ghaemiyeh.com
سرشناسه : بیستونی، محمد، - ۱۳۳۷
عنوان و نام پدیدآور : شادی و آرامش از دیدگاه قرآن و نهجالبلاغه= Happy and peace of mind in Quran & Nahj - ol - balaghah/ با نظارت محمد بیستونی؛ گروه تحقیق محمد الهی، حسن محبی، لیلا حمداللهی.
مشخصات نشر : تهران : بیان جوان ، ۱۳۸۴.
مشخصات ظاهری : [۲۶۳] ص.؛ ۱۴/۵×۱۰/۵سم.
شابک : ۱۵۰۰۰ ریال: 964-8399-36-0
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
یادداشت : کتابنامه: ص. ۲۴۷ - ۲۴۹؛ همچنین به صورت زیرنویس.
موضوع : آرامش و آسایش -- جنبههای قرآنی.
موضوع : آرامش و آسایش -- احادیث.
موضوع : شادی -- جنبههای مذهبی -- اسلام.
موضوع : اسلام و بهداشت روانی.
شناسه افزوده : الهی، محمد
شناسه افزوده : محبی، حسن
شناسه افزوده : حمدالهی، لیلا، - ۱۳۵۷
رده بندی کنگره : BP۱۰۴/آ۴۲ب۹ ۱۳۸۴
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۱۵۹
شماره کتابشناسی ملی : م۸۴-۵۴۶۳
اِلی سَیِّدِنا وَ نَبِیِّنا مُحَمَّدٍ
رَسُولِ اللّهِ وَ خاتَمِ النَّبِیّینَ وَ اِلی مَوْلانا
وَ مَوْلَی الْمُوَحِّدینَ عَلِیٍّ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ وَ اِلی بِضْعَةِ
الْمُصْطَفی وَ بَهْجَةِ قَلْبِهِ سَیِّدَةِ نِساءِ الْعالَمینَ وَ اِلی سَیِّدَیْ
شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ، السِبْطَیْنِ، الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ وَ اِلَی الاَْئِمَّةِ التِّسْعَةِ
الْمَعْصُومینَ الْمُکَرَّمینَ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ سِیَّما بَقِیَّةِ اللّهِ فِی الاَْرَضینَ وَ وارِثِ عُلُومِ
الاَْنْبِیاءِ وَ الْمُرْسَلینَ، الْمُعَدِّ لِقَطْعِ دابِرِالظَّلَمَةِ وَ الْمُدَّخِرِ لاِِحْیاءِ الْفَرائِضِ وَ مَعالِمِ الدّینِ ،
الْحُجَّةِبْنِالْحَسَنِ صاحِبِ الْعَصْرِ وَ الزَّمانِ عَجَّلَ اللّهُ تَعالی فَرَجَهُ الشَّریفَ فَیا مُعِزَّ
الاَْوْلِیاءَوَیامُذِلَالاَْعْداءِاَیُّهَاالسَّبَبُالْمُتَّصِلُبَیْنَالاَْرْضِوَالسَّماءِقَدْمَسَّنا
وَ اَهْلَنَا الضُّرَّ فی غَیْبَتِکَ وَ فِراقِکَ وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ
مُزْجاةٍ مِنْ وِلائِکَ وَ مَحَبَّتِکَ فَاَوْفِ لَنَا الْکَیْلَ مِنْ مَنِّکَ وَ
فَضْلِکَ وَ تَصَدَّقْ عَلَیْنا بِنَظْرَةِ رَحْمَةٍ مِنْکَ
اِنّا نَریکَ مِنَ الْمُحْسِنینَ
(4)
بسم اللّه الرحمن الرحیم
هر زمانی را زبانی است یعنی در بستر زمان خواستههایی نو نو پدید میآید که مردم آن دوران خواهان آنند. با وسائل صنعتی و رسانههای بیسابقه خواستهها مضاعف میشود و امروز با اختلاف تمدنها و اثرگذاری هریک در دیگری آرمانهای گوناگون و خواستههای متنوع ظهور مییابد بر متفکران دوران و افراد دلسوز خودساخته در برابر این هنجارها فرض است تا کمر خدمت را محکم ببندند و این خلأ را پر کنند همانگونه که علامه امینی با الغدیرش و علامه طباطبایی با المیزانش. در این میان نسل جوان را باید دست گرفت و بر سر سفره این پژوهشگران نشاند و رشد داد. جناب آقای دکتر محمد بیستونی رئیس هیئت مدیره مؤسسه قرآنی تفسیر جوان به فضل الهی این کار را بعهده گرفته و آثار ارزشمند مفسران را با زبانی ساده و بیانی شیرین، پیراسته از تعقیدات در اختیار نسل جوان قرار داده علاوه بر این آنان را به نوشتن کتابی در موضوعی که منابع را در اختیارشان قرار داده دعوت میکند. از
مؤسسه مذکور دیدار کوتاهی داشتیم، از کار و پشتکار و هدفمند بودن آثارشان اعجاب و تحسینم شعلهور شد، از خداوند منان افاضه بیشتر و توفیق افزونی برایشان خواستارم. به امید آنکه در مراحل غیرتفسیری هم از معارف اسلامی درهای وسیعی برویشان گشاده شود.
آمین رب العالمین .
21 ربیعالثانی 1425
21 خرداد 1383
ابوالقاسم خزعلی
آرامش یکیاز گمشدههای مهمّ بشر بوده و به هر دری میزند تا آن را پیدا کند . تاریخ بشر پر است از صحنههای غمانگیزی که انسان برای تحصیل آرامش به هر چیز دست انداخته و در هر وادی گام نهاده و تن به انواع اعتیادها داده است .
ترس و اضطراب ، اثر گرایش و دلبستگی به دنیاست . ناآرامی افراد عادی به دلیل اتکای آنان به چیزی است که خود تکیهگاهی ندارد ، از این رو به صورت ضربالمثل گفته شده ؛ انسان غرق شده به هر گیاهی تکیه میکند و دست میاندازد تا نجات پیدا کند ، زیرا خیال میکند آن گیاه در دریا ریشه دارد و قوی است . کسانی که در محبت دنیا غرق شدهاند ، دست و پا میزنند و هر لحظه احساس خطر میکنند و به این و آن متمسک میشوند و به زرق و برقها تکیه میکنند تا از اضطراب
برهند ولی نمیتوانند ، قرآن کریم درباره گرفتاران آتش دوزخ میفرماید :
شادی و آرامش (7)
وَ رَضُوا بِالْحَیوةِ الدُّنْیا وَ اطْمَأَ نُّوا بِها ... : اینها به دنیا بسنده کردهاند و راضی و مطمئن شدهاند . (1)
وَ مَاالْحَیوةُ الدُّنْیا اِلاّ مَتاعُالْغُروُرِ: دنیا متاعفریباست و انسانرا میفریبد(2)
ذلِکَ بِاَنَّ اللّهَ هُوَ الْحَقُّ : اگر غریق به فریبگاه تکیه کند ، قطعا نمیآرامد و اینکه مردان الهی مطمئنند ، برای آن است که به حق متکیاند و حق ، ثابت مطلق است .(3)
آنچه ماندنی است باید مطلوب و محبوب ما باشد ، قرآن کریم میفرماید :
اَلاآ اِنَّ اَوْلِیآءَ اللّهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ : اولیای الهی نه ترسی دارند و نه محزون میشوند .(1)
چون چیزی که محبوب آنهاست ، از بین رفتنی نیست و چیزی که از بین رفتنی است ، محبوبشان نیست .
انسان از دو راه آسیب میبیند: یا بهخاطر ازدست دادن چیزی که در گذشته داشته، یا احتمال از دست دادن چیزی در آینده ، او را نگران میکند ، ولی انسان مؤمن ، نه غم گذشته دارد و نه اندوه آینده او را مشغول میسازد ؛ مَنْ امَنَ بِاللّهِ
1) 62 / یونس .
وَالْیَوْمِ الاْخِرِ وَ عَمِلَ صلِحا فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ .(1)
ایننوشتار کهحاصل تحقیق سهنفر از قرآنپژوهان عزیز بنام آقایان حسن محبّی و محمّدالهی و خانملیلاحمداللهیمیباشدبهابعادمختلفموضوعپرداختهو راه کارهای مناسبیرا با استمداد از آیات نورانی قرآن کریم و روایات نقل شده از معصومین علیهمالسلام ارائهمیدهد. امیدوارم اینقبیلتلاشهایقرآنیذخیرهعالمقبر و آخرتهمگیباشد.
دکتر محمد بیستونی
رئیس هیئت مدیره مؤسسه قرآنی تفسیر جوان
24 آذرماه 83
مصادف با سالروز ولادت کریمه اهل بیت فاطمه معصومه علیهاالسلام
1) 69 / مائده .
مرحوم شهید مطهری (ره) در این زمینه میفرماید : «سرور ، حالت خوش و لذّتبخشی است که از علم و اطّلاع بر اینکه یکی از هدفها و آرزوها ، انجام یافته یا انجام خواهد یافت ، به انسان دست میدهد . و غم و اندوه ، حالت ناگوار و دردناکی است که از اطلاع بر انجام نشدن یکی از هدفها و آرزوها به انسان دست میدهد» .(1)
اسلام دین فطرت است و به تمام نیازهای طبیعی و فطری انسان توجّه دارد ، پیروان خود را به شادیهای مثبت و سازنده و امور مفرّح ، دعوت مینماید چراکه استفاده از امور مفرّح در موقع مناسب و با رعایت حدود
1) استاد شهید مطهری (ره) ، مقالات فلسفی ، جلد 2 ، صفحه 66 .
لازم ، برای تجدید نشاط و کاستن از یکنواختی زندگی بسیار مؤثر است .
علی علیهالسلام میفرماید : «اِنَّ هذِهِالْقُلُوبَ تَمَلُّ کَما تَمَلُّ الاَْبْدانُ فَابْتَغُوا لَها طَرائِفَ الْحِکْمةِ : این دلها همانند بدنها خسته و افسرده میشوند و نیاز به استراحت دارند ، در این حال ، نکتههای زیبا و نشاطانگیز برای آنها انتخاب کنید .(1)
و در روایتی دیگر میفرماید :
«لِلْمُؤْمِنِ ثَلاثُ ساعاتٍ : فَساعَةٌ یُناجی فیها رَبَّهُ وَ ساعَةٌ یَرُمُّ مَعاشَهُ وَ ساعَةٌ یُخَلّی بَیْنَ نَفْسِه وَ بَیْنَ لَذَّتِها فیما یَحِلُّ وَ یَجْمِلُ : لازم است بر مؤمن شبانه روزش را به سه قسمت تقسیم کند : قسمتی را برای راز و نیاز با خدا ، قسمتی برای امرار معاش و تأمین زندگی و قسمتی هم برای بهرهبرداری از لذّتهای
1) نهج البلاغه فیض الاسلام ، قصار 188 .
حلال و نیکو .(1)
امام رضا علیهالسلام فرمود : «اوقات خود را به چهار بخش تقسیم کنید : بخشی را برای عبادت ، بخشی را برای کار و فعالیت برای تأمین زندگی ، بخشی را برای معاشرت و مصاحبت با برادران مورد اعتماد و کسانی که شما را به عیوبتان واقف سازند و بخشی را به تفریحات و لذایذ خود اختصاص دهید و از مسرت و نشاط ساعت تفریح و شادی ، نیرو و توان انجام وظایف دیگر خود را تأمین نمایید» (2)
آرامش حالتی است که تألمات روحی در انسان به کمترین حدّ خود میرسد و بر
اثر مسرّت باطنی انسان آشکار میگردد و انسان برای لحظهای از قید غمها آزاد میشود . آرامش ، احساس مثبتی است که از حسّ رضایتمندی و پیروزی به دست میآید (1)و اضطراب نقطه مقابل حالت مذکور است .
اِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذینَ اِذا ذُکِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ اِذا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ ایاتُهُ زادَتْهُمْ ایمانًا وَ عَلی رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ .
ایمان آوردگان تنها آن کسانی هستند که هر گاه یاد [و نام] خدا به میان آورده شود قلبهایشان ترسان میگردد و هنگامی که آیات [و نشانههای یکتایی و قدرت[ او بر آنان تلاوت شود [به آن گوش جان میسپارند و کلام حق] بر ایمان آنان
1) جان مارشال ریو ، انگیزش و هیجان ، ترجمه : سید یحیی محمدی ، صفحه 367 .
میافزاید و تنها بر پروردگار خویش اعتماد میکنند .(1)
این آیه بهوصف ایمانآوردگان پرداخته و میفرماید:
اِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذینَ اِذا ذُکِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ
ایمان آوردگان راستین تنها کسانی هستند که چون نام و یاد خدا به میان آورده شود دلهایشان ترسان گردد و از عدالت و دادگری و حسابرسی و کیفر و قدرت او بترسند و هرگاه آیات او بر آنان تلاوت گردد و از نعمتها و فزون بخشیها واحسانها و بخشایش و پاداش پرشکوه وی یاد شود به آرامش خاطر پرکشند و بر ایمانشان بیفزاید؛ درست همانگونه که میفرماید: «أَلا بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ».(2)آگاه باش که با یاد و نام بلند خدا، دلها و قلبها به ساحل آرامش میرسد.
با این بیان آن گونه که برخی پنداشتهاند، میان این دو آیه ناسازگاری نیست؛ چرا که ترسازخدا بهمفهوم ترساز کیفراوست و اطمینان و آرامش دل، در پرتو یاد نمودن بخشایش و مهر اوست؛ و این دو با هم سازگارند.
نکته دیگر این که ایمان آوردگان هنگامی که به یاد نعمتها و آمرزش خدا میافتند، با حسن ظنّ به او، آرامش خاطر مییابند و زمانی که به یاد گناهان خویش میافتند ناراحت و پریشان خاطر میشوند . به هرحال واژه «وَجَل» به مفهوم ترسی است که با اندوه همراه است .
وَ اِذا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ ایاتُهُ زادَتْهُمْ ایمانًا
و هنگامی که قرآن بر آنان تلاوت گردد بر یقین و ایمانشان میافزاید.
به باور «ابن عبّاس» منظور این است که بر ایمان و باور آنان نسبت به آیاتی که به تدریج از سوی خدا فرود میآید، میافزاید .
وَ عَلی رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ : اینان در فراز و نشیبهای زندگی به خدا اعتماد میکنند و کارشان را به او وامیگذارند . به باور پارهای، آنان به خدا امید میبندند که پاداش آنان را میدهد.
اَلَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلوةَ وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ.
همانانکهنماز [وراهرسمآزادمنشانهآن] رابرپامیدارند و ازآنچه روزیآنان ساختهایم [در راه شایسته] انفاق میکنند .(1)
این یاد آوری از نماز و زکات و رعایت آن دو، نشانگر احترام به حقوق خدا و خلق خداست و بدان دلیل است که مردم در انجام شایسته و بایسته آنها دقّت بیشتری داشته باشند.
1) 3 / انفال.
اُولآئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ دَرجاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ کَریمٌ.
[آری] آن ایمان آوردگان راستین اینانند. برای آنان در پیشگاه پروردگارشان درجاتی [پرفراز] و آمرزش و روزی ارزشمندی خواهد بود . (1)
برخی گفتهاند منظور این است که اینان در بهشت پرطراوت و زیبا دارای مقامات و درجات والایی هستند وخدای پرمهر آنان را از آمرزش و رزقی بزرگ و همیشگی بهرهور خواهد ساخت. گفتنی است که آن گروه از دانشورانی که به باور شان ایمان قابل فزونی و کاستی است و نیز کارهایی که به وسیله اعضا و اندامها انجام میشود جز ایمان است، به این گونه آیات استدلال میکنند. به باور اینان، از این آیات چنین دریافت میگردد که تنها کسانی دارای ایمان واقعی هستندکه به این ویژگیها آراسته
1 4 / انفال.
(18) شادی و آرامش
1) 4 / انفال.
باشند. با این بیان اگر کسی با یاد خدا دلش ترسان نگردد و باشنیدن آیات او ایمانش افزون نشود و از انجام شایسته نماز و برپاداشتن راه و رسم آن بهرهور نباشد و حقوق مالی خویش یا زکات را نپردازد و برخدای یکتا توکّل و اعتماد نکند و... چنین کسی از نعمت ایمان بیبهره است. امّا پاسخ این است که این ویژگیها و اوصاف از آنِ ایمان آوردگان برجسته و ممتاز است نه همه ایمان آوردگان. با این بیان ممکن است مردم باایمان از نظر ایمان و باور باهم یکسان و از نظر عمل و فرمانبرداری از خدا متفاوت باشند، چرا که ترس قلبی یک امر واجبی نیست بلکه پسندیده و مستحب است و نماز و انفاق نیز شامل واجب و غیر واجب میگردد پس به نظر میرسد این آیات به ایمان آوردگان ممتاز و برجسته نظر دارند و نه همهمؤمنان. و این آیات نشانگر این مفهوم و معنی نیستند که هرکسی از نظر ایمان و عمل در مرحلهای فروتر از اینان باشد از ایمان آوردگان نیست.
شادی و آرامش (19)
«ابن عبّاس» میگوید: از این آیات دریافت میگردد که کُفرگرایان از آفریدگار هستی ترس و هراسی ندارند و از این صفات و خصوصیات بیبهرهاند.(1)
اَلا اِنَّ اَوْلِیاءَ اللّهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلا هُمْ یَحْزَنُونَ.
بهوشباشیدکهدوستانخدانهبیمیخواهندداشتونهآناناندوهگینخواهندشد(2)
«خَوْف»: بسان دو واژه «فَزَع» و «جَزَع» همانند وهم معنا هستندو از ترس و اضطراب درونی از رویدادن رویدادی ناگوار خبر میدهند. با این بیان خوف به مفهومدلهره، ترس و احساس نا امنیاستکه در برابر آن، آرامش خاطر و امنیّت است.
«حُزْن»: به مفهوم اوج اندوه در برابر شادمانی است. این واژه دراصل از ریشه «حَزْن» که به معنای زمین سخت است ، برگرفته شده است .
این آیه روشنگری میکند که امنیّت و آرامش در این سراوسرای آخرت تنها در گرو ایمانِ آگاهانه و خالصانه و پرواپیشگی است و بر این اساس است که آن مردم شایسته کرداری که بر فرمان خدا دل میسپارند و براساس مقررات او زندگی میکنند، خدا آنان را دوست میدارد و در روز رستاخیز نیز نه بیمی از کیفر دارند و نه اندوهگین خواهند شد.
و از دیدگاه چهارمین امام نور امام سجاد علیهالسلام منظور ازدوستان خدا کسانی هستند که مقررات او رااحترام گذارند و به فرمان پیامبرش عمل کنند، از آنچه خدا تحریم فرموده است بپرهیزند و در این سرای زود گذر و فناپذیر پارسایی پیشه سازند و به پاداش پرشکوه خدا مشتاق باشند، روزی حلال و پاکیزه را در زندگی بجویند و هزینه
کنند و نظرشان از به دست آوردن ثروت و امکانات، فخر فروشی و روی هم انباشتن آنهانباشد و حقوق آنرابپردازند. چنینکسانی همانها هستند که خداوند آنچه را کسب کردهاند برای آنها مبارک و پر تداوم میگرداند و به خاطر آنچه که برای آخرتشان پیش میفرستند به آنها پاداش میدهد .
«اِنَّهُمُ الَّذینَ اَدَّوا فَرائِضَ اللّهِ وَاَخَذُوا بِسُنَنِ رَسُولِ اللّهِ، وَتَورَّعُوا عَنْ مَحارِمِ اللّهِ، وَ زَهَدُوا فی عاجِلِ هذِهِ الدُّنْیا، وَرَغِبُوا فیما عِنْدَ اللّهِ وَ اکْتَسَبُوا الطَّیِّبِ مِنْ رِزْقِ اللّهِ لِمَعاشِهِمْ، لایُریدُونَ بِهِ التَّفاخُرَ وَالتَّکاثُرَ ثُمَّ أَنْفَقُوهُ فیما یَلْزَمُهُمْ مِنْ حُقُوقٍ فَاُولئِکَ الَّذینَ یُبارِکُ اللّهُ لَهُم فیمَا اکْتَسَبُوا وَ یُثابُونَ عَلی ما قَدَّمُوا مِنْهُ لآِخِرَتِهِم.»(1)
1) تفسیر عَیّاشی، ج 2، ص 124 و 131.
اَلَّذینَ امَنُوا وَ کانُوا یَتَّقُونَ : همان کسانی که ایمان آورده و پروای خدا پیشه ساخته بودند.(1)
لَهُمُ الْبُشْری فِی الْحَیوةِ الدُّنْیا وَفِی الاْخِرَةِ لاتَبْدیلَ لِکَلِماتِ اللّهِ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ : برای آنان در زندگی دنیا و در سرای آخرت نوید[رستگاری و پاداش پرشکوه [است. برای وعدههای خدا [تخلّف پذیری و] تبدیلی نیست، [و[ این است آن کامیابی پرشکوه.(2)
«بُشْری»: به مفهوم بشارت و نویدی است که آثار شادی و شادمانی را در چهره آشکار میسازد.
1 به باور گروهی منظور از نوید در دنیا همان نویدی است که فرشتگان به هنگامه مرگ به ایمان آوردگان میدهند و به آنان میگویند: نترسید و اندوهگین نباشید و به بهشت پرطراوت و زیبا بشارتتان باد(1).
2 از دیدگاه پارهای منظور ازنویددر زندگی دنیا خوابهای خوش و خوبی است که انسان با ایمان در مورد خود میبیند و یا دیگران در مورد او میبینند و نوید در سرای آخرت نیز آن است که در روز رستاخیز و به هنگام بیرون آمدن از رحم زمین او را به بهشت پرطراوت و زیبا مژده میدهند. این بیان از حضرت باقر علیهالسلام و نیز از پیامبر
1) 30 / فُصِّلَتْ.
گرامی صلیاللهعلیهوآله روایت شده است.
و از حضرت صادق علیهالسلام آوردهاند که به یکی از بندگان خدا فرمود: «یا عُقْبَةَ! لایَقْبَلُ اللّهُ مِنَ الْعِبادِ یَوْمَ الْقِیامَةِ إلاّ هذَا الدّینَ الَّذی أَنتُم عَلَیْهِ وَ...»(1)
هان ای عقبه! خدا در روزرستاخیز از بندگان خود جز همین دین و آیینی که شما بر آن هستید نخواهد پذیرفت و چیزی میان یکی از شما و میان دیدن آنچه دیدگانش را روشن سازد جز آنکه نفس او به گلوگاه رسد فاصلهای نیست. آنگاه فرمود: این واقعیت در کتاب خدا نیز آمده است و از پیآن به تلاوت این آیه پرداخت که: لَهُمُالْبُشْریفِیالْحَیوةِالدُّنْیا...
و پارهاینیزآوردهاندکه: برایانسان باایماندریازقبرشبهسویبهشت پرطراوت
1) . تفسیر عَیّاشی، ج 2، ص 125 و 126 و 33.
و زیبا گشوده میشود و پیش از آنکه او وارد بهشت گردد، آنچه را برایش آماده شده است به چشم خود مینگرد.
لا تَبْدیلَ لِکَلِماتِ اللّهِ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ.(1)
اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللّهِ أَلا بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ.
کسانی که ایمان آوردهاند و دلهایشان به یاد خدا به [ ساحل] آرامش میرسد، بهوش باشید که دلها تنها با یاد خدا آرامش مییابد.(2)
در آیه مورد بحث میفرماید :
(26) شادی و آرامش
الَّذِینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللّهِ
همان کسانی که پس از بازگشت از بیراهه و گناه، به یکتایی خدا و صفات ویژه او ایمان آورده و رسالت و دعوت پیامبرش را با جان و دل میپذیرند و به کتاب و وحی و آنچه از سوی خدا فرود آمده است گردن میگذارند و دلهایشان به یاد خدا به ساحل آرامش میرسد و آرامش مییابد .
واژه «ذِکْر» به مفهوم پدید آمدن معنی برای نفس است و گاه به آگاهی و گفتاری که مفهوم و معنی را در برابر چشم باطن آشکار میسازد نیز گفته میشود. با این بیان، در این آیه خدا انسان باایمان را این گونه وصف میکند که با یاد خدا به آرامش قلب میرسد و در آیه دیگری میفرماید: ایمانآوردگان تنها آن کسانی هستند که چون خدا یاد شود دلهایشان بترسد... .
اِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذینَ اِذا ذُکِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ.(1)
در آیه مورد بحث منظور این است که انسان باایمان با یاد خدا و با نگرش بر نعمتهای گوناگون و پاداش پرشکوه او به ساحل آرامش خاطر میرسد و در آنجا منظور این است که با یاد خدا و توجه به عدل و کیفر عادلانه او ترسان شده و خاطرش پریشان میگردد.
أَلا بِذِکْرِاللّهِتَطْمَئِنُالْقُلُوبُ : بهوش باشید که با یاد خداست که دلها آرامش مییابد .
و بدین سان خدای فرزانه بندگانش را تشویق میکند که دلهای طوفانزده خود را با یاد مهر و لطف و نعمتهای بیکران و پاداش پرشکوه او آرامش بخشند؛ چرا که وعده خدا تخلفناپذیر است و چیزی برای آرامش دلهای نگران بهتر و
1) 2 / اَنْفال.
آرامبخشتر از نویدهای خدا نیست.(1)
هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ السَّکِینَةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لِیَزْدَادُوا إِیمَانًا مَعَ إِیمَانِهِمْ وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَ کَانَ اللَّهُ عَلِیمًا حَکِیمًا
اوست آنکسیکه [نعمتگرانِ] آرامش را بر دلهای مؤمنان فرود آورد تا ایمانی بر ایمان خود بیفزایند؛ و سپاهیان آسمانها و زمین، تنها از آن خداست؛ و خدا هماره دانا و فرزانه است . (2)
«سَکینَة»: این واژه از ماده «سُکُون» به مفهوم آرامش دل و اطمینانخاطر آمده است.
در مورد حقیقت این آرامش دل یا «سَکینَة» دیدگاهها متفاوت است: از دیدگاه گروهی منظور از این سکینه و آرامش آن است که: خدای فرزانه با لطف خویش و بر اثر ارزانی داشتن بینش ژرف و ایمان استوار و بسیاری دلایل روشنگر و الهامبخش، به روح مردم با ایمان قرار و آرامش میبخشد؛ به گونهای که در راه زندگی از آفت شکّ و تردید و دلهره و نگرانی محفوظ میمانند و با دلی آرام و قلبی مطمئن راه کمال را گام میسپارند، در حالی که مردم فاقد ایمان و پروا از آرامش یقین و اطمینانِ روح بیبهرهاند و دستخوش تزلزل و اضطراب؛ و با نخستین موج تردید و شبهه
دچار نگرانی و بیقراری میگردند و قلبشان دستخوش طوفان میشود.
در ادامه آیه میفرماید: لِیَزْدَادُوا إِیمَانًا مَعَ إِیمَانِهِم ثمره این آرامش ، افزایش ایمان و بالعکس میباشد .
وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ : و سپاهیان آسمانها و زمین از آنِ خداست.
«ابن عباس» میگوید: و خدای توانا لشکریان آسمانها و زمین را که فرشتگان و پریان و انسانها و شیطانها و دیگر پدیدهها باشند، همه را تحت فرمان خود دارد و همه از آنِ او هستند و فرمانبردار او؛ به همین جهت اگر بخواهد شما را به وسیله آنان یاری میرساند.
در این فراز از آیه این نکته به روشنی آمده است که همه پدیدهها آفریده خدا و فرمانبردار اویند ؛ به همین جهت اگر بخواهد تا شرکگرایان و ظالمان و اصلاحناپذیران را به کیفر گناهانشان نابود سازد، همه را به بوته هلاکت میسپارد و او از حال و روز آنان و نسل و تبارشان آگاه است و به خاطر دانش و
حکمت خویش به آنان مهلت میدهد. ذات پاک و بیهمتای او از روی ناتوانی و نیاز دستور جهاد بر ضد دشمنانش را صادر نکرده و از این زاویه مردم با ایمان را به پیکار کفر و بیداد فرمان نداده است، بلکه این فرمان به خاطر آن است که به جهادگرانِ پراخلاص راه حق و عدالت پاداشی شکوهبار ارزانی دارد.
لِیُدْخِلَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَیُکَفِّرَ عَنْهُمْ سَیِّئَاتِهِمْ وَکَانَ ذَلِکَ عِنْدَ اللَّهِ فَوْزًا عَظِیمًا
[آری، خدا نعمت آرامش را بر دلهای مردم توحیدگرا فرود آورد] تا مردان و زنان با ایمان را در بوستانهایی [از بهشت] که از زیر [درختان] آن جویبارها روان است، درآورد، در حالی که آنان در آنجا جاودانه خواهند بود و [خدا] بدیهای آنان
را ازآنهادورمیسازد؛ و این [فرجامشکوهبار] درپیشگاهخدا کامیابیبزرگیاست. (1)
(32) شادی و آرامش
«فَوْز»: به پیروزی و نایل آمدن به نعمتها و خیرات توأم با سلامت و امنیت گفته میشود. روشن است که آیه شریفه تقدیری دارد که این گونه است: هان ای پیامبر! ما این پیروزی نمایان را برایت روزی ساختیم تا خداوند گناهان امت و مردمات را ببخشاید؛ و ما چنین کردیم تا مردم با ایمان را به بوستانهای پرطراوت و زیبای بهشت که از زیرِ درختان آن جویبارها روان است درآوریم.
خَالِدِینَ فِیهَا آنان در آنجا جاودانه خواهند بود و نعمتهای پربرکت بهشت برای آنان ماندگار و پایانناپذیر خواهد بود.
وَیُکَفِّرَ عَنْهُمْ سَیِّئَاتِهِمْ
1) 5 / فتح.
و افزون برآنچه آمد،خدایفرزانه گناهانآنانرا که در دنیامرتکبشدهاند، همه را ازپرونده آنان میزداید و میپوشاند.
وَ کَانَ ذَلِکَ عِنْدَ اللَّهِ فَوْزًا عَظِیمًا : و این پیروزی شکوهباری است که در نزد خدا ارزشمند است.(1)
وَ مَثَلُ الَّذینَ یُنْفِقُونَ اَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَتَثْبیتا مِنْ اَنْفُسِهِمْ کَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ اَصابَها وابِلٌ فَاَتَتْ اُکُلَها ضِعْفَیْنِ فَاِنْ لَمْ یُصِبْها وابِلٌفَطَلٌّ وَاللّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصیرٌ
1) تفسیر بیان 30 جلدی، دکتر محمّد بیستونی، انتشارات فراهانی، جلد 26، صفحه 129 تا 132.
و ( کار ) کسانی که اموال خود را برای خشنودی خدا وتثبیت ( ملکات انسانی در ) روح خود ، انفاق میکنند ،همچون باغی است که در نقطه بلندی باشد و بارانهای درشت به آن برسد ( و از هوای آزاد و نور آفتاب ، به حدّ کافیبهره گیرد ) و میوه خود را دو چندان دهد ( که همیشه شاداب وباطراوتاست ) و خداوند به آنچه انجام میدهید ، بینا است. (1)
« طَلَّ » به معنی باران دانهریز است که گاه به صورت غبار به روی گیاهان میریزد و گاه به شبنم نیز گفته میشود .
جمله « اِبْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَ تَثْبیتا مِنْ اَنْفُسِهِم » انگیزههای انفاق صحیح و الهی را بیان میکند و آن ، دو چیز است ؛ « طلب خشنودی خدا » و « تقویت روح ایمان
1) 265 / بقره.
و ایجاد آرامش در دل و جان » . این جمله میگوید : انفاقکنندگان واقعی کسانی هستند که تنها به خاطر خشنودی خدا و پرورش فضایل و تثبیت این صفات در درون جان خود و همچنین پایان دادن به اضطراب و ناراحتیهایی که بر اثر احساس مسؤولیّت در برابر محرومان در وجدان آنها پیدا میشود ، اقدام به انفاق میکنند ( بنابراین «مِن» در آیه بهمعنی "فی" خواهدبود). جمله « وَاللّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصیرٌ » هشداری است به همه کسانیکه میخواهند عمل نیکی انجام دهند که مراقب باشند کوچکترین آلودگی از نظر نیّت یا طرز کار پیدا نکنند ، زیرا خداوند کاملاً مراقب اعمال آنها است. (1)
1) تفسیر جوان 27 جلدی، دکتر محمّد بیستونی، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، جلد 2، صفحه 269 تا 271 .
فالِقُ الاِْصْباحِ وَ جَعَلَ الَّیْلَ سَکَنا وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ حُسْبانا ذلِکَ تَقْدیرُ الْعَزیزِ الْعَلیمِ
او شکافنده صبح است و شب را مایه آرامش و خورشید و ماه را وسیله حساب قرار داده است ، این اندازهگیری خداوند توانای دانا است. (1)
« فَلَق » در اصل به معنی شکافتن است و اینکه صبح را فَلَق میگویند نیز به همین مناسبت میباشد ، « أِصْباح » و « صُبْحْ » هر دو به یک معنی است .
« حُسْبان » مصدر از ماده « حِساب » ، به معنی حساب کردن است و در اینجا ممکن است منظور این بوده باشد که گردش منظم و سیر مرتب این دو کره آسمانی
1) 96 / انعام.
( البته منظور از حرکت آن در نظر ما است که ناشی از حرکت زمین است ) موجب میشود که شما بتوانید برنامههای مختلف زندگی خود را تحت نظام و حساب درآورید .
شادی و آرامش (37)
تعبیر بالا از تعبیرهای بسیار زیبایی است که در اینجا به کار رفته است ، زیرا تاریکی شب به پرده ضخیمی تشبیه شده که روشنایی سپیده دم آن را چاک زده ازهم میشکافد و این موضوع هم درباره صبح صادق تطبیق میکند و هم صبح کاذب ، زیرا کاذب به روشنایی کم رنگی گفته میشود که در آخر شب به صورت عمودی از مشرق در آسمان پاشیده میشود و همچون شکافی است که از طرف شرق به غرب در خیمه تاریک و سیاه شب پدید میآید و صبح صادق که بعد از آن طلوع میکند به شکل نوار سفید و درخشان و زیبایی است که در آغاز در پهنه افق مشرق آشکار میشود ، گویی چادر سیاه شب را از طرف پایین در امتداد شمال و جنوب شکافته و
پیش میرود و تدریجا بالا آمده و سراسر آسمان را فرامیگیرد .
قرآن علاوه بر این که کرارا روی نعمت نور و ظلمت و شب و روز تکیه کرده ، دراینجا روی مسأله طلوع صبح تکیه میکند که یکی از نعمتهای بزرگ پروردگار است زیرا میدانیم این پدیده آسمانی نتیجه وجود جوّ زمین ( یعنی قشر ضخیم هوا که دور تا دور این کره را پوشانیده ) میباشد ، اگر اطراف کره زمین همانند کره ماه جوّی وجودنداشت نه بینالطلوعین و فلق وجودداشت و نهسپیدی آغاز شب و شفق ، بلکه آفتاب همانند یک میهمان ناخوانده بدون هیچ مقدمه سر از افق مشرق برمیداشت و نور خیره کننده خود را در چشمهایی که به تاریکی شب عادت کرده بود فورا میپاشید و به هنگام غروب مانند یک مجرم فراری ، یک مرتبه از نظرها پنهان میشد و در یک لحظه تاریکی و ظلمت وحشتناکی همه جا را فرامیگرفت ، اما وجود جوّ زمین و فاصلهای که درمیان تاریکی شب و روشنایی روز به هنگام طلوع و
شادی و آرامش (39)
غروب آفتاب قرار دارد ، انسان را تدریجا برای پذیراشدن هریک از این دو پدیده متضادّ آماده میسازد و انتقال از نور به ظلمت و از ظلمت به نور ، به صورت تدریجی و ملایم و کاملاً مطبوع و قابل تحمّل انجام میگردد ، بسیار دیدهایم هنگام شب در یک اطاق پر نور که در یک لحظه چراغ خاموش میشود چه حالت ناراحت کنندهای به همه دست میدهد و اگر این خاموشی ساعتی طول بکشد ، هنگامی که چراغ بدون مقدمه روشن میشود باز حالت ناراحتی تازهای به همه دست میدهد ، نور خیرهکننده چراغ چشم را میآزارد و برای دیدن اشیاء اطراف دچار زحمت میشویم و اگر این موضوع تکرار پیدا کند مسلما برای چشم زیانبخش خواهد بود ، شکافنده صبح این شکل را به صورت
بسیار عالی برای بشر حل کرده است.(1)
ولی برای اینکه تصور نشود شکافتن صبح دلیل این است که تاریکی و ظلمت شب ، چیز نامطلوب و یا مُجازات و سلب نعمت است بلافاصله میفرماید : خداوند « شب را مایه آرامش قرار داد : وَ جَعَلَ الَّیْلَ سَکَنا » .
این موضوع مسلم است که انسان در برابر نور و روشنایی تمایل به تلاش و کوشش دارد ، جریان خون متوجه سطح بدن میشود و تمام سلولها آماده فعّالیّت
میگردند و به همین دلیل خواب در برابر نور چندان آرامبخش نیست ولی هرقدر
1) علمای هیئت میگویند : طلوع صبح هنگامی شروع میشود که خورشید در سمت مشرق به 18 درجه فاصله به افق برسد و هنگامی تاریکی شب همه جا را میپوشاند و شفق ناپدید میگردد که خورشید در سمت مغرب به همان 18 درجه زیر افق برسد .
محیط تاریک بوده باشد خواب عمیقتر و آرامبخشتر است ، زیرا در تاریکی خون متوجه درون بدن میگردد و به طور کلی سلولها دریک آرامی و استراحت فرومیروند ، به همین دلیل در جهان طبیعت نه تنها حیوانات بلکه گیاهان نیز به هنگام تاریکی شب به خواب فرومیروند و بانخستین اشعه صبحگاهان جنب و جوش و فعالیّت را شروع میکنند ، به عکس دنیای ماشینی که شب را تا بعد از نیمه بیدار میمانند و روز را تا مدت زیادی بعد از طلوع آفتاب درخواب فرومیروند و نشاط و سلامت خود را از دست میدهند.
در احادیثی که از طرق اهلبیت علیهمالسلام وارد شده دستورهایی میخوانیم که همه با روح این مطلب سازگار است ، از جمله در نهج البلاغه از علی نقل شده که به یکی از دوستان خود دستور داد در آغاز شب هرگز به سیر خود ادامه مده زیرا خداوند شب را برای آرامش قرارداده است و آن را وقت اقامت نه کوچ کردن قرارداده در
شب بدن خود را آرام بدار و استراحت کن(1)
(42) شادی و آرامش
در حدیثی که در کافی از امام باقر نقل شده میخوانیم : « تَزَوَّجْ بِاللَّیْلِ فَاِنَّهُ جَعَلَ اللَّیْلَ سَکَنا : مراسم ازدواج را در شب قرار ده زیرا شب مایه آرامش است » ( همانطور که ازدواج و آمیزش صحیح جنسی نیز آرامبخش است ) .(2)در کتاب کافی میخوانیم که امام علی بن الحسین به خدمتکاران دستور میداد که هرگز به هنگام شب و قبل از طلوع فجر حیوانات را ذبح نکنند و میفرمود : « اِنَّ اللّهَ جَعَلَ اللَّیْلَ سَکَنا لِکُلِّ شَیْءٍ : خداوند شب را برای همه چیز مایه آرامش قرار داده است » .(3)
وَ جَعَلْنا نَوْمَکُمْ سُباتا : و خواب شما را مایه آرامشتان قرار دادیم. (1)
« سُبات » از ماده « سَبْت » در اصل به معنی "قطع کردن" است و سپس بهمعنی "تعطیل کار به منظور استراحت" آمده و اینکه « روز شنبه » در لغت عرب « یَوْمُ السَّبْت » نامیده شده ، به خاطر آن است که این نامگذاری متأثر از برنامههای یهود بوده که روز شنبه را روز تعطیلی میدانستند .
تعبیر به « سُبات » اشاره لطیفی به تعطیل قسمتهای قابل توجهی از فعالیتهای
جسمی و روحی انسان در حال خواب است و همین تعطیل موقت سبب استراحت و
1) 9 / نبأ.
بازسازی اعضای فرسوده ، تقویت روح و جسم ، تجدید نشاط انسان ، دفع هرگونه خستگی و ناراحتی و بالاخره آمادگی برای تجدید فعالیت میشود .
با اینکه یک سوم زندگی انسان را « خواب » فراگرفته و همیشه انسان با این مسأله مواجه بوده ، هنوز اسرار خواب به خوبی شناخته نشده است و حتی اینکه چه عاملی سبب میشود که در لحظه معینی بخشی از فعالیتهای مغزی از کار بیفتد و سپس پلک چشمها بر هم آمده و تمام اعضای تن در سکون و سکوت فرورود ، هنوز به درستی روشن نیست .
« خواب » نقش عظیمیدر سلامت انسان دارد وبه همین دلیل روانپزشکان تلاش میکنند که خواب بیماران خود را به صورت عادی تنظیم کنند ، چراکه بدون آن تعادل روانی آن ممکن نیست .
افرادیکه بهصورت طبیعی نمیخوابند ، افرادی پژمرده ، عصبانی ،
افسرده ، غمگین و ناراحتند و به عکس کسانی که از خواب معتدلی بهرهمندند ، به هنگامی که بیدار میشوند ، نشاط و توان فوقالعادهای در خود میبینند .
مطالعه بعد از یک خواب آرامبخش، بسیار سریع پیش میرود و کارهای فکری و جسمی بعدازچنین خوابیهمیشهقرینموفقیتاست و اینهاهمهبیانگر نقش پراهمیت خواب در زندگی انسان است .
البتهآنچهدرباره اهمیتخواب گفتهشد، منظورازآن یکخوابمتعادل و مناسب استوگرنهپرخوابیمانندپرخوریازصفاتزشتوموجببیماریهایمختلف است.
و عجیب اینکه مقدار خواب طبیعی برای انسانها یکسان نیست و هیچگونه حد معینی برای آن نمیتوان در نظر گرفت و لذا هر کس باید با تجربه ، نیاز خویش را به خواب با توجه به میزان فعالیتهای جسمی و روحی خود دریابد .
و عجیبتر اینکهبههنگام بروز حوادث سختکه انسان ناچار است مدتها بیدار بماند،
مقاومت انساندربرابربیخوابی،موقتاافزایشمییابد،خوابازسرانسانمیپرد و گاه بهحداقل لازم یعنییکیادوساعت میرسدولیبسیاردیدهشدهکهاینکمبودبههنگامعادی شدناوضاع، جبرانمیگردد و جسم و روحانسان طلب خودرا از خواب بازمیستاند.
وَ جَعَلْنَا اللَّیْلَ لِباسا : و شب را پوششی ( برای شما ).(1)
پرده شب ، لباس و پوششی است بر اندام زمین و تمام موجودات زندهای که روی آن زیست میکنند ، فعالیتهای خستهکننده زندگی را به حکم اجبار تعطیل میکند و تاریکی را که مایه سکون و آرامش و استراحت است ، بر همهچیز مسلط میسازد ، تا اندامهای فرسوده مرمت گردد و روح خسته تجدید نشاط کند ، چراکه خواب آرام جز در تاریکی میسر نیست .
1) 10 / نبأ.
از این گذشته با فروافتادن پرده شب ، نور آفتاب برچیده میشود که اگر به طور مداوم بتابد ، تمام گیاهان و حیوانات را میسوزاند و زمین جای زندگی نخواهد بود . قابلتوجه اینکه درقرآن مجید به بسیاری از موضوعات مهم ، یک بار قسم یاد شده ، در حالی که به « شب » ، 7 بار سوگند یاد شده است . و میدانیم سوگند به امور مهم یاد میشود و این خود نشانه اهمیت پرده ظلمت شب است .
آنها که شب را با نور مصنوعی روشن میسازند و تمام شب را بیدارند و بهجای آن روز را میخوابند ، افرادی رنجور و ناسالم و فاقد نشاط میباشند .
در روستاها که به عکس شهرها شب زود میخوابند و صبح زود برمیخیزند ، مردمی سالمتر زندگی میکنند . شب ، منافع جنبی نیز دارد چراکه سحرگاهانش بهترین وقت برای راز و نیاز به درگاه محبوب و عبادت و خودسازی و تربیت نفوس است ، همانگونه که قرآن مجید در توصیف پرهیزگاران میگوید : « وَ بِالاَْسْحارِ
هُمْ یَسْتَغْفِروُن : آنها در سحرگاهان استغفار میکنند » ( 18 / ذاریات ). (1)
وَ اللّهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ بُیُوتِکُمْ سَکَنا وَ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ جُلُودِ الاَْنْعامِ بُیُوتا تَسْتَخِفُّونَها یَوْمَ ظَعْنِکُمْ وَیَوْمَ اِقامَتِکُمْ وَ مِنْ اَصْوافِها وَ اَوْبارِها وَ اَشْعارِهااَثاثا وَ مَتاعا اِلی حینٍ : و خدا برای شمااز خانههایتان محلسکونت ( و آرامش ) قرار داد و از پوست چهارپایان نیز برای شما خانههایی قرار داد که کوچ کردن و روز اقامتتان به آسانی میتوانید آنها را جا به جا کنید و از پشم و کرک و مویآنها اثاث و متاع (وسایل مختلف زندگی) تا زمان معینی قرار داد. (2)
کلمه « بُیُوت » جمع « بیت » به معنی اطاق یا خانه است و ماده « بیتوته » که این کلمه از آن گرفته شده است در اصل به معنی توقف شبانه میباشد و از آنجا که انسان از اطاق و خانه خود بیشتر برای آرامش در شب استفاده میکند ، کلمه « بیت » به آن اطلاق شده است .
همانگونه که در آغاز این سوره گفتیم یکی از نامهای این سوره ، سوره نعمتها استبهخاطراینکهبهنعمتهایگوناگونمادیومعنویپروردگارکهبالغبرپنجاهنعمت میشود در اینسوره اشارهشده است، تا همدلیلی برشناساییذات پاک او باشد و هم انگیزهای بر شکر نعمتش .
و حقا نعمت مسکن از مهمترین نعمتهایی است که تا آن نباشد ، بقیه گوارا نخواهد بود .
توجه به این نکته لازم است که قرآن نمیگوید : خانه شما را محل سکونتتان قرار
داد بلکه با ذکر کلمه « مِنْ » که برای تبعیض است میگوید : قسمتی از خانه و اطاقهای شما را محل سکونت قرارداد و این تعبیر کاملاً دقیقی است چرا که یک خانه کامل خانهای است که دارای مرافق مختلف باشد از محل سکونت گرفته تا محل توقف مرکب و انبار برای ذخیرههای لازم و سایر نیازمندیها .
و بهدنبالذکرخانههای ثابت سخن از خانههای سیّاربهمیانمیآوردومیگوید:« خداوند برایشما ازپوستچهارپایانخانههایی قرارداد: وَجَعَلَلَکُمْمِنْجُلُودِالاَْنْعامِبُیُوتا» (1)
1) گرچه در عصر و زمان ما خیمههایی که از پوست بسازند کم است ، ولی آیه فوق نشان میدهد که در آن عصر و زمان خیمههای چرمی از بهترین خیمهها محسوب میشده که قرآن نخست روی آن انگشت گذارده است ، شاید به این دلیل که در برابر بادهای سوزان بیابانهای حجاز اینگونه خیمهها از همه امنتر بوده است
« خانههایی که بسیار سبک و کم وزن است و به هنگام کوچ کردن و موقع اقامت به آسانی آن را جابهجا میکنید : تَسْتَخِفُّونَها یَوْمَ ظَعْنِکُمْ وَ یَوْمَ اِقامَتِکُمْ » .
علاوه بر این از پشمها و کرکها و موهای این چهارپایان برای شما ، اثاث و متاع و وسایل مختلف زندگی تا زمان معینی قرارداد : « وَ مِنْ اَصْوافِها وَ اَوْبارِها وَ اَشْعارِها اَثاثا وَ مَتاعا اِلی حینٍ » .
میدانیم موهایی کهبر بدن چهارپایان میرویدبعضی کاملاً خشن است ، مانند موهای بز که عرب آن را « شَعْر » میگوید ( و جمع آن اَشْعار است ) و گاهی کمی نرمتر است که آن را پشم میگوییم و عرب آن را « صُوف » مینامد ( و جمع آن اَصْواف است ) و گاهی از آن هم نرمتر است که آن را « کرک » مینامیم که عرب آن را « وَبَر » جمع آن اَوْبار میگوید بدیهی است این تفاوت ساختمان موها سبب میشود که از هرکدام برای مصرف خاصی استفاده شود ، از
یکی فرش درست کنند ، از دیگری لباس ، از دیگری خیمه و مانند آن .
(52) شادی و آرامش
در اینکه منظور از « اثاث » و « متاع » در آیه چیست مفسران احتمالاتی دادهاند : روی هم رفته « اثاث » به معنی وسایل خانه است و در اصل از ماده « اثّ » به معنی کثرت و درهم پیچیدگی گرفته شده و از آنجا که وسایل خانه معمولاً زیاد است به آن اثاث گفتهاند .
« متاع » به هرگونه چیزی میگویند که انسان از آن متمتّع و بهرهمند میشود (بنابراین هر دو تعبیر یک مطلب را از دو زاویه مختلف نشان میدهد) .
و با توجه به آنچه گفته شد ذکر این دو تعبیر پشت سرهم ممکن است اشاره به این باشد که شما میتوانید از پشم و کرک و موی چهارپایان ، وسایل زیادی برای خانه خود فراهم سازید و از آن متمتّع گردید .
برای کلمه « اِلی حینٍ » نیز تفسیرهای متعددی ذکر کردهاند ، اما ظاهرا منظور این
است که در این جهان و تا پایان زندگی از این وسایل بهره میگیرید ، اشاره به اینکه عمرزندگیاینجهان و وسایل و ابزارآن جاوداننیست و هرچهباشد محدوداست. (1)
وَ مِنْ ایاتِهِ اَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ اَزْواجا لِتَسْکُنُوا اِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً اِنَّ فی ذلِکَ لاَیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّروُنَ
و از نشانههای او اینکه همسرانی از جنس خود شما برای شما آفرید تا در کنار آنها آرامش یابید و در میانتان مودّتو رحمت قرار داد ، در این نشانههایی است برای گروهی که تفکر میکنند. (2)
این آیه نیز بخش دیگری از آیات انفسی را که در مرحله بعد از آفرینش انسان قرار دارد ، مطرح کرده است .
قرآن در این آیه هدف از ازدواج را سکونت و آرامش قرار داده است و با تعبیر پرمعنی « لِتَسْکُنُوا » مسائل بسیاری را بیان کرده و نظیر این معنی در آیه 189 سوره اعراف نیز آمده است .
بهراستی وجود همسران با این ویژگیها برای انسانها که مایه آرامش زندگی آنها است ، یکی از مواهب بزرگ الهی محسوب میشود .
اینآرامشازاینجاناشیمیشودکه ایندو جنسمکملیکدیگر و مایه شکوفایی و نشاط و پرورش یکدیگر میباشند، بهطوریکه هریک بدوندیگری ناقص است و طبیعیاستکه میان یکموجود و مکمل وجوداو، چنینجاذبهنیرومندیوجود داشته
باشد. و ازاینجامیتوان نتیجهگرفت آنهاکهپشت پا بهاینسنتالهی میزنند، وجود
ناقصیدارند،چراکه یکمرحلهتکاملی آنهامتوقفشده (مگرآنکهبهراستی شرایط خاص و ضرورتی ایجاب تجرّد نماید) . بههرحال این آرامش و سکونت هماز نظرجسمی است و هم از نظر روحی ، هم از جنبه فردی و هم اجتماعی . بیماریهایی که بهخاطر ترک ازدواج برای جسم انسان پیش میآید ، قابل انکار نیست . همچنین عدم تعادل روحی و ناآرامیهای روانی که افراد مجرد با آن دست به گریبان هستند ، کم و بیش بر همه روشن است . از نظر اجتماعی افراد مجرد کمتر احساس مسؤولیت میکنند و بههمین جهت انتحار و خودکشی در میان مجردان بیشتر دیده میشود و جنایات هولناک نیز از آنها بیشتر سر میزند . هنگامی که انسان از مرحله تجرّد به مرحله زندگی خانوادگی گام میگذارد ، شخصیت تازهای در خود مییابد و احساس
مسؤولیت بیشتری میکند و این است معنی احساس آرامش در سایه ازدواج. (1)
در ذیل آیه مورد بحث دو جمله خواندیم که هر کدام بیانگر یکی از عوامل « سکینه » و آرامش مؤمنان است : نخست جمله « وَ لِلّهِ جُنُودُ السَّمواتِ وَ اْلاَرْضِ » ( لشکریان آسمانها و زمین از آن خدا و تحت فرمان اویند ) سپس جمله « وَ کانَ اللّهُ عَلیما حَکیما » ( خداوند علیم و حکیم است ) .
اولی به انسان میگوید اگر با خدا باشی تمام قوای زمین و آسمان با تو است و دومی به او میگوید : خداوند هم نیازها و مشکلات و گرفتاریهای تو را
1) تفسیر جوان 27 جلدی، دکتر محمّد بیستونی، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، جلد16، صفحه265 تا268.
میداند و هم از تلاشها و کوششها و اطاعت و بندگی تو باخبر است .
باایمان به این دو اصل چگونه ممکن است آرامش خاطر بر وجود انسان حاکم نگردد ؟ (1)
لَیْسَ لَها مِنْ دُونِ اللّهِ کاشِفَةٌ
و هیچکسجزخدانمیتواندشدائدآنرابرطرفسازد(2)
«کاشِفَة»دراینجابهمعنیبرطرفکنندهشدایداست.
به هر حال حاکم و مالک و صاحب قدرت در روز قیامت ( و همیشه ) خدا است ، اگر نجات میخواهید ، دست به دامن لطف او زنید و اگر آرامش میطلبید ،
در سایه ایمان به او قرار گیرید. (1)
1 گاهی اضطراب و نگرانی به خاطر آینده تاریک و مبهمی است که در برابر فکر انسان خودنمایی میکند ، احتمال زوال نعمتها ، گرفتاری در چنگال دشمن ، ضعف و بیماری و ناتوانی و درماندگی و احتیاج ، همه اینها آدمی را رنج میدهد ، اما ایمان به خداوند قادر متعال ، خداوند رحیم و مهربان ، خدایی که همواره کفالت بندگانخویش را برعهدهدارد میتواند اینگونه نگرانیهارا ازمیانببرد و به او آرامش دهد که تو در برابر حوادث آینده درمانده نیستی، خدایی داری توانا، قادر و مهربان .
1) تفسیر جوان 27 جلدی، دکتر محمّد بیستونی، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، جلد 22، صفحه 384.
2 گاه گذشته تاریک زندگی ، فکر انسان را به خود مشغول میدارد و همواره او را نگران میسازد ، نگرانی از گناهانی که انجام داده ، از کوتاهیها و لغزشها ، اما توجه به اینکه خداوند ، غفار ، توبهپذیر و رحیم و غفور است ، به او آرامش میدهد ، به او میگوید : عذر تقصیر به پیشگاهش بر ، از گذشته عذرخواهی کن و در مقام جبران برآی ، که او بخشنده است و جبران کردن ممکن .
3 ضعف و ناتوانی انسان در برابر عوامل طبیعی و گاه در مقابل انبوه دشمنان داخلی و خارجی ، او را نگران میسازد که من در برابر این همه دشمن نیرومند در میدان جهاد چه کنم و یا در مبارزات دیگر چه میتوانم انجام دهم ؟ اما هنگامی که به یاد خدا میافتد و متکی به قدرت و رحمت او میشود ، قدرتی که برترین قدرتها است و هیچ چیز در برابر آن یارای مقاومت ندارد ، قلبش آرام میگیرد ، با خود میگوید : آری من تنها نیستم ، من در سایه خدا ، بینهایت قدرت دارم .
قهرمانیهای مجاهدان راه خدا در جنگها ، چه در گذشته ، چه در حال و سلحشوریهای اعجابانگیز و خیره کننده آنان ، حتی در آنجایی که تک و تنها بودهاند ، بیانگر آرامشی است که در سایه ایمان پیدا میشود .
هنگامی که با چشم خود میبینیم و با گوش میشنویم که افسر رشیدی پس از یک نبرد خیره کننده ، بینایی خود را به کلی از دست داده و با تنی مجروح به روی تخت بیمارستان افتاده اما با چنان آرامش خاطر و اطمینان سخن میگوید که گویی خراشی بر بدن او هم وارد نشده است ، به اعجاز آرامش در سایه ذکر خدا پی میبریم .
4 گاهی نیز ریشه نگرانیهای آزار دهنده انسان ، احساس پوچی زندگی و بیهدف بودن آن است ، ولی آن کسی که به خدا ایمان دارد و مسیر تکاملی زندگی را به عنوان یک هدف بزرگ پذیرفته است و تمام برنامهها و حوادث زندگی را در همین خط میبیند ، نه از زندگی احساس پوچی میکند و نه همچون افراد بیهدف و
مردد ، سرگردان و مضطرب است .
5 عامل دیگر نگرانی آن است که انسان گاهی برای رسیدن به یک هدف زحمت زیادی را متحمل میشود ، اما کسی را نمیبیند که برای زحمت او ارج نهد و قدردانی و تشکر کند ، این ناسپاسی او را شدیدا رنج میدهد و در یک حالت اضطراب و نگرانی فرو میبرد ، اما هنگامی که احساس کند کسی از تمام تلاشها و کوششهایش آگاه است و به همه آنها ارج مینهد و برای همه پاداش میدهد دیگر چهجای نگرانی و ناآرامی است؟
6 سوءظنها و توهّمها و خیالات پوچ یکی دیگر از عوامل نگرانی است که بسیاری از مردم در زندگی خود از آن رنج میبرند، ولی چگونهمیتوان انکارکردکه توجه بهخدا و لطفبیپایان او و دستور به حسنظن که وظیفه هر فرد باایمانی است این حالت رنج آور را از بین میبرد و آرامش و اطمینان جای آن را میگیرد .
7 دنیاپرستی و دلباختگی در برابر زرق و برق زندگی مادی یکی از بزرگترین عوامل اضطراب و نگرانی انسانها بوده و هست ، تا آنجا که گاهی عدم دستیابی به رنگ خاصی از لباس یا کفش و کلاه و یا یکیدیگر از هزاران وسایلزندگی ساعتها و یا روزها و هفتهها فکر دنیاپرستان را ناآرام و مُشَوَّش میدارد .
اما ایمان به خدا و توجه به آزادگی مؤمن که همیشه با « زهد و پارسایی سازنده » و عدم اسارت در چنگال زرق و برق زندگی مادی همراه است به همه این اضطرابها پایان میدهد ، هنگامی که روح انسان « علیوار » آنگونه وسعت یابد که بگوید : « دُنْیاکُمْ هذِه اَهْوَنُ عِنْدی مِنْ وَرَقَةٍ فی فَمِ جَرادَةٍ تَقْضِمُها : دنیای شما در نظر من بیارزشتراز برگ درختی است که در دهان ملخی باشد که آن را
میجود » (1). نرسیدن به یک وسیله مادی یا از دست دادن آن چگونه امکان دارد آرامش روح آدمی را بر هم زند و طوفانی از نگرانی در قلب و فکر او ایجاد کند .
8 یک عامل مهم دیگر برای نگرانی ترس و وحشت از مرگ است که همیشه روح انسانها را آزار میداده است و از آنجا که امکان مرگ تنها در سنین بالا نیست بلکه درسنین دیگر مخصوصا بههنگام بیماریها، جنگها، ناامنیها وجوددارد، این نگرانیمیتواند عمومیباشد .
ولی اگر ما از نظر جهان بینی مرگ را به معنی فنا و نیستی و پایان همه چیز بدانیم ( همانگونه که مادیون جهان میپندارند ) این اضطراب و نگرانی کاملاً
به جا است و باید از چنین مرگی که نقطه پایان همه آرزوها و موفقیتها
1) « نهج البلاغه » ، خطبه 224 .
و خواستهای انسان است ترسید ، اما هر گاه در سایه ایمان به خدا مرگ را دریچهای به یک زندگی وسیعتر و والاتر بدانیم و گذشتن از گذرگاه مرگ را همچون عبور از دالان زندان و رسیدن به یک فضای آزاد بشمریم دیگر این نگرانی بیمعنیاست بلکهچنینمرگی، هرگاه درمسیرانجاموظیفه بوده باشد دوستداشتنی و خواستنی است .
البته عوامل نگرانی منحصر به اینها نیست بلکه میتوان عوامل فراوان دیگری برای آن نیز شمرد، ولی باید قبول کرد که بیشتر نگرانیها به یکی از عوامل فوق بازمیگردد.
و هنگامیکه دیدیم این عوامل در برابر ایمان به خدا ذوب و بیرنگ و نابود میگردد تصدیق خواهیم کرد که یاد خدا مایه آرامش دلها است « اَلا بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ » .
اَلَّذینَ ءَامَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللّهِ اَلا بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ
آنها کسانی هستند که ایمان آوردهاند و دلهایشان بهیادخدا مطمئن (و آرام) است، آگاه باشید با یاد خدا دلها آرامش مییابد. (1)
همیشه اضطراب و نگرانی یکی از بزرگترین بلاهای زندگی انسانها بوده و هست و عوارض ناشی از آن در زندگی فردی و اجتماعی کاملاً محسوس است .
همیشه آرامش یکی از گمشدههای مهم بشر بوده و به هر دری میزند تا آن را پیدا کند و اگر تلاش و کوشش انسانها را در طول تاریخ برای پیدا کردن آرامش از طرق «صحیح» و « کاذب » جمع آوری کنیم خود کتاب بسیار قطوری را تشکیل میدهد .
1) 28 / رعد.
بعضی از دانشمندان میگویند : به هنگام بروز بعضی از بیماریهای واگیردار همچون « وبا » از هر ده نفر که ظاهرا به علت وبا میمیرند اکثر آنها به علت نگرانی و ترساست و تنها اقلیتی از آنها حقیقتا به خاطر ابتلای به بیماری وبا از بین میروند .
به طور کلی « آرامش » و « دلهره » نقش بسیار مهمی در « سلامت » و « بیماری » فرد و جامعه و سعادت و بدبختی انسانها دارد و چیزی نیست که بتوان از آن به آسانی گذشت و به همین دلیل تاکنون کتابهای زیادی نوشته شده که موضوع آنها فقط نگرانی و راه مبارزه با آن و طرز به دست آوردن آرامش است .
تاریخ بشر پر است از صحنههای غمانگیزی که انسان برای تحصیل آرامش به هر چیز دست انداخته و در هر وادی گام نهاده و تن به انواع اعتیادها داده است .
ولی قرآن با یک جمله کوتاه و پرمغز ، مطمئنترین و نزدیکترین راه را نشان داده و میگوید : « بدانید که یاد خدا آرامبخش دلها است » .
« ذِکْر » همانگونه که « راغب » در « مفردات » گفته است : گاهی به معنی حفظ مطالب و معارف آمده است با این تفاوت که کلمه « حفظ » بهآغاز آن گفتهمیشود و کلمه « ذکر » بهادامه آن و گاهی بهمعنی یادآوری چیزی بهزبان یا بهقلب است، لذا گفتهاند ذکر دوگونه است: «ذکرقلبی» و «ذکرزبانی» و هریک از آنها دوگونه است یا پسازفراموشیاست و یابدونفراموشی.
و به هر حال منظور در آیه فوق از ذکر خدا که مایه آرامش دلها است تنها این نیست که نام او را بر زبان آورد و مکرر تسبیح و تهلیل و تکبیر گوید ، بلکه منظور آن است که با تمام قلب متوجه او و عظمتش و علم و آگاهیش و حاضر و ناظر بودنش گردد و این توجه مبدأ حرکت و فعالیت در وجود او به سوی جهاد و تلاش و نیکیها گردد و میان او و گناه سد مستحکمی ایجاد کند ، این است حقیقت
« ذکر » که آن همه آثار و برکات در روایات اسلامی برای آن بیان شده است .
در حدیث میخوانیم که از وصایایی که پیامبر به علی فرمود این بود : « یا عَلِیُّ ثَلاثٌ لا تُطیقُها هذِهِ الاُْمَّةُ الْمُواساتُ لِلاَْخِ فی مالِه وَ اِنْصافُ النّاسِ مِنْ نَفْسِه وَ ذِکْرُ اللّهِ عَلی کُلِّ حالٍ وَ لَیْسَ هُوَ سُبْحانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُلِلّهِ وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ وَ اللّهُ اَکْبَرُ وَ لکِنْ اِذا وَرَدَ عَلی ما یَحْرُمُ عَلَیْهِ خافَ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ عِنْدَهُ وَ تَرَکَهُ :
ای علی سه کار است که این امت طاقت آن را ندارند ( و از همه کس ساخته نیست ) مواسات با برادران دینی در مال و حق مردم را از خویشتن دادن و یاد خدا در هر حال ، ولی یاد خدا ( تنها ) سُبْحانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُلِلّهِ وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ وَ اللّهُ اَکْبَرُ نیست ، بلکه یاد خدا آن است که هنگامی که انسان در برابر حرامی قرار میگیرد
از خدا بترسد و آن را ترک گوید »(1)
شادی و آرامش (69)
در حدیث دیگری میخوانیم علی فرمود : « اَلذِّکْرُ ذِکْرانِ : ذِکْرُ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِنْدَ الْمُصیبَةِ وَ اَفْضَلُ مِنْ ذلِکَ ذِکْرُ اللّهِ عِنْدَما حَرَّمَاللّهُ عَلَیْکَ فَیَکُونَ حاجِزا : ذکر دو گونه است : یاد خدا کردن بههنگام مصیبت( و شکیبایی و استقامتورزیدن ) و از آن برتر آن است که خدا را در برابر محرمات یاد کند و میان او و حرام سدی ایجاد نماید » (2)
و به همین دلیل است که در بعضی از روایات ذکر خداوند به عنوان یک سپر و وسیله دفاعی شمرده شده است ، در حدیثی از امام صادق میخوانیم که روزی
پیامبر رو بهیارانش کرد و فرمود: « اِتَّخِذُوا جُئَنا فَقالُوا یا رَسُولَ اللّهِ اَمِنْ عَدُوٍّ قَدْ اَظَلَّنا ؟ قالَ لا وَ لکِنْ مِنَ النّارِ قُولُوا سُبْحانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُلِلّهِ وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ وَ اللّهُاَکْبَرُ: سپرهایی برایخود فراهمکنید عرض کردند : ای رسول خدا صلیاللهعلیهوآله آیا در برابر دشمنان که اطراف ما را احاطه کرده و بر ما سایه افکندهاند ؟ فرمود : نه ، از آتش ( دوزخ ) بگویید : سُبْحانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُلِلّهِ وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ وَ اللّهُ اَکْبَرُ " خدا را به پاکی بستایید و بر نعمتهایش شکرگویید و غیر ازاو معبودی انتخاب نکنید و او را از همه چیز برتر بدانید" ».(1)
و اگر میبینیم در پارهای از احادیث، پیامبر بهعنوان «ذِکْرُ اللّهِ» معرفی شده، نیز بهخاطر آناستکه او مردمرا بهیاد خدامیاندازد و تربیتمیکند. از امام صادق
1) « سفینة البحار » ، جلد 1 ، صفحه 484 .
در تفسیر « اَلا بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ » نقل شده است که فرمود : « بِمُحَمَّدٍ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ وَ هُوَ ذِکْرُ اللّهِ وَ حِجابُهُ : به وسیله محمّد دلها آرامشمیپذیرد و اواست ذکرخدا و حجاب او » .
وَ لَقَدْ نَعْلَمُ اَنَّکَ یَضیقُ صَدْرُکَ بِما یَقُولُونَ : ما میدانیم سینه تو از آنچه آنها میگویند تنگ میشود (و تو را سخت ناراحت میکنند). (1)
فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَ کُنْ مِنَ السّاجِدینَ
(برایدفعناراحتیآنان)پروردگارتراتسبیحوحمدگووازسجدهکنندگانباش.(2)
در زندگی انسان همیشه مشکلاتی بوده و هست و این طبیعت زندگی دنیا است و
هرقدر انسان بزرگتر باشد این مشکلات بزرگتر است و از این رو میتوان به عظمت مشکلاتی که پیامبر در آن دعوت بزرگش با آن روبرو بود پی برد .
ولی میبینیم خداوند به پیامبرش دستور میدهد که برای کسب نیرو و سعه صدر بیشتر در برابر انبوه این مشکلات ، به تسبیح پروردگار و نیایش و سجده برآستانش رویآورد، ایننشان میدهد که عبادت اثر عمیقی در تقویت روح و ایمان و اراده آدمی دارد .
از روایات مختلف نیز استفاده میشود که پیشوایان بزرگ هنگامیکه با بحرانها و مشکلاتعظیم روبرومیشدند بهدر خانه خدا میرفتند و در پرتو عبادتش آرامش و نیرو مییافتند .
وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتّی یَأْتِیَکَ الْیَقینُ : و پروردگارت را عبادت کن تا یقین
( مرگ ) فرا رسد . (1)
منظور از«یَقینُ»دراینجا همان مرگاست و به این جهت مرگ ، یقین نامیده شده که یک امر مسلم و انسان درهر چیز شککند در مرگنمیتواند تردید بهخود راهدهد.
و یا اینکه به هنگام مرگ پردهها کنار میرود و حقایق در برابر چشم انسان آشکار میشود و حالت یقین برای او پیدا میگردد .
در سوره مدّثر آیه 46 و 47 از قول دوزخیان میخوانیم : « وَ کُنّا نُکَذِّبُ بِیَوْمِ الدّینِ حَتّی أَتانَا الْیَقینُ : ما همواره روز رستاخیز را تکذیب میکردیم تا این که یقین
1) 99 / حجر.
(مرگ ما)فرارسید » .
از اینجا روشن میشود که آنچه از بعضی از صوفیه نقل شده که آیه فوق را
دستاویزی برای ترک عبادت قرار دادهاند و گفتهاند آیه میگوید : « عبادت کن تا زمانی که یقین فرارسد ، بنابراین بعد از حصول یقین نیازی به عبادت نیست » .
گفتاربیاساس و بیپایهای است، چراکه اولاً: بهشهادت بعضیازآیاتقرآنکه در بالا اشاره کردیم یقین به معنی مرگ است ، که هم برای مؤمنان و هم برای دوزخیان ، برای همه خواهد بود .
ثانیا : مخاطب به این سخن ، پیامبر صلیاللهعلیهوآله است و مقام یقین پیامبر بر همه محرز است آیا کسی میتواند ادعا کند که دارای مقام یقین از نظر ایمان نبوده است .
ثالثا : تواریخ متواتر نشان میدهد که پیامبر صلیاللهعلیهوآله تا آخر ساعات عمرش عبادت را ترک نگفت و علی در محراب کشته شد و همچنین سایر امامان .(1)
1) تفسیر جوان 27جلدی، دکتر محمّدبیستونی، انتشارات دارالکتبالاسلامیه، جلد 11، صفحه 98 تا 101.
وَ مَنْ اَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَاِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکا وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیمَةِ اَعْمی
و هرکس از یاد من روی گردان شود زندگی تنگ ( و سختی )خواهد داشت و روز قیامت او را نابینا محشور میکنیم.(1)
« ضَنْک » به معنی سختی و تنگی است ، این کلمه همیشه به صورت مفرد به کار میرود و تثنیه و جمع و مؤنث ندارد .
گاه میشود درهای زندگی به روی انسان به کلی بسته میشود و دست به هر کاری میزند با درهای بسته رو به رو میگردد و گاهی به عکس به هر جا روی میآورد خود را در برابر درهای گشوده میبیند ، مقدمات هر کار فراهم است و بن بست و گرهی در
1) 124 / طه.
برابر او نیست ، از این حال تعبیر به وسعت زندگی و از اولی به ضیق یا تنگی معیشت تعبیر میشود، منظور از « مَعیشَةً ضَنْک » که در آیات بالا آمد نیز همین است .
راستیچرا انسانگرفتار اینتنگناهامیشود، قرآنمیگوید: عاملاصلیش اعراض از یادحق است. یادخدا مایهآرامش جان و تقوا و شهامتاست و فراموش کردن او مایه اضطراب و ترس و نگرانی است .
در روایاتاسلامی میخوانیم که از امام صادق پرسیدند منظور از آیه « مَنْ اَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَاِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکا » چیست ؟ فرمود : « اعراض از ولایت امیرمؤمنان علی است »(1)آری آنکسکه الگوی خودرا اززندگی علی بگیرد همان ابرمردیکه تمامدنیا درنظرش ازیک برگدرخت کم ارزشتر بود ،
1) « نور الثقلین » ، جلد 3 ، صفحه 405 .
آنچنان به خدا دل ببندد که جهان در نظرش کوچک گردد، او هرکس باشد، زندگی گشاده و وسیعیخواهدداشت، اماآنهاکهاینالگورافراموشکنند درهرشرایط گرفتار معیشت ضنک هستند.(1)
آرامش حالتی است که تألمات روحی در انسان به کمترین حدّ خود میرسد و بر اثر مسرّت باطنی انسان آشکار میگردد و انسان برای لحظهای از قید غمها آزاد میشود . آرامش ، احساس مثبتی است که از حسّ رضایتمندی
1) تفسیرجوان 27جلدی، دکتر محمّدبیستونی، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، جلد 13، صفحه 245 تا 247 .
و پیروزی به دست میآید .(1)و اضطراب نقطه مقابل حالت مذکور است .
اضطراب و نگرانی حالتها و انواع مختلفی دارد و در اثر عوامل مختلفی به وجود میآیند . اضطراب و افسردگی در اثر عدم تعادل بین نوعی از مواد شیمیایی مغز به نام (ناقلهای عصبی) بوجود میآیند ، برای هر فرد ترکیب پیچیده و خاصی از یک سری عوامل وجوددارد که با هم جمع میشوند تا در هر زمان نگرانی و اضطراب را ایجاد کنند یا از بین ببرند . گاهی میتوان یک حادثه بخصوص را عامل
ظاهرشدن ناگهانی اضطراب یا افسردگی دانست ، اما غالبا بدون اینکه دلیل خاصی وجود داشته باشد ، فردی مضطرب و یا افسرده میشود که سبب کاهش انگیزه انسان
1) جان مارشال ریو ، انگیزش و هیجان ، ترجمه : سید یحیی محمدی ، صفحه 367 .
میگردد و همچنین انرژی و علاقه فرد به همه چیز کاهش مییابد و همه چیز در نظر فرد بی فایده و ناامید کننده به نظر میرسد . عواطف انسان نیز تحت تأثیر این اضطراب و افسردگی قرار میگیرند . احساس خلأ و پوچی ، ناراحتی ، انزواطلبی ، شرم ، خودکمبینی و گناهکاری معمولاً افراد مضطرب و افسرده را رنج میدهد ، خلق و خوی چنین افرادی تقریبا همیشه ناراحت و غمگین است و زودرنجی نیز یک مشخصه عمومی این افراد است و معمولاً درباره خود ، زمان حال و آینده ، حالت و تفکر منفی دارند . آنها غالبا با تمرکز و حافظه دچار مشکل هستند و به سختی میتوانند تصمیم بگیرند . با شدید شدن حالت اضطراب یا افسردگی ، احساس بیارزشی و ناامیدی در فرد بوجود میآید ، کسانی که فکر میکنند دنیا دیگر ارزش زندگی کردن را ندارد ، غالبا به فکر خودکشی میافتند و احساس وحشت از پیشآمدی نامعلوم ولی وحشتناک بر آنها چیره میگردد . اضطراب
یا افسردگی میتواند خواب را دچار اختلال کند . عوامل ارثی هم در جای خود اهمیت دارند ، اگر در خانواده و فامیل شما کسانی هستند که افسردگی یا اضطراب داشتهاند ، شما هم آمادگی بیشتری برای پذیرش این صفات دارید . تنهایی حاصل از ناتوانی در برقراری ارتباط با دیگران میتواند به ایجاد اضطراب یا افسردگی کمک کند ، نگرانیهای اقتصادی ، مشکلات قانونی ، شکستهای تحصیلی و اندوه حاصل از مرگ یک عزیز نیز در این روند تأثیر میگذارند . (1)
دستیابیبهاطمینانوآرامشمیتواندعواملگوناگونیداشتهباشد،ولیدررأس همه
1) مبارزه با افسردگی ، دکتر محمد خدایاری فرد ، انتشارات دانشگاه تهران ، صفحه 6 ، چاپ اول .
آنها آگاهی و علم جلوه ویژهای دارد .
1 ایمان به خداوند قادر متعال ، خداوند رحیم و مهربان ، خدایی که کفالت بندگان خویش را برعهده دارد میتواند نگرانی را از بین ببرد و به فرد آرامش دهد که تو در برابر حوادث آینده درمانده نیستی و خدایی داری توانا و دانا ، قادر و مهربان .
2 توجه به اینکه خداوند غفّار ، توبهپذیر و رحیم است به فرد میفهماند که عذر تقصیر به پیشگاه خداوند ببر ، از گذشته عذرخواهی کن و در مقام جبران برآی ، که او بخشنده است و جبران کردن ممکن .
3 وقتی فرد به یاد خدا بیفتد و متکی به قدرت و رحمت او شود ، قدرتی که برترین قدرتهاست و هیچ چیز در برابر آن یارای مقاومت ندارد ، قلبش آرام میگیرد ، با خود میگوید : آری من تنها نیستم ، من در سایه قدرت خدا ، بینهایت قدرت دارم .
4 کسی که به خدا ایمان دارد و مسیر تکاملی زندگی را به عنوان یک هدف بزرگ پذیرفته است و تمام برنامهها و حوادث زندگی را در همین خط میبیند ، نه از زندگی احساس پوچی میکند و نه همچون افراد بیهدف و مردد ، سرگردان است .
5 هنگامی که انسان احساس کند از تمام تلاشها و کوششهایش آگاه است و به همه آنها ارج مینهد و برای همه پاداش میدهد ، هیچ نگرانی و ناآرامی در خویش راه نمیدهد .
6 توجه به خدا و لطف بیپایان او و دستور به حسن ظن که وظیفه هر فرد باایمانی است ، حالت سوء ظن و توهم و خیالات را از بین برده و اطمینان جای آنرامیگیرد.
7 توجه به آزادگی مؤمن که همیشه با زهد و پارسایی سازنده و عدم اسارت در چنگال زرق و برق زندگی مادی همراه اوست ، آرامش را به سراغ انسان میآورد و
هرگونه افسردگی و نگرانی ناشی از توجه به تعلقات زندگی را از او دور میسازد .
8 انسانی که مرگ را دریچهای به یک زندگی وسیعتر و والاتر میداند و آن را به معنی فنا و نیستی و پایان همه چیز نمیداند ، عبور از گذرگاه مرگ را همچون گذشتن از دالان زندان و رسیدن به یک فضای آزاد میشمارد و اطمینان را به جای ترس و اضطرابجایگزینمیکند.) (1)
9 اگر فرد از شروع در کارها ترسان باشد باید خود را در آن کار وارد کند و آرامش را با ترس و تنهایی از آغاز کار تعویض کند ، حضرت علی علیهالسلام برای رفع حالت ترس از آغاز کار میفرماید : «اِذا خَفَّتْ مِنْ شیءٍ فَقَعَ فیهِ : از هر چه
1) تفسیر جوان 27 جلدی، دکتر محمّد بیستونی، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، چاپ اول ، جلد 10، صفحه 221.
میترسی خود را در آن بینداز» که ترس هر چیز ، بیش از خود آن است . (1)
به هر حال اضطراب و افسردگی ممکن است از راههای گوناگون بر آدمی چیره شود و در روح و جسم رخنه نماید و زندگی فرد را تحت تأثیر خویش قرار دهد تا جایی که انسان با برخورد به کوچکترین مسائل در زندگی راه را از چاه نشناسد و با ترس و اضطراب راه غلط را بر دست ترجیح دهد و خود را در معرض هزاران پستی و بلندی ناشی از عدم انتخاب راه صحیح قرار دهد . و در مقابل کسب اطمینان و آرامش از راههای صحیح آن علاوه بر اینکه قلب آدمی را از هرگونه ترس و یأس و ناامیدی تهی مینماید ، شور و شوقی صدچندان را برای انجام کارها با متانت و صبر حاصل
1) تفسیر جوان 27 جلدی، دکتر محمّد بیستونی، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، چاپ نهم ، جلد 6، صفحه 233.
میکند . در این مجال راههای کسب آرامش صحیح که برگرفته از آیات قرآن کریم و فرمودههای معصومین علیهمالسلام میباشد ، بیان میگردد ، راههایی که انجامشان لذتی دارد که اگر کسی آنها را تجربه نماید ، نه تنها ناامید نمیشوند ، بلکه اشتیاقش به انجام چندباره و دائمی آنها دوچندان میگردد و دیگر اضطراب و افسردگی برایش معنایی نخواهد داشت .
در زمان پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله کفار که در دلهای خود نخوت و خشم جاهلیت را قرار داده بودند ، مانع ورود پیامبر و مؤمنان به خانه خدا و انجام مراسم عمره و قربانی شدند و گفتند اگر اینها که در میدان جنگ با پدران و برادران ما ، آنها را کشتهاند ، وارد سرزمین مکه شوند و سالم برگردند ، عرب درباره ما چه خواهد گفت و چه اعتبار و حیثیتی برای ما باقی میماند ؟ این کبر و غرور و تعصب جاهلی حتی مانع از آن شد
که هنگام تنظیم صلحنامه حدیبیه نام خدا را به صورت (بسم اللّه الرحمن الرحیم) بنویسند ، با اینکه آداب و سنن آنها میگفت که زیارت خانه خدا برای همه مجاز و سرزمین مکه امن است ، حتی اگر کسی قاتل پدر خویش را در آن سرزمین یا در مراسم حج و عمره میدید ، نباید مزاحم او میشد ، آنها با این عمل خود هم احترام خانه خدا و حرم امن او را شکستند و هم سنتهای خود را زیر پا گذاشتند و هم پرده ضخیمی میان خود و حقیقت کشیدند و چنین است اثراتمرگبار حمیّتهایجاهلیت، اینجاست که باید لطف الهی شامل حال مسلمان شود و نه تنها ضعفی در آنها راه نیابد بلکه به مصداق : لِیَزدادُوا ایمانا مَعَ ایمانِهِم : بر قدرت ایمان آنها افزوده شود .
پس خداوند در مقابل ، حالت سکینه و آرامش بر رسول خدا و مؤمنان نازل فرمود : «فَاَ نْزَلَ اللّهُ سَکینَتَه عَلی رَسُوله وَ عَلی الْمُؤْمِنین : این آرامش که مولود ایمان و اعتقاد به خداوند و اعتماد به لطف او بود ، آنها را به خونسردی و تسلط
بر نفس دعوت کرد و آتش خشمشان را فرو نشاند ، تا آنجا که برای حفظ اهداف بزرگ خود حاضر شدند جمله (بسم اللّه الرحمن الرحیم) را که رمز اسلام در شروع کارها بود ، بردارند و به جای آن (بِسْمِکَ اللّهُمَّ) که از یادگارهای دوران گذشته عرب بود ، در آغاز صلحنامه حدیبیه بنگارند و حتی لقب رسول اللّه را از کنار نام گرامی محمد حذف کنند و حاضر شدند برخلاف عشق و علاقه سوزانی که به زیارت خانه خدا و مراسم عمره داشتند ، از همان حدیبیه به سوی مدینه بازگردند ، آری حاضر شدند دندان بر جگر بگذارند و در برابر همه این ناملایمات صبر و شکیبایی به خرج دهند ، چراکه فرهنگ اسلام به سکینه و آرامش و تسلط بر نفس دعوت کننده است .
وَ کانَ اللّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلیما : و خداوند هم که نیات سوء کفار را میداند و پاکدلی مؤمنان راستین را ، بر مؤمنین سکینه و آرامش و تقوا نازل میکند و بر کفار حمیّت جاهلیت را مسلط میسازد ، که خداوند هر قوم و ملتی را به
مقدار شایستگیهایشان مشمول لطف و رحمت خود میسازد یا خشم و غضب .
(88) شادی و آرامش
اِذْجَعَلَالَّذینَ کَفَروُا فیقُلُوبِهِمُ الْحَمِیَّةَ حَمِیَّةَالْجاهِلِیَّةِ فَاَنْزَلَ اللّهُ سَکینَتَهُ عَلی رَسُولِه وَ عَلَیالْمُؤْمِنینَ.(1)
در حقیقت قرآن ، داروی درد حمیّت را آرامش میداند ، آنجاکه در نقطه مقابل آن از مؤمنانی بحث میکند که دارای سکینه و روح تقوا هستند ، بنابراین آنجا که ایمان و سکینه و تقوا است ، حمیّتِ جاهلیت نیست و آنجا که حمیّت جاهلیت است ، ایمان و سکینه و تقوا نیست .(2)
امام علی علیهالسلام در خطبهای از نهجالبلاغه با کلماتی زیبا ، اینگونه اسلام را معرفی مینماید :
اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذی شَرَعَ الاِْسْلامَ فَسَهَّلَ شَرایِعَهُ لِمَنْ وَرَدَه ، وَ اَعَزَّ اَرکانَهُ عَلی مَن غالَبَهُ ، فَجَعَلَهُ اَمنا لِمَنْ عَلِقَهُ ، وَ سِلما لِمَنْ دَخَلَهُ ... وَ نَجاةً لِمَن صَدَّقَ وَ ثِقَةً لِمَن تَوَکَّلَ وَ راحَةً لِمَن فَوَّضَ ... : ستایش خداوندی است را سزاست که راه اسلام را گشود و راه نوشیدن آب زلالش را بر تشنگان آسان فرمود و ستونهای اسلام را در برابر ستیزهجویان استوار کرد و آن را پناهگاهی امن برای پناه برندگان و مایه آرامشبرای واردشوندگانقرارداد...و عاملنجات و رستگاریبرای
تصدیقکنندگان و آرامش دهندهتکیهکنندگان و راحت و آسایشتوکل کنندگان ...(1)
یکی از راههای مؤثر و بنیادی در کسب آرامش و تداوم آن ، پذیرش اسلام ، کاملترین دین الهی است ، امیرالمؤمنین علیهالسلام پس از حمد و سپاس خداوند به خاطر نعمت والای اسلام و شناساندن راه رسیدن به آن ، اسلام را پناهگاهی امن و مورد آرامش برای کسانی که این دین را میپذیرند ، معرفی میکند . و براستی که حلاوت و شیرینی پذیرش دین اسلام آسایشی صدچندان را نصیب فرد میسازد . بنابراین آنهایی که توکل و تأمل بر اسلام نمایند ، اسلام سبب راحت و آسایش آنها میشود .
پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله در ناحیه شریعت دین سهل و آسانی برای ما آورد ، همانگونه که خداوند متعال فرمود : «یُریدُ اللّهُ بِکُمُ
1) نهجالبلاغه، محمد دشتی، انتشارات مشرقین، چاپ ششم، صفحه 197، خطبه 106 .
الْیُسْرَ وَ لا یُریدُ بِکُمُ الْعُسْرَ : خداوند برای شما خواستار آسایش است نه سختی» (1)و نیز فرمود : «ما جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدّینِ مِنْ حَرَجٍ : او رنجی برای شما در دین قرار نداد» .(2)
همانگونه نیز در پیمودن آن ، راههای آسان را به روی ما گشود و راههایدشوار را بر ما بست) .(3)
«وَ اِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنّی فَاِنّی قَریبٌ اُجیبُ دَعْوَةَ الدّاعِ اِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجیبُوا لی وَ لْیُؤْمِنُوا بی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ : و چون بندگان من از تو سراغ
مرا میگیرند ، بدانند که من نزدیکم و دعوت دعاکنندگان را اجابت میکنم البته در صورتی که مرا بخوانند پس باید که آنان نیز دعوت مرا اجابت نموده و باید به من ایمان آورند تا شاید رشد یابند» . (1)
یکی از راههای ارتباط با خداوند دعا و نیایش است که یک احساس فطری است و در درون جان همه انسانها نهفته است و طبق نظر علمای روانشناس یک حالت سکون و آرامش در انسان پدید میآورد و در فعالیتهای مغزی انسان نیز یک نوع شگفتی باطنی بوجود میآورد و گاهی روح قهرمانی را تحریک میکند ، لئون دنی دانشمند غربی میگوید : انسان به وسیله دعا و نیایش از پیشگاه مقدس خداوند ، عفو گناهان خود و شمول رحمت و عنایت بیپایان او را مسألت مینماید ، چراکه درهای
1) 186 / بقره
رحمت و بخشندگی خالق به روی عموم بندگان گشاده است ، از درگاه خداوند کسی ناامید و بیبهره نخواهد بود) .(1)
«یا اَ یُّهَا النّاسُ اَ نْتُمُ الْفُقَراءُ اِلَی اللّهِ وَاللّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمیدُ : ای مردم شما همه محتاجان به خدائید و خدا به تنهائی بینیاز است» (2)
دعا انس و الفت روح با ذات خدای متعال و حصول آرامش و سکون برای نفس است و به وسیله آن هیجانات مهار میشود . انسان به وسیله دعا توجه تازهای به ذات خداوند پیدا میکند ، چراکه یکی از سرمایههای بسیار ارزنده و از حقایق مسلّم قرآن و اسلام ، نیایش و دعا است ، خداوند در قرآن ضمن آیات بسیار ، با بیانی قاطع و رسا
ما را به دعا امر فرموده است از آن جمله است که : «وَاذْکُرْ رَبَّکَ فی نَفْسِکَ تَضَرُّعا وَ خیفَةً : پروردگارت را در درونت با حالت دلشکستگی و با خوف و هراس یاد نما» .(1)
از دعا و استغاثه و عرض تمنیّات انسان ، پرتویی از نور رحمت حق بر روان بنده خطاکار تابش یافته ، آرامشی احساس میکند و از حریم باطن ندایی میشنود ، آن ندا الهام بشارتی از عنایت ربّانی ، مرهمی برای بهبود قلب شکسته و روح خسته بنده متواضع است که نیروی تازه به او میبخشد ، در این حالت شخص آرامش و اطمینانی در دل خود مییابد و سر بر سجده عبودیت و بندگی در برابر آستان بر عظمت و جلال
1) پژوهشی پیرامون تدبر در قرآن ، ولی اللّه نقی پور فر ، انتشارات اسوه ، چاپ دوم .
خالق یکتا بر خاک میساید و دست حاجت خویش به سویش دراز میکند . (1)
از امام باقر علیهالسلام روایت است که فرمود : هیچ بندهای دست خود به سوی خدای عزوجل نمیگشاید ، مگر آنکه خدا از ردّ آن بدون اینکه حاجتش داده باشد ، شرم کند ، بالاخره چیزی از فضل و رحمت خود که بخواهد در آن میگذارد ، بنابراین هر وقت دعا میکنید دست خود را برنگردانید مگر بعد از آنکه آن را به سر و صورت خود بکشید .(2)
خواجه عبداللّه انصاری گوید مصطفی علیهالسلام فرمود : دعا عین عبادت است ، دعا خواندن است یا خواستن ، اگر خواندن است عین ثناست ، اگر خواستن است بنده
را سزاست ، هر دو عبادت است و نجات را وسیله ، از شرایط قبول دعا :
1 لقمه حلال است که فرمود : غذایت را پاک دار تا دعایت قبول گردد .
2 بیداری و هوشیاری است که به دل حاضر و از غفلت دور که فرمود : خداوند دعای کسی که دلِ بازیگوش و غافل دارد نمیپذیرد .
3 خوف و طمع که در اینجا به معنای خوف و رجاء است و آن تضرّع و خیفه به معنای اخلاص و صدق است .(1)
دعا و نیایش بهترین وسیله برای ایجاد ارتباط و بالاترین راه ابراز علاقه به پروردگار است و استفاده صحیح از دعا ، روح و جسم انسان را پرورش میدهد ، نیایش یک قانون مافوق ماده و جزء قوانین الهی است و بدین صورت نقش مهمی را
1) کشف الاسرار ، خواجه عبداللّه انصاری ، انتشارات عروج ، صفحه 333 .
در زندگی ایفا میکند و راهی نو را برای ارتباط معنوی با پروردگار و در سایه آن تسکین دردهای درون و فشار مصائب میگشاید ، راهی که انسان در آن گام مینهد و در گرو آن دل به راستی آرام میگیرد) (1)آری این راه ، راهی است عمومی که برای هیچ فردی مستثنی نیست ، مگر اینکه کار قلب به جایی برسد که در اثر از دست دادن بصیرت و رشدش ، دیگر نتوان آن را قلب نامید ، البته چنین قلبی از دعا و ذکر خدا گریزان و از نعمت طمأنینه و سکون محروم خواهد بود .
همچنانکه خداوند فرموده : «فَاِنَّها لا تَعمَی الاَْبْصارُ وَ لکِن تَعمَی القُلُوبُ الَّتی فِی الصُّدور : دیدگان کور نمیشود و لکن دلهایی که در سینههاست کور میگردد» . و نیز فرموده : نَسُواللّهُ فَنَسیهَمُ : خدا را فراموش کردند ، خدا هم
1) جلوههای نیایش ، موسوی کلانتری ، انتشارات پیام آزادی ، چاپ اول .
ایشان را فراموش کرد .(1)
اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذی جَعَلَ الصَّلوةَ عَمُودَ الدّینَ وَ مِعراج الْمُؤْمِنین و سُلَّما یُرْتَقی بِه اِلی اَعلی عِلّیین : سخن از نماز است ، پیوند انسان خاکی با خالق یکتا و یگانه عالم و نماز راه این عروج روحانی است ، نماز نردبان انسان در سیر تکامل است و تسبیح و حرکت بهسوی نور مطلق، نماز ذکراست و یاد معبودِ رحیم و لطیف و بینیاز ، ترنمی است زیبا که بر وقار و هیبت مخلوق افزونی میبخشد و آرامش و آسایش صدچندان بر او نصیب میسازد و براستی که نماز بازدارنده از فحشاء و منکرات است .
1) تفسیر المیزان ، علامه طباطبایی ، انتشارات اسلامی ، جلد 11 ، صفحه 487 .
اِنَّ الصَّلوةَ تَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَر .
امام صادق علیهالسلام میفرمایند : در قلب مؤمن رغبت به ثواب و رضوان الهی و ترس از عقوبت و عذاب خداوند قهار اجتماع نمیکند ، مگر خداوند بهشت را بر او واجب میگرداند ، پس هرگاه به نمازایستادی باتمام وجودت بهخدا رو کن و متوجه او باش، زیراهیچبندهمؤمندرنماز و دعایشباتماموجود و حضورقلبیبهخدامتوجهنمیگردد، مگرخداوند عزوجل باقلوب همهمؤمنین به او روی میآورد و استقبالش میکند و آن مؤمن نمازگزار را به دوستی آن مؤمنین برای دخول به بهشت تأیید مینماید و بهشتی خواهد شد .(1)
و اما علت اینکه نماز بر مردم واجب شد در ضمن حدیثی از امام رضا علیهالسلام
1) من لا یحضره الفقیه ، جلد 1 ، صفحه 209 .
مشخص میگردد که فرمودند : نمازگزار به ربوبیت خداوند متعال اقرار و اعتراف میکند و هرگونه شریکی را از ساحت قدس او به دور میافکند و در پیشگاه خداوند جبّار با حالت خواری و بیچارگی و فروتنی و با اعتراف به ضعف خویش میایستد و چشمپوشی از گناهان گذشته خویش را از حضرتش خواستار میشود ، هر روز صورت بر زمین میگذارد تا بدین وسیله تعظیم خدای عزوجل بنماید و همیشه به یاد خدا باشد و آنی او را فراموش نکند و سرکشی و طغیان ننماید و تا اینکه حالت دلشکستگی و تذکر را از دست نداده و خواستار و راغب افزایش در دین و دنیای خود باشد . نماز موجب یاد خدا و تداوم ذکر او در تمام شب و روز میباشد ، تا بنده سرور و تدبیرکننده و آفریننده خود را فراموش ننماید ، که اگر فراموش کرد ، ناسپاسی کند ،
ولی یاد خدا و ایستادن به نماز ، از هرگونه فساد و تباهی جلوگیری میکند .(1)
بنده وقتی سر تعظیم بر آستان حق دو تا نمود ، نهایت ارادت خویش را بر حقتعالی ابراز نموده ، چراکه معتقد است : نماز صله و موهبتی است از طرف خداوند مهربان برای بنده از راه رحمت و عنایت و نماز مطالبه وصول و تقرب بنده به سوی خداوند است ، وقتی با نیّت داخل نماز گردید و با تعظیم و اجلال هرچه بیشتر برای خداوند تکبیر گفت و با ترتیل قرائت کرد و با خشوع رکوع نمود و با تواضع سر از رکوع بلند کرد و با ذلت و خضوع سر بر سجده گذاشت و با اخلاص و آرزو و تشهد
خواند ، سپس نمازش را با رغبتی تمام و باامید به رحمت واسعه الهی سلام داد و به پایان رساند ، در حالی که بین خوف و رجاء میباشد ، نمازی با حقیقت به جا
1) وسائل الشیعه ، جلد 3 ، باب 1 .
آورده است (1)
ضمرةبن حبیب گوید : راجع به نماز از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله سؤال کردم ، فرمودند : نماز از واجبات دین است ، موجب خوشنودی خداست ، طریقه پیامبران است ، محبت ملائکه را جلب میکند ، هدایت و ایمان است ، نور معرفت و برکت رزق و راحت بدن است ، برای شیطان ناخوشایند است ، حربهای در مقابل کفار ، سبب مستجاب شدن دعا و قبولی اعمال اوست ، توشه آخرت مؤمن است ، شفیع نزد ملکالموت و مونس قبر و فرش زیر پهلو است ، جواب نکیر و منکر است ، نماز بنده در محشر ، تاجی است بر سرش و نوری در صورتش و لباسی بر تنش ، پردهای است بین او و آتش ، حجّتی است بین او و آتش ، موجب نجات از جهنم و عبور از پل
1) امام رضا علیهالسلام بحارالانوار ، جلد 84 ، صفحه 246 .
صراط است ، کلید بهشت و مَهر حورالعین و بهای بهشت است ، نماز است که بندگان را به بالاترین درجات میرساند ، چون مشتمل بر تسبیح و تهلیل و تکبیر و تمجید و تقدیس خداوند و گفتار و دعاست . (1)
دل هر فرد با اتصال و اتکا به ذات اقدس الهی آرام و قرار میگیرد و چه بسیار افتخاراتیکه در سایهسار نماز برانسان عطامیشود. مزیّتهای نماز را پیامبر اکرم علیهالسلام اینگونه برشمردهاند : نماز ستون دین است و ده مزیّت دارد ، زیور صورت است و روشنایی قلب و آسایش تن و انیس قبر و محل نزول رحمت و چراغ آسمان و سنگینی میزان و خوشنودی خدا و بهای بهشت و سد در برابر آتش ، هرکه نماز را
1) امام رضا علیهالسلام بحارالانوار ، جلد 84 ، صفحه 246 .
بپا دارد ، دین را بپا داشته و هرکه ترک کند ، دین را ویران کرده است . (1)
انسان وقتی بر درگاه خداوند قصد امتثال امر نمود ، باید بداند که برای نماز و نیایش حقی است که حضرت زینالعابدین علیهالسلام فرمودند : حق نماز این است که بدانی ورود به دربار خداوندی است و در آن حال برابر خدا ایستادهای ، چون این معنی را دریافتی ، شایسته است چنان بایستی که بندهای ذلیل بیمقدار ، راغب و ترسان ، امیدوار و بیمناک و بیچارهای زار ، در برابر مولایی پرعظمت ایستد ، با کمال آرامش و وقاری ایستی ، حضور قلب را رعایت میکنی و نماز را با کلیه حدود و شرایط انجام میدهی (2)، که اگر آداب ورود به قلمرو نیاز را رعایت نمودی از نمازگزاران خواهی
شد و پاداش این نیاز به درگاه بینیاز را درمییابی .
امام محمدباقر علیهالسلام فرمودند : برای نمازگزار سه خصلت است ، از قدمش تا به آسمانها ملائکه او را احاطه مینمایند و از آسمانها تا بالای سرش خیر و احسان نثار میشود و فرشتهای که بر او موکل است میگوید : اگر این نمازگزار بداند که طرف مناجات او کیست ، از نماز خویش جدا نمیگردد (1)
لذّت مناجات با خداوند را مؤمنان راستین درک کردهاند و در پناه آن هر خیر و خوبی را به ارمغان میبرند و خوشا حال آنانی که ترنم آرامش و آسایش روح و جسم خویش را از ورای سجده نیاز به درگاه بینیاز به دست میآورد ، پس بر ماست که خود را مصداق سخن امام رضا علیهالسلام گردانیم که فرمودهاند : بر تو باد در نماز به خشوع و
1) من لا یحضره الفقیه ، جلد 1 ، باب فضل الصلوة .
خضوع و اینکه در پیشگاه خداوند خشیت و خوف از سیمای تو ظاهر گردد و به وسیله طمأنینه و آرامش ، خوف و رجاء ظهور در جسم و جانت یابد (1)
«اَللّهُ یَتَوَفَّی الاَْنْفُسَ حینَ مَوْتِها وَ الَّتی لَمْ تَمُتْ فی مَنامِها فَیُمْسِکُ الَّتی قَضی عَلَیْهَا الْمَوْتَ وَ یُرْسِلُ الاُْخْری اِلی اَجَلٍ مُسَمًّی اِنَّ فی ذلِکَ لاَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّروُنَ : خدا روح مردم را هنگام مرگ به تمامی بازمیستاند و نیز روحی را که در موقع خوابش نمرده است (قبض میکند) ، پس آن نفسی را که مرگ بر او واجب کرده است نگاه میدارد و آنهایی دیگر (نفسها) را تا هنگامی که معین
1) بحارالانوار ، جلد 84 ، صفحه 246 .
بازپسمیفرستد، قطعا در این امر برای مردمی که میاندیشند، نشانههایی است».(1)
خواب را براستی باید مظهر استراحت کامل و آسایشی در پس یک روز پرفراز و نشیب دانست، با نگاهی به روایاتیکه در این زمینه از ائمه معصومین علیهمالسلام وارد شده ، عجایب این نعمت و اسرار آن نمایان میگردد ، از جمله این روایات ، روایتی است از امام محمدباقر علیهالسلام که فرمودند :
به خدا سوگند هیچ بندهای از شیعیان ما نخوابد ، مگر اینکه خداوند عزوجل روح او را به آسمان بالا برد و آن را برکت دهد ، پس اگر اجلش رسیده باشد ، آن را در گنجینههای رحمت خود و در باغهای بهشت ، در سایه عرش خویش قرار میدهد و اگر اجلش بعدا باشد ، آن را به همراه دستهای از فرشتگان امین خود میفرستد تا
1) 44 / زمر .
به کالبدی که از آن بیرون آمده است برگردانند و در آن آرام گیرد .(1)
وقتی فرد در بالین خود قرار میگیرد ، خود را دور از هیاهوی فرشیان به عنایتِ صاحبِعرشیان میسپاردتاباآرامشیکه ازخواب بهرهمیگیرد، فرداییبانشاطرا پیش رویبگیرد و کسب و تلاشینورا آغازکند.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله خطاب به علی علیهالسلام فرمودند : یاعلی ، ارواح شیعیان تو چه هنگام خواب و چه موقع مرگ به آسمان بالا میروند و همانگونه که مردم به هلال ماه مینگرند ، فرشتگان از شوق به آنها و مشاهده منزلتشان نزد خدای
1) میزان الحکمه ، محمدی ری شهری ، انتشارات دارالحدیث ، چاپ اول ، جلد 13 ، صفحه 6553 ، حدیث 928 .
عزوجل مینگرند.(1)
خداوند متعال خواب را باعث قطع حواس از ادراک و احساس و تعطیل کار و فعالیت انسانها قرارداده تا با آن تجدیدقوا بنمایند و با نشاط و راحتی به کاربپردازند.
«هُوَ الَّذی جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ لِتَسْکُنُوا فیهِ ... : او کسی است که شب را برای شما آفرید که در آن آرامش بیابید ...» (2)
آرامش و سکون که هدف از آفرینش شب قرار داده شده ، یک واقعیت مسلم
علمی است ، پردههای تاریکی نه تنها یک وسیله اجباری برای تعطیل فعالیتهای روزانه است ، بلکه اثر مستقیمی روی سلسله اعصاب و عضلات آدمی دارد و آنها را
در حالت استراحت و سکون فرو میبرد و چه نادان هستند مردمی که شب را به هوسرانی زنده میدارند و روز را در خواب فرو میروند و همواره اعصابی نامتعادل دارند.) (1)
وَ جَعَلْنا نَومُکُم سُباتا : و قرار دادیم ما خواب شما را مایه ثبات و آرامش .
ثبات بهمعنای راحتی و آسایشاست ، زیرا خواب باعث آرامش و آسودگی قوای جسمانیازخستگیورنجیمیشودکهدرهنگامبیداریبراثرتصرفاتنفسدربدنعارض میشود .
تعبیر به سبات اشاره لطیفی به توقف قسمتهای قابل توجهی از فعالیتهای
1) تفسیرجوان ، محمدبیستونی، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، چاپاول، جلد 8، صفحه 342 .
جسمی و روحی انسان در حال خواب است و همین سکون موقت سبب استراحت و بازسازی اعضای فرسوده ، تقویت روح و جسم ، تجدید نشاط انسان ، دفع هرگونه خستگی و ناراحتی و بالاخره آمادگی برای تجدید فعالیت میشود .
امامصادق علیهالسلام فرمودند:اَلنّومُ راحَةًلِلْجَسَد...، خواب مایهآرامشتناست .(1)
یا اینکه یک سوم زندگی انسان را خواب فراگرفته و همیشه انسان با این مسأله مواجه بوده ، هنوز اسرار خواب به خوبی مشخص نشده و حتی اینکه چه عاملی سبب میشود که در لحظه معینی بخشی از فعالیتهای مغزی از کار بیفتد و سپس پلک چشمها بر هم آورده و تمام اعضای تن در سکوت و سکون فرو رود ، هنوز به درستی
1) میزان الحکمه ، محمدی ری شهری ، انتشارات دارالحدیث ، چاپ اول ، جلد 13 ، صفحه 6553 ، حدیث 929 .
مشخص نیست ، خواب نقش عظیمی در سلامت انسان دارد و به همین دلیل روانپزشکان تلاش میکنند که خواب بیماران خود را به صورت عادی تنظیم کنند ، چراکه بدون آن تعادل روانی ممکن نیست ، افرادیکه به صورت طبیعی نمیخوابند ، افرادی پژمرده ، عصبانی ، غمگین و ناراحتند و به عکس کسانی که از خواب معتدلی بهرهمندند ، به هنگامی که بیدار میشوند ، نشاط و توان فوقالعاده دارند ، مطالعه بعد از یک خواب آرامبخش ، بسیار سریع پیش میرود و کارهای فکری و جسمی بعد از چنین خوابی همیشه قرین موفقیت است و اینها بیانگر نقش پراهمیت خواب در زندگی انسان است) .(1)
1) تفسیر جوان ، محمد بیستونی ، انتشارات دارالکتب الاسلامیه ، چاپ دوم ، جلد 26 ، صفحه 12
خواب یکی از نعمتهای بزرگ پروردگار است و اگر نبود ، نیروها و اعصاب به سرعت فرسوده میشود و از کار میافتاد .
بدترین شکنجهای که بتوان برای کسی تصور کرد همین جلوگیری از خواب است و نیز از فوائد معنوی و اخلاقی این آرامش انقطاع از این عالم است که ما را به طور منظم به یاد خواب ابدی و آرامش کلّی میاندازد و همچنین بیدار شدن از خواب ، برخاستن از گور را در قیامت بیاد میآورد ، چنانکه پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودهاند : همانطور که میخوابید میمیرید و همچنانکه بیدار میشوید برانگیخته خواهید شد : کَما تَنامُونَ تَمُوتُون وَ کَما تَسْتَیْقِضُونَ تُبْعَثُونَ) .(1)
(وَ جَعَلْنَا اللَّیْلَ لِباسا : و قرار دادیم شب را پوششی برای شما .
1) تفسیر نوین ، محمدتقی شریعتی ، انتشارات درخشان ، جلد 30 .
همانطور که مادری دلسوز ، وقتی کودکش را میخواباند برای حفظ سلامت آن فرزند که در بازی بیش از حد ، قوایش را از دست ندهد ، رویش را با لحافی میپوشاند ، پروردگار مهربانتر از مادر نیز ، آدمیان و بسیاری از موجودات را با پوشاک نیلگون شب فرو میپوشد تا از لهو و لعب زندگانی و تلاش معاش بیش از حد آنها جلوگیری کند تا با تجدیدآرامشی در پس استراحت شبانه ، پشتکار فردا را آغاز کند) .(1)امام سجاد علیهالسلام فرمودند : «فَخَلَقَ لَهُمُ اللَّیلَ لِیَسکُنُوا فیهِ مِنْ حَرَکاتِ النَّعبِ وَ نَهَضاتِ النَّصبِ وَ جَعَلَهُ لِباسا لِیَلْبِسُوا مِنْ راحَتِه وَ مَنامِه ، فَیَکُونَ ذلِکَ لَهُم جَماعا وَ قُوَّةً وَ لِیَنالُو بِه لِذَّةً وَ شَهْوَةً : (خداوند) شب را برای ایشان آفرید تا از جنبشهای رنجآور و دشواریهای خسته کننده روز بیارامند و آن را (برای
1) تفسیر نوین ، محمدتقی شریعتی ، انتشارات درخشان ، جلد 30 .
بندگان چون) لباس و جامه گردانید تا در آن آرام گرفته ، بخوابند که آن برایشان آسایش و توانایی است و تا به سبب آن خوشی و خوشگذرانی یابند» .(1)
البته آدمی اگر بخواهد خوابی شیرین و راحت داشته باشد ، باید آداب خواب را رعایت کند ، آدابی که اگر انسان آنها را قبل از خواب انجام دهد ، مثل آن است که در حال ذکر خدا باشد و از آن جمله است ، وضو گرفتن ، چراکه پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند : هرکه با وضو بخوابد ، اگر در آن شب مرگش رسد ، نزد خداوند شهید به شمار میآید .(2)
و بنا به روایت دیگر از امام صادق علیهالسلام ، هرکه طهارت بگیرد و سپس به بسترش رود ، در آن شب بسترش به منزله مسجد اوست و اگر یادش آمد که وضو ندارد ، به همان لحاف خود ، هرچه باشد ، تیمم کند ، که اگر چنین کرد پیوسته در نماز و ذکر خدای عزوجل باشد .(1)
نکته دیگر در داشتن خوابی آرام و نوشین ، قرائت قرآن و دعا در موقع خواب است .
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند : هرکس وقتی به بستر خود میرود ، سوره توحید را بخواند ، خداوند گناهان پنجاه سال او را بیامرزد ؛ (مَنْ قَرَأَ «قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَد» حینَ
1) میزان الحکمه ، محمدی ری شهری ، انتشارات دارالحدیث ، چاپ اول ، جلد 13 ، صفحه 6553 ، حدیث 20934 .
یَأْخُذُ مَضْجَعَهُ ، غَفَرَ اللّهُ لَهُ ذُنوبَ خَمسینَ سَنَةً) .(1)
و یا اینکه امام موسی کاظم علیهالسلام فرمودند :
هرکس در هنگام خواب آیه : «اِنَّ اَللّهَ یُمْسِکُ السَّمواتِ وَ الاَْرْضَ اَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا اِنْ اَمْسَکَهُما مِنْ اَحَدٍ مِنْ بَعْدِه اِنَّهُ کانَ حَلیما غَفُورا ؛ را بخواند ، هرگز خانه بر سرش خراب نمیشود .(2)
و از امام محمدباقر علیهالسلام روایت است ، هرکس سوره واقعه را هر شب پیش از
خواب بخواند ، در قیامت روی او مانند ماه شب چهارده باشد .(1)
بد نیست در رابطه با خوابیدن صحیح نیز که در آرامش انسان بیتأثیر نیست، روایتی را متذکر شویم ؛
امام علی علیهالسلام میفرمایند : خوابیدن چهار صورت دارد : پیامبران به پشت دراز میکشند و میخوابند، امّا چشمان آنها بیدار و منتظر وحی خدای عزوجل هستند، مؤمن به دست راست و رو به قبله میخوابد، شاهان و شاهزادگان به دست چپ میخوابند تا غذایی را که خوردهاند به هضم رسانند و ابلیس و برادران او و هر دیوانه و آفت زدهای دَمَر (به شکم) میخوابند (2)
البته آنچه درباره خواب گفته شد ، منظور از آن یک خواب معتدل و مناسب است وگرنه پرخوابی مثل پرخوری از صفات زشت و موجب بیماریهای مختلف است و بنا به فرموده پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله خواب زیاد ، صاحبش را روز قیامت فقیر باقی میگذارد؛ اِیّاکُم وَ کَثْرَةَ النُّومِ فَاِنَّ کَثْرَةَ النّومِ یَدَعُصاحِبَهُ فَقیرایَومَالقِیامَةِ.(1)
عجیب اینکه مقدار خواب طبیعی برای انسانها یکسان نیست و هیچگونه حد معینی برای آن نمیتوان در نظر گرفت و لذا هرکس باید باتجربه ، نیاز خویش را به خواب با توجه به میزان فعالیتهای جسمی و روحی خود دریابد . شب علاوه آرامش ، منافع جنبی نیز دارد ، چراکه آدمی در رمز و راز پر از سکوت و آرامش شب
1) میزان الحکمه ، محمدی ری شهری ، انتشارات دارالحدیث ، چاپ اول ، جلد 13 ، صفحه 6551 ، حدیث 20914 .
آنچه را از مقدرات خیر طلب کند ، خدایش روزی میکند و اگر بنا باشد سالکی از عالم طبیعت با خالق خویش رابطهای خاص داشته باشد ، مناسبترین موقع آن شب است و بسیاری از برکات در شب نازل میشود : اِنَّ ناشِئَةَ اللَّیْلِ هِیَ اَشَدُّ وَطْأً وَ اَقْوَمُ قیلاً .(1)
از آنجایی که غوغای زندگی روزانه و مشکلات روزمره و زندگی سراسر مادّی از جهات مختلف توجه انسان را به امور پراکنده سیر میدهد و تمرکز ذهن و حضور قلب را کاملاً از انسان میگیرد ، در دل شب و به واسطه فرونشستن سر و صدای زندگی مادی و آرامشی که در جسم و جان حاصل میشود ، انسان در پرتو مناجات شبانه حالت توجه و نشاط خاصی به خود میگیرد که بینظیر است .
1) 6 / مزمل .
امامصادق علیهالسلام فرمودند: عجبدارماز کسیکهدعوایمحبتالهیمیکند و شبها را به خواب میگذراند .
هنگام شب که چشمانی به خواب غفلت فرو رفته است ، شرایط حضور قلب برای مؤمن فراهم است تا با تمام وجودشان پاسی از شب را از بستر برخیزند و رو به درگاه پروردگار جهان کرده و خدا را با بیم و امید بخوانند : یَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفا وَ طَمعا .(1)
آری آنها مؤمنینی هستند که پروردگار خود را با خوف و رجاء میخوانند ، یعنی نهاز رحمت خدا مأیوس میشوند و نه از غضب و عذاب او خود را ایمن میدانند .(2)
وَاللَّیْلِ اِذا سَجی : و سوگند به شب در آن هنگام که آرام گیرد (1)
سکون و آرامش شب که فرا رسد ، سالکان کوی حق مشتاقانه به استقبال آن میروند ، چراکه سحرگاهان بهترین وقت راز و نیاز به درگاه محبوب و عبادت و خودسازی و تربیتنفوساست. کسیکه انسی باسحرنداشتهباشد، از رسیدن به تکامل معنویمحروم و مقبول و زیانکارخواندهشده است ، امام صادق علیهالسلام به یکی از یاران خودبهنامسلیماندیلمیفرمود: لاتَدَعْ قِیامَاللَّیْلِ فَاِنَالمَغْبُونَ مَنْحَرَمَقِیامُ اللَّیلِ: دست از قیام و نافله شب برمدار ، زیرا مغبون کسی است که از قیام و دعا و عبادت شبانه محروم است .(2)
قرآنکریم در وصفپرهیزکاران چنین فرموده: وَ بِالاَْسْحارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ(1): آنها همواره در سحرگاهان و در دل شب در پیشگاه معبود به راز و نیاز و دعا و نیایش میپردازند و نماز میخوانند و از گناهان خود استغفار میکنند) .(2)
درد دلها با خدا کردن خوش است اشک را مشکلگشا کردن خوش است
در میان خلوت شبهای هجر با دو چشم تر دعا کردن خوش است
از جمله مناجاتهای خدای متعال با داود این بود که : ای داود بر تو باد به استغفار در تاریکی شب تا هنگام سحرها ، ای داود چون تاریکی شب تو را فرا گرفت ،
نگاهی به بالا آمدن ستارگان در آسمان بینداز و تسبیحگوی من باش و فراوان به یاد من باش ، تا من به یاد تو باشم ، ای داود همانا مردان با تقوی شبهایشان را نخوابند مگر آنکه نمازشان را برای من بگذارند و روزهایشان را به پایان نرسانند مگر به یاد من . ای داود همانا عارفان سُرمه بیداری شب به چشمهای خود کشیدهاند و شب را در قیامند و رضای مرا از این رهگذر طالبند . ای داود آنکه به شب نماز گذارد آنگاه که مردم در خوابند و فقط به خاطر من باشد ، پس من به فرشتگانم دستور میدهم تا برای او استغفار کنند و بهشت من مشتاق او گردد ، پس هر تر و خشکی برای او دعا میکنند. نیایش شبانه از هر نوع شائبه ریا و تزویر و خودنمایی دور است و چون شبها موقع آرامش است و مانع فکری وجود ندارد ، توجه انسان به مقام ربوبی بیشتر خواهد شد و در مقام مؤمن شب زنده دار همین بس که خداوند نشانههای آنان را بیداری شب و سجده و قیام برای پروردگار دانسته ، آنجا که میفرماید :
«وَ الَّذینَ یَبیتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدا وَ قِیاما : آنها کسانی هستند که شبانگاه بیدار میمانند و برای پروردگار سجده و قیام میکنند» .(1)
امام صادق علیهالسلام فرمودهاند : بنده که با آقای خود در دل شب تار ، خلوت کرده و مشغول راز و نیاز شد ، خدای تعالی نور را در دل او ثابت میکند ، پس چون گفت : پروردگارا ، پروردگارا ، خدای جلیل او را آواز میدهد ، لبیک بنده من ، از من بخواه تا عطایت کنم و بر من توکل کن تا کفایتت کنم ، سپس خدای عزوجل به فرشتگانش میفرماید : بنگرید به بنده من که در این شب تار با من به خلوت نشسته ، ولی تنبلان بیخبر ماندهاند و غافلان در خواب ، گواه باشید که من او را آمرزیدم .
وقتی صفحه دل روشن بود ، آدمی هم خوب و آرام میخوابد چون شب را
1) 64 / فرقان .
سکونی بر تلاطم روز میداند و هم در خواب رؤیای صادقانه دارد و هم سحرخیز است ، انسانی که شبانگاهان با خیالی آسوده از خورد و خوراک و گناههای درونی و بیرونی سر بر بالین میگذارد ، پس از استراحتی شیرین به لطف حق ، خواب نوشین را ترک گفته و در دل شبی آرام ، مشتاقانه به عبادت و نجوای با خالق مینشیند و در پی نیایش شبانه، صبحی بانشاط را آغاز کرده و ممدوح از جانب پروردگار واقع میشود، همچنانکه امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودهاند :
عِندَ الصَّباحِ یُحْمَدُ الْقَومُ السُّری : صبحگاهان رهروان شب ستایش میشوند و به سان شیر نیرومند مشغول انجام وظیفه میشوند ، ولی خواب ماندهها واماندهاند و آنان که دعا و نیایش و توجه به مقام ربوبی را فراموش نمودهاند ، همانند پیمانه کوچک آبی هستند که ارتباط آنها از اقیانوس و دریا قطع گردیده و از بین رفته است . به هر حال از آیات و روایات بسیار برمیآید که خدای سبحان برای شب
حساب خاصی قائل شده است و آن را یکی از نشانههای وجود خویش برشمرده است ، وَ مِنْ آیاتِه مَنامَکُمْ بِاللَّیلِ) .(1)
«وَ مِنْ ایاتِهِ اَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ اَ نْفُسِکُمْ اَزْواجا لِتَسْکُنُوا اِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً اِنَّ فی ذلِکَ لاَیاتٍلِقَوْمٍ یَتَفَکَّروُنَ : و از نشانههای او اینکه همسرانی از جنس خود شما برای شما آفرید تا در کنار آنها آرامش یابید و در میانتانمودت و رحمتقرارداد،درایننشانههاییاستبرایگروهیکه تفکرکنند»(2)
قرآن کریم هدف از ازدواج را سکونت و آرامش قرار داده است و با تعبیری
پرمعنی برآن اعترافمیکند، بهراستی وجودهمسرانی دارای محاسن نیکو از عنایات خداوندی است و ازدواج و همسر ، عامل آرامش روح و زندگی است و ناآرامیهای روانی را برطرف میکند .
از پیامبر مکرم اسلام صلیاللهعلیهوآله روایت است که فرمودند : مَنْ اَحَبَّ اَنْ یَلقَی اللّهَ طاهِرا مُطَهَّرا فَلْیَلَقَهُ بِزَوْجَةٍ : هرکس دوست دارد که پاک و پاکیزه خدا را دیدار کند ، با همراه داشتن همسری به دیدارش رود (1)
و درجایی دیگرمیفرمایند: ما بُنِیَ فِیالاِْسْلامِ بِناءٌ اَحَبُّ اِلَی اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، وَ اَعَزُّ مِنَالتَّزْویج: دراسلام هیچبنایی ساخته نشد، که نزد خدای عزوجل محبوبتر
1) میزان الحکمه ، محمدی ری شهری ، انتشارات دارالحدیث ، چاپ اول ، جلد 5 ، صفحه 2449 ، حدیث 7797 .
و ارجمندتر از ازدواج باشد .(1)
آرامش از طریق ازدواج از جایی ناشی میشود که این دو جنس مکمل یکدیگر و مایه شکوفایی و نشاط و پرورش یکدیگر میباشند ، به طوری که هریک بدون دیگری ناقص است و طبیعی است که میان یک موجود و مکمل وجود او ، چنین جاذبه نیرومندی وجود داشته باشد . به هر حال این آرامش هم از نظر جسمی است و هم از نظر روحی ، هم از جنبه فردی و هم اجتماعی و بیماریهایی که به خاطر ترک ازدواج برای جسم انسان پیش میآید قابل انکار نیست ، همچنین عدم تعادل روحی و ناآرامیهای روانی که افراد مجرد با آن دست به گریبان هستند ، کم و بیش بر همه
1) میزان الحکمه ، محمدی ری شهری ، انتشارات دارالحدیث ، چاپ اول ، جلد 13 ، صفحه 2449 ، حدیث 7798 .
روشن است . از نظر اجتماعی افراد مجرد کمتر احساس مسئولیت میکنند و به همین جهت انتحار و خودکشی در میان مجردان بیشتر دیده میشود و جنایات هولناک نیز از آنها بیشتر سر میزند ، هنگامی که انسان از مرحله تجرد به مرحله زندگی خانوادگی گام میگذارد ، شخصیت تازهای در خود مییابد و احساسمسئولیت بیشتریمیکندو ایناستمعنیاحساسآرامش درسایهازدواج)(1)
البته ناگفتهنماندکه ازدواج و توقع آرامش در پناهآن بدون رعایت حقوق از جانب طرفین امکانپذیر نیست .
امام سجاد علیهالسلام میفرمایند : حق زن این است که بدانی خدای عزوجل او را مایه
1) تفسیر جوان 27 جلدی، دکتر محمّد بیستونی، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، چاپ اول ، جلد 16، صفحه 226.
آرامش و انس تو قراردادهاست و بدانیکه این نعمتی است که خداوند به تو داده ، پس اورا گرامیبدار و با وی نرمیکن، هرچند حق تو براو واجبتراست، امّا حق وی بر تو ایناستکه بااومهربانباشی(1)
و امام صادق علیهالسلام اینگونه فرمودهاند : زن نسبت به شوهر سازگار خود سه نکته را باید رعایت کند :
1 حفظ کردن خود از هر گناه و آلودگی تا شوهرش در هر حال و موقعیتی ، در دل به او اطمینان داشته باشد .
2 مراقبت از او و زندگیش تا شوهرش در صورتی که لغزشی از او سر
1) میزان الحکمه ، محمدی ری شهری ، انتشارات دارالحدیث ، چاپ اول ، جلد 5 ، صفحه 2263 حدیث 7871 .
بزند ، نسبت به وی عطوفت و مهربانی نشان دهد .
3 اظهار عشق به او با عشوه و دلبری و هیأت مناسب و خوشایند در نظر او (1)
بههرحال آرامش و آسایشیکه مؤمناناز طریقازدواج با همسرانی شایسته بدست میآورند، بسیارلذتبخش است، همانطوریکه پیامبرخدا صلیاللهعلیهوآله فرمودند: مَااسْتَفادَ المُؤْمِنُ بَعدَ تَقوَی اللّهِ عَزَّوَجَلَّ خَیْرا لَهُ مِنْ زَوْجَةٍ صالِحَةٍ : مؤمن ، بعد از تقوای خدای عزوجل بهرهای بهتر از زن شایسته نبرده است .(2)
بنابراین آنها که پشت پا به این سنت الهی میزنند وجود ناقصی دارند ، چراکه یک مرحله تکاملی آنها متوقف شده است .
«یا اَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ . اِرْجِعی اِلی رَبِّکِ . راضِیَةً مَرْضِیَّةً . فَادْخُلی فی عِبادی . وَ ادْخُلی جَنَّتی : ای صاحب روح آرامشیافته ، به سوی پروردگارت بازگرد ، در حالیکه هم تو از او خشنودی و هم او از تو خشنود است ، و در ملک بندگانم داخل شو ، و در بهشتم ورود کن(1)
تعبیر نفسمطمئنه راجع به مؤمنانی بهکار میرود که در میان طوفان عظیمعذاب، از آرامش کامل برخوردارند و با یک دنیا لطف و محبت آنها را مورد خطاب قرار
1) 27 تا 30 / فجر .
میدهد، چه تعبیر جالب و دلانگیزی، لطف و صفا و آرامش و اطمینان ازآن میبارد، دعوت مستقیم پروردگار از نفوسی که در پرتو ایمان به حالت آرامش و اطمینان رسیدهاند ، دعوت از آنها برای بازگشت به سوی پروردگارشان ، به سوی مالک و مربی و مصلحشان ، دعوتی که آمیخته با رضایت طرفینی است ، رضایت عاشق دلداده از معشوق و رضایت محبوب و معبود حقیقی و به دنبال آن تاج افتخار عبودیترا بر سر او نهادن و به لباس بندگی مفتخرش کردن و در سلک خاصان درگاه، او را جای دادن و سپس دعوت از او برای ورود به بهشت ، آن هم با تعبیر (وارد بهشتم شو) که نشان میدهد میزبان این میهمانی تنها ذات مقدس الهی است .
و منظور از نفس در اینجا همان روح آدمی است و تعبیر به مطمئنه اشاره به آرامش است که در پرتو ایمان پیدا و حاصل شده است . چنین نفسی هم اطمینان به وعدههای الهی دارد و هم به راه و روشی که برگزیده مطمئن است ، هم در قبال دنیا و هم در ادبار
دنیا ، هم در طوفانها و هم در حوادث و بلاها و از همه بالاتر در آن هول و وحشت و اضطراب عظیم قیامت نیز آرام است . روح آرام به سوی پروردگار بازمیگردد و در جوار قرب او جای میگیرد ، بازگشتی معنوی و روحانی ، نه مکانی و جسمانی .
شادی و آرامش (135)
وَ مَنْیَأْتِه مُؤْمِنا قَدْعَمِلَالصّالِحاتِفَاُولئِکَ لَهُمُ الدَّرَجاتُ الْعُلی : و هرکه مؤمن بهنزد او رود، درحالیکهکارهای شایستهانجام دادهباشد، برایآناندرجات والا خواهد بود .(1)
یکی از یاران امام صادق علیهالسلام از ایشان پرسید : آیا ممکن است مؤمن از قبض روحش ناراضی باشد ؟ حضرت فرمود : نه به خدا سوگند هنگامی که فرشته مرگ برای قبض روحش میآید ، اظهار ناراحتی میکند ، فرشته مرگ میگوید : ای ولی
1) 57 / طه .
خدا ناراحت مباش ، سوگند به آن کس که محمد صلیاللهعلیهوآله را مبعوث کرده ، من بر تو مهربانترم از پدر مهربان ، درست چشمهایت را بگشا و ببین ، او نگاه میکند ، رسول خدا صلیاللهعلیهوآله و امیرالمؤمنین علیهالسلام و فاطمه علیهاالسلام و حسن و حسین علیهمالسلام و امامان از ذریّه آنها را میبیند ، فرشته به او میگوید : نگاه کن اینها دوستان تواند ، ناگهان گویندهای از سوی پروردگار بزرگ ندا میدهد : یا اَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ... ، ای کسی که به محمد و خاندانش اطمینان داشتی ، بازگرد به سوی پروردگارت ، در حالی که تو به ولایت آنهاراضیهستی و اوباثوابشازتو خشنوداست. داخلشو درمیانبندگانمیعنی محمد صلیاللهعلیهوآله واهلبیتش و داخلشو دربهشتم، دراینهنگام چیزیبرایانسانمحبوبتر ازآن نیستکه هرچه زودتر روحشاز تن جداشود و بهاینمنادی بپیوندد.)(1(1)(2)
مؤمن با اعمال خیر و نیکی که انجام میدهد ، آنچه از ثواب را که خداوند در دنیا وعده داده بدست میآورد و نهایت عطوفت و مهربانی پروردگارش را در بهشت جاویدان همراه با آرامش کسب مینماید .
در روایتی از امام صادق علیهالسلام نمایان میگردد که مؤمن را آسایش حقیقی نباشد مگر آنگاهکه خدا را دیدار کند و اگر غیر از این آسایش تصور شود در چهارچیز است :
1 سکوتیکهدرآنوضعقلب و روحنسبت بهخداسنجیدهشودکهدرچهحالاست.
2 خلوتی که از آفتهای آشکار و نهان دوران در امان باشد .
3 گرسنگی ای که شهوتها و وسوسههای شیطان را بمیراند .
4 شب زندهداری که دل را روشن و طبع را صاف و روح را پاک کند (1)
اعمال نیک اهل تقوی به یک امید و آن آرامش و آسایش در پناه لقای پروردگار است و خیر و آسودگی تنها در اقبال به سوی خدا و توجه به اوست . در روایتی دیگر از امام صادق علیهالسلام راه رسیدن به آسایش مخالفت کردن با هوای نفس برشمرده شده که این طعم توسط مؤمن چشیده نمیشود مگر در روز اول ورود به بهشت .(2)
روزی امام صادق علیهالسلام به اصحاب خود فرمود : آرزوی محال نکنید ، عرض کردند ، مگر چه کسی آرزوی محال میکند ؟ فرمود : شما ، مگر نه اینکه آرزومند
آسایشدردنیاهستید؟عرضکردند:بله،فرمود:آسایشبرایمؤمندردنیامحالاست.(1)
و یا در حدیثی از امام سجاد علیهالسلام که به یکی از همنشینان خود فرمودهاند ، آمده است : از خدا بترس و در طلب دنیا جانب اعتدال را نگاه دار و چیزی را که آفریده نشده است طلب مکن ، آن مرد عرض کرد : چگونه ممکن است کسی در طلب چیزی برآید که هنوز آفریده نشده است ؟ حضرت فرمود : کسی که خواهان توانگری و دارایی و رفاه در دنیا باشد در حقیقت آنها را برای آسایش میخواهد و آسایش در دنیا و برای اهل دنیا خلق نشده ، بلکه در بهشت و برای بهشتیان آفریده شده است .(2)
آنچه برداشت میشود این است که دیدار پروردگار و سکنای در فردوس برین در جوار مقربان الهی ، نهایت آرامش و سکینه است برای فرد مؤمن . همانطور که خداوند وعده آن را به داود اینگونه فرمود :
اِنّی وَضَعْتُ الرّاحَةَ فِی الْجَنَّةِ وَ هُمْ یَطلُبُونَها فِی الدُّنیا فَلا یَجِدُونَها
من آسایش را در بهشت مقرر کردهام ، مردم در دنیا به دنبالش میگردند و نمییابند .(1)
و به فرموده علی علیهالسلام : مَنْ اَحَبَّ الرّاحَةَ فَلیُؤْثِرِ الزُّهْدَ فِی الدُّنیا :
1) میزان الحکمه ، محمد ری شهری ، انتشارات دارالحدیث ، چاپ اول ، جلد 5 ، صفحه 2165 ، حدیث 7525 .
هرکس دوستدار آسایش است ، باید که بیاعتنایی به دنیا را برگزیند .(1)
ناگفته نماند که بیاعتنایی به دنیا به آن معنا نیست که انسان از هرگونه تلاش و کوشش برای به کمال رسیدن سرباز زند و همچنین آرامش و آسایش به طور کامل در دنیا محال نیست ، بلکه آن سکینه مطلوب و سزاوار مؤمن در آخرت چشیده خواهد شد . بنابراین انسان باید علاوه بر نگاه به آینده زندگی و برنامهریزی و تلاش در جهت شکوفایی و اعتدال و میانه روی در گذران آن ، هدف نهایی خویش را رؤیت جلال و عظمت خداوندی و امید آرامش در زیر سایه پرمهر پروردگار قرار دهد .
وقتی آدمی نیازهایش ارضاء میشود و به چیزهای موردعلاقهاش دست مییابد
1) میزان الحکمه ، محمد ری شهری ، انتشارات دارالحدیث ، چاپ اول ، جلد 5 ، صفحه 2165 ، حدیث 7518 .
احساس و هیجانی در او پدید میآید که از آن به شادابی و نشاط تعبیر میشود . از این رو شادی و نشاط یک امر غریزی و طبیعی و از هیجانهای مفید در مقابل هیجانهای زیانبار همچون اندوه ، غصه ، خشم و ناکامی است .
شادمانی و شاد زیستن را نعمت بزرگی برای پرورش عالیترین صفات و خصایص انسانی دانستهاند .
نشاط نیروزا ، تکاپوبخش و عامل تقویت اراده جوان است که به پشتوانه آن ، استعدادها و توانمندیهایش رشد میکند و به راحتی به اهداف خود دست مییابد .
شادی ، زندگی را خوشایند میسازد و اشتیاق ما را برای پرداختن به فعالیتهای اجتماعیآسانمینماید پیشوایانمعصوم ما به«مددجوییازتفریحهایلذتبخش در
اداره زندگی» (1)سفارش کردهاند .
شادی و آرامش (143)
امامرضا علیهالسلام میفرماید: وقتیرا هم بهتفریحات و لذایذخوداختصاصدهید و از شادیساعتهایتفریح،نیرویلازمرابرایعملبهوظایفوقتهایدیگرتأمینکنید.(2)
بکوشید تا رنجها کم کنید دل غمگنان ، شاد و خرّم کنید
چو روزی به شادی همی بگذرد خردمند مردم ، چرا غم خورد (3)
از آن سوی ، افسردگی در برابر شادابی ، آفت پیشرفت و عامل واماندگی است ،
بدان گونه که روانشناسان «افسردگی را معلول از دست دادنها» میشمارند .
«شاد زیستن» پاسخی به «چگونه زیستن» است ، برای جوانانی که زندگی هدفمند را جستجو میکنند و از بیحسی ، بیحالی و پوچی که از شاخصههای انسانهای وابسته به دنیا است گریزانند و در پی «نگاه دین به شادی» هستند .
اسلام ، دینی سرشار از شادی و حلاوت است ، امّا شادی بی حد و مرز را تجویز نمیکند و برای نسل نو ، سبک سری بی قیدی و توهین را روا نمیداند .
دین اسلام ، ورای توصیه به بهرهگیری از شادیهای مشروع ، جوان را به شناخت و انس با شادیهای معنوی عمیق ، تعالیبخش ، همراه با احساس مداوم زیبایی میکشاند و دریچه نوینی از شادابی پایدار را به او ارائه میدهد .
انسان دیندار تلاش میکند وابستگی خود را به مظاهر دنیا کم کند و خود را از غرق شدن در مسائل زودگذر دور سازد . زیرا میداند که هرچه وابستگیاش به
لذتهای گذرا بیشتر شود افسردگی و غم بیشتر را باید پذیرا باشد . مراد از شادی گذرا آن است که از استغنا و زهد سرچشمه نگرفته ، بلکه به سبب هیجانات موقت و عواملی همچون مواد مخدر ، مشروبات الکلی و فعالیتهای زیانبار پدید میآید ، این شادی وابسته به اسباب و وسایل است ، مادامی که اسباب آن فراهم نباشد، ازبین میرود .
اریک فروم روانشناس معتقد است :
نبودن لذتهای واقعی سبب میشود که مردم به دنبال خوشیهای هیجانانگیز تازهای باشند ، خوشی یا هیجان چون به اصطلاح به اوج خود رسید دلتنگی در پی دارد ، چراکه هیجان تجربه میشود ، لکن شخص رشد نکرده و مرزهای
درونیاش افزایش پیدا نمیکند .(1)
حضرت علی علیهالسلام میفرمایند : «تفریح و شادی باعث فرح و انبساط و آرامش روح و مایه شادی و خرمیاست».
در خلال انجام کارهای روزانه ، چون آدمی در اثر برخورد با عوامل مختلف و خستهکننده بخصوص زمان کنونی که کارها فنی شده و با تفکرات بیشتری باید انجام یابند و فشار حاصله از زندگی روزمره ، اثرات زیادی روی جسم انسانی باقی میگذارد . باید به فکر جبران این عوامل بود که بهترین راه مبارزه با این گونه جریانات تفریح کردن و ساعاتی چند ، بدون مسئولیت و احساس گرفتاری به تفریحات سالم پرداختن است .
1) کتاب زنان ، شماره ، صفحه 33 .
حضرت رضا علیهالسلام چنین فرمودهاند : از لذایذ دنیوی نصیبی برای کامیابی خویش قرار دهید و تمایلات خود را از راههای مشروع برآورد نمایید . مراقبت کنید در این کار به مردانگی و شرافتشان آسیب نرسد و دچار تندروی و اسراف نگردید ، تفریح و شادی و سرگرمیهای لذتبخش شما را در امور زندگی موفق و یاری میکند و به کمک آنها بهتر به امور زندگی دنیا موفق خواهید شد .
ساعتهای تفریحات سالم یکی از پربهاترین ساعات زندگی است زیرا در خلال آن تمام فرسودگیها و ناراحتیهای گذشته جبران میشود . در هنگام تفریح ، آدمی احساس نشاط شادی ، عدم مسئولیت و نیز احساس آزادی مینماید .
این چند ساعت تفریح و سرور ، فرصتی است در زندگی که هرکس باید از آن استفاده نماید تا عمر طولانیترین را بدست آورد .
حضرت علی علیهالسلام میفرمایند : مواقع شادمانی و سرور فرصت است .
نشاط و شادابی با گستره ظاهری و معنوی آن ، در نمونههای زیر یافت میشود :
دین ، نشاطآفرین است و در احکام و آداب آن به نوعی حرکت و نشاط دیده میشود ، خواه شادی طبیعی و عادی یا شادیها و لذایذ معنوی .
ایمان بهخدا و پشتگرمی به پروردگار ، پایان تمام نگرانیها و افسردگیها است . امام علی علیهالسلام میفرماید : «سَهَرُ الْعُیُونِ بِذِکْر اللّه فُرْصَةُ السُّعَداء وَ نَزْهَةَ الاَْوْلِیاء» (1)
شب زندهداری با یاد خدا ، فرصتی است برای افراد سعادتمند و تفریح و آسایش
1) غررالحکم ، جلد 5642 .
است برای اولیاء خدا .
امروزه به دلیل جایگاه ایمان در شادی آفرینی واقعی ، در میان روانشناسان غرب نوعی اقبال و خوشبینی نسبت به دین پدید آمده است . پژوهشها نشان میدهد آنان که با مسائل دینی مأنوساند ، از نشاط و آرامش بیشتری برخوردارند .
دیل کارنگی مینویسد : امروزه جدیدترین علم یعنی روانپزشکی همان چیزهایی را تعلیم میدهد که پیامبران به مردم میآموختند زیرا آنان دریافتهاند که داشتن یک ایمان محکم ، نگرانی ، تشویش ، هیجان و ترس را برطرف میسازد .(1)
استاد شهید مطهری پیرامون بهجتزایی ایمان معتقد است :
ایمان مذهبی آثار نیک فراوان دارد ، چه از نظر تولید بهجت و انبساط و چه از نظر
1) آیین زندگی ، صفحه 37 .
نیکوساختن روابطاجتماعی و چه از نظر کاهش و رفع ناراحتیهای ضروری که لازمه ساختمان این جهان است .(1)
انسباطبیعتآرامبخش و شادیزااست و انسانرابااصل وریشهخودپیوندمیزند.
امیرمؤمنان علیهالسلام میفرماید : «چنانچه بدن خسته میشود روح نیز خسته و دلتنگ میگرددوهردوبهتفریحواستراحتنیازدارندخستگیهایبدنبادیدنمنظرههایزیبای جهانآفرینش برطرفمیشود و خستگیهایروان باشناخت و فهم حقایق هستی (2)
از میان جلوههای طبیعت که سهم بسیاری در برطرف سازی اندوه دارد ، سبزه و آب از امتیاز ویژه برخوردار است . امام صادق علیهالسلام درباره آن میفرماید :
«نگاه کردن به سبزهها مایه شادمانی است» .(1)
شادابی در گرو سلامت بدن است . جوان وقتی میتواند از شادی و نشاط لذت ببرد که در سلامت جسمانی به سر ببرد . ورزش این توانایی را در انسان فراهم میآورد و به سلامتی روح او نیز کمک میکند و او را همواره شاداب نگه میدارد .
امام حسین علیهالسلام میفرماید : فَبادِرُوا بِصِّحَةِ الاَْجْسام فی مُدَّةِ الاَْعْمارِ : در تمامی عمر ، برای سلامتی و حفظ تندرستی خود بکوشید .(2)
خوشرویی وسیلهکسب محبت مردم و فزونی دوستیها است. حضرت علی علیهالسلام میفرماید : «اَ لْمُؤْمِنُ بَشْرُهُ فی وَجْهِه ، وَ حُزْنُهُ فی قَلْبِه : شادی مؤمن در چهرهاش نمایان و اندوه او در قلبش پنهان است» .(1)
شوخطبعی از نشانههای برخورد نیک با دوستان است و در روش رهبران دینی ما نیز جلوههایی از آن دیده میشود . پیامبر اکرم بیشتر اوقات لبخند بر لب داشت و نرمخوترین ، شادابترین و گشادهروترین مردم بود .(2)
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرمود : «من هم مانند شما بشری هستم که شوخی و مزاح
میکنم»(1)
حضرت علی علیهالسلام میفرماید : پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله هرگاه یکی از اصحاب را اندوهگین میدید او را با شوخی و مزاح خوشحال میکرد»(2)
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله مردم را بر پیروی از این روش توصیه میفرماید :
«هرکه مؤمنی را شاد کند ، مرا شاد کرده و هرکه مرا شاد کند ، خدا را شاد کرده است» .(3)
پیشوایان دین ضمن توصیه بر شوخ طبع بودن ، بر حفظ وقار و رعایت متانت تأکید داشته و رعایت مرزهای آن را یادآور شدهاند و همگان
را از مسخرهگی ، سبکسری ، ناسزاگویی ، دروغ و غیبت پرهیز دادهاند .(1)
خداوند کسی را که در میان جمعی شوخی و بذلهگویی میکند دوست دارد ، به شرط آنکه ناسزایی در سخنش نباشد به فرموده امامان معصوم ، «شوخی زیاد ، آبرو ، وقارواحترامانسانیرامیبرد» (2)وبرایآدمیدشمنبهوجودمیآوردوبهنوعی«نشانه حماقت است» .
از این رو شایسته است که جوان «جدّیاش بیشتر از شوخیاش باشد» .(3)
آبراهاممازلو روانشناسمعاصر باجداسازی نوعی شوخی افراد خواستار شکوفایی، با سایر افراد ، در وصف شوخی آن دسته از افرادی که از سلامت روان کمتری
برخوردارندچنینمینگارد:
1 شوخی خصمانه ، که سبب آزار افراد است .
2 شوخیای که به تحقیر شخص یا گروهی دیگر میانجامد .
3 شوخی عصیان در برابر قدرت ، که نشانههای ضعف و وقاحت را با خود دارد .(1)
احساس لذت از زیباییها ، تناسبها و پاکیزگیها ، با سرشت انسان آمیخته شده است .(2)
به گفته علامه جعفری «انسان ، به ارتباط با زیبایی محتاج است ، بدون زیبایی ،
روح در تاریکی و خشونت ماده خسته میشود» . از این رو در فرهنگ دینی ما به نظافت و آراسته بودن که عامل فرحبخش زندگی است توصیه شده است .
امامصادق علیهالسلام میفرماید: اِنَاللّهَ یُحِبُالْجَمالَ وَالتَّجْمیلَ وَ یُکْرِهُ الْبُؤْسَ وَ التَّباؤُسَ: خداوند زیبایی و آرامش را دوستدارد و نپرداختن به خود و ژولیده نشان دادن خود را ناخوش دارد.(1)
حضرت علی علیهالسلام میفرماید : همانگونه که انسان برای افراد دور و بیگانه خود را میآراید برای نزدیکان و برادراندینی نیز باید بابهترین وضعخود راآراسته سازد .(2)
رسیدگی به موی سر و صورت ، رسیدگی به پوست ، عطر زدن ، مسواک
زدن ، کوتاه کردن ناخن و پوشیدن لباس تمیز ، از جلوههای آراستگی است که در کاستن غم و اندوه و چیرهسازی شادابی مؤثر است .
سیر و سفر ، روان و جسم انسان را سلامت میبخشد و با از بین بردن افسردگی ، نشاط و شادابی را جایگزین میسازد . امام صادق علیهالسلام از سلامت آفرینی مسافرت چنین میفرماید : «سافِرُوا تَصِحُّوا : سفر کنید تا سالم باشید» (1)
امیر مؤمنان در بیان نقش سفر در برچیدن غم و اندوه میفرماید :
تَغَرَّبْ عَنِ الاَْوْطانِ فی طَلَبِ العُلی وَ سافِرْ فَفِی الاَْسْفارِ خَمْسُ فَوائِدٍ
1) وسائل الشیعه ، جلد 8 ، صفحه 251 .
تَفَرُّجُ هَمًّ وَ اکتِسابِ مَعیشَةٍ وَ عِلْمٍ وَ آدابٍ وَ صُحْبَةِ ماجِدٍ (1)
یعنی : در جستجوی بزرگی ، از وطن دور شو و مسافرت نما که دارای پنج فایده است : غم و اندوه برچیده شود . روزی و علم و ادب و توفیق همنشینی بزرگان به دست میآید .
روزی امام صادق علیهالسلام به منزل و تفریحگاه برادر خود ، عبداللّهبن محمد تشریف برد ، عمروبن حریث چون خدمت امام رسید ، عرض کرد : «فدایت شوم! چه شده که به اینجا آمدهاید؟».
حضرت فرمود : «برای گردش» (2)
امام خمینی مکرر (ره) فرمود : «من نه یک ساعت تفریحم را برای درس گذاشتم
و نه یک ساعت وقت درسم را برای تفریح گذاشتم» . ایشان به نواده خود چنین توصیه میکرد :
تفریح داشته باش ، اگر نداشته باشی ، نمیتوانی خودت را برای تحصیل آماده کنی (1)
دوستی ، سرمایه حیات است و صفای زندگی را در همدمی رفیق نیک میتوان جست.
بهفرمایشحضرتعلی علیهالسلام دوست،غمتنهاییراازجوانمیرهاندوآرامشوسکون را به ویارزانیمیکند.
1) برداشتهایی از سیره امام خمینی غلامعلی رجایی .
«اَلاِْخْوانُ جَلاءُ الْهُمُومِ وَ الاَْحْزانِ : برادران ، زنگار نگرانی و اندوه را از دل میزدایند» (1)
دانشمندان ، شادی را در کنار یار بودن و به فراق مبتلا نشدن میدانند .
دوستی رابطهای است شخصی ، صمیمانه ، خصوصی و انحصاری که در آن همدلی و همذوقی به خوبی نمایان است . «دوست» همدم مهر و همدرد اندوه انسان است و نیازها ، آرزوها ، غمها ، مشکلات ، ضعفها و تواناییهای آدمی را میداند ، به درستی او را درک میکند و به همین دلیل در ایجاد شادابی و نشاط در انسان میافزاید .
امیر مؤمنان علیهالسلام دوست را نزدیکترین خویشاوند دانسته و بر نقش آن در زدودن
1) غررالحکم، جلد 9446 .
نگرانی و اندوه تکیه مینماید .
نفث حکیمی که مفرّح بود آب و می و لحن خوش و بوستان
هست و لیکن نبود نزد عقل هیچ مفرح چو رخ دوستان
پاکیزگی جوان در گرو همسرگزینی است . زیرا به هنگام ازدواج میتوان نشاط ، آرامش و پاکی دل را جستجو کرد . قرآن کریم هنگامی که از ازدواج یاد میکند به آرامبخشی و فرحزایی آن اشاره مینماید :
«وَ مِنْ آیاتِه اَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ اَزْواجا لِتَسْکُنُوا اِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً اِنَّ فی ذلِکَ لاَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ» : و از نشانههای او اینکه از نوع خودتان همسرانی برایشما آفرید تا بدانها آرام گیرید و میانتان دوستی و رحمت نهاد ، آری ، در این نعمت برای مردمی که میاندیشند
(162) شادی و آرامش
قطعا نشانههایی است».(1)
حضرت علی علیهالسلام میفرماید :
«هرکس دوست دارد پاک و پاکیزه با خداوند ملاقات کند باید دارای همسر و همدم باشد و به دیدار محبوب برود» .(2)
ازدواج عامل رهایی فرد از تنهایی ، وسیلهای برای برآورده ساختن نیازهای روانی ، محلی برای بیان و تسکین خاطر ، کانونی برای ارائه دوستی ، صمیمیت و محبت و در مجموع وسیلهای برای ایجاد محیطی خصوصی برای نیل به آسایش ، آرامش و شادابی است .
زیباترین و کاملترین کانونی را که میتوان به عنوان یک الگو از آن
یاد کرد ، زندگی مشترک امام علی علیهالسلام و حضرت زهرا علیهاالسلام است .
امام به همسرخود چنین میفرماید:
«کُنّا کَزَوْجِ حَمامَةٍ فی اَبْکَةٍ مُتَمَتِّعینَ بِصِحَّةٍ وَ شَبابٍ»
(من تو همانند دو کبوتر در یک آشیانه از سلامتی و نشاط جوانی بهره میبردیم).(1)
طبرسی در مجمع ذیل «اِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ الْفَرِحینَ»(2)فرموده : فَرِح به معنی تکبّر است در قرآن کریم بیشتر در شادیهای مذموم آمده که منبعث از نیروی شهوانی و لذّت و توأم با خودپسندی است مثل «فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ
رَسُولِ اللّهِ : بازگذاشتگان بر ماندنشان بر خلاف رسول خدا و اینکه با او به جهاد نرفتند شادمان شدند» (1)
و در بعضی از آیات در شادی ممدوح به کار رفته مثل « وَ یَوْمَئِذٍ یَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللّهِ : آن روز مؤمنان در اثر یاری خدا مسرور میشدند» .(2)
«اِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ لا تَفْرَحْ ... : قومش به قارون گفتند : از کثرت مال شادمان و متکبر مباش که خدا متکبران شادمان را دوست ندارد» (3)
«تَعْرِفُ فی وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعیمِ : در چهرههای آنها طراوت و
نشاط نعمت را میبینی» .(1)
شادی و آرامش (165)
«نَضْرَة» به معنی طراوت و نشاطی است که در صورت صاحبان زندگی مرفه نمایان است .
اشاره به اینکه نشاط و سرور و شادی در چهرههای نیکان موج میزند و نیازی به سؤال نیست به عکس دوزخیان که اگر در چهرههای آنها بنگری غم و رنج و اندوه از چهرههایشاننمایاناست. (2)
«ذلِکُمْ بِما کُنْتُمْ تَفْرَحُونَ فِی الاَْرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ بِما کُنْتُمْ تَمْرَحُونَ : این بهخاطر آن است که به ناحق در زمین شادی میکردید و از روی غرور و مستی به خوشحالی میپرداختید» (1)
«تَفْرَحُون» از ماده «فَرَح» به معنی شادی و خوشحالی است که گاهی ممدوح است و شایسته ، همانگونه که در آیه 4 5 سوره روم آمده است :
«وَیَوْمَئِذٍیَفْرَحُالْمُؤْمِنُونَ. بِنَصْرِاللّهِ...: و درآنروز مؤمنانخوشحال خواهند شد. بهسببیاری پروردگار...» .
و گاه مذموم است و براساس باطل ، چنانکه در داستان قارون در آیه 76 سوره
1) 75 / مؤمن .
قصص میخوانیم : «اِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ لا تَفْرَحْ اِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ الْفَرِحینَ : به خاطر بیاور هنگامی را که قومش به او گفتند این همه شادی مغرورانه مکن که خداوند شادی کنندگان مغرور را دوست نمیدارد» .
البته این تفاوت باید از قرائن شناخته شود و پیداست که در آیه موردبحث «فرح» از نوع دوم منظور است «تَمْرَحُون» از ماده «مَرَح» به گفته جمعی از ارباب لغت و مفسران به معنی شدت فرح و گستردگی آن است .
آری اینگونه شادیهای توأم با غرور و غفلت و بیخبری و همراه با هوسرانی و شهوت ، انسان را به سرعت از خدا دور میکند و از درک حقایق بازمیدارد ، واقعیتها را شوخی و حقایق را مجاز جلوه میدهد و چنین کسانی سرنوشتی جز آنچه در آیات فوق گفته شد ندارند .
«وَ لَمّا رَجَعَ مُوسیآ اِلی قَوْمِهِ غَضْبانَ اَسِفا قالَ بِئْسَما خَلَفْتُمُونی مِنْ بَعْدی اَعَجِلْتُمْ اَمْرَ رَبِّکُمْ وَ اَلْقَی الاَْلْواحَ وَ اَخَذَ بِرَأْسِ اَخیهِ یَجُرُّهُ اِلَیْهِ قالَ ابْنَ اُمَّ اِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونی وَ کادُوا یَقْتُلُونَنی فَلا تُشْمِتْ بِیَ الاَْعْدآءَ وَ لا تَجْعَلْنی مَعَ الْقَوْمِ الظّالِمینَ : و هنگامیکه موسی خشمگین و اندوهناک بهسوی قوم خود بازگشت ، گفت : پس از من ، بد جانشینانی برایم بودید ( و آیین مرا ضایع کردید ) آیا در فرمان پروردگارتان ( و تمدید مدت میعاد او در قضاوت ) عجله نمودید ؟ سپس الواح را افکند و سر برادر خود را گرفت ( و با عصبانیت ) به سوی خود کشید ، او گفت : فرزند مادرم ، این گروه مرا در فشار گذاردند و نزدیک بود مرا به قتل برسانند بنابراین کارینکنکه دشمنان مرا شماتت کنند و مرا با گروه
ستمکاران قرار مده» .(1)
شادی و آرامش (169)
شَمِتَ : شَماتت : شادان شدن به بلای دشمن .
این لفظ در قرآن کریم فقط 1 بار بیان شده است و در واقع نوعی از شادی و نشاط را بیان میکند که حالت شماتت و تمسخر در آن باشد و در واقع هارون به موسی گفته: دشمنان را بیجهت شادمان مکن که آنها ببینند تو مرا عتاب و مؤاخذه میکنی و ازگرفتاریمن شادشوند .
«وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ ناعِمَةٌ : چهرههایی در آن روز شاداب و باطراوت است .
«لِسَعْیِها راضِیَةٌ : چراکه از سعی و تلاش خود خشنود است (2)
اینان مردم شایسته کردار و درستاندیشی هستند که اثر نعمت و مهر خدا و شادی و شادمانی از سر و روی آنان هویداست و چهرههاشان فروزان است .
و این چهرههای شادمان از ثمره تلاش و کوشش مترقّی خود در زندگی دنیا خشنودند و ارزانی دارنده آن مقام و نعمتها را سپاس میگویند .(1)
«اِنَّ لِلْمُتَّقینَ مَفازا : برای پرهیزگاران مسلما پیروزی بزرگی است» .
«حَدائِقَ وَ اَعْنابا : باغهایی سرسبز و انواعی از انگورها» .(2)
«حَدائِق» جمع «حَدیقَه» به معنی باغ و بستان خرم و سرسبز و پردرخت
است که دیوار گرداگرد آن کشیده شده و از هر نظر محفوظ است .
جالب اینکه از میان تمام میوهها در اینجا روی انگور تکیه شده به خاطر مزایای فوقالعادهای که این میوه در میان میوهها دارد ، زیرا به گفته دانشمندان غذاشناس «انگور» علاوه بر اینکه از نظر خواص ، یک غذای کامل محسوب میشود و مواد غذایی آن بسیار نزدیک به شیرمادر است ، دو برابر گوشت در بدن ایجاد حرارت میکند و بنابراین انگور اعصاب را تقویت کرده و تولید نشاط کرده و به خاطر داشتن انواع ویتامینها ، به انسان نیرو و توان میبخشد و او را شاداب میسازد .(1)
1) تفسیر جوان 27 جلدی، دکتر محمّد بیستونی، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، چاپ سوم، جلد 26، صفحه 39.
نشاط در هدایت و یادخدا (1)
و از نشانههای پرهیزکاران این است که او را اینگونه میبینی : در دینداری نیرومند ، نرمخو ، دوراندیش ، دارای ایمانی پر از یقین ، حریص در کسب دانش ، با داشتن علم بردار ، در توانگری میانهرو ، در عبادت فروتن ، در تهیدستی آراسته ، در سختیها بردبار ، در جستجوی کسب حلال ، در راه هدایت شادمان و پرانرژی پرهیزکننده از طمعورزی میباشد .
اعمالنیکوانجاممیدهد و ترساناست،روز رابهشبمیرساندباسپاسگزاریشب را بهروزمیآورد با یاد خدا، شب میخوابد اماترسان و برمیخیزد شادمان و پرنشاط،
1) نهجالبلاغه ، خطبه 193 .
ترس برایاینکه دچارغفلتنشود و شادمانیبرایفضل و رحمتیکه بهاو رسیدهاست.
حضرت علی علیهالسلام در رابطه پرهیز دادن از دنیاپرستی میفرمایند :
«همانا شما برادران دینی یکدیگرید ، چیزی جز درون پلید و نیت زشت شما را از هم جدا نساخته است نه یکدیگر را یاری میدهید و نه خیرخواه یکدیگرید و نه چیزی به یکدیگر میبخشید و نه به یکدیگر دوستی میکنید . شما را چه شده است که با به دست آوردن متاعی اندک از دنیا شادمان میگردید و از متاع بسیار آخرت که از دست میدهید اندوهناک نمیشوید .(1)
1) نهج البلاغه ، خطبه 113 .
چیز اندک که با اشتیاق تداوم یابد ، بهتر از فراوانی است که رنجآور باشد .(1)
حضرت علی علیهالسلام میفرمایند : ای کمیل ! خانوادهات را فرمان ده که روزها در به دست آوردن بزرگواری و شبها در رفع نیاز خفتگان بکوشند . سوگند به خدایی که تمام صداها را میشنود ، هرکسی دلی را شاد کند ، خداوند از آن شادی لطفی برای او قرار دهد که به هنگام مصیبت چون آب زلالی بر او باریدن گرفته و تلخی مصیبت را بزداید چنانکه شتر غریبه را از چراگاه دور سازند .(2)
حضرت علی علیهالسلام در نامهای به ابنعباس (فرماندار مصر) فرمودند :
«همانا انسان گاهی خشنود میشود به چیزی که هرگز از دستش نمیرود و ناراحت میشود برای از دست دادن چیزی که هرگز به آن نخواهد رسید . ابن عباس خوشحالی تو از چیزی باشد که در آخرت برای تو مفید است و اندوه تو برای از دست دادن چیزی از آخرت باشد ، آنچه از دنیا به دست میآوری تو را خشنود نسازد . آنچه در دنیا از دست میدهی زاری کنان تأسف مخور و همت خویش را به دنیای پسازمرگ وامگذار» .(1)
«همانا انسان از به دست آوردن چیزی خوشحال میشود که هرگز آن را از دست
1) نهجالبلاغه، نامه22 .
نخواهد داد و برای چیزی اندوهناک و غمگین است که هرگز به دست نخواهد آورد . پس بهترین چیز نزد تو در دنیا رسیدن به لذتها ، یا انتقام گرفتن نباشد ، بلکه هدف تو خاموش کردن باطل یا زنده کردن حق باشد . تنها به توشهای که از پیش فرستادهای خوشحال باش و بر آنچه به جای میگذاری حسرت مخور» .(1)
ارمغان دین برای بشر شادی ، بهجت و سرور به معنای واقعی و عمیق آن میباشد. دین هم بشر را با شادی واقعی آشنا کرده و هم راه رسیدن به آن و بهرهمندی کامل از آن را پیش روی او نهاده است .
خواندن دعایی با شور و حال و نمازی با حضور قلب ، نجوایی شبانه و زمزمهای
1) نهج البلاغه ، نامه 66 .
عاشقانه ، کمک به انسانی افتاده ، نوازش یتیمی غمگین ، سیر کردن گرسنهای بینوا ، زیارت بارگاه انسانی پاک ، دیدار وابستگان و گفت و گو با دوستی صمیمی که همگی از سفارشهای دین و تعالیم پرمحتوای آن است ، همان سرور و نشاطی را به دنبال دارد که دیدن بهار طربانگیز و صبح پرلطافت و قطرهای شبنم بر رخسار گل سرخ و زمزمه جویبار و وزش نسیم روحافزا .
هر دو نوع شادی برگرفته از یک حقیقت و هر دو جلوهای از زیبایی و عظمت و کمال خداوند بزرگ و کریم است . نگاهی گذرا به تعالیم دینی نشان میدهد ، شادی و سرزندگی از آثار ایمان مذهبی است ؛ چراکه مذهب بر زمینههای پیدایش شادی سفارش کرده و نشانههایش را ستوده است .
نداشتن نگرانی و اضطراب و غم و اندوه و رسیدن به اطمینان قلبی اساس هر نوع شادی است و این ممکن نیست مگر باایمان به قدرت مطلقی که سرچشمه همه
نیکیها است . (1)به همین دلیل ، عمیقترین و عالیترین شادی شادیها و سرورها از آن مردان پاک سیرت و آشنا با خداوند است . در حدیثی از پیامبر صلیاللهعلیهوآله میخوانیم : «رَکْعَتانِ فی جَوْفِ اللَّیْلِ اَحَبُّ اِلَیَّ مِنَ الدُّنْیا وَ ما فیها : دو رکعت نماز در دل شب نزد من از دنیا و آنچه در آن است ، ارزندهتر و دوست داشتنیتر است» . (2)
حضرت صادق علیهالسلام میفرماید : اگر مردم از فضیلت شناخت خداوند متعال آگاه بودند ، چشمان خود را به بهرههای مادی که خداوند به دشمنانش بخشیده نمیدوختند و دنیای آنها در نظرشان از چیزی که زیر پا لگد میکنند ، بیارزشتر بود و از شناخت خداوند چنان لذت میبردند که گویا پیوسته در
باغهایبهشت با دوستانخدا، همنشین و همراهند .(1)
در دین اسلام دستورهای فراوانی که زمینهساز شادی و سرور است وارد شده است : مانند سفارش به حسن خلق و گشادهرویی و دیدار برادران ایمانی با روی گشاده و چهره شکفته و تلاش برای شاد کردن مؤمنان ؛ چنانکه در روایت آمدهاست: «اَلْقِ اَخاکَ بَوَجْهٍ مُنْبَسِطٍ : با رویی گشاده با برادران ملاقات کن» .(2)
«اَیُّما مُسْلِمٍ لَقی مُسْلِما فَسَرَّهُ ، سَرَّهُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ : هر مسلمانی که مسلمانی را ببیند و او را مسرور کند ، خداوند را شاد کرده است» .(3)
در بهشت خانهای است به نام خانه شادی ، تنها کسی که یتیمان و بچهها را خوشحال کند به آن داخل میشود .(1)
بوی خوش عامل مهم شادمانی است و متقابلاً بوی بد عامل ناامیدی و افسردگی ؛ در روایات اسلامی توجه ویژهای به استفاده از عطریات و بوی خوش شده است و خوشبو بودن از ویژگیهای پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله و از سنتهای آن حضرت شمرده شده است ؛ حضرت صادق علیهالسلام میفرماید : رسول خدا صلیاللهعلیهوآله برای بوی خوش بیشتر از خوراک خرج میکرد (2)
رنگ روشن شادی آفرین است ؛ در دین نیز به پوشیدن لباسهای روشن و به
ویژه سفید ، توجه زیادی شده است ؛ در حال نماز بر پوشیدن لباس سفید تأکید شده و پوشیدن لباس سیاه در این حال مکروه شمرده شده است ؛ در حدیثی از پیامبر بزرگ اسلام صلیاللهعلیهوآله آمده است : «اِلْبَسُوا الْبَیاضَ فَاِنَّهُما اَطْیَبُ وَ اَطْهَرُ وَ کَفِّنُوا فیها مَوْتاکُمْ ؛ لباسهای سفید بپوشید ، چون بهتر و پاکتر است و مردگان خود را در آن آنها کفن کنید» .(1)
در اسلام آراستگی ظاهری امتیازی برای فرد و یکی از نشانههای ایمان شمرده شده است . هر مسلمان مؤمنی از کودکی با حدیث «اَلنَّظافَةُ مِنَ الاْیمانِ» آشنا است ؛ نقش آراستگی ظاهر در آرامش و نشاط روحی و ایجاد شادی و انبساط فردی و اجتماعی انکارناپذیر است . کار جوهر آدمی و نشانه حیات او است ، انسان تنبل ،
1) سفینة البحار ، شیخ عباس قمی ، جلد 1 ، صفحه 291 .
بهرهاش از زندگی اندک و سلامتیاش در معرض خطر و شادابیاش بر باد است . کار و تلاش از انحرافات و لغزشها جلوگیری میکند ، زمینه بسیاری از مفاسد اخلاقی و اجتماعی را از بین میبرد و بر سر زندگی و نشاط میافزاید .
در روایات اسلامی به حدی بر اهمیت کار و تلاش در راه کسب روزی حلال و تأمین هزینههای زندگی تأکید شده که انسان غرق در شگفتی و حیرت میشود . حضرت صادق علیهالسلام در روایتی میفرماید : فرد زحمتکش که برای رفاه خانوادهاش میکوشد ، همانند مجاهد در راه خدا است .(1)
سیر و سفر در شهرها و سرزمینهای مختلف و گشت و گذار در طبیعت و دیدن منظرههای زیبا و آشنایی با ادب و رسوم ملتها ، گذشته از فایدههای فراوان مادی و
1) میزانالحکمة، جلد4، صفحه119، ح7203 .
معنوی ، آدمی را از افسردگی میرهاند و به سلامتی جسم و روان و ایجاد شادمانی کمک شایانی میکند . از این رو ، دین مقدس اسلام مردم را بسیار بدان سفارش کرده است و تعبیر «سیروا فی الارض» را در آیات متعددی از قرآن میتوان یافت(1)توصیه به شرکت در مجالس شادی مثل مجالس عروسی و ولیمه و اطعام دادن در هنگام ازدواج و تولد فرزند و خرید خانه و برگشت از حج و زیارت(2)که هدف از آنها ایجاد انس و الفت و صفا بین مؤمنان و شاد و مسرور ساختن آنها است ، گواه اهمیت دادن دین مبین به مقوله شادی و سرور است . سفارش به پوشیدن لباسهای نیکو و زیبا و زینت کردن و معطر بودن و شادی کردن و شاد ساختن یکدیگر در اعیاد
اسلامی ، به ویژه عید سعید غدیر و تأکید بر صله ارحام و اطعام دادن و دست دادن و مصافحه با مؤمنان و زیارت آنها و تبسم کردن به روی آنها و هدیه دادن به آنها، شاهددیگری برتوجه اسلام بهاین امر است .
باید دانست شادمانی تنها در لذتهای مادی گذرا خلاصه نمیشود ، شادمانی واقعی در نزدیک شدن به هدف والای آفرینش و آراسته شدن به خصلتها و خویهای انسانی و الهی است . به گفته ارسطو : «شادمانی عبارت است از پروراندن عالیترین صفات و خصایص انسانی» (1)
بنابراین ، لذت و خوشی تنها با عوامل مادی به دست نمیآید . عوامل معنوی نیز در ایجاد شادی مؤثرند . گاهی انجام کارهایی که عادتا باید لذتبخش باشند ، نه تنها
1) حدیث مهر ، سالنامه تحصیلی جوان 82 1381 .
لذتی به انسان نمیبخشد ، بلکه عذاب وجدان و و تشویش روحی نیز میآورد ؛ چراکه روح و وجدان آماده لذت بردن نیستند . یک غذای لذیذ یا رابطه جنسی و یا خانه بسیار زیبا ، اگر حرام و نامشروع و غیرمعقول باشد ، برای انسان سالم و طبیعی تلخ و ناگوارا است .
پرهیز از گناه در بیشتر مواقع ، پرهیز از لذتهای مادی سطحی است ؛ ولی در عین حال شادی آور است ؛ زیرا روح آدمی به گونهای است که گاه از پرهیز و ریاضت معقول سرخوش میشود . ارضای تمایلات به هر صورت و در هر شرایط شادیآور نیست . گاه پرهیز از لذت ، لذت بخشتر از نیل به لذت است (1)
اگر مادری برخلاف میل فرزند دلبندش او را از خوردن غذایی زیانبار بازداشت ،
1) حدیث مهر ، سالنامه تحصیلی جوان 82 1381 .
آیا مانع شادمانی او شده است ؟ اگر پزشکی برای راحت ساختن بیماری که غدهای در مغز دارد ، با چاقوی تیز جراحی جمجمهاش را شکافت ، آن غده دردآور را بیرون آورد و او را از غم و درد جانکاه رهانید ، به او شادی نبخشیده است ؟ آیا درست است بگوییم این پزشک با شکافتن استخوان این بیمار او را آزرده ساخته و شادمانی را از او گرفته است ؟ آیا منع بیمار از بعضی غذاها و کارها ، محروم کردن او از سرور و شادمانی است ؟
آیا منع از شرابخواری که ارزندهترین گوهر وجود آدمی یعنی عقل را محجوب و پوشیده میسازد و بزرگترین جنایتها و زشتترین کارها را آسان و زیبا جلوه میدهد ، بازداشتن انسان از شادی و شادمانی است ؟
آیا سفارش به دوری از تهمت و غیبت و دروغ و ریا و نگاه ناروا و رابطه ناسالم که زمینهساز هزاران آسیب فردی و اجتماعی و بستر همه ناهنجاریهای
روانی و اجتماعی است ، دور کردن انسان از شادی است ؟
آیا سفارش کردن به ارتباط با کانون عظمت و کمال یعنی خداوند متعال و رسیدن به سکون و اطمینان قلب در پرتو این ارتباط که محور اصلی آموزههای دینی و مذهبی است ، شادی بخش نیست ؟
آیا دستور به نماز و عبادت و صله رحم و انفاق به تهیدستان و گذشت و بزرگواری و کمک به برادران دینی و پیشی گرفتن در نیکی و خوبی و تقوا و پاکدامنی و عفت و وقار و اخلاص در اعمال و تکبر نورزیدن و خودپسند نبودن و هزاران دستور فردی و اجتماعی و اخلاقی و اقتصادی و سیاسی دیگر ، زمینهساز شادی حقیقی و راستین بشر در دنیا و آخرت نیست ؟
ستودن اعمالی چون گریه از خوف خداوند و عظمت و کبریای او و گریستن بر خطاها و گناهان و نیز گریه و سوگواری در عزاداری اولیای الهی و انسانهای برجسته
و ممتاز و سفارش به آنها ، به هیچ وجه با سرزندگی و نشاط ناسازگار نیست . گریهای که از سر عشق به خداوند و یادآوری عظمت او باشد ، پیوند با دریای بیکران همه نیکیها و زیباییها و سرچشمه همه شادیها و بهجتها است . گریستن بر مظلومیت اولیای الهی و جفایی که بر آنان رفته است ، در واقع گریستن بر پنهان شدن خورشیدهای تابان و زندگیبخش و چیرگی ظلمت و تیرگی بر آسمان انسانیت است ؛ چنین گریهای نه تنها به افسردگی نمیانجامد بلکه به گواهی تاریخ و تجربه ، هماره نیروی معنوی و قدرت روحی و سرزندگی را افزایش میدهد و پویایی و تحرک جامعه انسانی را رونق میبخشد .
امام خمینی (ره) اهمیت خاصّی به تفریح میدادند و به بعضی از فرزندانشان سفارش میفرمودند که تفریح داشته باش اگر تفریح نداشته باشی نمیتوانی خودت
را برای تحصیل آماده کنی و هنگامی که میدیدند بعضی از فرزندانشان در روز تعطیلی مشغول درس خواندن هستند میفرمودند : به جایی نمیرسی چون باید موقع تفریح ، تفریح کنی و میفرمودند : باید در ساعت تفریح درس نخوانید و در ساعت درس تفریح نکنید و مکرّر میفرمودند : من در طول زندگی نه یک ساعت تفریح را برای درس گذاشتم و نه یک ساعت درس را برای تفریح .(1)
شادی در قرآن ، جایگاه خاصی دارد و به گونههای مختلف ، مورد تأیید و توجه قرآن قرار گرفته است ، اما نه شادی بیهوده و عبث ، بلکه شادی توأم
1) برداشتهایی از سیره امام خمینی (ره) ، جلد 1، 60، غلامعلی رجایی مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام .
با اهداف الهی و انسانی و لذا آیات قرآن درباره شادی دو دستهاند ؛ دستهای از آیات ، مؤمنین را دعوت به شادی نموده ؛ مانند آیه :
قُلْ بِفَضْلِ اللّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذلِکَ فَلْیَفْرَحُوا هُوَ خَیْرٌ مِمّا یَجْمَعُونَ : (ای رسول خدا !) به خلق بگو که شما باید منحصرا به فضل و رحمت خدا شادمان شوید (و به نزول قرآن مسرور باشید) که آن بهتر و مفیدتر از ثروتی است که برای خود اندوخته میکنید» .(1)
بنابراین مردم به فضل پروردگار و به رحمت بیپایان او به این کتاب بزرگ الهی که جامع همه نعمتها است باید خشنود شوند نه به جمع ثروتها و بزرگی مقامها و فزونی قوم و قبیله .
1) 58 / یونس .
همچنین قرآن کریم ، زمانی که وعده الهی ، مبنی بر نصرت و پیروزی رومیان اهل کتاب بر مشرکان مجوس ، محقّق میشود ، میفرماید :
«...وَ یَوْمَئِذٍ یَفْرَحُالْمُؤْمِنُونَ.بِنَصْرِاللّهِ...:و درآنروز(کهرومیان فاتح شوند) مؤمنان شاد میشوند به یاری خداوند» .(1)
بنابراین ، شادیها براساس ارزشها و اهداف مقدّس و پیروزی موحّدین بر مشرکین است .
دسته دیگری از آیات قرآن شادی را مذمّت نموده ؛ شادیهای بیهودهای که براساس ضد ارزشهاست . در اینجا به دو نمونه از آنها اشاره میشود :
1 قرآن کریم در داستان «قارون» که فردی خودخواه و مغرور بود
1) 4 و 5 / روم .
و شادیهای مستانه داشت ، از زبان قومش میفرماید :
اِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ لا تَفْرَحْ اِنَّ اللّهَ لایُحِبُّ الْفَرِحینَ : به خاطر بیاور هنگامی که قوم قارون به او گفتند : این همه شادی مغرورانه مکن که خداوند شادیکنندگان مغرور را دوست نمیدارد» (1)
2 قرآن کریم ضمن بیان عذابهای دوزخیان میفرماید :
«ذلِکُمْ بِما کُنْتُمْ تَفْرَحُونَ فِی الاَْرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ بِما کُنْتُمْ تَمْرَحُونَ : این به خاطر آن است که به ناحق در زمین شادی میکردید و از روی غرور و مستی به خوشحالی میپرداختید» .(2)
جالب اینکه در آخر آیه میفرماید : «بِما کُنْتُمْ تَمْرَحُونَ» که به معنای شادی به خاطر مطالب بیاساس ، یا شدّت فرح ، ... و شدّت فرح نوعا سر از همه این مسائل درمیآورد .(1)بنابراین ، آنجا که از شادی مذمّت شده به جهت همراه بودن شادی با گناه ، غفلت و فساد است .
در اینجا این سؤال مطرح میشود که راه شناخت شادیهای ناروا از شادیهای سازنده چیست ؟ پاسخ این است که تشخیص این دو نوع از شادیها را میتوان از قراینی چون انگیزه شرکت ، برنامه و محتوای مجلس ، نوع شرکتکنندههای چنین مجالسی ، به دست آورد .
بسیاری از مردم شادی را به ثروت ، شهرت و قدرت و ... میدانند امّا به تجربه
1) 75 / مؤمن و تفسیر نمونه ، جلد 2 ، صفحه 176 .
ثابت شده است که ثروت به تنهایی شادی و خوشبختی نمیآورد .
دکتر «دیوید مایزر» در کتاب خود به نام «در جستجوی شادی» چه کسی شاد است و چرا ؟ کلیّه مقالههای تحقیقی را که در آمریکا ، کانادا و کشورهای اروپایی و غربی و برخی دیگر از کشورها درباره «شادی» به چاپ رسیده است به طور جامع بررسیمیکند. وی ازاینبررسیهایخود نتیجهمیگیردکهرابطهایبینثروت و شادی وجودندارد و آرامش و شادیرا نمیتوان با پول خرید، وی همچنین نتیجه میگیرد که سنّ، جنسیّت، موقعیّت اجتماعی، محلّزندگی ، نژاد و سطح تحصیلات کمک مؤثری بهشادیانساننمیکند.اوازافرادیکهباآنانمصاحبهشدهگفتههایمتعدّدینقلمیکند، نظیر«ترجیحمیدهم تمام ثروتخانوادگیام را باخانهای پرازمحبّتعوضکنم» پول به هراندازهکه باشد، نمیتواندتأثّر و غمی که از ناراحتی فرزندانم برایم به وجود آمده
برطرف کند (1)
در عین حال میبینیم که بسیاری از مردم هنوز برای کسب شادی و خرسندی به دنبال ثروت اندوزی میروند در حالی که بسیاری از ثروتمندان بزرگ جهان شاد نیستند .
او میگوید : «همیشه علاقهمند بودم بدانم ، شادترین مردم جهان چه کسانی هستند و بدین منظور ، تحقیقات خود را در بازدید از کشورهای مختلف آغاز کردم . روزی با یکی از مهمانداران هواپیمای سوئیس در زمینه فوق صحبت کردم و پرسیدم
آیا شما خوشحالترین مردم جهان هستید ؟ گفت : نه ، گرچه کشورمان بسیار زیبا و تمیز و منظّم است ؛ ولی بسیاری از خانوادههای ما با داشتن دو فرزند از همسرانشان
1) دکتر مهدی بهادری نژاد ، شادی و زندگی ، 26 و شرع و شادی ، 30 .
جدا شده و یا جدا میشوند . و دادگاه اکثرا بچهها را به مادر واگذار میکند و پدر مجبور است بخشی از درآمدش را برای نگهداری از بچهها بپردازد و هفتهای یک روز میتواند فرزندش را ببیند و من همیشه نگران تقاضای طلاق توسط همسرم و متلاشی شدن زندگیام هستم . تنها جایی که به سؤال من جواب مثبت دادند ، در هندوستان بود که مهندس جوان هندی در پاسخ به سؤال من گفت ، ما هندیها شادترین مردم دنیا هستیم ! با خود گفتم چگونه چنین چیزی ممکن است ؛ آنها با آن همه فقر ، شادتر از مردم آمریکا و سوئیس باشند . چگونه هندیها با وجود اینکه مصرف سرانه منابع طبیعیشان حدود یک سیام مصرف سرانه منابع طبیعی آمریکاییهاست ، از آنان شادتر میباشند ؟ و چگونه ممکن است یک هندی که تمام روز را زحمت میکشد و کار میکند تا زندگی خود را تأمین کند. و تمام زندگیاش بیش از چند روپیه نمیارزد ، خوشحالتر از یک میلیونر آمریکایی باشد ؟ لذا سیر و سفری در هندوستان کردم و از
نزدیک ، زندگی ساده و بیآلایش آنها را دیدم و فهمیدم که تنها ثروت نمیتواند برای انسان خوشبختی و شادی بیاورد» .
«غم و شادی» بستگی به معیار و ارزش هر فرد دارد . اصولاً میزان رشد فکری و بزرگی همّت و عظمت روح را از غمها و شادیهای هرکس میتوان شناخت ؛ یکی خوشحالیاش به عفو و گذشت است و دیگری به انتقام . یکی غصّه میخورد که چرا مردم، خلاف میکنند ، دیگری غمش برای این است که چرا جلو خلافش رامیگیرند. طبق نظام ارزشی اسلام مطلوبیّت هر چیزی زمانی است که در مسیر کمال و سعادت انسان باشد و پیامبر و ائمّه معصومین علیهمالسلام تلاش میکردند که شادیهای مردم را جهت بدهند .
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله روزی که از مکّه به مدینه هجرت کردند ، مردم مدینه دو روز را
عید میگرفتند و به تفریح و جشن میپرداختند . پیامبر صلیاللهعلیهوآله پرسید : این دو روز چه خصوصیّتی دارد ؟ گفتند در دوران جاهلیّت این روز را این گونه سپری میکردیم . رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمود : «خدای سبحان بهتر از این دو روز را برای شما آورده و آن عید فطر و عید قربان است» .(1)
خلاصه اینکه : عید و شادی ما باید با عید کسانی که مادی فکر میکنند ، فرق داشته باشد ، عید یک مؤمن همان لحظههایی است که بر شیطان و نفس خود غلبه پیدا میکند و عزای او آن روزی است که به گناه مبتلا میشود :
عید هرکس در درون وی بُوَد چون عزا آنجاست عیدش کی بُوَد
1) التاجالجامع للاصول، جلد 1، صفحه305 .
عوامل ذیل را میتوان از معیارهای شادی دانست :
1 اطاعت خداوند : شادی ، وقتی است که انسان توفیق طاعت خداوند را پیدا کرده باشد و از گناه ، دوری گزیند ؛ چنانچه علی علیهالسلام میفرماید :
«سُرُورُ الْمُؤْمِنِ بِطاعَةِ رَبِّه وَ حُزْنُهُ عَلی ذَنْبِه : شادی مؤمن ، به طاعت پروردگارشمیباشد و حزنش برگناه و عصیان است» .(1)
و در روایت دیگر به مناسبت عید فطر فرمود :
«اِنَّما هُوَ عیدٌ لِمَنْ قَبِلَ اللّهُ صِیامَهُ وَ شَکَرَ قِیامَهُ : این عید برای کسی است که خداوند نماز و روزهاش را پذیرفته باشد و هر روزی که معصیتی صورت نگیرد ،
1) میزان الحکمة ، جلد 4 ، صفحه 437 ، غررالحکم ، حدیث 5594 .
آن روز عید است» .(1)
از پیامبر صلیاللهعلیهوآله سؤال شد بهترین بندگان خدا چه کسانی هستند ؟ فرمود : آنهایی هستند که وقتی نیکی میکنند خوشحال میشوند و زمانی که بدی کردند طلب استغفار میکنند .(2)
علی علیهالسلام فرمود : «اَکْثِرْ سُرُورَکَ عَلی ما قَدَّمْتَ مِنَ الْخَیْرِ وَ حُزْنَکَ عَلی ما فاتَ مِنْهُ : سرورت را زیاد کن بر آنچه از کارهای خیر برای آخرتت انجام دادهای و حزنت را به آنچه از کارهای خیر ، محروم گشتهای» .(3)
عرض کرد : یابن رسول اللّه ! از پدر بزرگوارت شنیدم که میفرمود : بهترین روزی که سزاوار است بنده خدا در آن روز شاد باشد ، روزی است که توفیق خدمت و دستگیری از برادران مؤمن نصیب او گردد و امروز من موفّق شدم ده نفر از برادران فقیر که از فلان شهر نزد من آمده بودند ، به هر کدام از آنها بخشش نمایم لذا از این جهت خوشحالم .
حضرت فرمود : «به جان خودم سوگند ! تو شایسته این شادی هستی اگر آن انفاق و بخشش خود را به وسیله منّت گذاشتن نابود نکرده باشی ...» .(1)
2 احیای ارزشها : امام صادق علیهالسلام فرمود :
«اَلسُّرُورُ فی ثَلاثِ خِصالٍ : اَلْوَفاءُ و رِعایَةُ الْحُقُوقِ وَ النُّهُوضُ فِی
1) شیعه در پیشگاه قرآن و اهل بیت ، صفحه 261 .
النَّوائِبِ : شادی به سه خصلت است : وفاداری ، رعایت حقوق دیگران و ایستادگی در گرفتاریها و مشکلات» .(1)
علی علیهالسلام فرمود : «فَلْیَکُنْ سُرورُکَ بِمانِلْتَ مِنْ اخِرَتِکَ وَ لْیَکُنْ اَسَفُکَ عَلیمافاتَکَ مِنْها:بایدشادیتوبهخاطرآنچهبرایآخرتانجامدادهایو حزنوغمت برای محرومیت از آن باشد» .(2)
شبی که بنا شد علی علیهالسلام در جای پیامبر صلیاللهعلیهوآله بخوابد تا حضرت از تیغ دشمنان درامان بماند از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله پرسید اگر من در بستر شما بخوابم جان شما به
سلامت خواهد بود . وقتی پیامبر صلیاللهعلیهوآله جواب مثبت داد حضرت علی علیهالسلام لبخندی زد و به شکرانه این توفیق سجده شکر کرد .(1)
3 احیای حق یا از بین رفتن باطل : علی علیهالسلام در نامهای به «عبداللّهبن عباس» میفرماید : «امّا بعد : انسان گاهی مسرور میشود به خاطر رسیدن به چیزی که هرگز از دستش نمیرفت و گاهی محزون میشود به خاطر از دست دادن چیزی که هرگز به آن نمیرسد ، پس باید شادی تو به خاطر احیای حق یا نابودی باطل باشد» .(2)
4 تحوّل معنوی : شادی ، زمانی پسندیده است که در انسان تحولی ایجاد شود و انسان بتواند خطاهای گذشته خود را جبران کند و روزی که احساس کند خداوند
گناهان گذشته او را بخشیده . علی علیهالسلام فرمود : «عید برای کسی است که بداند گناهانش بخشیده شده است» .(1)
بعضی از بزرگان فرمودهاند : «لَیْسَ الْعیدُ لِمَنْ لَبِسَ الْجَدیدَ اِنَّمَا الْعیدُ لِمَنْ اَمِنَ الْوَعیدَ : عید ، به سرور و لباس نو پوشیدن نیست بلکه عید ، روزی است که به جهت دوری از گناهان از عذابهای الهی درامان باشد» .(2)
باید مجالس شادی ، همراه با گناه و معصیت نباشد ؛ چنانچه امام صادق علیهالسلام فرمودند : «لا تَسْخَطُوا اللّهَ بِرضی اَحَدٍ مِنْ خَلْقِه وَ لا تَتَقَرَّبُوا اِلَی النّاسِ بِتَباعُدٍ مِنَ اللّهِ : خداوند را به غضب درنیاورید به خاطر رضایت و خشنودی احدی از مردم و نزدیک نشوید به مردم به وسیله دوری از خدا»(1)
و نیز امام صادق علیهالسلام فرمود : «لا یَنْبَغی لِلْمُؤْمِنِ اَنْ یَجْلِسَ مَجْلِسا یُعصَی اللّهُ فیهِ وَ لا یَقْدِرُ عَلی تَغْییرِه : سزاوار نیست برای مؤمن در مجلسی بنشیند که معصیت خدا در آن میشود و نمیتواند جوّ مجلس را عوض کند» .(2)
و متأسفانه گاهی شادیها آنچنان همراه با گناه است که شادی مساوی با گناه است .
یکی از شرایط شادی و تفریح این است که با ، اذیت و آزار دیگران همراه نباشد، متأسفانه امروزه ، بسیاری از شادیها همراه با اذیت و آزار دیگران است ؛ مانند بلندکردن صدای موسیقی و آهنگهای مبتذل ، مزاحمتهای تلفنی ، کبوترپرانی ، انفجارهای تفریحی در شبهای شادی ، جشن پتو که گاهی در جمع دانشجویان و جوانان انجام میدهد به این نحو که بر سر فردی پتو میاندازند و جمعی او را کتک میزنند ! پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود :
«مَنْاذی مُؤْمِنا فَقَدْ آذانی: کسیکهمؤمنیرا آزاردهد، مرا آزارداده است».(1)
«هشام بن سالم» میگوید : از امام صادق علیهالسلام شنیدم که میفرمود : خداوند میفرماید: «لَیَأْذَنَبِحَرْبٍ مِنّی مَنْاذی عَبْدِیالْمُؤْمِنَ: آن کس که بنده مؤمن مرا بیازارد، با من اعلان جنگمیدهد».
علی علیهالسلام فرمود :
«اَلْمُسْلِمُ م-َنْ سَلِمَ الْمُسْلِمُونَ مِنْ لِسانِه وَ یَدَه اِلاّ بِالْحَقِّ : مسلمان کسی است که مسلمانان از دست و زبانش در آسایش باشند مگر جایی که باید (به حقّ) برخورد کند (مانند امر به معروف و نهی از منکر) .(2)
در زندگی انسان ، هم غم و هم شادی ، هر دو از نیازهای روح هستند و باید هر کدام به مقدار لازم وجود داشته باشد ؛ زیرا اگر سراسر زندگی انسان ، مملوّ از غم و ناراحتی باشد ، روح انسان فرسوده و آسیب سختی میبیند ، همچنین اگر تمام زندگی انسان مشحون از شادی و خوشی باشد ، منشأ غفلت و دور شدن از خداوند میگردد . پس شادیها باید به حدّی باشد که انسان را از تعهّد و سوز و همدردی جدا نکند و همچنین غصهها و اندوهها نیز نباید به حدّی باشد که مایه افسردگی روح ، یأس و دلسردی پدید آورد .
بعضی تصور میکنند که زندگی فقط شادی است در حالی که حزن و غم نیز لازمه زندگی میباشد . و بعضی نیز فکر میکنند زندگی ، فقط غم ، درد و مصیبت است ، در
حالی که انسان به شادی و نشاط هم نیاز دارد . افراط و تفریط در غم و شادی ، نشانه
نوعی بیماری روحی است و تعادل در غم و شادی ، نشانه «سلامت روح» است .
علی علیهالسلام فرمود : «پارسایان در سختیها چنانند که گویی در آسایش و راحتی فرود آمدهاند ، آنها با سختیها و بلاها همان اندازه اُنس دارند که با راحتیها» .(1)
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در وصیّت خویش به علی علیهالسلام فرمود :
«یا عَلی ! ثَلاثٌ فَرِحاتٌ لِلْمُؤْمِنِ فِی الدُّنْیا : لِقاءُ الاِْخْوانِ وَ الاِْفْطارْ مِنَ الصِّیامِ وَالتَّهَجُّدُ فی آخِرِ اللَّیْلِ: ای علی! برای مؤمن در دنیا سه خوشحالی است :
1) نهج البلاغه فیض الاسلام ، خطبه 192 .
دیدار برادران دینی ، افطار از روزه و شب زندهداری در آخر شب» .(1)
یکی از تفریحات سالم و مفید «شنا» است .
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود :
«خَیْرُ لَهْوِ الْمُؤْمِنِ السَّباحَةُ : بهترین تفریح مؤمن ، شناست» .(2)
یکیازعوامل نشاط و دلخوشی مؤمنین ، یاد خداست . پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در بخشی ازحدیث معراج میفرماید :
«نَعیمُهُمْ فِی الدُّنیا ذِکری و مَحَبَّتی و رِضائی مِنْهُم : دلخوشی
مؤمنان در دنیا به ذکر ، محبت و رضای من است» .
کسی که به خدا محبّت دارد ، طبعا به یاد اوست و از یاد او لذّت میبرد و تمام دلخوشی و لذّتش به این است که به یاد او مشغول باشد ؛ چنانکه در دعای سحر امام سجاد علیهالسلام میخوانیم : «بِذِکْرِکَ عاشَ قَلْبی ... : با یاد تو دلم زنده است.» اگر یاد تو نباشد ، دل من میمیرد ؛ چون به غیر تو دلخوشی و امیدی ندارم .
در شریعت اسلام ، برخی از شادیها ناپسند و مذموم است و مؤمنان باید از آنها بپرهیزند . در ذیل برخی از شادیهای ناپسند را میآوریم :
یکی از شادیهای منفی ، شادیهای ظاهری تمسخرآمیز است که به منظور تحقیر و تضعیف حق ، انجام میشود ؛ مانند خنده فرعون در برخورد با دلایل
منطقی و معجزات روشن حضرت موسی علیهالسلام چنانکه قرآن کریم میفرماید :
«فَلَمّا جاءَهُمْ بِایاتِنا اِذا هُمْ مِنْها یَضْحَکُونَ : چون آیات ما را بر آنها آورد ، او را مسخره کردند و خندیدند» .(1)
این شیوه همه طاغوتها و جاهلان متکبّر است که میخواهند بدین وسیله به دیگران بفهمانند که اصلاً دعوت آنها قابل بررسی ، مطالعه و جوابگویی نیست و ارزش یک برخورد جدّی را ندارد .(2)
در عصر حاضر نیز متکبّران و افراد خودخواه و فاسد ، چنین رفتارهایی را به صورتهای متنوّع ، به زبان فیلم ، طنز و ... دارند و برای اینکه حرف باطل خود را به کرسی بنشانند و زیربار حرف حق نروند ، برای آنها هر قدر دلیل و برهان
آورده شود باز ، با خنده تمسخرآمیز ، سعی میکنند دلایل طرف خود را نادیده بگیرند و بر باطل ، اصرار ورزند . قرآن کریم در این زمینه میفرماید :
«اِنَّ الَّذینَ اَجْرَمُوا کانُوا مِنَ الَّذینَ امَنُوا یَضْحَکُونَ : همانا (امروز) بدکاران بر اهل ایمان میخندند (و مسخره میکنند)» .(1)
بدکاران ، پیوسته به مؤمنان میخندند ؛ خندهای که از روح طغیان ، کبر ، غرور و غفلت ناشی میشود . غافل از اینکه روزی میرسد مؤمنان به آنها بخندند ؛ چنانچه قرآن کریم میفرماید :
«فَالْیَوْمَ الَّذینَ امَنُوا مِنَ الْکُفّارِ یَضْحَکُونَ : پس امروز (که روز جزای نیک و بد است) اهل ایمان به کفار میخندند»(2)
آری ، روز قیامت ، بازتابی از اعمال انسان در دنیاست و در آنجا باید عدالت الهی اجرا شود و عدالت ، ایجاب میکند که در آنجا مؤمنان پاکدل به کفار لجوج ، معاند و استهزاء کننده بخندند . و این خود نوعی عذاب دردناک برای مغروران متکبر است .
در بعضی از روایات از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله آمده است : «در روز قیامت ، دری از بهشت به روی کفّار گشوده میشود و آنها به گمان اینکه فرمان آزادی از دوزخ و ورود به بهشت به آنها داده شده است ، به سوی آن حرکت میکنند . هنگامی که به آن میرسند،ناگهاندربستهمیشود و اینکارچندبارتکرارمیگردد و مؤمنانکهدر بهشت نظارهگر آنند ، به آنها میخندند» .(1)
1) تفسیر نمونه ، جلد 26 ، صفحه 288 .
افراد زشتکار دو دستهاند ؛ دستهای که به راستی از عمل خود شرمندهاند و نجات این دسته بسیار آسان است . دسته دیگر هستند که نه تنها احساس شرمندگی نمیکنند ، بلکه به قدری مغرور و از خود راضی هستند که از اعمال زشت و ننگینشان خوشحالند و حتّی به آن مباهات میکنند و دوست دارند مردم از آنها تمجید کنند . قرآن کریم درباره چنین افرادی میفرماید :
«لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ یَفْرَحُونَ بِمآ اَتَوْا وَ یُحِبُّونَ اَنْ یُحْمَدُوا بِما لَمْ یَفْعَلُوا فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفازَةٍ مِنَالْعَذابِ وَ لَهُمْ عَذابٌ اَلیمٌ : ای پیغمبر ! مپندار آنهایی که به کردار زشت خود شادمانند و دوست دارند که از مردم به اوصاف پسندیدهای که هیچ در آنها وجود ندارد ، آنها را ستایش کنند ، البته گمان مدار که از
عذاب خدا رهایی یابند بلکه برای آنها عذاب دردناکی خواهد بود» .(1)
از این آیه استفاده میشود که فرح و سرور در برابر کار نیکی که انسان توفیق انجام آن را یافته ، اگر به صورت معتدل باشد و مایه غرور و خودپسندی نگردد ، نکوهیده نیست .(2)
شکّی نیست که هرکسی در طول زندگی ، لغزشها و اشتباهاتی دارد و گاهی در موقعیّتهایی قرار میگیرد که ممکن است مورد مضحکه و خنده دیگران قرار بگیرد؛ مانند لکنت زبان ، توپوق زدن در سخن گفتن ، یا به زمین خوردن و یا شکستهای زندگی که نباید در چنین مواقعی ، خوشحال شویم .
علی علیهالسلام فرمود :
«لا تَفْرَحْ بِسَقْطَةِ غَیْرِک فَاِنَّکَ لا تَدْری ما یَحْدُثُ بِکَ الزَّمانُ : به لغزش دیگران خوشحال مشو ؛ زیرا تو نمیدانی که زمانه با تو چه خواهد کرد» .(1)
عرب بادیهنشینی به محضر رسول خدا صلیاللهعلیهوآله رسید در حالی که بر ماده شتری چموش سوار بود پس از عرض سلام شترش او را از آن حضرت دور میکرد . در اثر تکرار این جریان همراهان پیامبر به او خندیدند مرد عرب ناراحت شد و شترش را کشت . اصحاب به پیامبر صلیاللهعلیهوآله عرض کردند ، مرد عرب شترش را کشت حضرت فرمود : بله دامنهای شما پر از خون آن شتر است شما خندید و او از رفتار شما
1) میزان الحکمة ، جلد 7 ، صفحه 149 .
عصبانی شد و آن را کشت .(1)
از شادیهای ناپسند ، شادی به گناه و عصیان است . علی علیهالسلام فرمود :
«التَّبهُّجُ بِالْمَعاصی اَقْبَحُ مِنْ رُکُوبِها : شادی به گناه ، زشتتر است از انجام آن» (2)
در روایت دیگر از امام سجاد علیهالسلام نقل شده که فرمودند : «بپرهیز از خوشحالی به گناه چراکه خوشحالی به گناه از خود گناه بدتر و بزرگتر است» .(3)
از شادیهای ناپسند ، ایجاد شادی با گفتار دروغ است . پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود :
«وَیْلٌ لِلَّذی یُحَدِّثُ فَیَکْذِبَ لِیَضْحَکَ بِهِ الْقَومَ وَیْلٌ لَه ! وَیْلٌ لَه! وَیْلٌ لَه!: وای بر کسیکه سخنی دروغ بگوید تا مردم را بخنداند، وای بر او، وای بر او، وای بر او» .(1)
حق و باطل ، همیشه بودهاند و همیشه مظلومانی در تاریخ به دست ظالمان و ستمگران کشته شدهاند و بزرگترین ظلم تاریخ ، ظلم به اهل بیت و شهادت جانسوز سالار شهیدان امام حسین علیهالسلام و یاران باوفایش بود .
1) بحارالانوار،جلد77، صفحه88 .
بنی امیّه ، آل زیاد و آل مروان به جای اینکه اشکی برای شهادت آنها بریزند و ناراحت و متأثر باشند ، از این جنایت بزرگ تاریخ ، شادی کردند . در فرازی از زیارت عاشورا آمده است :
«وَ هذا یَومٌ فَرِحَتْبِه آلُزِیادٍ وَ آلُمَرْوانَ» .
«روز عاشورا روزی است که آل زیاد و آل مروان شادی کردند و سوت و کف زدند و با شادی و سرور خود رضایت و ارتباط خود را با این فاجعه تاریخ به تماشا گذاشتند و لعن و نفرین ابدی را مستحقّ خود ساختند ، امروز هم اگر ظلمی در هر جای جهانصورتبگیرد و کسیبهآنظلم،خشنود و شادمانباشد، شریکظالمخواهدبود.
یکی از شادیهای ناپسند ، شادی بر مخالفت از فرمان پیامبر صلیاللهعلیهوآله است که بارها در زمان پیامبر ، توسط مسلمان نمایان و منافقان انجام میگرفت . قرآن کریم در این
باره میفرماید : «فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللّهِ وَ کَرِهُوآا اَنْ یُجاهِدوُا بِاَمْوالِهِمْ وَ اَنْفُسِهِمْ فی سَبیلِ اللّهِ ... : تخلّف جویان (از جنگ تبوک) از مخالفت با رسول خدا صلیاللهعلیهوآله خوشحال شدند و کراهت داشتند که با اموال و جانهای خود در راه خدا جهاد کنند ...» .(1)
قرآن کریم در ادامه آیات قبل ، به آنها میفرماید: «فَلْیَضْحَکُوا قَلیلاً وَ لْیَبْکُوا کَثیرا جَزآءً بِما کانُوا یَکْسِبُونَ : آنها باید کمتر بخندند و بسیار بگریند ، این جزای کارهایی است که انجام میدادند» .(2)
داشتن مال و ثروت ، ارزش و افتخار محسوب نمیشود ، مهم نحوه استفاده از
مال و ثروت است ، اگر در مسیر صحیح و درست استفاده شود و دارنده آن به دارایی خود مغرور نشود ، ارزش دارد . قرآن کریم درباره قارون میفرماید :
«اِنَّ قاروُنَ کانَ مِنْ قَوْمِ مُوسی فَبَغی عَلَیْهِمْ وَاتَیْناهُ مِنَ الْکُنُوزِ ما اِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ اوُلِی الْقُوَّةِ ... : همانا قارون یکی از ثروتمندان قوم موسی بود که بر آنها طریق ظلم و طغیان پیش گرفت و ما آن قدر گنج و مال به او دادیم که بر دوش بردن کلیدهای آن گنجها صاحبان قوت را خسته میکرد» .(1)
قارون ، به جای اینکه از این همه ثروت ، در مسیر صحیح استفاده کند ، مغرورانه میگفت : «این ثروت را به وسیله دانشی که نزد من است به دست آوردهام» . و مال و ثروت خود را به رخ مردم میکشید و خودنمایی میکرد تا اینکه قومش به او گفتند :
1) 76 / قصص .
«...لاتَفْرَحْ اِنَاللّهَ لایُحِبُالْفَرِحینَ...:اینهمهشادیمغرورانهمکنکه خداوند شادیکنندگان مغرور را دوست نمیدارد».(1)
قرآن کریم در آیه دیگر درباره افراد کمظرفیت میفرماید :
«وَلَئِنْ اَذَقْنهُ نَعْمآءَ بَعْدَ ضَرّآءَ مَسَّتْهُ لَیَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّیِّئاتُ عَنّیآ اِنَّهُلَفَرِحٌ فَخُورٌ : و اگر آدمی را به نعمتی پس از محنتی رسانیم ، مغرور و غافل شود که دیگر روزگار زحمت و رنج من سر آمده ، سرگرم شادمانی و مفاخرت گردد» .(2)
شادیهای ناروا ، پیامدهایی را به دنبال دارد که به چند نمونه از آنها اشاره مینمائیم :
شادیهای مستانه و افراطی ، گاهی موجب تنش و برخورد با دیگران میشود و در نتیجه به جنگ و دعوا کشیده میشود . علی علیهالسلام فرمود :
«رب طرب یعوذ بالحرب : چه بسا خوشی و شادی که به جنگ و دعوا منتهی میشود» .(1)
بعضیازشادیهابهجهتتوأمبودنبافسادوگناه،سرانجامبهذلّت ورسواییشخص میانجامد. علی علیهالسلام فرمود :
«مَنْ تَلذَّذَ بِمَعاصِی اللّهِ اَوْرَثَهُ اللّهُ ذُلاًّ : کسی که از گناهان و معاصی ، لذّت
1) میزان الحکمة ، جلد 7 ، صفحه 426 ، غررالحکم ، حدیث 5456 .
ببرد ، خداوند او را ذلیل خواهد نمود» .(1)
یکی از سنّتهای الهی این است که هرگاه جامعهای به خوشگذرانی ، عیاشی و تنپروری روی آورد ، دیر یا زود ، سقوط خواهد کرد . و در مقابل ، جوامعی که میانهروی در معاش ، تلاش و صرفهجویی در زندگی را شعار خود قرار میدهند ، سربلند خواهند بود ؛ چنانکه ملت «ژاپن» در عصر ما توانست بعد از جنگ جهانی از اینحربه برایسربلندی خود، بهرهگیرد.
به همین جهت است که قرآن مجید وقتی از سقوط ملّتها سخن میگوید ، از این واقعیت ، تحت عناوین : مترفین ، فاسقین و ... یاد میکند ؛ چنانچه در جایی
1) میزان الحکمة ، جلد 3 ، صفحه 463 .
میفرماید : «وَ اِذا اَرَدْنا اَنْ نُهْلِکَ قَرْیَةً اَمَرْنا مُتْرَفیها فَفَسَقُوا فیها فَحَقَّ عَلَیْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْناها تَدْمیرا : و ما چون اهل دیاری را بخواهیم (به کیفر گناه) هلاک سازیم ، پیشوایان و متنعمان آن شهر را امر کنیم (به طاعت لیکن آنان) راه فسق و تبهکاری و ظلم در آن دیار پیش گیرند (و مردم به راه آنها میروند) آنگاه تنبیه و عقاب ما تحقق خواهد یافت ، آنگاه همه را (به جرم بدکاری) هلاک سازیم» (1)
در مورد دیگر در همین رابطه چنین تأکید میکند :
«وَ کَمْ اَهْلَکْنا مِنْ قَرْیَةٍ بَطِرَتْ مَعیشَتَها فَتِلْکَ مَساکِنُهُمْ لَمْ تُسْکَنْ مِنْ بَعْدِهِمْ اِلاّ قَلیلاً وَ کُنّا نَحْنُ الْوارِثینَ : و چه بسیار شده ما اهل دیاری را که به هوسرانی و خوشگذرانی پرداختند ، هلاک کردیم ، این خانههای ویران آنان است
1) 16 / اسراء .
که بعد از آنها جز عده قلیلی در آن دیار سکونت نیافت» .
و در سوره توبه ، در مورد درخواست صاحبان مکنت از سوی خدا مبنی بر اینکه آنها را از رفتن به جنگ معذور بدار ، چنین آمده است : «وَ اِذآا اُنْزِلَتْ سُورَةٌ اَنْ امِنُوا بِاللّهِ وَ جاهِدوُا مَعَ رَسُولِهِ اسْتَأْذَنَکَ اُولُوا الطَّوْلِ مِنْهُمْ وَ قالُوا ذَرْنا نَکُنْ مَعَ الْقاعَدینَ : و هرگاه سورهای نازل شد که امر به ایمان به خدا و جهاد با همراهی رسول در راه دین خدا کرد (ثروتمندان آن "منافقان" از حضور تو تقاضای معافی از جهاد کرده و گفتند ما را از معافشدگان محسوب دار» (1)
در سوره فرقان میخوانیم وقتی خداوند معبودهای مشرکین را مورد بازخواست قرار میدهد و میفرماید : آیا شما آنها را گمراه کردید و یا آنکه آنها
1) 86 / توبه
شخصا به چنین انحرافی دست زدند ؟ آنان در مقام پاسخ میگویند :
«... وَ لکِنْ مَتَّعْتَهُمْ وَ اباءَهُمْ حَتّی نَسُوا الذِّکْرَ وَ کانُوا قَوْما بُورا : لکن تو این کافران و پدرانشان را متمتع به دنیا و نعمتهای آن گردانیدی تا آنکه از فرط سرگرمی به دنیای پست فانی ، ذکر تو و قرآن عظیم تو را که سرمایه سعادت بود ، فراموش کردند و مردمی شقی و تبهکار روزگار بودند» (1)
چنانکه ملاحظه میفرمایید ، در تمامی این آیات ، عامل سقوط ، انحراف و گناه و از زیر بار تکلیف جهاد شانه خالی ، همان بهرهمندی از رفاه مادی و سرگرم شدن به مظاهر زودگذر آن است .
آری ، این قانون خلقت است ، هر ملتی که به راحتی و عیش ، خوی کند ، باید
1) 18 / فرقان .
ذلیل شود .(1)
پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود: «مَنْاَذْنَبَ ذَنْبا وَ هُوَضاحِکُ دَخَلَالنّارَ وَ هُوَباکٍ: کسی که گناه کند در حالیکه میخندد، در قیامت داخل آتش جهنم میشود در حالی که گریاناست».(2)
پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله مظهر انسان کامل بود . و قرآن او را به «خُلق عظیم» یاد نموده در سیره آن حضرت آمده است : «گشاده رو بود و همیشه تبسم بر لب داشت» .(3)
و شادی در چهرهاش نمایان بود ، هنگامی که از چیزی خوشحال میشد ، میفرمود : «اَلْحَمْدُلِلّهِ عَلی هذِهِ النِّعْمَةِ ؛ حمد و سپاس خدا را بر این نعمت» . و زمانی که غمگین میشد ، میفرمود : «اَلْحَمْدُلِلّهِ عَلی کُلَّ حالِ : حمد مخصوص خداوند است در هر حال» .(1)
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در روزهای عید ، غسل میکرد و بر خود عطر میزد و اگر یکی از اصحابش را غمگین مییافت ، با مزاحی او را شاد میساخت ، او لباس مرتب و مناسب بر تن میکرد و خود را میآراست (2)و میفرمود :
«اِنَّ اللّهَ یَبْغُضُ الْوَسَخَ و الشَّعَثَ : خداوند کثیفی و ژولیدگی را
مبغوض میدارد» .(1)
علی علیهالسلام که از کودکی با پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله همنشین بود ، بسان آن حضرت ، قلبی مهربان و چهرهای متبسم ، زبانی شیرین و اخلاقی خوش داشت . با اصحاب ، به نشست و برخواست صمیمانه میپرداخت و کسانی را که غصهدار و عبوس میدید ، شادمان میساخت ، در برخورد با اصحاب ، اهل مزاح و شوخی بود .
حضرت فاطمه علیهاالسلام که زندگانی کوتاه او همراه با فراز و نشیبهای فراوان و گاه حوادث تلخ بود ، در فرصتهای مناسب ، برای زدودن غبار غم از چهره شوهر عزیزش لب به مزاح و شوخی میگشود و با شوخی ملیح و زیبا ، غنچه خنده بر لبان علی علیهالسلام شکوفا میساخت ، شادکامی و خوشحالی آن پاک بانو ، زمانی به
1) نهج الفصاحة ، حدیث 741 .
اوج خود میرسید که خود را به دور از لغزشها و عمل ناپسند مییافت .
وقتی زندگی پربار اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسلام را مطالعه میکنیم ، به موارد بسیاری برخورد میکنیم که ائمه معصومین در موارد ، اظهار شادی نمودهاند ، اینک به چند نمونه از آنها اشاره شود :
از جمله شادیهای اهل بیت ، «شادی به احیای مکتب است» ، این معنا از روایاتی چند استفاده میشود که به برخی از آنها اشاره مینمائیم :
امام صادق علیهالسلام فرمود : هر کدام از شما که تقوی پیشه کند و متدیّن و امین باشد میگویند جعفری است و من خوشحال میشوم .
امام عسگری علیهالسلام فرمود : «فَاِنَّ الرَّجُلَ مِنْکُمْ اِذا وَرِعَ فی دینِهِ وَ صَدَقَ فی
حَدیثَهُ وَ اَدَّی الاَْمانَةَ وَ حَسُنَ خُلْقُهُ مَعَ النّاسِ قیلَ هذا شیعی فَیَسُرُّنی ذلِکَ ثُمَّ قالَ اتَّقُو اللّهَ وَ کُونُوا زَیْنا وَ لا تَکُونُوا شَیْنا جَرُّوا اِلَیْنا کُلَّ مَوَدَّةٍ : اگر کسی از شیعیان در دین خود ورع ورزد و راستگو و امانتدار باشد و با مردم نیکو رفتار کند میگویند او شیعه است و این مرا خوشحال میسازد سپس فرمود : تقوی پیشه کنید و مایه زینت ما باشید نه موجب ننگ ما ، دوستیها را به سوی ما جلب کنید .(1)
یکی از بحثهایی که در رابطه با غم و شادی معصومان علیهمالسلام مطرح است ، بحث عرض اعمال است . معصومان علیهمالسلام از اعمال خوب و بد پیروانشان با خبر میشوند ؛ اگر اعمال خوبی داشته باشند ، شاد میشوند و اگر عکس این باشد ،
1) بحارالانوار ، جلد 78 ، صفحه 372 .
محزون و ناراحت میشوند . ریشه این ، بحث از قرآن است که میفرماید :
«وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ اِلی عالِمِ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ فَیُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ : بگو عمل کنید ، سپس خداوند و فرستاده او و مؤمنان ، اعمال شما را میبینند و به زودی به سوی کسی باز میگردید کهپنهان و آشکاررامیداندوشمارابهآنچه عملمیکردید، خبرمیدهد».(1)
از امام صادق علیهالسلام نقل شده است که فرمود :
«تُعْرَضُ الاَْعْمالُ عَلی رَسُولِ اللّه اَعْمالُ الْعِبادِ کُلَّ صَباحٍ ، اَبْرارُها وَ فُجّارُها ، فَاحْذَرُوها وَ هُوَ قَولَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ "وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ" : تمام اعمال مردم هر روز صبح به پیامبر صلیاللهعلیهوآله عرضه میشود ،
1) 105 / توبه .
اعمال نیکان و بدان ، بنابراین ، مراقب اعمالتان باشید و این مفهوم گفتار خداوند است که میفرماید : بگو عمل کنید ، پس خداوند و فرستاده او و مؤمنان ، اعمال شما را میبینند» .(1)
در حدیث دیگری از امام باقر علیهالسلام نقل شده که فرمودند :
«اِنَالاَْعْمالَتُعْرَضُعَلینَبِیّکُمکُلُعَشَیَّةِالْخَمیسِفَلْیَسْتَحِاَحَدُکُمْاَنْتُعْرَضَ عَلینَبیِّهالْعَمَلَالْقَبیحَ: تماماعمال شما برپیامبرتان هر عصر پنجشنبهعرضهمیشود، بنابراین ، باید از اینکه عمل زشتی از شما بر پیامبر صلیاللهعلیهوآله عرضه شود ، شرم کنید» .(2)
در اینجا چند نمونه از روایاتی که خوشحالی و یا ناراحتی ائمه معصومین علیهمالسلام را از اعمال امت بیان میکند ، نقل میکنیم :
1 «داوود رقّی» میگوید : بر امام صادق علیهالسلام وارد شدم ، حضرت فرمود :
«یا داوُود ! اَعْمالُکُمْ عُرِضَتْ عَلی یَوْمَ الْخَمیس فَرَأَیْتُ لَکَ فیها شَیْئا فَرِحَنیوَذلِکَصِلَتُکَلاِِبْنِعَمِّکَ:ایداوود!اعمالشمابرمنعرضهشد ودراعمال تو چیزی دیدم که مرا خوشحال کرد و آن صله و بخشش تو به پسرعمویت بود» .(1)
2 «سماعه» میگوید : از امام صادق علیهالسلام شنیدم که میفرمود : «چرا به پیامبر صلیاللهعلیهوآله بدی میکنید و او را ناراحت مینمایید» . مردی گفت : قربانت گردم ! چگونه ما به پیامبر صلیاللهعلیهوآله بدیمیکنیم؟!
1) بحارالانوار ، جلد 23 ، صفحه 347 .
حضرت فرمود : «آیا نمیدانید که اعمال شما بر پیامبر صلیاللهعلیهوآله عرضه میشود ؟ پس رسول خدا صلیاللهعلیهوآله را با گناهان خود ناراحت نکنید» .(1)
3 پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود : «فاطِمَةُ بَضعةٌ مِنّی یَسرُّنی مایَسرُها وَیُبْغُضنی ما یُبغِضُها (2): فاطمه علیهاالسلام پاره تن من است ، آنچه او را خوشحال کند ، مرا خوشحال میکند و آنچه او را به خشم میآورد ، ما را نیز به خشم میآورد» .(3)
جمع بندی و نتیجهگیری
آدمی در پستی و بلندی دنیا ، هر روز تجاربی را میآموزد ، شاید مطلوب خود را آموختهباشد و یا بیراهه رفته باشد، آنهاییکه به محبوب و مطلوب خود رسیدهاند، آرامند . امّا آنهایی که راه را کج رفتهاند ، دشمنیهای زیادی مثل حسد ، بخل ، خوف ، حزن و ... در درون خودفراهم کردهاند . اگر دل را به هر تعلق دنیایی بسپریم ، در رنجیم ، چراکه روزی آن را از دست میدهیم ، اما اگر به هر تعلق دنیایی دل نسپریم و بدانیم برای آزمون و امتحان الهی ، هر روز مقداری از این دنیا در دست کسی است ، اگر به مقامی برسیم ، خوشحال نمیشویم و یا اگر چیزی از دستمان رفت نگران نیستیم . دنیا اگر از دستدادنی نبود ، به ما نمیرسید و چون به ما رسیده ، معلوم میشود که از دست ما هم میرود ، چه بهتر که ما هماکنون به آن دل نبندیم و چه زیباست که دل را در گرو چیزی قرار دهیم که ماندنی و جاودانه
است که همان ذکر و یاد خدای رحمان است و رحیم ، بخشنده و کریم .
امام صادق علیهالسلام فرمودند : اِنَّ القَلْبَ یَتَلَجْلَجُ فِی الجَوْفِ یَطْلُبُ الحَقَّ ، فَاِذا اَصابَهُ اطمَأَنَّ وَقَرَّ : همانا دل در درون آدمی به دنبال حق میگردد و چون به آن رسید آرام و قرار گیرد .(1)
کسی که خواهان آرامش و آسایش در زندگی است ، پیوسته باید به یاد حق باشد و این یاد حق تنها عامل آرامش است و دیگر نه فقدان چیزی او را نگران میکند و نه برخورداری از متاعی او را به وجد میآورد و به راستی که دل فقط به یک چیز آرام میگیرد و آن یاد حق است و راز مطلب آن است که خداوند به ما از خود ما
1) میزان الحکمه ، محمد ری شهری ، انتشارات دارالحدیث ، چاپ اول ، جلد 10 ، صفحه 4986 ، حدیث 16939 .
نزدیکتر است .
وَاعْلَمُوآا اَن َّاللّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِه : بدانید که خدا میان آدمی و دلش حائل میگردد (1)
دلها به دست اوست و مقلب القلوب و تسلی دهنده دلها تنها خداست .
آنهایی که دل در گرو ایمان و اعتقاد به خدای سبحان و متجلی نمودن صفات الهی قرار دادهاند ، سرانجامی نیکو و عاقبتی درخشان را برای خود میخرند و پاداش خویش را از خالق میگیرند .
لَیُدْخِلَنَّهُمْ مُدْخَلاً یَرْضَوْنَهُ ... : و خداوند آنان را به جایگاهی که آن را میپسندند درخواهد آورد .(2)
کسانیکه ایمان را سرلوحه زندگی خویش قرار داده و در سایه آن ، آرامش خود را استمرارمیبخشند، بهشت رابرایخودتضمینمیکنند وبهآنهااینگونهخطابمیشود :
اُدْخُلُوها بِسَلامٍ امِنینَ : با سلامت و ایمنی در بهشت داخل شوید .(1)
بهای بهشت را آنانی درک میکنند که لطافت اسلام را فهمیدهاند و در پناه بیرق ایمان ، سرمه دعا را بر چشمهای شب زندهدار خویش کشیدهاند و دوشادوش همسری مهربان سالهای سرد و گرم را با آسایش میگذرانند تا فرداهایی آرام را نظارهگر باشند .
شادابی ، نشاط ، شادی ویژگی مثبت هر انسانی است که به زندگی معنا بخشیده ، او را در فعالیتها و نیل به موفقیتها تقویت میکند .
1) 46 / حجر .
امام صادق علیهالسلام فرمود : «وقتی مؤمنی را شاد کردید ، تنها او شاد نمیشود ، بلکه ما نیز شاد میشویم» (1)
1 با افراد آرام و بانشاط نشست و برخواست کنید .
2 به هر جایی که میخواهید بروید چند دقیقه زودتر حرکت کنید با این کار ، نه مجبوریدعجلهکنیدونهدچارفشارعصبیشوید .
3 به مسائل کوچک فکر نکنید .
4 چای را با شکوفه بهارنارنج یا نعناع و یا چای سبز بنوشید .
1) میزان الحکمة ، جلد 4 ، صفحه 439 .
5 کفش مناسب بپوشید زیرا کفش مناسب موجب آرامش میشود .
6 از همان که هستید راضی باشید در نتیجه احساس آرامش بیشتری خواهید کرد .
7 به گذشته فکر نکنید زیرا گذشته دیگر وجود ندارد .
8 ریخت و پاشها را مرتب کنید تا به آرامش برسید .
9 به خاطر آرامش خودتان هرچه زودتر از بدیهای دیگران گذشت نمایید زیرا منتقل کردن احساس ناراحتی برای شخص فرستنده زیانبارتر است تا طرف مقابل .
10 در محل زندگی خود گل و گیاه نگه دارید تا اکسیژن بیشتری دریافت کنید و در نتیجه به آرامش بیشتری برسید .
11 از لباسهای رنگ روشن و پارچههای الیاف طبیعی استفاده کنید .
12 بدوید که دویدن از بهترین راههای غلبه بر فشار روانی است .
13 زندگی را ساده بگیرید تا فشار روانی کمتری بر شما وارد شود .
14 به هنگام عصبانیت حوله مرطوب و گرم روی صورت خود قرار دهید .
15 وانمود کنید که فرد آرامی هستید .
16 در استخر شنا یا در جایی پر آب مانند وان حمّام چند دقیقه شناور بمانید .
17 آنچه که باعث نگرانی شما میشوند روی دفتری یادداشت نموده و سپس یکی یکی احتمال وقوع آنها را بازنگری کنید آنگاه خواهید دید بسیاری از آنها تحقق نخواهد یافت .
18 لحظههای زیبای زندگیتان را بنویسید و سپس همه آنها را بیاد بیاورید .
19 گریه کردن ، هم اثرات احساسی دارد . و هم فیزیکی گهگاهی گریه کنید .
20 دعا کنید که از روشهای رسیدن به آرامش است .
21 به دریا بروید زیرا آب دریا و صدای امواج آن موجب آرامش است .
22 قبل از طلوع آفتاب بیدار شوید و سحرخیز باشید .
23 کارکردن فشار عصبی را کممیکند و به شما کمک میکند احساس خوبی داشته باشید.
24 آنقدر ورزش کنید تا عرق کنید و سپس بیست دقیقه به ورزش ادامه دهید .
25 برایاینکه زیربارقرض و فشارعصبی ناشیاز آننروید قبلازخریدفکر کنید آن چیزیرا که میخواهید بخرید آیاقدرت خریدش را دارید یا نه ، آنگاه خرید کنید.
26 اگر میخواهید به آرامش برسید بیشتر میوه و سبزیجات خام ، ماست ، شیر ، تخم مرغ و ... بخورید .
27 در مکانهای مذهبی بنشینید ، زیرا فضاهای مذهبی همچون مساجد و زیارتگاهها در شما احساس آرامش ایجاد میکند .(1)رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنّا
1) نکته برای آسودگی خاطر ، پاول ویلسون ، مترجم سپیده قدیانی .
1 تفسیر المیزان ، علامه طباطبایی ، انتشارات اسلامی ، جلد 2 .
2 تفسیر المیزان ، علامه طباطبایی ، انتشارات اسلامی ، جلد 9 .
3 تفسیر المیزان ، علامه طباطبایی ، انتشارات اسلامی ، جلد 11 .
4 تفسیر المیزان ، علامه طباطبایی ، انتشارات اسلامی ، جلد 26.
5 تفسیرنمونه، آیتاللّه مکارم شیرازی، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، جلد22.
6 تفسیرنمونه، آیتاللّه مکارم شیرازی، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، جلد26.
7 تفسیرنمونه، آیتاللّه مکارم شیرازی، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، جلد28.
8 تفسیرجوان، محمدبیستونی، انتشاراتدارالکتبالاسلامیه، چاپاول، جلد8.
9 تفسیر جوان ، محمد بیستونی ، انتشارات دارالکتب الاسلامیه ، چاپ اول ، جلد 10 .
10 تفسیر جوان ، محمد بیستونی ، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، چاپ اول ، جلد 16 .
11 تفسیر جوان ، محمد بیستونی ، انتشارات دارالکتب الاسلامیه ، چاپ دوم ، جلد 26 .
12 تفسیرنور،محسنقرائتی،انتشاراتمرکزفرهنگیدرسهایی ازقرآن، چاپ اول ، جلد 6 .
13 تفسیر نوین ، محمدتقی شریعتی ، انتشارات درخشان ، جلد 30 .
14 نهجالبلاغه ، محمد دشتی ، انتشارات مشرقین ، چاپ ششم .
15 میزانالحکمه، محمد ری شهری، انتشارات دارالحدیث، چاپ اول، جلد 5 .
16 میزانالحکمه، محمد ریشهری، انتشاراتدارالحدیث، چاپاول، جلد10.
17 میزانالحکمه، محمد ریشهری، انتشاراتدارالحدیث، چاپاول، جلد13.
18 نصایح ، آیت اللّه مشکینی ، انتشارات الهادی ، چاپ هفدهم .
19 دنیاشناسی و دنیاگرایی ، آیت اللّه جوادی آملی ، انتشارات اسراء ، چاپ اول .
20 سیره علمی و عملی حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله آیت اللّه جوادی آملی ، انتشارات اسراء .
21 دورنمایی از زندگانی موسیبنجعفر علیهالسلام ، انتشارات نسل جوان .
22 جلوههاینیایش، موسویکلانتریدامغانی، انتشاراتپیامآزادی، چاپاول.
23 پژوهشیپیرامونتدبردرقرآن،ولیاللّه نفیپورفر، انتشاراتاسوه،چاپدوم.
24 لطائف عرفانی برگرفته از آثار امام خمینی (ره) ، مجید زمانپور ، انتشارات پازینه ، چاپ اول .
25 حلیة المتقین، علامه مجلسی، انتشارات هجرت، چاپ پنجم.
26 صحیفه سجادیه ، انتشارات فقیه ، چاپ سوم .
27 مبارزه با افسردگی ، دکتر محمد خدایاری فرد ، دانشگاه تهران ، چاپ اول .
28 زبان روح ، شفای تن ، ولفگانگ وایکرت ، مترجم محمدطاهر طاهر .
موضوع صفحه
مقدمه••• 7
شادی چیست ؟••• 11
تعریف آرامش ••• 13
آرامش دلهای طوفانزده در گرو ایمان به خداست••• 14
آرامش واقعی در پرتو ایمان و تقوا••• 20
منظور از نوید و مژده این جهان و جهان دیگر که در آیه شریفه آمده، چیست؟••• 24
دل آرام گیرد ز نام خدای••• 26
(250)
فهرست مطالب
موضوع صفحه
آرامش بیشتر، ایمان برتر••• 29
موهبت خدا بر مردم با ایمان••• 30
انفاق آرامشبخش است••• 34
آرامش شبانگاهی••• 37
برخی از عوامل آرامش ••• 44
نقش خواب در آرامش انسان••• 44
مسکن مایه آرامش••• 49
همسران یکدل آرامشبخش یکدیگرند••• 54
(251)
فهرست مطالب
موضوع صفحه
دو وسیله مهم آرامش••• 57
آرامشبخش واقعی خداست••• 58
عوامل هشتگانه نگرانی و پریشانی••• 59
چگونه دل با یاد خدا آرام میگیرد••• 66
ذکر خدا چیست و چگونه است ؟••• 68
تأثیر توجه به خدا در قدرت روحی و آرامش••• 72
نگرانی و اضطراب محصول فراموشی خداست••• 76
(252)
فهرست مطالب
موضوع صفحه
تعریف آرامش••• 78
عوامل اضطراب و افسردگی••• 79
عوامل نهگانه دلگرمی و آرامش••• 81
تجسمی از آرامش••• 86
اسلام ، پناهگاه امنیت و آرامش••• 90
دعا زمینه ساز آرامش••• 92
ارتباط نماز و آرامش••• 99
(253)
فهرست مطالب
موضوع صفحه
آرامش شبانه••• 107
همسر خوب نمادی از آرامش••• 128
آسایش حقیقی••• 134
نشاط چیست ؟••• 142
به سوی شادابی••• 143
دین و اصل شاد زیستن••• 145
(254)
فهرست مطالب
موضوع صفحه
شادابی و گونههای آن••• 149
ایمان••• 149
طبیعت ••• 151
ورزش••• 152
شوخ طبعی••• 153
آراستگی ••• 156
گردش ••• 158
رفاقت ••• 160
ازدواج••• 162
(255)
فهرست مطالب
موضوع صفحه
شادی توأم با تکبّر••• 164
شادی صاحبان زندگی مرفه••• 165
شادی توأم با غرور••• 167
شماتت نوعی شادی••• 169
چهرههای شاد و شاداب در روز رستاخیز••• 170
انگور میوهای نشاط آور••• 171
شادی و نشاط از دیدگاه نهجالبلاغه••• 173
(256)
فهرست مطالب
موضوع صفحه
پرهیز از شادمانی دنیا••• 174
ارزش شادابی در کار••• 175
عوامل شادمانی••• 175
جایگاه واقعی شادیها در بیان قرآن ناطق علیبن ابیطالب علیهالسلام ••• 176
نسبت شادی و دین••• 177
امام خمینی (ره) و تفریح••• 189
شادی در قرآن••• 190
(257)
فهرست مطالب
موضوع صفحه
عناصر تعیینکننده شادی••• 194
معیارهای غم و شادی••• 198
عوامل چهارگانه شادی••• 200
اطاعت خداوند ••• 200
احیای ارزشها ••• 202
احیای حق یا از بینرفتن باطل••• 204
تحول معنوی ••• 204
(258)
فهرست مطالب
موضوع صفحه
شرایط و آداب سهگانه شادی••• 205
گناه و معصیت نباشد ••• 206
همراه با اذیّت و آزار نباشد ••• 207
میانهروی در غم و شادی••• 209
شادیهای پسندیده••• 210
ملاقات با برادران دینی ••• 210
شنا ••• 211
ذکر و یاد خدا••• 211
(259)
فهرست مطالب
موضوع صفحه
شادیهای ناپسند نه گانه••• 212
1 شادیهای تمسخرآمیز••• 212
2 شادی به زشتیها••• 216
3 شادی به لغزشهای دیگران••• 217
4 خندههای بیمورد••• 218
5 شادی به گناه••• 219
6 شادی با دروغ••• 220
(260)
2
فهرست مطالب
موضوع صفحه
7 شادی بر مصیبت مظلومان••• 220
8 شادی بر مخالفت از فرمانهای پیامبر صلیاللهعلیهوآله ••• 221
9 شادی مستانه به خاطر مال و ثروت••• 222
پیامدهای چهارگانه شادیهای ناروا••• 224
1 جنگ و دعوا••• 225
2 ذلت و رسوایی••• 225
3 هلاکت و سقوط••• 226
4 عذاب الهی••• 230
(261)
فهرست مطالب
موضوع صفحه
شادی و نشاط در سیره معصومان علیهمالسلام ••• 230
نمونههایی از شادیهای اهلبیت علیهمالسلام ••• 233
1 احیای مکتب اهل بیت علیهمالسلام ••• 233
2 عرضاعمال و دیدنکارهایخوبشیعیان••• 234
جمع بندی و نتیجه گیری••• 239
3 شادی ائمه از شاد کردن مؤمنین••• 243
27 نکته برای آرامش و نشاط••• 243
(262)
(26