ghaemiyeh.com
نام كتاب: استفتائات جديد
نويسنده: مركز تحقيقات حج
موضوع: احكام و مناسك
زبان: فارسى
تعداد جلد: 1
ناشر: نشر مشعر
مكان چاپ: تهران
نوبت چاپ: 1
احكام و مناسك عمره و حج به جهت گستردگى فروع و تبدّل موضوعات و تغييراتى كه در برخى اماكن داده شده، ضرورت دستيابى روحانيان معظم به فتاواى مراجع تقليد را پيش مىآورد؛ لذا برخى از استفتائات جديدى كه از محضر مراجع پرسيده شد يا جوابهايى كه تا اين تاريخ به دستمان رسيده در اختيار عزيزان قرار مىگيرد:
اخيراً طى توافقى كه سازمان حج و زيارت با بانك ملّى ايران بهعمل آورده، متقاضيان حجّ تمتع با مراجعه به بانك، مبلغ يك ميليون تومان به صورت قرارداد مضاربهاى به نام خود به حسابى در بانك ملى واريز نموده، فيش آن را دريافت مىدارند، اين پول تا هنگام تشرف به نام واريزكننده و در حساب شخصىِ او باقى مىماند وطبق قراردادمكتوب، مبلغىحدود 17% به دارنده
حساب، در پايان هر سال منفعت مضاربه تعلّق مىگيرد.
سازمان حج و زيارت فقط براى كسانى كه زودتر ثبتنام كردهاند اولويت قائل شده و پس از حدود سه سال، نوبت اشخاص را اعلام و در صورت تمايل، آنها را به حج اعزام مىكند. زمان اعزام كه فرا رسيد، واريز كننده، پولى را كه در حساب مضاربهاى خود دارد، از بانك اخذ و همراه با مانده هزينهها به حساب حج و زيارت واريز مىنمايد و سپس به حج مشرف مىشود.
حال خواهشمند است با عنايت به اينكه قرارداد مذكور بهصورت كتبى بوده و شفاهاً گفتگويى بين صاحب پول و بانك ردّ و بدل نمىشود بفرماييد:
مبلغ درصدى كه صاحب مال به عنوان منفعت مضاربه دريافت مىكند، چه صورتى دارد؟
آيتاللَّه بهجت: اگر بعد از پايان كار، سود را با چيزى معامله كنند اشكال ندارد و يا اينكه زايد را صدقه دهند، با استجازه از حاكم شرع علىالأحوط.
آيتاللَّه تبريزى: با توجه به اينكه افراد ثبت نام كننده نسبت به فهم مورد قرارداد و عمل به قرارداد بر طبق عقود شرعيه متفاوت هستند، حكم مسأله متفاوت است.
چنانچه اطمينان به انجام معامله شرعيه ندارند بايد
شرط اضافه بر اصلِ پول نكرده و خود را طلبكار ندانند و اگر به حج رفتند، فقط مقدارى را كه سازمان حج و زيارت از آنان مىگيرد (مانده هزينهها) به حساب حج و زيارت واريز مىكنند.
و اگر به حج نرفتند و زياده به آنان داده شد، با زياده، معامله مجهول المالك مىنمايند.
آيتاللَّه خامنهاى: عمليات بانكى به صورت قرارداد كتبى به نحو فوق الاشاره بىاشكال است، و سود حاصله از معاملهى مضاربهاى براى سپردهگذار حلال است، و اصل سپرده اگر از درآمد كسب غير مخمّس بوده خمس دارد؛ و سود حاصله اگر پيش از سال عزيمت به سفر حج قابل وصول نبوده، جزو در آمد سال وصول محسوب است، كه اگر در همان سال به حساب هزينه سفر حج محسوب شود خمس ندارد.
آيتاللَّه سيستانى: اگر واقعاً مضاربهاى صورت بگيرد و رعايت شرايط آن بشود، هرچند عقد كتبى باشد، اشكال ندارد و سود حاصله حلال است، ولى بايد سهم هركدام از عامل و مالك به عنوان درصدى از «سود» تعيين شود نه درصدى از «سرمايه».
آيتاللَّه شبيرى زنجانى: در مورد سؤال مضاربه صحيح است.
آيتاللَّه شاهرودى: حسب ورقه ضميمه استفتاء، بانك وكيل صاحب مال است و مىتواند بعد از پايان كار، حقالوكاله خود را دريافت نمايد، و در وكالت لازم نيست صيغه بخوانند، و
اگر انسان به ديگرى بفهماند كه او را وكيل كرده و او هم بفهماند قبول نموده؛ مثلًا مال خود را به كسى بدهد كه براى او بفروشد، و او مال را بگيرد، وكالت صحيح است، و در صورتى كه بانك كه وكيل از طرف صاحب مال مىباشد، معاملهاى را با ديگرى انجام دهد، بايد شرعى باشد، و چنانچه آن معامله مضاربه باشد، بايد شروط مضاربه را دارا باشد كه يكى از آنها تعيين سهم مالك و عامل از سود حاصله مىباشد، نه از اصل مال، و آنچه را كه مقرر كردهاند، پس از برداشت حقالوكاله بانك به صاحب مال مىرسد، و سازمان حج هم مىتواند آن را جزو هزينه حج حساب نمايد.
آيتاللَّه صافى گلپايگانى: اگر صاحب پول، پول را به بانك بدهد و بانك را وكيل كند كه پول را در تجارت شرعى بهكار گيرد و سود تجارت را به نحوى كه توافق مىكنند تقسيم كنند مانع ندارد، ولى اگر پول را به عنوان قرض به شرط سود در بانك بگذارد ربا و حرام است و اگر بهعنوان مثلًا مضاربه بگذارد كه 17% اصل پول به او داده شود، مضاربه باطل است؛ واللَّه العالم.
آيتاللَّه فاضل: چنانچه بين صاحب پول و بانك، اين عمل به قصد مضاربه انجام گيرد، صحيح است و سود حاصله مشروع است و در صورتى كه به قصد مضاربه نباشد، چنانچه شرط
زياده و منفعت نشده باشد، باز سود حاصله اشكالى ندارد و در هر صورت چون طبق فرض سؤال عمل مزبور در دو مرحله انجام مىشود، ديگر نسبت به پول مرتبط با حج سودى پرداخت نشده و در حج هيچگونه خللى را وارد نمىسازد.
آيتاللَّه مكارم شيرازى: در صورتى كه مطابق يكى از عقود شرعيه عمل شود وسودى به صاحب پول بدهند، اشكالى ندارد.
آيتاللَّه موسوى اردبيلى: شفاهى بودن قرار داد لازم نيست و كتابت كافى است، ولى بايد واقعاً قصد عقد شرعى غير از قرض، با شرايط آن را داشته باشند.
آيتاللَّه نورى همدانى: در صورتى كه دهندگان وجه به اين موضوع راضى و با آگاهى آنان باشد، اشكال ندارد؛ براى اطلاع بيشتر به توضيح المسائل ص 606 مراجعه نماييد.
ض 2 هماكنون كسانى كه قصد تشرّف به حج يا عمره را دارند، بايد براى حفظ نوبت، مبلغ مقرّرى را به بانك بسپارند كه اين مبلغ مطابق قرارداد مضاربه است و سودى نيز به آن تعلّق مىگيرد و زمانى كه پس از حدود سه سال، نوبتِ تشرّف آنها فرا مىرسد، اصل پول و سود آن را دريافت مىكنند و به سازمان حج و زيارت مىسپارند و به عمره يا حج مشرف مىشوند. حال با
توجّه به اينكه سپردن پول به بانك مقدّمه رفتن به عمره يا حجّ است و چنانچه كسى اين پول را به بانك نسپارد نوبتى را براى رفتن به عمره و يا حج نخواهد داشت و اكنون طريق رفتن به حج نيز همين است، آيا به اصل پول و سود آن خمس تعلّق مىگيرد يا نه؟
آيتاللَّه تبريزى: در فرض سؤال چنانچه بر اصل پول سال بگذرد؛ يعنى از وقت بهدست آوردن پولى كه به بانك سپردهاند، سال گذشته، بايد خمس آن را بپردازند و نسبت به مقدارى كه زيادتر از اصل پول به آنها مىدهند، اگر در همان سال به حج يا عمره بروند چيزى بر آنها نيست. واللَّه العالم.
آيتاللَّه خامنهاى: در فرض مرقوم، اگر در همان سالِ خمسى سپردهگذارى به حج مىرود، خمس ندارد، ولى اگر نوبت حج او پس از آن سال خمسى است، به مبلغ مذكور و سود آن خمس تعلّق مىگيرد.
آيتاللَّه سيستانى: به اصل پول خمس تعلق مىگيرد و نيز به سود آن، اگر از طريق معامله شرعيّه ملك صاحب پول شده است، بلى اگر حج بر آنها مستقر شده و راه ديگرى براى رفتن به حج در سال ثبتنام نداشته باشند خمس به آن تعلق نمىگيرد.
آيتاللَّه شبيرى زنجانى: در حج واجب و يا عمره، اگر به
وسيلهاى واجب گردد، خمس پول مورد سؤال واجب نيست و در حج و عمره مستحب واجب است.
آيتاللَّه شاهرودى: نسبت به حج واجب احتياطاً خمس آن را پرداخت نمايند و به مقدار خمس الخمس مصالحه نمايند و نسبت به حجّ مستحبّ و عمره، اقوى پرداخت خمس مىباشد.
آيتاللَّه صافى گلپايگانى: در فرض سؤال، اصل پول خمس دارد ولى سود آن، اگر با آن پول معاملات شرعى، با رعايت شرايطش انجام شود و پرداختِ سود، طبق قرارداد بايد در موقع تحويل اصل پول پرداخت شود، سود مذكور از منافع سال وصول است كه اگر در همان سال صرف مؤونه شود خمس ندارد و اگر باقى بماند آن هم خمس دارد.
واللَّه العالم.
آيتاللَّه فاضل: در حج واجب به اصل پول و سود آن خمس تعلق نمىگيرد مگر اينكه قبلًا به اصل آن پول خمس تعلق گرفته باشد و خمس آن پرداخت نشده باشد. كه در اين صورت بايد تخميس شود.
آيتاللَّه مكارم شيرازى: هرگاه اين پول از درآمد همان سالى باشد كه نامنويسى كرده است، نه به آن خمس تعلق مىگيرد و نه به سود آن.
آيتاللَّه موسوى اردبيلى: چنانچه حجّ بر سپردهگذار واجب باشد و در موقع مقرّر به حجّ برود به اصل پول و سود شرعى آن، كه در اين راه مصرف شود، خمس تعلّق نمىگيرد.
آيتاللَّه نورى همدانى: اگر همان سالى كه مستطيع شده است، آن پول را براى انجام حج در نوبت خود به حساب ريخته است، آن پول جزو مؤونه و مخارج آن سال محسوب مىشود و خمس ندارد ولى اگر در سال قبل يا سالهاى قبل مستطيع بوده است و تأخير انداخته و به حساب نريخته است بايد خمس آن را بدهد.
و در عُمره نيز اگر بهطور متعارف يك مرتبه يا در چند سال يك مرتبه باشد، پولى كه به حساب ريخته است خمس ندارد امّا سودى كه مىگيرد از ارباح آن سالى است كه آن را تحويل مىگيرد و اگر تا آخر سالِ خمسى خود آن را در مخارج لازم زندگى خرج كرد، خمس ندارد و اگر بماند و سال بر آن بگذرد خمس دارد.
ض 3 كسى كه از وجوه شرعى نظير خمس و زكات ارتزاق مىكند، اگر از آن خمس يا زكات اضافه آيد كه به قدر مخارج حج باشد، آيا با وجود ساير شرايط مستطيع
خواهد بود يا نه؟
آيت اللَّه خامنهاى: اگر استحقاق دريافت را به وجه شرعى داشت و باقيمانده وافى به هزينه حج بود و ساير شرايط را هم دارا بود مستطيع است.
آيت اللَّه تبريزى: چنانچه در وقت گرفتن خمس يا زكات مستحق بوده و باندازه مؤنه سالش هم برداشت نه بيشتر از مؤنه لكن بواسطه مال ديگرى كه از طريق هديه يا غير آن به او رسيده تمكن مالى پيدا كرد و از مجموع اموال پيش او مقدارى باقى ماند كه وافى به حج باشد در اينصورت مستطيع حساب مىشود.
آيت اللَّه گلپايگانى: محل اشكال است.
آيت اللَّه سيستانى: مستطيع است.
آيت اللَّه مكارم شيرازى: آرى مستطيع مىشود و حج بر او لازم است
آيت اللَّه فاضل لنكرانى: بلى، مستطيع است.
ض 4 شخصى با فيش ميّت اگر از ساير ورثه اجازه بگيرد مىتواند به حج مشرف شود، آيا استجازه از ساير ورثه به عنوان مقدمه واجب مثل ثبتنام و تهيه بليط و امثال آن واجب است يا نه و نيز با فرض عدم استجازه چنانچه
با همان فيش به حج برود و ساير شرايط را داشته باشد، حجاو صحيحاستوكفايتاز حجة الاسلام مىنمايد يا نه؟
آيت اللَّه خامنهاى: در استفاده از فيش ميّت اجازه ورثه لازم است، و چنانچه بدون اجازه از آن استفاده نمايد، اگر از ميقات به بعد هم استطاعت از ناحيه فيش باشد، حجّ او حج اسلام محسوب نيست، ولى اگر از ميقات به بعد خودش هزينه حج را داشته باشد و ساير شرايط هم متحّقق باشد حج او مجزى از حجّة الاسلام است.
آيت اللَّه تبريزى: بنابر احتياط بايد اجازه بقيه ورثه را تحصيل نمايد.
آيت اللَّه سيستانى: اگر از ساير جهات مستطيع باشد و تمكّن مالى در مورد پرداخت حق ساير ورثه در فيش نيز داشته باشد حج بر او واجب است و بايد مقدمات را تهيه كند و دراين فرض اگر بدون اجازه از فيش استفاده كند، حجش صحيح و مجزى است وبدهكار حق ورثه است.
آيت اللَّه صافى گلپايگانى: در فرض شب استجازه لازم نيست، چون تحصيل استطاعت است كه واجب نيست. و اگر بدون اجازه برود، هرچند گناه كرده لكن اگر در ميقات شرايط استطاعت در او باشد حج صحيح و مجزى از حجّة الاسلام است.
آيت اللَّه فاضل لنكرانى: تصرّف در فيش، كه مشترك است، بايد با رضايت و اجازه همه ورثه باشد ولى اگر استجازه نكرد، هرچند معصيت كرده است ولى حج او صحيح است و كفايت از حَجّة الاسلام مىكند، اما بايد رضايت ورثه را تحصيل نمايد.
آيت اللَّه مكارم شيرازى: استجازه كردن لازم نيست ولى اگر استجازه كند و اجازه دهند و ساير شرايط را داشته باشد مستطيع مىشود.
ض 5 نايب مىداند براى حج تمتع اجير شده است، اما نمىداند براى حجةالاسلام نايب شده يا حج نذرى يا حج مستحب. اگر نيت كند «... حج تمتع براى منوب عنه خودم» يا «حجّى كه براى آن اجير شدهام» آيا كافى و صحيح است يا نه؟
آيت اللَّه خامنهاى: قصد اجمالى حجّى كه براى انجام آن نائب شده مجزى است.
آيت اللَّه تبريزى: نيت اجمالى كافى است.
آيت اللَّه گلپايگانى: اگر نيت كند حجى را كه براى آن اجير شده يا آنچه شرعاً بر حسب اجاره بر ذمهاش است مجزى است.
آيت اللَّه سيستانى: كافى و صحيح است.
آيت اللَّه مكارم شيرازى: نيت مىكند حجى را كه براى آن اجير شدهام بجا مىآورد
آيت اللَّه فاضل لنكرانى: نيت كند حجى را كه در نظر مستأجر بوده و او را براى آن اجير كرده است انجام دهد.
ض 6 آيا كسى كه در اعمال عمره يا حج يا خصوص طواف اجير غير باشد، مىتواند به نيابت از شخص ديگرى تبرعاً يا استيجاراً قرآن تلاوت كند.
آيت اللَّه خامنهاى: اشكال ندارد.
آيت اللَّه تبريزى: مانعى ندارد، واللَّه العالم
آيت اللَّه سيستانى: مىتواند.
آيت اللَّه صافى گلپايگانى: چنانچه مانع اعمال عمره يا حج يا طواف اجير نباشد خواندن قرآن تبرّعاً يا استيجاراً براى ديگرى اشكال ندارد، واللَّه العالم.
آيت اللَّه فاضل لنكرانى: بلى، مىتواند
آيت اللَّه مكارم شيرازى: مانعى ندارد
ض 7 شخصى در ماه شوال يا ذىالقعده عمره تمتع بجا مىآورد، و به مدينه برگشته و در ماه جديد مجدداً به مكه مىرود وظيفه اونسبت بهاحرام درمسجد شجره چيست،
عمره مفرده يا تمتّع مجدد يا عمرهاى كه بر ذمه دارد؟
آيت اللَّه خامنهاى: در فرض سؤال بايد از ميقات محرم شود به عمره تمتّع، و عمره تمتّع حج وى همين عمره اخيره است.
آيت اللَّه تبريزى: در فرض مزبور براى عمره تمتع مجدداً محرم مىشود و بنابر احتياط واجب بايد براى عمره قبل طواف نساء را انجام مىدهد.
آيت اللَّه گلپايگانى: در فرض شب بايد براى عمره تمتع محرم شود.
آيت اللَّه سيستانى: اگر نمىخواهد دوباره خارج شود عمره تمتع را انجام دهد چون عمره قبلى باطل شده است.
آيت اللَّه مكارم شيرازى: احتياط آن است كه محرم شود و عمره مفردهاى بجا آورد.
آيت اللَّه فاضل لنكرانى: در فرض سؤال براى ورود به مكه در ماه جديد بايد محرم بشود، پس اگر بخواهد حج تمتع بجا آورد مجدداً محرم به احرام عمره تمتع بشود و عمره تمتع قبل او باطل شده است والا محرم به عمره مفرده بشود
ض 8 زنى به تصور اينكه مستحاضه است در ميقات محرم شده و با انجام وظايف مستحاضه اعمال عمره تمتّع را
بجا آورده پس از اعمال متوجه شده كه حائض بوده وظيفه او نسبت به اعمال عمره و حج چيست؟
آيت اللَّه خامنهاى: اگر نتواند با تدارك اعمال عمره، محرم به احرام حج شود، چنانچه عادت او پيش از احرام از ميقات حادث شده باشد، حج او بدل به حج افراد مىشود، كه بايد پس از انجام مناسك حج، عمره مفرده بجا آورد، ولى اگر عادت ماهانه بعد از احرام از ميقات عارض شده باشد، عمره تمتّع او صحيح است، فقط طواف و نماز آن باطل است، كه بايد بعد از برگشت از عرفات و مشعر و منى و مناسك آن، طواف عمره و نماز آن را تدارك كند.
آيت اللَّه تبريزى: در فرض مزبوركه زن در زمان احرام حائض بوده، چنانچه وقت براى انجام اعمال، بعد از پاك شدن ازحيض دارد، بايد اعمال را اعاده كند و اگر وقت وسعت انجاماعمال را ندارد، با همان احرامى كه بسته حج افراد را به جا مىآورد و در صورت تمكّن، بايد بعد از آن، عمره مفرده به جا آورد.
آيت اللَّه سيستانى: اگر تا قبل از وقت حج، فرصتِ انجام اعمال عمره را دارد، بايد صبر كند و اعمال را پس از پاكى، دوباره انجام دهد و اگر فرصت نباشد بايد حج افراد انجام دهد و پس از اعمال، اگر ممكن بود، عمره مفرده انجام دهد.
آيت اللَّه صافى گلپايگانى: زن مذكور محرم است، بنابراين اگر پاك شود و وقت براى عمره تمتع باقى باشد، مجدداً اعمال عمره را انجام مىدهد و اگر وقت براى انجام عمره نباشد، به طورى كه بتواند وقوف عرفات را درك كند، حجّش بدل به افراد مىشود؛ يعنى با همان احرام بعد از پاكى و غسل، نيت حجّ افراد مىكند و اعمال حج را تا آخر انجام مىدهد و قربانى ندارد و بعد از حج هم، عمره بهجا مىآورد و همين حجش مجزى است.
آيت اللَّه فاضل لنكرانى: اگر وقت براى اعاده اعمال عمره تمتع دارد، طواف و نماز را اعاده كند و احتياطاً سعى و تقصير را نيز اعاده نمايد، ولى اگر وقت ندارد، حج افراد انجام دهد (حجش مبدّل به افراد مىشود) وپس از حج، عمره مفرده بهجا آورد.
آيت اللَّه مكارم شيرازى: بايد طوافها و نماز طواف را از سر بگيرد و احتياط اين است كه اگر در مكه حاضر است، بقيه اعمال؛ مانند سعى و تقصير را نيز اعاده كند ولى كفارهاى بر او نيست.
ض 9 كسى كه حسّ بويايى ندارد يا به علت زكام و سرماخوردگى بويى را احساس نمىكند، استعمال طيب
و عطر زدن به بدن و لباس و گرفتن بينى از بوى بد بر او حرام است يا نه؟
آيت اللَّه خامنهاى: استعمال طيب در هر صورت جايز نيست اگر چه بوى آن به مشامش نرسد، و در گرفتن بينى حكم ساير محرمين را دارد.
آيت اللَّه تبريزى: استعمال طيب بر او حرام است و نسبت به گرفتن بينى از بو، چنانچه شخص بو را احساس مىكند ولو مختصر، گرفتن بينى از بوى بد جايز نيست.
آيت اللَّه سيستانى: استعمال و عطر زدن حراماست ولى اگر احساس بودى بد نمىكند گرفتن بينى حرام نيست.
آيت اللَّه صافى گلپايگانى: استعمال طيب وگرفتن بينى از بوى بد براى چنينكسى هم حرام است.
آيت اللَّه فاضل لنكرانى: بلى، در فرض سؤال نيز استعمال طيب و عطر زدن و بينى را از بوى بد گرفتن حرام است.
آيت اللَّه مكارم شيرازى: استعمال عطر براى او نيز اشكال دارد ولى گرفتن بينى از بوهاى خوب و بد لازم نيست.
ض 10 آيا براى كسى كه خودش محرم نيست جايز است چيزى روى سر مرد محرمى بيندازد، مثلًا محرمى كه
خوابيده پتو را روى سر او بيندازد و چنانچه محرم باشد چه حكمى دارد؟
آيت اللَّه خامنهاى: بر محرم پوشاندن سر خودش حرام است خواه خودش بپوشاند يا به ديگرى دستور دهد كه سر او را بپوشاند، ولى پوشاندن سر ديگرى ولو محرم باشد از محرمات احرام نيست.
آيت اللَّه تبريزى: جايز نيست.
آيت اللَّه سيستانى: در هر دو فرض جايز نيست
آيت اللَّه صافى گلپايگانى: دليلى بر منع آن نرسيده است؛ چه محل باشد چه محرم.
آيت اللَّه فاضل لنكرانى: خير جايز نيست ولو مُحرم نباشد.
آيت اللَّه مكارم شيرازى: احتياط ترك اين امور است.
ض 11 اگر مرد محرم به غير محرم بگويد وقتى كه خواب رفتم، پتو را روى سرم بينداز چه حكمى دارد؟ و بر فرض كه او هم به اين درخواست عمل كند كفاره واجب مىشود يا نه و بر فرض وجوب، كفاره بر عهده چه كسى است؟
آيت اللَّه خامنهاى: محرم مجاز به چنين در خواستى از ديگرى نيست، و اگر آن شخص به درخواست محرم عمل كند، ثبوت كفّاره معلوم نيست، و در هر صورت بر آن شخص كه
درخواست را انجام داده كفّارهاى نيست.
آيت اللَّه تبريزى: عمل مزبور جايز نيست و در فرض ارتكاب كفاره ندارد.
آيت اللَّه سيستانى: نه درخواست جايز است و نه عمل ولى كفاره ندارد.
آيت اللَّه صافى گلپايگانى: در فرض سؤال، حرمت آن معلوم نيست و كفاره هم ندارد.
آيت اللَّه فاضل لنكرانى: نبايد بيندازد، ولى چنانچه انداخت كفاره بر عهده هيچكدام نيست، بلى محرم به محض بيدار شدن و توجه بايد پتو را بردارد و الا بنابر احتياط واجب بايد كفاره بدهد.
آيت اللَّه مكارم شيرازى: جايز نيست.
ض 12 قبلًا افراد ناتوان كه با صندلى چرخدار (ويلچر) يا سبد (تخت روان) طواف داده مىشدند، در سال جارى از طواف در صحن مسجدالحرام منع شدهاند و حتى ممكن است كسى نباشد تا فرد ناتوان را بر دوش خود حمل كند و طواف بدهد يا همين كار نيز ممنوع شود و چنين افرادى بايد در طبقه دوم يا پشت بام مسجدالحرام طواف داده شوند. آيا چنين طوافى كفايت مىكند يا نه، وظيفه
آنان چيست؟
آيتاللَّه بهجت: در صورت عدم امكان با رعايتِ الأقرب فالأقرب، كفايت مىكند؛ واللَّه العالم.
آيتاللَّه تبريزى: احتياط واجب اين است كه آنها را از طبقه دوم طواف دهند و نايب هم برايشان بگيرند.
آيتاللَّه خامنهاى: طواف بايد دور كعبه معظمه ولو در فضاى مابين زمين تا محاذى پشت بام كعبه باشد و كف طبقه دوم مسجدالحرام اگر به قدر قامت طواف كننده پايينتر از نقطه محاذى پشت بام كعبه نباشد، طواف از طبقه دوم صحيح و مجزى نيست، وكسانى كه نمىتوانند در صحن مسجدالحرام ولو بهوسيله حمل توسط شخص ديگر طواف كنند وظيفهشان نايب گرفتن در طواف است و احوط آن است كه خودش هم در همان طبقه دوم طواف نمايد.
آيتاللَّه سيستانى: چنانچه احراز شود كه طبقه دوم بالاتر از كعبه است، طواف از بالا كفايت نمىكند و بايد براى طواف از پايين نايب بگيرند و لازم نيست احتياط كنند و چنانچه مطلب مشكوك باشد بايد احتياطاً بين طواف از بالا و نايب گرفتن از پايين جمع نمايند.
آيتاللَّه شبيرى زنجانى: در مورد سؤال اگر ممكن باشد كسى فرد ناتوان را بردوش حمل كند، طواف در محدوده
بين مقام ابراهيم و كعبه لازم است، و در غير اين صورت بايد نايب بگيرند تا در محدوده طواف كند و بنابر احتياط مستحب نيز خود شخص در طبقه دوم طواف داده شود و چنانچه نيابت نيز ممكن نباشد طواف دادن شخص در طبقه دوم كفايت مىكند.
آيتاللَّه صافى گلپايگانى: در فرض مذكور اين افراد بايد در طبقه دوم طواف داده شوند و بنابر احتياط واجب نايب هم گرفته تا براى آنان در صحن مسجدالحرام طواف نمايد.
آيتاللَّه فاضل: در فرض سؤال چنانچه كعبه مقدسه از طبقه دوم پايينتر نباشد، احتياط واجب آن است كه علاوه بر اينكه در طبقه دوم طواف داده مىشوند، استنابه هم بنمايد؛ واللَّه العالم.
آيتاللَّه مكارم شيرازى: در اينگونه موارد كه راهى جز اين نيست طواف در طبقه بالا كفايت مىكند.
آيتاللَّه موسوى اردبيلى: در مفروض سؤال بايد طواف اشخاص مذكور به صورت نيابى در مطاف انجام شود و به احتياط مستحب خود آنها نيز در طبقه دوم با هروسيلهاى كه مىتوانند طواف كنند.
آيتاللَّه نورىهمدانى: طواف در طبقه فوقانى صحيح نيست و اين قبيل افراد بايد بهوسيله كول گرفتن طواف خود را
انجام بدهند و اگر ممكن نشد، لازم است براى طواف خود نايب بگيرند.
آيتاللَّه وحيد خراسانى: در مفروض سؤال بايد نايب بگيرد كه در صحن مسجدالحرام طواف نمايد و در صورتى كه متمكّن مىباشد و بر او حرجى نيست، احتياط واجب آن است كه خودش هم از طبقه دوم طواف نمايد.
ض 13 در حال طواف نماز مستحب خواندن چه حكمى دارد؟
آيت اللَّه خامنهاى: اگر بتواند جمع بين قصد طواف و قصد نماز مستحبى در حال طواف نمايد اشكال ندارد.
آيت اللَّه تبريزى: مشروعيت آن ثابت نيست، واللَّه العالم.
آيت اللَّه سيستانى: جايز است.
آيت اللَّه صافى گلپايگانى: احوط ترك آن است، واللَّه العالم.
آيت اللَّه فاضل لنكرانى: مانعى ندارد.
آيت اللَّه مكارم شيرازى: اشكالى ندارد.
ض 14 آيا نماز طواف مستحب را مىتوان در حال حركت و راه رفتن خواند؟
آيت اللَّه خامنهاى: صحّت نماز طواف ولو نماز طواف
مستحبى باشد در حال راه رفتن محل اشكال است، و احوط استقرار در حال نماز طواف مستحبى است.
آيت اللَّه تبريزى: مانعى ندارد، واللَّه العالم.
آيت اللَّه سيستانى: اشكال ندارد.
آيت اللَّه صافى گلپايگانى: مانع ندارد، واللَّه العالم.
آيت اللَّه فاضل لنكرانى: بلى، مىتوان
آيت اللَّه مكارم شيرازى: احتياط آن است كه در حال وقوف بخوانند؛ زيرا ادلّه جواز نافله در حال حركت، از اينجا منصرف است.
ض 15 اگر طواف حج و نماز آن يا طواف نساء و نماز آن به جهتى باطل باشد، قضاى آن بايد در ماه ذىالحجه باشد، يا همه وقت كفايت مىكند.
آيت اللَّه خامنهاى: وقت طواف حج و نماز آن ماه ذيحجّه است، ولى طواف نساء و نماز آن وقت معيّنى ندارد.
آيت اللَّه تبريزى: در طواف نساء مطلقا مىتواند در غير ماه ذى الحجه انجام دهد و در طواف حج نيز در مواردى كه قضا دارد و باقضاى طواف و نماز آن حج شخص تدارك مىشود- مثل صورت فراموشى- چنانچه در ماه ذى الحجه متوجه نشد و بعد از آن متوجه شد در ماههاى ديگر قضا مىشود.
آيت اللَّه گلپايگانى: در طواف حج و نمازش بايد در ذى الحجه باشد و در طواف نساء ونمازش لازم نيست.
آيت اللَّه مكارم شيرازى: ماه ذى الحجه شرط نيست هرچند بهتر است.
آيت اللَّه فاضل لنكرانى: در همه اوقات كفايت مىكند، ولى بهتر است طواف حج و نماز آن در ماه ذيحجه باشد.
ض 16 اطلاعات حكايت از آن دارد كه ستون قبلى جمرات در طبقات پايين و بالا در هر جمره به صورت ديوارى به طول 25 متر و عرض يك متر ساخته شده است كه تشخيص محلّ قبلى ستونها و ايستادن در آن محلّ پرازدحام براى تشخيص آن، كارى دشوار و يا غيرممكن است، از اين رو خواهشمند است بفرماييد تكليف حجاج در رمى جمرات چيست؟
و آيا رمى تمامى ديوار 25 مترى كفايت مىكند يا خير؟
آيتاللَّه بهجت: اگر ضرورت است، به اين كه ممكن نيست سؤال شود كه از كجا زياد شده، اشكال ندارد؛ واللَّه العالم.
آيتاللَّه تبريزى: با فحص و سؤال از كسانى كه از كيفيت بنا اطلاع دارند به ديوار جديدى كه مقابل ستونهاى قبلى قرار گرفته رمى كنند و اگر تشخيص محلّ قبلىِ ستونها و ايستادن
در محلّ پر ازدحام براى تشخيص آن، كارى دشوار و يا غيرممكن بود (باتوجه به نقشه ارسالى به اينجانب ازجمرات جديد) چنانچه وسط ديوار جديد را درنظر بگيرند و رمى كنند، مجزى است ان شاء اللَّه تعالى.
آيتاللَّه خامنهاى: اگر مىتواند بدون عسر و مشقّت، به آنچه در محلّ ستون قبلى قرار دارد رمى كند، واجب است به آن رمى نمايد. و اگر جستجو از محل آن و رمى به آن مستلزم عسر و مشقّت است به هر نقطهى آن ديوار رمى كند مجزى است. انشاء اللَّه.
آيتاللَّه سيستانى: اگر ديوار موجود، مشتمل بر ستون سابق باشد و تشخيص آن هرچند به كمك اهل خبره قبل از رمى ميسور باشد، بايد همان قسمت را رمى كنند و اگر ميسور نباشد، به احتياط واجب، بايد رمى را تكرار كنند، مگر مقدارى كه مستلزم حرج يا ضرر است.
آيتاللَّه شبيرى زنجانى: بلى كفايت مىكند.
آيتاللَّه صافى گلپايگانى: در مورد سؤال با وضع فعلى بعيد نيست رمى در هر قسمت جمره كافى باشد. البته مهما امكن، احوط و اولى مراعات رمى به حدود ستون قبلى است؛ واللَّه العالم.
آيتاللَّه فاضل: بلى، در فرض مزبور رمى جمرات فعلى
كفايت مىكند.
آيتاللَّه مكارم شيرازى: فتواى ما اين است كه پرتاب سنگ به آن حوضچه، هر چند بزرگتر از سابق شده است كافى است، و اگر بر ديوار مزبور بزنند تا در حوضچه بيفتد آن هم كفايت مىكند، و هيچ ضرورتى ندارد كه جاى ستون سابق را پيدا كنند و به آن بزنند.
اميدواريم خطرات سابق با وضع كنونى از حجاج عزيز برطرف گردد.
ما چند سال قبل تذكر داده بوديم ابعاد ستونها را گستردهتر كنند تا حجاج به زحمت نيفتند و حتّى نقشه آن را (به صورت خاصّى) از طريق سازمان حج جمهورى اسلامى براى سران حجّ سعودى فرستاده بوديم؛ زيرا هيچ دليلى بر وجود ابعاد خاصّى براى جمرات و نه براى وسعت حوضچههاى اطراف آن نداريم.
آيتاللَّه نورى همدانى: همانطور كه قبلًا نيز پاسخ داده شد كفايت مىكند.
ض 17 كسى كه عمره تمتّع استحبابى به جا آورده، آيا مىتواند بدون عذر و به دلخواه خود، آن را رها كرده و حج تمتع به جا نياورد؟ و در فرض جواز، آيا انجام طواف
نساء نيز لازم است يا نه؟
آيتاللَّه بهجت: مانعى ندارد فقط ثواب حج از دستش رفته است و با تقصير از احرام خارج شده و عمرهاش خاتمه پيدا كرده و طواف نساء هم كه از اول لازم نبوده تا فعلًا لازم باشد گرچه احتياط مستحب در آوردن طواف نساء مىباشد.
آيتاللَّه تبريزى: كسى كه به قصد حج تمتّع استحبابى، احرام عمره را بسته است نمىتواند آن را رها كرده و عمره مفرده به دلخواه انجام دهد و حج را ترك كند، واللَّه العالم.
آيتاللَّه خامنهاى: مىتواند رها كند و چيزى بر او نيست و احتياط آن است كه طواف نساء را هم انجام دهد.
آيتاللَّه سيستانى: نمىتواند و بايد حج انجام دهد.
آيتاللَّه شبيرى زنجانى: بر كسى هم كه عمره تمتّع استحبابى بهجا آورده، لازم است حج تمتّع بهجا آورد و اگر حج بهجا نياورد (خواه با عذر باشد يا بدون عذر) انجام طواف نساء لازم نيست.
آيتاللَّه صافى گلپايگانى: بدون عذر نمىتواند؛ واللَّه العالم.
آيتاللَّه فاضل: خير حتماً بايد در صورت امكان حج تمتع
به جا آورد؛ و به هر صورت اگر حج به جا نياورد، طواف نساء مستحب است نه واجب.
آيتاللَّه مكارم شيرازى: رها كردن آن اشكال دارد و بايد حج تمتع را به دنبال آن به جا آورد.
آيتاللَّه نورى همدانى: لازم است كه حج تمتع را اگر مستطيع است نيز به جا بياورد و رها كردن عمره تمتع در وسط اعمال اصلًا جايز نيست و بايد به آخر برساند.
ض 18 در مواردى كه استحباب عمره مفرده قطعى نيست، بلكه رجاءاً بهجا مىآورد، آيا مىتواند در حين اعمال، آن را رها كند؟
آيتاللَّه تبريزى: پس از احرام به عمره مفرده و لو رجاءاً، بايد اعمال عمره را تمام كند، واللَّه العالم.
آيتاللَّه خامنهاى: نمىتواند.
آيتاللَّه سيستانى: نمىتواند و بدون انجام اعمال از احرام خارج نمىشود.
آيتاللَّه شبيرى زنجانى: اگر مرجع تقليد مكلّف، فتوا به استحباب عمره دارد، نمى تواند در حين اعمال، آن را رها كند و اگر مرجع تقليد مكلّف، احتياط كرده، مكلّف در صورتى مىتواند اعمال را رها كند كه از مرجع تقليد ديگرى كه عمره را
براى او مشروع نمىداند تقليد كرده باشد، البته با رعايت شرطِ الأعلم فاالأعلم.
آيتاللَّه صافى گلپايگانى: نمىتواند؛ واللَّه العالم.
آيتاللَّه فاضل: خير.
آيتاللَّه مكارم شيرازى: خلاف احتياط است.
آيتاللَّه نورى همدانى: خير نمىتواند.
ض 19 معلولى كه تنها يك دست يا يك پا ندارد و به جز نقص در مواضع سجده، مشكلى از نظر اعمال اختيارى عمره و حج ندارد، آيا نيابت او براى حج كفايت مىكند؟
آيتاللَّه تبريزى: نيابت معذورِ از عمل كامل، جايز نيست و كفايت نمىكند، واللَّه العالم.
آيتاللَّه خامنهاى: چنين شخصى نمىتواند نيابت كند.
آيتاللَّه سيستانى: كفايت مىكند.
آيتاللَّه شبيرى زنجانى: كفايت مىكند.
آيتاللَّه صافى گلپايگانى: نيابت شخص مذكور اشكال دارد؛ واللَّه العالم.
آيتاللَّه فاضل: براى حج واجب كفايت نمىكند.
آيتاللَّه مكارم شيرازى: اشكال دارد.
آيتاللَّه نورى همدانى: در فرض سؤال كفايت نمىكند.
ض 20 استفاده از ماسك هايى كه جهت جلوگيرى از تنفس هواى آلوده به دهن مىزنند، و بند آن را پشت سر مىاندازند، كه بخش كوچكى از سر را مىپوشاند، براى مردان و زنان مُحرم چه حكمى دارد؟
آيتاللَّه تبريزى: اگر مثل نخ باشد مانعى ندارد و اگر زنان مضطرّ به اين عمل باشند اشكال ندارد، واللَّه العالم.
آيتاللَّه خامنهاى: استفاده از ماسك براى زنان اگر در حدّ متعارف باشد مانعى ندارد و انداختن بند آن بر سر مردان جايز است.
آيتاللَّه سيستانى: اگر از بوى بد مانع شود جايز نيست و براى زنان به احتياط واجب مطلقاً جايز نيست.
آيتاللَّه شبيرى زنجانى: در صورت حاجت اشكال ندارد.
آيتاللَّه صافى گلپايگانى: بدون ضرورت جايز نيست و با ضرورت تكليفاً جايز است، ولى با فرض پوشيده شدن بعض سر در مرد و بعض صورت در زن كفاره دارد؛ واللَّه العالم.
آيتاللَّه فاضل: ماسك زدن براى زن مُحرم، هرچند مخيط و موجب ستر مقدارى از صورت او شود، در حال ضرورت مانعى ندارد و كفاره هم ندارد و براى مرد هم هرچند مخيط باشد، مانعى ندارد و كفاره ندارد.
آيتاللَّه مكارم شيرازى: اشكال ندارد.
آيتاللَّه نورى همدانى: خير، جايز نيست و علت آن اين است كه براى مردان به خاطر پوشانده شدن بعض سر و براى زنان به جهت پوشاندن بعض صورت اشكال پيدا مىكند.
ض 21 معيار كثير الشك در تعداد دورهاى طواف و تعداد ريگهاى رمى چيست؟ و عدم اعتنا به چنين شكى به چه معناست؟ آيا بنا بر اقلّ بگذارد يا اكثر؟
آيتاللَّه تبريزى: مىتواند با كسى كه عدد اشواط را حفظ كرده و يقين داشته باشد همراهى كرده و بر طبق يقين همراه عمل كند و اگر به حدّ وسواس برسد نبايد به شك در نقيصه اعتنا كند. واللَّه العالم.
آيتاللَّه خامنهاى: معيار كثير الشك در طواف عرفى است و به همان معنايى است كه براى كثيرالشك در نماز بيان شده است و اما كثير الشك در رمى حكم خاصى ندارد و در صورت شك در عدد انداختن، بايد آن قدر بياندازد تا علم پيدا كند.
آيتاللَّه سيستانى: كثير الشك كسى است كه شك او با ملاحظه همگونى در موجبات فراموشى، بيش از حدّ متعارف است و بايد بنا را بر اكثر بگذارد.
آيتاللَّه شبيرى زنجانى: شخص وسواس به شك خود اعتنا نمىكند و مخيّر است كه بنابر اقل يا اكثر بگذارد. مگر در
صورتى كه بنابر اكثر گذاشتن، طواف را باطل كند كه در اين صورت بايد بنا را بر اقل بگذارد و كثير الشك بايد احتياط كند.
آيتاللَّه صافى گلپايگانى: معيار در كثيرالشك نظر عُرف است و معناى اعتنا اين است كه بنا به نفع خود؛ يعنى به اثر بگذارد، مگر اين كه بنا بر زيادى، موجب بطلانِ عمل گردد، كه در اين صورت بنا بر اقلّ مىگذارد كه عمل صحيح شود؛ واللَّه العالم.
آيتاللَّه فاضل: معيار در كثيرالشك يك امر عرفى است و اگر كسى در يك طواف يا دو طواف يا سه طواف پى در پى، سه بار شك كند، حكم كثيرالشك را دارد و بنا را بر اقل بگذارد.
آيتاللَّه مكارم شيرازى: اگر در عرف بگويند «زياد شك مىكند»، بنابر طرفى مىگذارد كه به نفع عمل او است.
آيتاللَّه نورى همدانى: معيار در كثير الشك عرف است، عدم اعتنا يعنى بنا بگذارد كه اتيان كرده است، مگر اين كه اتيان آن شىء مشكوك مبطل باشد كه در اين صورت بنابر عدم اتيان آن مىگذارد.
ض 22 در موارد زير به جا آوردن طواف مستحبى، به نيابت از ديگرى و نيابت كردن در طواف كسى كه او نيز اعمال به جا مىآورد، چه حكمى دارد؟
الف) پس از احرام عمره مفرده يا تمتع، پيش از طواف و بقيه اعمال.
ب) پس از احرام حج، قبل از رفتن به عرفات.
ج) پس از اعمال منا، پيش از اعمال مكه.
آيتاللَّه تبريزى: الف: پس از اتمام اعمال طواف مستحبى به جا آورد يا نيابت از غير بكند. واللَّه العالم.
ب: بنابر احتياط طواف نكند. واللَّه العالم.
ج: بنابر احتياط استحبابى طواف نكند. واللَّه العالم.
آيتاللَّه خامنهاى: الف و ب: نيابت براى معذورين مانع ندارد ولكن احوط ترك نيابت در طواف مستحبى است، ولى به حج و عمره ضرر نمىزند. ج: احوط آن است كه تا اعمال واجب را انجام نداده طواف مستحبى نكند.
آيتاللَّه سيستانى: در همه اين موارد جايز است.
آيتاللَّه شبيرى زنجانى: نيابت كردن در طواف، از كسى كه در مكّه و محدوده ده ميلى آن (حدود 18 كيلومترى) مىباشد مشروع نيست و كسى كه طواف واجب عمره تمتّع يا طواف حج تمتّع يا طواف نساء آن را انجام نداده، نبايد طواف مستحبّى بهجا آورد؛ خواه براى خود يا به نيابت ديگرى.
آيتاللَّه صافى گلپايگانى: الف) اشكال ندارد؛ واللَّه العالم.
ب) خلاف احتياط است؛ واللَّه العالم. ج) اشكال ندارد؛ واللَّه
العالم.
آيتاللَّه فاضل: الف) بنابر احتياط طواف نكند. ب) بنابر احتياط طواف نكند. ج) مانعى ندارد.
آيتاللَّه مكارم شيرازى: احتياط ترك طواف مستحبى در تمام اينگونه موارد است.
آيتاللَّه نورى همدانى: جواب الف، ب و ج: احوط ترك طواف مستحبى مىباشد.
ض 23 يكى از مستحبات مكه، تلاوت قرآن و ختم آن است، آيا براى كسى كه اعمال حج به جا مىآورد و در روز عرفه و ايام تشريق، تلاوت قرآن را در عرفات و مشعر و منا ادامه مىدهد، همان استحباب وجود دارد، يا خصوص شهر مكه است؟
آيتاللَّه تبريزى: قرآن خواندن مسحتب است و آن استحباب خاص در مورد مكّه ثابت است. واللَّه العالم.
آيتاللَّه خامنهاى: اختصاص به شهر مكه دارد.
آيتاللَّه سيستانى: استحباب دارد، ولى حكم ختم در مكه را ندارد.
آيتاللَّه شبيرى زنجانى: استحباب تلاوت و ختم قرآن كريم در مكه، اختصاص به شهر مكه دارد.
آيتاللَّه صافى گلپايگانى: در فرض سؤال عرفات و مشعر حكم مكه را ندارند؛ واللَّه العالم.
آيتاللَّه فاضل: خير، اختصاص به شهر مكه دارد.
آيتاللَّه مكارم شيرازى: در روايات معروف ختم قرآن در خصوص مكه آمدهاست، هرچندقرائت قرآن همه جاخوب است.
آيتاللَّه نورى همدانى: خواندن قرآن در همه جا داراى فضيلت است، ولى آن فضيلت ذكر شده براى ختم قرآن، مخصوص خود مكه مىباشد.
ض 24 آيا براى صحّت اعمال عمره و حج- براى كسى كه حسابرسى خمس ندارد، پرداخت خمس لباس احرام و لباسى كه در طواف و نماز طواف مىپوشد، كفايت مىكند يا بايد حسابرسى تمام اموال صورت گيرد؟
آيتاللَّه تبريزى: با اجازه مرجع تقليد مىتواند در بخشى از اموال خمس را محاسبه كرده و از آنها براى لباس احرام و لباس ساتر در طواف و نماز طواف و قربانى استفاده كند و نيّت او بر اين باشد كه خمس بقيه اموال را نيز بپردازد تا اعمالش مورد قبول واقع شود.
آيتاللَّه خامنهاى: در فرض سؤال پرداخت خمس براى
اموال مذكور و همچنين براى پولى كه براى قربانى مىپردازد كفايت مىكند.
آيتاللَّه سيستانى: حسابرسى بقيه اموال در صحت حج دخالت ندارد، ولى اگر به مقدار بدهكارى خمس و مصارف حج نداشته باشد، حج او حَجّة الاسلام نيست.
آيتاللَّه شبيرى زنجانى: پرداخت خمس لباس احرام و لباس طواف و نماز طواف كفايت مىكند، البته اصل اشتراطِ مباح بودنِ لباس براى صحّت طواف و نماز، مبنى بر احتياط استحبابىِ اكيد است.
آيتاللَّه صافى گلپايگانى: چنين تخميسى صحيح نيست؛ واللَّه العالم.
آيتاللَّه فاضل: خير كفايت نمىكند، بلكه بايد كلّ اموال خود را مخمس كند.
آيتاللَّه مكارم شيرازى: حداقل بايد خمس تمام هزينه حج را بپردازد و سزاوار است كه مردم را به اين كار عادت ندهند؛ زيرا فرصتى است براى پاك كردن تمام اموال.
آيتاللَّه نورى همدانى: چنانچه متعلق خمس بودهاند، تخميس آن براى صحت حج كفايت مىكند، ولى لازم است بقيه اموال نيز جهت خمس حسابرسى شود.
ض 25 تحيّت مسجدالحرام، نماز است يا طواف كعبه؟
آيتاللَّه تبريزى: براى كسانى كه از بلاد دور آمدهاند تحيت مسجدالحرام طواف است. واللَّه العالم.
آيتاللَّه خامنهاى: طواف است.
آيتاللَّه سيستانى: اين مطلب كه تحيت مسجدالحرام طواف است در روايات عامه است و در روايات ما نيامده است.
آيتاللَّه شبيرى زنجانى: ظاهراً مى تواند هر يك از نماز و طواف را به نيت تحيّت بهجا آورد، هرچند براى كسانى كه از راه دور آمدهاند، طواف از نماز در مسجد الحرام ثواب بيشترى دارد و بسيار شايسته است كه در اوقات شلوغ، زائرين محترم مطاف را در اختيار كسانى كه طواف واجبشان را بهجا مىآورند قرار دهند.
آيتاللَّه صافى گلپايگانى: تحيّت مسجدالحرام طواف است؛ واللَّه العالم.
آيتاللَّه فاضل: هر دو مورد جايز است.
آيتاللَّه مكارم شيرازى: براى مسجدالحرام نماز تحيت است كه مانند ساير مساجد در خود مسجد خوانده مىشود.
آيتاللَّه نورى همدانى: طواف است.
ض 26 كسى كه قادر بر سجده معمول و متعارف نيست، اگر
در نماز مسجدالنبى و مسجدالحرام شركت كند، چگونه بايد سجده گزارد؟ با توجه به اين كه مُهر يا چيز ديگرى نمىتواند به پيشانى بگذارد.
آيتاللَّه تبريزى: چنانچه با رعايت تقيّه، سنگ يا كاغذى را در حال اشاره براى سجده بلند كرده و بر آن سجده كند و اگر اين نيز ممكن نباشد با چشم اشاره كند. واللَّه العالم.
آيتاللَّه خامنهاى: اگر چيزى كه روى آن سجده كند وجود ندارد، بايد اشاره نمايد.
آيتاللَّه سيستانى: در غير اين مورد نيز گذاشتن مُهر بر پيشانى لزومى ندارد، بلكه كافى است براى سجده ايماء كند.
آيتاللَّه شبيرى زنجانى: كسى كه در نماز با اهل سنّت شركت كند كه شرايط لازم را دارا نمىباشد، بايد نماز را دوباره بخواند؛ لذا در فرض سؤال، شايسته است همانند ديگر مردم نماز را بهجا آورده و مُهر به پيشانى نگذارد ولى بايد نماز را دوباره بخواند.
آيتاللَّه صافى گلپايگانى: در صورت ضرورت به اشاره سجده كند والّا شركت نكند؛ واللَّه العالم.
آيتاللَّه فاضل: با اشاره سجده كند.
آيتاللَّه مكارم شيرازى: براى چنين اشخاصى ايماء و اشاره كافى است براى ركوع كمتر و براى سجده بيشتر
خم مىشود و اگر قادر به خم شدن نيست، چشمان خود را براى سجده بيشتر مىبندد و با دست بيشتر اشاره مىكند و براى ركوع كمتر.
آيتاللَّه نورى همدانى: در فرض سؤال، در حد امكان براى سجود خم شود، نيازى به مهر نيست.
ض 27 موالات ميان اشواط طواف و سعى، چگونه به هم مىخورد؟ آيا با خواندن دو ركعت نماز مستحبى يا فعلِ منافى با طواف، به هم مىخورد يا نه؟
آيتاللَّه تبريزى: از مثل نماز مستحبى و فعل منافى بايد اجتناب شود و مثل استراحت مختصر كوتاه و قطع براى نماز جماعت مانعى ندارد. واللَّه العالم.
آيتاللَّه خامنهاى: از بين رفتن موالات، موكول به نظر عرف است و در سعى، موالات معتبر نيست، مگر آنكه شوط اول تمام نشده باشد كه در صورت از بين رفتن موالات، احتياطاً از سر بگيرد.
آيتاللَّه سيستانى: آرى، به هم مىخورد.
آيتاللَّه شبيرى زنجانى: موالات در خود اشواط طواف و در خود سعى، با خواندن دو ركعت نماز مستحبى يا خروج از مطاف، به هم نمىخورد و در بين طواف و سعى هم موالات
شرط نيست ولى سعى را به روز بعد نيندازد.
آيتاللَّه صافى گلپايگانى: گرچه موالات در هر عمل به تناسب خودش ملاحظه مىشود و به نظر مىرسد نسبت به طواف، فاصله به مقدارِ دو ركعت نماز، موالات را به هم نمىزند، لكن احتياط اين است كه اگر اين مقدار فاصله پيش آمد، با آن معامله محفوظ بودن موالات نكند و براى به هم خوردن موالات هم به اين مقدار اكتفا نكند و انجام «فعل منافى با طواف» جمله مجملى است، توضيح ندادهايد؛ واللَّه العالم.
آيتاللَّه فاضل: به هم خوردن موالات عرفى است، ولى در قطع طواف و سعى، حتى لازم نيست موالات به هم بخورد و ظاهراً با نماز مستحبى به هم نمىخورد.
آيتاللَّه مكارم شيرازى: با خواندن نماز مستحبى و فعل منافى و فاصله زياد، موالات به هم مىخورد.
آيتاللَّه نورى همدانى: موالات عرفى است و لازم است در بين اشواط هيچ فعل منافى اختياراً انجام نگيرد و دو فرض مورد سؤال، منافى محسوب مىشود.
ض 28 در فتواى فقها، استحباب سعى وارد نشده است، آيا سعى استحباب نفسى دارد يا نه؟ و در موردى كه سهواً سعى را اضافه به جاى آورد، فتوا به استحباب هفت
شوط دوم دادهاند، آيا از اين مورد، مىتوان استحباب سعى را استفاده كرد؟
آيتاللَّه تبريزى: در خصوص سهو در اضافه با اشواط تمام كردن به هفت شوط دوم استحباب ثابت است. در غير آن استحباب ثابت نيست. واللَّه العالم.
آيتاللَّه خامنهاى: سعى استحباب نفسى ندارد.
آيتاللَّه سيستانى: سعى، استحباب ندارد.
آيتاللَّه شبيرى زنجانى: هر چند از عبارات مرحوم طبرسى در جوامع الجامع استحباب نفسىِ سعى استفاده مىشود ولى اين مطلب محلّ تأمل است و از استحباب تكميل سعى بر كسى كه سهواً سعى را اضافه نموده استحباب نفسى سعى بهطور مطلق و در غير اين مورد استفاده نمىشود.
آيتاللَّه صافى گلپايگانى: استحباب سعى، مگر نسبت به اتمام موردى كه در سؤال اشاره شده ثابت نيست؛ واللَّه العالم.
آيتاللَّه فاضل: خير، سعى استحباب نفسى ندارد مگر در همان مورد منصوصى كه ذكر شده است.
آيتاللَّه مكارم شيرازى: سعى مستحب نداريم و اگر سهواً چيزى اضافه كند، احتياط آن است كه تا هفت دور تكميل ننمايد و سعى او صحيح است.
آيتاللَّه نورى همدانى: خير، از اين موارد استحباب استفاده نمىشود.
ض 29 خارج شدن از شهر مكه و منى، مثلًا رفتن به جده، مدينه يا طائف در موارد ذيل چه حكمى دارد؟
الف: پس از اعمال روز عيد قربان پيش از اعمال مكّه.
ب: در روز يازدهم پس از رمى جمرات.
ج: پس از بيتوته نيمه اوّل شب يازدهم يا دوازدهم.
د: پس از اعمال ايام تشريق، پيش از اعمال مكّه.
آيت اللَّه خامنهاى: در همه صور ياد شده بىاشكال است.
ولى بايد خروج به نحوى باشد كه بتواند مناسك باقىمانده را در وقت خودش انجام دهد.
آيت اللَّه تبريزى: خارج شدن از مكه و توابع آن، قبل از اعمال مكه و تمام كردن آن جايز نيست.
آيت اللَّه سيستانى: اشكال ندارد مگر اينكه در ماه ذى قعده مُحرم به احرام عمره تمتع شده بود كه در اين صورت براى برگشت بايد محرم به عمره مفرده شده و داخل مكه بشود.
آيت اللَّه صافى گلپايگانى: در هيچ يك از موارد مذكور جايز نيست.
آيت اللَّه فاضل لنكرانى: احتياط واجب است كه تا اعمال
حج تمام نشده از مكه و منا خارج نشود مگر اينكه اطمينان داشته باشد كه براى اتمام اعمال بر مىگردد.
آيت اللَّه مكارم شيرازى: احتياط آن است تا اعمال را تكميل نكرده خارج نشود.
ض 30 كسى كه بعد از ظهر عيد قربان كه جمره عقبه خلوت است، خودش قادر است رمى كند، آيا مىتواند براى رمى در صبح عيد نايب بگيرد؟ در صورتى كه بخواهد خودش هنگام عصر رمى كند موفق به قربانى در روز عيد نمىشود، آيا براى اينكه بتواند روز عيد قربانى كند مىتواند صبح براى رمى جمره نايب بگيرد؟ با اينكه عصر شخصاً قادر بر آن است؟
همچنين كسى كه چندين سال صبح روز عيد براى رمى نايب گرفته با اينكه عصر خودش قادر به رمى بوده است اكنون تكليفش چيست؟
آيت اللَّه خامنهاى: با فرض تمكّن از رمى در ساعتى از روز ولو در ساعات عصر، نايب گرفتن صحيح نيست. ولى اگر مأيوس از برطرف شدن عذر تا آخر روز بود و نائب گرفت براى رمى، و اتفاقاً عذرش بعد از عمل نائب برطرف شد، عمل نائب مجزى است، و اعاده بر او لازم نيست. و نسبت به سالهاى گذشته اگر
نائب گرفتن به نحو غير صحيح بوده، بايد تدارك كند.
آيت اللَّه تبريزى: چنانچه شخص تمكن داشته باشد خودش رمى كند ولو با تأخير انداختن به وقت خلوت، بايد رمى را تأخير بيندازد و خودش رمى كند و نايب گرفتن در اين صورت مجزى نيست. هرچند تأخير رمى تا وقت تمكن موجب شود قربانى به روز بعد بيفتد، وچنانچه شخص با تمكن از رمى جمره عقبه براى آن نايب گرت و بعد از آن قربانى و بقيه اعمال را انجام داد بنابر احتياط بايد آن حج را- اگر حج واجب بود- اعاده نمايد.
آيت اللَّه گلپايگانى: در فرض سؤال نمىتواند نائب بگيرد و بايد خودش رمى كند هرچند قربانى بتأخير بيفتد و شخص مذكور در فرض بايد قضاى رميهاى چنديدن ساله را در ايام تشريق بجا آورد.
آيت اللَّه سيستانى: نايب گرفتن در اين فرض جايز نيست و تاخير قربانى تا سيزدهم اشكال ندارد و در صورت جهل حج صحيح است.
آيت اللَّه مكارم شيرازى: بايد خودش در عصر روز عيد رمى كند هرچند قربانى به عقب بيفتد. ب- بايد در وقت مناسب آنها را قضا كند.
آيت اللَّه فاضل لنكرانى: خير، در هر دو فرض بايد خودش
رمى كند روز بعد قربانى نمايد، و شخصى كه قادر بوده است عصر رمى كند و نايب گرفته، احتياطاً رمىها را قضا كند ولو با استنابه و چنانچه بقيه اعمال را با اعتقاد به صحت انجام داده است صحيح است و چيزى بر او نيست.
ض 31 حدّ منى آيا جمره عقبه است يا خود عقبه كه گردنه بزرگى است؟
آيت اللَّه خامنهاى: بايد از اهل خبره ثقه استعلام شود، ولى به نحو كلّى حدود مشاعر از عرفات و مزدلفه و منى مبنى بر مداقّه نيست ترتيب اثر بر آنچه كه در نظر عرف از مشاعر ذكر شده محسوب است كفايت مىكند و ظاهر صحيحه معاوية بن عمّار خروج وادى محسّر و عقبه از منى است، كه منى بين عقبه ووادى محسّر است.
آيت اللَّه تبريزى: بيش از جمره عقبه است، به اندازهاى كه رمى در داخل منا واقع مىشود و در مورد شك در مورد نفر و كوچ از منا احتياط كنند و اكتفا به اقلّ بشود و از قدر متيقن از منا، كوچ بعد از زوال انجام شود.
آيت اللَّه سيستانى: جمره حد منا است.
آيت اللَّه صافى گلپايگانى: حد منا را اعلام مخصوصه معين كرده است.
آيت اللَّه فاضل لنكرانى: حد منا از ناحيه مكه، خود عقبه است.
آيت اللَّه مكارم شيرازى: حد منا با علامت مخصوصى مشخص شده است.
ض 32 با توسعه اخير جمرات، اگر قسمتى از ستون (ديوار 24 مترى) جمره عقبه، خارج از منى باشد، با فرضِ صدقِ جمره بر مجموع ديوار، آيا رمى آن قسمت صحيح است؟
آيت اللَّه خامنهاى: در صورت يقين به خروج قسمتى از جمره توسعه يافته از منى، احوط رمى نقطهاى از قسمتى است كه از منى خارج نيست.
آيت اللَّه تبريزى: بايد در قسمتى كه در وسط به اندازه جمره سابق است رمى كنند.
آيت اللَّه گلپايگانى: صحيح نيست و جمره بر مجموع ديوار صدق نمىكند.
آيت اللَّه سيستانى: رمى زائد بر خود جمره مجزى نيست حتى آن چه در منى است.
آيت اللَّه مكارم شيرازى: اشكال دارد،
آيت اللَّه فاضل لنكرانى: بنابر احتياط بر قسمتى كه خارج از منى است رمى نكنند.
ض 33 كسى كه در ماه ذىقعده عمره تمتع بهجا مىآورد و در ماه ذىحجه به منى مىآيد (با فرض اينكه منى خارج مكه است)، يا به جاى ديگرى خارج از مكه مىرود، ولى از حرم خارج نمىشود، آيا براى بازگشت به مكه بايد محرم شود؟ اگر بايد محرم شود، از كجا بايد محرم شود؟ بايد به يكى از مواقيت عمره تمتع يا ادنىالحل برود؟ و ثانياً به چه نيتى محرم شود؟ عمره تمتع؟ عمره مفرده؟ عمره مافيالذمة؟
آيت اللَّه خامنهاى: اگر از حدود حرم خارج نشده تجديد احرام و عمره در فرض سؤال لازم نيست، كما فى كتابى الرياض والمدارك، و اگر خواست دوباره عمره بجا آورد، بايد عمره تمتع در فرض سؤال بجا آورد، و براى آن بايد از يكى از مواقيت عمره تمتّع محرم شود.
آيت اللَّه تبريزى: اگر فقط خارج از مكه شد واز حرم خارج نشد مرتكب خلاف شده ولى تجديد احرام لازم نيست و اگر از حرم خارج شد در صورت برگشت در ماهى غير از ماهى كه احرام اول را بسته بود بايد به نيت عمره تمتع از ميقات عمره تمتع محرم شود و احتياطاً طواف نساء براى عمره سابقه انجام دهد.
آيت اللَّه گلپايگانى: شخص مذكور نبايد قبل از احرام حج از مكه خارج شود و بر فرض خروج عصياناً بايد به مكه برگردد و در مكه براى حج محرم شود.
آيت اللَّه سيستانى: بايد محرم شود و مىتواند از ادنى الحل براى عمره مفرده محرم شود و اگر بعد از آن از مكه خارج نشود و وقت حج برسد عمره او بدل به تمتع مىشود.
آيت اللَّه مكارم شيرازى: احرام مجدد لازم نيست.
آيت اللَّه فاضل لنكرانى: در فرض سؤال اگر از مكه خارج شد- ولو از حرم خارج نشده است- بايد براى برگشت، مجدداً محرم بشود وعمره تمتع او باطل شده است لذا اگر بخواهد حج تمتع بجا آورد بايد از مواقيت عمره تمتع به نيت عمره تمتع محرم بشود واگر بخواهد عمره مفرده انجام دهد، احرام از ادنى الحل كفايت مىكند.
ض 34 هنگام رمى يا پيش از آن، يك ريگ مستعمل در كيسه ريگ ما مىافتد و با ريگهاى بكر مخلوط و مشتبه مىشود. آيا همينكه هشت ريگ به جمره بزنيم كه يكى از آنها احتمالًا ريگ مستعمل است كافى است؟ كه علم اجمالى پيدا مىكنيم هفت ريگ بكر زدهايم؟ يا علم تفصيلى لازم است و بايد هنگام رمى بدانيم كدام ريگ
بكر و كدام مستعمل است؟
آيت اللَّه خامنهاى: با حصول يقين به تحقّق رمى با ريگ بكر، رمى او صحيح و مجزى است.
آيت اللَّه تبريزى: از همه ريگهايى كه احتمال مىدهد ريگ مستعمل باشد بايد اجتناب كند و ريگ بكر تحصيل نمايد و با آن رمى كند.
آيت اللَّه گلپايگانى: بلى، در فرض سؤال اذن هشت ريگ مجزى است و علم تفصيلى لازم نيست.
آيت اللَّه سيستانى: به نحو اول كافى است.
آيت اللَّه مكارم شيرازى: كافيست و علم تفضيلى لازم نيست.
آيت اللَّه فاضل لنكرانى: همين كه هشت ريگ به جمره بزنيد كافى است.
ض 35 اگر اعلم در مسألهاى فتوا نداده و تنها احتياط واجب كرده است، ولى فالأعلم آن احتياط را ندارد، آيا لازم است مقلِّد اعلم بداند مرجعش احتياط واجب كرده و بايد نيت رجوع به فالأعلم كند، يا همينكه در مقام انجام وظيفه شرعى بوده و عملش طبق فتواى فالأعلم است كافى است؟ به عبارت ديگر، اگر اعلم مثلًا در احرام از مكه قديم
احتياط واجب است، ولى فالأعلم چنين احتياطى نداشته، و مقلِّد اعلم از مكه جديد محرم شده و بعد از اعمال حج فهميده است كه اعلم چنين احتياطى داشته، آيا عملش صحيح است يا خير؟ و اكنون چه وظيفهاى دارد؟
از آنجا كه سؤالهاى فوق بيشتر مورد استفاده روحانيان كاروانها مىباشد، اگر در پاسخها اشارهاى اجمالى به دليل هم بشود موجب مزيد امتنان است.
آيت اللَّه خامنهاى: اگر عمل او در هنگام صدور از وى مطابق با فتواى كسى بوده كه مىتوانست شرعاً از او تقليد كند، صحيح و مجزى است.
آيت اللَّه تبريزى: پس از فهميدن فتواى فالأعلم در تصحيح عمل، به فتواى وى استناد مىكند. بايد براى ادله به كتب استدلالى مراجعه شود.
آيت اللَّه سيستانى: اگر مطابقت با فتواى كسى كه مىتواند از او تقليد كند داشته باشد، الآن مىتواند به او رجوع كند.
آيت اللَّه صافى گلپايگانى: در فرض سؤال، بعد از خاتمه اعمال نيت كند كه آنچه انجام دادهام بر طبق نظر فالأعلم باشد اشكال ندارد البته مشروط به اينكه هنگام احرام از مكه جديد قصد قربت از او متمشى شده باشد.
آيت اللَّه فاضل لنكرانى: همين كه عمل مطابق فتواى
مشهور باشد صحيح است و نيت رجوع و حتى گفتن و ارجاع دادن لازم نيست. بلى اگر سؤال كردند بايد گفت و اگر بعد از عمل متوجه آن احتياط شدند اعاده لازم نيست، هرچند اگر بخواهند طبق احتياط اعاده و عمل كنند مانعى ندارد.
آيت اللَّه مكارم شيرازى: بعد از اعمال حج رجوع به فالأعلم مىكند و چون عمل گذشته او با آن هماهنگ است، اعاده لازم نيست.
ض 36 در صورتى كه لباس نمازگزار از پنبه يا كتان باشد، در جايى كه بر فرض تقيّه سجده بر فرش صحيح است، چنانچه بتواند بدون محذور بر لباس خود سجده كند، آيا سجده بر فرش كه از پشم يا مواد لاستيكى است مجزى است يا نه؟
آيت اللَّه خامنهاى: لباس تقدّم بر فرش ندارد اگر چه از كتان يا پنبه باشد.
آيت اللَّه تبريزى: چنانچه با رعايت تقيه بتواند بر لباسش سجده كند، بايد بر لباس مذكور سجده نمايد، واللَّه العالم.
آيت اللَّه سيستانى: در فرض مذكور مجزى است.
آيت اللَّه صافى گلپايگانى: در فرض سؤال بايد بر لباس خود سجده كند، واللَّه العالم.
آيت اللَّه فاضل لنكرانى: در فرض سؤال، بايد به لباسش سجده كند و سجده بر فرش و مواد پلاستيكى مجزى نيست.
آيت اللَّه مكارم شيرازى: سجده بر پنبه و كتان در فرض سؤال، اولويت دارد.
ض 37 جواز اقتدا به اهل سنّت اختصاص به نماز ادا دارد يا نماز قضا را نيز مىتوان اقتدا كرد؟
آيت اللَّه خامنهاى: قدر متيقّن جواز اقتداء در نماز اداء است و صحّت اقتداء در نماز قضاء محلّ اشكال بل منع است.
آيت اللَّه تبريزى: نماز قضا را هم مىشود با آنها خواند، لكن شخص بايد حمد و سوره را خودش بخواند و لو به اينكه در نمازهاى جهريه به اخفات بخواند، واللَّه العالم.
آيت اللَّه سيستانى: مىتواند نماز قضا را نيز بخواند ولى به هر حال بايد قرائت خود را بخواند و حكم جماعت را ندارد.
آيت اللَّه صافى گلپايگانى: مختص به نماز ادا است، واللَّه العالم.
آيت اللَّه فاضل لنكرانى: اختصاص به نماز ادا ندارد.
آيت اللَّه مكارم شيرازى: تفاوتى نمىكند.
ض 38 آيا استحباب غسل ورود به مسجدالحرام تنها براى قادم و كسى است كه اعمال عمره بجاى مىآورد يا براى هر مرتبه رفتن به مسجدالحرام نيز مستحب است؟
آيت اللَّه خامنهاى: اختصاص به ورود اوّل ندارد.
آيت اللَّه تبريزى: غسل دخول مسجد الحرام، كه همان غسل براى دخول مكه و حرم است، اختصاص به قادم و كسى كه اعمال را به جا مىآورد، دارد.
آيت اللَّه سيستانى: استحباب آن حتى براى قادم ثابت نيست.
آيت اللَّه صافى گلپايگانى: بعيد نيست براى هر وارد به مسجد باشد و در هر مرتبه.
آيت اللَّه فاضل لنكرانى: براى هر مرتبه رفتن به مسجد الحرام نيز مستحب است.
آيت اللَّه مكارم شيرازى: به قصد رجا مانعى ندارد.
ض 39 وضو گرفتن از آبهاى خنك مسجدالحرام و اطراف آن- كه براى آشاميدن اختصاص دادهاند اعم از كلمنها و شيرها- چه حكمى دارد؟
آيت اللَّه خامنهاى: صحّت وضو با شك در اباحه آب براى وضو محل اشكال بل منع است.
آيت اللَّه تبريزى: چنانچه موجب اعتراض و توهين به حجاج از مؤمنين بشود بايد اجتناب كنند.
آيت اللَّه سيستانى: جايز نيست.
آيت اللَّه صافى گلپايگانى: محل اشكال است.
آيت اللَّه فاضل لنكرانى: وضو نگيرند و اگر عالماً عامداً وضو گرفتند براى نماز به آن اكتفا نكنند.
آيت اللَّه مكارم شيرازى: اشكال دارد.
ض 40 آيا استحباب سه روز روزه مستحبى در مدينه منوره براى برآمدن حاجت اختصاص به مسافر دارد يا براى اهالى مدينه و كسى كه قصد عشره دارد نيز مستحب است.
آيت اللَّه خامنهاى: اختصاص به مسافر ندارد، و ذكر مسافر جهت استثناء از صوم و در حال مسافر بودن است.
آيت اللَّه تبريزى: حكم مزبور اختصاص به مسافر دارد و شامل اهل مدينه نمىشود و در مسافر بين اينكه نمازش قصر باشد يا به جهت قصد اقامت ده روز نمازش تمام باشد، فرقى نيست، واللَّه العالم.
آيت اللَّه سيستانى: براى همه مستحب است.
آيت اللَّه صافى گلپايگانى: بعيد نيست اختصاص به مسافر نداشته باشد، واللَّه العالم.
آيت اللَّه فاضل لنكرانى: استحباب آن به قصد ورود براى غير مسافر ثابت نيست، بلى رجاءاً مانعى ندارد.
آيت اللَّه مكارم شيرازى: اين حكم مخصوص مسافر است ولى ديگران بر اساس قانون اوّلى هر روزى بخواهند مىتوانند به قصد حاجت روزه بگيرند.
ض 41 پس از وقوف در عرفات آيا حاجى مجاز است در شب عيد به مشعر نرود، مثلًا چند ساعتى به مكه برود و پيش از اذان صبح يا پيش از نيمه شب خود را به مشعر برساند، يا بايد مستقيم به مشعر برود.
آيت اللَّه خامنهاى: لازم نيست مستقيم به مشعر الحرام برود، مىتواند چند ساعتى به مكّه مكرمه يا جاى ديگر برود و پيش از طلوع فجر خود را به مشعر برساند.
آيت اللَّه تبريزى: بنابر احتياط بايد شب عيد را در مشعر بيتوته كند.
آيت اللَّه گلپايگانى: بايد به مشعر برود و به مكه نرود.
آيت اللَّه سيستانى: مىتواند به مكه يا هر جاى ديگر برود.
آيت اللَّه مكارم شيرازى: بايد مستقيم به مشعر برود مگر در حال ضرورت
آيت اللَّه فاضل لنكرانى: بلى، مجاز است
ض 42 اگر نايب عصياناً رمى در روز را ترك كند، نيابت او چه حكمى دارد؟ و اگر به تصور اينكه مىتواند به منى برگردد، به مكه آمد و روز دوازدهم نتوانست براى رمى به منى برود، نيابتش چه حكمى دارد و وظيفهاش چيست؟
آيت اللَّه خامنهاى: رمى جمرات از مناسك است، كه اگر آن را به نحو صحيح انجام ندهد صحّت نيابتش محل اشكال است مخصوصاً اگر در ايام تشريق تدارك نكند.
آيت اللَّه تبريزى: چنانچه رمى روز دهم را ترك كند حجى كه انجام داده محل اشكال است و اگر رمى روزهاى يازدهم و دوازدهم را ترك كند هرچند معصيت نموده و در صورت بقاء وقت بايد قضا كند لكن ضررى به صحت حج ندارد.
آيت اللَّه گلپايگانى: در هر دو صورت حج صحيح و مبرى ذمه است ولى اگر ايام تشريق (11 و 12 و 13) نگذشته بايد رمى را بجا آورد واگر گذشته، سال ديگر چنانچه متمكن از رفتن به مكه باشد در همان ايام خودش بجا آورد والا به كسى كه به مكه مىرود سفارش كند رمى به نيابت او را براى؟؟؟
بجا آورد و در فرض اينكه عصياناً رمى نكرده از جهت اجرت بايد از كسى كه او را نائب قرار داده است رضاء نمايد.
آيت اللَّه سيستانى: نيابت در هر دو فرض صحيح است و
ذمه منوب عنه فارغ است ولى به نسبت از اجرت نايب كم مىشود.
آيت اللَّه مكارم شيرازى: حج او باطل نمىشود ولى بايد خودش آنرا در موقع مناسب اعاده كند و اگر نمىتواند نايب بگيرد.
آيت اللَّه فاضل لنكرانى: اگر رمى روز عيد را عالماً عامداً ترك كند واجب است تا آخر ايام تشريق قضاى آن را انجام دهد و احتياطاً ذبح و تقصير را نيز بعد از رمى اعاده نمايد والّا ظاهراً حج او باطل است ومجزى از منوب عنه نيست؛ ولى اگر رمى روز يازدهم، يا دوازدهم را ترك كرده است بايد تا آخر ايام تشريق قضا كند واگر قضا نكرد احتياط است كه تا آخر ذيحجه قضا كند و سال بعد نيز همان روز ولو با استنابه، قصا كند، ودر اين فرض حج او صحيح و مجزى از منوب عنه است.
ض 43 اگر معذور پس از وقوف اضطرارى مشعرالحرام از مشعر خارج شد، و پيش از طلوع فجر عذر او برطرف شد، آيا بازگشت به مشعرالحرام براى درك وقوف اختيارى لازم است؟
آيت اللَّه خامنهاى: اگر اكتفا به وقوف اضطرارى مشعر بخاطر عذر بوده و بعداً كشف شده كه عذر ندارد بايد با بود
وقت، وقوف اختيارى مشعر الحرام را درك كند.
آيت اللَّه تبريزى: بلى بايد برگردد و وقوف اختيارى مشعر را درك كند.
آيت اللَّه گلپايگانى: بازگشت به مشعر لازم است.
آيت اللَّه سيستانى: در فرض امكان لازم است.
آيت اللَّه مكارم شيرازى: احتياط واجب آن است كه باز گردد
آيت اللَّه فاضل لنكرانى: بلى، بازگشت لازم است
ض 44 با توجه به اينكه بانوان مىتوانند رمى روز دهم را شب انجام دهند، آيا حتماً بايد شب عيد باشد يا شب يازدهم نيز جايز است و در فرض جواز در صورتى كه زن در اعمال حج نايب ديگرى باشد، چه صورت دارد؟
آيت اللَّه خامنهاى: در صورت تمكّن بايد در همان شب عيد رمى جمره عقبه نمايد، مخصوصاً اگر حج او حجّ نيابى باشد. و تأخير تا شب يازدهم صحيح نيست، ولى اگر در روز دهم يعنى روز عيد رمى جمره عقبه نمايد اشكال ندارد.
آيت اللَّه تبريزى: زنها مىتوانند رمى روز دهم را در شب عيد انجام دهند و در حكم مزبور بين اينكه زن براى خود حج انجام دهد يا نايب ديگرى باشد فرقى نيست.
آيت اللَّه سيستانى: فقط در شب عيد جايز است.
آيت اللَّه صافى گلپايگانى: بايد شب دهم باشد؛ چه نايب باشد چه براى خودش باشد.
آيت اللَّه فاضل لنكرانى: شب يازدهم نيز جايز است هرچند نايب در حج باشد. بلى رمى روز يازدهم را در صورتى مىتواند شب انجام دهد كه از رمى در روز معذور باشد.
آيت اللَّه مكارم شيرازى: هر دو جايز است و ضررى به نيابت نمىزند.
ض 45 كسى كه بعدازظهر روز دوازدهم از منى كوچ كرده و به جهتى، مجدداً به منى برگردد، سهواً يا جهلًا يا عالماً، و غروب شب سيزدهم را درك كند، آيا بيتوته آن شب در منى يا رمى روز سيزدهم بر او واجب مىشود؟
آيت اللَّه خامنهاى: به هر جهت اگر حاجى در غروب روز دوازدهم در منى باشد، بايد شب سيزدهم را در منى بيتوته كند و در روز سيزدهم رمى جمرات نمايد.
آيت اللَّه تبريزى: بلى، در اين صورت بايد آن شب را در منى بيتوته كند و روز سيزدهم هم رمى نمايد.
آيت اللَّه گلپايگانى: در فرض فرض كه كوچ كرده بيتوته شب سيزدهم و رمى روز آن بر او واجب نيست.
آيت اللَّه مكارم شيرازى: لازم نيست
آيت اللَّه فاضل لنكرانى: در فرض سؤال كه نَفر قبلًا محقق شده است بيتوته شب سيزدهم و رمى روز سيزدهم واجب نيست.
ض 46 در برخى موارد، زائران بيتاللَّه الحرام يا ساير مسافران، وقت نماز در هواپيما هستند، با توجه به اينكه نماز در هواپيما معمولًا مانع استقرار و طمأنينه نيست، در صورتى كه ساير شرايط، مثل قيام و قبله و ركوع و سجود مراعات شود، آيا در صورت علم يا احتمال اينكه پيش از اتمام وقت نماز به مقصد مىرسند و مىتوانند نماز را پس از پياده شدن از هواپيما بخوانند، نماز در هواپيما كفايت مىكند يا بايد تأخير بيندازند و در صورتى كه نماز را در آن حال خواندند و پيش از اتمام وقت نماز پياده شدند، اعاده نماز لازم است يا نه؟
آيت اللَّه خامنهاى: با تمكّن از استقرار و استقبال قبله، نماز صحيح و مجزى است، بلكه جهت درك فضيلت اوّل وقت افضل است.
آيت اللَّه تبريزى: چنانچه احتمال بدهند كه تا آخر وقت هواپيما به زمين ننشيند مىتواند در هواپيما نماز بخوانند و اگر
پيش از اتمام وقت هواپيما به زمين نشست نمازشان را اعاده كنند.
آيت اللَّه سيستانى: در فرض مذكور نماز در هواپيما كافى است.
آيت اللَّه صافى گلپايگانى: در صورت علم بايد تأخير نمايد و در صورت احتمال، احوط خواندن و چنانچه قبل از گذشتن وقت به مقصد رسيد اعاده است.
آيت اللَّه فاضل لنكرانى: به طور كلى مكان نماز گزار بايد بى حركت باشد و بايد بتوانند تا پايان نماز شرايط نماز را رعايت كنند لذا در فرض سؤال، در سعه وقت تأخير بيندازند و اگر بواسطه تنگى وقت ناچار باشند نماز بخوانند بايد به قدرى كه ممكن است رعايت شرايط را بنمايند و در اين صورت اعاده لازم نيست.
آيت اللَّه مكارم شيرازى: چنين نمازى صحيح است و اعاده ندارد.(1)
1) مركز تحقيقات حج، استفتائات جديد، 1جلد، نشر مشعر - تهران، چاپ: 1.