ghaemiyeh.com
سرشناسه : خدامیان آرانی، مهدی، ۱۳۵۳ -
عنوان و نام پدیدآور : به باغ خدا برویم/ مهدی خدامیان.
مشخصات نشر : تهران: نهاد کتابخانههای عمومی کشور، موسسه انتشارات کتاب نشر، ۱۳۹۲.
مشخصات ظاهری : ۸۰ ص.
شابک : 978-600-6941-23-3
وضعیت فهرست نویسی : فیپا
یادداشت : چاپ قبلی: دعوت ، ۱۳۸۸.
موضوع : مسجدها-- تاثیر
موضوع : مسجدها -- آداب و رسوم
شناسه افزوده : نهاد کتابخانههای عمومی کشور. موسسه انتشارات کتاب نشر
رده بندی کنگره : BP۲۶۱/خ۴ب۹ ۱۳۹۲
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۷۵
شماره کتابشناسی ملی : ۳۱۰۹۶۸۸
به باغ خدا برویم
مهدی خدامیان
تصویر
تصویر
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَ-نِ الرَّحِیمِ
آیا میدانید وقتی در مسجد حضور پیدا میکنید، چقدر خیر و برکت را به سوی خود جذب میکنید؟
آیا میدانید مسجد خانه دوست است و در آن جا میتوان به راحتی به دریایی از رحمت و مهربانی او رسید؟
آیا میدانید که بهشت مشتاق کسی است که دل در گرو عشق مسجد داشته باشد؟
آیا میدانید قلب مسجد برای حضور من و تو تنگ میشود؟!
بیایید با حضور در مسجد تلاش کنیم تا معنویّت را در زندگی خود پررنگتر کنیم و به آرامش بیشتر برسیم.
این کتاب به شما کمک میکند تا با آثار حضور در مسجد بیشتر آشنا شوید.
شما میتوانید دلیل سخنان مرا در پیوستهایی که برایتان ذکر کردهام،
بیابید.
وظیفه خود میدانم از دوست عزیزم جناب آقای میثم نمکی کمال تقدیر و تشکر را بنمایم که در این مسیر مرا یاری نمودند.
بسیار خوشحال میشوم که از نظرات شما در مورد این کتاب بهره ببرم ، منتظر شما هستم .
مهدی خُدّامیان آرانی
قم، مهر 1387
-- آیا شما میدانید خانه اَصبغ کجاست؟
-- کدام اصبغ!
-- همان که یکی از یاران حضرت علی(علیها السلام) میباشد.
-- آری، انتهای همین کوچه، دست چپ، خانه دوّم.
از اینکه بعد از ساعتها جستجو در شهر کوفه، سرانجام خانه اصبغ را پیدا کردم، در پوست خود نمیگنجم.
من یار باوفای حضرت علی(علیها السلام) را خواهم دید.
درِ خانه را میزنم و صدای آن پیرمرد مهربان به گوشم میخورد که میگوید: صبر کن، آمدم.
با مهربانی مرا به خانه خویش دعوت میکند و با نوشیدنی گوارایی از من پذیرایی میکند.
این پیرمرد چه چهره نورانی و جذّابی دارد!
خودم را معرّفی میکنم: نویسندهای هستم که برای جوانان کتاب مینویسم،
امروز آمدهام با شما همراه باشم.
او سری تکان میدهد و با مهربانی به من نگاه میکند و میگوید: خوب، میخواهی با این کتاب خود به جوانان چه بگویی؟
گفتم: میخواهم عشق به مسجد را در دل جوانان زنده کنم. آیا میتوانی در این راه کمکم کنی؟
نگاه کن، غبار غمی بر چهره این پیرمرد مینشیند و اشک از گوشه چشمان او جاری میشود.
خدایا! چه شد من که حرف بدی نزدم، پس چرا اصبغ ناراحت شد.
-- آیا از سؤال من ناراحت شدید؟
-- نه پسرم، با سخن تو به یاد خاطرهای افتادم و دلم بهاری شد.
-- چه خاطرهای؟
-- یاد مولای خود حضرت علی(علیها السلام) افتادم، آن یار مهربانم که مرا تنها گذاشت و رفت.
و این جا بود که این پیرمرد شروع به سخن کرد: یادش به خیر، آن روزها که مولایم بود، من به خانه آن حضرت میرفتم؛ در کنار او مینشستم و آن حضرت برایم سخن میگفت. سخنان آن حضرت چنان شیرین و ارزشمند بود که هیچ گاه از آن سیر نمیشدم.
هر روز آن حضرت مطالبی تازه برایم میگفت، آری یک روز هم سخن از مسجد به میان آمد.
یادم هست که مولایم فرمود: «ای اصبغ! سعی کن نمازت را در مسجد بخوانی. کسی که نماز خود را در مسجد بخواند، خداوند به او توفیق دوستی با یکی از بندگان خوب خود را میدهد تا از دوستی با
او بهره ببرد و یا به او شناخت و معرفتی میدهد که قبلاً از آن بیبهره بوده است و یا توانایی دوری از گناه و معصیت را به او عطا میکند».(1)
آری، بیجهت نبود که اصبغ با این سن و سال زیادی که داشت سعی میکرد تا نماز خود را در مسجد بخواند.
او میدانست که خداوند متعال برای مسجد رفتن اثر خاصّی قرار داده است.
پس ای جوانانی که به دنبال پیدا کردن دوست صمیمی و خوب هستید، به سوی مسجد بشتابید تا صاحب خانه برای شما طرح یک دوستی بزرگ را بریزد.
آری، موفّقیّت در سایه دوستی با یار و همراهی مناسب حاصل میشود.
اگر خواهان عرفان هستی و میکوشی تا به معرفت برسی به سوی مسجد رو کن.
بیا و با خانه خدا دوست شو که صاحب خانه از قلبِ تو، با معرفتی راستین پذیرایی میکند.
اگر میخواهی رحمت خدا را به سوی خود جذب کنی؛ اگر دوست داری مهربانی خدا را به صورت ویژه در زندگی خود بیابی، به سوی مسجد بشتاب تا زیر باران مهربانی خدا قرار بگیری.
اگر فاصله گرفتن از گناه برایت سخت شده است؛ اگر شیطان وسوسهات میکند و تو در مقابل وسوسههای او احساس ضعف میکنی به مسجد بشتاب، آن جا است که خداوند ایمان تو را شارژ میکند.
بدان با همین حضور در خانه خدا میتوانی ایمان خود را تقویت کنی.
1) 1. . عن الأصبغ بن نباتة، عن أمیر المؤنین علیهالسلام أنّه کان یقول: «من اختلف إلی المسجد أصاب إحدی الثمان: أخاً مستفاداً فی اللّه، أو علماً مُستطرَفاً، أو آیةً محکمة، أو رحمةً منتظرة، أو کلمةً تردّه عن ردی، أو یسمع کلمة تدلّه علی هدی، أو یترک ذنباً خشیةً أو حیاءً»: الأمالی للصدوق ص 474، الخصال ص 409،ثواب الأعمال ص 27، تهذیب الأحکام ج 3 ص 249، الأمالی للطوسی ص 432، وسائل الشیعة ج 5 ص 197.
شیطان در کمین تو است و تو باید آماده باشی. باید شیطان را از خود ناامید کنی.
تو با مسجد رفتن میتوانی هر آنچه برای خوشبختی معنوی لازم داری به دست آوری. آیا دیگر تنهاییها برای تو بس نیست؟
درمانِ روح تو همین حضور در مسجد است و صاحب خانه که خیلی آقا و مهربان است، از همه نیازهای تو آگاه است.
او میداند که در این لحظه به راهنمایی یک دوست نیاز داری.
برای همین میبینی از راهی که باور نمیکنی یک دوست خوب روزیت شد و آنگاه زندگی تو متحوّل میشود.(1)
1) 2. . «کان من خاصّة أمیر المؤمنین علیهالسلام وعمّر بعده»: رجال النجاشی ص 8 ، فهرست الطوسی ص 88 ، اختیار معرفة الرجال ص 5، خلاصة الأقوال ص 77، معجم رجال الحدیث ج 4 ص 132.
حاجی! میدانم دلت برای صحرای عرفات تنگ شده است.
خدا میداند که انسان در سفر حج چه صفای معنوی را تجربه میکند!
شاید برای این سفر ثبت نام کردهای و منتظری که نوبتت شود تا به سوی حرم دوست پرواز کنی!
شاید هم هنوز نتوانستهای حتّی ثبت نام این سفر را انجام دهی.
بیا دعا کنیم که خدا این سفر را نصیب همه آرزومندان بنماید.
خدایا! به زودی دیدار خانه خودت را قسمت همه آرزومندان بگردان.
راستی، میدانی خداوند برای حاجیِ خانه خود چه پاداشی را آماده نموده است؟
یک روز که خدمت امام باقر(علیها السلام) بودم، شنیدم که آن حضرت فرمودند: «وقتی که حاجی به سوی خانه خدا به راه میافتد، برای هر قدمی که برمیدارد، خداوند ده حسنه و کار نیک در پرونده او مینویسد و ده گناه او را میبخشد و مقام او را ده درجه بالا میبرد».
خوشا به حال حاجیها! کاش من هم جزء دعوتشدگان به این سفر بودم!
خدایا! مگر من دل ندارم، چه میشد که من هم میتوانستم مهمان تو باشم و گردِ خانهات طواف کنم.
شما که غریبه نیستی، راستش وقتی فهمیدم که خداوند برای حاجی این همه ثواب قرار داده است از این که نمیتوانستم به سفر حج بروم، خیلی ناراحت شدم.
روز عرفه پارسال را میگویم، خیلی دلم برای عرفات تنگ شده بود، دلم هوای خانه دوست را کرده بود.
خدایا! من هم میخواستم بیایم! خلاصه، خیلی با محبوبم حرف زدم و گلایه کردم، دست خودم نبود، کار دل بود.
به او گفتم: «خودت یک جوری دلم را آرام کن».
ساعتی گذشت و من مشغول تحقیق و نوشتن بودم؛ امّا حالم گرفته بود، دائم به فکر این بودم که از چه ثواب بزرگی محروم ماندهام، خدا به حاجی به اندازه هر قدمی که در این سفر برمیدارد، ده حسنه میدهد و ده گناه او را میبخشد.
امّا یک وقت با خود گفتم: من و خیلیها که توفیق تشرّف به حرم امنِ الهی را پیدا نکردهایم، آیا میتوانیم به گونهای دیگر این ثواب بزرگ را به دست آوریم؟
خواننده عزیز! من به دنبال کاری میگردم که ثواب آن مانند ثواب سفر حج باشد.
کاری که چون آن را انجام دهم، خداوند به هر قدمی که در راه آن
برمیدارم، ده حسنه در نامه عمل من بنویسد، ده گناه مرا ببخشد و ده مقام به من بدهد.
آیا شما میتوانید به من کمک کنید؟ به نظر شما اصلاً چنین چیزی ممکن است؟
حاجی بعد از سالها چشم انتظاری به مکّه رفته است و سختیهای سفر را تحمّل کرده است، گردِ خانه خدا طواف نموده، در صحرای عرفات در آفتاب گرم عربستان وقوف کرده، به منی رفته و قربانی کرده است.
حالا من میخواهم در شهر خودم، کنار زن و بچّهام باشم و همان ثواب را به دست آورم.
باز به سراغ کتابها رفتم و مطالعه خود را ادامه دادم. مطالعه من به طول انجامید امّا چون گمشدهای داشتم و میخواستم حتما آن را بیابم این مطالعه و پژوهش برایم لذّتبخش بود.
سرانجام آن را یافتم! جواب، واضح و روشن بود. حتما شما هم میخواهید از آن باخبر شوید.
پیامبر فرموده است: «هر کس برای خواندنِ نماز به سوی مسجد حرکت کند به هر قدمی که برمیدارد خداوند ده حسنه و کار نیکو در پرونده اعمال او می نویسد و ده گناه او را میبخشد و مقام او را ده درجه بالا میبرد».(1)
آری، همان ثوابی که خدا برای حاجی قرار داده، همان را هم به کسی که برای خواندنِ نماز به مسجد برود، عنایت میکند.
من خیلی خوشحال شدم و یقین کردم که این جوابی بود که خدا برای من فرستاده بود.
1) 3. . عن النبیّ صلیاللهعلیهوآلهوسلم أنّه قال فی خطبةٍ طویلةُ: «من مشی إلی مسجدٍ منمساجد اللّه، فله بکلّ خطوة خطاها حتّی یرجع إلی منزله عشر حسنات، ویمحی عنه عشر سیّئات، ویرفع له عشر درجات...»: ثواب الأعمال ص 391، وسائل الشیعة ج 5 ص 201، بحار الأنوار ج 73 ص 370، جامع أحادیث الشیعة ج 4 ص 448.
دیگر نزدیک اذان ظهر بود، برخاستم، وضو گرفتم و با عشقی بیشتر و معرفتی بهتر به سوی مسجد شتافتم.
فکر میکنم، بدانی که آن روز من در مسیر رفتن به مسجد چه حالی داشتم. گویی که در آسمانها سیر میکردم!
بزرگی انسانها به بزرگی آرزوی آنها است.
تو در زندگی چه آرزویی داری؟
نکند دچار روزمرّگی شدهای و دیگر جز جلوی پای خود را نمیبینی.
نه، تو باید به فردایی زیبا بیندیشی و تلاش کنی که به آن برسی.
زیرا ما به آرزوهایمان نمیرسیم، بلکه آن را میسازیم.
به هر حال برای ساختنِ آرزو باید زحمت کشید، خون دل خورد و به خدا توکّل کرد.
وقتی تو حرکت خود را آغاز نمودی باید از خدا هم یاری بگیری و از او بخواهی که تو را با کمکهای غیبی کمک کند.
اینجا است که اهمیّت دعا مشخص میشود، دعا میتواند نیروهای مخفی این جهان را به سوی تو بکشاند و تو را کمک کند تا به خواسته دل خود برسی.
امّا خیلی وقتها میشود که تو دعا میکنی امّا اثر آن را نمیبینی. رو به آسمان میکنی و میگویی: خدایا! چقدر صدایت بزنم و تو جوابم را نمیدهی؟!
شاید گاهی هم از دعا کردن خسته شوی و آن وقت ندانی که چه باید بکنی.
دعا کردن آدابی دارد که ما باید آن را مراعات کنیم.
چطور وقتی بخواهی نامه و درخواستی از رئیس ادارهای بنمایی از چند نفر در مورد پیشنویس تقاضای خود سؤال میکنی، موقعی که میخواهی دعا کنی، سعی کن راه و رسم آن را هم مراعات کنی.
البتّه سخن در مورد آداب دعا کردن بسیار است ولی اگر به من اجازه بدهی یکی از برنامههای امام صادق(علیها السلام) را برای شما بازگو کنم.
آیا میدانید آن حضرت هر وقت میخواست دعا کند چه برنامهای را اجرا میکرد؟
به طور خلاصه برایت بگویم که طبق گفته امام(علیها السلام) برای دعا باید این چهار مرحله را طی کنی:
الب . باید صبر کنی تا موقع اذان ظهر فرا برسد.
ب . در آن هنگام مقداری صدقه به فقرا و بیچارگان بدهی.
ج . مقداری عطر به خود بزنی و خود را خوشبو کنی.
د . به سوی مسجد بشتابی و در آنجا برای حاجت خود دعا کنی.
به راستی چند بار این آداب را هنگام دعا انجام دادهایم؟!
مگر ما شیعه امام صادق(علیها السلام) نیستیم؟
پس چرا برای گرفتن حاجت خویش به مسجد پناه نمیبریم.
چقدر جوانانی را دیدهام که برای استجابت دعا، ذکر و وردهایی که هیچ مدرک معتبری ندارند را خواندهاند. چقدر به این طرف و آن طرف دویدهاند! امّا از مسجد محلّ خویش، غافل بودهاند.
چقدر ماهرانه ما را از آن چه باید باشیم دور ساختهاند.
به اسم، شیعه امام صادق(علیها السلام) هستیم ولی اعمال و کردار ما با برنامههای آن حضرت فاصله زیادی دارد!
مسجد خانه خدا است و تو وقتی در آن جا حضور پیدا میکنی، مهمان صاحب خانه هستی.
در کجای این دنیا میتوانی به این راحتی این قدر به خدا نزدیک شوی؟
پس فرصت را غنیمت بشمار و به مسجد برو، با خدای خویش خلوت کن و از او بخواه تا کمکت کند که به خواسته خود برسی.(1)
1) 4. . عن معاویة بن عمّار، عن أبی عبد اللّه علیهالسلام قال: «کان إذا طلب الحاجة طلبها عند زوال الشمس، فإذا أراد ذلک قدّم شیئاً فتصدّق به، وشمّ شیئاً من طیب، وراح إلی المسجد فدعا فی حاجته بما شاء»: الکافی ج 2 ص 477، مکارم الأخلاق ص 271، عدّة الداعی ص 48، وسائل الشیعة ج 7 ص 67.
شما میدانید که خطرات زیادی، زندگی ما را فرا گرفته است، برای مثال همین خطرات رانندگی را در نظر بگیرید که هر روز جان چقدر از هموطنان عزیز ما را میگیرد.
رعایت نکات ایمنی و آموزش کافی در این زمینه بسیار مهمّ است و باید بیشتر مورد توجّه قرار گیرد.
آیا شما راهی را میشناسید که بتواند بلاها را از ما و زندگی ما دور سازد؟
آیا شرکت بیمهای را میشناسید که بتواند از وقوع بلا جلوگیری کند؟
من در اینجا میخواهم کاری را به شما معرّفی کنم که اگر آن را انجام دهید، بسیاری از بلاها را از خود دور کردهاید. کار بسیار سادهای است و خرجی هم ندارد.
امام صادق(علیها السلام) در یکی از سخنان خود به این نکته اشاره میکند که دعا کردن در مسجد میتواند بلاها را از شما دور سازد.(1)
خداوند چنین اثری را برای دعا کردن در خانه خودش قرار داده است.
1) 5. . عن الفضل البقباق، عن أبی عبد اللّه علیهالسلام، قال: «لا یرجع صاحب المسجد بأقلّ من إحدی ثلاث: إمّا دعاء یدعو به یدخله اللّه به الجنّة، وإمّا دعاء یدعو به فیصرف اللّه عنه بلاء الدنیا، وإمّا أخ یستفیده فی اللّه عزّ وجلّ...»: بشارة المصطفی ص 123، وسائل الشیعة ج 5 ص 193، جامع أحادیث الشیعة ج 4 ص 436.
وقتی که تو مهمان خدا میشوی، به مسجد میروی، با او خلوت میکنی و با او سخن میگویی، او هم تیرهای بلا را از تو دور میسازد.
لباسهای ضد گلوله را دیدهای؟
وقتی یک نفر آنها را به تن کند، گلولهها به او برخورد میکند امّا در او اثر نمیکند!
تو با حضور خود در مسجد یک لباس ضد بلا به تن میکنی!
چقدر افراد را میشناسم که از صحنه مرگ جان سالم به در بردهاند.
شاید تو خودت هم یکی از آنها باشی.
همه اینها به خاطر این است که خداوند میخواسته تا بلا را از تو دور کند.
آری، تو میتوانی با حضور در مسجد و دعاکردن، از بلاها بیمه شوی.
من هم مثل خیلیها همیشه فکر میکردم که ما باید جوانان را تشویق کنیم که به مسجد بیایند.
آخر از این پیرمردها چه کاری برمیآید؟
آنها را هیچ کجا راه نمیدهند و برای همین به مسجد میآیند، این که ارزش ندارد.
امّا امروز فهمیدم که این فکر اشتباه است.
فهمیدم که حضور پیرمردان در مسجد چقدر برای جامعه اثر خوبی دارد.
خداوند وقتی میبیند که پیرمردان به مسجد میآیند خیلی خوشحال میشود.
حتما میگویی: این سخن را از کجا آوردی؟
فکر میکنم اگر در این جا سخن رسول خدا را بیان کنم، برایت جالب باشد: گاه میشود که در روی زمین معصیت و گناه فراگیر میشود، به گونهای
که دیگر صبر خدا لبریز میشود و خدا تصمیم میگیرد که عذاب خود را بر اهل زمین نازل کند.
عذابی سخت و دردناک!
فرشتگان عذاب آماده میشوند تا سزای اعمال زشت انسانها را بدهند.
آخر بیحیایی تا کجا؟
خدا هم آخرین نگاههای خود را به زمین میکند.به یکباره از تصمیم خود منصرف میشود. دستور میدهد: ای فرشتگان! من از عذاب این مردم صرف نظر کردم.
بار دیگر رحمت خدا بر غضب او پیشی میگیرد، به راستی چه شد که خدا از تصمیم خود منصرف شد؟
این سخنی است که فرشتگان با یکدیگر میگویند.
آنها این گونه به راز این کار پی میبرند: خدا در آن لحظات آخر به زمین نگاه کرد، دید که پیرمردانی به سوی مسجد در حال حرکت هستند. آنها در حالی که با سختی راه میروند به خانه خدا میروند. کودکانی را میبیند که در حال یاد گرفتن قرآن هستند.
خدا به خاطر دیدن این دو منظره، از عذاب کردن انسانها، صرف نظر میکند.
آری، در آن لحظه اوّل چیزی که برای خدا جذّاب بود و توانست دل او را به رحم بیاورد، همان پیرمرد یا پیرزنی بود که آرام آرام به سوی مسجد میرفت.
همان پیرمردی که با عصا به سوی مسجد میرود، میتواند طوفان غضب
خدا را آرام کند و رحمت بیانتهای الهی را به جریان اندازد.
پس بیا قدردان حضور تمام پیرانی باشیم که به مسجد میآیند. از آنان احترام بگیریم که در واقع از رحمت خدا احترام گرفتهایم.(1)
1) 6. . عن الأصبغ بن نباتة، قال: «قال رسول اللّه صلیاللهعلیهوآلهوسلم لأمیر المؤنین علیهالسلام: إنّ اللّه عزّ وجلّ لیهمّ بعذاب أهل الأرض جمیعاً لا یحاشی منهم أحداً إذا عملوا بالمعاصی واجترحوا السیّئات، فإذا نظر إلی الشیب ناقلی أقدامهم إلی الصلاة، والولدان یتعلّمون القرآن، رحمهم فأخّر ذلک عنهم...»: ثواب الأعمال ص 28، علل الشرائع ج 2 ص 521، مستدرک الوسائل ج 3 ص 360، الحدائق الناضرة ج 7 ص 265.
آیا میدانی «حدیث قُدسی» یعنی چه؟
سخنهایی که خدا با بندگان خود دارد دو نوع است:
الف. آنچه در قرآن به پیامبر اسلام نازل شده است.
ب. آنچه که بر پیامبر وحی شده امّا جزء قرآن نمیباشد.
به این سخنانی که جزء قرآن نیست، حدیث قدسی میگویند.
امروز میخواهم شما را با یکی از این حدیثهای قدسی آشنا سازم: «آگاه باشید که خانههای من در روی زمین مسجدها میباشند. چگونه وقتی انسانها به آسمان نگاه میکنند، ستارگان را میبینند که نورافشانی میکنند، همین طور وقتی فرشتگانِ من به زمین نگاه میکنند مساجد را میبینند که نورافشانی میکنند. خوشا به حال بندهای که در خانهاش وضو بگیرد و مرا در خانهام زیارت کند».
دوست من! هر وقت برای ما مهمان بیاید، از او پذیرایی میکنیم، چرا که
مهمان احترام دارد.
وقتی که ما به مسجد میرویم، مهمان خدا هستیم و بر صاحب خانه لازم است که از مهمان خود پذیرایی کند.
شما فکر میکنید که آیا خدا از مهمان خود پذیرایی نمیکند؟
تو که به مسجد میروی، زائر خدا هستی. تو میروی تا مهربانی او را در آغوش بگیری؛ تو میروی تا در سایه رحمت او آرام بگیری؛
تو با امید به لطفِ صاحب خانه، قدم به این خانه میگذاری. خدا به زائر خانه خویش با مهربانی مینگرد و رحمتش را بر او نازل میکند.(1)
1) 7. . قال رسول اللّه صلیاللهعلیهوآلهوسلم: «قال اللّه تبارک وتعالی: ألا إنّ بیوتی فی الأرض المساجد، تضیء لأهل السماء کما تضیء النجوم لأهل الأرض، ألا طوبی لمن کانت المساجد بیوته، ألا طوبی لعبدٍ توضّأ فی بیته ثمّ زارنی فی بیتی، ألا إنّ علی المزور کرامة الزائر، ألا بشّر المشّائین فی الظلمات إلی المساجد بالنور الساطع یوم القیامة...»: المحاسن ج 1 ص 47، ثواب الأعمال ص 28، بحار الأنوار ج 81 ص 14، وروی جزء منه فی فیض القدیر ج 2 ص 564.
پیامبر اسلام در خیلی از موارد از جبرئیل سؤال میکرد و جبرئیل هم پاسخ پیامبر را میداد.
پیامبر با این که خودش عقل کل بود امّا باز هم از جبرئیل سؤالهای زیادی را میپرسید و این پیام را به ما میدهد که سؤال کردن نه تنها عیب نیست بلکه هر چقدر انسان بزرگتر شود، سؤالهای او هم بزرگتر و بیشتر میشود.
حتّی پیامبر در شب معراج با برادر خویش جبرئیل مشورت نمود و نظر او را پرسید.
به جا است که ما پیامبر خویش را الگوی خود قرار دهیم چون در تصمیمهای مهمّ زندگی خویش با دیگران مشورت مینمود.
به هر حال ما باید این دو روش پیامبر (سؤال کردن و مشورت نمودن) را بیشتر مورد توجّه قرار دهیم.
اکنون میخواهم یکی از پرسشهای پیامبر را برایتان نقل کنم:
آیا میدانی، خداوند در روی زمین کجا را بیش از همه جا دوست دارد؟
جبرئیل در پاسخ گفت:
«خدا در روی زمین هیچ کجا را به اندازه مسجد دوست ندارد.»
آری، خدا مسجد را به عنوان خانه خود معرّفی کرده است و برای همین وقتی تو در مسجد حضور پیدا میکنی، میتوانی رحمت خداوند را به سوی خود جذب کنی.
حال یک سؤال دیگر:
کدام یک از آنها در جذب دوستیِ خدا از همه موفّقتر بوده است؟
آیا میخواهی جواب را از جبرئیل بشنویم؟
بیا سعی کنیم همواره قبل از اذان، وارد مسجد شویم و خود را برای خواندنِ نماز آماده سازیم.
وقتی نماز برپا میشود، کسانی که با عجله به سوی مسجد میآیند، نمیتوانند آن تمرکزی که برای نماز لازم است، داشته باشند.
امّا اگر ما زودتر از اذان و اقامه نماز به مسجد بیایم و در صف نماز بنشینیم و از غوغای زندگی روزانه، لحظهای فاصله بگیریم، بهتر و راحتتر میتوانیم از حضور خود در مسجد بهره بگیریم.
همین طور سعی کنیم بعد از تمام شدن نماز جماعت مقداری در مسجد
بمانیم و به دعا بپردازیم و با صاحب خانه راز و نیاز کنیم.
در این صورت است که خداوند ما را بیش از همه دوست خواهد داشت و ما اثرهای این دوستی خدا را در زندگی خود خواهیم دید.(1)
آیا میدانی خداوند در مورد بندهای که پس از نماز بلافاصله از جای خود برمیخیزد چه میگوید؟
پس خوب گوش کن.
این صدا، به گوش میرسد؛ من به این بنده خود کاری ندارم، چرا که او هم به من کاری ندارد، حرفهایش را در نماز زد ولی بدون خواستن چیزی از من، بلند شد و به دنبال کار خود رفت.
حال که میدانیم خداوند دعا کردن و نیاز کردن با او را خیلی دوست دارد پس سعی کنیم تا بعد از نماز با او راز و نیاز کنیم و رحمت خدا را به سوی خود جذب کنیم.
1) 8. . قال رسول اللّه صلیاللهعلیهوآلهوسلم لجبرئیل: «أیّ البقاع أحبّ إلی اللّه تبارک وتعالی؟ قال: المساجد، وأحبّ أهلها إلی اللّه أوّلهم دخولاً إلیها، وآخرهم خروجاً منها. قال: فأیّ البقاع أبغض إلی اللّه تعالی؟ قال: الأسواق، أبغض أهلها إلیه أوّله دخولاً إلیها وآخرهم خروجاً منها...»: الکافی ج 3 ص 489، مستدرک الوسائل ج 3 ص 434، الأمالی للطوسی ص 145.
همه ما میدانیم که گناه و معصیت، روح انسان را آلوده میکند و مانع بزرگی برای رشد و کمال او محسوب میشود. گناه باعث سیاهی قلب انسان میگردد، به طوری که دیگر لذّت مناجات با خداوند را درک نمیکند، نمیتواند با او معاشقه نماید و در درگاه او قطره اشکی بریزد.
این گناه است که انسان را از نماز شب محروم میدارد و هم چنین مانع نزول باران میشود و امواج بلا را به سوی انسان میکشاند.(1)
به همین دلیل انسان باید برای بخشش گناهانش فکری بکند تا اثرات آن بیش از این در زندگی او باقی نماند.
البتّه گناهانی که مربوط به حقّ النّاس است باید نسبت به پرداخت حقّ مردم اقدام نمود، امّا گناهانی را که مربوط به حقّ اللّه است، چگونه از پرونده اعمال خود پاک کنیم؟
آیا اطّلاع دارید، امامان معصوم(علیها السلام) در سخنان خود حضور در مسجد را به عنوان یکی از مهمّترین عوامل بخشش گناهان معرّفی کردهاند؟
1) 9. . برای اطلاع از آثار گناهان مراجعه کنید به: وسائل الشیعة ج 16 ص 45، بحار الأنوار ج 73 ص 304.
آیا در فصل پاییز که برگ درختان زرد میشود به یک باغ رفتهاید تا ببینید موقعی که باد میوزد، چگونه برگ درختان بر روی زمین میریزند؟
موقعی که شما هم در مسجد حضور پیدا میکنید، این گونه گناهان از وجود شما میریزد.
امام صادق(علیها السلام) میفرماید:
«سعی کنید که همواره به مسجد بروید زیرا که مسجد، خانه خدا در روی زمین است. هر کس وضو بگیرد و به مسجد برود، خداوند او را از گناهانش پاک میسازد.»(1)
خواننده عزیز!
حتما موقعی که به مسجد رفتهای، یک احساس سبکی و نشاط روحی را در وجود خود احساس کردهای؟!
این احساس سبکی به خاطر قرار گرفتن در زیر باران رحمت و بخشش خداوند است که حضرت حق نصیب تو کرده است.
وقتی که این گناهان تو به خاطر حرمت مسجد فرو میریزد، روح تو سبک میشود و تو میتوانی پرواز کنی.
مسجد خانه خدا است و خدا هم پاکیزگی را دوست دارد، وقتی تو جسم خود را پاکیزه میکنی و وضو میگیری و به سوی مسجد میروی، خدا هم به خاطر حرمت مسجد آلودگیهای روح تو را پاک میکند.
آری، اگر با چشم باطن نگاه کنی، همان لحظهای که میخواهی به مسجد بروی، بارانی از رحمت خدا بر سر تو فرو میبارد و روح تو را پاک میسازد و تو را آماده آن میکند که بتوانی در مسجد حضور پیدا کنی.
1) 10. . الإمام الصادق علیهالسلام: «علیکم بإتیان المساجد، فإنّها بیوت اللّه فی الأرض، ومن أتاها متطهّراً طهّره اللّه من ذنوبه، وکتب من زوّاره، فأکثروا فیها من الصلاة والدعاء، وصلّوا من المساجد فی بقاعٍ مختلفة، فإنّ کلّ بقعة تشهد للمصلّی علیها یوم القیامة»: الأمالی للصدوق ص 440، روضة الواعظین ص 337، وسائل الشیعة ج 1 ص 370، بحار الأنوار ج 77 ص 308.
این جا خانه دوست است، و او هم دوست دارد که خانهاش پاک بماند، خانهاش زیبا باشد و در آن آلودگی نباشد.
تو مهمان او هستی و او در همان لحظه ورود به خانهاش، از تو پذیرایی میکند، روح تو را پاک میکند تا لایق حضور در این خانه شوی.
بیجهت نبود که بعضی یاران پیامبر هنگامی که به گناه آلوده میشدند به مسجد پناه میبردند و آنقدر در آنجا میماندند تا خدا گناه آنها را میبخشید.(1)
1) 11. . جریان توبه ابو لبابه بسیار مشهور است مراجعه کنید: مسند أحمد ج 6 ص 142، مجمع الزوائد ج 6 ص 137، فتح الباری ج 7 ص 318، کنز العمّال ج 13 ص 408.
بعضیها عادت دارند که وقتی به مسجد میروند در یک جای مشخّصی به نماز میایستند، امّا امام صادق(علیها السلام) از ما میخواهد، وقتی به مسجد میرویم در مکانهای مختلف به نماز بایستیم.
آیا شما علّت این دستور را میدانید؟
روز قیامت که میشود هر قسمتی از مسجد شهادت میدهد که تو در آنجا نماز خواندی و بندگی خدا را بجا آوردی.(1)
خوب، اگر مثلاً تو در صد جای مسجد نماز خوانده باشی روز قیامت صد جا شهادت میدهد که تو نماز خواندهای.
توصیه من به دوستانی که به مکّه و مدینه میروند، این است که سعی کنند، نمازهای واجب و مستحب خود را در مکانهای مختلف بخوانند.
آیا شما در خانه هم در مکانهای مختلف نماز میخوانید؟
امّا میدانید که بهتر است در خانه، مکان خاصّی را برای نماز خواندن اختصاص دهیم؟
1) 12. . الإمام الصادق علیهالسلام: «صلّوا من المساجد فی بقاعٍ مختلفة، فإنّ کلّ بقعة تشهد للمصلّی علیها یوم القیامة»: الأمالی للصدوق ص 440، بحار الأنوار ج 77 ص 308.
آیا شما از راز این دستور آگاهی دارید؟ در لحظات آخر عمر بسیار میشود که شخصی به سختی جان میدهد، سفارش شده است که فرد را در آن لحظات در مکانی قرار دهند که همواره آنجا نماز میخوانده است.
در این صورت است که سختی جان دادن از او برداشته میشود و روح او به خاطر این مکان استثنایی به آسانی میتواند، پرواز کند.
برای همین ما باید سعی کنیم در خانه یک مکان خاص برای نماز داشته باشیم.
همه مردم دنیا مشتاق بهشت هستند و آرزو دارند که به وصال آن برسند امّا امروز من میخواهم شما را با کسانی آشنا سازم که بهشت مشتاق آنها میباشد؟
به راستی بهشت با آن همه زیبایی و نعمت، عاشق چه کسانی است؟
آیا موافقی این جریان را بشنوی:
یک روز پیامبر رو به حضرت علی(علیها السلام) کرد و فرمود: «ای علی! بهشت مشتاق تو و عمّار و سلمان و ابوذر و مقداد است.»(1)
آری، آنها پیروان راستین حضرت علی(علیها السلام) میباشند که آن قدر در ایمان به خدا رشد کردهاند که توانستهاند، بهشت را مشتاق دیدارِ خود بنمایند.
آیا تا به حال به این فکر کردهاید که بهشت مشتاق شما شود؟
آیا به راستی ما میتوانیم، چنین کاری را بکنیم؟
اگر چه اشتیاقی که بهشت به سلمان و ابوذر دارد، هزاران برابر اشتیاقِ آن به ما است ولی به هر حال اگر بهشت به مقدار کمی هم به ما اشتیاق داشته باشد
1) 13. . عن أمیر المؤمنین علیهالسلام، عن رسول اللّه صلیاللهعلیهوآلهوسلم: «الجنّة تشتاق إلیک وإلی عمّار وسلمان وأبی ذر ومقداد»: الخصال ص 303، عیون أخبار الرضابحار الأنوار ج 22 ص 325.
خیلی ارزش دارد.
خوب، دیگر وقت آن است که سخن امام کاظم(علیها السلام) را برای تو نقل کنم: «همانا بهشت مشتاق کسی میشود که مسجد را جارو بزند و در پاکیزگی آن بکوشد».(1)
عزیز دلم! مسجد خانه خدا است و آن قدر عزیز است و حرمت دارد که اگر کسی در پاکیزگی آن بکوشد، بهشت به او عشق میورزد. وقتی به مسجد میروی و جارو دست میگیری تا آن جا را برای بندگان خوب خدا تمیز کنی، آن قدر نزد خدا مقام پیدا میکنی و آن قدر عزیز میشوی که بهشت آرزوی وصال تو را میکند!
یادم نمیرود، ماه رمضان سال قبل به مسجدی رفته بودم ولی آن مسجد مرتّب و منظم نبود. عدّهای از جوانان را جمع نمودم و برای آنان همین مطلب را بیان کردم و خدا میداند که چه شوقی در وجود آن جوانان شعله زد و چه عشقی به نظافت مسجد پیدا نمودند.
فردا که مردم به مسجد آمدند، دیدند که مسجد مثل دسته گل شده است. اگر همه مردم ما به این سخن امام کاظم(علیها السلام) عمل میکردند مسجدهای ما همیشه غرق پاکیزگی و تمیزی بود.
1) 14. . سمعت أبا الحسن علیهالسلام یحدّث عن أبیه: إنّ الجنّة والحور لتشتاق إلی من یکسح المساجد ویأخذ منها القذی»: مستدرک الوسائل ج 3 ص 385، بحار الأنوار ج 80 ص 382.
وقتی رفیق بسیار عزیز تو به مسافرت میرود، چقدر دلتنگ او میشوی؟ همیشه به او میاندیشی و دعا میکنی که زودتر او را ببینی.
وقتی او از سفر برمیگردد، آن قدر خوشحال میشوی که گویی همه دنیا را به تو دادهاند و در پوست خود نمیگنجی.
آیا ما فقط دلتنگ عزیزان خود میشویم؟ نه!
پیامبر در سخن خود به این نکته اشاره میکند که چون یکی از افراد مسجدی مدّتی به مسجد نرود، مسجد دلتنگ او میشود و چون به مسجد برگردد، مسجد شاداب میشود!15
مگر قرآن از تسبیح گفتن همه موجودات سخن نمیگوید؟! مگرمسجد هم در دنیای خود، تسبیح خدا را نمیکند؟!
همان طور مسجد هم در دنیای خود از دیدن اهلِ خود شاد میشود و غرق سرور میشود.
آری، مسجد خانه خدا است و در دنیای خود از حضور مردم دلشاد و از
بیاعتنایی مردم ناراحت میشود!
آیا شما هم با من موافقید که وقتی مسجد در این دنیا نتواند دوری دوستان خود را تحمّل کند، حتما روز قیامت هم نخواهد توانست دوری دوستان خود را متحمّل شود.
آری، روز قیامت این مسجد خواهد بود که شفاعت دوستان خود را خواهد نمود.
پس بکوشیم که همواره به دنبال آن باشیم که خانه خدا برای ما دعا کند و از ما شاد باشد.
آیا میخواهید در زندگی، همواره یار و یاور داشته باشید؟
آیا دوست دارید که فرشتگان در مراحلِ مختلف زندگی به یاری شما بشتابند؟
به راستی چگونه میتوان با فرشتگان رفیق شد و از نیروهای غیبی آنها کمک گرفت.
من راهی را میشناسم که اگر به آن عمل کنید، میتوانید دوستی و همکاری فرشتگان را به سوی خود جذب کنید.
پیامبر فرمود: «کسانی که همواره به مسجد میروند، فرشتگان همنشین آنها میباشند، چون بیمار شوند به عیادت آنها میروند و در هنگامی که به دنبال انجام کاری هستند، آنها را یاری میکنند».(1)
با حضور در مسجد میتوانید با فرشتگان دوست شوید و یاری آنها را برای موفّقیّت خویش طلب کنید.
آنها شما را در سختترین شرایط زندگی یاری خواهند نمود، چرا که شما
1) 16. . عن النبیّ صلیاللهعلیهوآلهوسلم: «إنّ للمساجد أوتاداً، الملائکة جلساؤم، إذا غابوا افتقدوهم، وإن مرضوا عادوهم، وإن کانوا فی حاجةٍ أعانوهم»: المجازات النبویة ص 412، مستدرک الوسائل ج 3 ص 358، مسند أحمد ج 2 ص 418، المستدرک للحاکم ج 2 ص 398، الدرّ المنثور ج 3 ص 216.
اهل مسجد هستید و آنان کمک کردن به شما را برای خود افتخاری بزرگ میدانند.
خوشا به حال اهل مسجد که فرشتگان درگاه الهی همراه، همیار و همنشین آنهایند.
بَه که چه دوستان و خادمانی، خداوند متعال به اهل خانه خود عنایت میکند.
من چه کنم، چگونه از دام شیطان نجات پیدا کنم؟
شیطان هر روز وسوسهام میکند، میترسم که در گرداب گناه گرفتار شوم.
آیا شما راهی را میشناسید که به شما کمک کند تا بتوانید ایمان خود را قوی کنید و از وسوسههای شیطان نجات پیدا کنید.
آیا میدانید که حضور در مسجد یکی از بهترین راههای نجات یافتن از وسوسههای شیطان است.
پیامبر به ابوذر میفرماید: «ای ابوذر! زیاد به مسجد رفتن باعث میشود تا ایمان تو تقویت شود و از وسوسههای شیطان نجات پیدا کنی. ای ابوذر! خداوند به من فرمود: من بندگانی را که به مسجد عشق میورزند بیش از همه دوست دارم، کسانی که در دل شب به عبادت میپردازند».(1)
آری، مسجد خانه خدا است و تو میتوانی با عشق وزریدن به این خانه، نزد
1) 17. . عن رسول اللّه صلیاللهعلیهوآلهوسلم: «... یقول اللّه تعالی إنّ أحبّ العباد إلیَّ المتحابّون بجلالی المتعلّقة قلوبهم بالمساجد، المستغفرون بالأسحار، أُولئک إذا أردت بأهل الأرض عقوبة ذکرتهم فصرفت العقوبة عنهم...»: مکارم الأخلاق ص 467، بحار الأنوار ج 80 ص 370.
خدا عزیز شوی!
خدا عشق تو به خانهاش را میبیند و در مقابل این عشق مقدّس، تو را بیش از همه دوست میدارد و رحمت و مهربانی خود را به تو نازل میکند.
به راستی اگر اهل مسجد فقط و فقط، همین عشق الهی را به دست آورند و به سوی خود جذب کنند، دیگر هیچ چیز کم ندارند.
مسجد خانه دوست است و تو در آن هنگام که در مسجد حضور پیدا میکنی، مهمان او هستی و نزد او بسیار عزیز میباشی.
شاید بگویی، خوب معلوم است هر کس که به مسجد برود و به عبادت خدا مشغول شود و نماز بخواند، خدا او را دوست دارد و به او محبّت میکند امّا من در اینجا میخواهم، نکته دیگری را بگویم و آن این که خدا این حضور در مسجد را دوست دارد، حتّی اگر کسی در مسجد نماز نخواند!
آیا این سخن پیامبر را شنیدهای؟
پیامبر به او چنین گفت: «ای ابوذر! وقتی در مسجد حضور داری به اندازه هر نفسی که میکشی، خداوند مقام تو را در بهشت یک درجه بالا میبرد و فرشتگان بر تو درود میفرستند. به هر نفس تو در مسجد، خداوند ده حسنه و عمل نیکو در نامه اعمال تو مینویسد و ده گناه تو را میبخشد».(1)
به راستی مسجد نزد خدا چقدر عزیز است که برای هر نفس کشیدن تو این
1) 18. . عن رسول اللّه صلیاللهعلیهوآلهوسلم: «یا أبا ذرّ، إنّ اللّه تعالی یعطیک ما دمت جالساً فی المسجد بکلّ نفس تنفّس فیه درجة فی الجنّة، وتصلّی علیک الملائکة، ویُکتب لک بکلّ نفس تنفّست فیه عشر حسنات، ویمحی عنک عشر سیّئات...»: مکارم الأخلاق ص 467، الحدائق الناضرة ج 7 ص 266، بحار الأنوار ج 74 ص 86 .
همه ثواب قرار میدهد.
حضور تو در مسجد آن چنان مایه خوشحالی و سرور فرشتگان میشود که بر تو درود و صلوات میفرستند.
بیجهت نیست که چون از مسجد بیرون میآیی و به دنبال کار و کسب خویش میروی، این قدر برکت به سوی تو میآید، چون درود فرشتگان همراه تو است.
به راستی آنان که با مسجد و خانه خدا قهرند، خود را از چه فیض بزرگی محروم کردهاند و آنان که با مسجد رفیق هستند، چه سعادت عظیمی را نصیب خود کردهاند.
روز قیامت شده است و همه مردم برای حسابرسی جمع شدهاند.
هر کسی در فکر است که آیا نجات خواهد یافت؟
در این میان صدایی به گوش میرسد: «خدایا! مرا تحریف کردند».
این صدای کیست؟ این قرآن است که به نزد خدا شکایت میکند که چگونه آیات مرا تحریف کردند.
صدای دیگری میآید: «خدایا! به من اعتنا نکردند». این صدا از کیست؟ این مسجد است که شکایت میکند. مسجدی که در محلّی بوده و اهل محل به آن توجّهی نمیکردند و برای خواندنِ نماز در آن جا حاضر نمیشدند.
خدایا! احترام مرا نگرفتند. من از مردمی که اطراف من بودند، شکایت میکنم. خداوند سخن آن مسجد را میشنود که چگونه از بیتوجّهی مردم گلهمند است.
ای خدا! من خانه تو بودم و این مردم حرمتِ خانه تو را نگاه نداشتند.
صدای دیگری هم به گوش میرسد: «خدایا! خون ما را به ناحق ریختند».
این صدای اهل بیت(علیها السلام) است.(1)
مگر پیامبر در مورد خاندان خویش به امّت اسلام توصیه زیادی نکرد امّا امّت مسلمان، بعد از وفات پیامبر به خاندان وحی، ظلم زیادی کردند.
دوست من! قرآن، مسجد و اهل بیت(علیها السلام) از امّت اسلام شکایت خواهند نمود.
از این روایت معلوم میشود که قرآن، مسجد و اهل بیت(علیها السلام) سه رکن اساسی در مکتب اسلام هستند.
ما باید به این سه رکن توجّه داشته باشیم و هرگز در مورد آنها کوتاهی نکنیم.
نکند قرآن در زندگی ما کمرنگ شود که در این صورت روز قیامت از ما شکایت خواهد کرد.
نکند که مسجد را فراموش کنیم و گرفتار شکایت او در روز قیامت شویم. نکند با معارف اهل بیت(علیها السلام) بیگانه شویم.
1) 19. . عن النبیّ صلیاللهعلیهوآلهوسلم: «یجیء یوم القیامة ثلاثة یشکون: المصحف، والمسجد، والعترة؛ یقول المصحف: یا ربِّ حرّقونی ومزّقونی، ویقول المسجد: یا ربِّ عطّلونی وضیّعونی، وتقول العترة: یا ربِّ قتلونا وطردونا وشرّدونا، فأجثوا للرکبتین فی الخصومة، فیقول اللّه لی: أنا أولی بذلک»: الخصال ص 175، عیون الحکم والمواعظ ص 214، وسائل الشیعة ج 5 ص 202.
حتما شنیدهای که آفتابِ روز قیامت بسیار جانسوز است و آنجا هیچ سایهای وجود ندارد، مگر سایه رحمت خدا.
خداوند گروهی از بندگانش را در سایه عرش خویش قرار میدهد به گونهای که حتّی آن آفتاب سوزان، آنها را آزار نمیدهد.
حضرت موسی(علیها السلام) که در مورد آفتابِ روز قیامت، مطالبی را شنیده بود به خداوند عرضه داشت: «خدایا! روز قیامت چه کسانی را در سایه عرش خود جای میدهی؟».
و خداوند در جواب حضرت موسی(علیها السلام) فرمود: «ای موسی!کسانی که قلبهای پاکی دارند و در دنیا به طاعت و بندگی من دل خوش هستند و به مسجدها پناه میبرند، همان طور که پرندگان به لانههایشان پناه میبرند و همواره از گناه دوری میکنند».(1)
شما فکر میکنید اگر این ویژگیها در کسی وجود داشته باشد، فقط در روز
1) 20. . عن علی بن الحسین علیهالسلام: «قال موسی بن عمران علیهالسلام: یا ربِّ مَن أهلک الذین تظلّهم فی ظلّ عرشک یوم لا ظلّ إلاّ ظلّک؟ قال: فأوحی اللّه إلیه: الطاهرة قلوبهم، والتربة أیدیهم، الذین یذکرون جلالی إذا ذکروا ربّهم، الذین یکتفون بطاعتی کما یکتفی الصبی الصغیر باللبن، الذین یأوون إلی مساجدی کما تأوی النسور إلی أوکارها، والذین یغضبون لمحارمی إذا استحلّت، مثل النمر إذا حرّد»: المحاسن ج 1 ص 16، مشکاة الأنوار ص 254، مستدرک الوسائل ج 3 ص 361.
قیامت در سایه رحمت خدا خواهد بود؟
نه، آن کس که قلب پاکی دارد و از دیگران کینه به دل ندارد و به طاعت خدا دل خوش کرده است در همین دنیا هم در سایه رحمت خدا است.
در این عصرِ فولاد و ماشین که انسانها به دنبال آرامش هستند آن کس که به مسجد پناه میبرد به آرامش واقعی رسیده است.
پرندگان را دیدهای که چگونه در لانه خویش در کمال آرامش هستند؟
روح من و تو هم فقط در سایه مسجد است که آرام میشود و گمشته خود را مییابد.
هیچ چیز نمیتواند روح جستجوگر آدمی را آرام کند مگر پناه بردن به آن چیزی که خدا آن را مایه آرامش قرار داده است.
خوب است اشاره کنم به این که اگر ما به دنبال عرفان واقعی هستیم و میخواهیم به خدا نزدیک شویم باید آن را در خانه او بیابیم.
به راستی چه شده است که عدّهای روز و شب به دنبال خدا میدوند و سر از عرفانهای آن چنانی در میآورند امّا با خانه دوست هیچ آشنایی ندارند!
کسانی که ادّعا میکنند، عارف هستند و جوانان ما را به سوی خود جذب میکنند، چرا با خانه دوست بیگانهاند.
برای همین است که این عرفاننماها نمیتوانند، مایه آرامش شوند، چرا که خداوند آرامش را در خانه خویش نهاده است و این پذیرایی را از کسانی میکند که در خانه او مهمانش شوند.
حتما شنیدهای که بهترین فرشتگان در عرش خدا ساکن هستند و در آن جا مشغول عبادت میباشند.
آیا میخواهی راهی یادتان بدهم تا آن فرشتگان برای شما استفغار کنند؟
آیا بار گناه بر دوشت سنگینی میکند؟ آیا احساس میکنی که گناهان باعث تیرگی وجود تو شدهاند؟
تو هر چه زودتر باید این گناهان را از پرونده اعمالت بزدایی تا بتوانی با خدای خویش سخن بگویی.
به راستی چگونه میتوان نظر مهربانی فرشتگان عرش را به سوی خود جذب کرد به طوری که آنان برای ما دعا کنند و برای آمرزش گناهان ما از خداوند طلب رحمت کنند؟
بشتاب و این دستور رسول خدا را انجام بده تا فرشتگان برای تو استغفار کنند و خداوند به برکت دعای آنها گناهان تو را ببخشد.
کسی که در مسجد چراغی روشن نماید تا آن زمان که آن چراغ روشن باشد
فرشتگان عرش برای او استغفار میکنند.(1)
اکنون برخیز!
اگر مسجد نیاز به لامپ دارد آن را خریداری کن.
کار دیگری هم میتوانی بکنی، در پول قبض برق مسجد شریک شو.
تو خانه خدا را روشن میکنی، خدا هم چراغ دلت را روشن میکند.
وقتی تو باعث روشنایی مسجد میشوی، خدا هم که میبیند گناهان تمام قلب تو را تاریک کردهاند، به فرشتگان خود دستور می دهد تا برای تو دعا کنند و با دعای آنها است که رحمت خدا به سوی تو نازل میشود و آنگاه قلب تو روشن و نورانی میشود و تو به آرامش میرسی، چرا که دعای فرشتگان میتواند، هر دل بیمار را شفا دهد.
1) 21. . عن رسول اللّه صلیاللهعلیهوآلهوسلم: «من أسرج فی مسجد من مساجد اللّه سراجاً، لم تزل الملائکة وحملة العرش یستغفرون له ما دام فی ذلک المسجد ضوء من السراج»: ثواب الأعمال ص 29، کتاب من لا یحضره الفقیه ج 1 ص 237، تهذیب الأحکام ج 3 ص 261، وسائل الشیعة ج 5 ص 241.
درختانی سر به فلک کشیده و نهرهایی از عسل و شیر و آب!
هر چه اراده کنی برای تو آماده است. این جا هیچ غم و اندوهی نیست و دل تو همواره شاد است. این جا بهشت است که وصف آن را شنیدهای.
همه آرزو دارند که بهشت جاودان، منزل و مأوای آنها باشد امّا من کسی را میشناسم که مکانی در این دنیا را بیشتر از بهشت دوست دارد.
آن شخص حضرت علی(علیها السلام) میباشد که مسجد را بیش از بهشت دوست دارد!
آن حضرت می فرماید: «حضور من در مسجد برای من بهتر از بهشت است، چرا که چون در بهشت قرار گیرم به آرزوی خود رسیدهام و خوشحال شدهام امّا هنگامی که در مسجد هستم خدا از من خشنود است، معلوم است که خشنودی خدا بهتر از خشنودی من است».(1)
آیا ما هم میتوانیم به آن جا برسیم که نشستن و حضور در مسجد را بهتر از
1) 22. . أمیر المؤنین علیهالسلام: «الجلسة فی الجامع خیر لی من الجلسة فی الجنّة، فإنّ الجنّة فیها رضا نفسی، والجامع فیها رضا ربّی»: عدّة الداعی ص 194، بحار الأنوار ج 80 ص 362.
بهشت بدانیم.
مگر مسجد خانه خدا نیست؟
امّا من تا به حال در هیچ مدرک معتبری نیافتم که بهشت را به عنوان خانه خدا معرّفی کرده باشند!
آری، مسجد خانه خدا است و بهشت خانه بندگان خدا. مسجد خانه یار است و بهشت خانه دوستان یار.
بیجهت نیست که مولای ما مسجد را بیش از بهشت دوست میدارد.
چرا که اگر با چشم دل ببینی در مسجد است که تو با مهربانی و رحمت خاصّ خدا پذیرایی میشوی.
تو در این دنیای خاکی، دل از خاک میکنی و تا افلاک پرواز میکنی.
مسجد برای هواپیمای قلب تو چون باند پروازی است که از آن میتوانی تا آبی آسمانها پرواز کنی.
در بهشت که دیگر تکلیف و قانون نیست، آن جا به خوبیهای تو مزد و پاداش میدهند، در آن جا دیگر نتیجه امتحان خود را میبینی، امّا چون به مسجد میروی، تو یک انتخاب کردهای، از میان همه جاهای باصفای این دنیا، مسجد را انتخاب کردهای.
همین انتخاب زیبای تو است که باعث میشود، محبوب فرشتگان بشوی و دریایی از رحمت خدا را به سوی خود جذب کنی.
یک روز پیامبر به دخترش حضرت فاطمه(علیه السلام) رو کرد و فرمود: «ای فاطمه! هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد، باید مهمان را احترام نماید».(1)
آری، این دستور اسلام است که ما باید احترام مهمان خود را بگیریم، چرا که مهمان، برای صاحب خانه مایه رحمت و برکت است.
از طرف دیگر امام صادق(علیها السلام) در سخنی میفرماید: «کسی که در مسجد نماز بخواند و به انتظار نماز بعدی بنشیند، او مهمان خدا است و بر خداوند است که به مهمان خود اکرام نماید».(2)
آری، خدایی که خود دستور داده است تا ما از مهمان احترام بگیریم، آیا میشود که مهمانان خود را فراموش کند؟
وقتی برای خواندنِ نماز جماعت به مسجد میروی و نماز مغرب را میخوانی و منتظر میمانی تا نماز عشا شروع شود باید بدانی که این لحظاتِ بین دو نماز بهترین لحظات عمر تو میباشد.
تو در این لحظات، مهمان خدا هستی و خداوند با مهربانی و رحمت خویش
1) 23. . عن الإمام الصادق علیهالسلام: «ممّا علم رسول اللّه صلیاللهعلیهوآلهوسلم فاطمة علیهاالسلام أن قال لها: یا فاطمة، من کان یؤن باللّه والیوم الآخر، فلیکرم ضیفه»: الکافی ج 6 ص 285، وسائل الشیعة ج 24 ص 319؛ رسول اللّه صلیاللهعلیهوآلهوسلم: «من کان یؤن باللّه والیوم الآخر، فلیکرم ضیفه»: مسند أحمد ج 2 ص 174، صحیح البخاری ج 7 ص 79، صحیح مسلم ج 1 ص 49، سنن أبی داوود ج 2 ص 197، سنن الترمذی ج 3 ص 233، السنن الکبری ج 5 ص 78، المعجم الأوسط ج 3 ص 251، المعجم الکبیر ج 4 ص 124، شرح نهج البلاغة ج 11 ص 189، الجامع الصغیر ج 2 ص 639، تاریخ دمشق ج 38 ص 398.
2) 24. . الإمام الصادق علیهالسلام: «من أقام فی مسجد بعد صلاته انتظاراً للصلاة، فهو ضیف اللّه، وحقٌّ علی اللّه أن یکرم ضیفه»: المحاسن ج 1 ص 48، وسائل الشیعة ج 4 ص 118، بحار الأنوار ج 81 ص 3.
از تو پذیرایی می کند.
مبادا خودت را از فیض این مهمانی محروم کنی.
مسجد و نماز جماعت میتوانند آن قدر مقام تو را بالا ببرند که فرشتگان حسرت آن مقام تو را بخورند.
تلاش کن تا همواره در این مهمانی خدا شرکت کنی و بر سر سفره رحمت او بنشینی و به این وسیله پلههای کمال و معنویّت را طی کرده، در زمره بندگان خاصّ او قرار گیری.
یک روز شخص محترمی به نزد من آمد و در مورد مشکلاتِ زندگی خود با من سخن گفت.
ظاهرا در زندگی او مشکلات زیادی وجود داشت و او به هر دری زده بود، نتوانسته بود این مشکلات را برطرف نماید.
او میگفت: «هر دعایی که فکر کنید، خواندهام؛ هر کار خیری که به ذهنم میرسیده است، انجام دادهام امّا نمیدانم چرا این گره از زندگی من باز نمیشود و من مدّتهاست که در تنگنا قرار دارم، مثل اینکه خدا با من قهر کرده است. هر چه صدایش میزنم، جواب مرا نمیدهد! آخر چه کنم؟».
من خیلی متعجّب شدم، چه کمکی به او میتوانستم بکنم، او راههای زیادی را رفته بود و نتیجه نگرفته بود.
پیش خودم گفتم: خدایا! کمک کن تا مشکل این بنده تو را حل کنم.
یک دفعه به ذهنم رسید از او سؤال کنم که خانه شما کجا است و در کدام محل زندگی میکنی؟
وقتی او آدرس خانهاش را داد، فهمیدم که خانه او در نزدیکی مسجدی قرار دارد.
از او سؤال کردم: آیا به مسجدِ محل میروی؟
معلوم شد که او سالهای سال است به مسجد نرفته است. من برای او سخن امام صادق(علیها السلام) را گفتم: «مسجد نزد خدا از همسایگان خود شکایت نمود که آنها به من بیاعتنا هستند».
و خداوند فرمود: «به عزّت و جلالم، من نماز آنها را قبول نمیکنم و هرگز رحمت خود را بر آنان نازل نخواهم نمود».25
آری، مسجد عزیز است و حرمت دارد و خود خدا قسم خورده است که هر کس به مسجد بیاعتنا باشد، او را از رحمت و مهربانی خود دور میکند!
مهربانیِ خدا با ناراحتیِ مسجد جمع نمیشود. کسی که خانهاش در نزدیکی مسجد باشد و بدون عذر در مسجد حاضر نشود، نمازش مورد قبول خدا واقع نمیشود.(1)
نمیشود به مسجد که خانه خدا است، بیاعتنا باشیم و توقّع داشته باشیم که مورد مهربانی صاحب خانه قرار گیریم.
آری، کسی که به مسجد بیاعتنا باشد از رحمت خدا دور است!(2)
به آن مرد گفتم: «تو روزی چند بار از کنار این مسجد رد میشوی، این مسجد در نزدیکی خانه تو است و تو به آن بیاعتنا هستی، برای همین است که هر چه خدا را صدا میزنی، جوابت را نمیدهد».
او سرش را پایین انداخت و به فکر فرو رفت.
حدود یک ماه از این جریان گذشت که دوباره آن مرد به خانه من آمد، در
1) 26. . أمیر المؤمنین علیهالسلام: «لیس لجار المسجد صلاة إذا لم یشهد المکتوبة فی المسجد، إذا کان فارغاً صحیحاً»: قرب الإسناد ص 145، وسائل الشیعة ج 5 ص 195.
2) 27. . الإمام الصادق علیهالسلام: «ملعون ملعون من لم یوقر المسجد، تدری یا یونس لِمَ عظّم اللّه حقّ المساجد، وأنزل هذه الآیة: «وَ أَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلاَ تَدْعُواْ مَعَ اللَّهِ أَحَدًا»؟ کانت الیهود والنصاری إذا دخلوا کنائسهم أشرکوا باللّه تعالی، فأمر اللّه سبحانه نبیّه أن یوحّد اللّه فیها ویعبّده»: کنز الفوائد ص 64، بحار الأنوار ج 73 ص 355.
حالی که بسیار شاداب بود و روی دستانش جعبه شیرینی قرار داشت.
او آمده بود تا از رفع مشکل بزرگِ خویش سخن بگوید: «از آن روزی که پیش شما بودم، عهد کردهام که روزی یک بار به مسجد بروم و چقدر زود خدا مشکل مرا برطرف نمود».
1 . آیا میدانید چرا در اسلام این همه تأکید برای احترام گرفتن از مسجد شده است؟
همین سؤال را ابوبصیر از امام صادق(علیها السلام) میپرسد و این چنین جواب میشنود: «همانا مردم به احترام گرفتن از مسجد امر شدهاند، چرا که مسجد خانه خدا میباشد».(1)
2 . چون به مسجد داخل شدی، بسم اللّه بگو و حمد و ستایش خدا را بنما، چرا که توفیق پیدا کردهای، در خانه او حضور پیدا کنی و مهمان او شوی و بر حضرت محمّد و آل او، درود و صلوات بفرست و از خدا بخواه که تو را در رحمت خویش داخل نماید.(2)
3 . هنگام ورود به مسجد این دعا را بخوان:
اللّهُمَّ اغفِر لِی وَ افتَح لِی اَبوابَ رَحمَتِکَ- بارخدایا! مرا ببخشای و درهای رحمتت را به روی من باز گردان.
چون خواستی از مسجد بیرون روی این دعا را بخوان:
1) 28. . عن أبی بصیر : «سألت أبا عبد اللّه علیهالسلام عن العلّة فی تعظیم المساجد؟ فقال : إنّما أمر بتعظیم المساجد ؛ لأنّها بیوت اللّه فی الأرض»: علل الشرائع ج 2 ص 318، بحار الأنوار ج 81 ص 6.
2) 29. . رسول اللّه صلیاللهعلیهوآلهوسلم : «إذا دخلت المسجد فقل : بسم اللّه وباللّه وعلی ملّة رسول اللّه صلیاللهعلیهوآلهوسلم ... اللّهمّ اغفر لی وافتح أبواب فضلک»: ذکری الشیعة فی أحکام الشریعة ج 3 ص 135، المعتبر ج 2 ص 449، الحدائق الناظرة ج 16 ص 119، جامع المقاصد ج 2 ص 143، مجمع الفائدة والبرهان ج 2 ص 150، مدارک الأحکام ج 4 ص 395، جواهر الکلام ج 14 ص 81 .
«اللّهُمَّ اغْفِرْ لی وَ افْتَحْ لی اَبوابَ فَضلِکَ.
بار خدایا! مرا ببخشای و درهای فضل خود را به رویم بگشای».(1)
4 . سعی کن هنگام ورود به مسجد با پای راست داخل شوی و هنگام خروج با چای چپ خارج شوی.(2)
5 . چون نماز خویش را در مسجد خواندی و از مسجد خارج شدی کنار در مسجد بایست و این دعا را بخوان: «اللّهُمَّ دَعَوتَنی فَأَجَبْتُ دَعوَتَکَ وَ صَلَّیْتُ مِکْتُوبَکَ وَانْتَشَرْتُفی أَرْضِکَ کَما أَمَرْتَنی، فَأَسأَلُکَ مِنْ فَضْلِکَ العَمَلَبِطاعَتِکَ، واجتِنابَ مَعصیَّتِکَ، وَالکِفافَ مِن الّرِزْقِبِرَحْمَتِکَ: بارخدایا! تو مرا دعوت کردی و من دعوت تو را لبیّک گفتم و نماز بجای آوردم و اکنون به زندگی خویش برمیگردم، از تو اطاعت و بندگی را میخواهم و توفیق دوری کردن از گناه را به من کرم کن و رزق و روزی به مقدار مورد نیازم به من کرم نما».(3)
6 . شخصی که به مسجد میآید برای ارتباط با خدا نیاز به تمرکز دارد تا بتواند قدری از هیاهوی زمانه جدا شود و به درون خود نگاهی کند و با خدای مهربان خویش ارتباطی برقرار کند، برای همین منظور در روایات از بلند کردنِ صدا در مسجد به شدّت نهی شده است.(4)
7 . مسجد سمبل رحمت خدا میباشد و برای همین باید از همراه داشتن سلاح در مسجد خودداری شود.(5)
8 . خداوند در سخنی به حضرت عیسی(علیها السلام) فرمود: «ای عیسی! به مردم بگو با دلهایی پاک و با تواضع و فروتنی وارد خانه من شوند».(6)
1) 30. . «إذا دخلت المسجد فقل: اللّهمّ اغفر لی وافتح أبواب رحمتک، وإذا خرجت فقل: اللّهمّ اغفر لی وافتح أبواب فضلک»: تهذیب الأحکام ج 3 ص 263، وسائل الشیعة ج 5 ص 245.
2) 31. . عن یونس، عنهم علیهمالسلام، قال: الفضل فی دخول المسجد أن تبدأ برجلک الیمنی إذا دخلت، وبالیسری إذا خرجت»: الکافی ج 3 ص 308، وسائل الشیعة ج 5 ص 246.
3) 32. . رسول اللّه صلیاللهعلیهوآلهوسلم : «إذا صلّی أحدکم المکتوبة وخرج من المسجد، فلیقف بباب المسجد ثمّ لیقل : اللّهمّ دعوتنی فأجبت دعوتک ، وصلّیت مکتوبتک ، وانتشرت فی أرضک کما أمرتنی، فأسألک من فضلک العمل بطاعتک، واجتناب سخطک، والکفاف من الرزق برحمتک»: الکافی ج 3 ص 309، تفسیر نور الثقلین ج 5 ص 328، جامع أحادیث الشیعة ج 4 ص 478، وسائل الشیعة ج 5 ص 247.
4) 33. . انظر: علل الشرائع ج 2 ص 319، کتاب من لا یحضره الفقیه ج 1 ص 237، وسائل الشیعة ج 5 ص 229.
5) 34. . انظر: الخصال ص 410، علل الشرائع ج 2 ص 319، مستدرک الوسائل ج 3 ص 380.
6) 35. . إنّ اللّه أوحی إلی عیسی بن مریم علیهالسلام : «قل للملأ من بنی إسرائیل : لا یدخلوا بیتاً من بیوتی إلاّ بقلوبٍ طاهرة ، وأبصارٍ خاشعة ، وأکفٍّ نقیّة»: الخصال ص 337، الأمالی للمفید ص 133، فتح الأبواب ص 296، بحار الأنوار ج 41 ص 16.
آری، ما باید دقّت کنیم، هنگامی که وارد مسجد میشویم، قلب خویش را از کینهها و دشمنیها بزداییم، در مقابل خدای خویش تواضع نماییم و بیچارگی خود را مقابل او اعلام کنیم، باشد که مشمول رحمت او قرار گیریم.
9 . تا چهل خانه از هر طرف، همسایه مسجد محسوب میشوند و باید برای مسجد حقّ همسایگی را حفظ نمایند.(1)
10 . دقّت کنیم که مسجد خانه خدا است و در آن جا یا باید به دنبال علم و کسب آگاهی بود و یا به عبادت مشغول بود، برای همین حرف زدن در مسجد پیرامون امور بیهوده به شدّت نهی شده است.(2)
آری، سخن بیهوده در مسجد گفتن، باعث از بین رفتن ثواب کارهای خوبِ انسان میشود.(3)
11 . توصیه شده است که هرگاه انسان به مسجدی وارد شد در آن مسجد دو رکعت نماز به نیّت نماز تحیّت مسجد بخواند و همواره رو به قبله بنشیند.(4)
12 . برای ساختن مسجد، ثواب بسیار زیادی ذکر شده است و هر کس در این دنیا مسجدی بنا کند، خداوند به اندازه هر وجب این مسجد، در بهشت شهر بزرگی به او کرم خواهد نمود.(5)
1) 36. . أمیر المؤنین علیهالسلام: «حریم المسجد أربعون ذراعاً، والجوار أربعون داراً من أربعة جوانبها»: الخصال ص 544، کتاب من لا یحضره الفقیه ج 3 ص 102، وسائل الشیعة ج 5 ص 202.
2) 37. . رسول اللّه صلیاللهعلیهوآلهوسلم: «کلّ جلوس فی المسجد لغو إلاّ ثلاثة: قراءة مصلٍّ، أو ذاکر اللّه تعالی، أو سائل عن علم، فصرفت العقوبة عنهم...»: مکارم الأخلاق ص 467، بحار الأنوار ج 80 ص 370.
3) 38. . قال النبیّ صلیاللهعلیهوآلهوسلم: «لَحدیث البغی فی المسجد یأکل الحسنات کما تأکلّ البهیمة الحشیش»: مستدرک الوسائل ج 3 ص 371، بحار الأنوار ج 80 ص 377.
4) 39. . عن رسول اللّه صلیاللهعلیهوآلهوسلم: «لا تجعلوا المساجد طرقاً حتّی تصلّوا فیها رکعتین»: الأمالی للصدوق ص 509، کتاب من لا یحضره الفقیه ج 4 ص 4، بحار الأنوار ج 73 ص 328؛ أمیر المؤمنین علیهالسلام: «من السنّة إذا جلست فی المسجد أن تستقبل القبلة»: دعائم الإسلام ج 1 ص 148، بحار الأنوار ج 80 ص 380.
5) 40. . عن النبیّ صلیاللهعلیهوآلهوسلم: «ومن بنی مسجداً فی الدنیا، أعطاه اللّه بکلّ شبر منه - أو قال: بکلّ ذراع منه - مسیرة أربعین ألف ألف عام مدینة من ذهب وفضّة ودرّ ویاقوت...»: ثواب الأعمال ص 391، وسائل الشیعة ج 5 ص 201، بحار الأنوار ج 73 ص 370، جامع أحادیث الشیعة ج 4 ص 448.
1 . اختیار معرفة الرجال (رجال الکشّی) ، أبو جعفر محمّد بن الحسن المعروف بالشیخ الطوسی (ت 460 ه ) ، تحقیق : السیّد مهدی الرجائی ، قمّ : مؤسّسة آل البیت ، الطبعة الاُولی ، 1404 ه .
2 . الأُصول الستّة عشر ، نخبة من الرواة ، قمّ : دار الشبستری ، الطبعة الثانیة ، 1405 ه .
3 . الأمالی، أبو جعفر محمّد بن الحسن المعروف بالشیخ الطوسی (ت 460 ه ) ، تحقیق : مؤسّسة البعثة ، قمّ : دارالثقافة ، الطبعة الأولی ، 1414 ه .
4 . الأمالی ، أبو عبد اللّه محمّد بن النعمان العُکبَری البغدادی المعروف بالشیخ المفید (ت 413 ه ) ، بیروت : دار المفید للطباعة والنشر والتوزیع، الطبعة الثانیة ، 1414 ه .
5 . الأمالی ، محمّد بن علی بن بابویه القمّی (الشیخ الصدوق) (ت 381 ه ) ، تحقیق : مؤسّسة البعثة ، قمّ : مؤسّسة البعثة ، الطبعة الأولی ، 1417 ه .
6 . بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمّة الأطهار علیهمالسلام ، محمّد باقر بن محمّد تقی المجلسی (ت 1110 ه ) ، تحقیق : دار إحیاء التراث ، بیروت : دار إحیاء التراث ، لطبعة الأولی ، 1412 ه .
7 . بشارة المصطفی لشیعة المرتضی ، أبو جعفر محمّد بن محمّد بن علیّ الطبری (ت 525 ه ) ، النجف الأشرف : المطبعة الحیدریّة ، الطبعة الثانیة ، 1383 ه .
8 . تاریخ مدینة دمشق ، علیّ بن الحسن بن عساکر الدمشقی ، تحقیق: علیّ شیری ، بیروت : دار الفکر ، 1415 ه .
9 . تفسیر نور الثقلین ، عبد علیّ بن جمعة العروسیّ الحویزیّ (ت 1112 ه ) ، تحقیق: هاشم الرسولیّ المحلاّتیّ ، قمّ : مؤسّسة إسماعیلیان ، الطبعة الرابعة ، 1412 ه .
10 . التهذیب (تهذیب الأحکام فی شرح المقنعة) ، أبو جعفر محمّد بن الحسن المعروف بالشیخ الطوسیّ (ت 460 ه ) ، طهران : دار الکتب الإسلامیة ، الطبعة الثالثة، 1364 ش .
11 . ثواب الأعمال وعقاب الأعمال ، أبو جعفر محمّد بن علیّ بن الحسین بن بابویه القمّی المعروف بالشیخ الصدوق (ت 381 ه ) ، قمّ : منشورات الشریف الرضی ، الطبعة الثانیة ، 1368 ه .
12 . جامع أحادیث الشیعة، السیّد البروجردی (1383ه )، قمّ : المطبعة العلمیة.
13 . الجامع الصغیر فی أحادیث البشیر النذیر ، جلال الدین عبد الرحمن بن أبی بکر السیوطی (ت 911 ه ) ، بیروت : دار الفکر ، الطبعة الأولی .
14 . جامع المقاصد، المحقّق الکرکی، (ت 940 ه )، تحقیق: مؤّسة آل البیت لإحیاء التراث، قمّ: المهدیة، الطبعة الأولی، 1408 ه .
15 . جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام ، محمّد حسن النجفی (ت 1266 ه ) ، بیروت : مؤسّسة المرتضی العالمیة .
16 . الحدائق الناضرة فی أحکام العترة الطاهرة ، یوسف بن أحمد البحرانی (ت 1186 ه ) ، تحقیق : محمّد تقی الإیروانی ، قمّ : مؤسّسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرّسین .
17 . الخرائج والجرائح ، أبو الحسین سعید بن عبد اللّه الراوندی المعروف بقطب الدین الراوندی (ت 573 ه ) ، تحقیق : مؤسّسة الإمام المهدی عج ، قمّ : مؤسّسة الإمام المهدی عج ، الطبعة الأولی ، 1409 ه .
18 . الخصال ، أبو جعفر محمّد بن علیّ بن الحسین بن بابویه القمّی المعروف بالشیخ الصدوق (ت 381 ه ) ، تحقیق : علی أکبر الغفّاری ، قمّ : منشورات جماعة المدرّسین فی الحوزة العلمیة .
19 . الدُرّ المنثور فی التفسیر المأثور ، جلال الدین عبد الرحمن بن أبی بکر السیوطی (ت 911 ه ) ، بیروت : دارالفکر ، الطبعة الأولی ، 1414 ه .
20 . دعائم الإسلام وذکر الحلال والحرام والقضایا والأحکام ، أبو حنیفة النعمان بن محمّد بن منصور بن أحمد بن حیّون التمیمی المغربی (ت 363 ه ) ، تحقیق : آصف بن علی أصغر فیضی ، مصر : دارالمعارف ، الطبعة الثالثة ، 1389 ه .
21 . ذکری الشیعة ، محمّد بن مکّی العاملی (الشهید الأوّل) (ت 786 ه ) ، قمّ : مکتبة بصیرتی .
22 . رجال الطوسیّ ، أبو جعفر محمّد بن الحسن المعروف بالشیخ الطوسیّ(ت 460 ه ) ، تحقیق : جواد القیّومیّ ، قمّ : مؤسّسة النشر الإسلامیّ ، الطبعة الاُولی 1415 ه .
23 . رجال العلاّمة الحلّی (خلاصة الأقوال) ، حسین بن یوسف الحلّی (العلاّمة) (726 ه ) ، تحقیق : جواد القیومی، قمّ : منشورات الشریف الرضی ، الطبعة الأولی ، 1417 ه .
24 . رجال النجاشیّ (فهرس أسماء مصنّفی الشیعة) ، أبو العبّاس أحمد بن علیّ النجاشیّ (ت 450 ه ) ، قمّ : مؤسّسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرّسین ، الطبعة الخامسة، 1416 ه .
25 . روضة الواعظین ، محمّد بن الحسن بن علی الفتّال النیسابوری (ت 508 ه ) ، تحقیق : محمّد مهدی الخرسان، قمّ : منشورات الشریف الرضی .
26 . سنن أبی داوود ، أبو داوود سلیمان بن أشعث السجستانی الأزدی (ت 275 ه ) ، تحقیق: سعید محمّد اللحام، بیروت : دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع ، الطبعة الأولی ، 1410 ه .
27 . سنن الترمذی (الجامع الصحیح) ، أبو عیسی محمّد بن عیسی بن سورة الترمذی (ت 279 ه ) ، تحقیق : عبد الرحمن محمّد عثمان، بیروت : دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع، الطبعة الثانیة، 1403 ه .
28 . السنن الکبری ، أبو بکر أحمد بن الحسین بن علیّ البیهقی (ت 458 ه ) ، تحقیق : محمّد عبد القادر عطا ، بیروت : دارالکتب العلمیة ، الطبعة الاُولی ، 1414 ه .
29 . شرح نهج البلاغة، ابن أبی الحدید، (656ه )، تحقیق: محمّد أبو الفضل إبراهیم، مؤسّسة مطبوعاتی إسماعیلیان، قمّ بالأوفسیت عن طبعة دار إحیاء الکتب العربیة.
30 . صحیح البخاری ، أبو عبد اللّه محمّد بن إسماعیل البخاری (ت 256 ه ) ، تحقیق : مصطفی دیب البغا ، بیروت : دار ابن کثیر ، الطبعة الرابعة ، 1410 ه .
31 . صحیح مسلم ، أبو الحسین مسلم بن الحجّاج القشیری النیسابوری (ت 261 ه ) ، تحقیق : محمّد فؤاد عبد الباقی ، القاهرة : دارالحدیث ، الطبعة الاُولی ، 1412 ه .
32 . عدّة الداعی و نجاة الساعی ، أبو العبّاس أحمد بن محمّد بن فهد الحلّی الأسدی (ت 841 ه ) ، تحقیق : أحمد موحّدی ، طهران : مکتبة وجدانی .
33 . علل الشرائع ، أبو جعفر محمّد بن علیّ بن الحسین بن بابویه القمّیّ المعروف بالشیخ الصدوق (ت 381 ه ) ، بیروت : دار إحیاء التراث ، الطبعة الأولی 1408 ه .
34 . عیون أخبار الرضا ، أبو جعفر محمّد بن علیّ بن الحسین بن بابویه القمّیّ المعروف بالشیخ الصدوق (ت 381 ه ) ، تحقیق : السیّد مهدیّ الحسینیّ اللاّجوردیّ ، طهران : منشورات جهان .
35 . عیون الحکم والمواعظ ، أبو الحسن علیّ بن محمّد اللیثی الواسطی (ق 6 ه ) ، تحقیق : حسین الحسنی البیرجندی ، قمّ : دار الحدیث ، الطبعة الأولی ، 1376 ه .
36 . فتح الأبواب ، أبو القاسم علیّ بن موسی بن طاووس الحسنی الحلّی (ت 664 ه ) ، تحقیق : حامد الخفّاف ، قمّ : مؤسّسة آل البیت ، الطبعة الأولی ، 1409 ه .
37 . الفهرست ، محمّد بن الحسن الطوسی (ت 460 ه ) ، تحقیق : جواد القیّومی ، قمّ : مؤسّسة نشر الفقاهة ، الطبعة الأولی، 1417 ه .
38 . فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، محمّد عبد الرؤوف المناوی، تحقیق: أحمد عبد السلام، بیروت : دار الکتب العلمیة، الطبعة الأولی، 1415 ه .
39 . قرب الإسناد، أبو العبّاس عبد اللّه بن جعفر الحمیری القمّی (ت بعد 304 ه ) ، تحقیق : مؤسّسة آل البیت علیهمالسلام ، قمّ : مؤسّسة آل البیت علیهمالسلام ، الطبعة الأولی ، 1413 ه .
40 . الکافی ، أبو جعفر ثقة الإسلام محمّد بن یعقوب بن إسحاق الکلینی الرازی (ت 329 ه ) ، تحقیق : علی أکبر الغفّاری ، طهران : دار الکتب الإسلامیة ، الطبعة الثانیة ، 1389 ه .
41 . کتاب من لا یحضره الفقیه ، أبو جعفر محمّد بن علیّ بن الحسین بن بابویه القمّی المعروف بالشیخ الصدوق (ت 381 ه ) ، تحقیق : علی أکبر الغفّاری ، قمّ : مؤسّسة النشر الإسلامی .
42 . کنز العمّال فی سنن الأقوال والأفعال ، علی المتّقی بن حسام الدین الهندی (ت 975 ه ) ، تصحیح : صفوة السقّا ، بیروت : مکتبة التراث الإسلامی ، 1397 ه ، الطبعة الأولی.
43 . کنز الفوائد، أبو الفتح محمّد بن علی الکراجکی (ت 449 ه ) قمّ : مکتبة المصطفوی ، الطبعة الثانیة 1369 ه ، طبعة حجریة .
44 . المجازات النبویّة ، أبو الحسن الشریف الرضی محمّد بن الحسین بن موسی الموسوی (ت 406 ه ) ، تحقیق : طه محمّد الزینی ، قمّ : مکتبة بصیرتی .
45 . مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ، نور الدین علیّ بن أبی بکر الهیثمی (ت 807 ه ) ، تحقیق : عبد اللّه محمّد درویش ، بیروت : دار الفکر ، الطبعة الاُولی ، 1412 ه .
46 . مجمع الفائدة والبرهان، المحقّق الأردبیلی، (ت 993 ه)، الطبعة الأولی، قمّ: منشورات جماعة المدرّسین فی الحوزة العلمیة.
47 . المحاسنأبو جعفر أحمد بن محمّد بن خالد البرقی (ت 280 ه ) ، تحقیق : السیّد جلال الحسینی، طهران : دار الکتب الإسلامیة .
48 . مدارک الأحکام، السیّد محمّد العاملی، (ت 1009 ه )، قمّ : مؤسّسة آل البیت لإحیاء التراث ، الطبعة الأولی، 1410 ه .
49 . مستدرک الوسائل، المیرزا النوری، (1320ه )، قمّ : مؤسّسة آل البیت علیهمالسلام لإحیاء التراث، الطبعة الأولی، 1408 ه .
50 . المستدرک علی الصحیحین ، أبو عبد اللّه محمّد بن عبد اللّه الحاکم النیسابوری (ت 405 ه )، إشراف: یوسف عبد الرحمن المرعشلی، طبعة مزیدة بفهرس الأحادیث الشریفة.
51 . مسند أحمد ، أحمد بن محمّد بن حنبل الشیبانی (ت 241 ه ) ، بیروت : دار صادر.
52 . مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، أبو الفضل علی الطبرسی (ق 7 ه )، تحقیق : مهدی هوشمند، قمّ : دار الحدیث، الطبعة الأولی، 1418 ه .
53 . المعتبر فی شرخ المختصر، نجم الدین أبو القاسم جعفر بن الحسن المحقّق الحلّی، (ت 676 ه )، قمّ : مدرسة مؤّسة سیّد الشهداء، الطبعة الأولی، 1364 ش.
54 . المعجم الأوسط ، أبو القاسم سلیمان بن أحمد اللخمیّ الطبرانیّ (ت 360 ه ) ، تحقیق : طارق بن عوض اللّه ، وعبد الحسن بن إبراهیم الحسینیّ ، القاهرة : دار الحرمین ، الطبعة الأولی 1415 ه .
55 . المعجم الکبیر ، أبو القاسم سلیمان بن أحمد اللخمیّ الطبرانیّ (ت 360 ه ) ، تحقیق : حمدی عبد المجید السلفی ، بیروت : دار إحیاء التراث العربی ، الطبعة الثانیة ، 1404 ه .
56 . معجم رجال الحدیث، السیّد الخوئی، (ت 411 ه)، الطبعة الخامسة، 413 ه ، طبعة منقّحة ومزیدة.
57 . مکارم الأخلاق ، أبو علی الفضل بن الحسن الطبرسی (ت 548 ه ) ، تحقیق : علاء آل جعفر ، قمّ : مؤسّسة النشر الإسلامی ، الطبعة الاُولی ، 1414 ه .
58 . وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة ، محمّد بن الحسن الحرّ العاملی (ت 1104ه ) ، تحقیق : مؤسّسة آل البیت لإحیاء التراث ، قمّ ، الطبعة الأولی ، 1409 ه .