ghaemiyeh.com
سرشناسه : صافی گلپایگانی، لطف اللّه، 1297 .
عنوان و نام پدیدآور : پاسخ کوتاه به 300 پرسش از احکام / لطف اللّه صافی گلپایگانی .
مشخصات نشر : قم: مسجد مقدّس جمکران ، 1390 .
مشخصات ظاهری : 96 ص
شابک : 3 ـ 317 ـ 973 ـ 964 ـ 978
وضعیت فهرستنویسی : فیپا
یادداشت : کتاب حاضر در سالهای مختلف توسط ناشران متفاوت منتشر شده است.
موضوع : فقه جعفری ـ ـ رساله عملیه ـ ـ پرسشها و پاسخها
موضوع : فقه جعفری ـ ـ رساله عملیه
شناسه افزوده : مسجد جمکران (قم)
ردهبندی کنگره : 1390 2پ243 ص/9/183BP
ردهبندی دیویی : 3422/297
شماره کتابشناسی ملّی : 2330448
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ کوتاه به 300 پرسش
از احکام
حضرت آیت اللّه العظمی
آقای حاج شیخ لطف اللّه صافی گلپایگانی
پاسخ کوتاه به 300 پرسش از احکام
نام کتاب: پاسخ کوتاه به 300 پرسش از احکام
مؤلف: آیت اللّه لطف اللّه صافی گلپایگانی
صفحهآرا: امیرسعیدسعیدی
ناشر: انتشارات مسجد مقدّس جمکران
چاپخانه و شمارگان: پرستش / 2000 جلد
نوبت و تاریخ چاپ: اوّل / تابستان 1390
قیمت: 1000 تومان
شابک: 3 ـ 317 ـ 973 ـ 964 ـ 978
مرکز پخش: انتشارات مسجد مقدّس جمکران
تلفن و نمابر: 7253700 ، 7253340 ـ 0251
قم ـ صندوق پستی: 617
فهرست مطالب
مقدمه••• 7
احکام تکلیف••• 9
احکام تقلید••• 11
احکام طهارت و نجاست••• 15
وضو••• 17
غسل••• 20
تیمم••• 23
احکام نماز••• 25
نماز مسافر••• 34
نماز جماعت••• 36
نماز قضا••• 37
نماز جمعه••• 41
متفرقات نماز••• 42
احکام روزه••• 47
مسایل کفاره روزه••• 51
احکام اعتکاف••• 53
احکام خمس••• 55
احکام زکات••• 59
احکام حجّ••• 61
احکام امر به معروف••• 63
احکام ازدواج و مَحرمیت••• 65
احکام حجاب و رابطه با نامحرم••• 71
حجاب توریستها••• 76
لباس آستین کوتاه••• 76
پوشیدن لباس سیاه••• 76
احکام مالی
خرید و فروش قسطی••• 79
مال دیگران••• 80
سود سپرده بانکها••• 82
وضو••• 83
هدیه از مال حرام••• 84
شرط بندی••• 84
برد و باخت در ورزش••• 85
رشوه••• 85
احکام گوناگون
موسیقی••• 87
تعزیه و شبیهخوانی••• 88
صله رحم••• 89
رایت و کپی و شکستن قفل CD••• 90
نذر••• 91
ارث••• 91
غیبت••• 92
تراشیدن ریش••• 92
دروغ مصلحتی••• 92
صیغه برادری••• 93
استخاره••• 93
تقلب در امتحان••• 93
فالگیری••• 94
همراه داشتن قرآن در توالت••• 94
نفرین به دیگران••• 94
رنگ کردن موی سر در عادت ماهانه••• 95
حذف موهای زاید بدن••• 95
فکر خودکشی••• 95
عکسهای ائمّه••• 96
بسم اللّه الرحمن الرحیم
در عصر شکوفایی علم و انفجار اطلاعات، که امکان آگاهی عموم نسبت به دقایق و ظرایف علوم و دسترسی به اطلاعات جامع و کامل وجود ندارد، افراد متناسب با ویژگیهای فردی و اجتماعی و موقعیتهای زمانی و مکانی خود، تلاش مینمایند تا صرفا به آن بخش از علوم و آگاهیها دست یابند که بتواند جوابگوی نیازهای روزمره زندگی آنان باشد.
علم فقه نیز از این قاعده مستثنی نیست و تسلط بر همه ابواب فقه و اقوال فقهای عظام، هرچند برای برخی متخصّصان این رشته غیرممکن نیست؛ لکن برای عموم نه لازم است و نه ممکن. شاید به همین دلیل باشد که «بر هر مسلمانی واجب است مسایلی را که غالبا به آنها احتیاج دارد، فراگیرد».
کتاب حاضر که دربر دارنده پاسخهای کوتاه به سؤالات شرعی و احکام مبتلابِه امروز است، در جهت سهولت دسترسی عموم به ویژه دانش پژوهان عزیز تنظیم و تدوین گردیده و مجموعه پرسشها و پاسخهایی است که به تدریج در مجله پرسمان دانشجویی منتشر شده و اکنون پس از بررسی مجدد
و اصلاحات و اضافات، مطابق نظر حضرت آیت العظمی صافی گلپایگانی ـ مدّ ظله العالی ـ در اختیار علاقهمندان قرار میگیرد.
تلاش بر آن بوده است که پاسخها به صورت کوتاه و صریح و روشن و به دور از اصطلاحات فقهی تنظیم گردد، تا بتواند مورد استفاده همگان واقع شود.
از خداوند متعال توفیق انتشار ادامه این مجموعه را مسئلت مینماییم.
انتقادات و پیشنهادات شما خواننده عزیز، موجب پربارتر شدن این مجموعه خواهد شد. ان شاء اللّه.
الف) روییدن موی درشت زیر شکم و بالای عورت
ب) بیرون آمدن منی
ج) تمام شدن پانزده سال قمری در مرد و تمام شدن نه سال قمری در زن(1)
سنّ تکلیف دختران، اتمام نُه سال قمری است که تقریبا مطابق با هشت سال و نُه ماه شمسی است.
هر مقدار از نماز و روزه را که پس از ظاهر شدن علامت بلوغ به جا نیاوردهاید، واجب است قضا نمایید.
1) این مسأله تحت عنوان «کسانی که نمیتوانند در مال خود تصرف کنند» در توضیح المسایل آمده است.
لزوم تقلید یا رجوع به متخصص مسألهای عقلی است و هر کس با اندکی دقت مییابد که در هر امری از جمله امور دینی، باید به متخصص و کارشناس آن مراجعه کرد. و آیه شریفه «فَسْـءَلُوآا أَهْلَ الذِّکْرِ إِن کُنتُمْ لا تَعْلَمُونَ»؛(1)«اگر نمیدانید از آگاهان بپرسید». نیز ارشاد و توجّه دادن به همین حکم عقلی است. البته فروعات تقلید مثل بقای بر تقلید، تقلید اعلم، شرایط مرجع تقلید و ... از مسایل صرفا تقلیدی است.
5 . تقلید را رجوع جاهل به عالم تعریف کردهاند مگر شما مردم را جاهل میدانید که میگویید باید تقلید کنند؟
مقصود از جاهل در این تعبیر، جاهل نسبی است؛ یعنی کسی که در مسایل شرعی مجتهد نیست، اگرچه در مسایل دیگر کارشناس شمرده شود یا حتی در مسایل شرعی از آگاهی نسبی برخوردار باشد.
همانگونه که رجوع مجتهدان به سایر متخصصان مثل پزشکان و مهندسان نیز، رجوع جاهل به عالم و متخصص شمرده میشود و این
1) سوره مبارکه نحل، آیه 43؛ سوره مبارکه انبیاء، آیه 7.
اصطلاح بار منفی ندارد. پس هرکس ممکن است در رشتهای کارشناس و در دیگر رشتهها بیاطّلاع و جاهل باشد.
6 . حکم کسی که بدون تحقیق، از مرجع تقلید خانواده تقلید کرده است، چیست؟
اگر با اطمینان به صحّت تحقیق خانواده، مرجعی را اعلم تشخیص داده است، مانعی ندارد. در غیر این صورت لازم است پس از تحقیق به مرجع اعلم رجوع کند.
در صورتی که احتمال اعلمیت یکی از آنها را ندهید، اشکال ندارد.
8 . آیا عدول از مرجع تقلید زنده به مرجع تقلید دیگر جایز است؟
بنابر احتیاط واجب، عدول از مرجع تقلید زنده به مجتهد دیگر جایز نیست، مگر آنکه مرجع دوم از مرجع اوّل اعلم باشد.
در مسایلی که مرجع تقلید اعلم فتوا داشته باشد، نمیتوان به غیر اعلم رجوع کرد. البته توجّه دارید که انتخاب بهترین نظر در بین آرای متخصصان یک علم، بدون تخصص در آن علم ممکن نیست.
تقلید ابتدایی از میّت جایز نیست. بنابراین فعلاً وظیفه شما آن است که تحقیق کنید و از مرجعی که اعلم میدانید و یا احتمال اعلمیت او را میدهید، تقلید کنید. اگر احتمال اعلمیت هیچ یک از مراجع زنده را هم نمیدهید، میتوانید از هر کدام تقلید کنید. درباره اعمال گذشته نیز، نظر مرجع تقلیدی را که انتخاب خواهید کرد، جویا شوید.
باید به مجتهد زنده اعلم مراجعه کنید، و در مسأله بقای بر تقلید از میّت، مطابق نظر او عمل نمایید.
عطر یا ادکلنهایی که در کشورهای مسلمان یا غیرمسلمان ساخته میشوند، در صورت شک در طهارت و نجاست آن، محکوم به طهارت است. از این رو استفاده از آنها، موجب نجس شدن بدن یا لباس نمیشود.
لب را باید با آب تطهیر کرد و با خوردن آب، پاک نمیشود؛ امّا داخل دهان بعد از زایل شدن عین نجس، خود به خود پاک میگردد.
بلی، خون انسان و هر حیوانی که خون جهنده داشته باشد، نجس است و فرقی نمیکند که تازه از بدن خارج شده باشد یا خشکیده باشد.
مشروبات الکلی نجس و حرام است و دهان مشروبخوار به تماس با آن نجس میشود. و اگر قبل از تطهیر لبها، از ظروف دیگر چیزی بخورد، آن ظرفها هم نجس میشود.
خون کمتر از درهم، نجس و نجسکننده است؛ ولی اگر در بدن و لباس نمازگزار باشد، نماز با آن صحیح است.
آفتاب فقط میتواند چیزهای ثابت از قبیل در، دیوار و پنجره را ـ آن هم با شرایطی ـ پاک کند؛ امّا لباس و مانند آن، که قابل نقل و انتقال هستند، با آفتاب پاک نمیشوند.
چنانچه بر اثر بول نجس شده باشد، پس از برطرف شدن عین نجاست، دو مرتبه آب بریزید. و اگر بر اثر خون و مانند آن نجس شده باشد، پس از برطرف شدن عین نجاست، یک مرتبه آب ریختن کافی است.
چون آب لولهکشی شهرها به کر متصل است، به هر موضع نجسی که برسد، آن را پاک میکند. بنابراین، اگر آب لولهکشی، حتی از محلی که نجس است به انسان ترشّح کند، پاک است؛ مگر اینکه عین نجاست (مانند خون) در آب ترشّح شده، باشد.
خیر، عرق بدن خانمها در ایّام عادت نجس نیست.
اگر روغن به قدری زاید نباشد که مانع از رسیدن آب وضو در حال مسح به موها یا پوست جلوی سر باشد، اشکال ندارد.
جوهر خودکار و هر رنگ دیگر، اگر جسمیت داشته باشد و مانع رسیدن آب به پوست باشد، باید برطرف شود؛ ولی اگر فقط رنگ است و جسمیت ندارد، مثل اینکه بعد از شستن، باز اثر آن باقی باشد، برای غسل و وضو اشکال ندارد.
فقط جای مسح سر و روی پاها باید طوری باشد که آب در دست مانده بر آن غلبه پیدا کند؛ ولی خشک بودن صورت و دستها قبل از انجام وضو لازم نیست.
اگر رنگ سرمه یا مداد پس از شستن در مژه و یا ابرو بماند، مانع وضو نیست؛ ولی اگر جرم دارد، باید برطرف شود.
اگر خون یا خونابه نباشد، پاک است و مانع وضو نیست؛ امّا اگر همراه با خون یا خونابه باشد، نجس است و برای وضو باید رعایت شود.
«بعد از مسح سر، باید با تَری آب وضو که در دست مانده، روی پاها را از سر یکی از انگشتها تا ... مسح کند»(1)لازم نیست مسح حتما بر روی شست پا انجام شود و مسح، یکی از انگشتان دیگر هم کافی است. بنابراین، وقتی مانعی مثل گچ یا باند یا لاک بر روی شست باشد، باید از سر انگشت دیگر مسح کرد و جای جبیره نیست.
در مورد سؤال پس از شستن صورت، دست چپ را بشوید و با همان دست، مسح سر و پاها را به ترتیب انجام دهد.
1) مسأله شماره 252 توضیح المسایل.
آب خارج از وضو اگر به محل مسح سر و پا بپاشد، باید قبل از مسح سر و پا آنها را خشک نمود و در این صورت وضو اشکال ندارد. همچنین اگر در موقع شستن صورت و دو دست، آب به آنها بپاشد، و با آن آب قصد شستن وضویی کنند، در این صورت نیز وضو صحیح است. تنها در صورتی که پس از پایان شستن دست چپ، آبی خارج از وضو به کف دست راست یا چپ برسد، نمیتوان با آن مسح نمود.
خیر! اشکال ندارد؛ ولی در حال مسح، اگر آب وضو غلبه بر رطوبت شیر نداشته باشد، و مسح، مخلوط با آب خارج انجام شود، وضو باطل میشود.
اشکالی ندارد؛ ولی بهتر است انسان اعمال وضو را با توجّه و حضور قلب بیشتر انجام دهد.
وضو گرفتن به قصد با طهارت بودن مستحب است. بنابراین، با این قصد میتوان قبل از وقت نماز وضو گرفت و بعد از داخل شدن وقت نماز، با همان وضو نماز خواند.
به طور کلی لمس کردن اسامی خدای تعالی ـ به هر زبان که نوشته شده باشد، جایز نیست ـ و بنابر احتیاط، مسّ اسامی پیامبر صلیاللهعلیهوآله و ائمّه معصومین علیهمالسلام و همچنین نام مبارک حضرت زهرا علیهاالسلام بدون وضو جایز نیست؛ ولی به این شکل نوشتن: «ا...»، اگر همزه آن به عنوان همزه اللّه نوشته شده باشد، مسّ آن بدون طهارت جایز نیست. و سید الشهداء، اسم امام نیست و لمس آن بدون وضو جایز است؛ البته باید از توهین و بیاحترامی پرهیز شود. و بنابر احتیاط از مسّ آرم جمهوری اسلامی بدون طهارت اجتناب گردد.
ملاک صحّت غسل، رساندن آب به همه اعضای بدن است به ترتیبی که در احکام غسل گفته شده است. اگر در رسیدن آب به همه اعضا اطمینان داشته باشید، دست کشیدن لازم نیست.
شستن موهای بلند در غسل واجب نیست، و اگر پوست سر شسته شده باشد، غسل صحیح است.
غسل باطل نمیشود؛ ولی برای کارهایی مانند نماز که به طهارت نیاز دارد، پس از غسل، واجب است وضو بگیرد.
چون تمام طرف راست و چپ بدن حتی کف پا و لای انگشتان باید به نیت غسل شسته شود، بنابراین کسی که قسمتی از بدن را به نیت غسل نشسته است، غسلش صحیح نیست و نمازهایی را که با غسل غیرصحیح انجام داده، باید قضا کند. البته روزههایی که گرفته صحیح است و قضا و کفاره ندارد.
در غیر موارد اضطرار، کسی نباید دیگری را وضو یا غسل دهد؛ امّا اگر نگاه کند و بگوید که به کجای بدن آب رسیده است، اشکال ندارد.
زمانی با غسل جنابت میشود نماز خواند که شخص واقعا جنب بوده و غسل کرده باشد و با غسل احتیاطی نمیشود نماز خواند.
خجالت کشیدن مجوز تیمم کردن نیست و در احکام الهی خجالت کشیدن معنا ندارد؛ چنان که در روایت است «لا حیاء فی الدین». جواز تیمم تنها در هفت مورد است که در رسالههای عملیه ذکر شده است.
خیر! احتلام (جنب شدن در خواب)، جنابت از حرام نیست.
مقصود آن است که اگر کسی جنب شود، قبل از داخل شدن وقت نماز، غسل برای او مستحبّ است؛ ولی پس از داخل شدن وقت نماز یا برای انجام کارهای دیگری که شرط آن طهارت است مثل طواف، غسل واجب میشود. و اگر شخص جنب نباشد، غسل کردن به عنوان جنایت معنا ندارد و لغو است.
چنانچه کاری که وضو را باطل میکند (مثل خوابیدن، بول کردن و ...) انجام نداده باشید، میتوانید با آن غسل، نمازهای واجب و مستحب را به جای آورید و وضو گرفتن لازم نیست.
یک روز جنب شدم و غسل جنابت انجام دادم، آیا کفایت میکند یا حتما باید غسل مسّ میّت را به جای آورم؟
غسل جنابت از سایر غسلها کفایت میکند؛ هر چند در موقع غسل توجهی به وجوب غسلهای دیگر نداشته باشید.
نمازهایی که پس از مسّ میّت و قبل از انجام غسل جنابت خواندهاید، قضا نمایید؛ ولی روزه آن روز صحیح است و قضا ندارد.
برای مسّ استخوانی که گوشت ندارد، و از میّت جدا شده و آن را غسل ندادهاند، بنابر احتیاط واجب باید غسل کرد. البته لمس استخوان شهیدانی که در جبهه به شهادت رسیدهاند، غسل ندارد.
زمان غسل جمعه از طلوع فجر تا اذان ظهر است؛ ولی کسی که تا آن موقع غسل جمعه انجام نداده، بعد از ظهر نیز میتواند بدون قصد ادا و قضا آن را انجام دهد.
47.آیابعداز تیمم بدل از غسل، تیمم بدل از وضو نیز لازم است؟
در تیمم بدل از غسل جنابت، دیگر برای نماز، وضو یا تیمم بدل از وضو لازم نیست؛ ولی در تیمم بدل از سایر غسلها، برای نماز، وضو یا تیمم بدل از وضو نیز لازم است.
در صورتی که عذرش تا وقت نماز بعد ادامه داشته و تیمم هم باطل نشده باشد، به تیمم مجدد نیاز نیست و با همان تیمم میتواند نماز بخواند.
هرگاه عذر برطرف شد، باید برای نمازهای بعدی غسل نمود.
50 . در تیمم بدل از غسل، هنگامی که آب به دست آوردیم باید غسل کنیم؟
پس از برطرف شدن عذر شرعی (نبودن آب، ضرر داشتن آب، تنگی وقت و ...) باید غسل کرد.
51 . سخن گفتن در اثنای اذان و اقامه چه صورت دارد؟
سخن نگفتن در اثنای اذان و اقامه مستحب است.
52 . هنگامی که وقت اذان به افق شهر از رادیو یا تلویزیون اعلام میشود، میتوان نماز خواند یا باید صبر کرد تا اذان رادیو یا مسجد تمام شود؟
ملاکِ شروعِ به نماز، داخل شدن وقت است. پس اگر از طریق اذان رادیو و تلویزیون یا مسجد اطمینان به دخول وقت پیدا شود، میتوان پیش از تمام شدن اذان، نماز را خواند؛ هر چند مقداری تأخیر برای رعایت احتیاط، خصوصا در اذان صبح، مطلوب است.
53 . هنگام صبح اگر شک کنیم که آفتاب طلوع کرده یا نه، باید نماز را به نیت ادا بخوانیم یا قضا؟
میتوانید به نیت ادا بخوانید و میتوانید به قصد ما فی الذمّه به جا آورید، به این معنی که اگر قضا شده باشد، قضا و اگر آفتاب طلوع نکرده، ادا باشد.
54 . اگر بعد از نماز شک کنیم که وضو داشتهایم یا نه، نماز چه حکمی دارد؟
نماز صحیح است و به شک در وضوی بعد از نماز اعتنا نکنید.
55 . فرو بردن ریزههای عذا که در بین دندانها است، در حال نماز چه صورت دارد؟
اشکال ندارد.
56 . اگر دستمال یا چیز نجس دیگری همراه نمازگزار باشد، چه حکمی دارد؟
بودن اشیایی مانند دستمال کوچک، کلید، چاقو و پول نجس به همراه نمازگزار، در صورتی که نجاست آن به بدن و لباس سرایت نکند، اشکال ندارد.
57 . استفاده از زنجیر، انگشتر و حلقه نامزدی طلا برای مردان چه صورت دارد؟
زینت به طلا برای مرد در هر حال حرام است و نماز با آن باطل است.
58 . اگر با لباسی که مقداری خون دارد نماز بخواند، حکمش چیست؟
اگر مقدار خون، کمتر از درهم [تقریبا به اندازه سکه دو ریالی] باشد، نماز صحیح است؛ جز خونهای سه گانه خانمها و خون کافر و سگ و خوک، که حتّی با کمتر از درهم آن هم نمیتوان نماز خواند.
59 . اگر لباس کسی که مشغول نماز است خونی باشد، واجب است به او اطلاع دهیم؟
تذکر دادن لازم نیست و نماز او با عدم اطلاع صحیح است؛ ولی اگر نمازگزار حکم شرعی بطلان نماز با خون بیشتر از درهم را نمیداند، از باب ارشاد جاهل لازم است حکم شرعی مسأله برای او بیان شود.
60 . نماز خواندن با مانتو و روسری چه حکمی دارد؟
اگر شرایط لباس نمازگزار در آن رعایت شود و مقداری از صورت که شستن آن در وضو واجب نیست و زیر چانه و دستها از مچ به بالا و موی سر کاملاً پوشیده باشد، اشکال ندارد؛ هر چند نماز با چادر برای رعایت پوشش در نماز آسانتر و بهتر است.
61 . آیا نماز خواندن روی تخت جایز است؟
اگر هنگام نماز، تخت حرکت زیادی نداشته باشد و بدن روی آن آرام گیرد، نماز صحیح است.
62 . در نماز جمعه از روزنامهای که اسم خدا در آن نوشته شده است به عنوان زیرانداز استفاده میکنیم، اشکال دارد؟
نشستن و ایستادن روی چیزی که اسم خدا در آن نوشته شده است، حرام است و نباید روی آن نماز خواند.
63 . اگر کسی به این مسأله توجّه نداشته که در نماز باید «بسم اللّه الرحمن الرحیم» را به قصد همان سورهای که میخواهد بخواند، بگوید، معمولاً اوّل بسم اللّه را میگفته و سپس سوره را در ذهن تعیین میکرده است، آیا باید نمازهایی که تاکنون خوانده قضا کند؟
در مورد سؤال، نمازهایی که قبلاً خوانده قضا ندارد؛ ولی باید در نمازهای بعد رعایت کند و بسم اللّه... را به قصد همان سورهای که میخواهد بخواند، تلاوت کند.
64 . اگر به اشتباه سوره را قبل از حمد بخوانیم، آیا سجده سهو واجب میشود؟
خیر! سجده سهو واجب نمیشود، البته باید پس از قرائت حمد، مجددا سوره کاملی خوانده شود.
65 . در نماز، به جای سوره توحید میتوانیم یک سوره دیگر از قرآن را بخوانیم؛ امّا چهار سوره است که خواندن هریک از آنها به تنهایی کافی نیست؛ بلکه باید با سوره دیگری خوانده شود. آن چهار سوره کدامند و چگونه باید خوانده شوند؟
در نماز به جای سوره توحید، خواندن هریک از چهار سوره «انشراح»، «والضحی»، «فیل» و «ایلاف» به تنهایی کفایت نمیکند؛ بلکه دو سوره "والضحی و الم نشرح"، و همچنین دو سوره "فیل و ایلاف" در نماز، هر کدام یک سوره حساب میشوند.
66 . آیا در رکوع نماز، دستها باید روی زانو باشد یا اگر بالاتر از زانو هم گذاشته شود، اشکال ندارد؟
اگر به مقداری که بتواند دست را بر زانو بگذارد و خم شود، کافی است، و دست گذاشتن بر روی زانو در حال رکوع واجب نیست. و اگر بدن در حال ذکر رکوع، آرامش داشته باشد، میتوان دستها را رها کرد؛ امّا مستحب است مردها کف دستها را روی استخوان زانو بگذارند و خانمها بالای زانو قرار دهند.
67 . کسی که با سرعت به سجده میرود، اگر سرش بیش از یک بار به مهر بخورد، حکمش چیست؟
در مواردی که سر بدون اختیار از محل سجده برمیگردد و دو باره بدون اختیار به محل سجده میرسد، یک سجده محسوب میشود و نماز صحیح است؛ امّا اگر میتواند بعد از برگشتن سر از محل سجده، از فرود دوباره آن به مُهر جلوگیری کند؛ باید از برگشتن سر به سجده خودداری کند و آن را یک سجده به حساب آورد (حتّی اگر ذکر سجده را نگفته باشد) و بعد از نشستن، دوباره به سجده برود و آن را سجده دوم خود حساب کند.
68 . اگر در حال خواندن نماز، بچّهای مهر را بردارد، چه باید کرد؟
اگر چیزی که سجده بر آن صحیح است در دسترس او باشد، باید بر همان سجده کند؛ وگرنه ـ اگر وقت وسعت دارد ـ نماز را بشکند و دوباره با چیزی که میتوان بر آن سجده کرد، نماز بخواند. امّا اگر وقت تنگ است و نماز قضا میشود، باید به لباس خود سجده کند؛ و اگر آن هم ممکن نبود، به پشت دست سجده کند.
69 . اگر هنگام گذاشتن پیشانی روی مهر نماز، قسمتی از موی سر یا چادر بین پیشانی و مُهر حائل شود، وظیفه چیست؟
باید به طوری که پیشانی از روی مهر بلند نشود و سجده زیاد نگردد، مو یا چادر را کنار بزنند و بعد از استقرار پیشانی روی مهر، ذکر سجده را بگویند. البته اگر پیشانی به مقداری که در سجده لازم است، روی مهر باشد، کنار زدن چادر یا مو از پیشانی لازم است.
در سجده واجب قرآن، اگر مواضع هفتگانه سجود بر زمین باشد و پیشانی بر مُهر یا چیزی که سجده بر آن صحیح است قرار گیرد، کافی است و رعایت حجاب و رو به قبله بودن و وضو داشتن لازم نیست.
صرف خطور در ذهن، موجب وجوب سجده نمیشود.
در سجدههای مستحب مثل سجده شکر، رعایت شرایط سجده واجب لازم نیست.
دعا به غیر عربی در قنوت اشکال ندارد.
قنوت مستحب است و ترک آن سهوا یا عمدا مبطل نماز نیست.
انگشتر عقیق به دست کردن برای نماز و نیز نگاه کردن به کف دست در
قنوت استحباب دارد؛(1)ولی برای استحباب چرخاندن انگشتر و نگاه به آن دلیلی نیافتیم.
دعای مذکور و هر دعای دیگر را میتوانید در تمام سجدهها بخوانید و مخصوص سجده آخر نماز نیست؛ بلکه خواندن دعا در حال ایستادن و نشستن و رکوع هم جایز است.
اگر قبل از رفتن به رکوع یادش بیاید که تشهد را نخوانده، باید بنشیند و تشهد را انجام دهد و دوباره رکعت سوم را بخواند؛ و اگر در رکوع یا بعد از آن متوجّه شد که تشهد را نخوانده است، پس از تمام شدن نماز، قضای تشهد فراموش شده را به جای آورد. و بعد از آن دو سجده سهو انجام دهد.
در صورت اوّل نیز، انجام دو سجده سهو، بنابر احتیاط واجب است.
نمازش صحیح است.
1) بحارالانوار، ج 85، ص 195.
اگر سهوا حمد را شروع کرده است، باید آن را رها کند و دوباره با توجّه، سوره حمد تنها یا تسبیحات را بخواند؛ ولی اگر در رکوع یادش آمد، نمازش صحیح است.
80 . اگر در بین نماز ظهر شک کند که نیت نماز ظهر کرده یا عصر، چه باید بکند؟
باید به نیت ظهر، نماز را تمام کند، و صحیح است.
81 . اگر هنگام قرائت تسبیحات اربعه نماز چهار رکعتی، شک کند سه رکعت خوانده یا چهار رکعت، تکلیف چیست؟
شک بین سه و چهار در هر جای نماز که پیش آید ـ اگر بعد از تأمل، ظنّ به یک طرف پیدا نشود ـ باید بنا را بر چهار بگذارند و نماز را تمام کنند و بعد از نماز، یک رکعت نماز احتیاط ایستاده یا دو رکعت نشسته به جای آورند؛ و نماز صحیح است.
82 . کسانی که در نماز حواسپرتی دارند و شک میکنند، وظیفهشان چیست؟
با حواسپرتی معمولی، نماز باطل نمیشود؛ گرچه از ارزش آن کاسته میشود و برای حضور قلب در نماز، انتخاب زمان و مکان مناسب، نماز اوّل وقت و در محل خلوت و نیز شرکت در نماز جماعت توصیه شده است. توجّه کافی به مقدمات نماز و دقت در آن، همانند وضوی شاداب گرفتن و گفتن اذان و اقامه و مستحبات دیگر، به جای آوردن نافلهها، توجّه به مفاهیم نماز و خود را در محضر خدا دیدن، در پیدایش حضور قلب و پیشگیری از عارضه حواسپرتی و شک مؤثر است.
83 . اگر در نماز حواسمان نباشد، آیا میتوانیم نماز را به هم زده، دوباره شروع کنیم؟
برهم زدن نمازِ واجب و از سر گرفتن آن جایز نیست. مگر آنکه حواس شما به قدری پرت شود که متوجّه نماز نباشید و اصلاً نفهمید چه کار میکنید.
84 . در بین نماز عصر، یقین کردم نماز ظهر را نخواندهام، آیا لازم است نماز را تمام کنم یا میتوانم نماز را باطل نمایم و نماز ظهر را شروع کنم؟
در این موارد لازم است نیت خود را به نماز ظهر برگردانید و نماز را تمام کنید و همچنین است که اگر در بین نماز عشا متوجّه شدید نماز مغرب را نخواندهاید و وقت عدول به نماز مغرب نگذشته است ـ یعنی وارد رکوع رکعت چهارم نشدهاید ـ لازم است با نیت نماز مغرب، نماز را به پایان برسانید.
85 . قصد خواندن نماز ظهر داشتیم، به اشتباه نماز عصر را نیت کردیم، حکم آن چیست؟
اگر قصد خواندن نماز ظهر داشتید و به اشتباه گفتید نماز عصر میخوانم؛ یعنی اشتباه در تطبیق کردهاید و بعد متوجّه شدید، نماز شما به عنوان ظهر صحیح است؛ امّا اگر واقعا قصد نماز عصر کردید و در بین نماز متوجّه شدید ـ چنانچه نماز ظهر را نخوانده باشید ـ نیت را به نماز ظهر برگردانید و نماز را به عنوان ظهر تمام کنید.
86 . آیا باید نماز احتیاط را بلافاصله پس از سلام نماز بخوانیم؟
بلی! واجب است نماز احتیاط را بلافاصله بعد از سلام نماز و بدون انجام کارهای منافی نماز مانند روی برگرداندن از قبله به جای آورد.
87 . شکسته خواندن نماز تمام و تمام خواندن نماز شکسته با عدم آگاهی به حکم چه حکمی دارد؟
اگر اصلاً نمیدانستهاید که نماز مسافر شکسته است و به جای شکسته تمام خواندهاید، قضا ندارد؛ ولی اگر به جای نماز تمام، شکسته خوانده باشید، نماز باطل است.
88 . حدّ ترخص را توضیح دهید.
حدّ ترخص هر محل، نزدیکترین جایی است که در آنجا صدای اذان شهر شنیده نمیشود، و دیوار شهر دیده نمیشود.
89 . دانشجویی که وطن و محل تحصیل او بیش از چهار فرسخ شرعی [تقریبا 22 کیلومتر] فاصله دارد و تقریبا هر روز این مسیر را برای تحصیل میرود و برمیگردد، درباره نماز و روزه چه تکلیفی دارد؟
در غیر سفر اوّل، نماز تمام، و روزه صحیح است.
در غیر سفر اوّل، نماز تمام، و روزه صحیح است.
نمازش در بین راه و محل تحصیل شکسته است و روزه صحیح نیست.
در سفر اوّل بعد از ده روز که به محل تحصیل میروید، نماز شکسته و در سفرهای بعدی تمام است.
الف) محل تدریس یک شهر است.
ب) محل تدریس شهرهای مختلف است.
در هر دو صورت، در غیر سفر اوّل، نماز تمام، و روزه صحیح است.
در غیر سفر اوّل، نماز تمام، و روزه صحیح است.
تعیین کنند، آیا پس از به هوش آمدن ـ مدّتی که در بیمارستان است ـ نمازش تمام است یا شکسته؟
یکی از شرایط برای شکسته شدن نماز مسافر، آن است که: «از اوّل مسافرت قصد هشت فرسخ را داشته باشد». بنابراین، شخصی که در حال بیهوشی به شهر دیگر منتقل شده است، قصد مسافرت نداشته و نمازش در آن شهر تمام است، هرچند کمتر از ده روز بماند.
اگر مأموم عمدا کارهای نماز را مانند رکوع و سجده جلوتر از امام انجام دهد، نماز جماعتش صحیح است و تنها معصیت کرده است.
چنانچه امام در رکوع باشد، باید به رکوع برگردد و با امام سر بردارد؛ ولی اگر به رکوع برگردد و پیش از رسیدن به رکوع، امام سر بردارد، نماز باطل است.
بلی! و نماز او صحیح است؛ ولی تبعیت از امام جماعت در سلام مستحبّ و افضل است.
در این صورت، نماز او فرادی میشود. و اگر بخواهد درک جماعت کند، میتواند نیت را به نماز مستحبی تغییر داده، و آن را رها کند و مجددا پس از تکبیر امام، تکبیرة الاحرام بگوید و نماز را با جماعت بخواند.
به مقداری که از حالت نماز خارج نشود، اشکال ندارد.
امامت فرد مذکور صحیح نیست.
امام جماعت میتواند برای گروه دیگری غیر از مأمومین نوبت اوّل، نماز جماعت مجدد بخواند.
نمازی را که در وطن قضا شده، باید به همان نحو که قضا شده به جا آورد و فرقی نمیکند که قضا را در سفر به جا آوریم یا در حضر (وطن). همچنین نمازی را که در سفر قضا شده، باید به همان صورت که قضا شده به جا آوریم؛ مثلاً اگر کسی مسافر است و نماز ظهرش که باید دو رکعتی میخواند قضا شد، هر وقت بخواهد قضای آن نماز را بخواند، باید دو رکعتی بخواند.
نماز قضا در آهسته خواندن و بلند خواندن، تابع نماز ادا است. پس اگر نماز ظهر و عصر است، در قضا هم باید حمد و سوره را آهسته بخوانند و اگر نماز صبح یا مغرب و عشا است، در قضا هم باید حمد و سورهرا بلند بخوانند.
هر مقدار از نمازهایتان را که یقین دارید به جا نیاوردهاید یا به صورت باطل انجام دادهاید، باید قضا کنید. میتوانید قضای نمازها را به تدریج انجام دهید.
خیر، شخص زنده نمیتواند برای قضای نماز و روزه خود اجیر بگیرد، و لازم است قضای نماز و روزههای خود را خودش به تدریج به جای آورد.
اگر پدر به جهت عذری نماز یا روزهاش را به جا نیاورده باشد، بعد از فوت او، بر پسر بزرگتر واجب است قضا نماید، یا برای انجام آن اجیر بگیرد، هرچند پدر نتوانسته قضا کند. و بنابر احتیاط، اگر از روی نافرمانی هم ترک کرده باشد، پسر بزرگتر باید آن را قضا نماید یا برای او اجیر بگیرد، در مورد مادر نیز احتیاط واجب رعایت این حکم است.
به مقداری که یقین دارید قضا کنید، و در موارد شک قضا لازم نیست؛ و چنانچه سبب نمازها نیز مختلف باشد، مثلاً یکی برای زلزله و یکی برای خورشید گرفتگی و یکی برای بادهای سیاه و سرخ باشد، هنگام قضا، تعیین آن مطابق احتیاط است.
هیچ عملی جبران نماز قضا شده را نمیکند جز به جای آوردن آن. بنابراین سعی کنید تا به تدریج نمازهایی را که یقین دارید از شما قضا شده است، به جا آورید. مثلاً میتوانید پس از هر نماز روزانه یک نماز قضا هم بخوانید، یا هر شب قبل از خواب به خواندن چند نماز قضا اقدام کنید. با تصمیم و داشتن ارادهای قوی انجام این کار چندان سخت نیست. خداوند متعال شما را در انجام تکالیف شرعی موفق فرماید.
وجوب قضای نماز، مورد اتّفاق نظر فقها است. اگر روایت مذکور از نظر سند هم مشکل نداشته باشد، مورد عمل فقها قرار نگرفته است. و نماز مذکور جبران نمازهای قضا شده را نمیکند.
طهارت (با وضو و غسل بودن) در نماز، شرط واقعی است. بنابراین، هر وقت متوجّه شویم نماز بدون طهارتِ صحیح انجام گرفته، باید اعاده یا قضا شود؛ امّا در مورد روزه، طهارت از جنابت و حیض شرط ذُکری است و بقای عمدی بر جنابت و حیض مبطل است، و کسی که غسل خود را در واقع باطل انجام داده، ظاهرا وظیفه خود را انجام شده، و مسؤولیت خود را پایان یافته میبیند و بقای عمدی بر جنابت ندارد.
در مورد سؤال، واجب است خودش نمازهای قضا را به جا آورد و این نمازها هرچند به صورت نشسته باشد، از نمازهای قضای او کفایت میکند. البته هر مقدار از نماز قضا که باقی بماند، میتوانند بعد از مرگ برایش انجام دهند.
بلی! نمازهایی که به جهت خواب بودن به جا نیاورده است، باید قضا نماید.
سکوت کردن و گوش دادن به خطبهها، بنابر احتیاط واجب است. گوش نکردن یا حرف زدن، نماز جمعه را باطل نمیکند و اگر ذکر گفتن، همراه گوش کردن خطبهها باشد، اشکال ندارد.
در مورد سؤال که در رکوع رکعت اوّل نماز جمعه اقتدا کردید، نماز صحیح است و خواندن دو رکعت نماز دیگر به جای خطبهها نیاز نیست.
بلی! مانعی ندارد؛ هرچند اگر نماز جمعه در محلی برگزار میشود، بهتر است خواندن نماز ظهر را تا پایان نماز جمعه به تأخیر اندازند.
اگر در این مسئله احتیاطی به مرجع دیگری که نماز جمعه را کافی از نماز ظهر میداند، مراجعه نماید، نیاز به قضای نمازهای ظهر گذشته نیست و در آینده هم نیازی به اعاده نماز ظهر ندارد.
خواندن نماز جمعه در زمان غیبت از روی احتیاط و به رجای مطلوبیت جایز است؛ لکن نباید به نماز جمعه اکتفا نمایند، و نماز ظهر را هم بنابر احتیاط به جا آورند و اقتدا به نماز عصر امامی که نماز جمعه را خوانده و نماز ظهر را نخوانده، بنابر احتیاط صحیح نیست، مگر اینکه بعد از نماز جمعه، امام نیز نماز ظهر را احتیاطا بخواند.
خواندن نماز نافله در هر حالی صحیح است و هنگام راه رفتن، رکوع و سجده آن با اشاره انجام میگیرد.
خیر، نمازهای مستحبی اذان و اقامه ندارند و فقط در نمازهای واجب روزانه اذان و اقامه مستحب است.
کفری که در رابطه با ترک نماز آمده، کفر عملی؛ یعنی مبالغه در عصیان و نافرمانی است و به معنای کفر اعتقادی نیست و احکام آن را ندارد. بلی اگر ترک نماز همراه با انکار آن باشد، موجب ارتداد و نجاست میگردد.
ترک نماز اگر از روی بیمبالاتی باشد، موجب کفر و نجاست نمیشود و ادامه رفت و آمد با ایشان در صورت احتمال تأثیرگذاری مانعی ندارد.
نمازهایی که بعد از بلوغ فوت شده، واجب است قضا شود. و نمازهای قبل از بلوغ به جای قضای واجب محسوب نمیشود.
پوشیدن لباس تمیز و روشن و آرایش ظاهر و خوشبو کردن بدن با عطر در هنگام نماز از جمله چیزهایی است که به آن سفارش شده است و امّا درباره آرایش چهره در هنگام نماز توصیهای نرسیده است. البته اگر قبلاً خانمی آرایش کرده باشد، نماز خواندن با آن اشکال ندارد، مگر آنکه لوازم آرایشی مانع رسیدن پوست پیشانی به مهر شود.
مهر را به وسیله مسافر یا پُست به مسجد مذکور برگردانید. نماز با مهری که برای نمازگزاران مسجد خاصی وقف شده است، در خارج از آن مسجد صحیح نیست.
نماز اوّل وقت، اگر چه مختصر و بدون تعقیبات باشد، بر نماز آخر وقت رجحان دارد؛ و نماز جماعتی که مختصر خوانده شود، از نماز فرادا که آن را طول بدهند، برتر است.
خواندن نماز به جماعت افضل است، هرچند مقداری از اوّل وقت بگذرد.
خواندن نماز در ابتدای وقت مستحبّ مؤکد است؛ ولی چنانچه رها کردن کلاس درس در اوّل وقت، توهین به استاد و یا خلاف مقررات دانشگاه و یا باعث رکود علمی گردد، نماز خود را پس از پایان کلاس به جای آورید.
بلی! میتوان نماز میت خواند و نماز صحیح است؛ اگرچه احتیاط مستحبّ آن است تمام چیزهایی که در نمازهای دیگر لازم است، در نماز میت نیز رعایت شود.
اگر در زمان گرفتن ماه یا خورشید متوجّه نشدهاید و بعد از پایان خسوف و کسوف اطلاع پیدا کردید، در صورتی که تمام قرص ماه و یا خورشید نگرفته باشد، نماز آیات بر شما واجب نیست.
شکسته شدن نماز و واجب نبودن روزه در مسافرت، حکم امتنانی است و شاید یکی از حکمتهایش این باشد که چون غالبا مسافرت همراه با یک سری دشواریهاست، خداوند متعال نیز بعضی از احکام را برای تسهیل در امر مردم تخفیف داده است.
اگر وقت نماز تنگ است، باید نماز را بخواند و بعد به سراغ کار پدر برود؛ امّا اگر وقت وسعت دارد، میتواند کار پدر را مقدم بدارد. البته اگر تأخیر در انجام فرمان پدر، موجب رنجش خاطر او میشود، در وسعت وقت، باید امر پدر را مقدم بدارد.
نماز عید در زمان غیبت امام عصر علیهالسلام مستحبّ است.
چنانچه موفق به غسل نشود و در تنگی وقت قبل از اذان صبح، تیمم بدل از غسل نماید، روزهاش صحیح است.
شستن دهان و دندان به هنگام روزه مانعی ندارد؛ ولی پس از شستن بهتر است سه مرتبه آب دهان را بیرون بریزد تا مطمئن شود که آب در دهان نمانده است و اگر خون بیاختیار و یا سهوا به گلو برسد، روزه را باطل نمیکند.
پر کردن، جرمگیری و کشیدن دندان در ماه رمضان برای پزشکان مانعی ندارد و برای شخص روزهدار، زمانی جایز است که مطمئن باشد خون یا آبی که به وسیله دستگاه وارد فضای دهان میشود، فرو نخواهد رفت.
روزه صحیح است؛ ولی باید از آن گناه توبه کند و توجّه داشته باشد ـ همانگونه که در روایات آمده ـ روزه گرفتن فقط امساک و پرهیز از خوردن
و آشامیدن نیست؛ بلکه باید چشم و گوش و زبان و قلب و سایر اعضا نیز روزه باشند و از ارتکاب خلاف و گناه حفظ شوند و الاّ از ثواب و ارزش روزه کاسته میشود.
نمازهایی را که بدون غسل خوانده، باید قضا کند، و نسبت به روزهها، اگر واقعا در زمانی که استمنا میکرده، به حکم مسأله جاهل بوده و در تحقیق و سؤال کوتاهی نکرده است، روزهها قضا ندارد.
بلی! صحیح است و لازم نیست حتما سحر بیدار شوید و نیت روزه کنید.
تأخیر غسل، معصیت و گناه است؛ امّا اگر عمدا غسل را تأخیر انداختهاید، لازم است با تیمم روزه بگیرید و قضای آن را هم بنابر احتیاط واجب، به جای آورید.
اگر عذر تا بعد از اذان صبح ادامه داشته است، روزه آن روز صحیح نیست؛ همانگونه اگر چند دقیقه قبل از اذان مغرب نیز عادت شود، روزهاش باطل میگردد.
باید روزه آن چند روز را قضا کنید؛ ولی کفاره ندارد.
اینگونه ضعف و سستیها تقریبا لازمه روزه است و برای نوع افراد پیش میآید و نمیتوان به خاطر آن، روزه را خورد. میتوانید هنگام سحر از غذای مقوّی استفاده کنید و ساعات خواب شب را کمی بیشتر نمایید تا در روز دچار مشکل نشوید.
کفّاره آنها را بپردازید و قضای روزههای گذشته را به جای آورید. البته لازم نیست قضای آنها پی در پی باشد و اگر با فاصله هم نمیتوانید قضای آن را به جای آورید، هر وقت قدرت پیدا کردید انجام دهید. و در غیر این صورت باید برای انجام آن وصیت کنید. درباره روزههای امسال نیز، اگر تا رمضان آینده قادر به انجام قضای آن نشوید، گرفتن روزه واجب نیست و فقط کفّاره آن را بپردازید.
هر مقدار از روزهها را که میتوانند، در ماه مبارک رمضان بگیرند و قضای بقیه آن را در طول سال به تدریج به جا آورند. و اگر نمیتوانند روزه بگیرند، فعلا پرداخت کفاره (یک مُدّ طعام تقریبا 750 گرم طعام به ازای هر روز) کافی است و در سالهای بعد، قضای آن را هم بگیرند.
خیر! مگر آنکه قصد ده روز اقامت را کرده باشید.
اگر میداند آخر هفته برمیگردد و تصمیم جدی بر ماندن ده روز ندارد، قصد اقامت ده روز صحیح نیست و روزه باطل است.
چنانچه قبل از اذان ظهر به حدّ ترخص ـ جایی که صدای اذان شهر شنیده میشود و دیوار شهر دیده میشود ـ برسید و در مسافرت هم کاری که روزه را باطل میکند، انجام نداده باشید، باید قصد روزه کنید و روزه صحیح است.
اگر برای معالجه ناچار از مصرف دارو در روز باشد؛ روزه بر او واجب نیست و بعدا قضای آن را بگیرد.
خوردن و آشامیدن روزه را باطل میکند؛ هر چند بر اثر درخواست و اصرار شخص دیگر باشد.
گناهان مذکور روزه را باطل نمیکند؛ لکن ثوان آن را کاهش میدهد.
با تصمیم به خوردن روزه، روزه باطل میشود؛ لکن نباید تا وقت افطار مفطری به جا آورد، و بعدا هم قضای آن را بگیرد.
خیر! روزه باطل نمیشود، و فرقی بین روزه رمضان و روزه قضا یا مستحبی نیست.
استغفار از گناه واجب است، و دادن پول به هر مقامی، جبران کفّاره روزه را نمیکند. کسی که عمدا روزه خود را افطار کرده است، باید علاوه بر قضا،
کفّاره آن را هم بپردازد. و کفّاره آن: شصت روز روزه گرفتن یا شصت مسکین را اطعام کردن و یا یک بنده آزاد کردن است. البته اگر قیمت اطعام شصت مسکین را در اختیار شخص یا مؤسسهای مطمئن قرار دهد تا به وکالت از او، شصت مسکین را اطعام کنند، مانعی ندارد.
لازم نیست قضای روزهها پی در پی و پشت سر هم باشد؛ مگر اینکه تعداد روزهایی که به ماه رمضان آینده باقی مانده با مقدار روزههای قضا مساوی باشد. و کسی که قضای ماه رمضان را یک سال یا بیشتر به تأخیر انداخته، باید علاوه بر قضا برای هر روز، یک مد طعام (750 گرم گندم، آرد، برنج و ...) بابت کفّاره تأخیر به نیازمندان بپردازد.
خیر! کفّاره تأخیر روزه با گذشتِ چند سال اضافه نمیشود، شما میتوانید آن را به صورت گندم، آرد و ... به فقیر بدهید یا پول آن را به دفتر مرجع تقلید خود تحویل نمایید و بگویید کفاره است تا جنس تهیه کرده و به فقیر بدهند.
بلی! میتوان روزه قضا و کفاره و نذر را در اعتکاف به جا آورد و لازم نیست روزه برای خصوصِ اعتکاف باشد.
حیاط مسجد حکم مسجد را ندارد؛ مگر آنکه معلوم شود حیاط را هم به عنوان مسجد وقف کردهاند.
ظاهرا از مواردی است که میتوان خارج شد؛ ولی باید حدّاقل زمان لازم را رعایت کرد.
اگر موجب اذیت و آزار والدین نباشد، نیاز به اجازه نیست.
در صورتی که از گرفتن روزه معذور باشد، اعتکاف باطل میشود؛ ولی کفّاره ندارد.
اعتکاف در غیر مسجد جامع صحیح و مشروع نیست و احکام اعتکاف را ندارد.
مسجد جامع، مسجدی است که اختصاص به گروه و قبیله خاصی ندارد و اقشار مختلف مردم در آن رفت و آمد میکنند.
اگر قصد اقامه ده روز در مکّه را داشته باشند، یا نذر روزه در سفر نموده باشند، اعتکاف اشکال ندارد و الاّ روزه صحیح نیست و اعتکاف باطل است.
رفتن به کلاس درس، از موارد مجازِ خروج از محل اعتکاف نیست.
اگر کتاب، مورد نیاز انسان و در شأن او باشد، خمس به آن تعلق نمیگیرد، هرچند آنها را در طول سال نخواند.
زینتهای مذکور زکات ندارد، و اگر در حدّ معمول و متعارف باشد، خمس ندارد؛ ولی چنانچه بیشتر از حدّ معمول و شأن فرد باشد، پرداخت خمس آن واجب است.
سکه بهار آزادی نیز مانند سایر داراییها است؛ چنانچه تا سر سال خمسی باقی بماند، پرداخت خمس آن واجب میباشد.
اگر سود به نحو مشروع باشد، هر مقدار از آن که مصرف نگردد و تا سر سال خمسی باقی بماند، پرداخت خمس آن واجب است.
وام مشمول خمس نمیگردد، مگر به مقداری که اقساط آن پرداخت شده و پسانداز شده باشد.
پرداخت خمس در هر ماه لازم نیست؛ بلکه اوّلین حقوقی که میگیرند، اوّل سال خمسی آنها است. و چنانچه درآمدشان از مخارج سال اضافه بیاید، باید خمس آن را بپردازند.
مهریه خمس ندارد.
پولی که پرداختهاید، اگر از درآمد بوده و یک سال بر آن گذشته و بعد به حساب ریختهاید، خمس دارد؛ امّا وام مذکور خمس ندارد.
اگر مصارف حلال باشد و زاید بر شأن نباشد، اشکال ندارد و در فرض سؤال، پرداخت خمس لازم نیست.
اگر یقین نداشته باشید به عین غذایی که مصرف میکنید، خمس تعلق گرفته یا خیر، استفاده از آن برای شما اشکال ندارد.
خیر، تصرف در خمس بدون اجازه از مجتهد جامع الشرایط جایز نیست. البته با اجازه از آن مجتهد یا وکیل او میتوانید در مصارف شرعی تعیین شده صرف نمایید.
خمسِ وام واجب نیست؛ مگر به مقداری که اقساط آن را پرداخته باشید که در حکم پسانداز است.
اگر راهی برای تهیه خانه مسکونی مورد نیاز فعلی، غیر از پس انداز تدریجی ندارید، پس انداز مذکور خمس ندارد.
حکم سرمایه را دارد که در سر سال خمسی، باید خمس آن را بپردازید.
بلی، پرداخت خمس آن بلافاصله واجب است.
وقتی گندم و جو دانه میبندد، وقت تعلّق زکات است و پرداخت آن در زمان جمعآوری محصول است.
به نظر مشهور فقها، خودتان هم میتوانید زکات را در مصارف معیّنه خرج کنید. مصارف زکات عبارت است از: فقیر، مسکین، مسافر در راه مانده، آزاد کردن بندگان، پرداخت بدهی بدهکاران، پرداخت حقوق کارمندان جمعآوری کننده زکات، کُفاری که اگر زکات به آنها داده شود به اسلام مایل میشوند، و فی سبیل اللّه؛ یعنی هر کاری که برای عموم مسلمین نفع داشته باشد، مثل ساختن مدرسه و مسجد و بیمارستان و ... .
نظر مشهور فقهای شیعه آن است که زکات بر نُه چیز تعلق میگیرد، و زکات سرمایه کسب واجب نیست.
احتیاط واجب آن است که زکات فطره را به فقرای شیعه اثنیعشری بدهند، اگرچه در شهر دیگر باشند.
بلی! باید زکات گندم خود را بپردازد، و اگر فقیر است، دیگران میتوانند به او زکات بدهند.
بلی، اگر هزینه سفر حجّ را در اختیار کسی بگذارند، با وجود سلامت جسمانی و امکان مسافرت، حجّ بر او واجب میگردد و اصطلاحا به آن حجّ بذلی میگویند.
برای کسانی که از مکّه دور هستند و وظیفه آنها حجّ تمتع است، عمره مفرده واجب نمیباشد.
خیر! در حال احرام، همسر به انسان نامحرم نمیشود لکن هرگونه تمتع و لذت بردن شهوانی از همسر ممنوع میگردد؛ امّا صحبت کردن با او بدون قصد لذت اشکال ندارد.
در تکرار عمره، به قصد اشخاص مختلف و همچنین یک عمره برای خود و یک عمره به عنوان نیابت از دیگری، فاصله معتبر نیست.
خیر! عمره مفرده از حَجّةُ الاسلام کفایت نمیکند؛ بنابراین، پس از حصول شرایط استطاعت باید به حجّ برود.
واجب نیست مردان از حوله سفید استفاده کنند. اگر پارچه دوخته نشده باشد، کفایت میکند. ولی چون مستحب است لباس احرام از پنبه و به رنگ سفید باشد، معمولاً از حوله سفید استفاده میشود. خانمها میتوانند در لباس خود مُحرم شوند، و شرایط خاصی ندارند.
شک در طواف واجب، در اکثر موارد باطل کننده طواف است.
چنانچه احتمال تأثیر نمیدهد، نهی از منکر واجب نیست؛ ولی باید خودش از مجلس خارج شود و اگر ناچار به ماندن است، نگاه نکند.
بعضی از شرایط امر به معروف به شرح زیر است:
الف) امرکننده به معروف و نهیکننده از منکر باید خود معروف و منکر را بشناسد.
ب) بداند که فاعل منکر، علم به منکر بودن آن عمل دارد و بدون عذر شرعی مرتکب میشود.
ج) احتمال تأثیر بدهد.
د) امر به معروف و نهی از منکر برای او ضرر نداشته باشد.
نهی از منکر ملازم با بیاحترامی نیست، و فرزند میتواند با کلام متین
و اخلاق حسنه با پدر و مادر برخورد نماید و عواقب انجام معصیت را به ایشان تذکّر دهد و آنان را متوجّه تکالیف شرعی نماید، و در صورتی که تأثیر نکرد، وظیفهای ندارد.
به طور کلّی اگر خوف داشته باشید که بر اثر امر به معروف و نهی از منکر، ضرر قابل توجّهی به شما برسد، انجام آن واجب نیست؛ ولی چنانچه بتوانید، لازم است از طرق غیرمستقیم اقدام نمایید.
زینت به طلا برای مرد در هر حال حرام و نماز با آن نیز باطل است.
طلای زرد، اگر مخلوط نقره داشته باشد که در اصطلاح برخی طلای سفید نامیده میشود، برای مرد جایز نیست؛ امّا پلاتین که فلز دیگری غیر از طلا است، برای مردان اشکال ندارد.
اگر با رعایت شرایط هشتگانه از آن زن شیر بخورد، با دخترهای آن زن محرم میشود و حکم خواهران خودش را پیدا میکند و ازدواج با آنها حرام است.(1)
خیر! اشکالی ندارد؛ لکن سزاوار است شوهر، حرمت همسر سیّده خود را بیشتر رعایت کند.
1) در این مورد میتوانید به توضیح المسایل (احکام نکاح، بخش شیر دادن) مراجعه فرمایید.
مهریه، ملک زن است و اختیار تصرف با خود او است؛ گرچه مشورت با شوهر در مصرف آن، میتواند مانع از اختلافات خانوادگی شود.
به طور کلّی محارم نَسَبی مثل: پدر و مادر، پدربزرگ و مادربزرگهای پدری و مادری، برادر و خواهر، فرزندان برادر و فرزندان خواهر، دایی و خاله، عمو و عمه انسان، داییها و خالهها و عموها و عمههای پدر و مادر، همه به انسان محرمند.
محارم نسبی میتوانند بدن یکدیگر را جز عورتین، بدون قصد لذت نگاه کنند؛ ولی نگاه با لذت و ریبه حرام است.
خیر! تنها خود زن پدر بر شما محرم است و مادر یا مادربزرگ او به شما محرم نیست.
شما و برادرانتان به زن پدر محرم هستید؛ امّا خواهر او خاله شما محسوب نمیشود و به شما محرم نیست.
اگر مادر یا خواهر شما یا زن یکی از برادران شما شیر داشته باشد، و سن دختر کمتر از دو سال باشد، میتوانند از طریق رضاع (شیرخوارگی) او را به شما و سایر برادرانتان محرم سازند.(1)
اگر پدرخوانده، پدر یا پدربزرگ داشته باشد و این دختر را به عقد موقت یکی از ایشان درآورند، به پدر خوانده و برادرانش محرم میگردد و نیز اگر او را به عقد موقت پدر یا پدربزرگ مادرخوانده درآورند، به برادران مادرخوانده هم محرم میشود. البته اگر پدر واقعی دختر بچّه معلوم است، عقد باید با اجازه او انجام گیرد و اگر پدر دختر نامعلوم است، عقد باید با اجازه مجتهد جامع الشرایط انجام پذیرد.
مدّت عقد موقت میتواند از کمتر از یک ساعت تا یک ماه یا چند سال باشد. و نسبت به ازدواج صغیر و صغیره، احتیاط آن است که مدّت عقد به مقداری باشد که پسر به حدّ استمتاع جنسی برسد و قابلیت تلذّذ جنسی از دختر وجود داشته باشد.
1) شرایط رضاع را در توضیح المسایل ملاحظه فرمایید.
پس از پایان مدّت عقد، نسبت به پدر یا جدّ پدری که دختر بچّه را به ازدواج او درآوردهاند، محرمیت تمام میشود؛ امّا محرمیت با فرزندان پدر یا جدّ پدری و نوههای آنها همچنان باقی است.
عمل وکیل تا زمانی که از عزل خود مطّلع نشده، ممضی و پذیرفته شده است. بنابراین، اگر پس از پشیمانی به وکیل اطلاع نداده باشید، عقد و یا طلاق صحیح است. و اگر اطلاع داده باشید، عقد فضولی است و منوط به اجازه شما است؛ امّا طلاق باطل است.
نامزد قبل از اجرای صیغه عقد نامحرم است؛ امّا وقتی صیغه عقد شرعی بین زن و شوهر خوانده شد، وظایفی که از نظر شرع مقدّس برای هر یک از طرفین تعیین شده و در رسالههای عملیه بیان گردیده، برعهده آن دو مترتب میشود؛ هر چند هنوز مراسم رسمی عروسی انجام نشده باشد. در این صورت، طرفین میتوانند هر گونه لذتی از یکدیگر ببرند. البته خوب است آن مقدار از روابط که عرفا و طبق مرسوم به بعد از عروسی موکول شده، رعایت شود.
خیر! مجبور به ازدواج با او نیستید؛ ولی از آنجا که پدر و مادر در امر ازدواج بیش از شما تجربه دارند و نکاتی را در نظر میگیرند که شاید مورد توجّه شما نباشد، مناسب است شما شرایط لازم همسر آینده خود را با ایشان مطرح کنید تا انتخاب دقیقتر صورت گیرد.
اگر حقوق و درآمدش را با رضایت به شوهر بخشیده یا در امور خانه خرج کرده است، از کسی طلبکار نیست؛ امّا چنانچه به شوهر قرض داده و شوهر آن را هزینه کرده است، یا به امر شوهر و بدون قصد مجّانی خرج کرده است، طلبکار است و شوهر باید طلب او را بپردازد.
پس از انعقاد نطفه، سقط جنین حرام است و موجب دیه میگردد و دیه آن بر حسب مراحل خلقت جنین از بیست تا هزار دینار طلا است. [دینار معادل 18 نخود طلای مسکوک است].
جراحی برای ترمیم بکارت اگر موجب نظر و لمس غیر شوهر باشد، حرام است. و در صورت ترمیم چنانچه شوهر در موقع ازدواج شرط بکارت
کند یا عقد را مبنی بر بکارت دختر جاری کنند، و بکارت بر اثر نزدیکی بر طرف شده باشد، حقّ فسخ برای شوهر وجود دارد و جراحی در آن تأثیری ندارد.
بلی! عدّه دارند؛ معلوم شدن پدر طفل از حکمتهای عدّه است، نه علت آن.
ارضای جنسی زوجه به وسیله اعضای بدن شوهر، بدون دخول اشکال ندارد؛ ولی موجب ادای حقّ زوجه نمیشود.
بلی! زن باید در مقابل نامحرم، روی پاها را هم بپوشاند.
در محیطهای جمعی سلام کردن بر جمع مانعی ندارد؛ ولی بهتر است از سلامهای خصوصی که نوعا زمینهساز فتنه است، اجتناب شود. از امیر مؤمنان علیهالسلام روایت شده است که فرمود: «من به زن جوان سلام نمیکنم؛ زیرا میترسم در قلبم چیزی خلجان کند که مطلوب پروردگار نیست».
اگر محیط خلوتی باشد که دیگری نتواند به آن وارد شود، بودن دو نامحرم در آن مکان حرام است، و در غیر آنجا هم، اگر صحبتهای شهوانی باشد، یا مفسده دیگری بر آن مترتب شود، جایز نیست.
پسر عمه، پسر خاله، پسر دایی و پسر عمو همه نامحرم هستند و رعایت حجاب در برابر آنها واجب و ترک آن گناه است؛ و بالا بودن سن آنان موجب تغییر حکم نیست.
خیر! صیغه خواهر و برادری با نامحرم مشروع نیست، آنچه موجب محرمیت میشود، انجام عقد ازدواج به صورت دائم با موقت، با رعایت شرایط مربوطه است.
نگاه غیرعمدی و بدون قصد لذت اشکال ندارد.
گریم ـ اگر همراه کار حرامی نباشد ـ اشکال ندارد. بنابراین گریم مردان به وسیله مردان یا زنان به وسیله زنان اشکال ندارد؛ امّا اگر گریم زن یا مرد به وسیله نامحرم صورت بگیرد، جایز نیست. نکته دیگر آنکه هر جا «گریم» به عنوان آرایش با آرایش و تغییر چهره برای خانمها باشد، باید از نامحرم پوشانده شود؛ امّا اگر صرفا برای تغییر چهره باشد، احوط پوشاندن آن از نامحرم است.
در مقابل داماد و سایر نامحرمان باید رعایت حجاب کامل را بنماید و فرقی بین مجلس عروسی و سایر موارد نیست.
اگر نامحرم بدون قصد لذت به عکسها نگاه کند، مانعی ندارد و شما هم تکلیفی ندارید.
اگر میدانید یا احتمال میدهید که در آینده این فیلمها توسط افراد نامحرم مشاهده میگردد، لازم است حجاب کامل خود را موقع فیلمبرداری مراعات کنید و اگر نمیتوانید، از واقع شدن در مقابل دوربین فیلمبرداری خودداری نمایید.
اگر آرایش و زینت محسوب نشود، و بوی خوش آن موجب التذاذ و تحریک نامحرم نگردد اشکال ندارد؛ ولی در هر صورت بنابر احتیاط واجب، صورت را از نامحرم بپوشاند.
دست دادن با نامحرم، اگر چه از بستگان نزدیک مثل پسر دایی و عمو باشند، حتی بدون قصد لذت هم جایز نیست. لازم است آنها را با احکام شرعی آشنا سازید.
اگر قصد لذت شهوانی و ریبه در کار نباشد، اشکال ندارد.
اصلاح و رنگ کردن ابرو برای خانمها اشکال ندارد؛ ولی باید از نامحرم پوشانده شود.
نگاه به صورت و گردن و دستهای مرد نامحرم که معمولاً نمیپوشانند، بدون قصد لذت و ریبه اشکال ندارد.
چون پوشاندن روی پا در مقابل نامحرم واجب است. بنابراین، استفاده از جوراب نازک که پوست پا از زیر آن پیدا باشد، در مقابل نامحرم جایز نیست.
رفتن به زیارت امامزادگان برای کسب ثواب است. اگر انسان در مسیر کسب ثواب، گناهی مرتکب گردد، واضح است که به پاداش مذکور نخواهد رسید و چه بسا موجب افزایش گناه نیز بشود.
لباس خانمها در مقابل نامحرم، باید بدن را بپوشاند و به نحوی نباشد که موجب تحریک نامحرم گردد و برجستگیهای بدن در آن ظاهر باشد.
لبخند زدن و هر کاری که در معرض تهییج نامحرم است، جایز نیست، و در حدیث آمده: هزار سال حبس در آخرت، مجازات یک کلمه شوخی با نامحرم است.
در صورت نبودن پزشک مماثل، به مقدار ضرورت اشکال ندارد.
اگر در اثنای کار، دستتان به طور اتّفاقی با همکارانتان تماس پیدا کند، اشکال ندارد؛ ولی چنانچه بدانید این عمل به طور مکرر ـ هر چند ناخودآگاه ـ انجام میگیرد، لازم است از دستکش و مانند آن استفاده کنید.
حرام است.
افراد توریست، از جهت حکم فقهی حجاب، تابع دین خود هستند؛ لکن همانگونه که ملزم به رعایت دیگر قوانین کشور هستند، نباید اجازه داده شود بر خلاف ارزشهای دینی و فرهنگی کشور اقدام کنند، و موجب اشاعه فساد و ابتذال اخلاقی شوند.
چنانچه مرد بداند زنان با قصد لذت به دستانش نگاه میکنند، احتیاط واجب پوشاندن آن است.
پوشیدن لباس مشکی در سوگواری امام حسین علیهالسلام از مصادیق تعظیم شعائر و دارای رجحان شرعی است و کراهت ندارد. بسیاری از فقهای بزرگوار و مراجع تقلید در روز عاشورا از قبای سیاه استفاده میکردند.
لباس شهرت، لباسی است که پوشیدن آن به خاطر رنگ، کیفیت دوخت، یا علل دیگر مناسب نیست، به طوری که اگر آن را در برابر مردم بپوشند، توجّه آنان را به خود جلب میکند و انگشتنما میشوند.
پوشیدن لباس سیاه واجب نیست؛ بلکه ملاک آن است که لباس خانمها نباید به رنگی باشد که خلاف متعارف، و موجب جلب توجّه نامحرم گردد.
خرید اجناس به صورت قسطی و با قیمت بیشتر ربا نیست و اشکال ندارد.
عقد فضولی، عقدی است که جز رضایت مالک، همه شرایط صحّت معامله را دارد. و اگر بعد از انجام عقد فضولی، مالک رضایت دهد، معامله صحیح است و آثار عقد بر آن مترتّب میشود؛ برخلاف عقد باطل که فاقد شرایط صحّت معامله است.
مثلاً اگر خانه فردی را بدون اجازه مالک بفروشیم، عقد فضولی است و با اجازه مالک معامله صحیح و تمام میشود؛ امّا اگر معامله ربوی باشد، هر چند توسط مالک انجام میشود، باطل است.
مضاربه در حقیقت، وکالت دادن برای انجام معاملات مشروع است که سود آن بین صاحب سرمایه و عامل با نسبت توافق شده تقسیم میگردد و اگر ضرری هم پیش بیاید، در صورتی که عامل کوتاهی نکرده باشد، از سرمایه کسر میشود.
باید به طریقی، پول را به صاحبش برسانید و لازم نیست بگویید بابت چه چیز است؛ مثلاً میتوانید به او بگویید این پول را سابقا از من طلب داشتهای؛ و یا به حساب بانکی او واریز کنید، و یا به وسیله شخص دیگری پول را به دست او برسانید. و در هر حال، صدقه دادن کفایت نمیکند.
اگر صاحبان یا ورثه آنها را میشناسید، باید به هر صورت به صاحبش برسانید یا رضایت آنها را تحصیل کنید، و اگر از پیدا کردن صاحب آنها مأیوس هستید، میتوانید آنها را با اجازه مجتهد از طرف صاحبش به فقیر غیر سیّد صدقه بدهید.
اگر خود آن مال موجود است، خود آن را و اگر تلف شده است، مثل یا قیمت آن را به صاحبش بدهید؛ و اگر از دسترسی به صاحب آن مأیوس هستید، با اجازه مجتهد جامع الشرایط از طرف صاحبش به فقیر غیر سیّد صدقه دهید.
پول را باید به صاحبش برسانید، و لازم نیست علّت را بیان کنید. میتوانید بگویید سابقا از من طلب داشتهای. همچنین میتوان پول را به وسیله پست یا شخص ثالث به دست او رساند.
اگر رضایت همسر را جلب نکرده باشد، ضامن است و باید جبران کند.
مصرف وسایل و داروهای بیمارستانهای دولتی و خصوصی خلاف مقررات، حرام است و موجب ضمان مثل یا قیمت آن میشود.
استفاده برخلاف مقررات از اموال دولت، حرام و موجب ضمان است.
اگر بدانید کفشی که برداشتهاید مال کسی است که کفش شما را برده، میتوانید به جای کفش خود بردارید؛ ولی اگر قیمت آن از کفش خودتان بیشتر باشد، باید هر وقت صاحب آن پیدا شد، زیادی قیمت را به او بدهید؛
و چنانچه از پیدا شدن او ناامید شوید، باید با اجازه حاکم شرع (مجتهد جامع الشرایط) زیادی قیمت را از طرف صاحبش صدقه بدهید. امّا اگر احتمال میدهید کفشی که برداشتهاید مال کسی که کفش شما را برده نیست، باید از صاحبش جست و جو کنید و چنان که مأیوس شدید، آن را از طرف صاحبش به فقیر غیر سیّد بدهید.
استفاده از دفترچه بیمه دیگری، خلاف مقررات و موجب ضمان استفادهکننده میشود.
دیه مربوط به خود کودک است و ولیّ طفل، بدون وجه شرعی حقّ ندارد مال طفل را به دیگری ببخشد. البته اگر کودک پس از بلوغ و رشد، از حقّ خود گذشت، رفع ضمان از ضارب میشود.
اگر سپردهگذار، بانک را وکیل کند که با پول او معامله مشروع انجام دهد و درصدی از سود آن را به سپرده گذار بدهد و بقیه را به عنوان حقّ وکالت
بردارد ـ همانگونه که در قانون بانکداری بدون ربا آمده است ـ اشکال ندارد؛ امّا اگر به شرط گرفتن زیاده، به بانک قرض بدهد، ربا و حرام است.
اگر پول را بر مبنای یکی از عقود شرعی مثل مضاربه و مشارکت و ... در اختیار مؤسسه میگذارند، با رعایت شرایط شرعی معامله، گرفتن سود اشکال ندارد. همچنین است اگر مؤسسه را وکیل کنند که با سپرده ایشان معاملات مشروع انجام دهد و قسمتی از سود را به عنوان حقّ الوکاله بردارد و بقیه را به سپردهگذار بدهد، امّا اگر به شرط گرفتن سود به مؤسسه قرض میدهد، ربا و حرام است.
اگر پول گذاشتن در صندوق، مشروط به قرض دادن پس از شش ماه باشد، حکم ربا دارد.
عقد و صلح و هبه در بعض موارد از نظر نتیجه یکی هستند و موجب تملیک چیزی به دیگری میگردند. امّا با این تفاوت که صلح، با قبول طرف مقابل محقق میشود؛ ولی در هبه، علاوه بر قبول طرف، باید مورد هبه نیز در
اختیار او قرار گیرد. و تفاوت دیگر آن است که صلح عقد لازم و هبه عقد جایز است.
اگر هدایا موجود است و مطالبه میکند، باید به او باز گردانید، در غیر این صورت برگرداندن لازم نیست؛ لکن اگر آن هدایا را با دادن به دیگران از محیط زندگی خود دور کنید تا خاطرات معصیت و گناه، کمتر در نظر شما مجسم شود، اولویت و رجحان دارد.
اگر یقین به حرام بودن آن دارید، نباید قبول کنید؛ و در صورت قبول، اگر صاحب آن را میشناسید، با اجازه مجتهد جامع الشرایط، از طرف صاحبش به فقیر غیر سیّد صدقه بدهید.
شرط بندی در مواردی مثل مسابقات اسبدوانی و تیراندازی با شرایط مقرّر جایز، و در سایر موارد جایز نیست.
جوایزی که از طرف سازمانها و مؤسسات پرداخت میشود، حلال است؛ ولی اگر جایزه از سوی بازیکنان باشد و بازی با شرط برد و باخت برگزار شود، قمار و حرام است.
پرداخت پول یا اموال دیگر از طرف فرد مراجعهکننده به کارمندان ادارات که مکلف به ارائه خدمات اداری به مردم هستند، منجر به فساد ادارات خواهد شده و عملی است که از نظر شرعی حرام محسوب میشود و دریافتکننده حقّ تصرف در آن مال را ندارد. باید به صاحبش مسترد نماید. البته چنانچه احقاق حقّ متوقف به پرداخت وجه باشد، برای دهنده اشکال ندارد.
استماع و گوش دادن حرام است؛ ولی به گوش رسیدن آن حرام نیست. بنابراین، در صورت اضطرار، توقف در آن محیط مانعی ندارد؛ به موسیقی گوش ندهد، هرچند به گوش او برسد.
موسیقیهایی که با مجالس لهو و لعب و غفلت متناسب است، حرام شمرده میشود، و ملاک حرمت تأثیرگذاری بر نوع مردم است، اگر چه بر شخص خاص اثر نداشته باشد.
چنانچه صدای زن به صورت غنا نباشد و گوش دادن آن به قصد لذت انجام نگیرد و مفسدهای بر آن مترتّب نگردد، اشکال ندارد و اگر یکی از ویژگیهای یاد شده را دارا باشد، گوش دادن به آن جایز نیست.
موسیقی مطلقا حرام است.
موسیقی به معنای نواختن آلات طرب که انواع متعدد دارد، حرام است، چه همراه با آواز باشد و چه نباشد، و غنا که آواز مطرب و نامناسب با مجالس لهو است، نیز بنفسه حرام است، اگرچه همراه با آلات موسیقی نباشد، و شرط مطرب بودن، در حرمت غنا است و امّا استماع آلات موسیقی مطلقا حرام است.
خرید وسایل لهوی حرام است و خریداران در برابر پول هیئت که صرف خرید این ابزار میکنند، ضامن هستند.
استفاده از ابزار و آلات مختص موسیقی لهوی حرام است، و در غیر مختص هم جایز نیست.
تعزیه اگر مشتمل بر استعمال آلات لهو و لعب نباشد و مطلب دروغ در آن
گفته نشود و مستلزم وهن اهل بیت و ائمّه اطهار علیهمالسلام نباشد، و بنابر احتیاط تشبه مرد به زن هم در آن نباشد، اشکالی ندارد.
برگزاری مجالس سوگواری اظهار محبّت به اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسلام از افضل اعمال است، و در اعمال مذکور باید رعایت شرایط زمان و مکان را بنماید که برداشت سوء از آن نشود.
صله رحم حتی با خویشاوندان فاسق واجب است و لازم است در ارشاد آنان تلاش شود. البته چنانچه سختی و مشقّتی در بین باشد، صله رحم وجوب ندارد؛ ولی باید توجّه داشت که لازم نیست این عمل با رفتن به منزل ارحام و مهمانی کردن و مهمان شدن و ... انجام گیرد. همین اندازه که قطع رحم نشود، کافی است و این کار با پیغام فرستادن یا تماس تلفنی یا نوشتن نامه یا سلام کردن هم محقّق میشود.
صله رحم به هر شکلی که انسان بتواند با توجّه به شرایطش انجام دهد، رافع تکلیف است؛ مثلاً برای کسی که امکان دیدار حضوری بر اثر بعد
مسافت یا علل دیگر وجود ندارد، تلفن زدن یا حتی مکاتبه میتواند رافع تکلیف باشد. منظور از قطع رحم این است که انسان به طور کلی نسبت به خویشاوند خود بیاعتنا شود.
ارحام، کسانی هستند که در مراتب ارث واقع میشوند؛ مانند پدر و مادر، برادر و خواهر و فرزندان آنها، و عمو و عمه، و خاله و دایی و فرزندان آنها.
صله رحم به نحو مذکور در سؤال کفایت میکند؛ هرچند در صورت احتمال تأثیر، بهتر است رفت و آمد را قطع نکند. البته اگر قطع رابطه در توجّه او به وظایف شرعی مؤثر باشد، از باب نهی از منکر لازم است.
اگر در موقع فروش، نشکستن قفل و عدم کپی شرط شده و یا مبنی بر آن فروخته شده باشد، شکستن قفل و کپی کردن خلاف شرط است و جایز نیست.
کپی چند صفحه یا یک فصل از کتاب، چاپ کتاب نیست و آن حکم را ندارد، و اگر مالک آن اذن بدهد، اشکال ندارد.
اگر نذر صحیح شرعی کرده باشید؛ یعنی به صیغه مخصوص، نذر را خوانده باشید، تغییر مورد نذر جایز نیست.
با فرض اینکه صیغه نذر را به عربی یا فارسی نخواندهاید، انجام آن در وقت دیگر اشکال ندارد.
نذر مذکور صحیح نیست.
فرزندی که مادرش در عقد موقت بوده، از تمام حقوق فرزندی بهرهمند میشود و ارث پدر به تمام فرزندانش میرسد و فرقی بین فرزندان نیست.
وصیت به محرومیت یکی از ورثه یا فرزندان از ارث، خلاف شرع و باطل است و اثر ندارد.
بیان نقاط ضعف استادان نزد مسؤولان به عنوان گزارش اشکال ندارد. و به طور کلی در مواردی که مصلحت غیبت اهمّ از مفسده آن باشد، غیبت حرام نیست.
چنانچه به غیبت گوش ندهید و بدون اختیار صدای آنها به گوش شما برسد، اشکال ندارد.
تراشیدن ریش با تیغ و کوتاه کردن آن، اگر مثل تراشیدن باشد، حرام است. البته لازم نیست ریش بلند گذاشته شود؛ بلکه به مقداری که صدق ریش کند کافی است.
دروغ مصلحتی به معنایی که نزد مردم رایج است و در واقع دروغ منفعتی
است، حرام است. موارد جواز دروغ در اسلام مشخص است؛ از جمله آنها وجود مصلحت اهم، مثل حفظ جان مؤمن یا رفع نزاع بین دو مسلمان میباشد.
چنان که در مفاتیح الجنان آمده است، پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در روز عید غدیر بین اصحاب خود عقد اخوت و برادری منعقد فرمودند. مضمون این عقد، تعهد دو برادر دینی در برابر یکدیگر است تا در دعا و زیارت یکدیگر را یاد کنند و اگر در قیامت توفیق شفاعت یافتند، همدیگر را از یاد نبرند.(1)
استخاره طلب خیر از خداوند متعال است و مورد آن، جایی است که شخصی برای انجام کاری، تحقیق خود را انجام داده؛ ولی به نتیجه نرسیده و مردد باقی مانده است، که میتواند استخاره کند. عمل به استخاره واجب نیست؛ لکن اگر استخاره بد آمد، بهتر است با آن مخالفت نشود.
تقلب نوعی خیانت است و جایز نیست؛ و خیانت در مسایل علمی، از سایر موارد زشتتر است و در شأن مسلمان نیست.
1) توضیح بیشتر را در اعمال روز عید غدیر در کتاب مفاتیح الجنان ملاحظه فرمایید.
رضایت طرف مقابل برای تقلب تأثیری در حکم ندارد.
اینگونه امور، مستند شرعی ندارد و دلیلی نیز بر اعتماد به حرف ایشان در دست نیست. علاوه بر این، اعتماد به این امور در بعضی موارد، موجب گمراهی و کدورت و اختلاف دوستان و نزدیکان میگردد.
به همراه داشتن قرآن در دستشویی و توالت، اگر هتک حرمت و بیاحترامی به قرآن نشود، اشکال ندارد؛ ولی در عین حال رعایت این مسأله و همراه نبردن، نوعی ادب و بسیار مطلوب است.
مسلمان باید همواره خیرخواه دیگران باشد و آرزوی شکست برای دیگران معمولاً از بخل و حسد سرچشمه میگیرد که هر دو از رذایل اخلاقی است و باید با آن مبارزه کرد.
بهتر است هر وقت اشتباهی از دیگری ملاحظه کردید که موجب ناراحتی شما میشود، برای هدایتش دعا کنید تا ضمن آنکه از دعای ملایکه رحمت بهرهمند میشوید، ثواب خیرخواهی برای برادر مؤمن نیز شامل حال شما گردد.
بلی خضاب کردن سر به حنا و غیر آن در حال حیض و جنابت کراهت دارد.
اگر به لحاظ طبّی ضرر قابل اعتنا نداشته باشد، اشکال ندارد.
فکر گناه به تنهایی گناه محسوب نمیشود؛ لکن فکر گناه، موجب کدورت قلب و سلب توفیق از شخص میشود و ممکن است شخص را وادار به بعضی مقدمات حرام نماید. برای پرهیز از وسوسههای شیطانی، لازم است انسان فکر گناه را نیز از خود دور کند. خودکشی از گناهان کبیره است و شخص را به عذاب الهی مبتلا مینماید و کسی که بر خدا توکل کند، مشکلات نمیتواند او را از پای درآورده و به خودکشی وادار سازد.
هیچ دلیلی بر تشابه این عکسها با آن ذوات مقدّس وجود ندارد، و نمیتوان به ائمّه علیهمالسلام نسبت داد.