ghaemiyeh.com
سرشناسه : محمدي ريشهري، محمد، ۱۳۲۵ -
عنوان و نام پديدآور : فرهنگنامه مهماني / محمديريشهري ؛ مترجم حميدرضا شيخي.
مشخصات نشر : قم: موسسه علمي فرهنگي دارالحديث، سازمان چاپ و نشر، ۱۳۸۹.
مشخصات ظاهري : ۱۳۲ ص.
فروست : پژوهشكده علوم و معارف حديث؛ ۲۲۱.
شابك : ۱۶۰۰۰ ريال : 978-964-493-548-0
يادداشت : كتابنامه: ص. ۱۱۵- ۱۲۷؛ همچنين به صورت زيرنويس.
موضوع : آداب معاشرت اسلامي -- احاديث
موضوع : آداب معاشرت اسلامي -- جنبه هاي قرآني
شناسه افزوده : شيخي، حميدرضا، ۱۳۳۷ -، مترجم
رده بندي كنگره : BP۱۴۱/۵ /آ۴۴م۳۴ ۱۳۹۰
رده بندي ديويي : ۲۹۷/۶۵۱
شماره كتابشناسي ملي : ۲۷۵۵۷۹۳
پيش گفتارفرهنگ نامه ، كتابى است كه در آن ، دانش ، فرهنگ (1)و حكمت باشد و فرهنگ نامه مهمانى ، قطره اى از درياى بيكران علوم و معارف ناب اسلامى و مَدخَلى (2)ديگر از دانش نامه قرآن و حديث است كه به صورت مستقل ، منتشر مى شود . در اين دانش نامه ، واژه ها و اصطلاحاتى كه در قرآن و احاديث ، كاربرد فرهنگى گسترده اى دارند ، به ترتيب الفبايى ، با نظمى نوين و با ذكر نمونه كاربردها (شواهد) ، معناشناسى و تحليل و تبيين مى گردند . در لابه لاى اين دانش نامه ، برخى مَدخل ها ، از كاربرد فرهنگى ويژه و بَسامد استفاده بالايى برخوردارند . بدين معنا كه عموم مسلمانان و يا گروه هاى خاصّى از آنان ، به صورت شبانه روزى و گسترده ، با آنها ، سر و كار دارند . از اين رو ، به منظور تصحيح و تقويت فرهنگ عمومىِ جوامع
.
1) .فرهنگ : علم؛ دانش؛ ادب؛ تربيت؛ پديده كلّى پيچيده اى از آداب ، رسوم ، انديشه ، هنر و شيوه زندگى كه در طىّ تجربه تاريخى اقوام ، شكل مى گيرد و قابل انتقال به نسل هاى بعدى است (ر . ك : لغت نامه دهخدا ، فرهنگ معين و فرهنگ بزرگ سخن) .
2) .در دانش نامه ها ، به هر واژه اصلى كه توضيحى (مقاله اى) در ذيل خود دارد ، «سَرواژه» يا «مَدخَل» مى گويند . به مجموع سرواژه و توضيح ، بر روى هم ، نيز «مدخل» گفته مى شود (ر. ك : فرهنگ بزرگ سخن) .
اسلامى ، ضرورى است معارف مربوط به اين گونه واژه ها و اصطلاحات ، به صورت «كتابِ همراه» و «كتاب راه نما» ، در اختيار همگان قرار گيرد . با اين نگاه ، مَدخَل هايى از اين دست ـ كه گفتيم ـ ، به صورت كتاب هايى مستقل و در اندازه هايى كه حمل و مطالعه آن آسان باشد ، در اختيار علاقه مندان قرار مى گيرند . گفتنى است كه در اين سلسله آثار ، براى آنچه مربوط به رفتار يا احوال خاص است (مانند : ادب ، اذان ، شادى و آرزو) ، نام «فرهنگ نامه» و براى آنچه مربوط به گروه هاى اجتماعى (مانند : كارگران ، بسيجيان ، جوانان و كودكان) مى شود و يا آموزه هاى حكيمانه پيشوايان بزرگ اسلام يا حكماى بزرگ الهى (چون لقمان حكيم) را ارائه مى نمايد ، نام «حكمت نامه» را برگزيديم . فرهنگ نامه مهمانى ، هفتمين كتاب (1)از مجموعه فرهنگ نامه هايى است كه با هدف تصحيح و تقويت فرهنگِ ارزش هاى رفتارى ، در دست تدوين اند . اين فرهنگ نامه ، براى نخستين بار ، رهنمودهاى قرآن و احاديث اسلامى را درباره ارزش فرهنگ مهمان نوازى و آدابى كه رعايت آن بر مهمان و ميزبان ضرورى است ، به صورتى نسبتا جامع و با نظمى نوين ارايه مى نمايد . شايان ذكر است كه متون اين مجموعه ، با همكارى محقّقانِ «پژوهشكده علوم و معارف حديث» گردآورى و توسط اين جانب ، تنظيم گرديده است .
.
1) .تاكنون ، فرهنگ نامه هاى : ادب ، اذان ، آرزو ، مسجد ، بصيرت ، و امنيت ملّى ، منتشر شده و در اختيار علاقه مندان قرار گرفته اند.
از آن بزرگواران و ديگر همكارانى كه در ساماندهىِ نهايى اين اثر سهيم هستند ، بويژه فاضل ارجمند ، جناب آقاى مرتضى خوش نصيب ، صميمانه سپاس گزارم و از خداوند منّان براى آنان پاداشى در خور فضل و كرامتش ، مسئلت دارم . ربّنا! تقبّل منّا إنّك أنت السّميع العليم . محمّدى رى شهرى شانزدهم اردى بهشت ماه ۱۳۸۹ بيست و يكم جمادى الاُولى ۱۴۳۱
.
. .
درآمدواژه شناسىِ «ضيافت (مهمانى)»واژه «ضيافت» ، از ريشه «ضيف» است و در اصل ، دلالت بر انحراف و تمايل و نزديك شدن چيزى به چيز ديگر دارد . ابن فارس در اين باره آورده : ضا و يا و فا ، يك اصل صحيح است كه دلالت بر تمايل چيزى به چيزى دارد . گفته مى شود : أضفت الشى ء إلى الشى ء ؛ يعنى چيزى را به ديگرى متمايل كردم . (1)راغب نيز در مفردات ، همين معنا را تأييد مى كند : اصل ضيف ، رو كردن و تمايل است . گفته مى شود : به فلان چيز رو كردم ، يا فلان چيز را به فلان چيز متمايل كردم . خورشيد به سمت غروب كردن ، متمايل شد . (2)از آن جا كه معمولاً ميزبان ، با رو كردن و تمايل به مهمان ، از او پذيرايى مى كند ، اين گونه گردهمايى ، مهمانى ناميده مى شود . (3)
.
مهمان نوازى در اسلامضيافت ، مهماندارى و مهمان نوازى ، دست و دل باز بودن و سفره اى گشوده داشتن ، نشانه جوان مردى و يكى از برجسته ترين ارزش هاى انسانى و مكارم اخلاقى است . اسلام ـ كه دين تكامل ارزش هاى اخلاقى است ـ نيز اهتمام ويژه اى به اين خصلت والاى انسانى دارد و پيشوايان اين آيين آسمانى ، با تعبيرهاى گوناگون و تنبّه آفرين ، مسلمانان را به آن ، توصيه و تشويق كرده اند . از نظر روايات اسلامى ، مهمان نوازى ، يكى از برترين مكارم اخلاقى است كه در آن ، مهمان ، نه تنها روزىِ خود را مى آورد (1)و از روزىِ انسان نمى كاهد ، بلكه بر آن نيز مى افزايد . مهمانى اگر با قصد قربت انجام شود ، در كنار ديگر عوامل خوش بختى ، نقش مؤثّرى در رهايى از سختى هاى قيامت و ورود به بهشت جاويد دارد . برعكس ، خوددارى از پذيرفتن مهمان ، نشانه قساوت قلب انسان ، و كوچ كردن خير و بركت از خانه اى است كه در آن زندگى مى كند . گفتنى است كه هر چند مهمان نوازى به طور مطلق در اسلام پسنديده است ، با اين حال ، در مواردى ، توصيه و تأكيد بيشترى بدان شده است ، مانند : ازدواج ، تولّد نوزاد ، عقيقه براى فرزند ، ختنه كردن پسر ، تهيه خانه جديد ، و بويژه بازگشت از سفر حج .
.
1) .در ضرب المثل هاى فارسى نيز آمده : «مهمان خوديم ، ليك در خانه تو» ؛ «مهمان ، روزى خود را مى آورد» ؛ «رزق خويش به دست تو مى خورد» (امثال وحكم ، دهخدا : ج ۴ ص ۱۷۶۴) .
با تأمّل در اين موارد و ساير مواردى كه اطعام ديگران ، مورد تأكيد قرار گرفته ، مى توان دريافت كه در همه مواردى كه خداوند متعال ، نعمت خاصى را به انسان ارزانى داشته و يا بلايى را از او دفع كرده و يا اطعام ديگران آثار و بركات بيشترى دارد (مانند افطارى دادن در ماه رمضان ، و يا مراسم عزادارى سيد الشهدا امام حسين عليه السلام ) ، مهمانى ، از فضيلت بيشترى برخوردار است .
تصحيح و توسعه فرهنگ ضيافتدر روايات اسلامى ، افزون بر تشويق و تأكيد فراوان بر فرهنگ مهمان نوازى ، رهنمودهاى بسيار ارزنده اى در جهت تصحيح و تقويت اين فرهنگ ارائه شده است كه مى توان آن ها را به دو دسته تقسيم كرد :
يك . آداب ميزباندر فصل دوم و سوم اين كتاب ، از آداب متعدّدى سخن گفته كه مربوط به ميزبان است . دسته نخست از اين آداب ، مواردى را شامل مى شود كه شايسته است ميزبان به آنها عمل كند . اين آداب ، عبارت اند از : ۱ . گرامى داشت مهمان؛ ۲ . خوش رويى و ابراز محبّت؛ ۳ . مقدّم داشتن مهمان؛ ۴ . خدمت به مهمان؛ ۵ . در اختيار نهادن آنچه مهمان نياز دارد؛ ۶ . پذيرايى كردن با بهترين چيزى كه دارد؛ ۷ . نيكو پذيرايى كردن؛ ۸ . فرمانبرى؛
.
۹ . كوشيدن در پذيرايى از مهمان دعوت شده؛ ۱۰ . زودتر شروع كردن غذا و ديرتر دست كشيدن از آن؛ ۱۱ . صرف غذا با مهمان؛ ۱۲ . تعارف كردن مهمان به خوردن؛ ۱۳ . بدرقه كردن مهمان تا درِ خانه . دسته دوم ، شامل مواردى است كه ميزبان ، با ترك آنها ادب خود را به اثبات مى رساند . اين موارد ـ كه در فصل سوم آورده شده ـ ، عبارت اند از : ۱ . خودنمايى و شهرت طلبى؛ ۲ . ناقابل شمردن امكانات پذيرايى؛ ۳ . تشريفات مشقّت بار؛ ۴ . تعارف دروغين؛ ۵ . به كارگرفتن مهمان؛ ۶ . روزه گرفتن ، بدون اجازه مهمان؛ ۷ . كمك كردن در رفتن مهمان . گفتنى است كه همه اين آداب ، در حقيقت ، به دو اصل اساسى باز مى گردند :
۱ . تكريم مهمانبيشتر آدابى كه بدان اشاره شد ، در واقع ، جلوه هاى تكريم مهمان و احترام نسبت به اوست . اين اصل ، تا آن جا از نظر پيشوايان اسلام اهميت دارد كه پيامبر صلى الله عليه و آله خطاب به امام على عليه السلام مى فرمايد :
.
أكرِمِ الضَّيفَ ولَو كانَ كافِرا . (1)مهمان را گرچه كافر باشد ، گرامى بدار . شايان ذكر است كه در ميان همه امورى كه گرامى داشت مهمان شمرده شده ، خوش رويى و ابراز مهر و محبّت نسبت به مهمان ، جايگاه ويژه اى دارد . در واقع ، بدون رعايت اين اصل ، همه تلاش هاى ميزبان براى گرامى داشت مهمان ، بى ثمر خواهد بود . لذا در روايتى از امام على عليه السلام آمده : وَجهٌ مُستَبشِرٌ خَيرٌ مِن قَطوبٍ مُؤثِرٍ . (2)چهره گشاده ، از تُرش روىِ ايثاركننده ، بهتر است . اين سخن ، به روشنى بر اين نكته دلالت دارد كه ايثار و مقدّم داشتن ديگران بر خود ـ كه به مراتب از مهمانى ، ارزشمندتر است ـ ، اگر با خوش رويى همراه نباشد ، ارزشى ندارد ، چه رسد به مهمانى .
۲ . پرهيز ميزبان از رفتارهاى غير اخلاقىهر چند احترام كردن و بزرگداشت مهمان ، كارى بسيار شايسته است ، با اين حال ، بايد دانست همه امورى كه از نظر برخى ، گراميداشت مهمان محسوب مى شوند ، در اسلام پسنديده نيستند ؛ بلكه از نظر اسلام ، تكريم مهمان در محدوده ارزش هاى اخلاقى ، مطلوب است . براى مثال ، تلاش هايى كه گاه در تهيه امكانات پذيرايى بهتر ، با انگيزه خودنمايى و شهرت طلبى صورت مى گيرد ، از آن رو كه كارى غير اخلاقى است ، از نظر اسلام به شدّتْ نكوهيده
.
است . نكته بسيار مهمى كه يادآورى آن ضرورى است ، اين كه آداب ميزبانى ، منحصر به مواردى نيست كه در روايات اسلامى بدانها اشاره شده است؛ بلكه به طور كلى ، همه اقداماتى كه در ميان اقوام مختلف براى تكريم مهمان مرسوم است ، در صورتى كه از چارچوب ارزش هاى اخلاقى و شرعى ، پا را فراتر ننهد ، مورد تأييد و تأكيد اسلام است.
دو . آداب مهماندر فصل چهارم و پنجم اين كتاب ، آداب متعدّد ديگرى بيان شده كه مربوط به مهمان است . اين آداب نيز به دو دسته تقسيم مى شوند . دسته نخست ، امورى هستند كه سزاوار است مهمان ، آنها را انجام دهد كه عبارت اند از: ۱ . پذيرش دعوت مؤمن؛ ۲ . رعايت اولويّت ها در پذيرش دعوت به مهمانى؛ ۳ . كُندى ورزيدن در پذيرفتن مهمانى هاى غفلت زا؛ ۴ . مقدّم داشتن دعوتى كه يادآور آخرت است؛ ۵ . شرط كردنِ پرهيز از تكلّف و تشريفات؛ ۶ . اجازه گرفتن براى ورود به خانه ميزبان؛ ۷ . سلام كردن هنگام ورود به خانه؛ ۸ . نشستن در جايى كه ميزبان پيشنهاد مى كند؛ ۹ . احترام پذيرى؛ ۱۰ . گشودن روزه مستحبّى؛ ۱۱ . خوب خوردن؛
.
۱۲ . اقتدا به صاحب خانه در نماز؛ ۱۳ . دعا كردن براى ميزبان؛ ۱۴ . ترك كردن مهمانى پس از صرف غذا؛ ۱۵ . پاسدارى از كرامت خود با رعايت مدّت اقامت . دسته دوم ، امورى هستند كه مهمان بايد از انجام دادن آنها سر باز زند و ترك آنها نشانه ادب مهمان است كه عبارت اند از : ۱ . شركت كردنِ بدون دعوت در مهمانى ديگران؛ ۲ . حضور در مهمانى ويژه ثروتمندان؛ ۳ . حضور در مهمانى برپاشده با انگيزه همچشمى؛ ۴ . پذيرش مهمانى اهل ساز و آواز؛ ۵ . پذيرش مهمانى مشرك ، منافق و فاسق؛ ۶ . واداشتن ميزبان به تكلّف و تشريفات؛ ۷ . ديگرى را همراه خود به مهمانى بردن؛ ۸ . روزه مستحبّى گرفتن ، مگر با اجازه ميزبان؛ ۹ . ناچيز شمردن امكانات ميزبان؛ ۱۰ . پرس و جو در باره حلال بودن غذا . با دقت در موارد ياد شده ، به روشنى معلوم مى شود كه همه اين آداب ، در واقع ، به سه اصل زيربنايىِ زير بازگشت مى نمايند:
۱ . تكريم ميزبانرعايت حقوق دو جانبه مهمان و ميزبان ، ايجاب مى نمايد كه مهمان نيز متقابلاً صاحب خانه را تكريم نمايد . بخشى از آداب مورد اشاره ، در واقع ،
.
گرامى داشت ميزبان محسوب مى شوند ، مانند : پذيرفتن دعوت او ، سلام كردن هنگام ورود و دعا كردن براى صاحب خانه و ... .
۲ . پرهيز از ايجاد زحمتحكمت تأكيد اسلام بر مهمان نوازى ، نزديك كردن هر چه بيشترِ دل ها و حاكم ساختن صفا و صميميت در جامعه است . از آن جا كه پذيرايى از مهمان ، در صورتى كه با زحمت همراه باشد ، با اين حكمتْ منافات دارد ، بخشى از رهنمودهايى كه در روايات اسلامى براى مهمانى ارائه شده ، جهت پيشگيرى از مزاحمت است ، مانند : وادار نكردنِ ميزبان به تشريفات ، بلكه پرهيز دادن وى از تكلّف و انجام تشريفات ، بدون دعوت به مهمانى نرفتن و اجتناب از توقّف طولانى و ملال آور در منزل ميزبان . به طور كلى مى توان گفت كه مهمان بايد شرايط خاص و موقعيت هاى ويژه ميزبانِ خود را در نظر بگيرد و از هر چيزى كه موجب دردسر گردد، دورى نمايد . چه بسا موقعيت ميزبان و گاه فرصت او ايجاب مى كند كه پس از صَرف غذا ، خداحافظى كند ، چنان كه قرآن كريم در مورد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به مسلمانان توصيه مى فرمايد كه پس از صرف غذا با او خداحافظى كنند و به گفتگو ننشينند . (1)گاه لازم است كه مهمان پس از صرف غذا ، مدّتى توقّف كند ؛ ولى بايد توجّه داشته باشد كه توقف بلند مدّت ، ملال آور است و كرامت و عزّت مهمان را سلب مى نمايد . ميهمان ، سختْ عزيز است ، ولى همچو نفسخفقان آرد اگر آيد و بيرون نرود . (2)در هر حال ، چنان كه در روايات اهل بيت عليهم السلام آمده ، حداكثر مهمانى ، سه روز است . در مَثَل هاى فارسى هم آمده كه : «مهمان ، تا سه روز عزيز است» . (3)من اين جا دير ماندم ، خوار گشتمعزيز از ماندن دائم شود خوار چو آب اندر شَمَر، (4)بسيار مانَدشود طعمش بَد از آرامِ بسيار. (5)
.
۳ . پرهيز از حضور در مهمانى هاى نكوهيدهسومين اصل اساسى ـ كه رعايت آن براى مهمان لازم است ـ ، پرهيز از پذيرش دعوت به مهمانى هاى نكوهيده و ضد ارزشى است ، مانند: مهمانىِ كسانى كه انحراف اعتقادى و يا اخلاقى دارند ؛ زيرا معاشرت با آنها انسان را در معرض ابتلا به انحرافات آنان قرار مى دهد . يا مهمانى كسانى كه اهل لهو و لعب و ساز و آواز و برپايىِ مجالس گناه اند و يا مهمانى هايى كه با انگيزه رقابت ، همچشمى ، خودنمايى و فخرفروشى برگزار مى شود ؛ چرا كه چنين اخلاق ناپسندى ، موجب دشمنى ، و آفت خطرناك آسايش و آرامشِ زندگى است . از همين قبيل است مهمانى هايى كه ويژه ثروتمندان است ؛ زيرا اين گونه
.
نشست ها ، نمونه بارز امتيازات طبقاتى ، و نقطه مقابل آموزه هاى اسلام است كه ملاك برترى انسان ها را تقوا و ارزش هاى اخلاقى و عملى مى داند ، نه ثروت و قدرت و موقعيت هاى سياسى و اجتماعى . در تكميل اين مبحث ، نكته ديگرى نيز شايان توجّه است كه شركت در برخى مهمانى ها به خودى خود ، نكوهيده نيست ؛ ليكن گاه شرايطى پيش مى آيد كه موجب نكوهيده شدن آن مى گردد . مثلاً در برخى از روايات ، آمده كه اگر دو تن از همسايگان ، هم زمان ، همسايه ديگرى را به مهمانى دعوت كردند ، پذيرش دعوت همسايه اى كه نزديك تر است ، اولويت دارد ؛ امّا اگر دعوت آنها هم زمان نباشد، دعوت كسى كه زودتر پيشنهاد داده ، مقدّم است . همچنين در برخى روايات آمده كه اگر هم زمان ، به مهمانى و مراسم تشييع جنازه ، دعوت شُديد ، اولويت ، رفتن به مراسم تشييع جنازه است ؛ زيرا شركت در اين مراسم ، بيشتر ياد جهانِ پس از مرگ را در دل ها زنده مى كند . پيداست در چنين مواردى ، شركت كردن در مهمانى اى كه فاقد اولويت است ، كار شايسته اى محسوب نمى شود . با در نظر گرفتن مواردى كه بدان اشاره شد ، مى توان به اين نتيجه رسيد كه از نظر اسلام ، به طور كلى ، شركت در مهمانى هايى كه موجب آلودگى هاى اعتقادى ، اخلاقى و عملى است ، و يا با كار مهم ترى در تعارض است پسنديده نيست و مورد نكوهش واقع شده است . لذا شخص مؤمن نبايد اين گونه دعوت ها را بپذيرد . البته بايد توجّه داشت كه شركت در مهمانى هاى آلوده به گناه ، گناه محسوب مى شود ؛ ولى شركت در مهمانى اى كه در تعارض با كارى مهم تر
.
است ، هر چند نكوهيده شمرده شده ، ولى گناه نيست. آخرين سخن اين كه برپايه آموزه هايى كه از اين پس خواهد آمد ، در پذيرفتن دعوت به عروسى ها و ديگر مهمانى هايى كه به دليل چشمگير بودن نمودهاى دنياگرايى ، زمينه غفلت زدگى در آنها فراهم است ، نبايد شتاب كرد ؛ بلكه سزاوار است تا با كُندى و درنگ ، چنين دعوت هايى مورد پذيرش قرار گيرد تا از يك سو انسان ، كمتر گرفتار غفلت گردد و از سوى ديگر ، از آفات احتمالىِ اين گونه مجالس ، در امان ماند . امّا در اجابت دعوت براى شركت در مجالسى كه بر دانش و معرفت و معنويت انسان مى افزايد و يادآور خدا و آخرت است بايد شتاب نمود و از بركات آنها هر چه بيشتر بهره بُرد .
.
الفصل الأوّل : الحَثُّ عَلَى الضِّيافَةِ۱ / ۱قيمَةُ الضِّيافَةِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :لا يُضيفُ الضَّيفَ إلّا كُلُّ مُؤمِنٍ ، ومِن مَكارِمِ الأَخلاقِ قَراءُ (1)الضَّيفِ . (2)
عنه صلى الله عليه و آله :لِكُلِّ شَيءٍ زَكاةٌ ، وزَكاةُ الدّارِ بَيتُ الضِّيافَةِ . (3)
عنه صلى الله عليه و آلهـ وقَد جيءَ إلَيهِ بِالسّائِبِ بنِ عَبدِ اللّهِ يَومَ فَتحِ مَكَّةَ ـ: يا سائِبُ ! اُنظُر أخلاقَكَ الَّتي كُنتَ تَصنَعُها فِي الجاهِلِيَّةِ فَاجعَلها فِي الإِسلامِ ؛ أقرِ الضَّيفَ ، وأكرِمِ اليَتيمَ ، وأحسِن إلى جارِكَ . (4)
.
1) .قَرَيتُ الضَّيفَ قرىً وقراءً : أحسنتُ إليه . وإذا كسرتَ القاف قصرتَ وإذا فتحت مَدَدْتَ (الصحاح : ج ۶ ص ۲۴۶۱ «قرا») .
2) .دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۰۶ ح ۳۴۰ ، مستدرك الوسائل : ج ۱۶ ص ۲۴۱ ح ۱۹۷۳۰ .
3) .تاريخ دمشق : ج ۴۷ ص ۳۴۴ ح ۱۰۲۴۷ عن أنس ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۳۹۰ ح ۴۱۵۰۴ نقلاً عن الرافعي عن ثابت .
4) .مسند ابن حنبل : ج ۵ ص ۲۸۱ ح ۱۵۵۰۰ ، اُسد الغابة : ج ۲ ص ۳۹۵ كلاهما عن السائب بن عبد اللّه ، كنزالعمّال : ج ۱۵ ص ۸۵۴ ح ۴۳۳۹۶ .
فصل يكم : تشويق به مهمان نوازى۱ / ۱ارزش مهمان نوازىپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :از مهمان پذيرايى نمى كند ، مگر آن كه مؤمن است. مهمان نوازى ، از مكارم اخلاق است.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر چيزى زكاتى دارد، و زكات خانه، اتاق مهمانى است.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :ـ به سائب بن عبد اللّه ، وقتى او را در روز فتح مكّه ، نزد ايشان آوردند ـ : اى سائب! بنگر كه در دوران جاهليت ، چه اخلاقى [پسنديده ]داشته اى، در اسلام نيز آنها را به كار ببند : مهمان نواز باش ؛ يتيم را گرامى بدار ؛ و به همسايه ات نيكى كن .
.
عنه صلى الله عليه و آلهـ لِعَبدِ اللّهِ بنِ عَبّاسٍ ـ: أقِمِ الصَّلاةَ ... وأقرِ الضَّيفَ . (1)
عنه صلى الله عليه و آله :مَن أدّى الزَّكاةَ ، وقَرَى الضَّيفَ ، وأعطى فِي النّائِبَةِ (2)، فَقَد وُقِيَ مِنَ الشُّحِّ . (3)
عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ مِن مَكارِمِ الأَخلاقِ إقراءُ الضَّيفِ . (4)
عنه صلى الله عليه و آله :لا تَزالُ اُمَّتي بِخَيرٍ ما تَحابُّوا ... وقَرَوُا الضَّيفَ . (5)
عنه صلى الله عليه و آله :ما فِي النّاسِ ... مِثلُ رَجُلٍ ... يَقري ضَيفَهُ ، ويُؤَدّي حَقَّهُ .
تاريخ دمشق عن أبي الأحوص عن أبيه قال :يا رَسولَ اللّهِ ، مَرَرتُ بِرَجُلٍ فَلَم يُضِفني ، ولَم يَقرِني ، ثُمَّ مَرَّ بي ، فَأَجزيهِ أم أقريهِ ؟ قالَ : بَل أقرِهِ . (6)
الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله مَرَّ بِقَبرٍ يُحفَرُ ، وقَدِ انبَهَرَ (7)الَّذي يَحفِرُهُ . فَقالَ لَهُ : لِمَن تَحفِرُ هذَا القَبرَ ؟ فَقالَ : لِفُلانِ بنِ فُلانٍ . فَقالَ : وما لِلأَرضِ تَشَدَّدُ عَلَيكَ ؟ إن كانَ ـ ما عَلِمتُ ـ لَسَهلاً ، حَسَنَ الخُلُقِ ! فَلانَتِ الأَرضُ عَلَيهِ ، حَتّى كانَ لَيَحفِرُها بِكَفَّيهِ . ثُمَّ قالَ : لَقَد كانَ يُحِبُّ إقراءَ الضَّيفِ ؛ ولا يَقرِي الضَّيفَ إلّا مُؤمِنٌ تَقِيٌّ . (8)
.
1) .المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۱۷۶ ح ۷۲۷۶ عن عبد اللّه بن عبّاس ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۳ ص ۱۹۷ ح ۵۸۸۲ ، ، موارد الظمآن : ص ۲۹۲ ح ۱۲۰۲ كلاهما عن السلمي عن أبيه ، كنزالعمّال : ج ۱۵ ص ۹۱۵ ح ۴۳۵۷۸ .
2) .النائِبَةُ : ما ينوب الإنسان ، أي ما ينزل به من المهمّات والحوادث (النهاية : ج ۵ ص ۱۲۳ «نوب») .
3) .مستدرك الوسائل : ج ۷ ص ۳۲ ح ۷۵۷۰ نقلاً عن القطب الراوندي في لبّ اللباب ، المعجم الكبير : ج ۴ ص ۱۸۸ ح ۴۰۹۷ ، اُسد الغابة : ج ۲ ص ۱۲۱ كلاهما عن خالد بن يزيد وليس فيهما ذيله .
4) .الجعفريّات : ص ۱۵۴ عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام ، دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۰۶ ح ۳۴۰ ، مستدرك الوسائل : ج ۱۶ ص ۲۴۱ ح ۱۹۷۲۹ .
5) .عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج ۲ ص ۲۹ ح ۲۵ عن داود بن سليمان الفرّاء عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، الأمالي للطوسي : ص ۶۴۷ ح ۱۳۴۰ عن محمّد بن صدقة عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحارالأنوار : ج ۶۹ ص ۴۰۵ ح ۱۱۰ .
6) .تاريخ دمشق : ج ۵۴ ص ۶۷ ح ۶۶۰۳ ، تاريخ بغداد : ج ۱ ص ۲۶۳ ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۷۵ ح ۲۵۹۹۷ .
7) .البُهْرُ : ما يعتري الإنسان عند السَّعي الشديد والعدو ، من التَّهيُّج وتتابُعِ النَفَسِ (النهاية : ج ۱ ص ۱۶۵ «بهر») .
8) .قرب الإسناد : ص ۷۴ ح ۲۴۰ عن مسعدة بن صدقة ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۵۸ ح ۴ .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به عبد اللّه بن عبّاس ـ: نماز را به پا دار... و مهمان را گرامى بدار !
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس زكات بدهد و از مهمان پذيرايى كند و در گرفتارى ها ببخشايد ، از بُخل ، در امان مانده است .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :از جمله مكارم اخلاق، مهمان نوازى است .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امّت من همواره در خير و خوبى اند تا زمانى كه يكديگر را دوست بدارند... و مهمان نواز باشند .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در ميان مردم... همانند مردى كه ... مهمانش را گرامى مى دارد و حقوقش را مى پردازد، وجود ندارد.
تاريخ دمشقـ به نقل از ابو الأحوص ، از پدرش ـ: [به پيامبر صلى الله عليه و آله ] گفت : اى پيامبر خدا ! بر مردى مى گذرم و او مرا مهمان نمى كند و از من پذيرايى نمى نمايد . سپس او بر من مى گذرد . آيا مقابله به مثل كنم يا از او پذيرايى نمايم؟ فرمود: « از او پذيرايى كن » .
امام صادق عليه السلامـ از پدرانش عليهم السلام ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بر گورى گذر كرد كه شخص گوركن ، نفس نفس زنان مشغول حفر كردن آن بود . به او فرمود : « اين گور را براى كه مى كَنى ؟» . گفت : براى فلان ، پسر فلان . حضرت فرمود : « چرا كندن زمين بر تو سختى مى نمايد ؟ تا جايى كه من مى دانم، اگر او نرم دل و خوش اخلاق بود، هر آينه ، زمين برايش نرم مى شد تا جايى كه با دستانش آن را مى كَند » . سپس فرمود : « او مهماندارى را دوست داشت . مهماندار نيست مگر مؤمنِ پرهيزگار » .
.
الإمام عليّ عليه السلام :مِن أفضَلِ المَكارِمِ تَحَمُّلُ المَغارِمِ (1)، وإقراءُ الضُّيوفِ . (2)
عنه عليه السلام :المُروءَةُ بَثُّ المَعروفِ ، وقِرَى الضُّيوفِ . (3)
عنه عليه السلام :فِعلُ المَعروفِ ، وإغاثَةُ المَلهوفِ ، وإقراءُ الضُّيوفِ ، آلَةُ السِّيادَةِ . (4)
عنه عليه السلام :الضِّيافَةُ رَأسُ المُرُوَّةِ . (5)
عنه عليه السلام :حُبِّبَ إلَيَّ الصَّومُ بِالصَّيفِ ، وقِرى الضَّيفِ ، وَالضَّربُ في سَبيلِ اللّهِ بِالسَّيفِ . (6)
عنه عليه السلامـ مِن كَلامٍ لَهُ بِالبَصرَةِ ، وقَد دَخَلَ عَلى العَلاءِ بنِ زِيادٍ الحارِثِيِّ يَعودُهُ ، فَلَمّا رَأى سَعَةَ دارِهِ قالَ ـ: ما كُنتَ تَصنَعُ بِسَعَةِ هذِهِ الدّارِ فِي الدُّنيا ، وأنتَ إلَيها فِي الآخِرَةِ كُنتَ أحوَجَ ؟ بَلى ، إن شِئتَ بَلَغتَ بِهَا الآخِرَةَ ؛ تَقري فيهَا الضَّيفَ ، وتَصِلُ فيهَا الرَّحِمَ ، وتُطلِعُ مِنهَا الحُقوقَ مَطالِعَها ، فَإِذا أنتَ قَد بَلَغتَ بِهَا الآخِرَةَ . (7)
.
1) .المَغْرَمُ كالغُرْم ، وهو الدَّين ، ويريد به ما استدينَ فيما يكرهه اللّه ، أو فيما يجوز ثم عجز عن أدائهِ (النهاية : ج ۳ ص ۳۶۲ «غرم») .
2) .غرر الحكم : ج ۶ ص ۲۹ ح ۹۳۵۴ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۴۶۹ ح ۸۵۴۹ .
3) .غرر الحكم : ج ۲ ص ۱۵۶ ح ۲۱۷۱ .
4) .غرر الحكم : ج ۴ ص ۴۳۰ ح ۶۵۸۵ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۳۵۸ ح ۶۰۵۳ وفيه «زين» بدل «آلة» .
5) .غرر الحكم : ج ۱ ص ۱۴۲ ح ۵۲۸ .
6) .مستدرك الوسائل : ج ۷ ص ۵۰۵ ح ۸۷۵۸ نقلاً عن القطب الراونديّ في لبّ اللباب .
7) .نهج البلاغة : الخطبة ۲۰۹ ، الدعوات : ص ۲۳۰ ح ۶۳۸ ، بحارالأنوار : ج ۷۰ ص ۱۱۸ ح ۸ .
امام على عليه السلام :از برترين مكارم اخلاق، به دوش گرفتن تاوان ها و بدهكارى ها [ى ديگران] است و گرامى داشتن مهمانان.
امام على عليه السلام :جوان مردى ، عبارت است از: پراكندن نيكى ، و گرامى داشتن مهمان.
امام على عليه السلام :نيكى كردن، فريادرسىِ ستمديده، و مهماندارى ، ابزارهاى مهترى اند .
امام على عليه السلام :مهماندارى ، سرمنشأ جوان مردى است .
امام على عليه السلام :روزه گرفتن در تابستان، پذيرايى از مهمان، و شمشير زدن در راه خداوند ، مورد علاقه من اند .
امام على عليه السلامـ بخشى از گفتار ايشان در بصره ، آن گاه كه به عيادت علاء بن زياد حارثى رفت و چشمش به خانه گسترده او افتاد ـ: اين خانه فراخ در دنيا به چه كار تو مى آيد ، وقتى در آخرتْ به چنين خانه اى محتاج ترى ؟ آرى ، اگر بخواهى مى توانى به وسيله اين خانه ، به آخرت دست يابى ، در آن مهماندارى كنى ، به خويشاوندانت رسيدگى نمايى و حقوق آنها را بپردازى . در اين صورت ، به وسيله اين خانه ، به آخرتْ دست يافته اى .
.
إرشاد القلوب :قيلَ : إنَّ أميرَ المُؤمِنينَ عليه السلام بَكى يَوما ، فَسَأَلوهُ عَن سَبَبِ بُكائِهِ ، فَقالَ : مَضَت لَنا سَبعَةُ أيّامٍ لَم يَأتِنا ضَيفٌ . (1)
الإمام الصادق عليه السلام :إنَّ إبراهيمَ عليه السلام كان أبا أضيافٍ ، فَكانَ إذا لَم يَكونوا عِندَهُ خَرَجَ يَطلُبُهُم ، وأغلَقَ بابَهُ وأخَذَ المَفاتيحَ يَطلُبُ الأَضيافَ . (2)
عنه عليه السلام :قِرَى الضَّيفِ مِنَ السُّنَّةِ . (3)
الكافي عن الحسين بن عطية عن الإمام الصادق عليه السلام :المَكارِمُ عَشرٌ ، فَإِنِ استَطَعتَ أن تَكونَ فيكَ فَلتَكُن ، فَإِنَّها تَكونُ فِي الرَّجُلِ ولا تَكونُ في وَلَدِهِ ، وتَكونُ فِي الوَلَدِ ولا تَكونُ في أبيهِ ، وتَكونُ فِي العَبدِ ولا تَكونُ فِي الحُرِّ . قيلَ : وما هُنَّ ؟ قالَ : صِدقُ اليَأسِ (4)، وصِدقُ اللِّسانِ ، وأداءُ الأَمانَةِ ، وصِلَةُ الرَّحِمِ ، وإقراءُ الضَّيفِ ... . (5)
الإمام الصادق عليه السلامـ لِداودَ بنِ سَرحانَ ـ: يا داودُ ، إنَّ خِصالَ المَكارِمِ بَعضُها مُقَيَّدٌ بِبَعضٍ ، يَقسِمُهَا اللّهُ حَيثُ يَشاءُ ، تَكونُ فِي الرَّجُلِ ولا تَكونُ فِي ابنِهِ ، وتَكونُ فِي العَبدِ ولا تَكونُ في سَيِّدِهِ : صِدقُ الحَديثِ ، وصِدقُ النّاسِ (6)، وإعطاءُ السائِلِ ، وَالمُكافَأَةُ بِالصَّنائِعِ ، وأداءُ الأَمانَةِ ، وصِلَةُ الرَّحِمِ ، وَالتَّوَدُّدُ إلَى الجارِ وَالصّاحِبِ ، وقِرَى الضَّيفِ ورَأسُهُنَّ الحَياءُ . (7)
.
1) .إرشاد القلوب : ص ۱۳۶ .
2) .الكافي : ج ۴ ص ۴۰ ح ۶ عن زيد الشحّام ، مشكاة الأنوار : ص ۴۰۶ ح ۱۳۵۱ ، بحارالأنوار : ج ۱۲ ص ۱۳ ح ۴۰ .
3) .دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۴۸۹ ح ۱۷۴۴ ، تحف العقول : ص ۳۳۷ نحوه ، مستدرك الوسائل : ج ۱۳ ص ۳۹۵ ح ۱۵۷۰۷ .
4) .اليأسُ بالياء المثنّاة كما في بعض نسخ الكتاب ومجالس الشيخ وغيره . وفي بعض النسخ «البأس» بالباء الموحّدة (هامش المصدر) .
5) .الكافي : ج ۲ ص ۵۵ ح ۱ ، الأمالي للمفيد : ص ۲۲۶ ح ۴ ، الخصال : ص ۴۳۱ ح ۱۱ ، الأمالي للطوسي : ص ۱۰ ح ۱۲ كلاهما عن الحسن بن عطيّة ، بحارالأنوار : ج ۷۰ ص ۳۶۷ ح ۱۷ .
6) .كذا في المصدر ، وفي بحارالأنوار : «البأس» .
7) .الأمالي للطوسي : ص ۳۰۱ ح ۵۹۷ عن أبي قتادة ، بحارالأنوار : ج ۶۹ ص ۳۷۵ ح ۲۳ .
إرشاد القلوب:مى گويند: روزى امير مؤمنان عليه السلام گريه كرد . سبب گريه اش را از او پرسيدند . فرمود : « هفت روز است كه مهمانى بر ما وارد نشده است » .
امام صادق عليه السلام :ابراهيم عليه السلام بسيار مهمان نواز بود ، به گونه اى كه اگر يك روز مهمانى نزدش نبود ، در جستجوى مهمان ، بيرون مى رفت و درِ خانه اش را مى بست و كليدها را بر مى داشت تا اين كه مهمان مى جُست .
امام صادق عليه السلام :مهماندارى ، از سنّت است .
الكافىـ به نقل از حسين بن عطيّه ، از امام صادق عليه السلام ـ: مكارم اخلاق ، ده تاست . پس اگر توانستى آنها را در خود داشته باشى، چنان باش؛ زيرا اين خصلت ها ، گاه در شخصى هستند و در فرزند او نيستند، و گاه در فرزند هستند و در پدرش نيستند، و گاه در برده هستند و در آزاد نيستند. گفته شد : آنها چيستند ؟ فرمود: « راستىِ نوميدى [و قطع طمع و اميد از آنچه مردم دارند] ، راستىِ زبان ، امانتدارى ، صله رحم ، مهمان نوازى... » .
امام صادق عليه السلامـ به داوود بن سَرحان ـ: اى داوود ! مكارم اخلاق ، به يكديگر پيوسته اند . خداوند ، آنها را هر جا كه بخواهد ، قسمت مى كند. ممكن است در مرد باشند و در فرزندش نباشند، در برده باشند و در مولايش نباشند [كه اين خصلت هاى نيك ، عبارت اند از]: راستى در گفتار، راستى با مردم، (1)عطا كردن به سائل، تلافى كردن نيكى ها، امانتدارى، به جا آوردن صله رحم، نيكى كردن به همسايه و دوست، مهمان نوازى، و بالاترين آنها حيا .
.
1) .در مأخذ ، اين گونه آمده است ؛ امّا در بحار الأنوار به جاى «الناس» ، «البأس» آمده و «صدق البأس» ، به معناى شجاعت و دلاورى است.
۱ / ۲رِزقُ الضَّيفِ مَعَهُرسول اللّه صلى الله عليه و آله :ما مِن ضَيفٍ حَلَّ بِقَومٍ ، إلّا ورِزقُهُ في حِجرِهِ . (1)
الإمام الكاظم عليه السلام :إنَّما تَنزِلُ المَعونَةُ عَلَى القَومِ عَلى قَدرِ مَؤونَتِهِم ، وإنَّ الضَّيفَ لَيَنزِلُ بِالقَومِ فَيَنزِلُ رِزقُهُ مَعَهُ في حِجرِهِ . (2)
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إنَّ الضَّيفَ إذا جاءَ فَنَزَلَ بِالقَومِ جاءَ بِرِزقِهِ مَعَهُ مِنَ السَّماءِ ، فَإِذا أكَلَ غَفَرَ اللّهُ لَهُم بِنُزولِهِ عَلَيهِم . (3)
عنه صلى الله عليه و آله :الضَّيفُ عَلى بابِ القَومِ بِرِزقِهِ ، فَإِذَا ارتَحَلَ ارتَحَلَ بِجَميعِ ذُنوبِهِم . (4)
راجع : ص ۳۲ (بركات الضيافة / غفران الذنوب) .
.
1) .الكافي : ج ۶ ص ۲۸۴ ح ۳ عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلام ، قرب الإسناد : ص ۷۵ ح ۲۴۲ عن مسعدة بن صدقة عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، وفيه «معه» بدل «في حجره» ، الجعفريّات : ص ۱۵۳ عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۵۹ ح ۵ .
2) .الكافي : ج ۶ ص ۲۸۴ ح ۲ عن موسى بن بكر .
3) .الكافي : ج ۶ ص ۲۸۴ ح ۱ عن سليمان بن حفص البصريّ عن الإمام الصادق عليه السلام .
4) .الجعفريّات : ص ۱۵۴ عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۶۱ ح ۱۷ نقلاً عن الإمامة والتبصرة عن السكوني عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله .
۱ / ۲روزىِ مهمان ، همراه اوستپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ مهمانى بر قومى وارد نمى شود ، مگر آن كه روزى اش در دامن او باشد.
امام كاظم عليه السلام :همانا كمك [خداوند] بر قومى ، به اندازه خرجشان نازل مى شود، و مهمان ، هرگاه بر قومى فرود آيد ، روزى اش نيز با او در دامنش فرود مى آيد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هرگاه براى قومى مهمان بيايد ، روزى اش را نيز با خود از آسمان مى آورد ، و هرگاه [ آن مهمان ] غذا بخورد ، خداوند، با فرود آمدن او بر آنان، گناهانشان را مى آمرزد .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مهمان ، با روزى اش بر قوم وارد مى شود، و چون برود ، با همه گناهان آنها مى رود.
ر . ك : ص ۳۳ (بركت هاى مهمان دارى / آمرزش گناهان) .
.
۱ / ۳بَرَكاتُ الضِّيافَةِأ ـ سَعَةُ الرِّزقِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :الرِّزقُ أسرَعُ إلى مَن يُطعِمُ الطَّعامَ ، مِنَ السِّكّينِ فِي السَّنامِ . (1)
عنه صلى الله عليه و آله :الخَيرُ أسرَعُ إلى البَيتِ الَّذي يُطعَمُ فيهِ الطَّعامُ ، مِنَ الشَّفرَةِ في سَنامِ البَعيرِ . (2)
ب ـ غُفرانُ الذُّنوبِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :ما مِن ضَيفٍ يَحُلُّ بِقَومٍ إلّا ورِزقُهُ في حِجرِهِ ، فَإِذا نَزَلَ ، نَزَلَ بِرِزقِهِ ، فَإِذَا ارتَحَلَ ارتَحَلَ بِذُنوبِهِم . (3)
كنز العمّال عن أبي قرصافة :قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : إذا أرادُ اللّهُ بِعَبدٍ خَيرا أهدى لَهُ هَدِيَّةً . قيلَ : يا رَسولَ اللّهِ ، وما تِلكَ الهَدِيَّةُ ؟ قالَ : ضَيفٌ يَنزِلُ بِهِ بِرِزقِهِ ، ويَرحَلُ وقَد غُفِر لِأَهلِ المَنزِلِ . (4)
.
1) .الكافي : ج ۴ ص ۵۱ ح ۱۰ عن عبد اللّه بن ميمون عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام ، المحاسن : ج ۲ ص ۱۴۷ ح ۱۳۸۸ عن ميمون عن الإمام الصادق عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، الدعوات : ص ۱۵۰ ح ۳۹۸ ، بحارالأنوار : ج ۷۴ ص ۳۶۲ ح ۱۷ .
2) .المحاسن : ج ۲ ص ۱۴۷ ح ۱۳۸۹ عن الإمام الصادق عليه السلام ، تاريخ اليعقوبي : ج ۲ ص ۱۰۴ وفيه «يعشى» بدل «يطعم فيه الطعام» ، بحارالأنوار : ج ۷۴ ص ۳۶۲ ح ۱۸ ؛ سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۱۱۴ ح ۳۳۵۷ عن ابن عباس وفيه «يؤكل فيه» بدل «يطعم فيه الطعام» و ح ۳۳۵۶ ، المعجم الأوسط : ج ۳ ص ۲۸۸ ح ۳۱۷۴ ، شعب الإيمان : ج ۷ ص ۹۹ ح ۹۶۲۴ كلّها عن أنس وفيها «يغشى» بدل «يطعم فيه الطعام» ، الإخوان : ص ۲۲۸ ح ۲۰۰ عن الحسن ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۴۴ ح ۲۵۸۴۷ .
3) .دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۰۶ ح ۳۳۹ .
4) .كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۶۷ ح ۲۵۹۷۴ ، نقلاً عن أبي نعيم ؛ جامع الأخبار : ص ۳۷۸ ح ۱۰۵۷ نحوه ، مستدرك الوسائل : ج ۱۶ ص ۲۵۸ ح ۱۹۷۹۲ .
۱ / ۳بركت هاى مهماندارىالف ـ گشايشِ روزىپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :كسى كه اطعام مى كند ، سريع تر از فرو رفتن كارد در كوهان شتر ، به او روزى مى رسد .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :به خانه اى كه در آن اطعام مى شود، سريع تر از فرو رفتن تيغ در كوهان شتر، بركت مى رسد .
ب ـ آمرزش گناهانپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ مهمانى نيست كه بر قومى وارد شود ، مگر آن كه روزى اش در دامان اوست . پس، چون فرود آيد ، با روزى اش فرود مى آيد، و چون برود ، با گناهان آنها ( ميزبان ) مى رود .
كنز العمّالـ به نقل از ابو قرصانه ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: « هرگاه خدا بخواهد به بنده اى خيرى برساند ، به او هديه اى مى دهد » . گفته شد : اى پيامبر خدا ! آن هديه چيست؟ فرمود : « [آن هديه ،] مهمان [است] كه با روزى اش مى آيد، و چون مى رود ، اهل منزل ، آمرزيده شده اند » .
.
الكافي عن أبي محمّد الوابشي :ذُكِرَ أصحابُنا عِندَ أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام ، فَقُلتُ : ما أتَغَدّى ولا أتَعَشّى إلّا ومَعي مِنهُمُ الاِثنانِ وَالثَّلاثَةُ وأقَلُّ وأكثَرُ . فَقالَ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام : فَضلُهُم عَلَيكَ أعظَمُ مِن فَضلِكَ عَلَيهِم . فَقُلتُ : جُعِلتُ فِداكَ ، كَيفَ وأنَا اُطعِمُهُم طَعامي ، واُنفِقُ عَلَيهِم مِن مالي ، واُخدِمُهُم عِيالي ؟! فَقالَ : إنَّهُم إذا دَخَلوا عَلَيكَ دَخَلوا بِرِزقٍ مِنَ اللّهِ عز و جل كَثيرٍ ، وإذا خَرَجوا خَرَجوا بِالمَغفِرَةِ لَكَ . (1)
الكافي عن حسين بن نعيم الصحّاف :قالَ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام : أتُحِبُّ إخوانَكَ يا حُسَينُ ؟ قُلتُ : نَعَم . قالَ : تَنفَعُ فُقَراءَهُم ؟ قُلتُ : نَعَم . قالَ : أما إنَّهُ يَحِقُّ عَلَيكَ أن تُحِبَّ مَن يُحِبُّ اللّهَ ، أما وَاللّهِ! لا تَنفَعُ مِنهُم أحَدا حَتّى تُحِبَّهُ . أتَدعوهُم إلى مَنزِلِكَ ؟ قُلتُ : نَعَم ، ما آكُلُ إلّا ومَعي مِنهُمُ الرَّجلانِ وَالثَّلاثَةُ وَالأَقَلُّ وَالأَكثَرُ . فَقالَ أبو عَبدِ اللّهِ : أما إنَّ فَضلَهُم عَلَيكَ أعظَمُ مِن فَضلِكَ عَلَيهِم . فَقُلتُ : جُعِلتُ فِداكَ ، اُطعِمُهُم طَعامي ، واُوطِئُهُم رَحلي ، ويَكونُ فَضلُهُم عَلَيَّ أعظَمَ ؟! قالَ : نَعَمَ ، إنَّهُم إذا دَخَلوا مَنزِلَكَ دَخَلوا بِمَغفِرَتِكَ ومَغفِرَةِ عِيالِكَ ، وإذا خَرَجوا مِن مَنزِلِكَ خَرَجوا بِذُنوبِكَ وذُنوبِ عِيالِكَ . (2)
.
الكافىـ به نقل از ابو محمّد وابشى ـ: نزد امام صادق عليه السلام از ياران ما ياد شد . گفتم : من هيچ گاه چاشت و شام نمى خورم ، مگر اين كه دو سه نفر از آنان يا كمتر و بيشتر ، با من هستند . امام صادق عليه السلام فرمود: «فضيلت آنها بر تو، بيشتر از فضيلت تو بر آنهاست». گفتم : قربانت گردم ! چگونه چنين است ، در حالى كه من خوراكم را به آنها مى خورانم، از مالم به آنها انفاق مى كنم و عيالم را خدمت گزار آنها مى سازم ؟ ! فرمود : « [چون] آنها زمانى كه بر تو وارد مى شوند ، همراه روزىِ فراوانى از سوى خداوند عز و جل وارد مى شوند و آن گاه كه مى روند ، تو آمرزيده شده اى » .
الكافىـ به نقل از حسين بن نعيم صحّاف ـ: امام صادق عليه السلام فرمود : « اى حسين ! آيا برادرانت را دوست دارى ؟ » . گفتم : بله . فرمود : « به تهى دستان آنها سود مى رسانى ؟ » . گفتم : بله . فرمود : «آرى . تو وظيفه دارى كسى را كه خدا را دوست دارد ، (1)دوست بدارى . آرى ، به خدا سوگند ، تو به كسى از آنها سود نمى رسانى ، تا اين كه دوستش بدارى . (2)آيا آنها را به منزلت دعوت مى كنى ؟ » . گفتم : بله . هيچ وقت غذا نمى خورم ، مگر آن كه دو سه نفر يا كمتر و بيشتر از آنها با من هستند. امام صادق عليه السلام فرمود : « البته، آنها بر تو فضيلت بيشترى دارند تا تو بر آنها» . گفتم : قربانت گردم ! من آنها را اطعام مى كنم و روى فرشم مى نشانم، آن گاه فضيلت آنها بر من بيشتر است ؟ ! فرمود : « آرى ؛ چون آنها زمانى كه به خانه ات مى آيند ، براى تو و خانواده ات آمرزش مى آورند و زمانى كه مى روند ، گناهان تو و خانواده ات را مى بَرَند» .
.
1) .يا: به رفع «اللّه »، يعنى خدا او را دوست دارد.
2) .درباره معناى اين جمله ، دو نظر است: يكى اين كه مراد امام صادق عليه السلام اين است كه ادّعاى محبّت داشتن بدون سود رساندن ، ادّعايى دروغ است ؛ بلكه اگر در ادّعاى دوست داشتنت صادق هستى ، بايد به آنها سود برسانى. اين ، نظر علّامه مجلسى است . أمّا ملّا صالح مازندرانى (شارح ) ، گفته است: يعنى سود رساندن ، تابع دوست داشتن يا مستلزم آن است. يعنى تا دوست نداشته باشى ، سود نمى رسانى . مترجم ، اين نظر را ترجيح مى دهد ؛ چرا كه ظاهر عبارت ، بر همين معنا دلالت دارد . واللّه العالم !
راجع : الحديث ۲۴ و ۲۵ و ۷۸
ج ـ النَّجاةُ مِنَ النّارِالإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام :إنَّ رَجُلا أتى النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله فَقالَ : يا رَسولَ اللّهِ ، بِأَبي أنتَ واُمّي ، إنّي اُحسِنُ الوُضوءَ ، واُقيمُ الصَّلاةَ ، واُؤتِي الزَّكاةَ في وَقتِها ، وأقرِي الضَّيفَ طَيِّبَةٌ بِها نَفسي ، مُحتَسِبٌ بِذلِكَ ، أرجو ما عِندَ اللّهِ . فَقالَ : بَخٍ بَخٍ بَخٍ ، ما لِجَهَنَّمَ عَلَيكَ سَبيلٌ ، إنَّ اللّهَ قَد بَرَّأَكَ مِنَ الشُّحِّ ، إن كُنتَ كَذلِكَ . (1)
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن ذَبَحَ لِضَيفِهِ ذَبيحَةً ، كانَت فِداهُ مِنَ النّارِ . (2)
راجع : الحديث ۷۶
د ـ الجَنَّةُرسول اللّه صلى الله عليه و آله :الضَّيفُ دَليلُ الجَنَّةِ . (3)
عنه صلى الله عليه و آله :مَن أقامَ الصَّلاةَ ... وقَرى الضَّيفَ ، دَخَلَ الجَنَّةَ . (4)
.
1) .قرب الإسناد : ص ۷۵ ح ۲۴۱ عن مسعدة بن صدقة ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۵۹ ح ۵ .
2) .كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۴۵ ح ۲۵۸۵۳ نقلاً عن الحاكم في تاريخه عن جابر .
3) .جامع الأخبار : ص ۳۷۸ ح ۱۰۵۵ ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۶۰ ح ۱۴ .
4) .المعجم الكبير : ج ۱۲ ص ۱۰۶ ح ۱۲۶۹۲ عن ابن عبّاس ، كنزالعمّال : ج ۱۵ ص ۸۸۸ ح ۴۳۵۱۵ .
ر.ك : حديث ۲۴ و ۲۵ و ۷۸ .
ج ـ رهايى از آتش دوزخامام صادق عليه السلامـ از پدرانش عليهم السلام ـ: مردى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت : پدر و مادرم به فدايت ، اى پيامبر خدا ! من خوب وضو مى سازم، نماز مى خوانم، زكاتم را در وقتش مى دهم و از مهمان ، با كمال ميل و رضايت پذيرايى مى كنم، و همه اينها را به خاطر خدا و ثواب الهى انجام مى دهم. امام عليه السلام فرمود : « بَه بَه، بَه بَه ! جهنّم را بر تو راهى نيست . خداوند ، تو را از بخل ، پاك كرده است ، اگر به راستى چنين باشى » .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس براى مهمانش حيوانى قربانى كند، آن حيوان ، فديه او از آتش است .
ر.ك : حديث ۷۶ .
د ـ بهشتپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مهمان، راهنماى بهشت است.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس نماز بخواند... و مهمان نوازى كند ، به بهشت مى رود .
.
تاريخ دمشق عن أبي هريرة :سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقولُ : ألا نُحَدِّثُكُم بِما يُدخِلُكُمُ الجَنَّةَ ؟ قالوا : بَلى ، قالَ : ضَربٌ بِالسَّيفِ ، وطَعامُ الضَّيفِ (1)، وَاهتِمامٌ بِمَواقيتِ الصَّلاةِ ، وإسباغُ الطَّهورِ فِي اللَّيلَةِ القَرَّةِ (2)، وإطعامُ الطَّعامِ عَلى حُبِّهِ . (3)
الإمام الصادق عليه السلام :مَن أضافَ مُؤمِنا أو خَفَّ لَهُ عَن شَيءٍ مِن حَوائِجِهِ ، كانَ حَقّا عَلَى اللّهِ أن يُخدِمَهُ وَصيفا فِي الجَنَّةِ . (4)
راجع : الحديث ۷۹
۱ / ۴ما أُكِّدَتْ فيهِ الضِّيافَةُرسول اللّه صلى الله عليه و آله :الوَليمَةُ في أربَعٍ : العُرسِ ، وَالخُرسِ ؛ وهُوَ المَولودُ يُعَقُّ عَنهُ ويُطعَمُ ، وَالإِعذارِ ؛ وهُوَ خِتانُ الغُلامِ ، وَالإِيابِ ؛ وهُوَ الرَّجُلُ يَدعو إخوانَهُ إذا آبَ مِن غَيبَتِهِ ـ وفي رِوايَةٍ اُخرى : أو تَوكيرٍ ؛ وهُوَ بِناءُ الدّارِ أو غَيرِهِ ـ . (5)
عنه صلى الله عليه و آله :لا وَليمَةَ إلّا في خَمسٍ : في عُرسٍ ، أو خُرسٍ ، أو عِذارٍ ، أو وِكارٍ ، أو رِكازٍ . فَالعُرسُ : التَّزويجُ ، وَالخُرسُ : النِّفاسُ بِالوَلَدِ ، وَالعِذارُ : الخِتانُ ، وَالوِكارُ : الرَّجُلُ يَشتَرِي الدّارَ ، وَالرِّكازُ : الرَّجُلُ يَقدِمُ مِن مَكَّةَ . (6)
.
1) .في بعض نسخ المصدر : «وإطعام الضيف» (راجع : هامش المصدر) .
2) .قَرٌّ وقارٌّ : أي بارد ، وليلة قَرّة (المصباح المنير : ص ۴۹۷ «قَرّ») .
3) .تاريخ دمشق : ج ۳۷ ص ۲۹۱ ح ۷۴۹۷ ، كنزالعمّال : ج ۱۵ ص ۸۸۴ ح ۴۳۵۰۴ .
4) .عوالي اللآلي : ج ۱ ص ۳۷۵ ح ۹۶ .
5) .الكافي : ج ۶ ص ۲۸۱ ح ۳ عن السكونيّ عن الإمام الصادق عليه السلام ، المحاسن : ج ۲ ص ۱۹۰ ح ۱۵۵۰ ، بحارالأنوار : ج ۷۶ ص ۲۸۷ ح ۳ .
6) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۳ ص ۴۰۲ ح ۴۴۰۴ ، الخصال : ص ۳۱۳ ح ۹۱ ، معاني الأخبار : ص ۲۷۲ ح ۱ كلّها عن موسى بن بكر عن الإمام الكاظم عليه السلام ، بحارالأنوار : ج ۹۹ ص ۳۸۴ ح ۶ .
تاريخ دمشقـ به نقل از ابو هريره ـ: از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى فرمود : « آيا برايتان نگويم كه چه چيز ، شما را به بهشت مى برد ؟ » . گفتند : بله . فرمود: « شمشير زدن، مهمانى دادن، اهميّت دادن به اوقات نماز، وضوى شاداب گرفتن در شب سرد، و اطعام كردن خوراك ، با وجود علاقه خود به آن غذا » .
امام صادق عليه السلام :هركس مؤمنى را مهمانى دهد ، يا بخشى از نيازهاى او را بر آورده كند ، بر خداوند است كه در بهشت ، براى او خدمت گزارى بگمارد .
ر.ك : حديث ۷۹ .
۱ / ۴مواردى كه مهمانى دادن براى آنها سفارش شدهپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :وليمه دادن در چهار مورد است : عروسى ؛ خُرس ، يعنى عقيقه كردن فرزند و طعام دادن ؛ اِعذار ، يعنى ختنه كردن پسر ؛ بازگشت ، يعنى اين كه مرد در بازگشت از سفرش ، برادران خود را دعوت كند ـ در روايتى ديگر آمده است : يا توكير ، يعنى ساختن خانه، يا جز آن ـ .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :وليمه دادن ، جز در پنج مورد نيست : در عُرس ، خُرس ، عِذار ، وِكار ، و رِكاز . عُرس ، يعنى ازدواج؛ خُرس: تولّد فرزند؛ عذار: ختنه؛ وكار: خريد خانه؛ رِكاز: بازگشت از مكّه.
.
عنه صلى الله عليه و آلهـ لَمّا خَطَبَ عَلِيٌّ فاطِمَةَ عليهماالسلام ـ: يا عَلِيُّ ... إنَّهُ لابُدَّ لِلعُرسِ مِن وَليمَةٍ . (1)
تاريخ دمشق عن بريدة :لَمّا زَوَّجَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله فاطِمَةَ عليهاالسلامقالَ (لَها) رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : لابُدَّ لِلعُرسِ مِن وَليمَةٍ . ثُمَّ أمَرَ بِكَبشٍ فَجَمَعَهُم عَلَيهِ . (2)
سنن أبي داود عن أنس بن مالك :إنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله أولَمَ عَلى صَفِيَّةَ بِسَويقٍ (3)وتَمرٍ . (4)
مسند ابن حنبل عن أنس :لَمّا دَخَلَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله بِزَينَبَ ابنَةِ جَحشٍ ، أولَمَ . قالَ : فَأَطعَمَنا خُبزا ولَحما . (5)
الإمام الصادق عليه السلام :لا تَجِبُ الدَّعوَةُ إلّا في أربَعٍ : العُرسِ ، وَالخُرسِ ، وَالإِيابِ ، وَالإِعذارِ . (6)
دعائم الإسلام :عَنهُ [أي الإِمامِ الصّادِقِ] عليه السلام أنَّهُ أمَرَ بِالوَليمَةِ ، وقالَ : هِيَ في أربَعٍ : العُرسِ ، وَالخُرسِ ، وَالإِعذارِ ، وَالوَكيرَةِ . ... وَالوَكيرةُ : قُدومُ الرَّجُلِ مِن سَفَرِهِ . (7)
الكافي عن عليّ بن الحكم عن بعض أصحابنا :أولَمَ أبُو الحَسَنِ موسى عليه السلام وَليمَةً عَلى بَعضِ وُلدِهِ ، فَأَطعَمَ أهلَ المَدينَةِ ثَلاثَةَ أيّامٍ الفالوذَجاتِ (8)فِي الجِفانِ ، فِي المَساجِدِ وَالأَزِقَّةِ ، فَعابَهُ بِذلِكَ بَعضُ أهلِ المَدينَةِ ، فَبَلَغَهُ عليه السلام ذلِكَ ، فَقالَ : ما آتى اللّهُ عز و جل نَبِيّا مِن أنبِيائِهِ شَيئا إلّا وقَد آتى مُحَمَّدا صلى الله عليه و آله مِثلَهُ ، وزادَهُ ما لم يُؤتِهِم ، قالَ لِسُلَيمانَ عليه السلام : «هَـذَا عَطَـاؤُنَا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسَابٍ» (9)، وقالَ لِمُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله : «وَ مَا ءَاتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُواْ» (10). (11)
.
1) .مسند ابن حنبل : ج ۹ ص ۲۹ ح ۲۳۰۹۷ ، الطبقات الكبرى : ج ۸ ص ۲۱ ، تهذيب الكمال : ج ۱۷ ص ۷۶ وفيهما «للعروس» بدل «للعرس» وكلّها عن بريدة ، كنزالعمّال : ج ۱۶ ص ۳۰۵ ح ۴۴۶۱۶ .
2) .تاريخ دمشق : ج ۵۲ ص ۳۲۹ ح ۱۱۰۴۵ ، كنزالعمّال : ج ۱۳ ص ۶۸۰ ح ۳۷۷۴۴ .
3) .السويق : ما يعمل من الحنطة والشّعير (المصباح المنير : ص ۲۹۶ «سوق») .
4) .سنن أبي داود : ج ۳ ص ۳۴۱ ح ۳۷۴۴ .
5) .مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۱۹۷ ح ۱۱۹۴۳ ، فصّ الخواتم فيما قيل في الولائم : ص ۴۵ .
6) .الكافي : ج ۶ ص ۲۸۱ ح ۲ عن هشام بن سالم .
7) .دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۲۰۵ ح ۷۴۷ ، مستدرك الوسائل : ج ۸ ص ۲۴۵ ح ۹۳۵۷ .
8) .الفالوذ : من الحلواء يُسوّى من لُبِّ الحنطة . والفالوذ والفالوذق معرّبان ولا يقال : فالوذج (لسان العرب : ج ۳ ص ۵۰۳ «فلذ») .
9) .ص : ۳۹ .
10) .الحشر : ۷ .
11) .الكافي : ج ۶ ص ۲۸۱ ح ۱ ، بحارالأنوار : ج ۴۸ ص ۱۱۰ ح ۱۲ .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ آن گاه كه على عليه السلام از فاطمه عليهاالسلام خواستگارى كرد ـ: اى على !... براى عروسى ، بايد وليمه داد .
تاريخ دمشقـ به نقل از بريده ـ: هنگامى كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فاطمه عليهاالسلام را همسر داد ، (به او) فرمود: « براى عروسى ، بايد وليمه داد » . سپس دستور داد كه قوچى را سر بريدند و همه را به آن دعوت كرد .
سنن أبى داوودـ به نقل از انس بن مالك ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله براى [ازدواج با] صفيّه، تلخان (1)و خرما وليمه داد .
مسند ابن حنبلـ به نقل از انس ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله چون با زينب دختر جحش عروسى كرد، وليمه داد، پس ما را با نان و گوشت اطعام كرد .
امام صادق عليه السلام :مهمانى گرفتن ، جز در چهار مورد ، واجب نيست: عروسى، تولّد فرزند، بازگشت [از سفر يا سفر مكّه]، و ختنه كردن.
دعائم الإسلامـ به نقل از امام صادق عليه السلام در روايتى كه ايشان به وليمه دادنْ امر مى كرد ـ: آن در چهار مورد است: عروسى، تولّد فرزند، ختنه كردن، و بازگشت از سفر.
الكافىـ به نقل از على بن حكم ، از يكى از راويان شيعه ـ: ابو الحسن موسى عليه السلام براى يكى از فرزندانش (2)وليمه داد . ايشان ، سه روز ، ديگ هاى پالوده به پا كرد و مردم مدينه را در مساجد و كوچه ها اطعام نمود. برخى [يا: يكى ]از مردم مدينه بر اين كار امام عليه السلام خرده گرفتند . اين خرده گيرى ، به گوش امام رسيد . پس فرمود : « خداوند عز و جل به پيامبرى از پيامبران ، چيزى نداد مگر اين كه مانند آن را به محمّد صلى الله عليه و آله نيز داد ؛ امّا افزون بر آنها به او چيزى داد كه به ايشان نداد . به سليمان عليه السلام فرمود : « اين ، بخشش ماست . [ آن را ] بى شمار ببخش يا نگاه دار » . ولى در حقّ محمّد صلى الله عليه و آله فرمود: «و آنچه را فرستاده [ او ]به شما داد، آن را بگيريد و از آنچه شما را باز داشت، باز ايستيد» » .
.
الإمام الرضا عليه السلام :إنَّ النَّجاشِيَّ لَمّا خَطَبَ لِرَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله آمِنَةَ بِنتَ أبي سُفيانَ ، فَزَوَّجَهُ ودَعا بِطَعامٍ ، وقالَ : إنَّ مِن سُنَنِ المُرسَلينَ الإِطعامَ عِندَ التَّزويجِ . (1)
عنه عليه السلام :إنَّ اللّهَ جَعَلَ اللَّيلَ سَكَنا ، وجَعَلَ النِّساءَ سَكَنا ، ومِنَ السُّنَّةِ التّزويجُ بِاللَّيلِ ، وإطعامُ الطَّعامِ . (2)
مسند ابن حنبل عن جابر :قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : الحَجُّ المَبرورُ لَيسَ لَهُ جَزاءٌ إلَا الجَنَّةُ . قالوا : يا نَبِيَّ اللّهِ ، مَا الحَجُّ المَبرورُ ؟ قالَ : إطعامُ الطَّعامِ ، وإفشاءُ السَّلامِ . (3)
.
1) .الكافي : ج ۵ ص ۳۶۷ ح ۱ ، المحاسن : ج ۲ ص ۱۹۱ ح ۱۵۵۳ كلاهما عن الحسن بن عليّ الوشّاء ، تهذيب الأحكام : ج ۷ ص ۴۰۹ ح ۱۶۳۳ عن الوشّا ، بحارالأنوار : ج ۲۲ ص ۱۹۰ ح ۳ .
2) .تفسير العيّاشي : ج ۱ ص ۳۷۱ ح ۶۷ عن الحسن بن عليّ ابن بنت إلياس ، بحارالأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۷۸ ح ۴۸ .
3) .مسند ابن حنبل : ج ۵ ص ۷۲ ح ۱۴۴۸۹ ، المعجم الأوسط : ج ۸ ص ۲۰۳ ح ۸۴۰۵ وفيه «طيب الكلام» بدل «إفشاء السلام» ، فتح الباري : ج ۳ ص ۳۸۲ نحوه ، عوالي اللآلي : ج ۴ ص ۳۳ ح ۱۱۷ ، مستدرك الوسائل : ج ۸ ص ۶۲ ح ۹۰۷۸ وفيهما «طيب الكلام» بدل «إفشاء السلام» .
امام رضا عليه السلام :نجاشى ، چون آمنه دختر ابو سفيان را براى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله خواستگارى نمود و او را به عقد ايشان درآورد ، مهمانى داد و گفت: يكى از سنّت هاى پيامبران ، اطعام كردن هنگام ازدواج است.
امام رضا عليه السلام :خداوند ، شب را مايه آرامش قرار داد و زنان را نيز مايه آرامش، و از سنّت است عروسى كردن در شب و اطعام كردن .
مسند ابن حنبلـ به نقل از جابر ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « حجّ پذيرفته شده ، پاداشى جز بهشت ندارد » . گفتند : اى پيامبر خدا ! حج پذيرفته شده چيست ؟ فرمود : « اطعام دادن و سلام كردن به همگان » .
.
۱ / ۵ذَمُّ الاِمتِناعِ عَنِ الضِّيافَةِالكتاب«فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا أَتَيَا أَهْلَ قَرْيَةٍ اسْتَطْعَمَا أَهْلَهَا فَأَبَوْاْ أَن يُضَيِّفُوهُمَا فَوَجَدَا فِيهَا جِدَارًا يُرِيدُ أَن يَنقَضَّ فَأَقَامَهُ قَالَ لَوْ شِئْتَ لَاتَّخَذْتَ عَلَيْهِ أَجْرًا» . (1)
الحديثرسول اللّه صلى الله عليه و آله :لا خَيرَ فيمَن لا يُضيفُ . (2)
عنه صلى الله عليه و آله :لا خَيرَ فيمَن لا يَقرِي الضَّيفَ . (3)
عنه صلى الله عليه و آله :بِئسَ القَومُ قَومٌ لا يُنزِلونَ الضَّيفَ . (4)
عنه صلى الله عليه و آله :كُلُّ بَيتٍ لا يَدخُلُ فيهِ الضَّيفُ ، لا تَدخُلُهُ المَلائِكَةُ . (5)
الكافي عن عبد اللّه بن محمّد الجعفريّ :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله كانَ في بَعضِ مَغازيهِ ، فَمَرَّ بِهِ رَكبٌ وهُوَ يُصَلّي ، فَوَقَفوا عَلى أصحابِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وساءَلوهُم عَن رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، ودَعَوا وأثنَوا وقالوا : لَولا أنّا عِجالٌ لَانتَظَرنا رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، فَأَقرِئوهُ مِنَّا السَّلامَ ، ومَضَوا . فَأَقبَلَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مُغضَبا ، ثُمَّ قالَ لَهُم : يَقِفُ عَلَيكُمُ الرَّكبُ ويَسأَلونَكُم عَنّي ويُبَلِّغونِي السَّلامَ ولا تَعرِضونَ عَلَيهِمُ الغَداءَ ! لَيَعِزُّ عَلى قَومٍ فيهِم خَليلي جَعفَرٌ (6)أن يَجوزوهُ حَتّى يَتَغَدَّوا عِندَهُ . (7)
.
1) .الكهف : ۷۷ .
2) .مسند ابن حنبل : ج ۶ ص ۱۴۲ ح ۱۷۴۲۴ ، شعب الإيمان : ج ۷ ص ۹۱ ح ۹۵۸۸ ، الفردوس : ج ۵ ص ۱۷۹ ح ۷۸۸۸ كلّها عن عقبة بن عامر ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۴۵ ح ۲۵۸۵۴ .
3) .مستدرك الوسائل : ج ۱۶ ص ۲۴۲ ح ۱۹۷۳۲ نقلاً عن القطب الراوندي في لبّ اللباب .
4) .شعب الإيمان : ج ۷ ص ۹۱ ح ۹۵۸۸ ، المعجم الأوسط : ج ۸ ص ۱۹۶ ح ۸۳۸۴ وفيه «لا يقرون» بدل «لا ينزلون» وكلاهما عن عقبة بن عامر ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۴۴ ح ۲۵۸۴۵ .
5) .جامع الأخبار : ص ۳۷۸ ح ۱۰۵۸ ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۶۱ ح ۱۴ .
6) .أي لو كان فيكم جعفر لما فعل هذا (هامش المصدر) .
7) .الكافي : ج ۶ ص ۲۷۵ ح ۱ ، المحاسن : ج ۲ ص ۱۸۹ ح ۱۵۴۷ ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۵۷ ح ۱ .
۱ / ۵نكوهش خوددارى از مهمان نوازىقرآن«پس رفتند تا به اهل قريه اى رسيدند. از مردم آن جا خوراكى خواستند، و [ لى آنها ]از مهمان نمودن آن دو ، خوددارى كردند. پس در آن جا ديوارى يافتند كه مى خواست فرو ريزد و [ بنده ما ]آن را استوار كرد. [ موسى ]گفت: «اگر مى خواستى [ مى توانستى ]براى آن مزدى بگيرى »» .
حديثپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در كسى كه مهمان نوازى نمى كند، خيرى نيست.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در كسى كه از مهمان پذيرايى نمى كند، خيرى نيست.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بد قومى هستند آن قومى كه مهمان را پذيرايى نمى كنند !
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر خانه اى كه مهمان به آن وارد نشود، فرشتگان ، وارد آن خانه نمى شوند.
الكافىـ به نقل از عبد اللّه بن محمّد جعفرى ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در يكى از جنگ هايش مشغول نماز بود كه كاروانى بر او گذشتند . كاروانيان ، نزد ياران پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ايستادند و احوال پيامبر صلى الله عليه و آله را از آنها پرسيدند و دعا و ثنا كردند و گفتند : اگر عجله نداشتيم ، حتما منتظر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مى مانديم . پس سلام ما را به ايشان برسانيد ، و رفتند . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله خشمناك آمد و به يارانش فرمود : « كاروان ، نزد شما مى ايستد و احوال مرا از شما مى پرسند و به من سلام مى رسانند و شما آنها را به صرف چاشتْ دعوت نمى كنيد ! امكان نداشت كه دوستم جعفر ، در جمعى باشد و كاروانى بر او بگذرد ، بدون آن كه نزد وى غذايى تناول كنند ! (1)
.
1) .يعنى اگر جعفر در ميان شما بود ، قطعا چنين كارى نمى كرد .
الإمام العسكري عليه السلامـ في قَولِهِ تَعالى : «ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُم مِّن بَعْدِ ذَ لِكَ فَهِىَ كَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً» (1)ـ: يَقولُ اللّهُ عز و جل : يَبِسَت قُلوبُكُم مَعاشِرَ اليَهودِ كَالحِجارَةِ اليابِسَةِ ، لا تَرشَحُ بِرُطوبَةٍ ؛ أي إنَّكُم لا حَقَّ اللّهِ تُؤَدّونَ ... ولا لِلضَّيفِ تَقرونَ . (2)
.
امام عسكرى عليه السلامـ در باره اين فرموده خداوند متعال: «سپس دل هاى شما پس از اين [ واقعه ] ، سخت گرديد، همانند سنگ، يا سخت تر از آن» ـ: خداوند عز و جلمى فرمايد : « اى گروه يهود! دل هاى شما خشك شده است ، همانند سنگ سخت ، كه هيچ نَمى از آنها نمى تراود » . يعنى شما نه حقّ خدا را ادا مى كنيد ... و نه از مهمان پذيرايى مى نماييد .
.
الفصل الثاني : ما يَنبَغي لِلمُضَيِّفِ۲ / ۱حُسن النيّةرسول اللّه صلى الله عليه و آله :يا أبا ذرٍّ ، لِيَكُن لَكَ في كُلِّ شَيءٍ نِيَّةٌ صالِحَةٌ ، حتّى في النَّومِ والأكلِ . (1)
الإمام عليّ عليه السلام :النِّيَّةُ الصّالِحَةُ أحَدُ العَمَلَينِ . (2)
عنه عليه السلام :غايَةُ اليَقينِ الإخْلاصُ . (3)
راجع : ص ۸۴ (ما لا ينبغي للمضيف / الرياء والسمعة) .
۲ / ۲إكرامُ الضَّيفِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :إنَّ مِن حَقِّ الضَّيفِ أن يُكرَمَ ، وأن يُعَدَّ لَه الخِلالُ (4). (5)
.
1) .. مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۷۰ ح ۲۶۶۱ .
2) .غرر الحكم : ج ۲ ص ۱۶ ح ۱۶۲۴ .
3) .. غرر الحكم : ج ۴ ص ۳۶۹ ح ۶۳۴۷ .
4) .الخِلال : العُود الذي يُتخلّل به (الصحاح : ج ۴ ص ۱۶۸۷ «خلل») .
5) .الكافي : ج ۶ ص ۲۸۵ ح ۳ عن سليمان بن حفص عن الإمام الصادق عليه السلام ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۳ ص ۳۵۷ ح ۴۲۶۱ ، مكارم الأخلاق : ج ۱ ص ۳۲۹ ح ۱۰۵۰ وفيه «وفي خبرٍ آخر ...» وليس فيهما «أن يكرم» ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۵۵ ح ۲۶ .
فصل دوم : آنچه شايسته ميزبان است۲ / ۱انگيزه نيكوپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اى ابوذر! بايد در هر كارى ، نيّتى پاك داشته باشى ، حتّى در خوابيدن و خوردن.
امام على عليه السلام :نيّت خوب، خود ، يك عمل است.
امام على عليه السلام :غايت يقين، اخلاص است .
ر . ك : ص ۸۵ (آنچه شايسته ميزبان نيست / خودنمايى و شهرت طلبى) .
۲ / ۲گراميداشت مهمانپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :از حقوق مهمان ، اين است كه گرامى داشته شود و [حتّى ]برايش خلال دندان آورده شود.
.
عنه صلى الله عليه و آله :مَن كانَ يُؤمِنُ بِاللّهِ وَاليَومِ الآخِرِ ، فَليُكرِم ضَيفَهُ . (1)
مسند ابن حنبل عن أبي سعيد الخدري :قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : مَن كانَ يُؤمِنَ بِاللّهِ وَاليَومِ الآخِرِ ، فَليُكرِم ضَيفَهُ ، ـ قالَها ثَلاثا ـ . قالَ : وما كَرامَةُ الضَّيفِ يا رَسولَ اللّهِ ؟ قالَ : ثَلاثَةُ أيّامٍ ، فَما جَلَسَ بَعدَ ذلِكَ فَهُوَ عَلَيهِ صَدَقَةٌ . (2)
صحيح البخاري عن أبي شريح العدويّ عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن كانَ يُؤمِنُ بِاللّهِ وَاليَومِ الآخِرِ ، فَليُكرِم ضَيفَهُ جائِزَتَهُ . قالَ : وما جائِزَتُهُ يا رَسولَ اللّهِ ؟ قالَ : يَومٌ ولَيلةٌ ، وَالضِّيافَةُ ثَلاثَةُ أيّامٍ . (3)
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن كانَ يُؤمِنُ بِاللّهِ وَاليَومِ الآخِرِ ، فَليُحسِن قِرى ضَيفِهِ . (4)
عنه صلى الله عليه و آله :أكرِمُوا الضَّيفَ ، وأقرُوا الضَّيفَ ، فَإِنَّهُ أوَّلُ ما يَقدَمُ بِرِزقِهِ جِبريلُ مَعَ رِزقِ أهلِ البَيتِ . (5)
عنه صلى الله عليه و آله :مَن لَم يُكرِم ضَيفَهُ ، فَلَيسَ مِن مُحَمَّدٍ ولا مِن إبراهيمَ . (6)
.
1) .الكافي : ج ۶ ص ۲۸۵ ح ۱ عن زرارة عن الإمام الصادق عليه السلام ، مكارم الأخلاق : ج ۱ ص ۲۹۲ ح ۹۰۲ ، بحارالأنوار : ج ۴۳ ص ۶۲ ح ۵۲ ؛ صحيح مسلم : ج ۱ ص ۶۹ ح ۷۷ ، سنن الدارمي : ج ۱ ص ۵۳۱ ح ۱۹۶۶ كلاهما عن أبي شريح الخزاعي .
2) .مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۱۵۲ ح ۱۱۷۲۶ ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۵۳ ح ۲۵۹۰۸ .
3) .صحيح البخاري : ج ۵ ص ۲۲۴۰ ح ۵۶۷۳ ، صحيح مسلم : ج ۳ ص ۱۳۵۲ ح ۱۴ ، سنن الترمذي : ج ۴ ص ۳۴۵ ح ۱۹۶۷ ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۴۶ ح ۲۵۸۶۰ .
4) .مسند إسحاق بن راهويه : ج ۱ ص ۲۵۰ ح ۲۱۴ ، مسند أبي يعلى : ج ۵ ص ۴۵۱ ح ۶۱۹۰ ، مكارم الأخلاق للخرائطي : ج ۱ ص ۳۱۴ ح ۲۹۹ كلّها عن أبي هريرة ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۵۳ ح ۲۵۹۰۵ .
5) .الفردوس : ج ۱ ص ۶۸ ح ۱۹۹ عن ابن عبّاس ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۴۵ ح ۲۵۸۵۶ .
6) .مستدرك الوسائل : ج ۱۶ ص ۲۵۹ ح ۱۹۷۹۹ ؛ كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۷۰ ح ۲۵۹۷۹ نقلاً عن ابن جرير .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس به خدا و روز قيامت ايمان دارد، بايد مهمانش را گرامى بدارد.
مسند ابن حنبلـ به نقل از ابو سعيد خِدرى ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « هر كس به خدا و روز قيامت ايمان دارد ، بايد مهمانش را گرامى بدارد » ـ سه بار اين جمله را فرمود ـ . ابو سعيد گفت : گراميداشت مهمان چگونه است ، اى پيامبر خدا ؟ فرمود : « سه روز است ؛ بعد از آن ، هر چه بمانَد ، برايش صدقه است » . (1)
صحيح البخارىـ به نقل از ابو شُرَيح عدوى ، از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ: كسى كه به خدا و روز آخرتْ ايمان دارد ، بايد مهمانش را نيكو هديه دهد . ابو شريح گفت : هديه او چيست ، اى پيامبر خدا ؟ ! فرمود : [پذيرايى كامل] يك شبانه روز . و مهمانى ، سه روز است [وبيش از آن ، صدقه اى است از سوى ميزبان] » .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :كسى كه به خدا و روز آخرت ايمان دارد ، بايد از مهمانش به خوبى پذيرايى كند .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مهمان را گرامى بداريد و مهمان نواز باشيد؛ زيرا او (مهمان ،) نخستين كسى است كه جبرئيل ، روزى اش را با روزىِ اهل خانه مى آوَرَد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :كسى كه مهمانش را گرامى نمى دارد ، از [پيروان ]محمّد و ابراهيم نيست .
.
1) .يعنى پذيرايى از او ، صدقه و احسان به شمار مى آيد كه صاحب خانه ، اگر خواست ، آن صدقه را مى دهد و پذيرايى مى كند و اگر نخواست ، پذيرايى از مهمان بر او لازم نيست .
عنه صلى الله عليه و آله :يا عَلِيُّ ... أكرِمِ الضَّيفَ ولَو كانَ كافِرا . (1)
الإمام عليّ عليه السلام :أكرِم ضَيفَكَ وإن كانَ حَقيرا . (2)
عنه عليه السلامـ في وَصِيَّتِهِ لِوَلَدِهِ الحَسَنِ عليه السلام عِندَ الوَفاةِ ـ: اُوصيكَ يا بُنَيَّ بِالصَّلاةِ عِندَ وَقتِها ... وإكرامِ الضَّيفِ . (3)
عنه عليه السلامـ فِي الدّيوانِ المَنسوبِ إلَيهِ ـ: وَالضَّيفَ أكرِمهُ تَجِدهُ مُخَبِّراعَمَّن يَجودُ ومَن يَضِنُّ ويَمنَعُ . (4)
عنه عليه السلامـ فِي الدّيوانِ المَنسوبِ إلَيهِ ـ: وَالضَّيفَ أكرِم مَا استَطَعتَ جِوارَهُحَتّى يَعُدَّكَ وارِثا يَتَنَسَّبُ .(5)
الإمام الصادق عليه السلام :ثَلاثَةٌ مِن خالِصَةِ اللّهِ عز و جل يَومَ القِيامَةِ ؛ رَجُلٌ زارَ أخاهُ فِي اللّهِ عز و جل فَهُوَ زَورُ اللّهِ عز و جل ، عَلَى اللّهِ أن يُكرِمَ زَورَهُ ويُعطِيَهُ ما سَأَلَ ، ورَجُلٌ دَخَلَ المَسجِدَ فَصَلّى ثُمَّ عَقَّبَ فيهِ انتِظاراً لِلصَّلاةِ الاُخرى فَهُوَ ضَيفُ اللّهِ عز و جل ، وحَقٌّ عَلَى اللّهِ أن يُكرِمَ ضَيفَهُ ، والحاجُّ وَالمُعتَمِرُ فَهُما وَفدُ اللّهِ عز و جل ، وحَقٌّ عَلَى اللّهِ جَلَّ ذِكرُهُ أن يُكرِمَ وَفدَهُ . (6)
.
1) .جامع الأخبار : ص ۲۱۴ ح ۵۲۸ وراجع : بحارالأنوار : ج ۷۰ ص ۳۷۰ .
2) .غرر الحكم : ج ۲ ص ۱۹۱ ح ۲۳۴۱ .
3) .الأمالي للمفيد : ص ۲۲۱ ح ۱ ، الأمالي للطوسي : ص ۷ ح ۸ كلاهما عن الفجيع العقيلي ، كشف الغمّة : ج ۲ ص ۱۶۲ عن الإمام الحسن عن أبيه عليهماالسلام ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۵۸ ح ۲ .
4) .الديوان المنسوب إلى الإمام عليّ عليه السلام : ص ۳۵۶ الرقم ۲۷۳ .
5) .الديوان المنسوب إلى الإمام عليّ عليه السلام : ص ۵۴ الرقم ۱۸ .
6) .مصادقة الإخوان : ص ۱۶۱ ح ۲ ، تحف العقول : ص ۷ عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۶۲ ح ۴ .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اى على ! ... مهمان را گرامى بدار ، اگرچه كافر باشد . (1)
امام على عليه السلام :مهمانت را گرامى بدار ، اگر چه حقير باشد .
امام على عليه السلامـ در وصيّتش به فرزندش حسن عليه السلام در هنگام وفات ـ: پسرم ! سفارش مى كنم تو را به خواندن نماز در وقتش... و گرامى داشتن مهمان !
امام على عليه السلامـ در ديوان منسوب به ايشان ـ: مهمان را گرامى بدار تا او را بيابى كه خبر مى دهد از آن كه بخشنده است و آن كه بخل مى ورزد و دريغ مى دارد .
امام على عليه السلامـ در ديوان منسوب به ايشان ـ: مهمان را تا توانى گرامى دار تا تو را خويشاوند و ميراث بَر خويش شمارد .
امام صادق عليه السلام :سه كس در قيامت از [مقرّبان] ويژه خدا عز و جل هستند : مردى كه برادرش را در راه خداى عز و جل ديدار كند ، او از زائران خداى عز و جل است ، و بر خداست كه زائرش را گرامى بدارد و هر چه را خواسته به وى بدهد ؛ و مردى كه وارد مسجد شود و نماز بخواند و به تعقيب بپردازد و در انتظار نماز بعدى بنشيند ، او مهمان خداى عز و جل است و بر خداست كه مهمانش را گرامى بدارد ؛ و حج گزار و عمره گزار كه بر خداى عز و جل وارد مى شوند ، و بر خداست كه وارد شونده بر خود را گرامى بدارد .
.
1) .بديهى است كه اين سخن ، ناظر به مواردى است كه معاشرت با آنها ، ممنوع و يا مكروه نيست .
۲ / ۳البَشاشَةُ وإظهارُ المَحَبَّةِالإمام عليّ عليه السلام :البَشاشَةُ أحَدُ القِراءَينِ . (1)
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مِن أخلاقِ النَّبِيّينَ وَالصِّدّيقينَ البَشاشَةُ إذا تَراءَوا ، وَالمُصافَحَةُ إذا تَلاقَوا . (2)
عنه صلى الله عليه و آله :ما مِن عَبدٍ يَأتيهِ ضَيفٌ فَنَظَرَ في وَجهِهِ (3)، الّا حَرُمَت عَينُهُ عَلَى النّارِ . (4)
الإمام عليّ عليه السلامـ في وَصفِ المُؤمِنِ ـ: المُؤمِنُ . . . يُحِبُّ الضَّيفَ . (5)
عنه عليه السلام :ما مِن مُؤمِنٍ يَسمَعُ بِهَمسِ الضَّيفِ ويَفرَحُ بِذلِكَ ، إلّا غُفِرَت لَهُ خَطاياهُ ، وإن كانَت مُطبَقَةً ما بَينَ السَّماءِ وَالأَرضِ . (6)
عنه عليه السلام :ما مِن مُؤمِنٍ يُحِبُّ الضَّيفَ ، إلّا ويَقومُ مِن قَبرِهِ ووَجهُهُ كَالقَمَرِ لَيلَةَ البَدرِ ، فَيَنظُرُ أهلُ الجَمعِ فَيقولونَ : ما هذا إلَا نَبِيٌّ مُرسَلٌ ! فَيَقولُ مَلَكٌ : هذا مُؤمِنٌ يُحِبُّ الضَّيفَ ويُكرِمُ الضَّيفَ ، ولا سَبيلَ لَهُ إلّا أن يَدخُلَ الجَنَّةَ . (7)
.
1) .غرر الحكم : ج ۲ ص ۲۸ ح ۱۶۹۲ .
2) .ربيع الأبرار : ج ۲ ص ۲۸۹ عن جابر .
3) .يفهم من هذا الحديث أنّ النظر إلى الضيف بعين المحبّة يوجب النجاة من نار جهنّم . وإنّ إظهار البشاشة أمام الضيف هي بنفسها تعتبر من الموارد التي يصدق عليها إقراء الضيف .
4) .مستدرك الوسائل : ج ۱۶ ص ۲۵۸ ح ۱۹۷۹۶ نقلاً عن القطب الراوندي في لبّ اللباب .
5) .جامع الأخبار : ص ۲۱۵ ح ۵۳۲ ، مستدرك الوسائل : ج ۱۱ ص ۱۷۴ ح ۱۲۶۷۵ .
6) .جامع الأخبار : ص ۳۷۷ ح ۱۰۵۴ ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۶۱ ح ۱۴ .
7) .جامع الأخبار : ص ۳۷۸ ح ۱۰۵۶ عن عاصم بن ضمرة ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۶۱ ح ۱۴ .
۲ / ۳خوشرويى و ابراز محبّتامام على عليه السلام :خوش رويى ، نيمى از مهمان نوازى است .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :از اخلاق پيامبران و مؤمنان راستين ، اين است كه چون يكديگر را مى بينند ، خوش رويى مى نمايند و هرگاه به هم مى رسند ، دست مى دهند .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ بنده اى نيست كه مهمانى برايش بيايد و به صورت او [مهربانانه] بنگرد ، مگر آن كه چشم او بر آتش حرام گردد .
امام على عليه السلامـ در وصف مؤمن ـ: مؤمن ، ... مهمان دوست است.
امام على عليه السلام :هيچ مؤمنى نيست كه پِچ پِچ مهمان را بشنود و از آن شاد گردد ، مگر اين كه گناهانش آمرزيده شود ، اگرچه [آن گناهان ، ]فضاى ميان آسمان و زمين را پر كرده باشند .
امام على عليه السلام :هيچ مؤمنى نيست كه مهمان را دوست بدارد ، مگر آن كه چون از قبرش بر مى خيزد ، چهره اش مانند قرص ماه مى درخشد ، و اهل محشر مى نگرند و مى گويند : اين ، كسى جز پيامبرى مُرسل نيست! و فرشته اى مى گويد: اين ، مؤمنى است كه مهمان را دوست مى دارد و او را گرامى مى شمارد و راهى جز رفتن به بهشت ندارد.
.
۲ / ۴إيثارُ الضَّيفِالكتاب«وَ يُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَ مَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» . (1)
الحديثالمناقب لابن شهرآشوب عن أبي هريرة :جاءَ رَجُلٌ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَشَكا إلَيهِ الجوعَ ، فَبَعَثَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إلى أزواجِهِ ، فَقُلنَ : ما عِندَنا إلَا الماءُ . فَقالَ صلى الله عليه و آله : مَن لِهذَا الرَّجُلِ اللَّيلَةَ ؟ فَقالَ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام : أنا يا رَسولَ اللّهِ ، وأتى فاطِمَةَ عليهاالسلام وسَأَلَها : ما عِندَكِ يا بِنتَ رَسولِ اللّهِ ؟ فَقالَت : ما عِندَنا إلّا قوتُ الصِّبيَةِ ، لكِنّا نُؤثِرُ بِهِ ضَيفَنا . فَقالَ عَلِيٌّ عليه السلام : يا بِنتَ مُحَمَّدٍ ، نَوِّمِي الصِّبيَةَ وأطفِئِي المِصباحَ ، وجَعَلا يَمضَغانِ بِأَلسِنَتِهِما . ولَمّا فَرَغَ مِنَ الأَكلِ ، أتَت فاطِمَةُ بِسِراجٍ ، فَوَجَدَتِ الجَفنَةَ مَملُوَّةً مِن فَضلِ اللّهِ . فَلَمّا أصبَحَ صَلّى مَعَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ، فَلَمّا سَلَّمَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله مِن صَلاتِهِ ، نَظَرَ إلى أميرِ المُؤمِنينَ عليه السلام وبَكى بُكاءً شَديدا ، وقالَ : يا أميرَ المُؤمِنينَ ، لَقَد عَجِبَ الرَّبُّ مِن فِعلِكُمُ البارِحَةَ ، اِقرَأ : «وَ يُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ» أي مَجاعَةٌ «وَ مَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ» يَعني عَلِيّا وفاطِمَةَ وَالحَسَنَ والحُسَينَ عليهم السلام «فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» . (2)
.
۲ / ۴مقدّم داشتن مهمانقرآن«و هر چند در خودشان نيازى [ مبرم ]باشد، آنها را بر خودشان مقدّم مى دارند. و هر كس از خسّت نفس خود مصون مانَد ، ايشان ، همان رستگاران اند » .
حديثالمناقب ، ابن شهرآشوبـ به نقل از ابو هريره ـ: مردى نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمد و از گرسنگى ، به ايشان شكايت كرد . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله كسى را نزد همسرانش فرستاد [كه براى او غذايى بياورند] ؛ امّا آنها گفتند : جز آب ، چيزى در خانه نداريم . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « چه كسى امشب ، اين مرد را مهمان مى كند ؟ » . امير مؤمنان عليه السلام گفت : « من، اى پيامبر خدا ! » . سپس نزد فاطمه عليهاالسلام آمد و پرسيد : «غذا چه دارى ، اى دختر پيامبر خدا ؟» . فاطمه عليهاالسلام گفت : « جز غذاى كودكان ، چيزى نداريم ؛ امّا مهمان را مقدّم مى داريم » . على عليه السلام گفت : « اى دختر محمّد ! بچّه ها را بخوابان و چراغ را خاموش كن » ، و با دندان هايشان ، صداى جويدن در مى آوردند . چون مهمان از خوردن دست كشيد، فاطمه عليهاالسلام ، چراغ را آورد، ديد كه كاسه، به لطف خدا، همچنان پُر است. صبح كه شد، على عليه السلام با پيامبر صلى الله عليه و آله نماز گزارد . پيامبر صلى الله عليه و آله نمازش را كه سلام داد، به امير مؤمنان عليه السلام نگريست و سخت گريست، و فرمود : « اى امير مؤمنان ! ديشب ، پروردگار از كار شما به شگفت آمد ، بخوان : «و هر چند در خودشان نيازى [ مبرم ] باشد، آنها را بر خودشان مقدّم مى دارند» ؛ يعنى گرسنه باشند «و هر كس از خسّت نفس خود ، مصون مانَد » ؛ يعنى على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام «ايشان ، همان رستگاران اند» .
.
۲ / ۵خِدمَةُ الضَّيفِالإمام عليّ عليه السلام :ثَلاثٌ لا يُستَحيى مِنهُنَّ : خِدمَةُ الرَّجُلِ ضَيفَهُ ، وقِيامُهُ عَن مَجلِسِهِ لِأَبيهِ ومُعَلِّمِهِ ، وطَلَبُ الحَقِّ وإن قَلَّ . (1)
الإمام زين العابدين عليه السلام :تَمامُ المُروءَةِ خِدمَةُ الرَّجُلِ ضَيفَهُ ، كَما خَدَمَهُم أبونا إبراهيمُ بِنَفسِهِ وأهلِهِ ، أما تَسمَعُ قَولَهُ : «وَ امْرَأَتُهُ قَائِمَةٌ» (2). (3)
الإمام الصادق عليه السلام :إنَّ اللّهَ عز و جل بَعَثَ أربَعَةَ أملاكٍ في إهلاكِ قَومِ لوطٍ : جَبرَئيلَ ، وميكائيلَ ، وإسرافِيلَ ، وكَروبيلَ ، فَمَرّوا بِإِبراهيمَ عليه السلام وهُم مُعتَمّونَ ، فَسَلَّموا عَلَيهِ فَلَم يَعرِفهُم ، ورَأى هَيئَةً حَسَنَةً . فَقالَ : لا يَخدُمُ هؤُلاءِ إلّا أنَا بِنَفسي ، وكانَ صاحِبَ ضِيافَةٍ . فَشَوى لَهُم عِجلاً سَمينا حَتّى أنضَجَهُ ، ثُمَّ قَرَّبَهُ إلَيهِم ، فَلَمّا وَضَعَهُ بَينَ أيديهِم «رَءَا أَيْدِيَهُمْ لَا تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ وَ أَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً» (4)، فَلَمّا رَأى ذلِكَ جَبرَئيلُ حَسَرَ العِمامَةَ عَن وَجهِهِ فَعَرَفَهُ إبراهيمُ ، فَقالَ : أنتَ هُوَ ؟ قالَ : نَعَم . (5)
.
۲ / ۵خدمت به مهمانامام على عليه السلام :از سه كار نبايد شرم كرد: خدمت كردن مرد به مهمانش ؛ از جا بلند شدن براى پدرش و معلّمش ؛ و مطالبه حق ، اگرچه اندك باشد.
امام زين العابدين عليه السلام :كمال مروّت، خدمت كردنِ مرد ، به مهمان خويش است، چنان كه پدرمان ابراهيم عليه السلام ، خود با همسرش به مهمانانشان خدمت كردند. آيا نشنيده اى اين سخن خداوند عز و جل را: «و زن او ايستاده بود» ؟
امام صادق عليه السلام :خداوند عز و جل چهار فرشته براى نابود كردن قوم لوط فرستاد: جبرئيل، ميكائيل، اسرافيل، و كَروبيل. اين چهار فرشته ، در حالى كه دستار [بر سر و صورت خود] بسته بودند، به ابراهيم عليه السلام برخوردند و به او سلام كردند. ابراهيم عليه السلام آنها را نشناخت ؛ امّا ديد صورت زيبايى دارند . با خودش گفت : « اين عدّه را بايد خودم شخصا خدمت كنم » . ابراهيم ، آدم مهمان نوازى بود . او گوساله فربهى را براى آنان بريان كرد و برايشان بُرد . چون آن را در برابرشان نهاد «ديد دست هايشان به غذا دراز نمى شود، آنان را ناشناس يافت و از ايشان ترسى بر دل گرفت» . جبرئيل چون اين [حالت ابراهيم] را ديد ، دستار را از صورتش كنار زد . ابراهيم ، او را شناخت و گفت : « تو هستى ؟ » . گفت : « آرى » .
.
الاحتجاج عن يوسف بن محمد بن زياد و علي بن محمد بن سيار عن الإمام العسكريّ عليه السلام :لَقَد وَرَدَ على أميرِ المؤمِنينَ عليه السلام أخَوانِ لَهُ مُؤمنانِ : أبٌ وابنٌ ، فقامَ إلَيهِما وأكرَمَهُما وأجلَسَهُما في صَدرِ مَجلِسهِ وجَلَسَ بَينَ أيَدِيَهُما ، ثُمّ أمَرَ بطَعامٍ فاُحضِرَ فأكَلا مِنهُ ، ثُمّ جاءَ قَنبَرُ بِطَستٍ وإبريقَ خَشَبٍ ومِنديلٍ لِيُيْبِسَ . وجاءَ لِيَصُبَّ على يدِ الرّجُلِ ماءً ، فوَثَبَ أميرُ المؤمنينَ صلى الله عليه و آله فأخَذَ الإبريقَ لِيَصُبَّ على يدِ الرّجُلِ ، فتَمَرَّغَ الرّجُلُ في التُّرابِ وقالَ : يا أميرَ المؤمنينَ ، اللّهُ يَراني وأنتَ تَصُبُّ على يَدِي ! قالَ : اقعُدْ واغسِلْ يَدَكَ فإنّ اللّهَ عَزَّوجلَّ يَراكَ وأخوكَ الّذي لا يَتَمَيَّزُ مِنكَ ولا يَتَفَضَّلُ علَيكَ يَخدِمُكَ ، يُريدُ بذلكَ خِدمَةً في الجَنَّةِ مِثلَ عَشرَةِ أضعافِ عَدَدِ أهلِ الدُّنيا ، وعلى حَسبِ ذلكَ في مَمالكِهِ فيها . فقَعَدَ الرّجُلُ ، فقالَ لَهُ عليٌّ عليه السلام : أقسَمتُ علَيكَ بعِظيمِ حَقِّي الّذي عَرَفتَهُ وبَجَّلتَهُ وتَواضُعِكَ للّهِ ؛ حتّى جازاكَ عَنهُ بأن نَدَبَني لِما شَرَّفَكَ بهِ مِن خِدمَتي لَكَ ، لَما غَسَلتَ يَدَكَ مُطمَئنّا كَما كُنتَ تَغسِلُ لَو كانَ الصّابُّ علَيكَ قَنبَرا ، ففَعَلَ الرّجُلُ ذلكَ ، فلَمّا فَرَغَ ناوَلَ الإبريقَ محمّدَ بنَ الحَنَفيَّةِ وقالَ : يا بُنيَّ لَو كانَ هذا الابنُ حَضَرَني دُونَ أبيهِ لَصَبَبتُ على يَدِهِ ، ولكنَّ اللّهَ عَزَّوجلَّ يأبى أن يُسوِّي بَينَ ابنٍ وأبيهِ إذا جَمَعَهُما مَكانٌ ، لكنْ قَد صَبَّ الأبُ علَى الأبِ فلْيَصُبَّ الابنُ علَى الابنِ ، فصَبَّ محمّدُ بنُ الحَنفِيَّةِ علَى الابنِ . ثُمَّ قالَ الحَسَنُ بنُ عليِّ العسكريُّ عليه السلام : فمَنِ اتَّبَعَ عليّا عليه السلام على ذلكَ فهُو الشِّيعيُّ حَقّا . (1)
الزهد لابن حنبل عن خيثمة :كانَ عيسى عليه السلام يَصنَعُ الطَّعامَ لِأَصحابِهِ ثُمَّ يَدعوهُم فَيقومُ عَلَيهِم ، ثُمَّ يَقولُ : هكَذا فَاصنَعوا بِالقِراءِ . (2)
.
1) .الاحتجاج : ج ۲ ص ۵۱۸ ح ۳۴۰ ، التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري عليه السلام : ص ۳۲۵ ح ۱۷۳ ، بحار الأنوار : ج ۷۵ ص ۱۱۷ ح ۱ .
2) .الزهد لابن حنبل : ص ۷۷ ، المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۸ ص ۱۱۴ ح ۱۸ ، شعب الإيمان : ج ۷ ص۱۰۲ ح ۹۶۳۷ و ۹۶۳۸ كلاهما نحوه ، الزهد لهنّاد : ج ۱ ص ۳۴۵ ح ۶۴۰ ، تاريخ دمشق : ج ۴۷ ص ۴۳۲ ، الدرّ المنثور : ج ۲ ص ۲۰۴ .
احتجاجـ به نقل از يوسف بن محمّد بن زياد و على بن محمّد بن سيار، از امام عسكرى عليه السلام ـ: پدر و پسرى از برادرانِ ايمانىِ امير مؤمنان عليه السلام خدمت ايشان رسيدند. امام عليه السلام برايشان بلند شد و با احترام، آن دو را در بالاى مجلس نشاند و خود، مقابل آنها نشست. سپس دستور داد غذايى آوردند و آن دو نفر ، غذا خورند، پس از غذا ، قنبر،آفتابه و لگنى چوبى و حوله اى براى خشك كردن دست هايشان آورد و جلو آمد كه روى دست مرد آب بريزد. امير مؤمنان عليه السلام از جا جَست و آفتابه را گرفت تا به دست مرد آب بريزد؛ امّا مرد، خودش را به خاك افكند و گفت : اى امير مؤمنان! خدا مرا در حالى ببيند كه شما روى دست من آب مى ريزيد؟! على عليه السلام فرمود: «بنشين و بشوى؛ زيرا خداوند عز و جل تو را مى بيند كه برادرت كه بر تو امتياز و فضيلتى ندارد ، خدمتت مى كند و قصدش از اين خدمت ، آن است كه خداوند در بهشت ، ده برابر جمعيّت دنيا عطايش فرمايد». مرد نشست و على عليه السلام به او فرمود: «تو را به بزرگى حقّ من كه تو آن را شناختى و حرمتش را به جا آوردى و براى خدا فروتنى كردى ـ تا جايى كه خداوند در قبال آن ، اين پاداش را به تو داد كه مرا مأمور خدمت به تو كرد و اين افتخار را نصيب تو نمود ـ ، سوگند مى دهم كه وقتى دستانت را مى شويَم، كاملاً آسوده باشى، همان گونه كه اگر قنبر به دستت آب مى ريخت». مرد ، اطاعت كرد. وقتى امام على عليه السلام دست او را شست، آفتابه را به محمّد بن حنفيّه داد و فرمود: «فرزندم! اگر اين پسر ، بدون پدرش بر من وارد مى شد، خودم دستش را مى شستم؛ اما خداوند عز و جل خوش ندارد كه وقتى پدر و پسرى در يك جا جمع باشند ، ميان آنها برابرى نهد؛ بلكه پدر ، روى دست پدر آب مى ريزد و بايد پسر ، روى دست پسر آب بريزد». محمّد بن حنفيّه ، بر دست پسر آن مرد ، آب ريخت. امام حسن عسكرى عليه السلام سپس فرمود: كسى كه در اين زمينه از على عليه السلام پيروى كند، شيعه حقيقى است.
الزهد ، ابن حنبل ـ به نقل از خيثمه ـ :عيسى عليه السلام براى يارانش غذا درست مى كرد . سپس آنان را فرا مى خواند و [براى پذيرايى كردن،] بالاى سرشان مى ايستاد. آن گاه مى فرمود : « اين گونه پذيرايى كنيد » .
.
۲ / ۶إتياءُ ما يَحتاجُ الضَّيفُ إلَيهِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :حَقٌّ عَلَى المَزورِ أن يُقَرِّبَ إلى أخيهِ ما تَيَسَّرَ عِندَهُ ، ولَو لَم يَكُن إلّا جُرعَةً مِن ماءٍ . فَمَنِ احتَشَمَ أن يُقرِّبَ إلى أخيهِ ما تَيَسَّرَ عِندَهُ ، لَم يَزَل في مَقتِ اللّهِ يَومَهُ ولَيلَتَهُ ، ومَنِ احتَقَرَ ما يُقَرِّبُ إلَيهِ أخوهُ ، لَم يَزَل في مَقتِ اللّهِ يَومَهُ ولَيلَتَهُ . (1)
الإمام الصادق عليه السلام :إذا دَخَلَ عَلَيكَ أخوكَ فَاعرِض عَلَيهِ الطَّعامَ ، فَإِن لَم يَأكُل فَاعرِض عَلَيهِ الماءَ ، فَإِن لَم يَشرَب فَاعرِض عَلَيهِ الوَضوءَ . (2)
عنه عليه السلام :لا تَقُل لِأَخيكَ إذا دَخَلَ عَلَيكَ : أكَلتَ اليَومَ شَيئا ؟ ولكِن قَرِّب إلَيهِ ما عِندَكَ ؛ فَإِنَّ الجَوادَ كُلَّ الجَوادِ مَن بَذَلَ ما عِندَهُ . (3)
۲ / ۷القِرى بأَطيَبِ ما عِندَهُالكتاب«هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ ضَيْفِ إِبْرَ هِيمَ الْمُكْرَمِينَ* إِذْ دَخَلُواْ عَلَيْهِ فَقَالُواْ سَلَـمًا قَالَ سَلَـمٌ قَوْمٌ مُّنكَرُونَ* فَرَاغَ إِلَى أَهْلِهِ فَجَاءَ بِعِجْلٍ سَمِينٍ* فَقَرَّبَهُ إِلَيْهِمْ قَالَ أَلَا تَأْكُلُونَ» . (4)
.
1) .دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۰۶ ح ۳۴۱ ، مستدرك الوسائل : ج ۱۶ ص ۲۳۹ ح ۱۹۷۲۳ ؛ كنزالعمّال : ج ۹ ص ۳۹ ح ۲۴۸۲۷ نقلاً عن الديلمي عن ابن عمر .
2) .الكافي : ج ۶ ص ۲۷۵ ح ۲ ، المحاسن : ج ۲ ص ۱۹۰ ح ۱۵۴۸ ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۵۷ ح ۲ .
3) .مستطرفات السرائر : ص ۶۲ ح ۳۷ عن جميل بن درّاج ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۵۵ ح ۲۸ .
4) .الذاريات : ۲۴ ـ ۲۷ .
۲ / ۶در اختيار نهادن آنچه مهمان نياز داردپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :ميزبان ، موظّف است با چيزى كه به آسانى برايش فراهم مى شود ، از برادرش پذيرايى كند، اگرچه بيش از جرعه آبى نباشد . پس، هر كس از اين كه برادرش را اين گونه پذيرايى مى كند شرمگين باشد ، روز و شبش ، پيوسته در خشم خداست ، و [سوى ديگر] كسى كه آنچه را برادرش پيش او مى نهد ، خوار و بى مقدار بشمارد، روز و شبش ، پيوسته مورد خشم خداست .
امام صادق عليه السلام :هرگاه برادرت بر تو وارد شد ، غدايى برايش بياور . اگر [ميل نداشت و] نخورد ، به او آب تقديم كن و اگر ننوشيد ، آبى براى دست و رو شستن (/وضو ساختن) بياور .
امام صادق عليه السلام :هرگاه برادرت بر تو وارد شد ، به او نگو: امروز چيزى خورده اى؟ بلكه آنچه در خانه دارى ، برايش بياور ؛ زيرا بخشنده واقعى ، كسى است كه آنچه را دارد ، ببخشد.
۲ / ۷پذيرايى كردن با بهترين چيزى كه داردقرآن«آيا خبر مهمانان ارجمند ابراهيم به تو رسيد؟ چون بر او درآمدند؛ پس سلام گفتند. گفت: «سلام ! مردمى ناشناسيد » . پس آهسته به سوى زنش رفت و گوساله اى فربه [ و بريان ]آورد. آن را به نزديكشان بُرد [ و ]گفت: «مگر نمى خوريد؟»» .
.
الحديثالإمام الصادق عليه السلام :لَمّا جاءَ المُرسَلونَ إلى إبراهيمَ عليه السلام جاءَهُم بِالعِجلِ ، فَقالَ : كُلوا . فَقالوا : لا نَأكُلُ حَتّى تُخبِرَنا ما ثَمَنُهُ ، فَقالَ : إذا أكَلتُم فَقولوا : «بِسمِ اللّهِ» ، وإذا فَرَغتُم فَقولوا : «الحَمدُ للّهِِ» . قالَ : فَالتَفَتَ جَبرَئيلُ إلى أصحابِهِ ـ وكانوا أربَعَةً ، وجَبرَئيلُ رَئيسُهُم ـ فَقالَ : حَقٌّ للّهِِ أن يَتَّخِذَ هذا خَليلاً . (1)
الإمام عليّ عليه السلام :إذا دَخَلَ عَلَيكَ أخوكَ المُؤمِنُ ، فَأَطِعمهُ مِن أطيَبِ ما في بَيتِكَ . (2)
الكافي عن أبي خالد الكابلي :دَخَلتُ عَلى أبي جَعفَرٍ عليه السلام فَدَعا بِالغَداءِ فَأَكَلتُ مَعَهُ طَعاما ما أكَلتُ طَعاما قَطُّ أنظَفَ مِنهُ ولا أطيَبَ فَلَمّا فَرَغنا مِنَ الطَّعامِ قَالَ : يا أبا خالِدٍ كَيفَ رَأَيتَ طَعامَكَ أو قالَ : طَعامَنا؟ قُلتُ : جُعِلتُ فِداكَ ما رَأَيتُ أطيَبَ مِنهُ ولا أنظَفَ قَطُّ ولكِنّي ذَكَرتُ الآيَةَ الَّتي في كِتابِ اللّهِ عَزَّوجَلَّ «ثُمَّ لَتُسْـ?لُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ » (3)قالَ أبو جَعفَرٍ عليه السلام : لا إنَّما تُسأَلونَ عَمّا أنتُم عَلَيهِ مِنَ الحَقِّ . (4)
.
1) .علل الشرائع : ص ۳۵ ح ۶ ، قصص الأنبياء للراوندي : ص ۱۰۹ ح ۱۰۵ كلاهما عن عبد اللّه بن هلال ، تفسير العيّاشي : ج ۲ ص ۱۵۳ ح ۴۷ عن عبد اللّه بن أبي هلال ، بحارالأنوار : ج ۱۲ ص ۵ ح ۱۲ .
2) .دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۰۷ ح ۳۴۲ .
3) .التكاثر : ۸.
4) .الكافي : ج ۶ ص ۲۸۰ ح ۵ ، المحاسن : ج ۲ ص ۱۶۳ ح ۱۴۴۷ ، تأويل الآيات الظاهرة : ج ۲ ص ۸۵۱ ح ۷ نحوه ، وفيه «نحن النعيم الذي تسألون عنه» بدل «انما تسألون عما أنتم عليه من الحق» ، بحارالأنوار : ج ۷ ص ۲۶۵ ح ۲۴ .
حديثامام صادق عليه السلام :چون فرستادگان [الهى] نزد ابراهيم عليه السلام آمدند ، برايشان گوساله اى [بريان] آورد و گفت : « بخوريد » . آنها گفتند : نمى خوريم تا به ما بگويى كه بهايش چند است . ابراهيم گفت : « [بهايش اين است كه] چون شروع به خوردن كرديد ، بسم اللّه بگوييد، و چون دست از خوردن كشيديد ، الحمد للّه بگوييد » . جبرئيل به همراهانش ـ كه چهار تن بودند و جبرئيل ، رييسشان بود ـ رو كرد و گفت: « سزاوار است كه خداوند اين را خليل خود گردانَد » .
امام على عليه السلام :هرگاه برادر مؤمنت بر تو وارد شد، از بهترين غذايى كه در خانه ات دارى ، به او بخوران .
الكافىـ به نقل از ابو خالد كابلى ـ: بر امام باقر عليه السلام وارد شدم ، ايشان [مرا ]به غذا خوردن دعوت كرد . من با ايشان غذا خوردم ؛ غذايى كه هرگز تميزتر و خوش مزه تر از آن نخورده بودم . وقتى از غذا خوردن فارغ شديم ، امام فرمود : «اى ابوخالد! غذايت ـ يا فرمود : غذاى ما ـ را چه گونه ديدى؟». گفتم : فدايت گردم! هرگز غذايى تميزتر و خوش مزه تر از آن نديده ام ؛ ولى ياد آيه اى در كتاب خداى عز و جل افتادم [كه فرموده است] : «سپس آن روز حتما از نعمت پرسيده مى شويد» . امام باقر عليه السلام فرمود : «نه ، شما از حقّى كه در آن هستيد [و به آن ايمان داريد ، يعنى ولايت] ، پرسيده مى شويد» .
.
الكافي عن ابن بكير عن بعض أصحابنا :كانَ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام رُبَّما أطعَمَنَا الفَرانِيَّ وَالأَخبِصَةَ ثُمَّ يُطعِمُ الخُبزَ وَالزَّيتَ فَقيلَ لَهُ : لَو دَبَّرتَ أمرَكَ حَتّى تَعتَدِلَ ، فَقالَ : إنَّما نَتَدَبَّرُ بِأَمرِ اللّهِ عَزَّوجَلَّ فَإِذا وَسَّعَ عَلَينا وَسَّعنا وإذا قَتَّرَ عَلَينا قَتَّرنا . (1)
الكافي عن أبي حمزة :كُنّا عِندَ أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام جَماعَةً فَدَعا بِطَعامٍ ما لَنا عَهدٌ بِمِثلِهِ لَذاذَةً وطيباً ، واُوتينا بِتَمرٍ نَنظُرُ فيهِ إلى وُجوهِنا مِن صَفائِهِ وحُسنِهِ فَقالَ رَجُلٌ : لَتُسأَلُنَّ عَن هذَا النَّعيمِ الَّذي نُعِّمتُم بِهِ عِندَ ابنِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ؟ فَقالَ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام : إنَّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ أكرَمُ وأَجَلُّ مِن أن يُطعِمَكُم طَعاما فَيُسَوِّغَكُموهُ ثُمَّ يَسأَلَكُم عَنهُ ولكِن يَسأَلُكُم عَمّا أنعَمَ عَلَيكُم بِمُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَيهِ وعَلَيهِم . (2)
۲ / ۸حُسنُ الضِّيافَةِالإمام عليّ عليه السلامـ لِجَماعَةٍ مِنَ الشّيعَةِ ـ: مَن كانَ مِنكُم لَهُ مالٌ فَليَصِل بِهِ القَرابَةَ ، وَليُحسِن مِنهُ الضِّيافَةَ . (3)
عنه عليه السلامـ في وَصِيَّتِهِ عِندَ وَفاتِهِ ـ: اللّهَ اللّهَ فِي ابنِ السَّبيلِ ، فَلا يَستَوحِشَنَّ مِن عَشيرَتِهِ بِمَكانِكُم ، وَاللّهَ اللّهَ فِي الضَّيفِ ، لا يَنصَرِفَنَّ إلّا شاكِرا لَكُم . (4)
.
1) .الكافي : ج ۶ ص ۲۷۹ ح ۱ ، المحاسن : ج ۲ ص ۱۶۴ ح ۱۴۴۹ ، بحارالأنوار : ج ۴۷ ص ۲۲ ح ۲۲ .
2) .الكافي : ج ۶ ص ۲۸۰ ح ۳ ، المحاسن : ج ۲ ص ۱۶۴ ح ۱۴۴۸ نحوه ، بحارالأنوار : ج ۲۴ ص ۵۳ ح ۱۰ .
3) .الكافي : ج ۴ ص ۳۲ ح ۳ عن أبي مخنف الأزديّ ، نهج البلاغة : الخطبة ۱۴۲ ، تحف العقول : ص ۱۸۶ كلاهما نحوه ، بحارالأنوار : ج ۴۱ ص ۱۲۳ ح ۲۹ .
4) .دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۳۵۲ ح ۱۲۹۷ عن الإمام زين العابدين والإمام الباقر عليهماالسلام ، مستدرك الوسائل : ج ۱۶ ص ۲۶۰ ح ۱۹۸۰۲ .
الكافى ـ به نقل از ابن بُكَير ، از يكى از راويان شيعه ـ :امام صادق عليه السلام ، گاهى با نانِ گِرده و حلواى روغن و خرما از ما پذيرايى مى كرد [كه خوراك اغنيا بود] و گاهى با نان و زيتون . به ايشان گفته شد : كاش كارَت را تدبيرى مى كردى تا در آن اعتدال باشد! فرمود : «ما به فرمان خداوند عز و جل تدبير مى كنيم . اگر خداوند ، زندگى ما را وسعت دهد ، ما هم وسعت مى دهيم و اگر تنگ بگيرد ، ما هم تنگ مى گيريم» .
الكافىـ به نقل از ابو حمزه ـ: چند نفرى ، نزد امام صادق عليه السلام بوديم . براى ما غذايى سفارش داد كه چنان غذاى لذيذ و خوش مزه اى را به ياد نداريم ، و به ما خرمايى داده شد كه به خاطر خوبى و يك دستى اش [بهت زده] به همديگر نگاه مى كرديم . مردى گفت : از اين نعمتى كه نزد پسر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله برخوردار شُديد ، [روز قيامت] سؤال خواهيد شد . امام صادق عليه السلام فرمود : «خداوند عز و جل ، بزرگوارتر و برتر از اين است كه غذايى نصيب شما كند و اجازه استفاده آن را بدهد ، و بعد ، از آن ، بازخواست نمايد . آرى . از شما در باره نعمت محمّد و خاندان محمّد صلى الله عليه و آله ـ كه نصيبتان كرده ـ خواهد پرسيد» .
۲ / ۸پذيرايى شايستهامام على عليه السلامـ به گروهى از شيعيان ـ: هر يك از شما كه ثروتى دارد، بايد با آن ، به خويشاوندانش كمك و رسيدگى كند و نيكو مهمان نوازى نمايد.
امام على عليه السلامـ در وصيّتش به هنگام وفاتش ـ: خدا را، خدا را در حقّ مسافرانِ در راه مانده ، در نظر بگيريد ! زنهار كه با وجود شما ، احساس غربت و دورى از عشيره اش كند! خدا را ، خدا را در حقّ مهمان، در نظر بگيريد! زنهار كه از نزد شما برود ، مگر با سپاس گزارى از شما !
.
عنه عليه السلام :مَن كانَ لَهُ مالٌ فَإِيّاهُ وَالفَسادَ ... ومَن صَنَعَ المَعروفَ فيما آتاهُ اللّهُ فَليَصِل بِهِ القَرابَةَ ، وَليُحسِن فيهِ الضِّيافَةَ . (1)
الإمام الصادق عليه السلامـ في بَيانِ المَظلومِ في قَولِهِ تَعالى : «لَا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَا مَن ظُلِمَ» قالَ ـ: إنَّهُ الضَّيفُ يَنزِلُ بِالرَّجُلِ فَلا يُحسِنُ ضِيافَتَهُ ، فَلا جُناحَ عَلَيهِ في أن يَذكُرَهُ بِسوءِ ما فَعَلَهُ . (2)
عنه عليه السلامـ في قول اللّه «لَا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَا مَن ظُـلِمَ» (3)ـ: مَن أضافَ قوما فَأَساءَ ضِيافَتَهُم ، فَهُوَ مِمَّن ظَلَمَ ، فَلا جُناحَ عَلَيهِم فيما قالوا فيهِ . (4)
۲ / ۹الطّاعَةرسول اللّه صلى الله عليه و آله :إذا دَخَلَ أحَدُكُم عَلى أخيهِ ، فَهُوَ أميرٌ عَلَيهِ حَتّى يَخرُجَ مِن عِندِهِ . (5)
۲ / ۱۰التَّكَلُّفُ لِلمَدعُوِّالإمام الصادق عليه السلام :إذا أتاكَ أخوكَ فَقَدِّم إلَيهِ ما تَيَسَّرَ عِندَكَ ، وإن دَعَوتَهُ فَتَكَلَّف لَهُ ما أمكَنَكَ . (6)
.
1) .الأمالي للمفيد : ص ۱۷۶ ح ۶ ، الأمالي للطوسي : ص ۱۹۵ ح ۳۳۱ وفيه «ضيّع» بدل «صنع» ، الغارات : ج ۱ ص ۷۶ كلّها عن ربيعة وعمارة وغيرهما ، بحارالأنوار : ج ۴۱ ص ۱۰۹ ح ۱۵ .
2) .مجمع البيان : ج ۳ ص ۲۰۲ ، تفسير نور الثقلين : ج ۱ ص ۵۶۸ ح ۶۴۸ .
3) .النساء : ۱۴۸ .
4) .تفسير العيّاشي : ج ۱ ص ۲۸۳ ح ۲۹۶ عن الفضل بن أبي قرّة ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۲۸۵ ح ۵۰ .
5) .كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۶۰ ح ۲۵۹۴۱ .
6) .دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۰۷ ح ۳۴۳ .
امام على عليه السلام :آن كه ثروتى دارد ، زنهارش باد از تباهكارى ! ... و آن كه مى خواهد با آنچه خداوند عطايش كرده نيكى كند، به خويشاوندش رسيدگى نمايد و نيكو مهماندارى كند.
امام صادق عليه السلامـ در معناى ستم ديده در آيه شريف: «خداوند، بانگ برداشتن به بدزبانى را دوست ندارد، مگر [ از ]كسى كه بر او ستم رفته است » ـ: هنگامى كه مهمان بر شخصى وارد مى شود و آن شخص ، از او به خوبى پذيرايى نمى كند ، بر آن مهمان ، گناهى نيست اگر از رفتار بد او ياد كند.
امام صادق عليه السلامـ در باره آيه شريف: «خداوند، بانگ برداشتن به بدزبانى را دوست ندارد، مگر [ از ]كسى كه بر او ستم رفته است » ـ: هر كس گروهى را مهمان كند و از آنها بد پذيرايى نمايد، او از كسانى است كه ستم كرده . پس بر آن عدّه ، گناهى نيست اگر در باره اش چيزى بگويند.
۲ / ۹فرمانبَرىپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هرگاه يكى از شما بر برادرش وارد شد ، امير بر اوست تا آن گاه كه از نزدش برود.
۲ / ۱۰كوشيدن در پذيرايى از مهمان دعوت شدهامام صادق عليه السلام :هرگاه برادرت سرزده بر تو وارد شد ، با آنچه فراهم دارى، از او پذيرايى كن ؛ امّا اگر دعوتش كرده بودى ، تا جايى كه در توانت هست ، برايش بكوش.
.
عنه عليه السلام :إذا أتاكَ أخوكَ فَائتِهِ بِما عِندَكَ ، وإذا دَعَوتَهُ فَتَكَلَّف لَهُ . (1)
۲ / ۱۱التَّقَدُّمُ في بَدءِ الأَكلِ وَالتَّأَخُّرُ فِي الفَراغِ مِنهُالإمام الباقر عليه السلام :صاحِبُ الرَّحلِ يَتَوَضَّأ (2)أوَّلَ القَومِ قَبلَ الطَّعامِ ، وآخِرَ القَومِ بَعدَ الطَّعامِ . (3)
الإمام الصادق عليه السلام :الوُضوءُ قَبلَ الطَّعامِ يَبدَأُ صاحِبُ البَيتِ ؛ لِئَلّا يَحتَشِمَ أحَدٌ ... ـ وفي حديثٍ آخر : ـ يغسل أولاً رب البيت يده ثمّ يبدأ بمن على يمينه ... ويكَونُ آخِرَ مَن يَغسِلُ يَدَهُ صاحِبُ المَنزِلِ ؛ لِأَنَّهُ أولى بِالصَّبرِ عَلَى الغَمَرِ (4). (5)
دعائم الإسلام :عَن جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ عليه السلام أنَّهُ قالَ : رَبُّ البَيتِ يَتَوَضَّأُ آخِرَ القَومِ . يَعني عليه السلام مِن غَيرِ عِيالِهِ ، إذا حَضَرَ عِندَهُ قَومٌ مِن إخوانِهِ . (6)
.
1) .الكافي : ج ۶ ص ۲۷۶ ح ۶ ، المحاسن : ج ۲ ص ۱۷۹ ح ۱۵۰۶ كلاهما عن هشام بن سالم ، دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۰۷ ح ۳۴۳ نحوه ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۵۳ ح ۱۲ .
2) .المراد من الوضوء هنا هو غسل اليدين . قال الطريحي : قد يطلق الوضوء على غسل اليد ، وهو شائع فيه ، ومنه «صاحب الرَّحل يشرب أوّل القوم ويتوضّأ آخرهم (انظر : مجمع البحرين : ج ۳ ص ۱۹۴۴ «وضأ») .
3) .قرب الإسناد : ص ۷۰ ح ۲۲۴ عن مسعدة بن صدقة عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحارالأنوار : ج ۶۶ ص ۳۵۳ ح ۸ .
4) .الغَمَرُ بالتّحريك : ريح اللّحم والسهك ، وقد غمرت يدي من اللّحم فهي غمرةٌ أي زهمة (الصحاح : ج ۲ ص ۷۷۳ «غمر») .
5) .الكافي : ج ۶ ص ۲۹۰ ح ۱ ، علل الشرائع : ص ۲۹۱ ح ۱ و ۲ ، المحاسن : ج ۲ ص ۲۰۳ ح ۱۵۹۹ كلّها عن محمّد بن عجلان ، بحارالأنوار : ج ۶۶ ص ۳۵۸ ح ۲۵ .
6) .دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۲۱ ح ۴۱۵ ، بحارالأنوار : ج ۶۶ ص ۳۶۵ ح ۴۳ .
امام صادق عليه السلام :هرگاه برادرت، ناخوانده بر تو درآمد ، همان چيزى را كه در خانه ات دارى ، برايش بياور ؛ ولى هرگاه دعوتش كردى ، در پذيرايى از او به سختى بكوش.
۲ / ۱۱زودتر شروع كردن غذا و ديرتر دست كشيدن از آنامام باقر عليه السلام :صاحب خانه ، قبل از غذا بايد دست هايش را پيش از ديگران بشويد و بعد از غذا ، آخر از همه .
امام صادق عليه السلام :دست شستن پيش از غذا را صاحب خانه بايد شروع كند، تا اين كه كسى خجالت نكشد .. . ـ در حديث ديگرى آمده است : ـ در ابتدا صاحب خانه بايد دستش را بشويد ، آن گاه كسى كه در سمت راست او نشسته است ... و آخرين كسى كه دستش را مى شويد ، صاحب منزل است ؛ زيرا او به صبر كردن بر چربى و بوى گوشت بر دست ، سزاوارتر است.
دعائم الاسلام:از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمود: « صاحب خانه ، آخر از ديگران دست هايش را مى شويد » . منظور ايشان ، افراد غير خانواده اوست، آن گاه كه عدّه اى از برادرانش مهمان او شده اند .
.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :صاحِبُ الرَّحلِ يَشرَبُ أوَّلَ القَومِ (1)، ويَتَوَضَّأُ آخِرَهُم . (2)
نكتةطبقاً للروايات الآنفة الذكر فإنّ من الجدير بصاحب الدعوة أن يتقدّم على الضيوف بغسل يديه قبل البدء بالطعام ، ويتأخّر عنهم في ذلك بعد الانتهاء منه. والذي يبدو في النظر أنّ الهدف الأساسي من هذه الروايات والروايات الاُخرى التي تدعو صاحب الطعام بأن يكون أوّل من يبدأ بتناول الطعام وآخر من ينتهي منه هو التنبيه على أنّه ينبغي للمضيِّف أن يبيّن للضيوف عمليّاً ارتياحَه من إجابتهم دعوته ، ويريهم من خلال استضافتهم بالشكل اللائق استعدادَه لخدمتهم ، وما تَقدُّمُه عليهم في غسل يديهِ قبل الطعام وتقدُّمُه في تناول الطعام إلّا وسيلة للتعبير عن هذا المعنى . ومن الواضح أنّ جلوس صاحب الطعام على المائدة وتهيُّأَهُ لتناول الطعام يُشعِر الضّيفَ براحة أكبر ، ويزيل عنه الخجل حين انشغاله بتناول الطعام . كما أنّ تأخّره عن الضيوف في غسل يديه يفسح المجال لمن يأكل ببط ء أن يشبع من الطعام حيث ستكون لديه الفرصة الكافية لتناول الطعام من دون خجل . وعلى اساس هذا الأدب يمكننا القول بأن كل تصرف يصدر من المستضيف من شانه بيان رضاه عن استضافة الضيف ، فهو مستحسن من وجهة نظر الإسلام.
.
1) .«صاحب الرحل» أي صاحب المنزل ، «يشرب أوّل القوم» أي الأضياف ، كما أنّه يبدأ بالأكل لئلّا يحتشموا ، ولا ينافي ما سيأتي أنّ ساقي القوم آخرهم شربا ، فإنّه فرق بين صاحب الرحل والساقي ، ويمكن أن يحمل الأخير على عطش القوم ، والوضوء غسل اليد قبل الطعام (بحارالأنوار : ج ۶۶ ص ۳۶۷) .
2) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۳ ص ۳۵۵ ح ۴۲۵۱ ، المحاسن : ج ۲ ص ۲۴۰ ح ۱۷۳۹ عن النوفلي ، بحارالأنوار : ج ۶۶ ص ۳۶۷ ح ۴۸ .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :صاحب خانه ، قبل از ديگران مى نوشد، (1)و بعد از همه ، دست هايش را مى شويد .
نكتهمطابق روايات ياد شده ، شايسته است كه ميزبان ، پيش از مهمانان در آغاز و بعد از همه آنان در پايان غذا خوردن ، دستان خود را بشويد. به نظر مى رسد پيام اصلى اين احاديث و ديگر احاديثى كه به ميزبان توصيه مى كند تا نخستين نفرى باشد كه مشغول غذا خوردن مى شود يا آخرين نفرى باشد كه از غذا خوردن دست مى كشد ، يادآورى اين نكته به اوست كه ميزبان بايد به صورت عملى ، خرسندىِ خود را از حضور مهمانان و آمادگى اش را براى پذيرايى شايسته از آنها اعلام نمايد و پيشى گرفتن ميزبان براى شستن دست خود پيش از شروع غذا خوردن ، در حقيقت ، وسيله اى براى ابراز اين معناست . روشن است چنانچه ميزبان ، خود ، پيش از همه در كنار سفره حضور يابد و براى خوردن غذا آماده شود ، مهمانان نيز راحت تر و بدون خجالت كشيدن ، مشغول غذا خوردن مى شوند . همچنان كه اگر ميزبان ، آخرين كسى باشد كه از غذا خوردن دست بشويد ، مهمان هايى كه كندتر غذا مى خورند، فرصت كافى براى سير شدن خواهند داشت . بر مبناى اين ادب مى توان گفت كه هر اقدامى از سوى ميزبان ـ كه نشانه رضايتمندى وى از پذيرايى از مهمان است ـ ، از نظر اسلام ، پسنديده است .
.
1) .يعنى اگر براى پذيرايى ، نوشيدنى آورده شد ، شايسته است كه ميزبان ، پيش از همه اقدام به نوشيدن نمايد ؛ همچنان كه سر سفره غذا نيز بايد قبل از آنان شروع به خوردن كند تا مهمانان خجالت نكشند . اين حديث ، با حديثى كه مى گويد : « ساقىِ قوم بايد آخر از همه آب بنوشد » ، منافاتى ندارد ؛ چرا كه ميان ميزبان و ساقى ، تفاوت است ؛ ثانيا بر فرض اين كه ميزبان ، خود ساقى باشد ، احتمال دارد حديث دوم ، ناظر به موردى باشد كه همگان تشنه اند . در اين صورت ، شايسته است كه ميزبان ، آخرين كسى باشد كه آب مى نوشد .
۲ / ۱۲الأَكلُ مَعَ الضَّيفِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن أرادَ أن يُحِبَّهُ اللّهُ ، فَليَأكُل طَعامَهُ مَعَ ضَيفِهِ . (1)
عنه صلى الله عليه و آله :مَن أحَبَّ أن يُحِبَّهُ اللّهُ ورَسولُهُ ، فَليَأكُل مَعَ ضَيفِهِ . (2)
عنه صلى الله عليه و آله :مَن أكَلَ طَعامَهُ مَعَ ضَيفِهِ ، فَلَيسَ لَهُ حِجابٌ دونَ الرَّبِّ . (3)
مكارم الأخلاق :كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَأكُلُ كُلَّ الأَصنافِ مِنَ الطَّعامِ ، وكانَ يَأكُلُ ما أحَلَّ اللّهُ لَهُ مَعَ أهلِهِ وخَدَمِهِ إذا أكَلوا ومَعَ مَن يَدعوهُ مِنَ المُسلِمينَ عَلَى الأَرضِ ، وعَلى ما أكَلوا عَلَيهِ ، ومِمّا أكَلوا ، إلّا أن يَنزِلَ بِهِم ضَيفٌ فَيَأكُلَ مَعَ ضَيفِهِ . وكانَ أحَبُّ الطَّعامِ إلَيهِ ما كانَ عَلى ضَفَفٍ (4). (5)
المصنّف لعبد الرزّاق عن مجاهد :نَزَلَ رَجُلٌ عَلى رَجُلٍ مِنَ الأَنصارِ ، فَجاءَ وقَد أمسى ، فَقالَ : أعَشَّيتُم [ضَيفَكُم] (6)؟ قالوا : لا ، اِنتَظَرناكَ ! قالَ : اِنتَظَرتُموني إلى هذِهِ السّاعَةِ ؟ وَاللّهِ لا أذوقُهُ . فَقالَتِ المَرأَةُ : وِاللّهِ لا أذوقُهُ إن لَم تَذُقهُ ، وقالَ الضَّيفُ : وَاللّهِ لا آكُلُ إن لَم تَأكُلوا . فَلَمّا رَأى ذلِكَ الرَّجُلُ ، قالَ : لا أجمَعُ أن أمنَعَ نَفسي وضَيفي وَامرَأَتي ، فَوَضَعَ يَدَهُ فَأَكَلَ . فَلَمّا أصبَحَ أتَى النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله فَقَصَّ عَلَيهِ القِصَّةَ . فَقالَ لَهُ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : ما صَنَعتَ ؟ قال : أكَلتُ يا نَبِيَّ اللّهِ! قالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : أطَعتَ اللّهَ وعَصَيتَ الشَّيطانَ . (7)
.
1) .مستدرك الوسائل : ج ۱۶ ص ۲۶۰ ح ۱۹۸۰۳ نقلاً عن القُطب الراوندي في لبّ اللباب .
2) .تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۱۱۶ .
3) .تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۱۱۶ .
4) .الضَّفَفُ : كثرةُ الأيدي على الطَّعام (الصحاح : ج ۴ ص ۱۳۹۱ «ضفف») .
5) .مكارم الأخلاق : ج ۱ ص ۶۸ ح ۷۹ ، بحارالأنوار : ج ۶۶ ص ۳۴۹ ح ۱۰ .
6) .ما بين المعقوفين أثبتناه من كنزالعمّال .
7) .المصنّف لعبد الرزّاق : ج ۸ ص ۴۹۹ ح ۱۶۰۴۵ ، كنزالعمّال : ج ۱۶ ص ۷۲۶ ح ۴۶۵۳۳ .
۲ / ۱۲صرف غذا به همراه مهمانپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس كه مى خواهد خداوند دوستش بدارد، بايد غذايش را با مهمان خود بخورد .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس دوست دارد كه خداوند و پيامبرش او را دوست بدارند، بايد با مهمانش غذا بخورد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس غذايش را با مهمان خود بخورد، ميان او و خداوند ، پرده اى نيست .
مكارم الأخلاق:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله هر نوع غذايى را مى خورْد. آنچه را خدا برايش حلال كرده بود، در كنار خانواده و خدمتكارانش و [يا] با كسانى كه او را دعوت مى كردند ، مى خورد، بر روى زمين يا بر آنچه آنها روى آن مى خوردند، و از هر چه آنها مى خوردند [پيامبر صلى الله عليه و آله هم مى خورد]، مگر آن كه مهمانى بر آنها وارد مى شد كه در اين صورت ، با مهمانش غذا مى خورد . محبوب ترين غذا هم نزد ايشان ، غذايى بود كه دست هاى بيشترى در خوردن آن شركت داشتند.
المصنّف ، عبد الرزّاقـ به نقل از مجاهد ـ: شخصى بر مردى از انصار در آمد . شبْ هنگام ، مرد انصارى به خانه آمد، پرسيد: آيا [مهمانتان را] شام داده ايد؟ اهل خانه گفتند: نه، منتظر تو بوديم! انصارى گفت: تا اين ساعتْ منتظر من بوده ايد؟ به خدا قسم كه از اين غذا نمى چشم ! زن گفت: به خدا قسم اگر تو نچشى ، من هم نمى چشم! مهمان گفت: به خدا قسم اگر شما نخوريد ، من هم نمى خورم ! مرد انصارى چون چنين ديد، گفت: حاضر نيستم هم خودم و هم مهمانم و هم زنم را از خوردنْ باز دارم . پس دست بُرد و شروع به خوردن كرد. صبح كه فرا رسيد ، نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و داستان را به ايشان گفت. پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: « چه كردى ؟ » . گفت : خوردم ، اى پيامبر خدا ! پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : « خدا را فرمان بردى و شيطان را نافرمانى كردى » .
.
الإمام الكاظم عليه السلام :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله كانَ إذا أتاهُ الضَّيفُ أكَلَ مَعَهُ ، ولَم يَرفَع يَدَهُ مِن الخِوانِ حَتّى يَرفَعَ الضَّيفُ يَدَهُ . (1)
الإمام الصادق عليه السلام :إنَّ الزّائِرَ إذا زارَ المَزورَ فَأَكَلَ مَعَهُ ألقى عَنهُ الحِشمَةَ ، وإذا [لَم] (2)يَأكُل مَعَهُ يَنقَبِضُ قَليلاً . (3)
۲ / ۱۳حَثُّ الضَّيفِ عَلَى الأَكلِالإمام عليّ عليه السلام :إذا أطعَمتَ فَأَشبِع . (4)
الكافي عن هشام بن سالم :دَخَلنا مَعَ ابنِ أبي يَعفورٍ عَلى أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام ونَحنُ جَماعَةٌ ، فَدَعا بِالغَداءِ ، فَتَغَدَّينا وتَغَدّى مَعَنا ، وكَنتُ أحدَثَ القَومِ سِنّا ، فَجَعَلتُ اُقَصِّرُ وأنَا آكُلُ . فَقالَ لي : كُل ، أما عَلِمتَ أنَّهُ تُعرَفُ مَوَدَّةُ الرَّجُلِ لِأَخيهِ بِأَكلِهِ مِن طَعامِهِ . (5)
الكافي عن أبي الرَّبيع :دَعا أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام بِطَعامٍ فَاُتِيَ بِهَريسَةٍ ، فَقالَ لَنا : اُدنوا فَكُلوا ، قالَ : فَأَقبَلَ القَومُ يُقَصِّرونَ . فَقالَ عليه السلام : كُلوا ؛ فَإِنَّما يَستَبينُ مَوَدَّةُ الرَّجُلِ لِأَخيهِ في أكلِهِ عِندَهُ . قالَ : فَأَقبَلنا نُغِصَّ (6)أنفُسَنا كَما تُغَصُّ الإِبِلُ ! (7)
.
1) .الكافي : ج ۶ ص ۲۸۶ ح ۴ ، مسائل عليّ بن جعفر : ص ۳۴۱ ح ۸۳۸ كلاهما عن عليّ بن جعفر .
2) .ما بين المعقوفين أثبتناه من الوافي : ج ۲۰ ص ۵۴۴ ح ۱۹۹۷۱ وهو الصحيح .
3) .الكافي : ج ۶ ص ۲۸۶ ح ۳ عن جميل بن درّاج .
4) .غرر الحكم : ج ۳ ص ۱۱۹ ح ۴۰۰۴ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۱۳۴ ح ۳۰۴۸ .
5) .الكافي : ج ۶ ص ۲۷۸ ح ۱ ، المحاسن : ج ۲ ص ۱۸۴ ح ۱۵۲۸ ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۴۹ ح ۶ .
6) .قال في النهاية : غصصت بالماء أغصّ غصصا : إذا شرقت به أو وقف في حلقك فلم تكد تسيغه . وفي بعض نسخ الكتاب «نعضّ» وهو مِن عَضَّ عليه بالنواجذ ؛ أي استمسكه . وفي بعضها «تضفز أنفسنا كما تضفز الإبل» وهو أظهر ، وقال في النهاية : يقال : ضفزت البعير إذا علفته الضفائز ؛ وهي اللقم الكبار ، الواحدة ضفيزة (مرآة العقول : ج ۲۲ ص ۸۶) .
7) .الكافي : ج ۶ ص ۲۷۹ ح ۶ ، المحاسن : ج ۲ ص ۱۸۴ ح ۱۵۳۰ عن يونس بن ربيع وفيه «نصعّر» بدل «نغصّ» و «يصّعر» بدل «تغصّ» ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۵۰ ح ۸ .
امام كاظم عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله هرگاه برايش مهمان مى آمد، غذايش را با او مى خورد و دست از سفره نمى كشيد تا آن كه مهمان ، دست مى كشيد .
امام صادق عليه السلام :هرگاه مهمان براى كسى بيايد و ميزبان ، با او غذا بخورد، خجالت را از مهمان مى زدايد ، و چنانچه با او نخورد، مهمان ، احساس راحتى نمى كند .
۲ / ۱۳تعارف كردن مهمان به خوردنامام على عليه السلام :هرگاه غذا دادى ، سير كن .
الكافىـ به نقل از هشام بن سالم ـ: همراه ابن اَبى يعفور ، نزد امام صادق عليه السلام رفتيم . ما چند نفر بوديم . امام عليه السلام دستور داد ناهار آوردند و ما ناهار خورديم و امام هم با ما ناهار خورد . در آن جمع ، من از همه جوان تر بودم ؛ لذا با خجالتْ غذا مى خوردم. امام عليه السلام به من فرمود : « بخور . مگر نمى دانى كه محبّت انسان به برادرش ، با خوردن او از غذاى برادرش معلوم مى شود ؟ ».
الكافىـ به نقل از ابو ربيع ـ: امام صادق عليه السلام غذا طلبيد. هَليم آوردند . به ما فرمود : « پيش آييد و بخوريد » . افراد ، در خوردن ، كوتاهى مى كردند. فرمود: « بخوريد ؛ زيرا محبّت انسان نسبت به برادرش ، از خوردن در سفره او معلوم مى شود ». ما چنان شروع به خوردن كرديم كه داشتيم خودمان را مانند شتر ـ كه گلوگير مى شود ـ ، خفه مى كرديم!
.
الإمام الصادق عليه السلامـ لِبَعضِ أصحابِهِ وهُوَ يَأكُلُ مَعَهُ ـ: إنَّما تُعرَفُ مَوَدَّةُ الرَّجُلِ لِأَخيهِ بِجَودَةِ أكلِهِ مِن طَعامِهِ ، وإنَّهُ لَيُعجِبُنِي الرَّجُلُ يَأكُلُ مِن طَعامي فَيُجيدُ الأَكلَ ، يَسُرُّني بِذلِكَ . (1)
الكافي عن عنبسة بن مصعب :أتَينا أبا عَبدِ اللّهِ عليه السلام وهُوَ يُريدُ الخُروجَ إلى مَكَّةَ ، فَأَمَرَ بِسُفرَةٍ فَوُضِعَت بَينَ أيدينا . فَقالَ : كُلوا ، فَأَكَلنا . فَقالَ : أثبَتُّم ، أثبَتُّم ؛ إنَّهُ كانَ يُقالُ : اعتَبِر حُبَّ القَومِ بِأَكلِهِم ، قالَ : فَأَكَلنا وقَد ذَهَبَتِ الحِشمَةُ . (2)
الكافي عن عبد الرحمن بن الحجّاج :أكَلنا مَعَ أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام فَاُوتينا بِقَصعَةٍ مِن أرُزٍّ ، فَجَعَلنا نُعَذِّرُ ، فَقالَ عليه السلام : ما صَنَعتُم شَيئا ، إنَّ أشَدَّكُم حُبّا لَنا أحسَنُكُم أكلاً عِندَنا . قالَ عَبدُ الرَّحمنِ : فَرَفَعتُ كُسحَةَ المائِدَةِ فَأَكَلتُ ، فَقالَ : نَعَم الآنَ ، وأنشَأَ يُحَدِّثُنا أنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله اُهدِيَ إلَيهِ قَصعَةُ أرُزٍّ مِن ناحِيَةِ الأَنصارِ ، فَدَعا سَلمانَ وَالمِقدادَ وأبا ذَرٍّ رَضِيَ اللّهُ عَنهُم فَجَعَلوا يُعَذِّرونَ فِي الأَكلِ . فَقالَ : «ما صَنَعتُم شَيئا ، أشَدُّكُم حُبّا لَنا أحسَنُكُم أكلاً عِندَنا» ، فَجَعَلوا يَأكُلونَ أكلاً جَيِّدا . ثُمَّ قالَ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام : رَحِمَهُمُ اللّهُ ورَضِيَ اللّهُ عَنهُم وصَلّى عَلَيهِم . (3)
.
امام صادق عليه السلامـ به يكى از يارانش كه با او غذا مى خورد ـ: محبّت شخص به برادرش ، از خوب خوردنش از غذاى او معلوم مى شود. من خوش دارم كه شخصْ از غذايم بخورد و حسابى (راحت) بخورد ؛ [چون] با اين كار ، مرا خوش حال مى كند .
الكافىـ به نقل از عنبسة بن مصعب ـ: نزد امام صادق عليه السلام رسيديم ، در حالى كه قصد رفتن به مكّه داشت . دستور داد سفره آوردند و برايمان گستردند . سپس فرمود: « بفرماييد » و ما شروع به خوردن كرديم . امام عليه السلام فرمود : « ثابت كرديد، ثابت كرديد! مى گويند: دوستىِ افراد را از خوردنشان بشناسيد » . پس، خجالتمان از بين رفت و خورديم.
الكافىـ به نقل از عبد الرحمان بن حجّاج ـ: همراهِ امام صادق عليه السلام غذا تناول مى كرديم كه سينىِ پلويى برايمان آوردند. ما با كُندى مى خورديم. فرمود: « نشد ! با محبّت ترين شما نسبت به ما ، كسى است كه نزد ما بهتر بخورد » . با اين حرف، من ريزه هاى سفره را هم برداشتم و خوردم. امام فرمود : « حالا شد » . و برايمان روايت كرد كه از طرف انصار ، سينىِ پلويى براى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله هديه آوردند . پيامبر ، سلمان و مقداد و ابوذر ـ رضى اللّه عنهم ـ را هم دعوت كرد. آنها در خوردن ، كندى مى كردند. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : « نشد! با محبّت ترين شما نسبت به ما ، كسى است كه نزد ما راحت تر (حسابى تر) بخورد» . پس آنها راحت تر، به خدا خوردن ادامه دادند . امام صادق عليه السلام آن گاه ، فرمود : « خدا رحمتشان كند و از ايشان خشنود باشد و بر آنان درود فرستد ! » .
.
الكافي عن عيسى بن أبي منصور :أكَلتُ عِندَ أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام ، فَجَعَلَ يُلقي بَينَ يَدَيَّ الشِّواءَ . ثُمَّ قالَ : يا عيسى ، إنَّهُ يُقالُ : اِعتَبِر حُبَّ الرَّجُلِ بِأَكلِهِ مِن طَعامِ أخيهِ . (1)
المحاسن عن هشام بن سالم :سَمِعتُ أبا عَبدِ اللّهِ عليه السلام وهُوَ يَقولُ لِرَجُلٍ كانَ يَأكُلُ : أما عَلِمتَ أنَّهُ يُعرَفُ حُبُّ الرَّجُلِ أخاهُ بِكَثرَةِ أكلِهِ عِندَهُ؟! (2)
الكافي عن عبد اللّه بن سليمان الصيرفيّ :كُنتُ عِندَ أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام فَقَدَّم إلَينا طَعاما فيه شِواءٌ وأشياءَ بَعدَهُ ، ثُمَّ جاءَ بِقَصعَةٍ فيها أرُزٌّ ، فَأَكَلتُ مَعَهُ ، فَقالَ : كُل ، قُلتُ : قَد أكَلتُ . فَقالَ : كُل ؛ فَإِنَّهُ يُعتَبَرُ حُبُّ الرَّجُلِ لِأَخيهِ بِانبِساطِهِ في طَعامِهِ . ثُمَّ حازَ لي حَوزا (3)بِإِصبَعِهِ مِنَ القَصعَةِ ، فَقالَ لي : لَتَأكُلَنَّ ذا بَعدَ ما قَد أكَلتَ ، فَأَكَلتُهُ . (4)
.
1) .الكافي : ج ۶ ص ۲۷۸ ح ۳ ، المحاسن : ج ۲ ص ۱۸۳ ح ۱۵۲۵ عن يونس بن يعقوب ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۴۹ ح ۳ .
2) .المحاسن : ج ۲ ص ۱۸۳ ح ۱۵۲۳ ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۴۸ ح ۱ .
3) .الحَوْزُ : الجمع ، وكلّ من ضمّ شيئا إلى نفسه فقد حازه (الصحاح : ج ۳ ص ۸۷۵ «حوز») .
4) .الكافي : ج ۶ ص ۲۷۹ ح ۴ ، المحاسن : ج ۲ ص ۱۸۳ ح ۱۵۲۶ ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۴۹ ح ۴ .
الكافىـ به نقل از عيسى بن ابى منصور ـ: نزد امام صادق عليه السلام غذا تناول كردم . ايشان ، جلوى من ، كباب مى گذاشت . سپس فرمود : « اى عيسى ! مى گويند كه محبّت شخص را از خوردن او از غذاى برادرش بشناس » .
المحاسنـ به نقل از هشام بن سالم ـ: از امام صادق عليه السلام شنيدم كه به مردى كه مشغول خوردن بود، مى فرمود : « مگر نمى دانى كه محبّت شخص به برادرش ، از زياد خوردن او نزد وى دانسته مى شود ؟ ! » .
الكافىـ به نقل از عبد اللّه بن سليمان صيرفى ـ: نزد امام صادق عليه السلام بودم. برايمان غذايى آوردند كه در آن ، گوشت كباب شده بود و بعد از آن هم چيزهاى ديگرى آوردند. سپس سينىِ پلويى آوردند كه من با ايشان خوردم . فرمود : « بخور » . گفتم: خوردم. فرمود: « بخور. محبّت شخص به برادرش ، از راحت بودن او در خوردن از غذاى وى دانسته مى شود » . سپس با انگشتش قسمتى از سينى را برايم علامت گذاشت و فرمود: « با آن كه خورده اى، بايد تا اين جا بخورى » . و من هم خوردم.
.
المحاسن عن الحارث بن المغيرة :دَخَلتُ عَلى أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام ، فَدَعا بِالخِوانِ (1)، فَاُتِيَ بِقَصعَةٍ فيها أرُزٌّ ، فَأَكَلتُ مِنها حَتَّى امتَلَأتُ ، فَخَطَّ بِيَدِهِ فِي القَصعَةِ ، ثُمَّ قالَ : أقسَمتُ عَلَيكَ لَمّا أكَلتَ دونَ الخَطِّ . (2)
دعائم الإسلام :كانَ بَعضُهُم عليهم السلام إذا حَضَرَ طعامَهُ أحَدٌ قالَ : كُل يا عَبدَ اللّهِ وتَبَرَّك بِهِ . (3)
۲ / ۱۴مُشايَعَةُ الضَّيفِ إلَى البابِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :مِن حَقِّ الضَّيفِ أن تَمشِيَ مَعَهُ فَتُخرِجَهُ مِن حَريمِكَ إلَى البابِ . (4)
عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ مِنَ السُّنَّةِ أن يَخرُجَ الرَّجُلُ مَعَ ضَيفِهِ إلى بابِ الدّارِ . (5)
.
1) .الخِوان : ما يؤكَلُ عليهِ ، معرّب (المصباح المنير : ص ۱۸۴ «خون») .
2) .المحاسن : ج ۲ ص ۱۸۳ ح ۱۵۲۷ ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۴۹ ح ۵ .
3) .دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۰۴ ح ۳۳۰ ، مستدرك الوسائل : ج ۱۶ ص ۳۲۹ ح ۲۰۰۵۳ .
4) .عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج ۲ ص ۷۰ ح ۳۲۳ عن دارم ونعيم بن صالح الطبري عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۵۱ ح ۱ .
5) .سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۱۱۴ ح ۳۳۵۸ ، مسند الشهاب : ج ۲ ص ۱۸۵ ح ۱۱۴۹ كلاهما عن أبي هريرة ، الفردوس : ج ۳ ص ۶۳۶ ح ۵۹۹۴ عن ابن عبّاس ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۴۸ ح ۲۵۸۷۱ .
المحاسنـ به نقل از حارث بن مغيره ـ: به منزل امام صادق عليه السلام رفتم. دستور داد كه سفره بياورند. سينىِ پلويى آوردند . من [آن قدر] از آن خوردم تا اين كه سير شدم . امام عليه السلام با دستش در سينى ، خط كشيد . سپس فرمود : « سوگندت مى دهم كه تا اين خط بخورى ! » .
دعائم الإسلام:يكى از معصومان عليهم السلام ، هر گاه كسى مهمانش بود، مى فرمود: « بخور ، اى بنده خدا و از آن ، بركت بجوى!» .
۲ / ۱۴بدرقه كردن مهمان تا درِ خانهپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :از حقوق مهمان است كه تا دَمِ در ، با او بروى و بدرقه اش كنى.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :از سنّت است كه شخص ، تا درِ خانه ، مهمانش را همراهى كند.
.
الفصل الثالث : ما لا يَنبَغي لِلمُضَيِّفِ۳ / ۱الرِّياءُ وَالسُّمعَةُرسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن أطعَمَ طَعاما فيه رِياءٌ وسُمعَةٌ ، جَعَلَ اللّهُ عز و جل نارا في بَطنِهِ يَومَ القِيامَةِ حَتّى يَفرُغَ مِنَ الحِسابِ . (1)
عنه صلى الله عليه و آله :الوَليمَةُ أوَّلَ يَومٍ حَقٌّ ، وَالثّاني مَعروفٌ ، ومازادَ رِياءٌ وسُمعَةٌ . (2)
عنه صلى الله عليه و آله :الوَليمَةُ حَقٌّ ، وَالثّانِيَةُ مَعروفٌ ، وَالثّالِثَةُ فَخرٌ وحَرَجٌ (3). (4)
عنه صلى الله عليه و آله :طَعامٌ فِي العُرسِ يَومٌ سُنَّةٌ ، وطَعامُ يَومَينِ فَضلٌ ، وطَعامُ ثَلاثَةِ أيّامٍ رِياءٌ وسُمعَةٌ . (5)
.
1) .الفردوس : ج ۲ ص ۱۷۴ ح ۲۸۷۰ عن عائشة ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۴۵ ح ۲۵۸۵۸ .
2) .الكافي : ج ۵ ص ۳۶۸ ح ۴ ، المحاسن : ج ۲ ص ۱۹۱ ح ۱۵۵۲ كلاهما عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلام ، دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۲۰۵ ح ۷۴۸ ، بحارالأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۷۷ ح ۴۱ ؛ سنن أبي داود : ج ۳ ص ۳۴۲ ح ۳۷۴۵ ، مسند ابن حنبل : ج ۷ ص ۲۹۱ ح ۲۰۳۴۶ ، سنن ابن ماجة : ج ۱ ص ۶۱۷ ح ۱۹۱۵ عن أبي هريرة ، كنزالعمّال : ج ۱۶ ص ۳۰۶ ح ۴۴۶۲۳ .
3) .الحَرَجُ في الأصل : الضِيق ، ويقع على الإثم والحرام (النهاية : ج ۱ ص ۳۶۱ «حرج») .
4) .المعجم الكبير : ج ۲۲ ص ۱۳۷ ح ۳۶۲ عن وحشي بن حرب بن وحشي عن أبيه عن جدّه ، كنزالعمّال : ج ۱۶ ص ۳۰۷ ح ۴۴۶۳۰ .
5) .المعجم الكبير : ج ۱۱ ص ۱۲۲ ح ۱۱۳۳۱ عن ابن عبّاس ، كنزالعمّال : ج ۱۶ ص ۳۰۶ ح ۴۴۶۲۰ .
فصل سوم : آنچه شايسته ميزبان نيست۳ / ۱خودنمايى و شهرت طلبىپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس اطعامى كند كه در آن ، خودنمايى و شهرت طلبى باشد، خداوند عز و جل ، در روز قيامت ، در شكم او آتشى قرار مى دهد تا آن گاه كه از حساب خلايقْ فارغ شود .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :وليمه دادنِ روز اوّل ، وظيفه است، روز دوم ، احسان، و بيشتر از آن ، خودنمايى و شهرت طلبى است.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :وليمه [ى اوّل] ، وظيفه است، دومى ، احسان، و سومى ، فخرفروشى و گناه.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :يك روز خرج دادن در عروسى، سنّت است، دو روز ، بخشش و احسان، و سه روز ، خودنمايى و شهرت طلبى.
.
عنه صلى الله عليه و آله :طَعامُ أوَّلِ يَومٍ حَقٌّ ، وطَعامُ يَومِ الثّاني سُنَّةٌ ، وطَعامُ يَومِ الثّالِثِ سُمعَةٌ ، ومَن سَمَّعَ (1)سَمَّعَ اللّهُ بِهِ . (2)
الإمام الباقر عليه السلام :الوَليمَةُ يَومٌ ، ويَومانِ مَكرُمَةٌ ، وثَلاثَةُ أيّامٍ رِياءٌ وسُمعَةٌ . (3)
راجع : ص ۴۸ (ما ينبغي للمضيّف / حسن النية) .
۳ / ۲اِستِقلالُ ما عِندَهُ لِلضَّيفِالإمام الصادق عليه السلام :يَهلِكُ المَرءُ المُسلِمُ أن يَستَقِلَّ ما عِندَهُ لِلضَّيفِ . (4)
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :كَفى بِالمَرءِ إثما أن يَستَقِلَّ ما يُقَرِّبُ إلى إخوانِهِ . (5)
عنه صلى الله عليه و آله :هَلاكٌ بِالرَّجُلِ أن يَدخُلَ عَلَيهِ النَّفَرُ مِن إخوانِهِ ، فَيَحتَقِرَ ما في بَيتِهِ أن يُقَدِّمُهُ إلَيهِم . (6)
راجع : ص ۱۵۰ (ما لا ينبغي للضيف / احتقار ما يُقرَّب إليه) .
.
1) .يُقال : سَمَّعتُ بالرَّجل تسميعا وتسمعة إذا شهرته وندّدت به (النهاية : ج ۲ ص ۴۰۱ «سمع») .
2) .سنن الترمذي : ج ۳ ص ۴۰۴ ح ۱۰۹۷ عن ابن مسعود ، كنزالعمّال : ج ۱۶ ص ۳۰۶ ح ۴۴۶۱۹ .
3) .الكافي : ج ۵ ص ۳۶۸ ح ۳ ، تهذيب الأحكام : ج ۷ ص ۴۰۹ ح ۱۶۳۱ ، المحاسن : ج ۲ ص ۱۹۱ ح ۱۵۵۱ ، بحارالأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۷۶ ح ۴۰ .
4) .الكافي : ج ۶ ص ۲۷۶ ح ۵ ، المحاسن : ج ۲ ص ۱۸۶ ح ۱۵۳۶ كلاهما عن عبد اللّه بن سنان ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۵۳ ح ۱۶ .
5) .المحاسن : ج ۲ ص ۱۸۶ ح ۱۵۳۳ عن جابر بن عبد اللّه ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۵۳ ح ۱۴ .
6) .مسند ابن حنبل : ج ۵ ص ۱۶۳ ح ۱۴۹۸۹ ، السُنن الكبرى : ج ۷ ص ۴۵۶ ح ۱۴۶۲۴ ، الفردوس : ج ۴ ص ۲۶۶ ح ۶۷۸۲ كلّها عن جابر ، تاريخ دمشق : ج ۱۱ ص ۲۳۴ عن جابر من دون إسنادٍ الى النبيّ صلى الله عليه و آله .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :وليمه نخستين روز، وظيفه است، وليمه روز دوم، سنّت، و وليمه روز سوم، شهرت طلبى . هر كس در پى شهرت است ، خداوند ، او را رسوا مى كند .
امام باقر عليه السلام :وليمه دادن ، يك روز است، دو روز ، آقايى است، و سه روز ، خودنمايى و شهرت طلبى.
ر . ك : ص ۴۹ (آنچه شايسته ميزبان است / انگيزه نيكو) .
۳ / ۲ناقابل شمردن امكانات پذيرايىامام صادق عليه السلام :مايه هلاكت مرد مسلمان است كه آنچه را در خانه دارد ، براى مهمان ، اندك و ناقابل بشمارد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :انسان را همين گناه بس كه آنچه را پيش برادران خود مى گذارد ، اندك و ناقابل بشمارد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مايه هلاكت شخص است كه گروهى از برادرانش بر او وارد شوند و او آنچه را در خانه دارد ، قابلِ آوردن براى آنها نداند.
ر . ك : ص ۱۵۱ (آنچه شايسته مهمان نيست / ناچيز شمردن امكانات ميزبان) .
.
۳ / ۳التَّكَلُّفُرسول اللّه صلى الله عليه و آله :إنّي لا اُحِبُّ المُتَكَلِّفينَ . (1)
عنه صلى الله عليه و آله :مِن تَكرِمَةِ الرَّجُلِ لِأَخيهِ أن يَقبَلَ تُحفَتَهُ ، وأن يُتحِفَهُ بِما عِندَهُ ، ولا يَتَكَلَّفَ لَهُ شَيئا . (2)
الإمام الصادق عليه السلام :المُؤمِنُ لا يَحتَشِمُ مِن أخيهِ ، ولا يُدرى أيُّهُما أعجَبُ ؛ الَّذي يُكَلِّفُ أخاهُ إذا دَخَلَ أن يَتَكَلَّفَ لَهُ ، أوِ المُتَكَلِّفُ لِأَخيهِ! (3)
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :يا عائِشَةُ ، لا تَكَلَّفي لِلضَّيفِ فَتَمَلّيهِ ، ولكِن أطعِميهِ مِمّا تَأكُلينَ . (4)
عنه صلى الله عليه و آله :لا يَتَكَلَّفَنَّ أحَدٌ لِلضَّيفِ ما لا يَقدِرُ عَلَيهِ . (5)
عنه صلى الله عليه و آله :لا تَكَلَّفوا لِلضَّيفِ فَتُبغِضوهُ ، فَإِنَّ مَن أبغَضَ الضَّيفَ فَقَد أبغَضَ اللّهَ ، ومَن أبغَضَ اللّهَ أبغَضَهُ اللّهُ . (6)
.
1) .الكافي : ج ۶ ص ۲۷۶ ح ۱ ، المحاسن : ج ۲ ص ۱۸۷ ح ۱۵۳۷ كلاهما عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلام ، النوادر للراوندي : ص ۱۰۸ ح ۸۸ عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۵۴ ح ۱۷ .
2) .الكافي : ج ۶ ص ۲۷۶ ح ۱ عن السكونيّ عن الإمام الصادق عليه السلام ، المحاسن : ج ۲ ص ۱۸۶ ح ۱۵۳۷ عن السكوني ، النوادر للراوندي : ص ۱۰۷ ح ۸۷ عن الإمام علي عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۵۶ ح ۳۱ .
3) .الكافي : ج ۶ ص ۲۷۶ ح ۲ ، المحاسن : ج ۲ ص ۱۸۵ ح ۱۵۳۲ كلاهما عن جميل بن درّاج ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۵۳ ح ۱۳ .
4) .كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۵۱ ح ۲۵۸۹۰ نقلاً عن أبي عبد اللّه محمّد بن باكويه الشيرازي والرافعي عن أبي قرصافة .
5) .شعب الإيمان : ج ۷ ص ۹۴ ح ۹۵۹۹ ، تاريخ بغداد : ج ۱۰ ص ۲۰۵ ، تاريخ أصبهان : ج ۱ ص ۸۲ كلّها عن سلمان ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۸۲ ح ۲۵۸۷۶ .
6) .المحجّة البيضاء : ج ۳ ص ۳۱ ، تاريخ دمشق : ج ۱۳ ص ۱۲۶ ح ۳۰۷۸ عن سلمان نحوه ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۴۸ ح ۲۵۸۷۵ .
۳ / ۳تشريفاتِ مشقت بارپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :من اهل تكلّف (1)را دوست ندارم.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :نشانه احترام شخص به برادرش ، اين است كه هديه تقديمى او را بپذيرد و از همان چيزى كه آماده دارد ، به او تقديم كند ، و خود را براى برادرش به سختى نيندازد.
امام صادق عليه السلام :مؤمن از برادرش خجالت نمى كشد. معلوم نيست كه كدام يك عجيب تر است: آن كه وقتى بر برادرش وارد مى شود ، او را به سختى (تشريفات) وا مى دارد، يا آن كه براى برادرش خود را به سختى مى اندازد!
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اى عايشه! خودت را براى مهمان ، به سختى نينداز ؛ زيرا با اين كار ، از او خسته مى شوى ؛ بلكه از همان غذايى كه خودت مى خورى ، به او بخوران .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ كس براى پذيرايى از مهمان ، خود را بيشتر از توانش به زحمت نيندازد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خود را براى مهمان ، به سختى نيندازيد ؛ كه از او متنفّر مى شويد و هر كس از مهمان متنفّر شود ، از خدا متنفّر شده است و هر كس از خدا متنفّر شود ، خدا هم از او متنفّر مى شود .
.
1) .تكلّف : خود را به زحمت انداختن و زياده روى در پذيرايى ؛ تجمّلات فراهم آوردن و تشريفات قائل شدن .
التاريخ الكبير عن سلمان :أمَرَنَا النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله ألّا نَتَكَلَّفَ لِلضَّيفِ ما لَيسَ عِندَنا ، وأن نُقَدِّمَ ما حَضَرَ . (1)
الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام :نَهَى [النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله ] عَنِ التَّكَلُّفِ لِلضَّيفِ ما لا يَقدِرُ عَلَيهِ إلّا بِمَشَقَّةٍ . (2)
المحجّة البيضاء :في حَديثِ يونُسَ عَلى نَبِيِّنا و عَلَيهِ السَّلامُ ، أنَّهُ زارَهُ إخوانُهُ ، فَقَدَّمَ إلَيهِم كِسَرا (3)وجَزَّ لَهُم بَقلاً كانَ يَزرَعُهُ ، ثُمَّ قالَ : ... لَولا إنَّ اللّهَ عز و جل لَعَنَ المُتَكَلِّفينَ لَتَكَلَّفتُ لَكُم .
المحجّة البيضاء :قالَ بَعضُهُم : دَخَلنا عَلى جابِرِ بنِ عَبدِ اللّهِ فَقَدَّمَ إلَينا خُبزا وخَلّاً ، وقالَ : لَولا أنّا نُهينا عَنِ التَّكَلُّفِ ، لَتَكَلَّفتُ لَكُم . (4)
۳ / ۴الدَّعوَةُ الكاذِبَةُالمحاسن عن عليّ بن الخطّاب الخلّال عن رجل عن الإمام الصادق عليه السلام ، قال :أتاهُ مَولىً لَهُ ، فَسَلَّمَ عَلَيهِ ومَعَهُ ابنُهُ إسماعيلُ ، فَسَلَّمَ عَلَيهِ وجَلَسَ . فَلَمَّا انصَرَفَ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام انصَرَفَ مَعَهُ الرَّجُلُ ، فَلَمَّا انتَهى أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام إلى بابِ دارِهِ دَخَلَ وتَرَكَ الرَّجُلَ ، فَقالَ لَهُ ابنُهُ إسماعيلُ : يا أبَة ، ألا كُنتَ عَرَضتَ عَلَيهِ الدُّخولَ ؟ فَقالَ : لَم يَكُن مِن شَأني إدخالُهُ . قالَ : فَهُوَ لَم يَكُن يَدخُلُ ! قالَ : يا بُنَيَّ ، أكرَهُ أن يَكتُبَنِي اللّهُ عَرّاضا . (5)
.
1) .التاريخ الكبير : ج ۲ ص ۳۸۶ ح ۲۸۶۷ ، شعب الإيمان : ج ۷ ص ۹۴ ح ۹۶۰۱ ، تاريخ بغداد : ج ۸ ص ۴۶ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۱۳۷ ح ۷۱۴۷ وفيه «نهانا رسول اللّه صلى الله عليه و آله أن نتكلّف للضيف» فقط ، الدرّ المنثور : ج ۷ ص ۲۰۸ .
2) .قرب الإسناد : ص ۷۵ ح ۲۴۲ ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۵۹ ح ۵ .
3) .الكِسرَةُ مِن الخُبز ، والجَمع كِسَرٌ (المصباح المنير : ص ۵۳۳ «كسر») .
4) .. المحجّة البيضاء : ج ۳ ص ۲۹ .
5) .المحاسن : ج ۲ ص ۱۹۰ ح ۱۵۴۹ ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۵۷ ح ۳ .
التاريخ الكبيرـ به نقل از سلمان ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله به ما دستور داد كه براى مهمان ، چيزى را كه در خانه نداريم، [از بيرون] تهيه نكنيم ؛ بلكه همان چيزى را كه در خانه هست براى او بياوريم.
امام صادق عليه السلامـ از پدرانش عليهم السلام ـ: [پيامبر صلى الله عليه و آله ] از پذيرايى كردن مهمان ، با چيزى كه شخص ، توانش را ندارد و براى تهيه آن به سختى مى افتد ، نهى فرمود.
المحجّة البيضاء:در حديث يونس عليه السلام ـ كه بر پيامبرمان و بر او درود باد ! ـ آمده است كه دوستانش به ديدن او آمدند و آن جناب ، چند قرص نان ، جلوى آنها گذاشت و مقدارى هم سبزى ـ كه خود آن را مى كاشت ـ برايشان چيد . سپس فرمود : « ... اگر اين گونه نبود كه خداوند عز و جل ، اهل تكلّف را لعنت كرده است ، برايتان تكلّف مى نمودم » .
المحجّة البيضاء:برخى گفتند : بر جابر بن عبد اللّه در آمديم . پس قدرى نان و سركه برايمان آورد و گفت: « اگر از تكلّفْ نهى نشده بوديم، برايتان تكلّف مى نمودم » .
۳ / ۴تعارفِ دروغينالمحاسنـ به نقل از على بن خطّاب خلّال ، از مردى ، از امام صادق عليه السلام ـ: يكى از دوستداران امام صادق عليه السلام نزد ايشان آمد و سلام كرد و نشست ، در حالى كه اسماعيل ، فرزند امام نيز همراه ايشان بود. چون امام صادق عليه السلام رفت، آن مرد نيز همراه ايشان برگشت. امام به در خانه اش كه رسيد ، از مرد جدا شد و به خانه رفت. فرزندش اسماعيل به ايشان گفت: پدر جان ! چرا او را به خانه ، دعوت نكرديد ؟ امام فرمود : «به خانه آوردن او در شأن من نبود». اسماعيل گفت : او هم كه نمى آمد [ ؛ پس بد نبود كه به ظاهر ، تعارفى مى كرديد] . امام فرمود: « پسرم ! خوش ندارم كه خداوند ، مرا اهل تعارف [دروغين ]بنويسد » .
.
۳ / ۵اِستِخدامُ الضَّيفِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :سَخافَةٌ (1)بِالمَرءِ أن يَستَخدِمَ ضَيفَهُ . (2)
الكافي عن ابن أبي يعفور :رَأَيتُ عِندَ أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام ضَيفا ، فَقامَ يَوما في بَعضِ الحَوائِجِ فَنَهاهُ عَن ذلِكَ ، وقامَ بِنَفسِهِ إلى تِلكَ الحاجَةِ . وقالَ عليه السلام : نَهى رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَن أن يُستَخدَمَ الضَّيفُ . (3)
الكافي عن عبيد بن أبي عبد اللّه البغداديّ عمّن أخبره :نَزَلَ بِأَبِي الحَسَنِ الرِّضا عليه السلام ضَيفٌ ، وكانَ جالِسا عِندَهُ يُحَدِّثُهُ في بَعضِ اللَّيلِ فَتَغَيَّرَ السِّراجُ ، فَمَدَّ الرَّجُلُ يَدَهُ لِيُصلِحَهُ ، فَزَبَرَهُ (4)أبُو الحَسَنِ عليه السلام ، ثُمَّ بادَرَهَ بِنَفسِهِ فَأَصلَحَهُ . ثُمَّ قالَ لَهُ : إنّا قَومٌ لا نَستَخدِمُ أضيافَنا . (5)
.
1) .هي من السُّخفِ ؛ وهي خفَّة العقل وغيره (النهاية : ج ۲ ص ۳۵۰ «سخف») .
2) .الفردوس : ج ۲ ص ۳۳۳ ح ۳۵۰۲ عن ابن عبّاس ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۴۸ ح ۲۵۸۷۲ .
3) .الكافي : ج ۶ ص ۲۸۳ ح ۱ ، بحارالأنوار : ج ۴۷ ص ۴۱ ح ۴۹ .
4) .زَبَرَهُ : زَجَرَهُ ونَهَرَهُ (المصباح المنير : ص ۲۵۰ «زبر») .
5) .الكافي : ج ۶ ص ۲۸۳ ح ۲ ، بحارالأنوار : ج ۴۹ ص ۱۰۲ ح ۲۰ .
۳ / ۵به كار گرفتن مهمانپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :از بى خردىِ شخص است كه مهمانش را به كار بگيرد.
الكافىـ به نقل از ابن ابى يَعفور ـ: در خانه امام صادق عليه السلام مهمانى را ديدم كه روزى براى انجام دادن كارى برخاست . امام ، مهمان را از اين كار باز داشت و خودش آن كار را انجام داد . پس فرمود : « پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از به كار گرفته شدن مهمان ، نهى فرموده است » .
الكافىـ به نقل از عبيد بن ابى عبد اللّه بغدادى ، از كسى كه به او خبر داد ـ: مهمانى بر امام رضا عليه السلام وارد شد . امام ، تا پاسى از شب ، نزد او نشسته بود و با وى سخن مى گفت كه چراغ ، كم نور شد . مرد ، دستش را دراز كرد كه آن را درست كند ؛ امّا امام رضا عليه السلام وى را از اين كار ، باز داشت و خود ، به درست كردن چراغ پرداخت. سپس به او فرمود : « ما قومى هستيم كه از مهمانانمان كار نمى كشيم » .
.
۳ / ۶الصَّومُ مِن دونِ إذنِ الضَّيفِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :لا يَصومُ صاحِبُ البَيتِ إلّا بِإِذنِ الضَّيفِ . (1)
عنه صلى الله عليه و آله :إذا دَخَلَ رَجُلٌ بَلدَةً فَهُوَ ضَيفٌ عَلى مَن بِها مِن أهلِ دينِهِ حَتّى يَرحَلَ عَنهُم ... ولا يَنبَغي لَهُم أن يَصوموا إلّا بِإِذنِ الضَّيفِ لِئَلّا يَحتَشِمَهُم فَيَشتَهِيَ الطَّعامَ فَيَترُكَهُ لَهُم . (2)
۳ / ۷الإِعانَةُ عَلَى الرِّحلَةِالإمام الباقر عليه السلام :مِنَ الجَفاءِ استِخدامُ الضَّيفِ ؛ فَإِذا نَزَلَ بِكُمُ الضَّيفُ فَأَعينوهُ ، وإذَا ارتَحَلَ فَلا تُعينوهُ ؛ فَإِنَّهُ مِنَ النَّذالَةِ ، وزَوِّدوهُ وطَيِّبوا زادَهُ فَإِنَّهُ مِنَ السَّخاءِ . (3)
الأمالي للصدوق عن حريز بن عبد اللّه أو غيره :نَزَلَ عَلى أبي عَبدِ اللّهِ الصّادِقِ عليه السلام قَومٌ مِن جُهَينَةَ فَأَضافَهُم ، فَلَمّا أرادُوا الرِّحلَةَ زَوَّدَهُم ووَصَلَهُم وأعطاهُم ، ثُمَّ قالَ لِغِلمانِهِ : تَنَحَّوا لا تُعينوهُم . فَلَمّا فَرَغوا جاؤوا لِيُوَدِّعوهُ ، فَقالوا لَهُ : يَابنَ رَسولِ اللّهِ ، لَقَد أضَفتَ فَأَحسَنتَ الضِّيافَةَ ، وأعطَيتَ فَأَجزَلتَ العَطِيَّةَ ، ثُمَّ أمَرتَ غِلمانَكَ ألّا يُعينونا عَلَى الرِّحلَةِ ؟! فَقالَ عليه السلام : إنّا أهلُ بَيتٍ لا نُعينُ أضيافَنا عَلَى الرِّحلَةِ مِن عِندِنا . (4)
.
1) .الفردوس : ج ۵ ص ۱۳۸ ح ۷۷۴۵ عن عائشة ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۵۱ ح ۲۵۸۹۱ .
2) .الكافي : ج ۴ ص ۱۵۱ ح ۳ ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۲ ص ۱۵۵ ح ۱۰۱۳ ، علل الشرائع : ص ۳۸۴ ح ۲ كلّها عن الفضيل بن يسار عن الإمام الباقر عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، وسائل الشيعة : ج ۷ ص ۳۹۴ ح ۱۴۰۴۵ .
3) .الكافي : ج ۶ ص ۲۸۴ ح ۳ عن ميسرة .
4) .الأمالي للصدوق : ص ۶۳۸ ح ۸۵۹ ، روضة الواعظين : ص ۲۳۳ ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۵۱ ح ۵ .
۳ / ۶روزه گرفتن ، بدون اجازه مهمانپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :صاحب خانه ، روزه نگيرد ، مگر با اجازه مهمان.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر گاه مردى وارد شهرى شد ، مهمان ساكنان آن شهر از همدينان خودش است تا زمانى كه از پيش آنان برود ... و براى آنان سزاوار نيست روزه بگيرند مگر با اجازه مهمان . مبادا كه مهمان از آنها خجالت بكشد و غذا بخواهد ؛ ولى به خاطر [رعايتِ حال] آنها از خوردن خوددارى كند!
۳ / ۷كمك كردن در رفتن مهمانامام باقر عليه السلام :به كار گرفتن مهمان ، [ نشان ] از بى ادبى است . پس، هرگاه مهمان بر شما وارد شد [در بار افكندن و جابه جا كردن بارهايش] به او كمك كنيد و هرگاه خواست كه بارش را ببندد ، كمكش نكنيد ؛ زيرا اين كار ، [نشان ]از پستى است . و توشه بسيار همراهش كنيد؛ زيرا اين كار ، [نشان] از سخاوت است.
الأمالى ، صدوقـ به نقل از حريز بن عبد اللّه يا ديگرى ـ: عدّه اى از طايفه جُهَينه ، مهمان امام صادق عليه السلام شدند. امام از آنان پذيرايى كرد و چون خواستند بروند ، به آنها توشه و آذوقه و پول داد . آن گاه به خدمتكارانش فرمود : « كنار رويد و كمكشان نكنيد ! » . مهمانان چون رخت خويش بستند، براى خداحافظى ، نزد امام آمدند و گفتند : اى پسر پيامبر خدا ! شما پذيرايىِ شايانى از ما به عمل آورديد و دَهِش بسيار كرديد ؛ امّا به خدمتكارانتان فرموديد كه در بستنِ بار ، به ما كمك نكنند ؟ ! امام عليه السلام فرمود : « همانا ما خاندانى هستيم كه به مهمانان خود در رفتن از نزدمان كمك نمى كنيم » .
.
مستطرفات السرائر عن أبي عبد اللّه السيّاري :نَزَلَ بِأبِي الحَسَنِ موسى عليه السلام أضيافٌ ، فَلَمّا أرادُوا الرَّحيلَ قَعَدَ عَنهُم غِلمانُهُ ، فَقالوا لَهُ : يَابنَ رَسولِ اللّهِ ، لَو أمَرتَ الغِلمانَ فَأَعانونا عَلى رِحلَتِنا ؟ فَقالَ عليه السلام لَهُم : أمّا وأنتُم تَرحَلونَ عَنّا فَلا . (1)
.
1) .مستطرفات السرائر : ص ۵۰ ح ۱۳ ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۵۵ ح ۲۷ .
مستطرفات السرائرـ به نقل از ابو عبد اللّه سيّارى ـ: مهمانانى بر امام كاظم عليه السلام وارد شدند. چون خواستند بروند، خدمتكاران امام ، كمكشان نكردند . آن گاه به امام گفتند : اى پسر پيامبر خدا ! ممكن است كه به خدمتكاران بفرماييد در بستن بار ، به ما كمك كنند؟ امام كاظم عليه السلام فرمود: « چون براى رفتن است، نه ! » .
.
الفصل الرابع : ما يَنبَغي لِلضَّيفِ۴ / ۱إجابَةُ دَعوَةِ المُؤمِنِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :أجيبُوا الدّاعِيَ إذا دُعيتُم . (1)
عنه صلى الله عليه و آله :اِيتُوا الدَّعوَةَ إذا دُعيتُم . (2)
عنه صلى الله عليه و آله :فُكُّوا العانِيَ (3)، وأجيبُوا الدّاعِيَ ، وعودُوا المَريضَ . (4)
عنه صلى الله عليه و آلهـ للإِمامَ عَلِيٍّ عليه السلام ـ: يا عَلِيُّ ... سِر ثَلاثَةَ أميالٍ أجِب دَعوَةً . (5)
.
1) .سنن الدارمي : ج ۱ ص ۵۴۲ ح ۲۰۰۹ ، صحيح مسلم : ج ۲ ص ۱۰۵۳ ح ۱۰۳ نحوه وكلاهما عن ابن عمر ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۵۴ ح ۲۵۹۱۳ .
2) .صحيح مسلم : ج ۲ ص ۱۰۵۳ ح ۱۰۲ ، سنن الترمذي : ج ۳ ص ۴۰۴ ح ۱۰۹۸ ، مسند ابن حنبل : ج ۲ ص ۴۸۱ ح ۶۱۱۶ كلّها عن ابن عمر .
3) .العاني : الأسير (النهاية : ج ۳ ص ۳۱۴ «عنا») .
4) .صحيح البخاري : ج ۵ ص ۱۹۸۴ ح ۴۸۷۹ ، السُنن الكبرى : ج ۳ ص ۵۳۲ ح ۶۵۷۶ ، فتح الباري : ج ۹ ص ۲۴۰ ح ۵۱۷۴ كلّها عن أبي موسى ، كنزالعمّال : ج ۱۵ ص ۸۶۴ ح ۴۳۴۳۹ .
5) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۴ ص ۳۶۱ ح ۵۷۶۲ عن حمّاد بن عمرو وأنس بن محمّد عن أبيه جميعا عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، مصادقة الإخوان : ص ۵۸ ح ۸ عن الإمام الباقر عن أبيه عليهماالسلامعنه صلى الله عليه و آله ، مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۲۶ ح ۲۶۵۶ عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، النوادر للراوندي : ص ۹۲ ح ۲۹ عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحارالأنوار : ج ۷۴ ص ۸۳ ح ۹۳ .
فصل چهارم : آنچه شايسته مهمان است۴ / ۱پذيرش دعوت مؤمنپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هرگاه كسى شما را دعوت كرد، دعوتش را بپذيريد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هرگاه به مهمانى دعوت شُديد، [بپذيريد و] در آن حاضر شويد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اسير را آزاد كنيد، دعوت دعوت كننده را بپذيريد و از بيمار عيادت كنيد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به امام على عليه السلام ـ: اى على !... براى پذيرفتن مهمانى ، تا سه ميل راه برو .
.
عنه صلى الله عليه و آله :لَو اُهدِيَ إلَيَّ كُراعٌ (1)لَقَبِلتُ ، ولَو دُعيتُ إلى ذِراعٍ لَأَجبتُ . (2)
عنه صلى الله عليه و آله :إذا دُعِيَ أحَدُكُم إلَى الوَليمَةِ فَليَأتِها . (3)
عنه صلى الله عليه و آله :إذا دُعيتُم إلى كُراعٍ فَأَجيبوا . (4)
عنه صلى الله عليه و آله :إذا دُعِيَ أحَدُكُم فَليُجِب ، فَإِن كانَ صائِما فَليُصَلِّ ، وإن كانَ مُفطِرا فَليَطعَم . (5)
عنه صلى الله عليه و آله :إذا دُعِيَ أحَدُكُم إلى طَعامٍ وهُوَ صائِمٌ ، فَليَقُل : إنّي صائِمٌ (6). (7)
.
1) .الكُراع في الغنم والبقر بمنزلة الوظيف في الفرس والبعير ؛ وهو مستدّق الساق ، يذكّر ويؤنّث (الصحاح : ج ۳ ص ۱۲۷۵ «كرع») .
2) .مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۲۸ ح ۲۶۵۶ عن الإمام الصادق عن أبيه عن جدّه عن الإمام عليّ عليهم السلام ، الاختصاص : ص ۵۵ عن الإمام الكاظم عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۳۲۵ ح ۱۲۲۷ عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحارالأنوار : ج ۴۸ ص ۱۲۲ ح ۱ ؛ صحيح البخاري : ج ۲ ص ۹۰۸ ح ۲۴۲۹ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۵۲۳ ح ۱۰۲۱۶ ، السُنن الكبرى للنسائي : ج ۴ ص ۱۴۰ ح ۶۶۰۹ كلّها عن أبي هريرة نحوه ، الطبقات الكبرى : ج ۱ ص ۳۷۱ عن أنس ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۵۵ ح ۲۵۹۲۰ .
3) .صحيح البخاري : ج ۵ ص ۱۹۸۴ ح ۴۸۷۸ ، صحيح مسلم : ج ۲ ص ۱۰۵۲ ح ۹۶ ، سنن أبي داود : ج ۳ ص ۳۴۰ ح ۳۷۳۶ كلّها عن عبد اللّه بن عمر ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۵۶ ح ۲۵۹۲۳ .
4) .صحيح مسلم : ج ۲ ص ۱۰۵۴ ح ۱۰۴ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۲ ص ۱۰۱ ح ۵۲۹۰ ، السُنن الكبرى : ج ۷ ص ۴۲۸ ح ۱۴۵۲۸ كلّها عن عبد اللّه بن عمر ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۵۵ ح ۲۵۹۱۸ .
5) .صحيح مسلم : ج ۲ ص ۱۰۵۴ ح ۱۰۶ ، سنن الترمذي : ج ۳ ص ۱۵۰ ح ۷۸۰ وليس فيه ذيله ، السُنن الكبرى : ج ۷ ص ۴۲۹ ح ۱۴۵۳۲ وفيهما بزيادة «إلى طعام» بعد «أحدكم» وكلّها عن أبي هريرة ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۵۵ ح ۲۵۹۱۶ نقلاً عن ابن منيع عن أبي أيّوب نحوه .
6) .يبدو أنّ الحكمة من توصية الضيف بإعلام مضيّفه بصيامه ـ مع قبوله لدعوته ـ هو الحيلولة دون وقوع المضيِّف في سوء فهم فيتصوّر أنّ الضيف لا يحبّ أكل طعامه .
7) .صحيح مسلم : ج ۲ ص ۸۰۶ ح ۱۵۹ ، سنن الترمذي : ج ۳ ص ۱۵۰ ح ۷۸۱ ، سنن ابن ماجة : ج ۱ ص ۵۵۷ ح ۱۷۵۰ كلّها عن أبي هريرة ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۶۰ ح ۲۵۹۴۲ .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اگر پاچه اى (1)[ هم ] به من هديه شود ، مى پذيرم، و اگر به [ خوردن ]سردستى هم دعوت شوم ، مى پذيرم .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هرگاه يكى از شما به وليمه اى دعوت شد، در آن حاضر شود.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اگر به پاچه اى هم دعوت شُديد، بپذيريد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هرگاه يكى از شما دعوت شد ، بپذيرد . اگر روزه داشت ، مشغول نماز شود، و اگر روزه نداشت، بخورد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هرگاه يكى از شما به غذايى دعوت شد و روزه دار بود ، بگويد : من روزه ام. (2)
.
عنه صلى الله عليه و آله :مَن دُعِيَ إلى عُرسٍ أو نَحوِهِ ، فَليُجِب . (1)
عنه صلى الله عليه و آله :إذا دُعِيَ أحَدُكُم إلى طَعامٍ فَليُجِب ، فَإِن كانَ مُفطِرا فَليَأكُل ، وإن كانَ صائِما فَليَدعُ بِالبَرَكَةِ . (2)
المعجم الكبير عن عيّاض ابن أبي أشرس السَّلَمي :رَأَيتُ يَعلى بنَ مُرَّةَ [و] (3)دَعَوتُهُ إلى مَأدُبَةٍ ، فَقَعَدَ صائِما ، فَجَعَلَ النّاسُ يَأكُلونَ ولا يَطعَمُ . فَقُلتُ لَهُ : وَاللّهِ لَو عَلَمنا أنَّكَ صائِمٌ ما عَتَبناكَ (4). قالَ : لا تَقولوا ذلِكَ ، فَإِنّي سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقولُ : أجِب أخاكَ ، فَإِنَّكَ مِنهُ عَلَى اثنَتَينِ : إمّا خَيرٌ ؛ فَأَحَقُّ ما شَهِدتَهُ ، وإمّا غَيرُهُ ؛ فَتَنهاهُ عَنهُ وتَأمُرُهُ بِالخَيرِ . (5)
الإمام الباقر عليه السلام :كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يُجيبُ الدَّعوَةَ . (6)
مكارم الأخلاق عن أنس :كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَعودُ المَريضَ ، ويَتبَعُ الجَنازَةَ ، ويُجيبُ دَعوَةَ المَملوكِ . (7)
.
1) .صحيح مسلم : ج ۲ ص ۱۰۵۳ ح ۱۰۱ ، تاريخ دمشق : ج ۱۰ ص ۳۲۹ ح ۲۵۸۱ ، سير أعلام النبلاء : ج ۸ ص ۵۳۳ كلّها عن ابن عمر ، كنزالعمّال : ج ۱۶ ص ۳۰۶ ح ۴۴۶۲۲ .
2) .المعجم الكبير : ج ۱۰ ص ۲۳۱ ح ۱۰۵۶۳ ، تهذيب الكمال : ج ۳۳ ص ۲۰۰ كلاهما عن عبد اللّه بن مسعود ، مسند ابن جعد : ص ۱۳۶ ح ۸۷۱ عن أبي جعفر الفراء نحوه ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۵۴ ح ۲۵۹۱۰ .
3) .الزيادة من المصادر الاُخرى .
4) .حَمَلَ فلان فلانا على عَتَبَةٍ : أي على أمر كريه في الشدّة والبلاء (النهاية : ج ۳ ص ۱۷۵ «عتب») .
5) .المعجم الكبير: ج ۲۲ ص ۲۷۲ ح ۶۹۶ ، المطالب العالية : ج ۲ ص ۴۳ ح ۱۶۰۷ ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۵۷ ح ۲۵۹۲۶ .
6) .المحاسن : ج ۲ ص ۱۷۹ ح ۱۵۰۷ عن جابر ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۴۷ ح ۴ .
7) .مكارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۷ ح ۲ ، بحارالأنوار : ج ۱۶ ص ۲۲۹ ح ۳۵ ؛ سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۳۹۸ ح ۴۱۷۸ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۵۰۶ ح ۳۷۳۴ ، المنتخب من مسند عبد بن حميد : ص ۳۶۹ ح ۱۲۲۹ كلّها عن أنس ، الدرّ المنثور : ج ۷ ص ۶۱۲ .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس به عروسى يا مانند آنْ دعوت شد، بپذيرد .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هرگاه كسى از شما به [ خوردن ] غذايى دعوت شد، بپذيرد . اگر روزه نبود ، از آن غذا بخورد و اگر روزه دار بود ، براى بركت آن دعا كند.
المعجم الكبيرـ به نقل از عيّاض بن ابى اَشرس سَلَمى ـ: يعلى بن مُرّه را به مهمانى دعوت كردم. ديدم نشسته است و روزه دارد و مردم مى خورند و او نمى خورَد. به او گفتم: به خدا اگر مى دانستيم كه روزه اى، باعث ناراحتى ات نمى شديم ! او گفت: اين حرف را نزنيد ! من از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيده ام كه مى فرمايد : « دعوت برادرت را بپذير؛ زيرا نسبت به او دو حالت دارى: يا [دعوتش ]خير است كه در اين صورت ، سزاوارترين چيزى است كه در آن حاضر شده اى، و يا غير آن است كه در اين صورت ، او را از آن نهى مى كنى و به كار نيك ، دعوتش مى نمايى » .
امام باقر عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله دعوت را مى پذيرفت.
مكارم الأخلاقـ به نقل از اَنَس ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از بيمار عيادت مى كرد ، در تشييع جنازه شركت مى كرد و دعوت برده را مى پذيرفت.
.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :اُوصِي الشّاهِدَ مِن اُمَّتي وَالغائِبَ ، أن يُجيبَ دَعوَةَ المُسلِمِ ولَو عَلى خَمسَةِ أميالٍ ، فَإِنَّ ذلِكَ مِنَ الدّينِ . (1)
عنه صلى الله عليه و آله :لَو أنَّ مُؤمِنا دَعاني إلى طَعامِ ذِراعِ شاةٍ لَأَجَبتُهُ ، وكانَ ذلِكَ مِنَ الدّينِ . (2)
عنه صلى الله عليه و آله :مِن أعجَزِ العَجزِ رَجُلٌ دَعاهُ أخوهُ إلى طَعامٍ ، فَتَرَكَهُ مِن غَيرِ عِلَّةٍ . (3)
عنه صلى الله عليه و آله :مَن لَم يُجِبِ الدَّعوَةَ ، فَقَد عَصى اللّهَ ورَسولَهُ . (4)
دعائم الإسلام :عَنِ الحُسَينِ بنِ عَلِيٍّ عليه السلام ، أنَّهُ رَأى رَجُلاً دُعِيَ إلى طَعامٍ ، فَقالَ لِلَّذي دَعاهُ : اعفني . فَقالَ الحُسَينُ عليه السلام : قُم فَلَيسَ فِي الدَّعوَةِ عَفوٌ ، وإن كُنتَ مُفطِرا فَكُل ، وإن كُنتَ صائِما فَبارِك . (5)
الإمام الصادق عليه السلام :إنَّ مِنَ الحُقوقِ الواجِباتِ لِلمُؤمِنِ ، أن تُجابَ دَعوَتُهُ . (6)
.
1) .الكافي : ج ۶ ص ۲۷۴ ح ۴ ، تهذيب الأحكام : ج ۹ ص ۹۴ ح ۴۰۷ ، المحاسن : ج ۲ ص ۱۸۰ ح ۱۵۱۰ كلّها عن جابر عن الإمام الباقر عليه السلام ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۴۷ ح ۷ .
2) .الكافي : ج ۶ ص ۲۷۴ ح ۱ ، المحاسن : ج ۲ ص ۱۸۰ ح ۱۵۱۱ نحوه وكلاهما عن إبراهيم الكرخيّ عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۴۸ ح ۸ .
3) .المحاسن : ج ۲ ص ۱۸۱ ح ۱۵۱۴ ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۴۸ ح ۱۰ .
4) .صحيح مسلم : ج ۲ ص ۱۰۵۵ ح ۱۱۰ ، السُنن الكبرى : ج ۷ ص ۴۲۷ ح ۱۴۵۲۱ كلاهما عن أبي هريرة ، مسند ابن حنبل : ج ۲ ص ۳۳۳ ح ۵۲۶۳ عن ابن عمر ، كنزالعمّال : ج ۱۶ ص ۳۰۸ ح ۴۴۶۳۲ ؛ الدعوات : ص ۱۴۱ ح ۳۵۸ ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۴۸ ح ۱۱ .
5) .دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۰۷ ح ۳۴۷ ، مستدرك الوسائل : ج ۱۶ ص ۲۳۵ ح ۱۹۷۰۷ عن الإمام الحسن عليه السلام .
6) .الكافي : ج ۶ ص ۲۷۴ ح ۳ ، المحاسن : ج ۲ ص ۱۷۹ ح ۱۵۰۹ نحوه وكلاهما عن المعلّى بن خنيس ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۴۷ ح ۶ .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :به حاضران و غايبان امّتم سفارش مى كنم كه دعوت مسلمان را بپذيرند ، اگرچه در فاصله پنج ميلى باشد؛ زيرا اين كار ، جزء دين است .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اگر مؤمنى ، مرا به خوراك سردست گوسفندى هم دعوت كند، دعوتش را مى پذيرم ، كه اين كار ، جزء دين است .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :از ناتوان ترين ناتوانى ، اين است كه مردى ، برادرش را به غذايى دعوت كند و او بى دليل ، در آن [مهمانى] حاضر نشود .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس دعوت را نپذيرد، از خدا و پيامبرش نافرمانى كرده است.
دعائم الإسلام:روايت شده است كه حسين بن على عليه السلام ملاحظه كرد كه مردى به غذايى دعوت شد و او به كسى كه دعوتش كرد، گفت : مرا ببخش ! حسين عليه السلام فرمود: « برخيز ؛ زيرا در دعوت ، بخشش نيست . اگر روزه نبودى ، بخور و اگر روزه بودى ، براى بركت آن سفره ، دعا كن » .
امام صادق عليه السلام :يكى از حقوق واجب مؤمن ، اين است كه دعوتش پذيرفته شود.
.
عنه عليه السلام :إنَّ مِن حَقِّ المُسلِمِ عَلى المُسلِمِ ، أن يُجيبَهُ إذا دَعاهُ . (1)
۴ / ۲رِعايَةُ الأَولَويّاتِ في إجابَةِ الدَّعوَةِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :إذَا اجتَمَعَ الدّاعِيانِ فَأَجِب أقرَبَهُما بابا ؛ فَإِنَّ أقرَبَهُما بابا أقرَبُهُما جِوارا ، وإن سَبَقَ أحَدُهُما فَأَجِبِ الَّذي سَبَقَ . (2)
۴ / ۳الإِبطاءُ في إِجابَةِ الدَّعوَةِ إلَى مجالِسَ شَأنُها الغَفلَةُرسول اللّه صلى الله عليه و آله :إذا دُعيتُم إلى الجَنائِزِ فَأَسرِعوا ، وإذا دُعيتُم إلى العَرائِسِ فَأَبطِئوا . (3)
عنه صلى الله عليه و آله :إذا دُعيتُم إلى العُرُساتِ فَأَبطِئوا ؛ فَإِنَّها تُذَكِّرُ الدُّنيا ، وإذا دُعيتُم إلى الجَنائِزِ فَأَسرِعوا ؛ فَإِنَّها تُذَكِّرُ الآخِرَةَ . (4)
۴ / ۴تَقديمُ إجابَةِ ما يُذَكِّرُ الآخِرَةَرسول اللّه صلى الله عليه و آله :إذا دُعِيَ الرَّجُلُ إلى وَليمَةٍ وإلى جَنازَةٍ ، أجابَ إلَى الجَنازَةِ ؛ لَأَنَّهَا تُذَكِّرُ أمرَ الآخِرَةِ ، ويَدَعُ الوَليمَةَ ؛ لِأَنَّها تُذَكِّرُ الدُّنيا . (5)
.
1) .الكافي : ج ۶ ص ۲۷۴ ح ۲ عن إسحاق بن يزيد ، المحاسن : ج ۲ ص ۱۷۹ ح ۱۵۰۸ عن إسحاق بن يزيد ومعاوية بن أبي زياد ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۴۷ ح ۵ .
2) .سنن أبي داود : ج ۳ ص ۳۴۴ ح ۳۷۵۶ ، مسند ابن حنبل : ج ۹ ص ۱۲۲ ح ۲۳۵۲۶ من دون إسنادٍ إليه صلى الله عليه و آله ، السُنن الكبرى : ج ۷ ص ۴۵۰ ح ۱۴۶۰۳ ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۵۵ ح ۲۵۹۱۵ .
3) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۱ ص ۱۶۹ ح ۴۹۵ .
4) .قرب الإسناد : ص ۸۶ ح ۲۸۱ عن مسعدة بن زياد عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام ، الجعفريّات : ص ۳۳ عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحارالأنوار : ج ۷۲ ص ۲۹۶ ح ۲۰ .
5) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۱ ص ۱۶۹ ح ۴۹۴ .
امام صادق عليه السلام :يكى از حقوق مسلمان بر مسلمان ، اين است كه هرگاه او را دعوت كرد ، اجابتش كند.
۴ / ۲رعايت اولويت ها در پذيرش دعوت به مهمانىپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هرگاه دو نفر هم زمان ، تو را دعوت كردند ، دعوت شخصى را كه خانه اش نزديك تر است بپذير؛ زيرا آن كه خانه اش نزديك تر است ، همسايه تر است و اگر يكى از آنها زودتر دعوت كرد، دعوت كسى را كه پيشى گرفته ، بپذير.
۴ / ۳كُندى ورزيدن در پذيرفتن مهمانى هاى غفلت زاپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هرگاه به [شركت در تشييع] جنازه ها فرا خوانده شُديد، بشتابيد، و هرگاه به عروسى ها دعوت شديد، كُندى نماييد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هرگاه به عروسى ها دعوت شُديد ، كندى بورزيد؛ زيرا اين مجالس ، دنيا را به ياد مى آورند و هرگاه به سوى جنازه ها فرا خوانده شُديد ، بشتابيد؛ زيرا آنها يادآور آخرت هستند.
۴ / ۴مقدم داشتن دعوتى كه يادآورِ آخرت استپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هرگاه كسى [هم زمان] به وليمه و تشييع جنازه دعوت شد، تشييع جنازه را بپذيرد ؛ چون آن ، يادآور آخرت است، و وليمه را رها كند ؛ زيرا آن ، يادآور دنياست .
.
الإمام الباقر عليه السلام :إنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله سُئِلَ عَن رَجُلٍ يُدعى إلى وَليمَةٍ وإلى جَنازَةٍ ، فَأَيُّهُما أفضَلُ وأيُّهُما يُجيبُ ؟ فَقالَ : يُجيبُ الجَنازَةَ ؛ فَإِنَّها تُذَكِّرُ الآخِرَةَ ، وَليَدَعِ الوَليمَةَ ؛ فَإِنَّها تُذَكِّرُ الدُّنيا . (1)
نكتةالظاهر أن المراد من هذه الروايات والروايات السابقة عليها هو أنّه لا يجوز الإبطاء والتأخير في قبول الدعوة للحضور في المجالس التي تذكر باللّه سبحانه وبالآخرة ؛ نظير الذهاب لتشييع الجنائز . وأما الدعوة للحضور في المجالس التي تكون مقرونة بالغفلة عادة ؛ نظير مجالس الأعراس ، فلا ينبغي العجلة في قبولها ، وإنما ينبغي التأني والتأمل فيها ، حتّى يتبين أنها مجالس عارية عن ارتكاب المعاصي ، والذهاب اليها مع التأخير لو لم يسبّب الحرج على المستضيف ؛ كي يحدّ من بواعث الغفلة .
.
1) .تهذيب الأحكام : ج ۱ ص ۴۶۲ ح ۱۵۱۰ عن الإمام الصادق عليه السلام ، الدعوات : ص ۲۶۱ ح ۷۴۷ من دون إسنادٍ إلى الإمام الباقر عليه السلام ، دعائم الإسلام : ج ۱ ص ۲۲۱ من دون اسنادٍ إلى النبيّ صلى الله عليه و آله نحوه ، بحارالأنوار : ج ۸۱ ص ۲۶۷ ح ۲۶ .
امام باقر عليه السلام :از پيامبر صلى الله عليه و آله سؤال شد: مردى [هم زمان] به وليمه و تشييع جنازه خوانده مى شود . پس [شركت در ]كدام يك برتر است ؟ و كدام يك را اجابت كند؟ فرمود : « تشييع جنازه را اجابت كند ؛ زيرا آن ، آخرت را به ياد مى آورد، و وليمه را رها كند ؛ چرا كه آن ، دنيا را به ياد مى آورد » .
نكتهظاهرا مقصود روايات دو عنوانى كه گذشت ، آن است كه در پذيرفتن دعوت براى شركت در مراسم و مجالسى كه انسان را به ياد خدا و آخرت مى اندازند ، مانند تشييع جنازه ، درنگ جايز نيست ؛ امّا در پذيرفتن و حضور در مجالسى كه معمولاً غفلت زا هستند ، مانند مجالس عروسى نبايد عجله كرد ؛ بلكه اين اقدام بايد همراه با درنگ و تأمّل باشد تا مشخّص شود مجلس ، آلوده به گناه نيست و در صورتى كه مشكلى از اين جهت براى ميزبان پديد نيايد ، قدرى ديرتر در مراسم حضور يابد تا از غفلت خود بكاهد .
.
۴ / ۵اِشتِراطُ اجتِنابِ التَّكَلُّفِالإمام الرضا عن آبائه عن الإمام عليّ عليهم السلام أنَّهُ دَعاهُ رَجُلٌ ، فَقالَ لَهُ عَلِيٌّ عليه السلام : عَلى أن تَضمَنَ لي ثَلاثَ خِصالٍ ، قالَ :وما هِيَ يا أميرَ المُؤمِنينَ ؟ قالَ : لا تُدخِل عَلَينا شَيئا مِن خارِجٍ ، ولا تَدَّخِر عَنّي شَيئا فِي البَيتِ ، ولا تُجحِف (1)بِالعِيالِ . قالَ : ذلِكَ لَكَ . فَأَجابَهُ عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ عليه السلام . (2)
الكافي عن مرازم بن حكيم ، عمّن رفعه إليه :إنَّ حارِثا الأَعوَرَ أتى أميرَ المُؤمِنينَ عليه السلام وقالَ : يا أميرَ المُؤمِنينَ ، اُحِبُّ أن تُكرِمَني بِأَن تَأكُلَ عِندي . فَقالَ لَهُ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام : عَلى ألّا تَتَكَلَّفَ لي شَيئا . ودَخَلَ ، فَأَتاهُ الحارِثُ بِكِسرَةٍ ، فَجَعَلَ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام يَأكُلُ . فَقالَ لَهُ الحارِثُ : إنَّ مَعِي دَراهِمَ ـ وأظهَرَها ، فَإِذا هِيَ في كُمِّهِ ـ فَإِن أذِنتَ لِي اشتَريتُ لَكَ شَيئا غَيرَها ؟ فَقالَ لَهُ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام : هذِهِ مِمّا في بَيتِكَ . (3)
مستدرك الوسائل عن الأصبغ بن نباتة :خَرَجنا مَعَ أميرِ المُؤمِنينَ عليه السلام ، وهُوَ يَطوفُ فِي السّوقِ يوفِي الكَيلَ وَالميزانَ ، حَتّى إذَا انتَصَفَ النَّهارُ مَرَّ بِرَجُلٍ جالِسٍ ، فَقامَ إلَيهِ فَقالَ : يا أميرَ المُؤمِنينَ ، سِر مَعي إلى أن تَدخُلَ بَيتي ، وتَتَغَدّى وتَدعُوَ اللّهَ لي ، وما أحسَبُكَ اليَومَ تَغَدَّيتَ . قالَ عَلِيٌّ عليه السلام : عَلى أن أشرُطَ عَلَيكَ . قالَ : لَكَ شَرطُكَ . قالَ عليه السلام : عَلى ألّا تَدَّخِرَ ما في بَيتِكَ ، ولا تَتَكَلَّفَ ما وَراءَ بابِكَ . قالَ : لَكَ شَرطُكَ . فَدَخَلَ ودَخَلنا ، وأكَلنا خَلّاً وزَيتا وتَمرا ، ثُمَّ خَرَجَ . (4)
.
1) .أجحَفَ بِهِ : كلَّفهُ ما لا يُطيق (المصباح المنير : ص ۹۱ «جحف») .
2) .الخصال : ص ۱۸۹ ح ۲۶۰ عن عبد اللّه بن أحمد بن عامر الطائي ، عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج ۲ ص ۴۲ ح ۱۳۸ ، صحيفة الإمام الرضا عليه السلام : ص ۲۴۶ ح ۱۵۵ كلاهما عن أحمد بن عامر الطائي ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۵۱ ح ۴ .
3) .الكافي : ج ۶ ص ۲۷۶ ح ۴ ، المحاسن : ج ۲ ص ۱۸۷ ح ۱۵۳۸ ، بحارالأنوار : ج ۴۲ ص ۱۶۰ ح ۳۰ .
4) .مستدرك الوسائل : ج ۱۶ ص ۲۴۰ ح ۱۹۷۲۸ نقلاً عن الحسين بن حمدان الحضيني في الهداية وراجع : المحاسن : ج ۲ ص ۱۸۷ ح ۱۵۳۹ .
۴ / ۵شرط كردنِ پرهيز از تكلّف (تشريفات)امام رضا عليه السلامـ از پدرانش عليهم السلام ـ: مردى، امير مؤمنان عليه السلام را دعوت كرد. على عليه السلام به او فرمود : « پذيرفتم ، به شرط آن كه سه قول به من بدهى » . مرد گفت : چه قولى ، اى امير مؤمنان ؟ ! فرمود: « از بيرون ، چيزى براى ما تهيه نكنى، آنچه را در خانه هست ، از من دريغ نورزى، و خانواده را به زحمت نيندازى » . مرد گفت : قبول است. پس على بن ابى طالب عليه السلام دعوتش را پذيرفت.
الكافىـ به نقل از مرازم بن حكيم از كسى كه حديث را بدون ذكر راويانش نقل كرده است ـ: حارث اعوَر ، نزد امير مؤمنان عليه السلام آمد و گفت : اى امير مؤمنان ! دوست دارم به من افتخار دهيد و مهمانم شويد . امير مؤمنان عليه السلام به او فرمود : « به اين شرط كه خودت را براى من به زحمت نيندازى » . و وارد [خانه او] شد . حارث ، پاره نانى آورد. امير مؤمنان عليه السلام مشغول خوردن شد. حارث گفت : من چند درهمى دارم ـ و آنها را در حالى كه در لاى آستينش بود ، نشان داد ـ . اگر اجازه دهيد ، چيزى غير از اين [نان] برايتان خريدارى كنم ؟ امير مؤمنان عليه السلام فرمود : « اين [پاره نان] ، از همان چيزى است كه در خانه توست » .
مستدرك الوسائلـ به نقل از اصبغ بن نباته ـ: همراه امير مؤمنان عليه السلام به بازار رفتيم . ايشان در بازار مى گشت و بازاريان را به كامل دادن پيمانه و ترازو توصيه مى كرد ، تا آن كه ظهر شد و ايشان بر مردى كه نشسته بود، گذشت. مرد ، به سوى حضرت رفت و گفت: اى امير مؤمنان ! با من به منزلم بياييد و ناهار ميل نماييد و برايم دعا كنيد. گمان نمى كنم هنوز ناهار خورده باشيد ! على عليه السلام فرمود : « به يك شرط مى آيم » . مرد گفت : چه شرطى ؟ فرمود : « به شرط آن كه آنچه در خانه ات هست ، از ما دريغ نورزى و از بيرون خانه ات چيزى فراهم نياورى » . مرد گفت : قبول است. و همراه او به خانه اش رفتيم و سركه و روغن و خرما خورديم . سپس، امام عليه السلام خارج شد.
.
۴ / ۶الاِستِئذانُ لِدُخولِ بَيتِ المُضَيِّفِالكتاب«يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَدْخُلُواْ بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُواْ وَ تُسَلِّمُواْ عَلَى أَهْلِهَا ذَ لِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ * فَإِن لَّمْ تَجِدُواْ فِيهَا أَحَدًا فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتَّى يُؤْذَنَ لَكُمْ وَ إِن قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُواْ فَارْجِعُواْ هُوَ أَزْكَى لَكُمْ وَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ» . (1)
الحديثرسول اللّه صلى الله عليه و آله :إذا دُعِيَ أحَدُكُم إلى طَعامٍ فَجاءَ مَعَ الرَّسولِ ، فَإِنَّ ذلِكَ لَهُ إذنٌ . (2)
.
۴ / ۶اجازه گرفتن براى ورود به خانه ميزبانقرآن«اى كسانى كه ايمان آورده ايد ! به خانه هايى كه خانه هاى شما نيست ، داخل نشويد تا اجازه بگيريد و بر اهل آن ، سلام گوييد. اين براى شما بهتر است، باشد كه پند گيريد. و اگر كسى را در آن نيافتيد، پس داخلِ آن نشويد تا به شما اجازه داده شود . و اگر به شما گفته شد: «برگرديد » ، برگرديد ؛ كه آن براى شما سزاوارتر است و خدا به آنچه انجام مى دهيد ، داناست » .
حديثپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هرگاه يكى از شما به غذايى دعوت شد و با فرستاده آمد، اين، خود براى او اجازه [ى ورود] است.
.
۴ / ۷السَّلامُ حينَ دُخولِ البَيتِالكتاب«هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ ضَيْفِ إِبْرَ هِيمَ الْمُكْرَمِينَ * إِذْ دَخَلُواْ عَلَيْهِ فَقَالُواْ سَلَـمًا قَالَ سَلَـمٌ قَوْمٌ مُّنكَرُونَ» . (1)
«وَ نَبِّئْهُمْ عَن ضَيْفِ إِبْرَ هِيمَ * إِذْ دَخَلُواْ عَلَيْهِ فَقَالُواْ سَلَـمًا» . (2)
«فَإِذَا دَخَلْتُم بُيُوتًا فَسَلِّمُواْ عَلَى أَنفُسِكُمْ (3)تَحِيَّةً مِّنْ عِندِ اللَّهِ مُبَـرَكَةً طَيِّبَةً كَذَ لِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْايَـتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ» . (4)
راجع : النور : ۲۷
الحديثرسول اللّه صلى الله عليه و آله :لا تَدعوا أحَدا إلَى الطَّعامِ حَتّى يُسَلِّمَ . (5)
۴ / ۸القُعودُ حَيثُ يَأمُرُ صاحِبُ البَيتِالإمام الباقر عليه السلام :إذا دَخَلَ أحَدُكُم عَلى أخيهِ في رَحلِهِ (6)، فَليَقعُد حَيثُ يَأمُرُهُ صاحِبُ الرَّحلِ ؛ فَإِنَّ صاحِبَ الرَّحلِ أعرَفُ بِعَورَةِ بَيتِهِ مِنَ الدّاخِلِ عَلَيهِ . (7)
.
1) .الذاريات : ۲۴ و ۲۵ .
2) .الحِجر : ۵۱ و ۵۲ .
3) .أبو الصباح:سَأَلتُ أبا جَعفَرٍ عليه السلام عَن قَولِ اللّه ِ عز و جل: فَإِذا دَخَلتُم بُيوتاً فَسَلِّموا عَلى أنفُسِكُم . قالَ:هُوَ تَسليمُ الرَّجُلِ عَلى أهلِ البَيتِ حينَ يَدخُلُ ثُمَّ يَرُدّونَ عَلَيهِ فَهُوَ سَلامُكُم عَلى أنفُسِكُم (معاني الأخبار: ص۱۶۲).
4) .النور : ۶۱ .
5) .سنن الترمذي : ج ۵ ص ۵۹ ح ۲۶۹۹ ، تاريخ أصبهان : ج ۲ ص ۳۹ الرقم ۱۰۱۳ ، تهذيب الكمال : ج ۱۰ ص ۴۳۸ كلّها عن جابر ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۴۹ ح ۲۵۸۷۸ ؛ الجعفريّات : ص ۲۲۹ عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، مستدرك الوسائل : ج ۸ ص ۳۵۷ ح ۹۶۵۴ .
6) .رَحْلُ الشخص : مأواه في الحَضَر (المصباح المنير : ص ۲۲۲ «رَحَلَ») .
7) .قرب الإسناد : ص ۶۹ ح ۲۲۲ عن مسعدة بن صدقة عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۵۱ ح ۲ .
۴ / ۷سلام كردن هنگام ورود به خانهقرآن«آيا خبر مهمانان ارجمند ابراهيم به تو رسيد؟ چون بر او درآمدند ، پس سلام گفتند. گفت: «سلام ! مردمى ناشناسيد»» .
«و از مهمانان ابراهيم به آنان خبر بده، هنگامى كه بر او وارد شدند و سلام گفتند» .
«پس چون به خانه هايى [ كه گفته شد ]درآمديد، به يكديگر سلام كنيد؛ درودى كه نزد خداوند، مبارك و خوش است. خداوند ، آيات [ خود ] را اين گونه براى شما بيان مى كند. اميد كه بينديشيد» .
ر.ك : نور : آيه ۲۷
حديثپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :كسى را به غذا خوردن ، دعوت نكنيد تا آن گاه كه سلام كند.
۴ / ۸نِشستن در جايى كه ميزبان پيشنهاد مى كندامام باقر عليه السلام :هرگاه يكى از شما به خانه برادرش وارد شد، هر جايى كه صاحب خانه مى گويد ، همان جا بايد بنشيند ؛ زيرا صاحب خانه ، به موقعيّت خانه اش نسبت به مهمان ، آشناتر است.
.
۴ / ۹قَبولُ التَّكريمِتفسير فرات عن أبي خليفةَ: دَخَلتُ أنا وأبو عُبَيدَةَ الحَذّاءُ على أبي جعفرٍ عليه السلام فقالَ :يا جاريَةُ هَلُمِّي بمِرفَقَةٍ، قلتُ : بَل نَجلِسُ ، قالَ : يا أبا خَليفةَ ، لا تَرُدَّ الكرامَةَ ، لأنَّ الكرامَةَ لا يَرُدُّها إلّا حِمارٌ . (1)
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام :دَخَلَ رَجُلانِ على أميرِ المؤمنينَ عليه السلام : فَألقى لِكُلِّ واحِدٍ مِنهُما وِسادَةً، فَقَعَدَ علَيها أحَدُهُما وأبَى الآخَرُ، فَقال أميرُالمؤمنينَ عليه السلام : اُقعُدْ علَيها ، فإنّهُ لا يَأبَى الكرامَةَ إلّا حِمارٌ . (2)
۴ / ۱۰الإِفطارُ مِنَ الصَّومِ المَندوبِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :أيُّما زائِرٍ زارَ أخاهُ وهُوَ صائِمٌ فَأَفطَرَ ، إلّا كَتَبَ اللّهُ تَعالى لَهُ صَومَ ذلِكَ اليَومِ . (3)
السّنن الكبرى عن أبي سعيد الخدري :صَنَعتُ لِرَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله طَعاما فَأَتاني هُوَ وأصحابُهُ ، فَلَمّا وُضِعَ الطَّعامُ ، قالَ رَجُلٌ مِنَ القَومِ : إنّي صائِمٌ . فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : دَعاكُم أخوكُم وتَكَلَّفَ لَكُم . ثُمَّ قالَ لَهُ : أفطِر وصُم مَكانَهُ يَوما إن شِئتَ . (4)
.
1) .تفسير فرات : ص ۲۷۴ ح ۳۷۰، بحار الأنوار: ج ۲۵ ص ۱۶۴ ص ۳۲ ؛ شواهد التنزيل: ج ۱ ص ۵۲۳ ح ۵۵۵.
2) .الكافي : ج ۲ ص ۶۵۹ ح ۱ عن عبد اللّه بن القداح، بحار الأنوار : ج ۴۱ ص ۵۳ ح ۶ ؛ أدب الإملاء و الاستملاء : ص ۱۴۴ نحوه، كنز العمال: ج ۹ ص ۲۲۴ ح ۲۵۷۵۶.
3) .كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۵۱ ح ۲۵۸۹۵ نقلاً عن الديلمي عن سلمان .
4) .السُنن الكبرى : ج ۴ ص ۴۶۲ ح ۸۳۶۲ ، المعجم الأوسط : ج ۳ ص ۳۰۶ ح ۳۲۴۰ ، فتح الباري : ج ۹ ص ۲۴۸ ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۵۲ ح ۲۵۸۹۶ .
۴ / ۹احترام پذيرىتفسير فراتـ به نقل از ابو خليفه ـ: من و ابو عبيده حذّاء، به حضور امام باقر عليه السلام رسيديم. امام به كنيزش فرمود بالشى بياورد. من گفتم : لازم نيست. همين طورى مى نشينيم. امام عليه السلام فرمود: «اى ابو خليفه! عزّت و احترام را رد نكن؛ زيرا عزّت و احترام را فقط الاغ رد مى كند» .
امام صادق عليه السلام :دو مرد بر امير مؤمنان عليه السلام وارد شدند. امام عليه السلام براى هر يك از آن دو ، تُشَكى انداخت. يكى از آن دو ، روى تشك نشست و ديگرى خوددارى كرد. امير مؤمنان عليه السلام فرمود: «روى تشك بنشين؛ زيرا از پذيرفتن عزّت و احترام سرباز نمى زند مگر الاغ».
۴ / ۱۰گشودن روزه مستحبّىپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس به ديدن برادرش مى رود ، در حالى كه روزه[ى مستحبّى] گرفته است و روزه اش را مى گشايد، خداوند متعال ، [پاداش ]روزه آن روز را برايش مى نويسد.
السنن الكبرىـ به نقل از ابو سعيد خدرى ـ: براى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله غذايى درست كردم و ايشان همراه يارانش به خانه ام آمدند. غذا را كه آوردند، مردى از آن جمع گفت: من روزه ام. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: « برادرتان شما را دعوت كرد و برايتان زحمت كشيده است » . سپس به آن مرد فرمود : « روزه ات را باز كن و اگر خواستى ، به جاى آن ، يك روز ديگر روزه بگير » .
.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :أفضَلُ ما عَلَى الرَّجُلِ إذا تَكَلَّفَ لَهُ أخوهُ المُسلِمُ طَعاما فَدَعاهُ وهُوَ صائِمٌ فَأَمَرَهُ ، أن يُفطِرَ ؛ ما لَم يَكُن صِيامُهُ ذلِكَ اليَومَ فَريضَةً ، أو قَضاءً ، أو نَذرا سَمّاهُ ، وما لَم يَمِلِ النَّهارُ . (1)
الإمام الصادق عليه السلام :إذا دَخَلَ أحَدُكُم عَلى أخيهِ وهُوَ صائِمٌ فَسَأَلَهُ أن يُفطِرَ ، فَليُفطِر ، إلّا أن يَكونَ صِيامُهُ ذلِكَ قَضاءَ فَريضَةٍ ، أو نَذرا سَمّاهُ ، أو كانَ قَد زالَ نِصفُ النَّهارِ . (2)
۴ / ۱۱جَودَةُ الأَكلِالإمام الصادق عليه السلامـ لِبَعضِ أصحابِهِ وهُوَ يَأكُلُ مَعَهُ ـ: إنَّما تُعرَفُ مَوَدَّةُ الرَّجُلِ لِأَخيهِ بِجَودَةِ أكلِهِ مِن طَعامِهِ ، وإنَّهُ لَيُعجِبُنِي الرَّجُلُ يَأكُلُ مِن طَعامي فَيُجيدُ الأَكلَ ، يَسُرُّني بِذلِكَ . (3)
.
1) .الجعفريّات : ص ۶۰ ، النوادر للراوندي : ص ۱۷۶ ح ۲۸۹ كلاهما عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام ، بحارالأنوار : ج ۹۷ ص ۱۲۶ ح ۸ .
2) .دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۰۸ ح ۳۴۸ ، مستدرك الوسائل : ج ۱۶ ص ۲۹۰ ح ۱۹۹۱۷ .
3) .دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۰۷ ح ۳۴۴ ، مستدرك الوسائل : ج ۱۶ ص ۲۴۳ ح ۱۹۷۳۵ وراجع : الكافي : ج ۶ ص ۲۷۸ ح ۱ .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هرگاه برادر مسلمانِ يكى از شما زحمت بكشد و غذايى تهيه كند و آن شخص را دعوت نمايد و او روزه داشته باشد و دعوت كننده ، از او بخواهد كه روزه اش را بگشايد، بهترين كار برايش اين است كه روزه اش را بگشايد ؛ به شرط آن كه روزه آن روزش ، واجب يا قضا يا نذرى متعيّن نباشد، و از ظهر هم نگذشته باشد.
امام صادق عليه السلام :هرگاه يكى از شما بر برادرش وارد شد و روزه داشت و برادرش از او خواست كه روزه اش را بگشايد، بايد بگشايد ؛ مگر اين كه آن روزه اش ، قضاى واجب يا نذر معيّن باشد ، يا روز از نيمه ، گذشته باشد.
۴ / ۱۱خوب خوردنامام صادق عليه السلامـ به يكى از يارانش كه با ايشان غذا مى خورْد ـ: محبّت شخص به برادرش ، از خوب خوردنش از غذاى او دانسته مى شود. من خوش دارم كه شخص ، از غذاى من بخورد و خوب [و حسابى] بخورد. با اين كار ، مرا خوش حال مى كند.
.
عنه عليه السلام :إذا قالَ لَكَ أخوكَ : كُل فَكُل ، ولا تُلجِئهُ إلى أن يُقسِمَ عَلَيكَ . فَإِنَّهُ إنَّما يُريدُ كَرامَتَكَ . (1)
۴ / ۱۲الاِئتِمامُ بِصاحِبِ البَيتِ فِي الصَّلاةِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن زارَ قَوما فَلا يَؤُمُّهُم ، وَليَؤُمَّهُم رَجُلٌ مِنهُم . (2)
عنه صلى الله عليه و آله :إذا زارَ أحَدُكُم قَوما فَلا يُصَلِّيَنَّ بِهِم ، يُصَلّي بِهِم رَجُلٌ مِنهُم . (3)
عنه صلى الله عليه و آله :لا يَؤُمَّنَّ رَجُلٌ رَجُلاً في بَيتِهِ . (4)
عنه صلى الله عليه و آله :الرَّجُلُ أحَقُّ بِصَدرِ دارِهِ ، وبِصَدرِ فَرَسِهِ ، وأن يَؤُمَّ في بَيتِهِ . (5)
عنه صلى الله عليه و آله :لا يَؤُمَّنَّ الرَّجُلُ الرَّجُلَ في سُلطانِهِ ، ولا يَقعُد في بَيتِهِ عَلى تَكرِمَتِهِ (6)إلّا بِإِذنِهِ . (7)
.
1) .دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۰۸ ح ۳۴۸ ، المحاسن : ج ۲ ص ۱۸۱ ح ۱۵۱۸ عن حسين بن حمّاد نحوه ، بحارالأنوار : ج ۹۷ ص ۱۲۶ ح ۶ .
2) .سنن أبي داود : ج ۱ ص ۱۶۳ ح ۵۹۶ ، سنن الترمذي : ج ۲ ص ۱۸۷ ح ۳۵۶ ، مسند ابن حنبل : ج ۷ ص ۳۳۸ ح ۲۰۵۵۵ كلّها عن مالك بن الحويرث ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۶۱ ح ۲۵۹۵۰ .
3) .مسند ابن حنبل : ج ۷ ص ۳۳۹ ح ۲۰۵۶۱ ، سنن النسائي : ج ۲ ص ۸۰ وليس فيه ذيله ، الفردوس : ج ۱ ص ۳۰۳ ح ۱۱۹۹ كلّها عن مالك بن الحويرث ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۶۱ ح ۲۵۹۴۹ .
4) .مستدرك الوسائل : ج ۶ ص ۴۷۶ ح ۷۲۹۶ نقلاً عن درر اللآلي عن ابن مسعود .
5) .جامع الأحاديث للقمّي : ص ۸۰ ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۶۸ ح ۲۱ نقلاً عن الإمامة والتبصرة ؛ سنن الدارمي : ج ۲ ص ۷۳۹ ح ۲۵۶۷ ، الفردوس : ج ۲ ص ۲۸۵ ح ۳۳۱۷ كلاهما نحوه ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۶۴ ح ۲۴۹۶۰ نقلاً عن المعجم الكبير وكلّها عن عبد اللّه بن حنظلة .
6) .التَّكرِمَةُ : الموضع الخاص لجلوس الرَّجل من فراشٍ أو سرير ، ممّا يُعَدُّ لإكرامهِ (النهاية : ج ۴ ص ۱۶۸ «كرم») .
7) .صحيح مسلم : ج ۱ ص ۴۶۵ ح ۲۹۰ ، سنن الترمذي : ج ۵ ص ۹۹ ح ۲۷۷۲ ، سنن ابن ماجة : ج۱ ص۳۱۴ ح۹۸۰ كلاهما نحوه وكلّها عن أبي مسعود الأنصاري ، كنزالعمّال : ج۷ ص۵۹۳ ح۲۰۴۱۴ .
امام صادق عليه السلام :هرگاه برادرت به تو گفت: بخور، [حتما] بخور، و او را مجبور نكن كه قَسَمت بدهد؛ چرا كه او [با تعارف كردنت به غذا ]مى خواهد به تو احترام بگذارد .
۴ / ۱۲اقتدا كردن به صاحب خانه در نمازپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس مهمان قومى شد، پيشْ نماز آنها نشود ؛ بلكه مردى از خودشان بايد امامتشان را بر عهده بگيرد .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هرگاه يكى از شما به ديدن قومى رفت ، براى آنان نماز نخوانَد ؛ بلكه يك نفر از خودشان پيشْ نماز شود.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ كس در خانه كسى ديگر ، پيشْ نماز او نشود .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس به نشستن در صدر خانه اش و سوار شدن جلوى اسبش و پيشْ نماز شدن در خانه اش ، سزاوارتر است.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :انسان نبايد در قلمروِ قدرت ديگرى ، بر او پيشْ نمازى كند و يا در جايگاه مخصوص كسى، بدون اجازه او بنشيند .
.
فقه الرضا عن العالم أو عن أمير المؤمنين عليهماالسلام أنَّهُ سُئِلَ عَنِ القَومِ يَكونونَ جَميعاً إخواناً مَن يَؤُمُّهُم؟ قال : إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله قالَ :صاحِبُ الفِراشِ أحَقُّ بِفِراشِهِ ، وصاحِبُ المَسجِدِ أحَقُّ بِمَسجِدِهِ . (1)
تنبيهائتمام الضيف بالمضيِّف في الصلاة والّذي هو أحد آداب الضيافة ، بمعنى أنّه إذا كانت الخصوصيّات المطلوبة في امام الجماعة ، متوفّرة فيه فهو حينئذٍ مقدّم على جميع الحضور في إمامة الصلاة . وأمّا إذا لم تتوفّر فيه تلك الصفات الخاصّة فله أن يعطي هذا الحقّ لأحد الضيوف المتوفّرة فيه تلك الصفات. وفي غير تلك الحال يسقط حقّه وتصل النوبة لإمامة أحد الحاضرين ممّن عنده مواصفات إمامة الجماعة .
۴ / ۱۳الدُّعاءُ لِصاحِبِ الضِّيافَةِسنن أبي داود عن جابر بن عبد اللّه :صَنَعَ أبُو الهَيثَمِ بنُ التَّيِّهانِ لِلنَّبِيِّ صلى الله عليه و آله طَعاما ، فَدَعَا النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله وأصحابَهُ ، فَلَمّا فَرَغوا ، قالَ : أثيبوا أخاكُم ، قالوا : يا رَسولَ اللّهِ ، وما إثابَتُهُ؟ قالَ : إنَّ الرَّجُلَ إذا دُخِلَ بَيتُهُ فَاُكِلَ طعامُهُ وشُرِبَ شَرابُهُ ، فَدَعَوا لَهُ ، فَذلِكَ إثابَتُهُ . (2)
.
1) .فقه الرضا : ص ۱۲۴ عن الإمام الرضا عليه السلام ، الاُصول الستّة عشر : ص ۱۵۵ عن محمّد بن مسلم عن الإمام الباقر عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحارالأنوار : ج ۸۸ ص ۱۰۴ ح ۷۸ .
2) .سنن أبي داود : ج ۳ ص ۳۶۷ ح ۳۸۵۳ ، شعب الإيمان : ج ۴ ص ۱۴۶ ح ۴۶۰۵ ، الإصابة : ج ۵ ص ۴۹۴ نحوه ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۵۹ ح ۲۵۹۳۵ .
فقه الرضا عليه السلام :عالم (امام رضا عليه السلام ) يا امير مؤمنان عليه السلام ، در پاسخ اين پرسش كه : در ميان جمعى از برادران ايمانى ، چه كسى امام جماعتشان باشد؟ چنين نقل كرد : «پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرموده : صاحب فرش ( جانَماز/ سجّاده ) ، به فرش خويش ، و اهل مسجد ، به مسجدش سزاوارتر است» .
نكتهاقتداى مهمان به صاحب خانه در نماز جماعت ، به عنوان يكى از آداب مهمانى ، به اين معناست كه با فرض وجود ويژگى هاى لازم در ميزبان براى امامت جماعت ، او بر ديگران در پيش نمازى ، اولويت دارد . پيداست اگر صاحب خانه ، فاقد ويژگى هاى مورد نظر باشد ، مى تواند اين حق را به هر شخص با صلاحيتى كه خود بخواهد ، واگذار نمايد . در غير اين صورت ، اين حق ، ساقط مى شود و نوبت ، به امامت ديگر حاضران خواهد رسيد .
۴ / ۱۳دعا كردن براى ميزبانسنن أبى داوودـ به نقل از جابر بن عبد اللّه ـ: ابو هَيثَم بن تَيِّهان ، براى پيامبر صلى الله عليه و آله غذايى آماده ساخت و پيامبر صلى الله عليه و آله و يارانش را دعوت كرد. چون از خوردنْ آسودند، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: « برادرتان را پاداش دهيد » . ياران گفتند : اى پيامبر خدا ! پاداش دادن او چگونه است؟ فرمود: « هرگاه به خانه كسى رفتند و غذايش را خوردند و نوشيدنى اش را نوشيدند و برايش دعا كردند، اين ، خود، پاداش دادنِ اوست » .
.
صحيح مسلم عن عبد اللّه بن بسر :نَزَلَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَلى أبي ، قالَ : فَقَرَّبنا إلَيهِ طَعاما ووَطبَةً (1)، فَأَكَلَ مِنها ... ثُمَّ اُتِيَ بِشَرابٍ فَشَرِبَهُ . ثُمَّ ناوَلَهُ الَّذي عَن يَمينِهِ . قالَ : فَقالَ أبي وأخَذَ بِلِجامِ دابَّتِهِ : اُدعُ لَنا . فَقالَ : اللّهُمَّ بارِك لَهُم في ما رَزَقتَهُم ، وَاغفِر لَهُم وَارحَمهُم . (2)
سنن الدّارمي عن عبد اللّه بن بُسر :قالَ أبي لِاُمّي : لَو صَنَعتِ لِرَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله طَعاما . فَصَنَعَت ثَريدَةً . وقالَ بِيَدِهِ (3)يُقَلِّلُ ! فَانطَلَقَ أبي فَدَعاهُ ، فَوَضَعَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَدَهُ عَلى ذِروَتِها (4)، ثُمَّ قالَ : خُذوا بِسمِ اللّهِ! فَأَخَذوا مِن نَواحيها ، فَلَمّا طَعِموا دَعا لَهُم ، فَقالَ : اللّهُمَّ اغفِر لَهُم وَارحَمهُم ، وبارِك لَهُم في رِزقِهِم . (5)
الامام الصادق عليه السلام :كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إذا طَعِمَ عِندَ أهلِ بَيتٍ قالَ لَهُم : طَعِمَ عِندَكُمُ الصّائِمونَ ، وأكَلَ عِندَكُمُ الأَبرارُ ، وصَلَّت عَلَيكُمُ المَلائِكَةُ الأَخيارُ . (6)
.
1) .الوَطْبَةُ : الحَيْسُ ، يجمع بين التّمر والأقِط والسَّمْن (النهاية : ج ۵ ص ۲۰۳ «وطب») .
2) .صحيح مسلم : ج ۳ ص ۱۶۱۵ ح ۱۴۶ ، سنن الترمذي : ج ۵ ص ۵۶۸ ح ۳۵۷۶ ، مسند ابن حنبل : ج ۶ ص ۲۰۹ ح ۱۷۶۹۱ عن عبد اللّه بن بسر عن أبيه .
3) .قالَ بِيَدِهِ : أومَأ ، أخَذَ ، قَلَبَ (اُنظر : النهاية : ج ۴ ص ۱۲۴ «قول») .
4) .ذِروَةُ كلّ شيء : أعلاه (النهاية : ج ۲ ص ۱۵۹ «ذرا») .
5) .سنن الدارمي : ج ۱ ص ۵۲۷ ح ۱۹۵۳ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۲ ص ۱۱۰ ح ۵۲۹۹ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۱۲۰ ح ۷۰۸۵ ، تاريخ دمشق : ج ۲۴ ص ۱۴۹ ح ۵۱۹۳ ، كنزالعمّال : ج ۱۵ ص ۴۳۰ ح ۴۱۷۰۵ .
6) .الكافي : ج ۶ ص ۲۹۴ ح ۱۰ ، تهذيب الأحكام : ج ۹ ص ۹۹ ح ۴۳۰ كلاهما عن السكوني ، المحاسن : ج ۲ ص ۲۲۱ ح ۱۶۶۴ من دون إسناد إلى الإمام الصادق عليه السلام ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۵۴ ح ۲۰ .
صحيح مسلمـ به نقل از عبد اللّه بن بُسر ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مهمان پدرم شد . براى ايشان ، غذا و حلواى خرما آورديم . از آن تناول فرمود ... آن گاه نوشيدنى آوردند و پيامبر صلى الله عليه و آله آن را نوشيد . سپس ظرف نوشيدنى را به كسى كه سمت راستش بود، داد. پدرم لُگام ستور پيامبر صلى الله عليه و آله را گرفت و گفت: براى ما دعا كنيد ! پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «بار خدايا ! به اينان در آنچه روزى شان كرده اى ، بركت ده و گناهانشان را بيامرز و رحمتشان كن ! » .
سنن الدارمىـ به نقل از عبد اللّه بن بُسر ـ: پدرم به مادرم گفت : كاش براى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله غذايى درست كنى ! مادرم آب گوشتى درست كرد. با دستش اشاره كرد كه آب گوشت ، اندك است . پدرم رفت و پيامبر صلى الله عليه و آله را دعوت كرد . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله دستش را روى آب گوشت گرفت . سپس فرمود : « به نام خدا شروع كنيد ! » . همه شروع به خوردن از كناره هاى آن كردند . چون غذايشان را خوردند، پيامبر صلى الله عليه و آله برايشان دعا كرد و فرمود : « بار خدايا ! ايشان را بيامرز و رحمتشان كن و به روزى شان بركت عطا فرما ! ».
امام صادق عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله هرگاه نزد خانواده اى غذا مى خورد، به ايشان مى فرمود: « روزه داران ، نزد شما غذا خوردند و نيكان ، از غذايتان تناول كردند و فرشتگان نيكو ، بر شما درود فرستادند » .
.
۴ / ۱۴الاِنصِرافُ بَعدَ تَناوُلِ الطَّعامِالكتاب« ... إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُواْ فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانتَشِرُواْ وَ لَا مُسْتَئنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَ لِكُمْ كَانَ يُؤْذِى النَّبِىَّ فَيَسْتَحْىِ مِنكُمْ وَ اللَّهُ لَا يَسْتَحْىِ مِنَ الْحَقِّ» . (1)
الحديثالدرّ المنثور عن الربيع بن أنس :كانوا يَجيئونَ فَيَدخُلونَ بَيتَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ، فَيَجلِسونَ فَيَتَحَدَّثونَ لِيُدرِكَ الطَّعامُ ، فَأَنزَلَ اللّهُ تَعالى : «يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَدْخُلُواْ بُيُوتَ النَّبِىِّ إِلَا أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَـظِرِينَ إِنَاهُ» لِيُدرِكَ الطَّعامُ «وَ لَا مُسْتَئنِسِينَ لِحَدِيثٍ» ولا تَجلِسوا فَتَحَدَّثوا . (2)
صحيح البخاري عن أنس :أنا أعلَمُ النّاسِ بِهذِهِ الآيَةِ ـ آيَةَ الحِجابِ ـ لَمّا اُهدِيَت زَينَبُ بِنتُ جَحشٍ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، كانَت مَعَهُ فِي البَيتِ ، صَنَعَ طَعاما ودَعَا القَومَ ، فَقَعَدوا يَتَحَدَّثونَ ، فَجَعَلَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله يَخرُجُ ثُمَّ يَرجِعُ وهُم قُعودٌ يَتَحَدَّثونَ . فَأَنزَلَ اللّهُ تَعالى : «يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَدْخُلُواْ بُيُوتَ النَّبِىِّ إِلَا أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَـظِرِينَ إِنَاهُ» إلى قَولِهِ : «مِن وَرَاءِ حِجَابٍ» ، فَضُرِبَ الحِجابُ ، وقامَ القَومُ . (3)
صحيح البخاري عن أنس :لَمّا تَزَوَّجَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله زَينَبَ بِنتَ جَحشٍ ، دَعَا القَومَ فَطَعِموا ، ثُمَّ جَلَسوا يَتَحَدَّثونَ ، وإذا هُوَ كَأَنَّهُ يَتَهَيَّأُ لِلقِيامِ فَلَم يَقوموا ، فَلَمّا رَأى ذلِكَ قامَ ، فَلَمّا قامَ قامَ مَن قامَ وقَعَدَ ثَلاثَةُ نَفَرٍ ، فَجاءَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله لِيَدخُلَ فَإِذَا القَومُ جُلوسٌ ، ثُمَّ إنَّهُم قاموا . فَانطَلَقتُ فَجِئتُ فَأَخبَرتُ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله أنَّهُم قَدِ انطَلَقوا ، فَجاءَ حَتّى دَخَلَ فَذَهَبتُ أدخُلُ ، فَأَلقَى الحِجابَ بَيني وبَينَهُ . فَأَنزَلَ اللّهُ : «يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَدْخُلُواْ بُيُوتَ النَّبِىِّ» الآيَةَ . (4)
.
1) .الأحزاب : ۵۳ .
2) .الدرّ المنثور : ج ۶ ص ۶۴۱ نقلاً عن عبد بن حميد .
3) .صحيح البخاري : ج ۴ ص ۱۷۹۹ ح ۴۵۱۴ ، الطبقات الكبرى : ج ۸ ص ۱۰۵ ، المعجم الكبير : ج ۲۴ ص ۴۸ ح ۱۲۸ .
4) .صحيح البخاري : ج ۴ ص ۱۷۹۹ ح ۴۵۱۳ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۲ ص ۳۹۱ ح ۵۵۷۸ ، السُنن الكبرى : ج ۷ ص ۱۴۰ ح ۱۳۵۰۳ ، الدرّ المنثور : ج ۶ ص ۶۴۰ .
۴ / ۱۴ترك كردن مهمانى پس از صَرف غذاقرآن« ... هنگامى كه دعوت شُديد ، داخل گرديد و وقتى غذا خورديد ، پراكنده شويد ، بى آن كه به سخنى ، سرگرم گرديد . اين رفتارِ شما پيامبر را مى رنجانَد ؛ و [ لى ]از شما شرم مى دارد و حال آن كه خدا از حق [ گويى ]شرم نمى كند» .
حديثالدرّ المنثورـ به نقل از ربيع بن اَنَس ـ: [مردم] به خانه پيامبر صلى الله عليه و آله مى آمدند و مى نشستند و به صحبت كردن مى پرداختند تا غذا آماده شود . پس، خداوند متعال ، اين آيه را فرو فرستاد : «اى كسانى كه ايمان آورده ايد ! داخل اتاق هاى پيامبر نشويد، مگر آن كه براى [ خوردنِ ]غذايى به شما اجازه داده شود، [ آن هم ]بى آن كه در انتظار پخته شدن آن باشيد» ؛ يعنى رسيدن غذا . «و سرگرم سخنى نشويد» ؛ يعنى به صحبت كردن ننشينيد .
صحيح البخارىـ به نقل از اَنَس ـ: من داناترين مردم به اين آيه ( آيه حجاب ) هستم. وقتى زينب ، دختر جحش را به خانه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آوردند، زينب ، با ايشان در اتاق بود. پيامبر صلى الله عليه و آله غذايى مهيّا ساخت و مردم را دعوت كرد. مردم [پس از صرف غذا] به صحبت كردن نشستند. پيامبر صلى الله عليه و آله از اتاقْ بيرون مى رفت و بر مى گشت ؛ امّا آنها همچنان نشسته بودند و گپ مى زدند . پس، خداوند متعال ، اين آيه را فرو فرستاد: «اى كسانى كه ايمان آورده ايد ! داخل اتاق هاى پيامبر نشويد، مگر آن كه براى [ خوردنِ ] غذايى به شما اجازه داده شود، [ آن هم ]بى آن كه در انتظار پخته شدن آن باشيد» تا جمله «از پسِ پرده» . پس پرده زده شد و افراد برخاستند و رفتند.
صحيح البخارىـ به نقل از اَنَس ـ: چون پيامبر خدا صلى الله عليه و آله با زينب ، دختر جحش ازدواج كرد، مردم را دعوت نمود و آنها غذايشان را كه خوردند ، به صحبت كردن نشستند. پيامبر صلى الله عليه و آله وانمود كرد كه آماده بلند شدن است ؛ امّا افراد برنخاستند [كه بروند] . پيامبر صلى الله عليه و آله چون چنين ديد، برخاست . با برپاى ايستادن ايشان ، بقيه هم برخاستند ، بجز سه نفر كه همچنان نشسته بودند . پيامبر صلى الله عليه و آله آمد كه داخل اتاق شود ؛ امّا ديد كه آن عدّه [ ، هنوز ]نشسته اند. [برگشت]، آن افراد هم برخاستند و رفتند. من آمدم و به پيامبر صلى الله عليه و آله خبر دادم كه آنها رفتند . پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و وارد اتاق شد. من هم خواستم داخل شوم كه پيامبر صلى الله عليه و آله ، پرده را ميان من و خودش انداخت . آن گاه خداوند ، اين آيه را فرو فرستاد: «اى كسانى كه ايمان آورده ايد ! داخل اتاق هاى پيامبر نشويد» تا آخر آيه .
.
نكتةقد تكون الدعوة للضيافة لتناول وجبة واحدة من الطعام في منزل المضيّف فينبغي للضيوف الالتزام بذلك ، والروايات الواردة أعلاه ناظرة لهذا القسم من الضيوف ، وتوصيهم بالبقاء لفترة محدودة عنده ؛ رعاية لحاله. وقد تنجرّ الضيافة لبقاء الضيف مدّة أكثر من ذلك ، وتناوله أكثر من وجبة طعام ، والروايات التالية ناظرة لهذا القسم من الضيوف وتوصيهم بعدم البقاء أكثر من ثلاثة أيّام ؛ لئلّا يتضايق المضيّف أو يتكدّر خاطره .
۴ / ۱۵مُراقَبَةُ كَرامَةِ نَفسِهِ في الإقامَةِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :الضِّيافَةُ أوَّلَ يَومٍ وَالثّانِيَ وَالثالِثَ ، وما بَعدَ ذلِكَ فَإِنَّها صَدَقَةٌ تُصَدِّقَ بِها عَلَيهِ . (1)
.
1) .الكافي : ج ۶ ص ۲۸۳ ح ۲ ، الخصال : ص ۱۴۹ ح ۱۸۱ كلاهما عن عبد اللّه بن سنان عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۶۳ ح ۳ .
نكتهگاه مهمان براى صرف يك وعده غذا ، در منزل ميزبان حضور مى يابد . روايات ياد شده ، ناظر به اين دسته از مهمانان است و به آنها توصيه مى كند كه به منظور رعايت حال صاحب خانه ، ساعات حضور خود را محدود نمايند . از سوى ديگر ، برخى مهمانى ها به صورت طبيعى ، طولانى ترند و به چند وعده مى انجامند . احاديث بعدى ـ كه به اين دسته از مهمانى ها نظر دارند ـ به مهمان توصيه مى كنند كه بيش از سه روز به حضور خود ادامه ندهند و باعث خستگى و آزرده حالى ميزبان نشوند .
۴ / ۱۵پاسدارى از كرامت خود با رعايت مدّت اقامتپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مهمانى ، يك روز و دو روز و سه روز است؛ بعد از آن ، صدقه اى است كه به او ( مهمان ) مى دهى.
.
عنه صلى الله عليه و آله :الضِّيافَةُ ثَلاثَةُ أيّامٍ ، فَما كانَ فَوقَ ذلِكَ فَهُوَ مَعروفٌ . (1)
عنه صلى الله عليه و آله :الضِّيافَةُ ثَلاثَةٌ ، فَما حُبِسَ بَعدُ فَهُوَ عَلَيهِ زَكاةٌ . (2)
عنه صلى الله عليه و آله :الضِّيافَةُ ثَلاثٌ ، فَما زادَ عَلى ذلِكَ فَهُوَ صَدَقَةٌ . (3)
عنه صلى الله عليه و آله :الضَّيفُ لا يُنقَصُ مِن كَرامَتِهِ ثَلاثَةُ أيّامٍ . (4)
عنه صلى الله عليه و آله :الضَّيفُ يُلطَفُ لَيلَتَينِ ، فَإِذا كانَت لَيلَةُ الثّالِثَةُ فَهُوَ مِن أهلِ البَيتِ ؛ يَأكُلُ ما أدرَكَ . (5)
عنه صلى الله عليه و آله :لَيلَةُ الضَّيفِ حَقٌّ واجِبٌ عَلى كُلِّ مُسلِمٍ ، ومَن أصبَحَ إن شاءَ أخَذَهُ وإن شاءَ تَرَكَهُ . (6)
عنه صلى الله عليه و آله :الضِّيافَةُ ثَلاثَةُ أيّامٍ ، وما بَعدَ ذلِكَ فَهُوَ صَدَقَةٌ ، ولا يَحِلُّ لَهُ أن يَثوِيَ عِندَهُ حَتّى يُحرِجَهُ (7). (8)
.
1) .المعجم الكبير : ج ۸ ص ۳۲۰ ح ۸۱۹۹ عن أبي مالك الأشجعي عن أبيه طارق ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۴۷ ح ۲۵۸۶۶ .
2) .إكرام الضيف لابن أبي الدنيا : ص ۵۹ ح ۱۲۲ عن أبي سعيد الخدري .
3) .مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۷۵ ح ۱۱۳۲۵ ، السُنن الكبرى : ج ۹ ص ۳۳۱ ح ۱۸۶۹۱ كلاهما عن أبي سعيد الخدريّ ، المصنّف لعبد الرزاق : ج ۱۱ ص ۲۷۳ ح ۲۰۵۲۷ عن الزهري ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۵۳ ح ۲۵۹۰۹ .
4) .تاريخ دمشق : ج ۲۷ ص ۲۴۱ ح ۵۷۹۷ عن ابن جرّاد ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۶۹ ح ۲۵۹۷۶ .
5) .الكافي : ج ۶ ص ۲۸۳ ح ۱ عن سليمان بن حفص البصريّ عن الإمام الصادق عليه السلام .
6) .جامع الأخبار : ص ۳۷۸ ح ۱۰۵۸ ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۶۱ ح ۱۴ ؛ مسند ابن حنبل : ج ۶ ص ۹۱ ح ۱۷۱۷۲ ، سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۲۱۲ ح ۳۶۷۷ ، الأدب المفرد : ص ۲۲۳ ح ۷۴۴ كلّها عن المقدام بن معدي كرب نحوه ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۴۳ ح ۲۵۸۴۰ .
7) .يُحرِجُهُ : أي يُوقِعُهُ في الحرج . الحَرَجُ : الإثمُ والضّيق (النهاية : ج ۱ ص ۳۶۱ «حرج») .
8) .سنن أبي داود : ج ۳ ص ۳۴۲ ح ۳۷۴۸ ، سنن الترمذي : ج ۴ ص ۳۴۵ ح ۱۹۶۸ ، مسند ابن حنبل : ج ۱۰ ص ۳۳۲ ح ۲۷۲۳۱ كلّها عن أبي شريح الكعبي ، مسند إسحاق بن راهويه : ج ۱ ص ۳۲۱ ح ۳۰۵ عن أبي هريرة نحوه ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۴۶ ح ۲۵۸۶۰ .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مهمانى ، سه روز است ؛ بيشتر از آن ، احسان است.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مهمانى ، سه روز است ؛ بعد از آن هر چه بماند ، زكات برايش محسوب مى شود.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مهمانى ، سه روز است ؛ افزون بر آن ، صدقه است.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :از مهمان تا سه روز بايد به خوبى پذيرايى كرد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مهمان ، تا دو شب پذيرايى مى شود . از شب سوم ، جزء اهل خانه به شمار مى آيد و هر چه به او رسيد ، مى خورَد .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پذيرايى از مهمان در شب اوّل، وظيفه اى است كه بر عهده هر مسلمان گذاشته شده است . [در صورتى كه ميزبان اين حق را ادا نكند] مهمان مى توان آن را مطالبه كرده يا صرف نظر نمايد .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مهمانى ، سه روز است و بيشتر از آن ، صدقه است . مهمان نبايد آن قدر نزد كسى بمانَد كه او را به گناه و سختى بيندازد.
.
عنه صلى الله عليه و آله :لا يَنبَغي لِلضَّيفِ إذا نَزَلَ بِقَومٍ يُمِلُّهم ، فَيُخرِجَهُم أو يُخرِجوهُ (1). (2)
عنه صلى الله عليه و آله :لا يَنبَغي لِلضَّيفِ إذا نَزَلَ بِقَومٍ يُمِلُّهُم ويُمِلّونَهُ . (3)
الإمام الصادق عليه السلام :قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : لا يَنزِلُ أحَدُكُم عَلى أخيهِ حَتّى يُؤثِمَهُ مَعَهُ . قيلَ : يا رَسولَ اللّهِ ، كَيفَ يُؤثِمُهُ؟ قالَ : حَتّى لا يَكونَ عِندَهُ ما يُنفِقُ عَلَيهِ (4). (5)
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :لِلضَّيفِ عَلى مَن نَزَلَ مِنَ الحَقِّ ثَلاثٌ ، فَما زادَ فَهُوَ صَدَقَةٌ . وعَلَى الضَّيفِ أن يَرتَحِلَ ، لا يُؤثِمَ أهلَ مَنزِلِهِ . (6)
عنه صلى الله عليه و آله :الضِّيافَةُ ثَلاثَةُ أيّامٍ ، فَما زادَ فَهُوَ صَدَقَةٌ ، وعَلَى الضَّيفِ أن يَتَحَوَّلَ بَعدَ ثَلاثَةِ أيّامٍ . (7)
.
1) .كذا في المصدر وبحارالأنوار ، والظّاهر أنّ الصواب : «فيحرجهم أو يحرجوه» بالحاء المهملة .
2) .جامع الأخبار : ص ۳۷۷ ح ۱۰۵۳ ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۶۰ ح ۱۴ .
3) .جامع الأخبار للشعيري (طبعة مؤسسة الأعلمي) : ص ۱۳۲ .
4) .من الممكن أن يصدر من المستضيف ـ في مثل هذه الظروف ونتيجة لوقوعه في الكلفة والتعب ـ كلام أو تصرف غير لائق تجاه الضيف ، فيكون آثماً .
5) .الكافي : ج ۶ ص ۲۸۳ ح ۲ ، الخصال : ص ۱۴۹ ح ۱۸۱ كلاهما عن عبد اللّه بن سنان ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۶۳ ح ۳ ؛ صحيح مسلم : ج ۳ ص ۱۳۵۳ ح ۱۵ ، مسند ابن حنبل : ج ۵ ص ۵۱۳ .
6) .مسند أبي يعلى : ج ۵ ص ۴۱۷ ح ۶۱۰۸ ، مكارم الأخلاق ومعاليها : ج ۱ ص ۳۴۱ ح ۳۳۱ كلاهما عن أبي هريرة ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۵۳ ح ۲۵۹۰۶ .
7) .قري الضيف لابن أبي الدنيا : ص ۴۳ ح ۵۳ ، سنن أبي داود : ج ۳ ص ۳۴۲ ح ۳۷۴۹ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۱۳۶ ح ۷۸۷۸ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۲ ص ۹۲ ح ۵۲۸۴ كلّها عن أبي هريرة وليس في الثلاثة الأخيرة ذيله ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۴۶ ح ۲۵۸۶۵ .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مهمان نبايد هرگاه بر قومى وارد مى شود ، آنها را به ستوه بياوَرَد . پس يا آنها را بيرون كند يا اين كه آنها ، او را بيرون كنند. (1)
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مهمان نبايد هرگاه بر قومى وارد مى شود ، كارى كند كه آنها را به ستوه بياوَرَد يا آنها ، او را به ستوه بياورند .
امام صادق عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: « هيچ يك از شما چندان نزد برادرش نمانَد كه او را به گناه بيندازد » . گفته شد : اى پيامبر خدا ! چگونه او را به گناه مى اندازد؟ فرمود : « تا جايى كه چيزى برايش نماند كه براى او خرج كند » . (2)
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مهمان بر كسى كه مهمانش مى شود ، سه روز حق دارد و بيشتر از آن ، صدقه [و احسانى از جانب ميزبان] محسوب مى شود . و مهمان بايد برود تا صاحب خانه را به گناه نيندازد .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مهمانى ، سه روز است . افزون بر آن ، صدقه است و مهمان ، بعد از سه روز بايد برود.
.
1) .در جامع الأخبار و بحار الأنوار ، همين گونه آمده است ، يعنى «فيُخرِجُهم أو يُخرِجوه» ؛ امّا ظاهرا درستش اين است : « فيحرجهم أو يحرجوه » با حاء ؛ يعنى «پس آنها را به سختى و گناه بيندازد يا آنها او را» .
2) .در اين شرايط ، ممكن است ميزبان در اثر به زحمت افتادن ، سخنى بر زبان آورد و يا برخوردى با مهمان كند كه پسنديده نباشد و گناه به شمار آيد .
سخنى در باره به زحمت افتادن براى پذيرايى از مهمانرواياتى كه موضوع «تكلّف» يعنى به زحمت افتادن براى مهمان در آنها آمده ، به سه دسته تقسيم مى شوند : ۱ . رواياتى كه توصيه مى كنند هنگامى كه شخصى به مهمانى دعوت شد ، شايسته است پذيرفتن خود را به اين مشروط كند كه ميزبان براى پذيرايى از او ، خود را به زحمت نيندازد . (1)۲ . رواياتى كه دلالت دارند بر اين كه تكلّف و به زحمت افتادن براى مهمان دعوت شده كارى شايسته و خداپسندانه است ؛ هر چند براى مهمان ناخوانده چنين ضرورتى وجود ندارد و پذيرايى از وى با هر آنچه فراهم است ، كفايت مى كند . (2)۳ . رواياتى كه تكلّف را مورد نكوهش قرار داده اند. (3)گفتنى است كه اين روايات ، با هم تعارضى ندارند و جمع مفهومىِ آنها
.
اين است كه از يك سو ، شايسته است كه مهمان هنگام دعوت ميزبان ، با او شرط كند كه خود را به هيچ وجه به زحمت نيندازد و از سوى ديگر ، متقابلاً شايسته است كه ميزبان ، در حدّ توان ، براى گرامى داشتِ مهمانى كه او را دعوت كرده ، تلاش كند ، البته نه به اندازه اى كه سختىِ آن چنانى اى به خود يا خانواده خويش تحميل كند كه با حكمت مهمانى و نزديك شدن دل ها منافات داشته باشد!
.
الفصل الخامس : ما لا يَنبَغي لِلضَّيفِ۵ / ۱الحُضورُ في ضِيافَةِ الآخَرينَ مِن دونِ دَعوَةٍرسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ مِن وَصاياهُ لِعَلِيٍّ عليه السلام ـ: يا عَلِيُّ ، ثَمانِيَةٌ إن اُهينوا فَلا يَلوموا إلّا أنفُسَهُم : الذّاهِبُ إلى مائِدَةٍ لَم يُدعَ إلَيها ... . (1)
عنه صلى الله عليه و آله :مَن دَخَلَ عَلى طَعامِ قَومٍ بِغَيرِ إذنِهِم فَهُوَ سارِقٌ . (2)
عنه صلى الله عليه و آله :مَن دَخَلَ عَلى غَيرِ دَعوَةٍ ، دَخَلَ سارِقا وخَرَجَ مُغيرا . (3)
عنه صلى الله عليه و آله :مَن أتى دَعوَةَ قَومٍ مِن غَيرِ أن يُدعى إلَيها ، دَخَلَ عاصِيا ، وأكَلَ حَراما ، وخَرَجَ مَسخوطا عَلَيهِ . (4)
.
1) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۴ ص ۳۵۵ ح ۵۷۶۲ عن حمّاد بن عمرو وأنس بن محمّد عن أبيه جميعا عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، الخصال : ص ۴۱۰ ح ۱۲ عن حمّاد بن عمرو عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۲۱ ح ۲۶۵۶ عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۵۲ ح ۶ .
2) .عوالي اللآلي : ج ۴ ص ۳۹ ح ۱۳۵ .
3) .سنن أبي داود : ج ۳ ص ۳۴۱ ح ۳۷۴۱ ، السُنن الكبرى : ج ۷ ص ۱۰۸ ح ۱۳۴۱۲ ، مسند الشهاب : ج ۱ ص ۳۱۴ ح ۵۲۸ كلّها عن عبد اللّه بن عمر ، كنزالعمّال : ج ۱۶ ص ۳۰۷ ح ۴۴۶۲۹ .
4) .الجعفريّات : ص ۱۶۵ عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام ، مستدرك الوسائل : ج ۱۶ ص ۲۰۶ ح ۱۹۶۰۳ .
فصل پنجم : آنچه شايسته مهمان نيست۵ / ۱شركت كردنِ بدون دعوت در مهمانى ديگرانپيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ از سفارش هاى ايشان به على عليه السلام ـ: اى على ! هشت نفرند كه اگر خوار داشته شوند ، نبايد كسى جز خود را سرزنش كنند : كسى كه به مهمانى اى برود كه به آن ، دعوت نشده است . . . .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس بدون اجازه قومى ، بر خوراك آنان وارد شود ، دزد است .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس بى دعوت وارد شود، دزدانه ، وارد شده و تاراجگر، خارج شده است .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس به مهمانى قومى برود ، بى آن كه به آن دعوت شده باشد ، رفتنش گناه است و آنچه بخورد ، حرام است و چون خارج شود ، مورد خشم است .
.
عنه صلى الله عليه و آله :مَن أكَلَ طَعاما لَم يُدعَ إلَيهِ ، فَإِنَّما يَأكُلُ في جَوفِهِ شُعلَةَ نارٍ . (1)
الإمام الصادق عليه السلام :مَن أكَلَ طَعاما لَم يُدعَ إلَيهِ ، فَإِنَّما أكَلَ قِطعَةً مِنَ النّارِ . (2)
الإمام عليّ عليه السلامـ أنَّهُ كانَ يَأتِي الدَّعوَةَ ويَقولُ ـ: هِيَ حَقٌّ عَلى مَن دُعِيَ إلَيها . ومَن أتاها ولَم يُدعَ إلَيها فَقَد أتى ما لا يَصلُحُ لَهُ . (3)
راجع : ص ۱۴۶ (ما لا ينبغي للضيف / استتباع الغير) .
نكتةالجدير بالذكر أن الروايات المتقدمة ناظرة لخصوص اولئك الذين يحاولون التعرف على مجالس الولائم للحضور فيها من دون توجيه دعوة اليهم ، سواء كان حضورهم فيها بشكل مستقل أو مع المدعوين للحضور فيها . وعلى هذا الأساس فإن الذّم الوارد في هذه الروايات لا يشمل الزيارات الأخوية التي تكون من دون دعوة مسبقة .
۵ / ۲الإِجابَةُ لِلضِّيافَةِ الخاصَّةِ بِالأغنِياءِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :يُكرَهُ إجابَةُ مَن يَشهَدُ وَليمَتَهُ الأَغنِياءُ دونَ الفُقَراءِ . (4)
عنه صلى الله عليه و آله :لا يَحضُرَنَّ أحَدُكُم عَلى مائِدَةِ قَومٍ غَنِيُّهُم مَدعُوٌّ ، وفَقيرُهُم مَرجُوٌّ (5). (6)
الإمام الكاظم عليه السلام :نَهى رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَن طَعامِ وَليمَةٍ يُخَصُّ بِهَا الأَغنياءُ ، ويُترَكُ الفُقَراءُ . (7)
.
1) .دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۰۸ ح ۳۴۹ ، مستدرك الوسائل : ج ۱۶ ص ۲۰۶ ح ۱۹۶۰۶ .
2) .الكافي : ج ۶ ص ۲۷۰ ح ۲ ، تهذيب الأحكام : ج ۹ ص ۹۲ ح ۳۹۸ ، مكارم الأخلاق : ج ۱ ص ۳۱۶ ح ۱۰۱۵ .
3) .دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۰۷ ح ۳۴۶ ، مستدرك الوسائل : ج ۱۶ ص ۲۰۶ ح ۱۹۶۰۵ .
4) .الدعوات : ص ۱۴۱ ح ۳۵۸ ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۴۸ ح ۱۱ .
5) .أرْجَيتُ الأمر : أخّرته ، يُهمز ولا يُهمز (الصحاح : ج ۶ ص ۲۳۵۲ «رجا») .
6) .عوالي اللآلي : ج ۴ ص ۳۷ ح ۱۲۶ .
7) .الكافي : ج ۶ ص ۲۸۲ ح ۴ .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس غذايى را بخورد كه به آن دعوت نشده است ، در واقع ، شعله آتشْ وارد شكم خود مى كند.
امام صادق عليه السلام :هر كس غذايى را بخورد كه به آن دعوت نشده است، در حقيقت، تكّه اى از آتش خورده است .
امام على عليه السلامـ به مهمانى مى رفت و مى فرمود ـ: [رفتن به] اين [مهمانى] ، وظيفه كسى است كه به آن دعوت شده است و هر كس بدون دعوت، به مهمانى اى برود ، كارى ناشايست كرده است .
ر . ك : ص ۱۴۷ (آنچه شايسته مهمان نيست / ديگرى را همراه بردن) .
نكتهقابل توجّه اين كه روايات پيش گفته ، تنها ناظر به رفتار كسانى است كه به دنبال باخبر شدن از برپايى يك مهمانى ، بدون آن كه براى حضور در آن محفل دعوت شوند ، به صورت مستقل و يا همراه مهمانِ دعوت شده اى در آن جا حضور مى يابند . بر اين اساس ، نكوهش وارد شده در اين روايات ، رفت و آمدهاى دوستانه اى را كه بدون دعوت قبلى صورت مى پذيرند ، شامل نمى گردد .
۵ / ۲حضور در مهمانى ويژه ثروتمندانپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پذيرفتن دعوت كسى كه ثروتمندانْ در وليمه اش حضور دارند، نه فقرا، شايسته نيست .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ يك از شما بر سفره غذاى قومى كه توانگرشان دعوت مى شود و تهى دستشان دعوت نمى شود ، نبايد حاضر شود.
امام كاظم عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از خوردن وليمه اى كه به توانگران اختصاص مى يابد و فقرا در آن جايى ندارند، نهى فرمود.
.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :شَرُّ الطَّعامِ طَعامُ الوَليمَةِ يُدعى إلَيهِ الشَّبعانُ ، ويُحبَسُ عَنهُ الجائِعُ . (1)
عنه صلى الله عليه و آله :شَرُّ الطَّعامِ طَعامُ الوَليمَةِ يُمنَعُها مَن يَأتيها ، ويُدعى إلَيها مَن يَأباها . (2)
عنه صلى الله عليه و آله :كَيفَ بِالوَليمَةِ يَدعونَ الشَّبعانَ ويَطرُدون الغَرثانَ (3)؟ (4)
عنه صلى الله عليه و آله :بِئسَ الطَّعامَ طَعامُ العُرسِ يُطعَمُهُ الأَغنِياءُ ، ويُمنَعُهُ المَساكينُ . (5)
عنه صلى الله عليه و آله :بِئسَ الطَّعامُ طَعامُ الوَليمَةِ يُدعى إلَيهِ الأَغنِياءُ ، ويُمنَعُ مِنهُ الفُقَراءُ . (6)
عنه صلى الله عليه و آله :نِعمَ الوَليمَةُ وَليمةٌ يَأكُلُ مِنهَا الفَقيرُ وَالشَّريفُ وَالوَضيعُ وَالحُرُّ وَالمَملوكُ . (7)
الإمام عليّ عليه السلامـ مِن كِتابٍ لَهُ إلى عُثمانَ بنِ حُنَيفٍ الأَنصارِيِّ ، وكانَ عامِلَهُ عَلَى البَصَرةِ ، وقَد بَلَغَهُ أنَّهُ دُعِيَ إلى وَليمَةِ قَومٍ مِن أهلِها ، فَمَضى إلَيها ـ: أمّا بَعدُ ، يَابنَ حُنَيفٍ ، فَقَد بَلَغَني أنَّ رَجُلاً مِن فِتيَةِ أهلِ البَصرَةِ دَعاكَ إلى مَأدُبَةٍ فَأَسرَعتَ إلَيها ، تُستَطابُ لَكَ الأَلوانُ ، وتُنقَلُ إلَيكَ الجِفانُ . وما ظَنَنتُ أنَّكَ تُجيبُ إلى طَعامِ قَومٍ عائِلُهُم مَجفُوٌّ (8)، وغَنِيُّهُم مَدعُوٌّ . (9)
.
1) .المعجم الكبير : ج ۱۲ ص ۱۲۳ ح ۱۲۷۵۴ عن ابن عبّاس ، كنزالعمّال : ج ۱۶ ص ۳۰۷ ح ۴۴۶۲۷ .
2) .صحيح مسلم : ج ۲ ص ۱۰۵۵ ح ۱۱۰ ، السُنن الكبرى : ج ۷ ص ۴۲۸ ح ۱۴۵۲۴ ، مسند الحميدي : ج ۲ ص ۴۹۳ ح ۱۱۷۰ كلّها عن أبي هريرة ، كنزالعمّال : ج ۱۶ ص ۳۰۷ ح ۴۴۶۲۶ .
3) .غرثان : جائع (النهاية : ج ۳ ص ۳۵۳ «غرث») .
4) .كنزالعمّال : ج ۱۶ ص ۳۰۶ ح ۴۴۶۲۴ نقلاً عن الدارقطني في الإفراد عن أبي ذرّ .
5) .كنزالعمّال : ج ۱۶ ص ۳۰۶ ح ۴۴۶۲۵ نقلاً عن الدارقطني في فوائد ابن مدرك عن أبي هريرة .
6) .حلية الأولياء : ج ۸ ص ۲۶۷ ، صحيح مسلم : ج ۲ ص ۱۰۵۴ ح ۱۰۷ من دون إسنادٍ إلى النبيّ صلى الله عليه و آله وفيه «ويترك المساكين» بدل «ويُمنع منه الفقراء» ، الفردوس : ج ۲ ص ۲۴ ح ۲۱۵۴ كلّها عن أبي هريرة ، كنزالعمّال : ج ۱۶ ص ۳۰۷ ح ۴۴۶۳۱ .
7) .الفردوس : ج ۴ ص ۲۶۴ ح ۶۷۷۶ عن أبي هريرة .
8) .جَفَوتُ الرَجُلَ : أعرضتُ عنه أو طردته (المصباح المنير : ص ۱۰۴ «جفا») .
9) .نهج البلاغة : الكتاب ۴۵ ، بحارالأنوار : ج ۳۳ ص ۴۷۳ ح ۶۸۶ .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بدترين خوراك ، غذاى وليمه اى است كه انسانِ سير ، به آن دعوت مى شود و شخص گرسنه ، از آنْ باز داشته مى شود !
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بدترين خوراك ، غذاى وليمه اى است كه كسانى از آن منع مى شوند [يعنى فقرا] كه [معمولاً براى دعوت] به آن مى آيند ، و كسانى به آن دعوت مى شوند [يعنى ثروتمندان] كه از آمدن به آن خوددارى مى ورزند !
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چگونه خواهى بود با وليمه [آن گاه ]كه سير را [به آن] دعوت مى كنند و گرسنه را [از آن ]مى رانند؟
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بد خوراكى است خوراك وليمه ؛ توانگران ، از آنْ اطعام مى شوند و مستمندان را از آنْ باز مى دارند !
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بد خوراكى است خوراك وليمه ؛ توانگران ، به آن دعوت مى شوند، و تهى دستان ، از آن منع مى گردند !
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خوش وليمه اى است، وليمه اى كه فقير و شريف و فرومايه و آزاد و برده ، از آن بخورند !
امام على عليه السلامـ از نامه ايشان به عثمان بن حُنَيف انصارى كه كارگزار او در بصره بود و خبردار شد كه وى به وليمه قومى از بصريان دعوت شده و به آن مهمانى رفته است ـ: امّا بعد، اى پسر حُنَيف ! به من خبر رسيده است كه مردى از جوانان بصره ، تو را به مهمانى اى دعوت كرده و تو به آن شتافته اى و خوراك هاى رنگارنگ و كاسه هاى بزرگ در برابرت نهاده اند. گمان نمى كردم به مهمانى گروهى بروى كه نيازمندشان رانده مى شود و توانگرشان دعوت مى گردد !
.
۵ / ۳إجابَةُ دَعوَةِ المُتَنافِسَينِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :المُتَبارِيانِ (1)لا يُجابانِ ، ولا يُؤكَلُ طَعامُهُما . (2)
سنن أبي داود عن ابن عبّاس :إنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله نَهى عَن طَعامِ المُتَبارِيَينِ أن يُؤكَلَ . (3)
حلية الأولياء عن ابن عبّاس :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله نَهى أن يُؤكَلَ طَعامُ المُتَباهينَ . (4)
۵ / ۴إجابَةُ دَعوَةِ أهلِ اللَّهوِ وَالغِناءِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :أجِب دَعوَةَ مَن دَعاكَ مِنَ المُسلِمينَ ما لَم يُظهِرُوا المَعازِفَ (5)، فَإِذا أظهَرُوا المَعازِفَ فَلا تُجِبهُم . (6)
.
1) .المتباريان : المتعارضان بفعلهما ليعجز الآخر بصنيعه ، وإنّما كرهه لما فيه من المباهاة والرياء (النهاية : ج ۱ ص ۱۲۳ «برا») .
2) .شعب الإيمان : ج ۵ ص ۱۲۹ ح ۶۰۶۸ عن أبي هريرة ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۵۸ ح ۲۵۹۳۱ .
3) .سنن أبي داود : ج ۳ ص ۳۴۴ ح ۳۷۵۴ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۱۴۳ ح ۷۱۷۰ ، السُنن الكبرى : ج ۷ ص ۴۴۸ ح ۱۴۵۹۹ ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۵۸ ح ۲۵۹۳۴ .
4) .حلية الأولياء : ج ۱۰ ص ۷۳ .
5) .المعازِفُ : الملاهي ، والعازفُ : اللّاعبُ بها والمغنِّي (الصحاح : ج ۴ ص ۱۴۰۳ «عزف») .
6) .المعجم الكبير : ج ۱ ص ۸۴ ح ۱۰۰۲۸ ، حلية الأولياء : ج ۴ ص ۲۳۶ كلاهما عن عبد اللّه بن مسعود ، كنزالعمّال : ج ۱۵ ص ۸۶۹ ح ۴۳۴۵۹ .
۵ / ۳حضور در مهمانى برپاشده با انگيزه همچشمىپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :دعوت دو كس را كه [هم زمان] براى همچشمى ، مهمانى مى دهند ، نبايد پذيرفت و غذايشان را نبايد خورد.
سنن أبى داوودـ به نقل از ابن عبّاس ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله از خوردن غذاى دو كس كه همچشمى مى كنند ، نهى فرمود.
حلية الأولياءـ به نقل از ابن عبّاس ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از خوردن غذاى كسانى كه براى فخرفروشى به ديگران غذا مى دهند ، نهى فرمود.
۵ / ۴پذيرش مهمانىِ اهل ساز و آوازپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :دعوت هر مسلمانى را تا زمانى كه ساز و آواز راه نيندازند، بپذير ؛ پس اگر ساز و آواز به راه انداختند، دعوتشان را قبول مكن.
.
۵ / ۵إجابَةُ دَعوَةِ المُشرِكِ وَالمُنافِقِ وَالفاسِقِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :لَو أنَّ مُشرِكا أو مُنافِقا دَعاني إلى طَعامِ جَزورٍ (1)ما أجَبتُهُ ، وكانَ ذلِكَ مِنَ الدّينِ ، أبى اللّهُ عز و جل لي زَبدَ (2)المُشرِكينَ وَالمُنافِقينَ وطَعامَهُم . (3)
المعجم الكبير عن عمران بن حصين :نَهى رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَن إجابَةِ طَعامِ الفاسِقينَ . (4)
۵ / ۶إلقاءُ المُضَيِّفِ فِي الكُلفَةِ والعُسرِالإمام الصادق عليه السلام :المُؤمِنُ لا يَحتَشِمُ (5)مِن أخيهِ ، ولا يُدرى أيُّهُما أعجَبُ ، الَّذي يُكَلِّفُ أخاهُ إذا دَخَلَ عَلَيهِ أن يَتَكَلَّفَ لَهُ؟ أوِ المُتَكَلِّفُ لِأَخيهِ؟ (6)
الإمام زين العابدين عليه السلام :دَعا سَلمانُ أبا ذَرٍّ ذاتَ يَومٍ إلى ضِيافَةٍ ، فَقَدَّمَ إلَيهِ مِن جِرابِهِ كِسرَةً يابِسَةً وبَلَّها مِن رَكوَتِهِ (7)، فَقالَ أبو ذَرٍّ : ما أطيَبَ هذَا الخُبزَ لَو كانَ مَعَهُ مِلحٌ! فَقامَ سَلمانُ ، وخَرَجَ ورَهَنَ رَكوَتَهُ بِمِلحٍ وحَمَلَهُ إلَيهِ ، فَجَعَلَ أبو ذَرٍّ يَأكُلُ ذلِكَ الخُبزَ ويَذُرُّ عَلَيهِ ذلِكَ المِلحَ ، ويَقولُ : الحَمدُ للّهِِ الَّذي رَزَقَنا هذَا القَناعَةَ . فَقالَ سَلمانُ : لَو كانَت قَناعَةً لَم تَكُن رَكوَتي مَرهونَةً! (8)
.
1) .الجَزُورُ من الإبل خاصّة ، يقع على الذَّكر والأُنثى ، وقيل : (الجَزور) النَّاقَةُ التي تنحرُ (المصباح المنير : ص ۹۸ «جزر») .
2) .الزَّبْد ـ بسكون الباء ـ : الرِّفد والعطاء (النهاية : ج ۲ ص ۲۹۳ «زبد») .
3) .الكافي : ج ۶ ص ۲۷۴ ح ۱ ، المحاسن : ج ۲ ص ۱۸۰ ح ۱۵۱۱ نحوه وكلاهما عن إبراهيم الكرخي عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۴۸ ح ۸ .
4) .المعجم الكبير : ج ۱۸ ص ۱۶۸ ح ۳۷۶ ، المعجم الأوسط : ج ۱ ص ۱۴۰ ح ۴۴۱ ، شعب الإيمان : ج ۵ ص ۶۸ ح ۵۸۰۳ ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۵۸ ح ۲۵۹۳۳ .
5) .أحتَشِمُ : أي أستحي وأنقبض (النهاية : ج ۱ ص ۳۹۱ «حشم») .
6) .الكافي : ج ۶ ص ۲۷۶ ح ۲ ، المحاسن : ج ۲ ص ۱۸۵ ح ۱۵۳۲ كلاهما عن جميل بن درّاج ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۵۳ ح ۱۳ .
7) .الرَّكوَةُ : هي دلو صغيرة (المصباح المنير : ص ۲۳۸ «الرَّكوة») .
8) .عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج ۲ ص ۵۳ ح ۲۰۳ عن عبد العظيم الحسني عن الإمام الجواد عن آبائه عليهم السلام ، بحارالأنوار : ج ۲۱ ص ۳۲ ح ۸ وراجع : تنبيه الخواطر : ج ۱ ص ۱۵۳ والمعجم الكبير : ج ۶ ص ۲۳۵ ح ۶۰۸۵ .
۵ / ۵پذيرش مهمانىِ مشرك ، منافق و فاسقپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اگر مشركى يا منافقى مرا به [خوردن] شترى هم مهمانى كند ، دعوتش را نمى پذيرم و اين ، از دين است . خداوند عز و جل به من رضايت نداده است كه عطاى مشركان و منافقان و خوراك آنان را بپذيرم !
المعجم الكبيرـ به نقل از عمران بن حصين ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از پذيرفتن مهمانىِ فاسقانْ نهى فرمود.
۵ / ۶واداشتن ميزبان به تكلّف و تشريفاتامام صادق عليه السلام :مؤمن ، از برادرش رو در بايستى ندارد و معلوم نيست كه كدام يك عجيب ترند: آن كه هرگاه بر برادرش وارد مى شود ، او را ناچار مى سازد كه برايش به زحمت بيفتد؟ يا آن كه خودش را براى برادرش به سختى مى اندازد؟
امام زين العابدين عليه السلام :روزى سلمان ، ابو ذر را به مهمانى فرا خوانْد . آن گاه تكّه نان خشكى از كيسه اش درآورد و آن را از ظرف آبى كه داشت ، خيس كرد و جلوى ابو ذر گذاشت. ابو ذر گفت: چه نان خوش مزه اى مى شد ، اگر قدرى نمك هم با آن بود! سلمان برخاست و بيرون رفت و ظرف آبش را گرو گذاشت و نمك گرفت و آورد. ابوذر ، نمك بر آن نان مى پاشيد و مى خورد و مى گفت: سپاس خدايى را كه اين قناعت ، روزىِ ما كرد ! سلمان گفت: اگر قناعتى بود ، ظرف آبم به گرو نمى رفت!
.
۵ / ۷اِستِتباعُ الغَيرِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :إذا دُعِيَ أحَدُكُم إلى طَعامٍ فَلا يَستَتبِعَنَّ وَلَدَهُ ، فَإِنَّهُ إن فَعَلَ ذلِكَ كانَ حَراما ودَخَلَ عاصِيا . (1)
دعائم الإسلام :نَهى [رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ] أن يُطعِمَ الرَّجُلُ غَيرَهُ مِن طَعامٍ قَد دُعِيَ إلَيهِ ، إلّا أن يُؤذَنَ لَهُ في ذلِكَ . (2)
مكارم الأخلاقـ في نَهيِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله عَنِ الدُّخولِ عَلى طَعامٍ بِلا دَعوَةٍ ـ: دَعاهُ صَلّى اللّهُ عَلَيهِ وآلِهِ قَومٌ مِن أهلِ المَدينة إلى طَعامٍ صَنَعوهُ لَهُ ولِأَصحابٍ لَهُ خَمسَةٍ ، فَأَجابَ دَعوَتَهُم ، فَلَمّا كانَ في بَعضِ الطَّريقِ أدرَكَهُم سادِسٌ فَماشاهُم ، فَلَمّا دَنَوا مِن بَيتِ القَومِ ، قالَ صَلّى اللّهُ عَلَيهِ وآلِهِ لِلرَّجُلِ السّادِسِ : إنَّ القَومَ لَم يَدعوكَ ، فَاجلِس حَتّى نَذكُرَ لَهُم مَكانَكَ ، ونَستَأذِنَهُم بِكَ . (3)
.
1) .المحاسن : ج ۲ ص ۱۸۱ ح ۱۵۱۵ عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلام ، الكافي : ج ۶ ص ۲۷۰ ح ۱ ، تهذيب الأحكام : ج ۹ ص ۹۲ ح ۳۹۷ كلاهما عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلام نحوه ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۴۵ ح ۳ .
2) .دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۰۸ ح ۳۴۹ ، مستدرك الوسائل : ج ۱۶ ص ۲۰۶ ح ۱۹۶۰۶ .
3) .مكارم الأخلاق : ج ۱ ص ۶۰ ح ۵۴ ، بحارالأنوار : ج ۱۶ ص ۲۳۶ .
۵ / ۷ديگرى را همراه بردنپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هرگاه يكى از شما به غذايى دعوت شد، فرزندش را هم به دنبال خود راه نيندازد ؛ كه اگر چنين كند ، مرتكب حرام شده و با نافرمانى ، وارد [مهمانى] شده است .
دعائم الإسلام:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نهى فرمود از اين كه كسى ، غير خود را از غذايى كه به آن دعوت شده است، بخورانَد ، مگر آن كه به او اجازه اين كار داده شود.
مكارم الأخلاقـ در نهى كردن پيامبر صلى الله عليه و آله از بى دعوتْ به مهمانى رفتن ـ: يكى از خانواده هاى مدينه ، غذايى درست كردند و پيامبر صلى الله عليه و آله و پنج تن از يارانش را دعوت نمودند . پيامبر صلى الله عليه و آله دعوتشان را پذيرفت. در بين راه ، نفر ششمى به آنها رسيد و همراهشان شد . نزديك منزل آن خانواده كه رسيدند، پيامبر صلى الله عليه و آله به آن نفر ششم فرمود : « اينها تو را دعوت نكرده اند. پس بنشين تا آمدن تو را به آنها خبر بدهيم و برايت اجازه بگيريم » .
.
صحيح البخاري عن أبي مسعود :جاءَ رَجُلٌ مِنَ الأَنصارِ يُكَنّى أبا شُعَيبٍ ، فَقالَ لِغُلامٍ لَهُ قَصّابٍ : اِجعَل لي طَعاما يَكفي خَمسَةً ، فَإِنّي اُريدُ أن أدعُوَ النَّبِيّ صلى الله عليه و آله خامِسَ خَمسَةٍ ، فَإِنّي قَد عَرَفتُ في وَجهِهِ الجوعَ ، فَدَعاهُم فَجاءَ مَعَهُم رَجُلٌ . فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : إنَّ هذا قَد تَبِعَنا ، فَإِن شِئتَ أن تَأذَنَ لَهُ فَائذَن لَهُ ، وإن شِئتَ أن يَرجِعَ رَجَعَ . فَقالَ : لا ، بَل قَد أذِنتُ لَهُ . (1)
راجع : ص ۱۳۶ (ما لا ينبغي للضيف / الحضور في ضيافة الآخرين من دون دعوة) .
۵ / ۸الصَّومُ تَطَوُّعا إلّا بِإِذنِ المُضَيِّفِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :إذا ضافَ أحَدُكُم بِقَومٍ ، فَلا يَصومَنَّ إلّا بِإِذنِهِم . (2)
عنه صلى الله عليه و آله :مَن نَزَلَ عَلى قَومٍ فَلا يَصومُ تَطَوُّعا إلّا بِإِذنِهِم . (3)
عنه صلى الله عليه و آله :مِن فِقهِ الضَّيفِ ألّا يَصومَ تَطَوُّعا إلّا بِإِذنِ صاحِبِهِ ... وإلّا كانَ الضَّيفُ جاهِلاً . (4)
عنه صلى الله عليه و آله :إذا دَخَلَ رَجُلٌ بَلدَةً فَهُوَ ضَيفٌ عَلى مَن بِها مِن أهلِ دينِهِ حَتّى يَرحَلَ عَنهُم ولا يَنبَغي لِلضَّيفِ أن يَصومَ إلّا بِإِذنِهِم ؛ لِئَلّا يَعمَلُوا الشَّيءَ فَيَفسُدَ عَلَيهِم ، ولا يَنبَغي لَهُم أن يَصوموا إلّا بِإِذنِ الضَّيفِ ؛ لِئَلّا يَحتَشِمَهُم فَيَشتَهِيَ الطَّعامَ، فَيَترُكَهُ لَهُم. (5)
.
1) .صحيح البخاري : ج ۲ ص ۷۳۳ ح ۱۹۷۵ ، صحيح مسلم : ج ۳ ص ۱۶۰۸ ح ۱۳۸ ، سنن الترمذي : ج ۳ ص ۴۰۵ ح ۱۰۹۹ كلاهما نحوه ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۷۲ ح ۲۵۹۸۵ .
2) .كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۵۱ ح ۲۵۸۹۴ .
3) .الكافي : ج ۴ ص ۸۶ ح ۱ ، تهذيب الأحكام : ج ۴ ص ۲۹۶ ح ۸۹۵ ، تفسير القمّي : ج ۱ ص ۱۸۷ وليس فيه «تطوّعا» وكلّها عن الزهري عن الإمام زين العابدين ، بحارالأنوار : ج ۹۶ ص ۲۶۱ ح ۱ .
4) .الكافي : ج ۴ ص ۱۵۱ ح ۲ ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۲ ص ۱۵۵ ح ۲۰۱۴ كلاهما عن هشام بن الحكم عن الإمام الصادق عليه السلام ، علل الشرائع: ص ۳۸۵ ح ۴ عن الحكم بيّاع الكرابيس عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلامعنه صلى الله عليه و آله ، بحارالأنوار : ج ۹۶ ص ۲۶۵ ح ۱۱ .
5) .الكافي : ج ۴ ص ۱۵۱ ح ۳ ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۲ ص ۱۵۴ ح ۲۰۱۳ ، علل الشرائع : ص ۳۸۴ ح ۲ كلّها عن الفضيل بن يسار عن الإمام الباقر عليه السلام ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۶۲ ح ۱ .
صحيح البخارىـ به نقل از ابو مسعود ـ: مردى از انصار ، ملقّب به ابو شعيب آمد و به غلامش ـ كه قصّاب بود ـ گفت : برايم غذايى به اندازه پنج نفر درست كن؛ چون مى خواهم با پيامبر صلى الله عليه و آله ، پنج نفر را دعوت كنم ؛ چرا كه در چهره ايشان گرسنگى مى بينم . پس آنها را دعوت كرد ؛ امّا يك نفر ديگر هم با آنها آمد . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : « اين هم به دنبال ما آمد . اگر اجازه مى دهى بماند، وگرنه برگردد » . ابو شعيب گفت : نه ، اجازه مى دهم .
ر . ك : ص ۱۳۷ (آنچه شايسته مهمان نيست / شركت كردن بدون دعوت در مهمانى ديگران) .
۵ / ۸روزه مستحبّى گرفتن ، مگر با اجازه ميزبانپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هرگاه يكى از شما مهمان قومى شد ، نبايد روزه بگيرد ، مگر با اجازه آنها .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس مهمان قومى شد ، نبايد روزه مستحبّى بگيرد ، مگر با اجازه آنها .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :از فهميدگى مهمان است كه روزه مستحبّى نگيرد ، مگر با اجازه ميزبان . . . در غير اين صورت ، آن مهمان ، آدم نادانى است .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر گاه مردى وارد شهرى شد ، مهمان ساكنان آن شهر از همدينان خويش است تا زمانى كه از پيش آنان برود . و براى مهمان، سزاوار نيست كه روزه بگيرد ، مگر با اجازه ميزبانان ، مبادا كه غذايى درست كنند و خراب بشود . براى آنها نيز سزاوار نيست روزه بگيرند ، مگر با اجازه مهمان ، مبادا كه مهمان از آنها خجالت بكشد و غذا بخواهد ؛ ولى به خاطر [رعايت حال ]آنها ، از خوردنْ خوددارى كند .
.
۵ / ۹اِحتِقارُ ما يُقَرَّبُ إلَيهِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَنِ احتَقَرَ ما يُقَرِّبُ إلَيهِ أخوهُ ، لَم يَزَل في مَقتِ اللّهِ يَومَهُ ولَيلَتَهُ . (1)
عنه صلى الله عليه و آله :هَلاكٌ بِالقَومِ أن يَحتَقِروا ما قُدِّمَ إلَيهِم . (2)
عنه صلى الله عليه و آله :كَفى بِالمَرءِ شَرّا أن يَتَسَخَّطَ ما قُرِّبَ إلَيهِ . (3)
عنه صلى الله عليه و آله :كَفى بِالمَرءِ سَرَفا أن يَسخَطَ ما قُرِّبَ إلَيهِ . (4)
الإمام الصادق عليه السلام :هُلكٌ بِالمَرءِ المُسلِمِ أن يُخرِجَ إلَيهِ أخوهُ ما عِندَهُ فَيَستَقِلَّهُ . (5)
الكافي عن صفوان بن يحيى :جاءَني عَبدُ اللّهِ بنُ سِنانٍ فَقالَ : هَل عِندَكَ شَيءٌ؟ قُلتُ : نَعَم . فَبَعَثتُ ابني فَأَعطَيتُهُ دِرهَما يَشتَري بِهِ لَحما وبَيضا ، فَقالَ لي : أينَ أرسَلتَ ابنَكَ؟ فَأَخبَرتُهُ . فَقالَ : رُدَّهُ رُدَّهُ ، عِندَكَ زَيتٌ؟ قُلتُ : نَعَم ، قالَ : هاتِهِ ، فَإِنّي سَمِعتُ أبا عَبدِ اللّهِ عليه السلام يَقولُ : هَلَكَ امرُؤٌ احتَقَرَ لِأَخيهِ ما يُحضِرُهُ ، وهَلَكَ امرُؤٌ احتَقَرَ لِأَخيهِ ما قَدَّمَ إلَيهِ . (6)
.
1) .دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۰۶ ح ۳۴۱ ، مستدرك الوسائل : ج ۱۶ ص ۲۳۹ ح ۱۹۷۲۵ .
2) .مسند ابن حنبل : ج ۵ ص ۱۶۳ ح ۱۴۹۸۹ ، السُنن الكبرى : ج ۷ ص ۴۵۶ ح ۱۴۶۲۴ ، شعب الإيمان : ج ۷ ص ۹۶ ح ۹۶۰۷ كلّها عن جابر ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۷۱ ح ۲۵۹۸۲ .
3) .شعب الإيمان : ج ۵ ص ۸۵ ح ۵۸۷۲ ، مسند أبي يعلى : ج ۲ ص ۳۷۹ ح ۱۹۷۶ ، مسند الشهاب : ج ۲ ص ۲۶۲ ح ۱۳۲۱ كلّها عن جابر بن عبد اللّه ، كنزالعمّال : ج ۱۵ ص ۲۸۵ ح ۴۱۰۲۲ .
4) .المحاسن : ج ۲ ص ۲۲۴ ح ۱۶۷۳ ، بحارالأنوار : ج ۶۶ ص ۳۰۶ ح ۲۵ .
5) .المحاسن : ج ۲ ص ۱۸۶ ح ۱۵۳۶ عن عبد اللّه بن سنان ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۵۳ ح ۱۶ .
6) .الكافي : ج ۶ ص ۲۷۶ ح ۳ ، المحاسن : ج ۲ ص ۱۸۶ ح ۱۵۳۵ ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۴۵۳ ح ۱۵ .
۵ / ۹ناچيز شمردن امكانات ميزبانپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس آنچه را كه برادرش جلوى او مى گذارد ، كوچك بشمارد ، پيوسته شب و روزش در خشم خداست .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هلاك باد آن قومى كه آنچه را در برابرشان نهاده مى شود ، كوچك و بى مقدار مى شمارند !
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در بدىِ آدمى ، همين بس كه از آنچه در برابرش مى نهند ، ناراضى باشد !
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در اسرافكارىِ آدمى ، همين بس كه از آنچه جلوى او مى گذارند ، ناراحت شود !
امام صادق عليه السلام :هلاك باد آن مرد مسلمانى كه برادرش آنچه را دارد ، برايش مى آورد ، امّا او آن را اندك مى شمارد !
الكافىـ به نقل از صفوان بن يحيى ـ: عبد اللّه بن سنان به خانه ام آمد و گفت : آيا در خانه ، چيزى [براى خوردن] دارى؟ گفتم: آرى . سپس يك درهم به پسرم دادم و او را فرستادم كه گوشت و تخم مرغ بخرد. عبد اللّه گفت: پسرت را كجا فرستادى؟ موضوع را به او گفتم. عبد اللّه گفت : اورا باز گردان ، اورا باز گردان ! روغن در خانه دارى ؟ گفتم : آرى . گفت: همان را بياور؛ زيرا از امام صادق عليه السلام شنيده ام كه مى فرمايد : « هلاك است مردى كه آنچه را جلوى برادرش مى گذارد ، ناقابل شمارد ! و هلاك است مردى كه آنچه را برادرش جلوى او مى گذارد ، ناقابل شمارد » .
.
راجع : ص ۸۶ (ما لا ينبغي للمضيِّف / استقلال ما عنده للضّيف) .
۵ / ۱۰الفَحصُ عَن حِلِّيَّةِ الطَّعامِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :إذا دَخَلتَ عَلى أخيكَ المُسلِمِ فَأَطعَمَكَ طَعاما فَكُل ولا تَسأَلهُ ، وإذا سَقاكَ شَرابا فَاشرَبهُ ولا تَسأَلهُ . (1)
عنه صلى الله عليه و آله :إذا دَخَلَ أحَدُكُم عَلى أخيهِ المُسلِمِ فَأَطعَمَهُ طَعاما فَليَأكُل مِن طَعامِهِ ولا يَسأَلهُ عَنهُ ، فَإِن سَقاهُ شَرابا مِن شَرابِهِ فَليَشرَب مِن شَرابِهِ ولا يَسأَلهُ عَنهُ . (2)
.
1) .المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۱۴۰ ح ۷۱۶۱ ، مسند أبي يعلى : ج ۶ ص ۲۷ ح ۶۳۲۸ نحوه وكلاهما عن أبي هريرة ، المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۵ ص ۵۵۵ ح ۲ عن أبي هريرة من دون إسناد إلى النبيّ صلى الله عليه و آله وزاد في ذيله «فإن رابك منه شيء فشجه بالماء» ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۵۱ ح ۲۵۸۹۳ .
2) .مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۳۶۰ ح ۹۱۹۵ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۱۴۰ ح ۷۱۶۰ ، المعجم الأوسط : ج ۳ ص ۵۰ ح ۲۴۴۰ ، شعب الإيمان : ج ۵ ص ۶۷ ح ۵۸۰۱ نحوه وكلّها عن أبي هريرة ، كنزالعمّال : ج ۹ ص ۲۵۹ ح ۲۵۹۳۸ .
ر . ك : ص ۸۷ (آنچه شايسته ميزبان نيست / ناقابل شمردن امكانات پذيرايى) .
۵ / ۱۰پرس و جو در باره حلال بودن غذاپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هرگاه بر برادر مسلمانت وارد شدى و غذايى به تو داد ، بخور و از [حلال بودن] آن مپرس و هرگاه نوشيدنى به تو داد، آن را بنوش و در باره [حلال بودن] آن پرس و جو مكن .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هرگاه يكى از شما بر برادر مسلمانش وارد شد و به او غذايى داد، بايد از غذايش بخورد و در باره آن از او نپرسد و اگر نوشيدنى به او نوشانْد ، از نوشيدنى اش بنوشد و در باره [حلال بودن] آن ، از او پرس و جو نكند.
.
. .
فهرست منابع و مآخذ۱ . الاحتجاج على ا?هل اللجاج ، أحمد بن على الطَّبَرسى (م ۶۲۰ ق ) ، تحقيق : إبراهيم البهادرى ومحمّد هادى به ، تهران : دار الاُسوة ، ۱۴۱۳ ق ، اوّل . ۲ . الاختصاص ، المنسوب إلى محمّد بن محمّد بن النعمان العكبرى البغدادى (الشيخ المفيد) (م ۴۱۳ ق ) ، تحقيق : على أكبر الغفّارى ، قم : مؤسسة النشر الإسلامى ، ۱۴۱۴ ق ، چهارم . ۳ . الإخوان ، عبد اللّه بن محمّد القُرشى (ابن أبى الدنيا) (م ۲۸۱ ق ) ، تحقيق : محمّد عبد الرحمان طوالية ، قاهره : دار الاعتصام ، ۱۹۸۸ م . ۴ . ا?دب الإملاء و الاستملاء ، عبد الكريم بن محمّد السمعانى (م ۵۶۲ ق ) ، بيروت : دار الكتب العلميّة ، ۱۴۰۱ ق ، اوّل. ۵ . الأدب المفرد ، محمّد بن إسماعيل البخارى (م ۲۵۶ ق ) ، تحقيق : محمّد بن عبد القادر عطا ، بيروت : دار الكتب العلميّة . ۶ . اءرشاد القلوب ، الحسن بن أبى الحسن الديلمى (م ۷۱۱ ق ) ، بيروت : مؤسسة الأعلمى ، ۱۳۹۸ ق ، چهارم . ۷ . اُسد الغابة فى معرفة الصحابة ، على بن أبى الكرم محمّد الشيبانى (ابن الأثير الجَزَرى) (م ۶۳۰ ق ) ، تحقيق : على محمّد معوّض وعادل أحمد عبد الموجود ، بيروت : دار الكتب العلميّة ، ۱۴۱۵ق ، اوّل.
.
۸ . الإصابة فى تمييز الصحابة ، أحمد بن على العسقلانى (ابن حجر) (م ۸۵۲ ق ) ، تحقيق : عادل أحمد عبد الموجود وعلى محمّد معوّض ، بيروت : دار الكتب العلميّة ، ۱۴۱۵ ق ، اوّل. ۹ . الاُصول الستّة عشر ، عدّة من الرواة ، قم : دار الشبسترى ، ۱۴۰۵ ق ، دوم . ۱۰ . الأمالى ، محمّد بن الحسن الطوسى (الشيخ الطوسى) (م ۴۶۰ ق ) ، تحقيق : مؤسسة البعثة ، قم : دار الثقافة ، ۱۴۱۴ ق ، اوّل. ۱۱ . الأمالى ، محمّد بن محمّد بن النعمان العكبرى البغدادى (الشيخ المفيد) (م ۴۱۳ ق ) ، تحقيق : حسين اُستاد ولى و على أكبر الغفّارى ، قم : مؤسسة النشر الإسلامى ، ۱۴۰۴ ق ، دوم . ۱۲ . الأمالى ، محمّد بن على ابن بابويه القمّى (الشيخ الصدوق) (م ۳۸۱ ق ) ، تحقيق : مؤسسة البعثة ، قم : مؤسسة البعثة ، ۱۴۰۷ ق ، اوّل. ۱۳ . الإمامة و التبصرة من الحيرة ، على بن الحسين ابن بابويه القمّى (الصدوق الأوّل) (م ۳۲۹ ق ) ، تحقيق : محمّد رضا الحسينى ، قم : مؤسسة آل البيت عليهم السلام ، ۱۴۰۷ ق ، اوّل . ۱۴ . امثال وحكم ، على اكبر دهخدا (م ۱۳۲۴ ش) ، تهران : امير كبير ، ۱۳۳۸ ـ ۱۳۳۹ ش . ۱۵ . بحار الأنوار الجامعة لدرر ا?خبار الأئمّة الأطهار عليهم السلام ، محمّد باقر بن محمّد تقى المجلسى (العلّامة المجلسى) (م ۱۱۱۱ ق ) ، بيروت : مؤسسة الوفاء ، ۱۴۰۳ ق ، دوم . ۱۶ . تاريخ ا?صبهان ، أحمد بن عبد اللّه الإصفهانى (أبو نعيم) (م ۴۳۰ ق ) ، تحقيق : سيّد كسروى حسن ، بيروت : دار الكتب العلميّة .
.
۱۷ . تاريخ بغداد ا?و مدينة السلام ، أحمد بن على الخطيب البغدادى (م ۴۶۳ ق ) ، مدينه : المكتبة السلفيّة . ۱۸ . تاريخ دمشق ، على بن الحسن بن هبة اللّه الدمشقى (ابن عساكر) (م ۵۷۱ ق ) ، تحقيق : على شيرى ، بيروت : دار الفكر ، ۱۴۱۵ ق ، اوّل. ۱۹ . التاريخ الكبير ، محمّد بن إسماعيل البخارى (م ۲۵۶ ق ) ، بيروت : دار الفكر . ۲۰ . تاريخ اليعقوبى ، أحمد بن أبى يعقوب (ابن واضح اليعقوبى) (م ۲۸۴ ق ) ، بيروت : دار صادر . ۲۱ . تأويل الآيات الظاهرة فى فضائل العترة الطاهرة (كنز جامع الفوائد) ، على الغروى الحسينى الإسترآبادى (م ۹۴۰ ق ) ، تحقيق : مدرسة الإمام المهدى (عج) ، قم : مدرسة الإمام المهدى(عج) ، ۱۴۰۷ ق ، اوّل. ۲۲ . تحف العقول عن آل الرسول صلى الله عليه و آله ، الحسن بن على الحَرّانى (ابن شُعبة) (م ۳۸۱ ق ) ، تحقيق : على أكبر الغفّارى ، قم : مؤسسة النشر الإسلامى ، ۱۴۰۴ ق ، دوم . ۲۳ . تفسير العيّاشى ، محمّد بن مسعود السُّلَمى السمرقندى (العيّاشى) (م ۳۲۰ ق ) ، تحقيق : السيّد هاشم الرسولى المحلّاتى ، تهران : المكتبة العلميّة ، ۱۳۸۰ ق ، اوّل . ۲۴ . تفسير فرات الكوفى ، فرات بن إبراهيم الكوفى (ق ۴ ق) ، به كوشش : محمّد الكاظم المحمودى ، تهران : وزارة الثقافة والإرشاد الإسلامى ، ۱۴۱۰ ق ، اوّل. ۲۵ . تفسير القمّى ، على بن إبراهيم القمّى (م ۳۰۷ ق ) ، به كوشش : السيّد طيّب الموسوى الجزائرى ، نجف : مطبعة النجف الأشرف .
.
۲۶ . التفسير المنسوب الى الاءمام العسكرى عليه السلام ، تحقيق : مدرسة الإمام المهدى(عج) ، قم : مدرسة الإمام المهدى(عج) ، ۱۴۰۹ق ، اوّل. ۲۷ . تنبيه الخواطر و نزهة النواظر (مجموعة ورّام) ، ورّام بن أبى فراس الحَمدان (م ۶۰۵ ق ) ، بيروت : دار التعارف و دار صعب . ۲۸ . تهذيب الأحكام فى شرح المقنعة ، محمّد بن الحسن الطوسى (الشيخ الطوسى) (م ۴۶۰ ق ) ، بيروت : دار التعارف ، ۱۴۰۱ ق ، اوّل. ۲۹ . تهذيب الكمال فى ا?سماء الرجال ، يونس بن عبد الرحمان المِزّى (م ۷۴۲ ق ) ، تحقيق : بشّار عوّاد معروف ، بيروت : مؤسسة الرسالة ، ۱۴۰۹ ق ، اوّل. ۳۰ . جامع الأحاديث ، جعفر بن أحمد القمّى (ابن الرازى) (ق ۴ ق) ، تحقيق : السيّد محمّد الحسينى النيسابورى ، مشهد : مؤسسة الطبع و النشر التابعة للحضرة الرضويّة المقدّسة ، ۱۴۱۳ ق ، اوّل. ۳۱ . جامع الأخبار ا?و معارج اليقين فى اُصول الدين ، محمّد بن محمّد الشَّعيرى السبزوارى (ق ۷ ق) ، تحقيق : مؤسسة آل البيت عليهم السلام ، قم : مؤسسة آل البيت عليهم السلام ، ۱۴۱۴ ق ، اوّل. ۳۲ . الجعفريّات (الأشعثيّات) ، محمّد بن محمّد بن الأشعث الكوفى (ق ۴ ق ) ، تهران : مكتبة نينوى (طبع شده به ضميمه : قرب الإسناد) . ۳۳ . حلية الأولياء و طبقات الأصفياء ، أحمد بن عبد اللّه الأصبهانى (أبو نعيم) (م ۴۳۰ ق ) ، بيروت : دار الكتاب العربى ، ۱۳۸۷ ق ، دوم . ۳۴ . الخرائج و الجرائح ، سعيد بن هبة اللّه الراوندى (قطب الدين الراوندى) (م ۵۷۳ ق ) ، تحقيق : مؤسسة الإمام المهدى(عج) ، قم : مؤسسة الإمام المهدى(عج) ، ۱۴۰۹ ق ، اوّل .
.
۳۵ . الخصال ، محمّد بن على ابن بابويه القمّى (الشيخ الصدوق) (م ۳۸۱ ق ) ، قم : مؤسسة النشر الإسلامى ، ۱۴۱۴ ق ، چهارم . ۳۶ . دانش نامه ميزان الحكمة ، محمّد رى شهرى ، قم : دار الحديث ، اوّل . ۳۷ . درر واللالى من مجالس الأمالى ، من تراث ثقة الشيعة الشيخ الصدوق ، فقيه الشيعة الشيخ المفيد ، علم الشيعة الشيخ الطوسى ، تحقيق : محسن عقيل ، قم : دار الكتاب الاسلامى ، ۱۴۲۵ ق . ۳۸ . الدرّ المنثور فى التفسير المأثور ، عبد الرحمان بن أبى بكر السيوطى (م ۹۱۱ ق ) ، بيروت : دار الفكر ، ۱۴۱۴ ق ، اوّل. ۳۹ . دعائم الاءسلام وذكر الحلال والحرام والقضايا والأحكام ، النعمان بن محمّد التميمى المغربى (القاضى أبو حنيفة) (م ۳۶۳ ق ) ، تحقيق : آصف بن على أصغر فيضى ، مصر : دار المعارف ، ۱۳۸۹ ق ، سوم . ۴۰ . الدعوات ، سعيد بن هبة اللّه الراوندى (قطب الدين الراوندى) (م ۵۷۳ ق ) ، تحقيق : مؤسسة الإمام المهدى (عج) ، قم : مؤسسة الإمام المهدى(عج) ، ۱۴۰۷ ق ، اوّل. ۴۱ . الديوان المنسوب اءلى الإمام على عليه السلام ، محمّد بن حسن الكيدرى ، تحقيق : أبو القاسم الإمامى ، تهران : اسوه ، ۱۳۷۵ ش ، دوم . ۴۲ . ربيع الأبرار و نصوص الأخبار ، محمود بن عمر الزمخشرى (م ۵۳۸ ق ) ، تحقيق : سليم النعيمى ، قم : منشورات الشريف الرضى ، ۱۴۱۰ ق ، اوّل. ۴۳ . روضة الواعظين ، محمّد بن الحسن الفتّال النيسابورى (م ۵۰۸ ق ) ، تحقيق : حسين الأعلمى ، بيروت : مؤسسة الأعلمى ، ۱۴۰۶ ق ، اوّل .
.
۴۴ . الزهد ، هناد بن السرى الكوفى (م ۲۴۳ ق) ، تحقيق : عبد الرحمن بن عبد الجبار الفريوانى ، صباحيه : دار الخلفاء ، ۱۴۰۶ ق ، اوّل . ۴۵ . الزهد ، أحمد بن محمّد الشيبانى (ابن حنبل) (م ۲۴۱ ق ) ، بيروت : دار الكتب العلمية . ۴۶ . سنن ابن ماجة ، محمّد بن يزيد القزوينى (ابن ماجة) (م ۲۷۵ ق ) ، تحقيق : محمّد فؤاد عبد الباقى ، بيروت : دار إحياء التراث ، ۱۳۹۵ ق ، اوّل. ۴۷ . سنن ا?بى داوود ، سليمان بن أشعث السِّجِستانى الأزدى (م ۲۷۵ ق ) ، تحقيق : محمّد محيى الدين عبد الحميد ، بيروت : دار إحياء السنّة النبويّة . ۴۸ . سنن الترمذى (الجامع الصحيح) ، محمّد بن عيسى الترمذى (أبو عيسى) (م ۲۷۹ ق ) ، تحقيق : أحمد محمّد شاكر ، بيروت : دار إحياء التراث . ۴۹ . سنن الدارمى ، عبد اللّه بن عبد الرحمان الدارمى (م ۲۵۵ ق ) ، تحقيق : مصطفى ديب البغا ، بيروت : دار القلم ، ۱۴۱۲ ق ، اوّل. ۵۰ . السنن الكبرى ، أحمد بن الحسين البيهقى (م ۴۵۸ ق ) ، تحقيق : محمّد عبد القادر عطا ، بيروت : دار الكتب العلميّة ، ۱۴۱۴ ق ، اوّل. ۵۱ . السنن الكبرى ، أحمد بن شعيب النسائى (م ۳۰۳ ق) ، تحقيق : عبد الغفار سليمان البُندارى ، بيروت : دار الكتب العلمية ، ۱۴۱۱ ق ، اوّل. ۵۲ . سنن النسائى بشرح الحافظ جلال الدين السيوطى وحاشية الاءمام السِّندى ، أحمد بن شعيب النسائى (م ۳۰۳ ق ) ، بيروت : دار الجيل ، ۱۴۰۷ ق ، اوّل . ۵۳ . شُعب الإيمان ، أحمد بن الحسين البيهقى (م ۴۵۸ ق ) ، تحقيق : محمّد السعيد بسيونى زغلول ، بيروت : دار الكتب العلميّة ، ۱۴۱۰ ق ، اوّل.
.
۵۴ . شواهد التنزيل لقواعد التفضيل ، عبيد اللّه بن عبد اللّه النيسابورى (الحاكم الحَسَكانى) ( ق ۵ ق ) ، تحقيق : محمّد باقر المحمودى ، تهران : مؤسسة الطبع والنشر التابعة لوزارة الثقافة والإرشاد الإسلامى ، ۱۴۱۱ ق ، اوّل . ۵۵ . الصحاح (تاج اللغة وصحاح العربيّة) ، إسماعيل بن حمّاد الجوهرى (م ۳۹۸ ق ) ، تحقيق : أحمد بن عبد الغفور عطّار ، بيروت : دار العلم للملايين ، ۱۴۱۰ ق ، چهارم . ۵۶ . صحيح ابن حبّان بترتيب ابن بلبان ، محمّد بن أحمد بن حِبّان (م ۳۵۴ ق) ، ترتيب : على بن بلبان الفارسى (م ۷۳۹ ق ) ، تحقيق : شعيب الأرنؤوط ، بيروت : مؤسسة الرسالة ، ۱۴۱۴ ق ، دوم . ۵۷ . صحيح البخارى ، محمّد بن إسماعيل البخارى (م ۲۵۶ ق ) ، تحقيق : مصطفى ديب البغا ، بيروت : دار ابن كثير ، ۱۴۱۰ ق ، چهارم . ۵۸ . صحيح مسلم ، مسلم بن الحَجّاج القشيرى النيسابورى (م ۲۶۱ ق ) ، تحقيق : محمّد فؤاد عبد الباقى ، قاهره : دار الحديث ، ۱۴۱۲ ق ، اوّل. ۵۹ . الطبقات الكبرى ، محمّد بن سعد (كاتب الواقدى) (م ۲۳۰ ق ) ، بيروت : دار صادر . ۶۰ . علل الشرائع ، محمّد بن على ابن بابويه القمّى (الشيخ الصدوق) (م ۳۸۱ ق ) ، بيروت : دار إحياء التراث ، ۱۴۰۸ ق ، اوّل. ۶۱ . عوالى اللآلى العزيزيّة فى الأحاديث الدينيّة ، محمّد بن على الأحسائى (ابن أبى جمهور) (م ۹۴۰ ق ) ، تحقيق : مجتبى العراقى ، قم : مطبعة سيّد الشهداء عليه السلام ، ۱۴۰۳ ق ، اوّل.
.
۶۲ . عيون ا?خبار الرضا عليه السلام ، محمّد بن على ابن بابويه القمّى (الشيخ الصدوق) (م ۳۸۱ ق ) ، تحقيق : السيّد مهدى الحسينى اللاجوردى ، تهران : جهان . ۶۳ . عيون الحكم و المواعظ ، على بن محمّد الليثى الواسطى (ق ۶ ق ) ، تحقيق : حسين الحسنى البيرجندى ، قم : دار الحديث ، ۱۳۷۶ ش ، اوّل. ۶۴ . الغارات ، إبراهيم بن محمّد (ابن هلال الثقفى) (م ۲۸۳ ق ) ، تحقيق : مير جلال الدين المحدّث الاُرموى ، تهران : انجمن آثار ملّى ، ۱۳۹۵ ق ، اوّل. ۶۵ . غرر الحكم ودرر الكلم ، عبد الواحد الآمِدى التميمى (م ۵۵۰ ق ) = ترجمه و شرح غرر الحكم . ۶۶ . فتح البارى شرح صحيح البخارى ، أحمد بن على العسقلانى (ابن حجر) (م ۸۵۲ ق ) ، تحقيق : عبد العزيز بن عبد اللّه بن باز ، بيروت : دار الفكر ، ۱۳۷۹ ق ، اوّل . ۶۷ . الفردوس بمأثور الخطاب ، شيرويَة بن شهردار الديلمى الهَمَدانى (م ۵۰۹ ق ) ، تحقيق : محمّد السعيد بسيونى زغلول ، بيروت : دار الكتب العلميّة ، ۱۴۰۶ ق ، اوّل. ۶۸ . فص الخواتم فيما قيل في الولائم ، شمس الدين محمّد بن على بن طولون الدمشقى الصالحى (م ۹۵۳ ق) ، تحقيق : نزار اباظه ، دمشق : دار الفكر ، ۱۴۰۳ ق . ۶۹ . فقه الرضا (الفقه المنسوب الى الإمام الرضا عليه السلام ) ، تحقيق : مؤسّسة آل البيت عليهم السلام ، مشهد : المؤتمر العالمى للإمام الرضا عليه السلام ، ۱۴۰۶ ق ، اول . ۷۰ . قرب الإسناد ، عبداللّه بن جعفر الحِمْيرى القمّى (م بعد از ۳۰۴ ق ) ، تحقيق : مؤسسة آل البيت عليهم السلام ، قم : مؤسسة آل البيت عليهم السلام ، ۱۴۱۳ ق ، اوّل.
.
۷۱ . قرئ الضيف ، ابو بكر عبد اللّه محمّد بن سفيان بن أبى الدنيا القرشى البغداد (م ۲۸۱ ق) ، تحقيق : عبد اللّه بن حمد المنصور ، رياض : أضواء السلف ، ۱۴۱۸ ق . ۷۲ . قصص الأنبياء ، سعيد بن هبة اللّه (قطب الدين الراوندى) (م ۵۷۳ ق ) تحقيق : غلامرضا عرفانيان ، مشهد : مجمع البحوث الإسلاميّة التابع لمؤسسة الآستانة الرضويّة ، ۱۴۰۹ ق ، اوّل. ۷۳ . الكافى، محمّد بن يعقوب الكلينى الرازى (م ۳۲۹ ق ) ، تحقيق : على أكبر الغفّارى ، بيروت : دار صعب و دار التعارف ، ۱۴۰۱ ق ، چهارم . ۷۴ . كتاب من لا يحضره الفقيه ، محمّد بن على ابن بابويه القمّى (الشيخ الصدوق) (م ۳۸۱ ق ) ، تحقيق : على أكبر الغفّارى ، قم : مؤسسة النشر الإسلامى ، دوم . ۷۵ . كشف الغمّة فى معرفة الأئمّة ، على بن عيسى الإربلى (م ۶۸۷ ق ) ، تصحيح : السيّد هاشم الرسولى المحلّاتى ، بيروت : دار الكتاب ، ۱۴۰۱ ق ، اوّل. ۷۶ . كنز العمّال فى سنن الأقوال و الأفعال ، على المتّقى بن حسام الدين الهندى (م ۹۷۵ ق ) ، تصحيح : صفوة السقّا ، بيروت : مكتبة التراث الإسلامى ، ۱۳۹۷ ق ، اوّل. ۷۷ . لبّ اللباب ، محمّد جعفر شريعتمدار الإسترآبادى (م ۱۲۶۳ ق) ، تحقيق : محمّد حسين مولوى (منتشر شده در : ميراث حديث شيعه ، دفتر دوم ، قم : دارالحديث ، ۱۳۷۸ ش) . ۷۸ . لسان العرب ، محمّدبن مُكرَّم المصرى الأنصارى (ابن منظور) (م ۷۱۱ ق ) ، بيروت : دار صادر ، ۱۴۱۰ ق ، اوّل.
.
۷۹ . لغت نامه ، على اكبر دهخدا و ديگران ، تهران : دانشگاه تهران ، ۱۳۷۳ ش . ۸۰ . مجمع البحرين ، فخر الدين الطُّرَيحى (م ۱۰۸۵ ق ) ، تحقيق : السيّد أحمد الحسينى ، تهران : مكتبة نشر الثقافة الإسلاميّة ، ۱۴۰۸ ق ، دوم . ۸۱ . مجمع البيان فى تفسير القرآن (تفسير مجمع البيان) ، الفضل بن الحسن الطَّبْرِسى (أمين الإسلام) (م ۵۴۸ ق ) ، تحقيق : السيّد هاشم الرسولى المحلّاتى و السيّد فضل اللّه اليزدى الطباطبائى ، بيروت : دار المعرفة ، ۱۴۰۸ ق ، دوم . ۸۲ . المحاسن ، أحمد بن محمّد البرقى القمىّ (م ۲۸۰ ق ) ، تحقيق : السيّد مهدى الرجائى ، قم : المجمع العالمى لأهل البيت عليهم السلام ، ۱۴۱۳ ق ، اوّل. ۸۳ . المحجّة البيضاء فى تهذيب الإحياء ، محمّدمحسن بن شاه مرتضى (الفيض الكاشانى) (م ۱۰۹۱ ق ) ، تصحيح : على أكبر الغفارى ، قم : جماعة المدرّسين فى الحوزة العلمية ، ۱۳۸۳ ق . ۸۴ . مرآة العقول فى شرح ا?خبار آل الرسول ، محمّد باقر بن محمّد تقى المجلسى (العلّامه المجلسى) (م ۱۱۱۱ ق ) ، تحقيق : السيّد هاشم الرسولى المحلاتى ، تهران : دار الكتب الإسلاميّة ، ۱۳۷۰ ش ، سوم . ۸۵ . مسائل على بن جعفر ومستدركاتها ، على بن جعفر الحسينى العلوى الهاشمى العُريضى (م ۲۱۰ ق ) تحقيق : مؤسسة آل البيت عليهم السلام ، مشهد : المؤتمر العالمى للإمام الرضا عليه السلام ، ۱۴۰۹ ق ، اوّل. ۸۶ . المستدرك على الصحيحين ، محمّد بن عبد اللّه الحاكم النيسابورى (م ۴۰۵ ق ) ، تحقيق : مصطفى عبد القادر عطا ، بيروت : دار الكتب العلميّة ، ۱۴۱۱ ق ، اوّل. ۸۷ . مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل ، ميرزا حسين النورى الطَبَرسى (م ۱۳۲۰ ق ) ، قم : مؤسسة آل البيت عليهم السلام ، ۱۴۰۷ ق ، اوّل.
.
۸۸ . مسند ابن جعد ، على بن الجعد الجوهرى (م ۲۳۰ ق) ، بيروت : مؤسسّة ناور ، ۱۴۱۰ ق . ۸۹ . مسند ا?بى يعلى الموصلى ، أحمد بن على التميمى الموصلى (أبو يعلى) (م ۳۰۷ ق ) ، تحقيق : إرشاد الحقّ الأثرى ، جدّه : دار القبلة ، ۱۴۰۸ ق ، اوّل. ۹۰ . مسند أحمد بن حنبل ، أحمد بن محمّد الشيبانى (ابن حنبل) (م ۲۴۱ ق ) ، تحقيق : عبد اللّه محمّد الدرويش ، بيروت : دار الفكر ، ۱۴۱۴ ق ، دوم . ۹۱ . مسند الحميدى ، عبد اللّه بن الزبير الحميدى (م ۲۱۹ ق ) ، تحقيق : حبيب الرحمان الأعظمى ، مدينه : المكتبة السلفيّة . ۹۲ . مسند الشِّهاب ، محمّد بن سلامة القُضاعى (القاضى) (م ۴۵۴ ق) ، بيروت : مؤسسة الرسالة . ۹۳ . مشكاة الأنوار فى غرر الأخبار ، على بن الحسن الطَّبْرِسى (ق ۷ ق) ، تحقيق : مهدى هوشمند ، قم : دار الحديث ، ۱۴۱۸ ق ، اوّل. ۹۴ . مصادقة الإخوان ، محمّد بن علىّ ابن بابويه القمّى (الشيخ الصدوق) (م ۳۸۱ ق) ، تحقيق: مؤسّسة الامام المهدى (عج) ، قم: مدرسة الامام المهدى (عج) ، ۱۴۱۰ ق . ۹۵ . المصباح المنير فى غريب الشرح الكبير للرافعى ، أحمد بن محمّد الفيّومى (م ۷۷۰ ق ) ، قم : مؤسسة دار الهجرة ، ۱۴۱۴ ق ، دوم . ۹۶ . المصنّف ، عبد الرزّاق بن همّام الصنعانى (م ۲۱۱ ق ) ، تحقيق : حبيب الرحمان الأعظمى ، بيروت : منشورات المجلس العلمى . ۹۷ . المصنّف فى الأحاديث و الآثار ، عبد اللّه بن محمّد العبسى الكوفى (ابن أبى شيبة) (م ۲۳۵ ق ) ، تحقيق : سعيد محمّد اللحّام ، بيروت : دار الفكر .
.
۹۸ . المطالب العالية بزوائد المسانيد الثمانية ، أحمد بن على العسقلانى (ابن حجر) (م ۸۵۲ ق ) ، تحقيق : حبيب الرحمان الأعظمى ، بيروت : دار المعرفة ، ۱۴۱۴ ق ، اوّل. ۹۹ . المعجم الأوسط ، سليمان بن أحمد اللخمى الطبرانى (م ۳۶۰ ق ) ، تحقيق : طارق بن عوض اللّه وعبد الحسن بن إبراهيم الحسينى ، قاهره : دار الحرمين ، ۱۴۱۵ ق . ۱۰۰ . المعجم الكبير ، سليمان بن أحمد اللخمى الطبرانى (م ۳۶۰ ق ) ، تحقيق : حمدى عبد المجيد السلفى ، بيروت : دار إحياءالتراث العربى ، ۱۴۰۴ ق ، دوم . ۱۰۱ . معجم مقاييس اللغة ، أحمد بن فارس الرازى (م ۳۹۵ ق) ، تحقيق : عبد السّلام محمّد هارون . مصر : شركة مكتبة مصطفى البابى و أولاده . ۱۰۲ . مفردات الفاظ القرآن ، حسين بن محمّد الراغب الإصفهانى (م ۴۲۵ ق ) ، تحقيق : صفوان عدنان داوودى ، بيروت : دار القلم ، ۱۴۱۲ ق ، اوّل. ۱۰۳ . مكارم الأخلاق ، الفضل بن الحسن الطَّبْرِسى (أمين الإسلام) (م ۵۴۸ ق ) ، تحقيق : علاء آل جعفر ، قم : مؤسسة النشر الإسلامى ، ۱۴۱۴ ق ، اوّل. ۱۰۴ . مكارم الأخلاق ، عبد اللّه بن محمّد القرشى (ابن أبى الدنيا) (م ۲۸۱ ق) ، بيروت : دار الكتب العلميّة ، ۱۴۰۹ق . ۱۰۵ . مكارم الأخلاق ومعاليها ومحمود طرائفها ، محمّد بن جعفر الخرائطى (م ۳۲۷ ق) ، تحقيق : أمين عبد الجابر البحيرى ، قاهره : دار الآفاق العربيّة ، ۱۴۱۹ ق ، اوّل . ۱۰۶ . مناقب آل ا?بى طالب (المناقب لابن شهر آشوب) ، محمّد بن على المازندرانى (ابن شهرآشوب) (م ۵۸۸ ق ) ، قم : المطبعة العلميّة .
.
۱۰۷ . المنتخب من مسند عبد بن حُمَيد ، عبد بن حُمَيد (م ۲۴۹ ق ) ، تحقيق : السيّد صبحى البدرى السامرائى ومحمود محمّد خليل الصعيدى ، قاهره : مكتبة السنّة ، ۱۴۰۸ ق ، اوّل. ۱۰۸ . موارد الظمآن الى زوائد ابن حبان ، لنورالدين على بن ابى بكر الهيثمى (م ۸۰۷) ، تحقيق : عبدالرزاق حمزة ، دارالكتب العلمية ـ بيروت . ۱۰۹ . النوادر ، فضل اللّه بن على الحسنى الراوندى (م ۵۷۱ ق ) ، تحقيق : سعيد رضا على عسكرى ، قم : دار الحديث ، ۱۳۷۷ ش ، اوّل. ۱۱۰ . النوادر (مستطرفات السرائر) ، محمّد بن أحمد بن إدريس الحلى (ابن إدريس) (م ۵۹۸ق) ، تحقيق : مؤسسة الإمام المهدى(عج) ، قم : مدرسة الإمام المهدى(عج) ۱۴۰۸ق ، اوّل. ۱۱۱ . النهاية فى غريب الحديث و الأثر ، مبارك بن محمّد الجَزَرى (ابن الأثير) (م ۶۰۶ ق ) ، تحقيق : طاهر أحمد الزاوى ، قم : مؤسسة إسماعيليان ، ۱۳۶۷ ش ، چهارم . ۱۱۲ . نهج البلاغة من كلام الإمام أمير المؤمنين عليه السلام ، جمع و تدوين : السيّد محمّد بن الحسين الموسوى (الشريف الرضى) (م ۴۰۶ ق) ، ترجمه : سيّد جعفر شهيدى ، تهران : علمى و فرهنگى ، ۱۳۷۸ش ، چهاردهم . ۱۱۳ . الوافى ، محمّدمحسن بن شاه مرتضى الكاشانى (الفيض الكاشانى) (م ۱۰۹۱ ق) ، تحقيق : ضياء الدين حسين اصفهانى ، اصفهان : مكتبة الإمام أمير المؤمنين عليه السلام ، ۱۴۰۶ ق . ۱۱۴ . وسائل الشيعة الى تحصيل مسائل الشريعة ، محمّد بن الحسن الحرّ العاملى (م ۱۱۰۴ ق ) ، تحقيق : مؤسسة آل البيت عليهم السلام ، قم : مؤسسة آل البيت عليهم السلام ، ۱۴۰۹ ق ، اوّل.
.
فهرست تفصيلى .
. .
. .
. .