ghaemiyeh.com
شابك : 978-964-540-373-5
شماره كتابشناسي ملي : ۲۷۴۶۱۴۱
عنوان و نام پديدآور : تعاون و همياري در حج و زيارت/ حسين بافكار.
مشخصات نشر : تهران: نشر مشعر، ۱۳۹۱.
مشخصات ظاهري : ۸۳ ص.
موضوع : حج -- جنبههاي اجتماعي
موضوع : همكاري
رده بندي ديويي : ۲۹۷/۳۵۷
رده بندي كنگره : BP۱۸۸/۸/ب۲۴ت۷ ۱۳۹۱
سرشناسه : بافكار، حسين، ۱۳۴۳ -
وضعيت فهرست نويسي : فيپا
همكارى و هميارى با بندگان خدا زيربناى همه اديان الهى، بهويژه دين مبين اسلام است. بدون هميارى و تعاون، بسيارى از اهداف اجتماعى اديان الهى معطل خواهد ماند. براى رسيدن به اهداف مشترك، بايد روحيه كمك كردن به انسانهاى ديگر، بهخصوص نيازمندان، توسعه و ترويج پيدا كند. در جامعه اسلامى كمك كردن به افرادى كه به حمايت و دلجويى ديگران نياز دارند، تكليفى بس مهم و ضرورى است؛ بهويژه اگر اين هميارى براى اهداف متعالى اسلام يا نيازمندانى باشد كه دستگيرى از آنها در مسير تحقق دستورات پروردگار است.
يكى از عرصههاى تعاون و هميارى، كمك به مهمانان پروردگار و زائران اماكن شريفى است كه خداوند جايگاهشان را رفيع و بلندمرتبه گردانيده است. از آنجا كه
هر سال بر تعداد زائران خانه خدا و عتبات عاليات افزوده مىشود و امكانات موجود، جوابگوى همه زائران نيست، لازم است با تعاون و هميارى، كمبودها را برطرف كرد.
اثر پيشرو با عنوان «تعاون و هميارى در حج و زيارت» كه با قلم تواناى محقق ارجمند جناب آقاى حسين بافكار گردآورى شده، به اهميت موضوع تعاون و هميارى، موانع و راههاى نهادينهكردن فرهنگ تعاون و هميارى در سفرهاى زيارتى پرداخته است. اميدواريم، اين اثر كمك كند تا فرهنگ هميارى در همه بخشهاى جامعه نهادينه گردد.
انه ولى التوفيق
مركز تحقيقات حج
گروه اخلاق و اسرار
رسول خدا (ص) فرموده است: «
اَلحُجّاجُ مُعاونونَ » (1)«حجگزاران مددكاران يكديگرند» .
تعاون و هميارى در فرهنگ اصيل اسلامى قداست ويژهاى دارد. در فرهنگ قرآن، «تعاون» با هميارى، همدلى، همانديشى و همراهى براى نيل به سعادتمندى، تقواپيشگى و رستگارى معنا مىيابد. در اين معنا صرف انديشۀ سودجويى و كسب منافع اقتصادى و فعاليتهاى نادرست و غيرمنطقى، نمىتواند پايه استوار و پربركت يك فعاليت هميارى و تعاون باشد؛ چنانكه خداوند منّان در قرآن كريم مىفرمايد:
تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى وَ لَا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ (مائده: ٢)
1) الاحتجاج، طبرسى، ص۶۵.
(همواره) در راه نيكى و پرهيزكارى به يكديگر كمك كنيد و (هرگز) در راه گناه و تعدّى همكارى ننماييد.
به يقين تعاون و هميارى انسانهاى توانا، متديّن، فهيم و دورانديش در قالب يك گروه يا سازمان، نه تنها مىتواند در رفع مشكلات آن سازمان و گروه چارهساز باشد، بلكه مىتواند منشأ آثار خير بسيارى شود. در اين ميان سازمان حج و زيارت كه نمونه بارز سازمانى دينى است، بيش از هر نهاد ديگرى، بايد به اين اصل اسلامى توجه كند و با توجه به جنبۀ اجتماعى بودن فريضۀ حج، اثرات پر بركت آن را در جامعه به نمايش گذارد؛ بهويژه آنكه در سالهاى اخير، با توجه به مشكلاتى از قبيل كاهش ظرفيتاعزام، تراكم زائران در ليست انتظار، افزايش زائران سالمند و بيمار و. . . به تقويت «اصل تعاون» نياز مبرم است.
در اين نوشتار، با تمام كاستىهايش، سعى شده است با تبيين اصل «تعاون و هميارى اسلامى» ابتدا جلوهها و بركات تعاون اخلاقى در سفرهاى زيارتى شناخته شود و سپس موانع موجود در مسير تحقق اين هدف نيز معرفى گردد.
اميد كه مورد استفاده كارگزاران محترم حج و زيارت، عوامل گرامى كاروانها و هتلها، همچنين رابطين فرهنگى و زائران عزيز قرار گيرد.
تعاون واژهاى عربى با ريشۀ قرآنى از باب تفاعل، به معناى مددكارى، به هم كمككردن و همديگر را يارىدادن است.(1)
تعاون دو مفهوم عام و خاص دارد. مفهوم عام اين كلمه به همكارى، يارىگرى، رعايت منافع جمعى و دستگيرى و كمك به ديگران اشاره دارد كه پيشينه و كاربرد آن به آغاز عصر زندگى اجتماعى انسانها و ضرورت همكارى براى رويارويى با حوادث طبيعى برمىگردد. مفهوم خاص تعاون و هميارى نيز به آن گروه از روشها، تشكلها و سازماندهىهاى مديريتى گفته
1) دايرة المعارف بزرگ اسلامى، محمد كاظم موسوى بجنوردى، ج١۵، ص۵٨٧.
مىشود كه در قالب آنها دسترسى به اهداف و وظايف سازمان با بهرهورى بيشتر و هزينۀ كمتر انجام مىگيرد.(1)
بىگمان با در نظر گرفتن معانى لغوى و مفهومى تعاون، مراد از تعاون در حج، هم مفهوم عام تعاون، يعنى هميارى و كمك به زائران، و هم مفهوم خاص آن، يعنى سازماندهى افراد، در جهت اهداف سازمان مورد نظر است. به بيان ديگر، تشكل و سازماندهى امور حج بايد بهگونهاى باشد كه در قالب تعاون، با بهرهورى بيشتر و هزينۀ كمتر، به اهداف سازمانى برسد.
در اين مفهوم، تعاون و هميارى فرآيندى اخلاقى است كه مسئولان حج و زيارت فرصت مىيابند از قابليتها، توانمندىها و نوآورىهاى نيروهاى سازمانى و زائران، براى اهداف سازمانى و رفع مشكلات زائران بهرهمند شوند.
اهميت موضوع زمانى نمود بيشترى مىيابد كه بدانيم در سالهاى اخير، تراكم زياد زائران حج و زيارت و قرارگيرى در نوبت چندينساله براى تشرف، سبب افزايش سن زائران شده است. از سوى ديگر، حجم انبوه
1) تعاون و همكارى، مايكل آرگايل، ترجمه: معاونت تحقيقات آموزش و ترويج وزارت تعاون، صفحه پيشگفتار.
مسافران قبله باعث شده تا سازمان حج و زيارت، از تعداد خدمۀ كاروانها كاسته و بر تعداد زائران بيفزايد.
به يقين با رويكرد جديد سازمان حج و زيارت، نه تنها امر خدمترسانى به زائران، بهويژه سالمندان، بيماران و معلولان با مشكل روبهرو خواهد شد، بلكه زائران ديگر نيز از اين امر آسيب خواهند ديد. از طرفى مسئولان نيز از اهداف واقعى حج و زيارت غافل خواهند شد.
با اين حال مىتوان با تقويت اصل تعاون و هميارى در ميان زائران حج و زيارت و مديران و مسئولان كاروانها بر اين مشكلات غلبه كرد و روح همدلى و همكارى را بر كالبد و انديشه زائران دميد.
تعاون زيربناى تمام اديان الهى، به ويژه دين مبين اسلام است. دينِ بدون تعاون، مفهومى ندارد؛ زيرا كمترين هدف هر دينى ايجاد روحيه همكارى ميان مردم است. اگر دين نتواند به اين مهم دست يابد، مفهوم استقرار منافع مادى و معنوى مشترك در ميان پيروان آن، از بين مىرود و ارزش اجتماعى خود را از دست مىدهد. از سوى ديگر، مشاركت و تعاون مردم در جامعه اسلامى، براى برطرف كردن نيازهاى اجتماعى، تكليفى بس مهم است كه ترديدى در آن راه نيست. در آموزههاى اسلامى براى
اثبات اين دو نكتۀ مهم، دلايل روشنى وجود دارد كه در اين مبحث به آنها پرداخته مىشود.
اوّلين، محكمترين و مهمترين دليل، دستور مستقيم قرآن به تعاون و مشاركت است؛ چنانكه مىفرمايد:
تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى وَ لَا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ (مائده: ٢)
(همواره) در راه نيكى و پرهيزكارى به يكديگر كمك كنيد و (هرگز) در راه گناه و تعدّى همكارى ننماييد.
در اين آيۀ مباركه، خداوند از دو نوع تعاون در اسلام سخن مىگويد: يكى تعاون در بِرِّ ، يعنى نيكوكارى كه هر مسلمانى وظيفه دارد آن را شاهراه زندگى اجتماعى خويش قرار دهد و ديگرى در الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ ، يعنى تعاون در رفتارهاى ناروا و ستمكارى كه اسلام مسلمانان را از آن نهى كرده است.(1)
تعاون در بِرِّ زمانى امكانپذير است كه انسان مسلمان باتقوا و پرهيزكار باشد؛ در حقيقت «تقوا» مقدمۀ نيكوكارى است؛ زيرا تقوا پرهيزكردن از ظلم و ستم است.
1) تعاون در اسلام و جامعه صنعتى، ص٨٣.
در واقع اگر تقوا در تعاون نباشد، ممكن است به تعاون در الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ تبديل شود و در بيشتر مردم به خودخواهى تبديل گردد؛ براى مثال: «ممكن است مردم در پيشبرد زندگى دستهجمعى جامعه خود كه مستند به خودخواهى گستردهاى [به نام جامعه] است، گرفتار تعصبهاى اقليمى، نژادى و فرهنگى شوند و انسانهاى نيازمند جوامع ديگر را نه تنها به فراموشى بسپارند، بلكه مواد معيشت آنها را بربايند و فداى خواستههاى جامعه خود كنند. اگر كسى بخواهد شواهدى براى اين مُدعا پيدا كند، كافى است كه به جوامع امروز بنگرد كه چگونه بعضى از آنها همهگونه مواد اقتصاد و عوامل تجملات و رفاه و عيش و نوش را بهدست آورده و از شدت برخوردارى از رفاه و لذت، گاه به عوامل مخل زندگى دست مىبرند. در حالى كه اگر عامل مشاركت و هماهنگى يك جامعه براى تنظيم زندگى اجتماعى، مذهب و اخلاق الهى (تقوا) بوده باشد، قطعى است كه مردم آن جامعه پس از فراهمكردن وسايل مورد نياز زندگى خود، به جوامع ديگر انسانها خواهند پرداخت» .(1)
1) مقاله: «مبانى فرهنگى لازم براى تحقق بخشيدن به مشاركت و هماهنگى همه مردم در كارهاى اجتماعى» ، محمد تقى جعفرى، مجموعه مقالات كنفرانس مشاركت و توسعه سومين كنفرانس ، ص ٢٨۵.
به همين جهت در آيۀ مذكور «نيكوكارى» و «پرهيزكارى» در يك معنا به كار رفتهاند؛ به عبارتى، شخص نيكوكار، متقى و پرهيزكار نيز هست.
اسلام براى نيكوكار كردن مردم، امورى به نام فروع دين دارد كه شامل نماز، روزه، زكات، خمس، حج و. . . است. در اين ميان، حج از اهميت خاصى برخوردار است؛ زيرا مسافرت به مكه و انجام دادن مناسك حج، موجب ايجاد تجانس و تعاون ميان مسلمانان جهان مىگردد؛ براى مثال: قربانى و تقسيم كردن آن ميان مردم، به معناى دستگيرى و تعاون است؛ بىشك وقتى در مراسم قربانى حج، مؤمن موظف مىشود تا حيوانى كامل و سالم را قربانى كند و گوشت آن را به نيازمندان بدهد، بين مسلمانان رابطهاى صميمى به وجود مىآيد كه خود يكى از عوامل و زمينههاى انسجام است. بدينصورت تعاون و همبستگى اجتماعى ميان مردم افزايش مىيابد.
جالب اينكه دعوت به تعاون و پرهيزكارى در آيهاى گنجانده شده است كه دربارۀ حج است. آيهاى كه از مؤمنان مىخواهد حُرمت شعائر الهى، ماه حرام و قربانىهاى آن را نگه دارند و خصومتها و ستمكارىها را به نيكى پاسخ دهند تا دشمنى به دوستى تبديل گردد.
بنابراين اگر انجام حج كار نيك باشد، كمك به
نيازمندان، خدمه، زائران، مسئولان حج و. . . تعاون در «بِرّ» است. ولى گاهى ممكن است نوع همكارى در اين سفرها بهگونهاى باشد كه تعاون به ظالم تلقى شود. در اين صورت اين نوع تعاون ناپسند است. در اين زمينه حكايتى نقل شده كه شنيدنى است.
صفوان جمّال كه يكى از ياران امام موسى كاظم (ع) است، نقل مىكند: روزى خدمت امام رسيدم؛ حضرت فرمود: «اى صفوان، همۀ كارهاى تو خوب است جز يك كار!» عرض كردم: «فدايت شوم چه كار؟» فرمود: «اينكه شتران خود را به اين مرد (هارون) كرايه مىدهى» . گفتم: «به خدا سوگند در مسيرهاى عيّاشى، هوسبازى و صيد حرام به او كرايه نمىدهم. تنها در راه مكه در اختيار آنها مىگذارم. خودم هم همراه شتران نمىروم؛ بعضى از فرزندان و كسانم را با آنها مىفرستم» . حضرت فرمود: «اى صفوان! آيا از آنها كرايه مىگيرى؟ !» عرض كردم: «بله» . فرمود: «آيا دوست دارى كه زنده بمانند، بر سر كار باشند تا كرايۀ تو را بپردازند؟» گفتم: «بله» . فرمود: «كسى كه بقاى آنها را دوست بدارد، از آنهاست و هر كسى از آنها باشد، در آتش دوزخ خواهد بود» . صفوان مىگويد: «بلافاصله رفتم و تمام شترانم را فروختم» .(1)
1) وسائل الشيعه، محمد بن حسن حر عاملى، ج ١۶، ص ٢۵٩.
بنابراين، در هر كار نيكى كه مصلحت دين و جامعه در آن باشد، تعاون در «برّ» است. ولى اگر تنها سودجويى شخصى يا احتمال خسارت به ديگران باشد، با اصول اسلام ناسازگار و حرام است.
افزون بر دستور مستقيم قرآن به تعاون و مشاركت، آياتى هستند كه به نداشتن دودستگى و پراكندگى اشاره دارند. از اين رو، بر لزوم همكارى و هميارى در زندگى دلالت مىكنند. خداوند در قرآن مىفرمايد: وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لَا تَفَرَّقُوا ؛ «و همگى به ريسمان خدا چنگ بزنيد و پراكنده نشويد» . (آل عمران: ١٠٣)
همينگونه است آيۀ زير كه مىفرمايد:
وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ (انفال:۴۶)
و با هم نزاع نكنيد كه سُست شويد و مهابت شما از بين رود.
بديهى است كه هيچگونه تفرقه و پراكندگى مضرتر و زيانبارتر از تشتّت و اختلاف در مسير زندگى اجتماعى نيست.
همچنين آياتى كه به دفع تزاحم و اختلال از زندگى اجتماعى اشاره دارند به نوعى مردم را به مشاركت و تعاون
در امور اجتماعى دعوت مىنمايند. آيۀ زير نمونهاى از اين آيات است:
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِى سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ (صف: ۴)
در حقيقت خدا دوست دارد كسانى را كه در راه او صف در صف، چنانكه گويى، بنايى ريخته شده از سُرباند، جهاد مىكنند.
علّت مطلوبيت تشكل و تجمع در جامعۀ اسلامى، جز اين نيست كه دفعتزاحم و اختلال از زندگى اجتماعى نيازمند قدرت متشكل است، و اين بدون مشاركت جدّى مردم حاصل نمىشود.
(عليهم السلام)
در منابع روايى، احاديث ارزشمندى از معصومين (عليهم السلام) نقل شده است كه مردم را به تعاون و همكارى در نيكى دعوت مىنمايند. رسولخدا (ص) فرمودند:
تواصَلوا و تُبارّوا وَ تَراحَمُوا، وَ كُونُوا اِخوَة بَرَرَةً كَما اَمَرَكُمُ الله عزَّوجَلَّ.(1)
با يكديگر پيوند و ارتباط داشته باشيد، به هم نيكى كنيد و نسبت به هم مهربان باشيد. همچنانكه خداى عزَّوجل به شما دستور داده برادرانى نيكوكار باشيد.
1) ترجمه ميزان الحكمه، محمد محمدى رىشهرى، ج۴، ص۴٧٧.
امام صادق (ع) فرمودند:
تَنَافَسُوا فِى الْمَعْرُوفِ لإِخْوَانِكُمْ وَ كُونُوا مِنْ أَهْلِه.(1)
در نيكى رساندن به برادران خود با يكديگر مسابقه گذاريد و اهل نيكى باشيد.
همچنين مىفرمايد:
مَا قَضَى مُسْلِمٌ لِمُسْلِمٍ حَاجَةً إِلَّا نَادَاهُ اللهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: عَلَى ثَوَابُكَ وَلا أَرْضَى لَكَ بِدُونِ الْجَنَّة. (2)
هر مسلمانى كه حاجت مسلمانى را روا كند، خداى تبارك و تعالى به او خطاب كند كه ثواب تو به عهده من است و به غير بهشت برايت راضى نباشم.
همچنين درباره ضرورت ايجاد تشكل جمعى براى رفع نيازمندىها، روايات زيادى وارد شده است؛ از جمله رسول خدا (ص) مىفرمايد: «
يَدُ اللهِ مَعَ الجَماعة »(3)«دست خدا همراه با جماعت است» .
و نيز مىفرمايد: «
اَلجَماعَةُ رَحْمَةٌ وَ الْفُرقَةُ عذابٌ »(4)
«جماعت ماية رحمت و تفرقه موجب عذاب است» .
افزون بر موارد ذكر شده، احاديثى كه به نوعى ضرورت اهتمام به امور مسلمانان را يادآور مىشوند، در قالبى ديگر مردم را به مشاركت و تعاون در زندگى اجتماعى فرا مىخوانند. حديث زير يكى از آنهاست؛ رسول خدا (ص) مىفرمايد:
مَنْ أَصْبَحَ لا يَهْتَمُّ بِأَمْرِ الْمُسْلِمِينَ فَلَيْسَ مِنْهُمْ.(1)
هر كسى كه روز را آغاز كند و به كار مسلمانان توجهى نداشته باشد، مسلمان نيست.
به هر حال، اين همه تأكيد بر لزوم مشاركت در امور اجتماعى شايد بدان جهت باشد كه اين تكليف ضرورى اجتماعى، به دليل بزرگى، پيچيدگى و تنوع، از عهده و قدرت يك فرد خارج است. از اين رو بديهى است كه كارها و خدمات اجتماعى به حالت مشاركتى انجام گيرد.
هيچكس در اسلام نمىتواند از امر تعاون و همكارى دورى گزيند. حتى رسول خدا (ص) و جانشينان خلف آن حضرت، ائمه معصومين (عليهم السلام) از تعاون و همكارى با مردم روىگردان نبودند. آن بزرگواران كه الگوى واقعى
1) نهج الفصاحه موضوعى ، ص۴٢١.
بشرند، با مشاركت در امور اجتماعى، درس تعاون و همكارى به ديگران مىآموختند. دربارۀ مشاركت آنان در امور اجتماعى و كمك به ديگران، روايتهاى متعددى نقل شده است كه براى طولانى نشدن بحث تنها به دو مورد اشاره مىشود؛ از جمله نقل شده است كه رسولخدا (ص) در سفرى به ياران خود فرمودند گوسفندى را قربانى كنند. يكى از مردان وظيفه ذبح گوسفند را به عهده گرفت؛ ديگرى نيز مسئوليت پوست كندن حيوان را پذيرفت؛ يك نفر هم وظيفه پخت و پز را به عهده گرفت. رسول خدا (ص) نيز فرمود: «فراهم كردن هيزم نيز با من است» . ياران گفتند: «اى رسول خدا (ص) ، پدران و مادران ما فداى شما باد! نبايد شما به زحمت بيفتيد، ما به جاى شما كارها را انجام مىدهيم» . حضرت فرمود:
اِنّ اللهَ يَكْرَهُ مِنْ عَبدِهِ اَنْ يَراهُ مُتَمَيّزاً بَينَ اَصْحابه.
خداوند دوست نمىدارد بندهاش را در ميان يارانش با وضعى متمايز ببيند.
سپس برخاست تا براى آنها هيزم جمعآورى كند. (1)
همچنين از امام سجاد (ع) روايت شده است كه ايشان به مسافرت نمىرفتند، مگر با كسانى كه آن حضرت را نمىشناختند و از همان آغاز نيز با آنها شرط مىكردند كه
1) بحارالانوار، محمدباقر مجلسى، ج٧۶، ص٢٧٣.
در طول سفر كار كنند و نيازهاى آنها را برآورده سازند؛ نقل شده است كه امام سجاد (ع) با گروهى همراه شدند كه به حج مىرفتند. مردى آن حضرت را ديد و شناخت؛ سپس به كاروانيان گفت: «آيا مىدانيد اين مرد كيست؟» گفتند: «نه» . آن مرد گفت: «اين على بن الحسين (ع) است» .
آن جمع به طرف آن حضرت آمدند و دست و پاى ايشان را بوسه زدند و گفتند:
فرزند رسول خدا! آيا خواستى آتش دوزخ، ما را به دليل رفتار نادرست ما با شما فرا گيرد و در پايان عمر به هلاكت گرفتار آييم؟ ! چه باعث شد تا شما چنين عمل كنيد؟ !
حضرت فرمود:
يك وقت با گروهى كه مرا مىشناختند همسفر شدم؛ آنها به خاطر رسول خدا (ص) بيش از حد به من احترام و كمك كردند و من از سوى شما نگران آن بودم. ازاينرو پنهانى بودن كارم را بيشتر دوست دارم.(1)
بنابراين، با توجه به دلايل روشنى كه براى لزوم هميارى و تعاون ارائه شد، لزوم همكارى در امور
1) وسايل الشيعه، ج٨، ص٣١۵.
اجتماعى، بهويژه در امر مهم حج و زيارت نيز احساس
مىشود و بهتر است به عنوان يك «اصل» قطعى تلقى گردد و موانع موجود در اجراى آن، بهويژه موانع فرهنگى، با درايت مسئولان امر مرتفع شود.
اگرچه حج فريضهاى فردى است، ولى به صورت جمعى انجام مىگيرد. ازاينرو زمينههاى فراوانى براى تعاون و همكارى دارد و مىطلبد زائران، مديران كاروانها و مسئولان امور حج و زيارت، بهطور آگاهانه بهدنبال تقويت اين زمينههاى همكارى باشند. تا هر چه بيشتر تجانس و هماهنگى مسلمانان در طول سفر حج نمايان شود. در اين فصل به زمينههاى تعاون و هميارى در حج و زيارت پرداخته مىشود.
امروزه، اگرچه با تغيير و تحولات اجتماعى و برنامهريزىها و سازماندهىهاى انجام شده، از سوى
سازمان حج و زيارت، زائران مانند گذشته با مسائل و مشكلات سفر روبهرو نيستند، ولى با اين حال نبايد زائران محترم، توفيق خدمتگزارى به همنوعان را از خود سلب كنند؛ چرا كه هنوز زمينههاى تعاون و همكارى بين همسفرها وجود دارد. برخى از اين زمينهها عبارتند از:
به دليل اينكه سفرهاى حج و زيارت به شكل كاروانى انجام مىپذيرد، همفكرى و همراهى با همسفران در طول سفر از ضروريات سفر است. بخشى از اين همفكرى و همراهى را امام صادق (ع) از زبان لقمان در سفارش به فرزندش چنين يادآور مىشوند:
پسرم، چون با جماعتى به سفر شوى و كارى در پيشگيرى، با همراهان مشورت كن. از خودرأيى بپرهيز. با همسفرانت به گشادهرويى بنشين و با جود و كرم برخيز. ايشان را از آذوقه خويش، بىبهره مگذار. چون از تو دعوت كنند، اجابت نما و چون استمداد نمودند، لبيك گو و به يارىشان بشتاب. . . . پسرم، هرگاه به هنگام سفر، تو را به جهت اداى شهادت حقى خواستند، به حق شهادت بده. در مقام مشورت، رأى خود را صريح و قاطع
بيان كن. دوستانت را در پرداخت صدقات و خيرات همراهى كن. . . .(1)
نبايد موقعيتهاى اجتماعى و ردهبندىهاى شغلى، مانع هميارى و همكارى همراهان در سفر باشد. همۀ افراد كاروان شايسته است، حتى در سادهترين كارها با هم همكارى كنند؛ بهويژه اگر توانايى انجام كارهاى خويش را دارند، نبايد آن را به دوش ديگران بيندازند.
در سفرهاى مذهبى افراد مخلص و فداكار بسيارى يافت مىشوند كه براى ذخيرۀ ثواب الهى، از هيچ كمكى دريغ نمىكنند؛ براى مثال: ساكهاى زائران را در اتوبوس مىگذارند، آب و مواد غذايى را توزيع و پسماندههاى آن را جمع مىكنند، از وسايل زائران مراقبت مىكنند، در حمل و نقل ساكها كمك مىكنند و. . . .
اما اين خدمتگزارىها هم نبايد موجب آن شود كه برخى زحمت خود را به دوش آنها بيندازند. در اين مورد حكايتى از رسول خدا (ص) نقل شده است كه شنيدنى است. آوردهاند:
روزى در خدمت پيامبر (ص) سخن از مردى به ميان آمد كه مدام در طول سفر به عبادت مشغول بود.
1) وسايل الشيعه، ج٨، ص٣٢٣؛ بحارالانوار، ج٧۶، ص٢٧٠.
رسول خدا (ص) فرمود: «پس چه كسى به مركب او مىرسيد و غذايش را آماده مىكرد؟» در پاسخ گفتند: «همۀ ما» . رسول خدا (ص) فرمود: «همة شما از او بهتر هستيد» .(1)
رسول خدا (ص) مىفرمايد: «سفر پارهاى از عذاب است» .(2)
اين فرمايش شايد از آن جهت باشد كه در مسافرت، نظم زندگى عادى به هم مىريزد و در خواب و استراحت و غذاى انسان تغييراتى پديد مىآيد؛ بهويژه در سفر حج و عمره كه تغييرات آب و هوايى، گرمى و خشكى هوا، پيادهروى در مشعر و منا، كمبود فضا، ازدحام جمعيت، مشكل رساندن تداركات، ترافيك وسايل نقليه، از جمله كاستىهاى اين سفر است كه موجب مىشود، زائران از حالت عادى خارج شده، صبر و حوصلۀ خود را از دست بدهند. ازاينرو ممكن است با همسفران خويش درشتى كنند. در حالى كه بايد بدانند، ديگران هم همچون آنها خسته و كمحوصلهاند.
از سوى ديگر، بايد توجه كنند كه آنها نمايندگان نظام
جمهورى اسلامى در كنگره حجاند و رفتار و گفتارشان در معرض ديد هزاران زائر خارجى است؛ چنانچه كار ناشايستى انجام دهند، اثر نامطلوبى در افكار عمومى جهان خواهد گذارد. از اين رو زائران بايد بكوشند از ناسازگارى و سختگيرى خود بكاهند.
سعدى چه زيبا سرنوشت افراد سهلگير را به نظم كشيده است.
يكى خوب كردار خوشخوى بود كه بدسيرتان را نكوگوى بود
به خوابش كسى ديد چون درگذشت كه بارى حكايت كن از سرگذشت
دهانى به خنده چو گُل باز كرد چو بلبل به صوتى خوشآواز كرد
كه بر من نكردند سختى بسى كه من سخت نگرفتمى با كسى(1)
درمان زائران بيمار در مكه و مدينه به عهده هيئت پزشكى است. همچنين مراقبت از زائران سالمند وظيفۀ مسئولان كاروانهاست. با اين حال، افراد بيمار و سالمند
1) بوستان سعدى.
به دلجويى و تقويت روحيه نياز دارند و نبايد همسفران، آنها را تنها بگذارند؛ بهويژه در انجام اعمال حج كه به همكارى بيشتر نياز است. از اين رو، بايد هنگام سوارشدن اتوبوس، صرف غذا، استفاده از آسانسور و. . . ، زائران بيمار، معلول يا سالمند را بر خود مقدم داشت.
امام صادق (ع) مىفرمايد:
حَقُّ الْمُسَافِرِ أَنْ يُقِيمَ عَلَيْهِ أَصْحَابُهُ إِذَا مَرِضَ ثَلاثا .(1)
حق مسافر بر همسفران است كه اگر مريض شد، تا سه روز نزد او بمانند.
همچنين در روايتى، ارزش دلجويى از بيماران برتر از عبادت در مسجدالنبى بيان شده است. «مزارم بن حكيم» گويد:
با محمد بن مصادف همراه بودم؛ وقتى به مدينه رسيديم، من بيمار شدم. وى نيز مرتب مرا تنها مىگذاشت و به مسجد مىرفت. شكايت او را نزد پدرش بردم. او نيز موضوع را به امام صادق (ع) خبر داد. امام به او پيغام داد:
«قُعُودُك عِندَهُ أفْضَلُ مِنْ صَلاتِكَ فِى الْمَسْجِد» ؛ «نشستن تو در كنار او، از نماز خواندنت در مسجد برتر است» . (2)
همچنين گاهى مشاهده مىشود كه زائران از اوضاع و احوال همراهان خود، به ويژه افراد سالمند يا كمتوان جسمى بىخبرند يا نسبت به بود و نبودشان بىتفاوتاند. درحالىكه اسلام آگاهى از وضعيت همراهان را از وظايف هر زائر مىداند. آوردهاند:
روزى مفضّل بن عمر خدمت امامصادق (ع) آمد. [امام] از او پرسيد: «با چه كسى همسفر بودى؟» مفضّل گفت: «مردى از برادرانم» . حضرت فرمود: «او چه شد؟» مفضّل گفت: «از زمانى كه وارد مدينه شدم، از مكان او بىخبرم» . امام فرمود: «آيا نمىدانى اگر كسى چهل گام با مؤمنى همسفر شود، خداوند در روز قيامت دربارة او از وى سؤال مىكند؟»(1)
مراقبت از اموال و وسايل همسفران مىتواند جلوه ديگر همكارى و تعاون در حج باشد. البته اين نوع همكارى بهتر است دو طرفه باشد و در طول سفر در مكانهايى كه نياز به مراقبت از وسايل يكديگر است، اين كار را به نوبت انجام دهند، تا طرفين بتوانند به اندازه
1) بحارالانوار، ج٧٣، ص٢٧۵.
يكسان از فضاى معنوى حج بهره گيرند و باعث دلخورى و رنجشخاطر هم نشوند. شخصى به نام اسماعيل خثعمى گويد:
روزى به امام صادق (ع) عرض كردم: «وقتى [در سفر حج] به مكه مىرسيم، همراهان مرا نزد اثاثيه گذاشته، خود به طواف مىروند» . حضرت فرمود:
«اَنْتَ اَعْظَمُ اَجراً» ؛ «پاداش تو از آنها بيشتر است» .(1)
همچنين بايد توجه داشت كسانى كه در خدمت به ديگران پيشى مىگيرند، نزد خداوند گرامىترند؛ چنانكه رسول خدا (ص) مىفرمايد:
سَيِّدُ الْقَوْمِ خَادِمُهُمْ فِى السَّفَر.(2)
بزرگهر قومى كسى است كه در سفر خدمتگزار آنان باشد.
بىشك در برخى از كاروانها افرادى وجود دارند كه به دلايل مختلف زمينه فراگيرى خواندن و نوشتن يا فرصت يادگيرى مسائل دينى و شرعى را نداشتهاند.
حج فرصت مناسبى است كه اينگونه افراد، هر چه بيشتر
با مسائل دينى و اعتقادى آشنا شوند.
در مرحلۀ اوّل اين وظيفۀ روحانيون و مسئولان فرهنگى كاروانهاست كه اينگونه افراد را تشويق و در فراگيرى مسائل دينى به آنها كمك كنند. در مرحلۀ دوّم سزاوار است مؤمنان و افراد آگاه كاروانها به اين امر توجه داشته باشند. به يقين آموزش در فضاهاى معنوى تأثير بيشترى خواهد داشت. اميرمؤمنان على (ع) مىفرمايد:
المُعينُ عَلَى الطَّاعَةِ خَيرُ الأَصْحابِ.(1)
بهترين ياران و همراهان كسى است كه انسان را به اطاعت حق يارى دهد.
استفادۀ بهينه از امكانات به نوعى كمك به همراهان است؛ براى مثال: سرزمين عربستان، از نظر آب و هوايى خشك، و كمبود آب، همواره يكى از مشكلات موسم حج است. حتى اين مسئله پيشينه تاريخى دارد؛ چنانكه پيشتر «سقايت حج» از وظايف مهم متوليان حج بود و يكى از پستهاى مهم بهشمار مىآمد. در تاريخ اسلام نيز مىخوانيم كه سقايت و مهماندارى حاجيان با پسران عبدمناف، نياى سوم پيامبر بود و اين منصب تا ظهور
1) ترجمه و شرح غررالحكم و درر الكلم آمدى موضوعى ، سيد هاشم رسولى محلاتى، ج١، ص۶١.
اسلام در اختيار آنان باقى ماند.(1)
هر چند مشكل آب تا حدود زيادى در سالهاى اخير حل شده، امّا مصرف زياد آن هنوز مشكلآفرين است؛ زيرا مصرف آب هتلهاى مكه و مدينه، همينطور خيمههاى عرفات و منا بهوسيلۀ تانكرهاى آب تأمين مىشود و معمولاً به اندازه كافى آب موجود نيست و از طرفى، مصرف بىرويۀ آن موجب قطع مكرر آب مىشود. از اين رو به زائران محترم توصيه مىشود با صرفهجويى در مصرف آب، بهويژه با پرهيز از وسواس در وضو، غسل، شستن لباسها و. . . ، به همسفران خود كمك كنند.
در اين صورت هم به وظيفۀ شرعى خود عمل كرده و هم براى ديگران مشكل ايجاد نكردهاند.
گاهى در سفر حج براى برخى از زائران و همراهان مشكلات مالى پيش مىآيد؛ براى مثال ممكن است پول كمى همراه خود آورده باشند يا پولشان گم يا سرقت شود. در اين وضعيت شايسته است همراهان و همسفران زائر او را دلدارى داده و كمك كنند؛ بهويژه اينگونه
1) ر. ك: فروغ ابديت، جعفر سبحانى، ج١، ص١٣٨٠.
مشكلات براى زائران سالمند به دلايل گوناگون، از جمله فراموشكارى، حواسپرتى و بيمارى، بيشتر پيش مىآيد.
قابل توجه اينكه رفع مشكلات همسفران به اندازهاى ارزشمند است كه امام صادق (ع) آن را بهتر از طوافِ واجب مىداند. «اَبان بن تَغلِبْ» گويد:
با امام صادق (ع) در حال انجام طواف بودم كه يكى از همراهان با اشاره از من خواست تا براى انجام كارى پيش او بروم؛ ولى من دوست نمىداشتم توفيق طواف با امام صادق (ع) را از دست بدهم. امّا آن دوست باز در همان حال طواف به من اشاره كرد. امامصادق (ع) او را ديد، فرمود: «ابان اين مرد تو را مىخواهد؟» گفتم: «آرى» . فرمود: «او كيست؟» گفتم: «مردى از اصحاب و ياران ماست» . حضرت فرمود: «آيا با تو همعقيده و هممذهب است؟» گفتم: «آرى» . حضرت فرمود: «نزد او برو» . گفتم: «طواف را قطع كنم؟» فرمود: «آرى» . پرسيدم: «اگرچه طواف واجب باشد؟» فرمود: «آرى» .
با او رفتم و پس از انجام كار وى، نزد آن حضرت بازگشتم. سپس به ايشان عرض كردم: «مرا از حقى كه مؤمن به گردن مؤمن ديگر دارد با خبر ساز» . حضرت فرمود: «آن را واگذار و
پاسخش را نخواه» . گفتم: «فداى شما شوم، پاسخ آن را خواهانم» و پيوسته اصرار كردم. آنگاه فرمود: «اى ابان! تا آنجا حق دارد كه نيمى از مالت را به او بدهى!» سپس به من نگريست و عكسالعمل مرا در برابر آن مشاهده كرد. فرمود: «اى ابان! آيا نمىدانى كه خداوند عزّوجلّ از آنها اينگونه ياد كرده كه ديگران را بر خود مقدم مىدارند؟»(1)گفتم: «آرى فدايت شوم» .
فرمود: «پس اگر تو مالت را با او قسمت كنى، او را بر خود مقدم نداشتى، بلكه او را با خود برابر داشتى. همانا وقتى او را بر خود مقدم داشتهاى كه آن نيمهاى كه براى خود نگاه داشتهاى را هم به او دهى» .(2)
در سفرهاى زيارتى به ويژه سفر حج تمتع و عمره مفرده، وضعيت بهگونهاى است كه افراد مختلف با سليقهها و رفتارهاى گوناگون كنار هم جمع شده، چندين روز با هم زندگى مىكنند و پس از آن با خاطرههايى تلخ و شيرين از هم جدا مىشوند. ممكن است بخشى از اين
خاطرهها مربوط به لغزشهاى برخى ديگر باشد. اگرچه در طول سفر، فرد مسلمان مىتواند با تذكر، فرد خطاكار را ارشاد كند، اما پس از طى دوره سفر، حق ندارند خطاها را براى ديگران بازگو كند؛ زيرا همسفران بايد در حفظ اسرار هم كوشا باشند. هر كس به دنبال كشف اسرار و خطاهاى ديگران باشد، ايشان را به درگيرى و مقابله دعوت كرده است و اين، با فلسفه اسلام و حج كه مسلمانان را به وحدت و نيكى دعوت مىكند، سازگار نيست. از سوى ديگر از نشانههاى جوانمردى در سفر، حفظ اسرار همسفران است؛ چنانكه امام صادق (ع) مىفرمايد:
مِنَ الْمُرُوءَةِ فِى السَّفَرِ. . . كِتْمَانُكَ عَلَى الْقَوْمِ أَمْرَهُمْ بَعْدَ مُفَارَقَتِكَ إِيَّاهُم.(1)
از نشانههاى مردانگى در سفر. . . پنهانكردن اسرار و عيوب همسفران پس از جدا شدن از آنهاست.
شايسته است زائران گرامى با مسئولان كاروانها نهايت همكارى را داشته باشند؛ جلوههاى اين همكارى مىتواند، در موارد زير نمود پيدا كند.
1) مكارم الاخلاق، ص٢۵۴.
مسئولان كاروانها قبل و بعد از اعزام زائران به حج تمتع يا عمره مفرده، روزانه جلساتى درباره حج و مناسك آن برگزار مىكنند. زائران محترم با حضور به موقع در اين جلسات بهترين همكارى را با مسئولان دارند؛ بهويژه در مدينه و مكه نيز هنگام برگزارى اين جلسات، نبايد زائر به استراحت بپردازد يا رهسپار خيابان و بازار شود و فرصتهاى يادگيرى مسائل و احكام را از دست بدهد. بىشك آگاهى بيشتر درباره مسائل حج و زيارت يا مقررات و شئونات كشور عربستان سبب خواهد شد، زائران بهتر و راحتتر موسم حج را به اتمام برسانند و براى خود و مسئولان كاروان مشكلات كمترى ايجاد كنند.
برنامههايى كه در مكه و مدينه اجرا مىشود، بيشتر شامل رفتن به اماكن متبركه، قرائت قرآن، دعا و زيارتنامه در مسجدالنبى و مسجدالحرام، خريد از بازار و. . . است. زائران گرامى بايد از تكروى بپرهيزند، با حضور بهموقع در جمع، ضمن اينكه به حفظ نظم و آرامش كاروانكمك مىكنند، در اجراى برنامهها نيز همكارى لازم را داشته باشند. كمك در توزيع آب، مواد
غذايى، اطلاعرسانى، حمل پرچم و بلندگو، كمك به مدير و معاون كاروان از جملۀ اين همكارىهاست.
مسئولان كاروان گاهى به دليل مراعات حال زائران سالمند و بيمار يا دشوارى راه برخى مكانهاى تاريخى، مانند غارهاى ثور و حرا، و گاهى به دليل حساسيتهايى كه دولت عربستان به برخى از اين مكانها دارد، مانند: مسجد شيعيان، از بردن زائران به اين مكانها خوددارى مىكنند. ولى بارها ديده شده برخى زائران، بهويژه زائران جوان، بدون هماهنگى با مسئولان، تنهايى به اين مكانها مىروند و موجب نگرانى ديگران مىشوند. زائران بايد در اينگونه موارد به توصيه مسئولان توجه كنند و اگر براى بازديد از اينگونه مكانها اصرار دارند، با هماهنگى قبلى و بهطور گروهى به اين اماكن مشرف شوند تا بتوانند در صورت وقوع مشكل، همديگر را يارى كنند.
معمولاً مسئولان در سفرها به افراد توانمند، مسئوليتهايى مىدهند، از قبيل انجام تبليغات دينى، برگزارى مسابقههاى فرهنگى، كمك و مراقبت از زائران
سالمند، پاسخگويى به تلفن هموطنان و. . . بنابراين بهتر است زائران از قبل، آمادگى لازم را براى پذيرش اينگونه مسئوليتها داشته باشند و افتخار خدمتگزارى به زائران را كسب كنند.
نوع ديگر تعاون در حج و عمره، همكارى با مسئولان هتل است. اين همكارىها مىتواند به شرح ذيل انجام پذيرد.
در موسم حج غذا در آشپزخانه مركزى تهيه مىشود و سپس با دستگاهى به نام «هيتر» به هتل منتقل مىشود. اين دستگاه بايد هرچه سريعتر به آشپزخانه مركزى برگردانده شود. از طرفى مسئولان پذيرايى براى تهيه وعده غذايى بعد و نگهدارى مواد غذايى، وسيلهاى جز اين دستگاه ندارند و به دليل بالا بودن دما در عربستان و امكان فاسدشدن غذا، حق ندارند غذا را بيرون از دستگاه نگهدارى كنند. از طرف ديگر، مسئولان نظافت هتل نيز بايد به موقع سالن پذيرايى را نظافت و سرويسها را روى ميزها بچينند. حتى گاهى ممكن است پس از صرف غذا، برنامههاى مناسبتى يا مراسم دعا در سالن غذاخورى
برگزار شود. بنابراين، هرگونه تأخير در برنامۀ غذايى، موجب ايجاد مشكل در خواب و استراحت مسئولان هتل، خدمه و امر خدمترسانى به زائران مىشود. از اين رو، حضور به موقع در برنامه غذايى كمك شايانى به مسئولان هتل مىكند.
اگرچه در دورۀ اقامت زائران در منا و عرفات، وظيفۀ تدارك كاروانهاى زوار با خدمۀ ويژه است، ولى اگر زائر بتواند، در اين خدمت ارزشمند سهمى داشته باشد، بسيار ستوده است؛ زيرا خدمۀ محترم از تراكم كار خسته مىشوند و كمك كردن در جمعآورى و حمل وسايل، تميز كردن محلهاى اسكان، توزيع غذا و جمعآورى ظروف، مىتواند كمك روحى و جسمى زيادى به آنان باشد.
برنامههاى مناسبتى كه بيشتر در اعياد و مناسبتهاى ديگر اجرا مىشود، وقت و انرژى زيادى از خدمه و مسئولان هتل مىگيرد. از اين رو، خداپسندانه است كه زائران توانمند هر اندازه كه مىتوانند، به خدمه و مسئولان هتل كمك كنند.
زائران در طول سفر كمبود مواد غذايى ندارند و به اندازه كافى در اختيارشان قرار داده مىشود. ولى بارها ديده شده، برخى با مراجعه به عوامل هتل مواد غذايى طلب كرده، آن را ذخيره مىكنند. آنان نيز براى اينكه زائران رنجيدهخاطر نشوند، به درخواست آنان پاسخ مثبت مىدهند. گاهى هم زائران دور از چشم خدمه، از سرويسهاى چيده شده در سالنها استفاده مىكنند. بىشك اين مسئله ناپسند است و زحمت عوامل هتل را در چينش دوباره كاستىها دوچندان مىكند. از سوى ديگر پس از عزيمت زائران، خدمه مجبور مىشوند انبوهى از مواد غذايى، مانند نوشابه، دوغ، آبميوه، شير، كره، پنير، مربا، قند و. . . را از اتاقها جمعآورى و به انبار انتقال دهند كه كار طاقتفرسايى است. گاهى هم به دليل عدم نگهدارى مناسب، اين مواد غذايى فاسد شده، از نظر بهداشتى قابل استفاده نيستند.
عوامل و خدمه ايرانى هتل، همگى افراد با شخصيتى هستند كه سازمان حج و زيارت آنان را گزينش كرده است. اين عزيزان در زندگى عادى خود در وطن از پايگاه اجتماعى والايى برخوردارند. بسيارى از آنان داراى
مشاغل رسمى و مناصب اجتماعى هستند. در ميان آنان، كارمند، فرهنگى، مهندس، پزشك و. . . ديده مىشود. از زائران انتظار مىرود همكارى لازم را با ايشان داشته، به آنان به ديدۀ پيشخدمت يا گارسون ننگرند. آنان اين مسئوليت را نه براى مزد، بلكه به عشق زيارت و خدمت پذيرفتهاند.
همچنين آنان هر آنچه در اختيارشان نهاده شود، در اختيار زائران قرار مىدهند. ازاينرو در حد توان و اختياراتى كه دارند بايد از آنها انتظار خدمترسانى داشت. ولى گاهى زائران به دليل ناآگاهى، رفتار مناسبى با آن بزرگواران ندارند؛ فراموش نكنيم كه:
طواف كعبه عشق از كسى درست آيد كه ديده زمزم او گشت و دل مقام خليل(1)
گاهى سرپرست برخى خانوادهها، افراد سالمند يا كودكان را در اتاقهاى جداگانه مىگذارند و كمتر بر كار آنها نظارت مىكنند. اينگونه موارد مشكلات زيادى براى عوامل هتل ايجاد مىكند؛ زيرا بهطور معمول كودكان سرو صدا مىكنند، از پلههاى برقى يا آسانسورها
1) اخلاق و آداب در حج و زيارت، محمدتقى رهبر، ص٢٧.
مدام بالا و پايين مىروند، مزاحم استراحت ديگران شده، در برخى موارد هم خود دچار مشكل مىشوند.
همچنين سالمندانى كه در اتاقها تنها مىمانند، به دليل ناآشنايى با محيط و ندانستن روش استفاده از حمام و سرويسها كه بيشتر فرنگى است، دچار مشكل مىشوند يا هنگام تنهايى بىتابى مىكنند. همۀ اين موارد براى مسئولان و خدمۀ هتل دردسرساز است و فرصت آنها را مىگيرد و مانع از خدمترسانى به زائران مىشود. ازاينرو، مراقبت از كودكان و سالمندان در هتل، خود نوعى كمك و تعاون به مسئولان و خدمۀ هتل است.
تعاون با زائران ديگر مذاهب و كشورها از جلوههاى ديگر همكارى، و مايه اتحاد و انسجام اسلامى است. جلوههاى اين همكارى مىتواند به شرح ذيل باشد:
كمك به همنوعان از رفتارهاى اخلاقى پسنديده در شريعت ماست. در سيرۀ عملى معصومين (عليهم السلام) آمده است كه آن بزرگواران در حل مشكلات مسافران از هيچ كمكى دريغ نمىكردند و براى آنان مهم نبود كه اهل كدام منطقه يا فرقهاند. «مصادف» ، يكى از ياران
امامصادق (ع) مىگويد:
روزى با امام صادق، فاصله بين مكه و مدينه را مىپيموديم. در يكى از منزلها با مردى برخورد كرديم كه از درد به خود مىپيچيد. امام (ع) فرمود: «چه خوب است به سراغ آن مرد برويم. گويا تشنه است» . هنگامى كه به او نزديك شديم، دريافتيم مسيحى است! امام فرمود: «آيا تشنهاى؟» مرد گفت: «آرى» .
به اشاره امام (ع) او را آب نوشاندم و در بين راه به امام عرض كردم: «آن مرد نصرانى بود. آيا به نصرانى هم صدقه بدهيم و او را يارى نماييم؟» حضرت فرمودند: «آرى در صورتى كه در چنين حالى باشد» .(1)
امام صادق (ع) دربارۀ حفظ آرامش در مناسك حج مىفرمايد:
. . . با مردم همراهى بكن و از خدا آمرزش طلب و از تند رفتن، مانند بسيارى از عامه مردم بپرهيز؛ چرا كه حج تند راندن و كُند راندن نيست. از خدا بهراسيد و به نحو شايسته حركت كنيد. ضعيفى را
1) ر. ك: وسايل الشيعه، ج۶، ص٢٨۵.
پايمال نكنيد و مسلمانى را تنه نزنيد كه
پيامبرخدا (ص) خود با آرامش عمل مىكردند و مىفرمودند: «بر شما باد آرامش و وقار» .(1)
بسيار ديده شده است كه زائرانى كه براى نخستين بار به سفر حج يا عمره اعزام شدهاند، به دليل ناآگاهى با حالت شتابزدگى و هول و هراس به انجام اعمال و مناسك حج مىپردازند؛ به همين دليل با بىاعتنايى به اعمال ديگران، با هُل دادن و تنه زدن يا جدال و نزاع كردن، موجب به هم خوردن اعمال خود و ديگران مىشوند.
همچنين بارها ديده شده است، هنگام سوار شدن بر اتوبوس، به دليل گرمى هوا و ازدحام جمعيت، مراعات حال زائران ديگر را نمىكنند و آن را به حساب زرنگى و توانمندى خود مىگذارند؛ اين رفتارها دور از شأن زائر است. از سوى ديگر، با روح و فلسفه حج و عمره سازگار نيست؛ چنانكه خداوند در قرآن مىفرمايد:
فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلا رَفَثَ وَ لا فُسُوقَ وَلاجِدالَ فِى الْحَجِّ (بقره: ١٩٧)
كسانى كه (با بستن احرام) در اين ماهها حج را بر خود فرض كردهاند [بايد بدانند كه] در حج، آميزش جنسى و گناه و جدال، روا نيست.
1) تهذيب الاحكام، محمد بن حسن طوسى، ج۵، صص ١٨٧ و ١٨٨.
زائران ايرانى، سفيران مذهب تشيع و انقلاب اسلامى در سرزمين وحى هستند. مسلمانان حاضر در موسم حج يا عمره، ويژگىهاى تشيع را در رفتار و كردار ايرانيان جستوجو مىكنند. ازاينرو رفتار زائران ايرانى بايد بهگونهاى باشد كه باعث زينت مذهب و افزايش منزلت شيعه و خشنودى اهل بيت (عليهم السلام) گردد.
خوشبختانه در اين زمينه سيرۀ اهل بيت (عليهم السلام) ، وظيفه را مشخص كرده است؛ چنانكه امام صادق (ع) در سفارش به يكى از ياران خود مىفرمايد:
سلام مرا به كسانى كه فرمانبردار ما هستند و به سخن ما گوش مىدهند، برسان و بگو: «. . . هرگاه مردى از شما در دين خود اهل ورع و پرهيزكارى بود و سخن راست گفت و اداى امانت كرد و با مردم حُسن خُلق داشت، گويند او جعفرى است و اين مرا شادمان مىكند و گويند اين ادب و تربيت جعفر است و اگر جز اين باشد، بَلا و ننگ آن دامن مرا خواهد گرفت و گويند اين ادب و تربيت جعفر است! به خدا سوگند پدرم براى من روايت كرد از مردى كه در ميان قبيلهاى به سر مىبرد و از شيعيان على (ع) بود. آن مرد زيور و زينت قبيلة خود بود. از همة آنها بهتر امانتدارى مىكرد و در
پرداخت حقوق جدّيت بيشترى داشت و از همه راستگوتر بود. مردم ودايع و وصاياى خود را نزد او مىسپردند و او را ضربالمثل امانتدارى و راستگويى مىدانستند» .(1)
آنچه مىتواند در اين راستا زينت مذهب باشد، حفظ شئونات مذهبى خود، احترام به شئونات مذهبى ديگران و حفظ كرامت شيعه و نظام جمهورى اسلامى ايران است.
1) اصول كافى، ج٢، ص۶٣۶.
به يقين هميارى و تعاون پيامدهاى مثبت زيادى دارد كه مهمترين آنها عبارت است از:
«آلبرز»(1)، يكى از كارشناسان علوم اجتماعى دربارۀ تأثير تعاون و هميارى مىنويسد:
همكارى توانايى انسان را چندين برابر مىكند. كارى را كه يك نفر نمىتواند انجام دهد، دو نفر انجام خواهند داد و كارى كه توسط يك نفر عملى مىباشد، دو نفر بهتر و سادهتر عملى خواهند كرد.(2)
بهطور مسلم اين گفته آلبرز درباره يك سازمان نيز مىتواند صادق باشد. وقتى افراد يك سازمان به اين باور برسند كه براى نيل به اهداف سازمانى، تعاون، آسانترين و با صرفهترين راه است، مىتوانند با اين روش بسيارى از مشكلات سازمانى را حل كنند.
اگر سازمان حج و زيارت هم براى كاهش مشكلات تراكم زائران حج، رفع مشكل خدمترسانى به زائران، حل مشكلات ستادى خود و. . . از روش هميارى بهرهگيرد، بهطور قطع با انتقال بخشى از مسئوليتهاى حج و زيارت به زائران توانمند و كوشا، نه تنها به روند انجام امور كاروانهاى حج و زيارت و ستادها تسهيل و تسريع خواهد بخشيد، بلكه مشكل بسيارى از زائران نيازمند نيز برطرف خواهد شد.
گسترش فرهنگ تعاون و هميارى در حج و زيارت، به دليل فضاى معنوى حاكم بر آن مىتواند باعث افزايش مهر و محبت ميان همسفران شود. همچنين به دليل اينكه «در محتواى تعاون، همكارى، هميارى و خصلت جمعى و روابط متقابل نهفته است و كنش و واكنش متقابل در جهت كمك و حمايت متقابل به روشنى ديده مىشود، مىتواند موجب ارتباط افراد يك جامعه و پيدايش روحيۀ برادرى و
نوعدوستى در بين آنها شود و از تفرق و تقابل، خودخواهى و خودپرستى و بىتوجهى به مسائل و منافع ديگران، بكاهد» .(1)
در واقع گسترش هميارىها در حج، توانايى آن را دارد كه تنگنظرىها، رقابتهاى ناسالم و گرايش به قوميت و انحصارطلبى را به كمترين حد ممكن برساند. شهيد ثانى (رحمه الله) در اين باره مىفرمايد:
تأكيد بر ايجاد اُلفت و دوستى ميان مؤمنان در احاديث، ناشى از اينواقعيت است كه تدابير امور زندگى موقوف بر تشكيل جامعه و تعاون و همكارى افراد است. تعاون و همكارى افراد جامعه هنگامى پديد مىآيد كه در آنان كينه و حسد و عداوت وجود نداشته باشد و از رذايلى مانند غيبت به دور باشند. اين نكته بيانگر تأثير متقابل تعاون بر بسيارى از فضايل اخلاقى در جامعه و تأثير نامطلوب رذايل اخلاقى بر پيوند همكارى و تعاون است.(2)
از آنجا كه نوع همكارى در امور حج و زيارت اخلاقى است، بهرهبردارى از آن نيز همسو با اهداف معنوى خواهد بود و افراد پاداش خود را از خداوند
دريافت خواهند كرد؛ چنانكه رسول خدا (ص) مىفرمايد:
اِنَّ الله تَعالى لا يَظْلِمُ الْمُؤمِنَ حَسَنةً يُعطى عَليْها فِى الدُّنيا و يُثابُ عَلَيْها فِى الآخرَةِ.(1)
خداوند هيچ يك از كارهاى نيك مؤمن را از قلم نمىاندازد و در دنيا و آخرت پاداش آن را مىدهد.
سفر حج و عمره جاذبههاى خاص خود را دارد. عدهاى بهسوى مكانها و يادمانهاى مقدس كشيده مىشوند و برخى در پى امكانات و تغذيه مناسب هتلها يا گردش و خريد در بازارهاى مكه و مدينه مىروند و فرصتى را كه خداوند پس از سالها انتظار، در اختيارشان قرار داده است، به هدر مىدهند. به جاى بهرهبردارى از اين سفر الهى، چند روزى را در كوچه و بازارهاى مكه و مدينه پرسه مىزنند، بر سفرۀ آماده مىنشينند و احتمالاً با كولهبارى از اجناس كمپانىهاى خارجى به وطن باز مىگردند بدون اينكه توشهاى براى آخرت خود اندوخته يا فهم و دركى از اين سفر الهى داشته باشند.
امّا در اين ميان هم كسانى هستند كه افزون بر بهرهبردارى مناسب از جاذبههاى معنوى حج و عمره، با
1) نهج الفصاحه موضوعى ، ص۶٣٩.
خدمترسانى به زائران، بيشترين بهرهبردارى را از فضاى معنوى حج مىبرند. رسول خدا (ص) فرموده است:
مَنْ قَضى لِاَخيهِ الْمُسْلِمِ حاجَةً كانَ لَهُ مِنَ الاَجْرِ كَمَنْ حَجَّ وَ اعْتَمَرَ.(1)
هر كه حاجت برادر مسلمان خويش برآرد، چنان است كه حج كرده و عمره گذاشته باشد.
در حقيقت خدمتگزاران ثواب دو حج و عمره مىبرند. يكى ثواب سفر حج يا عمره و ديگرى ثواب خدمت به ديگران.
همچنين مىفرمايد:
الحُجَّاجُ معاونونَ، وَ نَفَقاتُهمُ مُخْلَفةٌ واللهُ لايُضيعُ أجرَ المُحسنينَ.(2)
حجگزاران، مددكاران يكديگرند، آنچه خرج مىكنند عوض داده شوند و خدا پاداش نيكوكاران را ضايع نمىكند.
زائران با مشاهدۀ رفتار مسئوليتپذيرانه افراد خدمتگزار كه با اخلاصى تمام و بدون كمترين چشمداشتى، در رفع مشكلات ديگران مىكوشند، اين نكته را مىآموزند كه
در كنار زندگى فردى و اجتماعى خويش، نبايد درباره سرنوشت ديگران غافل و بىتفاوت بود.
بىشك حج فرصت مغتنمى است تا زائران نيازهاى خود را با هم در ميان بگذارند و در پرتو اصل تعاون اسلامى، از يكديگر طلب كمك نمايند. بهطور قطع با كمك افراد نيكوكار، نه تنها كاستىها جبران مىشود، بلكه خير و نيكى نيز افزايش مىيابد و خودخواهى به دگرخواهى تبديل مىشود.
همچنين در شعاع بزرگتر، حج فرصتى فراهم مىآورد تا مسلمانان درباره رفع مشكلات جهان اسلام چارهانديشى كنند؛ چنانكه امام صادق (ع) يكى از اهداف حج را چارهجويى براى رفع مشكلات مسلمانان مىداند و مىفرمايد: «. . . تا خواستههاى مردم اطراف و بلاد مختلف بر اثر گردهمايى در جاهايى كه وسيله تجمع فراهم مىگردد، بررسى و حل و فصل شود» .(1)
سفر به يادماندنى حج و عمره، با تمام تلخىها و
1) وسايل الشيعه، ج٨، ص٧.
شيرينىهايش، تمام مىشود. زائران با خوشحالى به سرزمينهاى خود برمىگردند. ولى انس و علاقهاى كه ميان برادران و خواهران دينى در نتيجۀ اصل «تعاون» به يكديگر حاصل مىشود، از خاطرات شيرين سفر است كه هيچ گاه فراموش نمىشود. انسان قدرشناس همواره به ياد انسانهاى نيكوكارى خواهد بود كه او را در اين سفر يارى كردند و خاطرهاى خوش از سفر برايش فراهم نمودند. هميشه در حق آنها دعاى خير خواهد كرد؛ هرچند نيكوكاران خوبىهاى خود را زود فراموش مىكنند.
كسى كه به ديگران كمك مىكند، هنگام نياز به يارى ديگران اميدوار است. كسانى كه ديگران را يارى نمىكنند، نبايد انتظار يارى داشته باشند؛ چون معناى تعاون، «كمك متقابل و مددكارى با هم است» .(1)
امام على (ع) در اين باره مىفرمايد:
«كَما تُعينُ تُعانُ»(2)«همانگونه كه يارى دهى، يارى شوى» .
همچنين مىفرمايد:
«مَنْ لَم يُنْجِدْ لَمْ يُنجَدْ» (3)«كسى كه يارى نكند، يارى نشود» .
حضرت در جاى ديگر مىفرمايد: «
نِعْمَ العَوْنُ
المُظاهَرَةُ »(1)«كمككردن به يكديگر ياور [پشتگرمى] خوبى است» .
البته ممكن است از سوى يارى شونده، امدادى انجام نشود، ولى انسان مىتواند به اندازۀ كمك خود، از خداى متعال انتظار يارى داشته باشد. امام على (ع) مىفرمايد:
«اَلْمَعُونَةُ تَنْزِلُ مِنَ اللهِ عَلى قَدرِ الْمَؤونَةِ»(2)«يارى خداى تعالى به اندازة خرج و هزينه فرود آيد» .
تعاون در حج سرآغازى براى اُلفت بيشتر به هم است و گاه اين الفت پس از سفر به دوستى و حتى پيوند خويشاوندى مىانجامد.
رسول خدا (ص) مىفرمايد:
وَ لَوِ اجْتَمَعْتُمْ عَلَى الْبِرِّ لَتَحَابَبْتُمْ .(3)
اگر همة شما در راه نيكوكارى به هم بپيونديد، دوستدار يكديگر خواهيد شد.
در راه ترويج و گسترش فرهنگ تعاون و همكارى در حج و زيارت، موانع متعددى وجود دارد كه مهمترين آنها عبارت است از:
يكى از موانع گسترش فرهنگ تعاون در حج و زيارت، وجود تنگنظرى ميان برخى زائران است. متأسفانه گاه ديده مىشود كه اين خصلت زشت، بر فرد يا گروه حاكم مىشود؛ بهگونهاى كه امكانات و وسيله نقليه را از آن خود مىدانند. اينگونه افراد تنها به راحتى خود مىانديشند و در يارى ديگران بخيل و بىتفاوت هستند.
اسلام همۀ افراد اجتماع را با زنجير مصالح و منافع
مشترك، به يكديگر متصل مىسازد و در دل و جان آنان، حس همكارى، تعاون و احساس مسئوليت همگانى را تقويت مىسازد؛ بهگونهاى كه هيچ فرد بىمسئوليتى وجود ندارد؛ چنانكه رسول گرامى اسلام (ص) مىفرمايد:
همة شما به مثابه چوپان و گلهدار هستيد و همة شما از گلة خود مسئوليد. پيشوا مسئول ملّت، مرد مسئول خانواده، زن مسئول خانه، خادم و كارگر مسئول مال و كار است.(1)
بنابراين، زائران بايد در طول سفر از فردگرايى بپرهيزند؛ زيرا همۀ زائران، مهمان خدا بوده و رفتارشان در محضر اوست.
تكبر بىجا نيز از اخلاق نامناسبى است كه مانعى بزرگ فرا روى گسترش فرهنگ تعاون در حج و زيارت است؛ چون شيطان همواره در تلاش است به شكلهاى گوناگون، انسان را از دستيابى به خير و نيكى باز دارد. به همين دليل، ممكن است در انسان اين وسوسه را ايجاد كند كه اگر نزد ديگران برود و با آنها همكارى كند، حقير و كوچك مىشود. در حالى كه حاجى بايد در طول
1) مجموعة ورام، ج١، ص۶.
سفر حج ابراهيموار، وسوسههاى شيطانى را از خود دور كند و با خودشكنى و پرهيز از تكبر، به همنوعان خدمت كند و فراموش نكند كه شيطان خود به دليل تكبر از درگاه خدا رانده شد.
در اين راستا، رفتار معصومين (عليهم السلام) ، چنانكه در مباحث قبلى گذشت الگوى خوبى براى هر زائر است.
متأسفانه در سالهاى اخير، حج براى عدهاى عامل بزرگى، فخرفروشى و راهى براى كسب اعتبار اجتماعى شده است. فخر فروشان نه تنها به فكر يارى ديگران نيستند، بلكه عرصه را براى كسانى كه سالها در انتظار تشرفاند نيز تنگ مىكنند. اين گروه نه در پى برآوردن خواسته پروردگار، كه تسليم قلب كوچك و هوا و هوس خويشاند و بهجاى اينكه از حج درس هميارى، همدردى و تعاون بياموزند، به دنبال خودنمايى و فخرفروشىاند و با رفتارشان افراد كمتوان را تحقير مىكنند.
البته گاه ممكن است رفتارى از زائرى سربزند كه با نيت كمك به زائران و خشنودى خدا باشد، ولى چون ناخواسته، باعث ايجاد چشم و همچشمى يا شائبه فخرفروشى و خودنمايى مىشود، بايد از انجام دادن
آن پرهيز كرد. شخصى به نام «حسين بن ابى العلاء» مىگويد:
همراه با بيست و چند نفر مرد به طرف مكه حركت كرديم. در ميان راه، در هر منزلى گوسفندى براى آنان قربانى مىكردم. پس زمانى كه به محضر امام صادق (ع) شرفياب شدم، آن حضرت خطاب به من فرمود: «اى حسين، مؤمنان را خوار و ذليل مىكنى؟» گفتم: «از چنين كارى به خداوند پناه مىبرم!» حضرت فرمود: «به من خبر رسيده است كه در هر منزلى براى آنان گوسفندى كشتهاى!» گفتم: «قصدى جز خدا نداشتم» . حضرت فرمود: «آيا ندانستى كه در ميان همراهان تو كسانى هستند كه دوست دارند مانند تو عمل كنند ليكن به دليل نداشتن توانايى مالى، نمىتوانند و در نتيجه احساس كوچكى و حقارت مىكنند؟» گفتم: «از خداوند طلب مغفرت مىكنم و از اين پس چنين نخواهم كرد» .(1)
يكى ديگر از آفات سفرهاى زيارتى، كه بازدارنده از همكارى و تعاون است، راحتطلبى و تنآسايى است.
1) وسايل الشيعه، ج١١، ص ۴١۵.
انسان راحتطلب بهگونهاى رفتار مىكند كه به مسكن بهتر، غذاى لذيذتر و كالاهاى مرغوبتر و ارزانتر برسد. بايد توجه كرد كه وجود امكانات و غذاى مطلوب، در افزايش راحتطلبى مؤثر است. چنانكه در هتلهاى درجه يك رفتارهاى راحتطلبانه بيشتر مشاهده مىشود. راحتطلبى، هم جلوى فيض حضور بيشتر زائر را در حرمين شريفين مىگيرد و هم زمينهساز فردگرايى و انزواطلبى مىشود.
به يقين، تنآسايى نه تنها مانع تعاون است، بلكه خدماترسانى ديگران را نيز دچار مشكل مىكند.
زائران بايد بدانند كه راحتطلبى در شأن زائر ايرانى نيست و نيز نشانۀ غفلت و پيروى از خواهشهاى نفسانى و شيطانى است.
بىجهت نيست كه حضرت مسيح (ع) به پيروان خود فرمود:
اى بنىاسرائيل! غذا زياد نخوريد؛ زيرا هر كه فراوان غذا بخورد، زياد مىخوابد و هر كس زياد بخوابد، كمتر نماز گزارد و هر كه كمتر نماز بخواند، نامش در شمار غافلان ثبت گردد.(1)
1) وسايل الشيعه، ج٢۴، ص٢۴١.
سفر كردن از ديدگاه اسلام، امرى پسنديده، و فراوان بدان سفارش شده است. با اين حال، اهداف واقعى هر سفر، در گرو رعايت كردن «آداب سفر» است. يكى از آداب مهم سفر، تعاون و همكارى است. روحيه تعاون، هم باعث كاهش مشكلات سفر، و هم زمينهساز همدلى بيشتر ميان همراهان مىشود. رسول خدا (ص) مىفرمايد:
مَنْ أَعَانَ مُؤْمِناً مُسَافِراً فَرَّجَ اللهُ عَنْهُ ثَلاثاً وَ سَبْعِينَ كُرْبَةً وَ أَجَارَهُ فِى الدُّنْيَا وَ الآخِرَةِ مِنَ الْغَمِّ وَ الْهَمِّ وَ نَفَّسَ كَرْبَهُ الْعَظِيمَ يَوْمَ يَغَصُّ النَّاسُ بِأَنْفَاسِهِمْ.(1)
كسى كه مسافر با ايمانى را يارى رساند، خداوند هفتاد و سه گرفتارىاش را برطرف سازد و در دنيا و آخرت او را از غم و اندوه در پناه خود گيرد و از گرفتارى گرانبار قيامت كه نفس مردم در آن روز بريده مىشود، رهايى بخشد.
متأسفانه برخى زائران از «آيين سفر» بىخبرند و همين امر باعث جايگزين شدن روحيۀ فردگرايى به جاى جمعگرايى مىشود كه بىشك مشكلات زيادى نيز در پى خواهد داشت.
1) وسايل الشيعه، ج١١، ص۴٣٧.
بنابراين، وظيفۀ مسئولان كاروانهاست كه در جلسههاى آموزشى، زائران محترم را از آداب سفر و اهميت روحيه تعاون و همكارى آگاه كنند.
با اينكه انسان موجودى اجتماعى است و مىتواند با بهرهگيرى از نيروى فكر و اراده و تعامل با ديگران زندگى بهترى داشته باشد، افرادى هستند كه در برقرارى ارتباط با ديگران ناتوان و غير اجتماعىاند.
«از نظر جامعهشناسى فردى را غير اجتماعى مىدانند كه از ايجاد روابط اجتماعى با ديگران تنفر داشته باشد. فرد غير اجتماعى، به جاى آنكه بكوشد هويت اجتماعى مناسب خويش را بيابد، براى برقرارى ارتباط با ديگران هيچ گامى برنمىدارد. او در برابر هر اتفاقى كه در جامعه بيفتد، بىتفاوت مىماند» .(1)
بىشك بىتفاوت بودن، مانعى براى تحقق تعاون و همكارى است. بديهى است، دين اسلام، بىتفاوت بودن درباره ديگران را نمىپذيرد و آن را نوعى ضدارزش مىداند؛ زيرا به فرمودۀ رسول خدا (ص) :
مَثَلُ المُؤمنينَ فى تَوادِّهِمْ وَ تعاطُفِهْم وَ تَراحُمِهِمْ
1) انسان و زيست اجتماعى. . . ، غلامرضا نور محمدى، ص١٢١.
كَمَثَلِ الْجَسَدِ اِذَا اشْتَكى مِنْهُ شَيْءٌ تَداعى لَهُ سائرُ الجَسَدِ بِالسَّهَرِ وَ الحُمَّى.(1)
مؤمنان در دوستى و ابراز عاطفه و رحمت به يكديگر، مثلِ يك پيكرند؛ هرگاه عضوى از آن دردمند شود، ديگر اعضاى پيكر با بىخوابى و تب با آن عضو همدردى مىكنند.
از سوى ديگر به فرمودۀ امام صادق (ع) ، خداوند مىفرمايد:
تمام مردم، خانوادة من هستند و محبوبترين آنان نزد من كسانى هستند كه به مردم مهربانتر و در [برطرفكردن] نيازهاى مردم نيز كوشاتر باشند.(2)
بنابراين زائر مسلمان بايد بداند كه انسان سالم آن است كه به فكر يارى خانوادۀ خدا باشد تا محبوبيت خود را پيش خالق بيشتر نمايد.
از اهداف عمدۀ حج و عمره، نزديككردن زندگى انسانها به هم و تقويت روح همدلى و همكارى بين زائران است. پوشيدن لباس يكشكل، انجام اعمال يكسان، حركت جمعى به مشعر و منا، جملگى نشانههايى
از تلاشزائران مسلمان براى همسويى و هماهنگى با هم است.
ولى متأسفانه گاه ديده مىشود امتيازطلبى عدهاى، بهويژه خواص، مانع از تحقق اين مهم مىشود. آنها نه تنها روح تعاون و همكارى با ديگران را ندارند، بلكه وظايف و مسئوليتهاى خود را به دوش ديگران مىاندازند.
بىشك وقتى خواص كه الگوى ديگران هستند، درباره همكارى و تعاون بىتفاوت و بهدنبال امتيازطلبى باشند و هيچگونه مشاركتى در امور نداشته باشند، چگونه از افراد عادى مىتوان انتظار داشت كه روحيۀ تعاون و همكارى را تقويت كنند. معصومين (عليهم السلام) با اينكه در عالىترين رتبه و مقام انسانى قرار داشتند، هيچگاه به خود اجازه نمىدادند، كارهايشان را ديگرى انجام دهد؛ براى مثال در احوالات حضرت رسول (ص) آمده است:
در سفرى همراه كاروانى بود، كاروان در منزلى فرود آمد، اهل كاروان در فكر بودند كه خود را به آب برسانند و مقدمات نماز را فراهم كنند. رسول اكرم (ص) بعد از آنكه از شتر خود پياده شد، به آن سو كه آب بود، روان شد. بعد از آنكه مقدارى رفت، بدون آنكه با كسى سخنى بگويد،
به سوى مركب خود بازگشت. ياران با تعجب با خود مىگفتند، شايد رسول خدا (ص) منزلگاه را نپسنديده، قصد حركت از آنجا را دارد. تعجب آنان هنگامى زياد شد كه ديدند، همين كه به مركب خويش رسيد، زانوبند را برداشت و زانوهاى شتر را بست و دو مرتبه به سوى مقصد اوّل روان شد. فريادها از اطراف بلند شد: «اى رسول خدا! چرا ما را فرمان ندادى كه اين كار را انجام دهيم؟» حضرت در پاسخ فرمود: «هرگز در كارهاى خود از ديگران كمك نخواهيد و به ديگران اتّكا نكنيد، ولو براى يك قطعه چوب مسواك باشد» .(1)
همچنين در زندگى امام صادق (ع) آمده است:
روزى آن حضرت به حمام رفت. صاحب حمام طبق سنت و عادت معمول كه در مورد افراد محترم و با شخصيتها رايج بود، عرض كرد: «اجازه بده حمّام را براى شما قُرق كنيم» . حضرت فرمود: «نه لازم نيست. مؤمن سبكبارتر از اين حرفهاست» .(2)
چنانچه مسئولان حج و زيارت، درباره ترويج فرهنگ تعاون و همكارى بىبرنامه باشند، كمتر شاهد گسترش اين فرهنگ ميان زائران خواهيم بود. اگرچه در سالهاى اخير اخبار خوشايندى از سازمان حج و زيارت دربارۀ طرح شناسايى و آمادهسازى ظرفيتها و توانايىهاى حاجيان ايرانى در مأموريتهاى بعثه و ستاد به گوش مىرسد، ولى تا زمانى كه مسئولان به امر تعاون به عنوان يك راهبرد اساسى براى حل مسائل حج و زيارت و زائران ننگرند، طرح تعاون و همكارى موفق نخواهد بود.
گسترش فرهنگ تعاون و همكارى در حج و زيارت، نيازمند راهكارهاى مناسبى است كه موارد زير مىتواند كارساز باشد:
مشاركت مردم براى همكارى در امور حج و زيارت، نيازمند آموزش فرهنگ تعاون است. اين امر تلاش هميشگى و بلندمدت را مىطلبد. سازمان حج و زيارت، بايد با جذب و تربيت نيروى متخصص در دانشگاه حج و زيارت، و بهرهگيرى از رسانههاى گروهى، به ويژه رسانۀ ملى، فرهنگ تعاون را به زائران حج و زيارت آموزش دهد. اگر ديده مىشود فرهنگ مشاركت در برخى
كشورهاى جهان نهادينه شده است و مردم بدون كمترين چشمداشتى در امور مهم همكارى و تعاون دارند، بدان جهت است كه فرهنگ تعاون و مشاركت از دوران تحصيل به متون آموزشى راه يافته و مردم در قالب دهها برنامۀ مشاركتى، آموزش ديده و به اهميّت آن پىبردهاند. بنابراين اگر سازمان حج و زيارت خواهان تقويت اصل تعاون و همكارى در امور حج و زيارت است، بايد بتواند مبانى تعاون و راهكارهاى مشاركت را به خوبى براى زائران در برنامههاى متمركز و غير متمركز تبيين نمايد.
اگرچه مسئولان حج و زيارت، طى سالهاى متمادى تجربۀ فراوانى در زمينۀ مديريت امور حج و زيارت كسب كردهاند، ولى گسترش فرهنگ تعاون و مشاركت، در هر امرى نيازمند كارشناسان و متخصصان مربوط به خود است؛ چنانكه امام على (ع) مىفرمايد: «در همۀ صنايع و حرفهها از اهلش يارى بجوييد»(1)
بديهى است بهرهگيرى از مشاركت تحصيلكنندگان دانشگاهى در رشته تعاون، هم در «ستادهاى» سازمان حج و زيارت و هم در كاروانهاى حج و زيارت، در سمت
1) تفسير متشابه القرآن، ابن شهر آشوب مازندرانى، ج٢، ص١٢٣.
مدير و معاون كاروان، مىتواند به صورت علمى و كلاسيك، فرهنگ تعاون و مشاركت را گسترش دهد.
اگر مسئولان انتظار دارند كه زائران از تعصبات قومى و قبيلهاى و تنگنظرى به دور باشند و ديگران را هم فراموش نكنند، بهترين راهكار، تحريك وجدان كمالجوى آنهاست؛ زيرا «براى اينكه يك حركت دستهجمعى براى مصالح اجتماعى، انگيزۀ اخلاقى داشته و از ارزش برخوردار باشد، بايد به وجدان كمالجو، كه متفكران بعضى جوامع آن را وجدان اخلاقى مىنامند، مستند باشد. وجدان اخلاقى همواره در پرتو معرفت به اصل و قانون حركت مىكند؛ همانگونه كه قطبنما با قانون مربوط به صفحۀ خود حركت مىكند و قطب را نشان مىدهد. بنابراين هر فرد و جمعى كه بخواهد با مبناى اخلاقى در كارهاى اجتماعى مشاركت كند، بايد در مشاركت خود، داراى دو ركن باشد:
ركن يكم: درك و معرفت نوع انسانى و اينكه قدم برداشتن و كار براى برطرف كردن نيازهاى اين نوع، محبوبيت خود را از ذات وجدان كه عاملى براى فطرت است، مىگيرد.
ركن دوّم: اراده و تصميم جدى براى حركت در
مسيرى كه وجدان آگاه آن را براى پيمودن به سوى خدمت شايسته به انسانها هموار و روشن ساخته است. البته عامل اعتبار اين وجدان و اخلاق، مذهب است. . . و اگر مستند به مذهب و وجدان الهى نباشد، اگر چه ممكن است در تحقق بخشيدن به وسايل و زمينههاى زندگى اجتماعى، بزرگترين تأثير را ايجاد نمايد، ولى داخل منطقۀ ارزشها نيست. . . ؛ چون ممكن است مردم در پيشبرد زندگى دستهجمعى خود كه مستند به خودخواهى گستردهاى (به نام جامعه) است، گرفتار تعصبات اقليمى و نژادى راكد خود گشته، انسانهاى ديگر را به فراموشى بسپارند»(1)
ازاينرو لازم است سازمان حج و زيارت و مسئولان محترم كاروانها با بهرهگيرى از مبانى اسلامى تعاون و مشاركت كه در قرآن و سنت ريشه دارد، هرچه بيشتر به تحريك وجدان اخلاقى زائران بپردازند تا شاهد همكارى و تعاون بيشتر زائران باشند.
مسئولان كاروانهاى حج و زيارت، مىتوانند نقش مهمى در گسترش فرهنگ تعاون و هميارى ايفا كنند.
1) مبانى فرهنگى لازم براى تحقق بخشيدن به مشاركت و هماهنگى همة مردم در كارهاى اجتماعى، محمد تقى جعفرى، صص ٢٨۴ و ٢٨۵.
افرادى كه اين مسئوليتها را مىپذيرند، بايد كارنامه و عملكرد مثبتى در برنامههاى مشاركتى داشته باشند. اين افراد پس از گزينش و كارآموزى بايد بتوانند، از هميارى زائران در برنامهها و اهداف سازمان حج و زيارت و رفع مشكلات آن بهره بگيرند. براى اينكه مديران و مسئولان كاروانها بتوانند موفقيتى در اين زمينه كسب كنند، لازم است اقدامات پنجگانه زير را به كار گيرند:
الف) شناسايى به موقع افراد مددكار توانا؛
ب) آموزش و توجيه آنان نسبت به امور محوّله؛
ج) دادن مسئوليت براساس توانايى بدون اجبار؛
د) نظارت به موقع بر عملكرد افراد مددكار؛
ه) تشويق مادى و معنوى افراد مددكار.
از اقدامات ديگرى كه مىتواند تا اندازهاى در گسترش همكارى و هميارى ميان زائران مؤثر باشد، انجام تبليغات مناسب است. بهتر است مسئولان فرهنگى بعثه با تشكيل اتاق فكر و بهرهگيرى از نيروهاى طراح و خوشفكر فرهنگى، اقدام به تهيۀ بستههاى فرهنگى مناسب، از قبيل: بروشور، سىدى، تراكت، جزوه و. . . كنند و آن را در اختيار مسئولان كاروانها و هتلها قرار دهند.
تعاون و هميارى نوعى مشاركت متقابل در امور فردى و اجتماعى است. اين واژه داراى مفهوم عام و خاص است. مفهوم عام آن، به معناى همكارى، رعايت منافع جمعى و دستگيرى از ديگران است؛ ولى مفهوم خاص آن، به روشهايى گفته مىشود كه مىتوان بهوسيله آن به اهداف سازمانى رسيد. تعاون و هميارى ريشه در تقواى الهى دارد و بدون آن ممكن است به گناه و سوءاستفاده از ديگران منجر شود.
سازمان حج و زيارت با توجه به محدوديتهايى كه از نظر اعزام زائر به حج و زيارت پيدا كرده است، مىتواند از اين اصل اسلامى براى رهايى از تنگناهاى موجود، در مفهوم عام و خاص بهرهگيرد. با اين عمل نه تنها الفت و دوستى بين زائران افزايش خواهد يافت، بلكه امور سازمانى نيز تسهيل، تسريع و بهرهور (كارا و اثربخش) خواهد شد. البته نوع تعاون در حج و زيارت از نوع اخلاقى بوده و فرد مددكار اميد به پاداش خداوند خواهد داشت.
بىشك گسترش روحيه تعاون و همكارى بين زائران و نيروهاى سازمانى به آسانى ميسّر نيست و موانع زيادى فراروى مجريان اين طرح خواهد بود؛ زيرا خصوصيات
اخلاقى نظير تنگنظرى، ناآگاهى، بىتفاوتى، تكبر، راحتطلبى، امتيازخواهى، فخرفروشى برخى زائران، همچنين بىبرنامگى مسئولان از آن جمله است كه بايد براى آنها چارهانديشى كرد.
با اين حال اگر مسئولان در اين هنگام به اين نتيجه رسيدهاند كه تقويت اصل تعاون و هميارى بهترين گزينه براى رفع موانع و مشكلات فرا روى زائران و سازمان است، بايد با توكل بر خداوند متعال، آموزش دادن به زائران، بهرهگيرى از كارشناسان و محققان رشته تعاون، تحريك وجدان اخلاقى زائران، توجيه مديران و مسئولان كاروانها و هتلها به بارورى اين اصل ارزشمند دينى اميدوار شوند.
بىشك با وجود نيروهاى مخلص و فداكار در سازمان حج و زيارت كه سرمايۀ معنوى اين نهاد دينى هستند، اين اميدوارى دوچندان مىشود.
١. الاحتجاج، ابن منصور طبرسى، ترجمه: ابراهيم عبادى و ديگران، چاپ دوم، تهران، اُسوه، ١۴١۶ه. ق.
٢. اصول كافى، محمد بن يعقوب كلينى، ترجمه: سيد جواد مصطفوى، چاپ اول، تهران، الوفا، ١٣٨۶ه. ش.
٣. انسان و زيست اجتماعى (نشرية طوبى) ، غلامرضا نورمحمدى، شمارة ٢۴، قم، مركز پژوهشهاى اسلامى صدا و سيما، ١٣٨۶ه. ش.
۴. بحارالانوار، محمدباقر مجلسى، بيروت، دارالاحياء التراث العربى، ١۴٠٣ه. ق.
۵. بوستان (قطعه جيبى) ، مصلح الدين سعدى، چاپ مكرر، تهران، اميركبير، بىتا.
۶. ترجمة ميزان الحكمه، محمد محمدى رى شهرى، چاپ چهارم، قم، دارالحديث، ١٣٨٣ه. ش.
٧. ترجمه و شرح غرر الحكم و دررالكلم آمدى (موضوعى) ، سيدهاشم رسول محلاتى، چاپ اول، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، ١٣٨٣ه. ش.
٨. تعاون در اسلام و جامعة صنعتى، منوچهر خدايار محبى، چاپ دوم، تبريز، بعثت، ١٣۴٩ه. ش.
٩. تعاون و همكارى، مايكل آرگايل، ترجمه: معاونت تحقيقات آموزش ترويج وزارت تعاون، چاپ اول، تهران، دفتر تحقيقات و پژوهش، ١٣٧٨ه. ش.
١٠. تفسير متشابه القرآن، ابن شهرآشوب مازندرانى، ١٣٢٨ه. ق.
١١. تهذيب الاحكام، محمد بن الحسن طوسى، بيروت، دارالتعارف، ١۴١٢ه. ق.
١٢. داستان راستان، مرتضى مطهرى، چاپ بيستوهشتم، تهران، صدرا، ١٣٨٧ه. ش.
١٣. دانشنامة جهان اسلام، غلامعلى حداد عادل، چاپ اول، تهران، بنياد دايرة المعارف اسلامى، ١٣٨٢ه. ش.
١۴. دايرة المعارف بزرگ اسلامى، محمد كاظم موسوى بجنوردى، چاپ اول، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، ١٣٨٣ه. ش.
١۵. سير تحوّل تعاونى در ايران و جهان، غلامرضا سليم، چاپ سوم، تهران، پيام نور، ١٣٧٨ه. ش.
١۶. فروغ ابديت، جعفر سبحانى، چاپ هفدهم، قم، بوستان كتاب، ١٣٨٠ه. ش.
١٧. كنزالعمال، حسام الدين الهندى، بيروت، مؤسسة الرساله، ١۴٠٩ه. ق
١٨. مبانى تعاون، حميد انصارى، چاپ دهم، تهران، پيام نور، ١٣٨١ه. ش.
١٩. مبانى فرهنگى لازم براى تحقق بخشيدن به مشاركت و هماهنگى همة مردم در كارهاى اجتماعى (مجموعه مقالات سومين كنفرانس مشاركت و توسعه) ، محمد تقى جعفرى، چاپ اول، شيراز، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، ١٣۶۵ه. ش.
٢٠. مجموعة ورام، ابوالحسين ورام، چاپ اول، مشهد، آستان قدس رضوى، ١٣۶٢ه. ش.
٢١. مسند احمد، احمد بن حنبل، چاپ دوم، بيروت، دارالاحياء التراث العربى، ١۴١۵ه. ق.
٢٢. مكارم الاخلاق، فضل بن الحسن طبرسى، چاپ ششم، قم، منشورات شريف رضى، ١٣۶٨ه. ش.
٢٣. من لايحضره الفقيه، ابىجعفر محمد بن على بن الحسين بابويه قمى، چاپ دوم، قم، انتشارات جامعه مدرسين حوزة علميه قم، ١۴٠۴ه. ق.
٢۴. نهج الفصاحه (موضوعى) ، مرتضى فريد تنكابنى، چاپ دوازدهم، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، ١٣٨٣ه. ش.
٢۵. وسايل الشيعه، محمد بن الحسن حُر عاملى، چاپ دوم، تهران، مكتبة الاسلاميه، ١٣٧٣ه. ش.