ghaemiyeh.com
سرشناسه: اسكندري، مرتضي، ۱۳۵۶ -
عنوان و نام پديدآور: نقش رسانه ملي در ترويج امانتداري و پرهيز از خيانتورزي/ مرتضي اسكندري؛ تهيهكننده مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما.
مشخصات نشر: قم: صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، مركز پژوهشهاي اسلامي، ۱۳۹۲.
مشخصات ظاهري: 112ص.؛ ۱۴/۵×۲۱/۵سم.
فروست: مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما؛ كد ۱۸۶۸.
شابك: 978-964-514-296-2
وضعيت فهرستنويسي: فيپا
موضوع: امانتداري
موضوع: خيانت در امانت
موضوع: رسانههاي گروهي -- جنبههاي اخلاقي
موضوع: رسانههاي گروهي -- تاثير
موضوع: امانتداري -- جنبههاي مذهبي -- اسلام
موضوع: خيانت در امانت-- جنبههاي مذهبي-- اسلام.
شناسه افزوده: صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران. مركز پژوهشهاي اسلامي
ردهبندي كنگره: 1392 5الف8الف/1500 BJ
ردهبندي ديويي: ۱۷۹/۹
شماره كتابشناسي ملي: ۳۱۹۵۳۹۱
ديباچه
خداوند درباره ضرورت امانت ميفرمايد: «إِنّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدّوا اْلأَماناتِ إِلي أَهْلِها...»(1)خداوند به شما فرمان ميدهد كه امانت را به صاحبان آن برسانيد.
يكي از ويژگيهاي برجسته هر انسان جوينده تعالي و كمال امانت و امانتداري است كه آثار و بركات فراواني در تعالي شخصيت انسان و زندگي افراد جامعه دارد و در فرهنگ ديني بسيار مورد تاكيد است و جزو نخستين مصاديق حقوق اجتماعي است كه پيش از اسلام نيز مورد احترام بوده است. بدين جهت امانت داري ملائم با طبع و سرشت آدمي است. چنانچه پيامبر صلي الله عليه و آله خود را متصف به اين صفت الهي ميداند و ميفرمايد: «إِنّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمينٌ»(2)من براي شما فرستادهاي امين هستم.
و از همه مهمتر اينكه امام صادق عليه السلام آن را نشانه شيعه ميداند و ميفرمايد: «شيعتنا اهل الوفاء و الامانه» شيعيان ما اهل وفاي به عهد و امانتداري هستند.(3)
امانتداري در سه حيطه مطرح است حفظ اموال، حفظ اسرار و حفظ ناموس و گسترش امنيت و آسايش در جامعه در گرو اين فضيلت اخلاقي است و هر اندازه كه ميزان اعتماد و اطمينان در فضاي جامعه بيشتر باشد بيشتر ميتوان به سلامت آن جامعه و تكامل آن پي برد و در چنين جامعهاي است كه افراد ميتوانند استعدادهاي خود را شكوفا سازند. زماني كه بي اعتمادي بر فضاي جامعهاي حاكم باشد ميزان زيادي از نيروهاي جوامع بر سر پيدا كردن راه يابي براي برون رفت از بي اعتمادي هرز ميرود و شايد ديگر همتي بر انجام كاري بديع و نو باقي نماند. رسانه ملي وظيفه دارد چنين مفاهيمي را در جامعه اسلامي ترويج دهد و فرهنگ سازي كند. امانتداري يكي از مواردي است كه نه تنها بايد ميان مردم حاكم باشد بلكه بايد بين حاكمان حكومتي و كارگزاران نظام اسلامي رواج داشته باشد چرا كه مسئوليت پذيري و منصب و مقام نوعي امانت الهي تفسير شده است و مديران و كارگزاران نظام بايد براي حفظ اين امانت نهايت تلاش و كوشش خويش را به كار گيرند تا مبادا از آن سوء استفاده شود و يا در امانت خيانت شود. در اسلام ضرورت امانت داري حتي در مورد غير مسلمان سفارش شده است چنانچه اميرالمومنين علي عليه السلام ميفرمايد: «هرگاه امانتي به تو سپردند آن را بازگردان و خيانت نكن با كسي كه به تو خيانت ميكند».(1)حضرت با تاكيد بر اداي امانت حتي در صورت خيانت طرف مقابل بر ضرورت و اهميت امانتداري در ميان مردم تاكيد ميورزند. در واقع حضرت خيانت طرف مقابل را دليلي براي خيانت يك مسلمان نمي داند و تاكيد ميكند كه مسلمان در هر صورت بايد امانتدار باشد. بنابراين اسلام نه تنها امانت داري در
1) غررالحكم و دررالكلم، ح 207.
جامعه اسلامي را براي تمامي افراد حتي حاكمان لازم ميداند بلكه ميخواهد اين فضا را در ميان غير مسلمانان نيز گسترش دهد تا آنها از اين اعتماد در مناسبات جهاني و بين المللي خود بهرهمند شوند و از مسلمانان الگو بگيرند.
رسانه ملي به عنوان يك دانشگاه عمومي بايد روحيه امانتداري را در آحاد جامعه تقويت كند و جامعهاي كه بي اعتمادي در آن رواج داشته باشد بيايماني آن را تهديد ميكند به فرموده حضرت كسي كه ايمان ندارد امانتدار نيست بنابراين اين دو رابطه تنگاتنگي با هم دارند.
پژوهشگر محترم مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما جناب آقاي مرتضي اسكندري بر آن است تا امانت را از زواياي مختلف و در موضوعات گوناگون بررسي كند و آثار و پيآمدهاي ناگوار آن را همراه با عوامل و زمينههاي امانتداري و خيانتورزي بيان نمايد. اميد است كه با ارائه راه كارها و بيان حكايتها و داستانهايي كه در اين زمينه بيان شده است مورد استفاده برنامه ساران رسانه ملي قرار گيرد.
اداره كل پژوهش
مركز پژوهش هاي اسلامي صدا و سيما
مقدمه
سعادت افراد هر جامعهاي در گرو برنامهها و قوانيني است كه فرهيختگان و نخبگان آن جامعه، براي رسيدن مردم به رفاه و آسايش تدارك ميبينند. اين قوانين و برنامهها بدون مجريان امين و كارآمد، كارساز نخواهد بود.
آموزش افراد امين و متعهد و بهكارگيري اين افراد در پستهاي كليدي، سبب ايجاد انگيزه و گسترش همدلي بين مردم و مسئولان ميشود. روشن است اگر همبستگي و همدلي در جامعهاي شكل بگيرد، آن كشور پيشرفت ميكند و براي خود، آينده درخشاني رقم ميزند.
امانتداري از صفاتي است كه براي نهادينه شدن در ميان افراد جامعه، به فرهنگسازي نيازمند است. امانتداري فضيلت اخلاقي مهمي است كه در جوامع ديني و حتي غير ديني، جايگاه ويژهاي دارد. انديشمندان و بزرگان ملل و اديان مختلف منزلت و نقش اين خُلق نيكو را در رشد و تعالي جامعه شرح دادهاند. پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله و ائمه معصوم عليهم السلام آن را به عنوان شاخصه اصلي ديانت برشمردهاند كه با توجه به آن و با حاكميت صحيح روابط بين افراد جامعه با خود، افراد با مسئولين و همه نسبت به اموال عمومي ميتوان جامعهاي ايمن و متعالي ايجاد كرد.
رسانهها در زمينه فرهنگسازي و گسترش امانتداري و به تبع آن تربيت انسانهاي امين نقش به سزايي دارند. رسانهها پلهاي ارتباطي ميان مردم هستند و در فرآيند ارتباطات و جابهجايي اطلاعات درون جامعه و ميان ملتها سهيم هستند. رسانههاي ارتباط جمعي مخصوصاً صدا و سيما با ايفاي نقش آموزشي، خبري و اطلاعرساني در ايجاد تحول، مهارت، ارزشها و انگيزهها بسيار مؤثر ميباشد.
در اين نوشتار بنا داريم امانتداري و خيانتورزي را از منظر فرهنگ لغات، آيات قرآني و همچنين كلام معصومين عليهم السلام تبيين و توضيح دهيم. همچنين علاوه بر بيان اقسام و نمونههاي آن، آثار و پيآمدهاي اين فضيلت مهم اخلاقي را نيز بررسي كنيم و با ارايه راهكارهاي مختلف، نقش صدا و سيما در فرهنگسازي و گسترش امانتداري و جلوگيري از رواج خيانتورزي درون جامعه اسلامي را يادآور شويم. اميد است كه با به كارگيري آنها در توليد برنامهها، الگوسازي و الگودهي به مخاطب گامهاي مؤثري در ترويج امانتداري و جلوگيري از خيانتورزي برداشته شود.
فصل اول: كليات و مفاهيم
زير فصل ها
امانت در لغت
وديعه در لغت
امانت در اصطلاح
وديعه در اصطلاح
عاريه
تفاوت عاريه با وديعه
احكام امانت (وديعه و عاريه)
اقسام و مصاديق امانتداري
امانت در لغت
امانت در لغت ضد خيانت و به معناي اعتماد نمودن است.(1)اَمِنَ مِنه، سكون قلبي(2)و امن در برابر خوف است.(3)هر چيزي كه به امانت نزد ديگري سپرده شود تا از آن نگهداري كند.(4)بنابراين اعتماد كردن همراه با سكون قلبي را امانت گويند.
وديعه در لغت
وديعه به معناي پاسداري، حفاظت، امنيت، امان، مواظبت، مراقبت، رازداري، نگهداري، آسايش و آرامش روح و جان است و مفاهيمي چون خيانت، دزدي و چپاول، بيوفايي، ايجاد رعب و وحشت، نيرنگ، جاسوسي، نفاق، بهتان، كتمان حقيقت، بيموالاتي در نگهداري اسرار، ضد مفهوم امانت هستند. در اين تحقيق بيشتر معناي حفاظت و نگهداري منظور است.
امانت در اصطلاح
امانت در اصطلاح فقهي، در همان معناي لغوي به كار رفته، ولي در موارد فراواني به اين معني است: «دارايي و كالايي كه به اذن مالك يا شارع مقدس، در اختيار غير مالك قرار ميگيرد».(1)
وديعه در اصطلاح
به نوعي امانت كه به صورت عقد جايز، قابل فسخ از طرفين است، وديعه ميگويند و در اصطلاح علم حقوق عبارت از مالي است كه به وسيله يكي از عقود اماني يا به حكم قانون نزد شخصي باشد.(2)به عمل عمدي و برخلاف امانتداري امين، خيانت در امانت ميگويند كه به ضرر صاحب مال است.
عاريه
[عاريه] آن است كه كسي مال خود را در اختيار كسي بگذارد تا از آن استفاده كند و در قبال آن مزدي دريافت نگردد.(3)
تفاوت عاريه با وديعه
منظور از وديعه، حفظ و نگهداري مال است و مستودع (وديعهگيرنده) حق تصرف ندارد، ولي منظور از عاريه اين است كه مسعير (عاريهگيرنده) در مال تصرف نمايد.(4)به طور كلي امانت به هر چيزي گفته ميشود كه نزد كسي به منظور محافظت و نگهداري از آن قرار ميدهند و امانتدار كسي است كه به او جهت حفظ و نگهداري اموال و اشياء اعتماد ميشود.
احكام امانت (وديعه و عاريه)
زير فصل ها
وجوب رد امانت
عدم ضمان
به كمك كتاب و سنت و اجماع وجوب رد امانت ثابت ميشود. در قرآن كريم به آيه 58 سوره نساء و در سنت به روايات فراواني از جمله روايت امام باقر عليه السلام استدلال ميشود كه ميفرمايد:
ثَلاثٌ لَم يَجعَل اللهُ عَزَّوجَلَّ لِأَحَدٍ فيهِنَّ رُخصَةٌ، أداءُ الأَمانةِ اِلي البِرِّ و الفاجِرِ وَ الوَفاءُ بِالعَهدِ لِلبِرِّ و الفاجِرِ و بِرُّ الوالِدَينِ بَرَّين كانا او فاجِرَين.(1)
سه چيز است كه خداوند عزوجل اجازه ترك آن را به هيچ فردي نداده است. بازگرداندن امانت به صاحب آن خواه نيكوكار باشد، خواه بدكار. وفا به عهد با نيكوكار و بدكار و نيكي به پدر و مادر، خواه نيكوكار باشند، خواه بدكار.
علاوه بر آيات و احاديث فراوان درباره وجوب رد امانت، هيچ اختلاف نظري در بين علما وجود ندارد (اجماع).(2)
درصورتيكه شخص امين در حفظ امانت كوتاهي و تعدي نكند، ضامن نيست. دليل قرآني آن آيه «مَا عَلَي الْمُحْسِنِينَ مِن سَبِيلٍ؛ بر نيكوكاران ايرادي وارد نميشود.» (توبه:92) است. در سنت نيز به روايت «لَيس عَلَي المُؤتمِن ضِمانٌ؛ ضمانتي بر عهده شخص امين نيست»(3)استناد ميشود.
همچنين همه فقها بر ضمان نبودن امانتدار، در صورت كوتاهي نكردن، اتفاق نظر دارند (اجماع).
اقسام و مصاديق امانتداري
زير فصل ها
امانتداري در علوم مختلف
امانتداري در موضوعات مختلف
زير فصل ها
الف) در فقه
ب) در حقوق
الف) در فقه
در روايات، امانت معاني گستردهاي دارد، اما از نظر فقهي به چيزي گفته ميشود كه ماليت داشته است و در دست غيرِ مالك قرار بگيرد. در اين صورت نيز داراي موارد فراواني است. حضرت امام خميني رحمه الله در تحريرالوسيله امانت را به دو بخش مالكي و شرعي تقسيم ميكند. مالكي آن است كه مالكِ شيء با يكي از عناوين مالكي (وديعه، رهن، عاريه، اجاره، مضاربه و...) آن را در اختيار شخص غير مالك به امانت بسپارد. شرعي آن است كه شيء به هيچ كدام از عناوين مالكي (وديعه، رهن، اجاره، عاريه، مضاربه و...) در اختيار شخص غير مالك قرار نگيرد. اين شيء نزد غير مالك امانت شرعي است. مانند اينكه باد، لباسي را در خانه غير مالكِ لباس انداخته باشد. در اين صورت لباس نزد شخص غير مالك شرعاً امانت است و بايد آن را در اسرع وقت به مالك برگرداند يا به مالك خبر دهد.(1)
ب) در حقوق
علماي علم حقوق تقسيمات مختلفي براي امانتداري ذكر كردهاند. امانتهاي فردي بسيار فراگير هستند كه شامل دو بخش امانتهاي مادي و امانتهاي معنوي ميشوند. در ادامه به هر كدام از اين دو بخش پرداخته ميشود.
امانتهاي مادي
حقوقدانان امانتهاي مادي را به امانتهاي قانوني و امانتهاي قراردادي تقسيم ميكنند.(2)
ـ امانتهاي قراردادي كه در فقه از آن به امانتهاي مالكي تعبير ميشود؛ عبارت از امانتهايي است كه به اختيار و اذن مالك در اختيار كسي قرار ميگيرد. اين امانتها سه گونهاند:
امانتهايي كه تنها به مصلحت مالك «امانتگذار» است مانند وديعه، وكالت بدون اجرت و...؛
امانتهايي كه تنها به مصلحت گيرنده امانت «امانتدار» است مانند عاريه، قرض و...؛
امانتهايي كه هم به مصلحت مالك و هم به مصلحت امانتدار است مانند اجاره، رهن مضاربه و...؛
ـ امانتهاي قانوني يا شرعي عبارتند از امانتهايي است كه بدون رضايت و اختيار مالك و بدون عقد و قرارداد، در اختيار كسي قرار ميگيرد مانند مالهاي يافت شده، غصب شده، به سرقت رفته و... .
امانتهاي معنوي
زير فصل ها
الف) در گفتار
ب) در اموال
ج) منصبهاي حكومتي
د) رازها و اسرار
ه) ناموس مردم
و) عقل و نيروي تفكر
ز) فرائض الهي
ح) قرآن و اهل بيت عليهم السلام
ط) جان انسان
ي) علم و دانش
ك) ميثاق بندگي
الف) در گفتار
امانتداري در گفتار يعني انسان گفتهها و مطالبي را كه از ديگران ميشنود و قرار نيست بقيه از آن مطلع شوند، بدون رضايت آنها بازگو نكند؛ حال چه سهواً و بدون غرض، چه اينكه عمدي و با غرضورزي آن را انتشار دهد. در هر صورت مرتكب خيانت ميشود. خداوند در قرآن كريم ميفرمايد: «وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ؛ مؤمنين كساني هستند كه امانتها و عهد و پيمان خود را رعايت ميكنند.» (مؤمنون:8)
ب) در اموال
برجستهترين مصداق امانت در ميان مردم، اموال و اشياست. آنگاه كه شخصي به ديگري اطمينان ميكند و مال خود را به او ميسپارد، گيرنده موظف به نگهداري از آن ميشود و در موقع نياز بايد آن را به صاحبش برگرداند. در فرهنگ اسلامي بحثي به عنوان وديعه وجود دارد كه احكام و شرايط اين نوع امانتداري و امانتگذاري در آنجا بيان شده است. قرآن كريم در بيان اين قسم از امانت ميفرمايد:
فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُم بَعْضًا فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمَانَتَهُ وَلْيَتَّقِ اللّهَ رَبَّهُ؛ اگر كسي از شما به ديگري امانتي سپارد، شخص امين بايد آن وديعه را به صاحبش برگرداند و از خداوند كه پروردگار اوست پروا كند. (بقره:283)
ج) منصبهاي حكومتي
مناصب و مقامات حكومتي در دست كارگزاران نظام اسلامي، نوعي امانت محسوب ميشود. بايد به چشم وديعه الهي به آن نگاه شود و هرگز فكر
خيانت و بهرهبرداري شخصي در آن مطرح نباشد. امام علي عليه السلام در اين باره به اشعث ابن قيس، فرماندار آذربايجان، نامهاي مينويسد و ضمن يادآوري مسئوليت سنگين او ميفرمايد:
و إِنّ عَمَلَكَ لَيسَ بِطُعمَةٍ ولكنّهُ في عُنُقِكَ أَمانَةٌ و أَنتَ مُسترعي لِمَن فَوقَك؛ مطمئناً كاري كه به تو سپرده شده لقمهاي چرب نيست، بلكه بار امانتي در گردن توست [كه در پاسداري از آن] بايد به ما فوق خود پاسخگو باشي.(1)
طبق بينش اسلامي، هر مسلمان در برابر جامعه وظايفي بر عهده دارد و هرگاه مسئوليتي به او واگذار ميشود، بايد به ديده وديعه الهي به آن بنگرد و نهايتِ امانتداري را مبذول دارد. البته انتخابكنندگان اين افراد (اعم از مردم، و مسئولان بالاتر) بايد در نظر داشته باشند چه كساني را امين قرار ميدهند؛ زيرا در صورتي كه انتخاب شونده خائن باشد بخش بزرگي از گناه اين خيانت بر گردن انتخابكنندگان خواهد بود.
د) رازها و اسرار
رازهاي مردم امانتند و هيچ فردي حق ندارد بدون مصلحتِ خاص، اسرار ديگران را فاش كند. پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله مصلحت خاص را اينگونه بيان ميفرمايد:
الَمجالِسُ بِالأمانة اِلّا ثَلاثةَ مَجالسٍ؛ سُفِك دَمٍ حرامٍ او فَرجٍ حَرامٍ او اقْتطاعِ ما بِغيرِ حَقٍّ؛ مجلسها امانت هستند، مگر سه مجلس؛ مجلسي كه در آن خوني به حرام ريخته شود، مجلسي كه در آن ناموس حرامي حلال شمرده شود، مجلسي كه مال و ثروتي به ناحق روا شمرده شود.(2)
ه) ناموس مردم
در سيره اهل بيت عليهم السلام حرمت زنان و دختران مسلمان و حتي غير مسلمان از مهمترين اقسام امانت شمرده ميشوند كه محافظت از آن وظيفه همه مسلمانان است. هرگونه بيتوجهي و سهلانگاري در آن، ضررهاي جبران ناپذيري به دنبال خواهد داشت. درباره اهميت اين نوع امانت كافي است بدانيم لغزش در اين زمينه موجب دوري از پيامبر و اهل بيت عليهم السلام ميشود. پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله در حديثي ميفرمايد: «لَيس مِنّا مَن خانَ مُسلماً في اهلِهِ و مالِهِ؛ كسي كه به خانواده يا مال مسلماني خيانت كند از ما نيست».(1)
و) عقل و نيروي تفكر
عقل انسان يكي از امانتهاي مهم و ارزشمند الهي است كه همواره افراد بشر به آن نياز دارند و در صورت بهره نگرفتن يا استفاده درست به اين امانت خيانت كردهاند. امام علي عليه السلام در اين باره ميفرمايد: «مَا استَودَعَ اللهُ اِمرَءاً عَقلاً اِلّا أستَنقَذَهُ به يوماً؛ خداوند عقل را در وجود كسي امانت ننهاده است، مگر اينكه روزي به وسيله آن، او را نجات خواهد داد».(2)
ز) فرائض الهي
تكاليف شرعي از امانتهاي معنوي محسوب ميشوند. انسان مسلمان بايد بسيار بكوشد از مسير اينگونه امانتها منحرف نشود. يكي از معاني امانت در آيه شريفه «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ» (احزاب:72) تكاليف شرعي و فرائض الهي است. بعضي از مفسران گفتهاند منظور از
امانت، واجبات شرعي همچون نماز، روزه و حج است.(1)در روايتي آمده است، هنگامي كه وقت فريضه نماز ميرسيد، رنگ چهره امام علي عليه السلام تغيير ميكرد. آن حضرت از حال طبيعي خارج ميشد و ميفرمود: «وقت نماز رسيد، وقت اداي امانت الهي است».(2)
در اين روايت نكات قابل توجهي وجود دارد. امام علي عليه السلام كه الگوي انساني كامل است، به فرايض، به ديده امانت مينگرد و هنگام اداي آن، اين گونه حساسيت نشان ميدهد. همچنين فهميده ميشود چگونه بايد در اداي امانت اهتمام داشته باشيم.
ح) قرآن و اهل بيت عليهم السلام
قرآن و اهل بيت پيامبر عليهم السلام دو امانت ارزشمند هستند كه رسول خدا صلي الله عليه و آله براي حفظ آنها به امت سفارش كرده است. بنابراين، مسلمانان موظف هستند با جان و دل از اين دو امانت گرانبها نگهباني كنند و بايد طبق سفارش پيامبر در پرتو راهنماييهاي اهل بيت عليهم السلام به معارف حياتبخش قرآن عمل كنند و به سعادت ابدي راه يابند. حديث ثقلين گوياترين پشتوانه اين سخن است.(3)
ط) جان انسان
امام علي عليه السلام ميفرمايد:
اَلَّلهم اجْعَلْ نَفسي اَوَّلَ كريمةٍ تَنتزِعُها مِن كَرائِمي و اوّلَ وديعَةٍ تَرتَجِعُها مِن ودائِعِ نِعَمِكَ عِندي؛ بار خدايا! جان مرا نخستين چيز گرامي قرار
بده كه از اعضاي بدن من ميگيري و اولين امانتي كه از نعمتهاي به من سپرده شده، به نزد خود باز ميگرداني.(1)
بر اساس اين كلام جان انسان از امانتهاي الهي است كه در وجودش به وديعه نهاده شده و بايد از اين امانت در راه رضاي او استفاده كرد.
حافظ لسانالغيب چه زيبا ميسرايد:
اين جان عاريت كه به حافظ سپرده دوست
روزي رخش بينم و تسليم وي كنم
ي) علم و دانش
رسول گرامي اسلام ميفرمايد:
العِلمُ وَديعَهُ اللهِ في اَرضِه و العُلَماءُ اُمَناؤهُ عليه فَمَن عَمِلَ بِعِلمِه اَدَّي اَمَانَتَهُ وَ مَن لَم يعمَل بِعِلمِه كِتُبَ في ديوان الخائِنين؛ علم، امانت خداوند در زمين اوست و دانشمندان امينان او بر آن هستند، پس هر كس به علم خود عمل كند، حق امانت را ادا كرده و هر كس به علم خود عمل نكند، [نام او] در دفتر خائنين نوشته ميشود.(2)
ك) ميثاق بندگي
انجام وظيفه و عمل به تعهد در مقابل خالق، امانت سنگيني است كه انسان در «عالم ذر» با زبان حال آن را تعهد كرده است، درحاليكه هيچ موجودي توان تحمل آن را نداشته است. (احزاب:72) اين قسم از امانت، قابليت تكامل به صورت نامحدود، آميخته با اراده و اختيار و رسيدن به مقام انسان كامل و پذيرش ولايت الهي است.(3)در بياني جامع ميتوان گفت اين قسم از امانت
همه ابعاد و اقسام آن را تحت تأثير قرار ميدهد و اساساً هدف نهايي در تربيت اسلامي، رساندن انسانها به اين مرحله از تكامل است.(1)
در فرهنگ اسلام به دو چيز امانت گفته ميشود.
الف) تكاليف شرعي
اين نوع امانت نمونههاي گوناگوني دارد كه در ادامه به آنها اشاره ميشود:
يك ـ اعضا و نيروهاي درون انسان
تمام اعضا و جوارح، تواناييها، استعدادها و نيروهاي محركه وجودي انسان، نعمتهايي هستند كه به امانت در اختيار انسان قرار گرفتهاند و بايد اين امانتها را به نحو شايستهاي در راه رضاي خدا و اطاعت از او به كار گيرد. مثلاً زبان كه يكي از امانات الهي است، وظيفه دارد سخن حق بگويد و از گفتن سخن لغو خودداري كند.
زبان آمد از بهر شكر و سپاس
به غيبت نگردانش اي حق شناس
چشم، گوش و ديگر اعضا و جوارح نيز از نظر اسلام امانتهايي هستند كه خداوند متعال در انسان به وديعه گذاشته است و بايد در زمان مناسب جوابگوي اين امانتها باشد.
دو ـ اسلام
امام خميني رحمه الله در اين باره ميفرمايد: «اسلام نه از من است و نه از شما، اسلام از خداست و همه ما مكلفيم با تمام قدرت آن را حفظ كنيم».(2)
سه ـ پست و مقام
افرادي كه داراي مناصبي در دستگاههاي حكومتي هستند، ضامن آن مناصب به شمار ميآيند. اين افراد بايد از پست و مقام خود در جهت رضايت عامه مردم استفاده و از هرگونه سوءاستفاده خودداري كنند.
چهار ـ علم دين و دانش
احكام الهي، اسرار مردم، واجبات و مانند اينها نيز در اسلام از مصاديق مهم امانت شمرده شدهاند كه بيان آنها در تقسيمات امانتداري گذشت.
ب) مال سپرده شده
منظور از مال سپرده شده اموال و اشيايي است كه به امانت نزد افراد قرار ميگيرند كه شامل چند بخش است:
يك ـ نامهها و پيغامها
فرد امين بايد در نگهداري اسرار، مطالب و نوشتههاي ديگران بكوشد و آن را از دسترس بيگانگان هرزه و سودجو دور نگه دارد.
دو ـ اجناس و كالاها
فرد امين موظف است از وسايلي كه به او سپرده ميشود مانند جان خويش نگهداري كند و بدون رضايت امانتگذار از آنها استفاده نكند.
سه ـ بيتالمال
بيتالمال مسلمين از مهمترين امانتهاست. ميز، كلاس، آب، برق، وسايل نقليه عمومي، معابر و پاركها، اموال عمومي هستند و همگان بايد همچون اموال شخصي خود از آنها نگهداري كنند.
چهار ـ حيوانات
حيوانات امانتند. به همين دليل، حضرت علي عليه السلام در خطبه 166 نهجالبلاغه ميفرمايد: «اِتقَّوا اللهَ فِي عِبادِه وَ بِلادِهِ اِنَّكم مَسئُولون حَتّي عَنِ البُقاعِ وَ البَهائِمِ؛ در مورد بندگان خدا و سرزمينش تقوا پيشه كنيد، همانا از شما درباره قطعات (املاك) و چارپايانتان سؤال ميشود».
سؤال درباره غير نعمتهاي الهي معنا ندارد. حيوانات هم انعام و الطاف الهي به شمار ميآيند كه بايد قدر و منزلت آنها دانسته شود مثل اينكه نبايد گرسنه و تشنه بمانند، از آنها زياد كار كشيد. به طور كلي نبايد به آنها ظلم شود و حقوق آنها بايد رعايت گردد.
پنج ـ زمين
انسانها مكلفند اين امانت خداوندي را با كشت و كار و استفاده بهينه، آباد كنند و جلوي ويراني آن را بگيرند. در نامه امام علي عليه السلام به مالك اشتر آمده است: «و عِمارةُ بَلَدِها؛ سرزمينهاي آنها را آباد كن.» و در جايي ديگر ميفرمايد: «إِنَّكُم مَسئُولون حَتّي عَنِ البُقاع و البَهائِم؛ شما مسئوليت داريد، حتي در برابر چارپايان و زمين».(1)
1) سكينه عليبيگي، «امانتداري در اسلام»، نشريه با معارف اسلامي آشنا شويم، ش44، ص 50.
فصل دوم: امانتداري در قرآن و سخن معصومين عليهم السلام
زير فصل ها
امانتداري در كلام معصومين عليهم السلام
قرآن كريم آيات متعددي درباره امانتداري دارد كه در آنها افرادي را به دليل داشتن صفت حسنه امانتداري، تكريم كرده و افرادي را كه خائن در امانت بودهاند، نكوهش كرده است. در ادامه، براي نمونه به بعضي از آيات، تفسير و شأن نزول آنها پرداخته ميشود.
سوره آل عمران آيه 75
وَمِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ إِن تَأْمَنْهُ بِقِنطَارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ وَمِنْهُم مَّنْ إِن تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لاَّ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلاَّ مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَآئِمًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ لَيْسَ عَلَيْنَا فِي الأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ وَيَقُولُونَ عَلَي اللّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ؛
و در ميان اهل كتاب كساني هستند كه اگر ثروت زيادي به امانت نزد آنها بسپاري، به تو باز ميگردانند و كساني هستند كه اگر يك دينار هم به آنها بسپاري، به تو باز نميگردانند، مگر تا زماني كه بالاي سر آنها ايستاده [و بر آنها مسلط] باشي. اين به علت آن است كه ميگويند: «ما در برابر اميين [غير يهود] مسئول نيستيم» و بر خدا دروغ ميبندند، درحاليكه ميدانند [اين سخن دروغ است].
شأن نزول آيه
اين آيه درباره دو نفر از اهل كتاب (يهود) است كه يكي امين و درستكار و ديگري خائن و پست بود. نفر اول عبدالله بن سلام بود كه مردي ثروتمند طلاي فراواني نزد او به امانت گذاشت. آن مرد يهودي همه طلاها را به موقع به صاحبش بازگرداند و به دليل امانتداري، خداوند او را در اين آيه ميستايد. نفر دوم فنحاص بن عازورست. مردي از قريش يك دينار به او امانت سپرد. فنحاص در آن خيانت كرد و خداوند به دليل خيانتش او را در همان آيه نكوهش كرده است.
خطاي معرفتي و عملي اهل كتاب
زير فصل ها
خطاي معرفتي
خطاي عملي
اين گروه از اهل كتاب [يهود] به دليل اينكه كتاب آسماني و پيامبر الهي در ميان آنها بود، غصب اموال ديگران را مجاز ميدانستند. آنها با خود برتربيني، به خودشان حق ميدادند اموال ديگران را به هر اسمي تملك كنند و اين تفكر از اصل خيانت آنها به مراتب خطرناكتر و بدتر بود؛ زيرا اگر افراد خائن كار خود را نادرست بدانند، فقط مرتكب يك گناه ميشوند، ولي اگر خود را صاحب حق بدانند، گناه آنان دو چندان است.
خيانت در امانتهايي كه غير يهود به آنها ميسپردند.
پاسخ قرآن به يك انحراف
قرآن مجيد در پاسخ آنها در پايان همين آيه با صراحت ميگويد: «وَ يقُولُونَ عَلَي اللهِ الكَذِبَ وَ هُم يعلَمون؛ آنها بر خدا دروغ ميبندند، درحاليكه ميدانند». (آلعمران: 78)
آنها به خوبي ميدانستند كه در كتاب آسمانيشان به هيچ وجه اجازه خيانت در امانتهاي ديگران داده نشده است. با اين حال براي توجيه اعمال ننگين خويش چنين دروغهايي را به خدا نسبت ميدادند.(1)
سوره انفال آيه 37
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَخُونُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُواْ أَمَانَاتِكُمْ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ؛ اي كساني كه ايمان آوردهايد به خدا و پيامبر، خيانت نكنيد و در امانات خود خيانت روا مداريد، درحاليكه ميدانيد اين كار گناه بزرگي است. (انفال: 37)
شأن نزول
اين آيه درباره ابولبابه نازل شده است. زماني كه لشكر اسلام، بنيقريضه را محاصره كرده بود، يهوديان او را براي مشاوره فراخواندند. او هنگام مشاوره با اشاره به آنها فهماند، اگر حكميّت سعد بن معاذ را كه پيشنهاد پيامبر است، بپذيرند، همگي كشته خواهند شد. ابولبابه بلافاصله متوجه خيانت خود به خدا و رسولش شد. پس از استغفار و إنابه طاقتفرسا، خداوند توبه او را پذيرفت و به آغوش اسلام بازگشت.
خيانت و سرچشمه آن
در ابتداي آيه روي سخن خدا به مؤمنان است و ميفرمايد: اي كساني كه ايمان آوردهايد به خدا و پيامبر خيانت نكنيد. خيانت به خدا و پيامبر آن است كه اسرار نظامي مسلمانان را در اختيار دشمنان بگذارند، دشمنان را در مبارزه تقويت كنند يا به واجبات و محرمات و برنامههاي الهي عمل نكنند. از ابن
1) ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه، ج 2، ص 620.
عباس نقل شده است هر كه چيزي از برنامههاي اسلامي را ترك كند، به خدا و پيامبرش خيانت كرده است. خداوند در ادامه آيه ميفرمايد: در امانات خود نيز خيانت نكنيد. گر چه به امانتهاي مالي، امانت گفته ميشود، ولي در منطق قرآن مفهوم وسيعي دارد كه تمام شئون زندگي اجتماعي، سياسي و اخلاقي را در بر ميگيرد.
در حديثي از امام صادق عليه السلام وارد شده است: «الَمجالِسُ بِالأَمانَه؛ گفت وگوهايي كه در جلسه خصوصي مطرح ميشود، امانت است».
در حديث ديگري ميخوانيم: «اذا حَدَّثَ الرَّجلُ بِحَديثٍ ثُمَ إلتَفَتَ فَهُوَ امانه؛ هنگامي كه كسي براي ديگري سخني نقل كند و سپس به اطراف خود بنگرد [آيا كسي آن را شنيده يا نه] اين سخن امانت است».(1)
سوره يوسف آيه 54 و 55
وَقَالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِي فَلَمَّا كَلَّمَهُ قَالَ إِنَّكَ الْيَوْمَ لَدَيْنَا مِكِينٌ أَمِينٌ قَالَ اجْعَلْنِي عَلَي خَزَآئِنِ الأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ؛
و پادشاه گفت: «او [يوسف] را نزد من آوريد تا وي را مخصوص خود گردانم» هنگامي كه [يوسف نزد وي آمد و] با او صحبت كرد، [پادشاه به عقل و درايت او پي برد و] گفت: «تو امروز نزد ما جايگاهي والا داري و مورد اعتماد هستي.» [يوسف] گفت: «مرا سرپرست خزائن سرزمين [مصر] قرار ده كه نگهدارنده و آگاهم».
امانتدار خزائن مصر
يوسف عليه السلام طبق تعبيري كه از خواب، پادشاه كرده بود، بحران شديد اقتصادي را در پيش ميديد و ميدانست ريشه مهم نابسامانيهاي آن جامعه پر از ستم،
1) ملامحسن فيض كاشاني، محجةالبيضاء، ج5، ص 237.
در مسائل اقتصادي نهفته است و اكنون كه آنها به حكم اجبار به سراغ او آمدهاند، بهتر است نبض اقتصاد كشور را به دست بگيرد،(1)او آشكارا گفت بهترين فردي است كه امور مالي را اداره ميكند. با كارداني، برنامهريزي، امانتداري و بدون خيانت و فساد كار ميكند. (حَفِيظٌ عَلِيمٌ)
سوره اعراف آيه 68
أُبَلِّغُكُمْ رِسَالاتِ رَبِّي وَأَنَاْ لَكُمْ نَاصِحٌ أَمِينٌ؛ پيامهاي پروردگارم را به شما ابلاغ ميكنم و من خيرخواه اميني براي شما هستم.
سوره تكوير آيه 21
«مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ؛ در آسمانها مورد اعتماد فرشتگان و امين است».
امين بودن مهمترين سرمايه
آخرين پيامبر خدا در چهل سال زندگي صادقانه به مردم ثابت كرد فردي امانتدار و راستگوست، بهگونهاي كه همه او را به صفت «محمد امين» ميشناختند.
وضعيت همه پيامبران الهي همين گونه بوده است. در قرآن كريم بزرگترين استدلال انبيا پس از معجزه، امانتداري و صداقتشان است.
در سوره شعرا در آيه 107 حضرت نوح عليه السلام ، در آيه 125 حضرت هود عليه السلام ، در آيه 143 حضرت صالح عليه السلام ، در آيه 162 حضرت لوط عليه السلام و در آيه 178 حضرت شعيب عليه السلام براي ايجاد مقبوليت در بين مردم، امين بودن خود را يادآور ميشوند: «إِنّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمينٌ؛ من براي شما فرستادهاي امانتدار هستم».(2)
سوره نمل، آيه 39
قَالَ عِفْريتٌ مِّنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَ وَإِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ؛ عفريتي از جن گفت:« من آن را نزد تو ميآورم، پيش از آنكه از جايت برخيزي و من به اين امر توانا و امينم.
تفسير آيه
عفريت به معناي فرد گردنكش و خبيث است و جمله «أني عَلَيهِ لَقَوي أَمينٌ» كه داراي چند تأكيد است (اِنّ، جمله اسميه و لام تأكيد) نشان ميدهد، احتمال خيانتكاري در او وجود داشته است. ازاينرو، در مقام دفاع از خود، قول امانت و وفاداري داده است.(1)
سوره احزاب آيه 72
إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا؛ ما امانت [الهي و بار تكليف] را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه كرديم. پس از برداشتن آن سر باز زدند و از آن هراسناك شدند، و[لي] انسان آن را برداشت. راستي او ستمگري نادان بود.
حمل امانت الهي
مفسران درباره معناي امانت چند احتمال دادهاند كه عبارتند از:
امانت اساسي در حقيقت همان قابليت تكامل و ولايت الهي است و ولايت پيامبران و ائمه از پرتوهاي آن است. خداوند در قرآن ميگويد:«ما امانت خود را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه داشتيم، اما موجودات بزرگ عالم خلقت از
1) تفسير نمونه، ج 15، ص 467.
حمل اين امانت ابا كردند و از اين كار هراس داشتند، ولي در اين ميان انسان، اين اعجوبه عالم آفرينش، جلو آمد و آن را بر دوش كشيد».(1)
خداوند در سوره مؤمنون آيه 8 ميفرمايد: «وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ؛ و آنها كه امانتها و عهد خود را مراعات ميكنند.» حفظ و اداي امانت و پايبند بودن به عهد و پيمان در برابر خالق و خلق، از صفات برجسته مؤمنان است.
دليل بر عموميت مفهوم امانت در اينجا علاوه بر گستردگي و اطلاق لفظ، روايات متعددي است كه در تفسير امانت وارد شده است. گاهي امانت به معناي امامتِ امامان معصوم تفسير شده است، كه هر امام آن را به امام بعد از خود ميسپارد، و گاه به مطلق ولايت و حكومت.
زراره، از شاگردان بزرگ امام محمد باقر عليه السلام و امام صادق عليه السلام ، چنين ميگويد: «منظور از جمله «أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَي أَهْلِهَا» (آيه 58 سوره نسا)، اين است كه ولايت و حكومت را به اهلش واگذاريد».(2)
سوره دخان آيه 18
أَنْ أَدُّوا إِلَيَّ عِبَادَ اللَّهِ إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ؛ اي بندگان خدا، آنچه را به شما دستور داده است، انجام دهيد و در برابر من تسليم شويد كه من فرستاده اميني براي شما هستم.(3)
با رجوع به اين آيات ميفهميم كه فضيلت اخلاقي امانتداري بسيار مهم است و مباحث فراواني را شامل ميشود و امانتداري ميتواند مانند شاخص مهم انساني و الهي عمل كند. امانتدار تحسين و خائن نكوهش ميشود.
امانتداري در كلام معصومين عليهم السلام
سخنان فراواني از پيشوايان معصوم عليهم السلام درباره اهميت رعايت امانت و هشدار درباره خيانت به ما رسيده است كه هر كدام به گونهاي ما را به حفظ حرمت امانت فراميخواند.
در ادامه به چند حديث درباره اهميت امانتداري و موضعگيري معصومين عليهم السلام ميپردازيم:
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله :«أَن أَحَببتُم اَن يُحبِبْكُم اللُه وَ رَسولُه فأَدّوا اذا أَئتَمَنقُم؛ اگر دوست داريد خداوند و رسولش شما را دوست بدارند، اگر شما را امين شمردند امانت را به صاحبش برگردانيد».(1)
پيامبر گرامي اسلام: «أذا رأيتَ مِن اخيكَ ثلاث خصالِ فأَرجِئهُ؛ هرگاه در برادر [ديني] خود سه صفت ديدي به او اميدوار باش؛ حيا، امانتداري ، راستگويي».(2)
رسول خدا صلي الله عليه و آله : «لَيسَ مِنّا مَن يُحقِّرُ الامانة؛ كسي كه حفظ امانت را سبك بشمارد، از ما نيست».(3)
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله : «لَيس مِنّا مَن خَانَ مُسلِماً في اَهلِهِ و مالِه؛ كسي كه به ناموس و مال مسلماني خيانت كند، از ما نيست».(4)
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله در توصيف اهل ايمان ميفرمايد: «اَميناً عَلَي الأماناتِ؛ مؤمنان امين امانات مردم هستند.» همچنين ميفرمايد: «از اخلاق اهل ايمان اين است كه در صورت اعتماد مردم [امانتي به آنها سپرده شود] خيانت نميكنند».(5)
حضرت علي عليه السلام : «اربَعٌ مَن اُعطِيهُنَّ فقد أُعطِيَ خَيرُ الدُّنيا وَ الآخِرَةِ صِدقُ الحَديثِ، أداءُ الامانةِ، عِفَّةُ البَطْن و حُسنُ الخُلقِ؛ چهار چيز است كه به هر كس داده شود خير دنيا و آخرت به او داده شده است: راستگويي، اداء امانت، حلال خوري، خوش اخلاقي».(1)
اميرالمؤمنين علي عليه السلام : «سوگند ميخورم كه لحظهاي قبل از وفات پيامبر سه بار از او شنيدم كه فرمود: «يا أبَا الحَسن اَدِّ الأمانةَ اِلَي البَرِّ و الفاجِرِ فِي ما قلَّ أو جَلّ حتَي فِي الخَيط و الْمَخيطِ؛ اي علي امانت را به نيكوكار و بدكار پس بده، كم باشد يا زياد، حتي نخ و سوزن».(2)
همچنين آن حضرت در وصيتي فرمود:«اَدّوا الأماناتِ وَلَو اِلَي قَتَلَةِ الأنبياءِ؛ امانتها را برگردانيد، گرچه به قاتلان پيامبران باشد».(3)
نيز ميفرمايد:«رَأسُ الاِسلامِ الامانةُ؛ سر اسلام امانتداري است».(4)
در حديث ديگري چنين ميفرمايد: «اِستعمالُ الامانة يَزيدُ فِي الرِّزق؛ به كارگيري امانت، روزي را زياد ميكند.»(5)منظور از به كارگيري امانت، خوشحسابي در بازگرداندن امانت است.
امام صادق عليه السلام فرمود:«اِنَّ الله عَزَّوجلَّ لَم يَبعثْ نَبيَاً إلا بِصِدقَ الحَديثِ وَ أداءِ الامانةِ اِلَي البَرَّ وَ الفَاجِرِ؛ خداوند عزوجل هيچ پيامبري را مبعوث نكرد، مگر با راستگويي و برگرداندن امانت به نيكوكار و بدكار».(6)
همچنين ميفرمايد:
اُنظُر ما بَلَغَ به عَليُّ عِندَ رَسولِ الله فألزِمهُ، فأَنَّ علّياً اِنَّما بَلَغَ بِهِ عندَ رسولِ اللهِ بِصدقِ الحَديثِ وَ اَداءِ الاَمانةِ؛ بنگر علي عليه السلام با چه چيزي آن
مقام را نزد پيامبر خدا پيدا كرد، همان را پيروي كن. همانا علي عليه السلام آن مقام را نزد پيامبر خدا با راستگويي و امانتداري به دست آورد.(1)
امام صادق عليه السلام ميفرمايد:
لا تَغتَرّوَا بِصَلَوتِهم و لا بِِصيامِهم فَاِنَّ الرَجُلَ رُبَّها لَهِِجَ بالصلوة و الصّومِ حَتّي لَو تَرَكَهُ أستَوحَشَ ولكن اِختَبَروهُم عِندَ صِدقِ الحَديثِ و أَداءِ الأَمانة.
فريب نماز و روزه مردم را نخوريد؛ زيرا آدمي گاه چنان به نماز و روزه خو ميكندكه اگر آنها را ترك كند احساس ترس ميكند، بلكه آنها را به راستگويي و امانتداري بيازماييد.(2)
امام كاظم عليه السلام فرمود:
أَداءُ الأمانِة وَ الصِّدقُ يَجلِبانِ الرِّزقَ وَ الخِيانَهُ وَ الكِذبُ يَجلبانِ الفقرَ و النِّفاقَ؛ اداي امانت و راستگويي روزي را زياد ميكند و خيانت و دروغگويي سبب فقر و نفاق ميشود.(3)
ايشان درباره اهميت امانتداري ميفرمايد:
اِنَ اَهلَ الارض لَمَرحُومُونَ ما تَحابُّوا، اَدّوا الامانات و عَمَلوُا بِالحَقِّ؛ بهدرستي كه اهل زمين مادامي كه به يكديگر دوستي بورزند و امانتها را به صاحبانشان برگردانند و به حق عمل كنند، شامل رحمت خداوندند.(4)
از آنجايي كه عترت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله از قرآن جدا نيستند، در بيان اهميت امانتداري بين فضايل اخلاقي، با همان لحن و خطاب قرآن كريم به اين موضوع پرداختهاند. با اندكي تأمل در كلام اين بزرگان، به ميزان توجه ايشان به موضوع امانتداري و جايگاه بلند آن در آموزههاي ديني پي ميبريم.
فصل سوم: عوامل و زمينههاي امانتداري و خيانتورزي
امانتداري و امانتشكني مانند ديگر پديدههاي اجتماعي، عوامل و زمينههاي خاص خود را دارد كه در اين قسمت به برخي از آنها اشاره ميشود:
زير فصل ها
الف) ايمان
ب) نظارت و كنترل
ج) يادآوري فوايد امانتداري
د) آشكار ساختن اهميت امانتداري
ه) تكريم و تشويق انسانهاي امين
الف) ايمان
ايمان كه مؤثرترين عامل گسترش ارزشهاست، در گسترش امانتداري نيز تأثير بهسزايي دارد. با وجود ايمان، نه به مال كسي خيانت ميشود و نه آبروي كسي ريخته ميشود. امام علي عليه السلام فرمود: «الخيانة دليلٌ علي قِلّةِ الوَرَعِ و عَدَمِ الدّيانَةِ؛ خيانت گواهي بر كمي تقوا و بيديني است».(1)
1) مستدرك الوسائل، ج 14، ص 14.
ب) نظارت و كنترل
نظارت بر امانتهايي كه افراد جامعه عهدهدار آن هستند موجب فزوني امانتداري ميشود. اميرالمؤمنين، علي عليه السلام در نامهاش به مالك اشتر مينويسد:
ثُمَّ تَفَقَّدْ أَعْمَالَهُمْ، وَابْعَثِ الْعُيُونَ مِنْ أَهْلِ الصِّدْقِ وَالوَفَاءِ عَلَيْهِمْ، فَإِنَّ تَعَاهُدَكَ فِي السِّرِّ لِأُمُورِهِمْ حَدْوَةٌ لَهُمْ عَلَي اسْتِعْمَالِ الْأَمَانَةِ؛ با فرستادن مأموران مخفي راستگو و با وفا كارهاي آنان (امانتگيرندگان) را زير نظر بگير؛ زيرا بازرسي مداوم و پنهاني سبب ميشود آنها به امانتداري و مدارا با زيردستان تشويق شوند.(1)
بنابراين، اگر انساني بخواهد امانتدار باشد بايد ايمانش به خدا و قيامت دروني باشد تا او را به حفظ امانت وادارد. از بيرون نيز بايد ناظراني باشند تا فرد خيانت نكند.
ج) يادآوري فوايد امانتداري
رغبت به چيزي بعد از شناخت آن حاصل ميشود. كوتاهترين راه براي نشان دادن اهميت هر چيز، شناساندن صحيح و بيان منافع و فوايد آن است. از آنجا كه انسان ذاتاً به دنبال سودجويي و دور ساختن زيان از خود است، اگر زيان چيزي را بداند، از آن فاصله ميگيرد و اگر پاي منفعت در ميان باشد، براي رسيدن به آن تلاش ميكند. بنابراين، ميتوان با ذكر آثار و بركات امانتداري، تأثير آن بر تكامل شخصيت انساني و بيان اهميت آن در زندگي افراد و جامعه، همگان را به امانتداري تشويق و اين فضيلت را در وجود آنان تقويت كنيم.
1) نهجالبلاغه، نامه 53.
د) آشكار ساختن اهميت امانتداري
با بررسي آيات كريمه قرآن و روايات نوراني اهل بيت عليهم السلام درباره امانتداري، ميتوان به اهتمام آنان در آشكار ساختن جايگاه ويژه و اهميت امانتداري پي برد. شواهد فراواني در تاريخ و سيره ائمه معصومين عليه السلام و زندگي بزرگان دين، گوياي اين مطلب است. امام باقر عليه السلام درباره اهميت امانتداري ميفرمايد:
عَليكُم بِالوَرعَ وَ الاِجْتهادِ وَ صِدقِ الحَديِثِ وَ أداءِ الاَمانةِ اِلي مَنِ ائتمَنَكم عَليها بَرّأ كانَ اَو فاجراً، فَلَو اَنَّ قاتِلَ عَليِّ بنِ ابي طالب عليه السلام ائتمَنَنَي عَلَي امَانةٍ لَاَدَّيتُها اِليه؛ بر شما باد پارسايي، كوشش، راستگويي و بازدهي امانت به هر كس كه شما را امين خود قرار داده و امانتي به شما سپرده است، نيكوكار باشد يا بدكار. پس اگر قاتل علي بن ابيطالب عليه السلام به من امانتي بسپارد، مطمئناً من آن را به او باز خواهم گرداند.(1)
ه) تكريم و تشويق انسانهاي امين
تشويق در روح و جان آدمي اثر معجزهآسايي دارد و او را در انجام كار مصممتر ميكند؛ زيرا انسان طبعاً دوستدار خود است و احترام و قدرشناسي ديگران، عزت نفس او را تقويت ميكند و او را از ته دل شاد ميسازد. اين شيوه محرك بسيار قوي براي رساندن افراد به هدفهاي دلخواه است. تكريم و تشويق، افراد را در مداومت آن عمل به شوق ميآورد و آنها را ناخودآگاه به سوي تكرار عمل ميكشاند. در اسلام تشويق و تنبيه از اصول مسلّم تربيتي است. ازاينرو، وجود بهشت و جهنم و آيههاي مربوط به پاداش و كيفر، جلوههايي از تشويق و تنبيه هستند.
1) تحف العقول، ص 299.
خداوند متعال، حضرت يوسف عليه السلام را به علت امانتداري و حفظ ناموس مردم، در نوجواني تشويق و ستايش ميكند و او را با صفات زيباي «امين»، «محسن»، «متقي» و «مخلص» ميستايد و افزون بر اعطاي حكومت دنيوي، براي او پاداش نيك اخروي و فضل و رحمت الهي را وعده ميدهد. با بهرهگيري از اين شيوه قرآني ميتوان روحيه امانتداري را در افراد، مسئولان و ديگر ردههاي اجتماعي بالا برد. تشويقها و تكريمها در ترويج اين فضيلت نتايج خوبي دارد.
كساني كه از امانتداري سر باز ميدارند، گرفتار عواملي هستند كه آنها را به خيانت واميدارد. آن عوامل عبارتند از:
الف) ضعف ايمان و عقيده
همانگونه كه ايمان خاستگاه بسياري از ارزشها، از جمله امانتداري است، ضعف ايمان و عقيده يا فقدان آن از عوامل بروز خيانت است. ازاينرو، پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمود: «آيهُ المُنافِقِ ثَلاثَةٌ، اذا حَدَّث كَذِبَ و اِذا وَعدَ أخلفَ و اذا ائتُمَنِ خانَ؛ نشانههاي منافق سه چيز است، آنگاه كه سخن ميگويد، دروغ مي گويد و آنگاه كه وعدهاي ميدهد، خلف وعده ميكند و آنگاه كه امين شمرده ميشود، خيانت ميكند».(1)
ب) غلبه هوي و هوس و دنياپرستي
انساني كه هوا و هوس و دنياپرستي بر او غلبه ميكند و تنها به منافع زودگذر دنيا ميانديشد، زمينه انجام خيانت را دارد؛ زيرا به عواقب خيانت
1) بحار الانوار، ج 72، ص 204.
فكر نميكند و به فرموده قرآن با غلبه هوا و هوس، پردهاي بر چشم و گوش و عقل وي افكنده شده است كه نميداند چه كند.
أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَي عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَي سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَي بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن يَهْدِيهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ. (جاثيه: 23)
آيا ديدي كسي را كه معبود خود را هواي نفس خويش قرار داده و خداوند با آگاهي او را گمراه ساخته و بر گوش و قلبش مهر زده و بر چشمش پردهاي افكنده است، با اين حال چه كسي ميتواند غير از خدا او را هدايت كند، آيا متذكر نميشويد؟
ج) چيره شدن حرص و طمع بر انسان
انسان حريص نيز مرتكب خيانت ميشود. او در اموال ديگران خيانت ميكند و براي به دست آوردن پستي كه شايسته آن نيست، حريص است. ازاينرو، به جاي كوشش كردن و غلبه بر هوا و هوس و كنترل طمع، براي رسيدن به مقصودش خيانت ميكند.
افراد جامعه براي پيشگيري از خيانت بايد به اين امور توجه كنند:
الف) تقويت پايههاي ايمان
اين امر از طريق شناخت خدا، توكل بر او و اطمينان به وعدههاي تخلفناپذير الهي، زمينه را براي رسيدن به مواهب زندگي از راه مشروع فراهم ميكند.
ب) تأمين نيازهاي معقول و مشروع
يكي از عوامل خيانت، نيازمندي است. اگر مسئولان به نيازهاي معقول و مشروع كساني كه زيرنظر آنها هستند توجه كنند و آن را برآورده سازند، زمينه خيانت در افراد از بين ميرود.
ج) توجه به عواقب شوم خيانت
انساني كه بداند خيانت در دنيا موجب رسوايي، سرافكندگي، گرفتار شدن به محروميتهاي ناشي از رسوايي و در نتيجه فقر ميشود، هرگز به آن مبتلا نميگردد. همچنين انساني كه بداند در آخرت گرفتار عذاب الهي خواهد شد، از خيانت ميگريزد.(1)
1) 1.عبدالله جوادي آملي، «امانتداري»، مجله پاسدار اسلام، ارديبهشت 88، ش 329، ص 6.
فصل چهارم: آثار و پيآمدهاي امانتداري و خيانتورزي
زير فصل ها
آثار و پيآمدهاي امانتداري
نتيجه بحث آثار و فوايد
نتيجه بحث در پيآمدهاي خيانتورزي
آثار و پيآمدهاي امانتداري
اگر افراد در هر مقام و منصبي، سرمايههاي عمومي، خصوصي، مادي و معنوي كشور را امانتي بدانند كه چند روزي در اختيار آنان قرار گرفته است و خود را موظف به پاسداري از آن نمايند، اين نگرش، بركات فراواني براي جامعه به ارمغان ميآورد.
امانتداري، علاوه بر آثار اجتماعي، براي فرد امانتدار نيز فوايد فراواني دارد. آثار و فوايد امانتداري در دو بخش اجتماعي و فردي بررسي ميشود:
زير فصل ها
الف) افزايش سطح اعتماد عمومي
ب) گسترش علم و معنويت
ج) مصون ماندن بيتالمال
د) ايجاد امنيت در جامعه
ه) گسترش محبت الهي در جامعه
الف) افزايش سطح اعتماد عمومي
چرخ بزرگ زندگي اجتماعي بر محور اعتماد مردم به يكديگر ميچرخد. اگر اين اعتماد از ميان برود، ممكن نيست افراد بتوانند به راحتي زندگي كنند. پايه بزرگ اعتماد هم بر امانتداري و ترك خيانت گذاشته شده است.
شخص امين در هر شرايطي اعتماد مردم را جلب ميكند و امانتداري، اقبال همگاني را براي فرد به ارمغان ميآورد.
ب) گسترش علم و معنويت
از ديگر آثار اجتماعي امانتداري، پيشرفت و گسترش علم و دين است. اين دو، پايههاي اصلي فرهنگي و مذهبي در مكتب حياتبخش اسلام هستند. امانتداري سبب ميشود عالمان و دانشمندان، از علم و دين خود به بهترين شيوه براي بالا بردن سطح آگاهي و افكار مردم از لحاظ فرهنگي و مذهبي بهره ببرند. در نتيجه، خرافات از جامعه رخت بر ميبندد، به طوري كه انسانها از خودشناسي به خداشناسي ميرسند. به روشني ميتوان گفت كه ارتباط محكمي بين گسترش فرهنگ امانتداري و توسعه علم و معنويت وجود دارد. به اين صورت كه هر اندازه امانتداري در جامعه رشد يابد، پايههاي علمي و معنوي افراد آن جامعه مستحكمتر خواهد شد.
ج) مصون ماندن بيتالمال
در صدر اسلام، صرفاً بيتالمال به اجناس و اموال محدودي گفته ميشد كه در خزانهها و انباريهاي مخصوص نگهداري ميشدند. امروزه به دليل گسترش جوامع و مدنيت، عنوان بيتالمال توسعه يافته است و مصاديق بسيار گستردهاي دارد. برخي مصاديق اين عنوان عام، عبارتند از اماكن عمومي مثل پاركها و خيابانها، منابع طبيعي از جمله جنگلها و درياها، وسايل نقليه مانند مترو و اتوبوس و ساختمانها، مانند بيمارستانها و ادارهها و مراكز آموزشي. بنابراين، اگر صدا و سيما بتواند با راهكارهايي كه در فصل هفتم به آن ميپردازيم،
بيتالمال را با همه گستردگياش بهعنوان امانتي اجتماعي نهادينه سازد، در جهت حفظ اين امانتها گام بلندي برداشته ميشود.
د) ايجاد امنيت در جامعه
در جامعهاي كه حصر مال، غارت، غصب اموال ديگران، احتكار و اختلاس رخ ندهد، مردم در آسايش و امنيت هستند. رسول گرامي اسلام درباره رهاورد اجتماعي امانتداري چنين ميفرمايد: «لاتَزالُ اُمَّتي بِخَيرٍ ما لَم تَخاوُنُوا و أدّوا الاَمانةَ؛ پيوسته امت من در خوشي و راحتي خواهند بود، مادامي كه به يكديگر خيانت نورزند و امانت ها را ادا كنند».(1)
امام كاظم عليه السلام اين دستاورد را براي تمام ساكنان زمين پيشبيني كرده است و سعادت آنان را در امانتداري و عمل به حق ميداند.(2)
ه) گسترش محبت الهي در جامعه
خداوند از جامعهاي خشنود است كه در آن امانتداري گسترش يابد. همچنين خداوند متعال، به نيكوكاران پاداش شايسته ميدهد. در آيه 56 سوره يوسف آمده است:
وَكَذَلِكَ مَكَّنِّا لِيُوسُفَ فِي الأَرْضِ يَتَبَوَّأُ مِنْهَا حَيْثُ يَشَاء نُصِيبُ بِرَحْمَتِنَا مَن نَّشَاء وَلاَ نُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ.
و بدين گونه يوسف را در سرزمين [مصر] قدرت داديم كه در آن هر جا كه ميخواست سكونت ميكرد. هر كه را بخواهيم به رحمت خود ميرسانيم و اجر نيكوكاران را تباه نميكنيم.
در آيهاي ديگر آمده است:
بَلَي مَنْ أَوْفَي بِعَهْدِهِ وَاتَّقَي فَإِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ؛ آري، كساني كه به پيمان خود وفا كرده تقوا پيشه كردند. پس به درستي كه خداوند پرهيزكاران را دوست ميدارد». (آل عمران:76)
زير فصل ها
الف) تكامل ايمان
ب) جلب روزي و ثروت
ج) دوام دوستيها
د) جاودانگي و رستگاري
الف) تكامل ايمان
ايمان هر شخصي پس از طي مراحلي و با تحمل سختي و تلاشهاي او در انجام كارهاي نيك به سوي كمال مي رود، اما برخي از اعمال در كامل شدن ايمان انسان تأثير بهسزايي دارد. امام صادق عليه السلام از قول پدرش ميفرمايد:
أَربَعٌ مَن كُنَّ فيهِ كَمُلَ ايمانُهُ و اِنْ كانَ مِن قَرْنه الي قَدِمِهِ ذُنُوبًا لَم ينقُصهُ ذلك و هُو الصِّدقُ و أَداءُ الامانةِ و الحَياءُ و حُسنُ الخُلق؛ چهار ويژگي در افراد سبب كامل شدن ايمان آنها است و اگر سر تا پاي وجودشان را گناه گرفته باشد، خللي در ايمانشان ايجاد نميشود، راستگويي، امانتداري، حياء و خوشخويي.(1)حضرت علي عليه السلام نيز شخصِ امين را داراي كاملترين درجه ايمان ميداند. ايشان در كلام گهرباري ميفرمايد: «أَفضَلُ الأيمانِ الأَمانة؛ امانتداري بالاترين درجه ايمان است».(2)
ب) جلب روزي و ثروت
زمينههاي جلب روزي براي شخص امانتدار بيشتر از ديگران است؛ زيرا انسانهاي امين بين مردم از اعتماد و اعتبار بالايي برخوردارند و در حقيقت
شريك مال مردم خواهند بود. امام صادق عليه السلام فرمود: «عَليكَ بِصدقِ الحَديثِ وَ أداءِ الامانَةِ تَشركُ النّاسَ فِي أموالهم؛ بر تو باد راستگويي و اداء امانت در اين صورت شريك مال مردم ميشوي».(1)
شخصي به محضر امام صادق عليه السلام عرض كرد: «زني در مدينه به آرايش بانوان و دختران اشتغال دارد و ما كسي را مثل او سراغ نداريم كه رزق و روزي از هر سو برايش ريزان باشد.» امام صادق عليه السلام فرمود: «إنَّها صَدَقتَ الحديثَ و اَدَت الامانة و ذلك يجلبُ الرِزقَ؛ او راست ميگويد و امانتدار است و همين كار سبب جلب روزي است».(2)
ج) دوام دوستيها
امانتداري از تنشها و بدبينيها جلوگيري ميكند. اگر كسي اين خصلت را در فردي مشاهده كند، به دوستي با او مايل ميگردد؛ زيرا در تمام حالات به وفاداري و تعهد آن شخص به پيمانها اطمينان كامل دارد.
د) جاودانگي و رستگاري
خداوند متعال در قرآن يكي از اوصاف مهم مؤمنان را امانتداري برميشمارد. امانتداري سبب رستگاري و جاودانگي در نعمتهاي الهي و بهشت رضوان است: «وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ اولئكَ هم الوارثون الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ؛ و آنانكه به امانتها و عهد و پيمان خود كاملاً وفا ميكنند كساني كه بهشت را ارث ميبرند. آنها در آن بهشت جاودان هستند». (مؤمنون: 8 و 11)
امانتداري آثار فردي و اجتماعي فراواني دارد كه براي جلوگيري از طولاني شدن مطلب به همين ميزان بسنده ميكنيم و فقط به بيان عنوان
بعضي از آنها ميپردازيم. خير و سلامت، راستي و درستي، امنيت در روز جزا، رهايي از دوزخ، شكوفايي اقتصاد، عزت اجتماعي، جلوگيري از فقر، و نظاير آن از جمله آن آثار هستند.
نتيجه بحث آثار و فوايد
آثار و فوايد امانتداري، تنها به اين موارد خلاصه نميشود. در اين بخش اجمالاً گفته شد كه تقويت ايمان و گسترش دينداري از طريق پايبندي به رعايت امانتها و برخورداري از عزت اجتماعي، در سايه امانتداري به دست ميآيد. در نتيجه، جامعهاي همراه با آسايش، امنيت و سلامت خواهيم داشت كه انسانهاي امانتدار و متعهد آن را ايجاد كردهاند.
عوامل بروز خيانت
چند عامل ميتواند در ايجاد خيانت مؤثر باشد:
ضعف ايمان و عقيده و توجه نكردن به اينكه كليد حل مشكلات در دست قدرت خداوند متعال است (توحيد افعالي)؛
غلبه هوا و هوس و دنياپرستي و چيره شدن حرص و طمع بر انسان؛
توجه نكردن به پيآمد شوم خيانت در زندگي مادي و معنوي افراد؛
رها كردن تلاش براي رسيدن به اهداف از راههاي درست و منطقي؛
چشم و همچشمي و خود كمبيني، همچنين روي آوردن به اشرافيگري فراتر از توان مالي افراد.
اقسام خيانت
زير فصل ها
خيانت به خدا و رسول
خيانت به مردم
در سوره انفال آيه 27 صريحاً از خيانت به خدا و رسول و امانتها نهي شده است:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَخُونُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُواْ أَمَانَاتِكُمْ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ؛ اي كساني كه ايمان آوردهايد به خدا و پيامبر او خيانت مكنيد و [نيز] در امانتهاي خود خيانت نورزيد و خود ميدانيد [كه نبايد خيانت كرد].
برخي امانتها منحصراً مربوط به خالق هستي است؛ يعني امانتگذار آنها خداوند متعال است مثل احكام شرعي و برخي ديگر مربوط به رسول خداست مثل سيره آن حضرت.
گروه بسياري از امانات هم مربوط به مردم است كه خيانت در آنها به خيانت به خدا و رسول برميگردد. امام باقر عليه السلام ميفرمايد: «خيانت به خدا و رسول همان نافرماني ايشان است. هر انساني امانتدار فرايضي است كه خداوند بر او واجب كرده است».(1)
خيانت در ميان مردم مصاديق فراواني دارد. خيانت در هر چيزي كه ارزشمندتر باشد، تنفر بيشتري از شخص خائن در جامعه ايجاد ميكند و در نظام حقوقي خيانتكار با توجه به ارزش آن شيء جزا داده ميشود.
خيانت به مردم داراي اقسامي است كه آنها را برميشماريم:
الف) خيانت در اموال
خيانت در امانتهايي كه در اختيار انسان قرار ميگيرد، چندگونه است:
1) محمد محمدي ريشهري، ميزان الحكمه، ج 4، ص 1589.
كوتاهي كردن در حفظ اموال ديگران؛
سهلانگاري در رد امانت؛ وظيفه امانتداري ايجاب ميكند كه به محض مطالبه صاحبان اموال، هرچند كه كافر باشند و در هنگام ترس از تلف شدن مال، در كوتاهترين زمان امانت را به صاحبش برگرداند؛
خيانت به بيتالمال؛ از نظر شرع و عرف اين نوع خيانت از بدترين انواع آن است؛ زيرا خائن در اينجا در حق همه افراد جامعه ظلم كرده است. بنابراين، در مقام رفع ظلم بايد حق همه كساني كه در آن مال شريك بودهاند، بازگردانده شود. اگر خيانت در اموال عمومي رايج شود، جامعه دچار تزلزل و هرج و مرج ميگردد و هيچ كس در چنين جامعهاي به سعادت نخواهد رسيد.(1)
ب) افشاي رازها
هر آنچه به صورت راز و سخنان محرمانه در اختيار افراد قرار ميگيرد، امانت است و در صورت خيانت از نظر حقوقي جرم به حساب ميآيد و براي آن مجازات وضع شده است. حضرت علي عليه السلام ميفرمايد: «مَن اَفشَي سِرّاً استودَعَهُ فقدخان؛ هر كسي سرّي را فاش كند كه به او سپرده شده، پس به تحقيق خيانت كرده است».(2)
ج) خيانت به اعضاي بدن
هر چيزي كه خداوند حكيم براي زندگي بشر در اين جهان آفريده، امانتي است كه انسانها بايد به نحوي شايسته از آن بهره برند. براي مثال، چشم كه يكي از حساسترين اعضاي بدن است، وظيفه درست ديدن را بر عهده دارد.
ميتواند چيزهايي را كه مجاز به ديدنشان است، ببيند، استفاده كند و لذت ببرد، اما بسياري به جاي استفاده صحيح از اين امانت، آن را در راههاي نادرستي به كار ميبرند كه در قرآن از آن به خيانت چشم تعبير ميشود: «يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَمَا تُخْفِي الصُّدُورُ؛ او چشمهايي را كه به خيانت ميگردد و آنچه را در سينهها پنهان ميماند، ميداند». (غافر: 19)
به طور كلي، تمام مصاديق امانت ميتواند به خيانت مبتلا شود. براي مثال همچنان كه در بحث امانتداري، مناصب حكومتي از مصاديق امانت به شمار ميآمدند، اگر اين افراد (حاكمان و متصديان) مسير ظلم را در پيش بگيرند، از مصاديق خيانت در امانت خواهد بود و ميتوان آن را در بحث خيانتورزي، مثلاً تحت عنوان «خيانت در مناصب حكومتي» بررسي كرد.
آثار خيانت
زير فصل ها
عدم اعتماد افراد به يكديگر
خيانت مقدمه جنايت
خيانت عامل افزايش هزينهها
افزايش دو رويي در جامعه
نابودي اقتصاد
سستي در دين
خواري و تلخ كامي
فقر و تنگدستي
با وجود صفت ضد اخلاقي خيانت، اعتماد از جامعه رخت برميبندد و ديگر هيچ كس معتمد ديگري نخواهد بود. ازاينرو، اضطراب و نگراني بيش از حدي بر اجتماع حاكم ميشود. اصل اوليه، در عرف امانتدار بودن افراد است، ولي اگر خيانتورزي گسترش يابد و عادي شود، بناي امانتداري به اصل اولي خيانت در امانت بدل ميشود و اين يعني اعتماد نكردن افراد به يكديگر. در اين صورت، هيچ سنگي روي سنگ بند نميشود و كارها به انجام نميرسند.
خيانت، دليل بسياري از جرايم و حوادث تلخ است كه در جامعه رخ ميدهند. در جامعهاي كه اموال مردم محترم شمرده شود و همه خود را ملزم به رعايت حقوق ديگران بدانند، ديگر دزدي، قتل و غارت، تجاوز اينگونه جرمها وجود نخواهد داشت.
اگر در جامعهاي خيانت رواج يابد، هزينههاي بسياري صرف جلوگيري از پيآمدهاي مخرب آن ميشود؛ زيرا مسئولان و مديران دستگاهها، به شرط سلامت، ناچارند براي نظارت بيشتر بر زير مجموعهها، در بخشهاي مختلف بازرساني بگمارند و افرادي نيز موظف به تحقيق درباره همين بازرسان شوند. اگر اين نظارت بخواهد در كل جامعه ايجاد و تقويت شود، نيرو و هزينه بسياري را بايد صرف اين امور كرد.
خائنين در امانت نفاق رفتاري دارند. دركلام رسول خدا صلي الله عليه و آله خيانت از نشانههاي منافقين شمرده شده. ايشان ميفرمايد: «نشانههاي منافق سه چيز است. اگر سخني بگويد، دروغ است، هنگامي كه وعده ميدهد خلاف ميكند و هنگامي كه امانتدار شمرده شود خيانت ميكند».(1)
در گذشته، رابطه امانتداري و رزق و روزي (اقتصاد) بسيار تنگاتنگ بود. مردم افراد امين را انتخاب ميكردند، اشيا و اموال گرانبهاي خود را به آنان
1) مسلم نيشابوري، صحيح مسلم، ح89.
ميسپردند و خود به دنبال كسب روزي و تجارت ميرفتند. بازار تجارت نيز با وجود انسانهاي امين و اعتماد افراد به يكديگر، رشد ميكرد. به دليل همين اعتماد، كالاهاي خود را در اختيار تاجر قرار ميدادند تا با آنها داد و ستد كند و سود به دست آمده بين افراد تقسيم ميشد. در دنياي تجارت و اقتصاد امروز نيز كم و بيش اينگونه است.
اگر امانتداري، جاي خود را به خيانتورزي و بياعتمادي بدهد، اساس تجارت و اقتصاد به كلي ويران ميشود. به اين نحو كه هيچ كس خود را ملزم به اجراي قراردادهايي نميداند كه با ديگران منعقد ميكند. براي نمونه اگر پس از معامله چيزي قيمت آن افزايش يابد و در اين زمان فروشنده بگويد، من كالايم را به قيمت روز ميفروشم؛ يعني به عهد خود وفادار نميماند. يا مشتري زمان كاهش قيمت، زير بار قيمت هنگام خريد نميرود. روابط اقتصادي بر اساس اعتماد و پايبندي به تعهدها انجام ميپذيرد و در صورت شكستن عهدها و خيانت به آنها پايههاي اقتصاد كه بر اين قراردادها استوار است، سست و لرزان ميشود.
حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله ميفرمايد: «لَيسَ مِنّا مَن أَخلَفَ الأمانة؛ از ما نيست كسي كه در امانت راه نادرستي بپيمايد».(1)
در جايي ديگر ميفرمايد: «لَيسَ مِنّا مَن اَحقَرَ الامانة؛ از ما نيست كسي كه امانت مردم را سبك بشمارد».(2)
آنگاه كه انسان به سبب خيانت در امانت از مسير درست خارج و از شاهراه عدالت دور شود، صورت كريه اين انحراف باعث ابتلاي او به نفاق ميشود كه نتيجهاش كفر و بيايماني است. نمونه تاريخي آن، داستان برصيصاي عابد است. او كه عمري را به عبادت گذرانده بود و مستجاب الدعوه شده بود؛ ولي به دليل خيانتي كه در امانت الهي مرتكب شد، دچار نفاق گشت و در وادي كفر سقوط كرد. مركبش حق را فهميد، ولي او نتوانست آن را درك كند.(1)
حضرت علي عليه السلام در فرازي از نامهاش به يكي از كارگزاران مالياتي ميفرمايد:
كسي كه امانت را سبك شمارد، به خيانت دچار شود و جان و دين را از خيانت پاك نكند. در اين سرا، درِ خواري و رسوايي را به روي خود گشوده است و در سراي ديگر خوارتر و رسواتر ميشود.(2)
خيانت در امانت آتشي بنيانسوز است كه ريشه جامعه خيانتپيشه را ميسوزاند و سبب فقر و تنگدستي ميشود. پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله در اين باره ميفرمايد: «خيانت، مانند دزدي و ميگساري و زناست كه به هر خانهاي در آيد، آن را ويران ميكند و از هر نوع بركتي محروم ميسازد».(3)
روشنتر از اين حديث، كلام حضرت علي عليه السلام است كه ميفرمايد: «الخيانة تَجلِبُ الفَقر؛ خيانت تنگدستي ميآورد».(4)
نتيجه بحث در پيآمدهاي خيانتورزي
خيانت نيز مانند هر آلودگي اخلاقي و عملي داراي زمينه بروز است. براي مقابله با آن، بهترين راه سد كردن مسير آلودگي از سرچشمه است. در ابتدا بايد بدانيم، چگونه افراد در معرض اين پليدي قرار ميگيرند تا در مرحله بعد بتوان آن را از مسير صحيح بررسي كرد و با تجويز راهكارهاي مؤثر اين آفت را خشكاند.
با وجود عوامل گوناگون بروز خيانت، اين تهديد وجود دارد كه هر فردي و به تبع آن، جامعه منحرف شود. به نظر ميرسد فرهنگسازي مناسب بهترين روش براي پيشگيري از اين چالش اخلاقي- اجتماعي است.
خيانت مانند امانت، مصاديق بسياري دارد كه شناخت آنها به درك بهتر مفهوم خيانت كمك ميكند. در نتيجه، با توجه دادن به عواقب خيانتورزي در همه اقسامش و ارايه راهكارهاي پيشگيرانه، ميتوان بين جامعه و خيانت، فاصله ايجاد كرد.
فصل پنجم: راهكارهاي رسانهاي
در اين فصل به بيان راهكارها و پيشنهادها براي برنامهسازي درباره امانتداري و خيانتورزي پرداخته ميشود. اين راهكارها در قالبها و شكلهاي مختلف بيان ميشود كه به طور كلي به دو دسته: راهكارهاي برنامهاي و راهكارهاي دراماتيك يا نمايشي تقسيم ميشوند كه هر كدام از آنها در تهيه و توليد برنامهها استفاده ميشود و طراحي و توليد محتوا با مضامين خاص در زمينه مورد بحث ميانجامد و به دليل جايگاه ويژهاي كه اينگونه مفاهيم در ساختار و شاكله نظام خانواده و اجتماع دارد، بديهي است كه طراحي و توليد برنامهها بايد توسط خبرگان و متخصصان رسانه انجام گيرد تا اهداف پژوهش حاصل شود و در جامعه شاهد ترويج و توسعه فضايل اخلاقي از جمله امانتداري باشيم.
نكته ديگر اينكه پيشنهادهاي مطرح شده در اين فصل، تنها بيان الگو و نمونه و نقشه راه حركت در مسير برنامهسازي درباره موضوع پژوهش است
و نبايد به آنها به عنوان راهكار آسانسازي كار براي برنامهسازان و كمك به سطحينگري در ساخت برنامههاي معارفي نگريسته شود، بلكه در جهت پربار شدن و تنوعگرايي و كارآمدي شيوههاي توليد برنامهها در رسانه ملي ميتوانند استفاده شوند.
زير فصل ها
الف) الگوسازي و شناساندن اسوههاي امين در حوزههاي مختلف
ب) توجه دادن مخاطبان به اهميت و ارزش امانتداري
ج) تبيين آثار امانتداري و پيآمدهاي خيانتورزي
د) آموزشهاي عملي امانتداري
ه) بيان احكام فقهي امانتداري
الف) الگوسازي و شناساندن اسوههاي امين در حوزههاي مختلف
تأثير الگو و نقشپذيري انسان از آن امري طبيعي است كه از غريزه تقليد سرچشمه ميگيرد. حس تقليد يكي از نيرومندترين غرايز بشري است كه در سرشت هر انساني نهاده شده است و در صورت هدايت صحيح دستاوردهاي ريشهدار و سودمندي را براي شخص در پي دارد. در حقيقت، وجود غريزه تقليد، زمينهساز تأثير الگوهاست. از شاخصترين ويژگيهاي مكتب تربيتي اسلام، ارايه الگوهاي كاملي براي پيروان خود است كه مظهر جلال، جمال و كمال حضرت حق هستند.
يكي از شيوههاي تربيتي قرآن، شناساندن اسوه است، بر خلاف ديگر مكاتب تربيتي كه در آن الگوي روشن و كاملي از انسانهاي خودساخته و ايدئال براي عرضه به مردم وجود ندارد. از منظر آيين وحياني اسلام، رسول اكرم صلي الله عليه و آله بارزترين الگو براي مسلمانان است. خداوند در اين زمينه ميفرمايد: «لَقَدْ كانَ لَكُمْ في رَسُولِ اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ؛ مسلماً براي شما در زندگي رسول خدا سرمشق خوبي است». (احزاب:21)
هر چقدر مسلمانان بيشتر از آن حضرت پيروي كنند و در اخلاق و رفتار و كردار به آن بزرگوار تأسي جويند، بيشتر به كمال نزديك خواهند شد.
يك ـ در قرآن
انبيا: وقتي خداوند متعال ميخواهد پيامبران را به مردم معرفي كند تا نبوت آنان را بپذيرند، بر صفت امين بودن آنها تأكيد ميكند. براي نمونه، در پنج آيه از سوره شعرا براي شناساندن پيامبران چنين ميفرمايد: «إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ؛ من براي شما فرستادهاي امين و درستكار هستم».
درباره حضرت يوسف عليه السلام : يك بار امانتداري ايشان را در زمينه عفت و ناموس، (يوسف: 23) و بار ديگر امانتداري ايشان را از نظر مالي بيان ميكند». (يوسف: 55)
حضرت موسي عليه السلام : خداوند متعال در بيان قصه حضرت موسي عليه السلام ، زماني كه از ظلم فرعون ميگريخت تا اينكه به وادي مَدين رسيد و با دختران شعيب برخورد كرد، نكاتي را بيان ميفرمايد كه يكي از مهمترين آنها بحث امانتداري حضرت موسي عليه السلام است. (قصص: 26)
دو ـ در سيره نبوي
يكي از مهمترين ويژگيهاي رسول خدا صلي الله عليه و آله امانتداري است كه دوست و دشمن آن را پذيرفته بود و به آن اعتراف ميكرد. او در امانتداري نه تنها سرمشق مسلمانان، بلكه الگوي همه انسانها بود. ايشان نه تنها خود چنين بود، بلكه به ياران خويش با اين ويژگي ارزش ميداد و امانتداري و راستگويي را سرلوحه برنامههايش قرار ميداد. در داستان ليلةالمبيت داريم كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله در شب هجرت از مكه به مدينه، به اميرالمؤمنين، علي عليه السلام فرمان ميدهد، امانتهايي را كه از كافران مكه نزد آن حضرت مانده است، در زمان مناسب به صاحبانش برگرداند و يا در جنگ خيبر كه در سال هفتم هجرت رخ داد، لشكر اسلام به دليل طولاني شدن جنگ، براي تأمين آذوقه
در تنگنا قرار گرفت. در اين زمان، چوپاني يهودي براي تشرف به اسلام به محضر پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله رسيد و گوسفندانش را كه به يهوديان داخل قلعه متعلق بود، در اختيار ايشان قرار داد، اما پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله با اينكه به يك گوسفند آن گله هم نيازمند بود، به چوپان فرمود: «در دين ما خيانت در امانت جايز نيست. اين گله را به صاحبانش برگردان، سپس به ما ملحق شو».
سه ـ در روش ائمه معصومين عليهم السلام
حضرت علي عليه السلام كه از ياران صديق و باوفاي پيامبر صلي الله عليه و آله است با تأسي به آن حضرت چنان امانتداري را سرلوحه برنامههاي خود قرار داده بود كه امام صادق عليه السلام در پيام خود به عبدالله بن ابي يعفور بر اين نكته تأكيد ميكند و ميفرمايد:
اي عبدالله دقت كن در آن چيزي كه حضرت علي عليه السلام را نزد رسول خدا سرافراز كرد و به آن مقامات عالي رساند. پس تو هم آنها را براي خودت لازم بدان و شخصيت خويش را به آن صفات زيبا بياراي. بدان مطمئناً علي عليه السلام نزد پيامبر به آن درجه و عظمت نرسيد، مگر با راستي و امانتداري.(1)
به عنوان نمونه برخورد حضرت با دخترش به قدري شديد بود كه ايشان اعتراض كرد و گفت: «پدر جان، من اين گردنبند را از بيتالمال امانت گرفتهام.» در جواب حضرت ميفرمايد: «چون عاريه گرفتهاي با تو چنين برخوردي كردم. اگر غير از اين بود دستت را به دليل سرقت از بيتالمال قطع ميكردم». و يا در برخورد با برادرش عقيل؛ وقتي مقداري بيش از سهم خود از بيتالمال طلب ميكند، ناراحت ميشود و قطعهاي آتش به صورت
1) وسائل الشيعه، ج 19، ص 67.
برادر نزديك ميكند. عقيل متحير ميشود و علت را ميپرسد. حضرت ميفرمايد: «تو از اندكي حرارت فرار ميكني، چگونه است كه مرا به آتش جهنم فرا ميخواني؟!»
امانتداري و امام سجاد عليه السلام : به قدري امانتداري در نزد ايشان اهميت دارد كه به ابوحمزه ثمالي ميفرمايند:«فَوَ الَّذي بَعثَ مُحمّداً صلي الله عليه و آله بِالحَقِّ نَبيّاً لَو اَنّ قاتِلَ الحُسينِ بنِ علي عليهم السلام ائِتمَنَني عَلَي السَّيفِ الَّذي قَتَلَهُ بِه لَأَدَّيتُهُ اليه؛ پس قسم به آن كسي كه محمد صلي الله عليه و آله را به حق مبعوث ساخت، اگر قاتل حسين بن علي عليه السلام شمشيري كه با آن او را به شهادت رسانده است، به من امانت بسپارد و از من باز ستاند، هر آينه آن را به او بر ميگردانم».(1)
چهار ـ در روش علماي بزرگ دين
به حكايتهاي فراواني از زندگي علما ميتوان پرداخت كه زندگي دشواري دارند و از نظر مالي در تنگنا هستند. گاهي اوقات نان خشكي هم پيدا نميكنند كه خود و خانوادهشان را سير كنند، حال آنكه اموال فراواني از بيتالمال و خمس و زكات نزد آنها به امانت گذاشته شده است.
در همين رابطه در شرح احوال شيخ انصاري آمده است: روزي كه ايشان از دنيا رفت، با آن ساعتي كه به صورت يك طلبه فقير دزفولي وارد نجف شد، از نظر مالي هيچ فرقي نكرده بود. ايشان مانند فقيرترين مردم و در خانهاي كوچك و ساده زندگي ميكرد. روزي فردي به ايشان گفت: آقا! شما خيلي هنر ميكنيد كه اين همه وجوهات به دستتان ميرسد و هيچ تصرفي در آن نميكنيد. شيخ در پاسخ گفت: چه هنري كردهام؟ آن شخص پاسخ داد: چه هنري از اين بالاتر كه اين همه پول از خمس و زكات نزد شماست و شما اينگونه زندگي ميكنيد؟
1) شيخ صدوق، امالي، ص 319.
شيخ انصاري فرمود: كار مهمي نكردهام. ما امين مردم هستيم و نميتوانيم از وجوهات و اموالي كه به دست ما سپرده ميشود، نفع شخصي ببريم.(1)
پنج ـ در زندگي انسانهاي بزرگ
در اين زمينه ميتوان از زندگي پهلوانان ايران زمين حكايتهاي فراواني را به تصوير كشيد كه براي مخاطب جذاب باشد و جنبه الگوسازي داشته باشد. از جمله ميتوان به پهلواناني مانند پورياي ولي، جهان پهلوان تختي و حتي پهلوانان زمان ما اشاره كرد.
سرداران شهيد دفاع مقدس از جمله بزرگاني هستند كه ميتوان از روش آنها در مواجه با بيتالمال و ديگر مواردي بهره گرفت كه در بحث امانتداري مطرح است. مانند داستان آن بسيجي كه داوطلب رفتن روي مين ميشود تا معبري را باز كند و گردان به سلامت از آنجا بگذرد. پس از چند قدم ميايستد و به عقب مينگرد. بعضي گمان ميكنند چون كم سن و سال است، ترسيده، ولي او خم ميشود و پوتينها را از پا در ميآورد و به دوستش ميدهد و با لبخند ميگويد: «اين پوتينها را تازه از انبار تحويل گرفتهام، هنوز نوست حيف است روي مين پارهپاره شوند».
مطرح كردن زندگي بزرگمرداني كه در همين دوران در ادارهها و نهادها، در پستهاي گوناگون مشغول به كارند و به هيچ قيمتي حاضر نيستند خيانت كنند و دروغ بگويند.
ب) توجه دادن مخاطبان به اهميت و ارزش امانتداري
1) نك: سيماي فرزانگان، ص457.
عقبافتاده وام او را ميآزارد، گاه يادآوري بدهياش به مغازه سر كوچه و گاهي هم به ياد آوردن شهريه دختر دانشجويش، افكار او را مشوش ميكند. با اين حال در كار خود كاملاً دقت دارد، مبادا به امانتها آسيب برسد.
به تصوير كشيدن زندگي مسئول موسسه مالي اعتباري كه بعد از خيانت در امانت مسئوليت، محاكمه و از اعتبار و وجهه اجتماعي او بسيار كاسته و حتي بين دوستان و فاميل با او به گونه ديگري برخورد ميشود؛ تا جايي كه از كارش متنفر شده و اظهار پشيماني ميكند.
به تصوير كشيدن زندگي پر خير و بركت و آرام فردي كه امانتدار است و در مقابل آن، زندگي پراضطراب و نا آرام شخصي كه قصد خيانت دارد.
توليد كليپ و فيلمهاي كوتاه از خوشحالي كودكي كه پدرش به دليل خدمت صادقانه و امانتداري، مستحق دريافت پاداش ويژهاي ميشود. نشان دادن شور و شادماني كودك همراه با افتخار به پدر و احساس سر بلندي او پيش دوستانش.
احاديث مربوط به امانتداري به صورت زيرنويس و يا در ميان برنامهها پخش شود. مثل: امام موسي كاظم عليه السلام فرمود: «زمينيان تا آنگاه كه به يكديگر مهر ميورزند و امانت را پاس ميدارند مورد رحمت خداي سبحان هستند.»(1)امام صادق عليه السلام ميفرمايد: «بر شما باد به ورع، اجتهاد و امانتداري.»(2)پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: «امانتها را بازگردانيد، هرچند به كُشندگان پيامبران».(3)
ج) تبيين آثار امانتداري و پيآمدهاي خيانتورزي
در اين زمينه ميتوان با استفاده از آيات و روايات گوناگون و خاطرهها و نظرهاي بزرگان دين و تجربههاي شخصي، آثار و فوايد بيشمار امانتداري را بررسي كرد و به مسئولان، مديران، جوانان، زنان و مردان جامعه اسلامي ارايه داد.
بر اساس روايات، برخي از فوايد امانتداري عبارتند از: حاكم شدن فضاي اعتماد به يكديگر، گسترش امنيت و آسايش در جامعه، تحكيم جايگاه اجتماعي افراد، داشتن زندگي شاد و نشاطآور، كامل شدن ايمان و فضايل اخلاقي، محبوبيت نزد خداي متعال، رسيدن به سرچشمه فضايل، تقويت اعتماد به نفس و آرامش وجدان، هماهنگي با انبيا و اوليا، مأيوس شدن شيطان، امنيت در روز قيامت و ايجاد وحدت و همدلي كه اساساً بدون شناخت منافع و آثار يك عمل خير، انجام آن مقدور نيست. زيرا انسان انگيزهاي براي آن نخواهد داشت. مولاي متقيان، علي عليه السلام فرمود: «مَن لَم يَعرفْ مَعرفةَ الخيرِ لم يَقدِر عَلَي العَمَلِ به؛ هر كس بهره اعمال نيك را نداند، بر انجام آن قادر نخواهد بود».(1)
د) آموزشهاي عملي امانتداري
در ميان شيوههاي تربيتي، آموزش عملي بهترين روش تعليم و تربيت است. پند و اندرزي كه از راه گوش به قلب انسان راه مييابد قطعاً مؤثر است، ولي اثرش محدود و موقتي است. بدين جهت اگر رسانه در نقش مربي، فقط به موعظه بسنده كند، تأثيري بر مخاطب نخواهد گذاشت، ولي اگر بتواند در غالب برنامههاي مناسب (گفتاري، شنيداري و ديداري) مفاهيم اخلاقي مانند
1) غررالحكم و دررالكلم، ح 9009.
امانتداري را به مخاطبان منتقل كند، اثري ماندگار در آنها ميگذارد و مؤثرترين انگيزه را براي عمل به آن فضايل ايجاد ميكند.
راز موفقيت رسول اكرم صلي الله عليه و آله و پيشوايان معصوم عليهم السلام در تربيت انسانها را ميتوان در همين حقيقت جست. پيامبر اسلام قبل از بعثت در مكه بر اثر عملكرد شايسته در زمينه امانتداري، به لقب امين شهرت يافت. ايشان در سختترين بحرانهاي زندگي، زماني كه حتي جان مباركش در خطر بود و قصد مهاجرت به مدينه را داشت، علي عليه السلام را مأمور كرد امانتها را به صاحبانشان برگرداند، گرچه آنان دشمن او بودند.
قرآن از پيامبران الهي با لقب امين ياد ميكند. نمونههاي فراواني در سيره عملي اهل بيت عليهم السلام در اين زمينه وجود دارد. بنابراين، سرمشق عملي رهبران جامعه، مديران ارشد، مربيان و معلمان، تأثير ماندگاري در تقويت روحيه امانتداري دارد.
ه) بيان احكام فقهي امانتداري
در گفتوگوها به سيره اهل بيت عليهم السلام و علما در مواجهه با امانت اشاره شود؛
استفاده از تأكيد اهل بيت عليهم السلام در روايات فراوان و سرزنش خيانتكار، با عبارات سنگين؛
نشان دادن سيره و روش علما و بزرگان دين در رابطه با بيتالمال كه به صورت امانت نزد آنها بوده است؛
توليد برنامههاي بيان احكام كه در آنها احكام مصاديق امانتداري مانند احكام امانت مسئوليت، احكام اموال عمومي و احكام خيانتورزي بيان ميشود؛
در فيلمها و سريالها با واژههاي خاصي، هنرپيشهها يا امام جماعت مسجد، اين احكام را به ديگران گوشزد كنند.
زير فصل ها
الف) استفاده از هنر
ب) تكرار و مداومت داشتن بر موضوع
ج) توجه ويژه به كودكان به عنوان تأثيرپذيرترين گروه مخاطبان
د) استفاده از محيط خانواده
ه) شخصيتپردازي مناسب
و) داستانهاي كوتاه اثربخش
ز) تحولزايي فضيلت امانتداري در افراد
ح) ديالوگها و رفتارهاي اثربخش و مناسب
ط) طراحي صحنه و لوكيشن
ي) مستندسازي
ك) مسابقه و سرگرمي
ل) استفاده از آنونسها و پيامهاي تبليغي
م) استفاده از برنامههاي فكاهي و طنز
ن) طراحي برنامههاي عروسكي (استفاده از شخصيتهاي عروسكي ـ خلق شخصيتهاي عروسكي)
س) نمادسازي
ع) تهيه سرودها و آوازهاي شاد و جذاب با موضوع امانتداري
ف) تهيه و ساخت برنامههايي با موضوع كارگاههاي آموزش عملي مفاهيم اخلاقي
الف) استفاده از هنر
انسان طبيعتاً از هنر لذت ميبرد و از شيوههاي متنوع و جديد نيرو ميگيرد. چه زيباست براي انتقال و آموزش صفات نيك از روشهاي هنري غير مستقيم بهره بگيريم. به كارگيري هنر و شيوههاي جديد، در قالب فيلم، كارتون، تئاتر، نقاشي، خط، مسابقه، معما، شعر و سرود، برنامههاي رايانهاي و نظاير آن ميتواند ما را در ترويج آموزههاي ديني و اخلاقي ياري كند.
اگر به جاي برنامههاي كم فايده، پرحجم و گاهي زيانبار هنري، تلويزيوني و سينمايي، بازيگران و هنرپيشهها در نقش انسانهاي امين و درستكار، البته با پشتوانه قوي ديني و عملي ظاهر شوند، يقيناً در وجود تمام مردم به ويژه نوجوانان، نفوذ كنند و آنها اين ويژگيهاي اخلاقي و معنوي را ميپذيرند. اگر برنامههاي هنري با سوژههاي مثبت و شيوههاي درست تربيتي، تنظيم و اجرا شود، ضمن بيان وقايع تاريخي، معرفي افراد صالح و آشكار ساختن آثار بر كجرويهاي افراد خائن، روح و قلب مخاطبان را تسخير كرده و تا عمق حوادث و داستانها، آنان را با خود همراه ميكند. با همين شيوه ميتوان الگوهايي ملموس از افراد امين در ذهنهاي آنها مجسم ساخت و گفتار و رفتار آنان را سرمشق قرار داد. در فرهنگ اسلامي براي تربيت افراد، استفاده از خلاقيتهاي هنري و روشهاي غير مستقيم جايگاه ويژهاي دارد. بخش اعظمي از تربيتهاي قرآني با بهرهگيري از هنر قصه، تمثيل، موزون و همگون بودن آيات (كه جذابيت ويژهاي براي خواننده و شنونده دارد) حركات نمايشي مانند داستان آموزش خاكسپاري جنازه هابيل براي قابيل با ديدن حركت نمايشي دو كلاغ يا مرافعه نمايشي دو فرشته نزد
حضرت داوود عليه السلام ، شيوه سؤال و جواب و ديگر روشهاي هنري بيان شده است. خداوند متعال تأثير هنر در انحراف مردم را در قرآن كريم بيان و به آثار سوء خيانت سامري كه با يك هنرنمايي (مجسمهسازي) همراه بود اشاره ميكند با نقل قصههاي شيرين و جذاب به فوايد و آثار امانتداري و عواقب زشت خيانت در امانت ميپردازد.
ب) تكرار و مداومت داشتن بر موضوع
اهميت تكرار در برنامهاي تربيتي و پرورش اخلاقي و رشد خصلتهاي نيك در نهاد انسانها بر كسي پوشيده نيست. در بيان فرق ميان تعليم و تربيت گفتهاند كه در تربيت، تكرار و ممارست اصلي اجتنابناپذير است. تكرار موجب ميشود خصلتهاي پسنديدهاي كه موردنظر مربي است در عمق جان مخاطب نفوذ كند و به صورت ملكه درآيد. براي ترويج امانتداري لازم است اين موضوع در رأس برنامههاي توليدي فرهنگي قرار گيرد. موضوعات امانتداري پيگيري و پيامها و برنامههاي مرتبط به صورت مداوم تكرار شود.
در برنامههاي تربيتي پيشوايان دين از اين شيوه استفاده گستردهاي شده است. دستورهاي أكيد به مداومت در نماز، روزه و ديگر تكاليف شرعي، سفارش و تشويق به خواندن مكرر قرآن، تكرار برخي آيات بيش از سي مرتبه، توصيه به زنده نگه داشتن ايام الله و ياد و خاطره اهلبيت عليه السلام ، بهويژه عزاداري امام حسين عليه السلام ، نمونههايي از روش تكرار در فرهنگ اهلبيت عليه السلام است.
ج) توجه ويژه به كودكان به عنوان تأثيرپذيرترين گروه مخاطبان
كودكان چون نگاه تيزبين و كنجكاو و ذهني با دادههاي محدود و ظرفيت و استعداد بسيار بالا دارند، در يادگيري مسائل بسيار سريع هستند و هر مفهومي كه
زودتر از ديگر مفاهيم در اين زمان با روشي كه مؤثرتر است، القا شود، بسيار ماندگار خواهد بود و شخصيت او را شكل ميدهد. كلام گهربار حضرت علي عليه السلام «اَلعِلمُ فِي الصِغَرِ كَالنَّقشِ في الحَجَر؛ يادگيري در كودكي همانند حكاكي روي سنگ و ايجاد نقش بر آن است»،(1)به خوبي اين مطلب را آشكار ميسازد.
كودكان اصليترين گروه مخاطبان رسانه براي نهادينه كردن فضيلت امانتداري هستند كه اركان اجتماع آينده را ميسازند.
حال اين سؤال مطرح ميشود، «از چه زماني ميتوان كودكان را با مفهوم امانتداري آشنا كرد؟» زماني كه كودك با مفهوم مالكيت آشنا ميشود، ميتوان مفهوم امانت و امانتداري را هم به او آموخت. اگر كودك از همان ابتدا ياد بگيرد بين چيزهايي كه متعلق به اوست و چيزهايي كه به او تعلق ندارد، تفكيك قايل شود، تقريباً با واژه امانت و امانتداري آشنا شده است. در اين زمان كودك بايد ياد بگيرد بدون اجازه در وسايل ديگران دخل و تصرف نكند. همچنين ميتوان با كودكان گفتوگو كرد. به اين صورت كه چيزي را كه مال او نيست برداريم و از او بپرسيم اگر كسي چيزي را كه مال توست بدون اجازه بردارد، چه احساسي خواهي داشت؟ كودك بايد ياد بگيرد اگر چيزي را خواست كه مال او نيست، لازم است بپرسد، ميتواند آن را بردارد يا نه و در جايي كه توان دستاندازي در اموالي را دارد كه متعلق به او نيست، ولي به خاطر درخواستي كه از او شده خودداري ميكند، شايسته تشويق و حمايت است.(2)
د) استفاده از محيط خانواده
تشويق شايسته پدر و مادر از فرزندي كه در امر امانتداري موفق عمل كرده است؛
تأثير راستگويي و امانتداري در ايجاد آرامش و تعادل در بين اعضاي خانواده؛
توجه به نقش بسترساز بودن خانواده در نهادينه كردن امانتداري در فرزندان؛
بيان حكايتهاي گذشتگان در قالب داستان و شعر و مسابقه در زمانهاي تفريحي و سرگرمي؛
توجه دادن فرزندان به عواقب بد و خطرناك خيانت، دروغ و خلف وعده؛
توبيخ و سرزنش افرادي از خانواده كه در امر امانتداري خوب عمل نكردهاند؛
پدر و مادر كه الگو هستند بايد در زمينه امانتداري موفق عمل كنند. به فرموده امام صادق عليه السلام : «كُونُوا دُعاةَ النّاسِ بِغَيرِ اَلسِنَتَكُم؛ مردم را بايد با عمل شايسته به كار نيك دعوت كرد».(1)
ه) شخصيتپردازي مناسب
نشان دادن تلاش شخص و پشت سر گذاشتن موانع جهت حفظ امانت و احساس خوشايندي كه در او بر اثر محافظت از امانت به وجود آمده است؛
نشان دادن انزجار همگاني از شخصيت داستان كه مرتكب خيانت در امانت شده است؛
1) اصول كافي، ج 2، ص 86.
وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَي اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ؛ و هر كس تقواي الهي پيشه كند، خداوند راه نجاتي براي او فراهم ميكند و او را از جايي كه گمان ندارد روزي ميدهد. و هر كس بر خدا توكل كند كفايت امرش را ميكند».(1)
و) داستانهاي كوتاه اثربخش
به ياد آوردن خاطرهاي از دوران كودكي مثل دوران دبستان. فرد بعد از سالها با همكلاسياش روبهرو ميشود، ولي اين بار در معاملهاي تجاري و مهم. در اين معامله اعتماد متقابل افراد حرف اول را ميزند. اين اعتماد در دوران دبستان در جرياناتي كه آن دو داشتهاند، پايهريزي شده است.
آشنايي آنها برميگردد به چند سال پيش. هر دو در كوپه قطار در حال مسافرت به مشهد بودند. زمان پياده شدن از قطار، علي زودتر از بقيه پياده
1) بخشهايي از آيات 2 و 3 طلاق.
ميشود و همكوپهاياش، سيد مرتضي، وسايلش را جمع و جور كرد و آخر از همه خارج ميشود. علي براي گرفتن اتاق به هتل ميرود. وقتي هتلدار از او شناسنامه درخواست ميكند، تازه متوجه ميشود مدارك و پولهايش را جا گذاشته است. دنيا بر سرش خراب ميشود. مضطرب و نگران به هر كجا كه ميشود سر ميزند، اما نتيجهاي ندارد. خسته و نااميد به حرم آقا ميرود و در گوشهاي مينشيند. پس از درددل با امام رضا عليه السلام كمي سرش سنگين ميشود. بعد از چند دقيقه ناگهان دستي را بر شانهاش احساس ميكند. سرش را بلند ميكند و با تعجب ميبيند سيد مرتضي با لبخند گرمي بالاي سرش ايستاده است و كيف پول و مدارك را تحويل او ميدهد.
ز) تحولزايي فضيلت امانتداري در افراد
فردي به دليل امانتداري طرف مقابلش، دست از درگيري با او بر ميدارد؛
افرادي كه با نفوذ خصلت امانتداري در عمق جان آنها، عاقبت به خير ميشوند مانند فضيل عياض و...؛
اشخاصي كه به دليل اخلاق حسنه اهل بيت عليهم السلام از جمله امانتداري و صداقت ايشان، دست از دشمني برداشته و محب واقعي ائمه اطهار عليه السلام شدهاند.
ح) ديالوگها و رفتارهاي اثربخش و مناسب
بيان كردن لفظ امانت در گفتوگوها به جاي به كار بردن اسم آن اشيا، مثلاً بگويد: «بيزحمت آن امانتي را بياور.» يا بگويد: «اين امانت خدمتتان باشد».
دقت كردن در امانتداري و يادآوري به ديگران كه اين وسيله امانت است يا مراقب باش، امانت است، يا امانت است، خراب نشود؛
نشان دادن ناراحتي شخص امانتدار به دليل خراب شدن امانت؛
تيره شدن فضاي اطراف و ورود خائن با حالت نگراني شديد و افسوس از ارتكاب خيانت؛
به كار بردن كلمات نشاندهنده پشيماني و عذرخواهي خيانتكار و بيان تصميم او بر جبران گناه.
نشان دادن سردرگمي و به بنبست رسيدن افراد خيانتكار و بيان راه چاره، يعني بازگشت از عمل زشت خيانت.
ط) طراحي صحنه و لوكيشن
ظاهر امانتدار: شخص امانتدار با محاسن آراسته، چهره زيبا و آرام و لباس روشن نمايش داده شود؛
مكان امانتدار: ترجيحاً آن مكان سابقه درخشاني در رفع مشكلات اجتماعي و جمعآوري كمكهاي مردمي داشته باشد. مانند حسينيه ارشاد در تهران يا بقاع متبركه و ديگر جاهايي كه در اين زمينهها فعاليت دارند؛ همانند بازارهاي قديمي كه افراد معتمد به اين امور ميپرداختند؛
امنيت مكان: طراحي يك مكان با امنيت كافي كه در شخص امانتگذار آرامش خاطر ايجاد كند؛
استفاده از نور و موسيقي: به نمايش در آوردن رضايتمندي اشخاص امانتگذار، در فضايي با نور ملايم و روشن و استفاده از موسيقيهاي آرامشبخش در هنگام برگرداندن امانت به صاحبش.
ي) مستندسازي
مستند امانت و امانتداري در اسلام و مقايسه آن با ديگر اديان الهي؛
برداشتهايي از زبان مردم كه خاطرات شيرين و تلخي از امانتداري را بيان كردهاند؛
به تصوير كشيدن تجمع مردم براي برداشت سپرده خود قبل از طلوع خورشيد در مقابل مؤسسه مالي يا بانك، حتي وقتي كه به اختلاس يا خيانت آنها مشكوك باشند؛
ساختن مستند از زندگي شهداي بزرگ دفاع مقدس و انقلاب و نشان دادن اينكه آنها چقدر به بيتالمال و امانتداري حتي به اصل انقلاب و ولايت فقيه اهميت ميدادند؛
ساخت مستندي درباره بازارياني كه معتمد مردم قرار ميگيرند. در اين مستند بررسي شود شخص امين بايد چه خصوصياتي داشته باشد تا مردم به او اعتماد كنند؛
درباره مصاديق امانتداري توضيح و تفسير و شناساندن آنها به مردم ميتوان برنامههاي مستند بسياري توليد كرد كه مفيد باشد؛
تهيه مستند از افرادي كه به دليل خيانتورزي محاكمه شدهاند و ابراز پشيماني ميكنند؛
برنامههايي براي جوانان ساخته و در اين برنامهها از عقيده آنها درباره امانتداري و خيانتورزي تحقيق شود. اينگونه برنامهها در برنامهريزي كلان براي نهادينهسازي فرهنگ امانتداري ميان جوانان بسيار مؤثر است.
ك) مسابقه و سرگرمي
در برنامههايي كه تحت عنوان مسابقه و سرگرمي براي ردههاي سني مختلف بر اساس موضوعهاي اخلاقي مانند امانتداري و خيانتورزي تهيه و توليد شود گروههاي شركتكننده در نقشهايي كه به آنها سپرده ميشود بايد بتوانند به صورت صامت (پانتوميم)، اين موضوعها را براي حاضران نمايش دهند و از حاضران خواسته شود برداشت خود را در مورد نقش ايفا شده ارائه دهند. در بخش سرگرميها، مسابقه نقاشي و رنگآميزي در موضوع
امانتداري به اجرا گذاشته شود تا اينكه افراد به واسطه درگير شدن با اين مسائل، با مفهوم امانتداري بيشتر آشنا گردند و در نتيجه اثر بپذيرند.
ل) استفاده از آنونسها و پيامهاي تبليغي
ميانبرنامهها و پيامهاي كوتاه تبليغي با محتواي اخلاقي به ويژه موضوع امانتداري مشابه آنچه در پيامهاي بازرگاني كه بين فيلمها و برنامههاي پرطرفدار به نمايش درميآيد توليد و پخش شود. همانطور كه اثر پيامهاي بازرگاني به گونهاي است كه وقتي افراد وارد فروشگاه ميشوند به صورت ناخودآگاه انگيزه بيشتري براي خريد كالاي تبليغشده دارند. (تأثير بر ضمير ناخودآگاه) همين تأثيرها را از برنامههاي كوتاه تبليغاتي در جان مخاطبان ميتوان انتظار داشت.
م) استفاده از برنامههاي فكاهي و طنز
طنز كه زبان سخنگويي غير جدي است يكي از روشهاي بسيار مؤثر در جهت نقد كردن و بيان معايب و نقاط ضعف جامعه به صورت عام و مسئولان به صورت خاص است. اينگونه برنامهها به دليل غير جدي بودن علاوه بر اينكه مخالفت عمومي را برنميانگيزند، مقبوليت بالايي در ميان نقدشوندهها دارد. اگر بتوان با دوري از معايب اينگونه برنامهسازي با رويكرد ديني و كمالگرايانه به توليد محتوا بپردازيم به جرئت ميتوانيم بگوييم نسبت به برنامههايي كه با رويكرد نقد جدّي تهيه ميشود، اثرگذارتر خواهد بود.
ن) طراحي برنامههاي عروسكي (استفاده از شخصيتهاي عروسكي ـ خلق شخصيتهاي عروسكي)
معمولاً كودكان از خردسالي تا نوجواني حتي جواني با برنامههاي عروسكي ارتباط ويژهاي برقرار ميكنند و اين ارتباط تا ساليان دراز در زندگي و خاطرات آنها خودنمايي ميكند.
برنامههاي عروسكي مثل كلاهقرمزي، مدرسه موشها و كار و انديشه به خوبي نشان دادند كه اگر برنامهساز به نياز مخاطب توجه داشته باشد و بر اساس سليقه آنها برنامههاي خود را مديريت كند ميتواند در نسلهاي مختلف يك ملت ماندگار باشد و منحصر در يك زمان خاص نشود.
اينگونه برنامهها به خوبي توانستند مطابق اهداف پيشبيني شده توسط طراحان، جايگاه مطلوب خود را بيابند. با توجه به اينكه در برنامههايي با موضوع اخلاقي، عملكرد نتيجهمحور است، برنامهسازان با الگو قرار دادن توليدات موفق ميتوانند گامهاي رو به جلوي بيشتري در اين زمينه بردارند. در موضوع امانتداري ميتوان برنامههاي عروسكي جذابي توليد كرد يا اينكه در اين باره شخصيتهاي عروسكي مستقل ايجاد نمود و در موضوع امانتداري به كار گرفت مثل دارا و سارا كه نماد شخصيت عروسكي ايران هستند.
س) نمادسازي
در سراسر جهان براي اثرگذاري بر ملتهاي مختلف و به رخ كشيدن برتري فرهنگي و تكنولوژي به منظور نهادينه كردن فرهنگي خاص از نمادهاي مختلف و منحصر به فردي استفاده ميكنند. به طور مثال براي نشان دادن برتري در صنعت ساختمان از برجهاي مرتفع با سازه مهندسي خاص استفاده ميكنند. شيطانپرستها براي انتقال مفاهيم شيطانپرستي از نشانههاي مخصوص به خود استفاده ميكنند و با آنها شناخته ميشوند.
به نظر ميرسد با توليد نمادهاي مختلف در امور اخلاقي ميتوانيم در گسترش اين فضايل به صورت آرام و غير ظاهر در فرهنگ جامعه اثرگذار شويم. مثل اينكه تصاويري معنادار در زمينه امانتداري طراحي ميشوند و آنها را در لايههاي مخفي برنامهها به نمايش بگذارند. اينگونه تصاوير
ميتوانند در ضمير ناخودآگاه مخاطب اثرات ماندگاري ايجاد كنند بدون آنكه به آن تصاوير توجه داشته باشند.
ع) تهيه سرودها و آوازهاي شاد و جذاب با موضوع امانتداري
با نگاهي گذرا به تأثير موسيقي متن، به روشني ميتوان دريافت كه آوازها تا چه حد در روح و جان افراد جامعه اثرگذارند. از زمانهاي قديم ارتباط بين افراد جامعه با آوازهايي بود كه در آن سرزمين رواج داشت تا آنجا كه باعث همگرايي و وحدت ملّي در يك قوم و قبيله ميشد. اگر به اين شيوه اثرگذار توجه شود نتايج پرباري به همراه خواهد داشت.
ف) تهيه و ساخت برنامههايي با موضوع كارگاههاي آموزش عملي مفاهيم اخلاقي
كارشناسان اخلاق آن را به دو دسته تقسيم ميكنند: اخلاق نظري و اخلاق عملي. اخلاق نظري از محل بحث ما خارج است ولي در حيطه اخلاق عملي تهيهكنندههاي رسانه ملي ميتوانند با بهرهگيري از متخصصان علم اخلاق برنامههايي در قالب كارگاههاي آموزش عملي اخلاق توليد كنند و در آن به صورت عملي شيوه متخلق شدن و به كارگيري مفاهيم اخلاقي در زندگي روزمره، به نونهالان و نوجوانان آموزش داده شود.
فصل ششم: دستمايههاي برنامهسازي
زير فصل ها
آيات امانتداري و خيانتورزي
احاديث
حكايات
جملات كوتاه
اشعار
تاكشو
پرسشهايي گزارشي و برنامهسازي
آيات امانتداري و خيانتورزي
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَخُونُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُواْ أَمَانَاتِكُمْ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ؛ اي كساني كه ايمان آوردهايد، به خدا و پيامبر خيانت نكنيد و نيز در امانات خود خيانت روا مداريد، درحاليكه ميدانيد [اين كار گناه بزرگي است]. (انفال:27)
يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَمَا تُخْفِي الصُّدُورُ؛ او چشماني كه به خيانت ميگردد و آنچه در سينهها پنهان است، ميداند. (غافر:19)
ذَلِكَ لِيَعْلَمَ أَنِّي لَمْ أَخُنْهُ بِالْغَيْبِ وَأَنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي كَيْدَ الْخَائِنِينَ؛ و همانا خداوند مكر و حيله خيانتكاران را هدايت نميكند. (يوسف:52)
إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الخَائِنِينَ؛ خداوند خائنين را دوست ندارد. (أنفال:58)
إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ؛ خداوند هيچ خيانتكار ناسپاسي را دوست ندارد. (حج:38)
إِنَّ اللّهَ يأمُرُكُم أنْ تُؤَدُّوا الاَماناتِ اِلَي اَهلِها؛ خداوند به شما فرمان ميدهد كه امانات را به اهلش برگردانيد. (نساء:58)
وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ؛ مؤمنين كساني هستند كه امانتها و عهد خويش را رعايت ميكنند. (مؤمنون:8)
وَمَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَغُلَّ وَمَن يَغْلُلْ يَأْتِ بِمَا غَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ثُمَّ تُوَفَّي كُلُّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ؛ هرگز هيچ پيامبري خيانتكار نبوده است و هر كس خيانت كند روز قيامت همان را به محشر ميآورد. (آل عمران:161)
وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِن قَوْمٍ خِيَانَةً فَانبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَي سَوَاء إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الخَائِنِينَ؛ و اگر از گروهي بيم خيانت داري [پيمانشان را] به سويشان بينداز [تا طرفين] به طور يكسان [بدانند كه پيمان گسسته است] زيرا خدا خائنان را دوست نميدارد. (أنفال: 58)
وَلا تُجادِل عَن الذينَ يختانونَ أنفُسَهُم إنَّ الله لايحبُ من كان خواناً؛ و از كساني كه به خويشتن خيانت ميكنند، دفاع نكن كه خداوند هر كس را كه خائن و گناهكار باشد، دوست ندارد. (نساء:107)
بَلَي مَنْ أَوْفَي بِعَهْدِهِ وَاتَّقَي فَإِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ؛ آري، كسي كه به عهد و پيمان خود وفا و تقوا پيشه كند[خداوند او را دوست دارد، زيرا] خداوند پرهيزكاران را دوست دارد. (آل عمران: 76)
وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ؛ و كساني كه چون عهد بستند به عهد خود وفا كنند. (بقره: 177)
مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَي نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا؛ از ميان مؤمنان مرداني هستند كه به پيماني كه با خدا بستهاند، صادقانه وفا كردند. پس برخي بر آن عهد ايستادگي كردند [و به شهادت رسيدند] و بعضي ديگر در انتظار [شهادت] به سر ميبرند و [هرگز عهد خود را] تغيير ندادند. (أحزاب:23)
وَأَوْفُواْ بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسئُولاً؛ و به پيمان [خود با ديگران] وفا كنيد؛ زيرا از پيمان پرسش خواهد شد. (إسراء:34)
زير فصل ها
الف) احاديث امانتداري
ب) احاديث خيانتورزي
الف) احاديث امانتداري
رسول اكرم صلي الله عليه و آله : «مَن أَئتَمَنَ غَيرَ أَمينٍ فَلَيسَ لَهُ عَلي الله ضِمانٌ لِأَنَّهُ قَد نَهاهُ أَن يَاتَمِنَهُ؛ هر كسي به غير اميني امانت بسپارد، خداوند ضامن او نيست؛ چون خداوند از اعتماد به غير امين نهي كرده است».(1)
رسول اكرم صلي الله عليه و آله :«لَيسَ مِنّا مَن يُحَقِّرَ الأَماَنَة حَتي يَسْتَهلِكَها اِذا اِستُودِعَها؛ از ما نيست كسي كه امانت را كوچك بشمارد و از آن مواظبت نكند و آن را تا آنجا كه آنچه به او سپردهاند در معرض تلف شدن قرار بدهد و از بين برود».(2)
امام علي عليه السلام : «اَربَعٌ مَن أُعطِيَهُنَّ فَقَد أُعطِيَ خَيرَ الدُّنيا وَ الاخِرَة، صِدقُ حَديثٍ وَ أَداءُ أمانِة وعِفَّهُ بَطنٍ وَ حُسنُ خُلقٍ؛ چهار چيز است كه به هر كس داده شود خير دنيا و آخرت به او داده شده است؛ راست گويي، اداي امانت، حلال خوري و خوش اخلاقي».(3)
رسول اكرم صلي الله عليه و آله :«أَذا رَأَيتَ مِن أَخيكَ ثَلاثُ خِصالٍ فَأَرجِههُ، الحياءُ و الامانةُ و الصدقُ؛ هرگاه در برادر ديني خود سه صفت ديدي به او اميدوار باش، حيا، امانتداري و راست گويي».(4)
امام موسي كاظم عليه السلام :«اداءُ الأَمانهِ و الصّدقُ يَجلِبانِ الرِّزقَ و الخِيانَهُ وَ الكِذبُ يَجلِبانِ الفقرَ وَ النِّفاقَ؛ اداي امانت و راستگويي روزي را زياد ميكند و خيانت و دروغگويي سبب فقر و نفاق ميشود».(5)
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله :«كَفي بِالمرءِ سَعادةً اَن يُوثَقَ بِهِ في أَمرِ ديِنِه وَ دُنياهُ؛ خوشبختي مرد همين بس كه در كار دين و دنيايش به او اعتماد كنند».(6)
8.«إنّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ لَم يَبعَث نَبِيّا إلّا بِصِدقِ الحَديثِ وَ أَداءِ الأَمانَةِ اِلَي البِرِّ و الفاجِرِ؛ خداي عزوجل هيچ پيامبري را نفرستاد مگر با راستگويي و برگرداندن امانت به نيكوكار و بدكار».(2)
حضرت علي عليه السلام :«اَلاَمانَهُ تَجُرُّ الرِّزقَ وَ الخِيانَةُ تَجُرُّ الفَقْرَ؛ امانت روزي ميآورد و خيانت فقر ميآورد».(3)
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله :«أَقرَبُكُم غَدًا مِنّي فِي المَوتِ أَصدَقُّكُم لِلحَديثِ وَ أَدّاكُم لِلأَمانَةِ وَ أَوفيكُم بِالعَهدِ وَ أَحسَنَكُم خُلقاً وَ أَقرَبَكُم مِن النّاسِ؛ نزديكترين شما به من در قيامت راستگوترين، امانتدارترين، وفادارترين به عهد و خوشاخلاقترين و نزديكترين شما به مردم است».(4)
امام علي عليه السلام ميفرمايد:«و إنَّ عَمَلَكَ لَيسَ لَك بِطُعمَةٍ وَلكِنَّهُ في عُنُقِكَ أََمانَة؛ عمل تو (مسئوليت) وسيلهاي براي ارتزاق تو نيست ،بلكه امانتي در گردن تو است».(5)
ب) احاديث خيانتورزي
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله : «عَلامَةُ المؤمن فَأَربَعَةٌ عِصيانُ الرَّحمنِ و أذي الجيران و بُغض القرآن و القُربُ الي الطغيان؛ نشانه خيانتكار چهار چيز است، نافرماني خداي رحمان، آزار رساندن به همسايگان، نفرت از همگان و نزديك شدن به طغيان و سركشي».(1)
امام علي عليه السلام : «الخائِنُ مَن شَغَلَ نَفسُه بغير نَفسِهِ و كانَ يومُه شَرَّاً مِن أمسِه؛ خيانتكار كسي است كه خودش را رها كند و به معايب ديگران بپردازد و امروزش بدتر از ديروزش باشد».(2)
امام جواد عليه السلام : «كَفي بالمَرءِ خيانةً أنْ يَكونَ أميناً لِلخُونَةِ؛ در خيانتكاري مرد همين بس كه امانتدار خيانتكاران باشد».(3)
علي عليه السلام : «مِن اَفحَش الخِيانَةِ خيانةُ الوَدائع؛ بدترين نوع خيانت، خيانت در امانتهاست».(4)
حضرت علي عليه السلام : «رأسُ الكفرِ الخيانَةُ، رأسُ النِّفاقِ الخيانةَ؛ ريشه و اصل كفر و نفاق خيانت است».(5)
حضرت موسي عليه السلام به خدا عرض كرد:«إلهي وَ ماجَزاءُ مَن تَرَكَ الخيانةَ حَياءً مِنك؟ فأَوْحَي اللهُ اليه، الاُمانَ يومَ القيامةِ؛ خدايا پاداش كسي كه خيانت را به خاطر حيا از تو ترك كند، چيست؟ خداوند به ايشان وحي كرد: امنيت در روز قيامت».(6)
حضرت علي عليه السلام : «غايةُ الخيانةِ خِيانَةُ الخِلِّ الوَدودَ و نَقضِ العُهُود؛ خيانت به دوست صميمي و شكستن پيمانها اوج خيانت است».(7)
امام صادق عليه السلام : «يُجْبَلَ المؤمنُ عَلَي كُلِ طَبيعةٍ اِلّا الخيانةَ و الكِذبَ، مؤمن به هر خويي سرشته ميشود، مگر خيانت و دروغ».(1)
امام علي عليه السلام : «لَا تَخُن مَن أئتَمَنَكَ وَ اِن خانَكَ وَ لا تُذِع يسِّرهُ و اِن اَذاعَ يسِرَّك؛ به كسي كه تو را امين قرار داده است، خيانت مكن، هر چند او به تو خيانت كرده باشد و راز او را فاش مساز، اگر چه او راز تو را فاش ساخته باشد».(2)
حديث رسول اكرم صلي الله عليه و آله : «مَن خانَ أَمانَةً فِي الدُّنيا و لَم يرُدَّها اِلي أَهلِها ثُمَّ اَدرَكَهُ المَوتُ ماتَ عَلَي غَيرِ ملّتي و يلقي اللهَ و هُوَ عَليه غَضبانُ؛ كسي كه در دنيا به امانتي خيانت كند و آن را به صاحبش برنگرداند و آنگاه بميرد، بر دين من نمرده است و با خدا در حالي ديدار ميكند كه بر او خشمگين است».(3)
حضرت علي عليه السلام : «لَيس لِكَذوبٍ أمانةً وَ لا لِفُجُورٍ صِيانةَ؛ دروغگو، امانتدار نيست و بدكار نگهدارنده اسرار نيست».(4)
رسول اكرم صلي الله عليه و آله : «لا ايمان لِمَن لَا اَمانَةَ لَهُ ولا دِينَ لِمَن لا عَهدَ له؛ كسي كه امانتدار نيست ايمان ندارد و كسي كه به عهدش وفا نكند دين ندارد».(5)
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله : «آيةُ المنافِقِ ثَلاثٌ، اِذا حَدَّثَ كَذِبَ و اذا وَعَدَ اَخلَفَ و اِذا أَُوتُمِنَ خانَ؛ نشانه منافق سه چيز است؛ به دروغ سخن ميگويد، زماني كه وعده ميدهد، تخلف ميكند، در امانت خيانت ميكند».(6)
16). امام علي عليه السلام : «طَلَبُ التَّعاوُنِ عَلي نُصرَه الباطِلِ جِنايةً و خِيانَةٌ؛ كمكجويي براي ياري باطل جنايت و خيانت است».(2)
زير فصل ها
الف) جوان فقير و كيسه طلا
ب) نويد و ندا
ج) احسان و كتاب امانتي
د) گرمابه و دزد
ه) امانتداري واقعي
و) داستان يك شهيد
الف) جوان فقير و كيسه طلا
در شهر مكه جوان فقيري زندگي ميكرد كه همسر شايستهاي داشت، روزي در راه بازگشت از مسجدالحرام كيسهاي پيدا كرد. وقتي آن را باز كرد، هزار دينار طلا در آن ديد. خوشحال نزد همسر آمد و داستان را براي او گفت. همسرش گفت:«اين مال حرام است. بايد آن را به همان محل ببري و اعلام كني؛ شايد صاحبش پيدا شود».
جوان از خانه بيرون آمد. وقتي به جايي رسيد كه كيسه را پيدا كرده بود، شنيد مردي صدا ميزند:«چه كسي كيسهاي حاوي هزار سكه طلا يافته است؟» جوان جلو رفت و گفت:«من آن را پيدا كردهام. اين كيسه توست. طلاهايت را بگير». مرد كيسه را گرفت و شمرد. ديد درست است. پولها را به جوان برگرداند و گفت:«مال خودت باشد. به منزل من بيا. با تو كار دارم».
پس جوان را به خانه خود برد و نُه كيسه ديگر كه در هر كدام هزار دينار بود، به او داد و گفت:«همه اين پولها مال توست». جوان شگفتزده پرسيد:«مرا مسخره ميكني؟مرد گفت:«به خدا سوگند كه تو را مسخره نميكنم. ماجرا اين است كه هنگام شرفيابي به مكه، يكي از اهالي عراق اين زرها را به من داد و گفت:«اينها را به مكه ببر. يكي از كيسهها را در گذري بينداز و بعد فرياد بزن چه كسي آن را يافته است؟ اگر كسي آمد و گفت: من آن را برداشتهام، نُه كيسه ديگر را به او بده؛ زيرا چنين كسي امين است. شخص امين هم خود از اين مال ميخورد و هم به ديگران ميدهد و صدقه ما نيز به واسطه صدقه او مقبول درگاه حق قرار ميگيرد». جوان پولها را به خانه آورد. او به بركت امانتداري و صداقت از ثروتمندان روزگار شد.(1)
ب) نويد و ندا
مادر:«نويد چكار ميكني؟» نويد:«مادر، هر چه ميگردم نميتوانم كتاب امانتي را پيدا كنم». مادر:«چه كتابي بود. چه شكلي بود؟» نويد:«نميدونم يادم نيست... دوستم از كتابخانه گرفته بود به من قرض داد، اما من وقت نكردم بخونم... داخل يك كيسه آبي بود... نه زرد بود... نه همون آبي».
ندا:«منظورت همان كيسه پلاستيكي است كه من ازت قرض گرفتم؟ لازمش داشتم... باهاش كار دستي درست كردم.» نويد چپ چپ و با عصبانيت به ندا نگاه ميكند. ندا: «خب چيه!... من ازت پرسيدم ميشه اين كيسه رو بردارم. افتاده بود زير كمد... كتابي هم توش نبود...» هر دو به دنبال كتاب زير كمد را ميگردند.
1) محمد محمدي، اويس قرني، ص229.
نويد:«نه خير. كتاب اينجا نيست». نويد ناراحت و غمگين:«حالا جواب نيما را چي بدم. كتابش كجاست؟» نويد به همراه ندا همه خانه را به دنبال كتاب زير و رو ميكنند، اما هيچ اثري از كتاب نيست. مادر:«پسرم فكر نميكني اگر وسايلت را همه جا نميانداختي گمشون نميكردي؟» در همين لحظه در منزل باز شده و پدر وارد خانه ميشود. او وقتي وضعيت خانه را ميبيند به بچهها نگاه ميكند و از ندا ميپرسد:«اي بابا! ندا جون، چي شده؟»
ندا با ناراحتي ميگويد: «بابا من امانتدار خوبي نبودم! من با كيسه پلاستيكي نويد كاردستي درست كردم... رنگش آبي بود، من لازمش داشتم». بابا با خنده ميگويد: «عيبي نداره. من خودم يك كيسه بهش ميدهم. نويد ميپرسد: «كتابي كه داخلش بود چي؟ مال كتابخانه بود». بابا ميگويد: «راستي نويد، امروز اين كيسه را توي كيفم پيدا كردم... يك كتاب توش بود كه اولش نوشته بود «تقديم به دوست خوبم نويد سال نو مبارك. از طرف نيما». نويد:«خودشه! حالا يادم اومد كيسهاش بنفش بود... خدا رو شكر پس كتاب مال كتابخانه نبود... مال خودم بود».(1)
ج) احسان و كتاب امانتي
داستان از شهري كوچك شروع ميشود. در اين شهر خانهاي نقلي و زيبا وجود دارد. توي اين خانه، پسر كوچولويي به نام احسان با پدر و مادر و خواهر كوچكش، آرزو، زندگي ميكند. يكي از روزها، احسان مريض ميشود. پويا، دوست احسان، به ديدن او ميآيد. او كتاب و دفترهايش را به همراه دارد. چون احسان به دليل مريضي از درسهاي خود عقبمانده، پويا
1) لاله ضياعي، برگرفته از ماهنامه شاهد كودك، پايگاه اطلاعرساني فرهنگ ايثار و شهادت.
دفتر و كتابهايش را نزد احسان به امانت ميگذارد تا او بتواند درسهاي عقبمانده خود را جبران كند.
پس از انجام تكاليف احسان ميخواهد وسايل مدرسه را جمع كند، ولي به دليل خستگي و كسالت اين كار را نميكند. مادرش به او تذكر ميدهد اگر لوازم پويا گم شوند يا بلايي سرشان بيايد، خود احسان مقصر است. در همين بين آرزو سر وقت وسايلش ميرود و همه تكاليفش را خراب ميكند. احسان با ديدن اين صحنه ناراحت ميشود و گريه ميكند. مادرش او را بغل ميكند و ميگويد:«عزيزم، بهت گفتم كه بايد مراقب وسايل خودت و ديگران باشي! امانتداري از اخلاق پيامبر ما بوده و به همين دليل به ايشان محمد امين صلي الله عليه و آله ميگفتهاند».
بعد از گفتههاي مادر، احسان تمام مشقهاي خودش و پويا را در دفتر جديدي نوشت و صبح فردا در مدرسه آنها را به دوستش پويا برگرداند و عذرخواهي كرد. پويا هم دوستش را بخشيد.(1)
د) گرمابه و دزد
در هنگام سحر مردي راهي گرمابه شد. ميان راه به دوستش برخورد كرد. دوستش گفت كه تو را تا حمام همراهي ميكنم. ميان راه، آن دوست بدون خداحافظي از وي جدا شد. دزدي كه به دنبال فرصت بود، خود را نزديك آن مرد رساند. كنار حمام مرد كيسه پولش را به همراه خود داد تا برايش نگه دارد.
پس از فراغت از حمام، آمد كه پولش را از دوستش بگيرد. كيسه پولش را در دست مرد غريبهاي ديد. به او گفت:«پول من نزد شما چه ميكند؟» دزد
1) آزاده آزرم، داستانهاي كودكانه، پايگاه اطلاعرساني باتا.www.BATA.ir.
ماجرا را براي او شرح داد. مرد به دزد گفت:«اگر راست ميگويي، چرا پولها را ندزديدي؟» دزد به او گفت:«زيرا شما پولها را نزد من به امانت سپردي، دزدي ميكنم، اما به امانت خيانت نميكنم».(1)
ه) امانتداري واقعي
نگاهش را از گوشه متروك گورستان گرفت. پنج سالي بود كه پيرمرد در اين گورستان كار ميكرد. نگهبان گورستان به مرگ هم مثل زندگي عادت كرده است.
يك نايلون كوچك از جيبش درآورد. داخل آن سه اسكناس دو هزار توماني بود و كاغذي كه فقط محل تاي آن فرسوده و بالاي آن نوشته شده بود. «خالو حسن ژاندارم». پيرمرد ميگويد سه سال پيش چند نفر آمدند و گفتند: مردهاي داريم كه قبرش گم شده است و اسمش خالو حسن و ژاندارم بود…، اما نميدانيم قبرش كجاست. فلاني ميداند. اين شش هزار تومان را دادند قبرش را بازسازي كنم، اما هنوز نه قبر را پيدا كردهام نه صاحب قبر را. فلاني هم ندانست. سه برات (سه سال) گذشته و اين پول همينطور توي جيبم جا خوش كرده است. به شيخ هم گفتم:«چه كنم؟» گفت:«نميتواني صدقه بدهي». اين پول را توي جيبم گذاشتم كه اگر روزي آمدند امانتشان را به آنها بازگردانم يا اگر يكهو بميرم مديون خالو حسن و خويشانش نباشم. همه ميگويند:«ديوانه شدهاي». ميگويم:«شيعه دوازده امامي از يهودي كمتر باشد!» و سريع از قرآن جلد چرمي قديمياش اين آيه را خواند:
«وَمِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ إِن تَأْمَنْهُ بِقِنطَارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ وَمِنْهُم مَّنْ إِن تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لاَّ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلاَّ مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَآئِمًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ لَيْسَ عَلَيْنَا فِي الأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ وَيَقُولُونَ عَلَي
1) عنصرالمعاني، قابوسنامه، ص37. (طرار امانتدار).
اللّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ؛ در ميان اهل كتاب كساني هستند كه اگر ثروت زيادي به رسم امانت به آنها بسپاري، به تو باز ميگردانند، مگر زماني كه بالاي سر آنها ايستاده(بر آنها مسلط) باشي. اين به خاطر آنست كه ميگويند:«ما در برابر اميين [غير يهود] مسئول نيستيم و بر خدا دروغ ميبندند؛ در حالي كه ميدانند (اين سخن دروغ است». (آل عمران:75)
انگار سه سال است هر روز به اين آيه سلام داده و آيه هم او را دوست دارد.
ميخواستم به پيرمرد بگويم، از چهارتاي كاغذ تنها يك تاي آن كه نام خالو حسن ژاندارم توي آن هست، كافي است و بقيه را دور بينداز و فرقي نميكند كه پول شش، هزاري باشد يا سه، دو هزاري، اما اگر خالو حسن و خويشان او همان سه دو هزاري را ميخواستند تكليف چه بود؟ پشيمان شدم. پيرمرد امين بود.(1)
و) داستان يك شهيد
عليرضا هنوز كم سن و سال بود كه عضو كتابخانه كانون طبس شد. خيلي به كتاب علاقه داشت. معمولاً از هر فرصتي براي آمدن به كتابخانه استفاده ميكرد. چند كتاب به امانت ميبرد و پس از مطالعه و برگرداندنشان كتابهاي جديدي براي خواندن ميگرفت.
اين كار تا زماني ادامه داشت كه به پانزده سالگي رسيد. طبق قانون كتابخانه ديگر مجاز به استفاده از كتابخانه نبود، ولي از آنجايي كه به كتابخانه علاقه زيادي داشت، صبر ميكرد كتابخانه خلوت شود، آن وقت ميآمد و مشغول كتاب خواندن ميشد. بيشتر به كتابهاي علامه شهيد مرتضي مطهري، علاقه
1) 1. مهدي كبيري، همشهري سلام، ش 17644، سايت خراسان رضوي www.khorasanannews.com.
داشت، مخصوصاً كتاب داستان راستان. آخرين كتابي كه به امانت برد، جزيره اسرارآميز اثر ژول ورن بود. پس از خواندن، آن را به كتابخانه بازگرداند و به جبهه رفت و ديگر براي تمديد كارت عضويت بازنگشت.
چهقدر جايش پشت در كتابخانه طبس خالي است. آنجا ميايستاد و اين پا و آن پا ميكرد تا مربي كانون بيايد و كتاب را از او تحويل بگيرد.
مربي چه ميدانست اين آخرين باري است كه شهيد عليرضا رجبپور را ميبيند. او كتاب جزيره اسرارآميز را كه تحويل داد، رفت و به جمع عاشقان پيوست.(1)
خيانت و حيله، بيشتر از افراد ناتوان سر ميزند. (لارشفو كولد)
همرأيي با بدكاران مايه رسوايي و گوش دادن به دروغ خيانت است. (جبران خليل جبران)
راست باش و صادق با خودت. به خود خيانت مكن. (اشو)
راستي امانت است و دروغ گفتن خيانت. (بوذر جُمهر)
در وجود هر يك از ما، خائني به نام خودخواهي وجود دارد كه فقط در برابر تملق و چاپلوسي نرم ميشود. (پل والري)
اگر كسي يك بار به تو خيانت كرد، اين اشتباه اوست و اگر كسي دو بار به تو خيانت كرد، اين اشتباه توست. (دالايي لاما)
نخستين خيانت، جبرانناپذير است و از طريق واكنش زنجيرهاي خيانتهاي ديگر را برميانگيزد. (ميلان كوندرا)
1) نغمه دانشآشتياني، خبرگزاري مهر، 1390.
خيانت، از صف خارج شدن و به سوي نامعلوم رفتن است. (ميلان كوندرا)
اگر درباره ثروتهاي دنيوي امين و درستكار نبوديد، چگونه در زمينه ثروتهاي حقيقي آسماني به شما اعتماد خواهند كرد. (انجيل لوقا)
بدترين چيز در زندگي هراس در ميدان جنگ و خيانت به دوست است. (اسكار وايلد)
كودكان اعتماد ميكنند؛ زيرا هرگز شاهد خيانت نبودهاند. معجزه آنگاه رخ ميدهد كه اين اعتماد را در نگاه پيري فرزانه ببينيم. (بوبن)
ترديدها به ما خيانت ميكنند و ما را از تلاش دور كرده و از پيروزيهايي كه به احتمال قوي نصيب ما خواهد شد محروم ميسازد. (ويليام شكسپير)
نتيجه فريب و رياكاري، نااميدي و اندوه و راه خيانتكاران دشوار است. (فلورانس اسكاول شين)
هرگز ترديدي به خود راه ندادم كه همه به من خيانت ميكنند، با اين حال، هر بار هم كه خيانت ميكردند، شگفتزده ميشدم. (فرناندو سپوا)
اگر به فردي كه سابقه خيانت دارد راه داديد، بسيار مراقب باشيد كه جايتان را نگيرد.(جفري كروكشنك)
هركس به زمانه اطمينان كند، زمانه به او خيانت ورزد و هركس آن را تعظيم كند، پست و خارش سازد. (نهج البلاغه، امام علي عليه السلام ، ترجمه: آيتي، وصيت امام علي عليه السلام به امام حسن مجتبي عليه السلام )
چيزهاي كوچك به راستي كوچك هستند، اما امين بودن در چيزهايي كوچك كار بزرگي است. (مادر ترزا)
بيشتر آدمها چيزهايي را در ديگران دوست دارند كه خود به آنها امانت ميدهند؛ خودشان را و تفسير و برداشت خودشان را از او. (گوته)
از نزديكي به كسي كه قادر به حفظ اسرار زندگي خود نيست، بپرهيز! (افلاطون)
خائن با شنيدن فضايل امانت، امين نخواهد شد. (سيد جمالالدين اسد آبادي)
امانت خود را هرگز به روباه مسپاريد. (ضربالمثل)
عمرو در امانت خيانت نكرد، تو چرا؟ (اين ضربالمثل كنايه از زشتي و پليدي خيانتورزي خيانتكار است، مقصود از عمرو عمروعاص است كه در خباثت، زبانزد است).
امانت را خاك خيانت نميكند. (ضرب المثل)
معلم امانتداري است كه امانت او غير از همه امانتها است، انسان امانت اوست. (امام خميني رحمه الله )
منسوخ شد مروت و معدوم شد وفا
زين هر دو نام چو سيمرغ و كيميا
شد راستي خيانت و شد زيركي سفه
شد دوستي عداوت و شد مردمي جفا
(عبدالواسع جبلي)
گر كه با صبحدلان ديداري است
اجر صبر است و ز شب بيداري است
سجده آدم به در درگاهش
هر چه دارم ز امانتداري است
(نيما. د)
دوش ديدم كه ملائك در ميخانه زدند
گل آدم بسرشتند و به پيمانه زدند
ساكنان حرم ستر و عفاف ملكوت
با من راه نشين باده مستانه زدند
آسمان بار امانت نتوانست كشيد
قرعهي فال به نام من ديوانه زدند
(حافظ)
عاشقان زمره ارباب امانت باشند
لا جرم چشم گهربار همان است كه بود
(سعدي)
گفت پيغمبر كه دستت هر چه برد
بايدش در عاقبت واپس سپرد
(مولوي)
برخيز تا عهد امانت وفا كنيم
تقصيرهاي رفته به خدمت قضا كنيم
(سعدي)
امين ميباش در حفظ امانت
مكن يك لحظه اندر وي خيانت
(عنصر المعالي قابوسنامه)
آن صداها به كجا رفت/ صداهاي بلند/ گريهها قهقهها: آن امانتها را: آسمان آيا پس خواهد داد؟/ پس چرا حافظ گفت؟: آسمان بار امانت نتوانست كشيد: نعرههاي حلاج بر سر چوبه دار: به كجا رفت كجا؟: به كجا ميرود آه: چهچه گنجشك بر ساقه باد: آسمان آيا اين امانتها را: باز پس خواهد داد؟
(شفيعي كد كني)
گر تو خواهي در ميان خلق گردي محترم
صادق و نيكو سرشت و با مرام و با كرم
تو امانتدار باش و كن مدارا چون رسول
تا امين گردي و صادق اهل دل اندر حرم
(غريب نهاوندي)
خواهي كه خيانت نشود بر تو ز مخلوق
زينهار خود از بهر امانات امين باش
شاعر ثابت مرحوم استادي (چهل گام تا عتبات)
آنچه را آسايش خلق خدا باشد در آن
چون امين گشتي به مردم، خلق را از خود مران
اعتماد از اين صفت آيد پديد اي هوشيار
از خيانت در امانت زير و رو گردد جهان
(غريب نهاوندي)
تاكشو
امانتداري در آيات و روايات؛
چگونه امانتدار باشيم يا امانتدار شويم؛
راهكارهاي ترويج امانتداري؛
بررسي جايگاه فضيلت امانتداري در بين ساير فضايل؛
آثار امانتداري در جامعه:
الف) ايجاد اعتماد در بين مردم؛
ب) حفظ اموال عمومي؛
ج) رضايتمندي خداوند متعال؛
د) متخلق شدن جامعه به اخلاق الهي؛
هـ) رسيدن به جامعه آرماني و مدينه فاضله؛
و) رابطه امانتداري با ديگر فضايل؛
ز) آثار امانتداري در زندگي فردي؛
ح) خيانت در امانت چگونه موجب انحطاط جوامع ميشود؛
ط) پيآمدهاي خيانت در امانت؛
ي) امانتداري و خيانتكاري در جوامع پيشرفته؛
ك) چگونه ميشود مفاهيم اخلاقي از جمله امانتداري را در خانواده تعريف و اجرا كرد؛
ل) ترسيم جامعهاي كه امانت در آن فضيلت است و جامعهاي كه مردم آن از خيانت ابايي ندارند؛
م) جايگاه و نقش علماء ديني در ترويج امانتداري؛
ن) امانتداري و مصاديق آن؛
س) بررسي نقش مدرسه و دانشگاه در فرهنگسازي اخلاقي (امانتداري، وفاي به عهد، خيانت نكردن).
مصاديق امانتداري:
الف) رعايت عفاف و حجاب؛
ب) استفاده درست از بيتالمال؛
ج) حفظ نظام؛
د) حفظ فرهنگ، سنت و هنر؛
هـ) دقت در تأثيرگذاري رسانه از جمله صدا و سيما؛
و) توجه به اهميت خبرنگاري و روزنامه و مجله؛
ز) سوءاستفاده نكردن از پستها و مسئوليتها؛
ح) نگهداري از اموال ديگران؛
ط) استفاده درست از مواهب الهي (دين، سلامت، عقل، اعضا و جوارح)؛
ي) نگهداري و استفاده درست از ذخاير معدني، مراتع و جنگلها، درياها و رودخانهها.
مصاديق خيانتورزي:
الف) خيانت به همسر؛
ب) جاسوسي و خيانت به كشور؛
ج) اتلاف مال امانتي؛
د) كمكاري در ادارات، نهادها و سازمانها؛
هـ) افشاي اسرار مردم؛
و) آسيب رساندن به بيتالمال؛
ز) خيانت چشمها.
٭٭٭
پرسشهايي گزارشي و برنامهسازي
آيا ميدانيد معناي امانتداري چيست و امانت به چه چيزهايي گفته ميشود؟
آيا تاكنون چيزي را به امانت گرفتهايد يا يك امانتي به ديگري سپردهايد؟
آيا تا به حال براي شما اتفاق افتاده كه چيزي را نزد شما امانت بگذارند و شما آن را گم كنيد؟ توضيح دهيد.
آيا بين دوستان يا افراد فاميل شما شخصي هست كه به امانتداري مشهور باشد؟ توصيف كنيد.
آيا دوست داريد امين ديگران باشيد و ديگران به شما اعتماد كنند؟ چرا؟
به نظر شما رواج امانتداري چگونه در جامعه أثر ميگذارد؟
اگر دوستي نزد شما چيزي را به امانت گذاشت، بعد از مدتي با هم اختلاف پيدا كرديد و آن دوست امانتش را از شما طلب كرد، آيا حاضريد آن را به دوستتان برگردانيد؟
آيا به هر كسي امانت ميسپاريد؟ امانتگيرنده بايد چه ويژگيهايي داشته باشد؟
اگر به هر دليلي امانتگيرنده در امانت شما تصرف كند، عكسالعمل شما چه خواهد بود؟ به نظر شما با خيانتكار چگونه بايد برخورد شود؟
در چه صورتي ميشود در امانت تصرف كرد؟
معناي خيانت چيست و به چه كسي خيانتكار ميگويند؟
چه عواملي باعث ميشود كه شخصي در امانت خيانت كند؟
اگر باخبر شويد كه شخصي قصد خيانت و تصرف در امانتدارد، آيا سعي ميكنيداو را منصرف كنيد؟ چگونه؟
چه عواملي ميتواند در جلوگيري از خيانت مؤثر باشد؟ (قوانين، مسائل معنوي و بيان احكام، توجه به خدا، قبر و قيامت، عواقب دنيوي و...)
تا چه اندازه به حفظ امانت پايبنديد؟
به نظر شما اگر لازمه حفظ امانت، از دست دادن مال شخصي و هزينهبر باشد، باز هم بايد امانت را حفظ كرد يا اينكه حفظ مال شخصي مهمتر است؟
به نظر شما پيآمدهاي خيانت در امانت چيست؟ (فردي، اجتماعي)
اگر در صورت خيانت كردن سود و سرمايه فراواني نصيب شما شود، چرا دست به اين كار نميزنيد؟
چه مجازاتي را براي خائن سختتر و مؤثرتر ميدانيد؟
بعد از شنيدن اين كلمات اولين چيزي كه به ذهن شما ميآيد، بگوييد؟ امانت؛ وفاي به عهد؛ بيتالمال؛ خيانت؛ خائن؛ امانتدار؛ صدق و راستگويي و... .
سخن پاياني شما براي انسانهاي امانتدار چيست؟
فصل هفتم: بايدها و نبايدهاي كلي در برنامهسازي و محورهاي كلان برنامهريزي
زير فصل ها
بايدهاي برنامهسازي
چالشها و آسيبها
محورهاي برنامهسازي
بايدهاي برنامهسازي
تبيين صحيح مفهوم امانتداري در رسانه ملي؛ 2. بيان فايدههاي امانتداري به روشهاي مختلف در صدا و سيما؛ 3. مداومت صدا و سيما در بيان مفاهيم و فايدههاي امانتداري؛ 4. توليد برنامههاي جذاب آموزشي براي ردههاي سني كودكان و نوجوانان؛ 5. توليد برنامههاي متنوع در زمينه امانتداري و پخش آن در زمانهاي مناسب؛ 6. بهرهگيري از مناسبتهاي مذهبي و ملي در توليد برنامهها؛ 7. الگوسازي مناسب با موضوع امانتداري؛ 8. توليد برنامههاي مناسب با فضاي فرهنگي، ديني و مذهبي جامعه؛ 9. امانتدار بودن الگوهاي مطرح سازمان صدا و سيما؛ 10. ايجاد حركت براي عموم جامعه با تبليغات رسانهاي مناسب؛ 11. ارائه راهكارهاي علمي و اجرايي در تاكشوها و مستندها، حتي فيلمها و سريالها؛ 12. متوجه كردن مخاطبان به عواقب شوم خيانتورزي در برنامهسازيها.
چالشها و آسيبها
نداشتن زمانبندي نامناسب در پخش برنامههاي توليد شده؛ 2. فصلي برخورد كردن و مداومت نداشتن در القاي مفهوم امانتداري؛ 3. معطوف كردن برنامهها به مناسبتها؛ 4. بيمحتوا شدن برنامهها بر اثر تكرار بدون تنوع؛ 5. جذابيت نداشتن برنامههاي توليد شده در موضوع امانتداري (استفاده نكردن از تكنيكهاي روز دنيا در زمينه برنامهسازي، بهره نگرفتن از عوامل توليد كار آمد، به كار نگرفتن هنرپيشههاي خوشسابقه و استفاده نكردن از فيلمنامههاي قوي، در نتيجه كاهش اثرگذاري در مخاطب)؛ 6. بسنده كردن به مباحث نظري و كلي (فقط پاداش و سزاي امانتداري و خيانتورزي تبيين و توضيح ميگردونم)؛ 7. استفاده از فضاهاي نامرتبط با موضوع و زمينه و پسزمينههاي ناهمگون؛ 8. كيفيت كار را فداي حجم زياد توليدات بيكيفيت كردن (پر كردن زمان آنتن حرف اول باشد).
محورهاي برنامهسازي
امانتداري در گفتار (راستگويي) و صداقت در رفتار؛ 2. يادآوري پيوسته جايگاه مديران، كارمندان، خبرنگاران، مجريان، تهيهكنندگان و ديگر عوامل برنامهساز در رابطه با امانتداري؛ 3. توجه به بحث امانتداري در برنامههاي مختلف، اين كار نبايد مقطعي و معطوف به مناسبتهاي خاص باشد؛ 4. تأكيد بر فضيلت امانتداري كه هنجاري اجتماعي است، از راه نمايش دادن آثار و بركات امانتداري در جامعه و نمايش آثار مخرب خيانت مثل نشان دادن تخريب اماكن عمومي به دست اراذل و اوباش؛ 5. اختصاص دادن برنامهها به
بخشهايي از جامعه كه حساسيت بيشتري دارد، براي نمونه افرادي كه در پستهاي حساس سازمانها و ادارهها و نهادهاي دولتي و غير دولتي مشغولند، بايد متوجه شوند چه امانت بزرگي برعهده آنهاست؛ 6. برنامههاي توليد شده در زمينه امانتداري و خيانتورزي بايد اهداف بلندمدت را دنبال كند. بدين معني كه توليد برنامهها صرفاً جهت پر كردن اوقات مردم نباشد، بلكه بايد بسيار هدفمند و داراي چشمانداز چند ساله باشد تا بتوان به نتيجه مطلوب (داشتن جامعهاي امانتدار) رسيد؛ 7. كارهاي توليد شده بايد از نظر فني و محتوايي كاملاً كارشناسيشده باشد تا دچار تناقض و طرح مسائل خلاف واقع نشويم؛ 8. بايد راههاي اثرپذيري در مخاطبان، كاملاً شناسايي و برنامهها بر طبق آنها تهيه و توليد شوند؛ 9. اجتناب از توليد برنامههايي كه به هر صورت آشكار، در قالب طنز يا برنامه جدي قبح خيانت در امانت را ميشكند؛ 10. توجه دادن مردم به پيآمدهاي زيانآور خيانت در امانت، با استفاده از قانونِ كنش و واكنش (عمل و عكسالعمل). با عباراتي چون:«با هر دستي كه بدهي از همان دست ميگيري يا:
اين جهان كوه است و فعل ما ندا
باز گردد اين نداها را صدا
(مولوي)
خاتمه
امانت، تقسيمات و مصاديق متعددي دارد كه بعضي از آنها از بقيه با اهميتتر هستند و بايد توجه بيشتري به آنها كرد. از جمله آنها به ترتيب اهميت، دين، عقل، مردم و بندگان خدا هستند كه انبيايالهي و ائمهاطهار عليه السلام مسئوليت حفاظت و نگهداري از اين امانتها را در مقابل طاغوتها و شياطين بر عهده دارند، مبادا از مسير حق و حقيقت خارج و دچار فساد و تباهي شوند. ازاينرو، حضرت موسي عليه السلام به فرعونيان ميفرمايد: «اَن اَدُّوا اِلَي عِبَادَ اللهِ اِنّي لَكُم رَسُولُ اَمين؛ (و به آنان گفت: امور) بندگان خدا را به من واگذاريد كه من فرستاده اميني براي شما هستم». (دخان: 18) اين ويژگي مختص به حضرت موسي عليه السلام نبوده است، بلكه ديگر انبياي الهي و به طور خاص ائمه معصومين عليه السلام اين خصوصيت را در حد اعلا دارا بودهاند و در سراسر دوران زندگيشان با تمام وجود در راه و نگهداري دين حق و هدايت بندگان خدا كوشيدهاند. در اين راه از بذل جان و مال و هستيشان دريغ نداشتند.
امروزه حفظ اين امانت و نگهداري از دين، عقل و جان مردم مهمترين رسالت حكومت اسلامي است كه رشادتها و از جانگذشتگيهاي بسياري از علما و مردم، آن را به ثمر رسانده است. حفظ اين حكومت كه از بزرگترين امانتهاست، برعهده آحاد جامعه است.
در اين ميان رسانهها، خصوصاً رسانه ملي، با ارايه راهكارهاي مفيد و مؤثر، همچنين با توليد برنامههاي گوناگون از جمله فيلم، كارتون و برنامههاي مستند، مهمترين نقش را در متخلق شدن مردم و مسئولان به فضيلت امانتداري ايفا ميكنند.
در اين نوشتار به توضيح و ارايه برخي از اين راهكارها به طور خلاصه پرداخته شد كه با عنايت به آنها و بهرهگيري از مشاوران توانمند ميتوان قدمهاي بلندي در ابعاد فرهنگ امانتداري برداشت.
كتابنامه
زير فصل ها
الف) كتاب
ب) مقاله
ج) سايتهاي اينترنتي
الف) كتاب
( قرآن كريم.
نهج الفصاحه، ترجمه:ابوالقاسم پاييزه، چاپخانه ماه منظر، تهران، چاپ هفتم، 1385.
نهج البلاغه، ترجمه: محمددشتي، انتشارات فتح الاسلام، قم، چاپ چهارم، 1386.
صحيفه نور(مجموعه رهنمودهاي امام خميني)، مركز مدارك فرهنگي انقلاب ايلامي، تهران، چ اول، 1361.
مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، دارالكتب الاسلامي، قم، چاپ سيزدهم، 1374.
جوادي آملي، عبدالله، مفاتيح الحياة، مركز نشر اسراء، قم، چاپ بيست و نهم، 1391.
قرائتي، محسن، تفسير نور، مركز فرهنگي درسهايي از قرآن، قم، چاپ پانزدهم، 1385.
انصاري، شيخ محمدعلي، الموسوعه الفقيه الميسرة، مجمع الفكر الاسلامي، قم، چاپ دوم، 1424ه .ق.
كليني، محمدبن يعقوب، اصول كافي، مترجم: محمدباقر كمرهاي، اسوه قم، چاپ سوم، 1375.
شيخ حرعاملي، محمدبن الحسن، وسايل الشيعه، چاپخانه اسلامي، چاپ ششم، 1367.
شيخ صدوق، الامالي، ترجمه: محمدباقر كمرهاي، انتشارات كتابچي تهران، چاپ پنجم، 1370.
واسطي، علي بن محمد، عيون الحكم و المواعظ، دارالحديث ، قم، چاپ اول، 1376.
مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، مؤسسه وفا، بيروت، چاپ دوم، 1403ه .ق.
قمي، شيخ عباس، سفينة البحار، دارالسوة للطباعة و النشر، چاپ اول، قم، 1414ه .ق.
محسن كاشاني محمدبن مرتضي، المحجة البيضاء في تهذيب الاحكام، ترجمه سيدمحمدصادق عارف، انتشارات آستان قدس رضوي مشهد، چاپ اول، 1372.
محمدي ري شهري، محمد، ميزان الحكمة، انتشارات دارالحديث قم، چاپ دوم، 1385.
نجفي، محمدحسن، جواهرالكلام في شرح شرايع الاسلام، مؤسسه نشر اسلامي، قم، چاپ اول، 1417ه .ق.
كليني، محمدبن يعقوب، اصول كافي، دارالضواء، بيروت، چاپ اول، 1405ه .ق
محدث نوري، ميرزاحسين، مستدرك الوسايل، مؤسسه آل البيت لاحياء التراث قم، چاپ اول، 1408ه .ق.
ابن شعبه، حسن بن علي، تحف العقول، ترجمه: محمدباقر كمرهاي، كتابچي، تهران، چاپ اول، 1379.
محمدي ري شهري، محمد، ميزان الحكمة، ترجمه: حميدرضا شيخي، دارالحديث، قم، چاپ پنجم، 1384.
تميمي آمدي، محمد، شرح غرر الحكم و دررالكلم، انتشارات دانشگاه تهران، تهران، چاپ اول، 1366.
قمي، شيخ عباس، منتهي الآمال، انتشارات هجرت، قم، چاپ دوم، 1377.
امام خميني، روحالله، تحرير الوسيله، مؤسسه نشر اسلامي، قم، چاپ دوم، 1377.
حنبل، احمد، مسند، مكتب الاسلامي، سنگي، دارالصادر بيروت، بيتا.
حبيبزاده، محمدجعفر، خيانت در حقوق كيفري ايران، انتشارات سمت، تهران، چاپ دوم، 1384.
مكارم شيرازي، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه امام علي عليه السلام ، قم، چاپ سوم، 1386.
صفيپور، عبدالرحيم، منتهي الارب في لغة العرب، انتشارات سنايي، تهران، چاپ سنگي، 1298.
عميد، حسن، فرهنگ عميد، چاپخانه سپهر، تهران، چاپ هفتم، 1369.
جفعري لنگرودي، محمدجعفر، ترمينولوژي حقوق، كتابخانه گنج دانش، تهران، چاپ دوم، 1377.
عنصرالمعالي، قابوسنامه، كتابفروشي فروغي، چاپ دوم، 1347.
نيشابوري، مسلم، صحيح مسلم، دارالكتب العلميه، بيروت، چاپ ششم، 1411ه .ق.
فيروزآبادي، بحرالدين محمد بن يعقوب، القاموس المحيط، مؤسسه العربيه، بيروت، بيتا.
القيومي، احمد بن محمد بن علي المقري، المصباح المنير في غريب الشرح الكبير للرافعي، دارالقلم، بيروت، بيتا.
ب) مقاله
جوادي آملي، عبدالله، «امانتداري»، مجله پاسدار اسلام، ارديبهشت 1388، ش 329، ص6.
حيدري نهند، علي، «امانتداري در فرهنگ اسلام»، مجله مبلغان، 1385.
عليبيگي، سكينه، «امانتداري در اسلام»، انديشه با معارف اسلامي آشنا شويم، ش 44، 1378.
عزيزپور، محمد، «بررسي حقوقي جرم و هيات در حقوق ايران»، وبلاگ تخصصي حقوق، فصل سوم، 1386.
كبيري، مهدي، «يك امانتدار واقعي»، همشهري سلام، ش 17644.
سلطاني، مجيد، «چگونه امانتداري را به كودكانمان بياموزيم»، روزنامه سلامت، ش 228.
آشتياني، دانش، «نغمه داستان اسرارآميز عضو كتابخانه طبس»، خبرگزاري مهر، سال 1390.
ج) سايتهاي اينترنتي
آزرم، آزاده، داستانهاي كودكانه، پايگاه اطلاع رساني باتا:
ضيائي، لاله، نويدوندا، ماهنامه كودك، پايگاه اطلاع رساني، فرهنگ ايثار و شهادت www.navideshahed.com
وبلاگ تخصصي حقوق www.azizpoor.blogfa.com
سايت خراسان رضوي www.khorasannews.com
سايت تبيان www.tebyan.net
سايت ذي طوي www.zitova.com
سايت انديشه قم www.andisheqom.