ghaemiyeh.com
سرشناسه : قاضیعسکر، سیدعلی، ۱۳۲۵ -
عنوان و نام پديدآور : درسنامه آداب سفر حج / علی قاضیعسکر.
مشخصات نشر : تهران: مشعر، ۱۳۸۹.
مشخصات ظاهری : ۲۲۴ ص.
شابک : ۲۲۰۰۰ ریال978-964-540-233-2 :
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع : حج -- راهنمای آموزشی
موضوع : حج
رده بندی کنگره : BP۱۸۸/۸/ق۲د۴ ۱۳۸۹
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۳۵۷
شماره کتابشناسی ملی : ۲۰۳۶۳۶۵
مراتب معنوى حج، كه سرمايه جاودانه است و انسان را به افق توحيد و تنزيه نزديك مىنمايد، حاصل نخواهد شد مگر آنكه دستورات عبادى حج به طور صحيح و شايسته و مو به مو عمل شود. (1)
حج نمايشى باشكوه از اوج رهايى انسان موحد از همه چيز جز او و عرصه پيكارى فرا راه توسن نفس و جلوه بىمانندى از عشق، ايثار، آگاهى و مسئوليت در گستره حيات فردى و اجتماعى است. پس حج تبلور تمام عيار حقايق و ارزشهاى مكتب اسلام است.
مؤمنان زنگار دل را با زمزم زلال توحيد مىزدايند و با حضرت دوست تجديد ميثاق مىكنند و گرچه ميراث ادب و فرهنگ ما، مشحون از آموزههاى حياتبخش حج است، اما هنوز ابعاد بىشمارى از اين فريضه مهم، ناشناخته و مهجور مانده است.
پيروزى انقلاب اسلامى ايران، در پرتو انديشههاى تابناك امام خمينى(قدس سره) حج را نيز همچون ديگر معارف و احكام اسلامى، در جايگاه واقعى خويش نشاند و سيماى راستين و محتواى غنى آن را نماياند. اما
1) امام خمينى، صحيفه نور، ج 19، ص 25.
هنوز راهى دراز در پيش است تا فلسفه، ابعاد، آثار و بركات آن شناخته و شناسانده شود.
در راستاى تحقق اين هدف بزرگ، با الهام از انديشههاى والا و ماندگار امام راحل- احياگر حج ابراهيمى- و با بهرهگيرى از رهنمودهاى ارزشمند رهبر عزيز انقلاب اسلامى، حضرت آيت الله خامنهاى- مدظله- معاونت آموزش و پژوهش بعثه مقام معظم رهبرى، تلاش مىكند با كاربردى كردن متون آموزشى، فصل جديدى فرا راه كارگزاران حج و زائران حرمين شريفين بگشايد.
از اين رو، پس از كارشناسىهاى متعدد و بهرهگيرى از اساتيد و متخصصان فن، تلاش گرديده تا براى تهيه درسنامهها و محتواى مورد نياز در سفر حج و عمره، عناوين، موضوعات، سرفصلها و منابع هر درس را مشخص و جلسات آموزشى آنها زمانبندى گردد تا به نحو بهينه مورد استفاده قرار گيرد.
عناوين اين درسنامهها عبارتند از:
مناسك حج
آداب سفر حج
اسرار و معارف حج
آشنايى با تاريخ اسلام(1 و 2)
آشنايى با تاريخ و اماكن مقدس مكه و مدينه
اخلاق معاشرت
احكام مبتلابه حج
آشنايى با كشورهاى اسلامى
گزيده سيماى عقايد شيعه
شناخت عربستان
محاوره عربى
بىترديد آغاز هر كارى با كاستىها و نواقص احتمالى همراه است. لذا انتظار مىرود با بهرهگيرى از نظرات خوانندگان ارجمند، نقاط قوت و ضعف اين مجموعه شناسايى و به تقويت داشتهها و زدودن كاستىهاى آن اقدام شود.
در پايان ضمن تشكر از همه كسانى كه ما را در تهيه و تنظيم اين مجموعه يارى كردهاند، توفيق همگان را از خداوند منان خواهانيم.
معاونت آموزش و پژوهش بعثه
اداره كل آموزش
انتظار مىرود با مطالعه اين درس:
اهميت تعيين هدف را بدانيم و بتوانيم هدف خود را تعيين نماييم.
بدانيم چه آگاهىهايى را بايد قبل از سفر كسب كنيم.
ضرورت فراگيرى احكام و مناسك حج را بدانيم.
با آيات و روايات در باره موارد فوق آشنا شويم.
در اين درس بخشى از آداب سفر حج شامل تعيين هدف، ضرورت كسب آگاهى، دانستنىهاى مورد نياز، ضرورت فراگيرى احكام و مناسك حج و نيازهاى علمى و معنوى در سفر حج به اختصار توضيح داده شده است.
سير و سفر با انگيزههاى دينى و عقلانى، از ديدگاه اسلام امرى پسنديده و مقبول است. خداوند متعال در آيات متعددى از قرآن كريم مردم را به سير و گردش در زمين دعوت نموده، از آنان خواسته است تا با سفر به گوشه و كنار جهان، در تاريخ و سرنوشت نهايى ملتها بيانديشند و از حوادث، رخدادها و خوب و بد زندگى امتهاى گذشته درس عبرت بگيرند:
أَوَلَمْ يَسِيرُوا فِي اْلأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ كانُوا مِنْ قَبْلِهِمْ ... (1)
«آيا در زمين نگشتهاند تا ببينند فرجام كسانى كه پيش از آنها زيستهاند چگونه بوده است؟»
سفر الهى و معنوى حج نيز به دليل اهميتى كه در اسلام دارد، بايد با انگيزهاى الهى و با قصد قربت و بهصورتى هدفمند انجام شود تا حاجى بتواند به دستاوردهاى در نظر گرفته شده از سوى خداوند، دست يابد.
امام صادق(ع) فرمود:
«الْحَجُّ حَجَّانِ: حَجٌّ لِلَّهِ وَ حَجٌّ لِلنَّاسِ، فَمَنْ حَجَّ لِلَّهِ كَانَ ثَوَابُهُ عَلَى اللَّهِ الْجَنَّةَ، وَ مَنْ حَجَّ لِلنَّاسِ كَانَ ثَوَابُهُ عَلَى النَّاسِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ». (2)
«حج دو گونه است: 1. حج براى خدا 2. حج براى مردم، پس آنكس كه براى خدا حج گزارد، از خداوند پاداش بهشت گيرد و
آنكس كه براى مردم حج بهجاى آورد، پاداش آن در روز قيامت با مردم است!»
از اين روايت بهخوبى مىتوان فهميد كه هدف و انگيزه تا چهاندازه در سفر حج تأثيرگذار است.
بنابراين، اگر حاجى با هدف خداخواهى، خداجويى، تحول روحى و اخلاقى، و پالايش روح و جان در اين راه گام نهد، اعمال و رفتار خود را نيز با اين اهداف منطبق مىسازد و در نتيجه در حرمين شريفين پيوسته به نماز و دعا و عبادت و تفكر در حقايق اسلام و تاريخ زندگى پيامبران و امامان و ياران باوفا و پاكباخته آنان مىپردازد، از لحظهلحظه سفر بهرهگيرى مىكند، پردههاى غفلت را از جلو چشمانش كنار مىزند تا هنگام رسيدن به مرقد معشوق در مدينه و معبد عشق در مكه، كاملًا روح و جان خويش را صيقل داده، رنگ الهى و معنوى به خود بگيرد.
و اگر حاجى به قصد تفريح و استراحت به حج بيايد، بهگونهاى ديگر رفتار خواهد كرد، بيشتر به مسكن بهتر، غذاى لذيذتر، و خريد كالاى بيشتر و ارزانتر مىانديشد و بهجاى حضور در حرمين شريفين در كوچه و خيابان و بازار پرسه مىزند و در پايان سفر نيز با كولهبارى از اجناس پرزرق و برقِ دنيايى به ديار خويش بازمىگردد.
رسول خدا(ص) در يك تقسيمبندى تنبّهآفرين، حاجيان امت خود در آخرالزمان را به سه دسته تقسيم فرموده، وضعيت آنان را اينچنين پيشبينى كردهاست:
دسته اول: ثروتمندان كه با انگيزه تفريح و خوشگذرانى به حج مىروند.
دسته دوم: گروههاى متوسط جامعه كه با هدف تجارت و سوداگرى
راهى زيارت خانه خدا مىشوند.
دسته سوم: نيازمندان و فقيران كه براى خودنمايى و رياكارى عازم آن ديار مىشوند. (1)
و طبيعى است كه هيچ يك از اين سه دسته، بهره و نصيب معنوى از اين سفر نخواهند داشت.
از اينرو، حاجيان پيش از سفر، بايد هدف و انگيزه خود را مشخص كنند و سپس در راستاى همان اهداف در نظر گرفته شده، برنامهريزى نموده، سفر را آغازنمايند.
آشنايى با اهداف حج، موجب مىشود تا حاجى براى دستيابى به آنها، معلومات و دانستنىهاى مورد نياز اين سفر را به خوبى فراگيرد و با آگاهى كامل در اين مسير قدمبگذارد.
رسول خدا(ص) در سخنرانى مهم روز غدير از مردم خواستند تا با آگاهى و بصيرت كامل به حج روند و از اين اماكن مقدس جز با توبه و رها شدن از گناهبازنگردند؛ «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) فِي خُطْبَتِهِ فِي الْغَدِيرِ: مَعَاشِرَ النَّاسِ! حُجُّوا الْبَيْتَ بِكَمَالِ الدِّينِ وَالتَّفَقُّهِ وَلا تَنْصَرِفُوا عَنِ الْمَشَاهِدِ إِلّا بِتَوْبَةٍ وَ إِقْلاعٍ». (2)
برخى از ويژگىها كه در روايات آمده عبارتند از:
«طواف خانه خدا و سعى ميان صفا و مروه و رمى جمرات، براى برپايى و اقامه ياد خدا وضع شده است.» (1)
«... خداوند حج را نشانه تواضع مردم دربرابر عظمت خود و ... پرچم افراشته اسلام و پناهگاه امن پناهجويان قرار داده است.» (2)
«... خداوند حج را وسيله دستيابى به رحمت خود و رسيدن به بهشت و موجب آمرزش و امتحان مردم، و زدودن كبر از دلها و ايجاد تواضع و فروتنى در درون جان آنان، قرار داد.» (3)
امام رضا(ع) بخشى از فلسفه حج را، جداشدن از سنگدلى، خسّت و زبونى نفس، نااميدى، بازداشتن نفس از فساد و بازيابى حقوق شمردهاند. (4)
و امام صادق(ع) آن را براى شناخت بيشتر مسلمانان از يكديگر، بهرههاى تجارى، شناخت نشانهها و آثار رسول خدا(ص) دانستهاند و .... (5)
طبيعى است كه اين اهداف تنها با دانستن احكام و مناسك حج قابل دستيابى نيست، از اينرو حاجى بايد از ماهها پيش از حج، با مطالعه كتب و انجام يكسلسله تمرينات جسمى و روحى، خود را براى دستيابى به اين اهداف آماده نمايد و تنها به شركت در چند جلسه محدود
كه معمولًا كاروانها برگزار مىكنند بسنده نكند.
امام صادق(ع) به عيسى بن أبى منصور فرمود:
«يَا عِيسَى إِنِّي أُحِبُّ أَنْ يَرَاكَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِيمَا بَيْنَ الْحَجِّ إِلَى الْحَجِّ وَ أَنْتَ تَتَهَيَّأُ لِلْحَجِّ». (1)
«اى عيسى، من دوست مىدارم كه خداوند عزوجل در فاصله بين دو حج، تو را در حال آماده شدن براى حج بعد ببيند.»
برخى از اطلاعات مورد نياز و ضرورى اين سفر عبارتند از:
احكام عمومى از قبيل وضو، غسل، تيمم، طهارات، نجاسات و ...؛
مناسك حج؛
اسرار و معارف حج؛
تاريخ اسلام؛
شناخت اماكن و آثار اسلامى موجود در حرمين شريفين؛
آداب و اخلاق سفر حج؛
آداب معاشرت با هموطنان و نيز ديگر مسلمانان شركتكننده در حج؛
آشنايى با پيامبر(ص) و ائمه معصومين(عليهم السلام) و سيره علمى و عملى آنان؛
آشنايى با عقايد تشيع، بهمنظور معرفى مذهب و فرهنگ اهلبيت به ديگران؛
شناخت مفهوم زيارت، آداب سخن گفتن با پيامبر و ائمه، مضامين زيارتنامهها و ....
1) كافى، ج 4، ص 281، ح 1.
آشنايى با مذاهب اسلامى، اعتقادات و مسائل فقهى آنها، براى پيشگيرى از هرگونه برخورد و ايجاد تفرقه در صفوف مسلمانان؛
تسلط به يكى از زبانهاى زنده دنيا و مهمترين آنها زبان عربى، براى ايجاد ارتباط با ديگر مسلمانان؛
دستيابى به آگاهىهاى بهداشتى و اجرايى؛
شناخت كشور عربستان و قوانين و مقررات حاكم بر آن كشور.
حال براى فراگيرى مطالب مربوط به محورهاى فوق، چهمقدار زمان نياز است؟ و چه تعداد كتاب بايد مطالعه شود؟ و چند كلاس آموزشى بايد تشكيل گردد؟ تا حاجى از هرجهت توجيه شود، سپس رهسپار حرمين شريفين گردد! (1)
در ميان مجموعه اطلاعات مورد نيازى كه ذكر شد، فراگيرى مناسك حج از اهميت ويژهاى برخوردار است و حاجى بايد آن را بهطور دقيق بياموزد و بهكار بندد؛ زيرا صحت و درستى عمل يكى از شروط قبولى آن است.
مسائل و فروعات حج نيز به حدى زياد است كه زراره از اصحاب امام صادق(ع) مىگويد:
1) خوشبختانه در سالهاى اخير توسط بعثه مقام معظم رهبرى و ساير علما و انديشمندان، گامهاى مؤثرى در اين زمينه برداشته شده، كتب، مجلات، فيلم و ديگر ابزار آموزشى مورد نياز تا حد زيادى فراهم آمده كه حاجيان عزيز بايد بهموقع آنها را تهيه نمايند و بهره ببرند و پيش از سفر، خود را كاملًا آمادهنمايند.
«قُلْتُ لِابِي عَبْدِ اللَّهِ(ع): جَعَلَنِيَ اللَّهُ فِدَاكَ أَسْأَلُكَ فِي الْحَجِّ مُنْذُ أَرْبَعِينَ عَاماً فَتُفْتِينِي فَقَالَ يَا زُرَارَةُ بَيْتٌ يُحَجُّ قَبْلَ آدَمَ(ع) بِأَلْفَيْ عَام تُرِيدُ أَنْ تَفْنَي مَسَائِلُهُ فِي أَرْبَعِينَ عَاماً». (1)
«به امام صادق(ع) عرض كردم، فداى شما شوم، حدود چهل سال است كه درباره حج از شما مىپرسم و شما پاسخ مىدهيد و فتواى خويش را بيان مىفرماييد. امام(ع) فرمود: اى زراره، خانهاى كه بيش از دو هزار سال، قبل از پيدايش آدم(ع) حج گزارده مىشد، مىخواهى در چهل سال مسائل آن پايان پذيرد؟»
هر چه حاجى در زمينه اعمال و مناسك حج آگاهتر باشد، ضمن انجام درست اعمال، بيشتر ذهن خود را بهسوى اسرار و معارف هريك از اعمال حج معطوف داشته، بهره معنوى بيشترى مىبرد. برخى از حاجيان در ميقات، بهجاى ريختن اشك و توجه بيشتر به حضرت حق و انابه و توبه و راهيابى بهحضور صاحبخانه، در وسوسه درست تلفظ كردن نيت گير مىكنند و از آن همه زيبايى و عشق محروم مىمانند و حال آنكه فقها همگى فتوا داده و مىدهند كه نيت لازم نيست بر زبان جارى شود و همان مرور به قلب و فكر كافى است.
رسول خدا(ص) فرمود:
«تَعَلَّمُوا مناسِكَكُم، فَانَّها مِنْ دِينِكُمْ». (2)
«مناسك حج خود را فراگيريد كه آن، بخشى از دين شما است.»
البته اهميت فراگيرى مناسك حج، نبايد موجب دلهره و اضطراب حاجى شود؛ زيرا چگونگى انجام درست آن، معادله پيچيدهاى نيست كه نتوان بهراحتى حل كرد، فقط دقت عمل لازم دارد، همانند رانندهاى كه بهقصد رسيدن به مكان خاصى حركت مىكند، اگر فرمان را درست در دست نگيرد و يك مرتبه بهسمت راست و چپ بپيچد، از مسير خود منحرف خواهد شد، حاجى نيز در چگونگى عمل اگر دقت لازم را داشته باشد، مشكلى براى او پيش نخواهدآمد.
رسول خدا(ص) آنگاه كه به حج مشرف مىشد، در هر فرصتى چگونگى انجام مناسك را به مردم مىآموخت. ابن عمر گويد:
«كانَ رَسُولُ الله(ص) اذا كان قَبْلَ التَّرْويَةِ بِيَوْم، خَطِبَ النّاسَ فَأَخْبَرَهُمْ بِمَناسِكِهِمْ». (1)
«رسول خدا(ص) پيوسته يك روز پيش از ترويه، براى مردم خطبه مىخواند و مناسكشان را به آنها مىآموخت.»
در اين درس ابتدا ضرورت تعيين هدف مطرح و روشن شد كه سفر حج بايد با انگيزهاى الهى و با قصد قربت و به صورتى هدفمند انجام شود تا حاجى بتواند به دستاوردهاى در نظر گرفته شده از سوى خداوند، دست يابد. و حاجيان بايد پيش از سفر، هدف و انگيزه خود را مشخص كنند و براى دستيابى به اهداف در نظر گرفته شده، برنامهريزى نموده، سفر را آغاز نمايند. همچنين دانستيم كه مهمترين
1) الحج و العمرة فى الكتاب و السنة، ص 246، ح 680.
اهداف حج عبارتند از: ياد خدا، تواضع مردم در برابر عظمت خداوند، شناخت بيشتر مسلمانان از يكديگر، جداشدن از سنگدلى، خسّت و زبونى نفس، نااميدى، بازداشتن نفس از فساد و بازيابى حقوق، وسيله دستيابى به رحمت خداوند و رسيدن به بهشت و آمرزش و امتحان مردم، و زدودن كبر از دل و ايجاد تواضع و فروتنى در درون جان آنان. در اين درس همچنين اطلاعات ضرورى سفر حج مطرح و چهارده مورد از آنها ذكر شد و بالاخره نتيجه آن شد كه فراگيرى مناسك حج از اهميت ويژهاى برخوردار است و حاجى بايد آن را به طور دقيق بياموزد و به كار بندد؛ زيرا صحت و درستى عمل يكى از شروط قبولى آن است.
چرا تعيين هدف قبل از سفر ضرورى است؟
برخى از اهداف حج كه در روايات آمدهاست را نام ببريد.
از نظر امام صادق(ع) حج بر چند نوع است؟
منظور از آگاهى كامل داشتن آگاهى در چه زمينههاست؟
انتظار مىرود با مطالعه اين درس:
شرايط استطاعت مالى براى حج را بدانيم
به اهميت فراهم كردن زاد و توشه حلال آگاه شويم
چگونه بايد خداحافظى كرده و حلاليت بطلبيم؟
چه نكاتى را در انتخاب همراه مورد توجه قرار دهيم؟
بدانيم چگونه بايد مشوق خوبىها باشيم
با آيات و روايات در باره موارد فوق آشنا شويم
در اين درس با اهميت تأمين مخارج خانواده و احاديث و روايات مربوط به آن آشنا مىشويم و موضوعهاى مهمى همچون: اهميت فراهم كردن زاد و توشه حلال، اهميت خداحافظى وحلاليتطلبى، ضرورت انتخاب همراه و
شايسته و تشويق ديگران به خوبىها و توصيه ائمه معصومين(عليهم السلام) نسبت به آنها آشنا مىشويم.
سفر حج بهلحاظ معنوى و دينى نهتنها در روحيه حجگزار تأثير مىگزارد، بلكه از جنبه روحى و اخلاقى، براى خانواده و نزديكان وى نيز بركات فراوانى را بهدنبال خواهد داشت. از اينرو براى اينكه از اين تأثير شگرف در اطرافيان كاسته نشود، بايد حاجى به كليه مسائل جانبى سفر نيز توجه كند. يكى از اين مسائل، تأمين نيازمندىهاى خانواده است؛ به شكلى كه پس از رفتن وى به حرمين شريفين، اطرافيان دچار مشكلات شديد نگردند. هر مسلمانى زمانى مستطيع خواهد بود كه بتواند علاوه بر هزينه سفر، زندگى افراد تحت تكفل خود را تأمين كند و پس از مراجعت نيز گرفتار فقر و تهيدستى نگردد.
امام صادق(ع) در پاسخ سؤالكنندهاى كه مراد از «سبيل» در آيه شريفه وَ لِلّهِ عَلَي النّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا (1)را پرسيد، فرمود:
«... السَّعَةُ فِي الْمَالِ إِذَا كَانَ يَحُجُّ بِبَعْضٍ وَ يُبْقِي بَعْضاً لِقُوتِ عِيَالِهِ». (2)
«وسعت در مال، بهاندازهاى كه با بخشى از آن حج انجام دهد و بخشى را براى خوراك خانوادهاش باقى بگذارد.»
در حديث ديگرى نيز امام صادق(ع) فرمود: حج خانه خدا بر كسى
كه راهى بهسوى او بيابد واجب است و راه همان داشتن هزينه سفر، مركب، همراه با سلامتى بدن است و نيز بخشى كه براى خانواده خود بهجاى مىگذارد و بخشى نيز براى تأمين هزينههاى زندگى پس از بازگشت از حج.
مرحومصاحبجواهر(رحمة الله) نيز چهارمينشرطاز شرايط استطاعت را، داشتن امكانات مالى بهاندازه نيازهاى سفر و تأمين نيازمندىهاى خانواده دانسته، مىگويد:
«فلو قصر ماله عن ذلك لم يجب عليه الحج بلا خلاف أجده، بل ربما ظهر من بعضهم الإجماع عليه، للأصل و عدم تحقق الإستطاعة بدونه». (1)
«پس اگر كسى مالى كه دارد، كمتر از آن است كه بتواند هزينه افراد تحت تكفل خود را بپردازد، حج بر او واجب نيست، قول خلافى نيز من در آن نيافتم، بلكه از اظهارات برخى از فقها اجماع بر اين مطلب فهميده مىشود، به مقتضاى اصل، و تحقق نيافتن استطاعت بدون داشتن آن.»
لذا عزيزان حجگزار به اين نكته توجه نموده، بهشكلى عمل كنند كه در نبود آنها، به بازماندگانشان سخت نگذرد و اين دوران را يكى از شيرينترين لحظههاى زندگى خود بهحساب آورند. نكته جالب ديگر اينكه، قبل از حركت مناسب است حاجى افراد خانواده خود را جمع نموده، آنان را به خانه دعوت كند و پس از محبّت به آنها و خواندن دعا، در يك فضاى كاملًا صميمى و معنوى از آنان خداحافظى كرده، عازم سفر حج شود.
1) جواهرالكلام، ج 17، ص 273.
بريد بن معاويه عجلى گويد: امام باقر(ع) هرگاه تصميم رفتن به حج را داشتند، خانواده خويش را در خانه جمع نموده، اينگونه دعا مىكردند:
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَوْدِعُكَ الْغَدَاةَ نَفْسِي وَ مَالِي وَ أَهْلِي وَ وُلْدِي الشَّاهِدَ مِنَّا وَ الْغَائِبَ، اللَّهُمَّ احْفَظْنَا وَ احْفَظْ عَلَيْنَا، اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا فِي جِوَارِكَ، اللَّهُمَّ لا تَسْلُبْنَا نِعْمَتَكَ وَ لا تُغَيِّرْ مَا بِنَا مِنْ عَافِيَتِكَ وَ فَضْلِكَ». (1)
«بارخدايا! همانا من [از] فردا، خود و مال و خانواده و فرزندانم، چه آنان كه نزد مناند و چه آنان كه نيستند، همه را به تو مىسپارم. پروردگارا! در كنار خود ما را قرار ده، نعمتهايت را از ما نگير و آنچه از سلامتى و فضل تو در اختيار ما است آن را تغيير مده.»
همچنين مستحب است مسافر پيش از سفر، خانواده خود را جمع نموده، دو ركعت نماز بخواند و بگويد:
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَوْدِعُكَ نَفْسِي وَ أَهْلِي وَ مَالِي وَ دِينِي وَ دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي وَ أَمَانَتِي وَ خَاتِمَةَ عَمَلي». (2)
«بارخدايا! همانا من خود، خانواده، مال و فرزندانم و دنيا و آخرتم، و أمانت و پايان كارم را به تو مىسپارم.»
بر حاجى است كه هزينه سفر و زاد و توشه خود را از مال حلال برگيرد تا توفيق عبادت پيدا كند و بتواند در بهترين اماكن روى كره
زمين، شيرينى مناجات با خدا را لمس و از عبادات خود لذّت ببرد.
خداوند متعال در قرآن كريم، به رسولان خود اينچنين دستور مىدهد:
يا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً إِنِّي بِما تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ (1)
«اى رسولان، از چيزهاى پاكيزه بخوريد و كار شايسته كنيد كه من به آنچه انجام مىدهيد دانا هستم.»
و در آيهاى ديگر خطاب به مؤمنان مىفرمايد:
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ اشْكُرُوا لِلّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيّاهُ تَعْبُدُونَ (2)
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد، از نعمتهاى پاك و پاكيزهاى كه روزى شما كردهايم بخوريد و خدا را شكر كنيد، اگر تنها او رامىپرستيد.»
استفاده از زاد و توشه حلال و بهرهگيرى از نعمتهاى پاك، وظيفه رسولان و همه مؤمنان و دلباختگان به خداوند است. و آنها كه اموالشان را از راه حرام و يا شبههناك بهدست آوردهاند، بايد پيش از سفر، دارايى خود را تزكيه كنند، خمس و زكات و ردّ مظالم و ديگر حقوق مردم را به صاحبان اصلى آن بپردازند، سپس لباس احرام بپوشند وگرنه، در ميقات پذيرفته نمىشوند و هرگز در حريم كبريايى حق وارد نخواهند شد، گرچه بهصورت ظاهر جسم آنان در چنين اماكن مقدسى در گردش باشد.
امام باقر(ع) فرمود:
«لا يَقْبَلُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ حَجّاً وَ لا عُمْرَةً مِنْ مالٍ حَرامٍ». (1)
«خداوند حج و عمره با مال حرام را نمىپذيرد.»
و در روايتى ديگر فرمود:
«مَنْ أَصَابَ مَالًا مِنْ أَرْبَع لَمْ يُقْبَلْ مِنْهُ فِيأَرْبَع:
مَنْ أَصَابَ مَالًا مِنْ غُلُول أَوْ رِبًا أَوْ خِيَانَة أَوْ سَرِقَة لَمْ يُقْبَلْ مِنْهُ فِي زَكَاة وَ لا فِي صَدَقَة وَ لا فِي حَجٍّ وَ لا فِي عُمْرَةٍ». (2)
«كسى كه از چهار طريق مالى بهدست آورد، هزينهكردن آن درآمد، در چهار چيز پذيرفتهنمىشود:
كسى كه مالى را از راه فريب، ربا، خيانت و يا سرقت بهدست آورد و با آن زكات يا صدقه دهد و يا به حج و عمره رود، خداوند از او نمىپذيرد.»
رسول خدا(ص) نيز فرمود:
هنگامى كه مردى با مال حرام به حج مىرود و] در ميقات [مىگويد:
«لَبَّيْك، اللَّهُمَّ لَبَّيْك ...».
«به فرمانبردارى ايستادهام، بارخدايا! در اطاعت و خدمت تو هستم».
خداوند در پاسخ به او مىفرمايد:
«لا لَبَّيكَ وَلاسَعْدَيكَ، حَتّى تَرُدَّ ما فِي يَدَيْكَ». (1)
«نه، به فرمانبردارى نايستادهاى و در اطاعت و خدمت نيستى، تا آنكه هرچه در اختيار و در دست تو است، به صاحبان آن بازگردانى.»
و در حديثى ديگر فرمود:
«... و حَجُّكَ مَرْدُودٌ إِلَيْكَ».
«حج تو، به تو برگردانده مىشود.» (2)
در اشعارى منسوب به احمد حنبل آمده است:
إذا حَجَجْتَ بِمالٍ اصْلُهُ سُحْتٌ فما حَجَجْتَ ولكن حَجَّتِ الْعِيرُ
لا يَقْبَلُ الله إلّا كُلَّ طَيّبة ما كُلُّ مَن حَجَّ بيتَ الله مَبرُورٌ (3)
«با مالى حج گزاردى كه اصل آن حرام است، پس تو حج انجامندادهاى، بلكه حيوانى حج گزارده است.
خداوند جز پاك را نپذيرد، اينگونه نيست كه هركس حج خانه خدا كند، حج او مبرور و پذيرفته باشد.»
حاجى هرگاه تصميم مىگيرد به حج مشرف شود، بر اساس توصيه امام صادق(ع)، شايسته است برادران دينى خود را از رفتنش آگاه سازد.
آن حضرت به نقل از رسولخدا(ص) فرمود:
«حَقٌّ عَلَي الْمُسْلِمِ إِذَا أَرَادَ سَفَراً أَنْ يُعْلِمَ إِخْوَانَهُ وَ حَقٌّ عَلَي إِخْوَانِهِ إِذَا قَدِمَ أَنْ يَأْتُوهُ». (1)
«مسلمانى كه قصد مسافرت دارد، شايسته است برادران خويش را آگاه سازد، بر برادران او نيز لازم است هنگام بازگشت به ديدن وى بيايند.»
انجام اين دستورالعمل ثمرات و بركات فراوانى دارد؛ يكى از اين بركات، زدودن تيرگىها و كدورتها از دل انسانها است.
افراد بشر به دليل اجتماعى بودن، در زندگى شخصى و اجتماعى خود گرفتار تضادها و مشكلاتى مىشوند كه درنتيجه رنجش و نارضايتى ديگران را بهدنبال دارد، همسر، فرزندان، برادران و خواهران، همسايگان، همكاران، مردم كوچه و بازارو ....
اگر به يكى از اين كسان ظلمى روا داشته، غيبتى كرده، حقوقى از آنان پايمال نموده، روابط غيرصميمانه با آنان داشته، ناسزا و دشنامى به آنها داده و ... لازم است پيش از سفر به عنوان خداحافظى نزد آنان رفته، حلاليت بطلبد و به آنها بگويد، من عازم سفر خانه خدا هستم و از آنجا كه در اين سفر ميهمان خداوندم و او از راز و درون من باخبر است، نمىخواهم با دل آلوده به كينه و كدورت در محضر او حضور يابم. من در اين سفر براى شما دعا مىكنم، شما نيز اگر حقى به گردن من داريد، مرا حلال كنيد. به يقين چنين برخوردى، عاطفه طرف مقابل
1) وسائلالشيعه، ج 11، ص 448، ح 15227.
را تحريك نموده، اشك از ديدگانش جارى مىشود و رضايت مىدهد و فضايى كاملًا معنوى و الهى را بر زندگى حاجى و ديگران حاكم مىسازد. و پس از آن زمينه براى بهرهگيرى هرچه بيشتر از حج فراهم مىشود؛ زيرا حاجى تصميم گرفته است تا در اين سفر، قلب خود را لبريز از محبت خدا كند. اگربخشى از قلب را كدورت و كينه نسبت به مردم پر كرده باشد، تنها بخش خالى آن ظرفيت خواهد داشت و اگر آن ظرفيت پرشده از كينه، خالى شود به يقين جاى بيشترى براى ذخيره معرفت و عشق بهحق فراهممىآيد.
در اينجا توجه به اين نكته مهم نيز ضرورى است كه در بسيارى اوقات شيطان مانع ايجاد كرده، انسان را وسوسه مىكند كه اگر نزد ديگران بروم و اين حركت را آغاز كنم، ممكن است باعث حقارت و كوچكى من شود و همين وساوس شيطانى وى را از دستيابى به يك نعمت بزرگ محروم مىسازد.
خودشكنى و پرهيز از كبر و غرور زمينه پاكى از گناهو آمرزش را فراهم مىآورد و اگر حاجى خودشكنى را پيش از سفر آغاز نكند، بهره لازم را نخواهد برد.
امام صادق(ع) مىفرمايد:
«كَانَ أَبِي يَقُولُ:
مَنْ أمَّ هَذَا الْبَيْتَ حَاجّاً أَوْ مُعْتَمِراً مُبَرَّأً مِنَ الْكِبْرِ رَجَعَ مِنْ ذُنُوبِهِ كَهَيْئَةِ يَوْمٍ وَلَدَتْهُ أُمُّهُ». (1)
«پدرم امام باقر(ع) پيوسته مىفرمود:
1) كافى، ج 4، ص 252، ح 2.
كسى كه براى حج يا عمره قصد اين خانه كند، در حالىكه از كبر و خودپسندى برى و دور باشد، همانند روزى كه از مادر متولد گرديده، از گناهان پاك مىشود.»
بنابراين، بر حاجى لازم است از اقوام و دوستان و همسايگان و همكاران حلاليت بخواهد و سپس عازم ديار نور شود.
از توصيههاى رسول خدا(ص) و اهل بيت آن حضرت(عليهم السلام) به مسافران اين است كه تنها به مسافرت نروند و پيش از سفر براى خود همراهى انتخاب كنند تا آنها را در لحظات حساس سفر يارىداده، از خستگى و تنهايى بهدرآيند و مددكار يكديگر باشند.
رسول خدا(ص) فرمود:
«الرَّفِيقَ ثُمَّ السَّفَرَ». (1)
«اوّل [انتخاب] رفيق و همراه، سپس مسافرت.»
امام كاظم(ع) فرمود:
از وصاياى رسول خدا(ص) به على بن ابىطالب(ع) يكى اين بود:
«لا تَخْرُجْ فِي سَفَر وَحْدَكَ، فَإِنَّ الشَّيْطَانَ مَعَ الْوَاحِدِ، وَ هُوَ مِنَ الاثْنَيْنِ أَبْعَدُ ...». (2)
«به تنهايى مسافرت مكن؛ زيرا شيطان همراه فرد تنها است و او از دو نفر دورتر است.»
در حديث ديگرى آمده است كه رسول خدا(ص) سه نفر را لعنت كرده است:
«الآكِلَ زَادَهُ وَحْدَهُ وَ النَّائِمَ فِي بَيْت وَحْدَهُ وَالرَّاكِبَ فِي الْفَلاةِ وَحْدَهُ». (1)
«كسى كه تنها غذا بخورد، و آنكس كه تنها در خانهاى بخوابد و كسى كه در دشت بهتنهايى سفر كند.»
همچنين از اسماعيل بن جابر نقل شده كه گويد:
در مكه خدمت امام صادق(ع) بودم، كه مردى از اهالى مدينه وارد شد.
حضرت از وى سؤال فرمود: چه كسى همراه توبود؟
پاسخ داد: هيچكس همراه من نبود!
امام صادق(ع) فرمود: اگر همراهى مىداشتى، من ادب تو را مىستودم، سپس فرمود: يكنفر شيطان است، دو نفر نيز شيطانند و سه نفر همراه و چهار نفر رفيقاناند.
از مجموع اين روايات بهخوبى مىتوان فهميد كه پيشوايان دين، مردم را از تنها سفر كردن منع و آنان را به مسافرت دستهجمعى ترغيب نمودهاند. بديهى است آن كس كه بر اساس ضرورت، گاهى مجبور مىشود تنها غذا بخورد يا در خانهاى تنها بخوابد و يا تنها سفر كند، هرگز مورد لعن قرار نمىگيرد. بلكه تنها كسانى كه مىتوانند و چنين نمىكنند مخاطبين روايتاند.
1) همان، ح 15129.
اگر نگاهى گذرا به مسافرت در گذشته داشته باشيم، بهخوبى مفهوم اين توصيهها را درك مىكنيم؛ زيرا درگذشته عوامل بسيارى؛ مانند بدى آب و هوا، نبود جادههاى مناسب، ناامنى در جادهها، نبود امكانات رفاهى و آب و غذا در طول مسير، نبود مركب مناسب و ... جان مسافرانِ تنها را تهديد مىكرد، علاوه بر آن، ايجاد اضطراب و وحشت و در نهايت افسردگى، از ديگر نتايج سفرهاى فردى بود و پيشوايان معصوم براى پيشگيرى از اينگونه عوارض، به مردم توصيه كردهاند كه بهتنهايى مسافرت نكنند.
در سفر حج، دوستانِ ديندار و عاشقِ خداوند، در ترغيب و تشويق همراهان بهعبادت و بهرهورى بيشتر از سفر، سهم مؤثر و بهسزايى دارند. گاهى شيطان حاجيان را وسوسه نموده، بهخواب و استراحتِ بيشتر فرا مىخواند، ليكن دوست صميمى و ديندار، با رفتار و گفتار خوبِ خود، همسفران را به حركت واداشته، شيطان را در دستيابى به اهداف خود ناكام مىكند.
از اينرو، در روايات به مؤمنان توصيه شده تا دوستانى را براى خود برگزينند كه آنان را در انجام كارهاى مربوط به آخرت يار و ياور باشند.
رسول خدا(ص) فرمود:
«بهترين برادرت كسى است كه تو را به پيروى از خدا كمك نموده، از نافرمانى او بازدارد و تو را به خشنود ساختن او وادار كند.» (1)
1) المحبة فى الكتاب و السّنة، ص 109، ح 462.
على(ع) نيز فرمود:
«بهترين برادرت كسى است كه بهسوى خير شتاب كند و تو را نيز بهدنبال خود بكشد و تو را به نيكى فرمان دهد و بر انجام آن ياريت رساند.» (1)
بنابراين، سزاوار است حاجى همسفران خود را بهحضور در حرمين شريفين و خواندن قرآن و نماز و دعا و نيزكمك و يارىهمسفران و ديگر امور خير تشويق كرده، خود نيز در انجام اين كارها پيشقدم گردد.
سفر حج بهلحاظ معنوى و دينى بودن آن، از جنبه روحى و اخلاقى نيز براى خانواده و نزديكان حاجى بركات فراوانى دارد. از اينرو، براى اينكه از اين تأثير شگرف در اطرافيان كاسته نشود، بايد به كليه مسائل جانبى حج از جمله تأمين نيازمندىهاى خانواده توجه شود، به شكلى كه پس از رفتن وى به حرمين شريفين، آنها دچار مشكلات شديد نگردند. هر مسلمانى زمانى مستطيع خواهد بود كه بتواند علاوه بر هزينه سفر، زندگى افراد تحت تكفل خود را تأمين كند و پس از مراجعت نيز گرفتار فقر و تهيدستى نگردد. حاجى بايد شرايط استطاعت را داشته باشد و زاد و توشه حلال براى خود و خانواده فراهم نمايد تا خداوند حجش را بپذيرد. حاجى هرگاه تصميم مىگيرد به حج مشرف شود، شايسته است برادران دينى خود را از رفتنش آگاه سازد و از آنان حلاليت بطلبد. انجام اين دستورالعمل ثمرات و بركات فراوانى دارد؛ يكى از اين بركات،
1) همان، ص 110، ح 478.
زدودن تيرگىها و كدورتها از دل انسانها است. از توصيههاى رسول خدا(ص) و اهل بيت آن حضرت(عليهم السلام) به مسافران اين است كه تنها به مسافرت نروند و پيش از سفر براى خود همراهى انتخاب كنند تا در لحظات حساس سفر همديگر را يارىداده، از خستگى و تنهايى بهدرآيند و مددكار يكديگر باشند. در سفر حج، دوستانِ ديندار و عاشقِ خداوند، در ترغيب و تشويق همراهان بهعبادت و بهرهورى بيشتر از سفر، سهم مؤثر و بهسزايى دارند. از اين رو، حاجى بايد در تشويق همراهان به خوبىها همواره بكوشد.
شرايط استطاعت مالى براى حج كدامند؟
چرا بايد زاد و توشه حلال براى خود و خانواده فراهم كنيم؟
چگونه بايد خداحافظى كنيم و حلاليت بطبيم؟
خداحافظى و حلاليت طلبى چه آثار مثبتى دارد؟
انتخاب همراه خوب چرا مهم است؟
همراه خوب چه ويژگىهايى بايد داشته باشد؟
چگونه بايد مشوق خوبىها باشيم؟
انتظار مىرود با مطالعه اين درس:
بدانيم با چه افرادى بايد هم سفر شويم
بدانيم با همسفران خود چگونه رفتار كنيم
در انتخاب مدير چه ويژگىهايى را در نظر بگيريم؟
با نيازمندىهاى سفر آشنا شويم
نقش و اهميت دعا و نماز در آغاز سفر را بدانيم
با آيات و روايات در باره موارد فوق آشنا شويم
در اين درس ويژگىهاى مدير كاروان حج، ويژگىهاى همسفران، لوازم و وسائلى كه در سفر حج مورد نياز است و ضرورت آغاز سفر با
نماز و دعا بيان شده است. توجه به اين نكات آمادگى زائر را در سفر افزون خواهد ساخت.
در زندگى جمعى، مشكلات كمتر خود را نشان مىدهد و در صورت بروز آن نيز با همكارى ديگر همسفران مشكلات راحتتر حل و مرتفع مىگردد. خوشبختانه در سفر حج و عمره، مردم به صورت كاروانى حركت مىكنند و در نتيجه با مشكلات تنها سفر كردن روبه رو نيستند. البته مسافرتهاى جمعى نيز مشكلات مخصوص بهخود را دارد كه پيشوايان اسلام براى رفع آنها، راهحلهاى زيبا و مناسبى را ارائه دادهاند.
از جمله اين راهحلها، انتخاب يكنفر بهعنوان مسؤول و مدير اجرايى سفر است تا در لحظات تصميمگيرى دچار ترديد و دودلى نشوند، اختلافات تشديد نگردد و بتوانند بهراحتى تصميمگيرى نموده، به اهداف سفر نائل شوند.
رسول خدا(ص) فرمود:
«إذا خَرَجَ ثَلاثَةٌ في سَفَرٍ، فَلْيُؤَمِّروا احَدَهُمْ». (1)
«هنگامى كه سه نفر با يكديگر به قصد مسافرت خارج مىشوند، بايد يكنفر را از ميان خود، به سرپرستى برگزينند».
اصحاب رسول خدا(ص) نيز چنين عمل مىكردند و درباره فرد منتخب مىگفتند: اين سرپرستى است كه رسول خدا(ص) تعيين كرده
1) سنن ابىداوود، ج 3، ص 36، ح 2608.
است. (1)
نافع مىگويد: در سفرى كه با ابى سلمه و تنى چند همراه بوديم به ابىسلمه گفتم: امير ما در اين سفرتويى. (2)
از عبدالله مروزى نيز نقل شده كه ابوعلى الرِّباطى در سفرى با او همراه شد. عبدالله به او گفت: تو فرمانده مىشوى يا من؟
ابوعلى گفت: تو فرمانده باش.
از آن پس عبدالله توشه سفر خود و ابوعلى را بر دوش حمل مىكرد تا آن كه شبى باران در گرفت و عبدالله در تمام شب بالاى سر رفيق و همراهش ايستاد و عبايى را روى سر او گرفت تا باران روى اونريزد.
ابوعلى بارها گفت: براى خدا، براى خدا، اين كار را نكن و عبدالله پاسخ مىداد: مگر نگفتى فرماندهى از آن تو است؟ پس از گفته خود برنگرد و مرا مجبور مكن. ابوعلى گويد:
دوست مىداشتم مىمردم و به او نمىگفتم تو اميرباش. (3)
انتخاب فردى بااخلاق، مدير و مدبّر، باحوصله و پركار براى مديريت و اداره كارها در طول سفر و نيز در مراحل مختلف سفر از جمله: زمان حركت، تقسيم اتاقها، كيفيت پخت و تقسيم غذا، و برنامهريزى براى كارهاى ديگر تا بازگشت به وطن مىتواند از مشكلات و درگيرىها و نزاعهاى احتمالى جلوگيرى كند و سفر را براى مسافران شيرين سازد.
فرد منتخب نيز بايد خود را خدمتگزار مردم بداند و با تمام وجود در خدمت زائران باشد.
پيامبر(ص) فرمود:
«سيِّدُ الْقَوْمِ خادِمُهُمْ فِي السَّفَرِ». (1)
«بزرگ هر گروهى در سفر، خدمتگزار آنهااست».
انتخاب همسفران شايسته و همشأن، يكى ديگر از آداب سفر است. كسانى كه از نظر سلوك و خصوصيات رفتارى و سطح زندگى با يكديگر همگون هستند، مناسب است در يك كاروان ثبتنام نموده و با هماهنگى مدير كاروان، آنها كه با هم سنخيت بيشترى دارند در يك اتاق جاى گيرند.
امام باقر(ع) فرمود:
«إِذَا صَحِبْتَ فَاصْحَبْ نَحْوَكَ، وَ لا تَصْحَبْ مَنْ يَكْفِيكَ فَإِنَّ ذَلِكَ مَذَلَّةٌ لِلْمُؤْمِنِ». (2)
«هنگامى كه با كسى همراه و همسفر شدى، پس با مثل خودت همراه شو و با آنكس كه زندگى تو را اداره مىكند همسفر مشو، كه اين كار موجب ذلت مؤمن است.»
همچنين براى اينكه حاجى در جمع همراهان تحقير نشود، نبايد با كسانى كه براى او قدر و منزلتى قائل نيستند همسفر شود. على(ع) در اين زمينه فرمود:
«لا تَصْحَبَنَّ فِي سَفَرِكَ مَنْ لا يَرَى لَكَ مِنَ الْفَضْلِ عَلَيْهِ كَمَا تَرَى لَهُ عَلَيْكَ». (3)
«با كسى كه در تو فضيلتى نسبت به خود احساس نمىكند و تو نيز در او فضيلتى نسبت به خود نمىبينى در سفر همراه مشو.»
امام صادق(ع) نيز فرمود:
«إصْحَبْ مَنْ تَتَزَيَّنُ بِهِ وَ لا تَصْحَبْ مَنْ يَتَزَيَّنُ بِكَ». (1)
«با كسى همسفر شو كه موجب افتخار و زينت تو باشد و با آنكس كه تو باعث افتخار او باشى همراهى مكن.»
فردى بهنام شهاب بن عبدربّه گويد:
به امام صادق(ع) گفتم:
شما از حال من آگاهيد و دست و دلبازى و بذل و بخششم را نسبت به برادران دينىام مىدانيد، آيا مىتوانم با بعضى از آنها در راه مكه همراه شوم و به آنان بذل و بخشش كنم؟ حضرت فرمود:
اى شهاب، چنين مكن. اگر تو آنچه دارى بر آنان ببخشايى و آنان نيز در هزينه كردن زيادهروى كنند، به آنان ستم كردهاى، و] اگر تو ببخشايى [و آنان از خرج كردن خوددارى كنند، آنها را ذليل كردهاى، پس با امثال خود همسفر شو. (2)
حسين بن ابىالعلا نيز گويد:
همراه با بيست و چند نفر مرد بهطرف مكه حركت كرديم، در ميان راه، در هر منزلى گوسفندى براى آنان قربانى مىكردم، پس زمانى كه
به محضر امام صادق(ع) شرفياب شدم، آنحضرت خطاب به من فرمود:
اى حسين، مؤمنان را خوار و ذليل مىكنى؟
گفتم: از چنين كارى به خداوند پناه مىبرم!
حضرت فرمود: به من خبر رسيده است كه در هر منزلى براى آنان گوسفندى كشتهاى!
گفتم: قصدى جز خدا نداشتم.
حضرت فرمود: آيا ندانستى كه در ميان همراهان تو كسانى هستند كه دوست دارند مانند تو عمل كنند، ليكن بهدليل نداشتن توانايى مالى، نمىتوانند و در نتيجه احساس كوچكى و حقارت مىكنند؟
گفتم: از خداوند طلب مغفرت مىكنم و از اين پس چنين نخواهم كرد. (1)
رعايت اين نكته اخلاقى باعث مىشود كه افراد كاروان و همسفران، از چشم و همچشمى و ايجاد تنشهاى روحى و اخلاقى پرهيز نموده، در محيطى سالم و آرام بهسر ببرند و بيشتر به دنبال كسب معرفت و بهره معنوى باشند.
شايسته است مسافر برخى از نيازمندىهاى خود را همراه بردارد تا هنگام نياز از آن بهره گيرد. عايشه گويد:
1) همان، ص 415، ح 15142.
«رسول خدا(ص) هرگاه به مسافرت مىرفت چند چيز با خود برمىداشت:
ام سعد انصارى نيز گويد:
«رسول خدا(ص) در مسافرت آيينه و سرمهدان را از خود دور نمىكرد.» (2)
مرحوم مجلسى(رحمة الله) نيز در بحارالأنوار نقل مىكند:
«رسول خدا(ص) هرگاه به مسافرت مىرفت، شانه، مسواك و سرمهدان با خود برمىداشت». (3)
با توجه به خصوصيات اخلاقى رسول خدا(ص) مىتوان از اين احاديث بهخوبى دريافت كه پيروان آن حضرت، بايد در مسافرتها ابزار و وسايلى كه آنان را در منظم و آراسته بودن و نيز نظم و ترتيب يارى مىدهد، همراه بردارند و از بىنظمى و آشفتهبودن سر و صورت و وضعيت ظاهرى خود اجتناب ورزند.
حماد بن عيسى از امام صادق(ع) نقل كرده كه آن حضرت فرمود:
در وصيت لقمان به فرزندش اين چنين آمده است:
«اى پسرم، شمشير و كفش و عمامه و ريسمان و مشك آب و نخ خياطى و سوزن در سفر همراه داشته باش و داروى بيشترى
همراه خود بردار تا هم خود و هم همراهانت از آن استفاده كنيد و در هر كارى كه نافرمانى خدا در آن نباشد با همسفرانت موافقت كن». (1)
مرحوم فيض نقل كرده است كه بعضى از متوكلين و كسانى كه توكل به خداوند در وجود آنان قوى بود، در سفر و در وطن، قمقمه، ريسمان، سوزن و نخ و قيچى را از خود جدا نكرده، مىگفتند: «اينها مربوط به دنيانيست». (2)
شايان ذكر است كه آنچه در اين روايت و نظير آن آمده، نيازمندىهاى حاجيان در آن زمان بوده و طبيعى است كه در اين دوران نيز بايد نيازمندىهاى فعلى از قبيل: مسواك، دمپايى، قيچى، ناخنگير و امثال آن را همراه بردارند.
شايسته است زائر خانه خدا در سفر حج، از پاكيزهترين اموال خود بهره گيرد و برخى از خوراكىهاى فاسدنشدنى را همراه بردارد تا در صورت نياز از آن استفاده كند.
رسول خدا(ص) فرمود:
«از بزرگوارى مرد است كه هنگام رفتن به مسافرت، توشهاش پاكيزه باشد.» (3)
امام صادق(ع) نيز فرمود:
«زيادى توشه و پاكيزه بودن و بخشش آن به همراهانى كه در سفر با شما هستند، از نشانههاى جوانمردى است». (1)
امام سجاد(ع) نيز هرگاه به قصد حج يا عمره، به مكه مسافرت مىكرد، از بهترين و پاكيزهترين خوراكىها، مانند: بادام، شكر، سويق و آرد نرم الكنكرده، همراه خود برمىداشت. (2)
گفتنى است، خوراكىهايى كه مسافر همراه خود برمىدارد، نبايد فاسدشدنى باشد و تنها خوراكىهاى خشك و قابل نگهدارى در شرايط آب و هوايى مختلف، براى استفاده در سفر مناسباست.
در عصر حاضر، بهدليل توسعه گردشگرى در جهان، مسؤولان هر كشورى تلاش مىكنند تا امكانات رفاهى و پزشكى را براى مسافران فراهم سازند. جمهورى اسلامى ايران نيز در كاروانهاى زيارتى حج و عمره، پزشكى را همراه كاروان مىفرستد كه از آغاز تا پايان سفر، حاجيان را همراهى و در صورت نياز به دارو و درمان، آنها را معالجه كند. ليكن در عين حال حاجيان اگر بيمارى خاصّى دارند لازم است ضمن آگاه ساختن پزشك كاروان، داروهاى ضرورى و سوابق مربوط به بيمارى خود را همراه بردارند، ديگران نيز براى دردها و
بيمارىهاى سطحى مقدارى دارو با خود داشته باشند، تا در صورت نياز از آن استفاده كنند.
لقمان حكيم به فرزندش فرمود:
« [در مسافرت] با خود دارو بردار [تا در صورت نياز] هم تو و هم همسفرانت از آن بهرهگيرند ...». (1)
يكى از توصيههاى امام صادق(ع) به مسافران اين است كه مقدارى تربت امام حسين(ع) در سفر همراه داشته باشند.
روزى از آن حضرت پرسيدند: اى فرزند رسولخدا(ص)، همانگونه كه تربت قبر حسين بن على(عليهما السلام) شفاى هر دردى است، آيا ايمنبخش از هر ترس و نگرانى هم هست؟
امام صادق(ع) فرمود: آرى، اگر يكى از شما بخواهد از هر ترسى در امان باشد، تسبيحى از تربت حسين(ع) با خود برگيرد و هنگام خفتن در بستر، دعاى وقت خفتن را سه مرتبه بخواند، آنگاه آن تربت را بوسيده، بر چشمان خود بگذارد و اين گونهبگويد:
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَقِّ هَذِهِ التُّرْبَةِ وَ بِحَقِّ صَاحِبِهَا وَ بِحَقِّ جَدِّهِ وَ بِحَقِّ أَبِيهِ وَ بِحَقِّ أُمِّهِ وَ أَخِيهِ وَ بِحَقِّ وُلْدِهِ الطَّاهِرِينَ اجْعَلْهَا شِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ أَمَاناً مِنْ كُلِّ خَوْفٍ وَ حِفْظاً مِنْ كُلِّ سُوءٍ». (2)
سپس آن تربت را در جيب خود گذارد. اگر در وقت عشا چنين كند تا صبحگاهان در پناه خدا خواهدبود. (1)
در سفر حج، حاجى ميهمان خداوند است و بايد قبل از سفر، خود را براى اين ميهمانى مهم آماده كند، لذا مستحب است سفر را با نماز، كه ياد خدا است، آغاز نمايد.
امام صادق(ع) از طريق پدران بزرگوارشان، از رسولخدا(ص) نقل كردهاند كه فرمود:
مردى كه عازم سفر است هيچ چيزى براى خانوادهاش از خود باقى نمىگذارد بهتر از اينكه هنگام رفتن دو ركعت نماز بخواند و بگويد:
«اللّهُمَّ انّي أسْتَودِعُكَ نَفْسي وَ اهْلي وَ مالي وَ ذُرِّيَتي وَ دُنْياي وَ آخِرَتي وَ أَمانَتي وَخاتِمَةَ عَمَلي، الّا اعْطاهُ الله عَزَّ وَ جَلَّ ماسئل». (2)
«بارخدايا! خود و خانواده و مال و اولاد و دنيا و آخرت و امانت و پايان كارم را نزد تو به امانت مىگذارم. [اين دعا را كسى نمىخواند] مگر اينكه آنچه را از خدا خواسته، به او عنايت مىكند.»
صباح حذاء گويد: از موسى بن جعفر(عليهما السلام) شنيدم كهفرمود:
«اگر يكى از مردان شما قصد مسافرت كرد، هنگام خروج از منزل و روبه سمتى كه بهقصد آن در حركت است بايستد و سوره حمد را در چهار سوى خود بخواند، همچنين معوذتين] يعنى سورههاى فلق و ناس [و قل هوالله احد و آيةالكرسى را در پيش رو و سمت راست و پشتسر بخواند و سپس بگويد:
«اللَّهُمَّ احْفَظْنِي وَ احْفَظْ مَا مَعِي وَ سَلِّمْنِي وَ سَلِّمْ مَا مَعِي وَ بَلِّغْنِي وَ بَلِّغْ مَا مَعِي بِبَلاغِكَ الْحَسَنِ الْجَمِيلِ». (1)
«بارخدايا! مرا و هرچه همراه من است را نگهدار و من و هرچه با من است را سالم بدار و من و هرچه با من است را به مقصد برسان به گونهاى شايسته و زيبا.»
[آنگاه] خداوند او را با آنچه همراه خود دارد محفوظ داشته و به سلامت بهمقصد مىرساند. آيا نديدهاى كه مرد [مسافر] خود مصون و سالم مىماند، ليكن آنچه همراه خود دارد محفوظ نمانده و سالم بهمقصد نمىرسد؟
در حديث ديگرى امام صادق(ع) فرمود:
«هر كس هنگام بيرون رفتن از خانه، ده مرتبه سوره «قُل هُوَ اللهُ احَد»(توحيد) را بخواند، پيوسته در پناه و حمايت خداوند است تا به خانه برگردد». (2)
ابوحمزه ثمالى نيز گفت:
هرگاه امام باقر(ع) از خانه بيرون مىرفت مىفرمود:
«بِسْمِ اللَّهِ خَرَجْتُ وَ عَلَي اللَّهِ تَوَكَّلْتُ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلّا بِاللَّهِ». (1)
«بهنام خدا خارج شده و بر او توكل كردم، هيچ توانايى و نيرويى نيست جز بهنيروى خدا.»
امير مؤمنان على(ع) هنگام بيرون رفتن از خانه براى مسافرت، اين دعا را مىخواند:
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ وَعْثَاءِ السَّفَرِ وَ كَآبَةِ الْمُنْقَلَبِ وَ سُوءِ الْمَنْظَرِ فِي الْاهْلِ وَ الْمَالِ وَالْوَلَدِ اللَّهُمَّ أَنْتَ الصَّاحِبُ فِي السَّفَرِ وَ أَنْتَ الْخَلِيفَةُ فِي الْاهْلِ وَ لا يَجْمَعُهُمَا غَيْرُكَ لِانَّ الْمُسْتَخْلَفَ لايَكُونُ مُسْتَصْحَباً وَالْمُسْتَصْحَبُ لا يَكُونُ مُسْتَخْلَفاً». (2)
«بارخدايا! به تو پناه مىبرم از سختىهاى سفر و اندوهناك برگشتن و بدنگرى [مردم] در جان و خانواده و مال و فرزندم؛ بارخدايا! تو در سفر همراه منى و جانشين من در خانوادهام و جز تو كسى نيست كه بتواند ميان ايندو جمع كند [در سفر همراه و در وطن جانشين باشد] زيرا آنكه بازمانده و [در وطن]
جانشين در خانواده باشد [در سفر] همراه و رفيق نيست و آنكه رفيق سفر است جانشين در خانواده نيست.»
پيمودن راه و طى مسير در زمين و آسمان، همراه با فراز و نشيب و اوج و فرود است، اتومبيل وقتى به مناطق كوهستانى مىرسد، جادههاى پرپيچ و خم كوهستان را طى كرده بالا مىرود و پس از رسيدن به قله سرازير مىشود، هواپيما از باند فرودگاه برمىخيزد، اوج مىگيرد و با رسيدن به مقصد فاصله خود را با زمين كم كرده، در فرودگاهِ مقصد، به زمين مىنشيند، مسافرِ خانه خدا سزاوار است كه در تمامى اين مراحل بهياد خدا بوده، زير لب زمزمه عاشقانه با خدا داشته باشد.
رسول خدا(ص) هر زمان در مسيرى بالا مىرفت «الله اكبر» و آنگاه كه فرود مىآمد «سبحانالله» مىگفت. (1)
برخى مناطق در ميان راه، همچون گردنههاى صعبالعبور و راههاى پرپيچ و خم، خطرناك و ترس آفريناند، امام صادق(ع) فرمود:
اگر به جايى رسيدى كه ترسانى اين آيه را بخوان:
«وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصِيراً». (2)
«پروردگارا! مرا [در هركارى] بهطرز درست داخل كن و بهطرز درست خارج ساز و از جانب خود براى من تسلّطى يارىبخش قرار ده [و پيروزى و يارى عنايت فرما].»
امام سجاد(ع) فرمود:
«اگر كسى پياده حج گزارد و سوره «إنّا انْزلناه ...» [سوره قدر] را بخواند، درد سخت پيادهروى را لمس نمىكند». (1)
ادعيه سفر فراوان است و پيشوايان دين براى مراحل مختلف همچون: خروج از منزل، زمان سوار شدن بر مركب، موقع حركت و زمان فرود آمدن، ادعيه گوناگونى را نقل كردهاند كه بهدليل رعايت اختصار، از ذكر آنها خوددارى مىشود. علاقهمندان مىتوانند به كتب مربوط مراجعه كنند.
انتخاب يكنفر بهعنوان مسؤول و مدير اجرايى سفر بسيار ضرورى است تا در لحظات تصميمگيرى دچار ترديد و دودلى نشوند، اختلافات تشديد نگردد و بتوانند بهراحتى تصميمگيرى نموده، به اهداف سفر نائل شوند.
انتخاب فردى بااخلاق، مدبّر، باحوصله و پركار براى مديريت و اداره كارها در طول سفر، در مراحل مختلف از جمله: زمان حركت، تقسيم اتاقها، كيفيت پخت و تقسيم غذا، و برنامهريزى براى كارهاى ديگر تا بازگشت به وطن مىتواند از مشكلات و درگيرىها و نزاعهاى احتمالى جلوگيرى كند و سفر را براى مسافران شيرين سازد.
همچنين انتخاب همسفران شايسته و همشأن، يكى ديگر از آداب
1) وسائلالشيعه، ج 11، ص 396، ح 15099.
سفر است. كسانى كه از نظر سلوك و خصوصيات رفتارى و سطح زندگى با يكديگر همگون هستند، مناسب است در يك كاروان ثبتنام نموده و با هماهنگى مدير كاروان، آنها كه با هم سنخيت بيشترى دارند در يك اتاق جاى گيرند. همچنين براى اينكه حاجى در جمع همراهان تحقير نشود نبايد، با كسانى كه براى او قدر و منزلتى قائل نيستند همسفر شود.
همچنين شايسته است مسافر برخى از نيازمندىهاى خود را همراه بردارد تا هنگام نياز از آن بهره گيرد از جمله وسايل بهداشتى، دارو، خوراكى، تربيت حسينى و ساير لوازم ضرورى سفر را بايد به همراه داشته باشد و سفر خود را با نماز و دعا به درگاه خداوند آغاز نمايد.
مدير خوب بايد داراى چه خصوصياتى باشد؟
رسول خدا(ص) در باره ضرورت انتخاب مدير چه فرمودهاند؟
چه نوع افرادى را بايد به عنوان همسفر انتخاب نماييم؟
همسفر خوب بايد چگونه باشد؟
امام صادق(ع) در باره نحوه بخشش به همسفران چه فرمودهاند؟
در سفر حج به به چه لوازم ضرورى نياز داريم؟
چه نماز و دعاهايى را در آغاز سفر بايد بخوانيم؟
انتظار مىرود با مطالعه اين درس:
ضرورت توبه و استغفار را بهتر بدانيم
با چگونگى توبه نصوح آشنايى كامل پيدا كنيم
چگونگى اخلاص را بيشتر درك كنيم
به ضرورت وصيت قبل از سفر واقف شويم
با روايات در زمينههاى فوق آشنا شويم
توبه و استغفار در ابتداى سفر معنوى حج و داشتن اخلاص در اين سفر معنوى از نكات مهمى هستند كه در اين درس به آنها پرداخته شده است. همچنين در اين درس ضرورت وصيت قبل از سفر و غسل قبل از اين سفر و اهميت آن و آغاز سفر با صدقه و احاديثى از ائمه طاهرين(عليهم السلام) درباره موارد فوق آورده شده است.
پس از آنكه خداخواهى و خداجويى بهعنوان هدف مشخص شد، حاجى بايد زنگارهاى گناه و معصيت را از جان و دل بزدايد، و روح را از تيرگىها پاك كند تا زمينه را براى راهيابى به محضر حق و حريم عشق و پذيرش در پيشگاه معبود فراهم سازد.
امام صادق(ع) فرمود:
«إذا ارَدْتَ الْحَجَّ ... ثُمَّ اغْسِلْ بِمَاءِ التَّوْبَةِ الْخَالِصَةِ مِنَ الذُّنُوبِ ...». (1)
«هرگاه اراده حج كردى ... با آب توبه خالص گناهانت را بشوى ...»
حاجى در سفر حج و عمره ميهمان خداوند است و از آنجا كه خداوند، به ظاهر ميهمان نمىنگرد بلكه به باطن نظر دارد، لذا به روح و جان حاجى نظر مىافكند و روا نيست انسان با آلودگى به محضر حق وارد شود.
عادت مردم در ميهمانىها اين است كه از محل كار خود به خانه رفته، جسم خويش را شستشو داده، لباسهاى تميز پوشيده، موها را شانه زده، خود را معطر مىكنند و سپس به ميهمانى مىروند و هرچه ميزبان در نظر آنها مهمتر باشد، اينگونه آداب را بيشتر رعايت مىكنند.
حال چهكسى از خداوند عظمتش بيشتر است؟ آيا از ادب بهدور نيست كه انسان در پيشگاه خالق و آفريننده خود با قلبى
1) مصباحالشريعه، ص 142.
مالامال از گناه و معصيت شرفياب شود؟ خدايى كه به تمام افكار و اسرار نهان ما آگاه است، اعمال ما را مىداند و از نيات ما باخبر است.
از اين رو، پيش از ورود به حرمين شريفين لازم است حاجى خانه دل را از گناه پاك نمايد، آنگاه بهسوى كوى دوست حركت كند. توبه نيز بايد حقيقى و به بيان قرآن كريم توبه نصوحباشد:
ي اأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَي اللهِ تَوْبَةً نَصُوحاً عَسي رَبُّكُمْ أَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ يُدْخِلَكُمْ جَنّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا اْلأَنْهارُ .... (1)
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد، به درگاه خدا توبهاى راستين كنيد، اميد است كه پروردگارتان، بدىهايتان را از شما بزدايد و شما را به باغهايى كه از زير [درختان] آن جويبارها روان است درآورد ...»
خواجه گر توبه نصوح كند هر دمى، عالمى فتوح كند
توبه نصوح، توبه بدون بازگشت است و نيازمند يك تصميم جدى و قاطع. روشى كه براى دستيابى به توبه نصوح از سوى پيشوايان دينى ارائه گرديده، چنين است:
گناهكار ابتدا بايد از عملكرد بد خويش پشيمان شود، سپس تصميم بگيرد از اين پس خود را به معاصى نيالايد و گناهان مرتكب شده را ترك گويد، آنگاه از پيشگاه خداوند طلب مغفرت و
1) تحريم: 8.
آمرزش كند.
گناهان نيز بر دو قسماند: 1. حقّالله؛ 2. حقالناس.
دسته اول گناهانى است كه مستقيماً به خداوند ارتباط پيدا مىكند، مثلًا نمازى را نخوانده، روزهاى نگرفته و ....
توبه اينگونه گناهان آن است كه انسان از نافرمانى خداوند پشيمان شود، سپس تصميم بگيرد گذشته را جبران كند، نمازها و روزهها را قضا نمايد و از اينپس نيز فرايض دينى را در موعد مقرر بهجاى آورد. آنگاه از خداوند طلب مغفرت و آمرزش كند.
دسته دوم گناهانى است كه به مردم ارتباط پيدا مىكند، همچون غيبت، افترا، سرقت، ظلم و ستم و ....
توبه اينگونه گناهان، پس از پشيمانى و تصميم به ترك گناه، آن است كه در صورت امكان رضايت مردم را جلب و سپس از پيشگاه حق، طلب مغفرت نمايد. اگر مالى از كسى به زور گرفته، آن را به صاحبش برگرداند و اگر صاحبش را نمىشناسد با اذن مرجع تقليد از سوى صاحب اصلى صدقه دهد، اگر غيبت ديگران را كرده از آنها حلاليت بطلبد و پس از آن استغفار نمايد.
زمنجلاب هوس گر برون نهى قدمى نزول در حرم كبريا توانى كرد
اگر زهستى خود بگذرى يقين مىدان كه عرش و فرش و فلك زير پا توانى كرد
پشيمانى از گناه، آغازى براى جبران گناهان است و بهقول صائب، شاعر نامدار:
ابر رحمت را كند اشك ندامت مايهار آبروى عفو در شرمندگى پوشيده است
خداوند در قرآن كريم مىفرمايد:
وَ أَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُمْ مَتاعاً حَسَناً إِلي أَجَلٍ مُسَمًّي وَيُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ ... (1)
«از پروردگارتان آمرزش بخواهيد، سپس به درگاه او توبه كنيد [تا اينكه] شما را با بهرهمندى نيكويى تا زمانى معين بهرهمند سازد و به هر شايسته نعمتى، از كرم خود عطا كند ...»
اخلاص شرط اساسى در تمامى عبادات است، هركس عبادتى را براى خودنمايى و ريا و يا دستيابى به امور مادى و دنيايى انجام دهد، از آن عمل هرگز بهره و نصيبى نخواهد برد.
اين اصل مهم بهاندازهاى كارساز و تعيينكننده است كه اگر رزمنده و جهادگرى در ميدان نبرد شركت كند و هدفش دستيابى به غنايم جنگى و يا چيرهشدن و انتقامگيرى از دشمن باشد و در اين راه كشته شود، شهيد بهحساب نمىآيد.
رسول گرامى اسلام(ص) فرمود:
«إِنَّمَا الْاعْمَالُ بِالنِّيَّاتِ». (2)
«جز اين نيست كه اعمال به نيتها است.»
در حديثى ديگر فرمود:
«اذا عَمِلْتَ عَمَلًا فَاعْمَلْ للهِ خالِصاً، لانَّهُ لايَقْبَلُ مِنْ عِبادِهِ الأَعْمالَ إلّا ما كانَخالِصاً». (1)
«هرگاه كارى را انجام دادى، آن را تنها براى خدا انجام ده؛ زيرا خداوند تنها اعمال خالص را از بندگان خود مىپذيرد.»
پس بر سالكان اين طريق است كه با نيتى پاك و خالص در سرزمين وحى گام نهند، دل به غير خدا نبندند و در انجام اعمال جز قرب و نزديكى به حقتعالى چيز ديگرى را نخواهند و در نظر نگيرند.
اميرمؤمنان على(ع) فرمود:
«كَيْفَ يَسْتَطيعُ الإخْلاصَ مَنْ يَغْلِبُهُ الْهَوى». (2)
«آنكس كه هوى و هوس بر وى چيره است، چگونه مىتواند اخلاص داشته باشد؟»
حاجيان بايد سفر را با مبارزه با نفس آغاز كنند و پس از غلبه بر آن، قصد كوى دوست كرده، با تمام وجود بهسوى او روند، در چنين حالى است كه به همهچيز خواهندرسيد.
امام عسكرى(ع) فرمود:
«لَوْ جَعَلْتُ الدُّنْيا كُلَّها لُقْمَةً واحِدَةً و لَقَّمْتُها مَنْ يَعْبُدُ اللهَ خالِصاً لَرَأَيْتُ انّي مُقَصِّرٌ فيحَقِّهِ». (3)
«اگر همه دنيا را يك لقمه كرده، در دهان كسى گذارم كه خدا را از روى اخلاص پرستش و عبادت كند، باز مىبينم كه در حق او كوتاهى كردهام!»
يكى ديگر از مستحبات سفر، وصيت كردن پيش از رفتن به مسافرت است. سفر هميشه با خطر همراه بوده و هست، در گذشته راههاى طولانى و ناهموار، دزدان مسلح، نبود امكانات غذايى و بهداشتى، ناامن بودن راهها و امثال آن، موجب مىشد كه تعدادى از مسافران، جان به جانآفرين بسپارند و مظلومانه در گوشهاى بهخاك سپرده شوند.
در عصر كنونى نيز كه امكانات فراوانى براى مسافران فراهم شده است، باز خطرهاى بسيارى جان انسانها را تهديد مىكند و افراد بشر نه در زمين و نه در آسمان امنيت لازم را ندارند. گاهى هواپيماى مسافربرى بهعلت نقصفنى سقوط مىكند و تعدادى كشته مىشوند، گاهى دو اتومبيل با هم برخورد مىكنند و جان سرنشينان بىگناهشان را مىگيرند و گاهى اتومبيلى به عابر پياده مىزند و ...
بنابراين، هيچكس از آينده خود خبر ندارد و نمىتواند آن را پيشبينى كند و به بازگشت قطعى خود از سفر مطمئن باشد. از اين رو، نوشتن و تنظيم وصيتنامه در شرايط عادى كاملا مطلوب است، ليكن در سفر حج، مطلوبتر و لازمتر است تا وارثان و بازماندگان دچار مشكل نشوند و تكليف خود را بشناسند و بر اساس آن عمل كنند.
امام صادق(ع) فرمود:
«مَنْ رَكِبَ رَاحِلَةً فَلْيُوصِ». (1)
«كسى كه بر مركبى سوار مىشود لازم است وصيت كند.»
1) وسائلالشيعه، ج 11، ص 369.
رسول خدا(ص) فرمود:
«الْوَصِيَّةُ حَقٌّ عَلَي كُلِّ مُسْلِمٍ». (1)
«وصيت كردن وظيفه هر مسلمانى است.»
در حديث ديگرى فرمود:
«مَا يَنْبَغِي لِامْرِئٍ مُسْلِمٍ أَنْ يَبِيتَ لَيْلَةً إِلّا وَ وَصِيَّتُهُ تَحْتَ رَأْسِهِ». (2)
«بر هيچ مسلمانى سزاوار نيست كه شب سر بر بالين بگذارد مگرآنكه وصيت او زير سرش باشد.»
رسول خدا(ص) در حديث ديگرى فرمود:
«مَنْ مَاتَ بِغَيْرِ وَصِيَّةٍ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً». (3)
«كسى كه بدون وصيت بميرد، به مرگ جاهلى مرده است.»
از مشكلاتى كه گاهى در موسم حج و عمره، در كاروانها پديد مىآيد، اين است كه نمىدانند فرد فوتشده درباره محل دفن خود چه وصيت كرده است؟ لذا چند روزى جنازه باقى مىماند تا بازماندگان تصميم بگيرند به ايران حمل شود و يا در مكه و مدينه بهخاك بسپارند؟
از اين رو، مناسب است كه در وصيت نامه، علاوه بر امور جارى زندگى، محلّ دفن نيز مشخصشود.
مستحب است انسان پيش از رفتن به مسافرت غسل كند و هنگام غسل اين دعا را بخواند:
«بِسْمِ اللهِ و باللهِ و لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ الّا بِاللهِ وَ علي مِلَّةِ رَسُولِ الله وَ الصّادِقينَ عَنِ الله صَلَواتُ الله عَلَيْهِم اجْمَعينَ.
أللّهُمَّ طَهِّرْ بِهِ قَلْبي واشْرَحْ بِهِ صَدْري وَ نَوِّر بِهِ قَبْري.
اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ لِي نُوراً وَ طَهُوراً وَ حِرْزاً وَ شِفاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ آفَةٍ وَ عاهَةٍ وسُوءٍ مِمّا أَخافُ و احْذَرُ، وَ طَهِّرْ بِهِ قَلْبِي وَجَوَارِحِي وَ عِظَامِي وَ لَحْمِي وَ دَمِي وَشَعْرِي وَ بَشَرِي وَ مُخِّي وَ عَصَبِي وَ مَا أَقَلَّتِ الْارْضُ مِنِّي». (1)
«بهنام و به يارى خدا، و هيچ حول و نيرويى جز با كمك او نيست و بر آيين رسول خدا(ص) و آنها كه صادقانه از خدا سخن گفتهاند، درود خدا بر همه آنان.
بارخدايا! به وسيله اين غسل قلبم را پاك و سينهام را گشاده و قبرم را نورانى كن.
بارخدايا! اين غسل را [براى من] نور و پاكى و نگاهبان و شفاى هر آفت و درد و بيمارى و هر بدى كه از آن بيم دارم قرار ده و قلب و اعضاى بدنم و استخوانهايم و خون و موى و پوست و مغز و اعصابم و تمام وجودم را پاك گردان.»
حاجى با اين غسل جسمش را و با دعا و توبه جانش را شستشو مىدهد تا هنگام حضور در خانه خدا، از هر آلودگى پاك و پيراسته شود.
1) همان، ج 11، ص 369، ح 15038؛ امان الاخطار، ص 33.
در ابتدا حاجى بايد زنگارهاى گناه و معصيت را از جان و دل بزدايد، و روح را از تيرگىها پاك كند تا زمينه را براى راهيابى به محضر حق و حريم عشق و پذيرش در پيشگاه معبود فراهم سازد. حاجى در سفر حج و عمره ميهمان خداوند است و از آنجا كه خالق، به ظاهر خلق نمىنگرد بلكه به باطن نظر دارد، لذا به روح و جان حاجى نظر مىافكند و روا نيست انسان با آلودگى به محضر حق وارد شود. از اين رو پيش از ورود به حرمين شريفين لازم است حاجى خانه دل را از گناه پاك نمايد، آنگاه بهسوى كوى دوست حركت كند.
حاجى بايد توبه نموده به ويژه از گناه در باره حق الناس توبه نمايد، توبه اينگونه گناهان، پس از پشيمانى و تصميم به ترك گناه، آن است كه در صورت امكان رضايت مردم را جلب و سپس از پيشگاه حق، طلب مغفرت نمايد. اگر مالى از كسى به زور گرفته، آن را به صاحبش برگرداند و اگر صاحبش را نمىشناسد با اذن مرجع تقليد از سوى صاحب اصلى صدقه دهد، اگر غيبت ديگران را كرده از آنها حلاليت بطلبد و پس از آن استغفار نمايد.
اخلاص شرط اساسى در تمامى عبادات است، هركس عبادتى را براى خودنمايى و ريا و يا دستيابى به امور مادى و دنيايى انجام دهد، از آن عمل هرگز بهره و نصيبى نخواهد برد. بنابر اين حاجى بايد اخلاص داشته باشد. همچنين يكى از مستحبات سفر، وصيت كردن پيش از رفتن به مسافرت است كه نبايد از آن غفلت شود. همچنين غسل و صدقه دادن از امور بسيار مهمى است كه در هنگام سفر بايد انجام شوند.
چرا قبل از سفر بايد توبه و استغفار نمود؟
گناهان بر چند دستهاند و چگونه بايد ازهر يك از گناهان توبه نمود؟
توبه نصوح چه نوع توبهاى است؟
چرا حاجى بايد اخلاص در نيت داشته باشد؟
رسول خدا(ص) در باره ضرورت وصيت كردن چه فرمودهاند؟
پرهيز از عجله، حفظ اثاثيه و پرداخت هزينهها و ...
انتظار مىرود با مطالعه اين درس:
با آثار منفى عجله آشنا شويم
با روايات مربوط به موضوعات درس آشنا شويم
ضرورت يادآورى نعمتهاى خداوند را فراگيريم
اهميت صدقه دادن را بدانيم
يكى از نكات مهم در سفر حج پرهيز از عجله و شتاب است، نكته مهم ديگر دقت در حفظ كردن اثاثيه و چگونگى پرداخت هزينهها است كه در اين درس مورد بحث قرار گرفته است. همينطور در اين درس ضرورت يادآورى نعمتهاى الهى نيز مطرح شده است.
در سفر، هرگز در انجام كارها نبايد عجله كرد؛ زيرا عجله موجب مىشود تا كار يا بهدرستى انجام نشود و يا داراى فضاى معنوى مناسب نباشد.
رسول خدا(ص) فرمود:
«الْانَاةُ مِنَ اللَّهِ وَ الْعَجَلَةُ مِنَ الشَّيْطَانِ». (1)
«تأنّى در كارها از جانب خدا و عجله از جانب شيطان است.»
مرحوم علامه ملا مهدى نراقى در تعريف عجلهمىگويد:
«عجله حالتى است در دل كه به مجرد خطور امرى در ذهن، بىدرنگ و بدون تأمل در باره آن، به آن اقدام كند و اين حالت از لوازم ضعف وكوچكى نفس و از درهاى بزرگ ورود شيطان به دل آدمى است كه بسيارى از مردم را از اين راه به هلاكت افكنده است». (2)
يكى از دلايل مذمّتِ عجله و شتاب، آن است كه كارها، اگر بخواهد صحيح انجام شود بايد همراه با بصيرت و معرفت باشد و اين نياز به تأنى و آرامش و صبر دارد و فردى كه شتابزده عمل مىكند فرصت انديشيدن در كارها را نيافته و در نتيجه كارى انجام مىدهد كه سرانجامِ آن، پشيمانى و خسران خواهد بود.
على(ع) فرمود:
«مَعَ الْعَجَلِ يَكْثُرُ الزَّلَلُ». (1)
«با شتابزدگى، لغزشها فراوان گردد.»
امير مؤمنان على(ع) هنگام شهادت، به فرزند بزرگوارشان امام حسن مجتبى(ع) فرمودند:
«أَنْهَاكَ عَنِ التَّسَرُّعِ بِالْقَوْلِ وَ الْفِعْلِ». (2)
«تورا ازشتاب در گفتار و كردار نهى مىكنم.»
مسافر بايد حافظ و نگهبان پول و اثاثيه خود باشد و در طول سفر مراقبت كند تا چيزى را گم نكند و يا در محلّى جا نگذارد.
صفوان جمال به امام صادق(ع) گفت:
«مىخواهم به حج بروم، خانواده من نيز همراه من است، نفقه سفرم را در كيسهاى گذاشته، به كمر مىبندم [نظر شما در اينباره چيست؟]
امام صادق(ع) فرمود:
آرى، پدرم] امام باقر(ع) [پيوسته مىفرمود:
«حفظ و نگهبانى نفقه از توانمندى مسافر است». (3)
يعقوب بن سالم گويد: به امام صادق(ع) گفتم:
همراه من درهمهايى است كه داراى تصويراند و من نيز مُحرم هستم؛
آنها را در هميانم قرار داده و آن را به كمر مىبندم.] آيا اشكالى ندارد؟ [
امام فرمودند: مانعى ندارد. مگر نه اين است كه آنها خرجى سفر تو است؟ و پس از خداوند عزّ و جل اعتماد تو بر آنها است؟ (1)
بنابراين در سفر حج، حاجى بايد مراقب ارز و ديگر كالاهاى همراه خود بوده، آنها را به صندوق امانات تحويل دهد و يا در جاى امنى نگهدارى كند تا گرفتار سرقتهاى احتمالى و يا مفقود شدن نشود.
رسول خدا(ص) فرمود:
«مستحب است وقتى گروهى با هم به مسافرت مىروند، مخارج سفر را از مال خود جدا نموده، آن را پرداخت كنند.
اين شيوه براى اخلاق آنها بهتر و براى خودشان پاكيزهتر است». (2)
بديهى است اگر هر مسافرى براى تهيه غذا و امكانات مورد نياز خود، بخواهد جداگانه تصميمگيرى نموده، اقدام نمايد و يا تنها براى خود غذا طبخ كند، علاوه بر صرف وقت زياد، خستگى روحى بهدنبال دارد و از فيض حضور در اماكن مقدس مكه و مدينه نيز كمبهره خواهد شد.
از اين رو شايد بتوان گفت، الگوى امروزه حج و عمره همان توصيه روايت است كه زائر هزينههاى خود؛ اعم از هواپيما، هتل، غذا و ... را يكجا پرداخت نموده، بهشكل كاروانى حركت مىكند و در مدتى كه در مكه و مدينه حضور دارد، بههيچ وجه دغدغه غذا و مسكن و امثال آن را ندارد و در نتيجه مىتواند براى لحظه لحظه حضور خود در حرمين شريفين برنامهريزى نموده، بهره معنوى ببرد.
مستحب است مسافر به هنگام سوار شدن بر مركب و وسيله نقليه، نعمتهاى الهى را بهياد آورده، از خداوند سپاسگزارى نمايد.
امام صادق(ع) فرمود:
«هنگامى كه پا در ركاب نهادى بگو:
بِسْمِاللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم، بِسْمِالله وَ الله اكْبَر؛ بهنام خدا و خدا بزرگتر است] از آن كه به وصف درآيد [و آنگاه كه بر مركب جاى گرفتى و استقرار يافتى بگو:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِلْاسْلامِ وَ عَلَّمَنَا الْقُرْآنَ وَ مَنَّ عَلَيْنَا بِمُحَمَّد(ص)، سُبْحَانَ اللَّهِ، سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَ مَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ وَ إِنَّا إِلَي رَبِّنَا لَمُنْقَلِبُونَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، اللَّهُمَّ أَنْتَ الْحَامِلُ عَلَي الظَّهْرِ وَ الْمُسْتَعَانُ عَلَي الْامْرِ، اللَّهُمَّ بَلِّغْنَا بَلاغاً يَبْلُغُ إِلَي خَيْر بَلاغاً يَبْلُغُ إِلَي رِضْوَانِكَ وَ مَغْفِرَتِكَ، اللَّهُمَّ لا طَيْرَ إِلّا طَيْرُكَ وَ لا خَيْرَ إِلّا خَيْرُكَ وَ لا حَافِظَ غَيْرُكَ». (1)
1) همان، ص 387، ح 15080.
سپاس خداى را كه ما را به اسلام هدايت كرد و به ما قرآن آموخت و با فرستادن رسولش محمد(ص) بر ما منت نهاد؛ منزه است خدا، منزه است خدايى كه اين مركب را در اختيار ما نهاد و آن را مسخّر ما ساخت؛ ما توان آن را نداشتيم و همانا بهسوى پروردگارمان برمىگرديم و سپاس مخصوص پروردگار جهانيان است.
بارخدايا! تو ما را بر اين مركب سوار نمودى و تو در هر كارى پشتيبان هستى. بارخدايا! ما را به جايى رسان كه به خير و خوبى منتهى گردد، بهجايى كه به آمرزش و رضوان تو نائل گرديم. بارخدايا! هيچ امرى جز امر تو و هيچ خيرى جز خير تو و حافظ و نگهدارندهاى جز تو نيست.»
على بن ربيعه اسدى گويد:
امير مؤمنان على بن ابىطالب(ع) بر مركب سوار شد، هنگام پانهادن در ركاب فرمود: «بِسْمِ اللهِ، و پس از آنكه روى مركب استقرار يافت فرمود:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَكْرَمَنَا وَ حَمَلَنَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَ رَزَقَنَا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَ فَضَّلَنَا عَلَي كَثِير مِمَّنْ خَلَقَ تَفْضِيلا سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَ مَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ». (1)
«سپاس خداوندى را كه ما را گرامى داشت و درخشكى و دريا ما را حمل نمود و از غذاهاى پاك و پاكيزه به ما روزى داد و ما را بر بسيارى از آفريدههاى خود برترى بخشيد، منزه است خدايى كه اين مركب را مسخّر ما ساخت و ما توان تسخير آن را نداشتيم.»
1) همان، ص 390.
سپس سه مرتبه «سبحانالله» و سه مرتبه «الحمدلله» گفت و آنگاه فرمود:
«رَبِّ اغْفِرْ لِي فَإِنَّهُ لا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلّاأَنْتَ». (1)
«پروردگارا! مرا ببخش، كه گناهان را جز تو كسى نمىبخشد.»
و در ادامه فرمود:
«رسول خدا(ص) [هنگام سفر] در حالى كه من كنار او قرار داشتم، اينچنين عمل مىكرد.» (2)
بنابراين، شايسته است حاجى هنگام حركت، لحظهاى با خود بيانديشد و نعمتهاى خداوند را بهيادآورد و پروردگار را بهخاطر نعمت سلامتى، توفيق يافتن براى چنين سفر ارزشمندى، فراهم ساختن ابزار و وسايل سفر و ديگر نعمتهايى كه به او عنايت فرموده سپاس گويد.
آنگاه براساس آيه شريفه لإنْ شَكَرْتُمْ لأزِيدَنَّكُمْ، خداوند نعمتهايش را در اين سفر بر حاجى افزون خواهد كرد.
مستحب است مسافر هنگام حركت، صدقه دهد (3)و با نيكى به مردم، سفر را آغاز كند.
امام صادق(ع) فرمود:
«تَصَدَّقْ وَ اخْرُجْ أَيَّ يَوْمٍ شِئْتَ». (1)
«صدقه بده و هر روزى خواستى خارج شو.»
ابن ابى عمير گويد:
به ستارگان مىنگرم، آنها را مىشناسم و شگون و سعد و نحس طلوع ستارگان را نيز مىدانم، پس در من ترديد به وجود آمد، به موسى بن جعفر(عليهما السلام) شكوه بردم، آن حضرت فرمود:
«اگر در وجود تو مسألهاى [نگرانكننده] پيدا شد به نخستين مسكينى كه رسيدى صدقه بده و سپس بگذر. پس همانا خداوند- عزّ و جلّ- آن نگرانى را از تو دفع مىكند.» (2)
صدقه منافع فراوانى دارد كه يكى از آنها جلوگيرى از بَدْ مردن است. رسول خدا(ص) فرمود:
«الصَّدَقَةُ تَمْنَعُ مِيتَةَ السَّوْءِ». (3)
«صدقه از مرگ بد و دلخراش جلوگيرى مىكند.»
صدقه همچنين هفتاد نوع بلا را دفع مىكند (4)و هفتاد در، از بلا را بهروى انسان مىبندد. (5)دادنِ صدقه در آغاز و در طول سفر حج، مورد تأكيد روايات است.
امام صادق(ع) فرمود:
«شايسته است حاجى هنگامى كه مناسك حج را انجام داد وتصميم گرفت از مكّه خارج شود، يك درهم خرما بخرد و آن را صدقه دهد». (1)
در دادن صدقه به اين نكته هم بايد توجه داشت كه گرچه صدقهگيرنده، فرد فقير و مسكين است، ليكن گيرنده اصلى خداوند است و در نتيجه صدقهدهنده با خدا معامله كرده و چند برابر در دنيا و آخرت پاداش دريافت خواهد كرد.
امام صادق(ع) فرمود:
«همانا خداوند تبارك و تعالى مىفرمايد:
هيچ چيزى نيست مگر آنكه، كسى را مأموريت دادهامتاآن را بگيرد جز صدقه، كه آن را خود مىگيرم». (2)
در سفر، هرگز در انجام كارها نبايد عجله كرد؛ زيرا عجله موجب مىشود تا كار يا بهدرستى انجام نشود و يا داراى فضاى معنوى مناسب نباشد.
نكته مهم ديگرى كه در اين درس مورد بحث قرار گرفته ضرورت حفظ اثاثيه است، مسافر بايد حافظ و نگهبان پول و اثاثيه خود باشد و در طول سفر مراقبت كند تا چيزى را گم نكند و يا در محلّى جا نگذارد.
نكته مهم ديگر دقت در پرداخت هزينههاست. يادآورى نعمتهاى الهى و شكرگزارى از خداوند است نيز از امورى است كه اهميت ويژه دارد. بنابراين شايسته است حاجى هنگام حركت، لحظهاى با خود بيانديشد و نعمتهاى خداوند را بهيادآورد و پروردگار را بهخاطر نعمت سلامتى، توفيق براى چنين سفر ارزشمندى، فراهم ساختن ابزار و وسايل سفر و ديگر نعمتهايى كه به او عنايت فرموده سپاس گويد. همينطور مستحب است مسافر به ويژه حاجى، هنگام حركت، صدقه دهد (1)و سفر را با نيكى به مردم آغاز كند.
عجله و شتاب در سفر چه پيامدهاى منفى در پى دارد؟
على(ع) در باره عجله كردن چه فرمودهاند؟
امام صادق(ع) در ارتباط با حفظ اثاثيه در سفر چه فرمودهاند؟
آثار صدقه را نام ببريد.
اهميت يادآورى نعمتهاى خداوند را بيان كنيد.
1) محاسن، ج 2، ص 348، ح 231.
انتظار مىرود با مطالعه اين درس:
با اخلاق شايستهاى كه يك زائر بايد داشته باشد، بهتر آشنا شويم
به اهميت مهرورزى و احترام به ديگران پى ببريم
با اهميت احترام به بزرگسالان بيشتر آشنا شويم
در اين درس با موضوعات مهمى از قبيل اخلاق شايسته حاجيان و احترام به همسفران، ضرورت داشتن اخلاق شايسته به ويژه در سفر معنوى حج و احاديثى در اين باب آشنا مىشويم. اهميت
مهرورزى و محبت به ديگران، از ديگر مطالب مطرح شده در اين درس است.
همينطور اهميت سلام كردن به همسفران و لبخند زدن و كمك به آنان و روايات مرتبط با آن بيان شده است.
رعايت اخلاق اسلامى در سفر حج يكى از ضروريات اين سفر عبادى و معنوى است. كسانى كه مىخواهند از اين سفر بهره معنوى برده، مورد عنايت حضرت حق قرار گيرند، بايد نكاتى را رعايت كنند:
امام باقر(ع) فرمود:
«مَا يُعْبَأُ مَنْ يَسْلُكُ هَذَا الطَّرِيقَ إِذَا لَمْ يَكُنْ فِيهِ ثَلاثُ خِصَالٍ:
وَرَعٌ يَحْجُزُهُ عَنْ مَعَاصِي اللَّهِ وَ حِلْمٌ يَمْلِكُ بِهِ غَضَبَهُ وَ حُسْنُ الصُّحْبَةِ لِمَنْ صَحِبَهُ». (1)
«كسى كه به حج مىرود و اين راه را طى مىكند، اگر سه خصلت در وى نباشد مورد عنايت و توجه [خداوند] قرار نمىگيرد:
ورع و پارسايى كه او را از گناه بازدارد.
صبر و بردبارى كه بتواند خشم خود را در اختيار گيرد.
خوشرفتارى با همراهان.»
در سفر حج، به دليل بسيارى بيش از حد مسافران و نيز محدوديت بسيارى از امكانات، معمولًا مشكلاتى بروز مىكند كه اگر حاجى داراى
1) كافى، ج 4، ص 286.
ويژگىهاى فوق نباشد ممكن است خداى ناكرده با ديگران درگيرى پيدا كرده، موجب آزار و اذيب ديگران گردد. براى پيشگيرى از بروز چنين وضعيتى، در مرحله اول نياز به ورع و پارسايى است تا حاجى بتواند از يكسو خود را كنترل كند و از سوى ديگر به ثمرات حج دست يابد.
رسول خدا(ص) فرمود:
«كسى كه حج يا عمره انجام دهد و در آن گناه و فسقى مرتكب نشود، برمىگردد همانند روزى كه از مادر متولد شده است». (1)
بنابراين ورع مىتواند مانع انجام گناه و موجب آمرزش شود.
نكته ديگر اينكه حاجى بايد تمرين كند تا هميشه در برابر مشكلات و سختىها صبور و بردبار بوده، آشفته و خشمگين نشود.
رسول خدا(ص) در اين زمينه فرمود:
«خشم ايمان را تباه مىكند، چونان كه سركه عسل را خراب مىكند». (2)
روزى عربى بيابانى نزد رسول خدا(ص) آمد وگفت:
من مردى بياباننشينم، سخنانى جامع به من بياموز] تا راهنماى عملم باشد [.
حضرت فرمود: به تو فرمان مىدهم كه خشم نكنى!
عرب سهبار سؤال خود را تكرار كرد و حضرت همان پاسخ را داد، تا آنكه آن مرد به خود آمد و گفت:
پس از اين ديگر چيزى سؤال نمىكنم؛ رسولخدا(ص) جز به خير مرا فرمان نداده است. (1)
زيبايى كلام رسول خدا(ص) را سخن امام صادق(ع) تفسير مىكند كه فرمود:
«الْغَضَبُ مِفْتَاحُ كُلِّ شَرٍّ». (2)
«خشم كليد هر بدى است.»
بنابراين هر حاجى بايد مراقب خود باشد تا بر كسى خشم نگيرد و اگر خشمگين شد، خشم خويش را فرو برد و اجازه ندهد كه خداى ناكرده به درگيرى و خشونت مبدّل گردد.
امام صادق(ع) فرمود:
«هيچ بندهاى خشم خود را فرو نبرد مگر آنكه خداوند بر عزت او در دنيا و آخرت بيافزايد ...». (3)
و سومين توصيه، خوشرفتارى با همسفران است.
امام صادق(ع) فرمود:
« [در سفر حج] خويشتن را آماده ساز تا با هركس همراه مىشوى، همنشينى خوب و خوشاخلاق باشى، زبانت را نگهدار و خشمت را فرونشان، از كارهاى بيهوده و بىفايده كمكن، عفو و بخششات را براى ديگران بگستران و سخى و گشادهدست باش». (4)
مردى نزد رسول خدا(ص) آمد و گفت: اى رسولخدا به من سفارشى كن. حضرت توصيههايى به او نمود، از جمله فرمود:
«با برادر دينىات با روى گشاده برخورد كن». (1)
يكى از اصحاب امام صادق(ع) نيز گويد:
به آن حضرت گفتم: حدود حسن خلق چيست؟ امام فرمود:
«اينكه بال خود را براى ديگران بگسترانى و نرمخو باشى، سخن شيرين بگويى و با برادر دينىات با خوشرويى برخورد كنى.» (2)
ابوربيع شامى گويد:
خدمت امام صادق(ع) رسيدم، در حالىكه خانه پر از جمعيت بود و جمعى از اهالى خراسان و شام و ديگر نقاط جهان آنجا حضور داشتند، بهشكلى كه من جايى را نيافتم تا بنشينم.
پس ديدم امام صادق(ع) در حالى كه تكيه داده بودند، روى دو زانو نشسته، فرمودند:
«اى شيعيان آل محمد، از ما نيست آن كس كه به هنگام خشم، خود را كنترل نكند و از ما نيست آن كس كه با همنشين خود، به خوشى سخن نگويد و با همنوعان خود خوشخلقى ننمايد و با رفيقان خود رفاقت نكند و براى همسايگان خود همسايه خوبى نباشد. اى شيعيان آل محمد، از خداوند بترسيد و تا مىتوانيد تقوا داشته باشيد.»
توجه به ارزشهاى اخلاقى اسلام در سفر حج، اين سفر را بسيار شيرين و جاذبهدار مىكند. براى آنكه از هرگونه كدورتى پيشگيرى شود، حاجيان در برخورد با همسفران اين نكات را رعايت كنند:
امام صادق(ع) به نقل از رسول خدا(ع) فرمود:
«سه چيز پايههاى دوستى مرد با برادر دينى خود را محكم مىكند:
هميشه با خوشرويى با او برخورد كند؛
در مجلس هرگاه بهسوى او آمد، برايش جا باز كند و او را در كنار خود بنشاند؛
او را به هر نامى كه خودش دوست دارد صدا بزند». (1)
امام باقر(ع) نيز فرمود:
روزى يكى از اعراب بنىتميم به حضور رسولخدا(ص) شرفياب شد و گفت: يا رسولالله مرا سفارشى كن.
حضرت در ضمن سفارشهايى به او فرمود:
«با مردم دوستى كن وآنان را دوستبدار تا تو را دوست بدارند». (2)
در هر كاروانى معمولًا تعدادى افراد سالخورده وجود دارند كه نيازمند كمك همسفران خويشاند. هنگام سوار شدن و پياده شدن از
اتوبوس و يا هواپيما و رفتن و برگشتن به حرم و بالأخره هنگام انجام اعمال، سزاوار است ديگر حاجيان آنها را يارى دهند.
امام صادق(ع) فرمود:
«احترام به مرد سال خورده، احترام به خدا است». (1)
در حديثى ديگر رسول خدا(ص) فرمود:
«هركس، سالمندى را كه در اسلام موى خود را سپيد كرده احترام كند، خداوند او را از هراس روز قيامت آسوده سازد». (2)
انس و علاقه ميان برادران و خواهران دينى، يكى از زيباترين هديههاى دين مقدس اسلام به مردم است و از جمله امورى كه مىتواند اين پيوند را استوار سازد، سلام كردن به يكديگر است. در برخوردهاى داخل كاروان و نيز در ديدار با مسلمانان ديگر كشورها، سخن را با سلام آغاز كنيد.
رسول خدا(ص) فرمود:
«پيش از سخن گفتن سلام كنيد و كسى كه بدون سلام سخن آغاز كرد پاسخش را ندهيد». (3)
آن حضرت در حديث ديگرى فرمود:
«نزديكترين مردم به خدا و رسولش كسى است كه آغاز به سلام كند». (4)
هنگام سلام گفتن نيز بلند سلام دهيد تا طرف مقابل صداى شما را بشنود.
امام باقر(ع) فرمود:
«خداوند، آشكار سلام كردن را دوست مىدارد». (1)
امام صادق(ع) نيز فرمود:
«هرگاه يكى از شما به ديگرى سلام دهد، صدا به سلام بلند كند و نگويد: من سلام كردم، آنها جوابم را ندادند. شايد سلام كرده و آنها نشنيده باشند! هر يك از شما نيز كه جواب سلام را مىدهد، بلند جواب دهد تا مسلمانى نگويد: من سلام كردم و پاسخ من را ندادند ...». (2)
روش سلام كردن را نيز پيشوايان دين، به ما آموختهاند.
امام صادق(ع) فرمود:
«كوچك بر بزرگ، رهگذر بر كسى كه نشسته و آنان كه تعدادشان كم است بر كسانى كه تعدادشان بيشتر است سلام كنند.» (3)
همچنين اگر تعدادى در مجلسى نشستهاند آنان كه تازه به مجلس وارد مىشوند به آنان كه قبلًا در آن مجلس حضور يافتهاند سلام دهند. (4)
اما اگر جمعى نشستهاند و گروهى به مجلس وارد شده و سلام كنند، كافى است يك نفر آن را پاسخ دهد. (1)
حاجيان در طول سفر حج تلاش كنند تا در برخورد با همسفران به روى آنان لبخند بزنند.
امام باقر(ع) فرمود:
«تَبَسُّمُ الرَّجُلِ فِي وَجْهِ أَخِيهِ حَسَنَةٌ وَ صَرْفُ الْقَذَي عَنْهُ حَسَنَةٌ وَ مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَيْء أَحَبَّ إِلَي اللَّهِ مِنْ إِدْخَالِ السُّرُورِ عَلَي الْمُؤْمِنِ». (2)
«لبخند هر مردى بهروى برادر مؤمن خود حسنه است و پاداش دارد و برگرفتن خار و خاشاك از چشم او [و برداشتن مانع از سر راه او] حسنه است و خدا به چيزى محبوبتر ازمسرورساختن مؤمن پرستش نشده است.»
امام صادق(ع) نيز فرمود:
«كسى از شما گمان نبرد كه اگر مؤمنى را شاد كند فقط او را خوشحال كرده، بلكه به خدا ما را شاد كرده و بلكه بهخدا سوگند رسول خدا(ص) را شادمان كرده است». (3)
مستحب است مسافر به همراهان خود در طول سفر كمك كند و بار خويش را بهدوش ديگران نياندازد.
در حضور رسول خدا(ص) سخن از مردى بهميان آمد و درباره او گفته شد:
او آدم خوبى است. سپس درباره اوصاف وى به پيامبر(ص) عرض شد:
او با ما به حج آمد، هر زمان در مكانى منزل مىكرديم، پيوسته ذاكر خدا بود و «لاإِلهَ إِلَّا اللهُ» مىگفت و آنگاه كه حركت مىكرديم، پيوسته خدا را ياد مىكرد و ذكر خدا مىگفت تا باز در منزلى ديگر فرود مىآمديم.
رسول خدا(ص) فرمود:
پس چه كسى شترش را علوفه مىداد و غذايش را آماده مىكرد؟
پاسخ دادند: همه ما.
رسول خدا(ص) فرمود: همه شما از او بهتريد! (1)
پيامبر(ص) در اين زمينه براى اصحاب و ياران خويش الگو بود. در روايت آمده است كه آن حضرت در سفرى به اصحاب خود فرمودند تا گوسفندى قربانى كنند، يكى از مردان همراه گفت: ذبح گوسفند بهعهده من؛ ديگرى گفت: پوستكندن آن نيز با من؛ سوّمى گفت: قطعهقطعه كردن گوشتها با من و چهارمى گفت پختن آن نيز با من.
رسول خدا(ص) نيز فرمود: فراهم كردن هيزم نيز با من! اصحاب گفتند يا رسولالله، پدران و مادران ما فداى شما باد! نبايد شما بهزحمت بيفتيد، ما بهجاى شما كارها را انجام مىدهيم!
1) مكارمالاخلاق، ج 1، ص 564، ح 1955؛ ميزانالحكمة، ح 8614.
حضرت فرمود: مىدانم كه شما بهجاى من انجام مىدهيد، ليكن خداوند عزّوجل دوست نمىدارد بندهاى را كه اگر با گروهى مسافرت كرد، گوشهاى بنشيند] وكار نكند [. حضرت اين سخن را فرمود و برخاست تا براى آنها هيزم جمعآورى كند. (1)
بنابراين، گرچه هماكنون كارها به مدير و خدمه كاروان واگذار گرديده، ليكن حاجى نبايد خود را از فيض خدمتگزارى به حاجيان محروم سازد. امام سجاد(ع) مسافرت نمىرفتند مگر با كسانى كه آن حضرت را نمىشناختند و از همان آغاز نيز با آنها شرط مىكردند كه در طول سفر كار كنند و نيازهاى كاروان را برآورده سازند.
در يك سفرى كه حضرت با گروهى همراه شد، مردى آن حضرت را ديد و شناخت، سپس به كاروانيان گفت:
آيا مىدانيد اين مرد كيست؟ گفتند: نه.
گفت: اين على بن الحسين(عليهما السلام) است!
آن جمع بهطرف آن حضرت آمده، دست و پاى ايشان را بوسه زدند و گفتند: فرزند رسول خدا! آيا مىخواستى بهدليل رفتار نادرست ما با شما، آتش دوزخ ما را فرا گيرد؟ و در پايان عمر به هلاكت گرفتار آييم؟ چه باعث شده تا شما اينچنين عمل كنيد؟
حضرت فرمود: يك وقت با گروهى كه مرا مىشناختند همسفر شدم؛ آنها بهخاطر رسول خدا بيش از حد به من احترام و كمك كردند و من نگران تكرار آن توسط شما بودم، بنابراين مخفى بودن كارم را بيشتر دوست دارم! (2)
پيامبر(ص) فرمود:
«كسى كه مؤمنِ مسافرى را يارى دهد، خداوند هفتاد و سه ناراحتى را از وى دفع كند و در دنيا و آخرت او را از همّ و غم پناه دهد و بلاى بزرگى را كه در روز اجتماع مردم [فرداى قيامت]، با آن روبهرو است مرتفع سازد». (1)
اسماعيل خَثْعَمى گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: وقتى ما] در سفر حج [به مكه مىرسيم، همراهان ما مرا نزد اثاثيه گذاشته، خود به طواف مىروند.
حضرت فرمود:
«انْتَ اعْظَمُ اجْراً».
«پاداش و اجر تو از آنها بيشتر است». (2)
شخص ديگرى بهنام مُرازِم بن حكيم گويد:
با محمد بن مُصادِف همراه بودم، وقتى به مدينه رسيديم من بيمار شدم، وى نيز مرتب مرا تنها مىگذاشت و به مسجد مىرفت، من شكايت او را به پدرش مصادف كردم، او نيز مسأله را به امام صادق(ع) خبر داد، حضرت براى محمد بن مصادف پيغام فرستاد و فرمود:
«قُعُودُكَ عِنْدَهُ أَفْضَلُ مِنْ صَلاتِكَ فِي الْمَسْجِدِ». (3)
«نشستن تو در كنار او، از نماز خواندنت در مسجد بالاتر و برتر است.»
رسول خدا(ص) فرمود:
«سَيِّدُ الْقَوْمِ خادِمُهُمْ فِي السَّفَرِ». (1)
«بزرگ هر قومى كسى است كه در سفر خدمتگزار آنان باشد.»
بنابراين در طول سفر، به خصوص روزهايى كه حاجيان به عرفات و مشعر و منا مىروند، همسفران به ويژه افراد مسن و بيمار را يارى دهند تا با اين عمل، پاداش آنها مضاعف گردد.
داشتن اخلاق شايسته براى حاجيان بسيار حائز اهميت است. رعايت اخلاق اسلامى در سفر حج يكى از ضروريات اين سفر عبادى و معنوى است. كسانى كه مىخواهند از اين سفر بهره معنوى برده، مورد عنايت حضرت حق قرار گيرند، بايد داراى اخلاق شايسته باشند و از خشمگين شدن بپرهيزند و صبورى پيشه كنند و با همسفران خوش خلق باشند. از سوى ديگر مهرورزى به ديگران بسيار مهم است.
نكته مهم ديگر احترام به سالخوردگان، سلام كردن به همسفران، لبخند زدن و خوشحال كردن آنان است كه در اين درس به آنها اشاره گرديد. از جمله نكات مهم ديگر كمك كردن به همسفران است كه مستحب است حاجى به هر ميزان كه مىتواند به همسفران خود كمك نمايد و بار خود را به دوش آنان نيندازد.
1) محجةالبيضاء، ج 4، ص 61.
خصوصيات اخلاقى شايسته كدامند؟
درباره داشتن اخلاق شايسته امام باقر(ع) چه فرمودهاند؟
از نظر امام صادق(ع) كدام عوامل دوستى را تقويت مىكند؟
رسول خدا(ص) در باره سلام كردن چه فرمودهاند؟
در احاديثى كه از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) نقل شده اهميت لبخند زدن چگونه بيان شده است؟
در روايات چه توصيههايى براى كمك به ديگران شده است؟
انتظار مىرود با مطالعه اين درس:
با ضرورت ترك ناسازگارى در سفر آشنا شويم
ضرورت آزار نرساندن به ديگران را بيشتر بدانيم
به اهميت ناديده گرفتن لغزشهاى ديگران بيشتر توجه كنيم
با توصيههاى اهل بيت(عليهم السلام) درباره بازگو نكردن خاطرات تلخ و جوانمردى در سفر آشنا شويم
به اهميت مدارا با بيماران و حل مشكل همسفران پى ببريم
در اين درس چند نكته مهم اخلاقى مطرح شده كه توجه زائران به آنها ضرورى است. يكى از نكات مهم ترك ناسازگارى و خوددارى از كم حوصلهگى و نيز مدارا با همسفران است. نكته مهم ديگر آزار نرساندن به ديگران به ويژه در اماكن شلوغ و پر تردد است. همچنين ناديده گرفتن لغزشهاى ديگران و گذشت از خطاهاى آنان و نيز خوددارى از بازگوكردن خاطرات تلخ، و جوانمردانه برخورد كردن با همسفران و كمك به حل مشكلات آنها از نكات مهم اين درس است.
افراد بشر، هرچه از خوبىها بهرهمند باشند، باز ممكن است در برخى شرايط گرفتار كمحوصلهگى، بهانهگيرى و ناسازگارى شوند و به همين دليل، هم خود و هم ديگران را ناراحت كنند.
رسول خدا(ص) در سفرى كه به حج مشرف مىشدند، فرمودند:
«مَنْ كانَ سَيِّيءُ الْخُلْقِ وَ الْجِوارِ فَلا يَصْحَبُنا». (1)
«كسى كه بداخلاق است و به همسايه خود بدى مىكند، با ما همراه نشود.»
دليل اين سخن واضح است؛ زيرا آن كس كه در وضعيت عادى كجخلق بوده و همسايهآزارى مىكند، هنگام سفر و برخورد با سختىها و مشكلات، رفتارى به مراتب نامناسبتر با ديگران خواهد داشت.
1) بحارالانوار، ج 73، ص 273.
على بن ابىطالب(ع) كمى ناسازگارى با همسفران را از نشانههاى جوانمردى در سفر برشمرده است. (1)
سعدى گويد:
يكى خوبكردار خوش خوى بود كه بد سيرتان را نكوگوى بود
به خوابش كسى ديد چون درگذشت كه بارى حكايت كن از سرگذشت
دهانى به خنده چو گُل باز كرد چو بلبل بهصوتى خوش آغاز كرد
كه بر من نكردند سختى بسى كه من سخت نگرفتمى با كسى (2)
امام صادق(ع) فرمود:
«مسافرت و سير منازل، توشه انسان را تمام، اخلاق را بد و لباس را فرسوده مىكند ...». (3)
در مسافرت نظم زندگى عادى مردم بههم مىخورد و در غذا و استراحت و مكان آنان تغييراتى ايجاد مىشود، اين امور موجب تغيير در روحيه و اخلاق آنان مىگردد، لذا بايد مسافران تلاش كنند تا در چنين وضعيتى، همسفران خود را خسته و دلآزردهنكنند.
ناسازگارى آنچنان مذموم است كه امام باقر(ع) به نقل از رسول خدا(ص) فرمود:
«اگر ناسازگارى در برابر چشم [مردم] مجسم شود، هيچ آفريدهاى از مخلوقات خداوند از آن زشتتر نخواهد بود.» (4)
زخاك آفريدت خداوند پاك پس اى بنده افتادگى كن چو خاك
حريص و جهانسوز و سركش مباش زخاك آفريدندت آتش مباش
چو گردن كشيد آتش هولناك به بيچارگى تن بيانداخت خاك
چو آن سرفرازى نمود، اين كمى از آن ديو كردند، از اين آدمى (1)
زائران، در جلسات و هنگام شركت در نمازهاى جماعت، ورود و خروج به مساجد، سوار شدن به اتوبوس و مواردى از اين قبيل، تلاش كنند تا ديگران را آزار ندهند، در مكانهايى كه مىروند، هر كجا جاى خالى بود بنشينند و از تردّد و عبور ميان جمعيت فشرده حجّاج اجتناب نمايند.
سيره رسول خدا(ص) اينگونه بود كه هر وقت به محلى وارد مىشد، در نزديكترين جا به ايشان- يعنى دم در- مىنشست. (2)
آن حضرت همچنين فرمود:
«هرگاه يكى از شما به مجلسى وارد شد، در كنار آخرين نفرى كه نشسته بنشيند». (3)
رسول خدا(ص) در حديث ديگرى فرمود:
«هرگاه كسى در مجلسى وارد شود كه تعدادى آنجا حضور دارند، اگر از ميان آنان كسى برادر دينى خود را دعوت نموده و براى وى در كنار خود جا باز كند، بايد دعوت او را بپذيرد؛ زيرا اين احترامى است كه برادر دينى او براى وى قائل شده و بدينوسيله او را گرامى داشته است. و اگر كسى براى وى جا باز نكرد، در مجلس بنگرد، هركجا جاى راحتى براى نشستن بود، همانجا بنشيند». (1)
در مسافرت گاهى آگاهانه و گاهى از روى غفلت ممكن است يكى از همسفران دچار لغزش شده، كار خلافى انجام دهد. سيره اهل بيت عصمت و طهارت(عليهم السلام) در اين زمينه آن بوده كه اين لغزشها را يا ناديده مىگرفتند و يا با تذكر، فرد خطاكار را اصلاح مىكردند.
زراره از امام باقر و امام صادق(عليهما السلام) نقل كرده كه فرمودند:
«نزديكترين موضع بنده به كفر آن است كه با مردى برادر دينى باشد و لغزشها و خطاهاى او را شمرده [نزد خود نگه دارد] تا روزى او را بهخاطر آن لغزشها سرزنش كند». (2)
طبيعى است كه هركس بهدنبال كشف عيوب و خطاهاى مردم باشد، عملًا ديگران را به مقابله دعوت كرده و آنان را بر اين كار ترغيب مىكند و همين، موجب حرمتشكنى و درگيرى مؤمنان و مسلمانان با
ى
كديگر خواهد شد.
رسول خدا(ص) فرمود:
«بهدنبال كشف لغزشهاى مؤمنان نباشيد، زيرا هركس در پى لغزشهاى برادر دينى خود برآيد، خداوند لغزشهاى او را دنبال مىكند و آنكس كه خداوند بهدنبال لغزشهايش برآيد، او را رسوا خواهد كرد، گرچه در داخل خانهاش باشد». (1)
در حديث ديگرى امام صادق(ع) از رسول خدا(ص) نقل كردهاند كه فرمود:
«اى كسانى كه بهزبان اسلام آورده، ولى ايمان در دلهايتان نفوذ نكرده است! مسلمانان را نكوهش نكنيد و بهدنبال عيوب آنان نباشيد كه هركس چنين كند، خداوند عيوب او را پيگيرى مىكند و هركه را خداوند دنبال عيب او برآيد، او را رسوا مىكند، گرچه در درون خانهاش باشد». (2)
با رعايت اين نكته اخلاقى، مىتوان در كاروانها فضايى صميمى ايجاد كرد و بر شيرينى و لذّت سفر افزود، از اين رو حاجيان بايد با خوشبينى نسبت به يكديگر برخورد كنند و هرگز بهدنبال شمردن لغزشهاى ديگران نباشند.
زندگى در سفر حج، جمعى و گروهى است و درنتيجه، افراد مختلف
با سليقهها و رفتارهاى گوناگون كنار همديگر جمع شده، چندينروز با هم زندگى مىكنند. به طور طبيعى اين اختلاف سليقهها، گاهى منتهى به نزاع و درگيرى و كدورت مىشود. توصيه اهل بيت عصمت و طهارت(عليهم السلام) به حاجيان اين است كه با همسفران خود، جوانمردانه برخورد نموده، پس از مراجعت نيز در هيچ مجلسى، حوادث ناخوشايند سفر را براى ديگران بازگو نكنند.
امام صادق(ع) در حديثى، يكى از دلايل جوانمردى در سفر را كتمان اسرار و رازدارى همراهان پس از جدا شدن از آنها ذكر مىكنند. (1)
آن حضرت در حديث ديگرى فرمود:
«لَيْسَ مِنَ الْمُرُوءَةِ أَنْ يُحَدِّثَ الرَّجُلُ بِمَا يَلْقَي فِي السَّفَرِ مِنْ خَيْر أَوْ شَرّ». (2)
«اين از جوانمردى نيست كه انسان آنچه از خوب و بد در سفر ديده و با آن برخورد كرده را بازگو نمايد.»
در سفر حج، حاجيان بايد با همسفران جوانمردانه برخورد كنند و سختىها را به جانخريده، آسايش و آرامش ديگران را برخود ترجيح دهند.
هنگام سوار شدن به اتوبوسها، موقع صرف غذا، زمان استفاده از
بالابرها و ... ديگران- به خصوص كودكان و كهنسالان- را برخود مقدم بدارند و با برخورد صحيح و اسلامى و لبخند خستگى را از تن همسفران خويش بزدايند و به تعبير روايات، از خود جوانمردى نشان دهند.
رسول خدا(ص) تلاوت قرآن، ساختن مسجد، دوست گرفتن برادران دينى به خاطر خدا، جوانمردى در وطن، بخشيدن غذا، خوشخلقى و شوخى بدون معصيت را نشانههاى جوانمردى در سفر دانستهاند. (1)
شوخى با ديگران اگر با تمسخر و يا غيبت و امثال آن همراه باشد گناه و معصيت است، ليكن ديگران را خوشحال نمودن و خستگى را از تن آنان زدودن، از عبادات شمرده مىشود.
صفوان جمّال گويد:
مُعَلى بن خُنَيس هنگام رفتن به سفر، براى خداحافظى خدمت امام صادق(ع) آمد. حضرت به او فرمود:
اى مُعَلى، به وسيله خدا عزّت را طلب كن تا خداوند به تو عزّت بخشد.
معلّى گفت: اى فرزند رسول خدا، چگونه؟
حضرت فرمود:
«اى مُعلّى، از خداوند متعال بترس تا همهكس از تو بترسند. اى مُعَلّى، با بخشش به برادرانت، به آنان اظهار دوستى كن؛ زيرا خداوند بخشش را وسيله دوستى و عطا نكردن به ديگران را وسيله دشمنى قرار داده است. بهخدا قسم اگر شما از من چيزى بخواهيد و آن را به شما ببخشم براى من بهتر از آن است كه از
1) بحارالانوار، ج 73، ص 266، ح 2.
من چيزى طلب نكنيد و من نيز آن را به شما ندهم و در نتيجه مرا دشمن بداريد.
و هرگاه خداوند عزّوجلّ بهدست من خيرى جارى كند و آن بهشما برسد، همان مورد پسند و ستايش خدا است.» (1)
در مسافرتها بسيار پيش مىآيد كه يكى از همراهان مبتلا به بيمارى مىشود و دوستانش به وى كمتوجهى يا بىتوجهى مىكنند. چهبسا مىتوانند او را همراه خود به زيارت ببرند، ليكن بهدليل سختى كار، از مسؤوليتپذيرى خوددارى مىكنند. اين عمل با جوانمردى و اخلاق اسلامى در سفر سازگارى ندارد.
روزى مفضّل بن عُمَر خدمت امام صادق(ع) آمد و بر آن حضرت وارد شد، امام از او پرسيدند: با چه كسى همسفر بودى؟
مفضّل گفت: مردى از برادرانم.
حضرت فرمود: او چه شد؟
گفتم: از وقتى كه وارد مدينه شدهام نمىدانم مكان او كجاست!
امام(ع) به من فرمود:
«آيا نمىدانى كه اگر كسى كه چهلگام با مؤمنى همسفر شود، خداوند در روز قيامت درباره او از وى سؤال مىكند؟» (2)
امام صادق(ع) در حديثى ديگر فرمود:
«حَقُّ الْمُسَافِرِ أَنْ يُقِيمَ عَلَيْهِ إِخْوَانُهُ إِذَا مَرِضَ ثَلاثاً». (1)
«حق مسافر آن است كه اگر بيمار شد، برادرانش تا سه روز كنار او بمانند.»
آن حضرت همچنين فرمود:
«هركس در راهى با برادر دينى خود همراه شود، سپس از او پيشافتد، به اندازهاى كه از جلوى چشم رفيق خود پنهان گردد، به او ستم كرده است». (2)
گاهى در سفر حج، براى برخى از حاجيان مشكلاتى مانند گمكردن پول، بيمارى و ... پيش مىآيد كه شايسته است همسفران، آنها را يارى دهند و مشكلاتشان را برطرف كنند.
ابان بن تغلب گويد:
با امام صادق(ع) طواف مىكردم، مردى از اصحاب ما پيش آمد و با اشاره از من خواست تا براى انجام كارى همراه او بروم، ليكن من دوست نمىداشتم طواف با امام صادق(ع) را رها كرده، او را همراهى كنم. پس در همان حال كه طواف مىكردم، بار ديگر به من اشاره كرد و امام صادق(ع) او را ديد، پس فرمود:
ابان، اين مرد تو را مىخواهد؟
گفتم: آرى.
فرمود: او كيست؟
گفتم: مردى از اصحاب و ياران ما است.
حضرت پرسيدند: آيا با تو همعقيده و هممذهب است؟
گفتم: آرى.
حضرت فرمود: نزد او برو.
گفتم: طواف را قطع كنم؟
فرمود: آرى.
پرسيدم: اگرچه طواف واجب باشد؟
فرمود: آرى.
ابان گويد: با او رفتم و پس از انجام كار وى، نزد آن حضرت بازگشتم.
سپس به ايشان عرض كردم: مرا از حقى كه مؤمن به گردن مؤمن ديگر دارد باخبر ساز.
حضرت فرمود: آن را واگذار و پاسخش را نخواه.
گفتم: فداى شما شوم پاسخ آن را خواهانم و پيوسته اصرار كردم.
آنگاه فرمود: اى ابان، تا آنجا حق دارد كه نيمى از مالت را به او بدهى!
سپس به من نگريست و عكسالعمل مرا در برابر آن مشاهده نموده، فرمود: اى ابان، آيا نمىدانى كه خداوند عزّوجلّ از آنها اينگونه ياد كرده كه ديگران را بر خود مقدم مىدارند؟
گفتم: آرى، فدايت شوم.
فرمود: پس اگر تو مالت را با او قسمت كنى، او را بر خود مقدم نداشتى، بلكه او را با خود برابر داشتى، همانا وقتى او را بر خود مقدم داشتهاى كه آن نيمهاى كه براى خود نگاه داشتهاى به او دهى. (1)
در روايت تنبه آفرين ديگرى، يكى از ياران امام باقر(ع) گويد:
به امام باقر(ع) گفتم: فداى شما گردم، همانا شيعه نزد ما فراوان است!
فرمود: آيا ثروتمندان به مستمندان كمك مىكنند؟ آيا نيكوكار از بدكار مىگذرد؟ آيا با هم برابرى و مساوات دارند؟
گفتم: نه.
امام فرمود:
«لَيْسَ هَؤُلاءِ شِيعَةً الشِّيعَةُ مَنْ يَفْعَلُ هَذَا». (2)
«اينها شيعه نيستند، شيعه كسى است كه اينچنين عمل كند!»
جميل گويد از امام صادق(ع) شنيدم كه مىفرمود: مؤمنان خدمتگزار يكديگرند.
پرسيدم: چگونه؟
حضرت فرمود: يعنى براى هم سودمند هستند و بعضى براى بعضى ديگر مفيداند .... (3)
در برخى شرايط افراد ممكن است گرفتار كمحوصلهگى، بهانهگيرى و ناسازگارى شوند كه ضرورى است زائران تلاش كنند تا هم خود و هم ديگران را آزار ندهند و ناراحت نكنند. در مكانهايى كه مىروند مواظب باشند به كسى آسيبى نرسد. همچنين در سفر ممكن است برخى همسفران دچار لغزش شده، كار خلافى انجام دهند، سيره اهل بيت عصمت و طهارت(عليهم السلام) در اين زمينه آن بوده كه اين لغزشها را يا ناديده مىگرفتند و يا با تذكر، فرد خطاكار را اصلاح مىكردند. زائران نيز بايد چنين باشند و خطاهاى ديگران را ناديده بگيرند.
در سفر حج زائران بايد تلاش كنند با بيان خاطرات تلخ موجب غم و اندوه ديگران نشوند، بلكه با بيان خاطرات خوشايند خشنودى ديگران را فراهم نمايند. همينطور در سفر حج، حاجيان بايد با همسفران جوانمردانه برخورد كنند و سختىها را به جانخريده، آسايش و آرامش ديگران را برخود ترجيح دهند. و نيز با بيماران و افراد ناتوان بيشتر مدارا نمايند و در حل مشكلات همسفران خود بكوشند.
رسول خدا(ص) در مذمّت ناسازگارى با ديگران چه فرمودهاند؟
سيره رسول خدا(ص) هنگام ورود به مجلس، چگونه بوده است؟
ناديده گرفتن لغزشهاى ديگران چه اثرات مثبتى دارد؟
يكى از نشانههاى جوانمردى در سفر را از نگاه امام صادق(ع) بيان كنيد.
امام صادق(ع) در باره حل مشكل همسفران چه فرمودهاند؟
انتظار مىرود با مطالعه اين درس:
اهميت رازدارى را بهتر بدانيم
به اهميت پرهيز از سوءظن بيشتر واقف شويم
با اهميت مخفىكارى نكردن و عدم چشمداشت به مال ديگران آشنايى كاملترى پيدا كنيم
اهميت صبر در برابر مشكلات را بيشتر بدانيم
با تعدادى از آيات و روايات در باره موارد فوق آشنا شويم
در اين درس در ادامه مطالب دروس قبلى موضوعات مهم ديگرى از قبيل پرهيز از افشاى راز ديگران و عدم سوء ظن نسبت به همسفران و تأكيد على(ع) در اين باره، مطرح گرديده است، همينطور ضرورت
عدم مخفىكارى، عدم چشم داشت به اموال ديگران و ضرورت صبر و بردبارى در سفر بيان شده است.
شيوه تقسيمبندى زائران هر كاروان به گونهاى است كه معمولًا هر چند نفر در يك اتاق ساكن مىشوند و نزديك به يك ماه شب و روز با هم به سر مىبرند، در چنين وضعيتى طبيعى است كه ميان آنان گفتوگوهايى رد و بدل شود كه چه بسا بعضى از آنها دوست ندارند اين سخنان جاى ديگرى بيان شود؛ از اين رو پيشوايان دينى به ما دستور دادهاند تا سخنان محرمانه اشخاص را براى كسى بازگو نكنيم.
امام صادق(ع) فرمود:
«آنچه در مجالس گفته مىشود امانت است و كسى حق ندارد، سخنهم صحبتخود را براى ديگرى بازگو كند مگر آنكه با اجازه او بوده و يا نقل آن، بيان خوبى او باشد(مانند آن كه كسى در مجالس خصوصى، همسفران خود را به نيكى به عبادت و امثال آن تشويق و ترغيب كرده و اين مطلب براى ديگرى بازگو شود).» (1)
رسول خدا(ص) در اين زمينه فرمود:
«مجالس امانتاند و فاش كردن راز برادر دينى، خيانت است پس از اين كار دورى كن». (2)
و در حديث ديگرى فرمود:
«وقتى دو نفر با يكديگر در جلسهاى صحبت مىكنند، آنچه با يكديگر در ميان مىگذارند امانت خدا است، پس جايز نيست كه يكى از آنها بر خلاف ميل برادر دينىاش آنچه را كه او ميل به افشاى آن ندارد، بازگو كند». (1)
شايسته است حاجيان كاروان خود را به كانون محبت و صفا تبديل كنند و نسبت به همديگر مهربان و خوشبين باشند و از هر گونه سوء ظنى بپرهيزند.
امير مؤمنان على(ع) فرمود:
«كار برادر دينى خود را به بهترين وجه توجيه و حمل كن، تا زمانى كه از او كارى سرزند كه راه توجيه را بر تو ببندد و هيچگاه از سخنى كه از(دهان) برادرت بيرون آيد تا وقتى كه مىتوانى محمل خوبى براى آن بيابى گمان بد مبر.» (2)
حسن ظن و خوش بينى نسبت به ديگران، از برترين ارزشهاى اخلاقى و بزرگترين عطيهها است. (3)
براى حل مشكل سوء ظن، پيشوايان اسلام تا آنجا جلو رفتهاند كه رسول خدا(ص) فرمود:
«اطْلُبْ لِاخِيكَ عُذْراً فَانْ لَمْ تَجِدْ لَهُ عُذراً فَالْتَمِسْ لَهُ عُذراً». (1)
«براى گفتار و كردارى كه ازبرادر تو سر مىزند عذرى بجوى و اگر نيافتى عذرى بساز!»
بنابراين، از آنجا كه حاجيان در سفر حج، به عبادت خدا روى آورده و در صدد كسب معارف و آمرزش الهى برآمدهاند، بايد به شدت از سوء ظن و بدبينى نسبت به ديگران خوددارى كنند؛ زيرا گمان بد عبادت را تباه مىكند. (2)
مرحوم فيض در آداب سفر كتاب محجّةالبيضاء به نقل از غزالى آورده است:
«شايسته است مسافر تمامى بار خود را مشخص نموده، آن را به رؤيت صاحب مركب برساند و با قرارداد و عقد صحيح، آن مركب را اجاره كند تا ميان آنها [در طول مسير] درگيرى رخ ندهد كه در نتيجه باعث كدورت و رنجش خاطر گردد. همچنين شايسته است از پرگويى و لجاجت با صاحب مركب پرهيز كند و روا نيست بيش از آنچه كه در قرار داد مشخص كرده بر آن بار زند، هرچند سبك باشد؛ زيرا هر چيزى از كم به زياد كشيده مىشود و كسى كه در اطراف منطقه ممنوعه بگردد، ممكن است
كه در درون آن قرار گيرد(يعنى از امورى كه ورود به آن، به نزاع و اختلاف منجر مىگردد پرهيز نمايد)». (1)
سزاوار است مسافر در طول سفر، چشم به مال ديگران نداشته باشد و عزت و بزرگوارى خود را به خصوص در سفر حج حفظ كند.
ابن عباس گويد:
گروهى از اهل يمن بدون تهيه زاد و توشه حج مىگزاردند و مىگفتند: بر خدا توكل مىكنيم، خداوند اين آيه را نازل كرد:
وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزّادِ التَّقْوى (2)
«و براى خود توشه برگيريد كه همانا بهترين توشه تقوا است.» (3)
عكرمه و مجاهد و ديگران نيز گفتهاند:
گروهى از اعراب بدون همراه داشتن غذا و خوراكى لازم به حج آمدند و مىگفتند: ما توكل كننده برخدا هستيم و برخى نيز مىگفتند: ما حج خانه خدا را انجام مىدهيم و او غذا به ماندهد؟
و با اين تفكر، بارى بر دوش ديگران بوده، غذاى آنان را برخى از همسفرانشان تأمين مىكردند، آن گاه خداوند آيه وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزّادِ التَّقْوى را نازلكرد و آنان را از اين كار برحذر داشت. (4)
احمد بن حنبل پيشواى حنبليان، درباره آنان كه بدون زاد و توشه به سفر مىروند، گفت:
«من آن را دوست نمىدارم، اينها بر خوراكىهاى مردم توكل كردهاند.» (1)
سفر غالباً با سختى و مشكلات همراه است، نظم زندگى به هم مىخورد و دشوارىهاى ناخواستهاى بر انسان تحميل مىشود، بهترين راه مقابله با اين سختىها، صبر و بردبارى است.
امام صادق(ع) فرمود:
«إِذَا أَرَدْتَ الْحَجَّ ... وَ دَعِ الدُّنْيَا وَ الرَّاحَة». (2)
«هنگامى كه اراده حج نمودى، دنيا و راحتى را رها كن ...»
محرم شدن و از محرمات احرام پرهيز كردن، در بين جمعيت انبوه حاجيان طواف كردن، حضور در صحراى عرفات، كوچ از عرفات به مشعر و در صحراى فاقد امكانات شبى را تا صبح به سر بردن، پياده به سوى منا در ميان آن جمعيت حركت كردن و سپس رمى جمرات و سر تراشيدن و ... سختىهايى دارد كه اگر حاجى عاشقانه هر يك از آنها را انجام دهد، سختىها به لذت روحى مبدّل خواهد شد.
در روايت ديگرى امام صادق(ع) فرمود:
«مَا مِنْ مَلِكٍ وَ لا سُوقَة يَصِلُ إِلَي الْحَجِّ إِلّا بِمَشَقَّة فِي تَغْيِيرِ مَطْعَمٍ أَوْ مَشْرَبٍ أَوْ رِيحٍ أَوْ شَمْسٍ لا يَسْتَطِيعُ رَدَّهَا وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ عَزَّ وَجَلَّ وَ تَحْمِلُ أَثْقالَكُمْ إِلي بَلَدٍ لَمْ تَكُونُوا بالِغِيهِ إِلّا بِشِقِّ الْانْفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ». (1)
«هيچ پادشاه و نه هيچ رعيتى به حج نمىرسد مگر اينكه نوعى مشقت و ناگوارى در غذا، آشاميدنىها، باد توفان، خورشيد و گرماى هوا او را تحت تأثير قرار مىدهد و اين است معنى فرموده خداوند بلند مرتبه كه «اين چهار پايان هستندكه بارهاى شما را به شهر حمل مىكنند و اگر آنها نبودند شما با مشقت و جان كندن آن را مىبرديد، همانا پروردگار شما مهربان و رحيم است.»
در روايت ديگرى امام صادق(ع) فرمود:
«وَ مَا أَحَدٌ يَبْلُغُهُ حَتَّي تَنَالَهُ الْمَشَقَّةُ». (2)
«هيچ كس به حج دست نمىيابد مگر اينكه سختى به او مىرسد.»
تحمل سختى و رنج، خود بخشى از فلسفه حج است كه در آن، انسان ساخته شده و به ضعف خويش در برابر خداوند بيشتر پى مىبرد.
علىبن موسى الرضا(ع) فرمود:
«وَ عِلَّةُ اْلحَجِّ ... وَ ما فِيهِ مِن اسْتِخْراجِ اْلأَمْوالِ وَ تَعْبِ اْلأَبْدانِ وَ حَظْرِها عَنِ الشَّهَواتِ وَ اللَّذّاتِ ...» (3)
«پرداخت اموال، سختى بدنها، دورماندن از شهوات و لذات و ... بخشى از فلسفه وجوب حج است.»
امام صادق(ع) فرمود:
پدرم امام باقر(ع) پيوسته مىفرمود:
«حج از نماز و روزه برتر است، همانا نمازگزار ساعتى و روزهدار، يك روز از اهل خود دور مىشود، اما حاجى بدن خود را به رنج مىافكند و نفس خود را به سختى وا مىدارد و مال خود را انفاق و مدتى طولانى از خانواده خود دور مىماند ...» (1)
از جمله سختىهاى حج، تحمل گرما در فصل تابستان، به خصوص هنگام حضور در عرفات و منا است.
رسول خدا(ص) فرمود:
«وَ مَنْ صَبَرَ عَلَي حَرِّ مَكَّةَ سَاعَةً تَبَاعَدَتْ عَنْهُ النَّارُ مَسِيرَةَ مِائَةِ عَام وَ تَقَرَّبَتْ مِنْهُ الْجَنَّةُ مَسِيرَةَ مِائَةِ عَام». (2)
«و كسى كه يك ساعت بر گرماى مكه صبر كند، دوزخ يك صد سال از وى دور و بهشت يك صد سال به وى نزديك مىگردد.»
تحمل گرما و ساخته شدن و ايجاد تحول روحى، انسان حج گزار را به خدا نزديك و از آتش دور مىكند و بر اساس فرموده ائمه معصومين(عليهم السلام) اجر كسانى كه در سرما و گرما حج به جا مىآورند از ديگران بالاتراست. (3)
در ره منزل ليلى كه خطرهاست به جان
شرط اول قدم آن است كه مجنون باشى
گرچه امروزه امكانات فراوانى براى حاجيان فراهم شده و منازل به حرمين نزديكتر و راهها هموارتر و رفت و آمدها سهلتر و آب و غذا فراوان و بهداشتى و خيمههاى منا ضدآتش و داراى كولر است و آب و ساير نيازمندىهاى حجاج به موقع تأمين مىگردد، ليكن در عين حال اين سفر دشوارىهايى دارد كه بايد با صبر و حوصله آنها را تحمل و از كنار آن عبور نمود.
در سفر حج زايران بايد نسبت به همديگر مهربان و خوشبين باشند و از هرگونه سوءظنى بپرهيزند و از افشا كردن راز يكديگر بپرهيزند اين كار خيانت محسوب شده و ائمه طاهرين كسانى كه راز ديگران را فاش نمايند نكوهش كردهاند. همچنين لازم است حاجيان از مخفى كارى خوددارى و چشم به اموال ديگران نداشته باشند و همواره در برابر سختى و مشكلات صبور و بردبار باشند.
اهميت رازدارى از نظر رسول خدا(ص) چيست؟
على(ع) در باره پرهيز از سوء ظن چه فرمودهاند؟
منظور از عدم مخفى كارى چيست؟
آثار و پيامدهاى صبر و بردبارى در سفر حج چيست؟
انتظار مىرود با مطالعه اين درس:
با روشهاى شناخت دوست بيشتر آشنا شويم
با راههاى تحكيم دوستى در سفر آشنايى كاملترى پيدا كنيم
عواملى را كه موجب گسستن دوستىها مىشود بهتر بشنايم
ضرورت نامهنگارى و ثبت خاطرات سفر را بيشتر بدانيم
با تعدادى از آيات و روايات در باره موارد فوق آشنا شويم
در اين درست نكات مهمى همچون: يافتن دوستان خوب و رعايت
حقوق آنان و نيز راههايى كه مىتوان دوستان واقعى را شناخت و روشهايى كه از سوى پيشوايان دينى براى تحكيم اين اخوت و پيوند مطرح شده و همچنين عوامل گسسته شدن دوستىها بيان شده است.
همچنين اهميت ثبت خاطرات سفر، سفرنامهنويسى و استفادههاى مختلفى كه از سفرنامهها مىشود، در اين درس ذكر شده است.
يكى از بهرههايى كه مىتوان از مسافرت گرفت، شناخت دوستان واقعى و آزمودن آنها است.
پيامبر(ص) فرمود:
«السَّفَرُ ميزانُ الْقَوْم». (1)
«سفر وسيله سنجش اخلاق مردم است.»
در حكمتهاى منسوب به اميرمؤمنان على(ع) نيز آمده است:
«السَّفَرُ مِيزانُ الأَخْلاقِ». (2)
امام صادق(ع) نيز فرمود:
«هيچ كس را دوست خود مشمار تا آنكه او را در سه چيز بيازمايى:
با دينار و درهم(در امور مالى).
و زمانى كه با او مسافرت كنى». (1)
هنگام بروز مشكلات و سختىها در سفر، مىتوان دوست واقعى را شناخت. زمانى كه همهچيز خوب و منظم است، ميان دوستان مشكلى بروز نمىكند، ليكن اگر دشوارى و سختى پديد آمد و همراه و همسفر، پايدار و مقاوم باقى ماند و دوست خود را تنها نگذاشت، معلوم مىشود در دوستى خويش صادق بوده و از اين آزمون موفق بيرون آمدهاست.
امير مؤمنان على(ع) يافتن چنين دوستانى را نيازمند پيمودن راهى بس دراز و طولانى مىداند. (2)
برخى حاجيان در سفر حج دوستانى پيدا مىكنند كه تا پايان عمر با يكديگر مأنوس گشته، همچون برادر با هم زندگى و معاشرت مىكنند. پيشوايان دينى براى تحكيم اين اخوت و پيوند، راههايى را مطرح كردهاند كه به برخى از آنها اشارهمىكنيم:
على(ع) فرمود: «خوشخويى محبت ايجاد نموده و دوستى را پابرجا مىكند». (3)
على(ع) فرمود: «هركس خوشرفتارى پيشه كند، دوستانش فراوان شوند». (1)
على(ع) فرمود: «دوست واقعى از دوستىاش برنمىگردد، گرچه در حقّش جفا شود». (2)
على(ع) فرمود: «خوش رويى و گشادهرويى،] موجب [دوام دوستى است». (3)
امام كاظم(ع) فرمود: «ادب و احترام ميان خود و برادر دينىات را از بين مبر؛ زيرا از ميان رفتن آن، حيا و شرم را از بين مىبرد و برجاى بودن ادب، پايدار بودن دوستى را بهدنبال دارد». (4)
على(ع) فرمود: «با اظهار دوستى، دوستى پديد مىآيد». (5)
على(ع) فرمود: «ميوه تواضع، دوستى است». (6)
على(ع) فرمود: «عامل انس گرفتن مردم، وفادارى است». (1)
على(ع) فرمود: «با انصاف، برادرى تداوم مىيابد». (2)
على(ع) فرمود: «مدارا و نرمى و بخشندگى انسان، او را محبوب دشمنانش مىكند». (3)
يك سلسله علل و عوامل نيز موجب گسستن دوستىها و منشأ بروز كينه و دشمنى مىگردد كه مسافران و به خصوص زائران بيت الله الحرام بايد از آنها پرهيز كنند. برخى از آنها عبارتنداز:
على(ع) فرمود: «هر كه بد اخلاق شود، دوست و رفيق او نيز نايابگردد.» (4)
امام صادق(ع) به ابوبصير فرمود: «اى ابو محمد از دين مردم جستجو مكن كه بدون دوست مىمانى.» (1)
على(ع) فرمود: «كسى كه با برادران خود به بحث و مناقشه بپردازد دوستانش كم مىشوند.» (2)
على(ع) فرمود: «با ستيزهگرى، دوستى وجود ندارد.» (3)
على(ع) فرمود: «شخص تنگ چشم، دوستى ندارد.» (4)
على(ع) فرمود: «براى فرد متكبر دوستى وجودندارد.» (5)
على(ع) فرمود: «هيچ كينه توزى را دوستى نيست.» (6)
على(ع) فرمود: «حسود را دوستى نخواهد بود.» (7)
امام صادق(ع) فرمود: «كسى كه مردم را دست مىاندازد، نبايد انتظار صداقت در دوستى داشته باشد!»
على(ع) فرمود: «با حيلهگرى، هيچ دوستى پايدار نمىماند.» (1)
خانواده، خويشان و دوستان مسافر، از زمانى كه او به سفر مىرود تا وقتى كه بر مىگردد، دوست دارند پيوسته از او خبر بگيرند. در گذشتههاى دور كه ارتباط تلفنى محدود بوده و يا در برخى مناطق امكانپذير نبوده است، مسافران با تلگراف و نوشتن نامه، خويشاوندان و دوستان خود را از سلامتى خويش باخبر مىساختند.
امام صادق(ع) در اين زمينه فرمود:
«التَّوَاصُلُ بَيْنَ الاخْوَانِ فِي الْحَضَرِ التَّزَاوُرُ وَ فِي السَّفَرِ التَّكَاتُبُ». (2)
«رابطه ميان برادران در وطن با يكديگر ديدار كردن و ديد و بازديد و در سفر، نامهنگارىاست.»
شيفتگى انسان به شنيدن خاطرات، هميشگى و ريشه دار است. اين خاطرهها وقتى در باره سفرهاى شخصى باشد نام" سفرنامه" به خود مىگيرد و اغلب مىتواند نمايانگر روزگار و شرايط خاص يك دوره يا ترسيمى از مكانها، آبادىها، و حوادث باشد.
بسيارى از آنان كه به سفر معنوى حج مىروند، خاطرات آن را همچون تابلوهايى شفاف و گويا و به يادماندنى، در ذهن و دل دارند و براى اين و آن بازگو مىكنند. اگر ذوق و قلمى هم داشته باشند، به نگارش سفرنامه حج مىپردازند، چه در همان سفر، چه پس از بازگشت. از اين رهگذر، حجم قابل توجهى از آثار مكتوب، پديد آمده و مىآيد.
سفرنامههاى حج، اگر تنها در حد ثبت وقايع روزانه و مشاهدات روزمره باشد كه اغلب براى همه پيش مىآيد، چندان ارزش نمىآفريند. ولى برخى فراتر از ظواهر، آن سوى صحنهها را هم ترسيم مىكند، به خواننده سفرنامه انديشه و شناخت مىدهد و در قدم به قدمش نكته وجود دارد. اينجاست كه سفرنامه، غناى محتوايى مىيابد و براى خوانندگان، سودمند و تأثيرگذار مىشود. زاويه ديد كسى كه سفرنامه حج مىنويسد و انديشهها و معلوماتش از حج، مناسك و آداب و سنن در اين زمينه تأثير عمده دارد. همينطور مهارتش در ترسيم ديدهها، شنيدهها، رفتارها و حالات و مفاهيم و همچنين زيبايى نگارش سهم مهمى دارد.
ممكن است مشغلههاى مختلف و نبودن فراغت ذهنى نويسنده سبب شود كه در سفر حج حاجى نتواند سفرنامه را بطور كامل بنويسد ولى
ى
ادداشتهاى طول مسافرت مىتواند دستمايه نگارش باشد و پس از بازگشت از سفر آنها را تكميل نمايد. بنابراين، هر كس مىتواند خاطرات خود را در سفر بنويسد، بايد بنويسد و از نوشتن كوتاهى ننمايد چه بسا نوشتههاى معمولى و حتى كم ارزش امروز در آينده ارزش پيدا كند و براى ديگران خيلى سودمند باشد.
در مجموع شايد بهترين سوغات سفر حج" سفرنامه" باشد و خاطرات ايام سفر را هم براى زائر و هم براى ديگران زنده نگاه دارد. (1)
يكى از بهرههايى كه مىتوان از مسافرت گرفت، شناخت دوستان واقعى و آزمودن آنها است. يكى از راههاى شناخت دوستان آزمودن آنها در هنگام بروز مشكلات و سختىها در سفر است. پيشوايان دينى براى تحكيم دوستى، راههايى را مطرح كردهاند كه شامل: خوشخويى، خوشرفتارى، اخلاص در دوستى، خوشرويى، رعايت ادب، اظهار دوستى، تواضع، وفادارى، رعايت انصاف و مدارا مىباشند.
همچنين عواملى نيز باعث از هم گسستن دوستىها مىشوند كه بارتند از: بدخلقى، عيبجويى، جدال، ستيزهجويى، تنگ چشمى، تكبر، كينهتوزى، حسدورزى، دست انداختن ديگران، نيرنگ و فريبكارى.
آگاه كردن بستگان از وضعيت خويش در سفر از نكات مهمى است
1) به نقل از: جواد محدثى، در حريم حرم، نشر مشعر 1375 صص 9- 12.
كه بايد مورد توجه باشد. حاجى شايسته است با هر وسيلهاى، بستگان را از وضعيت خويش آگاه سازد. همچنين نوشتن سفر نامه و ثبت خاطرات سفر نيز حائز اهميت است و محتواى نگارش يافته مىتواند براى ديگران بسيار سودمند باشد.
از نظر امام صادق(ع) دوستان را در چند چيز مىتوان آزمود؟
راههاى تحكيم دوستى كدامند؟
چه عواملى موجب گسستن دوستىها مىشوند؟
سفرنامههاى حج چه استفادههايى دارد؟
انتظار مىرود با مطالعه اين درس:
با مواعظ مهم لقمان به مسافران آشنا شويم
با وظايف خود به عنوان زينت تشيع بيشتر پى ببريم
به چگونگى ايجاد جاذبه براى ديگران بيشتر واقف شويم
با تعدادى آيات و روايات در باره موارد فوق آشنايى پيدا كنيم
در اين درس مواعظ مهم لقمان به مسافران از جمله تأكيد ايشان بر مشورت، بخشش، همراهى آنان در امور مختلف و ساير نكات آموزنده
مطرح شده است. همچنين درباره شيوه ايجاد جاذبه در ديگران به عنوان شيعه در اين درس مطالبى بيان گرديده است.
امام صادق(ع) فرمود:
لقمان به پسرش گفت:
هرگاه با گروهى همسفر شدى، در كارهاى خود و آنان بسيار با آنها مشورت كن، با لبخند با آنان برخورد كن(و خندهرو باش)، در زاد و توشهاى كه همراه دارى نسبت به آنها كريم و بخشنده باش، هرگاه تو را دعوت كردند، بپذير و اگر از تو كمك خواستند آنان را يارى ده، بيشتر ساكت و خاموش باش و فراوان نماز بخوان و در آنچه كه با خود دارى از مركب و مال و توشه، بسيار بخشنده باش.
هر گاه در امر حقى از تو شهادت خواستند، شهادت ده و هر گاه از تو مشورت خواستند، با دقت نظر به آنان پاسخ ده، پيش از آن كه درباره چيزى فكر كنى و چگونگى آن بر تو روشن شود، تصميم نگير و در مشورت دهى به ديگران با شتاب پاسخ نده، مگر آن كه در حال برخاستن، نشستن، غذا خوردن و ... فكرت را در رابطه با آن امر به كار اندازى؛ همانا كسى كه براى طرف مشورت خيرخواهى نكند، خداوند رأى و انديشه او را مىگيرد و(لباس) امانت را از او دور كند.
هرگاه ديدى همراهان تو حركت مىكنند، با آنها حركت كن و اگر ديدى كار مىكنند تو هم با آنان كاركن و اگر صدقه و يا وامى به كسى دادند تو نيز به ايشان اعطاكن و از آن كه از تو بزرگتر است حرف
شنوى داشته باش.
هرگاه همراهانت تو را به چيزى فرمان دادند و از تو چيزى پرسيدند، به آنها آرى بگو و نگو خير؛ زيرا «نه» گفتن عيب و نقص است.
هرگاه در راه سرگردان مانديد، از مركب فرود آييد و آن گاه كه ترديد داشتيد، بايستيد و مشورت كنيد ...
فرزندم! هرگاه وقت نماز فرارسيد براى هيچ كارى نماز را به تأخير ميانداز، نماز را بخوان و خود را از اين دَينى كه به عهدهدارى راحت كن، نماز را به جماعت بگزار اگرچه بر سرِ نيزه باشد ... (1)
هر گاه خواستيد جايى منزل كنيد، در مكانى فرود آييد كه خوش منظرتر و خاكش نرمتر و پرعلفتر باشد.
و آنگاه كه فرود آمدى، پيش از آن كه بنشينى دو ركعت نماز بگزار و هر گاه نياز به قضاى حاجت داشتى از آنجا فاصله بگير و چون خواستى كوچ كنى دو ركعت نماز بگزار، و با زمينى كه در آن فرود آمده بودى وداع كن و بر آن سرزمين و مردم آن جا درود فرست؛ زيرا هر سرزمينى ساكنانى از فرشتگان دارد.
اگر مىتوانى غذا نخور مگر آن كه نخست بخشى از آن غذا را انفاق كرده باشى و تا زمانى كه سوار بر مركبى، بر تو باد به تلاوت قرآن و تازمانى كه مشغول كارى هستى بر تو باد به تسبيح خداگفتن و هر وقت كار خاصى ندارى برتو باد به دعا ... (2)
زائران ايرانى سفيران مذهب تشيع و انقلاب اسلامى در سرزمين وحىاند و مسلمانان حاضر در آن ديار، شيعه بودن و ويژگىهاى تشيع را در رفتار و كردار ايرانيان مىبينند، بنابراين بايد به شكلى عمل كنند كه باعث زينت و افتخار پيشوايان خود باشند.
هشام كندى مىگويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه مىفرمود:
«شما را برحذر مىدارم از اين كه كارى انجام دهيد كه به خاطر آن، ما را سرزنش كنند؛ زيرا فرزندِ بد، با عمل خود پدر را بدنام مىكند. شما براى آن كس كه خود را به او بسته و از ديگران به خاطر او گسستهايد آبرو و زينت باشيد، در ميان عشاير آنان نماز بگزاريد(يعنى در نماز جماعت آنان شركت كنيد) بيماران آنها را عيادت كنيد، در تشييع جنازه آنان حاضر شويد و مبادا آنها در كار خير بر شما سبقت گيرند، شما در انجام كارهاى خير از آنها سزاوارتريد (1)...»
معاويةبن وهب گويد: خدمت امام صادق(ع) آمده، گفتم:
ما(پيروان شما) شايسته است كه در رفتار با هممذهبان خود و نيز مردم ديگرى كه با آنان معاشرت داريم چگونه رفتار كنيم؟
حضرت در پاسخ فرمود:
«امانت آنان را به آنها برگردانيد، بيمارانشان را عيادت كنيد و در تشييع جنازههاى آنان حضور يابيد.» (2)
معاويةبن وهب در حديث ديگرى گفته است:
از امام صادق(ع) پرسيدم، ما با هم مذهبان و نيز كسانى كه هم مذهب ما نيستند چگونه رفتار كنيم؟
حضرت(ع) فرمود:
«به امامان خود كه از آنها پيروى مىكنيد بنگريد و هر كارى كه آنها مىكنند شما نيز انجام دهيد. پس به خدا سوگند پيشوايان شما از بيماران آنها عيادت مىكنند، در تشييع جنازههاى آنان حاضر مىشوند و به سود و زيان آنان شهادت مىدهند و امانت آنان را به آنان باز مىگردانند.» (1)
ابى اسامه زيد شحّام گويد: امام صادق(ع) به من فرمود:
به هر يك از آنان كه مىبينى از من اطاعت كرده و به گفته من عمل مىكند، سلام برسان، من شما را به تقواى خداوند و ورع در دين، كوشش و تلاش براى خدا و راست گويى و امانت دارى و سجدههاى طولانى و نيكى به همسايه دعوت و سفارش مىكنم.
رسول خدا(ص) مأمور به ابلاغ چنين برنامههايى بوده و اينها را آورده است. بنابراين، امانت هركه به شما امانت سپرده را، به او بازگردانيد، خواه خوش كردار بوده و يا بدكار، همانا رسول خدا(ص) پيوسته دستور مىداد حتى نخ و سوزنى را هم اگر امانت سپردهاند به صاحبش برگردانند.
] امام سپس فرمودند: [با عشاير آنان نماز بگزاريد و در تشييع جنازه ايشان حاضر شويد، بيماران آنها را عيادت كنيد، حقوق ايشان را
1) همان، ص 136.
بپردازيد، پس هر مردى از شما اگر در دين خود ورع داشته باشد و راست گويد و امانت را بپردازد و با مردم خوش رفتارى كند، گفته مىشود اين مرد جعفرى است و اين موجب خشنودى من مىشود و شادى را بر من وارد مىكند و گفتهمىشود:
اين است تربيت جعفر(بن محمد الصادق(ع)).
به خدا سوگند، پدرم(امام باقر(ع)) براى من نقل كرد كه مردى از شيعيان علىبن ابىطالب(ع)، در ميان قبيلهاى زندگى مىكرد كه زينت آنان به شمار مىآمد، او از همه امانتدارتر بود و حقوق را بيش از ديگران مراعات مىكرد. از همه راستگوتر بود؛ به گونهاى كه همگان وصايا و امانتهاى خود را به وى مىسپردند،] اگر [از همه مردم آن قبيله سؤال مىكردى، مىگفتند:
«مَنْ مِثْلُ فُلان»
«چه كسى مثل فلانى است؟»
يعنى او از همه ما امانتدارتر و راستگوتر است. (1)
اين گونه رفتار و عمل با مخالفان و خوشرفتارى و سلوك اسلامى با ديگر مسلمانان، موجب ايجاد جاذبه براى تشيع بوده، آنان را به مذهب شيعه و اهلبيت عصمت و طهارت علاقهمند مىكند. و لذا تمامى حجگزاران چه در درون كاروانها و چه در اجتماعات مسجد النبى و مسجدالحرام و ديگر مجامع عمومى، بايد كاملًا مراقب رفتار و كردار خود باشند تا خشنودى امامان معصوم(عليهم السلام) را بر ديگر دستاوردهاى اين سفر الهى بيافزايند.
1) همان، ص 636.
بسيارى از حاجيان مىپرسند: ما براى ايجاد جاذبه بيشتر نسبت به اهلبيت عصمت و طهارت و تشيع در حرمين شريفين چگونه رفتار كنيم؟
پاسخ اين پرسش، در بيان امام صادق(ع) آمدهاست:
«كُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِغَيْرِ أَلْسِنَتِكُمْ لِيَرَوْا مِنْكُمُ الْوَرَعَ وَ الاجْتِهَادَ وَ الصَّلاةَ وَ الْخَيْرَ فَإِنَّ ذَلِكَ دَاعِيَةٌ». (1)
«شما با غيرزبانتان(يعنى در عمل) مردم را(به اسلام و تشيع) دعوت كنيد، بايد از شما ورع، كوشش، نماز و كار خير ببينند، اينها دعوت كننده بوده(و جاذبه ايجاد مىكند).»
درحديث ديگرى امام صادق(ع) فرمود:
«همانا ما هيچ مردى را مؤمن نمىشماريم، مگر آنكه تمامى اوامر و دستورات ما را اطاعت و پيروى كند، آگاه باشيد يكى از نشانههاى پيروى از دستورات و ارادتورزى به ما، داشتن ورع است؛ پس خود را به آن بياراييد، خداوند بر شما رحمت آورد، دشمنان ما را با آن در تنگنا قرار دهيد، خداوند شما را رهايى بخشد.» (2)
پيام اين حديث و احاديث مشابه آن به شيعيان اين است كه آنان نبايد تنها به شيعه بودن دل خوش كرده و به آن قانع باشند، بلكه بايد در عمل پيرو راستين اهل بيت بوده، در همهجا الگوى رفتارى پيشوايان خود را
پياده كنند و به نمايش بگذارند.
امام باقر(ع) در روايتى ويژگىهاى شيعيان خود را براى جابربن عبدالله انصارى اين گونه بيان فرمودهاند:
اى جابر كسى كه خود را منتسب به ما مىدارد، آيا او را همين بس است كه گويد ما اهل بيت را دوستداريم؟
به خدا سوگند شيعه ما نيست جز كسى كه از خدا بترسد و او را فرمانبردار باشد، اين گونه كسان شناخته نمىشوند جز با تواضع و خشوع، امانتدارى، كثرت ياد خدا، روزهدارى، اقامه نماز، نيكى به پدر و مادر، رسيدگى به حال همسايگان فقير و مسكين و بدهكار و رسيدگى به يتيمان، راستگويى، خواندن قرآن، كنترل زبان از(تعرض به) مردم مگر با خير و خوبى، و اين گونه كسان در ميان قوم خود امين و مورد اعتماد مىباشند.
جابر گويد: عرض كردم: فرزند رسول خدا! من امروزه كسى را با اين خصوصيتها كه بيان فرموديد نمىشناسم!
امام فرمود:
اى جابر! روشهاى گوناگون تو را به سوى خود نكشاند، كه فكر كنى براى مرد همين كافى است كه بگويد:
من على را دوست مىدارم و پيرو او هستم و سپس با اين گفته عملى همراه نباشد.
پس اگر گويد: من رسول خدا(ص) را دوست دارم، اما از سيره پيامبر پيروى نكرده، به سنت او عمل نكند، دوستى رسول خدا(ص) او را هيچ سودى ندهد.
پس از خدا بترسيد و براى دستيابى به آنچه نزد خدا است كار كنيد، و ميان خدا و هيچ كس خويشاوندى و قرابتى وجود ندارد، بهترين بندگان خدا و گرامىترين آنها نزد خداوند، با تقواترين و مطيعترين آنها است.
اى جابر! به خدا سوگند، به خداوند نمىتوان نزديك شد جز با اطاعت و فرمانبردارى ...
«مَنْ كَانَ لِلَّهِ مُطِيعاً فَهُوَ لَنَا وَلِيٌّ وَ مَنْ كَانَ لِلَّهِ عَاصِياً فَهُوَ لَنَا عَدُوٌّ وَ مَا تُنَالُ وَلايَتُنَا إِلّا بِالْعَمَلِ وَ الْوَرَعِ». (1)
«هر كه مطيع خدا است، او دوست ما است و هر كه خدا را نافرمانى كند، دشمن ما است، به ولايت ما نمىتوان رسيد جز با عمل و ورع.»
لقمان در توصيه به مسافران نكات مهمى را مطرح كرده است، از جمله: مشورت كردن با آنان در زمينههاى مختلف، لبخند زدن و خندهرو بودن با آنان و بخشنده بودن، يارى آنان هنگام كمك خواستن، خيرخواهى نسبت به ديگران و پرهيز از شتاب در پاسخ دادن، تأكيد بر نماز اول وقت، پاسخ مثبت به درخواست ديگران و حرف شنوى از بزرگتران و ....
زائران ايرانى سفيران مذهب تشيع و انقلاب اسلامى در سرزمين وحىاند و مسلمانان حاضر در آن ديار، شيعه بودن و ويژگىهاى تشيع را
1) كافى ج 2، ص 74، ح 3.
در رفتار و كردار ايرانيان مىبينند؛ بنابراين بايد به شكلى عمل كنند كه باعث زينت و افتخار پيشوايان خود باشند. امام صادق(ع) در اين باره توصيههاى مهمى كردهاند كه بايد مورد توجه قرار دهيم.
براى ايجاد جاذبه در ديگران امام باقر(ع) صفاتى را بيان مىكنند از جمله مىفرمايند: به خدا سوگند شيعه ما نيست جز كسى كه از خدا بترسد و او را فرمانبردار باشد، اين گونه كسان شناخته نمىشوند جز با تواضع و خشوع، امانتدارى، كثرت ياد خدا، روزهدارى، اقامه نماز، نيكى به پدر و مادر، رسيدگى به حال همسايگان فقير و مسكين و بدهكار و رسيدگى به يتيمان، راستگويى، خواندن قرآن، كنترل زبان از(تعرض به) مردم مگر با خير و خوبى، و اين گونه كسان در ميان قوم خود امين و مورد اعتماد مىباشند.
لقمان چه مواعظ مهمى به مسافران كردهاند؟
چگونه مىتوانيم زينت تشيع باشيم؟
از نظر امام صادق(ع) با كسانى كه هم مذهب ما نيستند چگونه بايد رفتار كنيم؟
از نظر امام صادق(ع) مؤمن بايد داراى چه صفاتى باشد؟
امام باقر(ع)، چه ويژگىهايى براى شيعيان خود بيان فرموده است؟
انتظار مىرود با مطالعه اين درس:
اهميت عبادت در حرمين شريفين را بدانيم
با ضرورت و اهميت توجه به اوقات نماز بيشتر آشنا شويم
ويژگىهاى نماز نيكو و آداب آن را بهتر بدانيم
با ضرورت و اهميت شركت در نماز جماعت بيشتر آشنا شويم
در اين درس اهميت و چگونگى عبادت در حرمين شريفين و رهنمودهاى ائمه طاهرين(عليهم السلام) در باره عبادت كردن و ضرورت توجه به اوقات نماز و احاديث و روايات در اين باره آورده شده است. همچنين
در اين درس آداب و شرايط نماز نيكو و ضرورت شركت در نماز جماعت و احاديث و روايات مربوط به آنها بيان شده است.
حرمين شريفين بهترين مكانها براى عبادت خداوند بر روى كره زمين است، عبادت نيز اگر با اخلاص همراه باشد، به يقين مورد پذيرش حضرت حق قرار مىگيرد. از اين رو حاجيان بايد فرصترا غنيمت شمرده، از لحظه لحظه عمرشان در اين سفر توشه برگيرند و آن را ذخيره آخرت كنند. ليكن در عين حال به اين نكته توجه داشته باشند كه در انجام عبادات افراط ننموده و خود را آنچنان خسته نكنند كه هميشه با حال كسالت به عبادت مشغول شوند؛ زيرا عبادتى ارزشمند است كه انسان با عشق و شور كامل در پيشگاه خدا حاضر شود و قلبش از خوف خدا به تپش درآيد و اشك از ديدگانش جارى گردد و به گونهاى خدا را بخواند كه گويى خدا را مىبيند و مشاهده مىكند.
رسول خدا(ص) فرمود:
«خدا را چنان عبادت كن كه گويى او را مىبينى ...» (1)
آن حضرت همچنين فرمود:
«برترين مردم كسى است كه عاشق عبادت بوده، آن را در آغوش گيرد و از صميم قلب دوستش بدارد و با بدن خود آن را لمس
1) كنز العمال، ح 5250.
كند و خويشتن را براى آن از هر چيزى فارغ سازد، و بر او باكى نباشد كه دنيايش به سختى مىگذرد يا به آسانى.» (1)
اميرمؤمنان على(ع) در نامهاى به حارث همدانى اين گونه مرقوم فرمود:
«نفس خود را در عبادت پروردگار فريب ده و با آن مدارا كن و به زور وادار به عبادتش مساز و در فراغت و خرّمىاش او را به طاعت و بندگى وادار، مگر در مواردى كه بر تو واجب است(مانند نمازهاى يوميه) كه از به جا آوردن آن در وقتش چارهاى نيست ...» (2)
امام سجاد(ع) نيز اينگونه دعا مىكند:
«... أسْأَلُكَ مِنَ الشَّهادَةِ اقْسَطُها وَ مِنَ الْعِبادَةِ أَنْشَطُها.» (3)
«خداوندا! از شهادت دادن، عادلانهترين آن را و از عبادت، با نشاطترين آن را از تو مىخواهم.»
رسول خدا(ص) در يكى از وصاياى خود به امير مؤمنان على(ع) اين چنين فرمود:
«يا على، اين دين محكم و پايدار است، پس به آرامى در آن درآى و عبادت پروردگارت را مبغوض خود مكن، پس همانا
كسى كه افراط مىكند نه مركبى به جاى مىگذارد و نه راه طى مىكند ...» (1)
انجام عبادت كم، همراه با خشوع و تضرع و اخلاص در پيشگاه خداوند از عبادت فراوان همراه با كسالت و بىحالى ارزشش بيشتر و بالاتر است.
امام صادق(ع) فرمود:
«من نوجوان بودم و در حالى كه عرق ريزان مشغول طواف بودم، پدرم(امام باقر(ع)) به من برخورد كرد و فرمود: اى فرزندم، جعفر! چون خداوند بندهاى را دوست دارد، او را به بهشت مىبرد و از او به اندك عبادتى راضىاست.» (2)
خداوند در قرآن كريم خطاب به مؤمنان فرمودهاست:
حافِظُوا عَلَي الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطي وَ قُومُوا لِلّهِ قانِتِينَ. (3)
«بر نمازها و نماز ميانه مواظبت كنيد، و خاضعانه براى خدا بپاخيزيد.»
امام صادق(ع) به حاجيان توصيه فرموده استكه:
«وَ راعِ اوْقاتَ فَرائِضِ اللّهِ وَ سُنَنِ نَبِيّه». (4)
«پيوسته مراقب و مواظب اوقات واجبات الهى(نمازها) و نيز سنتهاى پيامبرش باش.»
در حالات ائمه معصومين(عليهم السلام) آمده است كه هرگاه زمان نماز فرا مىرسيد، اندامشان مىلرزيد و رنگ چهرهشان دگرگون مىشد؛ وقتى علت آن را جويا مىشدند، مىفرمودند:
«وقت اداى امانتى رسيده كه آسمانها و زمين و كوهها زير بار آن نرفتند و آن را برنتافتند». (1)
و يا مىفرمودند:
«سزاوار است كسى كه در پيشگاه خداوند مىايستد رنگش پريده و بندبند اعضاى بدنش بلرزد.»
امير مؤمنان على(ع) در فرمانى به محمد بن ابىبكر آنگاه كه او را والى مصر قرار داد چنين نگاشت:
«صَلِّ الصَّلاةَ لِوَقْتِهَا الْمُؤَقَّتِ لَهَا وَ لا تُعَجِّلْ وَقْتَهَا لِفَرَاغٍ وَ لا تُؤَخِّرْهَا عَنْ وَقْتِهَا لِاشْتِغَالٍ وَ اعْلَمْ أَنَّ كُلَّ شَيْء مِنْ عَمَلِكَ تَبَعٌ لِصَلاتِكَ». (2)
«نماز را در وقت تعيين شده آن به جاى آور، نه به خاطر فراغت و بيكارى در انجام آن شتاب كن و نه به بهانه كار آن را به تأخير بيانداز، بدان كه همه اعمال تو بسته به نماز تواست.»
در قرآن كريم خداوند نسبت به كسانى كه نسبت به نماز مسامحه و سهل انگارى مىكنند، با لحنى تهديدآميز سخن گفته است.
در سوره ماعون مىفرمايد:
فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ (1)
«واى بر نمازگزارانى كه از نمازشان غافلاند! [و در انجام آن سهل انگارى مىكنند].»
رسول خدا(ص) نيز فرموده است:
«نمازهاى خود را تباه و ضايع نسازيد؛ زيرا كسى كه نمازش را ضايع كند، در روز قيامت با قارون و هامان محشور مىشود و بر خداوند است كه او را همراه با منافقين وارد آتش كند. پس واى بر كسى كه مراقب نماز و انجام سنن او نيست.» (2)
در حديثى ديگر امام صادق(ع) از رسول خدا(ص) نقل كردهاند كه فرمود:
«شيطان از مؤمنى كه مراقبت مىكند تا نمازهاى پنج گانه خود را در وقت مقرّر شده بخواند در هراس است، پس هر گاه مؤمن نمازهاى خود را ضايع كند [نسبت به آن مراقبت نداشته باشد] شيطان جرئت يافته، آن فرد را به گناهان بزرگ مبتلا مىكند.» (3)
امام صادق(ع) در حديث مبسوطى فرمود:
«ملك الموت شيطان را از كسى كه نسبت به نماز خود مراقبت دارد دور مىكند، و در لحظه حساس و خطرناك مرگ، شهادت به وحدانيت خدا و رسالت پيامبر(ص) را به او تلقين مىكند.» (1)
از زبان برخى از ائمه معصومين(عليهم السلام) مكرر نقل شده كه رسول خدا(ص) فرمود:
«آن كس كه نماز را سبك بشمارد، از من نيست و به خدا سوگند در حوض كوثر بر من وارد نمىشود.» (2)
ابا بصير گويد:
«بر «امّ حميده» وارد شدم تا رحلت امام صادق(ع) را به ايشان تسليت بگويم، پس او گريست و من نيز از گريه او گريستم، آنگاه گفت:
اى ابا محمد، امام صادق(ع) هنگام مرگ چشمانش را گشود سپس فرمود: هر كس ميان من و او خويشاوندى هست جمع كنيد و ما هر كس بود جمع كرديم، آنگاه امام به سوى آنان نگريست و فرمود:
«إِنَّ شَفَاعَتَنَا لا تَنَالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلاةِ». (3)
آن كس كه نماز را سبك بشمارد به شفاعت ما نمىرسد.»
با توجه به آنچه ذكر گرديد، زائر سرزمين وحى بايد بيش از گذشته
به نماز اهميت داده و تلاش كند در اول وقت آن را اقامه نمايد و هرگز هنگام نماز در كوچه و خيابان پرسه نزند و چهره تشيع را در نگاه و منظر ديگر مسلمانان خدشهدار نسازد.
رسول خدا(ص) فرمود:
«براى هر چيزى صورتى است و صورت دين شما نماز است، پس هيچ يك از شما چهره دين خود را زشت نكند.» (1)
نماز وسيلهاى براى پاك كردن روح آدمى است؛ از اين رو بايد به استقبال آن شتافت و در اولين فرصت روح و جان را از آلودگىها پاك كرد. رسول خدا(ص) تشبيه زيبايى در اين زمينه داشته و به برخى از اصحاب خود فرمودند:
«اگر درِ خانه هر يك از شما نهرى جارى باشد و هر روز پنج مرتبه در آن غسل كنيد آيا چركى در بدن باقى مىماند؟
گفتيم: نه
فرمود: مَثَل نماز نيز همچون نهرى جارى است؛ هر نمازى را كه بخوانيد گناهان شما را در فاصله بين نمازها پاك مىكند.» (2)
يكى از توصيههاى امام صادق(ع) به پيروانشان اين است كه نماز را
خوب و نيكو بجاى آورند: «عَلَيْكُمْ بِحُسْنِ الصَّلاةِ». (1)
نيكو نمازگزاردن يعنى آداب ظاهرى و باطنى آن را رعايت كردن. برخى از آداب ظاهرى نماز عبارتند از:
پيش از نماز دندانها را مسواك كنند.
با لباس خوب و تميز در مساجد حاضر شوند. رسول خدا(ص) فرمود:
رنگ سفيد نزد خداوند محبوبتر است پس در آن نماز بگزاريد. (2)
موقع نماز خود را معطر كنند.
در نماز انگشتر عقيق در دست داشته باشند.
نماز را در اول وقت بخوانند.
نمازها را در مساجد و به جماعت اقامه كنند.
نماز را با دعا آغاز كنند رسول خدا(ص) خود پس از تكبير مىفرمود:
«وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَ الْارْضَ عَالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَةِ حَنِيفاً مُسْلِماً وَ مَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيَايَ وَ مَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ لا شَرِيكَ لَهُ وَ بِذَلِكَ أُمِرْتُ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ». (3)
شيطان به خدا پناه ببرند.
هنگام خواندن نماز آرام باشند و حركت نكنند.
نماز را تند و با عجله نخوانند.
آداب باطنى نماز نيز عبارتند از: 1. حضور قلب؛ 2. خضوع و خشوع؛ 3. حالت بكاء و گريه؛ 4. به گونهاى نماز بخواند كه گويى خداوند را مىبيند و بداند كه اگر او خدا را نمىبيند خداوند او را مشاهده مىكند و ... (1)
يكى از موفقيتهاى بزرگ سفر حج، دستيابى به ثواب فراوان نماز گزارى در مسجد النبى و مسجد الحرام است.
امام صادق(ع) فرمود:
«نماز در مسجد الحرام يكصد هزار و در مسجد النبى ده هزار نماز پاداش دارد.» (2)
و طبيعى است كه اگر نمازهاى واجب را در اين دو مكان مقدّس به جماعت بخوانند، پاداشى برتر و غير قابل تصوّر خواهد داشت.
در روايت آمده است كه: اگر نماز به جماعت خوانده شود و نماز گزاران بيش از ده نفر باشند شمارش پاداش آن براى افراد بشر امكانپذير نيست.
در همين زمينه، رسول خدا(ص) فرمود:
«فَإِنْ زَادُوا عَلَي الْعَشَرَةِ فَلَوْ صَارَتْ بِحَارُ السَّمَاوَاتِ وَ الْارْضِ كُلُّهَا مِدَاداً وَ الْاشْجَارُ أَقْلاماً وَ الثَّقَلانِ مَعَ الْمَلائِكَةِ كُتَّاباً لَمْ يَقْدِرُوا أَنْ يَكْتُبُوا ثَوَابَ رَكْعَة وَاحِدَة». (1)
«اگر بيش از ده نفر شدند، اگر درياهاى آسمان و زمين مركّب و جن و انس و فرشتگان نويسنده شوند، نخواهند توانست ثواب يك ركعت آن را بنويسند.»
امام صادق(ع) نيز به پيروان خود دستور دادهاند تا نمازهايشان را در مساجد] و به جماعت [بخوانند:
«عَلَيْكُمْ بِالصَّلاةِ فِي الْمَسَاجِدِ ...». (2)
«بر شما باد به خواندن نماز در مساجد.»
آن حضرت همچنين به زيد شحّام كه با غير شيعه معاشر بود و با آنان در يك منطقه زندگى مىكرد، فرمود:
«خود را با اخلاق ايشان تطبيق دهيد، رفتارى خوب با آنان داشته باشيد، در مساجدشان نماز بگزاريد، از بيمارانشان عيادت كنيد، در تشييع جنازه آنان حاضر شويد، و اگر بتوانيد امام جماعت يا مؤذن آنان باشيد چنين كنيد، زيرا اگر چنين رفتار بنماييد گويند:
اينها جعفرى(و پيروان جعفر بن محمد الصادق(ع)) اند، خداوند جعفر را رحمت كند. ياران خود را چه خوب تربيت كرده است ...» (3)
بنابراين نتيجه مىگيريم:
نماز خواندن در مسجد النبى و مسجدالحرام ثواب فراوان دارد.
دستور پيشوايان دينى است كه نمازها را به جماعت بخوانيم.
دستور امام صادق(ع) است كه در نمازهاى جماعت ديگران شركت كنيم.
اگر نماز به جماعت خوانده شود، نوشتن ثوابِ آن براى كسى مقدور نيست.
حال با اين همه سفارش و تأكيد، متأسفانه گاهى مشاهده مىشود كه برخى از زائران ايرانى، يكى از زيباترين و شكوهمندترين صحنهها، در مكه و مدينه را به تلخترين خاطرهها در ذهن مسلمانان ساير كشورها تبديل مىكنند.
در ايام حج مسلمانان جهان، كه براى انجام فريضه حج و زيارت قبر رسول خدا(ص) به مكه و مدينه آمدهاند، پيش از گفتن اذان، همچون سيل به سوى حرم سرازير مىشوند، راههاى منتهى به حرم همه پر از انسانهاى عاشق پيشهاى است كه به عشق خدا به اين سرزمين آمدهاند و اگر كسى دير برسد در بسيارى اوقات امكان ورود به مسجد را پيدا نمىكند، درست در چنين وضعيتى بعضى از زائران ايرانى، يا از مسجد خارج شده و يا در كنار مغازهها و خيابانها نشسته و يا به سوى منازل خود در حال حركتاند و در نتيجه خاطره تلخى از خود و تشيع در ذهن مسلمانان ساير كشورها به يادگار مىگذارند.
اگر اين گونه افراد به سخنان و سفارشهاى امام صادق(ع) توجه كنند، به يقين از اين رفتارها دست برمىدارند.
امام صادق(ع) از طريق پدران خود از رسولخدا(ص) نقل كردهاند كه آن حضرت فرمود:
«كسى كه صداى اذان را در مسجد بشنود و بدون علت و بيمارى از مسجد خارج شود منافق است مگر آن كه تصميم داشته باشد به مسجد برگردد.» (1)
بنابراين، بر حاجيان لازم است هنگام اقامه نماز جماعت، از منازل خود و يا هر جا كه هستند به طرف مساجد حركت نموده، در اجتماعات مسلمانان شركت كنند و افزون بر بهره معنوى و پاداش الهى، از بركات زندگى جمعى و انس با مردم نيز بهرهمند شوند.
على بن ابىطالب(ع) نيز فرمود:
«مَنْ سَمِعَ النِّدَاءَ فَلَمْ يُجِبْهُ مِنْ غَيْرِ عِلَّة فَلا صَلاةَ لَهُ». (2)
كسى كه نداى مؤذن را بشنود و به آن پاسخ ندهد، نماز او كامل نخواهد بود.
در روايت آمده است كه چون روز قيامت فرا رسد، گروهى از مردم به صحنه محشر مىآيند، در حالى كه چهرههايشان همچون ستاره درخشان است، فرشتگان به آنها مىگويند:
شما چه اعمالى داشتيد؟
پاسخ مىدهند: ما هرگاه نداى اذان را مىشنيديم، براى گرفتن وضو برمىخاستيم و هيچ چيز غير از آن، ما را به خود مشغول نمىكرد.
گروهى نيز محشور مىشوند در حالى كه چهرههاى آنان همچون ماه درخشندگى دارد، اينها نيز در پاسخ به همان سؤال گويند:
ما پيش از وقت نماز وضو مىگرفتيم] و براى نماز آماده مىشديم [، گروهى نيز محشور مىشوند در حالى كه چهره آنان همچون خورشيد مىدرخشد. اينها نيز در پاسخ مىگويد:
ما اذان را در مسجد شنيديم. (1)
حرمين شريفين بهترين مكانها براى عبادت خداوند است، عبادت كردن اگر با اخلاص همراه باشد، به يقين مورد پذيرش حضرت حق قرار مىگيرد. از اين رو، حاجيان بايد فرصتها را غنيمت شمرده، از لحظه لحظه عمرشان در اين سفر توشه برگيرند و آن را ذخيره آخرت خود كنند. نيز انجام عبادت كم، همراه با خشوع و تضرع و اخلاص در پيشگاه خداوند از عبادت فراوان همراه با كسالت و بىحالى ارزشش بيشتر و بالاتر است. زائر سرزمين وحى بايد بيش از گذشته به نماز اهميت داده و تلاش كند در اول وقت آن را اقامه نمايد و هرگز هنگام نماز در كوچه و خيابان پرسه نزند و چهره تشيع را در نگاه و منظر ديگر مسلمانان خدشه دار نسازد. همچنين بر حاجيان لازم است هنگام اقامه نماز جماعت، از منازل خود و يا هر جا كه هستند به طرف مساجد حركت نموده، در
1) محجة البيضاء، ج 1، ص 344.
اجتماعات مسلمانان شركت كنند و افزون بر بهره معنوى و پاداش الهى، از بركات زندگى جمعى و انس با مردم نيز بهرهمند شوند.
چه نوع عبادتى در پيشگاه خداوند ارزشمند است؟
آداب ظاهرى نماز نيكو كدامند؟
آداب باطنى نماز نيكو كدامند؟
اهميت و ارزش شركت در نماز جماعت چيست؟
انتظار مىرود با مطالعه اين درس:
ضرورت پرهيز از اسراف را بيشتر بدانيم
با زيانهاى پرخورى و خواب زياد بهتر آشنا شويم
اهميت مسواك كردن را بدانيم
به اهميت نكات مهم بهداشتى پى ببريم
با تعدادى آيات و روايات درباره موارد فوق آشنا شويم
پرهيز از اسراف، پرخورى و خواب زياد و آثار منفى آنها و چند نكته مهم بهداشتى ديگر و آثار مثبت آن، از جمله مواردى است كه در اين درس بدان پرداخته شده است.
يكى از نكات مهم و قابل توجّه حاجيان اين است كه در سفر حج بايد از اسراف و تبذير خوددارى كنند. گاهى اوقات حاجيان بيش از نياز و مصرف خود، غذا و نوشابه و آب ميوه را داخل اتاق برده و در نتيجه به دليل ماندن و مصرف نكردن فاسد شده، آنها را دور مىريزند و يا هنگام خروج از اتاق، كولر و چراغها را روشن مىگذارند و از اتاق خارج مىشوند.
قرآن خطاب به مؤمنان مىفرمايد:
كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ (1)
«و بخوريد و بياشاميد ولى اسراف نكنيد، همانا خداوند اسراف كنندگان را دوست نمىدارد.»
و در آيه ديگر مىفرمايد:
وَ أَنَّ الْمُسْرِفِينَ هُمْ أَصْحابُ النّارِ (2)
و همانا اسراف كنندگان ياران آتشاند.
على(ع) فرمود:
«اسراف موجب هلاكت و نابودى، و ميانهروى مايه زيادى ثروت است». (3)
امام سجاد(ع) در دعاى بيستم صحيفه سجاديه، از خداوند مىخواهد:
«بار خدايا! مرا از زياده روى و اسراف باز دار و روزيم را از نابودى نگاهدار و ثروتم را با دادن بركت به آن، زياد گردان و راه مصرفآن را در كارهاى خير به من بنمايان.» (1)
اميرمؤمنان على(ع) در روايتى اسراف را اين چنين معرفى كرده و فرمودهند:
«خرج كردن دارايى در مسير نادرست، زياده روى و اسراف است.» (2)
بنابراين، هزينه كردن مال در كارهاى غير ضرورى و خريد كالاهايى كه خيلى به آن نياز ندارد و نيز خريد كالاهاى تزيينى و تجمّلى را مىتوان از موارد اسراف شمرد.
در حديث ديگرى رسول خدا(ص) فرمود:
«اين كه هرچه دلت بخواهد بخورى، خود نوعى اسراف است.» (3)
در حديث ديگرى امام صادق(ع) دور ريختنِ مانده غذا در ظرف(چه آب و چه غذا و استفاده از لباس بيرون در خانه را) از موارد اسراف دانستهاند. (4)
و در حديثى ديگر امام صادق(ع) در بيان معناى آيه وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذيراً فرمود:
«هر كس چيزى در راهى غير از اطاعت خدا انفاق كند، او ولخرج است و هر كس در راه خير انفاق نمايد، صرفهجو و ميانهرو است.» (1)
مُعَمَّرِ بن خِلّاد گويد:
از امام رضا(ع) شنيدم كه مىفرمود:
«كسى كه در منزل غذا مىخورد و چيزى از غذا [در سفره] ريخته و باقى مانده، آن را بخورد و كسى كه در صحرا و خارج منزل غذا مىخورد، [باقيمانده غذا را] براى پرندگان و حيوانات وحشى بگذارد.» (2)
يكى از نكات مهم و قابل توجه در سفر حج اين است كه به دليل فراهم بودن امكانات و تغذيه مناسب، برخى افراد بيش از ظرفيت مورد نياز بدن، اقدام به خوردن غذا و نوشيدنىها مىكنند و در نتيجه به دليل پر شدن شكم و غلبه خواب بر آنها، از فيض حضور بيشتر در حرمين شريفين و به خصوص بهرهگيرى از سحرهاى مكه و مدينه محروم مىشوند، از اين رو كسانى كه طالب صفاى روح و حضور زيادتر در مسجد الحرام و مسجد النبى(ص) و بهرهگيرى افزونتر معنوى از اين سفر عظيم الهى هستند، بايد از غذاى كمترى استفاده كنند و به اندازه ضرورت بخوابند و استراحتكنند.
على(ع) فرمود:
«هرگاه خداوند خوبى بندهاش را اراده كند، كم گويى، كم خورى و كم خوابى را به او الهام و نصيب گرداند.» (1)
در حديث ديگرى رسول خدا(ص) فرمود:
«با خوردن و آشاميدن فراوان، دلها را نميرانيد، پس همانا قلب [بر اثر پرخورى] مىميرد، مانند زراعتى كه به آن زياد آب دادهشود.» (2)
حضرت مسيح(ع) به پيروان خود مىفرمود:
«اى بنى اسرائيل، غذا زياد نخوريد؛ زيرا هر كه فراوان غذا بخورد، زياد مىخوابد و هر كس زياد بخوابد، كمتر نماز گزارد و هر كه كمتر نماز بخواند، نامش در شمار غافلان ثبتگردد.» (3)
رسول خدا(ص) فرمود:
«از پرخورى پرهيز كنيد؛ زيرا مايه بيمارى و تباهى بدن گردد و انسان را در عبادت تنبل و سست گرداند.» (4)
و باز در جاى ديگر فرمود:
«نزد خداوند چيزى منفورتر از معده پر نيست.» (5)
امام صادق(ع) نقل كردهند كه يحياى پيامبر(ع)، روزى با ابليس
برخورد كرد و به وى فرمود:
اين آويزها چيست كه همراه دارى؟
ابليس گفت:
اينها شهوات و تمايلاتى است كه فرزندان آدم گرفتار آن شدهاند.
يحيى گفت:
آيا چيزى از آنها براى من هست؟
ابليس پاسخ داد:
چه بسا برخى اوقات كه از خوردن غذا سير شوى، تو را از نماز و ياد خدا باز مىدارم.
يحيى فرمود:
با خدا عهد مىكنم كه هرگز معده خود را از غذا پر نكنم.
ابليس نيز گفت:
«... للهِ عَلَيَّ أَنْ لا أَنْصَحَ مُسْلِماً أبَداً». (1)
«با خداوند پيمان مىبندم كه هرگز، از اين پس مسلمانى را اندرز ندهم ...»
مسواك زدن دندانها مستحب مؤكد است و در روايات به مؤمنان سفارش شده تا با هر وضويى دندانها را مسواك كنند.
1) همان، ص 241.
رسول خدا(ص) فرمود:
«وضو نيم يا پارهاى از ايمان و مسواك زدن نيمى يا پارهاى از وضو است.» (1)
امام صادق(ع) فرمود:
«مِنْ اخْلاقِ الأَنْبِياءِ السِّواكِ». (2)
«مسواك زدن از اخلاق پيامبران است.»
به ويژه كسانى كه در حرمين شريفين اقدام به خواندن قرآن مىكنند، شايسته است پيش از آن، دهان را مسواك كنند.
رسول خدا(ص) فرمود:
«دهانهاى خود را با مسواك زدن خوشبو كنيد؛ زيرا دهانها گذرگاههاى قرآن است.» (3)
امام صادق(ع) براى مسواك، دوازده ويژگى برشمردهاند:
«1. از سنت رسولخدا(ص) است؛ 2. دهان را تميز مىكند؛ 3. نور چشم را زياد مىكند؛ 4. خداوند را خشنود مىسازد؛ 5. دندانها را سفيد مىكند؛ 6. پوسيدگى دندانها را از ميان مىبرد؛ 7. لثه را قوى و محكم مىكند؛ 8. اشتهاى به غذا را زياد مىكند؛ 9. بلغم را از بين مىبرد؛ 10. حافظه را زياد مىكند؛ 11- حسنات انسان را مضاعف مىسازد؛ 12- با مسواك زدن فرشتگان خوشحال مىشوند». (4)
حال با توجه به ويژگىهاى فوق و سفارشهاى پيامبر(ص) و ائمه معصومين(عليهم السلام) و به خصوص از آنجا كه سفر حج يك سفر جمعى است و حاجيان در طول شبانه روز، علاوه بر همسفران، در مساجد نيز با ديگر مسلمانان جهان از نزديك ارتباط دارند، شايسته است كه با مسواك زدن دهان خود را خوشبو سازند.
رعايت امورى كه تأمين كننده سلامتى انسان در سفر حج مىباشد، بسيار ضرورى و لازم است؛ چرا كه ممكن است با اندك غفلتى، حاجى گرفتار بيمارى شده و چند روزى از فيض حضور در حرم محروم بماند. از اين رو، توجّه زائران را به چند نكته مهم بهداشتى از زبان معصومين(عليهم السلام) جلب مىنمايم:
«هر كه مىخواهد غذا به او ضرر نرساند، بايد تا گرسنه نشده و معده وى خالى نگشته، غذا نخورد، پس هنگام خوردن غذا ابتدا نام خدا را بر زبان جارى كند و بايد غذا را خوببجود و تا اشتها دارد از خوردن غذا دست بكشد.» (1)
«هر كس پيش و پس از غذا خوردن، دستهاى خود را بشويد، در آغاز و پايان آن غذا به او بركت داده شود و تا زنده است در گشايش به سر برده و از بيمارى جسمانى مصون ماند.» (2)
«غذا را با خوردن [كمى] نمك آغاز كنيد ...» (1)
روزى براى رسول خدا(ص) غذاى داغ و سوزان آوردند، حضرت فرمود:
«بگذاريد تا خنك شود، خداوند نخواسته آتش به ما بخوراند و بركت در [غذاى] خنك است». (2)
يكى از نكات مهم و قابل توجّه حاجيان اين است كه در سفر حج بايد از اسراف و تبذير خوددارى كنند، نبايد بيش از نياز و مصرف خود، غذا و نوشيدنى بردارند، هنگام خروج از اطاق كولر و چراغها را خاموش كنند. همچنين از هزينه كردن در كارهاى غير ضرورى و خريد كالاهايى كه خيلى به آن نياز ندارد و نيز خريد كالاهاى تزيينى و تجمّلى كه از مصاديق اسراف است، پرهيز كنند.
يكى از نكات مهم در سفر حج اين است كه به دليل فراهم بودن امكانات و تغذيه مناسب، برخى بيش از ظرفيت مورد نياز بدن، مىخورند و مىنوشند و در نتيجه به دليل پر شدن شكم و غلبه خواب بر آنها، از
فيض حضور بيشتر در حرمين شريفين و بهرهگيرى از سحرهاى مكه و مدينه محروم مىشوند، از اين رو كسانى كه طالب حضور زيادتر در مسجد الحرام و مسجد النبى(ص) و بهرهگيرى افزونتر معنوى از اين سفر عظيم الهى هستند، بايد از غذاى كمترى استفاده كنند و به اندازه ضرورت بخوابند.
همينطور رعايت نكات بهداشتى مهم از جمله مسواك زدن، كم غذا خوردن و ... بايد مورد توجه قرار گيرد.
اسراف شامل چه مواردى مىباشد؟
در قرآن اسرافكنندگان چگونه مورد خطاب قرار گرفتهاند؟
پرخورى و اسراف چه آثار زيانبارى دارد؟
چه رواياتى درباره زيانهاى پرخورى آورده شده است؟
در غذا خوردن از نظر ائمه طاهرين(عليهم السلام) چه آدابى را بايد رعايت نماييم؟
انتظار مىرود با مطالعه اين درس:
با آداب ورود به حرم و شهر مكه آشنا شويم
آداب ورود به مسجدالحرام را بدانيم
با ادب لبيك گفتن آشنا شويم
ادب طواف و سعى را بدانيم
با آيات و روايات در اين زمينه آشنا گرديم
در اين درس آداب مهمى كه حاجى هنگام ورود به حرم و شهر مكه و مسجد الحرام بايد رعايت كند. همچنين ادب لبيك گفتن و ادب طواف و سعى مطرح گرديده و در رابطه با هر يك از آنها
آدابى كه در روايات از ائمه معصومين(عليهم السلام) نقل گرديده، آورده شده است.
در روايات براى ورود به مكه، آدابى ويژه بيان شده است كه به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
هنگام ورود به مكه بايد با احرام داخل شود.
براى ورود به مكه غسل كند. (1)
رسول خدا(ص) خود هنگام ورود به مكه در منطقه «فخ» غسل كرد و سپس وارد مكه شد. (2)
حلبى از اصحاب امام صادق(ع) گويد:
«آن حضرت به ما دستور داد پيش از ورود به مكه در منطقه «فخ» غسل كنيم.» (3)
راه حل ديگرى نيز امام صادق(ع) ارائه دادهاند و آن اينكه كسانى كه در ميان راه موفّق به انجام غسل نمىشوند، مىتوانند از آن بهره گرفته، ثواب غسل كردن را ببرند. آن حضرت فرمود: هرگاه به حرم رسيدى انشاء الله، موقع ورود به حرم غسل كن و اگر جلوتر رفتى در منطقه «بئرميمون» يا «فخ» و] اگر ميسّر نشد [در منزل خود در مكه غسل كن.
جبرئيل امين، هنگام حج گزارى حضرت ابراهيم(ع) و در حالى كه اسماعيل نيز همراه او بود وقتى به حرم رسيدند، خطاب به آن دو گفت:
«فرود آييد و پيش از دخول به حرم غسل كنيد، آنها نيز فرود آمدند و غسل كردند!» (1)
معاويهبن عمار مىگويد: امام صادق(ع) فرمود:
«هر كس به آرامى و همراه با آرامش وارد مكه شود، خداوند گناه او را ببخشايد.
پرسيدم چگونه با سكينه و آرامش واردشود؟
حضرت پاسخ داد: بدون تكبر و غرور داخل گردد.» (2)
پس از آن كه حاجى وارد مكه شد، براى آنكه بتواند مناسك و اعمال خود را به خوبى و با كمال توجه و با حال خضوع و خشوع انجام دهد، بهتر است كه ابتدا به محل استقرار خود رفته، وسايل و اسباب سفر را مستقر و پس از رفع خستگى غسل كند، سپس وضو بگيرد و به طرف مسجد الحرام حركت كند.
امام صادق(ع) در اين زمينه فرمود:
«هر گاه حاجى يا عمرهگزار به مكه وارد شد، ابتدا وسايل خود را مستقر سازد سپس آهنگ مسجد الحرام كند.» (3)
عمران حلبى مىگويد: از امام صادق(ع) پرسيدم آيا زنان هنگام رفتن كنار كعبه غسل كنند؟
حضرت فرمود: آرى، همانا خداوند متعال مىفرمايد:
أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ لِلطّائِفِينَ وَالْعاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ. (1)
خانهام را براى طواف كنندگان، عبادت كنندگان و راكعان و ساجدان پاك سازيد.
و سزاوار است كه بنده، بدون طهارت وارد خانه خدا نشود و(پيش از ورود) آلودگىها را شسته و پاك شده باشد. (2)
مستحب است حاجى هنگام ورود به مسجد الحرام، از باب بنى شيبه وارد شود. اين باب پيشتر كنار مقام ابراهيم قرار داشته كه در تصاوير قديمى مسجد الحرام مشخص است ليكن هم اكنون نشانى از آن باقى نمانده است. دليل اين عمل مستحبى را امام صادق(ع) اينچنين بيان فرمودهاند:
«بت هُبَل را كه امير مؤمنان، على(ع) هنگام بالا رفتن بر دوش رسول خدا(ص) از بام كعبه به زمين انداخت، در باب بنى شيبه دفن كردند و از اين رو، ورود به مسجد الحرم از اين در سنت شد.» (3)
مرحوم شهيد ثانى در «شرح لمعه» با بيان اينكه مستحب است حاجى از باب بنىشيبه وارد شود، فرمودهاند:
«ليَطَأَ هُبَلْ».
تا بُت هُبل را پايمال كند. (1)
هُبل بزرگترين بُتى بوده كه اعراب جاهلى آن را مىپرستيدند. (2)
معناى اين سخن آن است كه هر حاجى هنگام ورود به مسجد الحرام بايد بتها را زير پا گذاشته و سپس وارد شود.
امام باقر(ع) فرمود:
هرگاه به مسجدالحرام وارد شدى و مقابل حجرالاسود رسيدى، بگو:
«أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ آمَنْتُ بِاللَّهِ وَكَفَرْتُ بِالطَّاغُوتِ وَ بِاللّاتِ وَالْعُزَّي وَ بِعِبَادَةِ الشَّيْطَانِ وَ بِعِبَادَةِ كُلِّ نِدّ يُدْعَي مِنْ دُونِ اللَّهِ». (3)
«شهادت مىدهم كه جز خداوند يكتا معبودى وجود ندارد و شهادت مىدهم كه محمد(ص) بنده و رسول خدا است، به خدا ايمان آوردم و به طاغوت ولات و عُزّى و پرستش شيطان و هر كه جز خدا پرستش شود كفر ورزيدم.»
سپس به حجر الأسود نزديك و(اگر امكان استلام حجرالأسود به راحتى وجود داشت) آن را با دست راست لمس كن و بگو:
«بِسْمِ اللَّهِ وَاللَّهُ أَكْبَرُ، اللَّهُمَّ أَمَانَتِي أَدَّيْتُهَا وَمِيثَاقِي تَعَاهَدْتُهُ لِتَشْهَدَ عِنْدَكَ لِي بِالْمُوَافَاةِ». (4)
«به نام خدا، وخداوند بزرگتر از آن است كه به وصف درآيد، بار خدايا! اين امانت من است كه آن را ادا نمودم و پيمان من است كه به آن وفا نمودم، براى آن كه نزد تو شهادت دهد كه من به پيمان خود وفا دارم.»
معاويةبن عمار نيز از امام صادق(ع) نقل كرده كه:
هنگام ورود به مسجد الحرام، با پاى برهنه و با آرامش و وقار و خشوع داخل شو.
همچنين فرمود:
«كسى كه با خشوع وارد مسجد الحرام شود، خداوند اگر بخواهد او را مىآمرزد.»
از آن حضرت پرسيدم: خشوع چيست؟
فرمود:
آرامش قلب. با تكبر و خود بزرگ بينى وارد مشو، پس هر گاه به در مسجد رسيدى بايست و بگو:
«السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ، السَّلامُ عَلَى أَنْبِيَاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ، السَّلامُ عَلَى إِبْرَاهِيمَ خَلِيلِ الرَّحْمَنِ، السَّلامُ عَلَى الْمُرْسَلِينَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ». (1)
«سلام و درود و رحمت خدا بر تو اى پيامبر و درود و سلام بر پيامبران و رسولان خدا، سلام بر رسول خدا، سلام بر ابراهيم و حمد و سپاس مخصوص خداوند جهانيان است.»
1) همان، ص 402.
و پس از آنكه داخل مسجد شدى دو دست خود را بالا بياور و رو به كعبه كن و بگو:
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ فِي مَقَامِي هَذَا، فِي أَوَّلِ مَنَاسِكِي، أَنْ تَقْبَلَ تَوْبَتِي وَ أَنْ تَجَاوَزَ عَنْ خَطِيئَتِي وَ تَضَعَ عَنِّي وِزْرِي، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي بَلَّغَنِي بَيْتَهُ الْحَرَامَ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَشْهَدُ أَنَّ هَذَا بَيْتُكَ الْحَرَامُ، الَّذِي جَعَلْتَهُ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً مُبَارَكاً وَ هُدًي لِلْعَالَمِينَ، اللَّهُمَّ إِنِّي عَبْدُكَ وَ الْبَلَدُ بَلَدُكَ وَ الْبَيْتُ بَيْتُكَ، جِئْتُ أَطْلُبُ رَحْمَتَكَ وَ أَؤُمُّ طَاعَتَكَ، مُطِيعاً لِامْرِكَ، رَاضِياً بِقَدَرِكَ، أَسْأَلُكَ مَسْأَلَةَ الْمُضْطَرِّ إِلَيْكَ الْخَائِفِ لِعُقُوبَتِكَ، اللَّهُمَّ افْتَحْ لِي أَبْوَابَ رَحْمَتِكَ وَ اسْتَعْمِلْنِي بِطَاعَتِكَ وَمَرْضَاتِكَ». (1)
«بار خدايا! همانا من در اين مكان و در آغاز مناسك خود، از تو مىخواهم توبه مرا بپذيرى و از خطاهايم درگذرى و بار گناهم را فرو نهى و سپاس خداوندى را كه مرا به بيت حرام خود رساند، بار خدايا! شهادت مىدهم كه اين خانه، خانه حرام تو است، كه آن را محل اجتماع مردم و مركزى امن و هدايتگر جهانيان قرار دادى.
بار خدايا! من بنده تو هستم، شهر، شهرتو و خانه، خانه تو است، تو را اراده كردهام، به سوى تو آمدهام و رحمت تو را مىطلبم و طاعت تو را اراده كردهام، فرمانبردار امر تو هستم و راضى به تقدير تو و از تو درخواست مىكنم درخواست بيچاره مضطرى كه از عقوبت تو در هراس است.
1) همان، ص 401.
بار خدايا! درهاى رحمتت را به سوى من بگشاى و مرا در مسير بندگى خود و آنچه موجب خشنودى تو است به كارگير.»
اگر حاجيان با رعايت اين آداب وارد مسجد الحرام شوند و در انجام مناسك خود، عبوديت خدا را تمرين و عاشقانه اعمال حج را انجام دهند، به يقين تأثير شگرفى در آنان ايجاد و از ثمرات حج بهرهمند خواهندشد.
حاجى در ميقات با لبيك گويى حضور خود در محضر حق را اعلام و به خداوند پاسخ مثبت مىدهد، بر اين اساس بر حاجى لازم است ادب را در گفتگو با خداوند مراعات نمايد، برخى آداب لبيك عبارتند از:
سفيان بن عيينه گويد:
امام زين العابدين(ع) در سفر حج، زمانى كه احرام بست و بر مركب قرار گرفت، رنگش زرد شده و لرزه بر اندام آن حضرت افتاد، كسى به آن حضرت گفت: آيا لبيك نمىگوييد؟
فرمود: مىترسم بگويم و خداوند در پاسخ من بگويد: «لالَبَّيْكَ وَلا سَعْدَيْك» پس زمانى كه آن حضرت لبيك گفت، بيهوش شد و از مركب فرو افتاد و تا پايان انجام مناسك حج اين حالت به آن حضرت دست مىداد. (1)
1) الحج فى الكتاب والسنة، ص 182، ح 456.
امام صادق(ع) فرمود:
هر گاه از مسجد شجره محرم شدى، اگر پيادهاى، از همانجا كه در مسجد قرار دارى تلبيه بگو و سپس اين چنين بگو:
«لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ لا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ ذَا الْمَعَارِجِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ بِحَجَّة تَمَامُهَا عَلَيْكَ». (1)
و هرگاه بر مركب سوار، يا از آن پياده شدى، به دشتى سرازير و يا بر تپهاى بالا رفتى و يا با سوارى برخورد كردى، و نيز هنگام سحر، با صداى بلند لبّيكبگو. (2)
رسول خدا(ص) فرمود: جبرئيل بر من نازل شد و گفت:
«همانا خداوند- عزّوجلّ- به تو فرمان مىدهد كه به ياران و پيروانت امر كنى صدايشان را هنگام گفتن تلبيه بلند كنند؛ چرا كه تلبيه شعارحج است.» (3)
لازم به تذكر است كه بلند لبيك گفتن، اختصاص به مردان دارد و بر زنان مستحب نيست.
امام صادق(ع) فرمودند:
«لَيْسَ عَلَي النِّسَاءِ جَهْرٌ بِالتَّلْبِيَةِ». (4)
«بلند گفتن تلبيه بر زنان لازم نيست.»
امام صادق(ع) فرمود:
«آنكه حج تمتع به جا مىآورد، هنگامى كه نگاهش به خانههاى مكه افتاد، لبيك گفتن را قطع كند.» (1)
طواف خانه خدا يكى از زيباترين و شكوهمندترين صحنههاى عرفانى حج است، حاجى در طواف، فرشته صفت گشته، از گناه پاك مىشود. طوافگزار درحال طواف از ديگران بريده، به خدا پيوند مىخورد و براى آن كه بتواند از بركات معنوى طواف بهره گيرد، سزاوار است چند چيز را مراعات كند:
در حال طواف، باتمام وجود متوجه خدا باشد و جز به خير و نيكى سخن نگويد.
رسول خدا(ص) فرمود:
«طواف خانه كعبه نماز است، جز اينكه خداوند سخن گفتن به هنگام طواف را جايز شمرده است، پس كسى كه سخن مىگويد، جز خير و نيكى سخن نگويد.» (2)
در طواف براى آن كه ديگر مسلمانان طواف كننده آزار نبينند، سزاوار است حاجيان آرام و متعادل حركت كنند.
عبدالرحمنبن سيابه گويد:
از امام صادق(ع) درمورد طواف پرسيدم كه آيا تند بروم يا آهسته؟
حضرت فرمود: راه رفتنى ميانه. (1)
امام صادق(ع) فرمود:
«دَعِ الطَّواف وَ انْتَ تَشْتَهِيهِ». (2)
«طواف را رها كن در حالى كه هنوز مايل به ادامه دادن آن هستى.»
امام صادق(ع) در رابطه با ادب حاجى در سعى بين صفا و مروه چنين فرمود:
سپس از مسجدالحرام به سوى صفا بيرون رو ...، و بر تو باد به آرامش و وقار، آنگاه از صفا بالا رو تا نگاهت به كعبه افتد و ركنى كه در آن حجرالاسود قرار دارد روبروى تو قرارگيرد، سپس حمد و ثناى الهى بهجاى آر، و نعمتها و نيكىهاى خداوند را به مقدارى كه در توان دارى ياد كن، پس از آن هفت مرتبه «اللهُاكْبَر»، و «الْحُمْدُللهِ»، و «لاإِلهَ إِلَّا اللهُ» بگو و سه مرتبه بگو:
«لا الهَ الّا اللهُ، وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ، لَهُ المُلكُ وَ لَهُ الحَمْدُ، يُحْيي ويُميتُ وَ هُوَ حَيٌّ لا يَمُوتُ وَ هُوَ عَلي كُلِّ شَي قَدِير».
سپس بر رسول خدا(ص) درود فرست و سه مرتبه بگو:
«اللَّهُ أَكْبَرُ عَلَي مَا هَدَانَا، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَي مَا أَوْلانَا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الْحَيِّ الْقَيُّومِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الْحَيِّ الدَّائِمِ». (1)
پس از آن سه مرتبه بگو:
«اشْهَدُ أنْ لا الهَ الّا اللهُ، وَاشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، لا نَعْبُدُ إلّا ايّاهُ، مُخْلِصِينَ لَهُ الدّينِ وَلَوْ كَرِهَ المُشْرِكُونَ».
سپس سه مرتبه بگو:
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الْعَفْوَ وَ الْعَافِيَةَ وَ الْيَقِينَ فِي الدُّنْيَا وَ الآخِرَةِ».
و سه بار بگو:
«اللَّهُمَّ آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ فِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ».
آنگاه صد بار «اللهُ اكْبَرُ» و «لا الهَ الّا اللهُ» و «الْحَمْدُللهِ» و «سُبْحانَ الله» بگو و پس از آن اين دعا را بخوان:
«لا إِلَهَ إِلّا اللَّهُ وَحْدَهُ أَنْجَزَ وَعْدَهُ وَ نَصَرَ عَبْدَهُ وَ غَلَبَ الْاحْزَابَ وَحْدَهُ فَلَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ، وَحْدَهُ وَحْدَهُ، اللَّهُمَّ بَارِكْ لِي فِي الْمَوْتِ وَ فِي مَا بَعْدَ الْمَوْتِ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ ظُلْمَةِ الْقَبْرِ وَ وَحْشَتِهِ، اللَّهُمَّ أَظِلَّنِي فِي ظِلِّ عَرْشِكَ يَوْمَ لا ظِلَّ إِلّا ظِلُّكَ».
1) كافى، ج 4، ص 431.
آنگاه دين و خود و خانوادهات را به خدا بسپار وبگو:
«أَسْتَوْدِعُ اللَّهَ الرَّحْمَنَ الرَّحِيمَ الَّذِي لا يَضِيعُ وَدَائِعُهُ نَفْسِي وَ دِينِي وَ أَهْلِي اللَّهُمَّ اسْتَعْمِلْنِي عَلَي كِتَابِكَ وَ سُنَّةِ نَبِيِّكَ وَ تَوَفَّنِي عَلَي مِلَّتِهِ وَ أَعِذْنِي مِنَ الْفِتْنَةِ».
پس از آن سه مرتبه تكبير بگو و بار ديگر سه مرتبه دعا را بخوان و يك بار ديگر تكبير بگو و اگر همه آن را نتوانى بخوانى، بخشى از آنها را بگو. (1)
آداب مهم هنگام ورود به مكه اين است كه حاجى بايد با احرام داخل شود، غسل كند و متواضع و فروتن باشد. آداب مهم ورود به مسجدالحرام اين است كه ابتدا غسل كند، سپس وضو بگيرد و به طرف مسجد الحرام حركت كند. هنگام ورود به مسجدالحرام، با پاى برهنه و با آرامش و وقار و خشوع داخل شود.
برخى آداب لبيك عبارتند از: خشوع، تكرار لبيك، بلند گفتن لبيك(براى مردان)، قطع لبيك با ديدن خانههاى مكه. در هنگام طواف نيز چند نكته را بايد رعايت كرد از جمله: توجه به خداوند، متعادل راه رفتن و طواف نكردن در هنگام خستگى. همچنين آدابى را بايد هنگام سعى بجا آورد.
1) الحجّ والعمرة فى الكتاب والسنّه، ص 205، ح 548.
هنگام ورود به مكه، چه آدابى را بايد رعايت كرد؟
آداب ورود به مسجدالحرام را نام ببريد.
آداب مهم لبيك گفتن را ذكر كنيد.
هنگام لبيك گفتن چه آدابى را بايد رعايت كرد؟
هنگام طواف چه آدابى را بايد مراعات نمود؟
آداب سعى را ذكر كنيد.
اغتنام فرصتها، حفظ ارزشهاي اخلاقي، حرمت كعبه و ...
انتظار مىرود با مطالعه اين درس:
با فرصتهاى گرانبهايى كه در سفر حج در اختيار ما قرار مىگيرد، آشنا شويم
با دعاها و مناجاتهاى توصيه شده آشنايى پيدا كنيم
اهميت توجه به ارزشهاى اخلاقى در حج را بدانيم
اهميت و چگونگى طواف به نيابت از معصومين(عليهم السلام) را بدانيم
با اهميت و چگونگى انس با قرآن آشنا شويم
در اين درس ضرورت اغتنام فرصتهاى مهمى كه در سفر حج، در اختيار زائران قرار مىگيرد و حالت معنوى كه هنگام رسيدن به مكه و مدينه به آنان دست مىدهد و استفاده از فرصتهاى به دست آمده و ضرورت دعا و مناجات، مطرح شده است. همچنين ضرورت حفظ ارزشهاى اخلاقى و نگهداشتن حرمت كعبه و اهميت طواف به نيابت از معصومين(عليهم السلام) بيان گرديده است.
مكه و مدينه از جاذبههاى بىشمارى برخوردارند. بيشتر حاجيان با اولين نگاه خود به گنبد سبز رسول خدا(ص) يا قبرستان بقيع و يا كعبه در مكه مكرمه، بىاختيار دگرگون شده، اشك از ديدگانشان جارى مىشود و چنين صحنههايى در عرفات، مشعر، مِنا و ديگر اماكن مقدس اين دو شهر فراوان ديده مىشود. حاجى بايد چنين لحظاتى را غنيمت شمرده، از خداوند چيزى را طلب كند كه خير دنيا و آخرت او و وابستگانش در آن باشد.
آدمى گاهى دلش مىشكند و اشكش جارى مىشود و در آن حال از خداوند مىخواهد تا خانه كوچكش را به يك خانه بزرگ تبديل كند و يا آن كه به كسب و كارش رونق دهد و چه بسا حاجتش نيز برآورده شود ليكن فرصت مهمّى را از دست دادهاست.
از اين رو شايسته است حاجى، با مراجعه به ادعيهاى كه در قرآن كريم آمده و يا دعاهايى كه از رسولخدا(ص) و ائمه معصومين(عليهم السلام) نقل شده، جملاتى را در ذهن خود داشته باشد تا در آن لحظه حساسى كه دلش مىشكند و اشكش جارى مىشود از خداوند چيزى را بخواهد كه
خير دنيا و آخرت در آن باشد.
برخى از اين دعاها عبارتند از:
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ كُلِّ خَيْر أَحَاطَ بِهِ عِلْمُكَ، وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ كُلِّ سُوء أَحَاطَ بِهِ عِلْمُكَ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ عَافِيَتَكَ فِي أُمُورِي كُلِّهَا وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ خِزْيِ الدُّنْيَا وَ عَذَابِ الآخِرَةِ». (1)
«بار خدايا! از تو مىخواهم، همه خوبىهايى را كه علم تو به آن احاطه دارد و به تو پناه مىبرم از همه بدىهايى كه تو به آن علم دارى. بار خدايا! از تو مىخواهم سلامتى و عافيت را در تمام كارهايم و به تو پناه مىبرم از خوارى در دنيا و عذاب آخرت.»
محمدبن ابى حمزه به نقل از پدرش مىگويد:
امام علىبن الحسين(عليهما السلام) را شب هنگام، كنار كعبه ديدم كه نماز مىخواند، پس قيام خود را طولانى كرد تا آنجا كه گاهى بر پاى راست و گاهى بر پاى چپ تكيه مىكرد سپس با صدايى همراه با گريه مىفرمود:
«يَا سَيِّدِي تُعَذِّبُنِي وَ حُبُّكَ فِي قَلْبِي، أَمَا وَ عِزَّتِكَ لَئِنْ فَعَلْتَ لَتَجْمَعَنَّ بَيْنِي وَ بَيْنَ قَوْمٍ طَالَ مَا عَادَيْتُهُمْ فِيكَ». (2)
«آقاى من! آيا در حالى كه محبت تو در قلب من است مرا عذاب مىكنى؟ به عزتت قسم اگر چنين كنى، ميان من و مردمانى كه مدتى طولانى به خاطر تو با آنها دشمنى كردهام جمع كردهاى!»
«اللّهُمَّ ... اصْلِحْ جَميعَ احْوالِي وَاجْعَلْني مِمَّنْ اطَلْتَ عُمْرَة وَ حَسَّنْتَ عَمَلَهُ وَ اتْمَمْتَ عَلَيْهِ نِعْمَتَكَ وَ رَضيتَ عَنْهُ و احْيَيْتَهُ حَيوةً طَيِّبَةً ...». (1)
«بار خدايا! تمام حالات مرا اصلاح كن و مرا از كسانى قرار ده كه عمرش را طولانى و كردارش را نيكو و نعمتت را بر او تمام كردهاى و از او خشنود گشتهاى و زندگى پاك و پاكيزه به او بخشيدهاى ...»
«اللّهُمَّ أَلْحِقْنِي بِصَالِحِ مَنْ مَضَي وَ اجْعَلْنِي مِنْ صَالِحِ مَنْ بَقِيَ وَ خُذْ بِي سَبِيلَ الصَّالِحِينَ وَ أَعِنِّي عَلَي نَفْسِي بِمَا تُعِينُ بِهِ الصَّالِحِينَ عَلَي أَنْفُسِهِمْ وَ اخْتِمْ عَمَلي بِأَحْسَنِهِ». (2)
«بار خدايا! مرا به شايستگان از گذشتگان ملحق كن و از شايستگانى كه باقى ماندهاند قرارم بده و مرا به راه شايستگان ببر و به من كمك ده بر مخالفت با هواى نفسم، به آنچه كمك دادى
شايستگان را بر مخالفتشان با هواى نفس و پايان كارم را به نيكوترين اعمالم ختم كن ...»
«اللّهُمَ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ هَبْ لي رَحْمَةً واسِعَةً جامِعَةً ابْلُغُ بِها خَيْرَ الدُّنْيا وَ الاخِرَةِ ...».
«بار خدايا! بر محمد و آل او درود فرست و به من رحمتى گسترده عطا كن كه به وسيله آن به خير دنيا و آخرت نائل شوم و ...»
امير مؤمنان على(ع) مىفرمايد:
«الهي انْتَ كَما احِبّ فَاجْعَلْني كَما تُحِبّ». (1)
«خدايا! تو آنگونه هستى كه من مىخواهم، پس مرا نيز آن گونه قرار ده كه تو مىخواهى!»
اگر انسان آنگونه شود كه خدا مىخواهد، به همه خوبىها دست يافته است.
حال با توجه به آنچه كه ذكر شد، به حجاج بيتاللهالحرام توصيه مىشود تا از ادعيه مهمى همچون: دعاى كميل، دعاى ابوحمزه ثمالى، دعاى عرفه امام حسين(ع)، مناجات شعبانيه، ادعيه صحيفه سجاديه، دعاى مكارم الاخلاق و زيارتهايى مانند جامعه و امين الله غافل نشده و
1) بحار الانوار، ج 74، ص 400.
پس از توجه به قرآن، با خواندن اين ادعيه و دقت در مضامين والاى آن، چگونه با خدا سخن گفتن را آموخته و با درخواست بهترين و جامعترين و پرمحتواترين دعاها، از خداوند خير بزرگ، حسن عاقبت و موفقيت و فلاح و رستگارى در دنيا و آخرت را براى خود، فرزندان و بستگان و ملتمسين دعا طلب كرده و به فوز عظيم دستيابند.
با توجه به معنوى بودن سفر حج و برقرارى امنيت همه جانبه در محدوده حرم، شايسته است حاجيان درحرم الهى ارزشهاى اخلاقى اسلام را به طور كامل رعايت كنند.
سماعةبن مهران مىگويد: از امام صادق(ع) پرسيدم، از مردى كه به من بدهى مالى دارد و مدتى از من پنهان بوده(و او را نمىيافتم) تا آن كه او را در حال طواف مشاهده كردم آيا مال خود را از او بخواهم؟
حضرت فرمود: نه(حتى) به او سلام نكن و او را هراسان نساز، تا آن كه از حرم بيرون رود. (1)
اين روايت نشان مىدهد كه در سفر حج، و به خصوص مكه مكرمه، همه بايد تمرين كنند، تا ارزشهاى اخلاقى اسلام را حفظ و به نمايش بگذارند.
1) كافى، ج 4، ص 241.
عربها را رسم بر اين بوده كه هنگام نشستن، دستها را گرد زانو حلقه زده و بر نشيمنگاه خود مىنشستند و يا آن كه زانوهاى خود را به طرف سينه جمع نموده، آنگاه با پارچهاى آنها را به پشت خود مىبستند و به چنين نشستنى «احْتِباء» گفته مىشد. در لغت فارسى نزديكترين كلمه به اين نوع از نشستن، «چمباتمه» است. امام صادق(ع) از اينگونه نشستن در برابر كعبه منع فرموده است. (1)
سزاوار است حاجى روزهايى كه درمكه حضور دارد، در اوقات مناسب به نيابت از پيامبر(ص) و ائمه معصومين(عليهم السلام) و فاطمه اطهر(س) طواف انجام دهد.
موسىبن قاسم گويد: به امام جواد(ع) عرض كردم:
تصميم دارم به نيابت شما و پدرتان طواف كنم ليكن به من گفته شده كه نمىتوان به نيابت از اوصيا طواف انجام داد.
امام جواد(ع) فرمود:
چرا(مىتوان انجام داد) و هر مقدار براى تو امكان دارد طواف كن كه اين كار جايز است.
موسىبن قاسم گويد: پس از سه سال به حضور آن حضرت شرفياب شده، عرض كردم:
من پيشتر از شما اجازه گرفتم تا به نيابت از شما و پدرتان طواف
1) همان، ج 2، ص 663.
كنم، شما به من اجازه داديد و من نيز به نيابت ازشما وپدرتان زياد طواف كردم. سپس چيزى در قلب من گذشت و به آن عمل كردم.
حضرت فرمود: چه بود؟
گفتم:
يك روز به نيابت از رسول خدا(ص) طواف كردم. امام جواد(ع) سه مرتبه فرمود: درود خدا بر رسول خدا. سپس روز دوم به نيابت امير مؤمنان(ع) روز سوم به نيابت از امام حسن(ع). روز چهارم به نيابت از حسينبن على(عليهما السلام). روز پنجم به نيابت از علىبن الحسين(عليهما السلام)، روز ششم به نيابت از ابوجعفر محمدبن على(الباقر)(عليهم السلام)، روز هفتم به نيابت از جعفربن محمد(الصادق)(عليهما السلام)، روز هشتم به نيابت از پدرت(جد شما) موسىبن جعفر(عليهما السلام)، روز نهم به نيابت از پدرت على(بن موسى الرضا)(عليهما السلام)، و روز دهم به نيابت از شما اى آقاى من و اينها كسانى هستند كه به ولايتشان پايبندم.
آنگاه امام جواد(ع) فرمود:
در اين صورت به دينى اعتقاد دارى كه خداوند جز آن را از بندگانش نپذيرد.
گفتم:
گاهى نيز به نيابت از مادرت فاطمه(س) طواف مىكردم.
امام جواد(ع) فرمود:
به نيابت از فاطمه(س) زياد طواف كن و اين برترين كارى است كه
انجام مىدهى، انشاء الله. (1)
قرآن كريم يكى از دو امانت پيغمبر(ص) و وسيله هدايت جهانيان و مكه و مدينه نيز محل نزول آن است. بنابراين، سزاوار است حجاج بيت الله الحرام در حرمين شريفين توجه ويژه به قرآن نموده، آن را زياد تلاوت كنند و با فرشته وحى هم نوا شوند.
امام زين العابدين(ع) به كسانى كه در مكه موفق به ختم قرآن شوند، بشارت بهشت داده است.
آن حضرت در حديثى فرمود:
«كسى كه در مكه قرآن را ختم كند نمىميرد مگر آن كه رسول خدا(ص) را مىبيند و جايگاه خود در بهشت را مشاهده مىكند.» (2)
در حديث ديگرى امام باقر(ع) فرمود:
«كسى كه در مكه از جمعه تا جمعه يا كمتر و بيشتر از آن، قرآن را ختم كند و روزِ ختم قرآن وى جمعه باشد، پاداش وحسنات مربوط به اوّلين جمعهاى كه در دنيا بوده تا آخرين جمعهاى كه در دنياخواهد بود براى او نوشته شود. و اگر در روزهاى ديگر نيز ختم كند اين چنين پاداش خواهد داشت.» (3)
معمولًا اغلب حاجيان با اولين نگاه خود به گنبد سبز رسول خدا(ص) يا قبرستان بقيع و يا ديدن كعبه در مكه مكرمه بىاختيار دگرگون شده، اشك از ديدگانشان جارى مىشود و چنين صحنههايى در عرفات، مشعر، مِنا و ديگر اماكن مقدس اين دو شهر فراوان ديده مىشود. حاجى بايد چنين لحظاتى را غنيمت شمرده، از خداوند خير دنيا و آخرت را طلب كند و با مراجعه به ادعيهاى كه در قرآن كريم آمده و يا دعاهايى كه از رسولخدا(ص) و ائمه معصومين(عليهم السلام) نقل شده، جملاتى را در ذهن خود داشته باشد تا در آن لحظه حساسى كه دلش مىشكند و اشكش جارى مىشود به راز و نياز بپردازد.
همچنين با توجه به معنوى بودن سفر حج و برقرارى امنيت همه جانبه در محدوده حرم، شايسته است حاجيان درحرم الهى ارزشهاى اخلاقى اسلام را به طور كامل رعايت كنند. همينطور سزاوار است حاجى روزهايى كه درمكه حضور دارد، در اوقات مناسب به نيابت از پيامبر(ص) و ائمه معصومين(عليهم السلام) و فاطمه اطهر(س) طواف انجام دهد.
انس با قرآن قرآن كريم، يكى از دو امانت پيغمبر(ص) و وسيله هدايت جهانيان و مكه و مدينه نيز محل نزول آن بسيار مهم است. بنابراين، سزاوار است حجاج بيت الله الحرام در حرمين شريفين توجه ويژه به قرآن نموده، آن را زياد تلاوت كنند.
فرصتهاى مهم پيش آمده در سفر حج را نام ببرد.
دعاها و مناجاتهايى كه در سفر حج توصيه شده است؟
اهميت و چگونگى حفظ حرمت كعبه را بيان كنيد.
اهميت طواف به نيابت از معصومين(عليهم السلام) را بيان كنيد.
ارزش و اهميت انس با قرآن در سفر حج چگونه است؟
امام صادق(ع) درباره حفظ ارزشهاى اخلاقى چه توصيهاى كردهاند؟
انتظار مىرود با مطالعه اين درس:
با آداب عمومى زيارت آشنا شويم
به ضرورت رعايت وقار در زيارت پى ببريم
به اهميت و چگونگى زيارت مرقد حضرت رسول(ص) پى ببريم
با تعدادى آيات و روايات در باره موارد فوق آشنا شويم
در اين درس بيست و نه مورد از آداب زيارت بيان شده و رواياتى در اين زمينه ذكر شده است.
در روايات، براى زيارت آدابى ذكر شده كه برخى از آنها مخصوص موارد خاصّى است، ليكن برخى از اين آداب كه تقريباً جنبه عمومى داشته و به نوعى، به همه اماكن مقدسه و مشاهد مشرفه ارتباط پيدا مىكند عبارتند از:
غسل كردن پيش از بيرون رفتن براى زيارت.
ترك كلام بيهوده و لغو و مخاصمه و مجادله درراه.
اگر چند امام را زيارت مىكند، براى زيارت هر امام يك غسل كند.
خواندن دعاى مأثور در وقت غسل كردن.
طاهر بودن، به اين معنى كه غسل واجبى به گردن نداشته و با وضو باشد.
پوشيدن جامههاى پاك و پاكيزه.
جامه سفيد پوشيدن.
لباس نو پوشيدن.
هنگام رفتن به زيارت گامها را كوتاه برداشتن و به آرامى و با وقار حركت كردن.
عطر زدن و خود را خوشبو كردن(غير از زيارت كربلا).
هنگام رفتن به زيارت، ذكر «اللهُ أَكْبَر»، «الْحَمْدُللهِ»، «سُبحانَ اللهِ» و «لا الهَ الَّا اللهُ» گفتن و صلوات فرستان بر پيغمبر و آل او.
بر در حرم ايستادن و اذن دخول خواندن به كلمات مأثوره.
تلاش در جهت تحصيل رقّت قلب، سوزش دل و خضوع.
سجده براى خداوند به منظور تشكر از اين نعمت الهى.
مقدّم داشتن پاى راست هنگام ورود، و پاى چپ هنگام خروج.
ايستادن در وقت زيارت، اگر عذرى ندارد.
سر به زير انداختن و به بالا و طرف راست و چپ توجه نكردن.
خواندن زيارتهاى مأثوره و ترك زيارتهاى مخترعه.
خواندن نماز زيارت كه اقلّ آن دو ركعت است.
خواندن دعاهاى وارده، بعد از نماز و زيارت.
خواندن مقدارى از قرآن و هديه كردن به روح مقدس صاحب آن مرقد شريف.
نماز واجب را بر نماز زيارت مقدم داشتن و اگر مشغول زيارت بود و «قَدْ قامَتِ الصَّلاة» را شنيد، زيارت را ترك و در نماز جماعت شركت كند.
زيارت كردن براى پدر و مادر و دوستان و نزديكان و به نيابت ايشان سلام كردن و براى آنها طلب مغفرت نمودن.
ترك سخنان ناشايست و كلمات لغو و بيهوده و صحبتهاى دنيايى كه هميشه در هر جا مذموم و مانع رزق و جالب قساوت قلب است، به خصوص در بقاع مقدس.
بلند نكردن آواز و صداى خود در آن مشاهد شريفه براى هر علتى كه باشد.
وداع با صاحب آن مرقد شريف در وقت بيرون آمدن از آن شهر.
قصد مراجعت داشتن به آن مكان مقدس هنگام وداع.
بهتر كردن حال و كردار و گفتار خود، نسبت به پيش از زيارت.
انفاق و احسان بر فقرا و مساكين و مجاوران آن بقعه. (1)
يكى از عاداتى كه در حرمين شريفين به تدريج حالت رسمى به خود گرفته اين است كه هر كاروانى در كنار قبرستان بقيع، به صورت دسته جمعى نشسته و يك نفر براى آنها زيارت و مرثيه مىخواند و چون جمعيت زياد كاروانها فراوانند در نتيجه صداهاى اين افراد درهم مىپيچد و مناظر ناخوشايندى را به وجود مىآورد، شايسته است زائران عزيز خود خواندن زيارت را فراگرفته و هر كدام به صورت فردى و يا حداكثر چندنفره زيارت بخوانند.
مرحوم علامه امينى در «ادب الزائر» نقل كردهاندكه:
مرحوم شيخ الطائفه شيخ محمد طه نجف، در سامرا به حرم حضرت عسكريين(عليهما السلام) وارد شد، در حالى كه صداها به اذان بلند بود،] و هر كس در گوشهاى براى خود اذان مىگفت آنگاه ايشان [آنها را از آن كار نهى كرد و اين آيه شريفه را خواند:
ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلّهِ وَقاراً. (2)و (3)
مرحوم محدث نورى در تحية الزائر، پس از نقل حديثىكهمرحوم مجلسى در بحارالانوار آورده، گويد:
مرحوم مجلسى در كتاب «بحار» (1)و «تحفه» از اين آيه و روايت استظهار فرموده كه:
«بلند نمودن آواز درحرم مطهّر نبوى ومشاهد شريفه(صلوات الله عليهم اجمعين) چه در زيارت و چه در غير آن، منهى و مذموم است.»
سپس محدث نورى مىگويد:
«و چه نيك فرموده و اين ادبى است خاص، كه در مرحله احترام و تعظيم، رسولخدا(ص) و ذريه طاهرهاش(عليهم السلام) را به آن امتياز اختصاص داده و پرده ناموس براى تكريم و توقير ايشان درميانشان گذاشته، پس هر كه آواز را بلند كند، هر چند در عبادتى باشد كه بلند نمودنِ آن صدا در آن ممدوح باشد، پرده ناموس الهى را دريده است ...»
و از اين جا معلوم مىشود قباحت و شناعت آنچه متعارف و مرسوم شده در حرمِ مطهر علوى و بقعه منوره حسينى(عليهما السلام) كه در اوقات نماز، خصوص درصبح و شام، جماعت بسيارى كه گاه عدد ايشان زياده باشد از عدد گوشكنندگان، به غايت بلندى آواز، برخيزند و اذان بگويند و دعا كنند و صداها درهم پيچد، و فقرات اذان در يكديگر مخلوط شود، عُبّاد آن محل را، از زائران و نمازگزاران و متضرعين و گريه كنندگان، از كار خود باز دارند و داخل در زمره صادّين عن سبيل الله شوند، و پاس حرمت نبوت و امامت را از هم درند و حكايت اذان را كه از مستحبات اكيده است، از ميان برند، چه سامع نداند كه كدام را حكايت كند.
1) بحار الانوار، ج 100، ص 125.
با اين مفاسد و غير آن، گمان دارد ثوابى برده و به فيض رسيده است و حال آن كه بايست از منكرات شرع شمرده شود، نه عبادات و در موبقات داخل شود، نه درقربات! (1)
حاجيان در سفر حج، علاوه بر دستيابى به منافع و بركات حج، توفيق زيارت مرقد نورانى رسول خدا(ص) در مدينه را نيزيافته، فيض حضور در محضر پيامبر را درك مىكنند.
عظمت اين حضور را زيد شحام از زبان امام صادق(ع) چنين نقل كرده است:
به آن حضرت عرض كردم:
براى كسى كه رسول خدا(ص) را زيارت كند چه پاداشى در نظر گرفته شده است؟
حضرت فرمود:
«كَمَنْ زارَ اللهَ فِي عَرْشِهِ». (2)
«مانند كسى است كه خدا را در عرش خود زيارت كند.»
رسول خدا(ص) نيز در اين باره فرمود:
«كسى كه مرا در حيات و پس از مرگم زيارت كند، روز قيامت در جوار من خواهد بود. (3)و من او را شفاعت خواهم كرد.» (4)
از اين سخنان چنين نتيجه مىگيريم كه زائر با حضورش در مدينه، بايد خود را در عرش خدا و در محضر پروردگار ببيند و آداب چنين زيارتى را رعايت كند و ادب حضور را گردن نهد و اين حضور را به وصال متصل سازد تا در نتيجه، شفاعت رسولخدا(ص) او را نصيب و همنشين آن حضرت در قيامت گردد.
برخى از آداب ذكر شده براى حضور در محضر رسول خدا(ص) عبارتند از:
هنگام ورود به مدينه غسل كند.
براى ورود به مسجد پيامبر(ص) بار ديگر غسلكند.
غسل سومى نيز به عنوان غسل زيارت آن حضرت انجام دهد.
سپس حركت كرده، كنار يكى از درهاى مسجدالنبى(ص) و بهتر از همه باب جبرائيل بايستد و اين چنين بگويد:
«اللَّهُمَّ إِنِّي وَقَفْتُ عَلَي بَاب مِنْ أَبْوَابِ بُيُوتِ نَبِيِّكَ صَلَى اللهُ عَلَيهِ وآله وَقَدْ مَنَعْتَ النَّاسَ الدُّخُولَ الي بُيُوتِهِ الّا بِاذْنِ نَبِيِّكَ فَقُلْتَ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ (1)اللَّهُمَّ إِنِّي أَعْتَقِدُ حُرْمَةَ نَبِيِّكَ فِي غَيْبَتِهِ كَمَا أَعْتَقِدُهَا فِي حَضْرَتِهِ، وَ أَعْلَمُ أَنَّ رَسُولَكَ وَ خُلَفَاءَكَ عَلَيْهِمُ السَّلامُ أَحْيَاءٌ عِنْدَكَ يُرْزَقُونَ، يَرَوْنَ مَكانِي فِي وَقْتِي هذا وَ زَمانِي، وَ يَسْمَعُونَ كَلامِي فِي وَقْتِي هذا
1) احزاب: 53.
وَ زَمانِي، وَ يَرُدُّونَ عَلَيَّ سَلامِي، وَ أَنَّكَ حَجَبْتَ عَنْ سَمْعِي كَلامَهُمْ وَ فَتَحْتَ بَابَ فَهْمِي بِلَذِيذِ مُنَاجَاتِهِمْ فَإِنِّي أَسْتَأْذِنُكَ يَا رَبِّ أَوَّلا وَ أَسْتَأْذِنُ رَسُولَكَ صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ثَانِياً، وَ أَسْتَأْذِنُ مَلائِكَتَكَ الْمُوَكِّلِينَ بِهذِهِ الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ الْمُطِيعَةِ للهِ السّامِعَة، السَّلامُ عَلَيْكُمْ أَيُّهَا الْمَلائِكَةَ الْمُوَكِّلُونَ بِهذَا المَوْضِعِ الْمُبارَكِ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكاتُهُ، بِإِذْنِ اللهِ وَ إِذْنِ خُلَفائِهِ وَإِذْنِكُمْ صَلَواتُ اللهِ عَلَيْكُمْ أَجْمَعِينَ، أَدْخُلُ هذَا الْبَيْتَ مُتَقَرِّباً إِلَي اللهِ وَرَسُولِهِ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ، فَكُونُوا مَلائِكَةُ اللهِ أَعْوانِي وَكُونُوا أَنْصارِي حَتّي أَدْخُلَ هذَا الْبَيْتَ وَ أَدْعُو اللهَ بِفُنُونِ الدَّعَواتِ وَ أَعْتَرِفُ للهِ بِالْعُبُودِيَّةِ وَ لِلرَّسُولِ بِالطّاعَةِ». (1)
نكات بسيار مهمى در عبارات فوق كه اذن ورود به محضر رسول خدا(ص) است وجود دارد كه توجه به آن، جان انسان را آتش زده و تحوّلى بنيادين در روح آدمى ايجاد مىكند، به برخى از اين نكات دقت كنيد:
اين فراز از اذن دخول، به ما مىفهماند كه مسجدالنبى(ص) يك مسجد معمولى نيست كه انسان بدون توجه و گستاخانه وارد آن شود، اينجا توقف لازم دارد تا در اين توقف كمى به خود آييم، من كيستم؟ و
1) مصباح الزائر، ص 44.
پيغمبر(ص) كيست؟ به محضر چه كسى مىخواهم وارد شوم؟ آيا او مرا خواهد پذيرفت؟ با او چه بگويم؟ و ...
2- هنگام روبرو شدن، با مرقد نورانى پيامبر(ص) لازم است چنين احساسى در زائر وجود داشته باشد كه او با مرده سخن نمىگويد، لذا پيش از ورود به محضر رسولخدا(ص) با صراحت اعتراف مىكند كه خداوندا! باور من بر اين است كه رسول خدا و جانشينان تو، زندهاند و در نزد تو روزى مىخورند، دراين زمان مرا در جايى كه ايستادهام مىبينند، سخن مرا مىشنوند و سلام مرا پاسخ مىدهند ليكن خداوندا! تو خود به گونهاى مقرر داشتى كه گوش من كلام آنها را نمىشنود.
3- سپس از خداوند و پس از آن از رسول خدا(ص) و آنگاه از جانشين آن حضرت و در مرحله چهارم از فرشتگانى كه خداوند در كنار آن بقعه آنها را گمارده است، اجازه ورود مىگيرد! عجيب بقعه مباركى است، در سراسر اين بقعه، فرشتگان حضور دارند و زائر همدم فرشتگان مىشود و خود را كنار آنان حس مىكند.
4- فراز ديگر مشخص نمودن هدف است؛ كه به چه منظورى زائر به اينجا آمده است؟
هدف از ورود به اين خانه، نزديك شدن به خدا و رسول خدا(ص) است؛ «مُتَقَرِّباً إِلَي اللهِ وَ رَسُولِهِ ...» تاكنون از خدا رسول(ص) دور مانده بودم، آمدهام تا فاصلهها را كم كنم و خود را به آنان نزديك سازم.
5- اين كار ساده نيست، نياز به پشتيبانى و حمايت دارد؛ از اين رو، زائر فرشتگان را به كمك مىگيرد و به آنان خطاب مىكند:
«فَكُونُوا مَلائِكَةَ اللهِ أَعْوانِي وَ كُونُوا أَنْصارِي حَتّي أَدْخُلَ هذَا الْبَيْتَ وَ أَدْعُو اللهَ بِفُنُونِ الدَّعَواتِ وَ أَعْتَرِفُ للهِ بِالْعُبُودِيَّةِ وَ لِلرَّسُولِ بِالطّاعَةِ».
اى فرشتگان الهى، مرا كمك دهيد، و يارىام رسانيد تا در اين خانه وارد شوم و خدا را به فنون دعاها بخوانم و به بندگى خدا و پيروى از رسول خدا(ص) اعتراف نمايم!
در اين بخش، هدف از زيارت بيان شده است و آن اين است كه زائر دهها فرسنگ راه را طى كرده، كنار مرقد نورانى رسول خدا(ص) مىآيد تا به اين حقيقت اعتراف كند.
پس از خواندن اذن ورود، پاى راست خود را مقدم داشته وارد مىشود و دعاى «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ إِلَي اللَّهِ وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ...» را خوانده، صد مرتبه «اللهُ اكْبَر» گويد.
و پس از آن كه داخل شد، دو ركعت نماز تحيت مسجد بخواند، سپس به سوى حجره] كه قبر در آن قرار گرفته [حركت كند و آنجا بايستد و زيارت بخواند يعنى سخن گفتن با پيامبر(ص) را آغاز كند:
درود بر تو اى رسول خدا، درود بر تو اى پيام آور خدا، درود بر تو اى فرزند عبدالله، درود بر تو اى خاتم پيامبران، شهادت مىدهم كه تو رسالتت را به خوبى به پايان بردى، نماز را اقامه كردى، زكات را پرداختى، امر به معروف و نهى از منكر كردى، خدا راپرستيدى تا مرگ تو را دركام خود گرفت، پس درود و رحمت خداوند بر تو و اهل بيت پاك تو باد ....! و زيارت را ادامه مىدهد.
در فرازى از آن چنين مىگويد:
«الْحَمْدُ لِلَّهِالَّذِي اسْتَنْقَذَنَا بِكَ مِنَالشِّرْكِ وَ الضَّلالَةِ ...». (1)
«سپاس خدايى را كه به وسيله شما، اى رسول خدا، ما را از شرك و گمراهى نجات داد ...»
زيارت پيامبر(ص) آداب ديگرى نيز دارد كه علاقمندان مىتوانند به كتب ادعيه مراجعه نمايند.
سالك عارف، مرحوم ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى(رحمة الله) درباره وظايف زائر حرم نبوى مىنويسد:
«سپس غسل كند و پاكيزهترين لباس خود را بپوشد و به آنچه مىتواند، خود را خوشبو سازد و با سكينه و وقار قصد حرم مبارك كند و در حال راه رفتن گامهاى كوچك بردارد و بين هر گام تسبيح، تحميد، تهليل و تكبير بگويد و چنين بداند كه آن حضرت او را مىبيند و به آنچه در نهاد او خطور مىكند، داناست و مراتب شوق و حسرت دل و اندوه درونى را مشاهده مىكند و به تمام وجود او، متوجّه است. از اين رو اهتمام مىكند كه غير او، به خاطرش خطور نكند و در راه زيارت او، به احدى ننگرد و به چيزى كه مانع حضور قلب او مىشود، متوجّه نگردد.
و چون به در حرم رسيدى، بدان كه تو قصد ورود بر پادشاه بزرگى را كردهاى كه در بارگاه او، جز پاكان نزول نكنند و اجازه نيابند و همانا تو حرمى را اراده كردهاى كه انبيا و مرسلين و ملائكه مقرّبين، بدون اذن داخل آن نمىشوند.
پس به دل و زبانت از خداى- جلّ جلاله- اذن بخواه، سپس از حضرت رسول(ص) و پس از آن از جانشينان و اوصياى او، به ويژه باب
1) كافى، ج 4، ص 550.
شهر علم او و بقيه خلفاى او، استيذان كن. سپس از فرشتگان خدا- كه موكّل به حرم شريف او هستند- اذن بگير. آن وقت به بساط خدمت او و حضور در مجالس او، قدم بگذار؛ زيرا اگر غفلت كنى، در خطر عظيمى خواهى بود و بدان كه او از جانب خداى- جلّ جلاله- قادر است، بر آنچه بخواهد از عدل و فضل با تو رفتار كند. پس اگر به كرم و فضل خود، به تو توجّه كند و تو را بپذيرد و زيارت تو را قبول كند و سلام تو را جواب گويد و سخن تو را گوش دهد، خوشا به حال تو. باز خوشا به حال تو. در اين صورت چنان است كه به زيارت خداىجلّ جلاله- نائل گشتهاى و در اين كار با فرشتگان مقرّب و پيامبران مرسل، شريك گشتهاى و اين جماعت بهترين رفقاى تو خواهند بود.
و اگر به استحقاق او آنچه از صدق، خلوص، وفا، ادب و صفا بر تو واجب است، از تو مطالبه كند و تو محجوب باشى و تو را رد كند، پس واى بر تو! و باز هم واى بر تو! و حقّاً كه زيان بردهاى، زيان آشكارى. در اين حال به عجز خويش و تقصير و انكسار و فقر خودت در برابر او اعتراف كن؛ زيرا تو براى زيارت و مؤانست با او، توجّه كردهاى. پس حال خود را بر او عرضه بدار و راز خود را بر او فاش كن و از او همّت بخواه و به درگاه او توسّل بجوى و به باب فضل و كرم او ملتجى و پناهنده شو و عترت و ذريه او را شفيع قرار ده؛ زيرا او يا علمى كه خدا به او داده و اخبارى كه خدا به او مىفرمايد، هر چه به خاطر تو بگذرد و هر چه به قلب تو در اين باب خطور كند، مىداند.
و مانند پستترين غلامان، به درگاه او باش و بنگر از كدام دفتر نام تو بيرون مىآيد. پس اگر دلت رقّت يافت و چشمانت گريان گشت و
شوقت تو را به هيجان آورد و در قلب خود شيرينى مناجات او و لذّت گفت و گوى با او را يافتى و از جام كرامت او، نوشيدى، حاكى از حسن اقبال او با تو و پذيرفتن تو است. بنابراين داخل شو كه تو را اذن و امان دادهاند و لطف و احسان كردهاند و الّا توقّف كن، توقّف كسى كه چارههاى او ناچار گشته و باب آرزوها بر او مسدود شده و در اين حال به درگاه خداى- جلّ جلاله- ملتجى شو، التجاى كسانى كه مضطرّ شدهاند تا دل شريف او را نسبت به تو با عطوفت فرمايد و لطف منيف او را به تو معطوف دارد؛ چه اگر خداوند، صحّت اضطرار و صدق التجاى تو را از دل تو بداند، به چشم رحمت و ديده رأفت به تو نظر خواهد كرد و دل حبيب خود را به كرامت و عطوفت به تو معطوف خواهد ساخت و تو را به آنچه دوست دارى و خشنود مىشوى، موفّق خواهد ساخت؛ زيرا كه او كريم است و كرامت نسبت به بندگان مضطرّ و بيچاره خود و پناهندگان به در خانه خود را، براى طلب رضاى خويش، دوست مىدارد و در كتاب خود نازل فرموده است كه: أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ و عتبه شريفه را ببوسد و در حال ورود بگويد:
«بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ وَ فِي سَبِيلِاللهِ وَ عَلي مِلَّةِ رَسُولِ اللهِ. الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كُنّا لِنَهْتَدِيَ». (1)
كريمُ السجايا جميلُ الشيم نبي البرايا شفيعُ الامم
امام رسل پيشواي سبيل امين خدا مهبط جبرئيل
1) المراقبات، ج 2، ص 233- 237.
شفيعالوري خواجه بعث و نشر امام الهدي صدر ديوان حشر
شفيعٌ مطاعٌ نبي كريمٌ قسيمٌ جسيمٌ نسيمٌ وسيمٌ
در روايات، براى زيارت آدابى ذكر شده كه برخى از آنها مخصوص موارد خاصّى است، ليكن برخى از اين آداب كه تقريباً جنبه عمومى داشته و به نوعى، به همه اماكن مقدسه و مشاهد مشرفه ارتباط پيدا مىكند كه در اين درس اين آداب عمومى در بيست و نه مورد ذكر شده است. يكى از نكات مهم رعايت وقار در زيارت است، و بايد از سروصدا و همهمه زياد خوددارى گردد. شايسته است زائران خود خواندن زيارت را فراگرفته و هر كدام به صورت فردى و يا حداكثر چند نفره زيارت بخوانند.
بنابراين بلند نمودن آواز درحرم مطهّر نبوى ومشاهد شريفه(صلوات الله عليهم اجمعين) چه در زيارت و چه در غير آن، منهى و مذموم است. حاجيان در سفر حج، علاوه بر دستيابى به منافع و بركات حج، توفيق زيارت مرقد نورانى رسول خدا(ص) در مدينه را نيزيافته، فيض حضور در محضر پيامبر را درك مىكنند. كه اجر بسيار فراوان دارد.
بنابراين زائران با حضور در مدينه، بايد خود را در عرش خدا و در محضر پروردگار ببينند و آداب چنين زيارتى را رعايت كنند و ادب حضور را گردن نهند و اين حضور را به وصال متصل سازند تا در نتيجه، شفاعت رسولخدا(ص) نصيب آنان شده و همنشين آن حضرت در قيامت گردند.
چند مورد از آداب عمومى زيارت را ذكر كنيد
رعايت وقار به چه معناست؟ چگونه مىتوان وقار را در زيارت رعايت كرد؟
در باره رعايت وقار چه احاديثى آورده شده است؟
ارزش و اهميت زيارت حرم رسول الله(ص) را بيان كنيد.
آداب زيارت مرقد مطهر رسول الله(ص) چگونه است؟
انتظار مىرود با مطالعه اين درس:
اهميت كوتاه كردن سفر را بدانيم
با آداب خروج از مكه آگاه شويم
نشانههاى قبولى حج را بدانيم
به اهميت هديه سفر پى ببريم
به ارزش پاداش حج پى ببريم
در اين درس نكات مهمى از قبيل ضرورت كوتاه كردن مدت سفر تا حد ممكن، آدابى كه هنگام خروج از مكه بايد رعايت شوند، نشانههاى قبولى حج و ضرورت دادن هديه و سوغات به نزديگان و دعايى كه
رسول خدا(ص) در بازگشت از سفر مىخواندند و پاداشى كه خداوند به حاجيان مىدهد، بيان شده است.
مستحب است حاجى پس از آن كه مناسك حج خود را انجام داد، زودتر نزد خانواده خويش بازگردد، دليل آن را امام صادق(ع) اين گونه برشمردهاند:
«إِذَا فَرَغْتَ مِنْ نُسُكِكَ فَارْجِعْ فَإِنَّهُ أَشْوَقُ لَكَ إِلَي الرُّجُوعِ». (1)
«هرگاه از اعمال حج فارغ شدى، بازگرد كه اين عمل شوق تو را براى بازگشت [مجدد به زيارت] بيشتر مىكند.»
اگر حاجى خود را با ماندن طولانى در مكه خسته كند و روحيه عبادت نداشته باشد، انگيزه آمدن مجدد در او كمرنگ مىشود، ليكن پيش از انجام مناسك حج، مردم نشاط بيشترى دارند و اگر كمى هم بيشتر ماندند، خيلى احساس خستگى نمىكنند.
امام صادق(ع) فرمود:
«يك روز پيش از حج ماندن، بهتر از دو روز ماندن پس از حج است.» (2)
گفتنى است در برنامهريزىهايى كه هم اكنون توسط مسؤولان حج در دست اجرا است، كم كردن مدت اقامت حاجيان در سفر حج است؛
به شكلى كه اگر كسانى تمايل داشته باشند، مدت كمترى را درسرزمين وحى به سر برند، مىتوانند از كاروانهاى ويژه استفاده نموده، زودتر مراجعت كنند و آنان نيز كه مشتاق ماندن بيشتراند، روزهاى زيادترى را در دو شهر مكه و مدينه مىمانند.
براى خروج از مكه نيز آدابى ذكر شده كه به برخى از آنها اشاره مىشود:
امام صادق(ع) فرمود:
«هرگاه خواستى از مكه بيرون روى، يك درهم خرما خريده، آن را مشت مشت صدقه بده(يعنى اكتفا به دادن يك عدد خرما نكن و بيشتر بده)، پس اين صدقه، كفاره گناهان تو در حال احرام و مدت اقامت در مكه خواهدبود.» (1)
امام صادق(ع) فرمود:
«هر گاه تصميم گرفتى از مكه بيرون روى و نزد خانوادهات برگردى، هفت شوط طواف بگزار و با كعبه وداع كن و اگر بتوانى در هر شوط، حجر الأسود و ركن يمانى را استلام كنى، چنين كن و اگر نتوانستى تنها در آغاز و پايان هر طواف استلام كن، و
1) كافى، ج 4، ح 533.
اگر آن را هم نمىتوانى، مانعى ندارد(طواف خود را پايان ده و لزومى به استلام حجر نيست).» (1)
قاسمبن كعب گويد: امام صادق(ع) به من فرمود:
آيا پيوسته حج مىروى؟
گفتم: آرى.
فرمود: آخرين ديدار تو، با كعبه اين چنين باشد كه دست بر در كعبه بگذار و بگو:
«الْمِسْكِينُ عَلَي بَابِكَ فَتَصَدَّقْ عَلَيْهِ بِالْجَنَّةِ». (2)
«بينوا بر درگاه تو است، پس بهشت را به او عطا فرما!»
امام صادق(ع) وقتى مىخواست با خانه خدا وداع كند و از مسجدالحرام بيرون آيد، نزديك درِ مسجد، مدت زيادى به سجده مىافتاد و سپس برخاسته، از مسجد خارج مىشد. (3)
ابراهيمبن ابى محمود نيز گويد:
امام كاظم(ع) را ديدم كه با كعبه وداع مىكرد، پس آن گاه كه خواست از در مسجد بيرون رود به سجده افتاد، سپس برخاست و رو به كعبه كرد و گفت:
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَنْقَلِبُ عَلَي أَلّا إِلَهَ إِلّا أَنْتَ». (4)
«بار خدايا! من برمىگردم و بر اين باورم كه جز تو معبودى نيست.»
از برخى امامان ديگر(عليهم السلام) نيز اين شيوه وداع با كعبه نقل شده است.
حج تمرين عبوديت و بندگى است و حاجى در اين دوره آموزشى، بايد تلاش كند تا گناهانى را كه به آن مبتلا بوده، ترك كند و هنگام مراجعت، زندگى جديدى را آغاز نمايد.
رسول خدا(ص) فرمودند:
«از نشانههاى قبولى حج آن است كه بنده، گناهانى را كه مرتكب مىشده ترك كند و اگر پس از بازگشت، همچنان گرفتار گناه باشد و در لجنزار زنا، خيانت و يا معصيت فرو رود، حج او به وى بازگردانده مىشود.» (1)
فلسفه هر زيارتى آن است كه زائر باگذشته غلط خود فاصله بگيرد و اصلاح شود.
مرحوم شهيد در دروس گويد:
«... أن يكون الزائر بعد الزيارة خيراً مِن قبلها فإنّها تَحُطّ الأوزار إذا صادفت القبول». (2)
... از آداب زيارت آن است كه زائر پس از زيارت، از وضعيتى كه پيش از آمدن به زيارت داشته بهتر شود.
در آستانه ورود به حرم، كنار در ايستادن و اذن دخول خواندن و
تلاش در جهت ريزش اشك و رقّت قلب پيداكردن، يكى ديگر از وظايف زائران است. زائر در حالى اذن دخول مىخواند كه احساس مىكند هم اكنون صاحب آن مرقد او را مىبيند، كلامش را مىشنود و به او پاسخ مىدهد و درست در همان حال لطف و محبت صاحب آن مرقد نسبت به مردم و به خصوص پيروانشان را ياد كند و لحظهاى نيز به درون خود مىنگرد كه با كوله بارى از گناه و نافرمانى به در خانه اين عزيز آمده است كه اگر كسانى به صورت حقيقى به درون خود نگريسته و سابقه اعمال خود را به ياد آورند چه بسا از راه رفتن بازمانند و از خجلت و شرمسارى عقبنشينى كنند!
اگر چنين حالتى بر زائر عارض شد تا حدودى توانسته است به اهداف زيارت دست يابد. از اين رو مرحوم شهيد اول در اين باره مىگويد:
«... و ثانيها: الوقوف علي بابه و الدعاء و الاستئذان بالمأثور، فإن وجد خشوعاً و رقّة دخل و إلّا فالأفضل له تحرّي زمان الرقّة لأنّ الغرض الأهم حضور القلب ليلقي الرحمة النازلة من الرَّبّ». (1)
«... دوم: ايستادن بر در آن حرم شريف، و دعا و اذن دخول بخواند؛ آن گونه كه در روايات وارد شده، پس اگر در خود رقت و خشوعى يافت داخل شود و گرنه افضل آن است كه در صدد تحصيل زمانى برآيد كه در قلب او رقت و خشوعى حاصل گردد(و در آن حال به زيارت بيايد) زيرا هدف مهمتر، حضور قلب است براى دستيابى به رحمتى كه از ناحيه پروردگار نازل گردد.»
1) الدروس الشرعيه، ج 2، ص 23.
مستحب است مسافر هنگام بازگشت به خانه، هديهاى براى خانوادهاش بياورد.
ابن سنان از امام صادق(ع) نقل كرده كه آن حضرتفرمود:
«هنگامى كه يكى از شما به مسافرت برود، موقع برگشتن به هر مقدار كه براى او امكان دارد هر چند يك سنگ، براى خانواده خود هديه بياورد ...» (1)
امام صادق(ع) در حديثى ديگر فرمودند:
«هَدِيَّةُ الْحَجِّ مِنَ الْحَجِّ». (2)
«هديه حج جزو حج است.»
ليكن بايد توجه داشت كه تهيه سوغات نبايد حاجيان را از وظايف حساس و خطيرشان بازدارد و به جاى حضور در حرمين شريفين، بيشترين وقت خود را در خيابانها و بازارها سپرى كنند و به دليل خستگى از توفيق عبادت محروم شوند.
از اين رو بايد براى خريد هدايا، برنامه ريزى نموده، وقت خاصىرا براى آندر نظر بگيرند و كالاهاى مورد نياز خود را بخرند، و ديگر سراغ بازار نروند.
شيطان نيز در اين گونه موارد دركمين حاجيان است. تنوع كالاها و بازارها كه بخشى از آن در مسير حاجيان قرار دارد، موجب مىشود تا در ميان راه، مسير خود را تغيير داده، به جاى حضور در محضر نبى اكرم(ص)
و ائمهبقيع(عليهم السلام) و يا در مسجد الحرام، از اين مغازه به آن مغازه رفته و در پايان خسته و مانده خود را به محل اقامت مىرسانند و به استراحت مىپردازند.
آيا لحظهاى انديشيدهايم كه در شبهاى قدر و در ماه مبارك رمضان پيوسته با التماس و خواهش اين دعا را مىخوانديم: «اللّهُمَّ ارْزُقْني حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرَامِ وَ زِيَارَةَ قَبْرِ نَبِيِّكَ» و از خدا حج را طلب كردهايم و حال كه اين توفيق رفيقمان شده، آيا شايسته است كه منافع آن را به راحتى از دست بدهيم؟
نكته ديگر اين كه بايد توقّعات ديگران را نسبت به ميزان هدايا كاهش داد؛ زيرا همان گونه كه زائران عتبات عاليات، جز يك مهر و تسبيح معمولى توقعى از زائر ندارند، در سفر حج نيز نبايد به دنبال هداياى متنوع و رنگارنگ برويم، و چه بسا با خريد برخى كالاها بازار مشركان و كفار را تقويت كنيم، بلكه بايد با خريد هداياى مختصر، ضمن عمل به اين وظيفه اخلاقى زمينه را براى بهره بردارى هر چه بيشتر فراهم ساخت.
در احوالات رسول خدا(ص) اين چنين نوشتهاند كه آن حضرت هرگاه از سفر حج يا جنگ و يا سفرى ديگر بازمىگشت، به هر بلندى مىرسيد سه مرتبه اللهاكبر مىگفت و مىفرمود:
«... لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ، يُحْيِي وَ يُمِيتُ وَ هُوَ عَلَي كُلِّ شَيْء قَدِيرٌ، آئِبُونَ تَائِبُونَ
عَابِدُونَ سَاجِدُونَ لِرَبِّنَا حَامِدُونَ، صَدَقَ اللهُ وَعْدَهُ وَ نَصَرَ عَبْدَهُ وَ هَزَمَ الْاحْزَابَ وَحْدَهُ ...». (1)
سپس به مسجد مىرفت و دو ركعت نماز مىگزارد و آن گاه وارد خانه مىشد. (2)
آنان كه با بصيرت و معرفت، سفر عاشقانه حج را آغاز و با محبت و عشق به رسول خدا(ص) و خاندان گرامى او، به دور از هر گناه و معصيتى آن را به پايان مىبرند به سودى بزرگ دست يازيدهاند و فرداى قيامت حج مقبول و مبرور، آنان را از هول و هراس قيامت رهايى خواهد بخشيد.
عبدالرحمانبن سَمُرَه گويد:
روزى در نزد رسول خدا(ص) بودم. آن حضرت فرمود: من ديشب شگفتىها و عجائبى را ديدم!
گفتيم: اى رسول خدا، جان و خانواده و اولادمان فدايت باد! چه ديديد؟ براى ما بازگو كنيد.
حضرت فرمودند:
«مردى از امت خود را ديدم، كه از روبرو و پشت سر و از سوى راست و چپ و از زير پا، تاريكى وى را فراگرفته و غرق در ظلمت بود. در اين حال حج و عمره او مجسم و ظاهر شدند و او را از ظلمت و تاريكى رها ساختند و در نور وارد كردند.» (3)
محمد بن مسلم نيز گويد:
امام باقر يا امام صادق(عليهما السلام)(ترديد از راوى است) فرمودند:
«وَدَّ مَنْ فِي الْقُبُورِ لَوْ أَنَّ لَهُ حَجَّةً بِالدُّنْيَا وَمَا فِيهَا». (1)
«مردگان در گورهايشان آرزو مىكنند، كاش دنيا و آنچه در آن هست را مىدادند و به جاى آن پاداش يك حج به آنها داده مىشد.»
حجاج عزيز كشور ما، علاوه بر ميهمان خدا و رسول(ص) بودن، ويژگى بسيار مهم و ارزشمند ديگرى دارند و آن شيعه بودن و پيروى از اهل بيت عصمت و طهارت است.
يحيىبن يسار مىگويد:
حج گزاردم و سپس به امام صادق(ع) برخورد كرديم، آن حضرت فرمودند:
«حاجى خانه خدا و زائر قبر پيامبر خدا(ص) و شيعه آل محمد(ص) گوارايتان باد.» (2)
بنابراين، حج و معنويت آن گواراى وجود شيعيانى باد كه با رعايت تمامى اين آداب و اخلاق، حجى شكوهمند و مقبول را به جاى آورده و با روحى سرشار از معنويت و عشق به خدا و اهلبيت به ايران اسلامى باز مىگردند.
مستحب است حاجى پس از آن كه مناسك حج خود را انجام داد، زودتر نزد خانواده خويش بازگردد. اگر حاجى خود را با ماندن طولانى درمكه خسته كند و روحيه عبادت نداشته باشد، انگيزه آمدن مجدد در او كمرنگ مىشود.
خروج ازمكه نيز آدابى دارد كه بايد رعايت شود از جمله اين آداب، صدقه دادن و وداع با كعبه است. حاجى بايد تلاش كند تا گناهانى را كه به آن مبتلا بوده، ترك كند و هنگام مراجعت، زندگى جديدى را آغاز نمايد. از نشانههاى قبولى حج اين است كه حاجى گناهانى را كه مرتكب مىشده ترك كند و پس از بازگشت، گرفتار گناه نباشد.
همچنين مستحب است مسافر هنگام بازگشت به خانه، هديهاى براى اعضاى خانوادهاش بياورد. و پس از بازگشت دعايى را كه رسول خدا(ص) بجا مىآوردند، بجا آورد و قدر اين سفر ارزشمند را بداند.
براى كوتاه كردن سفر حج چه توصيههايى شده است؟
آداب خروج از مكه كدامند؟
قبولى حج چه نشانههايى دارد؟
امام صادق(ع) در باره هديه سفر چه فرمودهاند؟
خداوند چه پاداشى به حاجيان مىدهد؟
انتظار مىرود با مطالعه اين درس:
با اهميت حج آشنايى پيدا كنيم
با ويژگىهاى حج كامل آشنا شويم
بركات و آثار ارزشمند حج را بدانيم
با آيات و روايات مربوط به موارد فوق آشنا شويم
در اين درس ويژگىهاى حج كامل، الگو قرار دادن ائمه طاهرين(عليهم السلام)، و آثار و بركات حج در سيزده عنوان ذكر شده و رواياتى در باره هر يك از مطالب آورده شده است، تا با عنايت به اين موارد حاجيان حداكثر بهره را از اين سفر معنوى ببرند.
اعزام زائران ايرانى به حرمين شريفين، به گونهاى برنامهريزى شده كه برخى از آنان مدينه قبل و برخى ديگر مدينه بعد هستند، از روايات اين گونه فهميده مىشود كه ابتدا به مكه رفتن و پس از انجام مناسك حج به مدينه آمدن افضل و ارجح است.
امام باقر(ع) فرمود:
«تَمَامُ الْحَجِّ لِقَاءُ الْامَامِ». (1)
«تمام شدن حج و كمال آن به ديدار با امام است.»
در حديث ديگرى امام صادق(ع) فرمود:
«هر گاه يكى از شما حج انجام داد، حج خود را با زيارت ما به پايان برد؛ زيرا اين وسيله كمال و اتمام حج است.» (2)
سدير نيز گويد:
در حالى كه دست من در دست امام باقر(ع) بود، حضرت رو به كعبه كرد و فرمود:
«اى سدير! مردم مأمور شدهاند تا نزد اين سنگها آمده، آن را طواف كنند، سپس پيش ما آمده و دوستى و پيوند خودشان را به ما اعلام دارند.» (3)
دليل اين اقدام نيز در بيان امام باقر(ع) آمده است كهفرمود:
«... وَأَنْ يَلْقُونا حَيْثُ كُنّا، نَحْنُ الأدِلّاءُ عَلَياللهِ». (1)
«و اينكه هر كجا باشيم نزد ما آيند،(زيرا) ما راهنمايان به سوى خداونديم.»
يعنى حاجى در حج، از گناه پاك شده و از راه و رسم و اعمال غلط فاصله مىگيرد و در نتيجه براى آنكه بار ديگر گرفتار خطا نشود نيازمند الگوى مناسب است، اين الگو همان امامان و پيشوايان دينى هستند كه با مراجعه و تبعيت از آنها، انسان به خدا دست مىيابد و به هدف اصلى از خلقت نائل مىگردد.
حج خانه خدا اگر صحيح و با رعايت آداب آن انجام شود، دستاوردهاى بسيار مهم وشيرينى به همراه دارد كه به برخى از آنها اشاره مىشود:
حاجى در حج بر گذشته نادرست خود خط بطلان مىكشد و راه را براى داشتن يك زندگى سالم و درست دينى و الهى هموار مىسازد.
رسول خدا(ص) فرمود:
«هر مردى كه براى حج يا عمره از منزل خود بيرون رود، پس هر قدمى كه برمىدارد و به زمين مىگذارد، گناهان از بدن او فرو مىريزد چونان ريختنِ برگ از درخت. پس آن گاه كه وارد
1) تفسير عياشى، ج 2، ص 233.
مدينه شده و به وسيله سلام با من مصافحه مىكند، و آن گاه كه وارد ذوالحُليفه(مسجد شجره) گرديده، غسل انجام مىدهد، خداوند وى را از گناهان پاك مىگرداند ...» (1)
امام صادق(ع) نيز فرمود:
«كسى كه حج انجام دهد و خدا را اراده كند و قصد ريا و شهرتطلبى نداشته باشد، به يقين خداوند او را خواهد بخشيد.» (2)
رسول خدا(ص) فرمود:
«كسى كه حج يا عمره انجام دهد و در آن گناه و فسقى مرتكب نگردد، بر مىگردد همانند روزى كه از مادر متولد شده است.» (3)
و در حديثى ديگر آن حضرت فرمودند:
«اى مردم، هيچ مؤمنى در موقف(عرفات) وقوف نمىكند مگر آنكه گناهان گذشته او تا اين زمان را ببخشايد و آن گاه كه حج وى پايان پذيرفت، عملش از نو آغاز شود.» (4)
از مجموع آنچه گذشت نتيجه مىگيريم كه انجام حج صحيح و مورد قبول خداوند، اولين پاداشش آمرزش گناهان و ورود به يك زندگى جديد است.
خداوند پاداش حج مقبول و پذيرفته شده را بهشت قرار داده است و دليل آن را شايد بتوان چنين برشمرد كه هر كس به مهمانى مىرود، صاحب خانه معمولًا تلاش مىكند تا بهترين غذا و امكاناتى را كه دارد براى او فراهم سازد. درحج نيز حاجى ميهمان خداوند است و يكى از ويژگىهاى حضرت حق، كريم بودن و بخشندگى است و هميشه در دعاها به او خطاب مىشود:
«يَا أَكْرَمَ الْاكْرَمِينَ».
«اى كريمترين كريمان!»
يكى از بهترين هداياى خداوند، بهشتى است كه به مؤمنان و نيكان و پاكان وعده داده است كه در سفر حج آن را به ميهمانان خانه خود هديه مىدهد.
رسول خدا(ص) فرمود:
«براى حج مبرور پاداشى جز بهشت نيست.» (1)
هر انسانى به هنگام تولد از مادر، فطرتى پاك و پاكيزه دارد. قلب كودك نورانى و فاقد هر نوع تيرگى است. ليكن پس از دوران بلوغ و ورود به جامعه و كم كم آلودگى به گناه و معصيت، گرفتار تيرگى شده و گاهى نيز تا آنجا پيش مىرود كه قلب دچار قساوت گرديده و ديگر اميدى به نجات او نيست.
1) مستدرك الوسائل، ج 2، ص 8.
افرادى كه هنوز در اين مرحله قرار نگرفته و توفيق انجام حج راپيدا مىكنند، پس از آنكه روح و جان خود را در درياى شفاف و زلال حج شستشو داده و خود را پاك كردند، باز به فطرت اوليه بازگشته، نورانيت را از خداوند جايزه مىگيرند و مىتوانند با عمل به اسلام آن را حفظ كنند، ليكن آلودگى به گناه بار ديگراين نورانيت را كم مىكند و با ادامه آن، به طور كلّى از ميان مىرود.
امام صادق(ع) فرمود:
«حج گزار تا زمانى كه به گناه آلوده نشده، نور حج را پيوسته دارا خواهد بود.» (1)
رسول خدا(ص) فرمود:
«هر كس دنيا و آخرت را مىخواهد، آهنگ اين خانه كند، همانا بندهاى به آن جا نيامده و از خداوند دنيا را نخواسته مگر آنكه بدان دست يافته و خداوند حاجت او را برآورده ساخته است و نيز از خداوند آخرت را طلب نكرده مگر آنكه پذيرش اين درخواست را براى وى ذخيره كرده است.» (2)
در حديث ديگرى رسول خدا(ص) به عثمانبن ابىالعاص فرمود:
«بدان، عمره همان حج اصغر است و همانا يك عمره از دنيا و آنچه در آن است بهتر و بالاتر است و نيز بدان كه حج از عمره برتر و بهتراست.» (3)
يكى از فلسفههاى تشريع حج، اقامه ياد و ذكر خداوند است.
رسول خدا(ص) در حديثى فرمود:
«انَّما جُعِلَ الطَّوافُ بالْبَيْتِ وَبَيْنَ الصَّفا وَالمَرْوَةِ وَرَميُ الجِمار لِاقامَةِ ذِكْرِ اللهِ.» (1)
«همانا طواف خانه خدا و سعى ميان صفا و مروه و رمى جمراتِ سه گانه، فقط براى اقامه ياد خدا قرار داده(و تشريع) شدهاست.»
قرآنِ كريم، تأثير ياد خدا در انسان را «آرامش قلب» ذكر مىكند و مىفرمايد:
«... أَلَا بِذِكْرِ اللهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ». (2)
«همانا با ياد خدا دلها آرام مىگيرد.»
حال باتوجه به اين مقدمه و نيز فرموده امام باقر(ع) كه: «الْحَجُّ تَسْكِينُ الْقُلُوبِ». (3)
نتيجه مىگيريم كه يكى از ثمرات حج، آرامش دل است، چيزى كه امروز بشريت شديداً به آن نيازمند مىباشند.
امام صادق(ع) فرمود:
هنگامى كه موسى(ع) حج انجام داد، جبرئيل به وى نازل شد. موسى
به او گفت: اى جبرئيل! براى كسى كه حج اين خانه را با نيتى صادق و هزينهاى پاك به جاى آورد، چه پاداشى مقرر شده است؟
جبرئيل بدون پاسخ به سوى خداوند- عزّوجلّ- بازگشت(و پاسخ آن را جويا شد) خداوند به او وحى كرد و فرمود:
به موسى بگو:
«او را در ملكوت اعلى همراه و همنشين با پيامبران و صديقان و شهيدان و صالحان قرار خواهم داد و اينها همراهان خوب و شايستهاى هستند.» (1)
امام باقر(ع) فرمود:
«هر كس داخل اين خانه شود و نسبت به همه آنچه خداوند بر او واجب فرموده، آگاه باشد، ازعذابهميشگىروز قيامت ايمن خواهد بود. (2)
در دنيا نيز اگر كسى به حرم پناه برد، از خشم خدا در امان است.» (3)
امام صادق(ع) فرمود:
«بر شما باد به زيارت اين خانه، پس پيوسته حج اين خانه كنيد، كه با حج پيوسته، گرفتارىهاى دنيا و هول و هراسهاى روز قيامت از شما دفع گردد.» (4)
رسول خدا(ص) فرمود:
«حجگزار در رفتن به حج و بازگشتن از آن، در ضمانت خداوند است، پس اگر در سفر به او رنج و خستگى برسد، خداوند گناهان او را به خاطر آن سختى مىبخشد و براى هر قدمى كه برمىدارد، هزار درجه در بهشت بالا مىرود ...» (1)
يكى ديگر از ثمرات حج، «پذيرش دعاى حاجى» است:
رسول خدا(ص) فرمود:
«دعاى سه كس مستجاب است:
در حديثى ديگر نيز فرمود:
«حاجيان و عمرهگزاران ميهمانان خدايند، خدا آنها را دعوت كرده و اينها نيز پذيرفتهاند، اينها نيز دعا كرده و خداوند آن را اجابت كرده است.» (3)
رسول خدا(ص) فرمود:
«حج انجام دهيد، [تا] هرگز نيازمند نشويد.» (1)
امام على(ع) نيز فرمود:
«همانا بالاترين چيزى كه متوسلين به درگاه ربوبى به آن توسل جويند، ايمان به خدا و رسول او و ... حجّ خانه خدا و عمره است، پس همانا اين دو(يعنى حج و عمره) فقر را دور و گناه را مىشويند.» (2)
از امام صادق(ع) نقل شده كه فرمودند:
علىبن الحسين(عليهما السلام) فرمود:
«حج و عمره به جا آوريد تا بدنهاى شما سالم، روزىهاى شما افزون، و هزينههاى خانواده(و زندگى) شما تأمين گردد ...» (3)
امام باقر(ع) فرمودند:
در وصيت اميرمؤمنان على(ع) آمده است:
«حجّ خانه پروردگارتان را ترك نكنيد كه هلاك خواهيد شد.» (1)
امام صادق(ع) نيز فرمودند:
«اگر مردم حج را ترك كنند عذاب بر آنان نازل شود.» (2)
علاوه بر ثمراتى كه در روايات براى حج ذكر شده است، زيارت رسول خدا(ص) و ائمه بقيع و ساير اماكن مقدس مدينه منوره نيز، هر يك داراى ثمرات ارزشمند و قابل توجهى است كه از جمله آنها دستيابى به شفاعت رسول خدا(ص) است.
رسول خدا(ص) فرمودند:
«هر كس به زيارت من بيايد و كارى جز زيارت من نداشته باشد، سزاست بر من، كه روز قيامت شفيع او باشم.» (3)
و در حديث ديگرى فرمودند:
«هر كس به زيارت من بيايد، شفاعت او بر من واجب مىشود و شفاعت هر كس بر من واجب گردد، بهشت بر او واجب مىشود.» (4)
در سفر حج ابتدا به مكه رفتن و پس از انجام مناسك حج به مدينه آمدن افضل و ارجح است.
حاجى در حج، از گناه پاك شده و از راه و رسم و اعمال غلط فاصله
مىگيرد و در نتيجه براى آنكه بار ديگر گرفتار خطا نشود نيازمند الگوى مناسب است، اين الگو همان امامان و پيشوايان دينى هستند كه با مراجعه و تبعيت از آنها، انسان به خدا دست مىيابد و به هدف اصلى از خلقت نائل مىگردد.
حج خانه خدا اگر صحيح و با رعايت آداب آن انجام شود، دستاوردهاى بسيار مهم به همراه دارد كه مهمترين آنها عبارتند از: پاكى از گناه، راهيابى به بهشت، نورانيت، دستيابى به خير دنيا و آخرت، آرامش دل، همنشينى باپيامبران و صالحان، در امان بودن از عذاب، علوّ درجه در بهشت، استجابت دعا، پيشگيرى از تنگدستى، دستيابى به سلامتى، پيشگيرى از هلاكت و شفاعت پيامبر(ص).
چگونه حج كامل مىشود؟
امام باقر(ع) در باره حج كامل چه فرمودهاند؟
بركات مهم حج كدامند؟
زيارت رسول خدا(ص) و ائمه بقيع(عليهم السلام) و ساير اماكن مقدس چه ثمراتى دارد؟
در باره بركات حج چه رواياتى آورده شده است؟