ghaemiyeh.com
سرشناسه : قاضیعسکر، سیدعلی، ۱۳۲۵ -
عنوان و نام پديدآور : نماز جمعه/ تالیف علی قاضیعسکر.
مشخصات نشر : تهران: نشرمشعر، ۱۳۹۰.
مشخصات ظاهری : ۱۵۹ص.؛۱۲×۲۱سم.
شابک : 978-964-540-330-8
وضعیت فهرست نویسی : فیپا
يادداشت : چاپ قبلی: موسسه علمی فرهنگی دارالحدیث، سازمان چاپ و انتشارات، ۱۳۸۵.
موضوع : نماز جمعه
موضوع : نماز جمعه -- احادیث
رده بندی کنگره : BP۱۸۷/۵/ق۲ن۸ ۱۳۹۰
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۳۵۳
شماره کتابشناسی ملی : ۲۴۶۸۱۴۱
انسان موجودى اجتماعى است، خداوند اجتماعى بودن و با ديگران زيستن را، در فطرت آدميان، به وديعت نهاده، تا با كمك و يارى همنوعان خود، زندگى كنند.
اسلام براى تأمين و پاسخ گويى به اين نياز فطرى بشر، قوانين را در سه بخش: ١. عبادات؛ ٢. معاملات؛ ٣ - احكام، ارائه داده كه عمل به آنها با ويژگىهاى خاصّ هر يك، مىتواند سعادت و خوشبختى آدميان را تضمين، و آنان را براى حضور در عرصههاى مختلف اجتماع آماده و مهيا سازد.
عبادات در اسلام دو دستهاند:
١. عبادات فردى، مانند كمك به فقرا و نيازمندان كه بهتر آن است به صورت مخفى و پنهانى انجام شود تا آبرو و عزّت نفس آنان در معرض خطر قرار نگيرد.
٢. عبادات اجتماعى، مانند نمازجماعت، نمازجمعه، انجام فريضۀ حج و. . .
نماز اين فريضۀ بزرگ عبادى نيز به دو صورت برگزار مىشود:
الف) به تنهايى و در محيطى خلوت.
ب) در مسجد و با حضور ديگر مسلمانان.
به تنهايى و فرادى نماز خواندن، ثوابى محدود و مشخص دارد، ليكن اگر همان نماز، به جماعت خوانده شود ثواب آن مضاعف، و به گونه اى خواهد شد كه جنّ و انس از نوشتن پاداش يك ركعت آن، ناتوان مىگردند.
ابو سعيد خدرى گفت: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
جبرئيل با هفتاد هزار فرشته، پس از نماز ظهر نزد من آمد و گفت:
اى محمّد صلى الله عليه و آله پروردگارت به تو سلام رسانده، دو هديه كه آنها را به هيچ يك از پيامبران قبل از تو نداده، براى شما فرستاده است.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: آن دو هديه چيست؟
جبرئيل گفت: سه ركعت وتر در نمازشب(1)و نمازهاى پنجگانه را به جماعت خواندن.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: اى جبرئيل خداوند براى امّت من چه پاداشى در نماز جماعت قرار داده است؟
جبرئيل گفت:
إذا كانا اثنَينِ كَتَبَ اللّٰهُ لِكُلِّ واحِدٍ بِكُلِّ رَكْعَةٍ مِائَةً وَخَمْسِينَ صَلاةً، وَإذا كانُوا ثَلاثَةً كَتَبَ اللّٰهُ لِكلٍّ
1) دو ركعت شفع و يك ركعت وتر
منهُم بِكُلِّ رَكعَةٍ سِتَّمِائَةِ صَلاةٍ، وَإذا كانُوا أرْبَعَةً كَتَبَ اللّٰهُ لِكُلِّ واحِدٍ بِكُلِّ رَكْعَةٍ أَلْفاً وَ مِائَتَي صَلاةٍ، وَإِذا كانُوا خَمْسَةً كَتَبَ اللّٰهُ لِكُلِّ واحِدٍ بِكُلِّ رَكْعَةٍ ألْفَيْنِ وَأَربَعَمِائَةِ صَلاةٍ، وَإذا كانُوا سِتَّةً كَتَبَ اللّٰهُ لِكُلِّ واحِدٍ مِنْهُمْ بِكُلِّ رَكْعَةٍ أَرْبَعَةَ آلافٍ وَثَمانَمِائَةِ صَلاةٍ، وَإِذا كانُوا سَبْعَةً كَتَبَ اللّٰهُ لِكُلِّ واحِدٍ مِنْهُمْ بِكُلِّ رَكْعَةٍ تِسْعَةَ آلافٍ وَسِتَّمِائَةِ صَلاةٍ، وَإذا كانُوا ثَمانِيَةً كَتَبَ اللّٰهُ تَعالىَ لِكُلِّ واحِدٍ مِنْهُمْ تِسْعَةَ عَشَرَ ألْفاً وَمِائَتَي صَلاةٍ، وَإِذا كانُوا تِسْعَةً كَتَبَ اللّٰهُ تَعالى لِكُلِّ واحِدٍ مِنْهُمْ بِكُلِّ رَكْعَةٍ سِتَّةً وَثَلاثِينَ ألفاً وَأرْبَعَمِائَةِ صَلاةٍ، وَإِذا كانُوا عَشَرَةً كَتَبَ اللّٰهُ تَعالى لِكُلِّ واحِدٍ بِكُلِّ رَكْعَةٍ سَبْعِينَ ألْفاً وَألْفَيْنِ وَثَمانَمِائَةِ صَلاةٍ، فَإِنْ زادُوا عَلَى العَشَرَةِ فَلَو صَارَتْ بِحارُ السّماواتِ وَالأَرْضِ كُلُّها مِداداً، وَالْأشْجارُ أقْلاماً، وَالثَّقَلانِ مَعَ الْمَلائِكَةِ كُتّاباً، لَمْ يَقْدِرُوا أنْ يَكتُبُوا ثَوابَ رَكْعَةٍ واحِدَةٍ. ١
اگر در نماز جماعت، نمازگزاران دو نفر باشند خداوند براى هر كدام از آنان در هر ركعت ثواب يكصد و پنجاه نماز مىنويسد، اگر سه نفر بودند براى هر ركعت ششصد نماز، و اگر چهار نفر بودند يك هزار و
١) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ۴۴٣
دويست نماز، و اگر پنج نفر بودند دو هزار و چهارصد نماز، و اگر شش نفر بودند چهار هزار و هشتصد و اگر هفت نفر بودند نه هزار و ششصد نماز، و اگر هشت نفر بودند نوزده هزار و دويست، و اگر نه نفر بودند سى و شش هزار و چهارصد، و اگر ده نفر بودند پاداش هفتاد و دو هزار و هشتصد نماز [در نامه عمل آنان] نوشته مىشود و اگر عدد نمازگزاران از ده نفر بيشتر شود، اگر تمام آسمانها كاغذ و درياها مركب و درختها قلم و جن و انس و ملائكه نويسنده شوند، نمىتوانند پاداش يك ركعت آن را بنويسند.
از اين روايت و ديگر رواياتى كه در فضيلت نماز جماعت بيان گرديده، به خوبى مىتوان فهميد كه اسلام براى حضور مردم در عرصههاى اجتماعى ارزشى فوقالعاده قائل است.
اجتماعات دينى و اسلامى نيز به چند دسته تقسيم مىشوند:
اجتماعات روزانه عبارتند از: نمازهاى جماعت صبح، ظهر، عصر، مغرب و عشا.
هر مسلمانى در شبانه روز، سه يا پنج نوبت در كنار ديگر برادران و خواهران ايمانى خود حضور يافته، با آنان مأنوس شده، نشست و برخاست كند، به يقين و در
كوتاهترين زمان، از مشكلات و درد و رنج مسلمانان باخبر شده، مىتواند در حلّ مشكلات آنان را يارى دهد و يا از آنها كمك بگيرد.
مسلمانان روزهاى جمعه هر هفته، در محدودهاى وسيعتر و با جمعيتى بيشتر در مساجد جامع و يا مصلّاهاى نمازجمعه حضور يافته، در نماز پرشكوه عبادى سياسى جمعه شركت مىكنند و اگر كسى در محدودۀ يك فرسخى بخواهد نمازجمعه ديگرى اقامه نمايد نماز او باطل است.
همه ساله در موسم حج، مسلمانان از گوشه و كنار جهان در كنار خانه خدا اجتماعى بزرگ و شكوهمند برگزار مىكنند تا ضمن انجام مناسك حج، با هم آشنا شده، در رابطه با مسائل و مشكلات گوناگون جهان اسلام بحث و تبادل نظر نموده، در حلّ آنها با يكديگر تشريك مساعى كنند.
نمازجمعه در اسلام، از اهميّت و ويژگىهاى فراوانى برخوردار است كه توجه خوانندگان محترم را به برخى از
آنها جلب مىنمايم:
١. نمازجمعه بايد به جماعت خوانده شود و با كمتر از پنج نفر نمىتوان نمازجمعه اقامه كرد.
٢. خداوند دو ركعت از نماز ظهر كاسته، و به جاى آن دو خطبه قرار داده است، تا خطيب جمعه اسلام عزيز را براى مردم تبيين و مصالح و مفاسد مربوط به افراد و جامعه را تشريح كند.
٣. ستايش و حمد و سپاس خداوند در هر دو خطبه واجب است.
۴. توصيه نمازگزاران به تقوا و پرهيز از گناه در هر دو خطبه ضرورى است.
۵. فرستادن درود و سلام بر پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمه معصومين عليهم السلام لازم است.
۶. بايد ميان محل برگزارى دو نمازجمعه حدّاقل سه ميل يعنى حدود يك فرسخ فاصله باشد.
٧. اگر شنوندگان از نظر زبان مختلف باشند، خطيب جمعه لازم است ميان زبانهاى مختلف جمع نموده، شنوندگان را با زبان خود موعظه و نصيحت نمايد.
٨. واجب است امام و خطيب جمعه، ايستاده خطبه بخواند.
٩. سزاوار است خطيب جمعه، به هنگام ايراد خطبهها و نيز هنگام اقامۀ نماز صدا را بلند كرده، تا نمازگزاران صداى او را بشنوند.
١٠. نمازگزاران جمعه، هنگام ايراد خطبهها، لازم است به طرف امام جمعه نشسته، بيش از مقدارى كه در نمازهاى يوميّه جايز است، به اين طرف و آن طرف نگاه نكنند و روى خود را برنگردانند.
١١. سزاوار است خطيب جمعه در خطبه ها، مصالح دين و دنياى مسلمانان را تبيين و آنان را از رويدادها و حوادث كشورهاى اسلامى و جهان آگاه سازد و از امورى كه براى مسلمانان سودآور و زيانبار است و يا در شئون مختلف زندگى فردى و اجتماعى به آن نيازمندند سخن بگويد و مؤمنان نمازگزار را از چگونگى دخالت بيگانگان و نظامهاى سلطهگر و ظالم و استعمارگر در امور داخلى كشورهاى اسلامى، و استثمار آنان و غارت اموال و ثروتهاى عمومى آگاه نمايد.
١٢. خطيب جمعه بايد خوش بيان بوده، با عباراتى شيوا و رسا و روان سخن بگويد مقتضاى حال را رعايت كند و به آن چه كه در جهان و منطقه مىگذرد آگاه بوده، مصالح اسلام و مسلمين را بداند، شجاع باشد و در راه خدا از سرزنش هيچ ملامتكنندهاى نهراسد و با صراحت لهجه و توجه به شرايط زمان و مكان، در اظهار حق و ابطال باطل سخن بگويد و از انجام كارهاى لغو و بىفايده، و هر آنچه موجب كاستن از تأثير نفوذ كلام او مىشود پرهيز نمايد تا در نتيجه، سخن وى قلبها را تسخير و تحوّل روحى و اخلاقى شنوندگان را در پى داشته باشد.
١٣. مستحب است خطيب جمعه در زمستان و تابستان عمامه بر سر نهد و تميزترين لباسها را بپوشد، عطر بزند و با آرامش و وقار حركت كند.
١۴. مستحب است خطيب جمعه قبل از ايراد خطبهها بالاى منبر قرار گرفته، روبروى مردم بنشيند و به نمازگزاران سلام كند.
١۵. مستحب است امامجمعه، چيزى همچون شمشير و كمان و عصا، در دست گرفته، با مردم سخن بگويد.
١۶. اگر مسلمانان در انجام مناسك حج، از زينتكردن، ناخن گرفتن، موى كندن و امثال آن منع شدهاند، ليكن به نمازگزاران جمعه توصيه شده، ناخن و موى روى لب را كوتاه نموده، مسواك بزنند و هنگام رفتن به نمازجمعه سر را شستشو داده، زينت برگيرند.
انس بن مالك از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل كرده كه آن حضرت فرمود:
مَنْ قَلَّمَ أظافيرَهُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ، وَأخَذَ مِن شارِبهِ وَاسْتاكَ، وَأفرَغَ عَلى رَأْسِهِ مِنَ الماءِ حِينَ يَرُوحُ اِلَى الجُمُعَةِ، شَيَّعَهُ سَبْعُونَ ألفَ مَلَكٍ كُلُّهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ لَهُ، وَيَشْفَعُونَ لَهُ. ١
كسى كه روز جمعه ناخنها و موى روى لب خود را كوتاه نموده، مسواك بزند و هنگام رفتن به سوى
١) . جامع الاخبار، ص ١٢٢؛ مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ۴۶
نمازجمعه، كمى آب روى سر خود بريزد، هفتاد هزار فرشته او را بدرقه نموده، براى وى [از خداوند] طلب مغفرت و شفاعت مىكنند.
١٧. به مسلمانان توصيه شده، هنگام رفتن به نمازجمعه، و در نمازهاى عيد فطر و قربان از بهترين و تميزترين لباسهاى خود استفاده كنند.
از امام صادق عليه السلام دربارۀ معناى فرموده خداوند بلندمرتبه «خُذُوا زِينَتَكُم عِنْدَ كُلِّ مَسْجدٍ» ١سؤال شد حضرت فرمودند: «در عيد فطر و قربان و جمعه» . ٢
١٨. نمازجمعه از چنان اهميّتى برخوردار است كه فرشتگان در آسمانها براى شركت كنندگان در نمازجمعه طلب مغفرت و آمرزش مىكنند.
انس بن مالك گفت: پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «زمانى كه در شب معراج مرا به طرف آسمان حركت دادند، در زير عرش هفتاد شهر مانند شهرهاى شما را ديدم كه فرشتگان بالهاى خود را گسترده، تسبيح و تهليل خداى كرده و مىگفتند: بار خدايا كسانى را كه در نمازجمعه حاضر مىشوند بيامرز، بار خدايا كسانى را كه روز جمعه غسل مىكنند ببخشاى» . ٣
١٩. مردم از روز پنجشنبه بايد خود را براى حضور در
١) . اعراف: ٣١
٢) . وسائل الشيعه، ج ٧، ص ٣٩۵
٣) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ٩٠
نمازجمعه آماده كنند. امام باقر عليه السلام در پاسخ به سؤالى پيرامون آيۀ «فَاسْعَوْا إلىٰ ذِكْرِ اللّٰهِ. . .» فرمود: «به خدا سوگند به من خبر رسيده كه اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله از روز پنجشنبه خود را براى جمعه آماده مىكردند؛ زيرا روز جمعه، روزى محدود - فشرده - براى مسلمانان است» . ١
از آنجا كه روايت در بيان معناى آيۀ شريفه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوا إلى ذِكْرِ اللّٰهِ. . .» ٢آمده، خود دليل آن است كه امام باقر عليه السلام اهميت شركت و حضور مردم در نمازجمعه را گوشزد فرمودهاند.
تأييد اين مطلب، روايت ديگرى است كه امامسجاد عليه السلام از اميرمؤمنان على بن ابىطالب عليه السلام نقل كردهاند كه آن حضرت فرمود: «هيچ يك از شما روز پنجشنبه دارو نخوريد!» گفته شد اى امير مؤمنان چرا؟ حضرت فرمود: «براى اينكه ضعف و سستى ناشى از مصرف دارو، مانع شركت در نمازجمعه نشود» . ٣
٢٠. مسلمانان بايد خطبههاى نمازجمعه را دقيقاً استماع نموده، اگر چُرت بر آنان چيره شود، جاى خود را عوض كنند. . .
١) . وسائل الشيعه، ج ٧، ص ٣۵٣
٢) . جمعه: ٩
٣) . وسائل الشيعه، ج ٧، ص ٣۵٣
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايند:
إِذا نَعَسَ أَحَدُكُم فِي الْمَسْجدِ يَوْمَ الجُمُعَةِ فَلْيَتَحَوَّلْ مِنْ مَجْلِسِهِ ذلِكَ اِلى غَيْرِهِ. ١
اگر يكى از شما روز جمعه در مسجد چرت زد، پس جاى خود را با ديگرى عوض كند، تا اين تغيير مكان مانع خواب رفتن نمازگزار شود.
٢١. از سوى ديگر شركتكنندگان در نمازجمعه، با استماع خطبهها با مصالح دين و دنياى خود آشنا مىشوند؛ چنانكه از على بن موسى الرضا عليه السلام پرسيدند: چرا براى نمازجمعه خطبه قرار داده شده؟ فرمود:
لِأنَّ الْجُمُعَةَ مَشْهَدٌ عامٌّ فَأرادَ أنْ يَكُونَ لِلإمام سَبَبٌ لِمَوْعِظَتِهِم وَتَرْغِيبِهِمْ فِي الطَّاعَةِ، وَتَرهِيبِهِم عَنِ الْمَعْصِيَةِ، وَتَوْقِيفِهِمْ عَلى ما أرادَ مِنْ مَصْلَحَةِ دينِهِم وَدُنْياهُم، ويُخْبِرَهُم بِما وَرَدَ عَلَيهِ مِنَ الأوقاتِ [ الآفاقِ ] وَمِنَ الأحْوالِ الّتي لَهُمْ فِيهَا الْمَضَرَّةُ وَالْمَنْفَعَةُ. ٢
براى اينكه جمعه، روز اجتماع عمومى است و اين خود وسيلهاى است تا امام، مردم را موعظه كند و به اطاعت خداوند تشويق نمايد و آنان را از معصيت و گناه و نافرمانى خدا بترساند و مردم را نسبت به مصالح دين و دنيايشان آگاه سازد، و رويدادهايى كه در
١) . مسند احمد، ج ٨، ص ۴٧٩
٢) . عيون اخبار الرّضا عليه السلام، ج ٢، ص ١١١
دوردست ترين نقاط جهان واقع مىشود را به مردم خبر دهد و جريانات و حوادثى كه سود و زيان مسلمانان در آن است را به اطلاع آنان برساند.
٢٢. شركتكنندگان در نمازجمعه آنقدر عزيزند كه نام آنان را فرشتگان با قلمى زرين و در صفحاتى نقرهاى مىنويسند. ١
كسانىكه نامشان در چنين دفاترى ثبت شود مورد رحمت و مغفرت خدا قرار مىگيرند تا جايى كه به آنان خطاب مىشود: «إستَأنِفِ العَمَلَ» ٢؛ «عمل را از نو آغاز كنيد» .
٢٣. كارفرمايان در جامعه اسلامى وظيفه دارند هنگام برپايى نمازجمعه، كارگران را براى شركت در نمازجمعه آزاد بگذارند.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
مَنْ اِسْتَأْجَرَ أجِيراً فَلَا يحبِسْهُ عَنِ الْجُمُعَةِ فَيَأثَمَ، وَإن لَم يَحْبِسْهُ عَنِ الجُمُعَةِ اشتَرَكا فِي الْأجرِ. ٣
اگر كسى كارگرى را روز جمعه براى كارى اجير كند، پس نبايد او را از شركت در نمازجمعه باز دارد كه اگر چنين كند گناهكار است و اگر مانع وى نشد و اجازه شركت در نمازجمعه را به او داد، هر دو در ثواب شريكند.
١) . كافى، ج ٣، ص ۴١٣
٢) . وسائل الشيعه، ج ٧، ص ٢٩۶
٣) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ٧
٢۴. مسئولان و زندانبانان، زندانيان را با مراقبت مأموران، از زندان خارج و در نمازجمعه شركت دهند.
امام باقر عليه السلام فرمود:
إنّ عليّاً عليه السلام كان يُخْرِجُ أهلَ السُّجونِ مِنَ الحَبْسِ في دَيْنٍ أو تُهَمَةٍ إلَى الْجُمُعَةِ فَيَشهَدُونَها، وَيُضَمِّنُهُمُ الأولياءَ حَتّى يَرُدّونَهُم. ١
همانا روش على عليه السلام چنين بود: زندانيانى كه به دليل تهمت و يا ناتوانى در پرداخت قرض زندانى بودند را، روزهاى جمعه با ضمانت اولياى آنان از زندان خارج مىساخت، پس در نمازجمعه حاضر مىشدند - و از بركات آن بهره مىگرفتند -.
٢۵. حال با توجّه به اهميتى كه نمازجمعه دارد، اگر مسلمانى سه هفته پى در پى بدون عذر شرعى در نمازجمعه شركت نكند، خداوند بر قلب او مُهر زده، نام وى را در شمار منافقان ثبت مىكند؛ چنانكه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «مَنْ تَرَكَ ثَلاثَ جُمَعٍ تَهاوُناً بِها طَبَعَ اللّٰهُ عَلىٰ قَلبِهِ» . ٢
٢۶. آنان كه با نمازجمعه برخوردى سرد و تخريبى دارند، به ديگر كارها و اعمال عبادى خود ضربه وارد ساخته، بايد از كار خود توبه كنند.
١) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ٢٧
٢) . سنن ابىداود، ج ١، ص ۶٣٨
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
فَمَنْ تَرَكَها فِي حَياتِي وَبَعدَ مَماتي إلىٰ يَومِ القِيامةِ جُحُوداً لَها وَاسْتِخْفافاً بِحَقِّها فَلا جَمَعَ اللّٰهُ شَمْلَهُ، وَلا بارَكَ اللّٰهُ لَهُ في أمرِهِ. ١
كسى كه در دوران حيات من و يا پس از مرگ من تا روز قيامت، نمازجمعه را ترك كند، چه آن را انكار كند يا سبك بشمارد، خداوند پراكندگى كار او را سامان ندهد و امر او را مبارك نگرداند.
٢٧. نمازجمعه علاوه بر بُعد معنوى و عبادى آن، پيوستگى خاصّى با حكومت و نظام اسلامى دارد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله در دوره سيزده ساله بعثت تا هجرت، در مكّه مكرّمه نمازجمعه اقامه نكردند، ولى پس از هجرت به مدينه و تشكيل حكومت دينى و اسلامى، نمازجمعه را برگزار و مسلمانان را به شركت در آن، امر و تشويق فرمودند.
در دوران خلفاى بنىاميه و بنىعباس نيز، امامان و پيشوايان دين عليهم السلام به دليل عدم برپايى حكومت اسلامى و سلطه عناصر غير صالح، از اقامۀ نمازجمعه خوددارى مىكردند.
٢٨. نمازجمعه، نمازى عبادى - سياسى است و لذا امام و پيشواى مسلمانان و يا امير و شخصى كه از طرف
١) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ١٠
امام مسلمين به اين سمت منصوب شده، بايد نمازجمعه را اقامه كند و هيچكس نمىتواند در نظام اسلامى بدون اذن ولى امر مسلمين، و از سر خود اقدام به برگزارى نمازجمعه نمايد. از اين رو مسلمانان همه هفته مصالح و مفاسد و مشكلات جامعۀ اسلامى را مستقيم و بدون واسطه از زبان مسئولان نظام مىشنوند و در نتيجه يا توجيه شده و يا براى حلّ آن چارهانديشى مىكنند.
اهمّيت و جايگاه والا و مهمّ نمازجمعه، كه به برخى از آنها اشاره گرديد، خلفاى بنىاميه و بنىعباس را بر آن داشت تا درصدد چنگاندازى و تصرّف غاصبانه اين منصب حسّاس برآمده، و در نتيجه از آن سوءاستفاده كنند و آن را وسيله و ابزارى براى دستيابى به مطامع و منافع غير الهى و شيطانى خود قرار دهند.
بهرهبردارىهاى سياسى حاكمان دور از خدا، از اين فريضه مهمّ دينى و اسلامى قرنها ادامه يافت تا آنكه خداوند بر مؤمنان خداجوى، و مدافعان حريم دين و ديانت در ايران اسلامى منّت نهاد و انقلاب شكوهمند اسلامى به رهبرى پيشواى خردمند انقلاب حضرت امام خمينى قدس سره به پيروزى رسيد و بار ديگر حكومت الهى و اسلامى استقرار يافت.
يكى از بركات اين نظام مقدس و شكوهمند، برگزارى و اقامۀ نمازجمعه در سرتاسر ميهن اسلامى بود. حضرت
امام خمينى قدس سره در اين رابطه فرمودهاند:
يكى از مهمترين چيزهايى كه در اين انقلاب حاصل شد، قضيۀ نمازجمعه است كه در زمان سابق در بين ما مطرود، و در بين اهل سنت بهطور دلخواه نبود و غالباً تحت نفوذ قدرتها انجام مىگرفت كه بحمداللّٰه در اين نهضت، نمازجمعه با محتواى حقيقى آن تحقق يافت. ١
پس از رحلت امام عظيم الشأن و راحلمان، رهبر معظّم و بزرگوار انقلاب اسلامى حضرت آيةاللّٰه خامنهاى - مدّظله -، هدايت و رهبرى امامان جمعه را برعهده گرفته، خود نيز پيشاپيش ديگران به عنوان امامجمعه تهران به اين سنگر مقدس شكوه و عظمت خاصّى بخشيدند. ايشان در رابطه با اهميت و جايگاه والاى نمازجمعه فرمودهاند:
. . . نمازجمعه به خودى خود يكى از آن عوامل حفظكننده و باقىدارنده و ضد زوال در درون نظام اسلامى است و تا وقتى اين نماز هست و تا وقتى ائمه محترم جمعه و مردم، قدر نمازجمعه را مىدانند و تا وقتى نمازجمعه «كما هي حقُّها» انجام مىگيرد، بلاشك در جامعه اسلامى، خوف و تزلزل نيست. ٢
مجموعهاى را كه در پيش ديد خود داريد، گزيدهاى از
١) . صحيفه نور، ج ١٨، ص ١۵١
٢) . با رهبر در سنگر جمعه، ص ١١٧
روايات شيعه و سنى در زمينه اهميت نمازجمعه و ويژگىهاى مربوط به آن است كه از زبان رسولخدا صلى الله عليه و آله و ائمه معصومين عليهم السلام بيان شده است.
اميد آنكه خوانندگان عزيز و گرامى را مفيد افتد و رضايت و خشنودى حضرت حقّ را فراهم سازد.
سيد على قاضى عسكر
عضو شوراى سياستگذارى
ائمه جمعۀ سراسر كشور
. . . وَالْجُمعَةُ - بِضَمِّ المِيمِ وَالسُّكُون لُغَتانِ - الْيَوْمُ الْمَعْهُودُ، وَإِنَّما سُمِّي بِهِ، لِاجْتِماعِ النّاسِ فِيهِ لِلصَّلاةِ. وَقِيلَ: لِأنَّهُ تعالى فَرَغَ فِيهِ مِنْ خَلْقِ الأشياءِ فَاجْتَمَعَتْ فِيهِ الْمَخْلُوقاتُ وَقِيلَ: أوَّلُ مَنْ سمّاهُ بِهِ كَعبُ بنُ لؤيٍّ، وَكانَ يُقالُ لَهُ: الْعَروبة. ١
. . . جمعه به ضمّ ميم و سكون آن، دو واژه براى روز معروف - هفتمين روز - است و به دليل اجتماع مردم در اين روز براى نماز، جمعه ناميده شده است.
همچنين گفته شده: جمعه را جمعه ناميدند به دليل آنكه خداوند متعال آفرينش موجودات را در اين روز به پايان رساند سپس آفريدههاى خود را در اين روز گردهم آورد. و نيز گفته شده: اولين كسى كه اين روز را جمعه ناميد كعب بن لؤىّ بود و پيش از آن به جمعه «عروبة» گفته مىشد.
١) . بحارالانوار، ج ٨۶، ص ١٢۵
علاوه بر دو تلفظ فوق، فرّاء جُمْعَه را جُمَعَه بر وزن ضُحَكَة وهُمَزَة نيز ذكر كرده است. ١
والجُمعَةُ اسمٌ للاجتماعِ كما اَنَّ الفُرْقَةَ اسم للافتراقِ. ٢
جمعه اسم مصدر است براى اجتماع همانگونه كه فُرقه اسم مصدر براى افتراق است.
ابىحمزه گويد: مردى به امام باقر عليه السلام گفت: چگونه جمعه نامگذارى شد؟ حضرت فرمود:
إنَّ اللّٰهَ عَزَّوَجَلّ جَمَعَ فِيها خَلْقَهُ لِوِلايةِ مُحَمَّدٍ وَوَصِيِّهِ فِي المِيثاقِ، فَسَمّاهُ: يَوْمَ الجُمعَةِ لِجَمْعِهِ فِيهِ خَلْقَهُ. ٣
همانا خداوند عزّوجل در روز جمعه، آفريدگان خود را براى پيمان با محمد صلى الله عليه و آله و جانشين او - يعنى على عليه السلام - گرد آورد. پس به دليل گرد آمدن و اجتماع آفريدگان خويش، آن روز را جمعه ناميد.
همچنين امام صادق عليه السلام فرمود:
سُمِّيَتِ الجُمعَةُ جُمعَةً، لِأنَّ اللّٰهَ جَمَعَ الخَلْقَ لِوِلايَةِ مُحَمَدٍ وَأهْلِ بَيْتِهِ - صَلَواتُ اللّٰهِ عَلَيْهِم -. ۴
١) . مجمع البيان، ج ١٠، ص ۴٣١
٢) . بحارالانوار، ج ٨۶، ص ١٢۵
٣) . كافى، ج ٣، ص ۴١۵
۴) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ۵٩
جمعه، جمعه ناميده شد به دليل آنكه خداوند آفريدگان خود را براى - گرفتن پيمان - ولايت محمد و اهل بيت او عليهم السلام گرد هم آورد.
در روايت فوق به جاى كلمه وصىّ، كلمه اهل بيت آورده شده و شعاع روايت را گستردهتر كرده است.
همچنين امام صادق عليه السلام فرمود:
سُمِّيَتِ الجُمعَةُ جُمعَةً لِأَنَّ اللّٰهَ جَمَعَ لِلنَّبِيِّ صلى الله عليه و آله أمْرَهُ. ١
جمعه، جمعه ناميده شد براى اينكه خداوند - در اين روز - كار پيامبر صلى الله عليه و آله را سامان داد.
سلمان به نقل از رسول خدا صلى الله عليه و آله گفت:
إِنَّما سُمِّيَتِ الْجُمعَةُ؛ لاِنَّ آدَمَ جُمِعَ فِيها خَلْقُه. ٢
همانا جمعه ناميده شد براى اينكه آفرينش آدم در اين روز به پايان آمد.
ابىهريره نيز مىگويد: از رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسيدند براى چه اين روز «جمعه» ناميده شد؟ حضرت فرمود:
لِأنَّ فيها طُبِعَتْ طِينَةُ أبيكَ آدَمَ، وَفِيهَا الصَّعْقَةُ وَالْبِعثَةُ، وَفِيهَا البَطشَةُ، وَفِي آخِرِ ثَلاثِ ساعاتٍ مِنْها ساعَةٌ مَن دَعَا اللّٰهَ فيهَا استُجيبَ لَهُ. ٣
١) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ۵٩
٢) . كنزالعمال، ج ٧، ص ٧٠٩
٣) . همان، ص ٧١٧
براى اينكه در آن روز، گِل وجود پدرت آدم سرشته شد، و نيز بيهوشى - مردم بر اثر صيحۀ آسمانى - و رستاخيز و روز سختگيرى در چنين روزى است و در پايان سه ساعت از آن، ساعتى است كه اگر كسى خدا را در آن ساعت بخواند، مستجاب مىشود.
از علما منقول است كه جمعه ده نام دارد:
«يوم المَوْلود» به جهت تولد حضرت رسالت صلى الله عليه و آله در آن، و «يوم الفَضْل» و «يوم البركة» و «يوم الرحمة» و «يوم الإجابة» و «يوم العِيد» و «يوم العتيق» و «يوم العروبة» و «يوم الكَرامة» و «يوم الجُمعة» . ١
على عليه السلام فرمود: همراه با رسول خدا صلى الله عليه و آله بوديم، مردى آمد و گفت: «اى رسول خدا! پدر و مادرم فداى شما باد! به من بگو چگونه روز يكشنبه را، يوم الاحد ناميدند؟ تا اينكه گفت: پدر و مادرم فداى شما اى رسول خدا صلى الله عليه و آله! از روز جمعه و نامگذارى آن به من خبر دهيد. پس رسول خدا صلى الله عليه و آله گريست و فرمود: «از روز جمعه از من پرسيدى؟» گفت: «آرى» . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
فرشتگان در آسمانها، آن را يوم المزيد نامند.
روز جمعه روزى است كه خداوند آدم را آفريد، روز
١) . نمونهاى از تفاسير، ص ٣٠
جمعه روزى است كه خداوند در پيكر آدم روح دميد.
روز جمعه روزى است كه خداوند آدم را در بهشت جاى داد
روز جمعه روزى است كه فرشتگان به آدم سجده كردند.
روز جمعه روزى است كه خداوند حواء را براى آدم فراهم آورد.
روز جمعه روزى است كه خداوند به آتش خطاب كرد كه بر ابراهيم سرد و سلامت باش «كُونِي بَرْداً وَسَلاماً عَلىٰ إبْراهِيمَ» . ١
روز جمعه روزى است كه خداوند دعاى يعقوب را مستجاب كرد و پذيرفت.
روز جمعه روزى است كه خداوند گناه آدم را بخشيد.
روز جمعه روزى است كه خداوند بلا را از ايّوب پيامبر برداشت.
روز جمعه روزى است كه خداوند به جاى قربان كردن اسماعيل، گوسفندى بزرگ جثه را براى ابراهيم خليل فرستاد.
روز جمعه روزى است كه خداوند آسمانها و زمين و آن چه ميان آنهاست را آفريد. ٢
١) . انبياء: ۶٩
٢) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ۵٩
روز جمعه روزى است كه مريم، عيسى - على نبينا و آله وعليه السلام - را حامله گرديد و روز جمعه روزى است كه در آن روح الامين فرود آمد. ١
امام صادق عليه السلام نيز فرمود:
يَخرُجُ قائمُنا اَهْلَ البَيْتِ يَوْمَ الجُمُعَةِ، وَتَقُومُ القِيامَةُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ. ٢
قائم ما اهل بيت روز جمعه ظهور نمايد، و قيامت نيز روز جمعه بر پا مىشود.
از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمود: «خَيْرُ الْأيّامِ يَوْمُ الْجُمُعَةِ» ٣؛ «بهترين روزها، روز جمعه است» .
همين روايت به تعبير ديگر نيز آمده است: «إِنَّ مِنْ اَفْضَلِ أيّامِكُم يَوْمَ الجُمُعَةِ» . ۴
سعدبن عباده به نقل از رسول خدا صلى الله عليه و آله گفت:
سَيِّدُ الأيّامِ عِنْدَ اللّٰهِ يَوْمُ الْجُمُعَةِ، أعْظَمُ مِنْ يَوْمِ النَّحْرِ وَالفِطْرِ. . . . ۵
١) . كافى، ج ١، ص ۴٨٠
٢) . بحارالانوار، ج ٧، صص ۵٩ و ۶١
٣) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ۶۵
۴) . سنن ابىداود، ج ١، ص ۵٣۵
۵) . كنزالعمال، ج ٧، صص ٧٠٨ و ٧١٣
سيّد و آقاى روزها نزد خداوند: روز جمعه است، از روز عيد قربان و فطر برتر است. . . .
ابوهريره به نقل از رسول خدا صلى الله عليه و آله گفت:
خَيْرُ يَوْمٍ طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ يَومُ الجُمُعَةِ. . . . ١
بهترين روزى كه خورشيد بر آن تابيده، روز جمعه است. . . .
امام صادق عليه السلام به نقل از پدران بزرگوارشان از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل كردند كه فرمود:
إِنَّ اللّٰهَ اختارَ مِنَ الْأيّامِ الْجُمُعَةَ، وَمِنَ الشُّهُورِ شَهْرَ رَمَضانَ، وَمِنَ اللَّيالِي لَيْلَةَ الْقَدْرِ. . . . ٢
همانا خداوند از ميان روزها جمعه را، و از بين ماهها، ماه رمضان را، و از ميان شبها، شب قدر را برگزيد. . . .
جابر گفت: امام باقر عليه السلام به نقل از پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
إنَّ جَبْرَئِيلَ أتانِي بِمِرآةٍ فِي وَسَطِها كَالنُّكْتَةِ السَّوْداءِ، فَقُلْتُ لَهُ: يا جَبْرَئيلُ ما هذه؟ قالَ: هذِهِ الْجُمُعَةُ، قالَ: قُلتُ: وَمَا الْجُمُعَةُ؟ قالَ: لَكُمْ فِيها خَيْرٌ كَثِيرٌ. قالَ: قُلتُ وَمَا الْخَيْرُ الكَثِيرُ؟ قالَ: تَكُونُ لَكَ عِيداً وَلِاُمَّتِكَ مِنْ بَعْدِكَ إِلىٰ يَوْمِ الْقِيامَةِ. . . . ٣
همانا جبرئيل نزد من آمد، در حالى كه آينهاى در دست داشت و در ميانۀ آن چيزى همچون نقطۀ
١) . كنزالعمال، ج ٧، ص ٧١٠
٢) . مستدركالوسائل، ج ۶، ص ۶٣
٣) . همان، ص ۵٨
سياهى بود. گفتم اى جبرئيل! اين چيست؟ گفت: اين جمعه است گفتم: جمعه چيست؟ گفت: در آن براى شما خير فراوانى است. گفتم: خير فراوان چيست؟ گفت: يعنى براى تو و پيروان تو بعد از شما تا روز قيامت عيد مىباشد. . . .
انس نيز گفت: روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله برخلاف قرار هميشگى، كمى ديرتر از خانه خارج شد. پس ياران آن حضرت گفتند: «اى رسول خدا صلى الله عليه و آله! امروز ديرتر از خانه خارج شديد؟» آن حضرت فرمود:
جبرئيل به صورت زنى زيبا و سفيدچهره كه در صورت خود خالى داشت، نزد من آمد و گفت: اين صورت و شكل روز جمعه است. و همان روزى است كه در آن براى تو و پيروان تو خير فراوان نهفته است.
يهود و نصارى مىخواستند اين روز از آن آنها باشد، ولى خداوند عطايشان ننمود.
پس گفتم: اين خال سياه چيست؟ گفت: اين ساعت استجابت دعا است كه اگر [تير] دعا به آن بخورد، به پذيرش نزديك است. و اگر به اجابت نرسد، براى دعاكننده ذخيره خواهد شد و در قيامت از سختىها و ناراحتىهاى وى مىكاهد. و آن روز، برترين روزها نزد خداوند است. بهشتيان اين روز را «يوم المزيد» مىخوانند. گفتم: يوم المزيد چيست؟ گفت:
در بهشت درههاى وسيعى هست كه خاك آن
از مشكِ خوشبوى سفيدرنگ است. پس در قيامت آنگاه كه روز جمعه فرا رسد، خداوند فرمان دهد تا صندلىهايى از طلا، آنجا بگذارند. سپس فرستادگان خداوند آمده روى آن مىنشينند، صديقان، شهيدان، مؤمنان نيز آمده اطراف آنها مىنشينند، پس خداوند متعال مىگويد: بندگان من حاجتهاى خود را طلب كنيد؟ مىگويند:
خداوندا! خشنودى تو را مىخواهيم. خداوند مىفرمايد: از شما خشنود شدم حاجت ديگرى بخواهيد، پس هر آنچه خواهند آرزو مىكنند و خداوند به آنان مىدهد، چيزهايى كه هيچ چشمى نديده، هيچ گوشى نشنيده، و بر قلب هيچ انسانى خطور نكرده است. سپس خداوند مىفرمايد: از شما خشنود گشتم، آنچه شما را وعده داده بودم، وفا كردم، نعمت خود را بر شما تمام كردم، و اينجا مكان كرامت و بزرگوارى من است.
سپس بهشتيان هر يك به غرفههاى خويش باز مىگردند تا جمعهاى ديگر كه باز آنان را خواسته و چنين صحنهاى تكرار مىشود.
گفتم: اى جبرئيل! بالاخانههاى - غرفهها - آنان چيست؟ گفت: از مرواريد سفيد، و ياقوت قرمز و زمرد سبز درهايى دارد كه هميشه گشوده است،
چشمهها در آن جارى است و هر يك از آنان با همسر خود در آن به سر مىبرند. ١
على بن ابىطالب عليه السلام در روز جمعه براى مردم خطبه مىخواند تا اينكه فرمود:
امروز، روزى است كه خداوند آن را براى شما عيد قرار داد و آن برترين روزهاى شما و بالاترين عيد شما است. ٢
انس بن مالك گفت: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
إنَّ هذا يَوْمُ عِيدٍ جَعَلَهُ اللّٰهُ عِيداً لِلنّاسِ. . . . ٣
همانا اين روز، روز عيد است و خداوند آن را براى مردم عيد قرار داده است. . . .
و در تعبيرى ديگر به نقل از ابن عباس آمده كه خداوند اين روز را براى مسلمانان عيد قرار داد. ۴
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اَلجُمُعَةُ حَجُّ المَساكينِ» ۵؛ «جمعه حج مسكينان است» .
و در حديثى ديگر فرمود: «اَلْجُمُعَةُ حَجُّ الْفُقَراءِ» ۶؛ «جمعه حج فقيران و نيازمندان است» .
١) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ۶٢
٢) . من لايحضره الفقيه، ج ١، ص ۴٣١
٣) . كنزالعمال، ج ٧، ص ٧۵٧
۴) . همان، ص ٧١٢
۵) . بحارالانوار، ج ٨۶، ص ٢١٢
۶) . كنزالعمال، ج ٧، صص ٧٠٧ و ٧١۶
شايد در نگاه اوّل چنين تصوّر شود كه مراد از جمعه در احاديث فوق، روز جمعه است، ولى حديث ذيل به خوبى نشان مىدهد كه تعبير حج مربوط به نمازجمعه است؛ چرا كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
اَلْمُسْلِمُ يَوْمَ الجُمُعَةِ مُحْرِمٌ، فَإِن صَلَّى الجُمُعَةَ فَقَدْ أحَلَّ، فَإن جَلَسَ إلىٰ أن يُصلِّيَ الْعَصْرَ كانَ كَمَنْ أتىٰ بِحَجَّةٍ وَعُمرَةٍ. ١
مسلمان روز جمعه مُحْرِم است، پس اگر نمازجمعه را بهپا داشت، به تحقيق از احرام خارج و مُحل مىگردد.
پس اگر بنشيند تا نماز عصر را نيز بخواند مانند كسى است كه حج و عمره را بهجاى آورده است.
و يا در حديثى ديگر آن حضرت فرمود:
مَنْ صَلَّى الْجُمُعَةَ كُتِبَتْ لَهُ حَجَّةٌ مُتَقَبَّلَةٌ، فَإِنْ صَلَّى العَصْرَ كانَتْ لَهُ عُمرَةٌ. ٢
كسى كه نمازجمعه را اقامه كند براى او ثواب حج مقبولى نوشته شود، پس اگر نماز عصر را نيز بخواند براى او ثواب عمره نوشته شود.
مفهوم اين دو روايت بيانگر ارتباط نمازجمعه با حج، و ثواب و پاداش حج و عمره داشتن است به اين معنى كه اگر كسى روز جمعه را درك نموده، ليكن نمازجمعه را اقامه ننمايد از ثواب حج و عمره محروم مانده است.
١) . كنزالعمال، ج ٧، ص ٧٢٠
٢) . همان
سعيد بن مسيّب پيوسته مىگفت:
اَلْجُمُعَةُ اَحَبُّ اِلَيَّ مِنْ حَجَّةِ تَطَوُّعٍ. ١
نمازجمعه نزد من از حج اختيارى و مستحبّى محبوبتر است.
روز جمعه روز آمرزش است. از يك سو مسلمانان به خاطر روز جمعه مورد مغفرت خدا قرار مىگيرند و از سوى ديگر به دليل شركت در نمازجمعه.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
لا يَتْرُكُ اللّٰهُ أحَداً يَوْمَ الجُمُعَةِ اِلّاٰ غَفَرَ لَه. ٢
خداوند هيچ مسلمانى را روز جمعه رها نكند، مگر آنكه او را ببخشايد.
همچنين آن حضرت فرمود:
اَلجُمُعَةُ إلَى الْجُمُعَةِ كَفّارَةُ ما بَيْنَهُما ما لَم تُغْشَ الْكَبائِرُ. ٣
جمعه تا جمعه پاككننده گناهانى است كه در فاصله بين آن دو انجام شده، در صورتى كه گناه كبيره مرتكب نشده باشد.
امام صادق عليه السلام از پدران بزرگوارشان به نقل از
١) . بحارالانوار، ج ٨۶، ص ٢١٢
٢) . كنزالعمال، ج ٧، ص ٧١٠
٣) . سنن ابن ماجه، ص ٢۶١
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
ما مِنْ مؤمِنٍ مَشىٰ بِقَدَمَيْهِ إلَى الْجُمُعَةِ، إلّاخَفَّفَ اللّٰهُ عَلَيْهِ أهْوالَ يَوْمِ القِيامَةِ بَعْدَ ما يَخْطُبُ الْإمامُ، وَهِيَ ساعَةٌ يَرْحَمُ اللّٰهُ فيهَا المُؤمِنِينَ وَالمُؤمِناتِ. ١
هيچ مؤمنى با پاهاى خود - پياده - به سوى نمازجمعه نمىرود، مگر آنكه پس از خطبه امام جمعه، خداوند از نگرانىها و وحشت او در روز قيامت مىكاهد. و آن ساعتى است كه در آن خداوند مردان و زنان با ايمان را مشمول رحمت خود قرار مىدهد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
مَنْ أتَى الجُمُعَةَ إيماناً وَاحْتِساباً استَأنفَ العَمَلَ. ٢
هر كس از روى ايمان و با قصد پاك و براى خشنود ساختن خداوند، به نمازجمعه آيد، اعمال خود را از سر گيرد.
«استأنف العمل» ، كنايه از آن است كه خداوند گناهان گذشته او را بخشيده و كارها را از نو آغاز نمايد.
امام صادق عليه السلام، از پدر و اجداد بزرگوارشان، از على بن ابىطالب عليه السلام و ايشان از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل كردهاند كه آن
١) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ۴٢
٢) . من لايحضره الفقيه، ج ١، ص ۴٢٧
حضرت فرمود:
إذا كانَ يَوْمُ الجُمُعَةِ نادَتِ الطّيْرُ الطَّيْرَ، وَالْوَحْشُ الْوَحْشَ، وَالسِّباعُ السِّباعَ: سَلامٌ عَلَيْكُمْ هذا يَوْمٌ صَالِحٌ. ١
هنگامى كه روز جمعه فرا مىرسد، پرنده، پرنده را، حيوان بيابانى، حيوان بيابانى و وحشى را، درنده، درنده را ندا داده [گويند] درود و سلام بر شما باد، امروز، روز نيكى است.
على عليه السلام به نقل از رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
إذا كانَ يَوْمُ الْجُمُعَةِ، نَادَتِ الطَّيْرُ الطَّيْرَ، وَالْوَحْشُ الْوَحْشَ، وَالسِّباعُ السِّباعَ، سَلامٌ عَلَيْكُمْ هذا يَوْمُ الْجُمُعَةِ. ٢
آنگاه كه روز جمعه فرا رسد، پرنده، پرنده را، حيوان بيابانى وحشى، حيوان بيابانى را، درنده، درنده را ندا دهد درود بر شما، امروز روز جمعه است.
در تعبيرى ديگر هشام بن حكم گفت: امام صادق عليه السلام فرمود:
. . . . وَلْيَتَهَيَّأْ لِلْجُمُعَةِ، وَلْيَكُنْ عَلَيْهِ فِي ذلِكَ الْيَوْمِ السَّكِينةُ وَالْوَقارُ. . . . ٣
و بايد براى نمازجمعه آماده شود و بايد در اين روز
١) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ۶۵
٢) . كنزالعمال، ج ٧، ص ٧١۶
٣) . كافى، ج ٣، ص ۴١٧
آرام و متين باشد - يعنى باآرامى و متانت راه رود و آثار عجله و شتاب در او نمايان نشود چرا كه روز جمعه روز آسايش و آسودگى است -.
در روايت ديگرى، زراره از امام باقر عليه السلام نقل كرده كه آن حضرت پس از توصيه به غسل در روز جمعه، و عطر زدن، و بهترين لباسها را پوشيدن فرمود: «وَعَلَيكَ السَّكينَةَ وَالوَقارَ» ١؛ «بر تو باد به آرامش و متانت» .
امام جواد عليه السلام فرمود:
الأَعْمالُ تُضاعَفُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ فَأَكْثِرُوا فِيها (فِيهِ) مِنَ الصَّلاةِ وَالصَّدَقَةِ وَالدُّعاءِ. ٢
كارها روز جمعه دو برابر مىشود - يعنى پاداشى دو برابر دارد - پس در اين روز زياد نماز بگزاريد، و صدقه دهيد و دعا كنيد.
امام باقر عليه السلام فرمود: «اَلْخَيْرُ وَالشَّرُّ يُضاعَفُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ» ٣؛ «خوبى و بدى روز جمعه دو برابر مىشود» .
هشام بن حكم گويد: امام صادق عليه السلام در رابطه با مردى كه مىخواست كار خيرى چون صدقه، روزه و امثال آن انجام دهد فرمود: «مستحب است اين كارها در روز جمعه
١) . كافى، ج ٣، ص ۴١٧
٢) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ۶۴
٣) . همان، ص ۶٠
انجام شود و عمل در اين روز دو برابر است» . ١
زريق گويد: امام صادق عليه السلام فرمود:
الصَّدَقَةُ يَوْمَ الجُمُعَةِ تُضاعَفُ، وَلَيْلَةَ الْجُمُعَةِ تُضاعَفُ، وَما مِنْ يَوْمٍ كَيَوْمِ الجُمُعَةِ، وَما لَيْلَةٌ كَلَيْلَةِ الْجُمُعَةِ، يَوْمُها أزْهَرُ، وَلَيْلَتُها غرّاءُ. ٢
صدقه شب و روز جمعه دو برابر مىشود، و هيچ روزى مثل روز جمعه، و هيچ شبى مثل شب جمعه نيست، روزش روشن و درخشان و شبش فروزان است.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «تُضاعَفُ الْحَسَناتُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ» ٣؛ «نيكىها و خوبىها روز جمعه دو برابر مىشود» .
هشام بن حكم گويد: امام صادق عليه السلام فرمود:
لِيَتَزَيَّنْ أحدُكُمْ يَوْمَ الْجُمُعَةِ، يَغْتَسِلُ وَيَتَطَيَّبُ وَيُسَرِّحُ لِحْيَتَهُ وَيَلْبَسُ أنْظَفَ ثِيابِهِ، وَلْيَتَهَيَّأ لِلْجُمُعَةِ. . . . ۴
بايد هر يك از شما روز جمعه خويش را زينت نموده، غسل كند، عطر بزند، و ريش خود را شانه
١) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ۶٠
٢) . همان، ص ۶١
٣) . كنزالعمال، ج ٧، ص ٧١٢
۴) . كافى، ج ٣، ص ۴١٧
كند، و پاكيزهترين لباسهايش را بپوشد و براى نمازجمعه آماده شود. . . .
زراره نيز در روايتى ديگر، همين نكات را از امام باقر عليه السلام نقل كرده است. ١
امامصادق عليه السلام در معناى فرموده خداوند بلندمرتبه كه فرمود: «خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ» فرمود: «فِي الْعِيدَيْنِ وَالْجُمُعَةِ» ٢يعنى برگرفتن زينت كه در آيه شريفه آمده، در روزهاى جمعه و عيد فطر و عيد قربان است.
همچنين فرمود:
مَن أَخَذَ مِنْ شَارِبِهِ وَقَلَّمَ مِن أظْفارِهِ وَغَسَلَ رَأْسَهُ بِالْخِطْمِيِّ يَوْمَ الْجُمُعَةِ، كانَ كَمَنْ أعتَقَ نَسَمَةً. ٣
كسى كه در روز جمعه قدرى از موى روى لب خود را بزند، و ناخنهايش را كوتاه كند، و سرش را با خطمى شستشو دهد، مانند كسى است كه در راه خدا شتر قربانى كرده است.
و در روايتى ديگر امام صادق عليه السلام فرمود:
كوتاه كردن موى روى لب و ناخن و شستن سر با خطمى در روز جمعه، فقر و نادارى را برطرف، و روزى انسان را افزون مىكند. ۴
١) . كافى، ج ٣، ص ۴١٧
٢) . تهذيب، ج ٣، ص ٢۴١
٣) . كافى، ج ٣، ص ۴١٨
۴) . همان
و در روايتى ديگر امام صادق عليه السلام فرمود: «الغُسْلُ واجِبٌ يَوْمَ الْجُمُعَةِ» ١؛ «غسل روز جمعه واجب است» .
لازم به تذكر است كه برخى فقها با استناد به اين روايت و امثال آن، غسل جمعه را واجب دانسته، ولى بيشتر آنان، اينگونه روايات را حمل بر تأكيد در استحباب كردهاند.
از مجموع رواياتى كه در بخشهاى مختلف اين نوشتار آمده، مىتوان به خوبى جايگاه والاى نمازجمعه و اهميّت اين فريضه عبادى سياسى را دريافت بهويژه اينكه برخى تعبيرها بسيار مهم و تكاندهنده بوده، كمتر در رابطه با ديگر عبادات و احكام بهكار رفته است.
على عليه السلام فرمود:
ثَلاثَةٌ إنْ أنْتُمْ خالَفْتُمْ فِيهِنَّ أَئِمَّتَكُم هَلَكْتُمْ:
جُمُعَتُكُمْ، وَجِهادُ عَدُوِّكُمْ، وَمَناسِكُكُمْ. ٢
سه چيز است كه اگر در آن با پيشوايانتان به مخالفت برخيزيد نابود مىشويد: نمازجمعه، جهاد با دشمنان،
١) . كافى، ج ٣، ص ۴١٧
٢) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ٧
و مناسك حجّتان.
در حديثى ديگر رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
مَنْ تَرَكَهَا فِي حَياتِي وَبَعْدَ مَماتِي إلىٰ يَوْمِ القِيامَةِ، جُحُوداً لَها وَاسْتِخْفافاً بِحَقِّها، فَلاجَمَعَ اللّٰهُ شَمْلَهُ وَلا بارَكَ اللّٰهُ لَهُ فِي أمْرِهِ، ألا لا صَلاةَ لَهُ، ألا لا حَجَّ لَهُ، ألا لا صَدَقَةَ لَهُ، ألا لا بَرَكَةَ لَهُ، إلّاأنْ يَتُوبَ، فَإنْ تابَ، تابَ اللّٰهُ عَلَيْه. ١
كسى كه در دوران حيات من و يا پس از مرگ من تا روز قيامت، نمازجمعه را ترك كند، چه آن را انكار كند يا سبك بشمارد، خداوند پراكندگى كار او را سامان ندهد، و امر او را مبارك نگرداند. آگاه باشيد نمازى براى او نيست، حجى براى او نيست، صدقهاى براى او نيست، بركتى براى او نيست، مگر آنكه توبه كند. پس اگر توبه كرد، خدا نيز به او توجه نموده، توبهاش را پذيرا شود.
در تعبيرى ديگر على عليه السلام به نقل از رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
ثَلاثٌ لَوْ تَعْلَمَ أُمَّتِي ما لَهُمْ فِيهِنَّ، لَضَرَبُوا عَلَيْهِنَّ بِالسِّهامِ: الْأذانُ، وَالغُدُوُّ إلىَ الْجُمُعَةِ، وَالصَّفُّ الأوّلُ. ٢
سه چيز است كه اگر امّت من منافع و ثواب و بهره خود را از آن مىدانستند، - بر سر دستيابى به آن با
١) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ١٠
٢) . همان، ص ٣٧
يكديگر به رقابت برخواسته - قرعه مىزدند: اذان، رفتن به سوى نمازجمعه و صف اوّل.
انس بن مالك گفت: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
لَمّا أُسرِيَ بي إلَى السَّماءِ لَيْلَةَ الْمِعْراجِ، رَأَيْتُ تَحْتَ الْعَرْشِ سَبْعِينَ ألْفَ مَدِينَةٍ، كُلُّ مَدِينَةٍ كَدُنْياكُمْ، وَمَلائِكَةً ناشِرِي أجْنِحَتِهِمْ، يُسَبِّحُونَ اللّٰهَ، وَيُهَلِّلُونَهُ، وَيَقُولُونَ: اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِلَّذِينَ يَحْضُرُونَ صَلاةَ الجُمُعَةِ، اللّهُمَّ أغْفِرْ لِلَّذِينَ يَغْتَسِلُونَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ. ١
هنگامى كه شب معراج مرا به سوى آسمان بردند، در زير عرش، هفتاد شهر را ديدم كه هر شهرى مانند دنياى شما بود و فرشتگان بالهايشان را گشوده، تسبيح و تهليل خدا نموده، و مىگفتند: بار خدايا كسانى را كه در نمازجمعه حضور مىيابند رحمت فرما و ببخشاى، بار خدايا آنان كه غسل جمعه مىكنند را ببخشاى.
اينها و تعبيرهاى ديگرى چون: «آن كس كه سه هفته بدون عذر شرعى نمازجمعه را ترك گويد بر قلبش مهر زنند و يا نامش را در شمار منافقان مىنويسند و. . .» همه نشان از جايگاه رفيع و اهميّت اين نماز عبادى سياسى دارد.
١) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ٩٠
مسعودى (م ٣۴۵ ه. ق) مىنويسد:
ورود رسول خدا صلى الله عليه و آله به مدينه روز دوشنبه دوازدهم ربيع الاوّل بود. پس ده سال تمام در مدينه ماند، به هنگام ورود آن حضرت در دهكده قبا، بر «سعد بن خيثمه» وارد شد و مسجد قبا را بنا نمود و روزهاى دوشنبه، سهشنبه، چهارشنبه و پنجشنبه را در قبا ماندند. سپس صبح روز جمعه پس از برآمدن روز به سوى مدينه حركت فرمود، در بين راه محلّه به محلّه گروهى از انصار مهار شتر آن حضرت را در دست گرفته از ايشان مىخواستند تا نزد آنان فرود آيد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله مهار را كشيده، مىفرمود: «راه را براى شتر باز گذاريد كه او مأمور است» . و همچنان به راه خود ادامه مىداد تا در محلّه «بنىسالم بن عوف» وقت نماز فرا رسيد. پس رسول خدا صلى الله عليه و آله با مردم نمازجمعه خواند و اين اوّلين نمازجمعهاى بود كه در اسلام اقامه گرديد.
وى سپس مىافزايد:
در تعداد كسانى كه نمازجمعه با آنان كامل مىشود، اختلاف است. شافعى و گروه ديگرى كه با او هم عقيدهاند گفتهاند، اقامه نمازجمعه واجب نيست، مگر آنكه تعداد نمازگزاران به چهل نفر و بيشتر برسد و كمتر از آن كافى نيست. ولى ديگر فقيهان از اهل كوفه و غير آن با نظر شافعى مخالفت كردهاند.
آنگاه مىنويسد: «نمازجمعه رسول خدا صلى الله عليه و آله در درۀ معروف به «وادى رانُوناء» اقامه گرديد. . .» . ١
حلبى تعداد نمازگزاران را در اوّلين نمازجمعه يكصد نفر ذكر كرده است. ٢
پس از آن، در همين مكان مسجدى ساختند كه به نام «مسجد الجمعة» نامگذارى شد ٣و هماكنون نيز با همين نام در مدينه منوّره وجود دارد. برخى بر اين باورند كه قبل از ورود رسول خدا صلى الله عليه و آله به مدينه، اسعدبن زرارة، اولين نمازجمعه را اقامه كرده است.
ابن سيرين در اين زمينه گويد:
پيش از آمدن رسول خدا صلى الله عليه و آله به مدينه، انصار با يكديگر اجتماع كرده، گفتند: يهود و نصارىٰ در هر هفته روز خاصّى داشته در آن گرد هم مىآيند. يهود روزهاى شنبه و نصارى روزهاى يكشنبه. ما نيز روزى را براى خود قرار دهيم تا گرد هم آييم و ذكر خدا گوييم و شكر او را بهجاى آوريم. سپس نزد «اسعد بن زراره» آمده و روز جمعه را كه پيش از آن «يوم العروبة» ناميده مىشد به عنوان روز اجتماع مسلمانان مطرح كردند. وى نيز پذيرفت و با آنان به صورت جماعت نماز گزارد و آنان را اندرز داد و آن
١) . مروج الذهب، ج ٢، ص ٢٨۶
٢) . السيرة الحلبيه، ج ٢، ص ۵٩
٣) . همان
روز، جمعه ناميده شد، چون روز اجتماع مسلمانان بود. سپس گوسفندى ذبح كرده، نهار و شام را با همان يك گوسفند خوردند [چون تعدادشان كم بود]. اين اولين نمازجمعهاى بود كه پيش از آمدن پيامبر به مدينه اقامه شد. ١
«عبدالرحمان بن كعب بن مالك» گويد:
به هنگام نابينايى پدرم، من راهنماى او بودم. پس هرگاه همراه با او به طرف نمازجمعه مىآمدم، همين كه اذان را مىشنيد، براى «ابىأمامه اسعدبن زرارة» از خدا طلب مغفرت مىكرد. گفتم: اى پدر! چرا هر زمان روز جمعه مؤذن اذان جمعه سر مىدهد شما براى «اسعد بن زرارة» طلب مغفرت مىكنيد؟ پاسخ گفت:
فرزندم وى اوّلين كسى بود كه پيش از آمدن رسول خدا صلى الله عليه و آله به مدينه با ما نمازجمعه گزارد. ٢
اولين جايى كه پس از مدينه، در آن نمازجمعه اقامه گرديد قريه «عبد القيس» در بحرين بود. ٣
خداوند متعال مىفرمايد:
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ
١) . مجمع البيان، ج ١٠، ص ۴٣١
٢) . السيرة الحلبية، ج ٢، ص ۵٩
٣) . همان
الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلىٰ ذِكْرِ اللّٰهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ» (جمعه: ٩)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد هنگامى كه ندا داده شود براى نماز در روز جمعه، پس بشتابيد به سوى ياد خدا، و خريد و فروش را وا گذاريد اين براى شما بهتر است اگر بدانيد.
بر اساس آنچه مفسران شيعه و سنّى نگاشتهاند، ترديدى نيست كه اين آيه در رابطه با نمازجمعه و وجوب آن نازل شده و دربردارنده نكات قابل توّجهى است:
١. خداوند مؤمنان را در اين آيه مخاطب قرار داده و از اين رهگذر آنان را احترام كرده است.
٢. اين مؤمنانند كه از نمازجمعه بهرهمند مىگردند؛ چرا كه مقتضاى ايمان، عمل به واجبات الهى و سبك نشمردن آنهاست و اهتمام به نمازجمعه و شركت در آن فوائد فراوانى را نصيب نمازگزاران جمعه خواهد كرد.
٣. از نمازجمعه به «ذكر اللّٰه» يعنى ياد خدا تعبير شده و از آنجا كه برخى آيات قرآن، آيات ديگر را تفسير مىكند و به مصداق آيۀ شريفه «أَلا بِذِكْرِ اللّٰهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» ١نمازجمعه آرامش بخش قلبهاى مؤمنان خواهد بود و علاوه بر آرامش روحى در دنيا، مىتوان به نتيجه اُخروى آن، كه بهشت موعود پروردگار است نيز اشاره داشت:
«يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلىٰ رَبِّكِ
١) . رعد: ٢٨
راضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبادِي * وَ ادْخُلِي جَنَّتِي» (فجر: ٢٧ - ٣٠)
اى آنكه داراى نفس مطمئنهاى، به سوى پروردگار خود برگرد در حالى كه هم تو از خدا خشنودى و هم خدا از تو، پس در زمرۀ بندگان من داخل و به بهشت وارد شو.
۴. از مردم خواسته شده به طرف نمازجمعه بشتابند «فَاسْعَوا إلىٰ ذِكْرِ اللّٰهِ» .
۵. از مردم خواسته شده تا كسب و تجارت و كار را رها نموده، در نمازجمعه شركت كنند. «وَذَرُوا الْبَيْعَ» .
۶. جمله «ذٰلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ» ١باز تأكيد ديگرى بر اهميت نمازجمعه است و صريحاً اعلام مىدارد كه ترك كار و كسب و پيشه، و شركت در نمازجمعه براى شما بهتر و پرفايده است اگر بدانيد و توجه كنيد!
٧. در ادامه اين آيه با تعبير «وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها وَ تَرَكُوكَ قائِماً قُلْ ما عِنْدَ اللّٰهِ خَيْرٌ» ٢به انتقاد از كسانى مىپردازد كه پيامبر صلى الله عليه و آله و نمازجمعه را رها كرده و به سوى مال التجاره شتافتهاند و اظهار مىدارد كه آن چه را شما از نمازجمعه و از خداوند دريافت مىداريد بهتر از لهو و تجارتى است كه به دنبال آن رفتهايد.
١) . جمعه: ٩
٢) . جمعه: ١١
٨. جمله «لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» نيز بيانگر آناست كهاز اينراه و از طريق اقامه نمازجمعه مىتوان بهفلاح و رستگارى دست يافت.
٩. و بالاخره خداوند به لحاظ اهميتى كه براى اين نماز قائل بوده، سوره اى به نام سورۀ جمعه نازل فرموده، و در آن به صراحت در چند آيه مردم را به اقامۀ اين فريضه مهم دعوت فرموده است.
نكته: سوره جمعه مدنى است و يازده آيه دارد، تعداد كلمات آن يكصد و هشتاد و تعداد حروف آن هفتصد و چهل و هشت حرف است ١در تفسير جامع تعداد حروف آن را نهصد و بيست حرف ذكر كرده است. ٢
جابر بن عبداللّٰه انصارى گويد: روز جمعه با رسولخدا صلى الله عليه و آله نمازجمعه مىخوانديم كه كاروان تجارت از شام وارد شد، نمازگزاران جمعه جز دوازده مرد و يك زن ٣، نماز را رها كرده به طرف كاروان رفتند. سپس اين آيه نازل شد:
«وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها وَ تَرَكُوكَ قائِماً قُلْ ما عِنْدَ اللّٰهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجارَةِ
١) . نمونهاى از تفاسير، ص ۶۴
٢) . همان، ص ١٣۴
٣) . مجمع البيان، ج ١٠، ص ۴٣٣؛ برخى نيز تعداد را يازده و برخى ديگر هشت نفر ذكر كردهاند
وَ اللّٰهُ خَيْرُ الرّازِقِينَ» (جمعه: ١١)
و هنگامى كه تجارت يا سرگرمى را ببينند بهسوى آن پراكنده شده، در حال ايستاده شما را ترك گويند به آنان بگو: آنچه نزد خدا است از لهو و سرگرمى و تجارت بهتر است و خداوند بهترين روزىدهندگان است.
دليل اين حركت زشت و ناپسند آن بود كه مردم مدينه در آن سال گرفتار گرسنگى و تورّم و افزايش قيمتها شده بودند. «دحية بن خليفه» نيز كه از شام مالالتجاره مىآورد و تجارت زيتون مىكرد در حالى وارد مدينه شد كه رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله مشغول خواندن خطبههاى نمازجمعه بودند. مرسوم اين بود كه كاروانهاى تجارى به هنگام ورود به مدينه با نواختن نى و طبل ورود خود را به مردم اطلاع مىدادند. لذا با شنيدن اين صدا بيشتر نمازگزاران كه گمان مىكردند اگر تا پايان نماز بمانند ديگر نصيبى از مالالتجاره براى آنان نخواهد ماند، آن حضرت را رها كرده و رفتند. آنان كه باقى ماندند عبارت بودند از:
امام على بن ابىطالب عليه السلام، فاطمه عليها السلام، امام حسن و امام حسين عليهما السلام، سلمان، اباذر، مقداد، صهيب و پنج نفر ديگر.
برخى نيز تعداد را هشت نفر و برخى ديگر يازده نفر ذكر كردهاند.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
خداوند توجه و نظر خود را در اين روز جمعه به
مسجد و نمازجمعه من معطوف داشته، و اگر اين گروه هشت نفر باقى نمىماندند، مدينه با اهل آن در آتش عذاب الهى مىسوختند و همچون قوم لوط، عذاب باريدن سنگ بر آنان نازل مىگشت. ١
مؤلف گرانقدر تفسير منهج الصادقين داستان را چنين نقل مىكند:
روز جمعه پيغمبر صلى الله عليه و آله در خطبه بود كه «دحية بن خليفه كلبى» كه به تجارت شام رفته بود، به مدينه رسيد و در عقب او «بنىخزرج» و از پس ايشان «زيد بن متاب» نيز در رسيدند و هر نوبت كه «دحيه» به مدينه آمدى، اكثر انواع طعام از گندم و جو و آرد و برنج و زيت و غيره بياوردى و در «احجار الزيت» كه موضعى بود در بازار مدينه فرود آمدى و آنجا آغاز طبل زدن كردندى تا مردم خبردار شده به خريدن امتعه او توجه نمايند و هرگاه كه اهل مدينه بر آمدن او اطلاع يافتندى همه به استقبال او بيرون رفتندى و در اين روز كه او رسيد طبل فرو كوفتند و مردمان آواز طبل شنيده از مسجد بيرون دويدند و به غير از دوازده كس در مسجد نماند.
پيغمبر صلى الله عليه و آله چون اين حال را مشاهده نمود فرمود:
«لَوْلا هؤُلاءِ لَسُوِّمَتْ لَهُمُ الْحِجارَةُ مِنَ السَّماءِ» اگر اين جماعت نيز رفتندى سنگها از آسمان به نام
١) . البرهان فى تفسير القرآن، ج ۵، ص ٣٨١
هر يك از ايشان نازل گشتى و همه را هلاك ساختى پس حق سبحانه اين آيه فرو فرستاد و ايشان به اين عتاب فرمود.
و از «ابن عباس» منقول است كه در مسجد باقى نماند، مگر هشت كس و «ابن كيسان» گفته كه يازده كس بودند. و جابر بن عبداللّٰه روايت كند كه دوازده كس بودند و من يكى از آنها بودم، و از قتاده نقل است كه اين عمل سه بار از ايشان صادر شد و هر سه نوبت در جمعه بود. ١
در ميان نمازهاى واجب، مىتوان از نمازجمعه به عنوان نماز عبادى سياسى ياد كرد زيرا:
١. نمازجمعه از شئوون حاكم اسلامى است و امامجمعه مناطق مختلف را نيز امام مسلمانان بايد حكم دهد و تعيين كند.
٢. نمازجمعه را بايد به جماعت اقامه كرد و اگر تا شعاع يك فرسخ در يك فرسخ نمازجمعه ديگرى برگزار شود، باطل است.
٢. آنان كه از روى مخالفت و يا سهلانگارى در نمازجمعه شركت نمىكنند، در روايات گوناگون مورد تهديد جدى قرار گرفتهاند.
١) . منهج الصادقين، ج ٩، ص ٢٨۴
٣. دو ركعت از نماز را برداشته و به جاى آن دو خطبه گذاشتهاند تا خطيب جمعه كه همان امام و امير جامعه اسلامى است با مردم سخن گفته، آنان را در جريان اخبار و حوادث جهان و رويدادهاى كشور اسلامى بگذارد.
۴. به هنگام برگزارى نمازجمعه همه بايد كارها را تعطيل كرده، به سوى نمازجمعه بشتابند.
۵. نمازجمعه بر افراد ناتوان و كسانى كه جهاد از آنان برداشته شده واجب نيست، و در نتيجه همچون جهاد با اين نماز برخورد شده است.
۶. امام جمعه بايد بر سلاح و يا عصا تكيه زده با مردم سخن بگويد و اين خود نوعى ابراز وجود و قدرتنمايى در برابر دشمنان و بيگانگان است.
حضرت امام خمينى قدس سره بارها در فرمايشات و سخنرانىها از نمازجمعه به عنوان يك نماز عبادى سياسى ياد كردهاند:
نمازجمعه يك عبادت سرتاپا سياسى است. ١
نمازجمعه عبادت است، لكن عبادتى كه مدغم در سياست است، سياست در عبادت مدغم است. ٢
در هر هفته يك اجتماع بزرگ، از همه [مردم، در يك محل تشكيل مىشود] و نمازجمعه كه مشتمل دو خطبه است كه در آن خطبتين بايد مسائل روز،
١) . صحيفه نور، ج ١٨، ص ٢٧۶
٢) . همان، ج ٣، ص ١٢٠
احتياجات كشور، احتياجات منطقه و جهات سياسى، جهات اجتماعى، جهات اقتصادى طرح شود و مردم مطلع بشوند بر اين مسائل. ١
بسيارى از فقيهان عالىقدر شيعه با استناد به احاديث و روايات وارده از رسول خدا صلى الله عليه و آله و ائمه معصومين عليهم السلام بر اين باورند كه يكى از شرايط اقامۀ نمازجمعه آن است كه بايد توسط شخص رسول خدا صلى الله عليه و آله و يا امام معصوم عليهم السلام و يا آن كس كه از سوى امام معصوم منصوب شده اقامه گردد، وگرنه به جاى آن لازم است نماز ظهر خوانده شود.
«عمانى، اسكافى - نخستين كسى كه فقه شيعه را تبويب فرموده -، شيخ مفيد و شاگردشان مرحوم علمالهدى، سيد مرتضى و شاگرد ايشان شيخ الطايفه، مرحوم شيخ طوسى در غالب كتبشان و مرحوم سلّار در مراسم و مرحوم حلّى در سرائر و ابن زهره در غنيه تا برسد به طبقه اوّل متأخرين مثل علّامه و محقق همه تصريح به منصبىبودن نمازجمعه فرمودهاند و ادّعاى اجماع نسبت به آن كردهاند. بلى از طبقۀ دوم متأخرين مثل شهيدين و بعد از ايشان احتمالات ديگر به چشم مىخورد و قول به وجوب عينى، تعيينى و قول به حرمت ديده مىشود، ولى ملاحظه كلمات اساطين قدما بر اين فتواست
١) . صحيفه نور، ج ٨، ص ٢۶۴
كه نمازجمعه منصبى، و از شئون ولايت و مخصوص به وجود امام عادل و بسط يد اوست.
نقل شده است كه مرحوم وحيد بهبهانى، تعداد اجماعات قدما را به چهل نقل رسانده، يعنى چهل نقل اجماع از اساطين قدما را به دست آورده است. بنابراين ادّعاى قطع به اتفاق قدما به منصبىبودن نمازجمعه مجازفه نيست، بلكه كمتر مسألهاى در فقه به اين نحو اتفاق مىافتد و مىتوان اجماع مصطلح - اتفاق فقها كاشف از قول معصوم عليه السلام را - در اين مسأله تمام دانست» . ١
همچنين اگر مرورى بر تاريخ برگزارى نمازجمعه از صدر اسلام تاكنون داشته باشيم، به خوبى آشكار است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در سيزده سالى كه در مكه حضور داشتند نمازجمعه را اقامه ننمودند، ولى پس از ورود به مدينه، و آغاز تشكيل حكومت اسلامى از نخستين برنامههاى رسول خدا صلى الله عليه و آله برقرارى نمازجمعه و اقامۀ آن توسط شخص آن حضرت بود. پس از رحلت آن حضرت نيز، در دوران چهار سال و اندى كه اميرمؤمنان على عليه السلام حكومت داشتند، نمازجمعه اقامه مىشد امّا از آن زمان تاكنون، در تاريخ اسلام ديده نشده است كه يكى از امامان معصوم عليهم السلام نمازجمعه اقامه كرده باشند. دليلش اين است كه آنان مبسوط اليد نبوده و چون حكومت را ديگران غاصبانه در
١) . مباحثى پيرامون نمازجمعه، ص ١٨٧
اختيار گرفته بودند و در نتيجه نمازجمعه وسيلهاى براى سوءاستفاده دشمنان اسلام و اهل بيت گرديد. لذا از اقامه نمازجمعه خوددارى مىكردند. البته از اينكه در طول تاريخ نمازجمعه و اقامه آن، هميشه در اختيار خلفا و حكومتها بوده است نيز مىتوان اين نكته را استفاده كرد كه نمازجمعه، يك نماز حكومتى و منصبى است.
علاوه بر اين، مرحوم شيخ مفيد يكى از دلايل عقلى، بر امامت حضرت ولىّعصر - ارواحنافداه - را اقامۀ نمازجمعه برمىشمرد:
وَمِنْ ذلِكَ ما يَقْتَضِيهِ الْعَقْلُ بِالْاِسْتِدْلالِ الصَّحِيحِ مِنْ وُجُودِ إمامٍ مَعْصُومٍ كامِلٍ غَنِيٍّ عَنْ رَعاياه فِي الْأحْكامِ وَالْعُلُومِ فِي كُلِّ زَمانٍ، لاِستِحالَةِ خُلُوِّ الْمُكَلَّفِينَ مِنْ سُلْطانٍ يَكُونُونَ بِوُجُودِهِ أقْرَبُ إلَى الصَّلاحِ وَداعٍ لِلْغُواهِ، مُعَلِّمٍ لِلْجُهّال، مُنَبِّهٍ لِلْغافِلِينَ، مُحَذِّرٍ لِلضَّلالِ، مُقِيمٍ لِلْحُدُودِ، مُنْفِذٍ لِلْأحْكامِ، فاصِلٍ بَيْنَ أهْلِ الْاخْتِلافِ، ناصِبٍ لِلْأُمَراءِ، سادٍّ لِلثُّغُورِ، حافِظٍ لِلْأمْوالِ، حامٍ عَنْ بَيْضَةِ الْإِسْلامِ، جامِعٍ لِلنّاسِ فِي الْجُمُعَةِ وَالْاَعْيادِ. ١
از جمله دلايل، چيزى است كه عقل با دلايل صحيح و درست به آن حكم مىكند كه در هر زمان لازم است امام معصوم و كاملى باشد كه از مردم در فراگيرى
١) . ارشاد مفيد، ص ٣۴٢
احكام و دانشها، بىنياز باشد؛ زيرا ممكن نيست زمانى فرا رسد كه تكليفيافتگان، بدون حاكم و سلطانى باشند كه آنان به وسيله او به صلاح و درستى نزديكتر و از فساد و تباهى دور نشوند. بايد امام معصومى باشد كه آموزنده نادانان، هشياركننده غافلان و بىخبران، بيمدهنده گمراهان، اقامهكننده حدود، اجراكننده احكام، پاياندهنده اختلافها، گمارندۀ اميران، مسلط و حافظ مرزها، نگاهبان دارايىها، حمايتكننده كيان اسلام و گردآورندۀ مردم در جمعهها و عيدها باشد.
على عليه السلام فرمود:
لا يَصِحُّ الْحُكْمُ وَلَا الْحُدُودُ وَلَا الْجُمُعَةُ إلّا بِإِمامٍ. ١
صحيح نيست قضاوتكردن، اجراى حدود و اقامه نمازجمعه، جز به وسيله امام.
همچنين در حديثى ديگر آمده است:
إِنَّ الْجُمُعَةَ وَالْحُكُومَةَ لِإمامِ المُسْلِمِينَ. ٢
اقامه نمازجمعه و قضاوت كردن از آنِ امام مسلمانان است.
اين دو روايت نيز دليل روشنى بر منصبىبودن نمازجمعه است.
١) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ١٣
٢) . جواهر الكلام، ج ١١، ص ١۵٨
امام سجاد عليه السلام در دعاى ۴٨ صحيفه سجّاديّه فرمود:
اللّهُمَّ! اِنَّ هذَا الْمَقامَ لِخُلَفائِكَ وَاصْفِيائِكَ وَمَواضِعَ اُمَنائِكَ فِي الدَّرَجَةِ الرَّفِيعَةِ الَّتِي اخْتَصَصْتَهُمْ بِها قَدِ ابتَزُّوها.
بارخدايا! همانا اين مقام - يعنى نمازجمعه و عيد قربان - از آنِ جانشينان و برگزيدگان تو است، و جايگاه امناى بلندپايه تو است كه ويژۀ آنها نمودى، و ايشان را به آن اختصاص و برترى بخشيدى، كه به تحقيق غاصبان و ظالمان به حقوق پيشوايان دين - خلفاى بنىاميه - اين مقام را غصب كرده و به ظلم و ستم در اختيار گرفتند.
سپس امام سجاد عليه السلام ادامه مىدهد:
حَتّى عادَ صِفْوَتُكَ وخُلَفاؤُكَ مَغْلُوبِينَ مَقْهُورِينَ مُبْتَزِّينَ، يَرَوْنَ حُكْمَكَ مُبَدَّلاً و كِتابَكَ مَنْبُوذاً، وفَرائِضَكَ مُحَرَّفَةً عَنْ جِهاتِ اَشْراعِكَ وسُنَنَ نَبِيِّكَ مَتْرُوكةً.
تا جايى كه برگزيدگان و جانشينان تو مغلوب و مقهور شدند و حق آنها از دستشان رفت، مىنگرند كه حكم تو تبديل گشته، و كتاب تو را متروك ساخته، و واجبات تو را از اهداف و مقاصد حقيقى آن دور ساخته و تحريف نموده، و سنتهاى پيامبر تو را ترك و رها ساختهاند.
على بن ابىطالب عليه السلام در تعبيرى هشداردهنده فرمود:
ثَلاثَةٌ إنْ أنْتُمْ خالَفْتُمْ فِيهِنَّ أئِمَّتَكُمْ هَلَكْتُمْ:
جُمُعَتُكُمْ، وَجِهادُ عَدُوِّكُمْ وَمَناسِكُكُمْ. ١
سه چيز است كه اگر با پيشوايانتان در آنها به مخالفت برخيزيد خود را هلاك و نابود ساختهايد: نمازجمعه؛ جهاد با دشمنان و مناسك حج.
از مجموع رواياتى كه در اين بخش ذكر شد، به خوبى مىتوان فهميد كه نمازجمعه، با حكومت و رهبرى جامعۀ اسلامى ارتباطى مستقيم و تنگاتنگ دارد و علاوه بر ابعاد عبادى و تربيتى، نمازى است سياسى كه در آن، حاكم اسلامى مستقيماً با مردم روبهرو شده، مسائل مبتلابه جامعه را با آنان در ميان مىگذارد.
زرارة بن اعين گويد: امام باقر عليه السلام فرمود:
إنَّما فَرَضَ اللّٰهُ عَزَّوَجَلَّ مِنَ الْجُمُعَةِ إلَى الْجُمُعَةِ خَمْساً وَثَلاثِينَ صَلاةً، فِيها صَلاةٌ واحِدَةٌ فَرضَهَا اللّٰهُ فِي جَماعَةٍ وَهِيَ الْجُمُعَةُ. . . . ٢
همانا خداوند عزّوجلّ از جمعه تا جمعه ديگر، سى و پنج نماز را واجب گردانيد كه يكى از آنها را خداوند واجب نموده تا به جماعت بخوانند و آن نمازجمعه است. . . .
١) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ٧
٢) . بحارالانوار، ج ٨۶، ص ١۵٣
رسول خدا صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
إنَّ اللّٰهَ كَتَبَ عَلَيْكُمُ الْجُمُعَةَ فَرِيضَةً واجِبَةً إلىٰ يَوْمِ الْقِيامَةِ. ١
همانا خداوند نمازجمعه را تا روز قيامت بر شما واجب و مقرّر فرمود.
همچنين فرمودند:
اَلْجُمُعَةُ واجِبَةٌ عَلى كُلِّ مُسْلِمٍ فِي جَماعَةٍ. ٢
نمازجمعه بر هر مسلمانى واجب است و بايد به جماعت خوانده شود.
قطب راوندى نقل كرده كه روز جمعه پيامبر صلى الله عليه و آله خطبه خواند و فرمود:
تُوبُوا إِلىٰ رَبِّكُمْ قَبْلَ أَنْ تَمُوتُوا، وَبادِرُوا بِالْأَعْمالِ الزّاكِيَةِ قَبْلَ أنْ تَشْتَغِلُوا، وَصِلُوا الَّذِي بَيْنَكُمْ وَبَيْنَ رَبِّكُمْ بِكَثْرَةِ ذِكْرِكُمْ إيّاهُ، وَالصَّدَقَةِ فِي السِّرِّ وَالْعَلانِيَّةِ، وَاعْلَمُوا أنَّ اللّٰهَ فَرَضَ عَلَيْكُمُ الْجُمُعَةَ إلىٰ يَوْمِ الْقِيامَةِ. ٣
پيش از آنكه بميريد، به سوى پروردگارتان توبه كنيد، و قبل از آنكه گرفتار شويد، پيشى بجوييد در انجام كارهاى شايسته، و ميان خود و پروردگارتان پيوند برقرار كنيد با زياد ياد نمودن خداوند، و دادن صدقه
١) . بحارالانوار، ج ٨۶، ص ١۶۵
٢) . همان
٣) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ١٠
پنهانى و آشكارا، و بدانيد همانا خداوند نمازجمعه را تا روز قيامت بر شما واجب گردانيد.
همچنين رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
اَلْجُمُعَةُ عَلىٰ مَن سَمِعَ النِّداءَ. ١
نمازجمعه بر هر كس كه نداى اذان را بشنود واجب است.
سماعه گويد: امام صادق عليه السلام فرمود:
وَقْتُ الظُّهْرِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ حِينَ تَزُولُ الشَّمْسُ. ٢
وقت نماز ظهر روز جمعه هنگام زوال خورشيد است.
عبداللّٰه بن سنان نيز از آن حضرت نقل كرده كه فرمود:
وَقْتُ صَلاةِ الْجُمُعَةِ عِنْدَ الزَّوالِ، وَوَقْتُ الْعَصْرِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ وَقْتُ صَلاةِ الظهرِ في غَيْرِ يَوْمِ الْجُمُعَةِ. . . . ٣
وقت نمازجمعه هنگام زوال خورشيد است، و وقت نماز عصر در روز جمعه، آن هنگامى است كه در روزهاى ديگر نماز ظهر مىخوانند. . . .
زراره گويد: از امام باقر عليه السلام شنيدم كه مىفرمود:
١) . كنز العمال، ج ٧، ص ٧٢٣
٢) . تهذيب، ج ٣، ص ١٢
٣) . همان، ص ١٣
اِنَّ مِنَ الْاُمُورِ اُمُوراً مُضَيَّقَةً وَاُمُوراً مُوَسَّعَةً، وَإنَّ الْوَقْتَ وَقْتانِ؛ اَلصَّلاةُ مِمّا فِيهِ السَّعَةُ، فَرُبَّما عَجَّلَ رَسُولُ اللّٰهِ صلى الله عليه و آله وَرُبَّما أَخَّرَ إلّاصَلاةَ الْجُمُعَةِ؛ فَإِنّ صَلاةَ الْجُمُعَةِ مِنَ الْأمْرِ الْمُضَيَّقِ، إنَّما لَها وَقْتٌ واحِدٌ حِينَ تَزُولُ، وَوَقْتُ الْعَصْرِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ وَقْتُ الظُّهْرِ فِي سائِرِ الْأيّامِ. ١
همانا بعضى از كارها، امورى محدود و مضيقند و برخى وسيع. زمان - نمازها - نيز دوگونه است، نماز از كارهايى است كه در آن وسعت وقت قرار داده شده، پس چه بسا رسول خدا صلى الله عليه و آله - در خواندن نماز - شتاب نموده در اوّل وقت آن را اقامه مىفرمود و گاهى اوقات نيز آن را به تأخير مىانداخت، مگر نمازجمعه را، چرا كه نمازجمعه از واجبات و امورى است كه وقت محدود و معين دارد و آن وقت زوال خورشيد است، و وقت خواندن نماز عصر در روز جمعه، وقت نماز ظهر در ديگر روزها است.
يَعْلَى بنُ حارِث گفت: از «أياس بن سَلَمَة بْنِ الأكْوَع» شنيدم كه گفت پدرم گفت:
كُنّا نُصَلِّي مَعَ النَّبِيّ صلى الله عليه و آله الْجُمُعَةَ ثُمّ نَرْجِعُ، فَلانَرى لِلحَيْطانِ فَيْئاً نَسْتَظِلُّ بِهِ. ٢
ما با پيامبر صلى الله عليه و آله نمازجمعه را خوانده، سپس
١) . تهذيب، ج ٣، ص ١٣
٢) . سنن ابن ماجه، ص ٣۵٠
برمىگشتيم، پس براى ديوارها سايهاى نمىديديم تا از آن بهره گرفته، در سايه ديوار قرار گيريم.
امام صادق عليه السلام فرمود:
اِذا زالَتِ الشَّمْسُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ فَابْدَأْ بِالْمَكْتُوبَة. ١
هنگامى كه در روز جمعه زوال خورشيد فرا رسيد - يعنى از نصف النهار گذشت - نماز فريضه را آغاز كن.
در روايتى ديگر امام باقر عليه السلام فرمود:
وَقْتُ الجُمُعَةِ اِذا زالَتِ الشَّمْسُ وَبَعْدَهُ بِساعَةٍ. ٢
وقت نمازجمعه هنگامى است كه زوال خورشيد تحقق يابد و پس از آن تا يك ساعت.
كه در روايت فوق آغاز و پايان آن مشخص شده است.
مرحوم علّامه در «قواعد» در رابطه با وقت نمازجمعه فرموده است:
أوَّلُهُ زَوالُ الشَّمسِ، وَآخِرُهُ إذا صارَ ظِلُّ كُلِّ شَيءٍ مِثْلَهُ فَحِينَئِذٍ يَجِبُ الظُّهْرُ. ٣
ابتداى وقت نمازجمعه، هنگام زوال خورشيد و پايان آن هنگامى است كه سايه هر چيزى مانند خود آن باشد پس در اين هنگام - و از اين زمان به بعد - به جاى نمازجمعه، نماز ظهر واجب مىشود.
١) . كافى، ج ٣، ص ۴٢٠
٢) . بحارالانوار، ج ٨۶، ص ١٧٣
٣) . جامع المقاصد، ج ٢، ص ٣۶۵
سپس محقق كركى در شرح فرمودۀ علّامه مىنويسد:
كَوْنُ أَوَّلِ وَقْتِ الْجُمُعَةِ هُوَ زَوالُ الشَّمْسِ، هُوَ مَذْهَبُ أكْثَرِ عُلَمائِنا، بَلْ أكْثَرُ العُلَماءِ. . . وَالنَّصُّ وَالْإجْماعُ حُجَّةٌ عَلَيْهِ.
آغاز وقت نمازجمعه موقع زوال خورشيد بودن، مذهب بيشتر علماى ما بلكه علماى شيعه و سنى است. . . . و نصّ و اجماع نيز دليل بر آن است.
سپس مىفرمايد:
وَأَمّا أَنَّ آخِرَهُ (إذا صارَ ظِلُّ كُلِّ شَيءٍ مِثْلَهُ) فَهُوَ قَوْلُ الشَّيْخِ وَجَمْعٍ مِنَ الْمُتَأَخِّرِينَ. . . . ١
و اما اين آخر وقت نمازجمعه هنگامى باشد كه سايه هر چيز مانند خود آن چيز باشد، قول شيخ است و گروهى از متأخرّان.
حضرت امام خمينى قدس سره در «تحريرالوسيله» در رابطه با وقت نمازجمعه چنين فرمودهاند:
وقت نمازجمعه با زوال خورشيد - يعنى همان وقت ظهر شرعى - داخل مىشود. پس هنگامى كه زوال خورشيد تحقق يافت، خواندن نمازجمعه واجب مىگردد، و اگر امام و خطيب جمعه در هنگام زوال خورشيد، خطبه را به پايان رسانده و نمازجمعه را بخواند صحيح است. ولى در رابطه با پايان وقت نمازجمعه به گونهاى كه اگر آن وقت گذشت ديگر
١) . جامع المقاصد، ج ٢، ص ٣۶۶
نتوانند نمازجمعه اقامه كنند، اختلافنظر و اشكال وجود دارد. احوط آن است كه از اوائل ظهر عرفى آن را به تأخير نياندازند و اگر از اين وقت ديرتر شد، احتياط آن است كه به جاى نمازجمعه، نماز ظهر بخوانند؛ گرچه بعيد نيست وقت نمازجمعه تا برگشتن سايه خورشيد به مقدار دو پا، از پاهاى افراد معمولى مردم، امتداد داشته باشد. ١
اين در صورتى است كه نمازجمعه را واجب تخييرى بدانيم، اما اگر واجب عينى دانستيم، حضرت امام خمينى قدس سره مىافزايند:
طول دادن خطبهها در صورتى كه آن را واجب عينى بدانيم، به مقدارى كه وقت نمازجمعه بگذرد جايز نيست و اگر چنين كند گناه كرده است و نماز ظهر بر او واجب مىشود. كما اينكه اگر واجب تخييرى باشد در چنين فرضى باز نمازجمعه واجب مىگردد، و نمازجمعه اگر وقتش بگذرد قضا ندارد. ٢
اگر تعداد نمازگزاران جمعه پنج نفر و بيشتر باشند مىتوان نمازجمعه اقامه كرد و در كمتر از آن لازم است نماز ظهر خوانده شود.
١) . تحرير الوسيله، ج ١، ص ٢١۶
٢) . همان
امام صادق عليه السلام فرمود:
يُجَمِّعُ القَوْمُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ إِذا كانُوا خَمْسَةً فَما زادُوا، فَإِنْ كانُوا أقَلَّ مِنْ خَمْسَةٍ فَلاجُمُعَةَ لَهُمْ، وَالْجُمُعَةُ واجِبَةٌ عَلىٰ كُلِّ اَحَدٍ لايُعْذرُ النّاسُ فِيها إلّا خَمْسَةٌ: الْمَرْأَةُ وَالْمَمْلُوكُ، وَالْمُسافِرُ، وَالْمَرِيضُ، وَالصَّبِيُّ. ١
اگر جمعيت قومى پنج نفر يا بيشتر باشند بايد نمازجمعه بخوانند، و اگر پنج نفر كمتر باشند نمازجمعه بر آنان - واجب - نيست. نمازجمعه بر همگان واجب است، مگر پنج دسته: زنان، بردگان، مسافران، بيماران و كودكان.
فضل بن عبدالملك نيز گويد: شنيدم امام صادق عليه السلام مىفرمود:
اِذا كانَ قَوْمٌ فِي قَرْيَةٍ صَلُّوا أرْبَعَ رَكَعاتٍ، فَإنْ كانَ لَهُمْ مَنْ يَخْطُبُ بِهِمْ جَمَّعُوا إذا كانُوا خَمْسَةَ نَفَرٍ، وَاِنَّما جُعِلَت رَكْعَتَيْنِ لِمَكانِ الْخُطْبَتَيْنِ. ٢
اگر قومى در روستايى باشند، نماز را چهار ركعت بخوانند - يعنى نماز ظهر اقامه كنند - و اگر امامى دارند تا براى آنان خطبه بخواند اگر پنج نفر باشند نمازجمعه بخوانند. نمازجمعه دو ركعت قرار
١) . تهذيب، ج ٣، ص ٢٣٩
٢) . همان، ص ٢٣٨
داده شده، براى آنكه دو خطبه جايگزين دو ركعت نماز شده است.
و باز در روايتى ديگر ابن ابىيعفور گويد:
امام صادق عليه السلام فرمود:
لاتَكُونُ جُمُعَةٌ ما لَمْ يَكُنِ الْقَوْمُ خَمْسَةً. ١
اگر نمازگزاران كمتر از پنج نفر باشند، نمازجمعه برقرار نمىشود.
امام باقر عليه السلام در روايتى كه از آن حضرت نقل شده فرمودهاند:
لا تَكُونُ الْخُطْبَةُ وَالْجُمُعَةُ وَصَلاةُ رَكْعَتَيْنِ عَلى أَقَلَّ مِنْ خَمْسَةِ رَهْطٍ: الْإمامِ وَأَرْبَعَةٍ. ٢
ايراد خطبه و خواندن دو ركعت نمازجمعه، بر كمتر از پنج نفر واجب نمىشود، امام جمعه و چهار نفر ديگر.
امام باقر عليه السلام فرمود: امير مؤمنان عليه السلام فرموده است:
ضَمِنْتُ لِسِتَّةٍ عَلَى اللّٰهِ الجَنَّةَ - مِنْهُمْ - رَجُلٌ خَرَجَ إلَىالْجُمُعَةِ فَماتَ فَلَهُ الْجَنَّةُ. ٣
براى شش نفر بهشت را ضمانت مىكنم - يكى از آنها - مردى است كه به طرف نمازجمعه حركت كند، پس بميرد؛ براى او بهشت است.
١) . تهذيب، ج ٣، ص ٢٣٩
٢) . همان، ص ٢۴٠
٣) . وسائل الشيعه، ج ٧، ص ٣٠٨
سلمان گويد: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
ما مِنْ رَجُلٍ يَتَطَهَّرُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ كَما اُمِرَ، ثُمَّ يَخْرُجُ مِنْ بَيْتِهِ حَتّى يَأتِيَ لِجُمُعَةٍ، وَيَنْصِتَ حَتّىٰ يَقْضِيَ صَلاتَهُ، إلّاكَفّارَةً لِما قَبْلَهُ مِنَ الْجُمُعَةِ. ١
هيچ مردى نيست كه روز جمعه همانگونه كه فرمان يافته كسب طهارت كند - وضو بگيرد يا غسل كند - سپس از خانه بيرون آمده تا به [محلّ] نمازجمعه برود، و [مىنشيند و به خطيب جمعه گوش فرا داده] سكوت مىكند تا نمازش را به پايان برد، مگر اينكه [اين عمل او] وسيلۀ بخشش گناهان او قبل از نمازجمعه خواهد بود.
ابوالفتوح رازى در تفسير خود از عبداللّٰه بن عباس نقل كرده كه گويد:
إذا كانَ يَوْمُ الْجُمُعَةِ أمَرَ اللّٰهُ تَعالى أنْ يُنْصَبَ عِنْدَ الْبَيْتِ الْمَعْمُورِ مِنْبَرٌ وَتَحْتَوِشُهُ الْمَلائِكَةُ، وَيُؤَذِّنَ جَبْرَئِيلُ، وَيُقَدَّمُ مِيكائِيلُ، وَيُصَلُّونَ الْمَلائِكَةُ خَلْفَهُ، فَإذا فَرَغوُا يَقُولُ جِبْرائِيلُ: إلهِي وَهَبْتُ ثَوابَ هذَا الْأذانِ لِأمَّةِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله وَيَقُولُ مِيكائِيلُ:
وَهَبْتُ ثَوابَ هذِهِ الْإمامَةِ لِلْأئِمَّةِ مِنْ اُمَّةِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله، وَتَقُولُ الْمَلائِكَةُ: وَهَبْنا ثَوابَ هذِهِ الصَّلاةِ لِلْمُصَلِّينَ مِنْ اُمَّةٍ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله فَيَقُولُ اللّٰهُ
١) . كنزالعمال، ج ٧، ص ٧١٣
تَعالى: تَجُودُونَ عَلَيَّ، وَأنا أوْلىٰ بِالْجُودِ وَالْكَرَمِ، اُشْهِدُكُم أنّي غَفَرْتُ ذُنُوبَ اُمَّةِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله فَيَتَفَرَّقُونَ إلَى الْجُمُعَةِ الْاُخْرىٰ. ١
هنگامى كه روز جمعه فرا رسد، خداوند متعال فرمان دهد تا نزد «بيت المعمور» منبرى برپا كنند و فرشتگان اطراف آن گرد آيند، جبرئيل اذان گويد و ميكائيل امامت كند و فرشتگان پشت سر او نماز گزارند. پس چون نماز را به پايان برند، جبرئيل گويد: معبود من! پاداش اين اذان را به امّت محمد صلى الله عليه و آله بخشيدم و ميكائيل مىگويد: ثواب اين امامت را به امامان از امّت محمد صلى الله عليه و آله بخشيدم، و فرشتگان مىگويند: ثواب اين نماز را به نمازگزاران از امّت محمد صلى الله عليه و آله بخشيديم. پس خداوند مىفرمايد: در بخشش بر من پيشى مىگيريد و حال آنكه من به بخشش و كرم سزاوارتر و اولى هستم.
شما را گواه مىگيرم كه من گناهان اُمّت محمد صلى الله عليه و آله را بخشيدم. پس پراكنده مىشوند تا جمعهاى ديگر.
همچنين رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند:
. . . وَالْمَشْيُ إلَى الْجُمُعَةِ كُلُّ قَدَمٍ مِنْها كَعَمَلِ عِشْرِينَ سَنَةً، فَإذا فَرَغَ مِنْ صَلاةِ الْجُمُعَةِ اُجِيزَ بِعَمَلِ مِائَتَي سَنَةٍ. ٢
. . . كسى كه پياده به سوى نمازجمعه در حركت است،
١) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ۶١؛ تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۵، ص ٣٢۵
٢) . كنزالعمال، ج ٧، ص ٧٢٠
هر قدمى كه برمىدارد، مانند عمل بيست سال است - و پاداش بيست سال دارد -. پس هنگامى كه نمازجمعه را به پايان برد، پاداش دويست سال به او عنايت گردد.
ابىبصير و محمد بن مسلم كه هر دو از ياران و اصحاب امام باقر و امام صادق عليهما السلام و از راويان معتبر مىباشند، گويند كه ما هر دو از امام باقر عليه السلام شنيديم كه مىفرمود:
مَنْ تَرَك الجُمُعَةَ ثَلاثاً مُتَواليةً بِغَيْر عِلَّةٍ، طَبَعَ اللّٰهُ عَلى قَلْبِهِ. ١
كسى كه نمازجمعه را سه هفته پىدرپى، بىجهت و بدون عذر شرعى ترك كرده و در آن شركت نكند، خداوند بر قلب او مُهر زند. - يعنى لياقت پذيرش حق را از او مىگيرد -.
زرارة نيز گويد: امام باقر عليه السلام فرمود:
صَلاةُ الْجُمُعَةِ فَرِيضَةٌ، وَالْاجتِماعُ إلَيْها فَرِيضَةٌ مَعَ الْإمامِ، فَإِنْ تَرَكَ رَجُلٌ مِنْ غَيْرِ عِلَّةٍ ثَلاثَ جُمَعٍ فَقَدْ تَرَكَ ثَلاثَ فَرائِضَ، وَلا يَدَعُ ثَلاثَ فَرائِضَ مِنْ غَيْرِ عِلَّةٍ إلّاٰ مُنٰافِقٌ. ٢
١) . ثواب الاعمال، ج ٢، ص ۵٢۴
٢) . همان
نمازجمعه واجب است و اجتماع براى اقامۀ آن با امام نيز واجب است. پس اگر مردى بدون دليل - عذر شرعى - سه هفته پياپى نمازجمعه را ترك كند، سه واجب از واجبات الهى را ترك كرده، و سه واجب دينى را بدون دليل كسى ترك نكند، مگر آنكه منافق باشد.
امام صادق عليه السلام فرمود:
إنَّ اللّٰهَ أكْرَمَ الْمُؤْمِنِينَ بِالْجُمُعَةِ، فَسَنَّها رَسُولُ اللّٰهِ صلى الله عليه و آله بِشارَةً لَهُمْ، وَتَوْبِيخاً لِلْمُنافِقِينَ، وَلا يَنْبَغِي تَرْكُها مُتَعَمِّداً؛ فَمَنْ تَرَكَها مُتَعَمِّداً فَلا صَلاةَ لَهُ. ١
همانا خداوند مؤمنان را به سبب جمعه - نمازجمعه - گرامى داشت. سپس رسول خدا صلى الله عليه و آله آن را براى مؤمنان مژده و بشارت و براى منافقان وسيله سرزنش و نكوهش قرار داد، ترك آن از روى اراده و اختيار شايسته نيست. پس اگر كسى آن را عمداً ترك كند، نمازى براى او نيست.
در حديثى ديگر رسول خدا صلى الله عليه و آله تعبيرهاى تندترى درباره تاركين نمازجمعه دارند. آن حضرت در خطبهاى طولانى كه آن را شيعه و سنّى نقل كردهاند، فرمود:
إنَّ اللّٰهَ تَبارَكَ وَتَعالىٰ فَرَضَ عَلَيْكُمُ الْجُمُعَةَ، فَمَنْ
١) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ۵
تَركَها فِي حَياتِي أوْ بَعْدَ مَوْتِي استِخْفافاً بِها أوْ جُحُوداً لَها فَلا جَمَعَ اللّٰهُ شَمْلَهُ، وَلا بارَكَ لَهُ في أمْرِهِ، ألا وَلا صَلاةَ لَهُ، ألا وَلا زَكاةَ لَهُ، ألا وَلا حَجَّ لَهُ، ألا وَلا صَوْمَ لَهُ، ألا وَلا بِرَّ لَهُ، حَتّىٰ يَتُوبَ. ١
همانا خداوند تبارك و تعالى نمازجمعه را بر شما واجب ساخت، پس اگر كسى در زندهبودن من يا پس از مرگ من به دليل انكار و يا سبك شمردن، آن را ترك كند، خداوند پريشانى او را برطرف نساخته، كار او را مبارك نگرداند. آگاه باشيد نمازى براى او نيست.
آگاه باشيد زكاتى براى او نيست. آگاه باشيد حجّى براى او نيست. آگاه باشيد روزهاى براى او نيست. آگاه باشيد هيچ خوبى و خيرى براى او نيست، تا آنكه توبه كند.
و سرانجام برخورد رسول خدا صلى الله عليه و آله با كسانى كه در نمازجمعه شركت نمىكنند از گفتار به مرحله عمل رسيده و مىفرمايد:
لَقَدْ هَمَمْتُ اَنْ آمُرَ فِتْيانِي أنْ يَجْمَعُوا حُزَماً مِنْ حَطَبٍ ثُمَّ أنْطَلِقَ فَاُحَرِّقَ عَلىٰ قَومٍ بُيُوتَهُم لا يَشْهَدُونَ الْجُمُعَةَ. ٢
تصميم گرفتم جوانان خود را فرمان دهم، تا هيزم جمع نموده، سپس رهسپار خانه كسانى شوم كه در نمازجمعه شركت نمىكنند و - خانههاى آنان را - آتش زنم.
١) . وسائل الشيعه، ج ٧، ص ٣٠٢
٢) . سنن بيهقى، ج ۴، ص ١٧٠
على عليه السلام به نقل از رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
إذا كانَ يَوْمُ الْجُمُعَةِ غَدَتِ الشَّياطِينُ بِرَاياتِها إلىٰ الأسْواقِ، فَيَرْمُونَ النّاسَ بِالتَّرابِيثِ أوْ الرَّبائِثِ، وَيُثَبِّطُونَهم عَنِ الْجُمُعَةِ. . . . ١
هنگامى كه روز جمعه فرا رسد، شيطانها از بامدادان پرچمهايشان را برداشته به سوى بازارها مىروند، و مردم را هدف قرار داده، موانعى براى آنان ايجاد مىكنند و در نتيجه آنان را از رفتن به نمازجمعه باز مىدارند.
امام صادق عليه السلام فرمود:
إنَّ اللّٰهَ أكْرَمَ الْمُؤْمِنِينَ بِالْجُمُعَةِ، فَسَنَّها رَسُولُ اللّٰهِ صلى الله عليه و آله بِشارَةً لَهُمْ، وَتَوْبِيخاً لِلْمُنافِقِين. . . . ٢
همانا خداوند مؤمنان را به وسيله نمازجمعه گرامى داشت و رسول خدا صلى الله عليه و آله آن را براى مؤمنان بشارت و براى منافقان وسيلۀ سرزنش و نكوهش قرار داد. . . .
على عليه السلام فرمود:
مَنْ تَرَكَ الْجُمُعَةَ ثَلاثاً مُتَتابِعَةً لِغَيْرِ عِلَّةٍ، كُتِبَ مُنافِقاً. ٣
١) . كنزالعمال، ج ٧، ص ٧٣۶
٢) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ۵
٣) . همان، ص ٩
كسى كه سه هفته پىدرپى، نمازجمعه را بدون دليل و عذر شرعى ترك كند، در شمار منافقان به حساب آيد.
انس بن مالك گفت: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
ألا أُخبِرُكُم بِأَهْلِ الْجَنَّةِ؟ مَنْ لا يَشْغَلُهُ عَنِ الْجُمُعَةِ حَرٌّ شَدِيدٌ، وَلا بَرْدٌ شَدِيدٌ، وَلا رَدْغٌ. ١
آيا شما را از اهل بهشت آگاه نسازم؟ [آنان كسانى هستند كه] گرما و سرماى شديد، و گِل و لاى [ايجاد شده به خاطر باران] آنان را از حضور در نمازجمعه باز ندارد.
على بن ابىطالب عليه السلام فرمود:
إنَّ رَسُولَ اللّٰه صلى الله عليه و آله قالَ: كَيْفَ أنْتُمْ إِذا تَهَيَّأَ أحَدُكُمْ لِلْجُمُعَةِ عَشِيّةَ الْخَمِيسِ، كَما تَتَهَيَّأُ الْيَهُودُ عَشِيَّةَ الْجُمُعَةِ لِسَبْتِهِمْ. ٢
١) . كنزالعمال، ج ٧، ص ٧١٩
٢) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ۴٣
همانا رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: چگونه خواهيد بودهنگامى كه يكى از شما پنجشنبه شب، خود را براى جمعه آماده كند؟ همچنان كه يهوديان خود را از جمعه شب، براى شنبه آماده مىكردند؟
امام صادق عليه السلام فرمود:
إِنَّ عَلِيّاً عليه السلام نَهىٰ أنْ يُشرَبَ الدَّواءُ يَوْمَ الْخَمِيسِ، مَخافَةَ أنْ يَضْعُفَ عَنِ الْجُمُعَةِ» . ١
على عليه السلام نهى فرمود از اينكه روز پنجشنبه دارو خورده شود، از بيم آنكه موجب ناتوانى آنان گرديده و نتوانند در نمازجمعه شركت كنند.
امام باقر عليه السلام فرمود:
وَاللّٰهِ لَقَدْ بَلَغَنِي أنَّ أصْحابَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله كانُوا يَتَجَهَّزُونَ لِلْجُمُعَةِ يَوْمَ الْخَمِيسِ لِأنَّهُ يَوْمٌ مُضَيَّقٌ عَلَى الْمُسْلِمِينَ. ٢
به خدا سوگند! به من خبر رسيده است كه اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله پيوسته از روز پنجشنبه براى جمعه - و اعمال روز جمعه - آماده مىشدند؛ زيرا روز جمعه، روزى محدود و فشرده براى مسلمانان است.
يعنى زمان محدود و اعمال آن فراوان است.
مرحوم قطب راوندى در كتاب «لبّ اللباب» حديثى نقل كرده كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
١) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ۴٣
٢) . كافى، ج ٣، ص ۴١۵
اِشْتَرُوا لِصِبْيانِكُمُ اللَّحْمَ، وَذَكِّرُوهُمْ يَوْمَ الْجُمُعَةِ. ١
براى كودكان خود گوشت خريدارى كنيد، و روز جمعه را به آنان يادآور شويد.
امام على بن موسى الرّضا عليه السلام نيز فرمود:
اَطرِفُوا أهالِيكُمْ فِي كُلِّ جُمُعَةٍ بِشَيءٍ مِنَ الْفاكِهَةِ وَاللَّحْمِ، حَتّىٰ يَفْرَحُوا بِالْجُمُعَةِ. ٢
در هر جمعه براى خانواده خويش مقدارى ميوه و گوشت فراهم سازيد تا به آمدن جمعه خوشحال گردند.
در زمينه خريد ميوه براى خانواده، روايت ديگرى را با همين عبارات، امام صادق عليه السلام به نقل از پدران بزرگوارشان، از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل فرمودهاند. ٣
روايات فوق بيانگر اين نكته مهم است كه مسلمانان بايد فرزندان خود را از كودكى با اهميّت روز جمعه و اعمال آن كه نمازجمعه نيز يكى از مهمترين آنهاست، آشنا ساخته، به انجام آن كارها تشويق و ترغيب نمايند. طبيعى است كه چون در گذشته درآمدها محدود و زندگى مردم با سختى و مشقت همراه بوده، ايجاد رفاه نسبى و گشايش در زندگى، وسيلهاى مناسب براى تشويق مردم براى شركت در اجتماعات و انجام فرايض دينى بوده است.
١) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ٩٩
٢) . همان؛ فقه الرضا عليه السلام، ص ٣۵۵
٣) . ر. ك: مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ٩٨
هشام بن حكم از امام صادق عليه السلام نقل مىكند كه فرمود:
لِيَتَزَيَّنْ أحَدُكُمْ يَوْمَ الْجُمُعَةِ، يَغْتَسِلُ، وَيَتَطَيَّبُ وَيُسَرِّحُ لِحْيَتَهُ، ويَلْبَسُ أنْظَفَ ثِيابِهِ، ولْيَتَهَيَّأْ لِلْجُمُعَةِ، وَلْيَكُنْ عَلَيْهِ فِي ذٰلِكِ الْيَوْمِ السَّكِينَةُ وَالْوَقارُ، وَلْيُحْسِنْ عِبادَةَ رَبِّهِ، وَلْيَفْعَلِ الْخَيْرَ ما استَطاعَ، فَإِنَّ اللّٰهَ يَطَّلِعُ عَلىٰ [ أهْلِ ] الْأرْضِ لِيُضَاعِفَ الحَسَناتِ. ١
بايد هر يك از شما در روز جمعه زينت برگيرد، غسل كند، خود را معطر و خوشبو كند، ريش خويش را شانه زند، تميزترين لباسهايش را بپوشد، و براى نمازجمعه آماده شود، و بر اوست كه در اين روز آرام و متين باشد، خداى را نيكو پرستش كند، و هر چه مىتواند كار خير انجام دهد، همانا خداوند بر اهل زمين و اعمال آنان آگاهى داشته، كارهاى شايستۀ مردم را دو چندان پاداش مىدهد.
امام صادق عليه السلام در روايتى ديگر در تفسير آيۀ «خُذُوا زِيَنَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ» ٢فرمود: «فِي الْعيدَيْنِ وَالْجُمُعَةِ» ٣؛ يعنى مراد از برگرفتن زينت در هر مسجد، در عيد فطر و قربان و جمعه است.
١) . كافى، ج ٣، ص ۴١٧
٢) . اعراف: ٣١
٣) . تهذيب، ج ٣، ص ٢۴١
از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده كه بر منبر مىفرمود:
مَنْ جاءَ مِنْكُم [ إلىَ ] الْجُمُعَة فَلْيَغْتَسِلْ. ١
هر كدام از شما كه در نمازجمعه شركت مىكند، بايد غسل كند.
ابوسعيد خُدْرى گفت كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
مَنِ اغْتَسَلَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ، وَاسْتاكَ، وَمَسَّ مِنْ طِيبٍ اِنْ كانَ عِنْدَهُ، وَلَبِسَ مِنْ أحْسَنِ ثِيابِهِ، ثُمَّ خَرَجَ حَتّىٰ يَأْتِيَ الْمَسْجِدَ، فَلَمْ يَتَخَطَّ رِقابَ النّاسِ، حَتّىٰ رَكَعَ ما شاءَ أنْ يَرْكَعَ، ثُمَّ أنْصَتَ إذا خَرَجَ الْإمامُ، فَلَمْ يَتَكَلَّمْ حَتّىٰ يَفْرُغَ مِنْ صَلاتِهِ، كانَتْ كفَّارَةً لِما بَيْنَها وَبَيْنَ الْجُمُعَةِ الَّتِي قَبْلَها. ٢
هر كس روز جمعه غسل كرده، مسواك بزند، و از عطر اگر دارد استفاده نمايد، و بهترين لباسهايش را بپوشد، سپس از منزل بيرون آمده به مسجد درآيد، و از روى گردن مردم عبور نكند، سپس هنگامى كه امام جمعه، خطبه آغاز كرد، سكوت كند، و سخن نگويد تا نماز را به پايان برساند، سبب آمرزش گناهان او از آن جمعه، تا جمعه قبل از آن خواهد شد.
عِكْرَمَة گويد: گروهى از مردم عراق به ابن عباس گفتند: «آيا شما غسل روز جمعه را واجب مىدانى؟» ابن عباس گفت: «نه، ولى آن كه غسل كند بهتر و پاكيزهتر
١) . مسند الحميدى، ج ٢، ص ٢٧۶؛ كنزالعمال، ج ٧، ص ٧۵٨
٢) . مسند احمد، ج ٣، ص ٨١
است، و اگر غسل نكند بر او واجب نيست» . سپس گفت:
من به زودى خواهم گفت كه غسل از چه زمانى شروع شد، آن روزها مردم در سختى بوده، زياد تلاش مىكردند، لباسهاى پشمى مىپوشيدند و با كشيدن بار بر دوش كار مىكردند، مسجد آنان به نام عريش نيز تنگ و سقف آن كوتاه بود، يك روز رسول خدا صلى الله عليه و آله در هواى گرم به مسجد آمد، و به دليل پوشيدن لباسهاى پشمى مردم عرق كرده، بوى آن ديگران را آزار مىداد. پس وقتى رسول خدا صلى الله عليه و آله آن بو را احساس كرد، فرمود: اى مردم! وقتى چنين روزى - يعنى روز جمعه - فرا مىرسد غسل كنيد، و از بهترين روغن و عطرى كه به آن دسترسى داريد استفاده كرده، خود را خوشبو كنيد.
ابن عباس ادامه داد:
سپس خداوند خير و خوبى را بر مردم نازل فرمود، و آنان لباسهاى غير پشمى پوشيدند، كار آنان كمتر شد، مسجدشان توسعه يافت و ديگر مانند گذشته بوى عرق بعضى، ديگران را آزار نمىداد. ١
انس بن مالك از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل مىكند كه فرمود:
مَنْ قَلَّمَ أظافِيرَهُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ، وَأخَذَ مِنْ شارِبِهِ وَاسْتاكَ، وَأفْرَغَ عَلىٰ رَأسِهِ مِنَ الْماءِ حِينَ يَرُوحُ اِلَى الْجُمُعَةِ، شيَّعَهُ سَبْعُونَ ألْفَ مَلَكٍ كُلُّهُمْ
١) . سنن ابىداود، ج ١، ص ٢۵٠
يَسْتَغْفِرُونَ لَهُ، وَيَشْفَعُونَ لَهُ. ١
كسى كه روز جمعه ناخن خويش را كوتاه كند، و قدرى از موى روى لب را بزند، و مسواك كند، و هنگام رفتن به سوى نمازجمعه بر سر خويش قدرى آب بريزد - كنايه از آنكه غسل كند - هفتاد هزار فرشته او را تا محل نمازجمعه همراهى كرده، براى وى استغفار نموده، او را شفاعت كنند.
اباذر غفارى از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل مىكند كه فرمود:
هنگامى كه روز جمعه فرا رسد، خداوند متعال فرشتگان را در حالى كه قلمهايى از طلا و كاغذهايى از نقره در دست دارند به زمين مىفرستد. پس آنان آمده و در مساجد مىايستند و نام كسانى را كه به مسجد مىآيند به ترتيب مىنويسند. اوّلى، پس از او و. . . پس آنگاه كه نام هفتاد نفر از آنان را نوشتند، فرشتگان گويند: اينها به تعداد هفتاد نفرى كه موسى از امّت خويش آنان را برگزيد. سپس در بين صفوف نمازگزاران به حركت در آمده، به جستجوى كسانى مىپردازند كه در نمازجمعه نيستند. سپس مىگويند:
فلانى كجاست؟ به آنان گفته مىشود: او بيمار است.
فرشتگان مىگويند: بار خدايا! او را شفا ده تا
١) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ۴۶
نمازجمعه را به پاى دارد. مىگويند: فلانى كجاست؟ گفته مىشود: به مسافرت رفته است. فرشتگان مىگويند: بار خدايا! او را سالم بازگردان، بهدرستى كه او يار و همنشين جمعه است. فلانى كجاست؟ مىگويند: از دار دنيا رفت. فرشتگان مىگويند: بار خدايا! او را ببخشاى، همانا او نمازجمعه اقامه مىكرد. ١
مرحوم شهيد ثانى در رسالۀ «اكمال الجمعه» خود حديثى از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كردهاند كه آن حضرت فرمود:
هنگامى كه روز جمعه فرا رسد، فرشتگان بر هر درى از درهاى مساجد حضور يافته، اسامى نمازگزاران جمعه را به ترتيب مىنويسند، اوّل، پس از او. . . پس آن هنگام كه امام [جمعه بر منبر نشست] دفاتر را بسته، مىآيند در صفوف نمازگزاران مىنشينند و ذكر [يعنى خطبهها] را گوش مىدهند. ٢
اگر سؤال شود كه اين نامنويسىها چه سودى براى نمازگزاران دارد؟ رسول خدا صلى الله عليه و آله در حديثى ديگر آن را پاسخ دادهاند:
يَجْلِسُ النّاسُ مِنَ اللّٰهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَلىٰ قَدْرِ رَواحِهِمْ إلَى الْجُمُعاتِ، الأوَّلُ وَالثّانِي وَالثّالِثُ.
١) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ٣٨؛ تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۵، ص ٣٢۵
٢) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ٣٨
قَوْلُه مِنَ اللّٰه: أي مِن كَرامَتِهِ وَنَحْوِها. ١
نزديكبودن مردم به خداوند در روز قيامت، بهاندازه دفعاتى است كه آنان در نمازجمعهها شركت داشتهاند، اوّل، دوّم و سوّم. . . نزديك بودن به خدا به معنى نزديك بودن به كرامت حقتعالى و امثال آن است.
امام صادق عليه السلام نيز فرمود:
. . . إنَّكُمْ لَتَتَسابَقُونَ إلى الجَنَّةِ عَلىٰ قَدْرِ سَبقِكُمْ إلَى الْجُمُعَةِ. ٢
. . . همانا شما براى ورود به بهشت بر يكديگر پيشى مىگيريد به مقدارى كه براى رفتن به طرف نمازجمعه از ديگران سبقت گرفته بوديد.
بنابراين، آن كسانى كه پيش از ديگران خود را به محل برگزارى نمازجمعه برسانند، روز قيامت و در بهشت به خدا نزديكتر، و از نعمتهاى الهى بهرهمندترند.
رسول خدا فرمود:
إذا أذَّنَ الْمُؤَذِّنُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ حَرُمَ الْعَمَلُ. ٣
هنگامى كه مؤذن، روز جمعه اذان بگويد - و مردم را به سوى نمازجمعه فرابخواند - كاركردن حرام گردد.
١) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ٣٨؛ كنزالعمال، ج ٧، ص ٧١٠
٢) . بحارالانوار، ج ٨۶، ص ٢١٣
٣) . كنزالعمال، ج ٧، ص ٧٢٣
در سورۀ جمعه خطاب به مؤمنان آمده است:
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلىٰ ذِكْرِ اللّٰهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ذٰلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ * فَإِذا قُضِيَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِي اْلأَرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللّٰهِ وَاذْكُرُوا اللّٰهَ كَثِيراً لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (جمعه: ٩ و ١٠)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، هنگامى كه براى نمازجمعه در روز جمعه ندا داده شد به سوى ياد خدا بشتابيد، و خريد و فروش را رها كنيد. اين براى شما بهتر است اگر شما بدانيد. پس هنگامى كه نماز به پايان رسد روى زمين پراكنده و متفرق شده، از فضل خدا بهره گيريد شايد شما رستگار گرديد.
تعبير «ذَرُوا الْبَيْعَ» دستور صريح خداوند است كه هنگام نمازجمعه، لازم است مردم كسب و كار خود را تعطيل نموده، در نمازجمعه شركت كنند.
بسيارى از فقيهان معتقدند: پس از آنكه اذان گفته شد و مردم براى نمازجمعه دعوت شدند، خريد و فروش حرام است، و مرحوم علّامه بر اين مطلب ادّعاى اجماع كردهاند. ١
توصيه روايات به مسلمانان اين است كه هنگام رفتن به نمازجماعت با آرامش و وقار راه رفته، عجله نكنند و
١) . بحارالانوار، ج ٨۶، ص ١۵١
ندوند؛ چنانكه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
إذا اُقِيمَتِ الصَّلاةُ، فَلا تَأتُوها وَأَنْتُمْ تَسْعَوْنَ، وأْتُوها وَأَنْتُمْ تَمْشُونَ وَعَلَيْكُمُ السَّكِينَةُ، فَما أدْرَكْتُمْ فَصَلُّوا، وَما فاتَكُمْ فَأَتِمُّوا. ١
هنگامى كه نماز بهپا شد، با عجله و شتاب به طرف آن نرويد، بلكه آرام و متين حركت كنيد. پس اگر نماز را درك كرديد، نماز مىخوانيد، و اگر مقدارى از نماز خوانده شد، آن را به پايان بريد و مقدار باقيمانده را خود به صورت فرادى مىخوانيد.
ولى در رابطه با نمازجمعه، خداوند در قرآن كريم از مردم خواسته است تا پس از شنيدن اذان نمازجمعه، با شتاب و به سرعت به طرف نمازجمعه حركت كنند تا در نتيجه از آغاز خطبهها، در محل برگزارى نمازجمعه حاضر و از آنجا كه خطبهها نيز جزئى از نماز است، تمامى آن را درك نمايند.
«يا أيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إلى ذِكْرِ اللّٰهِ»
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، هنگامى كه براى نماز در روز جمعه ندا داده شد پس بشتابيد بهسوى ياد خدا. . .
امام باقر عليه السلام نيز در روايتى به اين نكته تصريح فرمودهاند:
١) . سنن ابن ماجه، ص ١٩۵
ثَلاثَةٌ لا يُسَلَّمُونَ: الْماشِي إلَى الْجُمُعَةِ، وَالْماشِي خَلْفَ جَنازَةٍ، وَفِي بَيْتِ الْحَمّامِ. ١
به سه كس سلام داده نشود: آن كه به سوى نمازجمعه رود، آن كه به دنبال جنازه در حركت است، و در ميان حمام گرم - يعنى كسانى كه در اين سه حالت قرار دارند به آنان سلام نكنيد -.
زيبايى بحث آنجا مشخص مىشود كه بدانيم در صدر اسلام مسلمانان وقتى با يكديگر ديدار مىكردند، ايستاده و مصافحه و يا معانقه مىكردند و يا محل سجده را در پيشانى يكديگر مىبوسيدند و طبيعى است كه اگر آن كس كه به سوى نمازجمعه در حركت است، بخواهد هر از چند قدمى ايستاده با برادران ايمانى خود احوالپرسى كند، وقت نماز گذشته و از فضيلت درك خطبهها محروم مىماند. لذا توصيه شده به كسى كه به طرف نمازجمعه در حركت است در اين حالت سلام نكنيد.
امام مجتبى عليه السلام فرمود:
إذا لَقِيَ أحَدُكُمْ أخاهُ فَلْيُقَبِّلْ مَوْضِعَ النُّورِ مِنْ جَبْهَتِهِ. ٢
هنگامى كه يكى از شما با برادر دينى خود برخورد كرده، ديدار نمايد، پس محل نور از پيشانى او را ببوسد - يعنى محل سجده را -.
١) . تحف العقول، ص ٢٩۴
٢) . همان، ص ٢٣۶
بنابراين، آنگاه كه مؤذن مردم را براى شركت در نمازجمعه فرا مىخواند، بايد با عجله و به سرعت به سوى ميعادگاههاى نمازجمعه شتافت تا از بركات ارزشمند اين نماز عبادى - سياسى بهره گرفت.
جابر جعفى گويد: از امام باقر عليه السلام شنيدم كه مىفرمود: «بر زنان اذان و اقامه و نمازجمعه و جماعت واجب نيست» ١، امّا در روايتى ديگر على بن ابىطالب عليه السلام فرمود:
إذا شَهِدَتِ الْمَرأَةُ وَالْعَبْدُ الْجُمُعَةَ، أجْزَأَتْ عَنْهُما مِنْ صَلاةِ الظُّهْرِ. ٢
اگر زن در نمازجمعه حضور يافت، نياز به خواندن نماز ظهر ندارد، و نمازجمعه به جاى نماز ظهر او را كفايت مىكند.
همچنين بانوان در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله در نمازجمعه آن حضرت شركت جسته، با ايشان نماز مىگزاردند؛ چنانكه آمده است:
كُنَّ نِساءُ الْمُهاجِرِينَ، يُصَلِّينَ الجُمُعَةَ مَعَ رَسُولِ اللّٰهِ صلى الله عليه و آله ثُمَّ يَحْتَسِبْنَ بِها مِنَ الظُّهْرِ. ٣
١) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ۶
٢) . همان، ص ٢۶
٣) . مصنف ابن ابىشيبه، ج ٢، ص ١٩
زنان مهاجران با رسول خدا صلى الله عليه و آله نمازجمعه مىخواندند و به جاى نماز ظهرِ آنان به حساب مىآمد.
در حديثى ديگر با همين سند آمده است كه زنان - نه فقط زنان مهاجر - با رسول خدا صلى الله عليه و آله نمازجمعه مىخواندند و به آنان گفته مىشد: [براى جلوگيرى از تحريك مردان] از بوى خوش استفاده نكنند. ١
محمد بن مسلم از امام باقر يا امام صادق عليهما السلام مىپرسد:
مردمى كه در روستا زندگى مىكنند، آيا نمازجمعه را به جماعت بخوانند؟ امام پاسخ فرمودند:
نَعَمْ وَيُصَلُّونَ أرْبَعاً إذا لَمْ يَكُنْ مَنْ يَخْطُبُ. ٢
آرى، و اگر كسى نباشد كه براى آنان خطبه بخواند چهار ركعت نماز ظهر بخوانند.
همين مضمون را فضل بن عبدالملك در روايتى ديگر از امام صادق عليه السلام نقل كرده است. ٣
ابن عمر نيز گفته است:
إنَّ اَهْلَ قُبا كانُوا يُجَمِّعُونَ مَعَ رَسُولِ اللّٰهِ صلى الله عليه و آله يَوْمَ
١) . مصنف ابن ابىشيبه، ج ٢، ص ١٩
٢) . تهذيب، ج ٣، ص ٢٣٨
٣) . همان
الْجُمُعَةِ. ١
اهالى دهكده قبا روزهاى جمعه با رسول خدا صلى الله عليه و آله نمازجمعه مىخواندند.
اُمّ عبداللّٰه دَوْسيّه گفت: از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مىفرمود:
الجُمُعَةُ واجِبَةٌ عَلىٰ اَهْلِ كُلِّ قَرْيَةٍ وَإنْ لَمْ يَكُونُوا اِلّاٰ ثَلاثَةً، رابِعُهُمْ اِمامُهُمْ. ٢
نمازجمعه بر اهالى هر روستا واجب است، اگرچه بيش از سه نفر نباشند و چهارمين آنان امام ايشان باشد.
امام صادق عليه السلام فرمود:
يَجْتَمِعُ الْقَوْمُ يَوْمَ الجُمُعَةِ إذا كانُوا خَمْسَةً فَصاعِداً، وَإنْ كانُوا أقَلّ مِنْ خَمْسَةٍ (لَمْ يَجْتَمِعُوا) . ٣
مردم در روز جمعه اگر پنج نفر و بيشتر بودند نمازجمعه بخوانند، و اگر از پنج نفر كمتر بودند، نمازجمعه نخوانند.
لازم به تذكر است: در رابطه با عدد افرادى كه نمازجمعه با آنان منعقد مىشود، اختلافنظر وجود دارد؛ برخى حدّاقل را چهار نفر، و بسيارى حداقلّ افراد را پنج
١) . سنن ابن ماجه، ص ٢۶٨
٢) . سنن دارقطنى، ج ٢، ص ٧
٣) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ١١
نفر ذكر كردهاند كه چون در اين نوشتار به دنبال بيان نظريه فقها نيستيم از ذكر اقوال خوددارى مىشود.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
مَنْ اسْتَأجَرَ أجيراً فَلا يَحْبِسْهُ عَنِ الْجُمُعَةِ فَيَأثَمَ، وإنْ لَمْ يَحْبِسْهُ عَنِ الْجُمُعَةِ اشْتَرَكا فِي الْأجْرِ. ١
كسى كه كارگرى را براى انجام كارى به كار مىگيرد، پس نبايد او را از رفتن به نمازجمعه باز دارد كه اگر چنين كند گناه خواهد كرد. و اگر او را از رفتن به نمازجمعه باز نداشت، در ثواب نماز او شريك مىگردد.
امام صادق عليه السلام به نقل از پدر بزرگوارشان، فرمودهاند:
إنَّ عَلِياً عليه السلام كانَ يُخْرِجُ أهْلَ السُّجُونِ مِنْ الْحَبْسِ فِي دَيْنٍ أَوْ تُهْمَةٍ، إلَى الْجُمُعَةِ فَيَشْهَدُونَها، وَيُضَمِّنُهُمُ الْأوْلِياءَ حَتّىٰ يَرُدُّونَهُمْ. ٢
روش على بن ابىطالب عليه السلام اين بود: زندانيانى را كه به دليل قرض و يا تهمت، زندانى شده بودند، با ضمانت اولياى آنان مبنى بر اينكه آنها را پس از نمازجمعه بازگردانند، از زندان آزاد مىساخت، و در نتيجه زندانيان در نمازجمعه شركت مىجستند.
در حديثى ديگر با همين سند نقل شده كه على عليه السلام
١) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ٧
٢) . همان، ص ٢٧
فاسقان و بدكاران زندانى را براى شركت در نمازجمعه از زندان آزاد ساخته، ولى دستور مىداد، كاملاً مراقب آنان باشند. ١
على عليه السلام فرمود:
ثَلاثَةٌ إنْ أَنْتُمْ خالَفْتُمْ فِيهِنَّ أَئِمَّتَكُمْ هَلَكْتُم:
جُمُعَتُكُمْ، وَجِهادُ عَدُوِّكُمْ وَمَناسِكُكُمْ. ٢
سه چيز است كه اگر شما در آنها با پيشوايان خود مخالفت كنيد نابود مىشويد: نمازجمعه؛ جهاد با دشمن و مناسك حج.
رسول خدا صلى الله عليه و آله به قومى كه از شركت در نمازجمعه خوددارى مىكردند، فرمود:
لَقَدْ هَمَمْتُ أنْ آمُرَ فِتْيانِي أنْ يَجْمَعُوا حُزَماً مِنْ حَطَبٍ ثُمّ أَنْطَلِقَ، فاُحَرِّقَ عَلىٰ قَوْمٍ بُيُوتَهُمْ، لايَشْهَدُون الْجُمُعَةَ. ٣
به تحقيق تصميم گرفتم به جوانان خود امر كنم تا پشتههايى از هيزم گرد آورند. سپس كنار خانه كسانى كه در نمازجمعه حاضر نمىشوند فرو ريخته، آنجا را به آتش بسوزانم.
١) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ٢٧
٢) . همان، ص ٧
٣) . سنن بيهقى، ج ۴، ص ١٧٠
در حديثى ديگر آمده است: نمازى كه تصميم داشت رسول خدا صلى الله عليه و آله به خاطر ترك آن خانههاى متخلفان را بسوزاند، نمازجمعه بود. ١
تذكر اين نكته ضرورى است: گرچه پيامبر صلى الله عليه و آله چنين اقدامى را انجام نداد، ولى اين عكسالعمل تند، بيانگر اهتمام آن حضرت به برگزارى هرچه بهتر و باشكوهتر نماز عبادى - سياسى جمعه بوده است.
مرحوم شهيد ثانى نيز از قول رسول خدا صلى الله عليه و آله اينچنين نقل كرده است كه حضرت فرمود:
لَيَنْتَهِيَنَّ أقْوامٌ عَنْ وَدْعِهِمُ الْجُمُعاتِ أوْ لَيُخْتَمَنَّ عَلىٰ قُلُوبِهِمْ ثُمَّ لَيَكُونُنَّ مِنَ الْغافِلِينَ. ٢
بايد اقوام و گروههاى مختلف مردم، از شركتنكردن در نمازهاى جمعه بازداشته شوند، وگرنه خداوند بر دلهاى آنان مهر زده و در شمار غافلان قرار خواهند گرفت.
از امير مؤمنان على عليه السلام نقل شده است كه فرمود:
النّاسُ فِي إتْيانِ الْجُمُعَةِ ثَلاثَةُ رِجالٍ: رَجُلٌ حَضَرَ الْجُمُعَةَ لِلَّغْوِ وَالْمِراءِ، فَذٰلِكَ حَظُّهُ مِنْها، وَرَجُلٌ
١) . المصنف، ابن ابىشيبه، ج ٢، ص ۶٢
٢) . وسائل الشيعه، ج ٧، ص ٣٠٢
جاءَ وَالْإمامُ يَخْطُبُ، فَصَلّىٰ فَإنْ شاءَ اللّٰهُ أعْطاهُ وَإنْ شاءَ حَرَمَهُ، وَرَجُلٌ حَضَرَ قَبْلَ خُرُوجِ الْإمامِ فَصَلّىٰ ما قَضَى لَهُ، ثُمَّ جَلَسَ فِي إنْصاتٍ وَسُكُونٍ حَتّىٰ خَرَجَ الْإمامُ، إلىٰ أنْ قُضِيَتْ، فَهِيَ كَفّارَةٌ لِما بَيْنَها وَبَيْنَ الْجُمُعَةِ الَّتِي تَلِيها، وَزِيادَة ثَلاثَةِ أيّامٍ وَذلِكَ، لِاَنَّ اللّٰهَ يَقُولُ: «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أمْثالِها» . ١
مردم در برگزارى نمازجمعه سه گروهاند: مردى كه براى بيهودهگويى و نزاع و ستيز در نمازجمعه حاضر شود. پس بهره او از نمازجمعه همان درگيرى و نزاع است؛ مردى كه در نمازجمعه حاضر مىشود هنگامى كه امام جمعه مشغول خطبه خواندن است، سپس نماز مىگزارد، چنين آدمى را خداوند اگر خواست ثوابى عطا كند و اگر خواست او را از ثواب محروم گرداند؛ مردى كه قبل از آمدن امام جمعه، در محل نمازجمعه حضور يافته، نمازى كه از او قضا شده را بخواند. سپس در كمال آرامى و سكوت بنشيند تا امام جمعه آمده و با او نماز را به پايان برد، اين كار وى كفّارۀ گناهان او از اين جمعه تا جمعه آينده به اضافه سه روز ديگر - يعنى جمعاً ده روز - خواهد بود، و اين بدان جهت است كه خداوند مىفرمايد: «هر كس يك حسنه انجام دهد، ده برابر پاداش نصيب او شود» .
١) . بحارالانوار، ج ٨۶، ص ٢۵۶؛ دعائم الاسلام، ج ١، ص ١٨٢
ابىذر غفارى گفت: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
إذا كانَ يَوْمُ الْجُمُعَةِ، أَرْسَلَ اللّٰهُ تَعالىٰ مَلائِكَةً مَعَهُمْ أقْلامٌ مِنْ ذَهَبٍ، وَصُحُفٌ مِنْ فِضَّةٍ، فَيَأْتُونَ وَيَقِفُونَ بِبابِ الْمَسْجِدِ، وَيَكْتُبُونَ أسامِيَ الَّذِينَ يَأْتُونَ إلَى الْمَسْجِدِ الْأوَّلَ فَالْأوَّلَ، فَإِذا كَتَبُوا سَبْعِينَ مِنْهُمْ قالُوا: هؤُلاءِ بِعَدَدِ السَّبْعِينَ الَّذِينَ اخْتارَهُم مُوسىٰ عليه السلام مِن اُمَّتِهِ، ثُمَّ يَتَخَلَّلُونَ فِي الصُّفُوفِ، وَيَتَفَقَّدُونَ الَّذِينَ لَمْ يَحْضُرُوا، فَيَقُولُونَ:
أيْنَ فُلانٌ؟ قِيلَ لَهُمْ: هُوَ مَرِيضٌ، فَيَقُولُونَ: اَللّهُمَّ اشْفِهِ حَتّىٰ يُقِيمَ صَلاةَ الْجُمُعَةِ، وَيَقُولُونَ أيْنَ فُلان؟ قِيلَ لَهُمْ ذَهَبَ إلَى السَّفَرِ فَتَقُولُ الْمَلائِكَةُ:
اللّهُمَّ رُدَّهُ سالِماً فَإنَّهُ صاحِبُ الْجُمُعَةِ، أيْنَ فُلان؟ فَيَقُولُونَ ماتَ، فَيَقُولُونَ: اَللّهُمَّ اغْفِرْ لَهُ فَإِنَّهُ كانَ يُقِيمُ الْجُمُعَةَ. ١
چون روز جمعه فرا رسد، خداوند فرشتگانى را كه قلمهايى از طلا و كاغذهايى از نقره همراه خود دارند گسيل داشته، مىآيند و در ورودى مسجد مىايستند و نام مردم را به ترتيب ورود آنان، اوّل، دوم. . .
مىنويسند، پس هنگامى كه عدد آنان به هفتاد نفر برسد گويند: اينها به تعداد هفتاد نفرى هستند كه حضرت موسى عليه السلام از اُمّت خود برگزيد. سپس به ميان
١) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ٣٨
صف نمازگزاران رفته و از احوال آنان كه در نمازجمعه نيامدهاند جويا مىشوند. پس مىگويند:
فلانى كجاست؟ گفته مىشود: او بيمار است.
مىگويند: بار خدايا! شفايش بخش تا نمازجمعه را بهپا دارد و اقامه كند. مىگويند فلانى كجاست؟ پاسخ داده مىشود: به مسافرت رفته است. فرشتگان مىگويند:
بار پروردگارا! به سلامت باز گردانش كه او يار نمازجمعه است. فلانى كجاست؟ مىگويند: مُرد.
فرشتگان گويند: پروردگارا! او را ببخشاى و از گناهانش بگذر، همانا او پيوسته نمازجمعه را اقامه مىكرد.
در حديثى ديگر از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمود:
إذا كانَ يَوْمُ الْجُمُعَةِ، كانَ عَلىٰ كُلِّ بابٍ مِنْ أبْوابِ الْمَسْجِدِ مَلائِكَةٌ، يَكْتُبُونَ الْأوَّلَ فَالْأوَّلَ، فَإِذا جَلَسَ الْإمامُ طَوَوُا الصُّحُفَ وَجاءُوا يَسْتَمِعُونَ الذِّكْرَ. ١
هنگامى كه روز جمعه فرا رسد، فرشتگانى بر هر درى از درهاى مسجد مىايستند، و نام افرادى را كه به مسجد وارد مىشوند به ترتيب اوّل، دوم. . .
مىنويسند. پس آنگاه كه امام جمعه در جايگاه نمازجمعه قرار گرفت كاغذها را بسته، مىنشينند و به خطبهها گوش مىكنند.
١) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ٣٨
ابوهريره نيز از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل كرده كه فرمود:
إِنَّ الْمَلائِكَةَ عَلىٰ أبْوابِ الْمَساجِدِ، يَكْتُبُونَ النّاسَ عَلىٰ مَنازِلِهِمْ: جاءَ فُلانٌ مِنْ ساعَةِ كَذا وَكَذا، وَجاءَ فُلانٌ مِنْ ساعَةِ كَذا وَكَذا، جاءَ فُلانٌ وَالإِمامُ يَخْطُبُ، جاءَ فُلانٌ فَأَدْرَكَ الصَّلاةَ وَلَمْ يُدْرِكِ الْخُطْبَةَ. ١
همانا فرشتگان - روز جمعه - بر درهاى مساجد مىايستند، و بر اساس زمان ورود نمازگزاران نام آنان را مىنويسند، فلانى از ساعت چند و چند آمد، فلانى موقعى آمد كه امام جمعه خطبه مىخواند، فلانى آمد و نمازجمعه را درك كرد، ولى به خطبهها نرسيد.
اگر بپرسند كه اين نامنويسى چه سودى دارد، اين روايت به اين پرسش پاسخ مىدهد؛ چنانكه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
يَجْلِسُ النّاسُ مِنَ اللّٰهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَلىٰ قَدْرِ رَوَاحِهِمْ إلَى الْجُمُعاتِ، اَلْأوَّلُ وَالثّانِي وَالثّالِثُ. ٢
نزديكى مردم به - رامت و عنايت - پروردگار در روز قيامت، بر اساس تعداد شركت آنان در نمازجمعه محاسبه مىشود، اوّل، دوم، سوم. . . .
١) . كنز العمال، ج ٧، ص ٧٣٨
٢) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ٣٨
سماعه از ياران امام صادق عليه السلام گويد كه آن حضرت فرمود:
يَنْبَغِي لِلإمامِ الَّذِي يَخْطُبُ النّاسَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ أنْ يَلْبَسَ عِمامَةً فِي الشِّتاءِ وَالصَّيْفِ، وَيَتَرَدّىٰ بِبُرْدٍ يَمَنِيٍّ أو عَدَنِيٍّ وَيَخْطُبُ وَهُوَ قائِمٌ يَحْمَدُ اللّٰهَ وَيُثْني عَلَيْهِ ثُمَّ يُوصِي بِتَقْوَى اللّٰهِ ثُمَّ يَقْرَأُ سُورَةً مِنَ الْقُرْآنِ صَغيرةً ثُمَّ يَجْلِسُ، ثُمَّ يَقُومُ فَيَحْمَدُ اللّٰهَ وَيُثْني عَلَيْه وَيُصَلّي عَلىٰ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله وَعَلىٰ أئِمَّةِ الْمُسْلِمِينَ وَيَسْتَغْفِرُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِناتِ فَإذا فَرَغَ مِنْ هذا أَقامَ الْمُؤَذِّنُ فَصَلّىٰ بِالنّاسِ رَكْعَتَيْن يَقْرَأُ فِي الْاُولىٰ بِسُورَةِ الْجُمُعَةِ، وَفِي الثّانِيَةِ بِسُورَةِ الْمُنافِقِينَ. ١
سزاوار است امامى كه روز جمعه براى مردم خطبه مىخواند، در تابستان و زمستان عمامه بر سر بپيچد، و [عباى] بافتۀ يمنى يا عدنى بر دوش بياندازد و در حال ايستاده خطبه بخواند. آنگاه حمد و ثناى الهى را بهجاى آورده، سپس مردم را به تقوا سفارش نموده، و پس از آن سوره كوچكى از قرآن بخواند و سپس بنشيند. آنگاه برخواسته حمد و ثناى الهى گويد و بر محمد صلى الله عليه و آله و پيشوايان مسلمانان درود فرستاده، و براى مردان مؤمن و زنان با ايمان آمرزش بجويد و پس از
١) . كافى، ج ٣، ص ۴٢١
آنكه خطبه را به پايان رساند، مؤذن اقامه گويد و امام جمعه با مردم دو ركعت نماز مىگزارد و در ركعت اوّل سورۀ جمعه و در ركعت دوم سورۀ منافقون را قرائت كند.
از روايات اهل بيت عصمت و طهارت چنين فهميده مىشود كه خطيب جمعه تا مىتواند نبايد در ركعت اوّل خواندن سورۀ جمعه و در ركعت دوم سوره منافقين را ترك كند، مگر آنكه فرصت كم بوده و به دليل خاصّى ناچار شود زودتر نمازجمعه را به پايان برد.
عبداللّٰه بن سنان گويد: شنيدم كه امام صادق عليه السلام در مورد نمازجمعه مىفرمود:
لا بَأْسَ أنْ تَقْرأَ فِيها بِغَيْرِ الْجُمُعَةِ وَالْمُنافِقِينَ إذا كُنْتَ مُسْتَعْجِلاً. ١
مانعى ندارد كه در نمازجمعه در حالى كه عجله دارى سورۀ ديگرى غير از سوره جمعه و منافقين را تلاوت كنى.
در روايتى ديگر سماعه گويد: از امام صادق عليه السلام در رابطه با قنوت در نمازجمعه سؤال كردم فرمود:
أمّا الْإمامُ فَعَلَيْهِ القُنُوتُ فِي الرَّكْعَةِ الْاُولىٰ بَعْدَ ما يَفْرُغُ مِنَ الْقِراءَةِ قَبْلَ أَنْ يَرْكَعَ، وَفِي الثّانِيَةِ بَعْدَ ما يَرْفَعُ رَأْسَهُ مِنَ الرُّكُوعِ قَبْلَ السُّجُودِ، وَإِنَّما صَلاةُ الْجُمُعَةِ مَعَ الْإمامِ رَكْعَتانِ؛ فَمَنْ
١) . تهذيب، ج ٣، ص ٢۴٢
صَلّىٰ مِنْ غَيْرِ إمامٍ وَحْدَهُ فَهِيَ أرْبَعُ رَكَعاتٍ بِمَنْزِلَةِ الظُّهْرِ، فَمَنْ شاءَ قَنَتَ فِي الرَّكْعَةِ الثّانِيَةِ قَبْلَ أنْ يَرْكَعَ، وَإنْ شاءَ لَمْ يَقنُتْ وَذٰلِكَ إذا صَلّىٰ وَحْدَهُ. ١
امّا بر امام جمعه است كه در ركعت اوّل پس از آنكه خواندن سوره را به پايان رساند و قبل از آنكه به ركوع رود قنوت بخواند و در ركعت دوم پس از آنكه از ركوع سر برداشت و قبل از آنكه به سجده رود قنوت بخواند و همانا خواندن نمازجمعه با امام دو ركعت است. پس كسى كه بدون امام و به تنهايى نماز بگزارد، پس او چهار ركعت به عنوان نماز ظهر مىخواند و اگر خواست در ركعت دوم و قبل از ركوع قنوت مىخواند و اگر خواست قنوت نمىخواند و اين وقتى است كه به تنهايى نماز مىخواند.
مسلمانان با نظم در صفوف يك نوع آرايش نظامى را در ديد ديگران به نمايش مىگذارند.
ابوبصير گويد: شنيدم كه امام صادق عليه السلام مىفرمود:
إنَّ رَسُولَ اللّٰه صلى الله عليه و آله قالَ: يا أيُّهَا النّاسُ أقِيمُوا صُفُوفَكُمْ وَامْسَحُوا بِمَناكِبِكُمْ لِئَلّا يَكوُنَ فِيكُمْ خَلَلٌ، وَلا تُخالِفُوا فَيُخالِفُ اللّٰهُ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ، اَلا
١) . تهذيب، ج ٣، ص ٢۴۵
وَاِنّي اَراكُمْ مِنْ خَلْفِي. ١
همانا رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: اى مردم! صفوف خود را منظم و مساوى كنيد و دوش به دوش يكديگر بايستيد تا بين شما فاصله و جدايى نيفتد، و نامرتّب نباشيد كه خداوند دلهاى شما را از يكديگر دور گرداند و بدانيد كه من شما را از پشت سر مىبينم. - يعنى متوجه منظمبودن و نامرتّب بودن صفوف شما هستم -.
همچنين على عليه السلام فرمود:
سُدُّوا فُرَجَ الصُّفُوفِ، مَنِ اسْتَطاعَ أنْ يُتِمَّ الصَّفَّ الْأَوَّلَ أو الَّذِي يَلِيهِ، فَلْيَفْعَلْ ذلِكَ، فَإنَّ ذلِكَ أحَبُّ إلىٰ نَبِيِّكُمْ، وَأَتِمُّوا الصُّفُوفَ، فَإِنَّ اللّٰهَ وَمَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى الَّذِينَ يُتِمُّونَ الصُّفُوفَ. ٢
فضاى خالى بين صفها را پر كنيد، كسى كه مىتواند صف اوّل را كامل كند و يا صف نزديك به آن را پس چنين كند، پس همانا خدا و فرشتگان او بر كسانى كه صفها را كامل مىكنند درود مىفرستند.
و در روايتى ديگر على عليه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
صُفُّوا صُفُوفَكُمْ وَحاذُوا بَيْنَ صَفَحَاتِكُمْ. ٣
صفوف خود را راست و منظم كنيد و پهلو به پهلوى يكديگر بايستيد.
١) . ثواب الاعمال، ج ٢، ص ۵٢٠
٢) . دعائم الاسلام، ج ١، ص ١۵۵
٣) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ۵٠٣
البته اين همه تأكيد نبايد سبب شود تا نمازگزاران از روى دوش ديگران عبور كرده و مردم را به زحمت بياندازند؛ چنانكه امير مؤمنان على عليه السلام فرمود:
لَأَنْ أجْلِسَ عَنِ الجُمُعَةِ اَحَبُّ اِلَيَّ مِنْ أَنْ أقْعُدَ حَتّىٰ إذا جَلَسَ الْإمامُ جِئْتُ اَتَخَطّىٰ رِقابَ النّاسِ. ١
اگر از نمازجمعه باز بمانم، نزد من بهتر از آن است كه بنشينم تا هنگامى كه امام - بر منبر - نشست، آمده و از روى گردن مردم عبور كنم.
و در روايتى ديگر على عليه السلام فرمود:
. . . هنگامى كه امام - براى نمازجمعه - خارج گرديد، پس هيچ كس نبايد از روى گردن مردم گام بردارد و عبور كند، بلكه بايد هر كجا ممكن است بنشيند، مگر آنكه در درهاى ورودى نشسته و مانع ورود مردم به فضاهاى باز شود كه در چنين صورتى مانعى نيست كه از روى دوش ديگران عبور كند. ٢
لازمه عمل به چنين دستورى آن است كه كسانى كه به محلّ نمازجمعه وارد مىشوند، از همان ابتدا به ترتيب صفوف را پر كرده، جاى خالى باقى نگذارند، تا كسانى كه پس از اين به محل برگزارى نمازجمعه وارد مىشوند دچار مشكل نشده و ناچار نشوند از روى دوش ديگران عبور كنند.
١) . دعائم الاسلام، ج ١، ص ١٨٢
٢) . قرب الاسناد، ص ١۵۴
امام صادق عليه السلام فرمود:
لا جُمُعَةَ اِلّا بِخُطْبَةٍ، وَإنَّما جُعِلَتْ رَكْعَتَيْنِ لِمَكانِ الخُطْبَتَيْنِ. ١
نمازجمعه نمىشود، مگر به وسيله خطبه، و همانا نمازجمعه را دو ركعت قرار دادهاند به دليل جايگزينى دو خطبه.
و در روايتى ديگر فرمود:
إنَّما جُعِلَتِ الْخُطْبَةُ، عِوَضاً عَنِ الرَّكْعَتَيْنِ اللَّتَيْن أُسْقِطَتَا مِنْ صَلاةِ الظُّهْرِ، فَهِيَ كَالصَّلاةِ لا يَحِلُّ فِيها إلّاما يَحِلُّ فِي الصَّلاةِ. ٢
همانا خداوند براى نمازجمعه دو خطبه قرار داده است، به جاى دو ركعتى كه از نمازظهر برداشته شده.
پس خطبهها همانند نماز هستند و روا نيست در آنها، مگر آنچه انجام آن در نماز رواست.
امير مؤمنان على عليه السلام فرمود:
يَسْتَقْبِلُ النّاسُ الْإمامَ (عِنْدَ الخُطْبَة) بِوُجُوهِهِمْ، وَيُصْغُونَ إلَيْهِ. ٣
١) . وسائل الشيعه، ج ٧، ص ٣١۴
٢) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ١۵
٣) . همان، ص ٢٢
به هنگام ايراد خطبهها، مردم به صورت، به طرف امام جمعه مىنشينند و به او گوش فرا مىدهند.
همچنين آن حضرت فرمود:
لا كَلامَ وَالْإمامُ يَخْطُبُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ وَلا الْتِفاتَ. ١
هنگامى كه امام خطبه مىخواند در روز جمعه نبايد سخن گفت، و نه به اين طرف و آن طرف توجه نمود.
امام صادق عليه السلام از پدران بزرگوارشان عليهم السلام از على بن ابىطالب عليه السلام و ايشان از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل كردهاند كه آن حضرت فرمود: «كُلُّ واعِظٍ قِبْلَةٌ» ٢؛ «هر سخنگو و پنددهندهاى قبله است» . ٣
يعنى وقتى خطيب براى مردم خطبه مىخواند، همه بايد به سوى او نشسته، وى را قبله خود قرار دهند.
عدى بن ثابت از پدرش نقل كرده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله هنگامى كه بر منبر مىايستاد ياران آن حضرت صورتهايشان را به سوى پيامبر صلى الله عليه و آله گردانده، روبروى
١) . همان
٢) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ١٠٢
٣) . در كافى، ج ٣، ص ۴٢۴ پس از عبارت «كُلُّ واعِظٍ قِبلَة» ، اين عبارت آمده است: «يعني إذا خَطَبَ الإمامُ الناسَ يومَ الجمعةِ يَنبغي لِلنّاسِ أن يَستقبِلوه» كه احتمال دارد اين عبارت از خود امام عليه السلام باشد و احتمال هم هست كه از برخى راويان مانند مرحوم كلينى رحمه الله باشد
ايشان مىنشستند [و خطبهها را گوش مىدادند]. ١
محمد بن مسلم از امام صادق عليه السلام نقل كرد كه فرمود:
إِذا خَطَبَ الْإمامُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ فَلا يَنْبَغِي لِأحَدٍ أنْ يَتَكَلَّمَ حَتّىٰ يَفْرُغَ الْإمامُ مِنْ خُطْبَتِهِ، فَإذا فَرَغَ الْإمامُ مِنَ الْخُطْبَتَيْنِ تَكَلَّمَ ما بَيْنَهُ وَبَيْنَ أنْ يُقامَ لِلصَّلاةِ. ٢
هنگامى كه امام روز جمعه خطبه مىخواند، بر هيچكس سزاوار نيست سخن بگويد تا آنكه امام جمعه خطبه را به پايان برد، پس از آنكه امام از دو خطبه فراغت يافت و پيش از اقامۀ نمازجمعه مىتوان سخن گفت.
امام صادق عليه السلام فرمود:
نَهىٰ رَسُولُ اللّٰهِ صلى الله عليه و آله عَنِ الْكَلامِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ وَالْإمامُ يَخْطُبُ، فَمَنْ فَعَلَ ذٰلِكَ فَقَدْ لَغىٰ، وَمَنْ لَغىٰ فَلا جُمُعَةَ لَهُ. ٣
رسول خدا صلى الله عليه و آله از سخن گفتن روز جمعه در حالى كه امام خطبه مىخواند نهى فرمود، پس كسى كه چنين كند كار بيهوده كرده است، و كسى كه كار بيهوده كند نمازجمعه براى او نيست.
١) . سنن ابن ماجه، ص ٢٧١
٢) . وسائل الشيعه، ج ٧، ص ٣٣٠
٣) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ٢٢
امام صادق عليه السلام همچنين فرمود:
إذا قامَ الْإمامُ يَخْطُبُ، فَقَدْ وَجَبَ عَلَى النّاسِ الصَّمتَ. ١
هنگامى كه امام جمعه ايستاده خطبه بخواند، پس بر مردم سكوت واجب است.
شهيد ثانى در رساله جمعه خود به نقل از پيامبر صلى الله عليه و آله آورده است:
مَنْ تَكَلَّمَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ وَالْإمامُ يَخْطُبُ، فَهُوَ كَالْحِمارِ يَحْمِلُ أسْفاراً. ٢
كسى كه روز جمعه و در حالى كه امام خطبه مىخواند سخن گويد، همانند الاغى است كه كتاب حمل مىكند!
حتى اگر كسى در جايى نشسته كه صداى خطيب جمعه را خوب نمىشنود، باز لازم است سكوت را رعايت كند؛ چنان كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
لِلْمُنْصِتِ الَّذِي لا يَسْمَعُ، كَأجْرِ الْمُنْصِتِ الَّذِي يَسْمَعُ. ٣
گوشدهندهاى كه نمىشنود، مانند گوشكنندهاى است كه مىشنود.
همچنين مأمومين به هنگام ايراد خطبهها نبايد مشغول نماز مستحبى شده، و كار ديگرى انجام دهند.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
١) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ٢٢
٢) . همان؛ كنزالعمال، ج ٧، ص ٧۴۵
٣) . كنزالعمال، ج ٧، ص ٧۴٧
إذا دَخَلَ أحَدُكُمُ الْمَسْجِدَ وَالْإمامُ عَلَى الْمِنْبَرِ فَلا صَلاةَ وَلا كَلامَ حَتّىٰ يَفْرُغَ الْإمامُ. ١
اگر يكى از شما به مسجد وارد شد در حالىكه امام جمعه مشغول خطبه خواندن است، پس نه نماز بخواند و نه سخن بگويد تا آنكه امام خطبهها را به پايان برد.
مرحوم شهيد ثانى در رسالۀ جمعۀ خود گويد:
رُوِيَ عَنِ النَّبِي صلى الله عليه و آله النَّهْيُ عَنِ الْاحتِباءِ وَقْتَ الْخُطبة. ٢
از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت شده كه آن حضرت از نشستن به حالت «چمباتمه» هنگام ايراد خطبه نمازجمعه نهى فرموده است.
مرحوم طريحى در مجمع البحرين، «احتباء» را اينگونه معنى كرده است:
زانوها را به وسيله لباس و يا دستها به سمت شكم كشيدن، و شايد دليل نهى آن باشد كه اينگونه نشستن خوابآور است و يا آنكه چنين نشستن با بزرگداشت و احترام خداوند متعال منافات دارد. ٣
در منابع اهل سنت نيز نهى رسول خدا صلى الله عليه و آله با عبارات
١) . كنزالعمال، ج ٧، ص ٧۴٧
٢) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ١١٠
٣) . مجمع البحرين، ج ١، ص ۴۵١
مختلف آمده است: «أنَّهُ نَهىٰ عَنِ الْحَبْوَةِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ» . ١
ابن ماجه در سنن خود اين چنين نقل كرده است: «نَهىٰ رَسُولُ اللّٰهِ صلى الله عليه و آله عَنِ الاحْتِباءِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ، يَعْني وَالْامامُ يَخْطُبُ» . ٢
و در تعبيرى ديگر اينگونه آمده است: «نَهىٰ رَسُولُ اللّٰهِ صلى الله عليه و آله أن يَحْتَبِيَ الرَّجُلُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ وَالْإمامُ يَخْطُبُ» . ٣
امام خمينى قدس سره در «تحرير الوسيله» مىنويسند:
يَنْبَغِي أنْ يَكُونَ الخَطِيبُ بَلِيغاً مُراعِياً لِمُقْتَضَياتِ الْأحْوال بِالْعِباراتِ الْفَصِيحَةِ الْخالِيَةِ عَنِ التَّعْقِيدِ، عارِفاً بِما جَرىٰ عَلَى الْمُسْلِمِينَ فِي الْأقْطارِ سِيَّما قطره، عالِماً بِمَصالِحِ الْإسْلامِ وَالْمُسْلِمِينَ، شُجاعاً لا يَلُومُهُ فِي اللّٰهِ لَوْمَةُ لائِمٍ، صَرِيحاً فِي إظْهارِ الْحَقِّ وَإِبْطالِ الْباطِلِ حَسْبَ الْمُقْتَضَياتِ وَالظُّرُوفِ، مُراعِياً لِما يُوجِبُ تأثِيرَ كَلامِهِ فِي النُّفُوسِ مِنْ مُواظِبَةِ أوْقاتِ الصَّلاةِ، وَالتَّلَبُّسِ بِزِيِّ الصّالِحِينَ وَالْأوْلِياءِ، وَأَنْ يَكُونَ أعْمالُهُ مُوافِقاً لِمَواعِظِهِ وَتَرْهِيبِهِ وَتَرْغِيبِهِ، وَأن يَجْتَنِبَ عَمّا يُوجِبُ وَهْنَهُ وَوَهْنَ كَلامِهِ حَتّىٰ كَثرةِ الْكَلامِ
١) . مسند احمد حنبل، ج ٣، ص ۴٣٩
٢) . سنن ابن ماجه، ص ٢٧٠
٣) . مصنف عبدالرزاق، ج ٣، ص ٢۵۴
وَالْمَزاحِ وَما لا يَعْنِي، كُلُّ ذلِكَ إخْلاصاً للّٰهِِ تَعالىٰ وَإعْراضاً عَنْ حُبِّ الدُّنْيا وَالرِّئاسَةِ - فَإِنَّهُ رَأْسُ كُلِّ خَطِيئَةٍ - لِيَكُونَ لِكَلامِهِ تَأْثِيرٌ فِي النُّفُوسِ. . .» . ١
سزاوار است خطيب جمعه فردى سخنور بوده، شرايط و مقتضاى حال را رعايت كند، با جملات و كلماتى روان و رسا سخن بگويد و از بهكار بردن جملات مشكل و نامأنوس پرهيز كند، به آنچه بر مسلمانان در كشور خود و ديگر كشورهاى جهان مىگذرد شناخت كافى داشته باشد، به مصالح اسلام و مسلمانان آگاه باشد، شجاع بوده و در مسير خداوند سرزنش هيچ سرزنشكنندهاى در وى اثر نگذارد، در بيان حق و ابطال باطل با توجه به شرايط زمان و مكان صريح و قاطع باشد، و نسبت به كارهايى كه موجب تأثير بيشتر كلام او در جان و روح مردم مىشود مواظبت داشته باشد، همچون مراقبت نسبت به نماز اوّل وقت، ملبّس بودن به لباس صالحان و اولياى خدا، و اينكه كارهايى كه انجام مىدهد با مواعظ و نصيحتهاى وى در خطبههاى نمازجمعه مطابقت داشته باشد. و از آن كارهايى كه باعث سستى و وهن او و سخن او در مردم مىشود، مانند زيادهگويى و شوخى و اظهار سخنان بىمعنى، پرهيز نمايد و تمامى
١) . تحرير الوسيله، ج ١، ص ٢١٣
اين كارها را نيز فقط براى خداوند و به دور از علاقمندى به دنيا و رياستطلبى انجام دهد - كه همانا دوستى دنيا اساس و ريشه گناهان و خطاها است - تا سخن و كلام او در جان و روح مردم اثر بگذارد.
امام صادق عليه السلام فرمود: «لا جُمُعَةَ إلّامَعَ إِمامٍ عَدْلٍ تَقِيٍّ» ١؛ «نمازجمعه اقامه نگردد جز با امام باتقواى عادل» .
از امام سجاد عليه السلام نقل شده كه:
أنَّهُ كانَ يَشْهَدُ الْجُمُعَةَ مَعَ أئِمَّةِالْجَوْرِتَقِيَّةً وَلا يَعْتَدُّ بِها، وَيُصَلِّي الظُّهْرَ لِنَفْسِهِ. ٢
آن حضرت در نمازجمعه پيشوايان ستمگر زمان خويش از روى تقيه شركت جسته، ليكن به آن اعتنا نفرموده، نماز ظهر را نيز براى خود مىخواندند.
گاهى نيز شيوههاى ديگرى در زمان ائمه به كار گرفته مىشد؛ چنانكه ابىبكر حضرمى گفت:
قُلْتُ لِأبِي جَعْفَرٍ عليه السلام: كَيْفَ تَصْنَعُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ؟ قالَ: كَيْفَ تَصْنَعُ أنْتَ؟ قُلْتُ: اُصَلِّي فِي مَنْزِلِي ثُمَّ أخرُجُ فَأُصَلِّي مَعَهُمْ، قالَ: كَذٰلِكَ أصْنَعُ أنَا. ٣
به امام باقر عليه السلام گفتم: شما روز جمعه چه مىكنيد؟ آن
١) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ۴٠
٢) . همان
٣) . وسائل الشيعه، ج ٧، ص ٣۵٠
حضرت فرمود: تو چه مىكنى؟ گفتم: نماز را در منزل خودم مىخوانم، سپس بيرون آمده با آنها نماز مىگذارم. امام فرمود: من نيز چنين كنم.
امام صادق عليه السلام فرمود:
يَنْبَغِي لِلْإمامِ الَّذِي يَخْطُبُ النّاسَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ أنْ يَلْبَسَ عِمامَةً فِي الشِّتاءِ وَالصَّيْفِ وَيَتَرَدّىٰ بِبُرْدٍ يَمَنيٍّ أو عَدَنِيٍّ وَيَخْطُبَ وَهُوَ قائِمٌ. . . . ١
سزاوار است امام و پيشوايى كه روز جمعه براى مردم خطبه مىخواند، در تابستان و زمستان عمامه بر سرگيرد و عبا و ردائى از برد يمنى يا عدنى بر دوش افكند و در حالى كه ايستاده است خطبه بخواند. . . .
امام صادق عليه السلام همچنين فرمود:
وَيَنْبَغِي لِلْامامِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ أنْ يَتَطَيَّبَ، وَيَلْبَسَ أحْسَنَ ثِيابِهِ وَيَتَعَمَّمَ. ٢
سزاوار است امام و خطيب در روز جمعه، بوى خوش استعمال نموده خود را معطّر كند، و بهترين لباسها را بپوشد و عمامه بر سر گذارد.
جابر بن عبداللّٰه انصارى گفت:
أنَّ رَسُولَ اللّٰهِ صلى الله عليه و آله كانَ يَلْبَسُ بُرْدَهُ الْأحْمَرَ فِي
١) . كافى، ج ٣، ص ۴٢١
٢) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ٢٧
الْعِيدِ وَالْجُمُعَةِ. ١
همانا رسول خدا صلى الله عليه و آله پيوسته در روز عيد و جمعه بُرد سرخرنگ خود را مىپوشيد.
همچنين امام صادق عليه السلام فرمود:
. . . فَلْيُصَلُّوا فِي جَماعَةٍ، وَلْيَلْبَسِ الْبُرْدَ وَالْعِمامَةَ وَيَتَوَكَّأُ عَلىٰ قَوْسٍ أوْعَصىٰ. . . . ٢
بايد امام جمعه، نمازجمعه را به جماعت بخواند، برد و عمامه بپوشد و به شمشير يا عصا تكيه دهد. . . .
در رواياتى كه از پوشش خطيب در نمازجمعه ياد شده و تعدادى از آنان نيز ذكر شد، پيشوايان دينى يادآور شدهاند كه امام جمعه بايد عمامه بر سر گذارد و نمازجمعه را اقامه نمايد. رسول خدا صلى الله عليه و آله نيز خود چنين مىكرد.
چنانكه جعفر بن عمرو بن حريث به نقل از پدرش گفت:
رَأَيْتُ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله يَخْطُبُ عَلَى الْمِنْبَرِ وَعَلَيْهِ عِمامَةٌ سَوْداءُ. ٣
پيامبر صلى الله عليه و آله را ديدم كه بر منبر خطبه مىخواند و عمامهاى سياه بر سر داشت.
در سنن بيهقى چنين مىافزايد: «قَدْ أرْخىٰ طَرْفَها بَيْنَ
١) . سنن بيهقى، ج ۴، ص ۵٢۶
٢) . تهذيب، ج ٣، ص ٢۴۵
٣) . سنن ابن ماجه، ص ٢۶۵
كَتِفَيْهِ» ١؛ «سر عمامه را بين دو شانه انداخته بود» .
ابىدرداء از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل كرده كه فرمود:
إنَّ اللّٰهَ وَمَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلىٰ أصْحابِ الْعَمائِمِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ. ٢
خداى متعال و فرشتگان او در روز جمعه بر دارندگان عمامه درود مىفرستند.
امير مؤمنان على عليه السلام فرمود:
مِنَ السُّنَّةِ إذا صَعِدَ الْإمامُ المِنْبَرَ أنْ يُسَلِّمَ إذَا اسْتَقْبَلَ النّاسَ. ٣
از سنّت است هنگامى كه امام جمعه بالاى منبر رفته و روبروى مردم قرار مىگيرد، به نمازگزاران سلام دهد.
همچنين آن حضرت فرمود:
أنَّهُ كانَ إذا صَعِدَ الْمِنْبَرَ سَلَّمَ عَلَى النّاسِ. ۴
همانا رسول خدا صلى الله عليه و آله اينچنين بود، هنگامى كه بر فراز منبر مىآمد به مردم سلام مىكرد.
امام باقر عليه السلام فرمود:
كانَ رَسُولُ اللّٰه صلى الله عليه و آله إذا خَرَجَ إلَى الْجُمُعَةِ قَعَدَ عَلَى
١) . سنن بيهقى، ج ۴، ص ۵٢۵
٢) . كنزالعمال، ج ٧، ص ٧٣۵
٣) . وسائل الشيعه، ج ٧، ص ٣۴٩
۴) . بحارالانوار، ج ٨۶، ص ٢۵٧
الْمِنْبَرِ حَتّىٰ يَفْرُغَ الْمُؤَذِّ نُونَ. ١
روش رسول خدا صلى الله عليه و آله اينچنين بود كه وقتى براى اقامه نمازجمعه از منزل بيرون مىآمد، روى منبر مىنشست تا اذانگويان، اذان را به پايان برند.
امام صادق عليه السلام فرمود:
يَخْطُبُ - يَعْنِي إمامَ الْجُمُعَةِ - وَهُوَ قائِمٌ، يَحْمَدُ اللّٰهَ وَيُثْنِي عَلَيْهِ، ثُمَّ يُوصِي بِتَقْوَى اللّٰهِ، ثُمَّ يَقْرَأُ سُورَةً مِن الْقُرْآنِ صَغِيرَةً، ثُمَّ يَجْلِسُ، ثُمَّ يَقُومُ فَيَحْمَدُ اللّٰهَ وَيُثْنِي عَلَيْهِ وَيُصَلِّي عَلىٰ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله وَعَلىٰ أئِمَّةِ الْمُسْلِمِينَ، وَيَسْتَغْفِرُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِناتِ، فَإذا فَرَغَ مِنْ هذا أقامَ الْمُؤذِّنُ، فَصَلَّى بالنّاسِ رَكْعَتَيْنِ، يَقْرَأُ فِي الْاُولىٰ بِسُورَةِ الْجُمُعَةِ وَفِي الثّانِيَةِ بِسُورَةِ الْمُنافِقِين. ٢
امام جمعه خطبه مىخواند در حالى كه ايستاده است، حمد خدا گويد، و بر او درود فرستد، سپس مردم را به تقوا سفارش مىكند، پس از آن سورۀ كوچكى از قرآن را تلاوت نموده، سپس مىنشيند باز برخاسته، حمد و ثناى الهى گويد و بر محمد صلى الله عليه و آله و پيشوايان مسلمانان درود مىفرستد، و براى مردان و زنان با
١) . وسائل الشيعه، ج ٧، ص ٣۴٩
٢) . همان، ص ٣۴٢
ايمان از خداوند طلب استغفار مىكند و آنگاه كه از خطبهها فراغت يافت مؤذن برخاسته و اذان مىگويد، پس با مردم دو ركعت نماز گزارد. در ركعت اوّل سوره جمعه و در ركعت دوم سوره منافقان را خواند.
امام رضا عليه السلام فرمود:
إنَّما جُعِلَتِ الخُطْبَةُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ لِأنَّ الْجُمُعَةَ مَشْهَدٌ عامٌّ، فَأَرادَ أَنْ يَكُونَ لِلْأمِيرِ سَبَبٌ إلىٰ مَوْعِظَتِهِمْ وَتَرْغِيبِهِمْ فِي الطّاعَةِ وَتَرْهِيبِهِمْ مِنَ الْمَعْصِيَةِ، وَتَوْقِيفِهِمْ عَلىٰ ما أرادَ مِن مَصْلَحةِ دِيْنِهِمْ وَدُنْياهُمْ وَيُخْبِرُهُمْ بِما وَرَدَ عَلَيْهِمْ [ مِنَ الْآفاقِ مِنَ ] الْأهْوالِ الَّتِي لَهُمْ فِيهَا الْمَضَرَّةُ وَالْمَنْفَعَةُ، وَلا يَكُونُ الصّابِرُ فِي الصَّلاةِ مُنْفَصِلاً. . .
وَإنَّما جُعِلَتْ خُطْبَتَيْنِ لِيَكُونَ واحِدَةٌ لِلثَّناءِ عَلَى اللّٰهِ وَالتَّمْجِيدِ وَالتَّقْدِيسِ للّٰهِِ عَزَّوَجَلَّ، وَالْأُخْرىٰ لِلْحَوائِجِ وَالإْعْذارِ وَالْإنْذارِ وَالدُّعاءِ، وَلِما يُرِيدُ أنْ يُعَلِّمَهُمْ مِنْ أمْرِهِ وَنَهْيِهِ ما فِيهِ الصَّلاحُ وَالْفَسادُ. ١
خطبه در روز جمعه براى اين مقرر شده است كه: چون جمعه، روز اجتماع عمومى است، خداوند خواسته است تا خطبه خود وسيلهاى باشد تا امام مردم را موعظه كند و به اطاعت خداوند تشويق و ترغيب نمايد و آنان را از گناه و نافرمانى بترساند و برحذر بدارد، و آنها را نسبت به مصلحت دين و دنيايشان
١) . وسائل الشيعه، ج ٧، ص ٣۴۴
آگاه كند و رويدادهاى جهانى (و توطئههايى كه عليه آنان صورت مىپذيرد) را به مردم خبر دهد و حوادث نگرانكنندهاى كه سود و زيان مسلمانان در آن است را به آنها گوشزد نمايد. و امّا اينكه دو خطبه مقرر شده، براى آن است كه يك خطبه مخصوص حمد و ثناى الهى و تقديس و تمجيد خداى عزّوجلّ باشد و ديگرى براى نيازها، عذرها و نارسايىها، بيمدادنها، و دعا به درگاه خداوند، و نيز براى آنكه خداوند اراده كرده است تا امام، بايدها و نبايدها كه صلاح و فساد مردم در آنهاست را به مردم بياموزد.
مرحوم مجلسى رحمه الله پس از آنكه عدالتى را كه در امام جماعت معتبر است براى امام جمعه كافى دانسته مىافزايد:
نَعَمْ يظهرُ مِنَ الأخبارِ زائداً على إمام الجماعَةِ القُدرةُ على إيراد الخطبةِ البليغةِ المناسِبةِ للمَقامِ، بِحَسَبِ أحوالِ الناسِ، والأمكنةِ والأزمنةِ والأعوامِ والشهورِ والأيّامِ، والعِلْمِ بآدابِها وشرائِطِها. ١
بلى از روايات چنين برمىآيد كه علاوه بر شرايط امام جماعت، امام جمعه بايد توان ايراد خطبهاى رسا، مناسب با مقام، بر اساس چگونگى حالات مردم و شرايط زمانى و مكانى، و سالها و ماهها و
١) . بحارالانوار، ج ٨۶، ص ١۴٧
روزها را داشته باشد و به آداب و شرايط نمازجمعه نيز آگاه باشد.
عدى بن حاتم گويد:
أنَّ خَطِيباً خَطَبَ عِنْدَ النَّبِيّ صلى الله عليه و آله. فَقالَ: مَنْ يُطِعِ اللّٰهَ وَرَسُولَهُ فَقَد رَشَدَ وَمَنْ يَعْصِهِما فَقالَ: قُمْ أوْ إذْهَبْ، بِئْسَ الْخَطِيبُ [ أنْتَ ] . ١
همانا خطيبى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله خطبه خواند و گفت: كسى كه اطاعت خدا و رسول او كند، هدايت يافته و كسى كه آن دو را معصيت و نافرمانى نمايد. . . پس آن حضرت فرمود: برخيز يا [آنكه فرمود] برو، تو بد خطيبى هستى.
دليل برخورد رسول خدا صلى الله عليه و آله آن بود كه «يَعْصِهِما» گفت و نافرمانى خدا و رسول خدا را با يك ضمير ذكر كرد.
از اين برخورد به خوبى مىتوان دريافت كه در خطبهها بايد دقيق و با ادب سخن گفت.
سيرۀ پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در اقامۀ نمازجمعه بر اين پايه استوار بوده كه نمازجمعه و دو خطبه آن را به صورتى
١) . سنن ابىداود، ج ١، ص ۶۶٠
ميانه و معتدل - نه طولانى و نه كوتاه - اقامه مىفرمودند.
جابر بن سمره گفت:
كانَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله يَخْطُبُ قائِماً، ثُمَّ يَجْلِسُ، ثُمَّ يَقُومُ فَيَقْرَأُ آياتٍ وَيَذْكُرُ اللّٰهَ وَكانَتْ خُطْبَتُهُ قصْداً، وَصَلٰاتُهُ قَصْداً. ١
پيامبر صلى الله عليه و آله پيوسته - در نمازجمعه - ايستاده خطبه مىخواند سپس مىنشست، آنگاه برمىخاست آياتى از قرآن مىخواند و ياد خدا مىكرد و خطبه و نماز آن حضرت ميانه بود - نه طولانى و نه كوتاه -.
همچنين عمار ياسر گفت: «أمَرَنَا رَسُولُ اللّٰهِ صلى الله عليه و آله بِإقْصارِ الخُطَبِ» ٢؛ «رسول خدا صلى الله عليه و آله ما را فرمان داد تا خطبهها را كوتاه بخوانيم» .
جابر بن سمره سوائى نيز گفت:
كانَ رَسُولُ اللّٰهِ صلى الله عليه و آله لا يُطِيلُ الْمَوْعِظَةَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ إنَّما هُنَّ كَلِماتٌ يَسِيراتٌ. ٣
شيوۀ رسول خدا صلى الله عليه و آله در روزهاى جمعه اين چنين بود كه موعظه را طولانى نمىساخت، بلكه مواعظ آن حضرت سخنانى اندك بود.
در برخى روايات نيز دستور داده شده تا خطباى جمعه نمازجمعه را طولانى، ولى خطبهها را مختصر و كوتاه
١) . سنن ابن ماجه، ص ٢۶۵
٢) . سنن ابىداود، ج ١، ص ۶۶٢
٣) . همان
ايراد نمايند.
ابو وائل گفت: «روزى عمّار براى ما كوتاه و رسا خطبه خواند. سپس از منبر فرود آمد، من به او گفتم: اى ابايقظان! بسيار كوتاه و بليغ خطبه خواندى، اى كاش كمى طولانىتر سخن مىراندى» .
عمار گفت: «از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مىفرمود:
همانا طولانى بودن نماز مرد، و كوتاه بودن خطبه او نشان خوب فهمى و درك صحيح دينى اوست. پس نماز را طولانى بخوانيد و خطبه را كوتاه كنيد و همانا برخى سخنها جادو است إنَّ مِنَ الْبَيَانِ لَسِحْراً» . ١
شوكانى در «نيل الاوطار» گويد:
«قَصْداً» اَلْقَصْدُ فِي الشَّيءِ، هُوَ الاقْتِصادُ فِيهِ وَتَرْكُ التَّطْوِيلِ وَإنَّما كانَتْ صَلاتُهُ صلى الله عليه و آله وَخُطْبَتُهُ كَذلِكَ لِئَلّا يَمَلَّ النّاسُ. ٢
قصد در هر چيز، ميانهروى و طولانىنكردن است، و اينكه نماز و خطبه رسول خدا صلى الله عليه و آله اين چنين بوده، براى اين است كه مردم خسته و آزرده خاطر نشوند.
از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه فرمود:
اَلسّاعَةُ الّتِي يُستَجابُ فِيهَا الدُّعاءُ يَوْمَ الجُمُعَةِ،
١) . مسند احمد، ج ١، ص ٢۶٩
٢) . نيل الاوطار، ج ٣، ص ٣٣٢
ما بَيْنَ فَراغِ الْإمامِ مِنَ الْخُطْبَةِ إلىٰ أنْ يَسْتَوِيَ النّاسُ فِي الصُّفُوفِ. . . وَرُوِي حِينَ يَنْزِلُ الْإمامُ مِنَ المِنْبَرِ، إلىٰ أنْ يَقُومَ في مَقامِهِ. . . . ١
ساعتى كه در روز جمعه دعا در آن مستجاب است، از زمانى است كه امام جمعه خطبهها را به پايان رسانده، تا وقتى كه مردم در صفوف منظم ايستاده و آماده برگزارى نمازجمعه مىباشند. . . در برخى روايات نيز گفته شده، مراد از زمانى است كه امام از منبر پايين آمده، تا آنگاه كه در جاى خود براى اقامۀ نمازجمعه قرار مىگيرد. . . .
اسماء دختر ابىبكر گفت: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
مَنْ قَرَأَ بَعْدَ الْجُمُعَةِ بِفاتِحَةِ الْكِتابِ، وَقُلْ هُوَ اللّٰهُ أحَدٌ، وَقُلْ أعُوذُ بِرَبِّ النّاسِ، حُفِظَ ما بَيْنَهُ وَبَيْنَ الْجُمُعَةِ الْاُخْرىٰ. ٢
كسى كه پس از نمازجمعه، سورههاى حمد، قل هو اللّٰه احد، قل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ برب الناس را بخواند، از جمعهاى كه در آن قرار دارد تا جمعۀ بعد محفوظ ماند.
١) . مستدرك الوسائل، ج ۶، ص ۴١
٢) . كنزالعمال، ج ٧، ص ٧۶٨
امام باقر عليه السلام فرمود:
اِذا صَلَّيْتَ الْعَصْرَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ فَقُلْ: اَللّهُمَّ صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ الْأوْصِياءِ الْمَرْضِيّينَ بِأَفْضَلِ صَلَواتِكَ، وَبارِكْ عَلَيْهِمْ بأفْضَلِ بَرَكاتِكَ وَالسَّلامُ عَلَيْهِمْ وَعَلىٰ أَرْواحِهِمْ وَأجْسادِهِمْ وَرَحْمَةُ اللّٰهِ وبَرَكاتُهُ. فَاِنَّ مَنْ قالَها فِي دُبُرِ الْعَصْرِ كَتَبَ اللّٰهُ لَهُ مِائَةَ اَلْفِ حَسَنَةٍ، ومَحا عَنْهُ مِائَةَ اَلْفِ سَيِّئَةٍ، وَقَضىٰ لَهُ بِها مِائَةَ ألْفِ حاجَةٍ وَرَفَعَ لَهُ بِها مِائَةَ ألْفِ دَرَجةٍ. ١
هنگامى كه روز جمعه، نماز عصر را خواندى، پس بگو: بار خدايا! درود فرست بر محمد و آل محمد و جانشينان آن حضرت، كه از آنان راضى و خشنود هستى، به بهترين درودهايت، و بهترين بركت خود را بر آنان نازل فرما، و درود بر ايشان و ارواح آنان و پيكرهاى پاكشان، و رحمت و بركات خداوند بر آنان.
پس همانا هر كس اين دعا و صلوات را، پس از نماز عصر روز جمعه بخواند، خداوند يكصد هزار حسنه براى او مىنويسد، يكصد هزار گناه را از نامۀ عمل او پاك مىكند، يكصد هزار حاجت او را بر مىآورد و يكصد هزار درجه بر مقام او مىافزايد.
در روايت ديگرى حلبى از امام صادق عليه السلام نقل مىكند
١) . ثواب الاعمال، ج ١، ص ٨٩
كه آن حضرت فرمود:
مَنْ قَرَأ بَعْدَ الجُمُعَةِ حِينَ يَنْصَرِفُ، الْحَمْدَ مَرَّةً، وَقُلْ هُوَ اللّٰهُ اَحَدٌ سَبْعاً، وَقُلْ أعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ سَبْعاً، وَقُلْ أعُوذُ بِرَبِّ النّاسِ سَبْعاً وَآيَةَ الكُرْسِيِّ وَآيَةَ السُّخْرَةِ، وآخِرَ بَرآءَة «لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ اَنْفُسِكُمْ. . .» إلى آخِرِ الْآيَة، كانَتْ لَهُ كفّارَةُ ما بَيْنَ الجُمُعَةِ إلَى الْجُمُعَةِ. ١
كسى كه به هنگام بازگشت از نمازجمعه سوره حمد را يك مرتبه، و سورههاى توحيد، فلق، و ناس را هفت مرتبه، و آيةالكرسى و آيةالسخره، و آيۀ آخر سوره برائت «لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ اَنْفُسِكُمْ. . .» تا آخر آيه را بخواند، خداوند آن را كفّاره گناهان او از جمعه تا جمعۀ ديگر قرار دهد.
امام صادق به نقل از پدر بزرگوارشان امام باقر عليهما السلام فرمود:
أيُّما مُسافِرٍ صَلَّى الجُمُعَةَ رَغْبَةً فِيها وَحُبّاً لَها أعْطاهُ اللّٰهُ اَجْرَ مِائَةِ جُمُعَةٍ لِلْمُقِيمِ. ٢
هر مسافرى كه از روى علاقه و محبت نمازجمعه را اقامه نمايد، خداوند پاداش يكصد نمازجمعه كه غير مسافر آن را بخواند به او عطا خواهد كرد.
١) . ثواب الاعمال، ج ١، ص ٨٩
٢) . همان، ص ٨٧
يكى از بركات اين نهضت و انقلاب، همين اقامۀ نمازجمعههاست. در صدر اسلام هم نمازجمعه و مساجد چنين وضعى داشتند كه اجتماعات وسيلهاى بودند براى رفع گرفتارىهاى مسلمين و تصميمگيرى در مقابله با دشمنان اسلام. و شما اگر خطبههاى آن زمان را مطالعه كنيد، مىبينيد كه چقدر آنها پرمحتوا بودند، كه متأسفانه دستهاى خائنين به تدريج به كار افتاد و طايفهاى از مسلمانان اصلاً اقامۀ [نماز] جمعه را كنار گذاشتند و طوايف ديگرى هم كه اقامه مىكردند بسيار محدود و بىمحتوا و تقريباً مسائل آنان به چند جمله نصيحت ختم مىشد. ١
١) . صحيفۀ نور، ج ١٧، ص ۵٣
برپايى نمازجمعه يكى از بركات بسيار عظيم اسلام بود كه معالاسف قبل از پيروزى انقلاب در بين علماى شيعه بسيار كمجلوه، و برادران اهل سنّت هم كه اقامه مىكردند، خطبههايشان محدود به حدودى خاص بود، امّا امروز از بركت نمازجمعه است كه ملّت از خانههايشان بيرون ريخته و در مراكز نمازجمعه اجتماع و با يكديگر تفاهم مىكنند و به مسائل سياسى و دينى گوش مىدهند، كه اين مسأله بسيار ارزشمند است. ١
اميدوارم كه نمازجمعهها آن محتواى اصيل خود را بازيابد و قهراً ساير مسلمين هم زمانى كه ديدند مدّتها از اين نعمت بزرگ الهى غافل بودهاند، به فكر برگزارى صحيح آن مىافتند، اگرچه دولتها مخالف آن باشند. در صدر اسلام، هر وقت مسلمين مىخواستند به جنگ عزيمت كنند، از مساجد تجهيز مىشدند و هر وقت كه كار مهمّى داشتند، در مساجد آن را مطرح ساخته و دربارۀ مسائل سياسى به بحث و گفتوگو مىنشستند و ما بايد اين محتواى عظيم را بازگردانيم و اهتمام به امور مسلمين داشته باشيم. . . و شما در منابر و خطبهها مسائل انقلاب را
١) . صحيفۀ نور، ج ١٧، ص ٨٢
به مردم گوشزد كنيد. ١
ائمۀ جمعه بايد توجه داشته باشند كه يكى از مؤثرترين قشرهاى جامعه به حساب مىآيند و بايد توجّه داشته باشند كه مردم گوششان به اينهاست و در اجتماع ائمه جمعه سعى مىكنند ببينند امام جمعه چه مىگويد.
از اين رو بايد سعى شود خطبهها پرمحتوا باشد. در خطبهها هم بايد امر به تقوا و اينگونه مسائل رعايت شود و هم مردم را به وحدت و حضور در صحنه دعوت نمايند. . . شما ائمه جمعه موظفيد براى جلوگيرى از شيطنتهايى كه اينها مىكنند و مىگويند مردم اعراض كردهاند و در انتخابات شركت نمىكنند مردم را به شركت در انتخابات دعوت كنيد. ٢
اجتماع كنيد، نمازهاى جمعه را باشكوه بهجا بياوريد و نمازهاى غير جمعه را هم، كه شيطانها از نماز مىترسند، از مسجد مىترسند. ٣
١) . همان، ص ۵۴
٢) . صحيفۀ نور، ج ١٧، ص ٨٣
٣) . همان، ج ١٢، ص ١۴٩
نمازجمعه كه نمايشى از قدرت سياسى و اجتماعى اسلام است، بايد هر چه شكوهمندتر و پرمحتواتر اقامه شود. ملّت ما گمان نكنند كه نمازجمعه يك نماز عادى است. نمازجمعه با شكوهمندى كه دارد، براى نهضت كوتاه عمر ما يك پشتوانۀ محكم و در پيشبرد انقلاب اسلامى ما عامل مؤثر و بزرگى است.
ملّت عظيم و عزيز با شركت خود بايد اين سنگر اسلامى را هر چه عظيمتر و بلندپايهتر حفظ نمايد تا به بركت آن، توطئههاى خائنانه و دسيسههاى مفسدان خنثى شود. ١
شما آقايان به اين نمازجمعه اهميت دهيد. اين هم از بركات جمهورى اسلامى است كه اين سنّت سياسى - الهى ترويج شود، به طورى كه تمام خارجىها متوجه آن شدهاند، كه اميدواريم انشاءاللّٰه باقى بماند. ٢
مسأله ديگر خطبههاى نمازجمعه است، بايد مردم را امر به تقوا كنيد. امر به تقوا در خطبۀ اوّل واجب است و در خطبۀ دوّم بنابر احتياط واجب است. مسائل اخلاقى را به مردم بگوييد و آنها را به داشتن اخلاق اسلامى ترغيب
١) . صحيفۀ نور، ج ٩، ص ٩٧
٢) . همان، ج ١۶، ص ٢۴٨
كنيد. مطالب روز را براى مردم بگوييد، آنچه در طول يك هفته در كشور اتفاق مىافتد، آنها را براى مردم بگوييد، مردم را در صحنه حاضر نگه داريد، كه آنچه انقلاب و ايران را حفظ كرده، حضور مردم در صحنه است. ١
. . . ائمه جمعه و جماعات مردم را ارشاد كنند و حضور آنها را در صحنه گوشزد كنند و بحمداللّٰه خود مردم حاضرند. ٢
سعى كنيد مطالعه كنيد كه در خطبههايتان چه مىخواهيد بگوييد. ٣
در صدر اسلام، مسائل سياسى در مسجد به وسيلۀ آنهايى كه امام جمعه بودند حل و فصل مىشد و نقشههاى جنگ در آنجا كشيده مىشد، و معالاسف ما را رساندند به آنجا كه در خطبههاى جمعه جز چند كلمه موعظه و تحذير از اينكه مبادا در امور دخالت
١) . صحيفۀ نور، ج ١٧، ص ٢۶٢
٢) . همان، ج ١۵، ص ٢۵١
٣) . همان، ج ١۶، ص ١۵۶
كنيد، چيزى نبوده است. يا نمازجمعه نبود يا اگر بود محتوا نداشت. . . ١
. . . ائمه جمعه كوشش كنند مردم را به تقوا دعوت كنند، مردم را متّقى كنند، مردم را از دنيا و از آمال دنيايى پرهيز بدهند. . . ٢
١) . صحيفۀ نور، ج ١٧، ص ١٣٩
٢) . همان، ص ١۴٢
نمازجمعه يك واجب سمبوليك هست، يك سمبل است، رمز است، نشاندهنده ابعاد گوناگون است، اولاً نماز است، يعنى ذكر خداست، ياد خداست، جهتدهنده به زندگى اجتماع و فرد است. در نمازجمعه آنچه از همه چيز مهمتر است، اجتماع مردم در جهت تقواست. يعنى تقوا هم، زهد هم، عبادت هم، ارتباط به خدا هم، در خلوت و تنهايى اثر مطلوب خود را نمىبخشد، اين جامعه است كه بايد در اين جهت حركت كند، اين نماز است، اين ذكر خدا و كپسول ياد خداست كه در اجتماعى با اين عظمت و تا آنجا كه گسترش پيدا مىكند، در سطحى عظيمتر بايد به سوى خدا حركت كند و مردم با هم اعتصام به خدا بكنند. اولاً نماز است و ذكر خداست، ثانياً سلاح است، حالت جنگيدن با دشمن خدا و با شيطانهاست.
امام جمعه كه رمز نمازجمعه است، بايد به سلاحى تكيه كند، بايد عصاى خود را سلاحى قرار بدهد و در
مقابل مردم بايستد و اساسىترين و لازمترين و اصلىترين مسائل را در اجتماعى بزرگ، از زبانى امين و مورد اطمينان با مردم در ميان بگذارد. بايد بر سلاح تكيه كند يعنى جامعه اسلامى و جامعه قرآنى در مقابل دشمنان خدا به سلاح تكيه مىكند، به قدرت خود تكيه مىكند، به اجتماع عظيمى كه مىتواند همه توطئههاى دشمنان را خنثى بكند تكيه مىكند. پس (از يك سو) نماز است و ذكر خدا و از يك سو سلاح هست و اقتدار است و اظهار قدرتمندى است و در ميان غمرات و موجها و گردابها خود را درافكندن است. يعنى يك ملت با ياد خدا مبارزه مىكند، با ياد خدا به گوشهاى نمىخزد، با ياد خدا در محراب مىايستد؛ يعنى محل حرب، يعنى محل جنگيدن، با كى؟ با دشمنان راه اللّٰه، با دشمنان مكاتب الهى و توحيد، با دشمنان انسانيت و با دشمنان انسان.
نماز جمعۀ ما مردمى كه در اين شهر، در تهران گرد آمدهايم، داراى بعد افزونترى از همۀ نمازجمعههاى ديگر است. همه نمازجمعهها به طور طبيعى در مسجد تشكيل مىشود و نمازجمعه ما در دانشگاه تشكيل مىشود، يعنى دانشگاه، محل دانش، خانه دانشجويان و دانشپژوهان، خانه عبادت خداست، مركز توجه به خداست. آفرين بر اين هوشمندى و هوشيارى.
سه عنصر، تشكيلدهندۀ يك جامعه آباد است، اولاً ياد خدا و ثانياً تكيه بر قدرتهاى عظيم انسانى و ثالثاً تكيه بر
دانش، تا نگويند دشمنانى كه انقلاب ما را با هر تدبيرى و با هر شيوهاى خواستند لكهدار بكنند، كه اين يك انقلاب كور است، يك انقلاب بىجهت است. نه، قشرهاى گوناگون مردم ما، زن و مرد ما، درسخوانده و درسناخوانده ما از همه گروهها و قشرهاى اجتماعى، نمازى را كه سمبل معنويت و نيز سمبل اقتدار ملى است، در خانه دانش برگزار مىكند.
اين نمازجمعه ماست، «الَّذِينَ إِنْ مَكَّنّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ» ١ما به اين وعده الهى پاسخ مثبت گفتيم، ما نشان داديم كه آن روزى كه طواغيت ستمگر اين مرز و بوم از ميان بروند، ما دچار رهگمكردنهاى از راه خدا نمىشويم. ما رو به نماز آورديم و خدا مىگويد: بندگان شايسته خدا آن كسانى هستند كه چون خدا به آنها تمكن و قدرت بدهد، نماز را اقامه مىكنند. ما بايد نماز را اقامه كنيم.
نمازجمعه دو ركن دارد: ركن اول محتواى نمازجمعه است، مضمون نمازجمعه است كه در خطبهها بايد متجلى شود و در دو ركعت نماز. اين محتوا چيست؟
اول ياد خدا، امر به تقوا، امر به پارسايى، امر به اخلاق اسلامى، امر به وحدت.
١) . حج: ۴١
ركن دوم، شكوه و اجتماع نمازجمعه است. محتوا و شكوه. قالب: يعنى اين اجتماع عظيم. و معنا: يعنى آنچه در خطبه گفته خواهد شد و در نماز تلاوت مىشود، اين دو ركن نمازجمعه است. ركن اول روى دوش امام جمعههاست، ركن دوم روى دوش مردم. امام جمعهها بايد در هر هفته آن چيزى را كه احساس مىكنند مردم به آن احتياج دارند و بايد بدانند، آن را بايد به مردم بگويند، از اوضاع و احوال جارى مملكت، از اوضاع و جريانات سياسى عالم، از تحريص مردم و تشويش مردم به حركت در جاده عبوديت اللّٰه، از تشويش مردم به برادرى، به وحدت، به عمل، از بصيرت دادن به مردم نسبت به دشمنها و دشمنىها. اين وظيفه امام جمعه است اگر نگويد خطا كرده است. و ركن دوم يعنى قالب، روى دوش مردم است. بايد بيايند، بايد استماع كنند، بايد نمازجمعه را مثل عالىترين فريضه مردمى مورد اعتنا قرار بدهند، زيرا اگر اين اجتماع فشرده ما در اينجا نباشد ميدان جنگ ما هم خاموش خواهد شد، حركت جامعه ما هم در مقابل قدرتهاى ستمگر، ظالم و متجاوز كُند خواهد شد. اين پايه آن حركت است، اين اجتماع است كه مشت محكم درست مىكند.
١. الارشاد، شيخ مفيد، قم، كنگرۀ شيخ مفيد، ١۴١٣هق.
٢. بحارالانوار، علامه محمدباقر مجلسى، چاپ دوم، بيروت، مؤسسة الوفاء، ١۴٠٣ه ق.
٣. البرهان فى تفسير القرآن، سيدهاشم بحرانى، چاپ اول، تهران، بنياد بعثت، ١۴١۶ه ق.
۴. تحرير الوسيله، امام خمينى قدس سره، چاپ اول، قم، انتشارات اسلامى وابسته به جامعۀ مدرسين، ١۴٠۴ه ق.
۵. تحف العقول عن آل الرسول، ابومحمد حسنبن على بن حسين شعبۀ بحرانى، تصحيح: علىاكبر غفارى، چاپ دوم، قم، انتشارات اسلامى وابسته به جامعۀ مدرسين، ١۴٠۴ه ق.
۶. تفسير روح الجنان و رَوح الجَنان، ابوالفتوح رازى، قم، انتشارات كتابخانۀ آية اللّٰه العظمى مرعشى نجفى، ١۴٠۴ه ق.
٧. تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين، ملا فتح اللّٰه كاشانى، تهران، كتاب فروشى و چاپخانه محمدحسن علمى، ١٣٣٣ه ش.
٨. تهذيب الاحكام، ابىجعفر محمدبن حسن طوسى، تحقيق و تعليق: سيدحسن موسوى الخرسان، چاپ دوم، بيروت، دارصعب، دارالتعارف، ١۴٠١ه ق.
٩. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، شيخ صدوق، چاپ هفتم، چاپ رستم خانى، ١٣۶٣ه ش.
١٠. جامع الأخبار، تاج الدين شعيرى، قم، انتشارات رضى، ١٣۶٣ ه ق.
١١. جامع المقاصد فى شرح القواعد، علىبن حسين كركى، چاپ اول، قم، مؤسسۀ آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث، ١۴٠٨ه ق.
١٢. جواهر الكلام فى شرح شرائع الاسلام، شيخ محمدحسن نجفى، تحقيق: شيخ عباس قوچانى، چاپ هفتم، بيروت، داراحياء التراث العربى، بىتا.
١٣. دعائم الاسلام و ذكر الحلال و الحرام، قاضى ابىحنيفه نعمان بن محمد تميمى مغربى، تحقيق: آصف بن علىاصغر فيضى، قاهره، دارالمعارف، ١٣٨٣ه ق.
١۴. سنن ابن ماجه، حافظ ابى عبداللّٰه محمدبن يزيد قزوينى، بيروت، دارالفكر، ١۴٢٨ه ق.
١۵. سنن ابىداود، حافظ ابىداود سليمان بن اشعث سجستانى ازدى، چاپ اول، بيروت، دارالحديث، ١٣٨٨ه ق.
١۶. سنن الدارقطنى، على بن عمر دارقطنى، بيروت، دارالفكر، ١۴١٨ه ق.
١٧. السنن الكبرى (سنن بيهقى) ، ابىبكر احمد بن حسين بن على بيهقى، بيروت، دارالفكر، ١۴٢۵ه ق.
١٨. السيرة الحلبيه، على بن برهان الدين حلبى شافعى، بيروت، داراحياء التراث العربى، المكتبة الاسلاميه، بىتا.
١٩. صحيفه نور، مجموعۀ رهنمودهاى امام خمينى قدس سره، مركز مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى، انتشارات شركت سهامى چاپخانۀ وزارت ارشاد، ١٣۶۵ ه ش.
٢٠. عيون اخبار الرضا عليه السلام، شيح صدوق، انتشارات جهان، ١٣٧٨ه ش.
٢١. فقه الرضا عليه السلام، علىبن موسى الرضا عليهما السلام، مشهد، كنگرۀ امام رضا عليه السلام، ١۴٠۶ه ق.
٢٢. قرب الاسناد، ابوالعباس عبداللّٰه بن جعفر حميرى، تحقيق: مؤسسۀ آل البيت، چاپ اول، قم، مؤسسۀ آل البيت، ١۴١٣ه ق.
٢٣. كافى، ابىجعفر محمد بن يعقوب بن اسحاق كلينى، تصحيح: علىاكبر غفارى، چاپ سوم، بيروت، دارصعب، دارالتعارف، ١۴٠١ه ق.
٢۴. كنزالعمال فى سنن الاقوال و الافعال، على المتقى الهندى، چاپ پنجم، بيروت، مؤسسة الرسالة، ١۴٠۵هق.
٢۵. مباحثى پيرامون نمازجمعه، واحد فرهنگى دبيرخانۀ مركزى ائمه جمعه، چاپ اول، تهران، دبيرخانۀ مركزى ائمه جمعه، ١٣٧١ه ش.
٢۶. مجمع البحرين، فخرالدين طريحى، تحقيق: سيد احمد حسينى، چاپ دوم، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، ١۴٠٨ه ق.
٢٧. مجمع البيان فى تفسير القرآن، فضل بن حسن طبرسى عاملى، چاپ دوم، بيروت، دار المعرفه، ١۴٠٨ه. ق.
٢٨. مروج الذهب، ابوالحسن على بن حسين مسعودى، تحقيق: محمد محيى الدين عبدالحميد، بيروت، دارالفكر، ١۴٠٩هق.
٢٩. مستدرك الوسائل، ميرزا حسين نورى، چاپ اول، بيروت، مؤسسۀ آل البيت، ١۴٠٧ه ق.
٣٠. مسند احمد بن حنبل، احمد بن حنبل، بيروت، دارصادر، بىتا.
٣١. مسند حميدى، عبداللّٰه بن زبير ابوبكر حميدى، بيروت، دارالكتب العلميه، بىتا.
٣٢. مصنف عبدالرزاق، ابوبكر عبدالرزاق بن همام صنعانى، تحقيق: حبيب الرحمان الاعظمى، چاپ دوم، بيروت، المكتب الاسلامى، ١۴٠٣ه ق.
٣٣. المصنّف فى الاحاديث و الآثار، عبداللّٰه بن محمدبن ابىشيبه كوفى، بيروت، دارالفكر، ١۴٢٨ه ق.
٣۴. من لايحضره الفقيه، شيخ صدوق، تصحيح: علىاكبر غفارى، چاپ دوم، قم، جامعۀ مدرسين، بىتا.
٣۵. نيل الأوطار شرح منتقى الأخبار من احاديث سيّد الأخيار، محمدبن على بن محمد الشوكانى، بيروت، دارالفكر، ١۴١٠ه ق.
٣۶. وسائل الشيعه، محمدبن حسن حرّ عاملى، چاپ اول، بيروت، مؤسسۀ آل البيت، ١۴١٠ه ق.