ghaemiyeh.com
استفتائات ويژه حج، از محضر مراجع عظام تقليد (دامت بركاتهم): همراه با ۱۲۲ استفتاآ از محضر مقام معظم رهبري حضرت آيهالله العظمي خامنهاي (دامت بركاته)
مشخصات نشر : [تهران]: نشر مشعر، ۱۳۷۵.
مشخصات ظاهري : ۱۵۶ ص.نمونه
شابك : بها:۲۵۰۰ريال ؛ بها:۲۵۰۰ريال
عنوان ديگر : ۱۲۲ [صد و بيست و دو] استفتاآ از محضر مقام معظم رهبري حضرت آيهالله العظمي خامنهاي (دامت بركاته)
موضوع : حج -- رساله عمليه
موضوع : فقه جعفري -- رساله عمليه
شناسه افزوده : خامنهاي، علي، رهبر جمهوري اسلامي ايران، - ۱۳۱۸
رده بندي كنگره : BP۱۸۳/۹/الف۴۶ ۱۳۷۵
رده بندي ديويي : ۲۹۷/۳۴۲۲
شماره كتابشناسي ملي : م۷۵-۷۵۹۷
«وَللَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبيلًا» (آل عمران: 97)
يكى از ضرورىترين وظايف زائران بيت اللَّه الحرام آشنايى با احكام و مناسك حج است، چرا كه درستى يا نادرستى اعمال آنان بستگى به ميزان شناخت آنها از اين مسائل و تقيّد عملى نسبت به فتاواى مراجع تقليدشان دارد.
بنيانگذار جمهورى اسلامى حضرت امام خمينى- قدّس سرّه- در پيامها و سخنان خود، بر اهميّت فراگيرى مسائل حج تأكيد فراوان داشته، از يكسو روحانيان محترم كاروانها را به تشكيل مجالس و آموزش مسائل شرعى وبيان مناسك موظف نموده، و از سوى ديگر حاجيان را به شركت در جلسات و يادگيرى احكام و مناسك حج ترغيب مىفرمودند.
از اين رو و براى دستيابى به اين هدف، و سهولت دسترسى زائران بيت اللَّه الحرام به فتاواى مراجع عظام تقليد، و اختلاف نظرهايى كه در برخى از فروع احكام و مناسك حج وجود دارد، از محضر حضرات آيات عظام گلپايگانى و اراكى- قدّس سرّهما- در دوران حياتشان سؤالاتى در رابطه با تعدادى از
مسائل مهم حج انجام گرفت كه پس از دريافت پاسخ، فتاواى حضرت امام خمينى- قدّس سرّه- نيز با بهرهگيرى از مناسك و تحريرالوسيله استخراج و به آن افزوده شد و در يك مجموعه به چاپ رسيد.
هماكنون پس از گذشت چند سال و فقدان آن عزيزان، بار ديگر بر آن شديم تا همان مجموعه را با افزودن سؤالات جديد و فتاواى مراجع عظام موجود كامل نموده، در اختيار علاقمندان قرار دهيم كه هماينك در اختيار زائران بيت اللَّه الحرام قرار مىگيرد و اميد است بتواند پاسخگوى گوشهاى از نياز آنان باشد.
خوشبختانه همزمان با فراهم شدن اين مجموعه، تعداد 122 مسأله از مناسك حج كه از محضر مقام معظم رهبرى حضرت آية اللَّه العظمى خامنهاى- مدّ ظلّه- استفتا شده و معظّم له به آنها پاسخ دادهاند را دريافت و در آغاز كتاب براى اولين بار به چاپ رسانديم.
لازم به تذكر است استفتاآت و پاسخ مراجع عظام تقليد براى استفاده بهتر زائران، حروفچينى شده و تنها نمونههايى از آن در پايان كتاب به چاپ رسيده است. از خداوند قادر متعال انجام حجى مقبول و مبرور را براى كليه زائران بيت اللَّه الحرام مسئلت داريم.
ناشر
س 1- خدمه كاروانها و پزشكان و امدادگران و افراد ديگرى كه با مأموريت به ميقات آمده اند آيا مستطيع هستند و بايد حجةالاسلام بجا آورند يانه؟
ج- اگر انجام مناسك حج مزاحم با وظايف مأموريت نباشد، و در برگشت از سفر حج وسايل ادامه زندگى متناسب با شؤون عرفى خود را در اختيار دارند مستطيع هستند.
س 2- آنهايى كه با شهريه حوزه علميه قم ارتزاق مىكنند مىشود به وسيله وام خود را مستطيع كنند و بدهى را از شهريه بپردازند- آيا اين حج از حجةالاسلام كفايت مىكند؟
ج- با قرض استطاعت حاصل نمىشود.
س 3- خدمهاى كه همراه كاروانها به حج مشرف مىشوند اكثراً مستطيع نيستند و نصيب الحج مىگردند اينگونه افراد در سفر اول نيت حجةالاسلام مىكنند آيا تشرف اين افراد كه شايد مكرر هم باشد از استطاعت كفايت نموده يا هر وقت مستطيع شدند مجدداً بايد مشرف شوند؟ نيت اينگونه افراد در سفرهاى بعد چگونه است؟
ج- اگر واجد شرايط استطاعت ولو بعد از رسيدن به ميقات باشند كفايت از حجةالاسلام مىكند، وگرنه هر وقت مستطيع شدند بايد حجةالاسلام بجا آورند.
س 4- اينجانب در سال 1363 چون استطاعت ثبت نام جهت رفتن به مكه مكرمه را داشتهام ثبت نام نمودم چون قرعه بنامم نيافتاد توفيق اين زيارت حاصل نگرديد. اكنون از نظر مالى از استطاعت ساقط گرديده ام بنظر مبارك آيا اين جانب برىالذمه از نظر حج شده ام يا خير؟
ج- اگردرسابقكه قدرت مالىسفرحج راداشتيدراه برشما بازنبود و فعلًا فاقد قدرت مالى هستيد حج بر ذمه شما مستقر نگرديده است و واجبالحج نيستيد مگرآنكه انشاءاللَّه درآينده شرايط وجوب حج را دارا شويد.
س 5- مدت پنج سال است ازدواج كردهام و مهريهام مثلًا يك ميليون و نيم مىباشد آيا برمن واجب است كه از شوهرم طلب كنم و به حج بروم يا نه درصورتى كه شوهرم نداشته باشد آيا حج بر من واجب است يا نه؟ و يا اينكه شوهرم داشته باشد ولى من فعلًا طلب نكنم آيا حج بر من واجب است يا نه؟
ج- شوهر اگر قدرت پرداخت مهريه را دارد بايد مطالبه كنيد و اگر شرايط ديگر استطاعت را داريد، حج واجب است.
س 6- آيا در شرايط فعلى كه قادر به خريد منزل نبوده حج بر اينجانب واجب مىشود و درصورت وجوب آيا در هر شرائطى بايستى در رفتن اقدام نمايم؟
ج- اگر احتياج به منزل ملكى داريد درصورتى مستطيع مىشويد كه يا منزل ملكى يا پول آن را داشته باشيد.
س 7- به توفيق حق قصد تشرف به حج به عنوان مبلّغ بعثه مبارك مقام معظم رهبرى را دارم. با اجازه آن مقام رفيع به تقليد از امام (ره) باقى هستم. استدعا دارم بفرماييد آيا مىتوانم در مسأله شرائط حجةالاسلام از جمله شرط رجوع به كفايت به فتواى حضرت آيةاللَّه خامنهاى رجوع كنم. و آيا حضرت ايشان رجوع به كفايت را شرط نمىدانند؟
ج- عدول از امام راحل (قدس سره) در هر مسأله كه مكلّف بخواهد مانع ندارد و درحج استطاعتى رجوع الىالكفايه شرط است، ولى براى آقايان طلاب محترم علوم دينى كه از حوزه علميه شهريه دريافت مىكنند با شهريه حوزه رجوع الىالكفايه براى ايشان حاصل است.
س 8- آيا نائب در نيابت حج بايد به فتواى مرجع تقليد خود عمل كند يا به
فتواى مرجع تقليد منوبٌ عنه؟
ج- نائب بايد بفتواى مرجع تقليد خودش عمل كند.
س 9- نيابت حج براى معذور مجاز است يا خير و خروج از حرم را پس از عمره تمتع بلااحرام عذر مىدانيد؟
ج- نيابت معذور محل اشكال است و خروج مذكور از موارد عذر نيست.
س 10- متجاوز از پنجاه سال با شوهرم زندگى نموده داراى هيچ اولادى نبوده و نيستم فقط شوهرم دو خواهر دارد هنگام ثبت نام حج تمتع مرحوم شوهرم ثبت نام نموده كه اكنون فيش موجود است آيا اين فيش از ماترك است يا خير؟ مربوط به متوفى است كه حج انجام شود؟
ج- فيش سفر حج متعلق به ميّت جزء ماترك ميّت است، ولى اگر ميّت واجبالحج بودهاست بايد از تركه اش براى او حج نيابتى انجام دهند و همچنين اگر وصيّت به حج كرده باشد.
س 11- آيا در حج نيابتى مىشود در بعضى اعمال نائب هم نائب بگيرد يا خير؟
ج- نيابت ذوى الاعذار محلّ اشكال است بلى نائب مىتواند در قربانى نائب بگيرد.
س 12- كسى كه به نيابت از غير مشرّف شده و استطاعت حج نداشته اما اكنون استطاعت عمرهمفرده دارد آيا عمرهمفرده براوواجب است يا خير؟
ج- ظاهر آن است كه عمره مفرده برنايى واجب نميشود و وظيفه او عمره تمتّع است ولى اتيان عمره مفرده براى نائبى كه مستطيع شود احوط است.
س 13- كسى كه در حال اجير شدن معذور نبود و در اثناء عذر عارض شد آيا نيابت اوصحيح است؟
ج- اگر عذر موجب ناقص شدن بعض اعمال حج نشود مثل اينكه نسبت به برخى تروك احرام معذور شود نيابتصحيح است ولى اگر عذر عارض، موجب نقص اعمال حج شود بعيد نيست بطلان اجاره در اينصورت، و احتياط آن است كه حج اعاده و در باب اجرت مصالحه شود.
س 14- آيا كسى كه از ميقات اهل مدينه مىگذرد، حتماً بايد داخل مسجد شجره مُحرم شود يا بيرون مسجد كافى است؟
ج- بايد در داخل مسجد مُحرم شود.
س 15- باتوجه به توسعه جديد مسجد شجره، آيا احرام در قسمتهاى جديدالتاسيس كفايت مىكند، با توجه به اين كه محدوده مسجد قديم مشخص نمىباشد يا تشخيص آن بسيار مشكل است؟
ج- احرام در داخل مسجد فعلى كفايت مىكند هرچند در قسمتهاى توسعه
يافته و جديدالتاسيس باشد.
س 16- مُحرم شدن حجّاج، در داخل مسجد جحفه بايد انجام پذيرد يا اينكه در خارج مسجد هم جايز مىدانيد؟
ج- در جحفه مسجد خصوصيّت ندارد و مىتوانند از خارج آن مُحرم شوند.
س 17- مُحرم شدن برادران جانباز در مسجد شجره گاهى به علت كثرت جمعيت مشكل مىباشد، آيا مىتوانند بيرون مسجد مُحرم شوند؟
ج- بايد در داخل مسجد شجره مُحرم شوند و يا با نذر احرام پيش از ميقات جلوتر از مسجد مُحرم شوند.
س 18- آيا پوشيدن احرام براى زنان لازم است؟
ج- زنان در هر لباسى مىتوانند مُحرم شوند مگر در حرير خالص.
س 19- احرام بستن از بيرون مسجد شجره براى زنانى كه عذر دارند از دخول و توقف در مسجد جايز است يا نه؟ ضمناً از محاذات آن براى غير ذوىالاعذار چگونه است؟
ج- مُحرم شدن از خارج مسجد شجره براى كسى كه از اين طريق به مكّه مىرود مجزى نيست، و اما زنان معذور اگر بتوانند بايد در حال عبور از داخل مسجد مُحرم شوند و اگر بخاطر ازدحام و امثال آن، اينگونه مُحرم شدن براى آنان ممكن نباشد و نتوانند تا برطرف شدن عذر، احرام را تأخير بيندازند واجب است كه از جُحفه يامحاذى آن مُحرم
شوند. كما اينكه مىتوانند بانذر شرعى، از منزل خود در مدينه احرام ببندند.
س 20- آيا نذر زن بدون اجازه از شوهر براى احرام بستن قبل از ميقات منعقد مىشود و كلًا نذر زن بى اجازه شوهر چگونه است؟
ج- نذر زن در غياب شوهرش موقوف بر اذن او نيست ولى درصورت حضور شوهرش احتياط آن است كه بدون اذن او نذر نكند، پس اگر در اينصورت نذر كند منعقد نميشود.
س 21- احرام حج بايد از مكه قديم باشد يا از تمام شهرفعلى مكه مىتوان مُحرم شد؟
ج- احرام حجّ از همه جاى مكه كنونى جايز است، ولى احتياط آن است كه از محدوده مكّه قديم بيرون نباشد و افضل آن است كه در مسجدالحرام مُحرم شود.
س 22- اگر حاجى بعد از وقوفين يا اتمام اعمال حج يادش بيايد كه مُحرم نشده يا عمداً ترك كرده باشد چه وظيفهاى دارد؟
ج- اگر عمداً احرام را ترك كرده است در فرض سؤال عملش باطل است، و امّا اگر احرام حجّ را فراموش كرده و پس از اتمام اعمال يا بعد از وقوفين يا هرگاه كه قادر نباشد احرام را تدارك كند، متذكّر و متوجّه شود عمل اوصحيح است، و ظاهر آن است كه حكم جهل حكم نسيان است يعنى اگر هنگامى مسأله را بفهمد كه ديگر نميتواند همه
اعمال حج را با احرام انجام دهد، حج اوصحيح است و در همهصورت جهل و نسيان احتياط مستحب اعاده حج در سال بعد است.
س 23- آيا مُحرم مى تواند در شب، هنگام پيمودن راه، زير سقف برود، مثلًا فاصله ميقات تا مكه را در ماشين سقف دار سوار شود؟ ج- استظلال در شب مانع ندارد ولى اگر جهت فرار از باران باشد احوط ترك است.
س 24- آيا حرمت استظلال اختصاص به هنگام پيمودن راه دارد و يا در جايى كه منزل كرده و براى استراحت و غذا خوردن پياده شده و مانند آن هم نبايد زير سايه برود؟ ج- استظلال در منزل مانع ندارد هر چند در بين راه جهت استراحت و غذا خوردن و غيره باشد.
س 25- آيا پس از آن كه حاجى در مكه منزل كرد، هنگام رفتن به حرم، يا جاى ديگر مى تواند زير سايه برود يا نه؟ ج- پس از ورود به مكه استظلال مانع ندارد هر چند عازم رفتن به مسجدالحرام يا جاى ديگر در داخل شهر مكّه باشد.
س 26- در ايامى كه مُحرم در منا است و هنوز حلق نكرده، آيا مى تواند هنگام رفتن به مسجد خيف و براى رمى جمره يا قربانگاه در بين راه زير سايه برود يا نه؟ ج- اشكال ندارد.
س 27- پس از آن كه حاجى در ميقات مُحرم شد، آيا به مجرد ورود به شهر فعلى مكه (با توجه به توسعه آن) تظليل بىمانع است يا بايد به محل اقامت وارد شود و از آن به بعد تظليل بى اشكال است؟ ج- پس از ورود به شهر مكه استظلال مانع ندارد هر چند قسمتهاى توسعه يافته جديد باشد.
س 28- افرادى كه از مسجد تنعيم در حومه مكه مُحرم مى شوند آيا مى توانند در روز از ماشين مسقف جهت تشرف به حرم استفاده نمايند؟ ج- مسجد تنعيم داخل مكه واقع شده است و جايز است با ماشين مسقّف بروند مگر آنكه از مكّه خارج شوند.
س 29- درصورت سرد شدن هوا آيا افراد مُحرم مى توانند از پوشش ديگرى مثل پتو يا لباس استفاده نمايند؟ ج- چنانچه مخيط يا شبه مخيط نباشد اشكال ندارد ولى بايد مردان سرشان و زنانصورتشان را نپوشانند.
س 30- حضر تعالى قبلًا فتواى جواز خروج شبانگاه با «خودرو سقف دار» رابه
مكه مكرمه جهت عمره و يا حج تمتع را داده بوديد و فرموده بوديد كه احتياط بر ترك آن است. آيا اين احتياط واجب است يا مستحب؟ ج- استحبابى است.
س 31- هنگام حركت از مزدلفه به طرف منا حجاج به جهت فرار از سايه سقف اتومبيل به بالاى ماشين مى روند آيا به مجرد رسيدن به حدود منا زير سايه سقف ماشين رفتن جايز است و يا اينكه لازم مى باشد با همين حالت به محل سكونت برسند؟
ج- با رسيدن به منا رفتن زير سايه سقف ماشين و مانند آن جايز است گر چه تا رسيدن به خيمه اجتناب از زير سايه رفتن احوط مى باشد.
س 32- حقير با توجه به قطع پا جهت استفاده از پاى مصنوعى ناچار به استفاده از چند جوراب (5 يا 6) و تسمه اى مى باشم كه دوخته شده هستند. با توجه به وضعيت فوق آيا در احرام بايد از لباس دوخته اجتناب كنم؟ كه در اينصورت انجام اعمال با عصا برايم بسيار مشكل است؟ درصورت ناچارى بايد كفاره بدهم؟
ج- اگر ناچار به پوشيدن باشيد حرام نيست ولى كفاره دارد و مقدار كفاره آن در رساله هاى مناسك حج بيان شده است.
س 33- كفاره استمناء در حال احرام عمداً يا سهواً يا جهلًا را بيان فرمائيد.
ج- اگر سهواً يا از روى جهل به حكم باشد كفاره ندارد و بايد استغفار كند و اگر از روى علم و عمد باشد كفاره آن يك شتر است و اگر نتواند شتر
بدهد، قربانى كردن گوسفند كافى است. علاوه بر اين اگر استمناء با كارى است كه او با خود انجام مىدهد و پيش از مزدلفه است واجب است حج را تمام كند و در سال بعد آن را دوباره به جا آورد، و اگر استمناء بوسيله همسرش انجام شده احتياط واجب آن است كه اينگونه عمل كند.
س 34- روغن ماليدن در حال احرام حكمش چيست؟ آيا كفاره دارد؟ و كفاره آن چيست؟
ج- ماليدن روغن به اعضاى بدن و موى سر در حال احرام براى زينت يا نرمى اعضاى بدن و امثال آن جايز نيست، ولى كفاره ندارد مگر آنكه آن را معطر كرده باشند مانند كرمهاى معطر و امثال آن، كه در اينصورت احتياط آن است كه يك گوسفند ذبح كند، اگر چه واجب نبودن در اينصورت نيز بعيد نيست.
س 35- زينت نمودن در حال احرام چه حكمى دارد؟ كفاره اش را بيان فرمائيد.
ج- پوشيدن زيور آلات براى زنان و سرمه كشيدن و انگشتر به دست كردن و حنا بستن بقصد زينت براى زن و مرد حرام است ولى كفاره ندارد و احتياط واجب آن است كه اگر زينت محسوب شود حتى بدون قصد زينت هم از آن اجتناب كنند، و بعيد نيست كه هر چيزى كه زينت محسوب شود مخصوصاً درصورتى كه قصد زينت هم از آن داشته باشد، در حال احرام واجب است از آن اجتناب شود پس احتياط دراين
باره ترك نشود. از آنچه گفته شد استثناء مى شود انگشتر به دست كردن به قصد استحباب و زيور آلاتى كه زن در خانه خود مى آويخته است مشروط بر اينكه آن را به شوهر خود نيز ننماياند.
س 36- آيا پوشاندنصورت براى خانمهاى مُحرم جايز است و درصورت عدم جواز كفارهاش چيست؟
ج- پوشانيدنصورت براى بانوان در حال احرام جايز نيست ولى كفاره ندارد.
س 37- كفاره خون بيرون آوردن از بدن چقدر است؟
ج- كفاره ندارد اگر چه قربانى كردن يك گوسفند مطابق احتياط است.
س 38- آيا مُحرم در پيمودن فاصله بين منا و مكه مى تواند از داخل تونل حركت كند در حالى كه راه ديگرى هم كه دورتر است وجود دارد؟
ج- مانع ندارد.
س 39- كفاره پوشيدن روى پا چيست؟
ج- كفاره ندارد. و حرمت پوشيدن روى پا بطور مطلق به غير كفش و جوراب و مانند آن معلوم نيست.
س 40- حد مطاف چه مقدار مى باشد؟ و آيا فرقى بين ازدحام و عدم آن مى باشد؟
ج- براى مطاف حدى وجود ندارد و تا هر جاى مسجدالحرام كه طواف در آن، طواف كعبهصدق كند طواف مجزى است. بلى مستحب است كه اگر ازدحام و اضطرار نباشد فيمابين كعبه و مقام ابراهيم انجام دهد.
س 41- آيا طواف مستحب هم در همان محدوده بايد انجام شود؟
ج- فرقى ميان طواف واجب و طواف مستحب درمطاف مذكور نيست.
س 42- خانمها در هنگام زيادى جمعيت اگر بخواهند طواف را در محدوده 5/ 26 ذراع بجا آورند يا نماز را پشت مقام ابراهيم بجا آورند. مردان نامحرم به آنها تنه مى زنند، تكليف در اينصورت چيست؟
ج- طواف از هر كجا كهصدق طواف بيت در داخل مسجد الحرام كند و نماز طواف تا هر كجا كهصدق نماز خلف مقام در داخل مسجدالحرام كند مجزى است حتى در حال اختيار اگر چه اولى و احوط مراعات الاقرب فالاقرب است.
س 43- براى بعضى از جانبازان طواف در داخل مطاف مشكل مى باشد آيا مى توانند در خارج از مطاف طواف نمايند؟
ج- تمام مسجدالحرام مطاف است از هر كجاى مسجد طواف كنندصحيح و مجزى است.
س 44- اگر در حين طواف محدث به حدث اكبر يا اصغر شود حكمش چيست؟
ج- اگر در اثناء طواف حدثى از او سر زند درصورتى كه پيش از رسيدن به نيمه شوط چهارم (يعنى رسيدن به محاذى ركن سوم كعبه) باشد طواف را رها كند و پس از وضو گرفتن طواف را از اول اعاده نمايد، واگر فيمابين نيمه شوط چهارم (محاذى ركن سوم كعبه مكرمه) و آخر شوط چهارم باشد طواف را رها كند و پس از وضو گرفتن يك طواف كامل به قصد مافىالذمه انجام دهد و اگر پس از اتمام شوط چهارم باشد طواف را رها كند و پس از وضو سه شوط ديگر انجام دهد و اگر در اثناء طواف حدث اكبر عارض او شود بايد فوراً از مسجدالحرام خارج شود و پس از غسل اگر پيش از نصف شوط چهارم بوده است طواف باطل است و بايد آنرا بتمامه اعاده كند و اگر بعد از آن بوده يك طواف كامل به قصد مافىالذمه بجا آورد.
س 45- اگر در حين طواف يقين به نجاست بدن يا لباس پيدا كند وظيفهاش چيست؟
ج- اگر لباس طاهر در دسترس دارد همانجا لباس را عوض كند و طواف را ادامه دهد و طواف اوصحيح است، و اگر براى تطهير بدن و لباس ناچار است از طواف خارج شود، فوراً دست از طواف بردارد و پس از
تطهير لباس يا بدن، طواف را از همانجا كه قطع كرده تمام كند.
س 46- ما هو حكم المحمول المتنجس فى الطواف؟
ج- الاحوط عدم حمل المتنجس فى حال الطواف، و ان كان عدم البأس به فى غيراللباس خصوصاً اذا كان المتنجس بغيرالدّم هوالاظهر.
س 47- اگر بعد از اعمال حج يا عمره متوجه شد اعمال را با جنابت انجام داده حكمش چيست؟
ج- بايد اعمالى را كه مشروط به طهارت است يعنى طواف ها و نمازها را اعاده كند.
س 48- منظور از اينكه طواف بايد ابتداء به حجرالاسود و ختم به آن شود را روشن فرمائيد؟
ج- طواف را بايد از محاذى حجرالاسود شروع و به آن ختم كند و شروع از ابتداى حجرالاسود لازم نيست بلكه از هر نقطه ئى از آن طواف را شروع كند كافى است، بلى لازم است كه از هر نقطه شروع كرد به همانجا ختم كند، و اضافه كردن مقدارى از باب احتياط و اينكه يقين كند كه از حجر شروع شده و به نقطه شروع ختم شده مانع ندارد.
س 49- اگر در هنگام طواف از داخل حجر اسماعيل عبور كند تكليفش چيست؟
ج- واجب است همان شوط را كه در آن از داخل حجر عبور كرده است، از
اول يعنى از محاذى حجرالاسود اعاده كند. و اگر تمام طواف را به همان نحو انجام داده باشد طواف باطل است و بايد آنرا اعاده كند.
س 50- اگر زن در حال طواف موى يا ديگر اعضاى بدن را نپوشاند چه حكمى دارد؟
ج- اگر از روى التفات بوده است كار حرام انجام داده است ولى طواف او اشكال پيدا نمى كند.
س 51- آيا طواف در طبقه دوم و سعى در طبقه فوقانى مسعى مجزى است؟
ج- اگر طبقه دوم در مسعى ميانصفا و مروه فعلى است و بالاتر از آن نيست، مجزى است. در طواف نيز اجزاء طواف در فضاى ميان زمين با محاذات سقف كعبه مكرّمه، بعيد نيست هرچند خلاف احتياط است.
س 52- قطع طواف واجب يا مستحب جايز است يا خير؟
ج- جايز است، اگر چه احوط در طواف واجب، عدم قطع است بنحوى كه موالاة عرفيه بر هم بخورد.
س 53- حاجى يقين دارد كه اگر ساعت 11صبح مثلًا شروع به طواف و سعى كند در شوط سوم يا پنچم نماز جماعت برقرار مىشود و طواف يا سعى قطع مىشود باوصف مزبور مىتواند شروعكند بطواف ياسعىيا نه؟
ج- در فرض سؤال مى تواند طواف يا سعى را شروع كند.
س 54- اگر بعد از مراجعت به وطن متوجه نقص در طواف شد حكمش چيست؟
ج- واجب است همان طواف را تصحيح كند به اين نحو كه خودش و درصورت عدم تمكن، نائبش يك طواف كامل به قصد مافى الذمه بجا آورند و نماز طواف را بعد از آن اعاده كند.
س 55- كسى كه چندين عمره بجا آورده يا اعمال حج را انجام داده و قبل از طواف نساء مُحرم به احرام شده آيا يك طواف نساء كفايت مى كند؟
ج- على الظاهر واجب است براى هر يك از حج و عمره جداگانه طواف نساء بجا آورد اگر چه تحلّل با طواف نساء واحد بعيد نيست.
س 56- كسانى كه مجازند قبل از وقوفين طواف حج و طواف نساء را انجام دهند آيا تدارك براى آنها بعداً واجب است يا نه؟ درصورتى كه عذر آنها برطرف شود.
ج- اعاده اعمالى كه قبلًا مجاز به انجام آن بودهاند لازم نيست اگر چه احوط است.
س 57- در خلف مقام اگر مرد و زن به محاذات هم نماز بخوانندصحيح است يا نه؟
ج- اندك فاصلهاى ولو به قدر يك وجب باشد و يا مرد اندكى از زن جلوتر باشد.
س 58- آيا نماز طواف را مى توان به نماز واجب ديگر اقتداء كرد؟
ج- مشروعيت جماعت در نماز طواف معلوم نيست.
س 59- درصورت ترك عمدى يا سهوى نماز طواف وظيفه چيست؟ و اگر از روى جهل به حكم ترك كرده باشد حكمش چيست؟
ج- ترك عمدى نماز طواف موجب بطلان حج است، و اما درصورت ترك سهوى يا از روى جهل به حكم اگر از مكه دور نشده و نماز در محل آن براى او مشقت ندارد بايد به مسجدالحرام برگردد و نماز را بخواند و اگر از مكه دور شده است در هر جا كه يادش آمد بايد بخواند.
س 60- آيا بين طواف و نماز طواف فاصله انداختن جايز است؟ درصورت اقامه نماز جماعت وظيفه چيست؟
ج- واجب است بعد از طواف بدون فاصله نماز طواف را به جا آورد، وميزان عدم فاصله بهنظر عرفاست، بنابراين بعيدنيست كهگزاردن نماز يوميه فيمابين طواف و نماز به مدت چند دقيقه، فاصله مضرّ محسوب نشود.
س 61- در نخواندن نماز طواف از روى جهل آيا فرقى بين جاهل قاصر و مقصر هست يا نه؟
ج- حكم جاهل قاصر و مقصر در اين مسأله با حكم ناسى يكى است.
س 62- اگر در بين سعى متوجه شد نماز طواف را نخوانده وظيفهاش چيست؟
ج- بايد در هنگام تذكر، سعى را قطع كند و دو ركعت نماز را در محل آن انجام دهد و سپس برگردد و سعى را تمام كند.
س 63- امروزه كه فاصله بينصفا و مروه بهصورت سالن دو طبقهاى ساخته شده است انجام سعى در طبقه دوم چه حكمى دارد؟
ج- سعى از طبقه دوم مجزى نيست مگر آن كه براى حاجى محرز شود كه طبقه دوم هم بين دو كوهصفا و مروه قرار دارد نه در بالاى آن.
س 64- آيا سعى را مى شود از دامنه كوهصفا كه روى آن را با سنگ فرش كردهاند شروع و در دامنه مروه كه روى آن را با سنگ فرش نمودهاند خاتمه داد؟
ج- اگر اطمينان دارد كه ابتداى كوهصفا وابتداى كوه مروه است مانع ندارد.
س 65- كسيكه سهواً مقدارى از سعى را انجام نداده بعداً متوجه شود آيا مىتواند نائب بگيرد؟
ج- واجب است آنچه را فوت شده است خودش شخصاً تدارك كند و اگر انجام آن براى خود او داراى مشقت است مثل اينكه به وطن خود
برگشته يا امثال آن، بايد نائب بگيرد.
س 66- كسى كه سعى را فراموش كرده و از احرام خارج شده و با همسرش نزديكى نموده حكمش چيست؟
ج- واجباست سعىرا قضاكند واحتياط واجبآناست كهيك گاو كفاره بدهد.
س 67- اگر كسى سعى را از روى جهل به مسأله بيش از هفت بار انجام داد حكمش چيست؟ و اگر چهارده مرتبه سعى نمود چطور؟
ج- سعى اوصحيح است.
س 68- اگر قسمتى از سعى را كه مستحب است هروله كند فراموش كرد و بصورت عادى حركت كرد و براى جبران هروله برگشت و دوباره هروله نمود سعيش چه حكمى دارد؟
ج- درحال اختيار نبايد چنينكند ولى درفرض سؤال ظاهراً سعى او درست است و چيزى بر او نيست اگر چه احتياط در اتمام و اعاده سعى است.
س 69- كسى كه سال اول حج اوست آيا در حج بايد سر بتراشد، يا تقصير هم كفايت مى كند و آيا در اين مسأله بين حجةالاسلام و غير آن فرقى است يا نه؟
ج- وجوب سرتراشيدن بر او معلوم نيست و مى تواند به تقصير اكتفا نمايد اگر چه احوط سر تراشيدن است، و فرقى ميان حج اسلام و غير آن در اين باره نيست.
س 70- كسى كه در حج نايب ديگرى است، گرچه نايب، سال اول او نيست ولى منوب عنه تاكنون حجى بجا نياورده آيا بايد حلق كند يا تقصير هم كفايت مى كند؟
ج- ميزان درصروره بودن حال شخص نائب است، اگر چه وجوب حلق برصروره هم معلوم نيست و مىتواند به تقصير اكتفا نمايد خواه حج براى خودش باشد يا به نيابت كسى كه اصلًا حج بجا نياورده است.
س 71- كسى كه عمره تمتع را انجام داده ولى بجاى تقصير نتف شعر نموده با يقين به اينكه نتف كافى و جايز است و بعداً اعمال حج را انجام داده اكنون متوجه شده كه نتف را بسيارى از فقهاء جايز نمى دانند، آيا جنابعالى نتف را كافى مى دانيد يا نه؟ و بر فرض عدم جواز تكليف آن شخص چيست؟
ج- نتف شعر بجاى تقصير كافى نيست اگربا علم و عمد انجام شود كفاره دارد و در فرض مرقوم كه از روى جهل به مسأله ترك تقصير كرده، عمره او باطل است و حج او بصورت افراد واقع شده است، اگر حج بر او واجب بوده احتياط واجب آن است كه عمره مفرده را بعد از اعمال حج بجا آورد و در سال بعد حج و عمره تمتع را انجام دهد.
س 72- اگر در عمره تمتع به جاى تقصير حلق نمايد آيا كفايت مى كند؟
ج- كفايت نمى كند و اگر اين كار را از روى علم و عمد كرده باشد عمل حرام انجام داده است و بايد يك گوسفند قربانى كند.
س 73- اگر معتمر عمداً يا سهواً يا جهلًا تقصير را ترك نمود و احرام حج را بست چه وظيفهاى دارد؟
ج- اگر عمداً يا از روى جهل به حكم تقصير را ترك كند و احرام حج ببندد بنابر اقوى عمرهاش باطل است و حج او تبديل به حج افراد مى شود و بنابر احتياط، واجب است درسال بعد حج را اعاده كند و احوط آن است كه درهمين سال هم پس از اتمام حج افراد، عمره مفرده به جا آورد. و اگر ترك تقصير سهواً بوده است عمره و حج اوصحيح است و مستحب است گوسفندى قربانى كند و احتياط آن است كه اين عمل مستحبى را ترك نكند.
س 74- آيا مُحرم قبل از اينكه خودش تقصير كند و از احرام خارج شود مى تواند ديگرى را تقصير كند؟ و درصورت تقصير آيا حاجى از احرام خارج مى شود و آيا كفاره بر طرفين هست؟
ج- اگر تقصير ديگرى به بريدن و يا ازاله موى او به هر نحو باشد جايز نيست ولى كفاره ندارد.
س 75- كسى كه وظيفه اش حلق است اگر مىداند درصورت حلق خون از سرش جارى مىشود وظيفهاش چيست؟
ج- اگر حلق بر او متعين است بايد حلق كند. ولى تعين حلق برصروره معلوم نيست اگر چه احوط است.
س 76- حلق در شب جائز است؟ درصورت نسيان حلق در روز چطور؟
ج- احوط آن است كه حلق اختياراً تا شب به تاخير نيفتد، و درصورت نسيان، مىتواند آنرا در هر وقت بعد از روز عيد اضحى انجام دهد.
س 77- اگر مُحرم جهلًا يا نسياناً يا عمداً در خارج از منا حلق نمود و بقيه اعمال را انجام داد چه حكمى دارد؟
ج- بايد به منا برگردد و حلق يا تقصير كند و بقيه اعمال را دوباره انجام دهد.
س 78- اگر ترتيب اعمال روز عيد را جهلًا يا سهواً يا عمداً رعايت نكرد چه وظيفهاى دارد؟
ج- رعايت كردن ترتيب مقرر در منا واجب است و ترك آن عمداً جايز نيست، ولى اگر خلاف ترتيب كند، على الظاهر تكرار اعمال غيرمرتبه لازم نيست اگر چه موافق احتياط است.
وقوف
س 79- وقت وقوف به عرفات از اول ظهر است يا بعد از آن؟
ج- احتياط در وقوف عرفات، وقوف از اول زوال است تا مغرب، اگر چه جواز تاخير از اول زوال به قدرى كه عادتاً نماز ظهر و عصر و مقدمات آنها را در آن مى توان بجا آورد، بعيد نيست.
س 80- اگر قبل از غروب از عرفات كوچ كند و از حدود عرفات خارج شود حكمش چيست؟ اگر برگردد حكمش چيست و اگر برنگردد جهلًا يا عمداً يا سهواً فرقى مى كند؟
ج- كوچ كردن از عرفات قبل از غروب اگر عالماً و عامداً باشد، حرام است و بايد يك شتر قربانى كند، ولى حج اوصحيح است، و اگر قادر بر دادن شتر نباشد بايد بجاى آن 18 روز روزه بگيرد و بنابر احوط زمان قربانى كردن شتر روز عيد اضحى و مكان آن منا است اگر چه عدم تعيّن مكان قربانى بعيد نيست. و اگر پيش از غروب به عرفات برگردد قربانى براو واجب نيست و اما اگر كوچ از عرفات از روى سهو و نسيان يا جهل به حكم باشد هر گاه متوجه شد بايد برگردد و اگر برنگردد گناهكار است ولى كفاره ندارد و اگر تا آخر متوجه نشد چيزى بر او نيست.
س 81- اغلب شبهاى عيد قربان حركت حجاج از عرفات به مشعرالحرام با كثرث جمعيت و راهبندان مواجه مىشود لذا ممكن است بعضى حجاج وقوف مشعر را درك نكنند و هنگام اذانصبح يا بعد از اذان به مشعر برسند حكم چيست؟
ج- اگر وقوف ركنى بين الطلوعين را درك كند حجشصحيح است.
س 82- آيا رمى جمره عقبه از چهار طرف آن جايز است؟
ج- جايز است.
س 83- آيا رمى جمرات در طبقه فوقانى جايز است؟ و آيا رمى به قسمت سيمانى ستون مجزى است يا خير؟
ج- ظاهر آن است كه رمى در طبقه فوقانى جايز است اگر چه احتياط در رمى همان قسمت معمول در گذشته است و قسمت سيمانى اگر عرفاً جزء ستون (جمره) محسوب مى شود رمى آنصحيح است.
س 84- اگر كسى رمى را فراموش كرد و از منا خارج شد بايد برگردد و انجام دهد يا نائب بگيرد؟ يا در سال بعد قضاء كند؟
ج- بايد برگردد و رمى كند و اگر نمى تواند، نائب بگيرد و اگر از ايام تشريق گذشت بنابراحتياط واجب بايد برگردد و انجام دهد يا نائب بگيرد و سال بعد هم خودش يا نائب آن را قضاء كند.
س 85- حكم قربانى را در قربانگاه فعلى (جديد) بيان فرمائيد.
ج- در وضعيت فعلىصحيح و مجزى است.
س 86- آيا براى ذبح بايد كارد از آهن باشد يا با كارد استيل هم جايز است؟ ج- وسيله ذبح بايد آهن باشد و استيل (فولاد همراه با مواد ضد زنگ) در حقيقت همان آهن است و ذبح با آن مانع ندارد، ولى اگر شك در آهن بودن كارد وامثال آن داشتهباشد تا آهن بودن احراز نشده كافى نيست.
س 87- اگر حيوانى را ذبح نمود سپس معلوم شد واجد شرائط نبوده و معيوب بوده است وظيفهاش چيست؟
ج- كافى نيست، بايد درصورت قدرت، دوباره ذبح كند.
س 88- آيا قربانى در روز عيد قربان واجب است؟ و درصورت تاخير عمدى يا سهوى يا جهالتاً وظيفه اش چيست؟
ج- احوط آن است كه قربانى را از روز عيد تأخير نيندازد و اگر تأخير انداخت بنابر احوط در ايام تشريق ذبح نمايد.
س 89- اگر كسى قربانى را عمداً ترك كرد در روز عيد و بقيه اعمال را انجام داد بعد از قربانى بايد حلق را دوباره انجام دهد؟
ج- درصورتى كه عمداً بر خلاف ترتيب مقرر در منا عمل كند گناه كرده است ولى على الظاهر دوباره انجام دادن حلق لازم نيست، اگر چه اعاده درصورت امكان، موافق احتياط است.
س 90- درصورت تأخير ذبح از عيد بخاطر عدم تمكن آيا حلق يا تقصير را هم بايد تأخير بيندازد؟
ج- بايد تأخير بيندازد و آن را بعد از ذبح انجام دهد بنا بر احوط.
س 91- آيا نيابت در ذبح بدون اجازه قبلىصحيح است؟
ج- محل اشكال است، و احتياط واجب عدم اكتفاء به ذبح بدون وكالت است.
س 92- آيا نائب مى تواند در قربانى و رمى نائب بگيرد يا بايد خود انجام دهد؟
ج- احتياط آن است كه در رمى همان كسى كه از طرف مكلف قبول نيابت كرده است خود اعمال را انجام دهد ولى در ذبح مانع ندارد.
س 93- درصورتى كه حاجى به دلائلى نتواند تا مغرب قربانى را انجام دهد آيا در موقع اذان مغرب و بعد از آن جايز است؟
ج- احوط در فرض مذكور قربانى كردن در فرداى روز عيد است.
س 94- در اين چند سال اخير از طرف مسئولين كاروانها پول قربانى حجاج را مى گيرند تا روز عيد در كشتارگاه جديد كه بهصورت اتوماتيك بسته بندى و منجمد مى شود جهت نيازمندان قربانى كنند درصورتيكه ممكن است حاجى نتواند تا عصر روز عيد جمره عقبه را انجام دهد يا قبل از اينكه بنام حاجى قربانى انجام شود تقصير كند حكم آن چيست؟
ج- حلق يا تقصير پيش از قربانى جايز نيست، بايد تحقيق كند تا پس از انجام قربانى حلق يا تقصير نمايد.
س 95- حد واجب مبيت در منا چقدر است؟ آيا از غروب تا نصف شب كفايت مى كند، نصف دوم شب چطور؟
ج- مبيت به مقدار نصف شب كفايت مى كند، و مكلف مخير است بين نصف اول و نصف دوم شب، اگر چه احوط اختيار نصف اول است.
س 96- اگر كسى بيتوته به منا را از غروب تا نصف شب ترك كرد وظيفه اش چيست؟ آيا بين حالت معذوريت، جهل و نسيان فرقى هست؟
ج- بايد در نصف دوم شب بيتوته نمايد و مجزى است، و اگر كسى بيتوته واجب را ترك كند بايد براى هر شب يك گوسفند كفاره دهد و بنا بر احوط فرقى ميان معذور و جاهل و ناسى و غير آنها نيست.
س 97- آيا در فاصله بين اتمام عمره تمتع و احرام حج تمتع مى توان از شهر مكه خارج شد و درصورتى كه عمداً يا جهلًا يا سهواً از مكه خارج شود تكليف چيست؟
ج- پس از اتمام عمره تمتع و پيش از انجام مناسك حج مجاز به خروج از مكه نيستند مگرآنكه حاجت و ضرورتى ايجاب نمايد و در اينصورت
احوط آن است كه با احرام حج خارج شوند مگر آن كه مُحرم شدن حرجى باشد، و در هرصورت خروج از مكه مانعصحت حج نيست.
س 98- كسى كه از طرف ديگرى در حج نايب است، و بين عمره تمتع و حج تمتع از شهر مكه بيرون رفته، آيا ضررى به نيابت او مى زند يا نه؟
ج- خروج ولو غيرمجاز مضر بهصحت نيابت و حج نيست.
س 99- آيا بعد از عمره تمتع مى توان از مكه خارج شد؟ خدمه كاروانها و افرادى كه ضرورتاً به دفعات ناچار به خارج شدن هستند حكمشان چيست؟
ج- خروج از مكه در مابين عمره تمتع و حج، جايز نيست، مگر براى ضرورت و حاجت. در اينصورت هم احتياط آن است كه مُحرم به احرام حج شود و بيرون رود. و خدمه كاروانها و امثال آنان مى توانند با عمره مفرده وارد مكه مكرمه شوند وعمره تمتع را در هنگامى انجام دهند كه بعد از آن ديگر جز براى وقوف به عرفات نخواهند از مكه خارج شوند.
س 100- آيا جبل النور (كوه حرا) فعلًا جزء مكه محسوب مىشود كه حاجى بين عمره تمتع و حج مى تواند برود يا خارج مكه به حساب مى آيد؟
ج- مناط در عدم جواز خروج از مكه در بين عمره و حج، مكه فعلى است.
بنابرين هر نقطهاى كه فعلًا جزء مكه محسوب مىشود رفتن به آن جايز است هر چند در سابق، خارج از مكه بوده باشد.
س 101- آيا بعد از عمره تمتع و قبل از اعمال حج مى توان عمره مفرده به جاى آورد؟ درصورت اتيان اشكالى متوجه حج يا عمره مى گردد؟
ج- بعد از عمره تمتع و قبل از احرام حج، بنابر احتياط واجب نبايد عمره مفرده بجا آورد ولى عمرهاى كه قبلًا به جا آورده با اين عمل باطل نمى شود و حج بعدى او نيز بى اشكال وصحيح است.
س 102- آيا در فاصله عمره تمتع و حج تمتع يا بعد از آن مى توان عمره مفرده بجا آورد و تكرار آن چه حكمى دارد؟
ج- عمره مفرده بين عمره تمتع و حج تمتع بجا نياورد ولى بعد از حج مانع ندارد و در كمتر از شهر [يك ماه] قصد رجاء نمايد.
س 103- كفاراتى كه بر مُحرم واجب مىشود در كجا بايد ذبح شود و به چه مصرفى برسد؟
ج- كفاره را مى تواند به فقراء بدهد، و محل ذبح در كفارهصيد در عمره، مكه است و در حج منا است و احتياط آن است كه در ديگر كفارات نيز به همين نحو عمل كند.
س 104- آيا كفاره واجب در ايام حج را مى توان در ايران ذبح نمود و آيا مىتوان خود و بستگان از آن استفاده نمايد يا مخصوص فقراست؟
ج- با عدم امكان در مكه و منا يا حرجى بودن آن مى تواند در ايران ذبح كند و در هرصورت ذبح در ايران مجزى است و بايد به فقرا داده شود.
س 105- برگزار كردن نماز جماعت توسط شيعيان در هتلها و مسافرخانه ها در مكه و مدينه چه حكمى دارد؟
ج- اين كار خلاف حفظ وحدت و مايه جلب انظار ديگران و موجب باز شدن زبان ديگران به بدگويى وعيبجويى است وجايز نيست، مؤمنين بكوشند جهت حفظ وحدت در نماز جماعت در مساجد شركت نمايند.
س 106- آيانمازجماعت بهنحواستداره درمسجدالحرام مجزىاستيانه؟
ج- مجزى است.
س 107- نمازجماعتدر مكه ومدينه باجماعت اهلسنت مجزىاست يا نه؟
ج- انشاءاللَّه مجزى است.
س 108- گاهى مشاهده مى شود كه هنگام برپايى نماز جماعت در مسجدالحرام و مسجد النبى، بعضى از حجاج از مسجد خارج مى شوند و يا در كنارى ايستاده و تماشا مى كنند، لطفاً نظر مبارك را در اين باره مرقوم فرماييد.
ج- اينگونه برخورد با نماز جماعت مسلمين بسيار زشت و ناپسند است و اگر موجب هتك نماز و وهن مذهب و تحريك ديگران به اعتراض و عيب جويى باشد حرام است.
س 109- هنگام شركت در نماز جماعت مسجدالحرام ومسجدالنبى ياساير مساجد مكه ومدينه آيا مى توان بر فرش سجده كرد يا نه، و درصورتى كه بر فرش سجده نمايد آيا اعاده آن لازم است يا نه؟
ج- در نماز جماعت با آقايان سجده بر فرش مانع ندارد و نمازصحيح و مجزى است و اعاده يا قضا ندارد.
س 110- شركت در نماز جماعت مغرب اهل سنت، با توجه به اين كه وقت نماز مغرب نزد آنها زودتر از مغرب شرعى نزد شيعيان است، آيا كفايت از نماز مغرب مى نمايد يا نه؟
ج- معلوم نيست قبل از وقت داخل در نماز شوند و نماز با آنان مانع ندارد و كفايت از نماز مغرب مى نمايد.
س 111- هرگاه براى تحبيب قلوب و وحدت مسلمين در نماز جماعت برادران اهل تسنن شركت كنيم كه قهراً نماز فاقد جزء يا شرط يا همراه با مانع باشد، آيا اين نماز در وسعت وقتصحيح است و مجزى و اعاده و قضا ندارد، با فرض اين كه اضطرار و ضرورتى نيست و مى تواند در مكان ديگر يا زمان ديگر بدون هيچ اشكالى نماز به طريق شيعه بخواند و همچنين در تقيه در موضوعات مثل وقوف در عرفات در روزى كه قاضى عامه حكم كرده با اين كه شك دارد، يا يقين به خلاف دارد، آيا وقوف با برادران اهل تسنن مجزى است؟
ج- نماز با آقايانصحيح و مجزى است هر چند بتواند در جاى ديگر آزادانه نماز بخواند، و تبعيت از حكم قاضى در تعيين موقف و روز عيد و اكتفا به چنين وقوف اشكال ندارد وصحيح و مجزى است.
س 112- گاهى در نماز جماعت اهل سنت پس از ركوع قنوت مى خوانند، تكليف شيعيانى كه در نماز جماعت آنها شركت كردهاند چيست؟
ج- قنوت بعد از ركوع به قصد دعا مانع ندارد و در هرصورت در فرض مرقوم مضر بهصحت نماز نيست.
س 113- شركت شيعيان در نماز جماعات و جمعه اهل سنت در حرمين شريفين چه حكمى دارد؟ آيا بايد نماز را اعاده كرد؟ چه شروطى معتبر نيست؟ (مانند اتصالصفوف يا ...)؟
ج- نمازصحيح است و اعاده ندارد ولى بايد شرائطى كه آنها معتبر مىدانند مراعات شود مثلًا جلوتر از امام جماعت اقتداء نكنند.
س 114- آيا جواب فوق در مورد ساير مساجد (مناطق و محلات مكه و مدينه و ...) نيزصدق مى نمايد؟
ج- اگر در معرض رفت و آمد آنها است همين حكم را دارد.
س 115- شخصى كه عمل به تقيه مى كند و با اهل سنت نماز جماعت مىخواند:
الف- آيا با توجه به اينكه امام جماعت سنى بعد از فاتحه سوره ناقص مىخواند خواندن قرائت بر او واجب است؟ و يا اينكه قرائت امام جماعت سنى كفايت مى كند؟
ج- خواندن قرائت بر مأموم واجب نيست بلكه اكتفا به قرائت امام جماعت جايز است و نمازشصحيح است. درصورتيكه نماز جماعت با اهل سنت بجهت حفظ وحدت باشد.
ب- بيشتر ائمه جماعت اهل سنت بسمله را نمى خوانند بنابراين آيا بر مأموم شيعه تلفظ آن واجب است؟
ج- واجب نيست و قرائت امام جماعت مجزى است بشرط اينكه نماز جماعت بخاطر حفظ وحدت باشد.
ج- آيا خواندن قنوت بدون بلند كردن دستها و بىصدا در ركعت دوم نماز جماعت با اهل سنت جايز است؟
ج- اشكال ندارد و بلند كردن دستها در قنوت شرط صحت آن نيست.
س 116- در مسجدالحرام و مسجدالنبى و ساير مساجد مكه و مدينه بعضى از جاها مفروش است و بعضى غير مفروش و با سنگ ساخته شده است، آيا لازم است براى انجام نماز جماعت يا فرادى به جايى برود كه بر سنگ سجده كند و يا مىتواند بر فرش سجده نمايد؟
ج- لازم نيست برود به جايى كه بتواند بر سنگ سجده كند بلكه مجاز است هرجا خواست بايستد و بر فرش سجده كند.
س 117- با توجه به اينكه در تطهير مسجدالحرام، به روش عامه ازاله نجاست مى شود يعنى مقدارى آب قليل بر روى آن مىريزند و بعد به همانصورت تمام مسجد را تنظيف مى كنند كه عادةً علم به نجاست پيدا مىشود آيا با چنين حال مىتوان بر سنگهاى آنجا سجده كرد؟
ج- عادتاً علم به نجاست همه مسجد پيدا نمى شود و تحقيق لازم نيست و سجده بر سنگهاى مسجدصحيح است و اشكال ندارد.
س 118- اگر شيعه اثنى عشرى بخواهد در مسجد اهل سنت پيش از نماز جماعت دو ركعت نماز تحيت را بخواند آيا سجده بر غير آنچه كه جايز شمرده شدهصحيح است؟
ج- چنانچه حفظ وحدت ايجاب كند جايز است.
س 119- فاصله بين مكه و عرفات كه قبلًا چهار فرسخ بوده امروزه با توجه به توسعه مكه و اتصال شهر به منا كمتر از مسافت شرعى است در اينصورت، كسى كه قصد اقامه ده روز در مكه را نموده و سپس به عرفات و مشعر و منا مى رود و چهار شب يا بيشتر در آنجا بيتوته مى كند نماز او در عرفات و مشعر و منا و پس از مراجعت به مكه قصر است يا تمام؟
ج- اگر پس از استقرار حكم اقامت عشره در مكه مكرمه به عرفات و مشعر و منا مى رود، با فرض اين كه رفت و برگشت از عرفات و مشعر و منا هشت فرسخ شرعى نيست نمازش در عرفات و منا تمام است.
س 120- حكم مسافرى كه در قصر و اتمام نماز مختار است آيا مخصوص مسجدالحرام و مسجدالنبى است يا در تمام شهر مكه و مدينه؟، و آيا فرقى بين محلات جديد و قديم وجود دارد؟
ج- حكم تخيير ميان قصر و اتمام در تمام دو شهر مكه و مدينه جارى است، و ظاهر آن است كه موضوع حكم، عنوان دو شهر است بدون فرق ميان محلات قديمه و جديده، لكن احوط در اين مسأله اكتفاء به محدوده مكه و مدينه قديم، بلكه اكتفاء به مسجدين شريفين است.
س 121- وظيفه نماز افرادى كه قصد عشره در مكه نمودهاند در عرفات، مشعر و منا و بازگشت به مكه چيست؟
ج- اگر پس از تحقق قصد عشره در مكه و تحقق حكم اقامت عشره باشد، نمازشان تمام است.
س 122- برداشتن خاك قبرستان بقيع و تربت ائمه اطهار در بقيع و افتادن روى قبور چگونه است؟
ج- كليه اعمال خلاف تقيه جايز نيست.
س 1- خدمه كاروانها و پزشكان و امدادگران و افراد ديگرى كه با مأموريت به ميقات آمدهاند آيا مستطيع هستند و بايد حجةالاسلام بجا آورند يا نه؟
امام خمينى «ره»: خدمه كاروانها اگر ساير شرايط استطاعت را دارند، از قبيل داشتن وسايل زندگى بالفعل يا بالقوه و رجوع به كفايت، مثلًا كار وصنعت و غير آن كه با آنها مىتوانند پس از مراجعت ادامه زندگى مناسب خود را بدهند مستطيع هستند و بايد حجةالاسلام بجا آورند، و كفايت از حج واجب آنان مىكند و چنانچه ساير شرايط را ندارند، به مجرد امكان حج، استطاعت حاصل نشده است و حج آنان استحبابى است و چنانچه بعداً استطاعت پيدا كردند بايد حج واجب را بجا آورند.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: در فرض سؤال كه با وصف مذكور به ميقات
رسيدهاند اگر بقدر لباس احرام و قربانى و مخارج عيال را بعد از مراجعت به وطن داشته باشند مستطيعند و بايد حجةالاسلام را بجا آورند. واللَّه العالم.
آية اللَّه اراكى «ره»: اگر ساير شرايط استطاعت را دارند از قبيل داشتن وسايل زندگى بالفعل يا بالقوه و رجوع الى الكفايه مثلًا كار وصنعت و غير آن كه با آنها مىتوانند پس از مراجعت ادامه زندگى مناسب خود را بدهند مستطيع هستند و بايد حجةالاسلام بجا آورند و كفايت از حجةالاسلام مىكند.
آية اللَّه فاضل: چنانچه واجد رجوع به كفايت باشند كه نوعاً اين چنين مىباشند مستطيع هستند.
آية اللَّه بهجت: بايد حجةالاسلام بجا آورند.
آية اللَّه تبريزى: اشخاص مذكور در ميقات مستطيع مىشوند. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: مستطيع هستند و بايد حجةالاسلام بجا آورند.
آية اللَّه مكارم: چنانچه زندگى خانواده آنها در همان مدت تأمين باشد مستطيع هستند و حجشان حجةالاسلام مىباشد.
آية اللَّه سيستانى: اگر در ميقات مستطيع شدهاند واجب است حجةالاسلام را بجا آورند.
آية اللَّهصافى: چنانچه اشخاص مذكور رجوع به كفايت داشته باشند مستطيع هستند و بايد حجةالاسلام بجاى بياورند. واللَّه العالم.
آية اللَّهصانعى: خدمه كاروانها اگر ساير شرايط استطاعت را دارند، از قبيل داشتن وسايل زندگى بالفعل يا بالقوه و رجوع به كفايت مثلًا، كار
وصنعت و غير آن كه با آنها مىتوانند پس از مراجعت ادامه زندگى مناسب خود را بدهند مستطيع هستند و بايد حجةالاسلام بجا آورند، و كفايت از حج واجب آنان مىكند و چنانچه ساير شرايط را ندارند، به مجرد امكان حج، استطاعت حاصل نشده است و حج آنان استحبابى است و چنانچه بعداً استطاعت پيدا كردند بايد حج واجب را بجا آورند.
آية اللَّه نورى: مستطيع هستند و منافات با مأموريتشان ندارد.
س 2- شخصى كه مخارج حج را دارد امّا در برگشت از سفر حج براى دادن وليمه يا مخارج زندگى مقروض مىشود و يا به وجوه شرعى، مانند خمس و زكات نيازمند است، آيا چنين شخصى مستطيع است يا نه؟
امام خمينى «ره»: اگر پس از بازگشت به وجوه شرعى مانند خمس و زكات نياز دارد مستطيع نمىباشد.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: اگر در مخارج متعارف خود معطل مىماند و موجب مشقت زندگى مىشود مستطيع نيست و امّا احتياج به مصرف وجوه شرعيه پس از مراجعت اگر از افرادى است كه معاشش از وجوه تأمين مىشود مانع از استطاعت نيست و حجةالاسلام از اين افرادصحيح و مجزى است واللَّه العالم.
آية اللَّه اراكى «ره»: وليمه داشتن جزء شرايط وجوب حج نيست، اگر مخارج رفت و برگشت و رجوع الى الكفايه و ساير شرايط استطاعت دارا باشد بايد حج واجب را بجا آورد و گرنه حج واجب نيست و اگر در بازگشت نيازمند به وجوه شرعى است مستطيع نيست.
آية اللَّه فاضل: چنانچه بعد از برگشت، از وجوه شرعيه تأمين مىشود
مستطيع است.
آية اللَّه بهجت: داشتن مخارج وليمه از شرايط استطاعت نيست، و اگر در اثر قرض براى امور زندگى در عسر و حرج واقع مىشوند، مستطيع نيستند و در غير اينصورت استطاعت دارند و نيز كسى كه از وجوه شرعيه معاش او در سال دائر است در فرض مرقوم مستطيع است.
آية اللَّه تبريزى: درصورتيكه بعد از برگشت از عهده مخارج زندگى بدون قرض برآيند ولو آن كه مخارج وليمه را نداشته باشند، مستطيع هستند و چنانچه در برگشت نياز به گرفتن خمس و زكات پيدا مىكند مستطيع نيست، مگر آن كه رفتن حج دخالتى در گرفتن خمس و زكات بعد از حج نداشته باشد. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: چنانچه انجام حج، وى را به حرج نمىاندازد و باعث هتك حيثيت وى نمىشود مستطيع مىباشد و مجرد نيازمندى به وجوه شرعى يا مقروض شدن مانع استطاعت نيست، و اگر انجام حج مستلزم معصيتى باشد فوريت حج ساقط مىگردد. ولى امور مُحرّمى كه اهميت آن از اهميت حج كمتر است اصل وجوب حج را ساقط نمىكند پس اگر انجام حج در امسال مستلزم معصيتى باشد حج در امسال ساقط است و بايد آن را تا هنگامى كه انجام حج مستلزم معصيت نيست به تأخير بياندازد ولى اگر خلاف شرع كرده و فورى انجام دهد از حجةالاسلام كفايت مىكند و اگر تأخير به اندازهاى باشد كه در معرض فوات اصل حج باشد تأخير حج جايز نيست، و آن امر محرم از حرمت مىافتد.
آية اللَّه مكارم: مستطيع است.
آية اللَّه صافى: در فرض سؤال وليمه دادن جزء استطاعت نيست و اما نسبت به احتياج به وجوه شرعى در رجوع بكفايت چنانچه معاش او بطور مستمر از وجوه شرعى است مستطيع است. واللَّه العالم.
آية اللَّه نورى: كسى كه بعد از مراجعت از حج براى اداره امور زندگى خود احتياج به قرض كردن پيدا مىكند و يا به وجوه شرعى مانند خمس و زكات نيازمند است، مستطيع نيست.
س 3- پولى كه براى ثبت نام سفر حج پرداخت شده و سال خمسى بر آن گذشته و هنوز قرعه به نام او اصابت نكرده، مشمول خمس مىباشد يا نه؟
امام خمينى «ره»: اگر قرعه براى همان سال به نام او درآمد خمس ندارد، و اگر براى سالهاى بعد درآمد، بايد حساب كند و خمس آن را بپردازد، مگر آن كه قبلًا استطاعت داشته و نتواند به حج برود، مگر اين كه اين پول را بدهد.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: درصورتى كه پول را از درآمد آن سال براى نامنويسى حج واريز نموده جزء مؤنه محسوب است و خمس ندارد هر چند سال بر آن بگذرد. واللَّه العالم.
آية اللَّه اراكى «ره»: اگر حج بر او مستقر بوده و پول براى ثبت نام براى سفر حج پرداخته است على الأحوط خمس دارد وگرنه خمس دارد على الأقوى.
آية اللَّه فاضل: چنانچه حجةالاسلام قبلًا بر او استقرار پيدا نكرده باشد لازم است خمس آنرا بپردازد.
آية اللَّه بهجت: درصورتى كه اگر در همان سال حج مىكرد آن پول
خمس نداشت چنانچه متعارف پرداخت پول پيش از سال انجام حج است، اظهر عدم وجوب خمس نسبت به اين پول است ولى اگر در وقتش حج ننمايد بايد تخميس كند.
آية اللَّه تبريزى: خمس دارد. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: اگر در هنگام ثبت نام سال خمسى بر آن پول نگذشته باشد مشمول خمس نيست.
آية اللَّه مكارم: درصورتى كه در هنگام ثبت نام سال بر آن نگذشته باشد خمس ندارد.
آية اللَّه سيستانى: خمس ندارد.
آية اللَّه صافى: اگر از ارباح بين همان سالى كه نامنويسى كرده بوده، خمس ندارد. واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى: اگر قرعه براى همان سال به نام او درآمد خمس ندارد، و اگر براى سالهاى بعد درآمد، بايد حساب كند و خمس آن را بپردازد، مگر آن كه قبلًا استطاعت داشته و نتواند به حج برود، مگر اين كه اين پول را بدهد.
آية اللَّه نورى: درصورتى كه همان سال كه پول را براى سفر حج پرداخته است، مستطيع شده است مشمول خمس نمىباشد هر چند كه چند سال پس از پرداخت پول به حج مشرف شود.
س 4- آيا استطاعت براى انجام عمره مفرده سبب وجوب آن براى كسى كه استطاعت انجام حج را ندارد، مىباشد يا نه؟
امام خمينى «ره»: براى كسانى كه از مكه دور هستند، مثل ايرانيان كه وظيفه آنان حج تمتع است، هيچگاه استطاعت حج از استطاعت عمره جدا نيست، و استطاعت عمره از استطاعت حج جدا نيست.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: بر نائى كه وظيفهاش حج تمتع است عمره مفرده واجب نيست لكن انجام آن موافق احتياط است و بر غير نائى درصورت تحقق استطاعت واجب مىشود. واللَّه العالم.
آية اللَّه اراكى «ره»: براى نائى واجب نيست.
آية اللَّه فاضل: درصورتى كه از گروهى باشد كه حجةالاسلام آنها حج تمتع است نه قران و افراد استطاعت براى انجام خصوص عمره مفرده سبب وجوب آن نخواهد شد.
آية اللَّه بهجت: براى اشخاص دور مانند ايرانيها عمره مفرده سبب استطاعت واجب نمىشود.
آية اللَّه تبريزى: عمره مفرده بر كسانى كه فرضشان حج تمتع است واجب نيست. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: بر كسى كه استطاعت انجام عمره مفرده را از وطن خود دارد و استطاعت حج را ندارد واجب است عمره مفرده بجا آورد هر چند از اهالى مكه و حوالى آن نباشد، ولى اگر تنها استطاعت عمره مفرده را از ميقات داشته باشد مانند اكثر كسانى كه براى انجام حج نيابى به ميقات آمدهاند و استطاعت بلدى ندارند عمره مفرده لازم نيست بلكه مطابق احتياط استحبابى است.
آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب اگر براى عمره مستطيع باشد عمره مفرده بر او واجب است.
آية اللَّه سيستانى: عمره مانند حج بر هر مستطيعى كه داراى شرايط است واجب مىشود، و وجوبش مانند حج فورى است ولى ظاهر اين است كسى كه وظيفهاش حج تمتع باشد اگر براى حج استطاعت نداشته باشد ولى براى انجام عمره مفرده استطاعت داشته باشد، عمره مفرده بر او واجب نيست.
آية اللَّه صافى: عمره مفرده براى اشخاصى كه شانزده فرسخ و بيشتر با مكه فاصله دارند واجب نيست. واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى: آرى موجب وجوب است حتى براى كسانى كه از مكه دور هستند و وظيفه حجةالاسلام آنها حجّ تمتع است على الأحوط بلكه خالى از قوت نيست.
آية اللَّه نورى: بلى مىباشد.
س 5- آيا كسى كه تاكنون به حج نرفته است و اولين سفر اوست مىتواند از طرف شخص ديگرى براى انجام حج نايب شود يا نه؟
امام خمينى «ره»؛ آية اللَّه گلپايگانى «ره»؛ آية اللَّه اراكى «ره»: اگر خودش مستطيع نباشد اشكال ندارد.
آية اللَّه فاضل: مىتواند.
آية اللَّه بهجت: مانع ندارد.
آية اللَّه تبريزى: اگر عارف بمسائل حج است مانعى ندارد. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: كسى كه تا كنون به حج نرفته اگر خودش مستطيع
نباشد مىتواند براى انجام حج از طرف شخص ديگرى نايب شود. و اگر براى اين كار اجير شود اجارهاشصحيح است، ولى اگر خودش مستطيع باشد و به نيابت از ديگرى حج انجام دهد معصيت كرده ولى ظاهراً حجشصحيح است و براى منوب عنه واقع مىشود و احتياط مستحب مؤكّد اين است كه به اين حج اكتفا نشود، و كسى كه مستطيع است اگر براى انجام حج از جانب ديگرى قراردادى ببندد چنانچه قرارداد مانند اجاره باشد كه عامل در آن تعهد عمل دارد قرارداد باطل است ليكن عامل با انجام حج، اجرةالمثل را مالك مىشود، ولى اگر قرارداد مانند جعاله باشد كه عامل در آن تعهد عمل ندارد، عوضى را كه در قرارداد تعيين شده مالك مىشود.
آية اللَّه مكارم: اگر معرفت و شناخت به افعال و احكام حج هرچند با ارشاد كسى در حال عمل داشته باشد، مىتواند نايب شود.
آية اللَّه سيستانى: نايب شدنِصروره (كسى كه هنوز حج نرفته) درصورتى كه خود مستطيع و يا اين كه حج در ذمّه او مستقر است، نباشد مانعى ندارد، چه منوب عنهصروره باشد يا نباشد و خواه نايب يا منوب عنه مرد باشد يا زن.
آية اللَّه صافى؛ آية اللَّهصانعى؛ آية اللَّه نورى: اگر خودش مستطيع نيست نيابت او مانعى ندارد. واللَّه العالم.
س 6- خدمه كاروانها و افرادى كه به جهتى ديگر، شب عيد قربان را در مشعرالحرام نمىمانند و تنها براى انجام وقوف، از اذانصبح تا طلوع آفتاب به مشعر مىآيند و يا وقوف اضطرارى مشعر را بجا مىآورند،
مىتوانند در حج نايب شوند يا نه؟
امام خمينى «ره»: اگر نمىتوانند وقوف اختيارى مشعر را درك كنند، نيابت آنانصحيح نيست.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: احتياط ترك نيابت و استنابه اشخاص معذور است. واللَّه العالم.
آية اللَّه اراكى «ره»: با فرض اين كه وقوف اضطرارى بجا مىآورند نيابتشان محل اشكال است.
آية اللَّه فاضل: براىصحت نيابت لازم است وقوف اختيارى مشعر را درك كنند.
آية اللَّه بهجت: درصورتى كه بداند به واجبات اختياريه نمىتواند عمل كند، احتياط در ترك نيابت است.
آية اللَّه تبريزى: اگر از ابتدا مىدانند كه چنين وضعيتى خواهند داشت نمىتوانند نايب شوند. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: شب عيد قربان در مشعرالحرام ماندن واجب نيست و كسانى كه تنها براى انجام وقوف از اذانصبح تا طلوع آفتاب به مشعر مىآيند مىتوانند در حج نايب شوند، و همچنين كسانى مانند بانوان كه مىتوانند اختياراً وقوف شبانه مشعر را درك كنند مىتوانند نايب شوند و كسى كه هنگام احرام بستن گمان دارد نمىتواند وقوف اختيارى مشعر را بجا آورد، نمىتواند نايب شود.
آية اللَّه مكارم: نيابت آنها اشكالى ندارد.
آية اللَّه سيستانى: بعيد نيست نيابت آنها جايز باشد.
آية اللَّه صافى: نيابت اشخاص مورد سؤال،صحيح نيست. واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى: اگر نمىتوانند وقوف اختيارى مشعر را درك كنند، نيابت آنانصحيح نيست.
آية اللَّه نورى: نمىتواند.
س 7- كسى كه هنگام پذيرفتن نيابت، عذرى از انجام اعمال عمره و حج ندارد ولى در بين اعمال عذرى برايش پيش آيد، به نيابت او ضرر مىزند يا نه؟
آية اللَّه فاضل: چنانچه پيش آمدن عذر بعد از شروع در اعمال، پيشبينى نمىشده، نيابت مانعى ندارد.
آية اللَّه بهجت: اتمام عمل طبق وظيفه عذرى نايب كفايت مىكند و مضرّ به صحت نيابت نيست.
آية اللَّه تبريزى: چنانچه عمره و حج را انجام دهد مجزى است ولى احتياطاً در اجرت با طرف خود تراضى حاصل كند. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: اگر هنگام احرام بستن گمان دارد كه نمىتواند اعمال اختيارى حج يا عمره را انجام دهد نمىتواند حج يا عمره نيابى بجا آورد و در غير اينصورت نيابت اوصحيح است.
آية اللَّه مكارم: عذرهايى كه در حج احياناً پيش مىآيد ضرر ندارد.
آية اللَّه سيستانى: اگر عجز و ناتوانى بر نايب عارض شود كه قدرت انجام بعضى از مناسك بطور كلى و يا بطورى كه شارع مقدّس معين نموده، نداشته باشد ظاهر اين است كه نايب در اين حال مانند كسى است كه از طرف خود حج بجا مىآورد، پس در بعض موارد حجش صحيح و براى منوب عنه كافى خواهد بود، و در بعض ديگر باطل.
آية اللَّه صافى: در فرض سؤال كه در ابتدا قبول نيابت معذور نبوده و در اثناى عمل عذر طارى شده مضرّ به نيابت نيست. واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى: ضرر نمىزند.
آية اللَّه نورى: به نيابت او ضرر مىزند.
س 8- آيا كسى كه از ميقات اهل مدينه مىگذرد، حتماً بايد داخل مسجد شجره، مُحرم شود يا بيرون مسجد در ذوالحليفه كافى است؟
امام خمينى «ره»: احتياط واجب آن است كه داخل مسجد شجره محرم شود نه خارج آن، هر چند نزديك به آن باشد.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: افضل احرام از داخل مسجد است ولى مىتواند از خارج نزديك مسجد و از جانب يمين و يسار نيز محرم شود. واللَّه العالم.
آية اللَّه اراكى «ره»: به احتياط واجب در داخل مسجد محرم شود و بيرون مسجد اشكال دارد.
آية اللَّه فاضل: لازم است از اوّلين ميقات كه مسجد شجره است محرم شود.
آية اللَّه بهجت: بلى اختياراً بايد از داخل مسجد شجره محرم شود.
آية اللَّه تبريزى: لازم نيست از داخل مسجد شجره محرم شود ولى احتياط مستحب است. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: بنابر احتياط واجب بايد نماز و نيت احرام در مسجد انجام گيرد ولى تلبيه لازم نيست در خصوص مسجد باشد و در هر جاى منطقه ذوالحليفه باشد كافى است ولى احتياط مستحب آن است كه در مسجد باشد.
آية اللَّه مكارم: همه مىتوانند در خارج از مسجد محرم شوند.
آية اللَّه سيستانى: احوط آن است كه احرام در مسجد شجره بسته شود و احرام در بيرون آن كفايت نمىكند هرچند محاذى مسجد باشد.
آية اللَّهصافى: بهتر و احوط اين است كه در داخل مسجد محرم شود و در بيرون مسجد هم كافى است. واللَّه العالم.
آية اللَّهصانعى: افضل احرام از داخل مسجد است ولى مىتواند از بيرون مسجد و در اطراف آن مُحرم شود.
آية اللَّه نورى: لازم است در داخل مسجد شجره محرم شود به احتياط واجب.
س 9- وظيفه زنان حائض و كسانى كه از وارد شدن به مسجد شجره معذورند، نسبت به احرام چيست؟
امام خمينى «ره»: مىتواند با نذر (نذر زن بايد با اذن شوهر باشد) از مدينه محرم شود و يا در حال عبور از مسجد محرم شود و اگر عبور از مسجد ممكن نشد و نتواند تا وقت پاك شدنصبر كند، كنار مسجد محرم شود و در جُحفه يا محاذى آن احرام را تجديد كند.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: در فرض مثال مىتوانند در حال عبور از مسجد محرم شوند و چنانچه گفته شد مىتوانند خارج مسجد هم محرم
شوند. واللَّه العالم.
آية اللَّه اراكى «ره»: حائض و جنب مىتوانند از خود مدينه با نذر احرام محرم شوند و گذر كردن از مسجد شجره لازم نيست، و يا در حال عبور از مسجد محرم شوند و اگر عبور از مسجد ممكن نبود كنار مسجد محرم شوند و احوط آن است كه در جحفه احرام را تجديد نمايند.
آية اللَّه فاضل: از كنار ديوار مسجد شجره محرم شوند ولازم نيست وارد مسجد شوند و در حال عبور محرم شوند.
آية اللَّه بهجت: بنابر احتياط در خارج مسجد محرم شوند و در جحفه يا محاذى آن تجديد احرام كنند، و اين درصورتى است كه از ورود به مسجد معذور باشند و الّا بايد در مسجد محرم شوند، بلى حائض نبايد در مسجد مكث نمايد گرچه از دربى وارد مسجد شود و بدون مكث محرم شود و از همان درب خارج شود.
آية اللَّه تبريزى: در خارج مسجد محرم شوند. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: حائض و نفساء مىبايست غسل احرام را انجام دهند ولى جايز نيست نماز احرام بجا آورند و مىتوانند در خارج مسجد نيت نموده و تلبيه بگويند و جايز نيست در غير حال مرور وارد مسجد شوند ولى مىتوانند در حال مرور از مسجد شجره نيت كرده تلبيه بگويند بلكه اين كار مطابق احتياط استحبابى است، و چنانچه عصياناً در مسجد شجره در غير حال مرور احرام ببندند احرام شان صحيح است.
آية اللَّه مكارم: مىتواند بيرون مسجد محرم شود.
آية اللَّه سيستانى: زن حائض و نفساء بيرون مسجد شجره احرامشان
را مىبندند.
آية اللَّه صافى: اگر طورى باشد كه بتوانند از يك در وارد و از در ديگر خارج شوند و مكث نكنند مىتوانند در حال عبور محرم شوند و اگر نمىتوانند، در بيرون مسجد پشت ديوار آن محرم شوند واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى: مىتوانند در حال عبور از مسجد محرم شوند و يا با نذر از مدينه محرم شوند (نذر زن بايد با اذن شوهر باشد) و چنانچه گفته شد مىتوانند از خارج مسجد هم محرم شوند.
آية اللَّه نورى: مىتوانند با نذر احرام قبل از ميقات از مدينه و بطور كلى قبل از مسجد شجره با نذر مذكور محرم شوند.
س 10- با توجه به توسعه جديد مسجد شجره، آيا احرام در قسمتهاى جديد التأسيس كفايت مىكند، با توجه به اين كه محدوده مسجد قديم مشخص نمىباشد يا تشخيص آن بسيار مشكل است؟
آية اللَّه فاضل: احرام در تمام قسمتهاى آن كافى است.
آية اللَّه بهجت: احرام از مسمّى به مسجد شجره كفايت مىكند هر چند از قسمتهاى جديد التأسيس.
آية اللَّه تبريزى؛ آية اللَّه نورى: كفايت مىكند.
آية اللَّه زنجانى: احرام در قسمتهاى جديدالتأسيس هم كفايت مىكند.
آية اللَّه مكارم: احرام در قسمتهاى جديد التأسيس كفايت مىكند همانطور كه خارج مسجد نيز كافى است.
آية اللَّه سيستانى: بعيد نيست احرام در قسمتهاى مذكور نيز جايز باشد.
آية اللَّه صافى: آنچه با توسعه جزء مسجد شده با قسمت اصلى در
اين هجت فرقى ندارد. واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى: احرام در خارج از مسجد جايز وصحيح است چه رسد در قسمتهاى جديد و توسعه يافته.
س 11- آيا در نيّت احرام و ساير اعمال حج، قصد بر انجام عمل بدون ريا و توجه به عملى كه انجام مىدهد، كافى است و يا گذراندن از قلب، يا به زبان آوردن آن لازم است، اگر به زبان آوردن لازم است چه چيزى بايد بگويد؟
امام خمينى «ره»: به زبان آوردن آن لازم نيست، و حتى گذراندن از قلب.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: لازم نيست نيت را به زبان آورد ولى مستحب است به آن تلفظ كند و عبارت آن در مناسك مرقوم است. واللَّه العالم.
آية اللَّه اراكى «ره»: به زبان آوردن لازم نيست بلكه اگر مقارن تلبيه قصد كند بستن احرام را از براى عمره تمتع حجةالاسلام به جهت اطاعت فرموده خداوند عالم كافى است.
آية اللَّه فاضل: نيت به تنهايى كافى است ولى مستحب است كه به زبان بياورد البته تلبيه را بايد تلفظ كند.
آية اللَّه بهجت: در نيت گذراندن از قلب و بزبان آوردن لازم نيست، و نيت احرام در مناسك ذكر شده است.
آية اللَّه تبريزى: در نيت اخطار بقلب يا آوردن بزبان لازم نيست ولى در حج مستحب است نيت بزبان آورده شود. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: بنابر احتياط واجب بر كسى كه مىخواهد محرم شود
بناگذارى قلبى بر انجام اعمال عمره يا حج واجب است يعنى در دل مثلًا بگويد كه «عمره تمتع حجةالاسلام را بجا مىآورم قربةً الى اللَّه»، و مستحب است نيت احرام را به زبان بياورد، ولى در ساير اعمال حج بناگذارى قلبى لازم نيست.
آية اللَّه مكارم: لازم نيست نيت را بر زبان جارى كند بلكه كافى است چنين قصدى در دل او باشد ولى بهتر است علاوه بر قصد باطنى بر زبان نيز جارى سازد.
آية اللَّه سيستانى: قصد انجام عمل با انگيزه قربت كافى است و به زبان آوردن آن لازم نيست اگرچه مستحب است.
آية اللَّه صافى: توجه بعمل كافى است و خطور قبلى يا بزبان آوردن لازم نيست بلى بزبان آوردن مستحب است و اگر خواست بزبان آورد براى عمره بگويد محرم مىشوم براى عمره تمتع حجةالاسلام براى اطاعت امر خداوند، و براى حج بگويد: محرم مىشوم براى حج تمتع حجةالاسلام براى اطاعت امر خداوند و معنى محرم شدن: ملتزم شدن و بر خود قرار دادن ترك محرّمات احرام است و اگز نايب است بگويد: محرم مىشوم به نيابت از ... و اگر حج مستحبى است بگويد محرم مىشوم براى عمره تمتع يا حج تمتع و حجةالاسلام را نگويد.
واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى: به زبان آوردن، بلكه گذراندن از قلب هم لازم نيست.
آية اللَّه نورى: قصد كافى است.
س 12- آيا بانوان هم براى احرام، بايد لنگ و رداء يا مشابه آن را بپوشند و
يا مىتوانند در لباس معمولى خود محرم شوند؟
امام خمينى «ره»: زن مىتواند در لباس خودش به هر نحو هست محرم شود، چه دوخته باشد يا نباشد. ولى حرير خالص نباشد.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: بلى احتياط لزومى داشتن لباس احرام است براى آنها مانند مردها بلكه خالى از قوت نيست لكن ادامه لَبس تا آخر واجب نيست و مىتوانند بعد از احرام بردارند. واللَّه العالم.
آية اللَّه اراكى «ره»: زن مىتواند در لباس خودش به هر نحو باشد محرم شود چه دوخته باشد يا نباشد.
آية اللَّه فاضل: لازم است در حال احرام كه چند دقيقه بيشتر طول نمىكشد لنگ و رداء را روى لباس معمولى بپوشند.
آية اللَّه بهجت: مىتوانند در لباس معمولى خود محرم شوند.
آية اللَّه تبريزى: در لباسهاى معمولى خود مىتوانند محرم شوند ولى شرايط لباس نمازگزار را بايد داشته باشد. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: زنان براى احرام جامه خاصى ندارند هر چند لباسى كه در حال احرام مىپوشند بايد حرير محض نباشد و شرايط لباس نمازگزار را داشته باشد البته اشتراط طهارت در لباس محرم مطابق احتياط وجوبى است.
آية اللَّه مكارم: مىتوانند در لباس خودشان به هر نحو كه هست محرم شوند.
آية اللَّه سيستانى: زنان مىتوانند در لباسهاى معمولى خود درصورتى كه داراى شرايط ذكر شده باشد مُحرم شوند.
آية اللَّه صافى: براى بانوان پوشيدن لباس احرام مستحب است اگرچه
درآوردن لباس دوخته بر آنها واجب نيست و درصورتى كه لباس احرام بپوشند شرايطى را كه براى لباس احرام مردها معتبر است رعايت كنند. واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى: زن مىتواند در لباس خودش به هر نحو هست محرم شود چه دوخته باشد يا نباشد، ولى حرير خالص نباشد.
آية اللَّه نورى: در لباس معمولى خود مىتوانند.
س 13- مقدار واجب لبّيك در هنگام احرام چيست؟
امام خمينى «ره»: مقدار واجب آن اين مقدار است «لَبَّيْكَ، اللَّهُمّ لَبَّيْكْ، لَبَّيْكَ لَاشَرِيكَ لَكَ، لَبَّيْك» و احتياط مستحب است پس از آن كه چهار «لَبَّيْكَ» را بهصورتى كه گفته شد، بگويد: «انَّ الْحَمْدَ وَالنِّعْمَةَ لَكَ وَالْمُلْكْ، لَاشَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ.»
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: به مناسك حج مراجعه نماييد.
آية اللَّه اراكى «ره»: چهار تلبيه است وصورت آن «لَبَّيْكَ، اللَّهُمّ لَبَّيْكْ، لَبَّيْكَ لَاشَرِيكَ لَكَ لَبَّيْك، انَّ الْحَمْدَ وَالنِّعْمَةَ لَكَ وَالْمُلْكْ، لَاشَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ.» بنابر احوط بلكه اصح.
آية اللَّه فاضل: همين مقدار كافى است كه بگويد: «لَبَّيْكَ اللَّهُمّ لَبَّيْكْ، لَبَّيْكَ لَاشَرِيكَ لَكَ لَبَّيْك.»
آية اللَّه بهجت: در مناسك ذكر شده است.
آية اللَّه تبريزى:صورت تلبيه آن است كه بگويد: «لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ لا شَريكَ لَكَ لَبَّيْكَ» و احوط اولى آنست كه اين جمله را هم اضافه كند: «انَّ الْحَمْدَ وَالنِّعْمَةَ لَكَ وَالْمُلْكْ لَاشَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ» و جايز است
كلمه «لَكَ» را هم بعد از «الْمُلْك» بياورد به اين كه بگويد: «وَالْمُلْكُ لَكَ لا شَريكَ لَكَ لَبَّيْكَ». واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى:صورت تلبيه واجب چنين است: «لَبَّيْكَ، اللَّهُمّ لَبَّيْكْ، لَبَّيْكَ لَاشَرِيكَ لَكَ لَبَّيْك، انَّ الْحَمْدَ وَالنِّعْمَةَ لَكَ وَالْمُلْكْ، لَاشَرِيكَ لَكْ.» و گفتن «لَبَّيْكَ» ديگر بعد از «لَا شَرِيكَ لَكَ» لازم نيست.
آية اللَّه مكارم: احتياط واجب آن است كه بهصورت زير باشد: «لَبَّيْكَ، اللَّهُمّ لَبَّيْكْ، لَبَّيْكَ لَاشَرِيكَ لَكَ لَبَّيْك، انَّ الْحَمْدَ وَالنِّعْمَةَ لَكَ وَالْمُلْكْ، لَا شَرِيكَ لَكَ.»
آية اللَّه سيستانى: گفتن اين چند جمله بنحوصحيح: «لَبَّيْكَ اللَّهُمّ لَبَّيْكْ، لَبَّيْكَ لَاشَرِيكَ لَكَ لَبَّيْك.»
آية اللَّه صافى: مقدار واجب آنست كه بگويد: «لَبَّيْكَ اللَّهُمّ لَبَّيْكْ، لَبَّيْكَ لَا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْك» و به احتياط واجب بعد از اين بگويد: «انَّ الْحَمْدَ وَالنِّعْمَةَ لَكَ وَالْمُلْكْ، لَاشَرِيكَ لَكَ.» واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى: مقدار واجب آن اين مقدار است: «لَبَّيْكَ اللَّهُمّ لَبَّيْكْ، لَبَّيْكَ لَاشَرِيكَ لَكَ لَبَّيْك» و احتياط مستحب است، پس از آن كه چهار «لَبَّيْكَ» را بهصورتى كه گفته شد، بگويد: «انَّ الْحَمْدَ وَالنِّعْمَةَ لَكَ وَالْمُلْكْ، لَاشَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ.»
آية اللَّه نورى: «لَبَّيْكَ اللَّهُمّ لَبَّيْكْ، لَبَّيْكَ لَاشَرِيكَ لَكَ لَبَّيْك.»
س 14- كسانى كه ابتدا به جده رفته و سپس به مكه مىروند، آيا براى محرم شدن، حتماً بايد به يكى از ميقاتها بروند، يا مىتوانند در محاذات ميقات محرم شوند؟
امام خمينى «ره»: بايد به يكى از مواقيت مثل «جُحفه» بروند و از آنجا محرم شوند.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: اگر راهى بروند كه به هيچ يك از مواقيت خمسه عبور نكنند مىتوانند از محاذات اولين ميقاتى كه عبور مىكنند محرم شوند به شرط احراز محاذات والّا بايد به يكى از مواقيت خمسه بروند. واللَّه العالم.
آية اللَّه اراكى «ره»: احوط اين است به جحفه بروند و از آنجا محرم شوند.
آية اللَّه فاضل: درصورت عدم احرام از ميقات در حج تمتع لازم است از محاذى آن محرم شود و لازم است احراز محاذات شود.
آية اللَّه بهجت: اگر از ميقات نمىگذرد مىتواند از محاذى ميقات محرم شود.
آية اللَّه تبريزى: جده محاذى يكى از مواقيت نيست بنابر اين احرام از جده مجزى نيست و كسانى كه ابتدا به جده مىروند لازم است كه براى احرام به يكى از مواقيت بروند. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: اگر در بين راه از ميقات يا نزديكى آن عبور نمىكنند قبل از رسيدن به حرم از هر جا كه مُحرم شوند كافى است خواه در محاذات ميقات باشد يا قبل از آن يا بعد از آن.
آية اللَّه مكارم: ميقات آنها، همان مواقيت معروفه است. بله براى عمره مفرده مىتوانند مانند سايرين از حديبيه كه در 50 كيلومترى مكه است محرم شوند.
آية اللَّه سيستانى: مىتوانند از جدّه با نذر محرم شوند، اگر بدانند هر
چند اجمالًا بين جدّه و حرم نقطهاى وجود دارد كه محاذى يكى از ميقاتهاست چنانكه بعيد نيست كه در جنوب شرقى جدّه نقطهاى محاذات است با جحفه همينطور نقشههاى جغرافيايى نشان مىدهد.
آية اللَّه صافى: بايد به يكى از مواقيت بروند. واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى: بايد على الأحوط به يكى از مواقيت مثل جحفه بروند و از آنجا محرم شوند و يا با نذر از جده محرم شوند.
آية اللَّه نورى: بلى مىتوانند در محاذات ميقات محرم شوند.
س 15- آيا احرام حج حتماً بايد در مكه قديم يا مسجدالحرام باشد، يا در محلههاى نوساز هم كفايت مىكند؟
امام خمينى «ره»: محل احرام حج، شهر مكه است، هر موضع كه باشد حتى در محلههاى تازهساز، ولى مستحب است در مقام ابراهيم- ع- يا حجر اسماعيل- ع- واقع شود.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: احرام حج تمتع در محلههاى نوساز كه از محلههاى مكه محسوب مىشوندصحيح و مجزى است. واللَّه العالم.
آية اللَّه اراكى «ره»: احرام حج در مكه فعلى كافى است.
آية اللَّه فاضل: در هر كجا كه صدق مكه كند كافى است و اگر چه در محلههاى نوساز و جديد باشد.
آية اللَّه بهجت: احوط اقتصار بر مكه قديم است در اين حكم.
آية اللَّه تبريزى: بنابر احتياط لازم احرام حج- درصورتى كه ميسور باشد- بايد در مواضعى كه از مكه قديم است، بوده باشد و چنانچه در جايى احرام ببندد كه احتمال مىدهد از مكه قديم است كفايت مىكند.
واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: در محلههاى نوساز هم كفايت مىكند.
آية اللَّه مكارم: احرام در محلههاى نوساز هم كفايت مىكند.
آية اللَّه سيستانى: اظهر جواز مُحرم شدن از قسمتهاى جديد شهر مكه است مگر قسمتهايى كه بيرون حرم باشد.
آية اللَّه صافى: بنابر احتياط واجب احرام حج را تا مىتواند در مكه قديم بجا بياورد. واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى: محل احرام حج شهر مكه است، هر موضع كه باشد حتى در محلههاى تازهساز، ولى مستحب است در مقام ابراهيم- ع- يا حجر اسماعيل- ع- واقع شود.
آية اللَّه نورى: در محلّههاى نوساز هم كافى است.
س 16- آيا محرم مىتواند در شب، هنگام پيمودن راه، زير سقف برود، مثلًا فاصله ميقات تا مكه را در ماشين سقفدار سوار شود؟
امام خمينى «ره»: اشكال ندارد.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: در فرض سؤال جايز است و كفاره ندارد و هر چند احتياط استحبابى در ترك است. واللَّه العالم.
آية اللَّه اراكى «ره»: قدر متيقن از اخبار حرمت استظلال در روز است چه ابر باشد يا آفتاب، و اما در شب مقتضاى برائت جواز است.
آية اللَّه فاضل؛ آية اللَّه بهجت؛ آية اللَّه نورى: در شب مانعى ندارد.
آية اللَّه تبريزى: جايز نيست مگر در موارد ضرورت و اضطرار. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: در هنگام پيمودن راه در شب اگر باران ببارد استفاده از هر گونه سايبان متحرك جايز نيست و عبور از طول تونلهاى طولانى خلاف احتياط است و اگر باران نبارد حركت با وسايل نقليه مسقّف جايز نيست ولى ظاهراً چتر به دست گرفتن يا عبور كردن از تونلهاى طولانى مانعى ندارد.
آية اللَّه مكارم: جايز است، مگر در شبهاى سرد و بارانى كه بايد كفاره بدهد.
آية اللَّه سيستانى: جايز است مگر درصورتيكه هوا بارانى باشد بنابر احتياط واجب.
آية اللَّه صافى: اگر در شب زير سقف برود اشكال ندارد. واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى: بخاطر شب بودن جايز مىباشد.
س 17- آيا حرمت استظلال، اختصاص به هنگام پيمودن راه دارد و يا در جايى كه منزل كرده و براى استراحت و غذا خوردن پياده شده و مانند آن هم نبايد زير سايه برود؟
امام خمينى «ره»: حرام بودن سايه قرار دادن بالاى سر مختص به حال طى منزل است، امّا در حالى كه در محلى منزل كرده، زير سايه رفتن مانع ندارد.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: استظلال در منزل در وقت فرود آمدن مانع
ندارد و تفصيل آن را در مناسك ملاحظه نماييد. واللَّه العالم.
آية اللَّه اراكى «ره»: در جايى كه منزل مىكند سايه قرار دادن اشكال ندارد هر چند براى كارهاى خود در رفت و آمد باشد و ننشيند.
آية اللَّه فاضل: اختصاص به هنگام پيمودن راه دارد.
آية اللَّه بهجت: مختصّ به هنگام سير است.
آية اللَّه تبريزى: تظليل در حال رفت و آمد در مكانى كه محرم در آن منزل دارد و نيز در مواردى كه براى استراحت و غذا خوردن و امثال آن در بين راه توقف مىكند اشكالى ندارد. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: تنها در هنگام پيمودن راه استظلال حرام است.
آية اللَّه مكارم: حرمت استظلال، مختص به حال طى منزل است.
آية اللَّه سيستانى: حرمت استظلال مختص به هنگام پيمودن راه است پس اگر محرم در جايى توقف كند خواه آنجا را منزل خود قرار دهد يا ندهد اشكالى ندارد كه سايهاى بالاى سر خود قرار دهد.
آية اللَّه صافى: حرمت استظلال، مخصوص حال سَير است و در موقع منزل كردن و يا پياده شدن براى بعض حوائج جايز است. واللَّه العالم.
آية اللَّهصانعى: بنابر احتياط واجب حكم طى طريق را دارد و نبايد زير سايه برود.
آية اللَّه نورى: حرمت استظلال، اختصاص به هنگام پيمودن راه دارد.
س 18- آيا پس از آن كه حاجى در مكه منزل كرد، هنگام رفتن به حرم، يا جاى ديگر مىتواند زير سايه برود يا نه؟
امام خمينى «ره»؛ آية اللَّه اراكى «ره»: اشكال ندارد.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: پس از نزول و رسيدن به مكه كه منزل است زير سايه رفتن مانعى ندارد و در مناسك مذكور است. واللَّه العالم.
آية اللَّه فاضل؛ آية اللَّه مكارم؛ آية اللَّهصافى؛ آية اللَّه نورى: مىتواند.
آية اللَّه بهجت: بنابر احتياط واجب نمىتواند استظلال كند.
آية اللَّه تبريزى: رفتن زير سايه اشكالى ندارد ولى نمىتواند چتر بر سر گيرد. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: رفتن زير سايهبان متحرك همچون چتر و ماشين سرپوشيده جايز نيست.
آية اللَّه سيستانى: حكم به جواز استظلال، چه بوسيله چتر يا سوار شدن ماشين سقفدار در مفروض سؤال خيلى مشكل است و احتياط ترك نشود.
آية اللَّه صانعى: بنابر احتياط واجب نمىتواند.
س 19- آيا محرم در شهر مكه، يا در حال پيمودن فاصله بين منا و مكه مىتواند از داخل تونل حركت كند در حالى كه راه ديگرى هم كه دورتر است وجود دارد؟
امام خمينى «ره»: داخل شهر مكه، پس از آن كه در آنجا منزل كرده است مانع ندارد، ولى پس از احرام براى حج و حركت بطرف عرفات اگر خودش راه تونل را انتخاب كند و از زير سقف تونل برود اشكال دارد.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: در تونلهاى مكه كه منزل او است مانع ندارد
ولى در سير از مكه به منا و عرفات با داشتن مندوحه خلاف احتياط است. واللَّه العالم.
آية اللَّه اراكى «ره»: اشكال ندارد.
آية اللَّه فاضل: چنانچه تونلهاى مزبور جزء شهر باشند مانعى ندارد.
آية اللَّه بهجت: رفتن از داخل تونل استظلال ممنوع نيست.
آية اللَّه تبريزى: عبور از آنجا مانعى ندارد. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: در تونلهاى كوتاه مانعى ندارد و بنابر احتياط مىبايد از تونلها و راههاى سرپوشيده طولانى كه اخيراً احداث شده است اجتناب كنند مگر در شب غير بارانى و هواى ابرى غير بارانى كه مانعى ندارد.
آية اللَّه مكارم: در شهر مكه مانعى ندارد.
آية اللَّه سيستانى: سايه قرار دادن بوسيله اشياى ثابت براى محرم جايز است.
آية اللَّه صافى: در شهر مكه تا چندى كه حركت به سمت منا نكرده عبور از تونلها مانع ندارد ولى در موقع رفتن به منا و همچنين در تونلهاى بين راه اگر راه ديگرى وجود دارد و اختيار در دست خود اوست بايد از همان راه برود و اگر اختيار ندارد و او را حتماً از راه تونل مىبرند اشكال ندارد. واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى: بنابر احتياط واجب پس از آن كه در آنجا منزل كرد، نبايد برود و اما اگر براى احرام حج و حركت به طرف عرفات باشد بنابر احتياط واجب خودش نبايد راه تونل را انتخاب كند و از زير سقف برود لكن اگر در اختيار خودش نباشد و ماشين و راننده او را مىبرد مانعى ندارد.
آية اللَّه نورى: بلى مىتواند.
س 20- آيا محرم، هنگام وقوف در عرفات، در حال جابجا شدن؛ مثلًا رفتن به مسجد نمره مىتواند زير سايه برود؟
امام خمينى «ره»؛ آية اللَّه اراكى «ره»: مانع ندارد.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: زير سايه رفتن مانع ندارد ولى در وقت وقوف نبايد از عرفات خارج شود. واللَّه العالم.
آية اللَّه فاضل؛ آية اللَّه مكارم؛ آية اللَّه نورى؛ آية اللَّهصافى: مانعى ندارد.
آية اللَّه بهجت: نمىتواند استظلال كند على الأحوط.
آية اللَّه تبريزى: رفتن زير سايه بنا يا كوه و ماشين اشكالى ندارد ولى نمىتواند در حال رفتن براى خود سايبان درست كند. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: رفتن زير سايهبان متحرك همچون چتر و ماشين سرپوشيده جايز نيست.
آية اللَّه سيستانى: مشكل است.
آية اللَّه صانعى: بنابر احتياط واجب نمىتواند.
س 21- در ايامى كه محرم در منا است و هنوز حلق نكرده، آيا مىتواند هنگام رفتن به مسجد خيف و براى رمى جمره يا قربانگاه در بين راه زير سايه برود يا نه؟
امام خمينى «ره»؛ آية اللَّه گلپايگانى «ره»؛ آية اللَّه اراكى «ره»؛ آية اللَّه فاضل؛ آية اللَّه مكارم؛ آية اللَّهصافى؛ آية اللَّه نورى: مانع ندارد.
آية اللَّه بهجت: نمىتواند على الأحوط.
آية اللَّه تبريزى: از زير سايه مىتواند عبور كند. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: استفاده از چتر و مانند آن جايز نيست و گذشتن از زير تونلهاى كوتاه و پلهاى كوتاه مانعى ندارد و بنابر احتياط مىبايد از تونلها و راههاى سرپوشيده طولانى اجتناب كنند.
آية اللَّه سيستانى: حكم به جواز استظلال در مفروض سؤال، خيلى مشكل است و احتياط به ترك استظلال، ترك نشود.
آية اللَّه صانعى: بنابر احتياط واجب نمىتواند.
س 22- آيا حيوانى كه به عنوان كفّاره محرمات احرام ذبح مىشود بايد داراى شرايط قربانى باشد، و آيا در منا ذبح شود، يا بعد از بازگشت به وطن خود هم مىتواند انجام دهد؟
امام خمينى «ره»: شرايطى كه براى هدى است كه در حج تمتع بايد ذبح كند هيچيك در حيوانى كه براى كفاره تقصير بايد قربانى كند معتبر نيست. و تأخير عمدى خلاف احتياط است، و در هرصورت ذبح در محل و دادن به فقرا كفايت مىكند.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: شرايطى كه در هدى معتبر است در كفاره معتبر نيست و احتياط آن است كه كفاره عمره را در مكه و كفاره حج را در منا ذبح كند و اگر به عللى ممكن نشود ذبح آن در بلد خودش مجزى است. واللَّه العالم.
آية اللَّه اراكى «ره»: آنچه از شرايط در قربانى لازم است در كفاره لازم نيست. كفاره محرمات احرام عمره را احوط آن است كه در مكه ذبح كند و براى تقصير در حج بايد در منا ذبح شود و اگر در اين دو مكان
ذبح نكرد مىتواند در وطن خودش انجام دهد.
آية اللَّه فاضل: لازم نيست داراى شرايط قربانى باشد و بهتر آن است كه اگر در عمره بوده، در مكه و اگر در حج بوده، در منا ذبح شود.
آية اللَّه بهجت: در كفاره، شرايط قربانى معتبر نيست و محل ذبح كفارات احرام عمره، مكه و محل ذبح كفارات احرام حج، منا است هرچند درصورت ترك ولو عصياناً و ذبح در وطن خود كفايت مىكند.
آية اللَّه تبريزى: شرائط هدى را ندارد و چنانچه بخاطر غيرصيد كفاره واجب شده باشد مىتواند كفاره را تا برگشتن از حج تأخير بيندارد و هر جايى كه خواست ذبح نمايد. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: حيوانى كه به عنوان كفاره ذبح مىشود بايد داراى شرايط قربانى باشد و مكان آن در كفارهصيد و كفاره نزديكى با زن بنابر احتياط واجب در حج، منا و در عمره، مكه يا منا مىباشد و مكه افضل است. و در كفارههاى ديگر هر جا كشته شود كفايت مىكند هر چند در وطن باشد ولى احتياط مستحب در اين است كه در اين مورد نيز در حج در منا، و در عمره در مكه يا منا ذبح شود.
آية اللَّه مكارم: شرايط قربانى را ندارد و مىتواند در وطن ذبح كند.
آية اللَّه سيستانى: واجب نيست هر چند رعايت شرايط قربانى در حيوان مذكور احوط است و تأخير در ذبح كفارهصيد بلكه بنابر احتياط واجب كفاره غيرصيد هم جايز نيست مگر اين كه كفاره حرجى باشد هرچند براى گرانى قيمت گوسفند است.
آية اللَّه صافى: كفاره شرايط قربانى را ندارد و كفاراتى كه در احرام عمره واجب شده، بايد در مكه ذبح شود و آنچه در احرام حج بوده در منا ولى
اگر ممكن نشد مىتواند در شهر خود ذبح كند. واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى: شرايطى كه براى هدى است كه در حج تمتّع بايد ذبح كند، هيچيك در حيوانى كه براى كفاره تقصير بايد قربانى معتبر نيست و تأخير عمدى خلاف احتياط است و در هرصورت ذبح در محل و دادن به فقرا كفايت مىكند.
آية اللَّه نورى: حيوانى كه به عنوان كفاره محرمات احرام ذبح مىشود لازم نيست داراى شرايط قربانى باشد و بايد كفاره عمره در مكه و كفاره حج در منا ذبح شود و درصورت عدم امكان بعد از بازگشت به وطن انجام دهد.
س 23- با توجه به اين كه مسجد تنعيم (ميقات عمره مفرده) اينك داخل شهر مكه قرار گرفته، پس از احرام در مسجد «تنعيم» تظليل از آنجا تا مسجدالحرام يا تا محل اقامت چه حكمى دارد؟
امام خمينى «ره»: با ورود به شهر مكه استظلال مانع ندارد.
آية اللَّه اراكى «ره»: در فرض مزبور استظلال مانعى ندارد.
آية اللَّه فاضل: مطلقا مانعى ندارد و اگر چه در روز باشد.
آية اللَّه بهجت: باحتياط واجب جايز نيست.
آية اللَّه تبريزى: احتياط لازم ترك استظلال در تنعيم، و در حركت از آنجا تا مسجدالحرام يا محل اقامت است. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: جايز نيست.
آية اللَّه مكارم: مانعى ندارد.
آية اللَّه سيستانى: حكم به جواز استظلال خيلى مشكل است و احتياط
ترك نشود.
آية اللَّه صافى: از وقتى كه وارد شهر مكه مىشود تظليل مانع ندارد.
واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى: با ورود به شهر مكه هر چند بعضى از فقهاى بزرگ همچون امام خمينى سلام اللَّه عليه جايز دانسته لكن احوط در ترك است.
س 24- پس از آن كه حاجى در ميقات محرم شد، آيا به مجرد ورود به شهر فعلى مكه (با توجه به توسعه آن) تظليل بىمانع است يا بايد به محل اقامت وارد شود و از آن به بعد تظليل بىاشكال است؟
آية اللَّه اراكى «ره»: به مجرد ورود به شهر فعلى مكه، استظلال جايز است.
آية اللَّه فاضل؛ آية اللَّه مكارم؛ آية اللَّه نورى: به مجرد ورود، تظليل بلا مانع است.
آية اللَّه بهجت: گذشت كه تظليل، فقط در خصوص مستثنى است و بنابر احتياط واجب در راه ولو در خود شهر مكه جايز نيست.
آية اللَّه تبريزى: احتياط آنست كه تظليل را تا رسيدن به محل اقامت ترك كند مگر در مواردى كه در بين راه توقف مىنمايد. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: تظليل در هنگام پيمودن راه در مكه نيز حرام است، هر چند پس از وارد شدن به محل اقامت باشد.
آية اللَّه سيستانى: بلكه جواز تظليل مشكل است و احتياط ترك نشود.
آية اللَّهصافى: درصورتى كه جزء شهر مكّه شده باشد بطوريكه به آنجا
هم شهر مكه صدق كند اشكال ندارد. واللَّه العالم.
آية اللَّهصانعى: از جواب مسأله قبل مشخص است.
س 25- آيا طواف واجب حتماً بايد در محدوده فاصله بين كعبه و مقام ابراهيم انجام شود، يا در خارج اين محدوده هم جايز است؟
امام خمينى «ره»: در خارج محدوده ياد شده، طوافصحيح نيست، امّا در حال ناچارى چنانكه نتواند در وقت خلوت هم در آن محدوده طواف كند با مراعات الأقرب فالأقرب در خارج از محدود اشكال ندارد.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: تا جايى كه جمعيت طواف كننده متصل به هم مشغول طوافند طواف در آن محدوده صحيح است هر چند از خلف مقام باشد. واللَّه العالم.
آية اللَّه اراكى «ره»: در خارج محدوده ياد شده طواف صحيح نيست.
آية اللَّه فاضل: بايد در محدوده باشد ليكن در قسمت حجر اسماعيل، مبدء را ديوار حجر بايد قرار داد نه كعبه.
آية اللَّه بهجت: طواف بايد در حد بين بيت و مقام باشد و درصورت عدم تمكّن در مسائل بعد ذكر مىشود.
آية اللَّه تبريزى: در موارد ازدحام طواف در خارج اين محدوده هم جايز است. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: بايد در محدوده فاصله بين كعبه و مقام ابراهيم انجام
شود.
آية اللَّه مكارم: طواف حد معينى ندارد بنابر اين در خارج محدوده معروف هم جايز است.
آية اللَّه سيستانى: بعيد نيست طواف در خارج از محدودهاى كه مشهور فقهاء ذكر نمودهاند نيز جايز باشد هرچند مكروه است و درصورت توانايى رعايت احتياط اولى است.
آية اللَّه صافى: بلى واجب است طواف در همه اطراف خانه كعبه در محدوده (5/ 26) ذراع واقع شود ولى اگر چارهاى از طواف در خارج از اين فاصله نباشد طواف در دورتر از اين فاصله بشرطصدق طواف و رعايت نزديكى ممكن، اشكال ندارد. واللَّه العالم.
آية اللَّهصانعى: تا جايى كه جمعيت طواف كننده متصل به هم مشغول طوافند طواف در آن محدودهصحيح است هر چند از خلف مقام باشد.
آية اللَّه نورى: در مطاف رعايت حدّ معينى لازم نيست و همينقدر كهصدق طواف دور خانه كعبه بكند كافى است.
س 26- اگر طواف حتماً بايد در محدوده (5/ 26 ذراع) فاصله كعبه و مقام انجام شود، آيا در طرف حجر اسماعيل، اين فاصله از ديوار كعبه محاسبه مىشود يا از خارج حجر؟
امام خمينى «ره»؛ آية اللَّه اراكى «ره»: از ديوار كعبه حساب مىشود.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: جواب اين سؤال عين جواب مسأله قبل است.
واللَّه العالم.
آية اللَّه فاضل: جواب اين ذكر شد.
آية اللَّه بهجت: فاصله از خانه كعبه حساب مىشود.
آية اللَّه تبريزى: از ديوار كعبه محاسبه مىشود ولى بيان شد كه در موارد ازدحام، طواف در خارج اين محدوده هم جايز است. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: از خارج حجر.
آية اللَّه مكارم: مطاف حد معينى ندارد.
آية اللَّه سيستانى: البته محدودهاى كه مشهور ذكر نمودهاند در طرف حجر، تنها شش ذراع و نيم مىشود.
آية اللَّه صافى: بنابر احتياط واجب از ديوار كعبه محاسبه مىشود يعنى در آنطرف بايد بيش از حدود 5/ 26 ذراع از ديوار حجر فاصله نداشته باشد. واللَّه العالم.
آية اللَّهصانعى: پاسخ آن از جواب سؤال قبل مشخص است.
آية اللَّه نورى: جواب اين سؤال از جواب سؤال قبل معلوم مىشود.
س 27- اگر طواف بايد در محدوده فاصله كعبه و مقام ابراهيم- ع- انجام شود، در هنگام ازدحام و زيادى جمعيت كه طواف در آن محدوده مشكل است، تكليف چيست؟
امام خمينى «ره»: درصورت امكان ولو در وقت خلوت (ولو با منتظر ماندن براى انتخاب وقت خلوت) بايد طواف، در حدّ بين مقام ابراهيم و خانه كه مسافت 5/ 26 ذراع است باشد و دورتر از آن حدّ، كفايت نمىكند و درصورت عدم امكان- حتى در وقت خلوت- طواف در خارج حدّ مزبور مانع ندارد، با مراعات الأقرب فالأقرب.
آيةاللَّه گلپايگانى «ره»: جواباينمسأله عين جواب دو مسأله قبل است.
آية اللَّه اراكى «ره»: اگر مىتواند طواف را در حدّ مزبور انجام دهد ولو در وقت خلوت بايد در حدّ مزبور انجام دهد و اگر ممكن نيست قيد مزبور ساقط است با رعايت الأقرب فالأقرب.
آية اللَّه فاضل: بايد به انتظار خلوت شدن باشد و چنانچه وقت تنگ شد ويا احتمال خلوت شدن در هيچ يك از ساعات شبانهروز وجود نداشت مىتواند در خارج از محدوده طواف كند.
آية اللَّه بهجت: با عدم تمكن از طواف در حد ولو در وقت خلوت، طواف در خارج حد مانع ندارد با مراعات الأقرب فالأقرب.
آية اللَّه تبريزى: حكم اين مسأله از جواب مسائل سابق ظاهر شد. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: كسى كه به جهت شلوغى نمىتواند در محدوده طواف كند بايد طواف را به تأخير بياندازد تا زمانى كه بتواند- ولو با كمك ديگران- در داخل محدوده طواف كند و اگر با تأخير نيز برايش ممكن نباشد بايد نايب بگيرد كه در داخل محدوده طواف كند و احتياط مستحب اين است كه خود نيز در خارج محدوده طواف كند.
آية اللَّه مكارم: در هر حال طواف در خارج آن محدوده جايز است.
آية اللَّه سيستانى: جايز است كه در خارج محدوده طواف كند.
آية اللَّه صافى: در مواقعى كه طواف در اين محدوده ممكن نشود در خارج محدوده بنحوى كه در جواب سؤال اوّل ذكر شد اشكال ندارد.
واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى: پاسخ آن از جواب سؤال 25 مشخص است.
آية اللَّه نورى: در پاسخ سؤال شماره (1) گفته شد كه طواف محدود به
آن حدّ نيست.
س 28- آيا طواف مستحب هم در همان محدوده بايد انجام شود؟
آية اللَّه فاضل: فرقى بين طواف واجب و مستحب از اين جهت نيست.
آية اللَّه بهجت: فرقى بين واجب و مستحب در اينجهت نيست، بلى با عدم تمكن اعتبار حد ساقط است.
آية اللَّه تبريزى: طواف مستحب از نظر كيفيت حكم طواف واجب را دارد مگر در اعتبار طهارت، واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: طواف مستحب هم بايد در همان محدوده انجام شود.
آية اللَّه مكارم: فرقى ميان طواف واجب و مستحب نيست.
آية اللَّه سيستانى؛ آية اللَّه نورى: لازم نيست.
آية اللَّه صافى: طواف واجب و مستحب در اين جهت تفاوت ندارد. واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى: در طواف واجب و مستحب فرقى در محدوده نيست.
س 29- خانمها در هنگام زيادى جمعيت اگر بخواهند طواف را در محدوده 5/ 26 ذراع بجا آورند يا نماز را پشت مقام ابراهيم بجا آورند، مردان نامحرم به آنها تنه مىزنند، تكليف در اينصورت چيست؟
امام خمينى «ره»: جارى است (وصرف تنه زدن اگر بتواند تعادل خود را حفظ كند و موجب لمس بدن نامحرم نشود عذر نيست.)
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: از جوابهاى قبلى معلوم شد كه طواف در وسعت بيشتر از آن مقدار جايز است و نماز طواف در فاصله بيشتر باصدق
عرفى خلف مانعى ندارد. واللَّه العالم.
آية اللَّه اراكى «ره»: احوط آن است كه در پشت مقام ابراهيم- ع- نماز طواف را بجا آورد و درصورت عدم تمكن و دورى زياد از حد كه نزد مقامصدق نكند بايد در يكى از دو جانب آن بجا آورد و اگر آن هم ممكن نباشد با مراعات الأقرب فالأقرب يكى از دو نقطههاى پشت مقام و دو جانب آن را براى نماز انتخاب كند.
آية اللَّه فاضل: لازم است طواف را در محدوده انجام دهند و حتىالامكان مراقب دور بودن از تنه زدن نامحرمان باشند.
آية اللَّه بهجت: آنچه ذكر شده مجوّز طواف در خارج حد نيست و موجب سقوط اعتبار خلف مقام نمىشود.
آية اللَّه تبريزى: در فرض مذكور مىتوانند در خارج اين محدوده طواف كنند و نماز را پشت مقام ابراهيم در فاصلهاى بخوانند كه محذور نداشته باشد. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: اگر چه مردان نامحرم به آنها تنه مىزنند طواف در محدوده و نماز در پشت مقام ابراهيم اشكالى ندارد.
آية اللَّه مكارم: نسبت به طواف از جواب قبل روشن شد، اما نسبت به نماز طواف درصورتى كه ريبه و فسادى نباشد، اشكالى ندارد.
آية اللَّه سيستانى: تنه زدن مُضرّ به طواف زن نيست اما رعايت محدوده مذكوره واجب نيست.
آية اللَّه صافى: اين امر به تنهايى مجوّز طواف در خارج محدوده نيست.
واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى: از جوابهاى قبلى معلوم شد كه طواف در وسعت بيش از
آن مقدار جايز است و نماز طواف در فاصله بيشتر باصدق عرفى خلف مانعى ندارد مگر آن كه در احد جانبين مقام بتواند نماز بخواند باصدق نزد مقام.
آية اللَّه نورى: چنانكه گفته شد طواف، محدود به آن حد نيست و نماز طواف هم اگر ممكن نشد نزد مقام ابراهيم- ع- بخواند، در نقطه دورتر هم با مراعات الأقرب فالأقرب مىتواند بخواند.
س 30- آيا نماز طواف، حتماً بايد پشت مقام ابراهيم- ع- انجام شود، يا هر جاى مسجد باشد كافى است؟ و اگر بايد در آنجا خوانده شود، چنانچه شخصى نماز را پشت مقام بجا نياورد، فقط معصيت كرده، يا نمازش هم باطل است؟
امام خمينى «ره»: واجب است اين نماز نزد مقام ابراهيم واقع شود و احتياط واجب آن است كه پشت مقام بجا آورد، و چنانچه به واسطه زيادى جمعيت نتوانست پشت مقام بايستد، بطورى كه گفته شود، نزد مقام نماز مىخواند، به واسطه دورى زياد، در يكى از دو جانب بجا آورد، در جايى كه گفته شود نزد مقام نماز مىخواند.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: درصورت تمكن نماز را خلف مقام والّا در يمين و يسار آن بجا آورد و درصورت عدم تمكّن از خلف مقام تا جايى كه عرفاً خلف مقامصدق كند مانعى ندارد وصحيح است. به
مناسك مراجعه شود. واللَّه العالم.
آية اللَّه اراكى «ره»: احوط آن است كه در پشت مقام بجا آورد و درصورت عدم تمكن و دورى زياد از حد كه نزد مقامصدق نكند بايد در يكى از دو جانب آن بجا آورد و اگر آن هم ممكن نباشد با مراعات الأقرب فالأقرب يكى از نقطههاى پشت مقام و دو جانب آن را براى نماز انتخاب كند.
آية اللَّه فاضل: لازم است پشت مقام ابراهيم و يا در يكى از دو طرف نزديك به آن انجام شود و در غير اينصورت نماز باطل است.
آية اللَّه بهجت: بايد نماز طواف واجب نزد مقام خوانده شود، و احوط آنستكه در پشت مقام بجا آورد و در مورد عدم تمكن تفصيلى دارد كه در مناسك ذكر شده است و با تخلّف در آنچه ذكر گرديد، نمازصحيح نيست.
آية اللَّه تبريزى: لازم است نماز طواف را پشت مقام ابراهيم بجا آورد و بجا آوردن در آن مكان شرطصحت نماز است و درصورت عدم تمكن در هر جاى مسجد كه نزديكتر به مقام است بجا مىآورد. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: در طواف واجب لازم است نماز طواف پشت مقام ابراهيم و در نزد آن باشد و اگر برخلاف آن عمل شود نمازش باطل است ولى در طواف مستحب هر جاى مسجد نماز بخواند كافى است.
آية اللَّه مكارم: واجب است نماز طواف درصورت امكان پشت مقام ابراهيم- ع- واقع شود و اگر امكان ندارد در دو طرف بجا مىآورد و اگر نتواند دورتر مىخواند.
آية اللَّه سيستانى: واجب است نماز طواف را در نزديكى مقام حضرت ابراهيم- ع- بجا آورده شود و اظهر آن است كه بايد آنرا پشت مقام بجا آورند يعنى اين كه در سمت راست يا چپ آن نباشد و اگر نتواند پشت و نزديك مقام بجا آورد احوط آن است كه هم آن را در نزديكش چه در سمت راست و يا چپ و هم دور از آن، ولى پشت مقام بجا آورد و اگر نتواند، يكى از اين دو را انجام دهد و اگر هيچكدام را نتواند انجام دهد در هر جاى مسجد ممكن شد بجا آورد و اگر به وظيفه مذكور عمل نكند لازم است نماز را اعاده كند.
آية اللَّهصافى: احتياط آنست كه نماز را در پشت مقام بخواند و اگر به علّت زيادى جمعيت نتواند در جايى بايستد كه عرفاً بگويند پشت مقام ايستاده بايد در يكى از دو طرف مقام بايستد و نماز بخواند و اگر آنهم ممكن نباشد، در جايى از مسجد كه به پشت مقام و دو طرف آن نزديكتر است نماز بخواند و اگر بر خلاف اين دستور خوانده، بايد مجدّداً بخواند. واللَّه العالم.
آية اللَّهصانعى: واجب است اين نماز نزد مقام ابراهيم واقع شود و احتياط واجب بلكه اقوى آن است كه پشت مقام بجا آورد و چنانچه به واسطه زيادى جمعيت نتوانست پشت مقام بايستد، بطوريكه گفته شود نزد مقام نماز مىخواند، به واسطه دورى زياد، در يكى از دو جانب بجا آورد، در جايى كه گفته شود نزد مقام نماز مىخواند.
آية اللَّه نورى: درصورت امكان لازم است كه نزد مقام ابراهيم- ع- يا پشت مقام بجا بياورد و اگر ممكن نشد در هر نقطهاى از مسجدالحرام مىتواند بخواند و درصورتى كه ممكن باشد كه نزد مقام و يا پشت
مقام بجا بياورد و عمداً بجا نياورد نمازش باطل است و بايد اعاده كند.
س 31- هنگامى كه مسجدالحرام خلوت است، آيا نماز طواف حتماً بايد نزديك مقام خوانده شود، يا اگر در فاصله دورترى بخواند ولى مقام ابراهيم- ع- بين او و كعبه قرار گيرد كافى است؟
امام خمينى «ره»: ميزانصدق عرفى است (همين كه عرفاً گفته شود پشت مقام نماز مىخواند كافى است.)
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: در مفروض سؤال بايد نماز را خلف مقام و نزديك آن بجا آورد. واللَّه العالم.
آية اللَّه اراكى «ره»: اگرصدق كند كه پشت مقام است كفايت مىكند.
آية اللَّه فاضل: لازم است الأقرب فالأقرب رعايت شود.
آية اللَّه بهجت: در مسأله قبل بيان شد و بايد نزديك و على الأحوط پشت مقام باشد.
آية اللَّه تبريزى: لازم است نماز طواف را پشت مقام ابراهيم اتيان كنند.
واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: بايد نزد مقام بوده و مقام را بين خود و كعبه قرار دهد.
آية اللَّه مكارم: بايد نزديك مقام خوانده شود.
آية اللَّه سيستانى: واجب است نزديك و پشت مقام ابراهيم- ع- خوانده شود.
آية اللَّهصافى: بايد نزديك مقام بخواند. واللَّه العالم.
آية اللَّهصانعى: ميزانصدق عرفى است (همين كه عرفاً گفته شود پشت مقام نماز مىخواند كافى است.)
آية اللَّه نورى: درصورتى كه خلوت است بايد نماز طواف را نزد مقام يا پشت مقام بخواند.
س 32- گاهى اوقات اگر بخواهد نماز طواف را نزد مقام يا پشت آن بجا آورد، طواف كنندگان به او تنه مىزنند و از حال نماز خارج مىشود، آيا مىتواند در فاصله دورترى نماز را بجا آورد؟
امام خمينى «ره»: ميزانصدق عرفى است (همين كه عرفاً گفته شود پشت مقام نماز مىخواند كافى است.)
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: درصورتى كه محلى خالى از تنه زدن فراهم نشود ولو با كمىصبر كه منافى با مبادرت به نماز نباشد عقبتر نماز خواندن مانعى ندارد. واللَّه العالم.
آية اللَّه اراكى «ره»: تا حدّى كه پشت مقامصدق كند اشكال ندارد.
آية اللَّه فاضل: اگر اطمينان دارد كه طواف كنندگان مانع از انجام نماز كامل او مىباشند در اينصورت مىتواند در فاصله دورترى نماز بخواند.
آية اللَّه بهجت: مجرّد تنه زدن مسقط تكليف نيست، بلى درصورت تعذّر بتفصيلى كه در مناسك ذكر شده عمل شود.
آية اللَّه تبريزى: در فرض مذكور نماز را پشت مقام و در فاصله دورترى بجا مىآورد. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: در هنگام ازدحام جمعيت مىتواند در فاصله دورترى نماز بخواند ولى بايد در پشت مقام باشد به طورى كه مقام بين او و كعبه واقع شود و نماز خواندن در طرف راست يا چپ مقام هر چند به
مقام نزديكتر باشد كافى نيست.
آية اللَّه مكارم: در فرض سؤال مىتواند در فاصله دورترى به طوريكه مقام بين او و كعبه واقع شود نماز بخواند.
آية اللَّه سيستانى: جواب آن در پاسخ دو سؤال قبل ذكر شد.
آية اللَّه صافى: در مواقع مذكوره اگر طرفين مقام هم همين محذور را دارد مىتواند در فاصله دورترى با رعايت الأقرب فالأقرب بخواند.
واللَّه العالم.
آية اللَّهصانعى: در فاصله دورتر با رعايت جواب (دو) سؤال قبل.
آية اللَّه نورى: جواب اين سؤال از پاسخهاى قبل معلوم شد.
س 33- كسى كه قرائت اوصحيح نيست چنانچه در تصحيح نكردن قرائت مقصر باشد، تكليفش نسبت به نماز طواف چيست؟
امام خمينى «ره»: واجب است نماز خود را ياد بگيرد و قرائت و ذكرهاى واجب را تصحيح كند و كوتاهى جايز نيست ولى اگر نتوانست ياد بگيرد، بايد نماز را به هر ترتيبى كه مىتواند خودش بجا آورد و كافى است، و اگر ممكن است، كسى را بگمارد كه نماز را به او تلقين كند، و احتياط آن است كه در مقام ابراهيم به شخص عادلى اقتدا كند، لكن اكتفا به نماز جماعت نكند، چنانچه نايب گرفتن نيز كافى نيست.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: بايد قرائت خود را تصحيح كند و چنانچه تا وقت طواف تصحيح نشد به قدر ممكن بخواند و احتياط استحبابى آن است كه نايب هم بگيرد تا بدون فاصله براى او بجا آورد. واللَّه العالم.
آية اللَّه اراكى «ره»: در تصحيح كردن قرائت نبايد كوتاهى كند و در مقام
تصحيح قرائت خود برآيد و تا ماداميكه قرائت او درست نشده نماز را به همان قسم كه مىتواند بخواند و احتياطاً نايب هم بگيرد و اگر مىتواند به جماعت هم بخواند ولو به جماعت يوميّه باشد.
آية اللَّه فاضل: بهر حال چنانچه در حال اعمال، امكان تصحيح براى او وجود نداشته باشد لازم است بهمان نحو كه مىداند نماز را بخواند و نايب هم بگيرد.
آية اللَّه بهجت: بعضى عمره و حج چنين كسى را باطل دانستهاند لهذا بر مكلّف لازم است در جميع اوقات خصوصاً در وقت اراده حج تصحيح كند نماز خود را، و اگر ممكن شود نماز طواف را در مقام به جماعت بخواند از قرائت حمد و سوره فارغ مىشود، و درصورت عدم امكان جماعت عمل به وظيفه يوميه كافى است.
آية اللَّه تبريزى: احوط آنست كه نماز طواف را بهصورت ممكنش اتيان كند و نيز براى آن نايب بگيرد و درصورتيكه جماعت ممكن باشد با جماعت هم بخواند. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: بايد طواف كردن را تا آخر وقت تأخير بياندازد و قرائت نمازش را تصحيح كند و اگر تأخير نياندازد و با قرائت غلط نماز بخواند نماز او باطل است، و كسى كه تا آخر وقت قرائت نمازش را تصحيح نكرد، هر چند در اين كار مقصر باشد در آخر وقت طواف مىكند و به هر شكل كه بهتر مىتواند- ولو با تلقين ديگرى- نماز مىخواند و احتياط مستحب در آن است كه براى نماز نايب نيز بگيرد.
آية اللَّه مكارم: به هرصورتى كه براى او ممكن است بايد نماز را بخواند و اگر ممكن است كسى را بگمارد كه نماز را به او تلقين كند،
البته چنانچه مقصر است معصيت كرده ولى حج اوصحيح است و نايب براى او لازم نيست.
آية اللَّه سيستانى: مانند كسى كه مقصّر نباشد يعنى اگر مقدارى از قرائت را بتواندصحيح بخواند، پس خواندن نماز با اين كيفيت كفايت مىكند و اگر نتواند مقدار زيادى را بنحوصحيح بخواند احتياط اين است كه هم همان مقدار و هم مقدار ديگرى از آيات قرآن كه بنحوصحيح مىتواند ادا كند بخواند و الّا تسبيح بگويد و اولى براى مقصر هم نماز را به كيفيتى كه بيان شد بخواند و هم جماعت بخواند و هم نايب بگيرد.
آية اللَّهصافى: در فرض سؤال درصورتى كه وقت ندارد و عاجز از تصحيح است بايد نماز را بهمان نحوى كه مىداند حتماً بخواند و احتياط اين است كه درصورت امكان بجماعت هم بخواند و نايب هم بگيرد. واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى: در تصحيح كردن قرائت نبايد كوتاهى كند و در مقام تصحيح قرائت خود برآيد و تا ماداميكه قرائت او درست نشده نماز را به همان قسم كه مىتواند بخواند و احتياطاً نايب هم بگيرد و اگر مىتواند به جماعت هم بخواند و احتياط در جمع بين نايب گرفتن و جماعت و خواندن خود بطور فرادى مىباشد و اگر ممكن است كسى را بگمارد كه نماز را به او تلقين كند.
آية اللَّه نورى: لازم است كه قرائت نماز را ياد بگيرد و اگر نتواند ياد بگيرد بايد بههر نحوى كه مىتواند خودش بخواند واگر ممكنباشد كسى را بگمارد كه به او تلقين كند و اگر ممكن نيست به جماعت بخواند.
س 34- امروزه كه فاصله بينصفا و مروه بهصورت سالن دو طبقهاى ساخته شده است انجام سعى در طبقه دوّم چه حكمى دارد؟
امام خمينى «ره»: اشكال دارد.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: اگر احراز شود كه طبقه دوم بين جبلين واقع شده، سعى جايز است والّا جايز نيست. واللَّه العالم.
آية اللَّه اراكى «ره»: سعى از طبقه دوم مجزى نيست.
آية اللَّه فاضل: جايز نيست.
آية اللَّه بهجت: درصورتى كه احراز شود كه سعى بين صفا و مروه واقع شده، سعى از طبقه دوم مانع ندارد.
آية اللَّه تبريزى: سعى در طبقه دوم بنابر احتياط بايد ترك شود. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى:صحيح نيست.
آية اللَّه مكارم: جايز نيست مگر در هنگام ضرورت شديد.
آية اللَّه سيستانى: درصورتى كه طبقه فوقانى بينصفا و مروه باشد نه بالاتر مسعى در طبقه مذكور جايز و الّا جايز نيست.
آية اللَّهصافى: اگر طبقه دوم بين كوهصفا و مروه قرار گرفته باشد و بلندتر نباشد مانع ندارد. واللَّه العالم.
آية اللَّهصانعى: چون بين كوه بودن طبقه دوم محرز نمىباشد سعى از طبقه دوم مجزى نمىباشد.
آية اللَّه نورى: درصورتى كه محرز باشد كه طبقه دوم يا بالاتر ميان دو كوهصفا و مروه واقع است اشكال ندارد ولى اگر محرز نباشد اشكال دارد.
س 35- كسى كه طواف و نماز طواف را انجام داده، آيا مىتواند سعى را با فاصله زياد انجام دهد، مثلًا روز ديگر و اگر طواف و نماز را شب انجام داده و بسيار خسته است آيا مىتواند سعى را فردا بجا آورد؟
آية اللَّه فاضل: مىتواند درصورتى كه طواف را در روز انجام داده باشد سعى را تا شب تأخير بيندازد ولى تأخير تا فردا تنها درصورت عذر جايز است.
آية اللَّه بهجت: جايز است تأخير سعى از طواف به جهت رفع خستگى و به جهت تخفيف حرارت هوا و جايز نيست تأخير آن تا فردا، و اقوى جواز تأخير آن است تا شب آن روز، و احوط ترك آن است بدون عذر.
واللَّه العالم.
آية اللَّه تبريزى: احوط آنست كه بدون ضرورت، سعى را از طواف و نماز به مقدار معتدّ به تأخير نيندازد اگرچه اقوى جواز تأخير آن تا شب است ولى در حال اختيار نمىشود سعى را تا فردا تأخير انداخت. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: تأخير سعى از طواف تا شب جايز است ولى تأخير آن براى روز بعد بدون ضرورت جايز نيست و بنابر احتياط واجب تا بينالطلوعين روز بعد نيز به تأخير نياندازد، و اگر طواف در اوائل شب انجام گرفته باشد تأخير آن تا روز بعد جايز نيست، ولى درصورتى كه در نزديكى طلوع فجر طواف كرده، مىتواند در بينالطلوعين يا در روز،
سعى را انجام دهد.
آية اللَّه مكارم: تأخير انداختن تا شب براى استراحت و تخفيف گرما و مانند آن جايز است ولى بدون عذر نمىتواند تا فردا تأخير بيندازد.
آية اللَّه سيستانى: تأخير سعى تا شب جايز است اما تأخير آن تا فرداى روز طواف، درصورت اختيار جايز نيست.
آية اللَّه صافى: تأخير سعى تا روز بعد جايز نيست و اقوى جواز تأخير تا شب است هر چند احتياط، عدم تأخير است و درصورت تأخير تا روز بعد معصيت كرده ولى سعى باطل نيست. واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى: تأخير تا روز ديگر جايز نيست امّا به كمتر از آن هر چند تا شب مانعى ندارد. آرى تأخير تا روز ديگر بخاطر عذرى مانند مرض و غير آن مانعى ندارد.
آية اللَّه نورى: فاصله زياد جايز نيست بلى براى رفع خستگى يا شدّت گرما مىتواند تا شب تأخير بيندازد.
س 36- آيا محرم قبل از آن كه خودش تقصير كند و از احرام خارج شود مىتواند براى ديگرى تقصير كند (ناخن بگيرد يا مو بچيند)؟
امام خمينى «ره»: ناخن گرفتن اشكال ندارد ولى چيدن مو جايز نيست.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: اين كار عمداً جايز نيست و اگر جهلًا اين كار را كرد تقصير براى شخص تقصير شده كافى است و بر تقصير كننده كفاره نيست. واللَّه العالم.
آية اللَّه اراكى «ره»: نمىتواند و موجب كفاره است اگر به تراشيدن سر باشد يا به ازاله مو و به غير آن كفاره ندارد و حرام هم نيست.
آية اللَّه فاضل: نمىتواند.
آية اللَّه بهجت: محرم مىتواند ناخن ديگرى را بگيرد، ولى نمىتواند ازاله موى او نمايد هر چند تقصيرصحيح است.
آية اللَّه تبريزى: نمىتواند موى شخص ديگر را بچيند ولى گرفتن ناخن شخص ديگر مانعى ندارد واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: مُحرم نمىتواند از ديگرى مو بچيند ولى ناخن گرفتن از ديگرى جايز است.
آية اللَّه مكارم: جايز نيست موى ديگرى را بچيند.
آية اللَّه سيستانى: براى محرم جايز نيست كه موى خود يا ديگرى را از بدن جدا نمايد ولى بعيد نيست كه ناخن ديگرى را گرفتن براى محرم جايز باشد هرچند احتياط در ترك است.
آية اللَّه صافى: جايز نيست. واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى: نمىتواند و موجب كفاره است اگر به تراشيدن سر باشد يا به ازاله مو، و به غير آن كفاره ندارد و حرام هم نيست و تقصير هم محقّق مىشود، آرى با جهل به حرمت كفّاره نيست و تقصير هم براى شخص تقصير شده كافى مىباشد.
آية اللَّه نورى: مىتواند ناخن ديگرى را بگيرد ولى نمىتواند موى ديگرى را حلق يا تقصير كند.
س 37- كسى كه سال اوّل حج اوست آيا در حج بايد سر بتراشد، يا تقصير
هم كفايت مىكند و آيا در اين مسأله بين حجةالاسلام و غير آن فرقى هست يا نه؟
امام خمينى «ره»: به احتياط واجب بايد سر بتراشد.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: احتياط تراشيدن سر است و فرقى بين حجةالاسلام و غير آن نيست. واللَّه العالم.
آية اللَّه اراكى «ره»: كسى كه بار اول او است، بايد حلق كند و تقصير كافى نيست و بين حجةالاسلام و غيره فرقى نيست.
آية اللَّه فاضل: سرتراشيدن تعيّن ندارد بلكه تقصير هم كافى است و فرقى بين حجةالاسلام و غير آن نيست.
آية اللَّه بهجت: مىتواند تقصير هم بكند، هر چند حلق براى صروره مستحبّ مؤكد است، و فرقى نيست.
آية اللَّه تبريزى: بنابر اظهر،صروره نيز مخير است بين حلق و تقصير، گرچه افضل بلكه احوط حلق است در حق او و در اين مسأله بين حجةالاسلام و غير آن فرقى نيست. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: چنانچه حجةالاسلام را انجام مىدهد لازم است سر را بتراشد هر چند سال اول حج او نباشد و اگر حجةالاسلام را انجام نمىدهد و سال اول حج اوست بنابر احتياط مستحب سر را بتراشد.
آية اللَّه مكارم: مخير است بين سر تراشيدن و كوتاه كردن موها.
آية اللَّه سيستانى: كسى كه سال اول حج او (صروره) باشد بنابر احتياط واجب بايد سر بتراشد.
آية اللَّه صافى: به احتياط واجب بايد سر بتراشد و فرقى بين حجةالاسلام و غير آن نيست. واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى: بنابر اقوى بايد سر بتراشد و فرقى بين حجةالاسلام و غير آن نيست.
آية اللَّه نورى: تقصير كفايت مىكند و فرقى بين حجّةالاسلام و غير آن نيست.
س 38- كسى كه در حج نايب ديگرى است، گرچه نايب سال اوّل او نيست ولى منوب عنه تاكنون حجى بجا نياورده آيا بايد حلق كند يا تقصير هم كفايت مىكند؟
آية اللَّه فاضل: گرچه بنظر اينجانب براى منوب عنه هم حلق تعيّن ندارد ليكن درصورت تعيّن هم براى نايب در فرض سؤال، تعيّن ندارد.
آية اللَّه بهجت: مخيّر است.
آية اللَّه تبريزى: اگر نايبصروره نباشد به وظيفه غيرصروره عمل مىكند- گرچه در اين مسأله بينصروره و غيرصروره بنابر اظهر فرقى نيست- و لكن اگر منوب عنه زنده باشد بنابر احتياط بايد نايب اوصروره باشد. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: حلق لازم نيست و تقصير كفايت مىكند.
آية اللَّه مكارم: از جواب بالا روشن شد.
آية اللَّه سيستانى: مىتواند تقصير كند.
آية اللَّه صافى: در فرض سؤال تقصير كفايت مىكند. واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى: معيار نايب است نه منوب عنه پس اگر نايب صروره است بايد حلق نمايد و تقصير كفايت نمىكند گرچه منوب عنه قبلًا
مشرف شده باشد كما اين كه در عكسش يعنى اگر نايبصروره نيست و حج سال اوّل او نيست مخيّر است بين حلق و تقصير گرچه منوب عنه تا كنون حجّى بجا نياورده باشد.
آية اللَّه نورى: تقصير كفايت مىكند مگر اين كه منوب عنه يا كسى از طرف منوب عنه شرط كرده باشد كه بايد حلق كند.
س 39- گاهى مشاهده مىشود بانوان در عمره، پس از سعى، بر مروه، براى تقصير، موى خود را مىچينند، و بدين سبب موهاى آنها ظاهر مىشود و نامحرم مىبيند، لطفاً نظر مبارك را مرقوم فرماييد.
آية اللَّه فاضل: لازم است موهاى خود را حفظ كند تا نامحرم نبيند ليكن درصحت تقصير و ترتّب آثار آن اشكالى وجود ندارد.
آية اللَّه بهجت: بايد موى خود را از نامحرم بپوشانند هر چند تقصيرصحيح است.
آية اللَّه تبريزى: در تقصير لازم نيست از همه موها گرفته شود بلكه چيدن يك مو هم كافى است و چيدن مو هم لازم نيست و ناخن گرفتن هم كفايت مىكند و با آن مُحرم از احرام خارج مىشود واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: معصيت كردهاند ولى به تقصيرشان ضررى نمىزند.
آية اللَّه مكارم: معصيت كرده است ولى به عمره و تقصير او ضرر نمىرسد.
آية اللَّه سيستانى: ضرر به تقصير آنها نمىرساند ولى عموماً ستر مو براى زن واجب است.
آية اللَّه صافى: لازم نيست در مروه تقصير كنند بلكه اگر با اين كه مىدانند نامحرم مىبيند در آنجا تقصير كنند معصيت است و مىتوانند در منزل تقصير كنند و براى مردان نيز تقصير در منزل بلا اشكال است. واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى: اگر متوجه باشند كه نامحرم مىبيند و گناه انجام مىگيرد هر چند مرتكب حرام و ترك واجب شدهاند امّا تقصير درست است.
آية اللَّه نورى: لازم است كه زنها موى سر خود را از نامحرم بپوشانند ولى درصورت عدم مبالاة تقصير آنها كفايت مىكند.
س 40- اگر اوّل ماه ذيحجه نزد شيعيان ثابت نشد تكليف آنان نسبت به وقوف و اعمال منا چيست؟ آيا مىتوانند به حكم قاضى اهل سنت عمل كنند؟
امام خمينى «ره»: اگر از طرف قاضى اهل سنت حكم شد كه فلان روز اوّل ماه يا عيد قربان است، تبعيت لازم است ولو با علم به خلاف.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: راجع به ثبوت هلال نزد قاضى عامه و عدم ثبوت آن نزد شيعه بينصورت تمكن از وظيفه و عدم تمكن، تفصيلى است كه در مناسك مذكور است. واللَّه العالم.
آية اللَّه اراكى «ره»: ثبوت هلال نزد قاضى عامه كافى است و هر چند
كسى كه يقين خلاف يا شك درصحت حكم قاضى دارد جايز است تبعيت كند و مجزى است حتى براى قاطع به خلاف.
آية اللَّه فاضل: نه تنها مىتواند بلكه لازم است تبعيت نمايد مخصوصاً درصورت عدم علم بخلاف.
آية اللَّه بهجت: درصورت عدم علم بخلاف بايد متابعت كند و مجزى است، و در غير اينصورت در مناسك به تفصيل ذكر شده است.
آية اللَّه تبريزى: چنانچه علم به خلاف نباشد بايد تبعيت كنند. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: درصورتى كه علم به خلاف نداشته باشند بايد به حكم قاضى اهل سنت عمل كنند.
آية اللَّه مكارم: مىتوانند به حكم قاضى اهل سنت عمل كنند حتى با علم به خلاف.
آية اللَّه سيستانى: درصورت مفروض اگر براى مكلّف ممكن باشد كه اعمال حج را در اوقات مخصوص خود بر طبق ضوابط شرعى در باب ثبوت هلال بجا آورد، و آنها را بجا آورد، بنابر اظهر حج اوصحيح است و اگر آنها را بكيفيت ذكر شده بجا نياورد اگر چه به علت عذرى باشد، پس اگر از نظر و حكم قاضى عامّه در وقوف بعرفات و مشعر پيروى نكرد شكى در باطل بودن حجش نيست ولى اگر از او پيروى كندصحت حج او مورد اشكال است، پس مقلد مىتواند در اين مسأله به غير رجوع كند البته با مراعات الأعلم فالأعلم.
آية اللَّه صافى: در فرض سؤال، احتياط واجب آن است كه اگر ممكن است وقوف اختيارى عرفات را در روزى كه پيش شيعه، نهم است
انجام دهند، و اگر ممكن نشد اضطرارى آنرا درك كنند و به مشعر رفته و وقوف در آنجا را نيز درك كنند، و اعمال روز عيد را در منا بجا آورند، و اگر درك اضطرارى عرفات هم ممكن نباشد، درك اختيارى مشعر كافى است و حجّشصحيح است و درك اضطرارى عرفه و اضطرارى مشعر نيز بنابر اقوى كفايت مىكند، و اگر درك هيچيك از اين مواقف ميسر نشود و از جهت تقيه ناچار به متابعت باشند و از عمل به وظيفه خود خائف باشند اقوى صحت و كفايت همين حج است هر چند عالم بخلاف باشند، و اگر بدون خوف متمكن از عمل به وظيفه باشند احوط آن است كه با آنها رجاءً متابعت كنند و بعد واجب است عمل به وظيفه خود نمايند حتى با عدم علم بخلاف. واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى: اگر از طرف قاضى اهل سنت حكم شد كه فلان روز اوّل ماه يا عيد قربان است، تبعيت لازم و مجزى مىباشد ولو با علم به خلاف.
آية اللَّه نورى: تا علم بخلاف حاصل نشده است بايد طبق حكم قاضى اهل سنّت عمل كنند.
س 41- آيا بانوان، مطلقاً مىتوانند وقوف اضطرارى ليلى مشعر را انجام دهند و قبل از اذانصبح از مشعر بروند يا اختصاص به معذورين دارد؟
آية اللَّه فاضل: مىتوانند.
آية اللَّه بهجت: زنان در مورد سؤال از معذورين هستند.
آية اللَّه تبريزى: مطلقا مىتوانند و اختصاص به معذورين ندارد. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: وقوف اضطرارى ليلى مشعر بر بانوان مطلقاً جايز است و اختصاصى به معذورين ندارد ولى بنابر احتياط بعد از نيمه شب از مشعر خارج شوند و شب را تا طلوع آفتاب حساب كنند.
آية اللَّه مكارم: همه زنها مىتوانند.
آية اللَّه سيستانى: زنها نيز اين حكم را دارند.
آية اللَّه صافى: بلى براى بانوان مطلقا جايز است. واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى: مطلقاً مىتوانند، و زنان خود موضوع حكم مىباشند.
آية اللَّه نورى: بلى مىتوانند.
س 42- خدمه كاروانها و كسانى كه به جهت همراهى بانوان پس از نصف شب، قبل از اذانصبح پس از انجام وقوف اضطرارى از مشعر به منا مىروند، آيا بايد براى وقوف اختيارى (از اذان تا طلوع آفتاب) از اذان به مشعرالحرام برگردند؟
آية اللَّه فاضل: درصورت امكان لازم است برگردند.
آية اللَّه بهجت: بايد برگردند.
آية اللَّه تبريزى: بايد برگردند، واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: اگر ممكن بوده و حرجى نباشد بايد خود را قبل از طلوع آفتاب به مشعر برسانند.
آية اللَّه مكارم: لازم نيست برگردند.
آية اللَّه سيستانى: اشخاصى كه براى پرستارى يا راهنمايى معذورين لازم است همراه باشند، مىتوانند به وقوف شب عيد اكتفا نمايند.
آية اللَّه صانعى: برگشتن لازم نيست.
آية اللَّه صافى: بلى واجب است براى درك وقوف اختيارى مشعر درصورت تمكّن، برگردند.
آية اللَّه نورى: لازم نيست.
س 43- آيا بانوان مىتوانند در شب رمى كنند؟ و درصورت جواز، آيا اين امر اختصاص به بانوانى دارد كه از رمى در روز معذورند، يا بطور مطلق براى بانوان رمى در شب جايز است و آيا اختصاص به رمى روز دهم دارد يا نه؟
امام خمينى «ره»: براى زنها رمى جمره عقبه، پس از وقوف به مشعر و آمدن به منا در همان شب عيد قربان مانع ندارد، ولى رمى روز يازدهم و دوازدهم درصورتى براى آنان در شبصحيح است كه از رمى روز معذور باشند.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: اگر از رمى در روز معذورند رمى در شب براى آنان مانع ندارد و شب عيد مىتوانند بعد از نصف شب از مشعر كوچ كنند و در همان شب عيد رمى كنند. واللَّه العالم.
آية اللَّه اراكى «ره»: زنان درصورتى مىتوانند رمى روز يازدهم و دوازدهم را شب انجام دهند كه روز نتوانند و معذور باشند كه آن را انجام دهند و در اينجا زن بودن عذر نمىباشد. بله رمى جمره عقبه را مىتوانند در شب انجام دهند اگر شب هم به منا رفتند و در اينجا زن
بودن عذر است.
آية اللَّه فاضل: در رمى روز دهم بانوان مطلقا مىتوانند در شب رمى كنند ولى در روزهاى بعد اختصاص بصورت عذر دارد.
آية اللَّه بهجت: زنها مىتوانند همان شب رمى كنند و اين حكم مخصوص شب دهم است.
آية اللَّه تبريزى: نسبت به رمى روز دهم، زنها و ساير كسانيكه بر آنها جايز است شب از مشعر كوچ كنند مىتوانند در شب عيد رمى كنند ولو خوف بر نفس نداشته باشند، ولى در رمى روز يازدهم و دوازدهم بنابر احتياط اين حكم اختصاص به كسانى دارد كه از كثرت ازدحام در روز خوف بر نفسشان دارند. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: در شب عيد به طور مطلق مىتوانند و در غير آن نمىتوانند مگر آن كه از رمى در روز معذور باشند.
آية اللَّه مكارم: براى بانوان رمى در شب مطلقا جايز است و فرقى ميان روز دهم و غير آن نيست.
آية اللَّه سيستانى: زن مىتواند فقط براى روز عيد در شب رمى كند هرچند در روز معذور نباشد.
آية اللَّه صافى: زنها درصورتى كه معذور نباشند بايد در روز رمى كنند و اگر بخاطر ازدحام فوقالعاده نتوانند در روز رمى كنند جايز است در شب رمى كنند ولى نسبت به شب دهم درصورت عدم عذر هم مىتوانند شب رمى كنند. واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى: براى زنها رمى جمره عقبه، پس از وقوف به مشعر و آمدن به منا در همان شب عيد قربان مانع ندارد، ولى رمى روز يازدهم
و دوازدهم درصورتى براى آنان در شبصحيح است كه از رمى روز معذور باشند.
آية اللَّه نورى: كسانى كه در روز از رمى جمره معذورند در شب مىتوانند رمى كنند و اين حكم اختصاص به روز معيّن ندارد.
س 44- درصورت جواز رمى، آيا شب قبل بايد انجام دهند و يا شب بعد هم مىتوانند انجام دهند؟
امام خمينى «ره»: فرق نمىكند شب قبل باشد يا شب بعد.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: در هر دوصورتصحيح و مجزى است. واللَّه العالم.
آية اللَّه اراكى «ره»: ظاهر اين است كه فرق نمىكند شب قبل باشد يا شب بعد.
آية اللَّه فاضل؛ آية اللَّه مكارم؛ آية اللَّهصانعى: هر دو جايز است.
آية اللَّه بهجت: اگر نتواند رمى كند در روز، تأخير بيندازد براى شب و اگر عالم شد كه نمىتواند انجام دهد رمى را، مىتواند شب قبل رمى كند.
آية اللَّه تبريزى؛ آية اللَّه زنجانى: شب قبل بايد انجام دهند. واللَّه العالم.
آية اللَّه سيستانى: معلوم شد كه فقط براى روز عيد، رمى شب ترخيص شده است آن هم در شب عيد.
آية اللَّه صافى: درصورت وجود عذر از رمى در روز، رمى در شب قبل و يا شب بعد هر دو جايز است. واللَّه العالم.
آية اللَّه نورى: بلى كسانى كه عذر دارند در شب بعد هم مىتوانند.
س 45- درصورتى كه بتوانند رمى روز قبل و بعد را در يك شب انجام دهند، آيا مىتوانند هر دو را قبل از نصف شب انجام دهند، مثلًا رمى روز يازدهم و دوازدهم را در شب دوازدهم، قبل از نصف شب انجام دهند يا نه؟
آية اللَّه فاضل؛ آية اللَّه صانعى؛ آية اللَّه مكارم: مىتوانند.
آية اللَّه بهجت: از مسأله قبل معلوم شد.
آية اللَّه تبريزى: چنانكه در جواب مسأله سابق گفته شد رمى هر روز را بايد در شب قبل انجام داد واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: با توجه به جواب سؤال قبل، حكم اين مسأله روشن است.
آية اللَّه سيستانى: اين حكم براى شب عيد فقط، ثابت شده است.
آية اللَّه صافى: اگر يقين داشته باشند كه رمى روز بعد را هم نمىتوانند در روز انجام دهند مىتوانند در فرض مرقوم در شب دوازدهم رمى كنند. واللَّه العالم.
آية اللَّه نورى: بلى مىتوانند درصورتى كه در روز عذر دارند.
س 46- كسى كه رمى در روز را ترك كرده، آيا مىتواند شب رمى كند، يا بايد روز بعد قضاى آن را بجا آورد؟
امام خمينى «ره»: اگر از رمى در روز معذور نباشد، نمىتواند در شب رمى كند.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: اگر از معذورين نباشد روز بعد قضا كند. واللَّه العالم.
آية اللَّه اراكى «ره»: اگر از رمى در روز معذور نباشد بايد در روز بعد قضا كند.
آية اللَّه فاضل؛ آية اللَّه تبريزى؛ آية اللَّه سيستانى؛ آية اللَّه نورى: لازم است روز بعد قضاى آنرا انجام دهد.
آية اللَّه بهجت: با فرض عمد بايد روز بعد قضا كند.
آية اللَّه زنجانى: بايد در روز بعد قضا كنند و بنابر احتياط واجب مىبايد قضا را بر ادا مقدّم كند و در مورد قضاى رمى روز دهم مستحب است قضا را اوايل آفتاب و سنگ روز يازدهم را هنگام زوال بزند بلكه اين كار مطابق احتياط مستحب است و در قضا كردن غير روز دهم احتياط واجب در آن است كه رمى قضا و ادا را يك ساعت (به معناى 112 روز) فاصله بياندازند.
آية اللَّه مكارم: اگر در روز نمىتوانسته، بايد در شب بجا آورد و اگر فراموش كرده، بايد روز بعد قضا كند.
آية اللَّهصافى: بايد روز بعد قضاى آنرا قبل از رمى آن روز انجام دهد.
واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى: اگر از رمى در روز معذور نباشد، نمىتواند در شب رمى كند.
س 47- رمى جمرات از طبقه فوقانى جايز و مكفى است يا نه؟ و چنانچه بر اثر ازدحام جمعيت رمى در طبقه پايين مشكل باشد تكليف چيست؟
امام خمينى «ره»: جايز است و لازم نيست در طبقه اوّل رمى نمايند.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: رمى در طبقه بالا خلاف احتياط است و اگر در
همان روز متمكن از رمى در طبقه پايين نشدند روز بعد در طبقه پايين رمى كنند. واللَّه العالم.
آية اللَّه اراكى «ره»: مانع ندارد و كافى است.
آية اللَّه فاضل؛ آية اللَّهصانعى؛ آية اللَّه نورى: رمى از طبقه فوقانى جايز است.
آية اللَّه بهجت؛ آية اللَّه زنجانى: رمى در هر دو طبقه جايز و كافى است.
آية اللَّه تبريزى: كفايت رمى مزبور محل اشكال است مگر اين كه از بالا، پايين جمره را بتواند رمى كند و اگر در تمام روز رمى در طبقه پايين مشكل باشد و خوف بر نفس داشته باشد، شب قبل رمى نمايد و چنانچه در روز هم متمكن شد رمى را اعاده مىكند. واللَّه العالم.
آية اللَّه مكارم: در هنگام ازدحام جمعيت جايز است.
آية اللَّه سيستانى: اكتفا به رمى مقدار اضافه شده، محلّ اشكال است اگر رمى مقدار سابق ممكن نباشد هم خود به مقدار جديد اضافه شده رمى كند و هم نايب بگيرد كه به مقدار زايد رمى نمايد.
آية اللَّه صافى: رمى آنچه بر ستون جمره اضافه شده خلاف احتياط است ولى اگر از طبقه فوقانى به قسمت قبلى جمره رمى كنند اشكال ندارد. واللَّه العالم.
س 48- آيا رمى جمره عقبه از چهار طرف آن جايز است؟
امام خمينى «ره»: اگر به جمره بزند كافى است ولى رمى ديوار كفايت نمىكند.
آية اللَّه اراكى «ره»: بعيد نيست كه جمره عقبه مثل جمره اولى و ثانيه
باشد كه خود محل جمره معيار است. هر چند قسمتى از آن تا كنون متصل به كوه بوده و بعداً كوه را برداشتهاند پس از چهار طرف رمى جايز است.
آية اللَّه فاضل: ديوار سيمانى از جمره عقبه نيست.
آية اللَّه بهجت: بلى كافى است.
آية اللَّه تبريزى: بلى از هر طرف كافى است ولى مستحب است از جلوى آن رمى شود. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى؛ آية اللَّه مكارم؛ آية اللَّه نورى: از چهار طرف جايز است.
آية اللَّه سيستانى: رمى جانب خلفى كه قبلًا ديوار بوده، مجزى نيست بنابر احوط، اگر اقوى هم نباشد.
آية اللَّهصافى: اشكال ندارد ولى بهتر است پشت به قبله بايستد و به طرفى كه رو به قبله است رمى كند.
آية اللَّه صانعى: اگر به جمره بزند كافى است ولى رمى ديوار كفايت نمىكند.
س 49- قربانى در مسلخ جديد كه خارج از منا است چه حكمى دارد؟ و درصورت متعذر بودن قربانى در منا، تكليف چيست؟
امام خمينى «ره»: ذبح در مسلخ جديد مجزى است.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: درصورت اضطرار و عدم تمكن از ذبح در خود
منا حتى با تأخير ذبح، در محل فعلى مجزى است. واللَّه العالم.
آية اللَّه اراكى «ره»: درصورتى كه با تأخير از روز عيد، ذبح در منا ممكن باشد، تأخير بياندازد، والّا در روز عيد در مسلخ موجود ذبح كند، و قيد منا ساقط مىشود بواسطه تعذّر از آن.
آية اللَّه فاضل: البته قسمتى از مسلخ جديد در منا واقع است ليكن از يكسو مسلخهاى قديمى ديگر در منا وجود دارد گرچه دسترسى به آنها مشكل است و از سوى ديگر قربانى در مسلخ جديد مانعى ندارد.
آية اللَّه بهجت: با فرض تعذر از قربانى در منا در روز و شب عيد، ذبح در خارج آن مانع ندارد.
آية اللَّه تبريزى: چنانچه نتواند در خود منا قربانى كند كافى است. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: اگر تا آخر ذيحجه بتواند بدون حرج در خود منا قربانى كند بايد در آنجا قربانى كند ولى اگر قربانى در منا امكان نداشته باشد يا با حرج- شخصى يا نوعى- همراه باشد يا باقى ماندن در احرام تا هنگام قربانى كردن در منا در اواخر ذيحجه براى وى يا نوع افراد حرجى باشد لازم نيست در منا قربانى كند بلكه قربانى كردن در مسلخ جديد كه در وادى محسّر واقع است جايز مىباشد.
آية اللَّه مكارم؛ آية اللَّهصانعى؛ آية اللَّه نورى: قربانى در مسلخ جديد مجزى است.
آية اللَّه سيستانى: اگر ذبح در منا به علت زياد بودن حجاج و گنجايش نداشتن منا براى همه آنها ممكن نباشد، بعيد نيست كشتن در وادى محسّر نيز جايز باشد و اگر عدم امكان به علت منع حكومت و غير
اينها باشد احتياط اين است كه هم در وادى محسّر ذبح نمايد و هم سه روز روزه بگيرد.
آية اللَّه صافى: تا قربانى در منا ممكن است در غير منا مجزى نيست بلى اگر بكلّى معتذّر باشد ذبح در وادى محسّر مجزى است. واللَّه العالم.
س 50- آيا شرط است كه ذابح هدى مؤمن باشد، يا غير مؤمن هم كافى است؟
امام خمينى «ره»: ذابح هدى بايد مؤمن باشد.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: همين قدر كه مسلمان باشد كافى است. واللَّه العالم.
آية اللَّه اراكى «ره»: ذبح مسلمان كافى است.
آية اللَّه فاضل: اگر نيت را خود مكلف انجام مىدهد و درصحنه ذبح حضور دارد و تنها غير مؤمن متصدى انجام ذبح شود كفايت مىكند.
آية اللَّه بهجت: ايمان شرط نيست و بايد شرايط ديگر را دارا باشند.
آية اللَّه تبريزى: ايمان در ذابح شرط نيست. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى؛ آية اللَّهصانعى؛ آية اللَّه سيستانى؛ آية اللَّه صافى: مسلمان بودن كفايت مىكند.
آية اللَّه مكارم: تمام مسلمانان كه ذبيحه آنان حلال است مىتوانند ذبح كنند.
آية اللَّه نورى: درصورتى كه ذابح فقط آلت و وسيله است و نيّت خود حاجى مىكند كافى است و گرنه كافى نيست.
س 51- ذبح حيوان با چاقوى استيل چه حكمى دارد؟ با توجه به اين كه اهل خبره استيل را هم نوعى آهن مىدانند.
امام خمينى «ره»: اگر معلوم نباشد آهن است يا نه،صحيح نيست.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: ذبح بايد با آلت حديدى باشد و حديد بودن آلت مذكوره در سؤال محرز نيست. واللَّه العالم.
آية اللَّه اراكى «ره»: ذبح با غير حديد كافى نيست و اگر [استيل را] عرفاً حديد و آهن بدانند و نوعى از آن بدانند حقيقتاً نه مجازاً، كافى است.
آية اللَّه فاضل: با تحقيقى كه انجام گرفته استيل نوعى از آهن است كه از امتياز خاصى برخوردار است در اينصورت ذبح با آن مانعى ندارد و بر فرض احتمال امتزاج غير آهن به آن، چون مقدار امتزاج شده نسبت بسيار كمى دارد و مضرّ بهصدق آهن نيست، در اين صورت نيز مانعى ندارد.
آية اللَّه بهجت: اگر آهن استصحيح است.
آية اللَّه تبريزى: ذبح حيوان با استيل درصورتى كه آهن پيدا نشود مانع ندارد و ملاك در آهن بودنصدق عرفى است و نظر مبتنى بر نظريات دقيق علمى اعتبارى ندارد. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: اشكال ندارد هر چند آهن نباشد.
آية اللَّه مكارم: با هر فلز برندهاىصحيح است.
آية اللَّه سيستانى: جايز بودن ذبح با چاقوى استيل خالى از اشكال نيست و جاى احتياط است.
آية اللَّهصافى: ذبح بايد با حديد باشد و تشخيص آن با عرف است و اگر كسى يقين كند استيل حديد است براى او اشكال ندارد. واللَّه العالم.
آية اللَّهصانعى: ذبح با استيل با عدم تمكن از آهن و در اختيار نداشتن آن ظاهراً كافى است گر چه استيل آهن نباشد و اما با تمكن از آهن كفايت ذبح منوط بهصدق آهن است عرفاً و ظاهراً اگر آهنربا آن را بگيرد مردم آن را آهن مىدانند.
آية اللَّه نورى: اگر استيل هم نوعى از آهن است كافى است.
س 52- اگر حاجى در روز عيد، موفق به قربانى نشد، آيا مىتواند شب انجام دهد و يا بايد در روزهاى آينده ذبح كند؟
امام خمينى «ره»: تأخير ذبح از روز عيد عمداً جايز نيست على الأحوط، لكن اگر تأخير شد، عمداً يا جهلًا يا نسياناً، ذبح در شب كفايت مىكند.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: در روزهاى آينده قربانى كند. واللَّه العالم.
آية اللَّه اراكى «ره»: روز بايد قربانى كند على الأحوط.
آية اللَّه فاضل: ذبح در شب جايز نيست مگر براى خائف.
آية اللَّه بهجت: مىتواند شب قربانى كند.
آية اللَّه تبريزى: بنابر احتياط بايد در روزهاى آينده تا آخر روز سيزدهم انجام دهد بلكه اگر عذرش مستمر بود مىتواند تا آخر ماه ذىالحجه تأخير نمايد. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: قربانى بايد در روز انجام گيرد ولى تأخير آن از روز عيد تا روز دوازدهم اختياراً جايز است.
آية اللَّه مكارم: ذبح در شب كفايت نمىكند و حتى در حال اختيار مىتواند تا روز سيزدهم ذبح كند.
آية اللَّه سيستانى: احتياط اين است كه در شب قربانى نكند.
آية اللَّه صافى: ذبح در شب بر خلاف احتياط است مىتواند در روز بعد ذبح كند. واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى: نمىتواند شب قربانى كند و بايد در روزهاى آينده انجام دهد.
آية اللَّه نورى: ذبح در شب نيز كافى است هرچند كه روز بعد بهتر است.
س 53- لطفاً نظر مبارك را نسبت به تقسيم گوشت قربانى بيان فرماييد و هم اكنون كه خوردن گوشت قربانى مشكل و ممكن است باعث پديد آمدن بيماريهاى ميكربى بشود، تكليف چيست؟
امام خمينى «ره»: واجب نيست.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: خوردن گوشت درصورت ضرر واجب نيست و تفصيل در باب تثليث هدى در مناسك مرقوم است مراجعه شود. واللَّه العالم.
آية اللَّه اراكى «ره»: به احتياط واجب تقسيم كند به سه قسمت، يك قسمت خودش و يك قسمت هديه و قسمت ديگرصدقه بر مؤمنين.
آية اللَّه فاضل: تثليث و خوردن قسمتى از ثلث از مستحبات است نه واجبات.
آية اللَّه بهجت: تثليث قربانى احوط است و با فرض عدم امكان تكليف ساقط است، و احوط آنستكه بمقدارى از گوسفند از فقير مؤمنى، و نسبت به مقدار ديگر از مؤمنى ديگر وكالت بگيرد هرچند هر يك از آن دو مقدار بقدر ثلث گوسفند نباشد، و از طرف موكّل خود بعنوانصدقه و هديه قبض نمايد، و احتياطاً بعداً قيمت هر دو مقدار را به فقير
مؤمنى و مؤمنى ديگر بپردازد.
آية اللَّه تبريزى: احوط براى حاجى آن است كه از گوشت قربانى بخورد ولى اگر خوف ضرر داشته باشد ترك آن مانعى ندارد. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: خوردن از گوشت قربانى و اهدا كردن از آن لازم نيست ولى تصدّق لازم است و احتياط واجب آن است كه از ثلث آن كمتر نباشد، و براىصدقه دادن مىتواند از فقير مؤمنى كه در حرم است هر چند از ايرانيان باشد وكالت بگيرد كه مقدارى از قربانى را كه لازم استصدقه بدهد تمليك او نموده و سپس در مذبح رها نمايد.
آية اللَّه مكارم: خوردن گوشت قربانى مستحب است و در فرض مسأله ترك آن اشكالى ندارد.
آية اللَّه سيستانى: خوردن يك سوم قربانى و همچنين هديه دادن يك سوم ديگر آن به مسلمان واجب نيست و اما ثلث سوم آن بنابر احتياط واجب آن را به فقراى مسلمانصدقه دهد.
آية اللَّه صافى: احتياط واجب، خوردن است و درصورتى كه معرض بيمارى باشد خوردن آن لازم نيست. واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى: واجب نيست.
آية اللَّه نورى: تقسيم لازم نيست.
س 54- مذبح فعلى، خارج از منا است و در وادى محسّر واقع است، آيا مىشود ذبح را از روز عيد تأخير بيندازد و در فرض تأخير آيا حلق و تقصير را بايد در روز عيد انجام دهد و ترتيب ساقط مىشود يا نه؟
امام خمينى «ره»: در مذبح فعلى مجزى است.
آية اللَّه اراكى «ره»: به حسب جمع بين روايات ترتيب مستحب است ولى چون شهرت بر وجوب قائم شده احوط رعايت ترتيب است مهما امكن. و عند الضروره خلاف ترتيب مانعى ندارد و در فرض سؤال اگر ذبح را به تأخير بياندازند تأخير حلق جايز نيست و اگر با تأخير از روز عيد ذبح در منا ممكن نيست در روز عيد در مسلخ موجود ذبح كنند و قيد منا به واسطه تعذّر ساقط مىشود.
آية اللَّه بهجت: احوط اينستكه ذبح و نحر در روز عيد قربان باشد، و درصورتى كه بدلائلى نتواند تا مغرب، قربانى را انجام دهد بعد از اذان مغرب هم مىتواند، وبه هر تقدير ترتيب لازم است.
آية اللَّه تبريزى: درصورتيكه مكلف متمكن از تأخير ذبح از روز عيد و اتيان به آن در منا باشد ولو تا آخر ماه ذىالحجه، حلق يا تقصير مىكند و با آن از احرام خارج مىشود و ذبح يا نحر و آنچه مترتب بر آن است از طواف و نماز و سعى را تأخير مىاندازد. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: ذبح قربانى اختياراً در روز دهم و يازدهم و دوازدهم و درصورت اضطرار تا آخر ذيحجه جايز مىباشد و در فرض تأخير مىبايد حلق و تقصير را هم به تأخير انداخت و ترتيب ساقط نيست.
آية اللَّه مكارم: احتياط واجب مراعات ترتيب است ولى اگر اين احتياط را عمل نكرد عمل او باطل نيست.
آية اللَّه سيستانى: اقوى اين است كه مىتواند در روزهاى تشريق نيز قربانى كند و بنابر احتياط، حلق يا تقصير را بعد از رمى جمره و تهيه نمودن قربانى در منا بجا آورد.
آية اللَّه صافى: بلى در فرض مذكور با امكان، ذبح را از روز عيد بتأخير بيندازد و در منا ذبح نمايد و ترتيب، رعايتش لازم نيست. واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى: در مذبح فعلى مجزى است.
آية اللَّه نورى: گفته شد كه در مذبح فعلى ذبح كافى است و درصورت امكان بايد ذبح را از روز عيد به تأخير نيندازد و ترتيب ساقط نيست.
س 55- با توجه به اين كه مسخلهاى جديد خارج منا است و ذبح در منا متعذر است و گوشت قربانى در اين سالها اكثراً سوزانده و از بين برده مىشود، آيا زائران مىتوانند ساير اعمال منا را انجام دهند، و قربانى را پس از بازگشت از منا در مكه يا در وطن انجام دهند؟
آية اللَّه فاضل؛ آية اللَّه زنجانى: جايز نيست.
آية اللَّه بهجت: نمىتوانند و بايد همانجا قربانى كنند چنانچه گذشت و ترتيب بين اعمال را مراعات نمايند على الأحوط.
آية اللَّه تبريزى: درصورت عدم تمكن از ذبح در منا، ذبح در مذبح فعلى مجزى است و نبايد آنرا در جاى ديگر انجام داد ولو در همان آنى كه قبل از حلق يا تقصير در منا است بوده باشد. واللَّه العالم.
آية اللَّه مكارم: اگر قربانى در منا از ميان مىرود و به هيچ وجه قابل استفاده نيست بايد پول آنرا كنار گذارده، و در شهر خودش قربانى كند.
(در ماه ذىالحجه آن سال و اگر نتوانست در سال بعد در ايام تشريق).
آية اللَّه سيستانى: مىتوانند تا آخرين روز روزهاى تشريق تأخير بيندازند يعنى روز سيزدهم.
آية اللَّه صافى: ذبح در مكه و يا در وطن مجزى نيست. واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى: نمىتوانند و مبرئ ذمّه نمىباشد.
آية اللَّه نورى: چنانكه گفته شد ذبح در مسلخ جديد نيز كافى است و قربانى بايد در منا ذبح شود.
س 56- در فرض سؤال فوق اگر كسى بتواند با تماس تلفنى يا وسيله ديگرى در روز عيد قربان پس از رمى به شخصى نيابت دهد كه ذبح را در وطن خود انجام دهد، و پس از اطلاع و تعيين به انجام قربانى، حلق يا تقصير را در منا در روز عيد انجام دهد، وظيفه چيست؟
آية اللَّه فاضل؛ آية اللَّه نورى: جايز نيست.
آية اللَّه بهجت: كفايت نمىكند و حكم مسأله بيان شد.
آية اللَّه تبريزى: حكم اين مسأله از جواب مسأله سابق ظاهر مىشود.
واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: با توجه به جواب سؤال قبلى، حكم اين مسأله روشن است.
آية اللَّه مكارم: وظيفهاش را انجام داده است.
آية اللَّه سيستانى: جايز نيست و واجب است ذبح در منا باشد.
آية اللَّه صافى: با پاسخى كه از سؤال قبل داده شد موردى براى اين سؤال باقى نمىماند. واللَّه العالم.
آية اللَّهصانعى: مانند قربانى ننمودن عمدى است چون عملى خارج از وظيفه انجام گرفته است و وجوده كعدمه.
س 57- وقت اعمال بعد از منا تا چه زمانى است؟
امام خمينى «ره»؛ آية اللَّه اراكى «ره»: بعيد نيست كه تأخير آن تا آخر ذىالحجه جايز باشد.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: درصورت امكان همان روز عيد والّا روز بعد تا ايام تشريق بلكه تا آخر ذىالحجه تأخير بدون مسامحه و تقصير جايز است. واللَّه العالم.
آية اللَّه فاضل: از اوّل طلوع آفتاب روز عيد قربان است تا غروب آن.
آية اللَّه بهجت: در جواز تأخير از روز يازدهم خلاف است، احوط عدم تأخير است. اگر چه جواز تأخير تا بعد از ايام تشريق بلكه تا تمام ذيحجه بعيد نيست. و معلوم باشد كه محل خلاف جواز تكليفى است نه وضعى.
آية اللَّه تبريزى: احوط عدم تأخير طواف حج و آنچه مترتب بر آن است، از روز يازدهم است گرچه جواز تأخيرش تا بعد از ايام تشريق بلكه تا آخر ذىالحجه خالى از قوت نيست. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: انجام طواف حج و نماز آن و سعى و طواف نساء و نماز آن تا آخر ذيحجه جايز است.
آية اللَّه مكارم: جايز است تأخير بيندازد تا روز يازدهم بلكه جايز است تأخير آن تا آخر ذىالحجه ولى بهتر عدم تأخير است.
آية اللَّه سيستانى: تا آخر ذيحجه وقت دارد.
آية اللَّه صافى: واجب نيست كه بعد از اعمال منا فوراً به مكه برگردد بلكه مىتواند تا روز يازدهم برگشتن به مكه را تأخير بيندازد و بلكه بعيد نيست جايز باشد تا آخر ذيحجه اعمال مكه را تأخير بيندازد اگرچه احوط عدم تأخير است. واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى: بعيد نيست كه تأخير آن تا آخر ذىالحجه جايز باشد.
آية اللَّه نورى: تأخير، تا آخر ذىالحجه جايز است.
س 58- فاصله بين دو عمره چقدر است، و آيا اين امر اختصاص به دو عمره مفرده دارد يا در فاصله بين عمره تمتّع و مفرده هم مراعات آن لازم است و آيا در عمره نيابتى هم مراعات فاصله لازم است يا نه؟
امام خمينى «ره»: احوط آن است كه در كمتر از يك ماه به قصد رجاء آورده شود.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: به نظر حقير فاصله بين عمرتين معتبر نيست و هر روز مىتواند عمره بجا آورد و ليكن در فاصله كمتر از ده روز كراهت دارد بلكه احتياط فاصله ده روز است و انجام عمره تمتع بعد از عمره مفرده مانع ندارد. واللَّه العالم.
آية اللَّه اراكى «ره»: بين دو عمره مفرده رعايت ده روز فاصله لازم است ولى بين عمره تمتّع و عمره مفرده رعايت فاصله لازم نيست.
آية اللَّه فاضل: فاصله بين دو عمره مفرده عنوان شهر است و اين
اختصاص به عمره مفرده دارد و در عمره نيابتى مراعات فاصله لازم نيست.
آية اللَّه بهجت: اظهر عدم اعتبار فصل است بين دو عمره، اگرچه افضل در عمره دوّم اين است كه در ماه غير ماه احرام عمره اوّل و يا با فاصله ده روز بين دو احرام باشد، بلكه احد الفصلين احوط است.
آية اللَّه تبريزى: درصورتى كه دو عمره از خود معتمر يا از شخص ديگر باشد، نمىتوان دو عمره را در يك ماه انجام داد بلكه بايد هر كدام را در يك ماه انجام بدهد، هرچند اوّلى را در آخر ماه اول و دومى را اول ماه دوم بجا آورد، و چنانچه يكى از دو عمره از خود معتمر باشد و ديگرى از غيرش يا هر دو از دو نفر ديگر غير از او باشد، مىتوان هر دو را در يك ماه انجام داد، و رعايت فاصله مزبور بين عمره مفرده و عمره تمتع لازم نيست پس كسى كه عمره مفرده انجام داد مىتواند بعد از او عمره تمتع را انجام دهد هر چند در همان ماه باشد و همچنين است حال در بجا آوردن عمره مفرده بعد از فراغ از اعمال حج، ولى نمىشود عمره مفرده را بين عمره تمتع و حج انجام داد. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: فاصله انداختن بين دو عمره مفرده لازم نيست، حتى مىتوان در يك روز چندين عمره مفرده انجام داد و در اين امر فرقى بين عمرهاى كه براى خود انجام مىدهد و عمره نيابتى نيست، و انجام عمره مفرده در بين عمره تمتع و حج تمتع جايز نيست ولى مىتوان قبل از عمره تمتع يا بعد از حج تمتع و گذشتن ايام تشريق، عمره مفرده بجا آورد.
آية اللَّه مكارم: در هر ماه قمرى مىتواند يك عمره مفرده بجا آورد و اگر بيش از يك عمره بجا مىآورد، به قصد رجاء و اميد مطلوبيت باشد.
آية اللَّه سيستانى: يك ماه هلالى است پس جايز است يك عمره را در يك ماه اگرچه در آخر آن باشد و عمره ديگر را در ماه بعدى اگر چه در اول باشد بجا آورد ولى معتبر بودن فاصله ذكر شده بين عمره مفرده و تمتع، مورد اشكال است البته حكم مختص است بصورتى كه دو عمره براى يك شخص باشد چه آن براى خود معتمر باشد يا براى شخص ديگرى باشد.
آية اللَّهصافى: اگر عمره مفرده را براى خودش انجام داده باشد و بخواهد مكرراً براى خودش بجا آورد يا اگر براى ديگرى بجا آورده و بخواهد دوباره براى همان شخص بجاى آورد چنانچه در همان ماهى است كه عمره اوّلى را بجاى آورده، عمره دوم را رجاءً بجاى آورد ولى در تكرار عمره بقصد اشخاص مختلف و همچنين يكى براى خودش و يكى را براى نيابت از ديگرى و نيز بين عمره مفرده و تمتع، فصل معتبر نيست. واللَّه العالم.
آية اللَّهصانعى: به نظر حقير فاصله بين عمرتين معتبر نيست و هر روز مىتواند عمره بجا آورد و ليكن در فاصله كمتر از ده روز كراهت دارد بلكه احتياط فاصله ده روز است و انجام عمره تمتع بعد از عمره مفرده مانع ندارد.
آية اللَّه نورى: احتياطاً در فاصله كمتر از ده روز قصد رجاء كند ولى بعد از انجام عمره تمتع، تا اعمال حج را انجام نداده است نمىتواند عمره مفرده بجا بياورد.
س 59- اگر مراعات زمان بين عمره تمتع و مفرده لازم است، تكليف كسى كه در كمتر از اين زمان عمره مفرده انجام داده و هم اكنون براى عمره تمتّع محرم شده يا مىخواهد محرم شود چيست؟
امام خمينى «ره»: مىتواند مُحرم شود به احرام عمره تمتع.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: جواب اين مسأله مانند جواب مسأله قبل است.
واللَّه العالم.
آية اللَّه اراكى «ره»: اعتبار فصل اختصاص دارد به عمرتين مفردتين نه بين عمره مفرده و تمتع.
آية اللَّه فاضل: تكليف مشخص شد ولى كسى كه در اشهر حج، عمره مفرده انجام داده باشد و سپس بخواهد حج تمتع انجام دهد مىتواند آنرا عمره تمتع قرار دهد.
آية اللَّه بهجت: اشكالى ندارد.
آية اللَّه تبريزى: حكم اين مسأله از جواب مسأله سابق ظاهر مىشود.
واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: اين مسأله با توجه به جواب سؤال قبل، موضوع ندارد ولى بايد دانست كه كسى كه در ماههاى حج عمره مفرده انجام داده است مىتواند آن را به عمره تمتّع مستحبى تبديل كند و پس از آن حج تمتع بجا آورد ولى تبديل آن به عمره تمتع واجب، جايز نيست.
آية اللَّه مكارم: از جواب بالا روشن شد.
آية اللَّه سيستانى: اگر در ماه ذيحجه عمره مفرده انجام دهد مىتواند در مكه بماند تا روز ترويه يعنى هشتم ماه ذيحجه به قصد انجام حج كه در اينصورت عمره مفردهاى كه انجام داده عمره تمتع بحساب
مىآيد و بعد از آن بايد حج تمتع بجا آورد.
آية اللَّه صافى: گذشت كه بين عمره مفرده و تمتع، فصل زمانى معتبر نيست. واللَّه العالم.
آية اللَّهصانعى: جواب اين مسأله مانند جواب مسأله قبل است.
آية اللَّه نورى: فرقى بين عمره نيابتى و غير آن نيست ولى اگر نيابت از دو نفر باشد فاصله لازم نيست.
س 60- آيا خدمه كاروانها براى مهيّا كردن جاى حجاج مىتوانند قبل از روز عرفه به عرفات يا منا بروند و به مكه برگردند؟
امام خمينى «ره»: بنابر احتياط واجب نمىتوانند از مكه خارج شوند مگر در مورد ضرورت و در اينصورت بايد براى حج محرم شوند و بيرون بروند، بلى اگر احرام براى آنان حرجى باشد و رفتن به عرفات و منا بر آنان ضرورت دارد مىتوانند بدون احرام به آنجا بروند.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: اگر عمره تمتع بجا آوردهاند بنابر احتياط واجب نبايد از مكه خارج شوند مگر ضرورت داشته باشند و در اين موقع به احرام حج محرم شده و خارج شوند مگر آن كه احرام براى آنها حرجى باشد كه بدون احرام مىتوانند بروند. واللَّه العالم.
آية اللَّه اراكى «ره»: احوط اين است كه تا از حج فارغ نشده است از مكه معظّمه خارج نشود مگر اين كه بعد از احلال از عمره تمتع در مكه به
احرام حج محرم شود و با همان احرام باقى اعمال حج را بجا آورد.
آية اللَّه فاضل: با اطمينان به امكان برگشتن به مكه مىتوانند.
آية اللَّه بهجت: درصورتى كه اعمال حج تفويت نشود مانعى ندارد، يعنى اگر مىتواند خارج شود و برگردد و به اعمال حج برسد، يا با احرام خارج شود و در وقت عمل برگردد و اعمال را بجا آورد خارج شدن مانع ندارد.
آية اللَّه تبريزى: اشخاص مزبور به قصد عمره مفرده محرم شوند و بعد از اتمام عمره تا ماه تمام نشود مىتوانند به خارج مكه تردد كنند و مجزى از عمره تمتع است ولى اگر براى عمره تمتع محرم شدهاند خروج از مكه جايز نيست مگر در موارد ضرورت كه تفصيل آن را در مناسك مسأله 158 بيان نموديم و در اين موارد از مكه احرام مىبندد و براى رفع حاجت خارج مىگردد و پس از رفع حاجت با همان احرام وارد مكه مىشود و به عرفات مىرود. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: خروج از مكه به حدود نزديك آن جايز است بنابر اين خروج به منا جايز مىباشد ولى خروج به عرفات اشكال دارد. و درصورت لزوم بايد به احرام حج محرم شده و از مكه خارج شوند، و اگر با احرام خارج شدن حرجى باشد مىتوانند بدون احرام از مكه خارج شوند.
آية اللَّه مكارم: براى خدمه كاروانها جايز است براى انجام كارهاى لازم به عرفات يا جدّه و مانند آن بروند و اگر محرم شدن موجب مشقت است مىتوانند آنرا ترك كنند.
آية اللَّه سيستانى: درصورت مفروض كه بيرون رفتن آنها براى انجام
كار است و ترس فوت حج نيست اظهر، جواز بيرون رفتن آنها بدون احرام است.
آية اللَّه صافى: در فرض سؤال كه خروج از مكه ضرورت دارد اشخاص مذكور اگر عمره تمتع انجام دادهاند بايد محرم به احرام حج شوند و با حال احرام از مكه خارج شوند بلى اگر انجام كارها در خارج مكه با داشتن لباس احرام حرجى باشد مىتوانند بدون احرام خارج شوند.
واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى: مىتوانند از مكه خارج شوند هر چند احتياط در ترك است.
آية اللَّه نورى: خروج از مكه بعد از عمره تمتع جايز نيست مگر در مورد ضرورت كه در اينصورت هم بايد محرم شوند به احرام حج، و خارج شوند و برگردند بلى اگر احرام براى آنها حرجى باشد و رفتن به عرفات و منا بر آنان ضرورت دارد مىتوانند بدون احرام به آنجا بروند.
س 61- آيا در فاصله بين اتمام عمره تمتع و احرام حج تمتّع مىتوان از شهر مكه خارج شد و درصورتى كه عمداً يا جهلًا يا سهواً از مكه خارج شود تكليف چيست؟
امام خمينى «ره»: خروج از مكه بعد از عمره تمتع جايز نيست على الأحوط.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: خروج از مكه جايز نيست و تفصيل آن در مناسك مرقوم است.
آية اللَّه اراكى «ره»: احوط آن است كه تا از حج فارغ نشده از مكه
معظمه خارج نشود مگر آن كه بعد از احلال عمره تمتع در مكه به احرام حج و بيرون رود و مراجعت نمايد با همان احرام و باقى اعمال را بجا آورد، و هر گاه خروج از مكه ضرورت داشته باشد و خروج از مكه با احرام براى او حرجى باشد مىتواند بدون احرام بيرون رود و درصورتى كه همان ماه برگردد عمره اولى كافى است و در هرصورت اگر بدون احرام هم خارج شود اگر در همان ماه برگردد به حج ضرر نمىزند، بلى اگر در همان ماه برنگردد بايد در ميقات به احرام عمره تمتع رجاءاً مُحرم شود و باقى اعمال عمره را بجا آورد و بعد حج بجا آورد.
آية اللَّه فاضل: اگر اطمينان داشته باشد كه خارج شدن مانع از انجام حج نخواهد شد مانعى ندارد.
آية اللَّه بهجت: جواب، همان جواب سؤال اوّل است.
آية اللَّه تبريزى: در فاصله بين عمره تمتع و احرام حج تمتع نمىتوان از شهر مكه خارج شد و درصورتى كه انسان پس از انجام عمره بدون احرام از مكه خارج شد، چنانچه برگشتن به مكه پيش از گذشتن يك ماه از انجام عمره باشد، در اينصورت بايد بدون احرام به مكه برگشته و از مكه احرام بسته و به سوى عرفات برود و چنانچه بازگشت وى به مكه پس از گذشتن يك ماه باشد در اينصورت لازم است عمره را دوباره انجام دهد. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: خروج از شهر مكه و حدود نزديك آن در فاصله بين اتمام عمره تمتّع و احرام حج تمتع جايز نيست مگر درصورت حاجت و در اينصورت نيز بايد به احرام حج محرم گردد و اگر با احرام خارج
شدن براى وى حرجى باشد مىتواند بدون احرام خارج شود، و در فرضى كه خروج از مكه جايز نبود اگر با علم و عمد از مكه خارج شود بنابر احتياط واجب عمره تمتعش باطل مىشود و اگر جهلًا يا سهواً از مكه خارج شود به عمره و حج او ضررى نمىزند. و در هر حال چنانچه پس از گذشتن يك ماه از خروج از مكّه برگردد لازم است با احرام وارد شود و گرنه، چنانچه يك ماه از بيرون آمدن از احرام عمره تمتعش گذشته باشد بنابر احتياط واجب بايد در ميقات يا تنعيم و مانند آن از حدود خارجى حرم رجاءاً مُحرم شده و ساير اعمال را رجاءاً انجام دهد ولى اگر از بيرون آمدن از عمره تمتعش يك ماه نگذشته باشد چنانچه با علم و عمد از مكه خارج شده باشد بنابر احتياط واجب بايد رجاءاً در ميقات يا تنعيم و مانند آن مُحرم شده و ساير اعمال را رجاءاً انجام دهد، ولى اگر جهلًا يا سهواً خارج شده جايز نيست مُحرم شود.
آية اللَّه مكارم: اگر در همان ماه قمرى برگردد چيزى بر او نيست و چنانچه از ميقات بگذرد و در ماه بعد برگردد (مثلًا در ذىالقعده به مدينه رفت و در ذىالحجه برگشت) بايد دوباره محرم شود و عمره بجا آورد و همان عمره تمتع او حساب مىشود و براى عمره سابق احتياطاً يك طواف نساء بجا آورد.
آية اللَّه سيستانى: درصورتى كه بيرون رفتن از مكه جهت انجام كارى هرچند غير ضرورى باشد و ترس فوت حج نباشد مىتوان از مكه بدون احرام خارج شد.
آية اللَّهصافى: چنانچه از پاسخ سؤال قبلى دانسته شد كسى كه عمره تمتع انجام داده جايز نيست بدون ضرورت از مكه خارج شود و در
صورت ضرورت بايد با احرام حج خارج شود، ولى اگر بدون احرام خارج شده درصورتى كه عالم به مسأله بوده، معصيت كرده و بايد توبه كند و اگر جهلًا يا سهواً خارج شده گناهى نكرده، ولى در تمامصور ضررى به حج او نمىزند. واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى: مىتوان هر چند خلاف احتياط است و به هر حال اگر بيرون رفت مضر به عملش نمىباشد.
آية اللَّه نورى: خروج از مكّه بعد از عمره تمتع جايز نيست على الأحوط و اگر معصيت كرد و خارج شد و يا سهواً خارج شد و يا جهلًا، اگر با احرام حج به عرفات برود حج اوصحيح است.
س 62- كسى كه از طرف ديگرى در حج نايب است، و بين عمره تمتع و حج تمتع از شهر مكه بيرون رفته، آيا ضررى به نيابت او مىزند يا نه؟
آية اللَّه فاضل: درصورت اطمينان به برگشت به مكه ضررى به نيابت نمىزند بلكه اگر رفتن و خارج شدن حرام باشد ليكن حج از نايب واقع شود مانعى ندارد.
آية اللَّه بهجت: از جواب دو سؤال قبل معلوم مىشود.
آية اللَّه تبريزى: كار حرامى انجام داده ولى به نيابت او ضررى نمىزند.
واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: اگر به دستورى كه در مسأله پيش گفته شد عمل كند ضررى به نيابت او نمىزند.
آية اللَّه مكارم: چنانچه به وظيفهاش كه در مسأله قبل گذشت عمل كند به نيابت او ضررى نمىزند.
آية اللَّه سيستانى: فرقى بين نايب و غير آن در حكم مذكور در پاسخ قبل نيست.
آية اللَّه صافى؛ آية اللَّهصانعى: مضرّ به نيابت او نيست. واللَّه العالم.
آية اللَّه نورى: ضررى به نيابت او نمىزند هر چند كه مرتكب معصيت شده است.
س 63- برگزار كردن نماز جماعت توسط شيعيان در هتلها و مسافرخانهها در مكه و مدينه چه حكمى دارد؟
امام خمينى «ره»: (در مكه و مدينه) نبايد نماز را به جماعت بخوانند و مىتوانند در جماعت ساير مسلمين در مساجد شركت كنند و نماز را به جماعت بخوانند.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: اگر موجب محذورى نشود مانع ندارد. واللَّه العالم.
آية اللَّه اراكى «ره»: اگر مفسدهاى نداشته باشد مانعى ندارد.
آية اللَّه فاضل: چون بر ديگران مخفى نمىماند جايز نيست.
آية اللَّه بهجت: مانعى ندارد مگر عوارضى باشد.
آية اللَّه تبريزى: فى نفسه مانعى ندارد. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: اگر مفسدهاى همچون سبك شدن شيعه در كار نباشد اشكال ندارد.
آية اللَّه مكارم: نماز جماعتهاى كاروانى و بزرگ اشكال دارد اما نماز چند نفرى اشكالى ندارد.
آية اللَّه صافى: درصورتى كه انعكاس خارجى آن در نظر اهل سنت زشت باشد ترك آن بهتر است. واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى: (در مكه و مدينه) نبايد نماز را به جماعت بخوانند و مىتوانند در جماعت ساير مسلمين در مساجد شركت كنند و نماز را به جماعت بخوانند.
آية اللَّه نورى: درصورتى كه مفسدهاى بر آن مترتّب نشود اشكال ندارد.
س 64- شركت در نماز جماعت اهل سنّت و خواندن نمازهاى يوميّه با آنها، آيا كفايت از نماز واجب مىنمايد يا نه؟
امام خمينى «ره»؛ آية اللَّه اراكى «ره»: كفايت مىكند.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: درصورت اضطرار مجزى است و در غير اين حال شركت در نماز آنان مستحب است و با تمكن اعاده شود. واللَّه العالم.
آية اللَّه فاضل؛ آية اللَّه صانعى؛ آية اللَّه مكارم: كفايت مىكند.
آية اللَّه بهجت: با شرايط تقيه مانعى ندارد و مجزى است ولى بايد وظيفه منفرد مراعات شود.
آية اللَّه تبريزى: درصورتي كه قرائت را خود اتيان كند- ولو در نماز جهريه به اخفات باشد- كفايت مىكند. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: مناسب است در نماز جماعت اهل سنت شركت كنند
ولى بنابر احتياط نماز را دوباره بخوانند.
آية اللَّه سيستانى: اقتدا بمخالف در نماز مانعى ندارد ولى حمد و سوره را براى خود آهسته بخواند.
آية اللَّه صافى: نماز با عامه در حال ضرورت بى اشكال است و در غير حال ضرورت هم شركت در جماعات آنان اگر موجب تأليف قلوب آنها و رفع اتهام از شيعه باشد خوب است و اعاده آن لازم نيست اگر چه موافق با احتياط است. واللَّه العالم.
س 65- شركت در نماز جماعت اهل سنّت، آيا اختصاص به مسجدالحرام و مسجدالنبى دارد، يا در مساجد ديگر هم كافى است؟
امام خمينى «ره»؛ آية اللَّه اراكى «ره»: در مساجد ديگر هم كافى است.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: اختصاص به مسجدين شريفين ندارد بلكه در تمام مساجد مستحب و مورد ترغيب و رجحان است. واللَّه العالم.
آية اللَّه فاضل: اختصاص ندارد.
آية اللَّه بهجت: فرق نمىكند.
آية اللَّه تبريزى: اختصاص به مسجدالحرام و مسجدالنبى-ص- ندارد.
واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: هر دوصورت حكم واحد دارد.
آية اللَّه مكارم: فرقى بين مسجدالحرام و مسجدالنبى-ص- با ساير مساجد نيست.
آية اللَّه سيستانى: در پاسخ سؤال قبل فرقى ميان مسجدالحرام و مسجدالنبى-ص- و غير آن دو نيست.
آية اللَّه صافى: در تمامى مساجد حكم همان است كه در جواب سؤال دوّم گفته شد. واللَّه العالم.
آية اللَّهصانعى: در مساجد ديگر هم كافى است.
س 66- گاهى مشاهده مىشود كه هنگام برپايى نماز جماعت در مسجدالحرام و مسجدالنبى، بعضى از حجاج از مسجد خارج مىشوند و يا در كنارى ايستاده و تماشا مىكنند، لطفاً نظر مبارك را در اين باره مرقوم فرماييد.
امام خمينى «ره»: وقتى كه در «مسجدالحرام» يا «مسجدالنبى» نماز جماعت منعقد شد، مؤمنين نبايد از آنجا خارج شوند و بايد از جماعت تخلّف نكنند و با ساير مسلمين به جماعت نماز بخوانند.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: اين عمل خوبى نيست و حجاج محترم شيعه بايد از اينگونه اعمال بپرهيزند و كارى نكنند كه انگشتنما و مورد اعتراض واقع شوند. واللَّه العالم.
آية اللَّه اراكى «ره»: احوط آن است كه در نماز جماعت شركت كنند و از آنچه موجب تفرقه مىشود جداً پرهيز كنند.
آية اللَّه فاضل: بعيد نيست حرمت اين معنى، زيرا كه موجب اتّهام شيعه مىباشد.
آية اللَّه بهجت: اگر شغل ضرورى ندارند خارج نشوند و خوب است شركت كنند.
آية اللَّه تبريزى: كارى كه موجب وهن به شيعه باشد جايز نيست. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: كار بسيار ناپسندى است و جداً بايد از آن خوددارى شود.
آية اللَّه مكارم: بايد از جماعت تخلف نكنند و با ساير مسلمين به جماعت نماز بخوانند.
آية اللَّهصافى: خروج از مسجد در هنگام اقامه جماعت و يا ايستادن و شركت نكردن شايسته نيست بلى اگر ضرورتى ايجاب كند مانع ندارد.
واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى: وقتى كه در «مسجدالحرام» يا «مسجدالنبى» نماز جماعت منعقد شد، مؤمنين نبايد از آنجا خارج شوند و بايد از جماعت تخلّف نكنند و با ساير مسلمين به جماعت نماز بخوانند.
س 67- هنگام شركت در نماز جماعت مسجدالحرام و مسجدالنبى يا ساير مساجد مكه و مدينه آيا مىتوان بر فرش سجده كرد يا نه، و درصورتى كه بر فرش سجده نمايد آيا اعاده آن لازم است يا نه؟
امام خمينى «ره»؛ آية اللَّه اراكى «ره»: مىتوان سجده كرد و اعاده ندارد.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: در مورد تقيه مانع ندارد و درصورت تمكن بدون محذور اعاده نمايد. واللَّه العالم.
آية اللَّه فاضل: درصورتيكه محلّى كه سجده بر آن جايز است پيدا نشود، و از مثل حصير و مانند آن نتواند استفاده كند سجده بر فرش مانعى ندارد و اعاده لازم نيست.
آية اللَّه بهجت: اعتبار عدم مندوحه در حال عمل يقينى است، و اما مندوحه مكانى يا زمانى پس اعتبار آن موافق با احتياط است.
آية اللَّه تبريزى: درصورتيكه در مساجد مذكوره موضعى باشد كه بتوان بر چيزى كه سجده بر آنصحيح است مثل سنگ و موزاييك سجده نمايد، بايد در آن قسمت نماز بخواند و اگر چنين موضعى نباشد نمازى را كه در آن بر فرش سجده كرده مجزى است. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: درصورتى كه محذورى در سجده كردن بر سنگ و چيزهاى ديگرى كه مىتوان بر آن سجده كرد نباشد نمىتوان بر فرش سجده كرد و در اينصورت اگر بر فرش سجده كرد اعاده لازم است، بلكه با وجود محذور نيز احتياط در اعاده است.
آية اللَّه مكارم: مانعى ندارد و اعاده ندارد.
آية اللَّه سيستانى: سجده نمودن بر فرش و مانند آن درصورت مفروض جايز است مگر آن كه در همانجا بتواند روى حصير چوبى يا سنگ يا غيره سجده نمايد و الّا واجب است بر آنها سجده نمايد.
آية اللَّهصافى: سجده بر فرش در مواردى كه بخاطر تقيه ضرورت داشته باشد مانع ندارد، و حكم لزوم و عدم لزوم اعاده در جواب دوّم گذشت. واللَّه العالم.
آية اللَّهصانعى: مىتوان سجده كرد و اعاده ندارد.
س 68- شركت در نماز جماعت مغرب اهل سنت، با توجه به اين كه وقت نماز مغرب آنها زودتر از مغرب شرعى نزد شيعيان است، آيا كفايت از نماز مغرب مىنمايد يا نه؟
امام خمينى «ره»: در فرض مرقوم جماعتصحيح است و اعاده ندارد.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: شركت با آنها مندوب است ولى درصورت
تمكن اعاده نمايد. واللَّه العالم.
آية اللَّه اراكى «ره»: وقت هم مثل ساير شرايط و اجزاء است كه با تقيه ساقط مىشود.
آية اللَّه فاضل؛ آية اللَّه مكارم: كفايت مىكند.
آية اللَّه بهجت: اشكال ندارد.
آية اللَّه تبريزى: اگر محرز شود كه آفتاب غروب كرده بعيد نيست مجزى باشد. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: چنانچه بدون ضرورت نماز را زودتر از وقت شرعى در نزد شيعيان بخوانند بايد نماز را دوباره بخوانند، بلكه با ضرورت نيز احتياط در اعاده است.
آية اللَّه سيستانى: مُجزى نيست.
آية اللَّهصافى: از جواب دوّم حكم اين سؤال معلوم شد. واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى: در فرض مرقوم جماعتصحيح است و اعاده ندارد.
س 69- هرگاه براى تحبيب قلوب و وحدت مسلمين در نماز جماعت برادران اهل تسنن شركت كنيم كه قهراً نماز فاقد جزء يا شرط يا همراه با مانع باشد، آيا اين نماز در وسعت وقتصحيح است و مجزى، و اعاده و قضا ندارد، با فرض اين كه اضطرار و ضرورتى نيست و مىتواند در مكان ديگر يا زمان ديگر بدون هيچ اشكالى نماز به طريق شيعه بخواند و همچنين در تقيّه در موضوعات، مثل وقوف در عرفات در روزى كه قاضى عامه حكم كرده با اين كه شك دارد، يا يقين به خلاف دارد، آيا وقوف با برادران اهل تسنن مجزى است؟
امام خمينى «ره»:صحيح است و اعاده و قضا ندارد و تبعيت در مواقف لازم است.
آية اللَّه اراكى «ره»: انشاء اللَّهصحيح و مجزى است و اعاده و قضا ندارد و همچنين است حال در كليه عبادات كه به جهت تقيه از مخالفين بجا آورده مىشود، و تقيه در اينجا اوسع از اضطرار است و در سعه وقت هم محقق مىشود. و لازم نيست تفصّى از آن و شرط نيست عدم مندوحه و همچنين تقيه در موضوعات هم مجزى است و مىتواند به حكم حاكم عامه وقوفين را انجام دهد و اعاده و قضا ندارد.
آية اللَّه فاضل: واجب و مجزى است.
آية اللَّه بهجت: مسأله وقوف به مناسك رجوع شود و حكم نماز در مسائل قبل بيان گرديد.
آية اللَّه تبريزى: نمازى را كه در انسان بر طبق تقيه مداراتى انجام مىدهد درصورتيكه قرائت را خود اتيان كند مجزى است، و در موارديكه قاضى عامه حكم به ثبوت اول ماه كرده باشد اگر انسان يقين به خلاف نداشته باشد بايد متابعت نمايد و درصورت يقين به خلاف بايد احتياط نمايد به تفصيلى كه در مناسك در مسأله 9 از مسائل متفرقه حج بيان نموديم. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: نماز بدون جزء يا شرط يا همراه با مانع در فرض عدم اضطرار و ضرورت مجزى نيست، بلكه بنابر احتياط در فرض اضطرار نيز مجزى نيست، و وقوف در عرفات در روزى كه قاضى عامّه حكم كرده درصورتى كه علم بر خلاف نباشد، لازم و مجزى است.
آية اللَّه مكارم: احتياج به اعاده نيست و در ساير موارد نيز مجزى است.
آية اللَّه سيستانى: حكم اين فرع از ما سبق روشن شد.
آية اللَّه صافى: اگر شركت در جماعت موجب تأليف قلوب و دفع اتهام از شيعه باشد اعاده لازم نيست و نسبت به وقوف مشروحاً در جواب سؤال اوّل تحت عنوان وقوف بيان شد. واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى:صحيح است و اعاده و قضاء ندارد و تبعيت در مواقف لازم است.
س 70- گاهى در نماز جماعت اهل سنت پس از ركوع، قنوت مىخوانند، تكليف شيعيانى كه در نماز جماعت آنها شركت كردهاند چيست؟
آية اللَّه بهجت: تبعيت كنند و احتياط را مراعات نمايند به قصد آنچه جايز است مطلقا.
آية اللَّه تبريزى؛ آية اللَّه صافى: متابعت كنند. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى؛ آية اللَّه سيستانى: اشكال ندارد.
آية اللَّه مكارم: بايد مانند آنها نماز بخوانند.
آية اللَّه صانعى: خواندن قنوت براى شيعيان مانعى ندارد و مانند اصل نماز جماعت با آنها است كه از باب تقيه انجام مىگيرد.
س 71- اخيراً پشت بام مسجدالنبى هم براى نمازگزاران مهيا شده است ولى ديوار اطراف پشت بام، بيش از قامت انسان بلند است و هيچ طرف صفهاى جماعت مسجد پيدا نيست، آيا اقتدا با اين وضع در پشت بامصحيح است؟
آية اللَّه فاضل: چنانچه موقع اقامه جماعت بالاى پشت بام باشد لازم است همانجا در نماز شركت كند ولى اختياراً رفتن بالاى بام هنگام نماز جايز نيست.
آية اللَّه بهجت: احتياط مراعات شود.
آية اللَّه تبريزى: درصورتيكه قرائت را خود اتيان نمايد و ساير شرايط نماز را به مقدار ممكن رعايت نمايد مجزى است. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى:صحيح نيست.
آية اللَّه مكارم: احتياط آن است در داخل مسجد نماز بخواند.
آية اللَّه سيستانى: جايز است ولى بايد براى خود آهسته بخواند و اگر آهسته هم ممكن نباشد در دل خود بخواند.
آية اللَّه صافى: درصورتى كه خود اهل سنت با همين وضع اقتدا مىكنند شيعيان نيز شركت كنند واللَّه العالم.
س 72- محل توزيع گوشت در مكه مكرّمه، حدود يك كيلومتر بعد از مسجد تنعيم قرار دارد، با توجه به اين كه عوامل خدماتى مجبورند براى گرفتن سهميه كاروان به آن محل تردّد كنند، آيا به عمره تمتّع آنها يا حجّ واجب خودشان اشكالى وارد مىشود؟ به علاوه حكم مسأله در خصوص كسانى كه حج مستحبى يا نيابتى بجا مىآورند چگونه است؟
آية اللَّه فاضل: همين كه مىدانند براى احرام حجّ به موقع مىرسند مطلقاً اشكالى ندارد، موفق باشند.
آية اللَّه تبريزى: خروج متمتّع تا جايى كه از اطراف و توابع نزديك مكّه محسوب شود جايز است و فرقى بين حجّ واجب و غير واجب و نايب و
غير نايب نمىباشد. واللَّه العالم.
آية اللَّه مكارم: بعد از انجام عمره تمتّع مىتواند به اينگونه مناطق رفت و آمد كند و در عمره مفرده هر گاه قبل از گذشتن ماهى كه در آن عمره انجام داده است خارج شود و بازگردد تكرار عمره لازم نيست، امّا اگر در ماه بعد برگردد بايد از همان مسجد تنعيم محرم شود و عمره بجاى آورد.
آية اللَّه صافى: در مورد سؤال، چنانچه محلّ مذكور از توابع مكّه مكرّمه محسوب باشد تردّد اشكال ندارد و اگر از توابع محسوب نشود بايد محرماً به احرام حج، خارج شود ولى اگر خروج با احرام حرجى باشد مىتواند بدون احرام برود و در هر حال ضررى به عمره يا حج نمىزند و در اين احكام تفاوتى بين اقسام حجّ (مستحبى يا نيابتى يا غير اينها) نيست. بلى اگر با اجير در حجّ شرط كرده باشند كه بعد از عمره و قبل از حجّ از مكه خارج نشود و يا اين كه نفس استيجار ولو با قرائن انصراف به آن داشته باشد و اجير خارج شده باشد بايد رضايت اجير كننده را نسبت به اجرت حاصل نمايد. واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى: اشكالى وارد نمىشود و بين حج مستحبى و نيابتى و غير آن فرقى نيست.
آية اللَّه نورى: چون از اطراف و توابع مكّه محسوب مىشود اشكال ندارد و در همه صور مذكوره در فوق جايز است.
س 73- در مسجدالحرام و مسجدالنبى و ساير مساجد مكه و مدينه بعضى از جاها مفروش است و بعضى غير مفروش و با سنگ ساخته شده است، آيا لازم است براى انجام نماز جماعت يا فرادى به جايى برود كه بر سنگ سجده كند و يا مىتواند بر فرش سجده نمايد؟
امام خمينى «ره»: سجده كردن بر فرشهاى مسجد مانع ندارد و مهر گذاشتن جايز نيست، و لازم نيست در جايى كه سنگ است نماز بخواند.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: سجده بر سنگها مانعى ندارد. واللَّه العالم و درصورت تقيه سجده بر مذكور در سؤال مانعى ندارد.
آية اللَّه اراكى «ره»: سجده كردن بر سنگ مانعى ندارد هر چند بر فرش هم مىتواند سجده كند.
آية اللَّه فاضل: جواب قبلًا داده شد.
آية اللَّه بهجت: معلوم شد حكم وجود مندوحه، پس درصورت امكان سجده بر ما يصحّ السجود عليه، اكتفا بغير آن خلاف احتياط است.
آية اللَّه تبريزى: درصورتيكه در مساجد مذكور جايى بوده باشد كه بتوان بر چيزى كه سجده بر آنصحيح است مثل سنگ و موزاييك سجده نمايد، بايد در آنجا نماز بخواند. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: درصورت عدم محذور نمىتواند بر فرش سجده كند.
آية اللَّه مكارم: درصورت امكان و عدم جلب توجه به مكان غير
مفروش برود و نماز بگزارد.
آية اللَّه سيستانى: لازم است جايى را انتخاب كند كه بتواند بر سنگ سجده كند البته خارج شدن از مسجد واجب نيست و همچنين لازم نيست تأخير نماز براى اين كه بتواند روى سنگ سجده نمايد.
آية اللَّه صافى: اگر فرادى مىخواند و ضرورتى نباشد نبايد به فرش سجده كند و اگر بجماعت مىخواند حكم آن از جوابهاى قبلى معلوم شد. واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى: سجده كردن بر فرشهاى مسجد مانع ندارد و مهر گذاشتن جايز نيست، و لازم نيست در جايى كه سنگ است نماز بخواند.
س 74- سجده كردن بر مهر يا حصير و بادبزن در مساجد مكه و مدينه درصورتى كه انگشت نما و سبب وهن به مسلمين بشود چه حكمى دارد؟
امام خمينى «ره»: جايز نيست ولى اگر حصير براى جانماز با خود داشته باشند و روى آن نماز بخوانند به طورى كه متعارف ساير مسلمين است و موجب وهب نشود اشكال دارد.
آية اللَّه گلپايگانى «ره»: اگر مشكلى به وجود نياورد سجده بر مذكورات مانعى ندارد.
آية اللَّه اراكى «ره»: سجده كردن بر حصير و بادبزن مانعى ندارد و سجده كردن بر مهر اگر خلاف تقيه نباشد مانعى ندارد.
آية اللَّه فاضل: درصورت وهن و اتهام جايز نيست.
آية اللَّه بهجت: در فرض سؤال جايز نيست و حكم درصورت وجود
مندوحه در مسأله قبل بيان گرديد.
آية اللَّه تبريزى: كارى كه موجب وهن به مسلمين باشد جايز نيست ولى درصورتيكه در مسجد جايى باشد كه بتوان سجده را بر چيزى كه سجده بر آن صحيح است انجام دهد بايد در آنجا نماز بخواند. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: درصورتى كه سبب وهن شيعه باشد جايز نيست.
آية اللَّه مكارم: جايز نيست.
آية اللَّه صافى: در آن اماكن همه نوع فرقهاى با روشهاى گوناگون وجود دارد اگر طورى باشد كه موجب وهن نشود اشكال ندارد و اگر موجب وهن شود از آن خوددارى كنند و چنانكه ديده شده اهالى آنجا بر روى حصير نماز مىخوانند. واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى: جايز نيست ولى اگر حصير براى جانماز با خود داشته باشند و روى آن نماز بخوانند به طورى كه متعارف ساير مسلمين است و موجب وهن نشود اشكال ندارد.
س 75- فاصله بين مكه و عرفات كه قبلًا چهار فرسخ بوده امروزه با توجه به توسعه مكه و اتصال شهر به منا كمتر از مسافت شرعى است در اينصورت، كسى كه قصد اقامه ده روز در مكه را نموده و سپس به عرفات و مشعر و منا مىرود و چهار شب يا بيشتر در آنجا بيتوته مىكند نماز او در
عرفات و مشعر و منا و پس از مراجعت به مكه قصر است يا تمام؟
آية اللَّه اراكى «ره»: اگر پس از مراجعت به مكه قصد اقامه ده روز در مكه دارد يا مردد است در اينصورت نماز او در منا و عرفات و پس از مراجعت تمام است و اگر قصد اقامه ده روز بعداً ندارد و از مكه انشاءِ سفر به ايران مىكند اقوى اتمام است در مواضع مذكوره، چونه محل اقامه به منزله وطن اوست. و احوط جمع است بين قصر و اتمام و امّا كسى كه قصد اقامه از اوّل در مكه نداشته نماز او در تمام مواضع مذكوره قصر است.
آية اللَّه فاضل: اگر اقامه ده روزه با قطع نظر از چند شب مذكور باشد در مواضع ذكر شده نماز تمام است و اگر مجموعاً باشد نماز در آن مواضع شكسته، ليكن در مكه و اگر چه بعد از مراجعت باشد مخير بين قصر و اتمام است.
آية اللَّه بهجت: بايد نماز را شكسته بخوانند با رعايت تخيير در محلش از مكه.
آية اللَّه تبريزى: چنانچه از آخر خانههاى مسكونى فعلى مكه تا عرفات كمتر از چهار فرسخ و رفتن به عرفات و مشعر و منا و رجوع به مكه كمتر از هشت فرسخ باشد درصورتيكه شخص بعد از اقامت ده روز- با قصد اقامت از قبل- به عرفات برود و يا اين كه قصد اقامت ده روز در مكه نموده و بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتى از اقامت در مكّه منصرف شده و تصميم گرفت به عرفات برود نمازهاى او در عرفات و مشعر و منا، و در رفتن و برگشتن تمام است و در غير اين دوصورت مسافر است و بايد نمازهاى خود را در غير مكه قديم، قصر بخواند و در
خود مكه قديم مخير است بين قصر و تمام. واللَّه العالم.
آية اللَّه زنجانى: كسى كه قصد اقامه ده روز در مكه نموده يعنى تصميم دارد ده روز در خود مكه بماند نماز او در مكه و عرفات و مشعر و منا تمام است، ولى مسافرى كه تصميم دارد در اثناى ده روز براى انجام اعمال خود به عرفات و مشعر و منا برود تمام نمازهاى او قصر است.
آية اللَّه مكارم: نماز او تمام است.
آية اللَّه سيستانى: اگر مسافت مكه تا عرفات و از آنجا تا مشعر و از آنجا تا منا و تا مكّه (44) كيلومتر باشد نمازش را در اين اماكن قصر مىخواند و الّا لازم است نمازش را تمام بخواند، بله اگر كمتر از (44) كيلومتر باشد اگر برگشتنِ او به مكه عبورى باشد نه اين كه برگشتن به محلّ اقامت است، پس حكم او در مشعر و منا قصر است ولى در مكه مخير است بين قصر و اتمام.
آية اللَّه صافى: در فرض سؤال نماز شخص مذكور در عرفات و مشعر و منا تمام است همچنين پس از مراجعت به مكه، در مكه هم تمام است. واللَّه العالم.
آية اللَّه صانعى: اگر از اول مىداند كه چند شب در مكه نمىباشد قصد اقامه تحققش مشكل بلكه ظاهراًصدق نمىكند و نمازش را همه جا بايد شكسته بخواند ولى اگر از اول نمىدانست و قصد اقامه نمود و حداقل يك نماز چهار ركعتى بجا آورد ماندن چند شب در بيرون مكه مضرّ به قصد اقامه نمىباشد و نمازش در آن اماكن هم تمام است وبعد از مراجعت در مكّه هم تمام است.
آية اللَّه نورى: درصورتى كه در مكه قصد اقامت ده روز كرده باشد
نمازش در عرفات و مشعر و منا تمام است و الّا قصر است و در مراجعت در مكه بجهت اين كه در اين شهر مخيّر است بين قصر و اتمام، اگر قصد اقامت نكرد مخيّر است و اگر قصد اقامت كرد كه بايد تمام بخواند.