ghaemiyeh.com
سرشناسه : سقلاطوني، مريم، ۱۳۵۴ -
عنوان و نام پديدآور: حماسه در حماسه: زيرنويسها و پيامهاي كوتاه ويژه سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي»/ مريم سقلاطوني؛ تهيهكننده مركز پژوهش هاي اسلامي صدا و سيما؛ با آثاري از سيدمحمود طاهري... [و ديگران]؛ مشاور علمي عليرضا رنجبر.
مشخصات نشر: قم: صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، مركز پژوهشهاي اسلامي، ۱۳۹۲.
مشخصات ظاهري: ۱۶۰ ص.
شابك: 978-964-514-280-1
وضعيت فهرست نويس: فيپا
يادداشت: با آثاري از سيدمحمود طاهري، مريم سقلاطوني، حسين شريفي، سهيلا محمدنياديارجان، علي كاملي، زينبسادات موسويپور، مرضيه فعلهگري...
عنوان ديگر: زيرنويسها و پيامهاي كوتاه ويژه سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي».
موضوع: خامنهاي، علي، رهبر جمهوري اسلامي ايران، ۱۳۱۸ - -- نظريه درباره سياست اقتصادي
موضوع: خامنهاي، علي، رهبر جمهوري اسلامي ايران، ۱۳۱۸ - -- نظريه درباره انتخابات
موضوع: خامنهاي، علي، رهبر جمهوري اسلامي ايران، ۱۳۱۸ - -- نظريه درباره سياست و حكومت
موضوع: اسلام و اقتصاد -- كلمات قصار
موضوع: ايران -- سياست اقتصادي -- آينده نگري -- كلمات قصار
موضوع: ايران -- سياست و حكومت -- قرن ۱۴
شناسه افزوده: طاهري، سيدمحمود، ۱۳۴۸ -
شناسه افزوده: رنجبر، عليرضا، ۱۳۵۱ -، مشاورعلمي
شناسه افزوده: صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران. مركز پژوهشهاي اسلامي
رده بندي كنگره: 1392 س82س7/1692 DSR
رده بندي ديويي: ۹۵۵/۰۸۴۴
شماره كتابشناسي ملي: ۳۱۲۹۶۱۹
ديباچه
مقام معظم رهبري سال 1392 را سال حماسهآفريني در عرصه سياسي و اقتصادي نامگذاري كردند. ايشان در پيام نوروزي خود فرمودند: «لازم است كه هم در زمينه اقتصاد، هم در زمينه سياست، حضور مردم حضوري جهادي باشد.» ايشان در عرصه حماسه اقتصادي، بر توليد ملي و حمايت از كار و سرمايه ايراني و در عرصه حماسه سياسي بر حضور پرشور مردم در عرصه انتخابات تأكيد داشتند تا همچون سالها قبل و دورههاي گذشته بر اقتدار جمهوري اسلامي ايران در عرصه داخلي و بينالمللي افزوده شود. تحقق اين مهم مستلزم آن است كه دولت آينده، مسير حمايت از توليد ملي و تقويت بنيانهاي توليد و اشتغال ملي را حمايت كند. ازاينرو، حضور حماسي سياسي مردم در عرصه انتخابات؛ يعني: انتخاب به گونهاي باشد كه دولت آينده متعهد به اين موضوع باشد و در واقع مقدرات عمومي كشور را براي چهار سال آينده اينگونه برنامهريزي نمايد.
اگر آگاهي از پيام جديد وجود نداشته باشد يا پيامهايي كه به آگاهي جامعه رسيدهاند، نتوانسته باشند علاقه و توجه مردم را جلب كنند، فراموش ميشوند و در نتيجه انتظار حركت در بستر پذيرش اجتماعي وجود نخواهد
داشت. ازاينرو، مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما در همكاري و همراهي با تلاشگران عرصه رسانه ملي در تحقق اين مهم، مجموعه پيامهاي كوتاه و زيرنويسهاي تلويزيوني كه با تلاش و ذوق ادبي جمعي از نويسندگان متعهد و با كوشش سركار خانم مريم سقلاطوني نگارش و گردآوري شده است، را به اهالي رسانه تقديم ميكند. اميد است رضايت همكاران و مخاطبان رسانه ملي را جلب كند.
فصل اول: چشمانداز حماسه سياسي ـ اقتصادي
حماسه سياسي يعني: حضور فراگير مردم در صحنه دفاع از انقلاب، نظام و رهبري در بزنگاههاي حساس.
حماسه سياسي يعني: با انگ زدنهاي غيراخلاقي اجتماعي ديگران را از صحنه خارج نكردن.
حماسه سياسي يعني: پيامها و مواضع رهبري را به نفع انديشه، سليقه، جناح و گروه سياسي خود مصادره و تفسير نكردن.
حماسه سياسي يعني: :براي دوري از التهاب و بحران اجتماعي جامعه به جاي شوراي نگهبان تصميم نگرفتن.
حماسه سياسي يعني: :بر اساس آموزههاي شرعي و ديني رفتار كردن با رقيب.
حماسه سياسي يعني: عدم عبور از رهبري به بهانه دفاع از ولايت و انقلاب اسلامي.
حماسه سياسي يعني: رعايت عدالت در ابراز مواضع سياسي و عدم تخريب ديگران.
حماسه سياسي يعني: عدم افراط و تفريط در تأييد و يا انكار افراد.
حماسه سياسي يعني: ملاحظه منافع ملي مملكت و دوري گزيدن از هُري هُري مذهب در تحليل حوادث اجتماعي.
حماسه سياسي يعني: اجازه تنفس به رقيب دادن در صحنه سياسي مملكت بنا به فرموده رهبر معظم انقلاب.
حماسه سياسي يعني: در اعلام مواضع بر اساس شرع و اخلاق عمل نمودن و دوري از تهمت و افترا زدن.
حماسه سياسي يعني: مصادره نكردن انقلاب، رهبري و نظام به نفع خود.
حماسه اقتصادي يعني: متناسب با فضاي تحريم زندگي كردن.
حماسه اقتصادي يعني: همراه و هماهنگ با مردم زندگي كردن.
حماسه اقتصادي يعني: در شعار و عمل يكسان رفتار نمودن.
حماسه اقتصادي يعني: فراموش نكردن جهاد اقتصادي.
حماسه اقتصادي يعني: مسئولين و بالانشينها درد مردم نجيب و عزيز انقلابي را درك نمودن.
حماسه اقتصادي يعني: بر اساس سياست جمهوري اسلامي در معادلات اقتصادي در عرصه منطقه و جهاني وارد شدن.
حماسهها حماسه نميشوند مگر با عشق، معرفت و بصيرت.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: اوج حماسهسازي ملت ايران.
سالي به رنگ حماسه، اقتدار، عزت.
سالي به رنگ حماسه، شكوه، جاودانگي.
سالي به رنگ حماسه، معرفت، بصيرت.
حماسه، استقلال، عزت، سربلندي.
سالي به رنگ حماسه، غرور، شرف، جاودانگي.
سالي به رنگ حماسه، حضور، شور، شعور.
حماسهها در انتظار گامهاي استوار ماست. حماسهاي از جنس حضور در سال حماسه سياسي حماسه اقتصادي.
حماسه با حماسه تفسير ميشود.
رنگها بيرنگ ميشود وقتي سخن از حماسه به ميان ميآيد.
حماسه يعني: نمادي از عزت و شكوه مندي ملت ايران.
حماسه يعني: جاودانگي سرزمينم ايران.
حماسه يعني: معرفت مردم خوب سرزمين من.
حماسه يعني: اقتدار ايراني.
حماسه يعني: شكوه گامهاي جوانان و پيران ايران.
حماسه يعني: سربلندي، حماسه يعني: عزت، حماسه يعني: حضور.
حماسه يعني: افقهاي روشن خورشيد.... در حماسهها با حماسهها جاودانه خواهيم بود.
حماسههاي ما تضميني براي استقلال و امنيت ايران.
جاودانه ميشويم وقتي كه اوج اقتدار سرود حماسههاي جاويدان را فرياد ميزنيم.
تا حماسهها هست شكوه و جاودانگي از آن ماست.
با حماسهها تمام قلههاي عزت و شرف را فتح خواهيم كرد.
وقتي حرف از حماسه ميشود ديگر جايي براي ترديد و درنگ نميماند.
حماسههاي ما ريشهاي به قدمت سرزمينمان ايران دارد كه از خون جوانان وطن باليده است.
گامهاي استوار، انديشههاي ناب براي خلق حماسههاي جاويدان.
عزم ملت ايران در خلق حماسههاي جاويدان عزمي ستودني است.
صلابت و شكوه در حماسههاي هميشه ملت ايران موج ميزند.
جهاد، حماسه، عزت حاصل سالها مقاومت ملت ايران در برابر دشمنان اسلام.
شكوه ارادهها در دستان حماسه ساز گره ميشود تا ايراني سرفراز بماند.
سرافرازي ايران و ايراني با حماسههاي هميشه ملت ايران در هم آميخته است.
حماسه شعار نيست، شعور است كه در دل غوغا ميكند.
حماسه سياسي يعني: نگاه به انتخابات به عنوان يك هدف عالي.
حماسه سياسي انتخابات وسيلهاي است براي نااميدي دشمن.
حماسه سياسي يعني: حضور گسترده مردم در انتخابات.
حماسه اقتصادي يعني: ما دنبال استقلال و رهايي از وابستگي هستيم.
حماسه اقتصادي يعني: در بهبود وضع اقتصادي كشورمان از امكانات خودمان استفاده خواهيم كرد.
حماسه اقتصادي يعني: مبارزه با مفاسد اقتصادي و اطمينان دادن به كساني كه ميخواهند فعاليت سالم اقتصادي داشته باشند.
حماسه اقتصادي يعني: تكيه بر استعداد و توانايي هاي خود.
حماسه اقتصادي يعني: كور كردن نقطه اميد دشمنان.
حماسه اقتصادي يعني: مقاومت مديرانه.
حماسه سياسي يعني: شكر گذاري براي توفيق اداي يكي از بزرگترين فرايض سياسي و اجتماعي.
حماسه سياسي يعني: شكر گذاري براي توفيق بيعت مجدد با ميثاق هاي ازلي خود در اوج شرارت شيطان بزرگ.
حماسه سياسي يعني: خواندن «يا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الي احسن الحال» در عيد حماسه بزرگ.
حماسه سياسي يعني: حركت به سمت مرتفع شدن مشكلات اساسي كشور.
حماسه سياسي يعني: تصويب سياست هاي زير بنايي كشور در امور فرهنگي و اقتصادي و اجتماعي و سياسي.
حماسه سياسي يعني: شجاعت در حل مسائل و رسيدن به اهداف بزرگ در مقابله وسوسهها.
حماسه سياسي يعني: هماهنگي و همدلي قوا در خلق عيد حماسه.
حماسه سياسي يعني: آگاهي از اين كه سهم اين امور اعتباري و زودگذر است و هم در محضر خدا هستيم.
حماسه سياسي يعني: آگاهي از اين كه تنها صفاي معنويت و ثمرات خلوص بندگي است كه در صحيفه كردار ما ميماند.
حماسه سياسي يعني: جامعه اسلامي خودمان را به زنگار اختلافها و كدورتها آلوده نكنيم.
حماسه سياسي يعني: رقابت هاي انتخاباتي موجب تفرقه و جدايي نخواهد شد.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: قواي سه گانه مويد وحدت و انسجام جامعه و مردم همراه و پشتيبان مسئولين هستند.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: بهره مند از بركات مادي و معنوي اتحادِ مقدس خود.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: از صحنه كنار نميرويم كه شايد امروز گناهي بالاتر از كناره گيري نباشد.
حماسه سياسي و اقتصادي يعني: اين كه هيچ عذري براي ترك صحنه انقلاب پذيرفته نيست.
حماسه اقتصادي يعني: حل معضلات محرومين.
حماسه اقتصادي يعني: عبور از تنگناها و موانع با قدرت، قاطعيت و سرعت عمل.
حماسه سياسي و اقتصادي يعني: مردم بعد از فراغت از انتخابات به پشتيباني مادي و معنوي خود از نظام مسئولين ادامه ميدهند.
حماسه سياسي و اقتصادي يعني: ايمان به نصرت الهي و ما با تمام وجود به پيروزي معتقديم و بارها عنايت حق را ديدهايم.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: اين كه ما از راهي كه انتخاب كرديم احساس پشيماني نميكنيم.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: قدم نهادن در راه مقدسي كه نگراني از حادثه نداريم.
حماسه سياسي و اقتصادي يعني: براي يك ملت بزرگ هيچ پيروزي بالاتر از تصميم و عزم و اراده استوار آنان براي رسيدن به حق نيست.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: ما به ياري خدا و به سمت و اراده پولادين در برابر همه مشكلات خواهيم ايستاد.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: اين كه هيچكس نميتواند رأي و اراده خود را به ملت ايران تحميل كند.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: ملت ايران تحت هيچ شرايطي از اصول و آرمان هاي مقدس الهي خود دست بر نميدارد.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: دشمن بداند مردم ايران خشم و كينه انقلابي و مقدس خويش را در سينه هاي نگه داشته و شعله هاي آن را عليه دشمنان به كار خواهد گرفت.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: دشمن بداند صالحان وارثان زمين خواهند بود.
حماسه سياسي يعني: در نظر گرفتن محذور مخدورات سياسي و شرايط بسيار پيچيده و حساس كشور.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: همت همگاني براي قطع ريشه هاي وابستگي.
حماسه اقتصادي يعني: جامعه علمي ما از لاك نگرش انحصاري علمي به در آمده و روي پاي خود خواهد ايستاد.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: استعدادهاي ما در پيچ و خم كوچه هاي مشكلات ختم و ناتوان نخواهد شد.
حماسه اقتصادي يعني: برنامه ريزي در جهت رفاه متناسب با وضع عامه مردم توأم با حفظ شعائر و ارزش هاي كامل اسلامي و پرهيز از تنگنظريها و افراطيگريها.
حماسه اقتصادي يعني: مبارزه با فرهنگ مصرفي كه بزرگترين آفت جامعه انقلابي است.
حماسه اقتصادي يعني: خروج از تكيه صادرات به نفت.
حماسه اقتصادي يعني: تجارت براساس قانون و نظارت دولت.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: بها دادن به توليد ملي و توسعه حضور مردم.
حماسه اقتصادي يعني: شكستن طلسم انحصار در تجارت داخل و خارج به افراد خاص متمكن و مرفه.
حماسه سياسي يعني: تأكيد بر حفظ ارزشها و شئون اخلاقي و اجتماعي.
حماسه سياسي يعني: تمام احزاب و گروهها با كمال دوستي مراقب دشمنان هستند.
حماسه سياسي از پناه بردن به خدا از شرّ حب نفس.
حماسه اقتصادي يعني: تنها يك راه براي مبارزه وجود دارد و آن هم اقتصاد مقاومتي است.
حماسه سياسي يعني: همه تابع محض يك جريان نيستند اما همه ميخواهند نظام و اسلام را پشتيباني كنند.
حماسه سياسي يعني: انتقاد سازنده، معنايش مخالفت نيست.
حماسه سياسي يعني: هيچ كس نبايد خود را مطلق و مبرّاي از انتقاد ببيند.
حماسه سياسي يعني: آگاهي از اينكه اگر كسي در فكر حذف رقيب باشد پيش از آن كه به رقباي خود صدمه بزند به اسلام و انقلاب لطمه زده است.
حماسه سياسي يعني: تأليف قلوب و تلاش براي زدودن كدورتها و نزديك ساختن مواضع خدمت به يكديگر.
حماسه سياسي يعني: پرهيز از كساني كه به كارشان القاي بدبيني است.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: ما آن قدر دشمن داريم كه همه بايد با تمام توان در مقابل او بايستند.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: ايستادن در مقابل كساني كه از اصول تخطي ميكنند.
حماسه اقتصادي يعني: پيكار عليه فقر و تنگدستي و رذالت و ذلت.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: ما از هيچكس غير از خداي بزرگ نميترسيم.
حماسه اقتصادي يعني: ما دست از مبارزه با فساد و فحشاي سرمايهداري غرب نخواهيم كشيد.
حماسه اقتصادي يعني: ما كه از ارتباط با متجاوزان خشنود ميشويم و نه از قطع ارتباط آنان رنجور.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: اين كه ما با بصيرت و چشماني باز به دشمنان خيره شدهايم و آنان را آرام نميگذاريم.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: كجروان و اشكال تراشان در مقابل سيل خروشان ملت توان مقاومت نخواهند داشت.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: نعمتي را كه با جهاد عظيم و خون جوانان برومند به دست آوردهايم همچون عزيزترين امر مقدس گرايش ميداديم.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: اينكه از مشكلاتي كه در اين صراط مستقيم است نميهراسيم چراكه ايمان داريم «ان تنصرالله ينصركم و يثبت اقدامكم».
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: در مشكلات جامعه شريكيم و در رفع آن ميكوشيم.
حماسه سياسي يعني: دولت و مجلس از ماست و چون محبوبي گرامي از آن نگهداري ميكنيم.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: هيچ نژادي برتر نيست و امريكا هم قبلهگاه عالم نيست.
حماسه اقتصادي يعني: استقلال، آزادي و ارزش هاي انساني را ولو با تحمل زحمت و رنج، فداي تجملات و عشوت ها و بيبند و باريها نخواهيم كرد.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: اين هياهوهايي كه در عالم هست هميشگي است و آن چه باقي است خداست و اعتماد به خدا.
حماسه اقتصادي يعني: اجراي قوانينِ بر معيار قسط و عدل.
حماسه اقتصادي يعني: جلوگيري از استعمار، استثمار و استبداد.
حماسه اقتصادي يعني: آرمانها و آرزوهاي ملت و مسئولان كشور است كه فقر و تهيدستي از جامعه رخت بربندد.
حماسه اقتصادي يعني: ملت ايران يك لحظه استقلال و عزت خود را با هزاران زندگي در ناز و نعمت ولي وابسته به اجانب معاوضه نميكند.
حماسه اقتصادي يعني: همت گماشتن براي رشد صنايع كشور.
حماسه سياسي يعني: انتخابات يك امتحان الهي است.
حماسه سياسي يعني: جهاد عليه كساني كه با اسلام كينه دارند.
عيد حماسه يعني: روز انتقام از كفر و نفاق.
حماسه سياسي يعني: روز انتخابات روز عاشوراي حسيني است ايران كربلاست و حسينيان آمادهاند.
عيد حماسه روز مقاومت است و روز درنگ نيست.
عيد حماسه روز صيقل انسانيت انسانهاست.
حماسه اقتصادي يعني: اين كه انتظار آنكه جهانخواران ما را ياري كنند باطل است.
عيد حماسه روز حضور در ميدان نبرد جهاد و شهادت است.
عيد حماسه روز نشاط عاشقان خداست.
عيد حماسه روز جشن و سرور عارفان الهي است.
عيد حماسه روز نغمه سرايي فرشتگان در ستايش انسان هاي مجاهد است.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: درنگ امروز اسارتباري فردا را به دنبال دارد.
در روز عيد حماسه بايد لباس محبت دنيا را از تن بيرون كرد و زره مقاومت پوشيد.
عيد حماسه برترين نماد همبستگي و مشاركت.
حماسه سياسي يعني: حضور و نشاط مردمي در صحنه مسئوليت ملي و ديني.
حماسه سياسي يعني: برترين پشتيباني و حمايت مردم از نظام و دولت منتخب.
حماسه سياسي يعني: ترسيم دوباره چهره استوار و پر افتخار ملتي كه با عزمي راسخ به افق بلند همت هاي خود چشم دوخته است.
حماسه اقتصادي يعني: با دستي توانا به ساختن كشور خود همت ميگماريم.
عيد حماسه يعني: حضور پر طراوت و پرشور در پاي صندوق رأي.
حماسه سياسي يعني: مردم سالاري ديني در نهاد اين ملت ريشه دوانيده است.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: ايراني داراي ملتي سرزنده است و هوشياري و زمانشناسي خود را به نمايش خواهد گذاشت.
عيد حماسه يعني: پاسخي شجاعانه به بزرگترين نياز كشور.
حماسه اقتصادي يعني: رسيدن به رفاه اقتصادي همراه با معنويت.
حماسه سياسي يعني: احزاب و گروهها با شوق و ذوق و علاقه مندي همه عواملشان را براي برگزاري يك انتخابات عمومي بسيج خواهند كرد.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: حاكميت روحيه حماسي در مسائل آتي سياسي و اقتصادي.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي تحرك، و ورزيدگي و روحيه جهادي در عرصه سياسي و اقتصادي.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: بستر سازي خلق حماسه هاي عظيم در عرصه سياست و اقتصاد.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: مقابله با تهديدها با استفاده از فرصتها.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: رفع ضعفها با اتكاء بر نقاط قوت.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: آمادگي مقابله با دشمني هاي بسيار و عميق دشمنان.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي تنها يك موعظه نيست، راهبردي است براي نجات كشور از زير بساط ظلم.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: اوج مبارزه، مقاومت و قيام در برابر ديكتاتوري و ظلم.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: برافراشتن پرچم عدالت.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: غمگين و خوار كردن دشمنان با عبور از بحرانها.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: الگوسازي از انقلاب ايران براي كشورهاي ستم و ظلم.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: كسب توفيق بناي جامعه آباد و برخوردار از خيرات مادي و معنوي.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: بياثر بودن گزينه هاي روي ميز.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: بيداري ملت ايران، بيداري جوان ايراني و پيشرفت علمي جوان ايراني.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: تلاش روز افزون در افزايش ايمان به خداي متعال و اطمينان به وعده الهي.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: ايستادگي و حركت با تدبير.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: ايستادن تمام قوا در ميدان و حركت رو به جلو.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: ايران، نماد عظمت و شرف اسلامي ضربه نخواهد خورد.
حماسه سياسي يعني: نمايش مجدد چهره استوار و پر افتخار ملت ايران.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: با مشاركت انبوه و حداكثري خود نشان ميدهيم ملتي سرزنده، هشيار و زمانشناس هستيم.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: شور انتخاباتي در كشور و حضور مردم در پاي صندوق هاي رأي.
حماسه سياسي و اقتصادي، موجبات اقتدار و عزم راسخ ملت بزرگ ايران را در مواجهه با توطئههاي سياسي و اقتصادي دشمن فراهم كرده و بر وحدت كلمه و همدلي ملت سلحشور ايران خواهد افزود.
حماسه سياسي در پرتو تداوم مقاومتها تحققپذير خواهد شد.
حماسه سياسي، هوشمندي و درايت پيشدستانه رهبر معظم انقلاب در خنثي سازي توطئههاي داخلي و خارجي دشمن را به اثبات ميرساند.
حماسه سياسي و اقتصادي، تمام دستگاههاي اجرايي كشور را همراه با مردم براي تحقق اين دو حماسه بزرگ بسيج خواهد كرد.
حماسه سياسي و اقتصادي، برتري نظام مردمسالاري ديني را در مواجهه با برونرفت از توطئههاي سياسي و اقتصادي در مقابل نظامهاي ليبرال و سكولار به عرصه ظهور ميرساند.
حماسه سياسي و اقتصادي، با حضور آگاهانه مردم پاي صندوقهاي رأي و حماسه حضور بيسابقه مردم در عرصههاي سياسي، تكميل ميشود.
حماسه سياسي و اقتصادي، توطئههاي دشمنان خارجي را بياثر و رؤياهاي كجانديشان داخلي و تشنگان سراب قدرت را نقش بر آب خواهد ساخت.
حماسه سياسي و اقتصادي، بر اقتدار سياسي و اقتصادي جمهوري اسلامي ايران در مذاكرات 1+5 خواهد افزود.
حماسه سياسي و اقتصادي، زمينه بياثر كردن تحريمها و دلگرمي ملتهاي مسلمان را در مواجهه با استكبار جهاني فراهم ميسازد.
حماسه سياسي و اقتصادي، موجب تغيير رويكرد فرهنگي در مناسبات بينالمللي از انفعال به پيشتازي و افزايش قدرت رقابتپذيري جمهوري اسلامي ايران در معادلات سياسي و اقتصادي جهاني ميشود.
حماسه سياسي و اقتصادي، موجب ارتقا كيفيت توليد و افزايش بهرهوري سرمايههاي مادي و انساني ميشود و به كاهش واردات كالاهاي مصرفي و بهبود تراز بازرگاني كشور ميانجامد.
حماسه سياسي و اقتصادي، موجبات توسعه و ايجاد فرهنگ كار بيشتر و مصرف بهرهورانه و در حد نياز را كه رمز شكوفايي اقتصاد نظام اسلامي است فراهم ميآورد.
حماسه سياسي و اقتصادي، بر مشروعيت مردمي و امنيت همهجانبه و كارآمدي نظام در عرصههاي سياسي و اقتصادي خواهد افزود.
حماسه سياسي و اقتصادي، موجب تقويت و تحكيم امنيت فضاي كسب و كار و تحكيم همهجانبه بنيانهاي توسعه و پيشرفت كشور در راستاي رشد توليد ملي ميشود.
حماسه سياسي و اقتصادي، زمينهساز عزم عمومي ملت سرافراز ايران در دفاع از سه عنصر ارزشمند امنيت ملي، منافع ملي و وحدت ملي ميشود.
حماسه سياسي و اقتصادي، خط قرمز ملت هوشيار ايران را در رويارويي با هر نوع جريان سياسي در برابر توطئههاي خارجي، مشخص خواهد كرد.
حماسه سياسي و اقتصادي، بر درخشش و اقتدار جمهوري اسلامي ايران در عرصه معادلات سياسي جهان ميافزايد و ريشه هر نوع فتنه خارجي و داخلي را قبل از جوانه زدن بر پيكره نظام خواهد خشكاند.
حماسه سياسي و اقتصادي يعني: هر جريان سياسي كه بخواهد بر وحدت كلمه مردم خللي وارد كند، طرد ميشود.
حماسه سياسي و اقتصادي يعني: تحكيم سبك زندگي اسلامي و الگوي اسلامي.
حماسه سياسي و اقتصادي، همان مبارزه جدي و همهگانه در اين دو عرصه عليه استكبار جهاني است.
حماسه يعني: دفاع از خاك، دفاع از شرف، دفاع از ناموس.
حماسه يعني: ايستادگي يك ملت در برابر استعمار.
حماسه يعني: اصلاح فرهنگ مصرف و توجه به توليد ملي.
وظيفه مردم اين است كه با تمام جديت در وسط ميدان باشند و از انقلاب و اسلام در عرصه اقتصادي حمايت كنند و وظيفه مسئولان، تلاش،
خدمترساني و ايجاد هماهنگي و وحدت ميان سه قوه در صحنههاي سياسي و اقتصادي است.
ما وظيفه داريم با اين افق روشن ترسيم شده از سوي مقام معظم رهبري، خط سير انقلاب را به سوي بيداري اسلامي در منطقه گسيل كنيم تا اين حركتهاي برخاسته از نهضت مقاومت اسلامي به نتيجه مطلوب برسد.
حضور بيشتر مردم در انتخابات, حماسه سياسي را تحقق مي بخشد.
حضور مردم در پاي صندوق هاي رأي يك نماد حماسه سياسي است.
حماسه سياسي يعني: حضور آگاهانه در انتخابات.
تحقق حماسه سياسي و اقتصادي در گرو وحدت مسئولان و مردم است.
در سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» ملت با تبعيت از فرمان ولايت فقيه، دشمنان را هم در عرصه سياسي و هم در عرصه اقتصادي از دستاندازي به آرامش مردم نااميد خواهند كرد.
سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» يعني: در كشور شاهد يك رويكرد اخلاقي تمامعيار در مبارزات سياسي باشيم.
بدون شك تبلور حماسه اقتصادي را ميتوان در وضعيت توليد ملي يك كشور به راحتي ارزيابي كرد.
حماسه سياسي يعني: در جايي از نظر سياسي قرار بگيريم كه در قله و بالاترين حد مطلوب باشيم.
حماسه سياسي يعني: نااميد كردن دشمن با رأي خود.
در سال 1392 حضور ملت ما در پاي صندوقهاي رأي به طور قطع حماسهاي تاريخي خواهد بود و مردم با بينش و بصيرت سياسي مديران كشور، رئيسجمهور را انتخاب خواهند كرد.
حماسه سياسي به معناي بيداري و خنثي كردن توطئهها و برنامهريزيهاي دشمنان است.
حضور در انتخابات، حماسه سياسي است.
حماسه اقتصادي با حمايت از توليد داخلي و عدم اتكا به نفت محقق ميشود.
در سال «حماسه سياسي وحماسه اقتصادي» با همت بلند مردم و مسئولان گامهاي مؤثري در مسير هدفهاي نظام اسلامي برداشته ميشود.
حماسه اقتصادي با تكيه بر توليد ملي رخ خواهد داد.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي سرلوحه حركت و قدمهاي ملت و مسئولان است.
مردم، دولت، مجلس، نخبگان و همه مسئولان كشور بايد تلاش كنند تا در دو عرصه سياسي و اقتصادي حماسهاي بزرگ در شأن ملت ايران اسلامي بيافرينند.
مسئولان بايد با حفظ وحدت و همدلي و به دور از ملتهب كردن فضاي جامعه، به حركت عمومي آن به سمت پيشرفت، مردم را همراهي كنند تا بتوانيم به شعار محوري سال جامه عمل بپوشانيم.
شرط خلق حماسه سياسي، حضور پرشور مردم در صحنه و حفظ نظم و انضباط و آگاهي در همه عرصهها است.
در خلق حماسه سياسي، آنچه مهم به نظر ميرسد حركتهاي مدبرانه، همراه با انتخاب صحيح و گزينش درست است كه خود ميتواند اهميت و جايگاه نظام اسلامي را اعتلايي دوچندان بخشد.
در خلق حماسه سياسي ملت ايران، تجربه زيادي دارند و مانند گذشته موفق و عزتمندانه در صحنه حاضر ميشوند.
حماسه به معناي نااميد كردن دشمن و رقم زدن يك اقدام تاريخي و ايجاد اميد در دل ملتهاي مستضعف جهان و ملتهايي كه بيداري اسلامي را رقم زدهاند.
در سال جديد مردم با بازنگري در سبك زندگي و ايجاد تحول، حماسهاي اقتصادي را رقم خواهند زد كه دشمنان را ناكام ميكند.
بهرهگيري از سياستهاي اقتصادي صحيح، سبب بروز حماسه اقتصادي خواهد شد.
دقت توليدكنندگان در كميت و كيفيت كالاهاي توليد داخلي، يكي از شاخصههاي تحقق حماسه اقتصادي است.
حماسه سياسي يعني: كاهش وابستگي نفت.
حماسه سياسي يعني: زمينهسازي براي مصرف كالاي داخلي.
حماسه سياسي يعني: همت مضاعف و كار مضاعف.
تحقق شعار حماسه اقتصادي، نيازمند همت و كار مضاعف است.
اقتصاد بدون توجه به موضوعات فرهنگي توسعه نخواهد يافت. بنابراين، بايد در كنار جهاد اقتصادي در راستاي توسعه فرهنگ و تقويت ارزشهاي ديني هم برنامهريزي كنيم.
ثمره يك برنامه اقتصادي، مناسب بهرهوري بالاست و تحقق اين مهم مستلزم داشتن ايمان قوي نسبت به آخرت است.
انتخاب درست و آگاهانه ميتواند موجب رشد كشور در همه حوزهها شود كه اين نشانهاي از حماسه سياسي است.
فراهم كردن امكانات، پيشبيني آينده كالاي توليدي و وجود امنيت در سرمايهگذاري، مؤلفههاي بسيار مهمي در رسيدن به حماسه اقتصادي است.
اصلاح الگوي مصرف، مسيري هموار جهت رسيدن به حماسه اقتصادي است.
تلاش براي حماسه سياسي و حماسه اقتصادي، حمايت از آرمانهاي انقلاب اسلامي است.
اعتماد، اعتقاد و ايمان به توان و ظرفيتهاي توليد ملي، زمينه رشد و شكوفايي اقتصاد ملي و ايجاد حماسه اقتصادي است.
حمايت از توليد ملي، نماد بارز حماسه اقتصادي است.
گردش باشكوه چرخهاي اقتصاد ايران، حماسهاي اقتصادي در پي خواهد داشت.
خودباوري، خوداتكايي، شكوه و خودكفايي يعني: تحقق حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي.
حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي يعني: تجلي اقتدار ملي.
با تكيه بر توان و توليد ملي، حماسهاي اقتصادي خلق كنيم.
اقتدار ايران اسلامي در سايه حماسه سياسي و حماسه اقتصادي.
جلوگيري از خروج ارز از سوي خريداران و صرفهجويي در هزينهها، تقويت نظام توليد و توزيع داخلي، از منافع حمايت از توليد ملي است كه منجر به حماسه اقتصادي ميشود.
يكي از مصاديق بارز و جنبههاي روشن حماسه اقتصادي، مصرف كالاي داخلي و حمايت از توليدهاي ايراني است.
حمايت از كالاهاي توليد داخل كشور گذشته از جنبههاي اقتصادي آن، حركتي ملي و حماسي است.
بهبود فضاي كسب و كار نيازمند همراهي و مشاركت مجموعه فعالان و دستاندركاران توليد و تجارت كشور است كه به خلق حماسه اقتصادي منجر ميشود.
ارتقاي توليد و حضور در بازارهاي جهاني، افزون بر كسب موفقيت اقتصادي، سبب ارتقاي جايگاه و مرتبه سياسي كشورمان آن هم در كوران فشارهاي بينالمللي و فضاي تحريمي ميشود. اين يعني: از حماسه اقتصادي به اقتدار سياسي رسيدن.
حماسه اقتصادي يعني: بايد به توليد كيفي و توليد صادراتي به صورت جدي توجه شود.
رونق توليد يعني: چرخش هر چه سريعتر چرخدندههاي اقتصاد در تمامي بخشها و افزايش گردش پول در اقتصاد. اين يعني: خلق حماسه اقتصادي.
حماسه اقتصادي يعني: براي كاهش نرخ تورم و مهار نقدينگي بايد طوري برنامهريزي كرد كه اقتصاد كشور مولّد شود.
اكنون كه تحريمها نتوانسته است خللي در روند رشد و توسعه جمهوري اسلامي ايران وارد كند، وقت آن رسيده است كه با همان روحيه انقلابي، بسيجي و حماسي در پيمودن راههاي حمايت از توليدهاي داخلي قدمهاي مؤثري برداريم تا حماسهاي باشكوه در نبرد اقتصادي خلق كنيم.
حماسه اقتصادي يعني: فرهنگسازي و تلاش مضاعف براي حمايت همهجانبه از توليد داخلي.
حماسه اقتصادي تنها در سايه توليد باكيفيت، امكانپذير است.
حماسه سياسي و اقتصادي آفتاب عزت و سربلندي است و تا هميشه بر قلب تاريخ كشورمان ميتابد.
حماسه در ادبيات انقلابي يعني: تو دهني زدن به غرب، ايستادگي و گذر از بحرانها!
حماسه اقتصادي يعني: رونق توليدات ملي.
حماسه اقتصادي يعني: توجه به توليد داخلي بايد مهمترين مسئله در اقتصاد باشد.
حماسه اقتصادي يعني: نيازي به توليد كشورهاي خارجي نداريم بلكه خودمان اين توانايي را داريم كه توليد كنيم.
حماسه اقتصادي يعني: ايراني بايد از جنس ايراني استفاده كند.
حماسه اقتصادي يعني: بايد قدر سرمايههاي مليمان را بدانيم.
حماسه اقتصادي يعني: كشور ما نياز به يك حركت انقلابي براي نااميد كردن دشمنان از تحريمها دارد.
حماسه اقتصادي يعني: اقتدار ايران اسلامي به جوشش چشمه خروشان سازندگي است.
براي حذف تحريمهاي جهاني يك راه بيشتر وجود ندارد و آن ايجاد روحيه حماسي در آحاد كشور است.
توليد ملي، عامل حفاظت از اقتصاد ملي است كه تنها با عزمي ملي و شوري حماسي محقق ميشود.
خلق حماسه سياسي و حماسه اقتصادي، عزت و اقتدار ملي را در پي خواهد داشت.
نجات يك ملت در استفاده از دسترنج خودش است. اين يعني: جهاد اقتصادي در آيينه حمايت از كار و سرمايه ايراني براي خلق حماسه اقتصادي.
شكوفايي استعدادهاي جوان ايراني در گرو داشتن روحيهاي حماسي، براي خلق حماسهاي اقتصادي است.
حماسه اقتصادي يعني: رونق توليد داخلي و كاهش تورم.
يكي از عرصهها و مصاديق بارز حماسه اقتصادي، توليد ملي و حمايت از كار و سرمايه ايراني است.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: حمايت از اقتدار نظام اسلامي.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي؛ حركت در مسير عزت و شكوفايي.
تحقق «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» در گرو همدلي و عزم ملي است.
تحقق حماسه اقتصادي نيازمند توجه به «كار» و «سرمايه داخلي» است.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: اقتدار، شكوه و سربلندي ايران و ايراني. ازاينرو، با عزمي راسخ در تحقق شعار «حماسه سياسي، حماسه اقتصادي» خواهيم كوشيد.
شكوه و عظمت ايران در عرصه سياست و اقتصاد داخلي و خارجي در گرو تحقق شعار «حماسه سياسي و حماسه اقتصادي» است.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي موجب رشد، بالندگي و شكوفايي ايران اسلامي خواهد شد.
حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي يعني: فتح قلههاي سياسي و اقتصادي جهان.
استقلال و امنيت سياسي و خودكفايي و شكوفايي اقتصادي نتيجه تحقق شعار «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» است.
شاهكليد توسعه سياست و اقتصاد ايران اسلامي، در گرو حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي است.
هدف شعار «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» رسيدن به عزت ملي است.
حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي برابر است با عزت، خودباوري، خود اتكايي، شكوه و خودكفايي.
شركت در انتخابات يعني: تجلي حماسه سياسي و پاسخ به كساني كه سالهاست به دنبال فرصتي براي تضعيف ملت ما هستند.
رأي من، رأي تو، رأي ما، يعني: خلق حماسهاي ديگر در عرصه سياست.
حماسه سياسي يعني: حضور مردم در عرصه انتخابات كه گامي مهم در راه نهادينه شدن مشاركت در كشور است.
انتخابات تجلي حضور و حماسه.
شعار «حماسه سياسي» با حضور در ميدان انتخابات، لباس عمل ميپوشد.
حضور در انتخابات يعني: پايبندي به آرمانها و ارزشهاي اسلامي و خلق حماسهاي در عرصه سياست.
انتخابات تجلي شور و شعور سياسي ايرانيان و خلق حماسهاي سياسي.
هر برگ رأي من و تو «ما» ميشود و پلي براي ساختن ايراني آباد و رسيدن به حماسهاي اقتصادي در سايه شكوه حماسهاي سياسي است.
براي ساختن ايران به حماسهاي از جنس اقتصاد و به رنگ سياست نياز است.
با شركت در انتخابات رياست جمهوري، حماسه سياسي ديگري خلق خواهيم كرد.
حضور گسترده در انتخابات رياست جمهوري؛ آغازي براي خلق حماسههاي ديگر.
تجلي بيداري و ولايتمداري ملت ايران در سال 1392 با خلق حماسه سياسي و حماسه اقتصادي رقم خواهد خورد.
ص: 23
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يادِمان بصيرت ملت ايران است.
مردم آگاه و غيور ايران اسلامي در سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» با بصيرت خود حماسهاي ديگر خلق خواهند كرد.
با حماسه سياسي و حماسه اقتصادي بار ديگر توطئههاي دشمنان اسلام را نقش بر آب خواهيم كرد.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي خط بطلاني بر انديشههاي دشمنان انقلاب اسلامي ايران است.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي تجلي شعور و شور ملت ايران است.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي حماسهاي ديگر است كه به افتخارهاي ملت ايران افزوده خواهد شد.
مردم سرزمين من با حماسه آشنا هستند و ميكوشند حماسهها را بر تار و پود حماسههايشان پيوند بزنند.
حضوري به وسعت ايران و تلاشي به همت مردمان باغيرت ايران در سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي».
تكرار حماسهها زيباست آن روز كه حماسهها را ريشه به ريشه رج ميزنيم.
مردم غيور ايران حماسهآفريناند.
حماسه در قلب مردم اين سرزمين، ريشه كرده است.
حماسهها هميشه در اينجاست. سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» بر مردم شورآفرين ايران گرامي باد.
حماسهها هميشه در عزم پولادين ملت ايران ريشه دارد.
سال حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي سال تداوم نااميدي دشمنان ايران اسلامي است.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي در همه حوزههاي اقتصادي، سياسي و حتي اجتماعي و فرهنگي ميتواند تجلي يابد.
نگاه اميدوارانه و همت بلند لازمه خلق حماسه سياسي و حماسه اقتصادي است.
حماسهسازي يك شرط اساسي دارد و آن همدلي و همياري حماسهسازان است.
حاكميت سياسي اسلام، تحكيم ارزشهاي معنوي و اخلاقي، برپايي عدالت اجتماعي، وابسته نبودن اقتصادي، خودكفايي و اقتدار اقتصادي، توسعه و رشد و رفاه عمومي از نتايج حماسه سياسي و حماسه اقتصادي است.
جهاد، حماسه؛ سالهاست كه با اين واژهها انس گرفتهايم و اكنون در تكاپوي خلق حماسهاي ديگر از جنس سياسي و اقتصادي هستيم.
حماسه نمادي است كه مظهر قدرت و اقتدار ملت ما شده است، و اين بار در سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» رونقي دوباره خواهد گرفت.
بزرگترين مانع بر سر حماسهسازي سياسي و اقتصادي در يك نگاه كلي اختلاف و تفرقه و شكسته شدن وحدت جامعه مسلمانان است.
زيباست؛ جهاد اقتصادي زيباست؛ هر لحظه، حماسهاي جهادي زيباست؛ فرياد بزن حماسهاي در راه است؛ فرياد سياسي و عبادي زيباست.
فرياد حماسههاي خاموشيم ما؛ در رونق اقتصاد ميكوشيم ما؛ در لحظه به لحظه سياست امسال؛ پيراهني از حضور ميپوشيم ما.
حضور اثرگذار سياسي يعني: حماسه سياسي.
حماسه اقتصادي يعني: توجه به اقتصاد پويا و كارآمد.
حماسه اقتصادي يعني: حضوري جهادگونه و پويا در تمام عرصههاي سياسي و اقتصادي.
توجه به توليد ملي از مصداقهاي بارز حماسه اقتصادي است.
شكوه حضور و تجلي مشاركت بالاي مردمي خلق حماسهاي سياسي را رقم خواهد زد.
همه بايد با روحيه اي انقلابي، با نشاط و شادابي در صحنه انتخابات و همچنين حوزه اقتصاد، فعالانه حضور داشته باشيم.
در سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» بيشك حضور باشكوه مردم در انتخابات، دشمنان را از تأثير تحريمها نااميد خواهد كرد و ناكارآمدي شگردهاي خود را به خوبي خواهند ديد.
انتخابات خرداد 1392 حماسه سياسي سال 1392 است كه بيشك حماسهاي عظيم، تاريخي و ماندگار خواهد بود.
قطع وابستگي به نفت، اوج حماسه اقتصادي ملت ايران است.
حضور باشكوه مردم در انتخابات رياست جمهوري، مظهر حماسه سياسي، اراده عمومي، اقتدار ملت و در نهايت استقلال همهجانبه كشور است.
در سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» سرود حماسههاي هميشه را خواهيم خواند و به عزت و شرف ملي ايران خواهيم افزود.
ملت ايران اسلامي با حضور حداكثري در انتخابات رياست جمهوري حماسه سياسي را محقق خواهند كرد.
مشاركت بالاي مردم در انتخابات يعني: تحقق حماسه سياسي و حماسه اقتصادي.
ايجاد حماسه سياسي تأثير مستقيم در خلق حماسه اقتصادي دارد.
در نظام جمهوري اسلامي ايران، ملت نقشآفرينان اصلي صحنه سرنوشت و تحقق حماسه سياسي در كشور هستند.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي از ضرورتهاي انقلاب، منافع ملي و هدفهاي كلان راهبردي نظام جمهوري اسلامي ايران است.
انتخابات، نماد حماسه سياسي است و انتخاب درست از ابزارهاي خلق حماسه.
انتخاب درست انتخابي است كه بتواند در عرصه سياست داخلي، امنيت و ثبات ايران را تأمين كند و در عرصه روابط بينالمللي، شأن و جايگاه والاي جمهوري اسلامي را پاس بدارد.
علت اصلي ناكامي استكبار جهاني در سركوب انقلاب اسلامي ايران، وجود روحيه جهادي و حماسي در ملت ايران است.
انقلاب اسلامي ايران سرشار از حماسههاست.
حماسه سياسي ضامن تحقق حماسه اقتصادي است.
وحدت، كليد خلق حماسه سياسي است.
تلاش و همت، كليد خلق حماسه اقتصادي است.
«حماسه اقتصادي» يعني: ايراني آنقدر كار كند كه كار خود را به حماسه تبديل كند و اين حماسه نيز بايد خودكفايي كشور را به دنبال داشته باشد.
حضور پررونق ملت ايران در انتخابات ضامن تحقق شعار حماسه سياسي است.
انتخابات در ايران اسلامي مظهر حماسه سياسي است.
در سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» دلاورانه و شجاعانه به مقابله با دشمن برميخيزيم.
سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» سال نتيجهگيري از بسياري از تصميمهاي سياسي و اقتصادي در سالهاي گذشته است.
افزايش عرضه و ايجاد امنيت رواني در حوزه اقتصاد از جنبههاي حماسه اقتصادي است.
عزم ملي، عزت ملي، اقتدار ايراني در سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي». بهانهها همه خشكيده اند و اكنون زمان رويش حماسه است؛ حماسهاي از جنس حضور در عرصه سياست و اقتصاد.
انقلاب اسلامي ايران منشأ حماسههاست. سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» را گرامي ميداريم.
اينجا مهد حماسه است، مهد حماسههاي هميشه؛ اينجا ايران است.
سرزمين حماسهآفرينان غيور، رنگ حماسه گرفته است؛ رنگ بانشاط حماسه. سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» را گرامي ميداريم.
در سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» بار ديگر با شهيدان و امام شهيدان عهد خواهيم بست كه در رسيدن به اهدافشان ذرهاي كوتاه نخواهيم آمد.
در سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» بار ديگر با آرمانهاي انقلاب و مقام معظم رهبري (مدظله العالي) تجديد بيعت خواهيم كرد.
حماسه اقتصادي تأكيدي براي به بار نشستن جهاد اقتصادي است. براي تحقق سياست و اقتصاد حماسي، بايد به دو شرط مهم امنيت و اطمينان سياسي و امنيت و اطمينان اقتصادي توجه جدي كنيم.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي با تبعيت از رهبري، تلاش مجاهدانه و حضور مردم در صحنههاي انقلاب محقق ميشود.
در نگاه مردم تنها شرط ايجاد حماسه عظيم سياسي، تبعيت از ولايت فقيه است.
تكميل حماسه سياسي بعد از انتخابات، بر عهده كارگزاران نظام است.
در سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» قوه مقننه، قوه مجريه و قوه قضاييه بايد با ايجاد وحدت و همدلي و به دور از سلايق شخصي، در جهت رفع مشكلات مردم و دغدغههاي مقام معظم رهبري قدم بردارند.
لازمه رسيدن به حماسه سياسي، فعاليت سياسي در جهت اهداف انقلاب اسلامي است.
تبعيت از ولايت فقيه، لازمه تحقق حماسه سياسي و حماسه اقتصادي است.
تبيين و تفهيم موضوع انتخابات از سوي نخبگان و صاحبنظران ميتواند به تحقق حماسه سياسي كمك فراواني كند.
تبعيت از فرمانهاي رهبري، به تحقق حماسه سياسي و اقتصادي منجر خواهد شد.
انتخابات مظهر خلق حماسه سياسي ملت ايران است تا مشروعيت انقلاب اسلامي را در جهان به نمايش بگذارد.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي، مبارزه جدي با دنياي استكبار است.
حماسه سياسي، حماسه اقتصادي، چراغ راهي براي ساماندهي امور كشور است.
شعار حماسه سياسي، حماسه اقتصادي، چشماندازي براي حركت در مسير تعالي و پيشرفت مردم و كشور در همه عرصههاست.
تحقق اهداف شعار «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» نيازمند حركت عملي و كارشناسي و تداوم اين حركتها است.
انتخاب صحيح يعني: حماسه سياسي...، يعني: يك تير بر دو هدف: قدرت يافتن صاحبان لياقت و جلوگيري از ورود نالايقان به صحنه قدرت.
با درس گرفتن از گذشته، حماسه سياسي و حماسه اقتصادي را رقم بزنيم.
ملت ايران، حماسه سياسي را با بصيرت سياسي و حماسه اقتصادي را به جهاد اقتصادي تبديل خواهد كرد.
تلاش براي رشد توليد ملي، از جنبههاي حماسه اقتصادي است.
در فرهنگ انقلابي و ديني كلمه حماسه مترادف يك نماد است، نمادي كه مظهر اقتدار و قدرت است و بارها آن را در ايران اسلامي مشاهده كردهايم.
تحقق حماسه سياسي و حماسه اقتصادي در كشور در گرو همكاري مطلوب مردم و مسئولان در عرصههاي مختلف است.
ميتوانيم با خلق حماسه سياسي، وارد يك حماسه اقتصادي شويم.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: تجلي شكوه و اراده ملي.
ما در سال «حماسه سياسي ـ اقتصادي» بار ديگر به جهانيان ثابت خواهيم كرد كه به آرمانهاي انقلاب اسلامي ايران پايبند و وفا داريم.
حضور حماسي در عرصهاي كه فرد يا جامعهاي، خود را در برابر دشمناني ميبيند كه قصد از بين بردن او را داشته باشند، حضوري است كه همراه با منطق و احساسات است، يعني: گره زدن اين دو با يكديگر.
ملت ايران با ايستادگي و مقاومت خود بار ديگر حماسهاي را رقم خواهد زد كه در طول تاريخ باقي خواهد ماند.
حماسه برگرفته از رفتاري است كه جهادگونه باشد و مبناي جهادي داشته باشد و در واقع منظور از حماسه، رفتاري است كه اخلاص و ايثار در آن موج ميزند.
ايثار و از خودگذشتگي، زمانشناسي و تلاش براي رسيدن به هدف از ويژگيهاي حماسه است.
توجه به شايستهسالاري در سايه سياستگذاري و برنامهريزي درست اقتصادي، عامل مهمي براي تحقق ثبات و رشد اقتصادي است و نبود تبعيض در فعاليتهاي اقتصادي در توانمندسازي اعضاي جامعه و تحقق حماسه اقتصادي مؤثر خواهد بود.
محركهاي اقتصادي، ثبات اقتصادي، ثبات قيمتها، سرمايهگذاري بيشتر، رشد اقتصادي، اشتغال و رفاه بيشتر و توزيع عادلانهتر درآمدها بين اقشار مختلف جامعه ميتواند جزو هدفهاي نظام و كشور در سال پيش رو قرار گيرد تا حماسه اقتصادي را عملي كند.
در دنياي كنوني كشورهاي ضعيف و قوي در جهان وجود ندارند، بلكه مديريتهاي قوي و ضعيف است كه سبب ميشود كشورهايي عقب بمانند يا پيشرفت كنند. به عبارت ديگر، تمام مسائل جهان امروز به مديريت برميگردد. براي تحقق شعار «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» توجه ويژهاي به مديريتها داشته باشيم.
در سايه برنامهريزي و سياستگذاري صحيح اقتصادي و جلوگيري از مفاسد اقتصادي، ميتوان اقتصادي پويا ايجاد كرد كه منجر به خلق حماسه سياسي ميشود.
توجه به شايستهسالاري و انجام فعاليتهاي اقتصادي كه بهرهوريهاي واقعي ايجاد ميكند، سبب ميشود در سايه كار و تلاش، حماسه اقتصادي محقق شود.
حماسه يعني: خط پايان برنامههاي گذشته. در واقع، در سال پيشِرو تمامي اهداف و شعارهاي سالهاي گذشته به ثمر خواهد نشست و سال سرنوشتسازي خواهيم داشت.
عاليترين ابزار براي تحقق حماسه، ابزار وحدت در مديريت و حاكميت است.
براي تحقق حماسه اقتصادي، بايد اقتصاد مقاومتي جدي گرفته شود، از اسراف پرهيز شود و حمايت از توليد ملي به صورت جدي دنبال شود.
شعار «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» برتري نظام مردمسالاري ديني را در مواجهه با برونرفت از توطئههاي سياسي و اقتصادي در برابر نظامهاي ليبرال و سكولار به نمايش ميگذارد.
شعار «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» توطئههاي دشمنان خارجي را بياثر و رؤياهاي كجانديشان داخلي و تشنگان سراب قدرت را نقش بر آب خواهد ساخت.
شعار «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» بر اقتدار سياسي و اقتصادي جمهوري اسلامي ايران خواهد افزود.
شعار «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» موجبات بياثر كردن تحريمها و دلگرمي ملتهاي مسلمان را در برابر استكبار جهاني فراهم ميسازد.
شعار «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» موجبات افزايش قدرت رقابتپذيري جمهوري اسلامي ايران را در معادلات سياسي و اقتصادي جهاني فراهم ميسازد.
شعار «حماسه سياسي و حماسه اقتصادي» موجبات توسعه و ايجاد فرهنگ كار حداكثري و مصرف بهرهورانه و در حد نياز را كه رمز شكوفايي اقتصاد نظام اسلامي است، فراهم ميسازد.
شعار «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» بر مشروعيت مردمي و امنيت همهجانبه و كارآمدي نظام در عرصههاي سياسي و اقتصادي خواهد افزود.
شعار «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» موجبات تقويت و تحكيم امنيت فضاي كسب و كار و تحكيم همهجانبه بنيانهاي توسعه و پيشرفت كشور را در راستاي رشد توليد ملي فراهم خواهد ساخت.
شعار «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» موجبات حيرت و نااميدي دشمن در طراحي توطئههاي جديد عليه جمهوري اسلامي و اميدبخشي از شور و نشاط ملت بزرگ ايران را در عرصه معادلات سياسي داخلي و خارجي، فراهم خواهد ساخت.
حماسه در ادبيات سياسي ما، منحصر به فتح نظامي نيست؛ بلكه حماسه شامل مواردي ميشود كه به دستآوردهاي سياسي و اقتصادي دشمنشكن رقم خورده است.
همبستگي ملي در انتخابات بروز و ظهور مييابد. بنابراين، مشاركت گسترده در انتخابات؛ ميتواند بخش عمدهاي از رقم زدن يك حماسه سياسي را تضمين نمايد.
رخ دادن حماسه اقتصادي مرهون انتخاب فرد شايسته در انتخابات يازدهمين دوره رياست جمهوري است.
حماسه سياسي به معناي بيداري و محو كامل توطئههاي سياسي داخلي و خارجي و حضور پرشور، آگاهانه و حداكثري مردم در انتخابات رياست جمهوري و شوراهاي اسلامي است.
حماسه اقتصادي به معني شكست كامل توطئههاي اقتصادي دشمن و تداوم كار، تلاش و رشد توليد ملي با اتكا به منابع داخلي و تمركز بر الگوهاي مصرف اسلامي و جلوگيري از اسراف و تبذير است.
حماسه سياسي وقتي محقق ميشود كه مردم با آگاهي، دانش و بينش سياسي درست، در صحنه انتخاب نامزدها حاضر شوند تا امور كشور به دست شايستگان سپرده شود.
حماسه يعني: اينكه رفتارهاي جمعي مردم در يك موضوع مشخص چنان بايد پرقدرت و درخشان باشد كه جز نام «حماسه» نتوان نام ديگري بر آن گذاشت.
نقش محوري مردم در به تصوير كشيدن حماسه سياسي و حماسه اقتصادي، انتخاب مديران شايسته است.
اخلاق و بصيرت زمينهساز حماسه سياسي، حماسه اقتصادي است. تحقق پيشرفت كشور در عمل به شعار حماسه سياسي و اقتصادي است.
انتخابات نخستين گام حضور در حماسه سياسي است.
بصيرت رمز حماسه سياسي و حماسه اقتصادي است.
در سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» نخستين گام براي ايجاد يك حماسه واقعي، كاهش و قطع وابستگي به درآمد نفتي است.
خلق حماسه سياسي و حماسه اقتصادي خنثيكننده توطئه دشمنان است.
ولايتمداري و وحدت، رمز خلق حماسه سياسي و اقتصادي است.
حماسه سياسي يعني: تبديل تهديدهاي دشمنان ايران به فرصتها.
حماسه سياسي يعني: با تعميق بخشيدن به مردمسالاري ديني تمام تهديدهاي فعلي و احتمالي را با هوشمندي به فرصتي براي سازندگي كشور و نهادينه كردن رفاه عمومي به كار بگيريم و اجازه ندهيم دشمنان در تهديدهايشان موفق شوند.
دشمنان بسيار كوشيدند تا با فشار و تحريم اقتصادي، مردم را از پشتيباني و علاقه به نظام عقب بنشانند، اما در سال حماسه اقتصادي، مردم تلاش مذبوحانه آنها را ناكام خواهند گذاشت.
توليد ملي به منزله يكي از اصليترين عوامل پيشرفت و رفاه كشورها، ميتواند شاخص شفاف و خدشهناپذيري براي ارزيابي، تحقق يا عدم تحقق حماسه، به معني حركت و تحول عظيم در اقتصاد باشد. «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» يعني: بازخواني و اصلاح رفتارهاي گذشته و پر كردن خلأها.
«حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» ميتواند رشد و تحول جديدي در عرصههاي مختلف كشور فراهم نمايد. تلاش براي رقم زدن حماسه در اين دو حوزه ميتواند ديگربار ديگران را شگفتزده كند.
شعار سال براي كساني كه رهبر معظم انقلاب را به عنوان وليّ خود ميدانند، وظيفه روشني را براي آنان در سال جديد تعريف ميكند.
تحقق شعار سال تنها با نپرداختن به حواشي و موضوعات ناچيز سياسي موجود در كشور، رعايت موازين اخلاقي در همه حوزهها، به ويژه حوزه اقتصاد، و سياست و بازبيني عملكرد مسئولان در طي سالهايي كه مسئوليت داشتند و دارند، محقق ميشود.
در فضايي كه اصالت و اقتدار با نظام ديني و استقلال آن است، درگير شدن با مسائل ريز و پرداختن به نقلهاي بيثمر و درگيريهاي سياسي مخرب، كشور را از هدف خود دور خواهد كرد. تنها اخلاقمداري در اين مسير است كه ما را به نتيجه ميرساند.
منظور از «حماسه سياسي» در مسئولان، بازخواني رفتار هر يك از ما در سالهاي مختلف است تا از رفتارهاي غيراخلاقي و خلأهاي موجود را پر كنيم.
«حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» يعني: چشمانداز سال همراه با اميد، پيشرفت، تحرك، ورزيدگي و حضور جهادي ملت ايران.
«حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» يعني: فراهم آوردن زمينههاي دستيابي ملت ايران به عزت و شرافت ملي.
محقق شدن حماسه سياسي، زماني در جامعه بروز عيني پيدا ميكند كه سياسيون پيشرو و اصولگرا از تفرقه و پراكندهكاري پرهيز نمايند و تابلويي زيبا از وحدت و همبستگي را به افكار عمومي نشان دهند.
مردم اصليترين اركان تحقق حماسه سياسي هستند كه بصيرت لازم و زمان شناسي خاص دارند. ازاينرو، نبايد مباحث نوميدكننده و اقداماتي كه سبب دلسردي آنان ميشود در سطح جامعه منتشر گردد.
حماسه سياسي در واقع همان مردمسالاري ديني است كه موجب تكثر سياسي و چندصدايي در جامعه نيز ميشود.
حماسه سياسي يعني: مسئولان بايد از اقداماتي كه حركتي عليه مردمسالاري به شمار ميآيد، پرهيز كنند و نگذارند اقدامهاي حاشيهاي، اين حضور را تحتالشعاع قرار دهد.
حماسه سياسي بارور نمودن بصيرت عمومي و ترويج فرهنگ مشاركت همهجانبه مردم در عرصه سياست است.
حماسه سياسي يعني: ترويج و فرهنگسازي براي تداوم حضور حداكثري مردم در همه عرصهها.
«حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» يعني: بايد هم حضور مردم، جهادي و پرشور باشد و هم نامزدهاي شركتكننده، منافع شخصي و حزبي خود را كنار گذاشته و فقط براي حفظ نظام و مملكتشان پا به عرصه بگذارند تا تكميلكننده پازل دشمن نشوند.
در عرصه اقتصادي بايد حمايت از توليد ملي از يك سو و قويتر كردن بدنه اقتصاد مقاومتي از سوي ديگر جدي گرفته شود تا از نظر اقتصادي به جايگاهي برسيم كه اگر تمام امكانات خارج از كشور را هم برايمان تحريم كردند، با خودكفايي، نيازي به آنها احساس نشود.
«حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» يعني: خشكاندن ريشه مشكلات.
هم از نگاه داخلي و هم از نگاه بينالمللي، حماسه سياسي ميتواند نشاندهنده بصيرت، آگاهي بالا، شعور سياسي و اخلاقمداري باشد.
فضاي سياسي پرنشاط قبل از انتخابات ميتواند زمينه را براي بهبود وضعيت اقتصادي كشور و ورود به حماسه اقتصادي فراهم كند تا رشد اقتصادي طبق برنامهها محقق شود.
بايد براي تحقق حماسه سياسي و اقتصادي حركتهاي حماسهسازي را انجام دهيم.
محصول ارزشمند سال توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ايراني در سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» برداشت ميشود.
«حماسه سياسي ـ اقتصادي» يعني: ملت بزرگ ايران اسلامي در عبور از نقشهها و تحريمهاي دشمنان بار ديگر پيروز خواهد شد.
«حماسه سياسي و حماسه اقتصادي» يعني: مردم و مسئولان بايد در تحقق منويات مقام معظم رهبري تلاش كنند.
ما بايد سال 1392 را به سالي مثالزدني براي همه ملتهاي جهان تبديل كنيم و بايد حركتهايمان برقآسا باشد و به جايگاهي كه در سند چشمانداز در نظر گرفته شده زودتر برسيم.
در سال 1392 با تحريمها جديتر و منطقيتر مقابله كنيم.
دشمن در بر هم زدن خلق اين حماسه، راهكارهاي مكارانهاي را در پيش گرفته تا بتواند ملت ايران را از حضور در انتخابات دلسرد كند، ولي مردم ما با تكيه بر دو عنصر ولايتمداري و بصيرتافزايي در خلق حماسه سياسي صحنههاي ماندگاري را خلق ميكنند.
حماسه اقتصادي با تكيه بر توليد ملي اتفاق ميافتد كه هم مردم و هم دولت و مجلس بايد در اين زمينه كوشش و تلاش مضاعفي را انجام دهند.
«حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» يعني: مردم پر افتخار ايران تحريمهاي اقتصادي را به فرصت بزرگ و تاريخي تبديل خواهند كرد.
«حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» يعني: ملت ايران ثابت خواهند كرد كه ميتوانند نيازهاي خودشان را در زمينههاي گوناگون تأمين و فراهم كنند.
اگر پشتوانه توليدي به شكل منصفانه و عادلانه باشد، آنوقت ميتوانيم حرف متعالي متناسب با شعار عدالت اقتصادي داشته باشيم و اين نامگذاري، «حماسه اقتصادي»، ميتواند گرهگشاي بسياري از مشكلات اقتصادي ما باشد.
تحرك و ورزيدگي من، تحولي است در جهت حماسه سياسي و اقتصادي ميهن من.
وطنم را با حماسه خواهم ساخت؛ چه در عرصه سياست چه در عرصه اقتصاد.
در دوراني كه جهانيان، ايرانِ مرا به خاكنشسته ميخواهند؛ من با حماسه سياسي و اقتصاديام ايران را به قلههاي غرور ميرسانم.
سياست و اقتصاد جولانگاه من نيست. حماسه من در حد فدا كردن جانم است.
دشمنان مملكتم دست به دست هم ميدهند كه وطنم را ويران كنند. اما من با پايمردي و حضورم، در عرصه اقتصاد و سياست حماسه ميآفرينم.
اگر حقوق مملكتم را با حماسهسازي از جهان نستانم، با سپرسازي جانم ميستانم.
ملت ما درياست، موجي بايد تا حماسهاي بسازيم و به ساحل مقصود برسيم.
وقتي مردم و مسئولان با هم و دست در دست هم براي رسيدن به آيندهاي بهتر تلاش كنند، حماسه متولد ميشود.
در دوراني كه دشمنان نابود كردن ملت ما را وظيفه خود ميدانند، من هم بر حسب وظيفه با خلق حماسهاي سياسي ـ اقتصادي، افكار دشمن را نابود ميكنم.
از ميان هزار نقش و رنگ متنوع يك عمر، نقشي كه به حماسه شبيه است، مرا به آرمانهاي سياسي و اقتصادي مملكتم نزديك ميكند.
ايران من! از ارادهام پلي ميسازم به بلنداي حماسه، و تو را به قله پيشرفتهاي سياسي و اقتصادي ميرسانم.
حماسه اقتصادي يكي از نقاط اساسي شكوه تمدن اسلامي و علامت پيشرفت جامعه ديني است.
حماسه از نشانههاي رشد در زمينه علمي، عملي و نداشتن وابستگي است. ملت ايران در خرداد 1392 با انتخاب فرد اصلح با خلق حماسهاي ديگر جهانيان را متعجب خواهد كرد.
با حضور حماسي مردم در عرصه اقتصاد، به طور قطع اتفاقي خواهد افتاد كه دشمن از اميدي كه نقشههايش بسته، نااميد شود و اين جز با مجاهدت با مال و جان ميسر نخواهد شد.
مردم ايران با حضور پررنگ خود در انتخابات، يك حماسه بزرگ سياسي را رقم خواهند زد و هرگونه فتنه احتمالي در سال 1392 و تحركات ساختارشكنانه دشمنان داخلي و خارجي را با حضور حماسي خود، نقش بر آب ميكنند.
سرمايهگذاري در مزيتهاي توليدي كشور باعث تحقق حماسه اقتصادي ميشود. بخش معدن با سهم پنج درصد از توليد ناخالص داخلي، ميتواند نقش كليدي در تحقق اقتصاد بدون نفت داشته باشد.
اگر مسئولان سياسي، قانونگذاري و قضايي اين موضوع را جدي بگيرند و در ايجاد هماهنگي و عزم ملي و كمك كردن براي رسيدن به اهداف با تمام وجود تلاش كنند، ميتوانيم تهديد را به يك فرصت بزرگ تبديل كنيم.
«حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» پيامي است براي مسئولان اجرايي و قانونگذار كه بايد بستر را طوري فراهم كنند تا سرمايهگذاران و كساني كه به دنبال توليد و اشتغال هستند، فرصت را براي خود مناسب بدانند و اگر از خارج تهديد ميشوند در داخل، امنيت لازم را براي انجام امور داشته باشند.
توجه به شايستهسالاري در سايه سياستگذاري و برنامهريزي درست اقتصادي، عامل مهمي براي تحقق ثبات و رشد اقتصادي است و نبود تبعيض در فعاليتهاي اقتصادي در توانمندسازي اعضاي جامعه و تحقق حماسه اقتصادي، مؤثر خواهد بود.
محركهاي اقتصادي، ثبات اقتصادي، ثبات قيمتها، سرمايهگذاري بيشتر، رشد اقتصادي، اشتغال و رفاه بيشتر و توزيع عادلانهتر درآمدها بين اقشار مختلف جامعه، ميتواند جزو اهداف نظام و كشور در سال پيش رو قرار گيرد تا حماسه اقتصادي را عملي كند.
حماسه از علامتهاي رشد در زمينه علمي، عملي و وابسته نبودن است.
خلق حماسه سياسي و اقتصادي خنثيكننده توطئه دشمنان است.
تلاش و جديت بيشتر دولت و مشاركت مردم براي عملي كردن حماسه سياسي و اقتصادي يك امر لازم و ضروري است.
حماسه سياسي و اقتصادي چكيده شعار تمام سالهاي گذشته است و با همت و تلاش بيشتر مسئولان ميتواند خنثيكننده تمامي توطئههاي دشمنان باشد.
حماسه سياسي، اوج خواسته مقام معظم رهبري است و مردم بايد افزون بر حفظ وحدت، يكپارچگي در برابر توطئههاي دشمنان ايستادگي كنند و براي خلق حماسه سياسي با مشاركت همهجانبه در انتخابات سال جاري مشاركت داشته باشند.
مردم ايران اسلامي همانند سالهاي گذشته افزون بر حفظ وحدت و يكپارچگي با حضور حداكثري خود در پاي صندوقهاي رأي، دشمنان را در راه رسيدن به اهداف شومشان ناكام ميگذارند.
مردم ما خصوصيت منحصر به فردي، دارند؛ به طوري كه هر زمان احساس كردند دشمنان به آب و خاك اين مملكت چشم طمع دارند، با حضور حداكثري و چشمگير خود حماسهاي بينظير را رقم ميزنند.
با توجه به قطع وابستگي، بومي گرايي و حمايت از كار و سرمايه ايراني، از اين پيچ تاريخي به سلامت گذر خواهيم كرد و در زمينه اقتصادي نيز كشور ما همچون ساير حوزهها به موفقيت دست مييابد.
خوشبختانه تهديدها و تحريمهاي دشمنان، سبب شده تا مسئولان ما هوشيارانه و با جديت بيشتري فعاليت كنند و دشمنان را در راه رسيدن به
اهداف شومشان ناكام بگذارند و بايد اين مهم در سال جاري با جديت بيشتري دنبال شود.
چنانچه مسئولان با قدرت وارد عرصه شوند و مردم را به حضور در صحنه تشويق كنند، حماسهاي عظيم در سياست و اقتصاد كشور خلق خواهد شد.
رمز آفرينش اين حماسهها، ولايتمداري و حفظ وحدت و انسجام است.
راه ايجاد شور حماسي، ولايتمداري است، ملت و مسئولان در سال 1392 بايد حماسهآفرين باشند و ملت آماده ايجاد اين حماسه است.
مردم بايد در انتخابات، همانند يوم الله 22 بهمن حضور حماسي داشته باشند و شور و شعف فراواني را در كشور ايجاد كنند.
مردم هميشه نشان دادهاند كه براي خلق حماسه آمادگي دارند.
توليد بيشتر و مصرف كمتر، ايستادگي در برابر تحريمها و اتكا به توليد داخل، از مهمترين راهكارها براي خلق حماسه اقتصادي است.
مسئولان بايد براي خلق اين حماسهها، پشتيبان مردم و نظام باشند و روحانيت و ائمه جمعه نقش تعيينكننده خود را بايد ايفا كنند.
نگاه مردمي داشتن و اتكا به مردمي كه همواره حماسه ميآفرينند، ميتواند هم در عرصه اقتصادي و هم در عرصه سياسي راهگشا باشد.
عاليترين ابزار براي تحقق حماسه، ابزار وحدت در مديريت و حاكميت است.
بايد اقتصاد مقاومتي جدي گرفته شود، از اسراف پرهيز شود و حمايت از توليد ملي به صورت جدي دنبال شود.
حماسه اقتصادي نويدبخش به ثمر نشستن مجاهدتهاي اين مردم صبور و انقلابي در تنگناهاي اقتصادي است.
حضور مقتدرانه مردم در انتخابات رياست جمهوري و سپردن پرچم مقدرات اجرايي كشور، به دست كسي كه از آزمونهاي مختلف، سرافراز
بيرون آمده، ميتواند به آفرينش حماسهاي كه رهبر فرزانه انقلاب نويد آن را دادهاند، كمك كند.
برگزاري انتخابات رياست جمهوري و شوراها با حضور مردم ميتواند موجبات ارزشآفريني براي كشور، نااميدي دشمنان اسلام و همچنين محقق شدن شعار حماسه سياسي را فراهم كند.
مسئولان بيش از گذشته بايد به حمايت از توليد ملي، خودكفايي در محصولهاي اقتصادي و تجاريسازي علم و فنآوري در سال حماسه اقتصادي توجه كنند.
براي خلق حماسه اقتصادي، بايد همه سليقههاي سياسي كنار هم بايستند.
«حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» از سوي رهبر معظم انقلاب، موجبات تحكيم و سرافرازي جمهوري اسلامي ايران را در مناسبتهاي سياسي و اقتصادي جهان و شور و نشاط وصفناپذير و عزم بزرگ ملت ايران را در خلق دو حماسه عظيم سياسي و اقتصادي رقم خواهد زد.
حماسه سياسي به معناي بيداري و محو كامل توطئههاي سياسي داخلي و خارجي و حضور پرشور، آگاهانه و حداكثري مردم در انتخابات رياست جمهوري و شوراهاي اسلامي است.
حماسه اقتصادي به معني شكست كامل توطئههاي اقتصادي دشمن و تداوم كار، تلاش و رشد توليد ملي با اتكا به منابع داخلي و تمركز بر الگوهاي مصرف اسلامي و جلوگيري از اسراف و تبذير است.
راه رسيدن به فرداهايي روشن و پر افتخار از حماسه هايي ميگذرد كه امروز ميسازيم.
با حماسه هايي كه ميآفرينيم، نام ايران را با افتخار تا هميشه در دفتر تاريخ ماندگار ميسازيم.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي اوج اقتدار نظام جمهوري اسلامي ايران را نشان ميدهد.
حماسه يعني: حضور يكايك ما و جلوه عزم و اراده ما در سرنوشت كشورمان.
اميد در قلبهاي ما جاريست. با شور و نشاط زندگي و پويا و پر تلاش حركت ميكنيم تا دشمن از بلندهمتي ما خوار و نااميد شود و از پاي درآيد و اين حماسه شگفت ما را رقم ميزند.
يادمان باشد هريك از ما حماسهسازان امروز اين مرز و بوميم.
ديروز جوانان ايران عزيز حماسهسازان جبهههاي نبرد بودند و جوانان امروز با نيروي ايمان و پايداري، حماسه سياسي و حماسه اقتصادي ميآفرينند.
مردم با حضور در انتخابات و انتخاب فرد اصلح، حماسهاي سياسي را رقم خواهند زد.
راه برونرفت از مشكلات اقتصادي حال حاضر حماسه اقتصادي مردم است.
امسال حماسه اقتصادي و سياسي ملت ايران، به عنوان نقطه عطفي در تاريخ جمهوري اسلامي ايران ماندگار خواهد شد.
دشمنان تحريمها را براي افزايش فشار به كشور بيشتر كردهاند، ولي متخصصان و دانشمندان كشورمان با همراهي مردم، اين تحريمها را به فرصتي براي كسب دستآوردهاي بزرگتر تبديل خواهند كرد.
همافزايي توليد و تجارت براي رهايي از اقتصاد نفتي يكي از مصاديق تحقق حماسه اقتصادي است.
حماسه اقتصادي را بايد همگرايي فراگيري دانست كه ميتواند در ادامه مسير جهاد اقتصادي، همت مضاعف، مديريت واردات، اصلاح الگوي
مصرف و حمايت از توليد ملي و سرمايه ايراني عيار تدبيرهاي تصميمسازان حوزه اقتصاد، خشكاندن ريشههاي بيماريهاي اقتصادي و مقابله با اهداف پليد دشمنان را افزايش دهد.
حماسه سياسي به معناي حماسهآفريني در عرصه سياستي است كه در سايه عدالت، تقوا و رهبري يك فقيه واجد شرايط شكل گرفته است.
با تكيه بر توليد ملي و سرمايه و كار ايراني و مدنظر داشتن اقتصاد مقاومتي، كشور را از نظر اقتصادي به سمت درست هدايت كنيم.
حزبها و گروههاي سياسي و همچنين افراد صاحبنظر بايد با ارائه پيشنهادهاي سازنده و خودداري از بيان مسائلي كه موجب سوءاستفاده دشمنان نظام ميشود، حماسه سياسي ايجاد كنند.
حماسه سياسي، حماسه اقتصادي، چراغ راهي براي ساماندهي امور كشور است.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي، نيازمند حركت عملي و كارشناسي و تدوام اين حركتها است.
محقق شدن حماسه سياسي، زمينه ايجاد حماسه اقتصادي را هم در پي خواهد داشت.
توجه به مؤلفههاي اقتصاد مقاومتي، تكيه بر دانش و فنآوري بومي، توجه و حمايت از توليد ملي، فرهنگسازي در مصرف توليدات داخلي، كيفيسازي محصولهاي توليد ملي، ساماندهي بازار پولي كشور، از جمله مؤلفههايي است كه مسئولان در خلق حماسه اقتصادي بايد توجه كنند.
نام و نشان و شماره سالها هر چه هم فرق كند رسمها يكي است؛ حضور، جهاد و حماسه.
نخستين رمز و قدم براي ساختن حماسه سياسي، وحدت، اجتماع و با هم بودن است.
حماسه سياسي با حضور گسترده مردم در انتخابات، با اخلاق اسلامي و مشاركت فعال تودههاي سياسي در عرصه كشور، تحقق پيدا خواهد كرد.
تبلور حماسه اقتصادي در شكست تحريمها و آغاز يك جهش اقتصادي با رشد بالا خواهد بود.
ميتوانيم با حماسه سياسي وارد يك حماسه اقتصادي شويم.
حماسه سياسي و اقتصادي نقشه راه توفيق نظام در سال 1392 است.
اخلاق و بصيرت زمينهساز حماسه سياسي ميشود.
بيداري و بصيرت، همه آن چيزي است كه از دقت در محور حماسه سياسي به ذهنها خطور ميكند.
ملت ايران در خلق حماسه سياسي و اقتصادي پيشتاز هستند.
بيترديد انتخابات، حماسه سياسي و آزمون بسيار مهم براي ملت آزاده و هميشه در صحنه ايران اسلامي است.
استفاده از منابع داخلي و جلوگيري از اسراف و تبذير يكي از مسائلي است كه در حوزه حماسه اقتصادي بايد توجه كنيم.
حضور حماسي و حداكثري مردم در انتخابات يكي از بزرگترين جلوههاي حماسه سياسي است.
حماسه سياسي و اقتصادي، سياست راهبردي براي پيروزي است.
تحقق حماسه سياسي و حماسه اقتصادي مستلزم فكر و عمل حماسي است.
توجه غيرتمندانه به توليدهاي داخلي، تجديدنظر در استفاده از كالاهاي خارجي و همچنين گرايش به مصرف كالاهاي داخلي، زمينهساز تحقق شعار حماسه اقتصادي است.
حماسه سياسي با شرط شور توام با شعور بر بستر معنويت و عقلانيت در يك كشور محقق ميشود.
حضور حداكثري در انتخابات نه تنها امنيت و اقتصاد كشور را حفظ خواهد كرد بلكه ميتواند زمينهساز حل مشكلات اقتصادي باشد.
اقتصاد مقاومتي نماد حماسه اقتصادي و انتخابات نماد حماسه سياسي است.
حماسه زماني رخ ميدهد كه كاري فوقالعاده انجام شود. كاري كه هيچگاه انتظار آن نميرود. ما در عرصه داخلي و خارجي نيازمند حركتي هستيم كه بتوان از آن به نام «حماسه» ياد كرد.
حماسه سياسي، حماسه اقتصادي يعني: رسيدن به خوداتكايي.
ملت آگاه ما در برابر توطئههاي غرب بيدارند.
ملت آگاه ايران از تحريمهاي اقتصادي امريكا باكي ندارند.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي يعني: قطع كامل وابستگي به غرب و حفظ استقلال كشور.
سران سه قوه بايد با اتحاد و همبستگي خود دست ابرقدرتها را از مداخله در مسائل داخلي كوتاه كنند.
اگر امريكا فكر كرده است با تحريم ميتواند اراده مردم را سست كند سخت در اشتباه است.
براي تحقق حماسه سياسي، بايد فضاي سياسي كشور آرام شود.
همه با هم در سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» براي ساختن ايراني آباد، آزاد و مقتدر تلاش ميكنيم.
حفظ اقتدار ملي نظام در سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» از مهمترين كارهاست.
سياستمداران، امين مردم در عرصه سياست هستند، پس بايد حق امانت را به بهترين شكل ادا كنند.
انتظار ملت از مسئولان كشور اين است كه در برابر تهديدهاي دشمن مقاومت كنند.
ايستادگي در برابر تهديدها و فشارهاي دشمن را از شهدا بياموزيم.
شهدا با ريختن خونهاي پاكشان درس ايستادگي و مقاومت در برابر دشمن به ما دادند.
شهدا به ما آموختند كه از هيچ تهديدي نبايد ترسيد.
هدف غرب از تحريمها و تهديدها، تسلط اقتصادي بر ايران است.
خواسته غرب از فشار و تهديد به زانو درآوردن ملت ايران است.
فعالان عرصه سياست و اقتصاد، همواره رهنمودهاي مقام معظم رهبري را سرلوحه رفتار خود قرار دهند.
در سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي»، از ذخاير زيرزميني پاسداري ميكنيم.
در سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي»، بايد از ذخاير نفتي و گازي در جهت توسعه و آباداني كشور استفاده برد.
دانشمندان و نخبگان، بهترين سرمايههاي كشور، براي به بارنشستن استقلال و اقتدار ايران هستند.
ايران با داشتن سرمايههاي متفكر و ارزشمند، از تهديدها به عنوان فرصت شكوفايي اقتصادي استفاده ميكند.
خيال باطل غرب از فشارهاي اقتصادي، فلج كردن كشور است.
هرگز مردم ايران با فشارهاي اقتصادي غرب، به انقلاب اسلامي بدبين نخواهند شد.
عزم راسخ و اراده قوي ملت ايران از سال 1357 تاكنون به جهانيان اثبات شده است.
كشورهاي غربي بايد بدانند كه ايمان و اعتقاد ملت ايران به اسلام و انقلاب، جاودانه است.
ايران مقتدر، الگوي جهان اسلام است و هيچگاه تسليم خواستههاي دشمن نميشود.
در سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» توجه به نيروي كار كشور از مهمترين وظايف است.
در سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» از نيروي جوان كشور بايد در جهت بهبود توسعه و آباداني كشور بهره برد.
در سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» بايد از امكانات موجود در جهت رفع مشكلات مردم كوشيد.
مردم، سرمايههاي واقعي ايران اسلامي هستند؛ اين سرمايهها را بايد پاس داشت.
در سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» در مقابله با كشورهاي غربي بايد براساس آموزههاي ديني عمل كرد.
اسلام بهترين دستآويز براي مقابله با زورگويان غربي است.
همبستگي سياسي سران قوا، دشمن را منزوي ميكند.
همدلي سياسي سران قوا، توطئههاي دشمن را خنثي ميكند.
همبستگي سران قوا، سبب دلگرمي بيشتر مردم به نظام و انقلاب است.
همدلي سران قوا، سبب تحكيم روابط بينالملل در همه عرصهها ميشود.
ايران داراي پيشينه فرهنگي ارزشمندي است، بايد به زيرساختهاي فرهنگي توجه بيشتري شود.
فرهنگ در سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» جايگاه رفيعتري دارد.
يكي از راههاي مقابله با توطئههاي دشمن در سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي»، رسيدگي به وضعيت فرهنگي مردم است.
با توسعه برنامههاي فرهنگي، برنامههاي دشمن را ناكام ميگذاريم.
مردم مناطق محروم، بيشتر دستخوش آسيبهاي دشمن هستند، رسيدگي به وضعيت فرهنگي آنان از مهمترين وظايف مسئولان در سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» است.
حضور پرشور مردم در انتخابات، نماد اقتدار ملي است.
حضور اقشار مختلف مردم در پاي صندوقهاي رأي مظهر مردمسالاري ديني است.
آبروي نظام جمهوري اسلامي به حضور گسترده مردم در انتخابات است.
حضور چشمگير مردم در انتخابات رياست جمهوري توطئههاي دشمن را خنثي ميكند.
گسترش مشاركت مردم در انتخابات، دشمن را نااميد ميكند.
شور انتخاباتي به حضور گسترده و چشمگير مردم بستگي دارد.
تلاش دشمن در ايام انتخابات، نااميدكردن مردم از دولت اسلامي است.
براي دشمن، هيچ زهري كشندهتر از حضور گسترده مردم، پاي صندوقهاي رأي نيست.
همه سليقهها و جريانهاي معتقد به نظام جمهوري اسلامي، در انتخابات شركت ميكنند.
گسترش مشاركت مردم در پاي صندوقهاي رأي، تهديدهاي دشمن را بياثر ميكند.
ملت آگاه ايران، به تبليغات و دروغپراكني دشمنان در ايام انتخابات توجهي نميكنند.
دشمن با هر وسيلهاي ميخواهد مانع حضور گسترده مردم در پاي صندوقهاي رأي شود.
ملت شريف ايران، براي رأي خود ارج و قرب قائل است و به تهديدهاي دشمن گوش نميدهد.
هيچ توطئه و تهديدي نميتواند عزت شركت در انتخابات را از مردم آگاه ايران بگيرد.
شركت مردم در پاي صندوقهاي رأي در آينده كشور تأثير مستقيم دارد.
كشور متعلق به آحاد ملت است. ازاينرو، با شركت در انتخابات، در آباداني كشور سهيم ميشوند.
شركت مردم در پاي صندوقهاي رأي، نقش تعيينكنندهاي در اقتصاد كشور دارد.
شركت گسترده مردم در انتخابات رياست جمهوري در ثروت ملي، اثر فراوان دارد.
در ايام انتخابات، كشور نيازمند آرامش سياسي است.
نامزدهاي انتخاباتي بايد با مردم صادق باشند.
وظيفه هر يك از نامزدها، تخريب چهره رقيب انتخاباتي نيست!
براي تحقق حماسه سياسي، نامزدهاي انتخابات بايد از دادن شعارهاي پوچ پرهيز كنند.
براي تحقق حماسه سياسي، فعالان عرصه سياست و اقتصاد بايد حضور چشمگير در انتخابات داشته باشند.
براي تحقق حماسه سياسي، مردم با آگاهي و بصيرت كامل، نامزد خود را انتخاب ميكنند.
براي تحقق حماسه سياسي مردم در ايام انتخابات، به پيامهاي گمراهكننده اعتنا نميكنند.
دشمن در ايام انتخابات، با تمام توان خود، در تضعيف روحيه مردم ميكوشد.
براي تحقق حماسه سياسي وظيفه مردم در انتخابات، انتخاب اصلح است.
براي تحقق حماسه سياسي نامزدهاي انتخابات بايد به وعدههايي كه ميدهند عمل كنند.
براي تحقق حماسه سياسي با حضور خود در پاي صندوقهاي رأي به دشمن نشان ميدهيم كه ما هميشه هستيم.
با حضور در پاي صندوقهاي رأي به دشمن ميفهمانيم كه تنها چيزي كه براي ما اهميت ندارد توطئههاي شماست.
«حماسه» يعني: حضور پرشور و گسترده مردم در پاي صندوقهاي رأي.
احترام به نتايج انتخابات يعني: احترام به قانون.
مردم در ايام انتخابات، بايد از مغشوشكردن فضاي سياسي كشور پرهيز كنند تا حماسه سياسي محقق شود.
ايجاد اغتشاش در فضاي سياسي كشور، برگ برندهاي براي دشمن است.
در سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي»، بايد كشور را با توسعه زيربناهاي اقتصادي به سمت آرمانها پيش بريم.
ايران پر از ظرفيتهاي اقتصادي است؛ با بهرهگيري از اين ظرفيتها كشور را به سمت استقلال كامل پيش بريم.
از سرمايههاي اقتصادي كشور، بايد در جهت توليد داخلي استفاده كرد.
براي تحقق حماسه سياسي، از تحريمها به عنوان يك فرصت در جهت دور شدن از مصرفگرايي استفاده كنيم.
از سرمايههاي اقتصادي كشور در جهت رسيدن به خودكفايي بهره ميبريم.
خودكفايي اقتصادي يعني: بيتوجهي به فشار اقتصادي.
بيشترين هدف كشورهاي غربي از تحريمها، وابستگي اقتصادي كشور است.
حفظ ذخاير ارزي؛ اميد به آينده ايراني مقتدر.
در عرصه سياست داخلي و خارجي، ارزشهاي ديني را سرلوحه رفتار سياسي قرار دهيم.
توجه به ارزشهاي والاي ديني در عرصه سياست، مانعي بر لغزشها.
فعالان عرصه سياست بايد از بسياري از بداخلاقيهاي سياسي دوري كنند.
بداخلاقيهاي سياسي، آسيبزننده ارزشهاي اجتماعي است.
مردم آگاه ايران، با داشتن روحيه قناعت در پويايي اقتصاد كشور سهيمند.
اقتصاد مقاومتي، ما را به قلههاي توليد و رسيدن به خودكفايي ميرساند.
توجه به محرومان جامعه در زمينه اقتصادي از مهمترين كارهاست.
هموطن! با حماسه و شور يكبار ديگر وارد صحنه ميشويم و با همت بلند و نگاه اميدوارانه، در سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» به اميد خدا به اهدافمان خواهيم رسيد.
با وحدت ملي و حماسهآفريني در سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» بار ديگر مشتمان را محكم بر سر دشمن فرود ميآوريم.
ايراني سرافراز است و هيچگونه جنگي از قبيل جنگ رواني، سياسي و اقتصادي او را از پاي در نميآورد.
سرزمين من، ايرانم، با مقاومت سياسي و اقتصادي يكبار ديگر در برابر دشمن قد علم ميكنيم و در سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» تو را حفظ ميكنيم.
هموطن بايد در عرصه اقتصاد به توليد ملي توجه داشت و حمايت از كار و سرمايه ايراني را در اولويت قرار دارد.
مردم حماسهساز ايران بار ديگر در سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي»، بزرگي و قدرت خود را به رخ جهانيان ميكشد.
هموطن! در عرصه سياست و اقتصاد چنان طرحي بساز كه جاودان و حماسهساز شود.
با غيرت و اقتدار ملي در سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» دست به دست هم دهيم و دشمن را از صحنه خارج كنيم.
با خلق حماسه اقتصادي، گامي در راستاي آرامش اقتصادي كشور برداريم.
در سال «حماسه اقتصادي ـ حماسه سياسي» بار ديگر ملت ايران حماسهساز ميشوند و از عزت و شرف ملي دفاع خواهند كرد.
بار ديگر با وحدت ملي به دشمن پشت ميكنيم و در عرصه سياست و اقتصاد به اميد خداوند متعال حماسه ميآفرينيم.
هر زمان كه ملت ايران يكدل شوند، حماسه ميآفرينند و اين بار نيز در سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» بار ديگر حماسهساز خواهند شد.
با تلاش و كوشش، بار ديگر همانند كوه در برابر دشمن قد علم ميكنيم و به اميد خدا در سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» قدرت خود را به اوج ميرسانيم.
دشمنان بايد اين را بدانند كه ملت ايران بار ديگر با وحدت ملي و عزم راسخ حماسهساز سياسي و اقتصادي ميشوند.
جهانيان بدانند كه ملت ايران از هيچ چيز ترس و واهمه ندارد و با تلاش در سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» بار ديگر خاطرهساز خواهند شد.
حماسه سياسي و اقتصادي بايد سرلوحه تمام تصميمگيريها باشد.
بايد در سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» ريشه مشكلات اقتصادي خشكانده شود.
سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» از سوي رهبر انقلاب، منشاء بركات فراوان از جمله تحكيم سبك زندگي اسلامي و الگوي اسلامي ـ ايراني پيشرفت است.
در سال 1392 انتخابات مهمي داريم كه در اين راستا ملت ايران بار ديگر با شركت پرشور و باشكوه در اين انتخابات، حماسه تاريخي ديگري را رقم ميزنند.
ملت ايران در سال 1391 نشان دادند كه با وجود بسياري از مشكلات از جمله تحريمها و فشارها باز هم مقابل دشمن ايستادهاند و امسال نيز در سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» بار ديگر قدرت خود را به رخ جهانيان خواهند كشيد.
با تلاش در زمينه اقتصادي ميتوانيم كاري كنيم كه دشمن نااميد شود.
مردم در سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» بايد حماسه ديگري مانند دفاع مقدس خلق كنند و با حضور خودشان در صحنه و خلق پيروزيهاي بزرگ، برگ زرين ديگري را در تاريخ به ثبت برسانند.
حماسه سياسي هم از نگاه داخلي و هم از نگاه بينالمللي، ميتواند نشاندهنده بصيرت، آگاهي بالا، شعور سياسي و اخلاقمداري باشد.
فضاي سياسي پرنشاط قبل از انتخابات، ميتواند زمينه را براي بهبود وضعيت اقتصادي كشور و ورود به حماسه اقتصادي فراهم كند تا رشد اقتصادي براساس برنامهها محقق شود.
مردم حماسهآفرين ايران اسلامي، طي بيش از سه دهه مقاومت و حضور آگاهانه و حماسي در برابر حيلهها و تنشآفرينيها و حملههاي گوناگون استكبار جهاني، همچنان با شور و نشاطي تحسينبرانگيز در عرصههاي مختلف سياسي، اقتصادي و علمي در حال پيشروي به سمت آرمانهاي بلند امام راحل رحمه الله و شهداي گلگونكفن ميهن اسلامي خويش هستند.
شعار «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» زمينه تحكيم و سرافرازي جمهوري اسلامي ايران را در مناسبتهاي سياسي و اقتصادي جهان و شور و نشاط وصفناپذير و عزم بزرگ ملت ايران را در خلق دو حماسه عظيم سياسي و اقتصادي رقم خواهد زد.
حماسه سياسي به معناي بيداري و نابودي كامل توطئههاي سياسي داخلي و خارجي است.
مردم و مسئولان در عرصههاي مختلف، بايد با به كارگيري همت و تلاش مضاعف و تحمل سختيها، زمينه خلق حماسه مدنظر رهبر معظم انقلاب را فراهم كنند.
حضور پرشور، آگاهانه و حداكثري مردم در انتخابات رياست جمهوري و شوراهاي اسلامي، نشاندهنده حماسه سياسي است.
حماسه اقتصادي به معني شكست كامل توطئههاي اقتصادي دشمن و تداوم كار، تلاش و رشد توليد ملي است.
با اميد به خداوند و با اتكا به منابع داخلي و تمركز بر الگوهاي مصرف اسلامي و جلوگيري از اسراف و تبذير، حماسه اقتصادي را رقم خواهيم زد.
«حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» همانقدر كه براي دوستان انقلاب اميدبخش و نشاطآور است، براي دشمنان و بدخواهان نظام اسلامي شكننده و نااميدكننده است.
براي تحقق حماسه سياسي و اقتصادي مسئولان در بخشهاي مختلف بايد با ابتكار عمل و بهرهگيري از خلاقيت، زمينه رشد و توسعه صنايع و بهبود كمي و كيفي توليدهاي داخلي را فراهم كنند و مردم همچنان به سوي خريد توليدهاي داخلي روي بياورند.
حضور گسترده و مشاركت همگاني مردم و مسئولان، در همه عرصهها در سال حماسه سياسي ميتواند سبب عقبنشيني دشمنان و بدخواهان و اميدواري و خرسندي دوستان و دلسوزان نظام اسلامي شود.
تحقق حماسه سياسي و اقتصادي نيازمند حركتي پرشتاب و با همت مضاعف است كه به ايجاد تغييرات اساسي و پيشبرنده در همه عرصهها منجر ميشود.
در سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» دستگاههاي اجرايي كشور، بايد دستگاههاي قانونگذار، نهادهاي قضايي، بخشهاي مردمي، بخشهاي غيرانتفاعي و خصوصي كشور، با يك راهبردي كه از سوي دستگاههاي سياستگذار مشخص ميشود، آرايش جهادي به خود گيرند.
مهمترين حركت در راستاي تحقق حماسه سياسي و اقتصادي، حمايت از توليد ملي و جهاد اقتصادي، نهادسازي قانوني و مدني و ايجاد تشكلهاي متناسب با اين حركت بزرگ در جامعه است.
مهمترين قانون و نهاد در اقتصاد، آزادسازي قيمتها و به كارگيري تدبير دولت در بازارهاي مختلف است تا از اين طريق شاخصها و نرخها و عملكرد
اقتصادگردانان، به ويژه بخش خصوصي و سرمايهگذاران، به درستي تنظيم شود و انگيزه لازم براي رشد پسانداز جامعه و سرمايهگذاري فراهم آيد.
حماسه سياسي و اقتصادي موجبات اقتدار و عزم راسخ ملت بزرگ ايران را در رويارويي با توطئههاي سياسي و اقتصادي دشمن فراهم كرده و بر وحدت كلمه و همدلي ملت سلحشور ايران، ميافزايد.
اينك تمام دستگاههاي اجرايي كشور همراه با مردم، براي تحقق اين دو حماسه بزرگ «حماسه سياسي و حماسه اقتصادي» حركت خواهند كرد.
ملت ايران در سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» توطئههاي دشمنان خارجي را بياثر و رؤياهاي كجانديشان داخلي و تشنگان سراب قدرت را نقش بر آب خواهد ساخت و حماسهساز خواهد شد.
در سال حماسه اقتصادي، اقتصاد مقاومتي، رويكرد عملي عبور از گذرگاه تحريم و تهديد و مهمترين مؤلفه در رفتار انقلابي آحاد مردم در دوران محدوديتها و فشارها است.
تحكيم سبك زندگي اسلامي و الگوي اسلامي ـ ايراني و پيشرفت، از ديگر بركات اين نامگذاري مبارك و حماسي خواهد بود.
حماسه سياسي و اقتصادي، موجبات بياثر كردن تحريمها و دلگرمي ملتهاي مسلمان را در رويارويي با استكبار جهاني فراهم ميسازد.
حماسه سياسي و اقتصادي، موجبات تغيير رويكرد فرهنگي در مناسبات بينالمللي و نيز افزايش قدرت رقابتپذيري جمهوري اسلامي ايران در معادلات سياسي و اقتصادي جهاني را فراهم ميسازد.
در شرايطي كه فشارهاي ناشي از تحريمهاي اقتصادي به اقتصاد كشور هجوم آورده، راهبرد اقتصاد مقاومتي ميتواند گرهگشا باشد.
تحقق شعار حماسه اقتصادي نيازمند پشتوانه علمي و تكاپوي نرمافزاري است.
جمهوري اسلامي ايران ميتواند با استفاده از انديشههاي ناب اقتصادي مكتب اسلام، پايهگذار مكتب اقتصاد اسلامي باشد و در سال حماسه اقتصادي به عنوان الگويي براي بسياري از كشورها معرفي شود.
حماسه اقتصادي هيچگاه با شعارزدگي و برگزاري همايشهاي سطحي به انجام نميرسد. مهمترين و اساسيترين نكته در اين عرصه، برنامهريزي دقيق، سنجيده، علمي و واقعبينانه در يك آرايش جهادي است.
امروز ما به عنوان كشوري مطرح، گوي سبقت را ربودهايم و اين همه به بركت همين تحريمها بوده و همين روزها است كه ايستادگي ملت ايران در استفاده به حق از انرژي هستهاي به بار خواهد نشست.
حماسه سياسي و اقتصادي، بر مشروعيت مردمي و امنيت همهجانبه و كارآمدي نظام در عرصههاي سياسي و اقتصادي خواهد افزود.
حماسه سياسي و اقتصادي، موجبات تقويت و تحكيم امنيت فضاي كسب و كار و تحكيم همهجانبه بنيانهاي توسعه و پيشرفت كشور را در راستاي رشد توليد ملي فراهم خواهد ساخت.
حماسه سياسي و اقتصادي، موجبات عزم عمومي ملت سرافراز ايران را در دفاع از سه عنصر ارزشمند امنيت ملي، منافع ملي و وحدت ملي در تحقق اين دو حماسه بزرگ فراهم خواهد ساخت.
سال «حماسه سياسي و حماسه اقتصادي» موجبات رسوايي هر نوع جريان سياسي و جناحي را بيش از پيش فراهم خواهد ساخت كه بخواهد بر عزم و اراده ملت بزرگ ايران در خلق دو حماسه عظيم خللي وارد كند.
دانستن، نخستين شرط كارهاي بزرگ است. با افزايش داناييمان قدم در راه حماسهاي بزرگ خواهيم نهاد. حماسهاي از جنس پيروزي در ميدان اقتصاد و سياست.
تعيين هدف و داشتن برنامه، كليد پيروزي در مسير خلق حماسههاي ماناي سرزمين ماست.
براي برپا كردن يك حماسه واقعي اقتصادي دست بر زانوي خويش مينهيم و از توليد ملي و ايراني حمايت ميكنيم.
امنيت، آرامش، دانايي و تلاش براي ايراني آباد يعني: حماسه سياسي و حماسه اقتصادي!
حماسه اقتصادي نيازمند حماسه سياسي است و حماسه سياسي را بايد در همت تو و من ـ مردم ايران ـ جستوجو كرد.
بياييد با ساختن و تلاش كردن، ميوه شكوفايي را به درخت اقتصاد ايراني پيشكش كنيم.
قانونمندي و برنامهمحوري كليد سرزميني است كه مردمش حماسهسازند. حماسه هايي از جنس سياست و اقتصاد!
هر بامداد خورشيد ميهمان چهره هايي ميشود كه اميد و ميل رسيدن به بهترينها و تحقق حماسهها در صورتشان موج ميزند.
بايد به افقهاي دور دست فردا نگاه كرد و با گام هايي از جنس جهاد، آسمان ايرانمان را به رنگ خوش اميد و زندگي بهتر درآوريم.
از مدرسه تا دانشگاه، از آبادي دوردست تا كلانشهري كه در ايران ماست، بايد معناي حماسه را دانست و به سوي بهترينهاي سياست و اقتصاد پرواز كرد.
من ايرانيام! وظيفهام را ميدانم و اين روزها در پي خلق حماسهاي ماندگارم. از توليد ايراني تا انتخابي درست و لبريز از آگاهي!
ايراني حماسه را ميداند و تاريخ ما با حماسه، همسايه ديوار به ديوار است. حالا هر كدام از ما رستم و آرشي ديگريم در عرصه اقتصاد و سياست!
ديروز به رستم و آرش ميباليديم و امروز به آنها كه هشت سال دفاع مقدس را رقم زدند. فردا تاريخ به ما مينازد كه حماسهسازان حماسه سياست و اقتصاديم.
امروز ما با حماسه انقلاب اسلامي ساخته شد و فرداي ايرانمان با حماسهاي بزرگ در سياست و اقتصاد.
ما به دنبال ايراني سرشار از عدالت و عدليم كه بدون حماسه زاده نميشود.
ملتي كه امروز روح حماسي ندارد، خورشيد روشن فردا را تماشا نخواهد كرد.
حماسه اقتصادي يعني: هيچ اهرم فشاري نميتواند چرخهاي توليد و زايش و پرورش اين آب و خاك را از كار بيندازد.
ما شرف و عزتمان را در لابهلاي روزهاي ساختن حماسه سياسي و اقتصادي جستوجو ميكنيم.
ايران سرزمين حماسههاست. از خاك تا افلاك پر ميگشاييم با كار و خواستن و توانستن در عرصههاي بزرگ اقتصاد و سياست.
خرد چراغ راه فردا و هوشياري و آگاهي آيينهاي شفاف است از شكوه اراده مردمي كه در پي حماسهاند.
يادمان باشد كه استقامتمان، راز سر به مهر پيروزي ماست. با اقتصاد مقاومتي باز هم سربلنديمان را در سال حماسه به رخ ميكشيم.
حماسه اقتصادي همان ادامه جهاد اقتصادي براي حمايت از كار و سرمايه ايراني است.
حماسه اقتصادي و حماسه سياسي ايرانيان، سرزندگي و پويايي اقتصادي و شعور بالاي سياسي را به فرزندان فردا هديه ميكند.
همت ميكنيم، آسمان را طلب ميكنيم، خورشيد عشق به ايران را ميهمان لحظههايمان ميكنيم و قدم در راه حماسه هايي بزرگ ميگذاريم.
ما حماسهسازان امروزيم كه با شناخت ظرفيتهاي اقتصادي و روشنبيني سياسيمان عزت ايراني را در آيينهاي جهاني به رخ ميكشيم.
دارايي بزرگ امروزمان يكدلي و ميل خواستن براي توانستن است. با اين دارايي حماسهساز ميشويم.
اقتصاد حماسي درختي است كه شكوفهاش، توليد ملي و ميوهاش، حماسهاي مانا است و برگ و بارش روشناي فردايي است كه در راه است و ما آن را ميسازيم.
داشتن ايده خلاقانه و تلاش براي اجراي درست آن يعني: افزايش بهرهوري ملي و اين يعني: گامي براي تحقق حماسه سياسي.
اينجا ايران است. بازار ايران را با حركتي حماسي، به نام توليدكننده ايراني سند ميزنيم.
قد افراشتگي امروز، براي افراشتهتر شدن در پي تماشاي حماسهاي سياسي و اقتصادي است. پهلوانان اين ميدان هم ماييم. ما كه از جنس آفتابيم.
ايراني لايق بهترينهاست و براي برترين بودن، همين حالا بايد دست به كاري زد كه غصه فردا سرآيد.
همه با هم يكدل و يكصدا و يكآهنگ ميشويم و در گوش تاريخ ميخوانيم: ايراني! تو خالق حماسه سياسي و حماسه اقتصادي هستي!
اگر امروز مرد و زن ايراني در پي فتح قلههاي جهاني باشد، آن وقت ميتوانيم به دوردستهاي حماسه هم بينديشيم.
ميدانم و ميداني كه خداوند تماشاگر خلوتگه ماست. پس درست بينديشيم، درست انتخاب كنيم و در ميدان عمل در پي روزي حلال و منصفانه قدم برداريم.
در روزهايي كه جهان حال خوبي ندارد، با دانستهها و داشتههايمان در زمينه سياست و اقتصاد، سختيها را تبديل به فرصت هايي فراتر از باور جهان ميكنيم.
ما ميتوانيم، چون خلاقيت داريم، به راهي كه برگزيديم ايمان داريم و عزت و بزرگيمان را در خلق حماسهاي ماندگار جستوجو ميكنيم. حماسهاي سياسي و اقتصادي.
با درك درست شيوههاي جديد اقتصادي و با بومي كردن آنها، پايهگذاران ساختن حماسهاي بلندبالا در زمينه اقتصاد باشيم.
امروز براي ساختن حماسه حتماً نبايد از جان گذشت. ميتوان توانمنديها را شناخت. دانش سياسي را بالا برد و آن وقت حماسهساز سياست و اقتصاد شد.
توليد ملي با نيروي كار و سرمايه ايراني، حركتي جهادي در اقتصاد و دل سپردن به آينده روشن اين سرزمين ميشود: حماسه اقتصادي.
پژوهش و تحقيق براي بالا بردن سطح دانستهها و چگونگي به كار بردن دانشمان ميتواند گامي بلند در راه حماسه اقتصادي باشد.
تلاش براي بالا بردن بهرهوري با پاسداري درست از سرمايههاي ملي، داشتههاي امروزمان را در سال حماسه سياسي و حماسه اقتصادي افزايش ميدهد.
راهبرد درست در سياست، مديريت شفاف و روشن اقتصادي و توجه به نخبهگرايي، راهي است كه به روشناي حماسه و بامداد شكوفايي ميرسد.
ايراني با هوش سرشارش ميتواند قدم در راه آگاهي و دانش بيشتر بگذارد و با آموختههايش زمينهساز حماسههاي بزرگ سياسي و اقتصادي جهان باشد.
بايد در مسير گفتمان پيشرفت، خدمت و عدالت، حماسهسازان سياست و اقتصاد فرداي ميهنمان باشيم.
حماسه سياسي، حماسه اقتصادي يعني: افزايش اقتدار سياسي و اقتصادي ايرانمان.
حماسهسازان پيشتازان عزت و استقلال جامعه هستند. بياييد ما هم در مسير ساختن بناي پر شكوه حماسه سياسي و اقتصادي ايرانزمين سهمي داشته باشيم.
يك جامعه زنده معيار و شاخص سياست را ميداند و شكوفايي اقتصاد ملي برايش مهم است. براي پوياتر شدن بايد در راه ساختن حماسهاي سياسي و اقتصادي گام برداريم.
راستي ميداني؟ توليد دانش و فنآوري ايراني يعني: گامي كه ما را در عرصههاي پرشمار بينياز ميسازد و ميتوانيم حماسهساز ميدان اقتصاد باشيم.
دست در دست هم نهادن همه ايرانيان و تلاش براي ساختن فرهنگ و روحيه حماسي لازمه بالا رفتن شعور و درك سياسي و اقتصادي است.
ساختن حماسهاي بزرگ از جنس سياست و اقتصاد با همت، تلاش، آگاهي، اميد و انگيزهاي تازهنفس براي پيشرفت ايران اسلامي محقق ميشود.
ايران آباد و مدرن و اسلامي هزار و چهارصد و چهار يعني: از همين حالا ميدانداران خوبي در سياست و اقتصاد باشيم.
چالاكتر و مهياتر از هميشه اسب پيشرفت را زين ميكنيم و در راه جاويدان سربلندي پا ميگذاريم و خود را آماده رسيدن تا حريم حماسه آفتاب خواهيم كرد.
حماسهسازان عرصه سياست ميدانند انتخاب درست، آرمان و آرزوهاي ملت را به سرنوشتي شيرين براي آنان بدل ميكند.
حماسه سياسي اين است: من در انتخابات بيست و چهارم خرداد، يادگاري به اندازه همه فرداي تاريخ ايران از خود برجاي مينهم.
انتخابات نمايشگاهي است كه شور و شعور خفته در پشت هر برگ رأي را در ويترين صندوقها به رخ چشمهاي ناآرام جهان ميكشد.
حضورمان در انتخابات يعني: ما براي آنكه ايران خانه خوبان شود، رنج دوران بردهايم و اين سراي مهر را آبادتر از هميشه ميخواهيم.
قصه بالا بلند عشق به اين سرزمين چيزي نيست كه تازگي داشته باشد. داستاني است كه در دل افسانههاي اين كشور ريشه دوانده و عشقي است حماسي و اصيل!
حماسه سياسي يعني: ما براي آنكه ايران، گوهري تابان شود، چه خطرها كردهايم.
اسلام عزيزم به من آموخته كه من حق دارم بهترين را انتخاب كنم. اما نه با چشماني بسته و ذهني خسته. چشمها را ميگشايم و جور ديگر ميبينم تا با انتخابم حماسهاي سياسي را رقم بزنم.
حماسه سياسي يعني: تكيه كردن به اصل مردمسالاري ديني كه روزهاي خوش تاريخ اين سرزمين را رقم زده است.
حماسه سياسي يعني: ايران عشق ديرين و ديرپاي ماست! من با انتخابي درست و ريزبينانه ميگويم چشم بد از دامن اين عشق دور!
قدم زدن زير آسمان پر لبخند و فرداي روشن، شرط دارد. آن هم چيزي نيست جز آنكه يكان يكانمان خواهان حماسهاي بزرگ در عرصه انتخاب و سياست باشيم.
اينجا ايران است. سرزميني كه جمهوري گلها هر روز لابهلاي نام پرصلابتش شكوفا ميشود. بيا ما نيز در ميهماني اين گلهاي عاشق با انتخابي درست سهمي ببريم.
حماسه سياسي يعني: با بودنمان در پاي صندوقهاي رأي ترازوي بزرگي و عزتسنجي را به سود آبروي خويش سنگينتر كنيم.
آن حماسه بِشكوه عرصه دانايي، روزي رقم ميخورد كه با بودنمان، بزرگي ايراني را به كساني نشان دهيم كه چشمشان به برگهاي رأي ما دوخته شده است.
بيا فرياد كنيم دنيا! حماسهاي مانا و بزرگ را ترانهخوان شو كه شعر آن حماسهاي است بالابلند از شعور مردم كه سمفونياش را عشق به ايران مينوازد.
ميگفت حتي سراپا اگر زرد و پژمردهايم ـ كه نيستيم ـ اما براي سرودن ترانه حماسه، پاي در ميدان سياست و انتخاب ميگذاريم.
بر ما واجب عيني است كه راويان حماسهاي باشيم كه سياست فردا و فرداي سياستمان را روشنتر از پيش كند. در انتخاب روز بيست و چهارم خرداد هزار و سيصد و نود و دو!
اين چشمها كه در پي روزهاي روشن هنوز نيامده ايرانند، خلاصه خوبيهايند.
اين سرزمين يار ديرآشناي حماسههاي آرش و رستم است و حالا رويينتنان بسياري دارد كه در كتاب حماسه ايران نامشان را ثبت خواهند كرد.
آمدهام كه سر نهم ايران من! عشق تو را به سر برم و داستان از حماسههايت بگويم كه اين روزها رنگ سياست و اقتصاد به خود گرفته است.
اي زادگاه هر چه خوبي! وقتي بزرگي تو به ميان باشد سروران بر در سوداي تو خاك قدمند. سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» گرامي!
حماسه سياسي يعني: تنور داغ انتخابات بيهيچ تهمت و كجروي، اخلاق را بزرگ و بزرگتر كند و بهترين را پيشكش مردم نمايد.
بودنمان و از عشق سرودنمان ميشود همان حماسه بزرگي كه جهان به انتظارش نشسته است. حماسهاي كه در تار و پود برگههاي رأي ما خلاصه ميشود.
آن شاعر ديرپاي ايران، فردوسي، ميگفت: همه يكدلانند يـزدانشناس. خوب شناخته بود مردمي را كه حماسهساز عرصه تاريخ و سياست و اقتصادند.
رأيي كه لبريز كمال، عقلانيت و معرفت در سياست باشد، انتخابي ميشود كه حماسهساز خواهد بود.
وقتي راستيها را در عشق شاهد بگيريم و جز سربلندي اين مرز پرگهر چيزي نخواهيم، آن وقت براي حماسه بيست و چهارم خرداد، همآواز ميشويم.
ما انگشتهاي به هم پيوسته يك دست هستيم كه از آستين مهر بيرون ميآييم و يكدل و همآواز ترانه حماسه سر ميدهيم.
ميگويد هر چند سهم شاديام از اين جهان كم است يا شايد به چشم من اين جور بيايد، اما اين اصلاً دليل خوبي نيست كه در خانه بنشينم و يكي از حماسهسازان خرداد نباشم.
اينجا جغرافياي مهربان من است: ايران. حالا اهل هر كجا باشم، فرقي ندارد، ايرانيام و حماسه سياسي و اقتصادي را در خوش درخشيدن پرچم سه رنگ كشورم ميدانم.
وقتي حرف ايران به ميان بيايد، آن وقت من و تو هيچ تعارفي با هيچ كس نداريم. حالا هم حرف فرداي سرزمينمان در ميان است و شوري كه در وجود ما حماسهساز خواهد شد. حماسهاي كه رنگ حضور و سياست و بودن و اقتصاد را دارد.
فصل دوم: از حماسه سياسي تا حماسه اقتصادي
زير فصل ها
الزامات حماسه سياسي
لزوم بصيرت و عزت سياسي
الزامات حماسه اقتصادي
الزامات حماسه سياسي
زير فصل ها
مشاركت حداكثري در عرصههاي سياسي
مردمسالاري ديني
حفظ وحدت ملي
وحدت ملي و پيروزي در صحنههاي مختلف
وحدت ملي و ماندگاري انقلاب
وحدت ملي پشتوانه اجراي حق و عدالت
آثار وحدت و مشاركت ملي
آرامش و استقلال سياسي در گرو استقلال اقتصادي
مشاركت حداكثري در عرصههاي سياسي
مشاركت حداكثري در عرصههاي مختلف سياسي يعني: ما با تمام توان از ارزشهاي نظام جمهوري اسلامي پايداري ميكنيم.
مشاركت حداكثري، زمينهساز حماسه سياسي است.
ثبات هر نظام سياسي به ميزان مقبوليت عمومي و مشاركت حداكثري مردم در عرصههاي مختلف اجتماعي بستگي دارد.
در برگزاري و زمينهسازي انتخابات، سعي بر دستيابي به يك مشاركت حداكثري است و از اين طريق نظام سياسي ميتواند پايههاي حكومتي خود را محكمتر كند و به بازتوليد گفتمان مديريتي خود اميدوار باشد.
مشاركت حداكثري در عرصههاي مختلف سياسي يعني: گوش به فرمان وليّ فقيه.
مشاركت حداكثري در عرصههاي مختلف سياسي يعني: بيعت با آرمانهاي مقدس اسلامي.
مشاركت حداكثري در عرصههاي مختلف سياسي يعني: مشت محكم بر دهان استعمار و استكبار.
مشاركت حداكثري در عرصههاي مختلف سياسي يعني: پاره كردن لانه عنكبوت دشمنان و بدخواهان.
مشاركت حداكثري در عرصههاي مختلف سياسي يعني: پاسخي محكم به تحريمهاي ناكارآمد زورگويان عالم.
مشاركت حداكثري در عرصههاي مختلف سياسي يعني: مشق الفباي مردمسالاري ديني.
ايران آباد، در گرو مشاركت حداكثري در همه عرصههاي سياسي به ويژه انتخابات است.
مشاركت حداكثري يعني: پشتوانه نظام در اتخاذ سياستهاي كلان.
مشاركت حداكثري سبب ايجاد انگيزه و همكاري بيشتر بين مردم و مسئولان ميشود.
شركت گسترده مردم در انتخابات يعني: تأمين استقلال ايران اسلامي.
مشاركت حداكثري در عرصههاي مختلف سياسي يعني: بهرهمندي از نظرها و آراي مردم در تصميمگيريهاست.
مشاركت حداكثري در عرصههاي مختلف سياسي يعني: تحقق اراده ملي و خواست عمومي.
مشاركت حداكثري در عرصههاي مختلف سياسي يعني: تحصيل منافع و مصالح عمومي.
وجدان ديني جامعه، اراده عمومي را به رعايت ضوابط اخلاقي و ديني در عرصههاي سياسي آن هم با شركتي گسترده مقيد ميكند.
مردمسالاري ديني با حضور حداكثري مردم در صحنههاي سياسي جلوهگر ميشود.
با شركت حداكثري در انتخابات، خود را در بستر برنامه هدايت رهبر جامعه ديني قرار دهيم.
مشاركت حداكثري در عرصههاي مختلف سياسي يعني: «آري» به اسلام ناب محمدي.
حضور حداكثري مردم در عرصههاي سياسي، پشتوانه نظام براي مقابله با زورگوييهاي قدرتهاي جهاني.
مشاركت حداكثري پيام پرقدرتي از ملت ايران در حمايت از نظام جمهوري اسلامي است.
مشاركت حداكثري در عرصههاي سياسي تجديد پيمان با امام راحل و شهداست.
مشاركت حداكثري در عرصههاي مختلف سياسي يعني: نمايش مردمسالاري ديني نظام اسلامي ايران.
مشاركت حداكثري در عرصههاي مختلف سياسي يعني: به نمايش گذاشتن قدرت و اراده در برقراري نظم و آرامش.
مشاركت حداكثري در عرصههاي مختلف سياسي يعني: من هستم و هميشه در تمام صحنههاي سياسي و اجتماعي كشورم حضور خواهم داشت.
من با حضورم ثابت خواهم كرد كه كشورم را دوست ميدارم و براي پاسداري و حفاظت از ذره ذره خاكش از هيچ كاري دريغ نخواهم كرد.
من با حضورم ثابت خواهم كرد مشتاقِ آنم كه كشورم هميشه سربلند باقي بماند.
من با حضورم ثابت خواهم كرد ايرانيام و به اين مليت افتخار ميكنم و با تمام وجود براي كشورم تلاش خواهم كرد.
من با حضورم ثابت خواهم كرد هرگز از كشورم غافل نخواهم شد و براي همه امورش قلبم ميتپد.
من با حضورم ثابت خواهم كرد هر قدمي كه براي كشورم برميدارم، به آرامش نزديك خواهم شد، به آرامشي كه سراسر كشورم را فرا ميگيرد و در قلب همميهنانم مينشيند.
من با حضورم در عرصههاي سياسي ثابت خواهم كرد هميشه به همه تصميمات در كشورم احترام ميگذارم؛ چرا كه ميدانم هر تصميم كه گرفته ميشود با در نظر گرفتن همه جوانب است.
مشاركت در عرصههاي سياسي كشور يعني: پاسداشت حرمت خون شهيدان انقلاب اسلامي.
مشاركت در عرصههاي سياسي كشور زمينهساز اقتدار ملي است.
مشاركت در عرصههاي سياسي كشور تير خلاص بر پيكر اهريمنان زشتسيرت است.
مشاركت در عرصههاي سياسي كشور يعني: افزايش توان دروني جمهوري اسلامي ايران.
مشاركت در عرصههاي سياسي كشور يعني: دميدن خون در رگ جامعه.
مشاركت در عرصههاي سياسي كشور يعني: توانمندي در حل تمامي مشكلات.
مشاركت در عرصههاي سياسي كشور يعني: افزايش رشد بينش مردم.
مردمسالاري ديني
مردمسالاري در ايران، برخاسته از دين است و ريشههاي عميق مذهبي دارد.
انتخابات به عنوان بارزترين جنبه حماسه سياسي، نمادي از مردمسالاري ديني در جمهوري اسلامي ايران است.
در نظريههاي سياسي معمولاً انتخابات را مهمترين شاخص مردمسالاري در نظر ميگيرند و حد نصاب شركت مردم در اين فرآيند را نشانه ميزان اعتماد آنها به نظام سياسي خود ميدانند.
برگزاري مستمر انتخابات مجلس، رياستجمهوري، خبرگان رهبري، شوراها و قانون اساسي كه به طور متوسط هر ساله يكي از آنها در كارنامه جمهوري اسلامي ايران ثبت شده است، ميتواند نشانه خوبي براي كيفيت بالاي مردمسالاري در ايران پس از انقلاب اسلامي باشد.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي نمادي از مردمسالاري ديني و رشته ناگسستني رسيدن به شكوفايي است.
مردمسالاري ديني موجب استواري انقلاب اسلامي ايران در برابر توطئههاي دشمنان است و حماسه سياسي انتخابات، آوردگاه تجلي اين مردمسالاري است.
مردمسالاري ديني عاملي براي توسعه سياسي است.
حماسه سياسي در انتخابات به عنوان مصداق مردمسالاري ديني است.
در جهان امروز، نظام مردمسالاري ديني، رقيبي مهم براي دموكراسيهاي سكولار است.
خلق حماسه سياسي انتخابات يعني: تحكيم هر چه بيشتر نظام مردمسالاري ديني.
حضور گسترده در انتخابات يعني: حماسه سياسي و تحقق مردمسالاري ديني.
انتخابات اوج حماسه سياسي ملت ايران و تحقق مردمسالاري ديني است.
مردمسالاري ديني با حضور پرشور در انتخابات و خلق حماسه سياسي تحقق مييابد.
انتخابات اوج حماسه سياسي و جمهوري اسلامي ايران تجليگاه مردمسالاري ديني در جهان است.
حماسه سياسي در انتخابات ايران ميتواند به عنوان مصداق مردمسالاري ديني اثر مثبتي بر روي عملكرد كشورهاي مسلمان داشته باشد.
در نظام جمهوري اسلامي ايران «مردمسالاري ديني» به عنوان جايگزيني مناسب براي دموكراسي غربي در حكومت اسلامي مطرح است.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي دو بال براي پروازي باشكوه در آسمان مردمسالاري ديني است.
فضيلتمحوري، شايستهسالاري، قانونمحوري و تكليفمحوري از اركان مهم مردمسالاري ديني است.
حضور و مشاركت مستمر و آگاهانه مردم در عرصههاي مختلف به ويژه در عرصه سياسي از شاخصهاي نظام مردمسالاري ديني به شمار ميآيد و اين همان خواسته مقام معظم رهبري است.
مردمسالاري ديني يعني: صاحب حق دانستن مردم و حرمت نهادن به ملت.
مردمسالاري ديني يعني: زمينهسازي براي مشاركت مردمي در تمام مراحل تصميمگيري سياسي و اجتماعي.
مردمسالاري ديني يعني: توسعه همهجانبه و رشد و شكوفايي خلاقيتها در پرتو تضارب آرا و تعامل افكار.
در مردمسالاري سكولار، حاكميت ملي به طور مطلق پذيرفته ميشود؛ ولي در مردمسالاري ديني با پذيرش حاكميت مطلق خداوند، حاكميت ملي، نسبي خواهد بود.
مردمسالاري سكولار، رأي اكثريت را به صورت مطلق ملاك عمل قرار ميدهد؛ اما در مردمسالاري ديني در بعد قانونگذاري، رأي اكثريت در چارچوب شريعت پذيرفته ميشود.
در مردمسالاري سكولار، دين تنها امري شخصي و مربوط به حوزه فردي است؛ اما در مردمسالاري ديني، دين، حوزه فردي و اجتماعي مردم را در بر ميگيرد.
مردمسالاري ديني يك حقيقت واحد در جوهره نظام اسلامي است؛ چرا كه اگر نظامي بخواهد بر مبناي دين عمل كند، بدون مردم نميشود؛ ضمن آنكه تحقق حكومت مردمسالاري واقعي هم بدون دين امكانپذير نيست.
مردمسالاري ديني، ناظر به مدلي از حكومت است كه بر مشروعيت الهي و مقبوليت مردم و در چارچوب مقررات الهي استوار است و در راستاي حقمداري، خدمتمحوري و ايجاد بستري براي رشد و تعالي مادي و معنوي، ايفاي نقش ميكند.
مردمسالاري در ايران ريشه در آموزههاي وحياني دارد.
مردمسالاري ديني؛ يعني: مردمي كه خود را رها شده در عالم هستي نميبينند، بلكه اصالت و هويت خود را در ديني ميبينند كه آنها را با خداي هستي پيوند ميدهد؛ به عبارت ديگر زندگي آنها عين بندگي است و بندگي آنها عين آزادگي.
فرد متدين و مسلمان در جامعه معيار گزينهها و نگرشها و قضاوتهاي ديني و هر چيز و هر كس را در چارچوب دين تعريف ميكند.
در نظام مردمسالاري ديني، نظام سياسي بر دو ركن الهي و انساني استوار است و اين نظام با در نظر داشتن اصول اعتقادي اسلام، رابطه مردم و حكومت را تبيين ميكند.
در الگوي مردمسالاري ديني تنها مجراي مشاركت مردم در امور عمومي و سياسي، انتخابات نيست، بلكه مواردي از مشاركت غير انتخاباتي با عناويني همچون مناسك سياسي و... نيز وجود دارد.
مشاركت مردم در جمهوري اسلامي ايران، به انتخابات محدود نمانده و در پديدههاي فراگيري مانند حضور در راهپيمايي 22 بهمن و روز قدس و برگزاري نماز جمعه نيز آشكار شده است. اين نشاندهنده مسئوليتپذيري و اعتماد عمومي به نظام اسلامي است.
الگوي مردمسالاري ديني كه جوهره نظريه امام و نظام اسلامي بود، به خوبي توانست مشروعيت الهي و مردمي را در تار و پود خويش درآميزد. به اين ترتيب، مردمسالاري را از متن آموزههاي اسلام بيرون بكشد و آن را به عنوان يك ارزش بپذيرد.
انسجام نظري مردمسالاري ديني و اقبال عملي از آنكه در چارچوب رأي به جمهوري اسلامي ايران و قانون اساسي آن پديدار شده است، مهمترين پايه ثبات سياسي كشور را طي دهههاي پس از آن فراهم آورده است.
مردم ايران با مشاركت عملي در تصميمسازيهاي كلان كشوري، پايداري شايستهاي در برابر هزينههايي كه از بيرون بر آنها تحميل ميشود و نيز كاستيها و آسيبهايي كه از درون سر برآوردهاند، از خود نشان دادهاند.
تحمل فشارهاي همهجانبه دشمنان و تحريمها، نمونهاي از اقتدار مردم ديندار ايران و نظام مبتني بر دين است.
ضريب بالاي مدارا در برابر جلوههاي ناپسند ناكارآمدي برخي نهادها و برنامهها نشان ميدهد كه مردم ما آگاهانه يك راه روشن را براي پيشرفت خويش برگزيدهاند و افزون بر پايداري بر اهداف خويش، هوشمندانه در پي اصلاح ضعفها و جبران كاستيهاي خود هستند.
گستردگي و فراواني مشاركت انتخاباتي و غير انتخاباتي در جمهوري اسلامي ايران، نشانهاي از پذيرش مردمي كارآمدي نظام سياسي و ثبات آن است.
پايههاي ثبات سياسي به خوبي در تار و پود مردمسالاري ديني تنيده و نهادينه شده ومهمترين زيرساخت پيشرفت كشور را فراهم آورده است.
حفظ وحدت ملي
با مطالعه سخنان امام علي عليه السلام به برخي از دلايلي كه ايشان بر اساس آن بر مقوله وحدت تأكيد مينمودند، دست مييابيم كه در ادامه به برخي از آنها اشاره ميشود:
از ديدگاه حضرت علي عليه السلام خداوند در طول تاريخ بشري، به قوم و امتي كه بينشان اختلاف است، هيچ نعمتي را عنايت ننموده است: «و اَنّ الله سُبحانَه لَم يعطِ اَحداً بِفرقة خَيرا مِمَّن مَضي و لامِمَّن بَقي؛ بيگمان در ميان گذشتگان و آيندگان بشري، هرگز خداوند با وجود اختلاف، خيري را ارزاني كسي نداشته و نميدارد.(1)
1) نهج البلاغه، خطبه 176.
نه تنها اختلاف مانع نزول فيضهاي الهي ميشود، سبب سلب نعمتهاي موجود نيز ميگردد. چنانكه امام علي عليه السلام با اشاره به سرانجام قوم بنياسراييل، بيان ميكند كه چگونه با وجود تفرقه بين آنها، دوستيها و مهربانيها رخت بربست و پراكندگي و اختلاف، سبب جنگ آنها بر ضد يكديگر گرديد و اين اختلافها موجب شد كه خداوند، لباس عزت و فراواني نعمتش را از آنان برگيرد.(1)
از نگاه امام علي عليه السلام وحدت و با هم بودن است كه سبب ياري خداوند ميشود. چرا كه «يدالله مع الجماعة; دست خدا با جماعت است».(2)
وحدت ملي و پيروزي در صحنههاي مختلف
پيروزي و گسترش اسلام در سالهاي اوليه بعثت، نتيجه همبستگي و وحدت مسلمانان بود. ايمان و اتحاد بود كه آنان را چنان تربيت كرده بود كه فارغ از هرنوع دستهبندي و قومسالاري، زير پرچم نبوي صلي الله عليه و آله ، براي اعتلاي كلمه «لااله الاالله» جانفشاني مينمودند و به بركت همين وحدت بود كه خداوند پيروزيهاي روز افزون را بر مسلمانان عنايت ميداشت.
اينكه اتحاد سبب پيروزي ميشود، قانوني عام و قطعي است; به طوري كه اگر در جبهه حق «اختلاف» و در جبهه باطل «اتحاد» حاكم باشد، به طور قطع اهل باطل پيروز خواهد بود. ازاينرو، حضرت علي عليه السلام خطاب به لشكريان خويش ميفرمايد: «به خدا سوگند به همين زودي آنان (ارتش معاويه) بر شما چيره ميشوند؛ چرا كه آنان در باطل خويش اتحاد و همبستگي دارند و شما در حق خود تفرقه و اختلاف داريد.(3)
وحدت ملي و ماندگاري انقلاب
از آنجايي كه تاريخنگاران، تاريخ را يكي از منابع شناخت ميدانند و قوانين حاكم بر آن را قابل تطبيق بر موارد مشابه به حساب ميآورند، بنابراين بر ما لازم است كه دريابيم رمز عزت و عظمت ملتهاي متمدن و مصونيت آنها از سلطه قدرتهاي خارجي چه بوده و ميباشد، تا با بهرهگيري از آن در تداوم انقلاب خويش تلاش كنيم.
حضرت علي عليه السلام بر اساس تجربه تاريخي خويش، راز تداوم انقلاب را پرهيز از اختلاف و ايجاد همبستگي و اتحاد ملت ميداند و ميفرمايد: «به سراغ كارهايي رويد كه موجب عزت و اقتدار آنان شد، دشمنان را از آنان دور نمود، عافيت و سلامت به آنها روي آورد، نعمت را در اختيارشان قرار داد، و كرامت و شخصيت سبب پيوند اجتماعي آنان شد. يعني: از تفرقه و پراكندگي اجتناب ورزيدند و بر الفت و همگامي همت گماشتند و يكديگر را بر آن توصيه كردند.(1)
امام علي عليه السلام وحدت را سبب قوت و قدرت و رفع نابسامانيهاي امت دانسته است: «به طور قطع تاكنون ملتي بر آرمان خاصي وحدت پيدا نكرد، مگر آنكه قدرت گرفت و همبستگي آنان قوت يافت و هيچ ملتي قدرت و عزت نيافت مگر آنكه خداوند نابساماني را از آنان برداشت، و بلاي ذلت را از آنان دور نمود و آنان را به نشانههاي دين راهنمايي كرد».(2)
وحدت ملي پشتوانه اجراي حق و عدالت
فقدان اتحاد و وحدت در هر جاي جامعه سبب هرج و مرج در آن نظام ميگردد. هنگامي كه هرج و مرج و ناامني در كشورحاكم شود، اجراي حق و
عدالت ميسر نخواهد بود. حضرت علي عليه السلام ميفرمايد: «ما گفتيم كه بياييد با خاموشي آتش جنگ و آرام كردن انبوه مردم، به چارهجويي و درمان بنشينيم تا كار مسلمانان قوام و انسجام يابد و ما براي اجراي حق و عدالت نيرومند شويم».(1)
آثار وحدت و مشاركت ملي
وحدت ملي مايه ايجاد آرامش سياسي است.
وحدت ملي يعني: دهن كجي كردن به دشمن.
وحدت ملي يعني: مردم و مسئولان يكدلاند.
وحدت ملي بستري براي ريزش فيض الهي است.
وحدت كلمه، كليد خلق حماسه سياسي است.
وحدت، حول محور رهبري، شرط تحقق شعار امسال است.
همبستگي قواي سه گانه و همراهي آنان با مردم، نشان از اوج همبستگي دولت و ملت خواهد بود.
همبستگي بين ركنهاي نظام و تحكيم روابط دروني قوا سبب ميشود رخنههاي گوناگوني كه به يك نظام لطمه ميزند بسته شود و هيچ قدرتي نميتواند به نظام آسيبي وارد كند.
ملتي كه روابط حسنه فيمابين دارد و در روابط آن ملت، دوستي و محبت، جاي دشمني و عداوت را گرفته باشد، همبستگي ملي خود را به رخ ديگران ميكشد.
روابط حسنه به عنوان جلوهاي از همبستگي ملي، همكاري و همياري عمومي را به درجهاي ميرساند كه ميتوان از آن از يكسو براي حل مشكلات اجتماعي و از سوي ديگر براي غلبه بر دشمن يا دشمنان كمك گرفت.
1) نهج البلاغه، نامه 58.
همبستگي ملي به تنهايي قادر است امنيت، پيشرفت و استقلال را پديد آورد و يا در جهت پايدار شدن آن مؤثر افتد.
عزت ملي و استقلال، پاداش ملت هايي است كه با هم در اتفاق و اتحاد به سر ميبرند.
هيچ كدام از قدرتهاي بزرگي كه امروز به گونهاي بر دنيا اعمال نفوذ ميكنند، قادر به اعمال نفوذ بر نظام جمهوري اسلامي و ملت ايران نيستند، اين به خاطر آزادگي مردم و انسجام ملي است.
حضور و يكپارچگي مردم، زندهكننده فضاي زندگي در كشوري مستقل است.
وقتي مردم با هم در سياست دخالت نكنند، اظهارنظر و دلسوزي ننمايند، استقلال كشور به وجود نميآيد و يا حفظ نميشود.
اگر همه امور كشور، به مردم شهرهاي دور دست و روستاهاي دورافتاده و عشاير چادرنشين مربوط نباشد، استقلال اقتصادي، سياسي و غيره مفهوم خود را از دست ميدهد.
حضور در صحنه بينالمللي و مبارزه با استكبار جهاني كه حاصل آن استقلال است، به وسيله مردم و علم و آگاهي آنان انجام گيرد.
ارتباط بين پيشرفت ملي و وحدت عمومي ترديدناپذير است، همانگونه كه بعضي از بزرگان فرمودهاند: براي سعادت و پيشرفت امت اسلامي، كلمه توحيد و توحيد كلمه، دو اصل قطعي است.
علت اينكه ملت ايران در جاده رستگاري و پيشرفت قدم گذاشت، وحدت كلمه بود و بايد براي تكميل پروژه پيشرفت كشور، اين رمز را تا به آخر حفظ كند.
همبستگي ملي زماني به پيشرفت عمومي كشور ميانجامد كه در مقولههاي اصلي فرهنگي همچون: ارزش دانستن كار، سرمايهگذاري، درس خواندن، ايثار، مجاهدت، ترجيح مصالح عمومي بر منافع فردي، وحدت، حضور در صحنههاي سياسي و... بين آحاد ملت و در ميان دولتمردان و سرانجام بين ملت و دولت، هماهنگي وجود داشته باشد.
اگر ملتي وحدت و همبستگي خود را از دست بدهد، اگر نشاط كار و ابتكار را از دست بدهد، اگر حركت علمي رو به پيشرفت خود را از دست بدهد، در دسترس دشمنان قرار خواهد گرفت.
يكي از لوازم پيشرفت، همبستگي مردم است.
وحدت و همبستگي عمومي و امنيت ملي به يكديگر وابستهاند، تا حدي كه سود و زيان يكي سود و زيان ديگري است. ازاينرو، دشمن ميكوشد صفهاي متحد و به هم بسته مردم را بر هم بريزد و امنيت ملي را به خطر اندازد.
دشمن وقتي ميتواند به هدفهاي خود برسد كه بتواند در بدنه حاكميت نظام و مسئولان بخشهاي مختلف، اختلاف و شكاف ايجاد كند. ازاينرو، تنها راه ناكام كردن دشمن، حفظ هوشياري است.
بيداري عمومي هم بايد در سطح مردم و هم در سطح كارگزاران اتفاق بيفتد.
اگر وحدت ملي و امنيت ملي تأمين شود، دولت هم مجال پيدا ميكند كه كارهاي خود، مسئوليتهاي خود، وظايف بزرگ خود، برنامههاي سازنده خود را اجرا كند و هم ميتواند به اقتصاد مردم برسد، به اشتغال مردم برسد، به مسائل زندگي مردم رسيدگي كند، به مسئله فرهنگ كشور رسيدگي كند.
اگر امنيت و يا وحدت نباشد، اختلافات و جنجال باشد، دائم تشنج سياسي باشد، اول كسي كه ضربه ميخورد، دولت است، چون نميتواند وظايف خود را انجام بدهد.
ملتي كه متحد است، قوي، عزيز و سربلند خواهد بود؛ زيرا امنيت چنين ملتي بازيچه دست كشورهاي قدرتمند نميشود.
امريكا به ما ميگويد: ضعيف، دستنشانده و وابسته باشيد تا به ايران حمله نكنم، در حالي كه ما قوي، عزيز و سربلند بوده و هستيم و تاريخ و فرهنگ ملت ايران در مقابل هيچ دشمني تسليم نميشود و همواره كوشيده است با ابزار و حدت و همبستگي ملي از تماميت ارضي كشور دفاع و پشتيباني نمايد.
وحدت ملي نزد مردم مسلمان ايران، فريضهاي الهي و واجب ديني به شمار ميرود. بنابراين، هرگاه از آنان بپرسند كه مشاركت ملي ناشي از چيست؟ پاسخ ميدهند، ناشي از ايمان و انگيزه الهي است.
مردمي كه در يك نظام ولايي زندگي ميكنند، اطاعت و پيروي از اوامر و فتاواي رهبري انقلاب اسلامي را واجب و تخلف از آن را مايه ضربه خوردن به منافع كشور، مردم و انقلاب ميدانند.
نظامي كه ميخواهد با قدرت بيپايان مردم و با بهرهگيري از مشاركت آنان به سرمنزل مقصود برسد، مگر اين مردم ميتوانند بدون شعور سياسي باشند.
شعور سياسي بر آمده از انقلاب اسلامي، تنها در عرصه مرزهاي داخلي به مشاركت عمومي نميانجامد، بلكه در وراي مرزهاي ايران اسلامي نيز به همپيوستگي و مشاركت مسلمانان را به دنبال آورد.
امام خميني رحمة الله احساس شعور نسبت به امت اسلامي را ايجاد كرد كه بزرگترين حربه براي دفاع از جوامع اسلامي در مقابل استكبار جهاني است.
آگاهي و هوشياري جمعي از خطرها و آسيبها، به همبستگي عمومي ميانجامد. پس هرچه هوشياري جمعي در زمينههاي مختلف گسترش يابد، همبستگي عمومي گستره و استحكام بيشتري مييابد.
اگر هوشياري سياسي به اندازهاي برسد كه اسمها، جناحها و حزبها اهميت نداشته باشد، مغزها، دلها و عملها اهميت پيدا كند، و هر كسي كه به اسلام، ارزشها، امام، مصالح ملي و سرنوشت كشور علاقه بيشتري نشان دهد، عزيزتر شود، اگر چه متعلق به خطي، جماعتي و يا جريان سياسي خاص باشد، همبستگي وسيع و مستحكمي شكل ميگيرد.
هوشياري امروز ايرانيان به بركت انقلاب اسلامي و امام خميني رحمة الله است.
ملت ايران به بركت وحدت ملي و هوشياري، پشت سر مسئولان ايستاد و رابطه خود را با آنان برقرار كرد و استحكام بخشيد، و توانست از همه راههاي دشوار و پيچ و خمهاي دشوار پس از انقلاب اسلامي به سلامت و عافيت بگذرد.
وحدت كلمه تنها نشانهاي از مشاركت ملي نيست، بلكه مصداقي در امر مشاركت عمومي ايرانيان و مسلمانان است.
اگر دشمن تا به امروز، در وارد كردن ضربه كاري به انقلاب اسلامي، جمهوري اسلامي و نظام اسلامي در ايران ناكام مانده است به آن دليل بوده كه همواره وحدت اجتماعي، انسجام عمومي و مشاركت ملي در بين آنها در دفاع از ارزشهاي ديني و ملي بر پا بوده است.
هر پيشرفتي كه نظام جمهوري اسلامي در زمينههاي سازندگي داشته به خاطر يكپارچگي مردم بوده است.
در پناه مشاركت عمومي است كه ميتوان آرمانهاي اسلامي را در دنيا مطرح كرد، و دل انسانها را جذب نمود، و بر مبناي آن در زندگي مسلمانها تغييري به وجود آورد.
همبستگي ملي ميتواند كشور را در مقابل توطئههاي دشمن مصون كند.
دشمن از دودستگيها و فتنهگريها و جنگافروزيهاي داخل كشور استفاده ميكند، وقتي ملتي يكپارچه و يكدست باشند، مسئولان كشور همه با يكديگر همدل و همراه باشند، شمشير دشمن كند ميشود، و جرئت نميكند به چنين كشور و ملتي نظر بيندازد و با او به چشم توطئه نگاه كند.
ارزشهاي ديني، افزون بر اينكه به حركت اجتماعي جهت مذهبي ميدهند، وحدت مردمي را نيز كه در فرآيند جنبش و انقلاب قرار ميگيرند پديد ميآورند. اين درس بزرگي بود كه امام عزيز به ما داد.
وحدت و انسجامي كه به اراده الهي براي مردم ايران پيش آمد ـ اين وحدت چه در پيروزي و چه پس از پيروزي انقلاب اسلامي ـ دلهاي مردم را بر پايه ارزشهاي ديني به هم نزديك كرد و قدرت مردم را افزايش داد.
آن چيزي كه ابر قدرتها را در برابر ملت ايران وحشتزده كرد، وحدت كلمه برآمده از ارزشهاي ديني بود.
ارزشهاي ديني، هم به انقلاب جهت ميدهد و هم مردم را در حمايت از آن بسيج ميكند.
پس از پيروزي انقلاب، ارزشهاي ديني، قويترين و محكمترين ملاك و معيار براي اداره و هدايت آن به شمار ميرود.
همانگونه كه راز تداوم معارف انبيا، كلمه توحيد و ارزشهاي ديني بود، راز تداوم انقلاب اسلامي، احيا، حفظ و اجراي ارزشهاي مذهبي است.
توسعه همهجانبه ايران در عرصه داخلي و قدرتمندي آن در عرصه بين المللي، به يكپارچگي همه اقوام، گروهها و شهروندان نيازمند است، و هر نوع تلاش و اقدام كه دانسته و ندانسته به گسست قومي، نژادي و مذهبي بينجامد، بر همبستگي ملي و به دنبال آن به توسعه ملي ضربه خواهد زد.
وحدت ملي و همبستگي، رمز پايداري و راز پويايي است. پس بر ماست كه با ژرفانديشي و دورنگري، عمق مخاطرات را دريابيم و با احترام به آموزههاي ديني و قانون اساسي، رمز ماندگاري و بالندگي خويش را براي هميشه پاس بداريم.
وحدت و همبستگي در شرايط تحريمها و توطئهها، يك تكليف الهي، ضرورت ملي و اجتماعي است.
وحدت و همبستگي ملي سبب پيشرفت و تقويت جايگاه كشور ميشود.
يكپارچگي اقشار مختلف مردم و اعتماد و محبت ميان ملت و دولت، از مهمترين علل موفقيت و قدرت ملت ايران در برابر خصومتها و توطئههاي دشمنان است.
آرامش و استقلال سياسي در گرو استقلال اقتصادي
ارتباط و تعامل سياست و اقتصاد انكارناپذير است. به ويژه سياست هميشه بر اقتصاد اثر تعيين كننده دارد و البته از آن به شدت اثرپذير است.
مبارزههاي انبيا با فقر و محروميت از يك سو و با تكاثر، افزونطلبي و سرمايهداري خونآشام از سوي ديگر، در كنار مبارزه با طاغوتها و سلطههاي نامشروع، حماسههاي سياسي و اقتصادي فراواني را در تاريخ مبارزات انبيا به يادگار گذاشته است.
هميشه در كنار رويارويي با فرعونها و نمرودها مقابله با قارونها نيز وجود داشته است.
استقلال سياسي بدون استقلال اقتصادي امكانپذير نخواهد بود.
جامعه براي ادامه مسير پيشرفت خود، نيازمند آرامش سياسي است.
پرهيز از ايجاد هيجانات كاذب، يكي از راههاي رسيدن به آرامش سياسي در كشور است.
حفظ آرامش جامعه، نيازمند عمل صددرصدي مسئولان به اجراي قوانين است.
آسايش و آرامش مردم در گرو همدلي همه نيروهاي معتقد به نظام است.
وظيفه همه جريانات سياسي معتقد به نظام در كشور، اين است كه بايد به دور از تنگنظريها وارد صحنه مديريتي كشور شوند؛ زيرا با همدلي همه نيروهاي معتقد به نظام و ولايت ميتوان آسايش و آرامش را براي مردم به ارمغان آورد.
نشاط سياسي در صورتي اتفاق ميافتد كه مسئولان با رفتارهاي قاعدهمند، منضبط، قابل پيشبيني و مشترك روبهرو باشند.
امنيت اقتصادي و آرامش كشور در گرو همدلي مسئولان است.
آرامش و سعادت خانواده بزرگ ايراني، در گرو داشتن برنامه و تدبير سياسي مسئولان است.
آرامش سياسي و رفتار اخلاقي و قانوني دو مسئله به هم پيوسته است كه بر هم اثر مستقيم ميگذارد. تمام افرادي كه آماده حضور در آوردگاه حماسه سياسي ميشوند، بايد قانوني عمل كنند و قانوني فكر كنند؛ نبايد منافع شخصي در هيچ شرايطي، منافع عمومي را تحتالشعاع قرار دهد.
آرامش سياسي ما سختترين ضربه بر پيكر دشمنان ايران است.
در شرايط فعلي جامعه هيچ اولويتي بالاتر از آرامش سياسي كشور نيست.
مقوله امنيت و آرامش از جمله لوازم رشد و پويايي هر جامعه به حساب ميآيد كه نه تنها جوامع را در برابر خطرات احتمالي، ايمن ميكند، بلكه در مسير پيشرفت و رشد و بالندگي، بسيار نقشآفرين است.
يادمان باشد اهميت آرامش در صحنه سياسي كشور تا جايي است كه كوچكترين خللي در آن به بر هم زدن آرامش رواني جامعه ميانجامد و ممكن است تبعات غير قابل جبراني به همراه داشته باشد.
وفاق و همدلي مردم جامعه، در رقم خوردن حماسه حضور، خود به تنهايي ضامن سلامتي نظام در برابر مشكلات و هجمهها است.
حفظ آرامش، وظيفه اصلي مسئولان سياسي، رسانهها و آنايي است كه گاهي براي ورود به صحنههاي سياسي ـ اجتماعي كشور احساس تكليف ميكنند.
آرامش امروز كشور، نتيجه ثبات سياسي و نيز وفاق و همدلي مردم است.
كوچكترين حركت در راستاي بر هم زدن آرامش خيانت به كشور است.
لزوم بصيرت و عزت سياسي
زير فصل ها
بصيرت سياسي در آينه قرآن و حديث
بصيرت در كلام مقام معظم رهبري
بارور نمودن بصيرت
پرهيز از شعارهاي پوچ سياسي
جهاد در عرصههاي سياسي
عبور از پل تحريم با حضور پرشور و نشاط در عرصههاي سياسي و اجتماعي
بصيرت سياسي در آينه قرآن و حديث
زير فصل ها
الف) قرآن
ب) حديث
الف) قرآن
«فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ؛ پس عبرت بگيريد اي صاحبان بصيرت». (حشر: 2)
«بَلْ الْإِنسَانُ عَلَي نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ؛ بلكه انسان خودش از وضع خود آگاه است». (قيامت: 14)
«قَدْ جَاءَكُمْ بَصَائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ عَمِيَ فَعَلَيْهَا؛ دلايل روشن از طرف پروردگارتان براي شما آمد، پس كسي كه بصيرت داشته باشد، به سود خود اوست و كسي كه از ديدن آن چشم بپوشد (و كوردل باشد) به زيان خودش ميباشد». (انعام: 104)
«وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْظُرُ إِلَيْكَ أَفَأَنْتَ تَهْدِي الْعُمْيَ وَلَوْ كَانُوا لَا يُبْصِرُونَ؛ و گروهي از آنان، به سوي تو مينگرند(اما گويي هيچ نميبينند)، آيا تو ميتواني كوردلان را هدايت كني هر چند بصيرت ندارند؟» (يونس: 43)
«وَإِنْ تَدْعُوهُمْ إِلَي الْهُدَي لَا يَسْمَعُوا وَتَرَاهُمْ يَنظُرُونَ إِلَيْكَ وَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ؛ و اگر آنها را به هدايت فراخوانيد، سخنانتان را نميشنوند و آنها را ميبيني كه به تو نگاه ميكنند اما در حقيقت نميبينند و بصيرت ندارند». (اعراف: 198)
«أَفَرَأَيْتَ مَنْ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَي عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَي سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَي بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ؛ آيا ديدي كسي كه معبودش را هواي نفس خويش قرار داده و خداوند او را با آگاهي (بر اينكه شايسته هدايت نيست) گمراه ساخته و بر گوش و قلبش مُهر زده و بر چشمش پردهاي افكنده است؟! با اين حال، چه كسي غير از خدا ميتواند او را هدايت كند؟» (جاثيه: 23)
«وَلَقَدْ مَكَّنَّاهُمْ فِيمَا إِنْ مَكَّنَّاكُمْ فِيهِ وَجَعَلْنَا لَهُمْ سَمْعًا وَأَبْصَارًا وَأَفْئِدَةً فَمَا أَغْنَي عَنْهُمْ سَمْعُهُمْ وَلَا أَبْصَارُهُمْ وَلَا أَفْئِدَتُهُمْ مِنْ شَيٍْ إِذْ كَانُوا يَجْحَدُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَحَاقَ بِهِمْ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون؛ ما به آنها (قوم عاد) قدرتي داديم كه به شما نداديم و براي آنها گوش و چشم و دل قرار داديم (اما) نه گوشها و چشمها و نه عقلهايشان براي آنان هيچ سودي نداشت؛ چرا كه آيات خدا را انكار ميكردند...». (احقاف: 26)
ب) حديث
«كسي كه بصيرت و بينايي ندارد فكر و انديشه اش فاسد است».(1)
«بيناترين مردم كسي است كه ببيند عيبهاي خود را و باز ايستد از گناهان خود».(2)
«هر كه استقبال كند كارها را بينا گردد، مراد از «استقبال امور» آن است كه پيش از انجام آنها در عواقب آنها تأمل و تدبر كند».(1)
«هر كه ياد كند خدا را بينا گردد، يعني: به راه راست و حقايق و معارف، بينش مييابد».(2)
«كسي كه علم ندارد نيت ندارد».(3)
«كسي كه بينش ندارد علمي ندارد».(4)
«كسي كه فكر ندارد بصيرت و بينشي ندارد».(5)
«كسي كه عبرتپذير نيست بيفكر است».(6)
«كوري ديده، بهتر است از كوري بصيرت».(7)
«نگاه ديده سود ندهد آنجا كه چشم دل و بصيرت كور باشد».(8)
«جز اين نيست كه بينا كسي است كه بشنود و انديشه و تفكر كند، و بنگرد و بينا گردد، و از عبرتها سود برد».(9)
«خداوند... جهاد را براي عزت و سربلندي اسلام واجب فرمود».(10)
«چه بسيار عزيزي كه، نادانياش او را خوار ساخت».(11)
«شجاعت عزتي است آماده، ترس ذلتي است آشكار».(12)
1) تميمي آمدي، غررالحكم، ترجمه: جمال خوانساري، ح 7802.
2) تميمي آمدي، غررالحكم، ترجمه: محلاتي، ح 7800.
3) تميمي آمدي، غررالحكم، ترجمه: محلاتي، ح 10772.
4) تميمي آمدي، غررالحكم، ترجمه: محلاتي، ح 10773.
5) تميمي آمدي، غررالحكم، ترجمه: محلاتي، ح 10774.
6) تميمي آمدي، غررالحكم، ترجمه: محلاتي، ح 10775.
7) تميمي آمدي، غررالحكم، ترجمه: محلاتي، ح 324.
8) تميمي آمدي، غررالحكم، ترجمه: محلاتي، ح 1746.
9) تميمي آمدي، غررالحكم، ترجمه: محلاتي، ح 853.
10) نهج البلاغه، حكمت 252.
11) نهج البلاغه، خطبه 184.
12) غررالحكم، ج 1، ص 152.
«هر كس به جز از خدا عزت بجويد آن عزت او را هلاك ميكند».(1)
«هر عزيزي كه تحت قدرت و سلطهاي باشد ذليل است».(2)
«راستي عزت است و ناداني ذلت».(3)
«هر كس عزت را با ظلم و باطل طلب كند، خداوند به انصاف و حق ذلت نصيبش مينمايد».(4)
«روزگار دو روز است، روزي به نفع تو و روزي به ضرر تو، چون به سودت شد شادي مكن، و چون به زيانت گرديد غم مخور».(5)
«هر كس به جز حق جوياي عزت شود به ذلت در افتد و هر كس با حق عناد ورزد خوار گردد».(6)
«امام صادق عليه السلام فرموده است: كسي كه بدون بصيرت و دانايي، به كاري دست ميزند مانند مسافري است كه در بيراهه ميرود، او هر قدر بر سرعت سير خود ميافزايد به همان نسبت از جاده دورتر مي شود».(7)
«با بصيرت جويي پندگيري به دست آيد».(8)
«خدا رحمت كند كسي را كه تفكر كند و عبرت گيرد، و پس از آنكه عبرت گرفت بينا گردد».(9)
«در هر پندگرفتني بينايي است».(10)
1) غررالحكم، ج 5، ص 253.
2) تحف العقول، ص 215.
3) تحف العقول، ص 356.
4) شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج20، ص309، ح536.
5) نهج البلاغه، حكمت 396.
6) تحف العقول، ص 95.
7) فلسفي، محمدتقي، حديث روايات تربيتي، محقق مرتضي فريد، ج 3، ص 236.
8) شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج20، ص309، ح 2393.
9) شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج20، ص309، ح 424.
10) شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج20، ص309، ح 3964.
«كسي كه از روي بصيرت و بينايي گناه كند شايسته و مستحق عفو و گذشت الهي نيست».(1)
«به خاطر دوستي دنيا گوشها از شنيدن حكمت (علم و صحيح و راست) كر شده اند و دلها از نور بصيرت كور شدهاند».(2)
«اكنون جنگ ميان شما و اهل قبله (بعضي از گروههاي مسلمانان [سپاه معاويه در جنگ صفين] شروع شده است و پرچم اين جنگ را بر دوش نبايد بگيرد مگر كسي كه بينا به امور، شكيبا و به موارد حق دانا باشد. پس حركت كنيد به سوي آنچه مأموريت داريد و توقف كنيد در جايي كه از اقدام نهي شدها يد. در هيچ مسئله اي عجله نكنيد تا تحقيق كامل درباره آن نموده باشيد؛ زيرا براي ما در هر امري كه منكر آن مي شويد، تغييراتي [يا ابعادي] است.(3)
«بيناترين مردم كسي است كه ببيند عيبهاي خود را و باز ايستد از گناهان خود».(4)
«خداوند اختيار همه كارها را به مؤمن داده است اما اين اختيار را به او نداده است كه ذليل باشد. مگر نشنيدهاي كه خداي تعالي ميفرمايد: «عزت از آن خدا و رسولش و مؤمنان است»؟ پس، مؤمن عزيز است و ذليل نيست. [در ادامه] فرمودند: «مؤمن از كوه محكمتر است؛ زيرا از كوه با ضربات تيشه كم ميشود اما با هيچ وسيلهاي از دين مؤمن نميتوان كاست».(5)
«بايد نياز به مردم و بينيازي از آنان، در دلت گرد آيند، تا نيازت به آنان، سبب نرمي در گفتار و خوشروييات شود و بينيازيات، سبب آبروداري و عزتت باشد».(6)
«بردباري چراغ خداست... پنج چيز است كه بردباري ميطلبد: شخص عزيز باشد و خوار شود؛ راستگو باشد و نسبت ناروا داده شود؛ به حق دعوت كند و سبكش
بشمارند؛ بيگناه باشد و اذيت شود، حقطلبي كند و با او مخالفت كنند. اگر در هر پنج مورد، به حق رفتار كني، بردبار هستي...».(1)
«ندادن حقوق (ديگران) ذلت ميآورد و انسان در اين باره مجبور به دروغ گفتن ميشود».(2)
«خداوندا... مرا در پيشگاهِ خودت خوار و نزد خلقت عزيز فرما، مرا در خلوتِ با خودت پَست و در ميان بندگانت سربلند گردان و از كسي كه از من بينياز است، بينياز گردان و بر نيازمندي و فقر من به خودت بيفزاي».(3)
«حاصل بردباري: آراسته شدن به خوبيها، همنشيني با نيكان، ارجمند شدن، عزيز گشتن، رغبت به نيكي، نزديك شدن بردبار به درجات عالي، گذشت، آرامش و تأني، احسان و خاموشي. اينها ثمره بردباري عاقل است».(4)
«هر كس از ظلمي كه در حق او شده گذشت كند، خداوند به جاي آن در دنيا و آخرت به او عزت ميبخشد».(5)
«مرگ آري امّا پستي و خواري هرگز، به اندك ساختن آري، اما دست سوي اين و آن دراز كردن هرگز».(6)
«هر كس آزادانه ذلت را بپذيرد از ما خاندان نيست».(7)
«كسي كه از گرفتاري خود پرده بردارد، به خواري تن داده است».(8)
«عزت مؤمن در بينيازي او از مردم است».(9)
بصيرت در كلام مقام معظم رهبري
هر انساني اگر بخواهد در زندگي اصولي داشته باشد و از آن اصول پيروي كند، بايد يك خطمشي معين داشته باشد و لازمه خطمشي داشتن و اهل مسلك و مرام و عقيده بودن اين است كه از اموري كه با هواهاي نفساني آني او موافق است اما با هدف و اصولي كه اتخاذ كرده منافات دارد خود را نگهداري كند.(1)
آن كسي كه بر مركب چموش هوا و هوس و جاهطلبي سوار است؛ زمام اختيار خويش را به اين امور سپرده، ديوانهوار به دنبال اين امور ميرود، ديگر عقل و مصلحت و بصيرت در وجود او حكومتي ندارد.(2)
بصيرت يعني: اينكه شخص حوادث را به خوبي ميبيند و با چشم باز موشكافي ميكند و به عمق آن ميرسد. اما وابستگي مادي مانعي براي خوب ديدن و به عمق موضوع رسيدن است.
بصيرتافزايي و كسب قدرت فردي و اجتماعي و عبور از گردنههاي پر پيچ و خم فتنه و صاحب تشخيص بودن در انتخاب اهداف، مسيرها، وسائل و به خصوص راهنما و پيشواي صالح، از برجستهترين ويژگيهاي صاحبان بصيرت است.(3)
اگر من بخواهم يك توصيه به شما بكنم، آن توصيه اين خواهد بود كه بصيرت خودتان را زياد كنيد.(4)
اگر فكر و بصيرت نداشته باشيم، از سوي دشمنان حقيقي ضربه ميخوريم.(5)
بصيرت وقتي بود، غبار آلودگي فتنه نميتواند آنها را گمراه كند، آنها را به اشتباه بيندازد. اگر بصيرت نبود انسان ولو با نيت خوب، گاهي در راه بد قدم ميگذارد.(1)
بصيرت يعني: اينكه بدانيد چه ميخواهيد، تا بدانيد چه بايد با خودتان داشته باشيد.(2)
معلمان روحي، متعهدان موجود در جامعه ما از اهل سواد و فرهنگ، از دانشگاه و حوزوي بايد به مسئله بصيرت اهميت بدهند، بصيرت در هدف، بصيرت در وسيله، بصيرت در شناخت دشمن، بصيرت در شناخت موانع راه، بصيرت در شناخت راههاي جلوگيري از اين موانع و برداشتن اين موانع، اين بصيرتها لازم است.(3)
مسئله بصيرت اين است كه اين استكبار چيست كه بايد با آن مبارزه كرد. استكبار يعني: قدرتي در دنيا يا قدرتهايي در دنيا؛ چون نگاه ميكنند به خودشان، ميبينند داراي امكانات پولي و تسليحات و تبليغاتي هستند. بنابراين، بايد به خودشان حق بدهند كه در امور زندگي كشورها و ملتهاي ديگر، دخالتهاي مالكانه بكنند؛ اين معناي استكبار است.(4)
هميشه بر روي بصيرت تأكيد كردهام، به خاطر اين است كه يك ملتي كه بصيرت دارد، مجموعه جوانان يك كشور وقتي بصيرت دارند، آگاهانه حركت ميكنند و قدم برميدارند، همه تيغهاي دشمن در مقابل آنها كند ميشود.(5)
شما در جبهه جنگ اگر راه را بلد نباشيد، اگر نقشهخواني بلد نباشيد، اگر قطبنما در اختيار نداشته باشيد، يك وقت نگاه ميكنيد ميبينيد در محاصره دشمن قرار گرفتهايد؛ راه را عوضي آمدهايد، دشمن بر شما مسلط ميشود. اين قطبنما همان بصيرت است. (1)
خود پيغمبر با بصيرت حركت ميكند، تابعان و مدافعان و پيروان فكر پيغمبر هم با بصيرت. اين مال دوران مكه است؛ آن وقتي كه هنوز حكومتي وجود نداشت. مديريت دشواري وجود نداشت. بصيرت لازم بود؛ در دوران مدينه، به طريق اولي.(2)
اين كه من طول چند سال گذشته هميشه بر روي بصيرت تأكيد كردهام، به خاطر اين است كه يك ملتي كه بصيرت دارد، مجموعه جوانان يك كشور وقتي بصيرت دارند، آگاهانه حركت ميكنند و قدم برميدارند.(3)
وقتي بصيرت بود، آن وقت شما ميدانيد با چه كسي طرفيد، ابزار لازم را با خودتان برميداريد.(4)
جوانان عزيز! هر چه ميدانيد در افزايش بصيرت خود، در عمق بخشيدن به بصيرت خود، تلاش كنيد و نگذاريد، نگذاريد دشمنان از بيبصيرتي ما استفاده كنند.(5)
بارور نمودن بصيرت
بصيرت سياسي، زيركي مردم است در شناخت توطئهها.
بصيرت سياسي يعني: آگاه بودن از تمام جريانات جامعه.
بصيرت سياسي؛ دانايي ما را در مقابل حوادث جامعه ميطلبد.
بصيرت سياسي يعني: موقعيتشناسي در مقابل فتنهها.
بصيرت سياسي ما همراه با هوشياري مردم ماست.
بصيرت سياسي ما با ذكاوت و هوشياري مردم رنگ ميگيرد.
بصيرت مردم ما در برابر سياست و اقتصاد؛ شناختي روشن و يقيني است.
تجلي بصيرت سياسي ملت ايران؛ در انتخابات رياست جمهوري و مقابله با تحريمهاست.
مردم بابصيرت ما؛ در خشت خام تحريمها، آيندهاي را ميبيند كه دشمن در آينه هم نميبيند.
وقتي دو جبهه حق و باطل در هم ميآميزند، فقط بصيرت سياسي ميتواند راهگشا باشد.
بصيرت سياسي يعني: شناخت معيارهاي حقيقي شناخت حق.
التزام عملي به اصول، سبب پرهيز از لغزش و انحراف است.
دفاع آگاهانه از ارزشها، از بصيرت افراد نشئت ميگيرد.
بصيرت سياسي يعني: شناخت حقيقت در نبرد بين حق و باطل.
بصيرت سياسي سبب پايبندي شجاعانه به ارزشها و دفاع آگاهانه از آن است.
بصيرت سياسي، نيازمند جهد و جهاد علمي و عملي است.
بصيرت سياسي نيازمند درست سنجيدن شرايط و اتفاقات است.
وقتي چشم انسان به حقيقت جريانهاي سياسي باز ميشود، بصيرت سياسي را به دست آورده است.
بصيرت سياسي ما را در مقابل فتنهها ايمن ميكند.
بصيرت سياسي يعني: تقويت آينده نگري جريانات.
بصيرت سياسي يعني: عبرت گرفتن از جريانات پيشين.
بصيرت سياسي بايد با زمانشناسي توام باشد.
بصيرت سياسي سبب شناخت موقعيت خود و قرار گرفتن در آن موقعيت است.
بصيرتشناسي در دوران سخت ممزوج شدن حق و باطل به كار ميآيد.
حماسه سياسي، بصيرت سياسي ميخواهد.
جريانهاي پيش روي كشور ما، بيش از پيش به بصيرت سياسي مردم ما نياز دارد.
براي ساختن حماسهاي بينظير، چشم ميگشاييم و به بصيرت متوسل ميشويم.
بصيرت سياسي، كشتي نجات ملت ما در توفان پيش روست.
بصيرت سياسي؛ شاهراهي براي گذر از بحرانهاي سياسي جامعه است.
وقتي مردم با بصيرت وارد جريانات سياسي شوند، قطبهاي مختلف مخالف را در هم ميشكنند.
اگر موقعيت جامعه آرام و حق و باطل در جاي خود باشند، بصيرت سياسي معنايي ندارد.
موضعگيري صحيح افراد جامعه در قبال جريانات سياسي، ناشي از بصيرت سياسي آنان است.
ديدن بطن و واقعيت هر واقعهاي، نشاني از بصيرت سياسي است.
كسي كه فريب تحركات ظاهري و موضعگيريهاي احساسي را نميخورد، بصيرت سياسي را كسب كرده است.
بصيرت سياسي، ابزاري كارآمد براي مبارزه با فضاي ابهامگون و مغشوش جامعه است.
زيرك بودن مؤمن در موقعيتهاي گوناگون، بصيرت او را نشان ميدهد.
تشخيص مصالح و مفاسد جامعه يعني: بصيرت سياسي.
بصيرت سياسي يعني: شناخت افرادي كه در دوران اغتشاش جامعه، ميخواهند ورق را به نفع خود برگردانند.
اگر كسي بصيرت سياسي نداشته باشد، در كنار حضرت علي عليه السلام هم كه مشغول جنگ باشد، با شيطنت معاويه، بر امام زمان خود شمشير ميكشد.
آگاهي از مسائل روز، و تحليل وقايع و پيروي از وليّفقيه، شاخصههاي مهم بصيرت سياسي است.
با ارتقا هويت ديني و ملي دانشآموزان، زمينهساز بصيرت سياسي در ذهن آنها باشيم.
نوجواني كه به فرهنگ و آيين مملكت خود افتخار كند، بصيرت را به دست آورده است.
بصيرت سياسي، رمز عبور مردم از موقعيتهاي دشوار سياسي.
استدلالگريزي و سياستزدگي، آفت بصيرت سياسي است.
تقواي سياسي سردمداران سياست، سبب بصيرت سياسي مردم است.
بصيرت سياسي، با ادعا و حرف تكميل نميشود، به عمل و جهاد نياز دارد.
در مسير بصيرت، من وجود ندارد؛ بايد در موضع جامعه حل شويم.
وقتي افراد در دام آزمون ميافتند ميزان بصيرت آنها سنجيده ميشود.
عملكرد ناشي از بيبصيرتي، صدمات جبران ناپذيري بر پيكره اجتماع وارد ميكند.
بزرگترين مركز آزمون بصيرت سياسي، پستهاي مديريتي و اجرايي كشور است.
اگر مسئولان امور حكومتي بصيرت سياسي نداشته باشند، به كل حكومت آسيب وارد ميكنند.
پرهيز از شعارهاي پوچ سياسي
با شعارهاي پوچ سياسي؛ مردم را نسبت به مشاركتهاي اجتماعي دلسرد نكنيم.
عمل نكردن به شعارهاي انتخاباتي يعني: دلسرد شدن مردم از مسئولين.
شعارهاي پوچ سياسي؛ مانع از حضور حداكثري مردم در انتخابات است.
شعارهاي پوچ و وعده هايي كه عملي نميشوند؛ سد راه پويايي و رشد جامعه است.
مانورهاي تبليغاتي، حماسهسازي را در جامعه كند ميكند.
حماسه اقتصادي، با هزينههاي نامتعارف براي تبليغات منافات دارد.
شعارهاي پوچ تبليغاتي يعني: به بازي گرفتن افكار مردم.
شعارهاي پوچ تبليغاتي يعني: وارد آوردن ضربه به پيكره منسجم جامعه.
امسال حماسهسازي كنيم و با بيان واقعيات و تواناييها موجب حضور حداكثري مردم پاي صندوقهاي رأي باشيم.
با حماسهاي سياسي؛ جامعه را از بحران شعارهاي پوچ رها سازيم.
بكوشيم طرحهاي عملي ايدههاي خود را تبليغ كنيم، نه آرزوهاي پوچ و غير عملي را.
شعار پوچ تبليغاتي يعني: ايجاد فضا براي شايعهپراكني دشمن.
با استفاده از قانون و پرهيز از شعارهاي پوچ در تبليغات؛ حماسهآفريني كنيم.
با شفافسازي تبليغات به مردم كمك كنيم كه حق را از باطل تشخيص دهند.
شور و نشاط انتخابات را با شعارهاي پوچ تبليغاتي از بين نبريم.
با عمل به وعدههاي دلگرمكننده انتخاباتي خود، دل مردم را باز گرم كنيم.
مردم نيازي به شنيدن شعارهاي بياساس انتخاباتي ندارند.
شعار دادن و عمل نكردن؛ دردي از مردم دوا نميكند.
رفع محروميت از چهره ملت، بالاترين حماسهاي است كه به عمل نياز دارد نه شعار.
با عمل به شعارهاي خود، جامعهاي صادق داشته باشيم.
جامعه را حماسي خواهيم كرد با پرهيز از شعارهاي بياساس و پوچ.
برگزاري انتخابات در كشور ما حماسهاي است. با شعارهاي تو خالي اين حماسه را پوچ نكنيم.
در سال جديد روش جديدي براي تبليغات انتخاباتي خود برگزينيم.
هر شعار پوچ تبليغاتي، ضربه به ابهت و شكوه انتخابات است.
جهاد در عرصههاي سياسي
تحقق حماسه موردنظر رهبر فرزانه انقلاب در عرصه سياسي نيازمند حركتي جهادگونه است. حركتي پر شتاب و همراه با همت بلند. در اين بخش به نمونه هايي از فرمانهاي ائمهاطهار عليهم السلام درباره مصاديق جهاد اشاره شده است.
رسول اكرم صلي الله عليه و آله
پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: «بهشت دري به نام در مجاهدان دارد كه آنان به سمتش رهسپار ميشوند و در حالي كه شمشير مجاهدان بر گردنشان آويخته شده و جمعيت در انتظار حسابرسياند، آن در بر آنان گشوده ميشود و فرشتگان به
ايشان خوشآمد ميگويند. پس هر كه جهاد را رها كند، پروردگار او را دچار خودكمبيني، فقر و بيديني خواهد كرد».(1)
به پيامبر صلي الله عليه و آله عرضه داشتند كه چرا شهيد (مانند ديگران) در قبر خود آزمايش و سؤال نميشود؟! ايشان در پاسخ فرمود: شمشيرهايي كه گرداگرد سر او ميدرخشيدند، براي آزمايش او كافي است.(2)
پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: «جبرئيل مرا خبري داد كه چشمم از آن روشن و دلم از آن شاد شد. او گفت: اي محمد! هر كه از امت تو در راه خدا به جنگي برود، هيچ قطرهاي از آسمان بر او نبارد و دچار هيچ سردردي نشود، مگر آنكه در روز قيامت به نفع او گواهي باشد».(3)
«يك شب نگهباني، در راه خدا برتر است از هزار شبانه روز كه شبهايش به عبادت و روزهايش به روزهداري سپري شود».(4)
مردي نزد پيامبر صلي الله عليه و آله آمد و عرضه داشت كه من بسيار شور و شوق رفتن به جهاد را دارم! ايشان پاسخ فرمود: «پس به جهاد برو؛ زيرا اگر كشته شوي، زنده خواهي بود و نزد خدا روزي خواهي داشت و اگر در اين راه به صورت طبيعي بميري، پاداش تو بر عهده پروردگار خواهد بود و اگر زنده برگردي، گناهانت پاك خواهد شد».(5)
امام علي عليه السلام
«به راستي كه جهاد يكي از درهاي بهشت است كه خداوند آن را براي اولياي خاص خود گشوده است. جهاد جامه تقوا و زره استوار خداوند و سپر محكم اوست».(6)
«در حقيقت خداوند جهاد را واجب گردانيد و آن را بزرگداشت و مايه پيروزي و ياور خود قرارش داد. به خدا سوگند كار دنيا و دين جز با جهاد درست نميشود».(1)
«به راستي كه خداوند براي گروهي كشته شدن را مقدر فرموده و براي ديگران مردن را. هر گروهي به همان سرنوشت كه خداوند مقدر كرده است، ميرسد. پس، خوشا به سعادت مجاهدان در راه خدا و كشتهشدگان در راه او».(2)
«در راه خدا با دستهاي خود جهاد كنيد، اگر نتوانستيد با زبانهاي خود و اگر باز هم نتوانستيد با قلب خود جهاد كنيد».(3)
«همه كارهاي خوب و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهي از منكر چون قطرهاي است در درياي عميق».(4)
«خداوند... جهاد را براي عزت و سربلندي اسلام واجب فرمود».(5)
«با هوا و هوس خود جهاد كن، بر خشمت مسلط شو و با عادتهاي بد خود مخالفت كن تا نفست پاكيزه شود، عقلت به كمال برسد و از پاداش پروردگارت بهره كامل ببري».(6)
«بر شما باد به تلاش و سختكوشي و مهيا شدن و آماده گشتن و توشه برداشتن از سراي توشه (دنيا). مبادا زندگي دنيا شما را بفريبد چنانكه ملتهاي گذشته و اقوام پيشين را فريفت».(7)
«به راستي كه جهاد يكي از درهاي بهشت است كه خداوند آن را براي اولياي خاص خود گشوده است. جهاد جامه تقوا و زره استوار خداوند و سپر محكم اوست».(8)
اميرالمؤمنين علي عليه السلام فرمود: «مرگ به دنبال برخي بوده و برخي ديگر خود به استقبال مرگ ميروند! آنكه در خانه نشسته، نميتواند مرگ را به زانو درآورد و گريزنده از جنگ نيز نميتواند خود را از او پنهان كند. پس بشتابيد و منتظر يكديگر نباشيد؛ زيرا راه فراري از مرگ نيست. اگر كشته نشويد، خواهيد مرد و سوگند به خدايي كه جان علي به دست اوست، هزار ضربه شمشير بر سرم، آسانتر از جان دادن در بستر است».(1)
امام محمد باقر عليه السلام
«فضيلتي چون جهاد نيست، و جهادي چون مبارزه با هواي نفس نيست».(2)
امام صادق عليه السلام فرمود: «هركه در راه خدا كشته شود، پروردگار گناهانش را به او يادآور نخواهد شد».(3)
عبور از پل تحريم با حضور پرشور و نشاط در عرصههاي سياسي و اجتماعي
با وجود تحريمها، جامعه ما همچنان بانشاط و مصمم به سوي پيشرفت در حركت است.
مردم ما، تحريم را پلهاي براي رسيدن به قلههاي افتخار ميدانند.
ملت ما پرچمدار تعالي و ترقي در جهان است.
ايجاد اميد و نشاط در جامعه؛ از مهمترين وظايف رسانههاست.
اطلاعرساني از دستآوردهاي نظام اسلامي موجب ايجاد اميد در جامعه ميشود.
كشور ما با اجراي برنامههاي هدفمند؛ به سطحي عالي از پيشرفت و توسعه رسيده است.
هماكنون شعار استقلال و آزادي مردم در روند پيروزي انقلاب محقق شده است.
هم اكنون در كشور، پيشرفتهاي زيادي صورت گرفته كه قابل مقايسه با گذشته نيست.
نظام جمهوري اسلامي در تمامي بخشها برنامه و هدف دارد.
نبوغ و خلاقيت ملت ايران؛ پيشرفت و خودكفايي را به ما هديه خواهد كرد.
بيان واقعيات در جامعه، ضامن پويايي و نشاط عمومي در جامعه است.
ايرانيان با عزمي شگفت و روحي سترگ؛ به سمت قلههاي پيشرفت در حركتند.
تند باد تحريمها، ريشه درخت انقلاب را مقاومتر ميكند.
سختيهاي امروز ما نويدبخش آيندهاي نيكو براي مملكت ماست.
سختيها را تحمل ميكنم به اميد آيندهاي روشن براي فرزندانم.
ملت ايران با سربلندي و موفقيت از پل تحريمها عبور خواهد كرد.
انديشهها، بر تحريمها برتري دارند.
با سلاح اراده، به جنگ سختيهاي تحريم ميرويم.
عزم و اراده ما بر اين قرار گرفته كه در مقابل تحريمها سر خم نكنيم.
ما در مقابل تند باد تحريمها، سدي خواهيم ساخت و انرژي لازم خود را تأمين خواهيم كرد.
هيچ كس نميتواند اميدي كه در قلب ايرانيان روشن است، خاموش كند.
قلب تپنده مردم ايران، نشاندهنده اين است كه هيچ تحريمي ما را نابود نخواهد كرد.
به زانو در آمدن ملت ايران در مقابل تحريمها محال است.
توطئههاي داخلي و خارجي، ما را به ادامه راه خود مصممتر ميكند.
همگي با هم به پيشرفت سياسي و اقتصادي كشور اهتمام ورزيم.
با بيان دستآوردهاي ارزشمند انقلاب، به ايجاد فضاي اميد و نشاط در جامعه كمك كنيم.
اقتدار و توانمندي كه در سايه اراده ملت به دست آوردهايم، به سادگي از دست نميدهيم.
شعار استقلال و آزادي در روند انقلاب اسلامي ايران محقق شده است.
با ايجاد نشاط در دل مردم، در مقابل جنگ نرم دشمن سدي بسازيم.
فهم و بصيرت مردم ما، بهترين دليل نشاط و اميد آنها به آينده است.
الزامات حماسه اقتصادي
زير فصل ها
اقتصاد مقاومتي
عزم ملي در قناعت
توجه به محرومان جامعه
جهاد و خلق حماسه در عرصه اقتصادي
خوداتكايي و استقلال
بالندگي و اقتدار در دوران تحريم
عزم ملي در پرهيز از اسراف
ترويج فرهنگ صحيح مصرف
حضور پر نشاط و آگاهانه در عرصه اقتصادي
اقتصاد مقاومتي
اقتصاد مقاومتي منشور حركت نظام است.
كنترل نقدينگي و جهت دادن آن به سمت توليد، از اركان تحقق مقاومت اقتصادي است.
حماسه سياسي و مقاومت اقتصادي، خلق حركتهاي نو در مسير آرمانهاي انقلاب است.
مسئولان در تحقق حماسه سياسي و مقاومت اقتصادي نقش مهمي بر عهده دارند.
ضرورت تعامل سه قوه در تحقق اقتصاد مقاومتي لازم است.
ملت ايران پيوسته اهل حماسه و مقاومت بوده است.
ملت بصير ايران امسال حماسهاي پر شورتر از 9 دي رقم ميزنند و در حيطه مقاومت اقتصادي به اوج خواهند رسيد.
نتيجه انتخابات پيش رو، ميتواند در كشور حماسه ايجاد كند و انگيزهاي باشد در ايجاد مقاومت اقتصادي.
قطع وابستگي ما به نفت، قله مقاومت اقتصادي است.
نبايد با مقاومت اقتصادي، شعاري برخورد شود.
زمينه خلق مقاومت اقتصادي با برنامهريزي صحيح فراهم ميشود.
توجه به توليد ملي سرآغاز مقاومت اقتصادي است.
حماسه اقتصادي و سياسي را امسال در مقابل چشم جهانيان به نمايش ميگذاريم.
حماسه اقتصادي مهمترين نياز جمهوري اسلامي ايران است.
حماسه سياسي و مقاومت اقتصادي با تبعيت از رهبري محقق ميشود.
مقاومت اقتصادي تيري بر قلب دشمنان است.
ملت ايران با خلق حماسه سياسي و مقاومت اقتصادي، دشمن را حيرتزده ميكند.
مردم در خلق حماسه سياسي و حماسه اقتصادي نقش تعيينكنندهاي دارند.
نقش ايثارگران و جانبازان در تحقق مقاومت اقتصادي، حياتي است.
وحدت و انسجام لازمه تحقق اقتصاد مقاومتي است.
مقاومت اقتصادي بايد به صورت عملياتي در جامعه پياده شود.
مقاومت اقتصادي، خلق حماسهاي دشمنشكن در سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» است.
معتقدان به نظام ميتوانند مقاومت بزرگ اقتصادي را رقم بزنند.
مقاومت اقتصادي در گرو مشاركت گسترده مردم و مسئولان است.
تلاش براي تحقق حماسه سياسي و مقاومت اقتصادي، وظيفه همگاني است.
حماسه سياسي و مقاومت اقتصادي بايد در چارچوب برنامه مدون عملي شود.
حماسه سياسي و اقتصادي مكمل يكديگر در رفع نيازهاي نظام اسلامي است.
تحقق حماسه سياسي و مقاومت اقتصادي در گرو همدلي مسئولان است.
مقاومت اقتصادي با افزايش توليد محقق ميشود.
مردم مهمترين عامل ايجاد مقاومت اقتصادي هستند.
تحقق حماسه سياسي و مقاومت اقتصادي نيازمند بهرهگيري از روحيه جهادي است.
تحقق مقاومت اقتصادي چهره واقعي تئوريهاي غربي را نشان ميدهد.
براي مقاومت اقتصادي به دنبال توليد ثروت از علم باشيم.
مقاومت اقتصادي با اقتصاد بدون نفت محقق ميشود.
فتح بازارهاي جديد راهي براي مقاومت اقتصادي است.
امنيت، بسترساز تحقق شعار «حماسه سياسي و حماسه اقتصادي» است.
ارتقاي سطح كيفي خدمات، بهترين مشاركت در حماسه سياس و مقاومت اقتصادي است.
وحدت كلمه و مجاهدت راه رسيدن به مقاومت اقتصادي است.
فشارهاي اقتصادي نميتواند مانع مقاومت اقتصادي شود.
بخش كشاورزي بايد سهم خود را در حماسه اقتصادي ايفا كند.
مقاومت اقتصادي در پناه قانون محقق خواهد شد.
خلق مقاومت اقتصادي نقشه راه مسئولان و كارگزاران نظام اسلام است.
مقاومت اقتصادي با عمل محقق ميشود.
دانشگاه، كانون مهم تحقق حماسه سياسي و مقاومت اقتصادي است.
ترويج توليد ملي و حمايت از كار و سرمايه ايراني، يك مسئله بلندمدت است كه در پرتو مقاومت اقتصادي محقق ميشود.
لازم است هم در زمينه اقتصاد، هم در زمينه سياست، حضور مردم، حضور جهادي باشد.
وحدت كلمه، كليد خلق مقاومت اقتصادي است
حمايت از توليد ملي، ميتواند كارساز شده و مقاومت اقتصادي را سبب شود.
اگر مقاومت اقتصادي ايجاد شود، در وضع اقتصاد كشور اثر خواهد داشت.
مردم نقشآفرينان اصلي در تحقق مقاومت اقتصادي هستند.
مردم و مسئولان دو بال حركت براي ايجاد مقاومت اقتصادي هستند.
با تجربهاي كه در سال گذشته كسب شد، توانستهايم از مقاومت بالايي برخوردار شويم و انرژي لازم براي برونرفت از مشكلات اقتصادي را به دست آوريم.
ملت ايران با شركت در انتخابات و مقابله با جنگ اقتصادي و تلاش در عرصه مقاومت اقتصادي باري ديگر حماسهساز ميشوند.
سال 1392 بايد سال اقتصاد منهاي نفت و حضور گسترده مردم باشد.
توجه به توليد داخلي، اساس مقاومت اقتصادي است.
حماسه سياسي و اقتصادي مكمل يكديگر در رفع نيازهاي نظام اسلامي است.
تحقق مقاومت اقتصادي نيازمند بهرهگيري از روحيه بسيجي است.
حماسه سياسي و مقاومت اقتصادي لازم و ملزوم هستند.
توسعه علمي از اهداف مهم دانشگاهيان در عرصه مقاومت اقتصادي است.
در سال حماسه اقتصادي اگر در مسير توليد داخلي سرمايهگذاري جدي صورت گيرد، خيلي از مشكلات اقتصادي كشور حل ميشود.
اقتصاد مقاومتي بر پايه و اساس سرمايه معنوي افراد و جامعه استوار است.
همه نهادها و دستگاهها وظيفه دارند به اقتصاد مقاومتي كه در مقابل اقتصاد وابسته و مصرفكننده قرار ميگيرد بيش از پيش توجه كنند.
در سال حماسه اقتصادي خوداتكايي و توجه به توليد ملي، از ضرورتهاي اقتصاد مقاومتي است.
در سال حماسه اقتصادي، اقتصاد مقاومتي نيازمند يك برنامهريزي راهبردي است.
مقاومت اقتصادي در سال حماسه اقتصادي، راهبرد خروج از فشار و تحريم است.
اقتصاد مقاومتي رويكرد عملي عبور از گذرگاه تحريم و تهديد و مهمترين مؤلفه در رفتار انقلابي آحاد مردم در دوران محدوديتها و فشارهاي اقتصادي است.
در مقطع حساس كنوني اگر به اقتصاد مقاومتي به صورت جدي توجه شود و آن را به عنوان بهترين مسير حركت مدنظر قرار دهيم، مطمئن باشيد پيروز اصلي، ملت ايران است.
اقتصاد مقاومتي تنها راه مقابله با تحريمهاي اقتصادي و ساماندهي اقتصاد كشور است.
مقدمه مبارزه كنوني دشمنان غربي عليه انقلاب اسلامي، عرصه اقتصادي است، و اقتصاد مقاومتي، ناظر به همين مبارزه و درگيري اقتصادي با دشمن و مقاومت در برابر توطئههاي آنها در سطح ملي و جهاني ميباشد.
جامعه اسلامي در مقاومت اقتصادي خود، (علاوه بر بصيرت سياسي و فرهنگي) بايد به بصيرت اقتصادي برسد.
در سال حماسه اقتصادي تعاون و توليد، فصلي ديگر از اقتصاد مردمي است كه سبب كارآفريني، از بين رفتن بيكاري و معضلات مربوطه در سال حماسه اقتصادي خواهد شد.
در سال حماسه اقتصادي افزايش كيفيت توليدات ايراني، تمركز ويژه بر خدمات پس از فروش و بسياري موارد ديگر سبب حمايت از توليد ملي و تحقق اقتصاد مقاومتي ميگردد.
در سال حماسه اقتصادي اصلاح ساختار بازار سرمايه همچنين زمينههاي فساد اقتصادي و رانت را از بين خواهد برد و سبب تقويت توليد ميشود.
در سال حماسه اقتصادي بايد سرمايه و حمايتهاي دولتي در خدمت سرمايهگذاريهاي بزرگ قرار گيرد تا مقاومت اقتصادي تحقق پيدا كند.
توجه به اقتصاد مقاومتي، ضرورت تحقق حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي.
حماسه يعني: نااميد كردن دشمن و اقتصاد مقاومتي يكي از ابزارهاي تحقق حماسه اقتصادي است.
تحريمهاي اقتصادي نه تنها ملت ايران را در رسيدن به اهداف خود نااميد نكرده است بلكه موجب به وجود آمدن اقتصاد مقاومتي و در نهايت بروز حماسه اقتصادي شده است.
اقتصاد مقاومتي يعني: اقتصادي كه به ملتي امكان و اجازه ميدهد كه حتي در شرايط فشار هم رشد و شكوفايي خودشان را داشته باشند.
مردمي كردن اقتصاد، جزو الزامات اقتصاد مقاومتي است.
كاهش وابستگي به نفت يكي ديگر از الزامات اقتصاد مقاومتي است.
مسئله مديريت مصرف، يكي از اركان اقتصاد مقاومتي است.
اقتصاد مقاومتي يعني: مصرف متعادل و پرهيز از اسراف و تبذير.
كارآفريني يكي از ابزارهاي اقتصاد مقاومتي است.
منظور از اقتصاد مقاومتي، اقتصادي فعال و پوياست.
اقتصاد مقاومتي، اقتصادي است كه براي ملتي، حتي در شرايط فشار و تحريم، زمينه رشد و شكوفايي را فراهم ميكند.
آسيبشناسي اقتصاد كشور و موانع و نيازمنديهاي آن موجب تحقق اقتصاد مقاومتي و در نهايت تجلي حماسه اقتصادي ميشود.
وظيفه همه ما اين است كه سعي كنيم كشور را مستحكم، غير قابل نفوذ، غير قابل تأثير از سوي دشمن، حفظ كنيم و نگه داريم؛ اين يكي از اقتضائات «اقتصاد مقاومتي» است.
در اقتصاد مقاومتي براي برداشتن گامهاي بلند در راستاي پيشرفت كشور، توجه به كيفيت، قيمت و تنوع توليدات داخل، با نگرش رسيدن به خودكفايي و اتخاذ تدابير لازم براي خوداتكايي در برخي زمينهها لازم است.
مديريت هزينه در كشور و اجزاي آن جزو جداييناپذير اقتصاد مقاومتي است.
در اقتصاد مقاومتي بايد روحيه انقلابي و اسلامي بر مسئولان و مردم حاكم شود؛ طوري كه در هر نوع حركت و اقدام خود، خدا را ناظر و حاضر ببينند و خود را مسئول و پاسخگو در مقابل اقدامها و تصميمهايشان بدانند.
در اقتصاد مقاومتي براي بالا بردن مشاركت مردمي بايد از هر نوع فعاليت اقتصادي مردمي استقبال كرد.
در سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» با نگاه به اقتصاد مقاومتي، بايد فضايي بر كشور و جامعه حاكم شود كه همه مردم خودشان را مولد در اقتصاد و شريك در پيشرفت و مقاومت كشور حس كنند و بر آن ببالند.
براي تحقق حماسه اقتصادي بايد از جاده اقتصاد مقاومتي، گذشت و در اقتصاد مقاومتي حمايت از توليد ملي ضرورتي جدي است.
در اجراي اقتصاد مقاومتي عقلانيت اقتصادي حكم ميكند كه مشكلات و نارساييها به طور دقيق شناسايي و رديابي گردد و دلايل آنها بررسي و ارزيابي و پيشبيني شود.
يكي از ويژگيهاي اقتصاد مقاومتي، تبديل كشور از حالت واردكننده حداكثري به حالت واردكننده حداقلي و تبديل آن به يك كشور صادركننده محصولات غيرنفتي و غيروابسته و غيرمتكي به نفت است.
نيروي كار، منابع سرمايهاي، ابتكارات و خلاقيتها، نگاهها و نگرشها و نظاير آن بايد با الزامات اقتصاد مقاومتي هماهنگ گردند تا حماسه اقتصادي محقق شود.
افزايش قابليتها و ظرفيتها و توانمنديهاي داخل كشور و اتكا به آنها ميتواند پايههاي اقتصاد مقاومتي را مستحكمتر كند.
هدف از اقتصاد مقاومتي چيزي نيست جز آنكه اين اقتصاد، تقويتكننده نظام سياسي باشد.
اقتصاد مقاومتي پويا و فعال، نيازمند يك برنامهريزي استراتژيك و راهبردي است.
بايد نفت و گاز را با اقتصاد ملي و مقاومتي پيوند دهيم و از نفت و گاز به عنوان بزرگترين قدرت بعد از قدرت نظام ديني و حكومت اسلامي استفاده كنيم.
برنامه ما در اقتصاد مقاومتي ضربهپذير نبودن نيست بلكه ميتوانيم ضربات مهلكي را وارد كنيم.
واژه اقتصاد مقاومتي بر اين موضوع دلالت ميكند كه فشارها و ضربههاي اقتصادي از سوي دشمن سد راه پيشرفت جامعه است كه بايد بر آن غلبه كرد.
توجه به توليدات داخلي، استفاده از نيروي كار و سرمايه داخلي، اتكا بر اقتصاد «دانايي محور»، توجه خاص به توليد كالاهاي اساسي و محصولات زيربنايي، مهمترين مؤلفههاي اقتصاد مقاومتياند.
در اقتصاد مقاومتي، جهتگيري سياستهاي تجاري به كشورهاي همسايه معطوف است؛ به فعاليتهاي اقتصادي همچون جهاد مينگريم؛ اصلاح الگوي مصرف و حركت به سوي مصرف بهينه، مدنظر است و توجه زيادي به تحقيقات كاربردي ميشود.
نقش اساسي و محوري در انجام فعاليتهاي اقتصادي را بايد به مردم داد.
براي بالا بردن فعاليتهاي اقتصادي بايد به فكر بهبود فضاي كسب و كار و كمك به افزايش فعاليت بخش خصوصي باشيم.
بايد بكوشيم فعاليتهاي اقتصادي را مبتني بر توانمندسازي بنگاههاي داخلي كنيم.
اگر به توانمندسازي توجه نكنيم، بخش خصوصي توان ورود به عرصههاي مختلف اقتصادي را نخواهد داشت.
بازار سرمايه و بازار پول كشورمان بايد در خدمت بخش خصوصي قرار گيرد و منابع مالي لازم براي فعاليت اين بخش فراهم آيد تا بتواند وارد ميدان فعاليتهاي بزرگ شود.
بايد از سازوكارهاي بازار پول و سرمايه استفاده كنيم تا بخش خصوصي حداقلهاي لازم را براي ورود به عرصههاي مختلف داشته باشد.
بايد بكوشيم كه دولت در صورت لزوم به عنوان حامي در كنار بخش خصوصي قرار گيرد و آن را مطمئن كند كه حداقلهاي مورد نياز براي فعاليتش فراهم است.
ويژهخواري و امتيازهاي خاص اقتصادي و رانتخواري پذيرفتني نيست و بايد به شدت با آنها مقابله كرد.
عزم ملي در قناعت
مقابله با جنگ اقتصادي اقتصادي دشمنان،نيازمند عزم ملي است. يكي از راههاي مقابله قناعت كردن است.
سلامت در دين، اصلاح نفس، راضي بودن به رضاي خدا، عزت و سربلندي، بينيازي، زندگي پاك، آسايش و آسودگي در جامعه نيازمند عزم ملي در قناعت كردن است.
جامعهاي كه مردمش اهل قناعت است، از آفات و خطرهاي بيماريهايي همچون حرص، طمع، آز، افزونخواهي، پايمال كردن كردن حق ديگران و... در امان ميماند.
جامعهاي كه مردمش قناعتپيشهاند ميتواند در مقابله تحريمها قد علم كند.
اگر در افراد جامعهاي فرهنگ غني قناعت رواج داشته شود به مدينه فاضلهاي كه مدنظر اسلام است ميرسيم.
مهمترين شاهبيت شعار امسال، قناعت و برنامهريزي صحيح اقتصادي و جبران سوءمديريتهايي است كه به ضرر و كاستيهاي اقتصادي منجر شده است.
اگر در افراد جامعهاي فرهنگ غني قناعت رواج داشته شود ديگر حق محرومان، مستضعفان و بقيه مردم پايمال نخواهد شد.
اگر در جامعهاي فرهنگ غني قناعت رواج داشته شود در سايه چنين فرهنگي آرامش حاكم ميشود.
اگر در افراد جامعهاي فرهنگ غني قناعت رواج داشته شود همه به حق و حقوق فردي راضي هستند و ديگر ولع و طمع آنها را در دام خود اسير نميكند كه سبب ناامني در جامعه يا ركود اقتصادي و يا مشكلات فراوان ديگر شود.
يكي از راههاي درمان مشكلات اقتصادي در سال حماسه اقتصادي قناعت كردن است.
براي ورود به عرصه حماسه اقتصادي، به شناخت فرصتها، بسترها و موانع الگوهاي اقتصادي براي اصلاح اين الگو نياز است تا حماسه، حماسهاي آگاهانه و دقيق باشد. قناعت يكي از اين راههاست.
در سالي كه مزين به حماسه اقتصادي است، زيباست كه براي كسب روزي حلال همت نمود، نه همتي معمولي و هميشگي بلكه همتي حماسي.
مهمترين اصل در شعار سال، «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي»، قناعت و برنامهريزي صحيح اقتصادي است.
توجه به محرومان جامعه
يكي از مشكلاتي كه جوامع بشري همواره دچار آن بوده و از آن رنج برده است، فاصله طبقاتي حاكم در ميان اعضاي جامعه است. تلاش كنيم تا با توجه كردن به محرومان، اين فاصله طبقاتي را كمتر كنيم.
جامعه صالح و مبتني بر ارزشهاي والاي انساني جامعهاي است كه همه افراد آن جامعه، مزاياي نعمتهاي الهي، كه براي بشر آفريده شده، برخوردار باشند و دلسوزي و تعاون در بين آنان حاكم باشد; زيرا هدف از زندگي اجتماعي، كمك افراد به همديگر براي آسانتر شدن راه رسيدن به كمال است.
اسلام به عنوان آييني جامع، كه تمام نيازمنديهاي مادي و معنوي بشر در آن پيشبيني شده است، توجه خاصي به فقرا و محرومان جامعه دارد. پس بر ماست كه به عنوان يك مسلمان، اين مهم را هميشه به ياد داشته باشيم.
بدون ترديد، در هر جامعهاي افراد نيازمند، فقير و محروم وجود دارند; كساني كه يا توان كار و كوشش ندارند و يا درآمدشان به اندازهاي نيست كه تمام مخارج و هزينههايشان را تأمين نمايد. از آنجا كه در بينش اسلامي، همه افراد بندگان خدايند و تمام ثروتها نيز براي اوست، نيازمنديهاي اينگونه افراد در حد ممكن و مورد قبول، بايد تأمين شوند.
مكتب اسلام، به تعاون كه يكي از ضرورتهاي تفكر هنجاري است توجه كرده و بر خيرخواهي، تقوا و شتاب در همكاري، همياري و ديگر ياري مؤمنان تأكيد نموده و آنان را از هرگونه تعاون در بديها و دشمنيها، كه به نابرابري و بيعدالتي اجتماعي دامن ميزند، بازداشته است.
اسلام مسلمانان را برادر يكديگر قرار داده و بر اين اساس، تضاد منافع را به اشتراك منافع و همدلي و همدردي تبديل نموده است. در نظام اسلامي، انسانها همانند اعضاي يك پيكر به شمار ميآيند كه اگر يكي از آنان دردي احساس نمايد و در رنج باشد، ديگر اعضا نيز در آن احساس با وي شريكند.
بر اساس روايات اسلامي، مسلمانان نسبت به يكديگر حقوق و وظايفي دارند كه يكي از آنها «مواسات در مال» است; در صورتي كه يكي از آنان نيازي داشته باشد، ديگران بايد در تأمين آن بكوشند.
گرهگشايي از مشكلات مردم، بدون فوت وقت در سيره ائمه اطهار عليهم السلام مصاديق فراوان دارد.
هرگاه كساني در جامعه دچار مشكل شده، براي رفع آن نزد ائمه هدي عليهم السلام ميرفتند، آنان بيدرنگ در جهت رفع مشكلات و گرفتاريهاي آنان اقدام ميكردند و اجازه نميدادند گرهگشايي از مشكلات مردم به تأخير افتد و فرصتها از دست بروند.
رهبر كبير انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي امام خميني رحمه الله در تمامي عمر گرانمايه خود همواره بر رسيدگي به وضعيت مستضعفان و محرومان جامعه و رفع مشكلات آنان تأكيد داشتند و احقاق حقوق اين طبقه و برقراري عدالت اجتماعي از دغدغههاي هميشگي آن امام بزرگوار بود.
امام راحل رحمه الله همواره از پابرهنهها و زاغهنشينان به عنوان «ولينعمت» ياد ميكردند و خواهان خدمتگزاري بيشتر به آنها بودند.
درك عميق و حس دلسوزي بيمثال معمار بزرگ انقلاب نسبت به طبقه محروم و مستضعف به اندازهاي بود كه ايرانيان، و محرومان و مستضعفان ديگر كشورها، ايشان را به عنوان حامي بزرگ شناختهاند.
يكي از مهمترين آرمانهاي امام خميني رحمه الله تحقق عدالت اجتماعي، كم شدن فاصله طبقاتي، رفع تبعيضهاي ظالمانه، حمايت از محرومان و فقرستيزي بود.
از بررسي سخنرانيها، پيامها، توصيههاي امام ميتوان فهميد كه مسئله رفع ِتبعيض و فقرستيزي يكي از اهداف بزرگ او بوده كه همواره بدان تأكيد داشتند.
امام خميني رحمه الله به قدري در مورد محرومان سخن ميگفت كه به عنوان پناهگاه مستضعفان و پابرهنهها شناخته شدند. كساني كه پيروزي انقلاب را درك كردهاند و سخنان و موضعگيريهاي امام خميني رحمه الله و ديگر مسئولان نظام را شنيدهاند، به خوبي ميدانند كه حمايت از محرومان و مستضعفان، از مهمترين و پرجاذبهترين شعارهاي انقلابيون بود و رهبر انقلاب نيز بر آن تأكيد داشتند.
خدمت به مستضعفان و تهيدستان، در بيشتر جوامع و حكومتها، كمتر توجه ميشود، در حالي كه حمايت از محرومان، در رأس برنامههاي حكومتي اهل بيت عليهم السلام بود.
حضرت امام خميني رحمه الله با پيروي كردن از سيره اهل بيت عليهم السلام ، توجه و رسيدگي كردن به محرومان جامعه را از وظايف مهم مسئولان ميشمردند و هميشه تأكيد ميكردند كه جهتگيري انقلاب و نظام اسلامي، ارزشگذاري به حمايت از محرومان باشد.
امام خميني رحمه الله بارها و بارها و به مناسبتهاي مختلف، انجام وظيفه مهم دفاع از حقوق محرومان را به روحانيون تذكر ميدادند.
حماسه اقتصادي فقط مقابله با تحريمها نيست، توجه به محرومان نيز، حماسه اقتصادي است.
يادمان باشد: لازمه حماسه اقتصادي، كمك به محرومان است.
بلندهمتان، همتتان بلند با ياري محرومان در اين تحريمها.
يادمان باشد: در پستي ـ بلنديهاي عرصه اقتصاد، توجه به محرومان جامعه همتي ميطلبد به بلنداي حماسه.
يادمان باشد: در سال حماسه اقتصادي، چشمهاي محرومان جامعه در انتظار دستهاي ياريدهنده ماست.
دعاي محرومان، ضامن سلامت حماسه اقتصادي.
توجه به محرومان و نيازمندان، ايجاد حسنهاي در كارنامه اعمال مردمي است كه حماسه آفرينند.
خدمت به اقشار آسيبپذير جامعه، خدمت به جامعه در سال حماسه اقتصادي است.
محرومان در اين تحريم اقتصادي هم نيازمند حمايت مادي هستند و هم حمايت روحي.
بياييد در سال حماسه اقتصادي با همدردي با محرومان غبار غم را از چهره آنان پاك كنيم.
در روزگار سخت تحريم، پشتيباني از طبقه محروم جامعه روح پژمرده آنان را نشاطي دوباره ميبخشد.
محرومان برادران ديني من هستند. در عرصه حماسه اقتصادي و در تلخي دوران تحريم دست برادرانم را رها نخواهم كرد.
در رفتار با محرومان جامعه بايد چنان باشيم كه آنان از عدالت ما نااميد نشوند.
توجه به محرومان يكي از نتايج مهم سال حماسه اقتصادي است.
در سال حماسه اقتصادي، دستگيري از نيازمندان بايد به فرهنگي عمومي تبديل شود.
اساس اسلام بر اجراي عدالت و توجه به محرومان جامعه است.
در سال حماسه اقتصادي، رفع مشكلات قشر آسيب پذير ضروري و اولويت روز است.
عدالت در برابر محرومان و پيشرفت جامعه در كنار هم معنا مييابند.
يكي از نتايج تحريم اقتصادي دشمنان، توجه بيشتر به محرومان است.
در سال حماسه اقتصادي، با زدودن فقر از چهره جامعه، تحريمها را در هم خواهم شكست.
دستآوردهاي تحريم براي جامعه ما، تلاش بيشتر براي خودكفايي و رسيدگي به محرومان است.
در سال حماسه اقتصادي، جامعه مقتدرتر، اختلاف طبقاتي كمتر.
در سال حماسه اقتصادي، با پيروي از مولاي متقيان، توجه به محرومان را سرلوحه كارهايمان قرار ميدهيم.
تلاش در راه رفع مشكلات محرومان، قدمي بزرگ در سختيهاي دوران تحريم است.
در سال حماسه اقتصادي، ملت ايران با عزمي سترگ براي ياري محرومان در برابر تحريمهاي اقتصادي قدم برميدارد.
مردم و مسئولان بايد با تبعيت از رهنمونهاي رهبر معظم انقلاب، به مشكلات مردم رسيدگي كنند.
تعهد نسبت به محرومان، از آثار ايمان به معاد است.
توجه به محرومان يعني: نجات جامعه از شكست اقتصادي.
موفقيت جامعه در گرو توجه به خواستهها و نيازهاي محرومان است.
خدمت به محرومان از آموزههاي دين اسلام و سيره انبيا و اولياست.
آزاد كردن افراد از بند فقر، حماسه اقتصادي است.
همدردي مسئولان با محرومان، موجب تقويت پايههاي جامعه ميشود.
با از بين بردن مشكلات اقتصادي، زمينه شكوفايي عدالت را در جامعه آماده كنيم.
حماسه اقتصادي يعني: رساندن محرومان به آرامش و آسايش.
با حماسهاي عظيم اقتصادي و رفع مشكلات اقتصادي، جامعه را در حركت رو به كمالش ياري كنيم.
در سايه عدالت، گشايش و آسايش همگاني و عمومي به دست ميآيد.
در سال حماسه اقتصادي به درد كساني كه براي درد خود چارهاي ندارند، توجه كنيم.
حماسه اقتصادي يعني: ايجاد امنيت اقتصادي و توجه به محرومان.
توجه به محرومان يعني: زدودن چهره نازيباي فقر از جامعه.
ما نميتوانيم نسبت به نيازهاي محرومان بيتفاوت باشيم.
حماسه اقتصادي يعني: توجه به محرومان وظيفهاي انساني و همگاني است.
حماسه اقتصادي يعني: از بين بردن زمينههاي نابرابري در جامعه.
يكي از عوامل مهم در نابودي جامعه، بيتوجهي به نيازهاي محرومان جامعه است.
براي نجات جامعه از نابودي، بايد ميان افراط و تفريط اقتصادي توازن برقرار كرد.
با توجه به محرومان جامعه، زمينههاي حيات را در جامعه فراهم كنيم.
توجه به محرومان جامعه، بايد سرلوحه كار تمام مديران باشد.
مديران بايد در برقراري عدالت و برطرف كردن نياز مستضعفان تلاش كنند.
تحريمها ما را از پاي درنميآورد. ما پا به پاي محرومان ميرويم تا انتهاي سازندگي.
تحريمهاي اقتصادي، روحيه همكاري و توجه به محرومان را در ما تقويت كرده است.
توجه به محرومان و نيازمندان جامعه، از توصيههاي امام راحل است.
اگر در شادي خود محرومان را شريك كنيم، خدا در بهترين نعمتها ما را شريك خواهد كرد.
حماسه اقتصادي يعني: خدمت به محرومان، شيرينترين رفتار حماسي ماست.
كمك به همنوع از خصوصيات بارز انساني است.
تحريمهاي اقتصادي به ما يادآوري ميكند كه محرومان را دريابيم.
با تحريمهاست كه برادري و نوعدوستي ما افزايش مييابد.
براي مقابله با تحريم دست در دست برادرم مينهم تا برابر باشيم.
در شرايطي كه همه ما زير فشار تحريم اقتصادي هستيم با همدلي، راه خود را هموار كنيم.
حماسه اقتصادي ما، كمك به محرومان جامعه است.
در كوران شرايط سخت به دنبال حماسه باش.
در روزهاي طاقتفرساي تحريم حس كمك به محرومان به ما نيروي دوباره ميبخشد.
جهاد و خلق حماسه در عرصه اقتصادي
با افزايش كمي و كيفي سطح توليد دانش و فنآوريها، ايران ميتواند به يكي از اصليترين صادركنندگان دانش فني در منطقه و پس از آن جهان شود.
جامعه علمي ما نشان داده است توانايي و استعداد لازم را براي اقدامات بزرگ دارد و اميد است با ايجاد چرخههاي علم و فنآوري و همچنين حمايتهاي هرچه بيشتر مسئولان از نخبگان علمي و دانشگاهي در سال «حماسه اقتصادي» در آيندهاي بسيار نزديك، ايران را يكي از مراجع اصلي علم و فنآوري در منطقه و جهان ببينيم.
بايد تهديد «كاهش درآمدهاي نفتي» را با تدبير ويژه به فرصتي طلايي براي «قطع وابستگي به درآمدهاي نفتي»تبديل كنيم و حماسهاي جاويدان در تاريخ انقلاب رقم بزنيم.
آنچه ميتواند جايگزين درآمدهاي نفتي شود، تنها رونق توليد ملي و افزايش سطح همافزايي دستگاههاي مختلف در مسير تعامل توليد و تجارت است.
فعالان اقتصادي بخش خصوصي و سياستگذاران و تصميمسازان بخش دولتي، بايد در فضايي همراه با متانت و شفافيت و مبتني بر يك نظامنامه منسجم و يكپارچه تمرين همافزايي داشته باشند.
اقتصاد و سياست دو روي يك سكه و مكمل يكديگر هستند و ما در عرصه سياسي نيز نيازمند انسجام ملي، مشاركت گروهي و استفاده حداكثري از خرد جمعي هستيم تا حماسه سياسي در كنار حماسه اقتصادي محقق شود.
اقتصاد مقاومتي، مقدمه تحقق حماسه اقتصادي.
حماسه اقتصادي، تداوم جهاد اقتصادي است.
جهاد اقتصادي، مفهومي ارزشي در فرهنگ اسلامي است كه بيانگر تلاش و مجاهدت مقدس در عرصههاي گوناگون اقتصادي است.
خاستگاه مفهومي جهاد، ايثار و تلاش مضاعف در راستاي جلب رضايت باري تعالي است. اضافه شدن كلمه جهاد به ديگر مفاهيم و موضوعات، سبب ارتقا و تعالي معناي آن موضوع ميشود.
جهاد در عرصه اقتصاد و خلق حماسه، به معناي كار و كوشش ايثارگرانه با قصد قربت در صحنه جنگ اقتصادي با دشمن است. بر اين مبنا، لزوم تحول و تغيير نگاه و رويكرد به مقوله اقتصاد ضرورت مييابد.
حماسه و جهاد اقتصادي، نظريه ممتازي در بين نظريههاي اقتصادي موجود دنياست كه در صورت تحقق همهجانبه آن، شاهد انقلابي عظيم در عرصه اقتصاد جهاني خواهيم بود.
سند چشمانداز 20 ساله مهمترين رهيافت استراتژيك در مباحث اقتصادي، سياسي، فرهنگي و برنامهريزي كشور است كه جمهوري اسلامي ايران ۱۴۰۴ را كشوري توسعهيافته، فعال و تأثيرگذار در اقتصاد جهاني معرفي مي كند.
بي گمان حماسه اقتصادي، بدون استقرار «مدل بومي پيشرفت» و حركت از سمت «مقاومت اقتصادي» به سوي «اقتصاد مقاومتي»، كه مقام معظم رهبري بارها در سخنان خود به آنها اشاره داشتهاند، ميسر نخواهد بود.
پيشگام شدن مسئولان براي كاهش هزينههاي دولتي در زمينههاي گوناگون، از مصارف غيرضروري انرژي گرفته تا هزينههاي بيخاصيت و احياناً مضر برگزاري سمينارها و سفرها و اقدامهاي ديگر، از لوازم موفقيت جهاد در عرصههاي اقتصادي است.
برنامهريزي درست و دقيق و حمايت از تشكلهاي كارآفرين در مسير رشد و توسعه اقتصادي از لوازم جهاد در عرصههاي اقتصادي است.
حل معضل بيكاري و اشتغالزايي در گرو رشد و شكوفايي اقتصادي كشور از لوازم جهاد در عرصههاي اقتصادي است.
توجه به سرمايهگذاري گسترده در حوزههاي گوناگون اقتصادي از جمله اجراي طرحهاي آمايش تجاري، ايجاد برندهاي توليدي، تجاري و تبليغات، براي معرفي اين برندها براي بازارهاي داخلي و خارجي، از لوازم جهاد در عرصههاي اقتصادي است.
بهكارگيري گستردهتر منابع بانكي و همچنين فعالتر كردن صندوق توسعه ملي براي پشتيباني از سرمايهگذاري داخلي از لوازم جهاد در عرصههاي اقتصادي است.
تكميل اجراي اصل ۴۴ قانون اساسي و توسعه حضور بخش خصوصي، از لوازم جهاد در عرصههاي اقتصادي است.
بهبود بيش از پيش فضاي كسب و كار و توسعه فضاي رقابتي و بهبود بهرهوري در همه حوزههاي توليدي، تجاري و اقتصادي كشور، از لوازم جهاد در عرصههاي اقتصادي است.
جهاد اقتصادي، يكي از اركان مكتب اقتصاد اسلامي است و ديگر اركان شامل عدالت اقتصادي، تدبير معيشت و عقلانيت اقتصادي، الگوي توليد، توزيع و مصرف اقتصادي است.
براي خلق حماسه اقتصادي ميبايست فرهنگ جهادي را در تمام عرصههاي اقتصادي به ويژه توليد و مصرف در جامعه پياده كنيم.
خوداتكايي و استقلال
ايران، مظهر خوداتكايي و استقلال است و ايراني با حماسهآفريني در عرصههاي سياسي و اقتصادي، چشمانداز استقلال را دستيافتني كرده است.
مردمان سرفراز و بلندهمت ايران زمين با تلاش مداوم و آگاهي وصفناپذيرشان، ايراني مستقل را به دنيا معرفي كردهاند.
استقلال، دستآورد بزرگ انقلاب اسلامي ايران است و حماسهآفرينان ايرانزمين با گذشتن از جان خويش، اين مهم را ممكن ساختهاند.
با خوداتكايي، استقلال و حضور هميشه و مؤثر خويش در صحنههاي مختلف سياسي، اقتصادي و اجتماعي، دشمن را نااميد و ناكام سازيم.
با خوداتكايي و استقلال و شركت در عرصههاي مختلف سياسي و اجتماعي، دشمنان ايران و اسلام را از رسيدن به اهداف استعماري و استكباريشان نااميد ميكنيم.
دشمنان ملت ايران بدانند تا خون در رگهايمان جاريست از تماميت خاك مقدسمان دفاع ميكنيم و از حقوق معنوي و مادي خويش كوتاه نميآييم.
خوداتكايي و استقلال يعني: ايراني آباد و آزاد، كشوري با دشتهاي سرسبز و مردمي اميدوار.
خوداتكايي و استقلال يعني: مردمي كه با تلاش و پويايي، نام كشورشان را در جهان، بلندآوازه كردهاند.
خوداتكايي و استقلال يعني: دست در دست يكديگر در عرصههاي مختلف سياسي، اجتماعي و اقتصادي، حضوري مؤثر و فعال داشته باشيم.
خوداتكايي و استقلال يعني: روح اتحاد و همبستگي، مردماني آزاد و تلاشگر، مردماني كه براي استقلال كشورشان تا پاي جان ايستادهاند.
خوداتكايي و استقلال يعني: تلاش و همت مردماني كه هيچگونه تعرضي را به خاك و حقوق كشور خويش برنميتابند و با چنگ و دندان از تماميت وطنشان دفاع ميكنند.
خوداتكايي و استقلال يعني: روي پاي خودمان بايستيم.
خوداتكايي و استقلال يعني: كسب درآمد كنيم، هزينههايمان را اولويتبندي كنيم.تحقق اهداف واقعي كشور در گرو خود اتكايي و استقلال اقتصادي است.
خوداتكايي و استقلال يعني: كارشكنيهاي پياده نظام دشمن در داخل و خارج بياثر خواهد بود.
خوداتكايي و شكوفايي در عرصه توليد، رمز پيروزي در حماسه بزرگ اقتصادي است.
خوداتكايي و استقلال يعني: مديريت و درك صحيح از اقتصاد ملي.
خوداتكايي و استقلال يعني: نااميد كردن دشمنان با توجه بيشتر به توليدات داخلي.
خوداتكايي و استقلال يعني: به كار بردن تمام توان در قطع وابستگي.
خوداتكايي و استقلال يعني: تشخيص به موقع نقاط فشار و اقدام سريع جهت كنترل و بياثر كردن تحريمها و تبديل فشارهاي پيش آمده به فرصت.
خوداتكايي و استقلال يعني: عبور از گردنه بحرانها و تحريمها با مصرف كالاهاي ايراني.
خوداتكايي و استقلال يعني: رعايت قوانين تعزيرات حكومتي در جهت حفظ و ثبات بازار كالا.
خوداتكايي و استقلال يعني: به داشتههاي خود بسنده كنيم و در مسير رشد و تعالي كشور بيشترين تلاش خود را به كار بنديم؛ چرا كه وجود
مبارك حضرت امير عليه السلام ميفرمايد: «مَن وجدَ ماءً و تُراباً ثم افتقر فأبعده الله؛ كسي كه آب و خاك دارد و با وجود آن، فقير و محتاج باشد خدا او را از رحمت دور بدارد».(1)
خوداتكايي و استقلال يعني: ما به عنوان پيروان مكتب علوي، رفتار و منش مولاي متقيان را سرلوحه حيات خويش قرار داده و مواردي چون قناعت و صرفهجويي، سادهزيستي، ترك تنوعطلبي را در اولويت كاري خود قرار دهيم.
خوداتكايي و استقلال يعني: كمر همت ببنديم و با سرمايه و امكاناتي كه در كشور خويش داريم نيازهاي جامعه خود را تأمين كنيم تا مجبور نشويم جهت رفع برخي از آنها به سوي بيگانگان دست دراز كنيم.
خوداتكايي و استقلال يعني: به فرمانبرداري و انجام تصميمات زورگويان جهاني مجبور نشويم.
خوداتكايي و استقلال يعني: در همه عرصههاي اقتصادي برگرديم به گفتمان انقلاب، برگرديم به گفتمان اسلام ناب محمدي، برگرديم به گفتمان امام و رهبري.
خوداتكايي و استقلال يعني: ايمان بياوريم به جوانان كشورمان.
خوداتكايي و استقلال يعني: ايمان بياوريم به دانشمندان هستهاي.
خوداتكايي و استقلال يعني: ايمان بياوريم به نيروي پرتلاش كارگري.
خوداتكايي و استقلال يعني: ايمان بياوريم به صنايع و توليدات داخلي خودمان.
خوداتكايي و استقلال يعني: با تمام توان و ظرفيت در سال «حماسه اقتصادي و حماسه سياسي» گام برميداريم و دشمنان نظام را نااميد خواهيم كرد.
خوداتكايي و استقلال يعني: بايد حماسه اقتصادي خلق كنيم. بايد به ابزارهاي توانايي صادرات و همچنين تقويت حوزه توليد داخلي مجهز شويم.
1) عبدالله بن جعفر حميري، قربالاسناد، ص55.
خوداتكايي و استقلال يعني: ما با داشتن كارخانههاي مستعد ميتوانيم همچنان روند رو به رشد و شتاب توليد صنعت را شاهد و ناظر باشيم.
بالندگي و اقتدار در دوران تحريم
مردم دنيا بدانند: ايران و ايراني دست از آرمانهايش برنخواهد داشت.
مردم دنيا بدانند: ما جان و مالمان را فداي ارزشهاي دينيمان ميكنيم.
مردم دنيا بدانند: نام ايران همواره بر تارك جهان خواهد درخشيد.
مردم دنيا بدانند: ملت ايران با آگاهي و بصيرت، همه موانع رسيدن به پيشرفتهاي اقتصادي را از سر راه برخواهند داشت.
مردم دنيا بدانند: ما براي ارزشهاي والاي انقلاب اسلامي لحظهاي غفلت نخواهيم كرد.
مردم دنيا بدانند: ايران كشوري حماسهآفرين است و مردم آن با بصيرت و همبستگي و ولايتمداري حماسههاي بزرگ ميآفرينند.
مردم دنيا بدانند: ملت ايران در خلق حماسه سياسي و اقتصادي نيز مانند ساير حوزهها پيشتاز هستند.
مردم دنيا بدانند: ما با گام هايي استوار به سمت پيشرفت در حركتيم.
مردم دنيا بدانند: اقتدار ايران عزيز هميشه و همواره پابرجاست.
مردم دنيا بدانند: هر ايراني در حماسه سياسي و حماسه اقتصادي نقش پررنگي دارد.
مردم دنيا بدانند: ايران هميشه بر اوج قلههاي اقتدار ايستاده است و آواز پايداري و استقامت سر ميدهد.
مردم دنيا بدانند: ما با حماسه اقتصادي و حماسه سياسي خود بار ديگر مشت محكمي بر دهان امريكاي جهانخوار خواهيم زد.
مردم دنيا بدانند: ما با عزم و اراده پولادين خود، بار ديگر حماسه خواهيم آفريد.
مردم دنيا بدانند: ما تا هميشه بر سر پيمان و ميثاق خود به ارزشهاي والاي انقلاب اسلامي ميمانيم.
مردم دنيا بدانند: ما با حماسه هايي كه ميآفرينيم نشان خواهيم داد كه اسلام هميشه پيروز است.
مردم دنيا بدانند: ما همواره در صحنهايم و براي رساندن ايران بر اوج قلههاي اقتدار حماسه ميآفرينيم.
مردم دنيا بدانند: ايران كشوري است با مردمي همدل و همصدا كه به ايراني بودنشان ميبالند و براي سربلندي كشورشان حماسههاي باشكوه ميآفرينند.
مردم دنيا بدانند: ما حماسه سياسي و حماسه اقتصادي ميسازيم چون كشورمان را دوست داريم.
مردم دنيا بدانند: مردم ايران براي سربلندي و عزت كشورشان متحد هستند و حماسههاي بزرگ ميآفرينند.
مردم دنيا بدانند: در سال «حماسه سياسي و حماسه اقتصادي» همه معادلات دشمنان را غيورمندانه بر هم خواهيم زد.
يكي از نشانههاي پيشرفت كشور ايران سرآسيمگي دشمن در مقابل اين ملت و عكسالعمل و واكنش نسبت به ملت ايران است.
فراهمآوري مبارزه با استكبار جهاني و تبديل آن به فرهنگ جهاني از مهمترين دستآوردهاي سياسي جمهوري اسلامي ايران است.
دشمنان ايران بدانند: ايران در آستانه تبديل شدن به دموكراسي درخشان، كشوري قدرتمند و سرزميني بالنده و استوار در برابر تهديدها است.
دشمنان ايران بدانند ايران يكي از آزادترين، مُدرنترين و منسجمترين كشورهاي خاورميانه به شمار ميآيد.
دشمنان ايران بدانند اعمال تحريمهاي جديد بر ضد ايران، اقدامات هستهاي اين كشور را دو چندان خواهد كرد.
از آنجايي كه ايران قدرت سياسي و نظامي در خاورميانه دارد، امريكا، اين كشور را رقيب خطرناك خود به شمار ميآورد و ميداند كه اگر نتوان آن را خلع سلاح كرد دستكم بايد اين كشور را مهار نمود.
يكي از حوزه هايي كه محققان كشورمان در آن به دستآوردها و پيشرفتهاي زيادي دست يافتهاند، حوزه مهندسي ژنتيك گياهان دارويي است.
دشمنان ايران بدانند هشت سال جنگ ايران با عراق سبب شد كه تمامي مردم ايران با يكديگر متحد شوند.
پيشرفتهاي ايران طي چند سال اخير در تمامي زمينهها انكارناپذير است.
بازگرداندن عزت و افتخار اسلامي به مسلمانان سرخورده جهان، يكي ديگر از دستآوردهاي سياسي جمهوري اسلامي ايران است.
ارتقا سطح بينش و آگاهي سياسي جامعه يكي ديگر از دستآوردهاي سياسي جمهوري اسلامي ايران است.
احياي فرهنگ نهضت جهاني اسلام و ايجاد خودباوري بين مسلمانان يكي ديگر از دستآوردهاي سياسي جمهوري اسلامي ايران است.
بيداري ملتهاي مستضعف جهان و ايجاد اميد رهايي در بين آنان يكي از دستآوردهاي سياسي جمهوري اسلامي ايران است
ايجاد چالشي بزرگ در برابر ايدئولوژيهاي غربي و شرقي يكي ديگر از دستآوردهاي سياسي جمهوري اسلامي ايران است.
شكستن افسانه شكستناپذيري امريكا و ساير ابرقدرتها يكي ديگر از دستآوردهاي سياسي جمهوري اسلامي ايران است.
تحقير تاريخي و ماندگار امريكاي مستكبر و رواج اصطلاح شيطان بزرگ در ادبيات سياسي جهان يكي ديگر از دستآوردهاي سياسي جمهوري اسلامي ايران است.
لغو حاكميت و سيطره شركتهاي چند مليتي غارتگر بر اقتصاد، يكي از دستآوردهاي اقتصادي جمهوري اسلامي ايران است.
تلاش بيوفقه در جهت كسب خودكفايي و تحقق نسبي آن، يكي ديگر از دستآوردهاي اقتصادي جمهوري اسلامي ايران است.
رشد و شكوفايي خلاقيتهاي متخصصان داخلي و شكلگيري تدريجي صنعت ملي، يكي ديگر از دستآوردهاي اقتصادي جمهوري اسلامي ايران است.
افزايش سهم صادرات غير نفتي و تلاش در جهت خروج از اقتصاد تكمحصولي، يكي ديگر از دستآوردهاي اقتصادي جمهوري اسلامي ايران است.
اجراي طرحهاي بزرگ صنعتي در جهت زير ساخت صنعت ملي، يكي ديگر از دستآوردهاي اقتصادي جمهوري اسلامي ايران است.
توجه به عمران و آبادي و نوسازي روستاها و كاهش محروميتها، يكي ديگر از دستآوردهاي اقتصادي جمهوري اسلامي ايران است.
توسعه منابع برق و آب با ساخت نيروگاهها و سدهاي مختلف، يكي ديگر از دستآوردهاي اقتصادي جمهوري اسلامي ايران است.
استفاده مناسب از گاز و گازرساني به شهرها، يكي ديگر از دستآوردهاي اقتصادي جمهوري اسلامي ايران است.
تلاش در جهت خودكفايي غذايي با محور قرار دادن كشاورزي و موفقيتهاي چشمگير در اين عرصه، يكي ديگر از دستآوردهاي اقتصادي جمهوري اسلامي ايران است.
تقويت روحيه مشاركت، مسئوليتپذيري و خودباوري اجتماعي مردم، يكي ديگر از دستآوردهاي سياسي و اقتصادي جمهوري اسلامي ايران است.
حضور فعال من در عرصه سياسي و اقتصادي، دورنماي آيندهاي ايدهآل براي مملكت من است.
بياثر كردن دسيسههاي سياسي و اقتصادي دشمنان، بزرگترين دستآورد نظام جمهوري اسلامي ايران است.
سپاس خدايي را كه به سبب انقلاب اسلامي، ميهن ما را بر كشورهاي همتراز خود برتري داد.
شعار عدالت، سرلوحه كار مجريان قانون است، و اين موضوع جهتدهنده تمام سياستهاي نظام است.
حفظ استقلال ميهن اسلامي ما، حماسيترين دستآورد انقلاب ما بود.
انقلاب اسلامي ما به گونهاي با پيشرفت آميخته شده است كه اين دو تفكيكناپذيرند.
آرمانيترين حماسهها، پس از انقلاب در كشور ما شكل گرفته است.
بروز حماسههاي سياسي و اقتصادي در ميهن، ملت را در مقابل تهاجمهاي دشمنان بيمه كرده است.
حماسه دايمي ملت در عرصههاي مختلف؛ سبب فراموش نشدن استقلال و آزادي مملكت ماست.
هرچند سياست و اقتصاد ما فراز و نشيب زيادي داشته، ولي حماسه قوي حضور مردم، چون ستوني استوار، نگهدارنده انقلاب ماست.
سياست و اقتصاد درخشان ميهن ما، بازتابي از پرتو حضور حماسي ملت ماست.
ارمغان حضور مردم در صحنه، سياست و اقتصادي پايدار است.
بزرگترين هديه مردم به انقلاب؛ پايبندي به آرمانها و حضور حماسي آنها در صحنه است.
ملتي كه با شعار نه شرقي و نه غربي، حماسه ميآفريند؛ هيچگاه بازيچه اجانب نخواهد شد.
در سالهاي پس از انقلاب؛ حماسه حضور تكتك مردم، به تكتك سلولهاي اين جامعه نوپا روح دميده است.
يكي از دستآوردهاي مهم انقلاب، رسيدن به حقوق از دست رفته ملت ايران در جامعه بينالمللي است.
يكي از مهمترين دستآوردهاي انقلاب، توجه به مردمسالاري ديني بوده است.
استقلالي كه مردم ما در جريان انقلاب به دست آوردند، قابل مقايسه با هيچ يك از دستآوردهاي اين انقلاب نيست.
يك بار ديگر حماسه... حماسهاي از جنس حضور و تلاش و ايمان. ايمان به فردايي بهتر.
سد ساختهايم در مقابل تمام دسيسههاي دشمنان؛ نه تنها براي جمعآوري آب حيات و اين دستآوردي از انقلاب است.
من ميتوانم، حتي اگر دشمن نخواهد.
ملت ما در طول سالهاي انقلاب از هيچ تهديدي هراسان نشده است.
گردبادهاي تحريم، رقص دشمنان است كه زمين بارور ما را شخم ميزند و ما را خودكفا ميكند.
خودكفا شدن در صنايع غذايي، ثابت ميكند كه ما آماده خودكفا شدن در تمام محصولات هستيم.
سدي كه براي جلوگيري از هدر رفتن نيرو و كارآيي جوانانمان ساختهايم، ايمان و اعتقاد است.
براي به دست آوردن سياست و اقتصادي پايدار، حماسهها ساختهايم و به حكم رهبر خود، دگرباره حماسه سازيم.
استقلال و آزادي ايران را با جان خريدهايم و اكنون سياست و اقتصادش را با حماسه حضور خود پايدار ميكنيم.
شعار را مينويسند؛ اما مملكت با حماسه آباد ميشود، و ملت ايران خواهان كشوري آبادند.
تا آباداني ميهن راهي نمانده؛ يك اراده, يك حماسه، يك جهش.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي دو برگ زرين در تاريخ كشورمان به شمار ميآيند.
ملت مسلمان ايران با استقامت، صبر و پايداري، حماسه بزرگ سياسي و حماسه بزرگ اقتصادي را ميآفريند.
حماسه اقتصادي و حماسه سياسي عزت ايران را به جهانيان نشان خواهد داد.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي، حماسه سرفرازي ماست.
با حماسه اقتصادي و حماسه سياسي، طلوع روزهاي روشن را به نظاره مينشينيم.
حماسه اقتصادي و حماسه سياسي، سبب اقتدار كشور ماست.
ديروز با تقديم شهدا به انقلاب اسلامي، و امروز با حماسه اقتصادي و حماسه سياسيمان وفاداريمان به اين انقلاب و اعتماد عميقمان به ولايت فقيه را به جهان و جهانيان نشان ميدهيم.
حماسه اقتصادي و حماسه سياسي اوج سربلندي مردم مسلمان ايران و سرافكندگي دشمنان ايران اسلامي است.
با حماسه اقتصادي و حماسه سياسي خودباوري و متكي نبودن به غير را به نمايش بگذاريم.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي نشاندهنده همبستگي و اتحاد ملت ايران است.
با حماسه سياسي و حماسه اقتصادي، عزت و اقتدار ايران اسلامي را به نمايش خواهيم گذاشت.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي، مايه سربلندي و افتخار ما خواهد بود.
با حماسه سياسي و حماسه اقتصادي، با افتخار، ايران عزيز را بر اوج قلههاي اقتدار برسانيم.
ايران من با افتخار سر بلند كن بر اوج قلههاي اقتدار تا دنيا به نظاره بنشيند حماسه سياسي و حماسه اقتصادي تو را.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي تجلي ايستادگي و پايداري ملت ايران در برابر دشمنان است.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي از عزت و اقتدار ما نشان دارد.
با حماسههاي عظيم اقتصادي و سياسي نشان ميدهيم كه كشور ما توان مقابله با تحريمها و فشارهايي را دارد كه از سوي ديگر كشورها بر ما وارد ميشود.
با صبر و عزت و اقتدار خود بار ديگر حماسه ميآفرينيم.
ملت مسلمان ايران با سرلوحه قرار دادن اين شعار در زندگي خود، عزت و اقتدار ملي ايرانيان را در عرصههاي بينالمللي به نمايش خواهند گذاشت.
اگر با تأكيد بر جهاد اقتصادي بنيه اقتصادي كشور افزايش يابد و ايران از لحاظ اقتصادي به اهداف 20 ساله دست يابد اقتدار نظام در عرصه بينالمللي تضمين ميشود.
سياست يعني: مديريت. براين اساس، بايد در حماسه سياسي به مديريت سياسي توجه داشته باشيم.
حماسه اقتصادي و حماسه سياسي توان نظام جمهوري اسلامي ايران را به جهان و جهانيان نشان خواهد داد.
همه مردم دست به دست همديگر دادهاند تا اوج اقتدارشان را با حماسه سياسي و حماسه اقتصادي به نمايش گذارند.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي راهي است به سوي فردايي روشن.
از بذري كوچك درختي تنومند به وجود ميآيد و از كارهاي خرد و ناچيز تحولي اساسي.
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي شكوه همبستگي و خودباوري ماست.
حماسه سياسي و اقتصادي به اين معنا است كه هم مردم و هم مسئولان بايد به هر نحوي كه ميتوانند براي تحقق اين شعار تلاش كنند.
با حماسه سياسي و حماسه اقتصادي مسير روشني را به سمت رسيدن به قلههاي اقتدار طي ميكنيم.
در سال حماسه سياسي و اقتصادي، حماسه ميآفرينيم و استقلال درو ميكنيم.
حماسه اقتصادي و حماسه سياسي حماسه عظيم دلاوري ماست. حماسه استقلال و آزادي ماست.
با حماسه سياسي و حماسه اقتصادي نشان ميدهيم كه ما همان مردمي هستيم كه ديروز در جبهههاي جنگ حق عليه باطل پايداري و مقاومت
كرديم. از خانه و كاشانه و جان و مال گذشتيم تا عشق و ايمان را به نمايش گذاريم و پيروزي اسلام و مسلمانان را به حقيقت برسانيم.
رشد اقتصادي بالا كه افزايشدهنده رفاه، سطح زندگي و اعتماد به نفس و خودباوري مردم يك كشور است، ميتواند تبلور تمام و كمال حماسهسازي در اقتصاد كشور باشد.
اگر كشورمان داراي اقتصادي شكوفا و قدرتمند و مولد باشد و به دليل گستردگي حجم مبادلات با خارج و وابسته نبودن به درآمد نفت امكان تحريم آن وجود نداشته باشد، سبب ميشود كشورمان الگوي بسياري از كشورها گردد كه اين امر نيازمند حركت حماسي در اقتصاد است.
عزم ملي در پرهيز از اسراف
توجه به كلام نوراني معصومان عليهم السلام و پيروي از سيره عملي آن بزرگواران در مورد اسراف و صرفهجويي، قناعتپيشگي و پرهيز از ريخت و پاش، بهترين راهكار براي عموميسازي و نهادينه كردن فرهنگ صرفهجويي و دوري از اسراف است.
اسراف، را در حقيقت بايد آفت دين و دنياي انسانها و عامل اصلي فقر و تهيدستي به شمار آورد كه افزون بر تباهي مال مقدمه بسياري از مفاسد است.
در روايتي كه فضل بن شاذان از امام رضا عليه السلام نقل ميكند، حضرت ضمن نامهاي به مأمون و بيان مسائل مهمي از شريعت، به شمارش گناهان بزرگ از جمله اسراف و تبذير ميپردازند. (1)
1) محمدتقي فلسفي، الحديث، ج 3، ص264.
امام رضا عليه السلام در كلامي ارزشمند، تباهسازي اموال را پديدهاي زشت شمرده، دوستان و پيروان خويش را از اين پديده نامبارك بازميدارد و ميفرمايد: «اِنَّ اللهَ يبْغِضُ... اِضاعَةَ الْمالِ؛ خداوند، تباهسازي اموال را دشمن ميدارد».(1)
اسرافكاري و مصرف بيش از اندازه، بياطلاعي و نبود تخصص و مهارت در مديريتهاي مالي، كوتاهي و سهلانگاري در بهكارگيري اموال و مانند آنها نه تنها سرمايه زندگي را تباه ميكند، موجب فقر و تهيدستي شده و حتي مسير و حركت معنوي انسان را نيز دستخوش تزلزل ميكند. با توجه به كليت سخن امام رضا عليه السلام ، اگر در امور اقتصادي و مسائل مالي، برنامهريزي درست و حسابشدهاي انجام نگيرد، تضييع مال خواهد بود و اگر در داد و ستدها نيز دقت لازم به كار نرود... اموال، تباه خواهد شد.(2)
امام رضا عليه السلام هدر دادن و تباه ساختن اموال را مصداقي از فساد دانسته و فرموده است: «مِنَ الْفَسادِ قَطْعُ الدّرهم و الدينار وَ طَرْحُ النَّوي؛ تكه تكه كردن درهم و دينار (يا هر پولي ديگر) و دور افكندن هسته خرما كه ممكن است بذر نخلي در آينده شود، از جمله كارهاي فاسد و نادرست است».(3)
امام رضا عليه السلام در مورد شيوه مصرف و مديريت مالي ميفرمايد: نسبت به مصارف مالي درباره خود و عائلهات (خانواده ات) معتدل و ميانه رو باش. «در خرج كردن معتدل باش و اسراف نكن».(4)
امام رضا عليه السلام در سخناني گهربار افزون بر بيان لزوم برخورداري از لذات حلال ميفرمايد: «از لذتهاي دنيوي نصيبي را براي كاميابي خويش قرار دهيد، تمايلات دل را از راههاي مشروع برآوريد، مراقبت كنيد در اين كار به مردانگي و شرافتتان آسيب نرسد و دچار اسراف و تندروي نشويد، تفريح و سرگرميهاي لذتبخش شما را در اداره زندگي ياري ميكند و با كمك آن بهتر به امور دنياي خويش موفق خواهيد شد».(1)
از حضرت امام رضا عليه السلام پرسيدند: قناعت چيست؟ حضرت در پاسخ فرمود: «قناعت، جامع صفات خويشتنداري و ارجمندي و آسوده شدن از زحمت فزونخواهي و بندگي در برابر دنياپرستان است».(2)
در نهجالبلاغه به اصل اعتدال در برنامهها، سياستها، رفتارها، عملكردهاي تربيتي و تمام شئون زندگي توجه و تأكيد شده است و امام نه تنها خود بدان پايبند بوده، از كارگزاران نيز آن را خواسته است.
اسلام، دين اعتدال و ميانهروي است و هرگز افراط و يا تفريط را در انجام كارها تأييد نميكند و همواره به «راه مستقيم» كه همان راه ميانه است فرمان ميدهد.
بياييد با پرهيز از اسراف و استفاده صحيح و بهينه از انرژي و كالاهاي ايراني به پيشرفت اقتصادي كشورمان كمك كنيم.
بياييد با استفاده درست از كالاهاي ايراني و امكانات كشورمان و جلوگيري از اسراف در عرصه اقتصادي، حماسهاي ديگر بيافرينيم.
اسلام معتقد است با قناعت و رضايت به تقدير الهي در كنار تلاش، پرهيز از اسراف، تكيه بر ارزشهاي بنيادي و ترويج روحيه ايثار و انفاق، ميتوان زندگي به دور از مصرفگرايي و تجملات داشت.
غرب درصدد است با توليد نيازهاي كاذب به مصرفگرايي بيحد و اندازه، اصالت ببخشد و براي اين كار دست به هر اقدامي زده است. به طور مثال: بيتوجهي به طبيعت، ماركزدگي، استفاده از تأثير رسانهها و... .
مصرفگرايي (اسراف) در مقابل مصرف بهينه قرار دارد و يكي از آسيبهاي جدي رشد و توسعه منابع ملي به شمار ميرود. يكي از پيشنيازهاي اين مسير براي رسيدن به نتيجه مطلوب، زمينهسازي ذهني و فرهنگي براي اقشار مختلف جامعه است.
امروز همه اعضاي جامعه بايد بدانند كه در فعاليتهاي خود منابع مادي را درست مصرف كنند تا كشور به اهداف تعريف شده در سند چشمانداز بيست ساله نظام برسد و شكوفايي در همه ابعاد ملي تحقق يابد.
اصلاح الگوهاي مصرف در كشور، به طور ناگهاني و با صدور يك دستورالعمل و بخشنامه عملي نميشود. ازاينرو، فرهنگسازي پايدار، بستر اصلي نهضت اصلاح الگوي مصرف ميباشد.
داشتن مديريت مدبرانه و عاقلانه مصرف كه مقام معظم رهبري بر آن تأكيد دارند. يكي ديگر از ضروريات اوليه اين امر به حساب ميآيد.
مصرفگرايي عبارت است از وضعيتي كه افراد جامعه تنها با خريد مكرر و جمعآوري داراييهاي مادي احساس رضايت و آرامش بكنند. به گونهاي كه تنها احتياج داشتن به وسيلهاي، تنها دليل خريد آن وسيله به شمار نميرود. بلكه فرد ممكن است به وسيله خاصي نياز نداشته باشد، ولي به خريدنِ آن وسيله، احساس نياز كند.
امروزه مصرفگرايي به عنوان مهمترين تهديد براي منابع محيطي يك كشور به شمار ميرود.
آيا ميدانيد شيوع مصرفگرايي سبب گسترش فقر، ناعدالتي و افزايش شكاف طبقاتي ميشود؟
آيا ميدانيد مصرفگرايي در افزايش آسيبهاي اجتماعي نقش دارد؟
متخصصان علوم اجتماعي معتقدند كه بين مصرف و ايدئولوژي رابطه مستقيمي وجود دارد و فرهنگ مصرفگرايي از دوران خانواده شكل ميگيرد.
مصرفگرايي به شكل افراطي يك آسيب اجتماعي به شمار ميآيد كه مستلزم شناخت علمي و سپس درمان اساسي، يا به عبارت ديگر، برنامهريزي است.
مصرفگرايي بيرويه پديدهاي جهاني است و درمان آن بايد در دو بعد خرد و كلان صورت گيرد.
در جوامع نوين مصرفگرايي به فعاليتي اجتماعي اصلي تبديل شده است. براي مصرفگرايي مقدار زيادي وقت، انرژي، پول، خلاقيت و نوآوري تكنولوژيكي مصرف ميشود.
مصرفگرايي، تمايل به داشتن كالاها و خدمات زيادي است كه فرد ممكن است توانايي داشتن آن را نداشته باشد، اما در جامعه او اين خدمات و كالاها وجود دارند و نشان دهنده منزلت و ارزش فردي هستند.
يكي از عوامل اصلي مصرفگرايي انسان مدرن، تبليغات است.
با گسترش رسانهها ـ كه اين هم يكي از نتايج انقلاب صنعتي بوده است ـ كمكم تبليغات كالاها وسعت يافت و به صورت نامحسوس در ذهن و زندگي مردم نفوذ كرد و با ترفندها، شعارها و شگردهاي خود، مردم را به سمت كالاهاي مختلف كشاند و بخش زيادي از جريان مصرفگرايي را رقم زد.
امروزه مصرف، تبديل به ابزاري شده براي شكلگيري هويت و جايگاه افراد در جامعه.
وقتي كالايي ـ غيرضروري ـ را مصرف ميكنيم در واقع ميكوشيم كه سطح منزلت اجتماعي خود را تقويت كنيم و بر فضاي فكري و فيزيكي بخشي از جامعه ـ موقعيت زماني و مكاني كه در آن قرار داريم ـ چيره شويم.
كالاها بارزترين چيزهايي هستند كه دستخوش فراواقعيتها شدهاند. ازاينرو، با توجه به كشش به سمت فراواقعيتها و فريب خوردن از آنها، انسان، كالاگرا ميشود.
وقتي كسي هر ماه لباسهايش را دور ميريزد و لباسهاي جديد و ماركهاي تازه ميخرد، روشن است بگوييم انساني است كه از مؤلفههاي اساسي زندگي تهي شده و با اتكا بر مصرفِ متسلسلِ كالاها، به دنبال جبران نيازهاي رواني خود است.
خلق مد و مدگرايي سرآغازي بود براي توليد كالاهاي غيراساسي. اين موضوع سبب هدررفت بسياري از سرمايههاي كشورها ميشود.
انسانهاي مدگرا خودبهخود ميخواهند از ارزش و مفهوم كالاي مورد تقاضا بگريزند و يا آن را به ميل خود تغيير دهند. مدگراها براي ادامه حيات فكري خود به كالاها نياز دارند و براي رفع اين نياز، كالاها را در فكر خود نابود و آنگونه كه خود ميخواهند بازساخت ميكنند.
مدگرايي فرد را به سمتي ميبرد كه براي معرفي و عرضه خود به اجتماع، ناچار به مد تكيه ميكند؛ تنها چيزي كه يك فرد مدگرا را براي جامعه نمايانگر ميسازد مد است. البته اين نمايانگري، مانند تصوير تبليغاتي كوتاهي است كه زود از حافظهها پاك ميشود. به نوعي، اجتماع، فرد مدگرا را نميبينند بلكه مُدي را ميبينند كه او را پوشانده است. اين مسئله مُبيّن آن است كه مدها در واقع فرد مدگرا را معرفي و عرضه نميكنند بلكه هدف اصلي آنها، خودشان هستند.
بازارهاي پوشاك از شلوغترين و پرطرفدارترين بازارها هستند. بخش بزرگي از اين وضعيت، به مد و مدگرايي برميگردد كه گاهي مصرفگرايي افراطي به همراه دارد. توجه و نياز بيش از اندازه بسياري از مردم به پوششهاي خاص و تنوع در لباسهاي مصرفيشان، اين بازارها را بسيار پر رونق كرده است ـ بدون در نظر گرفتن بحران هايي كه در حال حاضر بر صنعت و تجارت پوشاك سايه انداخته است.
بسياري از مردم، نياز به پوشاك را بالاتر از ديگر نيازهاي خود ميدانند و اين عقيده كه «حفظ ظاهر مهمتر از هر چيز است» بسيار گسترش پيدا كرده است. اين مسئله تا حدي قابل قبول است، ولي زماني كه از حوزه تعادل خارج شود، تبديل به بيماري ميشود.
مدگرايي يك بيماري پنهان است كه در حالي كه براي صنايع وابسته نظير پوشاك، مفيد است در درازمدت عوارض بدخيمي را روي همين صنايع ميگذارد. گذشته از جنبههاي اقتصادي و رواني، مصرفزدگي و مدگرايي عوارض فيزيكي بسياري بر انسان دارند.
فرهنگ مصرفگرايي عواقب رواني، اجتماعي، اقتصادي و سياسي دارد.
مصرفگرايي از نظر رواني ممكن است محروميت از مصرف كالا يا خدمات، احساس عزت نفس پايين و يا محروميت در فرد ايجاد كند. از نظر اقتصادي سبب فلج شدن توليدهاي داخلي و واردات كالاهاي غير ضروري به جامعه ميشود. از نظر اجتماعي ممكن است به ترويج مدگرايي و آسيبهاي ناشي از آن ختم شود. و از نظر سياسي نيز ممكن است سياست بسياري از كشورها و رهبران آنها را زير سؤال ببرد.
عامل مؤثري كه ميتوان تأثير آن را در طولانيمدت ديد و يا اصلاح كرد، فرهنگ مصرفگرايي در خانواده است.
والدين در شيوههاي فرزندپروري چگونه مصرف كردن را به فرزندان خود ميآموزند. كودك خردسالي كه اسباب بازيهاي متنوع دارد و يا كودكي كه در مدرسه از گرانترين و پرزرقترين كالاها استفاده ميكند، در واقع مصرف بيجا را ناخودآگاه ميآموزد و همين روش را در زمينههاي ديگر زندگي پيش خواهد گرفت.
مصرفگرايي به شكل افراطي، آسيبي اجتماعي به شمار ميآيد كه مستلزم شناخت علمي و سپس درمان اساسي، يا به عبارت ديگر برنامهريزي است.
كسي كه درآمد دارد و راه مصرف صحيح را ياد بگيرد، بهترين فاتح قلههاي پيشرفت در بهترين جايگاه آخرت را با خود به همراه دارد. پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله ثروت و مال دنيا را بهترين يار و ياور انسان براي رشد و تعالي و نيل به تقواي الهي شمرده است.
بدون ترديد عوامل مختلفي، انسان را به مصرفگرايي سوق ميدهد كه به ريخت و پاش، حيف و ميل اموال و تضييع حقوق ديگران ميانجامد و سبب بسياري از سوءاستفادهها ميشود. اسلام حب و محبت به دنيا و مالاندوزي را ريشه تمام مشكلات و خطاهاي انسان دانسته است. به همين دليل، بايد در جلوگيري از بيماري مصرفگرايي و اسراف به ريشههاي آن توجه كرد تا به درمان اساسي آن پرداخت.
يكي از عوامل مصرفگرايي، روحيه تجملگرايي است، كساني كه اينگونه زندگي كرده و رشد نمودهاند، به اين روش زندگي خو گرفتهاند، تكبر و غرور دارند و هميشه به دنبال خودنمايي هستند و ارزش انسان بودن را در لباس، مسكن، ماشين و... ميدانند و خود را برتر از ديگران
ميبينند. اين افراد براي ارضاي اين نيازها هميشه و در همه حال دوست دارند برترين و گرانترين لباسها و خانهها و.... را داشته باشند تا بتوانند فخرفروشي كنند.
عمل به دستورهاي اسلام و پرهيز از اسراف سبب حفظ منابع ملي و توسعه كشور خواهد شد.
عملي شدن اصلاح الگوي مصرف، عزم و اراده ملي ميخواهد، همه بايد براي تحقق اين مهم و فرمايشهاي مقام معظم رهبري دست به دست هم بدهيم.
ترويج فرهنگ صحيح مصرف
يكي از راههاي پياده كردن فرهنگ صحيح مصرف اين است كه: «ايمان بياوريم» خداوند متعال اسرافكنندگان را دوست ندارد.
با درست مصرف كردن از هدر رفتن منابع پيشگيري كنيم.
درست مصرف كردن در ارتقاي سطح كيفي كارها و زندگي مؤثر و مفيد است.
درست مصرف كردن، بهرهوري برنامهها و فرآيندها را افزايش ميدهد.
درست مصرف كردن در كاهش وابستگي اقتصادي به ديگران مؤثر است.
درست مصرف كردن وظيفهاي ملي است.
آموزش مصرف درست به فرزندان از دوران كودكي بسيار ضروري است.
اعمال پدر و مادر در مصرف درست از منابع، در تربيت فرزندان مؤثر و مناسب است.
كودكان درست مصرف كردن را از پدران و مادران خود ميآموزند.
مدارس نقش ممتازي در فرهنگسازي درست مصرف كردن دارند.
جمعآوري نكات و الگوهاي درست مصرف كردن و تابلو نمودن آن در مدارس براي دانشآموزان مفيد است.
معلمان در فرهنگسازي درست مصرف كردن در جامعه و مدارس نقش ممتازي دارند.
فنآوري اطلاعات و ارتباطات در تنظيم مصرف از منابع تأثير دو برابر دارد.
بايد ايمان بياوريم كه كاهش مصرفگرايي در ارتقاي عزت ملي تأثير دوچندان دارد.
استفاده درست از منابع و امكانات وابستگيها را به بيگانگان كاهش ميدهد.
استفاده درست از منابع در برقراري و توزيع عدالت اجتماعي, فرهنگي و اقتصادي مؤثر است.
قرار گرفتن شايسته هر چيزي يا كاري در جايگاه خاص خود يعني: درست مصرف كردن.
خانه و خانواده بستر مناسب براي فرهنگسازي درست مصرف كردن است.
با مصرف درست, آيندگان را از منابع موجود بهرهمند سازيم.
بايد ايمان بياوريم كه: رمز موفقيت آيندگان در گرو فرهنگسازي ما است.
تفكر و خلاقيت در مصرف درست و استفاده بهينه از منابع جايگاه ويژهاي دارند.
بايد ايمان بياوريم كه: لحظهها، ثانيهها، دقيقهها، ساعتها و روزها جزو منابع ذيقيمت هستند.
بايد ايمان بياوريم كه: نكتهها, نقطهها, خردها, ريزها, جزءها, كوچكها و كمها جزو منابع به شمار ميروند.
بايد ايمان بياوريم كه: در فرهنگنامه درست مصرف كردن، قطرهها نيز اثرگذارند.
درست مصرف كردن وظيفه ملي, قانوني و شرعي خويش را دريابيم.
بايد ايمان بياوريم كه: درست مصرف كردن بنيانگذاري بناها و فرهنگهاست.
در رسيدن به الگوي مصرف در سال حماسه اقتصادي خوشفكر باشيم.
در رسيدن به الگوي مصرف در سال حماسه اقتصادي فرهنگساز باشيم.
در رسيدن به الگوي مصرف در سال حماسه اقتصادي خود و ديگران را به درست مصرف كردن تشويق كنيم.
در رسيدن به الگوي مصرف در سال حماسه اقتصادي از خود شروع كنيم.
در رسيدن به الگوي مصرف در سال حماسه اقتصادي حال را بشناسيم براي آينده عمل كنيم.
در رسيدن به الگوي مصرف در سال حماسه اقتصادي گذشته را براي آينده مطالعه كنيم.
در رسيدن به الگوي مصرف در سال حماسه اقتصادي يادآوري و پيگيري لازم است.
يادمان باشد: آب مايه حيات و حق همگاني است.
يادمان باشد: برق جزو ثروت ملي است.
يادمان باشد: انرژي جزو ثروت ملي است.
يادمان باشد: «ما ميتوانيم»، نقطه قوت ماست.
يادمان باشد: لحظهها از افق زندگي ميگذرد. (حضرت علي عليه السلام ).
يادمان باشد: در رسيدن به الگوي مصرف در سال حماسه اقتصادي به انتظار نشستن مفهومي ندارد.
يادمان باشد: در رسيدن به الگوي مصرف در سال حماسه اقتصادي رقابت و مشاركت هر دو لازم است.
يادمان باشد: در رسيدن به الگوي مصرف در سال حماسه اقتصادي با هم بودن شرط است.
يادمان باشد: در رسيدن به الگوي مصرف در سال حماسه اقتصادي مديريتها نقش كليدي دارد.
يادمان باشد: در رسيدن به الگوي مصرف در سال حماسه اقتصادي به اميد فردا نشستن سراب است.
يادمان باشد: براي رسيدن به الگوي مصرف در سال حماسه اقتصادي كار امروز را به فردا نيندازيم.
يادمان باشد: در رسيدن به الگوي مصرف در سال حماسه اقتصادي جوينده، يابنده است.
يادمان باشد: «قَالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِينَ دَأَبًا فَمَا حَصَدتُّمْ فَذَرُوهُ فِي سُنبُلِهِ إِلاَّ قَلِيلاً مِّمَّا تَأْكُلُونَ؛ گفت: «هفت سال پيدرپي ميكاريد، و آنچه را درويديد ـ جز اندكي را كه ميخوريد ـ در خوشهاش واگذاريد.» (يوسف: 47) خداوند به ضرورت صرفهجويي در زمان بحرانهاي اقتصادي اشاره ميكند و در آيات «قَالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِينَ دَأَبًا فَمَا حَصَدتُّمْ فَذَرُوهُ فِي سُنبُلِهِ إِلاَّ قَلِيلاً مِّمَّا تَأْكُلُونَ ثُمَّ يَأْتِي مِن بَعْدِ ذَلِكَ سَبْعٌ شِدَادٌ يَأْكُلْنَ مَا قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ إِلاَّ قَلِيلاً مِّمَّا تُحْصِنُونَ؛ گفت: «هفت سال پيدرپي ميكاريد، و آنچه را درويديد ـ جز اندكي را كه مي خوريد ـ در خوشهاش واگذاريد. آنگاه پس از آن، هفت سال سخت ميآيد كه آنچه را براي آن [سالها] از پيش نهادهايد ـ جز اندكي را كه ذخيره ميكنيد ـ همه را خواهند خورد.» (يوسف: 47 و 48) بر لزوم برنامهريزي از سوي دولت مردان براي مقابله و يا حل بحرانهاي اقتصادي تأكيد ميورزد.
يادمان باشد: بهرهمندي از ابزارهاي پيشبيني اوضاع و آمادگي دايمي براي حالتهاي فوقالعاده، از ضروريات و مسئوليتهاي دولت است كه در آيه 47 و 48 سوره يوسف به آن اشاره شده است.
لزوم جيرهبندي ارزاق و كالاهاي اقتصادي در وضعيت كمبود و تنگناهاي اقتصادي از مطالبي است كه در آيات «وَإِذْ اسْتَسْقَي مُوسَي لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًا قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَشْرَبَهُمْ كُلُوا وَاشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ؛ و هنگامي كه موسي براي قوم خود در پي آب برآمد، گفتيم: «با عصايت بر آن تخته سنگ بزن.» پس دوازده چشمه از آن جوشيدن گرفت، [به گونهاي كه] هر قبيلهاي آبشخور خود را ميدانست. [و گفتيم:] «از روزي خدا بخوريد و بياشاميد، و[لي ] در زمين سر به فساد برمداريد.» (بقره: 60) و نيز «وَإِذْ قِيلَ لَهُمْ اسْكُنُوا هَذِهِ الْقَرْيَةَ وَكُلُوا مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ وَقُولُوا حِطَّةٌ وَادْخُلُوا الْبَابَ سُجَّدًا نَغْفِرْ لَكُمْ خَطِيئَاتِكُمْ سَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ؛ و [ياد كن] هنگامي را كه بديشان گفته شد: «در اين شهر سكونت گزينيد، و از آن ـ هر جا كه خواستيد ـ بخوريد، و بگوييد: [خداوندا،] گناهان ما را فرو ريز. و سجدهكنان از دروازه [شهر] درآييد، تا گناهان شما را بر شما ببخشاييم [و] به زودي بر [اجر] نيكوكاران بيفزاييم.» (اعراف: 160) بدان توجه داده شده است.
لزوم نظارت حكومت و دولت بر امور اقتصادي، از توليد گرفته تا توزيع و مصرف آن از جمله وظايف و مسئوليتهاي دولت است كه در آيه 47 و 55 سوره يوسف آمده است. مديريت توزيع و اصلاح در توليد، توزيع و مصرف به عنوان وظايف پيامبران و دولتهاي اسلامي امري است كه در آيات مختلف به ويژه 84 تا 86 سوره هود و آيات ديگر بدان اشاره شده است.
اصلاح روشهاي مصرفي از انرژي به شيوه جهاني تبديل شده است. انسان كمكم زنگ خطر طبيعت را شنيده است و در برنامههاي بينالمللي در استفاده بهينه و درست از انرژي تلاش دارد. اين استفاده بهينه راه و روش ساده اما اصولي دارد.
استفاده درست از انرژي سبب ميشود كه همه ما به يك اندازه از نيروهاي طبيعت بهرهمند شويم. افزون بر اين بايد به فكر فرزندانمان هم باشيم. اينها روشهاي ساده مصرف بهتر و صرفه جويي صحيح منابع مختلف انرژي است و اجرايشان بسيار ساده.
حضور پر نشاط و آگاهانه در عرصه اقتصادي
با حضور آگاهانه در عرصه اقتصادي زمينه نااميدي و شكست بيشتر دشمنان ايرانزمين را فراهم كنيم.
با حضور آگاهانه و مدبرانه خويش مشتي محكم بر دهان دشمنان استقلال و آزادي اين سرزمين هميشه سرفراز ميزنيم.
ملت هميشه در صحنه و آگاه ايرانزمين با حضور خويش در عرصههاي مختلف اقتصادي همچنان حماسه ميآفرينند.
ايران اسلامي با داشتن فرزنداني چنين حماسهساز كه با دانش و آگاهي خويش اقتصاد كشور را اينگونه مصمم و پرافتخار به پيش ميبرند به خويش ميبالد.
ما ايرانيان با تلاش و كوشش در صحنههاي صنعت و اقتصاد و با توكل به خداوند متعال همچنان اميدوارانه به پيش ميرويم و به پيشرفت وطن خويش ميانديشيم.
ايران اسلامي با داشتن مردماني پر از اميد و توكل، هر روز شاهد پيشرفت در زمينههاي مختلف اقتصادي و سياسي خواهد بود.
جوانان ايرانزمين به تحول و پيشرفت ميهن خويش ايمان دارند و با اين انديشه، هر روز ميدانهاي كار و تلاش را از حضور بالنده خويش سرشار ميسازند.
در حماسه اقتصادي بايد حضوري بانشاط در توليد داشته باشيم و پايههاي سرمايهگذاري در بخش خصوصي و حركتهاي شتابان علمي و اقتصادي را تقويت كنيم.
براي خلق روحيه پرنشاط و آگاهانه در عرصههاي اقتصادي بايد با سرمايهگذاريهاي قوي در زمينههاي مختلف در تحول صنعت بكوشيم.
تحقق اهداف شعار سال «حماسه سياسي ـ حماسه اقتصادي» به ويژه حضور پرنشاط در عرصههاي اقتصادي انسجام برنامهريزي مسئولان و مردم و توجه بيش از پيش به نيروي كار و سرمايه ايراني نيازمند است.
با حضور پر شور و حماسي در عرصههاي اقتصادي، نقشه و راهبرد دشمن را در طراحي ضعف بنيه اقتصادي ناكام ميگذاريم.
حضور پرشور مردم در انتخابات رياست جمهوري و همچنين تلاش مسئولان براي عملياتي كردن اقتصاد مقاومتي، زمينههاي تحقق شعار امسال رهبري را فراهم خواهد كرد.
با حضور پر تلاش و جدي در عرصه توليد براي پيشرفت و آباداني كشور گام برميداريم.
برنامهريزي صحيح و اصولي مسئولان براي برونرفت از مشكلات اقتصادي و معيشتي و حضور جدي در عرصه توليد سبب ميشود تا شعار حماسه سياسي و حماسه اقتصادي محقق شود.
اقتصاد بدون نفت يكي از راههاي رسيدن به نشاط اقتصادي در كشور است.
حمايت از توليد ملي، سبب نشاط اقتصادي در جامعه خواهد شد.
با پرهيز از اسراف و اعتدال در صرف هزينهها، شور و نشاط را به سراسر كشور ارمغان بياوريم.
كتابنامه
( قرآن كريم
( نهج البلاغه، ترجمه: علي دشتي، چاپ نهم، نشر بوستان كتاب، قم، 1390.
جوادي آملي، عبدالله، منبع الفكر، تنظيم: عباس رحيميان، قم، اسراء، 1373.
حراني، ابومحمد حسن، تحف العقول، حبل المتين، 1404ه .ق.
حسيني بهشتي، سيد محمد، مواضع تفسيري حزب جمهوري اسلامي ايران، تهران، بقعه، چاپ سوم، 1385.
ـــــــــــــــ ، ولايت، رهبري، روحانيت، تهران، بقعه، چاپ سوم، 1385.
حكيمي، محمدرضا و محمدعلي حكيمي، الحياه، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1381.
ــــــــــــ ، جامعهساز قرآني، انتشارات دليل ما، چاپ هفتم، 1373.
صدر، سيد محمدباقر، اقتصادنا، ترجمه: ع. استهبدي، مؤسسه انتشارات اسلامي برهان، چاپ اول، 1349ه .ق.
ـــــــــــ ، رهيافتهاي اقتصاد اسلامي، ترجمه: مهدي فرخيان، تهران،
مؤسسه فرهنگي ـ تحقيقاتي امام موسي صدر، 1386.
ـــــــــــ ، ناي و ني، ترجمه: علي حجتي كرماني، تهران، 1383.
طالقاني، محمود، اسلام و مالكيت، بيتا.
ــــــــــ ، پرتويي از قرآن، مؤسسه تحقيقاتي و نشر معارف اهل بيت عليهم السلام .
عاملي، شيخ حر، محمدحسن، وسائل الشيعه، انتشارات اسلاميه.
مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، 1234ه .ق.
مطهري، مرتضي، آينده انقلاب اسلامي، تهران، صدرا، چاپ بيست و ششم، 1383.
ــــــــــــــ ، احياي تفكر اسلامي، تهران، صدرا، چاپ بيست و يكم، 1383.
ــــــــــــــ ، تعليم و تربيت در اسلام، الزهرا، انتشارات چاپ دهم، 1366.
ــــــــــــــ ، نظري به نظام اقتصادي اسلام، تهران، صدرا، چاپ سيزدهم، 1385.