ghaemiyeh.com
سرشناسه : اسحاقی، سیدحسین، ۱۳۴۱ -
عنوان و نام پديدآور : نوگرایی در ابعاد حج / سیدحسین اسحاقی.
مشخصات نشر : تهران : نشر مشعر ، ۱۳۸۸.
مشخصات ظاهری : ۱۰۸ ص.؛ ۱۱ × ۲۰ سم.
شابک : ۸۰۰۰ ریال: 978-964-540-149-6
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
یادداشت : کتابنامه : ص.۱۰۸ ؛ همچنین به صورت زیرنویس.
موضوع : خمینی، روحالله، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ، ۱۲۷۹ - ۱۳۶۸. -- دیدگاه درباره حج
موضوع : خامنهای، علی، رهبر جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۱۸ - -- دیدگاه درباره حج
موضوع : حج
رده بندی کنگره : BP۱۸۸/۸/الف۴۷ن۹ ۱۳۸۸
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۳۵۷
شماره کتابشناسی ملی : ۱۳۱۰۶۳۳
مدتى است كه مقام معظم رهبرى مدّظله العالى، سكاندار حركت تكاملى نظام اسلامى، موضوع توليد علم، نهضت نرمافزارى و نوآورى علمى را مهمترين نياز جامعه تشخيص داده و بارها در مجامع حوزوى و دانشگاهى، بر ضرورت تحقّق آن تأكيد داشته است.
امسال را نيز در طليعه نوروز «سال نوآورى و شكوفايى»، ناميدند و به صراحت گفتند كه:
«امسال بايد فضاى نوآورى، كشور را فرا بگيرد و همه مسئولان، خود را موظف بدانند با بهرهگيرى از امكانات مادى و معنوى، كارهاى نو و ابتكارى و راههاى ميانبُر را در سايه مديريت درست و دورانديشى حكميانه در فعاليت كشور وارد كنند تا كام مردم از ثمره اين تلاشها شيرين شود.»
اين اقدام كه با هدف
فرهنگسازى و نشان دادن نقطه عزيمت كشور صورت گرفت، به اصول وتصميمهايى نيازمند است كه نوآورى و خلاقيّت و پايان دادن به كليشهها و تكرارها، در صدر آن قرار دارد. بىترديد، نخستين مخاطبان اين خواسته، مسئولان و دستاندركاران كشور و سپس آحاد ايران اسلامى هستند كه شايسته است در زندگى خود، بيش از پيش دست به نوآورى
بزنند.
نامگذارى سالها از سوى رهبر معظم انقلاب اسلامى كه از سال 1373، با تأكيد بر مسئله «تقويت وجدان كارى و انضباط اجتماعى» آغاز شده، از نامگذارى سال 378(ره) به نام «امام خمينى 1» شفافتر و جدّىتر ادامه پيدا كرده است. بدين ترتيب، سال 387(ره) نيز سال «نوآورى و شكوفايى» نام گرفت.
البته نامگذارى سالها، امر بىسابقهاى در جهان نيست؛ براى نمونه، مجمع عمومى سازمان ملل نيز براى هر سال نامى را برمىگزيند؛ رويهاى كه از سال 975(ره) م. تاكنون ادامه دارد. سال كودك، سال زنان و سال حقوق بشر از جمله اين نامگذارىهاست. سازمان ملل، گاه پيشاپيش نيز به نامگذارى سالهاى آينده
اقدام مىكند. اين سازمان بر اساس پيشنهاد «يونسكو» در سال 2005 م. و اواخر سال 2007 م، سال 2009 را سال «نجوم» ناميده و هدفها و برنامههايى را به همين مناسبت پيشبينى كرده و تدارك ديده است.
بايد دانست انتخاب، «نوآورى و شكوفايى» از سوى رهبر معظم انقلاب را بايد سرلوحه و راهكار
پيشبردى نظام قرار داده و آن را به فرهنگ تبديل كنيم. استفاده از خلاقيتها، توليد دانش و تكيه بر پژوهش، نويدبخش توسعه هر چه بيشتر كشور خواهد بود.
البته اين نامگذارى «نوآورى و شكوفايى»، با هدف جذب، شناسايى، استعداديابى و سازماندهى نخبگان جامعه، مناسبترين نامگذارى براى امسال بوده است.
نكته مهم اين است كه راههاى عملياتى شدن اين هدف، يعنى نوآورى و شكوفايى چيست و چگونه اجرايى مىشود؟ در اين مسير بايد شكوفايى استعدادها در رأس امور قرار گيرد، يعنى بايد فرصتهاى ارزشمند و ثروتهاى گرانقدر فكرى را همچون ديگر موهبتهاى الهى، از قوه به
فعل تبديل كرد و اين فرصتها را براى رفع مشكلات و موانع زندگى شخصى و اجتماعى به كار برد. نوآورى، تنها در صنعت و فنآورى محدود نمىشود، بلكه در زمينههاى گوناگون، تعيين كننده و مهم است.
در اين سال، بايد اراده ملى، ايمان و باور قلبى و عناصر زيربنايى تقويت شود وهمزمان، عوامل محدود كننده
مانند منفىنگرى، نااميدى و نداشتن اعتماد به نفس در ابعاد ملى، از ادبيات عام و خاص و به ويژه جوانان و محيطهاى علمى و آموزشى برچيده شود.
و نوزايى، طرح ايدههاى نو، به فعليّت رساندن استعدادهاى بالقوّه و داشتن اعتماد به نفس نهادينه شود. نخبگان جامعه وظيفه دارند در همه عرصههاى فرهنگى، هنرى، اجتماعى، سياسى و اقتصادى، با ديدى فراتر و بازتر، به منظور تحقق اين شعار گام بردارند و همگان بايد براى رسيدن به هدف بلند مدّت سرزمين خود، بايد بر اساس تجربهها و اندوختههاى كشور و ديگر ملتها عمل كنند و از پيشرفت آنان در حد لازم و درست بهره گيرند.
بايد نوآورى را، چه انجام
دادن كار به گونهاى ديگر و يافتن محدودههاى جديد بدانيم و چه خلاقيت بارور شده يا هر نوع دگرگونى در فنآورى، موضوعى است كه تصميمگيرى درباره آن، نيازمند روش حساب شده است. شايد اين همان نكته است كه رهبر معظم انقلاب هوشمندانه فرمود:
«ما نمىتوانيم آرام و معمولى حركت كنيم، بلكه بايد با تلاشى حساب شده و منظم و منضبط پيش برويم.»
مهمترين نوآورىها را مىتوان در دو محور نوآورى در فرآيند و نوآورى در محصول دستهبندى و در همه عرصهها همچون فرهنگ، سياست و اقتصاد براى آن برنامه ريزى كرد. مسئله مهم در اين زمينه، شناسايى پيشنيازهاى نوآورى است. كنجكاوى شجاعانه، نوگرايى و ايدهپردازى، از لوازم ضرورى كار است. نگاه زنجيرهاى داشتن به عنوانهاى سالهاى مختلف پيش از اين و پس از اين، مىتواند حلقه كامل كننده جهتگيرى باشد. بر اين اساس نوآورى و شكوفايى، حلقه كامل كننده برخى از اولويتهاى سالهاى پيش مانند وجدان كارى و انضباط اجتماعى، پرهيز از اسراف، رعايت صرفهجويى، قناعت، پايدارى، اقتدارملى، اشتغال آفرينى،
نهضت خدمتگزارى و اتحاد ملى و انسجام اسلامى است.
جمعبندى زود هنگام درباره عنوان سال بعد و تهيه پيوستهاى مختلف، از جمله تبليغى و اجرايى و تهيه روشى براى كنترل و ارزيابى اقدامها و تأثيرات لازم، از جمله موضوعهايى است كه مىتوان در اين بخش به آن توجه كرد.
نامگذارى سالها، عاملى حركت آفرين براى كشورها
است تا به سوى پيشرفت و تعالى در هر حوزهاى، به صورت هدفمند گام بردارند. ميزان شتاب در اين حركت، به مسائل متعددى برمىگردد. در اين ميان، مسئولان كشور در همه ردهها، در راس آن عوامل قرار مىگيرند. كشور ما با داشتن ميليونها جوان خلاق و تحصيلكرده، توانايى بالقوهاى براى شكوفايى و بالندگى كشور در بسيارى از عرصهها دارد. البته فعليت بخشيدن به اين توانايىها، بيش از هر چيز اهميت دارد و هنر مسئولان نظام در اين است كه زمينه بروز خلاقيت در گروه خلاق، پر انرژى و پرشتاب كشور را فراهم آورند و مانع از دلسردى و وازدگى آنان شوند.
ناگفته نماند ما عادت كردهايم نتيجه فعاليتهايمان
را نه در قالب كيفى، بلكه در قالب كمّى و در حد آمار و ارقام ارائه كنيم. حال آنكه چه خوب است، سال جديد را سال توجه به كيفيتها قرار دهيم.
دركنار اين اقدامها، بايد امكان رشد و بالندگى افراد متخصص و البته متعهد را در نظام مديريتى كشور هموارتر كرد. همه ما به مسئله گردش
نخبگان آگاهيم، ولى به راستى تا چه حد اسباب و لوازم آن را فراهم كردهايم؟! نبايد نخبگان و جوانان خلاق در پيچ وخم برووكراسى دلسرد شوند و زمينه بروز خلاقيت خود را در كشورهاى ديگر جستوجو كنند. ضمن آنكه خبرهاى موفقيت ايرانيان در كشورهاى ديگر را كه در حوزههاى مختلف علمى منشأ خدمات انسانى هستند، گوياى ضعف در جذب و به كارگيرى اين گونه افراد است.
بهترين راه براى حل اين مشكل، ارزشگذارى تخصصى اين افراد است؛ زيرا پيشرفت و شكوفايى كشور، در گرو دانش و عمل متخصصان و افراد تحصيلكردهاى است كه هماكنون خودكفايى را در بسيارى از زمينهها، به ارمغان آوردهاند. رهبر معظم انقلاب
مىفرمايد:
«انتظار من در سال 1387، نوآورى در بخشهاى مختلف دستگاههاى گوناگون اجتماعى، اقتصادى و خدماتى كشور از جمله در ديپلماسى، حركت به سمت علم و تحقيق، گسترش فرهنگ مطلوب در ارائه خدمات به همه قشرها، به خصوص قشرهاى محروم، در آبادانى كشور است.»
... انتظارهاى مردم در سال جارى اين است كه فعاليتهايى كه در سالهاى گذشته انجام شده و كارهايى كه دولت در سالهاى اخير انجام داده،
به نتيجه و شكوفايى برسد و كام مردم از نتيجه اين فعاليتها و تلاشها شيرين شود. بنابراين امسال را سال نوآورى و شكوفايى مىنامم.
ناگفته نماند يكى از عرصههاى نوآورى، مىتواند در حج باشد. ايران اسلامى توانسته است در سالهاى اخير، با بازتعريف حج و تبيين حج ابراهيمى و به ويژه برگزارى مراسم برائت از مشركين، نگاه همه مسلمانان به مناسك حج را تا حدود زيادى تحت الشعاع قرار دهد، به نحوى كه امروزه مقوله حج از نظر كميّت و كيفيت، تعريف نوينى يافته است.
خوشبختانه، تعداد متقاضيان حضور در سرزمين وحى براى انجام عمره و تمتّع به شدت افزايش يافته و حتى نوبتهاى بيش از هيجده سال، در انتظار متقاضيان حج تمتع
و بيش از پنج سال در برابر مشتاقان حج عمره قرار دارد. از نظر سطوح مشاركت هم تعداد زيادى از جوانان در كاروانها و يا به صورت عمره دانشآموزى و دانشجويى، به سرزمين وحى عزيمت مىكنند و با كولهبارى از معنويت و ايمان، به ميهن اسلامى باز مىگردند. كاروانهاى حج نيز با تبيين
فلسفه و اسرار حج، برگزارى برنامههاى فرهنگى مناسب در حج ابراهيمى و اجراى بهينه مناسك حج، ديدگاهبسيارى از جوانان را به آثار و پىآمدهاى اين عمل عبادى دگرگون و مثبت ساختهاند. دستاندركاران حج نيز با برنامهريزى مطلوب كوشيدهاند تا تغييرات اساسى و بنيادين، براى دستيابى به انجام حج ابراهيمى را براى حجاج فراهم آورند.
كاروانهاى حج ايرانى هم با الهام از رهنمودهاى حكيمانه رهبر فرزانه انقلاب، شور و نشاط خاصى در اجراى مناسك حج به وجود آوردهاند و با برنامههايى همچون نشستهاى تخصصى با برادران اهل سنت، تبيين باورهاى شيعى در برابر موج شبهه افكنى وهابيون، ارتباط
معقول، مدبّرانه و روشنگرانه با حجاجِ ساير كشورها، ارتباط صميمانه با حجاج ايرانى ساكن كشورهاى ديگر، برگزارى باشكوه دعاهايى چون كميل و ندبه و ... و رهبرى مدبّرانه مراسم برائت از مشركين، روز به روز باعث ارتقاى كيفى و شكوفايى بيشتر مراسم حج گرديدهاند. اين همه تلاش، در راستاى تحقق
منويات رهبرى صورت گرفته است. رهبر فرزانه انقلاب، در ديدار با كارگزاران سازمان حج در تاريخ 1/ 9/ 85 فرمودند:
«يكى از كارهاى سازمان حج و بعثه مربوط به اين كار، بايد اين باشد، مردمى را كه مىخواهند مسافر حج بشوند، از پيش در اينها ظرفيت و آمادگى به وجود بياورند. البته حالا هم هست، اما اين بايد بيشتر شود، با تهيه كتاب، با برنامهريزىهاى گوناگون، با آموزش و بيان مسائلى كه احتياج دارند بدانند، چه مسائل فقهى؛ چه مسائل اجتماعى و سياسى و اخلاقى و معنوى و عبادى و عرفانى و مانند آن.»
رهبر فرزانه در رهنمودى ديگرى از دستاندركاران حج خواستند كه:
«هم نگاه به سازمان و كيفيت كارهاى سازماندهىاى كه هست و هم نوع وظايف و كارهايى كه بايد انجام بگيرد، انشاءالله، روز به روز بايستى با نگاه نو و احساس مسئوليت اين مجموعه، حج را هر دو بخش را تعالى و تكامل بخشيد و بهتر از گذشته كرد.»
همه مىدانيم اميرالحاج
ايرانى، تمام توش وتوان خويش را براى تحقق حج ابراهيمى و رهنمودهاى معظم له به كار بستهاند، حضرت آيتلله رىشهرى، نماينده محترم ولى فقيه در نشستى در تاريخ 31/ 1/ 387(ره)(سال نوآورى و شكوفايى) با دستاندركاران حج داشتهاند فرمودند:
ما در سال نوآورى به سه عنصر نياز داريم، عنصر برنامهريزى، عنصر تلاش و عنصر اخلاق كه بايد به آن توجه ويژه صورت گيرد و
راهكارهاى عملى و آسيب و موانع احتمالىِ تحقق نوآورى، مورد مطالعه قرار گرفته و به صورت كاربردى مطرح شوند.»
اينك با توجه به اين دغدغهها و رهنمودهاى حكيمانه رهبر معظم انقلاب، مىرود تا حج ابراهيمى جلوهاى ديگر پيدا كند و اين هدف متعالى ميسور نخواهد شد مگر به لطف بارى تعالى و كار بست صحيح سياستهاىمنطقى و رهنمودهاى حكيمانه رهبر كبير انقلاب، حضرت امام خمينى 4 و رهبر فرزانه انقلاب، حضرت آيتالله خامنهاى مدّظلّهالعالى.
بعون الله تعالى
كليات
مفهومشناسى و ابعاد
خلاقيت و
نوآورى
برخى از تعريفهاى مهم درباره خلاقيت عبارتند از:
تلاش براى ايجاد يك تغيير هدفدار در توان اجتماعى يا اقتصادى سازمان؛
به كارگيرى توانايىهاى ذهنى براى ايجاد يك فكر، يا مفهوم جديد؛
توانايى پرورش يا به وجود آوردن يك انگاره يا انديشه جديد در بحث مديريت، مانند به وجود آوردن يك محصول جديد؛
طى كردن راهى تازه يا پيمودن يك راه طى شده به شكلى نوين.
البته از دو منظر ديگر هم نيز مىتوان به تعريف خلاقيت پرداخت:
خلاقيت، يكى از جنبههاى اصلى انديشيدن است. تفكر، عبارت از فرآيند بازآرايى يا دگرگونى اطلاعات و نمادهاى موجود در حافظه دراز مدت است.
بر اساس اين تعريف، خلاقيت با قوه تخيل يا توانايى تصوير سازى ذهنى ارتباط مستقيم دارد. اين توانايى
عبارت است از فرآيند تشكيل تصويرهايى از پديدههاى ادارك شده در ذهن. بر اين اساس، خلاقيت عبارت است از:
فرآيند يافتن راههاى جديد، براى انجام دادن بهتر كارها؛
توانايى ارائه راه حل جديد براى حل مسائل؛
ارائه فكرها و طرحهاى نوين براى توليدات و خدمات جديد و ادامه دادن آن حتى پس از نبود آن پديدهها.
خلاقيت يعنى ارائه فكر و طرح نوين براى بهبود و افزايش كميّت يا كيفيت فعاليتهاى سازمان؛ براى مثال افزايش بهرهورى، افزايش توليدات يا خدمات، كاهش هزينهها، ارائه توليدات يا خدمات با روشى بهتر، رسيدن به توليدات يا خدمات جديد و ....
روبرت جى استرنبرگ و ليندا اى اوهارا در
بررسىهاى خود، شش عامل را در خلاقيت افراد مؤثر دانستهاند:
: داشتن دانشِ پايهاى در زمينهاى محدود و كسب تجربه و تخصص در ساليان بسيار؛
توانايى ارائه ايده خلّاق، از راه تعريف مجدد و برقرارى ارتباطات جديد در مسائل؛
افراد خلاق معمولًا
در برابر روش ارائه شده از سوى سازمان و مديريت ارشد، سبك فكرى ابداعى را برمىگزينند؛
افراد خلاق براى به فعل درآوردن ايدههاى خود برانگيخته مىشوند؛
افراد خلاق ويژگىهاى شخصيتىاى مانند؛ پىگير بودن، مقاوم بودن در برابر فشارهاى بيرونى و داخلى و نيز مقاوم بودن در برابر وسوسه همرنگِ جماعت شدن دارند؛
افراد خلاق در داخل محيطهاى، حمايتى بيشتر امكان ظهور مىيابند.
نوآورى يعنى خلاقيت آشكار شده و به مرحله عمل رسيده. به عبارت ديگر، نوآورى يعنى انديشه خلّاق تحقق يافته؛ ارائه محصول، فرآيند و
خدمات جديد به بازار؛ به كارگيرى توانايىهاى ذهنى براى ايجاد يك فكر يا مفهوم جديد.
خلاقيت، بيشتر از يك فعاليت فكرى و ذهنى است و نوآورى، بيشتر جنبه عملى دارد. در حقيقت، محصول نهايى عمل و انديشه خلّاقِ تحقق يافته، نوآورى است. نوآورى، مهارتى است كه با بسيارى
همكارىهاى ديگر همراه است. نوآورى، به دگرگونىهاى عمده در زمينه پيشرفتهاى فنى يا ارائه تازهترين مفاهيم مديريت يا شيوههاى توليد گفته مىشود. نوآورى، پديدهاى چشمگير و جنجالى است. نوآورى، پديدهاى نادر است كه تنها عدهاى خاص به آن مىرسند. به عبارتى نوآورى، خلق چيز جديدى است كه هدفى معين را دنبال و به اجرا مىرساند. بنابراين، به طور كلى نوآورى به هر گونه ايده جديد براى يك سازمان يا يك صنعت يا يك ملت يا در جهان گفته مىشود. اگرچه واژه خلاقيت با نوآورى مترادف به كار مىرود، امّا به عقيده بيشتر پژوهشگران، هر كدام از دو اصطلاح نوآورى و خلاقيت، مفهومى جداگانه دارند؛
خلاقيت، به آوردن چيزى نو به مرحله وجود اشاره دارد، درحالى كه نوآورى، برآوردن چيزى نو به مرحله استفاده دلالت دارد.
البته بين دو واژه نوآورى و تغيير نيز، تفاوتهايى وجود دارد. براى مثال تغيير مىتواند به بهبود رضايت شغلى يك فرد اطلاق شود، درحالى كه نوآورى، نتيجه و
اثرى بيش از يك فرد را در برمىگيرد و تأثير آن، وراى دپارتمان ايجاد كننده آن است. در تحقيق ديگرى تغيير، ايجاد هر چيزى است كه با گذشته تفاوت داشته باشد. اما نوآورى، ايجاد ايدههايى است كه براى سازمان، جديد است. از اين رو، تمام نوآورىها مىتوانند منعكس كننده يك تغيير باشند، در حالى كه همه تغييرها، نوآورى نيستند. تغيير، نتيجهاى از فرآيند خلاقيت و نوآورى است.
تغيير سازمانى، به عنوان اتخاذ يك فكر يا رفتار جديد، به وسيله سازمان مشخص مىشود، ولى نوآورىِ سازمان، اتخاذ يك ايده يا رفتار است كه براى نوع وضعيت، سازمان، بازار و محيط كلى سازمان جديد است.
اولين سازمانى كه اين ايده را معرفى مىكند، به عنوان نوآور در نظر گرفته مىشود و سازمانى كه كپى مىكند، يك تغيير را اتخاذ كرده است.
بر اساس اين تعريفها، خلاقيت لازمه نوآورى است. اگرچه در عمل نمىتوان اين دو را از هم متمايز ساخت، امّا مىتوان تصور كرد كه خلاقيت، بستر رشد و پيدايى نوآورىهاست.
خلاقيت، پيدايى و توليد يك انديشه و فكر نو است، در حالى كه نوآورى، عملى ساختن آن انديشه و فكر است. از خلاقيت تا نوآورى، راهى طولانى در پيش است و تا انديشهاى نو به صورت محصول يا خدمتى جديد درآيد، زمانى طولانى مىگذرد و تلاشها و كوششهاى بسيار به عمل مىآيد. گاهى ايده و انديشهاى نو از ذهن فرد مىتراود و در سالهاى بعد، آن انديشه نو به وسيله فرد ديگرى به صورت نوآورى، در محصول يا خدمت شكوفا مىشود.
خلاقيت، به قدرت ايجاد انديشههاى نو اشاره دارد و نوآورى، به معناى كاربردى ساختن آن افكار نو و تازه است.
پيش از ذكر ويژگىهاى افراد خلاق و نوآور بايد گفت كسى كه زندگى خلاق دارد، احساس توانمندى را در خودش پرورش مىدهد. با مهر و محبت، ناكامىها را مىپذيرد و نيروهايش را در راه تحقق اهدافى كه دارد، بسيج مىكند. ايام گرانبهاى عمر را به بطالت تباه نمىكند. خوب مىداند كه
بىكارى، وقت گذرانى و به فراغت پرداختن بيش از اندازه، سبب آزردگى خاطر مىشود. انسانِ خلاق، دلبسته ماديات نيست. اتومبيلهاى گران قيمت، لباسهاى فاخر و خانههاى مجلل ممكن است خوب باشند، اما براى او اصل نيستند. انسان خلاق، سعادت را در لقبها و زندگى در محلههاى مشهور و خوش آب وهوا جستوجو نمىكند. انسان خلاق، از سرگرمىهاى انفعالى فاصله مىگيرد، از انگارههاى انفعالى حذر مىكند و علاقهمند و با نشاط، در جهت هدفهايش گام برمىدارد. به قدرى محو زندگى است كه فرصتى براى خودخواهى نمىيابد و جان كلام آنكه، مشتاق و هدفگراست. احساس جوانىِ دائم دارد؛ احساسى كه همه به آن نياز دارند و
متأسفانه بيشترمردم از آن محروم هستند.
اگر چنين است، زمان برنامهريزى است، زمان ايجاد تصوير ذهنى سالمىاست كه اساس زندگى خلاق است، زمان شروع است و شروع هرگز دير نيست.
افراد خلاق يك سرى ويژگىهايى دارند كه ويژگىها را مىتوان با درجههاى متفاوت، در همه
افراد جامعه ديد.
خلاقيت بر اثر سستى و كمكارى، راكد مىماند، ولى هيچگاه از بين نمىرود. بنابراين، بايد سعى شود اين ويژگىها پرورش داده شوند تا خلاقيت، دچار ركود نشود.
افراد خلاق، از سلامت روانى برخوردارند. اين افراد قادرند فكر، انديشه و حرفهاى تازه را پشت سر هم مطرح كنند، بدون اينكه دچار ركود شوند.
بهرهمندى از ذهنى سالم، باز وگشوده، اين امكان را براى قوه خلاق فراهم مىكند تا از آنچه مىخواهد، تصوير روشنى بيافريند. سرانجام، عملى منشأ موفقيت و پيروزى است كه در وراى آن، انديشهاى سالم نهفته باشد. همانگونه كه
ورزش، عضلات را قوىتر و سالمتر مىكند، تفكر، مطالعه كتابهاى خوب و مفيد و نگارش تجربهها و افكار و منشها نيز سبب تقويت و سالمتر شدن روان و ذهن و در نهايت، موجب بارورى و شكوفايى خلاقيت مىشوند.
يعنى توانايى كنار گذاشتن چارچوبهاى ذهنى گذشته، ديدن
انديشههاى جديد، بررسى افكار نو و پذيرش مناسبترين و كارآمدترين باورها.
يعنى به پشتوانه انديشه سالم و ذهنى پويا و منعطف، در هر زمان بتوان پيشنهاد تازهاى را يافت و آن را ارائه داد. ارائه پيشنهاد جديد، نوعى از خلاقيت و نوآورى است. انسانهاى خلاق، چشمه جوشانى از پيشنهادهاى سازنده و مفيد هستند.
افرادى كه خلاقيت ندارند و تمايلى به بروز چنين امرى را از خود نشان نمى دهند، هرگز سراغ سختىها نمى روند و همواره در جستوجوى راههاى بىدغدغه و آسان هستند، به گونهاى كه معمولًا راههاى
پيموده شده را انتخاب مىكنند و علاقهاى به خطر كردن و پذيرش وظايف سنگين ندارند. اين افراد، خواهان سايبان امنيتىِ ساخته شده به دست ديگران هستند، در حالى كه افراد خلاق و مبتكر، همواره در تلاش و تكاپو هستند و به هر كور سويى رضايت نمىدهند بلكه در جستوجوى منشأ نور مىباشند.
بنابراين، پيچيدگىها را انتخاب مىكنند و به دنبال يافتن راه حلى ساده براى آنها هستند، ولى افرادى كه تمايلى به خلاقيت ندارند، به جاى پرداختن به ريشه، خود را با برگها و شاخهها سرگرم مىكنند و با رفتن به سراغ مسائل ساده خود را قانع و ارضا مىكنند.
افراد خلاق، بر خلاف افرادى كه تمايلى به خلاقيت ندارند، انسانهايى پيرو و دنبالهرو نيستند و به دنبال تكيهگاهى در عالم برون نيستند تا به او چنگ بزنند، بلكه صاحب فكر، انديشه، سكب و روشى خاصّ و ويژه هستند. آنها همواره مطيع بىچون و چراى مسئول بالاتر و افراد بانفوذ نيستند. از جمع پيروى نمىكنند، بلكه بر اساس
باورها و الگوى ذهنى خود و بر اساس منطق حاكم بر امور، استقلال رأى دارند و قضاوت مىكنند.
افراد خلاق هميشه و در هر شرايطى، ذهن و نيروى خود را بر يك موضوع ويژه متمركز مىكنند و به دنبال دستيابى به هدفى والا و بلندمرتبه هستند و با اين عمل، بر
قلّه رستگارى و موفقيت تكيه مىزنند. همانند متمركز شدن نور توسط ذرّهبين در يك نقطه و يا تمركز ليزر در يك نقطه كه حتى در فولاد هم نفوذ مىكند. اما انسانهايى كه از خلاقيت كمترى برخود دارند، اهداف و مسئوليتهاى متعددى را بر مىگزينند و در هيچ زمينهاى به طور كامل، توفيقى حاصل نمىكنند.
شايد با اندك تفكرى، مثالهايى از مديران و مسئولانى در محيط اطراف خود بيابيم كه با قبول چندين مسئوليت و تمركز نداشتن روى يك نقطه، مدير موفقى نبودهاندو يا بر عكس. پس بايد بدانيم دستيابى به اهداف، همواره در فضاى ذهنى روشن و متمركز و با ايستادگى و پشتكار ميسر مىشود.
افراد خلاق حتى اگر به درجههاى بالاى علمى برسند، در درون خود آرام و قرار ندارند و در جستوجوى دانستنىهاى بيشترى هستند. اگر راهى را كه انتخاب كردهاند به نتيجه نرسد يا پىآمد خوشايندى نداشته باشد، به جاى آنكه دست از فعاليت بردارند و افسوس بخورند،
بيشتر مىكوشند تا آن را به نتيجه مطلوب برسانند. افراد خلاق بيشتر يادگيرنده هستند تا ياددهنده و در همه حال كنجكاو.
افراد خلاق، انگيزه فراوانى براى رشد و پيشرفت و موفقيت دارند. از خودشان راضى هستند و به خود اعتماد لازم را دارند. گرچه در زندگى با مسائل و مشكلات روبرو هستند، امّا به حلّ آنها ايمان دارند. افراد خلاق از خود تنفر ندارند و از هر لحظه زندگى، لذت مىبرند.
افراد خلاق در زندگى خود احساس پوچى، بىهدفى و خلأ ندارند. بلكه احساس مىكنند به دنيا آمدهاند تا رسالتى بزرگ را به انجام برسانند، از اين رو، وقت خود را تلف
نمىكنند. افراد خلاق، زندگى را دوست دارند.
افراد خلاق به جاى آنكه زندگى را در گذشته و آينده جستوجو كنند، به حال توجه دارند و از آن لذت مىبرند. اين افراد هميشه و در همه حال، از زندگى لذت مىبرند؛ زيرا انتظار براى لذت بردن در آينده، نابخردانه است.
اين افراد به تأييد ديگران نيازى ندارند و بر عكس، بيشتر مردم كه در پى كسب افتخارات هستند، به اين مسئله كه عملكردشان به تأييد و پسند ديگران برسد و يا همه اعمال آنها تحسين شود يا خير، توجهى ندارند.
افراد خلاق، انرژى و نيروى فراوانى دارند؛ زيرا نسبت به كار خود و به طور كلى زندگى، هيجان خاصى دارند. البته توان و نيروى مافوق طبيعى ندارند، بلكه انرژى آنان، حاصل عشق به زندگى است.
افراد خلاق از يكسان بودن و تغييرناپذير بودن گريزانند. دوست دارند در زندگى تغيير و تنوّع ايجاد
كنند.
افراد خلاق، مثبت و سازنده هستند. تظاهر نمىكنند و دروغگو نيستند. واقعبين هستند و از مكر و ريا در زندگى بيزارند. هميشه نيمه پر ليوان را مىبينند و كمتر به نقاط منفى مىنگرند. آنان، به آينده اميدوارند.
افراد خلاق با مسائل و مشكلات، به درستى برخورد مىكنند، قهرمان پرست نيستند، آنقدر مشغول فعاليت و سازندگىهستند كه وقت خود را صرف سرزنشو ملامت ديگران نمىكنند. در برابر مشكلات، ناله و شكوه سر نمىدهند، بلكه به دنبل راهحل مشكل هستند. لحظات زندگى را صرف سازندگى و شكوفايى مىكنند و مشكلات را از طريق عقل و منطق حل مىكنند.
عوامل و موانع را مىتوان به دو دسته كلى «فردى»(درونى) و «محيطى»(بيرونى) تقسيم كرد. منظور از موانع درونى، عواملى است كه به ويژگىهاى شخصى فرد مربوط
مىشود و موانع محيطى، به موقعيتهايى اطلاق مىشود كه فرد در رابطه با ديگران دارد.
اگر فرد در حل مسائل، روشى را انتخاب كند كه فقط در يك چارچوب خاصى قرار گيرد و هميشه بخواهد طبق آن الگو مشكلات را حل كند، به آن عادت مىكند و بدون تفكر و تعمق، به حل مسائل
مىپردازد. بنابراين فكر را محدود مىكند و به خلاقيت، كه لازمه اش تفكر و تعقل است، نخواهد رسيد.
با توجه به اين واقعيت كه چنانچه نتايج به دست آمده از اعمال انسانها موفقيتآميز باشد، انسان تشويق و در غير اين صورت، با تنبيه و توبيخ روبهرو مىشود، انسانها به دنبالانجام امورى هستند كه همراه با موفقيت باشد. از اين رو، از ريسك كردن- كه لازمه خلاقيت است- دورى مىكنند كه مانع خلاقيت و آزمايش راههاى گوناگون است.
يكى ديگر از موانع خلاقيت اين است كه افراد، در چارچوب و قالب مشخصى فكر و عمل مىكنند و به جنبههاى مختلف، توجه
ندارند كه اين مسئله، سبب محدوديت فكرى مىشود. همچنين برخى مواقع، تعصّب و پيشداورى، مانع ارزيابى صحيح مىشود.
در برخى مواقع، افراد از توانايى و استعداد بالايى برخوردارند، اما جرأت، شهامت و اعتماد به خود ندارند و چون فكر مىكنند نظر آنها اشتباه است، و حتى از بيان آن خوددارى مىكنند! اين نگرش
سبب مىشود خود را باور نكنند و كمكم احساس خودكمبينى، حقارت و كمرويى مىنمايد. پس نداشتن اعتماد به خويشتن، مانعى براى ابراز خلاقيت است.
انسانها در بسيارى موارد، از امور و موقعيتهايى كه پيچيده و مبهماند، دورى مىكنند و به دنبال روشها و راه حلهاى مطمئن و بدون دردسر هستند. ابهام و اشكال در امور را نمىپسندند و نمىخواهند ذهن خود را مغشوش سازند. در حالى كه توجه به موقعيتهاى مبهم و پيچيده، از ويژگىهاى انسانهاى خلاق است.
در بسيارى از موارد، آداب و رسوم و سنن اجتماعى، افراد را مجبور مىسازد كه طبق الگو
وخواستههاى فكرى و رفتارى جامعه خود عمل كنند و به غير از آن فكر نكنند. اين جبر اجتماعى و ايجاد محدوديت و سنّتپرستى كه برخى مواقع حتى با انحراف همراه است، تعصّب خاصى را ايجاد مىكند كه مانع خلاقيت است و جلوى ايجاد الگوى تازه را مىگيرد.
در برخى موارد، افراد از اينكه با ديگران
متفاوت باشند، مىهراسند. از اين رو، رأى و عقيده خود را با ديگران هماهنگ مىكنند و راهى را برمىگزينند كه ديگران در آن مسير باشند. اين عامل سبب مىشود آنان در چارچوبى عمل كنند كه ديگران عمل كردهاند. بنابراين، جلوى ابتكار و خلاقيت- كه لازمه آن پاسخهاى غير معمول است- گرفته مىشود.
گرچه رعايت قوانين و مقررات براى هر فرد واجب است تا نظم در جامعه حكمفرما باشد، امّا نداشتن انعطاف در قوانين، مانع رشد تفكر خلاق است. براى مثال، قوانين آموزشى در تعليم و تربيت، بدون توجه به تفاوتهاى فردى، مانعى براى بروز خلاقيت دانشآموزن است.
برخى مواقع،
فعاليتهاى يكنواخت در شغل و حرفه سبب مىشود كه فرد به آن فكر نكند و از روى عادت و به صورت مكانيكى و بدون تعمق و تفكر، به امور زندگانى بپردازد. افزون بر آن، خستگى و كمبود وقت، اجازه فكر كردن را به فرد نمىدهد. بنابراين، خلاقيت- كه از ويژگىهاى آن يكنواخت نبودن زندگى است- رعايت نشده و مسئوليتهاى ادارى و شغلى،
جلوى خلاقيت فرد را مىگيرد.
امور خلاق چون جنبه نوآورى دارد و تازه و جديد است، امكان دارد در ابتداى امر، مورد توجه اجتماع قرار نگيرد و افرادى كه از تحقير و سرزش ترس داشته باشند، و دست از تفكر خلاق بردارند. تاريخ جهان بشر، چه بسيار دانشمندانى را به خود ديده است كه با وجود تمسخر، تحقير و توهين از پاى ننشسته و راه موفقيت و دستيابى به هدف را تجربه كردهاند.
انسان، تنها موجودى است كه به علت بهرهمندى از عقل، قدرت انديشيدن، استنتاج، كشف و نوآورى، مىتواند براى شناخت خود، جهان، جامعه و برقرارى روابط با
آنها بكوشد و موفقيتهايى به دست آورد. از سوى ديگر لازمه چيرگى بر دشمن، آراستگى به نيروى علم، تفكّر، تدّبر و محاسبه است.
جامعهاى كه به فرهنگ علمى و پشتيبانىِ حاكميت از علم و پژوهش مجّهز باشد، زمينههاى رشد و بهبود و پيشرفت در وضع موجود را دارد و در صورتى كه با ايمان به خدا و ارزشهاى الهى
پيوند داشته باشد، مىتواند در جهت انسانى و ارزشهاى متعالى و افزايش روند كيفى زندگى حركت كند.
لازمه هرگونه توسعه و پيشرفتى، دگرگونى در باورها، فرهنگى عمومى و معيارهاى مبتنى بر توليد علم و نظريه پردازى است. جنبش نرمافزارى در واقع حاصل رواج تفكر علممدارى، شايستهسالارى و حاكميت قانون و ارزشهاست. از اين رو، عقلانيت، برنامهريزى و نظم و امنيت، از لوازم تحقق چنين حركتى به شمار مىروند.
نظام آموزشى و محتواى درسها، جهتگيرىها و سياستهاى ادارى و فرهنگ عمومى، بالاترين و مهمترين اثرگذارى و اثرپذيرى را بر جريان توليد علم و جايگاه عالم و پژوهشگر و در نتيجه،
دگرگونىهاى مثبت يا منفى جامعه و حكومت دارند. از اين رو، شناخت جنبههاى مثبت و منفى و چگونگى برخورد و اصلاح نظام آموزشى، امرى ناگزير است. در جهان آفرينش، انسان موجودى منحصر به فرد است كه از جمله ويژگىهاى او كمالجويى، برترىطلبى و رشد و پويايى است.
بنابراين، براى حركت در
مسير خواسته ذاتى، طبيعى و فطرى خود، بهرهگيرى از عقل، انديشه، خردورزى و تدّبر را ضرورى و بهرهگيرى از علم، آگاهى و پژوهش را لازمه اين حركت و نوآورى، كشف و اختراع را نتيجه آن مىداند. ضمن آنكه رشد و پيشرفت در وضع كنونى خود را هدف قرار داده است.
از ويژگىهاى جهانبينى اسلام، واقعبينى و درك قوانين حاكم بر جهان و جوامع است. از اين رو، «علم مدار»، «عقلگرا» و دوستدارِ «تفكر بنياد» و دشمن «تحجّر»، «تبعيت كوركورانه» و «تصلّب در شكل و قالبها» است.
با مطالعه تاريخ تمدنها و ظهور و افول آنها مشخص مىشود كه دو عامل، بيش از عوامل ديگر، تعيينكننده وسرنوشتساز بوده است. نخست،
موقعيت و ارزش علم، عالم، تعليم و پژوهش و در نتيجه، نوآورى، ابداع و سرانجام قدرت ناشى از آن است و عامل دوم كه بىارتباط با آن نيست، ايمان، اخلاق و جهان بينى حاكم است. پس دو بال علم وايمان، در دراز مدت تعيين كننده وضع و چگونگى حركت صعودى يا نزولى تمدنها، دولتها، انقلابها و نظام سياسى- اجتماعى بوده است.
هيچ تحول مثبت، سازنده و بنيادى در جهت رشد و كمال انسان(تأكيد بر رشد و كمال نه توسعه به معناى متعارف كه نيازمند پژوهش مستقل است) شكل نمىگيرد و ريشهدار نمىشود، مگر اينكه جريان عمومى و ارزشگذارى فردى و اجتماعى، برنامهريزىها، قانونگذارىها وسياستگذارى، بر مبناى علم و تحقيق و با تكيه بر نوآورىها، توليد علم و يافتههاى جديد باشد.
امام خمينى/ در وصيت نامه سياسى- الهى خود در اين زمينه چنين مىگويد:
... بدانيد مادام كه در احتياجات صنايع پيشرفته، دست خود را پيش ديگران دراز كنيد و به دريوزگى عمر را بگذرانيد، قدرت ابتكار و پيشرفت در اختراعات در شما شكوفا نخواهد شد و به خوبى و عينيت ديديد كه در اين مدت كوتاه، پس از تحريم اقتصادى، همانها كه از ساختن هر چيز خود را عاجز مىديدند و از راه
انداختن كارخانهها آنان را مأيوس مىنمودند، افكار خود را به كار بستند و بسيارى از احتياجات ارتش و كارخانهها را خود رفع نمودند و اين جنگ و تحريم اقتصادى و اخراج كارشناسان خارجى، تحفهاى الهى بود كه ما از آن غافل بوديم. اكنون اگر دولت و ارتش كالاهاى جهانخواران را خود تحريم كنند و به كوشش و سعى در راه ابتكار بيفزايند، اميد است كه كشور خودكفا شود و از دريوزگىِ دشمن نجات يابد.
كسانى كه با متون دينى مسلمانان آشنا باشند، بدون شك به توجه اسلام به تحصيل و تعليم دانش و گسترش علم پى مىبرند و آنان كه با تاريخ علم در جهان آشنا هستند، مىدانند نقش دانشمندان مسلمان در توليد علم، تا چه اندازه برجسته بوده است.
در اينكه مسلمانان در روزگاران گذشته در پيدايش، گسترش وتوليد علم نقش داشتهاند شكى نيست، ولى اين پرسش مطرح است كه آيا امروز نيز ضرورت دارد مسلمانان در اين ميدان فعاّل شوند يا نه؟ و آيا نمىتوان تنها به استفاده از دستآورد ديگران در اين زمينهها بسنده كرد؟ در پاسخ به اين پرسش بايد گفت: در جهان كنونى به
دليل بيدارى مسلمانان در قرن اخير به واسطه انقلاب اسلامى ايران، نمىتوانيم نظارهگر صرف پيشرفت علم باشيم واز دستآوردهاى علمى ديگران استفاده كنيم، بلكه بايد خودمان با جدّيت فراوان، وارد اين ميدان شويم و همانگونه كه پرچمدارى حديث بيدارى مسلمانان را در اختيار داريم، پرچمدارى
توليد علم را دستكم در دنياى اسلام در اختيار داشته باشيم.
ديدگاههاى نوين امام(ره) و مقام معظم معظّم رهبرى به مقوله حج
پيروزى انقلاب اسلامى، باعث تجديد مجد و عظمت امت و بازگشت به هويّت اصيل اسلامى و انديشه ناب محمدى گرديد. يكى از آثار انقلاب، احيا و تعظيم شعائر الهى در سطح جوامع اسلامى و تمام دنيا بود.
در كنار احياى مساجد، نمازهاى جمعه و جماعت، احياى ارزشهاى دينى، حج نيز آنگونه كه ابراهيم خليل الرحمان بنيادش را نهاد و پيامبر عظيمالشأن اسلام اعتلايش بخشيد، پس از قرنها غربت، حيات تازه گرفت و
كانونى براى تجمّع پيروان دين حنيف و مناديان توحيد و مركز برائت از تمامى مظاهر شرك و استكبار گرديد و اين همه، مديون مجاهدتهاى طاقتفرساى خمينى كبير، معمار تجديد حيات اسلام واقعى و منادى وحدت امت اسلامى بود. او در طول حيات خويش كوشيد تا پيرايهها و زنگارهايى كه بر اثر تلاش مشترك دشمنان دين و متحجّرين و دين به دنيا
فروشان بر جوهره مفاهيم و مناسك اسلامى نشسته بود، بزدايد و اسلام ناب و پاك را آن گونه كه پيامبر اكرم(ص) ترسيم كرده بود، به نسل تشنه عدالت و حقيقت عرضه نمايد.
بدون ترديد يكى از با اهميتترين دستآوردها و نوآورىهاى حضرت امام، احياى حج ابراهيمى بود. هر چند دشمن نيز از پاى ننشست و تمامى ابزار و امكانات خويش را تحت لواى اسلام امريكايى بسيج كرد تا از ابلاغ پيام حركتزا و حيات آفرين امام خمينى جلوگيرى كندكه نقطهبارز اين تقابل، در حج خونين 1366 ش اتفاق افتاد.
مهمترين نوآورى و نگرشهاى حضرت امام/ و رهبر فرزانه
انقلاب را نسبت به مقوله حج، مىتوان در موارد زير دنبال كرد:
الف: نگاه نو به بُعد معنوى حج
ايشان در پيامى خطاب به مسلمانان، به مناسبت برگزارى كنگره عظيم عبادى- سياسى حج و عيد سعيد قربان، در تاريخ 7/ 6/ 363(ره) فرمودند:
مراتب معنوى حج كه سرمايه حيات جاودانه
است و انسان را به افق توحيد و تنزيه نزديك مىنمايد، حاصل نخواهد شد، مگر آن كه دستورات عبادى حج به طور صحيح و شايسته و مو به مو عمل شود و حجاج محترم و روحانيون معظم كاروانها، تمام همّ خود را صرف تعليم و تعلّم مناسك حج كنند ...(اصولًا) بُعد سياسى و اجتماعى آن [حج] حاصل نمىگردد، مگر آن كه بُعد معنوى و الهى آن، جامه عمل پوشد. (1)امام امت به همه حجاج توصيه مىنمايد كه با منظر جديدى به سفر روحانى حج بنگرند و اين سفر روحانى را از اين دريچه ببينند كه:
سفر حج، سفر كسب نيست، سفر تحصيل دنيا نيست، سفر الى الله است. شما داريد به طرف خانه خدا مىرويد. تمام امورى كه داريد انجام مىدهيد، به طور الهيت بايد انجام بدهيد. سفرتان از اينجا كه شروع مىشود، «وفد» الى الله است. سفر به سوى خداى تبارك و تعالى است. (2)
چه بسيار افرادى كه در زمان پيش از انقلاب، تشّرف به حج را به عنوان خودنمايى و چشم و همچشمى ارزيابى مىكردند. امام امت با علت به اين ديدگاه به بازگشت به معنويت و خلوص نيت تأكيد ورزيدند و فرمودند:
از مهمات در همه عبادات، اخلاص در عمل است كه اگر خداى نخواسته كسى عملى را براى خودنمايى و عرضه به ديگران انجام دهد و
خوبى عملش را به رخ ديگران بكشد، عمل او باطل است حجّاج محترم مواظب باشند كه رضاى غير خداوند را در اعمال خود شركت ندهند. (1)رهبر فرزانه انقلاب، حضرت آيتالله خامنهاى نيز در سال 1372، در ديدار با مسئولان و كارگزاران حج، همچون معمار كبير انقلاب، همين مسئله را مورد تأكيد قرار داده و فرمودند:
اگر كار براى خدا و به قصد انجام تكليف و كسب مرضات الهى شد، خداوند به آن بركت مىدهد، اثر مىدهد، جذابيت مىدهد و دلها را به طرف آن جلب مىكند ... نگاه كنيد در همه اين كارها، آن مرد الهى و معنوى، نيتاش نيت خدايى بود، خدا هم بركت داد. تبديل حج از يك عمل نيمه تجارى، نيمه سياحتى- تفنّنى، به يك حركت عظيم اسلامى با ابعاد جهانى، كار كوچكى نبود. اين كار با برنامهريزىهاى سياسى و دنيايى و اين چيزها قابل تحقق نبود. اين را خدا كرد و آن هم به خاطر نيت خالص آن مرد
1) صحيفه نور، ج 19، ص 199.
بزرگ بود، ما هم بايد اين را ياد بگيريم و در كارهايمان نيتها را خدايى كنيم. (1)رهبر فرزانه انقلاب معتقدند كه همه منابع در حج لحاظ شده، از اين رو در ديدار با كارگزاران و مسئولان حج مىفرمايد:
فريضه حج يك گنجينه عظيم، يك ذخيره تمام
1) بيانات رهبرى در ديدار با مسئولان و كارگزاران حج، 8/ 2/ 1372.
نشدنى و يك سرچشمه هميشه فياّض براى مسلمين است. در حج، هم دنيا براى مسلمانان است و هم آخرت، هم تربيت فردى و تهذيب نفسانى است و هم تربيت اجتماعى و سياسى، علاوه بر اين احساس اخوت هست، احساس وحدت و يگانگى هست، نظم و ترتيب هست، نشان دادن عظمت اسلام به غير مسلمين و تقويت روحيه مسلمين به خاطر مشاهده عظمت اسلامى هم هست. نهايتاً اين كه حج مجمعى براى متحد كردن آرا و دلها در زمينههاى گوناگون است. همه چيز در اين مجموعه ملاحظه شده است. آنجا كه قرآن كريم به منافع اشاره مىكند و مىفرمايد: يَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ (1)مقصودش فقط منفعت معنوى نيست، فقط مسأله شخصى نيست، فقط جنبه روحى و روانى يا جنبه عبادى نيست و يا فقط جنبه دنيايى و تجارت نيست بلكه همه چيز است. سياست است، اقتصاد است، معنويت است، روحيه فردى است، روحيه جمعى است و اقتدار جهانى است. (2)ب: نگاه نو به فلسفه و اعمال حج
امام خمينى/، رهبر كبير انقلاب
اسلامى، درباره فلسفه اعمال حج، نظريهاى جديد ارايه داده و مىفرمايد:
گردش به دور خانه خدا، نشان دهنده اين است كه به غير از خدا، گِرد ديگرى نگرديد و رجم عقبات، رجم شياطين انس و جن است (1)... در لبّيك لبّيك، نه بر همه بتها گوييد و فرياد «لا» بر همه طاغوتها و طاغوتچهها كشيد و در طواف حرم خدا كه نشانه عشق به حق است، دل را از ديگران تهى كنيد. و جان را از خوف غير حق پاك سازيد و به موازات عشق به حق،
1) رهبر معظم انقلاب، 16/ 12/ 1375.
از بتهاى بزرگ و كوچك و طاغوتها و وابستگان شان برائت جوييد كه خداى تعالى و دوستان او از آنان برائت جستند و همه آزادگان جهان از آنان برى هستند. (1)حضرت آيتالله خامنهاى نيز كه درسآموز مكتب خمينى بزرگ است، چو ايشان به فلسفه حج مىنگرد و مىفرمايد:
حج مىتواند روح توحيد را در دلها زنده كند، تكه پارههاى امت بزرگ اسلامى را به هم وصل كند، عظمت مسلمين را به آنان برگرداند و آنان را از حقارت و احساس ذلّتى كه بر ايشان تحميل كردهاند، نجات دهد. حج مىتواند دردهاى مسلمين را به علاج نزديك كند و بزرگترين درد آنان را كه سلطه فرهنگى و اقتصادى و سياسى كفر و استكبار است، درمان نمايد. حج مىتواند دلبستگىهاى اسارتآفرين را از دلها بشويد و در مقابل، ارتباط خدا و بندگان خدا را در فرد و جمع مسلمانان تقويت نمايد. (2)ج: توجه به قرآن و انس با آن در حج
قرآن كتاب زندگى و سرشار از معنويت و نورانيت است. حضرت امام/ در نگرشى نوين به كتاب آسمانى، حجاج را به انس با اين صحيفه آسمانى در طول حج فرا مىخواند و مىفرمايد:
به زائران محترم تذكر مىدهم كه در اين مواقف معظّمه و در طول سفر به مكه مكرمه و مدينه منوره، از انس با قرآن كريم- اين صحيفه الهى
و كتاب هدايت- غفلت نورزند ... (1)خداى نخواسته مباد كه مهجور شود و گرچه ابعاد مختلفه آن و در هر بُعد، مراحل و مراتب آن از دسترس بشر عادى دور است، لكن به اندازه علم و معرفت و استعدادهاى اهل معرفت و تحقيق در رشتههاى مختلف، به بيانها و زبانهاى متفاوت نزديك به فهم، از اين خزينه لايتناهاى عرفان الهى و بحر مواّج كشف محمدى(ص) بهرههايى بردارند و به ديگران بدهند ... (2)بايد بدانيم حكمت آن كه اين كتاب جاويد ابدى كه براى راهنمايى بشر به هر رنگ و مليت و در هر قطب و قطر، تا قيام ساعت نازل گرديده است آن است كه مسائل مهم و حياتى را چه در معنويات و چه در نظام ملكى زنده نگه دارد و بفهماند كه مسائل كتاب براى يك عصر و يك ناحيه نيست و گمان نشود قصد ابراهيم و موسى و محمد عليهمو على آلهم السلام مخصوص به زمان خاصى است. (3)چه زيباست پيروى رهبر فرزانه از مراد و راهنماى خود كه در توصيهاى حكيمانه، راه خمينى كبير را
به حجاج ياد آور شده و مىفرمايد:
مىتوان با برنامهريزى حج سنّت ختم قرآن در حج را احيا كرد و علاوه بر برگزارى مراسم بسيار مهم و ارزشمند دعاى كميل، قرآن را محور فعاليتها و اقدامات فرهنگى- سياسى قرار داد و فضاى حج را فضايى كاملًا قرآنى و معنوى ساخت. (1)حج و تحكيم وحدت بين مسلمانان
حضرت امام/ چاره مسلمانان
1) پيام رهبرى به كارگزاران حج، 5/ 12/ 82.
را در وحدت و همدلى مىديد و به روشنى دريافته بود كه هرگونه تفرق و تشتت، باعث سلطه بيگانگان بر مسلمانان مىشود. از اين رو شاخصههاى مهم حج ابراهيمى را وحدت اسلامى دانسته و فرمودند:
حج، بهترين ميعادگاه معارفه ملتهاى اسلامى است كه مسلمانان با برادران و خواهران دينى و اسلامى خود از سراسر جهان آشنا مىشوند و در آن خانهاى كه متعلّق به تمام جوامع اسلامى و پيروان ابراهيم حنيف است، گرد هم مىآيند و با كنارگذاردن تشخّصها و رنگها و مليتها و نژادها، به سرزمين و خانه اولّين خود رجعت مىكنند و با مراعات اخلاق كريمه اسلامى و اجتناب از مجادلات و تجمّلات، صفاى اخوت اسلامى و دورنماى تشكّل امت محمدى(ص) را در سراسر جهان به نمايش مىگذارند. (1)حضرت امام در سخنى ديگر مىفرمايد:
بايد بدانند كه يكى از فلسفههاى مهم اجتماعى عظيم، از سراسر جهان در اين مقام مقدس
1) صحيفه امام، ج 20، ص 344.
و مهبط وحى، به هم پيوستن مسلمانان جهان و تحكيم وحدت بين پيروان پيامبر اسلام و پيروان قرآن كريم در مقابل طاغوتهاى جهان است ... (1)زائران محترم كه در جوار خانه خدا و محل رحمت او هستند، با همه بندگان خدا با رفق و مروت و اخوّت اسلامى رفتار نمايند و همه را بدون در نظر گرفتن رنگ و زبان و منطقه و محيط، از خود بدانند و همه با هم، يك واحده و ملت واحد قرآنى باشند تا بر دشمنان اسلام و انسانيت چيره
1) صحيفه امام، ج 19، ص 340.
شوند. (1)حضرت امام از خطبا، روحانيون و سياستگزاران حج مىخواهند كه براى دستيابى به وحدت اسلامى، در موسم حج تلاش كنند و در رهنمودى از آنان مىخواهند:
از جمله وظايف در اين اجتماع عظيم، دعوت مردم و جوامع اسلامى به وحدت كلمه و رفع اختلافات بين طبقات مسلمين است كه خطبا و گويندگان و نويسندگان در اين امر حياتى اقدام نمايند و كوشش كنند در بوجود آوردن جبهه مستضعفين كه با وحدت جبهه و وحدت كلمه و شعار لا اله الا الله از تحت اسارتِ قدرتهاى شيطانىِ اجانب و استعمارگران و استثمارگران بيرون آيند و با اخوّت اسلامى بر مشكلات غلبه پيدا كنند. (2)حضرت امام هرگونه تفرقهاى را از سوى دشمنان اسلام مىدانند و براى هوشيارى امّت اسلامى همگان را به وحدت و برادرى توصيه مىكند:
هان! اى مسلمانان قدرتمند! به خود آييد و خود را بشناسيد و به عالم بشناسانيد و اختلافات فرقهاى و منطقهاى را، كه به دست قدرتهاى جهانخوار و عمّال فاسد آنها براى غارت شما و پايمال كردن شرف انسانى و اسلامى شما بار آمده، به حكم خداى تعالى و قرآن مجيد به دور افكنيد ... (1)اى مسلمانان جهان! و اى پيروان مكتب توحيد! رمز تمام گرفتارىهاى كشورهاى اسلامى، اختلاف كلمه و عدم هماهنگى است و
1) صحيفه امام، ج 19، ص 336.
رمز پيروزى، وحدت كلمه و ايجاد هماهنگى است كه خداوند تعالى در يك جمله بيان فرموده:(وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا) اعتصام به حبل الله بيان هماهنگى جميع مسلمين است همه براى اسلام و به سوى اسلام و براى مصالح مسلمين و گريز از تفرقه و جدايى و گروهگرايى كه اساس همه بدبختىها و عقبافتادگىهاست. (1)رهبر معظم انقلاب اسلامى نيز نقش حج در تحكيم وحدت اسلامى را بسيار مهم و اساسى مىشمارند و در جاىجاى پيام خود به حجاج و كارگزاران حج بر اين امر تأكيد مىنمايند:
در حالى كه مراكز استكبار جهانى، تمام تلاش خود را براى مقابله با ايمان، حركت و وحدت اسلامى متمركز كردهاند. موسم حج، فرصت بزرگى براى مسلمانان است تا با استفاده از اين نعمت الهى، نيروى عظيم و معنوى خود را به ميدان بياورند و نشان دهند كه قدرت امت اسلامى، بايد در معادلات جهانى مورد محاسبه قرار گيرد.(6/ 10/ 82)
1) از پيام امام خمينى)(به حجاج 7/ 7/ 58؛ صحيفه نور، ج 9، ص 226.
نماينده ولىّ فقيه و سرپرست حجاج ايرانى نيز براى تحقّق وحدت اسلامى گاهى به نشستهاى مختلف با مذاهب در موسم حج پرداخته و در گزارشى به ولىّ فقيه فرمودند:
همايش بينالمللى با شركت زائران كشورهاى مختلف برگزار شد و مباحث علمى خوبى با انديشمندان اهل سنت رهبر انقلاب صورت گرفت.(5/ 12/ 82 رىشهرى)
رهبر انقلاب از اينكه حجاج
كشورهاى مسلمان، كمو بيش در كنار هم در مراسم برائت از مشركين مشاركت دارند، احساس رضايت نموده و مىفرمايد:
حجاج بيتالله الحرام اكنون حج را فريضهاى عبادى- سياسى مىدانند كه حضور گسترده مسلمانان از نژادها و مذاهب مختلف در مراسم برائت از مشركان، نشانه آن است.(25/ 10/ 86 رهبرى)
حضرت آيتالله خامنهاى، دست اجانب را در ايام حج براى ايجاد تفرقه و تشتت گوشزد نموده و همدلى و وحدت اسلامى را چارهساز مىدانند:
در حج، فرصت خوبى براى استكبار و آمريكاست، تا شيعه را از سنى و سنى را از شيعه عصبانى كنند، آن را وادار كنند به مقدساتِ اين اهانت كند، اين را وادار كنند به مقدسات و محبوبات او اهانت كند؛ بايد هوشيار بود.(30/ 9/ 83 رهبرى)
فرصت حج را براى روشنگرى در اين زمينهها و اعلام برائت از استكبار وآمريكا نبايد از دست داد. دنياى اسلام بايد بداند كه با چه قضايايى
مواجه است. اينها براى دنياى اسلام بايد وسيله نشاط و حركت شود. در تبليغاتِ آنها اين طور وانمود مىشود كه ديگر فايدهاى ندارد. استكبار تسلّط پيدا مىكند و نمىشود كارى كرد، مشت است و درفش، واقع قضيه اين نيست، واقع قضيه اين است كه امت اسلامى يك موجود زنده و توانمند است. آن جايى كه بخواهد و اراده و اقدام كند نه قدرت آمريكا و نه بالاتر از آمريكا، هيچ تدبير و كارى عليه او نمىتوانند بكنند.(30/ 9/ 83 رهبرى)
حج يك فريضه پر ظرفيتى است كه اگر درست عمل شود و آنچنان كه شارع مقدس خواسته است در هر دوره و زمانى متناسب با آن زمان به شكل شايستهاى انجام بگيرد، تأثيرات آن علاوه بر تأثيرات فردى و ملى، تأثيرات بينالمللى خواهد بود. كدام واجب ديگرى اين گونه است؟ و اين عمل و فريضه، هم دل و روح و باطن حجگزار را تصفيه و نورانى مد و به خدا نزديك مىكند، با استغفار و تضّرع و مناجات الهى آشنا و معنوى مىكند، هم مسائل يك ملت اثر مىگذارد، چون بخشى از مردم يك ملت وقتى در يك جهت خاص، با يك هدف مشخص به سفرى رفتند و برگشتند، همگرايى آنها قهراً بيشتر مىشود و سطح معنويت و اخلاق ملى بالا مىرود و هم علاوه بر اينها بينالمللى است، چون ملتها با اشتراكاتى كه دارند، فارقها و تفاوتهايى هم با هم دارند كه آنها را از هم جدا مىكند و احياناً انگيزههاى خصمانهاى نسبت به يكديگر در آنها به وجود مىآورد. «حج» موجب مىشود كه اين فارقها كمرنگ شود و آن جهات اشتراك و اتحاد بين ملتهاى گوناگون برقرار گردد. بنابراين ما هيچ واجبى را با اين ابعاد گسترده و عظيم نداريم.(1/ 9/ 85)
ايشان در سخنى ديگر، براى خنثىسازى توطئه دشمنان در
صفوف متحد مسلمانان، در رهنمودى حكيمانه مىفرمايد:
حج بايد آئينه اتحاد باشد نه آئينه اختلاف، اگر قرار باشد ما همه يك جا جمع بشويم تا در آنجا يكى به يكى بگويد تو بدى آن ديگرى بگويد تو بدترى، اين چه جمع شدنى است؟ اگر اختلافى هم وجود دارد، جاى بروزش آنجايى نيست كه خداى متعال فرموده است: جمع بشويد تا(لِيَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ) كه منافع خودشان را در آنجا به دست بياورند! بعضىها- حالا نگاه خوش بينانه هميناست كه بگوييم كج سليقگى است و الّا اگر به چشم بدبينانه نگاه كنيم،
حرفهاى ديگر هم مىشود زد- حج را جايى قرار مىدهند براى دندان نشان دادن و لج كردن و چهره در هم كردن نسبت به اختلافات فرقهاى و طائفى، شيعه و سنى را آنجا مقابل هم قرار دادن، چقدر بايد به ما بگويند تا باور كنيم كه امروز بيش از گذشته، اختلافات شيعه و سنى يكى از محورهاى اساسى است كه دشمنان اسلام دارند رويش سرمايهگذارى مىكنند، حاضرند پولهاى كلان خرج كنند كه شيعه را عليه سنى و سنى را عليه شيعه تحريك كنند.(1/ 9/ 85 رهبرى)
رهبر فرزانه و حكيم انقلاب سال 386(ره) را سال اتحاد ملى و انسجام اسلامى نامگذارى و در پيام به حجاج بيتالله الحرام اعلام مىدارند:
حج در امسال كه اعلان شد سال انسجام اسلامى است، يك رنگ و روى تازهاى پيدا مىكند. هميشه هنگام انسجام است و امت اسلام بايد دنبال اتحاد باشد اما تعيين امسال با عنوان انسجام اسلامى، مثل قلهاى است در يك رشته كوه؛ علت هم واضح است چون سياست دشمنان اسلام و مسلمين بر تفرقه قرار گرفته است. مىخواهند بين مسلمانها ايجاد اختلاف
كنند اين براى آنها از هر جنگ نظامى، از هر حركت سياسى و از هر چالش اقتصادى با صرفهتر است. متأسفانه زمينهها هم فراهم شده است. مقدارش مربوط به تاريخ است، مقدارى هم مربوط به جهالتهاى ما در همين دوران خودماست.
حالا غير از اختلاف اقوام مختلف و ملتهاى مختلف، اختلاف مذاهب شيعه و سنى- كه اگر مسئله شيعه و سنى نبود، مىرفتند سراغ مذاهب درونِ هر يك از اين دو فرقه، بين آن فِرق خاص و نحلههاى خاص تسنن يا تشيع و آنها را آتشافروزى مىكردند كه حالا به آنها فعلًا
كار ندارند چون خود مسئله شيعه و سنى، وسيله خوبى است براى ايجاد اختلاف بين آنها، اين را ما در همه جا داريم مىبينيم، در دنياى اسلام اهتمام آنها را مىبينيم. البته موفق نشدند خدا را شكر. خواستند بعد از تشكيل دولت اسلامى در يك كشور شيعى، اين جور وانمود كنند كه اختلاف بين فرق اسلامى و برادران مسلمان تشديد شده است، لكن موفق نشدند. علت هم اين بود كه دولت اسلامى، اسلامى برخورد كرد. ما در دنياى اسلام بيشترين دلسوزى براى برادران خودمان در فلسطين كرديم كه از برادران اهلسنت مايند. در فلسطين كه شيعهاى وجود ندارد؛ تقريباً بيشترين پشتيبانى را از اتحاد شيعه و سنى در عراق ما كرديم، در داخل كشور خودمان برادران شيعه و سنى در هر نقطهاى كه هستند، با الفت و مهربانى و تفاهم رفتار مىكنند.
دولت اسلامى و جمهورى اسلامى نگذاشت كه استكبار بتواند به اهداف خود دست پيدا كند ولى آنها دارند تلاش مىكنند، متأسفانه يك جاهايى هم مىبينيم كه به حادثه آفرينهايى هم منتهى مىكنند، هوشيار باشيد.(23/ 8/ 86 رهبرى)
من توصيه مؤكد مىكنم در همه مراسم حج، مسئله انسجام اسلامى و باطل كردن كيد دشمن را مورد توجه قرار بدهيد. البته دولتها بايد احساس مسئوليت كنند، دولت ميزبان در كشور
عربستان بايد احساس مسئوليت كند. البته مسئولين آن دولت، حرفشان، اظهارشان شبيه همين چيزى است كه ما از آنها توقع داريم، لكن بايد عملى شود و در ميدان عمل، در صحنه عمل، بايد معلوم شود كه به دنبال انگيزههاى اختلاف نيستند و صاحبان اين انگيزهها را هم تقويت نمىكنند، بلكه جلوگيرى مىكنند. اين بايد در عمل اثبات بشود. اين يك نكته است كه نكته ايجاد الفت و اتحاد است.(23/ 8/ 86 رهبرى)
رهبر انقلاب از اينكه جهان
اسلام با اين همه پتانسيل و قدرت سرشار خود چون يد واحده عمل نمىكند و دشمن از اين جدايى به غايت بهرهبردارى مىكند، اظهار تأسف نموده و جهان اسلام را به نزديكى و قرابت بيشتر فرا مىخوانند:
آنها نبايد هويت عظيم و پرقدرت امت اسلامى را كه مىتواند گرهگشاى بسيارى از مشكلات باشد، از ياد ببرند. در مسائل جهان اسلام، شاخص تعيين كننده در تصميمگيرىها مصالح امت اسلامى و حفظ اقتدار آن باشد. امروز خروج اشغالگران از عراق و تثبيت حاكميت ملى در آن كشور، بيرون رفتن نظاميان بيگانه از افغانستان و تاكيد بر اسلاميت و استقلال آن كشور، كمك به ملت مظلوم فلسطين و تقويت مادى و معنوى كسانى كه به دفاع از جان و مال وعزّت و استقلال خود در برابر غاصبان برخاستهاند، ترويج شعائر دينى و ايمان مذهبى در همه جاى دنياى اسلام، نزديك شدن روزافزون دولتهاى مسلمان به يكديگر و حل مناقشات آنان با يكديگر، فعاّل شدن سازمان كنفرانس اسلامى و پىگيرى حق وتوى آن در شوراى امنيت سازمان ملل، همه و همه در
جهت مصالح امت اسلامى است پس بايد در سياستها و تلاشهاى همه دولتهاى مسلمان گنجانيده شود و ملتها و نخبگان، آن را از حكومتهاى خود مطالبه كنند.(8/ 11/ 82 پيام رهبرى به حجاج)
حج در عين حال، يك حركت دستهجمعى است، دعوت الهى به حج براى آن است كه مؤمنان خود را در كنار يكديگر ببينند و نمادى از وحدت پيكره مسلمين را به چشم خود بنگرند. حج براى تقرّب دستهجمى به خدا و برائت دستهجمعى از شياطين انس و جنّ است. تمرين اتحاد و پيوستگى امت اسلامى است و
امت اسلامى هرگز مانند امروز به اين برادرى با يكديگر و برائت علنى از مشركين و مستكبرين نياز نداشته است.(29/ 10/ 83 پيام رهبرى به كنگره عظيم حج)
بايد كدورتهاى فرقهاى و قومى را كه غالباً برانگيخته خبائث دشمنان مشترك است، به اخوّت و اتّحاد تبديل كند.(29/ 10/ 83 پيام رهبرى به كنگره عظيم حج)
امروز دنياى اسلام بيش از همه، به اتحاد و يكدلى و تمسّك به قرآن نيازمند است. از سويى، ظرفيتهاى جهان اسلام براى توسعه و عزت و اقتدار، امروز بيش از گذشته آشكار شده و بازيابى مجد و عظمت امت اسلامى، امروز در سراسر جهان اسلام، انگيزه و خواست جوانان و فرزانگان شده است. شعارهاى منافقانه مستكبران رنگ باخته و نياّت پليد آنان براى امت اسلامى بتدريج آشكار شده است.(29/ 10/ 83 پيام رهبرى به كنگره عظيم حج)
حضرت آيتالله خامنهاى، اجتماع بزرگ مسلمانان در حج را نوعى هويت بخشى جمعى مىشمارند و از همگان مىخواهند به اين نيروى عظيم توجه داشته باشند كه:
حج، يكى از برترين تدابير اسلام در غفلت زدايى است. بينالمللى بودن اين مراسم، گويا اين پيام را مىرساند كه امّت اسلامى در هويت جمعى خود نيز جدا از وظيفه فردى هر مسلمان، موظف به غفلت از خويشتن است.(19/ 10/ 84 پيام رهبرى به مناسبت كنگره عظيم حج)
شكوه و جلال اين گردهمايى بىنظير، ما را به واقعيت امّت عظيم اسلامى كه فراتر از ملتها و نژادها و رنگها و زبانهاست، آشنا مىسازد. اين جمع درهم تنيده و همآهنگ، اين زبانها كه همه به يك سخن مترنّماند، اين تنها و دلها كه
همه به يك قبله رو مىآورند، اين انسانها كه دهها كشور و ملت را نمايندگى مىكنند، همه متعلّق به يك واحد و يك مجموعه عظيماند و آن، امّت اسلامى است.(19/ 10/ 84 رهبرى)
امت اسلامى از ملتها و نژادها و پيروان مذاهب گوناگون تشكيل يافته است. اين تنوّع كه با پراكندگى جغرافيايى در بخش حساس و مهمى از كره زمين همراه است، مىتواند نقطه قوتى براى اين پيكره عظيم به شمار آيد و ميراث و فرهنگ و تاريخ مشترك آنان را در گستره پهناور، از كارآمدى بيشترى برخوردار سازد و انواع استعدادها و قابليتهاى انسانى و طبيعى را در خدمت آن به كار گيرد.(8/ 10/ 85 پيام رهبرى به كنگره عظيم حج)
بايد دانست اگر هويت جمعى اسلامى شكل بگيرد، دست اجانب از كشورهاى اسلامى كوتاه مىشود، از اين رو دشمن با علم به اين مهم، سعى در پراكندگى و عدم شكلگيرى هويت اسلامى دارد؛ هماهنگونه كه رهبر انقلاب مىفرمايد:
سياستمداران استعمارگر به خوبى مىدانستند كه اگر هويت يكپارچه جهان اسلام شكل بگيرد،
راه بر سيطره سياسى و اقتصادى آنان بسته خواهد شد. پس در تلاشى همه سويه و بلندمدت، به اختلاف در ميان مسلمانان دامن زدند و زير چتر اين سياست خبيثانه، از غفلت تودههاى مردم و سست عنصرى زمامداران سياسى و فرهنگى، بهرهبردارى كردند.
و كار خود را در تسلّط بر كشورهاى اسلامى پيش بردند. و كار خود را در سركوب حركتهاى آزاديخواهانه در كشورهاى اسلامى در قرن گذشته و پيشروى اسعتمارگران در سلطهگرى بر اين كشورها و ايجاد يا تقويت
حكومتهاى مستبد در آنها و غارت منابع طبيعى و نابودسازى منابع انسانى آنها و در نتيجه عقب نگهداشتن ملتهاى مسلمان از قافله دانش و فنآورى، همه در سايهتفرقه و بيگانگى كه در مواردى به دشمنى و ستيز و برادركشى مىرسد، پديد آمده است.(8/ 10/ 85 پيام رهبرى به كنگره عظيم حج)
رهبر فرزانه انقلاب، نقش آحاد اسلامى را مؤثر دانسته؛ امّا نقش نخبگان را برجستهتر مىشمارند و در توصيهاى به آنان مىفرمايد:
امروز روزى است كه امت اسلامى چه نخبگان سياسى و فرهنگى و دينى و چه تودههاى مردم در آن، بايد بيش از هميشه هوشيار باشند و طليعههاى دشمن را بشناسند و با آن مقابله كنند. يكى از كارآمدترين حيلهها، افروختن آتش اختلاف است. آنان با صرف پول و تلاش سراسيمه و بىدرنگ، در پى آنند كه مسلمانان را سرگرم اختلاف ميان خود كنند و بار ديگر با بهرهگيرى از غفلتها و كجفهمىها و تعصبها، ما را به جان يكديگر بيندازند. امروز هر حركت تفرقهانگيز در دنياى اسلام، گناهى تاريخى است(8/ 10/ 85 پيام رهبرى بمناسبت كنگره عظيم حج)
اين، يك مقطع تاريخى تعيين كننده است. نخبگان و علما و روشنفكران، وظيفه سنگينى در اين مقطع بر دوش دارند. هر گونه ضعف و سست عنصرى و غرضورزى و كوتاهى آنان، مىتواند به فاجعه منتهى شود. علماى دين در برابر اختلاف افكنى مذبى ساكت ننشينند. روشنفكران در دميدن روح اميد در جوانان كوتاهى نكنند. سياستمداران و زمامداران، مردم خود را در صحنه نگه دارند و به آنان تكيه كنند. دولتهاى اسلامى، همبستگى ميان خود را تقويت كنند و از اين قدرت حقيقى در برابر تهديد سلطهگران بهرهمند شوند.
(8/ 10/ 85 پيام رهبرى به مناسبت كنگره عظيم حج)
حضرت آيتالله خامنهاى، در كنار مبارزه و سختگيرى با دشمنان، نزديكى و مواسات و همدلى بين مسلمانان را چارهساز مىدانند و مىفرمايد:
اين دو ركن عزت يعنى از سويى مرزبندى و جبههگيرى مقتدرانه در برابر استكبار و از سويى تراحم و همگرايى و برادرى بين مسلمانان، آنگاه كه با ركن سوم يعنى خشوع و تعّبد در برابر پروردگار همراه شود، امت اسلامى در راهى كه مسلمين صدر اسلام را به اوج عظمت و عزّت رسانيد، پىدرپى به پيش خواهد رفت و ملتهاى مسلمان، از عقبماندگى حقارتبارى كه در قرنهاى اخير بر آنان تحميل شده، نجات خواهند يافت(27/ 9/ 86 پيام رهبرى به كنگره عظيم حج)
متأسفانه استكبار با رخنه در صفوف متحد مسلمانان، آنان را عليه يكديگر تحريك كرده، به گونهاى كه فرقهاى از اهل سنت شيعيان را مشرك
و مهدورالدّم شمرده است! رهبر فرزانه در رهنمودهاى حكيمانه اين آفت و آسيب را متذكر شده و مىفرمايد:
امروز كسانى با كوتهبينى و بىخردى واهى، جماعت بزرگى از مسلمانان را مشرك مىشمارند و حتى خون آنان را مباح مىدانند! اينها چه بدانند و چه ندانند، در خدمت شرك و كفر استكبارند؛ چه بسا كسانى كه احترام به بارگاه پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله و اولياء و ائمه دين عليهمالسلام را كه تكريم دين و ديندارى است، شرك و كفر ناميدند اما خود در
خدمت درگاه كافران و ستمگران درآمدند و به هدفهاى پليد آنان كمك كردند.(27/ 9/ 86 پيام رهبرى به كنگره عظيم حج)
تفكيك حج ابراهيمى از حج غير ابراهيمى
مراد از حج ابراهيمى، همان حجّى است كه خداوند متعال آن را بر بندگانش واجب كرد و اعلام آن را از ابراهيم خليلالرحمان خواست:(وَأَذِّنْ فى النّاسِ بِالْحَجِّ) و رسول گرامى اسلام(ص) در زمان خود آن را احيا نمود. بنابراين، حج ابراهيمى همان حجّ حقيقى و واقعى است كه با انگيزهاى خاص و جهت تحقّق فلسفه مهمّ آن، كه اظهار عبوديت الهى و نفى شرك و الحاد و رسيدن به قلّه كمال و سعادت است، انجام مىگيرد.
حج ابراهيمى تنها به انجام مناسك و اعمال ظاهرى نمىانديشد، بلكه افزون بر آن، به عمق و باطن اعمال
نيز نظر مىاندازد و در همه حالات، آنها را مدّ نظر دارد.
امام راحل(ره) مىفرمايد:
گردش به دور خانه خدا، نشاندهنده اين است كه به غير از خدا گرد ديگرى نگرديد و رجم عقبات، رجمِ شياطين انس و جنّ است. شما با رجم، با خداى خود عهد كنيد تا شياطين انس و ابرقدرتها را از كشورهاى اسلامى عزيز برانيد.
و در جاى ديگر مىفرمايد:
در سعى بين صفا و مروه، با صدق و صفا سعى در يافتن محبوب كنيد كه با يافتن او، همه بافتهاى دنيايى گسسته شود و همه شكها و ترديدها فرو ريزد و همه خوف و رجاهاى حيوانى زايل شود ... پس به منا رويد و آرزوهاى حقانى را در آنجا دريابيد كه آن، قربانى نمودن محبوبترين چيز خويش در راه محبوب مطلق است.
امام(ره) در تبيين حج غير ابراهيمى(حججاهلى) و يا حج آمريكايى مىفرمايد:
چيزى كه تا بهحال از ناحيه آگاهان و يا تحليلگران مغرض و يا جيرهخواران، به عنوان فلسفه حج ترسيم شده است، اين است كه حج، يك عبادت دستهجمعى و يك سفر زيارتى- سياحتى است. به حج چه كه چگونه بايد زيست و چطور بايد مبارزه كرد و با چه كيفيت درمقابل جهان سرمايهدارى و كمونيسم ايستاد. به حج چه كه حقوق مسلمانان و محرومان را از ظالمين بايد ستاند. به حج چه كه بايد براى فشارهاى روحىو جسمىمسلمانان، چاره انديشى نمود. به حج چه كه مسلمانان بايد به عنوان يك نيروى بزرگ و قدرت سوّم جهان، خودنمايى كنند. به حج چه كه مسلمانان را عليه حكومتهاى وابسته بشوراند، بلكه حج همان
سفر تفريحى، براى ديدار از قبله و مدينه است وبس!
امام(ره) بلافاصله به حج ابراهيمى اشاره مىكند و مىفرمايد:
حج براى نزديك شدن و اتصال انسان به صاحب خانه است. حج تنها حركات و اعمال و لفظها نيست و با كلام و لفظ و حركت خشك انسان، به خدا نمىرسد. حج كانون معارف الهى است كه از آن، محتواى سياست اسلامى را در تمام زواياى زندگى بايد جستجو نمود. حج، پيامآور ايجاد و بناى جامعهاى به دور از رذايل مادى و معنوى است.
حج، تجلّى و تكرار همه صحنههاى عشقآفرين زندگى يك انسان و يك جامعه متكامل در دنياست.
حج ابراهيمى، تنها يك مناسك خشك و بىروح نيست بلكه سير و سلوك معنوى و عرفانى و طىّ منازل روحانى و دربرگيرنده ابعاد مختلف عبادى، سياسى و اجتماعى است.
امام راحل(ره) احياكننده حج ابراهيمى بر اين موضوع تأكيد ورزيدند و در پيامها و سخنرانىها، فراگير بودن اين عبادت بزرگ را گوشزد نمودند و چهبسا با توجه به ابعاد گسترده حج است كه بر اين فريضه عظيم تأكيد فراوان شده و قرآن مجيد آن را حق مستقيم خداوند بر بندگان خوانده، آنجا كه فرمود:
وَللهِ عَلَى النَّاسِ حِجُالْبَيْتِ مَنْاسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلا ...
حج خانه خدا، حق خدا بر مردم است، كسانى كه استطاعت آن را دارند.
از اين رو است كه رهبر و دولت اسلامى موظف است در صورتىكه حج تعطيل شود، مردم را به انجام آن مجبور كند و اگر توان مالى نداشتند، از بيتالمال
امكان تشرّف را برايشان فراهم آورد تا خانه خدا خالى از زائر نباشد. امام صادق(ع) مىفرمايد:
لَوْ عَطَّلَ النَّاسُ الْحَجَّ لَوَجَبَ عَلَى الْإِمَامِ أَنْ يُجْبِرَهُمْ عَلَى الْحَجِّ إِنْ شَاءُوا وَ إِنْ أَبَوْا فَإِنَّ هَذَا الْبَيْتَ إِنَّمَا وُضِعَ لِلْحَجِ
اگر مردم حج را تعطيل كنند، بر امام واجب است آنان را به حج وادارد چه بخواهند و چه نخواهند؛ زيرا اين خانه براى حج نهاده شده است.
امام راحل(ره) با استفاده از كتاب و سنت، ابعاد مختلف حجّ را به مسلمانان معرفى كرد و به قول يكى از بزرگان، حج را در عصر حاضر اقامه نمود. ايشان در يكى از سخنرانىهايش مىفرمايد:
بيت الله الحرام و كعبه معظم، زائرين عزيزى را در آغوش مىكشد كه حج را از انزواى سياسى و انحراف اساسى به سوى حج ابراهيمى و محمدى سوق داده و حيات آن را تجديد مىنمايند و بتهاى شرق و غرب را در هم
مىشكنند و معناى قيام ناس و حقيقت برائت از مشركان را عرضه مىدارند.
امام راحل(ره) حجى را كه مشتمل بر ابعاد مذكور نباشد، حج واقعى نمىداند. براى تبيين انديشه امام/، بحث را در دو بخش مستقل پى مىگيريم:
محتواى حج ابراهيمى از ديدگاه امام بسيار مهم است. براساس اين فلسفه، محتواى حج، از احرام گرفته تا طواف و تا رمى جمرات و قربانى، هركدام معنا و مفهومى منطبق با فلسفه حج دارد.
زائر خانه خدا با سر دادن تلبيه (1)، آرى به حق مىگويد و دست ردّ بر سينه باطل مىكوبد. تلبيه، نه گفتن به خواستههاى نفسانى، شيطان و استكبار جهانى است.
امام صادق(ع) در حديثى كه منسوب به آن حضرت است، مىفرمايد:
«واحرم عن كلّ شيئ يمنعك من ذكرالله و يحجبك عن طاعه الله»
زمانى احرام واقعى مىبندى و لبيك واقعى
1) لبيك اللهمَّ لبيك، لبيك لاشريك لك لبيك ....
مىگويى كه هر چيزى كه انسان را از ياد خدا غافل مىكند، بر خود تحريم كنى و هر آنچه كه مانع از اطاعت امر حق است، از سر راه بردارى.
مخالفت با هواى نفس، خواستههاى شيطان و شيطان صفتان، لازمه احرام بستن به احرام حج ابراهيمى و لبيك واقعى است.
امام/ در تبيين حقيقت لبيك مىفرمايد:
در فريضه حجّ كه لبيك به حق است- دقّت مىفرماييد لبيك- لبيك به حق و هجرت به سوى حق تعالى به بركت ابراهيم و محمّد(ص) است. مقامِ نه بر همه بتها، طاغوتها، شيطانها و شيطانزادهها است.
در ادامه مىفرمايد:
كدام بت از شيطان بزرگ، آمريكاى جهانخوار و شوروى ملحد و متجاوز بزرگتر و كدام طاغوت و طاغوتچه از طاغوتهاى زمان ما بالاترند؟! (1)طاغوتها فقط همان لات، هبل و بتهاى بىجان نيستند. بتهاى جاندار نيز طاغوتند، وقتى نفى شريك مىكنى؛ لا شريك لك لبيك مىگويى؛ در واقع نه، به همه اينها گفته و تنها به او تكيه مىكنى.
از ديدگاه امام راحل، طواف هم معنا و محتواى خاصّ خودش را دارد، لذا در تفصيل و تبيين طواف حج
1) پيام امام خمينى(ره) به زائران بيت الله الحرام، 16/ 5/ 1365.
واقعى مىفرمايد:
در طواف حرم خدا كه نشانه عشق به حق است، دل را از ديگران تهى كنيد. حجاج بيت الله الحرام! دقّت كنيد به معانى.
آرى آنگاه كه طواف مىكنى و دور خانه خدا مىچرخى، مواظب باش كه طواف تو همچون طواف مردم زمان جاهليّت نباشد. امام باقر(ع) فرمود:
«هَكَذا كانُوا يَطُوفُونَ فِى الْجاهِلِيَّهِ».
در جاهليت نيز همين طور طواف مىكردند.
طواف شما بايد با طواف آنها فرق داشته باشد.
شما بايد معناى طواف را بفهميد و معناى دور زدن بر اين سنگها را درك كنيد.
اينك به فرموده امام، دل از ديگران تهى كنيد و جان را از خوف غيرحق پاك سازيد و به موازات عشق به حق، از بتهاى كوچك و بزرگ و طاغوتها و وابستگان آنان برائت جوييد:
حاجى واقعى بايد از آمريكاييان جنايتكار كه امروزه حرم امن الهى را به وجود پليد خود آلوده كردهاند، برائت جويد، و نيز از دست پروردگان پليدشان چون صدّام عفلقى كه كعبه دل حاجيان، حرم امام حسين و حرم اميرالمؤمنين 8 را هتك حرمت كردند، (1)اشقيايى كه قلم و بيان، از تبيين و تصوير شقاوتشان عاجز است، اظهار تنفّر كند. جنايتكارانى كه در كنار حرم حسين بن على 8، مردم را از لعنت بر قاتلان آن عزيز منع، و لعن بر اعدا و دشمنانش را از زيارتنامهاش حذف مىكنند و حتى حقجويان و رهروان راه حق را در حرم اين دو
1) تاريخ سخنرانى، مقارن با انتفاضه مردم مسلمان عراق و يورش وحشيانه مزدوران صدام به حرم مطهر اميرالمؤمنين(ع) و امام حسين(ع) بود.
امام به شهادت مىرسانند.
اگر از شقاوت پيشگانى همچون صدام و ... و اربابان آنان برائت جستيد، مىتوانيد بگوييد: خدايا! دور خانه تو مىگردم، مهر و عشق تو بر دل دارم، و از غير تو بيزارم.
طواف بر گِرد خانه خدا، بايد نشان دهنده عشق به خدا و برائت و بيزارى از دشمنان خدا باشد، و الّا طواف
نيست.
از ديدگاه امام(ره) رمى جمرات نيز در حج ابراهيمى معنا و مفهوم خاصّ خودش را دارد. لذا مىگويد:
رجم عقبات، رجم شياطين انس و جنّ است، شما با رجم، با خداى خود عهد كنيد تا شياطين انس و ابرقدرتها را از كشورهاى اسلامى عزيز برانيد. (1)بديهى است كه اگر سنگ زدن به جمرات، اين مفهوم را نداشته باشد، و به معناى رمى كردن شياطين جنّ و انس نباشد، عملى بىمحتواست. باز مىفرمايد:
بايد شيطان بزرگ، ميانه و كوچك [جمره عقبه، وسطى و اولى] را از حريم مقدس اسلام و كعبه حرم راند و بايد دست شياطين را از كعبه و حرم كشورهاى اسلامى- كه حريم آن است- قطع كرد.
درود و سلام خدا بر امام
1) پيام امام خمينى(ره) به زائران بيت الله الحرام، 7/ 7/ 1358.
باد كه هر چه امّت لازم داشت، در طول عمر پر بركتش، پس از پيروزى انقلاب و پيش از آن، همه را بيان كرد.
ايشان در عبارت ديگرى مىفرمايد:
با فريادها و دعوتها و تظلّمها و افشاگرىها و اجتماعات زنده و كوبنده، در مجمع مسلمين در مكه مكرّمه بتها را بشكنيم و شياطين را كه در رأس آنها شيطان بزرگ است، در عقبات رمى كنيم و طرد نماييم. تا حجّ خليل الله و حبيب الله
و ولّى الله؛ مهدى عزيز را بجا آورده باشيم و الّا در حق ما گفته مىشود:
«ما أَكْثَرَ الضَّجِيجَ وَ أَقَلَّ الْحَجِيجَ».
آرى اگر حجّ كسى اين محتوا را نداشته باشد، مشمول همان زائرانى خواهد شد كه امام صادق(ع) فرمود: «چقدر ضجّه زن زياد است و حاجى كم!»
در حج ابراهيمى؛ تك تك اعمالى كه حجاج بيتالله انجام مىدهند، فلسفه خاصّ خودش را دارد.
نكاتى در رابطه با زائران بيت الله از ديدگاه امام(ره) براى شما زائران ايرانى كه پيامبران انقلاب اسلامى ايران هستيد، بيان كنم كه او فرمود:
شما حجّاج بيت الله الحرام!
حامل پيام اين ملّت و نمايندگان اين كشور هستيد، در اين صورت موقعيّت شما بسيار
حسّاس و وظيفه شما بسيار سنگين است. (1)براى تأمين اهداف حج، بايد اين نكات را رعايت كنيد: (2)2. بعد سياسى حج ابراهيمى
يكى از ابعاد مهم حج ابراهيمى، بعد سياسى آن است و شايد مهمترين نقطه تمايز بين حج ابراهيمى و حج
غير ابراهيمى، همين بعُد سياسى حج باشد كه متأسفانه مورد غفلت بسيارى از مسلمانان قرار گرفته است. امام راحل به منظور احياى حج ابراهيمى، همواره در پيامها و سخنرانىها از اين موضوع سخن گفتهاند و در موارد مختلف، بر اجراى آن تأكيد ورزيدهاند. نيز غفلت از اين امر خطير را ناشى از توطئه تبليغاتى استكبار جهانى مىداند و مىفرمايد:
از همه ابعاد آن(حج)، مهجورتر و مورد غفلتتر، بُعد سياسى اين مناسك عظيم است كه دست خيانتكاران براى مهجوريت آن بيشتر در كار بوده و هست و خواهد بود. (1)امام در جاى ديگر مىفرمايد:
يكى از فلسفههاى بزرگ حج، بعد سياسى اوست كه دستهاى جنايتكار از همه اطراف براى كوبيدن اين بعد در كار هستند و تبليغات
1) صحيفه نور، ج 19، ص 43.
دامنهدار از آنها معالاسف در مسلمين هم تأثير كرده است كه بسيارى از مسلمين سفر حج را يك عبادت خشك و خالى بدون توجه به مصالح مسلمين مىدانند. (1)با توجه به اين تبليغات گسترده و ذهنّيت تفكيك حج از سياست، امام رابطه حج و سياست را به وضوح مطرح ساخت و فرمود:
1) صحيفه نور، ج 18، ص 66.
حج از آن روزى كه تولد پيدا كرده است، اهميت بُعد سياسىاش كمتر از بعد عبادىاش نيست. بُعد سياسى علاوه بر سياستش، خودش عبادت است. (1)اصرار امام تا جايى است كه حج بدونسياست را حج نمىداند و مىفرمايد:
... حج كانون معارف الهى است كه ازآن، محتواى سياست اسلام را در تمامى زواياى زندگى بايد جستجو نمود ... (2)ولى چه بايد كرد و اين غم بزرگ را به كجا بايد برد كه حج بسانقرآنمهجور گرديده است و به همان اندازهاى كه آن كتاب زندگى و كمال و جمال در حجابهاى خود ساخته ما پنهان شده است و اين گنجينه اسرار آفرينش در دل خروارها خاك كجفكرىهاى ما دفن و پنهان گرديده است و زبان انس و هدايت هر زندگى و فلسفه زندگىساز او به زبان وحشت و مرگ و قبر تنزّل كرده است؛ حج نيز به همان سرنوشت، گرفتار گشته است. سرنوشتى كه ميليونها مسلمان هر سال به مكه مىروند و پا جاى پاى پيامبر و ابراهيم و اسماعيل و هاجر مىگذارند
ولى هيچكس نيست كه از خود بپرسد: ابراهيم و محمد(ص) كه بودند و چه كردند. هدفشان چه بود. از ما چه خواستهاند؟ گويى به تنها چيزى كه فكر نمىشود به همين است! مسلم حج بىروح و بىتحرّك و قيام، حج بىبرائت، حج بىوحدت و حجى كه از آن هدم كفر و شرك برنيايد، حج نيست. (1)امام، اقامه حج ابراهيمى
1) همان.
و محمدى(ص) را در گرو برائت- كه يك نوع حركت سياسى است- مىداند و مىفرمايد:
در اين مقطع زمانى، تكليف الهى حجاج است كه اگر مطلبى از گويندگان شنيدند كه بوى ايجاد اختلاف بين صفوف مسلمانان را مىدهد انكار كنند و برائت از كفار و سردمداران آنان را از وظايف خود در مواقف كريمه بدانند تا حج آنها حج ابراهيمى ابوالأنبياء- صلواتاللهعليه- باشد و حج محمدى(ص) و الا ما اكثر الضجيج واقلّ الحجيج درباره آنها صادق است.
بعضى ممكن است تصور كنند بُعد سياسى حج، از ابتكارات رهبر كبيرانقلاب حضرت امام خمينى(ره) است و پيشينه تاريخى ندارد. امام(ره) اين پندار نادرست را كه از جهل و غفلت و عدم آشنايى با قرآن و حديث سرچشمه مىگيرد، ناصحيح مىداند و مىفرمايد:
سياست حج، سياستى نيست كه ما درست كرده باشيم. حج، سياست اسلامى است ما از اوّل بنايمان بر اين بوده است به حج آنطورى كه
بوده است عمل كنيم، همانطوركه پيغمبر اكرم بتها را در كعبه شكست ما هم بتها را بشكنيم و اين بتها كه در زمان ما هستند، از آن زمان بالاتر و بدترند. (1)
برائت از مشركان، علاوه بر اعلام نفرت و تبرّى از دشمنان اسلام، نمايش قدرت اسلام و رژه جمعىِ امت اسلامى است. على 7
1) صحيفه نور، ج 19، ص 189.
مىفرمايد:
«الحج تقويه للدين».
خداوند حج را براى تقويت آيين اسلام تشريع كرد.
اين انتظار از حج وقتى جامه عمل مىپوشد كه خانه مقدس خدا، رمز وحدت مردم و مركز اجتماع دلها و همايش سياسى جامعه اسلامى باشد. اگر مىبينيم در روايات، حج به عنوان جهاد افراد ضعيف تلقّى شده است، آنجا كه پيامبرخدا(ص) مىفرمايد:
«هو(الحجّ) احد الجاهدين هو جهاد الضعفاء».
حج يكى از دو جهاد است، حج جهاد ضعيفان است.
معلوم مىشود همان آثار و ثمراتى كه جهاد دارد، حج نيز داراست. جهاد جنگ مسلّحانه با كافران و حج جنگ سرد با آنان است؛ چون حج محل نمايش اقتدار و عظمت امت اسلامى است. يكى ديگر از ابعاد
سياسى حج، ايجاد رابطه مردم با رهبرى است؛ زيرا ابعاد ديگر حج مانند اتحاد و يكپارچگى و اهتمام به امور مسلمين و غيره، در سايه رهبرى و امامت قابل تحقّق است. بر اين اساس موسم حج، زمان مناسبى براى تجديد پيمان با ولىّ امر مسلمين است و روايات بسيارى در اينباره وجود دارد؛ از جمله امام باقر(ع) مناسك بدون رهبرى
را به منزله انجام اعمال پيرامون سنگ مىداند كه از روح و معنا خارج است و مىفرمايد:
مردم دستور دارند به سوى اين سنگها بيايند سپس به دور آنها طواف كنند، آنگاه به پيشگاه ما آمده، از ولايت خودشان نسبت به ما خبر دهند و نصرت و يارى خود را در تمام زمينهها به ما عرضه كنند.
مهمترين محور بُعد سياسى حج، برائت از مشركين است. امام در اثبات اين امر، به سنت ابراهيمى و محمدى(ص) تمسك كرده و پيروى از آن را لازم دانستهاند. قرآن مجيد فلسفه بناى خانه كعبه را دعوت به توحيد و نفى شرك مىداند و مىفرمايد:
وَإِذْ بَوَّأْنَا لإِبْرَاهِيمَ مَكَانَ الْبَيْتِ أَنْ لَا تُشْرِكْ بِى شَيْئاً وَطَهِّرْ بَيْتِى لِلطَّائِفِينَ وَالْقَائِمِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُود
به خاطر بياور زمانى را كه محلّ خانه كعبه را براى ابراهيم آماده ساختيم و به او گفتيم چيزى را شريك من قرار مده و خانهام را براى
طوافكنندگان و قيام كنندگان و ركوع كنندگان و سجود كنندگان پاك گردان.
امام راحل(ره) در تفسير اين آيه مىفرمايد: اين تطهير از همه ارجاس است كه بالاترين آنها شرك است كه در صدر آيه كريمه است. اما دستورى كه خدا به رسول اكرم(ص) داده است:
وَأَذَانٌ مِنْ اللهِ
وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِ
الْاكْبَرِ أَنَّ اللهَ بَرِىءٌ مِنْ الْمُشْرِكِينَ وَرَسُولُهُ ...
اين اعلامى است از طرف خدا و پيامبرش به عموم مردم در روز حج اكبر كه خداوند و فرستاده او از مشركان بيزارند.
در ادامه مىفرمايد:
كدام خانهاى سزاوارتر از كعبه و خانه امن و طهارت كه در آن، به هرچه تجاوز و ستم و استثمار و بردگى و يا دونصفتى و نامردمى است، عملًا و قولًا پشت شود و در تجديد ميثاق(أَلَسْتُ بِرَبِّكُم) بت آلههها و اربابان متفرقون شكسته شود و خاطره مهمترين و بزرگترين حركتسياسى پيامبر(ص) در
(وَأَذَانٌ مِنْاللهِ وَرَسُولِهِ لَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْاكْبَرِ)
زنده بماند و تكرار شود؛ چرا كه سنت پيامبر(ص) و اعلام برائت، كهنه شدنى نيست.
ممكن است كسى بگويد: اعلام برائت از مشركين، يك مانور سياسى بود كه در زمان پيامبر(ص) به مرحله اجرا درآمد، چه دليلى بر انجام آن مانور سياسى در زمان كنونى وجود دارد؟ امام با توجه به اين شبهه مىفرمايند:
فرياد برائت از مشركان، مخصوص به زمان
خاص نيست. اين دستور است و جاويد.
ممكناستتوهّمشود كه اعلام برائت از مشركيندر موسم حج، چه ضررى متوجه استكبار مىكند و چه نفعى براى امت اسلامى دارد؟ امام در پاسخ اين پرسش چنين مىگويد:
راهپيمايى مكه و مدينه است كه بستهشدن شيرهاى نفت عربستان را بهدنبال دارد. راهپيمايىهاى برائت در مكه و مدينه است كه به نابودى سرسپردگان شوروى و آمريكا ختم
مىشود. (1)ايشان همچنين مىفرمايد: فرياد برائت ما، فرياد دفاع از مكتب و حيثّيت و نواميس، فرياد دفاع از منابع و ثروتها و سرمايههاو فرياد دردمندانه ملتهايى است كه خنجر كفر و نفاق، قلب آنان را دريده است. (2)حضرت امام فرياد برائت از مشركان در مراسم حج را يك فرياد سياسى، عبادى مىداند كه رسولالله به آن امر فرموده است. (3)معمار انقلاب را بىروح و بىتحرّك و قيام مىداند، وقتى حج بىبرائت و بىوحدت باشد و حجى كه از آن، هدم كفر و شكر
برنيايد. (1)حج ابراهيمى از ديدگاه مقام معظم رهبرى
در مشى سياسى رهبر فرزانه انقلاب نيز تقويت جنبه سياسى حج، بسيار مهم و حائز اهميت است. ايشان در ديدار با كارگزاران حج تمتّع در سالهاى مختلف، محورهاى مهم و قابل اعتنايى را به عنوان راهكارها لحاظ
1) صحيفه نور، ج 20، ص 228.
كردهاند. در فرمايشات ايشان، محور حج و عمره مانند حضرت امام/ توجه به ابعاد سياسى حج است:
فرياد توحيد كه محور اصلى مبارزات انبياء صلحا و صدّيقين بود و از ميان برداشتن حائلهاى ظاهرى ميان ملتهاى اسلامى، پيام اصلى حج ابراهيمى است كه جنبه سياسى حج نيز از اين پيام نشأت مىگيرد.(16/ 9/ 84 رهبرى)
در جهت احياى حج ابراهيمى و جنبه سياسى آن، از ابتداى انقلاب تاكنون، همواره رفتار، شعارها و عملكرد زائران ايرانى و دعوت آنان به كلمه توحيد و توحيد كلمه، به عنوان الگو مورد توجه ملتهاى مسلمان در كشورهاى ديگر بوده است(19/ 9/ 84 رهبرى)
رهبر معظم انقلاب با تأكيد بر اينكه اقبال روز افزون مسلمانان به نظام جمهورى اسلامى ايران، ناشى از هويت انقلاب اسلامى و انديشهها و نام امام خمينى/ است، خاطر نشان
كردند:
عمق عقبه سياسى جمهورى اسلامى ايران در ميان ملتهاى مسلمان، واقعيتى است كه نبايد در محاسبات سياسى فراموش شود.(8/ 11/ 84 رهبرى)
ايشان گفتند:
امروز اگر مسئولان نظام جمهورى اسلامى ايران در ميان ملتهاى مسلمان در هر كشور اسلامى حضور يابند، عمق سياسى نظام اسلامى بيش از پيش مشخص خواهد شد.(8/ 11/ 84 رهبرى)
رهبر فرزانه انقلاب، مراسم برائت از مشركين در ايّام حج را ضرورى مىدانند و انتظار دارندكه حتى كشور عربستان در اين كار پيشقدم باشد:
قضيه برائت از كفار و مشركين بسيار مهم است. بايد همه ملتهاى مسلمان در اين كشور پيشقدم باشند. به نظر ما خود عربستانىها بايد در اين قضيه پيشقدم شوند. آن كسانى كه ميزبان حجّند، آنها اين كار را بايد بكنند، بيش از آنكه مهمانان ايرانى يا مهمانان ساير كشورها در صدد اين كار باشند، اين تكليف آنهاست.(1/ 9/ 85 رهبرى)
از ديدگاه رهبرى، مانع عمده در برپايى مراسم برائت از مشركين، استكبار جهانى است و بايد ترفندها و مانعتراشى آنان در برابر مراسم برائت از مشركين را با روشنگرى حل و فصل كرد:
مانع عمده آنها اسلام است، با اسلام بدند و دشمنى مىكنند با اسلام، اينكه ديگر جاى ترديد
نيست. اين دشمنى در شكلهاى استبكارى صهيونيستى، خشن، خونين، بىرحمانه و سبعانه هم هست.
خوب آيا جا ندارد مسلمانها نسبت به اين رفتار، موضع خودشان را ابراز كنند، ما كه نمىخواهيم از مكه لشكر راه بيندازيم برويم به سمت كشورى، آنجا بجنگيم، مىخواهيم اعلام موضع كنيم. مسلمانها بگويند كه موضعشان در مقابل اين غرور استكبارى و صهيونيستى چيست. جايش كجاست؟ اگر بخواهند اعلام موضع كنند، غير از مكه، غير از اين مجامع
عظيم و ميقات عظيم امت اسلام! جايش همانجاست ...، همه ملتها و همه رؤساى كشورها، اگر به اين حقيقت توجه كنند و وجدان بيدارى وجود داشته باشد،(بايد آن را انجام دهند) ما كار خودمان را تعطيل نمىكنيم به خاطر اينكه ديگران به اين وظيفه عمل نمىكنند. اين بسيار مهم است، فقط هم اعلام موضع است، بيان موضع يك كشور است، آن هم با استدلال و منطق سعى شود اين حقيقت به ملتهاى مسلمان تفهيم شود، در اين ارتباطاتى كه وجود دارد اين معنا روشن بشود كه ما هدفمان از اين اعلام برائت چيست و معناى اين اعلام برائت چيست؟ اينها تدوين بشود، نوشته بشود، با لغت متناسب و قابل فهم بيان بشود و در اختيار حجاج كشورهاى اسلامى گذاشته شود.(1/ 9/ 85 رهبرى)
نسيم بيدارى اسلامى در همه جاى جهان اسلام وزيده و پا نهادن اسلام به عرصه عمل، به مطالبهاى جدى بدل شده است. نظريه اسلام سياسى جايگاهى والا در ذهن نخبگان يافته و در مدّ نگاه آنان، افقى روشن و اميدبخش گشوده است.(8/ 11/ 82 پيام رهبرى به حجاج بيتالله)
دشمن از نوانديشى جهان
اسلام آشفته شده، خوب نيك مىداند كه با بروز اين روحيه، نمىتواند به اهداف خود دستيابد. از اين رو رهبر حكيم انقلاب مىفرمايد:
آرى، بيدارى اسلامى، محاسبات استكبارى را به هم ريخته و معادلات جهانىِ مطلوب مستكبران را تغيير داده است. از سوى ديگر پيدايش و رشد انديشههاى نوين اسلامى، در چارچوب مبانى و اصول اسلام و نوآورى در عرصه سياست و علم، بالندگى و پويايى مكتب اسلام
را در عمل به اثبات رسانده و ميدانى وسيع در برابر متفكران و روشن بينان جهان اسلام گشوده است.(8/ 11/ 82 رهبرى)
ايشان در سخنى ديگر فرمودند:
در دنياى اسلام، انديشه و حركت، ايمان و عمل صالح در حال رشد و جوانهزدن و بارورى است و اين پديده مبارك، مراكز قدرت استكبارى را به وحشت افكنده است.(8/ 11/ 82 رهبرى)
آنان، بيدارى اسلامى را حس مىكنند و از فراگيرى انديشه «اسلام سياسى» و حاكميت اسلام، به شدت احساس خطر مىكنند. آنان از فكر روزى كه امت اسلامى يكپارچه و اميدوار بپاخيزد، به خود مىلرزند.(8/ 11/ 82 رهبرى)
رهبر فرزانه انقلاب، براى تقويت جنبه سياسى حج، نخبگان و انديشمندان را مسئول مىدانند و مىفرمايند:
اكنون نخبگان سياسى و فكرى در دنياى اسلام، وظيفه سنگينى بر عهده دارند. انديشمندان مسلمان، پيام آزادى بخش اسلام را هرچه رساتر
و شيواتر به گوش و دل آحاد مردم خود برسانند. هويت اسلامى ملتهاى مسمان را به درستى تبيين كنند. تعاليم روشن اسلام را در موضوعاتى چون: حقوق بشر، آزادى و مردم سالارى، حقوق زن، مبارزه با فساد، رفع تبعيض، مبارزه با فقر و عقبماندگى علمى براى جوانان بازگو كنند. فريب رسانهاى غرب را درباره مبارزه با تروريسم و مقابله با سلاحهاى كشتار جمعى براى همگان آشكار سازند.(8/ 11/ 82 پيام رهبرى به حجاج)
از منظر رهبر انقلاب، نداى مسلمانان در مراسم برائت از مشركين، وحدت بخشى و نااميدكننده دشمنان است، از اين رو مىفرمايد:
در بُعد سياسى، محور اصلى در حج، نمايش هويت متحد امت اسلامى است. دورى برادران از يكديگر عرصه را براى بدخواهان مىگشايد و تخم تفرقه ميان مسلمانان را بارور مىكند(8/ 10/ 85 پيام رهبرى به مناسبت كنگره عظيم حج)
امروزه برائت از مشركان، نداى قلبى و فطرى همه ملتهاى مسلمان است. موسم حج، تنها نقطهاى است كه اين ندا مىتواند از سوى همه اين ملتها را با صداى بلند طنين افكند.(8/ 10/ 85 پيام رهبرى به مناسبت كنگره عظيم حج)
حج، بازخوانى و فراگيرى اين درسهاى بزرگ است. برائت از مشركان و بيزارى از بتها و بتگران، روح حاكم بر حج مؤمنان است. جاى جاى حج، نمايشگر دل سپردن به خدا و سعى و تلاش در راه او و برائت از شيطان و رمى و طرد او و جبههگيرى در برابر اوست.(27/ 9/ 86 پيام رهبرى به مناسبت كنگره عظيم حج)
رهبر معظم انقلاب، برائت را يك واجب سياسى مىشمارند و در تبيين آن مىفرمايد:
مسأله برائت البته يك امر واجب در حج است. منظور ما آن نيست كه برائت از واجباتى است كه اگر كسى عمداً ترك كرد، حجش باطل شود نه! اهل معرفت مىفهمند كه مراد از وجوب آن چيست، قطعاً واجب است به اين بيانى كه عرض مىكنيم اما نه مثل بقيه واجبات حج مانند وقوف در عرفات يا در مشعر و يا طواف؛ نه، نوعى ديگر از وجوب است كه آن نوع ديگر، گاهى اوقات اهميتش بيشتر از واجبات اين سبكى غير سياسى مىشود.
برائت، واجب سياسى است؛ يعنى چه؟
يعنى خداى متعال حج را براى اعلام حضور مؤمنين در حج(لِيَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ) (1)و(قِياماً لِلنَّاسِ) (2)و بقيّه جهاتى كه در آن است معين كرده است.
عدهاى در طول ساليان دراز، بر اثر غفلت و نادانى و يا اغراض و مطامع، نگذاشتند حج چنان كه بايد انجام گيرد، برگزار شود. ما اكنون مىخواهيم حج را به نقطه و مركز اصلى خودش برگردانيم ... حج بايد درجاى خود قرار گيرد. بايد همچنانى كه خداى متعال خواسته و مقرر كرد است، اجرا و اعمال شود. امروز ما مىتوانيم اين كار را بكنيم. (3)
با وجود آن كه تمايل به خود شكوفايى تمايلى فطرى و نه آموختنى است كمتر از يك درصد افراد جامعه به اين مرحله مىرسند.
اين ناتوانى به اين دليل است كه نياز به خودشكوفايى، در بالاترين مرحله از نيازهاى انسان قرار دارد و هر چه نيازى بالاتر باشد، ضرورت آن كمتر احساس مىشود. براى مثال وقتى نيازهاى جسمانى و ايمنى افراد تأمين نشود، به نيازى چون خودشكوفايى كمتر مىانديشند. بنابراين خودشكوفايى مىتواند به
آسانى به وسيله يك محيط خصمانه يا طرد كننده، متوقّف شود، مانند بازدارىهايى كه يك فرهنگ يا جامعه يا سازمان ايجاد مىكند و افراد را از اكتشاف رفتارها و انديشههاى نو باز مىدارد.
از طرف ديگر، خودشكوفايى مستلزم مقدار زيادى جسارت و جرأت است بنابراين ممكن
است افراد پس از برآورده شدن نيازهاى سطح پايين، بخواهند در همان سطح ايمن و آسان بمانند، به جاى آنكه خود را به عمد، با چالشهاى جديدى روبرو سازند.
همه سازمانها براى بقا، نيازمند انديشههاى نو و نظرات بديع و تازهاند، سازمان حج نيز از اين امر مستثنى نيست. خلاقيت و نوآورى چنان به هم درآميختهاند كه ارائه تعريف مستقلى از هر كدام دشوار است. خلاقيت، پيدايى و توليد يك انديشه و فكر نو است، در حالى كه نوآورى، عملى ساختن آن انديشه و فكر است. براى آن كه ايده جديدى خلق شده و توسعه
يابد، بايد نيروهاى پيش برنده بر نيروهاى بازدارنده غلبه كنند و شرايط به گونهاى باشد كه نيروهاى پيش برنده، رهنمون انسان به سوى نظر و شيوه جديد باشند.
در زمينه فنون و تكنيكهاى خلاقيت و نوآورى، شيوههاى متنوعى مانند تحرّك مغزى، گردش تخيّلى، سئوالات ايده
برانگيز و مانند آن است كه عمده اين روشها، در راستاى رفع انسدادهاى ادراكى و پرورش نوآورى، نقش تسهيل كنندگى دارند.
طبق آخرين دستاوردهاى علمى، عوامل مؤثر در خلاقيت و نوآورى به چهار دسته تقسيم مىشوند. كه عبارتند از:
به كارگيرى و جذب نيروهاى خلّاق و نوآور به سازمان؛
وجود امكانات مناسب تحقيقاتى و مالى براى كوششهاى نوآورانه؛
آزادى عمل كافى در انجام فعاليتها و تلاشهاى خلّاق؛
به كارگيرى نتايج حاصل از فعاليتهاى خلاق و دادن پاداش مناسب به افراد خلاق.
ناگفته نماند كه تبادل
فرهنگى ميان سازمانها و در كنار هم قرار دادن افراد محافظه كار و سنتى با افراد نوجو و ايجاد محيطى كه در آن اطلاعات و نظرات به سهولت مبادله مىگردند، همه تسهيلاتى است كه مجموعه سازمانى را به سوى نوآورى و خلاقيت سوق مىدهد.
خلاقيت از اين منظر يعنى
ارائه فكر و طرح نوين، براى بهبود و ارتقاى كميت و كيفيت فعاليتهاى سازمان، مانند افزايش بهرهورى، افزايش توليدات يا خدمات از روش بهتر وتوليدات يا خدمات جديد. براى ايجاد خلاقيت سازمانى، برخوردارى از دانش و بهرهمندى از تجربه و تخصص مورد نياز است.
در كنار آن، توانايى ارايه ايده خلاق و سبك فكرى، براى ابداع نظريه جديد، افزايش انگيزشها و بها دادن به شخصيت افراد مؤثر است و علاوه بر اينها بايد افراد خلاق در محيطهاى حمايتى قرار گيرند تا بيشتر امكان ظهور يابند.
بر اساس يافتههاى پژوهشى، از نظر ساختارى، ساختارهاى مكانيكى اثرى مثبت بر
نوآورى دارند زيرا تخصص كارى آنها پايينتر است، قوانين كمترى دارند و همچنين انعطافپذيرى موجود در ساختار مكانيكى، قدرت انطباق و باروركردن را- كه پذيرش نوآورىها را آسانتر مىكند- بيشتر مىكنند.
بايد دانست دسترسى آسان به منابع فراوان، عامل كليدى نوآورى است. فراوانى منابع، به مديران اين
توانايى را مىدهد كه بتوانند براى نوآورى هزينه كنند و شكستها را بپذيرند.
ديگر اين كه ارتباط بين واحدها، با تسريع در كنش متقابل خطوط سازمانى، به شكستن سدهاى اجتماعى در برابر نوآورى مدد مىرساند. البته هيچ كدام از اين سه متغّير نمىتواند وجود داشته باشد مگر اينكه مديران ارشد به اين سه عامل متعهد باشند.
افراد خلاق سازمانى كسانى هستند كه توانايى ايجاد تعداد زيادى ايده، به طور سريع و دست كشيدن از يك قاعده و چارچوب ذهنى را دارند. همچنين توانايى در ايجاد و ارايه پيشنهادهاى جديد را در خود مىبينند و در نهايت، از ديگر همكاران
متفاوتند و پيچيدگىها را به سادگى و يكنواختى ترجيح مىدهند و به چالشهاى جديد و مسائل پيچيده هم توجه دارند. ويژگىهاى اين افراد عبارتند از:
: كنجكاوند و ايدههاى زيادى درباره يك مسئله دارند، ايدههاى آنان غير عادى مىنمايد، به جزئيات توجه دارند. به دقت و حساسيت نسبت به محيط، واكنش
نشان مىدهند، روحيه انتقادى و علاقه وافر به آزمايش كردن و تجربه و نگرش مثبت به نوآفرينى دارند.
از آرامش وآسودگى خيال برخوردارند، شوخ طبعاند، به سادگى و بىتكلّفى در نوع لباس و جنبههاى گوناگون زندگى علاقه دارند، به آينده اميد و دلگرمى دارند و توانايى برقرارى ارتباط عميق و صميمانه با ديگران، احترام به خود و اعتماد به نفس همراه با شهامت، از ويژگىهاى ديگر اين افراد است.
اين افراد در قبول و رويارويى با مسائل پيش قدماند. مسئوليتپذيرند و توانايى سازمان دادن به فعاليتهاى گوناگون را دارند، قدرت جلب حسّ اعتماد و اطمينان
ديگران را دارند.
در سازمانى خلاقيت صورت مىپذيرد كه رقابل كامل در آن حاكم باشد.
از عوامل عمده بالندگى مديريت، برخوردارى از يك فرهنگ مطلوب است. در فرهنگى كه اتلاف وقت گناه محسوب
مىشود، در چنين بستر مناسبى جهت رقابت، خلاقيت يا سازمانهاى پويا بهتر شكل مىگيرد.
سازمانهاى خلّاق بر اين اعتقاد هستند كه دانش در سطح سازمان به وفور پراكنده شده است و مديران به راحتى مىتوانند افكار و نظرات ديگران را مستقيم و بدون واسطه دريافت كنند.
ويژگى ديگر سازمان خلاق، احترام به افراد است. آنها باور كردند كه مىتوانند همگام با نيازهاى سازمان رشد كنند.
هدف نهايى در اين سازمانها، توجه به نيازمندىهاى جامعه و جلب
رضايت آحاد مردم است.
در سازمانهاى خلاق، افراد داراى يك تخصص ويژه نيستند و اين امكان را دارند كه براى قرار گرفتن در جايگاه مناسب، گردش شغلى داشته باشند.
در اين سازمانها تمامى مديران، مسئله تغيير را به عنوان تنها عامل ثابت و گريزناپذير مىدانند و با
خشنودى آن را پذيرفته و در برابر آن مقاومت نمىكنند، بديهى است در چنين سازمانى، ضرورت ندارد كه مدير بخش زيادى از وقت خود را براى جلوگيرىِ برخورد با تغييرات اختصاص دهد، زيرا همه به اين باور رسيدهاند كه تغيير، يك ارزش مثبت است.
نقش مديران در مجموعههايى كه خلاقيت و نوآورى از ضروريات و عامل اصلى رشد و بالندگى سازمانى است، بسيار مهم و حساس است؛ زيرا مديريت مىتواند توانايى و استعداد خلاقيت و نوآورى را در افراد ايجاد، ترويج و تشويق كند و يا رفتار و عملكرد آنها مىتواند مانع اين امر حمايتى شود.
هنر مدير خلاق عبارت است
از استفاده از خلاقيت ديگران و يافتن ذهنهاى خلاق.
مدير خلاق بايد فضايى بيافريند كه خود بتواند خلاق باشد و افراد سازمان را هم نيز براى خلاقيت تحريك كند. اين فضا، فضايى است كه از كار روزمره به دور است و مدير به نحوى تفويضِ اختيار مىكند تا هر كسى خود، مشكل خود را حل كند.
براى اينكه افراد در سازمانها به تفكر بپردازند، محيط مناسب لازم است و مدير اين كار را انجام مىدهد.
همچنين از شيوههاى بسيار مهم، مشورت كردن با ديگران است. مديرى كه اهل مشورت است، از عقل و فكر بيشترى برخوردار است و آنان كه اهل آن نيستند، از اين امتياز بهرهاى ندارند. مدير خلاق كسى است كه سازمانش را با خودكنترلى افراد اداره مىكند و نكته اساسى اين كه مديران مىتوانند هر سه مؤلّفه خلاقيت(تخصص، مهارتهاى تفكر خلاق و انگيزش) را تحت تأثير قرار دهند. اما واقعيت آن است كه تأثيرگذارى بر دو مؤلّفه اوّل بسيار دشوارتر و
وقتگيرتر از انگيزش است.
انگيزش درونى را مىتوان حتى با تغييرات جزيى در محيط سازمان به طور قابل ملاحظهاى افزايش داد. اين، بدان معنا نيست كه مديران بايد بهبود تخصصى و مهارتهاى تفكر خلاق را فراموش كنند. امّا زمانى كه اولويتبندى دو اقدام مطرح مىشود، آنها بايد بدانند اقدامات مؤثر
بر انگيزش درونى، نتايج فورىتر را موجب خواهند شد.
البته به تدريج مديران خلّاق، فعالانه آموزش و توسعه دانش كاركنان خود را آنطور كه روز آمد باشد، تشويق مىكنند و امنيت شغلى در سطح عالى را براى كاركنان خود فراهم مىآورند تا ترس از اخراج به خاطر اشتباه را كاهش دهند و به افراد جرأت مىدهند كه تغييرپذير باشند. زمانى كه انديشهاى جديد تكامل مىيابد، پيشتازان تغيير فعالانه و با شور و شوق، انديشه را تعالى مىبخشند و آن را حمايت مىكنند، بر مشكلات چيره مىشوند و اطمينان مىدهندكه نوآورى به مرحله اجرا درخواهد آمد.
تأثير فرهنگ سازمانى بر نوآورى نيز به مديران كمك شايانى در ايجاد فرهنگى
نوآورى مىكند. سازمانهاى نوآور، تجربه كردن را تشويق مىكنند. آنها هم به موفقيتها و هم به شكستها توجه دارند و از اشتباهات، تجربه كسب مىكنند. يك فرهنگ نوآور، داراى ويژگىهاى زير است:
شكيبايى در امور غير عملى
كنترلهاى بيرونى
بردبارى در مخاطرات و
مشكلات
شكيبايى در برخوردها
تأكيد بر نتايج تا بر وسايل
تأكيد بر نظام باز
در اين فرهنگ، دادن آزادى عمل و تفويض اختيار، از عوامل مهم افزايش انگيزش به شمار مىآيد. همچنين در اختيار قرار دادن منابع مهمى چون زمان و تخصيص منابع مالى نيز انگيزش را در افراد افزايش مىدهد.
ايجاد گروههاى كارى و حمايت متقابل اعضاى گروه و نيز تركيب انديشههاى متفاوت، مىتواند اشتياق افراد را به كار و دستيابى به هدف افزايش داده و در نتيجه تجربيات و مهارتهاى خلاق را ارتقا مىبخشد.
پاداش و تشويق، ارتقاى شغلى، اعتنا به اعتماد،
عدم ارزيابىهاى بىمورد و وقتگير و ايجاد فضاى كارآرام و بدون ترس و بيم، حمايت سازمانى، تقويت همكارىهاى متقابل و احساس هدف مشترك بين كاركنان و مديران و ايجاد جذابيت كارى براى كاركنان، همه از جمله عواملى است كه مديران با تأثير بر آنها و نيز اثر گزارى بر روى دو مؤلفه ديگر يعنى تخصص و تفكر خلاق،
مىتواند به ارتقا و پيشرفت سازمان خود و در نتيجه ترقى جامعه كمك كنند.
رهبر فرزانه انقلاب، همواره بر ابتكار و نوآورى در مراسم و مناسك حج تاكيد داشتهاند، ايشان در ديدار با اعضاى شوراى بعثه حج مقام معظم رهبرى فرمودند:
برادرانى كهيك حج مفيد را طراحى مىكنند، ببينند اگر قرار شد ما در حج سال آينده باز هم نتوانيم برائت را به شكلى كه تا پارسال معمولمان بوده انجام دهيم، چه بايد بكنيم؟ ممكن است ديگر. ممكن است پيش بيايد. ممكن است خداى نكرده، العياذبالله، سال آينده عرفات را آب بگيرد و نتوانيم وقوف عرفات كنيم. چنين فرضى ممكن است. ممكن است پيش بيايد ديگر. به هر حال راهى دارد. علاجى دارد.
به حال اگر سال آينده نتوانستيم برائت را انجام دهيم، چه كار كنيم كه آن كار، بهترين باشد، براى اين كه حج(قِياماً لِلنَّاسِ) شود. حج، حج
نبوى و علوى شود. راجع به اين مساله بايد فكر كنيم. همه راههاى نو و ناپيموده و ابتكارى و ممكن را فكر كنيد. با دقت برنامهريزى كنيد و همه مقدماتش را از همين امروز فراهم نماييد. اگر نيابت كارى انجام گيرد، كتابى برود، نوشتهاى برود، كسى برود اين كارها را انجام دهيد تا سال آينده حج ما به صورت بهترين حج انجام گيرد. (1)رهبر معظم انقلاب، براى ايجاد ابتكار و نوآورى در
1) رهبر معظم انقلاب، 10/ 3/ 1373.
برنامههاى حج، به رهنمودهاى ارزندهاى نيز اشاره مىنمايند. ايشان مىفرمايد:
هم نگاه به سازمان و كيفيت كارهاى سازماندهىاى كه هست، هم نوعِ وظايف و كارهايى كه بايد انجام بگيرد. انشاءالله روز به روز بايستى با نگاه نو و احساس مسئوليت، اين مجموعه حج را- هر دو بخش را- تعالى و تكامل بخشيد و بهتر از گذشته كرد. (1)در تحقق اين مهم، بايد گفت: امروز در سايه تدبير و درايت سرپرست حجاج ايرانى و بازوهاى فكرى و اجرايى ايشان در عرصههاى مختلف حج، شاهد دگرگونى و تغييرات جدى بودهايم و افقهاى جديدى نيز پيش رو داريم. معاونتهاى محترم بعثه مقام معظم رهبرى، در پرتو تدبير حضرت آيتالله رى شهرى، تحولات بنيادينى را در برنامهريزى، سازماندهى
1) رهنمودهاى معظم انقلاب به دستاندركاران حج، 1/ 9/ 85.
و اجرا به وجود آوردهاند.
بحمد لله انتظارى كه رهبر معظم انقلاب از حضرت آيتالله رىشهرى در حكم انتصاب ايشان در سال 370(ره) داشتهاند، به حول و قوه الهى تا حدود زيادى محقق شده است. رهبر فرزانه انقلاب در طليعه انتصاب ايشان فرموده بودند:
انتظار مىرود كه حجاج محترم، با راهنمايى و ارشاد جنابعالى فرصت يابند به بركت مناسك و شعائر حج، دلهاى خود را در زلال ذكر خدا
تزكيه و تطهير كرده، در كنار آن، با مشاهده شكوه جماعت مسلمين كه از اقطار ميهن بزرگ اسلامى به طواف كعبه آمدهاند، فكر و ذهن خود را به عظمت اسلام و مسلمين متوجه سازند و قدرتى را كه خداوند در يد واحده امت اسلامى به وديعه نهاده، به چشم ببينند. (1)امروز در جاى جاى مناسك حج، حضور گسترده مسلمانان ديگر كشورها، با تدبير و درايت كاروانسالار حجاج ايرانى مشهود است؛ چه در دعاى پرفيض كميل يا نشست علمى و تخصصى با مذاهب گوناگون در بعثه مقام معظم رهبرى، يا حضور در مراسم برائت از مشركين و ساير موارد؛ اگر از حق نگذريم، بسيارى از حاجيان، گرچه نمىتوانند در مراسم و مجالس مختلف بعثه، به دليل ملاحظاتى حضور فيزيكى داشته
1) حكم انتصاب آيتالله رىشهرى، 6/ 2/ 1370.
باشند، امّا حقيقت آن است كه ميزان همدلى و همنوايى آنان بسيار بالاست؛ همانگونه كه در نوآورى سازمانى گفته شد، نقش مدير در ايجاد تحرّك، پويايى، بالندگى و ايجاد تغييرات، بيش از هر چيز مشهور است.
خوشبختانه اين امر، در سازماندهى و ارتقاى كيفى برنامهها و اجراى مطلوب حج
ابراهيمى، هماهنگونه كه رهبر فرزانه انقلاب مديريت حجاج ايرانى را كارگزارى(امين) شجاع و كارآمد دانسته بودند، محقق گرديده است؛ هر چند اگر موانع خارجى و توطئههاى تفرقهافكنانه دشمنان و در رأس آنان آمريكاى جهانخوار نبود، مىتوانستيم شاهد توفيق بيشتر كاروانيان حج ابراهيمى باشيم.
در هر حال در سالهاى اخير، شاهد تحولات جدّى در برنامههاى پژوهشى، آموزشى، فرهنگى در بدنه حج بودهايم كه براى نمونه، به مواردى از آن و با تأكيد بر معاونت آموزش و پژوهش بعثه، به قدر وسع و اطلاع اشاره خواهد شد.
در اين راستا، با طبقهبندى زائران و نيازشناسى آنان، آمادگىهاى لازم براى پذيرش مطالب فراهم آمده و با استفاده از وسايل كمك آموزشى و صوتى- تصويرى، از شيوههاى جديد تدريس بهرهبردارى شده است، اهتمام هم برآن بوده كه جلسات آموزشى، براى
پرهيز از خستگى، به صورت مختصر و مفيد ارايه گردد.
در اين راستا، بخشى از آموزشها نيز با معرفى و در اختيار نهادن كتابها و نوارها و سىدىهاى مرتبط ادامه يافته است.
در اين راستا نيز با اشاره به فلسفه اسرار و مناسك حج، به تصحيح گرايش زائران پرداخت شده و بحمدلله دورنمايى از حج ابراهيمى ترسيم شده است.
اين مهم، به اين وسيله انتشار كتابهاى در خور و استفاده از نويسندگان توانا انجام و به معرفى اجمالى شبه جزيره و اماكن مقدسه آن اقدام شد و زائران، به طور اجمالى از آثار و اماكن مدينه منورّه و مكه مكرمه،
با استفاده از آثار مكتوب و آموزشهاى روحانيون كاروانها، آشنايى لازم را كسب كردند.
در اين رابطه، تشكيل جلسات قبل از سفر و حين سفر بسيار مؤثر بوده و احكام تقليد، خمس، مناسك حج و ساير احكام ضرورى، آموزش داده شد. همچنين جلسات متعدد
پرسش و پاسخ برگزار و بعضاً آموزشهاى عملى احكام نيز در نظرگرفته شد. ناگفته نماند كه در همين جهت، احكام بانوان و احكام نوجوانان براى عمرههاى دانشآموزشى نيز دور از نظر نمانده است.
كوشش شده تا اخلاق اجتماعى، اخلاق سفر و بايد و نبايدهاى اخلاقى، همچنين وظايف همسفران نسبت به هم تبيين شده و از طريق سخنرانىها و مكتوبات، به اخلاق و سيره عملى معصومان(ع) جهت الگوسازى پرداخته شده است.
در اين محور نيز موارد متعددى در دستوركار قرار گرفته كه از جمله آنها عبارتند از:
و بايد و نبايدها و خط قرمزها و حساسيتهاى سياسى كشور عربستان، در طى آموزشهاى ويژه به مسافران ديار وحى.
در اين راستا، به ترويج آراء و ديدگاههاى نورانى حضرت امام/ و رهبر فرزانه انقلاب در ارتباط با
چگونگى به جاآوردن حج ابراهيمى و تكيه بر جنبه سياسى آن با نماد برائت از مشركين در دستوركار قرار گرفت. همچنين به جهت تقويت جايگاه تشيّع، اهتمام ويژهاى بر توجيه زائران براى شركت فعال در نمازهاى جماعت شده است.
از آنجا كه حجاج ايرانى در حقيقت مجموعهاى واحد مىباشند، بنابراين بايد از سياستها و ضوابط واحد حاكم بر كاروانها تبعيت كنند.
بعثه مقام معظم رهبرى، نقش تعيين كنندهاى در اين راستا داشته و با برپايى جلسات و نشستهاى ويژه، زائران را ارشاد و با تشكيل دعاهاى جمعى مانند كميل و ندبه، به اين وفاق و همدلى و وحدت
رويه افزوده است.
شايسته است حجاج ايرانى كه بسيارى از آنها در كنار اهلسنت زندگى نمىكنند و از حساسيتهاى ويژه آنان مطلع نيستند، كاملًا توجيه شوند و با معرفى كوتاه مذاهب و آگاهى از حساسيتهاى آنان، از هر گونه تنشزايى كه خواست استكبار جهانى است،
پيشگيرى شود.
در اين راستا نيز بعثه مقام معظم رهبرى با تهيه كتابها، بروشورها و آموزشهاى حضورى، رسالت خود رابه انجام رسانده است.
بىشك، آشنايى حجاج با توطئه و برنامههاى تفرقهانگيز دشمنان، در ايجاد شكاف بين صفوف متحد مسلمانان و ايجاد رويارويى تسنن وتشيع، عامل مؤثرى در خنثىسازى و مهار اين توطئههاست.
البته نمىتوان از تلاش مهرههاى اجانب، در جدايى مناسك حج از بُعد سياسى آن غافل ماند. از اين رو تلاش گستردهاى براى جذب روحانيون انقلابى، براى مديريت فرهنگى و معنوى كاروانها صورت گرفته است.
در اين جهت نيز سال، به سال شاهد شكوفايى و نوآورىهاى قابل توجهى بودهايم. انتخاب روحانيون فاضل، افزودن يك معين به روحانيون كاروان براى پاسخگويى بيشتر به زائران و در سالهاى اخير هم در نظر گرفتن معينهبراى كاروانها براى ايجاد ارتباط و تعامل جدّىتر با بانوان
زائر، از اقدامات بسيار ارزشمند بعثه مقام معظم رهبرى بوده است.
افزون بر در نظر گرفتن اين عوامل، آموزشهاى ويژه روحانيون معين و معينه، در دستوركار قرار گرفته و به صورت مستمر و با آموزشهاى كلاسيك و حتى غير حضورى تلاش شده است تا تجهيز كامل علمى- مذهبى انجام شود. به نحوى كه امروزه سطح آگاهى و دانش علمى- مذهبى، سياسى وانقلابى مديران معنوى و آموزشى كاروانها، به هيچ وجه با سالهاى قبل قابل برابرى نيست و انتظار مىرود روز به روز و سال به سال، بر كيفيت كار هم افزوده شود.
شايد بتوان گفت اينك در پرتو اين آموزشها، حجاج در
ارتباط با انجام مناسك حج، با كمترين مشكل مواجهاند. افزون بر اينكه با تعدّد متولّيان مذهبىِ كاروانها ارتباط نزديكتر و صميمانهترى بين كاروانيان و مديران معنوى برقرار شده است.
نكته حائز اهميت اين است كه به جز مسائل آموزشى، به توانايى جسمانى و رفتارى روحانيان، معين ومعينه
كاروانها هم توجه شده است تا از نظر همراهى با حجاج در موارد خاص و قدرت بيان و انتقال مفاهيم دينى، مشكل چندانى پيش نيايد.
در كنار مسائل جسمانى به مردمدارى و حسن معاشرت روحانى و معين كاروان توجه شده تا با برخوردى پدرانه، تكريم حجاج، برقرارى ارتباط دو سويه، برخورد متواضعانه و همراه با سعه صدر، روحيه نشاط و اميدآفرينى را در ميان زائران افزاش دهند. البته رعايت شئون و حفظ قداست رهبر معنوى نيز هيچگاه دور از نظر نبوده است.
در اين ارتباط، برنامهريزىهاى فشردهاى براى بهرهگيرى از اوقات زائران به عمل آمده و در
ابعاد گوناگون، متوليان فرهنگى به وظايف و مأموريتهاى خود جامه عمل مىپوشانند. عمده محورهاى فعاليت آنها عبارت است از:
در اين راستا به ايجاد آرامش بخشى به زائران توجه شده و با تمهيداتى كه انديشيده شده متوليان فرهنگى و مذهبى، در كنار
زائران، به ويژه افراد ناتوان مىباشند. متوليان فرهنگى در اين رهگذر، به صورت مستقيم يا غير مستقيم، بر اعمال آنان نظارت دارند و همواره با كمال سعه صدر، به پرسشهاى آنان پاسخ مىدهند و سعى در هدايت بخشى زائران دارند.
گروهبندى زائران، تشكيل كميتهها و رابطان و متصدّيان فرهنگى، توجيه زائران نسبت به اماكن مقدسه، شناسايى افراد شايسته و مورد اعتماد كاروانها، از مهمترين مسئوليتهاى متوليان فرهنگى است.
آنان مىكوشند تا با مديريت زمان و استفاده بهينه از اوقات، زائران را از اضطرابهاى نابجا در از
دست ندادن فرصتها يارى دهند و با رعايت نظم و انضباط در كوتاهترين زمان، با كيفيتترين عمل را به انجام برسانند.
پرورش روح جمعى و ايجاد همبستگى در ايام حج بسيار ضرورى مىباشد. بىشك در پرتو همكارى و هميارى، بسيارى از كارها آسانتر و
سريعتر انجام مىگيرد. بايد كوشيد تا از موارد اختلاف برانگيز و تنشزا جلوگرى كرد.
هرگونه بىنظمى در كاروان، ضررهاى اجتماعى فراوانى به همراه دارد و زيان ناشى از اين بىانضباطى، متوجه همه كاروان خواهد بود. از اين رو، برنامهريزى به هنگام و انجام كارها در وقت خود و پاىبندى به زمانبندى در اجراى برنامهها، بسيار مؤثر مىباشد.
پر كردن وقت آزاد زائران، از مهمترين دغدغههاى متولّيان فرهنگى است. اين كار مىتواند با قرائت قرآن، ختم صلوات، برگزارى مراسم دعا و نيايش، زيارت دوره و بازديد از اماكن خاص و همچنين همراهى و نظارت
بر زائرينى كه آشنايى چندانى براى خريد ندارند، صورت گيرد.
هرگونه نوآورى، جذابيت ويژهاى به كاروان مىبخشد. اصولًا برنامهاى كه متناسب با روحيات جوانان وحرمت كهنسالان باشد، مشاركت و همراهى آنان را به همراه دارد.
در اين رابطه مىتوان از
افراد ويژه كاروان سود جست. همچنين از ابتكارات كاروانهاى ديگر بهره گرفت. بيان خاطرات شيرين همسفران، توصيه به نوشتن خاطرات، برپايى جلسات پرسش و پاسخهاى ويژه اعمال و مناسك حج و يا گفتوشنودهايى كه زائران داشتهاند و ابهاماتى براى آنان به وجود آورده است نيز مىتواند جذابيّت بخش باشد.
نوآورىها حتى مىتواند در قالب شكل لباسها، تابلوها و مانند آن به وجود آيد. به هر شكل در اين مسير مىتوان از هرگونه پيشنهاد و ابداع جديد زائران بهره گرفت و حتى مىتوان از طريق نشريه زائر، به آموزش خلاقيت و نوآفرينى زائران پرداخت. اين امر مىتواند
حتى به شكل برگزارى مسابقات رخ نمايد و با روشها و شيوههاى مختلف اعمال شود.
شايان ذكر است كه همواره آسانگيرى در اجراى احكام، به نشاط و شادابى زائران كمك مىكند. هيچگاه نبايد اين توصيه مهم حضرت امام/ را دور از نظر داشت كه فرمودند:
روحانيون عزيز در عين حالى كه مسائل را به طور واضح و دقيق بيان مىكنند ولى از
مشكلتراشى و حالتهاى وسواس گونهاى كه زائران را به شك و ترديد و احتياطهاى بىمورد قرار مىدهد، خوددارى كنند؛ چرا كه وسواس در برنامه و مراسم عبادتها و ادعيهها، موجب كسالت و بىتوجهى در واجبات مىشود. (1)بىشك در چنين فضايى كه با التهاب و اضطراب همراه است و اصل درستى و صحت اعمال مورد ترديد قرار گرفته است، به هيچ وجه نمىتوان انتظار خلاقيت، نوآورى و حركت رو به جلو داشت.
گزارش نماينده ولىفقيه در حج، در راستاى تحقق منوّيات رهبرى و عملياتى كردن رهنمودهاى رهبرى در تقويت نيروهاى انسانى، آموزشى و پژوهشى، شنيدنى و قابل تأمل است:
1) از پيام برائت امام به زائران بيتالله الحرام 6/ 5/ 66؛ صحيفه نور، ج 20، ص 124.
در سالهاى اخير، بسيارى از مديران حج كه از ميان افراد با تجربه، فرهنگى و استادان برگزيده شدهاند، در آموزش زائران و گزينش روحانيان كاروانها، تحولات جدّى پديد آوردهاند(رى شهرى 16/ 9/ 84)
حضرت آيتالله رىشهرى در زمينه پژوهشى نيز يادآور شدند:
همچنين در زمينه فعاليت پژوهشى در خصوص حج، توليد پانصد اثر و انتشار كتاب و جزوات
به زبانهاى مختلف، از ايجاد پايگاه اينترنتى حج به عنوان تحولى مهم در بخش اطلاعرسانى ياد كرد.(رى شهرى 16/ 9/ 84)
اين سوگيرىها، بر اساس توصيه مقام معظم رهبرى در مراحل گوناگون صورت گرفت. معظم له همواره به بخش آموزش و پژوهش حج اهتمام ويژهاى داشتهاند و فرمودند:
آنچه در حج بايد مورد توجه باشد اين كه حج، به معناى حقيقى نزديك بشود. البته اين يك لوازمى نياز دارد. يكى از لوازمش همين «آمادگى قبلى» است آدمى را بدون آمادگى قبلى ببرند حج رها كنند، يقيناً استفاده صحيحى نخواهد كرد. بنابراين بايد از قبل او را آماده كنند. اين، يك وظيفه است.
يكى از كارهاى سازمان حج و بعثه مربوط به اين كار بايد اين باشد: مردمى را كه مىخواهند مسافر حج شوند، از پيش در اينها ظرفيت و آمادگى به وجود بياورند. البته حالا هم هست. اما اين بايد بيشتر شود. با تهيه كتاب، با برنامهريزىهاى گوناگون، با آموزش و بيان مسائلى كه احتياج دارند بدانند- چه مسائل فقهى، چه مسائل اجتماعى و سياسى و اخلاقى و معنوى و عبادى وعرفانى- بنابراين يكى از
كارها ايجاد آمادگى در مسافر حج است.(1/ 9/ 85 رهبرى)
در زمينه توليد پژوهش و دستمايه فرهنگى حجاج نيز همواره مشوّق بوده و در رهنمودهاى حكيمانهاى گوشزد نمودهاند. براى تحقّق منويات رهبرى، توليد آثار فرهنگى و هنرى گستردهتر، پشتوانه خوبى براى شكوفايى بُعد فرهنگى حج به شمار مىآيد.
به نظر مىرسد بهتر است روحانيون حج در چهار زمينه، يعنى شناخت قرآن و عترت 7، تعليم مناسك حج، آموزش و تبيين راز و رمزها و اسرار حج و تعليم معارف الهى يا تأكيد بر عقايد و اخلاق، با زائران كاركنند و مديران كاروانها از ماهها قبل از سفر، به روحانيون براى انجام اين تعامل علمى يارى دهند.
بايد براى تأمين محتواى هر يك از اين چهار زمينه تحقيق شود و كتابهاى مناسبى تأليف گردد در كنار آن، بازخورد آموزشها توسط محققان دريافت و تجزيه و تحليل شود و روند آموزشها اصلاح گردد.
همچنين مديران كاروانها و روحانيون بهتر است از توانمندى علمى زائرانِ
برجسته بهره گيرند و از مشاركت آنان در آموزشهاى فوق استفاده كنند. جلب مشاركت نخبگان كاروانها، بسيار كارساز است.
رؤساى سازمان حج نيز با اعتقاد به اين رويه پسنديده، هماهنگى لازم با بخش آموزش و تحقيقات سازمان حج و بعثه مقام معظم رهبرى را داشتهاند، به
طورى كه آقاى زرهانى، رئيس سابق سازمان حج مىگويد:
براى تقويت كاروان، به منزله خشت بناى ساختمان حج و زيارت، بايد در كاركرد فرهنگى و اجرايى آن تجديدنظر كرد و كاستىهاى آن را برطرف ساخت و به اختيارات و قدرت تصميمگيرى آن افزود.
ارتقاى جايگاه و تقويت بخش آموزش به لحاظ امكانات و بودجه، انتخاب متون و اساتيد مناسب و افزايش كلاسهاى توجيهى، رونق زيادى در امر آموزش بخشيده است(زرهانى، رئيس سابق سازمان حج، ميقات ش 44 تابستان 82)
از سوى ديگر خاكسار قهرودى، رئيس جديد سازمان حج هم مىگويد:
جوهره و ماهيت كار سازمان حج و زيارت، كار فرهنگى است و محصول كار نيز اثر فرهنگى و معنوى بر جاى مىگذارد. از اين جهت همه عناصر اجرايى بايد با توجه عميق به اين مفهوم، خود را تجهيز و آماده كنند. اگر عناصر اجرايى هم با شاخصهاى فرهنگى انتخاب شوند، در جريان فعاليت اجرايىشان بر امور فرهنگى نيز احساس مسئوليت خواهند كرد. فضاى اداره
كاروان بايد فرهنگى باشد و زمانى اين اتفاق مىافتد كه عناصر اجرايى، فلسفه حضور زائر را درك كرده باشد و بدانند چه فرآيندى در اين موسم بايد طى شود.
در پرتو چنين تدابير و هماهنگى است كه انتظار مقام معظم رهبرى جامه عمل مىپوشد. رهبر معظم انقلاب، سيره رفتارى روحانيون و مسئولان را مؤثر مىدانند و
مىفرمايد:
به نظر من روحانيون محترم مىتوانند خيلى نقش ايفا كنند؛ هم با زبان، هم با عمل و رفتار و برخورد با مخاطبان و همچنين مسئولين محترم دستاندركار حج.(23/ 7/ 86 رهبرى)
حج از اين جهت استثنايى و بىهمتاست كه در آن، هم دلها و جانها صيقل مىيابد و يكايك حاجيان به قدر همّت و ظرفيت خود از اين باران رحمت، برخوردار مىشوند و هم شخصيت كلان امت اسلامى- كه از ملتها، نژادها، اقليمها و فرهنگها تشكيل شده است- مىتواند در آن به انسجام و شجاعت و بيدارى وخودآگاهى بيشتر نايل آمد و اين، نياز بزرگ امروز دنياى اسلام است.(8/ 11/ 82 رهبرى، پيام به حجاج بيتالله الحرام)
البته دركنار همه فعاليتهاى فرهنگى، در حوزه سياستگذارى، حوزه زائران و حوزه اجرا، هيچ گاه نمىتوان از آسيبهاى فرهنگى و بايد و نبايدهايى كه ولايت امر مسلمين گوشزد مىنمايد و هر سال در پيام حج و يا نشست صميمى با دستاندركاران حج
يادآور مىشوند، غافل ماند و مىتوان آن را به عنوان منشور فرهنگى، براى بهبود وضعيت فرهنگى كاروانها مورد توجه قرار داد. هر چند هماكنون نيز بسيارى از منويات معظم له، به منصه ظهور رسيده اما هنوز تا رسيدن به ايدهآلها فاصله داريم.
اميد مىرود در سايه تدبير
سرپرست حجاج و معاونتها و عوامل توانمند بعثه مقام معظم رهبرى، تمام انتظارات رهبرى جامه عمل بپوشد.
در راستاى لزوم شناسايى آسيبها و آفتهايى كه موجب ايجاد اخلال در بهرهگيرى از معنويت سفر الهى مىشود، رهبر معظم انقلاب فرمودند:
يكى از اين آفتها، سرگرمى زائران به زرق و برقهاى مادى و منحرف شدن از جاذبه عظيم معنوى خانه خدا و اماكن شريف و متبرك مكه و مدينه است كه دستاندركاران حج بايد براى علاج اين آفت و حفظ سادگى سفر حج برنامهريزى بلندمدت و تلاش جدى انجام دهند.(16/ 9/ 84 رهبرى)
رهبر معظم انقلاب در جهت ضرورت استفاده از فرصت حج براى فعاليتهاى فرهنگى تصريح كردند:
بايد با ابتكارات جديد، زمينه تبليغ و آگاهى در ميان حجاج بيتالله الحرام گسترش يابد.(26/ 10/ 85 رهبرى)
رهبر فرزانه انقلاب، فعاليتهاى فرهنگى را منشاء تحول فكرى توصيف كرده و بر بهرهگيرى از شيوههاى نوين تبليغاتى، براى رشد و تعالى فكرى زائران خانه خدا تأكيد كردند.(26/ 10/ 85
رهبرى)
رهبر معظم انقلاب در توصيهاى ديگر به دستاندركاران حج فرمودند:
استمرار برنامههاى فرهنگى همراه با استفاده از همه امكانات حج را به فرصتى مغتنم و بىبديل براى معرفى ارزشهاى اسلام و انقلاب تبديل مىكند.(25/ 10/ 86 رهبرى)
ايشان ظرفيت بالاى موسم حج را براى كارهاى معنوى و فرهنگى يادآور شده و تأكيد كردند:
ارتباط گستردهتر با نخبگان حوزه، استفاده از هيأتهاى علمى و نويسندگان توانا، برنامهريزى مستمر براى افق بلندمدت، ايجاد رشتهاى مستقل در اين زمينه و در نظر گرفتن ظرافت و ذائقه مخاطب، اين ظرفيت را شكوفا مىكند.(25/ 10/ 86 رهبرى)
از غفلتهاى احتمالى در حج، اين است كه كسانى به جاى شركت در نمازهاى جماعت، به جاى طواف مستحبّى، به جاى حضور در فضاى معطّر مسجدالحرام يا مسجدالنبى به
سراغ زرق و برقهاى بىارزش و پوچ و بازارها و مغازهها بروند، براى اينكه جيب دولتهاى بيگانه لاابالى نسبت به منافع مسلمين را پر كنند. جيب كارگر و سرمايهدار آنها را با پول ايرانى و با ثروت ملىشان پر كنند. به جاى شركت در نماز جماعت، به بازارگردى و دكانگردى بروند و اجناس را تماشا كنند!
انسان متأسف مىشود وقتى بشنود هنگامى كه جمعيت باشكوه در مسجدالحرام يا مسجدالنبى مشغول اقامه نماز جماعتند يا به اقامه جماعت مىشتابند، تعداد محدودى حاجى ايرانى مرد يا زن سراغ بازارها بروند، كيسهها را زير بغل بگيرند و اجناسى را كه در شهر خودشان گاهى ارزانتر و بهتر از آن جا مىتوانند پيدا كنند بگيرند و بيايند. ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ اين بهتر و مفيدتر و مهمتر است كه انسان به نماز، به عبادت، به ذكر، به توجه و به حضور در جماعات بپردازد؛ اينها دستاورد واقعى حج است، سوغات اينهاست، سوغات معنويت است كه شما در خودتان ذخيره مىكنيد و مىآوريد.
اخلاق و روحياتى است كه با خودتان مىآوريد. ما ديدهايم كسانى راكه وقتى از حج برمىگردند، چهره و رفتار و كلام و ظاهر و باطن آنها انسان را موعظه مىكند و تحت تأثير قرار مىدهد. اين خوب است، اين سوغات واقعى است.(30/ 9/ 83 رهبرى)
رهبر معظم انقلاب، پذيرش فرهنگ بيگانه را ناپسند مىشمارد و پىآمدهاى آن را با زيركى و تيزبينى چنين برمىشمارند:
وقتى يك ملتى، فرهنگ يك ملت ديگر را قبول كرد همين مىشود، مىشود جزوى از آن ملت، منتها بچه ناتنى مثل جماعت درجه پستتر، هم بر طبق ميل آنها رفتار مىكند، هم مثل خود آن ملت از طرف آن ملت، تحويل گرفته نمىشود! اشتباهِ اين كسانى كه سعى كردند رفتار فرنگىها را در همه امورشان تقليد كنند، اينجا بود، نفهميدند كه با تقليد رفتار يك قوم و يك ملت و يك فرهنگ مثل آنها و جزو آنها نمىشوند بلكه تابع آنها و درجه دو آنها مىشوند. استكبار نسبت به
دنياى اسلام، هميشه اين را خواسته است.(1/ 9/ 85 رهبرى)
حضرت آيتالله خامنهاى مدّظلّه العالى، از همه شيعيان مىخواهند تا در موسم حج، با پاىبندى به نماز اوّل وقت، حرمت تشيعّ را بيش از پيش حفظ نمايند، از اين رو مىفرمايد:
زائران ايرانى بايد با حضور برادرانه خود در مجموعههاى مسلمانان و همچنين نماز اوّل وقت، عملًا پاىبندى ملت ايران را به ارزشهاى دينى نشان دهند.(6/ 2/ 86 رهبرى)
البته معظم له برنامهريزىهاى فرهنگى را براى پر كردن وقت حجاج لازم و ضرورى شمرده و توصيه مىنمايند:
مىتوان با برنامهريزى صحيح، ختم قرآن در حج را احيا كرد و علاوه بر برگزارى مراسم بسيار مهم و ارزشمند دعاى كميل، قرآن را محور فعاليتها و اقدامات فرهنگى- سياسى قرار داد و فضاى حج را فضايى كاملًا قرآنى و معنوى
ساخت.(5/ 12/ 86 رهبرى)
ايشان در سخنى ديگر مىفرمايد:
برنامهريزى و مديريت كاملًا دقيق براى حج، آن را به بهترين فرصت براى تعليم وتبيين و ترويج معارف عالى اسلام و تقويت معنويت زائران تبديل مىكند.(14/ 11/ 83 رهبرى)
و براى پرهيز از دنيا گرايى و گرايش به روح حقيقى حج، توصيه ديگرى به حجاج مىنمايند:
چه غافلند كسانى كه مراسم حج و ايام حج و
مناسك حج را به وسيله پرداختن به امور دنيايى كمرنگ مىكنند. حج را بايد با توجه، با حضور و با آداب به جا آورد. غير از مناسك حج و اعمالى كه تشكيل دهنده صورت حج است، ادبى هم وجود دارد كه روح حج است. بعضى اين صورت را به جا مىآورند اما از روح و حقيقت آن غافل مىمانند. ادب حج، خضوع و ذكر و توجه است. ادب حج، احساس حضور در مقابل پروردگار در همه آنات است. ادب حج، پناه بردن به ساحل امن الهى است كه براى مؤمنين و متمسّكين به ذيل توسل به ذات مقدس پروردگار، آن را فراهم كرده است. بايد اين بهشت را شناخت و وارد آن شد. حج را اين طور بايد فهميد. ادب حج، مسالمت و مداراست. خشونت با مؤمنين، دعواكردن با برادران و فسوق و جدال در حج ممنوع است. ادب حج، فرو رفتن در حقيقت معناى حج و بهرهبردارى كردن و توشه گرفتن از آن براى همه دوران زندگى است. ادب حج، برادرى و ايجاد محبت و وحدت است. فرصت ايجاد وحدت بين ملتهاى اسلامى و شعوب اسلامى، فقط درحج فراهم مىشود.
اين همه انسان از اقصا نقاط عالم، همه به عشق كعبه، به عشق مرقد پيغمبر، به عشق ذكر الهى، به عشق طواف و سعى، خود را به آن جا رساندهاند. اين فرصتِ برادرى مغتنم است.
(30/ 9/ 86 رهبرى)
براى اينكه از زرق و برق دنيا و مقاصد پست دنيوى به دور بمانيم، معظم له معتقدند كه بايد نيتها و افق ديدها تصحيح شود:
نيتها در كار حج و كارگزارى حج بايد خيلى فراتر از مقاصد معمولى و كوچكى باشد كه ما انسانها دچار آنها هستيم. علت هم اين است كه افق در امر حج، بسيار بالاست.(1/ 9/ 85 رهبرى)
رهبر فرزانه در راستاى تحقق همين محور، در سخنى ديگر مىفرمايد:
حج و فضاى آن را از انگيزههاى دنيايى و مادى تا آنجايى كه ممكن است، تخليه كنند. حج جايى است كه بايد هر چه ممكن است، انسان از انگيزههاى دنيوى و مادى جدا و دور شود. البته ما نمىخواهيم سفارش كنيم كه به حجاج آنجا گرسنگى بدهيد يا جاى بد بدهيد، نه پذيرايى از حجاج و مسكن و غذا و تأمين آسايش جسمانىشان كه بتوانند به مسائل معنوى بپردازند. خود اين يكى از كارهاى مهم است، اين را ما نفى نمىكنيم؛ اما اين انگيزههاى مادى را تا آنجايى كه ممكن است بايد از دلها خارج كرد. اين انگيزه بازارگردى و سوغاتخرى و اينها را بايد كم كرد. نگاه به حج به صورت يك سفر گردشى يا خداى نكرده يا يك اهداف ديگر، كه ديگر آنها قابل ذكر نيست ولى اين نفس و هواى انسان، انسان را به خيلى جاها مىكشاند، بايد اينها را مراقبت و جلوگيرى كرد. اين انگيزههاى مادى بايد در حج چه در حاجى چه در همراه، چه در كارگزار دور شود، اين هم يك نقطه است كه اگر بخواهيم از آن ظرفيت عظيم استفاده كنيم، يكى از شرايطش اين است.(1/ 89/ 85 رهبرى)
رهبر انقلاب معتقدند اگر فلسفه حج به خوبى دريافت و اعمال آن به درستى انجام شود، پر از سازندگى و تزكيه خواهد بود، بنابراين يادآور مىشوند:
سازندگى حج مهم است، هم سازندگى شخصى و اخلاقى و معنوى كه روحانيون محترم و علماى محترم در داخل كاروانها مىتوانند خيلى نقش ايفا كنند و هم سازندگى ملى، يعنى خُلقيّات يك ملت ملتئم، پخته، سنجيده، خردمند
را در دوره حج، زمينهاش را براى حاجى فراهم كند.(23/ 8/ 86 رهبرى)
و چيزهاى ديگرى كه حالا در خلال اين، در كنار اين، پيش مىآيد. اين كه من هرسال اين را تأكيد مىكنم به دستاندركاران حج وتوصيه مىكنم به برادران و خواهران حاجى براى اين است. يك هوس كم اهميت و حقير، كلّ آن فضاى معنوى را ممكن است تحت تأثير قرار دهد ما كه مردم را دعوت به زهد اباذرى كه نكرديم، ماها كه كوچكتر از آن هستيم كه فكر آن جور زهدى را بكنيم، ما دعوت مىكنيم خودمان را و مردم را به زيادهروى نكردن در اين امور، ما زيادهروى مىكنيم در مصرف كردن، در دل سپردن، در اهميت دادن، در دنبال كردن اين زيادهروىها ضرر مىزند به فضاى معنوى.(23/ 8/ 86 رهبرى)
معظمله در سخنى ديگر مىگويند:
فريضه حج آنگاه كه با معرفت و هوشيارانه به جاى آورده شود، به مسلمانان حج گزار و به امت بزرگ اسلامى فيض مىبخشد، حاجى را به صفا و پاكى و معنويت سوق مىدهد و امت را به اتحاد و عزت و اقتدار نزديك مىكند. 29/ 10/ 83 رهبرى)
ايشان در ادامه مىفرمايد:
گام اوّل براى حاجيان، خودسازى است. احرام و طواف و نماز، مشعر و عرفات و منى، قربانى و رَمْى و حَلْق و همه و همه، مظاهر خشوع و فروتنى انسان در برابر خداوند و جايگاه ذكر و تضرّع و تقرّب به او است. اين مناسك پر معنى را نبايد از سرغفلت گذرانيد. مسافر ديار حج در همه اين مراسم بايد خود را در محضر حق متعال بداند، خود را در انبوه متراكم حج با محبوب تنها ببيند، با او راز و نياز كند، از او بخواهد به او دل ببندد،
شيطان و هوا را از دل خوش براند و زنگار حرص و حسد و جُبن و شهوت را از خويشتن بزدايد. خدا را بر هدايت و نعمتش سپاس گويد، دل را بر مجاهدت در راه خدا رام كند، مهربانى به مؤمنان و بيزارى از معاندان و حق ستيزان را در دل بپروراند، عزم خويش را بر اصلاح خود و اصلاح دنيا پيرامون خود استوار سازد و با خداى خود بر آبادى دنيا و آخرت پيمان بندد.(29/ 10/ 83 رهبرى)
اگر يك جوانى، يك مردى يا زنى در دوره حج، انس با قرآن را ياد بگيرد، تأمل و تدّبر در عبادات دعاها و مناجات با پروردگار را ياد بگيرد، اين مىشود سرمايهاى براى او در طول زندگى، حاجى اگر خود را مقيّد كند كه در مدينه منوره يك ختم قرآن بخواند، در مكه مكرمه يك ختم قرآن بخواند، اينجا خانه قرآن است، محل نزول قرآن است يا اگر نمىتواند يك ختم قرآن بخواند، يك بخش عمدهاى از قرآن را بخواند، با تأملّ با تدّبر؛ اگر عادت كند به تأملّ و تدّبر در قرآن در اين مدتى كه آنجاست، بتوانيد عادت بدهيد حاجى را به اين چنين سيرهها و رويههاى ماندگار معنوى و روحى، اين براى او مىشود يك سرمايه قرآن، يك ذخيره تمام نشدنى است. انس با قرآن از هر واعظى، از هر رفيق ناصحى، از هر درسى براى انسان مفيدتر است.
اگر حقيقتاً انسان با قرآن رابطه برقرار كند و قرآن را بخواند براى استفاده و استضائه قلبى و معنوى خود، اين براى او از هر واعظى بالاتر است. اگر انسان اين انس را بتواند پيدا بكند، خيلى دستاورد بزرگى است.(23/ 8/ 86 رهبرى)
رهبر فرزانه از همه شيعيان مىخواهند كه اعمال حج را با كيفيت انجام داده و از درسهاى انسانساز آن غفلت نورزند:
اعمال را با تدّبر انجام دادن، اين طواف، اين سعى، اين وقوف، اين حالت خضوع و خشوع، اين رعايت محرمات و ممنوعات دوران احرام، هر كدام از اينها يك درست است. اين را حجاج محترم ما و برادران و خواهران عزيز ما با وارد كردن انگيزههاى كوچك دنيايى باطل نكنند، مثل همين خريد جنسى از فلان مغازه، خود اين مبتلا شدن به مراجعه به مراكز فروش براى يك چيز كم اهميت، يك بلا و يك مشكل است و ملابساتى كه دارد، مشكل ديگر. وقت نماز بگذرد جلو چشم مردم، تحقير و توهين حاجى ايرانى محسوب مىشود.
رهبر انقلاب غفلت و بىخبرى را دشمن آدمى شمرده و از همگان مىخواهد كه از خويشتنِ خويش غفلتزدايى كنند:
آدمى در ميدانهاى گوناگون زندگى، قربانى غفلت خويش است، هر جا غفلت هست انهدام اخلاقى و انحراف فكرى و هزيمت روحى نيز هست ... وهمين ضايعات است كه به نوبه خود مىتواند علاوه بر اضمحلال شخصيت افراد انسان، شكست ملتها و فرومايگى تمدنها را نيز پديد آورد.(19/ 10/ 84 رهبرى)
نماينده ولىفقيه در حج نيز
براى غفلت زدايى، نوآورى و حركت به سمت جلو را پيشنهاد مىنمايد:
يك مسلمان هميشه بايد به سمت جلو پيشرفت داشته باشد از اين رو همه سالهاى ما بايد سال نوآورى و شكوفايى باشد زيرا مسأله نوآورى در زندگى، يك اصل مهم اسلامى است كه در روايات بر آن تأكيد زياد شده است.
هر روز يك مسلمان بايد نوروز باشد يعنى در هر روز بايد يك گام نو در زندگى بردارد و سعى بر نوآورى داشته باشد.(آيتالله محمدى رىشهرى 31/ 1/ 87)
نامگذارى اين سال به نام نوآورى و شكوفايى، تمرين وتذّكرى براى همه سالها و ماههاى آينده است كه بايد در آن سعى بر حركت به سوى جلو و شكوفايى استعدادهاى مادى و معنوى داشته باشيم.(31/ 1/ 387(ره) آيتالله رىشهرى)
و مثل هميشه رهبر انقلاب همه نخبگان و انديشمندان را مسئول حفظ وحدت و مبارزه با دشمن و افشاگرى توطئه آنان مىدانند و مىفرمايد:
وظيفه نخبگان سياسى، دينى، فرهنگى و رجال ملّى و جوانان و دانشگاهيان، سنگينتر از ديگران است. وحدت و همدلى ميان پيروان مذاهب اسلامى و پرهيز از اختلافات فرقهاى و قومى بايد از برجستهترين شعارهاى اين نخبگان باشد. نشاط علمى، نشاط سياسى، تلاش فرهنگى و بسيج كردن همه نيروها در اين صفوف اصلى، بايد سرلوحه دعوت آنان قرار گيرد.(19/ 10/ 84، پيام رهبرى به مناسبت كنگره عظيم حج)
ملتهاى مسلمان بايد امروز كاملًاهوشيار و مراقب باشند و علما و پيشوايان دينى، روشنفكران و دانشگاهيان، نويسندگان و شاعران و هنرمندان، جوانان و نخبگان، همه و همه بايد
با هوشيارى و اقدام بهنگام، نگذارند. آمريكاى جهانخوار دوره جديدى از سلطه استعمارى خود بر دنياى اسلام را آغاز كند.(19/ 10/ 84 پيام رهبرى به مناسبت كنگره عظيم حج)
از آنچه كه گذشت دريافتيم كه نوآورى در برنامهها، ساماندهى و اجراى مراسم حج، همواره مورد انتظار حضرت امام/ و مقام معظم رهبرى بوده است و سرپرست
محترم حجاج ايرانى با مساعدت معاونتهاى محترم بعثه توانسته است بسيارى از منويّات رهبران انقلاب اسلامى را جامه عمل بپوشانند و اهتمام دارند كه هر سال به نوآورى و شكوفايى در مراسم حج بيافزايند و در اين راه همه متوليان از هيچ كوشش فكرى و علمى فروگذار نيستند.
اميد مىرود كه دستاندركاران حج ابراهيمى با استعانت از خداوند منان، به طور كامل به اهداف متعالى حج ابراهيمى نايل آيند و شاهد روزى باشيم كه حجاج پاكنهاد، در كنار مولا و مقتدايشان، مناسك حج را به جا آورند و عطر امامت در جاىجاى سرزمين وحى پراكنده شود و مشام جانها را بنوازد.
به اميد آن روز به انتظارت مىمانيم اى يگانه سبز.
الف: كتابها
احمد پورداريانى، محمود، كارآفرينى- تعاريف- الگوها، تهران، شركت پرديس، 1381.
صمد آقايى، جليل، سازمانهاى كارآفرين، تهران، مؤسسه عالى آموزش و پرورش، مديريت و برنامهريزى، 1382.
الوانى، سيد مهدى، مديريت عمومى، تهران، نشر نى، 1385.
رابينز، استيون، مبانى مديريت، تهران، دفتر پژوهشهاى فرهنگى، 1379.
ميرزاآقايى، حميد، سايت فكر نو.
رفيعپور، فرامرز، توسعه و تضاد(كوششى در جهت تحليل انقلاب اسلامى و مسائل اجتماعى ايران)، تهران، دانشگاه شهيد بهشتى، 1376.
هيلگارد، ارنست، زمينه روانشناسى، ترجمه: براهنى و همكاران، تهران، رشد، 1369.
تيموتى، كاستلو، روانشناسى نابهنجارى، ترجمه: نصرتالله پورافكارى،
تهران، آزاد، 1373.
گنجى، حمزه، بهداشت روانى، تهران، ارسباران، 1376.
سيف، على اكبر، روانشناسى پرورشى، تهران، آگاه، چاپ هفتم، 1371.
صحيفه حج، مجموعه سخنان و پيامهاى مقام معظم رهبرى، جلد دوم، نشر مشعر، زمستان 1382.
صحيفه حج، مجموعه سخنان و پيامهاى رهبر كبير انقلاب اسلامى، امام خمينى/، نشر مشعر، 1382.
حج دركلام و پيام امام خمينى، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى/، 1376.
ب: نشريات:
دراكر، پيتر، رشته علمى به نام خلاقيت، ترجمه: واحدى، سيدصالح، مجله تدبير، شماره 43.
ترزا ام. امابيل، خلاقيت را چگونه از بين ببريم، ترجمه: حسين حسينيان، مجله تدبير، شماره 103، خرداد 1379.
مشبكى، اصغر و وفايى، فرهاد، خلاقيت عامى سكون
در سازمان، ماهنامه توسعه مديريت، شماره 50، خرداد و تير 1382.
زراعى، حسين، افراد خلاق چه ويژگىهايى دارند، روزنامه همشهرى، بخش اجتماعى، 22/ 4/ 1379.
حقايق، سيروس، ويژگىهاى سازمان صنعتى خلاق و نوآور، مجله تدبير، شماره 111.
دراكر، پيتر، دانش نوآورى، ترجمه: چيپساز، على، مجله توسعه مديريت، شماره 9، سال هفتم، دى ماه 1378.
رهنما، پروين، نهادينه شدن علم، خبرنامه تحقيقات و فنآورى، شماره 25، ص 13، 1382.
على محمدزاده، خليل، مفهوم علم در مقوله جنبش نرمافزارى رسيدن به اوج دانايى است،(گفتوگوى
معاون فرهنگى واحد علوم وتحقيقات تهران)، هفته نامه(فرهيختگان، شماره 520، ص 4، 12/ 8/ 1383.