ghaemiyeh.com
سرشناسه : محمدي، محسن، ۱۳۵۸ -
عنوان و نام پديدآور : حج و بيداري اسلامي در انديشه امام خميني قدسسره/ محسن محمدي.
مشخصات نشر : تهران: نشر مشعر،۱۳۹۱.
مشخصات ظاهري : ۱۰۰ص.؛ ۱۴/۵×۲۱/۵سم.
شابك : 978-964-540-397-1
وضعيت فهرست نويسي : فيپا
موضوع : خميني، روحالله، رهبر انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران ، ۱۲۷۹ - ۱۳۶۸. -- ديدگاه درباره حج
موضوع : خميني، روحالله، رهبر انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران، ۱۲۷۹ - ۱۳۶۸. -- ديدگاه درباره اصلاحطلبي در اسلام
موضوع : حج
موضوع : اسلام -- تجديد حيات فكري
رده بندي كنگره : DSR۱۵۷۴/۵ /ح۳ح۳۴ ۱۳۹۱
رده بندي ديويي : ۹۵۵/۰۸۴۲
شماره كتابشناسي ملي : ۲۸۶۶۱۲۰
پس از اينكه خورشيد اسلام در «شبه جزيره عربستان» طلوع كرد، در مدت زمانى كمتر از نيم قرن، تمدنهاى بزرگ زمانه خود را به چالش كشيد و در مدت زمانى كمتر از يك قرن، به قدرت تمدنى بزرگى تبديل شد كه گسترۀ جغرافياى وسيعى از جهان را به خود اختصاص داده بود.
حركت رو به رشد اسلام، در شرايطى ادامه پيدا مىكرد كه غرب، در دوران تاريكى (قرون وسطا) و غفلت تمدنى به سر مىبرد. جنگهاى صليبى، اروپاى قرون وسطايى را با تمدن متعالى اسلامى آشنا ساخت و از اين پس، استشراق غربيان با افول تمدنى اسلام و آغاز برون رفت غرب از قرون وسطا و ابتداى رنسانس همراه شد. غرب با بهرهگيرى از متون و ميراث علمى - اسلامى و امكانات مادى خويش، تاريخ استعمار را رقم زد.
از اين پس، غرب كه در حال تجربه فلسفههاى اومانيستى دينگريز بود، با لحاظ سابقه كهن تمدنى خود در يونان باستان، اوتوپيايى را بنيان نهاد كه معادل آرمان شهر فلسفه اسلامى، ولى در قالب و اندازه زمينى آن بود. در اين اوضاع و احوال، غرب به تاخت
و تاز تمدنى خود ادامه مىداد؛ تا جايى كه توانست پس از چند قرن، گوى سبقت را از مسلمانان بربايد و بدينترتيب، مفاهيمى همچون عقبماندگى، استعمار، غفلت تمدنى و جهان سوم، به تدريج در صحنه ادبيات سياسى شكل گرفت.
هرچند در طول اين مدت، حكومتها يا دولتهاى مقتدرى مانند «صفويه» يا «عثمانى» روى كار آمدند، ولى با وجود اين، نتوانستند خط سير نيرومندى را در مقابل تمدن غرب ايجاد كنند. در اين مدت، علماى مبارز و روشنفكران متعهد دينى، سعى در زنده كردن دوباره تفكر دينى داشتند. مجموع اين فعاليتها را در دو سده اخير مىتوان در بيدارى اسلامى خلاصه كرد.
شكوفايى انقلاب اسلامى ايران به رهبرى امام خمينى (رحمه الله) ، جرقه رعدآسايى در غفلتزدايى اسلامى بود كه امواج بيدارى آن، به سرعت به سراسر جهان اسلام رسيد.
امام خمينى (رحمه الله) با ارائه تفسير و ديدگاهى جديد از دين و كاركردها و مبانى آن، به نظريه بيدارى اسلامى در قالب انقلاب اسلامى، جلوهاى خارجى و تحققى عينى بخشيد.
بدينترتيب، مىتوان گفت كه امام خمينى (رحمه الله) ، نقطه عطفى در روند بيدارى اسلامى بود كه با تحليل جديدى كه از تعاليم دين داشت، همه مسلمانان جهان را به هويت مشترك اسلامى فرا خواند.
در انديشه امام خمينى (رحمه الله) ، حج با ظرفيتها و كاركردهاى اخلاقى، سياسى، اجتماعى و اقتصادى خود در سطح فردى، ملى و بينالمللى، جايگاه ويژهاى داشت؛ بهطورى كه مىتوان ايشان را
احياگر حج ابراهيمى (عليه السلام) ناميد.
نوشتار حاضر كه با مطالعه و تلاشهاى حجت الاسلام و المسلمين آقاى «محسن محمدى» تأليف شده، حج و بيدارى اسلامى را در انديشه احياگر تفكر دينى و حج ابراهيمى امام خمينى (رحمه الله) بررسى كرده است.
اميد كه زائران، روحانيون و مبلغان حج از آن بهره كافى برده و اين اثر، در تقويت بيدارى اسلامى مفيد واقع شود.
انه ولى التوفيق
پژوهشكده حج و زيارت
گروه مطالعات اجتماعى
امروزه «بيدارى اسلامى» ، در قالب جنبشى اجتماعى و سازمانى و به عنوان پديدهاى متأثر از نهضت فكرى انقلاب اسلامى ايران، در حال جريان است.
اين جريان در عرصه كشمكشهاى سياسى و امنيتى، علاوه بر اينكه موجوديت و نفوذ خود را به اثبات رسانيده، در حال تبديل شدن به قدرتى نقشآفرين در سطح جهانى است.
بيدارى اسلامى، همزمان با تهاجم همهجانبه غرب در جهان اسلام و عصر استعمار شروع شد و از آغاز تا دوران امام خمينى (رحمه الله) ، مراحل گوناگونى را پيمود.
اين حركت، كه در اصل، با انديشههاى كسانى چون «سيد جمالالدين اسدآبادى» جريان يافته بود، همواره در ميان حلقههاى محدود و معينى مطرح مىشد؛ به همين دليل، هيچگاه نتوانست به عنوان يك گفتمان مسلط عمل كند. حتى زمانى كه اين جريان، به دست كسانى چون «حسن البنا» و «سيدقطب» در «مصر» ، ابعاد گستردهترى يافت، باز هم نتوانست به زندگى تودههاى مسلمان وارد و سبب خيزش اجتماعى و انقلابى شود. ولى پيروزى انقلاب اسلامى
ايران، نقطه عطفى در تاريخ بيدارى اسلامى بود كه توانست روح تازهاى در كالبد گرايشهاى اسلامى و نهضتهاى مردمى بدماند.
انقلاب اسلامى ايران، در عمل بسيارى از برنامههاى بيدارى اسلامى را تحقق بخشيد و با در نظر گرفتن چشمانداز احياى تفكر و هويت اسلامى، تمدن جديد آن هم در زمانى كه غرب در حال تحميل تفكر ليبراليستى خود به جهان بود را پايهريزى كرد و نظام تكقطبى آنها را به چالشى جدى كشاند.
امام خمينى (رحمه الله) پس از پيروزى انقلاب نيز اهداف جهانى و بينالمللى انقلاب را پى گرفت و از تمام امكانات و توانمندىهاى مكتب اسلام، براى به پا كردن خيمه اسلام در مقابل اردوگاه استعمار و استكبار جهانى بهره جست. ايشان در اين بين، از «حج» تعريفى جديد ارائه داد و در فضاى بازآفرينى تفكر دينى، حج ابراهيمى (عليه السلام) را احيا كرد. ايشان با پيامها و سخنرانىهاى خود به مناسبت روزهاى حج - كه روح آنها بيدارى اسلامى بود -، سعى داشت تا تصور و تفكر جهان اسلام را در مورد حج تغيير دهد و با ارائه تفاسير سياسى و اجتماعى حج، از ظرفيتهاى بىنظير آن در بيدارى اسلامى بهره ببرد. شايد مهمترين ويژگى نگرش امامخمينى (رحمه الله) به موضوع حج، همهجانبه ديدن حج و انحصارى نبودن آن در ابعاد فقهى، مناسكى، فردى و اخلاقى بود. البته ظرافت اين نوع نگرش امام (رحمه الله) به حج در اين است كه ايشان، اين ابعاد را از هم جدا نمىداند؛ بهطورى كه تحقق سياست حج، عبادت حج و نيز عرفان حج را تنها از طريق مناسك حج اعلام مىدارد و براى همه اينها تفسيرى سياسى و اجتماعى ارائه مىكند.
در اين اثر، سعى كردهايم نگرش جامع و عميق امام خمينى (رحمه الله) را در مورد حجكه حاصل انديشه متعالى ايشان است در راستاى بيدارى اسلامى تحليل و بررسى كنيم.
بدينترتيب، در پايان به نظامى معرفتى و انديشهاى دست خواهيم يافت كه بر اساس آن، جنبههاى فقهى، اخلاقى و سياسى و اجتماعى حج، در ارتباط با پديدۀ اجتماعى «بيدارى اسلامى» در قالب يك نگرش سيستمى، قابل تعميق و بررسى است؛ بهطورىكه هر يك از اجزاى اين نظام معرفتى و انديشهاى، ضمن اينكه معطوف به عمل است، بر يكديگر تأثير دارند و در يك ارتباط بهطور كامل سيستماتيك، قابل تعريف هستند. بدينترتيب، انديشه امام (رحمه الله) در مورد حج را مىتوان نمايى كلى از انديشه همهجانبه ايشان دانست و معرفى كرد.
امام خمينى (رحمه الله) در قرن بيستم كه گفتمان غالب، انديشه مدرنيته بود و دين جايگاهى در آن نداشت، با تكيه بر اسلام ناب كوشيد تا با تصرف در جوهره مدرنيته، آن را به نفع دين و ارزشهاى اسلامى مصادره و تأويل كند. بدينترتيب، رهبر كبير انقلاب اسلامى با احياى دين و معنويت، اميد تازهاى در دل ملتها و نهضتهاى اسلامى دميد كه در نهايت، بيدارى اسلامى را در پى داشت (1)و بر پايه همين بيدارى بود كه انقلاب اسلامى در ايران به پيروزى رسيد و نقطه آغاز مقابله جدىتر ملتهاى مستضعف، در مقابل قدرتهاى استكبارى شد.
در جهانى كه غرق ماديت و گمراهى بود، مردى از تبار امامان معصوم (عليهم السلام) از قم به پا خاست. در آن زمان كه دين را افيون جامعه و آن را نشانهاى از واپسگرايى مىدانستند و در زمانهاى كه دوره
1) ر. ك: امام خمينى \ و بيدارى اسلامى، رضا حسينى فر؛ امام خمينى \ و بيدارى اسلامى، محمدباقر كريميان.
حكومتهاى دينى را تمام شده مىانگاشتند، امام خمينى (رحمه الله) در ميان هياهوى نظامهاى سرمايهدارى و كمونيستى، در همسايگى «شوروى» و در جزيره ثبات آمريكا، با اعتقاد عميق به اسلام، نهضتى بزرگ به راه انداخت.
اين قيام، نه عليه شاه ايران - كه او بسيار كوچكتر از آن بود كه هدف نهايى اين مبارزه باشد -، بلكه قيامى عليه استعمار و استبداد در سرتاسر عالم بود.
امام (رحمه الله) فقط با اصول و مبانى سنت دينى، در انديشه دينى نوعى تحول و بازآفرينى ايجاد كرد. به عبارت ديگر، ايشان با ارائه نظامى جديد در حوزه معرفتى و سياسى، سبب شد تا دين، ديگر به معناى عقبماندگى و بىبهرگى و بروز تمدن تعبير نشود. احياگرى امام (رحمه الله) در تفكر دينى، نه تنها با ايمان متدينين در تضاد نيست، بلكه امرى تاريخى و طبيعى است.
در انديشه دينى امام خمينى (رحمه الله) نوگرايى و تجدد، فقط در تكنيك و ابزار متجلى نمىشود، بلكه همه عرصه هستى، اجتماع و انسان را نيز در بر مىگيرد.(1)
از اينرو، امام (رحمه الله) در مواجهه با انديشه توسعه غربى، بسيار محتاط و دقيق بودند و بر وارداتى و غير بومى بودن فضا، زمينهها و نحوه نگرش انديشه تجدد، تأكيد بسيارى داشتند. ايشان در مورد داشتن عقده كهترى در مقابل غرب و فراموش كردن عظمت و نقاط قوت
1) مؤلفههاى انديشه سياسى امام خمينى \، جمعى از نويسندگان مجموعه مقالات ؛ «امام خمينى \ و نقد تجدد و ترقى در جامعه دينى و غير دينى» ، مظفر نامدار، صص۵٧ - ١٠٣.
تمدن اسلامى، همواره هشدار مىدادند.
با استفاده از تعبير «تعالى» بهتر مىتوان انديشه امام (رحمه الله) را در مورد پيشرفت بيان كرد؛ زيرا واژههايى همچون ترقى، تجدد و توسعه به جهتدار بودن مبانى استعمارى و ضد دينى تمدن و توسعه غربى، بىتوجه يا كمتوجه است. (1)
امام (رحمه الله) ، علاوه بر حكيم بودن (حكيم نمىتواند درباره كليات اشياء و وقايع بىنظر باشد) ، اهل سياست به معناى تخصصى لفظ نيز بود.
تفاوت امام خمينى (رحمه الله) با فقهاى بزرگوار همعصر خود، در داشتن ديدگاه مشخص سياسى و سلوك ايشان در تمام عمر و به صورت هميشگى بوده است.
امام (رحمه الله) بسيارى از واژههايى كه در حوزه الهيات مطرح بود را در نوشتههاى سياسى خود به كار مىبرد. البته اين امر، دلايل متعددى داشت كه مهمترين آنها جدايىناپذيرى آنها بود.
پيش از دوران امام (رحمه الله) ، واژههايى همچون: «شيطان» ، «ابليس» ، «استكبار» ، «مستضعفين و مستكبرين» ، «قدس و قداست» ، «زمزم» ، «حج» ، «اسلام» و «عاشورا» ، در عرف نوشتههاى سياسى كاربردى نداشتند؛ زيرا در حقيقت، وجهه دين را ناظر به امور اخروى مىدانستند. اما امام (رحمه الله) با وجهه نظر سياسى، دريافتند كه تمام مفاهيم دينى، قابليت برداشت سياسى را نيز دارند.
امام خمينى (رحمه الله) ، نخستين كسى بود كه واژههايى مانند: «شيطان
1) مؤلفههاى انديشه سياسى امام خمينى \، امام خمينى \ در نقد مدرنيزاسيون در انديشه ترقى بر اساس اصول انديشه تعالى ، موسى نجفى، صص ٢۵ - ۵۵.
بزرگ» ، «حج سياسى» ، «زمزم نور» و «شجره خبيثه پهلوى» را استفاده و وارد عرف سياسى كرد.(1)
امام خمينى (رحمه الله) براى نخستين بار توانست گفتمان بيدارى اسلامى را به «عمل سياسى» تبديل و آن را وارد حوزه عمل همه تودههاى مسلمان كند و از اين طريق، به همه مستضعفان جهان آن را بشناساند.
عجين شدن حافظه جمعى با گفتمان بيدارى اسلامى، در مدت كوتاهى دستاوردهاى كلانى را براى جامعه انسان و اسلامى به بارآورد. نخستين و مهمترين دستاورد نيز تبديل گفتمان بيدارى اسلامى از يك خردهگفتمان به گفتمانى فراگير بود.
براى درك بهتر بيدارى اسلامى و جايگاه آن در انديشه و عمل سياسى امام خمينى (رحمه الله) ، بايد ساير ديدگاهها و مواضع سياسى ايشان را نيز در نظر گرفت. اصطلاحها و مفاهيمى كه از سوى امام (رحمه الله) مطرح شد، همچون: «اسلام آمريكايى» ، «شيطان بزرگ» ، «مرفهان بىدرد» ، «متحجران» ، «مستضعفان» ، «پابرهنگان» و «آخوندهاى دربارى» ، سبب شد تا انديشههاى سياسى ايشان از ساير نظريههاى سياسى جدا شود؛ بهويژه كه شخصيت امام (رحمه الله) علاوه بر جنبههاى سياسى، از ابعاد عرفانى، فلسفى و فقهى محكمى هم برخوردار بود. همچنين تشكيل نهادهاى انقلابى، مانند: «بسيج» ، «سپاه پاسداران» ، «جهاد سازندگى» ، «نهضت سوادآموزى» ، «نماز جمعه» و «بنياد مستضعفان» ، در كنار
1) مؤلفههاى انديشه سياسى امام خمينى، مقدمهاى بر ادبيات سياسى امام خمينى \، على تاجالدينى، ص ٢١٧.
حمايت از قيامهاى سراسر جهان اسلام و تأكيد بر صدور انقلاب (1)، عمل سياسى امام را شكل مىداد.
ايشان به خوبى مىدانست كه شكلگيرى بيدارى اسلامى، بدون عمل سياسى امكانپذير نخواهد بود و عمل سياسى نيز بدون تأسيس يك حكومت صد درصد اسلامى محقق نخواهد شد.
بنابراين، تسلط گفتمان بيدارى اسلامى بر جهان اسلامى و سرايت آنها از حوزه نظرى خواص به حوزه عملى عوام را مىتوان در اين اقدام و عمل سياسى شگرف امام (رحمه الله) جستوجو كرد.
با بررسى انديشه و عمل سياسى امام خمينى (رحمه الله) ، درمىيابيم كه بيدارى اسلامى، به عنوان يكى از اصول و زيربناهاى فكرى و رفتارى ايشان از جايگاه ويژهاى برخوردار است. روح حاكم بر قيام و نهضت امام خمينى (رحمه الله) بيدارى اسلامى بود.
ايشان خطاب به زائران خانه خدا، در مورد لزوم قيام و تلاشى براى بيدارى اسلامى مىفرمايد:
. . . اگر امروز قشرهاى مختلف ملتها، از علماى دينى تا گويندگان و نويسندگان و روشنبينان متعهد، قيام همهجانبه نكنند و با بيداركردن تودههاى عظيم انسانى- اسلامى، به دادِ كشورها و ملتهاى تحت ستم نرسند، كشورهاشان بىشك به نابودى و
1) امام خمينى \ با تأكيد بر لزوم صدور انقلاب، تفسير متفاوتى از صدور انقلاب داشتند. ايشان به صدور جنبههاى فرهنگى و روحيه بيدارى اسلامى و مبارزه با استعمار توجه داشتند، نه صدور فيزيكى و نظامى.
وابستگى همهجانبه بيشتر و بيشتر خواهد كشيد و غارتگران ملحد شرقى و بدتر از آنان ملحد غربى، ريشه حيات آنان را مىمكند و شرافت و ارزشهاى انسانى آنان را به باد فنا مىسپارند. (1)
در پيامى ديگر در اين مورد و نيز تلازم تحقق بيدارى اسلامى و مبارزه با استعمارگران چنين مىفرمايد:
. . . مسلمين بايد بيدار بشوند، اين يك ميليارد مسلمان بايد بيدار بشوند و كلك اين دو تا ابر قدرت بزرگ و ديگر قدرتها را كه در اين مناطق مشغول فساد هستند، كلك اينها را بكنند.(2)
گفتمان بيدارى اسلامى كه امام خمينى (رحمه الله) آن را مهندسى كرد، اسلام را به معادلههاى بينالمللى وارد كرد و استعمارگران و مستكبران را به واكنش واداشت. به دنبال تسلط گفتمان بيدارى اسلامى در جهان اسلام و آغاز يا تقويت جنبشهاى اسلامى، تلاشهاى دشمنان نيز براى مقابله يا تحريف اين حركتها تشديد شد.
بنابراين، جريان بيدارى اسلامى، يك جريان مقطعى نيست، بلكه حركتى تاريخى است كه در طول تاريخ ادامه خواهد داشت. به همين دليل، همواره بايد بازخوانى و بازيابى شود؛ به ويژه كه دشمنان، همواره در پى دشمنى و كارشكنى عليه آن هستند.
حج به عنوان اجتماعىترين عبادت اسلامى، بهترين ابزار جهت پايا و پويا نمايى بيدارى اسلامى است. امام خمينى (رحمه الله) با احياى حج ابراهيمى، به بهترين شكل از اين فريضه عظيم بهره برد. روح حاكم بر پيامها، سخنرانىها و منش سياسى و اجتماعى امام (رحمه الله) در مورد حج، بيدارى اسلامى است. ايشان با بيان اين پيامها، سعى بر زنده كردن «هويت» و «تفكر» دينى مسلمانان داشتند و اينكه بتوانند در مقابل استعمار و استكبار، آنها را از حالت ناآگاهى دور كنند؛ به عبارت ديگر، اسلام به عنوان جامعترين دين و خاتم اديان، داراى سيستم و مكانيسمى ارتباطى و اطلاعى است تا از اين طريق بتواند جايگاه فعال خود را در جوامع انسانى حفظ كند.
بدينترتيب، حج با ماهيتى اخلاقى -عرفانى، به عنوان يكى از مهمترين ابزارهاى ارتباطى و اطلاعى است كه ابعاد سياسى-اجتماعى بسيار نيرومندى دارد. اين رسانه مهم و كهن اسلامى كه مبتنى بر روابط و حضور انسانى است، هر سال با حضور جمعى از نمايندگان مسلمانان برگزار مىشود. اين تجمع، فرصت بىنظيرى را در اختيار جهان اسلام قرار مىدهد تا علاوه بر جنبه معنوى، از لحاظ سياسى و اجتماعى نيز اسلام را تقويت كنند. امام (رحمه الله) ، با شناخت صحيح و همه جانبه دين، بهخوبى اين ظرفيت را شناسايى كرد تا به دنبال احياى تفكر دينى، احياگر حج ابراهيمى (عليه السلام) نيز باشد.
امام (رحمه الله) ، بر بهرهگيرى از حج براى بيدارى اسلامى تأكيد بسيارى مىكرد؛ تا جايى كه آن را از شرايط اصلى تحقق حج واقعى مىدانست:
حجى كه خداى تبارك و تعالى مىخواهد و حجى كه
اسلام از ما خواسته است، آن است كه وقتى مىرويد حج، مسلمين بلاد را بيدار و با هم متحد كنيد.(1)
اهميت مسئله بيدارى اسلامى در حج، به اندازهاى است كه امامخمينى (رحمه الله) در بيان پيامشان به زائران، براى تحقق آن دعا مىكند و آنها را به اين كار فرا مىخواند:
. . . ما در اين روز [عيد قربان]، براى همه مسلمين دعا مىكنيم و دست تضرع پيش خداى تبارك و تعالى بلند مىكنيم كه مسلمين بيدار بشوند، حكومتهاى اسلامى بيدار بشوند. . . ، اين وابستگى خودشان را به ابر قدرتها بردارند از ميان، مستقل بشوند. . . .(2)
اميد است حجاج محترم بيت الله الحرام، از هر فرقه هستند و اهل هر مذهب مىباشند، در مواقف و مشاعر محترمه، دستجمعى براى پيروزى اسلام بر كفر جهانى دعا كنند و براى بيدارى مسلمانان و حكومتهاى آنان فرياد كنند و دعاى بليغ نمايند. (3)
در ادامه، به بررسى ظرفيتهاى اين چشمه جوشان و هميشه جارى اسلام در بيدارى اسلامى از كلام احياگر حج ابراهيمى مىپردازيم.
حج بزرگترين تجمع از مسلمانان سراسر جهان است كه هر سال نمايندگانى را گرد هم جمع مىكند.
شكلگيرى اين تجمع پر بركت، نيروى بسيارى را در اختيار جهان اسلام قرار مىدهد تا درباره مسائل گوناگون جهان اسلام، اطلاعرسانى و روشنگرى بهترى صورت گيرد. به هر حال، مسلمانان در سطح ملى و بينالمللى با مسائل گوناگونى درگيرند. از اينرو، بهرهمندى بهينه از توانايىها و جلوگيرى از اتلاف سرمايههاى انسانى و مالى، چنين تجمعى لازم و مفيد است.
كنگره باشكوه حج، در مقايسه با نشستها و كنفرانسهاى رسمى جهان اسلام، مانند «سازمان كنفرانس اسلامى» از اين جهت كه با حضور ميليونى ملتها و تودههاى مردمى تشكيل مىشود، تأثير بسيار مفيد و مؤثرى در آگاهىرسانى و در نتيجه اصلاح، بيدارى و موجآفرينى افراد دارد.
موضعگيرىهاى خصمانه استعمار و استكبار در مقابل جهان اسلام، لزوم چنين تجمعى با چنين كاركردهايى را دوچندان مىكند.
پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله) و ائمه اطهار (عليهم السلام) ، از ابتداى تشريع حج در اسلام، همواره از حج، به عنوان پايگاهى براى انتقال معارف دين و اطلاعرسانى به مسلمانان بهره بردهاند.(1)
امام خمينى (رحمه الله) نيز با چنين هدف و رويكردى، راه ائمه (عليهم السلام) را ادامه داد و همواره از اين رسانه قدرتمند اسلام، براى بيدارى مسلمانان استفاده كرد. ايشان كعبه و حج را منبر بزرگى مىدانست كه مىتواند بر بلنداى بام انسانيت، صداى مظلومان را در همه عالم منعكس سازد.(2)امام (رحمه الله) ، اين جنبه از حج را از ويژگىهاى اصلى و اساسى حج مىدانست تا با استفاده از آن، بيدارى اسلامى همواره در جهان اسلام در جريان باشد:
آن حجى كه خداى تبارك و تعالى مىخواهد و آن حجى كه اسلام از ما خواسته است، آن است كه وقتى مىرويد حج، اين مسلمين بلاد را بيدار كنيد، متحد كنيد با هم، بفهمانيد به آنها كه چرا بايد بيش از يك ميليارد مسلمين تحت فشار دو تا قدرت چند صد ميليونى باشند.(3)
طبيعى است اين مهم، با حضور و همكارى همه دولتها و ملتهاى اسلامى محقق خواهد شد. ولى امام (رحمه الله) ، با توجه به ماهيت اين امر، براى علما و نخبگان نقش ويژهاى قائل بود:
اكنون بر علماى اسلام و نويسندگان و دانشمندان و هنرمندان و فيلسوفان و محققان و عارفان و روشنفكرانى كه به حال اسلام و مسلمين تأسف مىخورند، در هر منطقه و داراى هر مذهب و مسلكى كه هستند، لازم است براى جلوگيرى از اين خطر عظيم كه اسلام و مسلمين گرفتار آن هستند، دامن همت به كمر زنند و با هر وسيله ممكن در مساجد و محافل و مجالس عمومى، مسلمانان را هشدار دهند و از آنان غفلتزدايى نمايند و آنان را براى يك نهضت عمومى اسلامى مهيا كنند.(1)
در جريان حج آگاهى رسانى و روشنفكرى، به جهت بيدارى اسلامى، در چند سطح بررسى مىشود. در ادامه، با استفاده از انديشه سياسى -اجتماعى امام (رحمه الله) در حج، به اين موضوع مىپردازيم.
از زمانىكه ديندارى مسلمانان گزينشى و التقاطى شد، دين به عنوان امرى فردى معرفى و به دور از ابعاد اجتماعى حيات بشر، در گوشهاى رها شد.
پيدايش چنين وضعى، به خاطر تلاش استعمار و استكبار بود كه در نهايت با ايجاد چنين روحيهاى، تمدن اسلامى به افول گراييد و دوران عقب ماندگى مسلمانان رقم خورد.
با گذشت چند قرن و تقويت جنبههاى سياسى و اجتماعى دين،
1) صحيفه حج، ج١، ص١٣۴.
بيدارى اسلامى به جنبشى نيرومند و فراگير تبديل شد. بنابراين، مهمترين عامل بيدارى اسلامى، بازگشت مسلمانان به اسلام اصيل و ناب بود؛ اسلامى كه در آن، بر عزت اسلامى و مقابله با دشمنان و استعمارگران تأكيد بسيارى شده است؛ اسلامى كه در آن، مسلمانان از نظر علمى، سياسى، اقتصادى و فرهنگى، حكومتى مقتدر، متعالى و مستقل دارند؛ اسلامى كه در آن، سياست و ديانت نه تنها از هم جدا نيستند، بلكه لازمه يكديگرند؛ اسلامى كه در آن، معنويت و اخلاق، زير بناى شكلگيرى جامعه و شخصيت همه افراد جامعه است. نتيجه طبيعى چنين اسلامى، صلابت و پويايى هميشگى جامعه است كه به هيچ وجه، غفلت و خمودى در آن جايى ندارد.
بنابراين، آشناكردن مسلمانان با اسلام واقعى، بهخودىخود، بيدارى اسلامى را در پى خواهد داشت و حج، بهترين فرصت براى اين امر خواهد بود.
امام (رحمه الله) نيز كه خود با چنين قرائت جامعى از اسلام ناب، بزرگترين احياگر تفكر دينى در قرن حاضر شد و با همين ايده و مبنا انقلاب اسلامى را رهبرى كرد و به پيروزى رساند، در پيامهاى خود به كنگره عظيم حج، با تأكيد بر اين نكته فرمود:
عيد سعيد و مبارك، در حقيقت آن روزى است كه با بيدارى مسلمين و تعهد علماى اسلام، تمام مسلمانان جهان از تحت سلطه ستمكاران و جهانخواران بيرون آيند و اين مقصد بزرگ، زمانى ميسر است كه ابعاد مختلفه احكام اسلام را بتوانند به ملتهاى زير ستم
ارائه دهند و ملتها را با اسلام آشنا كنند و فرصت را براى اين امر بزرگ سرنوشتساز مغتنم شمرده و از دست ندهند و چه فرصتى بالاتر و والاتر از كنگره عظيم حج كه خداوند متعال براى مسلمانان فراهم آورده است. (1)
ايشان در جايى ديگر، آشنا نبودن مسلمانان با همه ابعاد اسلام را بزرگترين مشكل جامعه اسلامى مىداند كه بسيارى از مسائل ديگر نيز از آن ناشى مىشود:
بزرگترين درد جوامع اسلامى، اين است كه هنوز فلسفه واقعى بسيارى از احكام الهى را درك نكردهاند و حج با آن همه راز و عظمتى كه دارد، هنوز به صورت يك عبادت خشك و يك حركت بىحاصل و بىثمر باقى مانده است.(2)
حج يكى از مهمترين اجزاى دين است كه ابعاد سياسى و اجتماعى آن، همراه با ابعاد عرفانى و فقهىاش مطرح مىشود. از ديد امام (رحمه الله) ، در حال حاضر، فقط به بعد فقهى حج عمل مىكنند و ساير جنبههاى آن را به فراموشى مىسپارند:
بايد بدانند كه حج ابراهيمى محمدى، سالهاست غريب و مهجور است، هم از جهات معنوى و عرفانى و هم از جهات سياسى و اجتماعى و حجاج عزيز
تمامى كشورهاى اسلامى، بايد بيت خدا را در همه ابعادش از اين غربت در آورند.(1)
بنابراين، حج خود به عنوان يكى از سياسىترين عبادات اسلامى، بايد احيا شود. بر اين اساس، يكى از عرصههاى بيدارى اسلامى، مقوله حج است كه با فعال شدن آن، خون جوشان و پر حرارتى بر پيكره جامعه اسلامى تزريق مىشود و بيدارى اسلامى سرعت و توانايى بالايى مىيابد.
امام (رحمه الله) ، در پيام خود به مناسبت سالگرد كشتار خونين مردم در مكه، تفكرى كه حج را در سطح يك عبادت دستجمعى و سفرى زيارتى-سياحتى تنزل مىدهد، به شدت رد مىكند و در مقابل، كاركردهاى سياسى و اجتماعى حج را مبارزه با دشمنان اسلام و عامل تقويت همبستگى مسلمانان معرفى مىكند. (2)
امام خمينى (رحمه الله) حتى از مناسك حج نيز تفسيرى سياسى دارد و آن را با مفاهيمى همچون: مبارزه با شياطين، بتها و طاغوتهاى زمان همراه مىكند و در مقابل همبستگى بين مسلمانان، گره مىزند. (3)
به اعتقاد امام (رحمه الله) ، حج ابعاد گوناگونى دارد كه تنها در اعمال و مناسك خلاصه نمىشود:
حج، تنها حركات و اعمال و لفظها نيست و با كلام و لفظ و حركت خشك، انسان به خدا نمىرسد. حج كانون معارف الهى است كه از آن، محتواى سياست
اسلام را در تمامى زواياى زندگى بايد جستوجو نمود. حج پيامآور و ايجاد بناى جامعهاى به دور از رذايل مادى و معنوى است.(1)
با اين اوصاف، از ديد امام (رحمه الله) :
يكى از وظايف بزرگ مسلمانان، پىبردن به اين واقعيت است كه حج چيست و چرا براى هميشه بايد بخشى از امكانات مادى و معنوى خود را براى برپايى آن صرف كنند.(2)
البته زنده نگهداشتن واقعيت و ماهيت حج، به همه مسلمانان مربوط است، ولى نخبگان در اين مورد، جايگاه ويژهاى دارند:
همه مسلمانان بايد در تجديد حيات حج و قرآن كريم و بازگرداندن اين دو به صحنههاى زندگىشان كوشش كنند و محققان متعهد اسلام با ارائه تفسيرهاى صحيح و واقعى از فلسفه حج همه بافتهها و تافتههاى خرافاتى علماى دربارى را به دريا بريزند. (3)
امام (رحمه الله) ، حج را مانند قرآن مىداند كه هر دو در جهان اسلام مهجورند و هر دو، داراى لايهها و ابعاد معرفتى متعددى هستند كه علاوه بر عوام، خواص و انديشمندان نيز مىتوانند به تحليل و بررسى و نكتهآموزى آن دست بزنند:
. . . حج بسان قرآنى است كه همه از آن بهرهمند
مىشوند، ولى انديشمندان و غواصان و دردآشنايان امت اسلامى، اگر دل به درياى معارف آن بزنند و از نزديك شدن و فرو رفتن در احكام و سياستهاى اجتماعى آن نترسند، از صدف اين دريا گوهرهاى هدايت و رشد و حكمت و آزادگى را بيشتر صيد خواهند نمود و از زلال حكمت و معرفت آن، تا ابد سيراب خواهند گشت. ولى چه بايد كرد و اين غم بزرگ را به كجا بايد برد كه حج، بسان قرآن مهجور گرديده است. . . . (1)
بيدارى اسلامى يك حركت موردى و مقطعى نيست كه به كشورى يا جريانى خاص اختصاص داشته باشد، بلكه براساس ايده امت واحد اسلامى، كل كشورهاى اسلامى را در برمىگيرد؛ چنان كه يكى از مهمترين شعارها و آرمانهاى طلايهداران بيدارى اسلامى، همبستگى جهان اسلام بود.
دشمنان اسلام نيز با القاى انديشههاى ملىگرايانه و تعصبهاى قومى، منافع كشورهاى اسلامى را از هم تجزيه كردند تا بتوانند برآنها غلبه كرده و آنها را از آن خود كنند.
بنابراين، يكى از محورها و مؤلفههاى بيدارى اسلامى، كلاننگرى نسبت به كل جهان اسلام است.
امام خمينى (رحمه الله) كه در عمل با رهبرى و پيروزى انقلاب اسلامى،
1) صحيفه حج، ج ١، صص٢۵٠ و ٢۵١.
بزرگترين معمار و ايدئولوگ بيدارى اسلامى در قرن حاضر بود، با ايده صدور انقلاب و حمايت از مستضعفان جهان و همه حركتهاى اسلامى، ضد استعمارى و مردمى، اين بعد بيدارى اسلامى را به خوبى ترسيم كرد.
ايشان بر اين باور بود كه بايد مسائل جهان اسلام، در حج مطرح شود تا مسلمانان به احوال و اوضاع يكديگر پى برده و به نوعى هويت جمعى مسلمانى دست يابند. البته ايشان، اين نكته را از مسائل مهم اجتماع حج مىدانست نه مسائل حاشيهاى و جنبى و مىفرمود: «. . . نكته مهم اين اجتماعات [حج] اين است كه. . . آن چيزهايى كه در بلاد مسلمين در طول سال گذشته است، به اطلاع همه برسانند. . .» .(1)
بيشترين بخش از پيامهاى امام خمينى (رحمه الله) در ايام حج، به بيان و تشريح اوضاع و مسائلى كه مسلمانان جهان با آن روبهرو بودند، اختصاص داشت. برخى از آنها به كشورهايى همچون: «فلسطين» (2)و «لبنان» (3)و برخى هم به همه مسلمانان جهان مربوط بود. (4)براى نمونه، يكى از مسائل مطرح در آن زمان، جنگ بين «ايران» و «عراق» بود كه امام (رحمه الله) در پيامهاى خود به بيان آن مىپرداخت و مردم را درباره واقعيت جنگ و موقعيت ايران و دخالت كشورهاى بيگانه آگاه مىكرد. (5)اين امر حاكى از آن است كه در انديشه امام (رحمه الله) در مورد حج، ظرفيت و ضرورت پرداختن و بررسى مسائل جهان اسلام و
آگاهى از آنها وجود دارد. ايشان خطاب به زائران خانه خدا فرمود:
در اجتماع مقدس حج، اوّلاً در مسائل اساسى اسلام و ثانياً در مسائل خصوصى كشورهاى اسلامى تبادلنظر كرده، ببينيد كه در داخل كشورها با دست استعمار و عمال آن، بر برادران مسلمان آنان چه مىگذرد. اهالى هر كشورى بايد در اين اجتماع مقدس گرفتارىهاى ملت خود را به مسلمين جهان گزارش دهند.(1)
ايشان در پيامهاى خود موضوع و سطح مطالب مورد بررسى در حج را نيز مطرح مىكردند و مىفرمودند:
بايد تمام بلادى كه وارد مىشوند و مردم مستطيعش يا روحانيون محترمش وارد مىشوند، بايد بررسى از اوضاع مسلمين در هر سال بشود كه مسلمين در چه حال هستند، بين خودشان با حكومتها چه وضعى است، بين حكومتها با قدرتهاى شيطانى ديگر چه وضعى است، بين خود ملتها با خود ملتها چه وضعى است، بين روحانيونى كه در بلاد متفرقه مسلمين هستند، با وضع حج چه وضعى دارند. اينها امورى است كه بايد رسيدگى به آن بشود و حج براى همين امور است. حج براى اين است كه مشكلات يك سال مسلمين را بررسى كنند و درصدد رفع مشكلات برآيند.(2)
به يقين، تحقق اين امر، با حضور همه مسلمانان عملى خواهد شد. با وجود اين امام (رحمه الله) ، براى نخبگان و خواص وظايف خاصى قائل بود:
يكى از مهمات فلسفه حج، ايجاد تفاهم و تحكيم برادرى بين مسلمين است و بر دانشمندان و معممين لازم است مسائل اساسى سياسى و اجتماعى خود را با ديگر برادران در ميان گذارند.
ايشان در پيامى، حج را براى روحانيون فرصتى مغتنم مىشمارد تا از اين طريق، تجارب خود را به ديگران منتقل كنند:
يكى از فرصتهاى بسيار مناسب و مغتنم براى روحانيون، ارتباط با صاحبنظران و انديشمندان و علماى كشورهاى اسلامى است. هرچند كه استكبار جهانى يا سران بعضى كشورهاى اسلامى، به شدت از اين نوع ملاقاتها و رابطهها بيمناك و از آن جلوگيرى و مراقبت مىنمايند. . . در اين فرصت مغتنم، روحانيون معظم و مسئولين تبليغات حج براى انتقال تجارب انقلاب و ارائه خط مشىهاى سياسى در پرتو احكام قرآن و نقش عظيم روحانيت اسلام در رهبرى مردم و جامعه، نقش كارسازى بايد ايفا نمايند.(1)
و نيز مىفرمايد:
اى گويندگان و نويسندگان! در اجتماعات بزرگ، عرفات و مشعر و منا و مكه معظمه و مدينه منوره،
1) صحيفه حج، ج ١، ص٢١٧.
مسائل اجتماعى و سياسى مناطق خود را به گوش برادران ايمانى برسانيد و از هم طلب نصرت كنيد.(1)
يكى از مهمترين مفاهيم در گفتمان بيدارى اسلامى امامخمينى (رحمه الله) ، مفهوم «ضديت» و «غيريتسازى» است كه بر نقش استعمار و استكبار در دشمنى با جهان اسلام تأكيد دارد.
امام (رحمه الله) ، دشمنان اسلام را از عوامل مهم عقبماندن مسلمانان مىداند كه با ايجاد اختلاف و تفرقهافكنى در بين مسلمانان و دستنشانده كردن حاكمان و دولتها، سرمايهها و منافع كشورهاى اسلامى را به يغما مىبرند.
شناخت دشمن و توطئههاى او، نخستين قدم براى مقابله با اوست؛ به همين دليل، اين امر، از مهمترين جنبههاى بيدارىاسلامى است؛ به عبارت ديگر، جنبههاى شناختى و برنامهريزى بيدارى اسلامى، دو جنبه دارد:
يك- جنبه ايجابى: شناخت دقيق و عميق اسلام و فرصتها و ظرفيتهاى مسلمانان؛
دو- جنبه سلبى: شناخت توطئههاى دشمن و راههاى مقابله با آن.
امام خمينى (رحمه الله) خطاب به زائران خانه خدا مىفرمايد:
خواهران و برادران عزيز! در هر كشورى كه هستيد از حيثيت اسلامى و ملى خود دفاع كنيد و بىپروا در
1) صحيفه حج، ج ١، ص٣٨.
مقابل دشمنان خود يعنى آمريكا و صهيونيزم بينالمللى و ابرقدرتهاى شرق و غرب، بدون هيچ ملاحظهاى از ملتها و كشورهاى اسلامى دفاع كنيد و مظالم دشمنان اسلام را برملا كنيد.
. . . به خود آييد و شخصيت اسلامى خود را بيابيد. زير بار ظلم نرويد و هشيارانه نقشههاى شوم جهانخواران بينالمللى را كه در رأس آن آمريكاست، افشا كنيد. (1)
ايشان در پيامى ديگر مىفرمايد:
اى زائران خانه خدا! توطئههاى راست و چپ و به خصوص آمريكاى چپاولگر و متجاوز و اسرائيل جنايتكار را به گوش عالميان برسانيد و از آنان استمداد كنيد و جنايات اين جنايتكاران را بشماريد و به خداوند متعال براى اصلاح حال مسلمين و قطع ايادى جنايتكاران التجا پيدا كنيد.(2)
از آنجايى كه امام (رحمه الله) ، براى حج، ابعاد سياسى و اجتماعى ويژهاى قائل است، دشمنشناسى را نيز يكى از ابعاد حج مىداند كه بدون آن، حج كامل و واقعى محقق نمىشود.
و حج از مسائلى است كه جنبه سياسىاش بسيار بيشتر است از جنبههاى عبادىاش. . . . اگر ما حج برويم و مصالح مسلمين را در نظر نگيريم، بلكه برخلاف مصالح مسلمين هى روى جنايتها پرده بپوشيم،
نگذاريم مسلمين صحبت بكنند از جنايتهايى كه بر مسلمين مىگذرد و جنايتهايى كه از حكومتها و از قدرتهاى بزرگ بر مسلمين مىگذرد، ما يك صحبت بكنيم، اين حج نيست، اين يك صورت بىمعناست.(1)
با توجه به اينكه مسلمانان با اثرپذيرى بيشترى در معرض تبليغات دشمن قرار دارند، امام (رحمه الله) ، از خواص و نخبگان مىخواهد رسالت ويژهاى را در ايام حج به انجام برسانند و توطئههاى دشمنان را افشا و خنثى كنند:
بر روحانيون محترم و نويسندگان و گويندگان متعهد لازم است كه در فرصتهاى مناسب و در محضر مسلمانان، به جبران تبليغات مسمومى كه از وسائل ارتباط جمعى وابسته به آمريكا و اسرائيل به شايعه افكنى و دروغ پردازى ضد اسلام و جمهورى اسلامى ايران اشتغال دارند، از اسلام و انقلاب اسلامى ايران دفاع نمايند و چهره واقعى آن را به جهانيان معرفى نمايند. . . مسلمانان را از آنچه به دست بعضى حكام آمريكايى بر اسلام و مسلمين مىگذرد كه بدترين آنها شناسايى رسمى اسرائيل. . . است، آگاهى دهند. (2)
با توجه به اينكه يكى از اهداف دشمنان، تفرقهافكنى بين
مسلمانان براساس تمايزهاى فرقهاى، نژادى و حتى سياسى است، امام (رحمه الله) بهشكلى ويژه در مورد مقابله با توطئههاى دشمن، جهت ايجاد تصوير منفى از انقلاب اسلامى ايران در ذهن مسلمانان، روحانيون و دانشمندان را موظف به روشنگرى مىكند.
در اين سال كه ايران در آستانه جمهورى اسلامى است و به واسطۀ تبليغات نارواى اجانب، ممكن است مسلمين بلاد از عمق نهضت اسلامى ايران مطلع نباشند، لازم است آقايان علما و خطبا و دانشمندان محترم با وسايل ممكن اين نهضت مقدس را معرفى نمايند.(1)
از ديد امام (رحمه الله) ، حج علاوه بر جنبههاى فقهى و معنوى، داراى جنبههاى سياسى نيز هست. از اينرو، برائت از مشركان، از نظر امام (رحمه الله) در تحقق حج واقعى و بيدارى اسلامى، جايگاه بس ويژهاى دارد؛ چنانكه مىفرمايد:
ميليونها مسلمان هر سال به مكه مىروند و پا جاى پاى پيامبر و ابراهيم و اسماعيل و هاجر مىگذارند، ولى هيچ كس نيست كه از خود بپرسد ابراهيم و محمد٨ كه بودند و چه كردند؛ هدفشان چه بود؛ از ما چه خواستند. گويى به تنها چيزى كه فكر نمىشود به همين است. مسلّم حج بىروح و بىتحرك و قيام،
1) صحيفه نور، ج٩، ص١٧۶.
حج بىبرائت، حج بىوحدت و حجى كه از آن هدم كفر و شرك برنيايد، حج نيست.(1)
در جايى ديگر، در مورد اهميت برائت از مشركان مىفرمايد:
اعلان برائت از مشركان كه از اركان توحيدى و واجبات سياسى حج است، بايد در ايام حج به صورت تظاهرات و راهپيمايى با صلابت و شكوه هرچه بيشتر و بهتر برگزار شود. . . . مگر تحقق ديانت جز اعلام محبت و وفادارى نسبت به حق و اظهار خشم و برائت نسبت به باطل است. . . . (2)
برائت از مشركان در اديان پيشين نيز وجود داشته و يكى از وقايع مهم تاريخ عصر رسالت در اواخر عمر پيامبر (صلى الله عليه و آله) بوده است كه به سبب آن، دولت اسلامى تثبيت شد و دعوت جهانى اسلام آغازيدن گرفت و پيامها و پيكهاى آن حضرت به سران دول و ملل گسيل شدند.(3)
هرچند برائت از مشركان يك اصل هميشگى و جاودانه است كه خداوند آن را مقرر كرده تا روش سياسى اسلام و مسلمانان را در مقابل مخالفان توحيد و ناقضان حقوق انسانى و مشروع مسلمانان روشن سازد (4)، ولى از نظر امام (رحمه الله) ، برائت از مشركان، در هر عصر و زمانى، جلوهها و شيوهها و برنامههاى متناسب خود را مىطلبد.(5)
در حال حاضر نيز برائت از مشركان در حج، با توجه به جايگاه زمانى و مكانى حج پيامدهاى ويژهاى دارد كه بر اهميت آن مىافزايد:
راهپيمايىهاى مكه و مدينه است كه بسته شدن شيرهاى نفت عربستان را به دنبال دارد. راهپيمايى برائت در مكه و مدينه است كه به نابودى سرسپردگان شوروى و آمريكا ختم مىشود و درست به همين جهت است كه با كشتار دستهجمعى زنان و مردان آزاده، از آن جلوگيرى مىشود و در پناه همين برائت از مشركين است كه حتى سادهدلان مىفهمند كه نبايد سر بر آستان شوروى و آمريكا نهاد.(1)
جنبه سلبى بيدارى اسلامى، نفى استكبار و دشمنان سلطهجو است. اين مهم فقط با انجام فعاليتهاى فكرى و نظريهپردازى محقق نمىشود، بلكه بايد پا در ميدان عمل نهاد و با حذف استعمارگران، مجد و شكوه اسلامى را به جوامع اسلامى باز گرداند.
امام (رحمه الله) پس از تأكيد بر برائت از مشركان و نيز بيان دليلهاى سست و بىاساس مخالفان و موانع احتمالى اجراى آن، واقعيت و ماهيت برائت از مشركان را يادآورى مىكند تا ارتباط آن با روح بيدارى اسلامى مشخص شود:
به هر حال، اعلان برائت در حج، تجديد ميثاق مبارزه و تمرين تشكل مجاهدان براى ادامه نبرد با كفر و شرك و بتپرستهاست و به شعار هم خلاصه نمىشود كه سرآغاز علنى ساختن منشور مبارزه و
1) همان، صص٢۵۶ و ٢۵٧.
سازماندهى جنود خداى تعالى در برابر جنود ابليس و ابليسصفتان است و از اصول اوليه توحيد به شمار مىرود.(1)
در تبيين رابطه بيدارى اسلامى و برائت از مشركان، بايد بگوييم كه مراسم اعلان برائت از مشركان در حج، آغاز و اعلام مبارزهاى است كه حاصل از بيدارى اسلامى است بهطورى كه بدون بيدارى اسلامى ايجاد چنين فضا و خيزشى در جوامع اسلامى دور از انتظار است. اين بيدارى، از سرزمين وحى - كه مبارزه با طاغوت و بتشكنى از آن آغاز شد-شروع مىشود و نمايندگان مسلمانان، آن را به سراسر جوامع اسلامى گسترش مىدهند.
به بيان امام خمينى (رحمه الله) :
خلاصه اعلان برائت، مرحله اول مبارزه و ادامه آن، مراحل ديگر وظيفه ماست و در هر عصر و زمانى جلوهها و شيوهها و برنامههاى متناسب خود را مىطلبد و بايد ديد كه در عصرى همانند امروز كه سران كفر و شرك، همه موجوديت توحيد را به خطر انداختهاند و تمامى مظاهر ملى و فرهنگى و دينى و سياسى ملتها را بازيچه هوسها و شهوتها نمودهاند، چه بايد كرد.(2)
همانطور كه مىبينيد، ديدگاه امام (رحمه الله) درباره برائت از مشركان، همان روح بيدارى اسلامى است كه به فريب و افسونگرى استعمار
و دشمنان اسلام، در به غفلت كشيدن جوامع اسلامى اعتراض مىكند. امام خمينى (رحمه الله) ، پس از اينكه مبارزههاى حضرت ابراهيم (عليه السلام) را با بتپرستى، به رسالت خاتم پيامبران (صلى الله عليه و آله) مرتبط مىكند، با طرح «بت و بتپرستى مدرن» ، تفسيرى جديد از إِنِّى بَرِىءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ ؛ «و من از آنچه همتاى خدا قرار مىدهيد، بيزارم» . (انعام: ٧٨) ارائه مىدهد:
. . . اصلاً در زمان معاصر، بت و بتپرستى وجود ندارد و راستى كدام انسان عاقلى است كه بتپرستى جديد و مدرن را در شكلها و افسونها و ترفندهاى ويژه خود نشناخته باشد و از سلطهاى كه بتخانههايى چون كاخ سياه بر ممالك اسلامى و خون و ناموس مسلمين و جهان سوم پيدا كردهاند، خبر نداشته باشد. (1)
بر اساس همين تفسير، امام خمينى (رحمه الله) هويت و ماهيتى را براى برائت از مشركان در حج بيان مىكند كه همان اصول و اركان بيدارى اسلامى است. بيدارى اسلامى، نوعى اعتراض و انتقاد رفتارى در عرصه ملى و جهان اسلام به نظم جهانى و روابط قدرت در عرصه سياست بينالمللى، با هدف احقاق حق و جايگاه اصيل و رفيع تمدن اسلامى است. در اين مسير مبارزه، توجه به هويت مشترك جهان اسلام و مبارزه با ظالمان و استعمارگران، از شرايط لازم و تعيينكننده در اين مسير است.
امام خمينى (رحمه الله) اين نكته را به زيبايى و ظرافت در پيامهاى حج بيان نمودند:
1) صحيفه حج، ج ١، ص٢٠٠.
امروز فرياد برائت از مشركان و كافران، فرياد از ستمستمگران و فرياد امتى است كه جانشان از تجاوزات شرق و غرب و در رأس آنان آمريكا و اذناب آن به لب رسيده است و خانه و وطن و سرمايهاش به غارت رفته است.
و نيز فرياد برائت ما، فرياد مردم مسلمان آفريقاست. . . فرياد برائت ما فرياد برائت مردم لبنان و فلسطين و همه ملتها و كشورهاى ديگرى است كه ابرقدرتهاى شرق و غرب، خصوصاً آمريكا و اسرائيل به آنان چشم طمع دوختهاند و سرمايه آنان را به غارت بردهاند.
فرياد برائت ما، فرياد برائت همه مردمانى است كه ديگر تحمل تفرعن آمريكا و حضور سلطه طلبانه آن را از دست دادهاند.
فرياد برائت ما، فرياد دفاع از مكتب و حيثيات و نواميس، فرياد دفاع از منابع و ثروتها و سرمايهها، فرياد دردمندانه ملتهايى است كه خنجر كفر و نفاق، قلب آنان را دريده است.
فرياد برائت ما، فرياد فقر و تهىدستى گرسنگان و محرومان و پابرهنههايى است كه حاصل عرق جبين و زحمات شبانهروزى آنان را زراندوزان و دزدان بينالمللى به يغما بردهاند.
فرياد برائت ما، فرياد امتى است كه همه كفر و استكبار به مرگ او در كمين نشستهاند و همه تيرها
و كمانها و نيزهها به طرف قرآن و عترت عظيم نشانه رفتهاند.(1)
براى درك بهتر ارتباط برائت از مشركان و بيدارى اسلامى در انديشه حضرت امام خمينى (رحمه الله) ، توجه به اين نكته مفيد خواهد بود كه در گفتمان بيدارى اسلامى، مفهوم ضديت و غيريتسازى، بسيار واضح و شفاف است. در اين گفتمان، امام (رحمه الله) جهان استكبار را به عنوانمهمترين دشمن بيدارى اسلامى و مسبب همه گرفتارىهاى جهان اسلام و مسلمانان معرفى مىكند.
موضوع ديگر، جريانهاى ريز و درشت برآمده از اراده خارجى و امپرياليسم است كه امام (رحمه الله) هرگز در برابر هيچ يك از آنها كوتاه نيامد و همواره برخطر آنها تأكيد مىكرد.
امام خمينى (رحمه الله) ، در اين مورد مىفرمايد:
مسلمين بايد بيدار بشوند، اين يك ميليارد مسلم بايد بيدار بشوند و كلك اين دو ابر قدرت بزرگ و ديگر قدرتها را كه در اين مناطق مشغول فساد هستند، كلك اينها را بكنند.(2)
امام خمينى (رحمه الله) ، حج اجتماعى و برائت از مشركان را به روشى خاص محدود نكرد، بلكه دغدغه اصلى و تأكيد عمده ايشان بر محتواى عميق حج و استفاده از آن با اتكا بر توحيد ناب و پرهيز از همه مظاهر شرك و تعلق و توكل به غير خدا بود. همين امر، توانست منشأ حركت و بركتهاى بسيارى در جوامع اسلامى شود و
همسويى و تلاش آنها براى زنده نگهداشتن ميراث و تمدن اسلامى را به ارمغان آورد.(1)
در نظام معرفتى امام خمينى (رحمه الله) ، دين به جنبههاى فردى و مناسكگرايانه محدود نمىشود، بلكه به گفته ايشان:
اسلام. . . ، دين سياست مُدُن و راهنماى صراط مستقيمِ لاشرقيه و لا غربيه است. دينى است كه عباداتش توأم با سياست و سياستش عبادت است.(2)
در اين فضا، حج نيز تنها به انجام اعمال و احكام فقهى محدود نمىشود. امام خمينى (رحمه الله) در اين مورد مىگويد:
يكى از فلسفههاى بزرگ حج، قضيه بعد سياسى اوست كه دستهاى جنايتكار از همه اطراف براى كوبيدن اين بعد در كار هستند و تبليغات دامنهدار آنها معالأسف در مسلمين هم تأثير كرده است كه مسلمين سفر حج را بسيارىشان يك عبادت خشك خالى بدون توجه به مصالح مسلمين مىدانند. حج از آن روزى كه تولد پيدا كرده است، اهميت بعد سياسىاش كمتر از بعد عبادىاش نيست، بعد سياسى علاوه بر سياستش، خودش عبادت است.(3)
ايشان در پيامى ديگر، در اين مورد مىفرمايد:
جهات سياسى زيادى در اجتماعات، جماعات و جُمَعات و خصوصاً اجتماع گرانبهاى حج مىباشد كه از آن جمله اطلاع برگرفتارىهاى اساسى و سياسى اسلام و مسلمين است كه با گردهمآيى روحانيون و روشنفكران و متعهدان زائر بيت الله الحرام ممكن است طرح و با مشورت از راه حلها مطلع و در بازگشت به كشورهاى اسلامى در مجتمعهاى عمومى گزارش داده و در رفع آنها كوشا شوند.(1)
امام خمينى (رحمه الله) ، پس از تأكيد بر ابعاد سياسى حج و لزوم حفظ آن مىفرمايد:
اگر در اين كنگره عظيم جهانى. . . ، مسائل اساسى اسلام و مسلمين و مظلومان جهان از هر فرقه حل نشود و حكومتهاى مستكبر و زورگو سر جايشان ننشينند، از اجتماعات كوچك منطقهاى و محلى كارى برنخواهد آمد و راه حل فراگيرى به دست نخواهيم آورد.(2)
در تبيين ظرفيت طرح و بررسى مسائل جهان اسلام در حج و در تحقق بيدارى اسلامى، دو نكته مهم وجود دارد:
بيدارى اسلامى نهضتى فراگير است كه با تعصبهاى قومى و نژادى تناسبى ندارد؛ زيرا گفتمان بيدارى اسلامى براى كشورهاى
اسلامى، يك هويت فراگير دينى ايجاد مىكند كه براساس آن، هويتها و منافع فردى، ملى و قومى، در مقابل اعتبار و آبروى يكپارچه جهان اسلام، جايى ندارد. بر اين اساس، جوامع اسلامى در مقام ايجاد يك تمدن عظيم و در مقابل دشمنان اسلام، همه تمايزها و تفاوتها را رها مىكنند تا با تحقق امت واحده اسلامى، توانايىها و استعدادهاى خود را براى دستيابى به جايگاه بالا و ممتاز فرهنگى و تمدنى در عرصه بينالمللى باز يابند.
وجود چنين بينشى در بيدارى اسلامى، مانع از تمايز مسائل مسلمانان مىشود، بلكه مشكلهاى مسلمانان در هر بخش از جهان اسلام، به سراسر جهان اسلام مربوط مىشود.
عناصرى مانند: «تقويت برادرى و همبستگى» ، «تحكيم وحدت و وفاق» و «ايجاد تفاهم و هماهنگى» كه هر يك از مؤلفههاى سياسى و فرهنگى بيدارى اسلامى در سطح بينالملل است، از ديگر دستاوردهاى طرح و بررسى مسائل مسلمانان در جريان حج است.
بيدارى اسلامى تنها يك نهضت سياسى و فرهنگى نيست، بلكه به جنبههاى اقتصادى و اجتماعى نيز نظر دارد. همچنين بيدارى اسلامى به حوزه نظر و آگاهى محدود نمىشود، بلكه هدف نهايى آن اصلاح امور جامعه و خلق تمدن اسلامى است. بنابراين، بيدارى اسلامى يك نهضت فراگير سياسى، فرهنگى، اجتماعى و اقتصادى است كه احياى تفكر دينى را مقدمهاى براى توسعه و
تعالى مادى و معنوى جوامع اسلامى مىداند. بدون در نظر گرفتن اين امر، شعارها و ايدههاى بيدارى اسلامى در رفع وابستگىبه استعمارگران و كسب مجد و عزت اسلامى، به هيچ وجه تحقق پيدا نخواهد كرد.
در راستاى تحقق اين امور، امام خمينى (رحمه الله) با ديدى جامع درباره حج، در پيامهاى خود زائران خانه خدا را متوجه اين ظرفيت عظيم مىكند:
بر شما ملت عزيز اسلام كه براى اداى مناسك حج در اين سرزمين وحى اجتماع كردهايد، لازم است از فرصت استفاده كرده، به فكر چاره باشيد. براى حل مسائل مشكله مسلمين تبادل نظر و تفاهم كنيد.(1)
امام (رحمه الله) ، خطاب به ملتها، آنها را به امورى غير از مناسك نيز مكلف مىكنند:
يك- كوشش در راه ترقى و تعالى مسلمانان و اتحاد و پيوستگى جامعه اسلامى؛
دو- همفكرى و همپيمانى در راه استقلال و ريشهكن كردن سرطان استعمار؛
سه- چارهجويى براى گرفتارىهاى ملل مسلمان؛
چهار- توجه به فقرا و مستمندان كشورهاى اسلامى؛
پنج- چارهانديشى براى آزادى سرزمين فلسطين از چنگال صهيونيزم. (2)
از نظر امام خمينى (رحمه الله) :
نكته مهم اين اجتماعات [حج]، اين است كه. . . آن چيزهايى كه در بلاد مسلمين در طول سال گذشته است، به اطلاع هم برسانند و براى رفع اشكالات مسلمين فكر كنند و اجتماع بزرگ ميليونى اسلامى در حجاز براى همين نكته است، در عين حالى كه عبادت است.(1)
بدينترتيب، درمىيابيم كه امام خمينى (رحمه الله) با در نظر گرفتن هويت تمدنى جهان اسلام و امت واحد اسلامى، حج را زمينهاى براى تحقق اهداف بينالمللى و شخصيت فراملى مسلمانان مىداند. اين موارد، همان مؤلفههاى بيدارى اسلامىاند كه بر امورى مانند: مبارزه با استعمار، حفظ استقلال و هويت مسلمانان، نگرش عام به دين و خلاصه نكردن آن در امور فردى مناسكگرايانه و تلازم دين و سياست تكيه دارند.
اين بعد از حج، تنها با حضور همه مسلمانان محقق مىشود. ولى امام خمينى (رحمه الله) در اين مورد، براى خواص و نخبگان كشورهاى اسلامى مسئوليت بيشترى را گوشزد مىكند.
. . . كسانى كه اصحاب تفكر هستند، نويسنده هستند، روشنفكر هستند و عالِم هستند، در آن محيط مجتمع بشوند و مشكلات مسلمين را در تمام جهان بررسى كنند و آنچه كه مىتوانند حل كنند. . . اشخاص مؤثرى كه مىتوانند، از حكومتها از بزرگان قوم، در آنجا مىتوانند مجتمع بشوند و مسائل اسلام را و مسائل
1) صحيفه حج، ج ١، ص۵۵.
مسلمين را و مسائل سياسى و اجتماعى را بررسى كنند. مع الاسف اين امر مغفول عنه است.(1)
بررسى مسائل مسلمانان در حج و ارائه راه كارهاى اصلاحى، تنها به امور اجرايى و سياسى محدود نمىشود، بلكه مسائل فرهنگى را نيز در بر مىگيرد كه با فضاى ذهنى و كارى روحانيون و نخبگان فرهنگى تناسب بسيارى دارد.
علماى بلاد و كشورهاى اسلامى، بايد راجع به حل مشكلات و معضلات مسلمين و خروج آنان از سيطره قدرت حكومتهاى جور، با يكديگر به بحث و مشورت و تبادل نظر بپردازند و براى حفظ منافع مسلمين، سينهها را سپر كنند و جلوى تهاجم فرهنگهاى مبتذل شرق و غرب را كه به نابودى نسل و حرث ملتها منتهى شده است را بگيرند و به مردم كشورهاى خود آثار سوء و نتايج خودباختگى در مقابل زرق و برق غرب و شرق را بازگو كنند و به مردم و به دولتها، خطر استعمار نو و شيطنت ابرقدرتها كه جنگ و مسلمانكشى در جهان به راه انداختهاند، گوشزد كنند.(2)
حج عبادتى جهانشمول است كه جنبههاى گوناگونى دارد. خداوند، مردم را به حج فرا مىخواند تا منافع خويش را
ببينند.(1)اين منافع، عام و از جنبههاى گوناگون تحليلپذير است. (2)يكى از اين منافع، بهرههاى اقتصادى است. تجمع ميليونى زائران، ظرفيتهاى اقتصادى بالايى را در سطح ملى و بينالمللى جهان اسلام ايجاد مىكند. حتى پيش از اسلام نيز اين جنبه از حج مطرح بوده است؛ البته بيشتر براى تاجران قريش كه با برپايى بازار، كالاهاى خود را به زائران خانه خدا بفروشند. با تأسف، امروزه كشورهاى اسلامى، بسيار كمتر از كشورهاى غير اسلامى، از اين منفعت اقتصادى حج بهرهمند مىشوند.
چنانكه گذشت، بيدارى اسلامى علاوه بر مباحث و روشهاى نظرى و ديپلماسى، در عرصه عمل و ايجاد و اصلاح ساختارها و نظامهاى عينى جامعه نيز مطرح است و از سوى ديگر، امامخمينى (رحمه الله) ، حج را تنها به بعد فردى و فقهى آن محدود نمىداند.
امام (رحمه الله) ، يكى از مشكلهاى جهان اسلام كه مانع از بروز بيدارى اسلامى مىشود و بايد در حج براى آن چارهانديشى كرد را وابستگى اقتصادى كشورهاى اسلامى معرفى مىكند:
. . . حجاج محترم و زائران بيت الله الحرام. . . ! همه دشمن مشترك غدار داريد كه. . . در صدد هستند كه حكومتها را گوش و چشم بسته و دربست به خدمت خود گمارند و ملتها را به دست آنان مصرفى بار
بياورند و از رشد انسانى و ابتكار صنعتى كشورهاى مظلوم با حيلهها و توطئههاى شيطانى جلوگيرى كنند و وابستگى هرچه بيشتر و اتكا به غرب و شرق را روز افزون كنند و مجال تفكر براى استقلال و ابتكار را به هيچ كس ندهند و نفسهايى كه براى بيدارى ملتها آمادهاند، در سينهها خفه كنند و وضع نكبتبارى كه در كشورهاى اسلامى و ساير كشورهاى مظلوم مشاهده مىكنيد، زاييده همين توطئههاى دشمنان مشترك مسلمانان و مظلومان است.(1)
بدينترتيب، امام خمينى (رحمه الله) ، با طرح و شناسايى يكى از مسائل ريشهاى جهان اسلام، يكى از مهمترين موانع بيدارى اسلامى را نيز معرفى مىكنند. اما براى رفع اين مشكل چه بايد كرد؟ آيا حج در اين مورد كارايى لازم را دارد تا بتواند حركت بيدارى اسلامى را تسهيل بخشد؟
در اينجا نيز نگرش همهجانبه امام خمينى (رحمه الله) به موضوع حج، به خوبى مشاهده مىشود. ايشان در ادامه و پس از بيان مشكل، براى رفع آن، به يكى ديگر از ظرفيتهاى حج در بيدارى اسلامى اشاره مىكنند:
. . . پس اكنون كه در مركز اسلام حياتبخش به امر خدا و رسولش گرد آمدهايد و از هر ملت و مذهب در اين مكان عظيم اجتماع كردهايد، براى اين درد
1) صحيفه حج، ج١، صص١۶۵ و ١۶۶.
مهلك و سرطان كشنده چارهانديشى كنيد و بايد بدانيد كه چاره اساسى در سايه وحدت همه مسلمين و اجتماع همگانى در قطع يد ابر قدرتها از كشورهاى اسلامى است و عملىكردن شعائر مواقف كريمه و مشاهد مشرفه در كشورهاى خويش است و قدم اول زدودن يأس از دلهاست كه عمال خبيث آنان با كوشش غرب و شرق در جانهاى مسلمين جايگزين كردند و به آنها باوراندهاند كه بدون وابستگى به يك ابرقدرت نمىشود به زندگانى خود ادامه داد. . . . (1)
ضعف و وابستگى اقتصادى به غرب و استعمارگران، كاركردهاى فرهنگى و سياسى بسيارى دارد و سبب مىشود مسلمانان خودباورى و اعتماد به نفس لازم، جهت مقابله با دشمنان را از دست بدهند و بدينترتيب، بيدارى اسلامى در همان ابتدا متوقف شود. امام خمينى (رحمه الله) ، با نگرش و چشمانداز وسيع و همهجانبه خود نسبت به اسلام و اوضاع مسلمانان و كشورهاى اسلامى، به اين مسئله پى برد و با بيان پيامهاى خود به زائران خانه خدا، ظرفيت عظيم حج را براى مقابله با اين مشكل اساسى گوشزد كرد. طبيعى است كه در اين مسير، نخبگان رسالت ويژهاى دارند؛ چنانكه امام (رحمه الله) ، خطاب به آنها مىگويد:
يكى از مسائل بسيار مهمى كه به عهده علما و فقها و روحانيت است، مقابله جدى با دو فرهنگ ظالمانه و منحط اقتصادى شرق و غرب و مبارزه با سياستهاى
1) صحيفه حج، ج ١، ص١۶۶.
اقتصاد سرمايهدارى و اشتراكى در جامعه است. . . اين به عهده علماى اسلام و محققين و كارشناسان اسلامى است كه براى جايگزين كردن سيستم ناصحيح اقتصاد حاكم بر جهان اسلام، طرحها و برنامههاى سازنده و در برگيرنده منافع محرومين و پابرهنهها را ارائه دهند و جهان مستضعفين و مسلمين را از تنگنا و فقر معيشت به در آورند. (1)
امام خمينى (رحمه الله) ضمن انتقاد از وابستگى اقتصادى كشورهاى اسلامى به غرب و وجود كالاهاى غربى در بازارهاى اسلامى (2)و مكه (3)، كالاهاى آمريكايى را در حج تحريم مىكند و بدينترتيب، ظرفيتهاى عملى حج را براى مبارزه با استعمار و آغاز بيدارى اسلامى نشان مىدهد:
كالاهايى كه در حجاز به حجاج محترم عرضه مىشود، آنچه مربوط به آمريكاى مخالف با آرمانهاى اسلامى و اساساً مخالف با اسلام است، خريدارى آنها كمك به دشمنان اسلام است و ترويج باطل است و از آنها بايد احتراز شود.(4)
امام خمينى (رحمه الله) ، در پيامى، اين آسيب را اين گونه گوشزد مىكند:
كثيرى از حجاج بيت الله الحرام كه براى فريضه حج مىروند و بايد در آن مكان مقدس از توطئه بيگانگان
به فرياد يا للمسلمين برخيزند، غافلانه در بازارها به جستوجوى كالاهاى آمريكايى، اروپايى و ژاپنى پرسه مىزنند و دل صاحب شريعت را با اين عمل كه با حيثيت حج و حجاج بازى مىكند، به درد مىآورند.(1)
توجه به ابعاد اقتصادى حج، ممكن است جنبههاى معنوى و اخلاقى حج را تهديد كند. به همين دليل، امام خمينى (رحمه الله) ، با دور انديشى و باريك بينى، ضمن تأكيد و توجه به ابعاد اقتصادى حج، افراد را از آسيب دنيازدگى در حج، به شدت پرهيز مىدهند:
توجه داشته باشيد كه سفر حج، سفر كسب نيست، سفر تحصيل دنيا نيست. سفر الى الله است. شما داريد به طرف خانه خدا مىرويد. تمام امورى كه داريد انجام مىدهيد، بهطور الهيت بايد انجام بدهيد. . . مبادا اين سفر را سفر تجارت قرار بدهيد و امور تجارتى در اين سفر مطرح باشد، پيشتان، امور معنوى مطرح باشد. چه آقايان اهل علم و چه كاروانها و رؤساى كاروانها و چه ساير حجاج. سفر، سفر الى الله است، نه سفر بهسوى دنيا. آلوده به دنيا نكنيد. (2)
همبستگى و همگرايى جهان اسلام، در انديشه سياسى امامخمينى (رحمه الله) جايگاه ويژهاى دارد. در انديشه امام (رحمه الله) ماهيت و محور
همبستگى، حبل الله و حق است.(1)ايشان براى موضوع همبستگى، ضرورت عقلى، شرعى و اقتضاى شرايط ويژه در جهان اسلام قائلاند.(2)
در ادبيات سياسى و بينالمللى امام (رحمه الله) ، تأثير وجود اختلاف در جهان اسلام با تعابيرى همچون: «طمع قدرتهاى استعمارى به ممالك اسلامى» (3)، «عامل تسلط بيگانگان»(4)و «منشأ ذلت و گرفتارىها» (5)آمده است. در مقابل، براى همبستگى مسلمانان جهان اسلام، آثار بزرگى مانند:(6)«عامل سرافرازى» (7)، «رفع مشكلات»(8)، «رمز پيروزى»(9)، «افزايش قدرت» (10)، «نجات از سلطه استعمار»(11)، «كسب استقلال واقعى» (12)و «عامل شكست قدرتها»(13)بيان شده است.
امام خمينى (رحمه الله) در اين باره مىفرمايد:
براى من يك مطلب به شكل معماست و آن اين است كه همه دول اسلاميه و ملتهاى اسلام مىدانند كه درد چيست، مىدانند كه دستهاى اجانب در بين
1) صحيفه نور، ج٧، ص٢٢٩؛ ج٨، ص١۵۵؛ ج١٩، صص٢٨ و ٢٩
2) ر. ك: وحدت از ديدگاه امام خمينى \ تبيان، دفتر پانزدهم ، صص١٩- ۶٧
3) صحيفه نور، ج١، ص١١٩
4) همان، ج۵، ص٣٧
5) همان، ص١٧۴؛ ج٢٢، ص٢۴٨
6) ر. ك: وحدت از ديدگاه امام خمينى \ تبيان، دفتر پانزدهم ، صص١١١- ١۵٣؛ ٣٩٠- ۴٠٠
7) صحيفه نور، ج۶، ص۴٩
8) همان، ج٧، ص١٧۶
9) همان، ج٩، ص٢٢۶
10) همان، ج١٠، صص٢٢٣ و ٢٢۴؛ ج١۵، ص٢٧١
11) همان، ج١١، ص٢٧٢
12) همان، ج١٢، ص٣۶
13) همان، ج١٣، صص٣ و ۴.
است كه اينها را متفرق از هم بكند؛ مىبينند كه با اين تفرقهها ضعف و نابودى نصيب آنها مىشود؛ مىبينند كه يك دولت پوشالى اسرائيل در مقابل مسلمين ايستاد كه اگر مسلمين مجتمع بودند، هر كدام يك سطل آب به اسرائيل مىريختند او را سيل مىبرد، مع ذلك در مقابل او زبون هستند، معما اين است كه با اينكه اينها را مىدانند، چرا به علاج قطعى كه آن اتحاد و اتفاق است، روى نمىآورند.(1)
امام خمينى (رحمه الله) ، شعائر(2)و اجتماعات مذهبى (3)را عامل همبستگى افراد مىداند و در اين مورد، علاوه بر حج، به برپايى نماز جمعه (4)، راهپيمايى (5)، عزادارى محرم (6)و ايام مذهبى (7)تأكيد بسيارى مىكنند.
امام (رحمه الله) ، حج را يكى از ابزارها و مكانهاى تحقق همبستگى در جهان اسلام مىدانست و مىفرمود: «با اتكال به خداى بزرگ در اين مواقف عظيم پيمان اتحاد و اتفاق در مقابل جنود شرك و شيطنت ببنديد و از تفرق و تنازع بپرهيزيد» . (8)
ايشان همبستگى را يكى از فلسفههاى مهم حج مىدانست و زائران را به اين امر فرا مىخواند و آنها را از تفرقهافكنى پرهيز
مىداد. ايشان در اين زمينه نيز براى روحانيون و انديشمندان جهان اسلام، رسالت مهمى قائلاند.(1)
امام (رحمه الله) در مورد همبستگى در جهان اسلام، تنها به بيانيه و نظريهپردازى بسنده نكرده، بلكه راهكارهاى عملى هم ارائه مىدهد (2)كه يكى از آنها شركت در نماز جماعت اهل سنت به ويژه در روزهاى حج است. ايشان در اين مورد مىفرمايد:
در وقتى كه در «مسجدالحرام» يا «مسجدالنبى» ، نماز جماعت منعقد شد، مؤمنين نبايد از آنجا خارج شوند و بايد از جماعت تخلف نكنند و با ساير مسلمين به جماعت نماز بخوانند. (3)
بيدارى اسلامى، يك حركت فراگير سياسى و اجتماعى است كه بدون پشتيبانى و حمايت همهجانبه ملتهاى مسلمان، به نتيجه عملى نخواهد رسيد. بدون حضور و همبستگى هوشمندانه و عالمانه مسلمانان، دشمنان اسلام كه بيشترين ضرر را از بيدارى اسلامى متحمل مىشوند، اين حركت اصلاحگرايانه را متوقف يا از راه اصيل و ارزشهاى والاى خود منحرف خواهند كرد.
حج، براى جهان اسلام فرصت بىنظيرى است تا ضمن تبيين و تثبيت مبانى نظرى و انديشهاى خود در بيدارى اسلامى، همبستگى لازم براى ادامه مقتدر و پرصلابت اين مسير را نيز كسب كند.
حج، تجمعى باشكوه از انسانهاى مؤمن است كه از سراسر جهان اسلام، نمايندگانى را در خود جاى داده است. در اين فضا، طبق فرمايش امام خمينى (رحمه الله) ، فرايندى كه حج براى وحدت آفرينى طى مىكند، زمينهساز بسيار مناسبى براى تحقق بيدارى اسلامى است.
تجمع حج، يك گردهم آمدن ساده و سطحى نيست، بلكه در اين مكان، بايد مسائل جهان اسلام، طرح و بررسى و نسبت به آن راهكار مفيدى اتخاذ شود.
بدينترتيب، مسلمانان بايد مبارزه با طاغوت و نفى هر حكومت غير الهى را با تقويت توحيد و طواف كعبه، برائت از مشركان و رمى جمرات بياموزند و آن را تمرين عملى كنند. در اين مكان، حضور نمايندگان متفاوت از سراسر جهان اسلام، فرصت مناسبى براى انتقال تجربهها و روشنگرى بررسى فرصتها و تهديدهاى پيرامون جهان اسلام است؛ در اين مكان، نخبگان، علما و انديشمندان جهان اسلام با يكديگر آشنا مىشوند و رهبرى فكرى و فرهنگى نهضت بيدارى اسلامى را مرور مىكنند؛ در اين اجتماع، انديشمندان جوامع اسلامى با ارائه بيانيه و سخنرانى، ملتها و دولتها را از غفلت ساختگى استعمار خارج مىكنند.
به عبارت ديگر، از ديدگاه امام خمينى (رحمه الله) ، مناسك حج در عين برخوردارى از جنبههاى فقهى و اخلاقى، جنبههاى سياسى و اجتماعى نيز دارد. بدينترتيب، وحدتآفرينى مناسك حج كه از طريق يكسانسازى، تشابهآفرينى و رفع هرگونه دوگانگى در پوشش و رفتار است، كاركرد و محصولى سياسى دارد كه در
راستاى بيدارى اسلامى تحليلپذير است.
از نظر امام خمينى (رحمه الله) ، داشتن هدفى مشترك، يكى از روشهاى ايجاد همبستگى است. (1)در جريان حج، هدفهاى دينى و مناسكى زائران مشترك است؛ همه زائران، اعمال و مناسكى يكسان را در زمان و مكانى يكسان انجام مىدهند كه اين امر، زمينه مناسبى براى ايجاد همگرايى است.
بنابراين، امام خمينى (رحمه الله) ، با استفاده از همگرايى مناسكى، سعى در تقويت همگرايى سياسى و اجتماعى دارد.
البته رابطه بيدارى اسلامى و همبستگى رابطهاى دوسويه است. از سويى بدون همبستگى، حركت بيدارى اسلامى، كند يا متوقف خواهد شد و از سوى ديگر، يكى از مهمترين نتايج بيدارى اسلامى همبستگى است كه از فلسفههاى مهم حج است.
امام خمينى (رحمه الله) نيز نهضت و قيام را منشأ وحدت (2)و وحدت را حاصل قيام و انقلاب مىدانستند. (3)
بيدارى اسلامى، جنبشى فراگير و دامنهدارى است كه البته در مسيرش سختىها و موانع بسيارى وجود دارد. آغاز اين حركت و ثبات قدم در آن، با وجود مشكلهاى بسيار و مشاهده ظهور قدرت و تمدن دشمن استكبارى، به روحيه و اعتماد به نفس كاملى نياز
دارد تا با خودباورى نسبت به توانايىها و امكانات، قله افتخار و عزت اسلامى را بتوان فتح كرد.
از ديد امام (رحمه الله) ، جهان اسلام داراى قدرتهاى مادى و معنوى بسيارى است كه به شرط خودباورى و اتحاد، زمينهساز پيروزى جوامع اسلامى است.(1)
ايشان در اين مورد مىفرمايند:
اگر ممالك اسلامى با جمعيتى كه يك ميليارد تقريباً هست، مخازن بزرگى كه دارند، اينها اگر چنانچه به يك نحو اتحادى با هم پيدا كنند، بزرگترين قدرت هستند.(2)
يكى از استراتژى و روشهاى دشمنان اسلام براى مقابله با حركتهاى مردمى و انقلابى اسلامى نيز ايجاد نااميدى و از بينبردن حس اعتماد به نفس و خودباورى در جنبشهاى اصلاحطلبانه است. بدينترتيب، شوق و انگيزهاى براى آغاز يا تداوم اين راه دشوار پديد نمىآيد.
امام (رحمه الله) ، خطاب به زائران خانه خدا، اين توطئه دشمنان را در كلام مبسوطى تشريح كرده و در ادامه مىفرمايد:
. . . قدم اول، زدودن يأس از دلهاست كه عمال خبيث آنان با كوشش غرب و شرق در جانهاى مسلمين جايگزين كردند و به آنها باوراندهاند كه بدون
وابستگى به يك ابرقدرت نمىشود به زندگانى خود ادامه داد. . . .(1)
امام خمينى (رحمه الله) ، در پيامهاى خود به زائران خانه خدا، ضمن دعوت به مبارزه و ايستادگى در مقابل دشمنان، روحيه انقلابى و مبارزاتى آنها را افزايش مىدادند. ايشان در پيامى، انقلاب اسلامى ايران را سبب غرور و اعتمادبهنفس مسلمانان مىداند و مىفرمايد:
. . . دوران بنبست و نااميدى و تنفس در منطقه كفر به سر آمده است و گلستان ملتها رخ نموده است و اميدواريم همه مسلمانان شكوفههاى آزادى و نسيم عطر بهارى و طراوت گلهاى محبت و عشق و چشمهسار زلال جوشش اراده خويش را نظاره كنند. . . . مسلمانان تمامى كشورهاى جهان. . . ! به فكر نگهداشتن وضع موجود نباشيد، بلكه به فكر فرار از اسارت و رهايى از بردگى و يورش به دشمنان اسلام باشيد كه عزت و حيات در سايه مبارزه است و اولين گام در مبارزه اراده است و پس از آن تصميم بر اينكه سيادت كفر و شرك جهانى، خصوصاً آمريكا را بر خود حرام كنيد. . . .(2)
امام خمينى (رحمه الله) در اين پيامها، از سويى مردم را به مقابله و ايستادگى رهنمون مىشود و از سوى ديگر، مقدمه و پيشنيازهاى آن را بيان و تأمين مىكند. هدف ايشان از بيان سخنانشان، اين است
كه زائران خانه خدا را به يك خودباورى و روحيه انقلابى براساس ايمان به داشتهها و توانمندىهاى جهان اسلام برساند.
ايشان در پيامى به زائران خانه خدا در لحنى متفاوت مىفرمايد:
. . . اگر نمايندگان يك ميليارد مسلمان با اسم و رسم از متجاوزان به حقوق مظلومان و بلاد مسلمين برائت جويند و خواستار قطع يد ظالمين شوند، هيچ قدرتى تاب مقاومت با آنان را نخواهد داشت. اگر ملتهاى اسلامى و دولتهاى كشورهاى اسلامى، با اين همه امكانات انسانى و ذخاير مورد احتياج حياتى قدرتمندان، از روى قدرت با آنان برخورد كنند و از جار و جنجال و هياهوهاى كاخنشينان نترسند و تحت تأثير تبليغات دروغين رسانههاى طرفدار و جيرهخوار ابرجنايتكاران واقع نشوند و با اتكال به قدرت لايزال ايزدى و به شكر نعمتهايى كه به آنها داده است بر سر آنها فرياد كشند و آنان را تهديد به بستن مرزهاى خود به روى آنان و قطع كمكهاى خود از نفت و غير آن نمايند، شكى نيست كه آنها در مقابل اين قدرت كه ما قدر آن را نمىدانيم، تسليم خواهند شد.(1)
امام (رحمه الله) ، در پيامهاى روحيهبخش خود به حاجيان، بر نفى سلطه استعمار بسيار تأكيد مىكرد:
اى مسلمانان جهان كه به حقيقت اسلام ايمان داريد، بپاخيزيد و در زير پرچم توحيد و در سايه تعليمات
1) صحيفه حج، ج١، ص١۶١.
اسلام، مجتمع شويد و دست خيانت ابرقدرتان را از ممالك خود و خزائن سرشار آن كوتاه كنيد و مجد اسلام را اعاده كنيد و دست از اختلافات و هواهاى نفسانى برداريد كه شما داراى همه چيز هستيد.(1)
بدينترتيب، علما و نخبگان مىتوانند با چنين رويكردى به بيدارى امت اسلامى بپردازند:
علماى اعلام و خطباى معظم، مسلمانان را به جهات سياسى و وظايف بسيار خطيرشان آگاه سازند؛ وظايف خطيرى كه اگر مسلمانان جهان به گوشهاى از آن توجه كرده و عمل كنند، عزتى كه خداوند براى مؤمنين قرار داده است، بازيابند و به مفاخر اسلامى- الهى كه حق مسلمين است، برسند و در پناه اسلام عزيز و زير بيرق توحيد و پرچم لا اله الاّ الله از استقلال و آزادى حقيقى برخوردار شوند و دست مستكبران و عمال آنان را از كشورهاى اسلامى قطع كنند و مجد و عظمت اسلامى را بازگردانند.(2)
گذشته از اين، مشاهده جمعيت ميليونى مسلمانان، نوعى نمايش قدرت انسانى و ايمانى جهان اسلام است. اين نمايش قدرت، ضمن اينكه براى مسلمانان روحيهبخش و اعتمادآفرين است، دشمنان اسلام را دچار ترس و اضطراب مىكند و اين يكى از رموز ظرفيتهاى حج در تحقق و پيشبرد بيدارى اسلامى است.
يكى از ويژگىهاى بارز حج اين است كه هر ساله، نمايندگانى از سراسر جهان اسلام را در كنار خانه خدا جمع مىكند. اين افراد، پس از بازگشت به كشورهاى خود، حامل پيام حج هستند و از اين طريق، مىتوان دستاوردهاى سياسى و فرهنگى و حتى معنوى و اخلاقى حج را در سراسر جهان اسلام گسترش داد.
اين ويژگى حج، ظرفيت ديگرى از حج را براى تحقق بيدارى اسلامى نشان مىدهد. امام خمينى (رحمه الله) ، ضمن اعتقاد به اينكه حج توانايى بالايى در بيدارى اسلامى دارد، براى حج، ظرفيتهاى بسيارى جهت صدور و انتقال بيدارى اسلامى از كعبه به كشورهاى اسلامى و موج آفرينى در جهان اسلام قائل است.
ايشان در پيامى پس از تبيين ابعاد سياسى حج، خطاب به حاجيان صدور بيدارى اسلامى را از كاركردهاى سياسى حج مىداند و مىفرمايد:
و از همه ابعاد آن [حج] مهجورتر و مورد غفلتتر، بعد سياسى اين مناسك عظيم است. . . و لازم است متعهدان و بيداران و دلسوزان براى غربت اسلام و مهجوريت اين بعد در احكام اسلام، بهويژه حج كه اين بعد در آن ظاهرتر و مؤثرتر است، با قلم و بيان و گفتار و نوشتار به كوشش برخيزند؛ خصوصاً در ايام مراسم حج كه پس از اين مراسم عظيم، انسانها مىتوانند در شهر و ديار خود با توجه به اين بعد عظيم، مسلمانان و مظلومان جهان را بيدار و
براى خروج مظلومان جهان از تحت فشارهاى روزافزون ستمگران مدعى حمايت از صلح به حركت وادارند.(1)
امام (رحمه الله) ، انقلاب اسلامى ايران را از نمونههاى بارز بيدارى اسلامى مىدانست و با توجه به نظر ايشان در مورد صدور انقلاب به جهان اسلام و ساير كشورها، حج را فرصت خوبى براى صدور انقلاب(2)اسلامى معرفى مىكرد؛ زيرا از نظر ايشان، صدور انقلاب همان صدور بيدارى اسلامى است. ايشان در پيامى به زائران خانه خدا چنين مىفرمايد:
ما اينكه مىگوييم بايد انقلاب ما به همه جا صادر بشود، اين معنى غلط را از او برداشت نكنند كه ما مىخواهيم كشورگشايى كنيم. ما همه كشورهاى مسلمين را از خودمان مىدانيم. همه كشورها بايد در محل خودشان باشند. ما مىخواهيم اين چيزى كه در ايران واقع شد و اين بيدارى كه در ايران واقع شد و خودشان از ابرقدرتها فاصله گرفتند و دادند و دست آنها را از مخازن خودشان كوتاه كردند، اين در همه ملتها و در همه دولتها بشود، آرزوى ما اين است. معنى صدور انقلاب ما اين است كه همه ملتها بيدار بشوند و همه دولتها بيدار بشوند و خودشان را از اين گرفتارى كه دارند و از اين تحت سلطه بودنى
كه هستند و از اينكه همه مخازن آنها دارد به باد مىرود و خودشان به نحو فقر زندگى مىكنند، نجات بدهد. (1)
انقلاب اسلامى ايران با رويكرد و مبناى دينى، در شرايطى شكل گرفت كه در نظريههاى سياسى و اجتماعى، دين هيچ جايگاهى نداشت و به عنوان امرى به طور كامل فردى و شخصى، از صحنه جامعه بهگوشهاى رانده شده بود. امام خمينى (رحمه الله) با رهبرى و پيروزى انقلاب اسلامى، دست به شاهكارى سياسى و دينى زد؛ ايشان در ميدان عمل، ضمن اينكه خط بطلانى بر نظريههاى غرب كشيد، براساس نظريه ولايت فقيه، مدعى شد كه دين، مبناى تئورى اداره جامعه در همه شئون است.
به يقين، در چنين شرايطى دشمنان انقلاب سعى به محدود كردن آن در ايران دارند تا بدينترتيب، اين خيزش به ساير كشورهاى اسلامى منتقل نشود و همچنين با تبليغات و فعاليت رسانهاى، تصوير مشوش و غيرواقعى از انقلاب ايران ايجاد كنند. بر اين اساس، حج به عنوان رسانه اصيل اسلامى مبتنى بر روابط ميانفردى و چهرهبهچهره كارايى تبليغى بسيار خوبى دارد.
امام خمينى (رحمه الله) ، در مورد تبليغات منفى دشمن و واهمه آنها از صدور انقلاب، به زائران خانه خدا مىگويد:
شيطان بزرگ كه خوف آن دارد كه انقلاب اسلامى ايران به ساير كشورهاى اسلامى و غيراسلامى صادر
1) صحيفه حج، ج١، ص۶٢.
شود و دست پليد او را از كشورهاى تحت سلطه قطع كند، درحالىكه از حصر اقتصادى و حمله نظامى طَرْفى نبست، به حيله ديگرى دست زده است تا انقلاب اسلامى ما را در پيشگاه مسلمانان جهان خدشهدار كند.(1)
امام (رحمه الله) در سخنرانىهاى خود به زائران ايرانى، از آنها مىخواهد تا پيام انقلاب را به زائران ساير كشورها برسانند و از آنها بخواهند اين پيام را به مردم كشور خود منتقل كنند تا موج بيدارى اسلامى هرچه بيشتر وسعت يابد.
بايد حجاج محترم كشور انقلاب اسلامى ايران، فرياد مجاهدين شجاع و فداكار ملت شريف مجاهد را به مسلمانان جهان، در آن مجمع عمومى مسلمين برسانند و آنان را موظف نمايند كه حامل پيام ملت ايران به تمام ملتهاى مظلوم جهان باشند و فرياد يا للمسلمين اين امت انقلابى را به گوش همه جهانيان برسانند. (2)
از نظر امام خمينى (رحمه الله) ، صدور انقلاب به وسيلۀ زائران ايرانى، تنها به شيوه گفتارى و بيانى محدود نمىشود، بلكه آنها بايد رفتار خود را نيز براساس اين رويكرد تنظيم كنند.
ايشان در پيامى ديگر، يكى از مهمترين و اساسىترين رسالتهاى زائران ايرانى را صدور انقلاب و ترسيم تصويرى صحيح از آن، در ذهن حاجيان ساير كشورها مىدانند؛ بهطورىكه تخلف
از آن را گناه بزرگى مىشمارند:
شما حجاج محترم بيت الله الحرام، حامل پيام اين ملت و نمايندگان اين كشور هستيد. در اين صورت، موقعيت شما بسيار حساس و وظيفه شما سنگين است. يا ان شاءالله چنانچه انتظار مىرود با رفتار شايسته و اخلاق اسلامى و انقلابى خود، نظر همگان را جلب كرده و چهره انقلاب اسلامى را آنگونه كه هست به نمايش ملتهاى جهان مىگذاريد و توجه آنان را با برخوردهاى برادرانه و محبتآميز به انقلاب بزرگ ايران جلب مىنماييد و عملاً تبليغات فاسد مغرضانه بوقهاى تبليغاتى را خنثى مىنماييد كه در اين صورت، حج شما مقبول و اجر شما مضاعف خواهد بود و يا خداى نخواسته بعضى از بىخبران برخلاف آنچه ذكر شد، عمل مىنمايند كه اميد است ننمايند كه در اين صورت، در محضر خدا و خانه او و قبله مسلمانان، مرتكب گناهى عظيم شده و از صف حجاج بيتالله الحرام و زائران قبر رسول خدا (صلى الله عليه و آله) و ائمه معصومين (عليهم السلام) در بقيع، خارج مىشوند و با كولهبارى از گناه به منازل خود بر مىگردند.(1)
امام (رحمه الله) در پيام مبسوطى، رفتار و گفتار زائران ايرانى را حساس مىداند؛ زيرا زائران ساير كشورها، براساس همين رفتار و گفتار آنها، در مورد انقلاب اسلامى قضاوت مىكنند. بنابراين
1) صحيفه حج، ج١، ص١۴٠.
زائران بايد به فكر خنثى كردن توطئهها و حفظ آبرو و صدور انقلاب باشند.(1)
امام خمينى (رحمه الله) ، به زائران ايرانى توصيه مىكنند كه در مواجهه با زائران ساير كشورها، ضمن پرهيز از هرگونه غرور و عجبى كه از پيروزى انقلاب به آنها دست مىدهد، پيوندهاى خود را با آنها استوار سازند و انقلاب ايران را حامى آنها و صدور انقلاب را صدور اسلام راستين و بيان احكام محمدى معرفى كنند.(2)
صدور انقلاب در حج، فقط به عهده عموم زائران نيست، بلكه با توجه به ماهيت موضوع، علما و انديشمندان نيز در اين مورد وظيفه مهمى دارند تا مبانى انقلاب را به خوبى تبيين كرده و توطئههاى دشمنان اسلام را خنثى كنند و از اين طريق، در صدور بيدارى اسلامى سهمى داشته باشند.
امام (رحمه الله) ، در اين مورد مىفرمايد:
در اين سال(3)كه ايران در آستانه جمهورى اسلامى است و به واسطه تبليغات نارواى اجانب، ممكن است مسلمين بلاد از عمق نهضت اسلامى ايران مطلع نباشند، لازم است آقايان علما و خطبا و دانشمندان محترم، با وسايل ممكن اين نهضت مقدس را معرفى نمايند و مقصد مسلمانان ايران را كه همان برقرارى حكومت اسلامى تحت پرچم اسلام و هدايت قرآن
كريم و پيغمبر مكرم اسلام است، گوشزد نمايند كه برادران اسلامى ما بدانند ما به جز اسلام و برقرارى حكومت عدل اسلامى، فكر نمىكنيم. (1)
ايشان در پيامى ديگر مىفرمايد:
بر روحانيون محترم و نويسندگان و گويندگان متعهد لازم است كه در فرصتهاى مناسب و در محضر مسلمانان، به جبران تبليغات مسمومى كه از وسائل ارتباط جمعى وابسته به آمريكا و اسرائيل به شايعهپراكنى و دروغپردازى بر ضد اسلام و جمهورى اسلامى ايران اشتغال دارند، از اسلام و انقلاب اسلامى ايران، دفاع نمايند و چهره واقعى آن را به جهانيان معرفى نمايند و دستاوردهاى اسلامى را كه با جهاد بىامان ملت متعهد ايران، با همه گرفتارىها و كارشكنىهاى دشمنان اسلام در داخل و خارج، نصيب كشورشان شده است، يادآور شده و ملتها را آماده كنند و از تهمتهايى كه از ناحيه بوقهاى تبليغاتى به اين ملت زده شده است، پرده بردارند و نقشهها و توطئههاى آمريكا و وابستگان به آن را افشا كنند.(2)
از نظر امام (رحمه الله) ، صدور انقلاب در حج، فقط در محدوده مسائل سياسى و تبليغى نيست، بلكه هدف ايشان، صدور بيدارى اسلامى و
پيروزى ساير كشورها در مسير اين مبارزه است. به همين دليل، علاوه بر معرفى چهره واقعى انقلاب و رفع توطئهها و تبليغات دشمن، بر انتقال تجارب انقلاب نيز بسيارتأكيد دارند.
ايشان خطاب به زائران خانه خدا مىفرمايد:
در اين فرصت مغتنم، روحانيون معظم و مسئولين تبليغات حج براى انتقال تجارب انقلاب و ارائه خط مشىهاى سياسى در پرتو احكام قرآن و نقش عظيم روحانيت اسلام در رهبرى مردم و جامعه، نقش كارسازى بايد ايفا بنمايند. (1)
ايشان همچنين در مورد بيدارى اسلامى از طريق صدور تجربههاى انقلاب اسلامى در حج نيز مىفرمايد:
. . . ما به تمام جهان، تجربههايمان را صادر مىكنيم و نتيجه مبارزه و دفاع با ستمگران را بدون كوچكترين چشمداشتى، به مبارزان راه حق انتقال مىدهيم و مسلماً محصول صدور اين تجربهها، جز شكوفههاى پيروزى و استقلال و پياده شدن احكام اسلام براى ملتهاى در بند نيست.(2)
آگاهى و شناخت درباره انقلاب اسلامى، تنها به وسيله انقلاب اسلامى ايران كسب نخواهد شد. در بسيارى از موارد، مشاهده مىشود كه زائران ساير كشورهاى اسلامى، بيشتر به دنبال يافتن تصور صحيحى از انقلاب اسلامى هستند؛ آنها مىخواهند
نمونه و تجربه موفق بيدارى اسلامى را در ايران از طريق خود ايرانيان و بدون دخالت رسانههاى غرضورز و جهتدار غربى بشناسند. در بيشتر مواقع، پيش از هرگونه گفتوگوى عقيدتى و كلامى بخشهاى سياسى در مورد انقلاب اسلامى ايران مطرح مىشود.
امام خمينى (رحمه الله) نيز در پيام خود به زائران خانه خدا، همه آنها به ويژه فرهيختگان را به الگوگيرى از انقلاب اسلامى ايران دعوت مىكند و مىگويد.
اى حجاج محترم خانه خدا به خود آييد! و اى مسلمانان در همه بلاد و اقطار عالم بپاخيزيد! و اى علماى اعلام جهان اسلام به داد اسلام و بلاد مسلمين و مسلمانان برسيد! و در هر گوشه و كنار، همچون ملت ايران و دولت آن و علما و بزرگان اين سامان، دست رد به سينه ستمكاران غرب و شرق زنيد و عمال و كارشناسان دروغين و مستشاران نفتخوار آنان را از بلاد خود بيرون بريزيد و همچون سلحشوران ايران، شهادت را بر ذلت و شرف اسلام و انسانى را بر رفاه و عيش چند روزه توأم با خوارى و شرمسارى ترجيح داده و در ميدان نبرد سياسى و نظامى بر آنان چيره شويد و از هياهوى تبليغاتى آنان باك نداشته باشيد كه خداوند متعال با شماست: إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ . (1)(محمد: ٧)
1) صحيفه حج، ج١، ص١۶٩.
امام خمينى (رحمه الله) ، در روز «عيد قربان» نخستين حج پس از پيروزى انقلاب اسلامى (سوم آبان ماه سال ١٣۵٨) ، در پيامى خطاب به حجاج، به تحليل جامعى از كعبه و حج پرداخت و آن را زمينهاى براى نشر توحيد و نفى شرك دانست. بيشترين تأكيد ايشان بر اين نكته بود كه كعبه، خاستگاه اصلى نداى توحيد و مركز شكستن بتها در سراسر جهان است و بنا بر آيههاى قرآنى(1)، پاك كردن آن از همه ناپاكىها و پليدىها (ارجاس) (2)كه بالاترين آنها شرك است، واجب است. سپس با اشاره به اعلان برائت از مشركان (3)، و قيام حضرت مهدى موعود از كنار كعبه و دعوت مردم به توحيد اينگونه نتيجه گرفت كه همه بتشكنىها از كعبه سرچشمه گرفته و خواهد گرفت و امت اسلام نيز بايد از اين امر پيروى كنند.(4)
بيدارى اسلامى، مبارزهاى است كه علاوه بر جنبههاى نرمافزارى، جنبه سختافزارى نيز دارد. اين مبارزه، از هر دو جهت بايد در سطح بينالمللى اسلام، تمرين و نهادينه شود. حج از اين لحاظ، بستر مناسبى براى مبارزه با دشمنان و زنده نگهداشتن تمدن اسلامى است.
الف) حج بسترى براى اجتماع همه مسلمانان است و از اين نظر، اجتماعى در سطح بينالملل اسلامى است. بيدارى اسلامى، نهضتى
فرقهاى نيست، بلكه اسلام به عنوان يك كل (امت واحد) مطرح است. به يقين، دشمنان اسلام مىتوانند حركتهاى مقطعى و محدود اسلامى را كنترل و سركوب كنند. ولى در مقابل موج بزرگ و استوار بيدارى اسلامى تاب و توانى نخواهند داشت.
ب) مناسك و تعاليم حج، تحليل و تفسيرى سياسى دارند؛ بهعبارت ديگر، در حج مبارزه با دشمن و جنبههاى سياسى بيدارى اسلامى تئوريزه مىشود.
امام (رحمه الله) با ديدى سياسى و اجتماعى، مناسك و احكام فقهى حج را كه فقط از آن برداشتى فردى، فقهى و اخلاقى مىشد، آموزشگاه مبانى نظرى و شناختى مبارزه با دشمنان اسلام ناميد و از اين طريق، حج ابراهيمى را زنده كرد.
ايشان حج را از ابتدا، امرى سياسى و براى مبارزه با طاغوتها معرفى مىكند و مىگويد:
فرا رسيدن عيد بزرگ اسلامى قربان را به همه مسلمين تبريك عرض مىكنم؛ عيدى كه انسانهاى آگاه را به ياد قربانگاه ابراهيمى مىاندازد. قربانگاهى كه درس فداكارى و جهاد را در راه خداى بزرگ به فرزندان آدم و اصفياء و اولياى خدا مىدهد. . . . اين پدر توحيد و بتشكن جهان، به ما و همه انسانها آموخت كه قربانى در راه خدا، پيش از آنكه جنبه توحيدى و عبادى داشته باشد، جنبههاى سياسى و ارزشهاى اجتماعى دارد. (1)
1) صحيفه نور، ج١٨، ص٩۴؛ صحيفه حج، ج١، ص١٢٠.
مناسك حج، جنبه سمبليك دارند. اين ويژگى مناسك حج، آثار و اقتضاهايى را براى آن ايجاد كرده است؛ از جمله: رمز آلودگى، عرفانىگرايى، فردى بودن، غير اجتماعى و سياسى بودن. . . . در كنار اين ويژگىها، سمبليك بودن مناسك حج، سبب مىشود تا حج، از زبانى بين فرهنگى برخوردار و غير تاريخى (فرازمانى و فرامكانى) شود. بدينترتيب، حج در زمانها، مكانها و فرهنگهاى گوناگون تطبيق و تحليلپذير است. اين ويژگى مناسك حج، از جهت همگرايى اديان و جايگاه دين در عصر جهانىشدن اهميت فراوانى دارد. بدينترتيب، براى مناسك حج، ادبياتى جهانشمول و فرهنگشمول ايجاد مىشود. تعابيرى مانند توحيد، طواف، قربانى و مبارزه با شيطان و طاغوت، در همه اديان توحيدى و فرهنگهاى دينى قابل طرح و بررسى است. (1)امام (رحمه الله) در چنين فضايى تحليلى سياسى و اجتماعى از مناسك حج ارائه مىكند و مىفرمايد:
در فريضه حج كه لبيك به حق است و هجرت بهسوى حق تعالى به بركت ابراهيم و محمد است، مقام «نه» بر همه بتها و طاغوتهاست و شيطانها و شيطانزادههاست و كدام بت از شيطان بزرگ آمريكاى جهانخوار و شوروى ملحد متجاوز بزرگتر و كدام طاغوت و طاغوتچه از طاغوتهاى زمان ما بالاترند؟
در لبيك لبيك، «نه» بر همه بتها گوييد و فرياد «لا» بر همه طاغوتها و طاغوتچهها كشيد و در طواف حرم خدا. . . ، به موازات عشق به حق از بتهاى
1) ر. ك: انقلاب اسلامى و مبانى بازتوليد آن، عماد افروغ.
بزرگ و كوچك و طاغوتها و وابستگانشان برائت جوييد. . . و در لمس حجرالاسود، بيعت با خدا بنديد كه با دشمنان او و رسولانش و صالحان و آزادگان دشمن باشيد و به اطاعت و بندگى آنان هر كه باشد و هر جا باشد، سر ننهيد و خوف و زبونى را از دل بزداييد. . . و با حال شعور و عرفان به مشعرالحرام و عرفات رويد. . . و به فكر نجات محرومان و مستعضعفان از چنگال استكبار جهانى باشيد. . . و شرط همه مناسك و مواقف براى رسيدن به آروزهاى فطرى و آمال انسانى اجتماع همه مسلمانان در اين مراحل و مواقف و وحدت كلمه تمامى طوايف مسلمين است. . . .(1)
در پيام ديگرى نيز مىفرمايد:
گردش به دور خانه خدا، نشاندهنده اين است كه به غير از خدا گِرد ديگرى نگرديد و رجم عقبات، رجم شياطين انس و جن است. شما با رجم با خداى خود عهد كنيد تا شياطين انس و ابرقدرتها را از كشورهاى اسلامى عزيز برانيد. امروز جهان اسلام به دست آمريكا گرفتار است. شما براى مسلمانان قارههاى مختلف جهان، پيامى از خداوند ببريد؛ پيامى كه به غيرخدا، بردگى و بندگى هيچكس را نداشته باشيد.(2)
ج) از ديد امام (رحمه الله) ، حج اردوگاهى است كه در آن، مبارزه با دشمن تمرين و مرور مىشود. يكى از محورهاى اساسى پيامها و سخنرانىهاى امام خمينى (رحمه الله) به مناسبت حج، دعوت حجاج بهطور خاص و دعوت مسلمانان بهطور عام براى قيام جهت احياى حقوق و دستاوردهاى تمدن اسلامى و مبارزه با استعمار و دشمنان اسلام است.(1)
امام (رحمه الله) ، در يكى از پيامهايشان مىفرمايد:
. . . اين بيت معظم، براى ناس بنا شده و براى قيام ناس و نهضت همگانى و براى منافع مردمى و چه نفعى بالاتر و والاتر از آنكه دست جباران جهان و ستمگران عالم از سلطه بر كشورهاى مظلوم كوتاه شود و مخازن عظيم كشورها، براى مردم خود آن كشورها باشد. بيتى كه براى قيام تأسيس شده است، آن هم قيام ناس و للناس، پس بايد براى همين مقصد بزرگ در آن اجتماع نمود و منافع ناس را در همين مواقف شريف تأمين نمود. (2)
امام (رحمه الله) ، تبديل شدن مكه به كانون مبارزه عليه دشمنان را از اسرار حج مىداند و مىگويد: «مكه مكرمه را با هماهنگى زائران سراسر جهان، به كانون فرياد عليه ستمگران تبديل كنيد كه اين يكى از اسرار حج است» . (3)
امام خمينى (رحمه الله) ، ضمن نقد تفكرى كه حج را به ابعاد فردى و
مناسكى تنزل مىدهد، حج را برنامه مبارزه با قدرتهاى استكبارى معرفى مىكند. امام (رحمه الله) در مورد عرصههاى گوناگون مبارزههاى بيدارى اسلامى چنين مىفرمايد:
چيزى كه تا به حال از ناحيه ناآگاهان و يا تحليلگران مغرض و يا جيرهخواران به عنوان فلسفه حج ترسيم شده است، اين است كه حج يك عبادت دستهجمعى و يك سفر زيارتى- سياحتى است. به حج چه كه چگونه بايد زيست و چطور بايد مبارزه كرد و با چه كيفيت در مقابل جهان سرمايهدارى و كمونيسم ايستاد! به حج چه كه حقوق مسلمانان و محرومان را از ظالمين بايد ستاند. به حج چه كه بايد براى فشارهاى روحى و جسمى مسلمانان چارهانديشى نمود! به حج چهكه مسلمانان بايد به عنوان يك نيروى بزرگ و قدرت سوم جهان خودنمايى كنند! به حج چه كه مسلمانان را عليه حكومتهاى وابسته بشوراند، بلكه حج همان سفر تفريحى براى ديدار قبله و مدينه است و بس! و حال آنكه حج براى نزديك شدن و اتصال انسان به صاحب خانه است و حج تنها حركات و اعمال و لفظها نيست و با كلام و لفظ و حركت خشك انسان به خدا نمىرسد. حج كانون معارف الهى است كه از آن، محتواى سياست اسلام را در تمامى زواياى زندگى بايد جستوجو نمود. (1)
1) صحيفه حج، ج١، ص٢۵٠.
از ديد امام (رحمه الله) ، ابعاد مبارزاتى و دشمنستيزى حج، از نشانههاى پويايى و زندهبودن حج است:
مسلمين بايد در حج وقتى كه مىروند يك حج زنده، يك حج كوبنده، يك حجى كه محكوم كنند اين شوروى جنايتكار و آن آمريكاى جنايتكار را؛ يك همچو حجى، حجى است كه مقبول است.(1)
لازمه بيدارى اسلامى، مبارزه با دشمنانى است كه عزت و اقتدار اسلامى به ضررشان است؛ زيرا آنها با استفاده از سرمايههاى مالى و انسانى و حتى هويتى مسلمانان، به دنبال تأمين منافع خود هستند.
جنبه سياسى بيدارى اسلامى، به مبارزههايى اشاره دارد كه از ملتها و دولتهاى اسلامى در مقابل نفوذ استعمار نوين و استكبار جهانى كه بيدار شدن مسلمانان را به زيان خود مىبيند، حمايت مىكنند و آنها را پا برجا مىدارند.
تحقق اين بخش از بيدارى اسلامى، مستلزم داشتن روحيه مبارزهطلبى در مقابل دشمنان است؛ دشمنانى كه براى دستيابى به اقتصاد و منابع كشورهاى اسلامى، دست به هر كارى مىزنند.
براى رسيدن به بيدارى اسلامى، بايد راه دشوارى را طى كرد؛ با سستى و داشتن روحيه ضعيف و آسيبپذير نمىتوان سختىهاى صعود به قلههاى عزت را پيمود.
حج، مناسك و كالبد آن، ماهيت و هويتى ويژه و راسخ در
1) صحيفه نور، ج١٨، ص۶٨؛ صحيفه حج، ج١، ص١١٣.
بتشكنى و مبارزه با طاغوت دارد. به فرض كه به دليل شرايط سياسى و اجتماعى حاكم بر اجراى حج و متوليان آن، نتوان از ظرفيت بالاى حج به عنوان كانون مبارزه عليه استكبار بهره جست، ولى هيچگاه نمىتوان حج را از تاريخچه مبارزاتى آن جدا ساخت و مناسك آن را تغيير داد. هويت تمدنى حج، با نوعى طاغوتگريزى همراه است و طواف گرد خانه توحيد، همه حكومتها و قدرتهاى غير توحيدى را نفى مىكند.
حج سبب ايجاد روحيه مبارزاتى حاجيان و خُلق جهادى زائران خانه خدا مىشود.
امام خمينى (رحمه الله) با داشتن چنين نگرشى به حج، «رمىجمرات» در سرزمين «مِنا» را نماد و تمرينى براى مبارزه با شيطانهاى بيرونى در عرصه اجتماعى مىداند و به حاجيان مىگويد:
. . . بيتالله الحرام و كعبه معظمه، زائران عزيزى را در آغوش مىكشد كه حج را از انزواى سياسى و انحراف اساسى بهسوى حج ابراهيمى- محمدى سوق داده و حيات آن را تجديد مىنمايند و بتهاى شرق و غرب را در هم مىشكنند و معناى قيام ناس و حقيقت برائت از مشركان را عرضه مىدارند. . . .(1)
امام خمينى (رحمه الله) ، پس از عرض تبريك به مناسبت عيد قربان، از حضرت ابراهيم (عليه السلام) چنين ياد مىكند:
. . . اين پدر توحيد و بتشكن جهان، به ما و همه آموخت كه عزيزترين ثمره حيات خود را در راه
1) صحيفه نور، ج٢٠، ص٢٠٢؛ صحيفه حج، ج١، ص١۵٩.
خدا بدهيد و عيد بگيريد. خود و عزيزان خود را فدا كنيد و دين خدا را و عدل الهى را برپا نماييد. . . .
به فرزندان آدم درس آموزندۀ جهاد در راه حق را داد كه از اين مكان عظيم نيز فداكارى و از خودگذشتن را به جهانيان ابلاغ كنيد. . . . مگر ابرقدرتهاى زمان ما بتهاى بزرگ نيستند كه جهانيان را به اطاعت و كرنش و پرستش خود مىخوانند و با زور و زر و تزوير، خود را به آنان تحميل مىنمايند.
كعبه معظم، يكتا مركز شكستن اين بتهاست. . . .(1)
امام خمينى (رحمه الله) ، كعبه، كانون حج را با رويكردى سياسى-اجتماعى و در راستاى بيدارى اسلامى، محل مبارزان و مجاهدانى مىداند كه از حج، درس مبارزه با طاغوت و استعمار را آموختهاند. ايشان بدينسان روحيهاى انقلابى را براى حاجيان و زائران خانهخدا ترسيم مىكند:
كعبه معظمه، براى پذيرايى مسلمانان عاشق حق و عدالت و فريادهاى كوبنده آنان برسر اَبَرظالمان دهر و ابرچپاولگران جهان، آغوش باز نموده و انتظار پذيرايى آنان را مىكشد.(2)
نگاهى به پيامهاى امام خمينى (رحمه الله) به حج، حاكى از روحيه بالاى مبارزاتى ايشان است و نشان مىدهد كه ايشان در حج، شور و هيجان بالايى را مىبيند كه انتقال آن به جمعيت ميليونى زائران خانه خدا،
مىتواند موج عظيمى را در جهان اسلام ايجاد كند.
هويت، سطوح گوناگونى دارد و هر يك از آنها نيز داراى خاستگاه ويژهاى هستند. اين سطوح عبارتاند از: «هويت فردى» ، «هويت خانوادگى» ، «هويت اجتماعى» ، «هويت ملى» ، «هويت دينى» ، «هويت فرهنگى» و «هويت تمدنى» .
هويت دينى، به معناى احساس تعلق و تعهد فرد به باورها، احكام و ارزشهاى دينى است. هويت دينى به عنوان هويت جمعى، متضمن آن سطح از ديندارى است كه با «ما» ى جمعى يا همان اجتماع دينى يا امت مقارنه دارد. (1)هويت دينى، گذشته از اينكه مىتواند زمينهساز هويت تمدنى باشد، توانايى آن را نيز دارد كه فلسفه زندگى را براى بشر تنظيم، تدوين و ارائه كند.(2)
هويت تمدنى، معرفت و آگاهى عميق انسان به تمدنى است كه منسوب به آن است. درك چنين هويتى، به فرد، اين امكان را مىدهد كه احساس كند در سرزمينى زندگى مىكند كه ريشههاى فرهنگى آن، تا اعماق تاريخ كشيده شده است و اين احساس، سبب تعلق ارتباط به آن تمدن و در نتيجه، شكلگيرى «هويت تمدنى» مىشود. احساس تعلق به يك تمدن، به معناى وابستگى به تمامى مظاهر آن تمدن و از جمله: مشاهير، افتخارها، ميراثها و ارزشهاى
آن است.(1)
اگر فردى درباره خويش به نظام معرفتى دست يابد، به تمدن خود، احساس وابستگى مىكند و وابستگى به تمدن، زمينهساز حفظ و تقويت آن خواهد بود؛ زيرا فرد به دليل وابستگى و احساس الفتى كه به تمدن خود دارد، در برابر تهديدهاى پنهان و آشكارى كه تمدن او را هدف قرار مىدهند، به مقاومت، دفاع و جانبدارى منطقى و مستدلى دست مىزند.
به يقين، نبود «هويت تمدنى» ، زمينهساز تأثيرپذيرى منفعلانه از تمدنهاى موجود است. سطوح گسترده هويت تمدنى، به معناى داشتن آگاهى بيشتر درباره تفاوتهاى تمدنى و ضرورت حفظ امورى است كه «ما» را از «غيرما» متمايز مىكند.
بنابراين، بيدارى اسلامى بدون توجه به هويت تمدنى بىمعناست. چنانكه تحقق هويت تمدنى، شرط تداوم تمدن است، مقدمه و لازمه احياى يك تمدن و پيروزى آن بر تمدن رقيب، احياى هويت تمدنى است. به عبارت ديگر، هويت تمدنى، هم شرط ايجاد تمدن است و هم شرط حفظ بقاى آن.
مسلمانان، زمانى براى تحقق فرهنگ اسلامى و مبارزه با فرهنگ غربى و حاكمان خودفروخته خود، اقدامى انجام مىدهند كه با يك هويت تمدنى احياى تمدن اسلامى را مدنظر قرار داده باشند، وگرنه، انگيزهاى براى تغيير وضع موجود وجود ندارد. از اينرو بين هويت
1) همان.
تمدنى و بيدارى اسلامى رابطهاى دو سويه برقرار است: بيدارى اسلامى، در ابتدا با وجود هويت تمدنى آغاز مىشود و پس از به ثمر نشستن، هويت تمدنى را تقويت مىكند.
انجام مناسك حج در سرزمين وحى و مشاهده مشاعر مقدسه، زمينهساز آشنايى حجگزار با ريشههاى فرهنگى تمدن اسلامى است؛ او مىتواند ريشههاى تاريخى پيدايش تمدن خود را بشناسد، بهويژگىهاى بارز و برجستۀ تمدن اسلامى آگاهى يابد، با شخصيتهاى تمدنساز بيشتر آشنا شود و از جايگاه تمدن خود در بين تمدنهاى ديگر، شناخت دقيقترى پيدا كند.
طبق شواهد تجربى، مراسم مذهبى در شكلگيرى هويت بسيار مؤثرند.(1)
امام سجاد (عليه السلام) ، در «حديث شبلى» مىفرمايد:
فَحِينَ صَلَّيتَ فيه رَكعَتَين نَوَيتَ اَنّك صَلّيتَ بِصلاۀِ ابراهيمَ؟
وقتى در آنجا دو ركعت نماز خواندى، نيت كردى كه ابراهيمگونه نماز بگزارى؟
در اين حديث، امام سجاد (عليه السلام) شبلى را به تمدن توحيدى فرا مىخواند. با يادآورى مقام ابراهيم (عليه السلام) و لزوم توجه به ارزشهايى كه ايشان ايجاد كردند كه سر سلسله اديان توحيدى است، گذشته تمدنى حجگزار را به او معرفى و به اين وسيله، در شناخت هويت
1) ر. ك: آموزش و پرورش و گفتمانهاى نوين، ص١١٧.
تمدنى و تقويت آن كمك شايانى مىكند.
امام (رحمه الله) ، در اين مورد مىفرمايد:
و از نكاتى كه حجاج محترم بايد به آن توجه كنند، اينكه مكه معظمه و مشاهد مشرفه، آينه حوادث بزرگ نهضت انبيا و اسلام و رسالت پيامبر اكرم است. جاىجاى اين سرزمين، محل نزول و اجلال انبياى بزرگ و جبرئيل امين و يادآور رنجها و مصيبتهاى چندين سالهاى است كه پيامبر اكرم در راه اسلام و بشريت متحمل شدهاند و حضور در اين مشاهد مشرفه و اماكن مقدسه و در نظر گرفتن شرايط سخت و طاقتفرساى بعثت پيامبر، ما را به مسئوليت و حفظ دستاوردهاى اين نهضت و رسالتالهى بيشتر آشنا مىكند.(1)
حج، از جهت ديگرى نيز در تحقق هويت تمدنى مؤثر است: «برناردلويس» معتقد است كه در جهان اسلام در موارد اضطرار، مسلمانان بارها اين تمايل را نشان دادهاند كه در قالب يك همبستگى دينى، هويت بنيادين و ايمان خود را باز يابند؛ هويتى كه نه با معيارهاى قومى يا سرزمينى، بلكه به وسيله اسلام تعريف شده بود.
اين بازيابى، در پرتو گسترش ارتباط انسانى به دست مىآيد؛ زيرا جامعه انسانى بدون ارتباط، به معناى جامعه انسانى بدون فرهنگ، بدون هويت و بدون معناست. هر قدر ارتباط بين فردى
1) صحيفه حج، ج١، ص٢٢٧.
بيشتر باشد و گسترۀ تعامل اجتماعى آنها افزايش يابد، گستره شناخت از خود و هويت فرهنگى و تمدنىاش بيشتر خواهد شد.(1)
حج كه تجمعى ميليونى از مسلمانان سراسر جهان است، هر سال، زمينه تعامل و ارتباط چهرهبهچهره و ميانفرهنگى همه افراد جهان اسلام را فراهم مىكند. در حج، سطوح گوناگونى از روابط فردى، اجتماعى، ميان فرهنگى و بينالمللى ايجاد مىشود.
اين سطح گسترده از ارتباطات فرهنگى- انسانى، براى ايجاد و تقويت هويت فراملى و تمدنى اسلامى زمينۀ مناسبى را فراهم مىكند.
البته شكلگيرى هويت، همواره از طريق ويژگىهاى اثباتى ممكن نيست؛ چهبسا ويژگىهاى سلبى در شكلگيرى هويت، كارسازتر باشند. در واقع، اگر بدانيم كه چه كسى نيستيم، متوجه مىشويم كه چه كسى هستيم و اگر بدانيم كه چه كسانى نيستيم، به هويت عميقتر و پايدارترى دست مىيابيم. (2)
با توجه به مفاهيم و ماهيت سياسى حج در توحيدمدارى و نفى طاغوت و تأكيد بر گزارههاى اخلاقى و معارفى و نفى رذيلتهاى اخلاقى و حمايت از حكومت عدل و مستضعفان و از خود راندن ظالمان و حكومتهاى فاسد، حج از نظر جنبههاى سلبى نيز در شكلگيرى هويتى تمدنى مؤثر است.
روح حاكم بر پيامهاى امام (رحمه الله) در حج، احياى تمدن اسلامى است. ايشان با صدور پيامهايى به مسلمانان جهان در ايام حج، مىخواستند شخصيت و هويت اصيل و كهن اسلامى آنان را در مقابل دشمنان اسلام و فرهنگ بيگانه، بيدار كنند.
همبستگى و پرهيز از هرگونه تفرقهافكنى و اختلاف، خودباورى و اعتمادبهنفس، مبارزه با دشمنان و تبليغات نادرست آنها، توجه به منابع و منافع مادى و معنوى كشورهاى اسلامى، بررسى مسائل جهان اسلام و تلاش در برطرف كردن آنها، يادآورى حافظه تاريخى اسلامى، ذكر پيشينه تمدن و اقتدار اسلامى، ترغيب مسلمانان به بازستانى عزت و مجد اسلامى، تذكر خطر حاكمان فاسد و وابسته، تحليل سياسى و تاريخى حج و مناسك آن، تأكيد بر برائت از مشركان و. . . ، از جمله مواردى هستند كه در پيامها و سخنرانىهاى امام (رحمه الله) به مناسبت حج، مطرح شدهاند و همگى در راستاى تعريف، تقويت و بازخوانى هويت تمدنى مسلمانان، تعريف شدنىاند.
ايشان در برخى از پيامهايشان در مورد حج، توجه مسلمانان جهان را به صورت ويژه به شخصيت و اعتبار اسلامى جلب مىكند:
خواهران و برادران عزيز! در هر كشورى كه هستيد از حيثيت اسلامى و ملى خود دفاع كنيد. . . به خود آييد و شخصيت اسلامى خود را بيابيد. . . .(1)
ايشان در پيام ديگرى به زائران خانه خدا مىفرمايد:
1) صحيفه حج، ج١، ص٢۶.
اى مسلمانان جهان كه به حقيقت اسلام ايمان داريد، بپا خيزيد و در زير پرچم توحيد و در سايه تعليمات اسلام، مجتمع شويد. . . بر فرهنگ اسلام تكيه زنيد و با غرب و غربزدگى مبارزه نماييد و روى پاى خودتان بايستيد و بر روشنفكران غرب زده و شرق زده بتازيد و هويت خويش را دريابيد. . . . امروز، روز حركت ملتهاست. . . بدانيد كه قدرت معنوى شما بر همه قدرتها چيره خواهد شد. (1)
و در پيامى ديگر مىفرمايد:
من به صراحت اعلام مىكنم كه جمهورى اسلامى ايران، با تمام وجود براى احياى هويت اسلامى مسلمانان در سراسر جهان سرمايهگذارى مىكند و دليلى هم ندارد كه مسلمانان جهان را به پيروى از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نكند و جلوى جاهطلبى و فزونطلبى صاحبان قدرت و پول و فريب را نگيرد.(2)
هرچند بيدارى اسلامى، جنبشى از جنس انقلاب مردمى است، ولى حضور و همگامى دولتها در اين مسير، موفقيت و قدرت نهضت بيدارى اسلامى را در مقابل استكبارگران استعمارى،
دوچندان مىكند.
در حال حاضر، يكى از مشكلها و موانع بيدارى اسلامى، وجود دولتهاى دستنشاندۀ به اصطلاح اسلامى است؛ بهطورىكه يكى از ابعاد بيدارى اسلامى، به مبارزه با اين دولتها و نفى آنها اختصاص مىيابد.
از ديد امام (رحمه الله) ، يكى از مسائل اساسى جهان اسلام، وجود دولتهايى به ظاهر اسلامى است:
اين خطرى است براى مسلمين. من اعلام خطر مىكنم براى مسلمين و براى اسلام با اين وضعى كه دولتها دارند. . . . مشكل مهم، دولتهاى اسلامى هستند. بايد دولتها بيدار بشوند. اگر دولتها بيدار بشوند، مشكلات مسلمين رفع مىشود، با هم تفاهم مىكنند. لكن دستهايى در كار است كه نمىگذارد. (1)
بهطور كلى، امام خمينى (رحمه الله) براى سران و دولتهاى كشورهاى اسلامى، مسئوليت بسيار سنگينى قائل بود، هرچند كه انتقادهاى بسيارى به آنها مىكرد و آنها را مسلمان واقعى نمىدانست (2)و حتى در پيامهايشان راجع به حج نيز اين انتقادها بسيار به چشم مىخورد.(3)
امام خمينى (رحمه الله) ، خطاب به زائران خانه خدا، از سرسپردگى سران كشورهاى اسلامى و از اينكه از منافع كشور اسلامى خود حمايت نمىكنند، به شدت انتقاد مىكند و مىفرمايد:
ما اكنون از بسيارى از دولتهاى به اصطلاح اسلامى، مأيوس هستيم و اميدى به هدايت آنان نداريم، مگر آنكه خداوند متعال، نظر عنايتى فرمايد و خود و كشور خود را از چنگال گرگان جهانخوار نجات دهند. (1)
امام (رحمه الله) ، پس از بيان توطئههاى استعمار در تسلط بر سرمايهها و منابع مسلمانان و وابستگى كشورهاى اسلامى به آنها، يكى از علتهاى اين درد مهلك را وجود دولتهاى اسلامى مىداند كه البته اگر با ملتها همراه شوند، مشكل حل خواهد شد:
. . . و دولتهاى ملتهاى اسلامى نيز اگر با تودههاى محروم همگام و همراه شوند، از اين پيوستگى و وابستگى ذلتبار كه هزار بار مرگ بهتر از آن است، نجات پيدا مىكنند و با عزت و ارزشهاى انسانى هم آغوش مىشوند. . . . (2)
در پيام ديگرى هم مىفرمايد:
اگر وحدت كلمه اسلامى بود و اگر دولتها و ملتهاى اسلام، به هم پيوسته بودند، معنا نداشت كه قريب يك ميليارد جمعيت مسلمين، زير دست قدرتها باشند.(3)
بنابراين، از ديد امام (رحمه الله) ، وجود دولتهاى سرسپرده اسلامى، يكى
از مشكلها و موانع بيدارى اسلامى است. از نظر ايشان، اين دولتها بايد به ملتها بپيوندند و در مقابل، ملتها نيز وظيفه دارند، دولتها را اصلاح و كنترل كنند.
امام (رحمه الله) ، در پيامى به زائران خانه خدا مىفرمايد:
مسلمانان جهان، بايد به فكر تربيت و كنترل و اصلاح سران خودفروخته بعضى كشورها باشند و آنان را با نصيحت يا تهديد، از اين خواب گرانى كه هم خودشان و هم منافع ملتهاى اسلامى را به باد فنا مىدهد، بيدار نمايند و به اين سرسپردگان و نوكران هشدار بدهند و خودشان هم با بصيرت كامل از خطر منافقين و دلالان استكبار جهانى غافل نشوند و دست روى دست نگذارند و نظارهگر صحنه شكست اسلام و غارت سرمايهها و منافع و نواميس مسلمين نباشند.(1)
همانطور كه گفتيم، جمعيت بسيارى از سراسر جهان در ايام حج گرد هم مىآيند. اين جمعيت، مىتواند با همبستگى و يكرنگى، دولتهاى اسلامى را تحت فشار قرار دهد و آنها را از خواب غفلت و بىخبرى بيدار كند.
امروزه، در صحنه بينالملل، حضور پر رنگ و يكپارچه ملتها در صحنه سياسى، به روند تغيير و دگرگونى، قدرت بالايى مىبخشد. شكلگيرى تجمع ميليونى و هر ساله ملتهاى مسلمان در
1) صحيفه نور، ج٢٠، ص١١۴.
ايام حج، مىتواند انتظارها و خواستههاى ملتها از دولتها را محقق سازد. در انجام اين كار مهم نيز انديشمندان و فرهيختگان جهان اسلام، نقش ويژهاى دارند:
بر دانشمندانى كه در اين اجتماع شركت مىكنند، از هر كشورى كه هستند، لازم است براى بيدارى ملتها بيانيههاى مستدلى با تبادلنظر صادر كرده و در محيط وحى، بين جامعه مسلمين توزيع نمايند و نيز در كشورهاى خود پس از مراجعت، نشر دهند و در آن بيانيهها از سران كشورهاى اسلامى بخواهند كه اهداف اسلام را نصب عين خود قرار داده، اختلافات را كنار گذاشته، براى خلاصى از چنگال استعمار چاره بينديشند. (1)
حج، عبادتى ژرف است كه با اعمال سمبليك و نمادينش، زائر را كنار كعبه و خانه خدا، در اقيانوس عميق عرفان اسلامى شناور مىكند تا او بتواند مقام قرب به خدا را به خوبى درك كند.
هنگامى كه حاجى قصد سفر مىكند و از همه وابستگىهايش در وطن دل مىكند، عبادتى فراگير آغاز مىشود تا ميهمان خانه خدا با قربانى به درگاه حضرت حق برود و عبوديتش را به درگاه
1) صحيفه حج، ج١، ص١٢.
خالق جشن بگيرد.
امام (رحمه الله) كه فقيهى عارف و استاد اخلاق حوزه علميه بود، گذشته از اينكه همچون حكيمى فرزانه، معارف حج را تبيين كرد و مانند سياستمدارى كاردان، به تحليل سياسى و اجتماعى حج پرداخت، جنبههاى اخلاقى و معنوى حج را نيز با ظرافت و بيانى زيبا اظهار داشت و همواره زائران را به رعايت آنها سفارش كرد. (1)
براى فهم ديدگاه عرفانى امام خمينى (رحمه الله) نسبت به حج، بايد به شخصيت عرفانى ايشان توجه كرد.
امام (رحمه الله) در هر رشتۀ علمى، تحت تأثير مكتب عرفانى بود؛ به عبارت ديگر، شاكلۀ تفكر امام (رحمه الله) ، از طريق انديشههاى عرفانى ساخته شده است. به همين دليل، ديدگاه امام به جهان، انسان، علوم، فقه، اقتصاد و به سياست و هنر، ديدگاهى عرفانى است. اين موضوع، در گفتار و رفتار و آثار به جا مانده از ايشان، به خوبى آشكار است. (2)
امام خمينى (رحمه الله) ، از جمله عارفان راستينى بود كه عرفان نظرى و عملى را به هم آميخت و مبانى عميق نظرى، برهانى و فلسفى براى آن تبيين كرد. از اينرو، امام خمينى (رحمه الله) ، عارفى همهجانبه بود كه عرفانش سبب گوشهگيرى صوفيانه و مانع از حضور و فعاليت
سياسى - اجتماعى او نشد؛ به عبارت ديگر، امام (رحمه الله) طبق سنت اصيل عرفانى انبيا و ائمه اطهار (عليهم السلام) ، همه مراحل و سفرهاى عرفانى را با موفقيت به پايان رساند و در پايان، «سير من الحق الى الخلق» و «سير من الخلق الى الخلق» كرد.(1)
شخصيت و جنبههاى عرفانى امام خمينى (رحمه الله) ، در نظام سياسى ايشان نيز به خوبى مشهود است. در مقابل نظام عرضى دينى- عرفى (2)، امامخمينى (رحمه الله) از نظرگاه عرفانى با به هم آميختن حكمت معنوى و فقه، به نزديكترين انديشه ممكن براى تأسيس نظام طولى دينى كه در آن سياست ذيل ديانت قرار مىگرفت، (مانند زمان حضرت رسول (صلى الله عليه و آله)) صورت نظرى بخشيد.
امام (رحمه الله) همزمان با تأليف كتاب عرفانى «مصباح الهدايه» ، اثر ديگر خود را با نام «كشف الاسرار» كه درباره انديشه سياسى و نقد جريانهاى فرهنگى غربگرا بود نگاشت.(3)
بدينترتيب، در مىيابيم كه عرفان امام خمينى (رحمه الله) ، جنبهاى
1) ر. ك: دفتر عقل و قلب: پرتويى از انديشههاى عرفانى و فلسفى امام خمينى \، احمد عابدى، قم، زائر ١٣٨۵؛ مبانى و ويژگىهاى عرفان نظرى امام خمينى \، محمدرضا غفوريان، تهران، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، موسسه چاپ و نشر عروج، ١٣٨٨؛ سيرى در انديشه عرفانى حضرت امام \، اسماعيل منصورى لاريجانى، تهران، مركز نشر فرهنگى آيه، ١٣٧٧
2) . در اين ديدگاه، دو دستگاه شرعى - عرفى در عرض يكديگر، با توانمندىهاى مختص به خود لحاظ شدهاند كه اولى به ملت دين و مؤمنان و دومى به دولت حكمران و ديوانيان تعبير شده است
3) مؤلفههاى انديشه سياسى امام خمينى \، «طريقت جمع و كَون جامع در تفكر سياسى ولايى امام خمينى \، نسبت وَلايت و وِلايت در حكمت سياسى شيعه» ، محمد مددپور، صص ١٠۵ - ١٢۵.
سياسى دارد. از اينرو، ايشان از مهمترين مفاهيم عرفانى مانند توحيد، در نفى طاغوت و مبارزه با آن، تحليلى سياسى ارائه مىكند.
امام خمينى (رحمه الله) ، از سويى دين را سياسى مىداند و از سويى ديگر، سياست را به معناى سياست الهى معرفى مىكند و البته اين رويكردها، فراگيرند.
بر اين اساس، دين و سياست ملازم يكديگرند؛ بهطورىكه از لزوم يكى، لزوم ديگرى نتيجه گرفته مىشود و بدينترتيب، اين دو، از يكديگر تفكيكپذير نيستند.(1)
تنيدگى ابعاد سياسى و عرفانى شخصيت امام (رحمه الله) ، در نگاه ايشان به حج نيز به خوبى مشهود است:
مراتب معنوى حج كه سرمايه حيات جاودانه است، و انسان را به افق توحيد و تنزيه نزديك مىنمايد، حاصل نخواهد شد، مگر آنكه دستورات عبادى حج، بهطور صحيح و شايسته و مو به مو عمل شود. . . و بعد سياسى و اجتماعى آن حاصل نمىگردد، مگر آنكه بعد معنوى و الهى آن جامه عمل پوشد. . . . (2)
اين مسئله، با توجه به جنبههاى سياسى مناسك حج، ابعاد عميقترى پيدا مىكند. امام خمينى (رحمه الله) ، لبيك، طواف، رمى و قربانى را در يك منطق توحيدى، بر مدار بيعت با حق و نفى شرك و طاغوت تفسير مىكند و ابراهيم (عليه السلام) ، بنيانگذار حج را بتشك.
تاريخ مىداند و معتقد است كه زائر خانه خدا، جا پاى حضرت ابراهيم (عليه السلام) مىگذارد و به همين دليل، بايد حج ابراهيمى را بر همين اساس انجام دهد. (1)به عبارت ديگر، معنويت حج از مناسك حج ناشى مىشود؛ مناسكى كه در عين عبادى بودن، رويكردى سياسى دارند.
معنويت و ايمانى كه در جريان حج، به بهترين شكل ايجاد و تقويت مىشود، از دو جهت بر بيدارى اسلامى تأثيرگذار است:
يك- ايجاد و آغاز بيدارى اسلامى، از توجه و اهميت مسلمانان به دين و ايمان ناشى مىشود. بىشك، بيدارى اسلامى از نظر افراد بىايمان و لاابالى نسبت به دين و مذهب، امرى بىمعناست. پيش از هر چيز، بايد عِرق و تعهد دينى در افراد جامعه تقويت شود تا آنگاه افراد مؤمن، دست به نهضت بيدارى اسلامى بزنند.
امام خمينى (رحمه الله) ، خطاب به زائران خانه خدا، نقش ايمان در مبارزه و جنبش بيدارى اسلامى را اينگونه تبيين مىكند:
. . . و اگر جهات معنوى به فراموشى سپرده شود، گمان نكنيد كه بتوان از چنگال شيطان نفس رهايى يابيد و تا در بند خويشتن خويش و هواهاى نفسانى خود باشيد، نمىتوانيد جهاد فى سبيل الله و دفاع از حريم الله نماييد. . . . (2)
دو - بر فرض كه با گرايشهاى سياسى، جنبش بيدارى اسلامى آغاز شود، ولى پيروزى و دوام اين جنبش و خيزش، بدون ايمان و رعايت جنبههاى اخلاقى و معنوى، ممكن نخواهد بود. امامخمينى (رحمه الله) ، در پيامى به زائران خانه خدا، در مورد نقش ايمان در پيروزى اين مبارزهها مىفرمايد:
تاريخ بايد سرمشق ما باشد و ما وقتى كه تاريخ را نگاه مىكنيم، تحولاتى كه پيدا شده است در اسلام و در مسلمين، هر جا كه قوت ايمان در كار بوده است و مردم و مسلمين به قوت ايمان حركت مىكردند، نصر با آنها همراه بوده است و هر وقت براى رسيدن به آمال دنيايى بوده است، نصر از آنها فرار مىكرده است.
تعليمات انبيا و تعليم نبىاكرم (صلى الله عليه و آله) اين است كه با قدرتهاى معنوى، شما مىتوانيد پيش ببريد. آن قوههاى معنوى كه پشت سر مسلمين بود و ملائكۀ الله كه قدرت معنوى بود، موجب شد كه مسلمين در كمتر از نيم قرن بر همه معموره(1)دنيا سلطه پيدا كنند. ما بايد از تاريخ عبرت بگيريم. (2)
ايشان در پيامى ديگر، در مورد ارتباط جنبههاى معنوى و عرفانى حج در پيروزى مبارزههاى سياسى و اجتماعى كه بيدارىاسلامى بارزترين آنهاست، چنين مىگويد:
مهم آن است كه حاج بداند كه كجا مىرود و دعوت
كى را اجابت مىكند و ميهمان كيست و آداب اين ميهمانى چيست و بداند هر خودخواهى و خودبينى، با خداخواهى مخالفت است و با هجرت الى الله، مباين و موجب نقض معنويت حج است و اگر همين يك جهت عرفانى و معنوى براى انسان دست دهد و لبيك به راستى، مقرون به نداى حق تعالى تحقق حقيقى يابد، انسان در همه ميدانهاى سياسى و اجتماعى و فرهنگى و حتى نظامى پيروز مىشود و براى چنين انسانى، شكست مفهومى ندارد.(1)
1) همان، ص١۶٢.
١. امام خمينى و همگرايى جهان اسلام، سيدمحمدجواد هاشمى، زاهدان، نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در امور اهلسنت سيستان و بلوچستان، ١٣٨٢.
٢. امام خمينى (رحمه الله) و بيدارى اسلامى، رضا حسينىفر، قم، دفتر نشر معارف، ١٣٨٨.
٣. امام خمينى (رحمه الله) و بيدارى اسلامى، محمدباقر كريميان، تهران، پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، ١٣٨٧.
۴. آموزش و پرورش و گفتمانهاى نوين، بهزاد دوران، تهران، انتشارات پژوهشكده تعليم و تربيت، ١٣٨٣.
۵. انديشه سياسى امام خمينى (رحمه الله) ، محمدحسين جمشيدى، پژوهشكده امام خمينى (رحمه الله) و انقلاب اسلامى (وابسته به مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى (رحمه الله)) ، چاپ سوم، تهران، ١٣٨٨.
۶. برائت از مشركين از ديدگاه امام خمينى (رحمه الله) ، عليرضا اسماعيلآبادى، فصلنامه ميقات، شماره ٣٠، زمستان ١٣٧٨.
٧. بررسى ابعاد روان شناختى مناسك حج و اثربخشى آن بر سطح ديندارى و سلامت روانى حجاج، محمدرضا احمدى، قم، پاياننامه دكترى، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى (رحمه الله) ، ١٣٨٨.
٨. جهان اسلام از ديدگاه امام خمينى (رحمه الله) ، (تبيان، دفتر نوزدهم) ، چاپ اول،
٩. تهران، معاونت پژوهشى موسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى (رحمه الله) ، ١٣٧٨.
١٠. جوان و بحران هويت، محمدرضا شرفى، چاپ سوم، تهران، سروش، ١٣٨١.
١١. حج در كلام و پيام امام خمينى (رحمه الله) ، مؤسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام خمينى (رحمه الله) ، چاپ دوم، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، پاييز ١٣٧۴.
١٢. درباره حج، مريم حسينى آهق، سيده رقيه ميرابوالقاسمى، محمد دشتى و ديگران، تهران، نشر كتاب مرجع، ١٣٨٩.
١٣. روان شناسى شخصيت، علىاكبر سياسى، تهران، انتشارات دانشگاه تهران،١٣٧٠.
١۴. صحيفه حج (مجموعه سخنان و پيامهاى رهبر كبير انقلاب اسلامى امام خمينى (رحمه الله)) ، چاپ دوم، تهران، مركز تحقيقات حج، مشعر، پاييز ١٣٨٧.
١۵. صحيفه نور: مجموعه رهنمودهاى امام خمينى (رحمه الله) ، امامخمينى (رحمه الله) ، تهران، مركز مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى، ١٣۶١.
١۶. صدور انقلاب از ديدگاه امام خمينى (رحمه الله) ، (تبيان، دفتر ششم) ، معاونت پژوهشى مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى (رحمه الله) ، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى (رحمه الله) ، ١٣٨۴.
١٧. الگوهاى نمادين و غيركلامى در تعليم و تربيت نامرئى، عبدالعظيم كريمى، تهران، انتشارات تربيت، ١٣٧۶.
١٨. مؤلفههاى انديشه سياسى امام خمينى (رحمه الله) ، جمعى از نويسندگان (مجموعه مقالات) ، پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى (گروه تحقيقات سياسى اسلام) ، تهران، ١٣٧٩.
١٩. انقلاب اسلامى و مبانى بازتوليد آن، عماد افروغ، تهران، شركت انتشارات انقلاب اسلامى و سوره مهر، ١٣٨۶.
٢٠. وحدت از ديدگاه امام خمينى (رحمه الله) (تبيان، دفتر پانزدهم) ، چاپاول، قم، معاونت پژوهشى مؤسسه تنظيم و نشر آثار امامخمينى (رحمه الله) ، ١٣٧۶.