ghaemiyeh.com
سرشناسه: رشكياني، مهدي، ۱۳۶۰ -
عنوان و نام پديدآور: عفاف و برنامههاي نمايشي رسانه/ مهدي رشكياني.
مشخصات نشر: قم: صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران، مركز پژوهشهاي اسلامي، 1393
مشخصات ظاهري: 168 ص.
ISBN: 978–964–514–347–1 51000 ريال؛.
وضعيت فهرست نويسي: فيپا
يادداشت: كتابنامه.
موضوع: تلويزيون -- ايران -- برنامهها-- نمونهپژوهي
موضوع: تلويزيون -- ايران -- برنامهها -- ارزشيابي
موضوع: عفت -- جنبههاي مذهبي -- اسلام
موضوع: حجاب
شناسه افزوده: صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران، مركز پژوهشهاي اسلامي
رده بندي كنگره: 1393 5 ر 9 الف / 66 / 700 HE
رده بندي ديويي: ۲۳۴۵۰۹۵۵ / 302
شماره كتابشناسي ملي: ۳۶۳۴۱۳۸
پيشگفتار
رعايت عفاف و حجاب اسلامي در برنامههاي نمايشي رسانه در تقويت و تحكيم نهاد خانواده و بالا بردن سطح بهداشت رواني جامعه ضروري است. با وجود نقش موثر رسانه در ترويج عفاف و حجاب بويژه از طريق برنامههاي نمايشي، گاهي نمايش روابط نامناسب در سريالهاي تلويزيوني مشاهده ميشود؛ كه اين امر الگوي نادرستي در اختيار مخاطبان جوان و نوجوان قرار داده و موجب آسيبهاي فرهنگي و اجتماعي در سطح جامعه ميشود.
بررسي وضعيت عفاف و حجاب در جامعه ايران خصوصا بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، دو واقعيت مهم را روشن ميسازد، نخست اينكه اگر زمينههاي فرهنگي و اجتماعي براي ترويج عفاف و حجاب اسلامي فراهم باشد، افراد جامعه بر اساس فطرت پاك خود، فرهنگ عفاف و حجاب را بر فرهنگ بيبندوباري ترجيح ميدهند، و دوم، اينكه ترويج فرهنگ عفاف و حجاب، بدون توجه به انگيزههاي دروني و پايههاي اعتقادي افراد و تنها با بهرهگيري از اهرم زور و اجبار، اثربخش نخواهد بود. از اين رو، رسانه ملي بايد برنامههاي آموزشي، تبليغي و
ترويجي خود را در زمينه حجاب و عفاف با تأكيد بر تقويت پايههاي اعتقادي و انگيزههاي دروني مخاطبان خود پايه ريزي كند.
از سوي ديگر، از آنجا كه يكي از پر مخاطبترين و در نتيجه تاثير گذارترين برنامههاي تلويزيون، برنامههاي نمايشي رسانه خصوصاً سريالهاي تلويزيوني است؛ بررسي عملكرد رسانه درباره عفاف و حجاب مهم و ضروري به نظر ميرسد؛ كه ميتوان با بررسي دقيق و همه جانبه اين موضوع، ضمن آسيب شناسي دقيقي از اين موضوع در برنامههاي نمايشي، الگوي مطلوب و مناسبي ارائه داد و با فرهنگ سازي مستمر، از بروز بسياري از معضلات اجتماعي جلوگيري كرد.
در اين پژوهش تلاش ميشود به مباني فقهي و اسلامي عفاف و حجاب، ديدگاه فقها درباره روابط زن و مرد و موازين و سياستهاي رسانه طراز نظام اسلامي پرداخته شود و ضمن بررسي مفهوم و حدود و ضوابط شرعي و ابعاد عفاف و حجاب، مباني و ....، شاخصهايي براي سنجش اين مسأله در برنامههاي نمايشي طراحي و به آنها پرداخته شود.
در قرآن كريم، آيات مختلفي به طور صريح، در مورد رعايت عفاف و حجاب و حد و حدود و كيفيت آن نازل شده است كه بر همين اساس، استفاده از ديدگاه و نظر مراجع تقليد، خصوصا مقام معظم رهبري در مباحث مربوط به رسانه ضروري است و ميتواند الگوي مطلوبي براي برنامه سازان، كارگردانان و ديگر عوامل توليد برنامههاي نمايشي از جمله سريالها محسوب گردد.
بر همين اساس براي مطالعه و بررسي عفاف و حجاب در برنامههاي نمايشي رسانه با انتخاب هدفمند و بررسي و تحليل محتوايي دو سريال
تلويزيوني پرمخاطب «فاصله ها» و «ستايش»، اين پژوهش صورت گرفته است.
بررسي حاضر، نشان ميدهد كه در اين زمينه بايد توجه بهتر و تلاشهاي بيشتري از سوي مسولين امر صورت پذيرد زيرا نمودارها نشان ميدهد كه بيشترين فراواني در گونه شناسي حجاب دختر در مقابل پسر در سريال فاصلهها، مربوط به حجاب «مانتوي بلند» با 6/40 درصد بوده و در مرحله بعدي پوشش «چادر» قرار دارد.
بنابراين توجه دقيق و همه جانبه به رعايت عفاف و حجاب اسلامي در روابط زن و مرد در مجموعههاي تلويزيوني سيما، پرهيز از پرداختن به ارتباطات دوستانه ميان دختر و پسر در روابط پيش از ازدواج ، كاهش حجم ارتباطات ميان زن و مرد ، استفاده از كارشناسان ديني در تهيه و ساخت برنامهها و پرورش عوامل برنامه ساز متعهد، و توجه به تقويت پايه هاي اعتقادي مخاطب و نشان دادن آثار منفي رعايت نكردن عفاف و حجاب و تبيين نفوذ دشمن در فضاي رسانهاي كشور از جمله مواردي هستند كه ميتواند رسانه را در فرايند حركت به سمت برنامه سازي مورد نظر اسلام كمك نمايد.
مقدمه
عفاف و حجاب اسلامي يكي از نشانههاي بارز سلامتي و حيات بشري و وجه تمايز ميان جوامع اسلامي و غيراسلامي است و از ميان برداشتن عفاف اسلامي همواره يكي از انحاي حمله به دين و فرهنگ ارزشي و مكتبي جوامع اسلامي بوده است.
با توجه به نقش موثر رسانه در ترويج عفاف بويژه از طريق برنامههاي نمايشي با اين حال ما بعضا شاهد نمايش برخي از روابط ناموزون بويژه در مجموعههاي نمايشي تلويزيوني هستيم؛ كه اين امر الگوي نادرستي دراختيار مخاطبان جوان و نوجوان قرار ميدهد و موجب آسيبهاي فرهنگي و اجتماعي در سطح جامعه ميشود.
از آنجا كه يكي از پرمخاطبترين و در نتيجه تاثيرگذارترين برنامههاي تلويزيون، برنامههاي نمايشي رسانه ملي و خصوصا سريالهاي تلويزيوني است؛ بنابراين تحليل و بررسي عملكرد رسانه ملي در خصوص عفاف اسلامي در اين برنامهها و سريالها بسيار مهم و ضروري به نظر ميرسد؛ چراكه ميتوان با بررسي دقيق و همه جانبه اين موضوع، ضمن آسيبشناسي دقيقي از عفاف اسلامي و روابط زن و مرد در برنامههاي نمايشي، الگوي مطلوب و مناسبي از اين روابط ارائه و با
فرهنگسازي در اين زمينه، از بروز بسياري از معضلات اجتماعي جلوگيري كرد.
بيشك مراجعه به دستورات فقهي و اخلاقي اسلام و همچنين رجوع به آراء، ديدگاهها و فتاواي مراجع عظام تقليد در خصوص موازين و دستورات مربوط به عفاف و حجاب اسلامي مي تواند سرمشق و الگوي مطلوبي براي برنامهسازان، تهيهكنندگان و عوامل درگير در توليد برنامههاي نمايشي و از جمله سريالهاي مختلف رسانه ملي محسوب گردد.
در اين راستا در اين پژوهش، تلاش شده است به مباني فقهي و اسلامي موضوع عفاف و حجاب، ديدگاههاي علماء و مراجع عظام تقليد در خصوص عفاف اسلامي و حد و حدود روابط زن و مرد و همچنين سياستها و موازين افق رسانه ملي در اين خصوص پرداخته شود و ضمن بررسي مفاهيم مختلف مرتبط با عفاف، شاخص هايي را براي سنجش عفاف اسلامي در مجموعههاي نمايشي رسانه ملي طراحي نموده و با استفاده از اين شاخص ها به بررسي و سنجش دقيقتر اين موضوع در برنامههاي نمايشي رسانه ملي بپردازيم.
جهت انجام اين پژوهش از دو روش «مطالعه كتابخانهاي» و روش «تحليل محتوا»(1)استفاده شده است. جهت مطالعه دقيقتر پژوهش حاضر نيز دو سريال مهم و پرمخاطب سيما (سريالهاي «فاصله ها» و «ستايش») به عنوان نمونه موردي اين مطالعه، به صورت هدفمند انتخاب شده و در اين سريالها آيتمها و مقولات مربوط به عفاف اسلامي كه عمدتا استخراج شده از مباني اسلامي عفاف و ديدگاهها و آراء مراجع عظام تقليد در خصوص عفاف اسلامي است، مورد بررسي و تحليل محتوايي قرار گرفته است.
1) Cntent Analysis.
فصل اول: كليات
زير فصل ها
طرح و تبيين مسئله
اهميت و ضرورت تحقيق
اهداف تحقيق
پرسشهاي تحقيق
پيشينه تحقيق
روششناسي
روش تجزيه و تحليل اطلاعات
تعريف نظري مفاهيم تحقيق
تعريف عملياتي متغيرهاي تحقيق
عفاف و حجاب اسلامي يكي از نشانههاي سلامتي و حيات بشري و وجه تمايز ميان جوامع اسلامي و غير اسلامي است و از ميان مقابله با حجاب و عفاف اسلامي همواره يكي از روشهاي حمله به دين و فرهنگ ارزشي و مكتبي جوامع اسلامي بوده است. از سوي ديگر، يكي از وظايف مهم صدا و سيما نيز تقويت و تحكيم نهاد خانواده و بالا بردن سطح بهداشت رواني جامعه به ويژه فرهنگسازي در مورد موضوع عفاف اسلامي است.
در قرآن كريم، آياتي چند به طور صريح، در مورد وجوب حجاب، عفاف و حد و كيفيت آن نازل شده است:
و به زنان با ايمان بگو ديدگان خود را [از هر نامحرمي] فرو بندند و پاكدامني ورزند و زيورهاي خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه طبعا از آن پيداست و بايد روسري خود را بر سينه خويش [فرو] اندازند و زيورهايشان را جز براي شوهرانشان يا پدرانشان يا پدران شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنان [همكيش] خود يا كنيزانشان يا خدمتكاران مرد كه [از زن] بينيازند يا كودكاني كه بر عورتهاي زنان وقوف حاصل نكردهاند آشكار نكنند و
پاهاي خود را [به گونهاي به زمين] نكوبند تا آنچه از زينتشان نهفته ميدارند معلوم گردد. اي مؤمنان، به درگاه خدا توبه كنيد اميد كه رستگار شويد. (نور: 31)
همچنين در سوره احزاب آمده است:
اي پيامبر، به همسران و دختران خويش و بانوان باايمان بگو روپوش خود را برگيرند تا به عفاف و حُريت شناخته شوند و مورد آزار و تعرّض هوسرانان قرار نگيرند، بهتر است و خداوند، آمرزنده و مهربان است. (احزاب: 59)
در بخش ديگري از آيه احزاب آمده است:
اي زنان پيامبر، شما اگر تقوا داشته باشيد، همانند ديگران نيستيد. بنابراين، هرگز نرم و نازك با مردان، سخن مگوييد تا آنكه دلش بيمار است، به طمع افتد، بلكه متين و نيكو سخن بگوييد و خانه را منزلگاه خويش قرار دهيد و هرگز مانند دوره جاهليت نخستين، (براي نامَحرمان) آرايش و خودآرايي نكنيد و نماز را برپا داريد و زكات را بپردازيد و از خدا و رسولش اطاعت كنيد. (احزاب: 32)
در جامعه اسلامي و مكتب اصيل تشيع، استفاده از ديدگاههاي مراجع عظام تقليد، به عنوان امانتداران وحي الهي در اداره بخشهاي مختلف جامعه از جمله كارآمدي در مباحث فرهنگي همچون رسانه، بحثي ضروري و مهم است.
مراجع عظام تقليد نيز ديدگاههاي مهمي درباره بحث وجوب عفاف و حجاب اسلامي مطرح كردهاند كه استفاده از اين نظريهها در برنامههاي نمايشي رسانه ملي و سريالهاي تلويزيوني صدا و سيما با توجه به ضروريات جامعه اسلامي ما ضرورت دارد.
با وجود نقش مؤثر رسانه در ترويج عفاف به ويژه از طريق برنامههاي نمايشي، گاه شاهد نمايش برخي روابط نامناسب به ويژه در مجموعههاي نمايشي تلويزيوني هستيم كه اين امر، الگوي نادرستي در اختيار مخاطبان جوان و نوجوان قرار ميدهد و موجب آسيبهاي فرهنگي و اجتماعي در سطح جامعه ميشود.
از سوي ديگر، از آنجا كه يكي از پرمخاطبترين و در نتيجه، اثرگذارترين برنامههاي تلويزيون، برنامههاي نمايشي رسانه ملي به ويژه سريالهاي تلويزيوني است؛ تحليل و بررسي عملكرد رسانه ملي در زمينه عفاف اسلامي در اين برنامهها بسيار مهم و ضروري به نظر ميرسد. با بررسي دقيق و همه جانبه اين موضوع، ضمن آسيبشناسي دقيق عفاف اسلامي و روابط زن و مرد در برنامههاي نمايشي، الگوي مطلوب و مناسبي از اين روابط ميتوان ترسيم و با فرهنگسازي در اين زمينه، از بسياري از معضلات اجتماعي جلوگيري كرد.
بيشك، مراجعه به دستورهاي فقهي و اخلاقي اسلام در مورد موازين عفاف و حجاب اسلامي، سرمشق مطلوبي براي برنامهسازان، تهيهكنندگان و عوامل توليد برنامههاي نمايشي از جمله سريالهاي مختلف رسانه ملي خواهد بود.
پژوهش حاضر تلاش ميكند به مباني فقهي و اسلامي موضوع عفاف و حجاب، ديدگاههاي فقها در زمينه عفاف، عفاف و روابط زن و مرد و سياستها و موازين افق رسانه ملي در اين مورد بپردازد. ضمن بررسي مفهوم و ابعاد عفاف، حدود و ضوابط شرعي مربوط به عفاف، مباني و جايگاه عفاف در بينش اسلامي، شاخصهايي را براي سنجش عفاف اسلامي در مجموعههاي نمايشي رسانه ملي، طراحي
ميكنيم و با اين شاخصها به بررسي و سنجش اين موضوع ميپردازيم.
در اين بررسي، از ميان سريالهاي پخش شده از سيما، به صورت تصادفي، سريال «فاصلهها» و «ستايش» انتخاب شدهاند كه موضوع و مضامين اجتماعي دارند و بيشتر با موضوع تحقيق حاضر مرتبط هستند و صحنههاي زيادي از تقابل افراد با نامحرم را دارند. با اين بررسي در مييابيم سريالهاي ايراني پخششده از سيما، چگونه به اين موضوع پرداختهاند و نقاط ضعف و قوت آنها در اين زمينه چه بوده است؟
يكي از مهمترين وظايف هنجاري رسانهها در جوامع ارزشي و اسلامي، ايجاد زمينههاي كمال و رشد فكري و معنوي جامعه از طريق فراهم ساختن بسترهاي اين امر است. با توجه به نقش موثر رسانهها در حفظ و حراست از محيط و نقش عقيدتي و مسلكي آنها از جمله ترويج ارزشها و هنجارهاي مورد حمايت جامعه ميتوان با استفاده از ظرفيتهاي متنوع رسانه به اين اهداف دست پيدا كرد.
اما يكي از مهمترين ارزشها و هنجارهاي مورد تاكيد در جامعه اسلامي ايران بدون شك مبحث ترويج عفاف اسلامي است. با توجه به نقش مهم و تأثيرگذار رسانهها به ويژه رسانه ملي (به عنوان مهمترين بخش از نظام رسانهاي كشور) در ترويج عفاف به ويژه از طريق برنامههاي نمايشي، با اين حال ما بعضا شاهد نمايش برخي از روابط ناموزون به ويژه در مجموعههاي نمايشي تلويزيوني هستيم؛ كه اين امر الگوي نادرستي دراختيار مخاطبان جوان و نوجوان قرار
ميدهد و موجب آسيبهاي فرهنگي و اجتماعي در سطح جامعه ميشود.
از آنجا كه يكي از پرمخاطبترين و در نتيجه تأثيرگذارترين برنامههاي تلويزيون، برنامههاي نمايشي رسانه ملي و خصوصا سريالهاي تلويزيوني است؛ بنابراين تحليل و بررسي عملكرد رسانه ملي در خصوص عفاف اسلامي در اين برنامهها و سريالها بسيار مهم و ضروري به نظر ميرسد؛ چراكه ميتوان با بررسي دقيق و همه جانبه اين موضوع، ضمن آسيب شناسي دقيقي از عفاف اسلامي و روابط زن و مرد در برنامههاي نمايشي، الگوي مطلوب و مناسبي از اين روابط ارائه و با فرهنگسازي در اين زمينه، از بروز بسياري از معضلات اجتماعي جلوگيري كرد.
از سوي ديگر، بيشك مراجعه به دستورات فقهي و اخلاقي اسلام و همچنين رجوع به آراء، ديدگاهها و فتاواي مراجع عظام تقليد در خصوص موازين و دستورات مربوط به عفاف و حجاب اسلامي ميتواند سرمشق و الگوي مطلوبي براي برنامهسازان، تهيهكنندگان و عوامل درگير در توليد برنامههاي نمايشي و از جمله سريالهاي مختلف رسانه ملي محسوب گردد.
در اين راستا در اين پژوهش، تلاش شده است به مباني فقهي و اسلامي موضوع عفاف و حجاب، ديدگاههاي علماء و مراجع عظام تقليد در خصوص عفاف اسلامي و حد و حدود روابط زن و مرد و همچنين سياستها و موازين افق رسانه ملي در اين خصوص پرداخته شود و ضمن بررسي مفاهيم مختلف مرتبط با عفاف، شاخصهايي را براي سنجش عفاف اسلامي در مجموعههاي نمايشي رسانه ملي طراحي نموده
و با استفاده از اين شاخصها به بررسي و سنجش دقيقتر اين موضوع در برنامههاي نمايشي رسانه ملي بپردازيم.
اين پژوهش به دنبال بررسي موضوع عفاف در برنامههاي نمايشي رسانه ملي است. براي دستيابي به اين هدف كلي تحقيق، مقولات زير را، كه از جمله اهداف فرعي اين تحقيق هستند، بررسي ميكنيم:
ـ مفهوم عفاف و ابعاد آن؛
ـ حدود و ضوابط شرعي مربوط به عفاف در احكام و مباني اسلامي؛
ـ مباني و جايگاه عفاف در بينش اسلامي و اديان الهي و مقايسه آن با بينشهاي سكولار و ماترياليستي؛
ـ رهنمودهاي تربيتي ـ اخلاقي اسلام در زمينه عفاف؛
ـ ديدگاهها و فتاواي مراجع عظام تقليد در مورد عفاف؛
ـ چگونگي گسترش و آموزش و ترويج عفاف بر اساس معارف و مباني اسلامي
ـ قوانين و مقررات رسانه ملي در زمينه عفاف در برنامههاي نمايشي رسانه ملي؛
ـ راهكارهاي رسانهاي درباره ترويج عفاف در برنامههاي نمايشي و سريالهاي رسانه ملي؛
ـ نمودهايي از عملكرد رسانه ملي در زمينه عفاف در سريالهاي تلويزيوني؛
ـ عملكرد سريالهاي تلويزيوني صدا و سيما در موضوع عفاف و حجاب اسلامي؛
ـ ميزان انطباق روابط ميان غير محارم در سريالهاي صدا و سيما با توجه به شاخصهاي عفاف و حجاب اسلامي (برآمده از ديدگاههاي مراجع عظام تقليد و مباني فقهي اسلامي).
زير فصل ها
پرسش اصلي
پرسشهاي فرعي
پرسش اصلي
معيارها و ملاكهاي عفاف از منظر اسلام چيست و نقش رسانه در اين زمينه بايد چگونه باشد؟
پرسشهاي فرعي
مهمترين راهكارهاي آموزش، گسترش و ترويج حجاب از منظر معارف اسلامي چيست؟
بر اساس ديدگاهها و فتاواي مراجع عظام تقليد، مهمترين احكام و ضوابط اسلامي در زمينه عفاف، شامل چه مواردي است؟
مهمترين شاخصهاي رعايت و ترويج عفاف در برنامههاي نمايشي صدا و سيما كدام است؟
مهمترين آسيبها و ضعفهاي برنامههاي نمايشي صدا و سيما در حوزه عفاف كدامند؟
راهكارهاي ترويج عفاف در برنامههاي نمايشي رسانه و رفع آسيبهاي فرهنگي در اين زمينه چيست؟
مهمترين تحقيقات مرتبط با عنوان پژوهش حاضر عبارت است از:
الف) حاجيلري، عبدالرضا (1384). «شناخت نگرش دانشجويان پيرامون وضعيت روابط دختر و پسر در دانشگاهها و آگاهي آنها از حدود شرعي روابط بين دو جنس»، معاونت پژوهشي جهاد دانشگاهي، واحد علامه طباطبايي.
اهداف اين طرح عبارت بودهاند از:
بررسي نگرش دانشجويان نسبت به انگيزهها و شرايط شكلگيري رابطه بين دو جنس در محيط دانشگاه؛
بررسي نگرش دانشجويان نسبت به سطوح مختلف روابط بين دو جنس در دانشگاهها؛
بررسي آگاهي دانشجويان از حدود شرعي روابط بين دو جنس.
جامعه آماري اين تحقيق، مركب از مردان و زناني است كه با يكديگر كنش متقابل دارند و در تداوم نظام اجتماعي به همديگر ياري ميرسانند. به دليل اهميت و جايگاه شرع در جامعه ايران در تحقيق حاضر سعي شده است ميزان آگاهي دانشجويان از حدود شرعي روابط بين دو جنس نيز سنجيده شود.
اين تحقيق در 5 فصل تهيه شده است. فصل اول به بيان مسئله، اهداف و پرسشهاي تحقيق و اهميت و ضرورت تحقيق پرداخته و فصل دوم، ادبيات و چارچوب نظري تحقيق را بررسي كرده است.
فصل سوم، به مباني ديني روابط دختر و پسر ميپردازد. در اين فصل، ابتدا به مباني قرآني روابط دختر و پسر پرداخته و رابطه دختر و پسر از منظر فقهي بررسي شده است. همچنين نظر فقهاي بزرگ معاصر در اين زمينه مطرح ميشود. در ادامه، ارتباط بصري پسران با دختران و ارتباط بصري دختران با پسران؛ ارتباط كتبي و الكترونيكي؛ ارتباط
فيزيكي و بدني و اختلاط دختران و پسران به طور جداگانه بررسي شده است. فصل چهارم نيز به مباني و روش تحقيق پرداخته است. اين تحقيق از نوع تحقيقات پيمايشي ـ توصيفي است كه با پيمايش نگرشهاي دانشجويان در مورد وضعيت روابط دختر و پسر در دانشگاهها و سنجش ميزان آگاهي آنها درباره حدود شرعي روابط دو جنس به توصيف آن پرداخته است.
در فصل پنجم به توصيف و تحليل يافتههاي تحقيق پرداخته كه شامل سه بخش است. نويسنده در بخش اول از ويژگيهاي جمعيتشناختي نمونه بحث ميكند. در بخش دوم، دادههاي توصيفي و در بخش سوم، استنباطهاي آماري را بيان ميكند. در فصل ششم نيز به خلاصه و نتيجهگيري پرداخته است. بر اساس يافتههاي پژوهش، برآوردن نيازهاي طبيعي انساني كه آرامش روحي و رواني در كنار جنس مخالف، يكي از آنهاست، در يك بستر طبيعي و تعريفشده در چارچوب ضوابط و قوانين آسانگير، ميتواند بخشي از مشكلات را رفع كند. همچنين شناخت ابعاد وجودي جنس مخالف و كسب تجربه حداقلي از سوي افراد ميتواند آنها را به سوي برقراري ارتباط با جنس مخالف سوق دهد و به عنوان انگيزهاي نسبتاً مؤثر عمل كند. همچنين دادههاي تحقيق با توجه به شرعي و غير شرعي بودن احكام مطرحشده در پرسشنامه نشان ميدهد فضاي دانشگاه و جامعه به سهلگيري ارتباط بين دو جنس در بين دانشجويان گرايش دارد و بخش قابل توجهي از دانشجويان يا از احكام ديني بياطلاع بوده يا امور غير شرعي را شرعي تلقي ميكردهاند. بحث آخر نيز به بيان پيشنهاد اختصاص يافته است.
ب) شاكرينژاد، محسن (1388). «مؤلفههاي حجاب و عفاف در
پربينندهترين فيلمهاي سينمايي ايران در سال 1386»، دانشكده صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران.
شاكرينژاد در پاياننامه كارشناسي ارشد رشته تحقيق در ارتباطات كه به راهنمايي محمدعلي هرمزيزاده و مشاوره ناصر باهنر در سال 1388 در دانشكده صدا و سيما انجامشده، در بيان ضرورت اين تحقيق آورده است:
بررسي محتواي برنامههاي فيلمهاي سينمايي و برنامههاي تلويزيوني به دليل تأثيراتي كه بر پوشش و رفتار مخاطبان دارد، تا حدودي ميتواند عملكرد رسانه ملي را در زمينه ترويج حجاب و عفاف از اين طريق ارزيابي كند.
نويسنده در اين تحقيق، مؤلفههاي حجاب و عفاف را در پربينندهترين فيلمهاي سينمايي ايران كه در سال 1386 از شبكههاي اول، دوم و سوم سيما پخش شدهاند، با روش تحليل محتوا بررسي كرده است.
ابتدا شاخصهاي عفاف و حجاب شخصيتهاي زن بر اساس معيارهاي اسلامي و سياستهاي اجرايي رسانه ملي بررسي و سپس شخصيتهاي چادري به عنوان صاحبان حجاب برتر تحليل شدهاند.
در كنار آن، مؤلفههاي حجاب و عفاف، در شخصيتهايي بررسي شده است كه داراي تحصيلات دانشگاهي، زندگي سطح بالا، محبوبيت و زيبايي هستند و ممكن است مخاطبان آنها را الگوي خود انتخاب كنند. در نهايت، عملكرد رسانه ملي در زمينه ترويج حجاب و عفاف در حوزه توليد و تأمين فيلمهاي سينمايي تحليل شده است.
نتايج اين پژوهش نشان ميدهد شاخصهاي مشاهده شده در زمينه
عفاف و حجاب در بسياري از موارد با معيارهاي اسلامي و نيز سياستگذاريهاي اجرايي افق رسانه در هر دو حوزه توليد و تأمين فيلمهاي سينمايي چندان تطابق ندارد.
ج) هرمزيزاده، محمدعلي (1374). «بررسي ارزشهاي اسلامي در سريالهاي همسران و آپارتمان»، مركز مطالعات تحقيقات و سنجش برنامهاي سازمان صدا و سيما.
هرمزيزاده و همكارانش در اين تحقيق به روش تحليل محتوا، ارزشهاي اسلامي را در اين دو سريال پر بيننده سال بررسي كردهاند. در بخش نتايج اين تحقيق آمده است: در سريال آپارتمان، از چادر كه حجاب ملي بانوان ايراني است، چهره درستي ترسيم نشده است. در اين سريال، شش زن جوان حضور دارند كه سه تن از آنان، چادري هستند. از ميان سه زن چادري سريال، تنها يكي از آنان تا حدّي جاذبههاي اخلاقي و اجتماعي دارد و دو تن ديگر با وجود چادري بودن، چهرههايي نامحبوبند و هيچگونه جاذبه اخلاقي و اجتماعي ندارند. بر عكس، سه زن غير چادري، چهرههاي محبوبي هستند. اينگونه تقسيمبندي، نوعي جهتگيري پنهان بر ضد چادر بهشمار ميآيد.
د) آذرشين، سيد امير (1385). «مطالعه نقش زن در نمايشهاي تلويزيوني بر اساس سه ديدگاه اسلامي، فمينيستي و سنتي»، دانشكده صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران.
در اين پاياننامه كه به راهنمايي ناصر باهنر و مشاوره سيد محمد دادگران در سال 1385 در دانشكده صدا و سيما انجام شده، نقش زن در دو سريال «پس از باران» و «مسافري از هند» مقايسه شده است. در اين پاياننامه حجاب به طور مستقيم بررسي نشده، ولي آذرشين در يكي از
متغيرهاي تحقيق خود، پوشش را به سه دسته اسلامي، (حجاب كامل و متين)، فمينيستي مردانه (شبيه الگوهاي غربي) و سنتي (حجاب سخت و دست و پا گير) تقسيمبندي كرده است. همچنين در بخش ديگري از اين تحقيق، رابطه با نامحرم به همين سه دسته تقسيم شده، به گونهاي كه رابطه با نامحرم را از منظر اسلامي، با حفظ اصول اسلامي و متين؛ فمينيستي، راحت و بدون اشكال و سنتي را با واسطه و غير مستقيم تعريف كرده است.
در بخش نتايج، اين اطلاعات به دست آمده است: در سريال «پس از باران»، شخصيت مرضيه در زمينه پوشش با فراواني ٨٣ مورد، پوششي ١٠٠ درصد اسلامي داشته است. همچنين از مجموع ٣۵ مورد ارتباط با نامحرم، ١٠٠ درصد ارتباط اسلامي با نامحرم داشته است. شخصيت شهربانو با فراواني ۵۶ مورد، پوششي ١٠٠ درصد سنتي داشته است. شخصيت شيرين با فراواني ۴٩ مورد، پوششي ١٠٠ درصد سنتي داشته و در زمينه ارتباط با نامحرم در مجموع ٢٩ مورد ارتباط، ١٠٠ درصد سنتي عمل كرده است. شخصيت خانم بس در زمينه پوشش با فراواني ۴٣ مورد، ١٠٠ درصد پوشش سنتي داشته و در زمينه ارتباط با نامحرم در مجموع، ١٠٠ درصد اسلامي عمل كرده است.
در سريال «مسافري از هند»، شخصيت سيتا در زمينه پوشش، ٩٩ درصد پوشش اسلامي داشته و در زمينه ارتباط با نامحرم، 93 درصد اسلامي و 7 درصد فمينيستي عمل كرده است.
ه) ساعي، محمد حسين (1386). «تحليل محتواي ارزشهاي اسلامي در سريال زير تيغ»، دانشكده صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران.
در اين پاياننامه كه به راهنمايي محمدعلي هرمزيزاده و مشاوره
ناصر باهنر در سال 1388 در دانشكده صدا و سيما انجام شده، ارزشهاي اسلامي، اخلاقي، اعتقادي و رفتاري در شخصيتهاي سريال بررسي شده است. هر چند اين نوشته در ميان ارزشها به بررسي ارزش حجاب نپرداخته، در بخش پيشنهادها چنين آورده است: «چادر يكي از گونههاي پوشش خاص شيعيان ايراني است و بيترديد، از اجزاي برجسته زندگي مردم اين سرزمين محسوب ميشود (كما اينكه در عمده كشورهاي اسلامي از چادر به عنوان حجاب استفاده نميشود. در عين اينكه از منظر نشانهشناختي، كاملترين دال مادي به معناي عفاف و حيا در فرهنگ شيعي ماست). ظرفيت معنايي اين پديده فرهنگي قابليت آن را در پيامرساني مذهبي بسيار بالا برده است. اين ظرفيت عظيم مورد توجه برنامهسازان و سياستگذاران صدا و سيما نيز بوده و موجب شده است در بسياري از توليدات تلويزيوني از جمله سريال پربيننده و موفق «زير تيغ»، چادر به يكي از اصليترين و محوريترين نشانهها و نقشها تبديل شود، تا جايي كه گهگاه از برخي اخبار شنيده ميشود شخص رئيس سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، از مديران و تهيهكنندگان دستاندركار در توليد سريالهاي تلويزيوني، به ويژه سريالهاي الف و الف ويژه خواسته است تا حد ممكن از چادر براي پوشش زنان استفاده كنند. اين نگاه به مقوله چادر جاي قدرداني و حمايت دارد، اما همانگونه كه واضح است، چادر انگاره و پيشينهاي جا افتاده در فرهنگ دارد. ذهنيت تاريخي و مذهبي ايرانيان از صاحب چادر، انتظارهاي خاصي دارد. اگر آن انتظارها برآورده نشود، در رابطه مخاطبان تلويزيون با صاحب چادر اختلال ايجاد ميشود و پس از مدتي و در صورت ادامه برخي نابهنجاريها، اصل وجود اين نوع از حجاب برتر
براي آن فرد زير سؤال ميرود. استفاده از چادر از سوي شخصيتهاي منفي زن سريالهاي تلويزيوني ميتواند آثار نامطلوبي بر معاني ذهني مخاطبان از اين نشانه فرهنگ شيعي داشته باشد. براي مثال، در سريال «زير تيغ»، استفاده شخصيت مريم، دختر اوس محمود (با بازي الهام حميدي و شخصيت فخري)، خواهر رضا و دختر جعفر آقا) با بازي نگار جواهريان) از چادر به عنوان زنان محبوب، چيزفهم، معصوم و حتي زيباي سريال ميتواند با توجه به نظريه يادگيري باندورا و نظريه رشد اخلاقي كلبرگ بر مخاطبان، به ويژه بر مخاطبان كودك و نوجوان اثر مثبت داشته باشد. با اين حال، استفاده همزمان شخصيت منفي زن سريال (عاليه)، زن قدرت) با بازي معصومه آقاجاني) نيز از پوشش چادر با وجود مشخصههاي منفي سيرتي و حتي ظاهري ممكن است تأثيرات پيشگفته را كاهش دهد.
و) جعفري، علي (1386). «خانمهاي چادري تلويزيون»، ماهنامه رواق هنر و انديشه، شماره ١١.
محقق در اين مقاله وضعيت پوشش چادر در تلويزيون را بررسي كرده است. وي در اين مقاله با تمركز بر يكي از مهمترين پوششهاي زنان در تلويزيون جمهوري اسلامي ايران، قصد دارد زمينه مناسبتري را براي بحثهاي مربوط به تأثيرات فرهنگي صدا و سيما به شيوه پوشش فراهم آورد و برخي آسيبها را گوشزد كند.
به نظر وي، چادر در بسياري از توليدات تلويزيوني، به يكي از اصليترين و محوريترين نشانهها و نقشها تبديل شده است. دو كانون اصلي، تجليگاه حضور چنين پوششي است: مجريان زن تلويزيون و يكي از نقشهاي اصلي زن در بيشتر سريالهاي تلويزيوني.
در برنامههاي تلويزيون، خانمهاي چادري در حالي كه از يك نظر، چادري محسوب ميشوند، از نظر ديگر كاملاً غير چادري هستند، چراكه تقريباً قريب به اتفاق عناصر معنوي چادر در منش، رفتار، گفتار، ارتباطات غير كلامي و ديگر باورها و ارزشهاي ايشان به چشم نميخورد.
وي براي توضيح بيشتر به برخي ويژگيهاي ذاتي اين نوع پوشش اشاره ميكند كه موجب تمايز آن با ديگر پوششهاست.
مهمترين اقتضاي كاركردي چادر، دافعه آن در ارتباطات اجتماعي به ويژه در روابط ميان فردي و گروهي خارج از چارچوب خانواده و روابط زنانه است. چادر يك «نه بزرگ» به همه نامحرمان است و اصل اول در آن، طرد همه است مگر اينكه صاحب اين پوشش اجازه مراوده را به بيگانگان بدهد. بدين ترتيب، نميتوان پذيرفت خانمي چادر سر كند، ولي حال، رفتارهاي باز، مراودههاي مستمر و طولانيمدت و ارتباطات آزاد با نامحرم داشته باشد. منظور هم اين نيست كه همه اين نوع تعاملها از نظر شرع، حرام است. البته از نظر شرع، پسنديده نيست و سخن اين است كه از نظر عقلي و عرفي، كسي كه چنين سبكي از زندگي آزادتري را انتخاب ميكند، چادر را به عنوان حجاب بر نخواهد گزيد. حال چگونه است كه مجريان چادر به سر يا بازيگران نقشهاي چادرمحور در عين پوشيدن سختترين حجاب، نرمترين روابط را با نامحرمان دارند؟
گپ زدن مجريان چادري با مهمانان مرد برنامهها و همكاران تلويزيوني، همصحبتشدنهاي طولاني بازيگران چادر به سر، با مردان نامحرم در نقشهاي مقابل و يكي به دوكردنها، شوخيها و حرف زدنهاي شبه عاشقانه و حتي عاشقانه و عاطفي، همه از مصاديق چنين
پديده عجيبي است. به نظر نويسنده، تيپهاي صدا و سيمايي در جمع كردن ظاهري اين دو رويكرد متضاد و عادي جلوه دادن چنين تناقص آشكاري بسيار اثرگذار و موفق بودهاند.
ز) شفيعي سروستاني، ابراهيم (1391). آيين برنامهسازي درباره فرهنگ عفاف و حجاب، مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما.
كتاب آيين برنامهسازي درباره فرهنگ عفاف و حجاب كه جديدترين اثر پژوهشي در حوزه عفاف و حجاب است، به بررسي جايگاه و نقش رسانه ملي در گسترش و نهادينهسازي فرهنگ عفاف و حجاب از چند ديدگاه مختلف پرداخته است. نويسنده در اين كتاب، چهار ديدگاه راهبردي، سازماني، سياستگذاري و برنامهسازي را بررسي و تحليل كرده است.
به اعتقاد نويسنده، در ديدگاه راهبردي، تبيين و تعيين راهبردهاي رسانه ملي در پرداختن به مقوله عفاف و حجاب اهميت دارد. همچنين در ديدگاه مأموريت و وظيفه سازماني، هدف مطالعه و پژوهش، شناسايي وظايف و مسئوليتهايي است كه سازمان صدا و سيما با توجه به اسناد بالادستي و رهنمودهاي مقام معظم رهبري در زمينه گسترش و نهادينهسازي فرهنگ عفاف و حجاب بر عهده دارد. در ديدگاه سياستگذاري، موضوع تحليل و بررسي، تعيين سياستها و بايد و نبايدهايي است كه صدا و سيما در اين حوزه بايد به آنها توجه كند.
در زمينه ديدگاه برنامهسازي، بررسي و تحليل با هدف شناسايي ايدهها، موضوعها، اولويتها و قالبهاي مناسب برنامهسازي انجام ميشود.
نويسنده معتقد است در حال حاضر، بررسي و تحليل موضوع
حجاب و عفاف در رسانه از همه ديدگاههاي چهارگانه ضرورت دارد و رسانه ملي بدون داشتن پشتوانههاي پژوهشي قابل اتكا در هر يك از اين زمينهها نميتواند رسالت و مسئوليت مهم خود را در حوزه گسترش و نهادينهسازي فرهنگ عفاف و حجاب به انجام رساند.
در اين كتاب، راهبردها، وظايف و مسئوليتهاي رسانه ملي در گسترش فرهنگ عفاف و حجاب بنا بر مصوبه شوراي فرهنگ عمومي، بايستههاي تحقق اين وظايف و مسئوليتها و همچنين اولويتها، بايستهها و سياستهاي برنامهسازي در اين زمينه بررسي شده است.
به اعتقاد نويسنده، برخي از مهمترين راهبردهاي رسانه ملي در موضوع عفاف و حجاب عبارتند از:
الف) گفتمانسازي در زمينه فرهنگ عفاف و حجاب؛
ب) تقويت انگيزههاي دروني افراد براي رعايت عفاف و حجاب؛
ج) نهادينهسازي عفاف و حجاب با فعاليتهاي فرهنگي؛
د) ايجاد همگرايي و همافزايي در سازمانها و نهادهاي مسئول؛
ه) تقويت احساس مسئوليت والدين، مربيان و معلمان؛
و) افزايش احساس مسئوليت اجتماعي در برابر پديده بدحجابي؛
ز) احياي هويت اسلامي زنان و دختران؛
ح) توجه دقيق به مرزهاي زنانگي و مردانگي.
نويسنده در ادامه، مهمترين وظايف و مسئوليتهاي رسانه ملي را در تحقق هر چه بهتر موضوع عفاف و حجاب اسلامي بررسي ميكند و اين مسئوليتها را در قالب موارد زير برميشمرد:
الف) آموزش احكام حجاب و روابط زن و مرد؛
ب) تبيين فلسفه و چرايي عفاف و حجاب؛
ج) ترويج و نهادينهسازي فرهنگ عفاف و حجاب؛
د) معرفي و ترويج الگوهاي مناسب عفاف و حجاب؛
ه) به تصوير كشيدن زنان موفق باحجاب؛
و) نشان دادن آثار منفي رعايت نكردن عفاف و حجاب؛
ز) تبيين تاريخچه رواج فرهنگ برهنگي در غرب و ايران؛
ح) سياستگذاري مناسب در زمينه رعايت عفاف و حجاب؛
ط) نظارت بر فرآيند تأمين و پخش فيلمها و سريالهاي خارجي؛
ي) تشويق عوامل مؤثر در رشد و گسترش فرهنگ عفاف و حجاب؛
ك) فرهنگسازي براي ازدواج آسان جوانان؛
ل) زمينهسازي براي اجراي كامل طرح.
نويسنده در بخش بعدي اين كتاب، به بررسي بايستههاي تحقق عفاف و حجاب با توجه به وظايف و مسئوليتهاي رسانه ملي در اين زمينه ميپردازد و برخي از مهمترين اين بايستهها را برميشمرد. برخي از اين بايستهها به صورت فهرستوار عبارتند از:
الف) عزم جدّي مديران رسانه ملي براي تحقق اين وظايف؛
ب) وارد كردن اين وظايف و مسئوليتها در برنامههاي سالانه؛
ج) طراحي برنامه زمانبندي براي تحقق كامل اين وظايف؛
د) تقويت فرآيند ارزيابي و نظارت برنامهها؛
ه) پيشبيني ضمانت اجراهاي لازم؛
و) بازنگري در سياست برونسپاري توليد برنامههاي سيما؛
ز) بهرهگيري از نيروي انساني متعهد و ارزشي در همه سطوح؛
ح) پيگيري جدّي اجراي سياستها و ضوابط حاكم بر برنامهها؛
ط) توجه به نفوذ دشمن در فضاي رسانه.
نويسنده، مهمترين اولويتهاي برنامهسازي در حوزه عفاف و حجاب در رسانه ملي را در دو سطح برنامههاي نمايشي و مستند، تركيبي و گفتوگومحور معرفي كرده است. همچنين در بخش پاياني كتاب براي تحقق كامل رسالت رسانه ملي در زمينه گسترش و نهادينهسازي فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه، سياستهاي برنامهسازي در رسانه ملي در موضوع عفاف و حجاب را بررسي كرده، مهمترين اين سياستها را چنين برشمرده است:
الف) توجه به جنبههاي مختلف موضوع؛
ب) بهرهگيري از پژوهش در توليد برنامهها؛
ج) بهرهگيري از كارشناسان ديني توانمند در توليد برنامهها؛
د) وجود انسجام و همافزايي در برنامهها؛
ه) توجه به ارتباط نظاممند معارف و آموزههاي اسلامي؛
و) بهرهگيري از قالبها و روشهاي گوناگون برنامهسازي؛
ز) اولويتبخشي به كودكان و نوجوانان؛
ح) توجه به ويژگيهاي روانشناختي مخاطبان برنامهها؛
ط) توجه به مجموعه آموزههاي اسلامي در زمينه روابط زن و مرد؛
ي) توجه به شرايط اثرگذاري پيام؛
ك) توجه به سطوح مختلف اثر رسانه؛
ل) خنثي نكردن اثر برنامههاي مناسب؛
م)پرهيز از ترويج الگوي پوشش رايج در شهر تهران؛
ن) استفاده بهجا و مناسب از پوشش چادر براي بازيگران؛
ف) تبليغ و ترويج عفاف و حجاب در روند معمول فيلمها.
براي بررسي عفاف در برنامههاي نمايشي رسانه ملي كه موضوع اصلي پژوهش حاضر است، به بررسي و تحليل محتوايي دو سريال تلويزيوني پرمخاطب پرداختهايم.
براي اين منظور، سريالهاي «فاصلهها» و «ستايش» به صورت هدفمند، انتخاب و آيتمها و مقولات مربوط به عفاف اسلامي كه از ديدگاههاي مراجع عظام تقليد استخراج شدهاند، بررسي و تحليل محتوايي شدند.
براي انجام دادن اين پژوهش از دو روش مطالعه كتابخانهاي و روش «تحليل محتوا»(1)استفاده شده است؛ چرا كه هرگونه تحقيق و بررسي با استفاده از اين روش، قابل بازبيني و بازسازي است و محقق ديگري ميتواند نتايج به دست آمده را بازبيني كند. افزون بر آن، روشي است منظم؛ يعني از هرگونه انتخاب دلخواه كه تنها با نظريههاي محقق انطباق دارد، جلوگيري ميكند.
فرد ان كرلينجر در اين زمينه معتقد است: «تحليل محتوا روشي براي مطالعه و تحليل ارتباطات به شيوهاي نظاممند، عيني و كمّي با هدف اندازهگيري متغيرهاست.»(2)بنا بر تعريف چارلز رايت نيز روش «تحليل محتوا»، روش پژوهشي است كه براي شرح و طبقهبندي نظاميافته محتواي ارتباطات و پيامهاي رسانهاي، بر حسب مقولههايي كه به طور معمولي از پيش تعيين شدهاند، استفاده ميشود.
اين روش تحقيق، به تجزيه و تحليل پيامهاي توليدشده ميپردازد و بر اساس فرضيههاي خود، پرسشهايي را مطرح ميكند و در قالب كدنامه تحقيق، هريك از اين پرسشها را به عنوان متغيرهاي تحقيق جا ميدهد. روش تحليل محتوا، روش مهم مطالعه اجتماعي است كه با آن ميتوان مسائل و موضوعات مورد بحث در رسانهها را بررسي كرد.
نمونه آماري اين تحقيق از طريق روش نمونهگيري «تصادفي ساده» انتخاب شد. براي انتخاب نمونههاي اين تحقيق، فرآيند كار به اين صورت است كه از ميان قسمتهاي دو سريال «فاصلهها» و «ستايش»، با استفاده از قرعهكشي، 20 قسمت هريك از اين دو سريال را انتخاب كرديم. آنگاه تمامي سكانسها (صحنههاي) اين قسمتها كه در مورد بحث عفاف و مرتبط با اين موضوع بود، با توجه به متغيرهاي تعريفشده بررسي شد.
براي رسيدن به پاسخ پرسشهاي اين تحقيق در مورد بررسي مفهوم عفاف و ابعاد آن، بررسي حدود و ضوابط شرعي مربوط به عفاف (احكام و فتاوا) و بررسي ديدگاهها و فتاواي مراجع عظام تقليد درباره عفاف، از مطالعه كتابخانهاي و بررسي ديدگاههاي انديشمندان در زمينه اين موضوعات استفاده شده است.
در اين مطالعه، واحد تحليل، براي همه متغيرها، سكانس (صحنه) است. براي تجزيه و تحليل اطلاعات در اين پژوهش، ابتدا دستورالعمل كدگذاري متغيرها در سريالهاي مورد بررسي با توجه به تعاريف نظري
و عملياتي متغيرها، مشخص و تعريف ميشود. سپس بر اساس چارچوب كدگذاري، عمليات كدگذاري انجام ميگيرد. اين كار روي برگههاي كدگذاري انجام شد و هر صحنه (سكانس)، يكي از ستونهاي كدنامه را به خود اختصاص داد و در نهايت، با استفاده از نرم افزار كامپيوتري (اس.پي.اس)، محاسبات آماري انجام شد.
براي توصيف و تبيين دادهها، سنجش تفاوت متغيرها و پاسخها، از تلخيص و دستهبندي يافتهها در قالب جدولهاي توزيع فراواني يك بعدي و دو بعدي (توافقي) و آزمونهاي آماري مربوط استفاده شده است. در اين تحقيق، تمامي مطالب نمونه مورد بررسي، پس از ثبت و كدگذاري در برگههاي مخصوص و انتقال به كامپيوتر، از طريق نرمافزار (اس. پي. اس. اس.) پردازش شد.
ـ سريال تلويزيوني
سريال تلويزيوني، نمايشي تلويزيوني است كه داستاني را در قسمتهاي مختلف و متفاوت ارائه ميدهد. زمان مشخص و شبكه خاص از ويژگيهاي اينگونه نمايش است.
ـ سكانس (صحنه)
حسينپور سكانس را چنين تعريف ميكند: «سكانس عبارت است از واحدي از يك فيلم، تركيب شده از تعدادي نماهاي وابسته به هم كه از طريق لوكيشن يا حادثه دراماتيك به يكديگر پيوند خورده است».(1)
1) جعفر بروجردي حسني، از ايده تا فيلمنامه، ص 232.
ـ رسانه
رسانه، در مفهوم ارتباطي آن، عاملي است كه ميتواند پيامي را به مخاطب انتقال دهد. در بيشتر تعاريف ارائهشده از رسانه، بيشتر به نقش پيامرساني آن توجه شده است. مارشال مك لوهان در تعريف رسانه ميگويد: «رسانه همان پيام است.»(1)همچنين در فرهنگ روزنامهنگاري، واژه «رسانه» به معناي مجموعه ابزارها و روشهايي تعريف شده است كه براي ايجاد ارتباط با مخاطبان انبوه به كار ميرود.(2)
ـ رسانه ملي
منظور از رسانه ملي در اين پژوهش عبارت است از: همه شبكههاي راديويي و تلويزيوني سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران كه در طول شبانه روز، از طريق امواج براي مخاطبان به روي آنتن فرستاده ميشود و مخاطبان از طريق راديو و تلويزيون دريافت ميكنند. صدا و سيماي
ايران داراي 11 شبكه تلويزيوني سراسري، 31 شبكه تلويزيوني استاني، 10 شبكه تلويزيوني برونمرزي، 2 شبكه تلويزيوني اينترنتي، شش ايستگاه راديويي برونمرزي به بيست و پنج زبان گوناگون، 13 شبكه راديويي سراسري، 1 شبكه راديويي اينترنتي و 40 شبكه راديويي استاني و محلي است.
ـ برنامههاي نمايشي
نمايش در معناي اعم آن به معني انجام دادن يك عمل از پيش
تعيينشده و عبارت از انجام دادن يا تظاهر به انجام دادن امري است كه خود در هر لحظه، بر چگونگي رخ دادن آن واقف هستيم (لغتنامه دهخدا). برنامههايي كه براي ارائه پيام به مخاطب يا القاي كاربرد آموزش و انتقال ميراث فرهنگي و احياي عملكرد سرگرمي در رسانه از زبان نمايش بهره ميگيرند. سريال، مستند، انيميشن يا تلهفيلم در توليدات صدا و سيما در مقولههاي برنامه نمايشي رسانه طبقهبندي ميشود.
ـ شخصيت
شخصيت در اثر نمايشي، فردي است كه كيفيت رواني و اخلاقي او در عمل او و آنچه ميگويد و ميكند، وجود داشته باشد.
ـ سكانسهاي مرتبط با موضوع عفاف
همه سكانسها (صحنههايي) از سريالها كه در آن، پيام بين زن و مرد نامحرم ارسال يا دريافت ميشود.
ـ نامحرم
منظور از نامحرم، همه افرادي هستند كه هيچگونه رابطه نسبي، سببي يا رضاعي با فرد ندارند و ازدواج با آﻧﻬا منع شرعي ندارد؛ يعني افرادي غير از پدر، پدر بزرگ پدري و مادري، اجداد پدري و مادري، برادر و فرزندان و نوادگان او، خواهر، فرزندان و نوادگان او، دايي، عمو و همچنين شوهر و فرزندان او، پدر و اجداد پدري و مادري شوهر و افرادي كه به واسطه شير خوردن بر انسان محرم ميشوند.
ـ مخاطب
مك كوئيل معتقد است: «مخاطب، دريافتكننده پيام است كه ميتواند فرد يا گروهي نامتجانس باشد».(1)
ـ ازدواج
ازدواج، پيوندي است كه ميان زن و مرد بسته ميشود و سبب پيدايي خانواده و تداوم آن است.
ـ عفاف
عفاف در لغت به معناي باز ايستادن از حرام، پارسايي كردن، خودداري از كار زشت و نارواست.(2)پايه عفاف، خويشتنداري است و ردّپايي از جنسيت يا اختصاص يافتن به جنس خاص (زن) وجود ندارد. تجليل نيز رعايت عفت متقابل را اينگونه تعريف ميكند:
«پديد آمدن حالتي براي نفس انساني كه با آن از غلبه شهوت جلوگيري كند».(3)
ـ حجاب
حجاب درلغت به معني پرده، چادر، روپوش و آنچه با آن چيزي را بپوشانند و چيزي كه مانع بين دو چيز ديگرباشد، تعريف كرده اند.(4)همچنين در فرهنگ معين حجاب، ستر و نقابي كه زنان چهره خود را بدان
پوشانند و برقع و چادري كه زنان سر تا پاي خود بدان پوشانند معني شده است.(1)از نظر لغوي نيز لغت حجاب به معناي پوشيدن، پرده و حاجب به كار رفته و در هيچ موردي اصالتاً به معناي نوع، سبك پوشيدن و نوع سبك لباسي كه پوشيده ميشود، اطلاق نشده است.(2)در اصطلاح فقهي نيز براي رساندن معناي پوشش زنان، از لغت حجاب استفاده نشده است.(3)معناي اصطلاحي جديد اين واژه، عبارت است از پوششي كه زن در برابر نامحرمان بايد استفاده كند و از جلوه گري و خود نمايي بپرهيزد .
ـ سريالهاي مورد بررسي
سريالهاي مورد بررسي در اين پژوهش عبارتند از:
فاصلهها؛
ستايش.
ـ مكان ارتباط
عبارت است از مكان ارتباط ميان زن و مرد.
در اين پژوهش، مقولههاي مكان ارتباط به ترتيب عبارتند از:
خانه: برقراري ارتباط كلامي يا غير كلامي دختر و پسر در محيط خانه (منزل)؛
محل تحصيل (دانشگاه ـ دبيرستان): برقراري ارتباط كلامي يا غير كلامي ميان زن و مرد در محل تحصيل (دانشگاه ـ دبيرستان)؛
محل كار (اداره، شركت، سازمان، مؤسسه): برقراري ارتباط كلامي يا غير كلامي ميان زن و مرد در محل كار (اداره، شركت، سازمان يا مؤسسه)؛
كافيشاپ و رستوران: برقراري ارتباط كلامي يا غير كلامي ميان زن و مرد در كافيشاپ و رستوران؛
پارك و فضاهاي تفريحي: برقراري ارتباط كلامي يا غير كلامي ميان زن و مرد در پارك و فضاهاي تفريحي؛
ارتباط تلفني: برقراري ارتباط كلامي يا غير كلامي ميان زن و مرد، به وسيله تلفن يا موبايل (تلفن همراه)؛
ارتباط اينترنتي (سايبر): برقراري ارتباط كلامي يا غير كلامي ميان زن و مرد به وسيله شبكه اينترنت؛
ديگر فضاها: برقراري ارتباط كلامي يا غير كلامي ميان زن و مرد در مكاني يا به وسيله ابزاري به جز موارد 7 گانه بالا؛
نامشخص: برقراري ارتباط كلامي يا غير كلامي ميان زن و مرد در سريال قابل تشخيص نيست.(1)
ـ زمان ارتباط
عبارت است از مكان ارتباط ميان زن و مرد. در اين پژوهش، زمان ارتباط ميان زن و مرد عبارت است از:
1) طاهره راستي پيشه، تحليل محتواي روابط دختر و پسر در سريالهاي ايراني، صص 126 -129.
ظهر: برقراري ارتباط كلامي و غير كلامي ميان زن و مرد در محدوده زماني ظهر؛
عصر: برقراري ارتباط كلامي و غير كلامي ميان زن و مرد در محدوده زماني عصر؛
شب: برقراري ارتباط كلامي و غير كلامي ميان زن و مرد در محدوده زماني شب.(1)
ـ خودداري از نگاه آلوده (از روي ريبه) به نامحرم
هرگونه نگاه غير شرعي و ناپسند و از روي ريبه از سوي مرد به زن نامحرم يا برعكس كه از حدود شرعي خود، خارج است؛ مانند نگاههاي آلوده، نگاه جنسي و شهواني و... .
ـ حضور در مكاني خلوت و خصوصي
هرگونه ارتباط مرد و زن در مكانهاي خلوت، تنهايي و مكانهاي خلوت و بدون حضور ديگري.
ـ آرايش زن (دختر) درمقابل نامحرم
استفاده زن (دختر) از لوازم آرايشي به گونهاي كه آثار آرايش و تغيير چهره وي در رابطه با نامحرم در چهرهاش نمايان باشد، مثل سرخي گونه يا لب، برداشته شدن ابرو به شكل واضح و... .
ـ لحن نامتعارف با يكديگر
خارج شدن گفتار و لحن در مواجهه با يكديگر از جريان عادي و
1) طاهره راستي پيشه، تحليل محتواي روابط دختر و پسر در سريالهاي ايراني، ص 131.
طبيعي، مثل استفاده از كلمات ناپسند يا خارج از عرف در جريان رابطه با يكديگر.
ـ تمسخر يكديگر
استفاده از الفاظ و كلمات تمسخرآميز و تحقير كردن طرفين در جريان رابطه با يكديگر.
ـ صحبت كردن با ملاطفت و ناز و عشوه با يكديگر
هرگونه مكالمه غير عادي حاكي از ابراز احساسات غير معمولي، مانند استفاده از كلمات، الفاظ و عبارتهاي احساسبرانگيز و همراه با ناز و عشوه ميان دختر و پسر يا زن و مرد نامحرم در رابطه ميان آنها.
ـ رفتارهاي جلف زن و مرد نامحرم با يكديگر
داشتن هرگونه رفتار سبكسرانه و خامگونه مثل شوخيهاي نامتعارف يا استفاده از كلمات نامتعارف در عرف.
ـ موي آشكار زن در مقابل مرد نامحرم
ظاهر و نمايان بودن موي زن در مقابل مرد نامحرم در جريان رابطه با يكديگر.
ـ پوشش تنگ و چسبان زن در مقابل مرد نامحرم
نمايان بودن يا هرگونه برجسته بودن اندام ظاهري زن در مقابل مرد نامحرم، در جريان رابطه با يكديگر در يك سكانس.
ـ لوازم زينتي آشكار
استفاده زن از لوازم و وسايل زينتي و جواهر آلات در مقابل مرد نامحرم به گونهاي آشكار و در جريان رابطه ميان آنها.
ـ تماس بدني (عمدي يا غيرعمدي) با يكديگر
تماس و لمس بدني ميان زن و مرد در جريان رابطه با يكديگر.
ـ گفتوگو با افعال مفرد
استفاده از افعال مفرد در جريان رابطه ميان زن و مرد نامحرم.
ـ خطاب قرار دادن يكديگر با نام كوچك
استفاده كردن از نام كوچك يكديگر در رابطه.
ـ شوخيهاي مرد و زن نامحرم
هرگونه شوخي خارج از عرف مرد و زن نامحرم با يكديگر.
ـ روابط پيش از ازدواج دختر و پسر
هرگونه رابطه ناصحيح و بدون رعايت مرزهاي شرعي بين پسر و دختر نامحرم.
ـ رعايت حجاب و پوشش اسلامي زن (دختر)
حفظ حجاب اسلامي زن (دختر) در مقابل مرد (پسر) نامحرم در جريان ارتباط بين آنها در هر سكانس از سريال.
در اين پژوهش شاخصهاي داشتن رعايت حجاب و پوشش اسلامي زن بر مبناي داشتن پوشش مطلوب (استفاده از چادر به عنوان حجاب برتر) يا مانتوي بلند و پوشيده (به گونهاي كه بدن را به طور كامل بپوشاند)، استفاده نكردن از لباسهاي تنگ، چسبان يا مانتوي كوتاه در نظر گرفته شده است.
ـ پوشش زن در مقابل مرد
عبارت است از نوع لباسي كه زن در مقابل مرد نامحرم در هر سكانس از سريال، بيشتر آن را ميپوشد.
در اين پژوهش انواع پوشش مورد بررسي زن (دختر) در مقابل مرد (پسر) به اين شرح است:
ـ نوع حجاب زن در مقابل مرد
عبارت است از: نوع حجاب مورد استفاده زن در مقابل مرد نامحرم در هر سكانس از سريال.
انواع حجاب مورد بررسي زن (دختر) در مقابل مرد (پسر) نامحرم در اين پژوهش به اين شرح است:
1) طاهره راستي پيشه، تحليل محتواي روابط دختر و پسر در سريالهاي ايراني، ص 141.
چادر، مانتو، شلوار و مقنعه؛
چادر، مانتو، شلوار و روسري؛
چادر، مانتو، شلوار و شال؛
مانتو، شلوار و مقنعه؛
مانتو، شلوار و روسري؛
مانتو، شلوار و شال؛
سنتي؛
ديگر موارد.(1)
1) طاهره راستي پيشه، تحليل محتواي روابط دختر و پسر در سريالهاي ايراني، ص 1.
فصل دوم: بايستهها و ضرورتهاي عفاف در برنامههاي نمايشي رسانه ملي
زير فصل ها
بررسي مفهوم حجاب
بررسي مفهوم عفاف و ابعاد آن
حدود و ضوابط عفاف در آموزههاي اسلامي و احكام و فتاواي مراجع عظام تقليد
بررسي فتاواي مراجع درباره عفاف در برنامههاي نمايشي رسانه
اهداف و سياستهاي رسانه ملي در توليد برنامه در زمينه حجاب و عفاف
جمعبندي شاخصهاي نهايي عفاف اسلامي در برنامههاي نمايشي
«حجاب» در لغت به معناي پرده، حاجب، پوشيدن و پنهان كردن و منع از وصول است. همچنين به معناي مانع و پرده و پوشش آمده است.(1)حجاب به معناي پوشش اسلامي بانوان، دو بعد ايجابي و سلبي دارد. بعد ايجابي آن، وجوب پوشش بدن و بعد سلبي آن، حرام بودن خودنمايي به نامحرم است و اين دو بعد بايد در كنار يكديگر باشند تا حجاب اسلامي محقق شود. گاهي ممكن است يك بعد باشد، ولي ديگري نباشد كه در اين صورت، نميتوان گفت حجاب اسلامي محقق شده است.(2)
اگر به معناي عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بناميم، حجاب ميتواند اقسام متفاوتي داشته باشد، از جمله حجاب ذهني، فكري و روحي. علاوه بر اين، در قرآن از انواع ديگر حجاب نام برده شده است كه در رفتار خارجي انسان تجلي ميكند، مثل حجاب و پوشش در نگاه كه به مردان و زنان در مواجهه با نامحرم توصيه شده است.
مرتضي مطهري نيز در اين باره معتقد است:
كلمه «حجاب» هم به معني پوشيدن است و هم به معني پرده و
حاجب. بيشتر استعمالش به معني پرده است. اين كلمه از آن جهت مفهوم پوشش ميدهد كه پرده، وسيله پوشش است و شايد بتوان گفت كه به حسب اصل لغت، هر پوشش، حجاب نيست. آن پوشش، حجاب ناميده ميشود كه از طريق پشت پرده واقع شدن صورت گيرد. اين واژه در قرآن و حديث نيز با عنايت به همين معناي لغوي به كار رفته و معناي خاصي پيدا نكرده است. در دوران متأخر، اين واژه معناي اصطلاحي خاصي پيدا كرده و به پوشش خاص زنان اطلاق شده است.(1)
عفاف به معني رعايت حد و مرزها در روابط انساني است به نوعي كه هيجانات و احساسات و تمايلات انساني، موجب تجاوز از مرزهاي حق و عدالت و اخلاق نشود. عفاف و پاكدامني يكي از مهمترين نشانههاي حيات جامعه اسلامي است. «عفاف» با فتح حرف اول، ازريشه «عفت» است. «عفت، پديدآمدن حالتي براي نفس است كه به وسيله آن از فزونخواهي شهوت جلوگيري شود».(2)
واژه «عَفاف» به فتح عين، مصدر ماده «عَفَّ» است كه مصدر ديگر آن، «عِفّه» است و اين دو دقيقاً به يك معنايند و به جاي يكديگر به كار ميروند. كتاب «العين»، عفت را اينگونه معني كرده: «العفه الكفّ عما لا يَحِلُّ؛ عفت، خودداري از چيزي است كه حلال نباشد».(3)
«ابن منظور» در تعريف واژه «عفاف» مينويسد: «خودداري از عمل يا سخني كه حلال و نيكو نيست».(1)
«راغب اصفهاني» نيز مينويسد: «العفّه حصول حاله للنفسِ تمنعُ بها عن غلبه الشهوه؛ عفت حالت دروني و نفساني است كه به وسيله آن از غلبه شهوت جلوگيري ميشود» و در ادامه ميافزايد: «و أصله الإقتصار علي تناول الشيء القليل؛ اصل آن، اكتفا به بهره مندي كم از چيزي است».(2)
«عفاف» يا «عفت» به معناي اصطلاحي آن، از فضايل اخلاقي است كه همواره در تعاليم اسلامي جايگاه والايي داشته و توجه خاصي به آن شده است. در روايات متعددي، «عفاف»، بهترين عبادت شمرده شده(3)و اميرمؤمنان، حضرت علي عليه السلام آن را بهترين خوي و خصلت و سر منشأ هر خير و نيكي خوانده و مقام و منزلت عفيف را با مقام شهيد در راه خدا مقايسه كرده است.(4)
عفاف و عفت از اصطلاحاتي است كه در علم اخلاق نيز از آن بحث ميشود و علماي اخلاق در تعريف آن گفتهاند: «عفت آن است كه قوه شهويه در خوردن و نكاح (امور جنسي) از حيث كم و كيف مطيع و فرمانبر عقل باشد و از آنچه عقل نهي ميكند، اجتناب كند و اين همان حدّ اعتدال است كه عقل و شرع پسنديده است».(5)
استاد مطهري، «عفاف» را اينگونه تعريف ميكند: «عفاف و پاكدامني حالتي نفساني است؛ يعني رام بودن قوه شهواني تحت
1) محمد بن مكرم ابن منظور، لسان العرب، ج9، ص253.
2) المفردات في غريب القرآن، ص573؛ علي اكبر قرشي، قاموس قرآن، ج5، صص 18 و 19.
3) محمد بن يعقوب كليني رازي، كافي، ج2، صص80 ـ 79 ؛ حر عاملي، وسائل الشيعه، ج15، صص 249 و 250.
4) حضرت علي7، نهج البلاغه، ترجمه: احمد فيض الاسلام، صص 479 و 480.
5) مجتبي مجتبوي، شيعه، ج2، ص15.
حكومت عقل و ايمان، تحت تأثير قوه شهواني نبودن، شره نداشتن.»(1)عفت در حقيقت، كنترل شهوت است و شهوت در لغت يك مفهوم عام دارد كه هرگونه خواهش نفس و ميل و رغبت به لذات مادي را شامل ميشود. شهوت مفهومي خاص هم دارد كه همان شهوت جنسي است.
بنابراين، عفت دو مفهوم دارد؛ يك مفهوم عام كه عبارت است از خويشتنداري در برابر هرگونه تمايل افراطي نفساني و مفهوم خاص آن، خودداري از تمايلات افراطي جنسي است. در روايات و كتابهاي اخلاق، منظور از عفت، خويشتنداري در خوردن و امور جنسي است كه برترين عبادات شمرده و بر آن بسيار تأكيد شده است، چنانكه امام باقر عليه السلام فرمود: «مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَيْءٍ أَفْضَلَ مِنْ عِفَّه بَطْنٍ وَ فَرْجٍ؛ هيچ عبادتي در پيشگاه خداوند، برتر از عفت در برابر شكم و مسائل جنسي نيست.» در روايت ديگري از ايشان آمده است: «عفت شكم و پاكدامني، بهترين عبادت است».(2)
بر اين جنبه از عفت، به آن دليل بيشتر تأكيد شده كه شهوت جنسي، قويتر از ديگر شهوات است و انسان در اين امور، بيشتر در معرض خطر و سقوط قرار ميگيرد و اعتدال در اين امور دشوارتر است. از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله روايت داريم: «دو چيز توخالي، بيشتر از هر چيز ديگري، امتم را وارد جهنم ميكند؛ يكي، شكم و ديگري، فرج».(3)
تأكيد روايات و منابع اخلاقي بر اين جنبه از عفاف به ويژه عفاف در امور جنسي آن قدر زياد است كه عرف نيز عفاف را كنترل شهوت
جنسي ميداند؛ گويي تمام معناي «عفاف» در همين خلاصه شده است، حال آنكه عفاف ابعاد گستردهاي دارد كه همه جنبههاي زندگي حيات انسان را دربرميگيرد.
«عفت»، كشتن شهوت نيست، بلكه كنترل آن و اعتدال بخشيدن به آن است. در مقابل عفت، دو صفت رذيله وجود دارد؛ يكي «شره» و «آزمندي» و آن عبارت است از: عنان گسيختگي نفس و فرو رفتن در لذات شهواني و ديگري، «خمود» (ضعف و سستي) و آن عبارت است از: منع نفس از آنچه براي بدن ضرورت دارد.
الف) تمايز مفهومي «عفاف» و «حجاب»
عفاف و حجاب به عنوان دو ارزش در جامعه بشري به ويژه جوامع اسلامي همواره در كنار هم و گاه به جاي هم به كار رفتهاند. در بررسي كتب لغت، چند معنا براي واژه «حجاب» مييابيم. حجاب به معني پوشش(1)و چيزي است كه بين بيننده و آنچه ميبيند، حائل شود.(2)اصل كلمه «حجاب» به معناي پرده است و چون پرده خصوصيت پوشانندگي و مانع شدن دارد، اين معاني را به حجاب دادهاند.
«جلابيب»، جمع جلباب، به معناي مقنعهاي است كه سر و گردن را ميپوشاند. يا پارچه بلندي است كه تمام بدن و سر و گردن را ميپوشاند.(3)همچنين امين الاسلام طبرسي در مجمع البيان، ذيل آيه مينويسد: «جلباب روسري بلندي است كه زنان هنگام خروج از خانه،
سر و صورت خود را به وسيله آن ميپوشانند.» (احزاب : 59) مقصود اين است كه با روپوشي كه زن بر تن ميكند، محل گريبان و گردن را بپوشاند. با توجه به معاني جلباب و از جمله اين معني كه پارچه بلندي براي پوشيدن تمام بدن و سر و گردن است، در معناي امروزي ميتوان پوشش «چادر» را با «جلباب»، همانند و مشابه در نظر گرفت. از آنجا كه در اين آيه، به طور مشخص به استفاده زنان و دختران از جلباب اشاره شده است، ميتوان نتيجه گرفت كه به فرموده رهبر معظم انقلاب اسلامي، چادر به عنوان يك حجاب برتر مطرح شده است.
با توجه به معاني ذكر شده، حجاب، امري ظاهري و بيروني است؛ يعني در حقيقت، پوشش ظاهري افراد به ويژه زنان را حجاب ميگويند. «عفاف» نيز حالتي دروني است كه انسان را از گناه و حرام باز ميدارد و آثار آن در گفتار و كردار انسان نمود پيدا ميكند.
از مقايسه معاني «حجاب» و «عفاف» به اين نتيجه ميرسيم كه عفاف، حالت نفساني و دروني است كه نمودهاي گوناگوني دارد از جمله: عفت در نگاه، عفت در گفتار، عفت در راه رفتن، عفت در زينت و عفت در پوشش. «حجاب» نيز در حقيقت همان نمود «عفاف» در نوع پوشش است.
«حجاب» همان پوشش ويژه و «عفت» يك خصلت و بينش و منش است. عفت، فراتر و برتر از حجاب است. در حقيقت، كاربرد لفظ «عفاف» در مورد «حجاب و پوشش» از قبيل كاربرد لفظ كل در بعضي از مصاديق آن است.
حجاب و عفاف، در تمام اديان و مذاهب داراي جايگاه خاصي است. بنا به گواهي متون تاريخي، در بيشتر ملتها و آيينهاي جهان،
حجاب و عفاف در بين زنان، معمول بوده است. هرچند كاربرد حجاب در طول تاريخ، فراز و نشيبهاي زيادي را پيموده و گاهي با اعمال سليقه حاكمان، تشديد يا تخفيف يافت، ولي هيچگاه به طور كامل از بين نرفته است.
استاد مرتضي مطهري در اين زمينه مينويسد:
گرچه پوشش، در بين عرب مرسوم نبود و اسلام آن را به وجود آورد، ولي در ملل غير عرب، به شديدترين شكل، رواج داشت. در ايران و در بين يهود و مللي كه از فكر يهود پيروي ميكردند، حجاب به مراتب، شديدتر از آنچه اسلام ميخواست، وجود داشت. در بين اين ملتها وجه و كفّين (صورت و كف دستها) هم پوشيده ميشد. حتي در بعضي از ملتها سخن از پوشيدن زن و چهره زن نبود، بلكه سخن از قايم كردن زن بود و اين فكر را به صورت يك عادتِ سفت و سخت درآورده بودند.(1)
ويليام جيمز، روانشناس معروف، حيا را امري اكتسابي ميداند و مينويسد: «زنان دريافتند كه دست و دلبازي مايه طعن و تحقير است و اين امر را به دختران خود ياد دادند... .»(2)شوپنهاور نيز حياي زن را رهاورد پيمان پنهاني زنان براي افزايش ارزش و جذابيت خود و وادار ساختن مرد به جستوجو ميداند. بنابراين ديدگاه، حيا به نوعي در نهاد زنان ريشه دارد و از سرشت خاص آنان بر ميخيزد. متداول بودن حجاب و عفاف در ميان ملل مختلف كه عقيده، مذهب و شرايط جغرافيايي متفاوت داشتند، نشاندهنده تمايل فطري زنان به حجاب
است. بسياري از جامعهشناسان عفاف، زن را مقتضاي طبيعي جامعه بشري معرفي كردهاند.
مونتسكيو مينويسد:
قوانين طبيعت حكم ميكند زن، خوددار باشد؛ زيرا مرد با تهور آفريده شده است و زن، نيروي خودداري بيشتري دارد. بنابراين، تضاد بين آنها را ميتوان با حجاب از بين برد و بر اساس همين اصل، تمام ملل جهان معتقدند كه زنان بايد حيا و حجاب داشته باشند.(1)
از دست رفتن عفت زنان به قدري نواقص و معايب پديد ميآورد و روح مردم را فاسد ميكند كه اگر كشوري بدان دچار گردد، در بدبختيهاي فراوان فرو ميرود.به خصوص در حكومت دموكراسي، از دست رفتن عفت سبب بزرگترين بدبختيها و مفاسد ميشود و اساس حكومت را از بين ميبرد.با عنايت به تمايل فطري زن و نقش حياتي پوشش زنان در كنترل و هدايت غرايز شهواني در مسير صحيح و جلوگيري از فساد و تباهي جامعه، پيامبران الهي، هماهنگ با فطرت انساني زنان، آنان را به حجاب فرا خواندند و بدين وسيله اشتياق درونيشان را با قوانين تشريعي استحكام بخشيدند.(2)
اسلام كه آخرين آيين الهي و كاملترين دين است و از طرف خداوند عالم، براي هميشه و همه بشريت، نازل شده است، لباس را «هديه الهي» معرفي كرده و وجوب پوشش زنان را با تعديل و انتظام مناسبي به جامعه
بشري ارزاني داشته است. اسلام با پرهيز از انحرافات يا افراط و تفريطها درباره پوشش زنان، در تشريح قانون، حدّ و مرزي متناسب با غرايز انساني را در نظر گرفته است.
در حجاب اسلامي، سهل انگاريهاي زيانبار و سختگيريهاي بيمورد وجود ندارد. حجاب اسلامي آن گونه كه غرب تبليغ ميكند، به معناي حبس زن در خانه يا پردهنشيني و دوري از شركت در مسائل اجتماعي نيست، بلكه بدين معناست كه زن در معاشرت خود با مردان بيگانه، موي سر و اندام خود را بپوشاند و به جلوهگري و خودنمايي نپردازد.
قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، به زنان تفهيم كرده بودند كه حجاب و عفاف مانع پيشرفت و رشد است و هر زني براي پيشرفت اجتماعي، سياسي و علمي بايد بدون حجاب ظاهر شود. امام خميني رحمه الله در اين باره ميفرمايد:
بانوان ما را منحط كردند، خيانت كردند بر ملت ما. بانوان ما را ملعبه كردند. بانوان ما را مثل عروسكها كردند. بانوان ما جنگجو بودند، اينها خواستند، ننگجو باشند.(1)امروز زنان در جمهوري اسلامي همدوش مردان در تلاش و سازندگي خود وكشور هستند و اين است معناي آزاد زنان و آزاد مردان.(2)
اصل حكم حجاب از ضروريات است و منكر آن، حكمِ منكر ضروري را دارد و منكر ضروري، محكوم به كفر است، مگر اينكه معلوم باشد كه منكر خدا يا رسول نيست.(3)
مرتضي مطهري نيز در اين باب معتقد است:
حجاب در اسلام از يك مسئله كليتر و اساسيتر ريشه ميگيرد و آن اين است كه اسلام ميخواهد انواع التذاذهاي جنسي چه بصري و چه نوع ديگر به محيط خانوادگي و در كادر ازدواج قانوني اختصاص يابد، اجتماع منحصرا براي كار و فعاليت باشد، بر خلاف سيستم كنوني غربي كه كار و فعاليت را با لذتجوييهاي حسي به هم ميآميزد.(1)
ب) ابعاد عفاف
در تعريف عفاف گفته شد كه عفاف حالتي دروني و نفساني است كه مصاديق و نشانههايي دارد. به طور كلي، عفاف جنبههاي مختلفي دارد كه به صورت گذرا به برخي از اين محورها اشاره ميكنيم:
يك ـ عفاف در نگاه
چنانكه گفته شد، عفاف كنترلكننده تمايلات فطري انسان است. يكي از تمايلاتي كه به طور فطري در انسان وجود دارد، گرايش به جنس مخالف است. ازاينرو، در اسلام در مورد كنترل نگاه (به ويژه به جنس مخالف) تأكيد فراواني شده است. از امام علي عليه السلام روايت داريم كه «چشم، راهبر (پيامرسان) دل است.»(2)خداوند در آيات حجاب قبل از اينكه دستور حجاب و پوشش بدهد، به عفت در نگاه توصيه ميكند و به مردان و زنان مؤمن دستور ميدهد كه از نگاه حرام بپرهيزند: «قُل
لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّواْ مِنْ أَبْصَـرِهِمْ... وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَـتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَـرِهِنَّ». (نور: 30 و 31)
تفاسير علما درباره «غض بصر» در اين دو آيه متفاوت است، اما در مجموع، با توجه به دستوري كه بعد از «غض بصر» آمده؛ يعني «يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ»، منظور از «غض بصر» در اينجا پرهيز از نگاه به مواضعي است كه پوشش آن واجب است؛ يعني در زنان تمام بدن به جز صورت و دو دست و دو پا از مچ به پايين و در مرد از زير ناف تا بالاي زانو بايد پوشيده شود.(1)
روايات فراواني هم از معصومان عليهم السلام در مورد نهي از نگاه خيره و چشمچراني و تشويق عفتخواهان رسيده است. براي نمونه، پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله ميفرمايد: «آنكس كه چشم را از حرام پر كند، خداوند در روز قيامت، چشمهايش را از ميخهاي آتشين پر خواهد كرد و آنگاه درونش را از آتش آكنده ميكند تا مردم از گورها برآيند و سپس او را به آتش افكند.»(2)در روايت ديگري از ايشان نقل شده است: «چشمان خود را (به حرام) ببنديد تا عجايب را ببينيد».(3)
در همين زمينه از امام صادق عليه السلام روايت شده است: «نگاه (حرام)، تيري است مسموم از جانب شيطان. هركس آن را به دليل خدا (نه غير او) ترك كند، خداوند در پي آن، ايماني به او ميدهد كه طعم آن را بچشد.»(4)و نيز ميفرمايد: «نگاه بعد از نگاه (به حرام)، شهوت را در دل ميروياند و همين براي هلاك صاحب آن كافي است.»(5)همچنين
اميرمؤمنان علي عليه السلام در حديثي، كوري چشم را از چشمچراني بهتر دانسته است.(1)
حاصل بحث آنكه چون «نگاه حرام» عامل اصلي و اوليه بسياري از انحرافات است، اولين دستور خداوند در زمينه عفاف در سوره نور،(2)حفظ نگاه و پرهيز از «چشمچراني» است.
دو ـ عفاف در پوشش
«حجاب و پوشش» يكي از مهمترين مصاديق «عفاف» است. نفس انسان به او امر ميكند كه زيباييهاي جسمي خود را نمايان كند تا ديگران بيشتر به او توجه كنند. اين مسئله در مورد زنان كه مظهر زيبايي و جمال هستند و از طرفي ذاتاً دوست دارند زيباييهايشان را نمايان كنند، بيشتر مطرح است. در حقيقت، عفاف در پوشش، كنترل نفس در اين بعد است؛ يعني عفاف باعث ميشود انسان در نمايان كردن زيباييهاي خود، پا را از حد فراتر ننهد. در اسلام، پوشش يكي از نشانههاي برجسته عفاف است.
اقتضاي عفت در پوشش آن است كه انسان از پوشيدن لباسهاي تنگ و چسبان يا نازك و بدننما كه موجب جلب انظار ديگران و خودنمايي ميشود، اجتناب كند و در كيفيت پوشش خود جانب وقار و سنگيني را برگزيند. امام علي عليه السلام ميفرمايد: «شما را به پوشش لباس ضخيم توصيه ميكنم؛ چرا كه هر كس لباسش نازك باشد، دينش نازك است.»(3)اينگونه افراد در حقيقت، پوشيدگان برهنه هستند؛ يعني كساني كه پوشش آنها با برهنگي چندان تفاوتي ندارد.
به همين دليل، خداوند در قرآن دستور ميدهد كه زنان روسري خود را چنان روي سينههايشان بيندازند كه گردن و سينههايشان پوشيده شود: «وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَي جُيُوبِهِنَّ.» (نور: 31) واژهشناسان در معناي «خمار» گفتهاند: «خمار براي زن به كار ميرود و به معناي مقنعه است و گفته ميشود خمار چيزي است كه زن سر خود را با آن ميپوشاند».(1)
سه ـ عفاف در «زينت و آرايش»
آيين مقدس اسلام كه برنامه جامع سعادت و كاميابي بشر است، به موضوع زيبايي، زيبا دوستي، آرايش و پيرايش توجه مخصوص دارد و پيروان خود را به زيبايي و آرايش و استفاده از نعمتها توصيه ميكند تا يكي از خواهشهاي طبيعي بشر يعني جمالدوستي وي ارضا شود. امام باقر عليه السلام ميفرمايد: «شايسته نيست كه زن، خود را با زيور آرايش ندهد. دستكم بايد گردنبندي به گردن بياويزد.»(2)امام صادق عليه السلام نيز تأكيد كرده است: «وقتي خداوند به بندهاش نعمتي عطا ميكند، دوست دارد آن را بـببيند؛ چراكه خداوند زيباست و زيبايي را دوست دارد».(3)
در اسلام، پوشيدن لباس زيبا، مسواك زدن، شانه و روغن زدن به مو، معطر بودن، انگشتر به دست كردن و آراستن خود هنگام عبادت و معاشرت با مردم در مسجد يا محيط خانواده و اجتماع از مستحبات مؤكد است. اين مطلب از آيات قرآني نيز برداشت ميشود: «يَـبَنِيءَادَمَ خُذُواْ زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ... .» (اعراف: 31) در اين آيه به فرزندان آدم
خطاب شده است كه زينت خود را هنگام رفتن به مسجد با خود برداريد. در آيه بعد با لحن تندي به آنها كه گمان ميبرند تحريم زينتها و پرهيز از غذاها و روزيهاي پاك و حلال، نشانه زهد و پارسايي است، پاسخ ميدهد:
قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَ الطَّيِّبَـتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ ءَامَنُواْ فِي الْحَيَوةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَـمَةِ كَذَ لِكَ نُفَصِّلُ الأَْيَـتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ. (اعراف: 32)
بنابراين، اسلام از زينت و آراستگي و پيراستگي نهي نميكند، اما در قرآن و اسلام، «تبّرج» و آشكار كردن زينت در محافل اجتماعي و براي غير محارم نكوهش شده است؛ چون باعث فساد و برانگيخته شدن شهوت و در نتيجه، گناه و آلودگي ميشود: «وَ لاَ تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَـهِلِيَّةِ الْأُولَي». (احزاب: 33)
در معناي تبرّج آمده است: «تبرج، آشكار كردن زينت و هر چيزي است كه شهوت مرد را برانگيزاند».(1)
بنابراين، منظور از عفاف در زينت اين نيست كه انسان از زينت بهره نبرد و آراستگي را كنار نهد، بلكه بايد اين امر به زيادهروي و افراط نگرايد و از حد شايسته و اعتدال خود كه اسلام مشخص كرده است، تجاوز نكند. اگر اين غريزه از حد و مرز شرعي خود تجاوز كند، آتش شهوت را شعلهور ميسازد و دام شيطان را براي انسان ميگستراند.
علامه طباطبايي در اين باره ميفرمايد:
كمتر فسادي در عالم ظاهر ميشود و كمتر جنگ خونيني است
1) لسان العرب، ج2، ص212.
كه نسلها را قطع و آباديها را ويران سازد و نتيجه اسراف و افراط در استفاده از زينتها و زرق و برق نبوده باشد؛ زيرا انسان طبعاً اينطور است كه وقتي از جاده اعتدال بيرون شد و پا از مرز خود بيرون گذاشت، مشكل ميتواند خود را كنترل كند.(1)
چهار ـ عفاف در خوردن
يكي از اقسام عفاف، عفت در خوراك است؛ به اين معني كه در خوردن علاوه بر اينكه بايد به حلال و حرام بودن مقيّد بود، جانب اعتدال نيز رعايت شود. مراد از عفت در خوراك آن است كه انسان از خوردنيها به قدر نيازش اكتفا كند. در روايات اسلامي همواره به اين امر در كنار پاكدامني و حتي قبل از آن توصيه شده است.
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله ميفرمايد: «دو چيز بيشتر از هر چيزي، اُمت مرا به آتش ميافكند؛ شكم و عورت.»(2)در روايت ديگري از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله نقل شده: «بعد از خودم، نسبت به سه چيز از امتم در هراسم؛ گمراهي پس از معرفت، تاريكي فتنهها و شهوت شكم و فرج.»(3)از امام باقر عليه السلام نقل شده است: «براي بندگي و عبادت خداوند هيچ راهي بهتر از عفت شكم و فرج نيست».(4)
پنج ـ عفاف در فقر و غنا
عفاف در بعد مادي، نوعي ديگر از عفاف است كه شامل عفاف در حالت فقر و عفاف در حالت غنا ميشود كه به آن اشاره ميكنيم:
اول ـ عفاف در حالت فقر
در قرآن ميخوانيم:
لِلْفُقَرَآءِ الَّذِينَ أُحْصِرُواْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لاَ يَسْتَطِيعُونَ ضَرْبًا فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَآءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُم بِسِيمَـهُمْ لاَ يَسْـئلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا... . (بقره: 273)
در اين آيه، سخن از نيازمندان آبرومند است كه با وجود نياز مالي شديدي كه دارند، به خاطر عزت نفسشان از طلب و درخواست كمك از ديگران خودداري ميورزند، به گونهاي كه اگر كسي از حال آنها باخبر نباشد، بينيازشان ميپندارد. بنابراين، عفاف در فقر آن است كه انسان بر فقر خود صبر كند، خويشتندار باشد و آن را پنهان دارد و نزد ديگران گدايي نكند. پس براي رسيدن به حاجت خود تلاش كند و به خداوند اعتماد و توكل داشته باشد. بيشتر از نياز و حاجت نخواهد و قانع و شكرگزار خداوند باشد. به سبب فقر در عبادت خداوند كوتاهي و بداخلاقي نكند. نزد ثروتمندان چربزباني و چاپلوسي نكند، عزت و كرامت خود را حفظ كند و حق را زير پا نگذارد. اگر چيزي بدون سؤال و تقاضا به او عطا كردند، پس از اطمينان از حلال بودن آن به قدر نياز و حاجتش آن را بپذيرد و بيشتر از آن را نپذيرد.
البته حفظ عفاف هنگام فقر كار آساني نيست و هر كسي از عهده آن بر نميآيد و به دليل دشوار بودن آن، در قرآن، اصطلاح «تعفّف» به كار رفته كه به نوعي، دشواري آن را ميرساند؛ چرا كه «تعفف يعني با سختي و تكلف عفت ورزيد.»(1)اميرمؤمنان علي عليه السلام نيز در اين باره ميفرمايد: «عفاف، زينت فقر و شكر، زينت بينيازي است».(2)
اگر فقر به زينت عفاف آراسته باشد، انسان را به خداوند نزديك و بهشت را براي او تضمين ميكند. فقر نكوهيده اين است كه انسان فقير عفاف را زير پا نهد، دست طمع پيش مردم دراز كند، عزت و كرامت خود را ارزاني حرص و طمع كند و آزمندي، او را به بداخلاقي و لغزش و گناه بكشاند. اينگونه فقر از قبر بدتر است و انسان را خوار و ذليل ميكند و چه بسا كه به كفر بينجامد و اين همان فقري است كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله از آن به خداوند پناه ميبرد.
دوم ـ عفاف در حالت غنا
خداوند در قرآن ميفرمايد:
«وَابْتَلُواْ الْيَتَـمَي حَتَّي إِذَا بَلَغُواْ النِّكَاحَ فَإِنْ ءَانَسْتُم مِّنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُواْ إِلَيْهِمْ أَمْوَ لَهُمْ وَلاَ تَأْكُلُوهَآ إِسْرَافًا وَبِدَارًا أَن يَكْبَرُواْ وَمَن كَانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ...». (نساء: 6)
در اين آيه به كساني كه بينياز هستند، دستور داده شده است عفت پيشه كنند و از تصرف در مال يتيم خودداري ورزند.(1)اساساً عفت هنگام بينيازي و توانمندي از صفات مؤمن شمرده است: «اَلْمؤمِنُ عَفيفٌ فيِ الْغِنَي».(2)
پس تنها فقير نيست كه بايد عفاف داشته باشد، بلكه توانگر و ثروتمند نيز بايد با عفاف باشد تا ثروتش در دنيا و آخرت سودمند باشد. اگر انسان ثروتمند يا بينياز، به معناي واقعي كلمه، عفت پيشه كند، يعني در كسب، نگهداري و هزينه كردن مال دچار فعل حرام و قبيح نشود، مال
و ثروتش مشروع است و اين ثروت ميتواند در پرهيزگاري شخص نيز اثر مثبت داشته باشد، چنانكه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله ميفرمايد: «بهترين ياور براي تقواي خدا، ثروت است.»(1)اگر انسان ثروتمند جانب عفاف را رعايت نكند، ثروتش موجب فساد و تباهي دين و ايمان وي خواهد شد. ازاينرو، خداوند در قرآن، مال و ثروت را «فتنه» ناميده است؛ چون مايه امتحان انسان است و ميتواند عامل سعادت يا شقاوت وي باشد.
شش ـ عفاف در گفتار (عفت كلام)
يكي ديگر از حوزههاي عفاف، حوزه كلام و گفتار است. خداوند در قرآن، قالبهاي مختلفي را براي كلام بيان كرده است، مانند: «قول حَسَن» (بقره: 83) يعني گفتار نيكو؛ «قول معروف» (بقره: 23؛ نساء: 5؛ نساء: 8؛ احزاب: 32) يعني گفتـار شايسته؛ «قول ليِّن» (طه: 44) يعني كلام نرم و ملايم؛ «قول كريم» (اسراء: 23) يعني سخن ارجمند؛ «قول سديد» (نساء، 9؛ احزاب، 70) يعني كلام محكم و استوار و «قول بليغ» (نساء، 63) يعني كلام رسا و پيراسته. حال بايد ديد مراد از عفت كلام چيست؟
كلام عفيف، كلامي است كه هم از نظر محتوا و هم از نظر شيوه بيان، قرين عفت باشد. آوا و آهنگ صدا هنگام سخن گفتن بايد به گونهاي باشد كه ادب و عفت رعايت شود. يكي از نمادهاي بيعفتي در گفتار، سخن گفتن با ناز و عشوه با نامحرمان است. خداوند خطاب به زنان پيامبر ميفرمايد: «يَا نِسَآءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَآءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلاَ تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً
1) كافي، ج5، ص71.
مَّعْرُوفًا؛ اي زنان پيامبر، شما اگر تقوا داشته باشيد، مانند احدي از زنان ديگر نيستيد. پس در سخن دلربايي نكنيد كه شخص بيماردل به طمع ميافتد و سخن نيكو بگوييد». (احزاب: 32)
در اين آيه، فلسفه نهي از طنّازانه سخن گفتن، طمعورزي نامحرمان ذكر شده است. بنابراين، سخني كه شرع و عرف اسلامي آن را بپسندد، سخني نيست كه با لحن نيكو و كرشمه همراه باشد. در اين آيه هم به كيفيت سخن گفتن با نامحرم اشاره شده و هم به محتواي كلام. محتواي كلام بايد «قول معروف» باشد؛ يعني سخني كه شرع و عرف اسلامي آن را بپسندد و آن سخني است كه تنها مدلول خود را برساند.(1)خطاب اين آيه به زنان پيامبر است، ولي دستوري است براي تمامي زنان.
بنابراين، از ديدگاه قرآن، هرگونه كلامي كه با ناز و غمزه و تغيير صدا همراه باشد و زمينه گناه را فراهم كند، ممنوع و از حوزه تقوا (كه عفت بخشي از آن محسوب ميشود) خارج است.
توصيه ديگر اسلام در سخن گفتن اين است كه صداي خود را هنگام صحبت كردن بالا نبريم. يكي از توصيههاي لقمان حكيم به پسرش اين است كه صداي خود را كوتاه كند. علاوه بر آهنگ كلام، محتوا و درونمايه سخن نيز بايد قرين عفت باشد. خداوند به انسانها توصيه ميكند كه در سخن گفتن با نامحرم به خوبي و شايستگي سخن بگويند: «قُلْنَ قَوْلاً مَّعْرُوفًا.» (احزاب: 32) سيد قطب در تفسير «قول معروف» ميگويد: «قول معروف يعني اينكه سخن آنها در امور معروف و نيك باشد نه منكر و زشت مانند شوخي كردن و... .»(2)بايد دانست كه اين
دستور تنها براي زنان نيست، بلكه به مردان نيز دستور داده شده است خواستگاري به صورت شايستهاي سخن بگويند:
وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا عَرَّضْتُم بِهِ مِنْ خِطْبَةِ النِّسَآءِ أَوْ أَكْنَنتُمْ فِي أَنفُسِكُمْ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ سَتَذْكُرُونَهُنَّ وَلَـكِن لاَّ تُوَاعِدُوهُنَّ سِرًّا إِلاَّ أَن تَقُولُواْ قَوْلاً مَّعْرُوفًا. (بقره: 235)
بنابراين، محتواي كلام نبايد تحريكآميز باشد. كلامي كه شهوت را برانگيزد، دور از عفت است و در اسلام منع شده است. از اميرمؤمنان علي عليه السلام نقل شده است: «هر كس زبان خود را حفظ كند، خداوند، عورتش را حفظ ميكند».(1)
يك نوع از بيعفتي گفتار، سخن ركيك و زشت است كه در منابع اسلامي و روايات بسيار نكوهش شده است. پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله در اين باره ميفرمايد: «خداوند، بهشت را بر انسان بدزبان فحاشي كه برايش مهم نيست چه ميگويد و چه ميشنود، حرام كرد».(2)
هفت ـ عفاف در انديشه (فكر)
اعمال انسان نتيجه انديشه اوست. انسان ابتدا به يك موضوع فكر ميكند. سپس عمل ميكند. بنابراين، انسانها آنگونه كه ميانديشند، زندگي ميكنند و رفتار آنها انعكاس افكار و انديشههايي است كه در سر ميپرورانند.
عفاف در انديشه و فكر به معني كنترل و مديريت افكار به ويژه خيالات است تا وارد عرصههاي آلوده و خلاف عفت نشود.
تخيل شهواني و تحريككننده، عمل مشهود خلاف عفت نيست، اما نوعي زيادهخواهي است كه تأثير رواني عميقي دارد. فكر كردن به گناه تا زماني كه عملي نشود، گناه محسوب نميشود، اما افكار ناپاك كه نتيجه افسارگسيختگي انديشه و كنترل نداشتن انسان بر شيوه فكر كردن خود است، رفته رفته آينه دل را سياه ميكند و زمينه فساد را فراهم ميسازد. اگر انسان هميشه به مسائل خلاف عفت فكر كند، حتي اگر به افكارش جامه عمل نيز نپوشاند، در درازمدت به اينگونه افكار عادت ميكند، عفت و حياي دروني خود را از دست ميدهد و گناه را سبك ميشمرد و در نتيجه به سوي آن كشيده ميشود.
حر عاملي در اين باره مينويسد:
حضرت امام صادق عليه السلام از حضرت عيسي مسيح روايت كرده است كه به حواريون فرمود: حضرت موسي عليه السلام به شما امر كرد زنا نكنيد، ولي من به شما امر ميكنم فكر زنا را هم در خاطر نياوريد، تا چه رسد به عمل زنا؛ زيرا آن كسي كه به زنا فكر كند، مانند كسي است كه در عمارت زيبا آتش روشن كند. بديهي است دودهاي تيره آتش، زيبايي عمارت را خراب ميكند، اگر چه عمارت آتش نگيرد.(1)
ايشان در كلام ديگري فرمود: «كسي كه زياد درباره لذات مادي و شهوي فكر كند، روزي مغلوب چنين فكري خواهد شد».(2)
پيشگيري بهتر از درمان است. عاقل براي پيشگيري از گناه بايد از فكر كردن به آن بپرهيزد؛ چه بسا فكر گناه مقدمه انجام آن شود.
امام علي عليه السلام نيز در اين مورد فرموده است: «فرو رفتن و تفكر مردم در مورد چيزي، مقدمه وجود آن است.»(1)ايشان در جايي ديگر ميفرمايد: «كسي كه زياد به گناه فكر كند، سرانجام افكارش، او را به گناه وا ميدارد».(2)
محافظت از فكر و كنترل آن از وسوسههاي شيطاني، موجب عفاف روح و روان انسان ميشود كه نتيجه آن، در گفتار و رفتار انسان مشهود است. عفت درون و انديشه پاك، رفتار و كردار پاك را در پي دارد و انديشه ناپاك ثمرهاي جز رفتار، كردار و گفتار ناپاك نخواهد داشت.
در اهميت كنترل فكر در جايي ديگر از حضرت علي عليه السلام روايت شده است كه: «دل انسان از فكر به گناه، روزه باشد، بهتر است از اينكه شكم او از طعام.»(3)پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله نيز درباره تأثير انديشه انسان بر ظاهر او ميفرمايد: «هرگاه دل انسان پاك باشد، جسم او نيز پاك است و اگر دل انسان، ناپاك و آلوده شود، جسمش نيز به آلودگي كشيده ميشود».(4)
در اين بخش، مهمترين آموزههاي ديني مورد تأكيد در زمينه عفاف را ابتدا از ديدگاه مباني اسلامي بررسي ميكنيم. سپس احكام و فتاواي مراجع عظام تقليد را در زمينه عفاف ميآوريم.
الف) احكام نگاه به نامحرم
خداوند متعال در آيه 31 سوره نور احكامي را درباره حدود نگاه زن و مرد نامحرم و لزوم حفظ عفاف به روشني بيان كرده است:
قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّواْ مِنْ أَبْصَـرِهِمْ وَ يَحْفَظُواْ فُرُوجَهُمْ ذَ لِكَ أَزْكَي لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَـتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَـرِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ.
به مردان مؤمن بگو كه چشمهاي خود را فرو پوشند و نيز دامان خويش را حفظ كنند كه براي ايشان پاكيزهتر است. همانا خداوند به آنچه انجام ميدهند، آگاه است و به بانوان باايمان بگو چشمهاي خود را فرو پوشند و دامان خود را پاك نگاه دارند. (نور: 30 و 31)
برخي فتاواي مشهور مراجع عظام تقليد درباره جنبههاي مختلف نگاه به نامحرم، به اين شرح است:
امام خميني رحمه الله در مورد مسئله حكم نگاه مرد به زن نامحرم معتقد است:
نگاه كردن مرد به بدن زن نامحرم، چه با قصد لذت و چه بدون آن حرام است. نگاه كردن به صورت و دستها اگر به قصد لذت باشد، حرام است، ولي اگر بدون قصد لذت باشد، مانعي ندارد و نگاه كردن زن به بدن مرد نامحرم نيز حرام ميباشد.(1)
1) احسان اصولي و محمدحسن بني هاشمي خميني، توضيح المسائل مراجع: مطابق با فتاواي سيزده نفر از مراجع معظم تقليد (حضرات آيات امام خميني، بهجت، سيستاني، نوري همداني، خامنهاي، مكارم شيرازي، صافي گلپايگاني، سبحاني، موسوي تبريزي، وحيد خراساني، جوادي آملي، فاضل لنكراني، علوي گلپايگاني)، قم، صبرا، 1387.
مقام معظم رهبري نيز در اين مورد معتقد است: «اين مسئله جايز نيست».(1)
ديگر مراجع عظام تقليد نيز نگاه كردن مرد به زن نامحرم را با قصد لذت، حرام ميدانند و به اجتناب از آن توصيه ميكنند.(2)
امام خميني رحمه الله درباره حكم نگاه اتفاقي به بدن و موي زناني كه موهاي خود يا بخشي از موهاي خود را بيرون ميگذارند، معتقد است: «نگاه اتفاقي به بدن و موي آنان حرام نيست، ولي بايد از نگاه عمدي و پيوسته اجتناب كرد».(3)
ديگر مراجع عظام تقليد نيز چنين نظري را تاييد ميكنند(4).
امام خميني رحمه الله در مورد حكم شرعي «نگاه به برجستگيهاي بدن زن نامحرم»، معتقد است:
«اگر با قصد لذت باشد و يا بترسد كه به گناه بيفتد، نگاه به اين مواضع جايز نيست».(5)
مراجع عظام تقليد در اين باره بر اجتناب از چنين امري تأكيد دارند(6).
امام خميني رحمه الله درباره
در توضيح المسائل مينويسد:
1) سيد علي خامنهاي، اجوبة استفتائات، ص 140.
2) ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه، صص 697 و 698، محمد فاضل لنكراني، جامع المسائل، ص258. لطفالله صافي گلپايگاني، جامع الاحكام، ص 322.
3) تحريرالوسيله، ج 2، ص 40.
4) تفسير نمونه، صص 697 و 698، جامع المسائل، ص258، جامع الاحكام، ص 322، توضيح المسائل مراجع: مطابق با فتاواي سيزده نفر از مراجع معظم تقليد، صص 190 ـ 195 (براي آگاهي به بخش ضمائم مراجعه شود).
5) سيد روح الله موسوي خميني، رساله توضيح المسائل، ص 14.
6) تفسير نمونه، صص 697 و 698، جامع المسائل، ص258، جامع الاحكام، ص 322، توضيح المسائل مراجع، صص 190 ـ 195. (براي آگاهي به بخش ضمائم مراجعه شود).
در حالت عادي، نگاه كردن به نامحرم چه در آيينه و چه در شيشه و آب و مانند آن حرام است، اما در مقام ناچاري و درمان كه جزء با رؤيت ممكن نيست، ديدن نامحرم از داخل آيينه و شيشه اشكال ندارد.(1)
امام خميني رحمه الله در ادامه معتقد است:
البته اين احكام مربوط به نگاه كردن به نامحرمي است كه جايز نيست به او نگاه كنيم، يا عضو يا اعضايي از او ميباشد كه نگاه كردنش حرام است، ولي اگر نامحرم از كساني باشد كه نگاه كردن بدون ريبه به او اشكال ندارد (مانند زنان اهل كتاب) يا اموري كه از منع نگاه استثنا شدهاند، مثل وجه و كفين ايرادي ندارد.(2)
بيشتر مراجع تقليد، اين موارد را به عنوان مصاديق نگاههاي ممنوع و حرام از سوي مرد به زن نامحرم عنوان ميكنند: «نگاه به چهره آرايش كرده زن، نگاه به زيور آلات زن، نگاه به عكس بيحجاب زن آشنا، نگاه با ريبه (ترس افتادن به حرام)، نگاه به تمام بدن زن نامحرم (به جز صورت و دستها تا مچ)، نگاه هوسآلود (هر چند به صورت و دستها و يا به بدن همجنس)».(3)
همچنين آيات عظام امام خميني رحمه الله ، وحيد خراساني، نوري همداني و خامنهاي درباره
معتقدند كه: «نگاه زن به بدن مرد نامحرم (به جز سر، گردن و دستها و جاهايي كه معمولاً آن را
نميپوشانند)، حرام است، هر چند بدون قصد لذت باشد.(1)مراجع ديگر نيز ديدگاهي نزديك به اين نظر دارند و بر اجتناب از نگاه آلوده از سوي زن به مرد نامحرم تأكيد ويژهاي كردهاند.(2)
ب) ديگر مقولههاي عفاف در فتاواي مراجع عظام تقليد
زير فصل ها
يك ـ حكم نمايش زينت، مو و اندام
دو ـ حكم برخورد زن همراه با چهره خندان و متبسّم با مردان نامحرم
سه ـ حكم سلام كردن مرد به زن نامحرم
چهار ـ حكم دست دادن زن و مرد نامحرم
پنج ـ حكم چت كردن با جنس مخالف و رد و بدل كردن صحبتهاي معمولي
شش ـ حكم شوخي كردن با نامحرم
هفت ـ حكم ارتباط صميمي بين دختر و پسر
هشت ـ حكم ارتباط تحصيلي بين دختر و پسر
نه ـ حكم نامهنگاري با نامحرم
ده ـ حكم صحبت كردني كه سبب جلب توجه ميشود
يك ـ حكم نمايش زينت، مو و اندام
قرآن كريم در ادامه آيه 31 سوره نور و پس از دعوت به پرهيز از نگاه آلوده به نامحرم نكات روشني را درباره حفظ عفاف اسلامي و پرهيز از نمايش زينتها و حفظ عفاف اسلامي به زنان بيان ميكند:
وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَيٰ جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَيٰ عَوْرَاتِ النِّسَاءِوَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَي اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ.
و زينتهاي خود را جز آن مقداري كه ظاهر است، ننمايند و زينتهاي خود را آشكار نسازند، مگر براي، شوهرانشان، پدرانشان، پدر شوهرانشان، پسران همسرانشان، برادرانشان، پسر برادرانشان، زنان همكيششان، كنيزانشان، مردان سفيهي كه تمايلي به زنان ندارند يا كودكاني كه از امور جنسي بيخبرند (غير مميز)
و پاهاي خود را بر زمين نكوبند تا زينتهاي پنهانشان آشكار شود. همگي به سوي خداوند بازگرديد، اي مؤمنان! باشد كه رستگار شويد. (نور: 30 و 31)
امام خميني رحمه الله ، پوشاندن دست و صورت را بنا بر احتياط لازم عنوان كرده است.(1)مقام معظم رهبري نيز در زمينه حكم آرايش زنان در خيابانها و بيرون گذاشتن مقداري از موها و پوشيدن جوراب بدننما و لباسهاي محرك معتقد است: «بر زن واجب است تمام بدن و مو و زينت خود را از نامحرم بپوشاند.»(2)همچنين ايشان درباره حكم پوشيدن جوراب نازك و بدننما براي خانمها در بيرون از منزل و انظار نامحرمان ميفرمايد: «پوشانيدن بدن از نامحرمان بر زن واجب است و چنين جورابهايي براي حجاب شرعي واجب كفايت نميكند و پوشيدن تمام موي سر در برابر نامحرمان واجب است».(3)
مراجع عظام تقليد نيز بر حرام بودن اين دو فعل تأكيد دارند.(4)
دو ـ حكم برخورد زن همراه با چهره خندان و متبسّم با مردان نامحرم
مقام معظم رهبري در مورد حكم برخورد زن همراه با چهره خندان و متبسّم با مردان نامحرم هنگام خريد از مغازهها و ديگر برخوردها معتقد است: «صحبت كردن و خنديدن با نامحرم اگر موجب مفسده باشد، جايز نيست. از هر كاري كه موجب جلب توجّه نامحرم ميشود، بايد پرهيز نمود».(5)
1) سيد روح الله موسوي خميني، صحيفه نور، ج 6، ص 254.
2) توضيح المسائل مراجع: مطابق با فتاواي سيزده نفر از مراجع معظم تقليد، ص 419.
3) توضيح المسائل مراجع: مطابق با فتاواي سيزده نفر از مراجع معظم تقليد، ص 431.
4) توضيح المسائل مراجع: مطابق با فتاواي سيزده نفر از مراجع معظم تقليد، صص 419 و 420.
5) توضيح المسائل مراجع: مطابق با فتاواي سيزده نفر از مراجع معظم تقليد، ص432.
ديگر مراجع عظام تقليد نيز بر پرهيز از اين امر و جايز نبودن آن تأكيد دارند.(1)
سه ـ حكم سلام كردن مرد به زن نامحرم
برخي علما و مراجع عظام تقليد درباره حكم سلام كردن مرد به زن نامحرم معتقدند سلام كردن مرد به زن نامحرم، كراهت ندارد، ولي از بعضي اخبار استفاده ميشود سلام كردن به زن جوان مكروه است. علما درباره سلام كردن زن به مرد نامحرم معتقدند: «اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به حرام باشد، اشكال ندارد».(2)
چهار ـ حكم دست دادن زن و مرد نامحرم
«دست دادن زن و مرد نامحرم به يكديگر به اتفاق تمام علماي اسلام حرام است و از ضروريات دين شمرده ميشود».(3)
پنج ـ حكم چت كردن با جنس مخالف و رد و بدل كردن صحبتهاي معمولي
علما درباره حكم چت كردن با جنس مخالف و رد و بدل كردن صحبتهاي معمولي معتقدند: «در صورتي كه خوف فتنه و كشيده شدن به گناه وجود داشته باشد، جايز نيست».(4)
شش ـ حكم شوخي كردن با نامحرم
بيشتر علماي عظام در موضوع حكم شرعي شوخي كردن با نامحرم ميفرمايند: «اگر با قصد لذت (جنسي) باشد و يا بترسد به گناه بيفتد، جايز نيست».(1)
هفت ـ حكم ارتباط صميمي بين دختر و پسر
شريعت مبارك اسلام، روابط دو جنس مخالف را با توجه به حد و حريمي تعريف ميكند كه در سنّت و سيره حضرت رسول صلي الله عليه و آله به آن پرداخته شده است.
پيامبر گرامي اسلام در اين باره ميفرمايد: «إياكم و الدُّخُولِ عَلَيَّ النِّسَاءَ فَوَاَلَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ مَا خَلَا رَجُلٌ بِامْرَأَةٍ إلَّا دَخَلَ الشَّيْطَانُ بَيْنَهُمْ؛ از اختلاط با زنان بپرهيزيد. قسم به خدايي كه نفسم به دست اوست، هيچ مردي با زني خلوت نميكند مگر آنكه شيطان، سومي آنها باشد».(2)
قرآن كريم نيز در آيه 25 سوره نسا و آيه 5 سوره مائده زنان و مردان را از داشتن روابط دوستانه با جنس مخالف بر حذر داشته است:
وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ فَتَيَاتِكُمْ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَانكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلَا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ
بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَي الْمُحْصَنَاتِ مِنْ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ.
و هر كس از شما، از نظر مالي نميتواند زنانِ [آزادِ] پاكدامن باايمان را به همسري [خود] درآورد، پس با دختران جوانسالِ باايمان شما كه مالك آنان هستيد [ازدواج كند] و خدا به ايمان شما داناتر است. [همه] از يكديگريد. پس آنان را با اجازه خانوادهشان به همسري [خود] درآوريد و مهرشان را به طور پسنديده به آنان بدهيد [به شرط آنكه] پاكدامن باشند، نه زناكار و دوستگيران پنهاني نباشند. پس چون به ازدواجِ [شما] درآمدند، اگر مرتكب فحشا شدند، پس بر آنان نيمي از عذاب [مجازاتِ] زنان آزاد است. اين [پيشنهاد زناشويي با كنيزان] براي كسي از شماست كه از آلايش گناه بيم دارد و صبر كردن، براي شما بهتر است و خداوند، آمرزنده مهربان است... . (نساء: 25)
الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمْ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنْ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنْ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلَا مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ وَمَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنْ الْخَاسِرِينَ.
امروز هر چه پاكيزه است، بر شما حلال شد و طعام اهل كتاب براي شما و طعام شما براي آنان حلال است. همچنين نكاح زنان پارساي مؤمن و زنان پارساي اهل كتاب حلال شد، در صورتي كه مهر آنها را بدهيد و آنها هم زناكار نباشند و رفيق نگيرند و
هركس به دين اسلام كافر شود، عملش تباه شده است و در آخرت از زيانكاران خواهد بود. (مائده: 5)
در ميان فتاواي مراجع عظام تقليد در مورد رابطه صميمي ميان دختر و پسر نامحرم، فتواي مقام معظم رهبري بيانگر آن است كه: «دوستي بين دختر و پسر جايز نيست؛ چون ترس افتادن به گناه در ميان است. اما ارتباط شغلي، اگر باعث مفسده نشود و موازين شرع در آن رعايت شود، اشكال ندارد».(1)
هشت ـ حكم ارتباط تحصيلي بين دختر و پسر
از نظر شرع مقدس اسلام، هر گونه ارتباط بين دختر و پسر، قبل از ازدواج، اعم از ارتباط مستقيم و غير مستقيم، اگر با قصد لذت (جنسي) باشد يا خوف فتنه و ترس افتادن به گناه در آن ارتباط وجود داشته باشد، جايز نيست و اشكال دارد. اين نياز بايد در چارچوب قوانين و دستورهاي اسلام باشد تا به گوهر پاكي و عفت طرفين هيچگونه خدشهاي وارد نشود.
مقام معظم رهبري و آيتالله سيستاني درباره حكم ارتباط تحصيلي بين دختر و پسر معتقدند: «ارتباط شغلي و حرفهاي و علمي و تحصيلي اگر باعث فتنه و مفسده نشود و موازين شرع در آن رعايت شود، اشكال ندارد.»(2)امام خميني رحمه الله نيز در اين زمينه معتقد است:
«ارتباط شغلي، حرفهاي، علمي و تحصيلي دختر و پسر اگر باعث فتنه و مفسده نشود و موازين شرع در آن رعايت شود، اشكال ندارد».(3)
نه ـ حكم نامهنگاري با نامحرم
امام خميني رحمه الله درباره حكم نامهنگاري با نامحرم معتقد است:
«طرح مسائلي كه باعث ايجاد فتنه و فراهم آوردن زمينه فساد است، اشكال دارد».(1)
ده ـ حكم صحبت كردني كه سبب جلب توجه ميشود
خداوند متعال در بخشي از آيات 32 و 33 سوره احزاب، خطاب به زنان پيامبر، بر حفظ عفاف در سخن گفتن و پرهيز زنان از صحبت كردن به نرمي با نامحرمان تأكيد ويژهاي دارد:
يا نِساءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذي في قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً وَ قَرْنَ في بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولي وَ أَقِمْنَ الصَّلاةَ وَ آتينَ الزَّكاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً.
اي زنان پيامبر، شما اگر تقوا داشته باشيد، همانند ديگران نيستيد. بنابراين، هرگز نرم و نازك با مردان، سخن مگوييد تا آن كه دلش بيمار است، به طمع افتد، بلكه متين و نيكو سخن بگوييد و خانه را منزلگاه خويش قرار دهيد و هرگز مانند دوره جاهليت نخستين، (براي نامَحرمان) آرايش و خودآرايي نكنيد و نماز را برپا داريد و زكات را بپردازيد و از خدا و رسولش اطاعت كنيد. (احزاب: 32 و 33)
1) رساله توضيح المسائل، ص 40.
آيتالله مكارم شيرازي درباره خانمي كه با ناز و عشوه صحبت ميكند، به صورتي كه جلب توجه ميكند و شهوتبرانگيز است، چنين ميفرمايد:
به طور كلي، بر خانمها لازم است از هر كاري كه موجب تهييج و جلب توجه نامحرمان ميشود، خودداري نمايند و صحبت كردن هم اگر با ناز و كرشمه و طوري باشد كه موجب تهييج نامحرمان بشود، حرام است.(1)
ج) حكم حجاب
قرآن كريم، برهنگي و كنار گذاشتن لباس را دام شيطان معرفي ميكند و انسانها را از فرو افتادن در چنين دامي بر حذر ميدارد:
يا بَني آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ كَما أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ يَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِيُرِيَهُما سَوْآتِهِما إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّياطينَ أَوْلِياءَ لِلَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ.
اي فرزندان آدم، مبادا شيطان شما را بفريبد. آنچنان كه پدرو مادر شما را از بهشت بيرون راند و لباسشان را از تنشان بيرون آورد تا عورتشان را به آنها بنماياند. همانا شيطان و گروه وابسته به او، شما را از جايي [يا به گونهاي] ميبينند كه شما آنها را نميبينيد. ما شياطين را اوليا و دوستان كساني قرار داديم كه ايمان نميآورند. (اعراف: 27)
در سوره احزاب نيز خداوند به پيامبر سفارش ميكند كه بانوان باايمان را به حفظ حجاب و عفاف فرا بخواند:
1) توضيح المسائل مراجع، ص 429.
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِالْمُؤْمِنينَ يُدْنينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْني أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيماً.
اي پيامبر، به همسران و دختران خويش و بانوان باايمان بگو كه روپوش خود را برگيرند تا به عفاف و حُريت شناخته شوند و گرفتار آزار هوسرانان نشوند و خداوند، آمرزنده و مهربان است. (احزاب: 59)
از ديدگاه مراجع عظام تقليد نيز اصل حجاب براي زنان از ضروريات دين است و حكم كساني كه به آن بياعتنايي كنند، حكم بياعتنايي به ديگر تكاليف ديني است.(1)به همين دليل، امام خميني رحمه الله درباره حجاب معتقد است: «جاي شك نيست كه حجاب يك امر ضروري از ديدگاه اسلام است و پوشش يك حكم اسلامي واجب براي زنان مسلمان است... آنها كه زنها را ميخواهند ملعبه مردان و ملعبه جوانان فاسد قرار بدهند، جنايتكارند. زنها نبايد گول بخورند. زن گمان نكند اين مقام زن است كه بَزَك كرده بيرون برود، با سر ِ باز و لخت، اين مقام زن نيست. زن بايد شجاع باشد، زن آدمساز است، زن، مربي انسان است.(2)
مقام معظم رهبري نيز در اين باره ميفرمايد:
آيا جنايتي از اين بزرگتر نسبت به زن هست كه زن را با آرايش، مد و جلوهگري زيورآلات سرگرم كنند و از او به عنوان يك ابزار و وسيله استفاده كنند؟ امروز سر و سينه را از زيورآلات پر كردن و آرايش و مد و لباس را بت قرار دادن، براي زن
انقلابي مسلمان ننگ است. چادر بهترين نوع حجاب و نشانه ملي ماست. اصل حجاب ضروري دين محسوب است، ولي بعضي فروع آن ممكن است ضروري نباشد و بياعتنايي به اصل حجاب و عدم رعايت آن معصيت و گناه است.(1)
همچنين ايشان درباره حكم شرعي موضوع كراهت چادر سياه براي زنان معتقد است: «اين صحبت صحيح نيست و بهترين حجاب، پوششِ چادر است و چادر سياه هم بياشكال است و كراهت ندارد».(2)
نظر مراجع ديگر نيز به اين ديدگاه نزديك است و معتقدند نه تنها موضوع كراهت داشتن چادر سياه براي زنان، موضوعي باطل است، بلكه حجاب چادر را نيز برترين حجاب براي زن برشمردهاند.(3)
پس از تبيين اهميت رعايت عفاف و حجاب از ديدگاه دين، لازم است اندكي درباره احكامي بينديشيم كه در جريان برنامهسازي در برنامههاي نمايشي رسانه ملي بايد به آنها توجه كرد.
بيشك، اجراي دستورهاي الهي در تمام زواياي زندگي فردي و اجتماعي، آرزوي تمام معتقدان به اديان الهي است و آنان كه دين را عهدهدار اداره بشر در همه امور زندگي حتي در شئون اجتماعي و سياسي ميدانند، بايد در پي نشان دادن مجاري احكام در موضع عمل باشند. كشف احكام الهي از سويي، نيازمند آشنايي كامل با منابع احكام و
توانايي استخراج احكام از آن منابع و از سوي ديگر، شناخت كامل موضوعات مورد ابتلاست. استخراج مسائل فقهي براي كاربرد در رسانهها اهميت خاصي دارد؛ زيرا بيانگر موضع اجتماعي فقاهت ديني است و سهلانگاري در آن موجب بيرنگ شدن شريعت در فضاي اجتماعي و زمينهساز ترويج تفكر جدايي دين از ديگر نهادهاي جامعه ميشود. وضعيت كنوني دخالت فقه در برنامهسازي رسانهها بدين گونه است كه يا استفتائاتي بر حسب نياز رسانه به فقيه ارائه ميشود يا فقيه برنامههاي رسانهها را به صورت جزئي مشخص و ارزيابي ميكند و بر حسب مورد در قالب بيان حكم كلي مسئله يا همراه با تعيين مصداق، راهنماييهاي لازم را انجام ميدهد. براي مثال، ميگويد: آهنگ پخششده در اين برنامه، طربانگيز و حرام است يا در برنامههاي طنز نبايد بدون علت، به شخصيت افراد توهين شود. صحنههاي اين سريال مروّج فرهنگ ابتذال است يا لازم است حساسيت عمومي را نسبت به مسائل اجتماعي و سياسي در فيلمها و سريالها به گونهاي تحريك كرد. از ميان پرسشهايي كه در جريان ساخت برنامهها به ويژه سريالها پيش ميآيد و پاسخ آنها براي مخاطبان رسانهها نيز قابل توجه است، به اين موارد ميتوان اشاره كرد.
آيتالله صافي گلپايگاني در اين باره فرموده است:
درباره نگاه مرد به زن نامحرم، فتوايي كه از سوي مراجع اعلام شده، حاكي از آن است كه اگر زني مقيد به حفظ حجاب و حدود شرعي باشد، نگاه عمدي به وي (به جز گردي صورت و دستها) مطلقاً حرام است. اما درباره نگاه به گردي صورت و دستها اگر به قصد حرام نباشد و مفسدهاي هم در پي نداشته
باشد، بيشتر فقها آن را جايز ميدانند. اما اگر زني مقيد به حفظ حجاب و حدود شرعي نباشد (مانند زنان غير مسلمان كه پيرو ساير اديان هستند يا زنان مسلمان باديهنشين كه قسمتهايي از موها و ساير اعضا را به طور متعارف نميپوشانند)، نگاه عمدي به وي، اگر به قصد حرام نباشد و مفسدهاي هم در پي نداشته باشد، جايز است.(1)
آيتالله مكارم شيرازي نيز در اين باره فرموده است:
نگاه به عكس و فيلم زن نامحرم نيز تا حدودي تابع فتواي بالاست. يعني نگاه به عكس و فيلم زني كه حدود شرعي را رعايت كرده و محجب است، اگر به قصد حرام نباشد، جايز است. اما درباره زني كه ملزم به رعايت حجاب نيست، دو نوع حكم صادر شده است. گروهي از فقها كه نگاه غير گناهآلود به زن غير محجبه را جايز دانستهاند، نگاه به عكس و فيلم اين گونه زنان را نيز تابع همان حكم ديده و جايز ميدانند. اما برخي ديگر از فقها نگاه به اعضايي را كه مطابق حدود شرعي بايد پوشانده شود، جايز نميدانند. درباره عكس و فيلم زن غير محجبه آراي گوناگوني دارند. گروهي معتقدند چون عكس و فيلم، حكم خود انسان را ندارد، نگاه به عكس و فيلم زنان غير مستور جايز است. اما گروهي ديگر از فقها بر اين عقيدهاند كه حكم فيلم و عكس با خود انسان تفاوتي ندارد. اما اگر آن زن ناآشنا باشد، اشكالي ندارد. درباره فيلم نيز حكم فيلم زنده با فيلمي كه قبلاً ضبط شده، متفاوت است.(2)
درباره ابراز احساسات زنان و مردان نامحرم در فيلمها و سريالهايي كه نقش همسر يا مادر و فرزند را در مقابل يكديگر ايفا ميكنند، اگر قصد گناه در ميان نباشد، ميزان ابراز احساسات به تهييج و تحريك بازيگران و مخاطبان نينجامد و امر خلاف شرعي صورت نگيرد، نميتوان به حرام بودن اينگونه ابراز احساسات حكم داد.
يكي ديگر از موارد و مسائل مهمي كه در برنامههاي رسانهاي نيازمند حكم مراجع عظام تقليد هستيم، حضور زنان خارجي در برخي برنامههاي رسانه نظير سريالها يا مستندات توليد صدا و سيما يا افرادي است كه به عنوان مجري، گوينده يا خبرنگار در برنامههاي خبري شبكههاي برونمرزي صدا و سيما فعاليت ميكنند.
اين موضوع شايد در سالهاي اخير در فيلمهاي سينمايي، بيشتر از هميشه جلوه يافته است. به همين دليل، پرسيدهاند: «اگر براي تهيه فيلمي كه براي صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران در خارج از كشور از زن اجنبي بدون حجاب اسلامي، يعني بدون چادر و روسري و پوشش استفاده شود، چه حكمي دارد؟»
برخي مراجع تقليد، پاسخهايي به اين شرح دادهاند:
نگاه كردن به سر و صورت و گردن و دستهاي زنان غير مسلمان تا جايي كه معمولاً نميپوشانند، بدون قصد لذت و ريبه اشكال ندارد. بنابراين، اگر مستلزم مفسده نبوده و ترويج باطل هم محسوب نشود، فينفسه اشكال ندارد.(1)
http://www.khabaronline.ir/detail/85848.
1) آيت الله خامنه اي، فتواي مراجع تقليد درباره بازيگران خارجي بدون حجاب در صدا و سيما،
ـ چنانچه تحريككننده باشد، جايز نيست.(1)
http://www.khabaronline.ir/detail/85848.
ـ در صورتي كه از غير مسلمانان بوده و به صورت برهنه يا نيمهبرهنه ظاهر نشود، مانعي ندارد.(2)
http://www.khabaronline.ir/detail/85848.
ـ اگر با حالت زننده و مهيج فيلمبرداري نشود، حرام نيست، گر چه ترك آن در غير حالت ضرورت بهتر است.(3)
http://www.khabaronline.ir/detail/85848.
موضوع مهم ديگر در ساخت برنامههاي نمايشي در رسانه ملي، ساخت فيلمها و سريالهايي است كه سوژه آنها رعايت نكردن حجاب است. در اين مورد از برخي مراجع عظام تقليد سؤال شده است كه اگر سوژه يا قالب موضوع حاكم بر فيلمي اقتضا كند كارگردان يا بازيگران مؤنث (مسلمان يا غير مسلمان) حجاب كامل يا اصلاً حجاب را رعايت نكنند، ساخت، نمايش و تماشاي چنين فيلمي از نظر شرعي چه حكمي دارد؟
ـ هر گونه فيلمي كه در ساخت آن ضوابط شرعي اهمال شود يا مفاسدي بر آن مترتب باشد، اشكال دارد، بلكه ساختن، نمايش و تماشاي آن جايز نيست.(4)
ـ اگر ساختن فيلم مستلزم انجام كاري خلاف شرع باشد، جايز نيست.(5)
ـ اشكال دارد.(6)
1) آيت الله محمد حسين شاهرودي، فتواي مراجع تقليد درباره بازيگران خارجي بدون حجاب در صدا و سيما،
2) آيت الله تبريزي، فتواي مراجع تقليد درباره بازيگران خارجي بدون حجاب در صدا و سيما،
3) آيت الله علوي گرگاني، فتواي مراجع تقليد درباره بازيگران خارجي بدون حجاب در صدا و سيما،
4) آيت الله خامنهاي؛ نشريه نصيحت شماره 156.
5) آيتالله فاضل لنكراني، نشريه نصيحت شماره 156.
6) آيتالله صافي گلپايگاني، نشريه نصيحت شماره 156.
ـ بر زن واجب است بدن و زينت خود را از نامحرم بپوشاند و اختلاط زن و مرد جايز نيست و ساختن فيلم يا سوژه آن مجوز ارتكاب معصيت نميشود و تماشاي فيلمهاي مزبور نيز چنانچه موجب تهييج شهوت بر حرام يا مستلزم گوش دادن به موسيقي لهوي باشد، جايز نيست.(1)
ـ اگر ساخت آن مستلزم نگاه محرم است، جايز نيست، همچنين اگر مفسده بر آن مترتب باشد و نمايش آن داير مدار مفسده و عدم آن است.(2)
ـ ديدن نامحرم از طريق تلويزيون و شنيدن صداي آنها كه مقرون به فساد و ريبه است، اشكال دارد و بعضي اقسام آن حرام يقيني است.(3)
ـ در مورد مسلمانان جايز نيست و در مورد غير مسلمانان در صورتي جايز است كه منشأ فسادي نباشد.(4)
همچنين آيتالله مكارم شيرازي در اين باره فرموده است:
درباره همكاري و اختلاط بازيگران و دستاندركاران زن و مرد در فعاليت رسانهاي همان حكمي جاري است كه درباره اختلاط زن و مرد نامحرم در اماكن عمومي صادر ميشود. بدين معنا كه اگر اين اختلاط با قصد گناه انجام نشود، عمل حرامي در حين اين انجام نگيرد و عواقب گناهآلودي در پي نداشته باشد، اشكالي
ندارد. اما بهتر است تا جايي كه مقدور است و مانع انجام صحيح كارها نميشود، از اختلاط زن و مرد نامحرم پرهيز شود.(1)
موضوع ديگر از موردهاي نياز رسانه به فتاواي مراجع عظام تقليد، فعاليتهاي رسانهاي آموزش هنرپيشهها و بازيگران زن به وسيله مردان است. در اين مورد از برخي مراجع سؤال شده است: آيا دختران و زنان ميتوانند براي بازي در فيلم يا تئاتر آموزش بازيگري ببينند با توجه به آنكه مربي آنان معمولاً مردان هستند؟
ـ اگر مربي، مرد است و آموزش ذكر شده فسادي دارد، جايز نيست. در فرض سؤال چنانچه موجب فساد است يا مراعات حجاب شرعي نميشود يا جلب نظر نامحرم ميشود، جايز نيست.(2)
http://www.hawzah.net/fa/article/articleview/65596
ـ اختلاط زن و مرد جايز نيست و همچنين اگر موجب مفسده يا ترك واجب يا فعل حرامي شود، جايز نيست.(3)
http://www.hawzah.net/fa/article/articleview/65596
ـ جايز نيست.(4)
http://www.hawzah.net/fa/article/articleview/65596
ـ اختلاط زن و مرد كه معرض فساد و وقوع در حرام است، مثل شوخي كردن با همديگر و مسخره بازي درآوردن به اسم نمايش، جايز نيست.(5)
http://www.hawzah.net/fa/article/articleview/65596
ـ اگر مستلزم امر حرامي مثل نگاه مستقيم زن و مرد يا تماس بدني باشد، جايز نيست.(6)
http://www.hawzah.net/fa/article/articleview/65596
1) رساله توضيح المسائل، 1381؛ صص262 ـ 260.
2) آيت الله خامنهاي، سؤال و جواب از مراجع عظام تقليد،
3) آيتالله بهجت، سؤال و جواب از مراجع عظام تقليد،
4) آيتالله صافي گلپايگاني، سؤال و جواب از مراجع عظام تقليد،
5) آيتالله تبريزي، سؤال و جواب از مراجع عظام تقليد،
6) آيتالله فاضل لنكراني، سؤال و جواب از مراجع عظام تقليد،
ـ در صورتي كه مربي آن، زن باشد و هدف صحيح فرهنگي براي اين بازيها وجود داشته باشد، مانعي ندارد.(1)
http://www.hawzah.net/fa/article/articleview/65596
درباره تشكيل گروههاي مختلط سرود و موسيقي و اجراي برنامه اين گروهها در برنامههاي مختلف رسانه ملي، پرسيده شده است: «آيا تشكيل چنين گروهها و شركت در محافلي كه آنها برنامه اجرا ميكنند، چاپ عكس و ترويج آن از سوي برخي مطبوعات يا پخش آن از تلويزيون چه صورت دارد؟»
ـ در صورت بدآموزي و ترتّب مفسده حرام است و هر عملي كه سبب ترويج حرام باشد، حرام است.(2)
http://www.hawzah.net/fa/article/articleview/65596.
ـ امور مذكوره در سؤال، خلاف شرع و حرام است و مفاسد آن بر كسي پوشيده نيست.(3)
http://www.hawzah.net/fa/article/articleview/65596.
ـ ترويج اموري كه مبدأ فساد در جامعه شود، جايز نيست.(4)
http://www.hawzah.net/fa/article/articleview/65596.
ـ جايز نيست.(5)
http://www.hawzah.net/fa/article/articleview/65596.
ـ حرام است.(6)
http://www.hawzah.net/fa/article/articleview/65596.
همچنين از برخي مراجع عظام تقليد پرسيده شده است: معمولاً مرسوم است در جشنوارههاي هنري كشوري و منطقهاي، از گروههاي سرود آن هم با ادوات و ابزاري مانند دوتار، شش تار، پيانو، تمبك، دايره و رقص دستهجمعي و چوببازي استفاده ميشود. حكم اللّه را در اين
1) آيتالله مكارم شيرازي؛ سؤال و جواب از مراجع عظام تقليد،
2) آيت الله خامنهاي، سؤال و جواب از مراجع عظام تقليد،
3) حضرت آيتالله صافي، سؤال و جواب از مراجع عظام تقليد،
4) حضرت آيتالله تبريزي، سؤال و جواب از مراجع عظام تقليد،
5) آيتالله بهجت، سؤال و جواب از مراجع عظام تقليد،
6) آيتالله مكارم شيرازي، سؤال و جواب از مراجع عظام تقليد،
زمينه، بيان فرماييد. چنانچه اشكال شرعي دارد، مشاهده ميشود كه مسائل فوق الذكر در سيماي جمهوري اسلامي نيز پخش ميگردد. استفاده از آن براي ما چه حكمي دارد؟
حضرت آيتالله خامنهاي در مورد حكم اين سؤال فرموده است:
اگر در نظر شنونده از قسم خوانندگي و نوازندگي مطرب لهوي كه غالباً در مجالس لهو و گناه از آن استفاده ميشود، نباشد، گوش دادن به آن اشكال ندارد، و گر نه جايز نيست و مجرد پخش از صدا يا سيما، حجت شرعي بر اباحه و حلّيت آن براي شنونده نيست.(1)
http://www.hawzah.net/fa/article/articleview/65596.
اهداف و سياستهاي كلي صدا و سيما در مورد موضوع حجاب و عفاف در سال 1385 در جزوهاي با عنوان «سياستهاي اجرايي افق رسانه» تعيين شده است و تمام برنامهسازان در گروههاي مختلف از جمله گروه سياسي، اجتماعي و فرهنگي، اقتصادي، خانواده، كودك و نوجوان و جوان و... موظف به رعايت آن هستند.
پيشوايي و رضايي بر اساس سند چشمانداز افق رسانه ملي، مهمترين اصول يادشده را چنين برشمردهاند:
1) 26.سؤال و جواب از مراجع عظام تقليد، آيت الله خامنهاي،
ترويج حجاب و حيا در برخورد با نامحرم؛
تبيين و تشريح ضرورت حفظ حريمهاي ارزشي در برخورد با نامحرم؛
تبيين نقش حجاب و عفاف در حراست از سلامت و امنيت فرد، خانواده و اجتماع؛
ترغيب به خويشتنداري و تهذيب نفس؛
نمايش و ترويج نمادها و جلوههاي ديني نظير پوشش و آرايش مناسب، نمادهاي اسلامي و...؛
بيان زيانها و تقبيح پوشش مغاير با هنجارهاي اجتماعي؛
ارائه و ترويج الگوهاي مطلوب و جذاب حجاب و عفاف؛
ايجاد تنفر نسبت به تقليد از پوشش و آرايش غربي از طريق تحقير و تقبيح مدپرستي و تقليد ناروا از فرهنگ غرب؛
تبين آثار زيانبار آزاديهاي نامشروع در جوامع غربي؛
ترسيم و افشاي اشكال مدرن استفاده ابزاري از زنان در غرب؛
ارتقا و تعميق باورها و ارزشهاي ديني و گسترش آن در داخل و خارج از كشور؛
ارتقاي آگاهي عمومي به مباني، معارف و ثمرات گرانبار دين مبين اسلام؛
تعميق علايق و تشديد احساسات نسبت به مفاهيم، مكانها و شخصيتهاي مقدس ديني؛
ترويج رفتارها، آداب، عادات و سنن اسلامي؛
خنثي سازي و مقابله با تهاجم ماديگرايانه رسانههاي استكباري؛
بازگويي و تقويت آرامش، امنيت و احساس خوشبختي حاصل از پايبندي به دين و اعتصام به دستورات الهي؛
ترويج، حفظ و گسترش ارزشهاي انساني و فضايل اخلاقي در جامعه؛
معرفي ابعاد زندگي بزرگاني از تاريخ امم، پيامبران و صالحاني كه در خدمت به مردم موفق بودهاند؛
ترغيب و تشويق مردم به ايثار، فداكاري، حماسهآفريني و جانفشاني براي اعتلاي كشور و جامعه؛
القاي حس امنيت، خودباوري، اميد، اعتماد به نفس، عزت و غرور ملي در جامعه؛
تبيين نقش عبادات به ويژه نماز و روزه در آرامشبخشي و ارتقاي فرهنگ جوامع؛
ارتقاي آگاهيهاي جامعه نسبت به آثار زيانبار بيديني و گسترش تنفر عمومي نسبت به آن؛
تبيين، نقد و ارزيابي مباني، مبادي و آثار عملي مكاتب و مسالك مادي؛
طرح و تبيين ابعاد و زواياي ماترياليستي ليبرال دموكراسي و مظالم ناشي از آن؛
به نمايش كشيدن تعارضات فكري و كمبودهاي رواني ناشي از اعتقاد به مكاتب و نظامهاي الحادي خصوصاً براي اقشار جوان؛
نمايش و ترسيم عمق مفاسد اخلاقي و معضلات انساني جوامع بيدين و رويگردان از معنويت به خصوص براي خانوادهها و جوانان؛
تبيين ناتواني و نارسايي و دستآوردهاي محدود مادي در ارضا و پاسخگويي به نيازهاي كمالطلبانه انسان؛
تصوير احساس ناامني، بيپناهي و پوچي ناشي از بياعتقادي به خداوند و جهان آخرت؛
رعايت فرهنگ احترام نسبت به ارزشهاي اعتقادي ـ ديني، هنجارهاي فرهنگي، ميراث بومي و مفاخر ملي در برنامهها؛
نمايش هرگونه تماس بدني (عمدي يا غيرعمدي) زن و مرد ممنوع است؛
نمايش هرگونه تماس بدني غير متعارف مرد با مرد و زن با زن ممنوع است؛
نمايش هرگونه بدحجابي در برنامهها ممنوع است؛
تظاهر زن و مرد به الگوي رفتاري جنس مخالف ممنوع است؛ مگر در مواردي كه به منظور تحقير يا تضعيف اين رفتار صورت گيرد؛
بايد از اختلاط بيموردِ زن و مرد در توليدات تلويزيوني (در صحنههايي نظير: عروسي، ميهماني خانوادگي، فضاهاي كاري و همچنين جشنها) خودداري شود؛
به تصوير كشيدن الگوهاي رفتاري برگرفته از فرهنگ مخرب بيگانه (مگر به منظور تقبيح آن) ممنوع است؛
پخش برنامههايي كه مروّج عاديسازي روابط افراد نامحرم و شكستن حريمهاي شرعي ميان آنان ميگردد، ممنوع است؛
طرح تركيبهاي عشقي هوسآلود (مثلثهاي عشقي يا بيشتر) مگر به منظور تقبيح آن، ممنوع ميباشد؛
روابط ميان دختر و پسر در دوران قبل از ازدواج بايد مطابق با
موازين شرعي باشد و به صورت معقول و منطقي به تصوير كشيده شود؛
در برنامهها، به خصوص آثار نمايشي بايد الگوي صحيح و مشروع مراودات و تعاملات اجتنابناپذير اشخاص نامحرم (در سطح جامعه، مثلاً در محيط كار يا فضاهاي آموزشي) ارائه شود؛
در برنامهها، آسيبشناسي دوستيابي و نمايش فرجام دوستيهاي ناسالم و غير متعارف بين زن و مرد تأكيد شود؛
در گفتوگوي زن و مرد از افعال مفرد كه بيانگر نوعي نزديكي و دوستي است، خودداري شود؛
زن و مرد نامحرم، يكديگر را با نام كوچك خطاب نكنند؛
در مصاحبهها و گفتوگوها، مجري و مصاحبهشونده از يك جنس باشند، مگر در مواردي كه بر حسب ضرورت برنامه، غير همجنس باشند.(1)
با توجه به بررسي فتاواي مراجع عظام تقليد درباره موضوع عفاف در برنامههاي نمايشي رسانه و ضوابط، اهداف و سياستهاي رسانه ملي در توليد برنامه (كه شرح آن در بخشهاي قبلي گذشت)، شاخصهاي زير را به عنوان شاخصهاي نهايي عفاف اسلامي بررسي ميكنيم. به عبارت ديگر، محتواي سريالهاي «ستايش» و «فاصلهها» را از نظر اين شاخصها تحليل ميكنيم.
اين شاخصها عبارت است از: پرهيز از نگاه غيرمتعارف به نامحرم،
1) همان، صص 43 ـ 55.
پرهيز از حضور در مكان خلوت يا تنها بودن با يكديگر، پرهيز از ارتباط خصوصي ميان زن و مرد نامحرم، استفاده نكردن از لوازم آرايشي يا زينتي در حضور نامحرم، داشتن پوشش مناسب آنگونه كه در شرع آمده است؛ داشتن لحن پسنديده با نامحرم (صحبت آرام با يكديگر، پرهيز از به كارگيري واژههاي زشت و زننده و پرهيز از صحبت با ناز و كرشمه با همديگر، پرهيز از روابط عشقي قبل از ازدواج ميان دختر و پسر نامحرم، خودداري از نگاه از روي ريبه يا نگاه آلوده)، پرهيز از رفتارهاي جلف مانند بلند خنديدن، ادا و اطوارهاي بچهگانه و رفتارهاي لاتمنشانه، پرهيز از شوخي ميان زن و مرد نامحرم، پرهيز از آشكار كردن موي در مقابل نامحرم، پرهيز از پوشيدن لباسهاي تنگ، چسبان و بدننما در مقابل نامحرم.
فصل سوم: يافتهها و پيشنهادها
زير فصل ها
يافتههاي تحقيق
پيشنهادها
محدوديتهاي تحقيق
در اين بخش ابتدا به صورت گذرا به نتايج حاصل از تحليل محتواي دو سريال مورد بررسي در اين پژوهش (سريالهاي ستايش و فاصلهها) اشاره ميكنيم. در بخشهاي بعدي با توجه به اين نتايج، به بيان راهبردها و راهكارهاي رسانهاي مورد نظر در بحث عفاف و برنامههاي نمايشي رسانه خواهيم پرداخت.(1)
مهمترين نتايج حاصل از تحليل محتواي دو سريال مورد بررسي در اين پژوهش نشان ميدهد:
ـ بيشترين مكان ارتباط در روابط زن و مرد نامحرم در سريال «فاصلهها»، «ديگر فضاها» (8/20 درصد)، «محل كار» (11 درصد) و سپس پارك و فضاهاي تفريحي (7/10درصد) بوده است. كمترين مكان ارتباط در روابط زن و مرد در سريال «فاصلهها» به مقولههاي محل تحصيل (0) و ارتباط اينترنتي (2/0 درصد)، مربوط است.
ـ در سريال «ستايش»، بيشترين فراواني روابط زن و مرد به تفكيك مكان ارتباط، به مقوله «خانه» (3/41 درصد)، محل كار (5/37 درصد)، «ديگر فضاها» (8/6 درصد) و «پارك و فضاهاي تفريحي» (5/6 درصد)
1) لازم به ذكر است نتايج كامل و يافتههاي موردي هريك از متغيرها به همراه جداول مربوطه در بخش ضمائم اين پژوهش، گنجانده شده است.
مربوط است. كمترين فراواني مكان ارتباط در روابط زن و مرد در سريال «ستايش»، به مقولههاي «محل تحصيل» (دانشگاه يا دبيرستان) (0)، «ارتباط اينترنتي، سايبر يا چت» (0)، كافيشاپ و رستوران (4/1 درصد) و «نا مشخص» (91/2 درصد) ربط دارد.
ـ بيشترين مكان ارتباط منفي در روابط زن و مرد در سريال «فاصلهها»، «محل كار» (4/38 درصد)، «خانه» (8/17 درصد) و سپس «ديگر فضاها» (2/16 درصد) است. كمترين مكان ارتباطات منفي در روابط زن و مرد در سريال «فاصلهها» به مقولههاي محل تحصيل (0) مربوط است.
ـ در سريال «ستايش»، بيشترين فراواني مكان روابط منفي ميان زن و مرد به مقوله «خانه» (7/47 درصد)، محل كار (1/24 درصد)، «ديگر فضاها» (4/8 درصد) و «پارك و فضاهاي تفريحي » (5/6 درصد) مربوط است. كمترين فراواني مكان ارتباط منفي در روابط زن و مرد در سريال «ستايش»، به مقولههاي «محل تحصيل» (0) و «ارتباط اينترنتي» (0) مربوط است.
ـ بيشترين فراواني در سريال «فاصلهها» از نظر زمان ارتباط، به محدوده زماني شب (40 درصد)، محدوده زماني ظهر (2/21 درصد) و سپس محدوده زماني «نامشخص» (9/20 درصد) مربوط است. كمترين فراواني در اين زمينه به محدوده زماني صبح (5 درصد) و سپس عصر (8/12 درصد) مربوط است.
در سريال «ستايش»، بيشترين مقدار فراواني از نظر زمان به زمان شب (34 درصد)، زمان نامشخص (6/30 درصد) و زمان عصر (3/22 درصد) مربوط است. كمترين مقدار فراواني در اين زمينه نيز به محدوده زماني صبح (2/5 درصد) و ظهر (8 درصد) مربوط است.
ـ در 7/3 درصد از روابط زن و مرد در سريال «فاصلهها»، ارتباط خصوصي زن و مرد نامحرم وجود دارد. همچنين در 1 درصد از صحنههاي سريال «ستايش»، ارتباط خصوصي زن و مرد نامحرم وجود دارد.
ـ در 9/1 درصد از صحنههاي مربوط به روابط زن و مرد در سريال «فاصلهها»، صحبت كردن با ملاطفت و ناز و عشوه با يكديگر وجود دارد. همچنين در 8/0 درصد از صحنههاي سريال «ستايش»، صحبت كردن با ملاطفت و ناز و عشوه بين زن و مرد وجود دارد.
ـ در 2 درصد از صحنههاي مربوط به روابط زن و مرد در سريال «فاصلهها»، رفتارهاي جلف و سبك ميان زن و مرد وجود دارد. همچنين در 6/1 درصد از صحنههاي سريال «ستايش»، رفتارهاي جلف ميان زن و مرد وجود دارد.
ـ در 6/3 درصد از صحنههاي مربوط به روابط زن و مرد در سريال «فاصلهها»، شوخي ميان زن و مرد نامحرم وجود دارد. در 4/1 درصد از صحنههاي سريال «ستايش» نيز شوخي ميان زن و مرد نامحرم وجود دارد.
ـ فراواني موي آشكار زن در مقابل مرد در همه صحنههاي هر دو سريال مورد بررسي، صفر است. به عبارت ديگر، موي آشكار دختر در مقابل پسر در دو سريال مورد بررسي وجود ندارد.
ـ در 1/7 درصد از روابط زن و مرد در سريال «فاصلهها»، گفتوگوي زن و مرد با افعال مفرد وجود دارد. همچنين در 4/7 درصد از صحنههاي سريال «ستايش»، گفتوگوي زن و مرد با افعال مفرد وجود دارد.
ـ در 9/7 درصد از روابط زن و مرد در سريال «فاصلهها»، زن و مرد نامحرم، يكديگر را با نام كوچك خطاب كردهاند. در 8 درصد از
صحنههاي سريال «ستايش» نيز زن و مرد نامحرم، يكديگر را با نام كوچك خطاب كردهاند.
ـ در 4/22 درصد از صحنههاي مربوط به روابط زن و مرد در سريال «فاصلهها»، روابط عاشقانه پيش از ازدواج ميان دختر و پسر نامحرم وجود دارد و در 6/77 درصد از روابط زن و مرد در اين سريال، روابط عاشقانه پيش از ازدواج ميان دختر و پسر نامحرم وجود ندارد. همچنين در 4/10 درصد از صحنههاي سريال «ستايش»، روابط عاشقانه پيش از ازدواج ميان دختر و پسر نامحرم وجود دارد و در 6/89 درصد از روابط زن و مرد در اين سريال، روابط عاشقانه پيش از ازدواج ميان دختر و پسر نامحرم وجود ندارد.
ـ در 7/0 درصد از صحنههاي مربوط به روابط زن و مرد در سريال «فاصلهها»، پوشش تنگ و چسبان زن در مقابل مرد نامحرم وجود دارد و در 3/99 درصد از روابط ميان زن و مرد در اين سريال، اين نوع پوشش وجود ندارد. در 35/0 درصد از صحنههاي سريال «ستايش» نيز اين نوع پوشش زن در مقابل مرد وجود دارد و در 6/99 درصد از روابط ميان زن و مرد در اين سريال، اين نوع پوشش وجود ندارد.
ـ در 9/0 درصد از صحنههاي مربوط به روابط زن و مرد در سريال «فاصلهها»، لوازم زينتي آشكار زن در برابر مرد وجود دارد و در 1/99 درصد از روابط زن و مرد در اين سريال لوازم زينتي آشكار از سوي زن در مقابل نامحرم وجود ندارد. همچنين در 7/0 درصد از صحنههاي سريال «ستايش»، لوازم زينتي آشكار زن در مقابل نامحرم وجود دارد و در 3/99 درصد از روابط زن و مرد در اين سريال لوازم زينتي آشكار از سوي زن در مقابل نامحرم وجود ندارد.
ـ بيشترين فراواني نوع حجاب زن در مقابل مرد در سريال «فاصلهها»، حجاب «مانتو، شلوار و روسري» (6/37 درصد)، «مانتو، شلوار و شال» (3/27 درصد» و «چادر، مانتو، شلوار و مقنعه» (25 درصد) است. كمترين فراواني نوع حجاب زن در مقابل مرد در اين سريال، حجاب «سنتي» (5/0 درصد)، «چادر، مانتو، شلوار و شال» (2 درصد)، «مانتو، شلوار، مقنعه» (3 درصد) است.
در سريال «ستايش»، بيشترين نوع حجاب زن در مقابل مرد، نوع حجاب «چادر، مانتو، شلوار و مقنعه» (1/26 درصد)، «چادر، مانتو، شلوار و شال» (3/19 درصد)، «مانتو، شلوار و مقنعه» (19درصد) و «مانتو، شلوار و شال» (4/18 درصد) بوده است. همچنين كمترين نوع حجاب نقش زن در مقابل مرد در سريال «فاصلهها»، نوعي حجاب «سنتي» (5/0 درصد)، « چادر، مانتو، شلوار و شال» (7/4 درصد)، «مانتو، شلوار و روسري» (7 درصد) و «ديگر پوششها» (7/4 درصد) است.
ـ در روابط بين زن و مرد، در سريال «فاصلهها»، بيشترين فراواني نوع پوشش زن در مقابل مرد، پوشش «مانتو بلند» (6/40 درصد)، پوشش «چادر» (5/30 درصد) و «مانتو كوتاه» (3/27 درصد) است. همچنين كمترين نوع پوشش زن در مقابل مرد، «پوشش سنتي» (57/0 درصد) است، اما در روابط بين زن و مرد در سريال «ستايش»، بيشترين نوع پوشش زن در مقابل مرد، پوشش «چادر» (5/52 درصد)، پوشش «مانتوي بلند» (5/37 درصد) و پوشش «مانتوي كوتاه» 8/4) درصد) است. همچنين كمترين نوع پوشش زن، «پوشش سنتي» (4/0 درصد) است.
ـ در 3/27 درصد از روابط بين زن و مرد در سريال فاصلهها، حجاب و پوشش اسلامي زن در مقابل مرد رعايت نشده و در 7/72 درصد از
روابط، حجاب و پوشش اسلامي زن در مقابل نامحرم رعايت شده است. همچنين در 8/4 درصد از روابط ميان زن و مرد در سريال «ستايش»، حجاب و پوشش اسلامي زن در مقابل مرد رعايت نشده و در 2/95 درصد از روابط، حجاب و پوشش اسلامي زن در مقابل نامحرم رعايت شده است.
با توجه به نتايج و يافتههاي حاصل از بررسي و تحليل دو نمونه موردي از برنامههاي نمايشي رسانه ملي، به مهمترين پيشنهادها و بيان راهكارها در راستاي يافتهها و نتايج اين پژوهش درباره «عفاف» اشاره ميكنيم.
الف) تعريف و تعيين محدوده عفاف براي برنامهسازان
اولين و ضروريترين گام براي ترويج عفاف از طريق تلويزيون اين است كه حجاب و عفاف به طور مشخص، تعريف و مرزهاي آن به طور شفاف مشخص شود. تا زماني كه اين امر صورت نگيرد، هر نوع تلاش براي ترويج و فرهنگسازي در اين زمينه بينتيجه خواهد بود.
برنامهساز بايد بداند تعريف حجاب چيست؟ شالودههاي عفاف كدامند؟حد نگاه كردن به نامحرم تا كجاست؟ اختلاط و مراوده و مكالمه زن و مرد تا چه اندازه و در چه شرايطي جايز است؟ در واقع، منفك كردن بحث حجاب از عفاف، خطاست. حجاب، آموزهاي ديني است كه جزئي از كليت برنامه عفاف دين است. نميتوان فقط درباره حجاب صحبت كرد و از عفاف غافل شد. نبايد نهايت اهتمام رسانه در زمينه حجاب، به پوشش ظاهري بازيگر زن يا گريم چهره وي خلاصه شود.
ازاينرو، به نظر ميرسد بايد فهرستي از التزامات و ملاحظات فرهنگي در عرصههاي مختلف فرهنگ ديني، اسلامي، زندگي فردي، خانوادگي و اجتماعي تهيه گردد و هر فيلمنامهنويس يا كارگردان در ساخت فيلم متعهد شود به تعدادي از آنها بپردازد و ناظران فرهنگي بر اساس نوع و ميزان توجه كارگردان به اين التزامات، درجه فرهنگي (الف، ب، ج) به كارگردان يا فيلمنامهنويس اعطا كنند. براي اين منظور، كارگروهي متشكل از انديشمندان حوزه و رسانه بايد معيارهاي حجاب اسلامي را جمعآوري كنند. حتي اگر لازم باشد، براي طرح موضوع فقه رسانه با مراجع عظام، رايزني كنند و در نهايت با تبيين شاخصههايي براي فقه رسانه و حجاب و عفاف، سبكي را براي الگوهاي رفتار و پوشش بازيگران تعريف كنند.
ب) توجه به حجاب «چادر» به عنوان حجاب برتر و سفارششده از جانب علما و بزرگان دين در ساخت مجموعههاي تلويزيوني
توجه به اين امر به عنوان يكي از اصول و موازين ديني، افزون بر تشويق جوانان، ميتواند بسترساز مقابله با فرهنگ مخرّب غربي باشد كه در قالب پوششهاي زننده براي تخريب بنيانهاي فرهنگي جامعه ميكوشد.
بررسي حاضر نشان ميدهد دستاندركاران اين امر بايد توجه بهتر و تلاشهاي بيشتري كنند؛ زيرا بنا بر آمار و ارقام مربوط به اين موضوع، بيشترين فراواني در گونهشناسي حجاب دختر در مقابل پسر در سريال فاصلهها، مربوط به حجاب «مانتوي بلند» (6/40 درصد)، پوشش «چادر» (5/30 درصد) و سپس «مانتو كوتاه» (3/27 درصد) است. البته اين
موضوع در سريال «ستايش» از وضعيت بهتر و مناسبي برخوردار است؛ به گونهاي كه بيشترين نوع حجاب نقش زن در مقابل مرد، «چادر» (5/52 درصد)، «مانتوي بلند» (5/37 درصد) و پوشش «مانتوي كوتاه» (8/4) درصد) است. همچنين در 3/27 درصد از روابط بين زن و مرد در سريال «فاصلهها»، حجاب و پوشش اسلامي زن در مقابل مرد رعايت نشده و در 8/4 درصد از روابط ميان زن و مرد در سريال «ستايش» نيز حجاب و پوشش اسلامي زن در مقابل مرد رعايت نشده است.
براي توجه دقيقتر و مفيدتر به حجاب چادر و پوشش اسلامي در روابط زن و مرد در برنامههاي نمايشي سيما پيشنهادهايي به اين شرح مطرح ميشود:
ـ رفتار و حركات شخصيتهايي كه داراي پوشش مناسب و شخصيت نمايشي مثبت هستند، جلف و زننده نباشد.
ـ بازيگران محجبه داستان رفتار متعارض نداشته باشند، به اين نوع كه خارج از منزل، باحجاب و پوشش نشان داده شوند، ولي در منزل در برابر نامحرمان بدون حجاب لازم ظاهر شوند يا نشست و برخاست و گفتوگو كنند.
ـ از نشان دادن مادران چادري در كنار دختران جوان غير چادري اجتناب شود، مگر اينكه اقتضاي خاص داستان و شخصيتپردازي چنين امري را ايجاب كند.
ـ تأكيد بر نقش حجاب به ويژه چادر و ارزش و اهميت بانوان محجبه در ديد ديگران با تعريف و تمجيد از حجاب و نجابت آنان ميتواند به طور ضمني در فيلمها طرح شود و اثرگذاري بيشتري از پيامهاي مستقيم داشته باشد.
ـ در تعيين نوع حجاب و رفتار شخصيتهاي داستاني بايد جايگاه دراماتيك آنان در نظر گرفته شود، نه اينكه براي رعايت صوري مسائل شرعي، هر بازيگري با هر تيپ و شخصيتي با چادر يا حجاب اسلامي ظاهر شود. در واقع، اين نوع رعايت حجاب به آن اثر داستاني، آسيب بيشتري ميزند.
ـ پوشش و نوع رفتار و سخن زنان هنگام روبهرو شدن با نامحرم تغيير كند. براي مثال، حجاب خود را كامل كند يا آن را مرتب سازد تا بدين وسيله، حساسيت زن مسلمان را نسبت به حجاب خويش يادآور شوند.
ج) توجه دقيق و همه جانبه به رعايت عفاف اسلامي در روابط زن و مرد در مجموعههاي تلويزيوني سيما
برآيند مجموعه متغيرها و شاخصهاي مربوط به عفاف اسلامي در اين پژوهش، شامل متغيرهاي «خودداري از نگاه آلوده (از روي ريبه) به نامحرم، پرهيز از حضور در مكان خلوت و ارتباط خصوصي با نامحرم، استفاده نكردن از لوازم آرايشي يا زينتي در مقابل نامحرم، داشتن پوشش مناسب آنگونه كه در شرع آمده است؛ داشتن لحن پسنديده با نامحرم، به كار نگرفتن افعال مفرد در گفتوگو با نامحرم، خطاب قرار ندادن يكديگر با نام كوچك، پرهيز از رفتارهاي جلف مانند بلند خنديدن، ادا و اطوارهاي بچهگانه و رفتارهاي لاتمنشانه، پرهيز از صحبت كردن با ملاطفت و ناز و عشوه با نامحرم، نداشتن موي آشكار در مقابل نامحرم، استفاده نكردن از لباسهاي تنگ، چسبان و بدننما در مقابل نامحرم، نداشتن تماسهاي فيزيكي
(عمدي يا غيرعمدي) با يكديگر، پرهيز از شوخي ميان مرد و زن نامحرم؛ نداشتن روابط عشقي قبل از ازدواج ميان دختر و پسر نامحرم»، نشاندهنده آن است كه در شماري از اين متغيرها، حدّ مناسبي از عفاف در روابط زن و مرد رعايت نشده است. بنابراين، تهيهكنندگان و برنامهسازان به رعايت مسئله عفاف اسلامي در روابط ميان زن و مرد و رعايت متغيرهاي ذكر شده در تهيه و ساخت مجموعههاي تلويزيوني بايد توجه مناسبتري داشته باشند. بررسي و تحليل دو نمونه موردي از سريالهاي رسانه ملي نشان ميدهد «نگاه آلوده (از روي ريبه)» در 3/1 درصد از روابط زن و مرد در سريال «فاصلهها» و 5/0 درصد از صحنههاي سريال «ستايش» وجود داشته است. همچنين «اختلاط زن و مرد نامحرم در مكان خلوت (ارتباط خصوصي)» در 7/3 درصد از روابط زن و مرد در سريال «فاصلهها» و 1 درصد از صحنههاي سريال «ستايش»، وجود دارد. «استفاده زن از لوازم آرايشي در مقابل مرد» در 9/0 درصد از روابط در سريال «فاصلهها» و در 4/0 درصد از روابط ميان زن و مرد در سريال «ستايش» وجود دارد. «صحبت كردن با ملاطفت و ناز و عشوه با يكديگر» نيز در 9/1 درصد از صحنههاي مربوط به روابط زن و مرد در سريال «فاصلهها» و همچنين در 8/0 درصد از صحنههاي سريال «ستايش» وجود داشته است. «رفتارهاي جلف و سبك ميان زن و مرد» در 2 درصد از صحنههاي مربوط به روابط زن و مرد در سريال «فاصلهها» و در 6/1 درصد از صحنههاي سريال «ستايش» وجود داشته است. «شوخي ميان زن و مرد نامحرم» در 6/3 درصد از روابط ميان زن و مرد نامحرم در سريال «فاصلهها» و در 4/1درصد از روابط
ميان نامحرم در سريال «ستايش» وجود دارد. «گفتوگوي زن و مرد نامحرم با افعال مفرد»، در 1/7 درصد از روابط زن و مرد در سريال «ستايش» و در 4/7 درصد از صحنههاي سريال «فاصلهها» به چشم ميخورد. همچنين در 9/7 درصد از روابط زن و مرد در سريال «ستايش»، زن و مرد نامحرم يكديگر را با نام كوچك خطاب كردهاند و در 8 درصد از صحنههاي سريال «فاصلهها» نيز، زن و مرد نامحرم، يكديگر را با نام كوچك صدا زدهاند. «پوشش تنگ و چسبان زن در مقابل مرد نامحرم» در 7/0 درصد از صحنههاي مربوط به روابط زن و مرد در سريال «فاصلهها» و در 35/0 درصد از صحنههاي سريال «ستايش» ديده شده است. «لوازم زينتي آشكار زن در مقابل مرد» در 9/0 درصد از صحنههاي مربوط به روابط زن و مرد در سريال «فاصلهها» و در 7/0 درصد از صحنههاي سريال «ستايش» وجود داشته است. البته خوشبختانه فراواني دو متغير «موي آشكار زن در مقابل مرد» و «تماس فيزيكي عمدي يا غيرعمدي ميان زن و مرد با يكديگر»، در همه صحنههاي هر دو سريال مورد بررسي، صفر است. به عبارت ديگر، در دو سريال مورد بررسي، موي زن در مقابل مرد آشكار نشده است و تماس بدني وجود ندارد. به هر حال، درصدهاي يادشده از نظر عددي نشانه كم بودن اين درصدهاست، اما در موارد بسياري، دليل بر كماهميت بودن آنها نيست؛ چراكه وجود 1.5 درصد يا 1 درصد رعايت نكردن مقولات عفاف (مثلاً شوخي زن و مرد نامحرم)، در يك سريال 30 دقيقهاي 45 قسمتي، نشان ميدهد در 10 تا 13 دقيقه از اين سريال، اين موضوع رعايت نشده است. بنابراين، كم بودن ميزان رعايت نشدن مقولههاي مربوط به عفاف در سريالها،
نشاندهنده كم بودن يا كماهميت بودن آنها نيست و نسبت به دقايق كل سريال، اين موضوع اهميت فراواني خواهد داشت.
براي توجه دقيقتر و همه جانبهتر به رعايت عفاف اسلامي در روابط زن و مرد در برنامههاي نمايشي سيما، پيشنهادهايي به اين شرح مطرح ميشود:
وجود پوشش و روابط مناسب به عنوان يكي از مهمترين ملاكهاي انتخاب برنامههاي تأميني بايد رعايت شود.
بهتر است براي ترويج بهتر فرهنگ عفاف، به جاي استفاده از جذابيتهاي جنسي زنان، از جذابيتهاي عاطفي، شخصيتي يا تربيتي آنان استفاده شود؛
رفتار، برخورد و حركات زنان و مردان نامحرم در برخورد با يكديگر، مروّج عاديسازي اين نوع ارتباط نباشد؛ چون با روح حيا و عفاف مغايرت دارد.
الگوهاي مناسب عفاف در سريالهاي مختلف و برنامههاي نمايشي، تكراري و خستهكننده و كليشهاي نباشد. همچنين از نظر زيباشناختي و گرايشهاي فرهنگي جامعه نبايد نامناسب باشند.
از نمايش آرايش غليظ و پوشش نامناسب به عنوان نشانههاي پيشرفت، تمدن و امروزي بودن پرهيز شود.
از نمايش بازيگران زن و مرد با لباسهاي تنگ و چسبان كه موجب نشان دادن برجستگيهاي بدن آنهاست، خودداري شود.
در طراحي پوشش بازيگران نبايد از لباسهاي منقوش به آرم، تصوير نامتعارف، نوشتهها و نمادهاي فرهنگي بيگانه، نشانههاي فرقههاي ضاله، گروههاي منحرف، نمادها و علايم بازرگاني بدون دليل برنامهاي خاص مانند نقشهاي منفي استفاده شود.
شايسته است از نمايش چهره زنان جوان و جذاب در نماي بزرگ و نزديك جز در موارد ضروري كه استفاده از جذابيتهاي ظاهري وي تلقي نشود، خودداري شود.
از برخي پوششهاي محلي و ملي كه علاوه بر زيبايي و جذابيت، توجه به جذابيت جنسي زنان را كمرنگ ميكند؛ به جا و بنا بر ضرورت داستان استفاده شود.
از طراحي پوششهايي كه داراي تبرج و خودنمايي هستند، خودداري شود.
از تنوعطلبي و مدگرايي مفرط در پوشش زنان (تغيير پوشش در هر سكانس بدون ضرورت) خودداري شود.
مجموعههاي تلويزيوني سيما به سوژههايي جديد در روابط ميان دختر و پسر و آسيبشناسي اين روابط به ويژه در موضوع ازدواج و مشكلات قبل و بعد از آن بپردازند.
دستاندركاران و برنامهسازان سيما به توليد مجموعههايي با مضامين كليشهاي و سطحي در زمينه مجموعههاي تلويزيوني مرتبط با موضوع روابط دختر و پسر توجه كنند.
برنامهسازان سيما در تهيه سريالها و برنامههاي نمايشي سيما از نمايش رفتارهاي سبك يا زننده براي جذب مخاطب يا طنز جلوه دادن برنامهها پرهيز كنند.
نقشهاي محوري زن در خانه و خانواده بيشتر نمايش داده شود؛ چراكه اگر محور توسعه را انسان بدانيم، قهرمان پرورش انسان در خانه، زن است. ازاينرو، توجه به نقش انسانسازي، آرامشبخشي و تربيتي زنان در خانواده كه گويا در مجموعههاي فيلم و سريال
سيما كمرنگتر شده است و بيشتر به نسل گذشته تعلق دارد، بايد بيشتر شود.
تعهد و مسئوليتپذيري اخلاقي زن و مرد در سريالهاي سيما به ويژه در نقشهايي كه با ازدواج و شروع زندگي مشترك مرتبط است، نمايش داده شود.
براي افزايش آگاهي از حقوق و مسئوليتهاي زن و شوهري در روابط پيش از ازدواج دختر و پسر در مجموعههاي تلويزيوني سيما تدبيري انديشيده شود.
د) تأكيد بيشتر بر نمايش ارتباطات سالم در زندگي شهرستاني و روستايي و كاهش حجم نمايش روابط جوانان پايتختنشين
تأكيد بيش از حدّ مجموعههاي تلويزيوني بر نمايش روابط دختر و پسرهاي ساكن در تهران، يكي از مسائل مهمي است كه در مبحث «عفاف» بايد از زواياي گوناگوني نقد و بررسي شود. اين مسئله به ويژه در مورد موضوع حجاب و پوشش در رسانه و آسيبشناسي آن بسيار اهميت دارد. اين سريالها معمولاً محور برنامهسازيهاي خود را موضوعات و مسائل پايتختنشينان قرارمي دهند و طبيعي است كلانشهري چون تهران بسيار سريع در معرض پديده بدحجابي غربي قرار ميگيرد. اين مسئله سبب ميشود روند تغيير از هنجارها به ناهنجارها در حوزه پوشش كشور تسريع شود و نوع پوشش و مدل آرايشها كه به طور مفرط، محور اصلي نمايشها قرار ميگيرد، به كمك رسانه به تمام كشور منتقل شود. تمركز مجموعههاي تلويزيوني سيما بر روابط دختر و پسر از يك قشر خاص بدون نمايش روابط
ميان دختر و پسر در ديگر مكانها و فرهنگها نظير روستاها، شهرستانها و اقوام مختلف، تلويزيون را از رسانهاي ملي كه موضوع آن بايد «از زندگي همه» و «براي همه مردم» باشد، خارج ميسازد. زماني كه در بيشتر اين سريالها، سوژه اصلي به روابط دختر و پسرهاي ساكن تهران و آن هم از طبقات بالاي اجتماع مربوط است، آيا اين گزينش نامعقول شرايط، دختران و پسران را به انتخابهايي خاص و محدوديت در انتخاب نميكشاند؟ به نظر ميرسد گسترش شبكههاي استاني و استفاده از توليدات مراكز استاني در رسانههاي سراسري كه حامل فرهنگ اصيلتر و پررنگتري هستند و استفاده از ديگر جذابيتهاي بصري به صورت نمادها و نشانههاي متنوع كه مخاطب را براي رمزگشايي، مجبور به تفكر در آنها ميكند، سبب افزايش سطح سواد رسانهاي مخاطبان خواهد شد. همچنين، ميتواند بر جنبههاي نادرست حوزه زيباييشناختي حضور زن در رسانه اثر بگذارد.
ه) پرهيز از پرداختن به ارتباطات دوستانه ميان دختر و پسر در روابط پيش از ازدواج در مجموعههاي تلويزيوني سيما
با توجه به كيفيت نمايش روابط دختر و پسر در سريالهاي سيما كه معمولاً نشاندهنده روابط عاشقانه قبل از ازدواج يا دوستيهاي گذراست، بايد دانست اين مسئله ضمن تغيير ديدگاه جوانان در مورد ازدواج ميتواند اين برداشت را به مخاطب القا ميكند كه لذت بردن از روابط عاشقانه بين پسر و دختر بسيار راحتتر از ازدواج است. از سوي ديگر، با نمايش تصاوير عاشقانه و روابط آزاد بين دختر و پسر،
پرسشهاي متعددي در ذهن دختر و پسر جوان ايجاد ميشود. از جمله آنكه آيا با اين تصاوير كه بيانگر واقعيت جامعه است، ميتوان دختر يا پسري را يافت كه قبلاً با جنس مخالف خود رابطه نداشته باشد.
بنابراين، بر اثر اين وضعيت، اولين جرقههاي بياعتمادي نوجوان و جوان نسبت به جنس مخالف زده ميشود. از سويي اعتقاد جوان نسبت به ازدواج سنتي سلب ميشود، به گونهاي كه ديگر حاضر نيست به سراغ پدر و مادر برود و با مشورت آنها ازدواج كند. از سوي ديگر، اعتماد او به فرد مقابل نيز از بين ميرود. نمايش تصاوير ارتباطات بين دختر و پسر در بسياري از برنامههاي تلويزيوني از جمله برنامههاي نمايشي و حتي برخي برنامههاي كودكان موجب كمرنگ شدن حيا و عفت در آنان خواهد شد.
همانطور كه در بخش نتايج نيز اشاره شد، در 4/22 درصد از صحنههاي مربوط به روابط زن و مرد در سريال «فاصلهها» و در 4/10 درصد از صحنههاي مربوط به روابط زن و مرد در سريال «ستايش»، روابط عاشقانه پيش از ازدواج ميان دختر و پسر نامحرم وجود داشته است.
و) كاهش حجم ارتباطات ميان زن و مرد در مجموعههاي تلويزيوني به ويژه در محدوده زماني شب و ديدارهاي خصوصي
در تحقيق حاضر، بيشترين فراواني در سريال «فاصلهها» از نظر زمان ارتباط، به محدوده زماني شب (40 درصد) و سپس محدوده زماني ظهر (2/21 درصد) مربوط است. همچنين در سريال «ستايش»، بيشترين ميزان
فراواني از نظر زمان ارتباط، به زمان شب (34 درصد) و سپس زمان عصر (3/22 درصد) مربوط است.
ز) استفاده برنامهسازان و تهيهكنندگان سيما از كارشناسان ديني در تهيه و ساخت مجموعههاي تلويزيوني مرتبط با موضوع روابط زن و مرد
با توجه به اثرگذاري صدا و سيما در انتخاب موضوع و محتواي سريالها و مجموعههاي تلويزيوني مربوط به روابط ميان زن و مرد بايد دقت لازم انجام گيرد و در اين زمينه از كارشناسان در زمينههاي ديني، روانشناختي و جامعهشناختي استفاده شود. تهيه مجموعههاي تلويزيوني در موضوع روابط زن و مرد به طور ويژه بايد بر اساس موازين شرعي و اسلامي استوار باشد، بنابراين تهيهكنندگان و برنامهسازان اين گونه مجموعهها بايد ضمن بهرهگيري از متخصصان ديني در اين رابطه، توجه مناسبتر و مطلوبتري به رعايت اين موازين در ساخت اينگونه سريالها داشته باشند.
ح) برنامهريزي اساسي و درازمدت براي پرورش عوامل برنامهساز
عوامل توليد برنامههاي تلويزيوني از جمله تهيهكننده، كارگردان و بازيگران در شكلگيري محصول و ارزشگذاري و القاي پيام، اثرگذاري به سزايي دارند. قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، رژيم طاغوت به پيروي از نظام سرمايهداري جهاني به رواج فساد و ابتذال در ميان هنرمندان پرداخت و اكثريت جامعه هنرمندان كشور را به فرهنگ وارداتي غرب آلوده ساخت. پس از پيروزي انقلاب، تغيير و تحولهاي چشمگيري در جامعه هنري به وجود آمد و هنرمندان
متعهدي قدم به عرصه توليد گذاشتند. با اين حال، با توجه به گسترش كمّي شبكهها و برنامههاي تلويزيوني بهجاست، با حمايت شايسته از هنرمندان متعهد موجود، برنامهريزي و سرمايهگذاري جدّي و گستردهاي براي تربيت هنرمندان متعهد و معتقد به اصول ديني انجام شود. بنابراين، در مسئله عفاف نبايد از احراز تعهد برنامهسازان به اين مسئله و نيز انتخاب برنامهسازان متعهد در گروههاي برنامهسازي به ويژه در گروه فيلم و سريال غافل شد. مديران برنامهساز نيز بايد به برگزاري نشست و گردهمآيي دستاندركاران توليد برنامههاي نمايشي براي چگونگي گسترش عفاف در برنامههاي توليدي سيما نظر توجه داشته باشند.
ط) استمرار در فرهنگسازي فرهنگ عفاف
با توجه به اينكه ايجاد تغيير و فرهنگسازي، تدريجي است؛ بايد اولاً برنامهسازي براي ايجاد تغيير يا القاي ارزشهاي مثبت و فرهنگسازي در آن زمينه به طور مستمر ادامه داشته باشد. ثانياً برنامهها بايد داراي كيفيت هنري بالا باشند. اين دو نكته در برنامهسازي براي ترويج فرهنگ حجاب و عفاف بايد رعايت شود؛ چراكه پرداختن به حجاب كه مسئلهاي فرهنگي است، بايد در طول زمان و به صورت مداوم و به تدريج صورت گيرد تا نتيجه مطلوب حاصل شود. نبايد با ساخت چند برنامه و پرداختن مقطعي به مسئله حجاب و عفاف گمان شود اين مسئله جايگاه و شأن خود را در سيما يافته و نسبت به آن اداي دين و وظيفه شده است. از اين آفت بايد پرهيز شود. لازمه كارآمدي برنامهسازي در اين زمينه، استمرار پويايي
و توجه به ارتقاي كيفي برنامههاست. همچنين رسانه نبايد در اين زمينه شتابزده عمل كند و بخواهد در زماني كوتاه، برنامههاي متعددي را در اين زمينه توليد كند كه صرف نظر از كيفيت بالا يا پايين توليد آن، به دليل بمباران خبري و اطلاعاتي در بينندگان، حساسيت منفي ايجاد كند.
ي) گفتمانسازي در زمينه فرهنگ عفاف و حجاب
فرهنگ و تمدن مغربزمين در دهههاي اخير، با بهرهگيري از رسانههاي فراگير و اثرگذار خود، ديدگاه غربي درباره زن و خانواده را به گفتمان حاكم بر جهان، تبديل و نظام معنايي به هم پيوستهاي را در زمينه شخصيت انساني، حقوق فردي و جايگاه اجتماعي زن و همچنين نقش و كاركرد خانواده ايجاد كرده است. در اين گفتمان، زن از انساني با ويژگيهاي متعالي به «كالا»ي جنسي و موضوع سودآورترين تجارت جهاني (تجارت سكس)؛ «مشتري» توليدات رنگارنگ صنايع بهداشتي، آرايشي، پوشاك جهان سرمايهداري و «ابزار»ي براي عرضه و فروش هرچه بيشتر كالاهاي توليدي شركتهاي بزرگِ ملي و فراملي بدل شده است.
امروز در بيشتر محافل دانشگاهي، مجامع و سازمانهاي بينالمللي، گروهها و سازمانهاي مدافع حقوق زنان و رسانههاي نوشتاري، ديداري و شنيداري، ديدگاه غالب در مورد زن و خانواده همان ديدگاهي است كه فرهنگ و تمدن غربي بر جهان تحميل كرده است.
در چنين فضايي، رهبر معظم انقلاب اسلامي از ضرورت گفتمانسازي در حوزه زن و خانواده بر اساس ديدگاه اسلامي سخن
ميگويد. ايشان در سومين نشست انديشههاي راهبردي كه با موضوع زن و خانواده برگزار شد، با اشاره به ضرورت گفتمانسازي در اين حوزه فرمود:
گفتمان يك جامعه، مثل هواست، همه تنفسش ميكنند؛ چه بدانند؛ چه ندانند؛ چه بخواهند؛ چه نخواهند. بايد اين گفتمانسازي انجام بگيرد كه البته نقش رسانهها و بالخصوص نقش روحانيون و نقش بزرگان و اساتيد دانشگاهي حتماً نقش بارز و مهمي است.(1)
http://farsi.khamenei.ir/speech ـ content?id=18453
با توجه به مطالب يادشده، رسانه ملي بايد در حوزه گسترش و نهادينهسازي فرهنگ عفاف و حجاب، بر اساس راهبرد تغيير گفتمان غربي در نگاه به زن و خانواده و گفتمانسازي در زمينه ديدگاه اسلام درباره زن و خانواده سياستگذاري و برنامهريزي كند. آنگاه بر اساس همين گفتمان، فرهنگ عفاف و حجاب را به عنوان بخشي از ديدگاه اسلام درباره حقوق و شخصيت زن تبيين كند.(2)
ك) توجه رسانه ملي به تقويت پايههاي اعتقادي مخاطب
بررسي اجمالي فراز و فرودهاي وضعيت حجاب در جامعه ايران از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي تاكنون، دو واقعيت مهم را براي ما روشن ميسازد:
نخست اينكه اگر زمينههاي فرهنگي و اجتماعي فراهم باشد، همه
زنان مسلمان بر اساس فطرت پاك خود، فرهنگ عفاف و حجاب را بر فرهنگ برهنگي و بيبندوباري ترجيح ميدهند، چنانكه در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي و سالهاي نخستين استقرار نظام اسلامي، شاهد گرايش گسترده و خودجوش بسياري از زنان و دختران بيحجاب به فرهنگ عفاف و حجاب بوديم.
دوم اينكه گسترش فرهنگ حجاب، بدون توجه به انگيزههاي دروني و پايههاي اعتقادي افراد و تنها با بهرهگيري از اهرم زور و اجبار، امكانپذير نيست. حتي اگر افراد به اقتضاي شرايط و با اثرپذيري از عوامل اجباركننده، به حجاب تن دهند، اين امر بقا و دوامي نخواهد داشت و با تغيير شرايط و برطرف شدن عوامل اجباركننده، حجاب را كنار خواهند گذاشت.
ازاينرو، رسانه ملي بايد اساس برنامههاي آموزشي، تبليغي و ترويجي خود در زمينه حجاب و عفاف را بر تقويت پايههاي اعتقادي و انگيزههاي دروني مخاطبان خود بگذارد.(1)
ل) نهادينهسازي عفاف و حجاب با فعاليتهاي فرهنگي ـ هنري
در سالهاي اخير و با گسترش پديده بدحجابي در جامعه، اين فكر اشتباه در برخي افراد شكل گرفته است كه تنها راهحل اصلاح وضع موجود، گسترش فعاليتهاي انتظامي و امنيتي و حضور پررنگتر نيروي انتظامي در جامعه براي مقابله با اين پديده ناهنجار اجتماعي است. تجربه سالها برخورد انتظامي و قضايي با پديده بدحجابي نشان ميدهد
1) «ملاحظات روان شناختي در موضوع حجاب»، گفتوگو با دكتر شكوه نوابينژاد، در: ابراهيم شفيعي سروستاني (به كوشش)، حجاب؛ مسئوليتها و اختيارات دولت اسلامي، ج 3، صص 287 ـ 302؛ محمدرضا زائري، حجاب بيحجاب، صص 35 ـ 51 و حسن بنيانيان، پوشش اسلامي: چالشها و راهكارها با رويكردي به مهندسي فرهنگي، صص 251 ـ 260.
اين نوع برخورد ممكن است در كوتاهمدت، قدري وضعيت حجاب را اصلاح كند، ولي در بلندمدت اثر چنداني بر اين پديده ندارد.
با توجه به نكات يادشده، رسانه ملي بايد ضمن دفاع از اقتدار نيروي انتظامي و تأييد برخورد اين نيرو با عوامل اصلي گسترش فحشا و بيبندوباري در جامعه، اين تفكر را در مسئولان كشور ايجاد و تقويت كند كه گسترش و نهادينهسازي فرهنگ عفاف و حجاب در كشور، تنها با گسترش فعاليتهاي فرهنگي و نهادينهسازي باورها و ارزشهاي ديني در جامعه امكانپذير است.
در برنامههاي رسانه ملي به طور ويژه بايد از ابزارهاي هنري براي نمايش جلوههاي زيبايي عفاف و حجاب بهره گرفته شود، (نماآهنگها، فيلمها و سريالها) در اين زمينه به عنوان يك راهكار، جا دارد پژوهشي با عنوان «نمايش زيباييهاي عفاف و حجاب در برنامههاي رسانهاي»، تهيه شود.
همچنين رسانه ملي به عنوان مؤثرترين رسانه داخلي كشور بايد با تهيه و ساخت برنامههايي كه ترويجكننده ازدواجهاي سنتي و متعادل هستند، درصدد مقابله با موج بيمبالاتي و آزادي ارتباطات نامشروع زن و مرد باشد و با سياستگذاريهاي مناسب در اين زمينه، شرايط را براي بازگشت به فرهنگ اصيل اسلامي ـ ايراني فراهم كند.
م) توجه دقيق به نقشها و مرزهاي زنانگي و مردانگي
رواج انديشههاي فمينيستي و تفكرهاي برابريطلبانه در چند دهه اخير موجب از بين رفتن مرزهاي زنانگي و مردانگي، تحول در هويت جنسي و تغيير گسترده نقشهاي جنسيتي در مغرب زمين شد.
«نيم قرن پيش، تعداد معدودي از زنان، زمينه ايجاد انقلابي فرهنگي و فلسفي را ايجاد كردند. آنها اعتقاد داشتند كه زنان بايد خود را از يوغ ستم مردان رها سازند و براي رسيدن به اين هدف، كتابها نوشتند، مقالاتي منتشر كردند، در كالجها تدريس كردند، در خيابانها تظاهرات كردند، كنگره تشكيل دادند و بدين ترتيب، موفق شدند قلب و روح ميليونها زن را تسخير كنند.
آنها براي آنچه مفهوم زن را در برداشت، تعريفي جديد ارائه دادند و موجب تغيير ديدگاههاي موجود درباره اولويتها و مسئوليتهاي زنان در زندگي شدند. مفاهيمي چون زهد، پاكدامني، اطاعت، خويشتنداري و نجابت از واژهنامهها حذف شد و واژههايي چون انتخاب، طلاق، خيانت و امتيازات يكسان براي هر دو جنس، جاي آنها را گرفت. دختران و نوههاي حاصل از آن نسل، هرگز شيوه تفكر ديگري را نشناختهاند. يكي از مخربترين اهداف و تأثيرات اين ديدگاه «جديد» نسبت به زنان، سبك شمردن ازدواج و مادري و بيرون آوردن جسمي و روحي زنان از خانهها به سوي بازار كار بود».(1)
انديشههاي يادشده به تدريج در ديگر مناطق جهان از جمله كشورهاي شرقي نفوذ كرد و با گسترش مدرنيته و توسعه صنعتي در اين كشورها، مرزهاي زنانگي و مردانگي نيز در بسياري زمينهها دگرگون شد. يكي از پيآمدهاي اين دگرگوني، كمرنگ شدن فرهنگ حيا، عفاف، حجاب و غيرت بود.
با توجه به مطالب يادشده، رسانه ملي براي ترويج و گسترش فرهنگ عفاف و حجاب بايد توجه دقيق به مرزهاي زنانگي و مردانگي را بر
1) حجاب بيحجاب، صص 13 ـ 19؛ پوشش اسلامي، چالشها و راهكارها، صص 99 ـ 166.
اساس آموزههاي اسلامي به عنوان يك راهبرد اساسي تلقي كند و در همه برنامههاي صدا و سيما به نقشها و جايگاههايي توجه كند كه دين مبين اسلام براي زن و مرد در نظر گرفته است.
ن) نشان دادن آثار منفي رعايت نكردن عفاف و حجاب در رسانه ملي
رسانههاي وابسته به نظام سلطه و روشنفكران غربزده و منفعل، همواره برابري كامل حقوق زن و مرد؛ آزادي بيقيد و بند زنان و دختران جوان و روابط آزادانه دو جنس مخالف در جوامع غربي را يكي از دستآوردهاي مهم دموكراسي ليبرال معرفي و آن را به عنوان الگويي براي زنان و دختران ديگر سرزمينها مطرح ميكنند. در اين ميان، آنها هرگز به بحرانهاي گوناگون فرهنگي، اخلاقي و اجتماعي پديد آمده در اين جوامع اشارهاي نداشتهاند؛ بحرانهايي كه امروز فرهنگ و تمدن مغربزمين را تهديد ميكند.
با توجه به آنچه گفته شد، در تبليغ و ترويج فرهنگ عفاف و حجاب بايد به نشان دادن آثار و پيآمدهاي بيبندوباري جنسي و رعايت نكردن عفاف و حجاب به ويژه در جوامع غربي، توجه و اين موضوع به بهترين شكل ممكن براي جوانان تبيين شود.
بر همين اساس، مصوبه شوراي فرهنگي عمومي درباره «راهكارهاي گسترش فرهنگ عفاف و حجاب»، در بندهاي 11، 12، 23، 24 و 25، وظايف زير را براي صدا و سيماي جمهوري اسلامي برشمرده است:
نشان دادن آثار منفي فرهنگ مبتذل و غير اخلاقي غرب در زندگي اجتماعي و خانوادگي؛
اطلاعرساني مناسب و دقيق به خانوادهها درباره علل آسيبهاي اجتماعي و انحرافهاي زنان بيسرپرست، كودكان خياباني، طلاق، اعتياد، فرار دختران و نمايش نقش رعايت نكردن عفاف و حجاب در بروز اين آسيبها؛
انعكاس پيآمدهاي منفي استفاده از فيلمها و نوارهاي مبتذل و حضور در گروههاي منحرف، بر زندگي فردي ـ اجتماعي از طريق برنامههاي مناسب به صورت طبيعي و غير عمدي؛
نشان دادن آثار منفي اثرگذاري فرهنگ مبتذل و غير اخلاقي غرب در زندگي اجتماعي نوجوانان به صورت طبيعي.
س) تقويت فرآيند ارزيابي و نظارت برنامهها
در حال حاضر، واحدهاي متعددي از سازمان صدا و سيما، مسئوليت ارزيابي و نظارت برنامههاي رسانه ملي را از مرحله تدوين طرح تا پخش بر عهده دارند و بيترديد، وجود آنها نقش مؤثري در رعايت سياستها و ضوابط مصوب سازمان در توليد، تأمين و پخش برنامهها داشته است. با وجود اين، به نظر ميرسد به دليل برخي نقصها و اشكالهاي ساختاري يا فرآيندي، سياستها و ضوابط مصوب، در مواردي، چنانكه بايد و شايد، در برنامهها رعايت نميشود. ازاينرو، براي اطمينان از تحقق كامل وظايف و مسئوليتهاي رسانه ملي در زمينه گسترش فرهنگ عفاف و حجاب بايد در گام نخست، نقصها و اشكالهاي موجود در حوزه ارزيابي و نظارت برنامهها شناسايي و براي رفع آنها اقدام شود.
همچنين ناظران برنامههاي نمايشي بايد در آغاز، ميان و پايان ساخت سريالها و فيلمهاي تلويزيوني بر آنها كنترل كيفي داشته باشند و انگيزه نويسنده و تهيهكننده و محتواي هر فيلم را قبل از خريداري يا قبل از سفارش ساخت بررسي كنند.
ع) توجه به نفوذ دشمن در فضاي رسانهاي كشور
در سالهاي اخير، فضاي رسانهاي كشور به شدت دستخوش تغيير و دگرگوني شده است. با نفوذ گسترده شبكههاي ماهوارهاي بيگانه در فضاي رسانهاي جمهوري اسلامي ايران، رسانه ملي از حالت يگانه رسانه فرهنگساز كه پيامهايش بيهيچ مانعي بر ذهن و دل مخاطبان مينشست، خارج شده و در رقابتي سخت با رسانههاي بيگانه قرار گرفته است. در چنين شرايطي، روشن است كه رسانه ملي نميتواند در فرآيند مديريت پيام از نفوذ دشمن در فضاي رسانهاي كشور و اثرگذارياش بر بخش قابل توجهي از مردم غافل باشد. متأسفانه به نظر ميرسد در برخي برنامهريزيهاي فرهنگي از جمله برنامهريزي براي اصلاح وضعيت عفاف و حجاب در كشور از هجوم رسانهاي گسترده دشمن به فرهنگ عفاف و حجاب و برنامهريزي دقيق و حسابشده شبكههاي وابسته به جهان غرب براي تضعيف اين فرهنگ غفلت ميشود.
مقام معظم رهبري در يكي از سخنان خود در اين باره ميفرمايد:
غفلت از روحيه جهادي و ايثار، غفلت از تهاجم فرهنگي دشمن، غفلت از در كمين بودن دشمن، غفلت از نفوذ دشمن در فضاي رسانهاي كشور، ... اينها گناهان ماست. اينها نقاط ضعف ماست. (1)
http://farsi.Khamenei.ir/speech ـ content?id=16889.
1) سخنان رهبر معظم انقلاب در ديدار با مسئولان نظام جمهوري اسلامي ايران، 16/5/1390؛ در: پايگاه اطلاعرساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيتالله العظمي خامنهاي:
گفتني است در حال حاضر، رسانههاي وابسته به نظام سلطه، مقابله با فرهنگ عفاف و حجاب را از دو راه دنبال ميكنند؛ يكي، ترويج فرهنگ برهنگي و ولانگاري در رابطه با جنس مخالف با پخش برنامههاي نمايشي غير اخلاقي و مبتذل و ديگري، القاي شبهه و ترديد درباره فرهنگ اسلامي حجاب و عفاف در قالب خبرها، تحليلها و مستندهاي جهتدار. شبكههاي ويژه پخش فيلم و سريال مانند «فارسي وان»(1)و «من و تو1»، (2)راه نخست و شبكههاي خبري ـ تحليلي مانند «بي. بي. سي فارسي»(3)و «صداي امريكا ـ فارسي»، (4)راه دوم را دنبال ميكنند.
با توجه به مطالب يادشده، لازم است هرگونه سياستگذاري و برنامهسازي در زمينه گسترش فرهنگ و عفاف در جامعه با توجه به برنامهها و اهداف رسانههاي بيگانه و در جهت خنثيسازي اقدامهاي مخرب آنها انجام شود. در اين زمينه، رصد برنامههاي مخرّب شبكههاي وابسته به غرب در زمينه تضعيف فرهنگ عفاف و حجاب و برنامهريزي براي مقابله با اين شيوهها ضرورت دارد.
ف) تجديد نظر در سياستهاي برونسپاري توليدات تلويزيوني و نظارت بر خطمشيهاي مربوط به عفاف در اين فرايند
در سالهاي اخير به دليل گسترش كمّي شبكههاي ملي و استاني و افزايش نياز گروههاي برنامهساز به توليد برنامه هاي مختلف نمايشي از جمله فيلم و سريال، رفته رفته فرايند توليد برنامههاي نمايشي كه پيش از آن، با بهرهگيري
از تهيهكنندگان رسمي سازمان و با نظارت بيشتر مديران شبكهها و گروههاي برنامهساز انجام ميشد، دستخوش تغيير گرديده و با اجراي سياست برونسپاري توليد برنامههاي سيما، از نقش نظارتي مديران سازمان كاسته و بر نقش تهيهكنندگان در روند توليد برنامههاي نمايشي افزوده شده است. بنابراين بيترديد، تا زماني كه مديران شبكهها و گروههاي برنامهساز به دليل آنچه از آن به عنوان «پر كردن آنتن» ياد ميشود، به سرپيچي از برخي سياستها و ضوابط حاكم بر روند توليد، تأمين و پخش برنامهها و تن دادن به سليقهها و ارزشهاي پذيرفته شده تهيهكنندگان و كارگردانان برنامههاي نمايشي، مجبور ميشوند، نميتوان انتظار داشت كه سازمان صدا و سيما وظايف و مسئوليتهاي خود را در زمينه گسترش فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه و نهادينه كردن آن، به طور شايسته انجام دهد. لذا لازم است نظارت دقيق و همه جانبه اي از سوي سازمان بر روند فرآيند برون سپاري مجموعه هاي تلويزيوني به بخش هاي هنري جامعه صورت گيرد.
ص) عزم جدّي مديران رسانه ملي براي تحقق عفاف در برنامههاي رسانه ملي
وظايف و مسئوليتهايي كه جهت تحقق و رعايت همه جانبه عفاف در توليدات نمايشي رسانه ملي در نظر گرفته شده است، تنها در صورتي تحقق عيني و عملي مييابند كه مديران رسانه ملي آنها را باور داشته و به ضرورت انجام پذيرفتن آنها رسيده باشند، در غير اين صورت، دغدغهها، دلنگرانيها و وظايف گوناگون آنها هيچگاه به آنها اجازه نميدهد در مورد وظايف و مسئوليتهاي گستردهاي كه نهادي بيرون از حوزه صدا و سيما براي آنها مشخص كرده است، بينديشند تا چه رسد به اينكه براي عملي ساختن آنها چارهاي بينديشند.
ق) بهرهگيري از نيروي انساني متعهد و ارزشي در روند توليد برنامههاي نمايشي به ويژه استفاده از ظرفيت دانشكده صدا و سيماي قم و مركز پژوهشهاي اسلامي
رسانه ملي زماني ميتواند در سطح جامعه مروج و مبلغ آموزههاي اعتقادي، اخلاقي و فقهي دين مبين اسلام باشد، كه دستاندركاران آن در همه سطوح، اعم از مديران ارشد، مديران مياني، مديران گروههاي برنامهساز، تهيهكنندگان، كارگردانان، فيلمنامهنويسان، بازيگران و مجريان از جان و دل اين آموزهها را پذيرفته و با آنها آشنا باشند. در غير اين صورت، بسياري از ارزشها و هنجارهاي ديني از جمله عفاف در برنامههاي صدا و سيما در حد صورت و ظاهر خواهد ماند و به درون و ژرفاي برنامهها راهي نخواهد يافت. روشن است كه در اين شرايط، رسانه ملي نخواهد توانست اهداف كلان خود در زمينه «تعميق و ارتقاي معرفت و اخلاق و رفتار ديني آحاد جامعه و حفظ و اعتلاي فرهنگ و هويت ايراني ـ اسلامي» را تحقق بخشد.
در موضوع گسترش و نهادينهسازي فرهنگ عفاف و حجاب نيز رسانه ملي زماني ميتواند به وظايف و مسئوليتهاي خود به خوبي عمل كند كه همه عوامل انساني مؤثر در توليد و پخش برنامههاي رسانه، اين فرهنگ را در زندگي فردي خود به عنوان يك حكم اسلامي پذيرفته و به آن پايبند باشند. در چنين شرايطي دين پژوهان آشنا به زبان رسانه از جمله فارغ التحصيلان دانشكده صدا و سيماي قم و پژوهشگران حوزه هاي مختلف دين و رسانه كه در قالب مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما به بررسي و تحقيق در حوزه هاي مختلف دين و رسانه به فعاليت مشغول هستند ميتوانند نقش مهمي در روند توليدات نمايشي رسانه ملي ايفا كرده و با
استفاده از تعهد و تخصص آنها به نحو مطلوبتري در مسير توليد آثار متعهدانه و ارزشي به ويژه در توليدات نمايشي حركت نمود.
اولين و مهمترين محدوديت اين تحقيق، دشواري تهيه و دسترسي به مجموعههاي تلويزيوني مورد بررسي بود كه محقق را با سختيهاي متعددي در راه دستيابي به اين منابع روبهرو كرد.
محدوديت دوم، كمبود منابع جديد و بروز در زمينه موضوع روابط زن و مرد در سريالهاي تلويزيوني بود، به طوري كه پژوهشگر براي به دست آوردن اطلاعات مورد نياز مجبور شد وقت زيادي صرف كند. كمبود منابع فارسي و انگليسي در حوزه پژوهش، از مهمترين مشكلات و موانع فراروي انجام اين تحقيق بود.
سومين محدوديت در اين تحقيق، دشواري در تهيه شاخصهاي تحليل محتوا بود. محقق با توجه به مباحث نظري تحقيق و جمعآوري اطلاعات مرتبط با موضوع تحقيق، به مسائل و شاخصهاي متعددي براي گردآوري شاخصهاي موضوعي مربوط به موضوع روابط زن و مرد از منظر عفاف اسلامي و همچنين روابط زن و مرد از منظر افق رسانه ملي دست يافته بود. با اين حال، پژوهشگر در انتخاب شاخصهايي جامع و مانع از ميان اين مسائل متعدد، با دشواريهايي روبهرو بود.
پيوستها
زير فصل ها
جدول
احكام و فتاواي مراجع عظام تقليد درباره عفاف
جدول
زير فصل ها
ـ جدول كدنامه متغيرهاي تحقيق
ـ جدولهاي مقايسهاي سريالهاي مورد بررسي به تفكيك مقولههاي عفاف
ـ جدول كدنامه متغيرهاي تحقيق
ر
متغير
مقولهها
واحد تحليل
X1
نام سريال
X2
نگاه آلوده به نامحرم (از روي ريبه)
صحنه (سكانس)
X3
ارتباط خصوصي زن و مرد نامحرم
صحنه (سكانس)
X4
استفاده از لوازم آرايشي
صحنه (سكانس)
X5
صحبت كردن با ملاطفت و ناز و عشوه با يكديگر
صحنه (سكانس)
X6
رفتارهاي جلف با يكديگر
صحنه (سكانس)
X7
شوخي مرد و زن نامحرم
صحنه (سكانس)
X8
موي آشكار زن در مقابل مرد
صحنه (سكانس)
X9
پوشش تنگ و چسبان زن در مقابل مرد نامحرم
صحنه (سكانس)
X10
لوازم زينتي زن در مقابل مرد
صحنه (سكانس)
X11
رعايت حجاب و پوشش اسلامي زن (دختر)
صحنه (سكانس)
X12
گفتوگوي زن و مرد با افعال مفرد
صحنه (سكانس)
X13
روابط عاشقانه پيش از ازدواج دختر و پسر
صحنه (سكانس)
X14
رعايت حجاب و پوشش اسلامي زن
صحنه (سكانس)
X15
نوع حجاب زن در مقابل مرد
چادر، مانتو، شلوار و مقنعه، 2. چادر، مانتو، شلوار و روسري، 3. چادر، مانتو، شلوار و شال، 4. مانتو، شلوار و مقنعه، 5. مانتو، شلوار و روسري، 6. مانتو، شلوار
و شال، 7. سنتي (لباسهاي غير رسمي)، 8. ديگر.
صحنه (سكانس)
X16
مكان ارتباط ميان زن و مرد نامحرم
صحنه (سكانس)
X17
مكان ارتباط منفي ميان زن و مرد نامحرم
صحنه (سكانس)
X18
مكان ارتباط مثبت و بدون اشكال ميان زن و مرد نامحرم
پارك و فضاهاي تفريحي، 6. ارتباط تلفني، 7. ارتباط اينترنتي (سايبر)، 8. ديگر فضاها، 9. نامشخص.
صحنه (سكانس)
X19
زمان ارتباط ميان زن و مرد نامحرم
صحنه (سكانس)
ـ جدولهاي مقايسهاي سريالهاي مورد بررسي به تفكيك مقولههاي عفاف
زير فصل ها
جدول شماره 1. مكان ارتباط زن و مرد به تفكيك سريال
جدول شماره 2. مكان ارتباط منفي بين زن و مرد به تفكيك سريال
جدول شماره 3. زمان ارتباط زن و مرد به تفكيك سريال
جدول شماره 4. نگاه آلوده به نامحرم به تفكيك سريال
جدول شماره 5. ارتباط خصوصي زن و مرد نامحرم به تفكيك سريال
جدول شماره 6. استفاده زن از لوازم آرايشي به تفكيك سريال
جدول شماره 7. صحبت كردن با ملاطفت و ناز و عشوه با يكديگر به تفكيك سريال
جدول شماره 8. رفتارهاي جلف و سبك به تفكيك سريال
جدول شماره 9. شوخي ميان مرد و زن نامحرم به تفكيك سريال
جدول شماره 10. موي آشكار زن به تفكيك سريال
جدول شماره 11. تماس بدني (عمدي يا غير عمدي) به تفكيك سريال
جدول شماره 12. گفتوگوي زن و مرد با افعال مفرد به تفكيك سريال
جدول شماره 13. خطاب قرار دادن زن و مرد با نام كوچك به تفكيك سريال
جدول شماره 14. اندام آشكار زن به تفكيك سريال
جدول شماره 15. لوازم زينتي آشكار زن در مقابل مرد به تفكيك سريال
جدول شماره 16. روابط عاشقانه پيش از ازدواج ميان دختر و پسر نامحرم به تفكيك سريال
جدول شماره 17. نوع حجاب زن در مقابل مرد به تفكيك سريال
جدول شماره 18. پوشش زن در مقابل مرد به تفكيك سريال
جدول شماره 19. رعايت حجاب و پوشش اسلامي زن (دختر) در مقابل مرد به تفكيك سريال
جدول شماره 1. مكان ارتباط زن و مرد به تفكيك سريال
نام سريال
مكان ارتباط
فاصلهها
ستايش
خانه
فراواني
408
354
درصد
3/39
3/41
محل تحصيل (دانشگاه)
فراواني
0
0
درصد
0
0
محل كار
فراواني
114
322
درصد
11
5/37
كافيشاپ و رستوران
فراواني
48
12
درصد
6/4
4/1
پارك و فضاهاي تفريحي
فراواني
111
56
درصد
7/10
5/6
ارتباط تلفني
فراواني
90
29
درصد
6/8
4/3
ارتباط اينترنتي
فراواني
2
0
درصد
2/0
0
ديگر فضاها
فراواني
216
59
درصد
8/20
8/6
نامشخص
فراواني
48
25
درصد
6/4
9/2
جمع
فراواني
1037
857
درصد
100
100
اطلاعات جدول بالا نشان ميدهد بيشترين مكان ارتباط در روابط زن و مرد در سريال «فاصلهها»، «ديگر فضاها» (8/20 درصد)، «محل كار» (11 درصد) و سپس پارك و فضاهاي تفريحي (7/10درصد) است. كمترين مكان ارتباط در روابط زن و مرد در سريال «فاصلهها» به مقولههاي محل تحصيل (0) و ارتباط اينترنتي (2/0 درصد) مربوط است.
در سريال «ستايش»، بيشترين فراواني روابط زن و مرد به تفكيك مكان ارتباط به مقوله «خانه» (3/41 درصد)، محل كار (5/37 درصد)، «ديگر فضاها» (8/6 درصد) و «پارك و فضاهاي تفريحي» (5/6 درصد) مربوط است. كمترين فراواني مكان ارتباط در روابط زن و مرد در سريال «ستايش»، به مقولههاي «محل تحصيل» (دانشگاه يا دبيرستان) (0)، «ارتباط اينترنتي، سايبر يا چت» (0)، كافيشاپ و رستوران (4/1 درصد) و «نامشخص» (91/2 درصد) مربوط است.
جدول شماره 2. مكان ارتباط منفي بين زن و مرد به تفكيك سريال
نام سريال
مكان ارتباط
فاصلهها
ستايش
خانه
فراواني
44
73
درصد
8/17
7/47
محل تحصيل (دانشگاه)
فراواني
0
0
درصد
0
0
محل كار
فراواني
95
37
درصد
4/38
1/24
كافيشاپ و رستوران
فراواني
11
3
درصد
5/4
9/1
پارك و فضاهاي تفريحي
فراواني
28
10
درصد
3/11
5/6
ارتباط تلفني
فراواني
22
12
درصد
9/8
8/7
ارتباط اينترنتي
فراواني
2
0
درصد
8/0
0
ديگر فضاها
فراواني
40
13
درصد
2/16
4/8
نامشخص
فراواني
5
5
درصد
2
2/3
جمع
فراواني
247
153
درصد
100
100
در زمينه بيشترين مكان ارتباط منفي در روابط زن و مرد در سريال «فاصلهها»، «محل كار» (4/38 درصد)، «خانه» (8/17 درصد) و سپس «ديگر فضاها» (2/16درصد) داراي بيشترين فراواني بوده است. كمترين مكان ارتباطات منفي در روابط زن و مرد در سريال «فاصلهها» به مقولههاي محل تحصيل (0)، مربوط است.
در سريال «ستايش»، بيشترين فراواني مكان روابط منفي ميان زن و مرد به مقوله «خانه» (7/47 درصد)، «محل كار» (1/24 درصد)، «ديگر فضاها» (4/8 درصد) و «پارك و فضاهاي تفريحي» (5/6 درصد) مربوط است. كمترين فراواني مكان ارتباط منفي در روابط زن و مرد در سريال «ستايش»، به مقولههاي «محل تحصيل» (0) و «ارتباط اينترنتي» (0)، مربوط ميشود.
جدول شماره 3. زمان ارتباط زن و مرد به تفكيك سريال
نام سريال
زمان ارتباط
فاصلهها
ستايش
صبح
فراواني
52
45
درصد
5
2/5
ظهر
فراواني
220
68
درصد
2/21
8
عصر
فراواني
133
191
درصد
8/12
3/22
شب
فراواني
415
292
درصد
40
34
نامشخص
فراواني
217
262
درصد
9/20
6/30
جمع
فراواني
1037
857
درصد
100
100
بر اساس اطلاعات اين جدول، بيشترين فراواني در سريال «فاصلهها» از نظر زمان ارتباط، به محدوده زماني «شب» (40 درصد)، محدوده زماني «ظهر» (2/21 درصد) و محدوده زماني «نامشخص» (9/20 درصد) مربوط است. كمترين فراواني در اين زمينه به محدوده زماني «صبح» (5 درصد) و سپس «عصر» (8/12 درصد) مربوط ميشود.
در سريال «ستايش»، بيشترين ميزان فراواني از نظر زمان ارتباط به زمان «شب» (34 درصد)، زمان «نامشخص» (6/30 درصد) و «زمان عصر» (3/22 درصد) مربوط ميشود. كمترين ميزان فراواني در اين زمينه نيز به محدوده زماني صبح (2/5 درصد) و ظهر (8 درصد) مربوط است.
جدول شماره 4. نگاه آلوده به نامحرم به تفكيك سريال
نام سريال
نگاه آلوده به نامحرم (از روي ريبه)
فاصلهها
ستايش
وجود دارد
فراواني
14
5
درصد
3/1
5/0
وجود ندارد
فراواني
1023
852
درصد
66/98
5/99
جمع
فراواني
1037
857
درصد
100
100
همانطور كه اطلاعات جدول بالا نشان ميدهد؛ در 3/1 درصد از روابط زن و مرد در سريال «فاصلهها»، نگاه آلوده به نامحرم (از روي ريبه) وجود دارد. همچنين در 5/0 درصد از صحنههاي سريال «ستايش»، نگاه آلوده به نامحرم از سوي مرد به زن و يا بالعكس به چشم ميخورد.
جدول شماره 5. ارتباط خصوصي زن و مرد نامحرم به تفكيك سريال
نام سريال
ارتباط خصوصي زن و مرد نامحرم
فاصلهها
ستايش
وجود دارد
فراواني
38
10
درصد
7/3
1
وجود ندارد
فراواني
999
847
درصد
3/96
99
جمع
فراواني
1037
857
درصد
100
100
در 7/3 درصد از روابط زن و مرد در سريال «فاصلهها»، ارتباط خصوصي بين زن و مرد نامحرم وجود دارد. در 1 درصد از صحنههاي سريال «ستايش» نيز ارتباط خصوصي زن و مرد نامحرم وجود دارد.
جدول شماره 6. استفاده زن از لوازم آرايشي به تفكيك سريال
نام سريال
استفاده از لوازم آرايشي
فاصلهها
ستايش
وجود دارد
فراواني
9
4
درصد
9/0
4/0
وجود ندارد
فراواني
1028
853
درصد
1/99
6/99
جمع
فراواني
1037
857
درصد
100
100
اطلاعات اين جدول نشان ميدهد در 9/0 درصد از روابط زن و مرد، در سريال «فاصلهها»، زن از لوازم آرايشي استفاده كرده و همچنين در 4/0 درصد از صحنههاي سريال «ستايش» نيز زن از لوازم آرايشي، بهره گرفته است.
جدول شماره 7. صحبت كردن با ملاطفت و ناز و عشوه با يكديگر به تفكيك سريال
نام سريال
صحبت با ملاطفت و ناز و عشوه
فاصلهها
ستايش
وجود دارد
فراواني
20
7
درصد
9/1
8/0
وجود ندارد
فراواني
1017
850
درصد
1/98
2/99
جمع
فراواني
1037
857
درصد
100
100
در 9/1 درصد از صحنههاي مربوط به روابط زن و مرد در سريال فاصلهها، صحبت كردن با ملاطفت و ناز و عشوه با يكديگر وجود دارد. همچنين در 8/0 درصد از صحنههاي سريال «ستايش»، صحبت كردن با ملاطفت و ناز و عشوه بين زن و مرد وجود دارد.
جدول شماره 8. رفتارهاي جلف و سبك به تفكيك سريال
نام سريال
رفتارهاي جلف و سبك
فاصلهها
ستايش
وجود دارد
فراواني
21
14
درصد
2
6/1
وجود ندارد
فراواني
1016
843
درصد
98
4/98
جمع
فراواني
1037
857
درصد
100
100
در 2 درصد از صحنههاي مربوط به روابط زن و مرد در سريال «فاصلهها»، رفتارهاي جلف و سبك ميان زن و مرد وجود دارد. در 6/1 درصد از صحنههاي سريال «ستايش» نيز رفتارهاي جلف ميان زن و مرد وجود دارد.
جدول شماره 9. شوخي ميان مرد و زن نامحرم به تفكيك سريال
نام سريال
شوخي ميان مرد و زن نامحرم
فاصلهها
ستايش
وجود دارد
فراواني
36
12
درصد
5/3
4/1
وجود ندارد
فراواني
1001
845
درصد
5/94
6/98
جمع
فراواني
1037
857
درصد
100
100
در 6/3 درصد از صحنههاي مربوط به روابط زن و مرد در سريال «فاصلهها»، شوخي ميان زن و مرد نامحرم وجود دارد. همچنين در 4/1 درصد از صحنههاي سريال «ستايش»، شوخي ميان زن و مرد نامحرم وجود دارد.
جدول شماره 10. موي آشكار زن به تفكيك سريال
نام سريال
موي آشكار دختر
فاصلهها
ستايش
وجود دارد
فراواني
0
0
درصد
0
0
وجود ندارد
فراواني
1037
857
درصد
100
100
جمع
فراواني
1037
857
درصد
100
100
همانطور كه اطلاعات جدول نشان ميدهد، فراواني موي آشكار زن در مقابل مرد در همه صحنههاي هر دو سريال مورد بررسي، صفر است. به عبارت ديگر، موي آشكار دختر در مقابل پسر در دو سريال مورد بررسي، وجود ندارد.
جدول شماره 11. تماس بدني (عمدي يا غير عمدي) به تفكيك سريال
نام سريال
تماس بدني با يكديگر
فاصلهها
ستايش
وجود دارد
فراواني
0
0
درصد
0
0
وجود ندارد
فراواني
1037
857
درصد
100
100
جمع
فراواني
1037
857
درصد
100
100
همانطور كه اطلاعات جدول نشان ميدهد؛ فراواني تماس بدني زن و مرد با يكديگر در همه صحنههاي هر دو سريال مورد بررسي، صفر است.
جدول شماره 12. گفتوگوي زن و مرد با افعال مفرد به تفكيك سريال
نام سريال
گفتوگو با افعال مفرد
فاصلهها
ستايش
وجود دارد
فراواني
74
64
درصد
1/7
4/7
وجود ندارد
فراواني
963
793
درصد
9/92
6/92
جمع
فراواني
1037
857
درصد
100
100
اطلاعات جدول بالا نشان ميدهد كه در 1/7 درصد از روابط زن و مرد در سريال فاصلهها، گفتوگوي زن و مرد با افعال مفرد وجود دارد. همچنين در 4/7 درصد از صحنههاي سريال «ستايش»، گفتوگوي زن و مرد با افعال مفرد ديده ميشود.
جدول شماره 13. خطاب قرار دادن زن و مرد با نام كوچك به تفكيك سريال
نام سريال
خطاب قراردادن زن و مرد با نام كوچك
فاصلهها
ستايش
وجود دارد
فراواني
82
69
درصد
9/7
8
وجود ندارد
فراواني
955
788
درصد
1/82
92
جمع
فراواني
1037
857
درصد
100
100
اطلاعات جدول نشان ميدهد كه در 9/7 درصد از روابط زن و مرد در سريال «فاصلهها» زن و مرد نامحرم، يكديگر را با نام كوچك خطاب كردهاند. همچنين در 8 درصد از صحنههاي سريال «ستايش»، زن و مرد نامحرم، يكديگر را با نام كوچك صدا زدهاند.
جدول شماره 14. اندام آشكار زن به تفكيك سريال
نام سريال
پوشش تنگ و چسبان زن در مقابل مرد نامحرم
فاصلهها
ستايش
وجود دارد
فراواني
7
3
درصد
7/0
35/0
وجود ندارد
فراواني
1030
854
درصد
3/99
6/99
جمع
فراواني
1037
857
درصد
100
100
اطلاعات جدول نشان ميدهد كه در 7/0 درصد از صحنههاي مربوط به روابط زن و مرد در سريال «فاصلهها»، پوشش تنگ و چسبان زن در مقابل مرد نامحرم وجود دارد و در 3/99 درصد از روابط ميان زن و مرد در اين سريال، اين نوع پوشش وجود ندارد. همچنين در 35/0 درصد از صحنههاي سريال «ستايش»، اين نوع پوشش زن در مقابل مرد وجود دارد و در 6/99 درصد از روابط ميان زن و مرد در اين سريال نيز اين نوع پوشش وجود ندارد.
جدول شماره 15. لوازم زينتي آشكار زن در مقابل مرد به تفكيك سريال
نام سريال
لوازم زينتي آشكار زن
فاصلهها
ستايش
وجود دارد
فراواني
9
6
درصد
9/0
7/0
وجود ندارد
فراواني
1028
851
درصد
1/99
3/99
جمع
فراواني
1037
857
درصد
100
100
در 9/0 درصد از صحنههاي مربوط به روابط زن و مرد در سريال فاصلهها، لوازم زينتي آشكار زن در برابر مرد وجود دارد و در 1/99 درصد از روابط زن و مرد در اين سريال، لوازم زينتي آشكار از سوي زن در مقابل نامحرم وجود ندارد. همچنين در 7/0 درصد از صحنههاي سريال «ستايش»، لوازم زينتي آشكار زن در مقابل نامحرم وجود دارد و در3/99 درصد از روابط زن و مرد در اين سريال، لوازم زينتي آشكار ازسوي زن در مقابل نامحرم وجود ندارد.
جدول شماره 16. روابط عاشقانه پيش از ازدواج ميان دختر و پسر نامحرم به تفكيك سريال
نام سريال
روابط عاشقانه پيش از ازدواج ميان دختر و پسر
فاصلهها
ستايش
وجود دارد
فراواني
233
89
درصد
4/22
4/10
وجود ندارد
فراواني
804
851
درصد
6/77
6/89
جمع
فراواني
1037
768
درصد
100
100
در 4/22 درصد از صحنههاي مربوط به روابط زن و مرد در سريال «فاصلهها»، روابط عاشقانه پيش از ازدواج ميان دختر و پسر نامحرم وجود دارد و در 6/77 درصد از روابط زن و مرد در اين سريال، روابط عاشقانه پيش از ازدواج ميان دختر و پسر نامحرم وجود ندارد. در 4/10 درصد از صحنههاي سريال «ستايش» نيز روابط عاشقانه پيش از ازدواج ميان دختر و
پسر نامحرم وجود دارد و در 6/89 درصد از روابط زن و مرد در اين سريال، روابط عاشقانه پيش از ازدواج ميان دختر و پسر نامحرم وجود ندارد.
جدول شماره 17. نوع حجاب زن در مقابل مرد به تفكيك سريال
نام سريال
نوع حجاب زن
فاصلهها
ستايش
چادر، مانتو، شلوار و مقنعه
فراواني
260
224
درصد
25
1/26
چادر، مانتو، شلوار و روسري
فراواني
35
60
درصد
6/2
7
چادر، مانتو، شلوار و شال
فراواني
21
166
درصد
2
3/19
مانتو، شلوار و مقنعه
فراواني
31
163
درصد
3
19
مانتو، شلوار و روسري
فراواني
390
41
درصد
6/37
7/4
مانتو، شلوار و شال
فراواني
284
158
درصد
3/27
4/18
سنتي
فراواني
6
4
درصد
5/0
5/0
ديگر پوششها
فراواني
10
41
درصد
1
7/4
جمع
فراواني
1037
857
درصد
100
100
بيشترين فراواني نوع حجاب زن در مقابل مرد در سريال «فاصلهها»، حجاب «مانتو، شلوار و روسري» (6/37 درصد)، «مانتو، شلوار و شال» (3/27 درصد» و سپس «چادر، مانتو، شلوار و مقنعه» (25 درصد) است. كمترين فراواني نوع حجاب زن در مقابل مرد در اين سريال، حجاب «سنتي» (5/0 درصد)، «چادر، مانتو، شلوار و شال» (2 درصد) و «مانتو، شلوار، مقنعه» (3 درصد) است.
در سريال «ستايش»، بيشترين نوع حجاب زن در مقابل مرد، «چادر، مانتو، شلوار و مقنعه» (1/26 درصد)، «چادر، مانتو، شلوار و شال» (3/19 درصد)، «مانتو، شلوار و مقنعه» (19درصد) و «مانتو، شلوار و شال» (4/18 درصد) است. همچنين كمترين نوع حجاب نقش زن در مقابل مرد در سريال «فاصلهها»، حجاب «سنتي» (5/0 درصد)، «چادر، مانتو، شلوار و شال» (7/4 درصد)، «مانتو، شلوار و روسري» (7 درصد) و سپس «ديگر پوششها» (7/4 درصد) است.
جدول شماره 18. پوشش زن در مقابل مرد به تفكيك سريال
نام سريال
پوشش زن در مقابل مرد
فاصلهها
ستايش
چادر
فراواني
316
450
درصد
5/30
5/52
مانتوي بلند
فراواني
421
321
درصد
6/40
5/37
مانتوي كوتاه
فراواني
284
41
درصد
3/27
8/4
سنتي
فراواني
6
4
درصد
57/0
4/0
ديگر پوششها
فراواني
10
41
درصد
96/0
8/4
جمع
فراواني
1037
857
درصد
100
100
اطلاعات جدول بالا نشان ميدهد كه در روابط بين زن و مرد در سريال «فاصلهها»، بيشترين فراواني نوع پوشش زن در مقابل مرد، پوشش «مانتو بلند» (6/40 درصد)، «چادر» (5/30 درصد) و «مانتو كوتاه» (3/27 درصد) است. همچنين كمترين نوع پوشش زن در مقابل مرد، پوشش سنتي (57/0 درصد) است.
در روابط بين زن و مرد در سريال «ستايش»، بيشترين نوع پوشش زن در مقابل مرد، پوشش «چادر» (5/52 درصد)، «مانتوي بلند» (5/37 درصد) و «مانتوي كوتاه» (8/4 درصد) است. كمترين نوع پوشش دختر نيز «پوشش سنتي» (لباسهاي سنتي ايراني) (4/0 درصد) است.
جدول شماره 19. رعايت حجاب و پوشش اسلامي زن (دختر) در مقابل مرد به تفكيك سريال
نام سريال
رعايت حجاب و پوشش اسلامي زن در مقابل نامحرم
فاصلهها
ستايش
وجود دارد
فراواني
284
41
درصد
3/27
8/4
وجود ندارد
فراواني
753
816
درصد
7/72
2/95
جمع
فراواني
1037
857
درصد
100
100
اطلاعات جدول بالا نشان ميدهد كه در روابط بين زن و مرد در سريال «فاصلهها»، در 3/27 درصد از روابط، حجاب و پوشش اسلامي زن در مقابل مرد رعايت نشده و در 8/4 درصد از روابط، حجاب و پوشش اسلامي زن در مقابل نامحرم رعايت شده است. همچنين در 8/4 درصد از روابط ميان زن و مرد در سريال «ستايش»، حجاب و پوشش اسلامي زن در مقابل مرد رعايت نشده و در 2/95 درصد از روابط، حجاب و پوشش اسلامي زن در مقابل نامحرم رعايت شده است.
احكام و فتاواي مراجع عظام تقليد درباره عفاف
زير فصل ها
حكم نگاه به نامحرم
حكم نمايش زينت، مو و اندام
حكم برخورد زن با چهره خندان و ريبه با نامحرم
حكم برخورد زني كه ميداند مرد نامحرم به قصد لذت نگاه ميكند
حكم شرعي حجاب
حكم كراهت داشتن يا نداشتن چادر مشكي
آيتالله مكارم شيرازي در مورد حكم نگاه مرد به زن نامحرم معتقد است: «نگاه كردن مرد به زن نامحرم چه با قصد لذت و چه بدون آن حرام است. با توجه به اينكه اينگونه نگاهها منتهي به نگاههاي شهوتآلود ميشود، بايد از آن اجتناب كرد».(1)
آيتالله فاضل لنكراني در مورد حكم اين مسئله اعتقاد دارد: «اين مورد، حرام است».(2)
آيتالله صافي گلپايگاني در اين باره معتقد است: «نگاه به وجه و
كفين زن نامحرم با شهوت و ريبه، حرام و بدون ريبه و شهوت بنا بر احتياط واجب، جايز نيست».(1)
آيات عظام مكارم شيرازي، فاضل لنكراني، صافي گلپايگاني درباره حكم نگاه اتفاقي به بدن و موي زناني كه موهاي خود يا بخشي از موهاي خود را بيرون ميگذارند، معتقدند: «نگاه اتفاقي به بدن و موي آنان حرام نيست، ولي بايد از نگاه عمدي و پيوسته اجتناب كرد».(2)
البته آيتالله نوري همداني و آيتالله سيستاني در اين مورد معتقدند: «رفت و آمد اين دسته از زنان در كوچه و خيابان نميتواند مانع رفت و آمد مردان مسلمان گردد، هرچند بدانند كه بدون قصد و به طور اتفاقي نگاهشان به آنان ميافتد».(3)
همچنين آيتالله بهجت رحمه الله و آيتالله سيستاني درباره
معتقدند: «نگاه زن به بدن مرد نامحرم با قصد لذت، حرام است و بنا بر احتياط واجب، بدون قصد لذت و ترس افتادن به حرام هم نيز (به جز قسمتي از بدن كه معمولاً آن را نميپوشانند مانند سر و دستها) جايز نيست».(4)
در زمينه حكم آرايش زنان در خيابانها و بيرون گذاشتن مقداري از موها و پوشيدن جوراب بدننما و لباسهاي محرك، ديدگاه هر يك از مراجع تقليد به اين شرح است:
آيتالله فاضل لنكراني، آيتالله بهجت رحمه الله و آيتالله صافي گلپايگاني در اين باره معتقدند: «اين مورد، حرام است».(1)
آيتالله مكارم شيرازي نيز درباره حكم آرايش زنان در خيابانها و بيرون گذاشتن مقداري از موها و پوشيدن جوراب بدننما و لباسهاي محرك، معتقد است: «اين مورد، حرام است».(2)
آيتالله تبريزي و آيتالله سيستاني نيز در اين مورد معتقدند: «اين موضوع، جايز نيست».(3)
آيتالله مكارم شيرازي درباره حكم پوشيدن چادر عروس در مقابل نامحرم و چادري كه زيباست و جلب توجه ميكند (مانند چادرهاي توري نازك و هر چادر جلبكننده نگاه) معتقد است: «اين امر، جايز نيست».(4)
همچنين آيتالله صافي گلپايگاني درباره جمع كردن موهاي پشت سر، كه موجب جلب توجه نامحرم شود، ميفرمايد:
اين موضوع اگر باعث جلب توجه ديگران شود، حرام است. موي سر هر چه قدر زياد باشد، ميتوان طوري قرار داد كه جمع نشود. در روايتي وارد شده كه در آخر الزمان، زنهايي ميآيند كه موهاي خود را روي سرشان مثل كوهان شتر قرار ميدهند و اينها اهل دوزخند.(5)
آيتالله نوري همداني درباره حكم پوشيدن لباس سفيد كه سبب جلب توجه نامحرم شود، ميفرمايند:
هر لباسي كه عرفاً زننده باشد و از جهت زننده بودن انگشتنما باشد، يا مناسب زيّ و شأن شخص از حيث جنس يا رنگ يا دوخت و امثال آن نباشد و توجه مردان را به خود جلب كند، لباس شهرت محسوب شده و لذا پوشيدن آن جايز نيست.(1)
آيتالله مكارم شيرازي درباره حكم زدن پوشيه براي بانوان در شهر يا محلي كه مرسوم نيست، چنين ميفرمايد:
اگر كسي از لحاظ جمال خدادادي در وضعيتي است كه ممكن است همين جمال و زيبايي و لطف الهي مورد سوء نظر و خداي ناكرده، مزاحمت افراد هرزه قرار گيرد و يا اينكه مسير حركت و يا محلهاي كه در آن زندگي ميكند؛ گرفتار افراد لاابالي و چشمچراني است كه ناموس آن محل از نگاه آلوده اين افراد در امان نيست و يا برخي مراكز دانشگاهي و غيره كه امنيت رواني شخص در خطر است و يا اينكه هيچ كدام از مسائل فوق وجود ندارد، بلكه بانواني كه ميخواهند براي مراسم عروسي شركت كنند، مجبورند از آرايشگاه و يا با چهره آرايشكرده به مجلس بروند و شرع مقدس اسلام نيز امر ميكند كه زن هرگاه آرايش كرد، بايد مواضع آرايششده را هم بپوشاند، مانند صورت و دستها؛ بنابراين، در اين موارد، استفاده از پوشيه نه تنها مذموم نيست و لباس شهرت حساب نميشود، بلكه در مواردي، واجب و سبب امنيت خاطر و حفظ دين و ايمان و سلامت افراد از شر افراد هرزه است.(2)
آيتالله سيستاني (1387) نيز درباره حكم پوشيدن لباس تنگ و همچنين عطر زدن براي بانوان (كه جلب توجه ميكند)، معتقد است:
پوشيدن لباس تنگ و مهيج براي زن حرام است. همينطور اگر خودش را براي نامحرمان و رفتن در كوچه و بازار معطر نمايد، آن هم حرام است. اما اينكه مفسدهانگيز نباشد، مراد نگاه كردن به آن مقداري كه شرعا جايز است (مثل صورت و دستها)، اين به حسب افراد فرق ميكند؛ يعني برخي از افراد آن قدر بر نفس خودشان مسلط هستند كه با ديدن نامحرم تغييري در روح آنها حاصل نميشود، اما برخي از افراد هم با يك نگاه حالشان عوض ميشود. در هر صورت، اگر كسي بخواهد از اين احكام سوءاستفاده كند و به بهانه اينكه براي من مفسده ندارد، به نامحرمان نگاه كند و يا زن خودش را براي نامحرم زينت نمايد، جايز نيست.(1)
همچنين ايشان در مورد حكم پوشيدن چادرهايي كه جلب توجه ميكند، ميگويد: «اين مسئله، در صورتي كه موجب گناه و تحريك ميشود، اشكال دارد».(2)
آيتالله فاضل لنكراني در مورد حكم برخورد زن با چهره خندان و متبسّم با مردان نامحرم هنگام خريد از مغازهها و ديگر برخوردها معتقد است:
به طور كلي، دختران و زنان بايد در مقابل مردان نامحرم به نحوي لباس بپوشند و راه بروند و صحبت كنند كه موجب توجّه و نگاه سوء و تهييج مردان نشوند و اگر كردند، گناه بزرگ است.(1)
آيتالله بهجت رحمه الله نيز در اين زمينه ميفرمايد: «هر كاري كه معرضيت ريبه و يا فتنه در آن است، جايز نيست».(2)
آيتالله مكارم شيرازي در اين باره معتقد است:
«اشكال دارد و هنگام ضرورت نبايد از مكالمات عادي تجاوز كنند. بهتر است زنان و دختران مسلمان از اينگونه كارها بپرهيزند و اگر منشأ فسادي شود، جايز نيست».(3)
آيتالله تبريزي نيز ميفرمايد: «اگر از روي التفات، كاري را كه موجب جلب نظر اجانب شود، انجام دهند؛ اشكال دارد».(4)
آيتالله تبريزي درباره حكم زني كه ميداند مرد نامحرم به قصد لذت به صورت و دستهاي معمولي زينت نشده او نگاه ميكند، معتقد است: «در اين صورت، بنا بر احتياط، پوشاندن لازم است».(5)
آيتالله صافي گلپايگاني معتقد است: «دست و صورت بنا بر احتياط
واجب، بايد پوشيده شود.»(1)آيتالله فاضل لنكراني نيز در زمينه همين موضوع ميفرمايد: «بلي، پوشاندن آن لازم است».(2)
آيتالله تبريزي درباره حكم شرعي حجاب معتقد است:
«اصل حجاب براي زنان از ضروريات دين است و حكم كساني كه به آن بياعتنايي نمايند، حكم بياعتنايي به ساير تكاليف ديني است».(3)
آيتالله صافي گلپايگاني نيز معتقد است:
حجاب بانوان در اسلام يكي از اموري است كه از وقتي استعمارگران چشم طمع به كشورهاي اسلامي و غصب معادن و منابع طبيعي آنها دوختند، مورد حمله آنها قرار گرفت؛ زيرا چادر و حجاب زنان مسلمان را يكي از عوامل بزرگ براي بقاي استقلال شخصيت اسلامي كل جامعه مسلمانان و حفظ هويت اسلامي آن ديدند و آن را مانع سياسي و اقتصادي و فرهنگي خود شناختند. اصل وجوب حجاب فيالجمله از ضروريات دين اسلام است و منكر آن، مرتد است، ولي بياعتنايي به آن با عدم انكار وجوب آن باعث فسق است.(4)
همچنين آيتالله سيستاني در اين مورد معتقد است: «اصل حجاب از مسلّمات شريعت است و در قرآن آمده است، ولي كساني كه توجه به
وضوح آن ندارند، انكار آنها مستلزم انكار نبوت نيست و بياعتنايي عملي گناه است».(1)
آيتالله مكارم شيرازي نيز درباره حكم شرعي حجاب بر اين باور است كه: «حجاب از ضروريات دين است، ولي انكار آن براي كساني كه از ضروري بودن آن آگاهي ندارند، موجب ارتداد نميشود».(2)
آيتالله بهجت رحمه الله در اين زمينه ميفرمايد: «بياعتنايي به حجاب، گناه است و داشتن حجاب، واجب است».(3)
آيتالله تبريزي درباره كراهت داشتن حجاب چادر مشكي براي زنان معتقد است:
پوشيدن بدن بر زن، واجب و بهترين نوع پوشش واجب، همان چادر مشكي است كه زنهاي مؤمنه، خود را با آن ميپوشانند. زن بايد بدن خود را در غير وجه و كفين، از نامحرم بپوشاند و نيز بايد زينت خود را بپوشاند و لباسي كه زينت حساب ميشود، بايد آن را هم بپوشاند و با چادر بهتر ميتواند بدن و زينت را بپوشاند و چادر سياه، مثل عباي سياه كراهت ندارد.(4)
آيتالله بهجت رحمه الله نيز در مورد حكم شرعي اين موضوع معتقد است: «اين اقدام (موضوع كراهت داشتن چادر سياه براي زنان) باطل است».(5)
آيتالله صافي گلپايگاني درباره موضوع كراهت چادر سياه براي زنان معتقد است:
نظريه مذكور صحيح نيست و مفاسد بسيار دارد. متأسفانه در اين زمان، عدّهاي اصرار بر آشكار شدن مفاتن زن و خروج او از ستر و عفاف كه حافظ شخصيت و ارزش و متانت اوست دارند و معالاسف ميخواهند اين امر را اسلامي جلوه دهند؛ در حالي كه برخلاف اسلام است.(1)
آيتالله فاضل لنكراني نيز در اين باره چنين اعتقاد دارد:
سزاوار است خانمها از چادر استفاده كنند؛ چون چادر در كشور اسلامي ايران از مظاهر و شعائر اسلام ميباشد و با حفظ اين شعار سعي كنند بانوان محترم، حركت مورد سؤال را خنثي كنند. چادر مشكي بهترين نوع حجاب است و پوشيدن لباسهايي كه جلب توجه كند، حرام است.(2)
همچنين آيتالله مكارم شيرازي در زمينه اين موضوع معتقد است:
با توجه به اينكه در حال حاضر، رنگ مشكي براي حفظ پوشش زنان بهتر است، كراهت آن ثابت نيست. حجاب يكي از قوانين مسلّم اسلام است و اساس آن، پوشاندن بدن و موها، غير از صورت و دستها تا مچ است، ولي بيشك، چادر، حجاب برتر است.(3)
صافي گلپايگاني درباره موضوع كراهت داشتن چادر سياه براي زنان معتقد است:
چادر، بهترين پوشش براي خانمهاست؛ چون تمامي مفاتن بدن را ميپوشاند. خانمهاي مسلمان بايد آداب و سنن اسلامي را در لباس پوشيدن مراعات كنند و از تجدّدگرايي مضر پرهيز كنند.(1)
آيتالله بهجت رحمه الله بر اين اعتقاد است كه: «چادر حجاب پسنديده است».(2)
آيتالله سيستاني نيز در اين باره معتقد است: «چادر، حجاب بهتر است و سزاوار نيست زنهاي مؤمن بدون چادر خارج شوند».(3)
منابع
زير فصل ها
كتاب
پايان نامه
مجلات
كتاب
ابن منظور، محمد بن مكرم، لسان العرب، بيروت، دار صادر، 1414 ه .ق.
ابي فراس، ورام بن، مجموعه ورام. قم، مكتبه الفقيه، 1376 ه .ق.
اصولي، احسان و محمدحسن بنيهاشمي خميني، توضيحالمسائل مراجع: مطابق با فتاواي سيزده نفر از مراجع معظم تقليد (حضرات آيات امام خميني رحمه الله ، بهجت، خامنهاي، نوري همداني، مكارم شيرازي، سيستاني، صافي گلپايگاني، سبحاني، موسوي تبريزي، وحيد خراساني، جوادي آملي، فاضل لنكراني، علوي گرگاني). قم، صبرا، 1387.
الياسي، محمدحسين و همكاران، بررسي نمايش خانواده در سريالهاي ايراني، تهران، مركز تحقيقات صدا و سيما، 1383.
بديعي، نعيم، تحليل محتواي رسانههاي جمعي، تهران، دانشگاه علامه طباطبايي، 1375.
بنيانيان، حسن، پوشش اسلامي: چالشها و راهكارها با رويكردي به مهندسي فرهنگي، تهران، سوره مهر، چاپ دوم، 1390.
بهجت، محمدتقي، توضيح المسائل، چاپ هفتم، قم، دفتر نشر آثار آيتالله بهجت، 1387.
پيشوايي، فريده و مريم رضايي، حجاب و عفاف در سيما، قم، مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، 1386.
تامپسون، جان، رسانهها و مدرنيته، ترجمه: مسعود اوحدي، تهران، سروش، 1379.
تجليل، جليل، معاني و بيان، مركز نشر دانشگاهي، چاپ چهارم، 1366.
تميمي آمدي، عبدالواحد، غررالحكم و دررالكلم، تصحيح: مير جلالالدين حسيني، قم، دفتر تبليغات اسلامي، 1366.
حاجيلري، عبدالرضا، شناخت نگرش دانشجويان پيرامون وضعيت روابط دختر و پسر در دانشگاهها و آگاهي آنها از حدود شرعي روابط بين دو جنس، تهران، معاونت پژوهشي جهاد دانشگاهي واحد دانشگاه علامه طباطبايي، 1384.
حر عاملي، وسايل الشيعه، قم، مؤسسه آل البيت عليهم السلام ، 1409 ه .ق.
حسني بروجردي، جعفر، از ايده تا فيلمنامه، ناشر: پارسبوك، بيتا، (برگرفته از: http: //www.Parsbook.org/ 1389/03/filmnameh.html)
حسيني سيستاني، سيد علي، منهاج الصالحين (جلد 2)، نجف اشرف، سعيد بن جبير، 1417 ه .ق.
خامنهاي، سيد علي، اجوبة الاستفتائات، تهران، شركت چاپ و نشر بينالملل اميركبير، 1388.
ــــــــــــــــ ، استفتائات، ترجمه: احمدرضا حسيني، تهران، بينالمللي المهدي، 1382.
درايتي، مصطفي و حسين درايتي، تصنيف غررالحكم و درالكلم. تهران، دفتر تبليغات اسلامي، 1378.
دورانت، ويل، لذات فلسفه، ترجمه: عباس زرياب، چاپ هفدهم، تهران، شركت علمي و فرهنگي، 1384.
دهخدا، علياكبر، لغتنامه دهخدا، تهران، مؤسسه چاپ و انتشارات دانشگاه تهران، 1368.
راغب اصفهاني، حسين بن محمد، المفردات في غريب القرآن (جلد 1)، چاپ اول، دمشق و بيروت، دارالعلم الدار الشامية، 1412 ه. .ق.
زائري، محمدرضا، حجاب بي حجاب، تهران، آرما، 1391.
سيد قطب، الاسلام و مشكلات الحضاره، قم، دارالكتاب الاسلامي، 1412 ه .ق.
شفيعي سروستاني، ابراهيم، آيين برنامهسازي درباره عفاف و حجاب، قم، مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيماي جهموري اسلامي ايران، 1391.
شفيعي سروستاني، ابراهيم، مسئوليتها و اختيارات دولت اسلامي، تهران، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي، 1384.
شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، بيروت، دار الاضواء، 1413ه . ق.
صافي گلپايگاني، لطفالله، جامع الاحكام، قم، حضرت معصومه عليها السلام ، 1380.
طباطبايي، سيد محمدحسين، تفسير الميزان، قم، دفتر انتشارات اسلامي، 1417 ه .ق.
طبرسي، فضل بن حسن، مجمع البيان، تهران، كتابفروشي اسلاميه، 1395 ه .ق.
طريحي، فخرالدين، مجمع البحرين، تحقيق: سيد احمد حسيني، تهران، مرتضوي، 1375.
طوسي، الأمالي، بنياد بعثت، قم، چاپ اول، 1409 ه .ق.
عميد، حسن، فرهنگ عميد، تهران، چاپخانه سپهر، چاپ سوم، 1369.
غرويان، محسن و عبدالجواد ابراهيمي، صحيفه سجاديه، قم، الهادي، 1376.
غزالي، احمد، رساله عينيه، تصحيح: احمد مجاهد، تهران، دانشگاه تهران، 1376.
فاضل لنكراني، محمد، جامع المسائل، قم، مطبوعاتي امير، 1377.
فراهيدي، خليل بن احمد، كتاب العين، تحقيق: مهدي المخزومي و ابراهيم السامرائي، قم، مؤسسه دارالهجره، چاپ دوم، 1405 ه .ق.
فيض الاسلام، احمد، نهج البلاغه، قم، چاپ احمدي، مركز نشر آثار فيض الاسلام، 1372.
قاسمي، فاطمه، چگونگي روابط ميانفردي زن و مرد و بررسي عوامل مؤثر بر آن در سريالهاي ايراني، تهران، مركز تحقيقات، مطالعات و سنجش برنامهاي صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، 1383.
قرائتي، محسن، تفسير نور، تهران، فرهنگ و وزارت ارشاد اسلامي، 1383.
قريشي، علياكبر، قاموس قرآن (جلد 5)، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1371.
كرلينجر، فرد، ان، مباني پژوهش در علوم رفتاري، ترجمه: حسن پاشا شريفي و جعفر نجفي زند، تهران، آواي نور، چاپ اول، جلد اول، 1376.
كليني رازي، محمد بن يعقوب، كافي، دارالكتب الاسلاميه، تهران، چاپ سوم، 1388 ه .ق.
گلپايگاني، سيد محمدرضا، مجمع المسائل، قم، مؤسسه دارالقرآن الكريم، 1406 ه .ق.
متقي هندي، علاء الدين علي، كنزالعمال في سنن الأقوال و الأفعال، تحقيق و تصحيح: شيخ بكري حياني و شيخ صفوة الصفا، بيروت، مؤسسه الرسالة، 1409 ه. ق.
مجتبوي، مجتبي، شيعه، قم، جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1364.
مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، بيروت، مؤسسه الوفاء، 1404 ه .ق.
محدث نوري، ميرزا حسين، مستدرك الوسايل (جلد 10)، قم، مؤسسة آل البيت، 1408 ه .ق.
مطهري، مرتضي، انسان در قرآن، تهران، صدرا، 1373.
ــــــــــــــــ ، حجاب در اسلام، تهران، صدرا، 1365.
ــــــــــــــــ ، مسئله حجاب، قم، جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1362.
معتمدنژاد، كاظم، وسايل ارتباطات جمعي، تهران، دانشكده علوم ارتباطات، اجتماعي، 1374.
مك كوايل، دنيس، درآمدي بر نظريه ارتباطات جمعي، ترجمه: پرويز اجلالي، تهران، مركز مطالعات و تحقيقات رسانهها، 1384.
مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1379.
ــــــــــــــــ ، رساله توضيح المسائل، قم، دفتر مطبوعاتي هدف، چاپ چهارم، 1371.
ــــــــــــــــ ، استفتائات جديد، قم، مدرسه الامام علي بن ابيطالب عليه السلام ، 1374.
موسوي خميني، سيد روح الله، تحرير الوسيله (جلد 2)، قم، مؤسسه مطبوعاتي، اسماعيليان، 1358.
ــــــــــــــــ ، صحيفه نور (جلد 6). تهران، مركز مدارك فرهنگي، انقلاب اسلامي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1361.
ــــــــــــــــ ، رساله توضيح المسائل، قم، اعتماد، 1373.
مونتسكيو، شارل، روح القوانين، ترجمه و نگارش: علي اكبر مهتدي، تهران، اميركبير، 1361.
پايان نامه
آذرشين، سيد امير، مطالعه نقش زن در نمايشهاي تلويزيوني بر اساس سه ديدگاه اسلامي، فمينيستي و سنتي. پاياننامه كارشناسي ارشد تحقيق در ارتباطات، دانشكده صدا و سيما، تهران، 1385.
ساعي، محمدحسين، تحليل محتواي ارزشهاي اسلامي در سريال زير تيغ، پاياننامه، كارشناسي ارشد تحقيق در ارتباطات، دانشكده صدا و سيما، تهران، 1386.
شاكرينژاد، محسن، مؤلفههاي حجاب و عفاف در پربينندهترين فيلمهاي سينمايي ايران در سال 1386، پاياننامه كارشناسي ارشد، دانشكده صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، تهران، 1386.
مجلات
جعفري، علي، «خانمهاي چادري تلويزيون»، رواق هنر و انديشه، ش 11، 1386.