ghaemiyeh.com
سرشناسه: سقلاطوني، مريم، ۱۳۵۴ -
عنوان و نام پديدآور: از قطره تا دريا (زيرنويسها و پيامهاي كوتاه ويژه انتخابات رياست جمهوري و شوراهاي شهر و روستا)/ به كوشش: مريم سقلاطوني.
مشخصات نشر: قم: صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، مركز پژوهشهاي اسلامي، ۱۳۹۱.
مشخصات ظاهري: ۲۴۰ص.
شابك: 978-964-514-273-3
وضعيت فهرست نويسي: فيپا
موضوع: خميني، روحالله، رهبر انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران، ۱۲۷۹ - ۱۳۶۸. -- نظريه درباره انتخابات
موضوع: خامنهاي، علي، رهبر جمهوري اسلامي ايران، ۱۳۱۸ - -- نظريه درباره انتخابات
موضوع: انتخابات -- ايران
شناسه افزوده: صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران. مركز پژوهشهاي اسلامي
رده بندي كنگره: 1391 4الف786الف4/5/1574 DSR
رده بندي ديويي: ۹۵۵/۰۸۴۲
شماره كتابشناسي ملي: ۳۰۹۷۸۰۵
پيشگفتار
رسانهها در جامعه امروز، نقش و جايگاه بيبديلي دارند كه تمام شئون زندگي را در بر گرفته است. به ويژه در عرصه انتخابات و تبليغات نامزدها كه در اين زمينه ميتوانند نقش مفيد و سازندهاي داشته باشند و سبب شورآفريني و حضور گسترده مردم در انتخابات شوند.
نقش رسانهها در انتخابات به دليل تاثير گسترده و چگونگي پوشش رسانهاي، برجسته است. از سوي ديگر هنگامي كه صحبت از آموزش و تربيت اخلاقي به ميان ميآيد، توجه به رسانههاي جمعي بيشتر است. اين امر ضرورت اهتمام رسانه به ترويج اخلاق و اصول و ارزشهاي اخلاقي را ايجاب ميكند.
از اين رو، شايسته است رسانه با درك حكيمانه، عميق و دقيق مسائل و در نظر گرفتن اقتضائات زمان و مكان به فرهنگسازي مناسب، متناسب و مبتني با ارزشهاي اعتقادي و اخلاقي بپردازد و زمينه بروز رفتارهاي اخلاقي ـ انساني متناسب با اين فرهنگ را در جامعه فراهم آورد.
انتخابات يكي از راهكارهاي پذيرفته شده براي برقراري ارتباطات و تأثيرگذاري سياسي ميان شهروندان و نخبگان سياسي است؛ قواعد و قوانين آن مشخص است و به عنوان راهنمايي براي رفتار سياسي افراد تلقي ميشود. بنابراين، هر شهروند با رعايت قوانين انتخابات، براساس اطلاعاتي كه از مراجع گوناگون به دست ميآورد، منطبق با سليقه و عقيده، نامزدهايي انتخاب ميكند كه صلاحيت آنها تأييد شده است. به عبارت ديگر، هدف انتخابكنندگان و انتخابشوندگان، اثرگذاري سياسي است و راه پذيرفته شده اين عمل در جوامع امروزي، برگزاري انتخابات است.
در انتخابات وظيفه رسانه، تبيين و تنقيح، تعريف و چيستي، اهداف، وظايف و مسئوليتها (نظارتي و اجرايي، احزاب و گروهها، كانديداها و ستادهاي انتخاباتي، رفراندوم و نيروهاي امنيتي) و قوانين انتخابات و همچنين تبيين مفاهيم و واژههاي مرتبط با انتخابات از قبيل آزادي (انديشه و بيان)، دموكراسي و مردم سالاري ديني، حريم خصوصي، مصلحت عمومي و... است.
رسانه در كنار احزاب، گروههاي صاحب نفوذ، طبقات اجتماعي و... نقش مؤثري در جامعهپذيري و مشاركت سياسي دارد و مستقيم و غير مستقيم با رساندن اخبار، اطلاعات سياسي، معرفي ارزشها، آرمانهاي سياسي و تبليغ در مورد آنها، مقايسه ارزشهاي سياسي جامعه خودي با ارزشهاي ساير جوامع، بحث و گفت وگو در زمينه مواضع دولت و نظام جامعهپذيري سياسي را محقق ميسازد.
همچنين رسانه در زمينه جهتدهي به نوع نگرش و نوع پنداشت افراد، براي شركت در فعاليتهاي سياسي جامعه و به منظور هماهنگي و همسويي
با نظام نقش ايفاء ميكند و در راه انگيزش، تحرك و بسيج مردم به سوي اهداف اصلي نظام گام بر ميدارد.
در گامي ديگر رسانه با تشويق و تقدير از مردم توجه آنان را از مشكلات باز ميدارد و با اين روش به تخليه عواطف مخاطبان كمك ميكند. همچنين وظيفه دارد جامعه را از انحراف از سياستهاي رسمي يا توهين به اصول اخلاقي برحذر دارد و آنان را به انجام تعهدات و مسئوليتها در قبال جامعه تشويق و ترغيب نمايد.
گفتني است در زمان انتخابات اصول و ارزشهايي نيز بايد بر جامعه حاكم باشد كه عدالت، صداقت، امانتداري، حفظ آبرو و حيثيت، قانونمداري و قانونگرايي، كرامت انساني و عزت نفس، مسئوليت پذيري، وحدت و انسجام، حفظ منافع ملي و مصالح اسلامي، ارزشگرايي، انتقادپذيري، حفظ حريم خصوصي از جمله اين ارزشهاست.
بر اين اساس وظيفه رسانه، ترويج اصول و ارزشهاي اخلاقي، ترغيب و تشويق جامعه به رعايت آنها و زمينهسازي براي رفتارهاي انتخاباتي، مبتني بر فرهنگ و آموزههاي ديني، همچنين تقبيح رفتارهاي ناشايست و دون شأن جامعه اسلامي است.
پيامهاي كوتاه قالبي است كه به دليل ايجاز داراي ظرفيت وپتانسيل ويژهاي در زمينه تبيين، اقناع و بسيج مردم در انتخابات دارد، مجموعه حاضر كه به قلم جمعي از نويسندگان تدوين گرديده، تلاشي است در جهت ياري اهالي محترم رسانه ملي جهت تحقق اهداف عالي نظام اسلامي از طريق رسانه ملي كه اميدواريم با وجود كاستيها به آن عنايت كنند.
فصل اول: منشور انتخابات از منظر امام خميني رحمة الله و مقام معظم رهبري
زير فصل ها
اهميت انتخابات و وظايف دولت و مردم در كلام امام خميني رحمة الله
انتخابات و وظايف دولت و مردم در كلام مقام معظم رهبري
اهميت انتخابات و وظايف دولت و مردم در كلام امام خميني رحمة الله
زير فصل ها
دولت اسلامي از منظر امام خميني رحمة الله
اهميت حضور درانتخابات از منظر امام خميني رحمة الله
اخلاق و انتخابات از منظر امام خميني رحمة الله
پرهيز از اختلافات و شركت يكدلانه در انتخابات
ملاكها و معيارهاي انتخاب
دولت اسلامي از منظر امام خميني رحمة الله
دولت اخلاقي، دولتي است اسلامي كه قوانين اسلامي را به اجرا در ميآورد.(1)
كاركنان و كارگزاران دولت اسلامي بايد معتمد مردم و متعهد به اسلام باشند.(2)
كاركنان و كارگزاران دولت اسلامي بايد آگاه به قوانين اسلام باشند.(3)
كاركنان و كارگزاران دولت اسلامي بايد عادل باشند.(4)
كاركنان و كارگزاران دولت اسلامي بايد صالح باشند.(5)
كاركنان و كارگزاران دولت اسلامي بايد امين باشند.(6)
كاركنان و كارگزاران دولت اسلامي بايد متخصص، دانشمند و كاردان باشند.(7)
كاركنان و كارگزاران دولت اسلامي بايد عامل به عدالت باشند.(8)
كاركنان و كارگزاران دولت اسلامي بايد داراي رفتاري اسلامي باشند.(1)
وقتي حكومتي پايه قدرتش به دوش ملت نباشد و ملت با قلبش با آن موافق نباشد، هر چه قدرتمند باشد هم نميتواند پايداري كند.(2)
تا دولت صالح نباشد مملكت صلاحيت پيدا نميكند.(3)
بايد دولتي به وجود بيايد كه با همه قشرها به عدالت رفتار كند، و امتياز بين قشرها ندهد، مگر به امتيازات انساني كه خود آنها دارند.(4)
اهميت حضور درانتخابات از منظر امام خميني رحمة الله
شما چنانچه سطح رأيتان از زمان سابق ـ خداي نخواسته ـ كمتر بشود، بوقهاي تبليغاتي خارج و شكست خوردههاي فراري به خارج خواهند گفت كه ايران از اسلام رو برگردانده و از جمهوري اسلامي رو برگردانده است.(5)
اگر ميخواهيد در مقابل دنيا اظهار حيات بكنيد كه بگوييد ما بعد از گذشتن چندين سال زنده هستيم، بايد مشاركت كنيد.(6)
مسئله انتخابات آينده از اهم اموري است كه مسئوليت آن با همه ماست. و توجه داريد كه دشمنان اسلام در نظر دارند كاري بكنند كه انتخابات درست صورت نگيرد و از دست مسلمانها و متعهدين خارج شود.(7)
تمام مردم موظفاند كه در انتخابات حاضر باشند و تحت تأثير هيچكس قرار نگيرند. بعد از اينكه مشورت كردند كه براي اسلام مفيد است رأي دهند.(8)
اخلاق و انتخابات از منظر امام خميني رحمة الله
از آقايان كانديداها و دوستان آنان انتظار دارم كه اخلاق اسلامي ـ انساني را در تبليغ براي كانديداي خود مراعات؛ و از هر گونه انتقاد از طرف مقابل كه موجب اختلاف و هتك حرمت باشد خودداري نمايند كه براي پيشبرد مقصود، ولو اسلامي باشد، ارتكاب خلاف اخلاق و فرهنگ، مطرود و از انگيزههاي غيراسلامي است.(1)
حيثيت و آبروي مؤمن در اسلام از بالاترين و والاترين مقام برخوردار است و هتك مؤمن چه رسد به مؤمن عالم از بزرگترين گناهان است و موجب سلب عدالت است.(2)
بايد توجه داشت كه هدف از انتخابات در نهايت حفظ اسلام است. اگر در انتخابات حريم مسائل اسلام رعايت نشود، چگونه منتخب حافظ اسلام ميشود. بايد سعي شود تا خداي ناكرده به كسي توهين نگردد.(3)
در تعيين رئيسجمهوري و وكلاء مجلس با طبقه تحصيلكرده متعهد و روشنفكر با اطلاع از مجاري امور و غير وابسته به كشورهاي قدرتمند استثمارگر و اشتهار به تقوا و تعهد به اسلام و جمهوري اسلامي مشورت كرده و يا علما و روحانيون باتقوا و متعهد به جمهوري اسلامي مشورت نماييد. (4)
از آقايان كانديداها و دوستان آنان انتظار دارم كه اخلاق اسلامي ـ انساني را در تبليغ براي كانديداي خود مراعات و از هرگونه انتقاد از طرف مقابل كه موجب اختلاف و هتك حرمت باشد خودداري نمايند.(5)
اگر همه اشخاص و همه گروهها و همه نهادهايي كه در سرتاسر كشور هستند به قانون خاضع بشويم و قانون را محترم بشماريم، هيچ اختلافي پيش نخواهد آمد. اختلاف از راه قانونشكنيها پيش ميآيد.(1)
پرهيز از اختلافات و شركت يكدلانه در انتخابات
استقلال و آزادي خودتان را نميتوانيد بدون تفاهم حفظ كنيد. ملت را ببينيد كه چگونه پشتيبان شماست. به انتخابات نظر كنيد، ميفهميد كه ايران پايدار خواهد ماند.(2)
من اميدوارم كه ملت شريف ايران در اين امر مهم الهي كه منحرفان از هر چيزي بيشتر با آن مخالفت كرده و ميكنند و اين نيز از اهميت آن است، يكدل و يك جهت در روز انتخابات به سوي صندوقها هجوم برند و آراي خود را به صندوقها بريزند.(3)
اگر خداي نخواسته بر اسلام يا كشور اسلامي از ناحيه عدم دخالت در سرنوشت جامعه لطمه و صدمهاي وارد شود، يك يك تمام ملت در پيشگاه خداي قهار توانا مسئول خواهيم بود و نسلهاي آينده كه ممكن است از كنارهگيريهاي كنوني مورد هزار گونه تجاوز واقع شوند ما را نبخشند.(4)
در رژيم گذشته مردم نسبت به حكومت و انتخابات و رأيگيري بيتفاوت بودند، ولي حالا يك بيداري و آگاهي در بين مردم پيش آمد و مردم آزادانه به آن چيزي كه مايلاند، به اسلام و جمهوري اسلامي رأي دادهاند. و ديگر هيچ قدرت و حكومتي نميتواند به مردم ما تحميل كند.(5)
امروز شركت در انتخابات رياست جمهوري نه فقط يك وظيفه اجتماعي و ملي است، بلكه يك وظيفه شرعي اسلامي و الهي است كه شكست در آن، شكست جمهوري اسلامي است كه حفظ آن بر جميع مردم از بزرگترين واجبات و فرايض است و وسوسه در آن از شيطان بلكه عمال شيطان بزرگ است.(1)
اين وظيفهاي است الهي؛ وظيفهاي است ملي؛ وظيفهاي است انساني؛ وظيفهاي است كه ما بايد به آن عمل بكنيم همهمان بايد در انتخابات شركت بكنيم.(2)
ملاكها و معيارهاي انتخاب
اشخاصي را انتخاب كنيم كه از هر جهت صالح باشند.(3)
اگر اصلح را انتخاب كرديد كاري اسلامي ميكنيد.(4)
انتخابات و وظايف دولت و مردم در كلام مقام معظم رهبري
زير فصل ها
چشمانداز و اهداف
اهميت و ضرورت انتخابات
انتخابات و نقش مردم
انتظارات وآرمانها
اهداف دشمنان و هوشياري در برابر طرح آنان
كانديداها و اخلاق انتخاباتي
ملاكها و شاخصها
وظايف كانديداها، قواي سه گانه و مردم و فعالين سياسي
چشمانداز و اهداف
نقش دولت و نقش رئيسجمهور در پيمودن قاطع راه پيشرفت و تحقق اهداف انقلاب، نقشي بسيار اساسي است و يك قوه مجريه سالم و كارآمد ميتواند در حل مشكلات، كاملاً مؤثر واقع شود.
در انتخابات آينده بايد چشمها را باز كرد و از خدا كمك خواست تا از آزمايش پر هيجان و دشوار انتخابات سربلند بيرون آمد.(5)
ملت ايران در اين گزينشها و در اين انتخاباتها هميشه بيداري و حضور خود را در صحنه اثبات كردهاند. آنچه كه بايد به عنوان راهبرد اساسي موردنظر همه باشد، عبارت است از حضور حداكثري مردم.
بايد شركت مردم در انتخابات رياست جمهوري آينده كه انشاءالله جزو حماسههاي ملي خواهد شد، شركتي باشد كه دشمن را از دستاندازي به ايران اسلامي و ملت سرافراز ايران مأيوس كند.
ملت ما هميشه با بهرهگيري از فيوضات و معنويات، خود را براي كارهاي بزرگ آماده كرده است و ان شاءالله ملت ايران آماده ميشود و مصمم است كه يكي از بهترين و پرشورترين انتخاباتها و گزينشهاي ملي را برگزار كند.(1)
ملت ما راه اسلام ناب محمدي9 را كه راه نويدبخش پيشرفت و توسعه همگام با عدالت و آزادي و استقلال مالي است، آگاهانه انتخاب كرده و آن را آگاهانه ادامه خواهد داد.
همين ايمان و هوشمندي شما خواهد توانست مردان لايق و باكفايت را عهدهدار مسئوليت دولت آينده كند و ابتكار و نشاط برخاسته از صدق و ايمان، رخنهها را ترميم و توسعه عدالتمحور را در كشور نهادينه سازد. انشاءالله.(2)
من اصرار دارم همه مسئولان كشور و آحاد ملت خودشان را انشاءالله براي انتخابات آماده كنند. فضاي كشور را بايد فضاي علاقهمندي و شوق به اين انتخابات كرد تا مردم بدانند ميخواهند كار بزرگي انجام دهند.
شور انتخابات اين است. ملت هم آماده باشند و نگاه كنند بيينند چه كسي به هدفهاي آنها معتقد و مؤمن است و توان كار در جهت اين هدفها را دارد.
ملت ايران نشان بدهند كه به مسئله انتخابات بيتفاوت نيستند؛ به اين مسئله اهميت بدهند؛ اين اساس كار است.(1)
آنچه كه براي مردم در اين انتخابات و همه گزينشهاي ملي و انتخاباتها مهم است، اين است كه سطح كارآمدي نظام روز به روز ارتقا پيدا كند؛ اين اساس مسئله است.
اگر مردم دنبال رئيسجمهوري يا دنبال نماينده مجلس ميگردند يا دنبال ديگر كساني هستند كه ميخواهند آنها را با انتخاب تعيين كنند، در پي آن هستند كه انسانهاي كارآمدي را بر اريكه مسئوليت بنشانند تا آنها بتوانند سطح كارآمدي نظام را افزايش بدهند و مشكلات مادي و معنوي مردم را حل كنند؛ اين خواست مردم است.
حالا گروهها و احزاب و عناصر سياسي هم هر كدام نقطهنظرهايي دارند؛ آن نقطهنظرات براي خودشان است. مردم ميخواهند كساني مسئوليتها را به عهده بگيرند كه دلسوز، باكفايت و كارآمد باشند.
مردم ما مثل هميشه با بصيرت، با آمادگي، با انگيزه و نشاط اين آزمايش بزرگ را هم از سر خواهد گذارند.(2)
دوران انتخابات، دوران شور و التهاب است. با پايان گرفتن انتخابات بايد هيجان و التهاب جاي خود را به متانت و رفاقت و همكاري بدهد.
برنده اين انتخابات ملت است و همه كساني كه در انتخاب شركت داشتهاند اعم از آنها كه خود يا نامزد مورد علاقهشان رأي آورده يا نياوردهاند، همه برندهاند.
بازنده اين انتخابات، امريكا و صهيونيسم و دشمنان ملت ايرانند همه با همدلي به يكديگر و به دولت خدمتگزار كمك كنيد تا گرهها يكي پس از ديگري گشوده شود.(1)
اهميت و ضرورت انتخابات
انتخابات دارد نزديك ميشود. مردم بايد آگاهانه پاي صندوقهاي رأي بروند و انتخاب كنند.
انتخابات جلوه بسيار زيبا و جذاب مشاركت عمومي است؛ مؤثرترين وسيله براي اين است كه هر فردي بتواند آرمانها و خواستها و مطلوبِ خود را در قالب اجرايي قرار دهد و آن را به تحقق نزديك كند.
اگر كسي را طبق آرمانها و آرزوهاي خودتان انتخاب كرديد، اين امكان كه آن آرزوها تحقق پيدا كند، به واقعيت نزديك ميشود.
كسي كه فكر ميكنيد براي تحقق خواستها و آرزوها و گشودن گرههاي مهمي كه براي شما در زندگي مطرح است، مناسب و شايسته است، وقتي او را انتخاب كرديد، در واقع بلندترين قدم را برداشتهايد؛ براي اينكه اين مشكلات از بين برود.
هر خواسته اي ـ چه مادي و چه معنوي ـ در اين انتخاب و در تعيين مسئول قوه اجرايي ميتواند تحقق پيدا كند.
انتخابات، نماد حركت اسلامي در كشور ماست.
انتخابات، هديه اسلام به ملت ماست.
1) بيانات، 2/12/1382.
امام، حكومت اسلامي به روش انتخابات مردم و حضور مردم و تعيين منتخب مردم را ـ كه لبّ اسلام است ـ بار ديگر براي مردم ما معنا كرد و در جامعه ما تحقق بخشيد.(1)
ميدانِ اداره كشور و مديريت كشور است؛ مگر شوخي است؟ يك كشور را ميخواهند دست يك نفر بسپرند؛ لذا بايد وروديهاي اين ميدان كنترل شود و معلوم گردد كسي كه دارد ميآيد، كيست.(2)
انتخابات در كشور ما بايد مسابقهاي براي خدمت باشد، نه مسابقهاي براي كسب قدرت. (3)
انتخابات و نقش مردم
من عرض ميكنم: همه بايد اصرار داشته باشيد كه در انتخابات شركت كنيد.
به نظر من مسئله اول در انتخابات، مسئله انتخاب اين شخص يا آن شخص نيست؛ مسئله اول، مسئله حضور شماست.
حضور شماست كه نظام را تحكيم ميكند، پايههاي نظام را مستحكم ميكند، آبروي ملت ايران را زياد ميكند، استقامت كشور را در مقابل دشمنيها زياد ميكند و دشمن را از طمع ورزيدن به كشور و از فكر ضربه زدن و توسعه و فساد و فتنه منصرف ميكند.(4)
انتخابات مظهر حضور مردم است؛ همچنان كه حضور در راهپيمايي بيستودوم بهمن، يكي از مظاهر حضور مردمي است.(5)
بنده معتقدم كه در اين انتخابات، ملت بايد به عنوان يك تكليف و يك حق شركت كند... .(6)
مشاركت، يكي از اساسيترين مسائل است. حضور مردم براي پيشرفت و صيانت كشور لازم است. نه اينكه اگر عده زيادي شركت نكردند، اينها به نظام «نه» گفتهاند؛ به هيچوجه اينطوري نيست.(1)
انتخابات آبروي ملي ماست؛ درست در نقطه مقابل خواست دشمنان، همه ما بايد در انتخابات حضور فعالي داشته باشيم.
انتخابات يكي از شاخصهاي رشد ملي ماست.
انتخابات وسيلهاي براي عزت ملي است.
وقتي ببينند كه ملت ايران با شور و با شعور و با درك كامل و آگاهي پاي صندوقهاي رأي ميروند، معنايش چيست؟ معنايش اين است ملت براي خود حق و توان تصميمگيري قايل است؛ ميخواهد در آينده كشور اثر بگذارد و مسئولان كشور و مديران اصلي كشور را انتخاب كند.(2)
انتخابات ميتواند براي كشور و ملت ما يك وسيله مصونيت و يك نمودار اقتدار باشد و ملت و نظام اجرايي كشور را در مقابله با چالشهاي گوناگون جهاني، از گذشته مستحكمتر كند.
انتخابات ميتواند نظام جمهوري اسلامي را جوانتر از آنچه هست، بكند.
انتخابات پُرشور از سوي مردم ميتواند روز نويي را براي آنها رقم بزند.
انتخابات، هم در صحنه خارجي و در مقابل چشم بيگانگان، هم در صحنه داخلي و هم براي پيشرفت كشور، يكي از مهمترين و اساسيترين رويدادهاست.
هر انتخاباتي براي ملت ما و فضاي عمومي كشور مثل نسيمي است كه فضا را تغيير ميدهد و معطر ميكند؛ هواي تازهاي در فضاي كشور به وجود ميآورد و اميدهاي تازهاي در دلها برميانگيزد.
صحنه انتخابات ـ به خصوص انتخابات رياست جمهوري ـ يكي از جديترين و پرشورترين و پرجاذبهترين صحنههاي مشاركت عمومي مردم است.
براي ملت ما اين انتخابات مهم است؛ همچنان كه براي دشمنان ما هم اين انتخابات مهم است.
هرچه انتخابات پرشورتر باشد، عظمت ملت ايران بيشتر در چشم مخالفان و دشمنانش ديده خواهد شد؛ براي ملت ايران حرمت بيشتري خواهند گذاشت؛ دوستان شما هم در دنيا خوشحال ميشوند.
عظمت ملت ايران را حضور مردم در انتخابات نشان ميدهد.
انتخابات سرمايهگذاري عظيم ملت ايران است.(1)
مردمسالاري ديني با حرف نميشود؛ مردمسالاري ديني با شركت مردم، حضور مردم، اراده مردم، ارتباط فكري و عقلاني و عاطفي مردم با تحولات كشور صورت ميگيرد؛ اين هم جز با يك انتخابات صحيح و همگاني و مشاركت وسيع مردم ممكن نيست.
انتخابات در كشور ما يك حركت نمايشي نيست. پايه نظام ما همين انتخابات است.
انتخابات يك عرصه ظهور و بروز وحدت ما، عقلانيت ما، شعور ملي ما ميتواند قرار بگيرد.
بعضي خيال ميكنند انتخابات، زمزمههاي انتخابات، فضاي انتخاباتي، مايه اختلاف است؛ نه، ميتواند مايه اتحاد باشد؛ ميتواند تشجيع كننده به سرعت عمل و پيشرفت باشد؛ با رقابت مثبت.
هر گروهي سعي كنند براي خدمتگزاري به اين ملت، سهم متناسب با خودشان را كه لايق خودشان ميدانند، به دست بياورند؛ هيچ اشكالي ندارد.
1) بيانات، 1/1/1388.
اين رقابت مثبت به جامعه نشاط ميبخشد، ما را زندهدل ميكند، روح جواني را بر جامعه ما حاكم ميكند.(1)
انتظارات وآرمانها
چهرههاي گوناگوني كه به عنوان نامزد وارد عرصه انتخابات ميشوند، به اين موضوع توجه كنند. اين ملت، تشنه كار است؛ كار. كار نكرده زياد هست؛ ميدان هم براي كار در كشور ما بينهايت است.
آنچه مردم به آن علاقه دارند و عاشق آن هستند، اين است كه رئيسجمهوري سر كار بيايد كه مهمترين انگيزه او كار براي اين ملت باشد و در زمينههاي اقتصادي، زيربنايي، فرهنگي، علمي، اخلاقي، سياست خارجي و ساير زمينهها كار كند و نشاط و شور و انگيزه كار داشته باشد؛ اين هم با ايمان امكانپذير است.
نامزدها مشخص كنند كه ميخواهند چه كار كنند؛ برنامهها و هدفها و راهبردهايشان را براي مردم مشخص كنند.(2)
اهداف دشمنان و هوشياري در برابر طرح آنان
اگر ميتوانستند روي مردم و يا گروههاي سياسي اثر بگذارند، كاري ميكردند كه اصلاً انتخابات برگزار نشود؛ كاري كه در انتخابات مجلس هفتم ميخواستند انجام دهند و مايل بودند اساساً انتخابات برگزار نشود.
آنچه آنها درباره انتخابات ميخواهند، درست نقطه مقابلِ چيزي است كه منافع ملي كشور و ملت ما آن را ميطلبد.
آنها ميخواهند انتخابات بيرونق باشد و مردم در انتخابات شركت نكنند.
آنها ميخواهند انتخابات، اطمينان و اعتمادي را در مردم به وجود نياورد.
امروز تبليغاتِ تبليغاتچيهاي خارجي روي اين نقطهها متمركز است؛ مردم را نسبت به انتخابات دلسرد، بياعتماد و بياعتنا كنند؛ درست نقطه مقابلِ آن چيزي كه براي ملت و كشور ما مهم است.
اينكه يك نظام اسلامي ـ نظامي زير پرچم توحيد و دين ـ ميتواند مردمسالاري را به شكل آشكار و واضح و با زبان گويا در مقابل چشم مردم جهان قرار دهد، درست عكس تبليغات استكباري دنياي ليبرال دموكراسي است.
آنها ميخواهند بگويند مردمسالاري منحصر در ماست. نميتوانند اين را تحمل كنند كه يك نظام اسلامي و ديني، با ارزشهاي والاي ايماني خود بتواند مردمسالاري را اينطور نهادينه كند.(1)
آن كساني كه راجع به انتخابات توصيههايي ميكنند؛ حواسشان باشد به دشمن كمك نكنند؛ دائماً نگويند انتخابات بايد آزاد باشد، از اول انقلاب 34 انتخابات داشتيم، كدامش آزاد نبوده است؟
بايد با «تقواي جمعي و مراقبت و هوشياري همگاني»، متوجه طرحهاي دشمن باشيم و اجازه ندهيم هيچ مسئلهاي، حواسمان را از دشمن پرت كند.
معلوم است كه انتخابات بايد آزاد باشد، مگر بيش از سي انتخابات سه دهه اخير آزاد نبوده است؟ در كدام كشور انتخابات از ايران آزادتر است؟ مراقب باشيد اين حرفهاي شما مردم را از انتخابات مأيوس نكند.(2)
ممكن است كساني سعي كنند در ايام انتخابات با به وجود آوردن حادثهاي يا ماجرايي اقتصادي، سياسي يا امنيتي سر مردم را به چيزهاي ديگري گرم كنند كه اين هم جزو نقشههاست. البته بنده مطمئنم كه ملت ايران بسيار بابصيرتتر و باهوشتر از اين است كه با چنين ترفندهاي خصمانه دشمنان يا عوامل آنها فريب بخورد.(1)
دشمنان ما ميخواهند اصلاً انتخابات برگزار نشود. چرا؟ براي اينكه بتوانند شاهدي بياورند كه در ايران مردمسالاري و دموكراسي نيست.
دشمن با يك انتخابات موفق، سراسري و پُرشور مخالف است.(2)
دشمنان ايران و ايراني ميدانند كه مايه ايستادگي و اقتدار اين ملت و اراده مستحكم او، همين ايمان اسلامي او بود؛ ميخواهند اين را از او بگيرند.(3)
«كساني كه بهخصوص تريبون دارند، فرصت حرف زدن دارند، نگذارند كه دشمن از صداي بلند آنها با يكديگر، اميدوار بشود به اينكه ميتواند عليه اين ملت توطئه كند. وقتي اختلاف هست، آنها اميدوار ميشوند».(4)
يكي از اهداف تبليغات استكباري عليه ايران اسلامي ترسيم چهرهاي تيره و تار از ايران و مأيوس كردن مردم نسبت به آينده است.(5)
دشمن و دستگاههاي استكباري از انتخابات شما و از راهپيماييتان در بيستودوم بهمن ميترسند. بنابراين از همه نيروي خود استفاده ميكنند، شايد بتوانند انتخابات و حضور مردم و رأي آزاد و دخالت مردم در سرنوشت خود را از اين ملت و از اين كشور بگيرند.(6)
كانديداها و اخلاق انتخاباتي
كانديداها در تبليغاتشان حرفهاي واقعي بزنند و عقايد واقعي خود را بيان كنند تا مردم نيز با شناخت صحيح و در كمال آزادي، نامزدهاي موردنظر خود را انتخاب كنند و مجلسي در شأن ملت ممتاز
تشكيل شود.(1)
همه، چه طرفداران نامزد منتخب و چه طرفداران ديگر نامزدهاي محترم بايد از خود ظرفيت و حلم و دانايي بروز دهند.
هيچ احساسي، چه شادماني و چه ناشادماني نبايد كسي را به رفتاري بر خلافشان يك انسان متعهد و خردمند وادار كند. وحدت ملي و رونق و مدارا تضمينكننده امنيت كشور و خنثيكننده هر توطئه است.(2)
جوسازي و تبليغات دروغين و براق و رنگين نبايد انسان را از شناخت حقيقت دور بدارد.(3)
آگاهانه بگرديد؛ برسيد؛ و به آنچه كه رسيديد و تشخيص داديد، با قصد قربت پاي صندوق انتخابات برويد و خداي متعال اجر خواهد داد.(4)
آن كساني هم كه دستي در تبليغات دارند، فضاي سياسي كشور را آشفته نكنند.
مردم چه تقصيري كردهاند كه بايستي ذهن آنها به خاطر انگيزههاي مختلف سياسي اشخاص و گروهها و جناحها و مجموعهها، آشفته و مغشوش شود.
تبليغات در حد متعارف و بدون اسراف و زيادهروي، خيلي خوب است؛ اما اهانت، تخريب و بدگويي ـ اين كارهايي كه جزو رسوم زشت بعضي از كشورهاي غربي است ـ را كنار بگذارند.
بگذارند مردم در يك فضاي آرام، با تشخيص، با بصيرت و بدون سراسيمگي انتخاب كنند.(1)
انتخابات بايد سالم باشد، رقابتي باشد. رقابت غير از خصومت است.
رقابت غير از تهمتزني متقابل است؛ اينها را بايد همه مواظب باشيم.
رقابت اين نيست كه كسي اثبات خود را متوقف بر نفي ديگري بداند.
رقابت اين نيست كه كساني بيايند براي جلب نظر مردم، وعدههاي خلاف قانون اساسي، خلاف قوانين عادي بدهند؛ اينها نبايد باشد.(2)
كساني كه براي انتخابات خود را نامزد ميكنند، بدانند كه انتخابات يك وسيلهاي است براي بالا بردن توان كشور، براي آبرومند كردن ملت؛ انتخابات فقط ابزاري براي قدرتطلبي نيست.
به طور طبيعي هر نامزدي حرفي دارد و حرف مقابل خود را رد ميكند؛ اين رد و ايراد في نفسه اشكالي ندارد؛ اما مشروط بر اينكه تويش بيانصافي نباشد، كتمان حقيقت نباشد.(3)
ما بايد هوشيار باشيم؛ مسئولين ما بايد هوشيار باشند؛ نامزدهاي انتخابات بايد هوشيار باشند.
مبادا نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري در تبليغات خود براي دلخوشي دشمنان حرفي بر زبان جاري كنند.
رضايت خدا را بايد در نظر گرفت، رضايت اولياء را بايد در نظر گرفت.
آن چيزي را بايد معيار قضاوت قرار داد كه مايه ايستادگي ملت است، مايه استحكام ملت است، مايه استقامت مردم است و او پايبندي محكم به اسلام است.(4)
نامزدهاي محترمي كه تاكنون نامنويسي كردهاند و مشغول تبليغات و اظهاراتي هستند... سعي كنند با انصاف عمل كنند. اثبات و نفيشان با توجه به حق و صدق باشد.
نامزدهاي محترم توجه داشته باشند؛ اذهان عمومي را تخريب نكنند.
اين همه نسبت خلاف دادن به اين و آن، تخريبكننده اذهان مردم است.(1)
«من كان لله كان الله له»؛ وقتي ملت در راه خدا حركت ميكند، خدا به او كمك ميكند، سنتهاي الهي به او كمك ميكنند. دلهاي مردم دست خداست.
انتخابات بايد با سلامت و امانتداري كامل انجام شود و مسئولان دولتي و غيردولتي با رعايت كامل قوانين و تقوا و پاك دستي، انتخابات سالمي را برگزار كنند كه مطمئناً همينجور خواهد شد.(2)
آنچه كه در چارچوب قانون اساسي است و امكانات مملكت از امكانِ آن حكايت ميكند، آن را به مردم بگويند.(3)
يكي از كارهايي كه بنده ـ چه در تبليغات انتخابات مجلس و چه در انتخابات رياست جمهوري ـ هميشه نگران آن هستم، اين است؛ نه خودشان تبليغات پُرخرج كنند، نه به طرفدارانشان اجازه دهند.
راديو و تلويزيون همهجا وجود دارد؛ چه نيازي هست كه براي تبليغات گوناگونِ رنگيني كه بعضي جاها ميكنند، پول زيادي مصرف شود كه احياناً بعضي افراد هم نتوانند خودشان آن خرج را كنند و مجبور باشند از كساني بگيرند و خداي نكرده وامدار شوند؟(4)
مردم بايد به فكر شناخت اصلح باشند.(1)
در جمهوري اسلامي انتخاب، انتخاب اصلح است نه رقابت انتخاباتي. اين دعواها و رقابتها متعلق به دموكراسي غربي است كه از خدا و دين هيچ چيزي به مشامشان نرسيده است.(2)
انتخاب اصلح هم يك تكليف الهي است. بايد بگرديد بين خودتان و خدا حجت پيدا كنيد يعني بتوانيد از راهي برويد كه اگر خداي متعال پرسيد شما به چه دليل به اين فرد رأي داديد بتوانيد بگوييد به اين دليل بين خودتان و خدا دليل و حجتي فراهم كنيد و بعد با خيال راحت برويد رأي بدهيد.(3)
اختلافنظرهايي كه در دوران انتخابات پيش ميآيد، ممكن است كدورتهايي را بين بعضي از برادران و خواهران به وجود بياورد؛ نگذاريد اين كدورتها باقي بماند.
كدورتها روز جمعه بايد زير خاك دفن شود و تمام گردد. كسي كه روز جمعه با انتخاب مردم برگزيده شد، او ديگر رئيسجمهور همه است؛ چه كساني كه به او رأي دادهاند، چه كساني كه به ديگري رأي دادهاند... .
همه موظفند نسبت به كسي كه رئيسجمهور شد، همكاري و همدلي نشان دهند.
كسي كه شوراي نگهبان او را تأييد كرده است، در واقع مُهر صلاحيت به او زده است. اختلاف و دعوا سر پيدا كردن صالحتر است.(4)
من به همه كساني كه نامزد انتخابات رياست جمهوري هستند و به طرفداران آنها صميمانه عرض ميكنم كه فضاي كشور را فضاي دشمني و نقار و تشنج و اختلاف نكنند.
فضا بايد دوستانه باشد؛ هر كس حرفهاي خودش را بزند و برنامههاي خودش را بگويد و كاري را كه خودش ميتواند بكند، بيان كند؛ به ديگران چه كار دارند؟
رأي مردم مسئله مهم و محترمي است كه ملاك امور قرار ميگيرد و همه بايد تابع و تسليم آن باشند.
خواست مردم، ايمان اسلامي و ميل به اصلاح امور كشور است و اين مسئله اساس جلب اعتماد مردم است.(1)
به همه برادران و خواهران و همه ملت عزيز ايران سفارش ميكنم كه فضاي انتخابات را، هم گرم و هم سالم نگه دارند.
كساني كه به يك نامزد انتخاباتي علاقهمندند، مراقب باشند به خاطر علاقه به او، نامزد ديگر را تخريب نكنند؛ اين بين مردم اختلاف و نقار ايجاد ميكند؛ علاوه بر اينكه تخريب اساساً كار درستي نيست و فايدهاي هم ندارد.
كسي كه با تخريب يك نامزد انتخاباتي ميخواهد آراء او را كم كند، به مقصود خودش دست پيدا نميكند؛ هم يك كار غلط و خلاف منطق و در موارد بسياري خلاف شرع انجام ميگيرد، هم فايدهاي گير او نميآيد.
فضا را سالم نگه داريد. شما از نامزد خودتان حمايت كنيد، ديگران هم از نامزد خودشان حمايت كنند و به او رأي دهند.(2)
مردم به انتخابات علاقه دارند. آنچه مردم را ميرماند، برخي از صحنههاي ناخشنود كنندهاي است كه در سطوح ما به چشم آنها ميآيد. فضا بايد متعادل، منطقي و عقلايي باشد.
گفتوگوي انتقادي اشكالي ندارد؛ اما گفتوگو با هاي و هوي فرق دارد... نگذارند اختلافنظر به تنازع برسد. اين تنازع موجب فشل و ضعف قوا خواهد شد.
دروغ، اهانت، دستگاهها يكديگر را متهم كردن، شايعهپراكني، افتراء به رقيب، تحريك عصبيتهاي گوناگون؛ اينها هيچكدام با انتخابات اسلامي سازگار نيست.
اين خطاب به همه جناحهاست؛ خطاب به اشخاص يا جناح معيني نيست؛ اين وظيفه همه ماست... . همه هم در چارچوب قانون حركت كنند.(1)
از طرف علاقهمندان به نامزدهاي انتخاباتي گوناگون، بداخلاقيهاي انتخاباتي، شايسته ملت ما نيست.
تهمت زدن آدمهاي مؤمن را، مصونيتدار از لحاظ اسلامي و شرعي را؛ در معرض هتك آبرو قرار دادن در شبنامهها، در مطبوعات، در پايگاههاي اينترنتي و غيره، اينها اصلاً مصلحت نيست.
من به طور جد از همه كساني كه نسبت به نامزدهاي مختلف علاقهمندي دارند، درخواست ميكنم، اصرار ميكنم كه اين علاقهمندي خودتان را از راه تخريب ديگران، اهانت به ديگران، متهم كردن ديگران نشان ندهيد.
هرچه ميخواهيد، از نامزد مورد علاقه خودتان تمجيد كنيد، تعريف كنيد؛ اما ديگران را تخريب نكنيد. اين علامت بدي است.(2)
در همين انتخابات اگر بد عمل بكنيم، به هم بد بگوييم، با هم كينهورزي كنيم، به يكديگر تهمت بزنيم، برخلاف قوانين و مقررات رفتار كنيم، ميتواند وسيله سقوط و ضعف و انحطاط باشد؛ دست خود ماست؛ امتحان الهي است.(1)
ملاكها و شاخصها
بهترين، آن كسي است كه درد كشور را بفهمد، درد مردم را بداند، با مردم يگانه و صميمي باشد، از فساد دور باشد، دنبال اشرافيگري خودش نباشد.(2)
كسي از فرهنگ اسلامي و حيثيت و موجوديت اين ملت دفاع ميكند و در مقابل دشمن ميايستد كه دلش در هواي اسلام بتپد و اسلام و ايران را دوست بدارد.(3)
تدين، كارآمدي، دلسوزي و شجاعت چهار شرط اصلي انتخاب كانديداهاي مناسب و شايسته است كه ميتوان با شناخت فردي يا مراجعه به افراد امين، اينگونه كانديداها را شناخت و به آنها رأي داد تا مجلسي قوي و متكي بر آراي مردم تشكيل شود و وظايف سنگيني را كه به عهده دارد، انجام دهد.(4)
اينكه يا مسئولان ما، يا در دورههاي انتخابات مثل وضع كنوني، نامزدهاي انتخاباتي ما براي جلب توجه ديگران حرفهاي غربيها را تكرار كنند، اين هيچ امتيازي محسوب نميشود.
امتياز اين نيست كه ما آن چيزي را بگوييم كه غرب ميپسندد. اينها كسانياند كه با فكر ايراني، فكر اسلامي، هويت اسلامي و ايراني مخالفند.(5)
نگاه كنيد ببينيد واقعاً چه كسي طرفدار انقلاب و طرفدار دين و طرفدار عدالت و طرفدار عدم تبعيض بين فقير و غني است؛ چه كسي كفايت و دنبالگيري و نشاط لازم را دارد؛ چنين كسي را پيدا كنيد.(1)
اداره مملكت، كار اجرايي كوچكي نيست بلكه كار سنگيني است كه بر دوش مجريان سطح بالا قرار ميگيرد بنابراين كساني به ميدان نامزدي بيايند كه اين توانايي را در خود احساس ميكنند و كار اجرايي را بلدند.
افرادي كه ميخواهند نامزد شوند علاوه بر درك سنگيني كار، صلاحيتهاي لازم در قانون اساسي را كه شوراي نگهبان نيز بر آنها تكيه خواهد كرد، در خود ملاحظه كنند.
نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري بايد واقعاً وابسته و دلبسته نظام و قانون اساسي باشند و بخواهند حقيقتاً قانون اساسي را اجرا كنند، چرا كه رئيسجمهور در اين زمينه قسم ميخورد و طبعاً نميتواند قسم دروغ بخورد.(2)
در انتخابات، اين آگاهي بايد اثر كند؛ در بيان خواستههاي ملت اين آگاهي بايد تأثير بگذارد؛ در حضور گوناگون، در مسائل مختلف، اين آگاهي بايستي اثر بگذارد.
نسل جوان ما خوشبختانه امروز يك نسل غالب در سرتاسر كشور است. جوانها بههوش باشند، بيدار باشند. معيارها مشخص است.
كساني سر كار نيايند كه بخواهند با تملقگويي به غرب، به دولتهاي غربي، به دولتهاي زورگو و مستكبر، به خيال خودشان بخواهند براي خودشان موقعيتي در سطح بينالمللي دست و پا كنند. اينها براي ملت ايران ارزشي ندارد.
كساني سر كار نيايند كه دشمنان ملت ايران طمع بورزند كه به وسيله آنها بتوانند صفوف ملت را از هم جدا كنند، مردم را از دينشان، از اصولشان، از ارزشهاي انقلابيشان دور كنند.
ملت بايد آگاه باشد. اگر كساني بر سر كار بيايند كه در مراكز گوناگون سياسي يا اقتصادي به جاي اينكه به فكر ادامه راه امام و ارزشها و اصول ترسيم شده به وسيله امام باشند، به فكر به دست آوردن دل فلان قدرت غربي و فلان مستكبر بينالمللي باشند، براي ملت ايران مصيبت خواهد بود.(1)
اختيار با مردم است؛ مردم هر جوري كه فهميدند، تشخيص دادند، هوشياري آنها به آنها كمك كرد، انشاءالله همان جور عمل خواهند كرد.(2)
بنده دنبال اين هستم كه شخصي سر كار بيايد و قوه مجريه را اداره كند كه خود را خدمتگزار مردم بداند و توانايي داشته باشد و به آرمانهاي امام و نظام اسلامي معتقد و پايبند باشد و حقيقتاً عدالت و مبارزه با فساد براي او حايز اهميت باشد.(3)
مردم توجه بايد داشته باشند كه تبليغات رنگين و متنوع ملاك نيست؛ وعدههاي غير عملي ملاك نيست.
وعدههاي غير عملي دادن، وعدههاي بزرگ دادن، اينها ملاك نيست؛ بايد مردم توجه كنند؛ گاهي علامت منفي هم هست.(4)
بهترين، آن كسي است كه درد كشور را بفهمد، درد مردم را بداند، با مردم يگانه و صميمي باشد، از فساد دور باشد، دنبال اشرافيگري خودش نباشد.
اولين كار اين است كه ما مسئولين كشور را، افرادي انتخاب كنيم كه مردمي باشند، سادهزيست باشند، درد مردم را بدانند و خودشان از درد مردم احساس درد كنند.(1)
آنچه در درجه اول اهميت قرار دارد، اين است كه اهتمام همه مردم، نخبگان مردم و مسئولان گوناگونِ بخشهاي مختلف اين باشد كه رئيسجمهوري انتخاب شود كه بتواند گرههاي زندگي مردم را در دوران كنوني باز كند؛ وظايف اين دوره را بشناسد و با قوت و اقتدار به آن عمل كند.(2)
رئيسجمهور يكي از مؤثرترين، و در دستگاه اجرايي مؤثرترين عنصر براي حل مسائل كشور است.
... آنچه مورد نياز ملت و كشور است، رئيسجمهورِ كارآمد و باكفايت است.(3)
آنچه براي رئيسجمهور آينده بسيار مهم است، اين است كه با همه وجود در پي كار و تلاش براي مردم باشد.
آنچه كشور احتياج دارد، رئيسجمهور بانشاط، مصمم، كاردان، توانا، پيگير و باحوصله است؛ رئيسجمهوري كه قدر مردم را بداند؛ با مردم صميمي باشد؛ براي مردم مجاهدت كند؛ براي مردم كار و تلاش كند؛ ظرفيتهاي كشور را آنچنان بهكار بگيرد كه مردم بتوانند از اين ظرفيتها در همهجا بهرهمند شوند... .(4)
مردم دنبال كساني هستند كه بتوانند سطح كارآمدي نظام را افزايش بدهند و مشكلات مادي و معنوي مردم را حل كنند؛ اين خواست مردم است.(1)
در پيدا كردن نامزد موردنظر دقت كنيد. به كسي گرايش پيدا كنيد كه به دين مردم، به انقلاب مردم، به دنياي مردم، به معيشت مردم، به آينده مردم و به عزت مردم اهميت ميدهد.(2)
مردم سعي كنند صالحترين را انتخاب كنند.
آن كساني كه نامزد رياست جمهوري ميشوند و در شوراي نگهبان صلاحيت آنها زير ذرهبين قرار ميگيرد و شوراي نگهبان صلاحيت آنها را اعلام ميكند، اينها همهشان صالحند. اما مهم اين است كه شما در بين اين افراد صالح، بگرديد و صالحترين را پيدا كنيد.
اينجا جايي نيست كه من و شما بتوانيم به حداقل اكتفا كنيم؛ دنبال حداكثر باشيد؛ بهترين را انتخاب كنيد. (3)
وظايف كانديداها، قواي سه گانه و مردم و فعالين سياسي
من از همه قواي سهگانه ـ نمايندگان مجلس، مسئولان در دولت، مسئولان در قوه قضاييه ـ خواهش ميكنم سعي كنند فضاي سياسي كشور را متعادل نگه دارند تا مردم در يك فضاي متعادل به موسم انتخابات برسند.(4)
من خواهش ميكنم هميشه، در همه دورانها، انتخاباتها را وسيلهاي قرار بدهيد براي قوت ملي، براي افزايش اقتدار ملي؛ نه براي تضعيف نظام و تضعيف آبروي ملت.
جنجالهايي كه بعضاً از طرف بعضي از احزاب و گروهها و جريانهاي سياسي و جناحهاي بداخلاق در اطراف انتخابات ميشود، تضعيف كننده كشور و ملت و نظام است.
جناحهاي مختلف، جريانهاي مختلف، گرايشهاي مختلف، با شوق و ذوق و علاقهمندي همه عواملشان را بسيج كنند و انتخابات را به عنوان يك هدف عالي، هدف خوب، هدف شيرين مورد توجه قرار بدهند و به دعوا و جنجال و اهانت و پنجه به روي هم كشيدن قضايا را نكشانند.
انتخابات را وسيلهاي بكنيد براي اينكه دشمنان را نااميد بكنيد و انشاءالله اين انتخابات هم مثل بقيه انتخاباتها مايه عزت روزافزون اسلام باشد.(1)
مرز وقتي كمرنگ شد، احتمال اينكه كساني از اين مرز عبور كنند يا دشمن از اين مرز عبور كند و بيايد اين طرف يا دوست و خودي غافل شود و از مرز عبور كند و برود به دامن دشمن، زياد خواهد بود. مرزها را روشن كنيد؛ مشخص كنيد.(2)
من از نامزدهاي انتخاباتي خواهش ميكنم در تبليغات، حرفهاي واقعي بزنند و كارهايي كه ميتوانند انجام دهند و آنچه واقعاً عقيدهشان هست، آن را به مردم بگويند. (3)
كساني كه وارد عرصه انتخابات ميشوند، چه از طرف مجريان و مسئولان، چه از طرف كساني كه نامزد ميشوند، بايستي به آداب و شروط يك حركت عمومي سالم پايبند باشند، متعهد باشند؛ اين لازم است.(4)
همه نامزدهاي انتخابات و همه هوادارانشان، خودشان را در مقابل توطئه احتمالي دشمن مسئول امنيت بدانند.
انتخابات را متهم نكنند؛ كسي آب به آسياب دشمن نريزد؛ در تبليغات، القاي فضاي اختلاف و نااميدي نشود، تا انشاءالله انتخابات خوبي داشته باشيم.(1)
اگر بناست اين انتخابات براي اقتدار ملت ايران باشد، پس نامزدها بايستي به اين اهميت بدهند و اين را در تبليغاتشان، در اظهاراتشان و در حضورشان رعايت كنند.
مبادا نامزدها در اثناي فعاليتهاي انتخاباتي خودشان جوري رفتار كنند و حرفي بزنند كه دشمن را به طمع بيندازند.
ميدان براي همه باز است؛ بيايند در ميدان انتخابات خود را بر مردم عرضه كنند.(2)
توصيه اينجانب به جريانها و گروهها و احزاب سياسي آن است كه بحث دل آزار برنده و بازنده را به كنار بگذارند و به اختلافات دشمن شاد كن دامن نزنند.(3)
فضاي انتخابات، بايد فضاي سالمي باشد؛ فضاي تبليغات، بايد با فضاي پروپاگاندهاي معمول دنيا تفاوت داشته باشد. (4)
فصل دوم: حكومت و دولت اسلامي از منظر آموزههاي ديني
زير فصل ها
جايگاه،نقش و وظايف دولت اسلامي و زمامداران
جايگاه،نقش و وظايف دولت اسلامي و زمامداران
از ديدگاه قرآن كريم مهمترين وظيفه و مسئوليت دولت و حكومت اسلامي، برقراري نظم و امنيت و دفاع از جان و مال مردم و شهروندان است.
نقش دولتها ايجاد وحدت اجتماعي را براي دستيابي به اهداف دولتي است و بر مردم است كه در محور اهداف تعيين شده و روشهاي برنامهريزي شده و راهبردهاي تبيين شده شفاف و روشن حركت كنند و با اطاعت از فرمانهاي دولتي آن را ياري رسانند.
تدبير امور اقتصادي در همه مراحل از برنامهريزي و مديريت توليد و توزيع و بيان الگوهاي درست مصرف و نيز رعايت حقوق مردم و داوري و قضاوت عادلانه و مبارزه با ظلم فردي و جمعي و مجازات گناهكاران و دوري از اذيت و آزار بيگناهان به هر عنوان از جمله وظايف و مسئوليتهاي دولتهاست كه در قرآن به آن اشاره شده است.
يكي ديگر از وظايف دولت مبارزه با ظلم و تلاش با كساني است كه ميكوشند تا مقررات اجتماعي و قوانين كمالي جامعه را تخريب كنند و آن را سبك و بيفايده جلوه دهند و قانونشكني كنند.(1)
1) نك: كهف: ۸۷ و ۸۸.
كمك به رهايي همه مستضعفان زمين و روشنگري و تبيين حقوق آنان و تحريك آنان و كمك به آنان براي مبارزه با ظالمان و مستكبران از ديگر وظايفي است كه خداوند در آيه ۷۵ سوره نساء به آن اشاره ميكند.
مسئوليت ديگري كه قرآن براي دولت و حاكمان بيان ميكند ايجاد وحدت در ميان امت و ملت است. از اين رو، حكومت موظف است تا ضمن ايجاد وحدت در ميان مردم بر حفظ آن بكوشد و از ايجاد اختلاف جلوگيري كند.
بر دولت است برنامه و اعمال خود را چنان سامان دهد كه امت گرفتار تنازع و درگيري نشود و با تصميمسازي درست و داوري بر پايه اصول اساسي و قوانين بنيادين كه بر پايه آموزههاي وحياني و اصول عقلاني است، جامعه را مديريت نمايد و در صورت ايجاد اختلاف با داوري كامل و بينقص، اتحاد و وحدت اجتماعي را حفظ كند.
خداوند در آيه ۲۶ سوره ص با اشاره به حكومت داوود7 توضيح ميدهد كه وي از سوي خداوند مأموريت يافت تا در ميان مردم به حق داوري نمايد و اصول عدالت را مراعات نمايد.
خداوند در آيه ۷۵ سوره نساء ميفرمايد: «چه شده است كه در راه خدا و براي نجات و رهايي مستضعفان از ظلم و ستم حاكمان ستمگر تلاش نميكنيد؟ پس بر امت و دولت اسلامي است كه عليه دولتهاي ظالم و ستمگر به جهاد برخيزد و براي مردماني كه دست كمك به سوي ايشان دراز كردهاند ياري رساند».
اصلاح جامعه و جلوگيري از فساد و يا گسترش آن از وظايف دولت اسلامي است كه قرآن در آيه ۲۰۵ سوره بقره بدان اشاره دارد.
قرآن كريم آسايش و رفاه تدبير امور اقتصادي را از وظايف مهم دولت و حكومت اسلامي دانسته و بر لزوم اهتمام حكومت بر برنامهريزي، محاسبه و پيشبيني شرايط اقتصادي تأكيد ميكند.(1)
قرآن دولتها و حاكماني كه به امور اقتصادي مردم رسيدگي نميكنند و به وضعيت اقتصادي جامعه و امت بيتوجهي ميكنند سرزنش و نكوهش ميكند.(2)
از ديدگاه قرآن، مسئوليت دولت و حاكمان ايجاد وحدت در ميان امت و ملت است. از اين رو، حكومت موظف است تا ضمن ايجاد وحدت در ميان مردم بر حفظ آن بكوشد و از ايجاد اختلاف جلوگيري كند.(3)
امام علي عليه السلام ميفرمايد: «در گزينش كاركنان و فرمانروايانت، شفاعت و وساطت كسي را مپذير، مگر شفاعت شايستگي و امانتداري آنها».(4)
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله ميفرمايد: «هر كس خود را بر ديگر مسلمانان مقدم كند؛ در حالي كه در ميان آنها افراد شايستهتري وجود دارد، به خدا و پيامبر و مسلمانان خيانت كرده است».(5)
دولت، تجلي برتر وحدت سياسيِ مردم يك جامعه است. امام علي عليه السلام ميفرمايد:
مردم، به زمامدار نيازمندند، خواه نيكوكار باشد يا بدكار؛ تا مؤمنان در سايه حكومتش به كار خويش مشغول و كافران هم بهرهمند شوند و مردم در دوران حكومت او زندگي را طي كنند و به وسيله او اموال
بيتالمال جمعآوري گردد و به كمك او با دشمنان مبارزه شود. نيكوكاران در رفاه و مردم از دست بدكاران در امان باشند.(1)
«يكي از مهمترين ويژگيهاي حكومت اسلامي، بها دادن به آراي عمومي و عملي ساختن خواستههاي مردمي است. با انبوه مردم همگام باشيد؛ زيرا دست عنايت الهي بر سر انبوه امت است».(2)
«هدف دولت، سعادت و اصلاح مردم است. همانا، زمامدار، امين خدا در زمين و برپادارنده عدالت در جامعه و عامل جلوگيري از فساد و گناه در ميان مردم است».(3)
امام علي عليه السلام همواره به كارگزاران خود ميفرمود: «پس خود دادِ مردم را بدهيد و در معاشرت با آنان انصاف را فرو مگذاريد و براي برآوردن نيازهايشان، حوصله به خرج دهيد. شما خازنان رعيّت هستيد و وكيلان امّت و سفيران امامان».(4)
«مهرباني به رعيّت و دوست داشتن آنها و لطف در حق ايشان را شعار دل خود ساز. چونان حيواني درنده مباش كه خوردنشان را غنيمت شماري؛ زيرا آنان دو گروهاند: يا همكيشان تو يا همانند تو در آفرينش هستند».(5)
«آنكه خود را پيشواي مردم ميسازد، پيش از تعليم ديگري بايد به ادب كردن خويش پردازد و پيش از آنكه به گفتار تعليم فرمايد، بايد به كردار ادب نمايد و آنكه خود را تعليم دهد و ادب اندوزد، شايستهتر به تعظيم است از آنكه ديگري را تعليم دهد و ادب آموزد».(6)
«بزرگترين حقها كه خدايش واجب كرده است، حق والي بر رعيّت است، و حق رعيّت بر والي، كه خداي سبحان آن را واجب نموده و حق هر يك را بر عهده ديگري واگذار فرمود و آن را موجب برقراري پيوند آنان كرد و ارجمندي دين ايشان. پس حال رعيّت نيكو نگردد جز آنگاه كه واليان نيكو رفتار باشند و واليان نيكورفتار نگردند، جز آنگاه كه رعيّت درستكار باشد».(1)
«بارالها! تو آگاهي كه هدف ما از قيام، عشق به قدرت و دستيابي به فزوني متاع دنيا نيست و تنها بدان منظور است كه نشانههاي دين تو را به جايي كه بود، بازگردانيم و اصلاح را در شهرهاي تو ظاهر سازيم، تا بندگان ستمديدهات در امان باشند و حدود ضايع گشته تو اقامه شود».(2)
«اي مالك! به عمران زمين بيشتر بينديش تا به خراج. بايد بداني خراج جز به عمران حاصل نميشود و هر كه بيعمران، به خراج كمر بندد، بلاد را ويران ميكند و مردم را به نابودي ميكشاند و خود ديري نميپايد كه از پاي در ميآيد».(3)
«با عدالت مردمان اصلاح ميشوند».(4)
«نقش زمامدار نسبت به ملت، مانند رشتهاي است كه مُهرهها را گرد آورده و به يكديگر پيوند ميدهد. اگر رشته بگسلد، دانهها از هم ميپاشد و به تمامي گرد نميآيند».(5)
«محبوبترين امور در نزد زمامدار اسلامي، بايد مؤثرترين آنها در حق و فراگيرترين آنها در عدل و جامعترين آنها براي رضايت عامه جامعه باشد».(6)
امام علي عليه السلام هنگام پذيرش امر خلافت فرمود: «اي مردم اين امر (حكومت) امر شما است؛ هيچ كس جز آن كه شما او را امير خود گردانيد، حق حكومت بر شما را ندارد. ما ديروز هنگامي از هم جدا شديم كه من پذيرش ولايت شما را ناخوشايند داشتم، ولي شما اين را نپذيرفتيد و جز اينكه من تشكيل حكومت دهم، رضايت نداديد. آگاه باشيد كه من كسي جز كليددار شما نيستم و نميتوانم حتي يك درهم به ناروا از بيتالمال برگيرم».(1)
«بدانيد، حقي كه شما بر عهده من داريد، اين است كه چيزي را از شما مخفي ندارم، جز اسرار جنگ را و كاري را بيمشورت شما نكنم، جز اجراي حكم خدا را».(2)
آموزش مردم و ايجاد زمينههاي پرورش كرامت انسانها و اصلاح مردم، از مهمترين وظايف دولت اسلامي است. امام علي عليه السلام در نامهاي خطاب به مالك اشتر در خصوص رعايت حقوق اجتماعي تهيدستان ميفرمايد: «براي رضاي خدا آنچه را كه از حق خود درباره ايشان به تو امر فرموده به جا آور و قسمتي از بيتالمال كه در دست داري و قسمتي از غلات و بهرههايي كه از زمينهاي غنيمت اسلام به دست آمده در هر شهري براي ايشان مقرّر دار».(3)
امام علي عليه السلام انحصار طلبي دولتي را نفي ميكند و خطاب به مالكاشتر ميفرمايد: «بپرهيز از اينكه به خود اختصاص دهي، چيزي را كه همگان را در آن حقي است».(4)
امام علي عليه السلام: «دولت عاقل مانند خويشي است كه براي پيوند اشتياق دارد».(1)
حضرت علي عليه السلام: «حكومت و دولت يافتن اراذل و فرومايگان و تازه به دوران رسيدگان نشانه از بين رفتن و ادبار آن دولت است».(2)
امام علي عليه السلام خطاب به مالك اشتر ميفرمايد: «كارگزاران دولتي را از ميان مردمي باتجربه... كه در مسلماني سابقه درخشاني دارند... و آيندهنگري آنان بيشتر است، انتخاب كن».(3)
امام علي عليه السلام به مالك ميفرمايد: «بپرهيز از اينكه به خود اختصاص دهي، چيزي را كه همگان را در آن حقي است».(4)
بر اساس مباني بينشي و تربيت ديني اسلام، دولت به خودي خود يك هدف غايي به شمار نميآيد، بلكه ابزاري است كه بايد به وسيله آن، قانون و حاكميت الهي در ميان مردم پياده شود.
دولت ديني يا همان حكومت اسلامي به معناي حكومت قانون الهي است.
دولت در برابر دين و اعتقادات مردم مسئول است و نميتواند «بيطرف» و يا «كمتوجه» باشد؛ به همين دليل، كارگزاران دولت ديني بايد حداكثر كوشش خود را به كار ببرند تا هرگونه نظامسازي، ساختارسازي، چينش سازمانها، وضع مقررات، اعمال مديريتهاي خرد و كلان و نيز سياستگذاريهاي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي، بر اساس جهانبيني و مباني معرفتي اسلام صورت پذيرد.
كارگزاران دولت ديني مجاز نيستند اصول، مباني و ساختارهاي دولت ديني را با مباني ساير مكاتب بشري و غيرتوحيدي تلفيق كنند.
همانگونه كه دولت ديني در ايجاد و تأسيس، مشروعيت خود را از قانون الهي كسب ميكند، تداوم آن نيز بسته به الزام كارگزاران دولت ديني در منحرف نشدن از قوانين الهي است.
دولت ديني نميتواند در برابر دين و اعتقادات مردم بيطرف باشد.
اگر دولتمردان، خواستار حيات و بقاي حكومت ديني هستند، بايد پاسداري و حفاظت از دين را از وظايف اصلي خود به شمار آورند و با حفظ حريم دين، امكانات خود را براي اعتلاي فرهنگ ديني مصروف دارند و در پرتو درخشش دين، از احكام نوراني اسلام بهرهمند گردند.
دولت بايد سياستگذار و حامي فرهنگ ديني باشد.
دولت ديني موظف است فرهنگ ديني مردم را توسعه دهد و اين بخشي از حقوق اجتماعي مردم بر واليان ميباشد.
دولت در برابر دين و باورهاي فكري و فرهنگي مردم مسئول است.
يكي از ابتداييترين وظايف يك جامعه ديني و دولت ديني گسترش انديشه و فرهنگ ديني است.
نقش دولت بسترسازي و ايجاد زمينههاي رشد و تعالي فرهنگ ديني مردم است.
كارگزاران دولت ديني عهدهدار تأمين علم و دانش شهروندان قلمرو دولت خود هستند.
كارگزاران دولت ديني زمينههاي كسب دانش و افزايش آگاهيهاي مردم را در عرصههاي گوناگون فراهم سازند.
بنابر آيه: «هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الْأُمِّيّنَ رَسُولًا مِنْهُمْ يتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِه وَ يُزَكّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي ضَلالٍ مُبينٍ.» (جمعه: 2) وظيفه كارگزاران دولت ديني متابعت از فلسفه بعثت است.
امام علي عليه السلام مي فرمايد:«حق شما بر من آن است كه از خيرخواهي شما دريغ نورزم، و بيتالمال را در راه شما صرف كنم، و شما را تعليم دهم تا از جهل و ناداني نجات يابيد، و تربيتتان كنم تا فرا گيريد».
در نگاه امام علي عليه السلام، علم منشأ همه خيرات و جهل و ناداني منشأ همه شرور و بديهاست؛ تربيت صحيح، اساس همه چيزهاست و هيچ چيز در جامعه به درستي سامان نمييابد، مگر در سايه تربيت درست؛ اين هدف و وظيفه در حكومت اسلامي، بالاترين هدف شمرده شده است.
يكي ديگر از وظايف دولت ديني، هدايت جامعه به سوي خوبيها و پاسداري از سنتها و محتواي دين و نيز فراهم آوردن شرايطي است كه فرهنگ اصيل ديني توسعه يابد و بتواند با فرهنگ مهاجم و بيگانه و يا با بدعتها مقابله كند.
يكي از نكاتي كه حكومت اسلامي را از غير حكومت اسلامي متمايز ميسازد، اين است كه در نگاه اسلام، تأمين مصالح معنوي و ايجاد زمينه براي رشد اخلاق و معنويت به عهده حكومت است.
در اغلب جوامع اسلامي يا غير اسلامي، دولتي كه تشكيل ميشود وظيفه دارد امنيت جان و مال مردم را تأمين كند، اما از ديدگاه اسلام، دولت بايد در درجه اول، وظيفه خود را رشد فضايل انساني، معنوي و الهي انسانها بداند.
از ديدگاه اسلام، هدف قوه مجريه يا حكومت به معناي خاص آن، تنها تأمين امنيت مالي و جاني نيست، بلكه مهمتر از آن، توجه به مسائل معنوي است.
جامعيت اسلام و تفكيكناپذيربودن دين و دنيا، دنيا و آخرت و مسائل مادي و معنوي، حاكم اسلامي را متعهد ميسازد در كنار هر برنامه و تصميمي كه براي تأمين رفاه و آسايش مردم گرفته ميشود، مصالح معنوي آنها را نيز در نظر بگيرد.
دولت ديني به عنوان نظام حكومتي كه مشروعيت آن مرهون امر به معروف و نهي از منكر است، نميتواند خود را نسبت به مسائل ديني، اعتقادي و اخلاقي جامعه بيطرف بداند و موظف است تمام امكانات خود را براي تشويق و هدايت جامعه به سوي خوبيها به كارگيرد.
بنا بر مباني بينشي اسلام، دولتِ برآمده از دين، در برابر دين و اعتقادات مردم مسئول است و بر همين مبنا وظايفي دارد.
دولت ديني، وامدار اسلام است و مشروعيت و اقتدار او، تابع پيروي از اسلام است.
از مسئوليتهاي دولت در برابر شهروند آن است كه براي اصلاح جامعه تلاش كند.
تلاش براي اصلاح جامعه از اصول اساسي نه تنها دولتمردان بلكه هر انساني است.
هر دولتي موظف است همانند هر فرد مسلمان در حوزه اصلاح فردي (تزكيه) و اجتماعي تلاش كند و جلوي هرگونه فساد و تباهي و پديدههاي ناهنجار اجتماعي را بگيرد.
حفظ نسل و توجه به آموزش و تربيت كودكان و نوجوانان از مهمترين وظايف دولت اسلامي است.
دولت، قدرت عمومي كاملي است كه به حكومت شأن و حيثيت ميبخشد.
دولت مظهر اعلاي وحدت سياسي موجود بين مردم است.
دولت اسلامي بايستي ساز و كارهاي لازم را براي اجراي حكم قطعي حرمت اسراف و زيادهروي در مصرف عموم مردم و عناصر دولتي فراهم كند.
دولت را ميتوان از نظر لغوي، حكومت، مديريت و هدايت هوشمند جامعه انساني دانست.
مردم يك جامعه يا قوم، به اين دليل به حكومت گردن مينهند كه امنيت جامع و كامل را ميطلبند و آن را در وجود يك دولت برخاسته از خود، جستوجو ميكنند.
دولت، نماينده جامعه و هويتبخش آن است.
دولت هر جامعه در حقيقت شرافت آن جامعه است.
دولت در ديدگاه اسلامي دولت كريمه است؛ دولتي كه بر كرامت انسان بنا ميشود.
از وظايف دولت، سرمايهگذاري در جهت خروج از فرهنگ غربي و نفوذ و جايگزين شدن فرهنگ اسلامي است.
اصل اساسي در دولت اسلامي مردم هستند.
دولت در جامعه اسلامي، نه تنها بيانگر وجود مجموعهاي از نهادهاست، بلكه حاكي از وجود نگرشها و شيوههاي خاصي از اعمال و رفتار است كه منحصراً مدنيت اسلامي خوانده شده و در واقع جزيي از تمدن اسلامي محسوب ميشود.
دولت اسلامي، دولتي ديني است و معيار ديني بودن يك دولت نيز استناد به دين و پذيرش مرجعيت دين در زندگي سياسي است.
جمهوري اسلامي، حكومتي است متكي بر آراي عمومي و رفراندوم عمومي.
در نظام جمهوري اسلامي ايران، مردم به عنوان يكي از اركان مشروعيت نظام سياسي جمهوري اسلامي تلقي ميشوند.
بايد راهبرد همه مديران عالي كشور، آرامسازي، اعتمادسازي و عاديسازي شرايط كشور و ايجاد وحدت باشد.
همه بايد بدانند در شرايط موجود، توليد و توسعه هرگونه چالش و شوك جديد مصلحت نيست. بايد رفتارها و عملكردها طوري باشد كه اين راهبرد محقق و دشمنان خارجي و داخلي نااميد شوند.
همه مسئولان، نمايندگان، گروههاي سياسي، شخصيتها و رسانهها بايد ضمن توجه به اصل وحدت و همدلي ملي، زمينه را براي موفقيت دولت در خدمت به اين ملت نجيب فراهم آورند.
فصل سوم: انتخابات رياست جمهوري در آيينه قانون اساسي
زير فصل ها
شرايط
نحوه انتخاب
مراحل انتخابات
حقوق مردم
شرايط
قانون اساسي براي كانديداها شرايطي را در نظر گرفته و مرجع تشخيص واجد بودن شرايط را شوراي نگهبان قرار داده است. اين شرايط عبارتند از: از رجال مذهبي و سياسي، ايراني الاصل، تابعيت ايران، مدير، مدبر، حسن سابقه و امانت، مؤمن و معتقد به مباني جمهوري اسلامي ايران و مذهب رسمي كشور، متدين.
نحوه انتخاب
در قانون اساسي آمده است «حكومت ايران جمهوري اسلامي است» و امور كشور بايد(1)با اتكاء به آراي عمومي،(2)از راه انتخابات اداره شود.
رئيسجمهوري براي مدت چهار سال با رأي مستقيم مردم انتخاب ميشود(3)و نامزدهاي رياست جمهوري بايد قبل از شروع انتخابات آمادگي خود را رسماً اعلام كنند. نحوه برگزاري انتخابات رئيسجمهوري را قانون معين ميكند.(4)
انتخابات رئيسجمهور جديد بايد حداقل يك ماه پيش از پايان دوره رياست جمهوري قبلي انجام شده باشد.(1)
مسئوليت نظارت بر انتخابات رياست جمهوري بر عهده شوراي نگهبان است.(2)
رئيسجمهور با اكثريت مطلق آراي شركتكنندگان انتخاب ميشود، ولي هرگاه در دور نخست هيچيك از نامزدها چنين اكثريتي به دست نياورد، روز جمعه هفته بعد براي بار دوم رأي گرفته ميشود.(3)
در فاصله انتخاب رئيسجمهور جديد و پايان دوره رياست جمهور سابق، رئيسجمهور پيشين وظايف رئيسجمهور را انجام ميدهد.(4)
مراحل انتخابات
وزارت كشور موظف است سه ماه قبل از پايان دوره چهارساله رياست جمهوري مقدمات اجراي انتخابات را فراهم كرده و مراتب برگزاري انتخابات و تاريخ شروع ثبتنام داوطلبان را با استفاده از وسايل ارتباط جمعي به اطلاع عموم برساند.
بر اساس اصل 116 قانون اساسي، نامزدهاي رياست جمهوري بايد قبل از شروع انتخابات آمادگي خود را رسماً اعلام نمايند.
بر اساس اصل 110، قانون اساسي، شوراي نگهبان با عنايت به اصل 115 قانون اساسي نامزدها را احراز صلاحيت نمايد.
فعاليت تبليغاتي كانديداها در مورد انتخابات، رسماً از تاريخ اعلام اسامي آنان به وسيله وزارت كشور آغاز و تا 24 ساعت قبل از شروع اخذ رأي ادامه دارد.
انتخابات در يك روز به صورت مستقيم و عمومي و رأي مخفي بوده و هر شخص يك رأي ميدهد.
حقوق مردم
حاكميت از طريق انتخابات سالم و مبتني بر خواست مردم از حقوق اين ملت است.
حق شركت در انتخابات به وسيله رأي مخفي حق قانوني ملت است.
حق ابراز ديدگاههاي سياسي به طور فردي يا جمعي از حقوق قانوني ملت است.
حكومتها حق دارند، بدون مداخله خارجي، مطابق با خواستهاي مردم كشور خويش، به توسعه آزادانه ساختارهاي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي خود بپردازند.
تجربه عملي نشان ميدهد كه حق هر كس در مشاركت در اداره كشور خويش عاملي كليدي در بهرهوري همگاني از حقوق بشر و آزاديهاي بنيادين است.
حق حاكميت در هر كشور تنها ميتواند برآمده از خواست مردم آن كشور باشد كه در انتخابات سالم، منصفانه و مبتني بر حق رأي همگاني، بيان ميگردد.
هر شهروند محترم اين حق را دارد كه در انتخابات، به دور از هرگونه تبعيض، رأي بدهد.
هر شهروند محترم اين حق را دارد كه به يك پروسه نامنويسي كارآمد، بيطرف، و به دور از تبعيض دسترسي داشته باشد.
هر رأيدهنده بايد حق دسترسي برابر و مؤثر به حوزه رأيگيري را داشته باشد تا بتواند از حق رأي خود استفاده كند.
حق رأيدادن بهطور مخفي بلاشرط است و نميبايد به هيچوجه محدود گردد.
حفظ امنيت ملي ملت در جريان انتخابات، از حقوق ملت است.
اگر وحدت ملت براي احزاب مهم باشد، اختلافات فكري خود را به سطح جامعه نخواهند كشاند.
عمل به دستورات اسلام در جريان انتخابات يعني حفظ وحدت و امنيت ملي.
حفظ امنيت ملي و اخلاقي در جريان انتخابات، ضامن بقا و سعادت جامعه ماست.
در هر شرايطي حفظ امنيت ملي و اخلاقي جامعه ضروري است.
ضرورت حفظ امنيت ملي در زمان انتخابات بيش از پيش احساس ميشود.
رعايت مسائل اخلاقي در زمان انتخابات، امنيت ملي و اخلاقي كشور را تأمين ميكند.
تلاش براي حفظ وحدت اقشار مختلف جامعه، امنيت ملي را در پي خواهد داشت.
امنيت ملي، وحدتي پايدار و جامعهاي منسجم، در گرو اغماض از اشتباهات رقيبان است.
رعايت مسائل اخلاقي در سياست، موجب ايجاد امنيت ملي ميشود.
بايد از واسطههايي كه كارشان فقط القاي بدبيني نسبت به جناح مخالف است پرهيز نمود.
كسي كه به حفظ امنيت ملي بها ميدهد، سرلوحه ديگر رقباي خود است.
كوچكترين حركت غير قانوني، امنيت ملي را به خطر مياندازد.
با سعه صدر و تحمل ناملايمات انتخابات، امنيت ملي ايراني را حفظ كنيم.
انتخابات نمايش شور و شعور مردمي است كه با هر برگ رأي خود، امنيت و آرامششان را بيشتر از پيش ضمانت ميكنند.
فصل چهارم: جايگاه اخلاق در انتخابات
زير فصل ها
تلطيف اخلاق حاكم بر مراحل مختلف انتخابات
رعايت رفتار سياسي، انساني، اخلاقي
مسئوليت پذيري
اخلاقمداري و پرهيز از روشهاي ناپسند
پرهيز از بدگويي و تهمت
پرهيز از نشر اكاذيب
قانون مداري و احترام به قوانين
عمل به وعدهها
اخلاص و كار براي رضاي خدا
پرهيز از اظهارنظرهاي غيركارشناسانه
عذرخواهي به هنگام كاستيها
رعايت صداقت و راستي و امانتداري در سياست
تبليغ سالم و پرهيز از اسراف در انتخابات
حفظ آبرو و حيثيت و حريم خصوصي
وظيفه شناسي ،هم دلي و همراهي همه اركان دخيل در انتخابات
حفظ آبرو و حريم خصوصي رقبا
حفظ آبرو و عزت ملي جامعه
انصاف و حق محوري
تحمل مخالف و عدم تخريب
نقدپذيري
تلطيف اخلاق حاكم بر مراحل مختلف انتخابات
انتخابات قرار است فردا و فرداها را بسازد، نه آنكه با رفتار ما برگهاي درخت انبوه اخلاق را بسوزاند. پس به احترام فردا امروز درست رفتار كنيم.
پرشور و با انگيزه در انتخابات شركت ميكنيم، اما اين را هم ميدانيم كه رفتارمان را جهان به تماشا نشسته. پس هر نقشي در انتخابات داشته باشيم، اخلاق راهنماي مسير ما خواهد بود.
انتخابات رياست جمهوري جديترين صحنه قدرت حضور مردم و نمايشگاه اقتدار ملي در پرتو آفتاب هميشه تابان اخلاق در لحظه لحظه اين اتفاق خوشايند است.
نتيجه رعايت اخلاق در انتخابات مطابق ارزشها، تضمين سلامت انتخابات خواهد بود و موجب ايجاد اطمينان در مردم و آرامش و لطافت فضاي سياسي جامعه ميشود.
با تلطيف اخلاق در رقابتهاي سياسي، سلامت انتخابات را تضمين كنيم.
اقتدار فرداي ما چيزي جز پاسداشت عزت امروزمان نيست. انتخابِ بهترين، راهي است درست و هموار براي رسيدن به روزهاي روشن هنوز نيامده! براي آن روزها بايد امروز معلم اخلاق خود باشيم.
ترجمان درست آرمانهاي انقلاب در انتخاباتي نهفته است كه حريم اقتدار ملي و عزت ايراني را در پناه اخلاق شايسته ما نمايش ميدهد.
انتخابات سالم در جمهوري اسلامي ايران، تابع اصول و ارزشهاي اخلاقي برآمده از متن فرهنگ ديني و هنجارهاي پذيرفته ملي است كه همه اركان و عناصر دخيل در انتخابات خود را به رعايت آنها ملزم ميدانند.
توجه به ارزش محوري عزتنفس و كرامت انساني ميتواند فضايل اخلاقي مهمي را در عرصه انتخابات فراهم آورد.
مشاركتكنندگان در انتخابات، شايسته است در همه مراحل، التزام به ارزش اخلاقي را بر خود لازم شمرند تا فضاي كشورمان از لطافت اخلاقي برخوردار شود.
شايسته است همه جريانها و اركان انتخاباتي توجه به اين موضوع مهم را بر خود لازم بدانند كه تمام مراحل انتخاباتي امانتي الهي و مردمي است و همگان در پيشگاه خداوند و مردم در قبال صيانت از آراء و سلامت برگزاري اين مراحل مسئولاند.
رعايت اخلاق انتخاباتي موجب آرامش تلطيف فضاي انتخابات ميشود.
رعايت رفتار سياسي، انساني، اخلاقي
بايد تفاوت افراد را در انجام مسئوليتها پذيرفت؛ در غير اين صورت آزادي در رأي دادن امري بيمعنا ميشود.
انتخابات موفق يعني: حركت بر محور قانون و در مسير اخلاق.
سلامت انتخابات سبب حضور گسترده مردم در اين رويداد ميشود.
رعايت اخلاق، نشانه انتخابات مطلوب است.
احترام به عقايد ساير كانديداها، نشانه اخلاقمندي و عزتنفس نامزدهاست.
بد اخلاقي، تهمت، شيطنت و ارائه مطالب خلاف واقع از آفتهاي تبليغاتي است.
انتخابات سالم و آزادي سياسي مولود اختياري است كه خداوند به هر جامعهاي ارزاني داشته است. با رفتار خردورزانه قدر آن هديه الهي را بدانيم.
در تنور داغ انتخابات و رقابت احزاب و تشكلهاي سياسي، اخلاقمداري و رعايت اصل انسانيت ما را از دشواريها و مشكلات رهايي ميدهد.
قانونمداري به همراه حاكميت اخلاق مهمترين شاخص مؤثر در انتخابات سالم است.
منش سياست اخلاقگرا در انتخابات ضامن اعتماد مردم به نظامي است كه پايبندي به ارزشها را واجب عيني ميداند.
موفقيت حقيقي يعني رضايت خداوند، نه كسب رأي بيشتر با زير پا گذاشتن اخلاق در انتخابات!
نويدبخش روزهايي است بس روشن در آينده ايرانمان!
يادمان باشد: اختلاف و بداخلاقي، آسيب انتخابات است.
يادمان باشد تناقضگويي، مبالغه و اغراق و عدم صداقت در اطلاعرساني نتيجهاش بياعتمادي است.
مقصود و مراد ما از انتخابات سالم و قانونمند، انتخاباتي است كه اخلاق و قانون بر فضاي آن حاكم باشد.
انتظار افكار عمومي از همه كانديداها، رعايت آداب اسلامي و اخلاق انتخاباتي است.
عدم رعايت اخلاق انتخاباتي نتيجهاي جز كاهش محبوبيت و مقبوليت كانديداها نخواهد داشت.
در رقابتها از اخلاق نيكو، پلي بسازيم براي رسيدن به وحدت ملت.
رعايت اصول انساني در انتخابات از ويژگيهاي اخلاق انتخاباتي است.
دست اندركاران بايد با اقدامات سنجيده و تدابير لازم و فضاسازي مناسب زمينه حضور حداكثري مردم در انتخابات را فراهم ساخته تا موجبات شادي دوستداران و نااميدي دشمنان را فراهم آورند.
رقابتهاي انتخاباتي نبايد زمينهاي براي پراكندگي و اختلاف در جامعه و ملت فراهم سازد.
در انتخابات احزاب و جناحهاي سياسي بايد مواظب عوامل و دستهاي ناپاك باشند كه در آنها رسوخ نكنند.
در انتخاب اعتماد به عنوان يك اصل اخلاقي بايد لحاظ شود.
اخلاق انتخاباتي يعني پرهيز از انتقاد نابجا از مسئولان زحمتكش.
بداخلاقي انتخاباتي يعني تحقير ارزشهاي خودي.
آينده روشن كشور در سايه برگزاري انتخاب سالم و پرشور ميسر خواهد شد؛ انتخاباتي كه در آن شاهد فضاي رقابت همراه با رفاقت باشيم.
احقاق حق از طريق توسل به بياخلاقي و خودخواهي جايز نيست.
كردار ما آيينهاي از پندارهاي نيك و بد ماست. بياييد تا با پنداري نيك و انديشهاي سالم پا به عرصه رقابت انتخاباتي بگذاريم.
رعايت اخلاق از نشانههاي انتخابات سالم است.
اخلاق انتخاباتي يعني دخالت ندادن حب و بغضهاي شخصي و گروهي در موضعگيريها.
فضاي انتخابات بايد فضاي انتخاب «صالح» و «اصلح» باشد.
اگر در انتخابات، حريم مسائل اسلامي رعايت نشود، چگونه منتخب حافظ اسلام ميشود؟
استفاده از هر شيوهاي براي پيروز شدن در انتخابات، الهي بودن اين رسالت را مخدوش ميكند.
كانديداها اگر قصد خدمت به مردم را دارند، بدانند كه اولين اصل تخريب نكردن رقيب است كه آنها هم عضوي از مردم هستند.
اگر كانديداها امروز از نردبان تخريب ديگران بالا بروند، تضميني نيست كه يك روز نردبان ديگران نشوند.
اگر هدف كانديداها از انتخاب شدن خدمت به مردم و حفظ اسلام باشد، از راه تهمت و افترا به رقيبان وارد نخواهند شد.
در انتخابات نبايد شخصيت، حيثيت يا آبروي افراد دستخوش تمايلات و خواستهها و اغراض دنيايي ديگران قرار گيرد.
استفاده از هر ترفندي براي بيرون راندن رقيب، صحنه انتخابات را ناسالم ميكند.
هدف اصلي مسئولين بايد خدمت به مردم باشد. حتي اگر داراي مقام خاصي باشند.
هتك حيثيت ديگران، در جريان رقابت انتخاباتي، بزرگترين گناه است، و هتككننده از عدالت ساقط ميشود.
كانديداها بايد بدانند، زشت جلوه دادن چهره ديگران، سبب زيبا شدن چهره آنان نخواهد شد.
تبليغات قلب تپنده انتخابات است؛ با بياخلاقي كاركرد اين قلب را مخدوش نكنيم.
اخلاق و انديشه پاك دو قطب مهم برگزاري انتخاباتي شايسته هستند؛ به آنها پايبند باشيم.
انتخابات ايراني يعني انتخاباتي عاري از هرگونه خطاي اخلاقي و پايبندي به اصول و روشهاي شايسته و نيك.
كساني كه وارد عرصه انتخابات ميشوند، بايد همه به آداب و شروط پايبند و متعهد باشند.
اخلاق انتخاباتي يعني اجتناب از گروهگرايي و مقدم داشتن مصالح كشور و مردم بر مصالح شخصي و گروهي.
اخلاق انتخاباتي يعني دوستي و مهرباني با رقباي انتخاباتي.
انتخابات بايد به گونهاي برگزار گردد كه سلامت سياسي و اخلاقي جامعه حفظ شود.
در شريعت اسلامي عرض مؤمن در رديف جان اوست.
اخلاق انتخاباتي يعني سنجيدهگويي در همه اظهارنظرها.
در انتخابات هر شخص بايد توجه داشته باشد كه اشتباه يك فرد دامنگير همه ميشود.
در انتخابات بايد از مطرح كردن مطالب خصوصي مربوط به افراد پرهيز شود.
پرهيز از تعرض به آبروي افراد نشانه اخلاقي بودن انتخابات است.
كانديداها بايد حكيمانه و خردمندانه صحبت نمايند.
بد اخلاقي در انتخابات يعني دمزدن از اتحاد و ديده شدن نشانههاي تفرقه از آن.
تفكر و جهتگيري ديني بايد محور اصلي در انتخابات باشد.
در انتخابات همه بايد تلاش كنند جامعه به صورت يك جامعه نمونه اسلامي باشد.
اخلاق در انتخابات يعني احساس مسئوليت پيدا كردن همه جامعه در گسترش نيكي و برچيدن زشتي.
شرط تحقق اخلاق در انتخابات همگاني شدن مطالبه آن است.
اخلاق انتخاباتي يعني پرهيز از خواسته، شعار و انگيزههاي فردي و گروهي.
اخلاق در انتخابات يعني پايدار كردن دستورات و هدايتهاي قرآن در جامعه.
انتخابات، عرصه دانستن آداب وشروط حركت عمومي سالم و پايبندبودن به آن است.
مسئوليت پذيري
احساس ارزشمند بودن و عزتنفس از نتايج مسئوليتپذيري است.
مسئوليتپذيري يعني داشتن اعتماد به نفس.
مسئوليتپذيري يعني فعال بودن و پويايي.
مسئوليتپذيري يعني قبول شكستها در صورت ناكامي به جاي مقصر دانستن ديگران يا توجيه شكستها.
مسئوليتپذيري يعني تلاش جهت جبران ناكاميها.
دينداري بدون مسئوليتپذيري و تعهد معنايي ندارد.
خداوند ميفرمايد: «از آنچه نميداني پيروي مكن، چرا كه گوش و چشم و دلها همه مسئولند».(1)
1) نك: اسراء: 36
مسئوليت حقيقي در مقابل خداوند است.(1)
خداوند ميفرمايد: «اي كساني كه ايمان آوردهايد خودتان و كسانتان از آتشي كه سوخت آن مردم و سنگهاست حفظ كنيد».(2)
شناخت مطالبات مردم و فراهم آوردن زمينههاي تحقق آنها يكي از مسئوليتهاي مديران است.
پاسخگويي به مردم و گزارش دادن به مسئولان بالاتر يكي از مؤلفههاي ارزشي مديريت اسلامي است.
سستعنصري، بيتعهدي و دنياگرايي زمينهساز غارتگري دشمنان در كمين نشسته است.
اگر انتخابات با حضور، اراده، مسئوليتپذيري و انتخاب آزادانه مردم باشد، ميشود مطمئن بود كه در جهت آرزوها و هدفهاي درستمان در حركت ايم.
اگر ياد بگيريم كه بهتر از ديگران نيستيم و آنها هم ميتوانند خوب فكر كنند و تصميم بگيرند، آن وقت مثل ديروزها، امروز هم انتخابات عرصهاي است براي پايبندي به تعهد اجتماعيمان!
مردمسالاري حقيقي و ديني يعني بر اساس مسئوليت شهرونديمان در انتخاباتي كه در برابر ماست، شركت كنيم.
اگر آرمان ما تحقق دولت جهاني اسلام باشد، آن وقت وظيفه خود را فراموش نميكنيم و بار امانتي كه از آيندگان بر دوشمان نهادهاند را با انتخاب درست به سرمنزل مقصود ميرسانيم.
پايداري و قوام هر مكتبي متناسب با ميزان استواري بر بناي فكري و اعتقادي آن مكتب است.
مباني خللناپذيري دين اسلام زير ساختهاي فرهنگ و سياست و مديريت ديني را بنيان ميكند.
مسئوليت يعني اينكه انسان در هر مرتبهاي كه هست در درجه اول از خود سؤال كند.
احساس مسئوليت يكايك افراد جامعه آنها را بر آن ميدارد تا در اين صحنهها حضور فعال داشته باشند.
همه كساني كه در امر انتخابات دخيل هستند، چه كساني كه رأي ميدهند و چه افرادي كه انتخاب ميشوند و حتي نهادها و ارگانهايي كه در اين امر مشاركت ميكنند، بدانند و آگاه باشند كه مسئوليتي بزرگ دارند كه بايد از انجام آن بيرون آيند.
تمام امكانات مادي و معنوي در دنيا و استعدادهاي نهفته انسان نعمتهايي الهي است كه در قيامت از آن سؤال ميشود.
شهروند مسئوليتپذير بايد با قوانين و مقررات آشنا باشد.
شهروند مسئوليتپذير بايد حقوق ديگران را محترم بشمارد.
بسياري از بينظميها و به همريختگي برنامهها به خاطر عدم مسئوليتپذيري افراد است.
آشنايي با حقوق و قوانين شرط نخست مسئوليتپذيري و از وظايف اصلي شهروندان است.
اعتماد شهروندان به يكديگر زمينهساز گسترش و رشد كشور است.
مسئوليتپذيري يعني قابليت پذيرش و پاسخگويي و به عهده گرفتن كارها.
مسئوليت انتخابي آگاهانه و داوطلبانه است، اما عمل به آن واجب و وظيفه است.
يكي از نشانههاي مسئوليتپذيري داشتن استقلال شخصي است.
مسئوليتپذير بودن افراد جامعه، يكي از ويژگيهاي مثبت جامعه محسوب ميشود.
افراد مسئوليتپذير توان بالايي براي انجام درست و به موقع كارها دارند.
افراد مسئوليتپذير با اطرافيان و محيط سازگاري بيشتري دارند، چون به استقلال رسيدهاند.
هر كس نسبت به كشور خود احساس مسئوليت كند، به حقوق خود و ديگران احترام گذاشته است.
رأي دادن مردم به منتخب خويش مسئوليت او را كه بهطور طبيعي و به عنوان يك شهروند در برابر مردم داشته است، دو چندان ميكند.
خاستگاه انجام وظيفه، احساس مسئوليت داشتن است، بدون احساس مسئوليت نميتوان وظايف خويش را به درستي انجام داد.
تا شخص آنچه براي خود ميپسندد براي ديگران نپسندد و آنچه را براي خود ميپسندد براي ديگران بپسندد، در برابر ديگران احساس مسئوليت نخواهد كرد.
بدون احساس مسئوليت نميتوان حقوق مردم را به درستي و به طور كامل ادا كرد.
از نشانههاي احساس مسئوليت منتخب مردم در برابر ملت خويش پركاري خستگيناپذيري و خدمت خالصانه است.
مردمداري شايسته در گرو احساس مسئوليت در برابر مردم است.
كسي كه در برابر خدا خود را مسئول نداند در برابر مردم نيز خود را مسئول نخواهد دانست.
كسي كه خود و ديگران را اعضاي يك پيكر بداند، قطعاً در برابر آنها احساس مسئوليت خواهد نمود.
انتخابات در هر موضوع مهم كشوري كه باشد از مهمترين امور است، پس مايي كه رأي ميدهيم و آنهايي كه رأي ميآورند در پيشگاه خداوند بزرگ مسئول هستند.
همه ما در برابر كارهايمان مسئوليم بهخصوص كارهايي كه آينده جامعه و كشورمان را رقم ميزند.
خداوند بزرگ بر كارهاي همه ما ناظر است، او همواره در كنارمان است، پس آگاه باشيم كساني را كه انتخاب ميكنيم در برابر انتخابمان مسئوليم.
خداوندا!... به من و همه دوستاني كه در گروه رأيدهندگان هستيم توفيق ده تا بتوانيم از مسئوليت خطيري كه تو برايمان در نظر گرفتهاي سربلند بيرون بياييم.
خوشحالم از اينكه انساني ذيشعور هستم براي سپاس و قدرداني از اين بزرگترين نعمت فراموش نميكنم كه در برابر تمام كارهايم مسئولم و بايد جواب پس دهم.
همه كساني كه براي انجام انتخابات قدم برميدارند بدانند كه از همان لحظه نيّت انجام كار در برابر خداوند مسئولند و بايد طوري عمل كنند كه جلب رضايت پروردگار در رأس آن باشد.
دخالت در انجام انتخابات يعني پذيرش مسئوليت و مسئوليتپذيري بايد بهقدري با دقت انجام شود كه رضايت خدا و صلاح ملت در آن مدِنظر باشد.
مسئوليت در پيشگاه خداوند، در زمان انتخابات مهمترين موضوعي است كه همه اركان بايد آن را مدِنظر داشته باشند.
هم كساني كه پاي صندوق رأي ميروند و هم كساني كه زمينه براي برگزاري انتخابات فراهم ميكنند در تمام لحظاتي كه اين كار انجام ميشود، در برابر خداوند مسئولند. پس بايد بدانند كه همواره كسي ناظر بر اعمالشان است كه در جايي نيز بايد پاسخگو باشند.
انتخاباتي ممتاز خواهد بود كه همه اركاني كه در آن دخالت دارند مطمئن باشند مسئوليت خويش را به خوبي انجام دادهاند، چرا كه در برابر حقتعالي مسئول خواهند بود.
چهقدر زيباست كه در برابر خداوند احساس مسئوليت كني و مسئوليت خود را به زيبايي طلوع خورشيد و به پاكي چشمه انجام دهي.
چه بينظير است، لحظهاي كه احساس ميكني كارت را به خوبي انجام دادهاي و در برابر خداوند سربلند خواهي بود، شركت در انتخابات نيز مسئوليتي است كه بايد با دقت آن را انجام دهي.
اگر من پاي صندوق رأي ميروم و فردي را انتخاب ميكنم، سعي ميكنم انتخابم درست باشد، چرا كه در برابر خداوند مسئول هستم.
در پيشگاه خداوند مسئوليم زماني كه در امر انتخابات دخالت ميكنيم، پس با دقت كارم را انجام ميدهم تا مسئوليت و وظيفهام را با دقت انجام داده باشم.
همه اركان دخيل در امر مهم انتخابات در برابر پيشگاه پروردگار بزرگ مسئولند، پس بايد طوري قدم بردارند كه خداي ناخواسته نارضايتي پروردگار را به دنبال نداشته باشد.
مسئوليت در برابر خداوند يعني جلب رضايت او با انجام كارهاي نيك و شايسته، يادمان باشد همه ما كه در امر انتخابات دخيل هستيم، در برابر خداوند نيز مسئوليم.
دنياي كوچك ما لبريز از مسئوليتهاي بزرگ است، مسئوليتهايي كه متوجه همه ماست، پس جلب رضايت خدا را در نظر داشته باشيم تا همواره موفقيت همراه ما باشد.
در انتخابات شركت ميكنيم و ميدانيم كه بايد طوري انجام وظيفه كنيم كه مسئوليتمان را در برابر خدا به خوبي انجام دهيم.
اخلاقمداري و پرهيز از روشهاي ناپسند
دروغ، اهانت، تحريك عصبيتها، شايعه پراكني، افترا به رقيب و بدگويي از كارهاي ناسازگار با انتخابات اسلامي است.
رعايت اخلاق انتخاباتي از سوي نامزدها، يكي از مهمترين شروط انتخاب كانديداهاست.
رعايت اخلاق انتخاباتي فضاي انتخابات را دلپذير و پرشور ميكند.
رقابت سالم در انتخابات يعني توجه به اخلاقمداري و استفاده از روشهاي شايسته در تبليغات.
اگر براي انتخاب هدفها تبيين نشود، سردرگمي به وجود ميآيد.
انتخابات محل حضور و بروز نظر مردم است.
حضور مردم پاي صندوقهاي رأي نماد دشمنشكني است.
مواظب باشيم انتخابات به صحنه جرزنيهاي سياسي يك عده آدم ناباب و معاند بدل نشود.
اخلاق انتخاباتي يعني از خود شروع كردن.
اخلاق انتخاباتي يعني جاانداختن فرهنگ احترام به رقيب ميان طرفداران.
قانون مداري، نماد احساس مسئوليت رئيسجمهور منتخب نسبت به مسائل كشور است.
تمكين نكردن به قانون انتخابات، دشمن شاد كردن است.
عمل به مرّ قانون وظيفه همه طرفها در انتخابات است.
بايد به رأي اكثريت مردم كه مظهر حضور در انتخابات است احترام گذاشت.
رقابت ميان كانديداها نبايد اثبات خود و نفي ديگري باشد.
بياييد خصومتها را در رقابتهاي انتخاباتي وارد نكنيم.
فرق است ميان رقابت و تهمتزني متقابل.
وعدههاي خلاف قانون اساسي دادن براي جلب نظر مردم، رقابت نيست، فريب است.
اگر نامزدي با قصد قدرتطلبي و جمعكردن پول وارد عرصه انتخابات شود، به كشور خدمت نميكند.
نامزدي كه به مراكز ثروت و قدرت متصل شود، در مقابل آنها متعهد ميشود.
نامزدي كه به مراكز ثروت و قدرت متصل شود، به مردم متعهد نميشود.
رئيسجمهوري كه با پول دستگاههاي گوناگون و مراكز ثروت سر كار بيايد، در مقابل آنها متعهد است.
اخلاق انتخاباتي يعني رعايت تقوا، اخلاق و ادب اسلامي در گفتوگوها و مباحثات.
پرهيز از بدگويي و تهمت
بدگويي عليه رقيب و طرفدارانش غيرديني نمودن فضاي انتخابات است.
يكي از عوامل بياعتمادي مردم نسبت به كانديداها بدگويي آنها از يكديگر است.
بدگويي نامزدهاي محترم از يكديگر دامنزدن به تفرقه و كينهتوزي در جامعه اسلامي است.
نشانه يك رقابت سالم نشاندن حقگويي به جاي بدگويي است.
با بدگويي ترور شخصيت ميكنيم آنگاه با شعار مرده باد تروريسم تبليغ انتخاباتي از خويش ميكنيم.
بدگويي تبليغ ناپرهيزكارانه و معيوب نامزد محترم از خويش است.
مسئوليتي كه در اثر تبليغات انتخاباتي آميخته با سم بدگويي به دست آيد مسموم و زهرآلود است.
تهمت زدن به رقيب، زير سؤال بردن صلاحيت نامزدي خويش است.
تهمت زدن به رقيب ،تبليغ غيرديني از خويشتن است.
پايههاي جايگاهي كه در اثر تهمت زدن به رقيب پيريزي ميشود، لرزان و آسيبپذير خواهد بود.
بدگويي از رقيب ميكنيم با اين شعار كه: براي رقم زدن آيندهاي درخشان به ما رأي دهيد.
انتخاب مردمي سالم يعني تعريف و تمجيد از نامزده مورد علاقه خود و پرهيز از بدگويي از ديگر نامزدها.
انتخابات نبايد وسيله بدگويي باشد.
انتخابات نبايد وسيله بداخلاقي باشد.
انتخابات نبايد وسيله تضعيف آبروي ملت باشد.
انتخابات نبايد وسيله جنجالهاي سياسي باشد.
انتخابات نبايد وسيله تهمتزني متقابل باشد.ع
انتخابات نبايد به امنيت جامعه صدمه بزند.
انتخابات عرصه رقابتي مثبت به دور از بدگويي و بد خلقي است.
پرهيز از نشر اكاذيب
شخصيت و جايگاهي كه يك نامزد در اثر نشر اكاذيب به دست ميآورد بدلي و لرزان خواهد بود.
دروغگويي و نشر اكاذيب، اهانت به خرد جمعي و تحقير افراد جامعه است.
نشر اكاذيب و گول زدن، حقيرانهترين شيوه براي به چنگ آوردن رياست است.
نشر اكاذيب گول زدن افراد جامعه است و رياستي كه با گول زدن به دست آيد، فاقد روح كرامت عزت و آزادگي است.
مصداقي از نشر اكاذيب وعده دادنهايي است كه شخص عمل نمودن به آنها را ناممكن ميداند.
شخصيتي كه در اثر سخنان دروغين به دست آيد، شخصيتي دروغين ميباشد.
انتخابات كاري است فرهنگي و نشر اكاذيب آفت اين كار فرهنگي.
نشر اكاذيب فضاي سياسي ـ عبادي انتخابات را به عرصه سياسي مبتذل تبديل ميكند.
نشر اكاذيب شيوهاي است از دستيابي به منافع به قيمت فريب ديگران.
قانون مداري و احترام به قوانين
قانونمندي مصداقي از پرهيزكاري و نشانه سلامت روان انسان است.
زير پا نهادن قانون، ايجاد اختلال در چرخه فرهنگي، علمي، اقتصادي و سياسي كشور است.
يكي از مؤثرترين عوامل، جهت فرهنگسازي قانونمندي در كشور، التزام علمي كامل به قوانين از سوي رئيسجمهور منتخب است.
اخلاق، مصداقي از قانون الهي است. كسي كه به اين قانون احترام نگذارد، به قانون مردمي احترام نخواهد گذاشت.
پشتوانه اجراي قانون اخلاقمندي و پرهيزكاري است.
آنگاه قانونمندي در كشور ما به فرهنگ عمومي تبديل خواهد شد كه مردم در عمل به قانون تبعيضي ميان عوام و خواص مشاهده نكنند.
احترام به قوانين شتاب بخشيدن به چرخه انقلاب در مسير پيشرفت است.
عمل به قانون يكي از كارهاي بنيادين براي حاكميت نظم و خردمحوري در كشور است.
قانون بهترين عامل براي شكستن امتيازهاي موهوم ميان افراد، نيكوترين شيوه براي القاي حس تساوي با ديگران در ذهنها و شايستهترين محك براي سنجش شخصيت افراد است.
عمل به قانون تمرين عملي براي شكستن غرور و خودپسندي است.
تفسيرهاي خودخواهانه از قانون دور زدن قانون است.
تفسير خودخواهانه از قانون، نشانه گرايشهاي نفساني خود به جاي قانون است.
با تفسير به رأي قانون و برداشت خودخواهانه از آن، راه براي بيقانوني و عدم تمكين در برابر قانون هموار ميشود.
تفسير خودخواهانه از قانون از اين ابزار پيش برنده عاملي بازدارنده خواهد ساخت.
قانون مرز ميان انتخاب فردي و انتخاب جمعي است. با قانونشكني در انتخابات حق ديگران را زير پا نگذاريم.
راز مانايي هر اجتماعي قانون است و حرمت قوانين را نگاه داشتن ستون خيمه نظام ماست. در انتخابات قانون را فداي مصلحت نكنيم.
انتخاب درست در پس حضور و اراده مردم در صحنههاي گوناگون سياسي، امنيتي و اقتصادي است و اين حضور جز زير سايه احترام به قانون پديدار نميشود.
انتخاب درست يعني انتخاب همراه با ستايش هر انسان آزاده و آگاه.
يادمان باشد با آمدن فصل انتخاب، اجاق كينهورزي را خاموش كنيم.
در انتخاب زلال باش، اجازه نده احساساتت را به بازي بگيرند.
انتخابات بهترين راه انتقال مسالمتآميز قدرت و تمكين در برابر قانون است.
انتخابات يعني انتقال قدرت تحت نظارت قانون اساسي.
عمل به وعدهها
يكي از راههاي مبارزه با تهاجم فرهنگي، عمل نمودن منتخب مردم به وعدههاي خويش است.
عمل نمودن منتخب به وعدهها، نقش فراواني در حفظ جامعه از خودباختگي و غربگرايي دارد.
عمل به وعدهها شكل دادن هزاران گوش شنوا براي شنيدن سخنان خويش است.
عمل نمودن به وعدهها از سوي منتخب مردم، گشودن هزاران چشم براي ديدن مزاياي خويش است.
خلف وعده شخص را در معرض اتهام تزوير و گول زدن هر ملت قرار ميدهد.
عمل نمودن منتخب مردم به وعدهها نشانه حرمت نهادن او به خرد جمعي است.
وعده دادنهايي كه به عمل نينجامد، دميدن روح نااميدي در مردم است.
يكي از مصداقهاي تشكر عملي منتخب مردم از انتخابكنندگان خويش و همه كساني كه به پاي صندوقهاي رأي آمدند، عمل نمودن او به همه وعدههايي است كه قبل انتخابات داده است.
يكي از نشانههاي صداقت و يكرنگي منتخب ملت، عمل او به وعدههاي خويش است.
وعده دادنهايي كه عمل به آنها فراتر از توان نامزدها است، از وي شخصي خامانديش و گزافهگو به تصوير ميكشد.
وعدهها مايه جمعآوري رأيها و رأيها اتمام حجتي بر عمل نمودن به وعده است.
اگر مردم در وعدههاي منتخب خويش احساس اخلاص و صداقت نمايند خود را بازوي تواناي وي براي تحقق وعدههايش مينمايند.
عمل نكردن به گفتهها، سخنرانيها را در حد شعار متوقف ميسازد.
عمل به گفتهها به منتخب ملت در كنار چهره سياسي او چهره عبادي نيز ميبخشد.
بدون عمل به گفتهها در كار فرهنگي توفيقي حاصل نخواهد شد.
نقش پرورشي منتخب ملت در گرو عمل او به گفتههايش ميباشد.
عمل به گفتهها چهره معروف رئيسجمهوري را به چهره محبوب تبديل ميكند.
عمل به گفتهها يعني پسنديدن شخص براي خود، آنچه را كه براي مردم ميپسندد.
آنكه مخاطب گفتههاي خويش را تنها مردم ميداند ـ و نه خويشتن و مردم با هم ـ به گفتههايش عمل نخواهد كرد.
اخلاص و كار براي رضاي خدا
يكي از مصداقهاي اخلاص و كار براي خدا، كار براي مردم است.
اخلاص والاترين شكل ايثار است، چرا كه لازمه آن گذشتن از نام و عنوان و شهرت و حب ستايش است.
نشانه اخلاص و كار براي رضاي خدا ترجيح منافع ملت بر منافع خويش است.
آنكه فاقد اخلاص است، در همان حال كه مردم را به سوي خدا فراميخواند در واقع به سوي خويشتن دعوت ميكند.
نام و عنوان و پست گرچه سبب شهرتند، لكن بدون اخلاص موجب محبوبيت نخواهند بود.
جامعه اسلامي و ديندار ايران، پيش از آنكه از منتخب خويش انتظار كار داشته باشد، توقع اخلاص دارد.
اخلاص استمرار بخشيدن به پاداشهاي خداوند از جهان زودگذر دنيوي تا جهان ابدي اخروي ميباشد.
يكي از تفاوتهاي حكومتهاي ديني با حكومت سكولار، لزوم اخلاص ورزيدن در كارها از سوي حاكمان ديني است.
پرهيز از اظهارنظرهاي غيركارشناسانه
به همان اندازه كه اظهارنظرهاي كارشناسانه از سوي منتخب مردم پيشبرنده است اظهارنظرهاي غيركارشناسانه بازدارنده است.
اظهارنظرهاي غيركارشناسانه از توهم كامل نگري درباره خويش برميخيزد.
كسي كه خود را عالم به همه امور نميداند از اظهارنظرهاي غيركارشناسانه پرهيز ميكند.
تضمين جايگاه منتخب مردم در ميان ملت در گرو اظهارنظرهاي عالمانه و پرهيز از اظهارنظرهاي غيركارشناسانه است.
بهترين جايگزين به هنگام عدم توانايي در نظر كارشناسي سكوت است.
لازمه اظهارنظرهاي كارشناسانه سخن گفتن با مردم به زبان آنها و همسو با آداب و رسوم و باورهاي ديني آنان است.
واژه نميدانم به هنگام عدم آگاهي از موضوعي مصداقي از شجاعت است.
به همان ميزان كه اظهارنظرهاي كارشناسانه منتخب مردم مايه تثبيت و تقويت فضاي آرام فرهنگي، اقتصادي و سياسي كشور ميشود، اظهارنظرهاي غيركارشناسانه موجب التهاب فضاي فرهنگي، اقتصادي و سياسي كشور ميشود.
يكي از مصداقهاي پرهيزكاري، پرهيز از اظهارنظرهاي غيرعالمانه و غيركارشناسانه است.
اظهارنظر كردن كانديداها در كارهايي كه از آن آگاهي ندارند فراهم آوردن مشكل و دردسر براي خويش و ملت است.
عذرخواهي به هنگام كاستيها
عذرخواهي دستگاهها نشانه صداقت و شجاعت آنهاست.
عذرخواهي از ملت به هنگام كاستيها و كوتاهيها در انجام وظيفه موجب گذشت و چشمپوشي مردم از اين كاستيها و كوتاهيها ميشود.
عذرخواهي موجب ترميم شخصيت اجتماعي انسان ميشود.
عذرخواهي به هنگام كوتاهيها و كاستيها رفتار فروتنانهاي است كه افزايش جايگاه اجتماعي تحسين و ستايش مردم و خشنودي خداوند را به دنبال دارد.
يكي از لوازم اسطوره شدن عذرخواهي از مردم به هنگام كوتاهي در حق آنان است.
رعايت صداقت و راستي و امانتداري در سياست
مردم ميخواهند از تواناييها و قابليتهاي كانديداها بدانند نه از آرزوها و رؤياهايشان.
نامزد محترم، من تو را انتخاب ميكنم تا با تحقق شعارهايمان جامعهاي ايدهآل و مبتني بر نظام اسلام را بسازيم.
وعدههاي توخالي، مردم فهيم را دلسرد خواهد كرد.
هميشه صداقت، تصميمگيري و اعلامنظر را راحتتر ميكند.
با تزوير و دروغ، نميتوان دلها و نظرات مردم را به دست آورد.
آراي من و تو، امانتهايي هستند كه به اندازه وسعت تمام دستهايي كه در پي ساختن آينده اين مملكت هستند، باارزشاند.
امسال نيز با دلي سرشار از اميد سرنوشت كشورمان را به دست منتخبانمان امانت ميدهيم و آرزو ميكنيم بهترين امانتداران را برگزيده باشيم.
هرگز نبايد فراموش كرد كه انتخابات سپردن بزرگترين امانت به دست بهترين امانتداران است.
آراي شركت كنندگان امانتي از سوي مردم در دست برگزاركنندگان انتخابات است تا يك صحنه پرشور از دلدادگي مردم رقم بخورد.
نبايد گذاشت تا غرور ملي ميليونها ايراني در سايه بيتوجهي به امانتداري و خيانت در هم بشكند.
بيا راستي و درستي را در پيمان عشق شاهد بگيريم كه جز سربلندي سرزمينمان چيزي ديگر نخواهيم و براي آن در بيست و چهارم خرداد همآواز شويم.
راستي و راست كرداري، درختي تنومند است كه ريشه در تاريخ اين مرز پرگهر دارد. در انتخاب رئيسجمهوري آينده ريشههامان را فراموش نكنيم.
فردا آيينه صادق امروز است. پس امروز در انتخابمان صداقت و آگاهي پيشه كنيم تا شرمسار فردا و فرداهاي ايران نمانيم.
وقتي با خودت صادق باشي ميتواني خوبيهايت را دو چندان كني. وقتي من و تو با هم صادق باشيم، اين اتفاق براي ما ميافتد و چه خوب كه براي انتخابات هم، صداقت پيشاني نوشتمان شود.
تبليغ سالم و پرهيز از اسراف در انتخابات
پرهيز از ريخت و پاشهاي تبليغاتي از اصول برگزاري انتخابات سالم است.
تبليغات سالم آن است كه هيچگونه اسراف و زيادهروي در آن ديده نشود.
تبليغِ سالم، يكي از شروط سلامت انتخابات است.
تبليغ سالم يعني پرهيز از اتهامزني به ديگران.
تبليغ سالم يعني پرهيز از هتك آبروي ديگران.
تبليغ سالم يعني پرهيز از اهانت به ديگران.
تبليغ سالم يعني پرهيز از شايعهپراكني.
تبليغ سالم يعني پرهيز از اسراف.
تبليغ سالم يعني پرهيز از دروغ.
تبليغ سالم يعني پرهيز از بدگويي.
تبليغ سالم يعني پرهيزكاري مالي .
تبليغي صحيح است كه با حفظ حدود شرعي باشد.
تبليغي صحيح است كه به دور از فريب باشد.
تبليغي صحيح است كه با رعايت موازين اخلاقي باشد.
تبليغي صحيح است كه به دور از كارهاي دروغين و نمايشي باشد.
تبليغي صحيح است كه به دور از متهم كردن ديگران باشد.
در تبليغات انتخاباتي، نبايد آب به آسياب دشمن ريخته شود.
در تبليغات انتخاباتي، نبايد القاء فضاي اختلاف و نااميدي باشد.
در تبليغات انتخاباتي، نبايد اختلافات دشمن شادكن باشد.
در مسير تبليغات انتخاباتي، نبايد از جاده انصاف خارج شد.
تبليغات سالم، يعني احترام به قانون.
تبليغات سالم، يعني احترام به مردمسالاري ديني.
تبليغات ناسالم، يعني دادن بهانه به دست فتنهگران.
تبليغات ناسالم، آب ريختن به آسياب دشمنان.
تبليغات ناسالم، هياهوي بسيار براي هيچ.
رأي من رأي به اخلاق تبليغاتي توست، نه به تبليغ.
در تبليغات بايد برنامهها شفاف ارائه شود تا معلوم شود كه هدف كدام است.
اجازه بدهيد تبليغات، در حاشيه اخلاق نيكوي شما باشد، تا مردم به اخلاق شما رأي دهند نه تبليغات شما.
شيوه تبليغات شما، نشاندهنده اخلاق اجتماعي شماست.
براي متفاوت بودن در انتخابات، به حضور پررنگ رقيب نياز داريد. پس اجازه دهيد او هم مقتدرانه تبليغ كند.
اخلاق مداري، خود تبليغي متفاوت است.
اخلاق انتخاباتي يعني همزيستي مهربانانه و برادرانه در عين رقابت.
اخلاق انتخاباتي يعني توجه همزمان به دنيا و آخرت.
با اخلاق نيكو، وجهه تبليغات خود را زينت دهيد.
ملت رفتار تبليغاتي شما را تجزيه و تحليل ميكنند.نه وعدهها و شعارهاي شما را.
پرهيز از اسراف در انتخابات نشانه فهم مديريتي و بلوغ اجتماعي است.
با اسراف و صرف هزينههاي گزاف فقط افراد سودجو را جذب خود خواهيم كرد نه افرادي كه هدفشان انتخاب شايسته است.
تنها در صورتي ميتوان به درستي مصرف اموال براي تبليغات انتخاباتي خود مطمئن بود كه براي خدا و به انگيزه خدمت به خلق انجام پذيرد.
شومترين انگيزهها براي خرجهاي تبليغاتي خويش خرج كردن به انگيزه به دستآوردن چند برابر آن در آينده ميباشد.
كسي كه در هزينهها تبليغاتي خود اسراف و ريخت و پاش ميكند، نميتوان به وعده او درباره سامان بخشيدن به اوضاع اقتصادي كشور اعتماد كرد.
استمرار حضور در ميدان رقابت با علم به عدم شايستگي خود و يا آگاهي از وجود نامزد شايستهتر از خويش تلاش در راه حاكميت شخص فروتر در عين وجود مقام فراتر ميباشد.
عدم كنارهگيري از نامزدي در عين آگاهي از حضور نامزدي تواناتر و شايستهتر از خود فراخواني علمي به وانهادن فراتر و روي آوردن به فروتر ميباشد.
قبل از انتخاب چشمهايت را باز كن تا بعد از انتخاب آسوده خاطر باشي.
اخلاق تبليغاتي شما، يادگاري از شما در ذهن مردم است.
تبليغاتي در ذهن مردم ماندگار است كه در اخلاقيات شهره روزگار باشد.
با تخريب رقبا در جريان تبليغات، وجدان خود و ذهن مردم را خسته نكنيد.
در جريان تبليغات، حفظ حريم اخلاقي و احترام به افكار عمومي ضروري است.
منطق سليم حكم ميكند كه در جريان تبليغات، اهداف و قابليتهاي خود را صادقانه و شفاف بيان كنيم.
تبليغات شما بايد به گونهاي باشد كه مردم شما را متفاوت با چيزي كه هستيد نبينند.
تبليغات نيكو، مرحلهاي از دعوت به نيكيهاست.
وقتي تبليغات شما اخلاقي و نيكو باشد، نيازي به بيان كردن خوبيهاي خود نداريد.
با يك شيوه تبليغي مناسب و بدون جنجال، خواهناخواه مردم جذب شما خواهند شد.
واقعيتها راحتتر در دل مردم جاي ميگيرند، پس در تبليغات خود با مردم صادق باشيد.
كارآمديها و مديريتهاي شما بهترين تبليغ براي شما محسوب ميشود.
اخلاقمداري خود را با شيوه تبليغات خود اثبات كنيد.
رعايت اخلاق سياسي در تبليغات، بارزترين نمود رفتار سياسي شماست.
با التزام به مباني اخلاق سياسي در تبليغات، از برخوردهاي تنشزا با ديگر نامزدها جلوگيري كنيم.
با جلوگيري از تنش در تبليغات، مردم را در انتخاب افراد دلسوز و كارآمد ياري دهيد.
التزام به اخلاق سياسي در تبليغات، يك رقابت سالم در فضاي سياسي انتخابات به ارمغان ميآورد.
پايبند بودن كانديداها به قوانين تبليغات، موجب خوشنامي و جلب آراي عمومي ميشود.
رعايت قانون تبليغات انتخاباتي براي نامزدها خود نوعي تبليغ محسوب ميشود.
مردم به راحتي رفتارهاي نمايشي و مغرضانه و عدم صداقت را از برخوردهاي دلسوزانه وحقيقي تميز ميدهند.
يكي از مهمترين ابزارهاي رسيدن به مقصود تبليغات است. از اين ابزار، خوب استفاده كنيد.
سلامت و شادابي انتخابات در گرو تبليغاتي سالم و اخلاقي است.
حضور مردم در انتخابات را با تبليغات بدون حاشيه كانديداها تضمين كنيم.
حضور در انتخابات يعني همآوايي بيشتر مردم با نظام اسلامي.
تبليغات بدون حاشيه، ملت را به متن انتخابات ميكشاند.
آسمان تبليغات را با غبار اغراق و دروغ آلوده نكنيم.
وعدههاي توخالي و شعارهاي پوچ، خار و خاشاكي است بر درياي خروشان انتخابات.
با تبليغات دروغين و وعدههاي توخالي، آب به آسياب دشمن نريزيم.
طوفاني كردن درياي تبليغات، كشتي پرشكوه انتخابات را واژگون ميكند.
تبليغات سالم، پنجرهاي رو به انتخاباتي سالم و ساخت ميهني آباد.
طرز تبليغات، آينهاي از افكار شماست. بنگريد كه چگونه خود را به مردم نشان ميدهيد.
با تبليغات صادقانه، به داشتهها و تواناييهاي واقعي خود ارزش ببخشيد.
انتخابات، با تبليغات اخلاقمدار شما به خود نقش ميگيرد.
تبليغات، كارآمدترين ابزار انتخابات است، اگر تضعيف رقيب را به همراه نداشته باشد.
تبليغات بايد آگاهيبخش باشد و تعصب بيجا در آن نباشد.
تبليغات، شيرينكننده انتخابات است؛ اگر حسادت، آن را تلخ نكند.
تبليغات زماني مثبت است كه نيتها مثبت و از خودمحوريها پاك باشد.
تبليغات منطقي و معقول، آرامشبخش فضاي انتخاباتي است.
تبليغات غيرواقعي جناحي، ريشه همگرايي ملي را ميخشكاند.
نشانه يك انتخابات سالم، تبليغات اخلاقي است.
كساني كه تبليغات سالمي داشته باشند، پرچمدار انتخابات ميشوند.
هنگام وعدههاي انتخاباتي توان واقعي خود و ظرفيت كشور را در نظر بگيريد.
در ميدان انتخابات، كانديدايي پيروز حقيقي است كه صادقانه خود را تبليغ كرده باشد.
تبليغات، لحظهاي نيست، جريان ممتد انتخابات است.
تبليغات اگر براساس واقعيات نباشد، قابل اتكا نيست.
با تبليغات سالم راه مردم را براي انتخاباتي سالم روشن كنيم.
تبليغات در انتخابات يعني شيوه درست و آزموده اطلاعرساني و آگاهيبخشي براي مردمي كه در پي بهترينها هستند.
تبليغ در انتخابات ابزاري است براي شناخته شدن، نه وسيلهاي براي تخريب رقيب!
تبليغ يك وسيله است و خدمت به مردم هدف! يادمان باشد رسيدن به هدف وسيله را توجيه نميكند!
بياييد تبليغات انتخاباتي را بر پايه اخلاق اسلامي و آموزههاي قرآني تبيين كنيم.
در روزهاي تبليغ براي انتخابات، هر نامزد و طرفدارانش بايد به هدف كلان و اصلي حكومت و فلسفه وجودي و آرمانهاي جمهوري اسلامي ايرانمان توجه كنند.
تبليغاتي كه پر از فريب و نيرنگ باشد، كانديداها را به سراشيبي سقوط ميكشاند.
اجازه ندهيم فريب و رياي دنياي تبليغات ما را اسير خود كند.
تبليغات غيراخلاقي، ساختن آشيانه در باد است.
تبليغات سالم، يعني توسعه تفاهم اجتماعي و ايجاد امنيت رواني در جامعه.
تبليغات سالم، يعني جهتدهي فكري و فرهنگي.
تبليغات سالم، يعني ارتقاي اخلاق و معنويت.
تبليغات سالم، يعني زمينهسازي گفتوگو.
تبليغات سالم، يعني مصونيت بخشيدن به ذهن جامعه در برابر تهاجم مخرب بيگانگان.
تبليغات سالم، يعني آگاهسازي مردم درباره اهداف و برنامهها به دور از هياهو.
تبليغات سالم، يعني حركت در چارچوب تعاليم و اخلاق عاليه اسلام.
تبليغات سالم، يعني رعايت اخلاق مبتني بر شئونات اسلامي.
تبليغات سالم، يعني پرهيز از هرگونه انتقادي كه موجب هتك حرمت و ايجاد اختلاف ميشود.
دروغ هميشه بد است، در شعارهاي تبليغاتي بدتر است.
فرق يك تبليغ خوب با تبليغ بد در هدفگذاري است. پس با اشتباه در هدفگذاري امروز، مرزهاي امنيت و اخلاق فردا را محدود نكنيم.
اسراف در هر امري ناپسند است، حتي در تبليغات انتخابات.
پرهيز از اسراف در انتخابات يعني عمل به دستورات الهي.
خداوند مؤمناني را كه در همه حال او را در نظر ميگيرد بيشتر دوست ميدارد. پس با پرهيز از اسراف در انتخابات به خدا نزديكتر شويم.
اسراف يعني دور شدن از اطاعتِ فرمان الهي.
انتخابات سالم، تبليغات سالم و دور از اسراف ميخواهد.
هر برگ از كاغذي كه براي تبليغ كانديدا استفاده ميشود، نعمتي از سوي خداست كه براي به دست آوردنش زمان صرف شده و زحمت زيادي كشيده شده است.
تبليغ درست با صرف كمترين هزينه هم امكانپذير است!
صرفهجويي به انسان آرامش ميدهد و پرهيز از اسراف در انتخابات انسان را به خداوند نزديكتر ميكند.
پرهيز از اسراف در انتخابات، برگ برندهاي در دست فرد كانديد است، چرا كه يكي از صفات خوبش را نشان ميدهد.
پرهيز از اسراف يعني علاقه و توجه و پايبندي كانديداها به اصول و ارزشها و دعوت همه طرفداران به اين موضوع.
فرد كانديد ميتواند زيباترين اخلاق و كردار يك مسلمان واقعي را در كارهايش به نمايش بگذارد.
صرفهجويي يكي از بهترين صفات مسلمانان است.
دنياي رقابت زماني زيباتر خواهد شد كه حتي كوچكترين اسرافي در انتخابات ديده نشود.
اسراف در انتخابات دلها را سرد ميكند و اگر كسي از كانديدي دلسرد شود او را به عنوان وكيل خويش انتخاب نخواهد كرد.
انتخاباتي زيباست كه هيچگونه اسرافي در هيچكدام از مراحلش ديده نشود.
اگر ميگوييم اسراف بد و ناپسند است، در انتخابات هم صرفهجويي خودمان را نشان دهيم و ثابت كنيم كه يك مسلمان واقعي هستيم.
هدر دادن سرمايهها و منافع، راه درستي براي تبليغ نيست.
با اسراف نميتوان اين باور را ساخت كه يك كانديدا دلسوز ملت باشد.
اسراف در انتخابات باعث بدبيني مردم نسبت به كانديداها خواهد شد.
اسراف در تبليغات يعني عدم توانايي در برنامهريزي و مديريت.
ريخت و پاشهاي تبليغاتي بزرگترين ضربه به انتخابات است.
ترس از رأي نياوردن نبايد موجب روي آوردن به اسراف و صرف هزينههاي نابهجا شود.
گاه جبران هزينههاي سنگين و نابه جايي كه در تبليغات صورت گرفته ناممكن ميشود.
از منابعي كه براي تبليغات در اختيار داريم به نحو شايسته استفاده كنيم.
براي شناساندن كانديدا، لازم به صرف هزينههاي اضافه نيست.
با برگزاري انتخابات قرار نيست قسمت زيادي از منابع به هدر برود.
بكوشيم با صرفهجويي انتخاباتي سالم برگزار كنيم.
انتخاباتي سالم است كه كمترين هزينه و اسراف را در پي داشته باشد.
تبليغات هزينه بردار سوددهي كمتري خواهد داشت.
اگر سياست بدانيم اسراف نخواهيم كرد.
عدم آگاهي از سياستهاي مديريتي اسرافهاي نابهجا را به دنبال دارد.
هيچ لزومي ندارد براي امر مهمي مثل انتخابات اموري نامربوط مثل اسراف و ريخت و پاش را وسيله قرار دهيم.
اعتماد به فردي كه از اسراف و ناداني به دور است، بسيار بيشتر از ديگران است.
هرچه كمتر ريخت و پاش شود، مردم راحتتر ميتوانند اعتماد كنند.
انتخابات در پرتو تبليغاتي به دور از ريخت و پاش و هيجان نابهجا زيبا خواهد بود.
به جاي اسراف در انتخابات هزينهها را صرف آبادي ايران كنيم.
مردم به سمت صداقت جذب ميشوند نه تبليغات پرزرق و برق نامزدها.
اسراف همان حيله و نيرنگ است و قلوب ايرانيان گريزان از نيرنگهاست.
براي جذب نظر و آرا اسراف و زيادهروي كاري موفق نخواهد بود.
نامزدها بدانند اسراف در انتخابات هدر دادن آبرو و شخصيت ايشان است.
هوش سياسي صرف هزينههاي اضافي را تأييد نميكند.
نبايد به اميد بازگرداندن سرمايههايي كه هزينه شده است، دست به اسرافهاي غيرعقلاني زد.
با اسراف پايههاي اعتماد مردم سست خواهد شد.
بسيار اندك هستندافرادي كه جذب زرق و برقهاي تبليغات و حركت به سوي انتخابات ميشوند.
اگر با قشر اعظم جامعه همدل و همدرد باشيم، هرگز در انتخابات به سمت اسراف نميرويم.
پرهيز از اسراف در انتخابات، زيباترين هنر يك كانديداست.
پرهيز از ريخت و پاشهاي انتخاباتي و اسراف از اصول برگزاري انتخابات سالم است.
اقتصاد مقاومتي يعني حفظ سرمايههاي عمومي در انتخابات.
اسراف ناسپاسي در برابر خداوند است در هزينههاي انتخابات كفران نورزيم كه گفتهاند: «كفر نعمت از كفت بيرون كند».
هموطن! هر ذرهاي از سرمايه اين مملكت كه در گزينش رئيسجمهوري آينده به هدر رود، يعني توشهاي از مقاومت اقتصادي كشور را بر باد دادهايم. به خودمان و اقتصاد پوياي ايران اسلامي بينديشيم.
حفظ آبرو و حيثيت و حريم خصوصي
اخلاق، برخورد و رفتار كانديداها آيينه تمامنماي تفكرات آنهاست. من به كسي رأي ميدهم كه مزين به اخلاق اسلامي باشد.
رأي من از آن كساني نيست كه با شكستن حريم رقيبانشان خود را بالا ميكشند و ديگران را نردبان ترقي خود ميكنند.
جوانمردي ارزشي است كه هرگز از اهميتش كاسته نخواهد شد. رقابت جوانمردانه يعني رقابت در سايه حفظ حريم رقيب.
مسلمان واقعي آبرو و حيثيت برادر دينياش را آبروي خود ميداند و هيچگاه در پي لطمه به آن نخواهد بود. اين سرلوحه رقابتهاي سالم است.
مهم نيست پيروز شوي يا نه؛ مهم اين است كه با رعايت اصول اخلاقي رقابت كني و آبرو، حرمت و اعتبار رقبايت را نشكني.
وظيفه شناسي ،هم دلي و همراهي همه اركان دخيل در انتخابات
يكدل و يكصدا و در يك مسير عاشقانه، بيدار و آگاهانه تا رسيدن به سرمنزل مقصود ميرويم و هرگز نفاق بين ما نخواهد بود.
در تمام لحظات انتخابات، مردم، دولت و تمام اركانها دخيل در اين امر مهم همدلند و در يك مسير گام برميدارند تا به هدف نهايي خويش كه همانا تعيين سرنوشت كشور عزيزشان است برسند.
همدلي و همراهي همه اركان و عوامل انساني كه در امر انتخابات دخيل هستند دل دشمنان را ميلرزاند و آنها را در آتش حسرت انديشهشان ميسوزاند. ما به اين همه اتحاد ميباليم.
وقتي در چارچوب اسلام عزيز باشيم و در همين محدوده مقدس قدم بزنيم، نه اخلاق و نه آرامش ايرانمان ـهيچ كدام ـ به خطر نميافتند.
حفظ آبرو و حريم خصوصي رقبا
بيگمان هتك آبروي اشخاص و اتهام و نسبت دادن امور زشت و ناپسند به ديگران يكي از زشتترين رفتارهاي انساني است و مردم بهطور فطري آن را ناپسند ميدانند.
در آيه 11 و 12 سوره حجرات خداوند از تمسخر، عيبجويي و يادكردن به لقبهاي زشت و زننده نهي كرده و غيبت را عاملي براي ريختن آبروي اشخاص دانسته است.
قرآن كريم انسان را از تجسس در اسرار ديگران كه ميتواند موجبات بيآبرويي و كشف اسرار ايشان باشد برحذر داشته و از هرگونه گمان بد در حق ديگري بازداشته است.
در قرآن بهتان زدن و نسبت دادن كار زشت خود به ديگري نيز از مصاديق هتك حرمت اشخاص و بيآبرو كردن شمرده شده و از آن نهي گرديده است. (نساء: 112)
اسلام شايعهسازي، شايعهپذيري و شايعهگستري را محكوم نموده و گفتن و پذيرفتن بدون تحقيق هر سخني را ممنوع كرده است، تا از آبروي افراد، شخصيتها و جوامع جلوگيري كند.
خداوند ميفرمايد «إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِكُمْ مَا لَيْسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَيِّنًا وَهُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمٌ؛ به خاطر بياوريد زماني را كه اين شايعه را از زبان يكديگر ميگرفتيد و با دهان خود سخني ميگفتيد كه به آن يقين نداشتيد و آن را كوچك ميپنداشتيد، در حالي كه نزد خدا بزرگ است». (نور: 15)
از مجموعه آيات قرآن اين معنا به دست ميآيد كه حفظ حرمت آبروي اشخاص نه تنها وظيفه خود شخص بلكه جامعه و نيز دولت است.
بر اساس آموزههاي قرآني هيچ شخص حقيقي و يا حقوقي و يا نهادهاي دولتي نميتوانند متعرض حريم خصوصي افراد شوند و به آبروي اشخاص آسيب برسانند.
از نظر اسلام حفظ جان، مال و آبروي مردم و حتي انديشه آنان محترم است و احترام به ناموس ديگران را بسيار مهم شمرده است.
امام صادق7 ميفرمايد: «حرمت مؤمن از حرمت كعبه بالاتر است. به گونهاي كه مال مؤمن را داراي حريمي چون خودش در نظر گرفتهاند».(1)
اسلام عزيز آبروي مسلمان را بسيار ارزشمند ميداند و ريختن آن را بسيار خطرناك و گناهي بزرگ شمرده است.
مملكت خداوند بزرگ را پنج حريم است: «حريم پيامبر9 و حريم آل پيامبر و حريم كتاب خداي بزرگ و حريم كعبه الهي و حريم مؤمن».
از منظر قرآن كريم، انسان نسبت به ساير مخلوقات از كرامت و جايگاه ويژهاي برخوردار است و اين كرامت در پرتو ايمان و تقواي الهي ايجاد ميشود.
خداوند متعال در قرآن ميفرمايد: «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ؛ به درستي كه ارجمندترين شما نزد خدا، پرهيزگارترين شماست.» بنابراين مؤمنان در نزد خداوند داراي كرامت و مرتبهاي بلند هستند و آنچه كه سبب پايمال شدن اين كرامت شود از نظر دين مذموم است.
بر هر مسلماني لازم است انتقادها و عيبهايي را كه به برادر دينياش وارد ميشود با توجيه صحيح و خداپسندانه دفع كند و زمينه شايعه پراكنيها را از بين ببرد.
اگر با تخريب ديگران نام كانديداي موردنظرمان از صندوق خارج شود، بازنده واقعي خواهيم بود.
1) صدوق، خصال، ص 27.
بايد بپذيريم تمامي نامزدهاي انتخاباتي پيروز ميدان هستند.
تخريب شخصيت رقبا، پايه خوبي براي زيربناي اعتماد ديگران نيست.
اخلاق در انتخابات بايد اخلاق اسلامي ـ انساني باشد و كسي وارد حريم خصوصي كانديداها نشود.
هتك حرمت براي پيشبرد مقصود ولو اسلامي باشد ارتكاب خلاف اخلاق و فرهنگ و از انگيزههاي غيراسلامي است.
حيثيت و آبروي مؤمن از بالاترين و والاترين مقام برخوردار است و هتك مؤمن از بزرگترين گناهان است.
آبروي مردم را كمارزش نينگاريم و بدانيم كه نقل تهمتها و شايعات از گناهان كبيره است و كوچكي يا بزرگي گناه را بايد خداوند تعيين كند.
احترام به حريم خصوصي و شئون انساني از اركان اصلي انتخابات است.
يادمان باشد وارد شدن به حريم خصوصي رقيبان ناديده گرفتن آموزههاي ديني و خلاف شرع اسلام است.
كاش يادمان باشد روشنگري و بازي با آبروي ديگران با هم فرق بسيار دارند. ما به خداي خويش تعهد دادهايم جز در راه حق قدم نزنيم. پس در اين انتخابات هم به مسئوليتمان عمل كنيم.
در جامعه اسلامي انتخابات بايد نمادي از وحدت و اخلاق اسلامي باشد و كانديداها و طرفداران آنها در اين خصوص نقش مهم دارند.
حفظ آبرو و عزت ملي جامعه
يكي از مهمترين وظايف منتخب ملت، حفظ آبرو و عزت ملي جامعه در عرصههاي بينالمللي است.
جبران آبروبخشي مردم به منتخب خويش كه با آراي خود به او آبرو بخشيدهاند، آبرو داري شايسته او از مردم است.
آسيب رساندن منتخب مردم به آبروي ملي جامعه، لغزشي جبرانناپذير خواهد بود.
يكي از بايستههاي اخلاقي رياست جمهوري، تلاش براي افزايش آبروي ملي است.
يكي از ساز و كارهاي آبروبخشي به مردم از سوي منتخب ملت، برجسته نمودن دو پيشينه كهن و مهم اسلامي ملي كشور ايران در عرصه گفتمانهاي بينالمللي است.
حفظ آبروي ملي جامعه اسلامي ايران در عرصه بينالمللي در گرو رفتار اسلامي و وطنگرايانه منتخب مردم است.
حقگويي مدبرانه در گفتمانهاي بينالمللي يكي از دستمايههاي آبروبخشي منتخب مردم به ملت ايران است.
كانديداها بايد رقابتي سازنده داشته باشند و از مسائل حاشيهاي بپرهيزند و به رأي مردم اعتماد كنند، چرا كه مردم با عقل و بصيرت خود فردي اصلح را انتخاب خواهند كرد.
انصاف و حق محوري
وجود انصاف در كانديداهاي ، مانع از ناديده گرفتن كاستيهاي خود و مزاياي رقيب خواهد شد.
از نشانههاي انصاف و حق محوري در نامزدها اعتراف به مزاياي رقيب است.
انصاف به كانديداها گوشي شنوا براي شنيدن انتقادهاي رقيب مي بخشد.
جايگزين ساختن بازگويي نقاط قوت و تواناييهاي خويش به جاي طرح نقاط ضعف و كاستي رقيب نشانه حق مداري و انصاف گرايي نامزد محترم است.
وجود انصاف مانع از برتر جلوه دادن خويش در برابر رقيب است.
نبود انصاف سمت و سوي سخنان كانديداها را بر اساس حذف رقيب تنظيم ميكند.
وجود انصاف و حق محوري در نامزدها موجب تغيير معيار كانديداتوري از منافع شخصي به مصالح عمومي ميگردد.
انصاف مانع از ادامه نامزدي در صورت آگاهي از عدم شايستگي خويش ميشود.
تحمل مخالف و عدم تخريب
عدم تحمل مخالف از سوي نامزدهاي منتخب مردم، گام برداشتن به سوي افتراق و جدايي است.
تحمل مخالف، خويشتنداري مدبرانهاي است كه وجود مخالف را به عاملي براي پيشرفت تبديل ميكند.
تحمل مخالف نشانه رهيدگي منتخب مردم از خودبيني و خودمحوري است.
نقد مخالفان بهترين سنجش براي اندازه رهيدگي و يا عدم رهيدگي نامزدها و يا منتخب مردم از خود محوري و خودپسندي است.
يكي از ويژگيهاي پرهيزكاران، پذيرفتن و تحمل مخالفت است.
توصيه خداوند به پيامبر به عنوان اولويت اول در رفتار با مخالفان، گفتوگو با آنها با حفظ همه آداب انساني و اسلامي اين گفتوگو بوده است.
بسياري از فضيلتهاي اخلاقي همانند بردباري، گذشت، چشمپوشي، تغافل و عيبپوشي تنها با وجود مخالفان معني يافته به ظهور ميرسد.
نامزدي كه سوداي رشد و بالندگي در سر دارد به شنيدن سخنان مخالفان تمايل بيشتري دارد تا تمجيد موافقان.
تحمل مخالف گامي است بزرگ كه منتخب مردم در راه تثبيت وحدت و وفاق ملي بر ميدارد.
چه بسا مخالفتها كه نردبان تعالي شخص شد و اي بسا ستايشها كه مايه تباهي وي گشت.
تلخي برآمده از مخالفتها شيريني اصلاح و بازنگري در رفتارها را در پي دارد و از آن سو شيريني برآمده از ستايشها تلخي خودفريبيها و استمرار عيبها و كاستيهاست.
اي بسا مخالفان كه دستشان بوسيدني است و چه بسا ثناگويان و ستايشگران كه سزاوار نفريناند.
تخريب كانديداهاي ديگر در جريان انتخابات، از عقلانيت و موازين شرعي به دور است.
كسي كه كانديداهاي ديگر را تخريب ميكند؛ در واقع شخصيت خود را زير سؤال ميبرد.
با تخريت رقيبان، ريشه انتخابات سالم را نابود نكنيم.
نقدپذيري
نقدهاي سازنده تابلوي راهنماي رشد تو در مسير تعالي است.
هر نقدي ميتواند راهگشاي مسير تازهاي باشد و انسان را در رسيدن به هدفش ياري دهد.
همواره به ياد داشته باش كه كسي كه تو را نقد ميكند ميتواند دوستي باشد كه ميخواهد تو را در مسير پيش رويت ياري دهد.
گاه مردابهاي سياسي جامعه تنها با انتقادي سازنده نمايان ميشود و تو را از غوطهور شدن در آن باز ميدارد.
شعور انساني يعني قدرت شنيدن، درك و پذيرش انديشهها و افكاري كه متفاوت از تفكرات تو هستند.
تفاوت انسانها در نگرش، سليقه و افكار يكي از برترين هديههاي خداوندي به بشر است زيرا من و تو در كنار هم بهترين انديشهها را ميسازيم.
دلهاي بزرگ و دركهاي عميق از آنِ كساني است كه نظرات مخالف را ميشنوند و ميپذيرند كه سليقه انسانها با يكديگر متفاوت است.
گوش سپردن به صداي مخالف نعمتي است بس بزرگ! اي كاش در اين انتخابات سينهاي گشاده و گوشي شنوا در برابر مخالف داشته باشيم.
انتقاد در انتخابات نقد فرد نيست، بلكه بررسي شاخصهايي است كه ميتواند بهتر باشد.
هر بار كه برنامههاي كانديداي مورد علاقه مرا نقد ميكني دوست دارم به تو شاخه گلي پيشكش كنم چون چراغ انديشه را در خانه ذهنم روشن ميكني.
گريزان بودن منتخب ملت از انتقاد ديگران به معناي فرار از تكامل و رضايت به ضعفها و كاستيهاست.
گزندگي نقد، ترميم كاستيها را به دنبال دارد.
منتخب مردم آنگاه نقدپذير خواهد بود كه به نقدها به چشم موهبت نگاه كند.
نشانه كانديدايي كه تعاليجو است، نقدپذيري و ستايشگريزي است؛ چرا كه نقدها معمولاً فرا برندهاند و ستايشها غالباً فرو برنده.
نقدها چشمهاي مراقبياند كه مانع از در افتادن شخص در چاله خودپسندي و خودمحوري ميشوند.
نقد منصفانه پلهاي است بر روي پلههاي رشد و بالندگي.
بياعتنايي به انتقادها چشم بستن بر عيبها و كاستيهاي خويش است.
انتقادپذيري منتخب ملت از منتقدان باانصاف و دلسوز به درستي رفتار او تداوم ميبخشد.
تنها كساني پذيراي نقد ديگرانند كه پيش از نقد ديگران خود منتقد خويش ميباشند.
اگر بازار نقد از رواج افتد، بازار تملق رونق خواهد گرفت.
عيبها، ضعفها و كاستيها حتي از سايه نقد نيز ميهراسند.
نقد ثروتي است كه چون تلخي و تنديش چهره غبارآلودي به آن بخشيد، چندان مورد اعتناي آدميان قرار نميگيرد.
يكي از اصليترين عوامل گسترش نقد و انتقاد در فضاي جامعه، استقبال منتخب ملت از نقدهاست.
تلخي بر آمده از نقدها، شيريني اصلاح و بازنگري در رفتارها را در پي دارد.
من انديشههاي تو را فروتنانه ميپذيرم زيرا ميدانم تو نيز ميخواهي فردايمان بهتر از امروزمان ورق بخورد.
فصل پنجم: اهميت و جايگاه انتخابات
زير فصل ها
دورنماي انتخابات
شاخصها و ملاكهاي رياست جمهوري
شاخصها و ملاكها براي انتخاب
اصول و ارزشها
حماسه حضور
تجلي حضور
اينك نوبت آرامش...
سپاس از حضور
دورنماي انتخابات
انتخابات، برگ زرّيني بر تارك ايران اسلامي.
انتخابات، نماد مردمسالاري ديني است.
انتخابات، شور و شعور جمعي است.
انتخابات، سرمايهاي ماندگار براي آيندگان است.
انتخابات، جاري شدن و پيوستن به درياي بيكران است.
انتخابات، مشاركت در خوبيها است.
انتخابات، مشق عشق در بذل صداقت و مهرورزي است.
انتخابات، چراغي بدون خاموشي است.
انتخابات، هديه ما به آيندگان است.
انتخابات، بهاري بيخزان است.
انتخابات، نداي ماندگار نيكي در امتداد زمان است.
انتخابات، دريچهاي به سوي روشنايي است.
انتخابات، رمز پيشرفت نظام اسلامي است.
انتخابات، تجلّي شعار استقلال و اقتدار ملي است.
انتخابات، تمرين مردمسالاري ديني است.
انتخابات، تبلور خرد جمعي است.
انتخابات، سلامي دوباره به ايران اسلامي است.
انتخابات، عمل به رأي اكثريت، احترام به رأي اقليت است.
انتخابات، به قدرت رساندن پابرهنگان است.
انتخابات، بانگ وحدت ايرانيان است.
انتخابات نشانه اقتدار ملي.
انتخابات، پاشيدن بذر نيكي است.
انتخابات، ثروتي تمام نشدني است.
انتخابات، مايه مباهات ايرانيان است است.
انتخابات، خوني هميشه جاري در رگهاي انقلاب است.
انتخابات، سيلابي براي غرق شدن دشمنان است.
انتخابات، فصل پرطراوت مشاركت همگاني در سرنوشت است.
انتخابات، نشانه غرور ملي است.
انتخابات، حضور سبز ايرانيان است.
انتخابات، ساختن ايران زمين است.
انتخابات، وظيفهاي ملي و ديني است.
انتخابات، نسيم محبت و مهرورزي است.
انتخابات، عبادتي همگاني است.
انتخابات، رودخانه خروشان ملت براي دريا شدن است.
انتخابات، گلستان بيخزان است.
انتخابات، باران رأي است.
انتخابات، ذخيره هميشه ماندگار براي انقلاب است.
انتخابات، باران رحمت آسمان بيانتهاي دلهاي بهاري است.
انتخابات، چشمهساري است كه در بهار محبت ايرانيان، از كوهسار سخاوت جاري ميشود.
انتخابات، رودخانهاي خروشان است كه سرزمين دلهاي خسته و تشنه را سيراب ميكند.
انتخابات، جادهاي است كه با عبور از آن، ميتوان به سرمنزل مردمسالاري ديني دست يافت.
انتخابات، تجلي گوهر زيباي مشاركت همگاني و شركت در آينده است.
انتخابات، اقيانوسي از نيكيهاست كه قطراتش را نميتوان شمرد.
انتخابات، عملي است ماندگار كه خير دنيا و آخرت در آن نهفته است.
انتخابات، درختي پرثمر است كه آيندگان از ميوه آن بهره خواهند برد.
انتخابات، ستارههاي پرفروغ آراي مردم باايمان است كه به دنبال آن، خورشيد مردمسالاري ديني طلوع ميكند.
انتخابات يعني پيگيري حقوق خود.
انتخابات مظهر اراده مردم است.
شركت در انتخابات، از مصاديق شكر ايزد است.
شركت در انتخابات، لبيك به ولي امر است.
شركت در انتخابات، نماد بلوغ سياسي است.
شركت در انتخابات، انجام وظيفه ديني و ملي است.
شركت در انتخابات، از قطره در آمدن و دريا شدن است.
شركت در انتخابات، مشاركت در سرنوشت جامعه است.
شركت در انتخابات، از بيتفاوتي در آمدن و احساس مسئوليت كردن است.
شركت در انتخابات، خير است و خداوند ميفرمايد: «فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ؛ در نيكيها بر يكديگر پيشي گيريد».
شركت در انتخابات، مشت محكم به دهان ياوهسرايان است.
شركت در انتخابات، يعني اوج دوست داشتن همنوعان است.
شركت در انتخابات، مشاركت در آينده است.
شركت در انتخابات، پشتيباني از ولايت مطلقه فقيه است.
شركت در انتخابات، بهاري است كه خزان نخواهد داشت.
شركت در انتخابات، بهترين اندوخته براي رسيدن به آرزوهاست.
شركت در انتخابات، از بالاترين كمالها و رسيدن به قرب الهي است.
شركت در انتخابات، يعني خير آخرت را براي خود خريدن.
شركت در انتخابات، سپردهگذاري نزد خداي سبحان است.
شركت در انتخابات از روي اخلاص و آگاهي، سيم خارداري ميان بهشت و دوزخ است.
صداي زيباي ريزش آبشار آراء مردم به صندوق را ميشنوي؟ گويي هر قطرهاش دريايي است.
دل صندوق رأي، باران دستان مردم را طلب ميكند.
قطرههاي رأي، دست در دست هم نهرهايي ميشوند براي آباداني.
هر رأي ما چون تيري است بر قلب شيطان بزرگ.
در انتخابات شركت كن كه وقتي خودت تصميم نگيري برايت تصميم ميگيرند.
انتخابات، ريشهدار كردن مشاركت مردم در نظام مردمسالاري ديني است.
انتخابات بهترين راه مشاركت در تصميم سازي كلان كشور است.
شركت در انتخابات تضمين كننده سلامت و امنيت اجتماعي است.
شركت در انتخابات قدم در راه حفظ و برقراري امنيت اجتماعي همراه با مردم به دست مردم و براي مردم.
از مهمترين كاركردهاي انتخابات، قاعدهمند نمودن انتقال قدرت سياسي از گروهي به گروه ديگر است.
انتخابات ايران همفكري، مشاركت و نظرخواهي از مردم در امور آنهاست.
اعتماد به نفس، اولين هديه مشاركت اجتماعي.
برگزاري انتخابات احترام به حق مردم براي انتخاب دولت است.
مشاركت مردم در انتخابات ياري دادن به نظام است.
از طريق مشاركت بخت آن را مييابيد كه ابتكار و آفرينندگي خود را براي دستيابي به اهداف نظام به كار گيريد.
مشاركت عامل تقويت بنيانهاي اعتقادي و عامل بروز شكوفايي افكار و ايدههاست.
انتخابات ترازويي است براي سنجش اقتدار و عزت ملي. با حضورمان كفه اين ترازو را به سمت فردايي روشن سنگين كنيم.
آن حماسه بزرگ و باشكوه آن روز رقم ميخورد كه ما با حضورمان بزرگي و عزت مردم را به جهاني كه چشمش به برگهاي رأي ما خيره مانده، نشان دهيم.
انتخابات براي مسير حركت جامعه تعيينكننده است.
انتخابات يعني به وجود آمدن وضع جديد در جامعه.
انتخابات يعني امكان همراهي آرمانگرايي با واقعبيني.
انتخابات بايد وسيله قوت ملي باشد.
انتخابات، نماد همبستگي و يكدل بودن ماست، بياييد شكوه وحدت خود را بار ديگر به رخ جهانيان بكشيم!
انتخابات بايد مايه عزت روزافزون اسلام باشد.
انتخابات بايد وسيله افزايش اقتدار ملي باشد.
انتخابات نبايد وسيله تضعيف نظام باشد.
انتخابات يعني انجام كارهاي بزرگ توسط ملت.
انتخابات يعني سهيم بودن مردم در مديريت كشور.
انتخابات، يعني به كرسي نشاندن رأي اكثريت.
انتخابات، جلوه اتحاد ملتي مقتدر.
حضور در انتخابات وظيفهاي عمومي و همگاني است.
انتخابات، تجليگاه قدرت و استقلال ملت ايران است.
انتخابات، يعني اراده و عزمي ملي براي رسيدن به اقتداري ملي.
انتخابات، مظهر مشاركت عمومي در سرنوشت ملي است.
انتخابات يكي از عرصههاي تجلي همت و نمايش وحدت مردم ماست.
دستاندركاران بايد با اقدامات سنجيده و تدابير لازم و فضاسازي مناسب، زمينه حضور حداكثري مردم در انتخابات را فراهم ساخته تا موجبات اميد بيشتر دوستداران و نااميدي و شكست دشمنان اسلام را فراهم نمايند.
پذيرش مسئوليتها در نظام اسلامي، قبول رسالتي الهي و ملي براي تحقق آرمانهاي اسلامي و خدمت به مردم است.
مردمسالاري ديني يعني من با حضور در انتخابات بيست و چهارم خرداد يادگار بزرگ شهيدان را پاس ميدارم.
انتخابات، عرصه بروز اقتدار ايران است.
انتخابات، نمايشگاهي از عزت ايران اسلامي ماست.
انتخابات يعني جلوگيري از طغيانها، خودخواهي و تعرضها.
يك انتخاب درست، بلوغ سياسي و فكري و عقيدتي ملتي است كه مردمسالاري را نقطه اوج انقلابش ميداند.
انتخابات يكي از عرصههاي تجلي وحدت و نمايش وحدت مردم است.
مردم نقش بزرگي در ايفاي اين رسالت و تكليف بزرگ بر دوش دارند.
در انتخابات انگيزههاي شخصي و تمايلات فردي و گروهي و جناحي نبايد بر مصالح عمومي و حقوقي افراد مقدم شود.
رأي مردم در نظام جمهوري يك امانت الهي است.
هر رأي سنگ بناي براي تحكيم ساختارهاي قانوني نظام است.
حضور در انتخابات، يعني پايبندي به آرمانها و ارزشهاي اسلامي.
شركت در انتخابات، يعني زنده نگه داشتن روح نشاط و احساس مسئوليت در جامعه.
انتخابات را نماد يكپارچگي خود سازيم.
انتخابات يعني حضور آگاهانه، يعني حماسه.
حضور مردم در عرصه انتخابات، گامي مهم در راه نهادينه شدن مشاركت در كشور است.
انتخاب صحيح، يك تير است بر دو هدف: قدرت يافتن صاحبان لياقت و جلوگيري از ورود نالايقان در صحنه قدرت.
مردمسالاري اسلامي به آراء و انتخاب مردم تكيه دارد.
شركت در هر انتخابات پيشرفت در ساخت قلعه مستحكم نظام جمهوري اسلامي است.
انتخابات يكي از مظاهر مردمسالاري اسلامي و دعوت دين براي دخالت در امور اجتماعي است.
برگزاري انتخابات در نظام اسلامي يكي از نشانههاي مردمسالاري ديني است.
انتخابات يعني وظيفهشناسي مردم در تعيين سرنوشت سياسي، سنگ محك كانديداها و طرفداران در ميدان اخلاق، امانتداري مجريان و در نهايت ساختن آيندهاي توأم با مهر و همدلي!
معتقدان صادق نظام اسلامي شركت در انتخابات را وظيفه خود ميدانند.
اعتراض به مسائل نظام، دليل موجهي براي وارد نشدن در ميدان انتخابات نيست.
انتخابات ايران به معناي نقشآفريني معتقدان به تفكر اسلامي در جمهوري اسلامي است.
اسلام دين اخلاق است. دين پايبندي به ارزشهاي ناب و انساني. با زير پا گذاشتن اين اصول سلامت انتخابات را به خطر نيندازيم.
شركت در انتخابات فهم صحيح، عمل به واجب و انجام وظيفه است.
براي رأي خود ارزش و براي پيروز انتخابات حق قائل شو.
رأي دادن بدون تأمل دام است و تأمل بدون انتخاب بيفايده.
داشتن ذهن انتخابگر كليد مديريت انتخاب و بهترين استفاده از حق رأي است.
هموطن! به اصلح بودن كانديداي موردنظر خود اطمينان داريد؟
دينمداري و انتخاب اصلح، دوستان قديمياند و در صندوق رأي متحد ميشوند.
طوري انتخاب كنيد كه وقتي ديگران با شما بحث ميكنند انتخابتان برايشان قانعكننده باشد.
با رأي ندادن هيچ چيزي عوض نميشود، انتخاب اصلح، كليد پيروزي است.
فردي را انتخاب كنيم كه ادامهدهنده راه امام و شهدا باشد.
اگر ميخواهيم به آرزوهايمان جامه عمل بپوشانيم، در انتخابمان دقت كنيم.
فردي را انتخاب كنيم كه ملت عزيز ايران را به آرمانهاي بلندش برساند.
شركت مردم بابصيرت و مؤمن ايران اسلامي تجديد ميثاق با آرمانهاي انقلاب، امام راحل و شهيدان والامقام انقلاب اسلامي است.
انتخابات، تجليگاه اراده مؤثر و بصيرانه مردم است.
فرصت پيش آمده كه تمرين آگاهي و همدلي و همبستگي است را قدر بدانيم.
با حضور آگاهانه و باشكوه خود، عظمت ايران اسلامي را به جهانيان نشان دهيم.
انتخابات، گذشتن از خواستههاي فردي و سلايق شخصي به نفع آرمانهاي ملي است.
مشاركت عمومي براي رسيدن به آرمانهاي ملي قابل تحسين و تقدير است.
انتخابات امتحاني است الهي كه مردم در آن همبستگي را امتحان ميدهند و نمايندگان اخلاقمداري و انسانيت را.
به وجود آمدن روحيه همدلي و همبستگي ملي در سايه مشاركت مردم با ايمان ايران اسلامي امكانپذير است.
نمايندهاي را انتخاب كنيم كه متعهد باشد و براي گسترش عدالت تلاش كند و فكرش به سمت قلههاي پيشرفت و آباداني تلاش كند.
نمايندهاي ميتواند سرنوشت كشور را به دست بگيرد و كشور را به پيشرفت برساند كه ولايتمدار و آگاه و بابصيرت باشد.
نمايندهاي را انتخاب كنيم كه ايراني آباد بسازد و در سازندگي كشور بكوشد.
سرنوشت فرداي ايران اسلامي، وابسته به رأي مسئولانه و شركت آگاهانه امروز توست.
اتكاي به مردمسالاري ديني و اسلامي شاخصه جمهوري اسلامي ايران.
انتخابات، تجلي حضور و عرصه تحقق اراده ملت براي تعيين سرنوشت خويش است.
هر كانديدا يا حزب سياسي كه در كارزار انتخاباتي شركت ميكند، بايد حقوق و آزاديهاي ديگران را محترم شمرد.
هر كانديدا يا حزب سياسي كه در انتخابات شركت ميكند، بايد نتيجه انتخابات سالم و منصفانه را بپذيرد.
هر رأي در برگيرنده فكر، سليقه و انديشه شهروندان مسلمان در نوع نگرش به اداره كشور است.
انتخاب انعكاس آواي انسانهايي است كه با قلم اختيار، سرنوشت را آن گونه كه مي خواهند مي نويسند.
انتخاب كنندگان – اين صاحبان اصلي دولت و صاحبان كرامت انساني- در پي جست وجويي بهترين گزينه اند.
انسان آيينه اي است از كرامت و بينش وانديشه آسماني ! پس با راستي و اخلاق گرايي در اعطاي حق انتخاب به او بايد اين آيينه را شفاف تر كرد.
انتخاب زاييده كرامت انساني ماست.
انتخابات، پاسداشت عزت ايراني است.
انتخابات، آينه اقتدار ميهن ماست.
نقش و وظايف نخبگان و شخصيتهاي تأثيرگذار
حضور نخبگان و شخصيتهاي اثرگذار يكي از عوامل مهم براي شكلدهي مشاركت حداكثري در انتخابات است.
حضور نخبگان و شخصيتهاي برجسته و تأثيرگذار مايه زايش و رويش اعتماد به نفس در مردم براي شركت در انتخابات است.
حضور نخبگان و شخصيتهاي تأثيرگذار در پاي صندوقهاي رأي افزايش باور مردم نسبت به درستي حضور خود را در انتخابات در پي دارد.
حاضر شدن شخصيتهاي برجسته علمي و معنوي در پاي صندوقهاي رأي دمش شور و نشاط بيشتر در كالبد انتخابات است.
حضور نخبگان و بزرگان علمي و معنوي در پاي صندوقهاي رأي فراخواني است علمي براي حضور گسترده مردم در انتخابات.
نقش وظايف مطبوعات و رسانهها
سهم رسانه در شكلدهي مهمترين شاخصه انتخابات يعني انتخاب آگاهانه و آزادنه سهمي ممتاز و منحصر به فرد ميباشد.
رسانهها و مطبوعات دو زبان گويا براي فراخوان مردم براي مشاركت حداكثري ميباشند.
بدون حضور رسانه و مطبوعات انتخابات از شور و هيجان كافي برخوردار نخواهد بود.
رسانه و مطبوعات در صورتي به طراز شايسته خود دست مييابند كه با دميدن خردورزي در انتخابات، انتخابات شورمندانه صرف را به انتخابات خردورزانه پرشور تبديل سازند.
بيطرفي مطبوعات و رسانه نسبت به نامزدها يكي از اثرگذارترين عوامل براي شكلدهي مشاركت حداكثري در انتخابات است.
رسانهها ميتوانند در زمان انتخابات پوشش انتخاباتي عادلانه و بيطرفانهاي داشته باشند.
وظيفه رسانهها رونق بخشيدن به فضاي انتخابات با هنرمندي و ابتكار است.
انصاف و بيطرفي نسبت به نامزدهاي محترم دو بايسته اخلاقي مهم براي اصحاب رسانه و مطبوعات ميباشد.
نقش و وظايف بخشهاي نظارتي و اجرايي
مجريان و برگزاركنندگان حلقههاي كاملكننده زنجير انتخابات ميباشند.
نام مجريان و برگزاركنندگان انتخابات در رديف عوامل آبروبخش به انتخابات از درخشش ويژه برخوردار است.
به بارنشستن نهال انتخابات در گرو تلاشهاي پيگير و همه جانبه مجريان و برگزاركنندگان است.
يكي از عوامل زمينهساز براي حضور كرامتمندانه مردم در انتخابات رفتار كريمانه مجريان و برگزاركنندگان با رأيدهندگان است.
مجريان و برگزاركنندگان انتخابات يكي از سهامداران تحقق مردمسالاري ديني در جامعه اسلامي ايران هستند.
از بايستههاي اخلاقي مجريان و برگزاركنندگان انتخابات، كرامت نهادن، به رأيدهندگان و رفتار فروتنانه و احترامآميز با آنان است.
گشادهرويي مجريان و برگزاركنندگان، افزايش نشاط و شادابي رأيدهندگان را در پي دارد.
رفتار ناپسند و نادرست مجريان و برگزاركنندگان انتخابات با رأيدهندگان اهانت به انتخابات بوده موجب ايجاد دلسردي رأي دهندگان است.
نظارت بر انتخابات، دلگرمي بخشيدن به مردم براي حضوري پرنشاط در انتخابات است.
ناظراني چون شوراي محترم نگهبان با تأييد و يا رد منصفانه نامزدها، نقشي اساسي در بصيرتدهي به مردم دارند.
نظارت درست و منصفانه بر انتخابات، بهترين دلگرمي براي رأيدهندگان براي حضوري همراه با اطمينان قلبي نسبت به رأيهاي آنان در پاي صندوقهاي رأي است.
يكي از آسيبهاي انتخابات، عدم نظارت دقيق و درست بر انتخابات است.
يكي از عوامل زمينهساز براي تخلفهاي انتخاباتي عدم نظارت هوشيارانه از سوي ناظران بر مسئله انتخابات است.
نظارت سالم، درست و منصفانه بر انتخابات، در گرو پرهيزكاري، انصاف و بيطرفي ناظران است.
نظارت استوار بر انتخابات، به منظور حفظ سلامت انتخابات و پاسداشت رأيهاي مردم راه نفوذ و دخالت بيگانگان را ميبندد.
تأييد نامزدهاي صالح و داراي صلاحيت از سوي شوراي محترم نگهبان و شناساندن آنها به مردم، گامي بلند در راه تحقق شايستهسالاري در جامعه
حضور در انتخابات نشانه همبستگي
در اين انتخابات ما به همه نشان خواهيم داد كه هنوز هم پيوند و همبستگيمان تيريست در چشم دشمن.
هموطن، سرت را با افتخار بالا بگير، وقتي اين همه شكوه و همبستگي كشورت را به اوج ميرساند.
يادآوري حماسههاي پيشين ملت و يك همبستگي به يادماندني، با حضور در انتخابات.
ميدانم اين بار نيز مانند تمام انتخابات گذشته حتي اگر اول وقت بر سر صندوقهاي رأي حاضر شوم، باز هم اولين نخواهم بود!
وقتي همه يك هدف را دنبال ميكنيم پيوندي عميقتر را حس ميكنيم.
صفوف انتخابات همانند ريسمان نقرهاي است كه دانههاي مرواريد را كنار هم جمع ميكند.
پيوند دلهايي عميقتر است كه به يك موضوع ميانديشند.
انتخابات يك اتفاق فردي نيست؛ امري است همگاني همراه با پيوند بيشتر.
اين روزها همه همدلانه به فكر يك هدفيم؛ انتخابي برتر... .
ما همه يك چيز ميخواهيم؛ انتخابي بهتر براي كشوري بزرگ.
زيبايي انتخابات در همبستگي بين ماست.
حضور در انتخابات نشاني است از همدلي و همبستگي شركتكنندگان.
حضور در اين انتخابات فرصتي است براي نشان دادن همبستگيمان.
با ايجاد پيوند و تحكيم همبستگيمان به وسيله حضور در انتخابات، هيچگاه به دشمن اجازه دخالت در امور كشور را نخواهيم داد.
مهم نيست كه نظراتمان در انتخاب يكي نيست، مهم اين است كه با هم همدليم.
نشانه همبستگي ما حضور ميليوني ما در انتخابات است.
امروز پيوندمان محكم و هدفمان يكي است؛ اعتلاي ميهن اسلامي... .
اگر دستهاي من و تو با هم باشد، ميتوانند بهترين آينده را براي ميهن عزيزمان به ارمغان آورند.
حضور گسترده ما در انتخابات نمايشگاه همبستگي و اتحاد ملتي است كه دست در دست هم به آباداني فرداي خويش اميدوارند.
آينده از آن ماست، وقتي با قلبهايي گره خورده و انديشهاي متحد به سويش قدم ميگذاريم.
امروز روز ما شدن است، روز فراموشي منها وچشيدن طعم همبستگي و اتحاد.
وقتي دستهاي من و تو به هم بپيوندد و ما شويم، خورشيد فردا گرمتر از امروز و زيباتر از هر روز طلوع خواهد كرد.
حفظ منافع ملي و مصالح اسلامي
در اين انتخاب سرنوشتساز هيچگاه مصلحت كشورم را به سليقه شخصيام معاوضه نخواهم كرد.
بياييد در تبليغاتمان مصلحت را فداي سليقه و منافع شخصي نكنيم.
انتخابات سالم محكمترين سپري است كه ما ميتوانيم آن را چونان زرهي پولادين در برابر دشمنان ايران و اسلام نگه داريم.
انتخابات، نمونه رفتار درست سياسي براي حفظ منافع ملي و نقطه اتصال مردم و نظامي است كه خواستهاند تا اين حكومت اسلامي باشد.
انتخابات سالم آيينهاي تمام قد از پايبندي ميليونها ايراني به ارزشهاي خواستني ايراني، انساني و اسلامي است.
انتخاب بيهيچ جانبداري و تنها بر اساس آنچه خواسته اسلام شريف است و سودمندي ايرانمان، نقطه عطفي در رفتار ماست كه دست طمعكاران را از عرصه سياست جدا ميكند.
اين انتخابات ادامه استقلالطلبي و آزادي خواهي انقلاب پنجاه و هفت است. همانجا كه مسلمان بودنمان با حس ايراني ماندنمان درآميخت و انفجار نور را رقم زد.
انتخابات سالم
انتخابات سالم يعني مصون بودن از مداخله قدرتهاي خارجي.
انتخابات سالم يعني توسعه مشاركت و احساس وظيفه نسبت به مديريت كشور.
انتخابات سالم يعني تصميم گرفتن با بصيرت.
انتخابات سالم آن است كه قواعد اخلاقي و انساني در آنچه نفي يا اثبات ميشود رعايت گردد.
با برگزاري انتخابات سالم، فضاي اعتماد را در جامعه حاكم نماييم.
انتخابات سالم ميتواند سكويي براي وحدت ملي و اقتدار نظام بسازد.
برگزاري رقابت انتخاباتي سالم نتيجه بلوغ فكري، سياسي و فرهنگي ملتي است كه مهمترين دغدغهاش را انتخاب بهترين فرد ميداند و نه صرفاً پيروزي.
با برگزاري انتخابات سالم و پُرشور، سربلندي و سرافرازي آينده ايران را تضمين كنيم.
انتخابات سالم، يعني سرفرازي ايران.
كمك براي برگزاري انتخابات سالم، رسالتي است كه تك تك افراد جامعه بر دوش دارند.
شور و شعور ملت، تلاش دولت براي تضمين سلامت انتخابات را ميطلبد.
اگر انتخابات سالم نباشد، نميتواند مانع بروز هرج و مرج و آشفتگي در جامعه باشد.
وقتي براي ايجاد نظم و دموكراسي در جامعه از انتخابات استفاده ميكنيم، لازم است ابزار سالمي در اختيار داشته باشيم.
مردم بايد بهترينها را انتخاب كنند، نه كساني كه مورد علاقه آنها يا منتخب حزب آنهاست.
قانون، چهار چوب برگزاري انتخابات را تعيين ميكند و اگر كسي از اين چهارچوب عدول كند، سلامت انتخابات را به خطر مياندازد.
همه افراد بايد قانون انتخابات را مراعات كنند، تا اين جريان خروشان از مسير اصلي خود خارج نشود.
ملت بايد به برگزاركنندگان انتخابات اعتماد كامل داشته باشند، تا با حضور خويش حماسه بيافرينند.
هر كس، هر سليقه و طرز فكري كه داشته باشد، بايد به دنبال انتخاب اصلح باشد.
سلامت جامعه من، سلامت انتخابات كشور من است.
انتخابات سالم يعني تبلور نقش بيبديل ايمان و بصيرت در شكلدهي به مسير زندگي و سرنوشت يك ملت.
انتخاب نادرست يعني هدر رفتن استعدادهاي انسان يك جامعه.
انتخاب درست زمينهساز بهكارگيري زنجيرههاي فكري درست و ذهنها در جامعه خواهد شد.
انتخاب درست زمينهساز پيوند عاطفي و عقيدتي بين مردم و مسئولان است.
انتخاباتي سالم است كه رضايت خداوند متعال، حضرت وليعصر[ و نايب بر حقش را بهدنبال داشته باشد.
فضايي كه برخلاف آموزههاي ديني سرشار از تهمت و دروغ ميشود، هرگز انتخابات سالمي را رقم نخواهد زد.
يك انتخابات ناسالم، نه تنها باعث نوميدي دشمنان نميشود؛ بلكه شادي آنها را مضاعف نموده و نااميدي ملت را در پي دارد.
انتخابات ناسالم، دشمن را شاد و دوستان را نااميد ميكند.
انتخابات سالم، ضمن ايجاد نشاط اجتماعي در جامعه، باعث حضور حداكثري مردم در پاي صندوقهاي رأي ميشود.
انتخابات سالم يعني اهميت دادن به رأي مردم.
مردم فهيم ايران ميدانند كه با انتخابي سالم، امنيت و اقتدار را به ميهن خويش هديه ميدهند.
يادمان باشد! انتخاباتي براي مملكت ما مفيد است كه باشكوه، سالم و به دور از حواشي زايد باشد.
انتخابات سالم و به دور از حاشيه، نويدبخش همبستگي و وحدت تمام اقشار جامعه است.
انتخابات سالم يعني كوتاه شدن دست افراد ناصالح از دستاندازي به مراكز حياتي جامعه.
انتخابات سالم يعني قرار گرفتن افراد صالح در مراكزي كه شايسته آن هستند.
انتخابات سالم يعني تجمع بر گرد اصول اساسي نظام جمهوري اسلامي.
انتخابات سالم يعني هيچ كس نتواند برخلاف قانون، ميل و اراده خود را به ديگران تحميل كند.
انتخابات سالم يعني حفظ اتحاد در عين پذيرش وجود اختلاف.
پاداش حضور حداكثري ملت در انتخابات، نتيجه سالم انتخابات و نظارت دستاندركاران بر روند انتخابات است.
ملتي كه با حداكثر توان خود وارد انتخابات ميشود، پاداشي جز يك انتخابات سالم ندارد.
ايران، كشوري قانونمند و مقتدر، در پي انتخاباتي سالم و باشكوه و حضور اكثريت ملت.
اگر برگزاركنندگان انتخابات، مجري قانون باشند و از هر نوع طرفداري بيجا پرهيز كنند، ميتوانيم در انتظار يك انتخابات سالم باشيم.
اگر انتخابات سالم صورت بگيرد، فقط برگزيدگان ملت، امور آنها را به دست خواهند گرفت. انتخابات سالم، جزوي از شاكله يك جامعه متمدن و با اخلاق اسلامي است.
انتخابات ناسالم سبب برگزيده شدن افراد ناسالم براي كليديترين پستهاي جامعه است.
يك فضاي انتخاباتي ناسالم، جامعه را به چالش كشيده و سبب خلط شدن باطل و غيرباطل ميشود.
ناسالم كردن فضاي انتخابات يعني آميختن باطل و غير باطل.
در يك فضاسازي ناسالم براي انتخابات، قدرت تشخيص از مردم گرفته ميشود و سبب ورود افراد ناصالح به صدر مسند نظام است.
پيشينه تمدن باشكوه ملت ايران ايجاب ميكند كه با انتخابات سالم، افتخاري به افتخارات ميهن خود بيفزاييم.
افرادي كه نمونه فضيلت، دانش و اخلاق اجتماعي باشند، فقط با يك انتخابات سالم ميتوانند در جايگاه تصميمگيري قرار بگيرند.
در يك فضاي انتخاباتي ناسالم حقيقت گفته نميشود و قدرت انتخابات صحيح از مردم گرفته ميشود.
انتخابات ناسالم باعث ورود افراد نالايق به جايگاه تصميمگيري ميشود.
انتخابات ناسالم سبب بياعتمادي مردم به مسئولين خواهد شد.
پس از يك انتخابات سالم، مردم پشتيبان كانديداي منتخب خود خواهند بود.
نظام فرهنگي و شايستهسالاري كشور ما، متضمن اولويتهايي مثل انتخابات سالم است.
قلبها براي خلق حماسهاي ديگر تپيدن گرفته است و ايرانيان براي حضوري متفاوت و مقتدرتر از هميشه لحظهشماري ميكنند.
ماهيت انقلاب ما، يك نظام ارزشي است و بر اين اساس ارزشمند بودن يك انتخابات سالم، در اين نظام تبين ميشود.
رقابت سالم
رقابت سالم و اساسي بين كانديداها، سبب افزايش شور و نشاط مثبت در جامعه است.
عمل به دستورات و معارف قرآني از ايجاد فضايي نا سالم در انتخابات جلوگيري ميكند.
وقتي آموزههاي ديني فراموش ميشود؛ هر چيزي ممكن است دچار فساد شود؛ حتي انتخابات.
رقابت ناسالم انتخاباتي، سبب كمرنگ شدن اخلاق در جامعه ميشود.
از آنجا كه نفس انسان ميل به پاكيها دارد، در پرتو رقابتي سالم بهتر تصميم ميگيرد.
فرقي نميكند تو پيروز شوي يا من! مهم اين است كه پيروزي با رقابتي سالم و به دور از هرگونه بيبصيرتي به دست آيد.
رقابت سالم در انتخابات حداقل شرطي است كه ميتواند معناي راستين انتخابات را نمايان كند.
انتخاب مناسب در رقابتهاي سالم موفقتر خواهد بود.
فرصت تبليغات نيز مانند تمام فرصتها ميگذرد، چيزي كه باقي ميماند سلامت نفس ما در اين رقابت است.
تخريب ديگران موجب تقويت ما نميشود.
هر تبليغ و شعاري رقابت نيست؛ تبليغات بايد به دور از سموم ارتباطي و شعارهاي تو خالي انجام شود.
بهتر است كانديداها به جاي نفي رقيبان خود، تلاش كنند كه خود را اثبات نمايند.
مردم براي حضور در انتخاباتي كه رقابت سالم نباشد، انگيزهاي نخواهند داشت.
بياييداز فرصت طلايي تبليغات بهطور سالم استفاده كنيم.
رقابت در همه دنيا براي گرم كردن بازار انتخابات است نه سرد كننده آن.
فضاي انتخابات بايد به گونهاي باشد كه موجب تحكيم وحدت و همبستگي اقشار مردم و اقتدار نظام شود
رقابت سالم، يعني ارائه برنامه.
رقابت سالم، يعني حفظ و تقويت همگرايي و همدلي و محبت و وحدت.
براي ايجاد فضاي رقابتي سالم، بايد تمام آحاد مردم و كانديداها به سلامت انتخابات اطمينان داشته باشند.
رقابت سالم، يعني پرهيز از تفرقه و كدورت.
رقابت سالم، يعني احترام به حقوق ديگران.
در صورت همراه بودن مردم و مسئولان در انجام وظايف، رقابت سالم ايجاد ميشود.
پذيرش گفتمان پيشرفت، عدالت و خدمت به عنوان يك گفتمان فراجناحي و فراگروهي بايد جزء مفروضات يك رقابت سالم باشد.
رقابت سالم غير از خصومت و تهمتزني متقابل است.
رقابت به معناي اثبات خود با نفي ديگران نيست.
رقابت سالم، كشور را در برابر خطرها بيمه ميكند.
رقابت سالم، روح شادي و نشاط به كالبد وطن ميدمد.
رقابت سالم، جلوهاي از چنگ زدن ملت به ريسمان الهي است.
رقابت سالم، دشمن را از انجام توطئه، خسته و نااميد ميسازد.
رقابت سالم، روحيه همبستگي و اتحاد را در كشور تقويت ميكند.
رقابت سالم، حضور سبز مردم را در تاريخ ماندگار ميسازد.
رقابت سالم، به بيگانگان، درس خوبي از آزادي و مردمسالاري ميدهد.
رقابت سالم، به مردم، حركت و پويايي در عرصه سياست و اجتماع ميبخشد.
رقابت سالم، بيانگر همراهي و همگامي مردم با دولت خدمتگزار است.
رقابت سالم، گوشهاي از عزت و اقتدار كشور را به نمايش ميگذارد.
رقابت سالم، وظيفهشناسي، مسئوليتپذيري و حقطلبي مردم است.
رقابت دادن وعدههاي خلاف قانون براي جلب نظر مردم نيست.
رقابت ناسالم به بيگانگان فرصت ميدهد تا يك شورش تمامعيار خياباني را با كارگرداني خود و نقشآفريني طرفداران نامزدها، به سمت به خطر انداختن امنيت كشور هدايت كنند.
رقابت سالم؛ يعني تحمل رقيب و امكانسازي زمينه پذيرش رأي اكثريت.
رقابت سالم به جاي خصومت در زمان تبليغات انتخابي به كاهش مسائل حاشيهاي كمك ميكند و زمينه را براي برگزاري انتخابات سالم و قانونمند فراهم ميكند.
رقابت ناسالم، افراد ناسالم را براي اصلاح مملكت معرفي ميكند و اين نقض قرض است.
افرادي كه براي اصلاح امور مملكت انتخاب ميشوند اگر با رقابت نا سالم به منصب برسند، نميتوانند به وظيفه خود عمل كنند.
جهان پيرامون! منتظر اتفاق يا حتي حماسهاي مانا و بزرگ باش كه ايران آن را در سمفوني قدرت و عزت و اقتدار خود فرياد خواهد كرد.
پاسداشت ايرانمان يعني حضور باقدرت در انتخابي كه عزت سرزمين ارجمند ما را در پي دارد.
شايد در ظاهر قطرههاي جدا افتاده از هم باشيم؛ اما در انتخاب پيشرو هر چه با هم بودنمان پرشكوهتر باشد، دريايي سهمانگيزتر خواهيم بود براي آنان كه به قدرت ايران باور ندارند.
در يك تمدن درخشان، ابعاد انساني و اخلاقي حكم ميكند كه رقابت سالم داشته باشيم.
كسي كه با ايجاد فضاي دروغ و تهمت، آراي مردم را طلب كند، خيلي زود به بن بست بياعتمادي مردم خواهد رسيد.
در جامعه اسلامي فاصلهاي بين مردم و مسئولان براي بيان حرفها و انتظارات وجود ندارد.
مرزبندي با دشمن و روشنگري در خصوص مقاصد شوم بيگانگان بايد سرفصل همه موضعگيريها باشد.
مصالح ملي و منافع كشور ايجاب ميكند كه رقابت انتخاباتي سالم در كشور برگزار شود.
انتخابات بايد در چارچوب اصول عاليه اسلامي، در سلامت كامل برقرار شود.
معني اصلي انتخابات رساندن جامعه به كمال و شخصيت بخشيدن به افراد است و اين معني بايد از راه صحيح محقق بشود.
اهميت دادن به رأي مردم يعني برقراري وحدت و انسجام ملي.
سلامت و ثبات سياسي
ثبات سياسي عامل پيشرفت در علم، اقتصاد و صنعت و در نتيجه عزت ملي است.
ثبات سياسي از مهمترين خواستههاي يك ملت است.
ثبات سياسي موجب امنيت و آرامش است.
سعي دشمنان برهم زدن ثبات سياسي كشور با شيوههاي گوناگون است.
ثبات سياسي نشانه اقتدار يك ملت است.
لازمه ثبات سياسي نشاط، بصيرت و هوشياري مردم است.
اطمينان مردم به مسئولين از لوازم ثبات سياسي است.
ثبات سياسي يعني استمرار سياستها.
ثبات سياسي يعني وحدت مردم و اتحاد كلمه مسئولان.
ثبات سياسي مهمترين زير بناي پيشرفت است.
سلامت سياست يعني پرهيز از گفتوگوي همرا با هياهوي بدون گفتوگوي انتقادي.
سلامت سياست يعني پرهيز از اتهامزني دستگاهها به يكديگر.
سلامت سياست يعني جلوگيري از تأثير برداشتهاي خطي و جناحي و گرايشهاي گروهي.
سلامت سياسي يعني فصلالخطاب قرار دادن قانون توسط همگان.
سلامت سياسي يعني همكاري حقيقي و صميمي قوا با يكديگر و پرهيز از چالشهاي ناموجه.
ثبات سياسي يعني استقلال و اثرپذيرفتن از تهديدها و تطميعها.
سلامت سياسي جامعه يعني پرهيز از هر گفتار و كردار فرساينده نظام.
تبليغات سالم يعني پرهيز از دادن وعدههاي خلاف قانون اساسي و قوانين عادل.
ثبات سياسي يعني متعادل، منطقي و عقلايي نگه داشتن فضاي سياسي كشور.
اهميت تبليغات سالم
بهترين و سالمترين شعارها آنهايي هستند كه همسو با مصلحت مردم باشند نه بر اساس خوشايند مردم.
شعارهاي انتخاباتي بايد پيش برنده باشند و موجب بصيرتافزايي مردم شوند نه مايه فريب آنها.
شعارهاي تبليغاتي سالم موجب افزايش شعور افراد جامعه است.
نشانه شعارها تبليغاتي سالم افزايش شعور افراد جامعه است.
يكي از نشانههاي پرهيزكاري و انصاف در شعارهاي تبليغاتي تنظيم نمودن آنها بر اساس واقعيت است.
ستايش از خويش به انگيزه كمرنگ نمودن جلوه رقيب در تبليغات انتخاباتي، نشانه فقدان پرهيزكاري است.
بهترين مضمونها براي شعارهاي تبليغاتي آنها هستند كه بر پايه عقلانيت و اسلاميت استوار باشند.
از نشانههاي پرهيزكاري در تبليغات و شعارهاي انتخاباتي، پذيرفتن حضور رقيب در كنار خويش و حرمت نهادن به شخصيت و ديدگاههاي او ميباشد.
يكي از ويژگيهاي شعارهاي تبليغاتي سالم حفظ حرمت سليقههاي مختلف سياسي ميباشد.
پيام برخي از شعارهاي تبليغاتي اين است: «فقط اينجانب و لا غير».
شعارهاي تبليغاتي دميدن هيجان و شور و نشاط در فضاي انتخابات است و سلامت اين شعارها تعديل و جهتدهي مثبت به اين هيجان و شور و نشاط است.
مشاركت حداكثري
مشاركت حداكثري، نماد وطندوستي.
مشاركت حداكثري، دريا دريا نيكي.
مشاركت حداكثري، احساني ماندگار.
مشاركت حداكثري، يعني گوش به فرمان وليّ فقيه.
مشاركت حداكثري، بيعت دوباره با رهبري.
مشاركت حداكثري، مشت محكم بر دهان استعمار و استكبار.
مشاركت حداكثري، پاره كردن لانه عنكبوت دشمنان و بدخواهان.
مشاركت حداكثري، پاسخي محكم به تحريمهاي ناكارآمد زورگويان عالم.
مشاركت حداكثري، مشق الفباي مردمسالاري ديني.
ايران آباد، در گرو مشاركت حداكثري در انتخابات.
مشاركت حداكثري، پشتوانه نظام در اتخاذ سياستهاي كلان.
مشاركت حداكثري باعث ايجاد انگيزه و همكاري بيشتر بين مردم و مسئولان ميگردد.
شركت مردم در انتخابات يعني تأمين استقلال ايران اسلامي.
انتخابات تشريك مساعي و بهرهمندي از نظرات و آراء مردم در تصميمگيريهاست.
برنده انتخابات، نماينده مردم براي تحقق اراده ملي و خواست عمومي است.
برنده انتخابات، نماينده مردم براي تحصيل منافع و مصالح عمومي است.
حق حكومت به هيچ فرد يا گروهي واگذار نشده، با مشاركت حداكثري در انتخابات اين حق را به اصلح بدهيد.
هيچ گروهي نميتواند با برتري فكري يا ذاتي بر كشورحكومت كند مگر با اراده مردم و شركت حداكثري.
وجدان ديني جامعه، اراده عمومي را به رعايت ضوابط اخلاقي و ديني در زمان انتخابات آن هم با شركتي گسترده مقيد ميكند.
مردمسالاري ديني با حضور حداكثري مردم در صحنه انتخابات جلوهگر ميشود.
با شركت حداكثري در انتخابات خود را در بستر برنامه هدايت رهبر جامعه ديني قرار دهيم.
شركت حداكثري در انتخابات نه به اسلام امريكايي و آري به اسلام ناب محمدي9 است.
حضور حداكثري مردم در عرصه انتخابات، پشتوانه نظام براي مقابله با زورگوييهاي قدرتهاي جهاني.
مشاركت حداكثري پيام پرقدرتي است از ملت ايران در حمايت از نظام جمهوري اسلامي.
شركت حداكثري در انتخابات براي دشمنان ايران اسلامي، زلزلهاي سياسي است.
شركت حداكثري در انتخابات بيعت مجدد با آرمانهاي امام خميني رحمة الله است.
شركت حداكثري در انتخابات تجديد پيمان با امام راحل و شهدا است.
شركت حداكثري همراه با مسئوليت در انتخابات ايران، نمايش مردمسالاري ديني نظام اسلامي ايران است.
دعوت و تشويق رأي اوليها
من رأي اولي هستم، اولينبار است كه رأيم را در صندوق مياندازم اما اين زيباترين خاطره زندگيام خواهد بود كه در دفتر خاطراتم تا هميشه خواهد ماند.
من رأي اولي هستم، اما اولين نفر نيستم كه در بين دوستانم پيشقدم شدهام و مطمئن هستم كه آخرين نفر نخواهم بود.
من رأي اولي هستم، اولين انتخابم را در نهايت دقت انجام خواهم داد چرا كه ميدانم مسئوليتي سنگين بر دوشم قرار گرفته است.
من رأي اولي هستم، اولين رأي من زيباترين تصميم زندگيام خواهد بود.
رأي من تا هميشه در ياد تاريخ كشورم خواهد ماند.
رأي اوليها خوشا به حال شما كه دستانتان رأي سرنوشتساز شما را در دل سپيد خاطرات كشورم ثبت ميكند.
تجربه اين حس چهقدر برايم شيرين است كه نظر من هم مهم است.
رأي اولي، اولين انتخاب بر شما مبارك.
رأي اولي! حضورت در جامعه سياسي را گرامي ميداريم.
من رأي ميدهم تا همه بدانند چهقدر كامل شدهام.
اين اولين رأي و اولين تجربه توست. حضورت مبارك.
با گامهاي استوارم، اولين نظرم را با افتخار به صندوقهاي رأي ميسپارم.
من همان كودك ديروزم كه امروز رأي من در سرنوشتم تأثيرگذار است.
من نيز براي اولين بار قدم مينهم بر صحنه افتخارآفرين نمايش ارادهها.
رأي اولينهاي كشورم را ارج مينهم چرا كه حماسهشان جاويد است و وجودشان پُربركت.
اولين رأي من، اولين گام محكم و استوار من بهسوي سرنوشت زيباي كشورم خواهد بود.
رأي اول من، انتخاب اولم است و انتخاب اول من انتخابي است از جنس دانش و آگاهي.
رأي اوليها، رأي شما چون بذري در دل تاريخ خواهد بود كه درختي هميشه بهار به ارمغان خواهد آورد.
رأي اوليها، شما چه شادمانه گام بر ميداريد و چه هوشيارانه قلم بر دل كاغذ ميچكد و بهترينها را انتخاب ميكنيد.
رأي اوليها، شما بيشك از ديباچه اولين انتخابتان زيباترين خاطره را حفظ خواهيد كرد.
رأي اول من تيري سنگين و سهمگين بر قلب همه كساني كه نميتوانند مرا در جايگاه اولينها ببينند.
رأي من اولين سنگ به سينه دشمن ميهنم خواهد بود و با آمدن دوستانم، سينهاش را سنگباران خواهيم كرد.
رأي اوليها، دلتان شاد و لبتان خندان و نگاهتان به آينده روشن باد! چرا كه با انتخاب شما آينده از آن وجود نازنينتان خواهد شد.
رأي اولت را با دلي سرشار از اميد به صندوق بينداز و لبخند بزن تا برق خندههايت چشم دشمنت را كور كند.
قطرههاي كوچك نقرهاي، پيوندتان به درياي خروشان همبستگي مبارك.
رأي اوليها بياييد با همگام شدن با بزرگترها، رسيدن به بلوغتان را اعلام كنيد.
چهقدر حس اعتماد بهنفس ميكنم وقتي ميدانم حضور من هم ستودني است.
ما رأي اوليها شكوه اين انتخابات را دو صد چندان خواهيم كرد.
من با رأي دادنم ميخواهم لذت اولين تجربه از همراهيم را با جامعه بچشم.
نوجوان، تو هم حقي به بزرگي غرورت داري.
اين انتخابات جشن تكليفي اجتماعي است براي شما رأي اوليها.
روزشماري ميكنم تا روز موعود؛ تا اولين انتخابم را به صندوقها بسپارم.
رأي اولي، از حقت براي انتخاب استفاده كن.
اينك كه شانههايت براي تحمل بار تعيين سرنوشت كشورت توانا شدهاند بايد دستهايت را به دست ديگر هموطنانت بدهي تا اولين رأي تو آيندهات را رقم بزند.
اين اولين باري است كه ميتواني خود را در سرنوشت مملكتي كه از آنِ توست سهيم كني و انديشه ات را در برگه رأي نمايان سازي. اولين حضورت مبارك باد.
اينكه ميتواني براي اولين بار در انتخابات حاضر شوي، فرصتي است كه تو بايد از آن به بهترين نحو استفاده كني.
اين اولين باري است كه تو ميتواني در تعيين سرنوشت كشورت سهيم باشي و ثابت كني كه براي شركت در تمام انتخابها شايستهاي.
شوق تو براي حضور در صحنه انتخابات به عنوان يك رأي اولي ميتواند بزرگترين نااميدي را براي دشمنان كشورت به ارمغان آورد.
در ميان امواج خروشان رأيدهندگان درخشش حضور مرواريد گونه رأي اولي خيرهكننده است.
حضور رأي اوليها تجسم عيني شعار احترام به عقايد و نظر همگان است.
حضور پرشور نوجوانان، صحنه انتخابات را به وجد خواهد آورد.
هميشه اولين انتخاب خاطرهانگيزترين اتفاق زندگي است. رأي اوليها حضورتان مبارك!
رأي اولي، براي انتخابت چهقدر وقت صرف ميكني؟
آن لحظهاي كه رأيت را به صندوق مياندازي به خاطر بسپار؛ اين اولين حس استقلال و اعتماد به نفس توست.
نوجوان، يادت ميآيد؟ روزهايي كه كودك بودي و در حسرت انداختن رأي به صندوقها؟ امروز همان روز است.
وقتي كاغذ رأي پدر و مادرم را به صندوق ميانداختم، آرزوي رسيدن به امروز را داشتم.
امروز رأي ميدهم زيرا سالهاست منتظر بزرگ شدنم هستم.
رأي تو اولين انتخاب تو در جامعهات خواهد بود، پس بهترين را انتخاب كن. اولين رأي تو، اولين اراده مهم تو خواهد بود.
رأي تو، اولين حماسه شيرين شهر عشق و تو رأي اوليِ پيروز ميدان هستي.
رأي اوليها، گلهاي سرخ ارزاني گامهاي استوار شما كه عاشقانه گام برميداريد تا دست همه بيگانگاني را كه براي سرنوشت كشور نقشه كشيدهاند، خُرد كنيد.
شاخصها و ملاكهاي رياست جمهوري
زير فصل ها
تعهد و تخصص
استعمارستيزي
مردمي بودن وداشتن ارتباط با مردم
شفافيت در بيان ديدگاهها و مواضع
توجه به اولويتها
رعايت صداقت و راستي و امانتداري در سياست
تعهد و تخصص
بر اساس آيه 55 سوره مباركه يوسف كه خداوند از زبان يوسف به عزيز مصر گفت: «قَالَ اجْعَلْنِي عَلَي خَزَائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ؛ مرا به خزانههاي اين
سرزمين بگمار كه من نگهباني دانا هستم.» دو شرط اصلي مسئوليتپذيري، تعهد و تخصص است.
رأي دادن به كسي كه فاقد تعهد و تخصص است، رأي دادن به تباهي و عقبگرد جامعه است.
تخصص بدون تعهد (به دليل نبود پرهيزكاري) زمينهساز خيانت، و تعهد بدون تخصص (به دليل نبود آگاهي) زمينهساز عدم همسو بودن شخص با مقتضيات زمانه و در پي آن عقب ماندن از قافله پيشرفت جهاني است.
امامان معصوم: پيروانشان را از سپردن مسئوليت به دو گروه بازداشتهاند: متخصصان بيتعهد و متعهدان بيتخصص.
استعمارستيزي
يكي از مؤلفههاي شكلدهي استقلال و آزادي در كشور استعمارستيزي كانديداهاست.
استعمارستيزي يكي از عوامل محبوبيت كانديداها به شمار ميآيد.
استعمارستيزي نشانه شجاعت و شجاعت مايه عزت و كرامت است.
استعمار تحقيركننده جوامع است و استعمارستيزي پادزهر اين تحقير.
ايستادگي و شجاعت در برابر استعمارگران گرچه موجب ناخشنودي آنان است لكن به شجاعت ما اعتراف خواهند كرد.
لازمه استعمارستيزي كانديداها پرهيز از گفتار و رفتاري است كه موجب خشنودي استعمارگران ميشود.
به كسي رأي دهيم كه استعمار ستيز و دلسوز نظام و انقلاب باشد. كسي كه از قطرهقطره خون شهيدان پاسداري كند و براي رساندن ايران به قلههاي افتخار پايداري كند.
مردمي بودن وداشتن ارتباط با مردم
ارتباط و همنشيني با مردم، مانع از پيدايش حس امتياز نسبت به مردم ميشود.
زمامداري بر مردم بدون ارتباط تنگاتنگ با آنان، زمامداري در خلاء ميباشد.
بخشي از آگاهي درباره چگونگي زمامداري بر مردم، در اثر مردمي بودن و ارتباط با مردم به دست ميآيد.
تحقق خواستههاي مردم به دست منتخب مردم، در گرو آگاهي او از اين خواستهها و آگاهي از (بخشي) از اين خواستهها در گرو ارتباط تنگاتنگ با مردم است.
خداوند بخشي از حقيقت را در ميان توده مردم پراكنده است؛ دستيابي به اين حقيقتها، تنها با همنشيني با آنان ميسر خواهد بود.
يكي از مصداقهاي مردمي بودن، حفظ شعائر ديني مورد احترام آنان است.
بياعتنايي به مردمي كه به شخص رأي دادهاند به معناي هدر دادن رأي آنان ميباشد.
انتخاب اصلح، فراگيرترين و آسانترين راه تحقق حاكميت مردم است.
شفافيت در بيان ديدگاهها و مواضع
يكي از انتظارات به حق مردم از منتخب ملت شفافيت در بيان مواضع و ديدگاههاست.
يكي از مصداقهاي آشكار شفافيت در بيان مواضع از سوي منتخب مردم، بازگويي جهتگيريها در دوستيها و دشمنيهاست.
شفافيت در بيان مواضع و ديدگاهها يعني، رفتار دوستانه با دوستان ملت و برخورد صلابتآميز با دشمنان ملت است.
شفافيت در بيان ديدگاهها و مواضع، نشانه شجاعت و يكرنگي منتخب مردم در رفتار با ملت خويش است.
عذر تقصير و اعتراف به كاستيها مصداق بارز شفافيت در بيان مواضع است.
عدم شفافيت در بازگويي ديدگاهها و مواضع، شخص را در معرض اتهام قرار ميدهد.
شفاف نبودن منتخب ملت دهنكجي به شركت صادقانه و خالصانه آنان در انتخابات است.
توجه به اولويتها
اين عجز و ناتواني شخص است كه اولويتها را وانهد و سراغ كارهايي رود كه نسبت به آن مكلف نميباشد.
توجه به اولويت در برنامه كانديداها يعني توجه آنان به مصرف بهينه سرمايه ملي.
رعايت مصالح عمومي بدون توجه به اولويتها تأمين نخواهد شد.
رعايت اولويت در برنامهها يعني توجه كانديداها به هنجارهاي اسلامي، ملي و عرفي.
اولويتها ضرورتهاي كشورند؛ پس توجه به اولويتها توسط كانديداها يعني پرداختن به امور ضروري و وانهادن كارهاي غيرضروري.
عدم توجه به اولويتها در برنامههاي كانديداها يعني هدر دادن سرمايههاي ملي.
بهره گرفتن از مشاوران و كارشناسان و گفتوگوهاي مردمي از سوي منتخب ملت دو شيوه مهم براي شناسايي اولويتها ميباشد.
شناخت اولويتها توسط كانديداها در گرو آگاهي از نيازمنديهاي مادي و معنوي جامعه است.
عدم توجه به اولويتها در برنامه كانديداها موجب كاهش شتاب كشور در مسير رسيدن به استقلال خواهد شد.
يكي از مصداقهاي رعايت اولويت از سوي منتخب مردم، ترجيح مصالح عمومي بر منافع شخصي است.
نيازهاي روز جامعه از اساسيترين اولويتهاي كشور ميباشند.
فقط افرادي لياقت تصميمگيري براي امور مردم را دارند كه داراي فضايل اخلاقي باشند. نه كساني كه به هر قيمتي منصب را بخواهند.
كانديدايي كه در پي كسب رضايت شخص يا گروهي خاص باشد، ديگر معتمد مردم نخواهد بود.
رعايت صداقت و راستي و امانتداري در سياست
مردم ميخواهند از تواناييها و قابليتهاي كانديداها بدانند نه از آرزوها و رؤياهايشان.
نامزد محترم، من تو را انتخاب ميكنم تا با تحقق شعارهايمان جامعهاي ايدهآل و مبتني بر نظام اسلام را بسازيم.
وعدههاي توخالي، مردم فهيم را دلسرد خواهد كرد.
هميشه صداقت، تصميمگيري و اعلامنظر را راحتتر ميكند.
با تزوير و دروغ، نميتوان دلها و نظرات مردم را به دست آورد.
آراي من و تو، امانتهايي هستند كه به اندازه وسعت تمام دستهايي كه در پي ساختن آينده اين مملكت هستند، باارزشاند.
امسال نيز با دلي سرشار از اميد سرنوشت كشورمان را به دست منتخبانمان امانت ميدهيم و آرزو ميكنيم بهترين امانتداران را برگزيده باشيم.
هرگز نبايد فراموش كرد كه انتخابات سپردن بزرگترين امانت به دست بهترين امانتداران است.
آراي شركت كنندگان امانتي از سوي مردم در دست برگزاركنندگان انتخابات است تا يك صحنه پرشور از دلدادگي مردم رقم بخورد.
نبايد گذاشت تا غرور ملي ميليونها ايراني در سايه بيتوجهي به امانتداري و خيانت در هم بشكند.
بيا راستي و درستي را در پيمان عشق شاهد بگيريم كه جز سربلندي سرزمينمان چيزي ديگر نخواهيم و براي آن در بيست و چهارم خرداد همآواز شويم.
راستي و راست كرداري، درختي تنومند است كه ريشه در تاريخ اين مرز پرگهر دارد. در انتخاب رئيسجمهوري آينده ريشههامان را فراموش نكنيم.
فردا آيينه صادق امروز است. پس امروز در انتخابمان صداقت و آگاهي پيشه كنيم تا شرمسار فردا و فرداهاي ايران نمانيم.
وقتي با خودت صادق باشي ميتواني خوبيهايت را دو چندان كني. وقتي من و تو با هم صادق باشيم، اين اتفاق براي ما ميافتد و چه خوب كه براي انتخابات هم، صداقت پيشاني نوشتمان شود.
شاخصها و ملاكها براي انتخاب
زير فصل ها
توجه به سابقه كانديدا
داشتن بلوغ سياسي در انتخابات
انتخاب اصلح
من كسي را انتخاب خواهم كرد...
رأي من....
بصيرت
دشمن شناسي
توجه به سابقه كانديدا
سابقه شايسته ميتواند دستآويزي مناسب براي انتخابي شايسته باشد.
انتخاب بر اساس تجربه فرد و حسن رفتارش ميتواند انتخابي شايسته باشد.
عملكردهاي پيشين ميتواند يكي از ملاكهاي انتخاب امروز فرد باشد.
داشتن تجربه و حسن عمل در گذشته، مدير امروز را موفقتر خواهد نمود.
فردي كه ديروز موفق عمل كرده است، امروز گنجي به نام تجربه در اختيار دارد.
فردي كه مسئوليتهاي پيشين را به خوبي انجام داده باشد، قدرت انجام كارهاي مفيد را در آينده خواهد داشت.
سوابق گذشته، كارنامه روشني از تواناييهاي كانديداها را به ما ميدهد.
عملكرد گذشته و رفتار امروز ملاك ارزيابي ما در انتخابات است.
ولايتمداري و تبعيت محض از ولايت فقيه در رأس ملاكهاي نامزد اصلح براي انتخابات است.
داشتن بلوغ سياسي در انتخابات
سيل خدعههاي دشمن براي تخريب انتخابات ايران، با سد بلوغ سياسي جوانان ايران مواجه است.
عبرت از گذشته يعني بلوغ سياسي.
مردم ايران به نجابت و رشادت و بلوغ سياسي شناخته شدهاند.
در انتخابات بايد منافع نظام و كشور بر مصالح حزبي و جناحي ترجيح داده شود.
بلوغ سياسي يعني رأي دادن به افراد لايق و كارآمد.
بلوغ سياسي در جامعه، حاكي از درك و بينش بالا نسبت به مسائل سياسي و اجتماعي است.
بينش سياسي بالا، بلوغ سياسي در پي دارد.
نتيجه بلوغ سياسي، استفاده نظام از افراد مدير و مدبر است.
بلوغ سياسي ملت يعني بهبود كاركرد دولت.
بلوغ سياسي ملت، چالشهاي پيش روي دولت را كمرنگ خواهد كرد.
مردم ايران بارها بلوغ سياسي خود را به طرز حيرتانگيزي به نمايش گذاشتهاند.
حضور حماسي مردم در پاي صندوقهاي رأي نشانه بلوغ سياسي آنان است.
رسيدن به بلوغ سياسي بايد به همراه منطق باشد.
گاهي براي رسيدن به بلوغ سياسي، بايد به اتفاقات پشت سر خود خوب بنگريم.
رأي من نشانه تشخيص دادن مصالح كشور و بلوغ سياسي من است.
من به بلوغ سياسي رسيدهام، چون نيازها و مقتضيات زمان را ميشناسم و رأي ميدهم.
من با شناخت توانمنديهاي كانديداها به آنها رأي ميدهم.
انتخاب فرد آگاه به قانون اساسي و پايبند به اصول، نشانه بلوغ سياسي است.
حضور فعال در انتخابات و رصد مباحث سياسي، نشانه بلوغ فكري و سياسي است.
ملت ايران، بازاري يا كارمند، دانشجو يا بيسواد، شهري يا روستايي، به چنان حدي از بلوغ سياسي رسيدهاند كه مصالح كشور خود را بهخوبي تشخيص ميدهند.
بلوغ سياسي يعني همراه نشدن با موجهاي مخالف.
روشنگري، بينش درست نسبت به حقيقت، مسئوليتپذيري و يادآوري وظيفههايي كه بر دوش مردم و كانديداهاست، مهمترين فلسفه بالندگي سياسي در انتخابات است.
سيل خدعههاي دشمن براي تخريب انتخابات ايران، با سد بلوغ سياسي جوانان ايران مواجه است.
عبرت از گذشته يعني بلوغ سياسي.
مردم ايران به نجابت و رشادت و بلوغ سياسي شناخته شدهاند.
در انتخابات بايد منافع نظام و كشور بر مصالح حزبي و جناحي ترجيح داده شود.
بلوغ سياسي يعني رأي دادن به افراد لايق و كارآمد.
بلوغ سياسي در جامعه، حاكي از درك و بينش بالا نسبت به مسائل سياسي و اجتماعي است.
بينش سياسي بالا، بلوغ سياسي در پي دارد.
نتيجه بلوغ سياسي، استفاده نظام از افراد مدير و مدبر است.
بلوغ سياسي ملت يعني بهبود كاركرد دولت.
بلوغ سياسي ملت، چالشهاي پيش روي دولت را كمرنگ خواهد كرد.
مردم ايران بارها بلوغ سياسي خود را به طرز حيرتانگيزي به نمايش گذاشتهاند.
حضور حماسي مردم در پاي صندوقهاي رأي نشانه بلوغ سياسي آنان است.
گاهي براي رسيدن به بلوغ سياسي، بايد به اتفاقات پشت سر خود خوب بنگريم.
رأي من نشانه تشخيص دادن مصالح كشور و بلوغ سياسي من است.
من به بلوغ سياسي رسيدهام، چون نيازها و مقتضيات زمان را ميشناسم و رأي ميدهم.
من با شناخت توانمنديهاي كانديداها به آنها رأي ميدهم.
انتخاب فرد آگاه به قانون اساسي و پايبند به اصول، نشانه بلوغ سياسي است.
حضور فعال در انتخابات و رصد مباحث سياسي، نشانه بلوغ فكري و سياسي است.
ملت ايران، بازاري يا كارمند، دانشجو يا بيسواد، شهري يا روستايي، به چنان حدي از بلوغ سياسي رسيدهاند كه مصالح كشور خود را بهخوبي تشخيص ميدهند.
بلوغ سياسي يعني همراه نشدن با موجهاي مخالف.
روشنگري، بينش درست نسبت به حقيقت، مسئوليتپذيري و يادآوري وظيفههايي كه بر دوش مردم و كانديداهاست، مهمترين فلسفه بالندگي سياسي در انتخابات است.
انتخاب اصلح
انتخاب اصلح، پاسداشت حرمت خون شهيدان انقلاب اسلامي.
انتخاب اصلح، زمينه ساز اقتدار ملي است.
انتخاب اصلح، تير خلاص بر پيكر اهريمنان زشتسيرت است.
انتخاب اصلح، انتخابي ماندگاراست.
انتخاب اصلح، انتخاب برتراست.
انتخاب اصلح يعني افزايش توان دروني جمهوري اسلامي ايران.
انتخاب اصلح، مشاركت در ساخت ميهن.
انتخاب اصلح، نيكي مضاعف.
انتخاب اصلح يعني دميدن خون در رگ جامعه.
انتخاب فرد اصلح كشور را در زمينه حل تمامي مشكلات در آينده توانمند ميسازد.
انتخاب اصلح يعني رشد بينش مردم.
انتخاب اصلح مسئوليتي كه قانون اساسي بر دوش مردم گذاشته است.
انتخاب اصلح ميتواند به از بين بردن فقر و اصلاح شرايط زندگي خانوادههاي تهيدست كمك كند.
انتخاب اصلح يعني موج قدرتمندي در مسير توسعه و پيشرفت كشور.
هر صندوق رأي موجي جديد در درياي عظيم نظرات مردم براي انتخاب اصلح است.
من بهترين را انتخاب ميكنم، زيرا كشورم لايق بهترينهاست.
با انتخاب فرد شايسته، آنچه شايسته ميهنم است به او هديه ميكنيم.
انتخاب اصلح يعني انتخاب مسلمان خداترس، باتقوا و اسلام شناس.
انتخاب اصلح يعني ما خيلي رشد كردهايم.
انتخاب اصلح يعني انتخاب كسي كه ايمان و اعتقاد قلبي و التزام عملي به اصل ولايت مطلقه فقيه داشته باشد.
انتخاب اصلح يعني انتخاب كسي كه انقلاب اسلامي و اصول و مباني آن را قبول داشته باشد و همه چيز را به رنگ اسلام در بياورد.
انتخاب اصلح يعني انتخاب كسي كه تمامي قوانين و لوايح و طرحها را با خطكش اسلام ناب محمدي مورد ارزيابي و سنجش قرار دهد.
انتخاب اصلح يعني انتخاب كسي كه به اصل يكي بودن ديانت و سياست و يا امتزاج حكومت و دين، اعتقاد و ايمان داشته باشد.
اصلح يعني كسي كه به قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و نظام مقدس جمهوري اسلامي با محوريت و حاكميت ولايت مطلقه فقيه ايمان و اعتقاد داشته باشد و به آن عشق بورزد.
اصلح يعني كسي كه در هر حالي و در هر موضوعي به طور مطلق، كلام ولايت برايش فصلالخطاب باشد.
اصلح يعني كسي كه هيچگونه وابستگي با مراكز ثروت و قدرت نداشته باشد.
اصلح يعني كسي كه بصيرت ديني و سياسي و بينش اجتماعي قابل قبولي داشته باشد.
اصلح يعني كسي كه خود را تافته جدابافته از مردم نداند و دلسوز مردم باشد.
پايبندي به اصول و ارزشهاي اسلامي و انقلابي، استكبارستيزي، شجاعت، صداقت، مردم داري و رسيدگي به مشكلات مردم و محرومان از ويژگيهاي فرد اصلح است.
اصلح يعني كسي كه با دوستان ولايت و انقلاب اسلامي دوست و همراه باشد و با مخالفان و دشمنان ولايت و انقلاب اسلامي دشمن باشد.
انتخاب اصلح يعني انتخاب كسي كه امريكا را شيطان بزرگ و دشمن شماره يك انقلاب اسلامي و مسلمانان جهان بداند.
انتخاب اصلح يعني انتخاب كسي كه نسبت به رژيم اشغالگر قدس و حاميان او متنفر و ابراز انزجار كند و هرگز به فكر عاديسازي روابط جمهوري اسلامي با آنها نباشد.
انتخاب اصلح يعني انتخاب كسي كه نسبت به كليه احزاب و گروهكهايي كه با نظام اسلامي زاويه پيدا كردهاند، همچون سازمان منافقين، جنبش سبز و جميع حاميان آنها اعلام دشمني و ابراز انزجار نمايد.
انتخاب كانديداي اصلح نيازمند خلاقيت ذهني و عملي جامعه است كه به تقويت، تحكيم و تعميق خلاقيت كمك ميكند.
انتخاب اصلح يعني انتخاب كسي كه به بهانه مشاركت حداكثري و جذب حداكثري، با هيچ يك از افراد مرتبط با احزاب و گروهها و اشخاصي كه نفي ارتباط با آنان و اعلان برائت از آنها، ارزش تلقي شده ارتباط برقرار نكند.
انتخاب اصلح يعني انتخاب كسي كه به بهانه جلب آراي مردم وعدههاي دروغ ندهد و حاضر نشود در برابر آراي ميليوني روي اصول و ارزشها معامله كند.
انتخاب اصلح يعني انتخاب كسي كه در اعلان برائت از احزاب و گروهها شجاعت و شهامت و صراحت لهجه داشته باشد و دوپهلو حرف نزند و از كليگويي و در لفافه سخن گفتن بپرهيزد.
انتخاب اصلح يعني انتخاب كسي كه قانونگرا و قانونمحور باشد و از هرگونه حركت قانونگريزي و يا انفعالي كه منجر به دور زدن قوانين شود جداً پرهيز نمايد.
انتخاب اصلح يعني انتخاب كسي كه نسبت به تهديدات و توطئهها و نقشههاي شوم ضد انقلاب و گروههاي معاند و بدخواهان انقلاب اسلامي، بيتفاوت نباشد.
اگر انتخابي شايسته بود، بهترين فرد منتخب ميشود.
اصلاح به دنبال انتخابي ميآيد كه اصلح باشد.
انتخاب اصلح يعني گزينش از روي بينش.
انديشهام برتر است؛ پس از بين صالحين، اصلح را برميگزينم.
با پرورش حيطه تفكر و گسترش ديد ميتوان بهترين را برگزيد.
انتخاب فرد اصلح نتيجه وسعت ديد به مسائل است.
انتخاب اصلح در پي تحقيق و پيگيري سازنده ميآيد.
بررسي ابعاد مختلف شخصيتي كانديداها انتخابي بهتر را به دست ميدهد.
هم بر اساس نياز كشور و هم برتري افراد، فرد اصلح را برميگزينيم.
همانديشي سياسي منجر به انتخابي اصلح براي مديريت كشور ميشود.
انتخاب اصلح يعني حفظ ارزشهاي انقلابي كشورمان.
بالندگي و سازندگي ايران عزيز با انتخابي اصلح.
اقتدار ايران با انتخابي اصلح.
ايراني آباد است كه مديرانش صالح باشند.
عزتخواهي، انتخابي شايسته ميطلبد.
بياييد فردي را به عنوان رئيسجمهور برگزينيم كه اعتلاي آرمانهايمان براي او نيز ارزش باشد.
بايد اين حركت پويا و بانشاط به انتخابي اصلح بيانجامد.
زيباست كه حركت عظيم مردم به سوي انتخابات نتيجهاي به شيريني انتخاب اصلح داشته باشد.
انتخاب اصلح نتيجه همكاري و همفكري اقشار مختلف اجتماع است.
انتخاب اصلح نتيجهاي است كه از اتحادمان به دست ميآوريم.
نياز هر جامعه سالم داشتن مديري اصلح و كار آمد است.
امروز بهترين را برميگزينيم و فردا در سايه انتخاب خوبمان با آرامش زندگي ميكنيم.
با انتخاب اصلح زندگي سالم را به جامعه هديه دهيم.
شخص صالحي كه حافظ منافع ملي است، مصلحت آيندگان را نيز در نظر ميگيرد.
ديروز، امروز، فردا... ايران هميشه سرفراز در سايه انتخاب بهترينها.
انتخاب اصلح امروز باعث ادامه موفقيتهاي پيشين ميشود.
اگر اصلح را انتخاب كنيم كاري اسلامي كردهايم.
بياييد كسي را انتخاب كنيم كه درد كشور را بفهمد و از درد مردم احساس درد كند.
صالحترين براي انتخاب كسي است كه خود و نزديكانش از فساد و اشرافيگري دور باشند.
با حفظ عزت ملي و توجه به شاخصهاي ديني فرد اصلح را انتخاب كنيم.
اساس حفظ جامعه پويا و سرفراز انتخاب صالحترين افراد براي مديريت جامعه است.
اگر رئيسجمهور شور و شوق و اراده داشته باشد، ميتواند خدمات بزرگي انجام دهد.
همه نامزدهايي كه تأييد ميشوند صالحند، اما در مورد اين انتخاب بزرگ به حداقلها نبايد اكتفا كرد؛ بايد اصلح را برگزيد.
از ميان نامزدهاي صالح، اصلح را برميگزينيم.
اصلح كسي است كه بتواند دولتي را تشكيل بدهد كه مورد نياز جامعه كنوني است.
هيچ خطري براي جامعه همچون بر سر كار آمدن افراد نالايق نيست.
انتخاب اصلح نتيجه توجه به دانش سابقه و تجربه و برنامههاست.
داشتن قدرت تشخيص و تحليل و تجزيه از شاخصهاي انتخاب اصلح است.
مديريت نظام حاكم بر ايران اقتداري ميخواهد به بلنداي انتخابي اصلح.
انتخابات آبروي ملي ايرانيان است؛ براي حفظش اصلح را بر ميگزينيم.
انتخاب اصلح عامل افزايش عزت ملي و از جمله شاخصهاي رشد ملي است.
بيشك انتخاب اصلح راهي است مطمئن براي پيشرفت و سازندگي.
با انتخاب اصلح آينده دور و نزديك ايران را تضمين كنيم.
انتخاب اصلح انتخابي است بر پايه فهم و درايت ايراني.
بهترين نتيجه براي انتخابات انتخابي سالم و صالح است.
با انتخاب اصلح به انتخاب خويش افتخار ميكنيم.
انتخاب اصلح يعني ساختن بهترين شرايط براي ايرانمان.
بياييد آينده كشور عزيزمان را به دستهاي كساني بسپاريم كه مطمئن هستيم بهترين هستند و بهترينها را براي ميهنمان ميخواهند.
بيشك زماني در انتخابات به وظيفه انساني خود عمل كردهايم كه انتخابمان انتخاب فردي اصلح باشد.
بياييد تا با چشماني باز و نگاهي آگاهانه و تفكري عميق دست به انتخاب فردي بزنيم كه شايسته اعتماد ما باشد.
كسي كه تو انتخاب ميكني آينده تو، فرزندان تو و همميهنان تو را خواهد ساخت. پس بايد بهترين را انتخاب كني.
بياييد تا كسي را انتخاب كنيم كه در پس انديشههايش ايران و آينده روشنش موج بزند.
يكي از كارهاي بنيادين براي حفظ سرمايه ملي و فراهم آوردن زمينه براي رشد و شكوفايي استعدادهاي مادي و معنوي كشور برگزيدن نيكان و شايستگان به زمامداري است.
گزينش نيكان و صالحان آينهداري از خداوند است چرا كه خدا تنها صالحان و شايستگان را بر ميگزيند.
قرار گرفتن حركت رو به رشد كشور در مسير ركود تاواني است نقد براي انتخاب افراد ناصالح به زمامداري.
مضاعف شدن رشد علمي و معنوي و مادي جامعه پاداشي است نقد به همه كساني كه نيكان و صالحان را براي زمامداري انتخاب ميكنند.
با انتخاب نيكان و شايستگان فاصله رسيدن به مقصد كوتاه خواهد شد.
انتخاب انسانهاي صالح, برگزيدن كوتاهترين راه براي دستيابي به اهداف اسلامي و ملي است.
دغدغه مردم نسبت به حفظ شعاير اسلامي تنها با برگزيدن نيكان و شايستگان تأمين خواهد شد.
برگزيدن شايستگان به زمامداري پيروزي در جنگ سرد عليه استعمارگران است.
انتخاب شخص صالح به زمامداري گماشتن انساني در رأس امور است كه گوهره صالح بودن او مانع از دست يازيدن وي به خيانت و كمكاري خواهد بود.
جامعه اسلامي آنگاه به طراز سلامت مادي و معنوي خود ميرسد كه نيكان زمامدار آن گردند.
بدون برخوردار بودن از بصيرت و آگاهي نميتوان به برگزيدن نيكان توفيق يافت.
خواص و برخورداران از دانش سياسي نقش فراواني در شناساندن صالحان و شايستگان به مردم دارند.
بهترين شدن در گرو انتخاب برترينهاست.
انتخاب بهترين فرد براي زمامداري كشور گام نهادن در مسير قلههاست.
برگزيدن فرد شايسته نشانه بلند همتي جامعه است.
جامعهاي كه ميان خوب و خوبتر، خوب را انتخاب ميكند از قلهنشيني به دامنهنشيني بسنده كرده است.
دو معيار مهم براي تشخيص برترينها در ميان نامزدها ايمان و علم است. همانگونه كه خداوند از برتري صاحبان ايمان و علم بر ديگران چنين ياد ميكند. «يَرْفَعْ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ؛ خدا [رتبه] كساني از شما را كه ايمان آوردهاند و كساني كه دانشمند [بر حسب] درجات بلند گرداند». (مجادله: 11)
موهبت انتخاب نامزد برتر از سوي مردم در گرو برخوردار بودن مردم از بصيرت سياسي و بينش ديني است.
انتخاب نامزد برتر يعني گزينش حركت شتابندهتر در مسير رشد تعالي.
وانهادن بهترينها در انتخابات به وجود آوردن فاصله زماني در مسير برترينها شدن است.
برگزيدن نامزد بهتر فراهم آوردن زمينه براي استفاده بهينه از همه فرصتهاي مادي و معنوي است.
من كسي را انتخاب خواهم كرد...
من كسي را انتخاب خواهم كرد كه قلبش لبريز از ايمان به خدا و وجودش سراسر صداقت و صميميت باشد.
من كسي را انتخاب خواهم كرد كه به رأي من احترام بگذارد و همواره در راستاي صلاح من و همه مردم جامعه گام بردارد.
من كسي را انتخاب خواهم كرد كه حتي ذرهاي از شرافت جامعه و كشورم را به دنيايي از تجملات و ماديات نفروشد.
من كسي را انتخاب خواهم كرد كه صلاح من، جامعه و كشورم را در تمام امور در نظر بگيرد و براي جلب رضايت خدا تمام آحاد كشور را راضي نگه دارد.
من كسي را انتخاب خواهم كرد كه اسير زرق و برق دنيا نشود، مسئوليتپذير باشد و وظايف خويش را بهخوبي انجام دهد و بداند پروردگار بزرگ ناظر اعمالش است.
من كسي را انتخاب خواهم كرد كه اعتماد من و همه رأيدهندگان به خودش را ارج نهد و هرگز شيفته مقام نشود و در همه حال گذشته خويش را فراموش نكند.
من كسي را انتخاب خواهم كرد كه هميشه سفرهاي بگستراند تا همه آنان كه نيازمند تكه ناني هستند از آن بينصيب نمانند و اسراف در اعمالش جايگاهي نداشته باشد.
من كسي را انتخاب خواهم كرد كه صبوري و استواري و پشتكار سرلوحه همه كارهايش باشد و اشتياق خدمت به خلق در كلامش هويدا.
من كسي را انتخاب خواهم كرد كه مهرباني را از خورشيد، بزرگي را از دريا و پاكي را از چشمه آموخته باشد و همواره در نظر داشته باشد كه توكل به خدا نيرويي صدچندان به ارادهاش خواهد بخشيد.
من كسي را انتخاب خواهم كرد كه هرجا قدم ميگذارد بداند ميليونها نگاه به دستهايش خيره شدهاند، بداند كه همه كساني كه به او رأي دادهاند به موفقيت او اميدوارند.
من كسي را انتخاب خواهم كرد كه هرگز منافع خويش را بر مصالح جمع ترجيح ندهد و نخواهد كه هميشه اول خودش باشد بعد اگر جايي بود ديگران.
من كسي را انتخاب خواهم كرد كه قلبش براي انجام مسئوليتهايش بتپد و حضورش نعمت و بركت باشد و وجودش سراسر رحمت.
من كسي را انتخاب خواهم كرد كه با دانش و آگاهي گام بردارد و هرگز در رسيدن به اهداف متعالي نااميد نشود.
من كسي را انتخاب خواهم كرد كه نگاهش آينده را نيز ببيند و هميشه تدبيرش كارساز باشد و اهدافش متعالي.
من كسي را انتخاب خواهم كرد كه عاشق كشورش باشد و من را كه به او رأي دادهام تا در امورات كشور خويش سهيم باشد، دوست بدارد.
رأي من....
رأي من يعني؛ من نيز وجود دارم و خودم براي خود و جامعه و كشور عزيزم تصميم ميگيرم.
رأي من يعني؛ به كشورم و سرنوشت كشورم عشق ميورزم و با همين رأي، دريايي خواهم ساخت بزرگ و پاك.
رأي من يعني؛ انتخاب كسي كه بتواند در راه پيشرفت كشورم گام بردارد و هرگز اجازه ندهد بيگانهاي حتي نظري به خاك مقدس كشورم داشته باشد.
رأي من يعني؛ احترام به خون شهدايي كه براي حفظ كشور و انقلاب اسلامي فدايي شدند.
رأي من يعني؛ تمام حواسم به نظام مقدسي است كه براي پايدارياش جانها فدا شد.
رأي من يعني؛ من و تو ما ميشويم تا نگذاريم غريبههايي از دور نگاهمان كنند و به بيخياليمان بخندند و خودشان برايمان روزنگار بنويسند.
رأي من يعني؛ حضورم خاري است بر چشم همه كساني كه نميتوانند استواري كشورم را ببينند و هر لحظه از اين همه بيداري دچار ترس ميشوند.
رأي من يعني؛ به ايراني بودنم افتخار ميكنم و از اينكه ميتوانم در تقدير و سرنوشت ميهنم دخيل باشم به خود ميبالم.
رأي من يعني؛ آگاهانه به سوي فردا گام برميدارم و ميتوانم مسيرم را انتخاب كنم، به همين خاطر با توكل به خدا به مقصد خواهم رسيد.
رأي من يعني؛ يك انديشه در ميان يك دنيا اشتياق براي رسيدن به نور و روشني براي رهايي از ترديد.
رأي من يعني؛ يك قطره كه با دوستانش جمع ميشود و اقيانوسي از جنس عاطفه ميسازد و تمام موانع را از پيش راه برميدارد.
رأي من يعني؛ يك تصميم بزرگ براي روزهاي طلايي و آيندهاي به روشني آفتاب.
رأي من يعني؛ ستارهاي در آسمان زيباي كشورم كه زيبايياش جهانيان را شگفتزده ميكند.
رأي من يعني؛ زيباترين انگيزه براي رسيدن به روشنترين آينده.
رأي من ناكامكننده توطئه دشمنان است.
رأي ميدهم، براي حفظ عزتي كه شهدا برايش جان دادند.
رأي من تضمينكننده عزت كشور من است.
با رأي خود ثابت ميكنم به اقتدار مملكتم ميانديشم.
با رأي خود، عزت را به فرداهاي فرزندم هديه ميكنم.
رأي من آشفتگي را از چهره ميهنم پاك ميكند و اقتدار را به مملكتم هديه ميدهد.
رأي من ثابت ميكند كه مملكتم شايسته داشتن اقتداري مثالزدني در سطح جهان است.
رأي من يعني؛ ميتوانم سرنوشتم را با دست خودم رقم بزنم و بر ديباچهاش زيباترين واژهها را قرار دهم تا پايانش به بهترين و دلگرمترين كلمات برسد.
رأي من يعني؛ خدا را شكر كه توانايي انتخاب دارم، ميبينم و ميتوانم بهترينها را برگزينم.
رأي من يعني؛ دنيايم زيباتر خواهد شد وقتي شاديهايم را با هموطنانم تقسيم ميكنم و بر پاي سرنوشتي بزرگ مهر ميزنم.
رأي من يعني؛ ميتوانم فرياد بزنم من با انتخابم چشم كوردلان تاريخ را كور ميكنم و قلبشان را زخمي عميق ميزنم.
رأي ما نشان از بيداري و آگاهي ماست.
رأي من به كسي است كه از مرزهاي ميهنم با چنگ و دندان پاسداري ميكند.
رأي ميدهم تا من هم به عنوان قطرهاي از دريا در سرنوشت كشورم دخيل باشم.
ما امروز به كسي رأي ميدهيم كه پاسدار خون شهيدان باشد.
رأي من به كسي است كه در برابر تند باد حوادث بايستد و مقاومت كند.
من و تو در پاي صندوقهاي رأي حاضر ميشويم تا با انتخاب اصلح شادي را براي چهار فصل سبز به خانههايمان دعوت كنيم.
رأي من يعني؛ يك انتخاب شايسته و به نمايش گذاشتن قدرت و اراده در برقراري نظم و آرامش.
رأي من يعني؛ قطرهاي حياتي در ميان درياي مردمي كه همواره ميخروشند تا كشورشان در هر شرايطي، مشورت و شورا را فراموش نكنند.
رأي من يعني؛ ستوني ديگر براي استحكام شوراها و نشاني مستند از حضور هميشگي من.
رأي من يعني؛ ستارهاي پرفروغ در آسمان بيكران شورايِ شهر و روستاي كشورم كه چون جان شيرين دوستش دارم.
رأي من يعني؛ هستم و هميشه در تمام صحنههاي سياسي و اجتماعي كشورم حضور خواهم داشت.
رأي من يعني؛ بيدارم و مانند تمام هموطنانم به مشورتِ مفيد در شوراها ايمان دارم و با دقت اعضاي شوراها را انتخاب خواهم كرد.
رأي من يعني؛ اي كساني كه نشستهايد تا شكست ايران و ايراني را نظارهگر باشيد، در خواب غفلت بمانيد، چرا كه ما در تمام امور با هم هستيم.
رأي من يعني؛ برگي سبز و زرين در تاريخ كشورم در راستاي انتخاباتِ شوراها تا در تمام نقاط كوچك و بزرگ وطنم شاهد آرامش و نظم باشيم.
رأي من يعني؛ من ايرانيام و به ايراني بودنم افتخار ميكنم و به همين دليل هميشه آگاهم تا حتي اعضاي شوراي شهر و روستايم از بيدارترين و پاكترين مردم باشد.
رأي من يعني؛ نشانهاي در فصل انتخابات، فصلي زيبا كه من و همه كساني كه قلبِ مهربانشان براي آرامش كشور ميتپد، ميآيند و رأي خود را در اوج شادماني در صندوق مياندازند.
رأي من يعني؛ كوچهاي كه به بزرگراهِ آرامش ميرسد، جايي كه همه هموطنانم با خيالي آسوده به تصميمات احترام ميگذارند.
رأي من يعني؛ رودخانهاي زيبا كه از كوههاي صبر و استقامت سرچشمه گرفته و به درياي مهرباني ميپيوندد، همانجايي كه موجهاي كوچك و بزرگش از اشتياق مشورت سرشارند و به ساحل عشق ميرسند.
رأي من يعني؛ ابري پُربار، و باراني با طراوت كه از آسمانِ بيتابِ قلبم ميبارد و به زمين مشتاق مشورت و همدليِ كشورم ميريزد.
رأي من يعني؛ اي كساني كه در خيال باطل خود رؤياي گسستگي ايرانيان را ميبافيد، در خواب بمانيد چرا كه همه ما بيداريم و با مشورت مفيد خود شما بدخواهان را به قعر چاه نااميدي خواهيم فرستاد.
من با حضورم ثابت خواهم كرد كه كشورم را دوست ميدارم و براي پاسداري و حفاظت از ذره ذره خاكش از هيچ كاري دريغ نخواهم كرد.
من با حضورم ثابت خواهم كرد كه به دين مقدس اسلام و كشورم پايبندم و با تمام وجودم به آن اعتقاد دارم، پس انتخابات نيز برايم اهميت دارد.
من با حضورم ثابت خواهم كرد حتي يك رأي هم ميتواند خاري باشد تا چشم دشمنانم را كور كند و آرزويشان به چيزي جز مرگشان تبديل نشود.
من با حضورم ثابت خواهم كرد كه مشتاقِ آنم كه كشورم هميشه سربلند باقي بماند.
من با حضورم ثابت خواهم كرد كه ايرانيام و به اين مليت افتخار ميكنم و با تمام وجود براي انتخابات قدم برميدارم.
من با حضورم ثابت خواهم كرد، شورا و مشورت جايگاهي ويژه در كشورم دارد و من نيز چون ديگر هموطنانم به آن ارزش قائليم و پاي صندوق ميآييم.
من با حضورم ثابت خواهم كرد كه تمام تصويري كه بيگانگان ديوصفت از ايراني و ايران به دنيا ارائه ميكنند چيزي جز خواسته پليدشان نيست.
ايرانيان با قلبي لبريز از مهرباني، نگران آينده خود و كشورشان هستند و شورِ مشورت در تمام امور در رگهايشان جاري است.
من با حضورم ثابت خواهم كرد هرگز حتي براي لحظهاي از كشورم غافل نخواهم شد و براي همه امورش قلبم ميتپد، پس در انتخابات شوراها نيز حضورم چون هميشه سبز است و تماشايي.
من با حضورم ثابت خواهم كرد هر قدمي كه براي كشورم برميدارم، به آرامش نزديك خواهم شد، به آرامشي كه سراسر كشورم را فراميگيرد و در قلب همميهنانم مينشيند.
من با حضورم ثابت خواهم كرد كه ايراني در تمام موضوعات مهم و محوري، تصميمي درست ميگيرد و خواهد گرفت چرا كه هميشه مشورت ميكند و بهترين گزينه را انتخاب ميكند.
من با حضورم ثابت خواهم كرد كه نهتنها من بلكه همه مردم ايران از مرد و زن، كوچك و بزرگ و پير و جوان نگرانِ كشورشان هستند، پس با حضورشان در تمام صحنهها حتي انتخابات شوراها تلاش ميكنند تا خيال خام دشمنان را باطل كنند.
من با حضورم ثابت خواهم كرد تمام سفارشات خداوند بزرگ و ائمه اطهار: را در جايجاي دين مقدسمان اسلام، گرامي ميداريم و هر قدم كه برميداريم براي رضايت خداست و بس، شورا و مشورت نيز در ذهن ما جايگاهي ويژه دارد.
من با حضورم ثابت خواهم كرد هميشه به همه تصميمات در كشورم احترام ميگذارم، چرا كه ميدانم هر تصميمي كه گرفته ميشود با در نظر گرفتن همه جوانب است و جز اين نخواهد بود.
آيا ميدانيد حضور من و شما در انتخابات يعني نوعي آزادي در آسمان بينظير دنياي آفرينش؟
آيا ميدانيد حضور من و شما در انتخابات يعني حضوري سرنوشتساز در زندگي اجتماعي؟
آيا ميدانيد حضور من و شما در انتخابات يعني ما ميتوانيم هر آنچه كه در عرصه اجتماعي اراده ميكنيم داشته باشيم؟
آيا ميدانيد حضور من و شما در انتخابات يعني شركت در تصميمي بزرگ براي زيستني بهتر و زيباتر؟
آيا ميدانيد حضور من و شما در انتخابات يعني همان تيري كه قلب سيهدلان بدخواه كشورمان را ميشكافد؟
آيا ميدانيد حضور من و شما در انتخابات يعني زيباترين شعر همدلي و همبستگي در شهر و كشور؟
آيا ميدانيد حضور من و شما در انتخابات يعني زيباترين احساس كنار هم بودن در زندگياي كه خداوند هديه داده است؟
آيا ميدانيد حضور من و شما در انتخابات يعني شيرينترين لحظه انتخاب در طول دخالت در سرنوشت جامعه؟
آيا ميدانيد حضور من و شما در انتخابات يعني آهنگ دلنشين زندگي اجتماعي و تماشاي شوري شيرين در شوراها؟
آيا ميدانيد حضور من و شما در انتخابات يعني بدانيم كه حق انتخاب داريم و اين خود ماييم كه براي سرنوشتمان تصميم ميگيريم؟
آيا ميدانيد حضور من و شما در انتخابات يعني كه ما هستيم و ميتوانيم و از بين چند گزينه آنچه را كه به نظرِ خود ما بهترين است انتخاب كنيم و به انتخابمان بباليم؟
آيا ميدانيد حضور من و شما در انتخابات يعني بهترين حضور در جامعهاي كه حق زيستن داريم و تصميمگيري در آن با ماست؟
آيا ميدانيد حضور من و شما در انتخابات يعني احساس مفيد بودن در جامعه و تاريخ را زنده نگهداشتن؟
آيا ميدانيد حضور من و شما در انتخابات يعني خشم كساني كه نميخواهند ما حتي به اندازه ذرهاي در جامعهمان حضوري مفيد داشته باشيم؟
آيا ميدانيد حضور من و شما در انتخابات يعني شركت در انتخابي مهم و سرنوشتساز كه آرامشي زيبا در پي دارد؟
بصيرت
شركت آگاهانه در انتخابات را مهلتي كليدي براي پاسخگويي به كساني ميدانيم كه سالهاست به دنبال فرصتي براي تضعيف ملت ما هستند.
برپايي انتخاباتي سالم و آگاهانه ميتواند نقطه اتصال مردم به نظام را محكمتر نمايد.
با تدبير در انتخابات شركت كنيم، تقديري زيبا براي كشور خود ترسيم كنيم.
تدبير من، بازگرداندن عزت به كشور، و اراده من شركت در انتخابات است.
غافل شدن از دشمن يعني فروپاشي وحدت ما.
بايد چشمها را شست. سره را از ناسره بازشناخت و در راه روشن بهترين انتخاب گام برداشت.
ديدن، عميق ديدن! و حضوري سرشار از آگاهي در انتخابات، رسالت و تكليفي انساني است.
ما در برابر فرزندان فرداي اين ديار مهرباني مسئوليم. ما بايد براي رسيدن به اقتدار ايرانمان جور ديگري ببينيم. بينش ما چراغ ماست.
انتخابات سالم همراه با انتخاب درست و بابصيرت، تجلي وحدت و همبستگي ملتي است كه حكومت بر سرنوشت خود را يك هديه الهي ميداند.
انتخابات گزينش بهترينها بر اساس آيين راه، شناخت عميق و آگاهانه ما و ملاكهاي مشخص شده در قانون اساسي است.
فرقي نميكند كارگري ساده در دياري گمنام باشي يا يك مقام ارشد! وقتي راه سنگلاخ باشد و فضا غبارآلود، چارهاي نيست جز آنكه چشم بصيرت را باز كني و آن وقت درست انتخاب كني!
امتهايي كه در طول تاريخ، از بصيرت لازم براي شناخت دشمن خود برخوردار نبودند همه نابود شدند.
انتخاب آگاهانه و بدون توجه به افكار و گفتههاي نادرست دشمنان، پيروزي واقعي ملت ايران است.
بصيرت در انتخابات يعني استفاده از اطلاعات كارشناسانه و دقت و مطالعه بر روي برنامههاي كانديداها.
انتخابات شايسته يعني تدبر و تعقل مردم در انتخابات.
سطحينگري، به گزينش اصلح ضربه ميزند.
سطحينگري در اعتقاد به گزينش اصلح نميانجامد.
بالابردن عيار بصيرت، تضمينكننده انتخاب اصلح است.
هر چه كفه بصيرت در ترازوي انتخاب سنگينتر باشد، شايستهتر انتخاب ميشود.
پرهيز از آفتهاي انتخابات با توكل بر خدا و فهم درست در گزينش اصلح به دست ميآيد.
دشمن شناسي
دشمناني كه منافع خود را در پي انقلاب در مخاطره ديدهاند، از هيچ تلاشي براي سركوبي اين انقلاب فروگذار نميكنند.
دشمن ميخواهد تنبلي اجتماعي، عدم اعتماد به نفس و عدم ارزشمند شمردن خود را به ملت ايران تلقين كنند.
نااميدي و تنبلي، دو خصلتي است كه دشمنان براي تسلط يافتن بر يك ملت، به آنها تلقين ميكنند.
بصيرت در انتخابات يعني تشخيص پاكيزگي افراد از طرز زندگي رايج آنان.
عدم شناخت دشمن، ممكن است سبب هلاكت ما شود.
اگر ما به خواب غفلت فرو رويم، دشمن هرگز صحنه را ترك نخواهد كرد.
بايد بيدار باشيم و توطئه دشمنان را قبل از عملي شدن، در عرصه انتخابات خنثي كنيم.
حضور در انتخابات يعني آماده شدن براي مقابله با مكر دشمنان از وظايف تك تك ماست.
اگر در مقابل دشمن به خواب غفلت فرو رويم، دشمن بيدار است و انتخابات را به نفع خود مصادره خواهد كرد.
تمام تلاش دشمن در انتخابات آن است كه خودباوري را از ملت ما بگيرد.
دشمن با برپا كردن جنگ رواني و جنگ اقتصادي، در صدد رسيدن به اهداف خود و دور كردن ملت از اهداف در انتخابات است.
همانطور كه ما براي پيشرفت كشور خود برنامهريزي ميكنيم، دشمن هم براي سد كردن پيشرفت ما برنامه ميريزد.
من با بصيرت خود، به دشمن اجازه تضعيف ارادهام را نخواهم داد و در انتخابات حضور خواهيم يافت.
دشمن سعي ميكند با ايجاد اختلافات قوميتي و مذهبي و سياسي وحدت ما را خدشه دار كند تا نتيجه انتخابات را به كام ملت ايران تلخ شود.
من در موضعگيريهاي خود، در انتخابات به محدودههايي كه موجب شاد شدن دشمن من ميشود وارد نميشوم.
اگر انتخابات، پشتوانهاي به محكمي يك ملت داشته باشد، هرگز از جانب دشمن تهديدي نخواهد داشت.
در انتخابات، دشمن تلاش ميكند كه مردم را نسبت به مسئولين بياعتماد كند و من تلاش ميكنم كه توطئه دشمن را خنثي كنم.
بصير بودن و دچار خطا نشدن در انتخابات لازم است.
در انتخابات بايد دلها متوجه خدا و حقيقت و آكنده از بصيرت باشد.
تصميمهاي بزرگ، بدون بصيرت لازم، سرانجام خوبي نخواهند داشت.
دشمن تلاش ميكند، اصالت ديني را از من بستاند تا از هويت ايراني و اسلامي خود دفاع نكنم.
تبليغات دروغ و ترفندهاي گوناگون دشمن را با شركت در انتخابات نقش بر آب كنيم.
قرار گرفتن در خط رهبري، تمام توطئههاي دشمن را نابود ميكند.
دشمن به خوبي فهميده كه ايمان عميق مردم و تبعيت آنها از ولايت، نفوذ به اين كشور را غيرممكن ساخته است.
هوشياري من، سبب ناكارآمدي توطئه دشمنان در انتخابات است.
بياييد با حضور در پاي صندوقهاي رأي، به دشمن ثابت كنيم كه اسير تبليغات و جنگ رواني او نشدهايم.
دشمن سعي ميكند با ايجاد تفرقه بين اقشار مردم و حكومتهاي اسلامي، بر آنان حكومت كند.
تلاش دشمن اين است كه تك تك ما را از پيكره انقلاب جدا كند و ما را تك تك نابود كند.
بياعتماد كردن مردم نسبت به مسئولان، راهي است كه از آن طريق دشمن بهراحتي به ديگر مقاصد خود ميرسد.
هميشه راهي هست، تا خود را از توطئههاي دشمن برهانيم و انتخابات يكي از اين راههاست.
اگر جرئت مبارزه را از دست بدهيم، دير يا زود اسير دام دشمن خواهيم شد.
باايمان و اميد به آينده در پاي صندوقهاي رأي، به تمام آرمانهاي خود ابراز وفاداري كنيم.
همانقدر كه دشمن توطئههاي خود را پيچيدهتر ميكند، بايد آگاهي ما بيشتر شود و با بصيرت دست به انتخاب بزنيم.
بكوشيم چهره دشمن را در هر لباسي كه هست شناسايي كنيم.
اصول و ارزشها
زير فصل ها
انجام وظيفه و تكليف
زمان شناسي
تجديد بيعت با شهدا و رهبر
هوشياري
انجام وظيفه و تكليف
همه ما به وظايفمان در همه حال آشناييم و خوب ميدانيم شركت در انتخابات نيز يكي از مهمترين وظايف ماست.
انتخابات تكليف بزرگي است كه هر ايراني ميتواند آن را انجام دهد و در تمام مراحلش سربلند باشد.
شركت در انتخابات از همان نخستين روزهايي كه مردم ايران آگاهانه به جمهوري اسلامي رأي آري دادند يك وظيفه و تكليف شد و هميشه خواهد بود.
هر ايراني كه وظيفه شركت در انتخاباتش را بداند مطمئن باشد كه تكليفش را به خوبي انجام داده و خداوند از او راضي خواهد بود.
شركت در انتخابات به عنوان يك تكليف و وظيفه واضح است، پس همه ما آن را انجام ميدهيم و به آن عمل خواهيم كرد.
شركت در انتخابات يعني اميد به آيندهاي كه پيشروي توست.
هرگز فراموش نكن كه صداي رساي تو در انتخابات بايد پشت دشمنانت را به لرزه درآورد. پس برخيز و به اين وظيفه انساني عمل كن.
شركت و حضور در انتخابات وظيفهايست كه بار آن همواره بر دوش توست. زيرا تو در برابر كشورت مسئولي.
انتخابات فرصتي است براي اداي دين به كساني كه جان خود را براي بقاي اين مرز و بوم قرباني كردند.
اي هموطن! امروز روزي است كه رأيهاي من و تو ميتواند مشتهاي گرهكردهاي بر دهان دشمنان ميهن عزيزمان باشد.
امروز در انتخابات شركت ميكنيم تا به وظيفه و تكليفمان خوب عمل كرده باشيم.
شركت در انتخابات تكليف الهي است كه به ما يادآوري ميكند، سرنوشت كشورمان را به بيگانگان نسپاريم.
شركت در انتخابات وظيفهاي حتمي براي هر ايراني است كه دنيايش را زيباتر ميكند و وجودش را از عشق و ايمان لبريز ميكند.
شركت در انتخابات بهعنوان يك وظيفه و تكليف براي همه ايرانيان است كه هيچكس آن را سبك نميشمارد.
شركت در انتخابات بهعنوان يك تكليف ثابت و هميشگي براي همه كساني است كه از نظر قانوني حق رأي دارند.
وظيفهمان را براي شركت در صحنه انتخابات خوب ميدانيم و هرگز از آن فاصله نخواهيم گرفت، دنياي ما دنياي عشق به كشور و ولايت است.
شركت در انتخابات وظيفهاي زيباست و تكليفي هويدا، همه با هم لبيكگويان در صحنه حاضر ميشويم تا تكليف و وظيفهمان را به خوبي انجام دهيم.
شركت در انتخابات بهعنوان يك وظيفه و تكليف براي همه ماست، دنياي هر ايراني وظيفه انكارناپذيري است كه بر همه واجب است.
شركت در انتخابات يعني عمل به وظيفهاي كه بر دوش ماست و انجام تكليفي كه براي ما مشخص شده است.
وظيفه ما آن است كه با چشماني باز به انجام تكاليف بپردازيم و بدانيم براي چه، چه كساني را انتخاب ميكنيم.
وظيفه ما حضور در صحنه و شركت در انتخابات است. پس آشناييم بر آنچه برايمان بهعنوان وظيفه مشخص شده است.
تكليف ما شركت در انتخابات است، وظيفه ما نيز جز اين نيست، پس چه افتخاري بالاتر از اينكه سربلند و موفق انجام وظيفه كنيم و تكليف انجام دهيم.
روشن و واضح است كه هركس وظايفي را كه بر عهده او گذاشته ميشود به خوبي انجام ميدهد، فردي وظيفهشناس شناخته ميشود.
ما به وظيفهمان عمل ميكنيم اميدواريم با شركت در انتخابات، افراد وظيفهشناس و مسئول پا به عرصه سياسي بگذارند.
هر كس پاي صندوق رأي برود و از روي احساس مسئوليت و طبق تشخيص خود رأي بيندازد، تكليف خود را انجام داده است.
يادمان باشد با انتخاب مدير متعهد و متخصص، دقيق و با كياست و تيزبين ميتوان ضعفها را به قوت و نقصها را به كمال تبديل كرد.
يادمان باشد تا از سر تكليفمحوري در انتخابات حاضر شويم نه از روي هوي و هوس و قدرت پرستي.
اگر تنها با هدف قرب الهي و خدمت به مردم وارد عرصه رقابتهاي انتخاباتي گرديم ديگر هيچگاه مرتكب انواع بداخلاقيهاي انتخاباتي نميشويم.
با حفظ وحدت خود، در انتخابات سد بزرگي در مقابل دشمن باشيم.
استحاله، نابودي و توقف انقلاب همواره، سرلوحه عملكرد دشمن بوده است.
اگر من از شناخت دشمنم باز بمانم، دشمن مرا خوب ميشناسد و عوامل نابودي مرا مهيا ميكند.
راز پيروزي ما در رزمايش اقتدار انتخابات، بصيرتي است كه همگان بايد به آن مسلح شويم.
بر چشمهاي قبيله ايران، خفتن حرام است تا آن روز كه با حضور در انتخابات بينش و برهان و بصيرت خود را به رخ دنيا ميكشند.
وقتي دشمن نميتواند به يكباره نظام را نابود كند، به آسيب تدريجي روي ميآورد.
دشمنشناسي از محوريترين بحثهاي دفاع از يك ملت است.
زمان شناسي
حال كه ما را در تنگناي خيالي خويش قرار دادهاند، با شركت در انتخابات به آنها ميفهمانيم كه نه تحريم و نه تهديد ذرهاي از علاقه ما به كشور و نظام مقدس جمهوري اسلامي نميكاهد.
ايران در همه جهان به صبر و استقامت و شجاعت شهره است و دشمنان بدانند كه ايراني نيز هميشه كشورش را حمايت خواهد كرد، او در صحنه خواهد بود تا جهان به حضورش بيشتر ايمان بياورد.
كشورم را تهديد ميكنند، مردمش را تحريم ميكنند و چهقدر غافلند از شجاعتِ ما و چهقدر نادانند كه گمان ميبرند خسته خواهيم شد.
من از همان ابتدا آموختهام كه با تمام وجود از خاك وطنم مراقبت كنم و هرگز به گذر نسيمي نلرزم اما در سختترين طوفانها محكم و استوار قدم برميدارم.
تحريم و تحريم و تحريم!... تهديد و تهديد و تهديد!... با كدامين خيال و با كدامين رؤيا قدم ميگذارند، بيگانگاني كه همواره تلاش ميكنند تا ما را به مرز نااميدي بكشانند... آنها نميدانند چرا كه هنوز در عصر جهالت خويش غرقند. ما بيداريم و هيچ تنگنايي ما را خسته و درمانده نميكند.
كجايند كساني كه خيال باطل در سر ميپرورانند؟!... كجا هستند كساني كه به هيچ دلخوشند؟ هر كجا هستند باشند... ما تحريم نميبينيم، تهديد نميشناسيم، ما خدا را در تمام وجودمان حس ميكنيم. ميآييم و هميشه در صحنه خواهيم بود.
كشورم را دوست ميدارم، خاكش را ميبوسم، خورشيدش را به آغوش ميكشم، دستهايم را بهسوي آسمانش دراز ميكنم و فرياد ميزنم: من خالصانه ميآيم تا روي همه تحريمها و تهديدهاي توخالي خط قرمز بكشم، چرا كه من هميشه بهاريام و هرگز تسليم خيال خام بيگانگان نميشوم.
تو در كدام راه قدم گذاشتهاي؟!... تو مسافر كدام دياري؟!... نميداني! تو شيطاني از ديار زشتيها كه با صداي خفه در گلو تهديد ميكني و از تحريم
دَم ميزني... من عاشق و دلباخته كشورم هستم، من فرمان رهبرم را ميشنوم و هميشه در تمام صحنهها خواهم بود.
كشورم را تهديد ميكنند، كشورم را تحريم ميكنند. كساني كه سايه هيچ هم نميشوند از شكست سخن ميگويند، من، تو، ما... همه ما كشورمان را حفظ ميكنيم و پشت همه دشمنانش را به خاك ميزنيم.
نفسهايتان سخت و تنگ باد. حضور مردم را ببينيد و تا هميشه در آتش حسرت بسوزيد، يادتان باشد نخواهيد توانست من و دوستانم را از پا بنشانيد.
روي دلم، نقشهاش را كشيدهام تا هميشه خاطرم باشد، ايرانِ من كشور مهرباني و رفاقت و صميميت است، روي قلبم نقشهاش را كشيدهام تا يادم بماند دلم جايگاه عشق خدايم است، خدايي كه مرا ايراني و مسلمان قرار داد و توانم بخشيد كه هرگز تهديد و تحريمي احساس نكنم.
نگاهش ميكنم و خوب و واضح دشمن كشورم را ميبينم كه چگونه در آتش انديشهاش ميسوزد و هرگز با تهديد و تحريم به آرزويش نميرسد، چرا كه من و دوستانم در برابرش قد عَلَم كردهايم.
تجديد بيعت با شهدا و رهبر
اي شهيد، تو با خونت راهي را ترسيم كردي و من با حضورم در صحنه امتدادش ميدهم تا اوج عزت.
امروز سنگيني قلمها در دستان ما كمتر از سنگيني سلاح بر دوش پدرانمان نيست.
تا ما در صحنهها حضور داريم قدمهاي شهيدان همچنان امتداد دارد.
يادمان باشد با بصيرت و آگاهانه به فردي رأي ميدهيم كه با وليّ زمانمان هم عقيده باشد.
دلهامان مالامال از عشق به رهبر است. پس عاشقانه دعوتش را اجابت ميكنيم و در اين همايش باشكوه، حضورمان را به رخ دنيا ميكشيم.
پرشورتر از هميشه پاي صندوقهاي رأي ميرويم به نيت خشنودي قلب مهربان رهبرمان و شادي روح شهيدان كشورمان.
رهبر عزيزمان را در سختترين انتخابها ياري ميكنيم تا اين انقلاب را به دست مولايمان بسپريم.
با حضور در پاي صندوقها ثابت خواهيم كرد ملت ايران از خون شهيدانش پاسداري خواهد كرد.
ما با پيمان با شهدا وفادار ماندهايم و از انقلاب و رهبرمان دست بر نخواهيم داشت.
امروز قلب ايران با حضور آگاهانه و مسئولانه من و تو ميتپد ما وارث خون شهيدان اين مرز و بوم هستيم.
حضور من و شما تجديد پيماني محكم با رهبري است كه وجودش به ايران عظمت ميبخشد.
ايران و ايراني امروز عهدنامهاي ديگر با شهيدان وطن و رهبرش امضا خواهد كرد.
امروز با حركتي خروشان تمام جهان را از وفاي به عهدمان به رهبر و شهيدان به لرزه خواهيم درآورد.
به كسي بينديشيم كه به خونهاي ريخته شده در پاي درخت انقلاب متعهد باشد.
ما با حضور گرم و بانشاط خود با مقتدا و وليّ زمان پيمان برادري ميبنديم.
هوشياري
ما براي برگزاري انتخابات به نفع كانديداهايمان تبليغ ميكنيم و در برابر تبليغاتِ سوء بيگانگان نيز هوشياريم و هرگز فريب آنها را نخواهيم خورد.
در تمام اتفاقات مهم كشور ما، دشمنان و بيگانگان تلاش ميكنند از موقعيت پيشآمده سوءاستفاده كنند و به تبليغاتي دست بزنند كه بهواسطه آنها مردم ما را دلسرد كنند و غافلند كه همه ما هوشيارتر از قبل در صحنه حاضريم.
هوشياريم و آگاهانه قدم به ميدان ميگذاريم، ميدانيم كه دستهايي در كشيدن نقشههايي دست دارند و زبانهايي تبليغات سوء به راه مياندازند، اما ما جز به صلاح خودمان، جامعه و كشورمان قدم برنميداريم.
اي كساني كه در سراسر اين كره خاكي دندان تيز كردهايد تا عاطفه چندين سالهمان را از قلبهايمان بدريد! بدانيد خط پايانِ نقشهها و تبليغات شوم شما، مرگ رؤياهايتان خواهد بود.
همه ما از كوچك تا بزرگ، پير و جوان آگاهيم و هوشيارانه ميبينيم و عاقلانه درك ميكنيم تبليغ را از ضدتبليغ تشخيص ميدهيم و دشمنان ايران و اسلام را در نهايت بيداري به عقب مينشانيم.
رؤياهاي بيگانگان، جز خوابهاي طولاني و آشفته نخواهد بود، چرا كه تبليغاتشان جز آب در هاون كوبيدن نيست.
رنگ در رنگ، با هزار نيرنگ برميخيزند با خيالات باطل خويش به تبليغات شوم خود دست ميزنند و غافلند از اينكه مردم ايران خوب ميدانند و در نهايت دانايي تبليغ، خودي را از بيگانه تشخيص ميدهند.
تمام نقشههاي شما ديوصفتان را نقش بر آب ميكنيم، تمام تبليغات پليد شما شيطانصفتان را نابود ميكنيم زيرا كه خدايي بينهايت بخشنده و مهربان داريم.
هوشياري، بيداري است و بيداري معناي دقيق پيروزي بر كساني كه انديشه نيك در سر ندارند.
ما پرچمداران عدل و انصاف و بيداري اسلامي در جهانيم و خرداد ماه مردم مسلمان جهان را با حضور خود در انتخابات به ايستادن در برابر هر دشمني و كينهورزي دعوت ميكنيم.
ما بيداريم و آگاه، ما استواريم و هميشه در صحنه. شما بيگانگان و دشمنان همواره خوابيد و خواب بمانيد و در رؤياي هزارتوي خويش تبليغ كنيد و آرزوهايتان را با خود به گور ببريد.
من با حضورم در مقابل دشمنان خارجي كه از هيچ كارشكني عليه نظام و دولت منتخب مردم دست بر نميدارند و از هيچ فرصتي براي به چالش كشيدن نظام فروگذاري نميكنند، ميايستم.
ميان برگهاي تاريخ، شما را ميبينيم كه آرزوهايتان را به دار زدهايد و با چشماني گريان تمام نقشهها و تبليغات باطل خويش را مينگريد، گمان نكنيد كه ايراني خواب است و نااميد، او هميشه از گذشته تاكنون، از امروز تا فردا بيدار است و آگاه.
حماسه حضور
حضور پرشور مردم در انتخابات خون تازهاي در پيكر انقلاب و نظام جمهوري اسلامي است.
حضور در صحنه هر ايراني، خاري در چشم دشمنان كوردل ايران و اسلام خواهد بود بياييد تا حضور شما تاريخ را به حيرت وادارد و اين حماسه پرشور نبض تاريخ را چند برابر كند و بر قلبش بنشيند.
بياييد تا هر انتخاب شما اقيانوس بيكران واحدي باشد در نقشه جغرافياي حماسه ايران و ماندگار شود براي آيندگان.
حماسهسازان ايرانزمين در هيچ جاي آفرينش دومي ندارد، چرا كه غيرت و هميت در وجود همه آنها هويداست.
بياييد تا نفس دشمنان شرقي و غربي كشور ما از غبار برخاسته از گامهايتان بگيرد و نقشه شوم آنها در نطفه بميرد.
اعتماد به نظام جمهوري اسلامي با شركت در انتخابات آشكار ميشود.
حضور باشكوه ما در انتخابات يعني، اقتدار و عزت ايران اسلامي.
خورشيد وحدت ما امروز گرمتر از هميشه به قلبهايمان ميتابد.
حضور ما در پاي صندوقهاي رأي يعني، خشنودي شهدا و امام راحل=.
حركت در جهت ايجاد شور و نشاط انتخاباتي در جامعه با هدف حضور حداكثري براي انتخاب اصلح از اصليترين وظايف خواص جامعه است.
خرداد امسال، طلوع خورشيد خرد جمعي ايرانيان در پرتو انتخاب اصلح.
خرداد امسال، ماه سرنوشت است.
شركت من در انتخابات، ثمرهاي جز اقتدار ميهنم ندارد.
عزت ايران محصول حضور مردم در انتخابات است.
با شركت در انتخابات، درخت عزت و اقتدار ميهن خود را آبياري كنيم.
حضور حماسي مردم يعني برقرار شدن دموكراسي در جامعه.
دنيا بداند و جهان مطمئن باشد كه در سختترين شرايط شجاعانه و با دلي سراسر ايمان به خدا در صحنه حاضر ميشويم و از هيچ چيز هراس نداريم.
تمام دلهايي كه به عشق كشور ميتپد و همه نگاههايي كه سعادت را جستوجو ميكند، آگاهانه نقشههاي همه بيگانگان را نقش بر آب ميكند و آنها را به خاك سياه مينشاند.
در يك مسير عاشقانه ميرويم... ما همدليم و همراه، ما آگاهانه گام برميداريم و ميدانيم اگر سر سوزني خداي ناخواسته در مسير پايمان بلغزد همه گوشهاي بيگانگان تيز ميشود و همه چشمانشان بيناتر، پس با توكل به خدا مسير را هموار ميكنيم و بصيرت را ميهمان دلهايمان.
همدليم و همراه... راهمان يكي و هدفمان نيز يكي است، ما با هم ميرويم و هرگز يكديگر را تنها نميگذاريم ما انتخاب ميكنيم و با انديشه خودمان سرنوشت آينده كشورمان را ميسازيم.
همه اركان و همه عوامل انساني كشور اسلامي ما كه با بصيرت براي انتخابات قدم برميدارند پشت هم هستند و هرگز از مسئوليتي كه در برابر هم دارند شانه خالي نميكنند.
دنيا بداند... دشمنان آگاه باشند... بيگانگان بفهمند بين ما نفاقي نيست ما براي رسيدن به يك هدف تلاش ميكنيم، ما چشماني پرنور داريم و همه چيز را خوب ميبينيم، ما همدلي را خوب ميشناسيم.
چهقدر زيباست، زماني كه در يك صف و با يك هدف و همه همدل، گام برميداريم و از هيچكس بيم نداريم. ما دنياي زيبا و مهربان را در سراسر كشورمان تجربه كردهايم.
همدل... همراه... همگام... همنفس... همپيمان، ما همميهنيم... ما هموطنيم... ما با هم از ميهن و از خاك كشورمان كه براي حفاظت از آن خونها دادهايم... تلاش ميكنيم و بهترين انتخابات را در قلب تاريخ ماندگار ميكنيم.
فرقي ندارد روز انتخابات فقط يك رأيدهنده باشم يا يك مسئول! من به وظيفهام كه تلاش براي انتخابات سالم است عمل ميكنم.
آنچه در انتخابات است، توانمنديهاي شخصي و گروهي، برنامهها و طرحهاست. پس چه مجري باشم، چه كانديدا و چه طرفدار، تلاش ميكنم تا وظيفهام را انجام دهم.
ما انتخابات را براي سر دادن آواز همدلي و اقتدار ايرانمان ميخواهيم.
ما انتخابات را براي پل زدن به آرمان شهري بر پايه اخلاق و امنيت ملي و ميهني و عمل به وظيفهها ميخواهيم.
من و تو ما ميشويم و به پايان خوش كاري كه بر دوشمان گذاردهاند ميانديشيم تا انتخابات در ايران اسلامي ـ اين بزرگترين نمايشگاه قدرت و عزت ملي ـ را به جهان نشان دهيم.
راهمان يكي است و عاشقانه گامهايمان را براي رسيدن به هدف آماده ميكنيم، همه ما عاشقانه همدل و همراهيم از جنس ايمانيم، ما زاده ايرانيم.
دنياي ما دنياي دلهاي بيقرار است و راه ما جز رسيدن به آرمانهاي كشور و انقلابمان نيست، انتخاب ما گرچه متفاوت است اما هدف ما جز سعادت خود، جامعه و كشور ما نيست.
اركان دخيل در امر مهم انتخابات پابهپاي ملت گام برميدارد تا به هدفشان برسند... انتخابات مهم است و سرنوشتساز... پس همدلي و همراهي در آن لازم است و واجب.
به حول و قوه الهي اين بار نيز چشمها به حماسه ما خيره ميمانند.
دنيا ميداند: ايرانيان هميشه حماسه آفريدهاند، چه در انتخابات چه راهپيماييها...
ما آماده خلق حماسهاي تازه هستيم.
بينش صحيح مردم هميشه باعث خلق صحنههاي بديع در انتخابات گذشته بوده است.
درايت مسئولان در گذشته دلهاي مردم را به سوي همدلي و حضور يكپارچه در صحنه سوق داده است.
هميشه استقبال مردم از حضور در انتخابات همه را به شگفت آورده است.
اين بار نيز خاطرهاي خواهيم ساخت به بلنداي قله غرور حماسههاي پيشين.
آوازه حماسهآفريني ايرانيان از ديرباز بر سر زبانها بوده است.
همه ميدانند اين انتخابات نيز ضميمه ديگر حماسهها خواهد شد.
صفحات زرين تاريخ ايران پر است از حماسهآفريني ايرانيان.
پشتوانه موفقيت اين بار در انتخاباتمان همانند حماسههاي تجربه شده پيشين است.
حضور گسترده در انتخابات شعار نيست، تجربهاي است كه از انتخاباتهاي قبل به دست آمده است.
اگر دشمنان حضور بينظير ما را در اين انتخابات پيشبيني نميكنند، حضور و حماسههاي پيشين را به خاطر بياورند.
خاطرمان لبريز است از حماسههايي كه ديدهايم.
34 انتخابات يعني 34 حماسه نشاطآفرين.
خاطرمان باغ سبزي است پر از درختان تنومند استقامت و حماسهآفريني ملت.
وقتي حماسههاي پيشين را به خاطر ميآوريم احساس غرور پروبالمان ميدهد تا خلق حماسهاي نو.
رسيدن به موفقيت در اين انتخابات با دو بال تجربه حماسههاي پيشين و عزم جديد، سهل و آسان است.
يادآوري حماسههاي پيشين ملت نه تنها تجديد خاطرات بلكه پلي است براي رسيدن به پيروزي.
وقتي توانايي و حضور مردم را در گذشته باور داريم آينده را نيز ميتوانيم بسازيم.
پيروزي در اين ميدان آرزوي واهي نيست؛ ما بارها طعم اين پيروزي را در گذشته چشيدهايم.
طعم شيرين حماسههاي پيشين است كه شوق حضور را برايمان چند برابر ميكند.
نگاه به انتخابات گذشته باوري از قدرتمندي و اقتدار را به ما ميدهد.
ما تجربههاي كمي از حضورهاي حماسي در صحنههاي گوناگون نداريم.
ملت فهيم ايران ثابت كردهاند حتي در مواقع حساس و نفسگير، هيچگاه صحنهها را خالي نميكنند.
انقلاب، جنگ تحميلي، انتخاباتها، راهپيماييها و... همه و همه شاهنامههاي حماسي ايران زمينند.
كتاب شاهنامه حماسههاي ايرانيان هنوز باز است و ورق ميخورد.
ايراني همواره نماد حماسههايي بوده است كه چشم جهانيان را خيره كرده است. حماسههايي از جنس ايثار، گذشت و حضور.
تاريخ اين ملت سرشار از روزهايي است كه دستهاي من و تو به هم پيوستند تا آيندهاي پر از افتخار را تقديم ميهن عزيزمان كنند. بياييد تا باز هم حماسه حضور را قلم بزنيم.
حماسهسرايي دوباره ما در يازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري اداي ديني است به كساني كه تصويرگر حماسه هشت سال جنگ تحميلي بودند.
من و تو حتي اگر امروز در انتخاب بهترين هماهنگ نباشيم، در خواندن ترانه خوشآهنگ فردا همآوازيم.
انسانها با انديشههايي كه شبيه هم نيستند يكديگر را تكميل ميكنند. بدان كه اختلاف سليقه ما فرصتي براي رشد ماست.
انديشهها و سليقههاي من اگر چه شبيه انديشههاي تو نيست اما در كنار انديشه تو كامل ميشود.
انتخابات همواره يادآور حضورهايي است كه ملت ايران در سي و دو سال پيروزي انقلاب اسلامي به هم رساندند و دشمنان را در ورطه نااميدي فرو بردند.
هموطن! آفرين بر همت والا و غيرت بينظيرت كه همواره پرشكوهترين لحظهها را به تصوير ميكشي و برترين حماسهها را ميآفريني.
هر امرمهمي پشتوانهاي براي تضمين موفقيت ميخواهد و پشتوانه ما در انتخابات حماسههاي گذشته است.
حضور گسترده مردم در اين انتخابات بر پايه حماسههاي پيشين بنا نهاده ميشود.
هنوز چشمها ناباورانه خيره بر حماسههاي پيشين است و ما حماسهاي جديد را خلق ميكنيم.
وقتي گذشته جامعهاي حماسي باشد، نه از بين ميرود و نه كمرنگ ميشود.
ما به جاي قصههاي هزار و يك شب، خاطرات حماسههاي پيشين را در گوش كودكانمان زمزمه ميكنيم.
دنياي هر ايراني زيباترين دنياست، چرا كه هميشه حضور خود را در تمام صحنههاي كشورش سبز و جاويد ميبيند.
انتخابات نمايشگاه خواستن، توانستن و داشتن ملتي است كه ميخواهد چشم تيزبين و بصيرت بيپايان خود را به رخ بكشد.
حضور در صحنه انتخابات مثنوي بلند رشادت و ارادت هر ايراني به نظام مقدس كشورش است كه اميد دشمنانش را به نااميدي تبديل ميكند.
هر ايراني ميتواند گامهايش را محكم و استوار بردارد تا سراسر وجود دشمن سياه دلش بلرزد و از عمرش بكاهد.
حضور در صحنه انتخابات شاهكار بينظير تبار ايرانيست كه در هيچ جايي ديده نميشود.
حضور زيباي هر ايراني واژهاي از جنس آسمان است كه تنها خاك پوشيده از لاله ايران معنياش را ميداند.
حضور در صحنه انتخابات تيشهاي بر ريشه اميد بيثباتِ دشمنانِ كشورمان است كه هميشه در انتظار شكست ما هستند.
هربار كه محكمتر به ميدان آمديم، بدخواهان شومصفت سستتر و لرزانتر شدهاند.
دشمن براي از بين بردن نظام اسلاميمان سالها نقشه ميريزد و حضور يكروزه من و تو پاي صندوقهاي رأي تمام محاسباتشان را به هم ميريزد.
حضور يك روزه من و تو پاي صندوقهاي رأي محاسبات چندساله دشمن را در هم ميشكند.
حضور من، حضور تو، مشت محكم بر دهان بد خواه من و تو... .
حضور در صحنه انتخابات در دل تاريخ ايران حك ميشود تا آيندگان دليل قطع اميد دشمنان را بيشتر و بهتر بدانند.
حضور در صحنه انتخابات خط قرمزي بر نقشه شوم تمام دشمنان ايران است، دشمناني كه همواره با صحنههاي زيباي مردم ايران روزي هزار بار ميميرند و اميدي به زنده شدن ندارند.
مردم ايران خاك سرخ وطنشان را با حضور حماسهساز خويش در صحنههاي باارزش كشورشان حفظ ميكنند و براي دشمنان ايران اسلامي اميدي باقي نميگذارند.
حضور در صحنه انتخابات مشتي محكم و كارساز بر مغز همه دشمنانِ بيمغز ايران است.
زيباترين حضور و پرحماسهترين انتخابات را به صحنه ميآوريم تا به دشمنان بگوييم مرگ شما آرزوي ماست.
حضور هر ايراني در انتخابات يعني امضاي سرخ جاويد بر پاي سرنوشت كشور.
دشمنان ايران بدانند تمام نقشههايشان را نقش بر آب خواهيم كرد تا بدانند ايراني چون كوه استوار است و چون دريا خروشان.
هرچه دشمنان بيشتر سنگ پراكني ميكنند سكوي پرتاب ما رفيعتر ميشود.
اي كور دلان، چشم طمع بر ايران مبنديد، ايرانيان هميشه در صحنهها حاضرند.
اي بدخواهان اميدتان نااميد باد؛ ايران يكپارچه ميآيد.
حضور تك تك ما تيشه ايست بر ريشه درخت اميد دشمنان ايران ما.
اي سلطهجويان هيچگاه بر عزم جزم ايرانيان فايق نخواهيد آمد، زيرا ما همه ميآييم.
حضور در انتخابات عرصه پيكار است با نقشههاي شوم دونصفتان.
هر گامي كه به سوي صندوقها برميداريم دشنهاي است براي مقابله با حربهها.
حضور گسترده مردم در واقع مشت محكمي بر دهان استكبار و ناكام ساختن هجمههاي سنگين قدرتهاي استكباري براي ضربه زدن به انقلاب اسلامي است.
مردم ايران با حضور گسترده خود، جايگاه رفيع جمهوري اسلامي را بار ديگر و بيش از پيش تثبيت خواهند كرد.
ما آگاهيم و هوشيار و در برابر تبليغات منفي ديگران ميايستيم تا مشتي گره كرده بر دهان آنان باشد كه ما را در ورطه شكست ميخواهند.
امروز، روز انتخاب است، روز يكي شدن و به هم پيوستن، روز همبستگي و اتحاد و حضور من و تو كه چشم جهانيان را خيره خواهد ساخت.
حضور در انتخابات، حقيقتاً ضربه محكمي به چهره استكبار است.
انتخابات پرشور، مظهر زنده بودن يك ملت و عزم و اراده راسخ آنان در برابر نقشههاي دشمنان است.
حضور من يعني؛ اثبات وحدت ملي و هوشياري در برابر تبليغات بيگانگان.
رسانههاي بيگانه هميشه با دروغ، فرافكني و جنگ رواني قصد دارند حضور مردم ايران در صحنههاي مختلف را كمرنگ جلوه دهند؛ اما به لطف خدا، ملت ما هميشه در صحنههاي مختلف حضوري دشمنشكن دارند.
حضور پر شور در انتخابات، احساس عقبافتادگي دشمن از رويارويي با اسلام است.
همانقدر كه دشمن خصمانه ميجنگد، ما مستحكم ميايستيم و پاسخش را با حضورمان ميدهيم.
با حضور خود در انتخابات، باران نااميدي را بر سر دشمنان ميبارانيم.
دشمنان نميتوانند با وجود اتحاد و همبستگي ما در صحنه، اميدهاي واهي داشته باشند.
وقتي صفوف انتخابات را پيوسته و منسجم حفظ كنيم، نفوذ دشمن در دلهايمان ناممكن خواهد بود.
دشمنان از تأثير نقشههايشان بر صفوفي كه در عرصههاي گوناگون به هم پيوسته است نااميد ميشوند.
دشمن وقتي اميد ميبندد كه اتحاد و حضور نباشد.
صحنه خالي جولانگه شيطان و شيطانصفتان است.
حضور در انتخابات سدي محكم و سپري آهنين در برابر دشمني بيگانگان.
تيرهايي كه از ناحيه دشمن رها ميشود بر سپر پولادين اراده و حضورمان در صحنهها برخورد ميكند.
دشمني بيگانگان پايان نميپذيرد، بياييد با حضورمان در صحنه انتخابات اميدشان را نااميد كنيم.
با حضورمان در انتخابات اميدتان را نااميد خواهيم كرد، اي بدخواهان ايران.
چه نقشهها كه دشمن در سر ميپروراند و چه زيبا ما با حضورمان در انتخابات خوابشان را پريشان ميكنيم.
چشم طمع به ايران مدوزيد؛ ايران هميشه در صحنه است.
حضور يكپارچه ايرانيان در صحنه انتخابات رداي اميد را بر تن آرزوهاي دشمنان دريده.
ملت هوشيار ايران درست در نقطه مقابل خواست دشمن، فعال و پرشور و شعور در پاي صندوقهاي رأي حضور خواهند يافت.
قلبها براي خلق حماسه اي ديگر تپيدن گرفته است و ايرانيان براي حضوري متفاوت و مقتدرتر از هميشه لحظه شماري مي كنند.
حضور ما در انتخابات يعني رساندن كشور به اوج قلههاي سربلندي و افتخار.
انتخابات مرعوب نمودن دشمن و درافكندن او در ورطه يأس و نااميدي است.
انتخابات عرصه ظهور غيرت ديني و ملي جامعه اسلامي ايران است.
انتخابات بهعنوان نماد آيندهنگري حضور در آينده است.
رأي دادن شكوفا شدن توانمندي و قدرت ملت ايران است چرا كه در اثر آن سرنوشت كشور تعيين مي شود و استقلال و آزادي ميهن تضمين ميگردد.
شركت در انتخابات عملي سياسي ـ عبادي است: سياسي است چرا كه ستيز با استعمار و كوشش براي استقلال است؛ عبادي است، چرا كه لبيك به فراخوان دين است براي جهد با استعمار و تلاش براي استقلال.
حضور در پاي صندوقهاي رأي بايد نشانه موافقت با يك كانديدا باشد نه نشان مخالفت با كانديداي رقيب.
انتخابات صحنه پرشكوه حضور كساني است كه با اعتقاد به ارزشهاي پاك انساني به رقابتي سالم دست ميزنند.
حضوري باشكوه، اقتدار كشور ما را تثبيت ميكند.
با حضوري مثبت، اقتدار خود را براي جهانيان توصيف كنيم.
حضور ما در انتخابات، نشانه اقتدار ملي ماست.
حضور در انتخابات شرط لازم براي تأمين منافع عمومي و ترسيم وجاهت چهره ملت ايران در چشم جهانيان است.
آرمان ما، عزت ايران ماست.
شركت در انتخابات، انتخاب ماندگاري اقتدار ميهن است.
عشق به وطنم را با شركت در انتخابات ثابت ميكنم.
وصف حال كشور ما اين است: عزت، اقتدار، امنيت.
با حضور سياسيام در عرصه انتخابات، مملكتم را باز به اقتدار، شهره جهان ميكنم.
يك رأي من يك رأي تو، هزاران نفر هزاران رأي براي عزت ايران اسلامي.
انتظاري از بيگانه نيست. چه كسي جز من ميتواند پرچم عزت بر فراز ميهن من، برافراشته كند؟
آنچه شهيد با جان خود از آن محافظت كرد، من با رأي خود محافظت ميكنم.
ايران بياقتدار محل آسايش نيست.
شهيد با دادن جان خود به كشورم ارزش داد، من با دادن رأي خود.
شهيد؛ پلاك تو و رأي من هردو هويت ما را مشخص ميكند.
اگر من با رأي خود اقتدار كشورم را حفظ نكنم، بيگانه مرا و كشورم را هيچ ميپندارد.
با ترسيم اقتدار كشورم، طرحي نو در جهان ميافكنم.
كشورم مرا به جشن اقتدار خود دعوت نموده، و هديه من مشاركت من است.
بحران و آشوب، از كشور من دور باد، چرا كه من براي اقتدار كشورم بر پا ايستادهام.
من براي اقتدار كشورم از جان مايه ميگذارم، و دشمن از رأي دادن من متعجب است.
رمز ماندگاري نام كشور من، اقتدار آن است، و رمز اقتدار كشورم حضور من است.
من يكي از سازندگان اقتدار ميهنم هستم. پس رأي ميدهم.
در پاي صندوق رأي، به همت بلند خود براي حفظ اقتدار ميهنم آفرين ميگويم.
امروز، دنيا براي سنجيدن اقتدار مملكتم هر يك رأي ما را شمارش ميكند.
وظيفه رئيسجمهور حفظ عزت مملكت من است، و من با رأي خود يارياش ميدهم.
حضور من در انتخابات نقش مؤثري در اقتدار نظام دارد.
راه سومي وجود ندارد، يا رأي ميدهم، يا از اقتدار مملكتم صرفنظر ميكنم.
بدون مشاركت من، كشورم به اقتدار نخواهد رسيد.
ايران من همانطور كه پيروزيات را با جان خود و عزيزانم تضمين كردم، عزتت را با رأي خود تضمين ميكنم.
مهمترين عرصه حضور من براي حفظ اقتدار ميهنم، عرصه انتخابات است.
نظام جمهوري اسلامي را خودم انتخاب كردم، و با شركت در انتخابات، به آن اقتدار ميبخشم.
دست در دست من بده تا در پاي صندوقهاي رأي، دژ مستحكمي بسازيم در مقابل فتنه دشمنان.
هموطن، در كنار هم در پاي صندوقهاي رأي، قدرت ميهن خود را به سلطهجويان نشان دهيم.
شعار «مرگ بر استكبار» با حضور در ميدان انتخابات لباس عمل ميپوشد.
مهم اين نيست كه در كجا هستيم، مهم اين است كه رأي را به صندوق مياندازيم.
انتخابات يعني حضور در صحنه سياست كشور و حضور مؤثر يعني تبيين توانايي، برنامه و خطمشي مديريت جامعه در سايه درك بالاي مردم.
ميخواهيم فردا را با هم آباد كنيم. ميخواهيم آسمان را مال خود كنيم. ميخواهيم بهترين را انتخاب كنيم. پس بيا تا خورشيد قد بكشيم و شناختمان را از جهانمان بيشتر و بيشتر كنيم.
تلاطم نظام سياسي كشورم نه تنها مرا از حمايت مأيوس نميكند، بلكه تجربيات سياسي مرا افزايش ميدهد و به اين نظام وفادارتر ميشوم.
اگر نظر مردم در صندوق انتخابات معلوم نميشد، من هميشه نظر خود را اصلح ميدانستم.
چه كسي بهتر از تو ميتواند سرنوشت ايران اسلامي را رقم بزند؟
برگ درخت در هنگام زوال ميافتد، اما برگه رأي در هنگام كمال.
آينده ايران همان است كه آراء ما ميسازد.
حضور تك تك ما يعني پاسداري از قطره قطره خون شهيدان.
هر برگ رأي سيلي محكمي بر استكبار و بدخواهان نظام اسلامي است.
شركت در انتخابات نترسيدن از نهيب ابرقدرتهاست.
شركت در انتخابات سرمايهگذاري عظيمي با سود سرشار است.
هر رأي شما خاري در چشم دشمنان ايران اسلامي و مرهمي بر زخم مستضعفان جهان است.
مهم نيست به كسي كه رأي ميدهي برنده بشود يا نشود، مهم اين است كه از نظر تو اصلح باشد.
هر رأي يك پيروزي است، حتي اگر به كانديداي برنده داده نشود.
طولانيترين صفهاي رأي با مشاركت من و تو شكل ميگيرد.
درخشش ماه هم در گرو طلوع انتخاب اصلح در صندوق رأي است.
شركت عظيم مردم در انتخابات مصونكننده است.
مردم بصير، انقلابي و ولايتمدار ايران اسلامي در همه عرصهها با هوشياري كامل حضور پررنگ دارند.
ايرانيها با آگاهي از توطئهها و ترفندهاي دشمنان اسلام به ويژه استكبار جهاني و با تبعيت از وليّامر مسلمين جهان، در تمام صحنهها حضور و مشاركت فعال دارند.
ملت ايران به رغم توطئههاي دشمنان، هميشه در صحنهها حضوري پرشكوه دارند.
مسئله اصلي مردم ايران حفظ نظام و ارزشهاي اسلامي است.
حضور در انتخابات يعني دفاع از حقوق خود.
هر جا باشيم شاخههاي درخت تنومند ايرانيم و يكبار ديگر سايهسارمان را به رخ جهان خواهيم كشيد.
سياست ما عين ديانت ماست. پس همصدا ميشويم تا در انتخابات پيشرو، ترانه ايران و ايراني را با سرود وحدت و انسجام اسلامي درآميزيم.
كرد و لر و بلوچ و تركمن و آذري و فارس، وقتي پاي وطن در ميان باشد يك ايراني مسلمان است كه براي اين سرزمين دوست داشتني سر از پا نميشناسد.
ايران من! شكوه اراده فرزندانت در ايستگاههاي يكپارچه معرفت، پاي صندوقهاي كوچك اما لبريز از عشق سه رنگ سبز و سفيد و سرخ را در بِه گُزين اين دوره تماشا كن!
دست در دست هم مينهيم به مهر و با انتخابي بر پايه معيارهاي ايراني بودنمان و مسلمان بودنمان ميهن خويش را آباد ميكنيم.
هر رأي من و تو گامي است به سوي سربلندي ايران عزيز.
با حضور در پاي صندوقهاي رأي نشان خواهيم داد كه تا هميشه پاسدار خون شهيدانيم.
هر رأي ما چون رودي است كه به درياي عزت و سربلندي و اقتدار ميرسد.
با رأي خود ياد حماسههاي پيشين تو را در دل زنده نگه ميدارم اي ايران من...
رأي ميدهم چون ميدانم رأي من قطرهايست كه به درياي خروشان سرنوشت كشورم ميپيوندد.
رأي ميدهم چون ميدانم اگر قطره نباشد دريا معنايي نمييابد... .
حال كه از گذرگاه خون شهيدانمان با دلي آرام و خاطري آسوده به اين مرحله رسيدهايم براي شادي روحشان با رأيهايمان خود را در سرنوشت كشورمان دخيل كنيم... .
اينجا، پاي صندوقهاي رأي، ميعادگاه انسانهاي مسئول و دلسوزي است كه دلشان براي آبادي و سرفرازي كشورشان ميتپد.
با همدلي و همياري انتخابات را نماد وحدت ملت اسلامي ايران كنيم.
ملت ايران همواره در همه صحنهها حضور پرشوري را به نمايش گذاشته است و در اين انتخابات هم حضور باشكوه و هميشگي خود را به جهانيان نشان خواهد داد.
ايران عزيز اينك سربلند كن بر قلههاي افتخار و سربلنديات را به تماشا بنشين.
انتخابات را با حضور باشكوه خود رنگ حماسه و افتخار ببخشيم.
ايران عزيز ميدانم كه سبز و سفيد و سرخ پرچمت از حضور باشكوه مردم است.
در انتخابات شركت خواهم كرد چون خود را قطرهاي از درياي بيكران ايران عزيز ميدانم.
هر برگه رأي،برگ امتحان حساس و سرنوشت است.
هموطن، برگههاي رأيي كه به صندوق مياندازي، چونان خون در رگهاي پيكر سترگ انقلاب است.
با بردن كودكانتان به پاي صندوق رأي، مردمسالاري ديني و مشاركت در سرنوشت خويش را در وجود نازنينشان نهادينه سازيد.
با حضور فعالانه خود در انتخابات كشورمان را به اوج اقتدار ملي برسانيم.
شركت در انتخابات، وظيفه ملي و شرعي همه مردم فهيم و باايمان ايران اسلامي است.
انتخابات، نماد جمهوريت نظام اسلامي و سنگر ملت ايران در برابر مستكبران است.
ملت ما با عزمي راسخ در انتخابات شركت ميكنند و به همگان نشان خواهند داد كه سرنوشت آينده خود را خود رقم ميزنند و اين همان صيانت از حقوق شهروندي است.
ملت ايران با درك درست خود از جمهوريت نظام اسلامي به اين اصل واقفند كه سرنوشت آينده كشور بايد به دست خودشان رقم بخورد.
ملت ايران با نقشآفريني در اين روز سرنوشتساز دشمنان اسلام را ناكام كرده و توطئههايشان را عقيم ميكنند.
مشاركت مردم در انتخابات موجب ارتقاء اعتبار نظام اسلامي در دنيا ميشود.
يكي از نشانههاي رشد و تعالي يك جامعه شركت و حضور گسترده تمامي مردم آن جامعه در صحنههاي مختلف سياسي، اجتماعي و فرهنگي است.
حضور گسترده آحاد ملت در انتخابهاي مختلف نشانه رشد و بالندگي آنان است كه ميتوانند با شركت خود و دادن رأي سرنوشت خود را رقم بزنند و گامي مؤثر در مسير رشد و تعالي كشور خود بردارند.
حضور گسترده در انتخابات رياست جمهوري، تجلّي همبستگي و وحدت ملي مردم ايران اسلامي است.
باز حماسه حضور من و تو همايشي ديگر در ميدان عظيم انتخابات.
با شركت در انتخابات، مشت محكمي بر دهان ياوهگويان خواهيم زد.
در اين انتخابات حماسه حضوري ديگر رقم خواهد خورد و ملت ايران دشمنان انقلاب را نااميد خواهد كرد.
هر برگ رأي من و تو «ما» ميشود براي ساختن ايراني آباد.
ما در حماسه حضوري ديگر چشم جهانيان را خيره خواهيم كرد و عزم و ارادهمان را براي ساختن ايراني آباد نشان خواهيم داد.
حاضر شدن مردم در عرصه انتخابات غايب شدن دشمنان و بيگانگان از صحنه اجتماع را در پي دارد.
انتخابات بهترين گزينه براي اثبات حضور و بودن خويشتن است.
حضور با بصيرت مردم در انتخابات امروز تجديد عهد دوباره ملت ايران با آرمانهاي انقلاب بود.
حضور مردم در انتخابات تجليگاه اراده مردم با بصيرت ايران بود.
نبود بيگانگان و دشمنان به ناممكن بودن حضورشان در سرزمين اسلامي ايران است.
عدم حضور در پاي صندوقهاي رأي اميدبخشي به دشمنان و برانگيختن طمع آنان نسبت به جامعه اسلامي است.
چند ساعت حضور در پاي صندوقهاي رأي برابر است با سالها عقبنشيني از سوي دشمنان ملت.
يك رأي بيشتر يك قدم جلوتر و يك رأي كمتر يك قدم عقبتر.
رأيها جوهرههاي اصلي مردمسالاري ديني و دموكراسي در جامعه اسلامي ايران است.
لازمه دغدغه نسبت به سرنوشت خويش شركت دلسوزانه و مسئولانه در پاي صندوقهاي رأي است.
انتخابات نمايش كرامتمندي آحاد رأيدهندگان و نشانه بلوغ عقلي آنان براي تعيين سرنوشت خويش است.
رأي دادن نماد احساس مسئوليت و احساس مسئوليت كليد پيشرفت و پيروزي است.
انتخابات تجسم عملي اين آيه شريفه است كه ميفرمايد: «اِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّي يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ؛ در حقيقت، خدا حال قومي را تغيير نميدهد تا آنان حال خود را تغيير دهند». (رعد: 11)
شركت در پاي صندوقهاي رأي رقم زدن سرنوشت خود به دست خويش است.
شرط خداوند در تغيير سرنوشت انسانها آنگاه تحقق مييابد كه خود بخواهند سرنوشت خود را تغيير دهند و حضور در پاي صندوقهاي رأي مصداقي از اين تغيير سرنوشت آنان به دست خودشان است.
انتخابات افزون بر آنكه تكليفي شرعي است، جنبشي ملي نيز ميباشد.
انتخابات استوار نمودن پايههاي مردمسالاري ديني است.
اگر مردم با عدم حضور در پاي صندوقهاي رأي سرنوشت خويش را به دست خود رقم نزنند، بيگانگان سرنوست آنها را رقم خواهند زد.
حق رأي، نماد آزادي در انتخابات سرنوشت است.
حضور در كنار صندوقهاي رأي يكي از سازوكارهاي دستيابي به كرامت است، چرا كه با اين حضور آزادي و توان انسانها در تعيين سرنوشت خويش به ظهور ميرسد.
انتخابات تقويت بنيه فرهنگي، علمي، سياسي و اقتصادي كشور است.
رأيها افراشتن سر نيزهها به سوي دشمنان اين مرزوبوم است.
هر رأي به منزله نهادن يك خشت بر بلنداي بام ايران است.
رأي دادن ستون زدن بر سقف آزادي و استقلال كشور است.
رأيها برافراشتن دژهايي استوار در برابر هجوم بيگانگان و تأمين امنيت ملي كشور است.
يكبار ديگر جهان با تماشاي حضور من و تو انگشت بر دهان خواهد ماند!
فردا روز اقتدار...
ايران، پس از روزها و هفتهها شور و نشاط، امروز سكوت ميكند تا فردا روزش، خروش هميشگي خود را بار ديگر به نمايش گذارد.
فردا مردم ميروند تا با فكر، انديشه، دقت و در نهايت انتخاب بهترين، مديريت امور كشورشان را به صالحان بسپارند و از آن پس شاهد پيروزي خود باشند.
فردا ح
.
آري، ايران اسلامي و ايرانيان غيور، فردا جهان را به رنگ جوهر انگشتانشان، انگشت به دهان خواهند كرد.
ميليونها واجد شرايط «سي و يكمين» حضور شكوهمند خود را رقم ميزنند تا بگويند هستند و اين بودن را با حضور در حماسهاي ديگر ثابت كنند.
عقربههاي ساعت براي رسيدن به روز موعود به تكاپو افتاده است.
فردا حماسهآفرينان هميشگي ايران اسلامي، چشم به راه طلوع خورشيد روز موعودند.
فردا، دگربار آنچه از ارادت و وفاداري، مهر و محبت، دوستي و مودت در دل دارند بر صفحه سفيد كاغذ مينگارند و آن را به دست امانتداران خود ميسپارند.
فردا جنوبيهاي خون گرم، باختريهاي غيور، شرقنشينان سختكوش، مركزنشينان و شماليهاي هميشه در صحنه و كانديداها، پس از روزها رقابت به نشانه قانونگرايي سكوت ميكنند تا با آرامشي خاص، فردا را چون ديروزهاي گذشته جاودان و ماندگار سازند.
فردا، يكي ديگر از همان حماسههايي رقم ميخورد كه ملت ايران بارها و بارها با تأييد و حضورشان آن را ثبت و ضبط كردند.
و
... لبيكي ديگر به رهبرمان.
فردا روز طلوع آفتاب اقتدار ملتي است كه همواره نامش در دنيا ميدرخشد.
فردا روز شكوه و اقتدار است.
فردا كسي را برخواهم گزيد كه درد و بيپناهيهاي مردم را در توفانيترين لحظهها چشيده باشد.
فردا كسي را برخواهم گزيد كه براي فروريختن ديوار بيعدالتي كمر همت بسته باشد.
فردا كسي را برخواهم گزيد كه از تعهد و تخصص و تجربه كافي برخوردار باشد.
فردا كسي را برخواهم گزيد كه حرفي نو براي گفتن و طرحي نو براي اجرا داشته باشد.
فردا كسي را برخواهم گزيد كه خوش نامي، لياقت و صداقتش زبانزد همگان باشد.
فردا كسي را برخواهم گزيد كه دست پاك، دل پاك و چشم پاك داشته باشد.
فردا كسي را برخواهم گزيد كه بتواند چشماندازي زيبا و پراميد از آينده براي ما ترسيم كند.
فردا كسي را برخواهم گزيد كه ولايتمداري و قانونمندي، سرلوحه برنامههايش باشد.
فردا كسي را برخواهم گزيد كه پاسدار خوبي براي استقلال و آزادي وطنم باشد.
فردا من و تو، دست در دست هم و تكيه بر شانههاي هم در صفوفي فشرده، جلوهاي زيبا از روح همدلي و همبستگي را به نمايش خواهيم گذاشت.
فردا روز تجديد عهد با امام و شهداست.
فردا روز نااميد كردن دشمنان است.
فردا شهرمان را با حضور يكپارچه آذين خواهيم بست.
فردا همه ايران پاي صندوقهاي رأي حاضر خواهد شد.
فردا روز مشت محكم بر دهان ياوهگويان و تنگنظران است.
فردا شانه به شانه چون موجي سيلآسا به پاي صندوقهاي رأي ميرويم
امروز، روزسرنوشت... روز شكوه همه ايرانيان(1)
امروز حضور و انقلابيگري و حركت در همهجا مانند هواي خوش بهاري حس ميشود.
امروز روز اتصال افكار عمومي آراي مردم به بدنه نظام اجرايي.
امروز روز عرصه نمايش اتكاي نظام به ايمان و علايق مردم است.
امروز روز عرصه نمايش وابستگي نظام به آراء احساسات و اراده مردم است.
امروز روز عرصه نمايش پايبندي ملت ايران به نظام مردمسالاري ديني است.
امروز روز عرصه نمايش عزم، رشد، استقامت، دانايي، هوشياري و نشاط ملت ايران است.
امروز روز عرصه نمايش انگيزه تمامناشدني مردم در مقابله با دشمنان است.
امروز روز عرصه نمايش اقتدار ملي و بينالمللي نظام جمهوري اسلامي است.
امروز روز يك فرد نيست، انتخاب يك نظام فكري است.
امروز روز شكوهمند همدلي و همراهي با شهداي عزيز ايران بر شما مبارك!
امروز روز به نمايش گذاشتن همت بلند مردان و زنان و جوانان برومند ايران مبارك!
امروز روز تصميم بزرگ... روز وحدت و يكپارچگي... روز تلألؤ خورشيد حضور بر شما مبارك!
امروز بهار در بهار... عطر حضور شما مشام جهانيان را خوشبو خواهد كرد.
1) مربوط به روز انتخابات.
با ياري خدا امروز را در تقويم درخشان انقلاب ثبت خواهيم كرد.
من فرزند ايرانم... ايران وطن من است... وطن من امروز از حضور شكوهمند فرزندانش خواهد درخشيد.
شكوهمند باد امروز.... اي ايران... وطن من... .
امروز روز رأي... روز سلام بر همه شهيداني است كه آزادگي را براي من و تو به ارمغان ميآوردند... .
اگر انتخابات صد مرحله هم باشد باز هم همه دست در دست هم ميآييم تا بار ديگر عشقمان را به ميهن اسلاميمان نشان دهيم.
امروز ميآييم تا مشتهاي گرهكرده سرشار از ايمانمان را بر دهان استكبار و جهانخواران بكوبيم.
امروز ميآييم تا نشان دهيم تحريم و تهديد و فشارهاي اقتصادي لحظهاي ما را از آرمانهاي انقلاب، دور نميكند.
امروز ميآييم تا نشان دهيم ترور دانشمندان و عزيزانمان ما را به عقبنشيني وادار نميكند.
امروز ميآييم تا خميني رحمة الله وار بگوييم: «بكشيد ما را؛ ملت ما بيدارتر ميشود».
امروز ميآييم تا نشان دهيم در همه حال عاشق ايران و سرنوشت آنيم.
امروز ديدگان جهان چشم به دستهاي من و تو دارند تا ببينند اينبار چه حماسهاي بر پا خواهد شد.
امروز روز ظهور اوج آزادي و آزادگي در سايهسار ولايت است.
امروز ميآييم تا دشمن نقشههايش را همچون گذشته نقش بر آب ببيند.
آنقدر ميآييم تا دندانهاي با حقد و غضب گشوده شده و دندانهاي از خشم بهم فشرده شده سردمداران خونخوار را ببينيم.
امروز ميآييم چرا كه ديده شهداي انقلاب اسلامي و شهداي هشت سال دفاع مقدس قدمهاي ما را تا پاي صندوقهاي رأي بدرقه خواهند كرد.
ميآييم كه لااقل در جواب پاسخ «بعد از شهدا چه كردهايم؟» زبان در كاممان بچرخد.
ميآييم تا دانشمندان شهيدمان كه نظارهگرمان هستند با چشم خود ببينند كه خونشان پايمال نشده است و از كنار قطره قطره خونشان درختهاي استواري و پايمردي روييده است.
پرشورتر از هميشه ميآييم تا شرمنده خون شهدا نشويم.
امروز به دور از جانبداري از هر جبهه و جناحي همه در كنار يكديگر هستيم، مهم نيست چه كسي برنده اين رقابت خواهد شد مهم اين است كه من و تو باشيم.
امروز ميآييم تا اقتدار و استقلال جمهوري اسلامي عزيزمان را به نامحرمان ديكته كنيم.
امروز ميآييم تا به كشورهاي عربي حوزه خليج هميشگي فارس نشان دهيم كه هر انقلابي كه با نام و استعانت از خدا آغاز شود و دستورات دين مبين اسلام را اجرا كند، زوال نخواهد داشت.
امروز ميآييم چون امام خميني رحمة الله و رهبر عزيزمان از ما خواستهاند تا باشيم و اگر صد بار ديگر نيز از ما اين حضور را بخواهند تا آخرين لحظه عمر از آنها مضايقه نداريم.
امروز دگر بار ميآييم تا ثابت كنيم ايران وطن ماست.
امروز با رنگي كردن بند انگشتانمان دشمنان ايران را تحقير خواهيم كرد.
امروز روز نشاط و حماسه در تعيين سرنوشت وطنم.
امروز حضور پر شور من و تو به پاي صندوقهاي رأي نشان از پايبندي ما به آرمانهاي نظام اسلامي است.
امروز روز حضور در پاي صندوقهاي رأي دميدن روح در كالبد مردمسالاري ديني است.
نشاط حضور گامي است عملي براي زايش و رويش نشاط و شادابي در جامعه اسلامي ايران.
امروز، روز مهمترين شكل تجسم يافتن حيات و بالندگي كشور اسلامي است.
ايران پاك؛ شكوه امروزت را مديون خون شهدايت و مرهون حماسهآفريني مردمانت در صحنههاي مختلف سياسي هستي.
تجلي حضور
اندك اندك خيلي شود و قطره قطره سيلي گردد؛ رأي رأي من و تو، اقيانوسي بيكران.
رأي امروز، آسايش فردا، تجلي حضور.
دشمنان ببينند! كنون رود مواج خلق باعزت است و درياي جوشان اقتدار.
صفهاي انتخابات، رودهاي خروشان.
حضور ما در انتخابات يعني، دنيا! چشم بدت را از خاك ما، ايران ما، دور كن!
تك تك رأي من و تو، ستارگاني است كه هرگز خاموش نميشود.
برگههاي رأي، آغاز پذيرهنويسي اوراق مساعدت، با سود هميشگي براي همگان است.
با تعيين سرنوشت خود؛ عزت ملي خود را حفظ كنيم.
والايي فرهنگ خود را با شركت در انتخابات اثبات ميكنيم.
عزت من در گرو عزت ملت من و شركت در انتخابات است.
مشاركت در انتخابات اقتدار ملي ما را تضمين ميكند.
شركت در انتخابات، موجب حفظ عزت ملي ما و نشانه فرهنگ بالاي ملت ماست
حاضر شدن در پاي صندوقهاي رأي يعني كينه را دور بريزيم و با يكديگر متحد شويم.
دشمنان ايران در خواب ببينند كه ما ملت هميشه در صحنه، حضورمان در تعيين سرنوشتمان كمرنگ شود.
لحظه مقدس رأي دادن، لحظه رهايي از زمين و پرواز در آسمان خوبيهاست.
رأي من، سرمايهگذاري عظيمي براي رسيدن كشورم به عزت و اقتدار است.
ايراني به عزت و اقتدار ايران بها ميدهد؛ پس رأي ميدهد.
رأي من، رأي به ارزشهاي ايران است.
برگههاي رأي، قطرههاي باران در يك حماسه بزرگ.
امروز شبنم رأي بر برگ سبز انتخابات مي نشيند.
قطره درياست اگر با درياست؛ رأي من و تو، هم قطره، هم درياست.
آراي ما، قطرههايي براي ساختن درياست.
صندوق رأي، قلب تپنده خواست اكثريت.
آراي مردم، خروش حماسه است بر تارك تاريخ.
هر رأي من و تو در صندوق، تيرهايي در چشم دشمنان اسلام و ايرانزمين.
رأيها كلمات خاموشي هستند كه طوفاني با نوشتههاي روي خود به وجود ميآورند.
حضور ما در صحنه انتخابات يعني عزت كشورمان!
رأي ما، زمينهساز ضربه كارساز ديگري بر هيبت پوشالي ابرقدرتهاست.
مردمسالاري ديني، يعني رأي دادن براي رضاي خداي سبحان.
صندوق رأي، محل بروز ديدگاه پابرهنگان و مستضعفان.
هر لحظه روز انتخابات، خود يومالله است.
صندوق رأي، بستر رويش درخت انقلاب با بارش رأي ايرانيان.
درخت مردمسالاري ديني، با بارش آراي مردم آبياري ميشود.
ثمره درخت انتخابات، مردمسالاري ديني است.
همانقدر كه براي زندگيم ارزش قائلم و برايش تلاش ميكنم انتخابم هم برايم اهميت دارد.
من ميآيم زيرا براي عمل به وظيفهام ارزش قائلم.
من هم همانقدر در تعيين سرنوشت كشورم سهم دارم كه ديگران سهم دارند.
رأي من، رأي تو، رأي ما، يعني آباداني ايران زمين.
تاكنون به اين فكر كردهايم كه چرا مستكبران جهان از حضور آگاهانه ما در انتخابات واهمه دارند؟
من آنقدر مهم هستم كه حتي يك نظرم تغييري در جمع آراست.
نه رنگم مهم است نه زباني كه به آن تكلم ميكنم، مهم اين است ايرانيم وحق رأي دارم.
من ميآيم... با انگيزه ميآيم...چون ميدانم مهم هستم.
در انتخابات همه مردم بايد خود را مسئول امنيت بدانند.
انتخابات پررونق، مانند جهاد و مجاهدت است.
با شركت در انتخابات پوچ بودن تبليغات دشمنان را ثابت كنيم.
حضور مردم در انتخابات نشانه اقبال به نظام اسلامي است.
هدف دستگاههاي تبليغاتي دشمنان منصرف كردن مردم از حضور در انتخابات است.
با شركت در انتخابات، اقيانوسي خروشان را تشكيل خواهيم داد.
حضور در انتخابات نشان اميد، عزم و استعداد ملت است.
شركت مردم در انتخابات، نظام اسلامي را واكسينه ميكند.
حضور حداكثري در انتخابات، اعتبار ملي ايران اسلامي را بالا ميبرد.
حضور حداكثري در انتخابات، به ايران اسلامي مصونيت ميبخشد.
من و تو اگر در خانه بنشينيم، چه اتفاقي ميافتد؟ هيچ جز اينكه ديگري براي ما تصميم خواهد گرفت. پس بهتر آنكه ما با ديگران باشيم.
امسال نيز بهار سرسبز ميهنمان با رويش شكوفههاي حضور من و تو در يازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري به نمايش باشكوه وحدت بدل ميشود.
چه تماشايي است روز خوب با هم بودنمان، وقتي كه در صفهاي بلند حوزههاي رأيگيري براي هم دست تكان ميدهيم و بودنمان را به رخ ميكشيم.
همه ما روز انتخابات باران ميشويم و بر بهار سرزمينمان دوباره ميباريم تا سرنوشتي بهاري و سبز براي اين سرزمين هميشه بهار رقم بزنيم.
دلتنگيهايت را به دست باد بسپار و بيا در ميهماني بزرگ اين آب و خاك رؤيايي! آري تو هم دعوتي و جشن بزرگ با هم بودنمان حتماً چشم انتظار توست در پاي صندوق سرنوشت!
عدم حضور در صحنه انتخابات كاري را اصلاح نخواهد كرد.
تاريخ چشم به راه است تا بار ديگر رشادت و پايداري و وفاداري شما مردم ايران زمين را به رُخ جهانيان بكشد.
جهان در انتظار است تا دانهدانه انتخاب شما را بشمارد و بر تاريخ بنگارد... انتخاب مهم شما حماسهاي بزرگ رقم خواهد زد.
دنيا سراپا چشم است، زمان ميگذرد و شما بار ديگر خود را با آراء دقيق خود به هستي و آفرينش ثابت ميكنيد.
شور و هيجان همه شما ستودني است، ايمان شما ماندني و شعر حماسي شما خواندني... رأي شما سرنوشت كشور زيباي ما.
بياييد تا تاريخ را زنده نگهداريم، تا بر گلبرگهاي لاله برخاسته از خون شهيدان بنويسيم. «ما تا آخرين قطره خون هستيم و خواهيم بود».
عشق به ميهن و دلبستگي ملي شما ماندگار و پايدار است، زماني كه عاشقانه ميآييد و حضورتان را پرشور ميكنيد.
مردم ما هميشه در تمام صحنهها بهترين بودهاند چرا كه با پاي دل قدم به ميدان ميگذارند.
همه شور و حال رأي دادن و انتخاب كردن در حضور تو پاي صندوق رأي خلاصه ميشود، من نيز با تو همگام خواهم بود.
دلت به بزرگي دريا و وجودت به پايداري كوههاي البرز و زاگرس، بيا تا دشتهاي پهناور كشورم حضورت را مشق كنند و در دل نگهدارند!
حضور پرشورت نشان از استواري گامهايت دارد... دشمن بداند، هرگز از پا نمينشيني، و به اندازه سر سوزني سرنوشتت را به او نميسپاري.
تو ميتواني كه انتخاب كني و بر انتخابت ببالي، بيا تا سايهات قامت تكيده بيگانگان را بلرزاند و حضورت در يادها ماندگار شود.
حضور مردم در انتخابات، جسارت دشمن را خنثي و شيريني توطئه را به كام او تلخ ميكند.
حضور مردم در عرصه انتخابات، روح حماسه و همبستگي را بيدار و آفت استكبار را دفع ميكند.
حضور مردم در عرصه انتخابات، كمترين تلاش براي پاسداري از انقلاب و دستآوردهاي آن است.
حضور مردم در عرصه انتخابات، فراتر از تكليف، تعيين سرنوشت خود و ديگران است.
حضور مردم در عرصه انتخابات، چشماندازي زيبا از وظيفهشناسي و مسئوليتپذيري براي حفظ استقلال وطن است.
حضور مردم در عرصه انتخابات، گامي مهم در راه نهادينه شدن مشاركت در كشور است.
حضور مردم در عرصه انتخابات، بيانگر پا پس نكشيدن از سختيها و بيعت با آرمانهاي امام راحل است.
حضور مردم در عرصه انتخابات، نشانه بالندگي و پويايي مردم در عرصه اجتماع و سياست است.
به تو آفرين ميگويم...اي هموطن! تو بهانه اميد به آيندهاي و حضورت تصوير زيباي اميدواري.
تو حضوري پرشور را به نمايش بگذار تا آيندگان بر گذشتگان خويش ببالند.
حضور شيرينت حماسهساز لحظههاي تاريخي كشورمان است، ايراني! ايران به گامهايت بوسه ميزند.
استقامتِ زيبايِ انتخاب تو بر پيشاني بلند تاريخ نشست تا در اولين نگاه به چشم آيد.
مشاركت عمومي را در انتخابات رنگ تازهاي ببخشيم.
هر رأي شما باعث خوشحالي دوستان ايران اسلامي در جهان ميشود.
هموطن، من و تو امروز رأي ميدهيم تا به بيگانگان ثابت كنيم ما اجازه نميدهيم كسي در سرنوشتمان دخالت كند.
رأي من و تو چون شكوفهايست كه وقتي به بار نشيند برگ سبزش جامعه را فرا ميگيرد.
رأي من و تو چون قطرهايست كه به دريايي از شعور ميپيوندد.
آيا ميدانيد حضور من و شما...؟
آيا ميدانيد حضور من و شما بر دل دشمنانِ لرزه ميافكند و خوف به قلبشان ميافكند؟!
آيا ميدانيد حضور من و شما نقشههاي شوم بدخواهان را نقش بر آب ميكند و آنها را به جهنمي طاقتفرسا رهنمون ميشود؟!
آيا ميدانيد حضور من و شما فرزندانمان را به زيستن در آينده دلگرم ميكند؟!
آيا ميدانيد حضور من و شما گلهاي هميشهبهار را در سراسر خاك ميهن ميكارد و هرگز خزاني به آن وارد نيست؟!
آيا ميدانيد حضور من و شما حماسهاي شيرين در لحظه لحظه زمان گذرا به يادگار ميگذارد و هربار با ارادهاي ديگر يادآوري ميشود؟!
آيا ميدانيد حضور من و شما نقش در دل تاريخ حك ميكند كه تا قرنها ميماند و تاريخ به آن ميبالد؟!
آيا ميدانيد حضور من و شما حلاوتي است كه هميشه باقي ميماند و همه تلخيها را از يادها ميبرد، پس حضورت شيرين و انتخابت بهترين.
آيا ميدانيد حضور من و شما زيباترين تابلوي نقاشي در قاب تاريخ خواهد بود و ماندگار بر ديوار بلند كشور؟!
آيا ميدانيد حضور من و شما چشم جهان را به سوي ما دوخته تا ببينند چگونه براي ثانيههاي فردا تصميم ميگيريم و به آن افتخار ميكنيم؟!
آيا ميدانيد حضور من و شما شعر استقامت و پايداري ما را در گوش زمان زمزمه ميكند و معنياش در جاي جاي صفحه تاريخ حك ميشود؟!
آيا ميدانيد حضور من و شما بهانهها را از دست هرچه بيگانه و اجنبيست ميگيرد و به آنها آرزوي مرگ هديه ميدهد؟!
آيا ميدانيد حضور من و شما روح شهيدانمان را شاد ميكند و فرشتگان را به تبارك و احسنت واميدارد؟!
آيا ميدانيد حضور من و شما عشق به وطن را به فرزندانمان ميآموزد و آنها را به زيستني زيبا و تفكري زيباتر تشويق ميكند؟!
آيا ميدانيد حضور من و شما زندگي دوباره به ثانيهها ميبخشد و آنها را تشويق ميكند تا طولاني شوند تا دوستانمان نيز به ما بپيوندند؟!
آيا ميدانيد حضور من و شما زيباترين فصل تاريخ كشورمان خواهد بود و زماني كه به آن ميرسي دل از او برنميگيري و ديده به آن ميدوزي؟
آيا ميدانيد حضور من و شما ايواني است با غزلهاي ناب عاشقانهاي كه با ذرات خاك ميهن اسلاميمان گره خورده است؟!
آيا ميدانيد حضور من و شما بزرگترين تأثير را در كوچكترين زمان خواهد داشت؟!
آيا ميدانيد حضور من و شما پيوند عميق ماست كه دستآوردهاي ارزشمندي كه طي ساليان طولاني دست در دست هم به دست آوردهايم؟!
اينك نوبت آرامش...
بعد از انتخابات بايد از بحث دلآزار برنده و بازنده و دامنزدن به اختلافات دشمن شادكن پرهيز شود.
اين انتخابات نيز مانند ساير انتخاباتها سيلي حقيقي بر چهره دشمن بود.
نتيجه انتخابات افزايش سربلندي، آبرو و ابهت بينالمللي جمهوري اسلامي ايران بود.
نتيجه انتخابات تضمين آينده كشور و امنيت كنوني آن است.
آفرين بر ملت ايران و بصيرت و موقعشناسي اعجابآور ملت ايران.
نتيجه انتخابات ضربه مردم به دشمن و خنثي نمودن تبليغات منفي آنها بود.
نتيجه انتخابات نشانه شكستناپذير بودن ملت ايران است.
نتيجه حضور در انتخابات فراگيري فكر، شعار... ملت ايران در كل دنياست.
انتخابات پرشور و بابصيرت و حضور فراوان مردم نشان كمك خداوند به مردم در اين انتخابات بود.
نتيجه انتخابات هرچه كه باشد، برنده واقعي همه هموطنان عزيزند.
كافي است به خودمان يادآوري كنيم اين سرزمين وامدار خونهايي است كه براي راستي و راستيپيشگي بر زمين ريخته شده. آن وقت حتي فكرمان به هيچ كجا جز انتخابات سالم خطور نميكند.
وقتي قبلهام يك گل سرخ باشد و به درستي نگاه پرستويي كه از افق نور ميآيد مؤمن باشم، آن وقت نظر هموطنم را محترم ميدانم، در سليقهاش شك نميكنم و سلامت انتخابش را زير سؤال نميبرم.
با نگاه به ارزشهاي انساني دين اسلام ميتوان عرصه انتخابات را به اخلاقيترين صحنههاي سياسي مبدل ساخت.
سلامت انتخابات جز در سايه پايبندي به آموزهها و ارزشهاي اصيل اسلام معناي راستين خود را نخواهد يافت.
بيشك برترين نوع انتخاب را خدا به انسان عرضه كرده و ايجاد شبهه به سلامت انتخاب ديگران ناسپاسي در حق خداوند است.
به سليقه همه هموطنانم احترام خواهم گذاشت... مهم حضور شايسته ما بود.
امانتداري و صيانت از رأي مردم بسيار مهم و ضرورت شرعي است.
كانديداها بايد به مردم اطمينان دهند كه امانتدار هستند و از رأي آنان صيانت خواهند كرد.
اجراي ماده 67 قانون انتخابات عاملي براي پيشگيري از جرايم انتخاباتي است.
رعايت قانون و قانونمداري در انتخابات با جديت مورد تأكيد و بايد بهعنوان ملاك عمل دنبال شود.
دينمحوري و ارزشگرايي اسلامي را بايد دو اصل مهم و لازمه رعايت اخلاق انتخاباتي از سوي همه افراد ذيربط امر انتخابات دانست.
كرامت انساني و عزت نفس، قانونمحوري و قانونگرايي، وفاي به عهد و امانتداري بايد در رفتار و كردار كانديداها و اركان دخيل در انتخابات مشهود باشد تا اعتماد لازم در جامعه و در اذهان عمومي به وجود آيد.
رعايت اصول ارزشگرايي اسلامي، موجب وفاق و اعتماد اجتماعي، حق محوري و انصاف و در نتيجه همبستگي، استقلال و اقتدار ملي خواهد شد.
انتخابات عرصه رقابت است و رقابت با مخالفت تفاوت عمدهاي دارد، بنابراين در صحنه رقابت همه ملزم به رعايت ادب و اخلاق هستند تا سلامت انتخابات تأمين شود.
تمكين و تسليم شدن در برابر رأي ملت
پذيرش و تمكين درباره رأي ملت تبديل شدن رقابت به رفاقت است.
نشانه رقابت رفاقتآميز داوطلبان و احزاب با يكديگر پذيرش منتخب ملت به عنوان يك مسئول فرد است ميباشد.
پذيرش و تمكين در برابر منتخب مردم، حرمت نهادن به آراء اكثريت و تسليم در برابر خواست جمعي و قانوني آنان است.
پذيرش آراء اكثريت در انتخاب رئيسجمهور گامي مؤثر براي تقويت و افزايش همدلي و وحدت است.
پذيرش و تمكين در برابر آراء اكثريت، از سالم بودن انگيزههاي تبليغي كانديداها و احزاب در پيش از انتخابات خبر ميدهد.
اعتماد بخشي شوراي نگهبان و ناظران درباره سلامت انتخابات، بزرگترين دستمايه براي پذيرش و تمكين در برابر منتخب مردم است.
عدم پذيرش نتيجه قانوني انتخابات دامنزدن به اختلاف و تفرقه و گام برداشتن در زمين دشمن است.
همه ما به ياد داريم كه ميزان رأي ملت است. پس همه در برابر تصميم ملت تسليم هستيم.
ملت ما به اميد هر رأي عاشقانه پاي صندوق آمدند. پس همه آراء محترم است و بايد در برابر آنها جز تسليم چيزي نگفت.
رأي ملت، آگاهانه صورت ميگيرد پس همه آگاهانه اين رأي را ميپذيريم.
هر كدام از كاغذهايي كه در صندوق ميافتد به اميد قضاوت رسيدن به آيندهاي روشن است.
من، تو و ما رأي ميدهيم و ميدانيم كه براي هر يك از اين آراء احترام ميگذارند... پس اميدواريم به تمام آنچه در ذهن داريم.
رأي ملت، رأي نهايي است و آنچه واضح و روشن است اينكه جز همين رأي ملي و نهايي چيزي در نظر نيست و نخواهد بود.
ملت پرشور و صلابت آمده است تا رأي خويش را به نظام مقدس تقديم كند پس قابل تكريم و احترام است.
صندوق آراء ملت چون گنجينهاي بيهمتاست، پاسش ميداريم چرا كه در برابرش تصميم ميگيريم.
رأي من و تمام هموطنانم تصميم بزرگ است، تصميمي كه همه آحاد به
آن احترام ميگذارند.
بياييد عاشقانه و آگاهانه بر پايه آنچه ملت خواستهاند، تصميم بگيريم و بدانيم كه هيچگاه چيزي جز رأي ملت تصويب نخواهد شد.
تسليم ميشويم... در برابر دانه دانه رأيهاي ملت، دانه دانه تصميم ملت و همه پيرو بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران هستيم.
دلمان گرم است به آنچه مردم انتخاب كردهاند و به آنچه آنها خواستهاند، ما مطيع آراء ملتيم.
رأي همه ملت ايران قابل احترام خواهد بود و اين در تاريخِ انتخابات كشور ما يك اصل است.
تمام مردم اميدوار باشند كه به آنچه ميخواهند، خواهند رسيد، چرا كه همه با همند و هرگز يكديگر را تنها نميگذارند.
آراء ملت در تمام لحظات حفظ ميشود و در نهايت، عدالت اجرا خواهد شد.
با اعتماد به مردم و پذيرفتن رأيشان كمال انساني خود را به نمايش بگذاريم.
احترام به انتخاب اكثريت نشانه فهم و عقل ماست.
انتخاب مردم از سر ناداني نيست؛ پس رأي اكثريت قابل احترام و پذيرش است.
كج فهمي است كه نظرمان را به رأي اكثريتي از مردم ترجيح بدهيم.
وقتي همه آمدهاند، پذيرفتن نظر اكثر آنان امري بديهي است.
هميشه رأي اكثريت براي همه دلپذير نيست ولي قابل پذيرش است.
عقول در اكثريت بالاتر است، پس تسليم در برابر انتخابشان كاري عقلاني است.
دليل انتخابات كسب نظر اكثريت است نه تحقق سلايق شخصي برخي افراد.
كانديدايي موفق عمل كرده كه رأي اكثريت جامعه را به حق پذيرا باشد.
پيروز ميدان كسي است كه فرد انتخاب شده توسط اكثريت را تأييد كند.
تلاش براي نامشروع جلوه دادن نظر اكثريت، كاري خلاف عقلانيت است.
تسليم اقليت در برابر خواست اكثريت، امري بديهي است.
با پذيرش رأي اكثريت دل به هم بسپاريم و به آنچه به صلاح ايران اسلاميمان است بپردازيم.
وقتي همه آمدهايم؛ حق را به انتخاب شدهاي بدهيم كه مقبول اكثريت است.
شكوه حضورمان براي اثبات حقوقمان كافي است، اكنون حق با اكثريت است.
پذيرفتن رأي اكثريت يعني خواستن ايراني آباد و يكدل.
با نپذيرفتن رأي اكثريت فقط تشنج و ناآرامي را ترويج خواهيم كرد.
منتخب ملت، اكنون دستانمان در دستان توست، بكوشيم براي ساختن ايراني سرافراز.
كمر همت ببنديم و همراه با منتخب اكثريت به سوي تعالي كشور قدم برداريم.
مهم نيست اگر كانديداي موردنظر ما انتخاب نشود؛ مهم اين است به همراه منتخب مردم به آرمانهايمان بيانديشيم.
هدف همه ما يكي است؛ آباداني ايران بزرگ و عزيز.
ميزان رأي اكثريت است. اكثريتي كه ميخواهد كسي را انتخاب كند كه بهترين است و سايرين بايد به اين اكثريت احترام بگذارند.
بايد پذيرفت كه نظر اكثريت بر نظر اقليت ارجح است و نبايد به بهانههاي واهي موجب آشفتگي اذهان شد.
هموطن! ممكن است رأي تو آن چيزي نباشد كه پيروز ميشود اما به ياد داشته باش كه آنچه اكثريت ميخواهند همان چيزي است كه بايد به آن عمل شود.
تسليم در برابر نظر اكثريت و احترام به عقيده غالب، نشانهاي از تفكر و درك عميق مردم يك كشور از صحنه انتخابات است.
انديشه اكثريت هموطنانت انديشهاي است كه ميتواند كشورت را به بهترين سوها رهنمون شود. پس به آن احترام بگذار.
گاهي وقتها ميبازي اما با احترام به پيروزي رقيب تو هم برندهاي.
به نامزد منتخب مردم اعتماد كن و به او احترام بگذار.
سپاس از حضور
حضور بابصيرت و آگاهانه مردم در انتخابات يكبار ديگر ايران بزرگ را آكنده از عطر معرفت كرد.
شكرانه اين حضور شكوهمند... لبخندي است كه بر لب رهبرمان و شما ملت سربلند خواهد نشست.
حضورتان يكبار ديگر ثابت كرد ايراني به اقتدار سرزمينش ميبالد.
پرشكوه باد اين همه اراده و عظمت...! نامت بلند باد كشورم...!
هموطن! نمايش مقتدارانه حضورت در صحنه سياسي مبارك!
هموطنان بزرگوار! آفتاب حضورتان بر تارك جهان درخشان باد.
زنده باد ايران و ايراني...
زنده باد اين همه وفاداري و شور...
برقرار باشي همواره وطن من!
سپاس از اين همه اقتدار و بزرگي...
زنده باد ملت، پاينده باد ميهن، برقرار باد پرچم سه رنگ جمهوري اسلامي ايران.
سپاس از ملتي كه حضور مقتدرانهاش خاري شد در چشم نااهلان و دشمنان.
دميدن آفتاب جلالت و سربلندي در سرزمينمان ايران، بر همگان مبارك.
سپاس از ملتي كه همواره به آرمانهاي شهدايش وفادار است.
هموطن! معطر باد يادت كه دوباره عظمت خود را به رخ دشمنان كشيدي.
حضورتان گرامي باد كه به راستي اين حضور بارش باران رحمت الهي بود.
تصاوير شكوهمند حضور شما مردم وفادار به انقلاب تيري است كه بر قلب دشمنان خواهد باريد.
حضور گسترده مردم در پاي صندوقهاي رأي يك بار ديگر ثابت كرد كه ملت پرافتخار ايران همچنان به آرمانهاي والاي امام خميني رحمة الله وفادار بوده و به نظام جمهوري اسلامي و رهبري معظم و انقلاب اسلامي برآمده از خون شهيدان همچنان دل بستهاند.
آري... ملت رشيد ايران در جايي كه احساس ميكنند قدرتهاي سلطهگر جهاني عليه منافع ملي و حقوق ايران با انواع تحريمها و تهديدها صفآرايي كردهاند واكنشي حماسيتر از خود بروز خواهند داد.
سپاس از مردمي كه حضورشان درك و فهم و شعور بالاي ملت سرافراز ايران را به دنيا نشان داد.
اين بار نيز حضور پرشور و آگاهانه قاطبه ملت ايران در يازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري، به خلق حماسهاي بزرگ و سرنوشتساز منتهي شد.
حضور حداكثري ملت ايران در پاي صندوقهاي رأي علاوه بر آنكه پايبندي ملت ايران به آرمانهاي انقلاب اسلامي را براي چندمين بار به نمايش گذاشت، اميدهاي دشمنان انقلاب اسلامي و ملت ايران را نيز در يكي از مهمترين برهههاي تاريخي ايران اسلامي به يأس تبديل نمود.
مشاركت بالا و غرورآميز ملت ايران در اين دوره علاوه بر آنكه تمام تحليلهاي دشمنان و ايادي آنها را نقش بر آب كرد، پاسخي كوبنده به تهديدات و زورگوييهاي خام و سبكسرانه استكبار جهاني در ماههاي اخير به شمار ميرود.
ملت ايران در تمام ادوار انقلاب اسلامي نشان داده است كه به خوبي حساسيت شرايط و اهميت زمان را درك ميكند و هيچگاه تحليلهاي مغرضانه و سوءنيتها او را از تداوم پشتيباني و پاسداري از انقلاب و نظام اسلامي باز نميدارد.
ملت ايران همچنانكه در گذشته هيچگاه سنگر دفاع از حريم ولايت و نظام اسلامي را ترك نكرده بود، اين بار نيز با حضور آگاهانه و مشاركت حداكثري خود در انتخابات سرنوشتساز رياست جمهوري بار ديگر پيوند ناگسستني ميان ملت و نظام جمهوري اسلامي را به رخ جهانيان كشيد.
ملت ايران با حضور آگاهانه خود به همه ملتهاي مسلمان تازه از بند رها شده منطقه نشان داد كه نظام مردمسالاري ديني ميتواند با اتكاء به مشاركت عظيم مردمي، به عنوان الگويي بيبديل، پاسدار دستآوردهاي يك انقلاب بزرگ و مردمي باشد.
حضور پرشور و شعور ملت هوشمند و انقلابي ايران در انتخابات رياست جمهوري در حافظه انقلاب اسلامي به عنوان حماسهاي بزرگ و به يادماندني نقش خواهد بست.
مبارك باد حضور حماسي، به شكوه و مقتدرانه شما ملت عزيز ايران!
آري... پيروز اين انتخابات مردم هستند كه كار دشمنشكن بزرگي را به منصه ظهور گذاشتند.
موفقيت ملت ايران در ارسال پيام پرمغز و روشنگر به افكار عمومي جهان كه لطف ديگري از خداوند توانا و مهربان بود را تبريك ميگوييم.
حضور بههنگام ملت ايران نشانگر بصيرت، اعتماد به نفس و شناخت درست آنان از زمانه بود.
خداوند متعال را سپاسگذاريم كه در طول مسير پرچالش ملت ايران همواره ياري خود را مبذول داشته است.
شكرانه برگزيده شدن از سوي مردم، تلاش در راه تحقق خواستههاي مشروع آنهاست.
رأي دادن مردم، احسان آنها به نامزد منتخب خويش است و قدرداني از آنها و مردمي بودن، احساني است در پاسخ به احسان آنها.
قدرداني از مردم شركت آنها در انتخابات آينده را پرشورتر باشكوهتر و گستردهتر خواهد نمود.
فصل ششم: زيرنويسها و پيامهاي كوتاه انتخابات شوراها
زير فصل ها
اهميت شورا و جايگاه آن در آموزههاي ديني
نمونههايي از مشورتهاي پيامبراكرم صلي الله عليه و آله
اهميت شورا
شاخصها و ملاكها در انتخابات شوراها
جلوه حضور
اهميت شورا و جايگاه آن در آموزههاي ديني
در ديدگاه اسلام، مشورت كردن افزون بر هدايت انسان، او را از تنگناها ميرهاند.
«وَأَمْرُهُمْ شُورَي بَيْنَهُمْ...؛ و كارشان را به مشورت با يكديگر انجام ميدهند». (شورا: 38)
«وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ...؛ و در كارتان با ايشان مشورت كن». (آلعمران: 159)
«آنانكه امر پروردگارشان را اجابت نموده و نماز به پا ميدارند و كارشان را با مشورت يكديگر انجام ميدهند و از آنچه روزي آنها كردهايم انفاق ميكنند». (شورا: 38)
«كسي كه افكار و انديشههاي گوناگون را استقبال كند، موارد خطا و اشتباه را ميشناسد».(1)
«كسي كه به رأي خود استبداد ورزد، هلاك ميگردد».(2)
«هيچ تنهايي و بيكسي وحشتناكتر از خودپسندي و هيچ ياري مطمئنتر از رايزني با يكديگر نيست».(3)
«هر گروهي كه مشاوره را پيشه خود سازد به سوي كمال رهنمون ميشود».(1)
شوراها، انسان را در انجام امور، نيرومند ميسازد، مايه بركت و فهم و بصيرتش ميگردد، او را به رضاي خالق نزديك ميكند و به رأي خالص ميرساند.
آيه «وَ أَمْرَهُمْ شُورَي بَينَهُمْ» در مكه و آيه «وَ شَاوِرْهُمْ فِي الأَْمْرَ» در مدينه نازل شده است؛ يعني دين اسلام هم در شرايط خفقان مكه و هم در دوران تشكيل حكومت در مدينه، به مشورت سفارش ميكند.
هدف قرآن از تأكيد بر مشورت اين است كه اساس شورا و مشورت در شريعت اسلام، همواره پابرجا و جاويدان بماند.
فقدان سنت شورا در جامعه، شخصيت مردم را ميشكند و رشد افكار را متوقف ميسازد. چنين مردمي شايستگي زندگي حقيقي را از دست ميدهند. آنها مردههاي زندهاند؛ چنآنكه در حديث شريف نبوي به اين حقيقت اشاره شده است:
... اگر زمامدارانتان، بَدان و توانگرانتان، افراد بخيل باشند و كارها به مشورت برگزار نشود، در اين صورت زير زمين از روي زمين براي شما بهتر است.(2)
پيامبر اعظم9 ميفرمايد: «هيچ قومي مشورت نكردند جز آنكه به بهترين امور هدايت يافتند».(3)
قرآن كريم در آيات مختلف نمونههاي شاخصي از مشورت شخصيتهاي تاريخي را نقل كرده كه نشانه رواج آن در ميان ملل و اقوام مختلف است.
در قرآن، از مشورت ملكه سبا با سران كشور، مشورت زن و شوهر در امور خانوادگي، مشورت مؤمنان با هم، و مشورت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله با اصحاب و ياران سخن گفته است.
در اهميت مشورت و شورا، همين بس كه رسول خدا9 و اولياي الهي، با وجود عصمت و اتصال به منبع لايزال وحي الهي و قوه تفكر و تعقل نيرومندشان به مشورت ميپرداختند.
سيره عملي پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و معصومين: همه بيانگر تأكيد خاص ايشان در به جا آوردن اين سنت حسنه در جامعه اسلامي است.
مشورت، موجب تبادل نظر، يكپارچگي افكار، روشن شدن امور و اطمينان خاطر در برطرف ساختن خطا ميگردد و ترك آن ستمي بزرگ بر جامعه و امت اسلام است.
در حكومت اسلامي، ضرورت دارد دولتمردان براي حل بسياري از مسايل اجتماعي و تأمين مصلحتهاي عمومي، با افراد باصلاحيت به مشاوره بنشينند و بر پايه آن تصميمگيري كنند.
در نظام سياسي جمهوري اسلامي ايران هدف از تشكيل شوراها اسلامي انجام بهتر و سريعتر امور مربوط به شهرها و روستاها ميباشد.
شوراها، كاركرد تمركز افكار در محيطهاي اجتماعي را بر عهده دارند.
احساس مسئوليت در افراد، پشتوانه بزرگي براي تحقق اهداف و موفقيت برنامههاست، چنانكه امام علي عليه السلام ميفرمايد: «هيچ پشتوانهاي مثل مشورت نيست».
كليد خوشبختي و موفقيت مسلمانان در حيات اجتماعيشان «شورا» است. آيه كريمه «وَأَمْرُهُمْ شُورَي بَيْنَهُمْ» (شورا: 38) در تمام امور ما را به تشكيل شورا امر ميكند.
نمونههايي از مشورتهاي پيامبراكرم صلي الله عليه و آله
مشورت در تعاليم اسلامي اهميت زيادي دارد و پيامبر هم در موارد بسياري به اين امر مبادرت ميورزيد و اصحاب خود را به آن سفارش ميكرد.
پيامبر پيش از جنگ بدر، افرادي را براي كسب خبر به كاروان تجارتي قريش ـ كه از شام به رياست ابوسفيان باز ميگشت ـ فرستاد. ابوسفيان از ماجرا باخبر شد و مسير خود را تغيير داد و فردي را به مكه فرستاد تا كفار را از اين قضيه باخبر كند. وقتي قريش اين خبر را شنيدند، همه از مكه خارج شدند و به سوي بدر به حركت در آمدند. پيامبر از اين ماجرا باخبر شد و با سپاهيانش مشورت كرد. ابتدا ابوبكر و عمر به ترتيب برخاستند و گفتند: نجنگيم. مقداد بلند شد و عرض كرد: امر خدا را اجرا كن، ما نيز همراهت ميجنگيم. سپس پيامبر خطاب به اصحابش فرمود: «اشيروا علي ايها الناس؛ اي مردم! به من مشورت بدهيد.» بعد ابن معاذ برخاست و گفت: «كه هرچه تو امر فرمايي ما نافرماني نكنيم.» پيامبر در اين جنگ با اصحابش مشورت و به پيشنهاد آنها نيز عمل كرد.(1)
روز بدر، هفتاد نفر از نيروهاي دشمن، اسير شدند. رسول خدا9 درباره سرنوشت آنان با بزرگان صحابه مشورت كرد و همه به قبول فديه رأي دادند و پيامبر هم پذيرفت.(2)
پيامبر در كليه غزواتشان مشورت ميكردند: غزوه خندق، تبوك، جنگ طائف و خيبر. حتي در ماجراي تهمت به عايشه و طلاق ايشان نقل كردهاند كه با امام علي عليه السلام و اسامة بن زيد مشورت كرد.(1)
پيامبر ميايستاد و بر شاخه درختي تكيه ميزد و به ايراد خطبه نماز جمعه ميپرداخت. روزي فرمود: «خطبهخواندن به اين حالت بر من سخت است.» يكي از اصحاب عرض كرد: اي رسول خدا! آيا اجازه ميدهيد براي شما منبري بسازم، همانند آنچه در شام ديدهام؟ پيامبر در اين باره با مسلمانان مشورت كرد و نظر آنها مساعد بود. پس ساختن منبر شريف براي ايشان شروع شد. ايشان در تعيين مقدار صدقه هم با ياران خود مشورت ميكرد.(2)
بر اساس روايتي كه در بسياري از منابع اهل سنت آمده است، رسول خدا9 درباره تعيين كارگزاران حكومتي براي اداره مناطق تحت قلمرو مسلمانان و عزل و نصب آنان با ياران خود مشورت ميكرد و هيچ پستي را بدون مشورت با آنان، به كسي واگذار نميكرد.(3)
اساساً مشورت مربوط به چگونگي اجراي قانون و احكام الهي است و پيغمبر، هيچگاه در امر قانونگذاري مشورت نميكرد؛ يعني در مواردي كه نص صريحي از سوي خداوند رسيده بود، از مردم نظرخواهي نميكرد.(4)در جنگ بدر آمده است كه وقتي حضرت در منطقه بدر، پشت چاه، اردو زد. حباب بن منذر سؤال كرد: «آيا انجام اين كار بر اساس وحي الهي بود يا نظر خود را اجرا كردي؟» حضرت فرمود: رأي من چنين بود. حباب گفت: نظر
1) ابنهشام عبدالملك، السيرة النبويه، ج3، صص 344 و 345.
2) 4 ابنحجر عسقلاني، الاصابه في تمييز الصحابه، تحقيق: عادل احمد عبدالموجود، ج8، ص 461.
3) احمد ابنحنبل، مسند احمد بن حنبل، ص 95.
4) وَأَمْرُهُمْ شُورَي بَيْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ؛ مؤمنان ميان يكديگر در كارهايشان رايزني ميكنند و از آنچه روزيشان دادهاي، ميبخشند». شورا: 38.
من اين است كه چاه آب را عقب خود قرار دهيم تا در صورت عقبنشيني، چاه آب را از دست ندهيم. حضرت نيز اين پيشنهاد را پذيرفت.(1)
اهميت شورا
تصميمگيري جمعي و مشاوره با اعضاي يك مجموعه، نتايج كار را به مصلحت آن مجموعه نزديكتر ميكند.
بهرهگيري از ديدگاههاي بهتر، تضمين پويايي فرد و مجموعه و نيز هدايت و اصلاح كژيها، از ديگر فايدههاي مشورت كردن است.
شوراي شهر و روستا يك هدف براي مردمي است كه تصميمگيري و تصميمسازي در ديارشان براي آنها مهم است.
داشتن شورايي سالم، كارآمد و آگاه ميتواند پايههاي فكري، فرهنگي، اقتصادي و عمراني شهر و روستاي ما را محكمتر كند.
بودن شوراهاي شهر و روستا يعني قدرت، اعتبار و عظمت باغبانهايي كه براي سرسبزي باغ سرنوشتشان تلاش ميكنند. من و تو همان باغبان سرنوشتمان هستيم.
از جمله آن كارها كه هيمنه شكوه ديار ما را حفظ ميكند، حضور پرشورمان در انتخابات شوراهاست.
انتخابات شوراها... انتخاب كساني است كه بايد براي من و شما تصميم بگيرند. و با دانشي كه دارند براي برطرف كردن مشكلات ما بكوشند. پس ما ميتوانيم بهترينها را انتخاب كنيم تا مسئوليتمان را به خوبي انجام داده باشيم.
1) ابنهشام عبدالملك، السيرة النبويه، ج1، ص 620.
اين را به ياد بسپريم كه مشاركت در تصميم، سياستگذاري، اداره آنجا كه زندگي ميكنيم و تعيين بهترينها براي شهرمان يا روستايمان، وظيفه ماست.
انتخابات شوراهاي شهر و روستا جايگاه راستين انعكاس اراده و نظر مردمي است كه خود را مسئول بهتر اداره كردن محيط پيرامونشان ميدانند.
ميخواهم جلوهاي زيبا و جذاب به شهرم، به روستايم بدهم! پس با قدرت سعي ميكنم تا مشاركت عمومي و همبستگي را همينجا كه هستم بالا ببرم. تو هم با من هم قدم ميشوي؟
شوراي شهر و روستا يعني احساس مسئوليت، ميثاقي نانوشته با همشهريان براي بهتر انجام دادن كارها و البته در سايه درخت تنومند تقوا! پس بهترين را انتخاب كنيم.
نشاندن درخت دوستي و انداختن طرحي نو در سايه مهر و همفكري يعني ما يك شوراي پويا انتخاب ميكنيم.
شورا، تجليگاه عزت ملي در تصميمگيري و تصميمسازيها.
شوراي شهر نظمي تشكيلاتي ـ حقوقي است كه در بسياري از جوامع مورد استفاده قرار گرفته و از اين طريق مردم ميتوانند در مسائل مربوط به زندگي و محيط زندگي خود دخالت كنند.
شوراها به عنوان تبلور و نمود مشاركت اصيل مردمي در عرصه تصميمگيريهاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي هستند و به نوعي مشاركت جمعي و تصميمگيريهاي مربوط به امور مردم هستند.
مردم با عضويت خود در شوراها به نوعي در حاكميت شريك شده و خرد جمعي آن حاصل ثمره خدمات و رفاه عمومي خواهد شد.
شوراها زمينه بروز استعدادها و خلاقيتها و مديران جوان و تازه نفس در انجام امور مديريتي كشور را فراهم ميكنند.
شوراها در ابعاد نظارتي و تصميمگيريهاي مهم انجام وظيفه ميكنند و از اين طريق دولت با خواستههاي به حق مردم و مردم با مشكلات دولت بيشتر آشنا ميشوند.
در شوراها بخشي از اختيارات دولت به اعضاي شوراهاي اسلامي شهر و روستا تفويض شده و بخشي از اين اختيارات به مردم برگردانده شده است.
حضور شوراها در مراكز تصميمگيري محلي باعث كاسته شدن از حجم فعاليتهاي اجرايي دولت و به دوش گرفتن بخشي از فعاليتهاي اجرايي توسط آنها ميشود.
شوراهاي اسلامي شهر و شهرداري به عنوان دو بازوي نظارتي و اجرايي نظام مديريت شهري نقش مؤثر و اساسي در روند اداره شهر ايفا ميكنند.
مشورت، يكي از اركان مهم سلامت تصميمگيريهاست.
جامعهاي كه سنت مشورت در آن حاكم نيست، در تب و تاب خودمحوري ميسوزد. ولي در جامعهاي كه در آن هم فكري و نظرخواهي، اصلي يقيني است و از اجزاي ضروري حيات آن به شمار ميآيد، بهترين راه و كاملترين مسير در برابر افراد گشوده خواهد شد.
نبود سنت مشورت در جامعه، رشد افكار را متوقف ميسازد و چنين مردمي، شايستگي زندگي حقيقي را از دست ميدهند.
مشورت كردن علاوه بر رشد افكار و عقايد، انسان را از تنگناهاي تصميمگيريهاي مهم و حياتي رها ميكند و مايه گسترش فهم و درك انسان ميشود.
بسياري از مشكلات و نيازهاي انسان با تبادل نظر و همفكري و همكاري با ديگران مرتفع ميشود.
سهيم شدن مردم در تصميمگيريها و مديريت كلان كشور و در مصداق كوچكتر، در شهرها و روستاها نمونه بارز يك جامعه مدني است.
مسلماً اگر در اموري تصميمگيريها از راه مشاوره و بررسي ديدگاههاي افراد آگاه و صاحب نظر انجام شود، امكان دخالت و اعمالنظر و در نظر گرفتن منافع شخصي به كمترين حد خود ميرسد. چرا كه اين فكر گروهي است كه بر تصميمگيريها اعمال ميشود نه نظر شخصي.
برخورد انديشهها به صورت صحيح و تبادل افكار و عقايد متفاوت ميتواند نارساييها و كاستيهاي تصميمگيري فردي را از بين ببرد و اگر تصميمگيريها جمعي باشد، نظارت و بررسي در عملكرد تصميمگيريها نيز دقيقتر و موشكافانهتر خواهد بود و نتايج به دست آمده كاملتر و دقيقتر خواهد بود.
در كشور ما كه داراي نظامي اسلامي و بر پايه اعتقادات ديني و قرآني است، مشورت و شورا كه اصل اسلامي ما نيز هست، از اهميت ويژهاي برخوردار است.
شورا يعني شعور، وحدت و انسجام.
شورا، نماد حاكميت مردم بر سرنوشت خويش.
شورا، يعني همدلي و خرد جمعي.
شوراي شهر يا روستا بايد به وظايف خود به بهترين صورت ممكن عمل كند، چرا كه همه آنهايي كه مشتاقانه پاي صندوق آمدهاند و رأي دادهاند به آنهايي كه انتخاب شدهاند، اعتماد كردهاند... اعتمادي كه مسئوليت مهم و بزرگي را در پيشگاه خداوند بزرگ يادآور ميشود.
من به عنوان كسي كه رأيدهنده هستم، همه تلاشم اين است كه آگاهي كامل اعضاي شوراي شهر يا روستايم را انتخاب كنم، چرا كه خوب ميدانم حتي يك رأي ميتواند سرنوشت شورا را تغيير دهد... پس مسئوليتي مهم براي من رقم خورده است.
ما ميدانيم در كشوري زندگي ميكنيم كه ايمان به خدا و ياد خداوند بزرگ و مهربان در تمام لحظات زندگيمان هويداست، پس چه زيباست زماني كه در تمام كارها از جمله انتخابات شوراها آسودهخاطر باشيم و وظايفمان را به خوبي انجام دهيم.
زندگي ما بر پايه اجتماعي بودن و همزيستي رقم خورده است، يعني انسان موجودي اجتماعي است كه بدون همنوع خويش نميتواند به خوبي و به راحتي به زندگي خود ادامه دهد. پس خوب بدانيم كه همه ما در برابر پروردگار عالم مسئوليم، اعضاي شورا را به گونهاي انتخاب كنيم كه صلاح همه مردم باشد.
چه مسئوليتي از اين مهمتر و با ارزشتر كه حتي يك رأي از انتخاب من و تو، نقشي بسزا و مهم در شوراي شهر يا روستايمان دارد، پس با در نظر گرفتن رضايت آفريدگارمان و صلاحديد مردم و جامعه پاي صندوق ميرويم تا شورايي مفيد داشته باشيم.
شاخصها و ملاكها در انتخابات شوراها
من كسي را انتخاب خواهم كرد كه مشورت را با جان و دل قبول داشته باشد و در بررسيها به نظر ديگران هم احترام بگذارد.
من كسي را انتخاب خواهم كرد كه در هر شورايي سعي نكند كه رأي و نظر خود را به ديگران تحميل كند.
من كسي را انتخاب خواهم كرد كه هرگز بدون مشورت ديگر اعضاي شورا، كاري را انجام ندهد.
من كسي را انتخاب خواهم كرد كه هميشه سعي كند با شورا و مشورت گرفتن با ديگر همكارانش گره از مشكل مردم باز كند.
من كسي را انتخاب خواهم كرد كه در تصميماتش خدا را در نظر داشته باشد و هرگز موضوعي را براي منافع خود بيان نكند.
من كسي را انتخاب خواهم كرد كه در تمام امورات مربوط به شوراها به جمله معروف «وَأَمْرُهُمْ شُورَي بَيْنَهُمْ» ايمان داشته باشد.
من كسي را انتخاب خواهم كرد كه بار علمي بالايي داشته باشد و بتواند با مراجعه به عقل خويش، نظري درست ارائه كند.
من كسي را انتخاب خواهم كرد كه كه دانش، ايمان و اخلاق نيك و پسنديده در او نمايان باشد تا مشورت او با ديگران مفيد واقع شود.
من كسي را انتخاب خواهم كرد كه مطمئن باشم حضور او در شوراها و نظرات او راهكاري مفيد خواهد بود.
من كسي را انتخاب خواهم كرد كه در جلسه شوراها به زمان ارزش قائل شود و هرگز براي بيان حرفهاي بيفايده، فرصت ديگران را از بين نبرد.
من كسي را انتخاب خواهم كرد كه بداند مشورت جز وظايف اوست و بايد اين نكته را در نظر داشته باشد.
من كسي را انتخاب خواهم كرد كه موضوعات جزئي و كلي مربوط به شوراها را هميشه با اهميت جلوه دهد و براي من كه به او اطمينان كردهام كوتاهي نكند.
من كسي را انتخاب خواهم كرد كه همه فكرش انجام وظايفش به بهترين نحو ممكن باشد.
من كسي را انتخاب خواهم كرد كه شيرينترين لحظات زندگياش در شورايش باشد و بهترين روزهايش انجام وظايفش باشد.
من كسي را انتخاب خواهم كرد كه توانش را با ايمانش همراه كند و با دلي آكنده از صبر و بردباري تصميمات و نظرش را بيان كند.
من كسي را انتخاب خواهم كرد كه دست و دلش همدل و تمام تصميماتش خداپسندانه باشند.
رأي من يعني؛ انتخاب كسي كه بتواند حضوري مفيد در درياي بيكران شوراها داشته باشد.
رأي من يعني؛ انتخاب كسي كه هدفش رضايت خدا و خلق خدا باشد نه اندوختن اموال براي دنيا.
رأي من يعني؛ اعتماد به فردي كه مشكلاتم را با نظري عالي و ايدهاي بهترين از بين ببرد.
رأي من يعني؛ انتخاب مهرهاي كه هر حركتش تحولي عظيم و مفيد در بستر شوراها به وجود ميآورد.
رأي من يعني؛ شوري شيرين در پديد آوردن آرامش شهر و روستا.
جلوه حضور
آيا ميدانيد حضور من و شما در انتخابات شوراها يعني شركت در سرنوشت جامعه، يعني همين شهر و روستايي كه در آن زندگي ميكنيم؟
آيا ميدانيد حضور من و شما در انتخابات شوراها يعني ارزش قائل شدن براي شهر و روستايي كه در آن زندگي مي كنم.؟
آيا ميدانيد حضور من و شما در انتخابات شوراها يعني كه ما هستيم و هميشه خواهيم بود و تلاش ميكنيم زندگي آرامي داشته باشيم و تمام دغدغههايمان را به افراد كاردان بسپاريم؟
آيا ميدانيد حضور من و شما در انتخابات شوراها براي هميشه در ياد تاريخ كشورمان خواهد ماند، چرا كه خودمان سرنوشتمان را تعيين كرديم و خودمان تشخيص داديم كه چه كساني ميتوانند مشكلات احتمالي ما را بهتر حل و فصل كنند؟
شركت در انتخابات نمايش احساس مسئوليت براي سرنوشت كشور است.
شركت در انتخابات نمايش روح مشاركت جوي مردم در اداره ايران اسلامي است.
شركت در انتخابات شوراها نمايش دلبستگي مردم به نظام اسلامي است.
شركت در انتخابات، شوراها مسئوليت در برابر آينده ايران اسلامي است.
شركت در انتخابات شوراها اعتماد به نظام جمهوري اسلامي ايران است.
شركت در انتخابات شوراها در نظام جمهوري اسلامي ايران احساس آزادي كردن است.
انتخابات شوراها ، عرصه حضور پرشور و باشكوه ماست.
شركت آگاهانه و فعالانه مردم در انتخابات شوراها ، ضامن انتخاب صحيح از سوي ملت بصير و شريف ايران اسلامي است.
شركت گسترده و آگاهانه در انتخابات شوراها نمايش و جلوه همبستگي، اتحاد و اقتدار ملي ماست.
شركت در انتخابات شوراها ، تجديد عهد ملت با آرمانهاي انقلاب، امام راحل= و شهيدان والامقام انقلاب اسلامي است.
انتخابات شوراها تجلي حضور و مشاركت سياسي مردم و عرصه تحقق اراده ملت براي تعيين سرنوشت خويش است.
كتابنامه
قرآن كريم.
نهجالبلاغه.
روحالله خميني، صحيفه امام، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني رحمة الله، چاپ اول، 1385.
ـــــــــــــ ، صحيفه نور، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، سازمان چاپ و انتشارات، چاپ دوم، 1371.
سيدضياءالدين تنكابني،210 گل از گلستان غررالحكم، نداي كوثر، چاپ اول، 1384.
عباس زراعت و حميدرضا حاجيزاده، آشنايي با قانون اساسي، دانشپذير، چاپ سوم، 1389.
ابنابي الحديد، شرح نهج البلاغه، مترجم: محمود مهدوي دامغاني، نشر ني، چاپ اول، 1368.
سيوطي، جلالالدين، دررالمنثور، مكتبة مرعشي نجفي، 1404ه . ق.
طبري، محمدبن جرير، تاريخ طبري، ج 1، بيروت، دارالمعرفه، 1414ه . ق.
ابن هشام، عبدالملك، السيرةالنبوية، بيروت، دارالمعرفه.