ghaemiyeh.com
عنوان و نام پدیدآور : قرآن، مهدی (عج) و جوانان/محمدرضا نصوری
مشخصات نشر : قم: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج)، ۱۳۸۹.
مشخصات ظاهری : [۱۱۹]ص.
وضعیت فهرست نویسی : در انتظار فهرستنویسی (اطلاعات ثبت)
شماره کتابشناسی ملی : ۴۱۴۵۳۳۶
قرآن، مهدی (عج) و جوانان
مؤلف/ محمدرضا نصوری
ناشر/ بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج)
ویراستار/ محمدرضا مجیری
صفحه آرا/ رضا فریدی
چاپ/ کمال الملک
نوبت چاپ/ پانزدهم ـ تابستان 1391
شمارگان/ پنج هزار نسخه
قیمت/ 2000 تومان
مراکز پخش:
ص. پ: 119-37135 / تلفن: 7737801 / فاکس:7737160
WWW.IMAMMAHDI313.COM
info@imammahdi-s.com
ISBN: 978-964-7428-41-5
مقدمه8
بخش اول: جوان و قرآن15
جوان بتشکن17
جوان صبور18
جوان پاکدامن18
جوان پاکسرشت19
جوان غیور19
جوان شجاع20
جوان پندپذیر20
جوان مؤمن21
بخش دوم: یاران جوان23
الف. عصر بعثت25
جان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 29
نماینده پیامبران صلی الله علیه و آله و سلم 30
همسفر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 31
شاگرد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 32
زائر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 32
همراه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 33
دلداده پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 33
مبلغ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 34
فرماندار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 34
فرمانده پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 35
مرید پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 36
یار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 37
ب. واقعه عاشورا38
عباس بن علی علیه السلام 38
علی بن الحسین علیه السلام 39
ابراهیم بن علی40
جعفر بن علی40
عبدالله بن علی41
عثمان بن علی علیه السلام 41
عبدالله بن مسلم بن عقیل42
عبدالله بن عقیل42
عبدالله محسن بن عقیل43
جعفر بن عقیل بن ابیطالب43
ابوبکر بن علی43
محمد بن ابی سعید بن عقیل44
عمرو بن جناده44
محمد بن مسلم بن عقیل44
ج. عصر ظهور44
چرا جوان؟45
صفای باطن46
زیباگرایی59
شجاعت و شهامت60
انقلاب درونی و هیجان63
نوگرایی64
بخش سوم: حکومت جهانی جوانان67
رهبر جوان69
بخش چهارم: وظایف جوان منتظر79
الف. امام شناسی81
علم امام83
عصمت امام83
آراستگی به کمالات اخلاقی84
نصب امام از سوی خدا85
ب. حقشناسی90
حق وجود91
حق بقا در دنیا91
حق خویشاوندی با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 91
حق نعمت و واسطه آن92
حق پدر بر فرزند92
حق سید بر بنده92
حق عالم بر دانشپژوه93
حق امام بر مردم93
ج. آسیبشناسی94
برداشت نادرست از انتظار95
تعجیل96
توقیت96
ملاقاتگرایی98
مدعیان دروغین مهدویت و نیابت خاصه و عامه99
عدم پیروی از ولایت فقیه و نواب عام100
محبوب کیست؟102
محبت طرفینی103
محبت و هدایت105
لازمههای محبت105
انتظارهای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از جوانان110
جوان در آخرالزمان111
دعای امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف 113
فعالیت117
بینش عمیق119
الف. بینش عمیق به حقتعالی119
ب. بینش عمیق به امام علیه السلام 121
ج. بینش عمیق به انسان و هستی124
طرح و برنامة جهانی125
جهاد و مبارزة جهانی126
شجاعت127
ایثار128
بردباری129
یکدلی131
استواری131
کتابنامه134
تمام فراز و نشیب دوران زندگی، سه مرحله است: «کودکی، جوانی، پیری». جوانی منزل قدرت و قوت است که دو طرف آن را ضعف و ناتوانی احاطه کرده است؛ بنابراین، بهار عمر، جوانی است. هر فردی در پیمودن راه زندگی و طی کردن پستیها و بلندیهای آن، مانند کوهنوردی است که یک روز دامنة فراز را میپیماید تا خود را به مرتفعترین قله کوه برساند و روز دیگر از دامنه نشیب عبور میکند تا به آخرین نقطه نزولی برسد.
هنگام پیمودن دامنه فراز، هر روز که بر وی میگذرد، چشماندازش وسیعتر می شود و نقاط تماشایی را بیشتر میبیند. وقتی به قله کوه قدم میگذارد، به همهجا تسلط مییابد و عالیترین مناظر را مشاهده میکند؛ برعکس، هنگام پیمودن راه نشیب، هر روز که بر او میگذرد، چشماندازش محدودتر میشود و نقاط
تماشایی، یکی پس از دیگری پنهان میگردد.
ایام جوانی، رسیدن به مرتفعترین و عالیترین منازل زندگی است. از دیدگاه جوان، مناظر زیبا و چشماندازهای مطبوع و دلانگیز بسیار است. روح جوانان، لبریز از آمال و آرزو و سرشار از عشق و امید است. ایام جوانی، دوران درخشندگی و فروغ زندگی، دوران سرور و شادمانی، ایام قوت و قدرت، زمان نشاط و امید و دوران کار، کوشش، شور و هیجان است. مقام معظم رهبری میفرماید:
وقتی با جوانان هستم و در محیط جوان قرار دارم، احساس من مثل احساس کسی است که در هوای صبحگاه تنفس می کند؛ احساس تازگی و طراوت می کنم.(1)
بیشک، جوانان از مهمترین سرمایه های یک جامعه به شمار میآیند؛ چون فطرت و طبیعت پاک جوانان همواره با هیجان و پویایی همراه است و طلایهدار کاروان خیر، نیکی و سعادت میباشد.
در تمام جوامع بشری، جوانان سمبل نشاط و بالندگی هستند و تأثیر جوانان در هر جامعه با تحولات عظیم اجتماعی و فرهنگی رابطة مستقیم دارد؛ از این رو جوانان پیوسته مورد عنایت ویژه فرستادگان الهی و مصلحان بودهاند. پیشرفت و تعالی هر جامعه در گرو
1) کودک، نوجوان و جوان از دیدگاه مقام معظم رهبری، ج2، ص81.
پیشرفت جوانان آن است. نیروی خستگی ناپذیر و فطرت حقیقت پذیر جوانان، تا زمانی که از مسیر الهی خارج نشده، تضمین کنندة سعادت و هدایت جامعه است.
جوانان، بازوی قدرتمند دفاع و سازندگی هر جامعه و تأثیرگذارترین افراد در تحولات جامعهاند؛ پس باید تلاش کنیم این نیرو و استعداد عظیم و ارزشمند در مسیر سعادت و بالندگی به کار گرفته شود.
در قرآن و روایات، از این مقطع زیبای زندگی،با عنوان «احسن تقویم» یاد شده است و در روایتی این کلام خداوند متعال )لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ(1)را به دروان جوانی تفسیر فرمودهاند.(2)
پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم دربارة این ایام سفارش خاصی به ابوذر داشته است. آن حضرت میفرماید:
ای ابوذر! جوانی ات را قبل از پیری غنیمت دان.(3)
جوانی، یکی از نعمتهای بسیار مهم الهی است؛ زمان توشهگیری برای آینده و عصر سرنوشت است؛ پس باید قبل از فرارسیدن خزان عمر و از دست دادن بهار زندگانی، از فرصت جوانی بهره برد.
در روایات، این دوران را زمینهای برای آینده و سرنوشت بیان فرمودهاند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم میفرماید:
قدر جوانی را قبل از فرارسیدن پیری بدان.(1)
به فرمودة پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، با این وجود که در آینده از همة عمر سؤال و جواب میشود، از «جوانی» به طور ویژه سؤال و باز خواست میشود:
انسان در روز قیامت، قدم از قدم برنمی دارد، مگر این که دربارة چهار چیز از او سؤال می شود: از عمرش که در کجا صرف کرده و از جوانی اش که به چه کاری مشغول بوده و از ثروتش که از چه راهی به دست آورده و از دوستی اهل بیت علیهم السلام که چه انجام داده است.(2)
مقام معظم رهبری در تعبیر بسیاری زیبایی میفرماید:
جوانی در انسان، عبارت از دوران خاصی از عمر است که در آن دوران، انسان به شکفتگی و بالفعل شدن بسیاری از استعدادهای خود می رسد؛ یعنی دوران بروز استعدادها و دوران اوج زیبایی ها و جوشش استعدادها و توانایی هایی است که در انسان هست.(3)
اگر کسی عمرش را در راه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف صرف کند، برای این سؤالات بهترین پاسخ را دارد؛ پس چه بهتر که از
بهار عمر برای خدمت به ولیالله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف بهره جست و این ایام را غنیمت شمرد. حضرت امامخمینی رحمة الله در وصیتنامهای اخلاقی خطاب به فرزندش میگوید:
عزیزم! از جوانی به اندازه ای که باقی است، استفاده کن که در پیری همه چیز از دست می رود؛ حتی توجه به آخرت و خدای متعال. از مکاید بزرگ شیطان و نفس اماره آن است که جوانان را وعدة صلاح و اصلاح در زمان پیری می دهد، تا جوانی با غفلت از دست برود، و به پیران وعدة طول عمر می دهد، تا لحظة آخر با وعده های پوچ، انسان را از ذکر خدا و اخلاص برای او باز دارد، تا مرگ برسد و در آن حال، ایمان را ـ اگر تا آن وقت نگرفته باشد ـ می گیرد. پس در جوانی که قدرت بیشتری داری، به مجاهدت برخیز و از غیر دوست ـ جلّ و علا ـ بگریز و پیوند خود را هر چه بیشتر ـ اگر پیوندی داری ـ محکم تر کن و اگر خدای نخواسته نداری، تحصیل کن و در تقویتش همت گمار که هیچ موجودی جز او ـ جلّ و علا ـ سزاوار پیوند نیست. و پیوند با اولیای او، اگر برای پیوند به او نباشد، حیلة شیطانی است که از هر طریق، سدّ راه حق کند.(1)
نگارنده با تقدیم این اثر به ساحت نورانی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف و همه جوانان و مهدیباوران، توفیقات وافر برای همه عزیزان را از خداوند متعال خواستار است.
1) صحیفة نور، ج20، ص156.
در پایان، از تلاش همه عزیزان که در تهیه و تدوین این اثر ما را یاری کردند، به خصوص فاضل ارجمند، حجتالاسلام والمسلمین محمدرضا فؤادیان تشکر و قدردانی می کنم.
امیدوارم خداوند متعال به همه تلاشگران عرصة مهدویت و شما خوانندگان، لطف و عنایت خاص مرحمت فرماید. در پایان خواهشمندم ما را از نظرات و پیشنهادات خود بهرهمند فرمایید.
اللهم عجل لولیک الفرج
و من الله التوفیق
سیزده رجب 1428 مطابق با 6/5/1386
حوزه علمیه قم
محمدرضا نصوری
قرآن کلام خداوند است که دستورات الهی در آن نهفته است و انسان میتواند به وسیلة انس با قرآن بهرههای زیادی ببرد؛ به خصوص جوانان هرچه به قرآن نزدیک شوند، صفا و معنویت خاصی در آنها جلوهگر خواهد شد و به همان نسبت از انحرافات و فساد اخلاقی به دور خواهند بود. امام سجاد علیه السلام میفرماید:
اگر تمام اهل مشرق و مغرب از دنیا برود، هرگز از تنهایی وحشت نمی کنم، هنگامی که قرآن همراه من باشد.(1)
لذا جوان باید طبق رهنمودهای معصومان علیهم السلام به قرآن اهمیت بیشتری دهد و برای خود برنامه ریزی کند تا هرچه بهتر از این کتاب الهی بهرهمند شود.
امام صادق علیه السلام میفرماید:
هر کس در حال جوانی قرآن بخواند و با ایمان هم باشد، قرآن با گوشت و خونش بیامیزد و خدای بلندمرتبه او را با فرشتگان پیغام برنده و نیک رفتارش رفیق کند و قرآن
1) کافی، ج2، ص440.
برای او در روز قیامت پرده و مانعی از آتش باشد... .(1)
آخرین کتاب آسمانی که در برگیرندة همه مسائل است، درباره جوان و سیمای او و ویژگیها و مصادیقی از جوانان موفق در طول تاریخ، مطالبی بیان کرده که به برخی از آنان اشاره میشود:
حضرت ابراهیم علیه السلام یکی از چهرههای قرآن است که مبارزات و مناظرههای دوره های جوانی او در آخرین کتاب آسمانی جلوههای ویژهای دارد. او با جرات، صراحت و صلابت، همراه منطق، استدلال و قدرت، انسانهای زمان خود را به یکتاپرستی دعوت نموده و بتهای بیفایده را با تبرش شکست و نابود کرد و تلی از چوب و سنگ به وجود آورد.
مردم از همدیگر میپرسیدند: «چه کسی چنین کاری را انجام داده است؟» عدهای گفتند: «ما شنیدهایم جوانی بتها را به زشتی یاد می کند و به او ابراهیم میگویند».(2)
بتشکن جوان و قهرمان توحید، با اتهام توهین به خدایان به دربار نمرود احضار میشود و آن جا با شور جوانی، با استدلالهای محکم، نمرود را مقلوب
میسازد.(1)این مبارزه حضرت ابراهیم علیه السلام با شرک و بتپرستی در جوانی، برای همة جوانان الگوی مناسبی در برابر زشتیهای جامعه میباشد.
حضرت اسماعیل علیه السلام وقتی به حدّ رشد رسید، پدر بزرگوارش به او گفت: «من در خواب دیدهام تو را سر میبرم. نظرت در این باره چیست؟»(2)
اسماعیل جوان نیز جانانه و سربلند جواب داد: «ای پدر! آنچه خداوند متعال به تو امر کرده است، انجام بده؛ به خواست خداوند، من را از بردباران خواهی یافت».(3)
این فداکاری و جانبازی حضرت اسماعیل علیه السلام هر ساله روز عید قربان در خاطرهها و جانها زنده میشود. آمادگی حضرت اسماعیل علیه السلام در مذبح توحید برای اجرای فرمان الهی، الگویی برای همة جوانان در تسلیم و صبر است.
حضرت یوسف علیه السلام که برابر خواهشهای نفسانی زلیخا حاضر به معصیت نشد(4)، بیگناه به زندان افتاد. در
1) بقره،(2) 257: ( ...فَبُهِتَ الَّذِی کفَرَ ) … .
2) صافات (37)، 102: ( ... یَا بُنَیَّ إِنِّی أَرَی فِی الْمَنَامِ أَنِّی أَذْبَحُک فَانظُرْ مَاذَا تَرَی... ).
3) صافات (37)، 102: ( یَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنْ الصَّابِرِینَ ) .
4) یوسف (12)، 22و23: (وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَیْنَاهُ حُکماً وَعِلْماً... قَالَ مَعَاذَ اللّهِ إِنَّهُ رَبِّی أَحْسَنَ مَثْوَایَ...).
زندان، با تعبیر خواب دو جوان، سیمای نیکوکاری، علم، اندیشه و فراست این جوان پاکدامن بر دیگران آشکار شد.(1)نفس ستیزی حضرت یوسف علیه السلام در هنگام مهیا بودن شرایط گناه، الگویی برای همة جوانان میباشد.
حضرت یحیی علیه السلام در زمان پسرخالهاش، حضرت عیسی علیه السلام هنگامی که عیسی علیه السلام هنوز میان مردم زندگی میکرد و به آسمان صعود نکرده بود، برابر پادشاه خطاکار و معصیتطلب زمانش ایستاد، و این امر، موجب شهادتش گردید.(2)حضرت یحیی علیه السلام در مبارزه با ظلم زمان و همراه نشدن با آن، الگویی برای همة جوانان است.
حضرت موسی علیه السلام با تمام تدابیر امنیتی و سختگیریهای فرعون، پا به عرصه وجود گذاشت و دربار فرعون، محل رشد و نمو او شد. آن حضرت، در جوانی به حمایت بنیاسرائیل پرداخت؛ از این رو مجبور شد برای حفظ جانش وطنش را ترک کند. او صحرای سینا را پشت سر گذاشت و با زحمات طاقتفرسا خود را به «مدین» شهر شعیب پیامبر رساند. غیرت این جوان سبب شد به دختران شعیب کمک کند. او مانند دیگران، به جامعه
خود بیتفاوت نبود.(1)
حضرت داوود علیه السلام جوانی است که در مقابلة سپاه طالوت با لشکر باطل جالوت، پهلوان لشکر کفر (جالوت) را نقش بر زمین ساخت. خداوند متعال هم مقام نبوت، حکمت و سلطنت را به او بخشید.(2)وی با به کار بستن قدرت و قوت جوانی برای مبارزه با طاغوت، الگویی برای همة جوانان است.
فرزند لقمان، جوانی است که پای سخنان پدر مینشیند. لقمان حکیم، آنقدر سخنانش مهم است که خداوند متعال برخی از آنان را در قرآن کریم برای ما به یادگار نهاده است و یک سوره قرآن کریم نیز به نام او است. اما نکته مهم این است که فرزند جوانش مورد خطاب قرار گرفته و این سخنان برای همة جوانان در همة ایام آموزنده است.(3)
1) قصص (28)، 23و24، ( وَلَمَّا وَرَدَ مَاءَ مَدْیَنَ...فَسَقَی لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّی إِلَی الظِّلّ ) … .
2) بقره (2)، 251: (وَقَتَلَ دَاوُودُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللَّهُ الْمُلْک وَالْحِکمَةَ).
3) لقمان (31)، 13: (وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ یَعِظُهُ یَا بُنَیَّ لَا تُشْرِک بِاللَّهِ...).
در زمان دقیانوس، هفت جوان از خانوادههای محترم به خداوند متعال ایمان آوردند.(1)آنها برای حفظ ایمان و جان خود به ترک وطن مجبور شده و به غار پناه بردند.(2)چون خسته بودند، همگی خوابیدند و این استراحت، 309 سال به طول انجامید. مبارزة این جوانان با کفر و هجرت برای حفظ ایمان خود، الگویی برای همة جوانان است.
شایان ذکر است که در قرآن کریم، درباره جوان و روحیه جوان تعبیرات «شابّ» «فتی »و «فتیة» را به کار برده است که معادل فارسی آن «جوانمردی» است؛ از این رو اگر اصحاب کهف به لحاظ سن هم جوان نبودند؛ ولی از قلب جوان و روحیة جوانمردی که از حالات جوانان است بهرة کامل داشتند. نمونه تاریخی آن، عمرو بن حمق خزاعی است. وی در دوران جوانی، به پیامبر آب آشامیدنی داد. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بعد از آشامیدن آب در حق او چنین دعا کرد: «خدایا او را از جوانی بهرهمند ساز!». در اثر این دعا، او تا سن هشتاد سالگی روحیة جوانی داشت و در صحنههای نبرد در رکاب
امیرمؤمنان علیه السلام مانند سایر جوانان میدرخشید.(1)
به فریادم رس ای پیر خرابات
به یک جرعه جوانم کن که پیرم
نزد اکثر انسانها، جوانی مرحلهای خاص از سن و سال است؛ اما جوانی به روح بشر مربوط است. شخصی که از لحاظ جسمی پیر است، میتواند از نظر روحی جوان باشد.
1) الخرائج و الجرائح، ج1، ص52؛ بحارالانوار، ج18، ص12.
در همه انقلابها و نهضتها جوانان جایگاه ویژهای دارند و ارتباطی دو سویه بین قیامها و جوانان برقرار است؛ یعنی هم رهبران قیامها مشتاقند اطرافیان و پیروان جوان داشته باشند و هم جوانان خواستار قیام و انقلابند. بنا به فرمایش مقام معظم رهبری:
جوان در هر جامعه و کشوری، محور حرکت است. اگر حرکتِ انقلابی و قیامِ سیاسی باشند، جوانان جلوتر از دیگران در صحنه اند. اگر حرکت سازندگی یا حرکتِ فرهنگی باشد، باز جوانان جلوتر از دیگرانند و دست آن ها کارآمدتر از دست دیگران است. حتی در حرکت انبیای الهی هم ـ از جمله حرکت صدر اسلام ـ محور حرکت و مرکز تلاش و تحرک، جوانان بودند.(1)
از این رو ردپای جوانان در شکلگیری همه جریانات دیده میشود. بیشک در انقلاب جهانی حضرت
1) کودک، نوجوان و جوان از دیدگاه مقام معظم رهبری، ج2، ص234.
مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هم نقش جوانان بسیار پررنگ است؛ همان طوری که در ادوار انبیا و اوصیای گذشته این نقش قابل دقت و بررسی است و تاریخ شاهد و گواه مناسبی بر این حقیقت است؛ از این رو، دو جریان مهم تاریخ اسلام «بعثت و عاشورا» را که زمینهساز و مقدمه ظهور آخرین حجت الهی است، از این زاویه بررسی میکنیم.
در طول تاریخ جوانان، لبیک گوی دعوتها و بهترین یاران و انصار بودهاند. با سرزدن سپیده اسلام نیز طیف گستردهای از جوانان پرشور، گرداگرد شمع وجود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم حلقه زدند. این استقبال در کلام آخرین فرستادة برحق این گونه منعکس شده است:
خداوند مرا به پیامبری برانگیخت، پس جوانان با من هم پیمان شدند و یاری ام کردند؛ ولی بزرگسالان با من مخالفت کردند.(1)
سپس پیامبر اعظم علیه السلام این آیه شریف را قرائت فرمود:
)فَطَالَ عَلَیْهِمْ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ((2)
عمرشان طولانی گشت در نتیجه قلب هایشان قساوت یافت.
گسترش روز افزون جمعیت جوان به اطراف پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سبب
اختلافات شدیدی در خانوادهها بین جوانان و سالمندان شد.(1)جوانان با الهام از فطرت پاک خود، آنچنان شیفته آموزههای زیبای پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم شدند که ابوجهل ضمن سخنرانی آتشین خود، مسلمان شدن جوانان را فساد و گمراهی دانست و تعالیم رسول خدا را سبب انحراف و فساد جوانان خواند.(2)«مصعب»، فرستاده پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در مدینه با استقبال خوب جوانان روبه رو شد و آنان دعوت او را پذیرفتند.(3)
آن روی دیگر سکه یعنی استفاده از نیروی جوان برای پیشبرد اهداف رسالت نیز سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بوده است. جوانان لایق، بسیار مورد توجه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بودند و آن حضرت در کارهای حساس و خطیر از جوانان بهره میبرد، تا جایی که مورد اعتراض برخی از افراد قرار گرفت؛ از این رو به آنان فرمود:
کسی به سبب جوانی و کم سالی با او(عتّاب بن اسید) مخالفت نکند؛ چرا که بزرگ، برتر نیست بلکه برتر، بزرگ است.(4)
عصر بعثت که عصر شکوفایی فضیلتها است، زمان رویکرد جدید به جوانان نیز میباشد.(5)جوان، مظهر طراوت
و کوشش و آیت پیروزی است. نور توانایی در پیشانی او میدرخشد و در تمام عرصهها حضوری کارآمد دارد. پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم بسیار به جوانان اهمیت میداد، از نیروی آنان بهره میجست و با آنان مشورت میکرد.
در سال سوم هجرت که قریش با سه هزار مرد جنگی به سمت مدینه رهسپار بود. اصحاب و بزرگان معتقد بودند باید درون شهر منتظر آنان بود؛ ولی جوانان معتقد بودند باید در خارج شهر با آنان جنگید؛ پس با این رأی مخالفت کردند و گفتند: «ای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ! ما را برسر دشمن ببر، تا گمان نکنند ترسیدهایم و از ناتوانی و زبونی در شهر ماندهایم».(1)
در نتیجه اصرار جوانان، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نظر آنان را مقدم داشت و تصمیم گرفتند در خارج از شهر به جنگ آنها بروند. این، جلوهای از توجه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به نظر و روحیه جوانان است. آن حضرت، حتی از قدرت و قوت جوانان برای تبلیغ اسلام نیز استفاده میکرد.
مصعب بن عمیر دلهای جوانان را به سوی اسلام جذب کرد. معاذ بن جبل از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مأمور تعلیم قرآن و بیان احکام در شهر مکه شد.(2)عمرو بن حزم به نجران اعزام شد، تا اسلام را انتشار دهد.(3)همة این
موارد، گویای این واقعیت است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به رشد و تربیت نیروی جوان بسیار اهتمام داشت. سپردن فرماندهی سپاه برای رشد آنان و شکستن نظامهای جاهلی، نمونهای از این مسأله است.
جلالالدین رومی، اعتراض جمعی از یاران رسول خدا به سپردن فرماندهی لشکر به جوانی از طایفه هزیل و پاسخ آن حضرت را به شکلی مبسوط به نظم آورده است که گزیدهای از آن تقدیم میشود:
گفت نه نه یا رسول الله مکن
سرور لشکر مگر شیخ کهن
یا رسول الله جوان ارشیرزاد
غیر مرد پیر سرلشکر مباد
هم تو گفتی و گفت تو گوا
پیر باید، پیر باید پیشوا
یا رسول الله درین لشکر نگر
هست چندین پیر از وی پیشتر
گفت پیغمبر که ای ظاهر نگر
تو مبین او را جوان و بیهنر
ای بسا ریش سیاه و مرد پیر
ای بسا ریش سپید و دل چو قیر
عقل او را آزمودم بارها
کرد پیری آن جوان در کارها
پیر، پیرِ عقل باشد ای پسر
نه سپیدی موی اندر ریش و سر
ما که باطن بین جملة کشوریم
دل ببینیم و به ظاهر ننگریم(1)
سپردن عَلَم و بیرق سپاه به جوانان، جلوهای دیگر از این مسأله است.(2)انتخاب جوانان برای مأموریتهای ویژه مانند ابلاغ احکام، سورهها و نامهها، قضاوت،
مدیریتهای سیاسی، از بین بردن بتها و... به خوبی گواه تربیت نیرو و تکیه بر جوانان است.
نمونه بارز دیگر برای این مسأله فراگیری زبانهای خارجی توسط برخی جوانان به دستور پیامبر است. به سفارش و توصیه رسول گرامی صلی الله علیه و آله و سلم جوان پرشور مسلمان، زید بن ثابت، به فراگیری خط و زبان یهودیان (عبری) پرداخت، تا به خواندن مکاتبات یهودیان شبه جزیره عربستان تسلط یابد. همچنین وی زبان سریانی را که گویش رایج مسیحیان بود، در مدت هفده روز فراگرفت.(1)
سیره اشرف مخلوقات، تکیه و توجه به بهار عمر و بهترین دوره زندگانی انسان است. جوانان زیادی در عصر نبوی درخشیدند. نمایندگان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و نامه بران او معمولاً جوانان بودند. نمونههای زیر، گویای این واقعیت است:
امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السلام اولین مسلمان در سن 13 یا 15 سالگی و شخصیتی بود که جان پیامبر محسوب میشد.(2)وی بارها جان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را در شعب ابیطالب،
1) ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج4، ص74.
2) آلعمران (3)، 61 (آیه مباهله): (فَمَنْ حَاجَّک فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَک مِنْ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَی الْکاذِبِینَ).
لیلة المبیت و جنگها نجات داد؛ تا جایی که جبرئیل ندا داد: « جوانمردی غیر از علی و شمشیری جز ذوالفقار نیست.»(1)پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم براساس لیاقتش بارها به او مسئوولیتهای سنگین و مهمی را واگذار کرد؛ مانند قرائت و رساندن پیام سورة برائت و اعزام به یمن با وجود افراد کهنسال و مهمتر از همه رهبری مسلمانان بعد از خودش را به او سپرد.
جعفر بن ابیطالب ده سال از برادر خود حضرت علی علیه السلام بزرگتر بود. او در آغاز اسلام، بیست سال سن داشت و دومین مرد مسلمان شناخته شده است.(2)وی دوران جوانی بسیار پاکی داشت. روزی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از او پرسید: «آن چهار خصلت تو که موجب خشنودی خداوند شده است، چیست؟» جعفر گفت: «یا رسولالله! اگر به این دلیل نبود که خدا به شما خبر داده است، هرگز آنها را آشکار نمیساختم: هرگز میگساری نکردم؛ زیرا دانستم عقل را تباه میکند. هیچگاه دروغ نگفتم؛ زیرا فهمیدم دروغ ارزش آدمی را میکاهد. ابداً قصد زنا نکردم؛ چرا که بیم داشتم آنچه دربارة دیگران روا دارم، دربارهام
انجام پذیرد. بتها را پرستش نکردم؛ زیرا موجودی بیسود و زیان است.» پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به نشانة تحسین دست برشانة جعفر زد و فرمود: «به راستی سزاوار است خداوند به تو دو بال ارزانی دارد، تا با فرشتگان در بهشت پرواز کنی».(1)
این جوان، رهبری گروهی از مسلمانان را بر عهده داشت که به حبشه هجرت کرده بودند. اقدام وی در محفل بزرگ نجاشی و معرفی زیبای دین اسلام و قرائت آیاتی از سوره مریم، جلوهای باشکوه از تکیه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بر جوانان است. آن جوانمرد، پس از بازگشت-در حالی که فرماندهی سپاه اسلام را برعهده داشت- در جنگ موته به شهادت رسید.
زید بن حارثه سومین مرد جوانی است که مسلمان شد(2)و تنها صحابی ای است که نامش در قرآن کریم آمده است.(3)وی در سفر طایف همراه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود و برابر هجوم و سنگباران، خودش را سپر پیامبر کرد و چندین جای بدنش جراحت برداشت. زید جوان، در بیشتر غزوات و جنگهای عصر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شرکت داشت و
در هشت سریه امیر لشکر بود؛(1)تا آن که در سال هشتم، در نبرد موته پس از شهادت جعفر بن ابیطالب مسؤلیت فرماندهی را بنا به توصیه و سفارش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به عهده گرفت و در نبردی سخت، پیاده جنگید و میان نیزهداران دشمن به شهادت رسید.(2)
عبدالله بن مسعود، جوان بیست سالة مکه، بیست و سومین نفری بود که به دین اسلام گروید.(3)شور و نشاط، جدیت و قوت ایمان وی سبب میشد همواره نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمد و شد داشته باشد. وی حدود هفتاد سورة قرآن را از زبان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شنید و بقیه را از محضر امیرالمؤمنین علیه السلام فرا گرفت.(4)وی پیرو واقعی ثقلین بود. عشق او به قرآن و اهلبیت علیهم السلام ستودنی است و در این زمینه الگوی مناسبی برای نسل امروز است.
جابر بن عبدالله انصاری یکی از جوانان تلاشگر و پرشور مدینه بود که در تمام صحنههای حماسی، حضوری نمایان داشت. او نخستین بار در دوران نوجوانی همراه پدر و برخی
از یثربیان در سال سیزدهم بعثت در قصبة منی پیامبر را زیارت کرد.(1)وی در نوزده غزوه از بیست و یک غزوه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم حضوری جانانه داشت.(2)از ویژگیهای او، عشق و ارادتش به پیامبر و اهلبیت علیهم السلام است. جابر در روز تولد امام حسین علیه السلام برای عرض تبریک به منزل حضرت زهرا علیهما السلام رفت و در دستان حضرت فاطمه علیهما السلام لوح سبزی مشاهده کرد که اسامی امامان علیهم السلام بر آن نوشته شده بود، و از آن یادداشت برداشت.(3)وی اولین زائر قبر امام حسین علیه السلام است و سلام پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را نیز به امام باقر علیه السلام رسانده است.(4)
سعد بن مالک بن سنان، معروف به ابو سعید خدری، از جوانان صدر اسلام بود که در دانش و علم، سرآمد همسالان خود به شمار میآمد(5)و در دوازده غزوه هم پای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در میدانهای جنگ حضور حماسی داشت.(6)
معاذ بن جبل که در سن هجده سالگی مسلمان شده
بود، در نخستین نبرد (جنگ بدر) در حالی که بیست بهار از عمرش میگذشت، شرکت کرد. او همواره در کنار پیامبر حضوری چشمگیر داشت. معاذ در هنگام تصدی مسؤلیت ترویج دین در شهر مکه، حدود بیست و شش ساله بود.(1)
مصعب بن عمیر، اولین نماینده پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به مدینه برای تبلیغ احکام اسلام، جوان وارستهای بود که لیاقتش سبب شد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به او توجهای ویژه داشته باشد.(2)وی از خانوادههای ثروتمند و جوانی خوشسیما بود که پس از آگاهی از حضور جوانان مکه در خانة زید بن ارقم، آنجا آمد و اسلام را اختیار کرد. والدین او از این کارش بسیار ناراحت شدند و او را در خانه زندانی کردند؛ ولی او از دینش دست برنداشت. وی اولین کسی بود که در مدینه نماز جمعه برپا کرد و عاقبت در جنگ احد به فیض شهادت رسید.(3)
عتاب بن اسید، جوان بیست و یک سالهای است که پس از فتح مکه به عنوان امیر از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برگزیده شد. وی اولین امیری بود که نماز جماعت را در مکه
برگزار کرد. (1)
پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم پس از صدور فرمان حکومت مکه برای عَتّاب، درباره اهمیت این مسؤلیت خطاب به او فرمود:
ای عَتّاب! می دانی تو را بر چه کسانی گماشتم؟ تو را بر مردمان شهر خدای متعال گماشتم. اگر برای آنان بهتر از تو سراغ داشتم، او را بر ایشان می گماشتم.(2)
روشن است که انتخاب یک جوان به فرمانداری مکه بسیار حساس بوده و از سویی موجب ناراحتی و رنجش آنان میشد؛ از اینرو آن حضرت برای پیشگیری از اعتراض آنان در نامة مفصلی خطاب به مردم مکه نوشت:
کسی در نافرمانی از او به کمی سنش استدلال نکند؛ زیرا مسن تر، شایسته تر نیست؛ بلکه شایسته تر، بزرگ تر است.(3)
وی تا آخر عمر نیز فرماندار مکه بود و رفتار شایسته او برگ زرینی بر افتخارات جوانانی است که به نحو احسن از مسؤلیتها پیروز و سربلند بیرون میآیند.
اسامة بن زید جوان هجده سالهای است که از سوی
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به فرمانده نظامی لشکر اسلام انتخاب و معرفی شد.(1)حتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مخالفان از فرمان او را لعن و نفرین کرد. انتخاب او در روزهای آخر عمر شریف پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و با حضور بسیاری از اصحاب بزرگ، حکایت از این دارد که جوانان از بهترین نیروهایی هستند که در شرایط مهم سیاسی و بحرانها قابل تکیه و اعتماد هستند؛ به همین دلیل هیچگاه به سبب کم بودن سن افراد، بهانهجویی در مسؤلیت آنان روا نیست. شایسته سالاری، از دستورات اسلام است.
حنظله، فرزند ابوعامر، جوانی از قبیلة خزرج بود که در شب پیش از جنگ احد با دختر عبدالله بن ابی سلول ازدواج کرد. او از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای ماندن در شهر و رفتن نزد همسرش اجازه خواست. پیک وحی با آیهای برای اجازه دادن نازل شد؛(2)پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نیز اجازه داد. صبح زود حنظله برای اینکه فرصت جهاد را از دست ندهد، با حالت جنابت در نبرد حاضر شد و هنگامی که قصد کشتن ابوسفیان را داشت، یکی از مشرکان به سویش آمد و او را با نیزه به شهادت رساند. بعد از جنگ، بدن او را شسته دیدند، و علت را جویا شدند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
«دیدم فرشتگان، میان زمین و آسمان، حنظله را با آب باران در برگهایی از طلا غسل میدادند».
بدین سبب وی «غسیل الملائکه» یعنی غسل داده شده توسط فرشتگان نام گرفت.(1)
عمار بن یاسر که مادرش سمیه، نخستین زن شهید در راه خدا بود، از جوانان پیشتاز در ایمان و هجرت است. در آغازین روزهای جلوة اسلام، همراه پدر و مادرش شکنجههای مشرکان را تحمل کرد و بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم همراه حضرت علی علیه السلام بود و در جنگ صفین شهد شهادت نوشید. بدینسان، پیشگویی شگفتانگیز پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به واقعیت پیوست که فرموده بود: «تو را گروه متجاوز میکشند».(2)
همچنین شهادتش، گواهی بر حقانیت امیرمؤمنان علیه السلام و ستمگری معاویه شد.
بنابراین تکیه بر جوانان سیرة پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است و جانشینان برحق پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نیز همین روش را داشتند. ما برای رعایت اختصار، این مسأله را فقط در رخداد مهم عاشورا که زمینهساز ظهور است، بررسی میکنیم.
حماسهسازی جوانان در حساسترین واقعه جهان که در سال 61 ق به وقوع پیوسته، بسیار واضح و روشن است. بیشتر قهرمانان کربلا را جوانان تشکیل دادهاند. جوانان شهید بنیهاشم در کربلا که شش نفرشان از فرزندان امیرالمؤمین علیه السلام و بقیه فرزندان امام حسن مجتبی علیه السلام، امام حسین علیه السلام، حضرت زینب علیها السلام و عقیل بودند، نقش ویژهای در خلق این حماسه داشتند.
در فضیلت حضرت عباس علیه السلام همین بس که امام صادق علیه السلام میفرماید:
عمویم عباس، دارای بصیرتی نافذ و ایمانی محکم و پایدار بود و در رکاب امام حسین علیه السلام جهاد نمود و نیکو مبارزه کرد، تا به شهادت نایل آمد.(1)
امام سجاد علیه السلام در فضل حضرت ابوالفضل میفرماید:
خدا عمویم عباس را رحمت کند! او خود را فدای برادرش حسین علیه السلام کرد؛ تا این که هر دو دست او قطع شد و خداوند به او همانند جعفر طیار، دو بال عطا فرمود که در بهشت با فرشتگان پرواز کند. برای عباس در بهشت درجه ای است که تمام شهدا در قیامت به آن درجه غبطه می خورند.(2)
ابن فندق میگوید: ابوالفضل عباس هنگام شهادت 34
سال داشت.(1)او جوانی بسیار رشید و پرچمدار لشکر امام حسین علیه السلام بود. در شهادت او امام حسین علیه السلام فرمود:
برادر! با رفتنت کمر من شکست و صبرم تمام شد.(2)
حضرت علی اکبر علیه السلام در اوایل خلافت عثمان متولد شد. او از جد بزرگوارش حضرت علی علیه السلام روایت نقل کرده است. مادر آن حضرت، لیلا بوده است. در روز عاشورا هنگامی که از پدرش اذن جنگ طلبید، امام علیه السلام پس از اجازه، نگاهی محبتآمیز به او کرد و سر خود را پایین افکند و اشک در چشمان مبارکش حلقه زد. آنگاه آن حضرت دست به آسمان بلند کرد و فرمود:
خدایا! گواه باش جوانی را برای جنگ به میدان فرستادم که از نظر خلق و خوی و سخن گفتن، شبیه ترین فرد به رسول تو بود.(3)
مورخان دربارة سن مبارک علی اکبر علیه السلام نظرات مختلفی دارند. عدهای مانند شیخ مفید(4)، خوارزمی، طبرسی(5)، شیخ صدوق(6)و قاضی نعمان مصری میگویند: سن
مبارک او هنگام شهادت، هجده سال بود. عدهای دیگر سن او را موقع شهادت 29 سال میدانند (مانند بلاذری(1)و فخر رازی(2)). در هر صورت، حضرت علی اکبر علیه السلام جوانی بسیار خوش سیما و با ملاحت بود که افتخار شهادت در رکاب پدر نصیبش شد.(3)
محدث قمی، ابن شهرآشوب و ابوالفرج اصفهانی نام وی را در ردیف شهدای کربلا ذکر کردهاند.(4)ابن فندق بیهقی نیز وی را از شهدای کربلا میداند و میگوید: «ابراهیم هنگام شهادت بیست سال داشت».(5)
پدرش امیرمؤمنان حضرت علی علیه السلام و مادرش فاطمه امالبنین است.(6)ابنشهرآشوب میگوید:
جعفر، بعد از بردارش عثمان وارد میدان شد و این اشعار را خواند:
انّی انا جعفر ذوالمعال
ابن علی الخیر ذوالنوال
1) بلاذری، انساب الاشراف، ج3، ص406.
2) فخر رازی شجره مبارکه، ص72.
3) برای آشنایی بیشتر با شخصیت حضرت علی اکبر علیه السلام ر.ک: خورشید جوانان .
4) شیخ عباس قمی نفس المهموم، ص328؛ شیخ عباس قمی مستدرکات علم رجال الحدیث، ج1، ص177.
5) علی ابن زید بیهقی لباب الانساب، ج1، ص397.
6) ارشاد، ج2، ص109؛ سید محسن امین، اعیان الشیعة، ج4، ص129.
ذاک الوصیُّ ذوالسنا والوالی
حسبی بعمی جعفر ُ والخال
احمی حسیناً ذا الندی المفضال(1)
[من جعفر صاحب مراتب هستم و فرزند علی، صاحب کرم، که او وصی پیامبر و دارای مرتبه ای بلند است. عمویم جعفر مراکافی است. حسین را حمایت می کنم که صاحب فضل و کرم است.]
ابوالفرج اصفهانی مینویسد: «جعفر هنگام شهادت نوزده سال داشت.»
شیخ مفید رحمة الله مینویسد:
هنگامی که پرچمدار کربلا حضرت ابوالفضل علیه السلام به کشته های فراوان خودشان نگریست، به برادران مادری خود (عبدالله، جعفر و عثمان) گفت: «به پیش ای فرزندان مادر!» عبدالله وارد میدان نبرد شد و پس از جنگ شدید و نمایانی با هانی بن ثبیت به شهادت رسید.(2)
ابوالفرج اصفهانی میگوید:
عبدالله هنگام شهادت 25 ساله بود و فرزند نداشت.(3)
مرحوم سماوی میگوید: عثمان دو سال بعد از برادرش عبدالله به دنیا آمد و مادرش فاطمه امالبنین است. او
چهار سال با پدرش و پانزده سال با برادرش بود.(1)ابوالفرج اصفهانی میگوید:
خولی بن یزید اصبحی، تیری به طرف عثمان پرتاب کرد و وی را به شهادت رساند و سر وی را قطع کرد. عمر مبارک او هنگام شهادت 21 سال بود.(2)
بدون تردید، آل عقیل در روز عاشورا نقش بسیاری ایفا کردند و بالاترین خسارتها را بر پیکر پوسیده بنیامیه وارد ساختند. مشهور است که در کربلا، نه تن از آل عقیل از جمله عبدالله بن مسلم به شهادت رسیدند. مادر عبدالله، رقیه، دختر حضرت علی علیه السلام بود.(3)ابن فندق عمر شریف او را هنگام شهادت 26 سال ذکر کرده است.(4)
ابوالفرج اصفهانی مادر وی را ام ولد میداند. روز عاشورا در رکاب امام حسین علیه السلام روانة میدان شد و جنگید و عاقبت به دست شخصی به نام عثمان بن خالد و مردی از قبیلة همدان شهید شد.(5)ابن فندق سن عبدالله را هنگام شهادت 33 سال ذکر کرده است.
ابوالفرج اصفهانی مادر وی را ام ولد ذکر میکند. او روز عاشورا شربت شهادت نوشید. قاتلان وی عثمان جُهنی و بُسر حمدانی بودند.(1)ابن فندق عمر او را در موقع شهادت 35 سال ذکر کرده است.(2)
ابوالفرج اصفهانی مادر وی را ام الثّغر دختر عامر از قبیلة کلاب میداند و بنا به قول دیگری مادر وی خوصا، دختر ثغریه است.(3)ابن فندق سن او را هنگام شهادت 32 سال میداند.(4)
نام وی، محمد اصغر یا عبدالله است و مادر وی، لیلا دختر مسعود بن خالد بن مالک است. روز عاشورا، نبرد جانانهای کرد و عاقبت به دست مردی از قبیلة همدان شربت شهادت نوشید. سن او موقع شهادت بنا به نقل فندق 25 سال بود.(5)
مادر وی ام ولد بوده است. بیهقی سن محمد را هنگام
شهادت 27 سال ذکر کرده است.(1)
او فرزند جنادة ابن حارث است که بعد از شهادت پدرش در رکاب امام حسین علیه السلام به شهادت رسید. سن او هنگام شهادت، یازده سال بوده است.(2)
در روز عاشورا همراه بنیهاشم و فرزندان ابوطالب، وارد میدان شد و در سن 27 سالگی شربت شهادت نوشید.(3)
ویژگیهای جوان آن قدر مهم و باارزش است که در تشکیل حکومت جهانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف وجود یاران جوان چشمگیر و نمایان است. امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السلام در این باره میفرماید:
یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف جوانند و پیر در آن ها نیست، مگر به قدر سرمه چشم یا به اندازه نمک در زاد و توشه سفر؛ و نمک، کمترین وسیله سفر است.(4)
1) ابصار العین، ص90؛ مقاتل الطالبیین، ص97.
2) مناقب، ج4، ص104.
3) لباب الانساب، ج1، ص397.
4) غیبت نعمانی، ص438، ب20، ح10؛ غیبت طوسی، ص284؛ بحارالانوار، ج52، ص333؛ معجم احادیث الامام المهدی، ج3، ص102: «انّ اَصحابُ القائِمِ شَبابٌ لاکهولَ فیهم الاّ کالکحلِ فی العَینِ او کالمِلحِ فی الزادِ و اقلُّ الزادِ الملحُ».
در این حدیث، تعداد یاران غیر جوان امام، به مقدار سرمه در چشم و نمک در وسایل سفر بیان شده است. بسیار روشن است که این تعبیر کنایی، اشاره مستقیم به کثرت یاران جوان در حکومت جهانی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
در روایت دیگری صادق آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم این شکوه و زیبایی را این گونه بیان میفرماید:
جوانان شیعه، بر پشت بام های خانه های خویش استراحت می کنند که ناگهان به ندای صاحب خود، در یک شب، بدون وعده قبلی، پاسخ می دهند و صبح را در مکه حضور دارند. (1)
در روایات دیگری این اجتماع بینظیر و باشکوه جوانان به اجتماع پاره ابرهای پاییزی تشبیه شده است(2)که گویا کنایه از سرعت اجتماع جوانان باشد.
چرا جوان؟
با توجه به خصلت، مرام و شخصیت جوانان در عصر ظهور، اکثر یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از این گروه سنی هستند. برخی از این ویژگیها که سبب حضور عارفانه و
1) غیبت نعمانی، ص438، ب20، ح11؛ بحارالانوار، ج52، ص370؛ معجم احادیث الامام المهدی، ج4، ص6. « بینا شبابُ الشیعةِ علی ظُهور سُطُوحهِم نیامٌ اذاً تَوافوا اِلی صاحِبِهم فی لیلةٍ واحدةٍ علی غیر میعاد فَیُصبحونَ بمکة ».
2) غیبت نعمانی، ص170؛ بحارالانوار، ج52، ص37: « بینا شباب الشیعة... یجمعون فزعا کتفریح الخزیف من القبائل » (امام علی ) علیه السلام : معجم احادیث الامام المهدی، ج5، ص15.
عاشقانه جوانان میباشد، بدین شرح است:
نداشتن لجاجت، همراه فطرت پاک از خصوصیات منحصر به فرد جوانان است.
جوان، به سبب داشتن فطرت پاک، همواره با پویایی و هیجان به دنبال سعادت و گذشت از رسوم و عقاید تقلیدی است. اگر چه برخی در تعیین مصداق خیر و نیکی و یافتن راه، دچار سردرگمی و اسیر و گرفتار چاه میشوند، خود این حرکت و تلاش و نداشتن توقف و سکون، ناشی از روحیة حقیقتطلبی جوانان است. مقام معظم رهبری در این باره میفرماید:
طبیعت جوان، میل به معنویت و میل به صفا است... طبیعت جوان، پاکی و میل به پاکی، محبت و میل به محبت، معنویت و میل به معنویت، روشن بینی و میل به روشن بینان است. طبیعت جوان مقابله با زورگویی ها است. شما در هیچ جای دنیا سراغ ندارید که نهضتی از طرف جوانان به نفع دخالت بیگانگان درست شده است. همیشه در هر کجای دنیا که نهضت جوان، درست شده، علیه دخالت بیگانگان بوده است.(1)
لذا در همة دورانها شاهد حضور جوانان هستیم. این مسأله در انقلاب اسلامی ایران نیز از همین حقیقت
1) کودک، نوجوان و جوان از دیدگاه مقام معظم رهبری، ج2، ص96.
سرچشمه گرفته است. مقام معظم رهبری، میفرماید:
در پیروزی انقلاب اسلامی، جوانان و نوجوانان ما نقش اساسی و تعیین کننده ای داشتند و محصلین مدارس در جمع انبوه ملت ما و در راهپیمایی های چند میلیونی و حوادث خونین انقلاب حضور فعال خود را به اثبات رسانده، نسل نو ما رسالت خود را چه در دوران انقلاب و چه در حوادث دشوار پس از آن به انجام رسانده و آن روزی که دشمنان انقلاب و منافقین در سراسر کشور دست به آشوب و فتنه انگیزی زدند و همچنین در دورانی که جنگ از سوی دشمن متجاوز با حمایت های قدرت های بزرگ بین المللی به ما تحمیل شد، باز نقش جوانان در دفاع از آرمان های انقلاب یک نقش درخشان و برجسته بود.(1)
یکی از مهمترین عوامل موفقیت پیامبران- با وجود بسیاری از محرومیتها - پرداختن به نیازهای فطری انسانها بوده است. وجود این ویژگی در اسلام، به صورت کاملتر و جدیتر، سبب شد در زمان کوتاهی جوانان مهاجر و انصار که از فطرت پاکتر و آگاهتری برخوردار بودند، از اولین گروندگان به اسلام باشد. جوانان صدر اسلام، نه برای هواهای نفسانی و نه مادیات و نیازهای جسمانی، بلکه خسته از محیط آلوده و تشنه معرفت در پی پاسخ به نیاز فطرت بودند. حتی
1) پیام به دانشآموزان، به مناسبت آغاز دهه دوم انقلاب اسلامی (12/11/67).
برای برخی از آنان، پذیرش اسلام همراه بسیاری از محدودیتها، سختیها، فشارها، تهدیدها و کنار گذاشتن منزلتهای ظاهری، تجملات و ثروت بود؛ ولی حاضر شدند همة این مسائل را با دل و جان قبول کنند. جوانان، از نظر پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم گوی سبقت را در پذیرش اسلام ربودند و در این خصوص بر پیران فضیلت یافتند. روایت شده است پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
به شما دربارة جوانان به خیر و نیکی سفارش می کنم؛ چرا که آنان از نظر قلبی، پاک تر و مهربان ترند. خداوند مرا بشارت دهنده به رحمت و بیم دهنده از عذاب خویش فرستاد. جوانان با من همراه و هم سوگند شدند و پیران با من به مخالفت برخاستند.(1)
سپس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم این آیه شریف را قرائت فرمود:
(فَطَالَ عَلَیْهِمْ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ)(2)
عمرشان طولانی گشت؛ در نتیجه قلب هایشان قساوت یافت.
این گروه، به طور طبیعی کمتر از بزرگترها در تاریکیهای روحی و قساوت قلب غرق شدهاند و غالباً دارای صفای باطن، قلبی پاک، فکری جوان و دلی روشن میباشند.(3)به همین دلیل زودتر و بیشتر از
1) شباب قریش، ص1، به نقل از جوان از نظر عقل و احساسات، ج2، ص248.
2) حدید (57)، 16.
3) امام محمد باقر علیه السلام میفرماید: هر بندهای در دلش نقطه سفیدی است که چون مرتکب گناه گردد، نقطه سیاهی در آن پیدا میشود. سپس اگر توبه کند، آن سیاهی از بین میرود؛ ولی اگر به گناه ادامه دهد، آن سیاهی افزایش مییابد و دیگر صاحب آن دل به خیر نگراید و این سخن خداوند متعال است: (( کلا بل ران علی قلوبهم ما کانوا یکسبون )) (مطفّفین، 114) «نه چنین است؛ بلکه آنچه مرتکب شدند، بر دلشان زنگاری است». ( بحارالانوار، ج73، ص332).
بزرگترها به سوی حق و فضیلت رو میآورند و ندای امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را لبیک میگویند.
هنگام ظهور آخرین حجت الهی، جوانان گروه گروه عاشقانه و عارفانه گرداگرد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف اظهار ارادت میکنند؛ زیرا قلب آنها خالی از هر شائبه است. تمایلات و آرزوهای رنگارنگ همچنین عقاید، افکار و باورهای درهم تنیده بزرگسالان، مانند قفلهای سنگین و محکم مانع از حرکت سریع به سوی امام میشود. قبل از آن که آنها از سر عقاید خود برخاسته و قدمی پیش نهند، جوان فرسنگها راه پیموده است.
براساس روایت نورانی، آخرین پیامآور الهی صلی الله علیه و آله و سلم میفرماید:
هر فرزندی براساس فطرت خداشناسی به دنیا می آید؛ تا این که والدین او، وی را به یهودیت یا مسیحیت در می آورند.(1)
این فطرت در عصر جوانی هنوز به حق و فضیلت تمایل
1) بحارالأنوار، ج3، ص279، «کلُّ مولود یُولَدُ علی الفطرة حتّی یکونَ ابواهُ یُهَوِّدانِهِ و یُنَصِّرانه».
شدید دارد؛ فضیلتخواهی در وجود او موج میزند و همة فکر و دلش آسوده و فارغ از به گرفتاریها و زرق و برق دنیا است؛ از این رو به راحتی به ندای عدالت، لبیک میگوید. قبل از آنکه دیگران قلب خود را پاک و جایی برای تابیدن نور کلام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در صفحة وجودشان مهیا کنند، جوانان همة پیام نور را جذب و در صدد انعکاس آن هستند. بیجهت نیست که قلب جوان در میان همة قلبها، ارزش توجه بیشتری دارد. امام علی علیه السلام دل جوان را اینگونه تشبیه میفرماید: «قلب جوان مانند زمین خالی از کشت است که هر چه در آن بکاری، قبول میکند».(1)
مقام معظم رهبری نیز میفرماید:
دل های جوانان نورانی است و فطرت های آنان، سالم و دست نخورده است. آلودگی آنان به زخارف و آلودگی های دنیا، به بندهای گرانی که پول دوستی و مال دوستی و جاه طلبی و قدرت طلبی و این چیزها بر پای انسان می زند، برای آن ها خیلی کمتر است؛ لذا تحول اخلاقی در جوانان آسان تر است.(2)
در جای دیگر میفرماید:
جوان، آسان پذیر و زودپذیر است؛ چون دل او
نورانی است. هنوز آلودگی در دل های جوانان به قدر افرادی از قبیل بنده که سنی از آن ها گذشته است، نیست و سخت پذیر نشده اند. نورانی هستند؛ می توانند به راحتی حقیقت را درک کنند و بیایند و آن را بشنوند و بپذیرند.(1)
و در دیدار با جمعی از دانشجویان میفرماید:
جوآن ها در هر برهه ای از تاریخ کشورها و ملت ها یکی از مهم ترین مراکز سعادت یک ملت می توانند باشند. علت هم این است که جوان، برخوردار از طهارت فکری و پاک و ناآلوده است. جوان، مهبط لطف پروردگار است و در بسیاری از موارد، دل او محل جلوة عنایات ویژه الهی است. این را باید جوآن ها قدر بدانند. صفایی که روح انسان می تواند به دست آورد و با آن از لایه های مادیت و گرفتاری های مادی و آلودگی ها و پلیدی ها عبور بکند و دامن خود را پاک نگه دارد، در جوآن ها بیش از همه انسان ها است.(2)
با بالا رفتن سن، استعداد قلب نیز کم میشود. قابلیت، انعطاف و اثرپذیری آن کاهش می یابد. بروز مرارتها، ظهور سختیها، آشکار شدن ناملایمات و چشیدن همة آن ها، قلب را سخت و سنگین میکند. مواجه شدن با کژیها، برخورد با بدیها، دیدن ظلمها و... تأثیرات فراوان و سهم بسزایی در آلوده شدن و به انحراف
کشیدن انسانها دارد.
رقّت قلب، صفای باطن و دل مهربان موجب سرعت در کارهای خیر میشود. وقتی از یک جوان و یک پیر، همزمان درخواستی شود، سرعت تصمیمگیری و اقدام عملی جوان خیلی بیشتر است. شاید برخیها به نحوه عملکرد غیرجوان مهر دقت و سنجیدگی زنند؛ ولی حقیقت چیز دیگری است.
از امام صادق علیه السلام پرسیدند: «چرا وقتی فرزندان حضرت یعقوب علیه السلام از پدرشان طلب عفو و بخشش کردند، او گفت: «در آینده برای شما طلب بخشش میکنم»؛ ولی حضرت یوسف علیه السلام برابر این خواسته برادران، بلافاصله آنها را بخشید؟» امام علیه السلام جواب فرمودند:
«زیرا قلب جوان نرم تر از قلب پیر است».(1)
این ویژگی منشأ بسیاری از فضائل است. صفا و صمیمیت، عشق و محبت و... میوههای این خصوصیت است؛ بنابراین هر جایی که این ارزش و بها عرضه شود، قلب جوان، فروشنده و خریدار آن است؛ زیرا او دارای این ویژگیها و طالب این خصوصیات است. چرا جوانان همراه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شدند؟ زیرا پیام این رسول از جنسی بود که هماهنگ با فطرت آنان بود. چرا جوانان همراه آخرین جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نیز میشوند؟ زیرا جنس سخن و حرکت او با فطرت و روحیات جوانان هماهنگ است.
1) شیخ صدوق، علل الشرایع، ج1؛ ص54؛ بحارالانوار، ج12، ص28.
جوانان، گمشدة خود را در لا به لای پیام او مییابند. قلب، جان، ذهن، عاطفه و احساسات جوانان در حکومت جهانی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف پاسخ حقیقی و مطلوب مییابند.
تأمین کننده تمام نیازهای جوانان جهان، دولت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است؛ زیرا جوانان از ظلم، نادرستی و بداخلاقی دیگران رنج میبرند و بر انحراف و ناپاکی مردم افسوس میخورند(1)و آرزو دارند سجایای انسان و فضایل اخلاقی بر سراسر جهان حاکم باشد و تمام عالم به راستی و درستی قدم بردارند.
موریس دبس، استاد دانشگاه استراسبورگ میگوید:
در حدود 17 ـ 15 سالگی، جوانان به ندای تقدس یا شجاعت به لرزه در می آیند؛ آرزومند می شوند جهان را از نو تشکیل دهند، بدی را محو و نابود سازند و عدالت مطلق را حکم فرما نمایند...(2).
مقام معظم رهبری در این باره میفرماید:
جوان، طبیعتش ظلم ستیزی و مقابله با قلدری است. جوان، طبیعتش این است که وقتی ببیند دولتی در صحنه بین الملل، در عرصه عالم وجود دارد که اساس موجودیتش عبارت است از ظلم ـ نظام و حکومت صهیونیستی اساسش ظلم است دیگر ـ با آن مخالف خواهد بود... طبیعت جوان،
این است. جوان با ظلم مخالف است. جوان با زورگویی، با قلدری و با ناحق طلبی های زورگویانه، مخالف است.(1)
دقت ساده و اجمالی در وضعیت کشور ما گویای این حقیقت است که اگر حکومت دینی در جهت هدف اصلی خود یعنی رفع ظلم و اجرای عدالت و اصلاح اجتماعی و برقراری اخلاق و تصحیح روابط فردی و اجتماعی گام بردارد، جوانان را شیفته خود میسازد به صورتی که برای رفع ظلم حاضر به هر گونه تلاشی هستند. حتی جان خود را برای اعتلای عقاید مذهبی فدا میکنند. تجربه اجتماعی ایران گرایش جوانان به مذهب تأیید این مسأله در روانشناسی بلوغ است که جوانان نوعی فلسفه زندگی را برای خود ضروری میدانند و میخواهند پاسخ روشنی درباره جهان و وجود خود بیابند. ضمناً نوعی اعتراض به همه مسلکها و مرام هایی است که نه تنها گرهی از کار آنان نگشادهاند بلکه آنان از زمینه تاریخی و فرهنگ خویش هم بیگانه ساختهاند. عطش جوانان به مذهب در صورتی سیراب میشود که در جهت درست هدایت شود و صداقت و خلوص در همه امور را مشاهده کنند. جوانان، تمام مسائل را زیر ذره بین انتقاد و موشکافی قرار میدهند و
1) کودک، نوجوان و جوان از دیدگاه مقام معظم رهبری، ج2، ص147.
در اصول و بنیانهای اعتقادی هیچ گونه تسامح و سهل انگاری را روا نمیدارند و اگر با تناقض و تخالفی در گفتار و عمل مذهبی روبه رو شوند، به دو صورت واکنش نشان میدهند: یکی اینکه در اعتقاد خود سست میشوند؛ این در صورتی است که زمینه اعتقادی محکمی نداشته باشند و دیگر اینکه صدای خود را به اعتراض بلند میکنند و طالب جریان یافتن اصول و روشهای مذهبی در کلیه شؤون و امور میشوند.(1)
مقام معظم رهبری درباره نقش جوانان در پیروزی انقلاب میفرماید:
نقش کارساز و انکار ناپذیر جوانان و دانش آموزان کشور در پیروزی انقلاب اسلامی و سپس مقاومت آگاهانه در جهت حفظ دستاوردهای گران بهای انقلاب، بر کسی پوشیده نیست. این نقش عظیم- به خصوص پس از تجاوز رژیم عراق و شروع جنگ تحمیلی- روز به روز آشکارتر گردید و آنان که با دلیری و سربلندی، انقلاب اسلامی را به پیروزی رسانده بودند، در صحنه های دفاع از حریم وطن و دفع تجاوز دشمن و صیانت از انقلاب اسلامی نیز با قهرمانی مقاومت کردندو حماسه ها آفریدند.
حضور دانشآموزان جوان که امید انقلاب اسلامیاند هم در صحنه نبرد با دشمن بوده و هست. آنان در همان حال که در مرزهای کشور
1) سید احمد احمدی روانشناسی نوجوانان و جوانان، ص70.
با دشمن خارجی می جنگیدند، در محیط مدرسه نیز با عوامل ضد انقلاب سرگرم نبرد بودند. هوشیاری این جوانان حق طلب و خداجو، در همه صحنه ها، نقشة دشمنان اسلام و انقلاب را خنثی کرده است و به حول و قوه الهی از این پس نیز خنثی خواهند کرد.(1)
بنابراین، جوانان براساس فطرت پاک انسانی، به ندای حق و فضایل اخلاقی گرایش دارند و خواستار جهانی هستند که حق و فضیلت انسانی در آن حاکم باشد. جوانان تا زمانی که روح پاکشان به گناهان آلوده نشده است، همواره در پی رسیدن به فضایل انسانیاند.
جوانان، شیفتة ارزش های فرهنگی اعم از سیاسی، اجتماعی و دینی هستند. همین امر، باعث اختلاف آنان با بزرگسالان میشود. آنچه که اصطلاحاً تضاد بین نسلها یا شکاف بین نسلها مینامند، بیانگر تفاوت سیستم ارزشی جوانان با بزرگسالانی است که به آداب و رسوم گذشته پایبند هستند و هیچ تغییری را نمیپذیرند و به شدت با آن مقابله میکنند.
مطالعه اسپندلر(2)دربارة ارزشها نشان داد در جامعه، دو دسته ارزش جریان دارد: یکی ارزشهای سنتی و دیگری ارزشهای پیش بینی نشده. ارزشهای سنتی، به وسیله فرهنگ یک جامعه منتقل میشود و ارزشهای پیش بینی
نشده، قبلاً وجود نداشته و مقتضیات زمان، آنها را برای فرد، جالب و دارای کشش نموده است. جوانان، معمولاً به سمت ارزشهای پیش بینی نشده گرایش دارند و همین امر باعث برخورد آنان با بزرگسالان و والدین می شود که نماینده ارزشهای سنتی هستند و در برخی موارد به مشاجره میانجامد. برای جوانان امروزی، شناخت مسائل اجتماعی و تشریک مساعی در حل آنها ارزشمند است. جوانان میخواهند بیش از گذشته در زندگی اجتماعی سهمی داشته باشند. فساد، تباهی، بی رحمی، محرومیت و مسائلی از این قبیل، نوجوانان را به خشم میآورد و به اصلاح اجتماعی رو میآورند. جوانان میبینند و نمیتوانند آن را تحمل کنند. اعتراضات جوانان به انواع حکومتهای دیکتاتوری و مبارزه آنان برای آزادی و نیز ایستادگی آنان برابر تبعیض نژادی و مقابله با گسترش سلاحهای هستهای و تهاجم فرهنگی، نمونههایی از عدم تسلیم جوانان برابر ارزشهای بزرگسالان است.(1)
ابوجعفر احول که از یاران امام صادق علیه السلام و مبلغان دین بود، به حضور امام علیه السلام مشرف شد. امام از او پرسید: «مردم بصره در امر دین و اهلبیت علیهم السلام چگونهاند؟» عرض کرد: «تعداد کمی تمایل نشان دادهاند». امام علیه السلام فرمود:
به جوانان رو کن؛ زیرا آنها به سوی هر خیر و
1) روانشناسی نوجوانان و جوان، ص67.
نیکی، بیش تر سرعت می گیرند.(1)
بر اثر همین غریزه الهی است که پیش از اسلام در محیط آلوده و آکنده از فساد و تباهی مکه، عدهای پیمان «حلف الفضول» را بنا نهادند و در طول تاریخ جلوههای ویژه حقطلبی، فضیلتخواهی و دینگرایی را به منصه ظهور گذاشتند. هر گاه جوانان در خلأ اعتقادی و فقر دینی واقع شدهاند، به صورت وسیعی به دین گرایش یافتهاند؛ که از نمونههای کهن آن، گروندگان به حضرت موسی علیه السلام و حضرت عیسی علیه السلام است. قرآن در این باره میفرماید:
(فَمَا آمَنَ لِمُوسَی إِلَّا ذُرِّیَّةٌ مِنْ قَوْمِهِ عَلَی خَوْفٍ مِنْ فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِمْ أَنْ یَفْتِنَهُمْ)؛(2)
در آغاز هیچ کس به موسی ایمان نیاورد، مگر گروهی از فرزندان قوم او؛ در حالی که از فرعون و اطرافیان او می ترسیدند مبادا آنان را شکنجه دهند.
نکته جالب این آیه شریفه این است که با وجود ترس از فرعون و عواقب قبول دین، جوانان و فرزندان از پیشگامان قبول دین بودند. اغلب روانشناسان معتقدند انسانها در دوران جوانی به شدت به مذهب و دین گرایش دارند.
«تمایل فطری جوانان به مذهب آنقدر شدید است که همة روانشناسان میگویند: بین بحران تکلیف و جهشهای مذهبی، ارتباط غیرقابل انکاری وجود دارد.(1)
مقام معظم رهبری در این باره میفرماید:
عمق بخشیدن به ایمان و دست یافتن به معرفت دینی و مجاهدت برای حفظ طهارت و صفای دل نیز در جوانی از همیشه مفیدتر است.(2)
خداوند متعال زیبا است و زیبایی را دوست دارد.(3)یکی از ویژگیهای خاص جوانان بر اساس فطرتشان، زیباشناسی و زیباطلبی است. برخی روانشناسان معتقدند جوانان پیشگامان زیبایی بوده و ارزشهای زیباشناختی را در مرحلة اول اهمیت قرار میدهند.(4)اسلام به این روحیة جوانی توجه تام دارد و برای حفظ و تقویت آن، دستوراتی در این زمینه بیان کرده است؛ مسائلی از قبیل حفظ ظاهر، آراستن آن و بهداشت، از موارد با اهمیت اسلامی است.
روزی حضرت علی علیه السلام از بازار، دو پیراهن خرید. پیراهن بهتر و باارزشتر را به غلامش، قنبر داد. قنبر
گفت: «این پیراهن برای شما سزاوارتر است»؛ ولی امام علیه السلام به او فرمود:
تو جوانی و دارای حس زیبایی و من از خدا حیا می کنم که در این باره بر تو برتری جویم.(1)
امام صادق علیه السلام برای حفظ زیبایی جوانان میفرماید:
تراشیدن موی سر برای جوان نقص و برای پیر وقار و شخصیت است.(2)
البته زیبایی، منحصر در ظاهر نیست و جوانان، عاشق زیباییهای باطنی نیز هستند. فردی که ظاهری زیبا اما باطنی زشت و پلید داشته باشد، اگر در ابتدا مورد توجه قرار گیرد، خیلی زود مورد تنفر واقع میشود. برخی افراد، از زیبایی صورت بهرهای ندارند؛ اما به سبب سیرت زیبا، همیشه مورد توجه هستند. تأمین این نیاز در دوران حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به نحو شایسته و تمام محقق میگردد؛ زیرا دولت او دولت زیباییها است. وقتی جوانان میبینند دولت زیباییها در حال شکل گرفتن است، جانانه به سوی آن میشتابند.
قدرت و قوت جوانی بر هیچ کس پوشیده و مخفی نیست. توأم شدن این نیرو با هیجانطلبی و نشاط،
باعث ایجاد نیروی خارقالعادهای میشود که تمام تحولات در همة ادوار تاریخی از آن تأثیر ژرفی پذیرفته است.
آقای خادمی کوشا مینویسد:
انقلاب های فرهنگی و سیاسی، دائماً و غالباً با پشتوانة جوانان به وقوع پیوسته و اساساً پیشرفت و تعالی هر جامعه، در گرو پیشرفت جوانان آن بوده است. به همین سبب نیروی خستگی ناپذیر و فطرت حقیقت پذیر جوانان تا زمانی که با دخالت اهریمنان و بیگانگان آلوده نشده، تضمین کنندة سعادت و هدایت جامعه در سایة عزت و سرافرازی است. نمونة بسیار روشن در عصر حاضر، انقلاب اسلامی ایران است که کوشش عمومی جوانان در تمام نقاط کشور، در سایة وحدت و رهبری دینی و ولایت فقیه، توانست قدرتمندترین نیروی مخالف را سرنگون کند. جوانان در ایران، بزرگ ترین حماسة تاریخی را آفریدند و در دوران بحرانی جنگ تحمیلی نیز زیباترین صحنه های ایثار و فداکاری و شجاعت را به وجود آوردند.(1)
این ویژگی مهم و مؤثر سبب شده است تمام جنبشهای سیاسی ـ اجتماعی، انقلابها و نهضتهای خیر و شر، پیوسته این مسأله را رصد کرده و دنبال جذب این کانون انرژی و تحولساز
1) جوان در پرتو اهلبیت علیهم السلام، ص22.
باشند. اهلبیت علیهم السلام برای هدایت این ارزش، سخنان ارزشمندی بیان داشتهاند. صادق آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم از جوانان میخواهد ارزش این مهم را دریافته و تقوای الهی را در نظر گیرند و از همراهی و تقویت گروههای ناحق بپرهیزند.
ای جوانان! از خدا بترسید و پیرو پیشروان دروغین نباشید. آن ها را رها کنید، تا آن ها نیز پیرو باشند.(1)
امام صادق علیه السلام از جوانان میخواهد ارزش روحیات و خصوصیات خود را بدانند و نگذارند جریانهای باطل، از آن، سوءاستفاده کنند و قدرت آنها را بازوی اجرایی اهداف و مقاصد شومشان کنند.
به همین دلیل، اکثر یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف جوان هستند؛ زیرا حکومت جهانی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهان چنین نیروی عظیم و با ارزشی است. از سوی دیگر، جوانان میدانند نهضت و انقلاب جهانی حضرت صاحبالامر عجل الله تعالی فرجه الشریف نه تنها از این قوا سوء استفاده نمیکند، بلکه از آن، در جهت گسترش عدل و داد بهره میگیرد و حتی این قدرت و نیرو را رشد و جهت میدهد.
در دوران جوانی، روح و جسم جوان در پی تحولاتی
1) تفسیر عیاشی، ج2، ص83؛ « یا معشر الاحداث اتقوالله و لا تأتُو الروساءَ دعوهم حتی یَصیروا أذنابا ».
عمیق و گسترده به طور چشمگیری دگرگون میشود و روحیات پیچیدة انسانی به طور همهجانبه و با شتابی بیسابقه، خود را بروز میدهند. گویی در بنای عظیم انسان، انفجاری فراگیر تمام ابعاد حیاتی او را در هم فرو میریزد و با دمیدن روح تازهای در کالبدش، همة نیروها را شتابان و پرهیجان تعالی میبخشد. روانشناسان این دوره را با تعابیر مختلفی توصیف کردهاند؛ از جمله:
ژان ژاک روسو: تولد دوباره.
استانلی هال: دوران طوفان، فشار و جهش.
موریس دبس: دورة انقلاب، سرکشی و نوآوری(1).
این انقلاب درونی، هیجان، فشار و جهش را هیچ حکومتی جز حکومت جهانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نمیتواند پاسخگو باشد. بیشتر حکومتها باعث ازدیاد هیجان یا سرکوب روحیة جوانی هستند؛ اما دوران ظهور و پس از آن، زمان رشد و تعالی روحیهها و تکامل عقل، اخلاق و آرزوها است. عصر ظهور، تنها عرصه بروز و ظهور و پاسخگویی به امیال واقعی و نیازهای انسان است؛ از این رو جوانان با شوق و شور به سوی آن حضرت میشتابند و گرداگردش حلقه میزنند و پیامش را به گوش جان میشنوند.
یکی از صفات بارز جوانان، تجددطلبی و نوگرایی است.
1) ر.ک: روانشناسی کودک و اصول تربیتی جوانان، ص186؛ جوان در پرتو اهلبیت علیهم السلام، ص29.
آنان با تمام وجود خواستار مطالب و چیزهایی هستند که جدید باشد. تغییر، تحول، جدید بودن و به روز بودن، عشق جوانی است و همین روحیه سبب میشود جوانان، سهم بسزایی در حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف داشته باشند؛ زیرا حکومت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف تغییر و تحول همة جهان است.
ویژگیهای دوران جوانی که نمود آن در حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است بسیار است و ما اینجا در صدد طرح تمام آنها نیستیم. برخی دیگر از مهمترین آنها عبارت است از:
الف. روحیة انتقادی: این ویژگی به سبب اجرای عدالت مهدوی و انتقاد به ظلم جهانی حضور مؤثر جوانان در این عرصه معنا مییابد.
ب. احساس فداکاری، گذشت و ایثار: در دولت عدل، برای رفع ظلم، این خصلت مورد نیاز است و جوانان پاسخگوی این نیاز هستند.
ج. روحیة مبارزهجویی و عدالتخواهی: اختصاص داشتن این صفت به نهضت جهانی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بر هیچ فردی پوشیده نیست.
د. احساس مسؤولیت و تکالیف اجتماعی.
ه . آزادگی، فتوّت و جوانمردی.
و. وفاداری به عهد و پیمان.
هیچ انقلابی نمیتواند به این روحیات و خصوصیات به طور همزمان پاسخ دهد؛ مگر انقلاب جهانی حضرت
مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف که همگان، چشمانتظار اویند.
دولت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف مطابق فطرت انسانها است؛ لذا پاسخگوی تمام نیازها ـ به ویژه نیازهای روحی و روانی نسل جوان ـ است. مهمترین این نیازها که حکومت حضرت صاحبالامر عجل الله تعالی فرجه الشریف پاسخگوی آن است، عبارتند از:
صمیمیت، مهر و محبت
مقبولیت
قابلیت
هویت
شکوفایی، احساس رشد و کمال
هدف دار بودن زندگی
تقدیر و تشکر
امنیت و آرامش خاطر
استقلال طلبی و خود اتکایی
آرمانگرایی و مطلوب خواهی
یکی از امتیازات منحصر به فرد شیعه، داشتن رهبران فکری جوان است. هیچ جریان فکری و نهضت علمی، فرهنگی و راهبری در طول حیات انسان، مانند جریان و نهضت شیعه رهبرانش جوان نبوده و نیستند. میانگین سن آغاز امامت در امامان علیهم السلام 25 سال است. سن امامان علیهم السلام در زمان رسیدن به مقام امامت بدین شرح است:
امیرالمؤمنین، حضرت علی علیه السلام 32 سال
امام حسن مجتبی علیه السلام 37 سال
امام حسین علیه السلام 48 سال
امام سجاد علیه السلام 23 سال
امام محمد باقر علیه السلام 38 سال
امام جعفر صادق علیه السلام 31 سال
امام موسی کاظم علیه السلام 20 سال
امام رضا علیه السلام 35 سال
امام جواد علیه السلام 8 سال
امام هادی علیه السلام 8 سال
امام حسن عسکری علیه السلام 22 سال
امام مهدی علیه السلام 5 سال
شیعه با این پیشینه، چشم به دولتی دوخته است که یارانش جوان هستند.
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد
دولت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف زیباییهای فراوان و جلوههای بیبدیلی دارد که تا کنون هیچ مشابهی ـ با تمام خصوصیات ـ برای آن دیده نشده است. رهبر جوان، یاران جوان و رجعت جوانان، تنها از مؤلفههای حکومت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
در روز ظهور و قیام جهانی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، ظاهر امام با توجه به سن واقعی امام، بسیار جوان میباشد.
اباصلت هروی از امام رضا علیه السلام می پرسد: «علامت قائم شما وقتی که ظهور میکند چیست؟»
امام میفرماید:
علامت وی این است که از لحاظ سن، پیر است؛ ولی برابر دیدگان مردم، جوان ؛ به طوری که بیننده گمان می کند او چهل ساله یا کمتر است. نشانه او این است که با گذشت روزها و شب ها، پیر نمی شود؛ تا زمان رحلتش فرا رسد.(1)
1) شیخ صدوق، کمال الدین، ج2، ص652؛ بحارالانوار، ج52، ص285؛ معجم احادیث الامام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ج4، ص157، « علامته ان یکون شیخ السن شابّ المنظر حتی ان الناظر الیه لیحسبه ابن اربعین سنة اودونها. و ان من علامته ان لایهرم بمرور الایام و اللیالی حتی یأتی اجلهُ ».
ریّان بن صلت هم از امام رضا علیه السلام میپرسد: «آیا شما صاحب الامر هستید؟» امام میفرماید:
من صاحب امر هستم؛ ولی نه آن صاحب الامر که زمین را پر از عدل و داد می کند، چنان که پر از ظلم شده است. چگونه با این ضعفی که در بدن من می بینی می توانم صاحب الامر باشم؟ صاحب الامر، کسی است که وقتی ظهور کند، به سن پیران و به شکل و صورت جوانان است و بدنی نیرومند دارد که اگر دست مبارکش را به طرف بزرگ ترین درخت روی زمین دراز کند، آن را از ریشه بکند؛ اگر در میان کوه ها بانگ برآورد، صخره های آن فروریزد. عصای حضرت موسی علیه السلام و انگشتر حضرت سلیمان علیه السلام با او خواهد آمد. او چهارمین فرزند من است. خداوند متعال او را تا هنگامی که بخواهد، در پشت پرده غیبت نگه دارد. سپس ظاهر شود و زمین را پر از عدل و داد کند؛ آن چنان که پر از جور و ستم شده باشد. گویی با چشم خود می بینم در حالی که مردم به یأس و نومیدی دچار شده اند، ندای آسمانی را می شنوند که این ندا از مسافت دور همچون فاصله نزدیک شنیده می شود. او برای مؤمنان، رحمت و برای کافران عذاب خواهد بود.(1)
با توجه به این روایات و احادیث دیگر که در آن، واژة «شابّ»(2)آمده است در مییابیم که رهبر دولتی که همة
انبیا و اولیا چشم انتظار آن هستند، «جوان» است. در برخی دیگر از روایات، همراه این واژه، قیدهای دیگری نیز آمده است:
ـ شابٌ حَدَثٌ؛ جوانی نورس.(1)
ـ شاباً مُوَفَّقاً؛ جوانی کامل.(2)
ـ شابٌ بعدَ کبَرَ السِّن؛ جوان است، با اینکه سنش زیاد است.(3)
ـ شیخ السِّن شابُّ المنظر؛ سنّش زیاد و چهرهاش جوان است.(4)
این ویژگی منحصر به فرد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در روایات معصومان علیهم السلام این گونه بیان شده است:
حکم بن ابی نعیم میگوید: در مدینه خدمت امام باقر علیه السلام رسیدم و گفتم: «من میان رکن و مقام نذر کردهام، هنگامی که شما را در مدینه ملاقات کنم، از مدینه بیرون نروم جز اینکه دانسته باشم آیا قائم آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم شما هستید یا نه؟» امام علیه السلام چیزی نفرمود. حدود یک ماه گذشت. روزی در یکی از کوچههای مدینه مرا دید و فرمود:« تو هنوز اینجا هستی؟» گفتم: «آری؛ به شما گفتم که چه نذری دارم و شما چیزی به من
نفرمودید».
فرمود: «فردا صبح بیا منزل و پرسش خود را بپرس». فردا صبح به خدمتش مشرّف شدم؛ فرمود: «پرسش خود را بپرس. گفتم: «من میان رکن و مقام روزه و صدقهای نذر کردم که هنگامی که شما را در مدینه ملاقات کردم، از مدینه بیرون نروم جز اینکه دانسته باشم آیا شما «قائم آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم » هستید یا نه؟ اگر شما باشید، از شما جدا نشوم، تا در حضورتان شمشیر بزنم و اگر شما نباشید، به دنبال کار و زندگی خود بروم». فرمود: «ای حکم! همة ما قائم به امر خدا هستیم». گفتم: «آیا شما مهدی هستید؟» فرمود:« همة ما به سوی خدا هدایت میکنیم».گفتم: «آیا شما صاحب شمشیر هستید؟» فرمود:« همة ما صاحب شمشیر و وارث شمشیر هستیم». گفتم: «آیا شما آن کسی هستید که دشمنان خدا را میکشد و دوستان خدا را عزّت میبخشد و دین خدا را آشکار میسازد؟» فرمود:«ای حکم! چگونه ممکن است من، او باشم؟ در صورتی که من به 45 سالگی رسیدهام؛ ولی صاحب این امر از من به سن کودکی نزدیکتر است و بر پشت مرکب، از من چابکتر است».(1)
1) بحارالانوار، ج51، ص140؛ «... یا حکم کیفَ اکونُ انا و بَلَغتُ خمساً و اربعین انّ صاحبُ هذا اقربُ عهداً باللّبنِ منی و اخفُّ علی ظهر الدابة».
روایات فراوانی داریم که حضرت بقیةالله ـ روحی فداه ـ هنگامی که ظاهر میشود بین سی تا چهل ساله به نظر میرسد. البته هرگز مقصود این نیست که سن واقعی آن حضرت کمتر از چهلو پنج باشد؛ بلکه آنچه مردم از سیمای مبارک آن حضرت تصور میکنند، جوان با طراوت و شادابی بین سی الی چهل میباشد.(1)
محمد بن مسلم میگوید: به محضر امام باقر علیه السلام رسیدم تا درباره قائم آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم سؤال کنم. بدون اینکه از حضرت بپرسم، فرمود:
«ای محمد بن مسلم! در قائم آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم پنج شباهت با پیامبران وجود دارد(2)... امّا شباهتش با [حضرت] یونس علیه السلام غیبت او است که بعد از پیری به صورت جوان به سوی قومش بازگشت...».(3)
حضرت یونس علیه السلام که مدتها در دل ماهی و در قعر اقیانوسها از دیدگان امتش پنهان بود، وقتی از شکم ماهی خارج شد، خداوند متعال در کنار ساحل بوتة
1) خادمی شیرازی، یاد مهدی، ص165.
2) شباهت با حضرت یوسف علیه السلام در غیبت، با حضرت موسی علیه السلام در خوف از قتل و مخفی بودن ولادت، با حضرت عیسی علیه السلام در اختلاف مردم درباره زنده بودن او و شباهت با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در مسأله قیام به عدل است.
3) کمال الدین، ج1، ص327؛ بحارالانوار، ج51، ص217، معجم الاحادیث الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ج3، ص242.
کدویی برای او رویاند.(1)وی از آن تناول کرد و بعد از نیرو گرفتن، به سوی قومش برگشت؛ در حالی که به صورت جوانی اش بود.
امام صادق علیه السلام میفرماید:
در صاحب الزمان، نشانی از [حضرت] یونس علیه السلام است و آن این که بعد از غیبتش به صورت جوانی نورس ظاهر می شود. (2)
در روایت دیگری از امام جعفر صادق علیه السلام جوان بودن امام یکی از امتحانات بزرگ خداوند هنگام ظهور بیان شده است. آن حضرت میفرماید:
از امتحانات بزرگ الهی این است که صاحبشان به صورت جوانی ظاهر می شود، در حالی که آن ها درباره وی پیری کهنسال تصور داشتند.(3)
در روایت دیگری امام صادق علیه السلام در این باره میفرماید:
آن گاه که قائم به قیام اقدام می کند، مردم او را نمیشناسند؛ زیرا وی در سیمای جوانی با کمال نزدشان باز میگردد و جز افراد با ایمانی که خداوند در عالم ذر(4)از آنها پیمان گرفته است،
1) صافات، 146: ( وَأَنْبَتْنَا عَلَیْهِ شَجَرَةً مِنْ یَقْطِینٍ ) .
2) غیبت طوسی، ص259، ح399؛ « انّ فی صاحب الزمان شبهاً من یونس، رجوعُهُ فی غیبة بشرخ الشبابِ ».
3) غیبت نعمانی، ص268، ب10، ح43؛ معجم احادیث الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ج3، ص354، « انه من اعظم البلیة ان یخرجَ الیهم صاحبهم شاباً و هم یحسبونَهُ شیخاًک بیراً ».
4) با توجه به آیه شریف 172 سورة اعراف، عالم ذر به عالمی گفته میشود که خداوند متعال از همه ـ در حالی که ذرههای کوچکی بودند ـ بر توحید، نبوت و ولایت پیمان گرفت. برای اطلاع بیشتر ر.ک: تفسیر نمونه، ج7، ص4.
کسی در نزد او ثابت قدم نمی ماند.(1)
امام حسن مجتبی علیه السلام نیز در این باره میفرماید:
هنگامی که مهدی قیام کند، مردمان به انکار برمی خیزند؛ زیرا او به صورت جوان باز می گردد؛ در حالی که آن ها او را پیر فرتوت می انگارند.(2)
و در روایت دیگری میفرماید:
هنگامی که قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور کند، در سن کهولت خواهد بود؛ ولی با سیمای جوانی و نیروی عضلانی؛ آن چنان که اگر قوی ترین درخت روی زمین را با دست بکشد، از ریشه بر می کند و اگر بر کوه ها بانگ بزند، سنگ هایش فرو ریزد؛ اگر دستش بنده ای را نوازش کند، قلبش چون قطعة آهن محکم و استوار می شود. (3)
در روایت دیگری امام صادق علیه السلام میفرماید:
در سن سی سالگی و سن کمال، در سیمای
1) غیبت نعمانی، ص268، ب10، ح43؛ معجم الاحادیث الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ج3، ص353؛ غیبت طوسی، ص421، « لو خرج القائم لقد ان کره الناس، یرجع الیهم شاباً موفّقاً، فلا یثبت علیه الاّ کل مؤمن اخذ الله میثاقه فی الذر الاول ».
2) منتخب الاثر، ص285: « لوقام المهدی لًان کره الناس لأنه یرجعُ الیهم شابا و هم یحسبونه شیخاً کبیرا ».
3) منتخب الاثر، ص285 « ان القائم اذا خرج کان فی سنّ الشیوخ منظر الشباب، قویاً فی بدنه لَو مدّیدهُ الی اعظم شجرة علی وجه الارض لقلعها، ولو صاحَ بالجبالِ تَدَکدکت صُخورُها، لایضعُ یده علی عبد الا صار قلبُهُ کزُبر الحدید ».
جوانی ظهور خواهد کرد. (1)
در این باره که امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به صورت جوان ظاهر میشود، هیچ گونه شک و تردید نداریم و افرادی که قبول این مطلب برایشان مشکل است، اگر به تاریخ مراجعه کنند، نمونههایی از این رویداد را مییابند.
قدرت خداوند متعال و شگفتیهای جهان آفرینش آن قدر زیاد است که این مسأله برای افراد معمولی نیز رخ داده است. نصر بن دهمان که یکی از سالخوردگان قبیلة «غطفان» بود و عمرش از صد و نود سال میگذشت و قدش خمیده و عقلش از دست رفته بود، بار دیگر به جوانی بازگشت و مویش سیاه شد.(2)
ظهور همراه با طراوت جوانی، یکی از چشمههای قدرت پروردگار است و هرکس قدرت بیکران خداوند متعال را باور داشته باشد، در ایام ظهور در این رابطه شک و تردید نمیکند. همة تردیدها از ضعف ایمان به قدرت پروردگار سرچشمه میگیرد.
امام حسن مجتبی علیه السلام در این باره میفرماید:
نهمین فرزند برادرم حسین علیه السلام، پسر بانوی کنیزان
1) غیبت طوسی، ص421: «... یظهر فی صورة فتی موفق ابن ثلاثین سنة »؛ در غیبت نعمانی، ص269، به جای «فتی» واژه «شاب» آمده است؛ معجم احادیث الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ج4، ص77.
2) غیبت طوسی، ص421؛ منتخب الأنوار المضیئة، ص189؛ این مسأله از طریق اهل سنت هم ذکر شده است با ر.ک: بحارالانوار، ج51، ص237؛ کمال الدین، ج2، ص555.
است که خداوند، عمر او را در دوران غیبتش طولانی کند؛ آن گاه با قدرت خود او را به صورت جوان چهل ساله ای ظاهر نماید، تا دانسته شود که خداوند بر هر چیز توانا است.(1)
1) کمال الدین، ج1، ص315، ب29، ح2؛ بحارالانوار، ج52، ص279؛ معجم احادیث الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ج3، ص165، «التاسع من ولد اخی الحسین، ابن سیدة الاماء یطیلُ الله عُمرهُ فی غیبة ثم یظهره بقدرته فی صورة شاب ذی اربعین سنة ذلک لیعلم ان الله علی کل شیءٍ قدیر».
حال که دانسته شد جوانان، نقش کلیدی در دولت جوان امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دارند، شایسته است برای ظهور، زمینهسازی کنند و مهمترین زمینهسازی هم عمل به وظایف این دوران میباشد.
مرحوم آیت الله موسوی اصفهانی در کتاب مکیالالمکارم با توجه به آیات و روایات، بیش از هشتاد وظیفه برای انسان منتظر بیان کرده است.(1)ما در این بخش، وظایف اصلی و مهم جوان منتظر را یادآور میشویم:
یکی از مسائل حیاتی و اساسی انسان، شناخت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است که مایة رشد و تعالی است.
گر معرفت دهندت بفروش کیمیا را
گر کیمیا دهندت، بیمعرفت گدایی
حضرت علی علیه السلام درباره اصل معرفت در هر امری به کمیل میفرماید:
1) مکیال المکارم، ج2، ص181- 568 .
ای کمیل! هیچ حرکت و فعالیتی نیست، مگر این که در آن نیازمند شناخت و آگاهی هستی.(1)
مهدویت نیز معرفت و شناخت میطلبد و مهمترین شناختها در این حوزه عبارت است از:
الف: شناخت امام (امام شناسی)
ب: شناخت حقوق امام (حق شناسی)
ج: شناخت آفات و خطرات (آسیبشناسی)
بنابراین لازم است این سه موضوع بررسی شود.
شناخت امام علیه السلام دو جنبه دارد:
امام کیست و چه خصوصیاتی دارد؟
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف کیست و چه ویژگیهایی دارد؟
درباره قسمت اول، تا کنون کتابهای مناسبی نوشته شده است(2)و بسیار مناسب است این بحثها به طور جدی دنبال شود؛ زیرا شناخت این رتبه و جایگاه، مورد عنایت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز میباشد.
یکی از خدمتگزاران امام حسن عسکری علیه السلام به نام ابونصر پیش از غیبت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به حضور آن حضرت مشرف میشود. امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از او میپرسد: «آیا مرا
میشناسی؟» پاسخ میدهد: «آری؛ شما سرور من و فرزند سرور من هستید.» امام میفرماید: «مقصود من چنین شناختی نیست». ابونصر میگوید:« خودتان بفرمایید». امام میفرماید:
من، آخرین جانشین پیامبر خدا هستم و خداوند به (برکت) من بلا از خاندان و شیعیانم دور می کند.(1)
چقدر زیباست! امامی که هنگام غیبتش، اینقدر به ما نفع میرساند و از ما بلا دفع میشود، وقتی که ظهور کند، چقدر به ما نفع میرساند؟!
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به سبب ویژگیهایی که دارد، سرپرست انسانها و واسطه بین خلق و خالق است. امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف تداوم امامت امامان علیهم السلام، واسطه فیض الهی و مظهر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است. شناخت درست امام، طریق معرفت واقعی به خدا است. امام صادق علیه السلام میفرماید:
... ما بر شما سه حق داریم: این که به فضل ما معرفت یابید، پیرو ما باشید و منتظر فرج ما باشید... .(2)
امام علیه السلام شخصیت ممتازی است که به تناسب جایگاه والای پیشوایی و رهبری، دارای ویژگیهایی است که ما در اینجا به برخی از آنها اشاره میکنیم:
امام که سمت پیشوایی و رهبری مردم را به عهده دارد، لازم است تمام زوایای دین را بشناسد و به قوانین آن آگاهی کامل داشته باشد؛ با تفسیر آیات قرآن و تطبیق آن با سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، به تبیین معارف دین بپردازد؛ به همه سؤالات و نیازهای مردم در موضوعات مختلف پاسخ دهد و آنها را به بهترین شیوه راهنمایی کند. بدیهی است چنین مرجع علمی میتواند مورد اعتماد و تکیهگاه تودهها قرار گیرد. چنین احاطه علمی تنها به واسطة اتصال به علم الهی حاصل میشود. به همین دلیل، شیعه معتقد است علم امامان و جانشینان واقعی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برگرفته از علم بیکران خدایی است.
امام علی علیه السلام دربارة علامتهای امام برحق میفرماید:
امام، آگاه ترین فرد است به حلال و حرام خدا و احکام گوناگون و اوامر و نواهی او و هر آن چه مردم به آن نیازمند هستند.(1)
یکی از صفات مهم امام و شرایط اساسی امامت، «عصمت» است و آن، ملکهای است که بر اثر علم به حقایق امور و اعمال ارادهای قوی به وجود میآید. دارا بودن چنین کمالی در شخص، مانع ارتکاب هر نوع گناه یا دچار شدن به هر نوع غفلت و اشتباه از سوی او
1) محمدی ریشهری، میزان الحکمة، ج1، ح861.
میشود. امام به سبب برخوردار بودن از چنین جایگاهی و با استفاده از تعالیم قرآن و سنت نبوی صلی الله علیه و آله و سلم و بهرهگیری از عناصر کارآمد، حکومتی اسلامی را پیریزی میکند.
امام که پیشوا و راهبر جامعه است، باید از همه بدیها و رذائل اخلاقی دور باشد و در مقابل، از همه کمالات اخلاقی در عالیترین حدّ آن برخوردار باشد؛ زیرا او در جایگاه انسان کامل، بهترین الگو برای پیروان خود به شمار میرود.
امام رضا علیه السلام فرمود:
برای امام علیه السلام نشانه هایی است: او داناترین،... پرهیزگارترین، بردبارترین، شجاع ترین، سخاوتمندترین و عابدترین مردم است.(1)
به علاوه او در مقام جانشینی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، در پی تعلیم و تربیت انسانها است؛ بنابراین خود باید پیش از همگان و بیش از آنان، به اخلاق الهی آراسته باشد.
امام علی علیه السلام میفرماید:
کسی که [به امر خدا] خود را امام مردم قرار داده است، بر او است که پیش از تعلیم دیگران به تعلیم خود همت گمارد و باید دیگران را به وسیله رفتار خود تربیت کند، پیش از آن که با گفتار تربیت کند.(2)
از دیدگاه شیعه، تعیین امام و جانشین پیامبر تنها به دستور خدا و انتخاب او صورت میگیرد و پس از آن، پیامبر، امام را معرفی میکند؛ بنابراین هیچ فرد یا گروهی حق دخالت در این امر را ندارند. برای درک ضرورت نصب امام از سوی خداوند، نکاتی را یادآور میشویم:
الف. به فرمودة قرآن، حاکم مطلق بر همه چیز خداوند است و همه باید تنها از او اطاعت کنند. بدیهی است این حاکمیت میتواند از سوی خداوند به هر کسی ـ مطابق شایستگی و مصلحت ـ داده شود. پس همان گونه که پیامبر به وسیله خدا انتخاب میشود، امام نیز به تعیین الهی، بر مردم ولایت مییابد.
ب. پیش از این، برای امام ویژگیهایی از قبیل عصمت، علم و... بیان کردیم. روشن است که یافتن و شناختن کسی که دارای این صفات ـ آن هم در عالیترین درجه ـ باشد، تنها به وسیله خداوند امکانپذیر است که دانای به آشکار و نهان انسانها است؛ همانگونه که خداوند در قرآن کریم به حضرت ابراهیم علیه السلام میفرماید:
)إِنِّی جَاعِلُک لِلنَّاسِ إِمَاماً((1)
من تو را برای مردم،امام قرار دادم.
1) بقره (2)،124.
در پایان این گفتار، مناسب است بخشی از بیانِ زیبای پیشوای هشتم، حضرت امام رضا علیه السلام را بیاوریم که دربارة مقام امام و ویژگیهای او است:
آن ها [که در امر امامت اختلاف کردند و گمان کردند امامت امری انتخابی است] نادانی کردند... مگر مردم، مقام و منزلت امام را میان امت می دانند، تا روا باشد که به اختیار و انتخاب ایشان واگذار شود؟!
همانا امامت، قدرش والاتر و شأنش بزرگ تر و منزلتش عالی تر و مکانش رفیع تر و عمقش ژرف تر از آن است که مردم با عقل خود به آن برسند یا با آرای خود آن را دریابند... همانا امامت، مقامی است که خدای عزوجل بعد از رتبه نبوت و خُلّت (مقام خلیل اللّهی) در مرتبه سوم به ابراهیم علیه السلام اختصاص داد... امامت، خلافت خدا و خلافت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و مقام امیرالمؤمنین علیه السلام و میراث حسن و حسین علیهما السلام است. به راستی که امامت، زمام دین و مایه نظام مسلمین و صلاح دنیا و عزّت مؤمنان است... کامل شدن نماز، روزه، حج، جهاد و... نیز حفظ مرزها، به سبب امام [پذیرفتن ولایت] است.
امام، حلال خدا را حلال و حرام او را حرام می کند [و مطابق احکام واقعی پروردگار، حکم می کند] و حدود الهی را به پا می دارد و از دین خدا حمایت کرده و با حکمت و موعظه نیکو و دلیل رسا به راه پروردگار دعوت می کند.
امام، مانند خورشید طلوع کننده است که نورش عالم را فرا میگیرد و خودش در افق است؛ به
گونه ای که دست ها و دیدگان به او نرسد. امام، ماه تابان، چراغ فروزان، نور درخشان و ستارة راهنما در شدت تاریکی ها و در راه های شهرها و کویرها و درگرداب دریاها [و نجات دهنده از انواع فتنه ها و نادانی ها] است... . امام، انیس همراه و پدر مهربان و برادر تنی و مادر نیکوکار به فرزند کوچک و پناهگاه بندگان در مصیبت های بزرگ است. امام، کسی است که از گناهان، پاک و از عیب ها برکنار است. او به دانش مخصوص و به خویشتن داری و حلم نشانه دار است... . امام، یگانة روزگار خویش است و کسی به [ساحت] او نزدیک نمی شود و هیچ دانشمندی با او برابر نمی گردد. نه کسی جای او را می گیرد و نه برای او مثل و مانند یافت می شود... .
پس کیست که بتواند امام را بشناسد یا انتخاب امام برای او ممکن باشد؟! هیهات هیهات! این جا خردها گم شده و عقل ها سرگردان و حیران گردیده است. [این جا] دیده ها بی نور، بزرگان کوچک، حکیمان متحیر... و سخن دانان درمانده اند از این که بتوانند یکی از شؤون یا فضیلت های امام را توصیف کنند و آنان همگی به عجز و ناتوانی اعتراف می کنند...(1)
یادآوری این مطلب لازم که است برای شناخت جایگاه و نقش امام در هستی، توجه و تأمل در فرازهای زیارت جامعه کبیره نیز بسیار راهگشا است.
1) کافی، ج1، باب15، ح1، ص255.
اما قسمت دوم، یعنی «مهدی شناسی» نیز اهمیت زیادی دارد. شناخت امام زمان و حجت عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بسیار لازم و ضروری است؛ زیرا شناخت او رمز حیات و هویت ما است.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم میفرماید:
هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد، [علاوه بر زندگی جاهلی] به مرگ جاهلیت می میرد.(1)
شاعر اهلبیت علیهم السلام «سید حمیری» که مذهب کیسانیه اختیار کرده بود ـیعنی بعد از حضرت امام حسین علیه السلام به امامت برادر آن حضرت، محمد حنیفه معتقد بود ـ با وجود همة اشعاری که در حق اهلبیت علیهم السلام داشت و مبارزه ای ادبی که با دشمنان آنان انجام داد، با خبر شد که امام صادق علیه السلام او را کافر نامیده است. نزد آن حضرت آمده، عرض کرد: «آیا من با همة محبتی که به شما دارم و با دشمنان شما مخالفت میکنم، کافرم»
امام فرمود:
در حالی که به امام زمانت ایمان نداری، اعتقادت به ولایت امامان پیشین و محبت تو به ما و دشمنی با دشمنان، برای تو سودی نخواهد
1) کمالالدین، ج2، ص409؛ علامه مجلسی رحمة الله در بحارالانوار، ج23، ص 93 -76 بابی را با همین عنوان قرار داده و چهل حدیث را به همین معنا از راویان بسیار روایت کرده است: « من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة الجاهلیة ».
بخشید.(1)
تمام وظایف منتظر، مرتبط با معرفت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است. اگر معرفت حاصل شود، وظایف معنا دارد. این معرفت، فوائد بسیاری هم دارد. امام محمد باقر علیه السلام میفرماید:
کسی که بمیرد در حالی که امام خود را شناخته باشد، جلو افتادن یا تأخیر امر [ظهور] به او زیان نمی رساند. و کسی که بمیرد در حالی که امام خود را شناخته است مانند کسی است که در خیمه امام و همراه او بوده است.(2)
گفتنی است این معرفت و شناخت، چنان مهم است که در کلام معصومان علیهم السلام آمده است که برای به دست آوردن آن، لازم است از خداوند طلب یاری شود.
امام صادق علیه السلام فرمود:
در زمان غیبت طولانی امام مهدی علیه السلام باطل گرایان [در اعتقاد و دین خود] به شک و تردید گرفتار می شوند.
زراره ـ از یاران خاص امام ـ گفت: «اگر من آن زمان را شاهد بودم، چه عملی انجام دهم؟»
امام صادق علیه السلام فرمود: این دعا را بخوان:
خدایا! خود را به من بشناسان که اگر خویش
را به من نشناسانی، هیچ گاه پیامبرت را نخواهم شناخت. خداوندا! پیامبرت را به من بشناسان که اگر او را به من معرفی نکنی، هرگز حجتت را نمی شناسم. پروردگارا! حجتت را به من بشناسان که اگر او را به من نشناسانی، از دینم منحرف خواهم شد.(1)
همچنین امام صادق علیه السلام فرمود:
خداوند از بندگان عملی را نمی پذیرد، مگر به معرفت و شناخت ما.(2)
شناخت حق، علاوه بر شناخت عظمت و شخصیت امام علیه السلام، موجب دل دادگی به آن حضرت میشود؛ زیرا امام مهدی علیه السلام بر انسانها حقوقی دارد که شناخت این حقوق و مراعات آن، بسیار لازم و پرنتیجه است.(3)
1) غیبت نعمانی، باب10، فصل سوم، ح6، ص170؛ کمالالدین، ج2، ص343؛ کافی، ج1، ص337: «اَللّهُمَّ عَرِّفْنی نَفْسَک فَاِنَّک اِنْ لَمْ تُعَرّّفْنی نَفْسَک لَمْ اَعْرِفْ نَبِیَّک اللّهُمَّ عَرِّفْنی رَسُولَک فَاِنَّک اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی رَسُولَک لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَک اَللّهُمَّ عَرِفْنی حُجَّتَک فَاِنَّک اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی حُجَّتَک ضَلَلْتُ عَنْدینی».
2) اصول کافی، ج1، ص142، باب النوادر: « لایقبل الله من العباد عملاً الا بمعرفتنا ».
3) در اصول کافی، ج1، ص405 بابی با این عنوان داریم: « باب ما یجب من حق الامام علی الرعیة و حق الرعیة علی الامام » و در دعای ندبه عرضه میداریم: « و أعنّا علی تادیة حقوقه الیه ».
صاحب مکیال المکارم(1)در این باره هشت حق نام برده و توضیحات زیبایی مینویسد که فهرست این حقوق را اینجا ذکر میکنیم:
خداوند متعال به برکت معصومان علیهم السلام، موجودات را آفریده است و امروز وجود و هستی ما مرهون و مدیون امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است.(2)
روایات زیادی، قلب عالم امکان و هستة مرکزی جهان هستی را امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف معرفی میکند(3)، و اینکه اگر یک روز زمین از حجت خالی باشد، اهل خود را فرو میبرد؛ بنابراین بقای ما مرهون وجود امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
براساس آیة شریفه ((قل لا اسئلکم علیه أجراً الاّ المودّة فی القربی)) (4)امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف حق قرابت و خویشاوندی با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را دارا است؛ که باید آن را مراعات کرد.
همة بهرهها و استفادههایی که مردم دارند، به برکت وجود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است. در دعای ندبه میگوییم:
این السبب المتصل بین الارض و السماء؛
کجا است آن وسیله ای که فیوضات آسمان را به اهل زمین می رساند.
امام علیه السلام حق پدری بر همه مردم دارد. براساس روایت امام رضا علیه السلام که میفرماید: «امام؛ همدم همراه و پدر مهربان است»،(1)امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پدر هستی محسوب میشود و وظیفه همگان، احسان به او است.
همان طور که در زیارت جامعة کبیره دربارة اهل بیت علیهم السلام آمده است، آنان سید و سرور عالم هستند.(2)انسآنها باید سخنان آنان را با گوش جان شنیده و به آنها عمل کنند. از امام کاظم علیه السلام روایت شده است که فرمود:
مردم، در اطاعت کردن، بندگان ما هستند.(3)
براساس آیه شریف ((... فَاسئَلُواْ أَهْلَ الذِّکرِ إِن کنتُمْ لاَ
تَعْلَمُونَ))(1)، خداوند به همة مردم دستور داده است به سخنان در علم ـ یعنی اهلبیت علیهم السلام ـ رجوع کنند.(2)امروزه تنها مصداق آخرین ذخیره خداوند متعال از اهل بیت علیهم السلام وجود نازنین امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
از آن جا که وجود مبارک امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف امام زمان ما است، در جایگاه رهبر، بر ما حقوقی دارد. از امام محمد باقر علیه السلام دربارة : حق امام بر مردم پرسیدند؛ فرمود:
حق او بر آن ها این است که آنچه امام می فرماید بشنوند و از او اطاعت کنند.(3)
در روایت دیگری حضرت علی علیه السلام در این رابطه میفرماید:
مهم ترین حق، حق والی و زمامدار بر ملت است.(4)
آسیبشناسی(5)از واژة (Pothos) گرفته شده، که به معنای آسیب و رنج است و ریشهای یونانی دارد. آسیبشناسی، یعنی شناخت عوامل و نشانههای
آسیبپذیری انسان در زندگی اجتماعی. منشأ این آسیبها ممکن است مادی یا غیرمادی باشد.(1)
دانشمندان علوم اجتماعی آسیبشناسی اجتماعی(2)را با درهم شکستن سازمان اجتماع مترادف میدانند و بر این باورند که آسیبشناسی اجتماعی، هرگونه سستی و از هم گسیختگی الگوهای روابط اجتماعی را در بر میگیرد.(3)
به طور کلی با توجه به مطالب یاد شده، آسیبشناسی مهدویت عبارت است از:
شناخت موارد انحراف یا سوء استفاده شده از مباحث مهدویت که باعث توقف یا از همگسیختگی نظام ارزشی مهدویت است، همراه بررسی علل و راههای درمان و پیشگیری از آن.(4)
در این بخش برآنیم تا به بررسی آسیبهایی که در مورد مسأله مهدویت امکانپذیر بوده و در دوران غیبت رخ میدهد بپردازیم.
1) آراسته، فرهنگ اصطلاحات .
2) Social Pathology
3) هدایتالله ستوده، آسیبشناسی اجتماعی، ج5، ص15.
4) در این رابطه مطالب ارزشمندی در کتاب نگین آفرینش، ص231؛ انتظار بایدها و نبایدها، ص115؛ فصلنامه تخصصی انتظار، شماره1، مقاله دکتر خسرو باقری و ش 15، مقاله آقای محمد صابر جعفری آمده که در این بخش از مقاله آقای جعفری استفاده شده است. ضمناً این مقاله با عنوان «اندیشه مهدویّت و آسیبها» در قالب کتاب چاپ شده است.
دربارة انتظار دو دیدگاه وجود دارد: یکی انتظار سازنده؛ به این معنا که انتظار به معنای ناخشنودی از وضعیت موجود و تلاش برای رسیدن به وضعیتی مطلوب است. دیگر این که در مقابل این دیدگاه سلیم، یک برداشت انحرافی وجود دارد که انتظار به معنای دست روی دست گذاشتن و قانع بودن به وضع موجود و عدم کوشش برای تحقق وضعی برتر است، تا خود حضرت ظهور کرده و کارها را اصلاح نماید.
باید اذعان داشت که حرکت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف مانند دیگر امور جهان روال طبیعی دارد و بنا نیست همة امور به صورت معجزه باشد؛ بنابراین قیام آن حضرت نیز نیازمند زمینهسازی و آمادگی است. باید تلاش کنیم و زمینه را برای ظهور فراهم نماییم.
همان طور که حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ظلم و جور را ریشهکن میکند و عدل را در سراسر گیتی میگستراند، مقدمات آن نیز باید این هدف را دنبال کند و برای نزدیکی آن، به اصلاح امور بپردازد.
یکی دیگر از آسیبها، عجله داشتن در تحقق امر ظهور است. شتابزدگی در این امر، در روایات ما بسیار نکوهش شده است. مرحوم صدوق در کمالالدین نقل کرده است که امام جواد علیه السلام فرمود:
در دوران غیبت، شتابزدگان در امر ظهور هلاک
می شوند.(1)
امام صادق علیه السلام فرمود:
شتاب مردم برای این کار، آن ها را هلاک می سازد. خداوند به سبب شتاب مردم، شتاب نمی کند. برای این امر، مدتی است که باید پایان پذیرد. اگر پایانش فرا رسد، آن را ساعتی پیش و پس نیفکند.(2)
یکی دیگر از آسیبها، توقیت، به معنای تعیین وقت ظهور است؛ چرا که حکمت الهی بر این است که وقت ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بر بندگان مخفی بماند؛ بنابراین احدی نمیتواند زمانی برای ظهور تعیین کند. مفضل بن عمر میگوید: از مولایم امام صادق علیه السلام پرسیدم: «آیا ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف وقت معینی دارد که مردم آن را بدانند؟» فرمود:
این چنین نیست که خداوند برای آن وقت تعیین کرده باشد که شیعیان ما آن را بدانند. ای مفضل! برای آن، وقتی تعیین نمیکنم. وقتی هم نمیشود برای آن معین کرد. آن کس که برای ظهور مهدی
1) کمالالدین، ج2، باب36، ص378؛ بحارالانوار، ج51، ص30؛ معجم احادیث الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ج4، ص178: « یهلک فیها المتسعجلون ».
2) کافی، ج1، ص369؛ غیبت نعمانی، ص، ب16، ح5؛ بحارالانوار، ج52، ص188؛ معجم احادیث الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ج3، ص418؛ «انما هلک الناس من استعجالهم لهذا الامر. ان الله لایعجل لعجلة العباد ان لهذا الامر غایه ینتهی الیها فلو قدبلغوها لم یستقدموا ساعة ولم یستأخروا» .
ما وقتی تعیین کند، خود را در علم خداوند شریک دانسته و مدعی شده که از اسرار خداوند آگاه شده است.(1)
فضیل از امام باقر علیه السلام پرسید: «آیا برای این امر وقتی معین است؟» آن حضرت سه مرتبه فرمود:
آنان که وقتی برای آن تعیین می کنند، دروغ می گویند.(2)
ابوبصیر میگوید از امام صادق علیه السلام درباره امام زمان علیه السلام پرسیدم. حضرت فرمود:
آن کس که وقتی برای [ظهور] تعیین می کند، دروغ می گویند. ما اهل بیت، زمانی تعیین نمی کنیم.(3)
در روایت دیگر فرموده است:
آن کس که وقتی تعیین کند، دروغ گفته است... ما در گذشته وقتی تعیین نکرده ایم و در آینده نیز هرگز وقتی برای آن تعیین نخواهیم کرد.(4)
در برخی روایات، علت عدم تعیین وقت، بیان شده است. امام جواد علیه السلام فرمود:
اگر برای این امر وقتی تعیین شود، دلها را قساوت میگیرد و توده مردم از اسلام
برمی گردند. بگویید: چه زود است! چقدر نزدیک است! تا دل مردم آرام گیرد و فرج نزدیک شود.(1)
از آسیبهایی که در عصر غیبت برای منتظران اتفاق میافتد، مدعیانی هستند که بیدلیل یا به سادهترین اتفاق، ادعای ملاقات میکنند یا کسانی که تمام وظیفه خویش را رسیدن به دیدار حضرت میپندارند و از باقی وظایف غافل شده و افراد را تنها به این عمل ـ به عنوان برترین وظیفهـ فرا میخوانند. پیامدهای این امر عبارت است از:
ـ یأس و ناامیدی در اثر عدم توفیق دیدار؛
ـ توهمگرایی و خیالپردازی؛
ـ استقبال از مدعیان مهدویت و مدعیان ملاقات؛
ـ دور ماندن از انجام وظایف اصلی، به دلیل اهتمام بیش از اندازه به دیدار؛
ـ بدبینی به امام عجل الله تعالی فرجه الشریف، به دلیل عدم دیدار؛
در هر عصر، عدهای به دروغ ادعای مهدویت کرده یا دیگران چنین نسبتی به آنان دادهاند و بدین وسیله،
1) کافی، ج1، باب کراهیه التوقیت، ص389؛ معجم احادیث الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ج4، ص296-137، «لو عیّن لهذا الامر وقت لقست القلوب ولرجع عامة الناس عن الاسلام ولکن قالوا: ما اسرعه! ما اقربه! تألفاً لقلوب الناس و تقریبا للفرج ».
فرقههایی ایجاد نمودهاند؛ چه در دوره غیبت صغرا و چه در دوره غیبت کبرا. کسانی نیز بودهاند که نیابت خاصه یا وکالت امام را به دروغ ادعا کردهاند. ادعاهای این افراد، به صورتهای متفاوتی بیان شده است؛ از قبیل:
الف. ادعای مهدویت؛(1)
ب. ادعای نیابت خاصه، وکالت، بابیت یا افرادی که مدعی هستند هر موقع بخواهند، میتوانند امام را ببینند و مشکلات، به واسطة آنان حل میشود. آنها ادعا میکنند واسطه و باب میان مردم و امام هستند و پیامی از امام آوردهاند یا پیامی برای امام میبرند.(2)
ج. ادعای نیابت عامه: عدهای خود را به جای علمای ربانی، مراجع عظام تقلید و فقها، نایب عام حضرت معرفی میکنند. با اینکه در این عصر، عقل و نقل، وظیفه همه را روشن ساخته است و آن، مراجعه به علما و فقها است. اینان راهی دور از قرآن، سنت و عقل را برگزیده و سیر و سلوکی معرفی میکنند و ره نرفته، ره میآموزند.(3)پیامدهای این امر عبارت است از:
ـ گمراهی مردم؛
1) غیبت طوسی، فصل6، باب ذکر المذمومین الذین ادعوا البابیة و السفارة کذبا و افتراء لعنهم الله، ص397؛ فصلنامه انتظار، ش8 و9 و10، مقاله متمهدیان و مدعیان دروغین مهدویت، محمدرضا نصوری.
2) غیبت طوسی، فصل6، باب ذکر المذمومین الذین ادعوا البابیة و السفارة کذبا و افتراء لعنهم الله، ص397
3) مانند دراویش، صوفیه و.... .
ـ دوری از مسیر اهلبیت علیهم السلام ؛
ـ به بازی گرفته شدن دین؛
یکی دیگر از آسیبهایی که وحدت جامعه اسلامی را خدشهدار ساخته و زمینه را برای فعالیت دشمنان دین و مهدویت فراهم میآورد، عدم پیروی از نواب عام امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است؛ با آنکه در روایات، بر اطاعت از این بزرگواران تأکید شده است. پیامدهای این امر عبارت است از:
ـ گمراهی و ضلالت؛
ـ پراکندگی افراد و عدم وحدت در سایة رهبری واحد؛
ـ شکستپذیر بودن در مقابل دشمن.
این مسائل نمونههای بارزی از آسیبهای مهدویّت است. شناخت این آفات بر همگان – به ویژه جوانان - لازم است، تا در دام افراد شیاد و سودجو نیفتند.
خلاصه کلام اینکه شناخت، امری حیاتی و ضروری برای نسل جوان و اولین و مهمترین وظیفه آنان است. در سایه انجام این وظایف، دومین وظیفه که همان «محبت» است، چهره مینمایاند.
محبت، تابع معرفت و شناخت است و هرچه شناخت بیشتر شود، محبت شدیدتر خواهد شد.
هرگز دل من چون تو یار دگری
نگزید
برخاست که بگزیند یار دگرم بودی
محبت واژة زیبایی است که نزد همة انسانها و فرهنگها ارزشمند تلقی میشود و نگاه هر گروهی از انسانها به عالم هستی، اساس تفسیر این واژه است. آنان که نگاه واقع بینانهتری به عالم هستی دارند، ارزش سرمایهای که فقط یکبار در اختیار آنان قرار گرفته و در پی آن، ابدیّت و جاودانگی است را با همة وجود درک کردهاند که خور و خواب و شهوت هیچ یک ارزش آن را ندارند که با روح انسانی که ثمر آن، کمال بینهایت است، مبادله کنند. آنان، فقط کالای محبت را معادل روح خویش میبینند و لحظهای محبت را با تمام جهان هستی معادل میشمرند که سالار شهیدان به خداوند عرضه داشت:
کالای آن بنده که از محبت خود چیزی نصیبش نفرموده ای، خسارت بوده است.(1)
عاشق شو ارنه روزی کار جهان سرآید
ناخوانده درس مقصود از کارگاه هستی(2)
اما نکته اساسی اینجا است: به چه کسی محبت کنیم؟ و برای چه محبت بورزیم؟
عدهای دارای همّتی پست و هدفی زودگذر هستند و چون کودکان، فریفته هر چیزی میشوند. در شب معراج خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خطاب میکند:
مانند کودکان و خردسالان مباش که چون چشمشان به سبز و زردی [مظاهر دنیوی] بیفتد یا چیزی به آن ها چشانده شود، فریفته می شوند.(1)
اگر انسان براساس محبت حرکت کند و دارای همتی بلند باشد، دنبال محبوب حقیقی میرود. ابراهیم خلیل برهان توحید را از راه محبت مطرح میکند:
(لَا أُحِبُّ الْآفِلِینَ)؛(2)
من، زوال پذیرها را دوست ندارم.
چیزی که از بین رفتنی است، شایستگی محبت ندارد و چون رفتنی است، عامل رنج میشود؛ از این رو تنها انسانهای الهی که فقط به خدا دل بستهاند، امنیت روحی راستین دارند و در قیامت هم از سختیهایش در امانند. امام صادق علیه السلام میفرماید:
هر کس خداوند متعال را دوست بدارد، خداوند نیز او را دوست میدارد و هر شخصی را خداوند
دوست بدارد، از امنیت یافتگان است.(1)
از این رو است که هر روز از خداوند رسیدن به این راه را می طلبیم. امام صادق علیه السلام در این باره میفرماید:
«ما را به راه راست هدایت فرما» یعنی ما را به راهی هدایت فرما که موجب محبت تو شود.(2)
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
رابطه عاشق و معشوق، طرفینی است )یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ(،(3))رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ(،(4))فَاذْکرُونِی أَذْکرْکمْ(.(5)
اثر این محبت، آن است که هر گامی به سوی محبوب بر میداری، او چندین برابر به تو نزدیکتر میشود. در حدیث قدسی آمده است:
هر کس به سوی من یک وجب بیاید، من یک
1) فتال نیشابوری روضة الواعظین، ص416؛ سید محمد حسین طباطبائی، المیزان، ج1، ص38؛ «فمن احبّ الله عزوجلّ احبّه و من احبّه الله کانَ مِنَ الامنین» .
2) شیخ صفت معانی الاخبار، ص33: ( اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیم ) ؛ یعنی: «ارشدنا للزومِ الطریق المودّی الی محبتک ».
3) مائده (5)، 54.
4) مائده (5)، 119.
5) بقره (2)، 152.
قدم به سوی او می روم.(1)
سید بن طاووس سالروز بلوغ فرزندش را جشن گرفت و گفت: این شادمانی به شکرانة آن است که نمردی و سن تو به حدی رسیده که سخن خدا متوجه تو شود و از امروز، تو مخاطب سخن الهی هستی.
داستان عاشق و معشوق، داستان پروانه و سوختن، فدا شدن و نور شدن است؛ چرا که عاشق، جز معشوق نبیند.«بابی انت و امّی»؛ یعنی فدایت شوم، در تو نیست و نابود شوم؛ به گونهای که نه اسمی بماند و نه رسمی.
عاشقان حضرت مهدی علیه السلام این گونه با محبوب خویش سخن میرانند:
آنچه از مال و جان و فرزندان و خانواده و تمام آنچه خدایم به من عطا کرده است را به شما میبخشم.»
با همة وجود، همراه او میروی؛ مبادا از راه بمانی. امیرمؤمنان فرمود:
بنگرید به دودمان پیامبرتان و به جهتی که در حیات انتخاب کردهاند، ملتزم باشید و از اثر آنان پیروی کنید. آنان هرگز شما را از هدایت بیرون نخواهند برد و به ضلالت و هلاکت بر نخواهند گرداند. اگر آنان از طلب چیزی باز ایستادند، شما
1) بحارالانوار، ج24، ص9، « من تقرب الیَّ شِبراً تقرّبتُ الیه ذرعا ».
هم بایستید و اگر حرکت کردند، شما هم حرکت کنید. از آنان سبقت نگیرید که گمراه شوید، و از آنان عقب نمانید که به هلاکت افتید.(1)
قطعاً محبت ورزیدن به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف موجب فزونی هدایت میشود. کسی که عارف و عاشق مقام ولایت عصر باشد، سعی در اطاعت او دارد که یکی از مهمترین آثار آن، هدایت است.
اگر محب صادق شدی، رنگ محبوب به خود میگیری و بوی او داری. عبدالله بن حمّاد از امام صادق علیه السلام روایت کرده که یکی از یاران آن حضرت بر او وارد شد و عرض کرد: «فدایت گردم! به خدا قسم! من، شما و هر کس که دوستدار شما است را دوست میدارم. ای سرورم! چقدر شیعة شما زیاد است!» حضرت فرمود: «بگو آنان چه مقدارند؟» عرض کردم: «بسیار زیاد». حضرت فرمود: «میتوانی آنان را بشماری؟» عرض کردم: «تعدادشان بیشتر از اینها است». امام علیه السلام فرمود:
آگاه باش هرگاه آن عدة وصف شده ـ که سیصد و ده و اندی هستند ـ شمارشان کامل شود، آنچه شما میخواهید، خواهد شد؛ ولی شیعة ما کسی است که با عیبجویان ما همنشینی نمیکند و با بدگویان ما همسخن نمیشود و آنان را که با ما دشمن هستند،
1) نهجالبلاغه، خطبه97.
دوست نمی دارد و با دوستان ما دشمنی نمی ورزد...(1).»
هرگاه سنخیت با محبوب بیابی، او تو را دعوت خواهد کرد؛ چرا که نه تنها تو عاشق او هستی؛ بلکه در مقایسه با تو، او عاشقتر است. نه تنها تو منتظر دیدن او هستی؛ بلکه آن عزیز زهرا علیهما السلام هم برای دیدن چنین عاشقانی مشتاق است! به علی بن مهزیار اهوازی فرمود:
شب و روز انتظار آمدن تو را داشتیم؛ چه چیز آمدنت را نزد ما به تأخیر انداخت؟!(2)
بنابراین، پس از برداشتن گام نخست و سیر در وادی «معرفت» و قدم نهادن در سرزمین «محبت»، سومین گام را باید برداشت.
یکی از زیباییها و لذتهای جوانی، گذراندن عمر در اطاعت الهی است که باعث توجه و عنایت ربوبی است. پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم میفرماید:
خداوند جوانی را که جوانی خود را در اطاعت خدا سپری کند دوست دارد.(3)
1) غیبت نعمانی، ص290، با اندکی تلخیص: « اما لو کمُلت العدّة الموصوفة ثلاثمائة و بعضة عشرک ان الذی تریدون... لایحب لنا مبغضا و لایبغض لنا محبنا... ».
2) طبری دلائل الامامة، ص541؛ معجم احادیث الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ج4، ص456: « یا اباالحسن قدک نا نتوقعک لیلاً و نهاراً فما الذی اَبطأ بک علینا؟ »
3) میزان الحکمة، ج5، ص9؛ « ان الله یحب الشابّ الذی یفنی شبابَه فی طاعة الله ».
باید دانست، اطاعت از ولیِ خدا، همانند اطاعت از پروردگار است؛ از این رو سومین وظیفه که بسیار لازم و ضروری است، پیروی و اطاعت از امام زمان علیه السلام است. محبت ورزیدن بدون پیروی، مانند شعار بدون عمل است که صداقت در آن، جایی ندارد. خداوند متعال به پیامبرش میفرماید:
) قُلْ إِنْ کنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکمْ اللَّهُ((1)بگو، اگر خدا را دوست می دارید، از من پیروی کنید، تا خدا شما را دوست بدارد.
امیرمؤمنان علیه السلام در تفسیر این آیه میفرماید:
پیروی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم محبت خدا است.(2)
ادعای محبت به خالق هستی و خلیفه او وقتی راست است که شخص مدعی، پیرو اهلبیت علیهم السلام باشد. کسی که ادعای دوستی اولیای الهی را دارد، باید عمل به خواسته آنها سرلوحة اعمالش باشد و به هر اندازه در عمل با آنها مخالفت داشته باشد، به همان میزان از محبت او کاسته خواهد شد.
امام صادق علیه السلام میفرماید:
مَا أحبَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ مَنْ عَصاهُ؛
کسی که خدا را معصیت و نافرمانی می کند، او را دوست ندارد.
سپس به این شعر تمثیل کرد:
تَعْصِی الإلَهَ وَ أَنتُ تُظْهِرُ حُبَّهِ
هذَا مَحالٌ فِی الْفِعالِ بّدیعٌ
لَوْ کانَ حُبُّک صادِقاً لأَطَعْتَهُ
إِنَّ الْمُحِبَّ لِمَنْ یُحِّبُّ مُطیعٌ(1)
خدا را نافرمانی می کنی، آن گاه اظهار دوستی او می نمایی.
این از کارهای ناممکن و شگفت آور است! اگر در دوستی او صادق بودی، پیروی اش می کردی.
زیرا محبّ، فرماندار محبوب است.
جابر میگوید: امام باقر علیه السلام به من فرمود:
آیا کسی که ادعای تشیّع می کند، همین که بگوید ما را دوست دارد، کافی است؟! سوگند به خدا شیعیان ما نیستند، مگر آنان که تقوای الهی دارند و به امانتداری و زیادی ذکر خدا و روزه و نماز و نیکی به والدین و... شناخته می شوند.
جابر عرض کردم: «ای فرزند رسول خدا! امروز کسی را به این صفت نمییابیم».
حضرت فرمود:
... آیا برای کسی کافی است بگوید: من علی علیه السلام را دوست دارم و ولایت او را میپذیرم؛ ولی با وجود این، در عمل کوتاهی میکند؟! نه؛ چنین نیست. اگر بگوید: من رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را دوست میدارم ـ با اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از علی علیه السلام برتر است ـ ولی روش او را دنبال نکند و به سنت او عمل ننماید، دوستی او فایدهای برای او نخواهد داشت؛ پس، از خدا بترسید و به آنچه پیش خدا
1) امالی صدوق، ص578؛ تحف العقول، ص294؛ بحارالانوار، ج74، ص24.
است عمل کنید.
بین خدا و هیچ کسی قرابت [قوم و خویشی] نیست. محبوب ترین بندگان، نزد خدای تعالی [گرامی ترین آن ها] پرهیزکارترین و فرمانبردارترین آن ها است. ای جابر! سوگند به خدا ! نمی توان به خدا تقرّب یافت، جز با اطاعت و پیروی. برائت کسی از آتش، با ما نیست و بر خدای تعالی برای کسی حجتی نیست. کسی که مطیع خدا باشد، دوست ما و کسی که از خدا سرپیچی کند، دشمن ماست. کسی جز با عمل و پاک دامنی و پارسایی به دوستی ما نمی رسد.(1)
بنابراین، عشق و عرفان به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، اموری را میطلبد. قطعاً امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از جوانان انتظاراتی دارد که توجه به این انتظارات، زمینهساز اطاعت از امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
توقعات امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از شیعیان و - به ویژه، جوانان- بسیار روشن است. پیروی و یاری رساندن به اهلبیت علیهم السلام
1) کافی، ج2، ص74؛ امالی صدوق، ص725؛ تحف العقول، ص303: «... لَیسَ بَینَ اللهِ وَ بَینَ أَحدٍ قَرابَةٌ. أَحبُّ العِبادِ إِلَی الله عَزَّ وَ جَلَ [وَ أکرَمُهُم عَلَیهِ] أتقاهُمْ وَ أعمَلُهُمْ بِطاعَتِهِ. یا جابرُ، وَالله ما یَتَقَرَّبُ ألَی اللهِ تَبارَک وَ تَعالَی الّا بِالطَّاعَةِ. وَ مَا مَعَنَا بَراءَةٌ مِنَ النّار. وَ لَا عَلَی اللهِ لأحَدٍ مِنْ حُجَّةٍ. مَنْ کانَ لِلّهِ مُطیعاً، فَهُوَ لَنا وَلِیٌّ. وَ مَنْ کانَ لِلّهِ عَاصیاً، فَهُوَ لَنَا عَدُوٌّ. وَ ما تُنالُ وَلایَتُنا إلا بِالعَمَلِ وَ الوَرَعِ».
مهمترین و اصلیترین خواستة یوسف زهرا عجل الله تعالی فرجه الشریف است.(1)احترام به پدر و مادر، انصاف با مردم، دوری از گناهان، پیروی از ولایت فقیه و زمینهسازی ظهور، از انتظارات مسلّم امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از جوانان است. صرف نیروها و استعدادهای جوانی در راستای خواست امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به آن ارزش مضاعف میدهد.
همة جوانان، وقت و عمرشان را در اموری که به آن، دلبستگی دارند، صرف میکنند؛ اما انتظار امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف این است که عمر و استعداد هرکس در راه رضای خداوند و رشد و تعالی فرد و جامعه صرف شود و در راه باطل صرف نشود.
جوانی، دورة شور و تلاش است، و جوانان به طور قطع پرتلاش و پرتوان هستند؛ اما این قدرت و شور در چه راهی باید مصرف شود؟ البته بسیار روشن است که ورزش، رشد استعدادها، تفریح سالم و سرگرمیهای سازنده، هیچ اشکالی ندارد؛ ولی تلاش در جهت امور ضروری و مشغول شدن به مسائلی که آینده ما را رقم میزند، درجه اول اهمیت را دارد و بسیار ضروری و شایسته است که در این وادی قدم برداریم.
امیرمؤمنان حضرت علی علیه السلام توصیه میفرماید:
کسی که خود را به امور غیر ضروری مشغول
1) در این رابطه ر.ک: سید جواد رضوی، انتظارات حضرت مهدی از شیعیان، و مهدی شمسالدین، انتظارات امام زمان علیه السلام .
کند، امور ضروری را از دست می دهد.(1)
با توجه به ضرورت مباحث مهدویت، به کار بستن نیروی جوانی در این راه، از انتظارات امام زمان علیه السلام است. البته اگر در این فرصت، لغزشی هم صورت پذیرد، از چشم امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف مخفی نمیماند؛ ولی آن امام مهربان، برای توفیق جوانان در این راه دعا میکند.
با وجود آن که سیمای برخی جوانان در تابلوی آخرالزمان منفی بیان شده است، روزنههای امید زیادی به سوی جوانان باز است و میتوانند، تصویر مثبت و زیبایی را از خود به جهانیان ارائه دهند.
در مصاف تاریخی حق و باطل، دو گونه جامعه وجود دارد: یکی جامعه موجود آخرالزمان، با منفیترین نمرهای که میگیرد، و دوم آرمانشهر زیبای ظهور، با بالاترین نمرهای که میتوان فکر کرد. عصر آخرالزمان، جامعة جانکاه امروزی است و آرمان شهر ظهور، جامعة آرمانی آرزوهای فردا است.
در این قسمت، به آسیبهای اجتماعی جوان در عصر غیبت و راه کارهای برون رفت از آن، اشاراتی خواهیم کرد. روایاتی که چهره آخرالزمان و سیمای انسانهای آن عصر را ترسیم میکند. برای برخی از
1) غرر الحکم، ح8527؛ میزان الحکمة، ج4، ص2791: « من شغّل نفسه بما لایجب، ضیع من امره ما یجب ».
افراد نسل جوان، آفاتی را یادآور شدهاند. در روایتی از امیرمؤمنان، حضرت علی علیه السلام در این رابطه نقل شده است:
جوانان، غنا و مشروبات را حلال می شمارند.(1)
همچنین از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است:
چگونه می شود حال شما، هنگامی که جوانان شما به فسق و فجور بگروند، و بدتر از آن.(2)
راه نجات از فتنههای آخرالزمان و رسیدن به آرمان شهر ظهور چگونه است؟ پل رسیدن به آن، چه نام دارد؟ این کوچه انتظار را چگونه باید طی کرد؟
با تمام مشکلات عصر غیبت، باید توجه داشت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف انسان های عالم را سرپرستی میکند و هر کس استعداد هدایت داشته باشد، تحت توجهات او هدایت میشود؛ حتی برابر جبهه باطل. تمام توان حضرت در جهت سرپرستی و هدایت عالم صرف میشود؛ بنابراین هر فرد شایسته ای که در مسیر قرار گیرد، پرتو انوار هدایت آن خورشید عالم تاب را جذب کرده و از آن بهره میبرد. ضمن آن که یکی از زیباییها و جلوههای مهر و محبت حضرت ـ که همان، دعای او میباشد، بدرقه راه همة اقشار جامعه، خصوصاً جوانها است.
از آنجا که جوانان، به طور فطری شیفتة نیکی و فضیلت میباشند، منحرفان اخلاقی و طرفداران ولنگاری، نمیتوانند با این امر فطری به راحتی مقابله کنند. به همین دلیل با دسیسههای فراوان دست به گسترش امور ضد ارزش پرداخته، منکرها را معروف و معروف ها را منکر قلمداد میکنند؛ تا با تغییر ظاهر مسائل، جوانان را فریفته و از ارزشهای اصیل انسانی دور کنند.
از سوی دیگر، جوانی، دوران طغیان، شورش، بیقراری و تندروی است. تمام انسانها در سنین مختلف طعمة احساسات و تمایلات نفسانی قرار میگیرند؛ ولی خطر طغیان احساسات برای نسل جوان از سایر طبقات بیشتر است. البته جوانی که آلودة گناه میشود، یکی از زیباترین و بهترین فرصتهای دینی را پیش روی خود دارد که با ورود به آن، جبران آلودگی میکند. توبه و درخواست عفو و گذشت الهی، تمام کارها و اهداف شیاطین را درهم فرو میریزد.
در دین مبین اسلام، به توبة جوانان بسیار عنایت شده است. پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم میفرماید:
خداوند متعال، جوان توبه کار را دوست دارد.(1)
بلکه نزد پروردگار، جوان توبه کار از هر فرد و هر چیز، محبوبتر است. پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم در این باره میفرماید:
هیچ چیز نزد خداوند متعال از توبه جوان
1) نهج الفصاحة، ح749: «ان الله تعالی یُحبُّ الشابَّ التائب» .
محبوب تر نیست.(1)
در روایت دیگری میفرماید:
توبه نیکو است؛ ولی در جوانی نیکوتر است(2)
امام راحل قدس سرّه براساس همین روایات شریف، به زیبایی میفرماید:
بهار توبه، ایام جوانی است که بار گناهان کمتر و کدورت قلبی و ظلمت باطنی ناقص تر و شرایط توبه، سهل تر و آسان تر است. انسان، در پیری، حرص و طمع و حب جاه و مال و طول املش بیشتر است و این مجرّب است و حدیث نبوی(3)شاهد بر آن است. گیرم که انسان بتواند در ایام پیری قیام به این امر کند، از کی که به پیری برسد و اجل موعود، او را در سن جوانی در حال اشتغال به نافرمانی نرباید و به او مهلت دهد؟ کمیاب بودن پیران دلیل است که مرگ به جوانان نزدیک تر است... پس ای عزیز! هرچه زودتر دامن [همت] به کمر بزن و عزم را محکم و اراده را قوی کن و از گناهان ـ تا در سن جوانی هستی یا در حیات دنیایی می باشی ـ توبه کن و مگذار فرصت خداداد از دستت برود، و به تسویلات شیطانی و مکاید نفس اماره اعتنا مکن.(4)
1) روضة الواعظین، ص481 .
2) کنز العمال، ج15، ص96، ح43543، «التوبة حسن ولکن فی الشّباب احسن» .
3) پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم میفرماید: « یهرم ابن آدم و یبقی معه اثنان: الحرص و الامل ؛ فرزند آدم پیر میشود و دو چیز با او میماند: حرص و آرزو»؛ خصال، ج1، ص73.
4) تبیان، دفتر شانزدهم، جوانان از دیدگاه امام خمینی قدس سرّه، ص10.
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هم در حق جوانان از خداوند متعال میخواهد توفیق بازگشت و توبه را به جوانان ارزانی بدارد:
خدایا! به جوانان توفیق توبه و انابه عنایت فرما.(1)
آیا به راستی هیچ گاه دربارة این دعای امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فکر کردهاید؟ چرا آن حضرت از خداوند متعال دربارة جوانان این خواسته را دارد؟ از همه مهمتر، جوانان چه وظیفهای در برابر این خواسته دارند؟
دقت در رفتار و کردار و ترک معصیت، احترام به حریم جوانی و خواسته امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است. ما معتقدیم براساس آیه 105 سورة توبه؛(2)
خداوند متعال، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از اعمال ما آگاه هستند؛ از این رو مسأله اول، طاعت و حفظ حریم جوانی و ترک گناه است و مسأله دوم، انابه و توبه است، خداوند متعال میفرماید:
)فَأَمَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَعَسَی أَنْ یَکونَ مِنْ الْمُفْلِحِینَ((3)
اما کسی که توبه کند و ایمان آورد و به کار شایسته پردازد، امید است که از رستگاران باشد.
جوانی که با ترک شهوات، ره طاعت پیش میگیرد،
پرواز ملکوتی را آغاز کرده و از ملائک پیشی میجوید. پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم میفرماید:
خداوند می فرماید: «ای جوانی که شهوت های مبتذل خود را ترک کرده ای! تو نزد من همانند بعضی از فرشتگان هستی.(1)
اگر جوان مرتکب معصیت شد، آستان الهی درگاه نومیدی نیست؛ راه توبه و انابه باز است. خداوند متعال میفرماید:
)یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَی اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحًا((2)
ای کسانی که ایمان آورده اید! به درگاه خدا توبه راستین کنید.
خلاصه؛ اگر در گام سوم، لغزشی صورت گرفت، راه توبه و جبران باز است. فرصت را غنیمت شمار و گام چهارم را بردار که یکی از وظایف مهم این عرصه است.
جنبش جوان و فعالیت او در عرصه مهدویت از وظایف اصلی او است و نقش جوانان در زمینهسازی ظهور بر کسی مخفی نیست. جوانان ایران زمین باید این فرصت را غنیمت شمارند؛ زیرا چه بسا جایگاه جوان ایرانی ممتاز باشد.
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم درباره یاران ایرانی امام مهدی علیه السلام دست مبارک خود را به شانة سلمان رحمة الله نهاد و فرمود:
منظور از یاران [امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ] هم وطنان این شخص است.
سپس فرمود:
اگر دین به ستاره ثریا بسته باشد و در آسمان ها قرار گیرد، مردانی از فارس آن را در اختیار خواهند گرفت.(1)
برای اینکه یارانی شایستة امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف خود باشیم، باید ویژگیهایی داشته باشیم. در این قسمت، به برخی ویژگیهای یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اشاره میکنیم.(2)آگاهی از این ویژگیها دو فایده مهم دارد:
اول اینکه دانستن آن ها، میتواند مقیاسی برای محک زدن خود و اهدافمان و معیاری برای فهم میزان قابلیت ما در همراهی با حضرت و جهاد در رکاب او باشد. ما همیشه منتظر رؤیت خورشید بودهایم و شاید فردا، روز موعود باشد! آیا خود را برای آن روز مهیا کردهایم؟ باید دریابیم که آیا پای رفتن این راه را داریم یا نه و در آن روز موعود در کنار حضرتیم یا مقابل او.
ثمرة دوم، زمینهسازی برای ظهور است. توضیح اینکه فرا رسیدن روز سراسر مبارک ظهور، به دو عامل
1) طبرسی مجمعالبیان، ج3، ص 208 هویزی؛ نور الثقلین، ج1، ص642؛ معجم احادیث الامامالمهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ج1، ص374: « لو ک ان الدین معلقا بالثریا لتناوله رجال من ابناء الفارس ».
2) برای اطلاع بیشتر از صفات و ویژگیهای یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ر.ک: فصلنامه انتظار، ش3، مقاله نصرتالله آیتی، مطالب ذکر شده، بیان مختصری از این مقاله تحقیقی است.
اساسی بستگی دارد که منطقاً با فقدان هر کدام از آنها قیام حضرت، بینتیجه خواهد بود:
وجود زمینة مردمی: اگر در مردم احساس نیاز به امام شکل نگیرد، وقتی او بیاید، قدرش را نخواهند دانست و به راحتی او را تنها خواهند گذاشت؛ بلکه شاید بر ضد او شمشیر بکشند؛ همانگونه که اغلب مردم با پیشوایان معصوم پیشین علیهم السلام چنین کردند.
فراهم آمدن یاران، همراهان و همرزمانی کارآمد و توانمند که با فقدانشان کار حکومت، هدایت و رشد به سامان نخواهد رسید.
دانستن ویژگیهای یاران حضرت و تلاش در راه کسب این فضایل، در واقع تلاش برای زمینهسازی ظهور و فرا رسیدن آن روز مبارک است. در روایات، این صفات، ویژگیهای یاران حضرت یاد شده است؛ اما بدون تردید، یکی از پیامهای این روایات، برشمردن شرایط آرمانی یک منتظر است. اهدافی که یک منتظر واقعی باید برای خود ترسیم کند و تمام توان خود را در راه رسیدن به آنها به کار بندد و نقطه اوجی که یک شیعه در تمام قرنها و عصرها باید بدانها چشم دوخته، خود را در مسیر دست یافتن بدان قرار دهد. مهمترین خصوصیات یاران امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف عبارت است از:
یاران حضرت مهدی علیه السلام از بینشهایی عمیق و ژرف به خداوند، امام، انسان و هستی برخوردارند و براساس آن،
طرح و برنامه و حرکت پرشتاب دارند.
در این باره در روایات چنین آمده است:
مردانی که خدا را آن چنان که شایسته است، شناخته اند و آنان، یاران مهدی علیه السلام در آخرالزمان هستند.(1)
مردانی اند که دل هایشان، گویا پاره های آهن است؛ بدون هیچ تردیدی به ذات مقدّس خداوند.(2)
این باور، آنقدر با صلابت و استوار است که مرارتها و مصیبتها، در آن خللی ایجاد نمیکند و بلاها و امتحانات آرامشش را به تلاطم نمیافکند و شبهات و سؤالات، در آن، رخنهای ایجاد نمیکند.
آنان، از سرچشمة توحید ناب، سیرابند و به حضرت حق ـ آنچنان که شایسته است ـ اعتقاد دارند:
آنان به وحدانیّت خداوند، آنچنان که حق وحدانیت او است، اعتقاد دارند.(3)
حرم دلهایشان را بتهای نفس، ثروت و مقام
1) بحارالانوار، ج51، ص87؛ معجم احادیثالامامالمهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ج3، ص82 ؛ منتخبالاثر، ص611؛ حضرت علی علیه السلام : « رجالٌ عرفوا الله حقَّ معرفته و هم أنصار المهدی فی آخرالزمان».
2) بحارالأنوار، ج52، ص308 امام صادق علیه السلام : « رجالٌ کأنّ قلوبهم زُبُر الحدید لا یشوبُها شک فی ذات الله اشدّ من الحجر».
3) یوم الخلاص، ص224، (به نقل از بشارة الاسلام، ص220؛ حضرت علی علیه السلام : « فهم الذین وحّدوا الله حقَّ توحیده ».
نیالوده و در آن حریم امن، جز خداوند حضور ندارد. نتیجة این بینش عمیق، ایمان و تقوا است. این دو را هم در چهرة عبادتها و راز و نیازهایشان میتوان دید (ذکر) و هم در آینة تلاش و کوششی که در طریق عبادت و بندگی حضرت حق دارند (تلاش).
در دل شب، از خشیت خداوند، ناله هایی دارند، مانند نالة مادران پسر مرده. (1)
شب ها را با عبادت به صبح می رسانند و روزها را با روزه به پایان می برند.(2)
مردان شب زنده داری که زمزمة نمازشان، مانند نغمة زنبوران کندو، به گوش می رسد؛ شب ها را با زنده داری سپری می کنند و بر فراز اسب ها، خدا را تسبیح می گویند.(3)
یاران مهدی علیه السلام، نه تنها اهل «اطاعت و بندگی»اند؛ بلکه در این مسیر، اهل جدیّت و تلاش» نیز هستند و تمام توان خود را در این راه به کار میگیرند:
آنان در طریق عبودیت، اهل جدیّت و
1) یوم الخلاص، ص224، (به نقل از بشارة الاسلام، ص220؛ امام صادق علیه السلام : « لهم فی اللیل أصوات کأصوات الثّواکل حَزناً من خشیة الله».
2) یوم الخلاص، ص224، (به نقل از بشارة الاسلام، ص220؛ امام صادق علیه السلام « قُوّام باللیل صُوّام بالنّهار ».
3) بحارالأنوار، ج52، ص308؛ امام صادق علیه السلام : «رجالٌ لاینامون اللیل لهم دویّ فی صلواتهم کدویّ النّحل یبیتون قیاماً علی اطرافهم و یسبّحون علی خیولهم».
تلاشند.(1)
یاران مهدی علیه السلام، امام خود را میشناسند و به او اعتقاد دارند،(2)اعتقادی که در ژرفای وجودشان ریشه دوانده و سراسر جانشان را فرا گرفته است. این معرفت، شناخت شناسنامهای و دانستن نام و نشان او، و دانستن اسم پدر و مادر و محل تولد او نیست؛ بلکه معرفت به «حقّ ولایت» است؛ یعنی، فهم این حقیقت که او از من، به من نزدیکتر و سزاوارتر است. او از مادر به من مهربانتر است؛ چرا که عشق مادر، و حتی عشق من به خودم، غریزی است؛ اما عشق او، الهی و آسمانی است. او به سه دلیل، مرا برای خودم میخواهد:
به دلیل آگاهیاش به تمام هستی و استعدادها و توانمندیهای من؛
آزادی او از بند هوا و هوسها و زندان خودخواهی و خودبینی و...؛
قرب و اتصالی که به منبع لایزال رحمت و لطف هستی دارد.
او میخواهد از معنویت سرشارم کند، تا آلودگیهای نشسته بر بال روحم را بزداید و لطافت و سفیدی پرهای آن را، دوباره به آن بازگرداند و بر دستهای مهربانش
نشانده، به اوج آسمانها و کنگرة عرش الهی پرواز دهد.
نتیجة این بینش عمیق، محبت و اطاعت است دلهای یاران مهدی علیه السلام، سرشار از محبت او است. بر آن لوحها، جز الف قامت او نوشتهای نیست. این شیدایی تا بدان حد است که حتی زین اسب او را، مایة برکت میدانند و به آن تبرّک میجویند:
برای تبرک، بر زین اسب امام دست می کشند.(1)
به سبب همین عشق آتشین، آنان در آوردگاه رزم، او را مانند نگینی در بر میگیرند و جان خود را سپر بلایش میکنند:
در میدان رزم، گردش می چرخند و با جان خود، از او محافظت می کنند. (2)
چه بسیار است فاصلة میان ما و یاران او چرا که ما از جان و حتی وقت خود، برای او سهمی قرار ندادهایم، و چه اهداف و آرمانهایی از او که به جهت سستی ما بر زمین مانده و چه دعوتهایی از او که بیپاسخ مانده است!
ثمرة درخت بینش، «اطاعت» و مقدَّم داشتن ارادة او بر ارادة خود است. یاران امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف اینچنینند و برابر او تسلیم و خاضعند:
اطاعت آنان از امام، از فرمانبرداری کنیز برابر
مولایش بیش تر است.(1)
آنان، برابر قرائت امام، از خود قرائتی ندارند و ارادة نفس امارة خود و اکثریّت را، بر اراده و میل او مقدم نمیپندارند. یاران او نیک میدانند که حق، با امام است و او با حق؛ چه دیگران بپذیرند و چه انکار کنند. آنان به بهانة نواندیشی و روشنبینی، از امام خود سبقت نمیگیرند. پشت سر او در حرکت کنند؛ ولی پای از دامها برمیگیرند تا از او فاصله نگیرند. آنان نه تنها مطیعند، بلکه برخلاف بسیاری که به بهانة فقدان زمینه، امکانات، سختی راه و... از خدمت به او و اهدافش شانه خالی میکنند، در اطاعت او، اهل جدیّت و تلاشند و برای بر زمین نماندن آرمانهای او، خود را به آب و آتش میزنند و از هیچ کوششی فروگذاری نمیکنند(2)و در این رسالت بزرگ همراه و یاور امام هستند.(3)
اگر یاران او به کم قانع نیستند و در حرکت فراگیرشان، اهداف کممایه را دنبال نمیکنند، به دلیل ژرفای نگاهی است که به خود و جهان پیرامون خود دارند. آنان با
تأمل در خویشتن و استعدادهای شگفتانگیزشان، عظمت قدر خود را در مییابند و از آن جا که دنیا و معبودهای دنیوی آنان را پر نمیکنند، گذرا بودن دنیا و سالک بودن خویش را میفهمند. آنان با این نگاه، به معبودی پیوند میخورند که از تمام کاستیها و زشتیها مبرّا است و میتواند آنان را سرشار و ظرفیتهایشان را تکمیل کند. پیوند با این معبود نامحدود و مهربان، نگاهها را نافذ و متعالی میکند. عمق و ژرفای این نگاه، آنان را از سیل امتحانات، سرافرازانه بیرون میبرد:
سپاهیان طالوت، با نهر آبی آزمایش شدند؛ همان که خداوند درباره اش می فرماید: «[خداوند،] شما را با نهر آبی می آزماید»، و یاران امام مهدی علیه السلام نیز مثل آنان آزمایش می شوند.(1)
آنان را مشتاق شهادت و لقای الهی میشوند:
آرزو می کنند در راه خدا به شهادت برسند. (2)
اگر یاران حضرت میخواهند در رکاب او و همپای او، جهانی را به معنویت و رشد برسانند و دنیا را سرشار از
1) بحارالأنوار، ج52، ص308، امام صادق علیه السلام : «إنَّ أصحاب طالوت ابتلوُا بالنّهر الذی قال الله تعالی: (مبتلیکم بنَهر) و ان اصحاب القائم علیه السلام یُبتَلون بمثل ذلک».
2) امام صادق علیه السلام : غیبت نعمانی، باب21، ح13؛ غیبت طوسی، ص282؛ معجم الحادیث الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ج5، ص48؛ بحارالأنوار، ج52، ص332: « و یتمنَّون أنْ یُقتلوا فی سبیل الله».
هدایت کنند، بدون تردید باید دیدهایی وسیع، نگاهی جهانی و طرحها و برنامههایی فراگیر داشته باشند. بدون برخورداری از این نگاهها و طرحها، انتظار انقلاب جهانی، انتظاری بیهوده است. با این حساب، چند گروه با آن حضرت نسبتی نخواهند داشت:
تنگنظرانی که تنها مقابل پای خویش را میبینند و وسعت نگاهشان از خود و محدودة خود فراتر نمیرود؛
کوتهبینانی که در لاک خویش فرو رفتهاند و از دنیای پیرامون خود و تحوّلات آن و نیز از جبهة کفر و اهداف و ابزارهای تحت اختیارش بیخبرند؛
کسانی که از این ها مطلع هستند؛ ولی برای رویارویی با آن طرح و برنامهای ندارند. مگر میتوان بدون طرح و برنامهای جهانی، دنیا را به سعادت و خوشبختی رساند؟
بعد از آن طرح و برنامة فراگیر، امام بر آن خواهد شد تا دنیا را سرشار از هدایت کند و یاران او نیز در این سازندگی پا به پای او خواهند آمد و در عیان و نهان، مردم را به خدا و دین او دعوت خواهند کرد.(1)
در این میان، هدایتگریزان و عدالتستیزان فراوانی
1) منتخب الأثر، ص244؛ امام سجاد علیه السلام : «الدعاة إلی دین الله سرّاً و جهراً».
نیز وجود خواهند داشت که برابر او صف کشیده و سدّ راهش خواهند شد. آنان، به مثابة غدّهای چرکین و عضوی فاسد برای پیکر جامعة بشریتند و امام چارهای جز جهاد و مبارزه برای قطع آن اعضای فاسد نخواهد داشت؛ بنابراین یاران و همراهان او نیز باید اهل جهاد و مقاومت باشند؛ جهادی که «فی سبیل الله» است، نه به هدف غنیمتیابی و زراندوزی. حضرت علی علیه السلام در تفسیر آیة )یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ((1)فرمود: «آنان، یاران قائمند».(2)
این جهاد، مبارزه با دنیایی از ظلم و ستم است و به همین سبب، امام رضا علیه السلام به اصحاب خود فرمود: «امروز، شما آسودهتر از آن روزید (روز ظهور)» پرسیدند: چرا؟ فرمود:
اگر قائم ما علیه السلام قیام کند، چیزی وجود نخواهد داشت جز خون بسته شده و عرق پیشانی و خواب بر زین اسب ها.(3)
دنیاخواهان و رفاهطلبانی که به خوشیها خو کردهاند و از جنگ و جهاد گریزانند و مقدسمآبان بزدلی که با جهاد و مقاومت و خون و شمشیر بیگانهاند، در حلقة یاران حضرت راهی نخواهند داشت.
اگر جهاد و مبارزه حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، جهانی و فراگیر است، یاران او هم باید شجاعت و جسارتی در خور و عزمهایی پولادین داشته باشند؛ چرا که بدون آن، قدمها یارای حرکت نخواهد داشت:
همه شیرانی هستند که از بیشه ها خارج شده اند و اگر اراده کنند، کوه ها را از جا بر می کنند.(1)
دل هایشان، چون پاره های آهن شده است.(2)
به هر کدام شان، نیروی چهل مرد داده شده است.(3)
اگر به کوه های آهن روی آورند، آن ها را قطعه قطعه می کنند.(4)
آن حرکت گسترده، برای هدایت و سازندگی است، نه جهانگشایی و زمینگیری. جهاد، مقدمة این آرمان الهی است. تا جایی که حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم از حق اهلبیت خود علیهم السلام چشم میپوشد و آنان را در تنگنا و مضیقه قرار میداد، تا دیگران به رفاه برسند و از این رهگذر،
1) یوم الخلاص، ص224، به نقل از بشارة الاسلام، ص220؛ حضرت علی علیه السلام : « کلّهم لیوثٌ قد خرجوا من غاباتهم لو أنهم همّوا بإزالة الجبال لأزالوها عن مواضعها ».
2) یوم الخلاص، ص228، به نقل از بشارة الاسلام، ص24؛ امام سجاد علیه السلام : « جُعلت قلوبهم کزبر الحدید ».
3) یوم الخلاص، ص228، به نقل از بشارة الاسلام، ص24؛ امام سجاد علیه السلام : « فإنَّ الرجل منهم یُعطی قوة اربعین رجلاً ».
4) یوم الخلاص، ص228، به نقل از بشارة الاسلام، ص24؛ امام سجاد علیه السلام : «لو مرّوا بالجبال لقطعوها» .
دلهایشان نرم و به دین مایل شود. حضرت علی علیه السلام میفرماید:
از مهربانی های پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به مردم این بود که آنان در آرامش، سیری و پوشش بودند؛ زیرانداز و روانداز داشتند؛ ولی خانه های ما [خاندان او] سقف و در و دیواری به جز شاخه های خرما و مانند آن نداشت و فرش و رواندازی نداشتیم. بیشتر ما برای نماز، تنها لباسمان را دست به دست می چرخاندیم و روزها و شب های سالمان را به گرسنگی سپری می کردیم... او از سر مهربانی و فروتنی، صاحبان نعمت و مکنت را بر ما مقدم می داشت.(1)
یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز سختیها را به جان میخرند و از خوشیها و لذایذ چشم میپوشند و با دستهای مهربانشان، خوبیها و خوشیها را به دیگران هدیه میدهند، تا از این رهگذر، قلبها را نرم کنند و رهیدگان را به دامان پر مهر و محبت دین برگردانند.
1) شیخ مفید، اختصاص، ص172: «کان من تألُفّه لهم اَن کان الناس فی السَّکن و القرار و الشّبَع و الرّیّ و اللباس و الوطأ و الدثار و نحن اهل بیت محمد صلی الله علیه و آله و سلم لا سقوفَ لبیوتنا و لا ابواب و لا سوُر الا الجرائد و ما اشبهها و لا وطأ لنا و لا دثار علینا تُداولنا الثوبُ الواحد فی الصلاة اکثرَنا و نطوی الایام و اللیالی جوعاً عامتنا... فیؤثر به رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم اربابَ النَّعم و الاموال تألُّفاً منه لهم و استکانة منه لهم».
تصور اینکه در عصر ظهور، کارها خود به خود به سامان میرسد و بدون تحمل مشقّتها، کاستیها و کژیها از جامعه رخت بر میبندد و از همان ابتدا، همه غرق رفاه و لذت میشوند، خیالی خام و تصوّری باطل است. مفضل بن عمر میگوید: نزد امام صادق علیه السلام بودم؛ از سبب ناراحتی و غمگینی من پرسید. عرض کردم: به «وضع بنیعباس و حکومت و جبروتشان مینگرم. اگر این حکومت برای شما بود، ما نیز همراه شما بودیم و از آن بهره میبردیم». حضرت فرمودند:
ای مفضل! بدان که اگر چنان می شد، شب ها کاری نبود، جز سیاست و تدبیر امور مردم و روزها، جز درگیر کار مردم بودن، غذای نامطبوع و ناگوار و لباس خشن، مانند علی علیه السلام و الّا آتش بود و دوزخ.(1)
به راستی مگر میشود امام مهدی علیه السلام لباس خشن بپوشد و طعام ناگوار بخورد؛ ولی یاران و همراهانش غرق رفاه
1) بحارالأنوار، ج52، ص359: «عن المفضل و قال: کنت عند ابیعبدالله علیه السلام بالصواف فنظر الی و قال لی: یا مفضل مالی اراک مهموماً متغیّر اللون؟ قال: فقلت له: جعلت فداک نظری الی بنی العباس و ما فی ایدیهم من هذا الملک و السلطان و الجبروت فلو کان ذلک لکم لکنّا فیه معکم. فقال: یا مفضل اما لو کان ذلک لم یکن الا سیاسة اللیل و سیاحة النهار و اکل الجشب و لبس الخشن شبه امیرالمؤمنین علیه السلام و الا فالنار...».
و خوشی باشند؟(1)
امام علی علیه السلام در وصف یاران مهدی علیه السلام میفرماید:
او از یارانش بیعت می گیرد که طلا و نقره ای نیندوزند، گندم و جویی ذخیره نکنند، لباس خشن بپوشند و... .(2)
آنان در راه تحقق آرمانهای جهانی امام مهدی علیه السلام مشکلات و مصائب فراوانی را به جان میخرند؛ ولی از سر اخلاص و تواضع، عمل خود را هیچ میپندارند و به سبب هجوم سختیها و تحمّل مشقتها، بر خداوند منت نمیگذارند؛(3)از اینکه نقد جان خویش را در کف اخلاص نهاده، تقدیم آستان دوست میکنند، هرگز به خود نمیبالند و آن را بزرگ نمیشمارند.(4)
آنان، یکرنگ و یکدلند(5)و این نیست، مگر به این سبب که هواها و خودخواهیها از جانشان رخت بر بسته و به جای آن، خداخواهی و خداپرستی نشسته است. با این
1) بحارالأنوار، ج52، ص354؛ امام صادق علیه السلام : «ما لباس القائم الا الغلیظ و ما طعامه إلا الجَشِب ».
2) منتخب الأثر، ص469: «إنَّه یأخذ البیعة عن أصحابه أنْ لایکنزوا ذهباً و لا فضّة و بُرّاً و لا شعیراً و یلبسون الخشِن من الثیاب».
3) یوم الخلاص، ص226، به نقل از بشارة الاسلام، ص220؛ حضرت علی علیه السلام : «قوم لمیمنَّوا علی الله بالصبر» .
4) یوم الخلاص، ص226، به نقل از بشارة الاسلام، ص220؛ حضرت علی علیه السلام : «و لمیستعظِموا بذلَ أنفسهم فی الحق» .
5) یوم الخلاص، ص226، به نقل از بشارة الاسلام، ص220؛ حضرت علی علیه السلام : «قلوبهم مجتمعةٌ» .
اتحاد و یکرنگی است که میتوان به اهداف جهانی دست یافت و آرمانهای الهی را تحقق بخشید. سپاهی که از اختلاف و چنددلی رنج میبرد، چگونه میتواند سرافرازانه بام دنیا را فتح کند.
حرکت بزرگ حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف از پشتوانة امداد الهی برخوردار است و بدون برخورداری از امدادهای ویژة الهی، هرگز به آرمانهای خود دست نخواهد یافت. توجّه به وجود این تأییدات الهی، تأثیر شگرفی بر روان یاران امام بر جای خواهد گذاشت. یقین به آن امدادها باعث میشود پیروانش ذرهای در درستی آرمانها و مسیر خود تردید نکنند و ملامتها و سرزنشهای کوتهبینان و عافیتطلبان، در عزمشان خللی نیفکند.
قرآن کریم میفرماید:
)یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ... وَلَا یَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ((1)
ای کسانی که ایمان آورده اید! هر کس از شما از آیین خود بازگردد [به خدا زیانی نمی رساند]. خداوند جمعیتی را می آورد که آنان را دوست دارد و آنان [نیز] او را دوست دارند... آنان از سرزنش هیچ ملامت کننده ای هراسی ندارند.
حضرت علی علیه السلام در تفسیر این آیه میفرماید:
1) مائده (5)، 54.
هم أصحاب القائم؛(1)
آنان، یاران امام قائم علیه السلام هستند.
اگر این انقلاب از رهبری ویژه برخوردار است، فیض حضور در جوار چنین امامی که رسالت پیامبران و اولیا در طول تاریخ بشریت را بر دوش میکشد و میخواهد بار بر زمین ماندة آنان را به مقصد برساند، برای کسانی فراهم خواهد شد که در خود، تناسبی با آن امام فراهم کرده باشند و مانند او، خالق هستی را در همة شؤون حیات و هستیشان، جریان و حضور بخشند. شاید از همین رو است که از آنان به «مردان الهی» تعبیر شده است.(2)
انشاءالله خداوند متعال به همة ما توفیق کسب این صفات و خصال را عطا فرماید.
قرآن کریم
ارشاد القلوب، دیلمی، حسن بن ابی الحسن، انتشارات شریف رضی، 1412ق.
سیمای جوان در قرآن و تاریخ اسلام، دوانی، علی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1368.
بحارالانوار، علامه مجلسی، محمدباقر، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1403ق.
الخصال، شیخ صدوق، تحقیق علی اکبر غفاری، جامعه مدرسین قم.
العمدة، اسدی حلی، ابن البطریق، قم، جامعه مدرسین، 1407ق.
صحیفه نور، امام خمینی، روح الله، مرکز نشر آثار حضرت امام (ره).
الخرائج و الجرائح، راوندی، قطب الدین، قم، مؤسسه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف .
جوان از نظر عقل احساسات، فلسفی، محمد تقی، تهران، نشر فرهنگ.
اعلام الوری بالاعلام الهدی، طبرسی، حسن بن فضل، مؤسسه آل البیت علیه السلام لاحیاء التراث، قم، 1375.
الکافی، کلینی، تحقیق علی اکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1348.
جوان در چشم و دل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، پورامینی، محمدباقر، مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر تهران، 1382ش.
اعیان الشیعه، الامین، محسن، دارلتعاریف للمطبوعات، بیروت.
اسد الغابة فی معرفة الصحابه، ابن اثیر، علی بن محمد، دارالفکر، بیروت، 1382ش.
سیر اعلام النبلاء، ذهبی، محمدبن احمد، دارالفکر، بیروت، 1375.
طبقات الکبری، ابن سعد، محمد بن سعد، دارالکتب العلمیة، بیروت، 1410ق.
تاریخ مدینه دمشق، ابن عساکر، دارالفکر، بیروت، 1417.
سفینة البحار، قمی، شیخ عباس، انتشارات کتابخانه سنایی، تهران.
رجال الطوسی، طوسی، محمدبن حسن، تحقیق جواد قیومی، جامعه مدرسین قم، 1415ق.
الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، قرطبی، دارالکتب العلمیه، بیروت، 1415ق.
السیرة الحلبیة، حلبی، علی بن برهان الدین، مکتبة التجاریه الکبری، مصر، 1382.
المغازی، واقدی، مؤسسه الاعلمی، بیروت.
الصحیح فی سیرة النبی الاعظم صلی الله علیه و آله و سلم، عاملی، جعفر مرتضی، قم، 1400ق.
السیرة النبویة، ابن هشام، قاهره، 1355ق.
کمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق، قم، جامعه مدرسین.
تاریخ پیامبر اسلام، آیتی، محمد ابراهیم، انتشارات دانشگاه تهران، 1369ش.
سیره تبلیغی پیامبر اعظم، رضایی، سارا، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی، 1385.
جوان از نظر معصومان، مروجی طبسی، محمد جواد، انتشارات سلسال، قم، 1381.
حدیث جوانی و یاوران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، حاجیان، اسماعیل، مهام، تهران، 1383.
فصلنامه انتظار، مرکز تخصصی مهدویّت، قم.
منتهی الآمال، قمی، شیخ عباس، دلیل ما، قم، 1382.
قصه کربلا، نظری منفرد، علی، انتشارات سرور، قمی، 1384.
ابصارالعین، سماوی، محمد، انتشارات بصیرتی، قم.
مثنوی معنوی، جلال الدین بلخی رومی، انتشارات امیرکبیر، تهران، 1373.
الارشاد، شیخ مفید، مؤسسه آل البیت علیه السلام لاحیاء التراث، قم.
امالی شیخ صدوق، مؤسسه بعثت، قم، 1417.
انساب الاشراف، بلاذری، دارالتعاریف، بیروت.
نفس المهموم، قمی، شیخ عباس، انتشارات بصیرتی، قم.
مستدرکات علم الرجال، نماز شاهرودی، علی، حسینیه عماد زاده، اصفهان، 1412.
مقاتل الطالبیین، ابوالفرج اصفهانی، دارالاحیاء الکتب العربیة، قاهره.
لهوف، سیدبن طاووس، انتشارات داوری، قم.
مناقب آل ابی طالب، ابن شهر آشوب، انتشارات علامه، قم.
جوانان، یاوران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، پورامینی، محمدباقر، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، تهران، 1379.
علل الشرایع، شیخ صدوق، طبع حیدریه نجف، 1386.
وسایل الشیعه، شیخ حر عاملی، بیروت، داراحیاء التراث العربی.
جوان در پرتو اهل بیت علیهم السلام، محمدعلی خادمی کوشا، بوستان کتاب، 1385.
روان شناسی کودک و اصول تربیتی جوان، ژانپیاژه و پیرهانری سیمون، ترجمه عنایتا... شکیباپور، تهران، نیما، 1369.
الملاحم و الفتن، ابن طاووس، علی بن موسی، تهران، نشر اسلامیه، 1381.
قرب الاسناد، حمیری، عبدالله بن جعفر، مؤسسه آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، قم، 1371.
غیبت نعمانی، ترجمه غفاری، نشر صدوق، تهران، 1376.
الغیبة، طوسی، محمد بن حسن، مؤسسه المعارف الاسلامیة، قم، 1417.
روزگار رهایی، کامل سلیمان، ترجمه مهدی پور، علی اکبر، آفاق تهران، 1381.
یوم الخلاص فی ظل القائم، کامل سلیمان، ناشر آل علی، قم، 1382.
تفسیر نمونه، گروهی، تهران، دارالکتب الاسلامیة.
تفسیر القمی، علی ابن ابراهیم قمی، نجف.
مکیال المکارم، موسوی اصفهانی، سیدمحمد تقی، ترجمه قزوینی، جمکران، قم.
تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله و سلم، حرانی، ابن شعبه، جامعه مدرسین قم، 1363.
نگین آفرینش، بالادستیان، حائری پور، یوسفیان، قم، مرکز تخصصی مهدویّت، 1384.
فرهنگ اصطلاحات، آراسته، محمد، نشر گسترده، تهران، 1369.
اندیشه مهدویّت و آسیب ها، جعفری، محمدصابر، قم، مرکز تخصصی مهدویّت، 1384.
الجواهر السنیه فی الاحادیث القدسیه، عاملی، حر، مکتبه مفید، قم.
روضة الواعظین، محمد بن فتال نیشابوری، منشورات الرضی، قم.
معانی الاخبار، شیخ صدوق، انتشارات اسلامی قم، 1361.
المزار الکبیر، ابن مشهدی، تحقیق جواد قیومی، مؤسسه نشر اسلامی، 1419.
دلائل الامامة، طبری، ابن جریر بن رستم، مؤسسه بعثت قم، 1413.
کنزالعمال، متقی هندی، مؤسسه الرسالة، بیروت، لبنان (16جلدی).
مشکاة الانوار فی غرر الاخبار، طبرسی، ابوالفضل علی، طبع حیدریه نجف، 1385.
تفسیر نورالثقلین، عروسی الحویزی عبد علی بن جمعه، مؤسسه اسماعیلیان، قم، 1412.
عصر ظهور، کورانی، علی، ترجمه عباس جلالی، شرکت چاپ و نشر بین الملل، 1383.
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و ایرانیان، همتی، حسن، نشر نذیر، تهران، 1380.
حکمت نامه جوان، ری شهری، محمد، مؤسسه دارالحدیث، قم.
خورشید جوانان، شرح زندگانی و کرامات حضرت علی اکبر علیه السلام، سیدمحمد حسینی، مؤسسه فرهنگی سماء، قم، 1379.
او خواهد آمد، علی اکبر مهدی پور، نشر رسالت، قم، چاپ دوازدهم، 1384.
کودک، نوجوان و جوان از دیدگاه مقام معظم رهبری، امیرحسین بانکی پورفرد، احمد قماشچی، مرکز مطالعات تربیت اسلامی وزارت آموزش و پرورش.
مقدمهای بر مشاوره و روان درمانی، احمدی، چاپ اول، اصفهان، انتشارات دانشگاه اصفهان، ویرایش سوم.
روانشناسی نوجوانان و جوانان، دکتر سیداحمد احمدی، نشر مشعل، اصفهان، چاپ دوازدهم.
,
پرسش های کتاب «قرآن، مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و جوانان» تألیف محمدرضا نصوری که از سوی مرکز تخصصی مهدویّت طراحی شده است.
الف) فتی ب) شاب
ج) احسن تقویم د) همه موارد
2.پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به کدام یک از یاران خود سفارش فرمود: «جوانی ات را قبل از پیری غنیمت دان»؟
الف) ابوذر ب) عمار
ج) مصعب بن عمیر د) عتاب بن اسید
3.در قرآن کریم، الگوی جوانان در تسلیم و صبر چه کسی معرفی شده است؟
الف) یعقوب علیه السلام ب) اسماعیل علیه السلام
ج) ابراهیم علیه السلام د) موسی علیه السلام
4.پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این دعا را در حق چه کسی بیان فرمود: «خدایا! او را از جوانی بهره مند ساز»؟
الف) علی علیه السلام ب) زید بن حارثه
ج) عمرو بن حمق خزاعی د) جعفر بن ابی طالب
5.کدامیک از صحابی جوان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مأمور تعلیم قرآن و بیان احکام در شهر مکه شد؟
الف) معاذبن جبل ب) مصعب بن عمیر
ج) عمرو بن حزم د) زید بن ثابت
6.کدام جوان به دستور پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به فراگیری خط و زبان یهودیان مأمور شده بود؟
الف) زید بن حارثه ب) زید بن ثابت
ج) عمرو بن حمق خزاعی د) معاذ بن جبل
7.تنها صحابی جوان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که نامش در قرآن کریم آمده است؟
الف) معاذبن جبل ب) عتاب بن اسید
ج) جعفر بن ابی طالب د) زید بن حارثه
1.پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خطاب به چه کسی فرمود: «مسنتر شایستهتر نیست، بلکه شایستهتر، بزرگتر است»؟
الف) جابر بن عبدا... انصاری ب) ابوذر
ج) مصعب بن عمیر د) عتاب بن اسید
2.روایت «یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف جوانند... » از کیست؟
الف) پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ب) امام علی علیه السلام
ج) امام صادق علیه السلام د) امام رضا علیه السلام
3.حضرت علی علیه السلام قلب و دل جوان را به چه چیزی تشبیه فرمودند؟
الف) اقیانوس پر از صدف ب) خورشید نورانی
ج) زمین خالی از کشت د) آسمان صاف
4.امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با کدام پیامبر الهی در غیبت و جوان بودن شباهت دارد؟
الف) حضرت یوسف علیه السلام ب) حضرت اسماعیل علیه السلام
ج) حضرت یونس علیه السلام د) حضرت داوود علیه السلام
5.طبق فرمایش امام صادق علیه السلام «خداوند از بندگان عملی را نمیپذیرد مگر به...».
الف) معرفت و شناخت امام ب) محبت امام
ج) فعالیت در راه خدا د) اطاعت محض
6.بر اساس روایت امام جواد علیه السلام چه کسانی در دوران غیبت در امر ظهور هلاک میشوند؟
الف) مخالفان موعود ب) شتابزدگان
ج) مدعیان دروغین د) هر سه گزینه
7.طبق فرمایش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خداوند چگونه جوانی را دوست دارد؟
الف) جوانی که در تعلیم و تعلم باشد.
ب) جوانی که به سلامت جسم بپردازد.
ج) جوانی که در اطاعت خدا باشد.
د) جوانی که دائماً خدا را عبادت کند.
8.حضرت علی علیه السلام در تفسیر آیه «یجاهدون فی سبیل ا...» چه فرمودند؟
الف) آنان، شهیدان در رکاب اهل بیت علیه السلام میباشند.
ب) آنان، یاران قائم هستند.
ج) آنان، امر به معروف و نهی از منکر کنندگانند.
د) آنان، مروجان دین هستند.
1.امام صادق علیه السلام جوان بودن امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به هنگام ظهور را از چه نوع کارهای بزرگ خداوند بیان فرمودند؟
الف) معجزه بزرگ ب) لطف بزرگ
ج) امتحان بزرگ د) هر سه گزینه
2.اجتماع بینظیر جوانان شیعه برای یاری حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف کنایه از چیست؟
الف) سرعت ب) اطاعت
ج) محبت د) فعالیت
3.روایت «هنگامی که مهدی قیام کند، مردم او را انکار میکنند؛ زیرا او جوان باز میگردد؛ در حالی که مردم او را پیر فرض میکردند» از کیست؟
الف) حضرت علی علیه السلام ب) امام حسن علیه السلام
ج) امام حسین علیه السلام د) امام باقر علیه السلام
4.حضرت علی علیه السلام خطاب به چه کسی فرمود: «هیچ فعالیتی نیست، مگر اینکه در آن، نیازمند شناخت و آگاهی هستی»؟
الف) ابوذر ب) کمیل
ج) امام حسن علیه السلام د) عمار
5.دستور خواندن دعای «اللهم عرفنی نفسک...» از کدام امام صادر شده است؟
الف) امام سجاد علیه السلام ب) امام باقر علیه السلام
ج) امام صادق علیه السلام د) امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
نام و نام خانوادگی: ............................. نام پدر: ..........
تاریخ تولد: .......... صادره: ..........
نشانی و شماره تلفن:
........................................................................................
........................................................................................
ردیف
الف
ب
ج
د
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
امتیاز: