرد و نه ميگذارد سرمايه آن طور بشود كه يكي صدها ميليارد دلار داشته باشد و براي سگش هم اتومبيل داشته باشد و شوفر داشته باشد و امثال ذلك. و اين يكي برود پيش بچههايش نان نداشته باشد. نميشود؛ اين عملي نيست. نه اسلام با اين موافق است و نه هيچ انساني با اين موافق است».(1)
«مطمئن باشيد آنچه صلاح جامعه است در بسط عدالت و رفع ايادي ظالمانه و تأمين استقلال و آزادي و جريانات اقتصادي و تعديل ثروت به طور عاقلانه و قابل عمل و عينيت، در اسلام به طور كامل ميباشد و محتاج به تاويلات خارج از منطق نيست».(2)
تلاش براي حل مسائل اصلي
«بعض مسائل، مسائل اصلي است. مسائلي است كه بنياد مسائل ديگر است. مسائلي است كه بنياد مسائل ديگر است. مسائلي است كه حفظ كيان اسلام و حفظ استقلال كشور به آنها بسته است و بعد از اين كه اين مسائل اصلي تحقق پيدا كرد، مسائل ديگري است كه آن مسائل بايد دنبال بشود. ما الان مبتلا هستيم به يك رشته از مسائل اصلي كه اسلام به آن بسته است و استقلال كشور. بايد همه ما تمام همتمان را و تمام قدرتمان را صرف در اين مسائل اصلي بكنيم و بعد از آنكه ايران مستقلي و اسلام پياده شدهاي داشتيم، دنبال مسائل فرعي برويم و انشاءالله آن مسائل را هم متحقق كنيم».(3)
اتخاذ سياستها از اصول ارزشي اسلام و عمل در حيطه اختيارات قانوني
«مسئلهاي را كه لازم ديدم تذكر دهم اين است كه قوام نظام اسلامي ايران بر اتحاد در روش و حركت در كُليّتِ سياستِ مورد قبولِ اسلام است. همگي بايد سعي كنيم هر حركتي، اعم از سياسي، نظامي، اقتصادي و اجتماعي، كه انجام ميدهيم به آن كليت صدمه نزند. ترسيم كليت متّخذ از اصول اساسي قوانين اسلامي است كه هدايت فرد و جامعه را بر عهده دارد. هر مسئولي و هر متعهدِ به نظامي بايد سعي كند براي پيشبرد نظام در چهارچوب محدوده وظايفش عمل كند؛ كه در غير اين صورت، احتمال پاشيدگي نظام جدي است. لذا اگر هر وزيري دخالت در كار وزير ديگر نمايد، كه حتي دخالت او باعث رشد كار گردد، مورد قبول نيست؛ چرا كه خروج از چهارچوب اختيارات ضررش بسيار بيشتر از رشد كار در نقطهاي ديگر است. روشن است كه مشورت و هماهنگي و همكاري مورد بحث نيست».(4)
مشاركت مردم در تمام امور و نظارت دولت
«اين يك مسئله است، مسئله ديگر؛ اين مسئله بازسازي است كه بسيار مهم است، در بازسازي اگر بخواهد ملت سر خود كار بكند، فساد ايجاد ميشود. اگر بخواهد دولت مستقل اجرا كند، قدرت ندارد.
بايد مردم همراهي كنند و هرچه قدرت دارند براي اين امر مهم به ميدان بياورند، لكن با نظارت دولت».(1)
«مردم را در همه امور شركت بدهيم. دولت به تنهايي نميتواند كه اين بار بزرگي كه الان به دوش اين ملت هست بردارد. همان طوري كه ملاحظه ميكنيد چنانچه اين شور و شعف ملت و جوانهاي عزيز نبود، هيچ دولتي نميتوانست مقابله كند با اين قدرتهايي كه همه قدرتشان را، قوهشان را پهلوي هم گذاشتند و به ما حمله كردند. بدون اينكه اين ملت همراهي كند ما نميتوانستيم كاري بكنيم».(2)
مديريت واردات
«بر دولتها و دست اندركاران است چه در نسل حاضر و چه در نسل هاي آينده كه از متخصصين خود قدرداني كنند و آنان را با كمكهاي مادي و معنوي تشويق به كار نمايند و از ورود كالاهاي مصرف ساز و خانه برانداز جلوگيري نمايند و به آنچه دارند بسازند تا خود همه چيز بسازند».(3)
اداء تكليف بدون هدف قراردادن قدرت
«اين هياهوها كه در عالم هست، اينها هميشه بوده است و هميشه هم خواهد بود، لكن آن كه باقي است خداست و اعتماد به خدا، شما اين اعتماد را حفظ كنيد و مشكلات را با تدبيرهايي كه داريد حل كنيد. و اميدوارم كه خداوند همه را تأييد كند، وقتي براي خدا باشد تأييد ميكند. وقتي كار براي خدا باشد، ما چه پيروز بشويم چه نشويم، كارمان براي خداست، ما تكليف ادا كرديم».(4)
توجه به رشد توليد
«امروز شماييد كه بايد دامن به كمر بزنيد و در رشد صنايع اين كشور و در رشد توليد اين كشور دامن به كمر بزنيد و همت بگماريد و فعاليت بكنيد. فعاليت شما امروز براي كشور اسلامي يك عبادت است. شما امروز همهتان با ايده اسلامي در حال عبادت هستيد. چه در كارخانهها و چه در مواردي كه به صنعت مشغول هستيد و چه در كشاورزي. . . شما در خدمت اسلام هستيد. شما مجاهد هستيد در پشت جبههها. همان طوري كه مجاهدين ما در جبههها مجاهدت ميكنند و عبادت خدا را در آنجا ميكنند، شما هم در پشت جبههها هستيد و عبادت خداي تبارك و تعالي را با همين كارهايتان انجام ميدهيد».(5)
اقتدار در انتخاب جهت اقتصادي
«آن چه مورد نظر ماست يك نوسازي واقعي مبني بر نيازهاي اساسي اكثريت قاطع و فقير مردم است از منابع ارضي با توجه به نيازهاي جامعه ما، با توجه به نيازهاي جامعه ما، به طور كامل و در رابطه با
ساير ملتهاي جهان استفاده خواهد شد. آنچه در زمينه اقتصادي مورد نظر ماست، جلوگيري از غارت منابع ملت ماست نه قطع رابطه اقتصادي با كشورهاي جهان. درست در چارچوب يك معامله عادلانه است كه نفت و گاز نيز به خريداران آن عرضه خواهد شد. مهمتر آن كه منافع حاصل از فروش منابع ارزي بايد به مصرف پيشرفتهاي اقتصادي ما برسد و در اين جهت ما قطعاً با جهان صنعتي در رابطه كامل خواهيم بود ولي حق تصميمگيري براي جهتي كه اقتصاد ما انتخاب خواهد كرد به عهده خود ما خواهد بود».(1)
توزيع عادلانه ثروت
«كوشش براي اين است كه ثروتهاي عمومي و درآمد جنگي طبق قانون عادلانه اسلام توزيع شود».(2)
زير فصل ها
حفظ اتحاد و برادري
دوستي با وجود اختلاف سليقه
شركت در انتخابات تحت هر شرايطي
مشورت در انتخاب اصلح
انجام تبليغات انتخاباتي در چهارچوب تعاليم و اخلاق عاليه اسلام
حفظ اتحاد و برادري
«بين خودتان برادر باشيد، حفظ كنيد اين برادري را، با حفظ برادري شما به اينجا رسيديد و با حفظ برادري بايد جلو برويد. اگر خداي نخواسته خللي حاصل بشود در اين برادري، چه در خود تهران، چه در خارج تهران، هر جا باشد، چه بين روحانيون، چه بين مردم، چه بين جناح هايي كه هستند، اگر ـ خداي نخواسته ـ يك وقت يك خللي واقع بشود شكست همراه اوست.
و من به شما سفارش ميكنم كه بعد از اخلاص، اتحاد را، وحدت را؛ اگر اخلالي به اين وحدت، شياطين پيدا بكنند و بتوانند اخلال بكنند به وحدت شما رزمندگان، بدانيد كه شما گرفتار آن كيد شيطاني شديد و شكست همراهش است .
اين مسئله، مسئله مهمي است، مسئله وحدت بين شما و وحدت همه قشرهاي مختلف ايراني يك امر مهمي است براي حفظ كيان اسلام كه واجب است بر همه ما، چنانچه بر همه ما واجب است كه به هرطور ميتوانيم دفاع كنيم از اسلام».(3)
«شما آقايان توجه داريد و من نبايد عرض كنم كه ما امروز گرفتار هستيم به چه گرفتاريهايي؛ تمام تبليغات بر ضد ماست، تمام دنيا به ضد اسلام قيام كردهاند. ما بايد براي خاطر خدا، براي به دست آوردن حسنه خودمان باهم باشيم، تمام قشرهاي ملت با هم باشند، تمام علماي اعلام و تمام ائمه جمعه با هم باشند؛ پشتيبان هم باشند، پشتيبان دولت باشند، پشتيبان مجلس باشند، پشتيبان قوه قضايي باشند، پشتيبان قوه اجرايي باشند».(4)
دوستي با وجود اختلاف سليقه
«البته دو تفكر هست، بايد هم باشد. دو رأي هست، بايد هم باشد. سليقههاي مختلف بايد باشد، لكن سليقههاي مختلف اسباب اين نميشود كه انسان باهم خوب نباشد. من عرض كردم مثل طلبهها كه با هم مباحثه ميكنند، آن وقتي كه مباحثه ميكردند جار و جنجال جوري بود كه انسان خيال ميكرد
دشمن هم هستند، وقتي مباحثه تمام ميشد مينشستند به دوستي كردن و انس. اگر در يك ملتي اختلاف سليقه نباشد، اين ناقص است. اگر در يك مجلسي اختلاف نباشد، اين مجلس ناقصي است. اختلاف بايد باشد، اختلاف سليقه، اختلاف رأي، مباحثه، جار و جنجال اينها بايد باشد، لكن نتيجه اين نباشد كه ما دو دسته، بشويم دشمن هم. بايد دو دسته باشيم در عين حالي كه اختلاف داريم، دوست هم باشيم».(1)
شركت در انتخابات تحت هر شرايطي
«بعيد به نظر نميرسد كه در اين روزها يكي از اهداف شرارتهاي اخير صداميان در تهديد و ارعاب و ادامه بمبارانها و موشكباران مناطق مسكوني، علاوه بر سرپوش نهادن بر شكست هاي پياپي خود در صحنههاي نبرد، رسيدن به اين هدف باشد كه حضور مردم را تحت الشعاع اين جنايات قرار دهد و از هم اكنون هم بايد مطمئن باشيم رسانههاي استكباري از عدم حضور مردم در صحنه انتخابات سخنها خواهند گفت؛ و با تحليل هاي موذيانه و القائات توأم با تهديد و ارعاب تلاش خواهند نمود ذهنها را به مسائل ديگر معطوف نمايند. غافل از آن كه امت اسلامي ايران سالهاست نشان دادهاند كه از اين هياهوها نميترسند، و مقاوم و استوار در مقابل تمام ابرقدرتها و قدرتها ميايستند؛ و به ياري خداوند متعال، ملت شريف ايران با حضور گسترده خود انتخابات را در موعد مقرر و با قدرت و قاطعيت برگزار ميكنند؛ و مطمئناً در زير موشك و بمب هم اگر قرار بگيرند، به پاي صندوق ها ميروند و به تكليف شرعي و الهي خود عمل خواهند نمود.
و اينجانب تحت هر شرايطي در انتخابات شركت ميكنم. و ان شاء الله دنيا خواهد ديد كه مردم عزيز ايران چگونه حماسه حضور گذشته خويش را در سراسر ميهن اسلامي تكرار خواهند كرد».(2)
مشورت در انتخاب اصلح
«در هر حال، مردم با بصيرت و درايت و تحقيقْ كانديداها را شناسايي كرده، و بهسوابق و روحيات و خصوصيات ديني ـ سياسي نامزدهاي انتخاباتي توجه نمايند. مردم شجاع ايران با دقت تمام به نمايندگاني رأي دهند كه متعبد به اسلام و وفادار به مردم باشند و در خدمت به آنان احساس مسئوليت كنند، و طعم تلخ فقر را چشيده باشند، و در قول و عمل مدافع اسلام پابرهنگان زمين، اسلام مستضعفين، اسلام رنجديدگان تاريخ، اسلام عارفان مبارزه جو، اسلام پاك طينتان عارف، و در يك كلمه، مدافع اسلام ناب محمدي صلي الله عليه و آله باشند. و افرادي را كه طرفدار اسلام سرمايهداري، اسلام مستكبرين، اسلام مرفهين بيدرد، اسلام منافقين، اسلام راحت طلبان، اسلام فرصت طلبان، و در يك كلمه، اسلام امريكايي هستند طرد نموده و به مردم معرفي نمايند».(3)
انجام تبليغات انتخاباتي در چهارچوب تعاليم و اخلاق عاليه اسلام
«نصيحتي است از پدري پير به تمامي نامزدهاي مجلس شوراي اسلامي كه سعي كنيد تبليغات انتخاباتي شما در چهارچوب تعاليم و اخلاق عاليه اسلام انجام شود؛ و از كارهايي كه با شئون اسلام
منافات دارد جلوگيري گردد. بايد توجه داشت كه هدف از انتخابات در نهايتْ حفظ اسلام است. اگر در تبليغات حريم مسائل اسلامي رعايت نشود، چگونه منتخبْ حافظ اسلام ميشود. بايد سعي شود تا خداي ناكرده به كسي توهين نگردد؛ و در صورتي كه رقيب انتخاباتي به مجلس راه يافت، به دوستي و برادري، كه چيزي شيرينتر از آن نيست، لطمهاي نخورد». (1)
راه كارهاي تحقق حماسه سياسي و حماسه اقتصادي در نگاه مقام معظم رهبري
زير فصل ها
زير فصل ها
اولويتبندي عمل به وعدههاي داده شده
جلو گيري از تغيير ات بيمورد در قوانين
هوشياري در برابر دشمن
ايجاد اقتصاد مقاومتي
كاهش وابستگي به نفت
مديريت مصرف و اصلاح الگوي مصرف
حركت براساس برنامه و پرهيز از تصميمهاي خلق الساعه
مبارزه با مفاسد اقتصادي
رونق بخشيدن به توليد ملي
اجراي سياستهاي حمايتي از توليد
دچار نشدن در واقعيت سازيهاي دشمن
برخورد سخت و درست با معارضان و افراد مخل
افزايش صادرات غيرنفتي
صرف مقداري از درآمد براي تحقيق،كيفيت بخشيدن به كالا
ايجاد ارتباط بين صنعت و دانشگاه
ايجاد امنيت غذايي
توسعه علم در كشور
در اولويت قرار دادن مسئله كشاورزي
پرداختن به مسئله اشتغال
توجه به اهميت جايگاه كار و كارگر
الگو قرار دادن اقتصاد اسلامي
مواجهه هوشمندانه و مقتدرانه با تحريمها
اجراي برنامهها طبق سياستهاي اعلام شده
برنامهريزي جامع براي رشد بخش تعاون
جهتگيري وحركت حساب شده در رسيدن به سند چشمانداز
حركت در مسير برنامه پنج ساله پنجم
اهتمام به سياستهاي اصل 44
همكاري دستگاهها براي حل كردن مسائل معيشتي و اقتصادي
استحكام بخشي به زيرساختهاي اقتصادي
رسيدگي به نياز واقعي مردم
شناخت موانع اقتصادي و معيشتي مردم
انجام اصلاحات اقتصادي
مصرف كالاي داخلي
تكيه بر توانايي مردم
مرعوب نشدن در مقابل تبليغات غرب
جهتگيري لازم و درست درعرصه اقتصاد
سرمايه گذاري در روستاها و توجه به توسعه روستايي
توجه به جايگاه پژوهش در صنعت
برطرف كردن مشكل نقدينگي شركتهاي دانش بنياد
مديريت عالمانه منابع
عبور از مرزهاي دانش با جهاد علمي
حمايت از سرمايههاي ملي دربرابر سرمايه گذاريهاي خارجي
توانمندسازي بخش خصوصي
معرفي فرصتهاي سرمايهگذاري كشور به بخش خصوصي
بازنگري در سياستهاي واردات
سرمايه گذاري براي آموزش و تربيت نيروي انساني
مديريت منابع ارزي
بنيان گذاري اقتصاد دانش بنيان
حفظ شور و نشاط
ايجاد يك تمدن نوين اسلامي
نظارت در كنار برنامههاي حمايتي
جلوگيري ازتغييرهاي بيمورد در قوانين
برطرف كردن قوانين مزاحم در امر توليد
ايجاد تعادل بين صادرات و واردات
توليدبراساس مصلحت ،نياز و امكانات جامعه
مديريت كيفيت در توليد كالا
صادرات محصولات ممتاز باغي وكشاورزي در مقابل واردات
حمايت مالي مناسب از توليد
استفاده حداكثري از زمان
ارتقاء مديريتها
دميدن روح تازه به نهضت علمي كشور
دخالت دادن دانشگاه در حل مسائل علمي كشور
اولويتبندي عمل به وعدههاي داده شده
«يكي از ضعفها اين است كه ما در كارها اولويتها را نبينيم. يكي از آقايان اشاره كردند ـ كه اشاره درستي است ـ به اين كه طرحهاي نيمهتمام را بايد دنبال كنيم. اين خيلي خوب است؛ اين كار، كار لازمي است؛ من هميشه تأكيدم بر اين است؛ منتها مشخص كنيد، يك مجموعه كاري درست كنيد، بنشينند واقعاً طرحهاي نيمهتمام را ـ حالا يك رقمي هم ذكر كردند كه فلان تعداد طرحهاي نيمهتمام داريم ـ اولويتبندي كنند؛ كدامهايش اولويتدار هستند، كدامهايش وعده بيشتري داده شده يا توقع بيشتري از سوي مردم وجود دارد؛ اينها را مشخص كنيد، به آنها بپردازيد. اين را مقدم كنيد بر طرحهاي جديد. چقدر خوب است كه همه وعدههايي كه دولت به مردم داده، عمل بشود. اگر چنانچه وعدهاي به مردم داده بشود و عمل نشود، اين مشكلات درست خواهد كرد؛ نه فقط نسبت به دولت، بلكه به نظام....اگر ما بتوانيم به اين وعدهها عمل كنيم، توقعات مردم تبديل ميشود به ايمان و اعتقاد مردم؛ اين خوب است. كاري كنيم كه آنچه را كه گفتهايم انجام ميدهيم، انجام بدهيم و مردم ببينند كه انجام گرفته».(2)
«در ارائه لوايح و طرحها، تا آنجا كه ممكن است بايد رعايت اولويتها بشود و مسائل مهمتر و فوريتر، از تقدم برخوردار شود. امروزه، جستجو از راههايي كه موجب گشايش اقتصادي براي طبقات كم درآمد است و نيز قوانيني كه به رشد فرهنگي و سالمسازي فضاي فرهنگي و اخلاقي جامعه بينجامد، جزو مسائلي است كه از اولويت برخوردارند و شايسته است كه نمايندگان محترم به طور جدي به آنها بپردازند».(3)
جلو گيري از تغيير ات بيمورد در قوانين
«حركت بر اساس برنامه، يكي از كارهاي اساسي است. تصميم هاي خلقالساعه و تغيير مقررات، جزو ضربههايي است كه به «اقتصاد مقاومتي» وارد ميشود و به مقاومت ملت ضربه مي زند. اين را، هم دولت محترم، هم مجلس محترم بايد توجه داشته باشند؛ نگذارند سياستهاي اقتصادي كشور در
هر زماني دچار تذبذب و تغييرهاي بيمورد شود».(1)
هوشياري در برابر دشمن
«يكي از كارهاي اصلي كه بايد انجام بدهيم و همه بايد به آن توجه داشته باشيم، اين است كه فريب لبخند دشمن و وعدههاي دروغ جبهه دشمن را نخوريم. در اين سي سال، تجربه هم پيدا كردهايم. گاهي به روي ما لبخند زدند. اوائل گاهي بعضي از ما باور ميكرديم. يواشيواش فهميديم پشت صحنه چيست. فريب لبخند دشمن را، فريب وعدههاي دروغ دشمن را نخوريم. جبهه قدرت مادياي كه امروز بر دنيا مسلط است، راحت عهد ميشكند. بدون هيچ دغدغهاي عهدشكني ميكنند، زير قولشان ميزنند، زير حرفشان ميزنند، نه از خدا خجالت ميكشند، نه از خلق خجالت ميكشند، نه از طرف مذاكره خجالت ميكشند؛ راحت دروغ ميگويند ».(2)
ايجاد اقتصاد مقاومتي
«ما بايد يك اقتصاد مقاومتي واقعي در كشور به وجود بياوريم. امروز كارآفريني معناش اين است. دوستان درست گفتند كه ما تحريمها را دور ميزنيم؛ بنده هم يقين دارم. ملت ايران و مسئولان كشور تحريمها را دور ميزنند، تحريم كنندگان را ناكام ميكنند؛ مثل موارد ديگري كه در سالهاي گذشته در زمينههاي سياسي بود كه يك اشتباهي كردند، يك حركتي انجام دادند، بعد خودشان مجبور شدند برگردند، يكي يكي عذرخواهي كنند».(3)
«به نظر ما طرحهاي «اقتصاد مقاومتي» جواب ميدهد. همين مسئله سهميهبندي بنزين كه اشاره كردند، جواب داد. اگر چنانچه بنزين سهميهبندي نميشد، امروز مصرف بنزين ما از صد ميليون ليتر در روز بالاتر ميرفت. توانستند اين را كنترل كنند؛ كه خب، امروز در يك حد خيلي خوبي هست. حتّي بايد جوري باشد كه هيچ به بيرون نيازي نباشد، كه الحمدللّه نيست. تحريم بنزين را در برنامه داشتند؛ اقتصاد مقاومتي تحريم بنزين را خنثي كرد. و بقيه چيزهايي كه مورد نياز كشور است».(4)
«يك واقعيت ديگر هم اين است كه اگر كشور در مقابل فشارهاي دشمن ـ از جمله در مقابل همين تحريمها و از اين چيزها ـ مقاومت مدبرانه بكند، نه فقط اين حربه كُند خواهد شد، بلكه در آينده هم امكان تكرار چنين چيزهايي ديگر وجود نخواهد داشت؛ چون اين يك گذرگاه است، اين يك برهه است؛ كشور از اين برهه عبور خواهد كرد ».(5)
«ما چند سال پيش «اقتصاد مقاومتي» را مطرح كرديم. همه كساني كه ناظر مسائل گوناگون بودند، ميتوانستند حدس بزنند كه هدف دشمن، فشار اقتصادي بر كشور است. معلوم بود و طراحيها نشان ميداد كه اينها ميخواهند بر روي اقتصاد كشور متمركز شوند. اقتصاد كشور ما براي آنها نقطه مهمي است. هدف دشمن اين بود كه بر روي اقتصاد متمركز شود، به رشد ملي لطمه بزند، به اشتغال
لطمه بزند، طبعاً رفاه ملي دچار اختلال و خطر شود، مردم دچار مشكل شوند، دلزده بشوند، از نظام اسلامي جدا شوند؛ هدف فشار اقتصادي دشمن اين است، و اين محسوس بود؛ اين را انسان ميتوانست مشاهده كند».(1)
«وظيفه ي همه ما اين است كه سعي كنيم كشور را مستحكم، غير قابل نفوذ، غير قابل تأثير از سوي دشمن، حفظ كنيم و نگه داريم؛ اين يكي از اقتضائات «اقتصاد مقاومتي» است كه ما مطرح كرديم. در اقتصاد مقاومتي، يك ركن اساسي و مهم، مقاوم بودن اقتصاد است. اقتصاد بايد مقاوم باشد؛ بايد بتواند در مقابل آنچه كه ممكن است در معرض توطئه دشمن قرار بگيرد، مقاومت كند».(2)
«اين كه ما عرض كرديم «اقتصاد مقاومتي»، اين يك شعار نيست؛ اين يك واقعيت است. كشور دارد پيشرفت ميكند. ما افق هاي بسيار بلند و نويدبخشي را در مقابل خودمان مشاهده ميكنيم. خب، بديهي است كه حركت به سمت اين افق ها، معارض ها و معارضههائي هم دارد. بعضي از اين معارضهها انگيزههاي اقتصادي دارد، بعضي انگيزههاي سياسي دارد؛ بعضي منطقهاي است، بعضي بينالمللي است. اين معارضهها در مواردي هم منتهي ميشود به همين فشارهاي گوناگوني كه مشاهده ميكنيد؛ فشارهاي سياسي، تحريم، غير تحريم، فشارهاي تبليغاتي - اينها هست - ليكن در لابهلاي اين مشكلات، در وسط اين خارها، گامهاي استوار و همتها و تصميمهائي هم وجود دارد كه بناست از وسط اين خارها عبور كند و خودش را به آن نقطهي مورد نظر برساند؛ وضع كشور الان اين جوري است».(3)
«اين كه ما «اقتصاد مقاومتي» را مطرح كرديم، خب، خود اقتصاد مقاومتي شرائطي دارد، اركاني دارد؛ يكي از بخشهايش همين تكيهي به مردم است؛ همين سياستهاي اصل 44 با تأكيد و اهتمام و دقت و وسواسِ هرچه بيشتر بايد دنبال شود؛ اين جزو كارهاي اساسي شماست».(4)
كاهش وابستگي به نفت
«كاهش وابستگي به نفت يكي ديگر از الزامات اقتصاد مقاومتي است. اين وابستگي، ميراث شوم صد ساله ماست. ما اگر بتوانيم از همين فرصت كه امروز وجود دارد، استفاده كنيم و تلاش كنيم نفت را با فعاليتهاي اقتصادي درآمدزاي ديگري جايگزين كنيم، بزرگترين حركت مهم را در زمينه اقتصاد انجام داده ايم. امروز صنايع دانشبنيان از جمله كارهايي است كه ميتواند اين خلأ را تا ميزان زيادي پر كند. ظرفيتهاي گوناگوني در كشور وجود دارد كه ميتواند اين خلأ را پر كند. همت را بر اين بگماريم؛ برويم به سمت اين كه هرچه ممكن است، وابستگي خودمان را كم كنيم».(5)
«من از سه چهار سال پيش به اين طرف، به خصوص تأكيد «بنده از چند سال قبل دو، سه سال قبل شعار تكيه بر «اقتصاد منهاي نفت» را با مسئولان كشور در ميان گذاشتم؛ آنها هم انصافاً
استقبال كردند. البته كار آساني نيست. اين كار در طول يك سال و دو سال و پنج سال، انجام نميگيرد؛ بايد به مرور و بتدريج انجام گيرد، كه ما براي اداره امور كشور، براي كارهاي گوناگون كشور، براي واردات و خدمات كشور، براي آموزش و پرورش و بودجه جاري كشور، مجبور نباشيم نفت را كه ذخيره ماست، بفروشيم و گندم، يا شير خشك وارد كنيم! اين غلط است».(1)
تا آن جايي كه ميتوانند، بايد وابستگي اقتصادي كشور را به نفت، كم كنند. نفت، كالايي است كه ما داريم. البته ارزشمند است و بايد از اين هم استفاده شود؛ منتها امروز سرنوشت اين كالا به دست صاحبانش كه ما باشيم نيست، به دست بيگانگان است! طبيعي است اقتصادي كه بر پايه كالايي است كه قيمتگذاري آن در دست ديگران است، همين مشكلات را هم دارد ».(2)
«دولت ما امروز حداكثر استفاده را از نفت ميكند و بايد هم بكند. اما بايد كاري كند كه بتواند روزي به دنيا اعلام نمايد كه از امروز تا شش ماه ديگر، تا يك سال يا چهل روز ديگر، ميخواهيم درِ چاههاي نفت را ببندم».(3)
«آرزوي واقعي من ـ كه البته ممكن است به اين زوديها قابل تحقق نباشد ـ اين است كه ما در چاههاي نفت را ببنديم و اقتصاد خود را براساس كالاها و محصولات غير نفتي بنياد نهيم. يعني فرض كنيم اين كشور، كالايي به نام نفت ندارد. البته اين كار ممكن است در اين سالها و به اين زوديها عملي نباشد».(4)
«بايد اقتصاد و ملت ايران از نفت جدا شود. ما بايد كاري كنيم كه ملت و دولت ايران، وابسته به نفت خود نباشند. چون متاسفانه، امروز در دنيا نفت به سياستهاي بينالمللي، كمپانيها و غارت گران بزرگ و جهان خوران و مستكبران وابسته است»!(5)
مديريت مصرف و اصلاح الگوي مصرف
«مسئله مديريت مصرف، يكي از اركان اقتصاد مقاومتي است؛ يعني مصرف متعادل و پرهيز از اسراف و تبذير. هم دستگاههاي دولتي، هم دستگاههاي غير دولتي، هم آحاد مردم و خانوادهها بايد به اين مسئله توجه كنند؛ كه اين واقعاً جهاد است. امروز پرهيز از اسراف و ملاحظه تعادل در مصرف، بلاشك در مقابل دشمن يك حركت جهادي است؛ انسان ميتواند ادعا كند كه اين اجر جهاد في سبيل الله را دارد.
يك بُعد ديگرِ اين مسئله تعادل در مصرف و مديريت مصرف اين است كه ما از توليد داخلي استفاده كنيم؛ اين را همه دستگاههاي دولتي توجه داشته باشند ـ دستگاههاي حاكميتي، مربوط به قواي سه گانه ـ سعي كنند هيچ توليد غير ايراني را مصرف نكنند؛ همت را بر اين بگمارند. آحاد مردم هم مصرف توليد داخلي را بر مصرف كالاهايي با ماركهاي معروف خارجي ـ كه بعضي فقط براي نام و نشان، براي پز دادن، براي خودنمايي كردن، در زمينههاي مختلف دنبال ماركهاي خارجي
ميروند ـ ترجيح بدهند. خود مردم راه مصرف كالاهاي خارجي را ببندند».(1)
«يكي از اساسيترين كارها براي اينكه ما جلوي اسراف را بگيريم اين است كه مسئولان كشور، خودشان، كسانشان، نزديكانشان و وابستگانشان، اهل اسراف و اهل اشرافي گري نباشند ».(2)
«حركت در سمت اصلاح الگوي مصرف، جلوگيري از ولخرجيها و تضييع اموال جامعه است؛ اين بسيار مسئله مهمي است. البته بار اوّلي نيست كه ما اين مطلب را مطرح ميكنيم ».(3)
حركت براساس برنامه و پرهيز از تصميمهاي خلق الساعه
«حركت بر اساس برنامه، يكي از كارهاي اساسي است. تصميمهاي خلقالساعه و تغيير مقررات، جزو ضربههايي است كه به «اقتصاد مقاومتي» وارد ميشود و به مقاومت ملت ضربه ميزند. اين را، هم دولت محترم، هم مجلس محترم بايد توجه داشته باشند؛ نگذارند سياستهاي اقتصادي كشور در هر زماني دچار تذبذب و تغييرهاي بيمورد شود».(4)
مبارزه با مفاسد اقتصادي
«با فساد بايد در هر نقطهاي كه هست، مبارزه كرد. من ميخواهم اين را عرض بكنم: ما مدعي نيستيم در نظام ما فساد مالي و اقتصادي وجود ندارد؛ چرا، اگر وجود نداشت كه بنده آن نامه هشت مادهاي را چند سال قبل خطاب به رؤساي محترم سه قوه نمينوشتم و اين قدر روي آن تأكيد نميكردم. چرا، هست؛ اما ميخواهم اين را بگويم: نظام جمهوري اسلامي، همين امروز يكي از سالمترين نظامهاي سياسي و اجتماعي در دنياست».(5)
«يكي از مصداقهاي عدالت، مبارزه با فساد مالي و اقتصادي است كه بايد جدي گرفته شود. من سالها پيش هم اين را گفته ام، بارها هم تأكيد كردهام، تلاشهاي خوبي هم انجام گرفته است و دارد انجام ميگيرد؛ اما مبارزه با فساد، كار دشواري است؛ كاري است كه انسان، مخالف پيدا ميكند. شايعه درست ميكنند، دروغ ميگويند و آن كسي كه در اين ميدان جلوتر از ديگران حركت كند، بيشتر از همه مورد تهاجم قرار ميگيرد. اين مبارزه هم لازم است و بايد انجام بگيرد».(6)
«ممكن است كساني به خطا تصور كنند كه مبارزه با مفسدان و سوءاستفادهكنندگان از ثروتهاي ملي، موجب ناامني اقتصادي و فرار سرمايهها است. به اين اشخاص تفهيم كنيد كه بعكس، اين مبارزه موجب امنيت فضاي اقتصادي و اطمينان كساني است كه ميخواهند فعاليت سالم اقتصادي داشته باشند. توليد كنندگان اين كشور، خود نخستين قربانيان فساد مالي و اقتصاد ناسالماند».(7)
«بنده در پروندههاي مفاسد اقتصادي معتقد به جنجال و هياهو نيستم، ليكن معتقد به سرعت و
1) بيانات در ديدار كارگزاران نظام، 3/5/1391.
2) بيانات در جمع مردم استان كردستان در ميدان آزادي سنندج، 22/2/1388.
3) بيانات در حرم مطهر رضوي، 1/1/1388.
4) بيانات در ديدار كارگزاران نظام، 3/5/1391.
5) خطبههاي نماز جمعه تهران، 29/3/1388.
6) بيانات در حرم مطهر رضوي، 1/1/1387.
7) فرمان هشت مادهاي به سران قوا 10/02/1380.
قاطعيت در كار هستم. سرعت غير از عجله است؛ سرعت عمل با شتابزدگي و عجله تفاوت ميكند. اين پروندههايي كه مورد توجه مردم است ـ كه من حالا اشارهاي در اهميت اين مسئله عرض خواهم كرد ـ بالخصوص و در عموم پروندهها، مسئله اطاله دادرسي بايد مورد توجه قرار بگيرد».(1)
اساس اصلاحات اين است كه ما با فقر و فساد و تبعيض مبارزه كنيم. هر اصلاحاتي ـ اگر واقعا اصلاحات باشد ـ بر محور اين ميچرخد».(2)
رونق بخشيدن به توليد ملي
«اگر به توفيق الهي و با اراده و عزم راسخِ ملت و با تلاش مسئولان، ما بتوانيم مسئله توليد داخلي را، آن چنان كه شايسته آن است، رونق ببخشيم و پيش ببريم، بدون ترديد بخش عمدهاي از تلاشهاي دشمن ناكام خواهد ماند. پس بخش مهمي از جهاد اقتصادي، مسئله توليد ملي است».(3)
اجراي سياستهاي حمايتي از توليد
«مسئله اجراي كامل سياستهاي حمايتي از بخش توليد است. توليد، اساس اقتصاد است؛ قائمه اقتصاد در كشور است. در مسئله هدفمندي يارانهها و فعاليت عظيمي كه دولت در اين زمينه شروع كرده، حتماً حمايت از بخش توليد ملاحظه بشود؛ همچنان كه در قانون هم هست: آن 30 درصدي كه معين شده».(4)
«اميدواريم دولتي كه بر سر كار خواهد آمد، با همكاري مجلس، به اقتصاد سالم كشور، اهميت حقيقي دهد. اينها به نشستن و بررسي علمي كردن و راهكارها را پيدا كردن احتياج دارد. با گفتن نميشود؛ بايد اقدام و پيگيري كند و موانع توليد بهينه و تكميل چرخه صنعتي و موانع صادرات و سرمايهگذاريهاي داخلي كشور را بشناسد و آنها را بر طرف كند. اگر امكان جذب سرمايههاي خارجي در كشور فراهم ميشود، به معناي حقيقي كلمه منافع ملت و هويت ملي را در نظر بگيرد و مصالح كشور را قرباني نكند. اينطور نباشد كه يك جهت را مورد توجه قرار دهيم و جهات ديگر را فراموش كنيم».(5)
دچار نشدن در واقعيت سازيهاي دشمن
«ما وقتي كه ميخواهيم آرمانگرايي همراه با واقعبيني داشته باشيم ـ يعني واقعيتها را ببينيم، بر اساس واقعيتها حركت خودمان را تنظيم كنيم ـ بايد توجه كنيم كه به لغزش هايي كه در اينجا ممكن است پيش بيايد، دچار نشويم. لغزشگاههايي وجود دارد. يك لغزشگاه، واقعيتْپنداري است؛ چيزهايي را كه واقعيت ندارد، انسان واقعيت تصور كند. دشمناني كه جبههاي را در مقابل كشور ما،
ملت ما، انقلاب ما تشكيل دادند، سعي ميكنند واقعيتسازي كنند، واقعيتنمايي كنند، يك چيزهايي را به عنوان واقعيتهاي مسلّم در نظر ما جلوهگر كنند؛ در حالي كه واقعيتها آنها نيست. بايد مواظب باشيم درگير و دچار واقعيتسازيهاي خلاف واقع نشويم »(1)
برخورد سخت و درست با معارضان و افراد مخل
«كساني هستند كه تلاش ميكنند و حقيقتا در صدد اين هستند كه طبقه ممتازه جديدي در نظام جمهوري اسلامي به وجود آورند. به خاطر انتخاب ها و انتصاب ها و زرنگي ها و دست و پاداري ها و مشرف بودن بر مراكز ثروت، و از طريق نامشروعي كه با زرنگي آن را ياد گرفتهاند، به اموال عمومي دست بيندازند و يك طبقهاي جديد ـ طبقه ممتازان و مرفهان بيدرد ـ درست كنند. نظام اسلامي، با مرفهان بيدرد و معارض و مخل، آنطور برخورد سختي كرد؛ حال از درون شكم نظام اسلامي، يك طبقه مرفه بيدرد جديد طلوع كند! مگر اين شدني است؟! به فضل پروردگار، مخلصان انقلاب و اسلام نخواهند گذاشت كه چنين انحرافهاي بزرگي به وجود آيد».(2)
«مسئله مواجهه درست با اخلال اقتصادي. يكي از اخلال هاي اقتصادي، مسئله قاچاق است. يكي از اخلال هاي اقتصادي، سوءاستفادههاي گوناگون از سرمايههاي ملي است؛ از ذخائر متعلق به مردم در بانكهاي كشور است. كساني با يك نامي از تسهيلات استفاده ميكنند، اما در جاي ديگري مصرف ميكنند؛ اين خيانت است، اين دزدي است. گاهي دزدي از كيسه يك نفر است، گاهي دزدي از كيسه يك ملت است؛ اين سنگينتر است. با اين اخلال ها بايد مواجهه بشود».(3)
افزايش صادرات غيرنفتي
«از جمله كارهايي كه باز همت مضاعف را در زمينه اقتصاد نشان مي داد، افزايش صادرات غيرنفتي است. بودجه كشور ما متأسفانه از دهها سال پيش به اين طرف، وابسته به نفت است. اين روش را همه اقتصاددان هاي دلسوز رد ميكنند؛ اين روش در كشور ما عادت شده است. نفت را استخراج كنند، بفروشند، از پول آن كشور را اداره كنند؛ اين شيوه غلطي است. من سالها پيش اين را گفتم كه يكي از آرزوهاي من اين است كه يك روزي ما بتوانيم كشور را جوري اداره كنيم كه حتّي اگر لازم بود، يك قطره نفت هم صادر نكنيم و كشور اداره شود. اين چيزي است كه تا امروز پيش نيامده است. البته كار آساني هم نيست، كار بسيار مشكلي است. افزايش صادرات غيرنفتي موجب ميشود كه ما به اين هدف نزديك شويم؛ و اين كار دارد انجام ميگيرد».(4)
صرف مقداري از درآمد براي تحقيق،كيفيت بخشيدن به كالا
«شرط ديگر اين است كه در محيط كار و تلاش اقتصادي كشور، ابتكار وجود داشتهباشد. من عرض
ميكنم چه خوب است كارخانههايي كه در كشور ما وجود دارد؛ چه آنهايي كه در اختيار دولت است و چه آنهايي كه در اختيار مردم است امروز تعداد زيادي از واحدهاي توليدي در اختيارمردم و مال خود مردم است يك مقدار از درآمدشان را براي تحقيق، براي پيشبرد كار و براي كيفيت بخشيدن به كالاي توليديشان صرف كنند».(1)
ايجاد ارتباط بين صنعت و دانشگاه
«سومين نكتهاي كه گفتم، وصل كردن دانشگاه و صنعت كشور به يكديگر بود؛ كه اين كار جز در دفتر رييس جمهوري، در جاي ديگر امكان پذير نيست و من خواهش ميكنم كه اين كار را هر چه زودتر انجام دهيد. البته وزارت علوم و وزارت صنايع، هر كدام نقش خود را خواهند داشت؛ اما اين اتصال بايد در دفتر رييس جمهوري و زير نظر شخص ايشان باشد».(2)
«يكي از ضعفها ناهماهنگيهاست؛ در بخشهاي مرتبط با دانش و علم و فناوري، بايد هماهنگي كامل بوجود بيايد. ما مسئله ارتباط صنعت و دانشگاه را مطرح كرديم ـ كه خب، الحمدلله در اين زمينه دارد كار ميشود و بيشتر هم كار خواهد شد؛ حالا مسئولان مطالبي هم درباره ارتباط نخبگان با مراكز تحقيقاتي يا با صنايع و امثال اينها، با ما در ميان گذاشتند كه مژدهبخش است و انشاءالله در وقت خودش به شما گفته خواهد شد و اطلاع خواهند داد ـ ليكن هماهنگي بين خود مراكز علمي خيلي لازم است».(3)
ايجاد امنيت غذايي
«مواظب باشيد كشاورزي تحقير نشود؛ كشاورزي بسيار حايز اهميت و داراي عزت است. ارزشي هم كه در شرع مقدس اسلام شنيدهايد كه براي قشر كشاورز بيان شده است، ناشي از اهميت اين كار است. شما چه ميكنيد؟ شما با استفاده از نعمت خدادادي زمين و آب، گنجينههاي الهي را ـ كه در ذرات هست، در خاك هست، به وسيله نور خورشيد و عوامل طبيعي اين گنجينهها بارور ميشود ـ استخراج ميكنيد، تا انسانهايي كه روي اين زمين زندگي ميكنند، زنده بمانند. اگر غذا نباشد، زندگي نيست؛ و شما غذاي انسانها را تأمين ميكنيد؛ لذا عظمت و ارزش اين كار يك ارزش طبيعي و شبيه ارزش ذاتي است. امروز كشور ما ـ كه مورد سوءنيت و كينهورزي قلدرهاي دنياست؛ علت اين كينهورزي هم اين است كه اين كشور حاضر نيست زير بار قلدري قلدرها برود ـ بيش از هميشه به امنيت غذايي احتياج دارد، تا براي نانش، براي خوراك روزمرهاش، براي روغنش، براي گوشتش محتاج كشورهاي ديگر نباشد؛ محتاج كساني كه ميتوانند در مقابل اين عطيه، شرف او را مطالبه كنند، نباشد؛ امنيت غذايي براي كشور ما خيلي مهم است».(4)
«درباب كشاورزي و كشاورزان آنچه كه در كشور ما بسيار مهم است، اين است كه اين ملت عزيز
و سربلند، در امر تغذيه و تهيه مواد غذايي اصلي خود، نبايد به بيرون مرزها هيچ احتياجي داشته باشد. از اول انقلاب تا امروز، تكيه بر مسئله كشت و زرع، براي تأمين اين منظور بوده است. اگر يك ملت به دست خود و با ابتكار و نيروي خود، توليد و مصرف كند و حتي بتواند شعاع مصرف توليدات خود را در بيرون مرزهايش گسترش دهد، به مفهوم خاص و مهمي از اقتدار دست خواهد يافت. اين نياز كشور ماست. تأكيد جمهوري اسلامي از آغاز تا امروز بر روي مسئله كشاورزي، عمدتا به اين خاطر است».(1)
توسعه علم در كشور
«مسئله ديگر، مسئله توسعه علمي كشور است كه من البته عميقا و جدا باور دارم كه مشكلات اين كشور جز با توسعه علم و تعميم و تعميق علم در كشور پيش نخواهد رفت. ما ناگزير بايست اين فاصله چندين دهسالهاي را كه براي ما به وجود آوردهاند، پر كنيم. داريم ميبينيم كه دنياي دانشمند با تكيه به علم، چه حرف زوري را به همه ميزند و چطور به بركت علمي كه دارند، ناحقهايي را حق ميكنند».(2)
در اولويت قرار دادن مسئله كشاورزي
«مسئله كشاورزي هم كه مطرح كردند، مسئله بسيار مهمي است و راست است؛ كشاورزي از بخشهايي است كه در همه دنيا مورد حمايت ويژه دولتي قرار ميگيرد. اين بخش بايد حتماً مورد توجه باشد».(3)
«يكي از اساسيترين كارها اين است كه در باب كشاورزي و محصولات كشاورزي، سياستها ثابت، ماندگار و پيگيري شده باشد و به مسائل توليدكنندگان كشاورزي رسيدگي شود».(4)
«بخش آموزش كشاورزي و ترويج و استفاده از دانش موجود دنيا در دانشگاههاي ما و فرستادن جوانها براي كمك به روستاييها، جزو كارهاي بسيار مهم است. البته به همه روستاييان و همه كشاورزان و كساني كه دستاندركار كشاورزياند، توصيه ميشود كه از اين جوانان مطلع و خبره در كار كشاورزي استقبال كنند».(5)
پرداختن به مسئله اشتغال
«ما در موقعيت حساسي هستيم. به اعتقاد من امروز فوريترين كار اين است كه به مسائل اقتصادي و مسئله معيشت و در رأس همه مسئله اشتغال، با جديت پرداخته شود. هيچكدام از اينها معضلات و گرههاي كوري نيستند كه دستهاي توانا و فكرهاي كارآمد، نتوانند آنها را حل كنند. همه اينها كارهاي ممكن و رواني هستند؛ منتها تلاش، جديت، ابتكار و پشتكار لازم است تا اين كارها انجام
گيرد».(1)
«مسئولان اجرايي كشور بايد توانايي خود را در گشودن گرههاي كار مردم نشان دهند. همين مسئله اشتغال را كه از سال گذشته بارها گفته شد ـ امسال هم مكرر گفته شده و دنبال شده و فعاليتهايي هم بحمدالله شروع كردهاند ـ بايد به سرانجامي برسانند».(2)
«امروز كشور ما تشنه فعاليت اقتصادي سالم و ايجاد اشتغال براي جوانان و سرمايهگذاري مطمئن است».(3)
«نقطه اساسي ديگر ـ كه بيشتر به دستگاههاي اجرايي ارتباط پيدا ميكند ـ مسئله اشتغال است. سال را بايد از آغاز تا پايان، سال تلاش براي ايجاد اشتغال مفيد و مولد قرار دهيم. در مطالعات عميق و بررسيهاي همهجانبه اقتصادي، به اين نتيجه ميرسيم كه نقطه عزيمت و شروع، عبارت است از تلاش براي اشتغال».(4)
توجه به اهميت جايگاه كار و كارگر
«يكي از مميزات انقلاب اسلامي ايران اين است كه كارگران نسبت به انقلاب، وضعيت اختصاصي و استثنايي داشتند. «كارگر» در نظام جمهوري اسلامي، در دو جبهه ـ كه مرجع هر دو يك مبنا بود ـ چنان حضوري از خود نشان داد كه واقعا تاريخي و بهيادماندني است. يكي از اين دو جبهه، جبهه كار و توليد و تلاش، و ديگري جبهه دفاع از انقلاب بود. كارگر انقلابي و مسلمان ما كه در طول ده سال گذشته، در جبهه و سنگر كار، اخلاص و ازخودگذشتگي و خستگيناپذيري نشان داد، درست با همان انگيزه عمل ميكرد كه در جبهه جنگ يا در جبهه دفاع از انقلاب، از خود ايستادگي نشان ميداد».(5)
«در مورد كارگران، نكتهاي كه لازم است عرض كنم اين است كه كار، يك ارزش و يك فضيلت اسلامي است. فقط اين نيست كه كسي كه كار ميكند، سازندگي و توليد ميكند ـ چه توليد صنعتي و فني، چه توليد كشاورزي و چه هر گونه توليدي كه براي جامعه به نحوي مفيد و سازنده است ـ و شغلي را انجام ميدهد تا ناني بخورد؛ بلكه هر كارگر توليدكننده، در حال زنده كردن و مجسم كردن يك فضيلت اسلامي است. كار، فضيلت و ارزش است».(6)
«مسئله كار و شأن كارگر و حد كارگر و جايگاه كارگر، هم در اسلام و هم در منطق عقلايي، مسئله بسيار مهمي است. در منطق عقلايي، اگر انسان ملاحظه كند در سلسله نيازهاي حياتي خود، حلقه مربوط به كار، يك حلقه اساسي و تعيين كننده است. يعني اگر همه پولهاي عالم را هم جمع كنند، عنصر كار و كارگر در كنار آن نباشد، همه نيازهاي انسان بر زمين ميماند. پول را نه ميشود خورد، نه ميشود پوشيد، نه ميشود استفاده كرد. آن چيزي كه از ثروت انسانها و نعمتهاي روي
1) بيانات پس از مراسم تنفيذ حكم رياست جمهوري آقاي سيد محمد خاتمي، 11/05/1380.
2) بيانات در ديدار دانشجويان و دانشآموزان به مناسبت گراميداشت سالروز 13 آبان 13/08/1381.
3) فرمان هشت مادهاي به سران قوا 10/02/1380.
4) بيانات در جمع دههاهزار نفر از راهياننور و قشرهاي مختلف مردم در پادگان دوكوهه 09/01/1381.
5) بيانات در مراسم بيعت هزاران نفر از نمايندگان كارگران سراسر كشور 05/04/1368.
6) بيانات در ديدار با جمع زيادي از معلمان و كارگران 09/02/1371.
زمين، نيازهاي انسان را تأمين ميكند، عنصر كار است. كار هم متكي به كارگر است. بنابراين نقش بازوي توانا و سرپنجه ماهر و ذهن و ذوق و سليقه كارگر در حيات انسان ـ چه حيات فردياش، چه حيات اجتماعياش ـ يك امر واضحِ عقلايي است. آن كساني كه به قشر كارگر و مجموعه كارگري بيتوجهي و بياعتنايي ميكنند، در حقيقت اين نقش اساسي و مهم را نميبينند يا نديده ميگيرند. آن كساني هم كه كارگر را در كنار ابزار كار، مثل يك وسيله به حساب ميآورند، همينجور. اين، منطق عقلايي است و منطق كاملاً درستي است؛ ليكن بالاتر از اين، منطق اسلام است. اسلام همين كاري را كه ما ميكنيم، سرپنجه كارگر انجام ميدهد و ناني براي خود و ديگران فراهم ميآورد، عبادت و عمل صالح ميداند».(1)
الگو قرار دادن اقتصاد اسلامي
«اگر اين روشي كه الان بعضيها غافلانه دنبال ميكنند و آن، الگو گرفتن از زندگي غربي است، رواج پيدا كند، روزبهروز اين حالت بدتر خواهد شد. علاج اين است كه ما خودمان را از دنبالهروي فرهنگ غربي در زمينه مسائل اقتصاد كاملا خلاص كنيم و نجات ببخشيم».(2)
«بعد، دستگاههاي علمي كشور به كمك اقتصاد كشور بيايند. متفكرين دانشگاهها بيايند و براي دولت كار كنند. دولت تكيه به متفكرين و علمايي كند كه در دانشگاهها هستند و درس ميخوانند. خيال هم نكنند كه تحقيق و حرف فلان متفكر اروپايي كه چيزي گفته، هميشه همين است. امروز چيزي ميگويند و بيست سال ديگر، ده سال ديگر، پنج سال ديگر، يك نفر عالم ديگر ميآيد و آن حرف را باطل ميكند و حرف ديگري ميزند. چرا ما عادت كردهايم هر چه غربيها گفتند، بيقيد و شرط قبول كنيم و دست روي دست بگذاريم و از آنها گوش كنيم و بپذيريم؟! شما بايد درستش را پيدا كنيد. اقتصاددانان كشور ما بايد آن چه را كه با اوضاع سرزمين ما، با عقايد ما، با خصوصيات مملكت ما و متناسب با مسائل اقتصادي ماست، پيدا كنند. همينطور كه اينجا اظهار شد، امروز ما ميبينيم بحمدالله طرحهاي جديد اقتصادي از طرف دولت و مسئولين كشور در جريان است. اين طرح هاي اقتصادي آنطور كه مسئولين آنها بيان ميكنند انشاءالله در آينده نتايج شيرين و خوبي خواهد داشت و اميدواريم كه آن آينده، زودتر برسد. اما من اين را ميخواهم عرض كنم كه قشرهاي محروم و فقير و كمدرآمد، كه گران شدن يك جنس فورا در زندگي شخصيشان اثر ميگذارد، بايد تحت حمايت و پوشش قرار گيرند».(3)
مواجهه هوشمندانه و مقتدرانه با تحريمها
«از جمله چيزهايي كه همت مضاعف را در زمينه اقتصادي نشان ميدهد، مواجهه هوشمندانه و مقتدرانه با تحريمهايي است كه غرب به سردمداري آمريكا و متأسفانه پيروي كوركورانه بعضي از دولتهاي اروپايي از آمريكا عليه ايران اعمال كرد».(4)
اجراي برنامهها طبق سياستهاي اعلام شده
«سياستگذاريها درست است. سياستهاي اعلام شده در حوزه اصلاح الگوي مصرف، سياستهاي كلي نظام اداري، سياستهاي كلي اشتغال و سياستهاي اصل 44 ـ اينهايي كه ابلاغ شده ـ همهاش با هم هماهنگ است. اگر بتوانيم برنامه را بر طبق اين سياستها تنظيم كنيم و پيش ببريم و در عالم واقعيت تحقق پيدا كند، ما خيلي خواهيم توانست از اين ظرفيتي كه اشاره كردم، استفاده كنيم. اين سياستها يك انسجامي را به وجود ميآورد و انسجام لايههاي مختلف تحرك اقتصادي را تأمين ميكند».(1)
برنامهريزي جامع براي رشد بخش تعاون
«يكي از چيزهايي هم كه خيلي لازم است، مسئله برنامه جامع براي رشد بخش تعاون است؛ كه ما در همين سياستهاي اصل 44 روي مسئله تعاون تكيه كرديم و اين بايد انجام بگيرد. ما يك سياست جامع كاملي در زمينه بخش تعاون لازم داريم. حالا هميني هم كه يكي از آقايان گفتند اصناف خرد بتوانند از تسهيلات بانكي استفاده كنند و چه و چه، در سايه تعاون كاملاً امكانپذير است؛ يعني بهترين راهش ايجاد تعاونيهاست؛ تعاونيهاي منطقي، معقول، قانوني، سالم و قوي. در اين صورت ميتوانند از امكانات و تسهيلات بهرهبرداري و استفاده كنند؛ و اين كار ميشود».(2)
جهتگيري وحركت حساب شده در رسيدن به سند چشمانداز
«يكي از مواردي كه به نظر ما بايد در جهتگيريهاي كلي دولت مورد توجه قرار بگيرد، مسئله سند چشمانداز است. اين سند چشمانداز يك كار اساسي بود كه در كشور انجام گرفت؛ بررسي شد، مطالعه شد، جوانبش سنجيده شد. آن چه كه در اين سند هم آمده، شعار نيست. با توجه به امكانات و واقعيات، اين سند تنظيم شده. اين سند در واقع نقشه راه بيست ساله ماست».(3)
حركت در مسير برنامه پنج ساله پنجم
«يكي از چيزهاي ديگري كه باز در اين جهتگيريها لازم است، برنامههاي پنجساله است؛ كه حالا اين برنامه پنجم در دست ملاحظه و بررسي مجلس است و اميدواريم كه همكاري واقعي بين دولت و مجلس انجام بگيرد. اگر چنانچه فرض كنيم كه دولت يك چيزي را تهيه كرده و بر همان اساس هم پافشاري دارد، مجلس هم تغييرات اساسياي روي اين بدهد، انسجام برنامه به هم مي خورد. يا اگر فرض كنيم كه تغييراتي در برنامه پنجم صورت بگيرد كه اين تغييرات ناشي از نگاه يكپارچه و نگاه كلان به كشور نباشد، بلكه ناشي از نگاه به يك بخش يا نگاه به يك منطقه باشد، باز هم انسجام برنامه به هم مي خورد. انسان وقتي بخشي يا منطقهاي نگاه كند، يك چيزهايي به نظر او بزرگ و درشت مي نمايد. واقعاً هم همين جور است، نياز هم واقعي است؛ اما وقتي كه انسان با نظر مجموعي نگاه ميكند، همان نيازي كه در جاي خود درشت هم هست، ميبينيم رنگ مي بازد و كوچك ميشود؛ چون در مقايسه با بقيه كارهايي كه بايد انجام بگيرد و امكانات محدودي كه هست،
طبعاً اين نياز نمي تواند اولويت داشته باشد. بايد اين جوري به برنامه نگاه كرد. نبايد نگاه بخشي يا نگاه موضعي و محلي و منطقهاي بر برنامه حاكم باشد».(1)
اهتمام به سياستهاي اصل 44
«باز از جمله چيزهايي كه ما در باب مسائل اقتصادي رويش تكيه ميكنيم و به عنوان توصيه جزمي مطرح ميكنيم، مسئله سياستهاي اصل 44 است. خيلي بايد به اين سياستها اهتمام ورزيد».(2)
همكاري دستگاهها براي حل كردن مسائل معيشتي و اقتصادي
«همه بايد ذهن هاي خود را به كارهايي كه براي پيشرفت و حل مشكلات كشور لازم است ـ مسائل معيشتي مردم، مسائل اقتصادي مردم، مسئله اشتغال ـ منعطف كنند. دستگاهها بايد به هم كمك كنند و اين كارها را انجام دهند. كار صورت ميگيرد، اما بايد شتاب بيشتري پيدا كند و همهجانبه شود».(3)
استحكام بخشي به زيرساختهاي اقتصادي
«در برنامه، هضم نشدن در اقتصاد جهاني رعايت شود؛ اين را توجه داشته باشيد. من يكي دو بار ديگر هم تكرار كردم: پيوستن به سازمان تجارت جهاني از نظر من كاري است مثبت؛ اما هنگامي كه ما زيرساختهاي لازم را براي اين كار داشته باشيم، كه الان اين را نداريم. الان برداشتن تعرفهها و رفتن داخل سازمان تجارت جهاني، يعني هضم شدن در يك اقتصاد برتر، بدون امكان رقابت؛ يعني كم شدن و غرق شدن؛ يعني همين توليد داخلي را هم كه تا امروز با زحمت و خون دل فراهم شده، از دست دادن و نابود كردن. بله؛ سازمان تجارت جهاني ميدان گستردهاي براي فعاليت است؛ اما بايد قدرت شنا داشته باشيم».(4)
رسيدگي به نياز واقعي مردم
«مبارزه با فقر، يعني تلاش براي اينكه ثروت ممكني كه ميشود از منابع ملي استخراج گردد و به دست آيد، اولا به شكل بهينه استخراج شود، و بعد به شكل بهينه مصرف شود و اسراف نگردد. فساد، يعني فساد اخلاقي، فساد كاري، عدم احساس وجدان در تقديم خدمات عمومي، عدم احساس مسئوليت در مواجهه با افكار عمومي و با ذهنهاي مردم. اينها شاخهها و شعبههاي فساد است. مسئولان، فرزانگان، دلسوزان و كساني كه با افكار عمومي، مواجهند، نبايد بگذارند كه دست هاي بدخواه بيايد و ميكرب هاي اختلاف را در فضاي ذهني تزريق كند. چه فايدهاي براي مردم دارد؟! چه كمكي به مردم است كه شعارهاي اختلافآميز و شعارهاي تفرقهانگيز در ميانشان رواج پيدا كند؟! نياز واقعي مردم، اينها نيست؛ نياز واقعي مردم چيز ديگري است».(5)
«نيازها و مطالبات حقيقي مردم را ميشناسيد؛ اشتغال، مبارزه با فساد مالي، زدودن محروميت از مناطق محروم، مهار تورم و مقابله با گراني، روان شدن چرخه خدمت رساني، گسترش و اعتلاي
1) بيانات در ديدار رييس جمهور و اعضاي هيئت دولت 8/6/1389.
2) بيانات در ديدار رييس جمهور و اعضاي هيئت دولت 8/6/1389.
3) بيانات در ديدار گروه كثيري از كارگران و معلمان به مناسبت روز كارگر و هفته معلم 11/02/1381.
4) بيانات در ديدار مسئولان و كارگزاران نظام، 15/5/1382.
5) بيانات در جمع مردم استان اردبيل 03/05/1379.
فرهنگ و اخلاق، رونق يافتن علم و تحقيق، مسئوليت پذيري و پاسخگويي مسئولان حكومتي، در شمار برجستهترين اين نيازها است و اينها است كه عدالت اجتماعي را ممكن و پيشرفت و توسعه را محقق ميسازد. نيازهاي موهوم و ساخته دست تبليغاتچيهاي بيگانه و بدخواه، نبايد بجاي اين خواستههاي حقيقي بنشيند».(1)
شناخت موانع اقتصادي و معيشتي مردم
«مسئله اساسي كه امروز كشور و ملت ما به آن احتياج دارد، اين است كه مسئولان كشور در يك جبهه واحد، تلاش متحد و هماهنگي را براي برطرف كردن مشكلات اقتصادي و معيشتي مردم شروع كنند. البته گفتن اين مطلب به اين معنا نيست كه اين كار شروع نشده است؛ نخير، مسئولان دولتي و قواي مختلف تلاش ميكنند و حقا زحمت ميكشند؛ اما بايد موانع پيشرفت كارها را شناخت و آنها را از سر راه برداشت».(2)
انجام اصلاحات اقتصادي
«بديهي است كه در ميان جامعه مواردي وجود دارد كه بايد اصلاح شود. ما اصلاح اداري لازم داريم؛ اصلاح اقتصادي لازم داريم؛ اصلاح قضايي لازم داريم؛ اصلاح امنيتي لازم داريم؛ اصلاح در قوانين و مقررات لازم داريم. ما احتياج داريم كه دستگاه اداريمان مقرراتي داشته باشد كه براي همه يكسان باشد و در آن تبعيض نباشد. اگر بود، نقطه فاسدي است و بايد اصلاح شود. بايد رشوه و ارتشاء وجود نداشته باشد؛ اگر بود، فساد است و بايد اصلاح شود».(3)
مصرف كالاي داخلي
«اين فرهنگ غلطي است ـ كه متأسفانه در بخشهايي از ما حاكم است ـ كه مصنوعات خارجي را مصرف كنيم؛ اين به ضرر دنياي ماست، به ضرر پيشرفت ماست، به ضرر آينده ماست. همه مسئوليت دارند؛ دولت هم مسئوليت دارد، بايد از توليد ملي حمايت كند، توليد ملي را تقويت كند».(4)
«در زمينه مصرف، عمده كار دست مردم است؛ كه اين بخشي از اصلاح الگوي مصرف است كه من دو سال قبل اينجا به ملت ايران عرض كردم، و بخشي از جهاد اقتصادي است كه سال گذشته عرض كردم. توليد ملي مهم است؛ اين را بايد هدف قرار بدهند».(5)
«خوشبختانه ما در كشور و در بخشهاي مختلف، محصولات كيفي داريم. قسمت عمدهاي از توليدات كشور، مصرف كنندهاش دستگاههاي دولتي ما هستند. دستگاههاي دولتي بايد جزم و عزم داشته باشند بر اين كه جز توليدات داخلي ـ در آن مواردي كه توليد داخلي وجود دارد ـ هيچ چيز
ديگر مصرف نكنند. يعني واقعاً در محصولاتي كه مشابه داخلي دارد، مطلقاً ممنوع بشوند كه از خارج چيزي وارد نكنند».(1)
تكيه بر توانايي مردم
«هر جايي كه مسئولان كشور تواناييهاي مردم را شناختند و به كار گرفتند، ما موفق شديم. هر جايي كه ناكامي هست، به خاطر اين است كه ما نتوانستيم حضور مردم را در آن عرصه تأمين كنيم. ما مسائل حل نشده كم نداريم. در همه مسائل گوناگون كشور، مسئولان بايد بتوانند با مهارت، با دقت، با ابتكار، راههايي را براي حضور مردم پيدا كنند ـ همچنان كه در عرصه بسيار دشوارِ جنگ اين اتفاق افتاد، راه باز شد؛ كساني توانستند راه را باز كنند ـ تا هر جواني، هر پيري، هر مردي، هر زني كه بخواهد در اين كار بزرگ شركت كند، راه برايش باز باشد. در زمينههاي گوناگون هم ميشود، در اقتصاد هم ميشود».(2)
«توصيه ديگري كه دارم اين است كه تا آنجا كه ميتوانيد به نيروهاي داخلي تكيه كنيد. البته ميدانم اين توصيه مورد توجه شماست، چون تا حدود زيادي عمل هم شده است؛ ليكن ميخواهم روي آن تأكيد بيشتري كنم. استعداد در داخل كشور ما برجسته و بيش از حد معمول و متوسط است».(3)
«آن چه كه ما به مسئولان محترم بخشهاي گوناگون و به تناسب بازديدِ امروز به خصوص به اين بخش توصيه ميكنيم، اين است كه همين خط مستقيمِ تكيه به نيروي دروني و ذاتي خود و ايجاد استغناي از ديگران را با جديتِ تمام دنبال كنند؛ بدانند اين تلاش و فعاليت، مورد توجه پروردگار است و جهاد فيسبيلالله است؛ اگر با نيت الهي باشد ـ نيت خدمت به مردم و خدمت به كشور، يكي از نيات الهي است ـ و خداي متعال اين جهاد را به نتيجه ميرساند. اين خط و اين جهتگيري را رها نكنند، تلاش كنند».(4)
مرعوب نشدن در مقابل تبليغات غرب
«از جوانان اين انتظار وجود دارد كه مبارزه با فقر و ايجاد رفاه عمومي را جزو مطالبات خود بدانند. امر به معروف و نهي از منكر هم جزو مهمترين مسائلي است كه جوانان بايد به آن اهتمام كنند. همچنين در برابر فريب رسانهها در واژگونه جلوه دادن حقايق، تسليم نشوند. امروز مهمترين تلاش دشمن اين است كه از پيشرفتهترين ابزار و روشهاي ارتباطاتي مدرن و فوق مدرن استفاده كند؛ براي اينكه حقايق كشور ما را واژگونه جلوه دهد. تسليم خواسته آنها نشويد و انديشمندانه با مسائل برخورد كنيد».(5)
جهتگيري لازم و درست درعرصه اقتصاد
1) بيانات در ديدار جمعي از نخبگان و برگزيدگان علمي 13/7/1390.
2) بيانات در اجتماع بزرگ مردم كرمانشاه 20/7/1390.
3) بيانات در ديدار با رييس جمهور و هيأت وزيران به مناسبت بزرگداشت هفته دولت 08/06/1374.
4) بيانات در جمع مردم و كاركنان صنعت نفت عسلويه 8/1/1390.
5) بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار جوانان استان اصفهان 12/08/1380.
«همان طوري كه اولِ سال گذشته اعلام شد، سال 90، سال جهاد اقتصادي بود. اگرچه هوشمندان و آگاهان ميدانستند كه اين نام و اين جهتگيري و شعار براي سال 90 يك امر لازم است، اما بعد تلاشهاي دشمنان در اين سال هم همين را اثبات كرد و نشان داد. دشمنان ما از اوائل سال، حركت خصمانه خودشان را در عرصه اقتصادي نسبت به ملت ايران آغاز كردند؛ اما ملت ايران، مسئولان، آحاد مردم، دستگاههاي مختلف، با تدبيرهاي هوشمندانهاي توانستند با اين تحريمها مقابله كنند و مواجهه آنها تا حدود زيادي توانست اثر اين تحريمها را خنثي كند و حربه دشمن را كُند كند».(1)
سرمايه گذاري در روستاها و توجه به توسعه روستايي
«ارتقاء سطح درآمد و زندگي روستاييان و كشاورزان با تهيه طرحهاي توسعه روستايي، گسترش كشاورزي صنعتي، صنايع روستايي و خدمات نوين و اصلاح نظام قيمتگذاري محصولات كشاورزي».(2)
توجه به جايگاه پژوهش در صنعت
«البته تحقيقات لازم است، بودجه اختصاصي لازم است، فضاي تشويق و ميدان دادن به كار لازم است، اتصال دانشگاه با صنعت لازم است؛ همه اينها جزو لوازم كار است. البته مسئوليت به عهده ماهاست، به عهده مسئولان است، به عهده دولت است؛ در اين ترديدي نيست».(3)
برطرف كردن مشكل نقدينگي شركتهاي دانش بنياد
«مشكلات اين شركتها ان شاءالله برطرف شود. مشكلاتي وجود دارد ـ مشكل نقدينگي هست، مشكل كمكهاي گوناگون معنوي هست؛ كه در اين پيشنهادها وجود داشت ـ دولت مي تواند اين مشكلات را برطرف كند. همين بخشهايي كه مرتبط با اين قضيه هستند؛ چه معاونت محترم رياست جمهوري، چه وزارت هاي محترم صنايع و علوم و بهداشت و درمان و جهاد كشاورزي و وزارتهايي كه با اين قضايا ارتباط پيدا ميكنند، مي توانند همكاري كنند، تقسيم مسئوليت كنند، حدود وظائف هر بخشي را تعيين كنند و مشكلات را برطرف كنند».(4)
مديريت عالمانه منابع
«ما در زمينه مصرف، در زمينه هزينه كردن منابع مالي كشور كه به وسيله خود ما و به وسيله همه برادران همميهن ما و به وسيله مسئولان كشور با زحمت زياد به وجود ميآيد، دچار نوعي بيتوجهي هستيم، كه بايد اين را تبديل كنيم به يك توجه و اهتمام خاص».(5)
«يك هدف ديگر، مديريت مصرف حاملهاي انرژي است. ما چون يك كشور نفتخيز بوديم، از اول عادت كرديم بنزين را، گاز را، گازوييل را، نفت سفيد را بدون ملاحظه مصرف كنيم. مصرف ما از
1) پيام نوروزي به مناسبت آغاز سال ۱۳۹۱ 01/01/1391.
2) ابلاغ سياستهاي كلي برنامه پنجم توسعه توسط رهبر معظم انقلاب 21/10/1387.
3) بيانات در ديدار جمعي از مهندسان و محققان فني و صنعتي كشور 05/12/1383.
4) بيانات در ديدار جمعي از پژوهشگران و مسئولان شركتهاي دانشبنيان 1391/05/08.
5) پيام نوروزي رهبر انقلاب به مناسبت آغاز سال 1388 ـ30/12/1387.
مصرف بسياري از كشورها ـ شايد به يك معنا از همه كشورها ـ بيشتر و بيرويّهتر بوده است. اين هدفمندي يارانهها، كشور را به صرفهجويي در مصرف حاملهاي انرژي ميكشاند».(1)
«ما البته سنگ بناي اصلي را با سياستهاي اصل 44 گذاشتيم؛ يعني حقيقتاً اگر سياستهاي اصل 44 كه خود آن اصل، مفسر مواد اين اصل هست، ما از خود اصل استفاده كرديم و آنچه را كه در سياستهاي اصل 44 هست، تبيين كرديم و اگر اين، انشاءالله به طور كامل، دقيق، همهجانبه، مستمر اجرا بشود، بسياري از مشكلات حل خواهد شد. لكن آن چه كه من از مجموع اين مطالب احساس ميكنم، دو كار را دستگاههاي دولتي مورد توقع هست كه انجام بدهند: يكي، مديريت دقيق و عالمانه منابع است».(2)
«اميدواريم كه انشاءالله همه ـ هم دولت، هم آحاد ملت و هم مسئولان بخشهاي مختلف ـ به مسئله مهم حفظ منابع طبيعي، گياه، درخت، كشاورزي، استفاده بهينه از آب، خاك و امكانات گوناگون ديگر، بهطور جدي بپردازند و ما در برنامه آينده ـ برنامه سوم ـ مشاهده كنيم كه اولويت با اين كارهاست».(3)
عبور از مرزهاي دانش با جهاد علمي
«مرزهاي دانش را بشكنيد. اينكه من ميگويم نهضت نرمافزاري، انتظار من از شما جوانها و اساتيد اين است. توليد علم كنيد. به سراغ مرزهاي دانش برويد. فكر كنيد. كار كنيد. با كار و تلاش ميشود از مرزهايي كه امروز دانش دارد، عبور كرد؛ در بعضي رشتهها زودتر و در بعضي رشتهها ديرتر. فناوري هم همينطور است. علم بايد ناظر به فناوري باشد. فناوري هم مرحله بسيار مهم و بالايي است. در فناوري هم ميتوانيم پيش برويم؛ همچنانكه رفتيم».(4)
«امروز ما به جنبش نرمافزاري احتياج داريم. يك جنبش و يك حركت و يك تلاش عمومي لازم است. اين تلاش عمومي، فقط وابسته به مديريتها نيست.. ».(5)
«ببينيد، علم مايه قدرت و ثروت است. اگر كشور شما و نظام جمهوري اسلامي بايد به اين قدرت و اقتدار دست پيدا كند تا بتواند از ملت خود، از كشور خود، از ارزشهاي خود و از نظام خود پشتيباني كند و مصونيت ببخشد ـ كه قدرت فايدهاش اين است؛ اقتدار براي زورگويي به ديگران نيست، براي جلوگيري از زورگويي ديگران است ـ و اگر در كنار اين به ثروت احتياج دارد تا بتواند مشكلات گوناگوني را كه ميراث سالها حكومت استبدادي در اين كشور است برطرف كند، بايد علم را به دست بياورد. براي يك ملت، علم وسيلهاي است براي رسيدن به اقتدار ملي و ثروت ملي».(6)
1) بيانات در صحن مطهر حضرت ثامن الحجج،امام رضا ع. 01/01/1377
2) بيانات در ديدار جمعي از كارآفرينان سراسر كشور 16/6/1389.
3) بيانات در ديدار وزير و مسئولان جهاد سازندگي در هفته منابع طبيعي 14/12/1377.
4) بيانات در ديدار جوانان، اساتيد، معلمان و دانشجويان دانشگاههاي استان همدان 17/04/1383.
5) بيانات در ديدار جمعي از برگزيدگان المپيادهاي جهاني و كشوري و افراد ممتاز آزمونهاي سراسري سال 80 و 1381 03/07/1381.
6) ديدار نخبگان جوان دانشگاهي با رهبر انقلاب 05/06/1387.
حمايت از سرمايههاي ملي دربرابر سرمايه گذاريهاي خارجي
«جذب سرمايههاي خارجي بايد به شكلي باشد كه اقتصاد كشور از آن سود ببرد، نه زيان. ما بعضي از رشدها و شكوفاييهاي بادكنكي را در برخي از كشورهاي شرق آسيا ديديم. نخست وزير مالزي در تهران به من گفت كه ما در مدت چند روز، از يك كشور ثروتمند به يك كشور فقير تبديل شديم! اين خوب است؟! يعني سرنوشت اقتصاد كشور در دست يك تاجر فرنگي باشد كه اگر اراده كرد، بتواند كشوري را با ميلياردها دلار گردش سرمايهاي، در ظرف چند روز به خاك سياه بنشاند و فلج كند! او وقتي اين مطلب را به من ميگفت، چهرهاش پر از غم و افسردگي بود. ما اين رشدهاي بادكنكي را پيشرفت اقتصادي نميدانيم».(1)
توانمندسازي بخش خصوصي
«در زمينه اجراي سياستهاي اصل 44 كارهاي خوبي انجام گرفته، ليكن كافي نيست؛ بايد تحرك بهتري انجام بگيرد. مسئله فقط اين نيست كه ما بنگاههاي اقتصادي را واگذار كنيم و بگوييم واگذار شد، خودمان را خلاص كرديم؛ در كنار اين واگذاري، كارهاي ديگري لازم است: بايد بخش خصوصي توانمند بشود، بايد امكان مديريتِ خوب پيدا كند، نظارت براي جلوگيري از سوءاستفاده بايد انجام بگيرد».(2)
معرفي فرصتهاي سرمايهگذاري كشور به بخش خصوصي
«يك نكته اصلي ديگر همين است كه ما معرفي فرصتهاي سرمايهگذاري كشور به بخش خصوصي را بايد جدي بگيريم. يعني بايد فعالان بخش خصوصي بدانند فرصتهاي سرمايهگذاري كجاهاست، كدامهاست؛ همه مطلع باشند، استفادههاي ويژهخوارانه نشود. محصور بودن اطلاعات، محدود بودن اطلاعات به بعضي از افراد، دون بعضي، موجب ويژهخواريهاي عجيبي ميشود؛ كه گاهي ثروتهاي بادآورده يكشبه را براي افرادي كه سوء استفادهچي هستند، فراهم ميكند؛ به خاطر اينكه اطلاع دارند كه بناست فلان كالا بيايد، فلان كالا توليد بشود، فلان كالا جلويش گرفته بشود، قيمت فلان كالا بالا برود يا پايين بيايد، يا فلان قانون تصويب بشود. اينهايي كه مطلعند، سوءاستفاده ميكنند. اطلاعات بايد عمومي بشود. بايد شفافسازي اطلاعات صورت بگيرد. البته اين در دولتهاي قبل مطرح بود، در دولت نهم و دهم هم فعاليتهايي انجام گرفته؛ ليكن كافي نيست. بايد در اين زمينه كار بيشتري انجام بگيرد».(3)
بازنگري در سياستهاي واردات
«مسئله واردات را هم كه گزارش دادند، البته جزو نگرانيهاي من است. حالا اين گزارش هم هست؛ ليكن آنچه كه انسان مشاهده ميكند، يك قدري نگرانيآور است. درست است؛ ممكن است رشدِ نسبت واردات به صادرات غير نفتي ما كاهش پيدا كرده، اين رشد كم شده ـ اين خودش چيز مثبتي است ـ اما به اين اكتفاء نكنيد. به خصوص در همين زمينههاي زراعي و باغي و اينها كه ذكر كردند،
اينها چيزهايي است كه بايد هرچه ميتوانيم، از واردات اينها پرهيز كنيم. برويد سراغ همان صنعتيسازي صادرات كشاورزي؛ همين چيزي كه در گزارشها هم بود. اينها چيزهاي مهمي است؛ انشاءالله روي اينها تكيه شود. مردم هم تحمل ميكنند و ميپذيرند.
بنابراين در زمينه سياستهاي واردات، يك بازنگري جدي بكنيد؛ به خصوص در كالاهايي كه ما مزيت توليدي داريم؛ چه صنعتي، چه كشاورزي. از نگاه بخشي به واردات ـ كه حالا هر بخش دولتي طبق نيازهاي خودش دنبال واردات برود ـ حتماً پرهيز شود».(1)
«من نسبت به مسئله مديريت واردات به دولتي ها سفارش كردم؛ الان هم تأكيد ميكنم. من نميگويم واردات متوقف بشود؛ چون يك جاهايي لازم است كه واردات انجام بگيرد؛ اما واردات بايد مديريت بشود. يك جايي واردات مطلقاً نبايد بشود؛ يك جاهايي بايد انجام بگيرد. با مديريت، واردات انجام بگيرد. البته مسئولان محترم دولتي به من گفتند كه قوانيني كه مجلس تصويب كرده، به ما اجازه نميدهد جلوي واردات را بگيريم؛ من خواهش ميكنم اين قضيه را حل كنند. اگر واقعاً قانوني وجود دارد كه دولت را ممنوع ميكند از جلوگيري از واردات، اين قانون را اصلاح كنند؛ جوري باشد كه مديريت بشود. بايد توليد ملي بالا برود».(2)
سرمايه گذاري براي آموزش و تربيت نيروي انساني
«... براي يك كشور، نيروي انساني همه چيز است. ما اگر نيروي انساني نداشته باشيم، هيچ چيزي نداريم. چند سال قبل از اين، روي بعضي از كشورهايي كه سالها پيش از ما انقلاب كردند و توفيق هايي هم در عرصههاي اقتصادي و صنعتي و فني و امثال اينها به دست آوردند، مطالعهاي ميكردم. ديدم اينها در اوايل انقلاب، بيشترين تكيه و برنامهريزي را روي تربيت نيروي انساني گذاشتهاند؛ به طوري كه بعضي از اين كشورها، همين الان نيروي انساني كارآمد و ماهر صادر ميكنند. يعني نه اينكه كشور خودشان از وجود چنين نيروي انسانييي سرريز شده و بينياز گرديده است؛ نه، كشور آنها از جهات ديگر آماده قبول اين همه متخصص نيست و وضع اقتصاديشان طوري نيست كه بتواند اين همه متخصص را مصرف كند؛ اين است كه به كشورها صادر ميكنند. همين نيروي انساني است كه آنها را عليرغم نداشتن درآمدهاي كلاني مثل نفت و مانند آن ـ كه بحمدالله ما از آن برخوردار هستيم ـ به سطوح خوب رسانده است.
اين قسمت را از اين جهت مطرح كردم كه اگر ما امروز بودجه ارزي و يا ريالي را به كار فرهنگي متوجه ميكنيم، بايد توجه نماييم كه اگرچه ممكن است در كوتاه مدت، اين بودجه به درد كارهاي اقتصادي و گردش امور اقتصادي كشور ما نخورد، اما در اندكي بعد از كوتاه مدت ـ نه اينكه در بلند مدت زياد ـ عايديش فورا به خود ما برميگردد.. ما بايد به تربيت نيروي انساني توجه كنيم».(3)
«درباره معلمان هم توجه شود كه كاري كه بر دوش معلم است، يكي از بزرگترين كارهايي است كه
بشر ميتواند انجام دهد. توليد او مهمترين توليد است؛ توليد انسان فرزانه و آگاه و كارآمد».(1)
«از ابعاد مختلف، كارهاي گوناگوني بايد انجام بگيرد: مسئله تقويت مهارت ها در محيط كار، مسئله نگرشهاي درست مديريتي، مسئله توانمندسازي نيروي كار، مسئله ايجاد احساس امنيت؛ هم براي كارگر، هم براي سرمايهگذار ـ يعني برنامهها، قوانين و مقررات بايد جوري باشد كه هم كارگر احساس امنيت كند و خاطرجمع باشد، هم سرمايهگذار احساس امنيت كند».(2)
«در درون خودتان، مديران لايق، اشخاص برجسته، دستهاي كارآمد و مغزهاي فعال تربيت كنيد. اين كشور، هنوز سالهاي متمادي به خدمات شما و به كار و تلاش مخلصانهتان احتياج دارد. در اين دوراني كه دشمنان انقلاب، كمين گرفتهاند تا شايد بتوانند از برخي از مشكلات اقتصادي يا تعطيل بعضي از كارها، احيانا نقطه ضعفي براي نظام، يا براي دولت و مسئولين دلسوز خدمتگزار درست كنند، وظيفه همه و به خصوص شماست كه تلاش خودتان را مضاعف كنيد تا بتوانيد با كار سازنده، مشكلات مردم را كم و به پيشرفت كشور كمك نماييد».(3)
مديريت منابع ارزي
«مسئله منابع ارزي هم مسئلهي مهمي است؛ كه خب، حالا آقايان توجه داريد. روي اين مسئله دقت كنيد، خيلي بايد كار كنيد. واقعاً بايد منابع ارزي را درست مديريت كرد. حالا اشاره شد به ارز پايه؛ در اين زمينه هم حرفهاي گوناگوني از دولت صادر شد. يعني در روزنامهها از قول يك مسئول، يك جور گفته شد؛ فردا يا دو روز بعد، يك جور ديگر گفته شد. نگذاريد اين اتفاق بيفتد. واقعاً يك تصميم قاطع گرفته شود، روي آن تصميم پافشاري شود و مسئله را دنبال كنيد. به هر حال منابع ارزي بايد مديريت دقيق بشود».(4)
بنيان گذاري اقتصاد دانش بنيان
«يك مسئله ديگر در سرفصل اقتصاد مقاومتي، اقتصاد دانشبنيان است. بعضي از كساني كه در باب شركتهاي دانشبنيان فعال بودند، ماه رمضان اينجا آمدند و صحبتهائي كردند. خب، خوشبختانه انسان ميبيند كارهاي خوبي انجام دادهاند. اين بخش شركتهاي دانشبنيان و فعاليتهاي اقتصادي دانشبنيان خيلي جادهي باز و اميدبخشي است. البته آنها گلايه هائي هم داشتند. به نظر من دوستان مسئول در دولت كه كارشان به اين بخش ارتباط پيدا ميكند - چه وزارت صنعت و معدن و تجارت، چه وزات علوم - به اين مسئلهي شركتهاي دانشبنيان بپردازند و گلايه هاشان را بشنوند و آنها را برطرف كنند. زمينه ي بسيار خوبي است. ما استعدادهاي برجستهاي داريم كه ميتوانند در اين مورد
1) بيانات در ديدار معلمان و كارگران 12/02/1383.
2) بيانات در اجتماع كارگران كارخانجات توليدي داروپخش پس از بازديد از كارخانجات توليدي داروپخش؛ در آستانه روز جهاني كارگر 01/02/1391.
3) بيانات در ديدار جمعي از جهادگران جهاد سازندگي15 /07/1377
4) بيانات در ديدار رئيس جمهوري و اعضاي هيئت دولت، 2/6/1391.
كمك كنند».(1)
«اگر ما انشاءالله بتوانيم بنيانگذاري كارهاي اقتصادي بر پايهي دانش را پيش ببريم و به وجه غالب اقتصاد كشور تبديل كنيم، اين نه تنها به كشور قدرت اقتصادي خواهد داد، بلكه قدرت سياسي هم خواهد داد، قدرت فرهنگي هم خواهد داد. وقتي يك كشوري احساس كرد كه با علم خود، با دانش خود ميتواند زندگي خود را و ملت خود را اداره كند و به ديگر ملتها خدمت برساند، احساس هويت ميكند، احساس شخصيت ميكند؛ اين درست همان چيزي است كه ملتهاي مسلمان امروز به آن احتياج دارند».(2)
حفظ شور و نشاط
«دو سه نكته پيرامون مسئلهي نشاط عمومي جوانها بايد عرض كنيم. نكتهي اول اين است كه اين شور و نشاط را بايد حفظ كرد؛ نبايد گذاشت و اجازه داد كه عوامل گوناگون و مؤثرات گوناگون، اين شور و نشاط همگاني را ضعيف كند يا از بين ببرد. مطمئناً يك نقطهي مورد نظر دشمنان پيشرفت اين كشور اين است كه به ملت ما حالت خمودگي بدهند؛ يعني همين شور و نشاط را خاموش كنند، اين شعله را فروبنشانند. نبايد تسليم اين خواست مغرضانه و خصمانهي دشمنان شد».(3)
ايجاد يك تمدن نوين اسلامي
«ما اگر پيشرفت همهجانبه را به معناي تمدنسازي نوين اسلامي بگيريم - بالاخره يك مصداق عيني و خارجي براي پيشرفت با مفهوم اسلامي وجود دارد؛ اين جور بگوئيم كه هدف ملت ايران و هدف انقلاب اسلامي، ايجاد يك تمدن نوين اسلامي است؛ اين محاسبهي درستي است - اين تمدن نوين دو بخش دارد: يك بخش، بخش ابزاري است؛ يك بخش ديگر، بخش متني و اصلي و اساسي است. به هر دو بخش بايد رسيد.
آن بخش ابزاري چيست؟ بخش ابزاري عبارت است از همين ارزشهائي كه ما امروز به عنوان پيشرفت كشور مطرح ميكنيم: علم، اختراع، صنعت، سياست، اقتصاد، اقتدار سياسي و نظامي، اعتبار بينالمللي، تبليغ و ابزارهاي تبليغ؛ اينها همه بخش ابزاري تمدن است؛ وسيله است. البته ما در اين بخش در كشور پيشرفت خوبي داشتهايم. كارهاي زياد و خوبي شده است؛ هم در زمينهي سياست، هم در زمينهي مسائل علمي، هم در زمينهي مسائل اجتماعي، هم در زمينهي اختراعات - كه شما حالا اينجا نمونهاش را ملاحظه كرديد و اين جوان عزيز براي ما شرح دادند - و از اين قبيل، الي ماشاءاللّه در سرتاسر كشور انجام گرفته است. در بخش ابزاري، عليرغم فشارها و تهديدها و تحريمها و اين چيزها، پيشرفت كشور خوب بوده است.
اما بخش حقيقي، آن چيزهائي است كه متن زندگي ما را تشكيل ميدهد؛ كه همان سبك زندگي است كه عرض كرديم. اين، بخش حقيقي و اصلي تمدن است؛ مثل مسئلهي خانواده، سبك ازدواج، نوع مسكن، نوع لباس، الگوي مصرف، نوع خوراك، نوع آشپزي، تفريحات، مسئلهي خط، مسئله ي
زبان، مسئلهي كسب و كار، رفتار ما در محل كار، رفتار ما در دانشگاه، رفتار ما در مدرسه، رفتار ما در فعاليت سياسي، رفتار ما در ورزش، رفتار ما در رسانهاي كه در اختيار ماست، رفتار ما با پدر و مادر، رفتار ما با همسر، رفتار ما با فرزند، رفتار ما با رئيس، رفتار ما با مرئوس، رفتار ما با پليس، رفتار ما با مأمور دولت، سفرهاي ما، نظافت و طهارت ما، رفتار ما با دوست، رفتار ما با دشمن، رفتار ما با بيگانه؛ اينها آن بخشهاي اصلي تمدن است، كه متن زندگي انسان است.
تمدن نوين اسلامي - آن چيزي كه ما ميخواهيم عرضه كنيم - در بخش اصلي، از اين چيزها تشكيل ميشود؛ اينها متن زندگي است؛ اين همان چيزي است كه در اصطلاح اسلامي به آن ميگويند: عقل معاش. عقل معاش، فقط به معناي پول در آوردن و پول خرج كردن نيست، كه چگونه پول در بياوريم، چگونه پول خرج كنيم؛ نه، همهي اين عرصهي وسيعي كه گفته شد، جزو عقل معاش است. در كتب حديثيِ اصيل و مهم ما ابوابي وجود دارد به نام «كتابالعشرة»؛ آن كتابالعشرة دربارهي همين چيزهاست. در خود قرآن كريم آيات فراواني وجود دارد كه ناظر به اين چيزهاست.
خب، ميشود اين بخش را به منزلهي بخش نرمافزاري تمدن به حساب آورد؛ و آن بخش اول را، بخشهاي سختافزاري به حساب آورد. اگر ما در اين بخشي كه متن زندگي است، پيشرفت نكنيم، همهي پيشرفتهائي كه در بخش اول كرديم، نميتواند ما را رستگار كند؛ نميتواند به ما امنيت و آرامش رواني ببخشد؛ همچنان كه ميبينيد در دنياي غرب نتوانسته».(1)
نظارت در كنار برنامههاي حمايتي
«البته نظارت دولت هم در اين زمينه خيلي مهم است؛ يعني در قبال حمايتي كه دولت ميكند، بايد نظارت هم بكند. تسهيلات داده بشود، آن مقداري كه سهم توليد است؛ ليكن مراقبت بشود كه همان افرادي كه اشاره كردم ـ يعني سوءاستفاده كنندگان و فرصتطلبان ـ از اين تسهيلات براي يك كار ديگر استفاده نكنند؛ كه اين اتفاق افتاده و اطلاع داريم، موارد گوناگونش گزارش شده. بايد با اين موارد برخورد قاطع انجام بگيرد تا توليد كننده سالم، صادق، علاقهمند به كار و مشتاق توليد بتواند كار خودش را انجام بدهد».(2)
جلوگيري ازتغييرهاي بيمورد در قوانين
«حركت بر اساس برنامه، يكي از كارهاي اساسي است. تصميمهاي خلقالساعه و تغيير مقررات، جزو ضربههايي است كه به «اقتصاد مقاومتي» وارد ميشود و به مقاومت ملت ضربه ميزند. اين را، هم دولت محترم، هم مجلس محترم بايد توجه داشته باشند؛ نگذارند سياستهاي اقتصادي كشور در هر زماني دچار تذبذب و تغييرهاي بيمورد شود».(3)
برطرف كردن قوانين مزاحم در امر توليد
«ببينيد در كدام نقطه از مجموعه مقررات كشور مزاحم با توليد وجود دارد، آن را علاج كنيد. البته اين
كار نگاه كلان و ديد وسيع اقتصادي لازم دارد كه مجموع بخشها ـ وزارت اقتصاد و دارايي، بانك مركزي، وزارتخانههاي صنايع، كشاورزي، بازرگاني و... ـ كه شريك در امر تركيب و ساماندهي اقتصادي كشور هستند، با همديگر روي اين مسئله فكر كنند و ببينند كجا گيرهايي وجود دارد كه مانع توليد ـ چه توليد صنعتي و چه توليد كشاورزي، علمي و آن چه مربوط به وزارت علوم و آموزش و پرورش و كارهاي تحقيقاتي و پژوهش ها ميشود ـ است. امروز حقيقتاً زمينه توليد در كشور وجود دارد و ما مديران، متخصصان و فنآوران خوب و استعدادهاي درخشان و بالا و دلهاي گرم داريم».(1)
«براي اين كه توليد ملي شكل بگيرد و اقتصاد داخلي استحكام و پايداري خودش را پيدا كند، همه بايد تلاش كنند؛ مسئولان هم در درجه اول بايد تلاش كنند؛ چه در قوه مجريه، چه در قوه مقننه و چه در قوه قضاييه. گاهي كار ممكن است به قوه قضاييه منتهي شود. جريان سالم و مورد توجه و دقت در اقتصاد كشور و در كار و توليد و سرمايهگذاري كشور، احتياج دارد به مراقبت همه قوا با يكديگر».(2)
ايجاد تعادل بين صادرات و واردات
«مسئله ديگر هم مسئله صادرات است. البته دولت وظيفه دارد به صادرات و صادركننده كمك كند. خوشبختانه ـ همان طور كه يكي از آقايان گزارش دادند ـ صادرات غيرنفتي رشد خيلي خوبي داشته؛ بعد از اين هم رشد بيشتري خواهد داشت؛ انتظار هم داريم كه در آينده بتواند رشد متناسب خودش را داشته باشد؛ به طوري كه معادله صادرات و واردات حتماً مثبت باشد. ما بايد به اينجا برسيم و بتوانيم خودمان را از درآمد نفت واقعاً بينياز كنيم. يكي از بزرگترين بليات اقتصاد ما، و نه فقط اقتصاد ما، بلكه بليات عمومي كشور، وابستگي ما به درآمد نفت است».(3)
توليدبراساس مصلحت ،نياز و امكانات جامعه
«ما بايد از لحاظ اقتصادي هم خودمان را بهطور كامل از زير نفوذ قدرتها خارج كنيم. يعني ملت ما بايد بتواند بنابر تشخيص و مصلحت خود، آن صنعت و كالا و متاعي را كه احتياج دارد، در داخل كشور و با استفاده از منابع و امكانات موجود توليد كند. البته، امروز ما هنوز براي اين كار مشكلاتي داريم و ملت به آن حد نرسيده است كه بتواند تمام نيازهاي خود را در داخل برآورده كند؛ زيرا در گذشته همه چيز اين ملت به گونهاي بنا شده بود كه به همان قدرتها وابسته باشد. صنعت دقيق ما كه جاي خود دارد، حتي كشاورزي ما را وابسته كردند و بيگانگان و قدرتهاي حاكم و رژيم منحط پهلوي و قبليها، كاري كردند كه كشاورزي ما با پيشرفتهاي علمي دنيا ناآشنا باشد».(4)
مديريت كيفيت در توليد كالا
«ارسال جنس نامرغوب، جنس بد، بستهبندي نامطلوب، تأخير در رساندن، اينها بد است. آن
1) بيانات در ديدار اعضاي هيأت دولت 05/06/1382
2) بيانات در اجتماع كارگران كارخانجات توليدي داروپخش پس از بازديد از كارخانجات توليدي داروپخش؛ در آستانه روز جهاني كارگر 01/02/1391.
3) بيانات در ديدار فعالان بخشهاي اقتصادي كشور 26/5/1390.
4) سخنراني در ديدار با ائمه جمعه، روحانيون، مسئولان و اقشار مختلف مردم 01/09/1368.
شركتهايي در دنيا موفقند كه صد سال است، صد و پنجاه سال است دارند محصول توليد ميكنند و توانستهاند مشتري را راضي نگه دارند».(1)
«آن چه كه من به جامعه كارگري سفارش ميكنم، اتقان و محكمكاري است. اين حديث را من مكرر خواندهام كه فرمود: «رحم الله امرء عمل عملا فأتقنه». پيغمبر ميفرمايد: كار را محكم بايد انجام داد، درست بايد انجام داد؛ رحمت خدا بر چنين كسي.
ما بايد كاري كنيم كه كالاي ايراني به عنوان يك كالاي محكم، مطلوب، زيبا، همراه با سليقه و بادوام در ذهن مصرف كننده ايراني و غير ايراني باقي بماند ».(2)
«البته اين طرف قضيه هم اين است كه كالاي ساخت داخل بايد قانعكننده باشد؛ بايد دوامش، استحكامش، مرغوبيتش جوري باشد كه مشتري را قانع كند؛ اين هر دو در كنار هم، يك كار لازم و واجبي است».(3)
«محصول داخلي را بايد مرغوب، باكيفيت و بادوام توليد كنيم. تا آنجايي كه بتوانيم، بايد قيمت تمامشده را ارزان تمام كنيم. اين كار، همكاري همه را ميطلبد. بخشهاي گوناگون دولتي بايد در اين زمينه همكاري كنند ـ چه بخشهاي پولي و مالي، چه بخشهاي ديگر اقتصادي ـ مجلس هم بايد همكاري كند، تا بتوانند اين قضيه را در كشور ما تحقق ببخشند».(4)
«كارگران و عناصر فني، كيفيت صنعتي را تا آنجا كه به دقت و دلسوزي در كار مربوط است، بالا برده، با روح ابتكار و اعتماد به نفس، نياز كشور به محصولات و دانش فني بيگانگان را كاهش دهند و پايههاي صنعت اصيل و ملي را استوار سازند و موجب شوند كه مصرف كنندگان به محصولات داخلي اطمينان و علاقه پيدا كنند. همچنين راه به سمت صنعت پيشرفته و پيچيده را باز كنند و نشان دهند كه استعداد و ابتكار ايراني قادر است كشور را ـ حتي در صنايع پيشرفته ـ از ديگران بينياز سازد».(5)
صادرات محصولات ممتاز باغي وكشاورزي در مقابل واردات
«در مسئله واردات، بالخصوص اشاره كنم به بخش كشاورزي. به اعتقاد من واردات محصولات كشاورزي خيلي توجيه قويتري ميخواهد از آنچه كه امروز انسان مشاهده ميكند. ما در بخش كشاورزي توليدات ممتازي داريم. يكي از آقايان، اينجا درباره توليدات باغي گزارش دادند. كشور ما در اين زمينه، از لحاظ كيفيت، جزو ممتازان دنياست. ما بايد بتوانيم توليداتمان را افزايش بدهيم. اين محصولات باغي و محصولات زراعي را صادر كنيم تا دنيا ببينند در ايران چه خبر است؛ نه اينكه مثلاً از آمريكاي لاتين و از اينجا و آنجا مشابه آنها را كه از لحاظ كيفيت هم خيلي پايينترند، وارد
1) بيانات در ديدار فعالان بخشهاي اقتصادي كشور 26/5/1390.
2) بيانات در ديدار هزاران نفر از كارگران سراسركشور 7/2/1390.
3) بيانات در ديدار هزاران نفر از كارگران سراسركشور 7/2/1390.
4) بيانات در حرم رضوي در آغاز سال ۹۱ 01/01/1391.
5) پيام به ملت شريف ايران، در پايان چهلمين روز ارتحال حضرت امام خميني ره) 23/04/1368.
كنيم. غرض، در اين مسئله واردات، من اين تأكيد را دارم».(1)
حمايت مالي مناسب از توليد
«خوشبختانه «صندوق توسعه اقتصادي» در سياستها تصويب شد؛ مجلس شوراي اسلامي آن را قانون كرد. امروز يك ذخيره باارزشي در اختيار مسئولان هست؛ ميتوانند اين را در اختيار توليد ملي بگذارند. بايد كار را تسهيل كنند؛ مجلس هم بايد همكاري كند، دولت هم بايد همت كند؛ بتوانند به توليد ملي رونق بدهند».(2)
استفاده حداكثري از زمان
«استفاده حداكثري از زمان و منابع و امكانات. از زمان بايد حداكثر استفاده بشود. طرحهايي كه سالهاي متمادي طول ميكشيد، امروز خوشبختانه با فاصله كمتري انسان ميبيند كه فلان كارخانه در ظرف دو سال، در ظرف هجده ماه به بهرهبرداري رسيد. بايد اين را در كشور تقويت كرد».(3)
ارتقاء مديريتها
«البته اين سرمايهگذاريها بايد با ارتقاء مديريت هم همراه باشد؛ من اين را به خصوص به مسئولان محترم دولتي تأكيد ميكنم. اگر ما منابع مالي را افزايش هم بدهيم، توزيع هم بكنيم، سرريز هم بكنيم، پخش هم بكنيم، اما ارتقاء مديريت در اين بخش وجود نداشته باشد، منابع مالي هدر خواهد رفت. در دانشگاهها، در مجموعه علمي كشور، در همين بخش معاونت علمي رييس جمهور، ارتقاء مديريت لازم است. اين مراكز دولتياي كه با مسئله علم و دانشگاه ارتباط پيدا ميكند، حتماً بايد ارتقاء مديريتي پيدا كند و البته سرمايهگذاري هم بكند».(4)
دميدن روح تازه به نهضت علمي كشور
«لزوم دميدن روح تازه به نهضت علمي عميق و سريع است. حركت خوب است ـ قبلاً هم عرض كردم ـ ليكن بايد يك روح تازهاي دميده شود. بخش مهمي از ظرفيت دانشگاهي كشور ما هنوز درگير پيشرفت علمي نيستند. همه ظرفيت دانشگاهي بايد درگير بحث پيشرفت علم بشود».(5)
دخالت دادن دانشگاه در حل مسائل علمي كشور
«يك نكته ديگر هم كه به نظرم مهم است، دخالت دادن دانشگاهها در حل مسائل علمي كشور است. خب، امروز شما ببينيد از رشتههاي مختلف علمي، اساتيد محترمي اينجا صحبت كردند. در هر رشتهاي، آدم يك كلمه حرف نو مي شنود؛ اين خيلي قابل اهتمام است. دستگاههاي مديريتي كشور چقدر مي توانند از دانشگاهها، از محصولات و نتائج ذهني و فكري نخبگان كشور استفاده كنند.
برخورد شكلي و تشريفاتي كافي نيست؛ بايد تعامل، تعامل حقيقي باشد. بايد جوري باشد كه مقالات علمي ما متوجه به نيازهاي كشور باشد».(1)
«يك مسئله هم مسئله مقالات علمي است. خوشبختانه مقالات از لحاظ كمّي، و در مواردي از لحاظ كيفي، پيشرفت خيلي خوبي داشته؛ منتها يك نكته مهمي وجود دارد كه من چند بار تا حالا مطرح كردم و خوشبختانه ديدم امروز هم در حرفهاي بعضي از دوستان همين نكته تكرار ميشود، و آن اين است كه توليد مقاله هدف نيست. اولاً كيفيت مقاله مهم است. از اين مهمتر، جهت مقاله است؛ اين مقاله را براي چه مي نويسيم؟ اين افزايش تعداد مقالات بايد خودش را در بازار كار ما و توليد ما و زندگي واقعي ما نشان بدهد. مقاله بايد بر طبق نياز كشور نوشته بشود؛ اين خيلي مهم است. بنابراين هم مسئله كيفيت مقالههاست كه مهم است، هم اينكه مقاله بايد براي رفع يك نيازي در كشور تهيه بشود».(2)
زير فصل ها
پايبندي به قانون اساسي و خط امام
تعيين مرزها با دشمن
حفظ كرامت انساني
استفاده از منطق و استدلال در رقابتهاي انتخاباتي
رعايت تقواي سياسي
رعايت انصاف
پرهيز از دادن وعدههاي غير عملي
پايبندي به منافع و امنيت ملي و پرهيز از تخريب ديگران
حركت در خط امام
حضور در انتخابات
تحقيق و تفحص در انتخاب اصلح
پايبندي به قانون اساسي
هوشياري در برابر توطئه ها
احساس مسئوليت و تكليف
اتحاد
اجتناب از خطاي در تحليل
آراستگي به فضايل اخلاقي و اخلاق اجتماعي
حفظ آرامش سياسي
تاكيد بر مردم سالاري ديني
رقابت سالم
اجتناب از نگاه ابزاري به انتخابات
اجتناب از تخريب اذهان
كانديداي اصلح
پاسخگويي مسئولان
تبيين وقايع و عمل به قانون توسط نخبگان
اجتناب از خوابآلودگي سياسي
پايبندي برگفتمان و اصول نظام اسلامي
نظام سازي بر اساس فقه شيعه
پايبندي به قانون اساسي و خط امام
«آن كساني كه نظام، اسلام، قانون اساسي و امام را قبول دارند، بايد به ميدان رقابت بيايند؛ منتها رقابت سالم و نه رقابت لجوجانه و عنادآميز».(3)
«در مسئلهي انتخابات و غير انتخابات، همه بايد تسليم رأي قانون باشند؛ در مقابل قانون تمكين كنند. آن حوادثي كه در سال 88 پيش آمد ــ كه براي كشور ضرر داشت و ضايعهآفرين بود ــ همه از همين ناشي شد كه كساني نخواستند به قانون تمكين كنند؛ نخواستند به رأي مردم تمكين كنند».(4)
تعيين مرزها با دشمن
«انتخابات مال ملت ايران است، مال جمهوري اسلامي است، مال اسلام است؛ مرزهاشان را با دشمن مشخص و متمايز كنند. من بارها به بعضي از افراد سياسي كه فعاليت هائي دارند و گاهي يك مخالفخوانيهائي ميكنند، تذكر دادهام، نصيحت كردهام؛ گفتهام مواظب باشيد مرزهاي ميان شما و دشمن كمرنگ نشود؛ پاك نشود. مرز وقتي كمرنگ شد، احتمال اين كه كساني از اين مرز عبور كنند يا دشمن از اين مرز عبور كند و بيايد اين طرف يا دوست و خودي غافل شود و از مرز عبور كند و برود به دامن دشمن، زياد خواهد بود. مرزها را روشن كنيد؛ مشخص كنيد ».(5)
حفظ كرامت انساني
«در انتخابات با كرامت رفتار كنند همه؛ چه آنهائي كه نامزد ميشوند، چه آنهائي كه طرفدار آنهايند، چه آنهائي كه مخالف با بعضي از نامزدها هستند. جناحهاي مختلف كشور، بداخلاقي و بدگوئي و اهانت وتهمت و اين حرفها را مطلقاً راه ندهند. اين از آن چيزهائي است كه اگر پيش بيايد، دشمن از او خوشحال ميشود.»(1)
استفاده از منطق و استدلال در رقابتهاي انتخاباتي
«يكي از خصوصيات اميرالمؤمنين در ممشاي سياسياش اين بود كه با دشمنان خود و مخالفان خود با استدلال حرف ميزد و استدلال ميكرد». (2)
«در مردمسالاري اسلامي، گفتگو با عربدهكشي و چاقوكشي در بعضي از دمكراسيها تفاوت دارد. اينجا گفتگو ميكنند؛ به قول امام، مثل مباحثههاي طلبگي. در مجلس و جاهاي ديگر مباحثه كنند، حتّي بر سر مسألهاي دعوا كنند؛ اما كينه از هم به دل نگيرند؛ بعد هم پهلوي همديگر بنشينند و با هم صحبت كنند. نگذارند اختلافنظر به تنازع برسد. اين تنازع موجب فشل و ضعف قوا خواهد شد. دروغ، اهانت، دستگاهها يكديگر را متّهم كردن، شايعهپراكني، افتراء به رقيب، تحريك عصبيّتهاي گوناگون؛ اينها هيچكدام با انتخابات اسلامي سازگار نيست. اين خطاب به همهي جناحهاست؛ خطاب به اشخاص يا جناح معيّني نيست؛ اين وظيفهي همهي ماست. همهي جناحها بايد اين چيزها را رعايت كنند. همه هم در چارچوب قانون حركت كنند».(3)
رعايت تقواي سياسي
«اين سلوك سياسي اميرالمؤمنين است. وقتي نگاه ميكنيم، ميبينيم كه اين سلوك سياسي عيناً با رفتار معنوي آن بزرگوار، همخوان و قابل تطبيق است. و اميرالمؤمنين در همه جا، همان علي بن ابيطالبِ برجستهي ممتازي است كه دنيا نظير او را نديده است.پايهي همهي خيرات در جامعه، تقواست. تقواي فردي؛ يعني هر كس بين خود و خدا سعي كند از جادهي صلاح و حق تخطي نكند و پا را كج نگذارد. تقواي سياسي؛ يعني هر كس كه در كار سياست است، سعي كند با مسائل سياسي صادقانه و دردمندانه و از روي دلسوزي برخورد كند. سياست به معناي پشت هم اندازي و فريب و دروغ گفتن به افكار عمومي مردم، مطلوب اسلام نيست. سياست يعني ادارهي درست جامعه؛ اين جزو دين است. تقواي سياسي، يعني انسان در ميدان سياست، صادقانه عمل كند».(4)
«تقواي خدا به اين است كه فريب دشمن را نخوريم و تسليم تحميل دشمن نشويم. دشمن
ميخواهد بين ما اختلاف بيندازد. دشمن آرزو ميكند كه بين مسؤولان اختلاف باشد. دشمن آرزو ميكند كه در ايران جنگ داخلي باشد. دشمن نميتواند ببيند كه جمهوري اسلامي توانسته است اين كشور را امن و آرام نگه دارد. در هرجايي و به هر بهانه اي، چه جهالت كسي يا كساني، چه غرضورزي كسي يا كساني، اگر ماجرايي درست كند كه امنيت را به هم بزند، دشمن خوشحال ميشود».(1)
«در اين سياستورزي، اميرالمؤمنين يكي از خصوصياتش اين است: از مكر و فريب دور است. در يك جملهاي از حضرت نقل شده كه: «لو لا التّقي لكنت ادهي العرب»؛ اگر تقوا دست و پاي مرا نميبست، از همهي آحاد و مكاران عرب، مكر و حيله را بهتر بلد بودم. يك جاي ديگر در مقام مقايسهي معاويه با خودش - چون معاويه به دهاء و مكر در حكومت معروف بود - به حسب آنچه كه نقل شده، فرمود: «واللَّه ما معاوية بأدهي منّي»؛ معاويه از من زرنگتر نيست. منتها علي چه كند؟ وقتي بناي بر رعايت تقوا و رعايت اخلاق دارد، دست و زبانش بسته است. روش اميرالمؤمنين اين است. تقوا كه نبود، دست و زبان انسان باز است، ميتواند همه چيز بگويد، خلاف واقع ميتواند بگويد، تهمت ميتواند بزند، دروغ به مردم ميتواند بگويد، نقض تعهدات ميتواند بكند، دلبستگي به دشمنانِ صراط مستقيم ميتواند پيدا كند. وقتي تقوا نبود، اينجوري است. اميرالمؤمنين ميفرمايد: من سياست را با تقوا انتخاب كردم، با تقوا اختيار كردم؛ اين است كه در روش اميرالمؤمنين، مكاري و حيلهگري و كارهاي كثيف و اين چيزها وجود ندارد؛ پاكيزه است».(2)
رعايت انصاف
«رقابت ها را منصفانه كنند، حرفها را منصفانه كنند، از جادهي انصاف خارج نشوند. خوب، به طور طبيعي هر نامزدي حرفي دارد و حرف مقابل خود را رد ميكند؛ اين رد و ايراد في نفسه اشكالي ندارد؛ اما مشروط بر اينكه تويش بيانصافي نباشد، كتمان حقيقت نباشد. ميدان براي همه باز است؛ بيايند در ميدان انتخابات خود را بر مردم عرضه كنند. اختيار با مردم است؛ مردم هر جوري كه فهميدند، تشخيص دادند، هشياري آنها به آنها كمك كرد، انشاءاللَّه همان جور عمل خواهند كرد».(3)
«يكي از خصوصيات سياستورزي اميرالمؤمنين اين بود كه براي پيروز شدن، به ظلم و به دروغ و به كارهاي ظالمانه متوسل نمي شد».(4)
«يكي از خصوصيات ديگر اميرالمؤمنين اين است كه رفتارش با مخالفان و معارضان يك جور نيست؛ همه را به يك چوب نمي راند. اميرالمؤمنين فرق مي گذارد بين افرادي و جريانهائي، با افرادي و جريانهاي ديگري».(5)
پرهيز از دادن وعده هاي غير عملي
«مردم توجه بايد داشته باشند كه تبليغات رنگين و متنوع ملاك نيست؛ وعدههاي غير عملي ملاك نيست... وعدههاي غير عملي دادن، وعدههاي بزرگ دادن، اينها ملاك نيست؛ بايد مردم توجه كنند؛ گاهي علامت منفي هم هست».(1)
«من از نامزدهاي انتخاباتي خواهش ميكنم در تبليغات، حرفهاي واقعي بزنند و كارهايي كه ميتوانند انجام دهند و آنچه واقعاً عقيدهشان هست، آن را به مردم بگويند. مردم را آزاد بگذارند تا هركس را خواستند، انتخاب كنند».(2)
«رقابت اين نيست كه كساني بيايند براي جلب نظر مردم، وعدههاي خلاف قانون اساسي، خلاف قوانين عادي بدهند؛ اينها نبايد باشد».(3)
پايبندي به منافع و امنيت ملي و پرهيز از تخريب ديگران
«همهي نامزدهاي انتخابات و همهي هوادارانشان، خودشان را در مقابل توطئهي احتمالي دشمن مسئول امنيت بدانند. انتخابات را متهم نكنند؛ كسي آب به آسياب دشمن نريزد؛ در تبليغات، القاء فضاي اختلاف و نااميدي نشود، تا انشاءاللَّه انتخابات خوبي داشته باشيم».(4)
«جناح هاي مختلف، جريان هاي مختلف، گرايش هاي مختلف، با شوق و ذوق و علاقهمندي همهي عواملشان را بسيج كنند و انتخابات را به عنوان يك هدف عالي، هدف خوب، هدف شيرين مورد توجه قرار بدهند و به دعوا و جنجال و اهانت و پنجه به روي هم كشيدن قضايا را نكشانند. انتخابات را وسيلهاي بكنيد براي اينكه دشمنان را نااميد بكنيد و انشاءاللَّه اين انتخابات هم مثل بقيهي انتخاباتها مايهي عزت روزافزون اسلام باشد».(5)
«گروه هاي مختلف، جناح هاي مختلف، سياست ها و جهت گيري هاي مختلف، در مقابله با دشمن، بايد با هم باشند و كاري نكنند كه دشمن سوء استفاده كند. اختلاف سياسي مانعي ندارد؛ اختلاف نظر مانعي ندارد؛ مبارزات انتخاباتي به شكل سالم، مانعي ندارد؛ اما خراب كردن يكديگر، خراب كردن چهره ي كشور اشكال دارد».(6)
«خراب كردن ذهن مردم و چهرهي مسؤولين دلسوز، اشكال دارد. ايجاد سؤال و ابهام در ذهن مردم، اشكال دارد. با وحدت و يكپارچگي، «كأنهم بنيان مرصوص»، مثل يك دژ پولادين، در
مقابل دشمن بايستيد».(1)
«انتخابات يك عرصهي ظهور و بروز وحدت ما، عقلانيت ما، شعور ملي ما ميتواند قرار بگيرد. بعضي خيال ميكنند انتخابات، زمزمههاي انتخابات، فضاي انتخاباتي، مايهي اختلاف است؛ نه، ميتواند مايهي اتحاد باشد؛ ميتواند تشجيع كنندهي به سرعت عمل و پيشرفت باشد؛ با رقابت مثبت... در همين انتخابات اگر بد عمل بكنيم، به هم بد بگوئيم، با هم كينهورزي كنيم، به يكديگر تهمت بزنيم، برخلاف قوانين و مقررات رفتار كنيم، ميتواند وسيلهي سقوط و ضعف و انحطاط باشد؛ دست خود ماست؛ امتحان الهي است».(2)
«انتخابات كه مظهر حضور مردم است، مظهر مردمسالاري ديني است، بايد پشتوانهي امنيت ما باشد. نبايد اجازه داد كه اين چيزي كه ذخيرهي امنيت است، پشتوانهي امنيت است، به امنيت ما صدمه وارد كند. ديديد، حس كرديد، از نزديك لمس كرديد آن وقتي را كه دشمنان ميخواهند از انتخابات عليه امنيت كشور سوء استفاده كنند. بايد همه مراقب باشند، همه بهوش باشند. آحاد مردم، مسئولان گوناگون، منبرداران سياسي، كساني كه ميتوانند با مردم حرف بزنند، همه مراقب باشند، مواظب باشند؛ از انتخابات مانند يك نعمت الهي پاسداري كنند».(3)
حركت در خط امام
«اگر به نام عدالتخواهي و به نام انقلابي گري، اخلاق را زير پا بگذاريم، ضرر كردهايم؛ از خط امام منحرف شدهايم. اگر به نام انقلابيگري، به نام عدالتخواهي، به برادران خودمان، به مردم مؤمن، به كساني كه از لحاظ فكري با ما مخالفند، اما ميدانيم كه به اصل نظام اعتقاد دارند، به اسلام اعتقاد دارند، اهانت كرديم، آنها را مورد ايذاء و آزار قرار داديم، از خط امام منحرف شدهايم. اگر بخواهيم به نام انقلابيگري و رفتار انقلابي، امنيت را از بخشي از مردم جامعه و كشورمان سلب كنيم، از خط امام منحرف شدهايم. در كشور آراء و عقايد مختلفي وجود دارد. اگر چنانچه يك عنوان مجرمانهاي بر يك حركتي، بر يك حرفي منطبق شود، اين عنوان مجرمانه البته قابل تعقيب است؛ دستگاههاي موظف بايد تعقيب كنند و ميكنند؛ اما اگر عنوان مجرمانهاي نباشد، كسي است كه نمي خواهد براندازي كند، نمي خواهد خيانت كند، نمي خواهد دستور دشمن را در كشور اجرا كند، اما با سليقهي سياسي ما، با مذاق سياسي ما مخالف است، ما نميتوانيم امنيت را از او دريغ بداريم، عدالت را دريغ بداريم؛ «و لايجرمنّكم شنئان قوم علي الّا تعدلوا». قرآن به ما دستور ميدهد و ميگويد: مخالفت شما با يك قومي، موجب نشود كه عدالت را فرو بگذاريد و فراموش كنيد. «اعدلوا»؛ حتّي در مورد مخالف هم عدالت به خرج دهيد. «هو اقرب للتّقوي»؛ اين عدالت، نزديكتر به تقواست».(4)
«تقوا يعني لحظه به لحظه خود را پائيدن، خود را مواظبت كردن؛ انسان حواسش جمع باشد كه
چه كار دارد ميكند».(1)
«تقوا اين است كه ما مراقب حرفمان، مراقب كارمان، مراقب جهتگيريمان، مراقب رفتارمان باشيم. كوچكترين اعمال ما ثبت ميشود؛ «فمن يعمل مثقال ذرّة خيرا يره. و من يعمل مثقال ذرّة شرّا يره».(1) اعمال ما، گفتار ما، الفاظ ما همه ثبت ميشود؛ بعد ما را به سؤال و جواب ميكشند. دادگاه عدلي وجود دارد كه در آن دادگاه عدل بايد انسان جواب بدهد. زير جواب ميمانيم. تقوا يعني همين را رعايت كنيم، همين را مواظبت كنيم».(2)
حضور در انتخابات
«انتخابات در كشور ما مظهر «حماسه سياسي» است. آن چه كه عرض كردم كه وظيفه ما است و وظيفه قشرهاي گوناگون بود كه انجام دهيم، مظهر «حماسهي اقتصادي» بود. انتخابات، مظهر «حماسه سياسي» است؛ مظهر اقتدار نظام اسلامياست؛ مظهر آبروي نظام است. آبروي جمهوري اسلاميبه انتخابات و حضور مردم در پاي صندوقهاي رأي و تأثير يكايك مردم در انتخاب مديران كشور است. انتخابات مظهر ارادهي ملي است، نماد مردمسالاري اسلامياست. ما كه مسئلهي مردمسالاري اسلاميرا در مقابل دموكراسيِ ليبرال غربي مطرح كرديم، مظهر مردمسالاري اسلاميهمين حضور مردم در انتخابات است».(3)
«در انتخابات، دو تا مسئله از همه مهمتر است: مسئلهي اول، حضور مردم، شركت مردم ـ كه بايستي وسيع و گسترده باشد ... ».(4)
تحقيق و تفحص در انتخاب اصلح
«در نهايت، رأي مردم تعيين كننده است. آن چه كه اهميت دارد، تشخيص شما و رأي شما است. بايد خودتان تحقيق كنيد، ملاحظه كنيد، دقت كنيد، از انسانهاي مورد اعتمادتان بپرسيد، تا به اصلح برسيد و اصلح را انتخاب كنيد».(5)
پايبندي به قانون اساسي
«در مسئله انتخابات و غير انتخابات، همه بايد تسليم رأي قانون باشند؛ در مقابل قانون تمكين كنند. آن حوادثي كه در سال 88 پيش آمد ــ كه براي كشور ضرر داشت و ضايعهآفرين بود ــ همه از همين ناشي شد كه كساني نخواستند به قانون تمكين كنند؛ نخواستند به رأي مردم تمكين كنند. ممكن است رأي مردم برخلاف آن چيزي باشد كه منِ شخصي مايل به آن هستم؛ اما بايد تمكين كنم. آنچه كه اكثريت مردم، اغلبيت مردم آن را انتخاب كردند، بايد همه تمكين كنند؛ همه بايد زير
بار بروند. خوشبختانه سازوكارهاي قانوني براي رفع اشكال، رفع اشتباه، رفع شبهه وجود دارد؛ از اين راهكارهاي قانوني استفاده كنند».(1)
هوشياري در برابر توطئه ها
نامروز آمريكائيها از تجربه انگليسيها دارند استفاده مي كنند در ايجاد اختلاف مذهبي بين شيعه و سني. انگليسها متخصص دشمني انداختن بين گروههايند - از جمله بين شيعه و سني در دنياي اسلام - از چند صد سال قبل آنها اينكاره بودند. آمريكائيها دارند از تجربهي آنها استفاده مي كنند. مسئلهي فلسطين پيش ميآيد، مسئلهي مصر پيش ميآيد؛ به مجردي كه در مقابل حركت مردم قرار ميگيرند، به يك جوري، با يك ترفندي، با يك خدعهاي، فوراً مسئلهي مذهبي را مطرح مي كنند. همه بايد بيدار باشند؛ سني بيدار باشد، شيعه بيدار باشد، عالم مذهبي بيدار باشد، نخبهي دانشگاهي بيدار باشد، آحاد مردم بيدار باشند؛ بفهمند چه كار ميكنند، بفهمند توطئهي دشمن را و نقشهي دشمن را؛ به نقشهي دشمن كمك نكنند. اين كاري است كه امروز آنها دارند انجام مي دهند».(2)
احساس مسئوليت و تكليف
«يك نكته اساسي در اينجا وجود دارد كه همهي ما بايد به آن توجه كنيم - بنده بيشتر از شما به توجه به اين نكته احتياج دارم؛ همهي شما هم به اقتضاي مسئوليت، احتياج داريد - و آن، احساس تكليف است؛ اخلاص نيت و عمل براي خداست. اين اگر شد، همهي مشكلات حل خواهد شد، همهي راهها گشاده خواهد شد؛ اين اگر شد، رحمت الهي و كمك الهي شامل حال خواهد شد؛ «ان تتّقوا الله يجعل لكم فرقانا» - همين آياتي كه الان تلاوت كردند - اين اگر شد، توهّم غلطِ انهزام در مقابل دشمن و تسلط دشمن از بين خواهد رفت. توكل به خدا، ارتباط با خدا - كه ناشي از اين نيت خالص است - همهي مشكلات را حل ميكند».(3)
اتحاد
«امروز از جملهي مسائل مهمي كه ما در كشور به آن نياز داريم، اتحاد است. اتحاد به معناي همسان بودن فكرها نيست. خب، الحمدلله شماها همه در سطوح بالاي فكري و علمي هستيد؛ اينها براي شما، گفتن ندارد. ما احتياج داريم به اين كه به ما تذكر داده شود تا عمل كنيم؛ والّا خيلي از چيزها را ميدانيم. امروز بايد اتحاد وجود داشته باشد. دوئيت و اختلاف و تفرقه، مظهر ضعف و انحطاط و انهزام يك ملت است؛ بايد نگذاريد اين اتفاق بيفتد. اختلاف نظر هم وجود دارد، ابائي هم از گفتن اختلاف نظر نيست؛ بله، ما در اين قضيه با هم اختلاف نظر داريم، اما دستمان توي دست هم است».(4)
اجتناب از خطاي در تحليل
«سعي كنيم در تحليلهامان، در شناخت حوادث، دچار خطا و اشتباه نشويم. بدانيم كه آمريكا و صهيونيسم دشمنان امت اسلامياند؛ سردمداران رژيمهاي جبار، دشمنان امت اسلامياند. اگر ديديم در يك جائي آنها در يك جهت قرار گرفتند، بدانيم كه آن جهت، جهت باطلي است، جهت غلطي است؛ دچار خطاي در تحليل نشويم. آنها هرگز براي ملتهاي مسلمان دل نميسوزانند؛ هرچه بتوانند، تخريب ميكنند و در روندها اخلال ميكنند. امروز همين جنجالهائي كه آنها در واقع به راه مياندازند، اگرچه گاه از زبان بعضي افراد غافل هم تكرار ميشود؛ اختلافات مذهبي، اختلافات قومي، اختلافات نژادي و زباني؛ اينها را عمده ميكنند؛ در حالي كه در اسلام اينها نيست؛ «انّ اكرمكم عند اللّه اتقيكم»؛ همه يكي هستند، همه با هم برادرند. بايد همهي ما بيدار باشيم، بصير باشيم، چشمهامان را باز كنيم، دچار خطاي تحليل نشويم».(1)
آراستگي به فضايل اخلاقي و اخلاق اجتماعي
«يكي از چيزهائي كه ما در تعامل اجتماعي احتياج داريم، روحيه بردباري است؛ حلم. اين كه در اسلام و در اخلاق اسلامي اينقدر حلم ذكر شده، به اين خاطر است. نبود بردباري، بسياري از مشكلات را در سطوح پائين و سطوح فردي و سطوح اجتماعي به وجود ميآورد. اگر گروههاي سياسي ما هم حليمانه با هم برخورد كنند، كار بهتر خواهد شد. دستجات مختلفِ طرفدار اين و طرفدار آن، اگر با حلم با هم برخورد كنند، خيلي اوضاع بهتر خواهد شد. با حلم برخورد كردن، به معناي اغماض كردن از بديها و زشتيها نيست؛ به معناي بياعتنائي كردن به اصالت ها و ارزش هاي مورد اعتقادمان نيست؛ نوع برخورد، مورد نظر است؛ «ادع الي سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالّتي هي احسن».(1) مجادله با ديگري هم كه بر سر يك اعتقاد است، بر سر يك مسئلهي مهم اتفاق ميافتد، آن هم «بالّتي هي احسن» باشد».(2)
ما بايستي كاري كنيم كه اخلاق اسلامي در جامعه رائج شود. وقتي مي گوئيم انقلاب اسلامي، خب، اسلام يك بخشش اخلاق است. پس بايستي رسالت اخلاقي انقلاب در جامعه تحقق پيدا كند.
يك بخش هم مربوط به عقايد و باورهاست. اين عقايد و باورها بايد در عمق جان مردم ما رسوخ و نفوذ كند. همين عقايد است كه ما را به ميدان ميآورد و در ميدان نگه مي دارد. اين عقايد بايد روي رفتارهاي ما اثر بگذارد. جامعهي ما بايد جامعهي گناه نباشد. گناه بايد در جامعه روزبهروز كم شود. گناه موجب ميشود كه ما نتوانيم در مقابل دشمن بزرگ خودمان - كه شيطان انس و جن، دشمن ماست - مقاومت كنيم؛ « إِنَّ الَّذينَ تَوَلَّوا مِنكُم يَومَ التَقَي الجَمعانِ إِنَّمَا استَزَلَّهُمُ الشَّيطانُ بِبَعضِ ما كَسَبوا ۖ وَلَقَد عَفَا اللَّهُ عَنهُم ۗ إِنَّ اللَّهَ غَفورٌ حَليمٌ»..».(3)
«كساني كه در روز روبرو شدن دو جمعيت با يكديگر (در جنگ احد)، فرار كردند، شيطان آنها را بر اثر بعضي از گناهاني كه مرتكب شده بودند، به لغزش انداخت؛ و خداوند آنها را بخشيد. خداوند،
آمرزنده و بردبار است»..(1)
حفظ آرامش سياسي
«اين ثبات و آرامش را بايد قدر بدانيم. ملت قدر مي دانند. من كه به شما عرض ميكنم، در واقع خطابم به كساني است كه مي خواهند قدرنشناسي كنند در مقابل اين ثباتي كه وجود دارد؛ آن كساني كه با حركات خود، با اعمال نادرست خود، با كجتابيهاي خود سعي ميكنند اين ثبات و آرامش را، اين استقرار را، اين طمأنينه و ثبات را در كشور به هم بزنند. البته مسئولين كشور، با تدبير، حواسشان هست؛ من هم تأكيد ميكنم؛ هم به مسئولين قوهي مجريه، هم به مسئولين قوه مقننه، هم به مسئولين قوهي قضائيه، كه مراقب باشند بدخواهان و دشمنان با توطئه خود نتوانند اين آرامشي را كه در سطح كشور وجود دارد - كه نشانهي بزرگترين اقتدار اين ملت است، كه ميتواند همهي خيرات را به طرف آنها جلب كند - به هم بزنند.
ما در چند ماه بعد از اين، مسئلهي انتخابات را داريم. تا قبل از انتخابات و در خود انتخابات، بايد همت همهي مسئولين اين باشد كه آرامش سياسي كشور را حفظ كنند؛ نگذارند فضاي سياسي كشور، جنجالي و متلاطم شود؛ اين جزو چيزهائي است كه هوشمندي مسئولان كشور انشاءاللّه بايد بتواند اين را تحقق ببخشد».(2)
تاكيد بر مردم سالاري ديني
«نظام جمهوري اسلامي، آن دمكراسي مبتني بر مباني غلط غربي را رد مي كند. مردمسالاري ديني به معناي كرامت حقيقي انسان و حركت عموم مردم در چهارچوب دين خدا و نه در چهارچوب سنتهاي جاهلي و خواستههاي كمپانيهاي اقتصادي و اصول خودساختهي نظاميان و جنگسالاران است. در نظام جمهوري اسلامي، حركت برخلاف آنهاست؛ حركت در چهارچوب دين خداست و ارادهي مردم، تعيين كنندهي مطلق است».(3)
«امروز ايران يك كشور آزاد است؛ با اين مردمسالاري واضح - كه مردمسالاري ما در دنيا بسيار كمنظير است - با اين ارتباط مستحكم بين مردم و مسئولان كشور؛ اين ايران از نظر امريكاييها، از نظر دولت امريكا و سياستمداران امريكا يك كشور نامطلوب به حساب ميآيد؛ اين نشاندهندهي جهتگيري استكبار جهاني در مقابل حقايق موجود عالم است.
انتخابات در كشور ما يك حركت نمايشي نيست. پايهي نظام ما همين انتخابات است. يكي از پايهها، انتخابات است. مردمسالاري ديني با حرف نمي شود؛ مردمسالاري ديني با شركت مردم، حضور مردم، ارادهي مردم، ارتباط فكري و عقلاني و عاطفي مردم با تحولات كشور صورت ميگيرد؛ اين هم جز با يك انتخابات صحيح و همگاني و مشاركت وسيع مردم ممكن نيست. اين
مردم سالاري، عامل پايداري ملت ايران است».(1)
رقابت سالم
«مسئلهي ديگر در انتخابات و اهميت انتخابات، مسابقه و رقابت سالمي است كه وجود دارد؛ نشاط مردمي است كه در انتخابات به وجود ميآيد. انتخابات چيزي است كه موجب مي شود مردم احساس كنند مسئوليت دارند، بايد تشخيص بدهند، بايد بيايند توي ميدان. نشاط مردمي، خون تازهاي به رگهاي نظام ميريزد و روح تازهاي ميدمد. تحول در مديريت وجود دارد. اين انتخاباتها يكي از بزرگترين محسّناتش اين است كه از ركود جلوگيري مي كند».(2)
اجتناب از نگاه ابزاري به انتخابات
«يك مطلب هم خطاب به نامزدهاي محترمي كه يا تا حالا اعلام حضور كردهاند يا بعد از اين اعلام حضور خواهند كرد، عرض بكنم. كساني كه براي انتخابات خود را نامزد مي كنند، بدانند كه انتخابات يك وسيلهاي است براي بالا بردن توان كشور، براي آبرومند كردن ملت؛ انتخابات فقط ابزاري براي قدرتطلبي نيست. اگر بناست اين انتخابات براي اقتدار ملت ايران باشد، پس نامزدها بايستي به اين اهميت بدهند و اين را در تبليغاتشان، در اظهاراتشان و در حضورشان رعايت كنند. مبادا نامزدها در اثناي فعاليتهاي انتخاباتيِ خودشان جوري رفتار كنند و حرفي بزنند كه دشمن را به طمع بيندازند».(3)
اجتناب از تخريب اذهان
«نامزدهاي محترمي كه تاكنون نامنويسي كردهاند و مشغول تبليغات و اظهاراتي هستند - اگرچه حالا وقت قانوني هم نرسيده، اما تبليغات ميكنند؛ اشكالي ندارد - سعي كنند با انصاف عمل كنند. اثبات و نفيشان با توجه به حق و صدق باشد. چيزهائي را كه انسان ميشنود، باور نميكند كه از زبان نامزدها و آن كساني كه دنبال اين مسئوليتها هستند، از روي صدق و صفا خارج شده باشد».(4)
«من ميبينم بعضيها در انتخاباتي كه دو سه ماه ديگر انجام خواهد گرفت، از حالا شروع كردهاند به خدشه كردن! اين چه منطقي است؟ اين چه فكري است؟ اين چه انصافي است؟ اين همه انتخابات در طول اين سي سال انجام گرفته است - در حدود سي انتخابات - مسئولان وقت در هر دورهاي رسماً متعهد شدهاند و صحت انتخابات را تضمين كردهاند، و انتخابات صحيح بوده است؛ چرا بيخود خدشه ميكنند، مردم را متزلزل مي كنند، ترديد ايجاد مي كنند؟ كه البته در ذهن مردم عزيز ما با اين حرف ها ترديد ايجاد نخواهد شد».(5)
كانديداي اصلح
«مسئلهي بعدي در انتخابات اين است كه مردم سعي كنند صالحترين را انتخاب كنند. آن كساني كه
نامزد رياست جمهوري ميشوند و در شوراي نگهبان صلاحيت آنها زير ذره بين قرار ميگيرد و شوراي نگهبان صلاحيت آنها را اعلام ميكند، اينها همهشان صالحند. اما مهم اين است كه شما در بين اين افراد صالح، بگرديد و صالحترين را پيدا كنيد. اينجا جائي نيست كه من و شما بتوانيم به حد اقل اكتفاء كنيم؛ دنبال حد اكثر باشيد؛ بهترين را انتخاب كنيد.
بهترين كيست؟ من نسبت به شخص، هيچگونه نظري ابراز نميكنم؛ اما شاخصهائي وجود دارد. بهترين، آن كسي است كه درد كشور را بفهمد، درد مردم را بداند، با مردم يگانه و صميمي باشد، از فساد دور باشد، دنبال اشرافيگري خودش نباشد. آفت بزرگ ما اشرافيگري و تجملپرستي است؛ فلان مسئول اگر اهل تجمل و اشرافيگري باشد، مردم را به سمت اشرافيگري و به سمت اسراف سوق خواهد داد».(1)
پاسخگويي مسئولان
«افراد، مسئولين، خودشان را در معرض نقد و انتقاد قرار بدهند و پاسخگو باشند و پاسخ بدهند و تبيين كنند. خيلي از اوقات اگر چنانچه يك انتقادي به كسي بشود، اين فرصتي است براي او كه بتواند ذهن ها را روشن كند، تبيين كنند، حقيقت را بيان كنند؛ خيلي چيز خوبي است».(2)
تبيين وقايع و عمل به قانون توسط نخبگان
«يكي از كارهاي مهم نخبگان و خواص، تبيين است؛ حقائق را بدون تعصب روشن كنند؛ بدون حاكميت تعلقات جناحي و گروهي و بر دل آن گوينده. اينها مضر است. جناح و اينها را بايد كنار گذاشت، بايد حقيقت را فهميد».(3)
«اگر نخبگان سياسي بخواهند قانون را زير پا بگذارند، يا براي اصلاح ابرو، چشم را كور كنند، چه بخواهند، چه نخواهند، مسئول خونها و خشونتها و هرج و مرجها، آنهايند. من به همهي اين آقايان، اين دوستان قديمي، اين برادران توصيه ميكنم بر خودتان مسلط باشيد؛ سعه صدر داشته باشيد؛ دستهاي دشمن را ببينيد؛ گرگهاي گرسنهي كمينكرده را كه امروز ديگر نقاب ديپلماسي را يواش يواش دارند از چهرههايشان برمي دارند و چهره حقيقي خودشان را نشان مي دهند، ببينيد؛ از اينها غفلت نكنيد».(4)
«خطاب دوم من، خطاب به سياسيون و نامزدها و گردانندگان احزاب و جريانات است. من ميخواهم عرض كنم به اين حضرات، كه امروز يك لحظهي حساس تاريخي براي كشور است؛ نگاه كنيد به وضع دنيا، نگاه كنيد به وضع خاورميانه، نگاه كنيد به وضع اقتصادي عالم، نگاه كنيد به مسائل كشورهاي همسايهي ما مثل عراق، مثل افغانستان، مثل پاكستان. ما در نقطهي حساسي از تاريخ قرار گرفتهايم. همهي ما وظيفه داريم كه در اين مرحلهي تاريخي هوشيار باشيم، دقيق باشيم،
مواظب باشيم اشتباه نكنيم».(1)
«ايجاد يك فكر، يك گفتمان، يك جريان فكري در جامعه، به دست خواص جوامع است؛ به دست انديشمندان جامعه است؛ آنها هستند كه ميتوانند فكر ملتها را به يك سمتي هدايت كنند كه مايهي نجات ملتها شود؛ همچنان كه خداي نخواسته ميتوانند به سمتي ببرند كه مايهي بدبختي و اسارت و تيرهروزي ملتها شود. اين دومي متأسفانه در طول هفتاد هشتاد سال اخير در برخي از كشورها، از جمله در كشور خود ما اتفاق افتاد».(2)
«بنابراين وضع دنيا كه در آستانه يك تحول يا در حال يك تحول است، قابل انكار نيست؛ موقعيت ويژهي كشور هم قابل انكار نيست. حالا اينجا يك سؤالي مطرح ميشود. سؤال اين است كه آيا دانشگاه كشور - و نيز البته حوزهي علميه - در قبال اين حوادثي كه در دنيا دارد اتفاق ميافتد، مسئوليتي دارد يا نه؟ من مي خواهم شما اساتيد محترم، دانشمندان محترم، نخبگان بزرگ كشور، اين را مورد توجه قرار دهيد. آيا در يك چنين شرائط به اين اهميت و حساسيت، دانشگاه يا حوزه مي توانند براي خودشان يك مسئوليتي تعريف نكنند و نقش تماشاچي داشته باشند؟ چه برسد به اينكه خداي نكرده بخواهند نقشي در حمايت از جبههي مقابلِ جبههي حق به عهده بگيرند.
آن چه كه به نظرم ميرسد لازم است، اين است كه دانشگاههاي كشور و حوزههاي علميهي كشور در اين شرائط، مسئوليت سنگيني دارند. كار توفيق ملت ايران و كشور ايران در اين برههي بسيار مهم و حساس تاريخي، در درجهي اول بر دوش دانشمندان است. اگر در درجهي اول هم نگوئيم، يقيناً يكي از عناصر رتبهي اول و صف اول براي تأثيرگذاري در اين تحولات، دانشگاهها هستند. دانشگاه مي تواند كاري كند كه كشور و ملت و تاريخ ما در اين تحول برنده باشد؛ مي تواند هم خداي نكرده كاري كند كه نه، برنده نباشد. به نظر من دانشگاه در اين زمينه مسئوليت بسيار حساس و بزرگي دارد».(3)
اجتناب از خوابآلودگي سياسي
«تجربههائي هم اين انتخابات داشت. يك تجربه براي ملت ما و مسئولان ما بود كه من اصرار دارم بر اينكه اين تجربه را هم همان جدي بگيريم؛ هم مسئولان جدي بگيرند، هم آحاد مردم جدي بگيرند. و آن تجربه اين است كه باور كنيم كه هميشه امكان ضربه زدن از سوي دشمنان انقلاب و دشمنان ايران اسلامي هست؛ حتّي در بهترين شرائط. هميشه كمين دشمن را در نظر داشته باشيم. غفلت از اينكه ممكن است به حركت عمومي ملت ايران ضربهاي وارد شود، چيز خطرناكي است. هشيار باشيد».(4)
پايبندي برگفتمان و اصول نظام اسلامي
«مفهوم عدالت، مفهوم آزادي، مفهوم تكريم انسان - با معاني اسلاميِ خودش مورد نظر ماست، نه با
معاني غربي خودش. آزادي در منطق اسلامي معنائي دارد، غير از آن معنائي كه آزادي در منطق غرب دارد. تكريم انسان، احترام به انسان، ارزش دادن به انسانيتِ انسان در مفهوم اسلامي مغاير است با اين مفهوم در معناي غربي و تلقي غربي. يكي از مشكلات ما در طول اين سالها اين بوده كه افرادي آمدهاند مفاهيم اسلامي را با مفاهيم غربي ترجمه كردهاند، حرفهاي غربيها را تكرار كردهاند، دنبال تحقق آنها بودند؛ در حالي كه انقلاب اسلامي براي اين نيست».(1)
«تغيير هم بايد متكي به اصول باشد. همين نگاهِ دوباره و نوسازي و بازسازي هم بايستي ناظر به اصول باشد؛ برگرفته و برخاسته از اصول اسلامي باشد. مثلاً فرض بفرمائيد شايستهسالاري. احساس بشود كه شايستهسالاري، به اين شكل، بهتر تحقق پيدا مي كند؛ يا عدالت، به اين شكل، بهتر تحقق پيدا مي كند».(2)
نظام سازي بر اساس فقه شيعه
«سابقه فقه سياسي در شيعه، سابقه عريقي است؛ ليكن يك چيز جديد است و آن، نظامسازي بر اساس اين فقه است؛ كه اين را امام بزرگوار ما انجام داد. قبل از ايشان كس ديگري از اين ملتقطات فقهي در ابواب مختلف، يك نظام به وجود نياورده بود. اولْ كسي كه در مقام نظر و در مقام عمل - توأماً - يك نظام ايجاد كرد، امام بزرگوار ما بود؛ كه مردمسالاري ديني را مطرح كرد، مسئلهي ولايت فقيه را مطرح كرد. بر اساس اين مبنا، نظام اسلامي بر سر پا شد. اين، اولين تجربه هم هست».(3)
«نظامسازي كار بزرگ و اصلي شما است. اين كاري پيچيده و دشوار است. نگذاريد الگوهاي لائيك يا ليبراليسم غربي، يا ناسيوناليسم افراطي، يا گرايشهاي چپ ماركسيستي، خود را بر شما تحميل كند. اردوگاه شرق چپ فرو ريخت و بلوك غرب فقط با خشونت و جنگ و خدعه بر سر پا مانده و عاقبت خيري براي آن متصور نيست. گذشت زمان به زيان آنها و به سود جريان اسلام است. هدف نهائي را بايد امت واحدهي اسلامي و ايجاد تمدن اسلامي جديد بر پايهي دين و عقلانيت و علم و اخلاق، قرار داد».(4)
وظايف رسانهها درنگاه حضرت امام خميني رحمه الله
زير فصل ها
انعكاس وقايع
ساختن جامعهاي متفكر، مستقل و آزادمنش
انعكاس وقايع
«يكي از وظايف تلويزيون و راديو اين است كه مسائل را، آن طوري كه هست، به مردم بفهمانند مسائل چي هست. اصلاً از كي صدا دارد بلند ميشود... در هر صورت، يكي از وظايف راديو ـ تلويزيون اين است كه مسائل را آن طوري كه هست، پخش كنند. اختيار را دست اشخاصي كه
ميخواهند مسائل را كج و معوج عرضه بكنند، اختيار را دست آنها نبايد آقايان بدهند».(1)
ساختن جامعهاي متفكر، مستقل و آزادمنش
«بايد اين دستگاه دستگاهي باشد كه بعد از چند سال، تمام قشر ملت را روشن كند. تمام را مبارز بار بياورد. تمام را متفكر بار بياورد. تمام اينها را مستقل بار بياورد؛ آزادمنش بار بياورد. از غربزدگي بيرون كند؛ استقلال به مردم بدهد».(2)
وظايف رسانهها درنگاه مقام معظم رهبري
زير فصل ها
افزايش سطح آگاهي و قدرت تحليل مردم
سوق دادن جامعه به سوي نقد سازنده
برخورد مسئولانه با مسائل كشور
پرهيز از ايجاد ياس و دودلي
عمل به سياستهاي نظام اسلامي
توجه به جايگاه رسانه
تقويت ايمان ديني مبتني بر معرفت
جهت گيري به سمت وحدت
تقويت باور به كارآمدي نظام
رشد آگاهي و اطلاعات سياسي مردم
طرح انديشههاي صحيح
ايجاد اميد
تأمين امنيت سياسي
تقويت مديريتهاي اجرايي
اطلاعرساني فعاليت اقتصادي به مردم
كمك به برگزاري انتخابات پر شور و سالم
داشتن آرايش رسانهاي كارآمد
بهرهگيري از همكاري دانشگاهيان و حوزههاي علميه
پاسخگويي
تأمين و تضمين گفتمانهاي مورد نياز جامعه
شناخت پيامهاي مؤثر
مديريت پيامهاي مؤثر
اجتناب از چهرهپردازيهاي منفي و ناصالح
انجام دقيق مسئوليت ها
معارف اسلامي، پشتوانه آگاهي سياسي مؤمنين در جامعه اسلامي
سوق دادن مردم به تفكر و انديشه و مقابله با آفت بيتحليلي و عدم تفكر
افزايش سطح آگاهي و قدرت تحليل مردم
«مردم بايد اهل تحليل شوند تا بفهمند كه نظام برايشان مفيد است. آگاهي براي چنين نظامي، مثل آب و هوا، لازم و واجب است. نظام ما، اين گونه است. هر چه مردم بيشتر آگاه باشند، نظام جمهوري اسلامي، بيشتر سود ميبرد. بنابراين، اين نظام، به آگاه سازي مردم نيازمند است.
مطبوعاتي كه طريق سلامت بپيمايند و بنا بر عناد و بدجنسي نداشته باشند. اين گونه مطبوعات، در هر رشتهاي قلم بزنند - سياسي باشند، فرهنگي باشند، اقتصادي باشند، درباره مسائل خارجي حرف بزنند، در خصوص مسائل داخلي حرف بزنند - و هر كاري كه بكنند، به نفع نظام حركت كردهاند. چرا؟ چون بر مايه آگاهي مردم ميافزايند. موضع مطبوعات در جمهوري اسلامي، اين است».(3)
سوق دادن جامعه به سوي نقد سازنده
«براي مطبوعات سه وظيفه عمده قائلم: وظيفه نقد و نظارت، وظيفه اطّلاع رساني صادقانه و شفّاف، وظيفه طرح و تبادل آراء و افكار در جامعه. معتقدم كه آزادي قلم و بيان، حقِ مسلّم مردم و مطبوعات است. در اين هم هيچ ترديدي ندارم و اين جزو اصول مصرّحه قانون اساسي است. معتقدم اگر جامعهاي مطبوعات آزاد و داراي رشد و قلمهاي آزاد و فهميده را از دست بدهد، خيلي چيزهاي ديگر را هم از دست خواهد داد. وجود مطبوعات آزاد، يكي از نشانههاي رشد يك ملت و حقيقتاً خودش هم مايه رشد است؛ يعني از يك طرف رشد و آزادگي ملت، آن را بهوجود ميآورد؛ از طرف ديگر،آن هم به نوبه خود ميتواند رشد ملت را افزايش دهد. البته معتقدم در كنار اين ارزش، ارزشها و حقايق ديگري هم وجود دارد كه با آزادي مطبوعات و آزادي قلم، آن ارزش ها نبايد پامال شود. هنر بزرگ اين است كه كسي بتواند هم آزادي را حفظ كند، هم حقيقت را درك كند، هم مطبوعات آزاد داشته باشد، هم آن آسيبها دامنش را نگيرد. بايد اينگونه مشي كرد».(4)
«البته انتقاد منطقي، گفتن حرف صحيح اينقدر حرفهاي آشكار وجود دارد كه انسان اگر ذكر آنها را بكند، اصلاً هم غيبت نيست، و ميتواند انسان نقد بكند. بله مسلّم است، امروز يك جريان صحيح و حقّي در جامعهي ما وجود دارد، جريانهاي باطلي هم وجود دارد كه به انواع و اقسام طرق ميخواهند جامعه را خراب كنند، انقلاب را منحرف كنند؛ در اين شكي نيست. آدمهائي هم در رأس اين جريانات هستند. چه لزومي دارد كه انسان به اين آدمها تهمت بزند. چه لزومي دارد كه غيبت اينها را بكند. حرف آشكار اينقدر دارند؛ همان حرفهاي آشكار را بيان بكنند، تبيين بكنند، توضيح بدهند، مطلب روشن خواهد شد».(1)
«امروز متأسفانه انسان مشاهده ميكند كه در بين برخي مسئولين و نخبگان سياسي و غيره كأنه مد شده است كه نگاه، نگاه بدبينانه باشد؛ نگاه منفي باشد؛ نقاط مثبت را نبينند؛ روي نقاط منفي تكيه كنند. در رسانهها و غيررسانهها مرتباً منفيبافي ميشود. تا انسان ميگويد هم چرا، ميگويند آقا شما نميگذاريد ما واقعيات را بگوئيم. ميگوئيد سياهنمائي است، ميگوئيد فلان است؛ ما ميخواهيم حقايق را بگوئيم. نه، اين يكسونگري است. خب، اگر فرض بفرمائيد يك واحد توليدي دچار يك اشكالي ميشود و شما ميخواهيد به عنوان يك نگاه واقعبينانه آن را بيان كنيد، بسيار خوب، در كنارش مثلاً دو تا واحد توليدي هم ايجاد شده. اگر اين نقطهي مثبت را بيان كنيم، يك جور مسائل كشور را ميفهميم؛ اگر اين نقطهي مثبت را بيان نكنيم، مسائل كشور را جور ديگري خواهيم فهميد. اگر فقط نقاط منفي را مشاهده كنيم - كه البته نقاط منفي وجود دارد - اين طبعاً واقعبيني نيست؛ اين برآورد درستي از اوضاع كشور به ما نخواهد داد؛ منجر به نااميدي ميشود؛ ضرر اجتماعياش هم اين است».(2)
برخورد مسئولانه با مسائل كشور
«اينكه بنده مكرّر به مطبوعات و رسانهها توصيه ميكنم كه با مسائل كشور مسؤولانه برخورد كنند، به خاطر همين است. دشمن ميخواهد مطالب خود را در بين مردم بهدروغ و فريب منتشر كند. ما نبايد عامل دشمن شويم و كار دشمن را آسان كنيم و همان چيزي را كه او ميخواهد در فضاي فكري و فرهنگي جامعه ما به وجود آورد، در داخل كشور به وسيله مطبوعات، رسانهها و تريبونها به خورد مردم دهيم. اين خطاي بسيار بزرگي است. اگر عمداً و با توجّه صورت گيرد، خيانت بزرگي است و اگر از روي غفلت باشد، خطاي بزرگي است. بايد خيلي آگاه و مراقب بود».(3)
«از گويندگان و نويسندگاني كه توفيق سخن گفتن با مردم را دارند، درخواست ميكنم كه همواره خدا را در نظر داشته، حقيقت را بيان كنند و با سخنان خلاف واقع يا تكيه بر گمان واهي،
خداي ناخواسته، به تبليغات دشمن كمك نكرده؛ كام شيرين مردم را تلخ نكنند».(1)
«همه بايد مراقب باشند. در كشور، كساني كه اهل نوشتنند، اصحاب مطبوعات، كساني كه رسانهها دست آنهاست، كساني كه تريبونها دست آنهاست، مراقب باشند به اين خواست دشمنان كمك نكنند. بعضي دانسته، بعضي ندانسته، با اظهارنظرهاشان، با حرفهاشان، به خواست دشمن كمك ميكنند؛ بايد همه مراقب باشند. دشمن امروز ميخواهد از جمهوري اسلامي يك چهرهي نامطلوبي به ملتهاي منطقه نشان بدهد تا آنها به اين طرف سوق داده نشوند و خط ايستادگي در مقابل استكبار - كه خصوصيت ملت ايران است - در ميان آنها رواج پيدا نكند؛ لذا ما بايد مراقب باشيم».(2)
پرهيز از ايجاد ياس و دودلي
«مبادا در روزنامه يا در رسانهيي - به هر نحوش - يا در تبليغاتي، طوري حرف زده بشود كه مردم را نسبت به انتخابات دودل بكنند. البته اين مردم دودل نميشوند. اين مردم نشان دادهاند كه در مقابل توطئههاي دشمن، هوشيارانه عمل ميكنند؛ مخالفان انقلاب اسلامي هم اين را ميدانند؛ اما بالاخره تبليغات و تلاشهاي خودشان را ميكنند. مبادا كساني در داخل محدودهي نظام اسلامي پيدا بشوند كه به اين خواستهي دشمن كمك كنند؛ به علت اختلافي كه با زيد و عمرو و بكري دارند، براي خاطر يك امر جزيي، كماهميت و احياناً شخصي يا گروهي، بيايند مردم را نسبت به اين حقيقت عظيم - كه حضور آنها را در صحنه نشان ميدهد - مردد و دلسرد بكنند».(3)
«انسان جايزالخطاست؛ بايد تلاش كند خطا نكند يا كمتر بكند. كساني هم كه خطاي طرف مقابل را ميبينند، بايد دلسوزي كنند و خطا را به گوش او برسانند؛ اما هوچيگري كردن، مردم را دلسرد كردن، اعتماد به نفس مردم را شكستن، آنها را نااميد كردن نسبت به آينده، هيچ روا نيست. اين خطاب من به همه است؛ هم به مطبوعات، هم به رسانهها، هم به مسئولين، هم به كساني كه منبرهاي گوناگون خطابه و سخن گفتنِ با مردم را دارند؛ در مجلس، در نماز جمعه، در جاهاي ديگر، در دانشگاهها. اين چيزي است كه بحث مصلحت كشور است؛ بايد مصلحت كشور را رعايت كرد. اين هم يكي از آن راههاي مقابلهي [دشمن] با اعتماد به نفس ملي است».(4)
«اعمال و گفتار تفرقهانگيز و دلسردكننده از هر كسي صادر شود، خيانت به امام و اسلام است. از حضرات نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي، ائمهي محترم جمعه، گويندگان مذهبي و رسانههاي عمومي تقاضا ميكنم همگان را به اين وظيفهي انقلابي توجه دهند؛ و البته ضمانت اصلي براي اين كار، آحاد مردم حزباللَّهاند كه با مشاهدهي تخلف از اين وظيفهي الهي، موظف
به نهي ازمنكر و اعراض از متخلفين ميباشند».(1)
عمل به سياستهاي نظام اسلامي
«حالا بعضيها - چه مطبوعات، چه بعضي از عناصر گوناگون - توصيهپذير نيستند؛ آنها از ما توصيه نميخواهند؛ معلوم نيست سياستهاي بعضي از اين دستگاهها و مطبوعات و رسانهها را كي معين ميكند و كجا معين ميشود - نانشان در ايجاد اختلاف است - اما آن كساني كه مصالح كشور را ميخواهند، مايلند حقائق را غالب كنند، من توصيهام به آنها اين است كه از اين اختلافات جزئي و غير اصولي صرف نظر كنند. شايعهسازي و شايعهپراكني درست نيست. انسان ميبيند صريحاً و علناً به مسئولين كشور - كساني كه بارهاي كشور را بر دوش دارند - تهمت ميزنند، نسبت به اينها شايعهسازي ميكنند؛ فرق هم نميكند، چه رئيس جمهور باشد، چه رئيس مجلس باشد، چه رئيس مجمع تشخيص مصلحت باشد، چه رئيس قوهي قضائيه باشد؛ اينها مسئولين كشورند. مسئولين كشور كساني هستند كه زمام يك كاري به اينها سپرده است؛ مردم بايد به اينها اعتماد داشته باشند، حسن ظن داشته باشند. نبايد شايعهپراكني كرد؛ دشمن اين را ميخواهد. دشمن ميخواهد شايعهپراكني كند؛ ميخواهد دلها را نسبت به يكديگر، نسبت به مسئولين بدبين كند».(2)
توجه به جايگاه رسانه
«شما عهدهدار يكي از حساسترين و مهمترين وظايف اين انقلاب و كشور هستيد. كار اصلي شما در حقيقت تبليغ است و رساندن حقيقت در زمينههاي ديني، علمي، سياسي و فرهنگي؛ و از طرف ديگر هم، در سطح عمومي، نوعي آموزش به حساب ميآيد». (3)
تقويت ايمان ديني مبتني بر معرفت
«راجع به دين مردم، صدا و سيما چه نقش و چه موضع و چه مسئوليتي دارد؟ طبيعتاً از وظايف صدا و سيما ارتقاي معرفت ديني و ايمان ديني است. معرفت و ايمان با هم تفاوت دارد. هم ايمان مردم بايد تقويت شود، هم معرفت و شناخت آنها. بايد توجه داشت ايماني كه مردم پيدا ميكنند سست، عوامانه، سطحي و قشري نباشد. به شدت از اين پرهيز شود. اكتفا نشود به تغليظ احساسات مردم و تشريفات افراطي. تأكيد بر اين چيزها، به طور افراطي، اصلاً مفيد نيست و به هيچ وجه تبليغ دين محسوب نميشود. اين را پايه كار قرار دهيد و حالا برگرديد به برنامههاي ديني صدا و سيما، ببينيد چه كار بايد بكنيد و چه كار بايد نكنيد».(4)
جهت گيري به سمت وحدت
«برنامه ريزي در صدا و سيما بايد جهتگيري به سمت وحدت ملي، ايجاد اميد، نشان دادن افقهاي روشني كه در پيش روي ملت ماست، شجاعت دادن به مجموعه مبتكر و محقق و فنان كشور، شجاعت دادن به ادارهكنندگان و مسئولان و تصميمگيران كشور در زمينههاي مختلف، ترغيب مردم به حضور در صحنه ـ كه حلّال همه مشكلات حضور و اداره مردمي و تصميم مردمي است ـ باشد».
تقويت باور به كارآمدي نظام
«نقطه ديگر مورد توجه اين است كه با تبليغات، ناكارآمدي نظام را به صورت يك اصل مسلم درآورند كه به نظر من، اين از آن چيزهاي خطرناكي است كه گاهي دوستها و خوديها هم در اينجا اشتباه ميكنند. در مقام انتقاد از دستگاه و سازمان و مسئولي، گاهي طوري حرف زده ميشود كه انعكاس آن در بيرون و در ذهن مخاطباني كه نشستهاند و به حرف ما گوش ميكنند، به مراتب بيش از آن واقعيت است. اين را بايد توجه داشت. ما نبايد با دشمنان نظام همصدا شويم. آنها مرتب روي ناكارآمدي نظام تكيه ميكنند و ما هم، چه به صورت ناكارآمد جلوه دادن قوه قضاييه، چه به صورت ناكارآمد جلوه دادن دولت و چه به صورت ناكارآمد و يا بد جلوه دادن اشخاص امين و سالمي كه در نظام مشغول خدمتند، دائماً آن را تكرار ميكنيم. هر كدام از كارها بايد در جاي خود صورت گيرد؛ دنبالهگيري فساد با روش صحيح قانوني در جاي خود انجام گيرد. اين صور فضاسازيهاي كاذب هم نشود. اينها با هم منافاتي ندارند. لازم و ملزوم هم نيستند كه اگر ما خواستيم با فساد مبارزه كنيم، پس حتماً بايد فضايي نامطمئن و ناامن و همراه با سوءظن به همه به وجود آيد. به عكس، بنده معتقدم اگر ما با فساد و مفسد واقعي برخورد حقيقي و جدي كنيم، اين كار بايد به مردم احساس آرامش بدهد. اين نبايد تعميم داده شود و بگويند پس همه اينطورند. در بيان هم نبايد چنين چيزي گفته شود».(1)
رشد آگاهي و اطلاعات سياسي مردم
«عمدهترين هدفهاي تشكيل اين دستگاه در نظام اسلامي چند چيز است: ...پنجم: رشد آگاهيها و اطلاعات سياسي در همه مردم».(2)
طرح انديشههاي صحيح
«البته يك رسانهاي به اين عظمت، هميشه بايد اين ميدان را براي خودش باز بداند كه افكار خوب و صحيح را مطرح كند. و اگر چيزي به نظرش درست ميآيد، ولو دولتمردان به آن امر دست توجه ندارد، آن را بيان كنند، تا بيايد در مجموعه افكار عمومي، و در نهايت كار خودش را بكند. يك فكر درست از طريق افكار عمومي، ميتواند بهترين تأثير و محصول را داشته باشد كه انسان بتواند جا بيندازد».(3)
ايجاد اميد
«برنامهريزي در صدا و سيما با جهتگيري به سمت وحدت ملي، ايجاد اميد، نشان دادن افقهاي روشني كه در پيشروي ملت ماست، شجاعت دادن به مجموعه مبتكر و محقق و فنان كشور، شجاعت دادن به ادارهكنندگان و مسئولان و تصميمگيران كشور در زمينههاي مختلف، ترغيب مردم به حضور در صحنه ـ كه حلال همه مشكلات حضور و اداره مردمي و تصميم مردمي است ـ باشد».(1)
تأمين امنيت سياسي
«امنيت سياسي معنايش اين است كه تفكرات و معارف سياسي در جامعه، معارف واضح و دور از نفاق و دوگونهگويي و دوگونهانديشي باشد. معنايش اين است كه كساني كه متصدي بيان مسائل سياسي براي مردم هستند، نسبت به مردم امانت به خرج بدهند. معنايش اين است كه كساني كه متصدي نوشتن و پخش كردن و منتشر كردن معارف فكري جامعه هستند، دروغ نگويند، فريب ندهند، تقلب نكنند و در طعامي كه عليالظاهر شيرين هم هست، زهر مخلوط نكنند. اين امنيت سياسي است. آن قلمي كه برميدارد بيست سال تلاش و مجاهدت مظلومانه و فداكارانه اين ملت را در مقابله با قدرتهاي زورگوي چپاولگر دشمن ظالم انكار ميكند، اين امنيت سياسي كشور را به هم ميزند و ناامني فكري ايجاد ميكند. آن كسي كه در داخل كشور، با استفاده از امكاناتي كه قانون و بيتالمال اين مردم در اختيار او گذاشته است، برميدارد خواستههاي دولتمردان و سياستمداران فلان كشور دشمن را توجيه كند و، با قالبهاي عليالظاهر پسنديده، به خورد يك عده ميدهد، اين ناامني سياسي و فكري ايجاد ميكند. اين هم مثل همان دزد سر گردنه است، فرقي نميكند. مثل همان اشرار لب مرز است. آنها مگر چه كار ميكنند؟ آنها هم جنس قاچاق ميآورند و جوانان مردم را دچار انواع بدبختيها و بيماريها و اعتياد ميكنند. اينكه دارد اين كار را ميكند، از او كه كمتر نيست؛ اگر خطرناكتر نباشد. اينها ذهنها را منحرف و گمراه ميكنند».(2)
تقويت مديريتهاي اجرايي
«به نظر متن، سياست كلي صدا و سيما بايد تقويت مديريتهاي اجرايي كشور باشد. من توصيه نميكنم كه صدا و سيما ضعفها و نارساييها و كمبودها و، خداي نكرده، خيانتها را پوشيده بدارد. نه، ضعفها را هم بگويد. دردهايي كه جلوي چشم مردم است، عيبي ندارد صدا و سيما به آنها بپردازد. منتها، طرح اين دردها و ضعفها و نارساييها بايد به گونهاي باشد كه اولاً مردم را مأيوس نكند، ثانياً مديريت را تضعيف نكند».
اطلاع رساني فعاليت اقتصادي به مردم
«كار ديگري كه لازم است انجام بگيرد، اطلاعرساني به مردم است. مردم بايد در جريان جزئيات كار قرار بگيرند و بدانند كه در كجا ميتوانند فعاليت اقتصادي كنند. كجا ميتوانند سرمايهگذاري كنند. چه طور
ميتوانند در يك تعاوني وارد كنند. كجا ميتوانند سرمايهگذاري كنند. چه طور ميتوانند در يك تعاوني وارد شوند. غالب مردم بياطلاعاند. سال گذشته وقتي اين سياستها از تلويزيون اعلام شد و گفته شد، بعضي از خواص شنيدند، خوشبخت شدند، خوشحال شدند. اغلب مردم كه ما ميديديم، اصلاً توجه نداشتند كه موضوع چيست. بايد براي مردم تشريح بشود. تبيين بشود. بدانند چگونه ميتوانند از كمك دولت استفاده كنند. بخش خصوصي از چه امتيازاتي ميتواند استفاده كند. دولت چه كمكهايي ميتواند به او كند. چه حمايتهايي ميكند؛ در كجاها ميتوانند وارد بشوند و سرمايهگذاري كنند».(1)
كمك به برگزاري انتخابات پر شور و سالم
«كاري كنيد كه انتخابات در چشم مردم شيرين، مستدل و موجه شود و مردم به عنوان يك وظيفه در پاي صندوقهاي رأي حضور پيدا كنند. اگرچه تعداد آراي فرد منتخب مهم است، اما اينجا به حضور مردم در پاي صندوقها بيشتر اهميت ميدهم و بايد اكثريت قاطعي از واجدين شرايط رأي دادن احساس مسئوليت كنند و در پاي صندوقها حاضر شوند. زيرا با اين كار امنيت نظام جمهوري اسلامي در مقابل خصومتهاي مستمر دشمنان ملت ايران تضمين و تأمين خواهد شد».(2)
داشتن آرايش رسانهاي كارآمد
«الزام ديگر اين مأموريت، داشتن آرايش رسانهاي كارآمد در عرصه استاني و ملي و بينالمللي است».
بهرهگيري از همكاري دانشگاهيان و حوزههاي علميه
«از همكاري دانشگاهيان و محافل دانشگاهي براي مطرح كردن مباحث علمي و اجتماعي و ارائه ديدگاههاي تازه براي عموم مردم بهره گرفته شود. در مباحث اسلامي، به كيفيت و عمق و والايي مطالب توجه شود و از طرح مطالب ضعيف و آميخته به اوهام و سلايق شخصي پرهيز گردد و براي برآمدن اين مقصود همكاري متين و سنجيدهاي با حوزههاي علميه و علماي دين، به خصوص فضلا و علماي عالي مقام حوزه مبارك قم، برقرار گردد».(3)
پاسخگويي
«در كنار اين، نظام پاسخگويي را براي خودتان متحتم بدانيد... يعني هم در برابر خطايي كه انجام ميگيرد واقعاً پاسخگو باشند، هم در برابر كار لازمي كه بايد انجام ميگرفته و انجام نميگيرد پاسخگو باشند. در خيلي از موارد خلافي انجام نگرفته؛ اما خلاف اين بوده كه كارهاي زيادي بايد انجام ميگرفته، ولي انجام نگرفته. كار نكردن به مقدار لازم هم يك نوع تخلف است».(4)
تأمين و تضمين گفتمانهاي مورد نياز جامعه
«به وسيله برنامههاي خوب و برنامهسازيهاي خوب، گفتمانهاي مورد نياز جامعه را، كه گاهي بايد
موضوعي را به شكل گفتمان عمومي درآورد، تأمين و تضمين كنيد».(1)
شناخت پيامهاي مؤثر
«به نظر ما، راه پيروزي در اين جنگ اين است كه مجموعه و فهرستي از پيامهاي درست و از نكات و حقايق واقعي را كه مبتني بر آرمانها و آرزوهاي ماست، به ذهن مردم منتقل كنيم. اولاً بايستي فهرست اين پيامها را شناخت. نخست ببينيم كه ما چه چيز را بايد به ذهن مردم منتقل كنيم تا مردم قدرت پيدا كنند در مقابل زيادهخواهي اقتدارطلبي تهاجمهاي گوناگون دشمن به دفاع از خود بپردازند و دستگاههاي مسئول كشور بتوانند به نيروي مردم اعتماد و تكيه كنند و نقش تاريخي خود را ايفا نمايند. پس، اول بايد اين پيامها را شناخت؛ بعد كه شناخته شد، بايد توليد شود».(2)
مديريت پيامهاي مؤثر
«بعد از آنكه اين پيامها توليد شد، بايد آنها را مديريت كرد؛ چون وقتي يك مجموعه كالاي مطلوب به نتيجه و به سرمنزل حقيقي و صحيح خود خواهد رسيد كه مديريتي بالاي سرش باشد؛ اين پيام در كجا بايد داده بشود؛ به چه اندازه بايد داده بشود؛ به هنگام باشد؛ با زبان مناسب باشد؛ و تلفيق اينها در قالبهاي گوناگون قابل قبول باشد. ما بارها در ملاقات با دوستان صدا و سيما ـ شايد جمعي از شما هم بودهايد ـ راجع به اينكه فضاي پيامها فضاي اعصاب خردكن و تشنجآور براي ذهن و اعصاب مردم نباشد، صحبت كردهايم».
اجتناب از چهرهپردازيهاي منفي و ناصالح
«چهرهپردازيهاي منفي و ناصالح در صدا و سيما انجام نگيرد. من گاهي ديدهام انسانهايي كه هيچ ارزش علمي و هنري ندارند، در صدا و سيما با پول مردم چهرهپردازي ميشوند. چرا؟ البته من نميخواهم خيلي مطلب را باز كنم. اما ميبينم كسي كه در رشته خودش اينقدر ارزشمند نيست و انسان متوسطي است، او را ميآورند و يكي دو ساعت از وقت تلويزيون را به زندگي او، به خانواده او و به گذشته سر تا پا كمارزش او مصروف ميكنند. چرا؟ به نظر من، علاوه بر اينكه «چرا» وجود دارد، «منفي» هم هست. اين كار الگوسازي است. ما چه كسي را ميخواهيم الگوي جوانها قرار دهيم؟ اين طور آدمهايي را؟»(3)
انجام دقيق مسئوليت ها
«اينكه بنده مكرر به مطبوعات و رسانهها توصيه ميكنم كه با مسائل كشور مسئولانه برخورد كنند، به خاطر همين است. دشمن ميخواهد مطالب خود را در بين مردم به دروغ و فريب منتشر كند. ما نبايد عامل دشمن شويم و كار دشمن را آسان كنيم و همان چيزي را كه او ميخواهد در فضاي فكري و فرهنگي جامعه ما به وجود بياورد، در داخل كشور به وسيله مطبوعات، رسانهها و تريبونها
به خورد مردم بدهيم. اين خطاي خيلي بزرگي است، كه اگر عمداً و با توجه صورت بگيرد، خيانت بزرگي است؛ و اگر از روي غفلت باشد، خطاي بزرگي است. بايد خيلي آگاه و مراقب بود».(1)
معارف اسلامي، پشتوانه آگاهي سياسي مؤمنين در جامعه اسلامي
«نكته بعدي اين است كه اين معرفتها بايد ملاك فعاليت سياسي را هم به دست شما بدهد. در يك جامعه زنده، همه موظف به تلاش سياسياند. تلاش سياسي، غير از سياستزدگي و سياستبازي است. تلاش سياسي، يعني آگاه شدن از جريان كنوني جامعه و خطرهايي كه آن را تهديد ميكند و مشخص كردن جبهه دوست و دشمن و گرفتن موضع مناسب در قبال اينهاٰ اين فهم سياسي براي همه لازم و به دنبالش تلاش هم هست. اين بايد با ملاكهاي ناشي از همين معرفت اسلامي منطبق باشد. اگر اين ملاكها در دست يك فعال سياسي نباشد، جبهه حق و باطل را با هم مخلوط ميكند و از هم تمييز نميدهد. تاريخ ما پر است از نام كساني كه در اواسط كار جبهه حق و باطل را با هم اشتباه كردند. اول، غالباً يا يك اشتباه پيش ميايد و موجب زاويه خوردن در راه و حركتي ميشود كه انسان طي ميكند، بعد نفسانيات و ضعفهاي نفساني و اخلاقي و هوسها و آلودگيها پيش ميآيد و انسان را به طرف سقوط نهايي ميلغزاند. و اين طور ميشود كه گاهي كساني كه روزي در جبهه حق بودند، روز ديگر به روي حق شمشير ميكشند. هم در صدر اسلام اين را ديديم، هم در طول تاريخ خودمان و هم در تاريخ نزديك به خودمان. در دوران مشروطيت كساني بودند كه يك روز در جبهه حق حركت كردند، اما بعد بر اثر همين عواملي كه گفتيم، به روي حق شمشير كشيدند. اين به خاطر آن است كه معيارها و ملاكهاي فعاليت سياسي از دست انسان خارج ميشود. اين معرفت بايد اين معيارها را به شما بدهد».(2)
سوق دادن مردم به تفكر و انديشه و مقابله با آفت بيتحليلي و عدم تفكر
«آنچه در اين برهه از زمان اهميت زيادي دراد، وادار كردن مردم به تفكر و تأمل است. و ما بايد براي بازكردن راه فكر مردم و برخوردار شدن آنان از قدرت تفكر و تحليل برنامهريزي كنيم، زيرا دچار شدن مردم به آفت بزرگ بيتحليلي و عدم تفكر ضايعات جبرانناپذيري را به دنبال خواهد داشت».(3)