ghaemiyeh.com
سرشناسه : بیستونی، محمد، ۱۳۳۷ -
عنوان و نام پدیدآور : راز خوشبختی از دیدگاه قرآن و نهجالبلاغه=Secrets of happiness in Qur'an and Nahj - ol- balaghah/ تالیف محمد بیستونی.
مشخصات نشر : [قم]: بیان جوان ، ۱۳۸۵.
مشخصات ظاهری : ۱۲۶ص.؛ ۱۴/۵×۱۰/۵ سم.
شابک : ۱۵۰۰۰ ریال: 964-8399-45-X
وضعیت فهرست نویسی : برونسپاری
یادداشت : چاپ دوم.
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع : خوشبختی -- جنبههای قرآنی
موضوع : خوشبختی -- احادیث خوشبختی -- احادیث.
موضوع : خوشبختی -- جنبههای مذهبی -- اسلام
رده بندی کنگره : BP۱۰۴ /خ۹۷ب۹ ۱۳۸۵
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۱۵۹
شماره کتابشناسی ملی : م۸۴-۲۸۳۸۸
اِلی سَیِّدِنا وَ نَبِیِّنا مُحَمَّدٍ
رَسُولِ اللّهِ وَ خاتَمِ النَّبِیّینَ وَ اِلی مَوْلانا
وَ مَوْلَی الْمُوَحِّدینَ عَلِیٍّ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ وَ اِلی بِضْعَةِ
الْمُصْطَفی وَ بَهْجَةِ قَلْبِهِ سَیِّدَةِ نِساءِ الْعالَمینَ وَ اِلی سَیِّدَیْ
شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ، السِبْطَیْنِ، الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ وَ اِلَی الاَْئِمَّةِ التِّسْعَةِ
الْمَعْصُومینَ الْمُکَرَّمینَ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ سِیَّما بَقِیَّةِ اللّهِ فِی الاَْرَضینَ وَ وارِثِ عُلُومِ
الاَْنْبِیاءِ وَ الْمُرْسَلینَ ، الْمُعَدِّ لِقَطْعِ دابِرِ الظَّلَمَةِ وَ الْمُدَّخِرِ لاِِحْیاءِ الْفَرائِضِ وَ مَعالِمِ الدّینِ ،
الْحُجَّةِبْنِالْحَسَنِ صاحِبِ الْعَصْرِ وَ الزَّمانِ عَجَّلَ اللّهُ تَعالی فَرَجَهُ الشَّریفَ فَیا مُعِزَّ
الاَْوْلِیاءَوَیامُذِلَالاَْعْداءِاَیُّهَاالسَّبَبُالْمُتَّصِلُبَیْنَالاَْرْضِوَالسَّماءِقَدْمَسَّنا
وَ اَهْلَنَا الضُّرَّ فی غَیْبَتِکَ وَ فِراقِکَ وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ
مُزْجاةٍ مِنْ وِلائِکَ وَ مَحَبَّتِکَ فَاَوْفِ لَنَا الْکَیْلَ مِنْ مَنِّکَ وَ
فَضْلِکَ وَ تَصَدَّقْ عَلَیْنا بِنَظْرَةِ رَحْمَةٍ مِنْکَ
اِنّا نَریکَ مِنَ الْمُحْسِنینَ
(5)
بسم اللّه الرحمن الرحیم
هر زمانی را زبانی است یعنی در بستر زمان خواستههایی نو نو پدید میآید که مردم آن دوران خواهان آنند. با وسائل صنعتی و رسانههای بیسابقه خواستهها مضاعف میشود و امروز با اختلاف تمدنها و اثرگذاری هریک در دیگری آرمانهای گوناگون و خواستههای متنوع ظهور مییابد بر متفکران دوران و افراد دلسوز خودساخته در برابر این هنجارها فرض است تا کمر خدمت را محکم ببندند و این خلأ را پر کنند همانگونه که علامه امینی با الغدیرش و علامه طباطبایی با المیزانش. در این میان نسل جوان را باید دست گرفت و بر سر سفره این پژوهشگران نشاند و رشد داد. جناب آقای دکتر محمد بیستونی رئیس هیئت مدیره مؤسسه قرآنی تفسیر جوان به فضل الهی
این کار را بعهده گرفته و آثار ارزشمند مفسران را با زبانی ساده و بیانی شیرین، پیراسته از تعقیدات در اختیار نسل جوان قرار داده علاوه بر این آنان را به نوشتن کتابی در موضوعی که منابع را در اختیارشان قرار داده دعوت میکند. از مؤسسه مذکور دیدار کوتاهی داشتیم، از کار و پشتکار و هدفمند بودن آثارشان اعجاب و تحسینم شعلهور شد، از خداوند منان افاضه بیشتر و توفیق افزونی برایشان خواستارم. به امید آنکه در مراحل غیرتفسیری هم از معارف اسلامی درهای وسیعی برویشان گشاده شود.
آمین رب العالمین .
21 ربیعالثانی 1425
21 خرداد 1383
ابوالقاسم خزعلی
(7)
درباره « خوشبختی » اظهار نظرهای فراوانی صورت گرفته است اما هیچیک از این نظرات مطلق و از همه جهات قابل استناد و استفاده نیست زیرا تعریفها و شاخصههایی که عموما مطرح میشود زائیده افکار ، تجربیات و مطالعات متفکرین و دانشمندان و روانشناسانی است که علم و تجربه آنها محدود به علوم طبیعی و مادی ( و متکی به معیارهای شخصی و سلیقهای ) است.
در کتابی که ما و شما هم اکنون میهمان آن هستیم موضوع « خوشبختی » و موفقیت و راههای رسیدن به آن و دلایل « بدبختی » و راههای نجات از آن با استمداد از « آیات نورانی قرآن کریم و روایات » مورد بررسی قرار گرفته است لذا از آنجا که انسان مخلوق خداوند تبارک و تعالی است و خالق یکتا تمامی ذرات وجود انسان و جهان را آفریده و دارای علم و شناخت مطلق میباشد ، میتوان ادعا کرد که
(8) مقدمه
این بررسی و استفاده از آیات نازل شده از سوی حق ، جامعترین و واقعیترین مفاهیم و ارزیابیها را در موضوع « خوشبختی » به همراه خواهد داشت .
علاوه بر این مفهوم « خوشبختی » زمانی میتواند دارای ارج و قیمت باشد که مصادیق و نمونههای عینی آن در طول قرون و اعصار به سادگی قابل مشاهده باشند .
انسانهای برجستهای که با الهام از قرآن کریم و عمل به محتوای انسانساز آن ، تجسم خوشبختی واقعی و انسان موفق بودهاند فراوانندکه یکیاز شاخصترین آنها پیامبر نور و آزادی و رحمت حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله میباشد که قرآن کریم ایشان را به عنوان اسوه و الگوی همه کسانی که میخواهند همای سعادت و خوشبختیرا در دنیا و آخرت در آغوش گیرند مطرح میفرماید و در آیه
21 سوره احزاب در همین رابطه میگوید: «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی رَسُولِ اللّهِ اُسْوَةٌ حَسَنَةٌ : راه و روش زندگی رسول اکرم برای شما سرمشق و الگو است » .
مقدمه (9)
در این بررسی قرآنی پیرامون « راز خوشبختی در آئینه وحی » سعی شده است به دلیل فرصت محدود خوانندگان گرامی خصوصا جوانان عزیز اصل « مختصرگویی » رعایت گردد. دکتر محمد بیستونی تهران، 27 رجب 1426 هجری قمری مبعث گرامی رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله
11 شهریور 1384
(10) مقدمه
خوشبختی و بدبختی در لسان قرآن کریم تحت عنوان سعادت و شقاوت ، مطرح شده است که « سعادت » به معنای فراهم بودن اسباب نعمت و « شقاوت » به معنای فراهم بودن اسباب گرفتاری و مجازات و بلاست .
از جمله در سوره هود آیه شریفه 105 میفرماید :
«یَوْمَ یَأْتِ لاتَکَلَّمُ نَفْسٌ اِلاّ بِأِذْنِهفَمِنْهُمْ شَقِیٌّ وَ سَعیدٌ: آنگاه که روز قیامت فرا رسد هیچکس جز به اجازه خدا سخن نمیگوید . گروهی از مردم در آن روز بدبختند و گروهی خوشبخت» .
و در آیه بعد میفرماید :
«فَاَمَّا الَّذینَ شَقُوا فَفِی النّارِ لَهُمْ فیها زَفیرٌ وَ شَهیقٌ: اما آنها که شقاوتمند شدند در آتشاند و برای آنها زفیر و شهیق ( نالههای طولانی دم و بازدم ) است» .
راز خوشبختی (11)
و در آیه بعد میفرماید :
«خلِدینَ فیها مادامَتِالسَّمواتُ وَالاَْرْضُ اِلاّ ما شاءَ رَبُّکَ اِنَّ رَبَّکَ فَعّالٌ لِما یُریدُ: جاودانه در آن خواهند ماند ، تا آسمانها و زمین برپاست ، مگر آنچه پروردگارت بخواهد که پروردگارت هرچه را ارادهکند انجاممیدهد».
و در آیه بعد میفرماید :
«وَ اَمَّا الَّذینَ سُعِدُوا فَفِی الْجَنَّةِ خلِدینَ فیها مادامَتِ السَّمواتُ وَ الاَْرْضُ اِلاّ ما شاءَ رَبُّکَ عَطاءً غَیْرَ مَجْذُوذٍ : اما آنها که سعادتمند شدند در بهشت جاودانه خواهند بود ، مادامکه آسمانها و زمین برپاست مگرآنچه پروردگارتبخواهد، بخششیاست قطعنشدنی» .
سعادت که گم شده همه انسانها است و هر کس آن را در چیزی میجوید و در جایی میطلبد به طور خلاصه عبارتست: از فراهمبودن اسباب تکامل برای یک فرد یا
(12) راز خوشبختی
یک جامعه و نقطه مقابل آن شقاوت و بدبختی است که همه از آن متنفرند و آن عبارت از : نامساعد بودن شرایط پیروزی و پیشرفت و تکامل است .
بنابراین هرکس از نظر شرایط روحی ، جسمی ، خانوادگی ، محیط و فرهنگ ، اسباب بیشتری برای رسیدن به هدفهای والا در اختیار داشته باشد به سعادت نزدیکتر یا به تعبیر دیگر سعادتمندتر است .
و هر کس گرفتار کمبودها و نارساییها ، از جهات بالا بوده باشد شقاوتمند و بیبهره از سعادت خواهد بود .
ولی باید توجهداشت که پایه اصلی سعادت و شقاوت ، اراده و خواست خود انسان است ، او است که میتواند وسایل لازم را برای ساختن خویش و حتی جامعهاش فراهم سازد و او است که میتواند با عوامل بدبختی و شقاوت به مبارزه برخیزد و یا تسلیم آن شود .
راز خوشبختی (13)
در منطق انبیاء سعادت و شقاوت چیزی نیست که در درون ذات انسان باشد و حتی نارساییهای محیط و خانوادگی و وراثت در برابر تصمیم و اراده خود انسان ، قابل تغییر و دگرگونی است ، مگر اینکه ما اصل اراده و آزادی انسان را انکار کنیم و او را محکوم شرایط جبری بدانیم و سعادت و شقاوتش را ذاتی و یا مولود جبری محیط و مانند آن بدانیم که این نظر بهطور قطع در مکتب انبیاء و همچنین مکتب عقل محکوم است .
جالب اینکه در روایاتی که از پیامبر صلیاللهعلیهوآله و ائمه اهلبیت علیهمالسلام نقل شده ، انگشت روی مسائل مختلفی به عنوان اسباب سعادت یا اسباب شقاوت گذارده شده که مطالعه آنها انسان را به طرز تفکر اسلامی در این مسأله مهم ، آشنا میسازد و به جای اینکه برای رسیدن به سعادت و فرار از شقاوت به دنبال مسائل خرافی و پندارها و سنتهای غلطی که در بسیاری از اجتماعات وجود دارد و مسائل بیاساسی را اسباب سعادت و
شقاوت میپندارند، به دنبال واقعیات عینی و اسباب حقیقی سعادت خواهد رفت.
به عنوان نمونه به چند حدیث پرمعنی زیر توجه فرمایید :
(14) راز خوشبختی
1 امام صادق از جدش امیرمؤمنان علی چنین نقل میکند : « حَقیقَةُ السَّعادَةِ اَنْ یُخْتَمَ لِلرَّجُلِ عَمَلُهُ بِالسَّعادَةِ وَ حَقیقَةُ الشَّقاوَةِ اَنْ یُخْتَمَ لِلْمَرْءِ عَمَلُهُ بِالشَّقاوَةِ: حقیقت سعادت این است که آخرین مرحله زندگی انسان با عمل سعادتمندانهای پایان پذیرد و حقیقت شقاوت این است که آخرین مرحله عمر با عمل شقاوتمندانهای خاتمه یابد ».(1)
این روایت با صراحت میگوید مرحله نهایی عمر انسان و اعمال او در این مرحله بیانگر سعادت و شقاوت او است و به این ترتیب سعادت و شقاوت ذاتی را به کلی
1) « نور الثقلین » جلد 2 ، صفحه 398 .
نفی میکند و انسان را در گرو اعمالش میگذارد و راه بازگشترا در تماممراحل تا پایانعمر برای او باز میداند .
راز خوشبختی (15)
2 در حدیث دیگری از علی میخوانیم :
« اَلسَّعیدُ مَنْ وُعِظَ بِغَیْرِه وَ الشَّقِیُّ مَنِ انْخَدَعَ لِهَواهُ وَ غُرُورِه : سعادتمند کسی است که از سرنوشت دیگران پند گیرد و شقاوتمند کسیاست که فریب هوای نفس و غرورش را بخورد » .(1)
این سخن امام علی نیز تأکید مجددی است بر اختیاری بودن سعادت و شقاوت و بعضی از اسباب مهم این دو را بیان میکند .
3 پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله میفرماید :
1) « نهج البلاغه » صبحی صالح خطبه 86 .
(16) راز خوشبختی
« اَرْبَعٌ مِنْ اَسْبابِ السَّعادَةِ وَ اَرْبَعٌ مِنَ الشَّقاوَةِ فَالاَْرْبَعُ الَّتی مِنَ السَّعادَةِ الْمَرْئَةُ الصّالِحَةُ وَ الْمَسْکَنُ الْواسِعُ وَ الْجارُ الصّالِحُ وَ الْمَرْکَبُ البَهِیّءُ وَ الاَْرْبَعُ الَّتی مِنَ الشَّقاوَةِ الْجارُ السُّوءِ وَ الْمَرْئَةُ السُّوءِ وَ الْمَسْکَنُ الضّیقِ وَ الْمَرْکَبُ السُّوءِ : چهار چیز است که از اسباب سعادت و چهار چیز است از اسباب شقاوت است : اما آن چهار چیز که از اسباب سعادت است : همسر صالح ، خانه وسیع ، همسایه شایسته و مرکب خوب است . و چهار چیز که از اسباب شقاوت است : همسایه بد و همسر بد و خانه تنگ و مرکب بد است » .(1)
با توجه به اینکه این چهار موضوع در زندگی مادی و معنوی هر کس نقش مؤثری دارد و از عوامل پیروزی یا شکست میتواند باشد ، وسعت مفهوم سعادت
1) « مکارم اخلاق » ، صفحه 65 .
و شقاوت در منطق اسلام روشن میشود .
راز خوشبختی (17)
یک همسر خوب انسان را به انواع نیکیها تشویق میکند ، یک خانه وسیع روح و فکر انسان را آرامش میبخشد و آماده فعالیت بیشتر مینماید ، همسایه بد بلاآفرین و همسایه خوب کمک مؤثری به آسایش و حتی پیشرفت هدفهای انسان میکند ، یک مرکب بدرد خور برای رسیدن به کارها و وظایف اجتماعی عامل مؤثری است ، در حالی که مرکب قراضه و زوار دررفته یک عامل عقب ماندگی است ، چراکه کمتر میتواند صاحبش را به مقصد برساند .
4 و نیز از پیامبر صلیاللهعلیهوآله این حدیث نقل شده است :
« مِنْ عَلاماتِ الشَّقاءِ جُمُودُ الْعَیْنَیْنِ وَ قَسْوَةُ الْقَلْبِ وَ شِدَّةُ الْحِرْصِ فی طَلَبِ الرِّزْقِ وَ الاِْصْرارِ عَلَی الذَّنْبِ : از نشانههای شقاوت آن است که هرگز قطره اشکی از چشم انسان نریزد و نیز از علامات آن سنگ دلی و حرص شدید در تحصیل
روزی و اصرار بر گناه است » (1)
(18) راز خوشبختی
این امور چهارگانه که در حدیث فوق آمده اموری است اختیاری که از اعمال و اخلاق اکتسابی خود انسان سرچشمه میگیرد و به این ترتیب دور کردن این اسباب شقاوت در اختیار خود انسانها است .
اگر اسبابی را که برای سعادت و شقاوت در احادیث بالا ذکر شده با توجه بر عینیت همه آنها و نقش مؤثرشان در زندگی بشر با اسباب و نشانههای خرافی که حتی در عصر ما ، عصر اتم و فضا گروه زیادی به آن پایبندند مقایسه کنیم به این واقعیت میرسیم که تعلیمات اسلام تا چه حد منطقی و حساب شده است .
هنوز بسیارند کسانی که نعل اسب را سبب خوشبختی ، روز سیزده را سبب
1) « نور الثقلین » ، جلد 2 ، صفحه 398 .
راز خوشبختی (19)
بدبختی ، پریدن از روی آتش را در بعضی از شبهای سال سبب خوشبختی و آواز خواندن مرغ را سبب بدبختی ، پاشیدن آب را پشت سر مسافر سبب خوشبختی و رد شدن زیر نردبان را سبب بدبختی و حتی آویزان کردن خرمهره را به خود یا به وسیله نقلیه سبب خوشبختی و عطسه را نشانه بدبختی در انجام کار مورد نظر میدانند و امثال این خرافات که در شرق و غرب در میان اقوام و ملل مختلف فراوان است .
و چه بسیار انسانهایی که بر اثر گرفتار شدن به این خرافات از فعالیت در زندگی بازماندهاند و گرفتار مصیبتهای فراوانی شدهاند .
اسلام بر تمام این پندارهای خرافی قلم سرخ کشیده و سعادت و شقاوت انسان را در فعالیتهای مثبت و منفی و نقاط قوت و ضعف اخلاقی و برنامههای عملی و طرز تفکر و عقیده هر کس میداند که نمونههایی از آن در چهار حدیث فوق به روشنی بیان
شده است .(1)
(20) راز خوشبختی
همانگونه که ارتکاب انواع گناهان و ظلم و تجاوز به حقوق دیگران باعث بروز گرفتاریهای مختلف خصوصا فقر و فلاکت برای انسانها است ، متقابلاً پرهیز از گناهان و رعایت حقوق دیگران عامل اصلی توسعه رزق و روزی و جاری شدن سرچشمههای خیر و برکت برای انسان است .
قرآن کریم در آیه 96 سوره اعراف در این خصوص میفرماید :
1 « تفسیر نمونه » ، جلد 9 ، صفحه 249 .
راز خوشبختی (21)
« وَ لَوْ اَنَّ اَهْلَ الْقُری امَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَالاَْرْضِ وَ لکِنْ کَذَّبُوا فَاَخَذْناهُمْ بِماکانُوا یَکْسِبُونَ : و چنانچه مردم شهر و دیار ، ایمان آورده و
1) « تفسیر نمونه » ، جلد 9 ، صفحه 249 .
پرهیزکار میشدند همانا درهای برکات آسمان و زمین را به روی آنها میگشودیم ولیکن چون "آیات و پیامبران ما را" تکذیب کردند ما هم آنها را به کیفر کردار زشتشان رسانیدیم » .
« بَرَکات » جمع « بَرَکَت » است ،این کلمه در اصل به معنی ثبات و استقرار چیزی است و به هر نعمت و موهبتی که پایدار بماند اطلاق میگردد ، در برابر موجودات بیبرکت که زود فانی و نابود و بیاثر میشوند .
قابل توجه اینکه ایمان و تقوا نه تنها سبب نزول برکات الهی میشود ، بلکه باعث میگردد که آنچه در اختیار انسان قرار گرفته در مصارف مورد نیاز به کار گرفته شود ، فی المثل امروز ملاحظه میکنیم قسمت بسیار مهمی از نیروهای انسانی و منابع اقتصادی در مسیر « مسابقه تسلیحاتی » و ساختن سلاحهای نابود کننده صرف میگردد ، اینها مواهبی هستند فاقد هر گونه برکت ، به زودی از میان میروند و نه تنها
نتیجهای نخواهند داشت ، ویرانی هم ببار میآورند، ولی اگر جوامع انسانی ایمان و تقوا داشته باشند این
مواهب الهی به شکل دیگری در میان آنها درمیآید و طبعا آثار آن باقی و برقرار خواهد ماند و مصداق کلمه برکات خواهند بود (1)
(22) راز خوشبختی
همچنین در آیات 10 و 11 و 12 سوره نوح از قول آن پیامبر الهی میفرماید :
« فَقُلْتُ اسْتَغْفِروُا رَبَّکُمْ اِنَّهُ کانَ غَفّارا : بهآنها گفتم : از پروردگار خویش آمرزش طلبید که او بسیار آمرزنده است » .
« یُرْسِلِ السَّمآءَ عَلَیْکُمْ مِدْرارا : تا بارانهای پربرکت آسمان را پیدرپی بر شما فرستد » .
1) « تفسیر جوان » ، جلد 25 صفحه 51 تا 57 .
راز خوشبختی (23)
« وَ یُمْدِدْکُمْ بِاَمْوالٍ وَ بَنینَ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ جَنّاتٍ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ اَنْهارا : و شما را بااموال و فرزندان فراوان امداد کند و باغهای سرسبز و نهرهای جاری در اختیارتان قرار دهد » .
میگوید : « آسمان را بر شما میفرستد » یعنی آن قدر باران میبارد که گویی آسمان دارد نازل میشود ، اما چون باران رحمت استنه ویرانی میآورد و نه آسیبی میرساند، بلکه در همه جا مایه خرّمی و سرسبزی و طراوت است . خلاصه هم باران رحمت معنوی و همباران پربرکت مادیاو شمارا فرامیگیرد.
به این ترتیب یک نعمت بزرگ معنوی و پنجنعمت بزرگ مادی را به آنها وعده داده ؛ نعمت بزرگ معنوی ، بخشودگی گناهان و پاک شدن از آلودگی کفر و عصیان است، اما نعمتهای مادی، ریزش بارانهای مفید و به موقع و پربرکت ، فزونی اموال ، فزونی فرزندان "سرمایههای انسانی" ، باغهای پربرکت و نهرهای آب جاری .
آری ایمان و تقوا طبق گواهی قرآن مجید هم موجب آبادی دنیا و هم آخرت است .
(24) راز خوشبختی
در بعضی از روایات آمده است که وقتی این قوم لجوج از قبول دعوتنوح سرباز زدند، خشکسالیو قحطی آنها را فراگرفت و بسیاری از اموال و فرزندانشان هلاک شدند ، زنان عقیم گشتند و کمتر بچه میآوردند، نوح بهآنها گفت: اگر ایمان بیاورید، همه این مصائب و بلاها از شما دفع خواهد شد ، ولی آنها اعتنایی به او نکردند و همچنان سرسختی نشان دادند تا عذاب نهایی فرا رسید و همه را درو کرد .(1)
جالب اینکه : کسی نزد امام حسن آمد و از قحطی وخشکسالی شکوه کرد . او ، آن مرد را به آمرزش خواهی و توبه فراخواند .
مرد دیگری آمد و از فقر و بینوایی نالید، او را نیز به توبه و آمرزش خواهی و دعا
1) تفسیر جوان » ، جلد 25 صفحه 51 و 52 .
سفارش کرد.
راز خوشبختی (25)
مرد سومی از راه رسید و از نازایی همسر و نداشتن فرزند شکوه کرد و دعا خواست تا خدا به او پسری روزی سازد، که به او نیز همین نسخه را داد. یکی از اصحاب به حضرت گفت : چگونه برای دردها و خواستههای رنگارنگ یک نسخه مینگارد؟ حضرت پاسخ داد: من از قرآن آموختهام که درمان هر سه درد و راه نجات از هر سه مشکلی که عنوان گردید، توبؤ راستین و آمرزشخواهی واقعی و بازگشت خالصانه به سوی خدا و مقررات اوست، و آنگاه به تلاوت آیات مورد بحث پرداخت.
و نیز آوردهاند که: مردی به حضور امام جواد شرفیاب گردید و گفت: سرورم! من ثروت بسیاری دارم، امّا از نعمت فرزند محروم هستم، چه کنم؟
« فَقالَ جُعِلْتُ فِداکَ اِنّی کَثیرُ الْمالِ وَ لَیْسَ یُولَدُ لی وَلَدٌ فَهَلْ مِنْ حیلَةٍ؟ » .
آن حضرت فرمود: چاره کار این است که به مدت یک سال، هر شب از خدای
خویش آمرزش بخواهی و خالصانه دعا کنی؛ و اگر شبی فراموش کردی در روز آن، قضای آن را بهجا آور که به خواستهات خواهی رسید، چراکه خدا در قرآن میفرماید : اَسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ...(1)
(2) (26) راز خوشبختی
آنهاکه عادت دارند از این مسایل آسان بگذرند ، فورا یک نوع ارتباط و پیوند معنوی ناشناخته در میان این امور قائل میشوند و از هر گونه تحلیل بیشتر خود را راحت میکنند .
ولی اگر بیشتر دقت کنیم ، در میان این امور پیوندهای نزدیکی مییابیم ، که توجه به آنها مسایل مادی و معنوی را در متن جامعه همچون تار و پود پارچه به هم
میآمیزد و یا همانند ریشه و ساقه، درخت را با گل و میوه آن ربط میدهد .
راز خوشبختی (27)
کدام جامعه است که روح تعاون و همکاری را از دست دهد و جنگ و نزاع و خونریزی را جانشین آن سازد و زمینهای خرّم و سرسبز و وضع اقتصادی مرفّهی داشته باشد .
کدام جامعه است که مردمش آلوده انواع هوسها باشند و در عین حال نیرومند و پابرجا در مقابل دشمنان ایستادگی کنند .
با صراحت باید گفت : هیچ مسأله اخلاقی نیست مگر اینکه اثر مفید و سازندهای در زندگی مادی مردم دارد و هیچ اعتقاد و ایمان صحیحی پیدا نمیشود مگر اینکه در ساختن جامعهای آباد و آزاد و مستقل و نیرومند سهم به سزایی دارد .
آنها که مسایل اخلاقی و ایمان مذهبی و توحید را از مسایل مادیجدا میکنند، نه مسایل معنوی را درست شناختهاند و نه مسایل مادی را .
(28) راز خوشبختی
اگر دین به صورت یک سلسله تشریفات و آداب ظاهری خالی از محتوا در میان مردم باشد ، بدیهی است تأثیری در نظام مادی اجتماع نخواهد داشت ، اما آنگاه که اعتقادات معنوی و روحانی آنچنان در اعماق روح انسان نفوذ کند که آثارش در دست و پا و چشم و گوش و زبان و تمام ذرات وجودش ظاهر گردد ، آثار سازنده این اعتقادات در جامعه بر هیچکس مخفی نخواهد ماند .(1)
شخصی درحضور امام علی بدون توجه لازم گفت : اَسْتَغْفِرُ اللّهَ . امام فرمود : « مادرت بر تو بگرید ، اَتَدْری مَا الاِْسْتِغْفارُ ؟ اَلاِْسْتِغْفارُ دَرَجَةُ الْعِلِّیِّنَ وَ هُوَ اسْمٌ واقِعٌ عَلی سِتَّةِ مَعانٍ : اَوَّلَهَا النَّدَمُ عَلی ما مَضی وَ الثّانِیَ الْعَزْمُ عَلی تَرْکِ
1) « تفسیر جوان » ، جلد 25 ، صفحه 56 و 57 .
راز خوشبختی (29)
الْعَوْدِ اِلَیْهِ اَبَدا وَ الثّالِثُ اَنْ تُؤَدِّیَ اِلَی الْمَخْلُوقینَ حُقُوقَهُمْ حَتّی تَلْقَی اللّهَ اَمْلَسَ لَیْسَ عَلَیْکَ تَبِعَةٌ وَ الرّابِعُ اَنْ تَعْمِدَ اِلی کُلِّ فَریضَةٍ عَلَیْکَ ضَیَّعْتَها فَتُؤَدِّیَ حَقَّها وَ الْخامِسُ اَنْ تَعْمِدَ اِلَی اللَّحْمِ الَّذی نَبَتَ عَلَی السُّحْتِ فَتُذیبَهُ بِالاَْحْزانِ ، حَتّی تُلْصِقَ الْجِلْدَ بِالْعَظْمِ وَ یَنْشَأَ بَیْنَهُما لَحْمٌ جَدیدٌ وَ السّادِسُ اَنْ تُذیقَ الْجِسْمَ أَلَمَ الطّاعَةِ کَما اَذَقْتَهُ حَلاوَةَالْمَعْصِیَةِ، فَعِنْدَ ذلِکَ تَقُولُ: " اَسْتَغْفِرُ اللّهَ ":
میدانی معنای استغفار چیست ؟ استغفار درجه والا مقامان است و دارای شش معنا است .
اول : پشیمانی از آنچه گذشت ،
دوم : تصمیم به عدم بازگشت ،
سوم : پرداختن حقوق مردم چنانکه خدا را پاک دیدار کنی که چیزی بر عهده تو نباشد ،
چهارم : تمام واجبهای ضایع ساخته را به جا آوری ،
پنجم : گوشتی که از حرام بر اندامت روییده ، با اندوه فراوان آب کنی ، چنان که پوست
(30) راز خوشبختی
به استخوان چسبیده گوشت تازه بروید،
ششم : رنجطاعت را بهتن بچشانیچنانکه شیرینیگناه را به او چشانده بودی ، پس آنگاه بگویی، استغفرالله .(1)
قرآن کریم در آیه 2 سوره طلاق میفرماید : ... وَ مَنْ یَتَّقِ اللّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً : و هر کس از خدا پروا کند و ازگناه و ستم و کارهای ناروا که از آنها هشدار داده شده است ، دست نگاه دارد ، خدا برای او راه نجاتی قرار میدهد و از رنج و درماندگی دنیا و تیرهبختیآخرت در امانش میدارد.
از پیامبر گرامی (ص ) آوردهاند که به هنگام تلاوت این آیه فرمود: مِنْ شُبَهاتِ
1) «نهجالبلاغه»،حکمت417،صفحه728.
راز خوشبختی (31)
الدُّنْیا، وَ مِنْ غَمَراتِ الْمَوْتِ، وَ شَدائِدِ یَوْمِ الْقِیامَةِ.(1)
منظور این است که اگر کسی بهراستی پروایخدارا پیشه سازد،خدا او را از شبهات زندگی دنیا و از گرفتاریها و غمرات مرگ و از فشارها و سختیهای روز رستاخیز نجات میدهد.
و نیز آوردهاند که فرمود: مَنْ اَکْثَرَ الاِْسْتِغْفارَ جَعَلَ اللّهُ لَهُ مِنْ کُلِّ هَمٍّ فَرَجا وَ مِنْ کُلِّ ضیقٍ مَخْرَجا.(2)
کسی که بسیار آمرزش بخواهد و روی توبه به بارگاه خدا آورد، خدای مهربان او را از هر غم و اندوهی نجات داده و از هر تنگنا و رنجی برایش گشایش پدید میآورد.
(32) راز خوشبختی
و به باور پارهای منظور آیه این است که: و کسی کههمسرش را براساس طلاق سنّت، طلاق دهد، خدا برای او راهی در بازگشت و رجوع قرار خواهد داد .
در آیه بعد میافزاید: وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ : و او را از جایی که فکرش را هم نکرده است ، رزق و روزی میدهد .
به باور پارهای این آیه در مورد فردی به نام «عَوْف اَشْجَعِیّ» فرود آمد، چرا که فرزند او به دست دشمن اسیر گردید و او به حضور پیامبر آمد و این خبر را با آن حضرت در میان نهاد و از فقر و محرومیت شکایت کرد؛ پیامبر گرامی صلیاللهعلیهوآله فرمود: اِتَّقِ اللّهَ وَ اصْبِرْ وَ اَکْثِرْ مِنْ قَوْلِ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ.(1)
راز خوشبختی (33)
1) تفسیر قرطبی، ج 8، ص 160.
هان ای عوف! از خدا پروا کن و شکیبایی پیشه ساز و هر چه بیشتر به او پناه بر و به او اعتماد کن و بگو: هیچ نیرو و قدرتی جز نیرو و قدرت بیکران او نیست و هیچ توانمندی جز به یاری و قدرت او نمیتواند کاری انجام دهد.
آن مرد دستور پیامبر را به جان خرید و ضمن آراسته ساختن جان به پروای خدا، راه شکیبایی را در زندگی پیش گرفت و به آن ذکر توسل جست و آن گاه چیزی نگذشته بود که پسرش به خواست خدا با غفلت اسارتگیرندگانش فرار کرد و خود را به خانه رساند و شتری نیز که بر آن سوار شده بود با خود به غنیمت آورد. و این جلوهای کوچک از پیام آیه مورد بحث است که فرمود: هر کس پروای خدا را پیشه سازد، خدا برای او برون رفتن از مشکلات و تنگناها میگشاید و روزی او را از جایی که حساب آن را هم نکرده است میسازد.
(34) راز خوشبختی
از امام صادق آوردهاند که فرمود: منظور از «وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ»
این است که: خدا به کسی که پروا پیشه سازد، به آنچه به او داده است برکت میبخشد. «یُبارِکُ لَهُ فیما اتاهُ».(1)
و «ابوذر غفاری» از پیامبر صلیاللهعلیهوآله آورده است که فرمود: «اِنّی لاََعْلَمُ آیَةً لَوْ اَخَذَ بِهَا النّاسُ لَکَفَتْهُمْ : وَ مَنْ یَتَّقِ اللّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجا...فَما زالَ یَقُولُها وَ یُعیدُها».(2)
من آیهای را از قرآن شریف نشان دارم که اگر همه انسانها دست به دامان آن زنند، برای حل مشکلات و رفع تنگناهای آنان بسنده است؛ و آن گاه به تلاوت آیه مورد بحث پرداخت و بارها آن را تکرار کرد که: «وَ مَنْ یَتَّقِ اللّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجا وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ...» در ادامه آیه میفرماید: «وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ» : و هرکس بر خدا اعتماد کند، همو برایش بسنده است.
راز خوشبختی (35)
آری، اگر انسانی به او ایمان داشته باشد و کار دنیا و آخرت خویش را به تدبیر و تقدیر او واگذارد، خدای فرزانه او را کفایت میکند و با او بهگونهای رفتار میکند که دنیای آباد و آزاد و بهشت پرطراوت را به دست آورد.
در روایتی آمده است : «مَنْ سَرَّهُ اَنْ یَکُونَ اَقْوَی النّاسِ فَلْیَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ : کسی که مایل است پرتوانترین انسانها گردد، باید به خدا "توکل" نماید».(1)
در ادامه آیه میافزاید: «إِنَّ اللّهَ بالِغُ أَمْرِهِ» .
چرا که خدا به دلیل دانش و قدرت بیکرانش، خواست و فرمان خود را به انجام میرساند، و هیچ کسی نمیتواند جلو تدبیر و تقدیر او، در پدید آوردن پدیدهها و تدبیر هستی را بگیرد.
(36) راز خوشبختی
1) نور الثقلین، ج 5، ص 358.
به باور پارهای منظور این است که: بیگمان فرمان خدا در مورد کسانی که به او توکّل نمایند و یا اعتماد نکنند انجامشدنی است.
قَدْ جَعَلَ اللّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْراً: به یقین خدا برای هرچیز اندازهای قرار داده است که آن نظام و تقدیر بی کم و کاست رعایت میگردد.
به باور پارهای منظور این است که: خدا برای هر چیزی بر اساس مصلحت و رحمت مقرراتی در حلال و حرام و روا و ناروا و ترغیب و هشدار قرار داده است؛ (1)
ذکر این مطلب نیز لازم است که هرگز مفهوم آیه این نیست کهانسان تلاش و کوشش برای زندگی را به دست فراموشی بسپارد وبگوید در خانه مینشینم و تقوا پیشه میکنم و ذکر " لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ " میگویم تا از آنجاکه گمان ندارم به من
راز خوشبختی (37)
1) مجمع البیان ، ج 27 و 28 صفحه 1025.
روزی برسد ، نه هرگز مفهوم آیه چنین نیست ، هدف تقوا و پرهیزگاری توأم با تلاش و کوشش است، اگر با اینحال درها به روی انسان بسته شد ، خداوند گشودن آنها را تضمین فرموده است .
و لذا در حدیثی میخوانیم که یکی از یاران امام صادق « عمر بن مسلم » مدتی خدمتش نیامد ، حضرت جویای حال او شد، عرض کردند : « او تجارترا ترک گفته و رو بهعبادت آوردهاست»، فرمود: « وای بر او ، آیا نمیداند کسی که تلاش و طلب روزی را ترک گوید ، دعایش مستجاب نمیشود ( اَما عَلِمَ اَنَّ تارِکَ الطَّلَبِ لا یُسْتَجابُ لَهُ ) » .
سپس افزود : جمعی از یاران رسول خدا صلیاللهعلیهوآله وقتی آیه «وَ مَنْ یَتَّقِ اللّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجا وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ» نازل شد ، درها را به روی خود بستند و رو بهعبادت آوردند و گفتند : « خداوند روزی ما را عهدهدار شده » این جریان به گوش
پیامبر صلیاللهعلیهوآله رسید ، کسی را نزد آنها فرستاد که : « چرا چنین کردهاید » ؟ گفتند: « ای رسول خدا ! چونخداوند روزی ما را تکفل کرده، ما مشغول عبادت شدیم» پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود : « اَنَّهُ مَنْ فَعَلَ ذلِکَ لَمْ یُسْتَجَبْ لَهُ عَلَیْکُمْ بِالطَّلَبِ : هر کس چنین کند، دعایش مستجابنمیشود،برشمابادکه تلاش و طلبکنید» .(1)
(38) راز خوشبختی
منظور از توکل بر خدا ، این است که انسان تلاشگر کار خود را به او واگذارد و حل مشکلات خویشرا از او بخواهد، خدایی که از تمام نیازهای او آگاه است ، خدایی که نسبت به او ، رحیم و مهربان است و خدایی که قدرت حل هر مشکلی را دارد .
کسی که دارای روح توکل است ، هرگز یأس و ناامیدی را به خود راه نمیدهد ، در
1) « نور الثقلین » ، جلد 5 ، صفحه 354 ، حدیث 35 .
برابر مشکلات ، احساس ضعف و زبونی نمیکند ، در برابر حوادث سخت ، مقاوم است و همین فرهنگ و عقیده چنان قدرت روانی به او میدهد که میتواند بر مشکلات پیروز شود و از سوی دیگر امدادهای غیبی که به متوکلان نوید داده شده است ، به یاری او میآید و او را از شکست و ناتوانی رهایی میبخشد .
1 « نور الثقلین » ، جلد 5 ، صفحه 354 ، حدیث 35 .
راز خوشبختی (39)
در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله آمده استکه فرمود: « از پیک وحی خدا ، جبرئیل ، پرسیدم : توکل چیست ؟ گفت : حقیقت توکل این است که انسان بداند مخلوق نه زیان میرساند و نه نفع ، نه عطا میکند و نه منع، چشم امیداز خلق برداشتن (و بهخالق دوختن) هنگامی که چنین شود ، انسان جُز برای خدا کار نمیکند ، به غیر او امید ندارد ، از غیر او نمیترسد و دل به کسی جُز او نمیبندد ، این روح توکل است » (1)
(40) راز خوشبختی
1) « بحار الانوار » ، جلد 69 ، صفحه 373 ، حدیث 19 .
« توکل » با این محتوای عمیق ، شخصیت تازهای به انسان میبخشد و در تمام اعمال او اثر میگذارد ، لذا در حدیثی میخوانیم که پیغمبر صلیاللهعلیهوآله در شب معراج از پیشگاه خداوند سؤال کرد : « پروردگارا ! چه عملی از همه اعمال برتر است ( اَیُّ الاَْعْمالِ اَفْضَلُ ) » ؟ خداوند متعال فرمود : « لَیْسَ شَیْءٌ عِنْدی اَفْضَلَ مِنَ التَّوَکُّلِ عَلَیَّ وَ الرِّضا بِما قَسَمْتُ : چیزی در نزد من افضل و برتر از توکل برمن و خشنودی به آنچه قسمت کردهام، نیست ».(1)
بدیهی است توکل به این معنی همیشه توأم با جهاد و تلاش و کوشش است ، نه تنبلی و فرار از مسؤولیتها .(2)
راز خوشبختی (41)
از آنچه در بالا گفتیم پاسخ یک سؤال که زیاد در میان جمعی مورد بحث و گفتگو است روشن میگردد و آن اینکه اگر ایمان و تقوا ، موجب نزول انواع برکات الهی است و نقطه مقابل آن باعث سلب برکات است چرا مشاهده میکنیم اشخاص یا ملتهای بیایمانی را که غرق ناز و نعمتند ، در حالی که جمعی از افراد باایمان به سختی روزگار میگذرانند ؟
پاسخ این سؤال با توجه به دو نکته روشن میگردد :
1 اینکه تصور میشود ملتهای فاقد ایمان و پرهیزکاری غرق در ناز و نعمتند ، اشتباه بزرگی است که از اشتباه دیگری یعنی ثروت را دلیل بر خوشبختی گرفتن سرچشمه میگیرد .
(42) راز خوشبختی
معمولاً مردم اینطور فکر میکنند که هر ملتی صنایعش پیشرفتهتر و ثروتش بیشتر
باشد خوشبختتر است در حالی که اگر به درون این جوامع نفوذ کنیم و دردهای جانکاهی که روح و جسم آنها را درهم میکوبد از نزدیک ببینیم قبول خواهیم کرد که بسیاری از آنها از بیچارهترین مردم روی زمین هستند ، بگذریم از اینکه همان پیشرفت نسبی ، نتیجه به کار بستن اصولی همانند کوشش و تلاش و نظم و حس مسؤولیت است که در متن تعلیمات انبیا قرار دارد .
چندی پیش این خبر در جرائد منتشر شد که در « نیویورک » یعنی یکی از ثروتمندترین و پیشرفتهترین نقاط دنیای مادی ، بر اثر خاموشی ناگهانی برق صحنه عجیبی به وجود آمد ، یعنیبسیاری از مردم به مغازهها حمله بردند و هستی آنها را غارت کردند ، تا آنجا که سه هزار نفر از غارتگران به وسیله پلیس بازداشت شدند .
مسلما تعداد غارتگران واقعی چندین برابر این عدد بوده و تنها این عده بودند که نتوانستند به موقع فرار کنند و نیز مسلم است که آنها غارتگران حرفهای نبودهاند که
راز خوشبختی (43)
نفرات خود را برای چنان حمله عمومی از قبل آماده کرده باشند ، زیرا حادثه یک حادثه ناگهانی بود .
بنابراین چنین نتیجهمیگیریمکه با یک خاموشی برق ، دهها هزار نفر از مردم یک شهر ثروتمند و به اصطلاح پیشرفته تبدیل به « غارتگر » شدند ، این نه تنها دلیل بر انحطاط اخلاقی یک ملت است بلکه دلیل بر ناامنی شدید اجتماعی نیز میباشد .
خبر دیگری که در جراید بود این خبر را تکمیل کرد و آن اینکهیکی از شخصیتهای معروف که در همان ایام در نیویورک در یکی از هتلهای مشهور چندین طبقهای نیویورک سکونت داشت میگوید : قطع برق ، سبب شد که راهرفتن در راهروهای هتل بهصورت کار خطرناکی درآید ، به طوری که متصدیان هتل اجازه نمیدادند کسی تنها از راهروها بگذرد و به اطاق خود برسد مبادا گرفتار غارتگران گردد، لذا مسافرانرا در اکیپهای ده نفری یا بیشتر ، با مأمورین مسلح به اطاقهای
خود میفرستادند ، شخص مزبور اضافه میکند که تا گرسنگی شدید به او فشار نمیآورده جرأت نداشته است از اطاق خویش خارج گردد .
(44) راز خوشبختی
اما همین خاموشی برق در کشورهای عقب مانده شرقی هرگز چنین مشکلاتی را به وجود نمیآورد و این نشان میدهد که آنها در عین ثروت و پیشرفت صنایع کمترین امنیتی در محیط خودشان ندارند ، از این گذشته ناظران عینی میگویند آدمکشی در آن محیطها همانند نوشیدن یک جرعه آب است ، به همین آسانی .
و میدانیم اگر تمام دنیا را به کسی بدهند تا در چنین شرایطی زندگیکند از بیچارهترین مردم جهان خواهد بود ، تازه مشکل امنیت تنها یکی از مشکلات آنها است ، نابسامانیهای فراوان اجتماعی دیگری دارند که آنها نیز به نوبه خود بسیار دردناکند ، با توجه به این حقایق ثروت را نباید با خوشبختی اشتباه کرد .
2 اما این که گفته میشود چرا جوامعی که دارای ایمان و
پرهیزکاری هستند عقب ماندهاند؟
راز خوشبختی (45)
اگر منظوراز ایمان و پرهیزکاری تنها ادعای اسلام و ادعایپایبندبودن بهاصول تعلیماتانبیاء باشد، قبول داریم چنینافرادی عقب ماندهاند ، ولی میدانیم حقیقت ایمان و پرهیزکاری چیزی جز نفوذ آن در تمام اعمال و همه شؤن زندگی نیست و این امری است که با ادعا تأمین نمیگردد .
با نهایت تأسف امروز اصول تعلیمات اسلام و پیامبران خدا در بسیاری از جوامع اسلامی متروک یا نیمه متروک مانده است و چهره این جوامع چهره مسلمانان راستین نیست . اسلام دعوت به پاکی و درستکاری و امانت و تلاش و کوشش میکند کجاست آن امانت و تلاش؟ اسلام دعوت به علم و دانش و آگاهی و بیداری میکند کجاست آن علم و آگاهی سرشار ؟ اسلام دعوت به اتحاد و فشردگیصفوف و فداکاری میکند ، آیا بهراستی ایناصل بهطورکامل درجوامعاسلامی
امروز حکمفرما است و بااین حال عقب ماندهاند ؟ بنابراین باید اعتراف کرد اسلام چیزی است و عمل ما مسلمانان چیز دیگر .(1)
(46) راز خوشبختی
متقابلاً از آیات قرآن کریم استفاده میشود که هر گونه نافرمانی خدا و ظلم به دیگران عامل فقر و فلاکت و بدبختی است .
با این شاخص بسیاری از کسانی که در زندگی مادی دچار گرفتاریهای متعدد هستند میتوانند اعمال و رفتار خود را بازنگری کرده و با نسخه شفابخش قرآن کریم ، از بیماری فقر و فلاکت نجات یابند .
«یا اَیُّهَا الَّذینَ امَنُوا اَنْفِقُوا مِنْ طَیِّباتِ ما کَسَبْتُمْ وَ مِمّا اَخْرَجْنا لَکُمْ مِنَ الاَْرْضِ
راز خوشبختی (47)
وَ لا تَیَمَّمُوا الْخَبیثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ وَ لَسْتُمْ بِاخِذیهِ اِلاّ اَنْ تُغْمِضُوا فیهِ وَ اعْلَمُوا اَنَّ
1) « تفسیر نمونه » جلد 6 ، صفحه 267 تا 270 .
اللّهَ غَنِیٌّ حَمیدٌ : (1)ای کسانی که ایمان آوردهاید از قسمتهای پاکیزه اموالی که (از طریق تجارت) به دست آوردهاید و از آنچه از زمین برای شما خارج ساختهایم (از منابع و معادن و درختان و گیاهان) ، انفاق کنید و برای انفاق ، به سراغ قسمتهای ناپاک نروید در حالی که خود شما ، (به هنگام پذیرش اموال ،) حاضر نیستید آنها را بپذیرید ؛ مگر از روی اغماض و کراهت و بدانید خداوند ، بینیاز و شایسته ستایش است» .
در این آیه سخن از چگونگی اموالی است که باید انفاق گردد .
نخست میفرماید : ( یا اَیُّهَا الَّذینَ امَنُوا اَنْفِقُوا مِنْ طَیِّباتِ ما کَسَبْتُمْ وَ مِمّا
(48) راز خوشبختی
1) 267 / بقره .
اَخْرَجْنا لَکُمْ مِنَ الاَْرْضِ ) « ای کسانی که ایمان آوردهاید از اموال پاکیزهای که (از طریق تجارت) به دست آوردهاید و از آنچه از زمین برای شما خارج کردهایم (از منابع و معادن زیرزمینی و از کشاورزی و زراعت و باغ) انفاق کنید » .
جمله « ما کَسَبْتُمْ » (آنچه کسب کردهاید) اشاره به درآمدهای تجاری است و جمله « مِمّا اَخْرَجْنا لَکُمْ مِنَالاَْرْضِ » ( از آنچه از زمین برای شما خارج ساختهایم ) اشاره به انواع درآمدهای زراعی و کشاورزی و همچنین معادن زیرزمینی است ، بنابراین تمام انواع درآمدها را شامل میشود ، زیرا سرچشمه تمام اموالی که انسان دارد ، زمین و منابع گوناگونی آن است حتّی صنایع و دامداری و مانند آن ، همه از زمین مایه میگیرد .
این تعبیر ضمنا اشارهای به این حقیقت است که ما منابع اینها را در اختیار شما گذاشتیم بنابراین نباید از انفاق کردن بخشیاز طیّبات و پاکیزهها و «سرگل» آن در راه
خدا دریغ کنید .
راز خوشبختی (49)
سپس برای تأکید هر چه بیشتر میافزاید : « وَ لا تَیَمَّمُوا الْخَبیثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ وَ لَسْتُمْ بِاخِذیهِ اِلاّ اَنْ تُغْمِضُوا فیهِ : به سراغ قسمتهای ناپاک نروید تا از آن انفاق کنید در حالی که خود شما حاضر نیستید آن را بپذیرید ، مگر از روی اغماض و کراهت » .
از آنجا که بعضی از مردم عادت دارند همیشه از اموال بیارزش و آنچه تقریبا از مصرف افتاده و قابل استفاده خودشان نیست انفاق کنند و اینگونه انفاقها علاوه بر اینکه سود چندانی به حال نیازمندان ندارد ، یک نوع اهانت و تحقیر نسبت به آنها است و موجب تربیت معنوی و پرورش روح انسانی نیز نمیباشد ، این جمله صریحا مردم را از این کار نهی میکند و آن را با دلیل لطیفی همراه میسازد و آن اینکه ، شما خودتان حاضر نیستید اینگونه اموال را بپذیرید مگر از روی کراهت و ناچاری چرا درباره برادران مسلمان و از آن بالاتر خدایی که در راه او انفاق میکنید و
همه چیز شما از او است راضی به این کار میشوید .
(50) راز خوشبختی
در حقیقت ، آیه به نکته لطیفی اشاره میکند که انفاق در راه خدا ، یک طرفش مؤمنان نیازمندند و طرف دیگر خدا و با اینحال اگر اموال پست و بیارزش انتخاب شود ، از یک سو تحقیری است نسبت به نیازمندان که ممکن است علیرغم تهیدستی مقام بلندی از نظر ایمان و انسانیت داشته باشند و روحشان آزرده شود و از سوی دیگر سوءِ ادبی است نسبت به مقام شامخ پروردگار .
جمله « لا تَیَمَّمُوا » (قصد نکنید) ممکن است اشاره به این باشد که اگر در لابلای اموالی که انفاق میکنید بدون توجّه چیز نامرغوبی باشد ، مشمول این سخن نیست . سخن این است که از روی عمد اقدام به چنین کاری نکنید .
تعبیر به « مِنْ طَیِّباتِ » (پاکیزهها) هم پاکیزگی ظاهری را شامل میشود و ارزش داشتن برای مصرف و هم پاکیزگی معنوی ، یعنی اموال شبههناک و حرام ، زیرا افراد
باایمان از پذیرش همه اینها کراهت دارند و جمله « اِلاّ اَنْ تُغْمِضُوا فیهِ » شامل همه میشود و این که بعضی از مفسّران آن را منحصر به یکی از این دو دانستهاند صحیح به نظر نمیرسد .
راز خوشبختی (51)
نظیر این آیه در سوره آل عمران آیه 92 نیز آمده است آنجا که میفرماید : « لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتّی تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ : هرگز به حقیقت نیکوکاری نمیرسید ، مگر آنکه از آنچه دوست دارید ، انفاق کنید» . البته این آیه بیشتر روی اثرات معنوی انفاق تکیه میکند .
و در پایان آیه میفرماید : «بدانید خداوند بینیاز و شایسته ستایش است» (وَ اعْلَمُوا اَنَّ اللّهَ غَنِیٌّ حَمیدٌ) .
یعنی نه تنها نیازی به انفاق شما ندارد و از هر نظر غنی است ، بلکه تمام نعمتها را او در اختیار شما گذارده و لذا حمید و شایسته ستایش است .
(52) راز خوشبختی
بعضی احتمال دادهاند که «حَمیدٌ» در اینجا به معنی اسم فاعل باشد (ستایش کننده) نه به معنی محمود و ستایش شده ، یعنی در عین اینکه از انفاق شما بینیاز است شما را به خاطر اموال پاکیزهای که انفاق میکنید ، مورد ستایش قرار میدهد .
شک نیست که انفاق در راه خدا برای تقرّب به ذات پاک او است و مردم هنگامی که میخواهند به سلاطین و شخصیّتهای بزرگ تقرّب جویند ، بهترین اموال خود را به عنوان تحفه و هدیه برای آنها میبرند ، در حالی که انسانهای ضعیفی همچون خودشاناند، چگونه ممکناست انسان بهخداوندبزرگی که تمام عالم هستی از اوست ، به وسیله اموال بیارزش و از مصرف افتاده ، تقرّب جوید و اینکه میبینیم در زکات واجب و حتّی در قربانی نباید از نوع نامرغوب استفاده کرد ، نیز در همین راستا است ، به هر حال باید این فرهنگ قرآنی در میان همه مسلمین زنده شود که برای انفاق ،
بهترین را انتخاب نمایند(1)
راز خوشبختی (53)
«ها اَنْتُمْ هؤُلاءِ تُدْعَوْنَ لِتُنْفِقُوا فی سَبیلِ اللّهِ فَمِنْکُمْ مَنْ یَبْخَلُ وَ مَنْ یَبْخَلْ فَاِنَّما یَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ وَ اللّهُ الْغَنِیٌّ وَ اَنْتُمُ الْفُقَراءُ وَ اِنْ تَتَوَلَّوْا یَسْتَبْدِلْ قَوْما غَیْرَکُمْ ثُمَّ لا یَکُونُوا اَمْثالَکُمْ : آری شما همان جمعیتی هستید که دعوت برای انفاق در راه خدا میشوید و بعضی از شما بخل میورزند و هرکس بخل کند ، نسبت به خود بخل کرده است و خداوند بینیاز است و شما همه نیازمندید و هرگاه سرپیچی کنید ، خداوند گروه دیگری را به جای شما میآورد که مانند شما نخواهند بود» .(2)
(54) راز خوشبختی
آیه مورد بحث تأکید دیگری است بر آنچه در آیات مختلف قرآن کریم پیرامون
مسائل مادی و دلبستگیهای مردم به آن و انفاق در راه خدا آمده است .
میفرماید : « ها اَنْتُمْ هؤُلاءِ تُدْعَوْنَ لِتُنْفِقُوا فی سَبیلِ اللّهِ فَمِنْکُمْ مَنْ یَبْخَلُ: بدانید شما همان جمعیتی هستید که دعوت برای انفاق در راه خدا میشوید ، بعضی از شما این فرمان الهی را اطاعت میکنند در حالی که بعضی بخل میورزند» .
در اینجا اینسؤال مطرحمیشود که در آیات قبل گفته شد ، خداوند اموال شما را مطالبه نمیکند ، چگونه در این آیه دستور به انفاق فی سبیل اللّه داده شده است ؟
ولی دنباله خود آیه در حقیقت به این سؤال از دو راه پاسخ میدهد؛ نخست میگوید : «وَ مَنْ یَبْخَلْ فَاِنَّما یَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ» .
چراکه نتیجه انفاقها هم در دنیا به خود شما بازمیگردد ، زیرا فاصلههای طبقاتی کممیشود ، آرامش و امنیت در جامعه حکمفرما میگردد ، محبت و صفا و صمیمیت ، جای کینه و عداوت را میگیرد ، این پاداش دنیوی شما است .
راز خوشبختی (55)
و هم در آخرت در برابر هر درهم و دیناری، مواهب و نعمتهایی به شما ارزانی میدارد که هرگز به فکر بشری خطور نکرده است ، بنابراین هرقدر بخل کنید ، به خودتان بخل کردهاید .
به تعبیر دیگر مسأله « انفاق » در اینجا بیشتر ناظر به انفاق برای جهاد است و تعبیر به « فی سبیل اللّه » نیز تناسب با همین معنیدارد و واضح است که هرگونه کمک به پیشرفت امر جهاد ، ضامن حفظ موجودیت و استقلال و شرف یک جامعه است .
پاسخ دیگر اینکه ؛ « وَ اللّهُ الْغَنِیٌّ وَ اَنْتُمُ الْفُقَراءُ » .
او هم از انفاق شما بینیاز است و هم از اطاعتتان ، این شما هستیدکه دردنیا و آخرت به لطف و رحمت و پاداش او نیاز دارید.
اصولاً موجودات امکانیه و ما سوی اللّه سر تا پا فقر و نیازند و غنی بالذات تنها خدا است ، آنها حتّی در اصل وجودشان دائما وابسته به اویند و لحظه به لحظه از منبع
لایزال فیض وجود او مدد میگیرند که اگر یک لحظه از آنها قطع فیض کند هستی همه بر باد میرود « و فرو ریزند قالبها » .
(56) راز خوشبختی
آخرین جمله هشداری است به همه مسلمانان که قدر این نعمت بزرگ و موهبت عظیم را بدانید که خداوند شما را پاسدار آیین پاکش قرار داد تا حامیان دین و یاوران پیامبر او باشید ، اگر به این نعمت بزرگ ارج ننهید ( وَ اِنْ تَتَوَلَّوْا یَسْتَبْدِلْ قَوْما غَیْرَکُمْ ثُمَّ لا یَکُونُوا اَمْثالَکُمْ ) « و اگر رویگردان شوید، این مأموریت را بهگروه دیگری میسپارد، گروهی که همانند شما نخواهند بود » .
آری این بار هرگز بر زمین نمیماند ، اگر شما به اهمیت جایگاهتان پینبرید و این رسالت عظیم را نادیده بگیرید ، خداوند قوم دیگری را برمیانگیزد و این رسالت عظیم را بر دوش آنها میافکند ، قومی که در ایثار و فداکاری و بذل جان و مال و انفاق
فیسبیلاللّه بهمراتب از شما برتر و بالاترباشند .(1)
راز خوشبختی (57)
«اِنَّ الَّذینَ امَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَ اَقامُوا الصَّلوةَ وَ اتَوُا الزَّکوةَ لَهُمْ اَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ: کسانی که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند و نماز را برپا داشتند و زکات را پرداختند ، اجرشان نزد پروردگارشان است و نه ترسی بر آنهاست و نه غمگین میشوند ».
کسانی که در پرتو ایمان ، خود پرستی را ترک گفته و عواطف فطری خود را زنده کرده و علاوه بر ارتباط با پروردگار و برپا داشتن نماز ، به کمک و حمایت نیازمندان میشتابند و از این راه از تراکم ثروت و به وجود آمدن اختلافات طبقاتی و به دنبال آن
1) « تفسیر نمونه » جلد 21 ، ذیل آیه شریفه .
هزار گونه جنایت جلوگیری میکنند پاداش خود را نزد پروردگار خواهند داشت و در هر دو جهان از نتیجه عمل نیک خود بهرهمند میشوند .
1 « تفسیر نمونه » جلد 21 ، ذیل آیه شریفه .
(58) راز خوشبختی
طبیعی است که با پرداخت حقوق مردم دیگر عوامل اضطراب و دلهره برای این دسته به وجود نمیآید خطری که در راه سرمایه داران مفت خوار بود و لعن و نفرینهایی که به دنبال آن نثار آنها میشد برای این دسته نیست .
و بالاخره از «آرامش کامل» برخوردار بوده هیچگونه اضطراب و غمی نخواهند داشت همانگونه که در پایان آیه آمده «وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ» .(1)
«وَ ما اَمْوالُکُمْ وَ لا اَوْلادُکُمْ بِالَّتی تُقَرِّبُکُمْ عِنْدَنا زُلْفی اِلاّ مَنْ امَنَ وَ عَمِلَ صالِحا
1 « تفسیر نمونه » جلد 2 ، ذیل آیه شریفه .
راز خوشبختی (59)
1) « تفسیر نمونه » جلد 2 ، ذیل آیه شریفه .
فَاُولئِکَ لَهُمْ جَزاءُ الضِّعْفِ بِما عَمِلُوا وَ هُمْ فِی الْغُرُفاتِ امِنُونَ:(1)اموال و فرزندان شما هرگز شما را نزدما مقرب نمیسازد ، جز کسانیکه ایمان بیاورند و عملصالح انجام دهند که برای آنها پاداش مضاعف در برابر اعمالی استکه انجام دادهاند و آنها در غرفههای ( بهشتی ) در ( نهایت ) امنیت خواهند بود» .
این اشتباه بزرگی است که دامنگیر گروهی از عوام شده است که تصور میکنند ، آنها که در این جهان از نظر مادی گرفتار محرومیتند ، مغضوب و مطرود درگاه خدا هستند و آنها که در رفاه و نعمت غوطه ورند محبوب و مقبول او میباشند .
چه بسیار افراد محرومی که با این وسیله آزمایش میشوند و به برترین مقامات میرسند و چه بسیار افراد متنعمی که اموال و ثروتشان بلای جانشان و مقدمه
1) 37 / سبأ .
مجازاتشان است .
(60) راز خوشبختی
مگر قرآن درآیه 15 سورهتغابن صریحانمیگوید: «اِنَّما اَمْوالُکُمْ وَ اَوْلادُکُمْ فِتْنَةٌ وَ اللّهُ عِنْدَهُ اَجْرٌ عَظیمٌ : اموال و فرزندان شما وسیله آزمایش شما هستند و پاداش عظیم نزد خدا است » .
این سخن بدان معنی نیست که انسان دست از تلاش و کوشش لازم برای زندگی بردارد ، بلکه هدف این است که داشتن امکانات اقتصادی و نیروی انسانی فراوان ، هرگز معیار ارزش معنوی انسانها درپیشگاهخدانمیشود .
سپس به معیار اصلی ارزشهای انسانها و آنچه مایه تقرب به درگاه خدا میشود پرداخته ، میگوید : « اِلاّ مَنْ امَنَ وَ عَمِلَ صالِحا فَاُولئِکَ لَهُمْ جَزاءُ الضِّعْفِ بِما عَمِلُوا وَ هُمْ فِی الْغُرُفاتِ امِن-ُونَ » .
بنابراین تمام معیارها به این دو امر باز میگردد : « ایمان » و عمل « صالح » ، از هر
راز خوشبختی (61)
کس و در هر زمان و در هر مکان و از هر قشر و هر گروه و تفاوت انسانها در پیشگاه خدا به تفاوت درجات ایمان و مراتب عمل صالح آنها است و جز این چیز دیگری نیست .
حتی علم و دانش و انتساب به افراد بزرگ، حتی به پیامبران، اگر توأم با این دو معیار نباشد ، به تنهایی چیزی بر ارزش انسان نمیافزاید .
اینجا است که قرآن با صراحت بینظیرش قلم بطلان بر تمام پندارهای انحرافی و خرافی در زمینه عوامل قرب به پروردگار و ارزش وجودی انسان کشیده و معیار اصیل را در دو چیز خلاصه کرده که همه انسانها قدرت بر تحصیل آن را دارند و امکانات و محرومیتهای مادی در آن مؤثر نیست .
آری اموال و اولاد نیز اگر در این مسیر قرار گیرند به همین صبغه الهی در میآیند و رنگ ایمان و عمل صالح میپذیرند و مایه قرب خدا میشوند ، اما اموال و اولادی که
(62) راز خوشبختی
انسان را از خدا دور سازند و همچون بتی مورد پرستش قرار گیرند و مایه فساد و افساد گردند آتش گیرههای جهنمند و به گفته قرآن : دشمن جان انسان و دشمن سعادت او هستند : «یا ایُّهَا الَّذینَ امَنُوا اِنَّ مِنْ اَزْواجِکُمْ وَ اَوْلادِکُمْ عَدُوّا لَکُمْ فَاحَذَرُوهُمْ :(1)ای کسانی که ایمان آوردهاید بعضی از همسران و فرزندان شما دشمن شما هستند ، از آنها بر حذر باشید » .
ضمنا « ضِعف » تنها به معنی « دو چندان » نیست ، بلکه به معنی « چند برابر » آمده است و در آیه مورد بحث به همین معنی است ، زیرا میدانیم پاداش هر کار نیک در نزد خدا حداقل دهبرابر است ، « مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ اَمْثالِها » (2)و گاه به مراتب از این هم فراتر میرود .
راز خوشبختی (63)
« غُرُفات » جمع « غرفه » به معنی حجرههایی است در طبقه بالا قرار گرفته که هم نور بیشتر دارد و هم هوای بهتر و هم از آفات به دور است ، به همین دلیل این تعبیر در مورد برترین منازل بهشت به کار رفته است .
این لغت در اصل از ماده « غَرْف » به معنی بالا بردن و برداشتن چیزی است .
تعبیر به آمنون ( کسانی که در امنیت به سر میبرند ) در مورد بهشتیان تعبیر بسیار جامعی است که آرامش روح و جسم آنها را از هر نظر منعکس میکند ، چراکه نه ترس فنا و زوال و مرگ دارند و نه ترس هجوم دشمن و نه بیماری و آفت و اندوه و نه حتی ترس از ترس و نعمتی برتراز این نیست که انسان از هر نظر در امنیت به سر برد ، همانگونه که بلایی بدتر از ناامنی در جنبههای مختلف زندگی وجود ندارد (1)
(64) راز خوشبختی
1) « تفسیر نمونه » ، جلد 18 ، ذیل آیه شریفه .
ذلِکَ بِاَنَّ اللّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّرا نِعْمَةً اَنْعَمَها عَلی قَوْمٍ حَتّی یُغَیِّرُوا ما بِاَنْفُسِهِمْ وَ اَنَّ اللّهَ سَمیعٌ عَلیمٌ:(1)این به خاطر آن است که خداوند هیچ نعمتی را که به گروهی داده تغییر نمیدهد جز آنکه آنها خودشان را تغییر دهند و خداوند شنوا و دانا است » .
فیض رحمت خدا بیکران و عمومی و همگانی است ولی به تناسب شایستگیها و لیاقتها به مردم میرسد ، در ابتدا خدا نعمتهای مادی و معنوی خویش را شامل حال اقوام میکند ، چنانچه نعمتهای الهی را وسیلهای برای تکامل خویش ساختند و از آن در مسیر حق مدد گرفتند و شکر آن را که همان استفاده صحیح است بهجا آوردند ، نعمتش را پایدار بلکه افزون میسازد ، اما هنگامی که این مواهب وسیلهای
1) 53 / انفال .
برای طغیان و سرکشی و ظلم و بیدادگری و تبعیض و ناسپاسی و غرور و آلودگیگردد ، در این هنگام نعمتها را میگیرد و یا آن را تبدیل به بلا و مصیبت میکند ، بنابراین دگرگونیها همواره از ناحیه ما است وگرنه مواهب الهی زوالناپذیر است .
راز خوشبختی (65)
تاریخ، اقوام و ملتهایگوناگونی را بهما نشان میدهد : گروهی را که آخرین مراحل ترقی را به سرعت طی کردند و گروهی را که به پایینترین مرحله انحطاط رسیدند ، گروه سومی که یک روز پراکنده و وامانده و شکست خورده بودند ، اما روز دیگر نیرومند و سربلند شدند ، گروه چهارمی که به عکس از عالیترین مرحله افتخار به قعر دره ذلت و خواری سقوط کردند.
بسیارند کسانی که از برابر صحنههای مختلف تاریخ به آسانی میگذرند ، بدون اینکه کمترین اندیشهای در آن کنند و نیز بسیارند کسانی که به جای بررسی علل و
عوامل اصلی و زیربنایی حیات و مرگ ملتها ، گناه را به گردن عوامل کم اهمیّت که نقش اساسی را به عهده ندارند و یا عوامل موهوم و خرافی و خیالی میاندازند .
(66) راز خوشبختی
بسیاری تمام علت بدبختی خود را به بیگانگان و سیاستهای مخرب آنها نسبت میدهند و عدهای همه این حوادث را مولود گردش موافق و مخالف افلاک میپندارند ، سرانجام عدهای دست به دامن قضا و قدر ، به مفهوم تحریف یافتهاش و یا شانس و طالع و اقبال میزنند و همه حوادث تلخ و شیرین را از این طریق توجیه میکنند .
همه اینها برای این است که از درک علل واقعی وحشت دارند .
قرآن در آیات فوق انگشت روی نقطه اصلی « دردها » و « درمانها » و عواملپیروزی و شکستگذارده و میگوید: برای یافتن عامل اصلی لازم نیست آسمانها و زمینها را جستجو کنید و یا به دنبال عوامل موهوم و پنداری راه بیفتید بلکه کافی است تنها در وجود ، در فکر و روحیه و اخلاقخود و در نظامات اجتماعی
خودتان جستجو کنید ، هر چه هست در اینجا است .
راز خوشبختی (67)
ملتهایی که فکر و اندیشه خود را به کار انداختند ، دست اتحاد و برادری به هم دادند ، سعی و تلاش و اراده و تصمیم نیرومند داشتند و به هنگام لزوم ، جانبازی و فداکاری کردن و قربانی دادند ، به طور قطع پیروز شدند ، امّا هنگامی که رکود و سستی و تنبلی جای سعی و کوشش را گرفت ، غفلت و بیخبری به جای آگاهی و تردید و دو دلی به جای تصمیم ، محافظهکاری به جای شهامت ، نفاق و تفرقه به جای اتحاد ، تنپروری و خودخواهی به جای فداکاری و تظاهر و ریاکاری به جای اخلاص و ایمان نشست ، سقوط و نکبت آغاز شد .
در حقیقت جمله « ذلِکَ بِاَنَّ اللّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّرا نِعْمَةً اَنْعَمَها عَلی قَوْمٍ حَتّی یُغَیِّرُوا ما بِاَنْفُسِهِمْ » برترین قانون حیات انسانها را بیان میکند و روشن میسازد که مکتب قرآن در زمینه حیات جامعهها اصیلترین و روشنترین مکتبهاست ،
(68) راز خوشبختی
حتّی به آنها که در عصر اتم و فضا انسان را فراموش کرده و گرداننده چرخهای تاریخ را ابزارهای تولید و مسائل اقتصادی که خود مولود انسان است میپندارند اعلام میکند که شما هم سخت دراشتباهید ، شما معلول را گرفته و علت اصلی را که خود ایشان و دگرگونی انسانهاست فراموش کردهاید، به شاخه چسبیدهاید، آن هم فقط یک شاخه و ریشه اصلی را از خاطر بردهاید .
راه دور نرویم تاریخ اسلام و یا صحیحتر تاریخ زندگی مسلمین ، شاهد پیروزیهای درخشانی در آغاز کار و شکستهای تلخ و دردناکی بهدنبال آن است، در قرون نخستین، اسلام به سرعت در جهان پیش میرفت و در همه جا نور علم و آزادی میپاشید ، بر سر اقوام سایه علم و دانش میگسترد ، نیروآفرین و قدرتبخش و تکان دهنده و آباد کننده بود و تمدّنی خیره کننده به وجود آورد که در تاریخ سابقه نداشت امّا چند قرن بیشتر نگذشت که این جوشش به خاموشی گرایید ، تفرقه و پراکندگی ، انزوا
و بیتفاوتی ، ضعف و ناتوانی و در نتیجه عقبماندگی جای آن همه ترقّی را گرفت ، تا آنجا که مسلمانان جهان برای وسایل ابتدایی زندگی ناچار شدند دست به دامان دیگران بزنند ، فرزندان خود را برای فراگرفتن علم و دانش راهی دیار بیگانه کنند ، در حالی که یک روز دانشگاههای مسلمانان برترین دانشگاههای جهان و مرکز دانشجویان دوست و بیگانه بود ، ولی کار به جایی رسید که نه تنها صادرکننده علم و صنعت و تکنولوژی نشدند بلکه موادّ ابتدایی غذایی را نیز از خارج از کشورهای خود وارد کردند .
راز خوشبختی (69)
سرزمین فلسطین آنها ، که یک روز کانون مجد و عظمت مسلمین بود و حتّی جنگجویان صلیبی با میلیونها کشته و مجروح در طیّ دویست سال نتوانستند آن را از دست سربازان اسلام بیرون آورند، در مدت شش روز به آسانی از دست دادند ، در حالی که برای پس گرفتن یک وجب آن را از دشمن باید ماهها و سالها چانه بزنند
چانهای که معلوم نیست پایانش به کجا بیانجامد .
(70) راز خوشبختی
آیا این وعده الهی که میفرماید : « وَ کانَ حَقّا عَلَیْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنینَ:(1)یاری مؤمنان بر عهده ماست » ( 47 / روم ) تخلف پذیرفته؟
و یا اینکه میگوید : « وَ لِلّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِه وَ لِلْمُؤْمِنینَ: (2)عزت و سربلندیاز آن خدا و پیامبر و مؤمنان است » منسوخ گشته ؟
و یا اینکه میگوید : « وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ اَنَّ الاَْرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحُونَ :(3)در کتب آسمانی پیشین نوشتیم که زمین از آن بندگان صالح ماست » دگرگون شده است ؟
راز خوشبختی (71)
آیا خداوند ، العیاذ باللّه ، ازانجام وعدههای خود عاجزاست؟ و یا وعدههای خویش را به دست فراموشی سپرده و یا تغییر داده ؟ ... اگر چنین نیست پس چرا آنهمه مجد و عظمت و قدرت و سربلندی و افتخار از میان رفت ؟
قرآن مجید در آیه کوتاه فوق به همه این سؤالها و صدها سؤال مانند آن یک پاسخ بیشتر نمیگوید و آن اینکه سری به اعماق قلبتان بزنید و نگاهی به زوایای اجتماعتان بیفکنید ، ببینید دگرگونیها از ناحیه خود شما شروع شده است ، لطف و رحمت خدا برای همگان گسترده است ، شمایید که شایستگیها و لیاقتها را از میان بردید و به چنین روز غمانگیزی افتادید .
این آیه تنها از گذشته سخن نمیگوید که بگوییم گذشته با همه تلخی و شیرینیهایش گذشته است و دیگر بازنمیگردد و سخن از آن بیهوده است .
بلکه از امروز و آینده نیز سخن میگوید ، که اگر بار دیگر به سوی خدا آیید ،
پایههای ایمان را محکم کنید ، اندیشهها را بیدار سازید ، تعهدها و مسؤولیتهایتان را به یاد آرید ، دستها را به یکدیگر بفشارید ، بهپاخیزید و فریاد کشید و بخروشید و بجوشید ، قربانی دهید و جهاد کنید و تلاش و کوشش را در همه زمینهها بکار گیرید ، باز هم آب رفته به جوی آید ، روزهای تیره و تاریک سپری شود ، افقی درخشان و سرنوشتی روشن در برابر شما آشکار میگردد و مجد و عظمت دیرین در سطحی عالیتر تجدید خواهد شد .
(72) راز خوشبختی
بیایید عوض شوید : دانشمندانتان بگویند و بنویسند ، جنگجویانتان پیکار کنند تجار و زحمتکشانتان تلاش کنند ، جوانانتان بیشتر و بیشتر درس بخوانند و پاک شوند و تلاش کنند آگاهی بیاندوزند ، تا خون تازهای در عروق جامعه شما به جریان بیفتد و آنچنان قدرت پیدا کنند که دشمن سرسختی که امروز یک وجب زمین را با خواهش پس نمیدهد تمام زمینها را با التماس به شما برگرداند .
راز خوشبختی (73)
ولی اینها حقایقی است که گفتنش آسان و دانستن و باور کردنش مشکل و عمل کردن به آن مشکلتر است ، ولی به هر حال باید در پرتو نور امید به پیش رفت .
ذکر این نکته نیز لازم است که مسأله رهبری نقش بسیار مؤثری در سرنوشت اقوام و ملل دارد ولی نباید فراموش کرد که ملتهای بیدار همواره رهبران لایق را به رهبری خویش میپذیرند و رهبران نالایق و زورگو و ستمکار در برابر خشم و اراده آهنین ملتها درهم کوبیده میشوند .
این را نیز نباید فراموش کرد که ماورای اسباب و عوامل ظاهری یک سلسله مددهای غیبی و الطاف الهی است که در انتظار بندگان باایمان و پرجوش و با اخلاص است ، ولی آنها را هم بیحساب به کسی نمیدهند ، بلکه شایستگی و آمادگی لازم دارد .
این بحث را با ذکر دو روایت پایان میدهیم .
(74) راز خوشبختی
نخست اینکه از امام صادق نقل شده : « ما اَنْعَمَ اللّهُ عَلی عَبْدٍ بِنِعْمَةٍ فَسَلَبَها اِیّاهُ حَتّی یُذْنِبَ ذَنْبا یَسْتَحِقُّ بِذلِکَ السَّلْبِ : خداوند هیچ نعمتی که به بندهای بخشیدهاز او نمیگیرد مگراینکه گناهیکند که بهخاطر آن مستحق سلب آن نعمت شود »(1)
در حدیث دیگری از آن امام میخوانیم : « خداوند پیامبری را مأمور کرد که این سخن را به قوم خود بگوید که هیچ جمعیّت و گروهی که در پرتو اطاعت من در خوشی و آسایش بودهاند از آنچه موجب رضایت من است تغییر حالت ندادهاند مگر اینکه من هم آنها را از آنچه دوست میدارند به آنچه ناخوش دارند تغییر حال دادهام و هر گروه و خانوادهای که به خاطر معصیت گرفتار ناراحتی بودهاند ، سپس از آنچه موجب عدم رضایت من است تغییر موضع دادهاند من هم آنها را به آنچه دوست دارند رسانده و تغییر موضع
1) « نور الثقلین » ، جلد 2 ، صفحه 163 .
دادهام » (1)
راز خوشبختی (75)
موضوع مهّم دیگری که از آیه فوق به روشنی استفاده میشود این است که انسان سرنوشت خاصّی که از پیش تعیین شده باشد ندارد و تحت تأثیر « جبر تاریخ » و « جبر زمان » و « محیط » نیست ، بلکه عامل سازنده تاریخ و زندگی انسان دگرگونیهایی است که در روش و اخلاق و فکر و روح او به اراده خودش پیدا میشود .
بنابراین آنها که معتقد به قضا و قدر جبری هستند و میگویند همه حوادث به خواست اجباری پروردگار است با آیه فوق محکوم میشوند و همچنین جبر مادّی که انسان را بازیچه دست غرایز تغییرناپذیر و اصل وراثت میداند و یا جبر محیط که او را محکوم چگونگی اوضاع اقتصادی و شرایط تولید میداند از نظر
1) « نور الثقلین » ، جلد 2 ، صفحه 163 .
مکتب اسلام و قرآن بیارزش و نادرست است ، انسان آزاد است و سرنوشت خود را به دست خویش میسازد .
(76) راز خوشبختی
انسان ، با توجّه به اصلی که در آیه فوق خواندیم ، زمام سرنوشت و تاریخ خود را در دست دارد که برای خود افتخار و پیروزی میآفریند و اوست که خود را گرفتار شکست و ذلت میسازد ، درد او از خود اوست و دوای او به دست خودش تا در وضع او دگرگونی پیدا نشود و با خودسازی خویشتن را عوض نکند تغییری در سرنوشتش پیدا نخواهد شد.(1)
« وَ اِذْ قالَ اِبْرهیمُ رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَدا امِنا وَارْزُقْ اَهْلَهُ مِنَ الثَّمَراتِ مَنْ امَنَ مِنْهُمْ بِاللّهِ وَ الْیَوْمِ الاْخِرِ قالَ وَ مَنْ کَفَرَ فَاُمَتِّعُهُ قَلیلاً ثُمَّ اَضْطَرُّهُ اِلی عَذابِ النّارِ وَ
1) « تفسیر نمونه » ، جلد 7 ، ذیل آیه مورد بحث .
بِئْسَ الْمَصیرُ :(1)
راز خوشبختی (77)
( و بیاد آورید ) هنگامی که ابراهیم عرض کرد : پروردگارا این سرزمین را شهر امنی قرار ده و اهل آن را آنها که ایمان به خدا و روز بازپسین آوردهاند از ثمرات ( گوناگون ) روزی ده ( ما این دعای ابراهیم را به اجابت رساندیم و مؤمنان را از انواع برکات بهرهمند ساختیم ) اما به آنها که کافر شدند بهره کمی خواهیم داد ، سپس آنها را به عذاب آتش میکشانیم و چه بد سرانجامی دارند» .
در این آیه ابراهیم دو درخواست مهم از پروردگار برای ساکنان سرزمین مقدس مکه میکند که به یکی از آنها در آیه قبل نیز اشاره شد .
قرآن میگوید : « به خاطر بیاورید هنگامی که ابراهیم عرض کرد پروردگارا این سرزمین را
1) 126 / بقره .
شهر امنی قرار ده » ( وَ اِذْ قالَ اِبْرهیمُ رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَدا امِنا ) .
(78) راز خوشبختی
و همانگونه که در آیه قبل خواندیم این دعای ابراهیم را به اجابت رسید ، خدا این سرزمین مقدس را یک کانون امن و امان قرار داد و امنیتی از نظر ظاهر و باطن به آن بخشید .
دومین تقاضایش این است که : « اهل این سرزمین را آنها که به خدا و روز بازپسین ایمان آوردهاند از ثمرات گوناگون روزی ببخش » ( وَارْزُقْ اَهْلَهُ مِنَ الثَّمَراتِ مَنْ امَنَ مِنْهُمْ بِاللّهِ وَ الْیَوْمِ الاْخِرِ ) .
جالب اینکه ابراهیم نخست تقاضای « امنیت » و سپس درخواست « مواهب اقتصادی » میکند و این خود اشارهای است به این حقیقت که تا امنیت در شهر یا کشوری حکمفرما نباشد فراهم کردن یک اقتصاد سالم ممکن نیست .
در اینکه منظور از ثمرات چیست؟ مفسران گفتگوها دارند، ولی ظاهرا ثمرات
راز خوشبختی (79)
یک معنی وسیع دارد که هرگونه نعمت مادی، اعم از میوهها و مواد دیگر غذایی و نعمتهای معنوی را شامل میشود ، در حدیثی از امام صادق میخوانیم که فرمود : « هی ثمرات القلوب : منظور میوه دلها است » اشاره به اینکه خداوند محبت و علاقه مردم را به مردم این سرزمین جلب میکند .
این نکته نیز قابل توجه است که ابراهیم این تقاضا را تنها برای مؤمنان به توحید و روز جزا میکند ، شاید به خاطر اینکه از جمله « لا ینال عهد الظالمین » در آیات گذشته به این حقیقت پی برده بود که گروهی از نسلهای آینده او ، راه شرک و ظلم و ستم میپویند و او در اینجا ادب را رعایت ادب را رعایت کرد و آنها را از دعای خود استثناء نمود .
به هر حال خداوند در پاسخ این تقاضای ابراهیم چنین فرمود : « اما آنها که راه کفر را پوئیدهاند بهره کمی ( از این ثمرات ) به آنها خواهم داد » ( و به طور کامل محروم نخواهم کرد ) » ( قالَ وَ مَنْ کَفَرَ فَاُمَتِّعُهُ قَلیلاً ) .
(80) راز خوشبختی
اما در سرای آخرت « آنها را به عذاب آتش میکشانم و چه بد سرانجامی دارند » ( ثُمَّ اَضْطَرُّهُ اِلی عَذابِ النّارِ وَ بِئْسَ الْمَصیرُ ) .
این در واقع صفت « رحمانیت » همان رحمت عامه پروردگار است که از خوان نعمت بیدریغش همه بهره میگیرند و از خزانه غیبش خوبان و بدان وظیفه خور باشند، ولی سرای آخرت که سرای رحمت خاص او است ، رحمت و نجاتی برای آنها نیست (1)
« یا اَیُّهَا الَّذینَ امَنُوا اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلوةِ اِنَّ اللّهَ مَعَ الصّابِرینَ (2)
راز خوشبختی (81)
ای افراد باایمان از صبر ( و استقامت ) و نماز ( در برابر حوادث سخت زندگی ) کمک بگیرید ( زیرا ) خداوندباصابراناست» .
با این دو نیرو ( استقامت و توجه به خدا ) به جنگ مشکلات و حوادث سخت بروید که پیروزی از آن شما است « زیرا خداوند باصابران است » ( اِنَّ اللّهَ مَعَ الصّابِرینَ ) .
به عکس آنچه بعضی تصور میکنند ، « صبر » هرگز به معنی تحمل بدبختیها و تن دادن به ذلت و تسلیم در برابر عوامل شکست نیست ، بلکه صبر و شکیبایی به معنی پایداری و استقامت در برابر هر مشکل و هر حادثه است .
لذا بسیاری از علمای اخلاق برای « صبر » سه شاخه ذکر کردهاند :
صبر بر اطاعت ( مقاومت در برابر مشکلاتی که در راه طاعت وجود دارد ) .
(82) راز خوشبختی
صبر بر معصیت ( ایستادگی در برابر انگیزههای گناه و شهوات سرکش و طغیانگر ) .
و صبر بر مصیبت ( پایداری در برابر حوادث ناگوار و عدم خودباختگی و شکست روحی و ترک جزع و فزع ) .
کمتر موضوعی را در قرآن میتوان یافت که مانند « صبر » تکرار و مورد تأکید قرار گرفته باشد ، در قرآن مجید در حدود هفتاد مورد از « صبر » ، سخن به میان آمده که بیش از ده مورد از آن به شخص پیامبر صلیاللهعلیهوآله اختصاص دارد .
تاریخ مردان بزرگ گواهی میدهد که یکی از عوامل مهم یا مهمترین عامل پیروزی آنان استقامت و شکیبایی بوده است ، افرادی که از این صفت بیبهرهاند در گرفتاریها بسیار زود از پا درمیآیند و میتوان گفت نقشی را که این عامل در پیشرفت افراد و جامعهها ایفا میکند ، نه فراهم بودن امکانات دارد و نه استعداد و هوش و مانند آن .
به همین دلیل در قرآن مجید روی این موضوع با مؤکدترین بیان تکیه شده است ،
راز خوشبختی (83)
آنجا که میگوید : « اِنَّما یُوَفَّی الصّابِرُونَ اَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسابٍ :(1)صابران پاداش خود را بیحساب میگیرند » .
و در مورد دیگر بعد از ذکر « صبر در برابر حوادث » میخوانیم : « اِنَّ ذلِکَ مِنْ عَزْمِ الاُْمُورِ :(2)این کار از محکمترین کارها است » .
اصولاً ویژگی استقامت و پایمردی ، این است که فضائل دیگر بدون آن ارج و بهایی نخواهد داشت که پشتوانه همه آنها صبر است و لذا در « نهج البلاغه » در « کلمات قصار » میخوانیم : « وَ عَلَیْکُمْ بِالصَّبْرِ ، فَاِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الاْیمانِ کَالرَّأْسِ
(84) راز خوشبختی
مِنَ الْجَسَدِ وَ لا خَیْرَ فی جَسَدٍ لا رَأْسَ مَعَهُ وَ لا فِی الاْیمانِ لا صَبْرَ مَعَهُ : بر شما باد به صبر و استقامت که صبر در برابر ایمان همچون سر است در مقابل تن ، تن بیسر فایدهای ندارد ، همچنین ایمان بدون صبر ناپایدار و بینتیجه است » .
در روایات اسلامی عالیترین صبر را آن دانستهاند که به هنگام فراهم آمدن وسایل عصیان و گناه انسان مقاومت کند و از لذت گناه چشم بپوشد .
در آیه مورد بحث مخصوصا به مسلمانان انقلابی نخستین که دشمنان نیرومند و خونخوار و بیرحم از هر سو آنها را احاطه کرده بودند ، دستور داده شده است که در برابر حوادث مختلف از قدرت صبر و پایمردی کمک بگیرند ، که نتیجه آن استقلال شخصیت و اتکاء به خویشتن و خودیاری در پناه ایمان به خدا است و تاریخ اسلام این حقیقت را به خوبی نشان میدهد که همین اصل اساسی پایه اصلی همه پیروزیها بود .
موضوع دیگری که در آیه بالا به عنوان یک تکیهگاه مهم در کنار صبر ، معرفی شده « صَلوة » ( نماز ) است ، لذا در احادیث اسلامی میخوانیم : « کانَ عَلِیٌّ (ع) اِذا اَهالَهُ اَمْرٌ فَزَعٌ قامَ اِلَی الصَّلوةِ ثُمَّ تَلی هذِهِالاْیَةَ وَ اسْتَعینُوابِالصَّبْرِ وَ الصَّلوةِ ...:
راز خوشبختی (85)
هنگامی که علی با مشکلی روبرو میشد به نماز برمیخاست و پس از نماز بهدنبال حل مشکل میرفت و این آیه را تلاوت میفرمود : «وَاسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلوةِ...» (1)
1) « المیزان » ، جلد اول ، صفحه 154 .
از این موضوع هرگز نباید تعجب کرد ، زیرا هنگامی که انسان در برابر حوادث سخت و مشکلات طاقت فرسا قرار میگیرد و نیروی خود را برای مقابله با آنها ناچیز میبیند ، نیاز به تکیهگاهی دارد که از هر جهت نامحدود و بیانتها باشد ، نماز او را با چنین مبدئی مربوط میسازد و با اتکاء بر او میتواند با روحی مطمئن و آرام امواج سهمگین مشکلات را درهم بشکند.
بنابراین آیه فوق در حقیقت به دو اصل توصیه میکند یکی اتکایبه خداوندکه
نماز مظهر آن است و دیگری مسأله خود یاری و اتکای به نفس که به عنوان صبر از آن یاد شده است.(1)
(86) راز خوشبختی
قرآن کریم در بیان یکی از سنّتهای حاکم بر جامعه و تاریخ میفرماید :
وَ اَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَی الطَّرِیقَةِ لاََسْقَیْناهُمْ ماءً غَدَقا : و اگر جامعهها و تمدنها بر راه راست و خداپسندانه و خردمندانه پایداری و پایمردی ورزند بی تردید آبی گوارا و بسیار فراوان به آنان مینوشانیم » .
بسیاری از مفسرین معتقدند که «پایداری در راه» در آیؤ مورد بحث به پایداری در
راز خوشبختی (87)
1) « تفسیر نمونه » ، جلد 1 ، ذیل آیه شریفه .
ایمان و پروا و رعایت مقررات خدا و حقوق مردم تفسیر گردد؛ چرا که این مناسبترین تفسیر برای آیه است. افزون بر این تفسیر و دریافت، آیه در مقام دلجویی و مهرورزی به انسانها و فراخوان آنان به سوی ایمان و عمل شایسته و ترغیب و انگیزش آنان به قانونگرایی و فرمانبرداری از خداست.
«ابو بصیر» آورده است که به امام باقر(ع) گفتم: سرورم! در تفسیر این آیه چه میگویید که میفرماید: وَ اَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَی الطَّرِیقَةِ...
آن حضرت فرمود : این راه مترقی و سعادتآفرین و توسعهبخش، همان مذهب خاندان پیامبر است که شما در آن هستید .
هُوَ وَاللّهِ مااَنْتُمْ عَلَیْهِ...(1)
(88) راز خوشبختی
1) نور الثقلین، ج 5، ص 438.
امام صادق علیهالسلام میفرماید : اگر آنان بر راه قرآن و عترت پایداری ورزند درهای دانش و بینش و نعمتهای معنوی را به وسیله امامان معصوم بر روی آنان میگشاییم تا آنان که میخواهند به اندازه توان و لیاقت خویش بهرهور گردند.
...لاََفَدْناهُمْ عِلْما کَثیرا یَتَعَلَّمُونَهُ مِنَ الاَْئِمَّةِ(1)
نکته قابل توجه اینکه در آیه این است که اولاً میفرماید : ما باران رحمت خود را بر آنها فرو میباریم و منابع و چشمههای آب حیاتبخش را در اختیارشان میگذاریم و آنجا که آب فراوان است همه چیز فراوان است و به این ترتیب آنها را مشمول انواع نعمتها قرار میدهیم .
راز خوشبختی (89)
ثانیا : اشاره میکند که آنچه مایه وفور نعمت میشود ، « استقامت بر ایمان » است نه « اصل ایمان » ، زیرا ایمان موقت و زودگذرنمیتواند چنین برکاتی از خود نشان
1) نور الثقلین، ج 5، ص 438؛ تفسیر برهان، ج 4، ص393.
دهد،مهماستقامت برایمان و تقوی است که پای بسیاری در آن لنگ و لرزان است .(1)
قرآن کریم در آیه 30 سوره شوری میفرماید : « وَ ما اَصابَکُمْ مِنْ مُصیبَةٍ فَبِما کَسَبَتْ اَیْدیکُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثیرٍ : هر مصیبت و گرفتاری که به شما میرسد دستاورد و ثمره اعمال خودتان است تازه این تمام مجازات اعمال شما نیست چراکه بسیاری از کارهای شما را مورد عفو قرار میدهد » .
این آیه بهخوبی نشان میدهد ، مصائبی که دامنگیر انسان میشود،یکنوعمجازات الهی و هشدار است ( هرچند استثنائاتی دارد که بعد به آن اشاره خواهد شد ) و به این ترتیب یکی از فلسفههای حوادث دردناک و مشکلات زندگی روشن میشود .
جالباینکهدرحدیثیازامیرمؤمنانعلی میخوانیم،کهازپیامبرگرامیخدا صلیاللهعلیهوآله
(90) راز خوشبختی
1) تفسیر نمونه از انتشارات دارالکتب اسلامیه جلد 25 صفحه 121 و 122.
نقل میکند که فرمود :
« خَیْرُ اآیَةٍ فی کِتابِ اللّهِ هذِهِ الاْیَةُ ، یا عَلِیُّ ما مِنْ خَدْشِ عُودٍ وَ لا نَکْبَةِ قَدَمٍ اِلاّ بِذَنْبٍ وَ ما عَفَی اللّهُ عَنْهُ فِی الدُّنْیا فَهُوَ اَکْرَمُ مِنْ اَنْ یَعُودَ فیهِ وَ ما عاقَبَ عَلَیْهِ فِی الدُّنْیا فَهُوَ اَعْدَلُ مِنْ اَنْیُثَنّی عَلی عَبْدِه: اینآیه ( وَ ما اَصابَکُمْ مِنْ مُصیبَةٍ ... )بهترین آیه در قرآن مجید است ، ای علی هر خراشی که از چوبی بر تن انسان وارد میشود و هر لغزش قدمی ، بر اثر گناهی است که از او سرزده و آنچه خداوند در دنیا عفو میکند، گرامیتر از آن است که ( در قیامت ) درآن تجدید نظر فرماید و آنچه را که در این دنیا عقوبت فرموده ، عادلتر از آن است که در آخرت بار دیگر کیفر دهد » .(1)
و به این ترتیب اینگونه مصائب علاوه بر اینکه بار انسان را سبک میکند ، او را نسبت به آینده کنترل خواهد نمود .
راز خوشبختی (91)
1) « مجمع البیان » ، جلد 9 ، صفحه 31 ، ذیل آیات مورد بحث .
گرچه ظاهر آیه عام است و همه مصائب را دربر میگیرد، ولی مطابقمعمول در عمومات ، استثناهایی وجود دارد ، مانند مصائب و مشکلاتی که دامنگیر انبیا و ائمه معصومین علیهمالسلام میشد که برای ترفیع مقام آنها بود ، یا گرفتاری بسیاری همانند کودکان و یا افرادی که مسؤول شناخته نمیشوند .
و همچنین مصائبی که بر اثر ندانم کاریها و عدم دقت ومشورت و سهلانگاری در امور حاصل میشود ، که اثر تکوینی اعمال خود انسانها است و یا مصائبی که گریبان غیر معصومین را میگیرد و جنبه آزمون دارد . قرآن کریم در این باره میفرماید : « وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الاَْمْوالِ وَ الاَْنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصّابِرینَ (1)به درستی که شما را از طریق انواع ترس و گرسنگی و کمبودهای مادی
1) 155 / بقره .
و جسمی و محصولات موردامتحان قرارمیدهیم و بشارتبادبرکسانیکه اینآزمونالهیراباصبر و بردباری پشت سرمیگذارند ».
(92) راز خوشبختی
به تعبیر دیگر جمع میان آیات مختلف قرآن و روایات ایجاب میکند که عموم این آیه در مواردی تخصیص پیدا کند. اما از آنجا که بیشتر موارد آن جنبه کیفری و کفارهای دارد ، آیه 30 سوره شوری آن را به صورت عموم مطرح ساخته است .
با این بیان نمیتوان گفت هر گرفتاری و رنجی کیفر گناهاست ، چراکه گرفتاریهای سخت ، فلسفههای گوناگونی دارند که از آن جمله عبارتند از :
1 شکوفایی استعدادها و توانمندیهای درونی و برونی انسان،
2 هشدار نسبت به آینده او ،
راز خوشبختی (93)
3 بیداری از خواب غفلت و غرور و هشیاری از انواعمستیها،
4 کیفر گناهان ،
5 بخش مهمی نیز ثمره ندانم کاریها و سهل انگاریهای انسان در زندگی است .
6 اصل آزمون در زندگی انسان، (1)
و لذا در حدیثی میخوانیم : هنگامیکه امام علیبنالحسین وارد بر یزید شد ، یزید نگاهی به او کرد و گفت: « یا عَلِیُّ ما اَصابَکُمْ مِنْ مُصیبَةٍ فَبِماکَسَبَتْ اَیْدیکُمْ » ( اشاره به اینکه حوادث کربلا نتیجه اعمال خود شما بود ) .
ولی امام علی بن الحسین فورا در پاسخ فرمود : « کَلاّ ما هذِه فینا نَزَلَتْ ، اِنَّما نَزَلَ فینا "ما اَصابَ مِنْ مُصیبَةٍ فِی الاَْرْضِ وَ لا فی اَنْفُسِکُمْ اِلاّ فی کِتابٍ مِنْ قَبْلِ اَنْ نَبْرَأَها اِنَّ ذلِکَ عَلَی اللّهِ یَسیرٌ لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلی مافاتَکُمْ وَ لاتَفْرَحُوا بِما
(94) راز خوشبختی
1) « مجمع البیان » ، جلد 25 ، صفحه 128 و 129 .
اآتاکُمْ"(1)فَنَحْنُالَّذینَ لانَأْسی عَلی مافاتَنا مِنْ اَمْرِ الدُّنْیا وَ لا نَفْرَحُ بِما اوُتینا:(2)
چنین نیست ، این آیه در مورد ما نازل نشده ، آنچه درباره ما نازل شده آیه دیگری است که میگوید : هر مصیبتی در زمین یا در جسم و جان شما روی دهد ، پیش از آفرینش شما در کتاب ( لوح محفوظ ) بوده و آگاهی براین امر بر خداوند آسان است ، این برای آن است که شما بهخاطر آنچه از دست میدهید ، غمگین نشوید و بهخاطر آنچه در دست دارید ، زیاد خوشحال نباشید ( هدف از این مصائب عدم دلبستگی شما به مواهب زودگذر دنیااست و یک نوع تربیت و آزمون برای شما است ) .
راز خوشبختی (95)
سپس امامافزود: « ما کسانی هستیم که هرگز بهخاطر آنچه از دست دادهایم، غمگین نخواهیم شد و به خاطر آنچه در دست داریم، خوشحال نیستیم "همهرا زودگذرمیدانیم و چشم به لطف و عنایت خدا بستهایم" » .
هنگامی که از امام صادق تفسیر آیه فوق را خواستند ، فرمود : « میدانید علی و اهلبیتش بعد از او گرفتار مصائبی شدند ، آیا بهخاطر اعمالشان بود؟ در حالی که آنها اهل بیت طهارتند و معصوم ازگناه » ، سپس افزود : « اِنَّ رَسُولَ اللّهِ کانَ یَتُوبُ اِلَی اللّهِ وَ یَسْتَغْفِرُ فی کُلِّ یَوْمٍ وَ لَیْلَةٍ مِأَةَ مَرَّةٍ مِنْ غَیْرِ ذَنْبٍ اِنَّ اللّهَ یَخُصُّ اَوْلِیائَهُ بِالْمَصائِبِ لِیَأْجُرَ هُمْ عَلَیْها مِنْ غَیْرِ ذَنْبٍ: رسول خدا صلیاللهعلیهوآله پیوسته توبه میکرد و در هرشبانه روز صدبار استغفار مینمود، بیآنکه گناهی مرتکب شده باشد ، خداوند برای اولیاء و دوستانش مصائبی قرار میدهد تا بهخاطر صبر در برابر آن از او پاداش گیرند ، بیآنکه گناهی مرتکب شده باشند » . (1)
گاه مصائب ، جنبه دستجمعی دارد و محصول گناهان جمعیاست، همانگونه که
(96) راز خوشبختی
1) « نور الثقلین » ، جلد 4 ، صفحه 581 .
در آیه 41 سوره روم میخوانیم : « ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ اَیْدِی النّاسِ لِیُذیقَهُمْ بَعْضَ الَّذی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ : فساد در خشکی و دریا بهخاطر اعمال مردم آشکار شد ، تا نتیجه بعضی از اعمالی را که انجام دادهاند ، به آنها بچشاند ، شاید بازگردند » .
روشن است که این درباره جوامع انسانی است ، که بهخاطر اعمالشان گرفتار نابسامانیها میشوند .
و در آیه 11 سوره رعد آمده است : « اِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّی یُغَیِّرُوا ما بِاَنْفُسِهِمْ : خداوند سرنوشت هیچ جمعیتی را تغییر نمیدهد ، مگر اینکه خویشتن را تغییر دهند » .
و امثال این آیات که گواهی میدهد ، در میان اعمال انسان و نظام تکوینی زندگی او ارتباط و پیوندنزدیکی وجود دارد ، که اگر بر اصول فطرت و قوانین آفرینش گام بردارند ، برکات الهی شامل حال آنها میشود و هرگاه فاسد شوند ، زندگی
آنها به فساد میگراید .
راز خوشبختی (97)
و گاه ممکن است این قضیه در مورد فرد فرد انسانها صادق شود و هر کس در مقابل گناهی که مرتکب میشود ، به مصیبتی در جسم و جان یا اموال و متعلقاتش گرفتار گردد ، همانطور که در آیه فوق آمده است .(1)
در همین زمینه روایات زیادی در منابع اسلامی وارد شده که به گوشهای از آن برای تکمیل این بحث اشاره میکنیم :
پیامبر گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله فرمود : « خَمْسٌ بِخَمْسٍ، قیلَ ما خَمْسٌ بِخَمْسٍ یا رَسُولَاللّهِ؟ قالَ: ما یُخْلِفُ قَوْمٌ الْعَهْدَ اِلاّ یُسَلِّطُ اللّهُ عَلَیْهِمْ عَدُوَّهُمْ، وَ ما حَکَمُوا بِغَیْرِ ما اَنْزَلَاللّهُ اِلاّ فَشا فیهِمُ الْفَقْرُ وَ ما ظَهَرَتْ فیهِمُ الْفاحِشَةُ اِلاّ فَشی فیهِمُ
1) « المیزان » ، جلد 18 ، صفحه 61 .
الْمَوْتُ، وَ ما طَفَّفُوا الْکَیْلَ اِلاّ مُنِعُوا النَّباتَ، وَ اُخِذُوا بِالسِّنیّنَ، وَ ما مَنَعُوا الزَّکوةَ اِلاّ حُبِسَ عَنْهُمُ الْمَطَرُ((1)
(98) راز خوشبختی
پیامبر گرامی هشدار داد که پنجگناه و زشتکاری اجتماعی است که بهطور طبیعی پنج کیفر و واکنش را در پی خواهد داشت ؛
پرسیدند ای پیامبرخدا! کدامینگناهان و چگونه؟
فرمود: در هیچ جامعهای پیمانشکنی رواج نیافت، جز اینکه خدا دشمن را بر او مسلّط ساخت و هیچ تمدنی به خودکامگی و قانونشکنی و ناروا حکومت و داوری نکرد، جز اینکه فقر و بدبختی برآن سایه افکند و در میان هیچ ملّتی زشتی و زنا رواج نیافت مگر اینکه مرگ زودرس در آن بسیار شد، و در میان هیچ مردمی کمفروشی و ستم اقتصادی گسترش نیافت، جز اینکه به خشکسالی و قحطی گرفتار آمدند، و
1) مواعظ العَدَدِیَّة، ص 154.
سرانجام اینکه هیچ جامعهای پرداخت زکات و حقوق محرومان را واننهاد، جز این که باران رحمت از آنها بازداشته شد .
راز خوشبختی (99)
ششمین امام نور در این مورد میفرماید.
«مَنْ یَمُوتُ بِالذُّنُوبِ اَکْثَرُ مِمَّنْ یَمُوتُ بِالاْجالِ: آن کسانی که به کیفر طبیعی گناه میمیرند و به مرگ زودرس گرفتار میگردند، بیش از کسانی هستند که به مرگ طبیعی میمیرند.(1)
در کتابکافی اصولاً بابیبرای این موضوع منعقد شده و 12 حدیث در همین زمینه در آن آمده است .
در خطبه 178 نهج البلاغه آمده است : « ما کانَ قَوْمٌ قَطُّ فی غَضِنِعْمَةٍ مِنْعَیْشٍ، فَزالَ عَنْهُمْ ، اِلاّ بِذُنُوبٍ اجْتَرَحُوها ، لاَِنَّ اللّهَ لَیْسَ بِظَلاّمٍ لِلْعَبیدِ وَ لَوْ اَنَّ النّاسَ
(100) راز خوشبختی
1) مجمع البیان ، جلد 21 و 22 صفحه 161.
حینَ تَنْزِلُ بِهِمُ النِّقَمُ وَ تَزُولُ عَنْهُمُ النِّعَمُ ، فَزِعُوا اِلی رَبِّهِمْ بِصِدْقٍ مِنْ نِیّاتِهِمْ وَ وَلَهٍ مِنْ قُلُوبِهِمْ ، لَرَدَّ عَلَیْهِمْ کُلَّ شارِدٍ وَ اَصْلَحَ لَهُمْ کُلَّ فاسِدٍ : « هیچ ملتی از آغوش ناز و نعمت زندگی گرفتهنشد ، مگر بهواسطه گناهانیکه انجام دادند زیرا خداوند هرگز به بندگانش ستم روا نمیدارد ، هرگاه مردم در موقع نزول بلاها و سلب نعمتها با صدق نیّت بهپیشگاه خدا تضرع کنند و با دلهای پر اشتیاق و آکنده ازمهرخدا ازاو درخواستجبراننمایند مسلما آنچهاز دستشان رفته به آنها بازمیگرداند و هرگونه مفسدهایرا برای آنها اصلاحمیکند » .
در « جامع الاخبار » حدیث دیگری از امیر مؤمنان علی نقل شده است که فرمود : « اِنَّ الْبَلاءَ لِلظّالِمِ اَدَبٌ وَ لِلْمُؤْمِنِ امْتِحانٌ وَ لِلاَْنْبِیاءِ دَرَجَةٌ وَ لِلاَْوْلِیاءِ کَرامَةٌ : بلاها برای ظالم تأدیب است و برای مؤمنان امتحان و برای
پیامبران درجه و برای اولیاء کرامت و مقام است » (1)
راز خوشبختی (101)
این حدیث شاهد گویایی است برای آنچه در مورد استثناهای آیه بیان کردیم .
درحدیث دیگری در « کافی » از حضرت امام صادق آمده است که فرمود : « اِنَّ الْعَبْدَ اِذا کَثُرَتْ ذُنُوبُهُ وَ لَمْیَکُنْ عِنْدَهُ مِنَ الْعَمَلِ ما یُکَفِّرُها ، اِبْتَلاهُ بِالْحُزْنِ لِیُکَفِّرَها : هنگامی که انسان گناهش افزون شود و اعمالی که آن را جبران کند ، نداشته باشد، خداوند او را گرفتار اندوه میکند تا گناهانش را تلافی کند » (2)
(102) راز خوشبختی
تازه همه اینها غیر از گناهانی است که خداوند طبق صریح آیه 30 سوره شوری مشمول عفو و رحمتش قرار میدهد ، که آن نیز به نوبه خود بسیار است .
ممکن است کسانی از این حقیقت قرآنی سوء استفاده کنند و هر گونه مصیبتی دامنشان را میگیرد ، با آغوش باز از آن استقبال نمایند و بگویند باید در برابر هر حادثه ناگواری تسلیم شد و ازاین اصل آموزنده و حرکتآفرین قرآنی نتیجه معکوس ، یعنی نتیجه تخدیری بگیرند که این بسیار خطرناک است .
هیچگاه قرآن نمیگوید در برابر مصائب تسلیم باش و در رفع مشکلات کوشش مکن و تن به ظلمها و ستمها و بیماریها بده ، بلکه میگوید : اگر با تمام تلاش و کوششیکه انجامدادی باز هم گرفتاریها بر تو چیره شد ، بدان گناهی کردهای که نتیجه و کفّارهاش دامانت را گرفته ، به اعمال گذشتهات بیندیش و از گناهانت استغفارکن و خویشتنرا بساز و ضعفهارا اصلاحنما . و اگر میبینیم در بعضی از روایات ، این آیه
بهترین آیه قرآن معرفی شده ، بهخاطر همین آثار تربیتی مهم آن است .(1)
راز خوشبختی (103)
« وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذینَ یَبْخَلُونَ بِما اتیهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَیْرا لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَیُط-َوَّق-ُونَ ما بَخِلُوا بِهِ یَوْمَ الْقِیمَةِ وَ لِلّهِ میراثُ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ وَ اللّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبیرٌ:(2)کسانی که بخلمیورزند و آنچهرا خدااز فضل خویش بهآنانداده ، انفاق نمیکنند ، گمان نکنند این کار به سود آنها است ، بلکه برای آنها شرّ است ، به زودی در روز قیامت ، آنچه را نسبت به آن بخل ورزیدند ، همانند طوقی به گردنشان میافکنند و میراث آسمانها و زمین ، از آن خدا است و خداوند ، از آنچه انجام
میدهید ، آگاه است» .
(104) راز خوشبختی
آیه فوق ، سرنوشت بخیلان را در روز رستاخیز ، توضیح میدهد ، همانها که در جمعآوری و حفظ ثروت میکوشند و از انفاق کردن در راه بندگان خدا ، خودداری میکنند. گرچه درآیه، نامی از زکات و حقوق واجب مالی بردهنشده ، ولی در روایات اهل بیت علیهمالسلام و همچنین در گفتار مفسّران ، آیه به مانعان زکات تخصیص داده شده است و تشدیدهایی که در آیه به چشم میخورد ، نیز دلیل بر این است که منظور انفاق مستحبی نیست .
آیه میگوید : « افرادی که بخل میورزند و از آنچه خداوند از فضل خود به آنهاداده در راه اونمیدهند ، تصوّر نکنند به سود آنها است : وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذینَ یَبْخَلُونَ بِما اتیهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَیْرا لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ » .
« بلکه ( برخلاف تصوّر آنها ) این کار به زیان آنها تمام میشود : بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ » .
راز خوشبختی (105)
سپس سرنوشت آنها را در روز رستاخیز ، چنین توصیف میکند : « به زودی اموالی را که در مورد آن بخل ورزیدند ، همانند طوقی در گردنشان میافکنند : سَیُطَوَّق-ُونَ ما بَخِلُوا بِهِ یَوْمَ الْقِیمَةِ » .
از این جمله استفاده میشود اموالی که حقوق واجب آن پرداخت نشده و اجتماع ، از آن بهرهای نگرفته است و تنها در مسیر هوسهای فردی و گاهی مصارف جنونآمیز به کارگرفته شده و یا بیدلیل روی هم انباشته گردیده و هیچکس از آن استفاده نکرده ، همانند سایر اعمال زشت انسان ، در روز رستاخیز طبق قانون « تجسم اعمال » تجسم مییابد و به صورت وسیله عذاب دردناکی درخواهد آمد .
تجسّم اینگونه اموال به طوقی که بر گردن میافتد اشاره به این حقیقت است که انسان تمام سنگینی مسؤولیت آنها را تحمل خواهد کرد بدون اینکه از آثار آن بهرهمند گردد ، اموال سرشاری که بهطور جنون آمیز جمعآوری و نگاهداری گردد و در خدمت اجتماع نباشد جز زنجیر و زندان ، برای صاحب آن چیزی نیست زیرا
(106) راز خوشبختی
میدانیم بهرهگیری شخصی از مال و ثروت ، حدود معینی دارد و از آنکه بگذرد جز یک نوع اسارت و سنگینی بیهوده نتیجهای نخواهد داشت مگر این که از برکات معنوی آن برخوردار و در مسیر کارهای مثبت قرار گیرد .
اینگونه اموال نه تنها در قیامت طوق سنگینی بر گردن صاحبانش خواهد بود بلکه در این دنیا چنین است ، منتها در رستاخیز آشکارا و در اینجا به صورت مخفیتر میباشد ، چه جنون و حماقتی از این بالاتر که انسان مسؤولیتهای فراوان تحصیل ثروت را به اضافه مسؤولیتها و زحمات فراوان که برای حفظ و محاسبه و نگهداری و دفاع از آن لازم است بر دوش کشد ، درحالی که هیچگونه از آن منتفع نگردد آیا طوق اسارت چیزی جز این است ؟
در تفسیر عیاشی از امام باقر روایت شده که « هرکس زکات مال خود را نپردازد خدا آن مال را به طوقهایی از آتش مبدّل میکند ، سپس به او گفته میشود که همانطور که در دنیا به هیچ قیمت ، این اموال را از خود دور نمیکردی اکنون آنها را
بردار و به گردن خود بیفکن » .
راز خوشبختی (107)
قابل توجه این که : در آیه ، از مال ، تعبیر به « ما اتیهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ » شده که مفهوم آن این است که مالک حقیقی ، اموال و منابع درآمد ، خدا است و آنچه به هرکس داده شده از فضل و کرم او است ، بنابراین جای این نیست که کسی از انفاق در راه مالک حقیقی ، بخل بورزد. بعضی از مفسران ، معتقدند که مفهوم این جمله عمومیت دارد و همه مواهب الهی حتی علم و دانش را شامل میشود ، ولی این احتمال با ظاهر تعبیرات آیه تطبیق نمیکند .
سپس آیه اشاره به یک نکته دیگر میکند و میگوید : این اموال ، چه در راه خدا و بندگان او انفاق شود یا نشود ، بالاخره از صاحبان آن جدا خواهد شد « و خداوند وارث همه میراثهای زمین و آسمان خواهد بود : وَ لِلّهِ میراثُ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ » .
اکنون که چنیناست چه بهتر که پیش از جدا شدن از آنها ، از برکات معنوی آن بهرهمند گردند ، نه تنها از حسرت و مسؤولیت آن .
(108) راز خوشبختی
و درپایانآیه میفرماید: « خدااز اعمال شما آگاه است : وَ اللّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبیرٌ » .
بنابراین اگر بخل بورزید میداند و اگر در راه کمک به جامعه انسانی از آن استفاده کنید آن را نیز میداند و به هرکس پاداش مناسبی خواهد داد (1)
« یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَأْکُلُوا اَمْوالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْباطِلِ اِلاّ اَنْ تَکُونَ تِجارَةً عَنْ تراضٍ مِنْکُمْ وَ لا تَقْتُلُوا اَنْفُسَکُمْ اِنَّ اللّهَ کانَ بِکُمْ رَحیما :(2)ای کسانی که ایمان آوردهاید ! اموال یکدیگر را به باطل ( و از طرق نامشروع ) نخورید ، مگر اینکه تجارتی با رضایت شما انجام گیرد و خودکشی نکنید ، خداوند نسبت به شما مهربان است » .
راز خوشبختی (109)
این آیه در واقع زیربنای قوانین اسلامی را در مسایل مربوط به « معاملات و مبادلات مالی » تشکیل میدهد و به همین دلیل فقهای اسلام در تمام ابواب معاملات به آن استدلال میکنند ، آیه خطاب به افراد با ایمان کرده و میگوید : « اموال یکدیگر را از طرق نابه جا و غلط و باطل نخورید : یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَأْکُلُوا اَمْوالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْباطِلِ » .
به این ترتیب هرگونه تصرّف در مال دیگری که بدون حقّ و بدون یک مجوز منطقی و عقلایی بوده باشد ممنوع شناخته شده و همه راتحت عنوان « باطل » که مفهوم وسیعی دارد قرارداده است .
میدانیم « باطل » در مقابل « حقّ » است و هر چیزی را که ناحقّ و بیهدف و بیپایه باشد دربرمیگیرد .
در آیات دیگری از قرآن نیز با عبارتی شبیه عبارت فوق ، این موضوع تأکید شده ، مثلاً به هنگام نکوهش از قوم یهود و ذکراعمال زشت آنها میفرماید: « وَ اَکْلِهِمْ اَمْوالَ
(110) راز خوشبختی
النّاسِ بِالْباطِلِ : آنها در اموال مردم بدون مجوز و به ناحقّ تصرّف میکردند » (1)
و در آیه 118 / بقره، جمله « لا تَأْکُلُوا اَمْوالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْباطِلِ » را به عنوان مقدمهای برای نهی از کشاندن مردم به وسیله ادعاهای پوچ و بیاساس به سوی دادگاهها و خوردند اموال آنها ذکر فرموده است .
بنابراین هرگونه تجاوز ، تقلّب ، غش ، معاملات ربوی ، معاملاتی که حدّ و حدود آن کاملاً نامشخص باشد ، خرید و فروش اجناسی که فایده منطقی و عقلایی در آن نباشد ، خرید و فروش وسایل فساد و گناه ، همه در تحت این قانون کلّی قرار دارند و اگر در روایات متعددی ، کلمه « باطل » به قمار و ربا و مانند آن تفسیر شده در حقیقت معرفی مصداقهای روشن این کلمه است نه آن که منحصر به آنها باشد .
شاید نیاز به تذکّر نباشد که تعبیر به « اَکْل » ( خوردن ) کنایه از هرگونه تصرّف است
راز خوشبختی (111)
1) ( 161 / نساء ) .
خواه به صورت خوردن معمولی باشد یا پوشیدن یا سکونت و یا غیر آن و این تعبیر علاوه بر زبان عربی در فارسی امروز نیز کاملاً رایج است .
در جمله بعد به عنوان یک استثنا میفرماید : « مگر اینکه تصرّف شما در اموال دیگران از طریق داد و ستدی باشد که از رضایت باطنی دوطرف سرچشمه بگیرد : اِلاّ اَنْ تَکُونَ تِجارَةً عَنْ تراضٍ مِنْکُمْ » .
این جمله، استثناییاست ازقانون کلّی سابق، ولی بهاصطلاح « استثناء منقطع » (1)است یعنی آنچه در این جمله آمده مشمول قانون سابق ، از آغاز نبوده است و تنها به
(112) راز خوشبختی
1) استثناء منقطع غالبا برای تأکید عمومیت حکم عام میآید، این معنی در مورد آیه فوق صادق است به علاوه این حقیقت را اعلام میکند که با تحریم تصرفات باطل ، راه زندگی بر شما بسته نیست و میتوانید از طریق تجارت مشروع هدف خود را تأمین کنید .
عنوان یک تأکید و یادآوری ذکر شده ، آن هم به نوبه خود یک قانون کلّی است .
طبق این بیان ، تمام مبادلات مالی و انواع تجارتها که درمیان مردم رایج است چنانچه از روی رضایت طرفین صورت گیرد و جنبه معقول و منطقی داشته باشد از نظر اسلام مجاز است ( مگر در مواردی که به خاطر مصالح معینی ، نهی صریح از آن شده است ) .
سپس در پایان آیه ، مردم را از قتل نفس بازمیدارد و ظاهر آن به قرینه آخرین جمله آیه نهی از خودکشی و انتحار کرده و میفرماید: « و خودکشی نکنید، خداوند نسبت به شما مهربان است : وَ لا تَقْتُلُوا اَنْفُسَکُمْ اِنَّ اللّهَ کانَ بِکُمْ رَحیما ». یعنی خداوند مهربان نه تنها راضی نمیشود دیگری شما را به قتل برساند بلکه به خود شما هم اجازه نمیدهد که با رضایت خود خویشتن را به دست نابودی بسپارید .
راز خوشبختی (113)
در روایات اهلبیت علیهمالسلام نیز آیهفوق بههمین معنی « انتحار » تفسیر شده است .(1)
اکنون این سؤال پیش میآید که چه ارتباطی میان مسأله « قتل نفس » و « تصرّف باطل و ناحقّ در اموال مردم » وجود دارد ؟
پاسخ این سؤال روشن است و در حقیقت قرآن با ذکر این دو حکم پشت سر هم اشاره به یک نکته مهمّ اجتماعی کرده است و آن اینکه اگر روابط مالی مردم بر اساس صحیح استوار نباشد و اقتصاد جامعه به صورت سالم پیش نرود و در اموال یکدیگر به ناحقّ تصرّف کنند ، جامعه گرفتار یک نوع خودکشی و انتحار خواهد شد و علاوه بر اینکه انتحارهای شخصی افزایش خواهد یافت ، انتحار اجتماعی هم از آثار ضمنی آن است .
(114) راز خوشبختی
حوادث و انقلابهایی که در جوامع مختلف دنیای معاصر روی داده ، شاهد
1) « مجمع البیان » ، ذیل آیه و « نورالثقلین » جلد 1 ، صفحه472 .
گویای این حقیقت میباشد و از آنجا که خداوند نسبت به بندگان خود ، مهربان است به آنها هشدار میدهد و اعلام خطر میکند که مراقب باشند مبادا مبادلات مالی نادرست و اقتصاد ناسالم ، اجتماع را به نابودی و سقوط بکشاند .
«وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ عُدْوانا وَ ظُلْما فَسَوْفَ نُصْلیهِ نارا وَ کانَ ذلِکَ عَلَی اللّهِ یَسیرا: (1)و هرکس اینعمل را از روی تجاوز و ستم انجامدهد، بهزودی او را در آتشی وارد خواهیم ساخت و این کار برای خدا آسان است» .
« صَلْی » دراصل بهمعنی نزدیکشدن بهآتش است، اما گرم شدن و برشته شدن و سوخته شدن به آتش را نیز « صلی » میگویند و در آیه فوق به معنی وارد شدن و سوختن در آتش است .
در آیه مورد بحث به مجازات کسانی که از قوانین الهی سرپیچی کنند اشاره کرده و
راز خوشبختی (115)
1) 30 / نساء .
میفرماید : « و هرکس ازاین فرمان سرپیچی کند و خود را آلوده خوردن اموال دیگران به ناحقّ سازد و یادست بهانتحار و خودکشی زند ، نه تنها به آتش این جهان میسوزد ، بلکه در آتش قهر و غضب پروردگار نیز خواهد سوخت » (وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ عُدْوانا وَ ظُلْما فَسَوْفَ نُصْلیهِ نارا). و در پایان میفرماید: « اینکار برای خدا آسان است » ( وَ کانَ ذلِکَ عَلَی اللّهِ یَسیرا ) .(1)
« وَ مَنْاَعْرَضَ عَنْذِکْری فَاِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکا وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیمَةِ اَعْمی :(2)و هرکس از یاد من روی گردان شود زندگی تنگ ( و سختی ) خواهد داشت و
(116) راز خوشبختی
روز قیامت او را نابینا محشور میکنیم » .
گاه میشود درهای زندگی به روی انسان به کلی بسته میشود و دست به هر کاری میزند با درهای بسته رو به رو میگردد و گاهی به عکس به هر جا روی میآورد خود را در برابر درهای گشوده میبیند ، مقدمات هر کار فراهم است و بنبست و گرهی در برابر او نیست ، از این حال تعبیر به وسعت زندگی و از اولی به ضیق یا تنگی معیشت تعبیر میشود، منظور از « مَعیشَةً ضَنْک » که در آیات بالا آمد نیز همین است .
گاهی تنگی معیشت بهخاطر ایننیست که درآمد کمی دارد ، ای بسا پول و درآمدش هنگفت است ، ولی بخل و حرص و آز زندگی را بر او تنگ میکند نه تنها میل ندارد در خانهاش باز باشد و دیگران از زندگی او استفاده کنند ، بلکه گویی نمیخواهد آن را به روی خویش بگشاید ، به فرموده علی « همچون فقیران زندگی میکند و همانند اغنیاء و ثروتمندان حساب پس میدهد » .
راستی چرا انسان گرفتار این تنگناها میشود ، قرآن میگوید : عامل اصلیش
راز خوشبختی (117)
اعراض از یاد حق است . یاد خدا مایه آرامش جان و تقوا و شهامت است و فراموش کردن او مایه اضطراب و ترس و نگرانی است .
یاد خدا مایه آرامش جان و تقوا و شهامت است و فراموش کردن او مایه اضطراب و ترس و نگرانی است .
هنگامی که انسان مسؤولیتهایش را به دنبال فراموش کردن یاد خدا به فراموشی بسپارد ، غرق در شهوات و حرص و طمع میگردد ، پیدا است ، که نصیب او معیشت ضنک خواهد بود ، نه قناعتی که جان او را پر کند ، نه توجه به معنویت که به او غنای روحی دهد و نه اخلاقی که او را در برابر طغیان شهوات باز دارد .
اصولاً تنگی زندگی بیشتر به خاطر کمبودهای معنوی و نبودن غنای روحی است ، به خاطر عدم اطمینان به آینده و ترس از نابود شدن امکانات موجود ، و وابستگی بیش از حد به جهان ماده است و آنکس که ایمان به خدا دارد و دل به ذات پاک او بسته ، از همه این نگرانیها در امان است .
(118) راز خوشبختی
البته تا اینجا سخن از فرد بود ، هنگامی که به جامعههایی که از یاد خدا روی گرداندهاند وارد شویم ، مسأله از این وحشتناکتر خواهد بود ، جوامعی که علیرغم پیشرفت شگفتانگیز صنعت و علیرغم فراهم بودن همه وسایل زندگی در اضطراب و نگرانی شدید به سر میبرند ، در تنگنای عجیبی گرفتارند و خود را محبوس و زندانی میبینند. همه از هم میترسند ، هیچکس به دیگری اعتماد نمیکند ، رابطهها و پیوندها همه بر محور منافع شخصی است ، بار تسلیحات سنگین به خاطر ترس از جنگ بیشترین امکانات اقتصادی آنها را درکام خود فرو برده و پشتهایشان زیر این بار سنگین خم شده است .
زندانها مملو از جنایتکاران است و در هر ساعت و دقیقه طبق آمارهای رسمیشان ، قتلها و جنایتهای هولناکی رخ میدهد ، آلودگی به مواد مخدر و فحشاء آنها را برده و اسیر ساخته است ، در محیط خانوادههاشان نه نور محبتی است و نه پیوند عاطفی نشاط بخشی ، آری این است زندگی سخت و معیشت ضنک آنها .
راز خوشبختی (119)
رئیسجمهور اسبقآمریکا (کشورشیطان بزرگ) « نیکسون » در نخستین نطق ریاست جمهوریش بهاینواقعیت اعترافکرد و گفت: « ما گرداگردخویش زندگانیهای توخالی میبینیم ، در آرزوی ارضاء شدن هستیم ، ولی هرگز ارضاء نمیشویم » .
یکی دیگر از مردان معروف آنها که نقش او در جامعه به اصطلاح شادی آفریدن برای همه بود ، میگوید : « من میبینم انسانیت در کوچه تاریکی میدود که در انتهای آن جز نگرانی مطلق نیست » .
در روایات اسلامی میخوانیمکه از امام صادق پرسیدند منظور از آیه « مَنْ اَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَاِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکا» چیست؟ فرمود: « اعراض از ولایت امیرمؤمنان علی است »(1)آری آن کس که الگوی خود را از زندگی علی
1) « نور الثقلین » ، جلد 3 ، صفحه 405 .
بگیرد همان ابرمردی که تمام دنیا در نظرش از یک برگ درخت کم ارزشتر بود ، آنچنان به خدا دل ببندد که جهان در نظرش کوچک گردد ، او هر کس باشد ، زندگی گشاده و وسیعی خواهد داشت ، اما آنها که این الگو را فراموش کنند در هر شرایط گرفتار معیشت ضنک هستند .
(120) راز خوشبختی
در روایات متعددی اعراض از یاد حق در آیه فوق به « ترک حق » برای کسانی که قادرند تفسیر شده و این به خاطر آن است که مراسم تکان دهنده حج ارتباط و پیوند مجددی برای انسان باخدا میآفریند و همینارتباط و پیوند راهگشای زندگی او است ، در حالی که عکس آن سبب دلبستگی هر چه بیشتر به مادیات است که سرچشمه معیشت ضنک میباشد .(1)
1) « تفسیر نمونه » ، جلد 13 ذیل آیه شریفه .
«وَ اِذا اَنْعَمْنا عَلَی الاِْنْسانِ اَعْرَضَ وَنَابِجانِبِه وَاِذامَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعاءٍ عَریضٍ :(1)و هرگاهنعمتیبهانسان دهیم، رویمیگرداند و با حال تکبراز حق دور میشود، ولی هرگاه مختصر ناراحتی به او رسد ، تقاضای فراوان و مستمر ( برای برطرف شدن آن ) دارد» .
در آیه مذکور حالتی را که برای انسانها به هنگام اقبال و ادبار دنیایمادی رخمیدهد بازگومیکند که حالت فراموشکاری به هنگام نعمت و جزع و فزع به هنگام مصیبت است. میفرماید : « هر گاه به انسان نعمتی دهیم روی میگرداند و با تکبر از حق دور میشود » ( وَ اِذا اَنْعَمْنا عَلَی الاِْنْسانِ اَعْرَضَ وَنَا بِجانِبِه ) .
(122) راز خوشبختی
1) 51 / فصّلت .
« اما هر گاه مختصر ناراحتی به او برسد تقاضای فراوان و زیادی برای برطرف شدن آن دارد و دعای مستمر میکنند » ( وَ اِذا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعاءٍ عَریضٍ ) .
« نَاآ » از ماده « نَأْی » به معنی دور شدن میباشد و هنگامی که « جانِب » ( پهلو ) پشت سر آن قرار گیرد ، کنایه از تکبر و غرور است ، چون آدمهای متکبر صورت خود را بر میگردانند و با بیاعتنایی دور میشوند .
« عَریض » بهمعنی پهن در مقابل طویل است و در لسان عرب این دو تعبیر در مورد کثرت و زیادی به کار میبرد .
شبیه همین معنی در سوره یونس آمده است : « وَ اِذا مَسَّ الاِْنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِه اَوْ قاعِدا اَوْ قائِما فَلَمّا کَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ کَأَنْ لَمْ یَدْعُنا اِلی ضُرٍّ مَسَّهُ
راز خوشبختی (123)
کَذلِکَ زُیِّنَ لِلْمُسْرِفینَ ما کانُوا یَعْمَلُونَ :(1)هنگامی که به انسان مختصر زیانی برسد ما را در همه حال میخواند ، در حالی که به پهلو خوابیده ، یا نشسته یا ایستاده است ، اما هنگامی که ناراحتی او را برطرف سازیم ، چنان میرود که گویی هرگز ما را برای حل مشکلی نخوانده ، اینگونه برای اسرافکاران اعمالشان زینت داده شده است » .
آری چنین است ، انسان فاقد ایمان و تقوا که دائما به اینحالات گرفتار است ، به هنگام روی آوردن نعمتها « حریص » و « مغرور » و « فراموشکار » و به هنگام پشت کردن نعمتها « مأیوس » و نومید و « پر جزع » .
(124) راز خوشبختی
ولی در مقابل ، مردان حق و پیروان راستین مکتب انبیا ، آنچنان پرظرفیت و پرمایهاند ، که نه روی آوردن نعمتها آنها را دگرگون میسازد و نه ادبار دنیا، ضعیف
1) 12 / یونس .
و ناتوان و مأیوس، آنها به مصداق آیه شریفه «رِجالٌ لا تُلْهیهِم تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْذِکْرِ اللّهِ: (1)سودمندترین تجارتها و پرفایدهترین درآمدها، آنها را از یاد خدا غافل نمیسازد » ، فلسفه تلخیها و شیرینیهای زندگی را بهخوبی میدانند ، آنها میدانند که گاه تلخیها زنگ بیدار باش است و شیرینیها آزمایش و امتحان الهی . گاه تلخیها مجازات غفلتها است و نعمتهابرای برانگیختن حس شکرگزاری بندگان. قابل توجه اینکه در آیات فوق تعبیر به « اَذَقْنا » و « مَسَّهُ » شده ، که مفهومش این است با مختصر روآوردن دنیا یا زوال نعمتها ، وضع این افراد کممایه دگرگون میشود و راه غرور ، یا نومیدی و یأس را پیش میگیرند ، آنها چنان کوتاه فکر و ضعیفند که طبق ضربالمثل معروف : « با غورهای ترش میشوند و با مویزی شیرین » .آری یکی از مهمترین آثار ایمان به خدا همان وسعت روح و بلندی افق فکر و شرح صدر و آمادگی
1) 37 / نور .
مقابله با مشکلات و مصائب و مبارزه با هیجانات نامطلوب نعمتها است .
راز خوشبختی (125)
امیر مؤمنان علی ضمن دعاهایی که در آن سرمشق به یاران خود میدهد عرض میکند: «نَسْئَلُ اللّهَ سُبْحانَهُ اَنْ یَجْعَلَنا وَ اِیّاکُمْ مِمَّنْ لا تَبْطَرُهُ نِعْمَةٌ وَ لا تَقْصُرُ بِه عَنْ طاعَةِ رَبِّه غایَةٌ وَ لا تَحِلُّ بِه بَعْدَ الْمَوْتِ نَدامَةٌ وَ کِئابَةٌ : از خدا میخواهیم که ما و شما را از کسانی قرار دهد که هیچ نعمتی آنها را مست و مغرور نمیسازد و هیچ هدفی آنها را از طاعت پروردگار باز نمیدارد و پس از فرا رسیدن مرگ پشیمانی و اندوه دامانشان را نمیگیرد » ( نهجالبلاغه / 164 ).(1)
(126) راز خوشبختی
1) « تفسیر نمونه » ، جلد 20 ، صفحه 324 ذیل آیه شریفه 50 / فصلت .
موضوع صفحه
متن تأییدیه حضرت آیتاللّه خزعلی مفسّروحافظ کلقرآنکریم••• 6
مقدمه ••• 8
تعریف خوشبختی و بدبختی از دیدگاه قرآن کریم••• 11
اسباب سعادت و شقاوت••• 12
بررسی آیات مربوط به راز خوشبختی••• 21
معنا و مفهوم واژه « برکت »••• 22
پنج نعمت مادی ره آورد استغفار واقعی••• 23
(127)
فهرست مطالب
موضوع صفحه
نسخه امام حسن برای رفع خشکسالی ، فقر و نازایی••• 25
شرایط توبه و استغفار••• 29
پرهیز از گناه رمز خروج از بنبست بدبختیها••• 31
نعمت غیر قابل پیشبینی دستاوردتقواست••• 33
مفهومروح توکل برخدا••• 39
چرا اشخاصو جوامع فاقد ایمان زندگی مرفه دارند؟••• 42
رسیدن به اوج خوبیها رهآورد انفاق در راه خداست••• 47