ghaemiyeh.com
سرشناسه : محمودي، محمدرضا، ۱۳۴۵ -
عنوان و نام پديدآور : مناسك عمره مفرده با حواشى مراجع تقليد/ تاليف محمدرضا محمودي.
مشخصات نشر : تهران: مشعر، ۱۳۸۷.
مشخصات ظاهري : ۱۸۰ ص.؛ ۵/۱۹×۹ سم.
شابك : ۱۲۰۰۰ ريال978-964-540-117-5:
وضعيت فهرست نويسي : فيپا
يادداشت : كتابنامه به صورت زيرنويس.
موضوع : حج عمره.
موضوع : حج -- رساله عمليه.
موضوع : زيارتنامهها.
رده بندي كنگره : BP۱۸۸/۹۲/م۳۴م۸ ۱۳۸۷
رده بندي ديويي : ۲۹۷/۳۵۷
شماره كتابشناسي ملي : ۱۲۴۳۰۶۷
1 166- عمره- مانند حج- بر دو گونه است: «واجب» و «مستحب».
عمره بر كسى كه شرايط استطاعت را داشته باشد، يك مرتبه در عمر واجب مىشود؛ و وجوب آن- مانند وجوب حج- فورى است؛ و براى اهل مكه و افراد غير نائى، كه وظيفه آنها حج و عمره مفرده است، استطاعتِ حج، در وجوب آن، معتبر نيست؛ بلكه اگر چنين اشخاصى براى عمره مفرده مستطيع باشند، عمره مفرده بر آنها واجب مىشود، (1)هرچند براى حج مستطيع نباشند؛ همچنين اگر براى حج استطاعت داشته باشند و براى عمره مستطيع نباشند، بايد حج بهجا آورند.
كسانى كه از مكه دور هستند- مثل ايرانيان كه وظيفه آنها حج تمتع است- چون حج تمتع، مركب از هر دو عمل است، هيچگاه براى آنها، استطاعت حج از استطاعت عمره، و استطاعت عمره از استطاعت حج، جدا نيست
2 167- كسى كه وظيفهاش حج تمتع است (اشخاصى كه از مكه شانزده فرسنگ شرعى دور باشند) اگر استطاعت براى عمره داشته باشند و براى حج نداشته باشند، عمره مفرده بر آنها واجب نيست گرچه در اين فرض، احتياط آن است كه عمره مفرده را بهجا آورند. (2)همچنين افرادى كه حج نيابى انجام مىدهند، انجام عمره مفرده بر ايشان واجب نيست.
3 168- عمره مفرده با عمره تمتع، فرقى ندارد مگر در سه چيز: (1)اول- در عمره تمتع بايد تقصير كند؛ يعنى بايد از مو يا ناخن خود بچيند و حلق جايز نيست؛ ولى در عمره مفرده، مخيّر(2)است بين حلق و تقصير.
دوم- عمره تمتع، طواف نساء ندارد، ولى در عمره مفرده واجب است.
سوم- ميقات عمره تمتع، يكى از مواقيت پنجگانه است، ولى ميقات عمره مفرده، ادنىالحل است (3)هر چند احرام از مواقيت پنجگانه نيز جايز است؛ بلكه هنگامى كه در مسير مكه از آن مواقيت عبور مىكند، احرام از آن واجب است.
4 169- محرّمات احرامِ عمره مفرده، با عمره تمتع يكسان است، و بعد از تقصير يا حلق، همه چيز غير از زن حلال مىشود، و بعد از طواف نساء و نمازش، زن هم حلال مىشود.
5 170- اگر احرام عمره مفرده در ماههاى حج باشد، (4)انجام عمره تمتع با آن احرام، مانعى ندارد.(5)» 6 171- تبديل عمره مفرده به عمره تمتع (6)
آية اللهصافى و آية الله گلپايگانى: اگر در ماههاى حج باشد و عمره مفرده بر او واجب نباشد.
در حج استحبابىمانع ندارد، (7)آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى و آية اللَّه سيستانى: كسى كه عمره مفرده را در ماههاى حج بجا آورده و اتفاقاً تا وقت حج در مكه باقى مانده، مىتواند عمره مفرده خود را عمره تمتع قرار داده و حج را بجا آورد و فرقى در اين حكم بين حج واجب و حج مستحبى نيست.
آية اللَّه فاضل: در حج نيابى هم اگر عمره را به نيّت منوبٌ عنه انجام داده باشد، مىتواند تبديل به عمره تمتع كند.
ولى در حجِ واجب و1) آيات عظام فرق هاى بيشترى را متذكر شده اند كه به مناسك آنان مراجعه شود.
2) آية الله بهجت: با افضليت حلق. مناسك شيخ،ص 89.
3) آية الله بهجت: اگر در حرم باشد، و ميقات است درصورت مرور به آن. كتاب حج افراد،ص 6
4) آية الله تبريزى و آية الله سيستانى: تا وقت حج در مكه باقى ماند.
5) آية الله بهجت: جواز عدول از عمره مفرده در ماههاى حج، به عمره تمتع، محل تأمل و احتياط است، و اگر در اشهر حج به عمره مفرده محرم شد و داخل مكه شد و وقت ضيق باشد از حج تمتع، مى تواند با قصد، عدول به عمره تمتع نمايد درصورتى كه به سببى واجب نشده باشد بقابر عمره مفرده بر او، با احتياط در اراقه دم كتاب حج افراد،ص 4 و مناسك شيخ،ص 90.
6) آية اللَّه نورى و آية الله مكارم: با فرض وقوع عمره در ماههاى حج.
7) آية اللَّه بهجت: جواز عدول به عمره تمتّع، محل تأمل و احتياط است، مگر اينكه متمكن از انجام عمره تمتع نباشد. به ذيل مسأله 309 مراجعه شود.
حج نيابى، جواز تبديل عمره مفرده، محل اشكال است.
7 173- افرادى كه مستطيع نيستند، يا حجِ واجب خود را انجام دادهاند، مىتوانند در وقت حج، عمره مفرده انجام داده و براى حج محرم نشوند.
8 174- انجام عمره مفرده به نيابت از چند نفر جايز است؛ و در اعمال آن- از جمله طواف نساء- بايد نيت همه بشود.
9 175- آيا انجام يك عمره مفرده به نيت خود و به نيابت تبرّعى ديگران،صحيح است يا نه؟ (1)
آية اللَّه مكارم: احتياط آن است آن را به نيّت خود بجا آورد و هر مقدار از ثواب آن را كه مىخواهد بر ديگران هديه كند
10 176- انجام عمره مفرده براى هر كسى جايز است؛ حتى كسى كه نمازش را غلط مىخواند «(2)و وقت تصحيح آن را نيز ندارد، مىتواند عمره مفرده بجا آورد. (3)
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: و بنا بر احتياط، براى نماز نايب هم بگيرد.
11 177- زنى كه حايض است، يا مىداند حايض مىشود، مىتواند براى عمره مفرده محرم شود؛ و اگر در تمام روزهايى كه در مكه است حايض باشد، بايد براى طواف و نماز نايب بگيرد؛ و همچنين است مريضى كه احتمال مىدهد نتواند اعمال عمره مفرده را انجام دهد.
12 178- اگر حايض بدون انجام اعمال عمره مفرده از مكه مراجعت نموده، بايد برگردد؛ و اگر نمىتواند باز گردد، براى اعمال عمره نايب بگيرد ولى بايد خودش تقصير كند (1)و ترتيب بين آن و ساير اعمال مراعات شود؛ و تا اعمال را بهجا نياورد، محرّمات احرام بر او حلال نمىشود.
13 179- انجام عمره مفرده در ماههاى حج، پيش از عمره تمتع، جايز است؛ و در اين مسأله، فرقى بينصَرُوره و غيرصروره نيست. (2)
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: براى كسى كه نايب در حج بلدى نباشد و برخودش حج واجب نشده يا حج واجب خود را انجام داده اشكال ندارد. آداب و احكام حج،ص 392، مسأله 1014.
14 180- بعد از عمره تمتع و قبل از حج، نبايد عمره مفرده بجا آورده شود؛ (3)
آية اللَّه خامنهاى: بنا بر احتياط.
و اگر بجا آورده شد،صحت عمره مفرده، محل اشكال است؛ ولى براى عمره و حج تمتع، اشكالى ايجاد نمىشود.(4)آية اللَّه خويى، آية اللَّه گلپايگانى: فقط فرمودهاند كه بجا آوردن عمره مفرده بين عمره تمتّع و حج تمتع جايز نيست.
آية اللَّه فاضل: اين درصورتى است كه عمره مفرده را در همان ماهى كه عمره تمتّع انجام داده بجا آورده شود، امّا اگر در ماه ديگر انجام داده، عمره تمتّع او باطل شده و اگر تا هشتم ذىحجّه در مكّه بماند اين عمره مفرده عمره تمتّع محسوب مىشود و حجّ تمتّع او با همين عمرهصحيح خواهد بود.
آية اللَّه سيستانى: همين نظر را دارند بدون تفصيل بين انجام در يك ماه يا دو ماه.
1) آية اللَّه سيستانى: و نيز نماز طواف را خودش در محل خودش بهجا آورد.
2) آية اللَّه سيستانى: و احوط آن است كه اين دو عمره در يك ماه قمرى نباشد.
3) آية اللَّه بهجت: جايز است.
4) آية اللَّه تبريزى: مشروع نيست مگر اين كه از حرمخارج شود و در ماه ديگر غير از ماهى كه محرم براى عمره تمتع شده با احرام عمره مفرده داخل مكه شود كه در اينصورت عمره مفرده اوصحيح است و عمره تمتع او تبديل به عمره مفرده مىشود.
15 181- عمره مفرده بعد از عمره تمتع نيز، با كمتر از يك ماه فاصله، بايد بهقصد رجا انجام شود. (1)
16 182- نايبى كه حجةالاسلام خودش را قبلا بجا نياورده، درصورت امكان، انجام عمره مفرده بعد از فراغ از اعمال حج، مستحب است؛ و در اعتبار فاصله بين اين عمره و عمره سابق، خلاف (2)است و احتياط در اين است كه در فاصله كمتر از يك ماه، به قصد رجا بجا آورده شود.
17 183- اگر زوج، زوجه عقد بسته خود را از رفتن به عمره منع كند، ولى او عازم سفر عمره گردد، با توجه به اين كه هنوز زوجه در خانه پدرش مىباشد و عرفاً نفقه خور همسرش به حساب نمىآيد؛ آيا سفر زوجه سفر معصيت است يا نه؟ و آيا احرام اوصحيح مىباشد؟ (3)
آية اللَّهصافى: سفر او ظاهرا معصيت است وصحت محل اشكال است.
آية اللَّه مكارم: احتياط واجب آن است كه رضايت شوهر را جلب كند و حج و عمره او در هر حالصحيح است ولى احتياط آن است كه نمازهاى خود را جمع بخواند و اگر سفر اول او باشد، خواه براى حجّ و يا عمره، اجازه شوهر شرط نيست.
آية اللَّه تبريزى: سفر او براى عمره مانعى ندارد و منع زوج نسبت به آن اثرى ندارد.
18 184- تكرار عمره- مانند تكرار حج- مستحب است؛ و در مقدار فاصله بين دو عمره، اختلاف فرمودهاند؛ و احوط آن است كه در كمتر از يك ماه، بهقصد رجا بهجا آورده شود. و فرقى بين عمره از طرف خود و ديگرى نيست. (1)
آية اللَّه بهجت و آية اللَّه گلپايگانى: مطلقا جايز است و فاصله شرط نيست.
آيات عظام خويى، سيستانى،صافى، فاضل، مكارم در هر ماه قمرى مىتوان يك عمره انجام داد؛ هر چند يك عمره در آخر ماه رجب و عمره دوّم در اول ماه شعبان واقع گردد.
آية اللَّه خامنهاى: بين دو عمره وجود فاصله معين شرط نيست. ولى بنابر احتياط در هر ماه فقط يك عمره براى خود مىتواند به جا آورد. و اگر دو عمره براى افراد ديگر انجام دهد يا يك عمره براى خود و يك عمره هم براى ديگرى به جا آورد، فاصله مذكور شرط نيست.
آيةاللَّه وحيد: بنابر احتياط و در هر ماه قمرى بيش از يك عمره جايز نيست.
آية اللَّه نورى: در هر روز مىتواند يك عمره انجام دهد.
2- تكرار عمره براى ديگرى هر نفر يك عمره:
همه آيات عظام: جايزاست.
تذكر: معلوم شد كه تكرار عمره طبق نظر مراجعى كه فاصله را شرط نمىدانند مطلقا جايز است چه براى خود و چه براى ديگرى.
فاصله بين عمره تمتع و عمره مفرده19 2/ 184- آيا بين عمره تمتع و عمره مفرده، نيز فاصله معتبر است؟ (2)
آية اللَّهصافى: به ذيل مساله قبل مراجعه شود.
آية اللَّه گلپايگانى و آية اللَّه بهجت: فاصله معتبر نيست مطلقا.
آية اللَّه سيستانى: محل اشكال است و احتياط نبايد ترك شود و امّا انجام عمره مفرده بين عمره تمتع و حج، موجب بطلان عمره تمتع مىشود.
آيات عظام خويى، سيستانى،صافى، فاضل، مكارم در هر ماه قمرى مىتوان يك عمره انجام داد؛ هر چند يك عمره در آخر ماه رجب و عمره دوّم در اول ماه شعبان واقع گردد.آية اللَّه خامنهاى: بين دو عمره وجود فاصله معين شرط نيست. ولى بنابر احتياط در هر ماه فقط يك عمره براى خود مىتواند به جا آورد. و اگر دو عمره براى افراد ديگر انجام دهد يا يك عمره براى خود و يك عمره هم براى ديگرى به جا آورد، فاصله مذكور شرط نيست.
آيةاللَّه وحيد: بنابر احتياط و در هر ماه قمرى بيش از يك عمره جايز نيست.
آية اللَّه نورى: در هر روز مىتواند يك عمره انجام دهد.
20 3/ 184- اگر شخصى فاصله لازم بين دو عمره را- بر فرض اعتبار فاصله- رعايت نكند، و يا با قرائت غلط، عمره نيابى انجام دهد، آيا اساساً احرام منعقد مىشود يا خير؟ (1)
آية اللَّه سيستانى: منعقد نمىشود.
آية اللَّهصافى: در فرض سؤال احرام محقق نمىشود اگرچه احوط و اولى انجام دادن اعمال و خروج از احرام به تقصير و طواف نساء است والله العالم.
21 4/ 184- با توجه به اختلاف فتاوا در مورد فاصله دو عمره وصحيح نبودن قرائت بسيارى از افراد و از سويى تمايل شديد ايشان بر انجام عمره مجدد، آيا اين گونه افراد مىتوانند قبل از گذشت فاصله وصرف نظر ازصحيح نبودن قرائت، به نيت اميد مطلوبيت و ترتب ثواب به نيت خودشان محرم شوند و ثواب آن را به ديگران اهدا نمايند؟ (2)آية اللَّهصافى: به قصد رجاء ثواب مانع ندارد والله العالم.
آية اللَّه فاضل: مىتواند به نيت همان فرد محرم شوند وصحيح است حتى اگر قرائت آنها اشكال داشته باشد.
22 186- مقصود از فاصلهاى كه عمره در كمتر از آن، به نيّت رجا انجام مىشود، يك ماه است، (3)نه سى روز؛ ولى اگر انجام عمره در بين ماه بوده، احتياط مذكور تا سى روز، مراعات شود.
23 187- در مواردى كه استحباب عمره مفرده قطعى نيست و رجاءً انجام مىشود، آيا مىتوان در حين اعمال، آن را رها نمود؟ (4)
آيتاللَّه مكارم: خلاف احتياط است.
24 188- فردى قبل از غروب آفتابِ شب اول ماه، به احرام عمره مفرده محرم شده و اعمال مكّه را در ساعات اوّليه ماه جديد انجام داده است، آيا اين عمره به حساب كدام ماه لحاظ مىشود؟ در همين فرض اگر بعد از غروب آفتاب محرم شد، چگونه محاسبه مىشود؟ (5)
آية اللَّه فاضل: ظاهراً در هر دو فرض، اعمال عمره مربوط به ماه جديد است و تا ماه آينده نمىتواند مجدداً عمره مفرده بجاآورد.
1) آية اللَّه بهجت: فاصله معتبر نيست ولى بر فرض اعتبار، ظاهرا منعقد نمىشود؛ بخلاف مساله قرائت كه منعقد مىشود.
2) آيات عظام بهجت، سيستانى و مكارم: مانعى ندارد.
3) گذشت تفصيل حواشى در ذيل مسأله 184.
4) . آيات عظام: بهجت، تبريزى، خامنهاى، فاضل،صافى، سيستانى و نورى: نمىتواند.
5) آيةاللَّه بهجت، آيةاللَّه تبريزى، آيةاللَّهصافى، آيةاللَّه نورى، آيةاللَّه مكارم: انعقاد احرام، ميزان است نه انجام اعمال.
25 2/ 199- كسانى كه به اقتضاى شغلشان، زياد به مكه وارد و خارج مىشوند، از حكم وجوب احرام در هر بار، مستثنى هستند. (1)
200- خدمه كاروان و مانند ايشان اگر عمره مفرده بجا آورده باشند، هر دفعه كه از مكه خارج مىشوند و به جده مىروند و برمىگردند، لازم نيست محرم شوند. (2)
آية اللَّه سيستانى: اگر عمره مفرده را به نيابت از ديگران بجا آوردهاند، بنابر احتياط واجب براى دخول در مكه يا حرم دو مرتبه محرم شوند.
26 204- يكى از كارمندان حج بيش از يك ماه در مكّه بوده و همين مدت از عمره قبلى او گذشته، براى كارى به جدّه مىرود و در برگشت، بدون احرام وارد مكه شده است، وظيفهاش چيست؟ (3)
27 205- بعد از انجام عمره مفرده حتى اگر يك ماه فاصله نشده باشد، جهت گذر از ميقات، (4)
آيات عظام: تبريزى، خويى سبستانى،صافى، فاضل، گلپايگانى و مكارم: درصورتى كه در همان ماه قمرى كه محرم شد، به مكّه برود احرام مجدّد لازم نيست.
آيةالله خامنهاى: اگر در همان ماهى كه احرام و اعمال عمره را انجام داده است وارد مكه شود عبور از ميقات بلامانع است اما اگر احرام در ماهى و اعمال در ماهى ديگر باشد پس اگر احرام وى در ماه رجب بوده و اعمال را در ماه شعبان انجام داده بنابر احتياط واجب اگر در ماه شعبان مجدداً وارد مكه شود بايد احرام ببندد و رعايت اين احتياط در ماههاى ديگر هم خوب است.
انجام عمره مفرده بنا بر احتياط بهقصد رجا لازم است و بدون آن گذر از ميقات جايز نيست.1) همچنين افرادى كه در ماهى كه عمره انجام دادهاند از حرم خارج مىشوند به تفصيلى كه مىآيد.
2) آيات عظام خويى، سيستانى، فاضل: مگر اينكه در ماه هلالى ديگر وارد مكه شوند كه بايد دو مرتبه محرم بشوند.
3) آيات عظام: بهجت، تبريزى، خامنهاى، سيستانى،صافى و فاضل: فعلًا وظيفهاى ندارد غير از استغفار اگر عامد بوده است.
4) مراجعه شود به مسأله 184
احرام 27
طواف 113
نماز طواف 185
سعى 203
تقصير 223
طواف نساء و نماز آن 231
اول
وجوب احرام 27
مكان احرام عمره مفرده 28
1- ميقاتهاى پنجگانه 28
2- احرام از مكان منذوز 33
3- احرام از محاذات 34
4- احرام از ادنى الحل 36
واجبات احرام 39
1- پوشيدن جامه احرام 39
2- نيت احرام 45
3- تلبيه 46
مستحبات احرام 51
غسل احرام 51
محرّمات احرام 55
1- محرّمات مشترك 55
2- محرّمات مخصوص به مردان 79
3- محرّمات مخصوص به بانوان 94
احرام و عمره كودكان 98
مستحبات و آداب105
28 235- ورود به مكه (1)بدون احرام، جايز نيست؛ مگر مواردى كه استثنا شده است؛ و- به حسب اختلاف شرايط- به نيت عمره تمتع، يا حج، يا به نيت عمره مفرده،صورت مىگيرد.
از اين حكم، كسانى كه به مقتضاى شغلشان، زياد وارد مكه شده و از آن خارج مىشوند، همچنين افرادى كه در ماه احرام قبل- به تفصيلى كه گذشت- به مكه وارد مىشوند، استثنا شدهاند.
29 241- محرم نمىتواند احرام خود را به هم بزند و مُحل شود؛ و اگر لباس احرام را به قصد بيرون آمدن از احرام، از تنش بيرون بياورد، احرامش به هم نمىخورد و محرّمات احرام بر او حلال نمىشود؛ و اگر موجب كفّاره بجا آورد، بايد كفّاره بدهد.
30 242- مجنون تكليف ندارد؛ و احرام بر او واجب نيست؛ و اگر بدون احرام وارد مكه شود، اشكالى ندارد.
1) . آية اللَّه سيستانى: ورود به مكّه بلكه در حرم بدون احرام جايز نيست. مناسك، مسأله 141.
احرام عمره مفرده به حسب اختلاف شرايط در يكى از مكانهاى ذيلصورت مىگيرد:
31 190- كسانى كه در مسير عمره مفرده، از مواقيت پنجگانه گذر مىكنند، نمىتوانند بدون احرام از آنجا عبور نمايند؛ و درصورت عبور، واجب است (1)به ميقات بازگردند؛ و اگر كسى نتوانست برگردد، هرجا كه هست محرم شود. (2)
آية اللَّه خامنهاى: واجب است برگردد و از همان ميقاتى كه از آن عبور كرده است محرم شود، چه ميقات ديگرى در جلو باشد يا نه.
مسجد شجره يا «ذُوالحُلَيفه»، ميقات كسانى است كه از مدينه منوره، به مكه مىروند.
32 245- تأخير احرام (3)درصورت ضرورت، از مسجد شجره تا ميقات اهل شام (جحفه)، جايز است.
1) آيات عظام بهجت،صافى، فاضل، گلپايگانى: عبور از ميقات بدون احرام جايز نيست و درصورتتجاوز، احرام از ادنى الحل براى قاصد عمره مفرده كافى است.
2) . تفصيل نظريه آيات عظام ذيل مسأله 236 مناسك محشاى حج و 262 و 197 اين كتاب آمده است.
3) . آيةاللَّه بهجت: و جواز طرف مقابل كه احرام از مسجد با فعل مضطر اليه و فداء است، محل تأمّل است. مناسك شيخ،ص 9.
33 246- احرام- بنابر احتياط واجب- بايد در داخل مسجد شجرهصورت گيرد، نه اطراف آن (1)
آية اللَّه خامنهاى: احرام خارج از مسجد شجره، براى كسانى كه از طريق مدينه به سوى مكه حركت مىكنند، كفايت نمىكند و واجب است داخل مسجد محرم شوند.
آية اللَّه خويى: احرام از منطقه ذو الحليفه، مانعى ندارد. تعليقة العروة، ج 2،ص 342.
آية اللَّه وحيد: ذوالحليفه ميقات هر كسى است كه بخواهد از راه مدينه به حج برود، و احوط افضل اين است كه احرام از مسجد آن كه معروف به مسجد شجره است، بسته شود. مناسك فارسى معظم لهصفحه 86
آيات عظام تبريزى،صافى، گلپايگانى، مكارم: از داخل مسجد مستحب است و همين كه احرام در محاذى مسجد از طرف راست يا چپ باشد، كفايت مىكند؛ آية اللَّه تبريزى: ولى احتياط واجب آن است كه از پشت مسجد قديم احرام نبندند.
و احرام در هر جاى مسجد شجره- حتى در قسمت توسعه يافته- جايز است،(2)آية اللَّه تبريزى: احتياط واجب اين است كه از پشت مسجد قديم احرام نبندد.
ولى احتياط مستحب آن است كه در محلّ اصلىصورت گيرد.34 247- اشخاص جنب و حايض مىتوانند (3)
آيةاللَّه تبريزى: شخص جنب و حايض در خارج مسجد محرم مىشود و تجديد تلبيه در جُحفه لزومى ندارد ونيز اگر در حال عبور از مسجد محرم شوند مانعى ندارد.
آية اللَّه سيستانى: براى حايض و نفساء احرام بستن بيرون مسجد شجره كافى است.
آية اللَّه فاضل: اگر امكان نداشته باشد يعنى مسجد دو درب نداشته باشد يا امكان عبور از مسجد به جهت ازدحام و موانع ديگر نباشد، كنار مسجد محرم شوند و در اين فرض تجديد احرام در جحفه يا محاذات آن لازم نيست.
در حال عبور از مسجد محرم شوند و نبايد در مسجد توقف كنند، هر چند اگر عصياناً هم توقف نمايند و محرم شوند، احرام آنهاصحيح است.(4)آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: چنانچه قصد قربت از او متمشّى شود احرامصحيح است.
آية اللَّه مكارم: اگر عمداً باشد خالى از اشكال نيست.
1) آية اللَّه بهجت: بايد درصورت امكان از درون مسجد احرام بسته شود. مناسك،ص 64.
2) آية اللَّه بهجت: احتياطاً احرام از مسجد قديمى شجره باشد و با فحص از اهل اطّلاع، توسعه از يمين ويسار و خلف است و قسمت محراب از مسجد قديمى محسوب مىشود. استفتائات، س 33
3) آيات عظام: خويى،صافى، گلپايگانى، مكارم: به مساله قبل مراجعه شود.
4) آية اللَّه تبريزى:صحّت احرام او محلّ اشكال است و بايد تلبيه را بهقصد احرام تجديد كند.
35 248- اگر حايض نتواند تا پاك شدنصبر كند، احتياط آن است كه نزديك مسجد محرم شود و در «جحفه» يا محاذى آن، احرام را تجديد كند.(1)
آية اللَّه بهجت: اگر نتواند وارد مسجد شود در خارج مسجد محاذى آن محرم مىشود و در جحفه يا محاذى آن تجديد احرام مىكند بنابر احتياط. مناسك، س 34.
آية اللَّه خامنهاى: زنى كه داراى عذر است، مىتواند در حال عبور از مسجد محرم شود، به شرطى كه مستلزم توقف در مسجد نباشد. ولى اگر مستلزم توقف در مسجد هر چند بر اثر ازدحام و مانند آن باشد و نتواند احرام را تا برطرف شدن عذر به تأخير بيندازد، بايد از جحفه يا محاذات آن محرم شود. و جايز است با نذر از هر مكان ديگرى قبل از ميقات محرم شود.
نظريه ساير آيات عظام از مسأله 246 بدست مىآيد.
36 249- اگر جنب نتواند به خاطر زيادى جمعيت، در حال عبور از مسجد احرام ببندد و آب براى غسل نباشد و نتواندصبر كند تا آب پيدا شود، بايد تيمم كند و در داخل مسجد احرام ببندد. (2)
نظريه ساير آيات عظام در اين مسأله از ذيل مسأله 246 و 247 بهدست مىآيد.
37 250- اگر حائض براى احرامِ در حال عبور، وارد مسجد شجره شود و تلبيه بگويد ولى نتواند از در ديگر خارج شود و از همان درى كه وارد شده بود، خارج شود، احرامشصحيح است. (3)38 251- زنانى كه به علت عادت ماهانه نمىتوانند داخل مسجد شجره محرم شوند،(4)بنا بر احتياط در خارج آن محرم شوند، و در جُحْفه (5)
آية اللَّه خويى: احرام در منطقه ذوالحليفهصحيح است. تعليقه عروه، ج 2،ص 342.
يا مُحاذى آن، تجديد احرام نمايند؛ (6)و چنانچه محاذاتْ1) آية اللَّه نورى: اگر بهواسطه زيادى جمعيت، از عبور از مسجد هم عاجز باشد، احتياط آن است كه از نزديك مسجد محرم شود.
2) آية اللَّه فاضل و آية اللَّه نورى: و همچنين است حايض كه از حيض پاك شده است.
3) آية اللَّه تبريزى:صحّت احرامش محلّ اشكال است.
4) آيةالله نورى: مىتوانند داخل مسجد شوند و در حال عبور از مسجد احرام ببندند و در مسجدتوقف نكنند.
5) آية اللَّه تبريزى: مىتوانند در ذوالحليفه محرم شوند و احتياط واجب اين است كه از طرف راست ياچپ يا جلوى مسجد قديم محرم شوند.
6) آيات عظام سيستانى،صافى، فاضل، گلپايگانى، مكارم: تجديد احرام لازم نيست.
معلوم نباشد، اگر حدود آن را تشخيص دهند و در تمام آن حد، با بقاى نيت، تلبيه را تكرار كنند، كفايت مىكند.
39 ب- «وادى عقيق»- كه اوايل آن را «مسلخ» و اواسط آن را «غمره» و اواخر آن را «ذات عرق» مىگويند كه محل احرام عامه است- ميقات كسانى است كه از راه عراق و نجد به مكه مىروند.
ج- «قرن المنازل»، ميقات كسانى است كه از راه طائف حج مىروند.
ه- «يَلَمْلَمْ»- كه اسم كوهى است- ميقات كسانى است كه از راه يمن مىروند.
د- «جُحْفه»، ميقات كسانى است كه از راه شام به مكه مىروند.(1)
40 260- تأخير احرام از ميقات اختياراً جايز نيست؛ بلكه بنابر احتياط (2)
نظريه آية اللَّه خويى در مورد محاذات در ذيل مسأله 274 آمده است.
آية اللَّه سيستانى: احوط اين است كه مكلف از محاذى ميقات نگذرد، مگر با احرام، اگرچه بعيد نيست كه گذشتن جايز باشد، درصورتى كه در پيش روى مكلف ميقاتى يا محاذى ميقاتى باشد. مناسك، مسأله 167.
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: بلكه واجب است.
آية اللَّه فاضل: اين احتياط مستحب است.
واجب، تأخير از محاذات ميقات نيز، بدون احرام جايز نيست، اگرچه ميقات ديگرى بعد از آن باشد.41 261- اگر كسى بدون احرام(3)
آية اللَّه بهجت: در حال اختيار.
آية اللَّه بهجت: در حال اختيار.» از ميقات (4)عبور كند، واجب است درصورت امكان برگردد و از همان ميقات محرم شود؛ بلكه حتى اگر ميقات ديگرى هم بعد از آن باشد، بايد- بنابر احتياط
واجب (1)
آية اللَّه سيستانى: و هرگاه بدون احرام، از ميقات گذشته، درصورت امكان بايد به ميقات برگردد، مگر كسى كه بدون عذر از ذوالحليفه گذشته و به جحفه رسيده باشد، كه چنين شخصى بنابر اظهر، برايش كافى است كه از جحفه احرام ببندد، اگر چه گناهكار است. مناسك، مسأله 167.
آية اللَّه مكارم: اين احتياط واجب نيست.
به همان ميقاتى كه از آن گذشته برگردد و محرم شود.42 262- كسى كه از روى فراموشى، يا ندانستن مسأله، يا عذر ديگر، (2)
بدون احرام از ميقات عبور كند، اگر بازگشت به ميقات و انجام اعمال عمره تمتع ممكن باشد، بايد باز گردد و از ميقات «(3)» احرام ببندد، چه داخل حرم شده باشد يا نه؛ و اگر بازگشت و انجام اعمال ممكن «(4)» نباشد، اگر داخل حرم نشده باشد، از همانجا احرام ببندد و بنابر احتياط مستحب «(5)
آية اللَّه خامنهاى: به احتياط واجب بايد برگردد به طرف ميقات به هر مقدار كه ممكن باشد تا از انجا محرم شود و اگر داخل حرم شده و مىتواند از حرم براى احرام خارج شود، بايد براى احرام از حرم خارج شود و اگر به علت تنگى وقت و مانند آن نمىتواند از حرم خارج شود، بايد داخل حرم از همان جايى كه عذرش برطرف شده است محرم شود.
آية اللَّه مكارم: اگر مىتواند و به اعمال عمره مىرسد، از حرم خارج شود و هرچند به تنعيم رود.
» هر مقدارى مىتواند به طرف ميقات برگردد و آنجا محرم شود؛و اگر داخل حرم شده، اگر ممكن است و به اعمال عمره مىرسد، از حرمْ خارج «(6)
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: و در ميقات محرم گردد و يا به طرف ميقات به مقدارىكه ممكن است برود وإلّا از ادنىالحل محرم شود و درصورت عدم تمكّن از رفتن به ادنى الحلّ در مكّه محرم شود. آداب و احكام حج، مسأله 293.
آية اللَّه مكارم: هرچند به تنعيم رود.
» و محرم شود؛1) . آيات عظام بهجت، تبريزى، خامنهاى، خويى،صافى، گلپايگانى: درصورت امكان بايد برگردد.
2) آية اللَّه بهجت: عذرى كه مسوّغ ترك باشد و لو ظاهراً؛ از قبيل مرض و جهل به موضوع، بدون تقصير، وظاهر لحوق جهل به حكم است با عدم تقصير در آنچه مذكور شد. مناسك شيخ،ص 11.
3) آية اللَّه سيستانى: اين حكم در غير مورد مسجد شجره است و كسى كه از آن عبور كند هرچند عمدىباشد مىتواند از جحفه محرم شود، گر چه گناه كرده است.
4) آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: پس اگر از ميقات ديگرى عبور مىكند، از ميقات بعدى محرم شود واگر ميقات ديگرى در مسير نيست، به مقدارى كه مىتواند به طرف ميقات برگردد و اگر هيچيك از اين طرق ممكن نيست از همان محل محرم شود.
5) آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه سيستانى: بنابر احتياط واجب، به مقدارى كه ممكن است به طرف ميقاتبرگردد و محرم شود.
6) آية اللَّه بهجت: و احتياط به دور شدن از حرم، بهمقدار عدم فوت حج ترك نشود. مناسك شيخ،ص 11.
و اگر نمىتواند، همان جا محرم شود و بنابر احتياط مستحب هرقدر مىتواند به طرف خارجِ حرم برگردد و آنجا محرم شود.
43 253- زنهاى حايض مىتوانند در مدينه با نذر محرم شوند؛ و در اينصورت لازم نيست به مسجد شجره بروند (1)ولى نذر زن، بايد با اذن شوهر باشد. (2)
آية اللَّه خامنهاى: درصحت نذر زوجه براى احرام پيش از ميقات درصورتى كه شوهر او غايب باشد، اذن شوهر شرط نيست. ولى اگر حضور داشته باشد، احتياط واجب آن است كه از او اذن بگيرد. و اگر بدون اذن شوهر نذر كند، نذر او منعقد نمىشود.
25444- احرام بستن پيش از ميقات، جايز نيست وصحيح واقع نمىشود؛ ولى با نذر، جايز است؛(3)آية اللَّه فاضل:صحت نذر براى كسى كه مىداند ناچار مىشود در روز با وسيله مسقف حركت كند محل اشكال است، بلى اگر بداند كه براى احرام عمره تمتع نمىتواند به يكى از مواقيت معروفه برود نذر اشكال ندارد و معصيت هم نكرده است. ولى احتياط آن است كه در ادنى الحل تجديد احرام كند و در هر دوصورت كفّاره استظلال را بايد بدهد.
و درصورت نذر، بايد از مكان منذور محرم شود؛ مثلا اگر نذر كرد كه از «قم» محرم شود، واجب است عمل كند؛ و بهتر آن است كه در ميقات، يا محاذات آن، احرام را تجديد كند.(4)45 256- نذر احرام قبل از ميقات، براى نايب نيز جايز است.
1) گذشت در مسأله 246 به بعد نظر آيات عظامى كه مطلقا يا در اين خصوص، احرام در خارج مسجد شجره را مجزى مىدانند.
2) آيات عظام بهجت، تبريزى، خويى، سيستانى، مكارم: اگر نذر زن مزاحم حق شوهر نباشد اجازه لازم نيست.
3) آية اللَّه سيستانى: اگر بداند مستلزم ارتكاب محرّم مىشود؛ مانند استظلال، انعقاد نذر مورد اشكال است.
4) آية اللَّه بهجت: نيازى به تجديد احرام در ميقات نيست بلكه مىتواند از راهى به مكّه برود كه بر ميقات نگذرد. مناسك، مسأله 164.
46 192- آيا احرام با نذر، از داخل شهر مكه و يا مسجدالحرام، براى عمره مفرده جايز است؟ (1)
47 194- اگر كسى از ايران نذر كند كه در جدّه محرم شده، سپس براى انجام عمره مفرده به مكّه برود، آيا اين نذرصحيح است؟ و احرام اوصحيح مىباشد؟ «(2)
آية الله تبريزى و آية الله خامنه اى: نذر و احرام او باطل است.
48 2/ 196- كسانى كه به قصد عمره مفرده وارد جدّه مىشوند، آيا مىتوانند با نذر از مسجد تنعيم، محرم شوند؟ (3)آية اللهصافى: جايز نيست ولى درصورت گذر به هر علت، احرام درادنى الحل كافى است.
آية الله فاضل: جايز نيست.
49 271- اگر قاصد مكه از راهى برود كه به هيچيك از ميقاتها عبورش نيفتد، بايد از محاذات ميقات، احرام ببندد. (4)
آية الله خويى: كسى كه تقريبا يك ماه بيشتر در مدينه منوره اقامت نموده و عازم حج باشد و بخواهد از غير راه متعارف مدينه تا مكه برود، همين كه شيش ميل از مدينه دور شود محاذى و برابر مسجد شجره خواهد بود و همان جا ميقاتش خواهد بود و از همان جا احرام مى بندد. و در تجاوز نمودن از محاذات مسجد شجره و احرام بستن از محاذات يكى از مواقيت ديگر، بلكه از خصوص مورد مذكور نيز مشكل است.
50 272- اگر مكان محاذات معلوم نباشد، (5)بايد از اهل اطلاع و مورد وثوق سؤال شود.(6)
1) همه آيات عظام: نمى تواند.
2) آيات عظام: بهجت،صافى، فاضل، مكارم و نورى: اين نذرصحيح است و كفايت مى كند؛ آية الله سيستانى: مگر بداند كه مجبور مى شود در روز سوار ماشين مسقف شود كهصحت نذر در اين فرض، محل اشكال است و همين طور بنابر احتياط شب هاى بارانى.
3) آية الله بهجت: درصورتى كه نذر كرده باشد كه درصورت گذر از ميقات يا محاذات آن به هر علتى، در مسجد تنعيم محرم شود، نذر منعقد است.
4) آية الله بهجت: بايد از محاذات اولين ميقات نزديك به خود محرم شود مناسك،ص 66.
5) آية الله بهجت: اگر علم به محاذات ممكن نباشد، ظاهرا كفايت گمان است درصورتى كه موجب اطمينان يا حاصل از سؤال اهل آن محل باشد على الأحوط. مناسك شيخ،ص 11.
6) آية اللَّه سيستانى: اگر دو خطّ متقاطع را فرض كنيم كه زاويه قائمهاى را تشكيل مىدهند و يكى از آنها از مكه مىگذرد و ديگرى از ميقات، نقطه تقاطع، محلّ محاذات با ميقات است و معيار در اين امرصدق عرفى است نه دقت عقلى.
51 273- اگر كسى نتواند محاذات را بفهمد، (1)قبل از رسيدن به محلى كه احتمال مىدهد از محاذات گذشته است، با نذر محرم شود؛ (2)بلكه اگر از محل معينى پيش از رسيدن به محاذات، به نذر محرم شود، احوط است.
52 274- كسانى كه از محاذاتِ غير مسجد شجره عبور مىكنند، احتياط مستحب (3)
آيةاللَّهصافى، آيةاللَّه گلپايگانى: متعرض مسأله استحباب نذر نشدهاند.
آن است كه قبل از رسيدن به محاذات، با نذر محرم شوند و بهتر آن است كه در محاذات، تجديد احرام كنند.53 275- مراد از «محاذات» مكانى است كه ميقاتْ در يك خط راست، به طرف راست يا چپ شخص واقع شود؛ بهطورى كه اگر از آنجا بگذرد، ميقات متمايل به پشت او شود.
54 277- اگر عبور كسى به گونهاى است كه با دو ميقات، محاذات پيدا مىكند، (4)
نظر آية اللَّه خويى با ملاحظه مسأله 271 منتفى است.
آية اللَّه سيستانى: مخيّر است از محاذى هر كدام احرام ببندد، گرچه احتياط مستحب احرام در محاذى اوّل است.
احتياط واجب (5)1) آية اللَّه بهجت: اگر در طريق او محاذات علميّه با ظنّيه نباشد احوط رفتن به سوى ميقاتى يا محاذات آناست و محتمل است جواز احرام از اوّل احتمال و تجديد آن در مقدار اقرب مواقيت به مكّه. مناسك شيخ،ص 10 و 11.
2) آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط.
3) آية اللَّه خويى: اگر فاصله زياد باشد، ظاهراً نذر لازم است و اگر فاصله كم باشد، بنابر احتياط واجب بايدنذر كند يا اينكه به يكى از مواقيت برود. مناسك، مسأله 164.
4) آية اللَّه تبريزى: بايد از جايى كه اول محاذات پيدا مىكند، احرام ببندد و تجديد نيت در محاذاتميقات بعد لازم نيست.
5) آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: واجب است كه از جائيكه .....
آن است كه از جايى كه ابتدا محاذات حاصل مىشود، احرام ببندد و در محاذات ميقات بعد، نيت احرام را تجديد كند.(1)
آية اللَّه فاضل: تجديد احرام لازم نيست و بايد از اول محاذات محرم شود.
55 2/ 190- افرادى كه از مكه عمره بهجا مىآورند، به ادنىالحل- كه افضلِ آن «جِعرانه»، «حُديبيه» و «تنعيم» است- رفته، و محرم مىشوند.
56 191- براى احرام عمره مفرده، مسجد تنعيم، خصوصيت ندارد و احرام از ادنى الحلّصحيح است هرچند در مسجد نباشد.
57 2/ 192- آيا احرام از ادنىالحل كه ميقات عمره مفرده است، بايد از اولين نقطه متصل به حرم انجام شود، يا با فاصله نيز كافى است، يا ميزان ادنىالحل عرفى است؟ «آيات عظام: بهجت، خامنهاى، تبريزى، فاضل، مكارم: ميزان ادنىالحل عرفى است.
آيةاللَّه سيستانى:صدق ادنىالحل معيار است در همه مرزهاى حرم.
58 193- ميقات براى شاغلين در جده- از ايرانيان و غير آنها- در عمره تمتع و عمره مفرده،(3)
آية اللَّه سيستانى: مىتوانند از جده با نذر محرم شوند و كسى كه منزلش از ميقات به مكّه نزديكتر باشد مىتواند از منزل احرام ببندد.
آية اللَّه مكارم: براى عمره مفرده، مىتوانند مانند سايرين از حديبيه محرم شوند.
تفصيل اين مسأله در ذيل مسأله 197 آمده است.
همان مواقيت معروفه است و نمىتوانند از جده يا ادنى الحل محرم شوند؛ و اگر از روى جهل به مسأله در غير ميقات محرم شوند، احرام آنهاصحيح نيست و محرّمات احرام بر آنها حرام نمىشود؛1) . آية اللَّه بهجت: اقوى كفايت احرام اوّل است؛ بهنحوىكه در مسأله 271 بيان شد. مناسك،ص 10.
2) آيات عظام: بهجت، خامنهاى، تبريزى، فاضل، مكارم: ميزان ادنىالحل عرفى است. آيةاللَّهصافى: و از آن فاصله نگيرد.
3) آية اللَّه خويى: اگر حدود سه سال در جده مىماند كهصدق مقرّ و منزل بر آن بكند، مىتواند از جدّهمحرم شود. المسائل الشرعيه، ج 1،ص 322 و 320.
و با فرض علم و عمد هم، حكم همين است؛ هرچند درصورت جهل، اگر بعد از اعمال، مسأله را فهميدند، عمل آنانصحيح است.(1)
آية اللَّه فاضل: درصورت جهل و نسيان، اگر بعد از اعمال حج متوجّه شوند حجّصحيح است و اگر بعد از عمره تمتّع يا عمره مفرده متوجّه شوند عمره باطل است و در عمره تمتّع اگر وقت دارد و ممكن باشد، جبران كند و اگر وقت ندارد حجّ تمتّع بدل به حجّ افراد مىشود و در اينصورت نيز كفايت از حَجّةالاسلام مىكند.
59 195- شخصى از روى جهل به حكم، در جدّه براى عمره مفرده محرم مىشود وپس از انجام طواف و نماز و سعى، متوجه مىشود كه مى بايست به يكى از مواقيت مىرفته، تكليف او چيست؟ (2)
آية اللَّه تبريزى: احتياطاً به يكى از مواقيت ولو به جحفه برود و براى عمره مفرده احرام ببندد و اعمال عمره مفرده را انجام دهد، واللَّه العالم.
آيةاللَّه خامنهاى و آيةاللَّه فاضل: فعلًا تكليفى ندارد، بلى اگر از طرف كسى نايب بوده و يا به سبب نذر عمره واجب شده باشد كفايت نمىكند.
آية اللَّهصافى: در فرض سؤال، احتياطاً بقيّه اعمال عمره را اتمام كند و چنانچه عمره مفرده به نذر و غيره واجب بوده اكتفا به آن نكند و از ادنى الحلّ محرم شود و عمره واجبه خود را انجام دهد، واللَّه العالم.
آيةاللَّه مكارم: احرامش باطل است و بايد به ادنىالحلّ برود و از آنجا محرم شود و عمره را تجديد كند.
آيةاللَّه سيستانى: عمره او باطل است و اگر نمىتواند به ميقات برود مىتواند از أدنىالحِلّ؛ مانند مسجد تنعيم، دوباره محرم شود و اعمال را انجام دهد.
آية اللَّه نورى: اگر بعد از اعمال متوجّه شود عمره اوصحيح است.
60 196- كسانى كه به قصد عمره مفرده وارد جدّه مىشوند، آيا مىتوانند از مسجد تنعيم كه ادنىالحلّ است، محرم شوند؟ (3)
آية اللَّه تبريزى و آية اللَّه نورى: بايد به جحفه يا ميقات ديگر- از مواقيت معروفه- بروند و از آنجا محرم شوند؛ آية اللَّه خامنهاى و آيةاللَّه سيستانى: و اگر نتواند به ميقات برود، احتياط واجب اين است كه با نذر از جدّه احرام ببندد.
آية اللَّه فاضل: بايد با نذر قبل از ورود به شهر مكه محرم شود و يا به مواقيت ديگر مثل جعرانه و حديبيه برود و از آنجا محرم شود.
آية اللَّه مكارم: ميقات آن ها حديبيه، كه تقريباً هفده كيلومتر با مكّه فاصله دارد، مىباشد. اگر از جاده قديم بروند به حديبيه برخورد مىكنند و اگر نروند از محاذات آن كفايت مىكند.
1) آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى:صحت عمره محل اشكال است. آية اللَّه بهجت، آية اللَّه سيستانى: و احتياطاً درصورت امكان عمره را اعاده نمايند.
2) آيةاللَّه بهجت: عمره از او محقّق نشده است.
3) آية اللَّه بهجت و آية اللَّهصافى: عبور از ميقات يا محاذى آن، براى قاصد مكّه بدون احرام جايز نيست هرچند بخواهد عمره مفرده بجا آورد و لكن اگر معصيت نمود و از ادنىالحل محرم شد، عمره اوصحيح است.
61 197- كسانى كه با هواپيما به جده مىروند، نمىتوانند- براى عمره تمتع يا مفرده (1)- از جده يا حديبيه محرم شوند؛ بلكه بايد به يكى از مواقيت- مثل جحفه (2)
آية اللَّه سيستانى: مىتواند از جدّه با نذر محرم شود؛ زيرا جنوب شرقى آن محاذى با جحفه است.
بروند؛ و اگر به مدينه مىروند، بايد از مسجد شجره محرم شوند.62 198- حديبيّه ميقات عمره مفرده است، براى كسانى كه در مكه هستند
63 278- واجبات احرام سه چيز است:
64 279- هنگام محرم شدن و در حال احرام، (1)
آية اللَّه گلپايگانى: پوشيدن دو جامه احرام اختصاص به مردان ندارد و احتياط واجب آن است كه زنها نيز دو جامه را بپوشند، اگرچه كندن لباس دوخته بر آنها واجب نيست و جايز است بعد از احرام دو جامه احرام را بيرون بياورند و با همان لباس خودشان باشند وبهتر آناست كه درحال سعى وطواف دو جامهاحرام را دربرداشته باشند. مناسكفارسى،ص 28.
پوشيدن دو جامه احرام- كه يكى «لنگ» و ديگرى «ردا» است- بر مردان واجب است.احتياط واجب (2)
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: مىبايست قبل از نيت و تلبيه دو جامه را بپوشند.
آن است كه پوشيدن اين دو جامه (3)، قبل از نيت احرام و تلبيه باشد؛ و اگر كسى بعد از لبيك بپوشد، احتياط (4)آية اللَّه سيستانى: احتياط مستحب اعاده نيت و تلبيه است. مناسك، مسأله 189.
آن است كه لبيك را دوباره بگويد.1) آية اللَّه فاضل: احتياط مستحب است كه زنها نيز دو جامه احرام را هنگام محرم شدن بپوشند. آية اللَّهصافى: و در طواف و سعى.
2) آية اللَّه بهجت: محل پوشيدن، از باب مقدّمه، قبل از نيّت وتلبيه است؛ واحتياط درصورت تاخيرپوشيدن، در اعاده نيّت وتلبيه است. مناسك شيخ،ص 14.
3) آية اللَّه نورى: لباسهاى دوخته را بكند و اين دو جامه را ...
4) آية اللَّه خامنهاى، آية اللَّه فاضل: احتياط مستحب است.
65 280- حداقل مقدارِ واجبِ لباس احرام، دو جامه است و زيادتر مانع ندارد.
66 281- بنابر احتياط واجب (1)در حال اختيار، به يك جامه بلند- كه مقدارى از آن را لنگ و مقدارى را ردا قرار دهد- اكتفا نشود (2)
آية اللَّه سيستانى: بلكه ظاهر اين است كه كافى نباشد.
بلكه بايد دو جامه جدا باشند.67 282- پوشيدن لباس احرام بهنحو متعارف كفايت مىكند و لازم نيست (3)
آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: بايد به اندازهاى باشد كه ناف تا زانو را بپوشاند.
آيات عظام سيستانى،صافى، گلپايگانى، مكارم: بنابر احتياطِ واجب، لازم است.
لنگ، ناف و زانو را بپوشاند؛ هر چند پوشاندن آنها مستحب است.68 283- در پوشيدن دو جامه احرام، ترتيب خاصى معتبر نيست، بلكه به هر ترتيبى(4)
آية اللَّه خامنهاى: اگر به نحو متعارف باشد كفايت مىكند.
آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: احتياط آن است كه پوشيدن به نحو متعارف باشد.
آية اللَّه سيستانى: احتياط مستحب اين است كه پوشيدن به نحو متعارف باشد.
باشد، مانع ندارد، فقط بايد- به هر كيفيتى كه مىخواهد- يكى را لنگ و يكى را ردا قرار دهد؛ و احتياط مستحب (5)آياتعظام بهجت، تبريزى، خامنهاى،صافى، گلپايگانى: بايدردا بهقدرى باشدكهشانههارا بپوشاند.
آية اللَّه سيستانى: احتياط واجب اين است كه ردا به اندازهاى باشد كه دو شانه و دو بازو و مقدار قابل توجّهى از كمر را بپوشاند. مناسك، مسأله 189.
آن است كه ردا، شانهها را بپوشاند. (6)1) آيةاللَّه خامنهاى: پوشيدن دو جامه احرام واجب تعبدى است.
2) آية اللَّه بهجت: احرامصحيح است.
3) آيةاللَّه بهجت: ازار از ناف تا زانو را بايد بپوشاند مناسك، مسأله 189.
4) آية اللَّه بهجت: يكى از آنها بايد بپوشاند ما بين ناف و زانو را و ديگرى كه ردا باشد آنقدر باشد كه دو شانهرا بپوشاند بهنحوىكه ردا و تردّى به آنصادق باشد. مناسك شيخ،ص 14.
5) آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب.
6) آية اللَّه فاضل: بلكه واجب است علاوه بر آن، قسمتى را بپوشاند؛ بهگونهاى كهصدق ردا بكند.
69 284- بنابر احتياط واجب،(1)هنگام پوشيدن جامه احرام، نيت و قصد امر الهى و اطاعت او جلّ جلاله، واجب است؛ (2)و احتياط مستحب آن است كه هنگام كندن جامه دوخته هم، قصد اطاعت كند.
70 285- در جامه احرام،صحت نماز شرط است؛ (3)پس احرام در جامه حرير و غير مأكول (4)و جامه متنجّس به نجاستِ غير معفوِّ در نماز، كفايت نمىكند.
71 286- لنگ بايد نازك و بدننما نباشد؛ و همچنين است بنابر احتياط مستحب (5)
آية اللَّه سيستانى: احتياط اين است كه هيچ قسمتى از إزار بدن نما نباشد، ولى اين شرط در ردا معتبر نيست. مناسك، مسأله 193.
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: معظمله در مناسك فارسى احتياط وجوبى و در مناسك عربى فتوا مىدهند به اينكه بدننما نباشد.
ردا. (6)72 287- لباس احرام زن، بنابر احتياط واجب، (7)
آيات عظام تبريزى، خامنهاى، خويى،صافى، گلپايگانى: بايد از حرير خالص نباشد.
از حرير خالص نباشد؛ بلكه احتياط آن است كه تا آخرِ احرام، حرير نپوشد.73 288- زن مىتواند (8)در لباس خودش- به هر نحو كه باشد دوخته يا ندوخته (9)- محرم شود؛ ولى حرير محض نباشد.(10)
آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: زنان مىتوانند در لباسهاى عادى خود، درصورتى كه داراى شرايط ذكر شده در لباس احرام باشد، احرام ببندند.
1) آية اللَّه فاضل: براى مردان كه لباس احرام مىپوشند واجب است آن را با قصد قربت بپوشند و زنان نيزلازم است نيت كنند لباسى را كه پوشيدهاند لباس احرام آنهاباشد.
2) آية اللَّه بهجت و آية اللَّه سيستانى: در پوشيدن لباس احرام قصد قربت لازم است.
3) آية اللَّه بهجت: بنابر احتياط. در مجموع موانع نماز خواندن در لباس. مناسك شيخ،ص 14.
4) آية اللَّه سيستانى: بنابر احتياط واجب در غير درندگان.
5) آيات عظام بهجت، تبريزى، خويى، فاضل، مكارم، نورى: احتياط واجب است.
6) آية اللَّه خامنهاى: بدننما بودن ردا مانع ندارد، مشروط بر اينكه ردا بر آنصدق كند.
7) آية اللَّه بهجت: اما زنان بنابر اقوى جايز است در جامه حرير احرام ببندند، گرچه احتياط در ترك آناست. و همچنين است جواز پوشيدن آن در جميع احوال احرام. مناسك شيخ،ص 15.
8) نظريه آيات عظامصافى، فاضل، گلپايگانى: در واجبات احرام پوشيدن لباس گذشت.
9) آيةاللَّه مكارم: و به هر رنگ باشد.
10) آية اللَّه بهجت: در مسأله قبلى جواز آن گذشت.
74 289- آيا طهارت لباس احرام يا ساير شرايط لباس نمازگزار، شرطصحتِ احرام نيز هست، و آيا با ترك عمدى آن، احرامصحيح است؟ (1)
آيات عظام:صافى، مكارم و نورى: لباس احرام بايد مثل لباس نمازگزار پاك باشد و ساير شرايط لباس نمازگزار را نيز بايد داشته باشد.
آيةالله خامنهاى: جامه احرام بايد شرايط لباس نمازگزار را داشته باشد. بنابراين احرام بستن در جامه حرير يا جامهاى كه از اجزاى حيوان حرام گوشت يا مردار تهيه شده باشد و يا جامهاى كه به نجاستى نجس شده باشد كه در نماز از آن عفو نشده است كفايت نمىكند.
75 290- اگر جامه احرام (2)در هنگام اعمال يا غير آن، نجس شود، بنابر احتياط واجب (3)
آية اللَّهصافى: احتياط مستحبّ آن است كه آن را عوض كند و يا تطهير نمايد، بلكه احوط و اولى آن است كه اگر محرم بدنش نيز نجس شود نجاست را از آن زايل كند. مناسك فارسىص 44، مسأله 35.
آية اللَّه گلپايگانى: از مناسك فارسىص 27، مسأله 35- مطابق متن، احتياط وجوبى استفاده مىشود ولكن در مناسك عربىص 77- احتياط استحبابى فرمودهاند.
آية اللَّه مكارم: اين حكم واجب است.
بايد تطهير يا تبديل شود؛ و احوط (4)آية اللَّه سيستانى: وجوب مبادرت به تطهير بدن ثابت نيست.
آية اللَّه فاضل: احتياط استحبابى است.
درصورت نجاست بدن در حال احرام، مبادرت به تطهير است.76 292- اگر جامه احرام يا بدن تطهير نشود، كفّاره ندارد.
1) آيات عظام بهجت، فاضل، تبريزى: شرطصحّت نيست؛ آية اللَّه سيستانى: ولى واجب مستقل است كه لباس احرام را بپوشد و شرط آن، طهارت است ولى اگر لباس احرام نپوشد يا لباسش نجس باشد احرامصحيح است.
2) آيةاللَّه فاضل: يا لباسى كه زنِ محرم پوشيده.
3) آية اللَّه سيستانى: به احتياط واجب بايد مبادرت كند به تبديل يا تطهير.
4) آية اللَّه بهجت: و چنانچه بدن نجس شود تطهير آن از جهت محرم بودن واجب نيست بنابر اظهر مناسك، مسأله 197.
77 295- اگر محرم- به خاطر سرما يا غير آن (1)ناچار بهپوشيدن قبا يا پيراهن شود، مىتواند بپوشد، (2)ولى بايد قبا را پايين و بالا كند و بهدوش بيندازد و از آستين آن، دستش را بيرون نياورد؛ و احوط (3)
آية اللَّه فاضل: احتياط استحبابى است؛ و واجب است پيراهن را نيز بالا و پايين كند.
پشت و رو نمودن آن است؛ و همچنين پيراهن را نيز بايد بهدوش بيندازد و نپوشد؛ ولى اگر اضطرار، به غير از پوشيدن دوختنى، رفع نمىشود، مىتواند بپوشد، هر چند بايد كفّاره بدهد. (4)آية اللَّهصافى: ولى بايد براى آن كفّاره بدهد.
آية اللَّه مكارم: يعنى به طور معمولى بپوشد.
آية اللَّه خامنهاى: اگر بر اثر سرما و مانند آن، ناگزير به پوشيدن جامه دوخته باشد، مىتواند از لباسهاى معمولى مانند پيراهن استفاده كند، اما نبايد آن را بپوشد، بلكه آن را بهصورت برعكس بالا به پايين يا پشت و رو، به روى خود بيندازد.
29678- اگر كسى به خاطر عذر، نتواند لباس دوخته خود را بكند و لباس احرام بپوشد، بايد در ميقات، نيت كند و لبّيك بگويد و كافى است؛ و هر وقت عذرش برطرف شد، جامه دوخته را بكند، و لباس احرام بپوشد؛ و لازم نيست به ميقات برگردد؛ ولى براى پوشيدن لباس دوخته، بايد يك گوسفند قربانى (5)كند.79 297- لازم نيست جامه احرام هميشه در تن باشد، بلكه تعويض و بيرون آوردن هر دو جامه، براى شستن و حمام رفتن و هر حاجتى، (6)جايز است.
80 298- اگر كسى لباس احرام را عمداً نپوشد، يا در حال احرام، لباس دوخته بپوشد، اگر از روى
1) آية اللَّه فاضل: مثل نيافتن ردا و ازار
2) آية اللَّه گلپايگانى: ولى بايد براى آن كفّاره بدهد و نظر ايشان نسبت به بقيه مسأله به دست نيامد.
3) آيةاللَّه سيستانى: واجب اين است كه پشت و رو كند و دست از آستين آن بيرون نياورد و يا اين كه آن راپايين و بالا كند و بپوشد.
4) . آيات عظام تبريزى، خامنهاى، سيستانى: و بنابر احتياط كفّاره هم بدهد.
5) نظريه آيات عظام در ذيل مسأله 500 آمده است.
6) آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: و غير حاجت.
عذر نباشد، معصيت كرده، ولى بهصحت احرام او ضرر نمىرساند. (1)
81 299- گره زدن لباس احرام، اشكال ندارد (2)
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: سنجاق زدن و گره زدن حوله احرام و سنگ گذاشتن بين دو طرف حوله، به نحوى كه حوله بهصورت يقه پيراهن درآيد جايز نيست، و نيز نبايد پارچه احرام را چاك داده و مانند پيراهن بپوشد، بلى قرار دادن سنگ كوچك، در جامه احرام براى آنكه آن را سنگين كرده، و ردا را حفظ نمايد مانعى ندارد.
ولى بنابر احتياط واجب، (3)لنگ را به گردن گره نزند؛ و اگر از روى جهل يا نسيان گره زد، احتياط آن است كه فوراً باز كند، و احرامشصحيح و كفّاره ندارد.82 300- گذاردن سنگ و مانند آن، در جامه احرام و بستن با نخ و مانند آن، جايز است؛ و همچنين وصل كردن قسمتى از لباس احرام به قسمتى ديگر، با سنجاق و مانند آن، جايز است اگرچه احتياط در ترك است. (4)
آية اللَّه وحيد: بنا بر احتياط واجب اگر اقوى نباشد ازار را به گردن گره نزند، ولى سوراخ كردن آن به وسيله سوزن و مانند آن مانعى ندارد. مناسك فارسى معظم لهصفحه 123
83 302- اگر كسى بعد از احرام پيراهن بپوشد، بايد پيراهن را شكاف دهد و از پايين بيرون آورد؛ ولى اگر در پيراهن محرم شود، (5)
آية اللَّه خامنهاى: درصورت علم و عمد نظر ايشان در ذيل مسأله 298 بيان شده است.
شكاف دادن و از پايين بيرون آوردن لازم نيست، و فقط كندن آن و1) آيات عظام: خامنهاى،صافى، گلپايگانى و مكارم:صحّت احرامش خالى از اشكال نيست پس احتياط واجب آن است كه پس از بيرون آوردن آن، بار ديگر نيّت كند و لبّيك بگويد.
2) آيات عظام بهجت، تبريزى، خويى، سيستانى: احوط اين است كه ازار لنگ خويش را به گردن خودبلكه مطلقا گره نزند، ولو بعض آن را به بعض ديگر. و با چيزى مانند سنجاق نيز آن را به هم وصل نكند. و احوط اين است كه ردا نيز گره زده نشود، ولى فرو كردن سوزن يا سنجاق در آن عيبى ندارد.
3) آية اللَّه خامنهاى: بستن لنگ به گردن جايز نيست ولى گره زدن لباس احرام يا گذاشتن سنگ يا چيز ديگر در ميان آن و بستن با نخ چنانچه براى بستن جلوى رداء معمول است اشكال ندارد و همچنين بستن با سنجاق.
4) . به مسأله قبل مراجعه شود.
5) آيةاللَّه بهجت: در هر دوصورت درآوردن مخيط، بايد بدون پوشاندن سر باشد. مستفاد ازصفحه 20 مناسك شيخ.
پوشيدن لباس احرام لازم است و در هر دوصورت، احرامصحيح است.
84 303- افضل آن است كه محرم درصورت تعويض جامه احرام، براى طواف، همان جامهاى را كه در آن محرم شده است، بپوشد، بلكه موافق احتياط استحبابى است. (1)
85 304- استفاده از پارچه ندوخته در زير لنگ- به هر نحوى كه باشد- اشكال ندارد.
يكى ديگر از واجبات احرام، نيت است.
86 305- براى محرم شدن، قصد ترك محرّمات احرام، لازم نيست؛ و اگر كسى بدون چنين قصدى، بهقصد عمره مفرده، تلبيه بگويد، محرم مىشود؛ و حتى كسى كه مىداند بعضى از محرّمات- مثل زير سايه رفتن- را انجام مىدهد، احرام اوصحيح (2)است؛ هر چند احتياط آن است كه ترك محرّمات را نيز قصد كند؛ البته عدم لزوم قصد ترك محرّمات، (3)در غيرِ محرّماتى است كه عمره يا حج را باطل مىكند؛ اما آنچه عمره يا حج را باطل مىكند- مثل نزديكى با زن در بعضى ازصور- با قصد (4)
آية اللَّه خويى: بنابر قول مشهور نسبت به جماع قبل از سعى در عمره مفرده، فتواست.
آية اللَّه سيستانى: فقط در حين احرام عمره مفرده، اگر مكلف قصد داشته باشد كه قبلاز فارغ شدن از سعى با همسر خود نزديكى كند يا ترديد دارد كه اين كار را بكند يا نه، ظاهر اين است كه احرامش باطل است و بنابر احتياط حكم استمنا هم همين است. مناسك، مسأله 178.
ارتكاب آن، احرام باطل، بلكه غير ممكن است.87 314- قصد ابطال عمره يا حج و يا بعض اجزاى آن، مبطل نيست.
88 315- عمره و حج(1)از عبادات است و بايد با نيت خالص براى اطاعت (2)خداوند متعال انجام شوند.(3)
89 319- سومين واجب احرام، تلبيه است؛ وصورت آن- بنابر اصحّ- اين عبارت است:
«لَبَّيْكَ، اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ لا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ».
و اگر به عبارت ذكر شده اكتفا كند، محرم مىشود، و احتياط مستحب (4)
آية اللَّه سيستانى: لبيك پنجم جايز است ولى جزو اين احتياط استحبابى نيست.
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى:صورت تلبيه واجب، كه بهوسيله آن احرام واقع مىشود اين است:« لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيكَ لَبَّيكَ لا شَريكَ لَكَ لَبَّيكَ» و احتياط در اين است اين جمله اضافه شود:« انَّ الْحَمْدَ وَ النِّعْمَةَ لَكَ وَ الْمُلكَ لا شَريكَ لَك». آية اللَّهصافى: و بهتر اضافه يك لبيك ديگر بعد از لا شريك لك است. مناسك فارسىص 38 عربىص 52
آية اللَّه مكارم: احتياط واجب است كه بگويد: .... امّا لبّيك پنجم را نگويد ولى اگر به قصد رجا بگويد، ضررى به احرام او نمىزند.
آن است كه پس از چهار لبيك ذكر شده، اين عبارت را بگويد:«انَّ الْحَمْدَ وَ النِّعْمَةَ لَكَ وَ الْمُلْكَ، لا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْك».
و اگر بخواهد احتياط (5)بيشتر بكند، پس از گفتن آنچه ذكر شد، بگويد:
«لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ انَّ الْحَمْدَ و النِّعْمَةَ لَكَ وَالْمُلْكَ لا شَرِيْكَ لَكَ لَبَّيْكَ».
و مستحب است بعد از آن بگويد:
«لَبَّيْكَ ذَا الْمَعارِج لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ داعياً إلى دارِ السَّلامِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ غَفّارَ الذُّنُوبِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ أهْلَ الْتَلْبِيَةِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ ذَا الجَلالِ وَ الْاكْرامِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ تُبْدِئُ وَ الْمَعادُ إلَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ تَسْتَغنِيْ و يُفْتَقَرُ إلَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ مَرْهُوباً وَ مَرْغُوباً إلَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ إلهَ الْحَقِّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ ذَا النَّعْماءِ وَ الْفَضْلِ الْحَسَنِ الْجَمَيلِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ كَشَّافَ الْكُرَبِ الْعِظامِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ عَبْدُكَ وَابْنُ عَبْدَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ يا كَرِيمُ لَبَّيْكَ».
و اين جملات را نيز بگويد خوب است:
«لَبَّيْكَ، أتَقَرَّبُ إلَيْكَ بِمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ بِحَجَّةٍ و عُمْرَةٍ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ وَ هذِهِ عُمْرَةُ مُتْعَةٍ إلىَ الْحَجِّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ أهْلَ التَّلْبِيَةِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ تَلْبِيَةً تَمامُها وَ بَلاغُها عَلَيْكَ».
90 320- ترجمه تلبيه- لبَّيك، اللَّهُمَّ لَبَّيك، لَبَّيك لا شَريكَ لَكَ لَبّيك- چنين است: «اجابت مىكنم دعوت تو را، خدايا! اجابت مىكنم دعوت تو را، اجابت مىكنم دعوت تو را، شريكى نيست مر تو را، اجابت مىكنم دعوت تو را».
در مواردى كه بايد ترجمه گفته شود، اگر كلمه «دعوت» را هم نگويد، كفايت مىكند
91 321-صحيح گفتن قدر واجب از تلبيه- مانندصحيح گفتن تكبيرة الاحرام در نماز- واجب است.
92 322- اگر كسى تلبيه را بقدر واجب نداند، بايد آن را ياد بگيرد، يا كسى به او تلقين كند؛ يعنى كلمه كلمه بگويد و شخصى كه مىخواهد احرام ببندد، دنبال او بهطورصحيح بگويد.
93 323- اگر نتواند تلبيه را ياد بگيرد، يا وقت ياد گرفتن نباشد، و با تلقين هم نتواند بگويد، احتياط آن است كه هر طور كه مىتواند بگويد، (1)و ترجمهاش را هم بگويد؛ و بهتر آن است كه علاوه بر آن نايب (2)
آية اللَّه بهجت، آية اللَّه خويى: به ذيل مسأله 236 مناسك محشاى حج مراجعه شود.
آية اللَّه خامنهاى: اگر نتواند ياد بگيرد هرچند بر اثر تنگى وقت باشد و نتواند آن را با تلقين نيزصحيح ادا كند، به هر نحو كه مىتواند بگويد. و در اينصورت احتياط آن است كه علاوه بر گفتن خودش نايب هم بگيرد.
آية اللَّه سيستانى: كافى است به نحوى كه مىتواند بگويد، اگر عرفاًصدق تلبيه كند و اگرصدق نكند به احتياط واجب، هم مرادف عربى و هم ترجمه آن را بگويد و نيز نايب بگيرد.
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: اگر تلقين ممكن نشد به هر طورى كه مىتواند بخواند و ترجمهاش را به فارسى يا زبان ديگر بگويد و نايب هم بگيرد رجاءً، كه از طرف او بهطورصحيح بخواند. مناسك فارسى،ص 29.
آية اللَّه نورى: نايب گرفتن لازم نيست.
هم بگيرد.94 324- اگر كسى تلبيه را به خاطر فراموشى يا ندانستن حكم نگويد، واجب است درصورت امكان، به ميقات بازگردد و لبيك بگويد؛ و اگر نتواند برگردد و داخل حرم نشده، همان جا (1)
آية اللَّه سيستانى: بنابر احتياط واجب به مقدارى كه ممكن است به طرف ميقات برگردد و محرم شود.
بگويد؛ و اگر داخل حرم شده، واجب است برگردد بهخارج حرم و لبيك بگويد؛ « (2)و اگر ممكن نيست، همان جا لبيك بگويد؛ و اگر بعد از گذشتنِ وقتِ جبران، يادش آمد،صحت عمل بعيد نيست. (3)چون نظريه آيات عظام اين است كه كسى كه تلبيه را ترك نمايد محرم نمىشود لذا تفصيل اين مسأله را بايد در ذيل مسأله 236 و 262 در مناسك محشاى حج جستجو كرد.
آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى:صحت عمل خالى از اشكال نيست.
آية اللَّه سيستانى: اگر در عمره باشدصحت عمل مورد اشكال است.
آية اللَّه فاضل: اگر بعد از اعمال حج يادش آمد حج اوصحيح است. ولى اگر بعد از عمره تمتّع يا عمره مفرده يادش آمد عمره باطل است، و در عمره تمتّع اگر فرصت دارد و امكان جبران دارد بايد به ميقات ولو به ادنىالحل برگردد و جبران كند و اگر امكان جبران نبود حج افراد انجام دهد، و در اينصورت كفايت از حَجّةالاسلام مىكند.
آية اللَّه مكارم: اگر بعد از اتمام حج يا عمره يادش بيايد، عمل اوصحيح است.
95 325- اخرس (لال)، بايد با انگشت به تلبيه اشاره كند و زبانش را هم حركت دهد، (1)و نايب گرفتن كافى نيست. (2)
آيات عظام تبريزى، خويى، فاضل، مكارم: بهتر است نايب هم بگيرد.
آيةاللَّه خامنهاى: احوط آن است كه نايب هم بگيرد.
آية اللَّه سيستانى: اگر در اثر عارضهاى لال شده است و الفاظ تلبيه را مىداند، به مقدارى كه مىتواند تلفظ كند و اگر نتواند زبان و لب را به آن حركت دهد و همراه با آن در قلب اخطار نمايد و با انگشت به آن اشاره كند و اگر لال و كر مادرزاد است و مانند آن، پس زبان و لب را مانند كسانى كه تلفظ مىكنند حركت دهد و با انگشت اشاره كند.
96 326- كسى كه لكنت زبان دارد، اگر نمىتواند تلبيه راصحيح بگويد، ولو با تلقين، (3)احوط آن است كه به هر نحو مىتواند بگويد و ترجمهاش را نيز بگويد. (4)
آية اللَّه بهجت: به ذيل مساله 323 مراجعه شود.
آية اللَّه خامنهاى، آية اللَّه مكارم: احوط اين است كه در اينصورت نايب هم بگيرد.
آيةاللَّه خويى: مىتواند به ملحون اكتفا كند، گرچه احوط جمع بين ترجمه و استنابه نيز هست. و نيز اخرس گنگ ولال كافى است با اشاره تلبيه بگويد، گرچه احوط استنابه نيز هست. تعليقه عروه، ج 2،ص 361 و مناسك، مسأله 179 و 180.
آية اللَّه سيستانى: به ذيل 323 مراجعه شود.
آية اللَّه گلپايگانى: و نايب هم بگيرد رجاءً.
97 327- اگر كسى تلبيه را غلط بگويد و اعمال حج را انجام دهد، چنانچه (5)از روى عمد بوده،حج
1) آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: اگر چه به گفتن ترجمه آن باشد و نايب هم بگيرد رجاءً كه از طرف اوبهطورصحيح بگويد.
2) آية اللَّه بهجت: شخص گنگ و لال با انگشت خود همراه با نيت قلبى به تلبيه اشاره نموده و زبان خود را حركت دهد و اگر ممكن نباشد كه اين كار را خودش انجام دهد نايب بگيرد كه بهجاى او تلبيه بگويد. مناسك، مسأله 180.
3) آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: ترجمهاش را بگويد و نايب هم بگيرد رجاءً كه از طرف او بهطورصحيح تلبيه را بگويد.
4) آية اللَّه تبريزى و آية اللَّه فاضل: و بهتر آن است كه علاوه بر آن نايب هم بگيرد.
5) آيةاللَّه فاضل: با توجه به اين كه عالم به حكم بوده، اگر نسبت به موضوع جاهل بوده؛ يعنى نمىدانستهتلبيه را غلط مىگويد، حكم ترك احرام از روى جهل و سهو را دارد كه حكم آن ذكر شده است.
اوصحيح نيست؛ و اگر عمدى نبوده و از روى فراموشى يا ندانستن مسأله بوده،صحت عمل بعيد نيست. (1)
براى اطلاع از نظريه مراجع، به ذيل مسأله 262 مراجعه شود.
آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: اگر در احرام عمره بوده،صحّت عمل او خالى از اشكال نيست و بايد احتياط كند.
آية اللَّه سيستانى: اگر به مقدار تمكن تلبيه را گفته است و غلط بودن آن به حدى نبوده است كهصدق تلبيه نكند، چيزى بر او نيست. در غير اينصورت، اگر در احرام عمره باشد بنابر احتياط واجب عمل باطل است و اگر در احرام حج باشدصحيح است.
98 329- تأخير لبيك واجب از ميقات، جايز نيست(2)و درصورت تأخير، بايد بهدستورى كه در مسأله 262 ذكر شد، عمل شود.
99 330- تكرار تلبيه و زياد گفتن آن هر قدر ممكن باشد، مستحب است؛ و براى هفتاد مرتبه گفتن، ثواب زيادى ذكر شده است؛ و جهت تكرار، گفتن «لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْك» يا «لَبَّيْك» كافى (3)است.
2/ 99 2/ 330- كسى كه از داخل حرم خارج شده و در ادنى الحل محرم شده، با مشاهده كعبه تلبيه را قطع و كسى كه ابتداءً در خارج حرم بوده و محرم شده، با ورود به حرم، تلبيه را قطع مىنمايد.
100 331- وقف به حركت و وصل به سكون در تلبيه، چه حكمى دارد؟ (4)
آية اللَّه خامنهاى: تلبيه بايد نزد اهل لسانصحيح باشد.
آيات عظام: تبريزى، سيستانى،صافى، فاضل و مكارم: مانعى ندارد بهتر رعايت است.
آية اللَّه نورى: احتياط واجب در مراعات است.
1) آية اللَّه بهجت: به مسأله 262 و 324 و 240 در مناسك محشى مراجعه شود.
2) آية اللَّه خويى: كسى كه مىخواهد از راه مدينه به حج برود، بهتر است گفتن تلبيه را تا رسيدن به بيداء جايى كه يك ميل با ذوالحليفه به طرف مكّه فاصله دارد تأخير بيندازد و در آنجا تلبيه بگويد و كسى كه از راه ديگر به حج مىرود تلبيه را پس از قدرى راه رفتن بگويد.
3) آية اللَّه مكارم: بهقصد رجاء.
4) آيةاللَّه بهجت: با نماز فرقى ندارد كه وصول به سكون، جايز؛ و وقف به حركت عمداً، تكليفاً جايز نيست.
101 333- مستحبات احرام: (1)
آية اللَّه مكارم: اين امور و امور مربوط به ترك مكروهات را بهقصد رجا بهجا مىآورد.
1- پاكيزه نمودن بدن و گرفتن ناخن و شارب و ازاله موى زير بغل و عانه.2- رها كردن موى سر و ريش (2)براى قاصد حج، از اول ماه ذىقعده و براى قاصد عمره مفرده، پيش از يك ماه.
تقديم اين غسل بهخصوص درصورتى كه خوف آن باشد كه در ميقات آب يافت نشود، جايز است؛ و درصورت تقديم، اگر در ميقات آب يافت شد، اعاده مستحب است.
بعد از غسل احرام، اگر لباسى بپوشد، يا چيزى كه بر محرم حرام است، بخورد، باز هم اعاده مستحب است.
اگر غسل در روز انجام شود، تا آخر شب آينده، كفايت مىكند؛ و همچنين اگر در شب انجام
1) آية اللَّه سيستانى: پارهاى از مستحبّات و مكروهاتى كه اينجا ذكر شده مبتنى بر قاعده تسامح است، پس بايد رعايت آنها به قصد رجا باشد نه ورود.
2) آية اللَّه مكارم: و بعضى از فقها به وجوب آن قائل شدهاند و اين قول گرچه ضعيف است احوط است.
3) آية اللَّه خامنهاى: مستحب مؤكّد است كه پيش از احرام غسل كند، بلكه احتياط آن است كه ترك نشود.
4) آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: و كسى كه به خاطر عذر تمكّن از غسل ندارد، رجاءً بدل از غسل تيمّم نمايد. آداب و احكام حج،ص 410.
شود، تا آخر روز آينده كافى است؛ ولى اگر بعد از غسل و پيش از احرام، محدث به حدث اصغر شود، غسل را اعاده نمايد. (1)» 4- بودن دو جامه احرام از پنبه. (2)
5- بستن احرام به ترتيب ذيل:
درصورت تمكن، بعد از فريضه ظهر؛
و درصورت عدم تمكن، بعد از فريضه ديگر، (3)و درصورت عدم تمكن از آن، بعد از شش يا دو ركعت نماز نافله، در ركعت اول پس از حمد، سوره توحيد، و در ركعت دوم، سوره جحد را بخواند؛ و شش ركعت، افضل است، و بعد از نماز، حمد و ثناى الهى را بهجا آورد و بر پيغمبر و آل اوصلوات بفرستد، آنگاه بگويد:
«أللَّهُمَّ إنِّي أسْأَ لُكَ أنْ تَجْعَلَنِي مِمَّنِ اسْتَجابَ لَكَ، وَ آمَنَ بِوَعْدِكَ، وَ اتَّبَعَأمْرَكَ، فَانِّي عَبْدُكَ، وَ في قَبْضَتِكَ، لا اوْقى إلَّا ما وَقيتَ، وَ لا آخُذُ إلَّا ما أعْطَيْتَ، وَقَدْ ذَكَرْتَ الْحَجَّ، فَأسْألُكَ أنْ تَعْزِمَ لِي عَلَيْهِ عَلى كِتابِكَ، وَ سُنَّةِ نَبِيِّكَصَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِه، وَتُقَوِّيَنِي عَلى ما ضَعُفْتُ، وَ تُسَلِّمَ لِي مَناسكي في يُسْرٍ مِنْكَ وَ عافِيَةٍ، وَ اجْعَلْنِي مِنْ وَفْدِكَ الّذي رَضِيتَ وَ ارْتَضَيْتَ وَ سَمَّيْتَ وَ كَتَبْتَ. أللَّهُمَّ إنِّي خَرَجْتُ مِنْ شُقَّةٍ بَعيدَةٍ، وَ أنْفَقْتُ مالِي ابْتِغاءَ مَرْضاتِكَ. أللَّهُمَّ فَتَمِّمْ لِي حَجَّتِي وَ عُمْرَتِي. أللَّهُمَّ إنّي اريْدُ التَّمَتُّعَ بِالْعُمْرَةِ إلَى الْحَجِّ عَلى كِتابِكَ، وَ سُنَّةِ نَبِيِّكَصَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، فَانْ عَرَضَ لِي عارِضٌ يَحْبِسُنِي، فَخَلِّنِي حَيْثُ حَبَسْتَنِي بِقَدَرِكَ الَّذي قَدَّرْتَ عَلَيَّ. أللَّهُمَّ إنْ لَمْ تَكُنْ حَجَّةً فَعُمْرَةً، أحْرَمَ لَكَ شَعْرِي وَ بَشَرِي وَ لَحْمِي وَ دَمِي وَ عِظامِي وَ مُخّي وَ عَصَبِي مِنَ النِّساءِ وَ الثِّيابِ وَ الطِّيْبِ، أبْتَغِي بِذلِكَ وَجْهَكَ وَ الدارَ الْآخِرَةَ».
6- خواندن اين دعا هنگام پوشيدن دو جامه:
1) آية اللَّه بهجت: در انتقاض غسل سابق به غير نوم، تأمّل است و اظهر در نوم، عدم انتقاض است، و آنكه اعاده، شبيه به مستحب در مستحب است. مناسك شيخ،ص 6.
2) آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: و بهتر آن است كه در پارچه سفيد محرم شود و نيّت احرام و نيّت پوشيدن جامه احرام بلكه نيّت كندن لباس دوخته را نيز بر زبان آورد.
3) آيات عظام بهجت، فاضل: درصورت عدم تمكن از فريضه ادا، بعد از فريضه قضا محرم شود.
«الْحَمْدُ للَّهِ الَّذِي رَزَقَنِي مَا اواري بِهِ عَوْرَتي، وَ اؤَدِّي فِيْهِ فَرْضِي، وَ أعْبُدُ فِيْهِ رَبِّي، وَ أنْتَهِي فِيْهِ إلى ما أمَرَنِي، الْحَمْدُ للَّهِ الَّذِي قَصَدْتُهُ فَبَلَّغَنِي، وَ أردْتُهُ فَأعانَنِي وَ قَبِلَنِي وَ لَمْ يَقْطَعْ بِي، وَ وَجْهَهُ أرَدْتُ فَسَلَّمَنِي فَهُوَ حِصْنِي وَ كَهْفِي وَ حِرْزِي وَ ظَهْرِي وَ مَلاذِي وَ رَجائي وَ مَنْجايَ وَ ذُخْرِي وَ عُدَّتِي في شِدَّتِي وَ رَخائِي».
7- تكرار تلبيهها در حال احرام؛ خصوصاً در:
وقت برخاستن از خواب؛
بعد از هر نماز واجب و مستحب؛
وقت رسيدن به سواره؛
هنگام بالا رفتن از تلّ يا سرازير شدن از آن؛
وقت سوار شدن يا پياده شدن؛
آخر شب و اوقات سحر.
تكرار تلبيه در موارد ذكر شده در عمره تمتّع تا ديدن خانههاى مكه و در حج تا ظهر روز عرفه، است. (1)
102 334- مكروهات احرام چند چيز است:
1- احرام در جامه سياه،(2)
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: بلكه اولى ترك پوشيدن هر پارچه رنگ شده است مگر رنگ سبز كه در بعضى روايات معتبره استثنا شده است.
و افضل، احرام در جامه سفيد است.2- خوابيدن محرم بر رخت (3)و بالش زرد رنگ.
3- احرام بستن در جامه چركين؛ و اگر جامه در حال احرام چرك شود، بهتر ترك شستن آن در حال احرام است. (4)
4- احرام بستن در جامه راه راه. (1)5- استعمال حنا (2)
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: با قصد زينت خلاف احتياط است.
آية اللَّه مكارم: اگر قصد زينت داشته باشد اشكال دارد و فرقى ميان حنا و رنگهاى امروز نيست.
پيش از احرام، درصورتى كه اثر آن تا حال احرام باقى بماند.6- حمام رفتن، (3)
آية اللَّه مكارم: كراهت حمام رفتن ثابت نيست ولى بدن خود را با كيسه و مثل آن نمالد.
و اولى آن است كه محرم بدن خود را با كيسه و مثل آن نسايد.7- لبيك گفتن محرم در جواب كسى كه او راصدا نمايد.(4)
آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه سيستانى: بلكه احوط ترك آن است.
1) آية اللَّه سيستانى: احرام بستن در جامه نقشهدار و مانند آن.
2) آية اللَّه بهجت: اظهر جواز استعمال حنا است قبل از احرام، هرگاه اثر آن باقى بماند تا حال احرام. مناسك شيخ،ص 8.
3) آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه سيستانى: اولى بلكه احوط آن است كه محرم بدن خود را با كيسه و مثل آن نسايد.
4) آية اللَّه فاضل: و همچنين ساييدنصورت، چنانچه نداند موجب بيرون آمدن خون مىشود و همچنين كشتى گرفتن.
103 335- كسى كه با جهل، يا نسيان حكم يا موضوع و يا غفلت، محرّمات احرام را مرتكب شود، كفّاره بر او واجب نمىشود، مگرصيد كه در هرصورت كفّاره دارد؛ پس در غيرصيد، ارتكاب عمدىِ محرّمات كفّاره دار، موجب ثبوت كفّاره است. (1)
اول- شكار (2)صحرايىِ وحشى، مگر درصورت ترس از آزار آن.
104 336- خوردن گوشت شكار، بر محرم حرام است؛ چه خودش آن را شكار كند يا غير او، و چه محرم شكار كند يا غير محرم. (3)
آية اللَّه مكارم: خواه قبل از احرام خودش شكار كرده باشد يا نه.
105 337- نشان دادن شكار به شكارچى، و همين طور كمك به او به هر نحوى، حرام است.106 338- اگر مُحرمىصيد را ذبح كند- بنابر مشهور- در حكم (4)
آية اللَّه فاضل: ايشان بين ذبح و شكار با تير تفضيل دارند به مناسك مراجعه شود.
ميته است؛ و بنابر احتياط1) تذكر: در برخى موارد ديگر از قبيل مقاربت با فراموشى طواف فريضه يا سعى، و دست بر ريش كشيدن و روغن مالى با جهل، مطابق برخى فتاوى كفاره ذكر شده است كه در جاى خود بدان اشاره شده است.
2) آية اللَّه سيستانى: شكار و كشتن حيوانات مگر مواردى كه در مناسك استثناء شده است.
3) آية اللَّه سيستانى: حتى اگر غير محرم آن را در غير حرم شكار كرده باشد.
4) آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: ميته است.
واجب (1)
آية اللَّه سيستانى: اگر محرم در بيرون حرمصيد را با شكار كردن يا پس از آن كشته باشد، بنابر احتياط خوردن آن گوشت بر مُحلّ نيز حرام است و همچنين حرام است بر مُحلصيدى كه آن را محل يا محرم در حرم شكار يا ذبح كرده باشد.
هم اين حكم هم در باره درباره محرم و هم مُحِل جارى است.107 339- شكار دريايى مانع ندارد؛ و آن، حيوانى است كه هم تخم و هم جوجه را در دريا كند. (2)
آيات عظام تبريزى، سيستانى، گلپايگانى: حيوان دريايى آن است كه فقط در آب زندگى كند. آية اللَّه فاضل: به نظر عرف. آية اللَّه مكارم: و زندگى در دريا كند بنابر احتياط واجب.
108 340- ذبح و خوردن حيوانات اهلى- مثل مرغ خانگى و گاو و گوسفند و شتر- مانع ندارد.109 341- پرندگان و ملخ، جزو شكارصحرايى مىباشند.
342110- گاهى در شهر مكه به قدرى ملخ زياد است كه هنگام راه رفتن، پا روى آنها گذاشته مىشود، در اينگونه مواقع، آيا مواظبت لازم است، و درصورت لزوم اگر مراقبت نكند و ملخى كشته شود، كفاره آن چيست؟ (3)
آيات عظام: بهجت، تبريزى، خامنهاى، سيستانى،صافى، مكارم: چنانچه نتواند خود دارى كند چيزى بر او نيست.
111 343- كشتن زنبور (4)آية اللَّه فاضل: زنبور عسل باشد يا زنبورهاى ديگر.
اگر قصد اذيت نداشته (5)آيات عظام خامنهاى،صافى، گلپايگانى: متعرض حكم مسأله نشدهاند.
آيةاللَّه سيستانى: نظر ايشان قبل از مسأله 336 آمده است.
باشد، بنابر احتياط واجب جايز نيست.1) . آيات عظام: تبريزى، خويى،صافى، گلپايگانى: بنابر فتوى
2) آية اللَّه نورى: و در آن هم زندگى كند.
3) حكم كفاره با فرض مواظبت:
4) آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: كشتن عمدى زنبور مقدارى طعام كفّاره دارد و درصورتى كه كشتن به جهت دفع اذيت باشد كفّاره ندارد. مناسك، م 212
5) آية اللَّه بهجت: در اينصورت نبايد بكشد.
112 344- كشتن مارمولك واز اينقبيل جانوران، از محرّمات احرام محسوب نمىشود.(1)
آية الله تبريزى، آية الله خويى: جايز نيست مگر او را اذيت كند. المسائل الشرعيه، ج 1، 331، كشتن يك نوع مارمولك عظاية كفاره آن يك مشت طعام است.
آية الله سيستانى: حرام است. مراجعه شود به حاشيه قبل از مسأله 336.
آية اللهصافى: اگر اذيت كند، از محرمات محسوب نيست.
آية الله گلپايگانى: متعرض اين فرع نشده اند.
آية الله مكارم: كشتن هيچ حيوانى جايز نيست بنابراحتياط واجب مگر حيوانات موذى.
» 113 345- نگاه داشتنصيد حتى بر مالك آن، حرام است.(2)آية الله سيستانى: چه خودش آن را شكار كرده باشد، پيش از احرام يا بعد از آن، و چه ديگرى شكار كرده باشد و چه شكار در حرمصورت گرفته باشد، چه در بيرون آن، اگر با خود همراه داشته باشد مناسك، مسأله 201.
آية اللهصافى، آية الله گلپايگانى: اگرصيد را با خود آورده باشد وقتى محرم شد از ملك او بيرون مى رود و بايد آنرا رها كند.
114 346- پرندهاى كه نزد كسى است (3)و پَر در نياورده، يا پر او را چيدهاند، حفظ آن تا زمان درآوردن پر و رها نمودن آن، واجب است؛ (4)بلكه وجوب(5)حفظ بچهصيد- مثل آهو بره- نيز تا بزرگ شدن و رها كردن، بعيد نيست.115 347- هر شكارى كه حرام است، جوجه و تخم آن نيز حرام است. (6)
116 دوم- جماع و تقبيل و دست زدن (7)با شهوت و نگاه (8)به شهوت، بلكه هر گونه لذت و تمتّعى بردن. (9)
آية الله تبريزى، آية الله خويى: محرم مى تواند به غير از جماع و بوسيدن و لمس و نگاه به شهوت و ملاعبه، از عيال خود لذت ببرد بنابراظهر مانند التذاذ ازصدا و يا سخن گفتن با او گرچه احوط ترك استمتاع است مطلقا. مناسك، مسأله 231.
1) آية اللَّه بهجت: اشكال دارد.
2) آية اللَّه فاضل: اگر قبل از احرام با خود آورده باشد بايد آن را رها كند و با خود نگاه ندارد.
3) آية اللَّه خويى، آية الله گلپايگانى: متعرض اين مسأله نشده اند.
4) آية اللَّه بهجت: در موردى كه دليل خاص نباشد واجب نيست.
5) آية اللَّه تبريزى، آية الله مكارم: بنابر احتياط واجب.
6) آية اللَّه سيستانى: بعيد نيست حرمت برداشتن، شكستن و خوردن تخم آن ها بر محرم، و به احتياط واجب نبايد ديگرى را در اين امر كمك كند.
7) آية اللَّه سيستانى: و همچنين بلند كردن يا در آغوش گرفتن با شهوت.
8) آية اللَّه سيستانى: درصورتى كه نگاه كردن به همسر از روى شهوت موجب خروج منى شود، لازم است از آن پرهيز كند و احتياط مستحب آن است كه اگر موجب خروج منى هم نشود پرهيز كند.
9) آية اللَّه نورى: از زن.
117 354- اگر محرمى با زن محرمه خود، از روى اجبارْ جماع كند، بر زن چيزى نيست؛ و مرد بايد علاوه بر كفاره خود، كفاره او را هم بدهد؛ (1)و اگر زن هم راضى باشد، كفّاره بر خود اوست و مرد فقط بايد كفاره خودش را بدهد.
118 355- شوهر پس از اين كه از احرام خارج شد، مىتواند زوجه مُحرم خود را از روى التذاذ دست بزند؛ و موجب ثبوت كفّاره بر مرد نمىشود؛ (2)
آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: هرگاه شخص بعد از طواف نساء زن خود را كه در حال احرام است ببوسد، بايد بنابر احتياط يك گوسفند بكشد. المسائل الشرعيه، ج 1،ص 337.
آية اللَّه سيستانى: بنابر احتياط واجب بايد مرد يك گوسفند كفّاره بدهد. مناسك، مسأله 227.
آية اللَّه فاضل: تحقق حرمت بر هيچكدام ثابت نيست و كفّاره هم بر هيچيك از آنها لازم نيست.
آية اللَّه گلپايگانى: متعرض مسأله نشدهاند.
ولى اگر زن نيز لذت مىبرد- بنا براحتياط (1)
آية اللَّه فاضل: حرمت در زن محل اشكال است هرچند لذت مىبرد.
نبايد حاضر شود ولى اگر اختيار نداشته، چيزى بر او نيست.119 356- كفاره تقبيل زن از روى شهوت، يك شتر؛ «(2)
اگر در تقبيل همسر از روى شهوت منى خارج شود:
آيات عظام: بهجت، تبريزى، خويى، سيستانى و فاضل: كفاره آن يك شتر است.
بدون شهوت، يك گوسفند است؛ و بنابر احتياط مستحب، يك شتر است.120 357- در نگاه عمدى به غير زن خود (3)با انزال، بنابر احوط (4)
آيات عظام تبريزى، خويى،صافى، گلپايگانى: بايد يك شتر كفاره بدهد.
اگر مىتواند، يك شتر؛ و اگر نمىتواند، يك گاو؛ و اگر آن را هم نمىتواند، يك گوسفند كفّاره بدهد.121 358- اگر محرم به زن خود با شهوت نگاه كند و انزالش شود، مشهور (5)آن است كه يك شتر كفّاره
1) آية اللَّه بهجت: اگر زن احتمال مىدهد كه متلذذ شود احتياط در ترك است.
2) آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب.
3) آية اللَّه بهجت: بنحو حرام، و امّا اگر انزال نشود پس جز اينكه گناه كرده چيزى بر او نيست بنابر اظهر مناسك شيخص 17 و 94.
4) آيات عظام تبريزى، خويى و فاضل: چه با شهوت باشد و چه بدون شهوت اگر انزال شود كفّارهاش يك شتر است درصورت دارا بودن و يك گاو است اگر متوسط باشد و يك گوسفند است اگر فقير باشد. آية اللَّه سيستانى: همين نظر بنابر احتياط واجب.
5) آية اللَّه سيستانى: بنابر احتياط واجب يك شتر بدهد. و امّا اگر منى بيرون نيايد و يا بدون شهوت به اونگاه كرد و منى بيرون آمد، كفّاره واجب نيست. مناسك، مسأله 229.
بدهد؛ ولى اگر از روى شهوت نباشد، (1)
آية اللَّه تبريزى: و يا از روى شهوت باشد و انزال نشود ....
كفّاره ندارد.122 359- دست زدن به زن با شهوت و بدون انزال، يك گوسفند؛ و با انزال بنابر احتياط، (2)
بدون انزال:
آيات عظام: تبريزى، خويى، سيستانى و فاضل: يك گوسفند كفاره دارد.
با انزال:
آيات عظام: بهجت، تبريزى، خويى،صافى و گلپايگانى: يك شتر؛ آية اللَّه سيستانى: و اگر نمىتواند يك گوسفند.
آية اللَّه خامنهاى: كفاره ملاعبه منتهى به امناء در حال احرام، يك شتر است.
آيات عظام: فاضل، مكارم و نورى: بنابر احتياط يك شتر.
ساير آيات عظام با متن موافق هستند.
يك شتر، كفّاره دارد؛ اگرچه كفايت گوسفند، خالى از قوت نيست.سوم- عقد كردن زن براى خود يا براى ديگرى چه محرم باشد يا محلّ.
123 360- شاهد شدنِ محرم براى عقد، جايز نيست، (3)
آيةاللَّه بهجت: حاضرشدن درمجلسعقد وشاهد شدن برآن، برمحرمحراماست. مناسك، مسأله 235.
آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: شاهد شدن بر عقد، بنابر قول مشهور، بر محرم حرام است و اين قول موافق احتياط است.
اگرچه عقد براى غير محرم باشد.124 361- شهادت بر عقد، اگرچه در حال احلال، « (4)
آيةاللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: شهادت بر عقد جايز نيست، اگرچه پيش از احرام شاهد شده باشد.
آية اللَّه فاضل: شهادت دادن به عقد در حال احرام جايز است، هرچند احتياط مستحب در ترك آن است.
شاهدِ آن عقد شده باشد، احتياط در ترك آن «(5)است هرچند جايز بودن آن، خالى از قوت نيست.1) آية اللَّه بهجت: ولى اگر از روى شهوت نگاه كند و منى از او بيرون نيايد يا بدون شهوت نگاه كند و منى بيرون بيايد كفّاره ندارد. مناسك، مسأله 229.
2) لمس همسر با شهوت:
3) آيات عظام مكارم، نورى: احتياط واجب.
4) آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: دليلش ظاهر نيست.
5) آية اللَّه بهجت، آيةاللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب
125 362- خواستگارى در حال احرام، بنابر اقوى جايز است و احتياط (1)در ترك است.
126 363- رجوع به مطلقه رجعيّه، در حال احرام، مانع ندارد.
127 364- اگر محرم زنى را با علم به حكم، براى خود عقد كند، آن زن بر او حرام دائمى مىشود؛ واگر با جهل به حكم عقد كند، عقدْ باطل است، ولى حرام دائمى (2)
آية اللَّه بهجت: اگر جاهل بود حرام ابدى نمىشود، اگرچه دخول كند، بنابر اظهر و اشهر. كتاب نكاح،ص 48.
نمىشود، هرچند احتياط آن است (3)» كه با آن زن ازدواج نكند؛ خصوصاً اگر با او نزديكى هم كرده باشد.128 365- در احكام ذكر شده، ظاهراً فرقى بين عقد موقّت و دائمى نيست.
129 366- اگر محلّ، محرمهاى را عقد كند، احتياط آن است (4)
آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى،صافى، فاضل و گلپايگانى: درصورتى كه زن محرم باشد و مردى كه محرم نيست او را به عقد خود درآورد، اين عقد باطل است و چنانچه زن عالم به حكم بوده است موجب حرمت ابدى هم مىشود. آية اللَّه سيستانى: حكم اخير مبنى بر احتياط است.
كه با او نزديكى نكند و او را طلاق داده و هيچ وقت با او ازدواج نكند.130 367- اگر كسى زنى را براى محرمى عقد كند، اگر هر سه عالم به حكم (5)باشند، با فرض دخول، بر هر يك از آنها، يك شتر كفّاره است؛ و بدون دخول، كفّاره ندارد؛ و اين حكم ثابت است چه زن و عاقد، مُحِلّ باشند يا محرم؛ ولى اگر بعضى از آنها حكم را مىدانند و بعضى نمىدانند، فقط بر آنكه مىداند، كفّاره است.
131 368- چهارم- استمناء با دست يا غير آن، هرچند بهخيال، يا ملاعبه با شخصى، يا حتى همسر خود، بههر نحو كه باشد، درصورت خروج منى، كفاره آن يك شتر است. (6)
1) آيات عظام تبريزى، خويى،صافى، فاضل، گلپايگانى، مكارم، نورى: بنابر احتياط واجب محرم نبايد خواستگارى نمايد.
2) آية اللَّه نورى: درصورت عدم دخول، و درصورت دخول حرام دائمى مىشود.
3) آية اللَّه مكارم: اين احتياط مستحب است.
4) آية اللَّه بهجت: احوط اتّحاد حكم مرد و زن است بلكه خالى از وجه نيست. كتاب نكاح،ص 48.
5) آيات عظام: بهجت، سيستانى: و عالم به موضوع.
6) آية اللَّه خامنهاى: و اگر نتواند شتر بدهد قربانى كردن يك گوسفند كافى است و اين درصورت علم به حكم و عمد مىباشد.
132 پنجم- استعمال عطريات؛ از قبيل مشك و زعفران و كافور و عود و عنبر، بلكه مطلق (1)
آيةاللَّهتبريزى: اينحكم در غيرزعفران و عود وعنبر ومشك وورس، مبنى بر احتياط مستحب است.
آية اللَّه خويى: احوط اجتناب از هر بوى خوشى غير از اينها است.
آية اللَّه سيستانى: بر محرم حرام است استعمال هر مادهاى كه براى خوشبو كردن بدن يا لباس يا خوراك يا غير آنها مورد استفاده واقع مىشود چه استعمال به بوييدن باشد يا خوردن يا ماليدن يا رنگ كردن يا بخور دادن و احتياط واجب آن است كه از شامپو وصابون و سيگارى كه بوى خوش دارد نيز اجتناب كند.
آية اللَّه خامنهاى: بنابر احتياط، استعمالصابون و شامپوى معطر براى محرم جايز نيست.
عطر، هر نوع كه باشد.133 369- ماليدن عطر بر بدن و لباس، جايز نيست؛ و همينطور پوشيدن لباسى كه بوى عطر مىدهد، اگرچه قبلًا به آن عطر ماليده شده باشد، جايز نيست. (2)
134 370- اگر در خوردنى، چيزهاى خوش بو- مثل زعفران- باشد، خوردن آن جايز نيست.
135 371- درصورت اضطرار به پوشيدن لباس، يا خوردن غذايى كه بوى خوش مىدهد، گرفتن بينى « (3)از بوى خوش آن، لازم است.(4)136 372- اجتناب از گلها يا سبزىهايى كه بوى خوش مىدهد، (5)
آيةاللَّه بهجت، تبريزى و خويى: به حاشيه قبل از مسأله 369: پنجم: استعمال عطريات مراجعه شود.
آية اللَّه خامنهاى: بنابر احتياط واجب، بايد محرم از بوييدن هر چيز معطر اجتناب كند، هر چند به آن عطر اطلاق نشود، مانند گلها و سبزيجات و ميوههاى خوشبو.
آية اللَّه سيستانى: اين حكم مخصوص گياهانى است كه براى بوييدن مورد استفاده واقع مىشود، چه از آن عطر گرفته شود و چه نشود.
لازم است، مگر گياهانصحرايى،1) آية اللَّه بهجت: حرمت در غير طيب مسلمالحرمه؛ مانند مشك و زعفران و عنبر و كافور و ورس، معلومنيست، بلكه جواز آن شمّاً و استعمالًا خالى از وجه نيست، اگرچه احتياط در اجتناب عامه بوى خوش است.
2) آية اللَّه مكارم: يا پراكندن در فضا بهوسيله اسپرى و مانند آن.
3) آيات عظام تبريزى، خامنهاى، خويى: بنابر احتياط لازم.
4) آية اللَّه مكارم: مگر اينكه موجب عسر و حرج باشد.
5) آيات عظامصافى، گلپايگانى، مكارم: بنابر احتياط واجب از تمام گلها اجتناب كند.
مثل «بومادران» و «درمنه» و «خزامى».
137 373- احتياط در اجتناب از «دارچينى» و «زنجبيل» و «هل» و امثال آن، است، هرچند اقوى، حرام نبودن آنها است.(1)
نظريه آيات عظام در مسأله قبل گذشت.
138 374- از ميوههاى خوشبو- مانند سيب و بِه- اجتناب لازم نيست، و خوردن و بوييدن آنها، مانع ندارد، ولى احتياط، (2)
آيات عظام خامنهاى،صافى، خويى، گلپايگانى و سيستانى: بنابر احتياط واجب از بوييدن آنها اجتناب كند.
در ترك بوييدن است.139 375- خوردن نعنا و ساير سبزيهاى خوشبو در حال احرام چه حكمى دارد؟ (3)
آيات عظام:صافى، فاضل و مكارم: بنابر احتياط واجب دورى شود.
آية اللَّه نورى: جايز نيست.
140 376- اجتناب ازصابون و شامپوهاى بودار، باصدق بوى خوش (4)، لازم است و گرنه مانعى ندارد. (5)
141 377- گرفتن دماغ از بوى بد، بنابر اقوى(6)
آية اللَّه فاضل: و اگر گرفت معصيت كرده ولى كفّاره ندارد.
حرام است؛ ولى شتاب براى دور شدن از آن مانعى ندارد.142 378- خريد و فروش عطريات، اشكال ندارد؛ ولى بو كردن و استعمال، جايز نيست.
1) آية اللَّه سيستانى: حرمت شامل آنها نيز مىشود.
2) آية اللَّه تبريزى: اولى اين است كه از بوييدن آنها هنگام خوردن خوددارى شود.
3) آيات عظام: بهجت، تبريزى: جايز است؛ آيةاللَّه سيستانى: ولى بنابر احتياط واجب از بوييدن دورى كند.
4) آيات عظام: بهجت، خويى، خامنهاى و سيستانى: بنابر احتياط جايز نيست.
5) آية اللَّه مكارم: اگر مشكوك هم باشد مانعى ندارد.
6) آية اللَّه تبريزى: بنابر احتياط واجب. مناسك، مسأله 241.
143 379- كسى كه حسّ بويايى ندارد يا به علت زكام و سرماخوردگى بويى را احساس نمىكند، الف: استعمال طيب و عطر زدن به بدن و لباس چه حكمى دارد؟ ب: گرفتن بينى از بوى بد بر او حرام است يا نه؟ (1)
ب: آيات عظام: بهجت، تبريزى، سيستانى و مكارم: با فرض اين كه بويى احساس نمىكند، گرفتن بينى حرام نيست.
آيات عظام: خامنهاى،صافى و فاضل: جايز نيست.
144 380- بنابر مشهور، استعمال «خلوق»- كه كعبه معظّمه را با آن خوش بو مىكنند- حرام نيست، ولى چون معلوم نيست كه خلوق چيست، (2)احتياط (3)
آيات عظام تبريزى، خويى، فاضل: اين احتياط لازم نيست.
آية اللَّه سيستانى: خلوق كعبه عطرى است كه از زعفران و غير آن گرفته مىشده است، ولى بعيد نيست كه اجتناب از بوى خوش كعبه لازم نباشد و بتوان آن را استشمام كرد.
در اجتناب از بوى خوش آن است.145 381- كفاره استعمال بوى خوش- بنابر احتياط واجب (4)
آية اللَّه سيستانى: هرگاه محرم عمداً مقدارى از چيزهاى خوشبو را بخورد و يا چيزى را بپوشد كه اثر بوى خوش از سابق در آن مانده باشد، بنابر احتياط واجب بايد يك گوسفند كفّاره بدهد، ولى در غير اين دو مورد، در استفاده از بوى خوش، كفّاره واجب نيست، هرچند احوط كفّاره دادن است. مناسك، مسأله 240.
آية اللَّه فاضل: درصورت علم و عمد.
يك گوسفند است.146 382- در استعمال مكررِ (5)
آية اللَّه تبريزى: چنانچه گذشت كفّاره در غير خوردن مبنى بر احتياط وجوبى است و درصورت تكرار احتياط در تعدّد كفّاره است.
آية اللَّه خامنهاى: تكرّر استعمال طيب در يك زمان تا حدى كه عرفاً آن را يكبار استعمال كردن بدانند، كفّاره را متعدد نمىكند و در غير آن علىالظاهر بايد كفّاره را به تعداد استعمال تكرار كند و عدم تخلل كفّاره تأثيرى ندارد.
آية اللَّه گلپايگانى: درصورت تكرار كفّاره هم تكرار شود. مناسك عربى،ص 98.
بوى خوش در وقتِ واحد، كفايت يك گوسفند بعيد نيست، هرچند1) الف: آيات عظام: بهجت، خامنهاى، تبريزى، سيستانى و فاضل: استعمال طيب براى او جايز نيست؛ آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط جايز نيست.
2) آية اللَّه فاضل: ماده خوشبوى مخصوصى است كه براى نظافت كعبه استعمال مىشود.
3) . آية اللَّه بهجت: اين احتياط درصورتى است كه معلوم باشد دخول آنچه جايز نيست بوييدن آن و لو بهحسب احتياط ممنوع باشد در آن، و معلوم نباشد ناميده شدن آن به خلوق كعبه كه خوشبو كننده كعبه است با خصوصيتى در ساخت آن و الّا اقوى عدم حرمت است. مناسك شيخ،ص 19.
4) آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: كفّارهاش بنابر مشهور يك گوسفند است، ولى ثبوت كفّاره در غير خوردن، محل اشكال است هرچند احوط كفّاره دادن است. مناسك، م 240.
5) آية اللَّه بهجت: با تخلل تكفير كفّاره دارد و بدون آن احتياط است.
احتياط در تعدّد است؛ و در فرض استعمال در چند وقت، اين احتياط (1)ترك نشود.
اگر بعد از استعمال بوى خوش، كفّاره داده شود و مجدّداً استعمال شود، كفّاره تكرار مىشود.(2)
آية اللَّه سيستانى: كفّاره با تعدّد لبس يا خوردن طيب مكرّر مىشود چه در بين آن كفّاره داده باشد يا نداده باشد.
147 383- ششم- سرمه كشيدن به سياهى (3)
آية اللَّه خامنهاى: سرمه كشيدن اگر زينت محسوب شود، بر محرم جايز نيست، همچنين خط كشيدن به دور چشمها كه زنان انجام مىدهند، جايز نمىباشد و در اين مورد تفاوتى ميان رنگ سياه و ديگر رنگها وجود ندارد.
آية اللَّه سيستانى: سرمه سياه و هر سرمهاى كه زينت حساب شود، اگر به قصد زينت باشد حرام و اگر به قصد زينت نباشد احتياط واجب در ترك است و امّا سرمهاى كه نه سياه باشد و نه زينت شمرده شود، اگر به قصد زينت نباشد جايز و اگر به قصد زينت باشد احتياط واجب در ترك است، بلى در هرصورت براى معالجه در حال اضطرار اشكال ندارد. مناسك، مسأله 246.
آية اللَّه مكارم: فرقى بين سرمه سياه و غير سياه نيست، ملاك در حرمت زينت و عدم زينت است.
زينتى هرچند قصد زينت (4)آيةاللَّه بهجت: اگر سرمه سياه بكشد و قصد زينت نداشته باشد بلكه براى علاج مرض باشد اشكال ندارد. مناسك، مسأله 246.
نكند. و احتياط واجب، اجتناب از هر سرمه زينتى است؛ و اگر بوى خوش «(5)نظريه آيات عظام در قسم پنجم از محرّمات احرام گذشت.
داشته باشد- بنابر اقوى- حرام است.1) آية اللَّه فاضل: بنابر اقوى كفّاره را بايد متعدد بدهد.
2) آية اللَّه خويى: متعرض اين مسأله نشدهاند.
3) آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: از سرمه سياه بدون قصد زينت بنابر احتياط واجب اجتناب كند.
4) آيةاللَّه تبريزى و آيةاللَّه خويى: از سرمه غير سياه با قصد زينت بنابر احتياط دورى كند.
5) آية اللَّه بهجت: احوط اجتناب از مطلق سرمه است، اگر بهقصد زينت باشد يا بوى خوش در آن باشد. مناسك شيخ،ص 21.
148 384- سرمه كشيدن در حال احرام، براى مرد نيز حرام است و به زن اختصاص ندارد.
149 385- سرمه كشيدن درصورت نياز، مانعى ندارد.
150 386- در سرمه كشيدن، كفّاره نيست (1)
آية اللَّه خويى: بنابر احتياط بايد يك گوسفند كفّاره دهد.
آية اللَّه سيستانى: بنابر احتياط مستحب يك گوسفند كفّاره بدهد.
ولى اگر در آن بوى خوش باشد، احتياط «(2)آية اللَّه مكارم: يك گوسفند اگر عمداً باشد.
در كفّاره دادن است.هفتم- نگاه در آينه.(3)151 387- در اين حكم فرقى بين زن و مرد نيست.
152 388- نگاه كردن به اجسامصيقل داده شده كه عكس در آن پيداست و نيز نگاه كردن در آبصاف، اشكال (4)ندارد.
153 389- عينك زدن اگر (5)زينت نباشد اشكال ندارد، ولى اگر زينت محسوب شود (6)جايز نيست. (7)
آية اللَّه سيستانى: درصورتى كه عينك زدن عرفاً زينت باشد، احوط پرهيز از آن است. مناسك، مسأله 247.
1) آية اللَّه تبريزى: اگر سرمه سياه را بهقصد زينت بكشد بنا بر احتياط يك گوسفند كفّاره دارد و در سرمهسياه كه بهقصد زينت نباشد يا سرمهاى كه بهقصد زينت مىكشد ولى سياه نيست احتياط استحبابى در كفّاره دادن است.
2) آية اللَّه فاضل: اگر بوى خوش آن، در لحظه سرمه كشيدن، قابل استشمام باشد، اقوى كفّاره دادن است، وگرنه احتياط مستحب در كفّاره دادن است.
3) آيات عظام: بهجت، تبريزى، سيستانى، خامنهاى، وحيد و مكارم: اگر به قصد زينت نباشد، مانعى ندارد.
4) آيات عظام خامنهاى، سيستانى و مكارم: آب زلال و اجسامصيقلى ديگرى كه خاصيت آينه را داشته باشند حكم آينه را دارند.
5) آية اللَّه بهجت: اگر بهقصد زينت نباشد بنا بر اقوى عيبى ندارد.
6) آية اللَّه فاضل: و به قصد زينت استفاده كند.
7) آية اللَّه خامنهاى: احتياط واجب اجتناب از هر چيزى است كه عرفاً زينت محسوب مىشود.
154 390- عكس بردارى و فيلم بردارى هنگام احرام، اگر معلوم نيست (1)كه در آينه نظر مىشود، اشكال ندارد.
155 391- اگر در جايى- مانند اتاق- آينه باشد و بداند كه گاهى چشم او سهواً به آن مىافتد، اشكال ندارد، ولى احتياط آن است كه آن را بپوشاند.
156 392- نگاه به آينه، اگر چه براى زينت هم نباشد، احتياط (2)
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: نظر در آينه مطلقاً جايز نيست، چه بهقصد زينت باشد و چه نباشد. مناسك عربى،ص 89.
در ترك آن است.157 393- در حرمت نظركردن در آينه- بنا بر احوط- فرقى بين نگاه براى ديدن خود و يا براى ديدن ماشين و غيره و يا مثلًا براى علاج درد، نيست. (3)
158 394- در نظر كردن به آينه، كفّاره (4)
آية اللَّه خويى: كفّارهاش بنابر احتياط يك گوسفند است. مناسك، مسأله 247.
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: كفّارهاش استغفار است. آراء المراجع،ص 153.
نيست، ولى مستحب است (5)كه بعد از نگاه كردن، لبيك بگويد.هشتم- فسوق.
1) بر فرضصدق نظر در آينه بودن هم، گذشت حكم آن كه: طبق نظر بسيارى بدون قصد زينت جايزاست.
2) آيات عظام بهجت، تبريزى، خامنهاى، خويى، سيستانى، مكارم: نگاه به آينه بدون قصد زينت اشكال ندارد.
3) آيات عظامى كه نظر به آينه را بدون قصد زينت جايز مىدانند، در اين مسأله نيز قائل به جواز هستند، به مسايل قبل مراجعه شود.
4) آية اللَّه تبريزى: كفّارهاش بنابر احتياط استحبابى يك گوسفند است. مناسك، مسأله 247.
5) آية اللَّه خامنهاى: احتياط واجب است.
159 395- فسوق اختصاص به دروغ گفتن ندارد (1)بلكه فحش دادن و فخر (2)
آية اللَّه خويى و آية اللَّه سيستانى: فخر كردن اگر مستلزم اهانت و تحقير مؤمن باشد هميشه حرام است و در حال احرام حرمتش مؤكّد است و اگر چنين نباشد اشكالى ندارد حتى در حال احرام.
آية اللَّه فاضل: خواه موجب نقص ديگران باشد و يا نباشد.
آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب فخر فروشى نيز از فسوق است.
به ديگران، نيز فسوق است.در فسوق، غير از استغفار كفّاره نيست، و مستحب است چيزى كفّاره بدهد و اگر گاو ذبح كند بهتر است.
نهم- جدال؛ و آن گفتن «لا وَاللَّه» و «بَلى وَاللَّه» است.
160 396- گفتن كلمه «لا» و كلمه «بَلى و در ساير لغات، مرادف (3)آن؛ مثل «نه» و «آرى»، دخالتى (4)
آية اللَّه گلپايگانى: بنابر احتياط لازم، گفتن كلمه« آرى واللَّه» و« بله واللَّه» و« نه واللَّه» ملحق به آن است.
در جدال ندارد، بلكه قَسَم خوردن در مقامِ اثبات مطلب يا ردّ غير، جدال است.397161- قَسَم اگر به لفظ «اللَّه» باشد يا مرادف آن؛ مثل «خدا» در زبان فارسى، جدال (5)
آية اللَّه بهجت: اگر قسم به لفظ جلاله نباشد اظهر عدم الحاق است و اگر به لفظ جلاله باشد ظاهر تحقّق حرام به مجرّد آن است. مناسك شيخ،ص 22.
آية اللَّه فاضل: ظاهراً لفظ« اللَّه» بدون« لا» و« بلى» جدال محرّم نيست و مرادف« اللَّه» نيز به هر زبانى كه باشد جدال محرّم نمىباشد.
آية اللَّه خامنهاى: احتياط واجب آن است كه از قسم خوردن به نامهايى كه ترجمه واژه اللَّه به زبانهاى ديگر است- مانند كلمه خدا در زبان فارسى- اجتناب كند، همچنين بنابر احتياط واجب، بايد از قسم خوردن به نامهاى خداوند مانند رحمن، رحيم، قادر، متعال و ... در حال منازعه خوددارى نمايد.
است؛ و اما قَسَم به غير خدا، به هر كس باشد، ملحق به جدال نيست.1) آية اللَّه بهجت: اظهر مقيّد بودن دروغ گفتن و دشنام دادن و مفاخرت است به آنكه بر غير محرم حرامباشند. مناسك شيخ،ص 22.
2) آية اللَّه تبريزى: فخر كردن بر ديگران، اگر براى اثبات فضيلت و برترى براى خود باشد كه توهين ديگرى را در برداشته باشد، اين عمل فى نفسه حرام است.
3) آيات عظام: تبريزى، فاضل، گلپايگانى: در مرادف احتياط شود.
4) آية اللَّه فاضل و آية اللَّه خويى: كلمه لا و بلى دخالت در مطلب دارد.
5) آية اللَّه خويى: بنابر احتياط واجب لفظ مرادف« اللَّه» به هر زبانى كه باشد ملحق به جدال است.
162 398- احتياط واجب الحاق ساير اسماء اللَّه، به لفظ جلاله است، پس اگر كسى به «رحمان» و «رحيم» و «خالق سموات وارض»، قَسَم بخورد- بنابر احتياط واجب- جدال محسوب مىشود.(1)
آية الله سيستانى: در جدال كافى است كه قسم به خداى متعال باشد ولو به لفظ جلاله نباشد ..
163 399- در مقام ضرورت، براى اثبات حق، يا ابطال باطلى، قَسَم به جلاله و غير آن، (2)آيات عظام تبريزى، خويى،صافى، گلپايگانى: و همچنين براى اظهار مودت و دوستى و اكرام مومن نيز جايز است.
آية الله سيستانى: استثناء مى شود از حرمت جدال موردى كه ترك آن مستلزم ضررى بر مكلف باشد، مثلا حق او را پايمال كند.
جايز است.164 400- در جدالِ بر راست، در كمتر از سه مرتبه، غير از استغفار چيزى (3)نيست؛ و در سه مرتبه، كفاره آن يك گوسفند است. (4)
آية الله سيستانى: اگر سه بار پى در پى باشد.
درصورت لزوم، جهت وقوف بر ساير موارد كفاره به مناسك محشاى حج مراجعه شود.165 دهم- كشتن (5)
آية الله خامنه اى: بنابر احتياط واجب.
جانوران ساكن در بدن؛* مثل شپش و كَيك (6)و كنه كه در بدن حيوان است. (7)آية اللَّه سيستانى در مورد پشه و كَكْ فرمودهاند: اگر ضرر از آنها متوجّه شخص نباشد احتياط واجب اين است كه آنها را نكشد و اما راندن آنها جايز است.
1) آية الله بهجت: به مسأله قبلى مراجعه شود.
2) آية الله بهجت: و درصورت جواز كفاره اى نيست على الاظهر. مناسك شيخ،ص 22.
3) آية الله سيستانى: به گفته بعضى از فقها جدال با قسم راست محقق نمى شود مگر اين كه سه بار پى در پى باشد و اين گفته خالى از وجه نيست، گرچه احتياط ترك آن است حتى يك بار.
4) آية الله بهجت: اگر سه مرتبه پى در پى باشد، و در حكم غيرصورت تتابع با عدم تخلل تكفير تامل است درصادق و كاذب. مناسك شيخ،ص 22.
5) آية الله بهجت: بنابر مشهور و موافق با احتياط و در خصوص شپش حرمت قتل و القاء از جسد يا ثوب خالى از وجه نيست. مناسك شيخ،ص 23.
6) آية الله فاضل: انسان يا حيوان.. كيك يا كك: حشره اى است به اندازه شپش، بال ندارد و چون پاهاى عقب اون بلند است به آسانى مى جهد، خرطومى دارد كه با آن خون انسان را مى مكد و گاهى باعث سرايت بيمارى طاعون مى شود« فرهنگ عميد»
7) آيات عظام تبريزى، خويى،صافى، گلپايگانى: كشتن شپش و انداختن او از بدن براى محرم جايز نيست، اما پشه و كك احتياط در نكشتن آنها است، درصورتى كه ضررى متوجه محرم نشود اما تاراندن آنها ظاهراً جايز است هرچند احوط ترك است.
يازدهم- انگشتر بهدستكردن براى زينت (1)
آيةاللَّه سيستانى: بنابر احتياط واجب.
آية اللَّه مكارم: انگشتر زينتى به هر قصد باشد حرام است.
ولى اگر براى استحباب باشد، مانع ندارد.166 409- اگر انگشتر در دست نمودن، براى زينت و استحباب نباشد، مثلا براى خاصيتى باشد، اشكال ندارد.
167 410- محرم- بنابر احتياط واجب (2)
آيات عظام تبريزى، خويى، مكارم: حنا بستن درصورتى كه زينت گفته شود بر محرم حرام است.
آية اللَّه خامنهاى و آيةاللَّه سيستانى: احتياط واجب آن است كه فرد محرم از استعمال حنا و رنگ مو- اگر زينت به شمار آيد- بلكه از هر چيزى كه زينت محسوب مىشود، اجتناب كند.
نبايد براى زينت حنا ببندد؛ بلكه اگر زينت باشد و قصد هم نكند، احتياط در ترك است؛ بلكه حرمت (3)آن، در هر دوصورت، خالى از وجه نيست.168 411- اگر قبل از احرام حنا ببندد، چه بهقصد زينت باشد يا نباشد و چه اثرش تا زمان احرام بماند يا نماند، مانع ندارد، ولى احتياط خوب است. (4)
آية اللَّه مكارم: اگر قصدش ادامه زينت براى حال احرام باشد اشكال دارد.
1) آية اللَّه خامنهاى: بنابر احتياط واجب محرم بايد از به دست كردن انگشتر اگر زينت محسوب گردد اجتناب كند گرچه قصد زينت نكند بلكه بايد از هر كارى كه زينت حساب شود اجتناب كند.
2) آية اللَّه بهجت: حنا بستن اگر براى زينت باشد جواز آن مورد تأمل است. مناسك شيخ،ص 8.
3) آية اللَّه فاضل: حرمت محلّ اشكال است.
4) آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: درصورتى كه اثرش تا حال احرام باقى مىماند بنابر احتياط بايد خوددارى كند مناسك فارسى،ص 41 و در مناسك عربى،ص 91، مطابق متن فرمودهاند: اگر اثرش تا زمان احرام بماند بهتر است قبل از احرام حنا نبندد.
169 412- انگشتر به دست كردن و حنا بستن، كفّاره ندارد. (1)
آية اللَّه خويى: بلكه زينت نمودن به هر چيز باشد بر محرم حرام است و كفّارهاش بنابر احتياط يك گوسفند است. مناسك، مسأله 254.
دوازدهم- روغن ماليدن به بدن.
170 413- ماليدن روغن به بدن اگرچه بوى خوش در آن نباشد، بنابر احوط (2)» بلكه اقوى، حرام است.
171 414- استعمال روغنِ داراى بوى خوش، پيش از احرام، اگر اثرش تا وقت احرام باقى مىماند، جايز نيست. (3)
آية اللَّه خويى: فتواى معظّم له به دست نيامد.
آيةاللَّه سيستانى: ولى اگر در آن عطر نباشد بلكه خودش خوشبو باشد اشكال ندارد.
172 415- خوردن روغن اگر در آن بوى خوش- مثل زعفران- نباشد، مانع ندارد.173 416- ماليدن روغن اگر از روى اضطرار و احتياج باشد، مانعى ندارد. (4)174 2/ 416- استفاده از كرمهاى مختلف- نرم كننده، ضد آفتاب، تميز كننده و برطرف كننده خشكى لب و تاولهاى پا و كرم نرم كننده دست وصورت و بدون بو و الكل- در حال احرام جايز است يا خير؟ (5)
آية اللَّه سيستانى: جايز نيست مگر در موارد ضرورت.
آية اللَّه مكارم: ماليدن هر نوع روغن و كرم به بدن خواه معطر باشد يا نه، براى محرم جايز نيست ولى ماليدن انواع پمادهاى طبى بر بدن براى معالجه و درمان مانعى ندارد.
آية اللَّهصافى: جايز نيست هر چند در آن بوى خوش نباشد ولى در حال اضطرار و ناچارى جايز است و در اين حال چنانچه بوى خوش در آن باشد، كفاره آن يك گوسفند است هرچند از روى اضطرار بوده والله العالم.
آية اللَّه نورى: در فرض سؤال كه بو ندارد جايز است.
1) آية اللَّه تبريزى: بنابر احتياط استحبابى كفّارهاش يك گوسفند است. مناسك، مسأله 254.
2) آية اللَّه خامنهاى: ماليدن روغن به اعضاى بدن و موى سر، در حال احرام جايز نيست چه از قبيل كِرِم كه براى زينت زدهمىشود و چه غير آن و چه معطر باشد يا نباشد.
3) آية اللَّه بهجت: درصورت ارتكاب و درصورت امكان تأخير احرام، تا زمان زوال بوى خوش، لازم است. مناسك شيخ،ص 24.
4) آية اللَّه سيستانى: محرم مىتواند روغنى كه بوى خوشى ندارد براى مداوا استعمال كند و جايز است در حال ضرورت استعمال روغنى كه خوشبو است يا بوى خوش در آن است.
5) آية اللَّه خامنهاى: جايز نيست.
175 417- اگر در روغن بوى خوش نباشد، در ماليدن آن كفّاره نيست. (1)
آية اللَّه مكارم: احتياطاً يك گوسفند است.
176 418- اگر در روغن بوى خوش باشد، كفاره آن « (2)
آية اللَّه فاضل: اگر در روغن بوى خوش باشد كفّاره خوردن آن بنابر اقوى يك گوسفند است و در غير مصرفِ خوردن هم احتياطاً كفّاره را بدهد.
آية اللَّه نورى: كفاره ماليدن روغن به بدن، يك گوسفند است، اگرچه از روى اضطرار باشد.
يك گوسفند است اگرچه از روى اضطرار (3)آية اللَّه فاضل: در حال اضطرار كفّاره ثابت نيست.
باشد.سيزدهم- ازاله مو از بدنِ خود يا ديگرى، چه محرم باشد چه مُحِلّ.
177 419- درحرمت ازاله مو، ميان كم و زياد فرقى نيست و ازاله يك مو نيز حرام است. (4)
178 420- ازاله مو اگر از روى ضرورت باشد، مانع ندارد. (5)
179 421- اگر در وقت غسل يا وضو، (6)
آية اللَّه سيستانى: يا تيمّم يا تطهير از خبث يا ازاله مانع از رسيدن آب وضو و غسل و مانند آن.
مويى بدون قصد كنده شود، اشكال ندارد.1) آيات عظام: تبريزى، خويى و سيستانى: كفاره روغن مالى درصورتى كه از روى علم و عمد باشد، آيةاللَّه تبريزى: چه بوى خوش در آن باشد يا نباشد. و يك گوسفند است و اگر از روى نادانى باشد، كفّارهاش اطعام يك فقير است بنابر احتياط در هر دو مورد.
2) آية اللَّه خامنهاى: بنابر احتياط، كفاره ماليدن روغن خوشبو به بدن، يك گوسفند است، و در مورد روغنهاى غير خوشبو، سير كردن يك فقير است، اگرچه عدم وجوب كفاره در هر دو مورد بعيد نيست.
3) آية اللَّه بهجت، آية اللَّه تبريزى: كفّارهاش يك گوسفند است حتى درصورت ضرورت، علىالأحوط.
4) آية اللَّه سيستانى: بلكه حتى جزئى از يك مو.
5) آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: گناه ندارد ولى كفّاره دارد.
6) آية اللَّه بهجت: يعنى بهسبب وضو يا غسل و اظهر عدم وجوب فديه است. مناسك شيخ،ص 24.
180 422- در حرمت ازاله مو بين تراشيدن، يا نوره ماليدن، يا كندن، يا قيچى كردن و ...، فرقى نيست.
181 423- اگر محرم به اختياراً حاضر شود كه ديگرى حتى اگر محل باشد (1)سر او را بتراشد، مرتكب حرام شده و بايد كفّاره بدهد، ولى چنانچه بدون اختيار او باشد، كفّاره ندارد حتى بر مُحلّ مزبور.
182 424- كفاره سر تراشيدن، اگر ضرورى (2)
آية اللَّه فاضل: يكى از سه چيز به نحو تخيير است.
آية اللَّه گلپايگانى: كفاره ازاله مو از بدنِ خود، چه در حال ضرورت و چه در غير ضرورت ثابت است الّا در ازاله مو از بدنِ ديگرى كه در حال ضرورت كفّاره ندارد
باشد، دوازده «مُدّ» طعام است كه بايد به شش (3)مسكين بدهد، يا سه روز روزه بگيرد، يا يك گوسفند قربانى كند.«مُد»، تقريباً يك چارك (ده سير) است.
183 425- اگر تراشيدن از روى ضرورت نباشد، بنابر احتياط واجب (4)
آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى، مكارم و نورى: كفّاره آن يك گوسفند است.
آية اللَّه خامنهاى: اگر سر را عالماً عامداً بتراشد كفّاره آن يك گوسفند است.
بايد يك گوسفند كفّاره بدهد؛ بلكه تعيّن گوسفند در اينصورت، بعيد نيست.184 426- اگر محرم از زير هر دو بغل خود، ازاله مو كند، بايد يك گوسفند ذبح كند؛ (5)بلكه اگر از زير
1) آية اللَّه فاضل: نسبت به مُحلّ مطلقا كفّارهاى نيست و نسبت به محرم اگر در موقع ازاله بىاختيار بوده ويا اسناد ازاله به محرم ولو تسبيباً محرز نباشد كفّاره ندارد.
2) آية اللَّه بهجت: اگر محرم با ضرورت و بدون ضرورت سر خود را بتراشد كفّارهاش يك گوسفند يا سه روزروزه يا اطعام ده مسكين است كه به هريك يك مد داده شود بلكه بنابر احتياط به هر كدام به مقدارى كه سير شوند اگرچه بيش از يك مد باشد طعام داده شود. احتياط در رعايت اكثر از مدّ و اشباع است. مناسك، مسأله 260 و مناسك شيخ،ص 24.
3) آية اللَّه گلپايگانى:صدقه دادن ده مدّ به ده مسكين كفايت مىكند اگرچه دوازده مد به شش مسكين بهتر است. مناسك فارسى،ص 42، مسأله 63.
4) آية اللَّه بهجت: رعايت اين احتياط لازم نيست مناسك شيخص 24.
5) آية اللَّه نورى: اگر از زير هر دو بغل ازاله مو كند احتياط آن است براى هر يك از بغلها يك گوسفندكفّاره بدهد.
يك بغل هم ازاله مو كند، احتياط (1)آن است كه يك گوسفند كفّاره بدهد. (2)
آية اللَّه سيستانى: اگر موى زير بغل را بكند حكم همين است و همچنين بنابر احتياط واجب اگر به وسيله ديگرى، غير از كندن، موى آن را ازاله نمايد و اگر موى ريش يا غير آن را بكند كفاره آن يك مشت طعام است و اگر مُحرِم سر ديگرى را تراشيد چه محرم باشد چه غير محرم كفّاره ندارد.
آية اللَّه فاضل: سه فقير را اطعام كند.
آية اللَّه گلپايگانى: كفاره ازاله مو از زير بغل، يك گوسفند است.( مناسك عربى،ص 97- مناسك فارسى، مسأله 397).»
185 427- اگر به سر يا ريش خود دست بكشد و يك مو يا بيشتر بيفتد، بنابر احتياط (3)
آية اللَّه بهجت: يك كف از طعامصدقه بدهد و ساقط شدن مو به اين سبب با عدم اطمينانبه ساقط شدن، غير از ازاله غيرعمدّيه است كه فديه ندارد، اگر چه هر دو جايز است. مناسك شيخ،ص 25.
آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: بايد يك مشت طعام بدهد.
آية اللَّه خامنهاى: احتياط آن است كه به قدر يك مشت گندم يا آرد و امثال آن بدهد اگرچه وجوب اين احتياط معلوم نيست.
آية اللَّه سيستانى: خاراندن سر و بدن اشكال ندارد اگر مويى را نكند و خون خارج نشود؛ و اگر بىجهت محرم دست به سر و ريش خود بكشد و مويى يا بيشتر بيافتد، بايد يك مشت طعام كفّاره بدهد ولى اگر در وضو و مانند آن باشد چيزى بر او نيست.
آية اللَّه مكارم: مقصود از يك كف طعام، مقدارى غذاست.
يك كف طعامصدقه بدهد.186 428- اگر كسى موى سر (4)
آية اللَّه خويى: بلكه واجب است. معتمد، ج 4،ص 208.
را به غير تراشيدن، ازاله كند، بنابر احتياط بايد كفاره تراشيدن را بدهد.187 429- در موردى كه كنده شدن مو با كشيدن دست به سر وصورت كفّاره دارد، فرقى بين عمد و سهو و غفلت نيست(5)
آية اللَّه مكارم: يعنى ميان سر وصورت فرقى نيست.
بهشرط آنكه دست كشيدن عمدى باشد.1) آية اللَّه مكارم: اين حكم واجب است.
2) آية اللَّه بهجت: اگر موى زير هر دو بغل خود را بكند كفّارهاش يك گوسفند است بنابر اقوى و در كندن موى يك طرف، سه مسكين را طعام بدهد. مناسك، مسأله 260.
3) به مسأله 421 مراجعه شود.
4) آية اللَّه بهجت: فرقى بين كندن و ماشين كردن و نوره گذاشتن نيست، چه از سر باشد ياصورت يا مواضع ديگر.
5) آية اللَّه بهجت: به ذيل مسأله قبل مراجعه شود.
چهاردهم- بيرون آوردن خون از بدن خود (1)
آية اللَّه خامنهاى، آية اللَّه سيستانى: به احتياط واجب.
188 430- بيرون آوردن خون از بدنِ ديگرى؛ مثل حجامت كردن او، يا كشيدن دندان او، حرام نيست. «(2)
189 431- بيرون آوردن خون از بدن با خراشيدن و مثل آن نيز جايز نيست؛ (3)و همين طور است مسواك (4)
آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه سيستانى: مسواك كردن عيبى ندارد، گرچه بداند خون خارج مىشود و كفّاره ندارد.
آية اللَّه مكارم: در اين مسأله و مسأله قبل بنابر احتياط مستحب.
زدن، اگر از لثه خون خارج شود.190 432- خارج نمودن خون در حال احتياج (5)براى حجامت و غير آن، جايز است؛ و همين طور است بيرون آوردن خون دمل در حال احتياج و خاراندن جَرَبِ آزار دهنده، اگرچه خون خارج شود.
433191- تزريق آمپول در حال احرام، مانع ندارد؛ ولى اگر موجب بيرون آمدن خون از بدن مىشود، در غير حاجت و ضرورت، (6)تزريق (7)
آية اللَّه خامنهاى و آية اللَّه سيستانى: بنابر احتياط جايز نيست مگر در حال نياز.
آية اللَّه مكارم: مكروه است.
نشود.1) آية اللَّه بهجت: به كارى كه بداند موجب آن مىشود؛ زيرا اخراج احتمالىِ خون، محكوم به حرمت نيست مناسك شيخ،ص 28.
2) آية اللَّه سيستانى: اگر آن ديگرى محرم باشد، احتياط مستحب ترك است و بر خود آن محرم، جايز نيست، بنابر احتياط واجب.
3) آية اللَّه مكارم: مكروه است در غير حال احتياج و ضرورت.
4) . آية اللَّه بهجت، آية اللَّه خويى: بنابر احتياط واجب.
5) . آية اللَّه خويى: در حال ضرورت يا رفع ناراحتى. مناسك، مسأله 274.
6) آية اللَّه فاضل: و در هرصورت كفّاره ندارد.
7) آية اللَّه بهجت: يعنى اگر بداند كه چنين مىشود، چنانكه گذشت در حاشيه قبل از مسأله 430.
192 434- خون گرفتن از بدن با سرنگ در حال احرام، چه حكمى دارد؟ (1)
آيات عظام: بهجت، خامنهاى، فاضل، سيستانى: جايز است؛ آية اللَّه مكارم: ادماء مطلقاً مكروه است.
در غير ضرورت:
آيات عظام: بهجت،صافى، فاضل و نورى: جايز نيست
آيات عظام: خامنهاى، سيستانى: بنابر احتياط جايز نيست.
193 435- خون از بدن درآوردن، كفّاره ندارد. (2)
آيات عظام: خامنهاى، خويى و سيستانى: بنابر احتياط مستحب كفّارهاش يك گوسفند است.
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: بنابر احوط و اولى كفاره آن يك گوسفند است.
پانزدهم- ناخن گرفتن:
194 436- گرفتن بعضى از ناخن هم جايز نيست مگر موجب اذيّت باشد. (3)
آية اللَّه تبريزى: در اينصورت گرفتن ناخن جايز است و از هر ناخنى يك مشت طعام كفّاره بدهد مناسك، مسأله 285.
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: وكفّاره آن يك مدّ طعام است.
195 437- در عدم جواز ناخن گرفتن، فرقى بين ناخن دست و پا و بين آلات ناخنگيرى- قيچى يا چاقو يا ناخنگير- نيست؛ و احتياط (4)
آيات عظام: خامنهاى، مكارم و فاضل: حرام است.
واجب آن است به هيچ وجه، حتى به سوهان و دندان، ازاله ناخن نكند.196 438- مُحرِم مىتواند از غير محرم ناخن بگيرد؛ و نيز محرم مىتواند ناخن محرم ديگر را به قصد تقصير بگيرد.(5)
1) خون گرفتن از بدن محرم در حال ضرورت:
2) آية اللَّه تبريزى: كفّارهاش بنابر احتياط يك گوسفند است؛ آية اللَّه نورى: اگر اختياراً خارج كند.
3) آية اللَّه بهجت: ليكن محتمل است فديه بعضى از ناخنِ آزار رساننده، قبضهاى از طعام باشد نه مدّ. مناسك شيخ،ص 28.
4) آية اللَّه بهجت، آية اللَّه سيستانى: فرقى نيست و ازاله ناخن به هيچ وسيله جايز نيست.
5) آية اللَّه سيستانى: ولى ناخن گرفتن در تقصير بنابر احتياط واجب كافى نيست.
197 450- شانزدهم- كندن دندان: (1)
آية اللَّه خامنهاى: كشيدن دندان بدون خونريزى نه حرام است و نه كفاره دارد و درصورتى كه كشيدن دندان منجر به خونريزى شود بنابر احتياط واجب ممنوع است مگر در حال ناچارى و نياز.
آية اللَّهصافى و آية اللَّه گلپايگانى: حرام است مطلقاً هر چند خون نيايد.
آية اللَّه بهجت: خون بيايد بدون ضرورت، حرام است و در غير اينصورت جايز است. و در هرصورت مطلقاً كفاره ندارد.
آيات عظام: تبريزى، خويى، سيستانى: اگر خون نيايد، مانع ندارد و كفاره هم ندارد و اگر خون بيايد اگر براى رفع ناراحتى بوده كفاره ندارد.
هرچند بنابر احتياط خون نيايد؛ و احتياط آن است كه يك گوسفند كفّاره بدهد.198 451- كندن دندان كه بر محرم حرام است، شامل دندان ديگرى نمىشود، هرچند خون خارج شود.
199 452- كشيدن دندان اگر ضرورت دارد، مانع ندارد، ولى على الأحوط (2)
آية اللَّه خامنهاى: مستحب است كه يك گوسفند كفاره بدهد.
آية اللَّه تبريزى: كشيدن دندان، اگر خون درنيايد، مانع ندارد و كفاره هم ندارد و درصورتى كه خون بيايد، اگر براى رفع ناراحتى بوده كفاره ندارد.
آية اللَّه سيستانى: كفاره لازم نيست.
آية اللَّه فاضل: كفاره ندارد.
آية اللَّه مكارم: مطلقاً مانعى ندارد و كفّاره هم ندارد.
كفّاره دارد.هفدهم- كندن (3)درخت يا گياهى «(4)كه در حرم روييده باشد.
200 453- اگر گياه يا درختى بعد از منزل گرفتن روييده باشد، اگر خودش آن را كاشته، جايز است آن را
1) آية اللَّه مكارم: جايز است مطلقاً و كفاره ندارد. با خون ريزى مكروه است.
2) آية اللَّه بهجت: ولى كفارّه ندارد على الأظهر، حتّى درصورت غيرضرورت، با خون انداختن اگرچه حرام است چنانكه گذشت. مناسك شيخ،ص 28 و 29.
3) آيات عظام: بهجت، خامنهاى، سيستانى، فاضل، نورى: و بريدن آن.
4) آية اللَّه سيستانى: حتى اگر اصل آن در خارج حرم و شاخه آن در حرم يا به عكس باشد.
بكند؛ (1)و اگر خودش آن را نكاشته، بنابر احتياط (2)آن را قطع نكند، گرچه اقوى جواز است.
201 454- اگر گياهى بعد از منزل گرفتن روييده، ولى خودش آن را نكاشته باشد، بنابر احتياط واجب، « (3)
آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه نورى: قطع آن جايز است.
آية اللَّه بهجت: نظر ايشان در حاشيه مسأله قبل گذشت.
آيات عظام خويى، مكارم: اين احتياط واجب نيست بلكه مستحب است.
آن را قطع نكند.202 455- اگر منزلى خريده باشد كه داراى درخت و گياه است، نبايد آن را قطع كند.(4)
آية اللَّه گلپايگانى: متعرض اين فرع نشدهاند.
آية اللَّه مكارم: تنها قطع درختان و گياهان خودرو كه قبل از بنا در آن بوده حرام است و غير آن حرام نيست.
203 456- قطع درختان ميوه و درخت خرما (5)
آية اللَّه مكارم: قطع درختان ميوه اگر خودرو باشد خالى از اشكال نيست.
و گياه «اذخر»، مانع ندارد.204 457- اگر كسى درختى را كه نبايد كنده شود، بكند، احتياط آن است كه (6)» اگر بزرگ باشد، يك گاو، و اگر كوچك باشد، يك گوسفند، كفّاره بدهد. (7)
آيات عظام: تبريزى، خويى، سيستانى: كفّاره كندن درخت از بيخ، آية اللَّه سيستانى: بنابر احتياط قيمت همان درخت است و كفاره قطع مقدارى از آن، قيمت همان مقدار است. و كندن علف يا قطع آن كفّاره ندارد.
آيةاللَّهصافى: و ظاهر آن است كه اگر گاو يا گوسفند را به قصد ما فىالذمّه، از عين آنها يا قيمت درخت، بدهد و قيمت درخت، بيشتر نباشد كافى است.
آية اللَّه خامنهاى، آيةاللَّه مكارم: در هر دوصورت احتياط يك گاو است.
آية اللَّه خامنهاى: كندن گياه و بوتههاى خشك حرم كفاره ندارد ولى واجب است استغفار كند، اما اگر درختى را كه بريدن آن حرام است، ببرد، بنابر احتياط واجب بايد يك گاو كفاره بدهد.
1) آية اللَّه سيستانى: اختصاص به محرم ندارد و فرقى بين كاشتن خود شخص و ديگرى در اينصورت نيست، ولى اگر گياه يا درختى را خود شخص كاشته باشد مىتواند قطع كند، هرچند در ملك ديگرى باشد.
2) آيات عظام بهجت، تبريزى، خويى و گلپايگانى: مانعى ندارد كندن درخت و گياه در اينصورت.
3) نظريه آيات عظام در مسأله قبل گذشت.
4) آية اللَّه نورى: منزلى كه در آن سكونت كرده ولو نخريده باشد.
5) آية اللَّه فاضل: ميوههاى آنها و شاخههايى از آنها را كه در كمّيت يا كيفيّت ميوه تأثير مىگذارد مىتواند قطع كند اما خود آنها را نبايد قطع كند.
6) آية اللَّه بهجت: درصورتى كه در درخت كوچك و در بعض درخت رعايت عدم نقصان از قيمت بشود. مناسك شيخ،ص 30.
7) آية اللَّه نورى: واجب است.
205 458- اگر قسمتى از درخت را قطع كند، بايد بنابر اقوى، (1)
آية اللَّه سيستانى: بلكه احوط است.
قيمت آن را كفّاره بدهد.206 459- در قطع گياه، جز استغفار كفّاره نيست. «(2)
207 461- احكام ذكر شده براى قطع درخت و گياه حرم، مختص به محرم نيست، بلكه براى همه افراد ثابت است.
208 462- اگر در هنگام راه رفتنِ متعارف، گياهى قطع شود، اشكالى ندارد. (3)
209 463- هجدهم- سلاح در برداشتن (4)
آيات عظام: بهجت، تبريزى، خويى، خامنهاى، سيستانى،صافى، فاضل، گلپايگانى، مكارم: حرام است مگر براى ضرورت.
حمل سلاح بدونصدق پوشيدن:
آية اللَّه بهجت: جايز است و كفاره ندارد
آيات عظام: خامنهاى، تبريزى، خويى، جايز نيست؛ آية اللَّهصافى و آية اللَّه گلپايگانى: بنابر احتياط جايز نيست؛ آية اللَّه سيستانى: اگر مسلح بودنصدق كند، جايز نيست.
نظر ساير آيات عظام، موافق متن است.
بنابر احوط؛ مثل شمشير، نيزه و تفنگ و همه آلات جنگى مگر براى ضرورت. و مكروه است همراه داشتن سلاح درصورتى كه در تن نباشد مگر اين كه ظاهر نباشد، و احوط ترك آن است.نوزدهم- سايه قرار دادن مرد بالاى سر خود.
210 464- سايه قراردادن براى مردان، جايز نيست، ولى براى زنها و بچهها، جايز است و كفّاره هم ندارد.
211 465- استظلال فقط در حال طى منزل، حرام است؛ اما بعد از منزل كردن در هر مكانى- مانند منى عرفات يا غير آن- مانعى ندارد، و حتى محرم مىتواند در محلى كه منزل كرده، در حال راه رفتن، با چتر و مثل آن، بر سر خود سايه قرار دهد؛ (1)
آيات عظام: بهجت، تبريزى، خامنهاى، سيستانى: احوط آن است كه شخص محرم پس از رسيدن به مكه پيش از انجام مناسك عمره و همچنين در حال احرام در عرفات و منا، از قرار گرفتن در زير سايههاى متحرك مانند اتوبوس مسقف و چتر، اجتناب كند؛ آيةاللَّه بهجت: مگر براى حوايج خانه و خيمه.
پس حركت در منى از چادرها تا قربانگاه و محل جمرات با چتر و غير آن، مانعى ندارد؛ گرچه در حال راه رفتن، احتياط مستحب (2)در ترك است.212 466- حركت از زير سايبانهاى منى براى محرمى كه به منى مىرود هرچند هنوز منزل نكرده باشد، مانع ندارد. (3)213 467- در حرمت استظلال، فرقى بين سواره و پياده « (4)
214 468- محرم مىتواند بعد از رسيدن به مكه ولو در محلههاى جديد كه از مسجدالحرام دور هستند، براى رفتن به مسجدالحرام در ماشينهاى مسقّف سوار شود يا زير سايه برود. (5)
215 469- مكه منزل است و به محض وصول به آن- ولو قبل از رسيدن به محل اسكان و استقرار- استظلال مانع ندارد. (6)
هر چند از اطلاق منزل به مكه، استفاده مىشود كه به محض وصول به مكه، احكام منزل، بر آن مترتب مىشود؛ فقط حضرت آية اللَّه خويى فرمودهاند: بنابر احتياط تا وارد شدن به مكه متيقن سابق استظلال نكند.
1) آية اللَّه وحيد: استظلال بعد از منزل كردن جايز است اگر چه با سايه متحرك باشد. مناسكمعظم لهصفحه 135
2) آية اللَّه خويى: و در قسمت جديد شهر مكه بنابر احتياط، سوار ماشين سقفدار نشوند. المسائل الشرعيه، ج 1،ص 337.
3) به مسأله قبل مراجعه شود.
4) آيات عظام تبريزى، خويى: بنابر احتياط.
5) جهت تفصيل اين مسأله به ذيل مسأله 465 مراجعه شود.
6) تذكر: جهت تفصيل نظرات به ذيل مسأله 465 مراجعه شود؛
216 472- با توجه به اينكه تنعيم جزو مكه شده و مكه منزل است، استظلال در مكه براى كسى كه از تنعيم محرم شده است، مانع ندارد. (1)
217 473- در حرمت استظلال، فرقى بين سايه متحرك- مثل چتر و ماشين مسقّف- و سايه ثابت، «(2)
آية اللَّه گلپايگانى: احتياط آن است كه به اختيار خود، روز از آن تونلهايى كهصدق رفت و آمد در منزل نمىكند، نرود. آراء المراجع،ص 178.
مثل پل و غيره، نيست؛ و نيز فرقى بين اجبار و اختيار نيست؛ (3)ولى بر عبور از زير پلهايى كه در جادهها هست، استظلالصادق نيست.474218- اگر كسى بدون توجه، در روز سوار ماشين سقفدارى كه حركت مىكند شود، بايد بعد از توجه، بلافاصله پياده شود؛ و اگر تأخير كند، بايد كفّاره بدهد؛ ولى سوار و پياده شدن از ماشين مسقّف در حالى كه ايستاده است، مانع ندارد.
477219- در حرام بودن استظلال در وقت طى منزل، فرقى بين محمل روپوش دار، اتومبيل سرپوشيده، هواپيما و كشتى نيست.
220 478- در وقت طى منزل، استظلال به پهلوى محمل، كناره ماشين و هر چيزى كه بالاى سر
نباشد، بنابر احتياط ترك شود، اگرچه جايز بودنِ آن، خالى از قوت نيست. (1)
آية اللَّه خامنهاى: قرار گرفتن در سايه ديوار و درخت و مانند آنها و نيز عبور از زير سقفهاى ثابت مانند پل و تونل، حتى در روز اشكال ندارد.
آيات عظام:صافى، گلپايگانى، فاضل، مكارم، نورى: جايز است؛ آية اللَّه سيستانى: براى پياده مطلقاً جايز است و سواره احتياط كند، مگر سايه سر و سينه را نگيرد.
221 479- در استظلال، فرقى بين سايه حاصل از تابش عمودى يا مايل خورشيد، نيست. (2)
480222- اگر سايه فقط بر شانه بيفتد و بر سر نيافتد، استظلال (3)صدق نمىكند.
223 481- بين الطلوعين از نظر جواز و عدم جواز استظلال جزو شب است يا روز؟ (4)
224 482- احرام از جاهاى دور- مثل تهران- با نذر جايز است، و نذر،صحيح و عمل به آن لازم است؛ (5)
آية اللَّه فاضل:صحت نذر براى كسى كه مىداند بايد در روز با وسيله مسقّف حركت كند محل اشكال است. بلى اگر بداند كه براى احرام عمره تمتّع نمىتواند به يكى از مواقيت معروفه برود، نذر اشكال ندارد و معصيت هم نكرده است، ولى احتياط آن است كه در ادنىالحل تجديد احرام كند. و در هرصورت كفّاره زير سقف رفتن را بايد بدهد.
و اگر راه ديگرى جز سفر با هواپيما و وسايل مسقف نباشد، بايد بروند، ولى براى حركت زير سقف، بايد كفّاره بدهند.225 483- در فرض قبل حتىالامكان بايد از راهى برود كه در طى منزل، زير سايه قرار نگيرد؛ (6)و اگر
1) آيات عظام: بهجت، تبريزى: بنابر احتياط، ترك شود؛ آية اللَّه خويى: اگر تأثير در گرما يا سرما يا باد دارد، جايز نيست.
2) به مسأله قبل مراجعه شود.
3) آيات عظام: بهجت، خويى: فرقى نمىكند. آيات عظام: تبريزى، سيستانى، فاضل: بنابر احتياط.
4) آيات عظام: بهجت، سيستانى،صافى، مكارم: جزء شب است. آيةاللَّه تبريزى: مبنى بر احتياط است.
5) آية اللَّه سيستانى: نذرِ احرام قبل از ميقات، براى كسى كه مىداند ناچار مىشود زير سقف برود محلاشكال است. ملحق مناسك.
6) آيات عظام فاضل، نورى: مىتواند از راهى برود كه زير سايه قرار بگيرد؛ مانند تونل و پل و زير درخت، از سايههاى ثابت.
راهى براى زير سقف قرار نگرفتن نباشد و قبل از نذر به آن التفات داشته، معصيت كرده؛ (1)زيرا عمداً خود را به ارتكاب محرّمات احرام، مبتلا كرده است. (2)
484226- استظلال در شب، (3)خلاف احتياط است گرچه جايز بودن آن، بهنظر بعيد (4)
آية اللَّه خامنهاى: احوط آن است كه در شبهاى بارانى و سرد، از سوار شدن به اتوبوس مسقف و مانند آن اگر براى فرار از باران و سرما باشد اجتناب كند.
آية اللَّه خويى: مراد از استظلال تحفظ از آفتاب و سرما و گرما و باران و باد و مانند آنها است. پس اگر هيچكدام از آنها نباشد، به نحوى كه وجود و عدمِ سايبان يكسان باشد اشكال ندارد، و در اين حكم بين شب و روز فرقى نيست. مناسك، مسأله 270. و در فرض شك در اين كه آيا مظله وجود و عدمش يكسان است يا نه استظلال جايز است. استفتائات آخر مناسك، چاپ 21،ص 325.
آية اللَّه وحيد: جايز نبودن استظلال در شب مورد اشكال است، و احتياط واجب ترك آن است. مناسك فارسى معظم لهصفحه 135
آية اللَّه سيستانى: سوار شدن در ماشين سقفدار و مانند آن در شب و بين الطلوعين و روزهايى كه ابر غليظ مانع تابش خورشيد باشد، درصورتى كه بارانى نباشد اشكال ندارد و اگر بارانى باشد كفّاره دارد و به احتياط واجب جايز نيست. مناسك، مسأله 270.
آية اللَّه مكارم: جايز است مگر در شبهاى بارانى كه بايد كفّاره بدهد و در روزهاى كاملًا ابرى و بين الطلوعين نيز استفاده از ماشين سرپوشيده مانعى ندارد.
نيست؛ بنابراين، جواز نشستن محرم در هواپيما و ماشينى كه شب حركت مىكند، بعيد نيست و استظلال در هواى ابرى (5)در روز، جايز نيست، مگر ابر بهطورى تيره (6)آية اللَّه سيستانى: اگر ابر تيره باشد كهاشعّه آفتاب را بهكلّى پوشانده باشد و باران نباشد اشكال ندارد.
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: در جواب استظلال در روز ابرى فرمودهاند: استظلال در هواى ابرى در روز جايز نيست. مناسك فارسى،ص 184.
آية اللَّه مكارم: تيره بودن ابرها لازم نيست، منظور نبودن سايه است.
باشد كه استظلالصدق نكند.1) آية اللَّه فاضل: به حاشيه مسأله قبل مراجعه شود.
2) آيات عظام: تبريزى، خويى، مكارم: ظاهر اين است كه معصيت نكرده است، ولى براى استظلال اضطرارى كفّاره بايد بدهد.
3) آية اللَّه بهجت: استظلال در شب نيست و مانع ندارد و ظاهرِ مجموعِ روايات و مقتضاى اصل، اختصاصممنوعيت به سايه انداختن از آفتاب است. مناسك، س 50.
4) آية اللَّه تبريزى: بنابر احتياط در حرمت استظلال فرقى بين شب و روز نيست.
5) آية اللَّه بهجت، اگر طورى باشد كه تظليلصادق نباشد اشكال ندارد.
6) - آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: استظلال در روز ابرى هم جايز نيست.
227 485- درصورت وجود عذر- مثل شدت گرما يا شدت سرما يا بارندگى- استظلال جايز است، ولى كفّاره دارد.
228 487- كفاره سايه قرار دادن در حال طى منزل، يك گوسفند است، چه با عذر باشد و چه با اختيار، بنابر احتياط (1)واجب.
229 488- در احرام عمره، اقوى كفايت يك گوسفند است، هر چند بيش از يك مرتبه استظلال نموده باشد؛ و همچنين است احرام حج. (2)
230 490- بيستم- پوشيدن دوختنى؛ مثل پيراهن، قبا و مانند آن. (3)
آية الله تبريزى، خويى: احوط اجتناب از هر جامه دوخته و شبيه دوخته است.
231 491- احوط اجتناب از مطلق دوخته است (4)هرچند كم باشد؛ مثل كمربند «آيات عظام: خامنهاى، تبريزى، سيستانى، فاضل، مكارم: كمربند دوخته اشكالى ندارد.(5)آية اللَّه سيستانى: به ذيل 490 مراجعه شود.
1) آيات عظام بهجت، تبريزى، خامنهاى، خويى، سيستانى،صافى، فاضل، گلپايگانى، مكارم، نورى: كفاره آن يك گوسفند است و فرقى بين اختيار و اظطرار نيست.
2) آيات الله سيستانى: ولى احتياط مستحب اين است كه براى هر روز يك كفاره بدهد. مناسك، مسأله 271.
3) آيات عظام: خامنهاى، نورى، سيستانى: پوشيدن لباس دوخته از قبيل پيراهن، شلوار و ... و نيز لباسهاى دكمه دار كه بابستن دكمه به شكل پيراهن در مى آيد براى مردان در حال احرام جايز نيست؛.
4) آيات عظام: خامنهاى، سيستانى، فاضل: پوشيدن چيز دوخته كه لباس محسوب نمى شود، مانند كمربند يا هميان كه پول در آن مى گذارند و همچنين استفاده از بند ساعت و مانند آن اشكال ندارد. انداختن لحاف يا پتو و مانند آن كه حاشيه آن دوخته شده بر رور شانه ها مانعى ندارد. همچنين دوخته بودن حاشيه جامه احرام بلامانع است. آية الله خويى: احوط اجتناب از مطلق جامه دوخته و شبيه دوخته است ولى انداختن پتوى حاشيه دار كه طرفين آن را با نخ دوخته اند مانع ندارد استفتائات،ص 241، س 712. آية اللهصافى، آية الله گلپايگانى: استفاده از اين اشياء براى محرم جايز است، هر چند دوخته باشد: 1- هميان و كمربند كه براى حفظ پول به كمر مى بندند. 2- فتق بند. 3- كفشى كه تمام روى پا را نپوشاند.
5) آيات عظام: خامنهاى، تبريزى، سيستانى، فاضل، مكارم: كمربند دوخته اشكالى ندارد. آية اللَّه تبريزى: ولى پوشيدن شب كلاه جايز نيست.
492- پوشيدن دمپايى دوخته كه تمام روى پا را نمىگيرد، براى مرد محرم، چه حكمى دارد؟ (1)
آية اللَّه بهجت و آية اللَّه نورى: احتياط در ترك است.
233 493- به مچ بستن ساعتى كه بند آن دوخته است، چه حكمى دارد؟ (2)آيات عظام تبريزى، خامنهاى، سيستانى،صافى، فاضل، مكارم اشكال ندارد.
234 494- به كمر بستن و همراه داشتن هميان پول، هرچند دوخته باشد، اشكال ندارد؛ و بهتر اجتناب از گره زدن آن است.
235 495- استفاده از فتقبند دوخته در فرض ضرورت، جايز است، ولى بنابر احتياط كفّاره دارد. (3)
آية اللَّه خامنهاى: حكم آن در ذيل مسأله 491 آمده است.
آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه مكارم: ضرورت لازم نيست و كفّاره هم ندارد.
آية اللَّهصافى، آية اللَّه فاضل: اولى اين است كه كفّاره بدهد.
236 496- از به دوش انداختن قمقمهاى كه در محفظه دوخته شده قرار دارد، بنابر احتياط، (4)اجتناب شود(5)
آيات عظام تبريزى، سيستانى، فاضل: مانعى ندارد.
آية اللَّه مكارم: حمل كيفها و ساكهاى دوخته، هر چند به شانه و گردن بيندازد مانعى ندارد.
ولى در دست گرفتن آن، مانع ندارد. (6)1) آيات عظام: خامنهاى، سيستانى،صافى، فاضل و مكارم: اشكال ندارد.
2) آيات عظام: بهجت،صافى، نورى: احتياط در ترك است.
3) آية اللَّه تبريزى: كفّاره هم ندارد.
4) آية اللَّه فاضل: احتياط مستحب.
5) آية اللَّه بهجت: اگر مثل هميان باشد وصدق لبس نكند اشكال ندارد.
6) آية اللَّه خامنهاى: پوشيدن هميان و كمربند و ديگر دوختههاى كوچك كه به آن لباس گفته نمىشود اشكال ندارد.
237 2/ 496- درصورت سرد شدن هوا آيا افراد مُحرم مى توانند از پوشش ديگرى مثل پتو يا لباس استفاده نمايند؟ (1)
آيةاللَّه فاضل؛ آية اللَّه خامنهاى: چنانچه مخيط يا شبه مخيط نباشد اشكال ندارد ولى بايد مردان سرشان و زنانصورتشان را نپوشانند و دوخته بودن حاشيه پتو هم مانع ندارد.
آية اللَّه مكارم: استفاده از پتو مانعى ندارد؛ آية اللَّه سيستانى: و حتى دوخته بودن حاشيههاى لباسهاى احرام و نيز دوختن مارك بر آن مانعى ندارد.
238 497- پوشيدن «قفازين» (2)براى زنها جايز نيست (3)
آيات عظام تبريزى، خامنهاى، سيستانى، مكارم: منظور از قفازين هر نوع دستكش است.
آية اللَّهصافى و آية اللَّه فاضل: بنابر احتياط واجب پوشيدن هر نوع دستكش براى بانوان در حال احرام جايز نيست آية اللَّه فاضل: ولى كفاره ندارد.
ولى پوشيدن لباس دوخته، هرقدر كه باشد براى آنها جايز است و كفّاره ندارد.239 498- كفاره پوشيدن لباس دوخته، يك گوسفند است.
240 499- اگر محرم چند نوع لباس دوخته بپوشد- مثل پيراهن و ..- براى هر يك بايد كفّاره (4)
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: ظاهر آن است كه اگر براى پوشيدن جنس دوخته يك كفّاره بدهد كافى است. مجمع المسائل، ج 1،ص 461، مسأله 20.
بدهد؛ و احتياط واجب (5)آية اللَّه خامنهاى: اگر تعددصدق كند براى هر مورد يك كفاره بدهد.
آية اللَّه سيستانى: در اينصورت اگر نوع اين لباسها مختلف باشد، به تعداد هر لباس بايدكفّاره بدهد و اگر نوع لباسها يكى باشد، بنابر احتياط به تعداد هر لباس بايد كفّاره بدهد. مناسك، مسأله 245.
» آن است كه اگر آنها را توى هم كند و يك دفعه بپوشد براى هريك كفّاره بدهد.1) آيةاللَّه بهجت: مانعى ندارد و اگر بر شانه مىاندازند بايد مخيط نباشد.
2) قفازين چيزى بوده كه زنهاى عرب براى حفظ از سرما، در آن پنبه مىگذاشتند و دست مىكردند
3) آية اللَّه بهجت: پوشيدن هر نوع دستكش جايز نيست مگر در حال ضرورت.
4) آيةاللَّه خويى: فتواى ايشان در دست نيست.
5) آية اللَّه بهجت: ظاهر تعدّد كفّاره است به تعدّدصنفها مطلقا، چه على الترتيب بپوشد و چه در يك دفعه بپوشد.
241 500- پوشيدن لباس دوخته در فرض نياز، جايز است، ولى كفّاره دارد؛ (1)
آيات عظام تبريزى، خامنهاى، خويى، سيستانى: بنابر احتياط واجب بايد يك گوسفند بدهد.
و اضطرار به پوشيدن لباسهاى متعدد، موجب سقوط كفّاره نيست. (2)آية اللَّه خويى، آية اللَّه سيستانى: بنابر احتياط. مناسك، مسأله 245.
آية اللَّه مكارم: مگر اينكه موجب عسر و حرج شود.
242 501- اگر يك نوع لباس بپوشد، مثل پيراهن، و كفّاره بدهد و پيراهن ديگرى بپوشد، يا آن را كه پوشيده بكند و باز بپوشد، بايد براى دفعه ديگر نيز كفّاره بدهد. (3)
43 502- اگر چند لباس از يك نوع بپوشد- مثل چند قبا يا پيراهن- چه در يك مجلس، يا چند مجلس، (4)بنابر احتياط واجب، براى هر يك كفّاره بدهد. (5)
آية اللَّه خامنهاى: اگر تعددصدق كند براى هر مورد يك كفاره بدهد.
آية اللَّه خويى: فتواى معظّم له در دست نيست.
آية اللَّه فاضل: چنانچه چند لباس از يك نوع را يك دفعه يعنى پشت سر هم و بدون فاصله بپوشد، فقط يك كفّاره واجب مىشود.
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّهصافى: براى پوشيدن جنس دوخته در احرام عمره، يك كفّاره و در احرام حج نيز يك كفّاره كافى است. مجمع المسائل، ج 1،ص 461،- مسأله 20.
آية اللَّه مكارم: مگر اينكه موجب عسر و حرج شود.
244 بيست و يكم- پوشيدن كفش و جوراب و هرچه تمام روى پا را مىگيرد. (6)
آية اللَّه خامنهاى: مرد محرم نبايد چكمه و جوراب بپوشد و احتياط واجب آن است كه از پوشيدن هر چيزى كه تمام روى پا را مىپوشاند- مانند كفش و گيوه و امثال آن- اجتناب كند. لكن اگر لباس احرام يا پتو و امثال آن را روى پا بيندازد اشكال ندارد.
آية اللَّه تبريزى: احوط نپوشيدن هر چيزى است كه تمام پشت پا را بپوشاند.
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: و احتياط آن است كه از پوشيدن چيزى كه قسمتى از روى پا را هم بپوشاند نيز خوددارى كند ولى بند نعلين اشكال ندارد.
تذكر: از تقييد حرمت، بهصدق پوشيدن، استفاده مىشود كه افتادن حوله احرامى و پتو روى پا هنگام خواب و غير آن، اشكال ندارد.
1) آية اللَّه بهجت: مگر درصورتى كه إزار نداشته و شلوار بپوشد كه در وجوب فديه تامّل است. مناسكشيخ،ص 20 و 21.
2) آيات عظام: تبريزى، خامنهاى، خويى، سيستانى: بنا بر احتياط درصورت اضطرار به پوشيدن لباس هم كفّاره دارد.
3) آيةاللَّه خويى: فتواى معظّم له در دست نيست.
4) آية اللَّه بهجت: اگر يك دفعه پوشيدنصدق كند. مستفاد از مناسك شيخ،ص 20.
5) آية اللَّه تبريزى: درصورتى كه چند لباس بپوشد ولو از يك نوع باشد، بايد به تعداد آنها كفّاره بدهد.
6) آية اللَّه بهجت: بلكه مطلقاً باصدق لبس و پوشيدن على الأحوط. مناسك شيخ،ص 21.
245 503- اين حكم به مردان اختصاص دارد و براى زن مانع ندارد.
246 504- پوشيدن كفش بند دار كه تمام روى پا را نگيرد، در حال احرام مانعى ندارد.
247 505- اگر مرد به پوشيدن چيزى كه تمام روى پا را مىگيرد، محتاج شود، (1)احتياط واجب (2)آن است كه روى آن را شكاف دهد.
248 2/ 505- افرادى كه هنگام استفاده از پاى مصنوعى ناچار به استفاده از جوراب، يا تسمه دوخته شده هستند و انجام اعمال بدون پاى مصنوعى برايشان بسيار مشكل است، چه وظيفهاى دارند؟ « (3)
آية اللَّه خامنهاى: اگر ناچار به پوشيدن باشيد حرام نيست ولى درصورتى كهصدق لباس بكند كفاره دارد.
آيةاللَّه فاضل: اگر جوراب دوخته نباشد مانعى ندارد هرچند تسمه آن دوخته باشد، اما اگر جوراب دوخته باشد، بايد كفاره بدهيد.
آية اللَّه مكارم: اگر ناچار هستند، كفارهاى بدهند، و احرام آنها اشكال ندارد.
249 506- در پوشيدن آنچه روى پا را مىگيرد، كفّاره نيست. (4)
آية اللَّه سيستانى: در پوشيدن چكمه و مانند آن كفّارهاى واجب نيست، ولى بنا بر احتياط، اگر عمداً جوراب و مانند آن را بپوشد بايد يك گوسفند كفّاره بدهد. مناسك، مسأله 248.
آية اللَّه خامنهاى: احتياط مستحب در خصوص جوراب آن است كه يك گوسفند به عنوان كفّاره قربانى كند.
1) آية اللَّه سيستانى: بلكه مضطرّ شود.
2) آيات عظام: بهجت: خويى، فاضل، مكارم: احتياط مستحب اين است. مناسك عربى، مسأله 248.
3) آيةاللَّه بهجت: اگر عرفاً لباس مخيطصادق نيست كفاره ندارد وگرنه دارد هرچند با وجود عذر پوشيدن آن جائز است در همان حدّ ضرورت و عذر.
4) آيات عظام تبريزى، خويى، فاضل: احوط ثبوت كفاره گوسفند است. آية اللَّه نورى: يك گوسفند واجب است.
بيست و دوم- پوشاندن سر بر مردان با چيزهاى پوششى.
250 507- بنابر احتياط واجب (1)از پوشاندن سر به وسيله چيزهاى غير پوششى- مثل گِل و حنا و دوا و پوشال و مانند آن- اجتناب شود.
251 508- بنابر احتياط واجب از حمل بار به وسيله سر كه موجب پوشاندن مىشود، اجتناب شود.
252 509- پوشاندن سر به وسيله اعضاى بدن- مانند دست بر سر گذاردن (2)جايز است، ولى احتياط در ترك آن است.
253 510- زير آب كردن سر، (3)در حال احرام جايز نيست (4)
آية اللَّه خامنهاى: فرو بردن تمام سر در آب براى محرم جايز نيست، و بنابر ظاهر، در اين مسأله تفاوتى ميان زن و مرد وجود ندارد؛ اما اگر تمام سر را در آب فرو برد، كفارهاى بر عهدهاش نخواهد بود.
آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: محرم نبايستى در آب فرو رود كه سرش زير آب برود.
آية اللَّه سيستانى: براى محرم جايز نيست همه سر خود را در آب فرو برد بلكه بنابر احتياط در غير آب هم جايز نيست و فرقى در اين حكم بين زن و مرد نيست و منظور از سر در اين حكم، همه قسمتى است كه بالاتر از گردن است.
و همچنين است (5)مايع ديگرى؛ مثل گلاب و غير آن.1) آيات عظامصافى، گلپايگانى، تبريزى، خويى: محرم نبايد سر خود را بپوشاند حتى با گِل و مانند آن.
2) آية اللَّه بهجت: احوط و اولى ترك پوشانيدن سر به قسمتى از بدن؛ مثل دست استدر غير مواردضرورت عرفيّه يا شرعيّه. اگرچه جواز خالى از وجه نيست. مناسك شيخ، 25.
3) آيات عظام خامنهاى، سيستانى، وحيد و فاضل: براى محرم چه مرد و چه زن.
4) آية اللَّه بهجت: محرم نبايستى در آب فرو رود كه سرش زير آب شود و بنا بر احتياط در غير آب از مايعات ديگر مناسك، مسأله 264.
5) آيات عظام تبريزى، خويى، فاضل: بنابر احتياط.
254 511- بعض (1)
آية اللَّه خويى: بردن بعض سر در آب مانعى ندارد. معتمد العروه، ج 4،ص 221.
آية اللَّه سيستانى: پوشيدن بعض سر جايز نيست ولى زير آب بردن بعض سر جايز است.
آية اللَّه فاضل: بنابر اقوى در تغطيه، لكن در حمل، بنابر احتياط.
آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب، ولى ريختن آب بر سر مانعى ندارد.
سر، در حكم تمام سر است و نبايد پوشيده شود.255 512- استفاده از ماسكهاى بهداشتى كه بند آن را پشت سر مىاندازند و بخش كوچكى از سر را مىپوشاند، براى مردان و زنان محرم چه حكمى دارد؟ (2)
آيتاللَّه خامنهاى: استفاده از ماسك براى پوشش بينى و دهان براى زنان در حال احرام مانع ندارد.
آيتاللَّه سيستانى: اگر از بوى بد مانع شود جايز نيست و براى زنان به احتياط واجب مطلقاً جايز نيست.
آيتاللَّهصافى: بدون ضرورت جايز نيست و با ضرورت تكليفاً جايز است، ولى با فرض پوشيده شدن بعض سر در مرد و بعضصورت در زن كفّاره دارد؛ واللَّه العالم.
آيتاللَّه فاضل: ماسك زدن براى زن محرم، هرچند مخيط و موجب ستر مقدارى ازصورت او شود، در حال ضرورت مانعى ندارد و كفّاره هم ندارد و براى مرد هم هرچند مخيط باشد، مانعى ندارد و كفّاره ندارد.
آيتاللَّه مكارم: اشكال ندارد.
آيتاللَّه نورى: خير، جايز نيست و علت آن اين است كه براى مردان به خاطر پوشانده شدن بعض سر و براى زنان به جهت پوشاندن بعضصورت اشكال پيدا مىكند.
256 513- گوشها ظاهراً (3)
آية اللَّه فاضل: ولى پوشاندن مقدارى از گوش مانعى ندارد.
آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب.
از سر محسوب است و نبايد پوشيده شود.257 514- استفاده از موى مصنوعى، ضرر بهصحت عمره و حج ندارد؛ ولى اگر مرد آن را بر سرش بگذارد، بايد كفّاره بدهد. (4)
آية اللَّه خامنهاى: بنابر احتياط كفّاره بدهد.
آية اللَّه سيستانى: اگر از روى ضرورت باشد كفّاره ندارد و در غير اينصورت بنابر احتياط يك گوسفند كفّاره دارد. ملحق مناسك.
آية اللَّه فاضل: درصورتى كه تمام سر را پوشانده باشد اما اگر قسمتى از سر را پوشانده است كفاره ندارد.
1) آية اللَّه خامنهاى: پوشاندن قسمتى از سر به نحوى كه عرفا مصداق پوشاندن سر باشد،- مانند گذاشتن كلاه كوچك در وسط سر- جايز نيست، اما در غير اينصورت، مانند گذاشتن قرآن و مانند آن بر روى سر و يا خشك كردن تدريجى بخشى از سر، اشكال ندارد، هرچند احوط آن است كه از آن نيز اجتناب نمايد.
2) آيتاللَّه تبريزى: اگر مثل نخ باشد مانعى ندارد و اگر زنان مضطرّ به اين عمل باشند اشكال ندارد، واللَّه العالم.
3) آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه نورى: گوشها در اين حكم ملحق به سر است.
4) آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: اگر از روى اضطرار باشد ظاهراً كفّاره ندارد.
258 515- پوشانيدن رو براى مردان، مانع ندارد، و جزو سر محسوب نيست؛ پس در وقت خواب، يا غير آن، مانعى از پوشاندن آن نيست.
259 516- گذاشتن بند مشك آب بر سر، از حكم عدم جواز پوشش، استثنا شده و مانع ندارد.
260 517- دستمالى كه براى سردرد بهسر بسته مىشود، اگرچه تمام سر را بگيرد مانع ندارد (1)و كفّاره (2)
آية اللهصافى، آية الله گلپايگانى: مانعى ندارد ولى يك گوسفند كفاره دارد. مناسك فارسى،ص 42.
هم ندارد.
261 518- گذاشتن سر روى بالش براى خوابيدن مانع ندارد.
519262- اگر پارچهاى را مثلا براى حفظ از پشه، روى چوب و مانند آن، بالاى سر قرار دهند، از جهت پوشاندن، مانع ندارد و همچنين است رفتن در پشهبند.
263 520- رفتن زير دوش حمّام براى مُحرِم، مانع ندارد، ولى زير آبشارى كه سر را فرا گيرد، جايز نيست ..
264 521- خشك كردن سر با حوله و دستمال و مانند آن، جايز نيست (3)و بعض سر، در حكم تمام سر محسوب مىشود.
265 522- محرمى كه سرش هنگام وضو براى مسح، تر باشد، و نمىتواندصبر كند تا خودش خشك شود، يا با مثل دست آن را خشك كند، احوط (4)جمع بين وضو با اين حال و تيمم است.(5)
آية الله تبريزى: با دست و يا جاى ديگر بدن، سر را به مقدار مسماى مسح، خشك كند.
آية الله سيستانى: اگر چاره ندارد مى تواند با كنار حوله به مقدار مسح سرش را خشك كند.
1) آيات عظام: بهجت،صافى، گلپايگانى: گناه نداردو لكن كفاره دارد.
2) آيات مكارم، آية الله نورى: احوط ثبوت كفاره است.
3) آية الله سيستانى، آية الله فاضل: هر چند به نحو كشيدن پارچه بر سر باشد بنابر احتياط واجب و اگر وقت نماز تنگ است گوشه حوله يا پارچه را بگيرد و به مقدارى كه در مسح سر واحب است خشك كند.
4) آيات عظام: بهجت، خامنه اى، گلپايگانى، مكارم: اگر به تدريجصورت گيرد كه تمام سر پوشيده نشود مانعى ندارد. آيه الله بهجت و آية الله خامنه اى: و همين است حكم، در خشك كردنصورت بانوان.
5) مراجعه شود به مسأله قبل.
266 523- پوشاندن سر براى مردان در وقت خوابيدن نيز جايز نيست؛ ولى گذاردن سر روى بالش براى خوابيدن مانع ندارد.
267 524- اگر كسى از روى فراموشى سرش را پوشانيد، واجب است فوراً آن را باز كند و مستحب است تلبيه بگويد؛ بلكه احوط است.
268 525- آيا براى محلّ يا محرم، جايز است چيزى- مثل پتو- روى سر مرد محرمى كه خواب است، بيندازد؟ (1)
269 527- كفاره (2)و نيز كفّاره پوشاندن قسمتى از سر، بنابر احتياط (3)
آية اللَّه فاضل: احتياط مستحب.
يك گوسفند است.1) آيت اللَّه خامنهاى: بر محرم پوشاندن سر خودش حرام است خواه خودش بپوشاند يا به ديگرى دستور دهد كه سر او را بپوشاند، ولى پوشاندن سر ديگرى ولو محرم باشد از محرّمات احرام نيست.
2) آياتعظام تبريزى، خويى، سيستانى، فاضل، مكارم: بنابر احتياط واجب كفّارهاش يك گوسفند است.
3) آية اللَّه خامنهاى: كفاره پوشاندن سر، بنابر احتياط، يك گوسفند قربانى كردن است و بعض سر حكم تمام سر را ندارد مگر عرفاً بر آنصدق كند كه سر را پوشانده است؛ مثل اينكه كلاه كوچكى كه فقط قسمت وسط سر را مىپوشاند بر سر بگذارد.
270 528- هرگاه مرد محرم سر خود را با چيز دوخته بپوشاند، بايد دو كفّاره بدهد. (1)
آية اللَّه تبريزى: يك كفّاره كافى است.
آية اللَّه خويى: حرمت لبس اينگونه مخيط به نظر ايشان مبنى بر احتياط است و لذا احتياط در دو كفّاره است.
آية اللَّه سيستانى: بنابر احتياط واجب، درصورتى كه چيزى كه پوشيدن آن حرام است را بپوشد؛ مثل عمامه و كلاه، ولى اگر مثلًا پيراهن خود را بر سر بگذارد، بيش از يك كفّاره لازم نيست.
آية اللَّه مكارم: در مثل پارچه دوخته شده يك كفّاره دارد، ولى كلاه دوخته و مانند آن، بنابر احتياط واجب دو كفّاره دارد.
271 529- تكرار پوشاندن سر در حال احرام- بنابر احوط- موجب تكرار كفّاره است؛ اگرچه تعدّد كفّاره، معلوم نيست و عدم وجوب، بعيد به نظر نمىآيد. (2)
آية اللَّه تبريزى: اين احتياط ترك نشود.
آية اللَّه خامنهاى: احتياط تكرّر كفّاره درصورت تكرّر ستر است مطلقاً.
آية اللَّه سيستانى: بعيد نيست يك كفّاره كافى باشد.
آيات عظام:صافى، گلپايگانى، نورى: درصورت تعدّد پوشانيدن سر، بايد كفّاره متعدد بدهد. مناسك عربى،ص 91.
آية اللَّه مكارم: اين احتياط در اين مسأله و مسأله بعد، وجوبى است.
272 530- بعد از پوشاندن سر و ذبح كفّاره، اگر مجدداً سر را پوشانيد، احتياط به كفّاره دادنِ دوباره، بسيار مطلوب است، اگرچه وجوبش معلوم نيست. (3)
نظريه آيات عظام بهجت، خامنهاى،صافى، گلپايگانى: در مسأله قبل گذشت.
آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه سيستانى: در اينصورت دوباره بايد كفّاره بدهد.
273 531- پوشاندن سر با علم و عمد، كفّاره دارد؛ و درصورت ندانستن مسأله يا غفلت و سهو و نسيان، كفّاره ندارد. (4)
1) آية اللَّه بهجت: احتياطاً. مناسك، س 58.
2) آية اللَّه بهجت: احوط تعدد فديه است به تعدد پوشانيدن، خصوصاً هرگاه بى عذر باشد، خصوصاً هرگاه مجلس متعدّد باشد و اقوى تعدد فديه است درصورت تخلل تكفير. مناسك شيخ،ص 26.
3) . آية اللَّه مكارم و آية اللَّهنورى: احتياط، واجب است.
4) . آية اللَّه خويى، آية اللَّه سيستانى: بلكه ظاهر اين است كه در موارد جواز ستر واضطرار نيز كفّاره واجب نيست مناسك، مسأله 256.
بيست و سوم- پوشيدن زيور براى زن بهجهت زينت.
274 532- بنابر احتياط واجب (1)
آية اللَّه سيستانى: اگر زيور به قصد زينت باشد حرام است و اگر به قصد زينت هم نباشد ولى عرفاً زينت حساب مىشود احتياط واجب در ترك است.
آية اللَّه فاضل: احتياط مستحب.
زن بايد در حال احرام از زيورِ زينتى هرچند بدون قصد تزيين باشد، اجتناب كند؛ بلكه حرمت آن، خالى از قوت نيست.275 533- زيورهايى را كه قبل از احرام، به پوشيدن آن، عادت داشته، لازم نيست براى احرام بيرون بياورد (2)
آية اللَّه مكارم: ولى آن را بپوشاند.
ولى نبايد (3)به هيچ مردى، حتى به شوهرش نشان دهد.276 534- پوشيدن زيور، كفّاره ندارد.(4)
آية اللَّه خويى، متعرّض اثبات و نفى مسأله كفّاره نشدهاند.
بيست و چهارم- پوشانيدن (5)
آية اللَّه نورى: پوشاندن رو هر چند به چيزهاى غيرمتعارف؛ مثل پوشال و گل نيز جايز نيست و جايز نيست با بادبزن روى خود را بپوشاند.
روى با نقاب و روبند و برقع.277 535- پوشاندن رو هر چند با چيزهاى غير متعارف- مثل پوشال و گِل و مانند آن- بنابر احتياط جايز نيست؛ و نيز پوشاندن با بادبزن جايز نيست.
1) آيات عظام بهجت، تبريزى، خويى،صافى، گلپايگانى: پوشيدن زيور براى زينت بر بانوان مُحرِم حرام است.
2) آية اللَّه فاضل: اگر قصد زينت به آنها را نداشته باشد.
3) آية اللَّه سيستانى: بنابر احتياط مستحب آنها را براى شوهرش و مردانى كه با او مَحرماند ظاهر نسازد و نشان ندهد. مناسك، مسأله 256.
4) آية اللَّه تبريزى: كفّارهاش بنابر احتياط مستحب، يك گوسفند است.
5) آية اللَّه بهجت: در غير حال ضرورت، مانند تحفّظ از مگس و نحو آن در حال خوابيدن. مناسك شيخ،ص 26.
278 536- قسمتى از رو، در حكم تمام آن است و نبايد پوشانده شود. (1)
آية اللَّه خامنهاى: پوشاندنصورت در حال احرام به گونهاى كه متعارف زنان در حجاب از نامحرم يا خوددارى از شناخته شدن است براى زنان جايز نيست. بنابراين پوشاندن بخشى ازصورت كه براى اين منظورها پوشيده مىشود شامل گونهها و بينى و دهان و چانه نيز مانند پوشاندن همهصورت حرام است.
آية اللَّه سيستانى: به احتياط واجب، و لذا پوشيدن مقنعه كه اطرافصورت را مىگيرد خلاف احتياط است.
آية اللَّه فاضل: بعض رو در حكم تمام است. و بنابر اقوى پوشاندنصورت در قسمت پايين آن؛ يعنى از بينى تا چانه جايز نيست و در قسمت بالايى آن به احتياط واجب.
آية اللَّه مكارم: پوشانيدن بعضصورت، بهطورى كه نقاب و برقع به آن نگويند جايز است.
آية اللَّه نورى: چانه جزوصورت محسوب مىشود، و بايد مقنعه را طورى ببندد كه زير چانه قرار بگيرد.
279 537- چانه جزوصورت محسوب مىشود (2)
آية اللَّه خامنهاى: نظر ايشان در مسأله 536 آمده است.
و بايد باز باشد؛ پس اگر مقنعهاى بر سر گذاشته شود كه چانه را تا لبها بپوشاند، اشكال دارد.(3)280 538- زن محرم- بنابر احتياط- نمىتواند (4)حوله را برصورت خود بكشد. (5)
آية اللَّه فاضل: جايز نيست مگر در حال ضرورت.
539281- زنهاى محرم براى پوشيدن و در آوردن مقنعه، بايد مواظب باشندصورتشان پوشيده نشود (6)آية اللَّه سيستانى: پوشيدن مقنعه كه مقدارى از اطرافصورت را مىپوشاند به احتياط واجب جايز نيست.
آية اللَّه مكارم: اين مقدار مانعى ندارد.
ولى اگر عامداً و عالماً نباشد، مانع ندارد.1) آية اللَّه تبريزى: بنابر احتياط.
2) آية اللَّه بهجت: چانه جزوصورت است كه نبايد پوشانده شود و بعضصورت نيز در حكم تمام آن است، ولى دست گذاشتن روىصورت مانعى ندارد. پرسشهاى جديد حج،ص 12، سؤال 50.
3) آية اللَّه مكارم: اشكال ندارد.
4) آية اللَّه نورى: زن محرم نمىتواندصورت خود را با حوله خشك و يا پاك كند.
5) آيات عظام: بهجت، خامنهاى،صافى، گلپايگانى، مكارم: بهصورت تدريجى كه تمامصورت پوشيده نشود، مانعى ندارد.
6) آية اللَّه بهجت: به ذيل مسأله 543 مراجعه شود.
282 540- زن محرم مىتواند دست برصورتش بگذارد.
283 541- گذاردن روى بر بالش براى خوابيدن، مانع ندارد.
284 542- پوشاندن سر براى زنان در حال نماز، واجب است؛ ولى آنچه را به عنوان مقدمه علمى مىپوشانند، (1)بايد بعد از نماز (2)
آية اللَّه مكارم: واجب نيست.
فوراً آن را باز كنند.285 543- براى رو گرفتن از نامحرم،(3)جايز است (4)
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: ولى بايد با دست يا چيز ديگرى آن را ازصورت دور نگهدارند. آداب و احكام حج،ص 162.
چادر يا جامهاى را كه بر سر افكنده، تا محاذى بينى (5)بلكه چانه، و حتى درصورت احتياج، تا گردن، پايين بيندازد و چيزى بر او نيست؛ و بهتر بلكه احوط، (6)آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: بايد با دست يا چيز ديگرى آن را ازصورت دور نگه دارد.
آن است كه آن را با دست يا چيز ديگر، از رو، دور نگه دارد (7)تا بهصورت نچسبد.1) آيات عظام بهجت، تبريزى، خامنهاى، خويى، سيستانى، گلپايگانى: پوشانيدن رو كه مقدمه پوشانيدن سر مىباشد، در حال نماز عيبى ندارد؛ آية اللَّه بهجت: و نيز مىتواند سر اندازش را آويزان نمايد در نماز و بعد از آن.
2) آيات عظام: تبريزى، خويى، سيستانى: احتياط واجب اين است كه پس از فراغت از نماز آن را بردارد.
3) آية اللَّه بهجت: بلكه مطلقاً و اختياراً و تا حدّ نحر علىالأظهر. مناسك شيخ،ص 26.
4) آية اللَّه سيستانى: و در جايى كه نا محرم نيست اين گونه پوشش نيز جايز نيست.
5) آية اللَّه خامنهاى: رها كردن كمى از چادر خود به روىصورت تا محاذى بالاى بينى اشكال ندارد ولى احتياط آن است كه هرگاه در معرض نگاه نامحرم نيست از اين كار اجتناب كند.
6) آية اللَّه خامنهاى، آية اللَّه خويى و آية اللَّه تبريزى: اين احتياط ترك نشود.
7) آية اللَّه بهجت، آية اللَّه مكارم: تحفظ آن از رسيدن بهصورت لازم نيست.
286 544- بعضى براى دور نگه نداشتن جامه ازصورت، كفّاره لازم دانستهاند، (1)و آن احوط است، گرچه اقوى واجب نبودن آن است.(2)
287 545- در نقاب انداختن و پوشاندن رو، به هر نحو كه باشد، كفّاره لازم نيست (3)
آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: بنابر احتياط واجب بايد يك گوسفند بدهد.
آية اللَّه سيستانى: احتياط مستحب آن است كه يك گوسفند بدهد.
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: بايد يك گوسفند كفّاره بدهد.
گرچه موافق احتياط است.1) آية اللَّه بهجت: شايد وجه آن، استفاده مساوات احرام زن در رو، با احرام مرد در سراست در جميعاحكام از بعضى روايات، و در اين استفاده تامّل است. مناسك شيخ،ص 26.
2) . آيات عظام تبريزى، خويى،صافى، گلپايگانى: احتياط واجب آن است كه يك گوسفند كفّاره دهد.
3) آية اللَّه بهجت: وجوب كفارّه پوشانيدنصورت زنان يك گوسفند، منقول از شيخ و حلبى است. مناسك شيخ،ص 26.
288 23- محرم نمودن كودك غير مميز، (1)
آية اللَّه تبريزى: استحباب احجاج، اختصاص به طفل غير مميز ندارد بلكه احجاج طفل مميز هم بر ولى او مستحب است.
توسط ولىِّ او مستحب است؛ بهاين گونه كه به او لباس احرام بپوشاند؛ و نيت كند كه «اين طفل را محرم مىكنم براى حج»، يا «اين طفل را مُعْتَمِرْ مىكنم به عمره مفرده»؛ و اگر ممكن باشد، تلبيه را به او تلقين كند، و گرنه خودش به جاى او بگويد؛ و بايد وظايف و اعمال را مطابق وظيفه انجام دهد، وگرنه در بعضصور، طفل در احرام باقى مىماند و تا تدارك نكند، نمىتواند ازدواج نمايد.(2)289 752- اگر كسى مريض يا طفلى را حمل كند و طواف دهد و خودش نيز قصد طواف كند طواف هر دوصحيح است.
1) آية اللَّه بهجت:صحيح است احرام ولىّ از طفل غير مميز و از مجنون، و متولّى نيت احرام طفل، ولىّحاضر مىشود، و تمام اعمال را آنچه را متمكّن است طفل و غير عاقل انجام مىدهد با نيت ولىّ و آنچه را متمكن نيست ولىّ از جانب او انجام مىدهد از آن جمله تلبيه احرام است كه اگر متمكن باشد طفل و غير عاقل انجام مىدهد با نيت ولىّ، وگرنه ولىّ نايب مىشود. كتاب حجص 4.
2) آية اللَّه سيستانى: تنها درصورتى بر احرام باقى مىماند كه اعمال عمره مفرده را درست انجام ندهند ولى در حج اگر خلل به اركان آن بزند با گذشت وقت حج احرام آن فاسد مىشود، بلى اگر فقط طواف نساء را به طورصحيح بهجا نياورند استمتاع از زن بر او حرام است، مگر با اتيان طواف نساء، ولى ازدواجصحيح است.
290 24- ولىّ در اين مورد، بعيد نيست كه كفيلِ بچه و نگهدار او باشد، اگرچه ولىِّ شرعى او نباشد. (1)
آيةاللَّه بهجت: ولىّ در اين مقام عبارت است از ولىّ در مال؛ مثل اب وجدّ ابى و وصىّ ايشان و حاكم و امين حاكم. و ولايت مادر دراحرام طفل وساير اعمال حج خالى از وجه نيست. رساله ذخيرةالعباد،ص 5.
آية اللَّه خويى: درصورتى كه مستلزم تصرف در اموال طفل نباشد والا اذن ولى شرعى لازم است. معتمد، ج 1،ص 36
آية اللَّه سيستانى: ولىّ طفل در اين امر كسى است كه حق حضانت و سرپرستى او را دارد، چه پدر و مادر او باشند و چه غير آنها. مناسك، مسأله 11.
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: قدر متيقن از ولىّ در اين امر نسبت به بچه غير مميّز، ولىّ شرعى است؛ مانند پدر و جد و يا وصىّ يكى از آن دو، و همچنين حاكم و امين از طرف حاكم و يا وكيل يكى از آنها، و امّا غير ولىّ شرعى مانند عمو و دايى و برادر، محل اشكال است، اگرچه كفيل و نگهدار بچه باشد، لكن مادر در اين مورد ملحق به ولىّ شرعى است زيرا نسبت به او دليل خاصى داريم، و امّا در بچه مميّز در مواردى كه اجازه ولىّ لازم است اجازه غير ولىّ شرعى كفايت نمىكند. مناسك عربى،ص 13، مسأله 11.
آية اللَّه فاضل: مقصود از ولىّ، همان ولىّ شرعى است، ولى مادر در اين مورد ملحق به ولىّ شرعى است.
آية اللَّه مكارم: ولى به اذن ولىّ شرعى انجام مىدهد.
291 25- بعد از محرم شدنِ طفل، ولىّ بايد او را از محرّمات احرام باز دارد، (2)
آية اللَّه تبريزى: اين حكم در مورد احجاجصبى است.
و اگر مميّز نيست، خود ولىّ، او را از محرّمات حفظ كند.292 26- اگر طفلِ محرم، محرّمات احرام را بهجا آورد، يا ولىّ، او را باز ندارد، كفّاره بر ولىّ طفل است نه بر مال طفل، بنابر اقوى درصيد و بنابر احتياط واجب، در غير آن. (3)
آيات عظام تبريزى، خويى: ظاهراً كفارات ديگر، در غيرصيد نه بر ولىّ واجب است و نه در مال طفل، ولى كفارهصيد بر ولىّ واجب است. مناسك،ص 13، مسأله 9.
آية اللَّه خامنهاى: اگر غير بالغ يكى از مُحرمات احرام را مرتكب شود، چنانچه آن عمل حرام، شكار باشد، كفاره آن بر عهده ولى اوست، اما در مورد كفارات ديگر، ظاهر آن است كه پرداخت آن واجب نيست نه بر ولى و نه از مال خود غير بالغ.
آية اللَّه سيستانى: كفارهصيد غير مميز بر ولى اوست و در غير آن، بر نابالغ كفّاره نيست؛ نه در مال او و نه در مال وليّش.
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: كفارهصيد بر ولىّ طفل است، و اما در وجوب ساير كفارات بر ولىّ اشكال است، اگرچه احوط اين است كه برعهده ولىّ است. مناسك عربى،ص 13، مسأله 13.
آية اللَّه مكارم: اين احتياط مستحب است.
1) آية اللَّه نورى: در غير ولىّ شرعى، محل اشكال است.
2) آيات عظام بهجت، خويى، سيستانى: اين حكم در مورد احجاجصبى غير مميز است و همينگونهاست حكم مذكور در مسأله 26 و 27 و 29.
3) آية اللَّه بهجت: فداءصيد مولىّ عليه بر ولىّ است كه با مباشرت او عمل مولى عليهصحيح است و كفّاره موجب هدى بر ولى است در آنچه عمد و خطا كفّاره دارد بلكه در آنچه عمد فقط كفّاره دارد وصبى عمداً مرتكب شد ثبوت كفّاره بر ولى كه سبب است خالى از وجه نيست كتاب حج،ص 5.
293 27- ولىّ، بايد طفل را وادار كند كه تمام اعمال را بهجا آورد و اگر طفل نمىتواند، خود او به نيابت از وى بجا آورد. (1)
آية اللَّه تبريزى: در وقتى كه مىخواهد طفل را طواف دهد، واجب است او را وضو دهد، اگرچه بهصورت وضو باشد. مناسك،ص 14، مسأله 7.
آية اللَّه فاضل: در اعمالى كه نياز به وضو دارد، احتياطاً طفل را وضو بدهد و خودش هم وضو بگيرد.
294 29- اگر كودك مميّزى، بدون اذن ولىّ، محرم شود و در حال احرام، يكى از محرّمات را مرتكب شود، كفاره آن بر عهده كيست؟ (2)
آية اللَّه تبريزى: كفاره ندارد.
آية اللَّه خامنهاى: رجوع شود به پاورقى مسأله 26.
آية اللَّه سيستانى: بر فرضصحت احرام نيز فعل او كفّاره ندارد.
آية اللَّهصافى: در فرض سؤال كفّاره واجب نيست ولى احتياط آن است كه ولّى بچه كفّاره را از مال خودش بدون اينكه قصد كند بر او واجب بوده يا برصبى، ادا نمايد.
آية اللَّه فاضل: در فرض مزبور با احتياط واجب كفّاره بر ولىّ طفل است.
آية اللَّه مكارم: در غيرصيد، كفّاره واجب نيست، نه بر ولىّ و نه بر طفل.
آية اللَّه نورى: لازم است ولىّ طفل او را ازار تكاب محرّمات احرام باز دارد و اگر باز نداشت كفّاره درصورت علم و عمد بر عهده ولى طفل است.
1) آية اللَّه بهجت: درصورت تمكّن، احوط آن است كه در حال طواف، هر دو طاهر باشند و نماز طواف را هر دو بخوانند و سنگ ريزه را در دست طفل يا مجنون بگذارد و ولى با آن كيفيت رمى و نيّت نمايد و در تمام افعال آنچه در غير نيّت مىتواند انجام دهد، ولىّ متصدّى نيّت مىشود كتاب حج،ص 4.
2) آيةاللَّه بهجت: در فرض سؤال كه ولىّ سبب نيست كفّاره هم بر او نيست و تنها كفّارهاى كه در عمد و خطأ ثابت است در مال طفل ثابت است.[ مستفاد از جامعالمسائل ج 2ص 193]
295 2/ 29- كودك مميّزى بدون امر ولىّ، در ميقات محرم شده و فقط سعى و تقصير را انجام داده است؛ تكليف او يا وليّش نسبت به بقيه اعمال چيست؟ « (1)
آية اللَّه تبريزى: چنانچه محرم به عمره مفرده شده بر احرامش باقى مىماند و چنانچه تا زمان بلوغ تمام اعمال عمره مفرده را تدارك نكند بعد از بلوغ بر او واجباست آن را تدارك نمايد.
آية اللَّه خامنهاى: طواف و نماز آن را بجا آورد و سعى و تقصير را بنابر احتياط اعاده نمايد و سپس طواف نساء و نماز آن را انجام دهد.
آية اللَّه سيستانى: احرامشصحيح نيست و چيزى بر او نيست.
آية اللَّهصافى: درصحت احرام كودك مميّز اذن ولى شرط نيست بنابراين كودك مذكور كه محرم شده خودش و يا با كمك ديگرى ولو غير ولى اگر محتاج به راهنمايى باشد بايد اعمال عمره را از طواف شروع كند و اتمام نمايد.
آية اللَّه فاضل: ولىّ او تكليفى ندارد، ولى احرام اوصحيح است و بايد اعمال خود را از اول انجام دهد. و اگر نتواند نايب بگيرد.
آية اللَّه مكارم: احتياط آن است كه برگردد و تمام اعمال غير از احرام را انجام دهد و اگر توانايى ندارد از كسانى كه به عمره مىروند خواهش كند كه به نيابت از او انجام دهند.
آية اللَّه نورى: لازم است برگردد واعمال را بهترتيب انجامبدهد.
296 603- اگر كودك را در حال خواب، طواف يا سعى دهند، يا بخشى از طواف و سعى را در خواب باشد، چه حكمى دارد؟ (2)
آية اللَّه تبريزى: طواف و سعى اوصحيح است بلى احتياط اين است كه ابتداى طواف بيدار باشد.
آية اللَّه سيستانى: اگر طفل غير مميّز باشد و وليّش او را طواف مىدهد اشكال ندارد.
آية اللَّه فاضل: در طواف بايد طهارت و ساير شرايط آن رعايت شود. لذا اگر كودك خوابش ببرد يا محدث شود بايد طبق احكام قطع طواف عمل كند. اما در سعى طهارت معتبر نيست و اگر كودك غير مميز باشد چون نيت سعى او با ولىّ اوست لذا اگر خوابش ببرد سعى اوصحيح است.
آية اللَّه نورى: در كودك خواب به اندازه متعارف به طواف و سعى او ضرر نمىرساند.
297 620- كودك محرمى كه او را طواف مىدهند، آيا بايد بدن و لباس او پاك باشد؟ و چنانچه قبل از طواف، او را تطهير كنند، آيا براى يك طواف كافى است و وارسى بين طواف لازم نيست؟ (1)
آية اللَّه تبريزى: آن مقدار كه بتوانند بنابر احتياط رعايت طهارت او را بكنند ولى وارسى لازم نيست، واللَّه العالم.
آية اللَّه سيستانى: رعايت طهارت بدن و لباسِ او لازم نيست.
آية اللَّهصافى: بايد شرايط طواف و نماز در طفل نيز مراعات شود و درصورت غير مميّز بودن طفل، درصورت امكان او را وضو دهند لباس و بدن او را تطهير كنند و درصورت شك در عارض شدن حدث و خبث وارسى لازم نيست و حكم طهارت باقى است، واللَّه العالم.
آية اللَّه فاضل: بلى لازم است و وارسى در بين طواف لازم نيست. ولى اگر متوجه شدند كه لباس و بدن او نجس شده، احتياط اين است كه آنها را تطهير كنند.
آية اللَّه مكارم: چنانچه قبل از طواف او را تطهير كرده باشد كافى است.
آية اللَّه نورى: بلى لازم است و براى يك طواف كافى است، و وارسى لازم نيست.
298 647- شخصى كه كودك را در بغل گرفته و طواف مىدهد، آيا بايد شانه چپ كودك را به طرف كعبه قرار دهد؟ (2)
آية اللَّه تبريزى: لزومى ندارد، واللَّه العالم.
آية اللَّه سيستانى: بايد تا حدّ امكان سعى كند طورى او را طواف دهد كه عرفاً طرف چپ او به طرف كعبه باشد.
آية اللَّهصافى: بنابر احتياط شانه چپ كودك نيز به طرف بيت باشد، واللَّه العالم.
آية اللَّه فاضل، آية اللَّه نورى: بلى بايد تمام شرايط در كودك نيز رعايت شود.
آية اللَّه مكارم: لازم نيست.
1) آيةاللَّه بهجت: بلى لازم است و اگر معلوم نشود در اثناى طواف كه چيزى خارج شده، همان تطهير قبل از طواف كفايت مىكند و اگر در اثناء حدثى به وجود آيد احتياط در تجديد طهارت است مگر اينكه موجب عسر و حرج باشد.[ مناسك معظمله طبع جديد مسأله 557]
2) آيةاللَّه بهجت: بلى حتّى الامكان،[ به مسأله 556 مناسك معظمله طبع جديد مراجعه شود.]
299 868- كودكى در احرام عمره مفرده، گاهى در حال سعى به عقب بازگشته و با همين وضع اعمال را به پايان برده است، اكنون چه وظيفهاى دارد؟ (1)
آية اللَّه خامنهاى: اگر به اعتقادصحّت تقصير انجام شده طفل از احرام خارج شده است و چيزى بر او نيست اگر چه احتياط در اعاده سعى است.
آية اللَّه فاضل: ظاهراً سعى اوصحيح باشد هر چند بهتر است خودش سعى را اعاده كند يا براى انجام آن نايب بگيرد.
آية اللَّهصافى: در فرض سؤال چنانچه مميّز است بايد سعى راصحيحاً اعاده نمايد و بقيه اعمال مرتبه را نيز انجام دهد و اگر غير مميّز است ولىّ او دوباره او را سعى دهد و همچنين بقيه اعمال مرتبه را.
300 869- اگر كودك را در حال خواب، طواف يا سعى دهند يا بخشى از طواف و سعى را در خواب باشد چه حكمى دارد؟ (2)
آية اللَّه مكارم: در مورد بچههاى كوچك اشكالى ندارد.
301 870- كودك مميزى را ولىّ او به سعى مىبرد؛ ولى كودك خواب است، آيا لازم است در ابتداى سعى، او را براى نيّت بيدار كند، و چنانچه در آغاز بيدار باشد و در بين راه خواب برود چه حكمى دارد؟ (3)
آية اللَّه تبريزى: احتياط واجب اين است كه خواب نرود و آن مقدار را كه خواب رفته، به نيت« اتمام ما نقص من سعيه» اعاده كند و اگر قبل از نيت سعى، خواب رفته- بدون اشكال- سعى او باطل است.
آية اللَّه فاضل: چون سعى از عبادات است وصحت آن منوط به نيت و قصد قربت مستمر است لذا درفرض مذكور اگر قبل از شوط چهارم بهخواب رفته است بهاحتياط واجب سعى را از اول اعاده كند و اگر بعد از شوط چهارم خواب رفته است پس از بيدار شدن و توجه و التفات بايد از جايى كه به خواب رفته سعى را ادامه دهد.
آية اللَّه مكارم: درصورتى كه در ابتداى سعى نيّت كرده باشد، اشكالى ندارد.
آية اللَّه نورى: 1- لازم است كه او را براى انجام نيت بيدار كند 2- و آن مقدارى را كه در حال خواب پيش رفته است پس از بيدار شدن اعاده كند.
302 621- اگر بچهاى را كه ختنه نشده، (1)وادار به احرام، يا او را محرم كنند، احرام اوصحيح است ولى طواف اوصحيح نيست؛ (2)
آية اللَّه سيستانى: اگر مميّز باشد.
آية اللَّه فاضل: طواف طفل مميّزى كه ختنه نشدهصحيح نيست، و از غير مميّز بنابراحتياطصحيح نيست هر چند احرام آنهاصحيح است.
و چون طواف نساء او باطل است (3)بنابر احوط (4)حلال شدن زن بر او مشكل است؛ مگر او را ختنه و طواف دهند، يا خودش بعد از ختان، طواف كند، يا براى طواف او نايب (5)آيات عظامصافى، گلپايگانى، مكارم: گرفتن نايب در اينصورت قبل از ختنه مشكل است.
بگيرند.1) آية اللَّه بهجت: اگر طفل محرم بدون ختنه طواف كند يا طواف دهند او را، طواف نساء از او باطل خواهدبود طبق احتياط مذكور، پس زن از براى او بعد از بلوغ حلال نخواهد بود مگر آنكه تدارك طواف نساء نمايد، خودش يا نايبش. مناسك شيخ،ص 27.
2) آية اللَّه تبريزى: در مميّزى كه خودش محرم شده باشد.
3) آيةاللَّه مكارم: تمام طوافهاى او اشكال دارد
4) آية اللَّه سيستانى: اگر مميّز باشد بنابر احتياط واجب حكم كسى را دارد كه طواف را ترك كرده است مگر اينكه پس از ختنه طواف را اعاده كند.
5) از آية اللَّه سيستانى: در مورد كفايت نيابت در اين فرض، مطلبى در دست نيست.
(1)1- همينكه حاجى به حرم رسيد، پياده شده و به جهت دخول حرم، غسل نمايد. 2- براى تواضع و فروتنى نسبت به حضرت حق- جلَّ و علا- پابرهنه شده و نعلين خود را در دست گرفته داخل حرم شود؛ اين عمل ثواب زيادى دارد.
3- وقت دخول حرم اين دعا را بخواند:
«اللّهُمَّ إنَّكَ قُلْتَ فِي كِتابِكَ وَقَوْلُكَ الْحَقُّ: وَأَذِّنْ فِى النّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالًا وَعَلى كُلّ ضامِرٍ يَأْتينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَميقٍ. اللّهُمَّ إنّي ارْجُو انْ اكُونَ مِمَّنْ اجابَ دَعْوَتَكَ، وَقَدْ جِئْتُ مِنْ شُقّةٍ بَعيدةٍ وَفَجٍّ عَميقٍ سامِعاً لِنِدائِكَ وَمُستَجِيباً لَكَ مُطيعاً لِأمْرِكَ وَكُلُّ ذلِكَ بِفَضْلِكَ عَليَّ وَاحْسانِكَ إِلَيَّ فَلَكَ الْحَمْدُ عَلى ما وَفَّقْتَنِي لَهُ أبْتَغِيْ بِذلِكَ الزُّلْفَةَ عِنْدَكَ وَالْقُرْبَةَ إلَيْكَ وَالْمَنْزِلَةَ لَدَيْكَ وَالْمَغْفِرَةَ لِذُنُوبِي وَالتَّوْبَةَ عَلَيَّ مِنْها بِمَنِّكَ، اللَّهُمَّصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَحَرِّمْ بَدَنِي عَلَى النَّارِ وَآمِنِّي مِنْ عَذابِكَ وَعِقابِكَ بِرَحْمَتِكَ يَا أرْحَمَ الرَّاحِمِينَ».
4- وقت دخول حرم مقدارى از علفِ (اذخر) گرفته آن را بجود.
303 546- براى دخول مكه معظمه نيز غسل مستحب است؛ و هنگامىكه وارد مكه مىشود با حالت
1) آية اللَّه مكارم: اين مستحبات را به قصد رجا بجا آورد و بايد توجه داشت كه بعضى از مستحبات مربوط به زمانهاى گذشته است و در عصر ما موضوع ندارد و يا عملًا ممكن نيست، آنچه را مىتوان، انجام دهد. و خداوند به نيّت او پاداش مىدهد.
تواضع وارد شود؛ و كسى كه از راه مدينه برود، از بالاى مكه داخل شده و وقت بيرون آمدن از پايين آن بيرون آيد.
304 547- مستحب است مكلف براى دخول مسجدالحرام غسل نمايد. (1)
305 548- آيا بجز غسل مستحبى براى رفتن به مسجدالحرام، غسل ديگرى براى طواف مستحب است و درصورت وجود چنين استحبابى، آيا يك غسل به نيت هر دو كافى است؟ (2)
آية اللَّه تبريزى: براى زيارت بيتاللَّه غسل مستحب است و طواف، زيارت بيت است، واللَّه العالم.
آيةاللَّهخامنهاى: براىخصوص طواف هم غسل مستحبى وارد شده است ولى مىتوانيد هر دو را در يك غسل نيت كنيد.
آيةاللَّه سيستانى: غُسل زيارت كعبه مستحب است ولى استحباب غُسل دخول مسجدالحرام و غسلِ طواف ثابت نيست و اگر خواست انجام دهد به قصد رجا اشكال ندارد و مىتواند يك غسل را به نيّتهاى متعدد انجام دهد.
آيةاللَّهصافى: غسل براى طواف بالخصوص، به نظر نرسيده است، واللَّه العالم.
آية اللَّه فاضل: بلى براى هر دو مورد؛ يعنى دخول در مسجدالحرام و طواف غسل مستحب است و يك غسل به نيت هر دو كفايت مىكند.
آيةاللَّه مكارم: ظاهراً طواف، غسلِ مستحب ندارد.
آية اللَّه نورى: بجز غسل مستحبى براى رفتن به مسجدالحرام استحباب غسل ديگرى براى طواف ثابت نيست.
306 549- آيا استحباب غسل ورود به مسجدالحرام تنها براى قادم و كسى است كه اعمال عمره بجاى مىآورد، يا براى هر مرتبه رفتن به مسجدالحرام نيز مستحب است؟ (3)
آيت اللَّه خامنهاى: اختصاص به ورود اوّل ندارد.
آيت اللَّه تبريزى: غسل دخول مسجدالحرام، كه همان غسل براى دخول مكه و حرم است، اختصاص به قادم و كسى كه اعمال را به جا مىآورد، دارد.
آيت اللَّه سيستانى: استحباب آن حتى براى قادم ثابت نيست.
آيت اللَّهصافى: بعيد نيست براى هر وارد به مسجد باشد و در هر مرتبه.
آيت اللَّه فاضل: براى هر مرتبه رفتن به مسجدالحرام نيز مستحب است.
آيت اللَّه مكارم: به قصد رجا مانعى ندارد.
و همچنين مستحب است با پاى برهنه و با حالت سكينه و وقار وارد شود؛ و هنگام ورود از در «بنيشيبه» وارد شود؛ و گفتهاند كه باب بنىشيبه در حال كنونى مقابل باب السلام است؛ بنابراين نيكو اين است كه شخص از باب السلام وارد شده و مستقيماً بيايد تا از ستونها بگذرد.
و مستحب است بر در مسجدالحرام ايستاده بگويد:
«السَّلامُ عَلَيْكَ أَ يُّها النَّبِيُّ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ، بِسْم اللَّه وَبِاللَّهِ وَما شاءَ اللَّهُ، السَّلامُ عَلى أ نْبِياءِ اللَّهِ وَرُسُلِهِ، السَّلامُ عَلى رَسُولِ اللَّهِ، السَّلامُ عَلى إبْراهِيمَ خَلِيْلِ اللَّهِ، وَالْحَمْدُ للَّهِ رَبِالْعالَمِينَ».
و در روايت ديگر وارد است كه نزد در مسجد بگويد:
«بِسْمِ اللَّهِ وَبِاللَّهِ وَمِنَ اللَّهِ وَإلَى اللَّهِ وَما شاءَ اللَّهُ وَعَلى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، وَخَيْرُ الْأسْماءِ للَّهِ، وَالْحَمْدُ للَّهِ وَالسَّلامُ عَلى رَسُولِ اللَّهِ، السَّلامُ عَلى مُحَمَّدْ بِنْ عَبْداللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَ يُّهَا النَّبِيُّ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ، السَّلامُ عَلى أنبِياءِ اللَّهِ وَرُسُلِهِ، السَّلامُ عَلى خَلِيْلِ اللَّهِ الرَّحْمنِ، السَّلامُ عَلَى الْمُرسَلِينَ وَالْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ، السَّلامُ عَلَيْنا وَعَلى عِبادِ اللَّهِ الصَّالِحينَ، أَللَّهُمَّصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّد وَبارِكْ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَارْحَمْ مُحَمَّداً وَآلَ مُحَمَّد كَماصَلَّيْتَ وَبارَكْتَ وَتَرَحَّمْتَ عَلى إبْراهِيمَ وَآلِ إبْراهيمَ إنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيْدٌ، أللَّهُمَّصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَرَسُو لِكَ، أللَّهُمَّصَلِّ عَلى إبْراهِيْمَ خَلِيلِكَ وَعَلى أ نْبِيائِكَ وَرُسُلِكَ وَسَلِّمْ عَلَيْهِمْ، وَسَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ وَالْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ، أللَّهُمَّ افْتَحْ لِي أبْوابَ رَحْمَتِكَ وَاسْتَعْمِلْنِي في طاعَتِكَ وَمَرْضاتِكَ وَاحْفَظْنِي بِحِفْظِ الْإِيمانِ أبَداً ما أبْقَيْتَني جَلَّ ثَناءُ وَجْهِكَ، الْحَمْدُ للَّهِ الَّذي جَعَلَني مِنْ وَفْدِهِ وَزُوّارِهِ وَجَعَلَني مِمَّنْ يَعْمُرُ مَسَاجِدَهُ، وَجَعَلَني مِمَّنْ يُناجِيهِ، أللَّهُمَّ إنِّي عَبْدُكَ وَزائِرُكَ في بَيْتِكَ
وَعَلى كُلِّ مَأتِيٍّ حَقٌّ لِمَنْ أتاهُ وَزارَهُ، وَأ نْتَ خَيْرُ مَأتِيٍّ وَأكْرَمُ مَزُورٍ فَأَسْأَ لُكَ يا اللَّهُ يا رَحْمنُ بِأَ نَّكَ أنتَ اللَّهُ لا إلهَ إلّاأ نْتَ وَحْدَكَ لا شَرِيكَ لَكَ بِأ نَّكَ واحِدٌ احَدٌصَمَدٌ لَمْ تَلِدْ وَلَمْ تُولَدْ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ (لكَ خ ل) كُفُواً أحَدٌ، وَأنَّ مُحَمَّداً عَبْدُكَ وَرَسُولُكَصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَعَلى أهْلِ بَيْتِهِ يا جَوادُ يا كَرِيمُ يا ماجِدُ يا جَبَّارُ يا كَريمُ أسْأَ لُكَ أنْ تَجْعَلَ تُحْفَتَكَ إيّايَ بِزِيارَتي إيَّاكَ أوَّلَ شيءٍ تُعْطِيَنِي فَكاكَ رَقَبَتِي مِنَ النَّارِ».
پس سه مرتبه مىگويد:
«أللَّهُمَّ فُكَّ رَقَبَتي مِنَ النَّارِ».
پس مىگويد:
«وَأوْسِعْ عَلَيَّ مِنْ رِزْقِكَ الْحَلالِ الطَّيِّبِ وَادْرَأْ عَنِّي شَرَّ شَياطِيْنِ الْجِنِّ وَالْانْسِ وَشَرَّ فَسَقَةِ الْعَرَبِ وَالْعَجَمِ».
پس داخل مسجدالحرام شود و رو به كعبه دستها را بلند نموده و بگويد:
«اللَّهُمَّ إنّي أسْأَ لُكَ في مَقامي هذا وَفي أوَّلِ مَناسِكِي أنْ تَقْبَلَ تَوْبَتِي وَأنْ تَتَجاوَزَ عَنْ خَطِيئَتي وَأنْ تَضَعَ عَنِّي وِزْري، الْحَمْدُ للَّهِ الَّذي بَلَّغَنِي بَيْتَهُ الْحَرامَ أللَّهُمَّ إنّي أشْهَدُ أنَّ هذا بَيْتُكَ الْحَرامُ الَّذي جَعَلْتَهُ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَأمْناً مُبارَكاً وَهُدىً لِلْعالَمينَ أللَّهُمَّ إنَّي عَبْدُكَ وَالْبَلَدَ بَلَدُكَ وَالْبَيْتَ بَيْتُكَ جِئْتُ أطْلُبُ رَحْمَتَكَ وَأؤُمُّ طاعَتَكَ مُطِيْعاً لِأمْرِكَ راضياً بِقَدَرِكَ أسْأَ لُكَ مَسْأ لَةَ الْفَقِيْرِ إلَيْكَ الْخائِفِ لِعُقُوبَتِكَ أللَّهُمَّ افْتَحْ لِي أبْوابَ رَحْمَتِكَ واسْتَعْمِلْنِي بِطاعَتِكَ وَمَرْضاتِكَ».
بعد خطاب مىكند بهسوى كعبه و مىگويد:
«أ لْحَمْدُ للَّهِ الَّذي عَظَّمَكِ وَشَرَّفَكِ وَكَرَّمَكِ وَجَعَلَكِ مَثابَةً لِلنّاسِ وَامْناً مُبارَكاً وَهُدىً لِلْعالَمِيْنَ».
و مستحب است وقتى كه محاذى حجرالاسود شد بگويد:
«أشْهَدُ أنْ لاإلهَ إلَّااللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَأنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ آمَنْتُ بِاللَّهِ وَكَفَرْتُ
بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَاللَّاتِ وَالْعُزّى وَبِعِبادَةِ الشَّيْطانِ وَبِعِبادَةِ كُلِّ نِدٍّ يُدْعى مِنْ دُونِ اللَّهِ».
و هنگامى كه نظرش به حجرالاسود افتاد، بهسوى آن متوجه شود و بگويد:
«أ لْحَمْدُ للَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَما كُنّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أنْ هَدانَا اللَّهُ سُبْحانَ اللَّهِ وَالْحَمْدُ للَّهِ وَلا إلهَ إلّااللَّهُ وَاللَّهُ أكْبَرُ، اللَّهُ أكْبَرُ مِنْ خَلْقِهِ وَاللَّهُ أكْبَرُ مِمّا أخْشى وَاحْذَرُ، لا إلهَ إلّااللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيْكَ لَهُ، لَهُ الْمُلكُ وَلَهُ الْحَمْدُ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَيُمِيتُ وَيُحْيِي وَهُوَ حَيٌّ لا يَمُوتُ بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَهُوَ عَلى كُلِّ شَيءٍ قَدِيرٌ، اللَّهُمَّصَلِّ عَلى مُحَمّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَبارِكْ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ كَأفْضَلِ ماصَلَّيْتَ وَبارَكْتَ وَتَرَحَّمْتَ عَلى إبْراهِيمَ وَآلِ إبْراهِيمَ إنَّكَ حَمِيْدٌ مَجيدٌ، وَسَلامٌ عَلى جَميعِ النَّبِيِّينَ وَالمُرْسَلِينَ وَالْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ أللَّهُمَّ إنَّي اومِنُ بِوَعْدِكَ وَأُصَدِّقُ رُسُلَكَ وَأتَّبِعُ كِتابَكَ».
و در روايت معتبر وارد است كه وقتى كه نزديك حجرالاسود رسيدى، دستهاى خود را بلند كن؛ و حمد و ثناى الهى را بهجا آور؛ وصلوات بر پيغمبر بفرست؛ و از خداوند عالم بخواه كه حج تو را قبول كند. پس از آن، حجر را بوسيده و استلام نما و اگر بوسيدن ممكن نشد استلام نما و اگر آن هم ممكن نشد اشاره به آن كن و بگو:
«أللَّهُمَّ أمانَتِي أدَّيْتُها وَمِيثاقِي تَعاهَدْتُهُ لِتَشْهَدَ لِي بِالْمُوافاةِ أللَّهُمَّ تَصْدِيقاً بِكِتابِكَ وَعَلى سُنَّةِ نَبِيِّكَصَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ أشْهَدُ أنْ لا إلهَ إلّااللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَأنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ آمَنْتُ بِاللَّهِ وَكَفَرْتُ بِالْجِبْتِ وَالطاغُوتِ وَاللَّاتِ وَالْعُزّى وَعِبادَةِ الشَّيْطانِ وَعِبادَةِكُلِّ نِدٍّ يُدْعى مِنْ دونِ اللَّهِ».
و اگر نتوانى همه را بخوانى بعضى را بخوان و بگو:
«أللَّهُمَّ إليْكَ بَسَطْتُ يَدِي وَفِيما عِنْدَكَ عَظُمَتْ رَغْبَتِي فَاقْبَلْ سُبْحَتي وَاغْفِرْ لِي وَارْحَمْنِي، أللَّهُمَّ إنّي أعُوذُ بِكَ مِنَ الْكُفْرِ وَالْفَقْرِ وَمَواقِفِ الْخِزْيَ في الدُّنيا وَالْاخِرَةِ».
وجوب طواف 113
شرايط و مقدمات طواف 116
كيفيت طواف 133
قطع و تدارك طواف 157
نيابت و استنابه در طواف 166
احكام خاص بانوان در طواف 169
طواف مستحب و نماز آن 175
آداب و مستحبات طواف 179ص: 113
اولين عمل عمره بعد از احرام، طواف است.
307 550- طواف عبارت است از: «هفت مرتبه گرد خانه كعبه گرديدن» و هر دور از آن «شوط» نام دارد؛ پس طواف، عبارت از هفت شوط است.
553- اگر كسى طواف را سهواً ترك كند، (1)لازم است هر وقت كه باشد، (2)آن را بهجا آورد؛ و اگر به محل خود برگشته و نتواند به مكه برگردد، يا مشقت داشته باشد، بايد نايب بگيرد. (3)
آية اللَّه مكارم: و در اين مدّت چيزى بر او حرام نيست و احتياط آن است كه يك گوسفند قربانى به مكه بفرستد و اگر فرستادن به مكه ممكن نيست در محل خود قربانى كند.
308 557- اگر كسى طواف او ناقص بوده ولى تا بعد از مراجعت به وطن، متذكر نقصان نشود، احتياط (4)
آيات عظام تبريزى، خامنهاى، خويى،صافى، فاضل، گلپايگانى: بايد برگردد.
آية اللَّه سيستانى: اگر نتواند باقيمانده را خود بهجا آورد، اگرچه به اين علت باشد كه پس از رجوع به وطن يادش آمده ديگرى را نايب خود قرار دهد و به هر حال نماز طواف را بايد خودش هر جا هست بعد از طواف نايب بخواند
آن است كه براى تدارك بازگردد؛ واگر نتوانست يا مشكل باشد، نايب بگيرد. (5)آية اللَّه مكارم: و احتياط آن است يك گوسفند در مكّه قربانى كند و اگر نتوانست در شهر خودش قربانى كند.
1) آية اللَّه سيستانى: يا آن را به طورصحيح انجام نداده.
2) آية اللَّه فاضل: وسعى را نيز بنابر احتياط اعاده كند.
3) - آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: اگر قبل از فوت وقتِ طواف متذكر شود، بايد تا وقت نگذشته قضا كند.
4) آية اللَّه بهجت: و اگر متذكّر نشود مگر بعد از مراجعت به وطن خود، پس نايب مىگيرد. مناسك شيخ،ص 42.
5) آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: و در اينصورت نيز بنا بر احتياط واجب هدى بفرستد و احوط آن است كه شتر باشد مناسك فارسى، مسأله 104.
309 559- اگر كسى قبل از انجام طواف، سعى را بهجا آورد، احتياط واجب (1)
آية اللَّه مكارم: اين احتياط در مورد سعى مستحب است.
آن است كه علاوه بر طواف و نماز آن، سعى را هم بهجا آورد.310 560- اگر كسى هنگام سعى، متذكر شود كه طواف را بهجا نياورده، بايد سعى را رها نموده، طواف را بهجا آورد، سپس سعى را اعاده كند. (2)
311 562- در حال طواف، تكلم و خنده و شعر خواندن، جايز، ولى مكروه است؛ و مستحب است در حال طواف، مشغول دعا و ذكر خدا و تلاوت قرآن باشد.
312 563- اكل و شرب در حال طواف، مانع ندارد.
313 564- در حال طواف، خواندن نماز مستحب چه حكمى دارد؟ (3)
آيت اللَّه خامنهاى: اگر بتواند جمع بين قصد طواف و قصد نماز مستحبى در حال طواف نمايد اشكال ندارد.
آيت اللَّه تبريزى: مشروعيت آن ثابت نيست، واللَّه العالم.
آيت اللَّهصافى: احوط ترك آن است، واللَّه العالم.
314 565- اگر شخصى در حال طواف با علم به حرمت، از روى شهوت با بدن زنى تماس حاصل نمايد
1) آيات عظام: خامنهاى، سيستانى، فاضل: بايد سعى را اعاده نمايد.
2) آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: اگر قبل از شوط چهارم سعى يادش بيايد كه طواف بهجا نياورده، سعى را رها كند و طواف را بهجا آورد و سپس سعى را انجام دهد و اگر بعد از اتمام شوط چهارم بوده، آن را قطع كند و بعد از انجام طواف، سعى را اتمام و به احتياط واجب آن را اعاده نمايد. آداب و احكام حج، م 667.
3) آيات عظام: بهجت، سيستانى، فاضل و مكارم: مانعى ندارد.
هر چند كار حرامى كرده ولى مضر به طواف نيست «(1)و اگر كارى كه موجب كفّاره است انجام دهد، بايد كفّاره بدهد. (2)
آية اللَّه فاضل: اما اگر موجب انزال شود طوافش باطل و كفّاره هم دارد.
آية اللَّه مكارم: اگر لمس از روى لباس باشد گناه كرده ولى كفّاره ندارد.
315 566- پا گذاردن روى احرامى ديگران (3)
آية اللَّه مكارم: ولى عمداً اين كار را نكند مگر مانع عبور باشد.
و چيزهايى كه از افراد در مطاف مىافتد- از قبيل ساعت و غيره- موجب بطلان طواف نمىشود. (4)احكام خمسِ مربوط به طواف، در قسمت خمس در پايان كتاب ذكر شده است.
1) آية اللَّه فاضل: اما اگر اين عمل با علم و عمد انجام شده و موجب انزال شده، علاوه بر گناه بايد يك شتركفّاره بدهد و نسبت به طواف، حكم محدث شدن در اثناى طواف را دارد كه در مسأله 580 آمده است.
2) آية اللَّه تبريزى: چنانچه موجب تماس، مشى در حال طواف باشد، طوافش اشكال دارد.
3) آية اللَّه گلپايگانى: ولى نبايد اذيت ديگران رافراهم آورد.
4) آيات عظامصافى، گلپايگانى، مكارم: ولى عمداً پا روى آن نگذارد.
واجبات طواف، بر دو گونه است:
اول: مقدمات و شرايط پنج گانه طواف:
«نيّت» يعنى انجام طواف با قصد خالص براى خداوند متعال.
316 567- به زبان آوردن و از قلب گذراندن نيت، لازم نيست؛ و همين كه بنا دارد عمل را براى خداوند بهجا آورد، كفايت مىكند؛ و نيت در عبادت با كارهاى ديگر در اين جهت يكسان است؛ پس همان طور كه قصد انسان هنگام آب خوردن، معلوم و محقق است، عبادت نيز همين گونه است.
317 568- طواف و هر عبادتى، بايد براى اطاعت خداوند متعال بجا آورده شود؛ و فارق بين عبادت و غير آن، همين خصوصيت است. (1)
318 569- براىصحيح بودن عمل از جهت قصد قربت، كافى است كه آن را براى خداى متعال، يا براى اطاعت امر او جلّ جلاله، يا براى ترس از جهنم، يا شوق به رسيدن به بهشت و ثواب، بهجا آورد.
319 570- اگر كسى در انجام طواف يا ساير اعمال عمره و حج ريا كند؛ يعنى عمل خود را خداى ناكرده
1) آية اللَّه سيستانى: در عبادت معتبر است كه براى تذلّل و كرنش در پيشگاه خداوند انجام داده شود؛ خواه اطاعتصدق كند يا نكند.
براى نشان دادن و به رخِ ديگرى كشيدن، و خوب جلوه دادن، بهجا آورد، طواف و هرچه را كه اينطور بهجا آورده، باطل است و علاوه بر آن خداى جليل را هم معصيت نموده است.
320 571- ريا بعد از اتمام عمل، باعث بطلان عمل نمىشود ولى در هر حال، معصيت است.
321 572- اگر در عملى كه براى خدا مىآورد، رضاى ديگرى را هم شريك كند و خالص براى خدا نباشد، عمل او باطل است.
322 574- اگر كسى در حال طواف، بدون قصد- مثلًا بخواهد كسى يا چيزى را از زمين بردارد- گامى به طرف جلو بردارد اگر توجه به طواف ندارد، و نمىداند كه آيا آن مقدار مسافت را بدون قصد طواف آمده است يا نه، بايد آن مقدار را احتياطاً تدارك كند. (1)
آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه مكارم: اگر قصد طواف ولو اجمالًا داشته باشد كافى است.
323 575- اگر شخصى در اثناى طواف شك كند كه آيا طواف را به نيت منوبٌعنه آغاز كرده يا به نيت خودش، احتياط آن است كه طواف را به نيت منوبٌعنه اتمام كند و پس از نماز آن، طواف و نماز را اعاده كند.(2)
آية اللَّه خامنهاى، آية اللَّه فاضل: مىتواند طواف مزبور را به نيّت منوبٌعنه اتمام كرده و پس از نماز آن را با نماز، اعاده كند و مىتواند آن را رها نموده و طواف را به نيابت از منوبعنه از سر بگيرد.
آية اللَّه سيستانى: بايد طواف را به نيت نيابت از سر بگيرد.
دوم- طهارت از حدث اكبر (جنابت، حيض و نفاس)، و از حدث اصغر؛ يعنى با وضو باشد.
324 576- در عمره و حج، طهارت از حدث اكبر و اصغر، در تمامى طوافهاى آن- اعم از طواف عمره، طواف حج و طواف نساء- شرط است.
325 577- طهارت از حدث اكبر و اصغر، در طواف مستحبى شرط نيست، هرچند جنب يا حايض،
جايز نيست در مسجدالحرام وارد شوند، ولى اگر با غفلت يا نسيان، طواف مستحب انجام دادند، طواف آنهاصحيح است.(1)
326 579- اگر شخصى عمداً، يا جهلًا، يا از روى غفلت يا نسيان، با حدث اكبر يا اصغر، طواف كند، طواف او باطل است.
327 580- اگر در اثناى طواف، حدث عارض شود، اگر پس از تمام شدن دور چهارم باشد، بايد طواف را قطع كرده، بعد از تحصيل طهارت، از همانجا كه آن را قطع كرده، اتمام كند. (2)
آيات عظام: بهجت، خويى، سيستانى، فاضل: اگر حدث بدون اختيار باشد، بعد از طهارت، طواف را تكميل مىكند و اگر با اختيار باشد احتياطا اتمام و اعاده مىكند.
آيات عظام: امام خمينى، تبريزى،صافى، گلپايگانى، مكارم، نورى: بعد از طهارت طواف را تكميل مىكند.
آية اللَّه خامنهاى: با بقاى موالات تكميل مىكند و با زوال آن، احتياطاً تكميل و اعاده مىكند و مىتواند يك طواف به نيّت اعم از اتمام و اعاده انجام دهد.
و اگر حدث قبل از نصف يا اتمام دور چهارم باشد:
آيات عظام: بهجت، تبريزى، خويى، مكارم: اگر قبل از نصف باشد آية اللَّه سيستانى: قبل از چهارم بعد از طهارت، طواف را اعاده كند.
آية اللَّه خامنهاى: اگر حدث مابين سه و نيم تا چهار عارض شود حكم فرض قبلى را دارد و اگر قبل از سه و نيم عارض شود پس از طهارت طواف را اعاده كند.
امام خمينى و آية اللَّه نورى: بنابر احتياط واجب طواف اول را تكميل و نماز مىخواند اعاده مىكند.
آيات عظام:صافى، فاضل، گلپايگانى: قبل از سه و نيم، بعد از طهارت طواف را اعاده كند. و طبق نظر اين مراجع اگر بعد از 5/ 3 و قبل از اكمال چهار باشد: بعد از طهارت، بنابر احتياط آية اللَّه فاضل: بنابر فتوى طواف اول را تكميل و بعد از نماز آن، طواف را اعاده كند.
طبق نظر همه مراجع از سرگيرى طواف بعد از زوال موالات، جايز است؛ فقط طبق نظر:
آيات عظام: امام خمينى،صافى، فاضل: اگرطواف قطع شده چهار شوط كامل بوده است، بايد طوافِ اول، تكميل و نماز آن خوانده شود.
از سرگيرى طواف با بقاى موالات طبق نظر مراجع ذيل جايز است:
آيات عظام: بهجت، فاضل، مكارم، نورى، خويى
و آية اللَّهصافى و آية اللَّه گلپايگانى با رعايت تكميل بعد از شوط چهارم.
تذكر: طبق نظر مراجعى كه از سرگيرى را جايز مىدانند، رعايت تفصيل بين نصف و كمتر از نصف، احتياطى است.
328 581- اگر عروض حدث پيش از تمام شدن دور چهارم باشد، بنابر احتياط واجب طواف را اتمام و اعاده كند و اين حكم، در حدث اصغر است. (1)
329 582- اگر در اثناى طواف، حدث اكبر- مثل جنابت (2)يا حيض- عارض شود، بايد فوراً از مسجدالحرام بيرون رود، و اگر پيش از تمام شدن دور چهارم (3)حدث عارض شده، طواف را با طهارت اعاده كند.
330 583- اگر بعد از طهارت، در پيدايش حدث شك كند، بنابر طهارت بگذارد؛ ولى اگر بعد از حدث، در تحصيل طهارت شك كند، بنابر حدث بگذارد و طهارتِ لازم را تحصيل نمايد.
331 584- اگر بعد از تمام شدن طواف، شك كند كه آيا وضو يا غسل داشته يا نه، « آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: اگر بعد از حدث اصغر شك كند در اينكه قبل از طواف غسل كرده يا نه، (4)طواف اوصحيح است، ولى براى اعمال بعد، بايد تحصيل طهارت نمايد.
1) به حاشيه مسأله قبل مراجعه شود.
2) نظريه آيات عظام در دو مسأله قبل گذشت كه فرقى بين حدث اصغر و جنابت نگذاشتهاند.
3) آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: احوط در هر دوصورت قبل و بعد از شوط چهارم اين است كه بعد ازپاكى يك طواف كامل به نيّت اعم از تمام و اتمام بهجا آورد.
4) آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: اگر بعد از حدث اصغر شك كند در اينكه قبل از طواف غسل كرده يا نه، بايد غسل كرده و طواف را اعاده كند و براى اعمال آتيه وضو بگيرد. منهاجالصالحين، ج 1، مسأله 209.
332 585- اگر در اثناى طواف شك كند كه وضو داشته يا نه، بايد وضو بگيرد؛ و اگر شك، بعد از اتمام دور چهارم بوده، تتمه طواف را بهجا آورد؛ و اگر قبل از اتمام دور چهارم باشد، بنابر احتياط واجب، طواف را اتمام و اعاده كند. (1)
آيات عظام: تبريزى، خويى، بهجت، سيستانى،صافى، گلپايگانى، فاضل، خامنهاى، نورى، مكارم: اگر قبلًا وضو و غسل نداشته و شك در تحصيل آن دارد، بايد بعد از طهارت طواف را اعاده نمايد.
و اگر قبلًا وضو داشته: و شك در باطل شدن آن دارد بنابر طهارت مىگذارد.
333 586- در تمامصورتهايى كه گفته شد درصورت شك، «بنابر طهارت بگذارد» يا «طوافشصحيح است»، بهتر است كه با شك در وضو، تجديد وضو كند؛ و با شك در غسل، رجاءً غسل بهجا آورد؛ چون ممكناست كه بعداً معلوم شود كه طهارت نداشته و اشكال پيدا شود.
334 587- اگر طواف كننده در اثناى طواف، در انجام غسل جنابت يا حيض يا نفاس شك كند، بايد فوراً از مسجدالحرام بيرون برود، و غسل كند؛ (2)اگر بعد از اتمام شوط چهارم شك كرده، باقيمانده طواف را بهجا آورد و احتياط در اعاده است؛ ولى اگر قبل از دور چهارم شك كرده، طواف را اعاده نمايد. (3)
335 588- اگر حجگزار در عمره تمتع، بعد از تقصير متوجه شود كه وضوى او باطل بوده يا وضو نداشته و با اين حال طواف كرده و نماز طواف خوانده است، طواف و نماز را اعاده كند و عمره اوصحيح است. « (4)
وآية اللَّه بهجت اضافه مىفرمايد: و درصورتى كه بطلان از جهت جهل به حكم نبوده، تقصير قبلى كفّاره ندارد. مناسك، س 85 و 170.
آية اللَّه خويى: بايد لباس دوخته را بيرون بياورد و سعى و تقصير را نيز اعاده كند و در فرض گذشت زمان تدارك، حجش باطل است. المسائل الشرعيه،ص 342 و 351 و 357.
آية اللَّه سيستانى: اگر قبل از گذشتن وقت يادش آمد بايد آن را جبران كند و بعد از آن سعى و تقصير را نيز اعاده كند و تا اعمال را انجام نداده است از محرّمات احرام اجتناب نمايد و اگر بعد از گذشتن وقت تدارك متوجّه شود، درصورت سهو و نسيان، اعاده طواف كافى است و درصورت جهل حجّش باطل است و به احتياط واجب بايد يك شتر قربانى بدهد.
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: در فرض مذكور كه بعد از تقصير و قبل از شروع اعمال حج فهميده بايد پس از وضو طواف و نماز و سعى و تقصير را اعاده كند. مجمع المسائل، ج 1،ص 478، مسأله 47.
آية اللَّه مكارم: احتياطاً سعى و تقصير را نيز اعاده كند.
336 593- معذور از انجام وضو و غسل، (1)
آية اللَّه فاضل: بنابر احتياط بايدصبر كند تا عذر او برطرف شود و اگر از زوال عذز مأيوس شد با تيمم طواف كند، بلى قبل از يأس زوال عذر مىتواند رجاءً با تيمم طواف نمايد پس اگر تا آخر عذر او ادامه داشت به آن طواف اكتفا كند.
واجب است بدل از وضو يا بدل از غسل، تيمم كند.(2)آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: در غسل غير جنابت، علاوه بر تيمم بدل از غسل درصورت تمكن، بايد وضو هم بگيرد وگرنه بايد يك تيمم ديگر بهجاى وضو بهجا آورد و جنب متيمّم بنا بر احتياط مستحب نايب هم بگيرد. آداب و احكام حج، مسأله 476.
337 594- اگر بعد از تيممِ بدل از غسل، حدث اصغر عارض شود، (3)بايد براى حدث اصغر، تيمم كند و براى حدث اكبر تيمّم لازم نيست؛ و تا حدث اكبر ديگرى براى او حاصل نشده و عذرش باقى است، همان تيمم اول، كافى است، ولى بنابر احتياط تيمم بدل از غسل را هم انجام دهد. (4)
آية اللَّه خامنهاى: بنابر احتياط بايد بار ديگر تيمّم بدل از غسل كند.
آية اللَّه خويى: لازم است تيمم بدل از غسل بكند. منهاج، مسأله 381.
1) آية اللَّه مكارم: اگر عذر داشته باشد و نتواندصبر كند تا عذر برطرف شود.
2) آية اللَّه تبريزى: درصورت معذور بودن از غسل و مأيوس شدن از توانايى بر غسل، واجب است با تيمم طواف كند و احوط اولى اين است كه نايب نيز بگيرند.
3) آية اللَّه بهجت: احوط جمع بين وضو يا تيمّم بدل از آن و تيمّم بدل از حدث اكبر است. ذخيره، ج 1،ص 199.
4) آية اللَّه تبريزى: اگر بدل از غسلِ جنابت، تيمم كرد و بعد حدث اصغر عارض شد، چنانچه عذرش باقى است، بايد بدل از غسل تيمم كند و احتياط مستحب آن است كه بين تيمم و وضو جمع كند؛ و اگر براى حدث اكبرِ ديگر غير از جنابت تيمم كرد و بعد حدث اصغر عارض شد بايد بدل از غسل تيمم كند و بنابر احتياط وضو هم بگيرد و اگر متمكن از وضو هم نبود بايد تيمم ديگرى بدل از وضو بنمايد.
338 595- معذور از انجام وضو يا غسل، بنابر احتياط واجب (1)
آية اللَّه خامنهاى: چنانچه بداند تا پيش از پايان وقت طواف عذرش برطرف مىشود؛ بايد تا هنگام برطرف شدن عذرصبر كند.
آية اللَّه خويى: اگر احتمال بقاى عذر تا آخر وقت مىدهد مىتواندصبر نكند ولى اگر بعداً كشف خلاف شد بايد اعاده نمايد بلى اگر عذرش نبودِ آب باشد بايد فحص كند، به تفصيلى كه در رساله عمليه مذكور است.
آية اللَّه سيستانى: اگر وقت تنگ نباشد تيمّم جايز نيست مگر اين كه از بر طرف شدن عذر مأيوس باشد يا احتمال دهد درصورت تأخير از انجام تيمّم نيز عاجز شود.
آية اللَّه گلپايگانى: با علم به بر طرف شدن عذر، انتظار واجب است و در غير اينصورت تأخير بنا بر احتياط مستحب است. وسيلةالنجاة، احكام التيمم.
درصورتى كه اميد بر طرف شدن عذرش را دارد، بايد تا هنگام تنگ شدن وقت يا قطع اميد،صبر كند.
339 596- اگر معتمر جنب باشد و آب براى او ضرر داشته باشد، يا آب موجود نباشد و يا اگر بخواهد آب بيابد و غسل كند وقت عمره مىگذرد، طواف و نماز با تيمم كافى و مجزى است و نايب گرفتن لازم نيست. (2)
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: بنابر احتياط نايب هم بگيرد.
340 598- شخصى عمره مفردهاى به نيابت از پدرش انجام داده و روز بعد به نيابت مادرش محرم مىشود و در اثناى آن، متوجه مىشود كه در عمره اوّل طواف و نماز آن را بدون وضو انجام داده است، وظيفه او در اينصورت چيست؟ (3)
آية اللَّه تبريزى: بنابر احتياط طواف و نماز آن را قضا نمايد و پس از آن تمام اعمال عمره مفرده به قصد ما فى الذمه انجام دهد، واللَّه العالم
آية اللَّه خامنهاى: بايد طواف و نماز عمره اول را اعاده نمايد و احرام دوم نيزصحيح است.
آية اللَّه سيستانى: احرام دوّم باطل است و بايد همه اعمال عمره اوّل را اعاده كند.
آية اللَّهصافى: در فرض سؤال، طواف و نماز و سعى و تقصير عمرهاى را كه به نيابت پدر انجام داده اعاده نمايد، واللَّه العالم
آية اللَّه فاضل: ابتدا طواف و نماز طواف عمره سابق را بجا آورد سپس اعمال عمره فعلى را انجام دهد.
آية اللَّه مكارم: طواف و نماز عمره اوّل را اعاده مىكند و عمره دوّم را به قصد رجا ادامه مىدهد توجّه داشته باشد كه در يك ماه قمرى بيش از يك عمره نمىتوان انجام داد مگر اينكه بر نيّت رجا؛ يعنى به اميد اينكه مطلوب باشد.
آية اللَّه نورى: بعد از اتمام عمره دوّم طواف و نماز آن را كه از عمره اوّل بجا مانده است بجا بياوردصحيح است.
1) آية اللَّه بهجت: افضل و احوط تأخير است ولى اظهر جواز مبادرت است. ذخيره، ج 1،ص 196.
2) آية اللَّه بهجت: اگر طواف با تيمم در آخر زمان تمكّن از مباشرت واقع شود. مناسك شيخ،ص 36.
3) آيةاللَّه بهجت: به قصد وظيفه ابتداء يك طواف و نماز آن انجام دهد و بعد طواف و سعى و تقصير كند و اگر عمره دوّم به نذر يا استيجار بر او واجب شده بوده احتياطاً اعاده كند.
341 600- اگر عمرهگزار بعد از اعمال بفهمد غسل مس ميت به گردنش بوده، اگر بعد از مس ميت، غسل جنابت(1)
آيت عظام تبريزى، خويى و فاضل: يا غير غسل جنابت از اغسال واجبه يا اغسالى كه استحباب آنها ثابت شده مثل غسل جمعه يا غسل احرام يا غسل دخول مكّه و غير آن.
كرده، از مسّ ميت كفايت مىكند و عملشصحيح است و گرنه بايد طواف و نماز آن را اعاده كند.342 601- غسل حيض و جمعه و امثال آنها، كفايت از غسل جنابت نمىكند. (2)
آياتعظام تبريزى، خويى، سيستانى، فاضل، مكارم: بلكهاگر غيراز جنابت نيز، يكىاز آنها راقصدكرده باشد اقوى كفايت است. بنابراين، اعمالى كه بعد از غسل حيض يا جمعه انجام داده، تمام آنهاصحيح است و فقط نمازهايى كه بعد از جنب شدن و قبل از اولين غسل حيض يا جمعه خوانده باطل و قضا دارد.
آية اللَّه گلپايگانى: بنابر احتياط كفايت نمىكند.
343 602- كسى كه وظيفه او وضوى جبيرهاى و تيمم بوده، اگر جهلًا بدون تيمم، اعمال عمره را انجام داده است، اعاده طواف و نماز آن، كفايت مىكند. (3)
آيات عظام تبريزى و خويى: سعى و تقصير را هم بايد اعاده كند.
آية اللَّه سيستانى: اگر وقت تدارك باقى است بايد طواف و سعى و تقصير را اعاده كند و اگر وقت تدارك گذشته است حجّش محكوم به بطلان است مگر اينكه در كفايت وضو، به غير رجوع كند، با رعايت الأعلم فالأعلم، اگر از موارد رجوع باشد.
344 2/ 602- آيا بدار براى معذورين از طهارت مائيّه و نيز ديگر معذورين جايز است يا نه؟ و بر فرض جواز اگر قبل از انقضاى وقت عذرش برطرف شد اعاده لازم است يا نه؟ (1)
آيةاللَّه تبريزى: اگر مأيوس بود بدار جايز است و در تيمم براى نماز در اينصورت اعاده واجب نيست و در غير نماز و تيمم آن درصورت رفع عذر در وقت اعاده لازم است. واللَّه العالم.
آيةاللَّه خامنهاى: بعد از دخول وقت عمل مشروط به طهارت، بدار جايز است حتى با رجاء ارتفاع عذر در اثناى وقت اگرچه احوط درصورت اخير ترك بدار است، و در هرصورت اگر عمل را انجام داد و بعداً اتفاقاً عذر در اثناى وقت برطرف شد، اعاده واجب نيست، ولى با علم به ارتفاع عذر در اثناى وقت بدارصحيح نيست و بايد تا ضيق وقت منتظر بماند.
آيةاللَّه سيستانى: بدار درصورت يأس جايز است و اعاده لازم نيست هرچند در وقت، عذر برطرف شود.
آيةاللَّهصافى: در فرض سؤال اگر اميد زوال عذر در آخر وقت را داشته باشند احتياط در تأخير است. واللَّه العالم.
آيةاللَّه فاضل: معذور چنانچه بداند تا آخر وقت عذرش برطرف نمىشود مىتواند به مجرد ورود اعمال را با وضو يا غسل جبيرهاى يا تيمم انجام دهد. اما چنانچه اميد دارد تا زمانى كه در مكه است عذرش برطرف شود احتياط واجب آن است كهصبر كند و اگر تا آخر وقت عذرش برطرف نشد طبق وظيفه معذور عمل كند. و چنانچه بعد از عمل بهوظيفه معذور عذرش برطرف شد چنانچه علم داشته عذرش برطرف نمىشود اعاده واجب نيست، ولى اگر اميد داشته كه عذرش برطرف مىشود بنابر احتياط بايد اعمال را با غسل و وضو اعاده كند.
آيةاللَّه مكارم: بدار براى ذوى الاعذار بنا بر احتياط واجب جايز نيست مگر اينكه يقين داشته باشد كه تا آخر وقت، عذر برطرف نخواهد شد؛ و درصورتى كه تا آخر عذر برطرف شود بنابر احتياط اعاده لازم است.
345 604- افرادى كه مبتلا به خروج مدفوع و يا بول هستند، با رعايت وظيفهاى كه براى وضو و نماز دارند، عملشانصحيح است. (2)
آية اللَّه بهجت: بايد براى طواف نايب بگيرد مناسك، مسأله 299.
آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: مبطون، احوط اين است كه درصورت تمكن، هم خود طواف نموده و هم نايب بگيرد. مناسك، مسأله 299.
346 605- كسى كه پى در پى از او ريح خارج مىشود، حكم مبطون را دارد؛ (1)و چنانچه نتواند در اثناى طواف وضو بگيرد يا حرجى باشد، اكتفا به يك وضو براى طواف كافى است؛ ولى اگر بتواند- ولو با حمل آب در اثناى طواف- وضو بگيرد، واجب است تجديد وضو كند و همچنين است حكم، در نماز طواف. (2)
آية اللَّه تبريزى: بنابر احتياط حكم مبطون را دارد.
آية اللَّه خويى: بلكه حكم مسلوس را دارد. مستفاد از مناسك، مسأله 299.
آية اللَّه سيستانى: در فرض مذكور يك وضو براى طواف و نماز كافى است مگر اينكه حدثى غير از آنچه مستند به بيمارى اوست از او سر بزند.
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: و مبطون براى طواف نايب بگيرد و احتياطاً خودش هم طواف كند. مجمع المسائل، ج 1،ص 469 مسأله 13.
آية اللَّه مكارم: اين احتياط در مورد مسلوس و مبتلا به خروج ريح واجب نيست.
347 606- كسى كه بول او پىدرپى خارج مىشود- ولو از مجراى بول نباشد- حكم مسلوس را دارد. (3)
348 607- مسلوس اگر در وقت خاصى بتواند طواف و نماز را با وضو انجام دهد، بايد آن وقت را انتخاب كند و طواف و نماز را با وضو و بدن پاك بجا آورد؛ و اگر چنين وقتى ندارد، درصورتى كه مشقت نداشته باشد، براى هر بار كه حدث از اوصادر شود يك وضو بگيرد؛ و اگر مشقت دارد، براى طواف، يك وضو و براى نماز هم، يك وضو بگيرد. (4)
آية اللَّه بهجت: به همان دستورى كه براى نماز خود طهارت مىگيرد، براى طواف نيز همان نحو عمل مىكند مناسك شيخ،ص 36 ووسيله،ص 76 و 39.
آية اللَّه تبريزى: بعيد نيست كه يك وضو كفايت كند؛ مادامى كه حدث متعارف از اوصادر نشود؛ گرچه احتياط، اعاده وضو است.
آية اللَّه خويى، آية اللَّه سيستانى: به همان دستورى كه براى نماز خود طهارت مىگيرد، براى طواف نيز همان طهارت كافى است.
آية اللَّه گلپايگانى: و اگر اين را هم نمىتواند حكمى كه در متن هست، براى طواف يك وضو بگيرد و چهار شوط آن را بجا آورد و بعد تجديد وضو نموده و سه شوط ديگر آن را انجام دهد. مجمع المسائل، ج 1،ص 477 مسأله 40.
1) آية اللَّه بهجت: مانند مسلوس است و همان وظيفه را دارد. پرسشهاى جديد حج، س 66.
2) آية اللَّه فاضل: بنابر احتياط واجب مثل مبطون بايد نايب هم بگيرد.
3) آية اللَّه خويى: اگر از محلّ غير معتاد ولو بالعارض خارج شود، آن هم بنابر احتياط واجب، همان حكم را دارد. منهاج، آخرص 41.
4) آية اللَّه فاضل: و در هرصورت بنابر احتياط واجب نايب هم بگيرد.
سوم- طهارت بدن و لباس از نجاست.
349 608- طواف كننده بنابر احتياط واجب (1)
آية اللَّه فاضل: ظاهر آن است كه ....
آية اللَّه مكارم: طواف، در حالى كه بدن يا لباس خونِ كمتر از درهم داشته باشد، جايز نيست.
بايد از نجاسات معفوّ در نماز نيز- مثل خون كمتر از درهم و جامهاى كه با آن نتوان (2)آية اللَّه وحيد: سوم از شرايطصحت طواف بنابر احتياط واجب طهارت از نجاست است، و از نجاستى كه در بدن يا لباس نماز گزار عفو شده است- مانند خون كمتر از درهم- در طواف عفو نشده است.
مناسك فارسى معظم لهصفحه 150
آية اللَّه سيستانى: همراه داشتن چيز متنجس در طواف مانع ندارد.
آية اللَّه مكارم: نجس بودن اين لباسهاى كوچك ضررى ندارد ولى خون كمتر از درهم معاف نيست.
نماز خواند؛ مثل عرقچين و جوراب حتى انگشتر (3)نجس- اجتناب كند.1) آية اللَّه خامنهاى: در حال طواف بايد بدن و لباس از خون پاك باشند و بنابر احتياط واجب، بايد از سايرنجاسات نيز پاك باشند، اما پاك بودن جوراب و دستمال و انگشتر و مانند آنها شرط نيست و خونى كه از يك درهم كمتر باشد؛ و نيز خون جراحتها و زخمها كه موجب بطلان نماز نمىشود، بهصحت طواف نيز خللى وارد نمىكند.
2) آيات عظام بهجت، تبريزى، خويى: طواف در جامهاى كه با آن نتوان نماز خواند يعنى ساتر نباشد؛ مانند مثالهاى مذكور در متن اگر نجس باشد مانع ندارد. و همچنين بودن چيز نجس همراه انسان در طواف مانعى ندارد.
3) آية اللَّه فاضل: در انگشتر و مانند آن كه ثوبصدق نمىكند براىصحت طواف طهارت آنها شرط نيست همچنين همراه داشتن چيز متنجس درصورت جهل به مسأله مانعى ندارد.
350 611- بنابر احتياط واجب، بايد خون قروح و جروح را تا حد امكان، تطهير نمود و لباس را اگر نجس شده، عوض كرد؛ و اگر تطهيرِ خون قروح و جروح، مشقت داشته باشد، تطهير لازم نيست. (1)
آية اللَّه خويى: متعرض اين فرع نشدهاند.
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: و احتياط آن است كه هم خودش با آن حال طواف كند و هم نايب بگيرد تا براى او طواف نمايد.
351 612- كسى كه در بدن او خون قروح و جروح باشد، بنابر احتياط اگر مىتواند با تأخير و بدون مشقت آن را تطهير كند، بايد طواف را به شرط عدم تنگى وقت، تأخير بيندازد.
352 613- طواف با بدن و لباسى كه شك در نجاست آن داشته باشد،صحيح است؛ چه بداند قبلًا پاك بوده يا نه؛ ولى اگر بداند كه قبلًا نجس بوده ونداند كه تطهير شده است، نمىتواند با آن طواف كند.
353 614- اگر در حال طواف، بدن يا لباس نجس شود، بنابر اظهر بايد طواف را قطع، و به تطهير اقدام شود و طواف از همانجا اتمام شود و اين طواف،صحيح است. (2)
آية اللَّه خامنهاى: اگر بدون رها كردن طواف تطهير ممكن نباشد بايد دست از طواف بردارد و جامه يا بدن را تطهير كند و فوراً برگردد اگر موالات بهم نخورده و طواف را از همانجا تمام كند و طواف اوصحيح است.
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: اگر در بين طواف لباس يا بدنش نجس شود يا بفهمد كه از پيش نجس بوده و بدون رها كردن طواف، شستن آن ممكن نباشد، طواف را رها نمايد، و اگر چهار دور طواف كرده، بعد از تطهير بدن يا لباس بقيه طواف را تمام كند و اگر به سه دور و نيم نرسيده طواف او باطل است و بايد بعد از تطهير از سر بگيرد و اگر از سه دور و نيم گذشته و چهار دور را تمام نكرده احتياط آن است كه بعد از تطهير از همانجا كه رها كرده طواف را تمام كند و نماز طواف را بخواند و دوباره طواف و نماز آن را بهجا آورد.
1) آية اللَّه خامنهاى: آنچه موجب بطلان نماز نمىشود، طواف را نيز باطل نمىكند.
2) آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: يا آنكه نجس بودن بدن يا لباس خود را نمىدانسته و در اثناى طواف دانست، اگر جامه پاكى داشته باشد همان جا جامه نجس را كنده و با جامه پاك طواف خود را تمام نمايد واگر نه اگر اين حادثه بعد از تمام شدن شوط چهارم بوده، طواف را قطع نموده و پس از ازاله نجاست از بدن يا لباس باقيمانده طواف را بهجا آورد. و چنانچه پيش از تمام شدن شوط چهارم باشد، باز هم طواف را قطع و نجاست را ازاله نموده و بنابر احتياط يك طواف كامل بهقصد اعم از تمام يا اتمام بهجا آورد.
354 615- اگر طواف كننده در حال طواف نجاستى در بدن يا لباس خود ببيند و احتمال بدهد كه در اين حال نجاست حاصل شده، ظاهراً حكم مسأله قبل را دارد.
355 616- اگر بعد از فراغ از طواف، به نجاستِ در حال طواف، علم حاصل شود، اظهرصحت طواف است.
356 617- اگر در بين طواف، علم پيدا كند كه نجاست بدن يا لباس او، از ابتداى طواف بوده، احتياط (1)
آية اللَّه فاضل: ظاهراً طوافشصحيح است اگر چه احتياط استحبابى آن است كه ....
آن است كه طواف را رها نموده و تطهير كند و از همانجا بقيه طواف را تمام كند و نماز آن را بخواند و بعد از آن، طواف و نماز را را اعاده (2)كند؛ خصوصاً اگر تطهير، طولانى شود. در اين احتياط، فرقى بين حصول علم، بعد از دور چهارم، يا قبل از آن نيست، اگرچه درصورت دوم، احتياط شديدتر است.(3)357 618- اگر طواف كننده نجاست را فراموش و در اثناى طواف يا بعد از آن (4)
آية اللَّه خامنهاى: اگر در بين طواف يادش بيايد، بايد مطابق دستورى كه در حاشيه مسأله 614 بيان شده عمل كند و اعاده لازم نيست. و اگر بعد از طواف يادش بيايد طوافشصحيح است ولى اگر نماز طواف را هم با بدن و لباس نجس خوانده بايد آن را دوباره بخواند و احتياط استحبابى آن است كه در اين مسأله طواف را نيز بار ديگر بجا آورد.
متذكر شود، بنابر احتياط واجب بايد آن را اعاده كند.2358/ 618- كسى كه طواف و نماز طواف را با بدن يا لباس نجس از روى جهل يا نسيان، بهجا آورده، آيا اعاده طواف و نماز لازم است يا نه؟ و تكليف او نسبت به اعمال مترتبه چيست؟ (5)
آيةاللَّه تبريزى: و در فرض نسيان در طوافصحيح است و در نماز طواف بايد اعاده كند. واللَّه العالم.
آيةاللَّه خامنهاى: در جهل به موضوع اعاده ندارد و اگر نسيان كرده احوط اعاده است و سعى با اعتقاد بهصحت طواف اعاده ندارد ولى طواف نساء با بطلان طواف اعاده شود.
آيةاللَّه سيستانى: طواف درصورت جهل به موضوع يا نسيانصحيح است و همچنين نماز ولى اگر قبل از نماز شك داشته و تفحّص نكرده و بعد از نماز آن را ديده است به احتياط واجب بايد نماز را اعاده كند و در مورد نسيان نيز اگر منشأ آن بىاعتنايى بوده اعاده نماز بنابراحتياط لازم است.
آيةاللَّهصافى: در فرض سؤال درصورت نسيان طواف و نمازش را اعاده كند و احتياطاً سعى را نيز اعاده كند و در هرصورت جهل به موضوع نجاست اعاده ندارد و طواف و نمازصحيحند و اگر جاهل به حكم بود نيز طواف و نماز و سعى را اعاده نمايد. واللَّه العالم.
آيةاللَّه فاضل: درصورت نسيان طوافصحيح است، ولى نماز را اعاده كند. و اعمال مترتبه را كه با اعتقاد بهصحت انجام دادهصحيح است. اما درصورت جهل به حكم، طواف و نماز را اعاده كند، ولى اعمال مترتبه مثلصورت قبل است.
آيةاللَّه مكارم: اعاده لازم نيست.
1) آية اللَّه سيستانى: حكم در اين مسأله همان است كه در مسأله 614 آمده است.
2) آية اللَّه خامنهاى، آية اللَّه مكارم: وظيفه همين است و اعاده ندارد.
3) نظريه ساير آيات عظام در حاشيه مسأله 614 آمده است.
4) آيات عظام: بهجت، تبريزى، خويى، سيستانى، فاضل و مكارم: در اين فرض طواف اوصحيح است ودر فرض تذكر در اثنا مقدارى كه طواف كردهصحيح است و در ادامه به وظيفه عمل مىكند.
5) آيةاللَّه بهجت: بايد خودش طواف و نماز را اعاده كند و با عدم تمكن استنابه كند و اعمال مرتبهصحيح است.
چهارم- ختنه در حق مردان؛ و بنابر احتياط (1)
آيةاللَّه خويى: فتواى ايشان در جايى كه هيچگونه ساتر دوخته نشده نداشته باشد روشن نيست.
آية الله مكارم: درصورت عمد، خلاف احتياط است، نگاه كرده و يك گوسفند كفاره دارد.
آية الله نورى: هر چند كه مرتكب حرام شده است و بايد يك گوسفند كفاره دارد.
واجب، درباره بچههاى نابالغ هم رعايت شود.621359- اگر بچهاى را كه ختنه نشده، (2)
آية الله سيستانى: فى الجمله فرقى مى كند، گرچه احتياط اين است كه همان مقدار كه در نماز پوشاندن واجب است در طواف نيز واجب است؛ ولى اگر قسمتى از موها يا بازو و ساق پا پيدا باشد، طوافصحيح است همچنين به احتياط واجب نبايدصورت خود را با نقاب و مانند آن بپوشاند حتى اگر محل باشد.
آية الله فاضل: فرقى ندارد.
آية الله مكارم: در حال نماز پشت پا و كف آن نيز مستثنى است ولى در طواف احتياط پوشاند آن است همچنين در نماز نقاب ضررى ندارد ولى در طواف جايز نيست.
آية الله نورى: فرق نمى كند؛ چون در نماز مى تواندصورت خود را بپوشاند ولى در طواف واجب استصورت خود را بپوشاند.
وادار به احرام، يا او را محرم كنند، احرام اوصحيح است ولى طواف اوصحيح نيست؛ (3)و چون طواف نساء او باطل است (4)بنابر احوط (5)حلال شدن زن بر او مشكل1) آيةاللَّه تبريزى: اگر ساتر منحصر به لباسهاى دوخته اى كه پوشيده است باشد، طواف اشكال دارد مگر اعتقاد داشته كه اين عمل بر او جايز است.
2) آيةاللَّه خويى: فرقى نمى كند و پوشاندنصورت براى زن از نامحرم، بنابر احتياط واجب است و لكن بايد به نحوى باشد كه ساتر بهصورت زن مس نشود.
3) آيةاللَّه بهجت: درصورتى كه علم نداشته باشد، اشكال ندارد.
4) آيةاللَّه مكارم: تمام طوافهاى او اشكال دارد.
5) آية اللَّه سيستانى: اگر مميّز باشد بنابر احتياط واجب حكم كسى را دارد كه طواف را ترك كرده است مگر اينكه پس از ختنه طواف را اعاده كند.
است؛ مگر او را ختنه و طواف دهند، يا خودش بعد از ختان، طواف كند، يا براى طواف او نايب (1)
آيات عظامصافى، گلپايگانى، مكارم: گرفتن نايب در اينصورت قبل از ختنه مشكل است.
بگيرند.360 622- اگر بچهاى ختنه كرده به دنيا بيايد، طواف اوصحيح است.
361 624- در طوافهاى مستحبى نيز ختنه شرط است.
پنجم- ستر عورت. (2)
362 625- طواف بدون ساترِ عورت، باطل است.(3)
آية اللَّه خامنهاى: بنابر احتياط واجب، ستر عورت در طواف شرط است.
363 626- در ساتر، اباحه (4)
آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه فاضل: بنابر احتياط واجب.
معتبر است و با ساتر غصبى، طوافصحيح نيست؛ و با لباسِ غيرِ ساترِ غصبى نيز، بنابر احتياطِ « (5)آيات عظام:صافى، گلپايگانى، نورى: باطل است.
واجب، طواف باطل است.364 627- بنابر احتياط، شرايط لباس نمازگزار، در ساتر رعايت شود.
1) از آية اللَّه سيستانى: در مورد كفايت نيابت در اين فرض، مطلبى در دست نيست.
2) آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: بنابر احتياط واجب ستر عورت معتبر است
3) آية اللَّه مكارم: حتى اگر فقط ستر عورت كند و برهنه و عريان بر اوصدق كند طوافش باطل است.
4) آية اللَّه بهجت: طواف در لباس غصبى جايز نيست و درصحّت آن تأمّل و احتياط است؛ خصوصاً درساتر. مستفاد از وسيله،ص 179 در نماز.
5) آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه فاضل: اين احتياط واجب نيست.
365 628- طواف و سعى با لباس دوخته ولو عمداً،صحيح است و بهصحت عمره و حج، ضرر نمىزند. « (1)
آية اللَّه خويى: فتواى ايشان در جايى كه هيچگونه ساتر دوخته نشده نداشته باشد روشن نيست.
آية اللَّه مكارم: درصورت عمد، خلاف احتياط است، گناه كرده و يك گوسفند كفّاره دارد.
آية اللَّه نورى: هر چند كه مرتكب حرام شده است و بايد يك گوسفند كفّاره بدهد.
366 629- حجاب زن هنگام طواف، با حجاب در نماز، فرق مىكند؛(2)
آية اللَّه سيستانى: فى الجمله فرق مىكند، گرچه احتياط اين است كه همان مقدار كه در نماز پوشاندن واجب است در طواف نيز واجب است؛ ولى اگر قسمتى از موها يا بازو و ساق پا پيدا باشد، طوافصحيح است همچنين به احتياط واجب نبايدصورت خود را با نقاب و مانند آن بپوشاند حتى اگر مُحل باشد.
آية اللَّه فاضل: فرقى ندارد.
آية اللَّه مكارم: در حال نماز پشت پا و كف آن نيز مستثنى است ولى در طواف احتياط پوشاندن آن است. همچنين در نماز نقاب ضررى ندارد ولى در طواف جايز نيست.
آية اللَّه نورى: فرق مىكند؛ چون در نماز مىتواندصورت خود را بپوشاند ولى در طواف واجب استصورت خود را نپوشاند.
و بنابر احوط، فقط وجه و كفين، در طواف، مستثنى است.367 630- اگر مقدارى از موهاى سر زن يا جاهاى ديگر بدن او كه بايد در حال طواف بپوشاند، ظاهر باشد، (3)در فرض عمد، طواف- على الأحوط-صحيح نيست؛ (4)
آية اللَّه خويى: در فرض جهل به حكم، طوافصحيح است. المسائل الشرعيه، ج 1،ص 334.
و در غير عمد،صحيح است، مگر على الأحوط، در جاهل مقصر.1) آية اللَّه تبريزى: اگر ساتر منحصر به لباسهاى دوختهاى كه پوشيده است باشد، طواف اشكال دارد مگر اعتقاد داشته كه اين عمل بر او جايز است.
2) آية اللَّه خويى: فرق نمىكند و پوشاندنصورت براى زن از نامحرم، بنابر احتياط واجب است ولكن بايدبه نحوى باشد كه ساتر بهصورت زن مسّ نشود.
3) آيةالله بهجت: درصورتى كه علم نداشته باشد، اشكال ندارد.
4) آيات عظام خامنهاى، سيستانى، مكارم: طوافصحيح است هرچند گناه كرده است.
368 631- پوشش دختر بچه در حال طواف چگونه بايد باشد؟ (1)
آية اللَّهصافى و آية اللَّه فاضل: مانند زنان است.
آية اللَّه نورى: پوشش خاصّى معتبر نيست اگر به پنج، شش سال رسيده است حكم بانوان را رعايت نمايد.
369 633- طواف مستحبى براى زنان با فرض علم به نگاه به بدن مردان، يا قرار گرفتن در فشار جمعيت، اگر اختياراً نگاه به نامحرم نكنند، اشكال ندارد؛ ولى در ازدحام بهتر است مراعات كنند و در هرصورت طواف،صحيح است.
1) آيات عظام: تبريزى، خامنهاى، سيستانى، مكارم: بنابر احتياط به مقدار معمول زنان باشد.
گونه دومِ واجبات طواف، واجبات مرتبط با كيفيت آن كه هفت مورد و به شرح ذيل است:
370 634- عبور تمام اجزاى بدن طواف كننده از تمام حجرالاسود، لازم نيست؛(1)
آية اللَّه مكارم: دقت در محاذى بودنِ اجزاى بدن با اجزاى حجرالاسود لازم نيست همين اندازه كه عرفاً محاذاتصدق كند كافى است.
بلكه شروع از حجرالاسود، هر جاى آن كه باشد، و ختم به همانجا، (2)كفايت مىكند.371 635- طواف بايد همان طورى كه همه مسلمين انجام مىدهند، بدون دقتهاىصاحبان وسوسه، از محاذات حجرالاسود، آغاز شود؛ و در دورهاى ديگر، در نزد حجرالاسود، توقف و عقب و جلو رفتن- كه برخى از روى جهل، به خيال درست كردن محاذات انجام مىدهند- لازم نيست و موجب اشكال (3)و گاهى هم حرام است.
1) آيات عظام: بهجت، تبريزى، خامنهاى، خويى، سيستانى،صافى، گلپايگانى، فاضل: همين كه نيتداشته باشد با نيّتِ شروعِ طواف از حجرالاسود، از آن عبور كند، و نيز نيت داشته باشد كه طواف را به همان جا كه شروع كرده ختم كند، كافى است. مقدار زياده از باب مقدمه علميه محسوب مىشود.
2) آية اللَّه خامنهاى: و مانعى ندارد كه مقدارى هم اضافه كند از باب احتياط تا يقين كند كه از حجرالاسود شروع كرده و به نقطه ابتدا ختم نموده است.
3) آية اللَّه بهجت: به حسب شرايط مختلف بايد ملاحظه تكليف و وضع و ثبوت هر يك بشود.
372 636- اگر قبل از حجرالاسود، طواف را آغاز و به همانجا ختم كند، طوافش باطل است. (1)
373 637- اگر يقين كند كه مثلًا ركن يمانى، همان ركن حجرالاسود است، و طواف را از ركن يمانى شروع كند، طواف او باطل است. (2)
آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه فاضل: اگر قصد او شروع از موضع معتبر شرعى است ولى در تطبيق اشتباه كرده است، درصورتى كه كسرى دور آخر را تا حجرالاسود به قصد طواف تمام كند، طوافصحيح است؛ آية اللَّه فاضل: ولى احتياطاً پس از نماز طواف، طواف و نماز را اعاده كند.
آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط.
374 638- اگر طواف كننده طواف را از حجرالاسود آغاز كند ولى در هر شوط قبل از رسيدن به حجرالاسود- مثلًا در ركن يمانى- نيتِ ختم نمايد، طواف او اشكال دارد، (3)و بايد اعاده شود.
375 639- ختم به حجرالاسود، اين گونه حاصل مىشود كه در دور هفتم، به همان جا كه شروع كرده، ختم (4)نمايد و در پايان هر دور، توقف لازم نيست.
سوم- بودن خانه كعبه در طرف چپ طوافكننده.
376 640- بهشانه چپ قرار دادنِ كعبه در تمامِ حالاتِ طواف، بهصورت حقيقى و دقيق، لازم نيست؛ و حتى اگر هنگام دور زدن نزد حِجر اسماعيل، عليه السلام قدرى از طرف چپ خارج شود، مانع ندارد، حتّى اگر بيت به پشت متمايل شود، ولى دور زدن بهنحو متعارف باشد، اشكال ندارد.
377 641- اگر هنگام رسيدن به گوشههاى كعبه، شانه از محاذات آن خارج شود، و حتى خانه متمايل به
1) آية اللَّه بهجت: اگر كمبود طواف؛ يعنى از موضع شروعش تا حجرالاسود را جبران كند، طوافشصحيح است. مستفاد از س 83، مناسك.
2) - آية اللَّه بهجت: به ذيل مسأله قبل مراجعه شود.
3) آية اللَّه سيستانى: طواف او باطل است.
4) - آيات عظام: بهجت، خامنهاى، تبريزى، خويى: ودر شوط آخراحتياطاً قدرىاز حجر بگذرد وزيادى را مقدمه علميّه محسوب دارد.
پشت شود، اگر بهطور متعارف دور مىزند، هيچ اشكالى ندارد.
378 642- طوافى كه برخى- به خاطر احتياطِ عدم خروج شانه از بيت- ديگرى را وادار مىكنند كه او را طواف دهد و خود طوافكننده از خود سلب اختيار مىكند و آن شخص او را به جلو هل مىدهد، باطل است. (1)
آية اللَّه خامنهاى، آية اللَّه مكارم: اين طواف باطل نيست. و در بسيارى از مواقع ازدحام طواف، ظاهراً اختيار سلب مىشود ولى چون از اول طواف كننده مختاراً اين راه را انتخاب مىكند، منافات با اختيار ندارد، اما از كارهاى ناپسند و زننده دورى شود.
379 643- بودن دقيق شانه به طرف بيت در تمام حالاتِ طواف، لازم نيست؛ و احتياط در آن خيلى ضعيف و غير قابل اعتنا است و بايد از جهالت و وسوسه دورى شود و به همان ترتيب كه ساير مسلمين دور مىزنند، طواف انجام شود، هرچند اگر كسى بخواهد بدون وسوسه احتياط كند و قدرى شانه را هنگام رسيدن به حجر اسماعيل يا اركان كعبه، به بيت متمايل كند و خلاف متعارف (2)و موجب انگشتنمايى نباشد، مانع ندارد. (3)
آية اللَّه مكارم: اين كار لزومى ندارد.
380 644- اگر به خاطر ازدحام و مانند آن، مقدارى از طواف، خلاف متعارف انجام شود؛ مثل آنكه روى طواف كننده يا پشت او به سمت كعبه واقع شود، و يا عقب عقب طواف كند، بايد آن مقدار را جبران كند. « (4)
381 645- طواف كننده مىتواند هنگام طواف، آهسته يا تند راه برود، و مىتواند بدود و يا سواره طواف كند، هرچند بهتر است كه اعتدال رعايت شود.
382 2/ 645- در طواف با چرخ، طواف كننده به اختيار خود، حركت دادن چرخ را به ديگرى واگذار مىكند، مثل اينكه چرخ داراى موتور محرك باشد، آيا اين طواف با طوافِ سواره كه در حال اختيار
هم جايز است، فرق دارد؟ و آيا جواز طواف سواره با جواز سعى سواره فرق مىكند يا نه؟ (1)
آية اللَّه سيستانى: اگر بتواند خودش چرخ را نگه بدارد، طواف و سعىصحيح است و فرقى بين طواف سواره و سعى سواره نيست.
آية اللَّهصافى: در طواف و سعى سواره اگر شخصى به اختيار خود وسيله را مىبرد اشكال ندارد و اما واگذار كردن حركت وسيله به ديگرى بدون عذر شرعى اين حكم را ندارد وصحيح نيست والله العالم.
383 646- در حال طواف نگاه به چپ و راست جايز است و بودن رو به طرف جلو واجب نيست؛ و حتى برگرداندنصورت و به عقب نگاه كردن، (2)
آية اللَّه سيستانى: احتياط واجب آن است كه به حدّى رو نگرداند كه بتواند مقدارى از پشت سر را نگاه كند. ملحق جديد مناسك،ص 33.
مانعى ندارد؛ و طواف كننده مىتواند طواف را رها و خانه را ببوسد و بازگردد و طواف را از همانجا كه قطع كرده، اتمام كند.چهارم- بودن حِجر اسماعيل عليه السلام در داخل محدوده طواف.
384 648- اگر كسى از داخل حجر اسماعيل طواف نمايد، طوافش باطل است؛ و با عمد، حكم ابطال عمدى طواف و با سهو، حكم ابطال سهوى را دارد.
385 649- اگر بعضى از دورها از داخل حجر اسماعيل انجام شود، بنابر احتياط واجب، (3)
آية اللَّه بهجت: بايد آن دور اعاده شود درصورتى كه در ابتداى طواف، نيّت طواف بر بيت محض نكرده باشد والّا اعاده اصل طواف موافق احتياط است؛ اگرچه عملًا در يك شوط اختصار نمايد. مناسك شيخ،ص 41.
آيات عظام: خامنهاى، تبريزى، خويى، سيستانى، فاضل، مكارم، نورى: بايد آن دور اعاده شود؛ آية اللَّه خامنهاى: و اگر بدون اعاده اين دور به طواف ادامه داد طواف او باطل است.
بايد آن دور از سرگرفته شود و طواف اعاده شود؛ اگرچه ظاهر، عدم لزوم اعاده طواف است.386 651- هنگام طواف در مقابل حجر اسماعيل، بايد طورى حركت كند كه به نحو متعارف باشد و طواف بيت،صادق باشد.
387 652- حجر اسماعيل جزو بيت نيست، هرچند بايد در خارج آن طواف كرد.
388 655- اگر طواف كننده بهقصد طواف ولو اشتباهاً، وارد حجر اسماعيل عليه السلام شود، طوافش اشكال دارد؛ (1)
آيات عظام خامنهاى، سيستانى، مكارم: آن دور باطل است و بايد آن را از حجرالاسود اعاده كند ولى چون غالباً برگشتن به عقب مشكل است بهتر است همراه جمعيّت آن دور را بدون نيّت ادامه دهد سپس از حجرالاسود قصد كند.
حتى اگر بعد از توجه برگردد و از همان جا كه طواف به خاطر ورود به حجر قطع شده، آن را ادامه دهد و شوط را كامل نمايد. ولى اگر پس از تذكر، از حجرالاسود بهقصد احتياط، شوط را اعاده كند و از محلى كه، طوافش قطع شده، قاصد جدى طواف باشد، (2)آية اللَّه فاضل: شوط فاسد را اتيان كند و بنابر احتياط مستحب طواف را اعاده كند.
طواف اوصحيح است.پنجم- محدوده طواف
389 656- طواف بايد از همه اطراف، بين (3)
آية اللَّه فاضل: ولى چنانچه ضرورت عرفى اقتضا كند، طواف در خارج از محدوده، با رعايت الأقرب فالأقربصحيح است.
آية اللَّه مكارم: رعايت اين شرط لازم نيست ولى بهتر است.
آية اللَّه نورى: اقوى اين است كه در طواف، همين قدر كه« طواف دور خانه خدا»صدق كند كافى است و مراعات اينكه طواف بين خانه خدا و مقام ابراهيم عليه السلام است لازم نيست و مستحب است. مناسك، مسأله 172
خانه كعبه و مقام حضرت ابراهيم واقع شود.1) آية اللَّه بهجت: مستفاد از آنچه در ذيل مسأله 649 آمده است، آن است كه با اتمام آن به يك شوط، طوافصحيح است.
2) آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: و در فرض اخير هم، چون احتمال باطل شدن اصل طواف مىرود احتياط لازم آن است كه پس از تمام كردن طواف و خواندن نماز دوباره طواف كند و نماز آن را بخواند. مناسك فارسى،ص 67.
3) آية اللَّه خويى: به حاشيه مسأله بعد مراجعه شود.
390 657- مراد از طواف بين كعبه و مقام، رعايت مسافت ميان خانه و مقام ابراهيم عليه السلام در همه اطراف خانه كعبه است، به گونهاى كه طواف كننده، از اين فاصله- كه گفتهاند تقريباً بيست و شش ذراع و نيم است (1)دورتر نرود. (2)
آية اللَّه تبريزى: درصورت امكان بنابر احتياط طواف بايد در محدوده فاصله بين كعبه و مقام ابراهيم عليه السلام باشد ولى در موارد ازدحام طواف در خارج اين محدوده هم كافى است.
آية اللَّه خامنهاى: اقوى عدم وجوب است، و براى مطاف حدى وجود ندارد و تا هر جاى مسجدالحرام كه طواف در آن طواف كعبهصدق كند، طواف مجزى است، بلى مستحب است كه اگر اضطرار و ازدحام نباشد فيمابين كعبه و مقام ابراهيم انجام دهد. و از اين مسأله حكم مسائل بعد نيز روشن مىشود.
آية اللَّه خويى: و ليكن ظاهر اين است كه طواف در دورتر از اين مسافت بيست و شش ذراع و نيم نيز كافى باشد؛ خصوصاً براى كسانى كه در اين مسافت نتوانند طواف كنند يا طواف در آن بر آنها مشقت داشته باشد و مراعات احتياط با قدرت و تمكن بهتر است و از اين مسأله حكم چند مسأله بعد هم معلوم مىشود. مناسك، مسأله 306.
آية اللَّه وحيد: احتياط آن است كه طواف بين خانه خدا و مقام حضرت ابراهيم عليه السلام باشد هر چند اقوى اين است كه طواف حتى براى متمكن از طواف در اين مقدار بدون حرج نيز كافى است اگر چه مكروه است. مناسك فارسى معظم لهصفحه 156 و 157
آية اللَّه سيستانى: ولى بعيد نيست كه در بيش از مقدار ذكر شده هم- هرچند كه كراهت دارد- طواف جايز باشد؛ خصوصاً براى كسى كه در فاصله ذكر شده توانايى طواف را ندارد يا موجب حرج و مشقت زياد براى او مىشود و درصورت توانايى رعايت احتياط اولى است و از اينجا حكم مسائل بعد نيز روشن مىشود. مناسك، مسأله 303.
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: تا جايى كه جمعيّت طواف كننده متّصل به يكديگر مشغول طوافند، طواف در آن حدّصحيح و مجزى است ومع ذلك اولى رعايت حدّ است با امكان، و از اينجا حكم چهار مسأله بعد روشن مىشود. آراءالمراجع،ص 320.
آية اللَّه مكارم: رعايت اين امر خوب است ولى لازم نيست. و در همين جا حكم چند مسأله بعد روشن مىشود.
1) آية اللَّه بهجت: از خانه تا سنگِ مخصوص است نه بنا، و موضع معروف به« شاذروان» داخل بيت است از جميع جوانب علىالأحوط. مناسك شيخ،ص 41.
2) آية اللَّه بهجت: ليكن ظاهر اين است كه طواف در دورتر از اين مسافت- بيست و شش ذراع و نيم- نيز كافى باشد براى كسانى كه در اين مسافت نتوانند طواف كنند يا طواف در آن بر آنها مشقت داشته باشد و مراعات احتياط با قدرت و تمكن متعيّن است و با تحرى اوقات خلوت نسبى و عدم تمكن از طواف در حد لازم، اقرب جواز طواف از اقرب به حد است با رعايت اختلاف اطراف در مانع. مناسك، مسأله 306 و از اينجا حكم چند مسأله بعدى معلوم مىشود.
391 658- طواف از پشت مقام ابراهيم باطل است؛ (1)و اگر طواف كننده بعضى از دورها را از پشت مقام طواف كند، بايد آن دور را با اعاده همان جزء تمام كند و احوط اعاده طواف است، اگرچه ظاهراً لازم نيست، بلكه كفايت اعاده همان جزء، بعيد نيست.
392 659- در طرف حجر اسماعيل عليه السلام محل طواف تنگ مىشود، (2)
آية اللَّه فاضل: ظاهر آن است كه در طرف حجر اسماعيل عليه السلام مقدار محل طواف ضيق نمىشود و از حجر به مقدار بيست و شش ذراع و نيم عنوان مطاف را دارد، ليكن رعايت احتياط؛ يعنى طواف در مقدار شش ذراع و نيم نيكو است. مناسك، مسأله 416.
زيرا مقدار حِجْر از آن كاسته مىشود و تقريباً شش ذراع و نيم براى محل طواف، باقى مىماند؛ بنابراين طواف نبايد خارج از اين حد، انجام شود؛ (3)و اگر فاصله بيش از شش ذراع و نيم (4)شود، بنابر اظهر، اعاده آن جزء لازم است.(5)393 660- هنگام نظافت مسجدالحرام، اگر طوافكننده از مَطاف خارج شود، اگر امكان طواف در محدوده باشد، بايدصبر كند و داخل محدوده طواف كند؛ و با فرض امكان، طواف در خارج حد،صحيح نيست. (6)
آية اللَّه فاضل: اگر طواف در خارج محدوده بوده، طواف و نماز را بايد اعاده كرده و احتياطاً سعى و تقصير را نيز اعاده كنند مگر ضرورت عرفى اقتضا كرده وصبر كردن براى انجام طواف در محدوده مستلزم عسر و حرج بوده و در خارج حد با رعايت الاقرب فالاقرب انجام شده كهصحيح است.
1) جهت نظر آيات عظام به مسأله قبل مراجعه شود.
2) آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: در طرف حجر فاصله از ديوار حجر محاسبه مىشود.
3) به مسأله 657 مراجعه شود.
4) آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: در طرف حجر فاصله از ديوار حجر محاسبه مىشود.
5) آية اللَّه فاضل: ظاهر آن است كه طوافشصحيح است. مناسك، مسأله 417.
6) آية اللَّه بهجت: مىتواند در كنارى قرار بگيرد تا بعد از تمام شدن كار آنها، از آنجا كه طوافش را قطع كرده بود به طوافش ادامه بدهد وصحيح است.
394 661- افراد ناتوان و ضعيف كه هنگام ازدحام نمىتوانند بين مقام و بيت طواف كنند، اگر مىتوانند « (1)ولو در وقت خلوت- در مطاف طواف كنند، بايد محدوده طواف را رعايت نمايند؛ (2)و در غير اينصورت، طواف در خارج حد، با رعايت الاقرب فالاقرب، مانع ندارد و لازم نيست در احرام بمانند تا وقت ضيق شود. (3)
آية اللَّه بهجت: براى مسأله نماز به مسأله 800 و قبل از آن مراجعه شود.
395 662- درصورت امكان(4)
آية اللَّه فاضل: ولى چنانچه ضرورت عرفى اقتضا كند انجام طواف در خارج حد با رعايت الاقرب فالاقرب مانعى ندارد وصحيح است وصبر كردن و تأخير انداختن لازم نيست.
ولو با انتخاب وقت خلوت- بايد طواف در حد ذكر شده انجام شود و دورتر، كفايت نمىكند؛ و درصورت عدم امكان ولو در وقت خلوت، طواف در خارج حد، با مراعات الأقرب فالأقرب، مانع ندارد.396 663- يقين به هل خوردن مصداق عدم امكان طواف در محدوده نيست (5)و مجوّز براى طواف در خارج آن نمىشود؛ و همچنين است يقين به برخورد به اجنبى يا اجنبيّه در مطاف.
397 664- كسى كه به حدود مطاف آگاهى ندارد، اگر بعد از فراغ از طواف، شك كند كه طواف او در مطاف بوده يا نه:
اگر از اول در مطاف بوده و شك در خارج شدن دارد، طوافشصحيح است؛ و اگر شك دارد
1) نظر ساير آيات عظام از ذيل مسأله 657 به دست مىآيد.
2) آية اللَّه فاضل: ولى چنانچه ضرورت عرفى اقتضا كند انجام طواف در خارج حدّ با رعايت الاقربفالاقرب مانعى ندارد وصحيح است وصبر كردن و تأخير انداختن لازم نيست.
3) تفصيل نظريه آيات عظام در ذيل مسأله 657 آمده است.
4) نظريه آيات عظام در مسأله 657 آمده است.
5) . به ذيل مسأله 657 مراجعه شود.
كه از اول در محدوده بوده، با جهل به حدود مطاف، نمىتواند به طواف مزبور اكتفا كند. (1)
398 665- اگر طواف كننده درصحت شوط سابق، يا جزئى از همين شوطى كه فعلا مشغول است و محل آن جزء گذشته، شك كند، مثلًا نمىداند كه هنگام عبور از مقابل حِجْر، از حدّ مطاف، خارج شده يا نه، اگر حكم را مىدانسته و قاصد عملصحيح بوده، يعنى غافل نبوده، طواف اوصحيح است. (2)
399 666- اگر كسى طواف را در خارج از مطاف آغاز كند سپس متوجه شود كه طواف بايد در محدوده معين انجام شود، بايد آن را رها و طواف را در مطاف انجام دهد. (3)
400 667- اگر زنى قادر بر طواف نباشد و امر دائر است بين اينكه او را با چرخ و مانند در خارج مَطاف طواف دهند و يا نامحرم او را پشت كند و در مَطاف طواف دهد، بايد او را در مَطاف طواف دهند، هرچند نامحرم او را پشت كند. (4)
حكم اين مسأله در حاشيه مسأله 657 آمده است. و به 744 نيز مراجعه شود.
401 668- طواف از طبقه دوّم چه حكمى دارد؟ « (5)
آيتاللَّه تبريزى: احتياط واجب اين است كه آنها را از طبقه دوم طواف دهند و نايب هم برايشان بگيرند.
آيتاللَّه خامنهاى: كسى كه نتواند درصحن مسجدالحرام طواف كند، و بايد طواف را در طبقه دوم انجام دهد، به احتياط واجب بايد چنين شخصى خودش در طبقه دوم طواف كند و كسى را هم نايب بگيرد كه براى او درصحن مسجد طواف انجام دهد، و نماز را هم خودش در طبقه دوم، و نائبش درصحن مسجد بخوانند، و اگر خودش بتواند درصحن مسجد نماز بخواند همان نماز او كفايت مىكند.
آيتاللَّه سيستانى: چنانچه احراز شود كه طبقه دوم بالاتر از كعبه است، طواف از بالا كفايت نمىكند و بايد براى طواف از پايين نايب بگيرند و لازم نيست احتياط كنند و چنانچه مطلب مشكوك باشد بايد احتياطاً بين طواف از بالا و نايب گرفتن از پايين جمع نمايند.
آيتاللَّهصافى: در فرض مذكور اگر طواف در طبقه دوم بالاتر از كعبه باشد نايب بگيرند تا براى آنان درصحن مسجدالحرام طواف نمايد، خودشان لازم نيست كه از طبقه دوم طواف نمايند.
آيتاللَّه فاضل: طواف در طبقه دوم براى كسانى كه اجازه نمىدهند از طبقه اول طواف كنند، كفايت مىكند و نياز به استنابه نيست. و در مورد نماز طواف اگر مىتوانند بلافاصله و بدون عسر و حرج پايين بيايند، بايد پايين بخوانند و الا در همان بالا بخوانند و كفايت مىكند.
آيتاللَّه مكارم: در اينگونه موارد كه راهى جز اين نيست طواف در طبقه بالا كفايت مىكند.
آيتاللَّه نورى: طواف در طبقه فوقانىصحيح نيست و اين قبيل افراد بايد بهوسيله كول گرفتن طواف خود را انجام بدهند و اگر ممكن نشد، لازم است براى طواف خود نايب بگيرند.
آيتاللَّه وحيد خراسانى: در مفروض سؤال بايد نايب بگيرد كه درصحن مسجدالحرام طواف نمايد و درصورتى كه متمكّن مىباشد و بر او حرجى نيست، احتياط واجب آن است كه خودش هم از طبقه دوم طواف نمايد.
1) نظريه آيات عظام در مسأله 657 آمده است.
2) آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه فاضل: ودر غير اينصورت طواف را تمام كند ونماز آنرا بخواند وپسازآن احتياطاً طواف و نماز آن را اعاده نمايد.
3) اين مسأله مبتنى بر اعتبار حدّ طواف است و بر مبناى عدم اعتبار حدّ از جهت از سرگيرى طواف با بقاى موالات و عدم آن به مسأله 722 مراجعه شود.
4) آيات عظام: تبريزى، خامنهاى،صافى، گلپايگانى، مكارم: چون رعايت حدّ بين مقام و بيت لازم نيست، او را با تخت چرخ طواف دهند.
5) آيتاللَّه بهجت: درصورت عدم امكان با رعايتِ الأقرب فالأقرب، كفايت مىكند؛ واللَّه العالم.
ششم- خروج طواف كننده از خانه و آنچه از آن محسوب است.
402 669- پيشآمدگىِ اطراف ديوار كعبه- كه «شاذروان» نام دارد- جزو كعبه است، و طواف بايد از بيرون آن انجام شود؛ و اگر- به فرض امكان- كسى در هنگام طواف، مقدارى از بالاى آن دور بزند، آن مقدار باطل است (1)
آية اللَّهصافى: حكم راه رفتن روى ديوار حجر را دارد كه حكم آن گذشت.
آية اللَّه مكارم: امروز شاذروان طورى ساخته شده كه عملًا طواف روى آن ممكن نيست.
و بايد اعاده شود.403 670- هنگام طواف، گذاردن دست به ديوار خانه كعبه در بالاى شاذروان، جايز است (2)و به طواف
1) آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: و احتياط اين است كه آن مقدار را تدارك نموده و طواف خود را تمام، سپس طواف را اعاده نمايد.
2) آية اللَّه بهجت: احوط آن است كه در اثناى طواف دست خودرا دراز نكند از طرف شاذروان به ديوار خانهبهجهت استلام اركان ياغير آن وهمچنين دست بر روى ديوار حجر نگذارد. مناسك شيخ،ص 42.
ضرر نمىرساند، گرچه احتياط مستحب (1)در ترك آن است.
404 671- گذاردن دست روى ديوار حجر اسماعيل، عليه السلام هنگام طواف جايز است (2)
آية اللَّه بهجت: به ذيل مسأله قبل مراجعه شود.
آية اللَّه نورى: جايز نيست و بايد همان قسمت را اعاده نمايد.
و به طواف ضرر نمىرساند، گرچه احتياط مستحب (3)در ترك است.405 672- اگر شخصى در حال طواف، كعبه را بوسيده و شك دارد كه آيا در اين حال، طواف هم مىكرده يا نه، اگر اين شك بعد از عمل باشد، طواف اوصحيح است. (4)
آية اللَّه مكارم: هرگاه آگاه به مسأله بوده كه نبايد در آن حالت راه برود.
هفتم- طواف بايد هفت شوط كامل و بدون زياده و نقصان باشد.
طواف از جهت عدم رعايت عدد اشواط، داراى احكامى به شرح ذيل است:
406 673- اگر طواف كننده، عمداً از اول قصد كند كه كمتر با بيشتر از هفت دور بهجا آورد، طوافش باطل « (5)
آية اللَّه خويى: با فرض تحقّق قصد قربت طواف اوصحيح است.
آية اللَّه گلپايگانى: بنابر احتياط در هر حال طوافش باطل است. مناسك عربى،ص 112.
است، اگرچه به هفت دور ختم نمايد؛ و اگر از روى جهل به حكم، يا سهو و غفلت باشد، بنابر1) آيات عظامصافى، فاضل، گلپايگانى، نورى: بنابر احتياط واجب جايز نيست و بايد همان قسمت را اعاده كند.
2) آية اللَّه فاضل: بنا بر احتياط واجب جايز نيست و بايد همان قسمت را اعاده كند.
3) نظريه آيات عظام، غير از آيات عظام تبريزى، خامنهاى، خويى، سيستانى، مكارم كه موافق متن هستند در اين مسأله، مثل مسأله قبل است.
4) آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: درصورتىكه توجّه به حكم و بنا بر اتيان طوافصحيح داشته است.
5) آية اللَّه تبريزى: بنابر احتياط اصل طواف باطل است.
احتياط واجب، طواف را اعاده كند. (1)
آية اللَّه خويى: نظرشان به دست نيامد.
407 674- اگر در اثناى طواف، قصد كم يا زياد كردن در اشواط نمايد، از همان جا كه اين قصد را نموده، « (2)
آيةاللَّه تبريزى: بنابراحتياط اصل طواف باطل مىشود، اگر ازروى علموعمد، قصد زيادتر آوردن يا كمتر آوردن را كرده باشد.
آية اللَّه خويى: اگر قصد قربت مختل شود اصل طواف اشكال پيدا مىكند.
آية اللَّه مكارم: احتياط آن است كه طواف را به نيّتصحيح تمام كرده و بعد اعاده كند.
باطل است و بايد اعاده كند؛ و اگر با اين قصد زيادتر آورد، اصل طواف باطل مىشود.(3)نظريه آية اللَّه گلپايگانى در مسأله قبل گذشت.
408 675- اگر از اول قصد هشت دور داشته باشد ولى در نظرش اين باشد كه هفت دورِ آن، واجب، و يك دور براى قدم زدن براى تبرك يا قصد ديگر باشد، طواف اوصحيح است؛ همچنين اگر گمان كند كه يك دور نيز مستحب است و با قصد هفت دور واجب، يك دور مستحب، دنبال آن بياورد، طواف اوصحيح است.
409 676- اگر كسى به قصد چهارده شوط، طواف نمايد، ولو اين كه تصور مىكرده طواف چهارده دور است، طوافش باطل است. (4)
آية اللَّه فاضل: اگر جاهل قاصر بوده، طوافشصحيح و اعاده مستحب است.
410 677- زيادى سهوى در طواف: اگر كمتر از يك دور باشد، آن را قطع كند و طوافشصحيح است؛
1) آيات عظام بهجت، تبريزى، سيستانى، فاضل: درصورت ندانستن مسأله و درصورت سهو و غفلت، چنانچه به هفت دور تمام كند، اعاده طواف لازم نيست گرچه احتياط مستحب اعاده آن است.
2) - آيات عظام سيستانى، فاضل، نورى: بنابر احتياط اصل طواف باطل مىشود.
3) آية اللَّه بهجت: آنچه كه مصادف با نيّت زياده بوده است، باطل مىباشد. مستفاد از مناسك شيخ،ص 43.
4) آية اللَّه سيستانى: اگر جاهل قاصر باشدصحيح است وگرنه مشكل است.
و اگر يك دور يا زيادتر باشد، بنابر احوط (1)آن را با قصد قربت، بدون تعيين مستحب يا واجب، به هفت دور برساند و دو ركعت (2)نماز قبل از سعى و دو ركعت بعد از سعى بخواند، و دو ركعت اول را، بدون اينكه تعيين كند براى طواف اول يا طواف دوم است، براى طواف فريضه قرار دهد. (3)411 678- اگر در هنگام خروج از مطاف، بعد از پايان هفت شوط، عمداً مقدارى از مسافت را به قصد جزئيت بجا بياورد، طواف باطل است؛ و درصورت سهو، اگر از همان جا قطع كند، طوافشصحيح است. (4)
آية اللَّه سيستانى: در مورد سهو، مراجعه شود به حاشيه مسأله 677، و اگر جاهل باشد،صحّت طواف او مورد اشكال است مگر اينكه جاهل قاصر باشد.
412 679- اگر جهلًا بيش از هفت شوط طواف كند و بقيه اعمال بعد از آن را بجا آورد:
اگر از اول، قصد بيش از هفت شوط داشته، طواف و نمازشصحيح نيست (5)و بايد آنها را اعاده كند و ظاهراً اعاده بقيه اعمال لازم نيست؛ (6)
آية اللَّه خويى: بنابر احتياط طواف باطل است و بقيه اعمال بعد از آن را هم اعاده نمايد.
آية اللَّه سيستانى: در هرصورت، اگر جاهل قاصر باشد طوافشصحيح است وگرنه مشكل است و به احتياط واجب بايدآن را و اعمال پس از آن را اعاده كند.
آية اللَّه فاضل: استحبابا اعاده كند.
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: اعاده بقيه اعمال لازم است. آداب و احكام حج، م 574
1) آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: اين احتياط مستحب است. مناسك،ص 70، مسأله 103.
2) از اينجا تا آخر مسأله در مناسك آية اللَّه خويى مذكور نيست.
3) آية اللَّه بهجت: احتياط در اين است كه دو ركعت فريضه قبل از سعى بجاى آورد و دو ركعت نافله را مىتواند بعد از سعى بهجاى آورد. مناسك، مسأله 318.
4) به ذيل مسأله 677 مراجعه شود.
5) آية اللَّه فاضل: مگر اينكه جاهل قاصر باشد.
6) آية اللَّه بهجت: بنابر احتياط بقيه اعمال را اعاده كند.
واگر قصد هفت شوط داشته و بعد از اتمام، قصد زياد كرده باشد، (1)
آية اللَّه مكارم: اينصورت هم مانندصورت اوّل است بايد زياده را رها كرده از سر بگيرد.
پس اگر زيادى چهار شوط يا بيشتر باشد، احتياط آن است كه بقيه را به چهارده شوط برساند و يك نماز ديگر بجا آورد و طواف و نماز را اعاده كند؛ (2)و اگر زيادى كمتر از چهار شوط و موالات عرفيه به هم خورده باشد، بنابر احتياط واجب، طواف و نماز را اعاده نمايد؛ و اگر موالات عرفيه به هم نخورده، حكمصورت قبل را دارد.(3)413 680- اضافه نمودن يك يا چند شوط رجاءً بعد از طواف، به قصد جبران نقص احتمالى، بهصحت طواف ضرر نمىزند ولى جبران نقص هم نمىكند. (4)
آية اللَّه سيستانى: طواف او اشكال دارد مگر اينكه جاهل قاصر باشد.
آية اللَّه مكارم: طواف او اشكال دارد.
414 681- اگر شخصى بعد از اتمام طواف، سهواً يك يا چند شوط زياد كرده است و در عدد اشواط اضافى مردّد است، طواف او باطل است (5)
لازم به تذكر است براى رعايت احتياط، اعاده سعى و تقصير هم لازم است. المسائل الشرعيه، ج 1،ص 335، س 19.
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: طواف واجب اوصحيح است. آداب و احكام، م 614
و بايد طواف و نماز را اعاده كند.(6)آية اللَّه سيستانى: مگر اينكه جاهل قاصر باشد.
آية اللَّه مكارم: بنا بر احتياط.
1) آية اللَّه فاضل: اگر سهواً اضافه كرده و قبل از يك دور متوجّه شده، آن را قطع كند و طوافصحيح استو اگر بعد از يك دور متوجّه شود بايد طواف را به احتياط واجب تا چهارده دور به قصد قربت تمام كند و دو ركعت نماز براى طواف واجب قبل از سعى بخواند و به احتياط مستحب دو ركعت براى طواف مستحب نيز بعد از سعى بخواند.
2) آية اللَّه بهجت: اعاده لازم نيست به نحوى كه در مسأله 677 آمده است.
3) نظريه آيات عظام در مسأله 673 آمده است.
4) آية اللَّه بهجت: قصد جبران قصد زياده نيست. مناسك، س 90.
5) آيةاللَّهخويى: بنابر احتياط بايد شوط زايد را بهنيت قربت مطلقه تمام مىنمود. مناسك، مسأله 318.
6) مراجعه شود به مسأله 684 و 677.
415 682- در طواف واجب، قران جايز نيست؛ (1)يعنى جايز نيست بدون آنكه بين دو طواف، نماز طواف فاصله شود، طواف واجب را با طواف ديگر دنبالِ هم آورد، و در طواف مستحب، مكروه است.
416 683- تكرار طواف از روى احتياط بدون خواندن نماز طواف، موجب بطلان طواف نمىشود (2)
آية اللَّه سيستانى:صحّت عمل مورد اشكال است، از جهت فاصله بين طواف و نماز، مگر اينكه جاهل قاصر باشد.
نسبت به نظريه ساير آيات عظام، مراجعه شود به مسأله 682 و 684.
هرچند داخل در قِران حرام است.417 684- اگر يك دور يا كمتر يا بيشتر، بر طواف زياد كند: اگر از ابتدا (3)
آية اللَّه سيستانى: اگر از ابتدا قصد قران داشته باشد باطل است.
يا در اثناى (4)طواف اول، قصد داشته باشد كه زيادى را جزو طوافِ ديگر قرار دهد، حرام و داخل در قران است (5)آية اللَّه تبريزى: اگر قصد جزئيت زيادى را براى طواف ديگر بنمايد و اتفاقاً نتواند طواف ديگر را به آخر برساند، در اينصورت نه زيادى است و نه قران، ولى گاهى طواف در اينصورت بهجهت عدم تحقق قصد قربت باطل مىشود و آن درصورتى است كه مكلف هنگام شروع به طواف يا در اثناى آن، با اينكه مىداند قران حرام و مبطل طواف است آن را قصد نمايد كه قصد قربت با قصد حرام جمع نمىشود، هرچند از باب اتفاق آن حرام انجام نشود. مناسك، مسأله 317.
آية اللَّه خويى: اگر طواف دوّم كمتر از هفت شوط باشد داخل در قران نيست، بلى اگر از ابتدا قصد هفت شوط دارد و مىداند قران مبطل است ديگر قصد قربت در طواف اوّل از او متمشى نمىشود. مناسك، قبل از مسأله 318.
آية اللَّه سيستانى: اگر طواف دوم را تمام نكند قران نيست ولى اگر قصد قران را داشته باشد با علم به اين كه مبطل است قصد قربت محقّق نمىشود و طواف باطل است.
آية اللَّه مكارم: ولى طواف اول باطل نيست.
نظريه ساير آيات عظام در مسأيل قبل گذشت. و به مساله 557 مراجعه شود.
و احتياط واجب1) آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: بنا بر احتياط واجب سبب بطلان طواف مىشود.
2) آيات عظام بهجت،صافى، گلپايگانى: اعاده طواف به عنوان احتياط، قرآن نيست.
3) آية اللَّه بهجت، كلام ايشان مطلق است و تفاوتى بين اينكه از ابتدا قصد اضافه كردن را داشته باشد يا دراثناء، نگذاشتهاند. مناسك،ص 114.
4) آية اللَّه گلپايگانى: بنابر احتياط واجب سبب بطلان طواف مىشود، چه از اول اين قصد را داشته باشد و يا در بين آن و يا آخر آن.
5) آية اللَّه بهجت: اگر طواف ديگر را به آخر نرساند، نه زيادى در طواف است و نه قران. مناسك، مسأله 317.
آن است كه طواف اول را اعاده كند؛ و اگر بعد از تمام شدن طواف اول، اين قصد برايش حاصل شده و به دنبال طواف اول، زياده را آورده، اقوىصحّت طواف اول و احوط اعاده است. (1)
آية الله تبريزى، آية الله خويى: بلكه در فرض اتيان به طواف كامل، اظهر بطلان طواف اول است مطلقا مناسك، قبل از مسأله 318.
آية الله سيستانى: اگر طواف دوم را تمام كند طواف اول باطل است.
آية اللهصافى، آية الله گلپايگانى: احتياط آن است كه نماز طواف را بخواند و بعد اصل طواف و نماز آن را اعاده كند.
418 685- اگر طواف كننده از ابتدا يا در اثناى طواف، قصد قران داشته باشد، احتياط در اعاده طواف است؛ و اگر بعد از تمام شدن طوافِ، قصد قران و اضافه طواف ديگر نموده باشد، بهصحت (2)آية الله تبريزى، آية الله خويى: درصورتى كه قران محقق شود مطلقا موجب بطلان طواف است؛ چه از اول يا اثناى طواف اول قصد قران داشته يا اين كه بعد از تمام شدن طواف اول قصد قران كرده باشد.
آية الله سيستانى: اگر هر دو طرف واجب باشد يا يكى مستحب و ديگرى واجب باشد، چه از اول قصد قرآن داشته باشد و چه بعدا تصميم بگيرد ولى طواف دوم را تمام كند، طواف اول باطل است. آرى اگر هر دو مستحب باشد، هر چند كراهت دارد ولى جايز است.
طواف اول (3)ضرر نمىزند.(4)419 686- اگر از طواف واجب، يك دور يا كمتر يا بيشتر
===
عمداً كم كند، واجب است آن را اتمام كند؛(1)» و اگر نكند- بنابر احتياط واجب (2)حكمش حكم كسى است كه طواف را عمداً ترك كرده كه گذشت؛ و حكم جاهل « (3)به مسأله، حكم عالم است.
420 688- اگر سهواً (4)
آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: اگر پيش از فوت موالات يادش آمد و از مطاف بيرون نرفته باشد كمبود را بهجا آورد وصحيح خواهد بود و اگر مقدار فراموش شدهيك شوط باشد يك شوط را بهجاآورد وصحيح است و چنانچه شخصاً نتواند كمبود را انجام دهد، بايد ديگرى را نايب بگيرد كه آن شوط را بجا آورد و چنانچه مقدار فراموش شده بيش از يك و كمتر از چهار شوط باشد آيةاللَّه تبريزى: بنابر احتياط بايستى برگشته و كمبود را شخصاً بجاآورد وبهتر اين است كه پس از بجا آوردن كمبود طواف را اعاده نمايد و اگر مقدار فراموششده چهار يا بيش از چهار شوط باشد احوط اتمام سپس اعاده است. مناسك، مسأله 316.
آيةاللَّهسيستانى: درصورتى كه از روىاشتباه يا فراموشى، بعضى از شوطهاى طواف يا قسمتى از يك شوط را انجام نداده باشد، پس اگر پيش از فوت موالات عرفى به يادش آمد، باقيمانده آن را بهجاآورد و طوافصحيح است؛ و اگر پس از آن باشد، درصورتى كه مقدار فراموش شده، يك يا دو يا سه شوط باشد، آن را بهجاآورد و طواف باز همصحيح است ... و درصورتى كه مقدار فراموش شده بيش از سه شوط باشد، بنا بر احتياط واجب باقيمانده را بهجاآورد و طواف را اعاده كند. مناسك، مسأله 313.
آية اللَّه مكارم: يعنى چهار دور كامل انجام داده باشد.
از طواف كم كند:1) آية اللَّه مكارم: اگر قبل از فوت موالات اتمام كندصحيح است.
2) آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: بلكه بنابر اظهر. مناسك، مسأله 315.
3) آية اللَّه بهجت، بايد اعاده كند در هر دوصورت.
4) آية اللَّه بهجت: اگر سهواً از طواف كم كرده پس تمام كردن آن درصورت تجاوز از نصف؛ يعنى با تمام شدن چهار شوط على الأحوط، و از سر گرفتن آن درصورت عدم، خالى از وجه نيست. مناسك شيخ،ص 42.
اگر از نصف گذشته (1)و فعل كثير انجام نداده، (2)بنابر اقوى از همانجا طواف را تمام كند؛ و درصورت فعل كثير، احتياط (3)
آية الله مكارم: و اتمام لازم نيست بايد اعاده كند
واجب، اتمام و اعاده است؛ و اگر از نصف نگذشته، (4)طواف را اعاده نمايد، لكن ترك احتياط در همه موارد سهو، بهتمام كردن طواف ناقص واعادهكردن آن، سزاوار نيست.421 689- اگر در حال سعى يادش آمد كه طواف را ناقص بهجا آورده، سعى را رها نمايد و طواف را از محل نقصان، تكميل كند و بعد از آن باقيمانده سعى را بهجا آورد و طواف و سعيشصحيح است. (5)
آية الله سيستانى: اگر قبل از فوت موالات متذكر شود يا بعد از آن باشد ولى سه شوط يا كمتر باقى مانده باشد اتمام طواف كافى است ولى اگر بيش از آن باشد به احتياط واجب طواف را پس از اتمام اعاده كند و نسبت به سعى اتمام كافى است گرچه احتياط مستحب اعاده آن است پس از اتمام.
» هرچند احتياط (6)آن است كه در كمتر از چهار دور، طواف را اتمام و اعاده نمايد و همچنين اگر سعى را كمتر از چهار دور انجام داده، آن را اتمام و اعاده كند. (7)422 690- اگر حجگزار طوافش ناقص بوده ولى تا بعد از مراجعت به وطن متذكر نشود، احتياط (8)
آيات عظام تبريزى، خامنه اى، خويى،صافى، فاضل، گلپايگانى: بايد برگردد.
آية الله سيستانى: اگر نتواند باقيمانده را خود به جا آورد، اگر چه به اين علت باشد كه پس از رجوع به وطن يادش آمده ديگرى را نايب خود قرار دهد و به هر حال نماز طواف را بايد خودش هر جا هست بعد از طواف نايب بخواند.
آن است كه بازگردد؛ واگر نتوانست يا مشكل بود، نايب بگيرد. (9)آية اللَّه مكارم: و احتياط آن است يك گوسفند در مكّه قربانى كند و اگر نتوانست در شهر خودش قربانى كند.
1) آية اللهصافى، آية الله گلپايگانى: اگر چهار دور تمام شده باشد لازم است طواف را تمام كند واگر كمتر از نصف باشد اعاده نمايد و در فاصله بين 5/ 3 تا چهار دور احتياط در تكميل اشوط و اعاده است.
2) آية الله مكارم: اين قيد زايد است.
3) آية الله فاضل اولى و احوط اين است.
4) آية الله مكارم: مانند فرض بالا است.
5) آية الله بهجت: احتياط در اتمام و سپس اعاده سعى است.
6) آيات عظام تبريزى، فاضل، مكارم: اين احتياط ترك نشود. آية الله تبريزى: همچنين است نسبت به سعى. ولى اگر سعى فراموش شده يك شوط باشد، اعاده لازم نيست و اتمام كافى است.
7) به ذيل مسأله 688 مراجعه شود.
8) آية الله بهجت: و اگر متذكر نشود مگر بعد از مراجعت به وطن خود، پس نايب مى گيرد. مناسك شيخ،ص 42.
9) آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: و در اينصورت نيز بنا بر احتياط واجب هدى بفرستد و احوط آن است كه شتر باشد مناسك فارسى، مسأله 104.
423 691- رعايت موالات عرفيه در طواف، بنابراحتياط واجب، لازم است؛ (1)
آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: مراعات موالات لازم است.
آية اللَّه خامنهاى: احتياط واجب آن است كه در ميان اجزاى طواف، موالات عرفيه را رعايت كند، مگر در مورد قطع طواف پس از گذشتن از نيمه آن، به خاطر نماز و امثال آن.
آية اللَّه مكارم: در طواف واجب موالات لازم است و در مستحب شرط نيست.
يعنى اگر به جهتى در بين طواف متوقّف شد، آن قدر طول ندهد كه ازصورت يك طواف، خارج شود.424 692- موالاتِ در طواف و در سعى، چگونه زايل مىشود؟ آيا با خواندن دو ركعت نماز مستحبى، يا انجام فعلِ منافى با طواف، موالات به هم مىخورد؟ « (2)
آيتاللَّه تبريزى: از مثل نماز مستحبى و فعل منافى بايد اجتناب شود و مثل استراحت مختصر كوتاه و قطع براى نماز جماعت مانعى ندارد. واللَّه العالم.
آيتاللَّه خامنهاى: از بين رفتن موالات، موكول به نظر عرف است و در سعى، موالات معتبر نيست، مگر آنكه شوط اول تمام نشده باشد كه درصورت از بين رفتن موالات، احتياطاً از سر بگيرد.
آيتاللَّه سيستانى: آرى، به هم مىخورد.
آيتاللَّهصافى: گرچه موالات در هر عمل به تناسب خودش ملاحظه مىشود و به نظر مىرسد نسبت به طواف، فاصله به مقدارِ دو ركعت نماز، موالات را به هم نمىزند، لكن احتياط اين است كه اگر اين مقدار فاصله پيش آمد، با آن معامله محفوظ بودن موالات نكند و براى به هم خوردن موالات هم به اين مقدار اكتفا نكند و انجام« فعل منافى با طواف» جمله مجملى است، توضيح ندادهايد؛ واللَّه العالم.
آيتاللَّه فاضل: به هم خوردن موالات عرفى است، ولى در قطع طواف و سعى، حتى لازم نيست موالات به هم بخورد يعنى مىتوان بلافاصله از سر گرفت و ظاهراً با نماز مستحبى به هم نمىخورد.
آيتاللَّه مكارم: با خواندن نماز مستحبى و فعل منافى و فاصله زياد، موالات به هم مىخورد.
آيتاللَّه نورى: موالات عرفى است و لازم است در بين اشواط هيچ فعل منافى اختياراً انجام نگيرد و دو فرض مورد سؤال، منافى محسوب مىشود.
425 693- اگر بعد از تمام شدن طواف و انصراف از آن، در كم و زيادى اشواط طواف شك كند، اعتنا نكند و طوافشصحيح است؛ ولىصورت دوم (شك در نقيصه)، خالى از اشكال نيست (1)و احتياط ترك نشود. (2)
آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: درصورت شك در نقيصه طواف باطل است مگر اينكه بعد از دخول در نماز طواف شك بكند كه به شكش اعتنا نمىكند. مناسك، مسأله 319.
آية اللَّه سيستانى: اگر در عدد شوطها يا درصحت آنها بعد از تمامى طواف يا بعد از تجاوز از محل شك كند نبايد به شك اعتنا نمايد؛ مثلًا پس از فوت موالات يا بعد از وارد شدن در نمازِ طواف شك نمايد. مناسك، مسأله 315.
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: احتياط واجب نيست.
426 694- اگر بعد از طواف، درصحت آن شك كند، مثلًا احتمال بدهد محدث بوده، يا از داخل حجر اسماعيل عليه السلام طواف كرده، يا شانه او منحرف شده، اعتنا نكند، و طوافشصحيح است اگرچه در محلِ طواف باشد و از آنجا منصرف نشده يا مشغول كارهاى ديگر نشده باشد، البته درصورتى كه هفت دور- بدون زياده و نقيصه- احراز شده باشد.
1) آية اللَّه فاضل: اين اشكال درصورت عدم انصراف از طواف است امّا اگر شك بعد از انصراف و دخول درنماز طواف باشد اعتنا نكند و طواف اوصحيح است بلكه ظاهراً به محض انصراف هم، طواف محكوم بهصحّت است و لازم نيست اعتنا كند.
2) آية اللَّه بهجت: هرگاه بعد از فراغ از طواف شك نمايد كه آيا طواف هفت شوط يا كمتر يا بيشتر بوده، اعتنا به شك ننمايد، مانند كسى كه بعد از شروع به نماز طواف چنين شكى بكند.
427 695- اگر بعد از رسيدن به حجرالاسود شك كند (1)كه هفت دور زده يا هشت دور يا زيادتر، اعتنا به شك نكند و طوافشصحيح است.
428 696- اگر قبل از رسيدن به حجرالاسود، شك كند كه اين دور، هفتم است يا هشتم، طوافش باطل است. (2)
آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: ظاهر اين است كه طوافش باطل است و احتياطاً بقصد رجا تمام و اعاده طواف نمايد.
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: لكن احوط اتيان نماز طواف و اعاده طواف و نماز است.
آية اللَّه فاضل، آية اللَّه مكارم: آن دور را تمام كند و طوافشصحيح است.
429 697- اگر در آخر دور يا اثناى آن، ميان شش و هفت و هرچه پاى نقيصه در كار است شك كند، طواف او باطل است. (3)
آية اللَّه سيستانى: اگر شك در نقيصه در غير 6 و 7 باشد، طوافش باطل است. و اگر شك در پايان شوط بين 6 و 7 باشد، بنابر احتياط واجب طواف را اعاده كند ولى اگر در اينصورت بنابر 6 گذاشت و از روى جهل به مسأله طواف را تمام كرد و متوجّه مسأله نشد تا وقت اعاده گذشت طوافشصحيح است و اگر شك در زياده و نقصان باشد؛ مثل اينكه شك كند بين 6 و 7 و 8 و يا شك بين 6 و 8 طوافش باطل است. مناسك، مسأله 314.
آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب.
430 699- اگر طواف كننده- به خاطر بوسيدن و لمس بيتاللَّه الحرام و مانند آن- از مسير خود منحرف شده و نمىداند در بازگشت، آيا طواف را از همان نقطه كه رها كرده، ادامه داده يا نه، اگر (4)به وظيفه التفات داشته و بعداً شك عارض شده، حكم بهصحت نمايد؛ و در غير اينصورت، اكتفا به طواف مزبور، محل اشكال است. (5)
آية اللَّه بهجت: حمل برصحت مىشود.
آية اللَّه سيستانى: در هر دو فرض عملصحيح است.
1) آية اللَّه بهجت: حكم شك بعد از تمام شدن طواف در مسأله 693 آمده است.
2) آية اللَّه بهجت: احوط بطلان طواف است.
3) آية اللَّه بهجت: بطلان طواف او و لزوم استيناف خالى از قوت نيست با آنكه فىالجمله احوط است و احوط از آن بنا بر اقلّ بگذارد و طواف را اتمام و بعد از آن اعاده نمايد. مناسك شيخ،ص 43.
4) آية اللَّه خامنهاى، آية اللَّه خويى: احتمال التفات كافى است.
5) به مسأله 672 مراجعه شود.
431 700- اگر بعد از شك در اشواط طواف و بناى بر بطلان، طواف اعاده شود و در اثناى آن معلوم شود كه طواف اول مثلًا شش شوط داشته، اكتفاى به اين طواف مشكل است و احتياط لازم است. (1)
آية اللَّه خويى: فتواى ايشان در دست نيست.
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: بايد احتياط كند به اينكه طواف دوّم را رها كند و طواف قبلى را تكميل نمايد و پس از نماز طواف قبلى طواف و نماز آن را به طور كامل اعاده نمايد.
آية اللَّه مكارم:صبر مىكند تا موالات طواف دوم به هم بخورد، سپس طواف اول را تكميل كند.
432 701- اعتماد به ديگرى در عدد اشواط طواف و سعى،(2)
آية اللَّه سيستانى: و در خصوص طواف مىتوان بر او اعتماد كرد، اگر خود او يقين به عدد اشواط داشته باشد.
مانع ندارد.433 702- كسى كه در عدد اشواط، كثير الشك است، به شكش اعتنا نكند (3)
آية اللَّه خويى: كثيرالشك در طواف تا به حدّ وسواس نرسد بايد به شكش اعتنا كند. المسائل الشرعيه، ج 1،ص 343.
آية اللَّه سيستانى: كثيرالشك در طواف نبايد به شكش اعتنا كند چنانچه در نماز نبايد اعتنا كند. ملحق مناسك، س 212.
آية اللَّه مكارم: و بنا را بر آنچه به نفع اوست بگذارد.
و احتياط آن است كه كسى را وادار كند كه عدد را حفظ كند.434 704- معيار در كثير الشك بودن در طواف، عرفى است. (4)
1) آيات عظام بهجت، تبريزى، سيستانى، فاضل: طواف دوم محكوم بهصحّت است همان را به اتمام برساند.
2) آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: يا آن شخص ثقه باشد.
3) آية اللَّه بهجت: كثير الشكّ در طواف مثل كثير الشك در نماز است و همان وظيفه را دارد؛ و گمان درطواف معتبر است.
4) آية اللَّه سيستانى: معيار اين است: شكى كه براى او حاصل مىشود، نسبت به كسانى كه در موجبات حواسپرتى مانند او هستند، به مقدار معتنابه بيشتر باشد.
435 705- معيار كثير الشك در تعداد دورهاى طواف و تعداد ريگهاى رمى چيست؟ و عدم اعتنا به چنين شكى به چه معناست؟ آيا بنا بر اقلّ بگذارد يا اكثر؟ « (1)
آيتاللَّه تبريزى: مىتواند با كسى كه عدد اشواط را حفظ كرده و يقين داشته باشد همراهى كرده و بر طبق يقين همراه عمل كند و اگر به حدّ وسواس برسد، نبايد به شك در نقيصه اعتنا كند. واللَّه العالم.
آيتاللَّه خامنهاى: معيار كثير الشك در طواف عرفى است و به همان معنايى است كه براى كثيرالشك در نماز بيان شده است؛ و اما كثير الشك در رمى، حكم خاصى ندارد؛ و درصورت شك در عدد انداختن، بايد آن قدر بيندازد تا علم پيدا كند.
آيتاللَّه سيستانى: كثير الشك كسى است كه شك او با ملاحظه همگونى در موجبات فراموشى، بيش از حدّ متعارف است و بايد بنا را بر اكثر بگذارد.
آيتاللَّهصافى: معيار در كثيرالشك نظر عُرف است و معناى عدم اعتنا اين است كه بنا به نفع خود؛ يعنى به اكثر بگذارد، مگر اين كه بنا بر زيادى، موجب بطلانِ عمل گردد، كه در اينصورت بنا بر اقلّ مىگذارد كه عملصحيح شود؛ واللَّه العالم.
آيتاللَّه فاضل: معيار در كثيرالشك يك امر عرفى است و اگر كسى در يك طواف يا دو طواف يا سه طواف پى در پى، سه بار شك كند، حكم كثيرالشك را دارد و بنا را بر اقل بگذارد.
آيتاللَّه مكارم: اگر در عرف بگويند« زياد شك مىكند»، بنابر طرفى مىگذارد كه به نفع عمل او است.
آيتاللَّه نورى: معيار در كثير الشك عرف است، عدم اعتنا يعنى بنا بگذارد كه اتيان كرده است، مگر اين كه اتيان آن شىء مشكوك مبطل باشد كه در اينصورت بنابر عدم اتيان آن مىگذارد.
436 706- در انجام اعمال نبايد به وسوسه اعتنا كرد؛ و اگر قسمتى از طواف اشكال پيدا كند، همان قسمت بايد تصحيح شود و ادامه بعد از آن به قصد طواف، بدون تصحيحِ آن قسمت، موجب اشكال در طواف مىشود و با آوردن يك شوط بعد از طواف احتياطاً، اشكال رفع نمىشود.
437 707- اگر در طواف مستحب، در عدد دورها شك كند، بنابر اقل بگذارد و طوافشصحيح است.
438 708- گمان در عدد دورها اعتبار ندارد (2)
439 709- اگر طواف كننده، در اشواط طواف شك كند و گمانش به يك طرف بيشتر باشد و با بناى بر آن، طواف را اتمام نمايد و بعد از انجام اعمال، يقين بهصحت طواف خود پيدا كند، طواف اوصحيح است. « (1)
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: اگر به قصد رجا و كشف حال طواف را ادامه دادهصحيح است.
آية اللَّه فاضل: اگر با اطمينان به يك طرف ادامه دادهصحيح است. و گرنه بايد احتياطاً طواف و نماز طواف و سعى و تقصير را اعاده كند.
440 710- اگر كسى طواف يا سعى را در حال شك در اشواط ادامه (2)
آية اللَّه فاضل: ادامه دادن طواف و نماز و سعى در حالِ شك اشكال دارد. لذا در فرض مذكور بايد از ادامه اعمال خوددارى كند و تروى كند و اگر به يك طرف اطمينان پيدا كرد طبق آن عمل كند و الّا عمل را از نو انجام دهد و در اين مسأله فرقى بين طواف و نماز و سعى نيست.
آية اللَّه مكارم: به اميد انجام وظيفه شرعى.
دهد و بعد يقين بهصحت پيدا كند، اشكال ندارد و طواف و سعىصحيح است، (3)ولى در نماز بدون تروّى، محل اشكال است، و احوط اعاده آن است.(4)آية اللَّه مكارم: همه شكها احتياج به مختصرى فكر دارد تا مشمول ادله شك گردد.
1) آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: بنابر احتياط لازم طواف را اعاده نمايد.
2) آية اللَّه تبريزى، آيةاللَّه خويى: طواف يا سعيش بنابر احتياطصحيح نيست.
3) آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: اگر در حال سعى شك كند و در حال شك بقصد رجا كشف حال ادامهدهد و بعد يقين بهصحت پيدا كند سعى اوصحيح است و در طواف، اگر از دليل طواف، لزوم حفظ هر شوط استفاده شود، حكم بهصحت مشكل است و الّا بعيد نيست. آراء المراجع،ص 268.
4) آية اللَّه خامنهاى: در مورد سعى، حكم بهصحّت فرمودهاند و متعرّضِ طواف و نماز نشدهاند.
441 711- قطع طواف واجبْ بدون عذر، بنابر اقوى مكروه است؛ (1)
آيات عظام: خامنهاى، سيستانى، فاضل: قطع طواف مطلقاً جايز است؛ آية اللَّه خامنهاى و آيةاللَّه فاضل: اگرچه احتياط مستحب قطع نكردن طواف واجب است به نحوى كه موالات عرفيه به هم بخورد.
آية اللَّه وحيد: قطع طواف واجب يا مستحب براى عيادت مريض يا برآوردن حاجت خود يا برادران مومن جايز است هم چنانكه براى انجام نماز واجب، مستحب است. مناسك فارسى معظم لهصفحه 159
آيات عظام: خويى،صافى، گلپايگانى، خويى: طواف واجب را نبايد بدون عذر قطع كند.
آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب قطع نكند.
و احوط آن است كه از قطع كردنى كه به فوت موالات عرفيه منجر شود، اجتناب شود.442 712- قطع طواف نافله بدون عذر، جايز است.
443 713- اگر كسى بدون عذر طواف را قطع كند: اگر منافى انجام نداده باشد، برگردد و تمام كند، و طواف اوصحيح است؛ و اگر منافى انجام داده باشد ولو به مثل بهم خوردن موالات عرفيّه، احوط (2)
آية اللَّه تبريزى: هرگاه طواف كننده پيش از تجاوز از نصف طواف، بدون عذر از مطاف خارج شود، اگر موالات عرفيه از او فوت شود، طوافش باطل و اعادهاش لازم است؛ و چنانچه موالات فوت نشود يا خروجش بعد از تجاوز نصف باشد، احتياط اين است كه آن طواف را تمام نموده سپس اعاده كند. مناسك، مسأله 310.
آية اللَّه گلپايگانى: اقوى آن است كه در اينصورت اگر چهار دور بهجا آورده باشد، طواف را تمام كند و بعد احتياطاً اعاده كند. احكام عمره،ص 62 و 63.
نظريه ساير آيات عظام در اين مسأله و مسأله بعد، در ذيل مسأله 686 آمده است.
آن است كه اگر چهار دور بهجا آورده باشد، طواف را اتمام و اعاده كند؛ (1)و اگر كمتر از چهار دور بجا آورده و موالات به هم خورده، طواف را اعاده نمايد.
444 714- اگر در بين طواف عذرى- مثل مرض يا حيض يا حدث بىاختيار (2)»- از اتمام آن پيدا شد؛ اگر بعد از تمام شدن چهار دور باشد، بعد از رفع عذر برگردد و از همانجا اتمام كند؛ و احتياط مستحب در غير حيض آن است كه اتمام و اعاده نمايد؛ (3)
و امّا در مورد مرض:
آية اللَّه بهجت: هرگاه طواف كننده به علّت عذر ناچار طواف خود را قطع نمود و از مطاف بيرون رفت، چنانچه قبل از تمامى شوط چهارم باشد طوافش باطل و اعادهاش لازم است و چنانچه بعد از آن بوده، اگر قادر بر اتمام نباشد احوط آن است كهصبر كند تا وقت آن طواف تنگ شود، اگر قادر نشد او را دوش مىگيرند و طواف مىدهند و اگر ممكن نباشد نايب از براى او مىگيرند در اتمام. مناسك، مسأله 312.
آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: در اين فرض اگر ناچار به قطع طواف شد و از مطاف خارج گرديد، چنانچه قبل از تمامى شوط چهارم باشد، طوافش باطل و اعادهاش لازم است و چنانچه بعد از آن بوده، احتياط اين است كه براى باقيمانده نايب بگيرد و شخصاً بعد از زوال عذر احتياطاً باقيمانده را بهجا آورده و طواف را اعاده نمايد.
و اگر قبل «- (4)آية اللَّه فاضل: اگر از نصف تجاوز نكرده عذر پيدا شد طواف را اعاده كند و اگر از نصف گذشته و دور چهارم را تمام نكرده است، احتياط آن است كه طواف را تمام كند و اعاده نمايد و يا از نو يك طواف كامل انجام دهد.
از چهار دور بوده، طواف را اعاده كند.1) آية اللَّه فاضل: اعاده مستحب است، هرچند موالات عرفيه بههم نخورده باشد.
2) آية اللَّه خامنهاى: نظر معظم له ذيل مساله 580 و 582 آمده است.
3) نظريه آيات عظام در بحث حدث اصغر و جنابت در مسأله 580 و 581 آمده است و راجع به حيض در مسأله 582 آمده است.
4) آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: پس اگر به نصف نرسيده اعاده كند و اگر در فاصله بين 5/ 3 و 4 بوده احتياط به اتمام و نماز و اعاده طواف و نماز است.
445 2/ 714- آيا نيت قطع طواف بهصحت طواف ضرر مىزند يا خير؟ (1)
آية الله سيستانى: ضرر نميزند.
آية اللهصافى: مجرد نيت قطع، مضر به طواف نيست. و نسبت به ادامه طواف و خروج از مطاف، فروع مختلفى وجود دارد واحكام خاصى دارد والله العالم.
446 715- اگر شخصى كه با عذر طواف را قطع كرده، نتواند آن را بهجا آورد، اگر ممكن است، او را حمل كنند و طواف دهند و اگر ممكن نيست، براى او نايب (2)آية اللهصافى، آية الله گلپايگانى: به ذيل 745 مراجعه شود.
بگيرند.موارد قطع طواف به خاطر بطلان وضو و غسل و ...، در بيان شرايط طوافصفحه 118 به بعد گذشت.
447 716- اگر طواف كننده غش كند، اگر قبل از شوط چهارم (3)بوده، وضو بگيرد و طواف را اعاده نمايد؛ و اگر بعد از شوط چهارم بوده، بايد وضو بگيرد و طواف را اتمام كند.(4)
مراجعه شود به مسأله 580 و 581.
448 717- اگر در اثناى طواف، وقت نماز واجب، تنگ شود، واجب است طواف را رها كند و نماز بخواند؛ پس اگر بعد از چهار دور (5)رها كرد، از همانجا طواف را تمام كند، (6)و گرنه « (7)اعاده كند. (8)
آية اللَّه سيستانى: بايد اتمام كند و احتياط مستحب آن است كه طواف را بعد از طواف اوّل و نماز آن اعاده كند.
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: ولى اگر از نصف گذشته و چهار شوط هم تمام نشده، احتياطاً طواف را تمام كند و بعد اعاده كند.
آية اللَّه مكارم: و بنابر احتياط واجب آن را اعاده كند.
1) آية الله بهجت: اگر موالات فوت نشده، از همان مكان مى تواند ادامه دهد.
2) آية الله سيستانى: اگر قبل از تمام كردن شوط چهار عاجز شود و نتواند او را طواف دهند بايد نايب بگيرد كه طواف را از اول به نيابت او انجام دهد و اگر بعد از تمام كردن شوط چهارم باشد، نايب در مقدار باقيمانده نيابت مى كند ملحق مناسك، س 234.
3) آية الله خويى: فرض نزبور را متعرض نشده اند و مقتضى احتياط اعاده طواف به نيت اعلم از اتمام است.
4) آية الله فاضل: در هر دوصورت مى تواند طواف را از سر بگيرد.
5) آية الله خامنه اى: كسى كه براى نماز واجب، طواف واجبش را قطع كند، اگر قطع بعد از اتمام نصف باشد طواف را از همانجا كه قطع كرده، اتمام كند و اگر قبل از آن بوده و مدت زمان طولانى بين قطع و اتمام فاصله شو، بنابر احتياط طواف را اعاده كند و گرنه بعيد نيست اين احتياط واجب نباشد، اگر چه احتياط در هر حال خوب است و در تمامصور مذكور مى تواند آن طواف را رها نموده و از نو، طواف كند و در اين مسأله فرقى بين اين كه نماز جماعت باشد يا فرداى، وقت نماز تنگ باشد يا نه، نيست و از اين مسأله حكم مسأله 719 نيز روشن مى شود.
6) آية اللَّه فاضل: ولى چنانچه تمام نكرد و از سر گرفت طوافشصحيح است.
7) آيةاللَّهبهجت: اگر موالات عرفيه بههم بخورد. مستفاداز مناسك،ص 161، مسأله 12 مسائل متفرّقه.
8) - آية اللَّه تبريزى: اعاده لازم نيست، گرچه احتياط مستحب آن است كه طواف را بعد از طواف اول و نماز آن اعاده كند.
449 718- توقف در طواف و نشستن در اثناى آن براى رفع خستگى و استراحت، جايز است، ولى نبايد آنقدر طول دهد كه موالات عرفيه بههم بخورد؛ كه اگر موالات به هم خورد، (1)
آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: در اينصورت طوافش باطل است، و لازم است از نو شروع كند.
آية اللَّه مكارم: احتياط به اتمام لازم نيست.
احتياط آن است كه طواف را اتمام و اعاده نمايد؛ (2)و اگر موالات به همنخورده باشد، همان طواف را تكميل نمايد.450 719- قطع طواف براى رسيدن به نماز جماعت، يا درك وقت فضيلت نماز واجب، جايز، بلكه مستحب است؛(3)و از هر جا قطع كرد، بعد از نماز از همانجا اتمام كند؛ (4)و احتياط آن است كه بهدستور
1) آية اللَّه بهجت: اگر در موردى است كه عذرصدق نمىكند حكم آن در مسأله 712 و 713 آمده است؛ و بافرض تحقّق عذر از ادامه، قبل از اكمال شوط چهارم، در حدّى كه موالات عرفيه بههم نخورد مانعى ندارد و اگر بههم بخورد احتياط مراعات شود به اكمال آن طواف و اعاده آن، و بعد از شوط چهارم مطلقاً مانعى ندارد. مناسك، س 87 و 88.
2) آية اللَّه خامنهاى و آية اللَّه فاضل: و مىتواند آن را رها كند و از نو يك طواف كامل انجام دهد.
3) آيةالله خامنهاى: به مسأله 717 مراجعه شود.
4) آية اللَّه بهجت: اگر موالات عرفيه بههم نخورد و اگر بههم بخورد و قبل از اكمال شوط چهارم باشد احتياط مراعات شود با اكمال آن طواف و اعاده آن.
مسأله 717 عمل كند، و اين احتياط، سزاوار نيست ترك شود. (1)
آية اللَّه مكارم: اين احتياط واجب نيست.
451 720- اگر در اثناى طواف يا سعى، نماز جماعت برقرار شد و از ادامه طواف معذور شد:
اگر قطع، بعد از شوط چهارم (2)طواف يا سعى باشد، (3)
آية اللَّه خامنهاى: گذشت نظر ايشان ذيل مسأله 717.
از همان جايى كه قطع شده، طواف يا سعى را تمام كند؛ (4)و اگر قبل از شوط چهارم طواف بوده (5)آية اللَّه نورى: طواف را از سر بگيرد و در سعى نيز اگر بعد مرتبه چهارم است، بعد از قطع كردن سعى و خواندن نماز، از همانجا كه قطع كرده بود سعى را به آخر برساند و اگر قبل از مرتبه چهارم است سعى را از سر بگيرد.
و فصل طويل شده، طواف را از سر بگيرد؛ (6)هرچند احتياط آن است كه طواف را اتمام و پس از خواندن نماز آن، طواف را اعاده و نماز طواف ديگرى بخواند؛ و در سعى نيز احتياط در اتمام و اعاده است.1) آية اللَّه تبريزى: بنابر احتياط مستحب طواف را بعد از طواف اول و نماز آن اعاده كند.
2) آية اللَّه خويى: اگر موالات فوت شود طواف باطل است و اعاده لازم است. مناسك فارسى، مسأله 314.
3) آية اللَّه بهجت: در طواف اگر موالات عرفيه بههم نخورد اشكالى ندارد و اگر بههم بخورد و قبل از اكمال شوط چهارم باشد احتياط مراعات شود با اكمال آن طواف و اعاده آن، ولى در سعى چون موالات معتبر نيست با فرض عذر مانعى ندارد. مناسك، س 88.
4) آية اللَّه تبريزى: حكم قطع طواف، درصورتى كه در اثناى طواف نماز جماعت اقامه شود، در مسأله 719 آمده است، و اما نسبت به سعى، احوط در هر دوصورت اتمام و اعاده است.
5) آية اللَّه سيستانى: اگر در نماز جماعت شركت كند پس از نماز از همانجا كه قطع شده است ادامه دهد چه در طواف باشد چه در سعى؛ و احتياط مستحب اتمام و اعاده است؛ و اگر شركت نكند، پس اگر قبل از پايان شوط چهارم باشد وفوت موالات عرفى نشده باشد، از همانجا كه قطع شده است ادامه دهد؛ و اگر موالات فوت شده است، از سر بگيرد، و اگر بعد از پايان شوط چهارم باشد، در هر حال اتمام آن كافى است؛ و در سعى اگر موالات از بين برود، به احتياط واجب، بايد سعى را تمام و اعاده كند.
6) آية اللَّه فاضل: در تمامصور مىتواند طواف يا سعى را از سر بگيرد وصحيح است، اما اگر بخواهداحتياط كند به ذيل مسأله 580 مراجعه كند.
452 722- از سرگيرى طواف درصورتى كه فوت موالات عرفى مشكوك باشد، اشكال دارد. (1)
453 723- رها كردن طواف بدون عذر و از سرگيرى آن با بقاى موالات، اشكال دارد؛ (2)
آية اللَّه تبريزى: در مسأله 724 حكم آن آمده است.
آية اللَّه خويى: درصورت اعتقاد به جواز از سر گرفتن طواف، عمل مزبور مجزى است.
آية اللَّه سيستانى: مگر اينكه جاهل قاصر باشد.
و اگر بعد از شوط چهارم، طواف قطع و از سرگرفته شود، بايد طواف اول اتمام و نماز خوانده شود سپس طواف و نماز آن، اعاده شود.724454- اگر طواف در اثنا قطع و از سر گرفته شود:
اگر بعد از دور چهارم بوده، به احتياط واجب طواف اول اتمام سپس يك طواف ديگر بهجا آورده شود؛ و اگر قبل از دور چهارم بوده، بايد يك طواف ديگر بهجا آورده شود. (3)چنين كسى كه طواف را قطع و از سر گرفته، اگر از روى جهل، اعمال مترتّبه و تقصير را انجام داده، (4)ظاهر اين است كه اين اعمالصحيح و از احرام خارج شده است. (5)
1) آيات عظام: بهجت، سيستانى،صافى، گلپايگانى، خامنهاى، فاضل، مكارم، نورى: اشكال ندارد و طوافصحيح است؛ آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: و اگر بعد از شوط چهارم بوده نقصان طواف قطع شده را واجب است بهجا آورد و نماز آن را نيز بخواند.
2) جهت نظر آيات عظام به مسأله 724 مراجعه شود.
3) آيات عظام بهجت، خامنهاى، فاضل،صافى، گلپايگانى: طوافى كه از سر گرفته مجزى است.
4) به حاشيه قبل مراجعه شود.
5) آية اللَّه سيستانى: اگر قبل از اتمام شوط چهارم باشد و قطع به اينصورت باشد كه از مطاف خارج شده و مشغول كارى شده باشد كه عرفاً بگويند طوافش را قطع كرده است، سپس از سر گرفته باشد طوافصحيح است، و اگر بعد از شوط چهارم باشد، درصورتىكه استينافپساز فوت موالات عرفيه بوده،صحيح است وگرنه مشكل است مگر اينكه جاهل قاصر باشد.
455 726- اگر در طواف خانه خدا، در قسمتى از طواف اشكالى پيش آمد؛ مثل حركت بدون اختيار، همان مقدار بايد از سر گرفته شود و شروع از حجرالاسود به قصد طواف اشكال دارد. (1)
آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: ولى چنانكه سابقاً گفته شد، مجرّد بردن جمعيت موجب بطلان نمىشود مادامى كه ساير شرايط موجود باشد.
آية اللَّه خامنهاى و آية اللَّه مكارم: سابقاً گفته شد، از اوّل نيّت مىكند كه خود را در وسط جمعيّت قرار دهد و طواف كند هرچنداو را ببرند، بنابراين اعاده لازم نيست.
آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه فاضل: به حاشيه مسأله 728 مراجعه شود
456 727- اگر مقدارى از طواف بدون اختيار انجام شود، اعاده آن مقدار، لازم (2)است؛ و اگر در ازدحام طواف با اختيار ممكن نيست، بايد درصورت امكان در وقت خلوت انجام شود؛ (3)البته منظور از بىاختيار شدن اين نيست كه طواف كننده در اثر فشار جمعيت تندتر برود، بلكه اگر قدمها را به اختيار خود برمىدارد، ضرر ندارد و طوافشصحيح است.
457 728- اگر مقدارى از طواف در اثر ازدحام و مانند آن، (4)پشت به (5)خانه يا بدون اختيار، انجام شود، بايد آن مقدار اعاده شود؛ و اگر نمىتواند برگردد، مىتواند همراه با جمعيت بدون قصد طواف حركت نمايد تا به محل اعاده برسد و از آنجا طواف را تدارك نمايد. (6)
آية اللَّه فاضل: همان گونه كه گذشت مىتواند بدون قصد طواف تا حجرالاسود برود و آن شوط را اعاده كند.
1) آية اللَّه بهجت: اگر بتواند برگردد و از همان جا طوافش را ادامه دهد بايد اين كار را بكند و گرنه بدون نيّت دور مىزند تا به محلّى كه بدون اختيار برده شده برسد تا از همانجا به طواف ادامه دهد.
2) آيات عظام تبريزى، خامنهاى، مكارم: مانند مسأله سابق است.
3) آية اللَّه فاضل: و اگر وقت خلوت پيدا نكند و اعاده نيز مستلزم عسر و حرج باشد به همين مقدار اكتفاكند، و طواف در اين فرضصحيح است.
4) آية اللَّه نورى: بايد مقدارى از طواف كه پشت به خانه بوده اعاده شود.
5) آية اللَّه مكارم: در مورد فشار جمعيّت مثل مسأله سابق است، اما اگر پشت به خانه شود بايد آن مقدار را اعاده كند.
6) آيةاللَّه سيستانى: همانگونه كه گذشت مىتواند بدون قصد طواف تا حجرالاسود برود و آن شوط را اعادهكند ونمىتواند بدون قصد طواف برود تاجايى كه طوافش نادرست بوده است و از آنجا اعاده نمايد.
458 731- درصورتى كه مقدارى از يك شوط،صحيح بجا آورده نشود و محدوده آن دقيقاً معلوم نباشد، درصورتى كه بعد از فساد آن مقدار، طواف را ادامه نداده باشد، مىتواند مقدارى اضافه و يا حتى يك شوط كامل به عنوان تدارك مقدار باطل شده و مقدمه علميه انجام دهد؛ ولى اگر بعد از آن، طواف را ادامه داده باشد، طواف او اشكال دارد. (1)
آية اللَّه سيستانى: در اين فرض اگر جاهل قاصر باشدصحيح است.
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى:صحيح نيست، مگر آنكه چند قدم جلوتر از محلى كه طواف خراب شده، به عنوان مقدّمه علميّه طواف را شروع كند و ادامه آن را به عنوان وظيفه واجب طواف بجا آورد. آداب و احكام حج، م 581.
آية اللَّه فاضل: طواف مزبورصحيح است ولكن اگر پس از خرابى، اشواط ديگرى را هم اتيان كرده باشدصورى دارد كه در بعضى از آنها اقوى بطلان است.
459 732- شخصى در يكى از اشواط، گامهايى را در اثر فشار جمعيت بىاختيار پيموده و به همان نحو ادامه داده وطواف را پايان برده است، اكنون كه مسأله را فرا گرفته، نه جاى آن مقدار را مىداند و نه شوط را، تكليف او چيست؟ (2)
آية اللَّه تبريزى: حركت غير اختيارى در فرض مزبور مضر به طواف نيست، واللَّه العالم.
آية اللَّه خامنهاى: اگر با قصد طواف نموده، اشكال ندارد.
آية اللَّه سيستانى: اگر كاملًا بىاختيار بوده طواف را پس از فوت موالات از سر بگيرد.
آية اللَّهصافى، آية اللَّه نورى: از طواف مذكورصرف نظر كند و طواف ديگر انجام دهد، واللَّه العالم
آية اللَّه فاضل: اگر قصد طواف داشتهصحيح است و گرنه احتياطاً خودش و اگر نمىتواند فردى را نايب كند تا يك طواف و نماز طواف براى او بجا آورد.
آية اللَّه مكارم: اگر منظور از بىاختيار بودن اين است كه در وسط جمعيت قرار گرفته و قصد طواف دارد و جمعيت او را پيش مىبرند اين وضع ضررى به طواف نمىزند.
460 733- طوافى كه قطع مىشود، ادامه آن از محاذات نقطه قطع شده نيز كافى است و لازم نيست دقيقاً از همان نقطه قطع باشد.
461 737- در مواردى كه اتمام و اعاده طواف، لازم است فرقى نمىكند كه طواف قطع شده، طواف اصلى باشد يا طواف اعادهاى.
462 738- اگر در بعد از تقصير معلوم شود طواف و سعى باطل بوده، اعاده طواف و سعى با لباس دوخته كفايت مىكند و اعاده تقصير لازم (1)
آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى،صافى، فاضل، گلپايگانى: اعاده تقصير لازم است.
نيست اگرچه احوط (2)است.463 739- در مواردى كه طواف و نماز بايد اعاده شود، لازم نيست با لباس احرام باشد. (3)
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: در طواف عمره تمتّع و عمره مفرده احرام واجب است و در طواف حج لازم نيست. آداب و احكام حج، م 610
464 740- در مواردى كه لازم است طواف و سعى اتمام و اعاده شود، بنا بر احتياط، بايد اعاده، بعد از اتمام طواف و خواندن نماز آن، انجام شود.(4)
1) آية اللَّه بهجت: لازم است طواف و نماز اعاده شود و پوشيدن لباس احرام لازم نيست و احتياطاً سعى و تقصير را اعاده كند و درصورتى كه بطلان از جهت جهل به حكم نبوده، كفّاره ندارد. پرسشهاى جديد حج، س 74.
2) آية اللَّه مكارم: اين احتياط ترك نشود اگرچه كفّاره ندارد.
3) آية اللَّه خويى: اگر طواف را از روى جهل ترك كرده و يا آنها را باطل انجام داده باقى در احرام مىباشد و لباس دوخته را بايد در بياورد. آية اللَّه سيستانى: او بر احرام خود باقى است و بايد از محرّمات احرام اجتناب كند.
4) آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: كافى است يك طواف يا سعى به نيّت اعم از تمام و اتمام انجام دهد.
465 742- افراد مريض و عاجز، اگر قدرت بر طواف نداشته باشند و تا تنگى وقت قدرت پيدا نمىكنند، اگر ممكن باشد- اگرچه با بهدوش گرفتن يا با تخت و چرخ- بايد آنها را (1)
آية اللَّه سيستانى: احتياط مستحب آن است كه بهطورى او را طواف دهند كه پاهايش به زمين كشيده شود. مناسك، مسأله 320.
آية اللَّه فاضل: و بهتر است درصورت امكان پاهاى او به زمين كشيده شود.
آية اللَّه مكارم: و لازم نيست پاهاى او به زمين كشيده شود.
طواف دهند؛ و اگر ممكن نشود، بايد نايب بگيرند.466 743- هنگام طواف دادنِ مريض و عاجز، بايد شرايط و احكام طواف، به مقدار ممكن در باره آنها رعايت شود.
467 744- اشخاصى كه قادر به طواف نيستند، احتياطاً با امكان، هم نايب بگيرند و هم ولو در خارج محدوده، با چرخ طواف داده شوند، اگرچه طواف دادن ولو در خارج مطاف، كفايت مىكند. (2)
آية اللَّه بهجت: اگر مىتواند به كمك ديگرى مباشرتاً در محدوده طواف كند بايد اين كار را بكند و در غير اينصورت به ذيل مسأله 657 مراجعه شود.
468 745- نيابت در بعض شوطهاى طواف و سعى براى كسانى كه قادر نباشند تمام سعى و طواف را
خودشان انجام دهند، مشروع است. (1)
آية اللَّه سيستانى: اگر از ابتدا بداند كه نمىتواند طواف را تمام كند، بايد براى همه آن نايب بگيرد و همچنين اگر قبل از اتمام شوط چهارم عاجز شود، ولى اگر بعد از آن باشد مىتواند براى باقيمانده نايب بگيرد، ولى در سعى اگر از يك شوط هم عاجز باشد بايد براى همه آن نايب بگيرد.
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: بعيد نيست طواف حكم نماز را داشته باشد و تبعيض در اشواط آن در نيابت محتاج دليل است، پس بايد در همه طواف نيابت كند. آراء المراجع،ص 249.
آية اللَّه فاضل: اگر از ابتدا از انجام طواف مأيوس باشد و امكان طواف دادن او نباشد، بايد براى همه آن نايب بگيرد و اگر بعد از دور چهارم از انجام بقيّه آن عاجز شده است مىتواند براى بقيّه نايب بگيرد و در اين فرض خودش نماز طواف را بخواند و احتياطاً نايب نيز نماز بخواند و اگر كمتر از چهار دور بجاآورده نيابت در بقيّهصحيح نيست.
آية اللَّه مكارم: درصورتى كه بشود در باقيمانده، آنها را طواف داد بايد چنين كنند، و در غير اينصورت براى تمام طواف نايب بگيرند.
469 746- اگر طواف كننده در اثناى طواف عاجز شود و شخص ديگرى بقيه اشواط را بجاى وى بجا آورد با فرض عذر حتى در آينده، (2)عمل مزبورصحيح است و نماز را بجا آورد. (3)آية اللَّه مكارم: بايد براى تمام طواف نايب بگيرد.
470 747- كسى كه با مقدارى استراحت مىتواند طواف خود را كامل كند، نمىتواند براى بقيه آن نايب بگيرد؛ و اگر چنين كرد، اگر بعد از شوط چهارم (4)باشد، بايد بقيه طواف را تمام كند و نماز را اعاده نمايد.(5)
آية اللَّه خامنهاى: مگر اينكه موالات به هم خورده باشد كه در اينصورت، بنابراحتياط علاوه بر تكميل طواف و اعادهصلاة، مجدّداً طواف و نماز را اعاده كند.
آية اللَّه سيستانى: ولى اگر موالات به هم خورده باشد بايد طواف و نماز را اعاده كند.
1) آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: اگر كسى از اتيان طواف يا سعى يا رمىِ كامل عاجز باشد ولى به انجام مقدارى از آن قادر باشد، بايستى براى تمام عمل نايب بگيرد.
2) آية اللَّه فاضل: اگر قدرت برانجام طواف ولو در آينده نداشته باشد، بايد براى تمام طواف نايب بگيرد و نماز طواف را نيز نايب بخواند.
3) به مسأله قبل مراجعه شود.
4) در اين باره به تفصيل مسايل 614 و 617 و تفصيل بين شوط چهارم و قبل آن مراجعه شود.
5) آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: خودش احتياطاً بقيه طواف را بجا آورد و بعد از خواندن نمازِ طواف، طواف و نماز آن را اعاده كند.
حكم طواف از طبقه دوم، در بخش محدوده طواف گذشت.
471 749- انجام دادن طواف نيابى، قبل از انجام دادن طواف واجب خود، مانع ندارد. (1)
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: در طواف عمره احوط آن است كه بعد از اداى مناسك خود طواف نيابى را قبل از تقصير و خروج از احرام انجام دهد. مجمع المسائل، ج 1،ص 441 مسأله 8.
472 750- كسى كه براى انجام سعى يا طواف، نايب مىشود، لازم نيست محرم باشد و لباس احرام در تن داشته باشد. (2)
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: احوط آن است كه در عمره، نايب بعد از فراغ از اداى مناسك خود، طواف و سعى نيابى را قبل از تقصير و خروج از احرام انجام دهد. مجمع المسائل، ج 1،ص 441 مسأله 8.
473 751- انجام طواف نيابى براى عمره تمتع يا طواف حج، در غير موسم، مانع ندارد. (3)
آية اللَّه سيستانى: بايد عمل را در وقتى انجام دهد كه بر منوبٌعنه تأخير از آن جايز نيست. پس اگر نايب در طواف عمره تمتّع باشد، بايد در وقتى انجام دهد كه منوبٌعنه بتواند بقيه اعمال را قبل از فوت وقوف در عرفات انجام دهد و اگر طواف حج باشد تأخير آن از ذىحجّه جايز نيست، ولى اگر ماه ذىحجّه تمام شد، در هر زمان كافى است و اگر منوبٌعنه طواف را فراموش كرده و به وطن بازگشته است، نايب در هر زمان مىتواند آن را انجام دهد.
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: طواف عمره تمتّع را در اشهر حج و طواف حج را در ذىحجّه، روز عيد و بعداز آن، بايد بهجا آورد مگر اينكه منوبٌعنه طواف را فراموش كرده باشد و بعداز گذشتن موسم متذكّر شود كه در اينصورت خود او و در فرض عدم تمكّن، نايب او مىتواند طواف را در غير اشهر حج بهجا آورد.
آية اللَّه مكارم: طواف حجّ تمتّع را بايد تا آخر ذىحجه بهجا آورد و طواف عمره تمتع را بايد در اشهُر حج، قبل از عرفات بهجا آورد.
474 753- مدت حيض، از ده روز بيشتر نمىشود؛ و اگر حايض بعد از عادت غسل كند و عمره انجام دهد و بعد از آن تا روز يازدهم لك ببيند، محكوم به استحاضه است. (1)
475 754- زنى كه در غير ايام عادت لك ديده و به اعتقاد پاكى، طواف و نماز را انجام داده و شب بعد خون با شرايط حيض، ديده، اگر يقين كند كه بعد از ديدن لك، خون در باطن فرج بوده و قطع نشده، (2)در اينصورت حائض بوده و طواف و نمازشصحيح نيست؛(3)
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: و بايد اعاده نمايد.
و اگر شك دارد يا يقين كند كه خون قطع شده، حائض نبوده و اعمالشصحيح است؛ (4)آية اللَّه نورى: ولى اگر حصول اين يقين بعد از انجام اعمال حج باشد حج اوصحيح است و فقط طواف و نماز طواف را اعاده كند و اگر بعد انجام عمره و قبل از حجّ يقين حاصل شد، اگر وقت هست طواف و نماز طواف را انجام بدهد و بعد براى حج محرم شود و اگر وقت نيست و احتياطاً بعد از حج يك عمره مفرده بهجا آورد.
و درصورت اول، بايد طواف و نماز را اعاده كند.1) آية اللَّه سيستانى: اگر مجموع آن روزها از ده روز بگذرد، لكهايى كه ديده محكوم به استحاضهاند؛ اگر از ده روز نگذرد، لكها محكوم به حيضند؛ و احتياطاً بايد در اوقات پاكى جمع نمايد بين احكام طاهر و حايض و به موجب اين احتياط، بايد طواف عمره و نمازش را احتياطاً قضا نمايد.
2) آية اللَّه نورى: در اينصورت از تاريخ ديدن لك، حيض شروع شده ....
3) آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: اگر لك داراىصفات حيض بوده، در اينصورت حكم كسى را دارد كهقبل از طواف حايض شده است.
4) آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: درصورتى كه به وظيفه مستحاضه عمل نموده باشد.
476 758- زنى كه حيض نمىشود ولى گاهى خون مىبيند، اگر خون تا سه روز، استمرار ندارد، ولو به اين گونه كه پس از خارج شدن تا اين مدت، باطنِ فرج آلوده باشد، حكم استحاضه را دارد. (1)
آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: به ذيل مسأله 766 مراجعه شود.
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: به مسأله 768 مراجعه شود.
477 761- اگر زنى به تصور اينكه پاك شده است، طواف را انجام دهد و در اثناى سعى متوجه شود كه هنوز پاك نشده است، سعى را قطع كند و پس از پاك شدن از حيض، طواف و نماز را اعاده كند؛ و احتياط آن است كه پس از اعاده طواف و نماز، سعى را اتمام و اعاده نمايد؛ (2)و اگر بعد از سعى متوجه شود نيز، اعاده طواف و نماز لازم و اعاده سعى، مبنى بر احتياط است. (3)
478 763- اگر زنى به جاى نيّت غسل حيض، نيّت غسل جنابت كرده اگر منظور او غسل براى حدثى كه از خون داشته است باشد و اسم آن را جنابت گذاشته، عملشصحيح است.
479 764- مستحاضه كثيره، بايد براى طواف، يك غسل و براى نمازِ طواف، غسلى ديگر انجام دهد، مگر آنكه از وقت غسل براى طواف تا آخر نماز، خون قطع باشد. (4)
آية اللَّه خويى: و اما كثيره غسل كند براى هر كدام و محتاج به وضو نيست، مگر اين كه محدث به حدث اصغر باشد، كه در اينصورت احوط ضم وضو است به غسل. مناسك، مسأله 299.
آية اللَّه سيستانى: اگر خون مستمر باشد كه بيرون آمدن خون از پنبه منقطع نشود، يك غسل كافى است، اگرچه احتياط مستحب براى هر كدام يك غسل است؛ و اگر چنين نباشد و به نحوى باشد كه بتواند پس از طواف با غسلى ديگر نماز را انجام دهد در حالى كه خون بيرون نزده باشد در اينصورت اگر پس از غسل و انجام طواف خون بيرون نيامده بود، مىتواند با همان غسل نماز را بخواند و اگر بيرون آمده بود به احتياط واجب براى نماز دوباره غسل كند.
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: اگر بعد از غسل براى نماز يوميه خون نبيند، تجديد غسل لازم نيست و اگر خون ببيند براى هركدام از طواف و نماز طواف يك غسل احتياطاً بجا آورد و اگر فاصله بين غسل و طواف زياد مىشود، مثل اينكه در نزديك مسجدالحرام نتواند غسل كند، احتياطاً در موقع ورود به مسجدالحرام تيمم بدل از غسل هم بنمايد. مجمع المسائل، ج 1،ص 468 مسأله 9.
آية اللَّه فاضل: احتياط واجب آن است كه مستحاضه كثيره و متوسطه علاوه بر اغسال يوميه، يك غسل براى طواف و نماز آن انجام دهند و براى طواف يك وضو و براى نماز طواف هم يك وضو بگيرد. و و اگر غسل براى او حرجى است يعنى مستلزم مشقتى است كه عادتاًقابل تحمل نيست بجاى غسل تيمم كند و وضو بگيرد. مستحاضه قليله براى طواف يك وضو و براى نماز طواف هم يك وضو بگيرد.
آية اللَّه مكارم: مستحاضه كثيره هنگامى كه غسلهاى نماز خود را به موقع بجا آورد، غسل ديگرى براى طواف بر او واجب نيست، تنها وضو بگيرد بنابر احتياط.
480 765- نماز و طواف براى زن مستحاضه، مستقل هستند. (1)
آية اللَّه گلپايگانى: بنابر احتياط.
آية اللَّه مكارم: در مسأله 764 آمده است.
481 766- هرگاه زن قُرَشيه پس از شصت سال و غير قرشيه پس از پنجاه سال، در بين اعمال خون ببينند، حكم مستحاضه را دارند (2)
آية اللَّه سيستانى: يائسگى در مسأله حيض در سيّده و غير سيّده، با اتمام شصت سال قمرى شروع مىشود.
آية اللَّه مكارم: فرقى ميان سيّده و غير سيّده نيست.
ولو چند روز متوالى طول بكشد و همه به اوصاف حيض باشد.1) آية اللَّه سيستانى: مستحاضه قليله، براى هر يك از نماز و طواف، به احتياط واجب يك وضو بگيرد و در متوسطه بنابر احتياط واجب يك غسل و براى هر كدام يك وضو لازم است.
2) آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: چنانچه بين پنجاه سال و شصت سال، خون بهصفات حيض باشد، بنابر احتياط قرشيه و غير قرشيه بين احكام حايض و مستحاضه جمع كنند، و اگر بعد از شصت سال خونى ديدهاند، حكم به استحاضه مىشود.
482 767- لكههاى خونى كه بعد از استفاده از قرص يا غير آن به وجود مىآيد و سه روز ادامه ندارد، حكم استحاضه را دارد (1)و (2)بايد به وظيفه مستحاضه عمل شود؛ و اگر در اثناى طواف لك ببيند، تفصيلى بين ماقبل از تمام شدن دور چهارم و مابعد آن هست كه گذشت. (3)483 768- اگر با خوردن قرص، خون قطع شود و طواف عمره يا حج را انجام دهد سپس خون ببيند، اگر خونْ سه روزْ مستمر نباشد و حتى در باطن فرج هم قطع شده باشد، حيض نبوده و با انجام وظيفه مستحاضه، اعمال بعدى اوصحيح است. (4)
484 769- اگر زنى در حال طواف، مستحاضه قليله شود اگر بعد از تمام شدن دور چهارم بوده، پس از تجديد وضو و تطهير بدن و لباس، طواف را تمام كند؛ و اگر قبل از آن بوده، به احتياط واجب پس از تجديد وضو و تطهير، آن را اتمام و سپس اعاده نمايد. (5)
آية اللَّه مكارم: وظيفه او فقط اعاده است بعد از طهارت و احتياط لازم نيست.
485 770- اگر مستحاضه بعد از غسل و وضو مشغول طواف شود، و در اثناى طواف لك ببيند، اگر خون او مستمر بوده و به وظيفه عمل كرده، با تحفظ از خروج خون، چيزى بر او نيست؛ و در غير اينصورت (6)حكم حدث جديد را دارد.
1) آية اللَّه بهجت: مگر آنكه علم پيداكند در باطن خون است. مناسك، س 174.
2) آية اللَّه نورى: اگر در موقع اعمال خون نبينند كه پاك مىباشند و اعمالشانصحيح است ولى اگر در ايام عادت يك يا دو لكه كم رنگ ببينند، اين خون خون استحاضه حساب مىشود و بايد به وظيفه مستحاضه عمل كنند
3) به مسأله 580 الى 582 مراجعه شود.
4) آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: درصورتى كه سه روز اول پشت سر هم نباشد؛ مثل آنكه دو روز خون ببيند و يك روز پاك شود و دوباره يك روز خون ببيند، بنابر احتياط لازم در روزهايى كه خون مىبيند بايد جمع كند ميان كارهاى مستحاضه و تروك حايض و در روزهايى كه خون نمىبيند هم كارهايى را كه بر حايض حرام است ترك كند و عبادتهاى خود را بجا آورد. توضيح المسائل، مسأله 447، احكام حايض.
5) به مسأله 580 و 581 مراجعه شود.
6) آية اللَّه مكارم: يعنى اگر خون قطع شده و غسل كرده سپس خون جارى شده، حكم حدث جديد دارد.
486 771- مستحاضهاى كه خون او قطع نمىشود، بايد براى هريك از طواف و نماز غسل كند و وضو بگيرد؛ (1)و بايد طورى باشد كه بعد از غسل و وضو، مبادرت به عمل نمايد؛ بنابراين اگر با رفتن به منزل نتواند مبادرت كند، نزديك مسجدالحرام غسل كند و وضو بگيرد. (2)
آية اللَّه سيستانى: اگر فاصله بين غسل يا وضو يا هر دو و انجام طواف يا نماز طواف زياد باشد و تيمّم بدون فاصله ميسّر باشد، به احتياط واجب قبل از نماز يا طواف يك تيمم بدل از غسل يا وضو كند.
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: و اگر از نزديك مسجدالحرام نتواند غسل كند احتياطاً در موقع ورود به مسجد تيمم بدل از غسل هم بنمايد. مجمع المسائل، ج 1،ص 468 مسأله 9.
آية اللَّه مكارم: چنانكه قبلًا گذشت هنگامى كه مستحاضه وظيفه غسل خود را براى نمازها انجام دهد به حكم طاهر است و غسل ديگرى براى طواف لازم نيست.
487 772- مستحاضهاى كه بايد براى هر نماز و طواف، غسل كند، اگر با عمل به وظيفه، طواف را شروع كند و در اين حال، نماز فريضه آغاز شود، درصورتى كه بعد از خواندن نماز فريضه، با همان طهارت اول، طواف را ادامه دهد، و از هنگام غسل تا آخر طواف، خون قطع بوده، طواف اوصحيح است؛ و در غير اينصورت، احوط آن است كه اين طواف را تمام كند (3)
آية اللَّه تبريزى: بعيد نيست تمام كردنِ طوافِ سابق كافى باشد و احتياط به اعاده آن پس از غسل نباشد.
آية اللَّه سيستانى:صحيح نيست و با انجام غسلى براى نماز، نمازش را اعاده كند و طواف را با غسلى ديگر از سر بگيرد، اگر قطع قبل از پايان شوط چهارم بوده است و اتمام كند اگر بعد آن بوده است.
آية اللَّه مكارم: مانند مسأله سابق است.
و پس از غسل، اعاده نمايد.488 2/ 772- رفتن در مسجدالحرام و مسجدالنبىصلى الله عليه و آله و توقف در ساير مساجد و خواندن سورهاى كه
1) آية اللَّه تبريزى: بنا بر احتياط براى طواف و نماز آن يك غسل كند و براى هر يك از آن دو يك وضوبگيرد.
2) آية اللَّه خويى: در كثيره، احوط اين است كه براى هر كدام از طواف و نماز، غسل نمايد و قليله براى هر كدام وضو بگيرد و متوسطه يك غسل براى هر دو بجا آورد و براى هر كدام وضو بگيرد.
3) آيات عظام بهجت: اتمام لازم نيست.
سجده واجب دارد، براى زن مستحاضه اشكال ندارد؛ ولى مقاربت شوهر (1)
آية اللَّه سيستانى: همه اين كارها بدون غسل نيز جايز است بجز مقاربت كه بنابر احتياط جايز نمىباشد.
آية اللَّه گلپايگانى و آية اللَّهصافى: با انجام غسلهاى واجب همه كارها حلال مىشود اگر چه كارهاى واجب براى نماز را مثل عوض كردن پنبه انجام نداده باشد. آية اللَّه خويى اضافهاى دارند: و بعيد نيست كه اين كارها بدون غسل نيز جايز باشد اگر چه احتياط در ترك است.
آية اللَّه فاضل: احتياط مستحب آن است كه در اين كارها غسلهاى واجب خود را انجام داده باشد.
با او بنابر احتياط واجب درصورتى حلال مىشود كه غسل كند اگر چه كارهاى ديگرى را كه براى نماز، واجب است- مثل وضو و عوض كردن پنبه- انجام نداده باشد.1) آية اللَّه بهجت: مستحاضه متوسطه و كثيره بدون غسلهايى كه بر آنها واجب است نمىتواند واردمسجدالحرام و مسجدالنبىصلى الله عليه و آله شوند. پرسشهاى جديد حج،ص 14، سؤال 57.
489 773- طواف- يعنى هفت دور گرد خانه كعبه گرديدن- مستحب است و بلكه هرچه شخص بتواند طواف كند خوب(1)است. در طواف مستحب، طهارت شرط نيست.
490 774- طواف از طرف معصومين عليهم السلام و خويشاوندان و غير آنها چه مرده و چه زنده، بهشرط آنكه در مكه نباشند، يا معذور (2)باشند، مستحب است.
491 775- تحيّت مسجدالحرام، نماز است يا طواف كعبه؟ (3)
آيتاللَّه تبريزى: براى كسانى كه از بلاد دور آمدهاند، تحيت مسجدالحرام طواف است. واللَّه العالم.
آيات عظام: خامنهاى،صافى، نورى،: طواف است.
آيتاللَّه مكارم: براى مسجدالحرام نماز تحيت است كه مانند ساير مساجد در خود مسجد خوانده مىشود.
492 776- استحباب كمتر از هفت شوط طواف ثابت نيست؛ و نيابت در يك شوطِ طواف مستحب،صحيح نيست، ولى مىتوان مجموع را به نيت چند نفر انجام داد. (4)
آية اللَّه مكارم: و نيز مىتواند ثواب هر شوط را به يك نفر اهدا كند.
1) آية اللَّه مكارم: بهتر است هنگام ازدحام جمعيّت براى طواف واجب، طواف مستحب را ترك كنند.
2) آية اللَّه فاضل: استحباب و مشروعيّت طواف مستحبّى براى حاضر در مكّه، هرچند معذور باشد، ثابت نشده است.
3) آيةاللَّه فاضل، آيةاللَّه بهجت: انجام هر كدام، كفايت مىكند.
4) آية اللَّه سيستانى: نيابت در يك شوط نيزصحيح است ولى در اينصورت نبايد مجموع هفت شوط را به عنوان يك طواف انجام دهد. ملحق مناسك، سؤال 178.
493 777- شرايطى كه در طواف واجب، رعايت آن لازم است، در طواف مستحبى نيز معتبر است مگر آنچه استثنا شده است. (1)
آية اللَّه فاضل: مانند اينكه در طواف مستحبى موالات، طهارت از حدث و خواندن نماز طواف معتبر نيست و قطع آن حتى بدون عذر جايز است و شك در عدد دورهاى آن، موجب بطلان نمىشود و بنا را بر اقل مىگذارند وصحيح است و قران بين دو طوافِ مستحب، حرام نيست بلكه مكروه است و خواندن نماز آن در هر جاى مسجدالحرام در حال اختيارصحيح است.
494 778- طهارت از حدث اكبر و اصغر، در طواف مستحبى شرط نيست، هرچند جنب يا حايض، جايز نيست در مسجدالحرام وارد شوند، ولى اگر با غفلت يا نسيان، طواف مستحب انجام دادند، طواف آنهاصحيح است.
779495- در طوافهاى مستحبى هم ختنه شرط است.
496 780- انجام طواف مستحبى در خارج از حد طواف واجب، جايز نيست (2)مگر در مورد ضرورت.
497 781- بهجا آوردن نماز طوافِ مستحب حتى در حال اختيار، در هر جاى مسجدالحرام، جايز است، بلكه گفتهاند مىتواند آن را عمداً ترك (3)
آية اللَّه خامنهاى، متعرض ترك نماز نشدهاند.
آية اللَّه سيستانى: ظاهر آن است كه نماز طواف مستحب، مستحب است.
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: سزاوار نيست ترك كنند.
آية اللَّه مكارم: ترك آن مشكل است.
كند.498 782- آيا خواندن نماز طواف مستحب در حال راه رفتن، جايز است؟ (1)
آيات عظام: بهجت، تبريزى، سيستانى،صافى، فاضل: مانعى ندارد.
آيت اللَّه مكارم: زيرا ادلّه جواز نافله در حال حركت، از اينجا منصرف است.
499 783- اگر در طواف مستحب، در عدد دورها شك كند، بنابر اقل بگذارد و طوافشصحيح است.
در هر شبانه روز، ده مرتبه طواف (2)مستحب است: در اول شب، سه طواف؛ در آخر شب، سه طواف؛ پس از دخولصبح، دو طواف؛ و بعدازظهر، دو طواف.
هنگام توقف در مكه، به عدد ايام سال، طوافْ مستحب است، يعنى سيصد و شصت مرتبه، طواف نمايد؛ و اگر اين مقدار نشد، پنجاه و دو مرتبه؛ و اگر آن هم ميسور نشد، هر مقدارى كه بتواند.
500 788- كسى كه مىخواهد از مكه بيرون رود، مستحب است طواف وداع انجام دهد؛
و درصورت امكان، در هر شوطى، حجرالاسود و ركن يمانى را، استلام نمايد؛
و هنگامى كه به مستجار رسد، مستحبات آن را بجا آورد و آنچه خواهد دعا نمايد؛
بعد حجرالاسود را استلام نموده و شكم خود را به خانه كعبه بچسباند و يك دست را بر حَجَر و دست ديگر را به طرف درب گذاشته و حمد و ثناى الهى نمايد وصلوات بر پيغمبر و آل او بفرستد و اين دعا را بخواند:
1) آيت اللَّه خامنهاى و آيةاللَّه مكارم:صحّت نماز طواف ولو نماز طواف مستحبى باشد در حال راه رفتن محل اشكال است، و احوط استقرار در حال نماز طواف مستحبى است.
2) آية اللَّه مكارم: ولى در مواقعى كه ازدحام جمعيت براى طواف واجب است، بهتر است طوافهاىمستحب را ترك كنند و مجال را به كسانى كه طواف واجب دارند بدهند
«أللَّهُمَّصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَرَسُولِكَ وَنَبِيِّكَ وَامِينِكَ وَحَبِيبِكَ وَنَجِيِّكَ وَخِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ، أللَّهُمَّ كَما بَلَّغَ رِسالاتِكَ وَجاهَدَ في سَبِيلِكَ وَصَدَعَ بِأَمْرِكَ وَاوذِي في جَنْبِكَ وَعَبَدَكَ حَتّى أتاهُ الْيَقِينُ، أللَّهُمَّ أقْلِبْني مُفْلِحاً مُنْجِحاً مُسْتَجاباً بِأفْضَلِ ما يَرْجِعُ بِهِ أحَدٌ مِنْ وَفْدِكَ مِنَ الْمَغْفِرةِ وَالْبَرَكَةِ وَالرَّحْمَةِ وَالرِّضْوانِ وَالْعافِيَةِ».
و مستحب است وقت بيرون آمدن از باب حناطين، كه مقابل ركن شامى است، بيرون رود و از خداوند متعال توفيق مراجعت را بطلبد و وقت بيرون رفتن يكدرهم خرما خريده و آن را بر فقرا تصدّق نمايد.
(1) در حال طواف، مستحب است بگويد:
«أللَّهُمَّ إنِّي أسْأَ لُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي يُمْشى بِهِ عَلى طَلَلِ الْماءِ كَما يُمْشى بِهِ عَلى جُدَدِ الأَرْضِ وَأسْأَ لُكَ بِاسْمِكَ الّذِيْ يَهْتَزُّ لَهُ عَرْشُكَ وَأسْأَ لُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي تَهْتَزُّ لَهُ اقْدامُ مَلائِكَتِكَ وَأسْأَ لُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي دَعاكَ بِهِ مُوسى مِنْ جانِبِ الطُورِ فاسْتَجَبْتَ لَهُ وَأ لْقَيْتَ عَلَيْهِ مَحَبَّةً مِنْكَ وَأسْأَ لُكَ بِاسْمِكَ الّذي غَفَرْتَ بِهِ لِمُحَمَّدٍصلى الله عليه و آله ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَما تَأخَّرَ وأتْمَمْتَ عَلَيْهِ نِعْمَتَكَ أنْ تَفْعَلَ بِي كَذا وَكَذا».
و بجاى كذا و كذا حاجت خود را بطلبد.
و نيز مستحب است در حال طواف بگويد:
«أللَّهُمَّ إنِّي إلَيْكَ فَقِيْرٌ وَإنِّي خائِفٌ مُسْتَجِيْرٌ فَلا تُغَيِّرْ جِسْمِي وَلا تُبَدِّلْ إسْمِي».
وصلوات بر محمد و آل محمد بفرستد بخصوص وقتى كه به در خانه كعبه مىرسد و اين دعا را بخواند:
«سائِلُكَ، فَقِيْرُكَ، مِسْكِيْنُكَ بِبابِكَ، فَتَصَدَّقْ عَلَيْهِ بِالْجَنَّةِ، ألَّلهُمَّ الْبَيْتُ بَيْتُكَ وَالْحَرَمُ حَرَمُكَ وَالْعَبْدُ عَبْدُكَ وَهذا مَقامُ الْعائِذِ بِكَ الْمُسْتَجِيرِ بِكَ مِنَ النَّارِ فَأعْتِقْنِي وَوَالِدَيَّ وَأهْلِي وَوُلْدِي وَإخْوانِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنَ النَّارِ يا جَوادُ يا كَريمُ».
1) آية اللَّه مكارم: اين مستحبّات را به قصد رجاء بجا آورد.
و وقتى كه به حجر اسماعيل رسيد رو به ناودان و سر را بلند كند و بگويد:
«أللَّهُمَّ أدْخِلْنِي الْجَنَّةَ وَأجِرْنِي مِنَ النَّارِ بِرَحْمَتِكَ وَعافِنِي مِنَ السُّقْمِ وَأوْسِعْ عَلَيَّ مِنَ الرِّزْقِ الْحَلالِ وَادْرَأْ عَنِّي شَرَّ فَسَقَةِ الجِنِّ وَالْإنْسِ وَشَرَّ فَسَقَةِ الْعَرَبِ وَالْعَجَمِ».
و چون از حجر بگذرد و به پشت كعبه برسد، بگويد:
«يا ذَا الْمَنِّ وَالطَّوْلِ ياذَا الْجُودِ وَالْكَرَمِ إنَّ عَمَلِي ضَعِيفٌ فَضاعِفْهُ لِي وَتَقَبَّلْهُ مِنِّي إنَّكَ أ نْتَ السَّمِيْعُ الْعَلِيْمُ».
و چون به ركن يمانى برسد دست بردارد و بگويد:
«يا أللَّهُ يا وَلِيَّ الْعافِيَةِ وَخَالِقَ الْعافِيَةِ وَرَازِقَ الْعافِيَةِ وَالْمُنْعِمُ بِالْعافِيَةِ وَالْمَنّانُ بِالعافِيَةِ والمُتَفَضِّلُ بِالْعافِيَةِ عَلَيَّ وَعَلى جَمِيعِ خَلْقِكَ يا رَحْمنَ الدُّنْيا وَالآخِرَةِ وَرَحيْمَهُماصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَارْزُقْنَا الْعافِيَةَ وَتَمامَ الْعافِيَةِ وَشُكْرَ الْعافِيَةِ في الدُّنْيا وَالآخِرَةِ يا أرْحَمَ الرَّاحِمِيْنَ».
پس سر به جانب كعبه بالا كند و بگويد:
«الْحَمْدُ للَّهِ الَّذي شَرَّفَكِ وَعَظَّمَكِ، وَالْحَمْدُ للَّهِ الَّذي بَعثَ مُحَمَّداً نَبِيّاً وَجَعَلَ عَليّاً اماماً.
أللَّهُمَّ اهْدِ لَهُ خِيارَ خَلْقِكَ وَجَنَّبْهُ شِرارَ خَلْقِكَ».
و چون ميان ركن يمانى و حجر الأسود برسد، بگويد:
«رَبَّنا آتِنا في الدُّنيا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنا عَذابَ النَّارِ».
و در شوط هفتم وقتى كه به مستجار (1)رسيد مستحب است دو دست خود را بر ديوار خانه بگشايد و شكم و روى خود را به ديوار كعبه بچسباند و بگويد:
«أللَّهُمَّ الْبَيْتُ بَيْتُكَ وَالْعَبْدُ عَبْدُكَ وَهذا مَكانُ الْعائِذِ بِكَ مِنَ النَّار».
پس به گناهان خود اعتراف نموده و از خداوند عالم آمرزش آن را بطلبد كه ان شاء اللَّه تعالى مستجاب خواهد شد، بعد بگويد:
1) مستجار در پشت كعبه در نزديك ركن يمانى برابر در خانه كعبه قرار دارد.
«أللَّهُمَّ مِنْ قِبَلِكَ الرَّوْحُ وَالْفَرَجُ وَالْعافِيَةُ. أللَّهُمَّ إنَّ عَمَلِي ضَعيْفٌ فَضاعِفْهُ لِي وَاغْفِرْ لي مَا اطَّلَعْتَ عَلَيْهِ مِنِّي وَخَفِيَ عَلى خَلْقِكَ أسْتَجِيرُ بِاللَّهِ مِنَ النَّارِ».
و آنچه خواهد دعا كند و ركن يمانى را استلام كند و به نزد حجر الأسود آمده و طواف خود را تمام نموده و بگويد:
«أللَّهُمَّ قَنِّعْنِي بِما رَزَقْتَني وَبارِكْ لِي فِيما آتَيْتَني».
و براى طوافكننده مستحب است در هر شوط، اركان خانه كعبه و حجر الأسود را استلام نمايد و در وقت استلام حجر بگويد (1)
«أمانَتي أدَّيْتُها وَمِيثاقي تَعاهَدْتُهُ لِتَشْهَدَ لِي بِالْمُوافاةِ».
1) آية اللَّه مكارم: انجام بعضى از اين مستحبات در زمان ما و در ازدحام جمعيّت براى بسيارى از مردم غير ممكن است، بنابراين آنچه را ممكن است انجام مىدهد و آنچه را نمىتوان انجام داد، هرگاه نيّت انجام آن را داشته باشد، خداوند مطابق نيّتش پاداش به او خواهد داد، بنابراين اصرار بر مزاحمت ديگران نبايد داشته باشد.
1- زمان نماز طواف 185
2- مكان نماز طواف 186
برخى از احكام نماز طواف 192
1- احكام شك و خلل 192
2- احكام قرائت نماز طواف 195
3- نماز طواف مستحب 199
مستحبات نماز طواف 200
وجوب، زمان، مكان و كيفيت سعى 203
789501- بعد از تمام شدن طواف، خواندن دو ركعت نماز، واجب است.
502 790- بعد از طواف- بنابر احوط (1)
آية اللَّه خامنهاى: نبايد بين طواف و نماز آن فاصله شود.
آية اللَّه سيستانى: به اين معنى كه به نظر عرف بين آن دو فاصلهاى نباشد ولى فاصله به مقدار ده دقيقه براى استراحت يا يافتن جاى مناسب و مانند آن اشكال ندارد ولى كارى ديگر مانند نماز قضا به احتياط واجب نبايد انجام دهد. و اگر عمداً اخلال به مبادرت نمود، احتياطاً طواف را هم اعاده كند.
آية اللَّه فاضل: اقوى مبادرت به نماز است و درصورتى كه عالماً و عامداً اخلال به فوريت كند. ظاهراً طواف باطل مىشود.
مبادرت به نماز، لازم است.503 791- ميزان در فاصله بين طواف و نماز آن، مبادرت عرفيّه است؛ (2)
آية اللَّه فاضل: ظاهراً مقدار فاصله مخلّ به موالات عرفيه نسبت به افراد و هنگام ازدحام و غير آن فرق مىكند. و به طور كلّى فاصله از ده تا پانزده دقيقه براى استراحت و رفع خستگى و تطهير مخلّ نيست. و اگر عمداً موالات را به هم زد احتياطاً طواف را هم اعاده كند.
و در هرصورت، با تأخيرِ نماز، اعاده طواف لازم نيست. (3)آية اللَّه خويى: بايد اعاده نمايد. استفتائات
1) آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: بايستى بعد از طواف مبادرت به نماز كند، كه در عرف نگويند بين آنها فاصله شده و آية اللَّه خويى اضافه نمودهاند كه: فصل بين طواف و نماز طواف مبطل طواف است.
2) آية اللَّه سيستانى: به مسأله قبل مراجعه شود.
3) آية اللَّه تبريزى: با فوت موالات عرفى، احتياطاً نماز را بخواند و بعد طواف و نماز را اعاده كند.
504 792- بين طواف و نماز آن، احتياط در مبادرت به نماز و ترك نماز مستحبى و عبادت مستحبى ديگر است. (1)
آية اللَّه گلپايگانى: احتياط در ترك آن و مبادرت به نماز طواف است.
آية اللَّه خامنهاى: واجب است ميان طواف و نماز طواف فاصله نيفتد وصدق فاصله امر عرفى است و بعيد نيست به اندازه خواندن نماز يوميه يا نافله مختصر اشكالى نداشته باشد.
505 793- درصورتى كه انجام نماز طواف در نزديك مقام، ممكن نباشد و در فاصله دورتر بجا آورده شود، اگر تا بعد از فوات موالات عرفيّه بين طواف و نماز آن، عذر باقى بوده، اعاده نماز طواف، واجب نيست. (2)
آية اللَّه سيستانى: در هرصورت اعاده لازم نيست.
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: اگر چه خوب است.
506 794- اگر خواندن نماز طواف، موجب فوت وقت نماز يوميّه شود، بايد اول، نماز يوميّه را بخواند.
507 796- واجب است كه نماز طواف، (3)«نزد مقام ابراهيم»، و بنابر احتياط (4)
آيةاللَّه خامنهاى: واجباست اين نماز پشت مقام نزديك به آن خوانده شود به شرط اين كه مزاحمت براى ديگران نباشد هر چند بعيد نيست كه در هر نقطهاى از مسجدالحرام كه نماز پشت مقام بر آنصدق كندصحيح و مجزى باشد.
آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه فاضل: اظهر آن است ....
آية اللَّه مكارم: واجب است نماز طواف را درصورت امكان پشت مقام ابراهيم عليه السلام بجا آورد.
واجب، «پشت مقام» بجا آورده شود، به گونهاى كه سنگ مقام، بين نمازگزار و خانه كعبه واقع شود؛ و بهتر آن است كه هرچهممكن باشد، نزديكتر بايستد، ولى به گونهاى كه با ديگران مزاحمت نكند.
508 797- هنگام ازدحام و غير آن،صدق «خَلْف»، به نظر عرف است.(1)
آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه فاضل: اگر نتواند پشت مقام و نزديك آن نماز بخواند، احتياطاً هم در يكى از دو طرف مقام و هم پشت مقام و دور از آن نماز بخواند.
509 798- مقصود از نماز طواف نزد مقام، پشت مقام است و شامل دو طرف مقام نمىشود. (2)
آية اللَّه مكارم: مگر اينكه نتواند پشت مقام انجام دهد.
510 799- اگر ازدحام به گونهاى باشد كه اگر بخواهد خلفِ مقام بايستد- به خاطر فاصله زياد- «نزد مقام»صدق نمىكند، (3)
آية اللَّه نورى: در هر نقطهاى از مسجدالحرام نماز طواف را بخواند مجزى است هر چندبهتر است كه نسبت به مقام حضرت ابراهيم، الأقرب فالأقرب را مراعات كند.
بايد نماز را در يكى از دو طرف مقام « (4)آية اللَّه تبريزى: نماز بايد پشت مقام باشد و در نزديكى آن و درصورت عدم تمكّن از نزديكى مقام، با مراعات الأقرب فالاقرب به مقام بنا بر احتياط، پشت مقام مىتواند بجاآورد.
آية اللَّه خويى: درصورت عدم تمكّن از نماز نزديك مقام، مىتواند با رعايت الأقرب فالأقرب دورتر نماز بخواند ولى به هر حال بايد پشت مقام باشد. المسائل الشرعيه، ج 1،ص 325.
آية اللَّه سيستانى: و اگر نتواند پشت مقام و نزديك به آن بجا آورد، احتياط واجب آن است كه هم آن را در نزديكىاش؛ چه در سمت راست باشد و يا چپ، و هم دور از آن ولى پشت مقام بجا آورد و اگر نتواند آن دو را بجا آورد، هر كدام كه ممكن است انجام دهد و اگر نتواند هيچكدام را انجام دهد، در هر جاى مسجد كه شده انجام دهد و بنابر احتياط مستحب رعايت كند هرچه به مقام نزديكتر باشد و اگر پس از آن، تا زمانى كه وقت سعى تنگ شود توانست نزديك به مقام و پشت آن نماز را اعاده كند، احتياط مستحب اعاده آن است. مناسك،ص 245.
كه «نزد مقام»،صدق كند، بهجا آورد.511 800- اگر نماز در يكى از دو طرف مقام(1)كه «نزد مقام»،صدق كند، هم ممكن نشود، بايد (2)فاصله سه مكان-: دو طرف و پشت مقام (3)
آية اللَّه خامنهاى: نماز خواندن در دو طرف راست يا چپ مقام درصورت تمكن از خلف گرچه دور باشد كافى نيست.
آية اللَّه فاضل: احوط نماز خلف مقام است.
را با مقام بسنجد كه:اگر هر سه طرف مساوى باشند، در پشت مقام نماز بخواند و در دو طرف، كافى نيست؛
و اگر دو طرف، به مقام نزديكتر از پشت مقام باشند، ولى بر هيچ كدام از دو طرف، «نزد مقام»صدق نكند، جايز بودن اكتفا به پشت مقام، بعيد نيست؛ لكن احتياط آن است كه يك نماز در پشت مقام و يك نماز در يكى از دو طرف با ملاحظه نزديكترى آن بخواند.
و احوط (4)
آية اللَّه گلپايگانى: بهتر آن است كه هر وقت توانست نماز را دوباره پشت مقام رجاءً بخواند.
اعاده نماز است درصورت امكان در نزد و خلف مقام تا وقتى كه وقت (5)براى سعى تنگ نشده است.512 2/ 800- مكان نماز طواف براى افرادى كه به دليل عذر، طواف را از طبقه بالا انجام مىدهند، كجاست و وظيفه ايشان چيست؟ (6)
آية اللَّه سيستانى: اگر طبقه دوم پايينتر از كعبه مشرفه نباشد، طواف از آنصورت شرعى ندارد؛ و بر فرضصحت طواف، بايد نماز طواف را نزديك مقام ابراهيم و در جهت پشت آن بهجا آورد و درصورت عدم امكان، تفاصيل مذكوره در مناسك جارى است.
آية اللَّه فاضل: اگر مىتوانند بلافاصله و بدون عسر و حرج پايين بيايند، بايد پايين بخوانند و الا در همان بالا بخوانند و كفايت مىكند.
آية اللَّه مكارم: درصورت امكان، در طبقه پايين پشت مقام ابراهيم نماز را بهجا آورند؛ و اگر ممكن نيست در همان طبقه بالا در سمت پشت مقام ابراهيم بجا آورند.
1) آيات عظام: بهجت، تبريزى، خويى، سبستانى: به ذيل مسأله قبل مراجعه شود.
2) آية اللَّه بهجت: و اگر آن هم ممكن نباشد، مراعات مىكند الأقرب فالأقرب به سوى خلف مقام و دو جانب آن را، با رعايت احتياط، درصورت دوران امر بين بعض مراتب خلف و احَد جانبين به جمع در نماز بلكه به اعاده، پس از تمكن از نماز در پشت سر، اگرچه در آخر وقت امكان باشد و نماز طواف مستحب در هر جاى مسجد باشد جايز است. مناسك،ص 118.
3) آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: حكم آن در مسأله قبل گذشت.
4) آية اللَّه فاضل: اولى اعاده نماز است.
5) آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: اعاده لازم نيست. المسائل الشرعيه، ج 1،ص 352.
6) آية اللَّه بهجت: درصورت امكان بايد در پايين در نزد و خلف به جا آورند، و درصورت عدم امكان با رعايت الاقرب فالاقرب كفايت مىكند.
513 801- در مواقع ازدحام، اگر امكان دارد (1)
آية اللَّه نورى: گفتيم كه در موقع ازدحام، نماز طواف در خلف مقام لازم نيست.
و محذورى در بين نيست، بايد خلف و نزد مقام، نماز خوانده شود؛ ولى اگر به خاطر ازدحام، بهجا آوردن نماز نزديك مقام، ممكن نباشد، با فرض اضطرار، (2)آية اللَّه نورى: درصورت ازدحام، در غير پشت مقام مانعى ندارد.
نماز در فاصله دورتر، و مراعات الأقرب فالأقرب- كه بيان آن در دو مسأله سابق گذشت- (3)آية اللَّه مكارم: يعنى دورتر بجاآورد و از اينكه چند نفر در اطراف او حلقه بزنند اجتناب كند كه موجب مزاحمت براى طواف كنندگان است و نماز او خالى از اشكال نيست.
مانع ندارد.514 802- در هنگام ازدحام و يا تشكيلصفوف نمازصبح، مأمورين مسجدالحرام از انجام نماز طواف در خلف مقام، بهويژه براى خانمها ممانعت مىكنند و افراد را مورد توهين و يا ضرب و شتم قرار مىدهند؛ در چنين شرايطى، آيا نماز خواندن در محدوده مقابل ركن حجر تا مقابل ركن عراقى كافى است؟ (4)
آية اللَّه تبريزى: نماز طواف بايد خلف مقام ابراهيم عليه السلام خوانده شود با رعايت الأقرب فالأقرب واگر نزديك مقام ممكن نيست، خلف مقام در مكان دورترى خوانده مىشود.
آية اللَّه خامنهاى: نماز طواف بايد پشت مقام ابراهيم خوانده شود مشروط بر اينكه مزاحمت براى ديگران نباشد و درصورتى كه به خاطر ازدحام و يا كثرت طواف كنندگان، امكان اقامه نماز، نزديك مقام نيست مىتوان در مكانهاى دورتر بجا آورد.
آية اللَّه سيستانى: كافى نيست بلكه اگر ممكن باشد- با فرض اينكه دو سوى مقام هم ميسور نيست- بايد پشت مقام هر چند دور انجام دهند و اگر ممكن نشد هر جاى مسجد مىتوانند بخوانند.
آية اللَّهصافى: نماز طواف واجب بايد در پشت مقام ابراهيم عليه السلام خوانده شود و خواندن نماز در محدوده مذكور با عدمصدق خلف مقام كافى نيست.
آية اللَّه فاضل: تا محدودهاى كه از دو طرف مقام،صدق«صلاة خلف المقام» بنمايد اشكالى ندارد. بنابراين، در چنين فرضى نماز طوافصحيح است ولو در نزديكى ديوار چاه زمزم.
آية اللَّه مكارم: درصورتى كه راهى جز اين نباشد كفايت مىكند.
آية اللَّه نورى: نماز طواف در مسجدالحرام در هر حال بلا اشكال است.
515 804- اگر شخصى نماز طواف را، به اعتقاد اينكه حِجر اسماعيل، مقام ابراهيم است، در حجر اسماعيل خوانده، بايد نماز را اعاده كند ولو اين كه بعد از تقصير متوجه شده باشد. (1)
516 806- محاذات زن و مرد هنگام نماز طواف، بهصحت نماز ضرر نمىزند. (2)517 2/ 806- گاهى اوقات اگر نمازگزار بخواهد نماز طواف را نزد مقام يا پشت آن بجا آورد، طواف كنندگان به او تنه مىزنند و از حال نماز خارج مىشود، آيا مىتواند در فاصله دورترى نماز را بجا آورد؟ (3)
آية اللَّه بهجت: مجرّد تنه زدن مسقط تكليف نيست، بلى درصورت تعذّر بتفصيلى كه در مناسك ذكر شده عمل شود.
آية اللَّه تبريزى: در فرض مذكور نماز را پشت مقام و در فاصله دورترى بجا مىآورد.
آية اللَّه خامنهاى: بايد نماز طواف را خلف مقام ابراهيم، نزديك آن بخواند به شرط اين كه مزاحمت براى ديگران نباشد و اگر نمىتواند خلف مقام ولو دورتر بخواند بعيد نيست اكتفا به خواندن آن در هر جاى مسجدالحرام كه نماز پشت مقام بر آنصدق كند.
آية اللَّه سيستانى: جواب از مسايل قبل معلوم شد.
آية اللَّهصافى: در مواقع مذكوره اگر طرفين مقام هم همين محذور را دارد مىتواند در فاصله دورترى با رعايت الأقرب فالأقرب بخواند.
آية اللَّه فاضل: اگر اطمينان دارد كه طواف كنندگان مانع از انجام نماز كامل او مىباشند در اينصورت مىتواند در فاصله دورترى نماز بخواند.
آية اللَّه مكارم: در فرض سؤال مىتواند در فاصله دورترى به طورى كه مقام بين او و كعبه واقع شود نماز بخواند.
آية اللَّه نورى: نماز طواف در هر جاى مسجد، جايز است.
1) آية اللَّه مكارم، آية اللَّه فاضل: و اعاده اعمال بعد لازم نيست.
2) آية اللَّه فاضل: بايد رعايت عدم تقدّم زن از مرد و عدم محاذى بودن آنان بشود. بلى چنانچه زن از اهل سنّت باشد يا تأخير نماز طواف موجب به هم خوردن موالات عرفيه شود يا مستلزم عسر و حرج باشد رعايت اين شرط لازم نيست.
3) آية اللَّه گلپايگانى: درصورتى كه محلى خالى از تنه زدن فراهم نشود ولو با كمىصبر كه منافى با مبادرت به نماز نباشد عقبتر نماز خواندن مانعى ندارد.
518 807- اگر شخصى نماز طواف واجب را فراموش كند، بايد هر وقت كه يادش آمد، در خلف و نزد مقام ابراهيم بجا آورد.
519 808- شخصى كه نماز را فراموش كرده و ساير اعمال را بهجا آورده، اعاده آنها ظاهراً لازم نيست، اگرچه احتياط استحبابى، در اعاده است.
520 809- اگر برگشتن به مسجدالحرام براى شخصى كه نماز را فراموش كرده، مشكل باشد، بايد هرجا « (1)
آية اللَّه سيستانى: اگر بعد از بيرون رفتن از مكه يادش بيايد، احتياط واجب آن است كه برگردد و نزد مقام نماز بجاى آورد و اگر برگشتن براى او مشقت دارد نماز را در همان موضعى كه يادش آمده انجام دهد و لازم نيست براى انجام نماز به حرم برگردد، گرچه ميسور باشد.
آية اللَّه فاضل: اگر در منى باشد مخير است بين خواندن نماز در منى و استنابه و الّا در هر جا كه هست همانجا نماز بخواند گرچه جوازِ گرفتنِ نايب هم بعيد نيست.
يادش آمد آن را بجا آورد، اگرچه در شهر ديگر باشد؛ و برگشتن لازم (2)آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: احوط و اولى اين است برگشته و نماز را در حرم بجا آورد.
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: و بهتر است نايب هم بگيرد تا خلف مقام براى او بجا آورد.
آية اللَّه فاضل: برگشتن مطابق احتياط است ولى واجب نيست.
آية اللَّه مكارم: منظور برگشتن به حرم، خارج از مسجدالحرام است.
نيست، اگرچه آسان باشد.1) آيةاللَّهخامنهاى: اگر از مكّه دور نشده و برگشتن و انجام نماز در محلّش براى او مشكل نيست، بايد برگردد به مسجدالحرام و در محلّش بجا آورد و اگر از مكّه دور شده در همانجايى كه يادش آمد بجا آورد.
2) آية اللَّه بهجت: و احوط آن است برگردد به حرم اگر دشوار نباشد و آنهارا بجا آورد و بعضى درصورت تعذر برگشتن به مقام، استنابه را لازم دانستهاند بنابراين احوط جمع است ميان قضاى آنها، در هرجا كه متذكر شود و گرفتن نايب كه آنها را در مقام بجاى آورد. مناسك شيخ،ص 48.
521 810- احكامى كه براى نسيان نماز طواف ذكر شد، در فرض جهل نيز جارى است.
522 811- اگر نماز طواف را فراموش كند و در بين سعى متذكر شود، از همانجا سعى را رها كند و برگردد، دو ركعت نماز را بخواند، بعد از آن، سعى را از همانجا (1)تمام كند.
523 812- اگر شخصى طواف عمره را بجا آورده و بدون نماز و سعى، تقصير كند، بايد نماز و سعى را بجا آورد؛ و با فرض جهل (2)يا نسيان، اعاده تقصير لازم نيست اگرچه احوط است. (3)
آية اللَّه سيستانى: اگر فاصله زياد شده است، به احتياط واجب بايد طواف را اعاده كند و در عمره مفرده بايد پس از سعى، تقصير را نيز اعاده كند.
آية اللَّه گلپايگانى: و تقصير نمايد و با فرض جهل و نسيان كفّاره ندارد.
آية اللَّه فاضل: و مستحب است تقصير را اعاده كند.
524 813- اگر كسى نماز طواف را بجا نياورد و بميرد، واجب است بر پسر بزرگِ (4)
آية اللَّه سيستانى: بنابر احتياط واجب بايد پسر بزرگترش، آن را از طرف پدر قضا كند. مناسك، مسأله 330.
آية اللَّه مكارم: و اگر ديگرى نيز بجا آورد كفايت مىكند.
او، كه آن را- با رعايت تفصيلِ در كتاب «صلات»- قضا كند.525 814- شك در ركعات نماز طواف، موجب بطلان نماز است؛ (1)ولى اعتبار ظن در (2)ركعات، بعيد نيست؛ و در ظن در افعال(3)
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه فاضل: ظن در افعال معتبر است.
احتياط شود.526 815- اگر شخصى بعد از طواف، نمازش را بىوضو خوانده و سعى و تقصير را انجام داده، بايد نماز و سعى و تقصير را اعاده كند. (4)
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: در فرض مذكور بايد نماز را اعاده كند و سعى و تقصير اوصحيح است. لكن احتياط مؤكد در اعاده سعى و تقصير نيز مىباشد.
527 816- شروع نماز طواف با احتمال حركت و هل خوردن، درصورتى كه باصحت خاتمه يابد، مانعى ندارد. (5)
528 817- نماز طواف از حيث احكام نجاست و محمول نجس (6)و ساير احكام، حكم نمازهاى يوميه را دارد. (7)
آية اللَّه خويى، آية اللَّه سيستانى: محمول متنجّس در طواف نيز اشكال ندارد. مناسك عربى، مسأله 297.
آية اللَّه مكارم: لباسهايى كه به تنهايى ستر عورت نمىكند، در طواف و نماز آن اشكالى ندارد و نيز محمول نجس و متنجّس.
1) آية اللَّه بهجت: بعد از استقرار آن به تروّى على الأحوط، و اظهر اعتبار ظنّ در ركعات است مثل ظنّ درافعال؛ چه ظنّ به وجود باشد يا عدم به مصحّح باشد يا مبطل به ركن باشد يا غير آن، در محل شك و يا نسيان باشد يا خارج از محل. پس لوازم آن از تدارك يا بطلان يا عدم تدارك را مترتّب مىكند، اگر چه احتياط در اعاده است فى الجمله، درصورت تعلّق ظنّ به فعل كه تدارك نمىكند مگر در موردى كه انجام دادن آن مبطل نباشد يقيناً وسيلهص 239 و 247.
2) آية اللَّه مكارم: احتياط واجب اعاده بعد از اتمام است.
3) - آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: ظن در افعال حكم شك را دارد.
4) آية اللَّه سيستانى: به احتياط واجب بايد طواف را نيز اعاده كند.
5) آيات عظام خامنهاى،صافى، فاضل، گلپايگانى، مكارم: اگر به اميد اينكه بتواند نماز راصحيحاً انجام دهد شروع نمايد وصحيحاً تمام كند مانعى ندارد.
6) آية اللَّه فاضل: و متنجّسى.
7) آية اللَّه فاضل: هرگاه متنجّسى باشد كه نمىتواند با آن ستر عورت كند معفو است. و اگر مىتواند با آن ستر عورت كند و يا اعيان نجسه باشد محل اشكال است.
529 818- در نماز طواف، خواندن هر سورهاى غير از سورههاى سجده، (1)جايز است؛ و خواندن سوره «قل هو اللَّه احد» بعد از «حمد»، در ركعت اول، و سوره «قل يا أيها الكافرون» در ركعت دوم، مستحب است.
530 819- جهر و اخفات در نماز طواف، جايز است.
531 820- بر هر مكلفى يادگيرى نماز و تصحيح قرائت و ذكرهاى نماز، واجب است تا بتواند تكليف الهى را،صحيح بجا آورد، خصوصاً كسى كه مىخواهد به حج برود؛ چون بعضى گفتهاند (2)
آية اللَّه خويى: اگر در زمانى كه نماز خواند مىتوانستصبر كند و قرائتش را تصحيح نمايد و مع ذلك با قرائت ملحون نماز بخواند نمازش باطل است مگر جاهل قاصر باشد و در فرض تعمّد حجّش باطل مىشود.
اگر نماز درست نباشد، عمره و حج باطل است؛ پس بر اساس اين قول، علاوه بر آنكه حَجّةالاسلام بر ذمّه باقى مىماند، ممكن است محرّمات احرام- مثل زن و چيزهاى ديگر حلال نشود. «(3)532 821- اگر كسى مطمئن باشد قرائت يا ذكرى كه در نماز مىگويد درست است و نماز طواف را
1) آية اللَّه سيستانى: قرائت سورههاى سجده در نماز جايز است، ولى اگر سجده را انجام داد نماز باطلمىشود مگر اينكه سهواً سجده كند و اگر سجده نكند نمازصحيح است ولى گناه كرده است و اگر قبل از آيه سجده، به سورهاى ديگر عدول كند اشكال ندارد هر چند عمداً شروع كرده باشد.
2) آية اللَّه تبريزى: اگر با فرض تمكّن به طور ملحون نماز بخواند نمازش باطل است مگر اين كه جاهلقاصر يا معتقد بهصحّت قرائت باشد و در فرض تعمّد حجّش باطل مىشود.
3) آية اللَّه مكارم: البته دقّتهاى علماى تجويد شرط نيست همين اندازه كه عربىصحيحصدق كند كافى است.
همانگونه بخواند، بعد معلوم شود كه اشتباه بوده است، با فرض اينكه احتمال غلط بودن آن را نمىداده، نمازشصحيح است. (1)
آية اللَّه خويى: اگر جاهل قاصر باشدصحيح است. مناسك، مسأله 336.
آية اللَّه سيستانى: اگر در اشتباه خود معذور بوده، نمازشصحيح است و اگر معذور نبوده بايد اعاده نمايد.
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: عمل اوصحيح است ولكن نماز طواف را قضا كند.
533 822- اگر كسى نتواند قرائت يا ذكرهاى واجب را ياد بگيرد، بايد نماز را به هر ترتيبى كه مىتواند، خودش بجا آورد و كفايت مىكند؛ و اگر با تلقين مىتواندصحيح بخواند و ممكن باشد، كسى را بگمارد كه نماز را به او تلقين كند؛ و احتياط مستحب آن است كه در مقام ابراهيم، به شخص عادلى اقتدا كند، (2)ولى به جماعت اكتفا نكند؛ چنانكه نايب گرفتن نيز كافى نيست. (3)
آية اللَّه سيستانى: اگر نتواند قرائت خود را تصحيح كند، هر چند در اثر مسامحه و سهلانگارى، ولى مقدار زيادى از سوره حمد را بتواند به طورصحيح بخواند، خواندن حمد به همينصورت كافى است و اگر نتواند، به احتياط واجب مقدارى از قرآن را كه مىتواندصحيح بخواند به آن اضافه كند و اگر نتواند، تسبيح بگويد و اگر وقت براى يادگرفتن همه حمد نباشد اگر به مقدار معتنابه ياد بگيرد كافى است و اگر نتواند، مقدارى از قرآن را بخواند كه عرفاً قرآن خواندنصدق كند و اگر نتواند، تسبيح بگويد و امّا سوره از جاهلى كه نتواند ياد بگيرد ساقط است.
آية اللَّه وحيد: هر گاه در قرائت نمازگزار غلطى باشد، چناچه متمكن از تصحيح آن نباشد، بدون اشكال آنچه از قرائت غلط بلد است، براى او كافى است، و چنانچه متمكن از تصحيح آن باشد، بايد قرائت خود را تصحيح نمايد و مىتواند به اين اكتفا كند كه هنگام نماز، قرائتصحيح را با تلقين ديگرى به جا آورد؛ و اگر هيچ كدام از اين را نتواند تا زمانى كه وقت براى براى تصحيح تنگ شود، بايد نماز را با همان قرائت غلط بخواند و بنا بر احتياط واجب آن را به جماعت هم به جا آورد و نايب هم براى آن بگيرد. مناسك فارسى معظم لهصفحه 170
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: اگر ياد گرفتن قرائت و احكام واجبه نماز ممكن نشود، نماز طواف را به جماعت بخواند ولى اكتفا به آن اشكال دارد و واجب است به طور فرادى نيز بخواند و اگر نايب هم بگيرد جهت نماز، بهتر و مطابق با احتياط است. مناسك فارسى،ص 81، مسأله 113.
آية اللَّه مكارم: نماز جماعت و گرفتن نايب لزومى ندارد و مشروعيت جماعت در نماز طواف ثابت نيست.
1) آية اللَّه بهجت: باطل است و بايد نماز را به طورصحيح اعاده كند.
2) آية اللَّه بهجت: و اگر ممكن شود نماز طواف را در مقام به جماعت بخواند و درصورت عدم امكان جماعت، عمل به وظيفه يوميّه كافى است مناسك، س 105.
3) آية اللَّه خامنهاى: مشروعيّت جماعت در نماز طواف ثابت نيست، پس به هر نحو مىتواند خودش بخواند و احتياطاً نايب هم بگيرد.
534 823-صحت جماعت در نماز طواف، محل اشكال است. با اين فرض، كسى كه قرائتشصحيح نيست، مستحب است احتياطاً آن را به جماعت بخواند و نبايد به آن اكتفا كند. (1)
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: خواندن نماز به جماعت، احوط است ولى نبايد به آن اكتفا شود.
آية اللَّه مكارم: بهتر ترك اين احتياط است.
و احتياط (2)آية اللَّه تبريزى، سيستانى: براى رعايت احتياط بايد به نماز طواف واجب اقتدا كند.
آية اللَّه خامنهاى، آية اللَّه مكارم: مشروعيّت جماعت در نماز طواف ثابت نيست.
آية اللَّه خويى: جماعت در هيچ يك از نمازهاى مستحبى بالاصاله مشروع نيست. و همچنين بنابر احتياط وجوبى نماز طواف را به نمازهاى يوميه و بالعكس جايز نيست اقتدا كند و نماز طواف به نماز طواف واجب مانعى ندارد.
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: جماعت در نماز مستحبى مشروع نيست و اگر امكان داشت به نماز طواف واجب اقتدا كند و الّا به نماز يوميه به رجاء مطلوب واقع شدن. مناسك عربى،ص 118.
در تماثل نماز ماموم، با امام جماعت است.535 824-صحت اقتداى نماز طواف به نماز يوميّه، محل اشكال است. (3)
536 825- اگر شخصى با احرام عمره وارد مكه شود و قرائت نماز اوصحيح نباشد، لازم نيست كه تا آخر وقت در احرام بماند و نمازش را اصلاح كند؛ و اگر بعد از طواف تا قبل از فوات موالات عرفيه بين طواف و نماز، نتواند غلطهاى خود را درست كند، به هر نحو مىتواند نماز بخواند. (4)
آيات عظام تبريزى، خويى،صافى: اگر براى او امكان داشته باشد كه قرائت را تصحيح نمايد لازم است تا آخر وقتصبر كند. مناسك عربى، مسأله 331.
آية اللَّه سيستانى: بنابر احتياط واجب بايد تأخير بيندازد تا قرائتش را تصحيح نمايد.
آية اللَّه فاضل: اگر مىتواند قرائتش را تصحيح كند بايد طواف را تا ضيق وقت تأخير بيندازد مگر اينكه بقاى در احرام موجب عسر و حرج شود و ملاك در ضيق وقت آن است كه حتّى به مقدار واجب ركنى عرفه نرسد.
آية اللَّه مكارم: لازم استصبر كند مگر آنكه عسر و حرج باشد.
نظر ساير آيات عظام در مسأله 822 آمده است.
1) آية اللَّه بهجت: جماعت در نماز طواف واجب، مستحب است وسيله،ص 285.
2) آية اللَّه بهجت: گذشت استحباب جماعت در نماز طواف واجب، و همچنين مىتواند اقتدا كند در طواف مستحب با طواف واجب امام ذخيره 2،ص 235 وص 217.
3) آية اللَّه خامنهاى، آية اللَّه مكارم: مشروعيّت جماعت در نماز طواف مطلقاً محل اشكال است.
4) آية اللَّه بهجت: اگر عسر و حرج نداردصبر كند و يا به جماعت بخواند، چنانكه در ذيل 789 گذشت.
537 826- اگر كسى از روى بىمبالاتى، در ياد گرفتن قرائت و ذكر واجب نماز، مسامحه كند تا وقت تنگ شود، بايد نماز را به هر نحو كه مىتواند، بخواند وصحيح است، ولى معصيت كار است؛ و احتياط آن است كه به دستور مسأله 822 عمل كند. (1)
آية اللَّه سيستانى: احتياط مستحب درصورت مقصِّر بودن، اين است كه هم نماز را به كيفيتى كه بيان آن گذشت بجا آورد و هم آن را به جماعت بخواند و هم نايب جهت انجام آن از طرفش بگيرد. مناسك، مسأله 331.
538 827- انجام عمره مفرده مستحبى براى كسى كه نمازش را غلط مىخواند و وقت تصحيح آن را نيز ندارد، مانعى ندارد. (2)
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: و بنا بر احتياط، براى نماز نايب هم بگيرد.
539 828- اگر نمازگزار را در حال ذكر حركت دادند، اگر حركت به گونهاى بوده كه استقرار از بين رفته، تكرار ذكر مانع ندارد؛ و در غير اينصورت، تكرار نكند مگر به قصد احتياط، به شرط آنكه وسوسه نباشد.
540 829- افرادى كه قرائتشان درست نيست، و در حج نايب شده و محرم شدهاند، (3)درصورت امكان،
1) آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: بنابر احتياط واجب به هر نحوى كه خودش مىتواند بخواند و با جماعت هم بخواند و نايب هم بگيرد.
2) آية اللَّه بهجت: اگر بتواند استنابه هم بكند، اگر چه در امر تصحيح خلاف شرع كرده باشد.
3) آية اللَّه بهجت: كسى كه قرائتش درست نبوده و يا از جهات ديگر معذور بوده و بدون توجّه به اين عذر بهنيابت از ديگرى محرم شده و در وسط اعمال و يا بعد از عمره تمتّع متوجه نقص كار خود شده، احتياطاً در موارد عذر نايب بگيرد تا عمل راصحيحاً بجا آورد و خود نيز آن عمل را انجام دهد و نيابتشصحيح است هر چند از اوّل نمىتوانسته نايب شود. مناسك س 106.
بايد قرائت خود را درست كنند و عمل نيابى خود را تصحيح نمايند تا از احرام خارج شوند؛ و اگر تصحيح ممكن نيست و معذور هستند،(1)احرام آنها (2)صحيح واقع نشده و از احرام خارج هستند. (3)
آية اللَّه سيستانى: احرامصحيح است و بايد حج را به نيّت منوبٌعنه تمام كنند هر چند به احتياط واجب مجزى از منوبٌعنه نيست.
آية اللَّه فاضل: در فرض مذكور اعمال آنهاصحيح است و از احرام خارج شدهاند ولى كفايت از عمل واجب منوبعنه نمىكند.
آية اللَّه مكارم: ولى مىتواند براى خودش حج بجا آورد، اگر وقت وسعت دارد حج تمتع وگرنه حج افراد بجا آورد و چنانچه حَجّةالاسلام بجا نياورده حج واجب او محسوب مىشود ولى پول نيابت را بايد برگرداند.
541 831- خواندن نماز طواف مستحب ولو در حال اختيار، در هر جاى مسجدالحرام، جايز است بلكه گفتهاند مىتواند آن را عمداً ترك (4)
آية اللَّه خامنهاى، متعرض ترك نماز نشدهاند.
آية اللَّه سيستانى: ظاهر آن است كه نماز طواف مستحب، مستحب است.
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: سزاوار نيست ترك كنند.
آية اللَّه مكارم: ترك آن مشكل است.
كند.542 832- نماز طواف استحبابى لازم نيست در نزد مقام ابراهيم باشد بلكه در هر جاى مسجدالحرام جايز است، بهخصوص در موقع ازدحام مناسب است مراعات ساير حجاج را بنمايند.
543 833- آيا نماز طواف مستحب را مىتوان در حال حركت و راه رفتن خواند؟ (5)
1) آية اللَّه گلپايگانى: بنا بر احتياط به قصد منوب عنه اعمال را بجا آورد و لكنصحّت عمره مذكور براى منوب عنه محلّ اشكال است و نسبت به اجرت نيز با مستأجر مصالحه نمايند.
2) آية اللَّه فاضل: در حج واجب.
3) آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: احتياط اين است كه حج را به نيّت نيابى تمام كند.
4) آية اللَّه بهجت: مورد تأمّل است مناسك شيخ،ص 47.
5) . به ذيل مسأله 782 مراجعه شود.
(1) 834544- در نماز طواف، مستحب است بعد از حمد در ركعت اول سوره توحيد و در ركعت دوم سوره جحد را بخواند و پس از نماز، حمد و ثناى الهى را بجا آورد وصلوات بر محمد و آل محمد بفرستد و از خداوند عالم طلب قبول نمايد و بگويد (2)
حَتى يَنْتَهِي الْحَمْدُ إلى ما يُحِبُّ وَيَرْضى، أللَّهُمَّصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَتَقَبَّلْ مِنّي وَطَهِّرْ قَلْبِي وَزَكِّ عَمَلي».
و در روايت ديگر است:
«أللَّهُمَّ ارْحَمْنِي بِطاعَتي ايَّاكَ وَطاعَةِ رَسُولِكَصلى الله عليه و آله أللَّهُمَّ جَنِّبْنِي أنْ أ تَعَدّى حُدُودَكَ وَاجْعَلْنِي مِمَّنْ يُحِبُّكَ وَيُحِبُّ رَسُولَكَ وَمَلائِكَتَكَ وَعِبادَكَ الْصّالِحِينَ».
و در بعضى از روايات است كه حضرتصادق عليه السلام بعد از نماز طواف به سجده رفته و چنينمىگفت:
«سَجَدَ لَكَ وَجهِي تَعَبُّداً وَرِقّاً لا إلهَ إلّا أنْتَ حَقّاً حَقّاً الأوَّلُ قَبْلَ كُلِّ شَيءٍ وَالْآخِرُ بَعْدَ كُلِّ شَيءٍ وَها أنَا ذا بَيْنَ يَدَيْكَ ناصِيَتي بِيَدِكَ فاغْفِرْ لي إنَّهُ لا يَغْفِرُ الذَّنْبَ الْعَظيمَ غَيْرُكَ فَاغْفِرْ لِي فإنّي مُقِرٌّ بِذُنُوبي عَلى نَفْسي وَلا يَدْفَعُ الذَّنْبَ الْعَظِيمَ غَيْرُكَ».
و بعد از سجده، روى مبارك آن حضرت از گريه چنين بود كه گويا در آب فرو رفته باشد.
1- وجوب سعى و حكم ترك آن 203
2- زمان سعى 204
3- مكان سعى 205
4- كيفيت و شرايط سعى 208
عدد دورهاى سعى 211
1- زياد كردن در دورهاى سعى 211
2- كم كردن از اشواط سعى 212
3- قطع سعى و از سرگيرى آن 214
4- شك در اشواط وصحت سعى 215
مستحبات سعى 217
545 835- سعى چهارمين عمل واجب در عمره مفرده است.
546 836- سعى- مثل طواف- ركن است، و حكم ترك آن از روى عمد يا سهو، با طواف يكسان است. « (1)
آية اللَّه مكارم: به مسأله 551 و 552 و 553 مناسك محشاى حج مراجعه شود.
547 837- اگر كسى سعى را فراموش كند و تقصير نمايد، از احرام خارج شده و بايد هر وقت يادش آمد، سعى را بجا آورد. (2)
آية اللَّه سيستانى: بنابر احتياط تقصير را پس از سعى اعاده كند و يك گاو كفّاره بدهد.
548 839- در فتواى فقها، استحباب سعى وارد نشده است، آيا سعى استحباب نفسى دارد يا نه؟ و در موردى كه سهواً سعى را اضافه به جاى آورد، فتوا به استحباب هفت شوط دوم دادهاند، آيا از اين مورد، مىتوان استحباب سعى را استفاده كرد؟ (3)
آيات عظام: تبريزى،صافى، فاضل: استحباب سعى، مگر نسبت به اتمام مورد مخصوص، ثابت نيست؛ واللَّه العالم.
آيتاللَّه مكارم: سعى مستحب نداريم و اگر سهواً چيزى اضافه كند، احتياط آن است كه تا هفت دور تكميل ننمايد و سعى اوصحيح است.
1) آيةاللَّهبهجت: پستاركِ آن عمداً، باطل استحج او، و بايد پس از حج افراد در سال آينده حج نمايد، تا رك آن سهواً رجوع مىنمايد براى سعى مع الامكان واستنابه مىنمايد مع التّعذر.
2) آية اللَّه خويى: از احرام خارج نشده و تقصير را اعاده نمايد.
3) آيات عظام: خامنهاى، سيستانى، نورى: سعى استحباب نفسى ندارد.
840549- سعى بايد بعد از طواف و نماز آن، انجام شود؛ و اگر عمداً پيش از آنها بجا آورده شود، بايد بعد از طواف و نماز، اعاده شود.
550 841- تأخير سعى از طواف و نماز آن، براى رفع خستگى يا تخفيف گرمى هوا، جايز است؛ و نيز تأخير آن بدون عذر تا شب، جايز است، گرچه احتياط، در عدم تأخير است.
842- تأخير سعى تا فردا بدون عذر- مثل مرض (1)
آية اللَّه خويى: اگر تأخير انداخت طواف و نماز را اعاده نمايد.
آية اللَّه مكارم: ولى اگر تأخير انداخت، سعى او باطل نخواهد شد هرچند گناه كرده است.
جايز نيست.551 843- كسى كه بعدازظهر، طواف و نماز را بجا مىآورد و سعى را شب انجام مىدهد، اگر بدون تأخير عرفى، سعى در شب واقع شود (2)
آية اللَّه مكارم: هرگاه طواف و نماز آن را در هر موقع از روز انجام دهد سعى را تا شب مىتواند به تأخير بياندازد. ولى تأخير تا فردا جايز نيست و اگر تأخير انداخت گناه كرده ولى اعمال اوصحيح است.
مانع ندارد و احتياط آن است كه تا شب تأخير نيندازد، اگرچه اقوى كفايت است.552 844- كسى كه طواف و نماز آن را انجام داده و سعى را به روز بعد يا روزهاى بعد به تأخير انداخته است، فقط بايد سعى را اعاده كند؛ ولى اختياراً نبايد به تاخير بياندازد.(3)
آية اللَّه خويى: بايد طواف و نماز را اعاده كند.
آية اللَّه سيستانى: اگر عمداً بدون هيچ عذرى تأخير انداخته، احتياط واجب اعاده طواف و نماز آن است.
1) آية اللَّه تبريزى: تأخير تكليفاً جايز است ولى بايد طواف و نماز را اعاده نمود.
2) آية اللَّه سيستانى: تأخير عرفى اشكال ندارد و مبادرت لازم نيست ولى تأخير به فردا جايز نيست و اگرعمداً و بدون عذر تا فرداى آن روز تأخير بياندازد، به احتياط واجب بايد طواف را اعاده كند.
3) آية اللَّه تبريزى: بنابر احتياط طواف و نماز را اعاده نمايد.
553 845- كسى كه طواف و نماز طواف را انجام داده، آيا مىتواند سعى را با فاصله زياد انجام دهد، مثلًا روز ديگر و اگر طواف و نماز را شب انجام داده و بسيار خسته است آيا مىتواند سعى را فردا بجا آورد؟ (1)
آية اللَّه بهجت: جايز است تأخير سعى از طواف به جهت رفع خستگى و به جهت تخفيف حرارت هوا و جايز نيست تأخير آن تا فردا، و اقوى جواز تأخير آن است تا شب آن روز، و احوط ترك آن است بدون عذر.
آية اللَّه تبريزى: احوط آنست كه بدون ضرورت، سعى را از طواف و نماز به مقدار معتدّ به تأخير نيندازد اگرچه اقوى جواز تأخير آن تا شب است ولى در حال اختيار نمىشود سعى را تا فردا تأخير انداخت.
آية اللَّه مكارم: تأخير انداختن تا شب براى استراحت و تخفيف گرما و مانند آن جايز است ولى بدون عذر نمىتواند تا فردا تأخير بيندازد.
آية اللَّه سيستانى: تأخير سعى تا شب جايز است اما تأخير آن تا فرداى روز طواف، درصورت اختيار جايز نيست.
آية اللَّهصافى: تأخير سعى تا روز بعد جايز نيست و اقوى جواز تأخير تا شب است هر چند احتياط، عدم تأخير است و درصورت تأخير تا روز بعد معصيت كرده ولى سعى باطل نيست.
آية اللَّه نورى: فاصله زياد جايز نيست بلى براى رفع خستگى يا شدّت گرما مىتواند تا شب تأخير بيندازد.
554 846- اگر از روى فراموشى يا جهل به حكم، سعى را بر طواف مقدم بدارد، بنابر اقوى (2)
آية اللَّه تبريزى: اگر مقدّم داشتن سعى از جهت فراموشى طواف بوده باشد، باز احوط اين است كه سعى را پس از طواف اعاده نمايد.
بايد سعى را اعاده كند.555 847- واجب است رفتن و برگشتن، از راه متعارف باشد؛ پس سعى از راه غير متعارف باطل است.
556 2/ 847- آيا سعى از قسمت جديدالاحداث مسعى در طبقه همكف، كفايت مىكند؟(1)
آيات عظام: خامنهاى، زنجانى، مكارم و نورى: سعى در مسعاى جديد مجزى است.
آيةاللَّه وحيد خراسانى: اگر بين الجبلين ثابت شود، سعى در آنجا مجزى است و گرنه درصورت شك، بنابر احتياط مجزى نيست.
آيةاللَّه سيستانى: اگر به جهت شهادت اهل خبره اطمينان پيدا كنند كه كوهصفا و مروه تا مسعاى جديد امتداد داشته است، سعى در آنجا مجزى است.
557 848- سعى در طبقه فوقانى، اگر محرز نيست كه بينصفا و مروه است، جايز نيست. (2)
آية اللَّه خويى: اگر دو طرف آن ولو قبلًا كوهصفا و مروه بوده و فضاى بدون كوه نبودصحيح است. آراء المراجع،ص 300.
آية اللَّه سيستانى: مجزى نيست.
آية اللَّه مكارم: سعى در طبقه فوقانى در حال ازدحام و مشقت طواف در طبقه پايين مجزى است.
558 2/ 848- 1- درصورتى كه در طبقه پايين (به دليل تعميرات يا غيرآن) سعى امكانپذير نباشد، مُحرم به احرام عمره مفرده چه وظيفهاى دارد؛ آيا سعى از طبقه بالاصحيح است؟
2- آيا با علم به اين مطلب مىتوان از ابتدا به احرام مفرده محرم شد؟
3- درصورت عدم جواز، حكم رفتن به مكه در فرض ضرورت و غير ضرورت چيست؟ (3)
آية الله فاضل: 1- بايد از طبقه بالا سعى كند و عمل اوصحيح است.
2- مانعى ندارد.
3- در حال اختيار هم مىتوان محرم شد.
آية اللَّه سيستانى: اگر طبقه دوم بالاتر از يكى از دو كوهصفا و مروه باشد سعى از آنصحيح نيست و محرم به عمره مفرده تا هنگام رفع مانع از سعى در مسعى بر احرامش باقى مىماند، مگر آنكه عرفاً مصدود محسوب شود كه در اينصورت حكم مصدود در عمره مفرده بر او جارى است.
3- مىتواند براى عمره مفرده احرام ببندد و وارد مكه شود ولى تا انجام سعى بر احرام باقى مىماند مگر درصورت ياد شده.
آية اللَّه مكارم: در هر سه فرض، اشكالى ندارد.
559 849- اگر فرضاً طبقه زيرزمينى احداث شد و كوهصفا و مروه ريشهدار بود و سعى بين آن دو واقع شد، على الظاهرصحيح است، و احوط سعى از طبقه روى زمينى است. (1)
560 850- سعى از هر دو طرف مسعى كفايت مىكند، يعنى مىتواند از همان راهى كه به مروه رفته بهصفا بازگردد ولى نبايد مزاحم ديگران شود.
561 851- احتياط آن است (2)
آية اللَّه خويى: لازم و واجب است كه ابتدا كند از اول جزءصفا.
آية اللَّه سيستانى: بايد تمام مسافت بين دو كوه پيموده شود و بالا رفتن از كوه لازم نيست گرچه احتياط مستحب است و احتياط واجب اين است كه فاصله مذكور دقيقاً همه آن پيموده شود؛ يعنى اينكه شوط اوّل را- مثلًا- از اوّلين جزء پايين كوهصفا آغاز كند و حركت كند تا برسد به اوّلين جزء كوه مروه و به همين ترتيب بقيه شوطها را انجام دهد. مناسك، مسأله 335.
آية اللَّه مكارم: واجب است فاصله ميان دو كوه را طى كند و بايد توجه داشت كه هماكنون قسمتى از كوهصفا و مروه را مفروش كردهاند و تنها قسمتى از كوه نمايان است و لازم نيست به قسمت نمايان كوه برود بلكه همين اندازه كه به قسمت سربالايى برسد كافى است.
كه از جزء اولصفا، سعى را آغاز كند؛ و درصورتى كه ازصفا به نحو متعارف سعى را آغاز و بين دو كوه سعى كند، كفايت مىكند و بالا رفتن بر كوه، لازم نيست.562 2/ 851- آيا سعى را مى شود از دامنه كوهصفا كه روى آن را با سنگ فرش كردهاند شروع و در دامنه مروه كه روى آن را با سنگ فرش نمودهاند خاتمه داد؟ (3)
آية اللَّه خامنهاى: اگر اطمينان دارد كه ابتداى كوهصفا وابتداى كوه مروه است مانع ندارد.
563 852- سعى بايد ازصفا شروع و در دور هفتم، به مروه ختم شود؛ و اگر كسى از مروه شروع كند، هر وقت فهميد، (4)بايد اعاده كند؛ و اگر در بين سعى بفهمد، بايد از سر بگيرد و ازصفا شروع كند.
1) آية اللَّه بهجت: درصورتى كه احراز شود كه سعى بينصفا و مروه واقع مىشود، كفايت مىكند.
2) آية اللَّه بهجت: واجب است.
3) آيات عظام: بهجت، فاضل، مكارم: مانعى ندارد و ابتداء از اوّل جزءصفا و مروه كافى است.
4) آية اللَّه مكارم: اگر آن دور را كه از مروه شروع كرده ناديده بگيرد و بقيه را تكميل كند، بعيد نيست كفايت كند.
564 853- اگر كسى سعى را از مروه شروع و بهصفا ختم كند و بعد بفهمد، بايد سعى را اعاده كند و اگر تقصير نكرده تقصير كند. (1)
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: و تقصير نمايد اگر چه قبلًا تقصير كرده باشد تا از احرام، خارج شود.
آية اللَّه فاضل: اگر با اعتقاد بهصحت تقصير كرده، تقصير اعاده ندارد مگر از باب احتياط و در غير اينصورت بايد تقصير را اعاده كند.
آية اللَّه مكارم: اين حكم در مسأله 851 آمده است.
565 855- مسعى مسجد نيست و حايض بايد خودش سعى نمايد؛ حتى اگر براى طواف نايب گرفته باشد، بايد با مراعات ترتيبِ بين طواف و سعى، خودش سعى به جا آورد.
566 856- حايض و نفساء اگر امكان نداشته باشد كه از راه ديگرى غير از خود مسجدالحرام براى سعى بروند، (2)بايد سعى را تأخير بيندازند؛ و اگر آن هم ممكن نيست، نوبت به نيابت مىرسد؛ و بر فرض عبور، سعيشانصحيح است هرچند گناه كردهاند.
567 857- سعى از عبادات است، و بايد با نيت خالص، براى اطاعت از فرمان خداى تعالى انجام شود. (3)
568 858- در سعى، موالات معتبر نيست مگر در شوط اول كه اگر تمام نشده باشد و موالات فوت شود، احتياطاً از سر گرفته شود. (4)
آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: احوط اعتبار موالات عرفيه بين اشواط سعى است.
آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه فاضل: بنابر احتياط واجب موالات عرفيه لازم است.
آية اللَّه گلپايگانى: موالات در سعى معتبر نيست. آداب و احكام حج،ص 274 و قسمت آخر مسأله را متعرض نشدهاند.
آية اللَّه مكارم: احتياط واجب آن است كه در غير موارد استثنا شده موالات عرفيه رعايت شود.
1) آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: در فرض تقصير هم بايد دو مرتبه تقصير كند.
2) آيةاللَّه مكارم: يعنى از اين راه خودش را بهصفا برساند؛ و از آنجا سعى را در مسير معمولى، شروع كند.
3) آية اللَّه سيستانى: به حاشيه مسأله 568 مراجعه شود.
4) آية اللَّه بهجت: دليلى بر اعتبار موالات در سعى در غير شوط اوّل نيست، پرسشهاى جديد حج، س 89.
569 859- متوجه بودن به سمت مروه وصفا هنگام حركت به سمت هر كدام، واجب است و اين وجوب وضعى است؛ (1)پس اگر عقب عقب حركت كند يا پهلو را به طرفصفا يا مروه كند و برود، باطل است.
570 نگاه كردن به چپ و راست، بلكه گاهى به پشت سر، هنگام سعى اشكال ندارد.(2)
آية اللَّه مكارم: مثلًا اگر براى ملاحظه همراهان نگاهى به عقب كند مانعى ندارد.
571 860- اگر شخصى مقدارى از سعى را عقب عقب طى كرده، بايد آن مقدار را تدارك كند؛ و اگر از آن محل گذشته، سعى او اشكال دارد و احتياط در اتمام و اعاده است. (3)
572 861- كسى كه در اثناى سعى- مثلًا براى آب خوردن- بدون روى برگرداندن ازصفا يا مروه، به كناره مسعى رفته و در حركتْ نيت سعى داشته، يا اگر سعى راقطع كرده، از جايى كه قطع شده يا مُحاذى آن، سعى را ادامه داده، عمل اوصحيح است.
573 862- بر روىصفا و مروه، به چپ و راست منحرف شدن و يا حتى به عقب بازگشتن، مانعى ندارد.
1) آية اللَّه مكارم: ولى نگاه كردن به اطراف و حتى به پشت سر مانعى ندارد.
2) آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: درصورتى كه سينه و شانهها در حال رفتن به مروه به طرف مروه و در حال رفتن بهصفا رو بهصفا باشد و يا در حال توقف به پشت سر برگردد. آدابواحكام حج،ص 264
3) آيات عظام گلپايگانى،صافى، مكارم: مىتواند برگردد و جبران كند و سعى او اشكال ندارد.
574 863- سعى سواره و بر روى محمل و چرخ، مطلقاً و لو در حال اختيار، جايز است،(1)ولى راه رفتن افضل است.
575 864- كسى كه نمىتواند بدون سوار شدن در چرخ، سعى كند ولى تمكن مالى ندارد، اگر مىتواند ولو با فروش چيزى يا قرض، خودش با چرخ سعى كند، استنابهصحيح نيست مگر آن كه مشقت و حرج در كار باشد.
576 865- نشستن يا خوابيدن برصفا يامروه به جهت استراحت و رفع خستگى، جايز است؛ و همين طور نشستن يا خوابيدن بين آنها براى رفع خستگى جايز است، و بنابر اقوى، لازم نيست عذرى داشته باشد. « (2)
آيات عظام تبريزى، سيستانى، فاضل: بنابر احتياط بايد به مقدارى باشد كه موالات عرفيه به هم نخورد.
آية اللَّه سيستانى: احتياط مستحب آن است كه نشستن در وسط راه جهت استراحت ترك شود، مگر براى كسى كه خسته شده باشد مناسك، مسأله 340.
آية اللَّه مكارم: احتياط واجب رعايت موالات عرفيه در سعى است.
577 866- طهارت از حدث و خبث و ستر عورت در سعى (3)
آية اللَّه مكارم: ستر عورت احتياط واجب است.
آية اللَّه نورى: با عدم وجود ناظر محترم معتبر نيست.
معتبر نيست، گرچه احوط مراعات طهارت از حدث است.578 867- اگر در سعى، بعضى مواضع بدن زن غير از وجه و كفّين پيدا باشد، بهصحت سعى ضرر نمىزند.
579 871- سعى بينصفا و مروه، بايد هفت مرتبه باشد؛ و به هر مرتبه، «شوط» مىگويند؛ رفتن ازصفا به مروه، يك شوط و از مروه بهصفا نيز، يك شوط است.
580 872- زياد كردن در سعى از روى عمد- به تفصيلى كه در طواف گذشت- موجب باطل شدن آن است.
581 873- زياد كردن در سعى از روى فراموشى چه كمتر از يك شوط يا بيشتر، بهصحت آن ضرر نمىزند و بعيد نيست كه رساندن آن به هفت شوط، جايز باشد (1)هرچند رها كردن زائد بهتر است.
582 874- زيادى در سعى جهلًا، محل اشكال است. (2)
آية اللَّه فاضل: محل اشكال است و احتياطاً اعاده كند.
583 875- اگر شخصى جهلًا به اشواط سعى اضافه نمايد و رفت و برگشت را يك شوط حساب نمايد، سعى او اشكال دارد و احوط اعاده سعى است هرچند تقصير هم نموده باشد. (3)
584 876- كسى كه مىدانسته بايد هفت مرتبه بينصفا و مروه سعى كند و با همين نيت ازصفا شروع
كرده، ولى رفت و برگشت را يك مرتبه حساب كرده و در نتيجه چهارده مرتبه سعى نموده، احتياط آن است كه سعى(1)
آية الله سيستانى: اگر جاهل« قاصر» بوده سعيشصحيح است؛ و اگر« مقصر» بوده،صحتش اشكال دارد.
آية الله مكارم: اين احتياط ترك نشود.
را اعاده كند، اگرچه اقوى كفايت همان سعى است.585 877- اگر شخصى به اعتقاد اينكه هر شوط سعى، مجموع رفت و برگشت ازصفا به مروه است، سعى را شروع كند ولى در اثنا متوجه مسأله شود و سعى خود را به هفت شوط خاتمه دهد، سعى اوصحيح است.
586 878- اگر كسى در حال سعى، بعد از گذشتن از مكان هروله، به گمان اين كه هروله لازم است، باز گردد و آن مقدار را با هروله، تكرار نمايد، سعى او اشكال دارد. (2)
آية الله تبريزى: اگر به قصد انجام وظيفه واقعيه باشد، اشكالى ندارد.
آية الله خامنه اى: در حال اختيار نبايد چنين كند ولى فرض مذكور سعى او درست است و چيزى بر او نيست، اگر چه احتياط در اتمام و اعاده سعى است.
آية الله سيستانى:صحت سعيش اشكال دارد مگر آن كه جاهل قاصر باشد.
587 879- اگر شخصى- مثلًا به جهت كنترل همراهان خود- در حين سعى، گاهى به عقب برمىگشته و بدون توجه، مجدداً همان مسافت را طى مىكرده، سعى او اشكال دارد و بايد آن را اعاده كند. (3)
آية الله سيستانى: مگر اين كه جاهل قاصر باشد يا مقدار اضافى را به قصد سعى انجام ندهد.
آية الله مكارم: اشكال ندارد و اعاده لازم نيست ولى بهتر است اين كار را نكند.
588 880- اگر كسى مقدارى از سعى را سهواً كم كند، (4)
آية الله فاضل: چنانچه قبل از اتمام كردن شوط چهار باشد بنابر احتياط واجب سعى را از سر بگيرد ولى اگر شوط چهار را تمام كرده است مى تواند آن را تمام كند يا ا ز سر بگيرد.
واجب است آن را هر وقت يادش آمد (5)اتمام1) آية اللَّه بهجت، آية الله خامنه اى: سعىصحيح است پرسشهاى جديد حج، س 78.
2) آيات عظام بهجت، خويى،صافى، فافضل، گلپايگانى، مكارم: اشكال ندارد.
3) آية اللَّه تبريزى، آية الله خويى: اشكال ندارد.
4) آية اللَّه خويى: به حاشيه مسأله بعدى مراجعه شود.
5) آية اللَّه سيستانى: چه يك شوط فراموش كرده باشد يا بيشتر، بنابر اقوى و اگر پس از گذشتن زمان سعى يادش بيايد؛ مثلًا در عرفات يادش بيايد سعى عمرهاش ناقص بوده يا پس از انتهاى ذىحجه به ياد آورد سعى حجش ناقص بوده، احتياط آن است كه كمبود را جبران كند و سپس سعى را از سر بگيرد و اگر نتواند برگردد يا مشقت دارد، بايد نايب بگيرد و احتياط واجب آن است كه نايب هم جمع نمايد بين تدارك مقدار كمبود و بين اعاده سعى كامل.
كند؛ و اگر به وطن خود مراجعت كرده و براى او مشقت ندارد، بايد مراجعت كند؛ و گر نه بايد نايب بگيرد.
589 881- اگر كمتر از يك مرتبه سعى كرد و بقيه را فراموش كرد، (1)احتياط واجب آن است كه سعى را از سر بگيرد؛ و اگر بعد از تمام كردن يك مرتبه يا بيشتر، بقيه را فراموش كرد، جايز است از همانجا سعى را تمام كند، ولى احتياط آن است كه اگر چهار مرتبه را تمام نكرده، تمام كند و از سر بگيرد. (2)
آية اللَّه خامنهاى: و مىتواند يك سعى به نيت اعم از تمام و اتمام بجا آورد.
آية اللَّه فاضل: اگر كمتر از يك مرتبه سعى كرد و بقيه را فراموش كرد كه انجام دهد، احتياط واجب آن است كه سعى را از سر بگيرد و همينطور است اگر كمتر از چهار مرتبه را انجام داده باشد و بقيه را فراموش كرده باشد.
590 883- اگر با اعتقاد اتمام سعى، تقصير كند و بعد از آن متوجه شود كه مثلًا پنج شوط بوده، بايد سعى را اتمام و احتياطاً تقصير را اعاده نمايد، گرچه وجوب اين احتياط معلوم نيست. (3)
آيات عظام تبريزى،صافى، گلپايگانى، مكارم: اين احتياط ترك نشود.
آية اللَّه خويى: و تقصير را بايد اعاده نمايد و اگر در عمره تمتع بوده يك گاو كفّاره بدهد.
آية اللَّه سيستانى: اين احتياط واجب است و اگر تقصير از روى فراموشى كمبود باشد و در عمره تمتّع باشد احتياطاً بايد يك گاو كفّاره بدهد.
آية اللَّه فاضل: اگر در عمره تمتع بوده احتياطاً تقصير را اعاده كند و بنابر احتياط واجب يك گاو كفّاره بدهد.
1) آية اللَّه سيستانى: درصورتى كه پس از فوت موالات باشد.
2) آيات عظام: بهجت، تبريزى، خويى: و اگر كمبود سعى از روى فراموشى و بعد از شوط چهارم بوده، واجب است باقى را هر وقت يادش آمد، هرچند بعد از فراغت اعمال حج باشد، تدارك نمايد و درصورتى كه خود نتواند تدارك كند يا تدارك سخت باشد واجب است نايب بگيرد و اگر كمبودش پيش از شوط چهارم و از روى فراموشى بوده، احتياط اين است كه شخصاً يك سعى كامل بجا آورد.
3) آية اللَّه بهجت: و تقصير را هم اعاده مىنمايد.
591 884- با تمام كردن سعى در عمره، چيزى از محرّمات احرام، حلال نمىشود، ولى در حج، بعد از سعى، بوى خوش حلال مىشود.
592 886- اگر شخصى مثلا در شوط پنجم سعى در عمره مفرده، مريض شود و نتواند عمره را تمام كند و به وطن باز گردد، اگر خودش نمىتواند مراجعت كند، بايد نايب بگيرد تا براى خروج وى از احرام، سعى را تمام (1)
آية اللَّه خويى، آية اللَّه سيستانى: اعاده كافى است.
كند و آن را اعاده نمايد و به او خبر دهد كه تقصير نمايد و بعد از تقصير، طواف نساء را نيز به نيابت او انجام دهد (2)و اين فرض از موارد حصر نيست، چون شخص مريض فعلًا خوب شده و اينكه نمىتواند به مكه بيايد از جهت مرض نيست.593 887- اگر شخصى- مثلًابه تصور اينكه سعى نياز به وضو دارد- سعى خود را قطع كند و هفت شوط ديگر سعى نمايد، سعى او اشكال دارد(3)
آية اللَّه خويى: با فرض اعتقاد به جواز از سر گرفتن سعى، مجزى است. مراجعه شود به مسأله 873.
و بايد آن را اعاده كند. (4)594 888- اگر شخصى سعى را قطع نموده و هفت شوط ديگر به جا آورده و تقصير نمايد، سعى او اشكال دارد (5)و بايد آن را اعاده كند. (6)
آية اللَّه خويى: در فرض اعتقاد به جواز مانعى ندارد. المسائل الشرعيه، مسأله 348.
آية اللَّه سيستانى: اگر پس از فوت موالات عرفيه سعى را از سرگرفته باشدصحيح است و اگر قبل از آن باشد اشكال دارد مگر آنكه جاهل قاصر باشد كه در اينصورت نيزصحيح است.
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى:صحّت آن بعيد نيست.
1) آية اللَّه تبريزى: احتياطاً سعى را تمام كند ....
2) آية اللَّه سيستانى: ولى نماز طواف را بايد خودش بعد از طواف نايب بخواند.
3) - آيات عظام خامنهاى، فاضل، مكارم، نورى: اشكال ندارد.
4) مراجعه شود به مسأله بعد.
5) آيات عظام تبريزى، خامنهاى، فاضل، مكارم، نورى: اشكال ندارد.
6) آية اللَّه تبريزى: بعيد نيست آن سعى كه استيناف كردهصحيح باشد، گرچه احوط اعاده سعى است.
595 889- اگر بعد از تقصير، در عدد اشواط شك كند، اعتنا نكند؛ (1)و اگر بعد از فراغ از عمل و انصراف، شك كند، چون بناگذارى بر اتمام و اعتنا نكردن به شك، خالى از اشكال نيست، (2)
آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: اظهرايناست كه بايد به اين شك اعتنا شود و شك در عدد اشواط سعى را باطل مىكند.
آية اللَّه سيستانى: اگر احتمال زياد بودن آنها را بدهد، بنابرصحت بگذارد و اگر احتمال كم بودن آنها را مىدهد درصورتى كه شك او قبل از بهم خوردن موالات باشد سعى باطل است و بنابر احتياط اگر بعد باشد نيز باطل است. مناسك،ص 259.
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: اگر بعد از منصرف شدن از سعى، شك در عدد آن كند به آن شك اعتنا نكند و سعيشصحيح است، ليكن اگر احتمال مىدهد كه كمتر از هفت مرتبه سعى كرده، احتياط آن است كه دوباره سعى كند. مناسك فارسى مساله 124.
احتياط آن است كه نقص محتمل را اتمام كند، خصوصاً اگر منشاء شك، خروج عمدى براى حاجتى با تصميم بر عود و اتمام باشد، كه در اينصورت، وجوب اتمام بعيد نيست؛ « (3)596 890- اگر بعد از فارغ شدن از سعى يا هر دورى، درصحت آن شك كند، اعتنا نكند و سعيشصحيح است؛ و همينطور اگر در بين رفت و آمد، شك درصحيح بجا آوردن جزء پيش كند، اعتنا نكند.
597 891- اگر شخصى در حال سعى، در عدد اشواط شك كند و با حال ترديد، به سعى خود ادامه دهد،
سپس به عدد، يقين حاصل نمايد و سعى را به پايان برساند، سعى اوصحيح است. (1)
آية اللَّه خويى: وظيفهاش تجديد و از سر گرفتن سعى بوده و سعى در حال شك و ادامه آنصحيح و مجزى نبوده، لذا احتياط اعاده سعى است. آراء المراجع، چاپ سوم،ص 302.
آيات عظامصافى، گلپايگانى، مكارم: درصورتى كه به رجاء كشف حال ادامه داده باشد. مجمع المسائل 1/ 488.
آية اللَّه فاضل: در فرض مذكورصحّت سعى محلّ اشكال است واحتياط واجب در اعاده است.
598 892- اگر در مروه شك كند كه هفت دفعه رفت و آمد كرده يا زيادتر؛ مثل اينكه بين هفت و نُه شك كند، اعتنا نكند؛ و اگر قبل از رسيدن به مروه، شك در هفت و كمتر نمايد، ظاهراً سعى او باطل است و همچنين است هر شكى كه به كمتر از هفت تعلق بگيرد.
599 893- قبل از رسيدن به مروه، شك بين هفت و نه، مبطل سعى است.
600 894- اگر طواف را در روزى بجا آورد و روز بعد شك كند كه سعى كرده است يا نه، بناگذارى بر آوردن، (2)
آية اللَّه خويى: فتواى ايشان در اين مسأله روشن نيست و لذا احتياط به اعاده طواف و نماز و اتيان سعى است.
آية اللَّه سيستانى: احتياط واجب اتيان به سعى است، ولى اعاده طواف و نماز آن لازم نيست، مگر احتمال بدهد عمداً سعى را تأخير انداخته كه در اينصورت احتياط واجب اعاده طواف و نماز هم هست.
بعيد نيست، گرچه احتياط در آوردن (3)آية اللَّه فاضل: اگر چيزى كه مشكوك است، تأخير انداختن سعى بدون عذر است، بعيد نيست بناگذارى بر آوردن، اگرچه احتياط مستحب در آوردن است و اگر چيزى كه مشكوك است، تأخير با عذر باشد. در اينصورت وجهى براى بناگذارى بر اينكه آورده شده نيست.
آية اللَّه مكارم: اين احتياط ترك نشود.
است، مگر آنكه بعد از تقصير شك كند، كه در اينصورت لازم نيست سعى كند.(1) 895601- مستحب است بعد از فراغ از نماز طواف و پيش از سعى، نزد چاه زمزم رفته، از آب آن بياشامد و به سر و پشت و شكم خود بريزد و بگويد:
«أللَّهُمَّ اجْعَلْهُ عِلْماً نافِعاً وَرِزْقاً واسِعاً وَشِفاءً مِنْ كُلِّ داءٍ وَسُقْمٍ».
پس از آن، به نزد حجرالاسود بيايد، و مستحب است از درى كه محاذى حجرالاسود است به سوىصفا متوجه شود و با آرامى دل و بدن، بالاىصفا رفته و به خانه كعبه نظر كند و به ركنى كه حجرالاسود در آن است رو نمايد و حمد و ثناى الهى را بجا آورد و نعمتهاى الهى را به خاطر بياورد، آنگاه اين اذكار را بگويد:
«اللَّهُ أكْبَرُ» هفت مرتبه.
«ألحَمدُ للَّهِ» هفت مرتبه.
«لا إلهَ إلّااللَّهُ» هفت مرتبه.
«لا إلهَ إلَّااللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ المُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ يُحْيِي وَيُمِيْتُ وَهُوَ حَيٌّ لا يَمُوتُ بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَهُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» سه مرتبه.
پسصلوات بر محمد و آل محمد بفرستد، پس بگويد:
«اللَّهُ أكْبَرُ عَلى ما هَدانا وَالْحَمْدُ للَّهِ عَلى ما أبْلانا وَالْحَمْدُ للَّهِ الْحَيِّ الْقَيُّومِ وَالْحَمْدُ للَّهِ الْحَيِّ الدَّائِمِ» سه مرتبه.
پس بگويد:
1) آية اللَّه مكارم: اين مستحبات را به قصد رجا بجا آورد و بايد توجه داشت كه بعضى از مستحبات مربوط به زمانهاى گذشته است و در عصر ما موضوع ندارد و يا عملًا ممكن نيست، آنچه را مىتوان، انجام دهد. و خداوند به نيّت او پاداش مىدهد.
«أشْهَدُ أنْ لا إلهَ إلّااللَّهُ وَأشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ لا نَعْبُدُ إلّاإيّاهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ». سه مرتبه.
پس بگويد:
«أللَّهُمَّ إنِّي أسْأَ لُكَ الْعَفْوَ وَالْعافِيَةَ وَالْيَقينَ في الدُّنْيا وَالآخِرَةِ» سه مرتبه.
پس بگويد (1)
«أللَّهُمَّ آتِنا في الدُّنْيا حَسَنَةً وَفي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنا عَذابَ النَّارِ» سه مرتبه.
پس بگويد:
«اللَّهُ أكْبَرُ»صد مرتبه.
«لا إلهَ إلّااللَّه»صد مرتبه.
«أ لْحَمْدُ للَّهِ»صد مرتبه.
«سُبحانَ اللَّهِ»صد مرتبه.
پس بگويد:
«لا إلهَ إلّااللَّهُ وَحْدَهُ وَحْدَهُ، أ نْجَزَ وَعْدَهُ، وَنَصَرَ عَبْدَهُ، وَغَلَبَ الأحْزابَ وَحْدَهُ، فَلَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَحْدَهُ، أللَّهُمَّ بارِكْ لِي في الْمَوْتِ وَفِيما بَعْدَ الْمَوْتِ، أللَّهُمَّ إنَّي أعُوذُ بِكَ مِنْ ظُلْمَةِ الْقَبْرِ وَوَحْشَتِهِ أللَّهُمَّ أظِلَّني في ظِلَّ عَرْشِكَ يَوْمَ لا ظِلَّ إلّاظِلُّكَ».
و بسيار تكرار كند سپردن دين و نفس و اهل و مال خود را به خداوند عالم.
پس بگويد:
«أسْتَوْدِعُ اللَّهَ الرَّحْمنَ الرَّحِيمَ الَّذي لا تَضِيعُ وَدائِعُهُ دِيني وَنَفْسي وَأهْلي، أللَّهُمَّ اسْتَعْمِلْني عَلى كتابِكَ وَسُنَّةِ نَبِيِّكَ وَتَوَفَّني عَلى مِلَّتِهِ وَأعِذْني مِنَ الْفِتْنَةِ».
پس بگويد:
«اللَّهُ أكْبَرُ» سه مرتبه.
پس دعاى سابق را دو مرتبه تكرار كند، پس يكبار تكبير بگويد و باز دعا را اعاده نمايد و اگر تمام اين عمل را نتواند انجام دهد، هر قدر كه مىتواند بخواند.
و مستحب است كه رو به كعبه نمايد و اين دعا را بخواند:
1) - آية اللَّه خويى: اين دعا و همچنين بعضى از دعاهاى آخر اين قسمت در مناسك ايشان مذكور نيست.
«أللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي كُلَّ ذَنْبٍ أذْنَبْتُهُ قَطُّ فَانْ عُدْتُ فَعُدْ عَلَيَّ بِالْمَغْفِرَةِ فَانَّكَ أنْتَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ، أللَّهُمَّ افْعَلْ بي ما أ نْتَ أهْلُهُ فَانَّكَ انْ تَفْعَلْ بِي ما أنْتَ أهْلُهُ تَرْحَمْني وَإنْ تُعَذِّبني فَأَنْتَ غَنيٌّ عَنْ عَذابي وَأ نَا مُحْتاجٌ إلى رَحْمَتِكَ. فَيا مَنْ أ نَا مُحْتاجٌ إلى رَحْمَتِهِ ارْحَمْني، أللَّهُمَّ لا تَفْعَلْ بي ما أ نَا أهْلُهُ، فَانَّكَ إنْ تَفْعَلْ بي ما أنا أهْلُهُ تُعَذِّبْني وَلَمْ تَظْلِمْني أصْبَحْتُ أتَّقي عَدْلَكَ وَلا أخافُ جَوْرَكَ فَيا مَنْ هُوَ عَدْلٌ لا يَجُورُ ارْحَمْني».
پس بگويد:
«يا مَنْ لا يَخيبُ سائِلُهُ وَلا يَنْفَدُ نائِلُهُصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَأجرْني مِنَ النَّارِ بِرَحْمَتِكَ».
و در حديث شريف وارد شده است: هركس كه بخواهد مال او زياد شود، ايستادن برصفا را طول دهد و هنگامى كه ازصفا پايين مىآيد بر پله چهارم بايستد و متوجه خانه كعبه شود و بگويد:
«أَللَّهُمَّ إنَّي أعُوذُ بِكَ مِنْ عَذابِ الْقَبْرِ وَفِتْنَتِهِ وَغُرْبَتِهِ وَوَحْشَتِهِ وَظُلْمَتِهِ وَضِيقِهِ وَضَنْكِهِ، أللَّهُمَّ أظِلَّني في ظِلِّ عَرْشِكَ يَوْمَ لا ظِلَّ إلّاظِلُّكَ».
پس از پله چهارم پايين رود و احرام را از روى كمر خود بردارد و بگويد:
«يا رَبَّ الْعَفْوِ يا مَنْ أمَرَ بِالْعَفْوِ يا مَنْ هُوَ أوْلى بِالْعَفْوِ، يا مَنْ يُثِيبُ عَلىَ الْعَفْوِ، الْعَفْوَ الْعَفْوَ الْعَفْوَ، يا جَوادُ يا كَريمُ يا قَريبُ يا بَعيدُ، ارْدُدْ عَلَيَّ نِعْمَتَكَ وَاسْتَعْمِلْني بِطاعَتِكَ وَمَرْضاتِكَ».
و مستحب است پياده سعى نمايد؛ و ازصفا تا به مناره ميانه، راه رود؛ و از آنجا تا جايى كه محل بازار عطاران است، مانند شتر تند رود؛ و اگر سوار باشد اين حدّ را فى الجمله تند نمايد و از آنجا تا به مروه نيز ميانه رود و در وقت برگشتن نيز به همان ترتيب مراجعت نمايد و از براى زنها هروله نيست و مستحب است در هنگامى كه مىرسد به مناره ميانه بگويد:
«بِسْمِ اللَّهِ وَبِاللَّهِ، وَاللَّهُ أكْبَرُ، وَصَلَّىَ اللَّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَأهْلِ بَيْتِهِ، أَللَّهُمَّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَتَجاوَزْ عَمّا تَعْلَمْ إنَّكَ أنْتَ الأعَزُّ الأجَلُّ الأكْرَمُ، وَاهْدِني لِلَّتي هِيَ أقْوَمُ، اللَّهُمَّ إنَّ عَمَلي ضَعيفٌ،
فَضاعِفْهُ لي وَتَقَبَّلْهُ مِنّي، أللَّهُمَّ لَكَ سَعْيي، وَبِكَ حَوْلي وَقُوَّتي تَقَبَّلْ مِنّي عَمَلي يا مَنْ يَقْبَلُ عَمَلَ الْمُتَّقينَ».
و همين كه از محل بازار عطاران گذشت بگويد:
«يا ذَا الْمَنِّ وَالْفَضْلِ وَالْكَرَمِ وَالنَّعْماءِ وَالْجُودِ، اغْفِرْ لي ذنُوبي، انَّهُ لا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ الّا أ نْتَ».
و هنگامى كه به مروه رسيد برود بالاى آن و بجا آورد آنچه را كه درصفا بجا آورد و بخواند دعاهاى آنجا را به ترتيبى كه ذكر شد.
و پس از آن بگويد:
«أللَّهُمَّ يا مَنْ أمَرَ بِالْعَفْوِ يا مَنْ يُحِبُّ الْعَفْوَ يا مَنْ يُعْطي عَلَى الْعَفْوِ، يا مَنْ يَعْفُو عَلَى الْعَفْوِ يا رَبَّ الْعَفْوِ، الْعَفْوَ الْعَفْوَ الْعَفْوَ».
و مستحب است در گريه كردن كوشش كند و خود را به گريه وادارد و در حال سعى دعا بسيار كند و بخواند اين دعا را:
«أللَّهُمَّ إنِّي أسْأَ لُكَ حُسْنَ الظَّنِّ بِكَ عَلى كُلِّ حالٍ وَصِدْقِ النِّيَّةِ في التَّوَكُّلِ عَلَيْكَ».
كيفيت و شرايط حلق و تقصير 223
احكام شك و خلل در تقصير 225
602 896- عمره گزار- چه مرد و چه زن- بعد از سعى، براى خروج از احرام تقصير مىكند، و براى مردان جايز، بلكه افضل است كه حلق كنند، تقصير به اين حاصل مىشود كه قدرى از ناخنها يا قدرى از موى سر يا شارب يا ريش را، بزند؛ و بهتر بلكه موافق احتياط، عدم اكتفا به چيدن ناخن (1)
آية اللَّه گلپايگانى: اين قيد را ندارند.
آية اللَّه مكارم: بلكه احتياط واجب است.
است.603 897- ميزان در تقصير، كوتاه كردن است به هر وسيلهاى كه باشد، و كندن كافى نيست.
604 901- حلق و تقصير از عبادات است و بايد با نيت پاك و خالص، براى اطاعت خداوند تبارك و تعالى بهجا آورده شود و غير از آن قصدى در بين نباشد.
605 903- بعد از تقصير يا حلق در عمره مفرده، همه محرّمات احرام غير از مسايل زناشويى، حلال مىشود.
606 905- آيا محرم قبل از آن كه خودش تقصير كند و از احرام خارج شود مىتواند، براى ديگرى تقصير كند؟ (2)
آية اللَّه فاضل: نمىتواند.
آية اللَّه بهجت: محرم مىتواند ناخن ديگرى را بگيرد، ولى نمىتواند ازاله موى او نمايد هر چند تقصيرصحيح است.
آية اللَّه تبريزى: نمىتواند موى شخص ديگر را بچيند ولى گرفتن ناخن شخص ديگر مانعى ندارد.
آية اللَّه مكارم: جايز نيست موى ديگرى را بچيند.
آية اللَّه سيستانى: براى محرم جايز نيست كه موى خود يا ديگرى را از بدن جدا نمايد ولى بعيد نيست كه ناخن ديگرى را گرفتن براى محرم جايز باشد هرچند احتياط در ترك است.
آية اللَّهصافى: جايز نيست.
آية اللَّه نورى: مىتواند ناخن ديگرى را بگيرد ولى نمىتواند موى ديگرى را حلق يا تقصير كند.
607 906- درصحت تقصير براى ديگرى، ايمان شرط نيست.
608 910- اگر كسى طواف، يا سعى، يا نماز طواف او در عمره، باطل شده باشد و بدون توجه به آن، تقصير نموده و بعد متوجه بطلان عمل مزبور شده، بايد عمل باطل شده را جبران كند، و ظاهر اين است كه از احرام خارج شده (1)و كفّاره ندارد. (2)
آية اللَّه سيستانى: اگر طواف يا سعى باطل بوده است، بايد عمل را با رعايت ترتيب جبران كند و تقصير نمايد و از تروك احرام قبل از آن اجتناب كند و پوشيدن لباس چون عمدى نبوده است كفّاره ندارد و اگر فقط نماز طواف باطل بوده است فقط آن را انجام دهد و لازم نيست لباس احرام بپوشد.
609 911- اگر تقصير را عمداً يا از روى جهل و نسيان، در عمره مفرده ترك نمايد و طواف نساء را انجام دهد، بايد تقصير كند و طواف نساء را اعاده نمايد؛ (3)و بنابر احتياط، (4)فرقى بين عمد و سهو و علم و جهل نيست.
610 912- اگر تقصير عمره مفرده را تا بازگشت به وطن، فراموش كند، همان جا مىتواند تقصير كند، ولى بايد طواف نساء (5)
آية اللَّه تبريزى: احتياط واجب درصورت امكان تقصير در مكه است.
آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب.
را اعاده كند؛ و اگر خودش نمىتواند برود، نايب بگيرد.1) آيةاللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: در مورد بطلان طواف و سعى از احرام خارج نشده است. آداب و احكام حج، مسأله 558.
2) به مسأله 588 مراجعه شود.
3) آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب.
4) مسأله بعد ملاحظه شود.
5) آية اللَّه بهجت: اكنون كه قبل از تقصير متذكّر شده است، تقصير مىكند و طواف نساء را بعد از آن اعاده مىنمايد، بنابر احوط و مقدّم شدن طواف نساء بر تقصير در عمره مفرده درصورت ضرورت يا نسيان يا جهل مجزى است مناسك شيخ، س 118 و 166.
611 913- اگر كسى در اثناى سعى، عمداً تقصير نمايد، بايد سعى را تمام نمايد و تقصير را اعاده كند؛ ولى اگر اين كار از روى نسيان يا جهل باشد، اعاده تقصير لازم نيست؛ (1)
آية اللَّه خويى: تقصير را اعاده كند و اگر به اعتقاد فراغ از سعى بوده، در عمره تمتع بايد يك گاو كفّاره بدهد.
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: احتياطاً تقصير را اعاده كند
و اگر از اولِ سعى، قصد هفت شوط نداشته است، بايد سعى را اعاده كند. (2)آية اللَّه تبريزى: درصورت نسيان و جهل نيز، بايد تقصير را اعاده كند.
آية اللَّه سيستانى: اعاده تقصير در هرصورت لازم است و اگر تقصير از روى فراموشى بقيه اشواط سعى باشد بايد به احتياط واجب تقصير را اعاده كند و يك گاو كفّاره بدهد.
آية اللَّه مكارم: احتياط اعاده تقصير است و در هر حال كفّاره ندارد.
612 914- اگر شخصى جهلًا يا سهواً بعد از طواف و نماز طواف، تقصير كند و سعى را بجاآورد و دوباره تقصير نمايد، چيزى بر او نيست. (3)
613 915- اگر كسى بعد از تقصير، درصحت آن شك كند، اگر در حال عمل، عالم به مسأله و ملتفت بوده، به شك خود اعتنا نكند. (4)
آية اللَّه سيستانى: به هر حال اشكال ندارد.
1) آية اللَّه بهجت: احتياطاً تقصير را اعاده كند. و در مورد كفّاره به آنچه در ذيل مسأله 895 ذكر شدمراجعه شود.
2) آية اللَّه فاضل: اگر عمداً تقصير نموده، بايد سعى را تمام كند و تقصير را اعاده نمايد، ولى از روى جهل و نسيان، احوط اعاده تقصير است.
3) آية اللَّه سيستانى: اگر در عمره تمتع سعى را فراموش كند و پس از نماز طواف تقصير كند، بنابر احتياط يك گاو كفّاره بدهد و در غير اينصورت چيزى بر او نيست.
4) آيات عظام تبريزى، خامنهاى، خويى: درصورتى كه احتمال التفات در حال عمل را بدهد، اعتنا نكند.
614 916- گاهى مشاهده مىشود بانوان در عمره، پس از سعى، بر مروه، براى تقصير، موى خود را مىچينند، و بدين سبب موهاى آنها ظاهر مىشود و نامحرم مىبيند، حكم آن چيست؟ (1)
917615- اگر كسى بعد از تقصيرِ باطل، محرّمات احرام را با جهل بجا آورد، كفّاره ندارد مگر درصيد. « به مسأله 335 مراجعه شود.
طواف نساء و نماز آن
1- وجوب طواف نساء 231
2- احكام خلل در طواف نساء 233
نماز طواف نساء 235
616 1201- طواف نساء در عمره مفرده، بايد بعد از تقصير يا حلق انجام شود. (1)
617 1187- طواف نساء به مرد اختصاص ندارد؛ بلكه بر زن و خنثى و خصىّ و بچه مميز نيز، لازم است؛ و اگر زن نيز آن را ترك كند مرد بر او حلال نمىشود، بلكه اگر ولىّ طفل غير مميز، او را محرم كرد، بايد- بنابر احتياط واجب (2)او را طواف نساء بدهد تا بعد از بالغ شدن، زن يا مرد بر او حلال شود.(3)
آية اللَّه خويى: حكمصبىّ مميز، مانند حكم مرد است. مستفاد از المسائل الشرعيه، ج 1،ص 343 ولى راجع بهصبى غير مميز كه او را به حج مىبرند فتواى ايشان در دست نيست.
آية اللَّه سيستانى: همانگونه كه گذشت، با حلق يا تقصير، عقد حلال مىشود و اما حليّت استمتاع درصبىّ هم متوقّف است بر طواف نساء، پس اگر بالغ شد و هنوز طواف نساء نكرده، نمىتواند از همسرش استمتاع ببرد.
آيةاللَّه فاضل: مجنون را نيز اگر مُحْرِم كردهاند، طواف نساء بدهند تا درصورت افاقه زن يا مرد بر آنها حلال شود.
آية اللَّه گلپايگانى: متعرض خصىّ و خنثى نشدهاند وليكن در مورد مجنونى كه وليّش او را محرم كرده، طواف نساء را لازم مىدانند.
618 1188- طواف نساء و نماز آن، اگرچه واجب است و بدون آن زن حلال نمىشود، ولى ترك
1) آيةاللَّهبهجت: در عمره مفرده، تقديم طواف نساء بر تقصير، درصورت ضرورت يا نسيان يا جهل، مجزى است. مناسك، س 166.
2) آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: واجب است ...
3) آية اللَّه تبريزى: بعد از طواف حج و نماز و سعى، ظاهراً عقد حلال مىشود، ولكن بنابر احتياط استمتاعات جايز نمىشود، گرچه اظهر اختصاص حرمت به جماع است.
عمدى آن، ضرر بهصحت ساير اعمال عمره مفرده نمىزند، بلكه بر عمره گزار، انجام آن واجب است؛ « (1)و اگر بجا نياورد، زن و آنچه مربوط به آن است- مثل عقد و خِطبه و شاهد شدن (2)
آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: و ظاهر اين است كه بتواند بعد از طواف و سعى عقد نمايد ولى لذت بردن از زن برايش جايز نيست بنابر احتياط، اگرچه اظهر جواز غير از جماع است.
آية اللَّه سيستانى: پس از تراشيدن و يا كوتاه كردن مو، بنابر اقوى جايز است زن عقد كند و شاهد عقد باشد.
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: و به احتياط واجب اداى شهادت هم ننمايد.
بنابر احتياط واجب، حلال نمىشود.619 1189- پيش از بجا آوردن طواف نساء، بايد از مطلق تلذّذِ زناشويى اجتناب شود. (3)
به دو مسأله قبل مراجعه شود.
620 1190- در عمره تمتع، طواف نساء واجب نيست؛ و اگر بخواهد احتياط كند، طواف و نماز آن را رجاءً «(4)
آية اللَّه مكارم: ضرورتى ندارد طواف نساء را به قصد رجا بجا آورد.
بجا آورد.621 1191- احتياط آن است كه نايب در طواف نساء، نيت مافىالذمه كند، گرچه مىتواند به نيت منوبٌعنه انجام دهد. (5)
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: طواف نساء را بايد به نيّت منوبٌعنه بجاآورد توضيح المسائل، م 2057.
آية اللَّه فاضل: طواف نساء به نيت منوبٌعنه انجام شود.
1) آية اللَّه بهجت: با مباشرت خودش با امكان و با استنابه با عدم امكان مباشرت على الأحوط مناسكشيخ،ص 81.
2) آية اللَّه بهجت: تا آن را بجا نياورد زن بر او حلال نمىشود حتّى عقد كردن و شهادت دادن بر آن على الأحوط مناسك شيخ،ص 81.
3) آية اللَّه مكارم: بنا بر احتياط واجب.
4) آية اللَّه فاضل: در عمره تمتّع طواف نساء واجب نيست بلكه انجام آن موافق احتياط است و اگر بخواهند احتياط كنند محلّ انجام آن قبل از تقصير است.
5) آية اللَّه خويى، آية اللَّه سيستانى: به نيّت منوبٌعنه انجام دهد ملحق، سؤال 361.
622 1192- اگر طواف كننده در تلفظ نيّت طواف نساء، لفظ ديگرى بر زبان آورد مثلًا طواف رجال بگويد، اگر منظورش اداى وظيفه است، مانع ندارد.
623 1202- اگر شخصى چندين عمره مفرده بجاى آورده باشد و در هيچ كدام طواف نساء را انجام نداده باشد، يك طواف نساء براى تمام آنها كفايت مىكند. « (1)
آية اللَّه تبريزى: هر احرام، طواف نساء مستقل لازم دارد ولى احتياط اين است تا طواف عمره مفرده را انجام نداده، محرم به احرام جديد نشود.
آية اللَّه خامنهاى: علىالظاهر واجب است براى هر عمره مفرده جداگانه طواف نساء بجا آورد، اگرچه تحلّل با طواف نساء واحد بعيد نيست.
آية اللَّه خويى، آية اللَّهصافى: هر احرام، طواف نساء مستقل لازم دارد. مستفاد از مسأله 68 استفتائات.
آية اللَّه سيستانى: هر احرام، طواف نساء مستقل لازم دارد بنابر احتياط واجب.
624 1203- اگر كسى عمره مفرده را بدون طواف نساء بهجا آورد، جايز است با همين حال براى عمره تمتع محرم شود و بعد از انجام عمره تمتع، طواف نساء را بهجا آورد.(2)
آية اللَّه تبريزى:صحّت احرام جديد، قبل از طواف نساى عمره مفرده، محلّ اشكال است.
آية اللَّه فاضل: احتياط آن است كه تا طواف نساء عمره مفرده يا حج تمتّع را انجام نداده، براى عمره تمتّع ياعمره مفرده محرم نشود، هر چند اگر قبل از انجام طواف نساء محرم به عمره و حج شد باطل نيست، ولى پس از اتمام آنها، طواف نساء را بنابر احتياط انجام دهد.
625 1197- اگر كسى طواف نساء را انجام نداده و ازدواج نموده، با فرض جهل، فرزند او حكم
حلالزاده را دارد، ولى عقد، باطل است « (1)
آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: ظاهراً عقدصحيح است و نياز به تجديد ندارد، ولى مادامى كه طواف نساء و نماز آن را خودش و درصورت تعذر نايبش انجام نداده جماع جايز نيست.
آية اللَّه سيستانى: عقد اوصحيح است؛ زيرا آنچه بر حاجى پس از حلق حرام است، استمتاع است نه عقد و امّا اولاد به هر حال ملحق به او هستند.
آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب عقد او باطل است.
و بايد طواف نساء را انجام دهد و جهت ادامه زناشويى، بايد عقد را تجديد نمايد.626 1198- اگر پس از مراجعت از مكه شك كند كه طواف نساء حج يا عمره مفرده را بجا آورده يا نه، (2)اگر التفات به وجوب طواف نساء نداشته، بايد طواف نساء را انجام دهد (3)
آية اللَّه سيستانى: بايد طواف نساء را انجام دهد و اگر معذور است يا مشقت دارد نايب بگيرد.
آية اللَّه مكارم: بنا بر احتياط واجب درصورت اوّل، ولى درصورت بعد طواف نساء لازم نيست.
و همچنين است درصورت التفات (4)على الأحوط، بلكه خالى از قوت نيست.627 1199- اگر نايبْ طواف نساء را بجا نياورد، علاوه بر حرمت نساء بر وى، ذمهاش هم مشغول است و خودش بايد در حياتش انجام دهد و اگر نمىتواند، نايب بگيرد. (5)
آية اللَّه خويى، آية اللَّه فاضل: درصورت عدم تدارك در زمان زنده بودنش، بنابر احتياط بايد قضاى آن از تركه او بجا آورده شود. مناسك عربى، مسأله 420.
628 1205- اگر بعد از شوط چهارم طواف نساء عمره مفرده، با زوجه خود مواقعه نمايد- مانند طواف1) آيةاللَّهبهجت: تا طواف نساء بجانياورد زن حلال نيست ولى عقدصحيح است و فرزند حلالزاده است، بنا بر اين اگر نتواند شخصاً طواف نساء را بجا آورد نايب بگيرد كه طواف نساء و نمازش را انجام دهد.
2) آية اللَّه بهجت: اگر توانست خودش بجا آورد و الّا نايب بگيرد.
3) آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: اگر شك بعد از عمل مواقعه با زوجه برايش حاصل شد، به آن اعتناننموده و بنابر انجام آن گذارد.
4) آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: ولى اگر التفات به وجوب آن داشته و شك دارد كه انجام داده يا نه، بعيد نيست انجام آن واجب نباشد، اگر چه احتياط خوب است آداب و احكام حج، مسأله 915.
5) آية اللَّه بهجت: و چنانچه قبل از تدارك فوت نمايد، احتياط اين است كه از تركهاش قضاى آن بجا آورده شود. مناسك، مسأله 425.
نساء حج (1)عمل اوصحيح است و كفّاره ندارد، اگرچه مرتكب حرام شده است. (2)
آية اللَّه تبريزى: چنانچه اين عمل بعد از سعى بوده، عمره باطل نمىشود، ولى قبل از شوط پنجم كفّاره دارد، بلكه احوط كفّاره است مطلقاً.
آية اللَّه خويى: بعد از سعى عمره باطل نمىشود ولى كفّاره دارد مگر اينكه شوط پنجم را بجا آورده بوده. مناسك، مسأله 223.
آية اللَّه سيستانى: استغفار كند و كفّاره ندارد و طوافش را تمام كند ملحق مناسك، سؤال 366.
629 1206- در عمره مفرده انجام طواف نساء قبل از تقصير، موجب بطلان عمره نمىشود، ولى بايد بعد از تقصير، طواف نساء اعاده(3)
آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب.
شود و بدون آن، حرمت نساء باقى است.630 نماز طواف نساء هيچ فرقى با نماز طواف عمره ندارد مگر در نيت.
1) آية اللَّه بهجت: اگر توانست خودش بجا آورد والّا نايب بگيرد.
2) آية اللَّه بهجت: قبل از اتمام شوط پنجم كفّاره دارد، بنا بر احتياط و بعد از شوط پنجم كفّاره ندارد البته اين مسأله را در باره حج دارند نه عمره مفرده. مستفاد از مناسك، مسأله 222 به ذيل مسأله 353 مراجعه شود.
3) آية اللَّه بهجت: به ذيل مسأله 912 مراجعه شود.
برخى از احكام نماز و روزه 239
1- احكام نماز جماعت 239
2- احكام سجده 243
3- محدوده تخيير بين قصر و اتمام 246
4- احكام روزه و اعتكاف 247
احكام خمس مربوط به عمره 249
1- نداشتن سال خمسى 249
2- سپردههاى عمره و خمس آن 252
احكام تقليد 255
لقطه 259
چند قاعده و مسأله 261
631 1318- هنگام اقامه نماز جماعت در مسجدالحرام و مسجدالنبى، مؤمنين خارج نشوند و در جماعت با ساير مسلمين، شركت كنند. (1)
632 1319- نماز به نحو استداره در مسجدالحرام، نياز به اعاده ندارد. (2)
آية اللَّه خامنهاى: نماز كسانى كه پشت سر يا دو طرف امام ايستادهاندصحيح است لكن نماز افرادى كه روبروى امام قرار دارندصحيح نيست.
آية اللَّه مكارم: نماز به نحو استداره مانعى ندارد ولى بنابر احتياط بايد به حسب دايره مقدم بر امام نباشد و همچنين بنابر احتياط نزديكتر از امام به كعبه هم نباشد.
آية اللَّه فاضل: اگر به جهت تقيّه خوانده باشد اعاده ندارد و در غير مورد تقيه استداره جايز نيست؛ و اگر كسى نمىدانسته و به اينصورت خوانده نمازشصحيح و قضا ندارد.
آية اللَّه نورى: با حفظ نسبت در تمام دايرهصحيح است.
633 1320- در نماز جماعت مسجدالحرام كه امام جماعت مقابل در كعبه، يا كنار مقام ابراهيم به نماز مىايستد، و چندصف دور كعبه تشكيل شده و بقيه داخل شبستانها هستند و اتصالصفوف برقرار
1) آيات عظام: بهجت،صافى، گلپايگانى، زنجانى: به گونهاى عمل شود كه موجب وهن نشود و وظيفه منفرد رعايت شود، يا اعاده شود و آيات عظام: تبريزى، خويى، سيستانى و وحيد: همين نظر با اين اضافه: درصورتى كه نتواند در جماعت با آنها قرائت را با شرايط كامل بجا آورد، قرائت را آهسته ادا مىكند و اگر آن هم ممكن نيست، به گونه حديث نفس بخواند؛ و نماز جمعه را بعد از فراغ در هرصورت اعاده كند.
2) آيات عظام: بهجت، تبريزى، خويى، سيستانى، وحيد،صافى و گلپايگانى: به وظيفه ذيل مسأله 1318 عمل شود.
نيست؛ آيا شيعيان بايد اتصالصفوف را مراعات كنند و يا همان مقدارى كه آنان نماز راصحيح مىدانند، كافى است، مخصوصاً اين كه امكان اتصال نماز بانوان، وجود ندارد؟ (1)
آية اللَّه خامنهاى: همانطور كه آنهانماز راصحيح مىدانند كفايت مىكند، واللَّهالعالم.
آية اللَّه فاضل: چنانچه هنگام اقامه جماعت اتفاقاً داخل شبستانها بودند همانجا اقتدا كنند و نمازصحيح است هر چند اتصال برقرار نباشد. ولى اختياراً و با وسعت وقت آنجا نروند و نمانند. و در اين مسأله فرقى بين آقايان و بانوان نيست.
آية اللَّه مكارم: در مورد بانوان كه راه ديگرى ندارند، اشكالى ندارد. ولى در مورد آقايان چنانچه بتوانند اتصالصفوف را رعايت كنند، لازم است.
آية اللَّه نورى: لازم است درصورت امكان اتّصالصفوف را مراعات كنند.
634 1321- كسانىكه هنگام نماز مغرب در مسجدين هستند، جايز است بعد از اتمام نماز جماعت ولو بلافاصله، نماز عشا را بخوانند؛ ولى جهت اقامه نماز مغرب، اگر وقت داخل نشده، بايدصبر كنند. (2)
آية اللَّه خويى: اگر نماز مغرب قبل از زوال حمره مشرقيه باشد، فتواى ايشان بهصحت آن معلوم نيست و لذا احتياط رعايت شود.
آية اللَّه سيستانى: اگر قبل از دخول وقت، نماز با آنها بخواند مجزى نيست.
آية اللَّه مكارم: وقت وارد شده است.
635 1322- در مكه و مدينه، در ليالى مقمره، كسانى كه نمازصبح را به جماعت با ساير مسلمين مىخوانند، نماز آنهاصحيح است و اعاده ندارد. (3)
636 1323- اگر انجام نماز در مسجدين، به كيفيتى باشد كه معلوم نيست موافق نظر اهل سنت باشد، مانند سجده بر پشت نمازگزارانِصفِ جلو و عدم رعايت اتصال و مانند آن، بايد اعاده شود.
637 2/ 1323- پشت بام مسجدالنبىصلى الله عليه و آله كه ديوار اطراف پشت بام، بيش از قامت انسان بلند است و هيچ
1) آيات عظام: بهجت، تبريزى، خويى، سيستانى، وحيد،صافى و گلپايگانى: به وظيفه ذيل مسأله 1318 عمل شود.
2) آية اللَّه بهجت: اشكالى ندارد با رعايت وظيفه منفرد، چه آنكه استتار قرص كافى است.
3) آيات عظام بهجت، تبريزى، خامنهاى، خويى، سيستانى،صافى، فاضل، گلپايگانى، مكارم، نورى: فرقى ميان شبهاى مهتابى و غير مهتابى نيست.
طرفصفهاى جماعت مسجد پيدا نيست، آيا اقتدا با اين وضعصحيح است؟ (1)
آية اللَّه فاضل: چنانچه موقع اقامه جماعت بالاى پشت بام باشد لازم است همانجا در نماز شركت كند ولى اختياراً رفتن بالاى بام هنگام نماز جايز نيست.
آية اللَّه مكارم: احتياط آن است در داخل مسجد نماز بخواند.
638 1324- در مكه و مدينه، نبايد (2)در هتل، نماز را به جماعت بخوانند. (3)
آية اللَّه بهجت: برگزار نمودن نماز جماعت در هتلها و مسافر خانهها در مكّه و مدينه مانعى ندارد اگر مستلزم مفسده نباشد.
آية اللَّه خويى: متعرض اين مسأله نشدهاند.
آية اللَّه سيستانى: اگر خلاف تقيه نباشد اشكال ندارد.
آية اللَّه مكارم: نماز جماعتهاى كاروانى و بزرگ اشكال دارد ولى نماز چند نفرى اشكال ندارد.
639 1325- هنگامى كه امام جماعت اهل سنت، در نمازْ سوره سجدهدار مىخواند و نمازگزاران در اثناى قرائت، به سجده مىروند و برمىخيزند:
اولًا: تكليف چيست؟
ثانياً: اگر كسى عمداً ياجهلًا ياسهواً سجده را ترك كرد، نمازش چه حكمى دارد؟
و اگر ندانسته به ركوع رفت و سپس به سجده و دوباره به قيام برگشت تكليف چيست؟(4)
آيةاللَّه تبريزى: در فرض استماع بايد ايماءاً سجده كرده و احوط اعاده آن بعد از نماز است و با ترك آن نمازش باطل نمىشود و اگر ركوع يا سجده زائده انجام داد بايد نمازى را كه خوانده اعاده كند واللَّه العالم.
آيةاللَّه خامنهاى: بايد تبعيّت كنند، بلى اگر خلاف تقيّه نباشد مىتوانند تبعيّت نكنند و در هرصورت تبعيّت مضر نيست؛ و اگر خلاف تقيّه عمل نكرده باشد نمازشصحيح است، گرچه رعايت احتياط خوب است.
آيةاللَّه سيستانى: تكليف اين است كه اگر امام سجده كرد او هم سجده كند و پس از اتمام احتياطاً اعاده كند و اگر امام سجده نكرد اوبا ايماء و اشاره سجده كند و نمازصحيح است و اگر عمداً يا جهلًا يا سهواً سجده نكرد نمازصحيح است و اگر به ركوع رفت نماز بنابر احتياط واجب باطل است.
آيةاللَّهصافى: اگر شركت در نماز عنوان تقيه داشته باشد و ترك موافقت با آنان در سجده مخالف تقيه باشد، در سجده با آنها موافقت كند و نماز اوصحيح است و در غير مورد تقيه درصورت استماع آيه، سجده نمايد و بعد هم نماز را اعاده كند واللَّه العالم.
آيةاللَّه فاضل: تكليف تبعيت است و نمازصحيح است.
اگر به هر جهت سجده را ترك كرده است به نماز لطمهاى نمىخورد، ولى اگر خلاف تقيه نيست، بعد از نماز احتياطاً سجده را انجام دهد.
اگر ندانسته به ركوع و سپس به سجده رفته و بعداً به قيام برگشته است نمازش باطل است و بنابر احتياط بايد اعاده كند.
آيةاللَّه مكارم: تكليف آن است كه از آنها متابعت شود و احتياطاً نماز را بعداً اعاده نمايد و در دوصورت ديگر هم احتياط اعاده است.
آيةاللَّه نورى: 1- نمازش را بخواند و دوباره اعاده كند 2- درصورت ترك سجده عمداً يا جهلًا يا سهواً اگر مشغول خواندن ذكر شود تا سكوت طولانى كه محو كنندهصورت نماز است به عمل نيامده باشد نمازشصحيح است 3- درصورت اخير نمازش باطل است.
1) آيات عظام: بهجت، تبريزى، سيستانى،صافى: به ذيل مسأله 1318 مراجعه شود. اعاده نماز لازم است مگر شرايط تقيه محقق باشد.
2) آية اللَّه فاضل: اگر خلاف تقيه ولو تقيّه مداراتى است نماز را به جماعت نخوانند.
3) آيات عظامصافى، گلپايگانى: درصورتى كه مفسده داشته باشد.
4) آيةاللَّه بهجت: در سجده هم با آنها تبعيّت كند، و در جميع فروض مسأله نماز را اعاده كند، واللَّه العالم.
640 1326- جواز اقتدا به اهل سنّت، اختصاص به نماز ادا دارد، يا نماز قضا را نيز مىتوان اقتدا كرد؟ (1)
آيت اللَّه خامنهاى: قدر متيقّن جواز اقتداء در نماز اداء است وصحّت اقتداء در نماز قضاء محلّ اشكال بل منع است.
آية اللَّه تبريزى و آية اللَّه سيستانى: نماز قضا را هم مىشود با آنها خواند، لكن با رعايت وظيفه در مسأله 1318.
آيت اللَّهصافى: مختص به نماز ادا است، واللَّه العالم.
آية اللَّه مكارم، آية اللَّه فاضل: اختصاص به نماز ادا ندارد، تفاوتى نمىكند.
641 1341- هنگامى كه زائران بيتاللَّه الحرام يا سايرين، وقت نماز در هواپيما هستند، درصورتى كه شرايط نماز- مثل قيام و قبله و ركوع و سجود- مراعات شود، آيا درصورت علم يا احتمال رسيدن در وقت نماز به مقصد و امكان خواندن آن، نماز در هواپيما كفايت مىكند يا بايد تأخير بيندازند؛ و درصورتى كه نماز را در آن حال خواندند و در وقت نماز پياده شدند، اعاده آن لازم است يا نه؟ (2)
آيت اللَّه خامنهاى: با تمكّن از استقرار و استقبال قبله، نمازصحيح و مجزى است، بلكه جهت درك فضيلت اوّل وقت افضل است.
آيت اللَّه تبريزى: چنانچه احتمال بدهند كه تا آخر وقت هواپيما به زمين ننشيند مىتواند در هواپيما نماز بخوانند و اگر پيش از اتمام وقت هواپيما به زمين نشست نمازشان را اعاده كنند.
آيت اللَّه فاضل و آيت اللَّه سيستانى: در فرض مذكور نماز در هواپيما كافى است.
آيت اللَّهصافى: درصورت علم بايد تأخير نمايد و درصورت احتمال، احوط خواندن و چنانچه قبل از گذشتن وقت به مقصد رسيد اعاده است.
آيت اللَّه مكارم: چنين نمازىصحيح است و اعاده ندارد.
642 1327- سجده بر تمام اقسام سنگها- مرمر، سنگهاى سياه معدنى، سنگ گچ و آهك، قبل از آنكه پخته شود- جايز است؛ (1)
آية اللَّه سيستانى: بلكه بعد از پخته شدن نيز جايز است.
و سجده بر سنگفرشهاى مسجد الحرام و مسجد رسولاللَّهصلى الله عليه و آله، كه از اين قبيل است، اشكال ندارد.643 1328- هنگام شستشوى مسجدالحرام، علم به سرايت پيدا نمىشود؛ و با فرض شك، سجده بر سنگهاى آن مانعى ندارد و نبايد به شك اعتنا شود. (2)
644 1329- در مسجد النبى،صلى الله عليه و آله سجده روى فرشهاى مسجد، مانع ندارد؛ (3)
آية اللَّه خويى: اگر در آن مكان، تمكن از سجود بر آنچه سجود بر آن جايز است ندارد، سجدهصحيح است.
آية اللَّه سيستانى: اگر تقيه اقتضا كند و در همانجا مايصحّ السجود عليه نباشد، سجدهصحيح است و لازم نيست از آنجا منتقل شود به جاى ديگر.
آية اللَّه فاضل: اگر مخالف تقيه نباشد و موجب هتك و انگشتنما شدن نشود بايد در محلّى كه بتواند پيشانى او در محلّ سجده بر سنگهاى مسجد قرار گيرد سجده نمايد.
آية اللَّه گلپايگانى: سجده روى فرشهاى مسجد درصورت تقيه مانع ندارد. استفتائات ويژه حج،
ص 30، مسأله 52.
آية اللَّه مكارم: ولى هرگاه بتواند به سهولت روى سنگهاى مسجد نماز بخواند آن را ترك نكند.
آية اللَّه وحيد: بر فرش كفايت نمىكند و بايد اعاده نمايد.
و گذاردن مهر، جايز1) آيات عظام بهجت، خامنهاى، فاضل: بلكه به گچ و آهك پخته و آجر و كوزه گلى و مانند آن هم مىشودسجده كرد.
2) آية اللَّه گلپايگانى، كتباً فرموده: و با فرض يقين طواف و نماز از جهت تقيه محكوم بهصحت است و شفاهاً فرموده: در وقت طواف نعلين بپا كند. آراء المراجع،ص 418.
3) آية اللَّه بهجت: درصورت امكان سجده بر« مايصح السجود عليه»، اكتفا به غير آن نكند.
نيست؛ و لازم نيست (1)
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: اگر فرادى مىخواند و ضرورتى نباشد نبايد به فرش سجده كند و اگر به جماعت مىخواند سجده بر فرش در مواردى كه به خاطر تقيّه ضرورت داشته باشد، مانع ندارد و حكم لزوم اعاده و عدم آن در مسأله 1318 گذشت.
آيةاللَّه خامنهاى: قرار دادن چيزى در محل سجده اگر خلاف تقيه باشد جايز نيست و واجب است مكلف كوشش كند تادرصورت امكان جايى بيابد كه بر سنگفرش يا چيزى كه سجده بر آنصحيح است سجده كند و اگر تقيه ايجاب كند كه بر فرش سجده كند نمازشصحيح است.
در جايى كه سنگ است نماز بخوانند؛ و لازم نيست حصير يا مانند آن، همراه خود ببرند؛ هرچند همراه داشتن آن، اگر به گونهاى باشد كه متعارف ساير مسلمين است و موجب وهن نشود، اشكال ندارد.645 1330- در مسجد النبىصلى الله عليه و آله بعد از اتمام نماز جماعت، مىتوان روى فرشهاى مسجد سجده نمود؛ و لازم نيست نمازگزار بجاى ديگر كه سنگفرش است برود. (2)
آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: با وجود مكان سنگ فرش در مسجد بايد به آنجا برود. آية اللَّه سيستانى اضافه كردند: بلى نماز مستحب را مىتواند رجاءً در روضه مقدسه بخواند.
646 1331- درصورتى كه لباس نمازگزار از پنبه يا كتان باشد، در جايى كه بر فرض تقيّه، سجده بر فرشصحيح است، چنانچه بتواند بدون محذور بر لباس خود سجده كند، آيا سجده بر فرش كه از پشم يا مواد لاستيكى است، مجزى است يا نه؟ (3)
آيت اللَّه خامنهاى: لباس تقدّم بر فرش ندارد اگر چه از كتان يا پنبه باشد.
آيت اللَّه تبريزى: چنانچه با رعايت تقيه بتواند بر لباسش سجده كند، بايد بر لباس مذكور سجده نمايد، واللَّه العالم.
آيت اللَّه سيستانى: در فرض مذكور مجزى است.
آيت اللَّهصافى: در فرض سؤال بايد بر لباس خود سجده كند، واللَّه العالم.
آيت اللَّه فاضل: در فرض سؤال، بايد به لباسش سجده كند و سجده بر فرش و مواد پلاستيكى مجزى نيست.
آيت اللَّه مكارم: سجده بر پنبه و كتان در فرض سؤال، اولويت دارد.
647 1332- اگر نمازگزار در مسجدالحرام يا مسجد النبى- زادهمااللَّه شرفاً- بر پشت دست سجده كرده است، نماز اوصحيح نيست، مگر جاهل قاصر باشد. «(1)
آية اللَّه تبريزى: نمازهايى كه به اينصورت خوانده، باطل است و بايد اعاده كند و اگر نماز طواف را هم به اينصورت خوانده، حكم نسيان نماز طواف بر آن جارى است، چنانچه متمكّن است بايد پشت مقام ابراهيم اعاده كند، و اگر متمكّن نيست مىتواند در جاى خود اعاده كند.
آيات عظام خويى،صافى، گلپايگانى: جاهل قاصر مُستثنى نشده است.
648 1333- اگر كسى در مساجد مكه معظمه و مدينه منوّره همگام نماز جماعت و بعد از آن كه نمازگزاران هنوز در مسجد هستند، وارد شد، لازم نيست براى رعايت ما يصح السجود به جاى ديگر برود. (2)
آية اللَّه تبريزى: با وجود مكان سنگفرش در مسجد، بايد در آنجا نماز بخواند و در غير اينصورت اگر روى فرشها هم سجده كند مجزى است.
آية اللَّه فاضل: بايد در منزل با رعايت شرايط معتبره بخواند مگر تقيّه اقتضاى غير آن را داشته باشد.
آية اللَّه مكارم: يعنى براى سجده مهر نگذارد.
649 2/ 1333- اگر كسى بخواهد در مسجد اهل سنت پيش از نماز جماعت، دو ركعت نماز تحيت بخواند، آيا سجده بر غير آنچه كه جايز شمرده شده،صحيح است؟ (3)
آية اللَّه خامنهاى: چنانچه حفظ وحدت ايجاب كند جايز است.
آيةاللَّه فاضل: خير، نماز مستحبى بر غير ما يصح السجودصحيح نيست.
آيةاللَّه مكارم: درصورتى كه قسمتهاى سنگى مسجد در دسترس نباشد، مانعى ندارد.
650 1334- حصيرهايى كه مورد استفاده حجاج واقع مىشود، اگر عرفاً روى حصير سجده مىشود، مانع ندارد ولو چيزى مانند نخ با آن مخلوط باشد.(4)
آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه مكارم: سجده بر اين حصيرها مانعى ندارد.
651 1335- كسى كه قادر بر سجده معمول نيست، و در مسجدالحرام و مسجدالنّبى نماز مىخواند- با توجه به اين كه نمىتواند مُهر يا چيز ديگرى به پيشانى بگذارد (1)
آيتاللَّه تبريزى: چنانچه با رعايت تقيّه، سنگ يا كاغذى را در حال اشاره براى سجده بلند كرده و بر آن سجده كند و اگر اين نيز ممكن نباشد با چشم اشاره كند. واللَّه العالم.
آيتاللَّه خامنهاى: اگر چيزى كه روى آن سجده كند وجود ندارد، بايد اشاره نمايد.
آيتاللَّه سيستانى: در غير اين مورد نيز گذاشتن مُهر بر پيشانى لزومى ندارد، بلكه كافى است براى سجده ايماء كند.
آيتاللَّهصافى: درصورت ضرورت به اشاره سجده كند والّا شركت نكند؛ واللَّه العالم.
آيتاللَّه فاضل: با اشاره سجده كند.
آيتاللَّه مكارم: براى چنين اشخاصى ايماء و اشاره كافى است براى ركوع كمتر و براى سجده بيشتر خم مىشود و اگر قادر به خم شدن نيست، چشمان خود را براى سجده بيشتر مىبندد و با دست بيشتر اشاره مىكند و براى ركوع كمتر.
آيتاللَّه نورى: در فرض سؤال، در حد امكان براى سجود خم شود، نيازى به مهر نيست.
چگونه بايد سجده كند؟652 1336- تخيير بين قصر و اتمام، در مكه و مدينه، اختصاص(2)
آية اللَّه تبريزى و آيةالله وحيد: در همه مكه و مدينه قديم مىتواند قصر و تمام بخواند. استفتائات، س 129.
آيات عظام خامنهاى، سيستانى،صافى، فاضل، گلپايگانى، مكارم، نورى: مىتواند در تمامى دو شهر مكه و مدينه نماز را تمام بخواند و اختصاص به مسجدالحرام و مسجد النبى ندارد.
آية اللَّه خويى: ظاهراً اختصاص ندارد بلكه اين حكم در شهر قديمى مكه و مدينه جارى است. منهاج الصالحين، مسأله 925. قيد قديمى در منهاج نيست بلكه در استفتائات و در بعض مناسك مذكور است.
به مسجدالحرام و مسجد النبى ندارد.آية اللَّه خويى: ظاهراً اختصاص ندارد بلكه اين حكم در شهر قديمى مكه و مدينه جارى است.( منهاج الصالحين، مسأله 925). قيد قديمى در منهاج نيست بلكه در استفتائات و در بعض مناسك مذكور است.» به مسجدالحرام و مسجدالنبى دارد؛
1) آيةاللَّه بهجت: كسى كه قادر بر مرتبهاى از سجود است، مانند ديگران است از حيث شرائط تقيه و مندوحه زمانى و مكانى در گذاشتن پيشانى بر مايصح السجود عليه؛ و امّا كسى كه وظيفه او اشاره است؛ لازم نيست مهر بر پيشانى بگذارد.
2) آية اللَّه بهجت: مسافر مىتواند در مسجدالحرام و مسجد پيغمبرصلى الله عليه و آله و ... نمازش را تمام بخواند واحتياط در اين است كه نماز را شكسته بخواند ولى اگر بخواهد در جايى كه اوّل جز و اين مسجد نبوده و بعد به اين مساجد اضافه شده نماز بخواند، احتياط واجب آن است كه شكسته بخواند.
ولى به مسجد اصلى اختصاص ندارد، هرچند احتياط در اقتصار بر مسجد اصلى است.
653 2/ 1336- در اماكن تخيير مثل مكه معظمه و مدينه طيبه اگر مسافر اختيار تمام نمود، آيا نوافل ساقط مىشود و بر فرض سقوط، به نحو عزيمت است يا رخصت؟ (1)
آيةاللَّه تبريزى: نوافل ساقط است و استحباب ندارد و مقصود از سقوط به نحو عزيمت همين است ولى منافات با اتيان آنها به قصد رجا ندارد.
آيةاللَّهصافى: ظاهراً نوافل ساقطه از مسافر در مورد سؤال ساقط است بلى اتيان آنها براى كسى كه تمام را اختيار كرده رجاء مانعى ندارد.
654 1342- اگر از سوى حاكم عامه اوّل ماه رمضان اعلام شود، براى كسانى كه در آن بلاد هستند و تقيّهاى هم در تبعيّت نيست و براى خود فرد هم يقين به اوّل ماه نيست، آيا تبعيّت لازم است؟ (2)
آية اللَّه تبريزى: در فرض مزبور تبعيت لازم نيست بلكه به قصد ماه رمضان نبايد روزه بگيرد.
آية اللَّه سيستانى: تبعيّت در اينصورت جايز نيست.
آية اللَّهصافى: در فرض سؤال، تبعيّت واجب نيست ولى به قصد شعبان روزه گرفتن مستحب است.
آية اللَّه فاضل: بلى در اين موارد مطلقاً تبعيتصحيح و لازم است.
آية اللَّه مكارم: در فرض مسأله، تبعيّت واجب نيست.
آية اللَّه نورى: تبعيّت لازم است و اين خود يك نوع تقيّه است كه تقيّه مداراتى خوانده مىشود.
آية اللَّه مكارم: در فرض مسأله، تبعيّت واجب نيست.
آية اللَّه نورى: تبعيّت لازم است و اين خود يك نوع تقيّه است كه تقيّه مداراتى خوانده مىشود.»
655 1343- آيا استحباب سه روز روزه مستحبى در مدينه منوره براى برآمدن حاجت، اختصاص به مسافر دارد، يا براى اهالى مدينه و كسى كه قصد عشره دارد نيز، مستحب است. (3)
آيت اللَّه تبريزى: حكم مزبور اختصاص به مسافر دارد و شامل اهل مدينه نمىشود و در مسافر بين اينكه نمازش قصر باشد يا به جهت قصد اقامت ده روز نمازش تمام باشد، فرقى نيست، واللَّه العالم.
آيت اللَّه سيستانى: براى همه مستحب است.
آيت اللَّهصافى: بعيد نيست اختصاص به مسافر نداشته باشد، واللَّه العالم.
آيت اللَّه فاضل: استحباب آن به قصد ورود براى غير مسافر ثابت نيست، بلى رجاءاً مانعى ندارد.
آيت اللَّه مكارم: اين حكم مخصوص مسافر است ولى ديگران بر اساس قانون اوّلى هر روزى بخواهند مىتوانند به قصد حاجت روزه بگيرند.
656 1344- بسيارى از زائران خانه خدا خواهان اعتكاف در مسجدالحرام هستند باتوجه به فرصت معنوى و تأثير فراوان روحى و روانى آن و لزوم روزه جهت اعتكاف، آيا مىتوانند پس از حضور در مكه مكرمه با نذر، به اعتكاف بپردازند؟ (1)
آية اللَّه تبريزى: چنانچه نذر روزه در مكّه نمايد تا روزه در سفرصحيح باشد، مىتواند معتكف شود.
آية اللَّه سيستانى: اگر نذر كنند كه در سفر روزه بگيرند اشكال ندارد.
آية اللَّهصافى:صحت نذر روزه بعد از ورود به مكه مكرمه مورد اشكال است.
آية اللَّه خامنهاى و آية اللَّه فاضل: ظاهر آن است كهصحّت روزه در سفر با نذر در وطن محقّق مىشود.
آية اللَّه مكارم: بدونِ نيّت اقامه ده روز روزه گرفتن و اعتكاف كردن، اشكال دارد.
آية اللَّه نورى: نمىتوانند مگر اينكه در وطن نذر روزه كرده باشند.
657 1345- شخصى قصد اعتكاف در مسجدالحرام را دارد، آيا مىتواند قبل از اذانصبح در تنعيم محرم شود و بقيه اعمال را در حال اعتكاف انجام دهد، با توجه به اينكه محل سعى جزو مسجد نيست؟ (2)
آية اللَّه خامنهاى: مىتواند محرم شود و خروج از مسجد براى انجام سعى مانع ندارد.
آية اللَّه سيستانى: مىتواند ولى لازم است اعمال را تا زمانى تأخير بياندازد كه سعى او پس از پايان اعتكاف باشد، ولى چنانچهصبر كردن تا آن موقع سخت باشد مىتواند از عنوان حاجت ضرورى استفاده نمايد و از مسجد جهت انجام سعى خارج شود.
آية اللَّهصافى: احرام اوصحيح است و خروج از مسجد براى سعى مضرّ به اعتكاف نيست و اگر احتياط نمايد و اعمال عمره را بعد از اعتكاف بجا آورد اولى است.
آية اللَّه فاضل: مانعى ندارد لكن سعى نمايد تا عمل سعى را زودتر به پايان رساند.
آية اللَّه مكارم: اين مقدار اشكال ندارد.
658 1346- كسى كه سال خمسى ندارد، اگر به حج مشرف شود و با پول خود، لباس احرام و قربانى خريدارى نمايد، اگر آن پول، از درآمد كسب و حقوق است و معلوم نيست كه ربح بين سال است، (1)بدون تخميس، حكم غصب را دارد و طواف و قربانى،صحيح نيست. (2)
آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: بنابر احتياط واجب اگر ساترش متعلق خمس باشد، ولى اگر همانطور كه متعارف است به ذمّه خريده، حجش اشكال ندارد.
آية اللَّه سيستانى: در فرضى كه خمس واجب باشد اگر همانطور كه متعارف است به ذمّه خريدارى كرده باشد اشكال ندارد.
آية اللَّه فاضل: ولى در همين فرض چنانچه بداند پول از درآمد همان سال است و در همان سال خرج شود خمس واجب نيست.
آية اللَّه نورى: و بايد خودش آنها را انجام بدهد و اگر چون مراجعت كرده قدرت ندارد بايد براى انجام طواف و نماز طواف و قربانى نايب بگيرد.
659 1347- اگر شخصى بدون اينكه خمس مال خود را بپردازد، به حج برود، اگر لباس احرام و قربانى او با پول غير مخمّس نباشد، عمل او اشكال ندارد. « (3)
آية اللَّه بهجت: چنانچه با عين مال غير مخمّس معامله كرده؛ يعنى عين مال در مقابل لباس قرار گرفته، طواف و نماز با آن لباس باطل است ولى اگر لباس را به ذمّه خريده و بعد از معامله، آن مال غير مخمّس را در عوض دين پرداخت نموده، طواف و نماز با آن لباس باطل نيست.
660 1348- آيا براىصحّت اعمال عمره و حج- براى كسى كه حسابرسى خمس ندارد- پرداخت خمس لباس احرام و لباسى كه در طواف و نماز طواف مىپوشد، كفايت مىكند، يا بايد حسابرسى تمام اموالصورت گيرد؟ (1)
آيتاللَّه خامنهاى: در فرض سؤال پرداخت خمس براى اموال مذكور و همچنين براى پولى كه براى قربانى مىپردازد كفايت مىكند.
آيتاللَّه سيستانى: حسابرسى بقيه اموال درصحت حج دخالت ندارد، ولى اگر به مقدار بدهكارى خمس و مصارف حج نداشته باشد، حج او حَجّةالاسلام نيست.
آيتاللَّهصافى: چنين تخميسىصحيح نيست؛ واللَّه العالم.
آيتاللَّه فاضل: خير كفايت نمىكند، بلكه بايد كلّ اموال خود را مخمس كند.
آيتاللَّه مكارم: حداقل بايد خمس تمام هزينه حج را بپردازد و سزاوار است كه مردم را به اين كار عادت ندهند؛ زيرا فرصتى است براى پاك كردن تمام اموال.
آيتاللَّه نورى: چنانچه متعلق خمس بودهاند، تخميس آن براىصحت حج كفايت مىكند، ولى لازم است بقيه اموال نيز جهت خمس حسابرسى شود.
661 1349- اگر شخصى با پول خمس نداده، لباس احرام بخرد و با آن محرم شده، و طواف و نماز بجا آورد، اگر از روى علم و عمد نبوده، اصل عمره و حج اوصحيح است؛ ولى درصورتى كه جاهل مقصر باشد، بايد طواف و نماز را اعاده كند. (2)
آية اللَّه بهجت: اگر قصد قربت از او محقق نشده است. وسيله،ص 179.
آية اللَّهصافى، آية گلپايگانى: اگر با عين پول خمس نداده لباس احرام بخرد اشكال دارد. آداب و احكام حج، مسأله 542.
آية اللَّه فاضل: و بنابراحتياط سعى و تقصير را نيز اعاده كند.
662 1350- كسى كه پولى به او دادهاند كه حج يا عمره بهجا آورد، اگر يقين به وجود خمس در آن ندارد، حج او اشكال ندارد ولو اينكه دهنده پول، اهل خمس نبوده و گيرنده در ظرف چند سال آن را پسانداز كرده باشد؛ ولى اگر يقين به وجود خمس در مال باشد، لازم است حداقل احرام و قربانى (1)را از غير آن مال، تهيه نمايد. « به مسأله 1354 مراجعه شود.
663 1351- لباس احرامى كه معلوم نيست از درآمد است، يا وجوهات شرعيه، تخميس آن لازم نيست، هرچند احتياط مطلوب است.(3)
آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: اگر سال بر آن گذشته باشد، لازم است خمس آن را بدهد.
664 1352- اگر طواف كننده در حال طواف، پول خمس نداده همراه داشته باشد، طوافش اشكال پيدا نمىكند.(4)
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: درصورتى كه طواف موجب حركت اضافى نشود. مجمع المسائل، ج 1،ص 472، مسأله 21.
آية اللَّه نورى: طوافش اشكال پيدا مىكند.
665 1353- اگر با پولى كه معلوم نيست متعلق خمس است يا نه، لباس احرام بخرد، «(5)لازم نيست خمس
1) آية اللَّه مكارم: و ساير هزينههاى حج.
2) به مسأله 1354 مراجعه شود. آية اللَّه بهجت: با توجه به لزوم خمس در هبه، على الأحوط و همچنين اين كه در طول هفت يا هشت سال اين پول جمع شده، بايد خمس به آن تعلّق گرفته باشد.
3) آية اللَّه بهجت: در هر دو مورد به زايد از مؤونه سنه، خمس تعلّق مىگيرد.
4) آية اللَّه بهجت: همان حكم محمول غصبى در نماز را دارد.
5) آية اللَّه فاضل: با مجتهد جامع الشرايط مصالحه كند.
بدهد و طوافصحيح است هرچند احتياط مطلوب است. (1)
آية اللَّه خويى:صور مسأله مختلف است و احتياط به مصالحه با حاكم شرع ترك نشود. مستفاد از منهاج الصالحين، كتاب الخمس،ص 343.
آية اللَّه سيستانى: اگر احتمال مىدهد خمس به آن متعلق باشد به احتياط واجب بايد با حاكم شرع به نسبت احتمال مصالحه كند ولى طواف با فرض خريد به نحو كلّى فىالذمهصحيح است.
666 1355- آيا به سپردههاى حج و عمره و سود آنها، خمس تعلق مىگيرد؟ (2)
آيتاللَّه تبريزى: در فرض سؤال چنانچه بر اصل پول سال بگذرد؛ يعنى از وقت بهدست آوردن پولى كه به بانك سپردهاند، سال گذشته، بايد خمس آن را بپردازند و نسبت به مقدارى كه زيادتر از اصل پول به آنها مىدهند، اگر در همان سال به حج يا عمره بروند چيزى بر آنها نيست. واللَّه العالم.
آيتاللَّه خامنهاى: در فرض مرقوم، اگر در همان سالِ خمسى سپردهگذارى به حج يا عمره مىرود، خمس ندارد، ولى اگر نوبت حج او پس از آن سال خمسى است، اصل پول خمس دارد لكن سود حاصله اگر پيش از سال عزيمت قابل وصول نبوده جزو درآمد سال وصول، محسوب است كه اگر در همان سال به حساب هزينه سفر محسوب شود، خمس ندارد.
آيتاللَّه سيستانى: به اصل پول خمس تعلق مىگيرد و نيز به سود آن، اگر از طريق معامله شرعيّه ملكصاحب پول شده است، بلى اگر حج بر آنها مستقر شده و راه ديگرى براى رفتن به حج در سال ثبتنام نداشته باشند خمس به آن تعلق نمىگيرد.
آيتاللَّهصافى: وجوب خمس معلوم نيست، هرچند احتياط خوب است و نسبت به سود آن، اگر با آن پول معاملات شرعى، با رعايت شرايطش انجام شود و پرداختِ سود، طبق قرارداد بايد در موقع تحويل اصل پول پرداخت شود، سود مذكور از منافع سال وصول است كه اگر در همان سالصرف مؤونه شود خمس ندارد و اگر باقى بماند آن هم خمس دارد.
آيتاللَّه فاضل: افرادى كه براى تشرف به حج يا عمره ثبتنام مىكنند و در همان سال توفيق تشرّف پيدا نمىكنند، بايد خمس اصل پول و سود متعلّقه مربوط به سنوات سابق را بپردازند، مگر براى افرادى كه حج بر آنها مستقر شده و تمكّن از خريد فيش را ندارند.
آيتاللَّه مكارم: هرگاه اين پول از درآمد همان سالى باشد كه نامنويسى كرده است، نه به آن خمس تعلق مىگيرد و نه به سود آن.
آيتاللَّه نورى: اگر همان سالى كه مستطيع شده است، آن پول را براى انجام حج در نوبت خود به حساب ريخته است، آن پول جزو مؤونه و مخارج آن سال محسوب مىشود و خمس ندارد ولى اگر در سالهاى قبل مستطيع بوده است و تأخير انداخته و به حساب نريخته است بايد خمس آن را بدهد.
و در عُمره نيز اگر بهطور متعارف يك مرتبه يا در چند سال يك مرتبه باشد، پولى كه به حساب ريخته است خمس ندارد امّا سودى كه مىگيرد از ارباح آن سالى است كه آن را تحويل مىگيرد و اگر تا آخر سالِ خمسى خود آن را در مخارج لازم زندگى خرج كرد، خمس ندارد و اگر بماند و سال بر آن بگذرد خمس دارد.
667 1356- شخصى براى عمره مفرده ثبت نام كرده، در حالى كه تشرف او در سالِ ثبتنام قطعى بوده، ولى در سال بعد به او نوبت رسيده، آيا سرِ سالِ خمس، به پول واريز شده، خمس تعلّق مىگيرد؟ « (1)
آية اللَّه تبريزى: بايد آن را تخميس نمايد، واللَّه العالم.
آية اللَّه خامنهاى: حكم مسأله قبل را دارد.
آية اللَّه سيستانى: خمس دارد.
آية اللَّه فاضل: به حاشيه مساله قبل مراجعه شود.
668 1357- سودى كه از طرف سازمان حج و زيارت به سپردههاى مردم تعلّق مىگيرد، چه حكمى دارد؟ (2)
آيتاللَّه تبريزى: با توجه به اينكه افراد ثبت نام كننده نسبت به فهم مورد قرارداد و عمل به قرارداد بر طبق عقود شرعيه متفاوت هستند، حكم مسأله متفاوت است.
چنانچه اطمينان به انجام معامله شرعيه ندارند بايد شرط اضافه بر اصلِ پول نكرده و خود را طلبكار ندانند و اگر به حج رفتند، فقط مقدارى را كه سازمان حج و زيارت از آنان مىگيرد مانده هزينهها به حساب حج و زيارت واريز مىكنند. و اگر به حج نرفتند و زياده به آنان داده شد، با زياده، معامله مجهول المالك مىنمايند.
آيتاللَّه خامنهاى: سود حاصله از معامله مضاربهاى براى سپردهگذار حلال است.
آيتاللَّه سيستانى: اگر واقعاً مضاربهاىصورت بگيرد و رعايت شرايط آن بشود، هرچند عقد كتبى باشد، اشكال ندارد و سود حاصله حلال است، ولى بايد سهم هركدام از عامل و مالك به عنوان درصدى از« سود» تعيين شود نه درصدى از« سرمايه».
آيتاللَّهصافى: اگرصاحب پول، پول را به بانك بدهد و بانك را وكيل كند كه پول را در تجارت شرعى بهكار گيرد و سود تجارت را به نحوى كه توافق مىكنند تقسيم كنند مانع ندارد، ولى اگر پول را به عنوان قرض به شرط سود در بانك بگذارد ربا و حرام است و اگر بهعنوان مثلًا مضاربه بگذارد كه 17 اصل پول به او داده شود، مضاربه باطل است؛ واللَّه العالم.
آيتاللَّه فاضل: چنانچه بينصاحب پول و بانك، اين عمل به قصد مضاربه انجام گيرد،صحيح است و سود حاصله مشروع است و درصورتى كه به قصد مضاربه نباشد، چنانچه شرط زياده و منفعت نشده باشد، باز سود حاصله اشكالى ندارد.
آيتاللَّه مكارم: درصورتى كه مطابق يكى از عقود شرعيه عمل شود وسودى بهصاحب پول بدهند، اشكالى ندارد.
آيتاللَّه نورى: درصورتى كه دهندگان وجه به اين موضوع راضى و با آگاهى آنان باشد، اشكال ندارد؛ براى اطلاع بيشتر به توضيح المسائلص 606 مراجعه نماييد.
669 1358- شخصى كه مقلد هيچ يك از فقها نبوده و حج و عبادتهاى ديگر را بدون تقليد انجام داده، اگر اعمالش مطابق فتواى كسى كه بايد از او تقليد كند، باشدصحيح است. (1)
آية اللَّه سيستانى: اگر مطابق فتواى كسى كه الآن بايد از او تقليد كند باشدصحيح است، در غير اينصورت نيز گاهىصحيح است، مانند اينكه جاهل قاصر باشد و اخلال به چيزى شده باشد كه با جهل قصورى ضرر ندارد.
آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: اگر اعمالش مطابق واقع باشد و عبادات را به قصد قربت بجا آورده باشدصحيح است و راه به دست آوردن مطابق شدن آن با واقع اين است كه يا علم پيدا كند كه مطابق با واقع بوده يا آنكه مطابق فتواى مجتهدى كه فعلًا وظيفهاش تقليد از او است واقع شده است. توضيح المسائل 14، احكام تقليد.
670 1359- اگر اعلم در مسألهاى احتياط واجب كرده است، آيا لازم است مقلِّد جهت رجوع به فالاعلم بداند مرجعش احتياط واجب كرده و نيت رجوع كند، يا همينكه در مقام انجام وظيفه شرعى بوده و عملش طبق فتواى فالأعلم است كافى است؟ به عبارت ديگر، اگر اعلم مثلًا در احرام از مكه قديم احتياط واجب است، ولى فالأعلم چنين احتياطى نداشته، و مقلِّد اعلم از مكه جديد محرم شده و بعد از اعمال حج فهميده است كه اعلم چنين احتياطى داشته، آيا عملشصحيح است يا خير؟ و اكنون چه وظيفهاى دارد؟ (2)
آيت اللَّه خامنهاى: اگر عمل او در هنگامصدور از وى مطابق با فتواى كسى بوده كه مىتوانست شرعاً از او تقليد كند،صحيح و مجزى است.
آيت اللَّه تبريزى: پس از فهميدن فتواى فالأعلم در تصحيح عمل، به فتواى وى استناد مىكند. بايد براى ادله به كتب استدلالى مراجعه شود.
آيت اللَّه سيستانى: اگر مطابقت با فتواى كسى كه مىتواند از او تقليد كند داشته باشد، الآن مىتواند به او رجوع كند.
آيت اللَّهصافى: در فرض سؤال، اگر بعد از خاتمه اعمال نيت كند كه آنچه انجام دادهام بر طبق نظر فالأعلم باشد اشكال ندارد البته مشروط به اينكه هنگام احرام از مكه جديد قصد قربت از او متمشى شده باشد.
آيت اللَّه فاضل: چنانچه عملصادر شده در هنگام وقوع مطابق فتواى فالاعلم باشد كفايت مىكند ولو اينكه شخص در حين عمل علم به اين مطابقت نداشته است، ليكن لازم است بعد از عمل براى تصحيح آن استناد به آن فتوى داشته باشد.
آيت اللَّه مكارم: بعد از اعمال حج رجوع به فالأعلم مىكند و چون عمل گذشته او با آن هماهنگ است، اعاده لازم نيست.
671 1360- تقليد ميّت ابتداءً جايز نيست، ولى بقاء بر تقليد ميّت اشكال ندارد ولى بايد به فتواى مجهتد زنده باشد؛ و كسى كه در بعضى از مسائل به فتواى مجهتدى عمل كرده، بعد از مردن آن مجتهد، مىتواند در همه مسائل از او تقليد كند.(1)
باقى ماندن بر تقليد ميّت در مسائلى كه در آنها تقليد و عمل كرده است، درصورتى كه مجتهدى كه از دنيا رفته با مجتهد زنده از نظر علمى مساوى باشند، بنابر اقوى جايز است، هر چند با اجازه مجتهدى ديگرى بر تقليد باقى بوده و عمل كرده باشد؛ و اگر مجتهدى كه از دنيا رفته اعلم باشد، واجب است بر تقليد او باقى بماند و اگر مجتهد زنده بعداً اعلم شد واجب است در تمامى مسائل به او عدول نمايد.
آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: اگر مجتهدى كه انسان از او تقليد مىكند از دنيا برود، درصورتى كه فتواى او در نظر مقلّد بوده و فراموش نكرده باشد، حكم بعد از فوت او حكم زنده بودنش است؛ واگر فتواى او را ياد نگرفته خويى: يا فراموش كرده است لازم است به مجتهد زنده رجوع كند. تبريزى: و بعيد نيست درصورتى كه فراموش كرده است باز بتواند به فتواى او عمل كند.
آية اللَّه سيستانى: اگر مجتهدى كه انسان از او تقليد مىكند از دنيا برود، حكم بعد از فوت او حكم زنده بودنش است. بنابراين، اگر او اعلم از مجتهد زنده باشد بايد- با علم به اختلاف در مسائل محل ابتلا ولو اجمالًا- بر تقليد او باقى بماند و چنانچه مجتهد زنده اعلم از او باشد، بايد به مجتهد زنده رجوع كند. و اگر اعلميتى در ميان آنها معلوم نشود يا مساوى باشند مخيّر است عمل خود را با فتواى هر كدام تطبيق نمايد مگر در موارد علم اجمالى يا قيام حجّت اجمالى بر تكليف مانند موارد اختلاف در قصر و تمام كه بنابراحتياط واجب بايد رعايت هر دو فتوا را بنمايد و مراد از تقليد درصدر اين مسألهصرف التزام به متابعت از فتواى مجتهد معيّن است نه عمل كردن به دستور او.
آية اللَّهصافى: بلكه جواز بقا بر تقليد او در ساير مسائل نيز بعيد نيست. ولى اگر مجتهد ميّتى كه از او تقليد مىكرده، اعلم از حى باشد، بقا بر تقليد او، بنابر احتياط، واجب است؛ چنانكه اگر مجتهد حىّ، از ميّت اعلم باشد عدول به حىّ واجب است.
آية اللَّه فاضل: مسأله باقى ماندن بر تقليد ميّت جايز است درصورتى كه مجتهد ميّت و مجتهد حىّ مساوى در علم باشند و چنانچه يكى از آن دو اعلم باشد تقليد از اعلم لازم است و در باقى ماندن بر تقليد ميّت، فرقى بين مسائلى كه عمل نموده ومسائلى كه عمل ننموده وجود ندارد.
آية اللَّه گلپايگانى: اگر مجتهدى كه انسان از او تقليد مىكند از دنيا برود، بايد از مجهتد زنده تقليد كند. ولى كسى كه در مسألهاى به فتواى مجهتدى عمل كرده يا آن را ياد گرفته و ملتزم به عمل به آن شده باشد، اگر بعد از مردن آن مجتهد در آن مسأله به فتواى مجتهد زنده رفتار نكرده باشد، مىتواند در آن مسأله به فتواى مجتهدى كه از دنيا رفته باقى باشد.
اگر چه احتياط مستحب آن است كه به فتواى مجتهد زنده رفتار نمايد.
آية اللَّه مكارم: هر گاه مجتهدى كه انسان از او تقليد مىكند از دنيا برود، باقى ماندن بر تقليد او جايز است بلكه اگر اعلم باشد واجب است، به شرط اينكه عمل به فتواى او كرده باشد و يا حداقل فتواى او را براى عمل گرفته باشد.
عمل كردن به فتواى مجتهد مرده ابتداءً جايز نيست هر چند اعلم باشد بنابر احتياط واجب.
1) آية اللَّه بهجت: فقها حيات را شرط مىدانند؛ يعنى مىگويند: براى ابتداى تقليد بايد از مجتهد زنده تقليد كرد و امّا اگر مرجع تقليد انسان از دنيا رفت، در اينكه آيا مىتواند بر تقليد باقى بماند يا بايد به مجتهد زنده مراجعه نمايد، مورد اختلاف است، پس اگر كسى در اين مسأله مجتهد بود طبق نظر خودش عمل مىكند وگرنه طبق نظر مجتهد زنده عمل مىكند.
672 1361- نايب بايد اعمال حج را طبق فتواى مرجع خود انجام دهد و ميزان، وظيفه خود اوست؛ (1)
آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: چنانچه منوبٌعنه حىّ باشد، بايد طبق تقليد منوبٌعنه عمل كند و چنانچه منوبٌعنه مرده باشد، اگر وصيت كرده، بايد به تقليد منوبٌعنه عمل كند. در غير اين دوصورت، مراعات تقليد منوبٌعنه لازم نيست. آية اللَّه تبريزى اضافه فرمودهاند: و بنابر احتياط لازم است آن عمل بنا به تقليد وصىّ و ورثه همصحيح باشد و اگر وصيتى نكرده، نايب به حسب تقليد خودش عمل كند و طورى باشد كه به حسب وظيفه ورثه هم مجزى باشد.
آية اللَّه سيستانى: بايد طبق تقليد خودش عمل كند ولى اگر اجير شده باشد كه طبق نظر منوبٌعنه يا مستأجر عمل كند، چه بهصراحت ذكر شده باشد و چه اطلاق منصرف به آن باشد، بايد به همان نحو عمل كند، مگر درصورت يقين به فساد عمل.
ولى
1) آية اللَّه بهجت: در نيابت از ميّت به وظيفه خودش عمل مىكند و در نيابتصحيح از زنده فى الجملهاحتياط مىكند مناسك، س 23.
اگر به كيفيت خاصى، اجير شده، بايد طورى عمل كند كه مراعات وظيفه خودش و كيفيت ذكر شده، بشود.
673 1362- اجير و مستأجر، لازم نيست كه سؤال كنند مقلّدِ چه كسى هستند؛ و اجير مطابق تقليد خودش، عمل مىكند.(1)
آية اللَّه تبريزى: بنابر احتياط مراعات تقليد منوبٌعنه را بنمايد.
آية اللَّه خويى: اگر اجير بتواند اعمال را بهنحوى انجام دهد كه بداند مطابق تقليد منوبٌعنه واقع مىشود، و درصورتى كه عمل طبق فتواى مقلَّد منوبٌعنه به نظر نايب باطل باشد، بايد عمل به احتياط كند.
1) آية اللَّه بهجت: به مسأله قبل مراجعه شود.
674 1363- اگر در حرم چيزى پيدا كرد، برداشتن آن كراهت شديد دارد، بلكه احتياط، (1)در برنداشتن است. « (2)
675 1364- اگر لقطه حرم از يك درهم كمتر باشد، درصورت برداشتن، مىتواند (3)با قصد تملك، آن را مصرف كند و ضامن نيست؛ و چنانچه تملك نكرد و تفريط نكرد، ضامن نيست؛ ولى اگر بدون تملك آن را نگاه داشت ولى كوتاهى و تفريط كرد، ضامن است؛ (4)و اگر قصد تملك كرد وصاحبش قبل از تلف شدن پيدا شد، بايد آن را- بنابر احتياط واجب (5)بهصاحبش رد كند.
676 1365- اگر لقطهاى را كه در حرم برداشت، يك درهم يا بيشتر ارزش داشت،(6)بايد يك سال تعريف و ازصاحبش جستجو كند، اگر او را نيافت، بعد از يكسال، بين دو امر، (7)
آية اللَّه سيستانى: احتياط واجب آن است كه تصدق كند. توضيح المسائل، م 2577.
آية اللَّه مكارم: هرگاه احتمال قابل توجه در مورد پيدا شدنصاحبش نمىدهدصدقه بدهد.
مخير است1) آيات عظام فاضل، مكارم: اين احتياط ترك نشود.
2) آية اللَّه خويى، آية اللَّه فاضل: بنابر احتياط بايد عوضصاحبش به مؤمن فقيرصدقه بدهد و حق تملك ندارد.
3) آية اللَّه سيستانى: بنابر احتياط واجب بايد از طرفصاحبشصدقه بدهد و هر وقتصاحبش پيدا شدچنانچه بهصدقه دادن راضى نشود عوض آن را به او بدهد. توضيح المسائل، م 2574.
4) آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب.
5) آية اللَّه گلپايگانى: بايد بهصاحبش رد كند بنابر احتياط اگر اقوى نباشد وسيلة النجاة، ج 2،ص 326
6) آية اللَّه سيستانى، آية اللَّهصافى: به احتياط واجب بايدصدقه بدهد.
7) آية اللَّه خويى: بنا بر احتياط بايد عوضصاحبشصدقه بدهد و حق تملك ندارد. منهاج الصالحين، ج 2،ص 646
اول، حفظ براىصاحبش كه در اينصورت، اگر در نگاهدارى كوتاهى نكرد، درصورت تلف، ضامن نيست؛
دوم،صدقه دادن براىصاحبش؛ ولى اگرصاحبش پيدا شد و راضى بهصدقه نشد، بايد عوضش را به او بدهد (1)
آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب.
و تملك آن جايز نيست؛ و اگر تملك كند، مالك نمىشود و ضامن است.677 1366- اگر شخصى در مكه يا مدينه پولى- اعم از پول ايرانى يا غير ايرانى- پيدا كند، با يأس از پيدا شدنصاحبش- على الأحوط «- (2)از طرف او به فقيرصدقه بدهد.
678 1368- با فرض امكان، برداشتن سنگ و ريگ ازصفا و مروه جايز نيست (3)
آية اللَّه بهجت: برداشتن خاك و سنگ از مسجدالحرام وصفا و مروه جايز نيست و اگر آورده بايد بر گرداند ولى از ساير اماكن حرام نيست مناسك، س 185.
آية اللَّه خويى: نظر ايشان راجع به برداشتن سنگ ازصفا و مروه به دست نيامد.
آية اللَّه سيستانى: شكستن سنگهاىصفا و مروه جايز نيست ولى برداشتن آنچه از آنجا جدا شده مانعى ندارد.
آية اللَّه گلپايگانى،: بيرون بردن خاك و سنگ از حرم ممنوع است على الأحوط. آراء المراجع،ص 434.
ولى از مشعر مانع ندارد.679 1369- آوردن خاك، ريگ و سنگ از عرفات، مشعرالحرام، منا،صفا، مروه يا منطقه حرم چه حكمى دارد؟ و چنانچه عمداً يا جهلًا آورده باشد، برگرداندن آن واجب است يا نه؟ (4)
آية اللَّه تبريزى: برداشتن خاك و ريگ و سنگ از آنچه نام برده شده مانعى ندارد بلى اگر در مسجدالحرام و مسجد خيف و يا ساير مساجد فرض شود، جايز نيست و برگرداندن آن لازم است، واللَّه العالم.
آية اللَّه سيستانى: اشكال ندارد و برگرداندن واجب نيست.
آية اللَّهصافى: بنابر احتياط از آوردن خاك و ريگ حرم خوددارى شود واگر آورده، درصورت تمكن به حرم برگرداند، واللَّه العالم.
آية اللَّه فاضل: ازصفا و مروه جايز نيست. و از غير آندو مانعى ندارد. و در هرصورت برگرداندن لازم نيست. ولى به طور كلى لازم است مؤمنين از اين قبيل اعمال پرهيز كنند.
آية اللَّه مكارم: اين كار شرعاً اشكال دارد و احتياط آن است كه آن را برگرداند.
آية اللَّه نورى: از عرفات و مشعر الحرام اشكال ندارد ولى ازصفا و مروه اشكال دارد و بايد برگرداند.
1) آية اللَّه گلپايگانى: و همچنين مىتواند آن را تحويل حاكم شرع بدهد. وسيلة النجاة، ج 2،ص 326.
2) براى به دست آوردن نظريه مراجع به ذيل مسأله 1363 الى 1365 مراجعه شود.
3) آية اللَّه تبريزى: بنابر احتياط.
4) . آيةاللَّه بهجت: برداشتن آن با فرض امكان از مسجدالحرام وصفا و مروه جائز نيست و اگر آورده بايد برگرداند ولى از ساير اماكن حرام نيست.[ مناسك محشّى مسأله 1347]
680 1370- حايض و جنب نمىتوانند از مسجدالحرام و مسجدالنبىصلى الله عليه و آله- ولو از مقدار توسعه يافته (1)
آية اللَّه تبريزى: بنابر احتياط بايد عبور ترك شود.
عبور كنند.681 1371- برداشتن قرآنهاى مسجدين بدون اجازه از متصدى ذيربط، جايز نيست؛ و اگر كسى برداشته، بايد برگرداند.
682 1372- اگر فرضاً كسى در مسجدين جنب شود، بايد فوراً براى خروج از مسجد تيمم (2)
آية اللَّه بهجت، آية اللَّه سيستانى: مگر اين كه زمان خروج كوتاهتر باشد از زمان تيمّم كه بايد بدون آن خارج شود يا مساوى باشد كه مخيّر است.
آية اللَّه تبريزى: نيت در تيمّم بدل از غسل جنابت، به جهت خروج از مسجد است.
آية اللَّه مكارم: مگر اينكه زمان خروج كوتاهتر از زمان تيمم باشد.
بدل از غسل جنابت كند و خارج شود؛ و با همين التفات، اگر تيمم كند،صحيح و با نيت است.683 1373- اگر در هر يك از اعمال عمره و حج، بعد از ورود به عمل بعد، شك كند، به شك اعتنا
نكند؛ چه شك در اصل بجا آوردن باشد، يا شك درصحت آن.
684 1374- اگر حكمى دائر مدار حرج و مشقت باشد، مراد حرج و مشقت شخصى است.
685 1375- در اعمال حج و ساير اعمال، نبايد به وسوسه اعتنا شود، ولى انجام عمل احتياطى بدون وسوسه مانع ندارد. (1)
686 1376- مس القاب ائمه اطهار عليهمالسلام- مثل «رضا»، «جواد» و «هادى»- بدون وضو، چه حكمى دارد؟ (2)
آية اللَّه تبريزى: بنابر احتياط جايز نيست، واللَّه العالم.
آية اللَّه خامنهاى: خلاف احتياط است.
آية اللَّه سيستانى: اشكال ندارد.
آية اللَّهصافى: حكم در حرمت مسّ اسامى طيّبه آن بزرگواران عليهم السلام بنابر احتياط واجب است و در القاب شريفه نيز احوط و اولىاست، واللَّه العالم.
آية اللَّه فاضل: مس آنها بدون وضو مانعى ندارد.
آية اللَّه مكارم: هر گاه به عنوان اسامى ائمه عليهم السلام بوده باشد احتياط واجب آن است كه بدون طهارت مس نكنند واگربهناماشخاص ديگر بوده باشد، اشكالى ندارد.
آية اللَّه نورى: اگر بى احترامى محسوب شود جايز نيست و مستحبّ است كه مسّ القاب ائمه اطهار عليهم السلام مطلقاً با وضوصورت بگيرد.
687 1378- كنسروهاى گوشت و ماهى خارجى، كه در بازار مسلمين به فروش مىرسد، اگر ندانند از كجا وارد شده، يا بدانند كه از بلاد مسلمين است، مانع ندارد؛ (3)
آية اللَّه فاضل: چنانچه احراز شود از نوع ماهى فلسدار است و احراز شود زنده و توسط انسان از آب خارج شده يا در تور ماهىگيرى افتاده است مصرف آن مانعى ندارد والا حلال نيست و چنانچه فروشنده مسلمان باشد واحتمال بدهندكهاحراز تذكيه و فلس داشتن آن را كرده است كفايت مىكند.
و اگر بدانند از بلاد كفر وارد مىشود،درصورتى محكوم به حليّت است كه وارد كننده مسلمان باشد (1)و احتمال بدهند كه تذكيه آن را احراز كرده و در دسترس مسلمين قرار داده است. (2)
688 1379- برخى از خانمها هنگام استلام حجرالأسود، بدنشان با نامحرم تماس مىگيرد و حتى گاهى چادر و روسريشان كنار رفته و موهايشان ظاهر مىشود، لطفاً حكم شرعى را در اين خصوص بيان فرماييد. (3)
689 1380- عامه كه مراجعه مىكنند و تكليف حج و عمره خودرا سؤال مىكنند. (4)
آيةاللَّه بهجت: طبق خاصه.
آيةاللَّهتبريزى: اگر بر طبق مذهب عامه جواب داده شود مانعى ندارد و بر طبق فقه خاصه هم مىتوان جواب داد.
آيةاللَّهصافي: ظاهراً بر طبق نظر خاصه بگويد هم مجزى باشد.
آيةاللَّه فاضل: چنانچه به طور مطلق سؤال كند بر وفق مذهب خاصه جواب داده شود اما اگر از مذهب عامه سؤال كردند بر طبق عامه جواب داده شود.
690 1382- يادگيرى و دانستن اعمال حج هر چند اجمالًا، قبل از سفر لازم نيست، و كافى است كه عمره تمتّع و حج تمتع را به عنوان عبادتى كه خداوند متعال بر او واجب كرده، نيت كند و كيفيت هر يك را، در وقت عمل ياد بگيرد و عمل كند؛ هرچند ياد گرفتن اعمال، بهتر و موافق احتياط است.
والحمدلله رب العالمين وصلى الله على محمد و آله اجمعين
لاسيما بقيةالله في الارضين
1) آية اللَّه سيستانى: اگر فروشنده مسلمان باشد و اين احتمال در او داده شود كافى است و ماهى اگر پسازصيد در تور ماهىگيرى بميرد حلال است و اگر اطمينان پيدا شود كهصيد كافر به اينصورت بوده است اگر ماهى فلسدار باشد حلال است.
2) آية اللَّه خويى: اگر ماهى معلوم نباشد كه فلس دارد، خوردن آن جايز نيست.
3) آيات عظام بهجت، خامنهاى، گلپايگانى، سيستانى،صافى، فاضل و مكارم: در فرض سؤال بايد خوددارى نمايند.
4) آيةاللَّه سيستانى: طبق مذهب سائل و مىتواند در كنار آن طبق خاصه هم حكم را بيان كند. بلى، اگر ظاهر سؤال او اين نباشد كه جواب را طبق مذهب خود مىخواهد، مىتواند به جواب خاصه اكتفا نمود.