ghaemiyeh.com
سرشناسه : مهدوي راد، محمدعلي عنوان و نام پديدآور : با كاروان عشق : گزارشي از فعاليتهاي بعثه مقام معظم رهبري در سازمان حج و زيارت در سال ۱۳۷۲/ نويسندگان محمدعلي مهدويراد٬ رسول جعفريان؛ [براي] حوزه نمايندگي ولي فقيه در امور حج و زيارت
مشخصات نشر : تهران: نشر مشعر ۱۳۷۲.
مشخصات ظاهري : ۴۳۴، [۳۵] ص.: مصور (رنگي)، نمودار (رنگي)، جدول.
وضعيت فهرست نويسي : برونسپاري.
موضوع : حج
شناسه افزوده : جعفريان رسول ۱۳۴۳ -
شناسه افزوده : حوزه نمايندگي ولي فقيه در امور حج و زيارت
رده بندي كنگره : BP۱۸۸/۸/م۸۸۷ب۲ ۱۳۷۲
رده بندي ديويي : ۲۹۷/۳۵۷
شماره كتابشناسي ملي : ۲۰۳۵۶۵۰
حج 72 با مسائلى كه رخداد، و رويدادهايى كه به وقوع پيوست، حجى با شكوه، پرتحرّك و سرشار از خاطره بود.
حج بزرگترين و شكوهمندترين و گستردهترين گردهمايى مؤمنان و مسلمانان با ديدگاهها، انديشهها، روشها و منشهاى مختلف است. آگاهى از چگونگى حجگزاريها، اطلاع از چهسانى جاريهاى اين كنگره سترگ سودمند است و ارجمند؛ و ثبت و ضبط رويدادها و حادثهها و رويارويىهاى گونهگون فرهنگى، اجتماعى و سياسى براى آيندگان چونان دستمايههاى زرّينى خواهد بود كه آنان را به چگونگى برگزارى اين مراسم بياگاهاند و از چه سانى انديشه، آرمان و اهداف امروزيان مطلع سازد. امروز نيز گزارش تفصيلى و تحليلى آنچه در حج گذشته است مىتواند براى كسانى كه توفيق راه يافتن به ديار دوست را نيافتهاند در آگاهى از چندى و چونى افكار و انديشه مسلمانان، جاريهاى جهان اسلام و تحوّلات جامعه اسلامى و كيفيت برگزارى حج و شناخت جاريها و مراسم و ... سودمند افتد.
كتابى كه اكنون در پيشديد شماست، تلاشى است در جهت آنچه ياد شد.
به واقع اين مجموعه سفرنامه جمعى حج است. در صفحات اين كتاب از حج 72 و جاريهاى آن در حدّ توان و فرصت، سخن رفته است و خواننده با خواندن اين مجموعه با تصويرى گرچه كمسو، از آنچه در سال 72 گذشته است آشنا خواهد شد. در پيشدرآمد كتاب سخن از حريم دوست است و حال و هوايى كه زائران در آن ديار دارند. اين نگاه گو اينكه گذراست امّا مىتواند تا حدودى خواننده را با چگونگى حال و هواى آن ديار به هنگام حضور مسلمانان آشنا كند.
سپس گزينهاى از رهنمودهاى مقام معظم رهبرى حضرت آيةالله خامنهاى آمده است و گزارشى از كنگره عظيم حج بر تربت پاك احياگر حج ابراهيمى حضرت امام خمينى- رضوان الله عليه-.
در بخش حج و مسائل فرهنگى، از تلاشهاى روحانيان، و نقش اين هاديان زائران و چگونگى رسالت گزارى آنان و برخى از مشكلات سخن رفته و اهميت روشنگرى درباره گرههاى فقهى در پرتو واقعيتهاى جارى نموده شده است و ...
حج و مسائل سياسى، گزارشى است تحليلى از نگاه زائران به انقلاب اسلامى، شخصيت حضرت امام- رضوان الله عليه- و جاريهاى جهان اسلام. سپس گزارش تفصيلى چگونگى جلوگيرى حكومت سعودى از انجام مراسم برائت از مشركين آمده است و همچنين بازتابهاى مراسم و چگونگى برگزارى آن در سرزمين منى. گزارش تفصيلى سمينارها و تجمّعها بخش ديگر از كتاب را تشكيل مىدهد. و گزينهاى از گزارشهاى ديدار زائران با نماينده ولىّ فقيه و سرپرست زائران ايرانى و سخنان چهرههاى علمى و روحانى فصلى ديگر را.
مصاحبهها با شخصيتهاى علمى و فكرى، زائران و كسانى كه ساليان دراز توفيق ديدار ديار دوست را داشتهاند خواننده را با ابعاد معنوى، اجتماعى، فرهنگى و تاريخى آن ديار آشنا خواهد ساخت.
و بالأخره در واپسين فصل كتاب با عنوان «در خدمت زائران»، گزارش تفصيلى تلاشهاى اجرايى سازمان حج و زيارت در برگزارى حج آمده است.
بخشهاى عمده كتاب را آقايان رسول جعفريان و محمدعلى مهدوى راد نگاشته و تنظيم كردهاند برادران ديگرى در تهيه گزارشها، مصاحبهها ما را يارى رساندهاند، گزارش تلاشهاى اجرايى سازمان حج و زيارت را نيز وامدار كاركنان صديق آن سازمان هستيم. كه از همه سپاسگزاريم اميدواريم بر روى هم، اين مجموعه در ارائه تصويرى گويا از حج سال 72 موفّق بوده باشد.
والسلام على من يخدم الحق لذات الحق
معاونت آموزش و تحقيقات
بعثه مقام معظم رهبرى
آنچه در پى مىآيد و جايگاه مقدمهاى براى گزارش تفصيلى مراسم حج 72 را دارد. تأمّلها و درنگهايى است از سفر حج كه معمولًا پس از پايان يافتن قسمتى از سفر آنرا به قلم مىآمد گفتنىهاى مربوط به منى بسيار گذراست و از شور و هيجان و چگونگى انجام آن در روزهاى پىدرپى و رمى جمرات آن چنان كه شايسته و بايسته بود سخن نرفته و آن حركتهاى زيبا و ديدنى به تصوير نيامده است، و اين همه بخاطر مسائلى بود كه در حج امسال پيش آمد و در روزهاى پس از مراسم منى آرامش را از راهيان ديدار دوست ربود. والى الله المشتكى.
از خانه كه بيرون مىآيى، نگاههايى به سويت قد مىكشد كه سرشار از تمنّا است.
در عمق نگاهها و در التهاب سينهها آروزى راه يافتن به حريم دوست را مىنگرى، اكنون تو آهنگ ديار قدس دارى و آنان كه از اين توفيق بزرگ محرومند، به بدرقهات آمدهاند و هر يك به گونهاى راز دل مىگشايند، و همه يك سخن مىگويند: التماس دعا، در مزار پيامبر ما را دعا كنيد. در كنار بقيع ما را فراموش نكنيد. در كعبه، طواف، عرفات، منى و ...
و تو كه اين توفيق را يافتهاى سر از پا نمىشناسى. ماشين كه از جا كنده مىشود و تو را به سوى مقصود مىكشاند در خود فرو مىروى؛ من و مكه! من و مدينه! ديار قدس، حريم الهى، سرزمين خاطرهها، شكوهمنديها، والائيها. سرزمينى كه روزى و روزگارى قلّه سانان بى بديل بشريّت، بر گستره آن گام مىنهادند، و از بام تا شام براى گسترش آيين حق مىكوشيدند و براى عينيّت بخشيدن به آرمانهاى بلند پيشواى
عظيمشان سر از پا نمىشناختند. اينك مىروى تا بر پيمان عبوديت، ولايت و استوارى در راه، پاى بفشارى، مىروى تا با جلاىِ دل و صفاى جان و زمزمه با معشوق جانت را از ناهنجاريها، ناراستيها بپيرايى و حرمت حريم پاكان و نيكان را پاس دارى. قلب مىتپد و در سر سوداى حضور در محضر معشوق غوغا مىكند؛ و كيست كه قلبش براى ديدار ديار دوست نتپد؛ و سوداى زيارت مزار قلّهسانان بشريت را بر دل نداشته باشد. به فرودگاه كه مىرسى درهاى آستانه و رودى آن، جلوه شگفتى دارد، انبوهى از جمعيت آمدهاند و گروه گروه گرداگرد افرادى حلقه زدهاند. تبسّمهاى نشسته بر لبها، نشانى از رضايت خاطرى است كه راهيان دارند؛ و التهاب درونى، نمايشى از سپاسى كه توفيق زيارت يافتهاند. اشكهايى كه در ديدگان برخى حلقهزده است پيشتر و بيشتر از آنكه غم فراق كوتاه عزيزى را رقم زند، شوق ديدار، نياز زمزمه با يار و شعلههاى عشق به اين وادى مقدس را به تصوير مىكشد.
كسانى هم كه بدرقه كنندهاى ندارند آرام آرام به سوى سالن گام برمىدارند تا مقدمات پرواز را فراهم كنند، مجريان با مهربانى و لبخندهاى شيرين زائران را بدرقه مىكنند، و گاه با التماس دعايى، تمنّاى دل را مىنمايانند.
سالن آكنده از جمعيّت است، لحظهها به كندى سپرى مىشود، اين سو و آن سو كه مىنگرى، چهرههاى برجسته علمى و فكرى را نيز مىبينى كه سر در گريبان انديشه، با زائران لحظههاى آغاز پرواز را انتظار مىبرند. با اعلام مسؤولان، زائران يكجا از جا كنده مىشوند. صف طولانى و فشرده به هم، آرام آرام پيش مىرود. در داخل هواپيما سرمهماندار اعلام مىكند هر كجا صندلى خالى بود بنشينيد، يكباره به فكر مىافتم اين اوّلين گام بسوى بىپيرايگى است، مگرنه اين است كه اين سفر هيچ رنگى را برنمىتابد، پس آزاد از علقهها گام بردار.
هواپيما از جا كنده مىشود و سينه فضا را مىشكافد، اكنون به سوى ميعاد به پيش مىروى، خلبان با لحنى سرشار از ادب و صفا، موقعيت را اعلام مىكند و در ضمن سفر چگونگى سير را نيز برمىشمارد، پس از حدود سه ساعت اينك در جدّه هستى. راهيان
ديار دوست در انتظارند تا سعوديان مقدمات گذشت آنان را به مقرّشان در فرودگاه، فراهم آورند. كار به كندى پيش مىرود، و نوبت بازنگرى وسايل كه فرامىرسد سختگيرى شدّت مىيابد. تمام محتواى چمدانها بر روى سكوها فرو مىريزد و با حساسيّت و ودقّت نگريسته مىشود، دست نوشتها بيشتر از هر چيزى، حساسيّت را برمىانگيزد، برخى از كتابها با اندكى تورّق، راهى چمدان مىگردد، امّا برخى ديگر را بايد مأموران اطلاعات ببينند، صداى مفتّشان بلند مىشود كه: اعلام، اعلام.
فردى مىآيد و گاه با نگاهى اخمآلود و از سر خشم، كتاب را به يكسو مىافكند و با صدايى زير و بم دار فرياد مى زند كه: ممنوع. اعلام ممنوعيّت چرا بردار نيست! وديگرگاه به سوى متاع پرتاب مىشود كه نشان بى مانع بودن آن است.
در پيشديد ما چمدان جناب بىآزار شيرازى مورد بازرسى قرار گرفت كه با ديدن دو مقاله، حساسيت افزون يافت از اين روى وى را به محلّ اطلاعات بردند.
ايشان پس از بازرسىهاى دقيق بدون اينكه مقالهها را بازگردانند، بازگشت. تمام صفحات گذرنامه وى را زيراكس كرده بودند. يكى از مقالات وى نقد فتواى مزوّرانه و زشت عبدالله بن جبرين در «حرمت اكل ذبيحه» شيعه بود.
محل استقرار كاروان را يافتيم و نشستيم، چهرهها شاداب و نگاهها سرشار از رضايت است. شب از نيمهها گذشته، كاروانها در حال انتظار براى كوچ به سوى مدينهاند، برخى از اينجا و آنجا گفتگو مىكنند، گروهى در حال استراحتند و بعضى آرام در گوشهاى به راز و نياز پرداختهاند و خداى را براى توفيق به دست آمده سپاس مىگويند، مسؤولان كاروانها با همت مجريان سختكوش نهادهاى مسؤول ايرانى در حال فراهم آوردن وسائل كوچ هستند، و برخى مشغول پذيرايى از راهيان ديار دوست. اذان صبح فضاى فرودگاه را عطرآگين مىكند، تكاپوى شگفتى تمام فرودگاه را مىگيرد، زائران به نماز مىايستند، جلوه هيجانبار و زيبايى است. پس از نماز گروهها آهنگ كوچ دارند، اتوبوسها آمادهاند و راهيان در التهاب ديدار دوست.
«طريق الهجره» اتوبانى كه جدّه را به مدينه متّصل مىكند اكنون پذيراى بهترين
مسافران است، مسافرانى كه آنان را اشتياق زيارت و شوق ديدار بدين سوى كشانده است.
در محضر پيامبر
به مدينه وارد مىشوى، مدينه ديگر حال و هواى ديروز را ندارد، بسيارى از آثار تاريخى آن كه مىتواند تو را بر بال خاطرهها بنشاند و تا دور دستهاى تاريخ ببرد، ويران شده است، اما تو كه هويت تاريخىات را از دست ندادهاى، از وراى اين همه ديگرسانىها حقايق را خواهى ديد و در آن سوى آنچه به وجود آمده است پيوندت را با گذشتهها بازخواهى شناخت.
اكنون مدينه است؛ با آثارى شگرف و هيجانبار.
مدينه است؛ شهر پيامبر و شيران روز و پارسايان شب.
مدينه است؛ شهر ايثارها و مقاومتها، رادمرديها و بزرگىها از يكسوى، و از ديگر سوى ...
نه، من تاريخ نمىگويم، بگذار سحرگاهان به سوى پيامبر- ص- برويم، و از شهر پيامبر- ص- بگوييم، شهر زيباييها عظمتها و ... آرى از مدينه مىگويم.
مدينه در قلب جزيرةالعرب سرشار است از خاطرهها و يادها. جاى جاى آن مكانهايى است آكنده از خاطره كه بارِ سدهها حادثه را به دوش دارد. مساجد كهن در اين ديار از جلوه شگرفى برخوردار است امّا چه كسى مىتواند انكار كند كه مسجد النبى- ص- اين پايگاه توحيد و جايگاه فرياد عليه شرك و كفر و خاستگاه قهرمانان بىبديل تاريخ، دُرّ شاهوار اين مجموعه است. مسجدالنبى- ص- كه اكنون براساس ضرورتهاى تاريخى و اجتماعى بسى گستردهتر و عظيمتر از آنچه كه بوده، شكل گرفته است. در اين ايّام صدها هزار انسان دلداده بحق و عاشق رسولالله را به خود فرامىخواند. در دل شب و آستانه دميدن سحر كه جهان در خوابى سنگين غنوده است، راههاى منتهى به مسجد چونان جويبارى زلال، شاهد ترنم قطرههايى است كه مىروند تا در اين وادى قدس،
سيلاب عظيمى را شكل دهند. سحرگاهان، بدان هنگام كه هنوز چادر قيرگون شب دريده نشده است، آستانه مسجد ديدنى است، مردم با صورتهاى گونهگون و سيرتى همگون با التهاب و عجله چونان كسانى كه به سوى آوردگاهى به پيش مىروند از هم سبقت مىگيرند تا در مسجد رسولالله در پيشگاه اللَّه زانو به زمين زنند و با خدايشان راز گويند و با پيامبرشان زمزمه كنند. امّا تو كه با اين جويبارها پيش مىروى اگر اندكى اين سوى و آن سوى را بكاوى زنهاى تكيده چهره و سياهى را خواهى ديد كه توشهاى اندك را بر سر گرفتهاند و با اين جويبارها به پيش مىروند امّا نه براى رسيدن به آن سيلاب، بلكه براى آنكه بساطى پهن كنند، و در هنگام بازگشتِ اينان، جامه و متاعى عرضه كنند و چيزى براى زندگى فلاكتبار روزانهشان به چنگ آرند. چهره اينان در كنار قبر پيامبرِ مستضعفان، استضعاف را فرياد مىكند و حضور اينان در كنار ساختمانهاى آسمانخراش در دخمههاى كوچك، شكاف شگرف طبقاتى را در اين ديار مىنماياند و تو بايد با داغى در دل از كنار آنان بگذرى كه قافله عشق در حال رفتن است.
اكنون در مسجد نشستهاى، بنگر! يكسويت برادرت مصرى است و در سوى ديگر الجزايرى، اندكى آن سوتر مغربى و كمى فراتر بحرينى و ... اينجا همه امت محمّدند، اى كاش اين حقيقت را با همه وجود باور مىداشتند. چشمها به مأذنه دوخته شده است همه منتظر فرياد توحيدند، سكوت سراسر مسجد را فراگرفته است برخى زانو به بغل گرفته غرق در انديشهاند و برخى ديگر قرآنى بدست آرام آرام زمزمه مىكنند.
هان! فرياد بلند شد: «الله اكبر»، و در پى آن زمزمهها، همهمهها، آرام، آرام، الله اكبر، لااله الا الله و ...
همه بر گامها استوار مىايستند تا نماز بخوانند و خود را آماده مىكنند تا نماز جماعت را يك آهنگ و يك صدا با امام جماعت بجا آورند، امام جماعت با آهنگى دلپذير نماز را مىخواند و در اين روزها پس از ركوع ركعت دوم به تفصيل در قنوت به مسلمانان بوسنى و هرزگوين دعا مىكند و به صربها و هجوم آورندگان آنها نفرين مىكند، و گاه آنچنان لحن از سرسوز و با آهنگى حزين است كه بسيارى مىگريند و
شانهها تكان مىخورد، اين حالت در نماز مغرب نيز تكرار مىشود، چرا اين روزها؟! وچرا ...
نماز تمام مىشود و صفوف منظم آرام آرام درهم مىآميزد. گروهى به سوى خانهاند و گروهى ديگر از لابلاى صفوف به سوى مزار رسولالله- ص-؛ براى زيارت قبرش- كه مسلمان تمام رازهاى دين و ايمانش را در آن مىنگرد- عشق همگانى است.
گو اينكه برخى پنداشتهاند و يا چنين بر پندارها دادهاند كه آن پنجرههاى رو به معشوق را اگر رخصتى باشد تنها شيعيان به آغوش مىكشند، امّا نه چنين است؛ سياهانى كه تمام آرمانشان را در اينجا مىنگرند با اشكهاى زلال غلطيده بر گونههاى سياه، و با نالههاى برخاسته از دلهاى سپيد در انتظارند كه رخصتى يابند و با آغوش كشيدن قبر، با رسولشان زمزمه كنند، مصريان، الجزايريان، و ... تمام اقاليم قبله چنيناند، مگر نه اين است كه اينجا تنديس ابرمردى خفته است كه تمام عظمتها و كرامتها، شرافتها و راديهاى روزگاران و انسانيت را در خود يكجا دارد. مسلمان اينجا احساس قرابت مىكند و بر اين باور است كه در محضر پيامبر- ص- نشسته است، و با همه وجود آهنگ رازگويى دارد امّا ...
تربت پاك امامان
نبوت در ولايت استمرار مىيابد و محمد- ص- در على- ع- وفرزندانش در جاريهاى زمان جلوه مى كند، واكنون تو كه با پيامبر- ص- زمزمه كردهاى آماده مىشوى تا با امامت سخن بگويى، پس آهنگ بقيع كن.
بقيع گورستانى ديرپاست؛ كه انسانهاى بسيارى بر خاك آن خفتهاند. بقيع روزگارى بيرون از مدينه بوده است امّا امروز در دل آن جاى دارد. در گوشهاى از بقيع قامت عطرآگين چهار تن از پيشوايان راستين هدايت (حسن بن على، على بن الحسين، محمد بن على و جعفر بن محمد- عليهمالسلام-) در دل خاك است كه روزگارى با حرمى خرد و منارهاى كوچك نمودى دلپذير داشته است. امّا امروز در تابشگاه آفتاب
و با چهار سنگ ساده مزار، تو را فرامىخواند؛ مظلوميت شگفتى است، زائران غالباً با پاهاى برهنه بر خاك گام برمىدارند و در كنار گودى كوچكى كه اين مزارها در دل آن قرار گرفته است با چشمانى اشكبار مىايستند تا زيارت كنند. اكنون چندين سال است كه سعوديان روزى حدود 5- 4 ساعت در دو وقت درهاى بقيع را باز مىكنند تا زائران در پيشديد، مأموران مزارها را زيارت كنند. جمعيتى انبوه سرازير آن مىشود هركس به آهنگى و هوايى. امّا اين مزار بىپيرايه كه تبلورى از مظلوميت است اكنون در گرداگردش شاهد تجمّعى شگرف است. تركان با لباسهاى متحدالشكل در ميان جمع نمودى زيبا دارند و پاكستانيان با احساسى رقيق و قلبى مالامال از عشق و مظلوميت؛ التهابى شگفت.
آنان گويا در اين آينه مجموعه مظلوميت خود را نيز مىنگرند و مظلوميت خود با امامشان را يكجا فرياد مىكنند، بحرينيان با آرامش ستودنى، جمعى و گاه فردى به گونهاى دلپذير با رهبرشان راز مىگويند. و ايرانيان حضورشان جلوهاى عظيم و نمودى خيره كننده دارد، اشكها كه بر گونهها مىريزد، شانهها كه مىلرزد، سينهها كه برمىآيد و فرو مىنشيند، رگها كه متورم مىشود، چهرهها كه ملتهبانه به سرخى مىگرايد؛ چشمها نه اشك كه خون مىريزند همه و همه نمايش عظيمى را رقم مىزند.
جانبازان بر روى چرخها آرام مظلوميت را فرياد مىكنند و كهنسالان با كمرهاى خميده عشق به پيشوا را زمزمه. اينجا سرزمين عشق است و مظلوميت. عاشقان با معشوق راز مىگويند، و زمزمههايى را بر لب دارند كه فقط عاشقان دانند و معشوقان.
بقيع نيز چونان ديگر بخشهاى كهن مدينه امسال دستخوش تغييرات گستردهاى است. مساحت آن در حدود قابل توجهى افزايش يافته و ديوارى نو با ارتفاعى حدود 4 متر در حال احداث است. امّا آنچه همچنان باقى است مظلوميت بقيعيان است و مزار شاهدان تاريخ و تو كه اينك گام بر اين خاك نهادهاى اين همه را در اشكهاى جارى، بغضهاى تركيده و فريادهاى آميخته به اشك و ناله عاشقان مىبينى، به گوشهاى از احساسها و رازها بنگر:
بانويى كه در پس نردهها ايستاده و با نگاهى حسرتآلود از دور مزارهاى امامان را مىنگرد و آرام، آرام اشك مىريزد و صميمانه با امامانش راز مىگويد، در حالىكه اشكهايش پهنه صورتش را پوشانده است، مىگويد: درباره احساسم در اين وادى چه بگويم؟ گاهى واژهها آنقدر محدودند كه انسان به راحتى نمىتواند احساسش را بيان كند، با غربت بقيع آشنايى ديرينهاى دارم، امّا باورم نمىشود كه هر سال نسبت به سالهاى پيش بر غربت اين مكان مقدس و متبرك افزوده شود، آخر چرا اين قوم احساس پاك ما را نمىشناسند؟!
دلسوختهاى از همين ديار كه گويا در ايّام ديگر نمىتواند، در كنار بقيع راز دل بگشايد، اكنون كه به يمن حضور گسترده و عظيم امت اسلامى به اين دريا پيوسته است، از مظلوميت اهل البيت- عليهمالسلام- سخن مىگويد:
اينجا عشق ما، تاريخ ما و مدفن امامان ماست. امّا ما از ديدار اين عزيزان نيز محروميم. آرزوى زيارت ثامن الائمه- ع- در دلهاى ما باقى است، امّا چه كنيم اينجا نيز آرزوى زيارتى آرام، بى دغدغه قلبهاى ما را مىفشارد.
گفتم روزها دوبار (صبح و عصر) بقيع باز مىشود، و زائران با هجوم شگرفى بقيع را از جمعيت مىآكنند امّا شگفتا كه زنان اجازه ورود و حضور ندارند، تنگانديشى و جمودنگرى اينان تهىتر از آن است كه شوقها، عشقها، التهابها، معنويتها و هيجانهاى عاشقان قلّهسانان تاريخ را دريابند و سوز و گدازى را كه از اين منعها و جلوگيرىها بر جانها مىنشيند بفهمند.
شرطهها جلوى جمعيت مىايستند و آنان را از نزديك شدن به قبور جلو مىگيرند. و گاهى «آمر به معروف و ناهى از منكرى»! از فراز ديوار و بلندگوى دستى، به وعظ مىايستد و تأكيد مىكند كه از اعمال بدعت آميز! بپرهيزند، اينان تا ديروز اصل حضور را هم بدعت مىشمردند و اينك دست نهادن، گريه كردن، راز دل گفتن را. امّا گفتنى است كه هيچكس حتى آنان كه كاملًا سخنان آنان را درمىيابند (عربها) هرگز به آنچه جناب ناهى از منكر! مىگويد گوش نمىدهند، او آب در هاون مىكوبد و آب با غربال مىكشد، همين و همين ... و زائران بىتوجه به موعظههاى! وى، در كار خويشند و
در اوج مهرورزى، زمزمه و گفتگو با مرادها و معشوقها. روزى يكى از اينان خطبهاى آغاز كرد و در ضمن آن گفت: «... نسألهُ ان يجعلنا من المتبعين وأن يجنّبنا من المبتدعين» امّا ديگرى از ادامه جلو گرفت، و با گفتگوى تندى كه بين آن دو گذشت، وعظ ادامه پيدا نكرد، و من از چرايى آن جلوگيرى چيزى درنيافتم. آن آمر بمعروف! سپس بدون بلندگو بازگشت و به ارشاد! مشغول شد.
بقيع امسال حال و هواى عجيبى دارد و زائران اين مزار امسال بگونهاى شگفت افزايش يافته است. شاهدان عينى مىگويند: اين تجمّع شگرف بىسابقه است، صبحها و عصرها دهها هزار زائر وارد بقيع مىشوند، انبوه جمعيّت بحدّى است كه گام برداشتن در نزديكيهاى مزار به سختى صورت مىگيرد.
روزهاى مدينه رو به پايان است.
آهنگ وداع
اكنون بايد آهنگ كوچ كنى، تو را براى چند روزى آورده بودند.
روزهاى آغازين، ماهى دريايى را مانندهاى كه به خشكى هرگز نمىانديشى، امّا روزهاى پايانى هر چه به فرجام نزديكتر مىشود دلشورهات زيادتر مىگردد.
يا رسول اللَّه ...! جدايى از مزارت؟!
بقيع! دورى از شميم دلنواز صبحهايت؟!
روز آخر دلدادگان آل على از هر فرصتى براى رفتن به حرم بهره مىگيرند و فاصله كوتاه مسجد النبى- ص- و بقيع را مىنوردند، گويى جدا شدن را به هيچ روى برنمىتابند و رفتن از كنار اين همه زيبايى. شور، هيجان و عظمت را نمىتوانند بپذيرند.
بر سينه ديوارى نوشتهاند: حركت 30/ 17، دلها مىتپد، نفسها در سينه حبس مىشود؛ چارهاى نيست بايد رفت. ماشين با اندكى تأخير حركت مىكند. در چهره همه غم را مىنگرى، همه رو به مزار پيامبر- ص- و ائمه بقيع- ع- نشستهاند، صاحبدلى همت مىكند و با نوايى دلنشين مىخواند:
«السلام عليك يا رسول اللَّه، السلام عليك يا نبى اللَّه ...».
بغضها مىتركد، اشكها فرو مىريزد، هقهق گريه آغاز مىشود و گاه به نالهها و فريادها تبديل مىگردد، چشمهاى اشكبار به مسجد النبى دوخته شده، جدايى باورناپذير است. سراينده با نواى دلپذيرى زيارت پيامبر، زهرا، ائمه بقيع- عليهمالسلام- و جاودانههاى اين ديار را ياد مىكند و دلها را از غم مىآكند. شانهها مىلرزد و گريه امان نمىدهد، فريادها آنگاه اوج مىگيرد كه اين يادآور هوشمند مدينه را به كربلا پيوند مىزند و از دردها و رنجهاى معلّم شهادت، و چگونگى هجرت سيدالشهدا از مدينه به كربلا ياد مىكند. اينك مدينه از چشماندازها دور شده است و تو بايد آماده احرام باشى، ديارى ديگر، ديار دوست.
مسجد شجره
«مسجد شجره» كه آميخته است به خاطرههاى شورانگيز تاريخ صدر اسلام، و صحنه غرورآفرين و شكوهزاد احرام بستن رسول اللَّه- ص- و صحابيان را پس از سالها فراق از مسجد الحرام بر سينه دارد، اكنون بسى بزرگتر و وسيعتر از آن است كه تاكنون بوده است.
فضاى بيرون آن، چونان پاركى با نخلها و درختها پوشيده است، امكانات تطهير و مقدمات احرام بسيار گسترده است و بدون تضييع وقت زائران مىتوانند براى احرام غسل كنند، وضو بگيرند و آماده احرام گردند.
شبستان بسيار بزرگ مسجد، حال و هواى عجيبى دارد. روحانيان- اين هاديان زائران- راهيان قبله را توجيه مىكنند و فلسفه احرام را باز مىگويند، و آنان را به وظايف و بايستگىهاى زيارت آشنا مىسازند.
زائران كه اينك آرزوى چندين و چند ساله را برآورده مىبينند، دلهايشان سرشار از سپاس و قلبشان آكنده از شوق است، اشكها بر گونهها مىغلتد و انسان در اين هنگامه بىبديل به وادى پيراستگى از همه چيز و وابستگى به اللَّه گام مىنهد.
او اكنون با بستن دو جامه سپيد تمام وابستگىها را گسسته و با نداى: «لبّيك اللهمّ لبّيك ...»، اعلام حضور در محضر دوست كرده است.
اندكى در آستانه مسجد درنگ كن، چه زيبا و دلپذير است.
زائران به مسجد وارد مىشوند، با رنگهاى گونهگون، شاخصههاى ظاهرى متفاوت و پوششهاى مختلف و چون برمىآيند همه چيز فرو ريخته است، همه همگون هستند، همه يك رنگند. سپيدجامگانى كه مىروند با نداى لبيك و اجابت دعوت الهى، بر دلها نقش سپيدى زنند. زائران مسجد را به سوى مكه ترك مىكنند. نداى ملكوتى:
«لبّيك الَّلهم لبّيك ...» بلند است. نيك نهادى از زائران مىخواند:
«لبّيك اللّهم لبّيك، لبّيك لا شريك لك لبّيك، ان الحمد والنعمة لك و الملك لاشريك لك لبيك». (تصوير شماره 1)
ماشين بر اسفالت جادّه مىلغزد و تو را پيش مىبرد و تو به كعبه نزديك مىشوى نزديكتر، گام در حرم مىنهى، حرم أمن، حريم دوست، وادى قدس.
فريادهاى شورانگيز و دلپذير لبّيكها قطع مىشود.
ترنّم دلنواز عاشقان اندك اندك كاستى مىگيرد و سپس يكسر قطع مىگردد.
سكوت، سكوت، سر در گريبان انديشه، تأمّل، تنبّه، بيدارى.
يعنى كه: رسيدى.
آنكه تو را فراخوانده بود (اذان من اللَّه) و تو عاشقانه به فراخوانى او پاسخ مىگفتى، اينجاست. به خانه او رسيدهاى پس ساكت!
سكوتى آميخته به تأمّل. سكوتى همراه با تنبّه.
در حريم يار
اينك در مكهاى؛ شهر ديرپاى و دراز آهنگ تاريخ، شهر آكنده از خاطرهها، ديارى كه پشته پشته حادثه را در خويش دارد و سينهاش انباشته است از هزاران هزار حادثه، واقعه، خاطره و ...
شهرى شگفت پيرامونش يكسر كوه، هر كوى و برزن و خيابان و كوچهاش در درهاى و شكاف كوهى.
شهر مكه نيز دستخوش ديگرسانيهاست و از آن همه ميراثهاى جاويدان و نمادهاى عشق و ايثار و مظاهر راستى و رادى، و يادگارهاى تاريخى آغازين روزهاى اسلام اكنون چندان اثرى نيست، امّا تو به ژرفى بنگر؛ كه اگر با «اشارتهاى ابرو» آشنا باشى و با «پيچش مو» در پس اين همه، آن همه را خواهى ديد.
اينك كعبه در پيش رويت هست، صحنى وسيع و در وسط آن يك مكعب خالى و ديگر هيچ.
اوّلين نگاه ميخكوبت مىكند، از حركت باز مىمانى، تحيّر سراپايت را مىگيرد، شگفتا!
اين است آن خانه ديرپاى ايستاده بر معبر تاريخ و فروزان چونان مشعل، بر رواق زمان.
خدايا اينجا كجاست؟!
به كجا آمدهام؟!
بگفته آن زنده ياد:
«قصر را مىفهمم: زيبايى يك معمارى هنرمندانه.
معبد را مىفهمم: شكوه قدس و سكوت روحانى در زير سقفهاى بلند و پرجلال و سراپا زيبايى و هنر.
آرامگاه را مىفهمم: مدفن يك شخصيت بزرگ، يك قهرمان، نابغه، پيامبر، امام ...
امّا اين ...؟ در وسط ميدانى سرباز، يك اطاق خالى! نه معمارى، نه هنر، نه زيبايى، نه كتيبه، نه كاشى، نه گچبرى، نه ...».
اينجا هيچكس نيست، هيچ چيز نيست، بدين سان تو يكسره خويشتن را به ابديت پيوند مىزنى، تمام وابستگىهايت مىگسلد و تو وارسته از هر وابستگى و پيراسته از هر پيوستگى به او مىپيوندى: «خدا».
اينجا حرم اوست، درون حريم او، خانه او، و تو همآهنگ، همرنگ، هملباس،
همدل و همسوى با خلق او آهنگ او كن. با مردم درآميز و در حركتى منظّم، سمبليك و خوشآهنگ، بر گرد خانه او، خانه ديرپاى، خانه آزاد، بگرد: «طواف».
از ركن «حجر الأسود» در انبوه خلق داخل شو، پيمان توحيد و عبوديت را استوار ساز. حركت را با آهنگ عبوديت آغاز كن كه: «... هو يمين اللَّه فى ارضه». (1)
هفت بار بر گرد خانه مىچرخى، فقط هفت بار! نه كم و نه زياد. در نظمى استوار و بدون اندكى ناهنجارى. چرا هفت بار؟ تأكيد بر اين عدد جانت را به انديشه وامىدارد، «هفت»، يادآور آفرينش هستى است؟ اين عدد از نوعى نگاه سمبليك برخوردار است؟! يا اين كه مهمترين راز حج در آن نهفته است: «تعبّد»، همين. طواف كن. هفت بار. چرا؟ نپرس! و روح عبوديت، تعبّد، پذيرش و تسليم را در جانت بريز.
و اكنون دو ركعت نماز.
كجا؟
پشت مقام ابراهيم!
قطعه سنگى با دو رد پا.
نقش پاى ابراهيم بر روى سنگ، و تو با اين نگاه به اعماق تاريخ مىروى و ابراهيم را در هنگامه بنياد نهادن اين خانه، خانه توحيد، عشق، عرفان به ياد مىآورى، و جانت لبريز از شوق مىشود كه تو اينك بر «مقام ابراهيم» ايستادهاى.
ابراهيم: سمبل عشق و عرفان، ستيز و جهاد، توحيد و تعبّد، مهر و كين، عشق به اللَّه و نفرت از هر آنچه جز اوست و تو بر اين جايگاه ايستادهاى تا نماز بجاى آورى، و با خدايت از اين مكانَتْ رازگويى، زمزمه كنى، و پيمان عبوديت را استوار دارى. اكنون كه جان را پيراستهاى، و از وابستگىها وارستهاى. و با خدايت پيمان عبوديت بستهاى، آهنگ ديگر كن آزمونى ديگر، رو به سوى مسعى. و سعى در ميان دو كوه صفا و مروه.
سعى؛ تلاش است، حركتى پرشتاب، جستجوگرانه و هدفدار.
پاسداشت تلاش يك زن، تجديد خاطره شكوهمند حركت سختكوشانه و تلاش
1) علل الشرايع، ج 2، ص 426؛ الحج فى الكتاب و السنه، ص 121.
جستجوگرانه بنده وارسته خداوند؛ «هاجر»!
سمبل تسليم، رضا، تلاش، توكّل و عرفان.
مسعى- محبوبترين جايگاه براى خداوند، جايگاه نبرد قهرمان توحيد ابراهيم و رويارويى پيروزمندانه او با سمبل تزوير و شرك؛ «شيطان» (1)
گامهايت را استوار دار و حركت را پرشتاب كن، دل به خدا بسپار و ياد خداى را در جانت زنده كن، در خلق غرق شو، خود را فراموش كن. به خدا بينديش و تلاش و توكّل، تا جباريّتهاى جانت فرو ريزد، و آخرين بقاياى ناخالصى پيراسته شود كه:
السعى مذلّة للجبّارين. (2)
و در پايان هفتمين سعى بر بلنداى مروه «تقصير كن» از احرام بيرون آى، جامه زندگى بپوش، اكنون از حركتى پرشكوه و تلاشى آميخته به عشق و عرفان رهيدهاى و جانت را لبريز از آگاهى و معنويت ساختهاى، درنگى تا آغازى ديگر ...
عرفه:
اكنون پس از روزهايى كه در مكه درنگ كردهاى و بر كعبه مقصود طواف نمودهاى، وعاشقانه بر گرد اينخانه توحيدچرخيدهاى، آهنگى ديگركن. كجا؟! عرفات.
از واپسين ساعات روز هشتم شهر مكه به تلاطم مىافتد. شب نهم را در منى درنگ كردن و روز نهم به عرفات براى وقوف در آن آمدن، ستوده است و مستحب.
اين است كه بسيارى از زائران آهنگ مِنى دارند و بسيارى براى رهايى از دشواريهاى حركت در روز نهم به سوى عرفات؛ آهنگ عرفات.
خيابانهاى منتهى به سوى مشعر به گونه شگفتى ديدنى و وصفناكردنى است.
ماشينهاى خرد و كلان آماده جابهجا كردن زائران هستند، و آهنگ زير و بمدار: مِنى مِناى رانندگان، موسيقاى دلنواز شوق رفتن به سوى سرزمين عشق را در جانت فرو
مىريزد.
شب نهم بسيارى از زائران در عرفاتند. چه زيباست آن شب، بسيارى از زائران رازگويى پيشه مىكنند؛ و در درون چادرها، راكعان، ساجدان و قائمانِ پرستشگر، نماد زيباى عبوديت را رقم مىزنند.
سحرگاه كه شب مىگريزد و هستى در نور غرق مىشود، به بيابان كه مىنگرى انسان است كه موج مىزند اينجا، عرفات: جامع الملل، جامع الشتات ... چه مىگويم؟
نمايشگاه بزرگ انسان است. در بيابان عرفات سياه، سفيد، و ... همه دوش در دوش هم، و آهنگ ندايشان يكى است: «خدا». (تصوير شماره 2)
جبل الرحمه در دل عرفات نيز ديدنى است، زائران كه يكسر سفيدپوشند چون بر آن فراز مىآيند و از ستيغ تا دامنه آن را مىپوشانند از دور كوه بزرگى را ماننده است كه گويى تمام آن با برف پوشيده است: سفيدِ سفيد.
آفتاب بىدريغ حرارت مىبارد، عرق بر تنها نشسته امّا شوق و التهاب و دلدادگى با خدا همچنان در جان بسيارى موج مىزند.
خيمه بزرگ بعثه مقام معظم رهبرى چونان نگينى در ميان خيمهها شور و هيجان ويژهاى داشت. در آستانه وقوف واجب (نزديك ظهر) مراسم دعا و نيايش اعلام مىشود. دلها آماده است، قلبها مىلرزد صاحبدلى بانواى دلنشين و شورانگيزى از معشوقى مىخواند كه «صد قافله دل همره اوست» از حجت حق، ولىّ اللَّه الأعظم، امام زمان- عجلاللَّه تعالى فرجه الشريف-.
ياد مهدى- عج- اشكها را بر ديدهها مىنشاند، سيلاب اشكها برگونهها جارى مىشد. فريادهاى يامهدى فراز مىآمد و تمنّاى ديدار دوست را برجانها مىريخت، نداى «يا بنالحسن» هاى عاشقانه فضا را ديگرسان ساخته و عطرآگين كرده بود. زائران كه از ديرباز شنيدهاند كه يار در اين ديار است، از ژرفاى جان و اعماق قلب فريادش مىزنند؛ و با مولايشان سخن مىگويند.
زيارت «آل يس» آغاز مىشود:
«سلام على آل يس، السّلام عليك يا داعى اللَّه و ربّانى آياته، السّلام عليك يا باب اللَّه و ديّان دينه ... السّلام عليك ايّها العَلَمَ المنصُوب و العِلْمُ المصْبوُب و ...»
ياد دوست حال و هواى هيجانبارى را بوجود آورده بود. زائران حريم دوست، عاشقان امام، صاحبدلانى كه سنگينى بارگناه را بر دوش احساس مىكردند؛ و تمنّاى غفران داشتند، ديدگان اشكبارى كه آرزوى نظاره بر چهره عزيز زهرا را در دل مىپروراندهاند و سرهايى كه شور ديدار سكّاندار والاى كشتى هستى را داشتند، او را مىخواندند، عزيزى كه با ظهورش تاريكزار يخزده انسانى را گرمى خواهد بخشيد، نور خواهد پاشيد و به سپيدى و زيبايى خواهد نشاند.
عرفه، خاطره پرشكوه و شورانگيز دعاى عرفه معلّم بزرگ عشق و ايمان و ايثار سيدالشهدا اباعبداللَّه الحسين- ع- را نيز بر سينه دارد. شيعيان امام حسين- ع- كه مهرش را در ژرفناى جان نهادهاند، و روزها و شبهاى فراوانى در رثاى آن چهره خونين مويه كرده اشك ريختهاند، اكنون مىخواهند در زير آسمان عرفات جايى كه حسين- ع- اين معلم بزرگ عشق و عرفان و شهادت با خدايش زمزمه كرده با او همنوا شوند و باكلمات شورانگيز و هيجانبار حسينى با خداى خود راز گويند، روحانيان- اين هاديان زائران خانه خدا و راهنمايان راهيان كوى دوست- در هنگامه فرويش آفتاب به سوى مغرب مراسم دعاى عرفه را برگزار مىكنند. جمع انبوهى نيز در بعثه مقام معظم رهبرى گرد آمدهاند كه با نواى دلنشين دعاى عرفه، با خدا زمزمه كنند؛ دعا آغاز شد:
«الحمدللَّه الذى ليس لقضائه دافع، ولا لعطائه مانع ولا كصنعه صنع صانع، و هوالجواد الواسع، ...».
زائران با اين احساس كه با امامشان هم نوايند سرشار از شوق و آكنده از طلب بودند، دعا با صدايى دلپذير خوانده مىشد و زائران آرام، آرام زمزمه مىكردند. فضاى
ملكوتى عرفات، مضامينبلند دعا، تضرّعنهفتهدر واژهها، كلمات انديشهسوز و آتشين، قلبها را مىلرزاند و چشمها را اشكبار مىكرد. آنان به پيروى از امامشان كه با ديدگان اشك آلود عاشقانه زمزمه مىكرد:
«اللهم اجعَلْنى أَخشاكَ كانى اراك و أسعِدْنى بتقويك ولا تسقينى بمعصيك و خيّرلى فى قضائك و بارك لى فى قَدَرِكْ حتى لا احِبُّ تَعْجيل ما أخّرْت ولا تأخير ما عجَّلْتَ، اللّهم اجْعَلْ غِناتى فى نَفسى واليقين فى قلْبى ...».
با خدا گفتگو مىكردند.
شور و هيجان آن محفل ربّانى چيزى نيست كه با اين قلم به تصوير آيد. نالهها همچنان اوج مىگرفت، و تمنّاى دل مىگسترد، زمزمههاى عاشقانه نمايش دلپذيرى از دلدادگى بيقرارانه زائران سفيد پوش را رقم زده بود، همه با اين احساس كه با اشكهاى جارى زنگارهاى دل را مىشويند و تيرگيهاى جان را جلا مىدهند حال و هواى عجيبى داشتند. در سطور پايانى دعا مجرى به عظمت صفت «ارحم الراحمين» و فرياد خداوند با اين صفت توجه داد پس از اين تنبّه فريادهاى «يا ارحم الراحمين» زائران فراز آمد كه مجلس يكسر شور و اشك و هيجان شد و براستى صحنه شگرفى پديد آمد.
لحظات پايانى دعاست، آفتاب مىرود كه در كام مغرب پنهان شود، اكنون زمزمهگران بدانجا رسيدهاند كه پيشواى عارفان: چهره بسوى آسمان دوخت و دستها را فراز آورد و سيلاب اشكها محاسن زيبايش را شست و با ندايى بلند و جانسوز فرياد زد.
«يا اسمع السامعين، يا ابصرالناظرين و يا أسْرَعَ الحاسبين و يا ارحَمَ الراحمين صل عَلى محمد و آل محمد السَّادة الميامين ...»
«يارب، يارب، يارب ...»
فرياد يارب يارب از جمعيت فراز آمد، التهاب، ناله، دلدادگى، و شور و هيجان جمع وصف ناشدنى است. همه از عمق جان و ژرفناى قلب فرياد مىزدند: يارب ...
در چنين حال و هوايى دعا به فرجام رسيد و زائران با دلهاى شكسته و چشمان اشكبار، بغضهاى تركيده، نالههاى حزين، از امامشان ياد كردند و رضوان الهى را به آن
عزيز از دست رفته و قلب تپنده امت از خداى خواستند و سلامت رهبرى امت و مسؤولان را از خداوند طلب كردند.
مشعر
آفتاب كه مىگريزد و روز در آستانه به كام شب فرو رفتن قرار مىگيرد، عرفات يكباره در هم مىريزد. خلق چونان سپاهى كه بانگ رحيل شنيده باشد به هيجان مىآيد، زائران اينك لشگرِ گرانى را مانندهاند كه سواره و پياده با گريز آفتاب از عرفات آهنگ مشعر كردهاند.
سرتاسر اين بيابان يكسر حركت است و شور، هيجان است و نُشور همه در تكاپويند اكنون سپاه توحيد كه در وقوف خويش در عرفات با شناختها، عينيتها آميخته، با خداى خويش رازها گفته به پيشگاه بىنياز، نيازها برده رو به سوى مشعر دارد. شب را بايد در مشعر باشد تنگهاى جارى از عرفات، به سوى منى و مكّه، كه هر چه پيشتر مىرود تنگتر مىشود و تجمّع عظيم مردم فشردهتر و آهنگ حركت كندتر.
در مجتمع يك روزه عرفات آشوبى بهپاست، صدها هزار انسان با پوششهاى همگون با درهم آميختن، و پرشور و هيجان حركت كردن صحنه شگرفى را تصوير مىكنند، انبوه جمعيت بهم فشرده حركت را كند مىكند، و سپاه ناپيداى كرانه توحيد، اندك اندك وارد مشعر مىشود.
مشعر براستى محشرى است، نه خيمهاى، نه درى و ديوارى، نه سقفى، بيابانى با دريايى از انسانهاى بهم فشرده! شگفتا اين چه حكمى است؟! حج رازناكترين، رمزآميزترين و سمبليكترين احكام الهى است و مشعر راز آلودترين آن.
اكنون در دل شب سلاح برگير (ريگ جمع كن) و سپس به تأمل نشين كه اينجا مشعر است و سرزمين خودآگاهى. در انتظار صبح باش و با سلاحى كه بر گرفتهاى به جنگ اهريمنهايى بپرداز كه با خود آگاهى تو در جنگند.
فرصت كوتاه است و آهنگ رحيل برفراز.
در اين لحظههاى كوتاه گشت و گذارى در ميان زائران، در گوشه و كنار اين بيابان، در دامن آرام و گسترده كوه، در فرازمندىها و گستره سينه آن، تأمل برانگيز، تنبه آفرين و دلپذير است. بسيارى از كسان كه بر قامتشان جز دو تكه پارچه سفيد جامهاى نيست، بر روى حصيرى خرد، يا مقوايى كوچك و يا ريگزار بيابان و خاكهاى آن ديار، بپا ايستاده و يا نشسته آرام سر به آسمان دوختهاند. و سيلاب اشك از چشمانشان جارى است. ستارههاى آسمان مشعر چه خيالپرور و دلانگيز است. و لحظههايش چه سان شورانگيز و الهام بخش.
طلوع فجر، مشعرِ آرام را برمىآشوبد، راهيان حريم دوست بپا مىخيزند. و در جمعهاى كوچك و بزرگ و يا تنها به پيشگاه خداوند نماز مىگزارند و آنگاه بار و بنه اندكى كه به همراه دارند برمىگيرند و گام در مسير مىنهند، كه بايد از تنگهاى درگذرند و به آخرين ميقات درآيند: «منى».
مِنى
اكنون سپاه توحيد مركب را نيز وا نهاده و استوار و راست قامت، به سوى معبد مىرود، آفتاب از پس ستيغ كوهها سر برمىكشد و انبوه جمعيت از وادى محسّر مىگذرد و به سرزمين «منى» گام مىنهد.
خيمههاى توحيديان چهره نموده است و در بخش عظيمى از بيابان منى پرچمهاى پرافتخار جمهورى اسلامى ايران افراخته شده و زائران ايرانى را به خود فرامىخواند. تجمّعهاى به هم فشرده، دقيق و منظم چينش چادرهاى استانها با «بالونهايى» كه سينه فضا را شكافته، و در گستره فضا در تكاپو مىباشد، مشخص شده است. و مجموعه خدماتى حاجيان و بعثه مقام معظم رهبرى با «بالونى» كه پرچم زيباى جمهورى اسلامى را در ديدهها مىنهد.
اكنون در «منا» يى؛ سرزمين عشق و عرفان، سرزمين آرزوها، آرمانها، خواستها و ... بىدرنگ به سوى دشمن بتاز، آخرين سمبل شيطان و دشمن را بزن. چشمانت را تيز
كن. گامهايت را استوار و آنگاه سعى كن مقصد را بزنى، تيرت به انحراف نرود و بدون قطع به اصابت تيرها روى برنتاب. آگاه باش كه به گفته امامت- اين احياگر حج ابراهيم-
«شيطان را رجم كنيد و شيطان از شما بگريزد، و رجم شيطان را در موارد مختلف با دستورهاى الهى تكرار كنيد كه شيطان و شيطان زادگان همه گريزان شوند».
اكنون كه از نبرد دشمن بازگشتهاى، با تيغ بىدريغ آگاهى و ايمان، اخلاص و ايقان رگ طمع را بزن، و هواى نفست را در پيشگاه خداوند در قالب گوسفندى به مسلخ كَشْ.
شب را بيتوته كن، ياد خداى را در جانت زنده دار، با خدا زمزمه كن، از او نيرو (عشق و عرفان) بطلب و روز به سوى دشمن بشتاب و با او درآميز، و بيزارى و برائت و خشم و نفرتت را با آخرين قدرت بر سينهاش بزن (عشق و برائت) كه تو در چهره اصيلترين مؤمن پيرو ابراهيم: پارساى شبى و شير روز.
ياد هيجانبار و شورانگيز مهدى- ع- در منى نيز تمناى ديدار يار را در جانت فرو مىريزد و ياد آل على در لطافت دلها و آماده سازى جانها براى زمزمه با خدا، اثر عظيم دارد. اوّلين شب منى، در مراسم شكوهمندى، آيات الهى با قرائت زيباى قارى ارجمندى دلها را جلا داد و سخنرانى حضرت آيةاللَّه خزعلى بر معرفتها افزود، وى با استناد به آيات بسيارى نشان داد كه حج: نفى است و اثبات «لا» است و «الّا». تيغ توحيد را بر فرق شرك كشيدن است و در جاودانههاى معرفت الهى غرق شدن. نفى آلودگيهاى درون است از صفحه دل و زدودن طاغوتهاى كوچك و بزرگ از صحنه زندگى، و رسيدن به عرفان الهى است و دست يافتن به توحيد خالص و ناب.
آنگاه يادآورى پرسوز و گداز به رثاء آل على پرداخت و مرثيه مظلوميت آن عزيزان را سرود و دلها رابا ياد مهدى فاطمه جلا داد و قلب منتظران را با نام زيباى او به التهاب كشيد، و عشق به آن امام هدايت را در جانها ريخت و به مراسم شب منى شكوه ويژهاى بخشيد.
شب دوازدهم منى حال و هواى عجيبى داشت. در منى امسال خشم عليه شرك و فرياد عليه زورمداران، زراندوزان و تزويرگرايان، و سمبل، جهل، ستم، شيطنت و
جباريّت؛ آمريكا عينيّت يافت و فريادهاى مرگ بر آمريكا، سينه آسمان منى را شكافت و جهاد در حال و هواى عشق و عرفان و فرياد در هنگام زمزمههاى عاشقانه تصوير دلپذيرى از ابعاد توحيد؛ عشق به اللَّه و خشم به شيطان را به نمايش گذاشت.
مراسم برائت در منى يكى از ماندگارترين خاطرههاى حج خواهد بود و شكوه و عظمت آن بر رواق تاريخ همچنان خواهد ماند.
و اكنون لحظههاى پايانى مشاعر است و زائران كه از آخرين نبرد با اهريمن پيروزمندانه و با شكوه برگشتهاند رو به سوى كعبه دارند. براى طواف و سعيى ديگر.
تركيب دلپذير منى روز دوازدهم در هم مىريزد، و راهيان كوى دوست سواره و پياده به سوى مكّه و كعبه روى مىنهند. مرز سرزمين منى در لحظههاى آستانه ظهر بسيار ديدنى است، بسيارى از زائران بر مرز منى مىايستند تا با حلول ظهر آن سرزمين را ترك گويند. با فراز آمدن «اللَّه اكبر» مؤمنان در جمعهاى كوچك و بزرگ به نماز مىايستند و آنگاه روى به سوى مكه مىگذارند، خيابانى كه منى را به مكّه پيوند مىزند جلوه زيبا، ديدنى و دلپذيرى دارد. سپاهيان توحيد سرشار از شوقند كه توفيق اعمال در مشاعر و عبادت در سرزمين منى و عرفات و راز گويى در وادى عشق و عرفان را يافتهاند. به كاروان كه مىرسى خادمان زائران، اين سختكوشان ارجمند پذيرايى مىكنند، اندكى مىآسايى و با رهيدن از خستگى راه، آهنگ كعبه مىكنى، طوافى ديگر و سعيى ديگر ...
فصل اوّل: آغاز راه
ديدار دستاندركاران برگزارى حج ابراهيمى بارهبرمعظم انقلاب اسلامي
همه ساله در آستانه برگزارى مراسم عظيم حج، كارگزاران حج، خدمتگذاران راهيان حريم دوست و گروهى از زائران بيتاللَّه الحرام با رهبر عظيمالشأن انقلاب اسلامى ديدار مىكنند تا از رهنمودهاى حكيمانه ايشان در جهت هر چه بهتر برگزار كردن اين كنگره بزرگ الهى بهره گيرند.
اين ديدار فرصت مغتنمى است تا كارگزاران، با ابعاد انسانساز و ارجمند حج، هرچه بيشتر آشنا شوند و با دريافتن ديدگاهايى جهت بخش مقام معظم رهبرى، در برگزارى حجّى همگون با جايگاه والاى انقلاب اسلامى بكوشند. سخنان، توصيهها و راهنماييهاى آن بزرگوار رهتوشهاى است براى همگان در مسير تحقق بخشيدن به آرمانهاى بلند امام- قدس سره- امسال نيز به تاريخ 8/ 2/ 1372 دستاندركاران برگزارى حج ابراهيمى در آستانه كوچ به ديار دوست، با معظمله ديدار كردند:
توشه راه
رهبر انقلاب اسلامى در اين ديدار، از «حج» به عنوان ذخيرهاى بزرگ براى دنياى اسلام، نام بردند و اهميت ابعاد معنوى، اجتماعى، سياسى و بينالمللى حج و همچنين نياز امروز جهان اسلام به منافع عظيم اين اجتماع بزرگ ياد كرده و فرمودند:
حج، ذخيرهاى بزرگ براى دنياى اسلام است و استفاده صحيح از آن مىتواند منافع لازم و حياتى امت اسلام را تأمين كند. تعيين ايامى خاص براى برگزارى مراسم حج، با اين هدف مهم صورت گرفته است كه مسلمانان اقصى نقاط جهان بتوانند با استفاده از اين فرصت استثنايى با يكديگر تماس و ارتباط برقرار كنند و با همفكرى و تبادل نظر، راه علاج مسائل و مشكلات خود را بيابند.
ولى امر مسلمين در اين ديدار كه مسؤولان بعثه و نماينده مقام معظم رهبرى حجةالاسلام والمسلمين رىشهرى و مسؤولان سازمان حج و زيارت، روحانيون و مديران كاروانها و جمع زيادى از زائران بيتالله الحرام حضور داشتند، فرمود:
«يك مطلب اساسى و زيربناى فردى وجود دارد كه به حسب طبع كار، مقدم بر همه مسائل و ضروريات ديگر است و آن اين است كه عملى كه از ما سر مىزند بايد با قصد قربت و با طلب مرضات الهى همراه باشد.»
مقام معظم رهبرى خاطرنشان ساختند:
«اگر كار براى خدا شد و به قصد انجام تكليف و كسب مرضات الهى انجام شد، خداوند به آن بركت و اثر و جذابيت مىدهد و دلها را به طرف آن جلب مىكند و آنچه را كه شما از تأثيرات حج بدنبال آن هستيد آن را فراهم مىكند.»
رهبر انقلاب اسلامى افزودند:
«شما خدمتگزاران بايد حجاج را راهنمايى و هدايت كنيد. احكام را به آنها تعليم بدهيد و آنها را از لحاظ عمل شخصى و استفاده بهتر از مراسم حج، راهنمايى كنيد و انشاءاللَّه خداى متعال پشتيبان شما باشد و توجهات حضرت ولى عصر ارواحنا له الفدا شامل حال شما و حج مقبول و سعى مشكورى را داشته باشيد.»
بر پايه همين گزارش، پيش از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى، حجةالاسلام والمسلمين محمدى رىشهرى نماينده ولى فقيه و سرپرست حجاج ايرانى گزارشى را از اقدامات انجام شده براى فراهم آمدن مقدمات سفر حجاج به بيتالله الحرام به استحضار ولى امر مسلمين رساند. (تصوير شماره 3)
كنگره عظيم حج، بعداز ظهر روز چهارشنبه مورخ 8/ 2/ 1372 با سخنان حجةالاسلام والمسلمين هاشمى رفسنجانى رئيس جمهورى، در مرقد مطهّر حضرت امام خمينى- س- آغاز به كار كرد. حجةالاسلام والمسلمين هاشمى رفسنجانى رئيس جمهورى در اين مراسم باشكوه كه حجةالاسلام والمسلمين محمدى رىشهرى نماينده مقام معظم رهبرى و سرپرست حجاج ايرانى، مسؤولان بعثه و مسؤولان سازمان حج و زيارت، مديران و روحانيون كاروانهاى حج و جمع زيادى از زائران استان تهران حضور داشتند، اظهار داشت:
خانه خدا مناسبترين مكان براى همفكرى و هماهنگى امت اسلامى براى رفع مشكلات جهان اسلام است.
رئيس جمهورى خاطرنشان ساخت:
اگر مسلمانان در اين مراسم ديدگاههاى تنگ جغرافيايى و نژادى را كنار بگذارند و از دريچه دين و قرآن به جامعه بزرگِ اسلامى بنگرند، تأثير بسيارى در رفع مشكلات جهان اسلام خواهد گذاشت.
وى افزود:
در مراسم حج بايد دردهاى بزرگ اسلام همچون مسأله فلسطين، بوسنى و هرزگوين، كشمير، سومالى، قرهباغ و ساير مسائل مهم و خطراتى كه دنياى اسلام را تهديد مىكند، مورد بحث و بررسى قرار بگيرد.
وى افزود:
در مبدأ وحى و محافل حجاج، مسلمانان بايد راههاى تمركز و اعمال قدرت مسلمانان در سازمانهاى جهانى را بطور رودررو با يكديگر مطرح و بررسى كنند.
حجةالاسلام والمسلمين هاشمى رفسنجانى طرح مسائل تفرقهانگيز در مراسم حج و جامعه مسلمانان را مانع از بهرهگيرى از خيرات و ثمرات حج دانست و گفت:
حجاج بايد بدانند كه طرح مسائل تفرقهانگيز و اختلاف سليقهها اثرى جز سُست كردن مسلمانان بدنبال نخواهد داشت.
وى اظهار داشت:
هم اكنون مسلمانان در معرض دشمنى استكبار قراردارند و آنان اسلام ناب را با نام بنيادگرايى مىكوبند و اسلام مورد نظر خود را ترويج مىكنند.
رئيس جمهورى در ادامه سخنانش گفت:
من با بحثهاى منطقى بين فرق اسلامى مخالف نيستم اما اگر اين بحثها شكل جدل و لجاجت داشته باشد، خطرناك است.
وى ضمن تأكيد بر لزوم توجه حجاج به مسائل معنوى و حضور در نماز جماعت مسلمين اظهار داشت:
مردم مسلمان ايران همانطور كه در كشور براى دفاع از اسلام، قرآن و نماز فداكارى كردهاند، در مراسم حج نيز بايد با بهرهگيرى از ارشادات و فتاواى حضرت امام- ره- براى ايجاد وحدت در بين مسلمانان فداكارى و تلاش كنند و اسلام ناب را كنار خانه خدا به نمايش بگذارند.
وى افزود:
حجاج بايد با رفتار مناسب خود تبليغات سوء استكبار جهانى كه ايران را متهم به تروريسم و مخل امنيت كشورها معرفى مىكند خنثى كنند.
رئيس جمهورى ضمن تشريح دستآوردهاى معنوى حج براى جامعه، اظهار داشت:
دولت با توجه به آثار معنوى كه از طريق حج عايد جامعه مىشود، حاضر است هزينه گزاف آن را بپردازد.
خاطرنشان مىنمايد پيش از سخنان رئيس جمهورى، دكتر على لاريجانى وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى طى سخنان كوتاهى با اشاره به خدماتى كه بعد از پيروزى انقلاب اسلامى در اختيار حجاج ايرانى قرار گرفته است، اظهار داشت:
خدماتى كه سازمان حج و و زيارت و بعثه مقام معظم رهبرى و ساير سازمانها به حجاج ايرانى مىدهند، با ساير كشورها متفاوت و از سطح بسيار بالايى برخوردار است.
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى افزود:
سازمان حج و زيارت با همكارى بعثه مقام معظم رهبرى در طول سال، تداركات و تسهيلات لازم را براى زائران مهيا مىكنند و در مذاكرات خود با مسؤولان كشور سعودى همه مسائل را براى تسهيل در انجام مناسك بررسى مىكنند.
خاطرنشان مىنمايد، در مراسم گشايش كنگره عظيم حج، آيتاللَّه محمّدى گيلانى، حجةالاسلام والمسلمين محمّدى رىشهرى نماينده ولى فقيه و سرپرست حجاج ايرانى، استاندار تهران و جمعى از نمايندگان مجلس شوراى اسلامى نيز حضور داشتند. (تصوير شماره 4)
1372- 1413
سازمان حج و زيارت مسؤوليت اجرايى برگزارى كنگره عظيم حج را به دوش دارد. سخن از چگونگى تدارك سفر حج با انبوه عظيم زائران و چهسانى رساندن زائران به ديار دوست و زدودن مشكلات از سر راه و ... حديث زيباى حماسه تلاش، جمعى است ارجمند كه با عشق به اللَّه بر خدمت امت اسلامى كمر بستهاند گزارشگونهاى از اين خدمات را در دو بخش مىآوريم:
آنچه به قبل از برگزارى مراسم مربوط مىشود، از چگونگى پرواز حجاج، انتخاب مديران جديد كاروانها، و ... را در اين بخش، و آنچه نشانگر تلاش اين عزيزان در موسم حج است، در بخش پايانى كتاب خواهيم آورد.
*** برگزارى حجى مطلوب و پرشكوه توسط مسلمانان هر كشور كه به نوبه خود داراى سلايق و خصوصيات متفاوت فردى و اجتماعى بوده و در يك گردهمايى در سطح بينالمللى علاوه بر انجام اعمال و مناسك خود، درصدد بهرهبردارى فكرى و سياسى و اجتماعى از اين فريضه الهى مىباشند، نيازمند به تشكيلاتى منسجم و قوى است.
تشرّف تعداد كثيرى از زائرين بيتالله الحرام در دستهها و كاروانهاى مشخص
بدون اعمال نظارت عاليه يك دستگاه معتبر، فرضى غير ممكن است.
در اين راستا سازمان حج و زيارت جمهورى اسلامى ايران پس از مراحل تشكيلاتى مختلفى كه طى كرده، به منظور برگزارى هرچه بهتر مراسم حج، با استفاده از تجارب سودمند گذشته (چه توسط ايران و يا توسط كشورهاى ديگر)، اقدام به برنامهريزى همه جانبه جهت اعزام زائرين بيتالله الحرام مىنمايد. (1)
شايان ذكر آنكه دراجراى آن برنامهها، نهادها، تشكيلات و مؤسسات ديگرى نيز (از قبيل: اداره گذرنامه- هواپيمايى- وزارت بهداشت و ...) همكارى نموده و با همكارى و تعاون يكديگر، در جهت حسن اجراى مراسم حج مىكوشند.
بديهى است كه امر تجهيز و تدارك حدود 120 هزار زائر در يك مدت محدود و با امكانات معين در قلمرو خارج از ميهن عزيزمان امرى بسيار دشوار است.
مسائلى از قبيل انتقال و بازگشت حجاج، تأمين مسكن در مكه مكرمه و مدينةالرسول و توزيع مواد غذايى و بهداشت و اثاثيه و انجام تدابير لازم در موقعيت حساس و فشرده تشريق در مشاعر مقدسه اعم از حمل و نقل، اسكان و امداد زائران از مواردى است كه دقيقاً نياز به پيشبينى و برنامهريزى جامع و كاملى دارد تا از اين رهگذر بتوان در حد امكان وسائل رفاهى و آسايش زائرين را فراهم نمود تا در مدت اقامت خود در حرمين شريفين با خاطرى آسوده به اعمال و عبادات خود بپردازند و با خاطرهاى خوب بازگردند و به اين وسيله توشه آخرت و رضاى محبوب را از اين سفر الهى به ارمغان آورند.
براى برگزارى حج سال 72 نيز سازمان حج و زيارت با هماهنگى كامل و زير نظر نماينده مقام معظم رهبرى در امر حج، با برنامهريزيهاى منظم از چندين ماه قبل از موسم حج در بخشهاى مختلف كار خود را آغاز كرد. در ايام حج نيز با تشكيل
1) بايد دانست كشورهاى بزرگ اسلامى كه تعداد حجاج آنان نيز كاملًا چشمگير است نظير پاكستان، مالزى، اندونزى، تركيه، مصر و ... هر يك تشكيلات مستقل و خاصى جهت تمشيت امور مربوط به حجاج خود دارند و بدين واسطه مىتوانند تسهيلات لازم را هرچه بهتر براى حجاج فراهم آورند. اين تشكيلات در بسيارى موارد در مراتب بالاى ادارى كشورها قرار دارد.
ستادهايى در مكّه و مدينه و جدّه به حل مشكلات زائران پرداخت. اينك به شرح فشردهاى از خدمات اين ستادها و واحدهاى مربوط به سازمان، قبل از موسم و در ايام مراسم مىپردازيم:
قبل از عزيمت:
الف- تهيه برنامه زمانبندى حج سال 72
پس از پشت سرگذاشتن حج سال 71، و تنظيم گزارشات مربوطه، كار نظرخواهى از كارشناسان و جمعبندى پيشنهادات و انتقادات زائرين و غيره صورت گرفت و روى انتقادات مطرح شده و پيشنهادات وارده، بحث و گفتگو انجام شد.
ب- تغييرات در روش ثبت نام زائران
تأثير موانع اقتصادى بر سياستهاى حج و زيارت (تغييرات در پذيرش زائران)
تلاشهاى زيادى صورت گرفت تا عدد حجاج در سال جارى افزايش يابد اما عربستان بر مواضع خود مبنى بر محدوديت تعداد حجاج تأكيد داشت. مع الوصف با پىگريهايى كه به عمل آمد قرار شد 115 هزار نفر زائر و عوامل خدماتى از ايران اعزام شوند. (1)تا سال 71 حدوداً تعداد 450 هزار نفر از اولويتهاى 1 تا 40 ثبت نامشدگان سال 63 به حج مشرف شدند در نتيجه حدود 550 هزار باقى ماندند كه با اعزام اولويتهاى 1 تا 48 در سال 72 حدود 470 هزارنفر از افراد فوق باقى ماندهاند.
مسأله مهمى كه از سال اخير پديدار شد اين بود كه دولت تا سال 71 براى اعزام زائرين؛ اعم از متمكن يا غيرمتمكن سوبسيد مىپرداخت ليكن با سياستهاى جديد اقتصادى دولت و تك نرخى شدن ارز و در نتيجه عدم پرداخت ارز دولتى به كليه دستگاهها با نرخ سابق، بايستى در امر حج نيز چارهاى عاجل انديشيده مىشد و به همين دليل بود كه بنا به تصميم شوراى عالى حج مقرر شد از سال 72 روش ثبتنام تغيير يابد،
1) رقم حجاج و عوامل خدماتى در سال 72 به حدود 116500 نفر رسيد.
به نحوى كه علاوه بر اعزام ثبتنام شدگان عمومى 27 هزار تومانى سال 63، تعدادى متقاضى نيز بطور آزاد با پرداخت 350 هزار تومان ثبت نام نمايند و همينطور تشرف عدهاى داراى سند دولتى با پرداخت 150 هزار تومان اضافى امكان پذير باشد نهايتاً حدود 23% از كل زائرين سال جارى به دو طريق اخير پذيرش و اعزام گرديدند.
براى اعزام زائران سال 72 به حج تمتع، ابتدا تصور مىشد؛ با ثبت نام اولويتهاى 41 تا 47 آمار مورد نظر كامل خواهد بود اما پس از انقضاى مهلت ثبت نام و جمعآورى كارتهاى كامپيوترى باقيمانده از سراسر كشور مشخص شد كه تعدادى از متقاضيان جهت اخذ كارت مراجعه نكردهاند و اين مسأله نشان مىداد كه تا رسيدن به سقف تعداد زائر توافق شده هنوز به اعلام يك اولويت ديگر نياز هست كه بدين ترتيب قرار شد اولويت 48 نيز به مجموعه فوق افزوده گردد، بهرحال زائرين پذيرش شده به كاروانهايى كه صلاحيت آنها مورد تأييد قرار گرفته و از گزينش مجدد مديران موفق بدر آمده بودند مراجعه و ثبت نام نمودند.
ج- برنامههاى جديد رفاهى
1- طرح تهيه و توزيع اقلام تداركاتى
همانگونه كه ذكر شد بعد از خاتمه عمليات حج سال 71 بلافاصله كار برنامهريزى اجرايى حج سال 72 با دعوت از مسؤولين ستادهاى اجرايى حج و تشكيل جلسات متعدد كارشناسى شروع گرديد. در اين نشستها پيرامون مشكلات و تنگناهاى پيشآمده در جريان برگزارى حج گذشته خصوصاً مسائل تداركاتى و رفاهى زائران اعزامى بحث و گفتگوى فراوان صورت گرفت. لذا بعد از تنظيم برنامه زمانبندى حج سال 72 و تعيين حيطه وظايف مسؤوليتهاى بخشهاى مختلف حدود و دامنه فعاليتهاى رفاهى مجزا و روشن گشت. بالاخره اين بررسيها منجر به ارائه پيشنهادات مشخص درباره مسائل رفاهى گرديد و نتيجه اين شد كه روى طرحهاى جديدى در اين زمينه (نظير طرح قربانى، طرح مسكن مدينه، طرح تمركز اثاثيه، تهيه و توزيع تداركات غذايى
و ...) بررسى جامع و همه جانبه صورت گيرد و به شوراى عالى حج پيشنهاد و تصويب گردد.
تحول در شيوه تداركات
مىتوان ادعا نمود تغيير برخى از شيوههاى تداركاتى حج سال 72 حقيقتاً تحولى بنيادين در نظام تداركاتى حج بشمار مىرود. با دگرگون شدن نحوه تأمين و تداركات حج سال جارى مسؤوليت سنگينى در زمينه تهيه و توزيع تداركات بر دوش سازمان قرار گرفت و بحمدالله موفق شد بخوبى از عهده آن برآيد. بدين ترتيب مبناى سياسى تداركاتى سازمان اين شد كه قسمتى از كالاهاى مورد نياز توسط خود سازمان و بخش ديگر آن توسط مديران كاروانها با رعايت دستورالعملها و سقف مالى تعيين شده با استفاده از تجارب سنوات گذشته، تهيه و تدارك گردد. لذا با همين ديدگاه طرحهاى لازم تهيه و به شوراى عالى حج ارائه شد و به تصويب رسيد.
تك نرخى شدن ارز مهمترين عاملى بود كه بررسى بهترين روشهاى اقتصادى نمودن هزينههاى حج را بيش از پيش فورى و ضرورى مىساخت لذا با توجه به تراكم فوقالعاده هزينهها در بخش تأمين تداركات، بررسيهاى جدى در اين زمينه صورت گرفت و تصميم بر اين شد كه در خريدها آنچه امكان دارد با در نظر گرفتن كليه جوانب امر و بشرط اقتصادى بودن از داخل كشور خريدارى شود تا بر هزينههاى ارزى افزوده نشود.
سازمان در زمينه تهيه برخى اقلام تداركاتى طرحى را مبنى بر در اختيار گذاشتن يك ساك محتوى پارهاى اقلام مورد نياز زائران به شوراى عالى حج ارائه و به تصويب رساند لذا پس از نشر آگهى مناقصه و برآورد هزينههاى آنها قرار شد تعداد معقولى بادبزن، پلاك، پودر، خمير دندان، صابون، مسواك و قمقمه تهيه و در اختيار زائر قرار گيرد و هزينه اين اقلام نيز به علت لزوم صرفهجويى ارزى از زائر اخذ شود، لذا بايستى مبلغ 10000 ريال از زائر توسط مدير كاروان اخذ مىشد و به حساب سازمان واريز
مىگرديد كه به دليل خرابى اغلب قمقمههاى سفارش شده، نهايتاً قرار شد مبلغ 8000 ريال در ازاء اقلام فوق اخذ و 2000 ريال بابت قمقمه كسر گردد.
بعد از فراغت سازمان از خريد ملزومات انفرادى زائران، ساير نيازمنديهاى مصرفى كاروانها مطرح شد و تصميم گرفته شد كه با اعطاى اعتبارات ريالى به مديران كاروانها، از وجود آنان براى خريد قسمتى از نيازمنديهاى مصرفى روزانه زائرين از ايران استفاده شود و خودشان هم اقلام مورد نظر را به عربستان انتقال دهند كه اين قضيه با موفقيت به انجام رسيد. كالاهايى كه به اين شكل خريدارى مىشوند شامل آرد نخودچى، آلو، جو، خاكشير، رشتهفرنگى، زردچوبه، زرشك، سماق، فلفل، ليمو عمانى، كشمش و زعفران مىشد.
سپس كار دستهبندى و تقسيم كالاهاى انفرادى زائران براساس آمارهاى دريافتى از اداره راهنمايان و ستادها شروع و نسبت به ارسال آنها براساس آمار اقدام لازم به عمل آمد.
سعى بر اين بود كه تا حد امكان به منظور صرفه جوييهاى ارزى اقلام تداركاتى در داخل كشور تهيه و به عربستان ارسال گردد با اين حال در برخى موارد ضرورى، كميسيون خريد مواد غذايى و مصرفى از مهرماه 71 با انگيزه تمركززدايى و رعايت بهداشت مواد غذايى و بالا بردن كيفيت مواد اوليه و همچنين صرفهجويى مبادرت به برنامهريزى خريدهاى خارجى طبق تشريفات قانونى نمود و به همين منظور از تعداد متجاوز از 30 شركت معتبر از طريق دفتر نمايندگى سازمان در جده جهت شركت در مناقصه دعوت نمود. تدريجاً نمايشگاهى از نمونههاى ارسالى تنظيم شد و اعضاى كميسيون در عربستان حضور يافته و داوطلبين را جهت مذاكره دعوت كردند تا اينكه در نهايت با 6 شركت قرارداد منعقد شد.
2- طرح تمركز و سازماندهى و استاندارد نمودن اثاثيه
طرح جديد تهيه و تمركز سازماندهى اثاثيه براساس اهداف زير از طرحهاى
جديدى بود كه در حج سال 72 توسط سازمان حج و زيارت انجام يافت:
حذف هزينههاى ارزى حمل و نقل بين مكه و مدينه.
يكنواخت نمودن اثاثيه به منظور همگونى در پذيرايى از زائران.
تسهيل براى مديران جديد در تأمين اثاثيه مربوط به كاروان خود.
حل مشكلات ناشى از انبارهاى غير متمركز در سطح شهر.
افزايش عمر مفيد اثاثيه به دليل عدم انتقال و جابجايى آنها.
ايجاد فرصتهاى بيشتر براى مسؤولين كاروانها در رسيدگى به امور زائران خود.
صرفه جويىهاى ارزى در تأمين كسرىهاى اثاثيه.
جلوگيرى از مشكلات قابل توجه آتى براى مديران در صورت كاهش تعداد زائران اعزامى از ايران يا احياناً مشكلات اعزام مدير كاروان در سالهاى بعد.
ايجاد امكان استفاده در طرح متمركز ساختن مسكن كاروانها.
شيوه اجرايى در طرح خريد وسائل و اثاثيه از مديران قبل و تهيه اثاثيه مورد نياز ديگر توسط سازمان بوده و تمركز آنان در انبارهاى مركزى كه در مكّه و مدينه مستقر بوده كه تسهيلات فراوانى براى مديران كاروانها در جهت بهتر اداره كردن امور مربوط به زائران بيتالله را فراهم كرد.
3- طرح همكارى با بانك اسلامى در زمينه قربانى:
در شرايطى كه بسيارى از مسلمانان در كشورهاى توسعه نيافته به علت كمبود مواد غذايى روزانه با مرگ و مير روبرو هستند و چشم اميد اين افراد به كمكهاى انساندوستانه ساير كشورهاى مرفه دوخته شده، مسأله امحاء و اتلاف هزاران لاشه گوشت قربانى شده در فصل حج با هيچ معيار و اصولى قابل توجيه نمىباشد. در چنين احوالى كه كشورهاى قدرتمند و متمكن جهان حتى از مواد غذايى صادره به اين قبيل كشورهاى فقير به عنوان سلاح كارى در جهت استثمار بهره مىبرند به هيچ وجه عاقلانه نيست كه خود مسلمانان گوشت ذبيحهها را به هنگام حج بلااستفاده گذارند لذا لزوم
تحولى بنيادين در امر كشتار قربانى در حج و استفاده از گوشت آنها اجتنابناپذير مىنمايد. بر اين اساس سازمان حج و زيارت براى ايجاد دگرگونى در روش ذبح قربانيان زائرين خانه خدا پس از فراهم آوردن مقدمات شرعى كار دست به اقدامى چشمگير زد كه با ادامه و گسترش آن در سالهاى بعد، ديگر مسلمانان شاهد دفن و يا سوزاندن صدها هزار لاشه گوشت نباشند و از اين امكان در راه تأمين بخشى از نيازهاى مستمندان و فقراى ملل اسلامى استفاده شود. توضيح اينكه در سالهاى گذشته اكثريت قريب به اتفاق كشورهاى اسلامى ذبيحههاى خود را در مسلخهاى جديد و مكانيزه ذبح مىكردند و جمهورى اسلامى كه همواره خود در اجراى رسالتهاى انسان دوستانه پيشقدم بود در اين زمينه تاكنون اقدام جدى به عمل نياورده بود و كليه قربانيها در يك مسلخ قديمى و با وضع غيربهداشتى ذبح مىشد و بالاخره سالانه حدود 120000 لاشه گوسفند به ارزش تقريبى 17 ميليارد ريال به آتش كشيده يا در زير خاك مدفون مىگشت و اين مسأله هميشه دلسوزان نظام را رنج مىداد و به فكر چارهانديشى وامىداشت از اين رو پس از انجام بررسيهاى لازم و استفتائات مختلفى كه توسط بعثه مقام معظم رهبرى از مراجع عاليقدر اخذ گرديد مقرر شد ذبح قربانى در كشتارگاههاى جديد و تحت نظارت سازمان به مورد اجرا گذاشته شود. اين طرح شامل انجام كليه مذاكرات و عقد قراردادهاى لازم با بانك توسعه اسلامى براى خريد و نگهدارى دام، اجاره محل كشتارگاه و سردخانه و محل گوسفندهاى ذبح شده و نهايتاً توزيع گوشت آن به مقاصد مختلف بود.
به هر تقدير در طول سال گذشته كار مطالعه و بررسى همه جانبه طرح قربانى مداوماً پيش مىرفت و نظرات كارشناسان و دستاندركاران مرتباً اخذ و تبادلنظر كافى به عمل مىآمد و علاوه بر روشهاى اجرايى بايستى كسب نظرات فقهى و ديدگاههاى شرعى نيز دنبال مىشد، در اين زمينه همت و پشتيبانى و راهنمايىهاى مؤثر بعثه مقام معظم رهبرى و بزرگوارى مراجع عاليقدر تأثير فراوان داشت. در مرحله بعدى تشكلى از برادران دلسوز و مطلع ايجاد گرديد و به تدريج مطالعه جهت شناخت توأم با
برنامهريزيها شكل مىگرفت و گردش كار و شرح وظايف و سازماندهى و تشكيلات مورد نظر و شناخت و بررسى روشهاى كار و ظرفيتهاى طرف مقابل و ... همچنان در جريان بود. نتيجه اين مطالعات و برنامهريزيها در موسم حج نمودار گشت كه به فضل الهى نه تنها خود يكى از توفيقات مهم دست اندركاران حج بوده بلكه سرفصل تحول در امر حج به حساب مىآيد.
4- طرح استفاده دوباره از منازل مدينه قبل:
در سال جارى طرح سه بار استفاده از منازل مدينه به شوراى عالى حج پيشنهاد و به تصويب شورا رسيد و دستور اجراى آن به واحد مسكن ابلاغ گرديد. اين طرح به قدرى سنگين و مشكل و مهم بود كه از همان ابتدا بخش اعظم كار مسكن سازمان را تحتالشعاع قرار داد چرا كه اجراى آن مستلزم بررسيهاى اوليه همه جانبه و مداقّه كامل بود و تنظيم و هماهنگى فراوان با بسيارى از بخشهاى ديگر سازمان همچون اداره راهنمايان و ستادها، پذيرش و اعزام، اثاثيه، و از همه مهمتر قسمت پرواز را مىطلبيد تا در مقام اجراى طرح تداخل پيش نيايد، فىالمثل با توجه به حجم پروازها و جابجايى آنها تعدد ايستگاههاى هفتگانه پروازى از مبدأ ايران و تغيير و تبديل در امر حمل و نقل زائر در عربستان و ساير متغيرها باعث اختلال در كار نگردد، لذا برنامهها علىرغم دقت واستحكام آنها، قابليت انعطاف در شرايط بحرانى و ويژه را داشته است.
در باب اهميت، ضرورت و نتايج حاصله از طرح مذكور عوامل گوناگون تأثير دارند. علاقه اكثر زائران ايرانى به ثبت نام در كاروانهاى مدينه قبل و از آن مهمتر لزوم صرفهجويى در كليه بخشها با توجه به محدوديت ارزى حاكم بر اقتصاد كشورمان، با علم به اينكه درصد عظيمى از هزينههاى جارى و غيرجارى سازمان را منابع ارزى تشكيل مىدهد، جملگى عواملى بود كه بالاخره منجر به پيشنهاد طرح سه بار استفاده از منازل مدينه و در نتيجه كاهش تعداد منازل اجاره شده و طبعاً كاهش مدت اقامت زائرين در مدينه قبل گرديد و سرانجام اين طرح در شوراى عالى حج مطرح وتصويب
شد. با اجراى اين طرح تقريباً دوسوم كل گروهها، قبل از اعمال به مدينه وارد شدند و بقيه بعنوان «مدينه بعد» مشخص گرديدند و بدين قرار تعداد بيشترى از هم ميهنان توانستند با كاروانهاى مدينه قبل عزيمت نمايند (حدود 64% كل كاروانها) و در ثانى حدود 12 ميليون ريال سعودى بخاطر كاسته شدن تعداد منازل اجاره شده صرفهجويى به عمل آمد، افزون بر اينها شرايط فوق موجب ارتقاى كيفيت منازل در مدينه گرديد.
البته طبيعى است كه با اجراى اين طرح مدت اقامت در مدينه منوره خصوصاً در مورد سرى اول پروازهاى مدينه قبل كوتاه شده و كمتر از يك هفته بطول انجاميد و تبعاتى بدنبال داشت از قبيل عدم درك دعاى كميل و يا عدم توفيق زيارت حرم نبوى- ص- براى خانمهاى معذور شرعى و همينطور طولانى شدن بيش از حدّ اقامت در مكه و لذا بايستى بنحوى درصدد حل اين مشكل در سالهاى بعد برآييم.
5- آزمون مديران:
از جمله اقداماتى كه براى بهبود كيفيت ايام سفر مقدس حج انجام يافت، كوشش سازمان جهت تقويت كادر مديران كاروانهاست تا بدين طريق مايه سربلندى و افتخار ايران اسلامى باشند لذا مقرر گرديد از ميان متقاضيان صاحب تجربه با رعايت ساير شرايط، مديرانى با تحصيلات بالاتر برگزيده شوند تا ضمن مديريت صحيح و كارآمد با درك و شناخت بيشترى مسائل فرهنگى و عبادى را پيش ببرند، چرا كه تجربه نشان داده، مديران تحصيلكرده لايق چنانچه تجربه اجرايى قبلى داشته باشند در پيشبرد اهداف عاليه حج مفيدتر و موفقتر هستند و خصوصاً در بحرانها كارآيى بيشتر دارند. با گزينش جديد مديران از طرف ديگر امكان اختصاص مدير بومى به شهرهايى كه فاقد مدير بودند فراهم مىآمد. علاوه بر اينها مديران نسبتاً جوانتر و فعالترى در صحنه حج وارد شدند و بحمدالله يكى از تجربيات موفق سازمان را مىتوان همين واگذارى
مسؤوليتها به مديران جوان تحصيلكرده و متعهد دانست.
نتيجتاً فكر معرفى مديران جوانتر با تحصيلات بالاتر مطابق معيارهاى گزينش كه سنگ بناى اوليه اقدامات در خصوص تعيين و معرفى مديران حج كاروانها را تشكيل مىداد عملى شد و آمارها نشان مىدهد كه از هر دو جنبه فوق، نتايج مثبت حاصل گرديده است. جدولهاى زير مؤيد همين مطالب است:
مقايسه سنى مديران حج 72 با سالهاى قبل
سن درصد به كل در سالهاى قبلسال 72
30 تا 39 سال 2/ 35% 8/ 55%
40 تا 45 سال 8/ 38% 35%
50 تا 60 سال 26% 2/ 9%
مقايسه تحصيلات مديران حج 72 با سالهاى قبل
ميزان تحصيلاتدر سالهاى قبلسال 72
دوره ابتدايى 5/ 27% 10%
دوره راهنمايى 7/ 14% 8/ 7%
دوره دبيرستان 8/ 6% 7/ 4%
ديپلم 8/ 23% 2/ 29%
بالاتر از ديپلم 2/ 27% 3/ 48%
درباره آنچه در گزارش گذشته آمد توضيحاتى سودمند در گفتگوى رئيس سازمان حج جناب آقاى محمد حسين رضايى با نشريه زائر آمده است كه براى تكميل جاريهاى حج در سال 72 و چگونگىهاى آن با اندكى حذف و تلخيص مىآوريم.
با عرض تشكر از اين كه وقت خودتان را در اختيار ما قرار دادهايد، به عنوان اوّلين سؤال، لطفاً در مورد تعداد زائران سال جارى توضيحاتى بدهيد.
بسماللَّهالرحمن الرحيم، با سلام و درود به رهبر معظم انقلاب و بنيانگذار جمهورى اسلامى و حج ابراهيمى و با يادى از شهداى انقلاب و شهداى جمعه خونين و با آرزوى سلامتى براى رهبرى معظم انقلاب، در مورد سؤالى كه مطرح شد بايد عرض كنم امسال 115000 نفر زائر و عوامل خدماتى است كه انشاءاللَّه به مكه و مدينه مشرّف خواهند شد.
از اين تعداد 103000 نفر زائر هستند و بقيه عوامل خدماتى كه شامل مديران كاروانها، خدمه، ستادها، تيم پزشكى، بعثه و بازرسين خواهند بود. در مجموع تعداد بسيارى از اين 103000 زائر، از كسانى هستند كه در سال 63 ثبت نام كردهاند و اميدواريم با اعزام اين تعداد در سال جارى بتوانيم در سالهاى آينده مابقى افراد ثبت نام شده را كه تعدادشان هم كم نيست به حج اعزام نماييم.
س: وضعيت انتقال زائران، امسال به چه صورتى است؟
ج: ما امسال 7 ايستگاه پرواز داريم؛ شامل تهران، اصفهان، شيراز، كرمان، مشهد، اهواز و تبريز. البته ايستگاه اهواز امسال اوّلين بار است كه فعال شده ولى ايستگاههاى ديگر در سالهاى قبل هم عملياتى بودهاند. تمام تلاش و هماهنگىهايى كه صورت گرفته در اين جهت بوده كه اين ايستگاهها بتوانند مثل گذشته برنامههاى خودشان را به صورت منظم انجام دهند.
س: آيا امسال تغييرى در مسأله اسكان زائران- چه در مكه و چه در مدينه- پديد آمده و آيا طرح جديدى براى سكونت در اين دو شهر مقدس داريد؟
ج: در مورد مسكن، با اين كه ما امسال مشكلاتى داشتيم و هيأت اجاره مسكن ما نتوانست براى اول رجب ويزا بگيرد و عازم مكه و مدينه شود و ما ناگزير شديم كه از نيروهاى خودمان در عمره براى اين كار استفاده كنيم. توانستيم كار مسكن را شروع كنيم و در عربستان نمايندگان ما مشغول اجاره منازل شدند. طبيعى است كه ما به اندازه كل كاروانها؛ يعنى 850 كاروان منزل اجاره مىكنيم.
بحمداللَّه ما امسال شرايط خوبى داريم و كار به صورت عادى و روال آرام، خودش در حال طى شدن است. در فرودگاه جده برادران در آن هواى گرم، سخت در حال كار كردن هستند، كار در حالى كه سنگين و دشوار است ولى بخوبى و منظم در حال انجام است. مديران و زائرانى كه از جده آمدهاند و بررسيهاى انجام شده، همه گواه حسن كار همكاران ما در جده هستند، بخصوص اتوبوسهايى كه در اختيار زائرين گذاشته مىشود، اشكالات سال گذشته را ندارند، اميدواريم كه بتوانيم اين مسير و حركت را تا آخر مراسم حج ادامه دهيم.
علاوه بر اينها، اماكن ديگرى مثل درمانگاه و بيمارستان هم داريم. ما در مكه براى كل كاروانها خانه اجاره مىكنيم. و به چند دليل در مدينه قبل، دو بار از منازلى كه اجاره كردهايم استفاده خواهيم كرد. 1- اگر مىخواستيم براى نصف زائران مثل گذشته
خانه تهيه كنيم، چون تخريب منازل در سال گذشته بسيار زياد بود، امكان فراهم كردن كل اين منازل مقدور نبود و لذا مجبور شديم خانهها را كم كنيم و خانههاى متوسط يابد را از رده خارج كرده و خانههاى خوب خودمان را انتخاب كنيم. به همين جهت دستورالعملى تهيه شد به اين نحو كه خانهها در مدينه دوبار مورد استفاده قرار گيرد.
در مدينه با توجه به اين كه ما امسال يكسرى تغييرات در مسكن داشتيم، نكاتى هست كه بايد خدمت همه عرض كنم: افراد مدينه قبل، امسال دو برابر سالهاى قبل هستند. يعنى دو سوم زائران مدينه قبل و يك سوم مدينه بعد مىباشند، چيزهايى كه در اين تغيير تأثير داشته عبارتند از: تعداد روزهاى حضور در مدينه براى زائران كم شده ولى اين تغيير عدد، براى همه يكسان نيست؛ يعنى اگر ما مدينه قبل را به دو وضعيت و دو گروه تقسيم كنيم، بايد عرض كنيم كه مدينه قبل گروه يك حداقل شش روز را در مدينه هستند و اين شش روز نسبت به گذشته كه ده روز بوده كمتر است و خود ما هم نسبت به اين مسأله واقفيم ولى در مقابل محاسنى كه اين طرح در مجموع داشته قابل توجيه است.
ما فعلًا عدد و تعداد روزها را براى كارمان ملاك عمل قرار ندادهايم كه مثلًا بخاطر كم شدن روزهاى حضور اظهار كنيم. مشكلات اين طرح زياد است. طبيعى است هر كسى بعد از رسيدن به مدينه ميل دارد حدّاقل يك شب جمعه در اين شهر مقدس بماند يا يكسرى مشكلاتى كه بعضى افراد بخاطر بيماريهايشان دارند و يا مشكلات برخى از خواهران كه همه اينها تقاضاهايى براى اقامت بيشتر در مدينه و استفاده از امكان زيارت پديد آورده، براى حل اين مشكلات، راهها و طرقى انديشيده شده است، بخشى از اين مشكلات بايد به صورت طبيعى از قبل از سفر چارهجويى مىشد كه ما در كشورمان بارها نسبت به اين مسأله خصوصاً در مورد خواهران گرامى تذكر داديم، اما در مورد مسائلى كه ايجاد اشكال كرده است با توجه به ظرفيت روزها و ظرفيت كاروانهاى موجود و تغييراتى كه امكانش را داشتهايم، تسهيلاتى را براى افراد ذكر شده فراهم كرديم.
گروه دوّم كسانى هستند كه در مدينه حدود دو- سه روز بيشتر از گروه اوّل مدينه
قبل، اقامت خواهند داشت و لذا ماندن يك شب جمعه در مدينه، مثل گذشته قابل حلّ است و مدينه بعد هم كه نسبت به سالهاى قبل تغيير فاحشى نداشته و آنها در يك وضعيت زمانى بين نُه تا ده روز را در مدينه خواهند ماند.
اين طرح موجب شد كه ما امسال در مدينه خانههاى خوب و نزديكى را اجاره كنيم. اين در تمام گزارشهاى منعكس شده كاملًا مشخص است و زائران هم قطعاً چنين نزديكى و مطلوبيتى را از نظر مسكن انتخابى احساس مىكنند. البته زائرى كه براى دفعه اول مشرف مىشود، ممكن است متوجه اين تفاوت نباشد ولى مديران، مسؤولان و بازرسان باسابقه، همه به تغيير و بهتر شدن اين وضعيت اذعان دارند.
س: امسال وضعيت تداركات و امكانات به چه صورت است؟
ج: در مسأله تداركات بايد بگويم كه هر سال اشكالات سالهاى گذشته را برطرف كردهايم و امسال در مدينه وضعيت خيلى خوبى داريم، اميدواريم كه بتوانيم در مكه هم با آن حجم بسيار سنگين و تعداد بسيار زياد زائران، همين توفيق را داشته باشيم و همين نظم و ترتيب خاص حاكم در مدينه را در مكه هم به جريان بياندازيم، امروز در بازديدى كه بنده از انبارهاى مختلف داشتم، مشاهده كردم كه بسيارى از مراجعه كنندگان اظهار رضايت مىكردند و حرفشان هم اين بود كه به راحتى و در زمان بسيار كم كالاهاى مورد نياز خودشان را دريافت كردهاند.
به نظر من وضعيت مدينه آرام و محيط اجرايى از انسجام خوبى برخوردار است و انشاءاللَّه كه اين روح تفاهم تا پايان مراسم برهمه ما و بر مجموعه كار ما حاكم باشد.
در مورد مكه طبيعى است كه زائرين، روحانيون و مديران ما بايد از نكاتى اطلاع داشته باشند. اين كه در مكه تعداد زيادى زائر خواهيم داشت؛ يعنى اگر در مدينه براى يك سوم از زائران مسكن اجاره مىكنيم، در مكه بايد براى همه زائران خانه گرفته شود.
مسلماً امكانات مدينه در مكه قابل فراهم شدن نيست. طبيعى است كه در آنجا گاهى به مشكلاتى برخورد كنيم؛ از قبيل دورى راه اقامتگاهها كه به هر حال زائران حتماً تا
حدودى رنج سفر را برخودشان هموار كردهاند. خيلى چيزها دست ما نيست. بعضى از مشكلات اقليمى و بومى هستند؛ مثل كمبود آب، ترافيك سنگين، جمعيت زياد، ولى با همه اين احوال ما در صدد فراهم كردن شرايط بگونهاى هستيم كه حداقل مشكلات را داشته باشيم.
مسؤولان و دست اندركاران سازمان حج و زيارت همه تلاش خودشان را براى هر چه بهتر برگزار شدن مراسم، انجام مىدهند ولى بايد توجه داشت كه در يك كشور بيگانه، همه شرايط را ما مشخص نمىكنيم و محدوديّتهاى فراوانى هست كه خارج از حيطه تواناييهاى ما مىباشد.
س: در مورد تأمين تداركات، مثل خريد ميوه، ظاهراً تغييراتى در برنامهريزى سازمان وجود داشته است؛ يعنى مثل سالهاى قبل ميوه به صورت عمده قبل از موسم سفر حج خريدارى نشده و خريد ميوه به مديران كاروانها سپرده شده است. به همين خاطر مشاهده شده كه به دليل گرانى فوقالعاده ميوه كاستىهايى در بعضى كاروانها وجود دارد. ممكن است علت اين تغيير را توضيح بفرماييد؟
ج: البته ما باز امسال هم بسيارى از اقلام را به صورت عمده خريدارى كرديم مثل خشكبار و ديگر مواد غذايى (مرغ، گوشت، ماهى) كه فاسد شدنى بوده و نياز به سردخانه داشتهاند، ولى در مورد ميوه چون سالهاى قبل در اثر خريد عمده، مقدارى از آن خراب مىشد، مجبور بوديم تا با طرح جديدى آن را از حالت تمركز خارج نماييم كه البته اين پيشنهاد هم از طرف خود مديران صورت گرفت و ما طبق اين پيشنهاد عمل كرديم. مسلماً در موسم حج، شاهد افزايش قيمت بعضى اقلام؛ مثل ميوه خواهيم بود كه علت آن بررسى خواهد شد.
س: خبرنگاران اقتصادى ما طبق بررسى خود، گزارش كردهاند كه قيمت بعضى از ميوهها بعد از شروع موسم، به دو تا سه برابر قيمت قبلى خود رسيده است.
ج: طبيعى است، وقتى به صورت متمركز خريدارى نشود، اين اشكال پيش
مىآيد، اين وضعيت براى بعضى اقلام ديگر هم سالهاى گذشته پيش آمده بود؛ مثل يخ كه قيمتش در طول موسم حج به چندين برابر رسيده بود. ما هم در اين مسأله شكى نداريم كه خريد عمده از نظر اقتصادى بهتر است ولى تفويض اختيار هم به اين خاطر است كه آزمايشى صورت گيرد از سپردن كارى به مجموعه 800 نفرى مديران و بررسى نتيجه عمل كه مثبت خواهد بود يا داراى اثرات منفى است؟ برادران در حال حاضر مشغول بررسى هستند تا اثر اين تفويض اختيار را مشخص سازند.
س: امسال سازمان حج و زيارت تغييرات اساسى در مديريت كاروانها پديد آورده.
ظاهراً با امتحانها و آزمونهاى متفاوتى كه انجام شده، مديران جديدى براى كاروانها انتخاب كردهايد، اگر ممكن است در اين مورد توضيحاتى بفرماييد.
ج: چند سالى بود كه ما تغييرى در مديريت كاروانها نداشتيم، مقدارى به علّت عملكرد آنها و مقدارى هم بخاطر كسانى كه سنّشان به 60 سال رسيده بود مجبور بوديم كه حتماً تغييراتى بدهيم. تنها راه، امتحان و آزمون بود كه در سه مرحله انجام شد:
«امتحان كتبى»، «مصاحبه» و «اولويت بندى». سال 64 هم يك آزمون براى انتخاب مديران كاروانها داشتيم. حدوداً سه هزار نفر بر اساس ضابطههاى ما در اين امتحان كتبى شركت كردند. امتحان كتبى شامل مجموعه سؤالاتى مربوط به كار اجرايى مديران بود.
مسائل اوليه مناسك، مسائل اجتماعى سياسى ايران و سؤالهايى مربوط به اماكن عربستان. 80 نمره مجموعه نمرات اين سؤالها بود. از اين 80 نمره اگر مدير قبلى و قديمى ما بيست نمره را هم دريافت مىكرد او را در مصاحبه شركت مىداديم، اين را به عنوان امتيازى براى مديران قبلى در نظر گرفته بوديم. ولى مديران جديد مىبايست حداقل نصف نمره را مىآوردند تا بتوانند در مصاحبه شركت كنند. كسانى كه نمره حدّ نصاب را آورده بودند در مصاحبه شركت مىكردند. مصاحبه هم عبارت بود از همين سؤالها به انضمام مكالمه عربى. بعد از مصاحبه، امتيازها مشخص شده و ما همه را جمع كرده و از بالاترين نمره، مديران استانها و شهرستانها را انتخاب كرده و به آنها ابلاغ
نموديم.
البته امسال 65 درصد مديران همان مديران قديمى هستند و تنها 35 درصد از مديران، جديد مىباشند. مديران جديد هم همگى سابقه كار و تجربه حج دارند و در مجموع كسى را نداريم كه اصلًا تجربه حج نداشته باشد. طبيعى است اين حركت موجب شد كه تعداد افراد باسواد در بين مديران بيشتر از سالهاى گذشته باشد؛ يعنى يكى از محاسن اين امتحانات همين بود. اين ارتقاء علمى سطح مديران كاروانها مسلماً، هم در بهبود كارهاى اجرايى مديريتى و هم در پيشبرد اهداف فرهنگى مناسك حج، تأثير مطلوبى خواهد داشت.
س: آيا داشتن مدرك براى شركت در اين امتحان شرط بوده است؟
ج: حداقل انتظار ما سيكل بود؛ يعنى اگر كسى مدرك سيكل داشت هم مىتوانست در اين آزمون شركت كند ولى براى مدرك بالاتر امتياز گذاشته بوديم كه مسلّماً افراد محدوديتى براى شركت در اين آزمون نداشتند اما با مدارك بالاتر مىتوانستند شانس بيشترى براى قبولى داشته باشند.
س: امسال با مسألهاى تحت عنوان «اعزام و حج بدون نوبت» مواجه بودهايم. اساساً چرا سازمان به چنين اقدامى دست زد و وضعيت ثبت نام كنندگان سال 63 چگونه خواهد بود؟
ج: در مورد ثبت نام كنندگان سال 63، اولويتبندى كرديم كه صد اولويّت مشخص شد و امسال از اولويت 1 تا 48 هر كسى كه باقى مانده بود را اعلام كرديم و كسانى كه در سال 63 ثبت نام كرده بودند ولى از اولويت 48 تا 100 بودند و امسال نوبتشان نبود آنها را هم با دريافت يك مبلغ مابهالتفاوت در ليست زائران سال جارى قرار داديم.
اين دو گروه كسانى هستند كه در سال 63 ثبت نام كردهاند و جمع آنها حدود 90000 نفر را تشكيل مىدهد يا به عبارتى 90 درصد زائران امسال 10 درصد هم
كسانى هستند كه به صورت آزاد يا سهميهاى به مجموعه امسال وارد شدهاند. اينكه چرا ما به صورت آزاد ثبت نام كرديم هم فلسفهاى دارد. ده سال است كه ما ثبت نام نكردهايم، بسيارى از مردم منتظر بودند خيلىها مستطيع شدهاند و سالها است كه منتظر اعلام ثبت نام هستند، نمونههاى ديگرى هم داريم از همسرانى كه قبل از ازدواج اسم نوشته بودند و حالا بعد از ازدواج متمايل بودند كه با همسرشان عازم شوند و يا پدر و مادر پير و مريضى كه فرزندانشان اصرار بر همراهى فردى را با آنها داشتند. اينها همه مواردى بودند كه باعث شدند ما سهميهاى را براى اين كار اختصاص دهيم. در مجموع با پرداخت مبلغ 350000 تومان به جمع زائران امسال اضافه شدند. مبناى محاسبه، هزينه سال قبل يعنى 280000 تومان براى هر زائر بوده به اضافه درصدى كه به خاطر تورّم افزوده گشته است. لازم به ذكر است كه به اين ترتيب بخشى از بار سوبسيدى كه دولت مىپردازد هم جبران مىگردد.
س: در سال جارى با توجه به وضعيت ارز و تك نرخى بودن آن، ممكن است توضيح دهيد كه زائران چگونه و به چه ميزان ارز دريافت خواهند كرد؟
ج: الآن ارزى كه براى كارهاى اجرايى داده مىشود براساس همان نرخ شناور است، لذا به ما هم به شكل شناور ارز داده مىشود. سوبسيدى كه دولت مىدهد مستقيماً پرداخت مىگردد. ولى براى ارز مسافرى، دولت ديگر سوبسيدى پرداخت نمىكند.
امسال 850 ريال سعودى به زائران پرداخت مىشود بر مبناى همان نرخ شناور ولى اگر كسى بخواهد پول بيشترى همراه خود ببرد مىتواند بر مبناى همان مقررات بانك مركزى، ميزان ارز دلخواه را به همراه خودش ببرد. البته ما چنين چيزى را به زائران توصيه نمىكنيم. سال گذشته از همه خواستيم كه براى خريد به صورت اقتصادى فكر كنند؛ يعنى اگر مىخواهند چيزى بخرند بررسى كنند كه آيا به صرفه هست يا نه. در اكثر موارد اجناس در ايران اگر ارزانتر نباشد هم قيمت عربستان است و تنها كشيدن و حمل بار از مكه به مدينه و از مدينه به مكه و دردسرهاى فراوان ناشى از آن است. خوشبختانه
ما در سال 71 اصلًا هواپيماى بارى نفرستاديم ولى در سال 70، شصت هواپيماى بارى براى حمل بار زائران به مكه فرستاديم.
نكته ديگر اينكه امسال هواپيمايى هزينه حمل بار اضافه را با ارز دلار دريافت مىكند كه هزينه اضافهاى نسبت به سال گذشته خواهد بود. هر مسافرى حساب كند كه هزينه اضافه بارش را بايد به ارز پرداخت كند مسلماً برايش به صرفه نيست كه چيزى بخرد و جداى از اينها، فكر مىكنم زائرى كه شايد يك بار بيشتر سعادت چنين سفرى را نداشته باشد اصلًا به صلاح نيست كه وقت خود را صرف خريد كردن و به بازار رفتن نمايد. جايى كه مسجدالحرام و مسجدالنبى- ص- هست اگر آدم همه وقت خودش را هم صرف ايندو مكان مقدسكند بازكم است ديگرچه فرصتى براى اينكه كسى اوقاتش را براى خريد كردن تلف نمايد كه هم دچار زيانهاى مادى و هم زيانهاى معنوى گردد.
س: ظاهراً امسال مشكلاتى در مورد ويزا بوده آيا ممكن است در اين مورد هم توضيح بفرماييد:
ج: ما مشكلاتى را در مورد ويزا داشتيم كه خوشبختانه دو سه روز گذشته اوضاع تغيير كرد و وضع ما نسبت به هفته گذشته بهتر شد. ولى ما گلهاى از سفارت سعودى داشتيم كه قاعدتاً مىبايست طبق معمول تا هفته گذشته حدود 3 1 از زائرين ما را ويزا داده باشند ولى متأسفانه هفته گذشته ما مشكل داشتيم و آخرين خبرى كه من الآن دارم وضع نسبتاً بهتر شده.
س: در خبرها شنيديم كه ايران در پى احداث قربانگاه جديدى است، اگر امكان دارد توضيحاتى در اين زمينه بفرماييد.
ج: بحث جديدى كه امسال داريم بحث قربانى است؛ اگر مردم ما نسبت به گذشته مسأله قربانى را بدانند كه در چه شرايطى بود، يقيناً كمك بيشترى به ما مىكنند و ما را يارى مىكنند، نه اينكه تنها بحث ما باشد بلكه اصل قضيه اصل درستى است و همه قبول مىكنند.
همه آنهايى كه حج انجام مىدهند حداقل يك گوسفند قربانى مىكنند. در سال گذشته درباره تعداد گوسفندانى كه قربانى كرديم و هزينههاى مربوط به آن، محاسباتى انجام داديم. گوسفندهايى را كه ما در آنجا مىكشتيم عربستان بخاطر اين كه اين گوشتها خراب مىشدند آنها را مىسوزاند؛ زيرا بعد از چند دقيقه آن گوسفندها فاسد شده و وضعيت آنجا را غير بهداشتى و آلوده مىكرد. آنها يك ميليارد و دويست ميليون تومان پول را در آنجا مىسوزانند، در حالى كه در جهان انسانهاى بسيارى دچار گرسنگى و فقر هستند. با توجه به جغرافياى منطقه كشتارگاههايى كه الآن موجود است خارج از منى است و در اين زمينه سؤالات شرعى هم مطرح بود كه ما در سال گذشته از جناب حجةالاسلام رىشهرى خواهش كرديم كه ايشان همراه نمايندگان بعثههاى آيات عظام از نزديك كل اين كشتارگاهها را ببينند. در همين راستا بازديدى هم انجام شد با دستورى كه نماينده ولى فقيه دادند، قرار شد كه كار با سرعت انجام شود كه ما در سال گذشته رقم محدودى را به صورت نمونه انجام داديم كه ببينيم وضعيت چطور مىشود كه بعد از بازديد آقايان توصيه شد كه كار را انجام بدهيم و جايى كه اين كار را به خوبى انجام مىدهد و قربانيها را سالم به دست مستضعفان دنيا مىرساند، بانك اسلامى است كه جمهورى اسلامى هم در آن بانك سهم دارد و واز اعضاى اين بانك است. و ما با اين بانك صحبت كرديم، قبول كردند كه همكارى كنند. و ما هم برنامهريزى كرديم كه امسال حدود 50 تا 60 درصد در قربانگاههاى جديد ذبح كنيم. ما نمىخواهيم سنت گذشته را تغيير دهيم. مدير كاروان يا روحانى كاروان مسؤوليت اين كار را دارند و قصاب هم هست و ما گفتيم كه در داخل كاروان آشپز و كمك آشپز اهل اين فن باشند، آنها از حجاج پول را جمعآورى مىكنند و زودتر به ما اعلام مىكنند كه گوسفندها خريدارى مىشود به جاى اينكه در كشتارگاه قديمى ذبح شود، در كشتارگاه جديد قربانى مىكنند و قربانى هم طبيعى است و از دست هم نمىرود و به دست مستحق هم مىرسد و فكر نمىكنم كه مردم هم دوست داشته باشند قربانيشان از دست برود و انشاءاللَّه امسال شاهد اين مسأله خواهيم بود و انتظار داريم كه زائر و روحانى و مدير
كاروان دست به دست هم بدهند و ان شاءاللَّه اين طرح را به انجام برسانيم.
س: انشاءاللَّه كسانى كه ثبت نام مىكنند چه موقع مىتوانند اميدوار به اعزام باشند؟
ج: كسانى كه در سال 63 براى عمره ثبت نام كردهاند نسبت به كسانى كه امسال ثبت نام مىكنند، اولويت دارند، مثل سال قبل نرخى را اعلام و ثبت نام مىكنيم و اين ثبت نام نوبتدار نخواهد بود، بلكه همين امسال ثبت نام مىكنيم و همين امسال هم اعزام مىشوند.
س: هم سوريه و هم عمره؟
ج: بله.
س: يك سؤال خصوصى نيز هست، براى ما جاى سؤال است كه شما تاكنون چند بار به حج تمتع مشرف شدهايد و حج واجب انجام دادهايد؟
ج: من حج واجب فقط يك بار رفتم آنهم قبل از اينكه مسؤوليت سازمان را داشته باشم و زمانى كه مسؤول سازمان شدم به لحاظ اينكه وظيفه خودم مىدانستم كه آزاد و در خدمت كار باشم، ديگر حج انجام ندادم و همه را به صورت عمره انجام دادهام و همين باعث شده كه دوستان و كارمندانى كه همراه من مىآيند حج عمره انجام دهند؛ چرا كه ما بايد در مِنى و عرفات آزاد باشيم زمانى كه به مكه مىرسيم و براى رفت و آمد به جدّه و كلًا كارهايى كه داريم.
معاونت آموزش و تحقيقات بعثه مقام معظم رهبرى مسؤوليت، پژوهش و بازشناسى فرهنگ حج و هر آنچه را كه بگونهاى با حج، مكه و مدينه در ارتباط است بدوش دارد، اين بخش از آغاز تأسيس تاكنون در جهات گونهگون گامهايى برداشته و تلاشهايى كرده است، گزارشگونهاى از فعاليتهاى اين مركز را مىآوريم:
آنچه در مركز تحقيقات حج بايد سامان يابد، تحقيقى و تخصّصى است.
نيازمندى پژوهشهاى بنيادى به منابع و مصادر معتمد و نيازمندى محققان به منابع پژوهشى و سهلالوصول بودن آنها نياز به توضيح ندارد؛ مسؤولان مركز با توجه به اين نكته به ايجاد كتابخانهاى تخصّصى همت گماردند. در اين كتابخانه آثار تاريخى، جغرافيايى، فقهى، اعتقادى و آنچه در ارتباط با حج، مكه و مدينه است گرد مىآيد و همواره عناوين آن رو به افزايش است.
روشن است كه پژوهشهاى مربوط به حج و عرضه آثار تحقيقى در اين باره، در
اين مركز در اولويت است. آنچه اكنون انجام شده و يا در دست انجام است، با توجه به نيازهاى راهيان حرم الهى تدوين مىشود و فراتر از آن در جهت گستراندن ابعاد فرهنگ حج و آشنايى مسلمانان با نگاه شيعى بدان و زدودن برخى از ابهامها از ذهنها. آنچه در اين بخش انجام شده است بدين قرار است:
الف- مناسكها
آغازين نياز زائر، آگاهى از چگونگى اعمال است. ازديرباز فقيهان عاليقدر و مراجع بزرگوار همراه با رساله توضيحالمسائل «مناسك حج» را نيز براى راهيان حرم الهى تدوين مىكردند. در مركز تحقيقات ابتدا «مناسك» حضرت امام خمينى- رضواناللَّه تعالى عليه- با حواشى آيةاللَّه العظمى اراكى نشر يافت و با استقبال شايان توجهى مواجه گرديد. در گام بعدى متن رساله حضرت امام ره- با حواشى حضرات آيات عظام گلپايگانى، اراكى- مدّظلهما- و خويى- ره- تنظيم و نشر يافت.
تهيه و تنظيم اين مجموعه با مشكلات بسيارى مواجه بود كه بتوفيق خداوند و همكارى مخلصانه بيوت حضرات آيات عظام و تلاش تنى چند از محققان و فقيهان براى استخراج فتاوا از مناسكها و آثار فقهى آن بزرگواران، در آستانه حج سال 72 نشر يافته و مورد استقبال قرار گرفت. در مقدمه كوتاهى، از سير تدوين كتاب و تنظيم حواشى، سخن رفته است كه بخوبى نشانگر تلاش پىگير و دقت هوشمندانه تدوين كنندگان اين اثر است. اين مجموعه در مقايسه با مناسكهاى پيشين از ويژگيهايى برخوردار است كه بدان اشاره مىكنيم: در طول برگزارى حج، زائران مشكلاتى دارند كه بعضاً در مناسك نيامده است، اجراى برخى از مراسم نيز از دشواريها برخوردار است، روشن ساختن دقيق موضوع و طرح سؤالهاى جديد و يافتن پاسخها، دشواريهاى پيش آمده و گشودن گرههاى عملى در انجام اعمال؛ از جمله تلاشهايى است كه مركز بدان همت گمارده و برخى از آنهادر اين چاپ آمده و برخى ديگر در چاپهاى بعدى افزوده خواهد شد.
اين مجموعه با همان شيوه سنّتى و معمول عرضه شده است. مركز براى بالا بردن
سطح آموزش و در جهت گستراندن ابعاد آموزش مناسك، به تهيه و تدوين مناسك مصوّر و نيز مناسك در ابعادى محدودتر همت گماشت كه از اين جمله مىتوان از مجموعههاى ذيل نام برد.
در اين مجموعه، تمام اعمال با تصوير و توضيحات عرضه شده است.
براى اوّلين بار مناسك ويژه عمره مفرده، سامان يافته و تمام اعمال آن با تصوير و توضيحات نشان داده شده است.
مناسك به زبانهاى ديگر:
مناسك مصوّر براى برآوردن نيازهاى مسلمانان ديگر كشورها، به زبانهاى عربى، اردو و تركى استانبولى ترجمه شده است و بدينسان تمام نيازهاى زائران بيتاللَّه الحرام تقريباً برآورده مىشود.
گامى فراتر:
روشن است مناسك صرفاً حاوى فتاوا است، معاونت پژوهش براى آشنايى بيشتر زائران و مسلمانان با فقه حج، گامى فراتر نهاد و به «تدوين و تبيين مبانى مسائل فقهى حج از ديدگاه مذاهب اسلامى» نيز همت گمارد در اين جهت تاكنون دو اثر نشر يافته است.
در اين كتاب آراء و فتاواى فقيهان مذاهب اسلامى با توجه به منابع و مصادر آنها عرضه شده و مبانى مسائل فقهى آنها بر اساس آثار و متون تحليلى مذاهب فقهى تبيين گرديده است.
در اين كتاب برخى از مسائل و اعمال مذاهب اسلامى، مانند تكتّف، چگونگى اذان، اقامه نماز، عدم قنوط و آمين پس از قرائت سوره حمد براساس منابع معتمد آنها بررسى و عرضه شده است.
2- دعاها و زيارتها
زيارت از آموزههاى انسانساز، تحرك آفرين و سپيده گشاى اسلامى است.
پيامبراكرم- ص- و امامان- عليهمالسلام- بر انجام آن تأكيد مىورزيدند و عالمان و بيداردلان بر بجاآوردن هوشمندانه و آگاهانه آن پاى مىفشردند. پيشوايان الهى با تقرير و تحرير زيارات، مجموعهاى عظيم از فرهنگ اسلامى را در اختيار نهادهاند. اين مجموعه كه در آستانه مزار منوّر پيشوايان قرائت مىشود سرشار است از معارف شگرف و تحوّل آفرين و آكنده است از حقايق عرفانى و مسائل معنوى. زائران در ديار قدس و حرم رسولاللَّه- ص- و بيتاللَّه الحرام بايد با اين مجموعه همراه باشند، و رازها و نيازهاى خود را با خداوند، رسولاللَّه، پيشوايان الهى و رادمردان و قلّهسانان بگويند و در سرزمينهاى پاك با آنها زمزمه كنند، سال گذشته (سال 71) مجموعه دعاها و زيارتها در كتابى با عنوان «ادعيه و آداب حرمين» نشر يافت. در اين اثر افزون بر مقدمهاى در اهميت دعا و زيارت، در آغاز زيارتها توضيحاتى درباره شخصيت و مكان مورد زيارت آمده است. و امسال اين مجموعه براى برآوردن نيازهاى ديگر مسلمانان اقاليم قبله به عربى ترجمه شد و با عنوان «ادعية و آداب الحرمين» منتشر گرديد.
تفكيك زيارتها و دعاها
اين مجموعه براى هر چه سهلالوصول ساختن و گستراندن ابعاد بهرهرسانى آن، تفكيك شده و به صورت جزوههاى كوچك نيز (مانند: زيارت حضرت رسول- ص-،
زيارت ائمه بقيع، دعاى كميل، آل ياسين، دعاهاى طواف در مكه و ...) منتشر شده است.
برخى از اين دعاها براى استفاده ديگر زائران، به انگليسى نيز ترجمه شده است تا جستجوى آنان را، در چگونگى محتواى اين ميراث گرانقدر پاسخگو باشد. عناوين آنچه ياد شد چنين است:
1- ادعيه طواف، 2- ادعيه سعى، 3- زيارات، 4- دعاى كميل، 5- دعاى مشلول و زيارت آل ياسين، 6- دعاى كميل و دعاى صباح.
معارف حج
حج جلوه اسلام، تبلور دين و تمامت مكتب است. اعمال حج سرشار است از معارف بلند و حقايق عرفانى شگفت. در آيات و روايات و آثار بزرگان دين در اين باره سخن فراوان است.
آشنايى زائران با اين حقايق بىگمان، در بهرهورى آنان از زيارت در ديار قدس، نقش عظيمى خواهد داشت؛ از اين روى مركز به نشر آثار با اين آهنگ و هدف همت گماشت كه عناوين برخى از آنان چنين است:
1- جرعهاى از بيكران زمزم
نگاهى است دقيق، آموزنده به اسرار حج و ابعاد عظيم معارف آن. در اين كتاب از كعبه با عناوينى چون كهنترين خانه الهى، مدار رهايى و محور آزادى، بيتالحرام قيامى براى مردمان، حج مهمترين مظهر اسلام، پرچم افراخته حق و وحى مجسّم سخن رفته و با بيانى لطيف نشان داده شده است كه حج نمايشگر حكومت والاى اسلام و بيانگر خُلقْ عظيم است.
2- صهباى صفا
مجموعهاى است از چند مقاله و گفتار كه در مناسبتهاى مختلف ايراد شده و اينك با بازنگرى و ويرايش، كتابى را با عنوان ياد شده شكل داده است. ضرورت آگاهى از اسرار حج بر هر چه بيشتر بهرور شدن از اين مراسم سترگ در فصل اوّل مطرح
شده و در فصلهاى بعدى از اسرار حج در كلام امام سجاد- ع-، اسرار سرزمين عرفات مشعر و منى در نگاهى كلى گفتگو شده است.
آنگاه نگاهى است دقيقتر و توجهى باريك بينانه به ابعاد اسرار عرفات و منى.
ياد سالار شهيدان و حج آن بزرگوار و شهيدان مكّه بر دلربايى اين فصل افزوده است.
منى، تجلّيگاه تولى و تبرّى، ولايت سرّ بزرگ حج، قداست و امنيت حرم و آداب تشرّف به محضر پيامبر- ص- و ائمه اطهار- عليهمالسلام- از ديگر عناوين بحثهاى اين مجموعه خواندنى و آموزنده است.
3- حج
اين كتاب نيز آهنگ آن دارد كه گوشهاى از ابعاد عظيم معارف حج را بنماياند و بر اسرار زندگيساز آن پرتوى افكند. افزون بر اين نگاهى دارد به اماكن و آثار تاريخى مكه و مدينه و نيز بحثهايى از مسائل اقتصادى و كلامى، عناوين كلى فصول آن چنين است:
اهميت حج، در آستانه حج، اعمال حج، قبرستان ابوطالب، به سوى مدينه، معناى شرك، قبرستان بقيع، شهداى احد، و ...
دستمايه اوّليه كتاب آيات است و روايات و مؤلف كوشيده است در پرتو آيات و روايات و دقت در آموزههاى گرانقدر ثقلين، ابعاد معارف حج را بنماياند و براى هر چه بيشتر بهرهور ساختن زائران ديار قدس، اماكن و آثار اسلامى را بشناساند و چهرههاى بلند خفته در آن ديار را معرفى كند.
كتاب روان و خوش تنظيم است و مطالب آن سهلالوصول و آموزنده تواند بود.
آثار اسلامى سرزمين وحى
مكه و مدينه سرزمين وحى است، آباديها، كويها، برزنها و مكانهاى آنها سرشار است از خاطرههاى دلپذير و آموزنده زائران كه به اين ديار مىآيند. در سرزمينى گام برمىدارند كه پيامبر و اصحابش بر آن گام نهادهاند و پيشوايان راستين و امامان
معصوم- عليهم السلام- در اين ديار حراست از مكتب و حمايت از دين را از جان سپر ساختهاند. آشنايى زائران با مكانها، جايها و آثار تاريخى اين ديار، آن خاطرههاى پرشكوه را زنده مىكند و قلب آنان را از شوق و عزم مىآكند. مركز در شناساندن دقيق اين مجموعه، آثارى را تدوين و عرضه كرده كه عناوين آنها چنين است:
1- عرشيان- دكتر سيد جعفر شهيدى
مؤلف بزرگوار نام زيباى «عرشيان» را از اين شعر خاقانى گرفتهاند كه:
عرشيان بانگ «وللَّه على الناس» زنند پاسخ از خلق، «سمعنا واطعنا» شنوند
از سَرِ پاى درآيند سَراپا به نياز تا تعال از ملك العرش، تعالى شنوند
كتاب با بحثى درباره «استطاعت» آغاز مىشود و با نگاهى كوتاه به عربستان، مذهب آن و زندگانى محمد بن عبدالوهاب ادامه مىيابد سپس گزارش تاريخ مكه است و آثار اسلامى و تاريخى آن، مسجدها و مشاهد مشرّفه مكه. سپس نگاهى است به مدينه، تاريخچه آن، حاكمان مدينه، حرم مدنى، مسجدالنبى و ديگر مساجد آن ديار مقدس.
2- آثار اسلامى مكه و مدينه- رسول جعفريان
اين كتاب نيز به انگيزه گزارش چگونگى آثار اسلامى و تاريخى مكه و مدينه بقلم آمده است. كتاب در چهار بخش سامان يافته است: بخش اوّل نگاهى است گذرا به جزيرةالعرب و بخشهاى شكل دهنده آن. آنگاه بخش دوّم است با گزارش تاريخى مكه و كعبه پيش از اسلام و پس از آن، اجزاء مسجدالحرام، مشاعر مقدسه و مساجد آن و آثار مذهبى و تاريخى مكه مكرّمه.
بخش سوّم عهدهدار گزارش آثار تاريخى مدينه منوره است كه با نگاهى به چگونگى آن در آستانه ظهور اسلامى به معرفى مساجد مدينه پرداخته و از مسجدالنبى و ديگر سانى آن در طول تاريخ سخن گفته است.
در بخش چهارم تصاوير گويايى از اين آثار چاپ شده است.
3- سيرى در اماكن سرزمين وحى- على اكبر حسنى
اين كتاب در دو بخش به معرفى آثار اسلامى و تاريخى مكه و مدينه پرداخته است؛ بخش اوّل از مدينه سخن مىدارد با نگاهى به نامهاى مدينه، كوههاى مدينه و مساجد آن و بخش دوّم از چگونگى آثار اسلامى از مكّه گزارش مىدهد با نگاهى به كعبه در قرآن، كعبه در روايات، حجرالأسود و ...
عقايد
شيعه چهره پيراسته و گرايش ناب اسلامى است. تشيع در تاريخ را بايد همزاد اسلام تلقّى كرد و بر اين باور بود كه پيامبر سطر آغازين اين كتاب قطور را رقم زد. اين جريان عظيم در تاريخ اسلام به جهاتى كه اكنون جاى گفتگوى آن نيست هماره مورد هجوم بوده است، تهمتها، و نسبتهاى دروغ و داوريهايى كه گاه از سركينتوزى است در پيشديد نسلهاى مسلمان از تشيع چهرهاى ساخته است كه يكسر با حقيقت و واقعيت صادق در تضاد است. بايد براى نشان دادن چهره ناب و پيراسته تشيع از تيرگيهاى مبلغان واهى انديش تلاشى، عظيم و كاوشى استوار بكار گرفت و گامهاى بلند سلف صالح را ادامه داد و بررسيها و كاوشها و پژوهشهاى پيشينيان را در شناساندن چهره اصيل شيعه تكميل كرد و روز آمد نمود.
معاونت آموزش و تحقيقات در آغازين گامهاى خود در اين زمينه، مجموعه ذيل را در جهت اين هدف منتشر كرده است:
1- الشيعة فى موكب التاريخ
سيرى است در خاستگاه تشيع و پاسخى به ديدگاههاى گونهگون در اين زمينه و نقد و بررسى آراء مختلف و بالاخره سير تاريخى تشيع در فرهنگ اسلامى.
2- مع الشيعة الاماميه فى عقائدهم
شناسايى و شناساندن دقيق عقايد شيعه و مفارقات آن با ديگر مذاهب و استوارى
ديدگاههاى آنها در مسائل عقيدتى و نيز پاسخ به برخى از اتّهامها و نسبتهاى ناروا.
3- دورالشيعة فى بناء الحضارة الأسلامية
تبيينى است از نقش شيعه در فرهنگ اسلامى، بنيادگذارى دانشهاى فرهنگ اسلامى و ايجاد مراكز علمى و جريانها فكرى و تدوين نشر آثار اسلامى.
4- الأئمّة الإثنا عشر
معرّفى كوتاه و گويايى است از زندگى، معارف و آثار امامان شيعه.
كتابهاى چهارگانه ياد شده به قلم حضرت آيةاللَّه سبحانى نگارش يافته و در معاونت آموزش و تحقيقات بازنگرى، ويرايش و چاپ شده است.
5- اكذوبة تحريف القرآن بين الشيعة والسنة- رسول جعفريان
تحقيقى است دقيق با نگاهى تاريخى به مسأله تحريف ناپذيرى قرآن و نقد و ردّ ديدگاههاى قائل به تحريف و بازشناسى و نقد آثارى كه در منابع فريقين به اين موضوع دلالت دارد. و نتيجه آن كه مسأله تحريف قرآن سخنى است بىپايه و محققان از شيعه و سنى بدان باور ندارند.
6- عمدة عيون صحاح الأخبار
اين كتاب مجموعهاى است از اخبار و روايات در فضائل على بن ابيطالب- ع- و ائمه اطهار عليهمالسلام-. كتاب تدوينى دقيق دارد و تمامت منقولات آن بر منابع اهل سنت استوار است. كتاب با تحقيق و تصحيحى استوار و ياد كرد منابع در پانوشتها و فهارس سودمند و كارآمد عرضه شده است.
اين كتابها با لحنى استوار و بدون تعبيرهاى ناهنجار و در نهايت ادب اسلامى نسبت به فرق ديگر نگاشته شده است، با اين همه مأموران سعودى از آوردن آنها بعضاً جلو گرفتند. امّا چرا؟ اين چرايى است كه پاسخى روشن دارد امّا هماره از سوى آنان بىپاسخ مانده است.
آنچه ياد كرديم در شناساندن شيعه و معرّفى چهره اصيل آن بود. از سوى ديگر مىدانيم كه ظهور و بروز ديدگاهى نو در عقايد و انديشه اسلامى در جهان اسلام كه
بعدها عنوان «وهابيت» بخود گرفت، حادثهاى بود شگفت. نقش اينان در ديگر گونگرى مسائل اسلامى و زمينههاى ظهور و بروز آنها سخنى است كه بايد گفته آيد در مقام دگرى. بهر حال بايد توجه داشت كه بسيارى از عالمان از آغاز با اين ديدگاه در افتاده و در مقابل آراء و انديشههاى آنها ايستادهاند. شناساندن دقيق و بدون تعصّب اين جريان مىتواند براى مسلمانان مهم و سودمند باشد، در اين جهت بعنوان اوّلين گام كتاب «فتنة الوهابيّه» نگاشته زينى و حلان ترجمه و منتشر شد.
فصلنامه ميقات حج
بسيارى از مسائل فقهى و تاريخى حج نياز به بازشناسى دارد و نيز برخى از مسائل كلامى كه به گونهاى در پيوند با حج است. پژوهشهايى كوتاه و بلند درباره حج وجود دارد كه گاه نشر مستقل را برنمىتابد و گاه تحقيقهايى در اين باره هست كه بايد به بحث و بررسى و رايزنى نهاده شود، اينها و جز اينها، معاونت پژوهش را بر آن داشت كه مجلهاى تخصّصى ويژه پژوهشهاى حج بنياد نهد. «ميقات حج» نشأت گرفته از چنين انديشهاى است. اين مجلّه كه به گونه فصلنامه نشر مىيابد، مىكوشد تا مسلمانان را در بازشناسى فرهنگ و معارف حج يارى رساند. در بخشى از سر مقاله شماره آغازين آن در جهت تبيين هدف «ميقات» چنين آمده است:
... ميقات كوششى است در جهت شناخت دقيق، شامل و همه جانبه تاريخ، فرهنگ و آئين حج و هر آنچه بگونهاى به «حج» و سرزمين مكه و مدينه پيوستگى داشته باشد.
... از تاريخ مكه، مدينه، سرزمين جزيرةالعرب، جغرافياى سياسى آن در طول تاريخ، حاكميتها و سياستهاى آن سخن خواهد رفت.
و ... ميقات شماره 1، ص 7- 8
مطالب اساسى ميقات پس از سرمقاله و حج در كلام امام راحل- قدس سره- و «حج در كلام رهبر» در فصول ذيل عرضه مىشود:
اسرار و معارف حج. 2) فقه حج.
تاريخ و رجال. 4) اماكن و آثار.
حج در آينه ادب فارسى. 6) گفتگو.
نقد و معرفى كتاب. 8) بهداشت در حج.
در شمارههاى ياد شده از جمله تحقيقى است دقيق درباره بازشناسى جايگاه «شعب ابىطالب» كه پندار عمومى آن را به نقد كشيده و بر اساس اسناد متقن تاريخى محل دقيق آن را نشان داده است و چنين است مقالههاى، وادى محسّر، بيتالأحزان و ...
مسائل فقهى، تاريخى و معارفى و كتابشناختى آن نيز قابل توجه است.
سوژههاى سخن
اين كتاب با آهنگ تدوين و عرضه موضوعات، سوژهها و نكات قابل بحث و بررسى در ايام حج، سامان يافته است. گاهى روحانيان از ريز موضوعات قابل طرح آگاه نيستند؛ و اگر عناوين لازم در اختيار آنها نهاده شود در محتوا بخشيدن به آنها قدرت لازم را دارند. در اين مجموعه، سوژههاى فقهى، تاريخى، كلامى، اخلاقى و اجتماعى با توضيح و تبيين آمده است، تا مبلّغان را در تبليغ و ارشاد زائران يارى رساند.
خاطرهها و نگاهها
سرزمين وحى يكسر خاطره است، جاذبههايى كه در اين وادى مقدس وجود دارد بىبديل است، زائران چون از اين ديار برگردند، غالباً با انبوهى از خاطرهها و يادها همراهند، بسيارى از آنها توان ترسيم آنها را ندارند، امّا كم نيستند كسانى كه توان به تصوير كشيدن خاطرهها، يادها و احساسها را در قالب نگارشهاى كوتاه، اشعار و سفرنامه دارند. معاونت آموزش و تحقيقات براى ثبت اين همه، كه در آينده مىتواند دستمايه عظيمى از چگونگى برگزارى اين مراسم، حوادث تاريخى و باورها باشد به اجراى مسابقه خاطره نويسى همت گمارد كه حدود 200 خاطره در قالب شعر، داستان،
سفرنامه، فراهم آمده است و در موقعيتهاى مناسب از آنها استفاده خواهد شد.
طرحها
افزون بر آنچه ياد شد معاونت پژوهش طرحهاى تحقيقى گسترده و كارآمدى نيز دارد كه برخى اكنون در حال اجرا است. يادآورى كنيم كه در معاونت ياد شده دو شوراى تحقيقاتى در تهران و قم براى بررسى موضوعات و تدوين طرحهاى تحقيقى، جلسات مستمرى دارند. در شوراى تهران آقايان دكتر سيد جعفر شهيدى، دكتر سيد محمدباقر حجتى، حجةالاسلام والمسلمين محمد جواد حجتى كرمانى، حجةالاسلام والمسلمين على حجتى كرمانى، دكتر همايون همتى و دكتر صادق آينهوند شركت مىكنند، برخى از اين طرحها كه اينك در دست اجرا است عبارتند از:
1- روايات حج بر اساس منابع فريقين
2- گردآورى كتابهاى نقد تشيع، ارزيابى، بررسى و پاسخگويى به آنها
شوراى قمكه آنرا گروهى ازفاضلان ونويسندگانتشكيل مىدهند پساز بحثهاى مستمر و گسترده، اكنون بيش از 400 عنوان را درباره حوادث، رجال، اماكن، فقه و مسائل مستحدثه استخراج و فيش كرده است كه بتدريج تحقيق و تدوين مىشود. برخى از آنها در فصلنامه «ميقات حج» نشر خواهد يافت و برخى ديگر در نگاشتههاى مستقل.
*** گزارش آموزش
بر اساس يكى از مهمترين مسائل مربوط به برگزارى حج؛ يعنى ضرورت «آموزش» براى كليه دستاندركاران اين امر، بعثه مقام معظم رهبرى، معاونت آموزش و تحقيقات را مأمور برنامهريزى و اجراى آن نمود. شوراى برنامهريزى آموزشى، با هماهنگى رابطين آموزشى ساير واحدها، نسبت به نياز سنجى و برنامهريزى و انتخاب متون آموزشى متناسب اقدام نمود و پس از اجراى هر دوره آموزشى، اقدام به ارزشيابى
و يا برگزارى آزمون از فراگيران كرد.
آنچه در برنامههاى سال جارى شايان توجه بيشترى مىباشد، بكارگيرى روش غير حضورى در بسيارى از مراحل آموزشى است، كه در اين موضوع هم از شيوه آموزشهاى مكاتبهاى با ارائه برنامه مطالعاتى و برگزارى آزمون مربوطه و هم از شيوههاى صوتى و تصويرى با تهيه و توليد نوارهاى درسى مناسب استفاده گرديده است.
همچنين اجراى آموزش مكالمه عربى در بسيارى از دورهها چه به صورت كلاسهاى حضورى و يا تهيه و توليد مجموعه دوره صوتى- آموزشى مربوطه، از برنامههاى مهم واحد آموزش بوده است. اينك اهم فعاليتهاى انجام شده بطور خلاصه ذكر مىگردد:
1- تهيه طرح آموزشى صحيح خواندن نماز و نيز آموزش مناسك حج و توليد آن در كاستهاى صوتى توسط واحد سمعى و بصرى بعثه.
2- تهيه طرح آموزشى مناسك و آشنايى با سرزمين وحى و توليد آن به صورت نوار ويديويى توسط واحد سمعى و بصرى.
3- ارائه طرح آموزش مكالمه عربى بر اساس كتاب «گفتگو» و تهيه مجموعه آلبوم نوارهاى صوتى مربوطه.
4- همكارى در برنامهريزىِ برنامه آموزشىِ غيرحضورىِ كليه مديران كاروانهاى سال 72.
5- اجراى برنامه آموزشهاى عمومى و تخصصى براى بازرسان كاروانها.
6- تهيه برنامه و دستورالعمل آموزشى حجاج كاروانهاى سال 72 كه توسط روحانيون محترم كاروانها اجرا مىگردد، به همراه پيشنهاد متون مناسب مطالعاتى براى حجاج. به اين منظور در سمينار روحانيون توضيحات لازم نيز ارائه شد.
7- برگزارى دورههاى مختلف آموزشى براى دستاندركاران و كارگزاران ديگر حج.
8- تهيه كتاب «كارنامه اعمال» به منظور ارزشيابى مستمر از اعمال و مناسك حجاج بيتاللَّه كه توسط روحانيون محترم كاروانها بر حسب آموزشهاى ارائه شده
انجام مىگيرد.
9- مشاركت در سمينارهاى منطقهاى در 7 نقطه كشور جهت توجيه بيشتر زائرين محترم.
10- همكارى و مشاركت با واحد سمعى و بصرى در تهيه 13 برنامه تلويزيونى از «ميقات تا حرم» و نيز همكارى در جهت ضبط برنامه ويدئويى معرفى اماكن و آثار اسلامى حرمين با استفاده از اساتيدى چون آقايان دكتر شهيدى، قرائتى، استاد سبحانى و سيدجعفر طباطبايى.
آنچه در اين برنامه شايان توجه بوده، توضيح آموزشى اماكن مقدسه به صورت زنده و مستقيم در محل مىباشد كه با همه دشواريها و مشكلات فراوان توسط واحد سمعى و بصرى انجام گرفت.
در خاتمه قابل توجه است كه يكى ديگر از برنامههاى آموزشى معاونت آموزش و تحقيقات كه براى اولين بار پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران انجام يافت، آموزش عمره مفرده جهت افرادى كه براى عمره اعزام مىشدند بود كه به صورت هفتگى در تهران برگزار مىشد كه خود سهم فراوانى در جهت آشنايى با معارف حج و خانه خدا و شناخت سرزمين وحى و آموزش احكام و مناسك عمره براى معتمرين داشته است.
پيچيدگى اعمال حج و دشواريهاى نهفته در آن، از يكسوى و ناآشنايى بسيارى از زائران با فضاى حرمين شريفين از سوى ديگر، نياز شديد به راهنمايى و آگاهى از مسائل حج و تاريخ مشاهد آن ديار و فضاى حرمين شريفين، را طلب مىكند. توجه به اين نكته كه حدود 40 درصد از زائران را بىسوادان تشكيل مىدهند، نيز مىتواند نقش كارآمد روحانى و راهنماى كاروان را بيشتر جلوه دهد.
زائران بدون راهنما و هدايتگرى كه در چگونگى بهرهگيرى از مشاهد مشرفه آنان را يارى رساند، در سردرگمى و تحيّرى شگفت مىمانند، روحانى كاروانى كه به دلايلى نتوانسته بود در جمع زائران حضور يابد. زائران آن كاروان روزهاى اوّل سفر، در مدينه بدون راهنما بودند، آنان ضمن مراجعه به امور روحانيون بعثه با تأثر شديد از سردرگمى خود در مدينه سخن مىگفتند و اظهار مىداشتند كه اينك، پس از سالها انتظار كه توفيق زيارت اين ديار نصيبشان شده است بدون راهنما مانده و بهره شايستهاى از اين مكان مقدس نمىبرند.
لزوم هدايت معنوى، فكرى و فرهنگى زائران و اهميت انجام صحيح اعمال، ضرورت شكلگيرى مجموعهاى را بايسته مىساخته است كه در جهات ياد شده، زائران را يارى رساند. معاونت امور روحانيون در جهت چنين هدفى شكل يافته است. در سال گذشته اين معاونت به دليل پارهاى از مشكلات و در جهت تكميل تلاشهاى سالهاى
گذشته در اين زمينه، با آزمون كتبى، مصاحبه و ديگر معيارها به گزينش مجدد روحانيان كاروانها همت گمارد كه اينك چگونگى آن را براساس گزارش قائم مقام محترم معاونت امور روحانيون مىآوريم:
گزينش روحانيون حج سال 72
همه ساله بين 1300 الى 1350 نفر تحت عنوان «روحانى» يا «معين» كاروان، وظيفه خطير و مهم «راهنمايى»، «ارشاد» و «نظارت» بر انجام صحيح و دقيق مناسك حج بيش از يكصد و ده هزار نفر زائر خانه خدا كه از ايران توفيق تشرف پيدا مىكنند، را به عهده مىگيرند.
نماينده محترم ولى فقيه در امور حج و زيارت؛ جناب حجةالاسلام والمسلمين آقاى محمدى رى شهرى در سال جارى تأكيد فرمودند تا با بررسيهاى همه جانبه از ميان كليه افرادى كه واجد شرايط لازم براى اين منظور مىباشند، گزينش مجدد صورت پذيرد. به دنبال آن، مسؤولين ذيربط در معاونت امور روحانيون بعثه مقام معظم رهبرى تمام تلاش خود را به كار گرفتهاند تا بهترين كسانى را كه آمادگى و صلاحيت تصدى اين مسؤوليت حساس و سنگين را دارند شناسايى و از آنان دعوت نمايد تا در خدمت زائران حرمين شريفين قرار گيرند.
لذا در تاريخ 1/ 5/ 71 طى اطلاعيهاى از كليه كسانى كه حداقل سابقه يك بار تشرف به حج به عنوان روحانى يا معين داشتهاند و حداقل سن آنان 35 سال و رسائل و مكاسب را به اتمام رسانيدهاند و متأهل و معمم بودند دعوت به عمل آمد تا آمادگى خود را اعلام نمايند.
در مهلت مقرر متجاوز از 4700 برگ فرم درخواست به امور روحانيون بعثه مقام معظم رهبرى واصل گرديد، درخواستهاى واصله مورد بررسى و رسيدگى ابتدايى قرار گرفت تا پرونده افرادى كه واجد شرايط اعلام شده بودند در شوراى گزينش روحانيون مطرح گردد و نهايتاً 2100 درخواست قابل طرح در شورا تشخيص داده شد.
درخواستهاى قابل طرح در شورا همراه با كليه سوابق موجود از متقاضيان در امور روحانيون شامل: نتايج امتحانات افراد، عملكرد آقايان در سنوات گذشته، مدارك مربوط به مدارج علمى و سابقه شركت در صحنهها و سنگرهاى مختلف انقلاب اسلامى آنان و ... تحويل شوراى مذكور گرديد تا اولويت هر يك مورد ارزيابى قرار گيرد.
اعضاى اين شورا مركب از رئيس هيأت داوران، دو نفر از رابطين منتخب نماينده محترم ولى فقيه، دادستان هيأت داوران و معاونت امور روحانيون بعثه مقام معظم رهبرى مىباشد.
2100 پرونده مذكور در جلسات متعدد و طولانى شورا مورد بررسى دقيق قرار گرفت و صلاحيت علمى 270 نفر به عنوان روحانى يا معين سال 72 احراز شد و تصميمگيرى در مورد 600 نفر از متقاضيان موكول به اتخاذ تصميم كميسيونهاى فرعى گرديد اين موارد در هشت كميسيون فرعى در جلسات مكرر طرح و پس از انجام مصاحبه با افراد متقاضى اولويت آنان نيز مشخص و مقرر گرديد از 1130 متقاضى باقيمانده، امتحان كتبى به عمل آيد و از طريق امتحان و مصاحبه، اولويت آنان مشخص شود.
آزمون كتبى در مورخه 20/ 10/ 71 بطور همزمان در شهرستانهاى تهران، قم و مشهد برگزار، و 480 نفر كه براساس امتحان و مصاحبه داراى اولويت تشخيص داده شده بودند از اين طريق انتخاب شدند.
در رابطه با انتخاب روحانيون و معينهاى محترم كاروانهاى حج سال 72 تذكر چند نكته ضرورى به نظر مىرسد:
1- مجموع امتيازات 100 فرض شد، 40 امتياز براى امتحان كتبى، 50 امتياز براى مصاحبه و 10 امتياز براى سوابق شركت در جبهههاى نبرد حق عليه باطل، آزاده و خانواده محترم شهيد بودن منظور گرديد و تمام كسانىرا كه جمعاً نصف امتيازات مذكور را كسب نمودند، بعنوان روحانى يا معين اعلام شدند.
2- شرط يك بار سابقه تشرف به عنوان روحانى يا معين نيز در مورد 150 نفر از
برادران محترمى كه در امتحانات سال گذشته قبول شده، ليكن به دليل عدم نياز، از اعزام آنان به حج خوددارى شده بود و نيز افرادى كه داراى سابقه فعاليت فرهنگى يا اجرائى در حج بودند لحاظ گرديد.
3- سعى شد در مرحله اول براساس اطلاعات موجود از وضعيت كاروانهاى حج در سنوات قبل، روحانى و معين مورد نياز هر استان براساس درخواست متقاضى و اولويتهاى كسب شده، به ترتيب اولويت اعلام شود و حدود 5% جهت جايگزين افرادى كه به دلايل مختلف منصرف مىشدند پيشبينى گرديد.
4- به تناسب متقاضيان هر استان و تعداد روحانى يا معين مورد نياز آن استان و با در نظر گرفتن اولويتهاى ياد شده، افرادى كه در موقع اعلام ليست روحانيون مازاد بر كاروانهاى اعلام شده بودند، تحت عنوان رزرو روحانى يا معين اعلام گرديدند.
با توجه به تعداد كاروانها در سنوات قبل، پيشبينى مىشد كه در سال جارى نيز كاروانها به همان تعداد برسند. اين كار براى جلوگيرى از كثرت عرضه بر تقاضا و عدم مراجعات مكرر به امور روحانيون و مشخص شدن وضعيت كليه متقاضيان صورت گرفت.
*** بايد بدين نكته توجه داشت كه تحوّلى كه در سال جارى در انتخاب روحانيون صورت گرفت، در عين آنكه سبب شد تا افراد با كفايتترى- از لحاظ علمى- انتخاب شوند، اما در موارد محدودى افراد با سابقه كه به دلايلى نمره كافى در امتحان بدست نياوردند، موفق به آمدن به حج نشدند. طبيعى است كه معيار دانستن مناسك، يكى از مهمترين مسائل مربوط به نقش روحانى در كاروان است و لاجرم امور روحانيون نمىتوانست بدان بىتوجهى كند.
ارزيابى روحانيون حج
هر ساله تنى چند از روحانيون با تجربه در امر حج، از طرف بعثه مقام معظم رهبرى و زير نظر معاونت امور روحانيون براى ارزيابى عملكرد روحانيون، بدين كار مبادرت مىورزند. امسال نيز تعدادى براى اين كار اعزام و اين افراد در دو نوبت يكبار مدينه و يكبار مكه تلاش و فعاليت و چگونگى اجراى مسؤوليت روحانى را با معيارهايى ارزيابى كرده نتيجه را در اختيار امور روحانيون قرار مىدهند تا براساس آنها، در مورد آنان تصميم گيرى شود. در معيارهاى ارزيابى از جمله مىتوان از تعداد جلساتى كه آنان پيش از موسم با زائران خود داشتهاند، موفقيت در برنامههاى آموزشى، همراهى با زائران در اماكن و مشاهد مشرفه، قدرت بيان و تفهيم مسائل، حسن معاشرت با مردم و آشنايى با حرمين شريفين را برشمرد.
يكى از اقدامات مفيد رابطين برگزارى جلسات منطقهاى براى روحانيون است كه در اين جلسات به بررسى مشكلات روحانيون و كاروانها مىپردازند.
وظايف و دشواريها
رسيدگى به امور عبادى صد، تا صد و شصت نفر توسط يك روحانى، يا روحانى و معين، كارى بس دشوار و پرمسؤوليت است. روحانى موظف است تا اعمال عمره تمتع و حج تمتع حجاج را تك تك كنترل و ارزيابى كند و براى انجام صحيح اعمال، آنها را يارى رساند؛ زيرا پس از انجام اعمال، معمولًا راه بازگشت وجود ندارد. در باره حل اين مشكل، معاونت آموزش و تحقيقات، در دو سال گذشته جزواتى حاوى فرمهاى ويژه ارزيابى اعمال حاجيان منتشر ساخته است كه روحانى بايد در هر مرحله قسمتى از فرم را تكميل كند تا مشكلى براى زائران پيش نيايد. بدين ترتيب اگر به صورت غير عمدى، براى زائرى مشكل پيش آمد، اين فرمها گواه درستى بر صداقت سخن زائر بوده و راه را براى جبران آن- از طريقى كه شرع معين كرده- هموار مىكند.
بخش عمدهاى از مشكلات روحانى، درباره اختلاف فتواى موجود ميان مراجع است. بويژه كه اخيراً در اين امر توسعهاى پيش آمده و مشكل روحانى كاروان را بيشتر كرده است. در اين باره در مسائل فقهى با تفصيل بيشترى سخن خواهيم گفت.
كنترل حمد و سوره زائران كم سواد يا بىسواد، نيز فرصت زيادى از روحانى را اشغال مىكند. يك روحانى با ابتكار خود در ايران، فرمهايى را چاپ كرده به دست زائران خود كه از منطقه گستردهاى بودند سپرده بود تا حمد و سوره خود را نزد روحانى مسجد تصحيح كرده و روحانى آن مسجد، فرم را امضا كند. در باره ريشه اين مشكل بايد بىسوادى را علت عمده داشته و پيشنهاد مربوط به آوردن حجاج با سواد براى سالهاى آتى، جدى گرفته شود.
كاروانهايى كه زائرانشان از لحاظ ساختار، متعلق به منطقه وسيعى هستند، نوعاً نمىتوانند در جلسات آموزشى پيش از موسم شركت كنند. اين كاروانها امسال نيز مشكل آموزش داشتند.
مسأله دو زبانه بودن روحانى و زائران عليرغم همه كوششهايى كه امور روحانيون انجام داده، هنوز وجود دارد، روحانى فارسى مىداند و زائر فقط زبان تركى.
در سال جارى كوشش شده كه در اين موارد حداقل معين كاروان آشنايى بيشترى با زبان محلى زائران داشته باشد.
سياست انتخاب معين و معان براى كاروانها ثمرات فروانى داشته و كمك عمدهاى هستند در حل مشكلات كاروانهايى كه از جمعيت بالايى برخوردارند. اما برخى از مسائل تبعى آنها بايد بيشتر مورد تأمل قرار گيرد. به عنوان نمونه در سال جارى به دليل آنكه گزينش روحانى و معين براساس امتيازات علمى بوده، در مواردى روحانى فردى جوان و معين فردى مسن و گاه با فضل و سابقه بوده و اين توليد دشوارى كرده است.
امسال در حدود يكصد و پنجاه نفر معين، سابقه در حج ندارند. اين افراد از جمله سيصد نفرى بودند كه سال پيش امتحان داده و تنها نيمى از آنها به حج آمدند.
طبيعى است كه در اين موارد آمادگى معين از حيث علمى محدود بوده و توليد مشكل مىكند. يك توجيه آن است كه به هر روى از فضلاى جوان بايد بهره جست و چارهاى جز آوردن آنان به عنوان معين نيست.
يكى از نيازهاى فورى فقهى، استقرار تعدادى روحانى آشناى با مناسك و حاضرالذهن در مسجدالحرام بويژه در قسمت صفا و مروه در دهه نخست ذىحجه و حتى روزهاى قبل از آن است. اگر بتوان دو سه نفرى را مخصوص چنين كارى به حج آورده و جايى مشخص براى آنان معين كرد، ممكن است از اين قبيل مشكلات بكاهد.
البته اين كار را برادران ارشاد نيز انجام مىدهند اما روشن است كه اين كار آمادگى خاصى را مىطلبد.
معاونت امور روحانيون
در اينجا مناسب مىنمايد تا مصاحبه معاونت امور روحانيون بعثه مقام معظم رهبرى را در باره وظايف روحانيون، روحانيون معين و نحوه نظارت بر فعاليتهاى آنان را بياوريم:
س: لطفاً با توجه به مسؤوليتتان به عنوان معاونت امور روحانيون بعثه مقام معظم رهبرى، راجع به نحوه فعاليت و وظايف اين معاونت توضيح دهيد.
ج: معاونت امور روحانيون در بعثه مقام معظم رهبرى كار گزينش و انتخاب روحانيون و معينهاى محترم كاروانهاى حج را به عهده دارد. در سال گذشته براساس تصميماتى كه از طرف نماينده مقام معظم رهبرى جناب حجةالاسلام والمسلمين آقاى رى شهرى گرفته شد، بنا شد گزينش جديدى صورت گيرد و از ميان افرادى كه در سالهاى 60 تا 71 به عنوان روحانى يا معين به حج مشرف شدهاند، چهرههايى كه اصلح بودند انتخاب گردند، اين كار با تلاش پيگير جناب حجةالاسلام آقاى عربنيا و كلّيه عزيزانى كه در معاونت امور روحانيون مشغول به كار هستند، شروع شد و براساس معيارهاى مشخص، گزينش دقيق صورت گرفت.
علاوه بر يك كار توجيهى، سمينار يك روزه روحانيون و معين كاروانها را هم در قم برگزار كرديم كه طى آن مسائل لازم مورد بحث قرار گرفت و آقايان به صورت كامل راجع به قضاياى مختلف توجيه شدند.
س: آيا در موسم حج و انجام مراسم نيز از عملكرد روحانيون كاروانها ارزيابى وجود دارد؟
ج: روحانيون گزينش شده كه امسال آمدند تا پايان سفر حج آنچه كه عمل مىكنند مورد عنايت بعثه است و ما يك نوع نظارت و اشراف بر عملكرد آنها داريم.
عزيزانى بعنوان نمايندگان يا رابطين بعثه به كاروانها اعزام مىشوند، اگر مشكلاتى در درون كاروانها نسبت به مسائل شرعى و يا مسائل رفاهى زائران وجود داشته باشد، به نمايندگان منتقل مىشود و آنها از طريق اين معاونت، جهت حل مشكل، آن را به نماينده مقام معظم رهبرى گزارش مىكنند.
س: راجع به وظايف روحانيون كاروانها و معين آنها توضيح بفرماييد.
ج: روحانى در كاروان نقش اصلى را دارد. مديران عزيز زحمت مىكشند و در زمينههاى اجرايى تلاش پىگير و جدّى دارند و ساير كارگزاران حج هم در حد خودشان نقش مهمى را ايفا مىكنند، ليكن روحانى از دو جهت مسؤوليت بسيار سنگينى را به عهده دارد:
اولًا: مسؤول صحّت حج زائران است؛ روحانى موظّف است كه اعمال زائران را كنترل كند، و بايد فرمهايى هم بعنوان تأييد صحّت اعمال زائران، در آخر سفر توسط روحانيون تكميل و پر شود.
ثانياً: تبيين كننده مسائل اخلاقى، معنوى، اعتقادى و اجتماعى در داخل كاروانها است. اگر يك روحانى توانسته باشد بهرههاى خوب معنوى را نصيب زائران نمايد، تا سالهاى سال هر وقت حاجى به ياد سفر مكهاش بيفتد، هميشه از روحانى كاروانش به
خير و نيكى ياد مىكند.
لذا من در همين جا از اين عزيزان مىخواهم كه در اين فرصت يك ماهه تلاش بيشترى بكنند، همراهى بيشترى با زائران داشته باشند، جلسات بيشترى برگزار نمايند تا بتوانند بيشترين بهره را به زائران برسانند.
س: لطفاً در مورد دلايل انتخاب و بكارگيرى روحانيون معين كاروانها هم توضيح بدهيد.
ج: عزيزان معين همان وظايف روحانى كاروان را دارند؛ منتهى به لحاظ اينكه در كاروانهاى بالاى يكصد و بيست نفر ممكن است يك روحانى به همه كارها نرسد، لذا از طرف بعثه مقام معظم رهبرى تصميم گرفته شده كه به اين كاروانها يك روحانى اضافه شود كه در همه مراحل زائران را يارى كنند.
س: نزديك به نيمى از حجاج ايرانى را خواهران تشكيل مىدهند، گاهى گزارش مىشود كه خواهران برخى از مشكلات شرعىشان را نمىتوانند با روحانى كاروان در ميان بگذارند، طرحى پيشنهاد شده بود مبنى بر اينكه يك روحانى معين از خواهران براى هر كاروان در نظر گرفته شود نظر شما در اين مورد چيست؟
ج: البته ما براى حل اين مشكل، سال گذشته كتابى را منتشر كرديم با عنوان «احكام بانوان» ويژه حج، خانمهايى كه با سوادند مىتوانند بخوبى از اين كتاب استفاده كنند و حتّى براى خانمهاى بىسواد هم توضيح بدهند. اما در امر تبليغ، اگر بنا باشد دوگانگى پديد بيايد وضعيتى مىشود كه زائر، آن حظّ معنوى لازم را از سفر خود نخواهد برد.
عقيده شخصى من اين است كه در سياست تبليغى كاروانها نبايد ايجاد دوگانگى كنيم. روحانيون ما بخوبى از عهده اين كار برمىآيند؛ منتهى يك تدبيرى هم انديشيدهايم كه اگر چنين مسائلى مطرح شد جلسه خانمها و آقايان جدا باشد تا براى طرح
سؤالات مخصوص به خودشان، دچار مشكل نشوند.
س: تعدادى از زائران ايرانى از برادران و خواهران اهل سنت هستند، وظيفه و عملكرد معاونت امور روحانيون در مورد اين عزيزان به چه صورت است؟
ج: براى كاروانهاى اهل سنّت براساس مذهب خودشان روحانى انتخاب مىشود، مثلًا اگر زائران يك كاروانى حنفى مذهب باشند، سعى شده روحانى آنها هم از ميان حنفى مذهبها باشد تا بتواند دقيقاً مسائل آنها را جواب دهد، بنابراين ما در كاروانهاى اهل سنت روحانى شيعى نداريم. فقط در بعضى از استانها به خاطر كمبود تعداد زائر، كاروانها جنبه تركيبى پيدا كرده است. تعدادى از اهل سنت هستند و تعدادى هم از شيعه، در اين گونه موارد سعى شده كه يك روحانى شيعه و يك روحانى سنى در كاروان باشد.
س: مراسم برائت از مشركين چه جايگاهى در مراسم حج دارد و وظايف مسلمانها در قبال آن چيست؟
ج: حضرت امام در طول عمر پربركتشان تلاش كردند تا حج ابراهيمى بار ديگر اقامه شود، همه ما نيز بايد در همين جهت تلاش كنيم. معيارهاى حج ابراهيمى هم همانهايى است كه بارها در پيامهاى حضرت امام آمده و بىتوجهى به اين مشخصهها ممكن است حج را به صورت قبلى برگرداند. از جمله اين معيارها شركت در مراسم مهم برائت از مشركين است. در گذشته، ما اين مراسم را نداشتيم اما اكنون كه به بركت رهنمودهاى حضرت امام ره- و تأييد و تأكيدهاى رهبر معظم انقلاب اسلامى حضرت آيةالله خامنهاى اين مراسم با شكوه برگزار مىشود، به عنوان يك وظيفه شرعى و الهى بر همه واجب است كه در آن شركت كنند و از مشركين اعلام انزجار نمايند، اعلام انزجار از همه حركتهايى كه توسط دشمنان عليه مسلمانان در سراسر دنيا انجام مىشود.
از طرفى مراسم برائت در حج نمايش قدرت مسلمين است. وقتى كه مسلمانها
مىآيند و در پايگاه وحى همان حركتى را انجام مىدهند كه در صدر اسلام اتفاق افتاد؛ يعنى در روز عيد قربان پيامبر اسلام ص-، على بن ابى طالب- ع- را مأمور كردند تا در اوج اقتدار مشركين، در منى (جايى كه همه مسلمانها جمع بودند) سوره برائت را تلاوت كنند، و از مشركان بيزارى جويند، امروز هم ما در حقيقت به همان سيره تأسّى كردهايم.
س: در پايان اگر توصيه يا نكتهاى داريد بفرماييد.
ج: زائران الآن دقيقاً زير نظر هستند و چشم اميد همه مسلمانان جهان به ما است.
لذا امروز با ديد ديگرى به اعمال ما مىنگرند ما در معاونت امور روحانيون واحدى تحت عنوان «ارشاد زائران» داريم. اينها نقش هدايتگرى و ارشاد زائران را دارند و از بعضى كارهايى كه موجب وهن تشيع مىشود جلوگيرى مىكنند. مثلًا فرض بفرماييد كه در بقيع بعضى از زائران ما به پنجرههاى آنجا دخيل مىبندند. دخيل بستن يك مسأله خرافى است و در اسلام چنين چيزى را نداريم. اين كار باعث مىشود كه ايرانيها انسانهاى خرافى شناخته شوند. يا مثلًا خاك برداشتن از قبور مطهّر ائمّه بقيع كه در هيچ يك از احاديث و روايات به اين كار ترغيب نشده بلكه منع هم گرديده است؛ چرا كه اگر صد هزار نفر زائر ايرانى هركدام بخواهند يك مقدار از اين خاك را بردارند و صورت قبر را بهم بزنند، تصور كنيد كه اين كار چقدر مىتواند براى شيعه بد باشد؛ حال آنكه اصلًا چنين عقايدى در مذهب ما وجود ندارد. لذا بايد از كليه كارهايى كه باعث مىشود با آنها عليه شيعه و جمهورى اسلامى تبليغ كنند، پرهيز كنيم.
يكى از قسمتهاى بعثه مقام معظم رهبرى كه هر ساله نقش مهمى در كاهش و از بين بردن برخوردها و درگيرىهاى موجود ميان حجاج را ايفا مىكند هيأت داوران است. جناب حجةالاسلام والمسلمين آقاى مسعودى در باره نقش اين هيأت و سابقه آن، توضيحاتى بدين شرح ارائه فرمودهاند:
همانطور كه مىدانيد يك اجتماع حدوداً صد و بيست هزار نفرى كه با افكار و سليقههاى مختلف به حج مىآيند، ممكن است دچار مشكلاتى شده، اختلافاتى بين مديران، مردم و روحانيون كاروانها پيش بيايد.
لذا مقتضى است كه در تشكيلات حج، چند نفرى هم براى رسيدگى و حل اين مسائل وجود داشته باشند. در تشكيلات حج، در اوايل انقلاب بنده و مرحوم شهيد شاهآبادى و شهيد محلاتى (كه خداى رحمتشان كناد) از طرف مسؤول بعثه حضرت امام ره-، براى رفع اختلافات حضور داشتيم. البته آن موقع اين موضوع، قانون و انسجام خاصى نداشت بلكه بطور عادى و معمولى بود. تا اينكه بعداً احساس نياز بيشترى به اين هيأت شد و لذا بعد از چند سال انسجام بيشترى پيدا كرد.
آقاى مسعودى افزودند:
هنگامى كه حجةالاسلام والمسلمين جناب آقاى رىشهرى به نمايندگى از طرف مقام معظم رهبرى اين كار را به عهده گرفتند، نشستى با ايشان داشتيم و برنامه خاصى براى
اين كار ريخته شد كه بر طبق آن، يك نفر در رأس هيأت از طرف نماينده ولى فقيه تعيين مىشود، سپس او دو نفر را به نماينده ولى فقيه پيشنهاد مىكند و بعد از تأييد ايشان، هيأت داوران با سه نفر تشكيل مىشود. در سال اول اين كار صورت گرفت و افتخار اين خدمت به بنده واگذار شد.
روال كار اين هيأت اين است كه اگر بازرسين كاروانها، روحانيون يا زائران يا مديران از كسى شكايتى داشتند به دفتر مراجعه و شكايت خود را كتباً تسليم مىكنند و اين شكايات به هيأت داوران ارجاع مىشود و هيأت هم با ضوابط مشخصى به آنها رسيدگى مىكند.
ايشان ادامه دادند:
در بررسى مسائل اگر مشخص شد كه كسى قصور يا تقصيرى دارد، ابتدا او را نصيحت مىكنيم و اگر مؤثر واقع نشد از ابزارهاى قانونى استفاده مىكنيم. ممكن است روحانى كاروان يا مدير كاروان را از سمت خود عزل كنيم يا زائرى را در صورت صلاحديد از ادامه حج محروم كنيم و به ايران بازگردانيم. بهرحال هيأت تصميم مقتضى را طبق موضوع خواهد گرفت. البته تصميم هيأت بايد به تأييد نماينده محترم ولى فقيه نيز برسد.
وجود هيأت داوران در عرض اين دو سه سال، باعث شده كه هر سال بحمداللَّه شاهد كم شدن چنين مشكلاتى باشيم؛ چون همه مىدانند كه يك هيأت رسيدگى به اين كارها، در تشكيلات بعثه مقام معظم رهبرى حضور دارد و به اين امور رسيدگى مىكند.
مسائل فقهى جارى حج در سال 72
تغيير و تحوّل در نظام حجگزارى، با توجه به ضوابط و مقررات دولت عربستان و تغييرات جغرافيايى و نيز با توجه به كثرت روزافزون زائران و مشكلات تبعى آن، امرى طبيعى و عادى است؛ به عبارت ديگر تغيير در برخى از موضوعات، يا حادث شدن برخى مسائل نياز به تحقيقات جديد فقهى و استفتاءات تازهاى دارد. در قسمت معاونت آموزش و تحقيقات و نيز واحدهاى ديگر سازمان حج و زيارت و بعثه مقام معظم رهبرى، تلاش براى حل اين معضلات قبل از موسم آغاز شده و علاوه بر استفتاءات، تحقيقاتى نيز در برخى از موضوعات صورت گرفته است. به عنوان مثال در شماره سوم مجله ميقات تحقيقى در باره «وادى محسّر» انجام گرفت كه مىتواند برخى از دشواريهاى مربوط به وقوف در مشعرالحرام را حل كند. در هنگام موسم نيز شوراى استفتا در بعثه مستقر بوده و به پاسخگويى به اين مسائل مىپردازد. اين شورا امسال مركب بود از حضرات آيات: سيد جعفر كريمى، سيد عباس خاتم يزدى و حاج شيخ محمد حسن قديرى دامت افاضاتهم.
آيةاللَّه آقاى كريمى ضمن مصاحبهاى درباره وظايف و تاريخچه شوراى استفتا چنين فرمودند:
پس از پيروزى انقلاب شكوهمند اسلامى به رهبرى پيامبرگونه حضرت امام
خمينى- قَدَّس الله نفسه الزكيه- كه اعزام حجاج محترم ايرانى براى زيارت خانه خدا با رسالت ابلاغ پيام انقلاب شروع شد، شايد عدّه كثيرى از مردم از فتاواى حضرت امام در مورد مسائل حج ناآگاه بودند و روحانيون معظم هم كه به عنوان روحانى كاروان جهت ارشاد و راهنمايى مردم قهرمان ما راهى ديار وحى و تنزيل مىشدند. در بعضى از مسائل به مشكل برخورد مىكردند؛ لذا در سال 60 نمايندگى ولى فقيه و سرپرست وقت حجّاج محترم ايرانى چنين صلاح ديد كه از چند نفر كه با فتاواى امام راحل آشنايى بيشترى دارند و بر مسائل حج مسلط هستند، دعوت به عمل بياورد كه در بعثه نمايندگى ولى فقيه در مدينه و مكه حضور داشته باشند تا اگر حجاج محترم يا روحانيون كاروانها مشكلاتى در زمينه مسائل شرعى دارند بتوانند بدين وسيله مشكلات را حل كنند.
مطلب با حضرت امام ره- در ميان گذاشته شد و ايشان هم نظر موافق داشتند.
از سال 60 دو نفر از جمع كنونى ما- آقايان خاتم يزدى و قديرى- در بعثه نمايندگى ولى فقيه حضور داشتند و هدف ابتدايى آقايان در عزيمت به ديار تنزيل و وحى، بيان مسائل و ارشاد و راهنمايى حجاج و روحانيون محترم كاروانها بود و آرام آرام مسؤوليت اهداف و خطوط ترسيم شده انقلاب به اين شورا واگذار شد تا در موارد لزوم تذكر داده شود و در مجموع بهرهگيرى خوبى هم از اين تذكرات حاصل گرديد. به مرور شوراى استفتا بر حسب نيازى كه احساس گرديد توسعه بيشترى پيدا كرد و از سال 64 يا 65 بنده هم در اين شورا حضور يافتم. فعاليت عمده ما در بيان فتاواى امام ره- در مسائل مربوط به حج و گاهى هم فتاواى مربوط به مسائل ديگر كه مورد نياز حجاج باشد خلاصه مىشود. تا زمان حيات امام اين شورا فقط فتاواى ايشان را بيان مىكرد؛ چرا كه اكثريت قاطع حجاج از مقلدين امام بودند و اگر هم كسى مقلد آقايان ديگر بود از طرف اين شورا راهنمايى مىشد. اما بعد از رحلت امام، مسؤوليت شورا گسترش بيشترى پيدا كرد؛ چرا كه علاوه بر فتاواى امام، لازم بود در موارد رجوع، فتاواى علماى ديگر را هم براى كسانى كه به اين مراجع رجوع كرده بودند تشريح و بازگو نمايد.
كوشش اصلى شوراى استفتا در اين است كه بهر نحو ممكن چه در عرفات، مشعر
و منا و چه در مكه و مدينه، سعى كنند تا حجاج محترم حجشان را براساس فتاواى مراجع عاليمقدار شيعه بگونهاى انجام بدهند كه وظيفه شرعيشان ايجاب مىكند تا در مراجعت ترديد و دو دلى نسبت به درست بودن حجشان نداشته باشند.
س: در حال حاضر اگر كسى از زائران مسألهاى داشته باشد يا قصد طرح مشكلى را با شورا داشته باشد چگونه بايد عمل كند؟
ج: زوار محترم گاهى خودشان شخصاً به شورا مراجعه مىكنند و گاهى هم مسائلشان را بوسيله روحانى كاروان و احياناً مدير يا ديگر مسؤولين كاروان در شورا عنوان مىكنند. البته نوعاً خود حجاج به شورا مراجعه مىكنند.
س: آيا اين شورا نظارتى بر درست انجام گرفتن مناسك توسط حجاج هم دارد يا خير؟
ج: شورا نظارت عملى بر انجام اعمال حجاج به صورت فردى ندارد و اساساً خارج از وظايف و مسؤوليتهاى شورا است ليكن از نظر علمى اين شورا به دستورالعملهاى صادره در انجام مناسك نظارت دارد.
علاوه بر بعثه رهبرى، از سوى مراجع ديگر نيز كسانى براى پاسخگويى به مراجعات فقهى مردم در حرمين شريفين حضور دارند. در بعثه حضرت آيتالله العظمى اراكى آقايان: حجج الاسلام والمسلمين حاج شيخ على پناه اشتهاردى، صلواتى، سليمزاده، قرحى، خرازى و تنى چند از ديگر اساتيد حضور دارند. در بعثه حضرت آيتالله العظمى گلپايگانى آقايان: حجج الاسلام و المسلمين افتخارى، سيد على محقق و تنى چند از ديگر اساتيد حضور دارند. از سوى حضرات آيات عظام سبزوارى و سيستانى نيز چند تن از علما و روحانيون براى پاسخگويى به مسائل شرعى زائران در موسم حج 72 شركت داشتند.
يكى از مشكلات امسال تنوّع در تقليد و تعدّد مناسك و اختلاف فتاوا بود كه
پس از درگذشت حضرت امام خمينى و حضرت آيتالله العظمى خويى- رضواناللَّه عليهما- به وجود آمده است. از سوى ديگر رسالههاى جديدى نيز انتشار يافته است.
متأسفانه عدم وجود مناسك از سوى تمام اين افراد از يك سو و ديگر مشكلات موجود، روحانيون را- براى هدايت مقلدان- دچار مشكل كرده بود. بعثه مقام معظم رهبرى، روحانيون را موظف كرده بود تا نسبت به هدايت اين افراد نهايت سعى و تلاش خود را بكار بندند.
در اينجا فهرستى از مشكلات رايج مربوط به مسائل فقهى در سال جارى را كه برخى از آنها در گذشته نيز مطرح بوده ارائه مىكنيم؛ ترتيب ذيل نشانه درجه اهميت اين مسائل نيست.
يك مسأله بس مهم، نماز خواندن در پشت مقام ابراهيم ع- است. عليرغم همه فتواهاى موجود كه نماز خواندن در پشت مقام را تا انتهاى مسجد روا مىشمرند، هنوز زائران ايرانى اصرار دارند تا نماز را دقيقاً با فاصله يك تا چند مترى پشت مقام ابراهيم- ع- بخوانند. در اين زمينه علاوه بر ازدحام جمعيت، مخالفت شرطهها نيز كه در جهت انتظام امور فعاليت مىكنند سبب درگيريهاى مكرر و لطمه و صدمه به حاجيان نمازگزار شده است. تصور اين امر درباره زنان بسيار دشوارتر است. طبيعى است كه اين مسأله هنوز نياز به تبيين و توجيه دارد؛ در اين باره فتاواى برخى از مراجع بسيار كارساز است و بايد به مقلدان آنها تفهيم شود، مخصوصاً كه بيشتر آنها نماز طواف مستحبى است كه در هر گوشهاى از مسجد مىتوان اقامه كرد.
مسأله ديگر فتواى حضرت آيتالله العظمى گلپايگانى درباره محرم شدن زنان است.
ايشان پوشيدن لباس احرام را در وقت محرم شدن براى زنان نيز لازم دانستهاند. در متن جديد كه ترجمه مناسك عربى است عبارت به صورت «فتوا» درج شده است. ليكن براساس توضيحى كه داده شده، ترجمه نارسا بوده و هنوز مسأله براساس «احتياط واجب» است.
فضاى بام كاملًا بسته بوده و زائران طبقه پايين به هيچ روى ديده نمىشوند. طبيعى است كه در اين موارد «اتصال» مشكل پيدا كرده و نماز نمازگزاران نادرست مىباشد. در اين باره لازم است تا مسأله براى نمازگزاران بيشتر توجيه و تبيين شود.
در پنج وقت نماز خواندن مكروه است: 1- بعد از اداى نماز صبح تا موقع طلوع آفتاب [البته كراراً ديده شده كه اهل سنت نماز مىخوانند]. 2- هنگام طلوع آفتاب.
3- وقت زوال ظهر؛ قبل از آغاز نماز جماعت، مگر روز جمعه. 4- بعد از اداى نماز عصر. 5- موقع غروب آفتاب.
مسأله ديگر قنوت است كه نزد سنيان معمول نيست. البته در سال 71 و 72 ائمه جماعت مسجدالنبى ص- و مسجدالحرام در نماز مغرب بعد از ركوع ركعت سوم و در نماز صبح بعد از ركوع ركعتِ دوم، دعاى مفصلى درباره مردم بوسنى و نفرين به صربها
خوانده مىشد كه ارتباطى با قنوت جارى ميان شيعيان ندارد.
نماز خواندن در كنار قبور نيز به شدت مورد كراهت اهل سنت بوده و برخى آن را حرام مىدانند.
زمانى كه اذان مسجد بلند مىشود نبايد كسى از مسجد خارج شود.
سنّيان تكتّف؛ يعنى دست روى دست گذاشتن را واجب نمىدانند بلكه سنت تلقّى مىكنند. مالك به استحباب آن تصريح دارد.
متّحد بودن صفوف، بويژه پركردن صفهاى جلوتر، بايد حتماً رعايت شود.
نوعاً نمازگزاران سنى از آغاز ذكر اقامه، از جاى برمىخيزند. گرچه آنچه برخى از آنها عمل مىكنند برخاستن در وقت ذكر «حى على الفلاح» است.
نوع نمازگزاران سنى ذكر سجود و ركوع را آهسته خوانده تنها لبهاى خود را تكان مىدهند؛ نمازگزاران شيعه تا اندازهاى كه گوش خودشان بشنود مىتوانند بلند بخوانند اما سعى كنند بگونهاى نباشد شخصى كه كنار آنها نشسته نيز بشنود. نمازگزاران شيعه پس از پايان نماز همراه با برادران اهل سنت دستهاى خود را با سه تكبير بلند نكنند؛ زيرا بر اثر تبليغات وهابيان و برخى از منحرفان، تفسير نادرستى از اين عمل ارائه شده است.
اهل سنت صحبت كردن افراد در مسجد را به شدت مكروه مىدانند و زائران ايرانى در حد ممكن بايد اين امر را رعايت كنند.
شرايط طبيعى مىتوان ماشين مسقّف سوار شد. اين مسأله از لحاظ اجرايى نيز بايد مورد توجه قرار گيرد.
گاهى كاروانهايى با ماشين مسقّف حركت مىكنند و با تأخيرهايى كه صورت مىگيرد بعد از طلوع آفتاب به مكه مىرسند، و زائران چون خود را در اين مورد مسؤول نمىدانند و از سوى ديگر خساراتى براى آنها بدنبال دارد مديران و ديگر مسؤولان كاروانها را مورد بازخواست قرار مىدهند.
مسأله قربانى
يكى از طرحهاى جديد- كه سابقه مختصرى در سال گذشته داشته- مربوط به قربانى در مسلخ جديد و به صورت مكانيزه است. گزارش اجرايى اين طرح در بخش گزارش فعاليتهاى سازمان حج خواهد آمد. تا آنجا كه به مسائل فقهى قربانى مربوط مىشود، اين طرح مشكلاتى داشت كه طى سال جارى و نيز در موسم از مراجع ذىصلاح استفتا شده است. در اينجا اشارهاى به اين استفتاءات داريم:
در يك مورد به دليل حضور فورى ذابحين در مسلخ، سؤال شده كه: آيا آنها نيز مثل افراد معذور، مجاز به استفاده از وقوف اضطرارى هستند و مىتوانند قبل از نيمه شب به منى بروند يا نه؟ در اين باره پاسخ حضرات آيات عظام گلپايگانى و اراكى منفى بوده است.
درباره شروع ذبح از آغاز طلوع فجر حضرت آيتالله العظمى گلپايگانى آن را
فقط براى كسانى كه مىتوانند در شب عيد رمى كنند جايز دانستهاند، آيةالله العظمى اراكى فرمودهاند كه «قبل از طلوع آفتاب نمىتوانند قربانى كنند بنابر احتياط». تعبير «احتياط» در اين باره، مشكل را از سوى ايشان نيز حل مىكند. بنابراين امكان ذبح براى كسانى كه در شب عيد بتوانند رمى كنند ممكن است.
در باره وارد كردن شوك به گوسفند براى بىحال كردن آن كه سرعتى در كار ذبح ايجاد كند، آيتالله العظمى گلپايگانى اجازه دادهاند.
در باره كسانى كه هنوز اصرار دارند با وجود همه مشكلات و قوانين در منى ذبح كنند، طى استفتايى با عنايت به نهى دولت عربستان سؤال شده كه آيا اين عدم تمكن به حساب مىآيد؟ پاسخ آيتالله العظمى اراكى مثبت است. در واقع وقتى ثابت شود كه اين وضعيت سبب عدم تمكن است تكليف مقلد براى رضايت دادن به ذبح در دو مسلخ جديد روشن مىشود.
در حل مشكل ذابحين كه خود مكلف به رمى جمرات بوده اما براى سرعت كار بايد از ابتداى روز در مذبح حاضر شوند، اجازه داده شده، كه آنها حاضر شوند، مشكل تنها در نجس شدن احرام آنهاست كه بايد آن را تطهير كنند و اگر معذور از تبديل يا تطهير است اشكال ندارد. لازم به يادآورى است كه متن كامل اين استفتاءات موجود است. (تصوير شماره 5)
تفاوتهاى موجود ميان فرهنگهاى مختلفى كه هر يك از زائران به آنها تعلق دارند، سبب ايجاد تفاوت در برخوردها از سوى زائران كشورهاى مختلف مىشود.
علاوه بر آن، اختلافات مذهبى و نيز عادات و رسوم دينى، تأثير خاص خود را در اين تفاوتها دارد. در اين ميان، رسالتى كه برعهده هر فرد مسلمان آگاه قرار دارد، اين است كه تا سرحد ممكن به يكسان شدن زائران در امور متفق عليه همت گمارد. زمينه نخست اين اقدام، آشنايى حجاج متعلق به يك فرهنگ، با آداب و عادات ساير كشورها است كه خداوند فرموده است: «ما مردم را از قبايل و ملتهاى مختلفى قرار داديم تا يكديگر را بشناسند». (1)شايد يكى از فلسفههاى حج نيز همين «تعارف» باشد. بىتوجهى گروهى از زائران به اين امر و اصرار آنها بر انجام مراسم اختصاصى خود، سبب ايجاد تنش بين زوار كشورهاى مختلف مىشود. افزون بر اينها بىتوجهى زائران به برخى شعائر اصيل دينى بويژه نماز جماعت، سبب ايجاد مشكلاتى شده كه برخى از آنها جنبه حيثيتى براى انقلاب اسلامى دارد. اين اعمال كه نوعاً از سوى افراد ناآگاه صورت مىگيرد، چهره زائران حقيقى بيتالله الحرام را نيز زشت كرده و ممكن است كه تأثيرات نامطلوبى در امر حج گزارى ايرانيان داشته باشد.
در اين باره و به منظور هدايت و ارشاد زائران ايرانى، در بعثه مقام معظم رهبرى،
1) حجرات:
چند نفر از آشنايان با اين امور مسؤوليت كار ارشاد زائران را در محلها و منطقههايى كه احتمال برخورد وجود داشت برعهده مىگيرند.
اين واحد كه زير نظر معاونت امور روحانيون قرار دارد، همچنين كار تنظيم اصول مورد نظر را- كه مىبايست همه زائران به آنها عمل كنند- برعهده مىگيرد تا با توجيه روحانيون محترم كاروانها و تذكر رعايت آنها به زائران پيشاپيش مشكل كمتر و محدودتر شود. اين ضوابط كه با مشاورت با روحانيون آگاه و متخصص تهيه گرديده و مورد تأييد نماينده محترم ولى فقيه قرار گرفته، در اختيار همه روحانيون گذاشته شده تا درباره آنها با زائران سخن بگويند.
در طى دو جلسه توجيهى كه در تاريخ 19/ 2/ 72 و 26/ 2/ 72 با حضور روحانيون در مدينه منوره تشكيل شد، اين موارد به تفصيل بازگو گرديد.
متن تذكرات مطرح شده در اين دو جلسه طى بخشنامهاى كه ذيلًا خواهد آمد، در اختيار برادران روحانى قرار گرفت.
كارهايى كه نبايد انجام شود به شرح زير است:
1- بيرون آمدن از مسجد، هنگام اقامه نماز جماعت و راه رفتن در بين صفوف نمازگزاران و يا ايستادن در ميان جماعت و همراهى نكردن با نمازگزاران.
2- پرسه زدن در بازار و خيابان، هنگام اقامه نماز جماعت.
3- خريد و فروش وهن آميز انگشترى، تسبيح، گز و پسته و ساير كالاهاى همراه و انجام دادن كارهايى از اين نمونه كه مايه هتك حرمت زائر ايرانى و نظام مقدس جمهورى اسلامى مىگردد.
4- گذاشتن مهر، چوب، سنگ، دستمال كاغذى و چيزهاى ديگرى مثل بادبزن كه موجب جلب توجه ديگران و حساسيت آنان مىشود.
5- ترددهاى اختلاط آميز خواهران حتّى براى استلام حجرالاسود.
6- سوار شدن خواهران به تنهايى در تاكسى و يا اتومبيلهاى سوارى.
7- بىدقتى خواهران در رعايت پوشش كامل اسلامى و در نتيجه در معرض ديد
قرار گرفتن قسمتى از موى سر و مواضعى از بدن.
8- پوشيدن لباسهاى نامناسب.
9- بستن نخ و پارچه (دخيل بستن) به پنجرههاى اطراف بقيع.
10- كشيدن سيگار در محدوده حرمين شريفين.
11- چانه زدنهاى بىمورد و گاه التماس آميز خصوصاً براى خواهران.
12- برگزارى نماز در قبرستان بقيع و محوطه مجاور آن.
13- خوابيدن در مسجدالنبى- ص-، مسجدالحرام، كنار بقيع و در مساجد ديگر.
14- خواندن روضه و زيارت با بلندگو در كنار بقيع يا حرم مطهر نبوى- ص-.
15- سينه زدنهاى دسته جمعى در انظار.
16- مصيبت خوانى و مرثيه سرايى به نحوى كه موجب حساسيت و عكسالعمل مأموران گردد.
17- اصرار در بوسيدن دربها و ديوارها و پنجرههاى ضريح مطهر نبوى- ص- و يا بوسيدن درب و ديوار بقيع كه موجب عكسالعمل مأمورين شود.
18- برداشتن از خاك و سنگ بقيع براى تبرك و يا كندن و برداشتن قسمتى از سنگهاى صفا و مروه.
19- برگزارى دعاهاى دستهجمعى از قبيل توسّل و ديگر ادعيه شريفه، در داخل حرمين شريفين به نحوى كه با عكسالعمل مواجه شود.
20- فيلمبردارى و يا گرفتن عكس در حرمين شريفين و بقيع بصورت غير رسمى.
21- بىنظمى و فشار آوردن به جمعيّتى كه در حال ورود به اماكن شريفه يا خروج از آنها هستند.
22- بلافاصله بعد از تمام شدن نماز جماعت و در حالىكه نمازگزاران مسجد را ترك مىكنند، با حالت گروهى به سمت حرم و مسجد رفتن.
در پايان توجه به اين نكته لازم است كه گرچه برخى از اين موارد، خودبخود اشكالى ندارد ولى به دليل برانگيختن حساسيت و عوارض نامطلوبى كه به وجود مىآورد و براى رعايت مصلحت مهمتر، بايد از آنها احتراز كرد. باز بودن درب بقيع و رفت و آمد مسلمانان براى زيارت قبور اولياى دين و كم شدن غربت ائمه هدى- عليهمالسلام- و برطرف شدن انزواى شيعه، از مصالح اهمى است كه بخاطر آن، پرهيز از سينه زدن و بوسيدن سماجت آميزِ در و ديوار و يا ساير موارد، چندان مشكل نيست.
شيوه اجرايى كار گروه ارشاد
شيوه عمل گروه ارشاد بدين ترتيب است كه چند تن از برادران برجسته روحانى، دقيقاً به منظور اجراى اين ضوابط از ايران عازم حج شدهاند. اين افراد كار سرپرستى تعداد زيادى از معينهاى كاروانها را كه لزوماً بايد ساعاتى از وقت خود را در اختيار گروه ارشاد قرار دهند تا با هماهنگى آنها و حضور در داخل و كنار بقيع، داخل و بيرون مسجدالنبى و در مكه معظمه در مسجدالحرام، رسالت سنگين خود را در جلوگيرى از كارهاى نادرست يا مخالف با مصالح انجام دهند. نقش جالب و مؤثر آنها در داخل بقيع (صبح و عصر) سبب شده تا از اين گونه اعمال به شدت جلوگيرى شده و فضاى آرامى براى زيارت بىدغدغه و بىسر و صدا براى ديگر زائران فراهم شود. طبيعى است كه با حضور مأموران دولت سعودى، اگر اين برادران حضور نداشته باشند هر لحظه امكان درگيرى وجود داشته و چه بسا سبب شود كه اين باب به روى همه زائران بسته شود.
مشكلات و راه حلها
طبيعى است كه مخالفت با مردمى كه علاوه بر علايق خاص دينى، عادت به برخى از مسائل دارند، كار دشوارى است. اين دشوارى در لحظهاى كه زائر با تمام وجود اشتغال به عمل دلخواه خود دارد؛ يعنى عواطفش دقيقاً همراه با اوست، بيشتر
مىباشد. لذا در مواردى، مخالفتهايى از ناحيه اين افراد صورت مىگيرد كه البته مورد حادّى گزارش نشده است؛ برعكس، در بيشتر موارد گزارش شده است كه مردم نصيحت بعثه مقام معظم رهبرى را پذيرفتهاند. متأسفانه برخى از زائران نسبت به برادرانى كه تذكرات ارشادى به آنان مىدهند برخورد بدى كرده و اين نشانگر كم ظرفيتى آنان و عدم رعايت شؤون عادى يك مسلمان است كه بايد در برابر امر به معروف و نهى از منكر تسليم باشد.
يكى از مشكلات، مسائلِ مربوط به مداحان است كه با كمال تأسف در مواردى مطالب نادرستى را در ضمن روضهخوانىهاى خود مطرح مىكنند. اگر مسائل صنفى نيز در كار باشد؛ يعنى مداح فرد حرفهاى باشد، مقاومت بيشترى نشان داده، مشكلاتى را ايجاد خواهد كرد.
اين افراد بعضاً با جوّسازى در اين باره كه بعثه آنها را نهى كرده! دقيقاً بر مشكل مىافزايند. طبيعى است كه براى حل اين مشكل لازم است تا جريان مداحى نيز در سطحى محدودتر از آنچه درباره روحانيون و معينها مطرح است، با امتحان و حتى آموزش، به مورد كنترل درآيد.
يكى ديگر از مشكلات گروه ارشاد عدم توجيه دينى نسبت به مسائل تقيه و رعايت تقيه مداراتى است. در اين باره معاونت آموزش و تحقيقات بعثه در شماره سوم مجله ميقات، مقاله زيبايى را تحت عنوان «تقيه مداراتى» از حضرت آيتالله فاضل لنكرانى چاپ كرده كه لازم است روحانيون آن را مطالعه كرده و مردم را توجيه كنند.
مشكل ديگر تربيت خاص مذهبى زائران ايرانى است. اصولًا در بين شيعه به دليل فشارهاى سنگينى كه از ناحيه حكومتها بر شيعيان وارد مىشده، بويژه واقعه جانگداز كربلا و ديگر شهادتها، فضايى آكنده از غم و اندوه و گريه را ايجاد كرده است. در گذر تاريخ نيز افراط در اين مسأله سبب شده تا در نزد برخى از مردم ما، اهميت اين امور، بيش از نماز جماعت و ديگر سنتهاى شرعى و مذهبى باشد. اين مسأله يكى از اساسىترين مسائل در ايجاد تنش در محيطهايى مثل حرمين شريفين است كه ساير
مسلمانها نيز در آنجا حضور دارند. در اين باره لازم است تا روحانيون اهميت نماز جماعت بويژه نماز خواندن در مسجدالحرام و مسجدالنبى را بيشتر براى مردم بيان كنند.
بعثه مقام معظم رهبرى، به همين منظور و نيز به هدف آشنا كردن زائران با مسائل تقيه مداراتى، جلسات متعددى را در بعثه تشكيل داده كه سخنرانان متعهد و دانشور ضمن ديدار با زائران اين امور را براى آنها بيان مىكنند.
يكى از آثار نامطلوب اين مسأله آنست كه برخى از زائران حتى در داخل مسجدالحرام كه بايد به طواف، نماز و خواندن قرآن مشغول باشند، از روحانى مىخواهند تا براى آنها روضه بخواند. متأسفانه همين امر دليل بر آن است كه درست در وقت نماز گروهى از زائران ايرانى به خانه بازمىگردند اما در وقت باز شدن بقيع همه به سمت آن هجوم مىآورند. بايد به مردم گوشزد كرد كه حفظ ولايت در كنار نماز، روزه، حج، خمس و زكات است نه مستقل از آن.
از ديگر آثار اين امر، مشكل ديگرى بود كه برخى از زائران ايرانى براى شمارش عدد طواف خود، در وقت رسيدن به مقابل حجر صداى يا على را سر داده و تا امام هفتم ع- مىروند. در اين باره امسال معاونت آموزش و تحقيقات با چاپ مستقل ادعيه اشواط هفتگانه كار زائران را ساده كرده است اما متأسفانه برخى با عدم توجه به اين آموزشها با سردادن شعارهاى يا على و امثال آن در طواف مشكلاتى را در ذهنيت زائران ساير كشورها از شيعه به وجود مىآورند. عدهاى نيز به عنوان ذكر از دعاى فرج كه تعبير يا محمد يا على دارد استفاده مىكنند كه بارها حجاج ساير كشورها در اين باره سؤال كردهاند.
مشكل ديگرى كه وجود دارد آن است كه برخى از روحانيون نيز اين تذكرات را به جد نگرفته و سبب توليد مشكل براى گروه ارشاد مىشوند. آوردن حصير در مسجدالنبى و نهادن بادبزن براى سجده، از نمونههايى بود كه امسال مرتب توسط نماينده مقام معظم رهبرى به برادران روحانى و حتى مهمانان بعثه تذكر داده مىشد.
مشكل ديگر، شيعيانى هستند كه از ساير بلاد به حج آمدهاند. آنها از جهتى با
فرهنگ انقلاب اسلامى آشنا نبوده و از جهت ديگر تعهدى در قبال رعايت تذكرات گروه ارشاد ندارند. البته بىتوجهى به تذكرات ارشاد از سوى اين قبيل افراد بسيار كم گزارش شده اما در مجموع مىبايست روش يكسانى در پيش گرفته شود.
در يك مورد وقتى برادر روحانى يكى از شيعيان عراقى مقيم دانمارك را از خواندن بلند دعا نهى كرده او اظهار كرده كه ترسى از سعودىها ندارد و حاضر است با آنان بحث كند. برادر روحانى ما براى وى توضيح داده كه مسأله حساسيت برانگيزى و تبليغات سوء است نه ترس.
مشكل ديگر محدوده كار گروه ارشاد در نهى از يك مسأله خاص است. در اين باره كه حدود نهى از عمل ويژه چه مقدار است؛ بعضاً اختلافاتى وجود دارد. مثلًا نهى از بلندگو امر مسلمى است كه نبايد زائران در كنار بقيع از آن استفاده كنند اما طبيعى است كه نبايد از زيارت و روضه خوانى محدود جلوگيرى كرد.
مسأله ديگر حضور فراوان زائران غيرشيعى در بقيع است كه بايد توجه بيشترى به آن صورت گيرد. در مواردى گزارش شده كه زائران ترك مقدار زيادى از خاك بقيع را برداشته، همراه بردهاند.
مسأله عدم حضور در نمازهاى جماعت، در مكه بيشتر خودنمايى مىكند. دليل اين امر آن است كه امسال ايام ماندن زائران در مكه بيش از سالهاى گذشته بوده و دورى مسجدالحرام سبب شده تا زائران در طول روز كه هوا گرم است به پرسه زدن در بازارها مشغول شوند. اين مسأله مكرر گزارش شده كه هنگام نماز، زائران درون مغازه بودهاند، پيشنهاد اين است كه در سال آينده جزوه خاصى در توجيه اين امر بطور خاص از طرف معاونت آموزش و تحقيقات انتشار يابد.
در مواردى نيز از حضور چشمگير زائران ايرانى در مساجد مكه گزارش شده است. يكى از اين گزارشها حاكى است كه در دو مسجد نزديك كاروانهاى 19315 و 19395 حضور ايرانيان باعث شده كه حدود هشتاد تا نود درصد نمازگزاران از ايرانيان باشند.
بايد افزود كه مأموران سعودى حاضر در بقيع، سياست يكنواختى ندارند و اين خود سبب سردرگمى برادران مسؤول است. در يك مورد گزارش شده است كه دو نفر از مأموران سعودى بر سرِ دادنِ تذكر به مردم در بقيع با يكديگر درگير شدند. در روز 26 ارديبهشت، زمانى كه يكى از مأمورين مىخواست با بلندگو مردم را به اصطلاح نهى از منكر كند، مأمور ديگر با او برخورد كرده و در ميان صحبت، كلام او را قطع كرد. او بدون بلندگو صحبت كرد كه با صلوات مردم بار ديگر كلامش قطع شد. در اين برخوردها روشن است كه برخى برخورد خشن داشته و كسانى نيز با ملايمت بيشترى رفتار مىكنند. در يك مورد گزارش شده كه پس از سخن گفتن يكى از مأموران با بلندگو، تعدادى از زائران اقدام به فرستادن صلوات كردند كه تعدادى از آنان دستگير شدند.
بايد توجه داشتكه برخى از اعمال زائران ايرانى- بر فرض داشتن توجيه مذهبى- موجب هتك حرمت تشيع است و بايد از آن جلوگيرى شود. براساس گزارشى كه در تاريخ 24 ارديبهشت به دست آمده، كسانى از زائران عريضه نامههايى را نوشته به طرف ضريح پيامبر ص- انداختهاند. اين امر سبب تمسخر مأموران سعودى شده است. طبيعى است كه وظيفه اصلى براى اين امر، تذكر روحانيون كاروانها و بيان همين نمونهها براى مردم است.
كينهتوزى برخى از آخوندهاى وهابى نسبت به زائران ايرانىِ شركت كننده در نماز جماعت و توهين به آنان، سبب دلسردى زائران ما در شركت نمازهاى جماعت مساجد است. گزارش شده كه خطيب مسجد عمر بن خطاب در عزيزيه پس از نماز، خطاب به اعراب نمازگزار گفته است كه فريب حضور ايرانيان را نخورند، اينان منافق و شيطان هستند! گويا پيرمردى از اهالى آن منطقه، پس از تمام شدن خطابه او، از روحانى كاروان عذرخواهى كرده است. نظير همين گزارش درباره مسجد ريع ذاخر نيز به دست آمده است.
براساس گزارش نشريه زائر مورخ 30/ 2/ 72 آمده است كه: امام جماعت يكى
از مساجد نزديك بانك رياض به شيعيان اهانت كرد و آنان را برادران شيطان! ناميد. در اين حال، دو زائر اندونزيايى و مالزيايى به شدت با او به مشاجره پرداختند و گفتند: شيعه و سنى برادرند و حال كه شما چنين مىگوييد معلوم مىشود كه شما شيطانيد چون در راه تفرقه قدم برمىداريد.
در برابر، گزارش ديگرى حاكى است كه امام جماعت مصرى الاصلِ يكى از مساجد، از روحانى كاروانى كه در نماز جماعت آن مسجد شركت مىكنند درخواست سخنرانى در آن مسجد كرد.
امسال نيز همانند سال گذشته مشكل عمده گروه ارشاد در مسجدالحرام، عبارت است از مجالس عمومى دعاى كميل، جوشن كبير و توسل. حساسيتى كه اينگونه مراسم برمىانگيزد، به ضميمه مطالبى كه در لابلاى دعا خوانده مىشود به گونهاى است كه حاجيان ساير كشورها را تحريك مىكند. در گزارشى كه در تاريخ 30 ارديبهشت به دست آمده، گروهى از زائران ايرانى در كوه صفا اقدام به سينهزنى در ضمن برگزارى دعاى كميل كردند. در اين حال يك حاجى اتيوپيايى اعتراض كرده و گفته است كه صوفيان اتيوپى نيز چنين نمىكنند. طبيعى است كه در آنجا زمينهاى براى پاسخ دادن به اين شبهات نيست و اين تأثير نامطلوبى در اذهان حجاج ساير كشورها خواهد گذاشت و در ادامه تبليغات وهابيان شيعه را خارج از نظام عبادى اسلام تلقى مىكنند؛ در اين موارد توصيه شد تا مسؤولان ارشاد برخورد كنند و حداقل ضمن نوشتن يادداشتى مداح مزبور را از اين روش باز دارند.
يكى از مشكلات جارى زائران ايرانى و غير ايرانى در مسجدالحرام خوابيدن است.
بسيارى از زائران به دليل بىسوادى يا عدم توانايى در خواندن قرآن تنها به خواندن نماز اكتفا كرده و زمانى كه خسته شدند دراز كشيده، مىخوابند؛ يا آنكه با يكديگر به گفتگو درباره خريدهاى بازار و ديگر مسائل جارى خود مىپردازند. در مورد اصل خوابيدن البته زائران ديگر كشورها نيز فراوان چنين مىكنند و ظاهراً مأموران
سعودى از اين عمل منع نمىكنند. بهرحال بايد توصيه شود به حجاج گرامى تا از اين وقت گرانبها بهره معنوى بيشترى ببرند. البته خوابيدن زنان، مخصوصاً اگر پوشش آنها در حين خواب دچار مشكل شود، از طرف گروه ارشاد قابل توصيه بوده و يكى از وظايف جارى برادران ارشاد در سال جارى (همانند سال گذشته) همين امر بوده است.
حج كانون حضور مسلمانان اقاليم قبله است. ايّام حج هنگامه شكلگيرى بزرگترين كنگره جهانى است كه مؤمنان و دلدادگان به اللَّه با پاسخ به فراخوانى خداوند و با حضور در سرزمين وحى، گستردهترين و بزرگترين اجتماع بشرى را شكل مىدهند.
به فرموده مقام معظم رهبرى حضرت آيةاللَّه خامنهاى:
«حج جاى تظاهر، تشاور و تعاهد است. در حج مسلمانان بايد يكديگر را پيدا كنند، نه فقط اجسام يكديگر را بلكه دلها و فكرهاى يكديگر را پيدا كنند».
بدين سان مسلمانان اقاليم قبله در اين سرزمين بايد دوش در دوش هم گام بردارند، از رازهاى دل يكديگر آگاه شوند، مسائل مهم جهان اسلام را مطرح كنند، راهحلها را باز جويند، و در جهت گشودن گرههاى فرهنگى، اجتماعى و فقهى بكوشند.
گفتگو با راهيان حريم قدس در اين ايام، نشانگر حساسيت مسلمانان درباره مسائل جارى جهان اسلام است و نشانگر آن است كه مسلمانان در پى آگاهى از تحوّلات فكرى، فرهنگى و سياسى مىكوشند. آنچه در اين فصل مىآوريم گوشهاى از اين نمودها است. اينها به روشنى حكايت از اين دارد كه سردمداران جهان اسلام اگر بخواهند از اين هنگامه شگرف در جهت بارورى انديشههاى مسلمانان و استوار سازى اوضاع جهان اسلام، و تحوّل آفرينى در چگونگيهاى مجتمع اسلامى بهرههاى كارآمد
بگيرند، زمينه كاملًا آماده است. گزيدهاى از انبوه گفتگوها با زائران جهان اسلام درباره مسائل سياسى جهان اسلام، انقلاب اسلامى ايران، داوريها درباره بيدارگر بزرگ اقاليم قبله حضرت امام خمينى- رضواناللَّه عليه- را در ذيل عناوينى مىآوريم:
امام برجستهترين بيدارگر اقاليم قبله، فريادگر مظلوميت امت و بازگرداننده عزّت مغْصُوب و از دست رفته جامعه اسلامى است.
حضرت امام- ره- احياگر سنت و مفسّر بىبديل و راستين ابعاد دين، در قرن معاصر است. موضع نستوهانه آن بزرگمرد تاريخ در برابر مستكبران چيزى نيست كه از ديد هوشمندان جامعه اسلامى پنهان بماند؛ امام چونان ستيغ بركشيده و فرازمندى است بر پهنه حوادث تاريخ كه هيچكس بر معبر تاريخ نمىتواند بدون توجه بدان بگذرد.
گزيدهاى از اظهار نظرهاى مسلمانان را اينك مىآوريم، در اين مجموعه جايگاه بلند و والاى آنعزيز ازدست رفته- كه صدهاقافلهدل همرهاوست- بروشنى نمايان است:
زائرى از مراكش هنگامى كه در مقابل اين سؤال قرار مىگيرد كه آيا امام خمينى را مىشناسيد؟! با شگفتى مىگويد:
آيا كسى هست كه امام خمينى را نشناسد، او عالمى مجاهد و مسلمانى واقعى بود، ما مسلمانان در برابر ديگران به شخصيت او افتخار مىكنيم درست است كه بردن نام او در كشور ما ممنوع است امّا مهر او در قلب ما جاى دارد.
سخن سپيد دلى سياه پوست از ساحل عاج شنيدنى است كه مىگويد:
آزاده نيست آنكه امام خمينى را نشناسد.
اندونزيايىها از عشق تمام مسلمانان اندونزى به امام خمينى سخن مىگويند. يكى
از آنان مىگويد:
امام خمينى- رحمةاللَّه عليه- اوّلين رهبر مسلمان در زمان ما بود كه توانست با عملش در ژرفناى دلها جاى گيرد.
سخن زائرى سودانى- كه از ردههاى بالاى ارتش است خواندنى است، او مىگويد:
«امام خمينى مصلحى عاليقدر و انقلابى بزرگ جهان اسلام بود، درباره مجاهدات ضد استعمارى او همين بس كه ريگان دربارهاش گفت: «بعد از 8 سال رياست جمهورى ابرقدرت آمريكا، اين به صورت عقدهاى برايم باقى ماند كه نتوانستم انتقام گروگانهاى آمريكايى در ايران و افسران آمريكايى را كه بدست نيروهاى طرفدار خمينى در لبنان كشته شدند، بگيرم».
مسلمانان امام خمينى- رحمةاللَّه عليه- را احياگر اسلام محمد مىدانند و مىگويند:
امام خمينى- ره- با پىريزى انقلاب اسلامى ايران اسلام را زنده كرد.
امام در نگاه مسلمانان سمبل مقاومت و ستيز عليه ستم، استكبار و امپرياليسم بينالمللى است، آنان مىگويند:
«هيچ كس نمىتواند منكر اين حقيقت شود كه تنها ايشان بودند كه به مقابله با امپرياليسم و استعمار برخاستند».
گروهى از جوانان گينهاى ضمن ابراز علاقه به امام- ره- مىگفتند:
«ما در مبارزه با امپرياليسم و دشمنان اسلام پيرو آيةاللَّه خمينى هستيم و آرزويمان زيارت مرقد اين بزرگوار است. ما شيفته ايران و آيةاللَّه خمينى- ره- هستيم زيرا آن بزرگوار تنها كسى بود كه توانست در مقابل آمريكا و دشمنان اسلام بايستد».
و زائرى ازمالى مىگويد:
«حضرت امام- ره- شخصيتى بودند كه به ضعفاى عالم بويژه آفريقا توجه داشتند.
شجاعت و ايستادگى وى در برابر آمريكا و شوروى سابق در نوع خود بىسابقه
است و من عميقاً به ايشان ارادت مىورزم و اكنون نيز يادش مايه قوتّ قلب است».
بدين سان شگفتآور نخواهد بود كه مردى از حجاز چون عالمى از ايران را ببيند، سلام كند و با احترام بگويد:
«انا احب الايران والخمينى».
امام را نمونه والاى رهبرى هوشمند مىدانند كه توانست صفوف مسلمانان را بهم نزديك كند و آنان را به عظمت و قدرتشان بياگاهاند. روزنامهنگار بنگالى مىگويد:
امام خمينى- ره- تنها رهبرى بود كه وحدت آرمانى جهان اسلام و مسلمانان را تحقق بخشيد.
بدين سان طبيعى است كه چون عروج ملكوتى آن بزرگمرد تحقق يابد و خبر «الىالرفيق الأعلى» يش به گوشها برسد دلها بلرزد، چشمها اشك بارد و قلبها محزون شود.
برادرى مغربى مىگويد:
«مردم مغرب خود را در وفات امام امت عزادار مىديدند، براستى جاى خالى آن بزرگمرد تاريخ اسلام دل ما را به درد آورد».
بانويى هوشمند از مغربيان نيز مىگويد:
«بدانيد ما در اين عصر هر چه داريم از بركت پيروزمندانه نهضت بزرگ اوست، ما شيفته آن مرد بزرگ تاريخى هستيم».
مسلمانان به جدّ بيداريشان را مرهون حركت عظيم و بىبديل آن قلّه سان بزرگ تاريخ معاصر مىدانند، چنين است كه عاشقانه مىگويند:
«خداوند مزار امام خمينى را نورباران كند كه ما را بيدار كرد و به مسلمانان عزت داد.
بسيارى از مسلمانان آرزوى آمدن به ايران را دارند و زيارت مرقد مطهر آن بزرگوار را».
زائرى مىگويد:
«امام خمينى بهترين مسلمان دنيا بود. جهان اسلام، امروز براى رسيدن به اهداف
خود، يك امام خمينى- ره- مىخواهد. اى كاش مىتوانستم هر چه زودتر به ايران بيايم و مرقد مطهر آن بزرگمرد دوران را زيارت كنم».
نگاه مسلمانان به امام خمينى نگاهى فراتر از مليّت و آب و خاك است، احساس اينان اين است كه آن بزرگوار قافله سالار حركت اسلامى تمام اقاليم قبله است، اين است كه مىگويند:
«درست است كه جمهورى اسلامى در ايران تشكيل شد و بنيانگذار آن آيةاللَّه خمينى- ره- يك ايرانى است ولى بايد بدانيم كه خمينى- ره- و جمهورى اسلامى به جهان اسلام تعلق دارند».
متفكران و انديشوران جهان اسلام امام خمينى- ره- را به پاس ايستادگى در مقابل تحقق ارزشها مىستايند و او را به خاطر تلاش نستوهانه در راه تحقق حكومت اسلامى، بىبديل مىشناسند. عالم دينى و مدرس علوم اسلامى از بنگلادش مىگويد:
«ويژگى منحصر بفرد امام خمينى- ره- و وجه تمايز ايشان از ديگر علماى اسلامى، تحقق بخشيدن به حكومت اسلامى و ايستادگى در برابر كفر جهانى بود».
آنچه را آورديم اندكى بود از بسيار، «نمى» بود از «يم» ستايشها، پاسداشتها، اظهار علاقهها و ديدگاههاى مسلمانان و زائران جهان اسلام درباره قلّهسان بزرگ تاريخ معاصر و ستيغنشين عرفان و عشق، ستيز و خشم و توحيد ناب حضرت امام خمينى- رضواناللَّه عليه-.
انقلاب اسلامى ايران حادثهاى بود شگرف، حركتى بود بىبديل و تحوّلى بود سترگ و بنيادين. اگر مفسّران سياسى، انقلاب اسلامى را لرزهاى شديد بر پهنه سياست جهانى تلقّى كردند و ايران را كانون اين زمين دانستند.
و يا از آن بعنوان: «سنگى بر امواج آرام دريايى ايستا»، سخن گفتند كه موج آفريد و دامنه امواج خروشان آن را گستراند.
نگاهى بود واقع نگرانه. گفتگو با مسلمانان نشان مىدهد كه جامعههاى گونهگون با فرهنگها و گرايشهاى مختلف، به انقلاب اسلامى ايران به گونه سمبلى تنبهآفرين مىنگرند. و او را چونان سر مشقى در خيزشها تلقى مىكنند. تلاش وسيع و حركتهاى گسترده مبلّغان استكبار در مشوّش جلوه دادن چهره انقلاب نيز بروشنى نشانگر ابعاد عظيم اين تأثير است. اما آنچه كه در اين داوريها و اظهار نظرها جلوهاى زيبا دارد، پيوند ناگسستنى انقلاب اسلامى ايران با نام مبارك امام خمينى است و بگونهاى بيانگر بيان بلند مقام معظم رهبرى كه:
«اين انقلاب بدون نام خمينى در هيچ جاى جهان شناخته شده نيست».
آنچه در اين بخش مىآوريم نيز گزيدهاى است از انبوه گزارشات در موضوع ياد شده. گزينههاى كوتاهى است از داوريها، اظهار نظرها و نگاههاى مسلمانان اقاليم قبله درباره انقلاب اسلامى ايران و جايگاه آن در كشورهاى اسلامى.
مسلمانان به ايران بعنوان قدرتى بزرگ مىنگرند كه پنجه در پنجه استكبار افكنده و نستوه در برابر ستم و شرك ايستاده است. روزنامه نگار بنگالى مىگويد:
«ايران از قدرت بسيار مهمى در جهان اسلام برخوردار است، و مىتواند نقش حساسى را ايفا كند. امپرياليسم در پى آن است كه ايران اسلامى و بطور كلّى مسلمانان را تضعيف و نابود كند، از اين روى درگيريهاى مصنوعى بوجود مىآورد».
زائرى ديگر از آن ديار مىگويد:
«ابرقدرتها ديگر نمىتوانند عليه ايران و انقلاب اسلامى كارى كنند، اكنون ايران خود يك ابرقدرت است».
بدين سان، مسلمانان ايران اسلامى و انقلاب اسلامى ايران را تحقق بخشنده آرمانها و آرزوهايشان مىدانند و بدان عشق مىورزند و در اين سرزمين جليلالقدر براى پيروزى آن دعا مىكنند. بشنويد از كلام زائرى از گينه را:
«من به انقلاب اسلامى از عمق جان عشق مىورزم».
كارمندى از تركيه:
«شما ايرانيها در دل ما جاى داريد و اگر چه در تركيه مخالفانى داريد ولى هواداران شما نيز كم نيستند».
پزشكى مالزيايى:
«ارتباط ما با ايران برايمان بسيار مهم است، زيرا با داشتن اين رابطه، احساس مىكنيم كه بر يك ابرقدرت اسلامى تكيه مىكنيم».
متفكّرى هندوستانى:
«ايران مركز و محور هدايت كننده به سوى اسلام ناب است و دنيا ديگر رهبرى همچون امام خمينى بخود نخواهد ديد».
پيرمردى از مراكش در مسجدالنبى، از اينكه ايرانيان را در اين سفر ديدار كرده است بسيار خرسند است و مىگويد:
«ايران، الخمينى، ايران، الاسلام. ايران كشور بزرگى است، كشور مهمى است. هنگام
جنگ ايران و عراق، همه از عراق حمايت مىكردند، بالاخره حق روشن شده و حالا همه به جان عراق افتادهاند».
مسلمانان بخوبى از توطئهها عليه ايران آگاهند، و مىدانند كه غوغا سالارى استكبار عليه آن، در جهت تضعيف اين جريان عظيم و جداسازى آن از پيكر امت اسلامى و رسيدن به اهداف پليدشان است، زائرى مىگفت:
«دنياى غرب با انواع حيلهها و دسيسههاى گوناگون، در پى آن است كه جمهورى اسلامى ايران را از عالم اسلام جدا كند و مسلمانان را از آنان بترساند، امّا ما با صراحت اعلام مىكنيم كه: ما مسلمانان جهان به بركت انقلاب اسلامى ايران به رهبرى امام خمينى- ره- هويت اصلى خود را باز يافتهايم و اكنون بر همه واجب است كه در جهت تثبيت اين هويت از انقلاب اسلامى ايران به رهبرى حضرت آيةاللَّه خامنهاى قويّاً حمايت كنند».
زائرى مىگويد:
«خبرگزاريهاى دنيا و روزنامههاى وابسته به تشكيلات خبرى استكبار، عليه ايران اخبار فراوانى بدروغ نشر مىدهند من مىخواهم حقايق را از زبان خود شما بشنوم».
او با شنيدن پاسخ سؤالهايش سر شوق مىآيد و مىگويد:
«امام خمينى دلهاى شما را متحوّل ساخته است».
آنان به يمن اينكه ايران در پى اجراى احكام اسلامى است از آن حمايت مىكنند و بدان ارج مىنهند و مىگويند:
«ما از انقلاب اسلامى ايران كه به دنبال پياده كردن احكام اسلامى است حمايت مىكنيم و آرزوى برپايى نظام اسلامى را در تركيه داريم».
و با توجه به ارزشهاى حاكم در ايران است كه آن را مىستايند و ايران اسلامى را مصداق بهترين امت مىدانند. صاحبدلى از مغرب مىگفت:
«شما ايرانيان مصداق روشن «كنتم خير امة اخرجت للناس ...» هستيد، در اين سرزمين مقدس براى پيروزى امت مسلمان دعا كنيد.
بانويى مغربى حجاب و منش زن ايرانى را، سمبل منش اسلامى مىدانست و آن را مىستود و مىگفت:
«ما هر چه داريم از ايران داريم و همه جنبشهاى اسلامى و نهضتهاى جهان اسلام مديون جمهورى اسلامى ايران هستند و بايد آن را در زندگى راهنما و سرمشق قرار دهند».
رهبر معظم انقلاب اسلامى و مسؤولان نظام اسلامى ايران نيز در ديدگاه مسلمانان بعنوان چهرههاى برجسته جهان اسلام شناخته شده و مورد تكريمند.
زائرى ترك مىگفت:
«حضرت آيةاللَّه خامنهاى ادامه دهنده راه امام خمينى است و ما براى حراست از هويت اسلاميمان بايد با تمام توان از ايشان حمايت كنيم، ما با وى بيعت كردهايم و اطلاعت از ايشان را شرعاً پيروزى و پيشرفت جهان اسلام مىدانيم».
گروهى از برادران اندونزيايى از آثار مثبت سفر آقاى هاشمى رفسنجانى به كشورشان مطالبى بيان مىداشتند؛ يكى از آنان مىگفت ما وى را: مردى متواضع و مردمى يافتيم. مهندسى از آنان مىگفت:
«من ايشان را در آن سفر از نزديك ديدم و به ايشان بسيار علاقهمند شدم، لحظه ديدار رئيس جمهورى ايران اسلامى لحظه جاودانه زندگى من است، او سياستمدارى قوى و با هيبت است».
اين زائر نيك نهاد، مردم ايران را به خوبى، خونگرمى، مهربانى و خوش برخوردى توصيف كرد.
مسلمانان ايرانيان را بلحاظ تسامح در مسائل جزئى در جهت دست يافتن به وحدت اسلامى و زدودن ناهمگونيها مىستايند، و از حساسيت مسلمانان ايران در اين زمينه بزرگ ياد مىكنند، گفتگوى ذيل نمونهاى از اين داورى است:
برادرى مالزيايى به يكى از ايرانيان مىگويد: «شنيده بودم شما شيعيان به هنگام سجده در نماز مهر مىگذاريد ولى اكنون مىبينم مانند ديگران برفرش سجده
مىكنيد.
گفتم ما به فرموده پيامبر- ص- بر زمين (خاك و سنگ و چوب و ...) سجده مىكنيم و نه بر فرش و موكت. با اين همه به دستور امام خمينى- ره- و رهبرمان براى حفظ وحدت و يكپارچگى مسلمانان در مساجد اهل سنت براى اداى نماز شركت مىكنيم و مثل آنان بر فرش سجده مىكنيم، تا برادران ما، و دشمنان اسلام بدانند كه ما براى اهداف عالى اسلام و وحدت مسلمانان در برابر كفّار، چقدر اهميت قائليم! وى از اين پاسخ به وجد آمد و موضع هوشمندانه ايرانيان را ستود».
ديدارها و گفتگوها نشانگر آن است كه مسلمانان اخبار داخلى ايران را پىگيرى مىكنند و درباره چگونگى وضع ايران حساسيّت نشان مىدهند، و اگر حركتى را ناهمگون با آرمانهاى اسلامى بيابند در پى يافتن چرائى آن هستند. تنى چند از خواهران بحرينى از برخى آهنگهاى پخش شده از راديو ايران سؤال كرده و چگونگى آن را پرسيده بودند. برادرى از مراكش مىگفت:
«ايرانيان در ديد من از احترام و ارزشى والا برخوردارند، موضع اسلامى و انقلابى ايران براى ما بسيار مهم است من به صداى عربى جمهورى اسلامى علاقهاى وافر دارم، با اينكه در كشور ما گرفتن آن بسيار مشكل است، امّا براى اطلاع يافتن از اوضاع ايران و مواضع آن درباره مسائل جهانى حتماً آن را گوش مىدهم».
دانشجويى كنيايى كه سالها در مدينه تحصيل كرده بود و از تبليغات وهابيان و ملّاهاى اين ديار عليه تشيع آگاه بود، تمامى اين تبليغات را تباه مىدانست، او با ابراز علاقه شديد به ايران مىگفت:
«ايران تنها كشورى است كه امروز در دنيا در برابر اروپا و آمريكا ايستادگى مىكند از اين روى او را تروريست معرفى مىكنند. او از سودان و ارتباطش با ايران ستايش مىكرد. وى با ستايش از امام خمينى گفت كه مسؤولان فعلى شما نيز شديداً ضد اروپايى و آمريكايى هستند، او از غربگرايى برخى از كشورهاى عربى بشدت اظهار نگرانى مىكرد، او در نهايت مىگفت، شما بايد جلو علمانىگرى را در ايران به
شدت بگيريد!!»
ايران در چشم بسيارى از اينان سمبل مقاومت و استوارى است؛ چه آنان كه جريان دفاع مقدس هشت ساله را دقيقاً مىدانند و موضع اسلامى ايران را مىستايند و چه آنان كه بر اثر تبليغات سوء داوريهايى نابهنجار دارند و پس از توضيحات حقيقت را در مىيابند؛ همه از اين همه شكوه و استوارى به شگفت مىآيند و بدان ارج مىنهند يكى از ائمه جماعت مراكش مىگفت:
«شجاعت و مقاومت ملت مسلمان ايران در طول جنگ تحميلى شگفت انگيز است.
اگر اين جنگ 8 ساله براى هر يك از كشورهاى عربى رخ داده بود. از آن جز خاكسترى برجاى نمىماند. نسبت مجوسى به ايرانيها يك افترا و دروغ مسخره است. بسيارى از محققان، محدثان و مفسّران بزرگ اسلامى، ايرانى بودهاند. اگر ايرانيان مجوسند پس بايد گفت امام بخارى، طبرى، رازى، مسلم و ... همه مجوسند!»
لحن برخى از آنان هيجانبار و دلپذير است كه چونان برادرى مهربان دوشادوشت مىنشينند و از توطئهها عليه تو سخن مىگويند و دلدارى مىدهند، و چو ن تو از جست و خيز شيطانى ابرقدرتان عليه نظام اسلاميت شكوه مىكنى با تو همدردى مىكنند. جوانى بنگلادشى از ايران و مواضع آن حمايت مىكرد و آن را مىستود، به او گفته مىشود، متأسّفانه ابرقدرتها در پيش پاى حركتهاى ايران سنگ مىاندازند و عليه ما بسيار توطئه مىكنند و تبليغات دروغ مىپراكنند، او در جواب مىگويد:
«باكى نيست، ابرقدرتها ديگر نمىتوانند عليه ايران كارى كنند، اكنون ايران خود يك ابرقدرت است».
امّا اينك اين كلام زائر مالزيايى را در مقابل خانه خدا- اين خانه دير پاى و عتيق بخوان- و به امّ القراى بزرگت دل ببند و بدان عشق بورز:
«ايران خانه اميد مردم مالزى است و مردم ما بخاطر وجود حكومت اسلامى در ايران ارادت خاصى به كشور شما دارند تنها كشورى كه در جهان از مردم مظلوم
بوسنى، فلسطين و ساير مستضعفان بحقيقت حمايت مىكند ايران اسلامى است».
آنچه آمد بخوبى نشانگر آن است كه ايران اسلامى همچنان كانون توجه مسلمانان و ستيغ برافراشته در ديدگاه مسلمانان است و مسلمانان به آن، بسان تكيه گاه، و ملجأ مىنگرند و ايران اسلامى را از آن خود تلقّى مىكنند و بدان عشق مىورزند و در برابر جاريهاى آن بشدّت حساسند.
الف: سلمان رشدى و كتاب آيات شيطانى
حركت شيطانى استكبار جهانى در جهت ضربه زدن به فرهنگ اسلامى و هويت زدايى از جامعه اسلامى در قالب كتاب موهن، زشت و رسواى «آيات شيطانى» چهره نمود و جامعه اسلامى را اندوهگين ساخت. فتواى نگهبان بزرگ و نستوه مكتب و مفسّر بىبديل دين؛ حضرت امام خمينى- رضواناللَّه عليه- و فرمان قاطع وى به قتل مؤلف كتاب «آيات شيطانى» طوفانى در جهان به پا ساخت. مسلمانان كه مىديدند مردى از تبار ابراهيم بدين سان استوار و راست قامت در مقابل توطئههاى شيطانى ايستاده و از عظمت، ابهت و كرامت مكتب و شخصيت والاى رسولاللَّه- ص- دفاع مىكند برخود مىباليدند و به رهبرى آن بزرگوار افتخار مىكردند. داغ اين نگاشته پلشت هنوز كه هنوز است در دلهاى مسلمانان تازه است، گفتگو با مسلمانان در سرزمين وحى نشان مىدهد كه اينان هرگز تلاش ناميمون و ناهنجار سلمان رشدى را از ياد نمىبرند؛ امّا آنچه در اين ميان دلپذير و جالب مىنمايد، پيوند استوار ايستادن شكوهمند مسلمانان در اين باره، با نام و ياد زيباى «امام خمينى» است. در گزارشهايى كه پس از اين خواهيم آورد، اين نكته به روشنى پيداست. زائرى از «مالى» سلمان رشدى را بلحاظ توهين به مقدّسات، شيطان مجسّم مىداند و مىگويد:
«سلمان رشدى كه به مقدّسات مسلمانان توهين كرده است، يك شيطان مجسّم است
و بايد كشته شود».
دانشجويى از پاكستان كه در كلامش خشم موج مىزد، گفت:
«سلمان رشدى عنصر بسيار پليدى است، اى كاش اجراى حكم قتل او به دست من انجام مىگرفت».
روحانى جوانى از آفريقا كه حافظ قرآن و امام جماعت يكى از مساجد بزرگ آن ديار است ضمن ابراز ارادت قلبى عميق به امام- ره- گفت:
«حكم تاريخى امام خمينى- ره- درباره سلمان رشدى مرتد بايد اجرا شود».
پزشكى از هندوستان كه عاشقانه از ايران سخن مىگفت، و محيط كارى عربستان را مناسب خود نمىدانست و علاقهمند به كار در ايران و خدمت به انقلاب اسلامى ايران بود با تأسفى عميق مىگفت:
«من در عين ابراز تأسّف از هندىالأصل بودن سلمان رشدى مرتد، قويّاً از فتواى تاريخى امام خمينى- ره- عليه توطئه نوشتن و انتشار كتاب «آيات شيطانى» پشتيبانى مىكنم».
مسلمانان اين فتوا را تحوّلى بزرگ مىدانند و معتقدند مسلمانان با اين فتوا سربلند شدند و سينه ستبر در مقابل شرك ايستادند.
بانويى هوشمند و شيعى از فرانسه كه اظهار نظرهاى مهمى درباره جاريهاى جهان اسلام داشت گفت:
«سخنان امام خمينى- ره- در دفاع از اسلام در سطح جهان بود و حكم اسلامى ايشان در واجب القتل بودن سلمان رشدى، تحوّل بزرگى را در جهان اسلام به همراه داشت».
زائرانِ كعبه مقصود ضمن ستايش از اقدام امام- ره- او را تنها عالم بزرگى مىدانند كه با شجاعت و قاطعيت و بدون هيچ ملاحظهاى، عليه آن حكم صادر كرد.
زائرى از مالزيا و فارغالتحصيل از انگلستان در حالى كه از امام خمينى- ره- بعنوان رهبر بزرگ تمام مسلمين جهان ياد مىكند، فتواى آن بزرگوار را درباره سلمان
رشدى مىستايد.
و زائرى هوشمند از تركيه مىگويد:
«ما فتواى امام خمينى را در مورد سلمان رشدى از جان و دل قبول داريم، زندانى كه حضرت امام- ره- با اين فتوا براى سلمان رشدى ايجاد كرد، باعث عبرت ديگران و موجب افتخار مسلمانان است».
زائرى از هندوستان از حوادث جارى در جهان اسلام با سوز و گداز سخن مىگويد و در اين باره اظهار مىدارد:
امام خمينى- ره- تنها كسى بود كه در اين باره با شجاعت و لياقت و قدرت سخن گفت و رهبرى خود را نشان داد، ما فقط سلمان رشدى را لعنت مىكنيم و هنوز كارى نكردهايم؛ دشمنان اسلام هر روز برنامههاى جديد عليه ما تنظيم مىكنند و متأسفانه بسيارى از مسلمانان جاهلانه به آتش ضعف و پراكندگى دامن مىزنند.
برادرى مغربى ضمن آنكه از حضورش در جمع مسلمانان در كنار مزار پيامبر خرسند است، و از اين كه با برادران ايرانيش به سخن نشسته است، شادمان. از امام خمينى به تجليل ياد كرد و گفت:
«فتواى شجاعانه و انقلابى امام درباره سلمان رشدى، حتماً بايد اجرا شود.»
راهيان حريم دوست به حكم قتل سلمان رشدى بگونه واجبى الهى و حكمى شرعى مىنگرند و اجراى آن را وظيفه همه مسلمانان مىدانند.
افسرى از پاكستان مىگويد:
«حكم قتل سلمان رشدى واجبى الهى است و بايد اجرا شود».
و زائرى سودانى مىگويد:
«ما از جان و دل حكم امام خمينى را درباره سلمان رشدى مرتد باور داريم. اين كار بايد انجام شود و آن مرتد كشته گردد، گو اينكه او الآن مرده است و بانگرانى تمام و ترس بطور مخفيانه زندگى مىكند ولى بايد حكم الهى دربارهاش اجرا شود.»
اين گفتگوها و گزارشها بخوبى نشانگر آن است كه مسلمانان در برابر جبهه
ستيزنده عليه خويش، هوشيارند و توهين به مقدّسات خود را بر نمىتابند و به كسانى كه در جهت حرمت و عظمت آن حركت كنند با تمام وجود عشق مىورزند.
ب: فلسطين
فلسطين و غصب سرزمين قدس زخم هميشه تازه جهان اسلام و قصّه پرغصّه تاريخ معاصر است. قبله آغازين مسلمانان در تصرّف بيدادگران يهودى و مسلمانان وادى قدس در چنگال نژاد پرستان صهيونيست از غم آجينترين حادثههاى تاريخى ماست. موضعگيرى غالب حاكمان كشورهاى اسلامى درباره فلسطين ذلّت بار و آميخته با مرعوبيّت و ستم پذيرى است. مسلمانان اقاليم قبله به هنگام گفتگو درباره فلسطين از غمبارى حادثهها سخن مىگويند و از فروكش كردن حماسه، و از رنج كشيدگى مسلمانان در آن ديار و از اينكه حاكميتها به آن همه شور و هيجان و نستوهى و راست قامتى بها نمىدهند و ارج نمىگذارند. آنان مىگويند:
«فلسطين از آنِ همه مسلمانان است. آرمان فلسطين بايد مورد توجه همگان باشد.
آزادى فلسطين را نه در شعار بلكه در عمل وجهه همت خود قرار دهند».
به سازش كشيده شدن مسأله فلسطين همگان را رنج مىدهد مسلمانان بويژه زائران اندكى كه از ديار قدس به كعبه مقصود آمدهاند از اينكه وجه المصالحه حاكميتهاى ناسالم قرار بگيرند مىسوزند. چهره آنان در مسجدالنبى و مسجدالحرام غم را فرياد مىكند و در آهنگ كلامشان مظلوميت موج مىزند. در مسجدالنبى پيرمردى خوش سيما كه از ازدحام جمعيت كنار ستونى آرام ايستاده بود و با نگاههاى ملتمسانه رو بسوى پيامبر زمزمه مىكرد، و حتماً از مظلوميتها و رنجهايى كه بر آنها رفته است با پيامبر و مقتدايش سخن مىگفت، به مناسبتى متوجه من شد و آغاز كلام كرد و گفت:
«آقا مسأله فلسطين فقط با اعلان جهاد همگانى قابل حلّ است، با نرمش و سازش و حركتهاى ديپلماسى نمىشود به حلّ نهايى فلسطين نزديك شد.»
او امام جماعت يكى از مساجد بيتالمقدس بود؛ و بسيار باسوز و گداز سخن
مىگفت، در پيش چشم مأموران سعودى سرپيش آورد و با نجوا گفت:
«حاكمان كشورهاى اسلامى، مزدورند، همه آنان آلت دست آمريكا هستند به اينها هيچ اميدى نيست، شما بايد با يك حركت جدّى به داد ما برسيد.»
او به من گفت: با يك روايت مبشّرانه رسولاللَّه دل شما را شاد كنم و خواند:
«قال رسولاللَّه- ص-: لو كانَ العلم الثرّيا لتناوَلَهُ رجالٌ مِن فارس».
و در نهايت با لحنى مهربانانه و حاكى از عطوفت گفت: اميد ما به شماست.
اين حالت در گفتار بسيارى از آنان پيداست، گويا بر اين باور رسيدهاند كه حاكميتهاى كشورهاى اسلامى در انديشه چارهسازى، كار آمد نيستند و با نشست و برخاستهاى سياسى مسأله را از امروز به فردا مىنهند.
زائران ديگر كشورها نيز اين تأسف و ناباورى را دارند. زائرى سودانى مىگويد:
«آمريكا دشمن ماست، او از حمايت اسرائيل دست نمىكشد، مسلمانان بايد خود براى آزادى فلسطين چاره انديشى كنند و بطور جدّى وارد عمل شوند».
ديگرى با اشاره به جمعيت انبوه و هيجانبار مسجدالنبى اشاره كرده مىگويد:
«چرا اين همه نيروى انسانى بايد در مقابل دشمن بىاثر باشد؟ چرا از اين سيل جمعيت عليه دشمنان اسلام استفاده نمىشود؟ چرا حج را بىروح كردهاند، مگر حج كنگره عظيم و اجتماع پرشكوه اسلامى براى حلّ مشكلات نيست؟ بايد در اينجا براى مسأله فلسطين چاره انديشيد و مسلمانان را به وضعيت آنان و وظايفشان در مقابل آنان آشنا كرد».
بهر حال راهيان كعبه مقصود معتقدند، مسأله فلسطين بايد بعنوان موضوعى محورى هماره مورد توجه باشد و هرگز خاطره جانفشانيها و رادمرديهاى مسلمانان در آن ديار از يكسو و جنايتها و نامرديهاى صهيونيستها از سوى ديگر فراموش نشود.
انديشورى هوشمند در سمينار «مجمع التقريب» پيشنهادكرد:
مسأله فلسطين بايد بگونه مسألهاى محورى در اين موضوع تلقى شود، و آرمان فلسطين عامل تقريب جريانهاى گونهگون اسلامى و هماره مورد توجه باشد.
امسال (72) در آستانه روز برائت از مشركان (6 ذيحجه) سمينار باشكوهى با عنوان «شب فلسطين» در مكه تشكيل گرديد تا خاطرات جاودانه قهرمانان آن ديار و فريادگران مظلوم قدس را پاس دارد. متفكران و انديشورانى در اين سمينار در اهميت مسأله و چاره انديشى براى حل مسأله فلسطين سخن گفتند كه گزارش آن در بخش سمنيارها آمده است.
ج: مسجد بابرى
حادثه تخريب مسجد بابرى و در حاشيه آن قتل عام مسلمانان هندى، از وحشيانهترين و دهشتناكترين حوادث معاصر است. هندويان زشتخوى خونخوار، ضمن تخريب يكى از ديرينهترين معبد و مسجد مسلمانان ددمنشانهترين و سبعانهترين اعمال ضدانسانى و ضد بشرى را درباره مسلمانان آن ديار مرتكب شدند. كشتار مسلمانان، اهانت به نواميس آنان، تخريب منازل و ربودن امكانات زندگىشان از جمله اعمال زشتى بود كه هندويان مرتكب مىشدند. داغ اين مصبت نيز در دل مسلمانان تازه است و بسيارى از زائران چون از اين حادثه سخن مىرفت از بىتوجّهى جامعه اسلامى و عدم اقدام درخور، شِكوه داشتند. آنان معتقدند بايد حاكمان حكومتهاى اسلامى با تمام توان در مقابل اين اعمال مىايستادند و دولت هند را مجبور به جلوگيرى از اين اعمال درنده خويانه مىكردند. مسلمانان مىگويند:
«زشت است كه در پيشديد ميليونها مسلمان يكى از بزرگترين و پرسابقهترين مساجد اسلامى زيرو رو شود و حركت هماهنگ و گستردهاى عليه اين ماجرا صورت نگيرد».
آنان تخريب مسجد و شهادت دهها تن مسلمان را در حراست و حفاظت از آن
معلول پراكندگى مسلمانان و ناهماهنگى آنان مىدانند، يكى از متفكران هندى كه هنگام سخن گفتن از اين حادثه غم و اندوه در كلامش موج مىزد، گفت:
غفلت و پراكندگى مسلمانان باعث شد تا مسجد باعظمت بابرى تخريب شود و بسيارى از مسلمانان شهيد شوند.
مسلمانان از اينكه در اين ماجرا هماهنگ نشدهاند، و حركت و اعتراض درخور انجام ندادند مىنالند و از اينكه اگر جامعه و حكومتى گامى برداشت و اعتراضى كرد و فريادى زد همراهى نكردند ناراحتند، زائرى بنگالى مىگويد:
«اگر دولت عربستان هم مانند ايران از مسلمانان حمايت كرده بود، و در مقابل توطئه جنايتكاران مىايستاد، مشركان جرأت نمىكردند مسجد مهم و تاريخى بابرى را تخريب كنند و مسلمانان را در آن ديار قتل عام نمايند».
حج كانون تبادل انديشههاست. اى كاش در اين كنگره بزرگ مردمان و زائرانى كه به هواى دوست به اين ديار مىآيند با يكديگر به سخن مىنشستند و از دردهاى دل يكديگر آشنا مىشدند. مسلمانان هند از حوادثى كه بر آن مىرود بسيار اندوهناكند.
مسلمانان در كنار هندويان زشتخويى كه به درندگى و ستمبارگى و اعمال شنيع شهرهاند رنج بسيار مىكشند. آنان مىگويند:
«صداى مظلوميت ما بجايى نمىرسد. همان اندك توجهى كه به ديگر جريانهاى اسلامى مىشود، به آنچه در هند مىگذرد، آن نيز نمىشود».
راستى نيز چنين است و نمونه روشن آن مسجد باربرى است كه دهها حادثه در حاشيه داشت و بايد اين همه اعمال زشت در جهان اسلام طوفانى بپا مىكرد. بهرحال اين حادثه نيز در ميان گفتگوها مهم بود و مسلمانان هند دوست داشتند از اين طريق صداى مظلوميت را به مسلمانان ديگر كشورهاى اسلامى برسانند.
د: بوسنى و هرزگوين
اكنون چندين سال است كه «بوسنى و هرزگوين» كه چونان دُرّى در سرزمين تاريك اروپا مىدرخشد به سرزمين آتش و خون، غم و اندوه، حماسه و اشك و فرياد و نبرد تبديل شده است. مسلمانان در برابر سبعانهترين و نامردمانهترين حملات صربها با چنگ و دندان از هويت اسلامى و حيثيت مكتبى خود دفاع مىكنند. از جريانهاى بينالمللى در اين ماجرا مانند ديگر ماجراهايى كه مظلومان، در چنگال ستمگران در هم شكسته و مىشكنند جز مشتى حرف چيزى برنيامده است.
اكنون بوسنى و هرزگوين داغ دردآجين پيكر اسلام، و زخم ژرف قلب امّت و مرثيه جانسوز جهان اسلام است. مسلمانان از اين كه حكومتهاى اسلامى اقدامى جدّى نمىكنند، مىسوزند، و از اينكه با اهرمهايى كه در اختيار دارند بر كشورهاى غربى فشار نمىآورند تأسف مىخورند، و از اينكه در مجامع بينالمللى موضع قاطع و كارآمد در مقابل اين مسأله ندارند گلهمندند. آنان مىگويند:
«اكنون سالهاست با زشترين شيوه و پليدترين روشها مظلومان بوسنى و هرزگوين به خاك و خون كشيده مىشوند، كودكان خردسال در آغوش مادران و در زير نگاههاى ملتمسانه آنان و اشكهاى نشسته برگونههايشان جان مىدهند و اين ستم همچنان جارى است و فريادى آنچنان كه بايد و شايد برنمىآيد».
مسأله بوسنى و هرزگوين امسال در ميان زائران انعكاس شگفتى داشت. همه در اين انديشه بودند كه از چگونگى وضع مسلمانان آن ديار آگاهيهايى بيابند و از موضع مسلمانان ديگر و كشورهاى اسلامى با خبر شوند. اين گستردگى تا بدانجاست كه حاكمان سعودى نيز به دو امام جماعت مسجدالنبى- ص- و مسجدالحرام گفتهاند تا در نمازهاى مغرب و صبح براى پيروزى آنان دعا كنند، و ظالمان صرب را بزشتى ياد كنند و شكست و اضمحلال آنان را از خداوند بخواهند، و آنان نيز در اين ايّام چنين مىكردند. امّا بايد سؤال كرد كه چه كسى اين مظلوميت را بر اين ملت ستم كشيده روا داشته است، و چه
جريانى سكوت مرگبار بر محافل بينالمللى درباره اين همه اعمال فيجع راتحميل كرده است. آمريكا اين شيطان بزرگ و غربيان اين جانيان زشتخوى، بدون هيچ ترديدى بر اين ستم دامن مىزنند و گاهى براى چهره نمايى انساندوستانه و زشت حقوق بشرى، قطعنامهاى توخالى و بىپايه صادر مىكنند. امّا ملتها بيدارند و مواضع مزورانه و منافقانه آنان را درمىيابند. يكى از چهرههاى برجسته نيجريه مىگويد:
«آمريكا و هم پيوندان او مصداق كامل منافقند. اين مستكبران چرا با مسأله بوسنى و كويت دوگانه عمل كرده و مىكنند، آنان براى استيلا به منابع سرشار نفت در كويت در نبرد عراق و كويت آنگونه عمل كردند، امّا امروز در بوسنى براى اينكه اين كشور اسلامى را از قلب اروپاى ملحد برچينند قتل عام و نسل كشى را در آن ديار تأييد و در مقابل اين همه جنايت سكوت مىكنند».
تاجرى از آفريقاى جنوبى كه آگاهيهاى گسترده از جهان اسلام داشت و مواضع جمهورى اسلامى را بويژه عليه نژادپرستى و آپارتايد مىستود، با سوز و گداز از ستم بر مسلمانان بوسنى سخن مىگفت و از بىحرمتى به نواميس آنان دردمندانه حرف مىزد و اظهارنظر مىكرد:
«دولتهاى منطقه دروغ مىگويند كه به مسلمانان بوسنى كمك مىكنند. عياشى و رفاه طلبى اينان را از طرفدارى حق بازداشته است. آنان فقط به فكر شكمبارگى و شهوترانيند و ياد آنها از مسلمانان بوسنى از مرز زبان تجاوز نمىكند و صرف ادعاست؛ زيرا اينان وابسته به قدرتهاى بزرگند و در جهت آنها حركت مىكنند».
مسلمانان از اينكه براى رهايى ستمديدگان بوسنى اقدام شايستهاى نمىشود در رنجند و عدم دخالت جدّى برخى از سران كشورهاى اسلامى را ننگى بر جامعه اسلامى مىدانند. جوانى حقوقدان از مصر در حالى كه از ياد كرد كشتار مسلمانان بوسنى و جنايات صربها به شدّت ناراحت بود مىگفت:
«اينكه عده بسيارى از مسلمانان بىگناه را با آن وضع بكشند، خانههايشان را غارت كنند و به آتش بكشند و سران كشورهاى اسلامى هم دخالت جدّى براى جلوگيرى
از اين كشتار نكنند، لكه ننگ بزرگى است كه با هيچ چيز شسته نمىشود!»
زائران خانه خدا تنها راه رهايى اين عزيزان از رنج و درد را، اتحاد مسلمانان و همت يكپارچه جامعههاى اسلامى مىدانند و مىگويند:
«چرا فقط مسلمانان بايد اين همه رنج بكشند؟ تنها چاره دردهاى ما مسلمانان اين است كه با هم متحد شويم و تنها راه رهايى مظلومان بوسنى و هرزگوين اتحاد مسلمانان و حركت يكپارچه براى رهايى آنهاست».
بهرحال نداى مظلوميت بوسنيايىها در رواق تاريخ پيچيده و جان بسيارى از انسانهاى مسلمان و غيرمسلمان انساندوست را بدرد آورده است. و ستمگريهاى صربها و جباريّتها و جنايتهاى آنان دلهاى آزرده را بشدّت آزاد است.
ه: الجزاير
الجزاير كشورى كه هنوز چند دهه از پيروزى قهرمانانه و شكوهمندش عليه استعمار نمىگذرد، اكنون نيز يكى از كانونهاى حركت در جهان اسلام است. آن روز الجزايرىها فرياد مىزدند كه اسلام دين، قرآن كتاب و الجزاير وطن آنهاست و مىكوشيدند كه حاكميت به دست آمده را برپايههاى استوار فرهنگ قرآنى بنياد نهند، امّا پس از مدتى نه چندان زياد رگههاى عِلمانى، دين گريزى و بلكه دين ستيزى در كشورى كه با آن آهنگ به هويت، زمين و مكتبش دست يافته بود آغاز شد. جريان الجزاير يكى از عبرت انگيزترين حوادث جهان اسلام و سير تحوّلات آن يكى از تأمل برانگيزترين ديگرسانىهاى معاصر است. گفتگو با مسلمانان آن ديار نيز جالب است.
آنان از اينكه رهبران انقلاب برتماميت دين و اجراى دقيق قوانين اسلامى پانفشردند و به ديگر انديشان ميدان گستردهاى براى نقش بازى كردن در فرهنگ و سياست دادند، اظهار تأسف مىكردند. آنان مىگفتند:
«بسيارى از عالمان دين با نقشهها و توطئههاى حساب شده از صحنه فرهنگ و اجتماع بيرون رانده شدند، زبان فرانسوى همچنان حاكميت خود را حفظ كرد. در
دانشگاه حساسيّت اسلامى و تعهّد به مبانى دينى كم رنگ شد، ارزشهاى دينى كم كم به تمسخر گرفته شد، حاكمان زمينه را براى بازى با احكام دين مناسب ديدند، و براى حذف مذهب از جامعه كوشيدند. بار ديگر مسلمانان احساس خطر كردند و اينك كه براى بازگرداندن آنچه از دست رفته، بپا خاستهاند، گو اينكه دير است امّا خداوند مجاهدان راهش را پيروز خواهد كرد».
آنان از اينكه قدرتهاى جبّار و استكبارى با اراده ملت بازى مىكنند و آراء مردم را به هيچ مىانگارند، شديداً شگفت زده بودند، به گفته يكى از آنان:
«مگرنه اين است كه آمريكا و غرب مدعى دموكراسى هستند، پس چرا با انتخابات كاملًا دموكراتيك مخالفت كردند، و با حاكميّت و حكومت نظامى نتايج را درهم ريختند؟!»
اطلاعات و آگاهيهايى كه زائران از درون الجزاير مىدهند، نشانگر آن است كه حركت امت انقلابى و مسلمان آن ديار گسترده است و كوبنده؛ و حركتى است از سرآگاهى و رشد.
دانشورى كه داراى تحصيلات دكتراى حقوق بود، در پاسخ به اين سؤال كه الجزاير اكنون چگونه است گفت:
«مخالفان رژيم حاكم بر الجزاير اكنون در زندانها بسر مىبرند، من انقلابى هستم و در تمام حركتهاى انقلابى نقش دارم. دشمنان قسم خورده اسلام نگذاشتند حركت ما به پيروزى نهايى برسد، آنان نمىخواهند در الجزاير قرآن حاكميت پيدا كند».
خفقان و ستم، مسلمانان آن ديار را مأيوس نكرده است. تيرگيهاى حاكميت شب پرستان، دلهره بر جان آنان نيانداخته است، امسال حدود سى هزار زائرالجزايرى در حج شركت داشتند، آگاهان آنها براى روشن كردن اذهان مسلمانان نسبت به اوضاع الجزاير مىكوشيدند و تأكيد مىكردند كه اسلام پيروز خواهد شد. تأكيد مىكردند كه حركت در الجزاير قائم به فرد و افراد نيست. جنبش و خيزش عمومى است، گفتگوى ذيل نمونهاى از اين نگرش است:
ما ايران، انقلاب اسلامى را از آن خود مىدانيم و حركت شما الهام بخش ماست.
اوضاع در چه حالى است؟
اسلام قطعاً پيروز خواهد شد. و شريعت اسلامى در آن كشور پياده خواهد گرديد.
استكبارى جهانى در خبرگزاريهايش مىپراكند كه شما از ايران كمك مىگيريد، هرگز! ما از ايران و انقلاب اسلامى الهام مىگيريم.
ملت ما راهش را خودش انتخاب كرده است و بر ايمان و تلاش خود متكى است.
با گرفتارى رهبران جهاد اسلامى و عباس مدنى، رهبرى نهضت از آنِ كيست و مسلمانان چه مىكنند؟!
او هوشمندانه در حالى كه همراهانش سخنش را تأييد مىكردند گفت:
حركت ما قائم به شخص نيست مردم الجزاير يكسر در حال قيامند.
برخوردها با اينان كه وارثان حركتى عظيمند و روزگارى الهام بخش ديگر حركتها در جهان اسلام بودند، بسيار دلپذير و شورانگيز است. الجزايريان با قدرت و صلابت و استوارى از حركت و انقلابشان سخن مىگويند و هيچ ترديدى در ادامه راه ندارند.
و: تركيه
بسيارى از جوانان ترك در حج با شوق فراوان از انقلاب اسلامى به عظمت ياد مىكردند و شخصيت بىبديل حضرت امام خمينى را مىستودند و با تأكيد به اينكه وابسته به هيچ گروه و حزبى نيستند قوياً از رهبرى انقلاب حمايت مىكردند.
آنان از جريانى با عنوان «حزباللَّه» ياد مىكردند و نشريهاى كه داراى اينگونه انديشهاست؛ يعنى تعبد به اسلام و حركت در جهت بازگرداندن هويت مذهبى به تركيه و بدون وابستگى به احزاب گونه گون.
از گفتگو با چهرههاى مختلف حاجيان ترك به روشنى حساسيّت آنان درباره انقلاب اسلامى پيداست، آنان از مواضع جمهورى اسلامى ايران در قبال مسائل
آذربايجان، قفقاز، بوسنى و هرزگوين و چگونگى سياست خارجى ايران پس از رحلت امام- ره- فراوان سؤال مىكردند و از اينكه توجيهها و تبليغات جمهورى اسلامى ايران در نشان دادن حقيقت خود و زدايش ابهامها از ذهن حزب اللَّه اقاليم قبله ضعيف است اظهار نگرانى مىكردند. آنان با حساسيت ويژهاى از موضع ايران در جنگ آذربايجان و ارمنستان سخن مىگفتند و در مواردى روشن بود كه جوّسازيها عليه ايران در ذهنيت آنان بىتأثير نبوده است.
حضور مكرّر برخى از چهرههاى برجسته فكرى، سياسى و جوانان تركيه در جمع ايرانيان و ملاقات با چهرههاى علمى، و فكرى و سياسى كشور ما در جمع ايرانيان چشمگير بود. اينان تأكيد داشتند كه دشمن با شايعه سازى و جوّ آفرينى در انديشه تفرقه بين نيروهاى اسلامى و جريانهاى دينى است، آنان از اينكه اندك اندك زمينه براى تبليغات مذهبى و گسترش فرهنگ دينى آمادهتر مىشود خرسند بودند، و بر اين انديشه بودند كه بايد بين نيروها و جريانهايى كه در نهايت در جهت حاكميت اسلام و بازگرداندن هويت دينى به جامعه ترك حركت مىكنند ائتلاف عظيمى ايجاد شود، يكى از انديشوران ترك مىگفت:
«قرآن كريم در آيات بسيارى از تقابل سپاه حق و باطل سخن گفته است، قطعاً دشمنان اسلام وحدت ما را نمىخواهند. آنان مىخواهند ما را از خط خارج كنند، ما بايد از يكسوى وحدتمان را ايجاد و حفظ كنيم و از سوى ديگر در گسترش فرهنگ اسلامى بكوشيم».
آنان از اينكه عدّهاى از مسلمانان، تحت تأثير برخى از آموزههاى دينىِ تعدادى از عالمان، دخالت در سياست را روا نمىدانند، رنج مىبردند و بر حضور جدّى مسلمانان در صحنه تأكيد داشتند.
آنان از گشايش 350 مدرسه دينى و 600 دايره تدريس و آموزش قرآن مجيد در تركيه با شور و شعف ياد مىكردند و بر اين باور بودند كه بايد دامنه اينگونه تلاشها بگسترد. آنان از اينكه زن ايرانى را در كمال حجاب و عفت در صحنههاى اجتماعى و
سياسى مىديدند خرسند بودند. گفتگو با يكى از نمايندگان زن در مجلس شوراى اسلامى ايران، براى مسلمانان تركيه بسيار جالب بود و از اينكه زن مسلمان تا اين حد در جريان مسائل كشور باشد و نقش آفرينى كند، ستايش مىكردند. بهرحال، بيدارى عظيم نسل كنونى تركيه ستودنى است و اميد است، مسلمانان آن ديار شاهد گسترش انديشه دينى، حاكميت مذهبى و وسعت شعائر اسلامى باشند، چنين نيز خواهد بود؛ چرا كه ريشههاى فطرى دين و گرايشهاى بنيادين مكتب الهى بىگمان در اعماق جان آنان نفوذ دارد، به گفته مهندسى جوان از تركيه:
«بروز احساسات و شعائر اسلامى در مراسم تشييع اوزال رئيس جمهور سابق تركيه نشان داد كه مردم ترك مسلمانند و اسلام از اعماق جان آنان مىجوشد، گرچه دهها سال عليه اسلام تبليغ كنند و با بوقهاى فراوان به اسلام زدايى بپردازند. اكنون علىرغم تلاشهاى بىوقفه دولت در اسلام زدايى، موج اسلام خواهى بشدّت گسترش يافته و حجاب بعنوان مظهرى از گرايش به اسلام روى به فزونى است».
ابراهيم- ع- بنيادگذار خانه توحيد و بزرگ فريادگر آن در رواق تاريخ و قهرمان نستوه و ستيزنده عليه شرك، با درهم شكستن بتكده مشركان، سنت قويم شرك ستيزى را استوار ساخت و با تيغ بىدريغ «لا» انديشههاى شرك آلود را گردن زد، و با نقش جمله شكوهمند «لا اله الا اللَّه» براى اوّلين بار در آوردگاه حق و باطل بر پرچم توحيديان، برائت از مشركان را، چونان مشعلى بر معبر تاريخ برافراشت. (1)خداوند- تبارك و تعالى- پيامبر بزرگ الهى ابراهيم را در موضع آشتى ناپذير و شرك ستيزانه، اسوه و سمبل معرّفى كرده، فرمود:
«قد كانت لكم اسوة حسنة فى ابراهيم و الذين معه اذ قالوا لقَوْمِهمْ انَّا برآءُ مِنْكم و ممَّا تعبدون من دون اللَّه». (2)
بدينسان ابراهيم بنيادگذار آيين حج و فريادگر توحيد، بزرگترين معلم برائت از مشركان و اسوه ستيز با جريان شرك و سمبل مقاومت در مقابل شرك انديشى است. اين سنّت قويم با فريادهاى رعدآساى آخرين حلقه سلسله توحيديان؛ پيامبر بزرگ اسلام حضرت محمّد- ص- استوارتر گشت، و با گسيل داشتن قهرمان تعبّد و رزمآور
آوردگاههاى توحيد، على بن ابىطالب در سال نهم هجرت كه آيتِ بت سرنگون كنِ:
«ان اللَّه برئٌ من المشركين و رسوله»
را بر مردم فروخواند و خانه توحيد را از زشتيها و پلشتىهاى بتان بپيراست، چونان سنتى عظيم در حج و سرزمين مكه، بر رواق تاريخ نقش بست.
حضرت امام خمينى- رضواناللَّه عليه- بزرگترين احياگر دين در قرن معاصر و فريادگر بىبديل مظلوميت انسان كه محتواى عظيم و سازنده كنگره بزرگ حج را به آن بازگرداند و چهره اصيلش را بازسازى كرد، در جهت احياى سنت ابراهيمى و محمّدى نيز گامى بلند برگرفت و فرياد برآورد كه: «حج بىبرائت حج نيست».
او در جايگاه مفسّر بزرگ و راستين قرآن و مبيّن احكام دين، مفهوم برائت را بگسترد و در پيامهاى سپيدهگشا و رعدآسايش ابعاد گسترده آن را تبيين كرد و از جمله فرمود:
«فرياد برائت ما فرياد مردم مسلمان آفريقاست، فرياد برادران و خواهران دينى ما كه به جرم سياه بودن، تازيانه ستمِ سيهروزان بىفرهنگِ نژادپرست را مىخورند.
فرياد برائت ما، فرياد برائت مردم لبنان و فلسطين و همه ملتها و كشورهاى ديگرى است كه ابرقدرتهاى شرق و غرب، خصوصاً آمريكا و اسرائيل به آنان چشم طمع دوختهاند و سرمايه آنان را به غارت بردهاند و نوكران و سرسپردگان خود را به آنان تحميل نمودهاند و از فواصل هزاران كيلومتر راه به سرزمينهاى آنان چنگ انداخته و مرزهاى آبى و خاكى كشورشان را اشغال كردهاند.
فرياد برائت ما، فرياد برائت همه مردمانى است كه ديگر تحمل تفرعن آمريكا و حضور سلطه طلبانه آن را از دست دادهاند و نمىخواهند صداى خشم و نفرتشان براى ابد در گلوهاىشان خاموش و افسرده بماند و اراده كردهاند كه آزاد زندگى كنند و آزاد بميرند و فريادگر نسلها باشند.
فرياد برائت ما، فرياد دفاع از مكتب و حيثيات و نواميس، فرياد دفاع ازمنابع و ثروتها و سرمايهها، فرياد دردمندانه ملّتهايى است كه خنجر كفر و نفاق قلب آنان را دريده است.
فرياد برائت ما، فرياد فقر و تهيدستى گرسنگان و محرومان و پابرهنههايى است كه حاصل عرق جبين و زحمات شبانهروزى آنان را، زراندوزان و دزدان بينالمللى به يغما بردهاند و حريصانه از خون دل ملّتهاى فقير و كشاورزان و كارگران و زحمتكشان، به اسم سرمايهدارى و سوسياليزم و كمونيزم مكيده و شريان حيات اقتصاد جهان را به خود پيوند دادهاند و مردم جهان را از رسيدن به كمترين حقوق حقه خود محروم نمودهاند». (1)
خلف صالح آن بزرگوار حضرت آيةاللَّه خامنهاى- مدّظله العالى- نيز برجايگاه بلند برائت تأكيد ورزيده و فرمودند:
«برائت حقيقتاً از اركان حج بلكه بالاتر از اركان حج است، برائت روح، معنا، هدف و جهت حج است».
و در تفسير ابعاد گسترده برائت در ضمن بياناتى بيدارگر فرمود:
«فرياد برائت كه امروز مسلمان در حج سر مىدهد، فرياد برائت از استكبار و ايادى آن است كه معالأسف در كشورهاى اسلامى قدرتمندانه اعمال نفوذ مىكنند و با تحميل فرهنگ و سياست و نظام زندگى شرك آلود بر جوامع اسلامى، پايههاى توحيد عملى را در زندگى مسلمانان منهدم ساخته و آنان را دچار عبادت غيرخدا كردهاند. و توحيد آنان فقط لقلقه زبان و نام توحيد است و از معناى توحيد در زندگى آنان اثرى باقى نمانده است».
آنچه از آموزههاى قرآن، پيشوايان دين و مفسّران راستين مكتب، توان يافت اين است و نه جز اين. حج مظهر توحيد و كعبه- اين خانه ديرپاى و آزاد- خانه توحيد است. محور تمام حركتها و نشاطها و عملها در حج، خدا، ياد خدا و نام خداست.
طواف، سعى، رمى، وقوف و ديگر شعائراللَّه. تمامت اينها هر يك بگونهاى نمايش عشق به خداوند و انجذاب به «اللَّه» و طرد و نفى شرك و ستيز با مشركان و برائت از «انداداللَّه» است و اين است سنت «ملت حنيف ابراهيم- ع-» آن بزرگ منادى توحيد بر فراز قلّه
1) صحيفه نور، ج 19، ص 201.
تاريخ و سنت محمد- ص-، آن برترين فريادگر توحيد و ستيز با شرك بر معبر تاريخ.
و بدينسان توان يافت كه چرا و با چه انگيزه از انجام اين مراسم جلو مىگيرند و هر سال در اجراى آن مشكل ايجاد مىكنند، راستى چرا؟!
وزارت امور خارجه جمهورى اسلامى ايران در بيانيهاى كه پس از جلوگيرى از مراسم برائت صادر كرد، نقش آمريكا را در اين مورد باز گفت، وزارت امور خارجه عكسالعمل سعودى را تحت فشار آمريكا دانسته يادآورى كرد كه:
«مراسم برائت از مشركين حالت افشاگرى عله توطئههاى استكبار جهانى در كشتار مردم بىدفاع بوسنى و هرزگوين، فلسطين، منطقه و ... داشت به همين جهت تحت فشار آمريكا و استكبار جهانى از آن ممانعت به عمل آمد».
آنچه در بيانيه وزارت امورخارجه آمده است، تفرّسى است صائب، اين حقيقت از لابلاى اظهارات وزير حج عربستان بروشنى پيداست. بخشهايى از ديدگاههاى وى را از مصاحبه حجةالاسلام والمسلمين محمدى رىشهرى، نماينده مقام معظم رهبرى و سرپرست حجاج ايرانى مىآوريم:
«آنچه در سالهاى گذشته اتفاق افتاده (برپايى مراسم برائت از مشركان) با توافق وزراى امورخارجه دو كشور بوده، امّا امسال عربستان آمادگى برگزارى اين مراسم را ندارد! ...»
كشور عربستان با راهپيمايى حجاج، دادن شعار (عليه آمريكا) و حمل پلاكارد توسط آنها مخالف است. وزير حج عربستان در ديدار با حجةالاسلام والمسلمين رىشهرى نامهاى ارائه مىكند كه در ضمن آن مخالفت عربستان با برپايى مراسم برائت از مشركين تصريح شده بود. آقاى فهد در ديدار با وزير حج عربستان گفته بود كه:
«به سرپرست حجاج ايرانى متذكر شود كه امسال عربستان با يك سلسله مشكلات داخلى و خارجى روبرو است به همين دليل نبايد مراسم برائت از مشركان برپا شود». (1)
بهر حال روزها يكى پس از ديگرى سپرى مىشد، و زمان برگزارى مراسم شكوهمند برائت از مشركان فرا مىرسيد. نيروهاى فعّال و هوشمندى كه بايد امكانات را
1) هفتهنامه رى پيش شماره دوّم مصاحبه حجةالاسلام والمسلمين محمدى رىشهرى.
برگزار مىكردند، با تمام توان تلاش مىكردند تا مراسم هر چه پرشكوهتر و چشمگيرتر شكل گيرد، در ساعتهاى آغازين روز پنجم ذىحجّه (روز قبل از مراسم) يكباره ميدان معابده و مقابل بعثه مقام معظم رهبرى از نيروهاى امنيّتى، نظامى و ماشينهاى جنگى و رزمى آكنده شد. رژه گروهى از مأموران سعودى كلاه بر سر و باتوم به دست، كه گويا براى ايجاد رعب و وحشت انجام مىگرفت، مكّه را متشنج مىساخت. و بالاخره روز پنجم با استقرار نيروها و گاه با كاستيها و فزونيها پايان يافت بدون منع تردّد.
روز ميعاد:
آفتاب از پس كوههاى مكه، كه برآمد و زواياى فرازها و فروديهاى آن ديار را روشن ساخت، نيروهاى سعودى نيز خوش خوشك آفتابى شدند و ابتدا ميدان معابده و سپس اطراف آن، كوهها، كوچهها و كوىها و برزنها را انباشتند. گويى در آوردگاهى سترگ با نيرويى بس بزرگ به نبرد آمده بودند، لحظه به لحظه بر تعداد نيروهاى نظامى و انتظامى، دستگاههاى اتوبوس نظامى، نفربر زرهى، زره پوش و ... افزوده مىشد.
كوچه منتهى به بعثه بگونهاى دلپذير، تكان دهنده و تنبهآفرين آراسته شده است.
عكسهاى دلخراش از حوادث خوانين بوسنى و هرزگوين، تصويرهايى كه اوج شقاوت، درندگى و دژمخويى استكبار را نشان مىدهد. چهرههاى مصمّمى كه آهنگ دفاع از كرامت خويش و تماميت ارضى كشورشان را دارند، از يكسوى ترابه فريادگرى عليه آنهمه ستم و زشتخويى فرا مىخواند و برائت از مجريان اين جريانها را در جانت فرو مىريزد و از سوى ديگر ستايش و سپاس را بر رادان و استوار مردانى كه دشمن تادندان مسلح را به مسخره گرفتهاند بر مىانگيزد.
شعارهاى نقش بسته بر سينه ديوارها و راهروها و پلاكاردها كه بايد در مراسم به اهتزاز درآيد نيز شكوهمند است:
مرگ بر آمريكا، مرگ بر صربها، مرگ بر صربها جنايتكاران ددمنش تاريخ
سلام بر فلسطين سرزمين مقدس و ديار استقامت
سلام بر بوسنى و هرزگوين
حج بى برائت، حج نيست
الله اكبر
و ...
حضور نيروهاى نظامى
حدود ساعت 11 (قبل از ظهر) تمام راههاى منتهى به ميدان معابده را بستند و عبور و مرور را بكلّى ممنوع ساختند. براساس گزارشهاى رسيده، راههاى منتهى به ميدان معابده از مسافتهاى بسيار دور به شدّت در حال كنترل است، مأموران حتى حركت دو نفر را در كنار هم نيز برنمىتابيدند، در اين مسافتهاى طولانى نيروهاى گارد در فاصلههاى بسيار كوتاهى گشت مىزدند. چكمه پوشان مسلّح و باتوم بدستان مجهزّ حركتها را به شدت زير نظر داشتند، خوشبختانه اكنون تمام زائران و حتى بوميان مىدانند اين همه رعد و برق براى چيست!
ديشب در جمع دوستان با ماشينى كه رانندهاش از سوريّه بود به مسجدالحرام رفتيم، در مسير راه گستردگى نيروهاى انتظامى كاملًا مشهود بود. با نگاهى معنادار گفت:
تجمع و گستردگى اين نيروها براى چيست؟! يكى از دوستان گفت نمىدانيم! او گفت امّا من مىدانم، گفتيم چرا؟
گفت: بخاطر راهپيمايى فرداى شماست.
گفتيم: ما راهپيمايى نداريم، تجمّعى است براى اعلام برائت از مشركان و مستكبران و جنايتكاران و اعلام پشتيبانى از مظلومان امت اسلامى كه در زير چكمههاى جلادان و مستكبران جان مىدهند.
گفت: مىدانم، من خودم شركت مىكنم، من در جمعه خونين نيز اينجا بودم (در اين حال ماشين به محلّ فاجعه رسيد) با دست اشاره كرد و گفت: «هنا مضجع شهدائكم».
گفتيم: نظر تو چيست؟
گفت: والله، اگر انسان مسلمان و به تعاليم قرآن معتقد باشد كه اين مراسم را بد نمىداند. مگر در اين مراسم چه گفته مىشود: مرگ بر آمريكا، مرگ بر اسرائيل، اظهار تنفّر از ستم و ستمگرى، اعلام حمايت از برادران مظلوم مسلمان، فرياد برائت از مشركان، مگر اينها با تعاليم اسلام منافات دارد و ... ماشين به كندى حركت مىكرد و نيروهاى انتظامى انبوه شده بودند. او از سخن گفتن باز ايستاد و ما پياده شديم و خداحافظى كرديم.
ساعت 5/ 12 است، هيچ نشانهاى از اينكه اينان اجازه برگزارى مراسم برائت را خواهند داد وجود ندارد. ماشينها، تانكها، آبپاشها و نيروهاى مسلّح كه گستره ميدان را يكسر گرفتهاند، همه و همه نمايشگر سختگيرى است و آمادگى براى ممانعت گسترده.
اين حركت البته چنانكه اشاره كرديم از ديروز آغاز شده بود و سختگيرى جدّى از امروز صبح. برخى از روحانيان ساعت 10 صبح آهنگ خروج از بعثه را داشتند مانع شدند و ساعت 5/ 11 كه تنى چند از عالمان پا به ميدان معابده گذاشته بودند از ادامه مسير جلو گرفتند و بازگشتشان به بعثه نيز به سختى انجام شد.
مساجد اطراف نيز بسته شده است، كسانى از بعثه بيرون رفتند تا در مسجد نماز گزارند، شرطهها جلو گرفتند و با جمله «صلوة مافى؟!» با قهر و خشم بازگرداندند.
سايبان كنار مسجد گوشه ميدان معابده اينك مقرّ نيروهاى نظامى سعودى است.
و گستره ميدان محلّ رژه آنان. مأموران سعودى ابتدا در فراز كوهها نيز مستقر بودند، كم كمك بر روى بامهاى مشرف به ميدان معابده نيز رفتند هلىكوپترها در ارتفاعى بسيار پايين مرتب در گشت و گذار بودند و برچگونگى اوضاع نظارت مىكردند برخى از ساكنان اطراف ميدان معابده چون از راههاى طبيعى توان وارد شدن به خانهها را نداشتند از روى كوههاى اطراف و راههاى صعبالعبور به خانههايشان مىرفتند. نيروهاى نظامى مرتب آرايش نظامى را تغيير مىدادند؛ رژه مىرفتند و جابهجا مىشدند.
هنگام نماز عصر فرا رسيد مسجد گوشه ميدان معابده باز شد و مناره نداى اذان سرداد، مأموران با چكمه و آلات نظامى به نماز ايستادند. حتماً نماز خوف مىخواندند!
برخى از ساكنان خانهها با دلهره از درها و پنجرهها نگاههاى ملتهبانهاى به خيابان مىافكندند، و سريع به درون خانه مىرفتند. جوّ تاريك و خفقان آميزى بود.
ماشينهاى آتش نشانى از مركز معابده بيرون آمدند و در ميدان مستقر شدند، وقت اعلام شده مراسم ساعت 5/ 4 روز ششم ذيحجه بود، در اين ساعت آرايش نظامى بسيار گسترده بود و سختگيرى در رفت و آمدها به اوج خود رسيده بود.
از پل حجون به سوى ميدان معابده نيز كاملًا مسدود است، گزارشهاى رسيده حاكى از آن است كه در اين مسافت هر 20 متر گروهى از نيروهاى سعودى عرض خيابان را گرفته و آن را مسدود كردهاند موعد مقرّر مراسم برائت سپرى شد و نيروهاى سعودى همچنان بر شدّت حفاظت از منطقهاى كه به اصطلاح اشغال كرده بودند مىافزودند. گزارش ذيل ترسيم دقيقى است از ابعاد گسترده حضور نظامى سعوديان:
«ما همراه با كاروانمان ساعت 2 بعدازظهر براى حضور در مراسم برائت از منزل خارج شديم، در خيابان عزيزيه و شيشه نزديكى مركز عطاءالله سوار ماشين شديم و در تمام طول خيابان شاهد بوديم كه تمام مدارس و مراكز دولتى به صورت پادگان درآمده بود و به هر جا كه نگاه مىكرديم، پر از سرباز گارد و خودروهاى نظامى بود. ما تا پل روضه آمديم. تقريباً ساعت 20/ 2 بود كه در زير پل روضه شاهد حضور تعداد زيادى ايرانى بودم كه به علت بسته بودن راه و ايجاد موانع بر سر راه زائرين در همان جا در سايه پل استراحت مىكردند.
موانع در حدّى بود كه نمىشد به راحتى و بدون درگيرى از آن عبور كرد. سربازان در صفى متصل و در كنار هم ايستاده بودند.
البته در بعضى از نقاط صفها شش رديف شده بود كه پشت سر هم ديوارى قطور درست كرده بودند. اكثر سربازان با لباس و كلاه و سپر ضد شورش در محلهاى خود مستقر بودند.
چون راه بسته شده بود از طريق تونلى كه منتهى به مسجدالحرام مىشد، خودم را به حرم رساندم و از طريق حرم تا نزديكىهاى چهارراه منتهى به خيابانهاى ستين و تنعيم
آمدم. بعد از چهارراه حضور گسترده نظاميان در نزديكى مسجد جن، مجدداً توجهم را جلب كرد. آنها مانع تردد زائرين بودند، ولى لحظاتى بعد به زائرين تركيهاى اجازه عبور دادند و من هم لابهلاى آنها از مانع عبور كردم. در زير پل حجون به مانع دوم برخورد كرديم. نيروهاى نظامى با آرايش ضدشورش گارد گرفته بودند، از بلندگوى اتومبيل آنها پيامى كه توسط يك افغانى روى نوار ضبط شده بود مرتب تكرار مىشد، مضمون پيام اين بود: «هرگونه تظاهرات و راهپيمائى و شعار از طرف دولت سعودى ممنوع است و لذا خواهشمنديم از آقايان توقف نفرمايند و ايجاد مزاحمت نكنند، اگر حادثهاى اتفاق بيفتد مسؤوليتش با خود تظاهركنندگان است».
گزارش ذيل نيز مىتواند گستردگى نيروهاى سعودى و ابعاد عمليات آنان را نشان دهد:
«از چند مانع رد شدم. در نزديكى ميدان معابده حضور نيروهاى نظامى واقعاً مثل ميدان جنگ به نظر مىرسيد. كوچههاى دومترى را نيز با دو مأمور بسته بودند و من ناچار شدم، از كوچهاى كه شيب تندى دارد بالا بروم. از بالاى كوه ديدم كه انبوه نيروهاى نظامى و امنيتى سطح خيابان را پوشانده بود. به شوخى به يكى از ايرانيان گفتم:
الحمدلله اينها خودشان در برائت از مشركين شركت كردهاند!
در اطراف ميدان معابده از بالاى پشتبامها، دوربينهاى متعددى ميدان و بعثه را زيرپوشش فيلمبردارى گرفته بودند. چندين عكاس نظامى هم از صحنههاى مختلف عكس مىگرفتند.
كماندوهايى كه من در خيابانها و مراكزى مثل خيابان عزيزيه، ميدان معابده و خيابانها و كوچههاى فرعى آن ديدم بيش از 10 هزار نفر بود. همچنين تعداد زيادى نيروهاى اطلاعاتى با چپيه قرمز در لابلاى نيروهاى نظامى بودند كه آنها هم بيش از دو هزار نفر برآورد مىشد».
گزارش ديگرى تعداد عظيم نيروها را بدينسان تخمين زده است:
«تعداد نيروهاى نظامى، انتظامى و امنيتى عربستان به استعداد بيش از 10 هزار نفر
(حدود يك لشكر) تخمين زده مىشود. بطورىكه اين نيروها تقريباً در تمامى مناطق اسكان ايرانيان در سراسر عزيزيه تا منطقه ميدان «معابده» كه بعثه مقام معظم رهبرى در آن قرار دارد، با ايجاد دهها «حلقه امنيتى» مانع از عبور و مرور به سمت بعثه شدند».
مسؤول يكى از كاروانها مىگويد:
«من تاكنون ده سفر به عربستان آمدهام. البته آنها هر ساله براى روز تظاهرات برائت از مشركين، نيروهاى خود را به خيابانها مىآوردند لكن آرايش نظامى امسال هرگز سابقه نداشته است. وى افزود: ما و افراد كاروان سعى كرديم حتى به صورت پياده از هر طريق ممكن، خود را به بعثه برسانيم ولى از يك كيلومترى مسير، با موانع امنيتى مواجه شديم و راه را بر خودمان بسته ديديم».
همچنين زائرى اصفهانى گزارش مىدهد كه:
«حضور انبور نفربرهاى زرهى، ماشينهاى ويژه عمليات ضدشورش (مشابه آنچه كه اسرائيل عليه فلسطينىها استفاده مىكند) بسيار چشمگير بود. وى افزود: تعداد فراوان آمبولانسها نشان مىدهد كه سعوديها خود را براى درگيرى آماده كرده بودند.
وى گفت: من شخصاً 70 اتوبوس، 20 آمبولانس و بيش از 20 نفربر زرهى و 2 زرهپوش مجهز به مسلسلهاى سنگين را مشاهده و شمارش كردم».
آن سوى سكّه:
زائران بيشتر از رسيدن موعد براى بوجود آوردن تجمعى عظيم آماده بودند، آنان با تعاليم قرآن و آموزههاى رهبران الهى و هدايتهاى پيشواى بيدار و بزرگشان حضرت امام خمينى- رضوانالله عليه- برائت را محتواى حج مىدانستند و فريادگرى در اين روز و در سرزمين مكه عليه شرك و استكبار را، استوارى بر سنت قويم محمّدى.
آنان خوب مىدانند كه برائت از مشركان روحى است بركالبد حج ابراهيمى و فريادى كه سره موّحدانِ دل به خدا داده را از ناسره مرعوبان مستكبران و جبّاران جدا مىسازد.
«فرياد برائت» بركشيدن تيغ بىدريغ «لا» و دريدن پرده سازش و تزوير و سكوتى است كه سايه شوم و سياهش را بر جهان افكنده است.
نگاهى بدين سان هوشمندانه است كه سيل زائران را در درون اطاقهاى سرد اقامتگاهها بيرون كشانده و به خيابان آورده است كه در زير برق آفتاب و ريزش بىدريغ حرارت آن «اداى تكليف» كند. گفتگوهايى كه مىآوريم نشانگر اين تلقّى و آمادگى براى حضور شكوهمند در مراسم برائت است:
«شركت در مراسم برائت ازمشركان از واجبات حج است و من كه چند سال است توفيق زيارت خانه خدا نصيبم شده، همه ساله در اين مراسم باشكوه شركت كردهام و با توجه به بيانات حضرت امام و مقام معظم رهبرى پيرامون برائت از مشركين حتماً در مراسم امروز حضور خواهم يافت، بقيه زائران كاروان ما نيز همين آمادگى را دارند».
زائر كهنسال از خطّه قهرمانخيز كرمانشاه كه به سختى سخن مىگويد اظهار مىدارد:
«من با وجود كهولت سن و پيرى، در مراسم برائت از مشركين شركت مىكنم تا به جهانيان نشان دهم كه مسلمانان با يكديگر وحدت دارند و به فكر هم هستند و در يك صف با دشمنان خدا مبارزه مىكنند».
عالمى فرزانه در پاسخ سؤال گزارشگر در باره مراسم برائت مىگويد:
«طبق فرموده امام راحل «حج بىبرائت حج نيست». از ويژهگيهاى مراسم حج، جمع شدن مسلمانها از نقاط مختلف عالم است كه بايد از چنين فرصتى استفاده كرد، مسلمانها بايد ضمن پرس و جو از احوال يكديگر و طرح مشكلات و معضلات خود از دشمنان مشترك نيز اعلام بيزارى كنند».
خواهرى انديشور كه از تهران به مكه مشرف شده است مىگويد:
«طبق دستور خداوند متعال در سوره توبه مسلمانان بايد در مراسم حج، از مشركان اعلام برائت و بيزارى كنند، بعد سياسى حج كه در زمان رسول گرامى اسلام از ابعاد مهم و مؤكد حج بود، متأسفانه به تدريج با توطئههاى دشمنان اسلام و غفلت مسلمانان از اين فريضه مهم حذف شد. من و همسرم كه به زبان انگليسى مسلّط هستيم، در
صحبتهايى كه با ديگر مسلمانان در اين ايّام داشتهايم توانستهايم گوشههايى از فلسفه سياسى حج را به آنها ارائه دهيم كه در بسيارى از موارد با استقبال و پذيرش آنها مواجه شديم اگر مسلمانان به تعاليم اسلام آشنا بشوند حركت عظيمى در جهان اسلام صورت مىگيرد و مراسم برائت در اين جهت نقش بسيار بزرگى دارد».
خواهرى ديگر به نمايندگى از جمعى از خواهران سخن مىگويد او اظهار مىدارد:
«من و ديگر خواهرانى كه در كاروانمان هستيم، بطور يكپارچه در مراسم برائت از مشركان شركت خواهيم كرد. ما با شركت خود در مراسم برائت به دشمنان اسلام اعلام مىكنيم كه از آنها بيزاريم، ما همچنين در اين مراسم با ملتهاى مظلوم فلسطين، بوسنى و هرزگوين، كشمير، لبنان و ... كه در مقابل سكوت مرگبار سازمانهاى به اصطلاح حقوق بشر قتل عام مىشوند، ابراز همدردى مىنماييم».
زائران با اين ديدگاهها و با اين تلقّى از مراسم برائت، طبيعى بود كه در روز موعود با شكوه تمام بپاخيزند و نمايش بزرگ برائت را با حركتى آهنگين و هوشمندانه به اجرا درآورند.
گفتيم زمان مراسم ساعت 5/ 4 اعلام شده بود كه بايد در ميدان معابده و در مقابل بعثه مقام معظم رهبرى اجرا مىشد، زائران از ساعتها پيش از كاروانها بيرون مىآيند و چون موانع را مىنگرند پياده راه را ادامه مىدهند و در پشت مانعهاى نهايى تجمع مىكنند، آن روز سعوديان گو اينكه تجمع يكجاى زائران را برنتابيدند و بدين سان از اجراى مراسم اصلى جلو گرفتند امّا تجمعهاى كوچك در اينجا و آنجاى شهر مكّه جلوهاى عظيم داشت كه نمايش شعور و حضور و استقامت دلدادگان بحقِّ ديار «امالقرى» را در «امالقرى» به گونهاى خيره كننده در پيشديدها مىنهاد، گزارشهاى ذيل مىتواند اندكى از آن حال و هوا را ترسيم كند:
«هر لحظه حضور ايرانىها در بالاى پل [پل حجون افزايش پيدا مىكرد و مأموران سعى مىكردند آنها را به سوى قبرستان ابوطالب برگردانند. مأموران روى پل حجون را از اوّل قبرستان ابوطالب بستند، و كاروانهايى كه از آن طرف مىآمدند اجباراً متوقف
شدند، پس از بسته شدن راه، حال و هواى جالبى بر زائرن حاكم بود.
پرچمهاى جمهورى اسلامى كه در دست زائرين بود به همراه تابلوهاى معرفى كاروانها، شكل و شمايل يك تظاهرات و راهپيمايى را تداعى مىكرد.
نكته جالب اينكه در اين مكان زائرين كشورهاى تركيه، بحرين، قطر، عمان و لبنان هم متوجه حركت زائرين ايرانى شدند.
در اين مانع نيز چند دقيقه راه براى زائرين تركيهاى باز شد كه من از فرصت استفاده كرده و از مانع عبور كردم. زائرين تركيهاى هر كدام براى ديگرى شرايط ايجاد شده توسط مأمورين را تحليل مىكردند. ولى عمدتاً معتقد بودند ايرانىها مىخواهند عليه آمريكا و اسرائيل تظاهرات كنند، ولى مأمورين سعودى مانع شدهاند.
به ميدان جميزه كه رسيدم شاهد حضور انبوهى از مردم مكه و زائرين در هتلها و منازل اطراف ميدان و حتى بر فراز كوه كنار ساختمانها بودم، مردمى كه آمده بودند ببينند چه خواهد شد».
يكى ديگر از حاضران در صحنه پرشكوه حركت زائران به ميعاد پرشكوه برائت، حضور و برخورد زائران با سعوديان را بدينگونه گزارش كرده است:
«وقتى كه بنا شد با كاروان به طرف بعثه حركت كنيم مطلع شديم بعثه از صبح در محاصره است.
بعضى از خانمها- كه تعدادى از همسران شهدا نيز در ميان آنها بودند- غسل شهادت كردند و روحانى و مدير كاروان موضوع سختگيريهاى احتمالى و بسته بودن راه را براى همه زائرين بيان كردند و از خانمهاى مسن و پيرمردان خواستند در منزل بمانند چرا كه از صبح براى تهيه اتوبوس هرچه تلاش كرده بودند به نتيجه نرسيده بودند.
ولى شور و اشتياق پيرمردان و پيرزنان كاروان دست كمى از خواهران و برادران جوانتر نداشت. آنها حاضر نشدند در خانه بمانند. بعضى مىگفتند كه ما به عشق شركت در مراسم برائت لحظهشمارى كردهايم، چگونه مىتوانيم در خانه بمانيم.
به هر شكل بود پياده راه افتاديم. در راه برخى از ايرانيان را كه در حال بازگشت از
راهپيمايى بودند مىديديم. برخى خبر از بسته بودن راهها مىدادند و برخى از تلاشهاى چند ساعته براى رساندن خود به ميدان معابده صحبت مىكردند و جمع زيادى معتقد بودند كه حضور در پشت ديوار حفاظتى ايجاد شده، تكليف است و حداقل تا آنجا بايد برويم. هر چه مىرفتيم، راه به پايان نمىرسيد. بالاخره خواهران در يك اقدام جدى اتوبوسى را اجاره كردند و راننده اتوبوس هم كه اتوبوسش وابسته به شركت واحد عربستان بود، همكارى خوبى كرد.
تا نزديكى پل حجون آمديم و از آنجا به علت راهبندان، راه را پياده پيموديم و مقابل صف ايجاد شده توسط گارد امنيتى و نظامى عربستان، متوقف شديم.
در اينجا يكى از خواهران كه به زبان عربى مسلط بود با مأمورين به بحث پرداخت. يكى از افسران بلندپايه حاضر در مقابل مردم با شرمندگى مىگفت: «ما مأموريم و معذور، ما در اختيار خودمان نيستيم و راهى جز اجراى دستورات نداريم. گفتهاند مانع شويد، ما هم مانع مىشويم. بگويند نشويد، نمىشويم».
خواهرى كه به خوبى از عهده صحبت با افسر ارتش عربستان در حضور دهها نظامى ديگر برمىآمد، ادامه داد: مگر ما مىخواهيم چه كنيم كه اين همه لشگر و زرهپوش راه انداختهايد؟ مگر ما چه چيزى در دست داريم كه در مقابل ما اينگونه تجهيز شدهايد و ماشينهاى ضد شورش در مقابلمان راه انداختهايد و با ما اينگونه برخورد مىكنيد؟»
مأمور سعودى كه حرفى براى گفتن نداشت، سكوت اختيار كرد.
يكى ديگر از برادرانى كه همراه هيأت پزشكى حج جمهورى اسلامى ايران بود، با تنى چند از پزشكان براى حضور در مراسم برائت راهى ميدان معابده و در ادامه راه با گارد عربستان رويارو مىشوند. وى در چگونگى موانع و تجمع مردم مىگويد:
«از ساعت 11 صبح ما بايد با 5 آمبولانس و پزشك و امكانات در ميدان معابده مستقر مىشديم. وقتى ما آمديم، در مقابل پل ستاد جلوى ما را گرفتند. همراه با 3 پزشك و 3 پرستار تا ميدان معابده پياده آمديم در حالى كه پنج كارتن وسائل دارويى و دو جعبه وسائل ديگر مثل دستگاه شوك و ... حمل مىكرديم.
چون مأمورين سعودى نگذاشتند به حركتمان ادامه دهيم، رفتيم درمانگاه شماره 7 و در همانجا آماده باش بوديم.
از ساعت 4 عصر آمديم به سمت بعثه، جمعيت زيادى در خيابانهاى پايين بعثه جمع شده بودند.
كاروانهاى زيادى مىآمدند. پليس آنها را به سمت خيابان باريك پشت بعثه (سمت كوه) هدايت مىكرد.
بچهها در سايهاى اجتماع كردند، چند روحانى هم با ما بودند. مأمورين هر چه كردند ما نرفتيم، تا فرمانده نظاميان آمد و به ما گفت: بنشينيد.
تعدادى لبنانى هم با ما بودند كه با شور حرارت زيادى آمده بودند. جمعيت ما تقريباً 2000 نفر بود و از مليتهاى ديگر هم آمده بودند كه بيشتر افغانى، پاكستانى و لبنانى بودند. چند تن از روحانيون مىگفتند ما به تكليف خودمان عمل كردهايم».
اين حركت دلپذير و شكوهمند در تمام راههاى منتهى به ميدان معابده به چشم مىخورد. سعوديان و ديگر مردمان به روشنى مىديدند كه زائران نستوه خانه خدا، حراست از حكم خداوند و عمل به آئين او را از جان سپر ساختهاند. و اين همه براى آنان خيره كننده بود، برادرى ديگر حركت زائران از سويى ديگر را بدين سان گزارش كرده است:
«همراه با زائران كاروان حدود ساعت 5/ 3 بعدازظهر به پل شيشه رسيديم. به علت راهبندان شديد از اتوبوسها پياده شديم. جمعيت قابل توجهى در سايه زير پل شيشه نشسته بودند و كماندوها جلوى جمعيت را سد كرده بودند. دائماً پيامى ضبط شده به زبان فارسى دست و پا شكسته از بلندگو پخش مىشد با اين مضمون: «متفرق شويد، باعث ايجاد تشويش نشويد».
زائرين، همديگر را دعوت به آرامش مىكردند و از هرگونه شعار و يا عمل خاصى پرهيز مىكردند. روحانى يكى از كاروانها كه در جلوى جمعيت ايستاده بود مدام با نيروهاى نظامى بحث مىكرد. بعد از حدود 45 دقيقه، يكى از مأموران امنيتى اعلام كرد كه اگر تا
پنج دقيقه ديگر منطقه را تخليه نكنيد، با شما مقابله خواهد شد (و اشاره به ماشينهاى آب جوش مىكرد). مردم به حرف آن نظامى گوش نكردند تا بعد از 20 دقيقه از بعثه خبر آوردند كه كلّ جمعيت بايد آرام متفرق شوند و به كاروانها برگردند. هنگام نماز عصر جمعيت ايرانى با شنيدن صداى اذان به نماز جماعت ايستادند، دوربينهاى مختلفى دائم فيلمبردارى مىكردند. يك نفر بومى هم فيلمبردارى مىكرد كه مأمورين سعودى دستگاه فيلمبردارى او را ضبط كردند».
نماز در زير تابش آفتاب
جلوگيرى از حركت زائران و تجمع آنان در پَسِ موانع، مقارن بود بانماز عصر در مساجد. يكى از نمايشهاى زيباى اين همايشها فرياد تكبير و اذان در خيابانهاى مكه و آنگاه نماز جماعت بود. آنان در مقابل گارد امنيتى عربستان در صفوفى متشكل و زيبا در خيابان و در زير تابش آفتاب به نماز ايستادند و دلدادگى به حق را در مقابل ديدههاى خيره آنان، به نمايش نهادند. زائرى يكى از اين صحنهها را چنين گزارش كرده است:
«ساعت سه بعدازظهر، انبوه زائران ايرانى از كاروانهاى مختلف در نزديكى پل عزيزيه تجمع كردند. نيروهاى مسلح سعودى تدابير شديد امنيتى ايجاد كرده بودند و مانع از حركت زائران به سوى بعثه مقام معظم رهبرى شدند. مردم بدون توجه به مأمورين امنيتى سعى مىكردند كه راه خود را به سوى بعثه بازنمايند. حاجيان بدون ترس از اقدامات شديد امنيتى به سردادن شعارهايى پرداخته و افرادى از مليتهاى مختلف مانند عراقى، يمنى و فيليپينى و مالزى نيز ميان زائران ايرانى مشاهده مىشدند. با اين حال زنجيره امنيتى كه توسط سربازان مسلح سعودى ايجاد گرديده بود، مانع از حركت زائران به سوى بعثه شد. در همين حال زائران ايرانى همراه با حاجيان كشورهاى ديگر به اقامه نماز عصر در وسط خيابان پرداخته و پس از پايان نماز، شعار تكبير سردادند».
حضور، حركت، استوارى و شكوه از همه سوى گزارش مىشود، و نماز در
برخى از تجمعها بر زيبايى اين مانور شركستيز جلوهاى زيبا مىدهد، گزارش زيباى يكى از فاضلان را نيز بياوريم كه خواندنى و جالب است:
«ساعت 5/ 2 با كاروان راه افتاديم، مسؤولان انتظامى كاروان تا زير پل «روضه» جمعيت را هدايت كردند. زير پل تجمّع ديگر زائران نشان از ممانعت پيشروى داشت، جمعيت لحظه به لحظه زيادتر مىشد در مدت كوتاهى جمعيت انبوهى فراهم آمد، هنگام نماز عصر فرارسيد، عدهاى از جمعيت اذان گفتند، آقاى طباطبايى به نماز ايستاد، جمعيت با شكوه شگرفى به ايشان اقتدا كردند، شكوه خيره كننده نماز باعث شد كه فرمانده نيروها نيز به آقاى طباطبايى اقتدا كند، جمعيت به حدّى زياد بود كه 10 نفر تكبير نماز را فرياد مىكردند، زير پل كه سايه بود جمعيت را برنمىتابيد، بسيارى از زائران بر آسفالتهاى داغ و زير حرارت طاقت فرساى آفتاب با صلابت و شكوه به نماز ايستادند. پس از نماز جمعيت يك آهنگ حركت كرد، حركت بسيار پرشكوه بود رنگ از رخسار مأموران پريده بود. فرمانده نيروها عدم امكان حركت و لزوم تفرّق را اعلام كرد. آقاى طباطبايى با تمام صلابت با وى سخن گفت و يادآور شد ما توصيه به آرامش شدهايم مىايستيم ولى برنمىگرديم تا دستور بعثه فرابرسد، اگر دستور بازگشت بود بازمىگرديم وگرنه صفوف شما را مىشكافيم و پيش مىرويم، هر چه پيش آيد، بيايد.
ترس به گونه روشنى بر چهره فرمانده نشسته بود، گاهى تهديد و گاه التماس مىكرد، گاه پيشانى آقاى طباطبايى را مىبوسيد، امّا وى آنچه را گفته بود تكرار مىكرد.
يكى از سربازان ماشين آب پاش را در مقابل جمعيت قرار داد و لوله آب را به سوى مردم گرفت، امّا مردم بدون هيچ توجّهى بدان، همچنان استوار ايستاده بودند. فرمانده گفت پنج دقيقه فرصت داريد متفرق شويد، پنج دقيقه گذشت امّا مردم همچنان پرشكوه ايستاده بودند و مىگفتند: «ما منتظر فرمان بعثه هستيم».
درميان جمعيت، عربزبانانىبودند كهگاهبا مأموران سخن مىگفتند، بالاخره از بعثه خبر آرودندكه بايد زائران آرام و بدون تظاهرات متفرق شوند، ابتدا اين پيام به جدّ گرفته نشد.
يكى از روحانيان مأمور شد خبرى دقيق كسب كند پس از اطمينان از صحّت خبر زائران
متفرق شدند».
بدينسان مانور برائت به محدوده ميدان معابده محدود نگشت، ميدان حركت شركستيز و گستره فريادهاى برائت به گستردگى مكه گسترش يافت. شهرى كه در آن مانور نيروهاى نظامى عربستان انجام مىشد، ميدان فعاليت زائران بود و ميدان مانور بسىگستردهتر از ميدان معابده در پيشديدها قرار گرفته بود.
چنين شد كه با به ميدان كشيدن هزاران نيرو و ادوات جنگى گسترده و منع عبور و مرور در ميدان معابده و محاصره نظامى گسترده بعثه مقام معظم رهبرى، سعوديان جلوى انجام مراسم برائت از مشركان را گرفتند و به پندار خود از اين كه فرياد رعدآساى مسلمانان در فضاى مكه بپيچد مانع شدند و كوشيدند شب پرستى و تاريكىنگرى را به اوج رسانند و از گسترش شعار نور و سپيدهگشايى فريادهاى حق جلوگيرند، امّا ...
«يريدون ليطفئوا نوراللَّه بأفواههم واللَّه متّم نوره و لوكره الكافرون».
بدينسان روز ششم ذيحجه 1413، ميعادگاه ابراهيميان، فريادگران عليه شرك و استكبار، گو اينكه ظاهراً خاموش بود، و تنها و تنها شاهد برق نيزهها بود و حضور تانكها و تجمع گارد سعوديان؛ ولى اين سكوت فريادهايى بلند در خود داشت، فرياد بلندى كه تمامى ملتهاى مسلمان به روشنى آن را مىشنيدند و پژواكش را در جان خود احساس مىكردند.
آن روز يكبار ديگر مظلوميت حق باوران رقم خورد، حق مداران آرام به محلّ استقرارشان برگشتند، حتى خشونت برخى از مأموران را نيز به جان خريدند و دم برنياوردند، كه آنان جاى «سكوت» را مىشناسند چنانكه جاى «فرياد» را.
آنان از اين كه در سرزمين وحى و در خانه خدا و در جوار كعبه مقصود نيز نمىتوانند عليه دشمن فرياد برآورند، اشك بر چشمانشان مىدويد، امّا شكيبايى و پاداش صبر، همچنان جانشان را لبريز از شوق داشت كه مىدانستند:
«ان الله مع الصابرين».
استقامت نستوهانه
آنچه زائران آن روز انجام دادند همه و همه شكوهمند بود كرامند. ارجمند بود و ارزشمند، حركت يكپارچه استقامت نستوهانه، صبر و شكيبايى انقلابى، تجمعهاى عظيم و شكوهزار؛ همه و همه ستودنى بود و ارجياب، پس از آنكه نيروهاى سعودى برخلاف توافقهاى به عمل آمده و در جهت آب ريختن به آسياب استكبار، از انجام مراسم برائت جلو گرفتند، نماينده ولىّ فقيه و سرپرست حجاج ايرانى در پيامى كوتاه، چگونگىِ آن را به محضر حضرت آيةالله خامنهاى بدين سان گزارش كردند و حركت عظيم امت را ستودند:
محضر مبارك رهبرمعظم انقلاب اسلامى حضرتآيةالله خامنهاى
«سلام عليكم- بعدازظهر امروز ششم ذيحجةالحرام 1413 بعثه مقام معظم رهبرى براساس رهنمودهاى حضرتعالى آماده برگزارى مراسم برائت از مشركين بود. بيش از يكصد هزار زائر ايرانى و غيرايرانى بيتالله الحرام به عنوان يك وظيفه دينى و جزئى غيرقابل تفكيك از حج ابراهيمى و محمدى- ص- با شور و اشتياق و در پى مدتها انتظار، خود را براى حضور در اجتماع برائت آماده كرده بودند تا پيام رهبر معظم انقلاب اسلامى به زائران خانه خدا را استماع كنندو با سردادن فريادهاى مرگ بر آمريكا و مرگ بر اسرائيل، انزجار خود و تمامى مسلمانان متعهد جهان را از سردمداران شرك و استكبار و مظاهر جديد آن به نمايش گذاشته و همبستگى خود را با ملتهاى تحت ستم بويژه مسلمانان مظلوم بوسنى و هرزگوين اعلام نمايند.
متأسفانه مقامات عربستان سعودى علىرغم توافقنامه سال 1370 با استفاده گسترده از نفربرها و خودروهاى جنگى و استقرار انبوهى از نيروهاى نظامى تمام راههاى منتهى به محل تجمع را مسدود و از حضور سفيران اسلام ناب محمدى- ص- در ميعادگاه برائت از كفر و شرك و الحاد جلوگيرى كردند.
اينجانب كه از نزديك شاهد شور انقلابى زائران وظيفهشناس و غيور براى حضور فعال در اين مراسم بودم به عنوان نماينده آن عزيز، شهادت مىدهم كه آنان در راه انجام تكليف الهى و وفادارى به پيمان خويش با امام راحل- ره- و خلف شايسته او، همه تلاش خود را براى رسيدن به محل مراسم به كار گرفتند و تنها پس از شنيدن توصيه اينجانب به خويشتندارى و صبر انقلابى، خيابانها را به سوى منازل و مساجد ترك كردند.
در خاتمه با ابراز تأسف از اقدام غيرقابل توجيه مقامات سعودى آمادگى خود و كليه حجاج ايرانى را جهت اجراى اوامر آن رهبر معظم اعلام مىدارم.
محمد محمدى رى شهرى
نماينده مقام معظم رهبرى
و سرپرست حجاج ايرانى
سپاس از زائران
در پيامى ديگر نماينده ولىّ فقيه خطاب به زائران ضمن تأكيد بر اهميت مراسم برائت از مشركان، حركت عظيم مردم را ستودند و آنان را به صبر انقلابى وخويشتندارى مؤمنانه توصيه كردند:
خدمت عموم زائران و حجاج ايرانى بيتالله الحرام- ايدهمالله تعالى-
مكه سرزمين وحى و ديار جاودانه رسولالله، كه يادآور خاطره رادمرديهاى مبشّران نستوه آزادى و ياران راست قامت پيامبر- ص- است، همه ساله در چنين روزى (روز ششم ذيحجه) شاهد حضور يكپارچه دهها هزار زائر بيدار دلى بود كه با صداى رساى خود نداى برائت از مشركان را فرياد مىكردند. ميدان معابده كه روزى شاهد بازگشت پيروزمندانه محمد رسولالله- ص- پيامبر توحيد و منادى آزادى و مبشر حق، و اسوه خشم و ستيز عليه شرك بود، همه ساله تجديد عهد امتش با آن قهرمان بىبديل توحيد را گواهى مىداد و سيل خروشان انسانهاى آگاهى كه تيغ بىدريغ «لا» را بر هرآنچه غيرخدا بود كشيده بودند، حراست از مكتب و حفاظت از هويت اصيل اسلامى را از جان سپر ساخته بودند، نظاره مىكرد.
حج ابراهيمى همه ساله در چنين روزى چهره راستين خود را مىنمود و فريادهاى بتافكن و طاغوتشكن ابراهيمى- اين بنيادگذار حج- در رواق تاريخ، تجديد مىگشت، و جهان يكبار ديگر ستيزندگى ابراهيميان را عليه جباران و مستكبران و مشركان و نمروديان، پيش روى خود مىنگريست، با فرياد قهرمانانه شما مردم، به گفته احياگر سنت ابراهيم و محمّد- ص-، حضرت امام خمينى- رضوانالله تعالى عليه- حج به كمال مىنشست و مؤمنان سرمست از انجام ابراهيمى فريضه حج، در كنار خانه خدا، كعبه مقصود عاشقان را در آغوش مىگرفتند و بر توفيق انجام طاعت او سپاس مىگفتند.
اكنون كه مراسم پرشكوه و بتافكن برائت از مشركان با جلوگيرى نيروهاى نظامى عربستان انجام نگرفت، و ...
از اعلام آمادگى هوشمندانه شما عزيزان (حجاج بيتالله الحرام) در جهت اعلان برائت و حضور يكپارچه براى تحقق بخشيدن به سنت قويم رسولالله- ص- سپاسگزارى مىكنم و همت والاى روحانيان را درهدايت و ارشاد زائران مىستايم و از اقدام ارجمند مديران و بازرسان تشكر مىكنم.
اميدوارم صبر انقلابى و خويشتندارى مؤمنانه شما عزيزان پىآمدهاى ناهنجار آينده را سد كند و ما را در رسيدن به اهدافمان تحت رهبريهاى رهبر معظم انقلاب اسلامى حضرت آيةالله خامنهاى، يارى رساند و دشمن در چنگ انداختن به توطئههايش ناكام گردد.
نماينده ولى فقيه و سرپرست حجاج ايرانى
محمد محمدى رى شهرى- 6 ذيحجةالحرام 1413
پاسخ رهبر معظم رهبرى
رهبر انقلاب اسلامى حضرت آيةالله خامنهاى در پاسخ نماينده ولىّ فقيه و سرپرست حجاج ايرانى عمل سعوديان را حركتى تلخ، غيرمسؤولانه و غيرمنطقى خواندند. و اين تلاش را در جهت منافع مستكبران و آمريكا و صهيونيستها تلقى كرده،
مراسم برائت را حق ملت ايران دانستند. متن پيام چنين است:
بسم الله الرحمن الرحيم
حجةالاسلام والمسلمين آقاى محمدى رى شهرى
سرپرست محترم حجّاج ايرانى، دام بقائه با سلام و تحيت
حركت تلخ و غيرمسؤولانه و غيرمنطقى دولت سعودى در جلوگيرى از آيين برائت حجاج محترم در مكه مكرمه- زادهاالله شرفاً- مايه تعجّب و تأسف شد. براى اين جانب قابل قبول نيست كه دولتى كه خدمت به زائران بيتالله را متعهد شده است از انجام مراسمى كه مايه اتحاد مسلمين و موجب عزّت ملتهاى اسلامى و گوياى نفرت از مستكبرين و دشمنان جهان اسلام است، جوگيرى كند. اين كار به سود چه كسى و چه جناحى در صفبنديهاى كنونى دنيا است؟ آيا حمايت از ملتهاى مظلوم مسلمان مانند ملت فلسطين، مظلومان بوسنى و هرزگوين و مردم كشمير و عراق و تاجيكستان جرم است؟ آيا افشاگرى نقشههاى آمريكا و ديگر مستكبران بر ضد اسلام و مسلمين عملى برخلاف وظيفه است؟
آيا دعوت مسلمانان به اتحاد و ابراز نفرت از عوامل تفرقهافكن دستور صريح قرآن نيست؟
آنكه از تعطيل چنين وظائف مهمى سود مىبرد آمريكا و صهيونيسم است. چرا بايد دولت سعودى كارى را كه آمريكا و صهيونيسم از آن سود مىبرند عهدهدار شود؟ و شعائرى اسلامى را كه به صلاح اسلام و مسلمين و برطبق احكام الهى است تعطيل كند؟
آيا حكام سعودى نمىدانند كه خداى متعال فرموده است: «والمسجد الحرام الذى جعلناه لِلنَّاس سواء العاكف فيه والبّاد» يعنى: خانه خدا متعلق به همه مردم است و ساكنان آن سرزمين، با كسانى كه از نقاط ديگر گيتى به آنجا مىآيند، به يك اندازه در آن حق دارند؟ چرا بايد ملت مؤمن و بزرگوار ايران و ديگر ملتهايى كه برائت از شرك و مشركين را از آئينهاى اساسى در سفر حج مىشمارند، از اين حق خود ممنوع شوند؟
جاى تأسّف است كه مسؤولين اين واقعه احساسات ملتهاى مسلمان را ناديده انگاشته و
توجه نكنند كه اينگونه اعمال نه تنها در قضاوت ساير ملل بلكه در قضاوت خود ملت عربستان نيز به زيان دولت سعودى تمام مىشود.
اين جانب ضمن استنكار شديد اين حركت غيراسلامى، اعلام مىدارم كه حق ملت ايران در اقامه مراسم برائت در حج، محفوظ است و كسى حقّ جلوگيرى از آن را ندارد.
همچنين لازم مىدانم از حسن تدبير جنابعالى در اتخاذ تصميم مناسب و نيز از مسؤوليتشناسى آگاهانه حجاج عزيز ايرانى در آمادگى كامل براى برائت و نيز اطاعت از جنابعالى تشكر كنم، و از خداوند متعال حج مقبول و عمل خالص و مرضى پروردگار را در ظل عنايات حضرت ولى اللّه الأعظم ارواحنا فداه براى جنابعالى و همه حجاج عزيز مسألت مىنمايم. والسلام عليكم و رحمةالله و بركاته
سيد على خامنهاى
7 ذىالحجةالحرام 1413
خرداد ماه هفتاد و دو
مراسم انجام نشد، زائران آرام امّا پرشكوه به محلهاى استقرار برگشتند، اين همه با دو روز حكومت نظامى در شعاع وسيعى از شهر مكه انجام گرفت و عملًا انعكاس بسيار گستردهاى يافت. مطبوعات سعودى در اين مرحله سكوت محض را پيشه ساختند.
دولت عربستان كوشيد تا غيرمستقيم عامل ايجاد اختلال در امر تردّد وسائط نقليه عمومى در سطح شهر مكه بويژه مسيرهاى منتهى به بيتالله الحرام را زائران ايرانى معرفى كند و بدينسان چهره نامطلوبى از زائران ايرانى و دولت جمهورى اسلامى ايران ارائه دهد، اما او نمىدانست كه دم خروس از ميان تجمع گسترده نيروهاى نظامى كه در دو روز پنجشنبه و جمعه سيستم حمل و نقل را فلج كرده بود پيدا بود و نمىشد كارى كرد.
بهر حال اگر اين مراسم انجام مىشد، جمعى در ميدان معابده حاضر مىشدند و فرياد برمىآوردند، گروهى از زائران غيرايرانى نيز شركت مىجستند و تمام مىشد. عمل غير مسؤولانه سعودى علامت سؤال بزرگ در پيشديد همه نهاد كه چرا؟! با اين حركت همه زائران در جريان قرار گرفتند و به جستجو از چرائى ماجرا پرداختند، پاسخ شنيدند و بسيارى با حقايق آشنا شدند. اخبار حادثه مرزها را درنورديد و بر امواج نشست و در دنيا پخش شد و آمريكا كه در اين ميان گويا خود را باز هم متضرّر مىديد اعلام كرد كه:
برائت جزء حج نيست!
بسيارى از خبرگزاريهاى دنيا چگونگى آنچه را كه بوجود آمده بود، گزارش كردند، و بدينسان مسلمانانى كه در حج نبودند نيز از حقيقت آگاه شدند.
وزارت امور خارجه جمهورى اسلامى ايران در بيانيهاى عمل غير مسؤولانه سعودى را نكوهش كرد و با فراخواندن سفير دولت سعودى بر اين حركت اعتراض نمود.
امام جمعه موقت تهران حضرت آيةالله جنتى به موضع سعوديان اعتراض كرد و از جلوگيرى آنان از مراسم برائت ابراز تأسف كرد.
راديو رياض نيز ساعت 30/ 14- 8/ 3/ 72، در مقابل محكوميت عملكرد عربستان از سوى دولت ايران واكنش رسمى نشان داد و تصريح كرد:
«دولت سعودى مايل است مجدداً بر مخالفت قاطع خود با انجام هرگونه راهپيمايى اجتماعات و تظاهرات و سردادن شعار و حمل عكس و پرچم بويژه در مراسم حج تأكيد كند».
خبرگزارى عربستان ضمن نقل اين مطلب از قول يك مقام به اصطلاح مسؤول افزود:
«در مراسم حج، هزاران تن از مسلمانان به اين سرزمين مقدس، براى انجام حج در فضايى پر از خشوع و آرامش و طمأنينه و امنيت وارد مىشوند تا بتوانند مناسك خود را انجام دهند و در مكه مكرّمه و مشاعر مقدسّه و مدينه منورّه عبادات خود را بر طبق دستور خدا و سنت پيامبر بجا آورند».
اين منبع افزود:
«دولت عربستان به عنوان امانتدار تقدس حرمين شريفين! و خدمتگزار اين دو حرم و تلاشگر براى خدمت حجاج بيت الله الحرام به هيچ گروه و طرفى هرگز اجازه نخواهد داد در اين سرزمين و در دين آنچه را كه با عقيده اسلامى منافات دارد! ايجاد يا اضافه كند و هر عملى را كه موجب اختلافى در كشور مىشود انجام دهد و به هيچ وجه در اين خصوص سستى نخواهد كرد».
دولت سعودى نمىگويد فرياد عليه شرك، استكبار، و حمايت از مظلومان و فراز آوردن پيام ابراهيم و گستراندن سنت محمّدى چگونه با «عقيده اسلامى» منافات دارد؟! گويا اكنون مدتها است كه طشت رسوايى اينگونه پندارها از بام زمان فرو افتاده و شهره عام گرديده است.
امام جماعت مسجد معابده كه خود وهابى است، به آنان كه در انديشه وارد ساختن مفاهيم سياسى به فرهنگ حج هستند به شدّت حمله كرد و افزود:
«حج جاى تظاهرات سياسى و به راه انداختن جار و جنجال و از بين بردن آسايش و آرامش حجاج نيست بلكه جاى عبادت و تقوا است».
خطيب مسجد معابده بدون توجه به مسائل جهان اسلام و بدون اشاره به آنچه بر مظلومان فلسطين و بوسنى و هرزگوين روا مىشود تأكيد كرد كه:
«حجاج صرفاً به مسائل عبادت حج بپردازند و از سردادن شعارهاى سياسى و تحريكآميز بپرهيزند».
او توضيح نداد كه شعارهاى سياسى چيست؟ شعارهاى تحريكآميز كدام است؟! شعار سياسى چه جهتگيرى دارد و اگر تحريك مىكند، چه كسانى را بر عليه چه جريانها و سياستهايى تحريك مىكند.
گويا اين حنجرههاى سياست آمريكايى از يك چيز مىترسند، بيدار شدن امّت و هوشيارى نسل جوان و به فرياد آمدن نسلى كه اكنون پا به صحنه سياسى و اجتماعى مىگذارد. به بخشى از خطبه يكى ديگر از اينان توجه كنيد:
«عدّهاى اجنبى به مكه آمدهاند تا ايجاد مزاحمت كنند و راه را بر مردم ببندند. اينها هدفشان واقعى نيست بلكه فتنهگرى است! اى جوانان مكه از اينها متابعت نكنيد.
اين آقا در جايگاه امامت جمعه بر چه اساسى توحيديان و فريادگران جبهه حق و خيزندگان عليه شرك را اجنبى مىخواند و از كجا كشف كرده است كه هدف اينها واقعى نيست، كلام خداوند وصف حال اينهاست كه: «كَبُرت كلمة تخرج من افواههم ان
يقولون الّا كذباً». (1)
اينان كه زشتى عمل خود را درك مىكردند، مىكوشيدند، بهر گونهاى براى موضع خود توجيهى بتراشند، از جمله مىگفتند: اين مراسم مورد تأييد ساير حجاج نيست، و عالمان ديگر نيز بر اين باور نيستند: نماينده ولى فقيه و سرپرست حجاج ايرانى در مصاحبه، با اشاره به اين جوّ سازى گفتند:
«اوّلًا حضور فعال بعثههاى عالمان بزرگ شيعه در مراسم نشان دهنده خلاف واقع بودن اينگونه تبليغات است. ثانياً حضور فعّال بسيارى از زائران در مراسم علىرغم اين همه ممانعت و تبليغات سوء، حكايت از باطل بودن اينگونه تبليغات دارد.
من به مسؤولان سعودى پيشنهاد مىكنم تنها براى يك سال اجازه بدهند مراسم برائت از مشركين بدون ايجاد مانع براى شركت ساير مسلمانان برگزار شود تا در عمل ببينيم كه آيا اين مراسم دينى مورد قبول ديگران هست يا خير؟»
حقيقت چنين است، آنان كه دل به حق دادهاند، و از كليشهاى انديشيدن فراتر رفتهاند، و استوار و هوشمندانه موضع مىگيرند، عمق ماجرا را دريافتهاند و چرايى موضع سعوديان را به روشنى ترسيم كردهاند. عالم بزرگ خطّه لبنان، شيخ سعيد شعبان رهبر جنبش توحيد اسلامى، پس از اقدام سعودى، در خطبههاى نماز جمعه، دولت عربستان را بخاطر كارشكنى در امر تظاهرات برائت از مشركين و جلوگيرى از اجراى آن، محكوم كرد. او تأكيد كرد:
«برائت از مشركين» فرياد امروز اسلام عليه كفر و استكبار جهانى است و اين اقدام عربستان نوعى خوش خدمتى به آمريكا به شمار مىرود.
1) كهف: 5.
زائران خانه خدا، پروانههاى شمع كعبه، اندوه رفتار سعوديان را بر سينه نهادند و با شكيبايى روز هشتم آهنگ عرفات كردند و پس از آن به منى آمدند تا دل را صفا دهند و در سرزمين آرزوها با سلاحى كه در وادى مشعر برگرفتهاند بر دشمن بتازند.
«منى» جلوه عشق به الله و خشم به اهريمن است. منى تبلور عينى توحيد است!
«لا اله الا اللَّه»
و شگفتا كه امسال «منى» به گونهاى بس دلپذير و هيجانبار حقيقت خود را فراتر از آنچه سالهاى ديگر مىگذشت نمود، و در شبى از شبهاى بياد ماندنيش فرياد تكبير و برائت سينه آسمانش را شكافت.
زائران غم آنچه را بر آنها در مكه روا شده بود گويا با خداى خود زمزمه كرده بودند. و اينك ياد و نام «روح الله» اين برترين فريادگر توحيد در دوران معاصر و بزرگترين ستيزنده عليه شرك و والاترين قلّهسان عرفان و شناخت به مدد آمده بود تا پيروان باوفا و بيدارش غم از دل بزدايند و در مراسمى كه به ياد او و براى جاودان ساختن نام او بايد تشكيل مىشد فريادش را برآورند: فرياد برائت، در منى؛ سرزمين عشق به خدا نبرد با اهريمن.
پيشتر اعلام شده بود كه زائران در شب دوازدهم ذيحجه در محل استقرار بعثه مقام معظم رهبرى گرد مىآيند تا ياد قافلهسالار بزرگ عشق و عرفان حضرت امام
خمينى- رضوان الله عليه- را بزرگ دارند. اكنون مسؤولان هوشمندانه آهنگ آن دارند كه اين مراسم را در جهت عينيت بخشيدن به آرمانهاى آن بزرگ تبديل به مراسم «برائت از مشركان» كنند.
روحانيان پس از نماز مغرب و عشا زائران را به سوى خيمه بزرگ بعثه راهنمايى كردند، نماز برگزار شد و در مدتى كوتاه چادرهاى متعدّد همجوار با چادر بعثه مقام معظم رهبرى به هم پيوست و براى پذيرش هزاران زائر دلداده به حق، آغوش گشود.
پلاكاردها فراز آمد، پارچههايى كه شعارهاى كوبنده: الموت لامريكا، الموت لاسرائيل، و ديگر شعارهاى انقلابى بر آنها نقش بسته بود، در زواياى مراسم در پيشديد نهاده شد و جلوه زيبايى به مراسم داد. قارى قرآن با صداى روحنواز آغاز كرد:
«برائة من الله ...»
نگاهها به تريبون دوخته شد، برخى هنوز هم خبر ندارند و بر قرائت اين آيات در آغاز مراسم علامت سؤال دارند:
چه تناسبى دارد اين آيات با اين مراسم؟
قرائت قرآن پايان مىپذيرد، شعارها فراز مىآيد:
الله اكبر، الله اكبر، الله اكبر.
لا اله الا الله.
الموت لآمريكا، الموت لإسرائيل.
يا ايها المسلمون اتحدو، اتحدو ... و ...
فريادهاى رعدآسايى كه از جمعيت فراز مىآمد و در فضا گره مىخورد و سينه آسمان مِنى را مىشكافت غوغايى بوجود آورده بود. زائران سر از پا نمىشناختند و بر اين توفيق، خداى را سپاس مىگفتند. برق شادى را به روشنى در چشمانشان مىديدى، آنان با تمام توان فرياد برمىآوردند:
الموت لآمريكا.
حضور عالمان بزرگ، نمايندگان بعثههاى آيات عظام، چهرههاى برجسته علمى،
فكرى و سياسى جهان اسلام كه در صفوف آغازين نشسته بودند به مراسم شكوه ويژهاى بخشيده بود. (تصوير شماره 6)
حضرت آيةالله مصباح يزدى پيام مقام رهبرى حضرت آيةالله خامنهاى را قرائت كردند، پيامى پرشكوه، ارجمند، بيدارگر و جهتبخش. متن كامل پيام بدين شرح آمده است: (تصوير شماره 7)
به حجاج بيتاللَّه الحرام- 72
بسم اللَّه الرحمن الرحيم
الحمدلله ربّ العالمين والصلوة على رسوله النبى الأمين و على آله الميامين و اصحابه المنتجبين والسلام على جميع عباداللَّه الصالحين. قال اللَّه الحكيم:
«وَاذْ بَوَّأْنا لإبراهيم مكان البيت أن لاتُشرِكَ بى شَيئاً وَ طَهِّر بَيتى للطائفين والقائمين و الرُّكَّع السُجود.»
بار ديگر اراده نافذ الهى، مؤمنين را در زادگاه توحيد و بارگاه رحمت و فضل ربوبى و بر گِرد كعبه دلها و در ساحت قبله جانهاى مسلمين عالم گِرد آورده و نداى ملكوتى: «و اذِّن فِى النّاس بِالحَجّ»، بر فواصل طبيعى و تحميلى برادران مسلمان فائق آمده و انبوه دلهايى را كه با ايمان و عشق و نيازِ يكسان مىتپند، به سوى مركز توحيد و وحدت امت كشانيده است. ساليان دراز، دست جهل و عناد سعى كرده است خانواده بزرگ اسلامى را در آن واحد، هم از ريشه اعتقادىاش و هم از عُلقه و پيوند فيمابين ايمانىاش جدا كند، اما از اين سو نيز همه ساله فريضه حج، درس توحيد و وحدت را در كالبد اين خانواده كهنسال و ريشهدار تزريق مىكند هر سال شكوفههاى تازهاى، بيش از گذشته، تجديد بهار ايمان و حيات دينى و انس و مودّت اسلامى را نويد مىدهد و ساختههاى دست دشمن را باطل مىسازد. اين معجزه حج است كه علىرغم وجود
درگيريها و منازعاتى كه در آن حكومتهاى مسلمان بارها در برابر يكديگر صفآرايى كردهاند، هرگز پيوندهاى فكرى و عاطفى و ايمانى ميان ملتهاى مسلمان قطع نشده و تأثيرات متقابل اين ملتها همواره رو به افزايش بوده است.
اگر چه رازها و رمزهاى حج بيش از آن است كه در گفتارى بتوان آن را گزارش كرد ولى در آن ميان، هر چشم رازشناسى، سه ويژگى برجسته را در نگاه اول، در آن باز مىشناسد:
نخست آنكه حج، يگانه فريضهاى است كه خداوند براى اداى آن همه آحاد مسلمين- هر آنكس از آنان را كه داراى استطاعت باشد- از سراسر عالم و از خلوت خانهها و عبادتگاهها، به يك نقطه فرا مىخواند و در ايام معلومات، در گونهگون تلاش و حركت و سكون و قيام و قعود، آنان را به يكديگر پيوند مىزند:
«ثمّ افِيضُوا مِن حَيثُ أَفاضَ النّاسُ وَاستَغفِرُوا اللَّه انّاللَّه غَفُورٌ رحيمٌ».
دوم آنكه در همين كار دستجمعى و علنى، برترين منزل مقصود را ذكر خدا؛ يعنى كارى قلبى و نفسانى، معرفى مىكند:
«وَ يَذْكُروا اسمَ اللَّه فى ايّام مَعلومات على ما رَزَقَهُم مِن بَهِيمَةِ الأنعام.»
سوم آنكه در صفحه روشن و همه كس شناسِ آن، تصويرى از نماى كلّى زندگىِ انسانِ موحّد را عرضه مىكند و در عملى رمزى، به مسلمان درس زندگىِ هدفدار و جهتدار مىدهد.
از ورود در ميقات و حضور در ساحت احرام و تلبيه و تروك تا طواف، گرد مركز كعبه و سعى ميان صفا و مروه و وقوف در محشر عرفات و مشعر و ذكر و تضرّع و تعارفى كه در آن است، و تا رسيدن به منى و قربانىاش و رمى جمرهاش و حلقش و سپس دوباره برگشتن به طواف و سعى ... همه و همه درسهاى رسا و روشنِ حركت جهتدار و دستجمعى و معرفت آميزِ مسلمان در عرصه توحيد و در مسعاى حيات و بر گرد محور «اللَّه» است. زندگى در آينه حج يك سير دائمى بلكه يك صيرورت دائمى به سوى خدا است، و حج، آن درس هميشه زنده عملى و سازنده است كه اگر بهوش باشيم
راه و رسم زندگىِ ما را در صحنهاى عملى و روشن ترسيم مىكند.
ميعادى همگانى، هر سال تشكيل مىشود تا مسلمان، در آن محيط وحدت و تفاهم، و در پرتو ذكر الهى، راه و جهت زندگى را بياموزد، آنگاه به سرزمين خود و به ميان كسان خود برگردد، و در سالهاى بعد گروههاى ديگر و گروههاى ديگر بيايند و بروند، بياموزند و بيندوزند، بگويند و عمل كنند، بشنوند و تدبّر كنند، و در نهايت همه امت به آنچه خدا خواسته و دين آموخته برسند.
نظر افكندن به عرصه عظيم زندگى امت اسلامى، فراتر از ابعاد ملتها و نژادها و قوم و قبيلهها، و نظر افكندن به اعمال وجود خود و فراگرفتن راه و جهت و شيوه زندگى، چنانكه شايسته اوست، و همه در پرتوى از ذكر خدا ... اين است آن سرچشمه معرفتى كه هر ساله در حج، فيّاض و بىزوال، بر انبوه خلايقِ گرد آمده در حرم امن خدا، سيلان مىيابد و كسانى را كه ظرف ذهن و دل خود را بگشايند از اين زلال معرفت، سيراب مىسازد.
در گذشته و امروز نيز كوششهايى شده است و مىشود تا حج را فريضهاى فردى، كه در آن هركس فقط سرگرم عبادت و نيايش خود با خداوند است، قلمداد كنند.
بگذريم از آن غفلتزدگانى كه به سفر حج، به چشم سفرى سياحتى و تجارتى نگاه مىكنند. حج با برجستگيهايى كه در هيچ فريضه ديگر اسلامى مجموعه آن را نمىتوان يافت، بسى برتر از بينش تنگنظرانه آنان و نگاه بىفروغ و خطابين اينان است.
در دوران ما بزرگترين كسى كه حج را از پرده اوهام بيرون كشيد و رازهاى آن را در ذهن و نيز در عملِ جمع عظيمى از مسلمانان، نمايان ساخت امام راحل كبير ما بود. او حج ابراهيمى را ندا كرد و خلايق را بدان فراخواند ... و يكبار ديگر صلاى: «اذّن فى النّاس بالحجّ» را به گوش جهانيان رسانيد.
حجّ ابراهيمى همان حجّ محمدى است كه درآن، حركت به سمت توحيد و اتحاد، روح و سرلوحه همه مراسم و شعائر است، حجّى مايه بركت و هدايت و ستون اصلى در حيات و قيام امت واحده، حجّى سرشار از منافع و پربار از ذكر خدا، حجّى كه
در آن ملّتهاى مسلمان، وجود امت فراگير محمدى- صلّىاللَّه عليه و آله- و حضور خود در آن را لمس مىكنند و با احساس برادرى و نزديكى ملتها، از احساس ضعف و عجز خودباختگى رها مىشوند.
حجّ ابراهيمى آن است كه در آن، مسلمين از «تفرقه» به «جمعيّت» حركت كنند و كعبه را كه بناى يادبود توحيد و رمز برائت و نفرت از شرك و بتپرستى است با معرفت به معناى رمزىِ آن طواف كنند و از ظاهر و پيكره مناسك به باطن و روح آن برسند و از آن براى زندگى خود و زندگى امت اسلام، توشه برگيرند.
اكنون اينجانب با اميد به رحمت و هدايت الهى و با دعا براى قبولى و پربارى حج شما برادران و خواهران مسلمان از سراسر جهان اسلام، فرصت تدبر در مناسك حج را مغتنم شمرده، مطالبى را كه توجه به آن براى همه آحاد مسلمان سودمند است، تذكّراً عرض مىكنم:
1- نخستين مطلب در باب توحيد است كه روح اساسى حج و مضمون بسيارى از اعمال ومناسك آن است. توحيد با مفهوم عميق قرآنى آن، به معناى توجه و حركت به سوى اللَّه و ردّ و نفى بتها و قدرتهاى شيطانى است.
خطرناكترين اين قدرتها، در درون وجود آدمى، نفس امّاره و هواها و هوسهاى گمراه كننده و پستكننده است، و در سطح جامعه و جهان، همان قدرتهاى استكبارى و فتنهانگيز وفساد انگيزند كه امروزه بر زندگى مسلمانان چنگ انداخته و با روشهاى شيطانى، جسم و روح بسيارى از ملتهاى مسلمان را دستخوش سياستهاى خود ساختهاند. مراسم برائت در حج، اعلان بيزارى از اين قدرتها است. هر چشم روشن و نگاه عبرتآميزى مىتواند در زندگى جوامع مسلمان، نشانه سلطه قدرتها يا تلاش آنان براى تسلّط بر كشورهاى اسلامى را مشاهده كند. در برخى از اين كشورها سياست و اقتصاد و روابط بينالمللى و موضعگيرى در برابر حوادث عالم، همسو و تحت تأثير قدرتهاى سلطهگر و در رأس آن آمريكا است. رواج فساد و رسمى بودن فحشا و محرمات شرعى در بسيارى از اين كشورها، متأثر از سياستهاى شيطانى آن قدرتها است.
وظيفهاى كه حج و اعمال و شعائر توحيدى آن، بر مسلمان حجگزار لازم مىسازد، ابراز برائت و بيزارى از اينهمه است، و اين اوّلين قدم در راه تجسّم اراده اسلامى در نفى اين پديدههاى شيطانى و استقرار حاكميت اسلام و توحيد بر همه جوامع اسلامى است.
2- مطلب بعدى در باب اتحاد و يگانگى مسلمين است كه مضمون برجسته ديگرى از مناسك حج است. از آغاز ورود استعمار اروپايى به كشورهاى اسلامى، يكى از سياستهاى قطعى استعمارگران ايجاد تفرقه ميان مسلمين بوده است، گاه با حربه اختلافات فرقهاى و گاه با ابزار ملىگرايى و قومگرايى و گاه با غير اينها. متأسفانه با وجود فرياد مصلحان و مناديان وحدت، اين حربه دشمن هنوز تا حدودى بر پيكر امت اسلامى ضربهها و جراحتهايى وارد مىسازد. دامن زدن به اختلافات شيعه و سنى، عرب و عجم، آسيايى و آفريقايى و عمده كردن ناسيوناليسمهاى عربى توارنى و فارسى اگر چه به وسيله بيگانگان آغاز شده است اما متأسفانه امروز به وسيله خودىهايى كه بر اثر كجفهمى و يا نوكرى اجانب، آب به آسياب دشمن مىريزند، ادامه مىيابد. كار اين انحراف گاه به آنجا مىرسد كه بعضى دولتهاى مسلمان، با صرف پول تلاش مىكنند ميان مذاهب اسلامى با ملتها و اقوام اسلامى تفرقه ايجاد كنند، و يا بعضى از عالمنمايان صريحاً فتوا به كفر بعضى از فرق اسلامى كه سوابق درخشانشان در تاريخ اسلام واضح است مىدهند. ملتهاى مسلمان شايسته است انگيزههاى خبيث اين كارها را شناخته، دست پنهان شيطان بزرگ و ايادى و اذنابش را در پشت سر آن ببينند، و خيانتكاران را افشا كنند.
3- نكته مهمى كه شايسته است همه مسلمين آن را دانسته و براى مقابله با آن احساس تكليف كنند، آن است كه امروز تقريباً در همه جاى جهان، مبارزه سرسختانه و توطئهآميزى از سوى قدرتهاى استكبارى بر عليه اسلام و مسلمين در جريان است. اگر چه اصل اين مبارزه تازگى نداشته و نشانههاى آن در تاريخ استعمار اروپايى كاملًا شناخته شده است، ولى مىتوان گفت كه شيوههاى متنوّع آن، علنى بودن آن، در مواردى شديداً قساوت آميز بودن آن تاكنون سابقه نداشته و پديده اين روزگار است.
نگاهى به اوضاع كنونى عالم اسلام، علّت اين پديده؛ يعنى شدّت گرفتن و علنى شدن مبارزه با اسلام را آشكار مىسازد. علّت، چيزى جز گسترش بيدارى مسلمين نيست. حقيقت آن است كه مسلمين در يكى دو دهه اخير در شرق و غرب جهان اسلام و حتى در كشورهاى غير اسلامى، نهضت حقيقى و عميقى را شروع كردهاند كه بايد نهضت «تجديد حيات اسلام» ناميده شود. اينك اين نسل جوان و تحصيلكرده و برخوردار از معارف زمان است كه بعكس توقّع مستعمران ديروز و مستكبران امروز، نه تنها اسلام را فراموش نكرده، بلكه با ايمانى پرشور كه با استفاده از پيشرفت معارف بشرى، بسى روشنبينانهتر و ژرفتر نيز شده است، بدان روى آورده و گمشده خود را در آن مىجويد. قيام جمهورى اسلامى در ايران و استقرار و ثبات و اقتدار روز افزون آن، اوج قلّه اين نهضتِ جوان و ريشهدار است كه خود در گسترش بيدارى مسلمانان، بيشترين نقش را ايفا كرده است.
اين آن چيزى است كه جبهه استكبار را- كه هميشه از تظاهر به مبارزه با عقايد و مقدّسات ملتها پرهيز مىكرد- وادار مىسازد كه در مبارزه با اسلام، علناً و با همه روشهاى ممكن، و گاه با قساوت و خشونت وارد ميدان شود.
در آمريكا و كشورهاى اروپايى رؤسا و سياستمداران متعددى را مىتوان شناخت كه حداقل يكبار در گفتههاى خود صريحاً رشد و گسترش ايمان اسلامى را خطرى بزرگ دانسته و مبارزه با آن را لازم شمردهاند. هرچه گرايش عمومى جوانان مسلمان به ايمان و عمل اسلامى گستردهتر شده، اين اظهاراتِ ناشى از سراسيمگى و دشمنى، واضحتر گرديده است و اكنون كار به جايى رسيده كه حتى رؤسا و سياستمداران بعضى از كشورهاى اسلامى نيز كه هميشه عناد خود با اسلام را در زير پوششى از نفاق پنهان مىكردند، به پيروى از اربابان آمريكايى و اروپايىشان علناً و صريحاً از خطر اسلام! دَم مىزنند و ايمان مقدس مردمى را كه بر آنان فرمان مىرانند، براى خود خطر مىشمرند.
مبارزه با بيدارى اسلامى در سطح جهان شكلهاى گوناگون دارد: در الجزاير
اكثريت قاطع مردم در انتخاباتى آزاد و كاملًا دموكراتيك به حاكميت جبهه اسلامى رأى مىدهند، كودتايى خشن، انتخابات را باطل و منتخبين را زندانى و محكوم و مردم را سركوب مىكند، و آنگاه قدرتهاى مستكبر- آمريكا و اروپا- نفس راحت كشيده بطور كامل پشت سر كودتاگران قرار مىگيرند و دست پنهان خود در آن را افشا مىكنند.
در سودان گروههاى اسلامى با پشتيبانى قاطع ملت به حكومت مىرسند، و آنگاه غرب انواع تحريكات خود را شروع مىكند و از داخل و خارج مرزهاشان، آنان را بطور دائم تهديد مىكند. در فلسطين و لبنان، فلسطينيانِ مسلمان از سوى صهيونيستهاى غاصب به وحشيانهترين وجهى سركوب و شكنجه مىشوند، آنگاه آمريكا، آن آدم كشانِ دَد صفت و شكنجهگر را كمك و آن مظلومان مسلمان يا مدافعان لبنانىِ آنان را به تروريسم متهم مىكند. در جنوب عراق بخش عظيمى از ملّت عراق كه مبارزه با رژيم، بعثى را با انگيزهها و شعارهاى اسلامى در پيش گرفتهاند، از سوى رژيم مورد وحشيانهترين حملات قرار مىگيرند، و آمريكا و غرب كه انگيزه خود براى برخورد قدرتمندانه با صدّام را در قضاياى ديگر آشكارا نشان دادهاند، اينجا با سكوتى رضايتآميز و تشويق كننده ظاهر مىشوند. در كشمير و هند، تعصّب كور و جهالتبار هندوها با استفاده از اغماض و گاه كمك دولت، به ناموس و جان و مقدّسات مسلمين تعرّض مىكند و اين با خونسردى و لبخند بىتفاوت آمريكا و غرب مواجه مىشود. در مصر روشنفكرترين نسلهاى مسلمان، مورد تعقيب خشن و خشم آلود رژيم فاسد و نالايق آن كشور قرار مىگيرند، و حكومت وابسته و حقير آن كشور بزرگ، مورد تشويق و كمك مالى و امنيّتى آمريكا قرار مىگيرد. در تاجيكستان اكثريت مردم مسلمان و مشتاق زندگى در سايه اسلام، بوسيله پسماندههاى رژيم كمونيستى، به شدّت سركوب و جمع كثيرى از آنان از خانه و كاشانه خود آواره مىشوند و غرب با همه دغدغهاش از بازگشت كمونيستها در شوروى سابق، اين حركت آنان را مغتنم مىشمرد و در مقايسه ميان اسلام و كمونيزم، آشكارا جانب دشمنان اسلام را مىگيرد.
در آمريكا و اروپا مسلمانان و گروههاى اسلامى مورد اهانت و تهمت قرار
مىگيرند و در مواردى تظاهر به پايبنديهاى اسلامى از قبيل حجاب زنان ممنوع مىگردد.
اهانت علنى به اسلام در قالب كتابى تحريم شده و به وسيله نويسندهاى مهدورالدّم، مكرّر مورد حمايت علنى سردمداران رژيمهاى اروپايى قرار مىگيرد و حتى رئيس رژيم بدنام و بدسابقه انگليس با آن نويسنده قلم بمزد و بى ارزش ملاقات مىكند.
از اينها همه بدتر فاجعه بيسابقه نسلكشى مسلمين در بوسنى است، بيش از يكسال است كه صربهاى نژادپرست- و اخيراً با همراهى كرواتها- با تكيه بر سلاح و امكانات رژيم صربستان و كمكهاى خارجى، زشتترين و غير انسانىترين نوع كشتار و ظلم و قساوت را با مسلمانان يعنى صاحبان اصلى بوسنى و هرزگوين انجام مىدهند، و غرب و آمريكا نه تنها هيچ كمكى به آنان نكرده و هيچ ممانعت از جنايت صربها نشان ندادهاند، بلكه با استفاده از امكانات شوراى امنيت از رسيدن سلاح به مسلمانان مظلوم نيز جلوگيرى كرده و با اعزام نيروهاى سازمان ملل، محاصره آنان را كامل كردهاند.
مسلمانان امروز و در آينده بدانند كه آمريكا و دول بزرگ اروپايى در فاجعه بىنظير بوسنى مقصّر و مسؤول مستقيماند. در اين يكسال مُشتى حرف پوچ و وعده دروغ تحويل داده امّا از كشته شدن حتّى يك نفر از هزاران نفر كشته مظلوم آن سرزمين جلوگيرى نكرده، و بالاتر، از قدرت دفاع يافتن آنان نيز ممانعت كردهاند.
اين تصوير مجملى از دشمنى غرب و آمريكا با اسلام و مسلمين در روزگار ما است. نه التماس، نه تسليم، نه مذاكره و نه هيچيك از راههايى كه بعضى سادهلوحانه آن را به مسلمانان پيشنهاد مىكنند، گرهگشا و مايه نجات مسلمين نيست. تنها يك چيز علاج است و بس، و آن اتحاد مسلمانان، پافشارى بر اسلام و ارزشها و اصول آن، مقاومت در برابر فشارها و تنگ كردن عرصه در بلند مدت بر دشمن است. و امروز چشم اميد دنياى اسلام به جوانان غيور و بسيجى در سراسر كشورهاى اسلامى است كه از كيان اسلام دفاع كنند و نقش تاريخى خود را ايفا نمايند.
4- نكته مهم ديگرى كه بايد مورد تأكيد قرار گيرد آن است كه استكبار با همه تدابير شيطانىاش و با وجود بكارگيرى زور و ترفند سياسى و تبليغات دروغ، نتوانسته و
هرگز نخواهد توانست جريان رو به رشد بيدارى اسلامى و نهضت گرايش به اسلام را متوقف سازد. فعاليّت همه جانبه سياسى و امنيّتى و بيش از همه، تبليغاتى آمريكا و ديگر كشورهاى استكبارى و ايادى منطقهاى آنان بر ضد نهضت اسلامى در كشورهاى مختلف و از جمله بر ضدّ نظام مقدس جمهورى اسلامى در ايران در سالهاى اخير، بيسابقه و بسيار وسيع بوده است. و در اين ميان رژيم صهيونيستى همچون زائده آمريكا در منطقه، در منتهاى رذالت و خباثتى كه از آن انتظار مىرود، ايفاى نقش كرده است.
محاسبات مادّىِ عادى، حكم مىكرد كه بايد بر اثر اين تلاش همه جانبهاى كه مستكبرانه و از سر خشم و عناد ترتيب مىيابد، نهضت اسلامى در كشورهاى اسلامى ضعيف يا ريشهكن شود. ولى درست بعكس، همه شاهدند كه اين نهضت بمرور و سيعتر و عميقتر شده است. اكنون كشورهاى اسلامى متعددى را مىتوان نشان كرد كه اگر انتخاباتى نظير آنچه دو سال قبل در الجزاير اتفاق افتاد، در آن برگزار شود، احزاب يا فعّالان اسلامى، اكثريت آراء مردم در آن كشورهاى را به خود جلب خواهند كرد، و اين در حالى است كه در بيشتر اين كشورها فعاليت گروههاى اسلامى و حتى تظاهرات سياسى و تبليغاتى اسلامگراها ممنوع است. در همين سالها است كه در داخل سرزمينهاى غصب شده فلسطين مبارزات مردم با شعارهاى اسلامى و با مركزيّت مساجد، عرصه را بر صهيونيستها تنگ كرده است، و در همين سالهاست كه گروههاى مبارز اسلامى در لبنان حتى در انتخابات پارلمانى و نيز در موقعيّتهاى مردمى به توفيق چشمگيرى دست يافتهاند. و در همين دوره زمانى است كه جمهورى اسلامى ايران كه كسانى ساده لوحانه انتظار داشتند كه يا به بنبست برسد و يا از اصول و آرمانهاى خود چشم بپوشد، با سرعتى بيش از توقّع و در عين پافشارى بر اصول انقلابى خود به پيش رفته است.
اينجانب به برادران و خواهران مسلمان در همه جاى جهان اسلامى عرض مىكنم كه ترفند بزرگ دشمن، نوميد كردن و به آينده بدبين كردن شما است. و همين كافى است كه هيچ مسلمان روشن بينى، نوميدى را به دل راه ندهد. هيچ چيز به ما اجازه نوميد شدن نمىدهد، اگر دشمن قادر بر نابودى اين حركت الهى بود بايد لااقل مىتوانست از رشد
آن جلوگيرى كند، و همه مىبينيد كه نتوانسته است. سنّتهاى الهى و واقعيتهاى خارجى خبر از آينده روشن نهضت نوين اسلامى مىدهند و قرآن بارها مىفرمايد:
«والعاقبة للمتقين».
5- تبليغات مدرن و داراى پوشش جهانى، بى شك كارآمدترين حربه استكبار است. امروز تعداد رسانههاى صوتى و تصويرى و مطبوعاتىاى كه بيشترين تلاش خود را وقف دشمنى با اسلام كردهاند، بسيار زياد و همچنان رو به افزايش است. كارشناسان مزدورى فقط سرگرم ساختن و پرداختن مطلب و خبر و تحليل، براى گمراه كردن ذهن مستمعان خود و معرفى نادرست و ترسيم زشت از نهضت اسلامى و شخصيتهاى بزرگ اسلامىاند و جمهورى اسلامى در سالهاى پس از پيروزى انقلاب تا امروز بىوقفه و روز افزون با چنين تبليغات خصمانهاى مواجه بوده است. بايد گفت كه اين ترفند نيز در مقابل حركت اسلامى اصيل و نشأت گرفته از فطرت و نياز، توفيق زيادى نداشته و مقصود دشمن را بر نياورده است. گسترش موج دعوت انقلابى امام راحل عظيم الشأن در سراسر دنياى اسلامى و حضور فكر و نام و رهنمود و عكس و نشان آن بزرگوار در شرق و غرب عالم، با وجود آن همه تبليغ دروغ و سخن ناحق كه به نيّت مخدوش كردن سيماى ملكوتى آن وارث پيامبران گفته و پخش شده است، روشنترين دليل اين مدعا است. با اين همه بايد اذعان كرد كه عامل مهم در حفظ سلامت و سداد فكر ملّتهاى مسلمان، روشنگريهاى علما و روشنفكران و نويسندگان و هنرمندان و جوانان فعّال و آگاه است. و همه بخصوص علماى متعهّد دين در اين مورد وظيفهاى بزرگ بر عهده دارند. دشمن پس از پيروزى انقلاب اسلامى در ايران، همواره تا امروز سياههاى از اتهامات را متوجه ايران اسلامى كرده است. مىبينيم كه همان تهمتها امروزه به همه نهضتهاى اسلامى در هر جاى دنيا كه باشند نيز زده مىشود. تهمت تعصّب و جمود فكرى كه از آن با عنوان «بنيادگرايى» نام مىبرند، تهمت تروريسم، تهمت بىاعتنايى به حقوق بشر، تهمت ضدّيت با دموكراسى، تهمت تضييع حقوق زنان، تهمت ضدّيت با صلح و طرفدارى از جنگ ... اندكى انصاف، هر كسى را به دروغ بودن اين تهمتها و
بيشرمى وارد كنندگانش آگاه مىسازد. ايران اسلامى در حالى متهم به مخالفت با دموكراسى مىشود كه از پنجاه روز پس از پيروزى انقلاب كبير اسلامى تا 14 ماه پس از آن دو همهپرسى عمومى كه در يكى از آنها مردم ايران، جمهورى اسلامى را به عنوان نظام سياسى كشور برگزيدند، و در ديگرى به قانون اساسى رأى دادند، و سه انتخابات كه در آنها به ترتيب: اعضاى مجلس خبرگان براى نوشتن قانون اساسى، رئيس جمهور، و نمايندگان در مجلس شوراى اسلامى معين شدند، در آن برگزار شده، و تا امروز همواره انتخابات آزاد، با شركت پرشور مردم براى تعيين رئيس جمهور و نمايندگان مجلس، در موعد قانونى خود انجام گرفته است. تهمت تروريسم را كسانى به ايران اسلامى مىزنند كه خود از دولت تروريست صهيونيستى بيشترين پشتيبانى را كرده و گروههاى تروريست ضدّ انقلاب ايرانى را در زير چتر حمايت خود قرار مىدهند و حقوقبگيران آنان صدها بار در داخل ايران اسلامى بمبگذارى كرده و هزاران نفر از مردم عادى و عناصر انقلابى و مرد و زن و كودك بىگناه را به قتل رساندهاند.
ضدّيت با صلح را كسانى به جمهورى اسلامى نسبت مىدهند كه جنگى هشت ساله را با تشويق رژيم بعثى عراق و به دست او بر ايران تحميل كردند و در همه آن مدّت انواع كمكها را به آن رژيم كه به خاطر حمله به ايران اسلامى، رژيم محبوب آنان به شمار مىرفت مبذول داشتهاند.
تضييع حقوق زنان، تهمت از سوى كسانى است كه شأن والاى زن ايرانى را كه با حفظ حجاب و حدّ شرعى، در برترين فعاليتهاى كشور شركت مىورزد، نمىپسندند و ابتذال حاكم بر روابط زن و مرد و بهرهكشى ناجوانمردانه از زن در جوامع غربى را، نسخه مطلوب در حيات اجتماعى زن مىشمرند.
تهمت نقض حقوق بشر را رژيمهايى متوجه ايران مىسازند كه خود قلمهاى بزرگ و حيرتانگيز پايمال كردن حقوق انسانها را مرتكب شده يا زمينهسازى كردهاند.
آيا در دنياى جديد هرگز حقوق بشر آنچنانكه امروز در بوسنى پايمال مىشود، نقض شده است؟ آيا نقض حقوق يك ملت مانند ملّت فلسطين نقض حقوق بشر نيست؟ آيا
راندن دستجمعى بيش از چهارصد نفر از شهروندان فلسطينى به بيرون از خانه و ميهن خود در برابر چشم دنياى باصطلاح طرفدار حقوق بشر، قابل اغماض است؟ آيا سرنگون كردن هواپيماى مسافرى ايران به وسيله آمريكا بر فراز خليج فارس، يا بىعدالتى نسبت به سياهان در آمريكا يا حمايت از كودتاگران در الجزاير يا حمايت از رژيم فاسد مصر يا زنده سوزانيدن دستجمعى عدّهاى در آمريكا و امثال آن شكستن، حريم انسانيّت و نقض حقوق آن نيست؟ آيا دولتهايى كه اينگونه بىمحابا حقوق بشر را پايمال مىكنند يا پايمال كنندگان را با نگاهى خونسرد و بىتفاوت بلكه رضايتمندانه و تشويق آميز تماشا مىكنند، حقيقتاً از اين كه بنا به ادّعاى آنان در ايران اسلامى، حقوق بشر نقض شود ناراحتند؟! حقيقت آن است كه خود تهمت زنندگان و از جمله سردمداران كنونى آمريكا كه اخيراً بر سر اين حربه تبليغاتى زنگ زده و قديمى، جنجال تازهاى به راه انداختهاند، به خوبى مىدانند كه سخن به گزاف مىرانند، آنچه آنان از جمهورى اسلامى نمىپسندند اينها نيست، چيزهاى ديگرى است كه مصلحت سياسى به آنان اجازه نمىدهد آن را صريحاً اعلام كنند، اگر چه بررسى اظهارات نظريهپردازان و نويسندگانشان مقصود آنان را آشكار مىسازد.
در نظام جمهورى اسلامى چيزهايى كه آمريكا و هر مستكبر ديگرى را خشمگين مىسازد اينها است:
اوّل: جدا نبودن دين از سياست و پايه اسلامى جمهورى اسلامى.
دوّم: استقلال سياسى اين نظام به معناى تسليمناپذيرىاش در برابر زورگويىهاى معمول ابرقدرتها.
سوّم: اعلام راه حلّ مشخص جمهورى اسلامى درباره مسأله فلسطين كه عبارت است از انحلال رژيم غاصب صهيونيستى و تشكيل دولت فلسطينى متشكل از خود فلسطينيان و همزيستى مسلمانان و مسيحيان و يهوديان در فلسطين.
چهارم: حمايت معنوى و سياسى از همه نهضتهاى اسلامى و تقبيح فشار بر مسلمانان در هر جاى عالم.
پنجم: دفاع از حيثيت اسلام و قرآن و پيامبر اعظم- صلّىاللَّه عليه و آله- و ديگر انبياى الهى و مقابله با توطئه رواج دادن اهانت به اين مقدسات، نظير آنچه در باب نويسنده مهدور الدّم آيات شيطانى ديده شد.
ششم: تلاش براى اتحاد امت اسلامى و همكارى سياسى و اقتصادى دولتها و كشورهاى اسلامى و حركت در جهت تثبيت اقتدار ملّتهاى مسلمان در قالب «امت بزرگ اسلامى».
هفتم: ردّ و نفى فرهنگ تحميلى غرب كه دولتهاى غربى با تنگنظرى و تعصّب برآنند كه همه ملّتهاى عالم را به پذيرش آن وادار سازند، و اصرار بر احياى فرهنگ اسلامى در كشورهاى مسلمان.
هشتم: مبارزه با فساد و بىبند و بارى جنسى كه بعضى از دولتهاى غربى بخصوص آمريكا و انگليس اخيراً انحرافىترين شكل آن را بيشرمانه رسميّت داده يا در راه آنند، و از دهها سال پيش براى ورود اشكال گوناگون اين فساد به كشورهاى اسلامى برنامهريزى و تلاش مىكنند.
اينها است آنچه موجب دشمنى كينهآلود آمريكا و همپالگىهايش با جمهورى اسلامى است.
بديهى است كه اگر آنان صريحاً علت دشمنى خود را بيان كرده اين فهرست را برملا كنند، به دست خود بر اعتبار جمهورى اسلامى در چشم ملتهاى مسلمانى كه همه دلبسته اين اصولاند، خواهند افزود. بدينجهت است كه آنان در تبليغات خود از سويى ايران اسلامى را به تروريسم و امثال آن متهم مىكنند و از سوى ديگر با تحليلهاى دروغين و خبرهاى ساختگى چنين وانمود مىسازند كه گويا جمهورى اسلامى از اصول خود دست برداشته و به خواست دشمن تسليم شده است!
اين هردو سخن دروغ ناشى از طبيعت خدعهگر استكبار است. اصول جمهورى اسلامى كه همان راه امام و مبانى مسلّم اسلام است، به رغم دشمن، در ايران اسلامى، معتبر و مبناى زندگى سياسى و اجتماعى ما است و دولت و ملّت ايران، زندگى در سايه
اسلام ناب محمدى- صلّىاللَّه عليه و آله- را كه با فداكارى و بذل عزيزترين جانها به دست آمده، در هيچ شرايطى از دست نخواهند داد و اصول امام خمينى- رضواناللَّه تعالى عليه- و در رأس آن اصل عدم انفكاك دين از سياست و مقاومت در برابر فشارِ ماديگرى مدرن براى منزوى كردن اسلام و قرآن، اصول هميشه زنده جمهورى اسلامى باقى خواهد ماند.
6- در پايان به حجاج عزيز توصيه مىكنم از فرصت حجّ حداكثر استفاده را براى كسب آشنايى با برداران مسلمان خود بكنند و اوضاع جهان اسلام را از زبان و رفتار مسلمانان به دست آورند، تجربهها، آرزوها، دستآوردها و تواناييها را با هم مبادله كنند و حجّ خود را به حجّ مورد نظر اسلام هرچه نزديكترسازند. به برادران و خواهران عزيز ايرانى توصيه مىكنم كه با زبان و عمل، مبلغان و پيامرسانان انقلاب پرشكوه و كشور بزرگ و ملّت قهرمان خود به برادران كشورهاى ديگر باشند. جوار كوتاه مدت خانه خدا و حرم پيامبر اعظم- صلّىاللَّه عليه و آله و سلّم- و مواقفِ با ارزش حج و سرزمين پرخاطره حجاز را، براى زنده كردن دل با ياد خدا و تحكيم پيوند معنوى خود با رسولاللَّه- صلّىاللَّه عليه و آله- و عترت طيّبه آن بزرگوار- عليهم السلام- و بخصوص توجه و توسّل به حضرت ولىاللَّه الأعظم كه بىشك فيض حضور مقدّسش در مراسم حج شامل دلهاى با معرفت است، و انس با قرآن و تدبّر در آيات بيّنات آن و دعا و تضرّع و توسل كه مايه تقرّب به خدا است، مغتنم بشمرند و از آن بهره ببرند وبراى رفع گرفتاريهاى مسلمين و قوّت و عزّت روزافزون اسلام و جمهورى اسلامى دعا كنند و علوّ درجات روح مطهّر امام راحل و ارواح طيّبه شهداى اسلام را از خداوند مسألت نمايند.
والسلام عليكم و رحمةاللَّه
24 ذىقعده 1413 برابر با 28 ارديبهشت 1372
على الحسينى الخامنهاى
ترجمه عربى پيام را گويندهاى بگونهاى بس شكوهمند و كوبنده قرائت كرد. در لابلاى بخشهاى مراسم شعارهاى كوبنده فراز مىآمد و در مجلس شور و هيجان شگرفى پديد مىآورد.
فلسفه برائت از مشركان
پس از آن نماينده ولىّ فقيه و سرپرست حجاج ايرانى جناب حجةالاسلام والمسلمين رى شهرى آغاز سخن كرد: (تصوير شماره 8)
بسم اللَّهالرّحمن الرّحيم
الحمداللَّه ربّ العالمين والصلاة والسلام على سيّدنا محمد و آله الطاهرين واصحابه الميامين. السلام عليك يا بقيةاللَّه فى ارضه.
اعوذباللَّه من الشيطان الرّجيم، «براءة من اللَّه و رسوله الى الّذين عاهدتم من المشركين».
قرار بر اين بود كه امشب* (1)جلسه ياد بود امام را برگزار كنيم، ولى با توجه به اينكه مراسم برائت از مشركين، به دليل ممانعت مقامات عربستان انجام نشد، تصميم گرفتيم كه اين گردهمايى عظيم را تبديل به مراسم برائت كنيم كه اجراى اين مراسم بهترين شكل ياد امام در اين سرزمين است.
اصولًا مراسم برائت، از بزرگترين يادگارهاى امام براى زائرين خانه خدا، ملّت ايران و كليه مسلمانان جهان است (هر چند آنچه كه شد، نه تنها اثرش از مراسم برائت كمتر نبود، بلكه به مراتب بيشترنيز بود.)
بعد از حرم امن خدا، هيچ مكانى براى اجراى مراسم برائت مناسبتر از مِنى نيست.
1) * اين سخنرانى در تاريخ 11/ 3/ 1372 مطابق با يازدهم ذى الحجة الحرام به افق حجاز در منى ايراد گرديده است.
منى از سويى سرزمين عشق و از سوى ديگر سرزمين برائت است، سرزمين تولّى و تبرّى است.
اين سرزمين از يك سو يادآور عشق يك انسان الهى (ابراهيم- ع-) به خداوند متعال است؛ عشقى كه او را وادار مىكند فرزند جوان، زيبا و پيامبرى چون اسماعيل- كه در سنين پيرى خداوند به او عنايت كرده- را به دست خود قربانى كند و از سوى ديگر به پيروان ابراهيم و محمد درس مبارزه و رجم و طرد شياطين جن و انس مىدهد.
امام: در تبيين فلسفه برائت مىفرمايند: «بايد شياطين بزرگ، ميانه و كوچك (اولى، وسطى و عقبه) را از حريم مقدس اسلام راند.»
«ما بايد با فريادها و دعوتها و تظلمها و افشاگرىها و اجتماعات زنده و كوبنده در مجمع مسلمين در مكه مكرمه، بتها را بشكنيم و شياطين را كه در رأس آنها شيطان بزرگ است رمى كنيم و طرد نماييم تا حجِّ خليلاللَّه و حبيب اللَّه و ولى اللَّه- مهدى عزيز- را بجا آورده باشيم والا در حق ما گفته مىشود: «ما اكْثَرَ الضّجيجُ وَ اقَلَّ الْحَجيج!». (1)
بنابراين مِنى مكان مناسبى براى اظهار عشق و محبت به خدا و ابراز نفرت و برائت از دشمنان خدا از كليه مشركين و متكبرين و در رأس آن متكبر بزرگ آمريكاست.
موضوع سخنم در اين مراسم با عظمت «فلسفه برائت از مشركين» است.
شرك چيست؟
شرك، ضد توحيد است؛ توحيد يعنى اعتقاد به خداى يگانه و اينكه هيچ چيز و هيچ كس در جهان منشأ اثر نيست جز خداى يكتا.
شرك، يعنى اعتقاد به قدرتهاى موهوم و پندارى. قدرت موهوم ممكن است بت
1) بحارالانوار، ج 24، ص 124، حديث 1.
نفس امّاره باشد، همانطور كه در قرآن كريم آمده: «أفرأيتَ مَنْ اتَّخَذَ الهَهُ هَواهُ»، (1)ممكن است بت جماد باشد، همانند؛ لاتْ و هُبَل كه پيش از بعثت پيامبر اسلام در حجاز مورد پرستش قرار مىگرفتند، و ممكن است بت حاكميتهاى طاغوتى و قدرتهاى نامشروع حاكم بر جوامع انسانى باشد كه امام امت اين قدرتها را «بتهاى نوين» ناميده است.
موحد كيست؟
موحد نه خود پرست است نه جماد پرست و نه قدرت پرست؛ موحد فقط خدا را منشأ اثر و قدرت مىداند و لذا فقط او را مىپرستد و از او اطاعت مىكند. موحد فقط خدا را مالك سود و زيان مىداند و لذا فقط از او استمداد مىكند و از او بيم دارد. بر هيچ قدرتى جز خدا تكيه نمىكند و از هيچ قدرتى جز خدا نمىهراسد.
مثل اعلاى توحيد، در قرن ما امام خمينى- رضوان اللَّه تعالى عليه- بود كه با تكيه بر قدرت خداوند يكتا از طاغوتها نهراسيد و در برابر همه بتهاى نوين جهانِ شرك و در رأس آنها آمريكا ايستاد و انقلاب اسلامى را در ايران به ثمر رسانيد و صريحاً اعلام كرد كه: «آمريكا هيچ غلطى نمىتواند بكند ...!»
و نمونه بارز امت توحيد، مردم مسلمان ايران است كه به بركت انقلاب اسلامى و رهبرىهاى امام و خلف صالح او حضرت آيةاللَّه خامنهاى با تكيه بر قدرت خداى يكتا در برابر توطئههاى پيچيده و تهاجم سنگين سياسى، فرهنگى، اقتصادى و نظامى قدرتهاى شيطانى همچنان ثابت و استوار ايستادهاند.
و شما زائرين خانه خدا، نمونه و نماينده آن امت هستيد كه در روز برائت با سكوتى رساتر از فرياد، فريادهاى توفنده مرگ بر آمريكا و مرگ بر اسرائيل را در كنار خانه خدا سرداديد و اعتقاد خود و مردم مسلمان ايران به توحيد ناب و برائت از شرك و
1) جاثيه: 23.
مشركين جهان را به نمايش گذاشتيد. و اينك نيز در سرزمين منى سرزمين برائت، براى اقامه برائت از مشركين گردهم آمدهايم.
مشرك كيست؟
مشرك در برابر موحد، گاه «خود»، گاه «جماد»، گاه «زورمداران جهان» را مىپرستد و گاه «هرسه» را.
خطر بزرگى كه جهان اسلام را تهديد مىكند شرك به مفهوم سوم است كه منشأ آن شرك به مفهوم اول- خودپرستى- مىباشد.
امام صادق- عليهالسلام- درباره اين نوع از شرك در تفسير آيه: «وَالَّذينَ اجتنبوا الطاغوت ان يعبدوها» مىفرمايد: مَنْ اطاع جَبَّاراً فَقَدْ عَبَدَهُ. (1)
همچنين درباره نقش اساسى شناخت اين نوع از شرك و توطئه دشمنان اسلام مىفرمايد:
«در حكومت بنىاميه آموزش ايمان آزاد، ولى آموزش شرك ممنوع بود و انگيزه آنها از اين ممنوعيت آن بود كه وقتى مردم را به شرك وا مىدارند، آنان متوجه نشوند.»
نقش برائت از مشركان در جهان اسلام
چرا اين همه پافشارى مىكنيم كه برائت از مشركين اقامه شود، چرا رهبر عزيز ما حضرت آيةاللَّه خامنهاى در پيامى كه در پاسخ اينجانب دادهاند تأكيد فرمودهاند كه «مراسم اقامه برائت، حق مردم ايران است و هيچ كس حق جلوگيرى از آن را ندارد.»
نقش برائت از مشركين در جهان اسلام در صورت فراگير شدن آن، نفى قدرتهاى استكبارى و سلطه جويى آنها است. منشأ همه مصائبى كه جهان اسلام امروز گرفتار آن است سلطه طلبى قدرتهاى استكبارى و در رأس آنها آمريكاى تبهكار است.
ريشه اصلى مصائب مردم مسلمان، مظلوم و مقاوم بوسنى هرزگوين، سلطه طلبى استكبار است، صربهاى جنايتكار با فرصتى كه قدرتهاى استكبارى و در رأس آن
1) بحارالانوار، ج 23، ص 362، حديث 20.
آمريكا به آنان مىدهند مرتكب جناياتى مىشوند كه زبان از ذكر آن شرم دارد.
ريشه اصلى مصائب مردم فلسطين سلطه طلبى استكبار است.
ريشه اصلى مصائب مسلمانان جنوب لبنان، عراق، مصر، الجزاير، كشمير، تاجيكستان و هرنقطهاى از جهان كه مسلمانان در آن هشيار شدهاند و مىخواهند اسلام را برسرنوشت خود حاكم كنند، چيزى جز سلطه طلبى استكبار نيست.
براى خاتمه دادن به سلطه طلبى مستكبرين تنها راه، وحدت صفوف مسلمين است، وحدت هم با شعار حاصل نمىشود، تا ريشههاى شرك از جوامع اسلامى زدوده نشود، تا بت نفس اماره كه ريشه همه فسادها و جدايىهاست شكسته نگردد و بالأخره تا برائت از مشركين به مفهوم مطلق و كامل آن در جوامع اسلامى تحقق نيابد، وحدت حاصل نمىشود و مشكلات جهان اسلام حل نمىگردد.
با وحدت كلمه است كه مسلمانان جهان و دولتهاى اسلامى مىتوانند به جنايات صربها پايان دهند، تنها دعا كافى نيست، تنها كمك مالى به مسلمانان بوسنى كافى نيست.
بايد دولتهاى اسلامى به آنها سلاح برسانند، مسلمانان مظلوم بوسنى احتياج به كمك نظامى دارند، اگر دولتهاى كشورهاى اسلامى با هم يكدل و يكزبان باشند مىتوانند كمك نظامى به مظلومين برسانند.
دولتهاى اسلامى با وحدت كلمه مىتوانند به حيات ننگين رژيم اشغالگر قدس خاتمه دهند. «مذاكرات صلح» و به تعبير درست رهبر معظم انقلاب «مذاكرات ظلم!» دردى را دوا نمىكند و از نظر ما محكوم است.
استكبار جهانى و در رأس آنها آمريكا خوب مىداند كه تنها سدّى كه در برابر سلطه طلبى آنها قرار دارد اسلام انقلابى و به تعبير زيباى امام راحل «اسلام ناب» است.
به همين دليل از همه امكانات خود براى ضربه زدن به اسلام و طرفداران واقعى آن، از انواع توطئههاى فرهنگى، اخلاقى، سياسى، اقتصادى، حقوقى، تبليغاتى و نظامى با تمام توان استفاده مىنمايند.
ماجراى كتاب سلمان رشدى مرتد نمونهاى از توطئههاى فرهنگى استكبار عليه
اسلام بود كه با حكم قطعى امام امت مبنى بر ارتداد و وجوب اعدام او كه مورد تأييد علماى بزرگ جهان اسلام و توده مردم مسلمان جهان قرار گرفت، اين توطئه بحمداللَّه خنثى شد.
از آنجا كه جمهورى اسلامى ايران كانون اصلى اسلامگرايى در تاريخ معاصر است، بيش از همه مورد انواع تهاجمها و مورد بغض و كينه آمريكا است و اين سند افتخار ما است.
ولى به خواست خدا عليرغم همه تلاشهاى آمريكا و اذنابش روز بروز اسلامگرايى در جهان بيشتر رشد مىكند و همه تلاشهاى مستكبرين براى ضربه زدن به اسلام نه تنها نتيجهاى ندارد، بلكه عكس نتيجه مىدهد (و مكروا و مكراللَّه واللَّه خيرالماكرين). (1)
همانطور كه امام راحل ما پيش بينى كرده، اسلام همه سنگرهاى كليدى جهان را فتح خواهد كرد و اين قرن، قرن پيروزى مستضعفين بر مستكبرين خواهد بود.
اميدواريم در آيندهاى نزديك شاهد جهانى شدن اسلام به رهبرى مهدى آل محمد باشيم.
خدايا فرج او را نزديك گردان. خدايا مظلومين بوسنى، مظلومين فلسطين و مظلومين جهان را در لبنان، عراق، مصر، الجزاير، ميانمار، كشمير، آذربايجان، تاجيكستان و ... نصرت فرما.
*** قطعنامه مراسم برائت
متن سخنرانى نماينده ولىّ فقيه نيز به عربى ترجمه و قرائت شد و آنگاه قطعنامه مراسم قرائت گرديد كه زائران با غريو فريادهاى الله اكبر آن را تأييد كردند، و اينك متن قطعنامه:
1) آل عمران: 54.
«بسم الله الرحمن الرحيم- ما اجتماع كنندگان در اين مراسم عظيم و با شكوه، اصول زير را به عنوان قطعنامه، مراسم برائت از مشركين 11 ذىالحجه 1413 مورد تأكيد قرار مىدهيم:
1- ما استكبار جهانى به سركردگى آمريكا را دشمن اصلى اسلام و مسلمين مىدانيم و انزجار پايانناپذير خود را از نظام سلطه بينالمللى اعلام مىكنيم.
2- ما وحدت كلمه جوامع مختلف اسلامى را ضرورىترين نياز جهان اسلام در عصر كنونى مىدانيم و هر عامل تفرقهافكن را محكوم مىكنيم.
3- قتل عام وحشيانه مسلمانان مظلوم بوسنى و هرزگوين، بخشى از توطئه استكبار جهانى به سركردگى آمريكاست كه با حمايت ضمنى مجامع بينالمللى انجام مىپذيرد ما از كشورهاى اسلامى مىخواهيم با وحدت كلمه تمامى اهرمها و امكانات خود را براى پايان دادن به اين فاجعه عظيم به كار گيرند، و با قاطعيت اعلام مىكنيم كه ملتهاى مسلمان انتقام اين ملت مظلوم را از صربهاى جنايتكار خواهند گرفت.
4- فلسطين اشغالى، جزئى جدائىناپذير از سرزمينهاى اسلامى است. ما ضمن حمايت همه جانبه از حركت انتفاضه، تنها راه حل مسأله فلسطين را، نابودى كامل اسرائيل مىدانيم.
5- ما تهاجم فرهنگى غرب به ارزشهاى اسلامى و انقلابى را محكوم مىكنيم و بر اجراى حكم تاريخى حضرت امام درباره نويسنده مرتد كتاب آيات شيطانى تأكيد مىورزيم.
6- ما حمايت قاطع خود را از حركتهاى رو به رشد اسلامى، در همه جاى جهان، در فلسطين، بوسنى و هرزگوين، مصر، الجزاير، لبنان و كشمير اعلام مىكنيم.
7- ما در جوار بيتالله الحرام، با خداى كعبه پيمان مىبنديم، كه آرمانهاى بلند امام راحل را، با پيروى بىچون و چرا، از رهبرى خلف حاضر او، حضرت آيةالله خامنهاى، دنبال كنيم، و در دفاع از حريم اسلام ناب محمدى- ص- ثابت قدم و استوار بمانيم.
8- ما براساس فرموده رهبر معظم انقلاب اسلامى حضرت آيةالله خامنهاى در پيام
خود به سرپرست محترم حجاج، برگزارى برائت از مشركين را در مكه مكرمه، حق مسلم ملت ايران مىدانيم و به هر شكل ممكن همه ساله اين مراسم باشكوه را اقامه خواهيم كرد.
*** پيروزى بزرگ
زائران پس از پايان يافتن مراسم در حالى كه بر توفيق بزرگ انجام مراسم برائت خداى را سپاس مىگفتند، آرام و با شكوه خاصى به سوى كاروانها برگشتند.
خبر اين مراسم پخش شد؛ بر امواج نشست و در دنيا بگسترد. دولت عربستان نيز سكوت را نياراسته و در يك موضعگيرى عجولانه اين مراسم را بدعت شمرده و به نفى و طرد آن پرداخت و گفت كه هرگز در تاريخ اسلام چنين چيزى انجام نشده است و خلفا و پيشوايان اسلام در منى چنين نكردهاند و ...
امّا سنتشناسان علوى و پيروان مكتب اهل بيت كه عشق و عرفان و دلدادگى به خداوند را از اين خاندان فراگرفتهاند، و چگونگى ستيز و فريادگرى عليه شرك را از اين معلّمان بزرگ بشريت آموختهاند، مىدانند كه: منى جلوه تولّى و تبرّى است و تجسّم خشم به شرك و عشق به الله. آنان آموختند كه در برابر ستم نبايد سكوت كنند و حق را بايد فرياد كنند و فراز آورند، و در مناسبتهاى شايسته و موقعيتهاى بايسته، سخن حق را در پيشديد انسانها بنهند و به گوش جهانيان برسانند، و مگر نه اين است كه در اين «منى» حسين بن على- ع- آن معلم بزرگ شهادت و چهره خونين دفاع از حق و اسوه عرفان و عشق در منى در اجتماعى عظيم چهره كريه بنىاميه را نماياند و غصب خلافت توسط بنىاميه و يزيد را فرياد كرد، و رهبرى آل على را معرّفى نمود و جايگاه والاى خلافت حق، و حق خلافت را فراز آورد و بدين سان در سرزمين منى عليه شركِ مستور در قيافه تزويرگرانه بنىاميه افشاگرى كرد. (1)و حضرت امام محمد بن على- ع- (باقرالعلوم) به
1) حياة الامام الحسين ع، ج 2، ص 288.
كميت- شاعر شجاع و عارف شيعى- رخصت داد در تجمع عظيم مردمان، قصيده بلندش در احقاق حقّ، و چهرهنمايى از ظلم را بخواند و مظلوميت آل على را فرياد كند و ستمگرى جباران را بنماياند و اين حماسه پرشكوه را بر رواق تاريخ ثبت نمايد و ... (1)
بارى، پيروان راستين اسلام و مدافع بىدريغ حق، سكوت در مقابل ستم را برنتابيدند؛ و اگر در شهر مكه و ميدان معابده جلو فرياد آنان را گرفتند، در منى و در زير آسمان كبود آن ديار عرفان و عشق و ستيز، مراسم برائت را برگزار كردند، و يكبار ديگر نشان دادند كه حق پيروز است و: «من صارع الحق صرعه».
1) الغدير، ج 2، ص 20.
مراسم حج و جريان برائت و چگونگى جلوگيرى سعوديان از انجام آن و نيز انجام اين مراسم در سرزمين منى، امسال (72) بازتاب بسيار گستردهاى داشت.
خبرگزاريهاى دنيا با مخابره خبرها، گزارشها، و تحليلهاى گونهگون، جريان را دنبال كردند و گاهى پندارها و مواضع تبليغاتى، استعمارى خود را نيز- طبق معمول- در ضمن گزارش اعمال مىكردند. آنچه در اينجا خواهيم آورد گزيدهاى است از بازتاب اخبار حج و برائت در رسانهها. تهيه و تنظيم اين مجموعه را وامدارِ برادران عزيز خبرگزارى جمهورى اسلامى ايران هستيم.
امام جمعه مكه مكرمه: «حج يك سفر سياسى و يا تفريحى نيست!»
مدينه منوره- خبرگزارى جمهورى اسلامى- 24/ 2/ 1372
امام جمعه مكه مكرمه طى خطبههاى امروز نماز جمعه مسجدالحرام گفت:
حج يك سفر سياسى و يا تفريحى نيست بلكه يك سفر عبادى است و بايد حجاج اين مناسك را به بهترين وجه ادا نمايند.
به گزارش خبرگزارى جمهورى اسلامى، امام جمعه مكه مكرمه كه خطبههاى آن در بخش خبر تلويزيون مدينه منوره پخش شد، طى سخنانى از مسلمانان جهان خواست تا مسائل فلسطين، كشمير، سومالى و بوسنى و هرزگوين و فيليپين را مورد اهتمام و توجه
كافى قرار دهند و مظلوميت آنان را فراموش نكنند.
وى از صاحبان ميهمانخانهها و رستورانها و مغازهداران خواست كه انصاف را در زمينه معامله با زائران رعايت كرده و از گرانفروشى پرهيز كنند و وى در پايان از تمام كسانى كه در طول موسم حج، در خدمت حجاج بيت الله الحرام هستند، تشكر و قدردانى كرد.
يك مقام رسمى سعودى ممانعت از تظاهرات برائت از مشركين را حق قانونى كشورش دانست
دوبى- خبرگزارى رويتر- 7/ 3/ 1372
بدنبال گزارش جمهورى اسلامى ايران مبنى بر ممانعت نيروهاى امنيتى عربستان از تظاهرات حجاج ايرانى، يك مقام رسمى عربستان گفت: انجام مراسم مذهبى نبايد در جهت اهداف سياسى صورت گيرد.
مقام رسمى عربستان سعودى در پاسخ به چگونگى عقيده وى در قبال گزارشهاى رسانههاى جمهورى اسلامى ايران در مورد ممانعت پليس ضد شورش عربستان از برگزارى اين تظاهرات، اظهار داشت: زيارت يك عمل مذهبى است نه يك گردهمايى سياسى.
تلويزيون جمهورى اسلامى ايران اعلام كرد تصميم عربستان سعودى در ممانعت از برگزارى تظاهرات برائت از مشركين خلاف توافقات قبلى و حقوق طبيعى زائران ايرانى مىباشد، اما اين مقام عربستان سعودى در مصاحبه با رويتر گفت: وى از چنين توافقى بىاطلاع است.
اظهارات چند روحانى دربارى سعودى در مورد مراسم برائت از مشركين
مكه مكرمه- خبرگزارى جمهورى اسلامى- 13/ 3/ 1372
شيخ عبدالعزيز بنباز رئيس كل ادارات تحقيقات علمى و افتاء و دعوت و ارشاد
عربستان سعودى در مورد مراسم برائت از مشركين گفت: انجام راهپيماييها و تظاهرات در موسم حج در مكه مكرمه يا جاى ديگر، براى اعلام برائت از مشركين بدعتى است كه اساس و پايهاى ندارد و موجب فسادى بزرگ و شرى عظيم خواهد شد.
وى افزود: بر هر كسى كه آن را انجام مىدهد واجب است آن را ترك كند و همچنين بر حكومت واجب است كه آن را منع كند؛ زيرا اين مسأله بدعتى است كه پايه و اساسى در شرع ندارد و موجب فساد و شر و اذيت و آزار حجاج مىشود.
روزنامه سعودى عكاظ كه اين سخنان را نقل كرده است از قول بنباز افزود: اين اعمال، جزئى از سيره پيامبر و اصحاب وى نمىباشد.
شيخ عبدالعزيز بن عبدالله آل شيخ، عضو هيأت علماى بلند پايه و عضو كميته دائمى تبليغ و افتا و امام جماعت مسجد تركى در رياض در زمينه مراسم برائت از مشركين گفت: اعلام برائت و آنچه كه ايرانيان در اين زمينه انجام مىدهند بدعت و ضلالت است كه مسلمانان با آن بيگانه هستند.
شيخ صالح بن عبدالله بن حميد معاون رئيس كل امور مسجدالحرام و مسجد پيامبر و امام جماعت مسجد الحرام در مورد مراسم برائت از مشركين گفت: آنچه كه ايرانيها در زمينه برائت مىگويند، مظاهر حزبى و سياسى دارد! كه مسلمانان از آن پيروى نمىكنند.
وى افزود: حج، مجالى براى سردادن شعارهاى حزبى يا گرايشهاى نژادپرستانه يا معاملات سياسى نيست.
وى ادعا كرد سردادن شعارها و انجام راهپيماييها از غير مسلمانان گرفته شده است.
بازتاب خبر جلوگيرى از مراسم برائت از مشركين در روزنامه الخليج
ابوظبى- خبرگزارى جمهورى اسلامى- 8/ 3/ 1372
جلوگيرى از انجام مراسم برائت از مشركين توسط رژيم عربستان در شماره روز
شنبه روزنامه «الخليج» چاپ شارجه بازتاب گستردهاى داشت.
به نوشته الخليج، گزارشات دريافتى از ايران حاكى است كه ايران و عربستان توافق كرده بودند تا زائران ايرانى خانه خدا به جاى انجام مراسم راهپيمايى در مكه در يك گردهمايى شركت كنند.
به نوشته «الخليج» محمد جعفرى سركنسول ايران در جده برخلاف اظهارات آقاى سرمدى سخنگوى وزارت خارجه ايران تأكيد كرد: ايران و عربستان توافق كردند تا زائران ايرانى خانه خدا با تجمع در مقابل بعثه مقام معظم رهبرى در مكه و نه انجام راهپيمايى، مراسم برائت از مشركين را برگزار كنند.
انتقاد شديد زائران غير ايرانى از دولت سعودى
مكه مكرمه- خبرگزارى جمهورى اسلامى- 6/ 3/ 1372
اقدام دولت عربستان سعودى در جلوگيرى از برگزارى مراسم برائت از مشركين با انتقاد شديد زائران غير ايرانى بيت اللَّه الحرام روبرو شده است.
احمد سليمان از تركيه ممانعت دولت عربستان از برگزارى اين مراسم را يك اقدام نامعقول خواند و گفت: دولت عربستان با اين اقدام وجهه خود را نزد مسلمانان خراب كرد.
وى گفت: به رغم تبليغات وسيع مطبوعات عربستان مبنى بر اهتمام دولت سعودى به مسائل مسلمين در موسم حج، اكنون اين شبهه بوجود آمده است كه اين كشور پيش از آنكه به مصالح مسلمانان توجه كند حافظ منافع آمريكاست.
حسين ظاهرخان يك زائر پاكستانى نيز كه به سبب ممانعت پليس عربستان نتوانسته بود خود را به محل برگزارى مراسم برائت از مشركين برساند در انتقاد از دولت عربستان گفت: مقامات عربستان نتوانستند اعلام برائت مسلمانان از مشركين را تحمل كنند، پس چگونه مىتوان ادعاى آنان را در اهتمام به امور مسلمين باور كرد.
وى گفت: رفتار صبورانه و توأم با كرامت زائران ايرانى آنان را بيش از هر زمان
ديگرى نزد ساير مسلمانان عزيز كرده است.
صالح ابراهيم از فلسطين كه از عدم برگزارى مراسم برائت از مشركين عميقاً ابراز تأسف مىكرد گفت: ما تصور مىكرديم دولت عربستان واقعاً خواهان روابط حسنه با ايران است اما سعودىها با اين اقدام خود نه تنها به ملت ايران بلكه به تمامى مسلمانان جهان دهنكجى كرده است.
وى گفت: رفتار اسلامى و انسانى زائران ايرانى در برخورد با مأموران پليس عربستان نشان داد كه مسؤولان بعثه ايران مايل نبودند جهان اسلام دچار التهاب جديدى شود.
نعيم احمد از مراكش اقدام دولت عربستان را اعمال نوعى حكومت نظامى در شهر مقدس مكه توصيف كرد و گفت: زائران ايرانى صلابت خود را با رفتارشان نشان دادند و ثابت كردند كه منافع اسلام و مسلمين را بر هر چيزى مقدم مىدارند.
ارزيابى بىبىسى درباره علل جلوگيرى عربستان از برگزارى مراسم برائت از مشركين
راديو بىبىسى- ساعت 45/ 20- 7/ 3/ 1372
ايران به عربستان سعودى بر سر تصميم رياض به جلوگيرى از تظاهرات زائران ايرانى اعتراض كرده است. اعتراضى نه چندان تند و آتشين.
در مراسم حج، امسال بيش از يكصد هزار ايرانى شركت دارند. اين تظاهرات كه ايران آن را «برائت از مشركين» مىخواند همواره مايه اختلافاتى در روابط تهران- رياض بوده است. با اين حال همين تظاهرات طى دوسال گذشته بدون درگيرى چشمگيرى برگزار شد.
سولماز دبيرى از بخش شرقى بىبىسى در ارزيابى علل اقدام اخير عربستان سعودى به خصوص با توجه به اينكه دكتر على اكبر ولايتى وزير خارجه ايران به تازگى از رياض ديدار كرده است، مىنويسد:
بعضى از ناظران، سفر على اكبر ولايتى به 6 كشور عرب حوزه خليج فارس را گام
مثتبى در بهبود مناسبات ايران با كشورهاى عرب همسايه توصيف كرده بودند. آقاى ولايتى در جريان گفتگو با رهبران عربستان ملك فهد را دعوت كرده بود تا از ايران ديدن كند، و گزراشها حاكى از آن بود كه ممكن است آقاى رفسنجانى رئيس جمهور ايران نيز در آينده نزديكى به زيارت مكه برود.
ترديدى نيست كه مناسبات بين دو كشور نسبت به سال 1987 ميلادى كه در آن وقايع خونينى روى داد، بسيار بهبود يافته است. معلوم نيست كه چرا مقامات عربستان سعودى راهپيمايى ديروز را ممنوع كردند و اقدامات امنيتى غير معمولى را به كار گرفتند. مقامات ايرانى در مكه اين اقدامات را وضعيتى فوقالعاده و حكومت نظامى توصيف كردند.
ديروز وزارت خارجه ايران سفير عربستان در تهران را احضار كرد تا اعتراض دولت ايران به وى ابلاغ شود.
تا بحال دولت عربستان سعودى در اين باره بيانيهاى صادر نكرده است بنظر مىرسد كه آن دولت نيز مثل ايران خواهان بهبود جو سياسى و اوضاع امنيتى در منطقه هست و به همين دليل، دولت آگاهانه سعى مىكند تشنجى بوجود نيايد.
بعضى از ناظران مىگويند كه بكارگيرى اقدامات امنيتى شديد در مكه ممكن است ناشى از ترس مقامات عربستان سعودى از مخالفان داخلى بوده باشد كه طى هفتههاى اخير بطور غير معمولى فعال بودهاند.
خبر راديو اسرائيل درباره فعاليتهاى سياسى- فرهنگى حجاج ايرانى
بخش فارسى راديو اسرائيل- ساعت 30/ 18- 31/ 4/ 1372
با نزديك شدن موعد حج يك مقام دولتى ايران اعلام كرد كه فعاليت سياسى و فرهنگى هنگام اجراى مناسك، بايد تحت نظر دايره استفتاء هيأت اعزامى از جانب آيةاللَّه خامنهاى صورت گيرد.
هنوز اعلام نشده است كه چه نوع فعاليتها يا تظاهرات سياسى براى زائران
ايرانى در حج امسال در نظر گرفته شده است.
دولت عربستان سعودى در هفتههاى اخير چند بار هشدار داد كه هرگونه تظاهرات يا فعاليت سياسى در مناسك حج به كلى ممنوع خواهد بود و متخلفين مجازات خواهند شد.
روزنامه كيهان چاپ تهران در شماره امشب خود از قول رئيس سازمان حج و زيارت استان اصفهان نوشت:
برنامههاى سياسى و فرهنگى از طريق مديران كاروانها به حجاج اعلام خواهد شد.
خبر راديو اسرائيل درباره برگزارى مراسم برائت از مشركين توسط حجاج ايرانى
بخش فارسى- راديو اسرائيل ساعت 30/ 18- 2/ 2/ 1372
در تهران اعلام شد كه علىرغم دستور اكيد عربستان سعودى، امسال نيز در مناسك حج، راهپيمايى موسوم به برائت از مشركين برگزار خواهد شد.
دولت عربستان اين راهپيمايى را يك اقدام سياسى مىداند و با برگزارى آن مخالف است.
با اين همه، سال گذشته به حجاج ايرانى اجازه داده شد روبروى دفتر نمايندگى ايران در مكه به سخنرانى و شعار دادن بپردازند.
بازتاب اظهارات حجةالاسلام والمسلمين هاشمى رفسنجانى در راديو اسرائيل
راديو اسرائيل- ساعت 30/ 17- 9/ 2/ 1372
خبرگزاريهاى خارجى سخنان ديروز حجةالاسلام هاشمى رفسنجانى را چنين تفسير كردند كه وى زائران ايرانى را هنگام اقامت در عربستان به خوددارى از آشوبگرى فرا مىخواند.
خبرگزارى فرانسه اين بخش از سخنان رئيس جمهورى اسلامى ايران را نقل كرد
كه به زائران توصيه نمود از طرح مسائل تفرقه انگيز در مراسم حج خوددارى كنند. وى افزود حجاج بايد بدانند كه طرح مسائل تفرقهانگيز و اختلاف سليقهها اثرى جز سست كردن مسلمانان بدنبال نخواهد داشت.
قرار است در مراسم حج تمتع امسال 115 هزار نفر زائر ايرانى شركت كنند.
حجةالاسلام رفسنجانى كه در كنگره حج در كنار آرامگاه آيةاللَّه (امام) خمينى (ره) سخن مىگفت افزود: ما با بحث و مناظره بين جريانهاى مختلف اسلامى مخالفتى نداريم ولى اگر بحث جنبه تعصبگرايانه به خود بگيرد زهرآگين خواهد شد.
وى گفت: ما نبايد خودمان، خودمان را تضعيف كنيم.
آيةاللَّه خامنهاى رهبر روحانى حكومت اسلامى در ديدار روز گذشته با دست اندركاران برگزارى حج تأكيد كرده بود كه هدف مهم حج ارتباط و همفكرى مسلمانان براى حل مشكلات اسلامى مىباشد و افزوده بود حج ذخيرهاى بزرگ براى دنياى اسلام است و استفاده صحيح از آن مىتواند منافع لازم و حياتى امت اسلام را تأمين كند.
آيةاللَّه خامنهاى همچنين اظهار داشت ما مىگوييم بين مسلمانان جهان و آحاد بشر بايد برادرى باشد ما طرفدار برادرى هستيم و با صلح مخالف نيستيم. با اين همه، رهبر حكومت اسلامى ايران گفتگوهاى صلح اعراب و اسرائيل را كه هم اكنون در واشنگتن جريان دارد مذاكرات ظلم توصيف كرد و آن را مردود دانست.
بازتاب برگزارى مراسم برائت از مشركين در خبرگزارى يونايتد پرس
آتن- يونايتد پرس- 12/ 3/ 1372
خبرگزارى رسمى جمهورى اسلامى و راديو تهران گزارش دادند هزاران زائر ايرانى برخلاف ممنوعيت اعلام شده از سوى دولت عربستان سعودى در بيرون مكه به راهپيمايى سياسى پرداختند و شعارهايى عليه آمريكا و اسرائيل دادند.
پليس سعودى پس از آغاز راهپيمايى وارد صحنه شد ولى برخوردى روى نداد.
پليس سعودى هفته گذشته با ايجاد راهبندان از برگزارى تظاهرات و راهپيمايى زائران
ايرانى در نزديكى يكى از حرمهاى مقدس در شهر مكه جلوگيرى كرد.
بر اساس گزارشهاى خبرگزارى جمهورى اسلامى و راديو تهران كه در آتن دريافت شده، زائران ايرانى در مِنى در صحرايى خارج از مكه و علىرغم اعلام ممنوعيت سعودى اين راهپيمايى را برگزار كردند و شعار مىدادند: «مسلمانان متحد شويد»، «مرگ بر آمريكا» و «مرگ بر اسرائيل».
بازتاب ممانعت عربستان از برگزارى مراسم برائت از مشركين در مكه مكرمه توسط خبرگزاريها
تهران- خبرگزارى جمهورى اسلامى- 7/ 2/ 1372
آتن يونايتد پرس:
پليس عربستان سعودى روز گذشته (پنجشنبه) براى متوقف ساختن راهپيمايى تعداد زيادى از ايرانيان در خيابانهاى مكه در نزديكى كعبه، به زور متوسل شد.
قرار بود اين تظاهرات كه توسط روحانى تندروى ايرانى حجةالاسلام «محمدى رىشهرى» سازمان يافته بود، ساعت پنج عصر برگزار شود، ليكن پليس مجهز به وسايل ضد شورش ساعتها پيش از آن در خيابانها حضور يافته و موانعى در طول مسيرى كه قرار بود راهيپيمايى در آن برگزار شود، ايجاد كرد.
ايران امسال تقريباً 117 هزار زائر براى انجام مناسك ساليانه حج كه هر مسلمانى موظف است (لااقل) يكبار در طول عمر خود (در صورت داشتن استطاعت) انجام دهد، به مكه اعزام كرده است، برآوردى از تعداد زائرينى كه قرار بود در اين تظاهرات شركت كنند، در دست نيست.
به گزارش راديو تهران كه در آتن شنيده شد، تنش ساعتها در مكه حكمفرما بود و هنگامى به اوج خود رسيد كه نيروهاى ويژه امنيتى عربستان مجهز به وسايل ضد شورش و اسلحه با ايرانيانى كه قرار بود در تظاهرات شركت كنند، روياروى شد.
حالت منع رفت و آمد در منطقهاى كه قرار بود حجاج در آن تظاهرات را برگزار
كنند حكمفرما شد و نيروهاى امنيتى همه مغازههاى منطقه را بسته و مردم را وادار ساختند تا در خانههاى خود باقى بمانند.
به گفته «ايرنا» هلى كوپترهاى پليس سعودى حامل مأموران امنيتى و مقامات سعودى با پرواز بر فراز منطقه مذكور، بر چگونگى اعمال اين مقررات نظارت مىكردند.
مقامات امنيتى سعودى دستورات خود را از طريق بىسيم در تماس با فرماندهان نظامى به آنان ابلاغ مىكردند، در حالى كه دوربينهاى تلويزيون مدار بسته كه در پشتبامها نصب شده بود، تحولات بيرونى را ثبت مىكردند.
عمليات پليس در حوالى عصر به وقت محلى، هنگامى كه مانع از حركت زائران شد و با فرا رسيدن زمان شروع مراسم و رويارويى پليس با زائران، تنش شدت يافت و پليس از حركت زائران در خيابانهاى اصلى جلوگيرى به عمل آورد.
به گزارش «ايرنا» نيروهاى امنيتى سعودى انبوهى از زائران كشورهاى ديگر و اهالى مكه مكرمه كه براى مشاهده تحولات در خيابانهاى فرعى منتهى به محل برگزارى مراسم اجتماع كرده بودند را وادار به ترك اين محل كردند.
نيكوزيا- آسوشيتد پرس:
دولت عربستان روز پنجشنبه از اجتماع ضد غربى تدارك ديده شده توسط ايران در مكه، در خلال مراسم زيارتى اسلامى ممانعت به عمل آورد.
خبرگزارى ايران گزارش داد اين اجتماع به نام «مجتمع برائت از مشركين» قرار بود با شركت 115 هزار زائر ايرانى برگزار شود، ولى گاردهاى امنيتى و پليس عربستان مانع از برگزارى اين اجتماع توسط آنان (ايرانيها) گرديدند.
تهران- خبرگزارى فرانسه:
«ايرنا» خبرگزارى جمهورى اسلامى شامگاه امروز (جمعه) تأكيد كرد نيروهاى
انتظامى سعودى با ايجاد وضعيتى اضطرارى در مكه، جوّى شبيه حكومت نظامى برقرار ساختند تا جلوى تظاهرات عظيم زائران ايرانى را بگيرند.
رسانههاى رسمى ايران قبلًا خبر از ممنوعيت اين تظاهرات سنتى با نام «برائت از مشركين» توسط مقامات عربستان، داده بودند.
اين رسانهها تأكيد كرده بودند كه اين تصميم با وعدههاى دولت سعودى مغايرت داشته است.
تلويزيون سعودى در شامگاه، تصاويرى از مكه رانشان مىداد كه در آن هزاران زائر سرگرم بجا آوردن مراسم بودند و مجرى نيز اعلام نكرد برنامه زنده است يا از آرشيو بيرون كشيدهاند.
از سوى ديگر «ايرنا» متن پيام رهبر را كه مىبايست در جريان تظاهرات خوانده مىشد، قرائت كرد.
در اين متن رهبر اسلامى ايران بار ديگر از مسلمانان جهان خواسته است براى رويارويى با جبهه ضد اسلامى قدرتهاى امپرياليستى، متحد شوند.
تهران- خبرگزارى فرانسه:
در پى ممنوعيت تظاهرات زائران ايرانى در مكه توسط مقامات عربستان سعودى، شب گذشته (پنجشنبه شب) ايران رسماً به اين كشور اعتراض كرد.
«ايرنا» خبرگزارى جمهورى اسلامى نوشت: در همين رابطه معاون وزارت خارجه ايران شب هنگام سفير عربستان در تهران را احضار و اعتراض ايران را در پى اين ممنوعيت به اطلاع وى رساند.
ديپلمات سعودى خاطرنشان ساخت اين اعتراض را به دولت متبوع خود ابلاغ خواهد كرد. رسانههاى جمعى ايران قبلًا در رياض اعلام كرده بودند كه عربستان علىرغم وعدههايى كه داده بود، جلوى تظاهرات سنتى برائت از مشركين را گرفته است.
خبرگزارى جمهورى اسلامى تأكيد كرده بود كه نيروهاى انتظامى سعودى در
مكه وضعى مشابه حكومت نظامى برقرار كرده تا جلوى اين تظاهرات را بگيرند.
در رياض مقامات سعودى هيچ واكنشى نسبت به اظهارات رسانههاى ايران نشان نداده و رسانههاى سعودى سكوت را در اين مورد پيش گرفتهاند.
تهران- خبرگزارى آلمان:
در پى ممانعت عربستان از برگزارى يك راهپيمايى ضد غربى كه براى روز پنجشنبه و در جريان مراسم سالانه حج مسلمانان در مكه برنامهريزى شده بود، دولت ايران به آن كشور اعتراض كرد.
به گفته خبرگزارى رسمى ايران «ايرنا»، على محمد بشارتى قائم مقام وزارت خارجه با احضار سفير عربستان اعتراض شديد تهران به اين عمل را به اطلاع وى رساند.
به گفته «ايرنا» نيروهاى امنيتى و پليس سعودى مانع از برگزارى راهپيمايى معروف «برائت از مشركين» توسط زائرين ايرانى شدند.
خبرگزارى فرانسه: تجمع حجاج ايرانى در مكه بعد از ظهر جمعه انجام مىشود
جده- خبرگزارى جمهورى اسلامى- 7/ 3/ 1372
«محمد جعفر» سركنسول ايران در جده اظهار داشت مقامات عربستان سعودى به حجاج ايرانى اجازه دادند در بعد از ظهر امروز (جمعه) در مكه تجمع كنند.
«محمد جعفر» خاطرنشان كرد تجمع در مقابل بعثه صورت خواهد گرفت.
خبرگزارى فرانسه: گردهمايى روز جمعه زائران شيعه ايرانى در مكه برگزار نشد
جده- خبرگزارى فرانسه- 8/ 3/ 1372
به گزارش خبرنگار خبرگزارى فرانسه، گردهمايى زائران شيعه ايرانى در مكه واقع در غرب عربستان، كه زمان برگزارى آن بعد از ظهر روز گذشته (جمعه) اعلام شده بود، برگزار نشد.
خبرنگار مذكور تصريح كرد تعدادى از زائران ايرانى كه تعداد آنان بر اساس آمار رسمى 116000 تن اعلام شده است، بيهوده سعى كردند يك راهپيمايى در مقابل مقر هيأت حج ايران در مكه ترتيب دهند، اما هيچ گردهمايى توسط آنان برگزار نشد.
محمد جعفر، سركنسول سفارت ايران در جده، پيش از اين اظهار داشت:
عربستان در پى ممنوع كردن تظاهراتى كه براى پنجشنبه پيشبينى شده بود، اجازه برگزارى يك گردهمايى در بعداز ظهر روز جمعه در مكه را براى زائران ايرانى صادر كرد.
به گفته مقام مذكور موافقت عربستان «فقط در مورد برگزارى يك گردهمايى» بوده است و برگزارى يك راهپيمايى در آن پيش بينى نشده بود.
بررسى خبرگزارى فرانسه درباره دورنماى عادى شدن روابط تهران و رياض
منامه- خبرگزارى فرانسه- 13/ 3/ 1372
روند عادى شدن روابط ميان عربستان سعودى و ايران كه با سفر اخير وزير امور خارجه اين كشور به رياض آغاز شده بود، روز چهارشنبه اين هفته بر اثر تجديد يك مشاجره ديرين بر سر برگزارى «تظاهرات برائت از مشركين» در مراسم حج در بوته آزمايش سختى قرار گرفت.
برگزارى اين تظاهرات روز پنجشنبه گذشته از سوى مقامات سعودى ممنوع اعلام شد؛ زيرا آنان معتقد بودند اين مراسم جنبه سياسى به خود مىگيرد بويژه اينكه مورد نظر چند تن از علماى سعودى بويژه شيخ عبدالعزيز بن باز بالاترين مقام مذهبى در عربستان سعودى و نيز اعضاى مجمع علما بالاترين مرجع مذهبى در اين كشور، با استناد به آيههاى قرآن توضيح دادند، تظاهرات مورد نظر ايران يك «بدعت بيگانه از اسلام» است.
آنان معتقدند مراسم حج بايد در امنيت و آرامش و به دور از غرضهاى سياسى
برگزار شود.
قابل ذكر است كه خبرگزارى رويتر از نيكوزيا نيز ضمن پخش خبر مشابهى به نقل از خبرگزارى جمهورى اسلامى نوشت: ايران مىگويد، پليس ضد شورش عربستان سعودى كه از حمايت زرهپوشهاى نظامى برخوردار بود، پنجشنبه محل استقرار هيأت ايرانى در مكه را محاصره كرده است.
گزارش خبرگزارى فرانسه درباره برگزارى مراسم برائت از مشركين در منى
تهران- خبرگزارى جمهورى اسلامى- 12/ 4/ 1372
خبرگزارى ايران (ايرنا) روز چهارشنبه اعلام كرد كه زائران ايرانى سهشنبه شب بالاخره موفق شدند تظاهرات ضد آمريكايى و ضد اسرائيلى را در مكه برگزار كنند و اين تظاهرات مقامات سعودى را غافلگير كرد. رياض روز پنجشنبه از برپايى اين تظاهرات ممانعت بعمل آورده بود.
«ايرنا» تأكيد كرد «دهها هزار زائر» ايرانى كه براى برپايى اجتماعى به منظور بزرگداشت چهارمين سالگرد ارتحال امام خمينى- ره- در مِنى واقع در نزديكى مكه مجوز گرفته بودند، در آخرين لحظات تصميم گرفتند اين اجتماع را به تظاهرات «برائت از مشركين» تبديل كنند.
تظاهر كنندگان در اين تظاهرات «نفرت خود را از دشمنان اسلام به رهبرى آمريكا؛ «شيطان بزرگ» فرياد زدند.
«ايرنا» با اعلام اين مطلب كه مقامات سعودى غافلگير شده بودند و اين امكان را نداشتند كه به موقع واكنشى نشان دهند، تصريح كرد: به محض انتشار خبر برپايى تظاهرات، تعداد قابل توجهى از نيروهاى ضد شورش سعودى در اطراف محل اجتماع ايرانيان در مِنى مستقر شدند.
آسوشيتدپرس نيز گزارشى به نقل از «ايرنا» در مورد برگزارى مراسم «برائت از مشركين» در مِنى مخابره كرده است.
بازتاب بيانيه وزارت امور خارجه ايران در فرانس پرس
تهران- خبرگزارى فرانسه- 8/ 3/ 1372
وزارت امور خارجه ايران امروز (شنبه) رسماً امتناع عربستان از صدور اجازه برگزارى تظاهرات بزرگ زائران ايرانى در مكه- كه قرار بود روز پنجشنبه برگزار شود- را محكوم كرد. وزارت امور خارجه ايران طى بيانيهاى كه در تهران انتشار يافت و مطبوعات ايران نيز آن را به چاپ رساندند، اظهار داشت كه «دولت عربستان زير فشار آمريكا تظاهرات زائران ايرانى را ممنوع كرد».
در اين بيانيه آمده است: «ايران امتناع مقامات عربستان در اين مورد را محكوم مىكند و متأسف است كه زائران امسال نتوانستند در نزديكى خانه خدا، نسلكشى مسلمانان بوسنى و هرزگوين توسط استكبار جهانى و جنايات صهيونيستها عليه فلسطينيها را تقبيح كنند».
رسانههاى گروهى رسمى ايران روز پنجشنبه اعلام كردند: رياض برخلاف وعدههاى خود برگزارى تظاهرات «برائت از مشركين» را كه هرسال توسط زائران ايرانى انجام مىشد، ممنوع اعلام كرد. قرار بود اين گردهمايى در مقابل مقر حجاج ايرانى كه به فاصله كمى از كعبه قرار دارد، انجام شود.
مقامات عربستان هنوز نسبت به اخبار مربوط به ممنوعيت تظاهرات مذكور واكنشى نشان ندادهاند.
روحانيت و همچنين رسانههاى گروهى ايران امتناع عربستان از صدور اجازه برگزارى تظاهرات «برائت از مشركين» توسط زائران ايرانى را تقبيح كردند.
عربستان با «اقدام خلاف اسلام!» در مكه مخالفت مىكند
رياض- خبرگزارى فرانسه- 8/ 3/ 1372
عربستان امروز (شنبه) در يك هشدار جديد خطاب به ايران، تصديق كرد كه مانع آن شده است كه زائران ايرانى روز پنجشنبه تظاهراتى در مكه انجام دهند و مجدداً اظهار داشت اين كشور اكيداً با هر عمل خلاف اسلام (!) در اماكن مقدسه مسلمانان مخالف است.
به گزارش خبرگزارى رسمى عربستان (سپا) يك سخنگوى رسمى اين كشور گفت:
«عربستان هرگز در اين مورد از خود تحمل و بردبارى نشان نخواهد داد و به هيچكس اجازه نخواهد داد مرتكب اعمال خلاف اسلام يا اعمالى كه به امنيت كشور صدمه مىزند، بشود».
اين نخستين واكنش عربستان نسبت به اظهارات تهران در مورد ممنوع اعلام شدن تظاهرات ايرانيان در مكه توسط مقامات عربستان است.
سخنگوى مذكور افزود: «دولت به شدت با هرگونه گردهمايى يا تظاهرات يا شعار دادن بويژه در ايام حج در مكه، كه صدها هزار مسلمان سرگرم انجام وظايف مذهبى خود هستند، مخالف است».
رسانههاى گروهى ايران گزارش دادند: رياض «بر خلاف وعدههاى خود» تظاهرات زائران ايرانى را كه قرار بود روز پنجشنبه در مكه انجام شود، ممنوع كرد و تهران نيز رسماً به رياض اعتراض نمود.
رويتر: ايران براى حج سال آينده تظاهرات سياسى در نظر گرفته است
نيكوزيا- خبرگزارى رويتر- 18/ 2/ 1372
ايران كه در طول مراسم حج ساليانه در مكه، با عربستان سعودى بر سر برگزارى راهپيماييهاى ضد آمريكايى آشكارا اختلاف پيدا كرد، روز جمعه گفت كه تظاهرات سياسى مشابهى را براى حج سال آينده در نظر گرفته است.
راديو تهران از آيةاللَّه على خامنهاى رهبر ايران نقل كرد: حج بدون مسائل
وحدت مسلمانان و بسيج كردن دنياى اسلام و افكار عمومى آن عليه كفر و استكبار جهانى حج كاملى نيست.
ايران با 115 هزار زائر يكى از بزرگترين گروهها را در مراسم حج كه به گفته مقامات سعودى يك آداب صرفاً معنوى و به دور از مسائل سياسى است، در ميان كشورهاى خارجى تشكيل مىداد.
پليس سعودى در تاريخ 27 مه محل استقرار حجاج ايرانى را در مكه تحت محاصره قرارداد و مانع از برگزارى يك راهپيمايى طرحريزى شده گرديد.
ايرانيان در حالى كه فريادهاى «مرگ بر آمريكا» سر داده بودند، در محوطه چادر خود در منى واقع در خارج از شهر مكه پس از خاتمه آداب اصلى حج دست به راهپيمايى زدند.
گزارش رويتر از مراسم حج
دوبى- خبرگزارى رويتر- 10/ 3/ 1372
حدود دو ميليون مسلمان روز يكشنبه در اوج مراسم سالانه حج در كوه عرفات اجتماع كردند، در حالى كه اغلب از جنگ لفظى بين ايران و خدام سعودى، مقدسترين اماكن اسلامى بىاطلاع بودند.
زائران گفتند كه اكثريت وسيعى از آنها ظاهراً هيچ چيز از جنگ لفظى كه پس از ممانعت عربستان سعودى محافظهكار از برگزارى اجتماع ضد غربى زائران ايرانى در روز پنجشنبه شروع شد، نمىدانند.
زائران گفتند: نيروهاى امنيتى سعودى روز پنجشنبه در عملياتى كه به قدرى دقيق اجرا شد كه كمتر كسى در مكه متوجه گشت ستاد حج ايران در حومه مكه را محاصره كردند تا از اين اجتماع جلوگيرى كنند.
اين موجب انتقاد شديد حكام شيعه ايران شد كه از زمان درگيريهاى خونين سال 1987 زائران ايرانى و نيروهاى امنيتى سعودى كه بيش از 400 كشته در مركز مكه در
جاى گذارد، بىسابقه بوده است.
على رغم اين برخوردهاى لفظى، 120 هزار زائر ايرانى آرام ماندهاند، اما راديو تهران گفت: دانشجويان دانشگاه تهران روز پنجشنبه با برگزارى تظاهراتى در محوطه دانشگاه، اين ممنوعيت سعودى را محكوم كردند و در بيانيهاى گفتند كه اين اقدام عربستان منجر به هيچ چيز مگر تشتت و اختلاف ميان مسلمانان نخواهد شد.
گزارش رويتر از رفع محاصره بعثه مقام معظم رهبرى در مكه مكرمه
نيكوزيا- خبرگزارى رويتر- 15/ 3/ 1372
ايران روز جمعه اعلام كرد پليس ضد شورش سعودى خودروهاى زرهى را كه در اطراف مقر نمايندگى ايران در مكه مستقر كرده بود، نيمه شب پنجشنبه عقب رانده است، اما اين منطقه كماكان تحت نظر قرار دارد.
ايران مىگويد كه محاصره ساختمان مقر نمايندگى بيش از اين در روز پنجشنبه و هنگامى كه سعوديها احتمال يك تظاهرات را مىدادند، آغاز شده بود.
«ايرنا» خبرگزارى رسمى ايران گفت كه محاصره اكنون پايان يافته، اما پليس سعودى همچنان با استفاده از دو دوربين تلويزيون مدار بسته منطقه را زير نظر دارد.
بازتاب نامه جوابيه رهبر معظم انقلاب اسلامى به حجةالاسلام رى شهرى در رويتر
نيكوزيا- خبرگزارى رويتر- 8/ 3/ 1372
آيةاللَّه على خامنهاى رهبر روحانى جمهورى اسلامى ايران امروز (شنبه) در نامهاى عربستان سعودى را به دليل جلوگيرى از برگزارى يك گردهمايى سياسى در جريان مراسم حج به شدت مورد حمله قرار داد و گفت: مسلمانان حق دارند عقايد خود را ابراز كنند.
خبرگزارى جمهورى اسلامى به نقل از نامه آيةاللَّه خامنهاى خطاب به محمد محمدى رىشهرى نماينده وى در مكه گفت: اين اقدام شديد غير مسؤولانه و فاقد منطق
دولت عربستان مايه شگفت و اسفناك است.
ايران گفت: پليس ضد شورش سعودى روز پنجشنبه با پشتيبانى خودروهاى زرهى و هلىكوپتر براى ممانعت از برگزارى تظاهرات برائت از مشركين به وسيله حجاج ايرانى به واقع وضعيت محاصره را در اطراف مقر حج ايران در مكه پديد آورد.
عربستان سعودى غالباً بر ضد هرج و مرج سياسى در مدت برگزارى مراسم حج كه روز شنبه با گردهمايى بيش از دو ميليون مسلمان از سراسر جهان در كوه عرفات به اوج خود رسيد هشدار داده است.
آيةاللَّه خامنهاى گفت: دولت سعودى حق ممنوع ساختن اين مراسم را كه نشان مشخص آن شعارهاى ضد آمريكايى و ضد اسرائيلى است، ندارد.
گزارش راديو آمريكا از پايان يافتن مراسم حج
بخش فارسى راديو آمريكا- ساعت 30/ 21- 11/ 3/ 1372
مراسم حج و زيارت زائران از مقدسترين اماكن اسلامى در اواخر هفته به پايان رسيد و هماكنون زائران مسلمان در جشنهاى 3 روزه بزرگداشت عيد قربان شركت دارند.
در سالهاى گذشته مراسم حج به سبب درگيريهاى خشونتبار نيروهاى انتظامى عربستان سعودى، با تظاهرات ضد آمريكايى زائران ايرانى مختل مىشد. تهران امسال نيز خواستار برپايى چنين تظاهراتى بود و دولت عربستان سعودى را به سبب عدم صدور اجازه برپايى تظاهرات به شدت تقبيح كرد.
عربستان سعودى مىگويد: ايران چنين حقى ندارد و رياض برپايى هرگونه تظاهرات سياسى در دوران حج را ممنوع اعلام كرده است. ايران در پى مراسم حج سال 1987 كه در آن راهپيمايىهاى ضد غرب در مكه منجر به شورشى شد كه در آن بيش از 400 زائر كه اكثراً ايرانى بودند در زد و خورد با نيروهاى امنيتى سعودى كشته شدند، شركت در مراسم حج را به مدت 3 سال تحريم كرد. شركت كنندگان در مناسك حج در
سالهاى اخير شاهد حوادث رقت انگيزى بودهاند. سه سال قبل به سبب فروريزى راه خروجى تونل در نزديكى حرم به علت وحشت زائران در حدود 1500 تن به قتل رسيدند. سال بعد به سبب سقوط هواپيماى حامل زائران نيجريهاى كه اندكى پس از برخاستن از فرودگاه جده روى داد بيش از 260 نفر جان خود را از دست دادند.
مراسم امسال بدون حادثه عمدهاى برگزار شد، امسال مباحث مورد نظر مسلمانان عمدتاً پيرامون مسائل مسلمانان در بوسنى و در سرزمينهاى اشغالى اسرائيل دور مىزد.
گزارش خبرگزارى ايتاليا از تفسير صداى جمهورى اسلامى ايران در مورد برائت از مشركين
رم- خبرگزارى جمهورى اسلامى- 12/ 3/ 1372
خبرگزارى ايتاليا روز چهارشنبه طى گزارشى، تفسير صداى جمهورى اسلامى ايران درباره تظاهرات مكه را منعكس كرد.
به گزارش خبرگزارى ايتاليا (انسا) تفسير صداى جمهورى اسلامى ايران در اين مورد خشنترين واكنش ايران عليه رياض در پى از سرگيرى روابط دو كشور تا كنون بوده است.
«انسا» با نقل اين مطلب از تفسير ياد شده، مبنى بر اين كه پادشاه عربستان دستنشانده استعمار است، مىافزايد: تظاهرات پيروان [امام خمينى- ره- در مراسم حج در واقع تظاهرات اصولگرايانى است كه شعارهاى خود را عملًا عليه اسرائيل و آمريكا متمركز كرده بودند.
بر پايه اين گزارش، سنىها و در رأس آنها رياض هميشه با اين تظاهرات مخالفت مىكنند.
گزارش راديو هلند از اوضاع شهر مكه
راديو هلند- ساعت 20- 7/ 2/ 1372
گزارشهاى رسيده از مكه حاكيست اماكن مقدس اين شهر ديشب وضعيت
متشنجى داشت كه تا حدود زيادى شبيه به حكومت نظامى بود. تعداد زيادى از افراد پليس عربستان اقدام به ايجاد موانع و استفاده از تانك و سلاحهاى واكنش سريع نمودند تا از برگزارى تظاهرات توسط حجاج ايرانى جلوگيرى كنند.
نيروهاى امنيتى بازرگانان را وادار كردند مغازهها را تعطيل كنند و ساكنين خانهها را نيز وادار به ماندن در خانههايشان نمودند. در اين حال چند هلىكوپتر براى نظارت بر عمل متفرق كردن تظاهركنندگان ايرانى در فضاى مكه به پرواز درآمدند.
دولت عربستان سعودى در رابطه با اين رويدادها اظهار نظر رسمى ننموده است، اما مقامات اين كشور تنها به اين نكته اشاره كردند كه دولت عربستان به حجاج ايرانى اجازه برگزارى تظاهرات ندادند؛ زيرا به نظر آنها اين تظاهرات با مناسك حج به عنوان يك فريضه مذهبى، منافات دارد.
قابل ذكر است تعداد ايرانيانى كه امسال مناسك حج را انجام مىدهند حدود 120 هزار نفر بالغ گرديده است و به موجب سنتهاى قديمى شيعيان ايران، حجاج ايرانى براى رسوايى كافران علاقمند به انجام اين تظاهرات هستند.
برگزارى اين تظاهرات توسط حجاج ايرانى اين فرصت را مىدهد تا مواضع سياسى خود را از جمله ستايش از جمهورى اسلامى ايران و سردادن شعارهايى عليه آمريكا و ديگر رژيمهاى اسلامى طرفدار آن ابراز دارند. از اين رو اين تظاهرات در پايان منجر به آشوبگرى دسته جمعى مىشود كه مستلزم دخالت نيروهاى امنيتى براى متوقف كردن آن با توسل به زور مىگردد.
در سال 1987 رويدادهاى مشابهى صورت گرفت كه منجر به بروز حوادث خونين شد و باعث قطع روابط ديپلماتيك بين عربستان سعودى و ايران گرديد.
ايرانيان پس از آن تاريخ به مدت سه سال پىدرپى نتوانستند مناسك حج را انجام دهند. پس از اينكه روابط ديپلماتيك ميان دو كشور از سر گرفته شد مقامات سعودى طى دو سال گذشته به حجاج ايرانى اجازه دادند تظاهرات سنتى خود را مشروط بر اينكه محل آن توسط مقامات امنيتى تعيين و زير نظر آنها باشد انجام دهند.
ناظران بيم آن دارند كه رويدادهاى ناشى از بحران فعلى تلاشهاى آشتى و نزديكى اخير دكتر ولايتى وزير امور خارجه ايران را با شكست مواجه سازد.
ولايتى ديروز سفر خود به كشورهاى خليج (فارس) را پايان داد و اعلام كرد ايران مايل است دوران تازهاى از روابط با اين كشور را آغاز كند.
اكنون اين سؤال مطرح مىباشد كه آيا رويدادهاى مكه باعث خواهد شد اين دوران آلوده شود؟
پس از استقرار نماينده ولىّ فقيه و سرپرست حجاج ايرانى در عربستان، در برخى از روزها و نيز در مناسبتهاى مختلف جمعهايى از زائران در محل بعثه مقام معظم رهبرى با ايشان ديدار مىكنند (امسال اين ديدارها در مدينه در فندقالدخيل و در مكه در ساختمان جُفالى انجام مىشد).
در اين ديدارها غالباً افزون بر سخنرانى ايشان و ارائه رهنمودها در جهت هر چه بهتر برگزار شدن مراسم حج و بهرهگيرى شايسته از معنويت اين ديار قدس، عالمان بزرگوارى نيز با سخنرانى زائران را به وظايف اسلامى، معنوى و انقلابى آشنا مىسازند. گزارشهاى كوتاهى از اين ديدارها را در اينجا مىآوريم:
درست يك هفته پس از آغاز اولين پرواز زائران خانه خدا، حضرت حجةالاسلام والمسلمين رىشهرى، نماينده مقام معظم رهبرى و سرپرست حجاج ايرانى همراه با تنى چند از شخصيتهاى دينى و سياسى كشورمان وارد شهر رسولاللَّه- ص-؛ مدينه منوره شدند. در جريان ورود ايشان به فرودگاه مدينه منوره، تعدادى از مسؤولان بعثه به همراه گروهى از مهمانان، در فرودگاه از ايشان استقبال
كردند. از طرف ديگر، تعداد زيادى از كاروانهاى حجاج از حدود ساعت 9 بامداد در كنار ساختمان بعثه براى استقبال ازايشان اجتماع كرده بودند. اما متأسفانه به دليل سختگيرى مسؤولان عربستان در جريان ورود ايشان، حضور نماينده مقام معظم رهبرى در ميان مردم با تأخير، در ساعت 30/ 11 صورت گرفت؛ اين سختگيرى براى بازرسى اثاثيه ايشان و همراهان بود، زمانى كه علىرغم موافقت با عدم بازرسى مجدداً تصميم به بازرسى گرفتند، ايشان تهديد كردند كه در اين صورت به ايران باز خواهند گشت؛ و آنها از بازرسى خوددارى كردند.
زائران علىرغم تحمل نزديك به دو ساعت هواى گرم، با شور و شعف و شعارهايى نظير «صل على محمد، يار امام خوش آمد» از ايشان استقبال كردند. در مراسم كوتاهى كه در فاصله ساعت 35/ 11 تا ساعت 12 برقرار بود، پس از تلاوت آياتى از كلاماللَّه مجيد، حجةالاسلام والمسلمين رىشهرى براى حاضران سخنرانى كردند.
ايشان در بخشى از سخنان خود فرمودند: شما زائران در سرزمين وحى، سرزمين پيامبر خدا، سرزمين تاريخ اسلام، محل شهادتها، جنگها، مقاومتها، پيروزيها و سرزمينى كه بر اساس روايات متواتر، بقيةاللَّهاعظم روحى له الفدا از اينجا قيام خود را آغاز خواهد كرد، گردآمدهايد، سپس حجاج را به رعايت تقوا و پرهيزكارى دعوت كرده و گفتند:
شما زائران در برابر رسولخدا ص- و ائمه هدى- عليهمالسلام- هستيد و آنها ناظر اعمال شما هستند، مواظب و مراقب باشيد كه روح مطهر رسولاللَّه- ص- از ما نرنجد.
نماينده مقام معظم رهبرى خطاب به زائران خانه خدا گفتند:
تكليف بزرگى بر گردن شماست، نبايد كارى كنيد كه حرمت زائر ايرانى زير سؤال برود. ما بايد عزت اسلام را محفوظ و جمهورى اسلامى را سربلند نگهداريم و تك تك ما در نمازهاى جماعتى كه برادران اهل سنت بر پا مىدارند. حضور پيدا كنيم و تمام اعمال ما بر اساس وحدت و اخوّت باشد و بايد بدانيم كارهايى كه سبب تفرقه باشد
حرام است.
ايشان با توصيه زائران ايرانى به رعايت نظم و انضباط و نزاكت، اظهار اميدوارى كردند كه سفر حجاج خانه خدا، مبارك و از نظر خودسازى و تكامل معنوى پربار باشد.
(تصوير شماره 9)
حجةالاسلام والمسلمين محمّدى رىشهرى نماينده ولى فقيه و سرپرست حجاج ايرانى در سوّمين روز ورود به مدينه منوّره بخشهاى مختلف ستاد حج را مورد بازديد قرار داد.
در جريان اين بازديد مسؤولان هر بخش در ستاد حج مدينه منوّره گزارشى از فعاليتهاى انجام شده را در جهت تأمين رفاه و آسايش زائران بيتاللَّهالحرام ارائه كردند سپس نماينده ولى فقيه به هنگام بازديد از ستاد حج رهنمودهايى را به مسؤولان اين ستاد ارائه فرمودند، و پس از بازديد در گفتگويى كوتاه ضمن ابراز رضايت از اقدامات ستاد اظهار داشتند:
كارهاى ستاد حج امسال نسبت به سال گذشته خيلى بهتر شده است؛ بخصوص در زمينه تهيه مسكن زائران بيتاللَّهالحرام در مدينه منوّره امسال خيلى بهتر از سال گذشته تلاش شده است. بطورى كه در رابطه با مسكن و تداركات، ما امسال هيچگونه مشكلى نداريم.
در جريان اين بازديد رئيس سازمان حج و زيارت و سفير جمهورى اسلامى ايران در عربستان نيز حضور داشتند.
نماينده ولى فقيه با حضور در جمع كاركنان هيأت پزشكى حج جمهورى اسلامى ايران در بيمارستان مجهز ايرانيان، از نزديك كيفيت اجراى امور در اين مركز را مورد رسيدگى قرارداد. در اين بازديد كه بيش از سه ساعت بطول انجاميد حجةالاسلام
والمسلمين رىشهرى موفّقيت آنان را در ارائه هر چه بيشتر و بهتر فعاليتهاى خدمات رسانى به حجاج بيتاللَّه الحرام آرزو كرد، و حسن عمل و برخورد مناسب اعضاى هيأت پزشكى با بيماران؛ بويژه بيماران خارجى را قابل تقدير خواند. (تصوير شماره 10)
نمايندگان هيأت پزشكى به سرپرستى آقاى دكتر صدر در روز سه شنبه 21/ 2/ 72 به حضور نماينده محترم ولى فقيه و سرپرست حجاج ايرانى رسيدند. ابتدا دكتر صدر ضمن خير مقدم گزارش مبسوطى را به استحضار رساندند. ايشان در بخشى از گزارش خود اظهار داشتند: امسال 146 پزشك در قالب تخصص قلب، داخلى، جراحى (عمومى، استخوان، گوش، حلق، بينى و ...) در اين هيأت خدمت مىكنند كه حدود 60 نفر آنها در مدينه مستقر هستند و تاكنون حدود 900 مراجعه كننده داشتهاند كه 148 نفر آنها در بيمارستان بسترى شدهاند، و الحمدللَّه تعداد مراجعات در مقايسه با زمان مشابه سال گذشته بسيار كمتر است. ايشان در ادامه سخنانشان خاطرنشان كردند كه:
زايمان تا حال حاضر نداشتهايم، همچنين فوتى وجود نداشته است. 56 عمل جراحى انجام شده كه در يك مورد، شخصى با سرطان پيشرفته عمل جراحى شده است. آقاى صدر با پاسخ به اين سئوال كه اين شخص چطور اجازه ورود پيدا كرده اظهار داشتند: با انجام يكسرى معاينات معلوم شد با زدن مُهر يكى از خويشاوندان اين كار انجام شده است.
سپس حجةالاسلام والمسلمين رىشهرى نماينده محترم ولى فقيه و سرپرست حجاج ايرانى از زحمات پزشكان متعهد بخصوص آقاى دكتر صدر كه سه سال متوالى توفيق حضور داشته و در كار خود موفّق بوده تشكر كردند و براى سلامتى و موفقيت اين گروه دعا كردند. (تصوير شماره 11)
صدها تن از زائران بيتاللَّه الحرام كه در مدينه منوّره بسر مىبردند، عصر روز سه شنبه 21/ 2/ 72 در محل بعثه مقام معظم رهبرى با حجةالاسلام والمسلمين محمّدى رىشهرى نماينده ولى فقيه و سرپرست حجاج ايرانى ديدار كردند.
در اين ديدار كه با تلاوت آياتى چند از كلاماللَّه مجيد آغاز شد يكى از مداحان اهل بيت عصمت و طهارت- ع- در مناقب و عظمت رسول گرامى اسلام و ائمه معصومين- عليهمالسلام- به مداحى پرداخت و سپس آيتاللَّه امينى نايب رئيس محترم مجلس خبرگان سخنانى را ايراد كرد. وى در سخنان خود به موقعيت حساس و ممتاز زائران ايرانى اشاره كرد و خطاب به آنان گفت:
شما سفيران اسلام و انقلاب هستيد لذا رفتار و اعمال شما بايد زيبنده ملت بزرگ و مسلمان ايران و نظام جمهورى اسلامى باشد.
آيتاللَّه امينى در اين زمينه علاقه عميق مسلمانان جهان به انقلاب اسلامى ايران را دليلى بر ضرورت توجّه جدّى زائران به ارائه شخصيّتى نمونه و برجسته از خود، توصيف كرد و گفت:
انقلاب ايران، انقلابى اسلامى است و نظام سياسى تشيع بر ايران حاكم است، لذا اين مسؤوليت سنگينى را متوجه زائران مىنمايد كه با اعمال شايسته و برازنده اسلام ناب محمّدى موجب خوشبينى روز افزون مسلمانان به شيعيان و مكتب پرافتخار تشيّع شوند.
آيتاللَّه امينى در پايان سخنانش، بر لزوم مشاركت فعال و گسترده حجاج ايرانى در مراسم نمازهاى جماعت تأكيد كرد و از آنان خواست تا با حضور معنوى و روحانى خود در مسجدالنبى از فرصتهاى بدست آمده براى تقرّب الهى و جلب رضايت پيامبر گرامى اسلام و ائمه معصومين- عليهمالسلام- استفاده كنند. (تصوير شماره 12)
كاروانهايى متشكل از شهرهاى همدان، شيراز، لرستان و بوشهر بعد از ظهر روز
چهارشنبه 22/ 2/ 71 با حضور در بعثه مقام معظم رهبرى در مدينه منوّره با حجتالاسلام والمسلمين رىشهرى ديدار كردند.
در اين ديدار ابتدا آياتى از كلاماللَّه مجيد توسط يك قارى نمونه از ايران تلاوت شد، آنگاه چند تن از مداحان اهلبيت عصمت و طهارت به ذكر مصيبت و مداحى پرداختند و سپس آيةاللَّه مظاهرى درباره جايگاه رفيع نماز و عظمت شخصيت نبىاكرم ص- سخنان مبسوطى ايراد كرد، آيتاللَّه مظاهرى در آغاز سخنان خود ضمن تأكيد بر اهميت اقامه نماز؛ بويژه اقامه نماز جماعت خطاب به حاضران گفت:
زائرين عزيز ايرانى بايد با رفتار و كردار خود و نيز با حضور به موقع و مستمر در نمازهاى جماعت در مسجدالنبى و مسجدالحرام باعث آبرو و عزّت بيشتر مسلمانان ايرانى و وحدت مسلمين شوند. وى سپس به زائرين ايرانى توصيه كرد كه با دقت بيشترى به رفتارهاى خود توجه داشته باشند و اين نكته مهم را بخاطر بسپارند كه جمع شدن خطاها و گناههاى كوچك باعث تباهى حج آنان مىشود.
گروه زيادى از جانبازان انقلاب اسلامى و جنگ تحميلى كه براى انجام مناسك حج به مدينه منوّره اعزام شدهاند، عصر روز 5 شنبه 23/ 2/ 72 در محل بعثه مقام معظم رهبرى با حجةالاسلام والمسلمين محمّدى رىشهرى ديدار كردند در اين ديدار پس از تلاوت آياتى از كلاماللَّه مجيد، گروه تواشيح بقيع متشكل از قاريان برجسته جانباز به اجراى برنامه همخوانى پرداختند. سپس آيتاللَّه مصباح يزدى از مدرسين حوزه علميه قم پيرامون اهميّت مراسم حج در هدايت انسانها سخنان مبسوطى را ايراد كردند. آيتاللَّه مصباح يزدى در بخشى از سخنان خود با استناد به آيات شريفه قرآن مجيد به بىاعتبارى دنيا و لزوم پرداختن به بعد معنوى آن از طريق زنده كردن دلهاى انسانها اشاره كرد و افزود:
خداوند متعال، قرآن و پيامبر اسلام را براى آن بر ما فرستاد كه دلهاى مرده انسانها را زنده كند و آنها را با زندگى حقيقى و انسانى آشنا سازد. وى همچنين به بيان ارزشهاى بزرگ جانبازان پرداخت و آنان را به استفاده از فرصتهاى بدست آمده در جهت اعتلاى هر چه بيشتر روح و روان خود توصيه كرد.
در پايان اين ديدار نماينده ولى فقيه و سرپرست حجاج ايرانى طى سخنانى مقدم جانبازان را گرامى داشت و توجه آنان را به جايگاه رفيع جانبازان نزد رسول گرامى اسلام- ص- جلب كرد وى خطاب به جانبازان گفت:
شما هنگامى كه احرام مىبنديد، نزد رسول گرامى خدا سرفراز هستيد؛ زيرا نشانههاى صداقت و ايمان را كه همان ايثار اعضاى بدنتان است، به همراه داريد، لذا بايد ارزش جايگاه و موقعيت بلند خود را بدانيد.
نماينده مقام معظم رهبرى در پايان سخنانش ضمن آرزوى حجى مقبول براى جانبازان، آنان را به دعا براى پيروزى اسلام و مسلمين سفارش كرد. (تصوير شماره 13)
براساس شيوه سودمند و هدايتگرانه همه ساله، امسال نيز بعثههايى از سوى حضرات آيات عظام گلپايگانى، اراكى، سبزوارى و سيستانى در ايام حج در مدينه و مكه مستقر بودند. در اين بعثهها به امور دينى زائران رسيدگى و به سؤالها و مشكلات فقهى آنان پاسخ داده مىشود.
نمايندگان مراجع عظام در بعثههاى ياد شده در مدينه منوره و مكه مكرمه در محل بعثه مقام معظم رهبرى با نماينده ولى فقيه و سرپرست زائران ايرانى حضرت حجةالاسلام والمسلمين آقاى محمّدى رىشهرى ديدار كردند. در اين ديدارها درباره مسائل مختلف حج و چگونگى رسيدگى به مشكلات فقهى زائران بحث و گفتگو بعمل آمد. پس از ديدار نمايندگان مراجع با نماينده ولى فقيه و سرپرست زائران ايرانى، ايشان نيز درمحلّ استقراربعثههاى يادشدهحضوريافته و با نمايندگان مراجع عظام ديدار كردند.
گروهى ديگر از زائران خراسانى، يزدى و خوزستانى در بعثه مقام معظم رهبرى در مدينه منوّره در روز جمعه 24/ 2/ 72 با حجةالاسلام والمسلمين رىشهرى نماينده مقام معظم رهبرى و سرپرست حجاج ايرانى ديدار كردند.
در اين ديدار ابتدا پس از تلاوت آياتى از كلاماللَّه مجيد و مداحى اهل بيت عصمت و طهارت، حجةالاسلام والمسلمين خوشوقت طى سخنانى خطاب به زوّار حرم نبوى- ص- گفت:
پيامبر اسلام و ائمه معصومين در زندگى خود مشكلات و مصائب زيادى را تحمّل كردند، تا انسان مطيع فرمان الهى باشد.
ايشان در اين مورد افزود: بهترين ارمغانى كه مىتوانيم از سفر روحانى حج كسب كنيم و با خود به وطن ببريم، اين است كه در طول زندگى، اطاعت از فرمان خدا داشته باشيم.
اعضاى بعثه مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق به همراه جمعى از زائران عراقى در روز شنبه 25/ 2/ 72 با نماينده مقام معظم رهبرى ديدار نمودند.
آغازگر اين ديدار تلاوت آياتى از كلاماللَّه مجيد بود. سپس معاونت محترم امور بينالملل بعثه از فعاليتهاى برادران عراقى و همكارى آنها با بعثه مقام معظم رهبرى و شركت در جلسات و كنفرانسها و اماكن ديگر تشكر نمود آنگاه مسؤول بعثه مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق، از جمهورى اسلامى ايران و ولى امر مسلمين و نماينده محترم مقام معظم رهبرى به جهت فراهم آوردن امكان حضور بعثه عراق تشكر نمود و ضمن تجديد بيعت با مقام معظم رهبرى آمادگى مجلس اعلا و كاروان عراقيان را براى همكارى با بعثه اعلام نمود.
پس آنگاه حجةالاسلام والمسلمين رىشهرى ضمن تشكر و قدردانى از مجاهدان و فضلا و حجاج عراقى، براى آنان آرزوى حجى مقبول كردند و در بخشى از سخنان خود گفتند:
مظلوميت مردم عراق حتى در بين دوستداران اهل بيت كمرنگ شده، بايد علل و عوامل اين امر بررسى شود در شرايط كنونى با فشارى كه بر مردم عراق از سوى فرعون عراق وارد مىشود و بخش عظيمى از آنها آوارهاند و زير شكنجه اين جلّاد در زندانها و در شرايط بسيار ناگوار به سر مى برند.
مىبايست در حج و در مظان استجاب دعا، براى نجات اين ملت مظلوم دعا نمود. وى افزود: با سياستهايى كه آمريكا در حال اجرا كردن آن است صدام را عاملى براى اجراى سياستهاى خود بكار گرفته و مانع از اين مىشود كه مردم عراق سرنوشت خود را بدست گيرند.
آقاى عبدالوهاب احمد عبدالواسع وزير عربستان سعودى و هيأت همراه ظهر روز پنجشنبه بيست و سوّم ارديبهشت ماه با حضور در محل بعثه مقام معظم رهبرى در مدينه منوّره با حجةالاسلام والمسلمين محمّدى رىشهرى نماينده مقام معظم رهبرى و سرپرست حجاج ايرانى ديدار و گفتگو كرد.
در اين ديدار حجةالاسلام والمسلمين رىشهرى ضمن تشكر از حضور وزير حج عربستان سعودى و هيأت همراه در بعثه مقام معظم رهبرى، تأكيد كردند كه مراسم برائت از مشركين همانطور كه در سالهاى گذشته بر اساس مبانى فقهى و رهنمودهاى مقام معظم رهبرى برگزار گرديده امسال نيز برگزار خواهد شد.
نماينده مقام معظم رهبرى و سرپرست حجاج ايرانى اظهار اميدوارى كردند، با مساعدت و همكارى مقامات مسؤول عربستان سعودى مراسم برائت از مشركين با آرامش و به نحو مطلوب انجام خواهد شد. (تصوير شماره 14)
در روز شنبه 25/ 2/ 72 گروهى از زائران با نماينده ولى فقيه ديدار كردند در
اين ديدار حجةالاسلام والمسلمين مقتدايى سخنرانى كرده در بخشى از سخنان خود اظهار داشتند:
سفر حج يك سفر استثنايى است و انسان بايد از اين سفر معنوى و پربار به نحو احسن استفاده كند.
وى افزود: زائران ايرانى نمايندگان و سفيران جمهورى اسلامى ايران هستند، حجاج بايد در اين كنگره عظيم جهانى با رفتار خود نداى انقلاب اسلامى را به گوش جهانيان برسانند و ضمن ارتباط نزديك با زائران ملتهاى مختلف دست برادرى و اتحاد بسوى آنان دراز كنند؛ زيرا اين اتحاد پشت دشمنان اسلام را خواهد شكست.
ناطق در پايان از زائران خانه خدا خواست همچون سالهاى قبل حضور پرصلابت خود را در مراسم برائت از مشركين كه در مكّه مكرمه برگزار مىشود داشته باشند.
در مجمع ديدار كاروانهايى از شهرهاى نيشابور، خراسان، و تهران در روز يكشنبه 26/ 2/ 72 با حجةالاسلام والمسلمين محمّدى رىشهرى پس از تلاوت آياتى از كلاماللَّه مجيد و مداحى اهل بيت، حجةالاسلام والمسلمين باريكبين، امام جمعه قزوين طى سخنانى با اشاره به حديث نبوى «الا ان فى ايام دهركم نفحات الافتعرضو لها» به لزوم استفاده از فرصتهاى طلايى كه براى انسان يا جامعه پيش مىآيد؛ بويژه براى حجاج، مطالب مبسوطى را بيان داشتند.
در ديدار گروهى از زائران با نماينده ولى فقيه، حجةالاسلام والمسلمين سيدعلى غيورى نماينده محترم مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى سخنرانى كردند و در بخشى از آن گفتند:
زائران را به بهرهگيرى هر چه بيشتر از فرصت به دست آمده از حضور در سرزمين وحى فراخواند. ايشان در بخشى از سخنان خود اظهار داشت:
فرصتها را غنيمت بشماريد. لحظهها در اين جا آن قدر باارزشند كه با هيچ چيز
در اين عالم قابل مقايسه نيستند.
حجةالاسلام والمسلمين محمّدى رىشهرى نماينده مقام معظم رهبرى و سرپرست حجاج ايرانى سحرگاه روز سه شنبه 28/ 2/ 72 وارد مكه مكرّمه شد. ايشان پس از انجام مراسم عمره تمتع در محل بعثه مقام معظم رهبرى، واقع در ميدان معابده در سه كيلومترى بيتاللَّه الحرام مستقر گرديدند.
جمعى ديگر از زائران بيتاللَّه الحرام از شهرهاى تهران، قم، يزد و قزوين با حجةالاسلام والمسلمين رىشهرى نماينده ولى فقيه و سرپرست حجاج ايرانى ديدار كردند.
اين ديدار كه در تاريخ 5/ 3/ 72 همزمان با برگزارى مراسم سالروز فاجعه خونين مكه مكرمه، انجام شد، پس از تلاوت آياتى از كلاماللَّه مجيد، يكى از مداحان اهل بيت- ع- به نوحه خوانى پرداخت.
سپس آيةاللَّه مقتدايى طى سخنانى به بيان ويژگيهاى حج پرداخت و گفت:
حج از ابعاد گوناگون برخوردار است. هم جنبه عبادى دارد و هم جنبه مالى، هم مانند نماز فعل دارد و هم مانند روزه ترك فعل. عنصر حج؛ اعمال ظاهرى آن است و روح حج؛ توجه به خداست. در حج هم مانند نماز، آن مقدار كه با توجه به خدا همراه است، مورد قبول واقع مىشود. كسى كه در حج، خدا را مىبيند نه خانه را، به روح حج رسيده است. كسى كه در سعى به عشق خدا قدم برمىدارد، در انتظار است كه ببيند آيا خدا او را پذيرفته است يا خير؟ در رمى جمرات، مبارزه با دشمنِ خدا را مىبيند، رمى جمرات يعنى مبارزه با نفس اماره و هر چه انسان را از خدا باز مىدارد.
ذبح؛ يعنى فداى تمام هستى در راه خدا، حلق هم نشانه تسليم است و اين كه بايد
در راه خدا سر بدهيم.
آيةاللَّه مقتدايى سپس با ذكر لزوم الگو قرار دادن پيامبر ص-، گفت:
خداوند به پيامبر ص- و مؤمنين دستور مىدهد كه حضرت ابراهيم و اصحابش را در انجام يك برائت تاريخى الگو سازند و اين دشمنى بين مسلمانان و كفار تا زمانى كه كافران ايمان بياورند، ادامه دارد و هميشه باقى است.
آيةاللَّه مقتدايى در پايان ضمن اشاره به كلام امام امت- ره- در احياى مراسم برائت، آن را مايه ترس دشمنان اسلام دانست و از همگان خواست كه در اين مراسم الهى شركت كنند. وى از شهداى فاجعه خونين مكه مكرمه تجليل كرد.
اين مراسم با مداحى مداحان اهل بيت- ع- و عزادارى براى شهداى فاجعه حج 66 پايان يافت.
در ديدار رئيس سازمان حج و زيارت و مسؤولان طرح ذبح، با نماينده مقام معظم رهبرى ابتدا از چگونگى اجراى طرح قربانى گزارشى ارائه و سپس درباره پارهاى از مشكلات اجراى اين طرح گفتگو و چارهانديشى شد. در اين ديدار آقاى رضايى ضمن تقدير از دست اندركاران طرح ذبح گفتند:
مسؤولين اين طرح استقامت شايان تقديرى از خود نشان دادند.
سپس آقاى مهندس مظاهرى اظهار داشت:
از ساعت 6 صبح تا 7 بعد از ظهر قربانگاه آماده بود، ما در مجموع 3 ساعت براى استراحت و اوقات تلف شده در نظر گرفتيم و ظرفيت 10 ساعت را در هر ساعت 1500 قربانى برآورد داشتيم، و با وجود اينكه تأكيد شده بود كه سهميه را مىتوانيد براى وقوف اضطرارى كنندگان در نظر بگيريد تا ليستها برسد، امّا عملًا ليستها به موقع نرسيد. البته بعضى از كاروانها بسيار خوب عمل كردند و سرانجام تا ساعت 2 بعدازظهر 2200 قربانى انجام شد و از ساعت 2 تا 6 بعد از ظهر 7300 قربانى ذبح شد و 2150 تاى آن به تأخير افتاد و به روز بعد موكول شد. و روز بعد بلافاصله اقدام نموديم
و حتى 1200 قربانى خارج از برنامه قربانى شد.
ايشان ضمن بيان مشكلات اين طرح از حاضرين خصوصاً از آقايان حضرات آيات شوراى محترم استفتا براى حل اين مشكل چاره انديشى كردند در پايان حجةالاسلام والمسلمين محمّدى رىشهرى نماينده ولى فقيه و سرپرست حجاج ايرانى با طرح سؤالاتى از مسؤولان طرح، و شنيدن پاسخهاى آن، رهنمودهاى لازم را ارائه فرمودند:
گروهى ديگر از زائران بيتاللَّه الحرام در روز سه شنبه 4/ 3/ 72 با حجةالاسلام والمسلمين رىشهرى نماينده مقام معظم رهبرى و سرپرست حجاج ايرانى ديدار كردند.
در اين ديدار پس از تلاوت آياتى از كلاماللَّه مجيد و مداحى اهل بيت عصمت و طهارت، حجةالاسلام شيخ حسين انصاريان به ايراد سخن پرداخت. وى ضمن بيان اين مطلب كه سرزمين مكه، مقدسترين، پربركتترين و با معنويتترين مكانها و محل نزول وحى الهى بوده است و نزول ملائكه در آن تا روز قيامت نيز قطع نمىشود، گفت:
حركت انسان در اين سرزمين عبادت است و نظر كردن به كعبه، حسنات زيادى دارد و باعث آمرزش انسان است و ارزش نماز خواندن در آنجا از همه دنيا بيشتر است.
وى با اشاره به اين مطلب كه سفر حج، مقدمهاى براى دست يافتن به ايمان واقعى است، گفت:
قبل از اين سفر، هر كسى بايد سه سفر ديگر را انجام داده باشد كه عبارتند از: سفر از «مال حرام»، سفر از «حال حرام» و سفر از «قال حرام».
حجةالاسلام انصاريان در پايان گفت:
اين سه سفر در واقع سه برائت محسوب مىشود كه از آنها بالاتر، برائت از مشركين است. اين مسأله را سبك نگيريد، چون حكم، حكم الهى است.
اين ديدار با دعا و مداحى توسط مداحان اهل بيت عصمت و طهارت- عليهمالسلام- به پايان رسيد.
جمعى ديگر از زائران تهرانى در روز 3/ 3/ 72 با نماينده ولى فقيه و سرپرست حجاج ايرانى ديدار كردند.
اين ديدار كه همزمان با سالروز آزادى خرمشهر، سوّم خرداد ماه صورت پذيرفت جمعى از جانبازان، آزادگان و خانواده شهدا نيز حضور داشتند.
ابتدا آياتى از كلاماللَّه مجيد تلاوت شد، سپس حجةالاسلام والمسلمين رىشهرى به ايراد سخنرانى پرداخت. ايشان ضمن تشكر از حاضران و اشاره به سالروز آزادى خرمشهر، گفتند:
ما امروز در اين جا جمع شدهايم تا خاطره عزيزان دلاورى كه حماسه فتح خرمشهر را آفريدند، گرامى بداريم؛ زيرا اين پيروزى عظيم، نقطه عطفى در جنگ تحميلى به وجود آورد و سمبل مقاومت مردم ايران و پيروزى خون بر شمشير بود. اما به نظر من در چنين روزهايى، هر چند كه تجليل از شهدا و دعا براى آنان واجب است اما اين كار كافى نيست بايد ببينيم چه درسى از مقاومت اين عزيزان مىتوانيم بگيريم؟
حجةالاسلام والمسلمين رىشهرى در بخش ديگرى از سخنانشان افزودند:
رمز مقاومت رزمندگان ما، كثرت عِدّه و عُدّه نبود و در حال حاضر هم رمز مقابله با دشمنان، داشتن عده و عده نيست. هر چند قرآن مىفرمايد: «واعِدّوا لَهُمْ مااستطعتم من قوّة» اما اين رمز پيروزى نيست. ما هر چه تجهيزاتمان را افزايش دهيم، قطعاً در اين زمينه به پاى دشمن نخواهيم رسيد. اينها رمز مقاومت نيستند. رمز مقاومت همان است كه رزمندگان در هنگام فتح خرمشهر داشتند، يعنى ايمان و وحدت. رمز پيروزى، يكدل بودن است و به همين دليل، گاهى عدهاى اندك بر عدهاى كثير پيروز مىشوند. ما اگر بخواهيم در مقابل توطئههاى استكبار بايستيم، راهى جز اين نداريم كه با استفاده از معنويات، خودمان را تجهيز كنيم. ايشان در ادامه به اين نكته اشاره كرد كه در صدر اسلام
هم پيامبر گرامى اسلام به تجهيز قواى معنوى توصيه مىكردند و بعد از جنگها خطاب به رزمندگان مىفرمودند: آفرين بر شما كه جهاد اصغر را به جاى آورديد و بايد خود را براى جهاد اكبر يعنى جهاد با نفس آماده كنيد.
نماينده ولى فقيه در پايان خطاب به رزمندگان گفت:
شما عزيزان كه براى زيارت خانه خدا آمدهايد، فرصت بيشترى داريد و روزهاى عرفات بهترين روزها براى شروع جهاد اكبر است.
اول ذىالحجه سال جارى، طبق سنت هر ساله، داخل خانه خدا با مراسم باشكوهى غبار روبى و شستشو داده شد.
در اين مراسم پس از اداى نماز صبح چند هزار نفر از نيروهاى نظامى عربستان سعودى با لباسهاى پلنگى بتدريج وارد مسجدالحرام شدند و با ايجاد حلقهاى به دور خانه خدا، در همان حال كه زائران در حال طواف بودند، اندك اندك اين حلقه را گسترش داده و سطح لازم را براى حضور شخصيتهاى مذهبى و سياسى كشورهاى اسلامى جهت غبار روبى و شستشوى خانه خدا فراهم آوردند.
دهها نفر از شخصيتهاى مذهبى و سياسى از فرصت بدست آمده استفاده كردند و به طواف خانه خدا و بوسيدن و استلام «حجرالأسود» پرداختند. سپس از پلكان مخصوص بالا رفته و وارد خانه خدا شده و در شستشوى مقدسترين مكان جهان مشاركت كردند.
در اين شستشوى سراسر معنوى و روحانى، حجةالاسلام والمسلمين محمّدى رىشهرى نماينده مقام معظم رهبرى و سرپرست حجاج ايرانى به همراه، رضايى سرپرست سازمان حج و زيارت و تنى چند از شخصيتهاى مذهبى و سياسى كشور شركت داشتند.
شايان ذكر است همزمان با گشوده شدن در خانه خدا فرياد اللَّه اكبر هزاران هزار مسلمان زائر به آسمان بلند شد و جلوهاى توصيف ناشدنى به مسجدالحرام بخشيد. پس آنگاه زمزمه مناجات عاشقان، فضاى نورانى حرم را عطرآگين كرد كه گويى جلوهاى از نور حق رخ نموده است.
از نكات قابل توجه اين مراسم آن بود كه برخلاف سال گذشته، نيروهاى نظامى بدون كفش و سلاح در مسجدالحرام حضور داشتند و به نظر مىرسيد تذكرات كشورهاى اسلامى بويژه جمهورى اسلامى ايران در اين مورد راهگشا بوده است.
(تصوير شماره 15)
جمعى از علما و اساتيد اهل سنت و اعضاى واحد اهل سنت بعثه مقام معظم رهبرى در روز شنبه 1/ 3/ 72 با حجةالاسلام والمسلمين محمّدى رىشهرى ديدار كردند.
در اين ديدار ابتدا حجةالاسلام والمسلمين ربانى از فعاليتهاى واحد اهل سنت گزارشى را ارائه كرد. سپس آقاى مولوى اسحاق مدنى ضمن آرزوى طول عمر براى مقام معظم رهبرى اظهار داشت:
خوشبختانه امسال اين واحد از مزاياى بيشترى برخودار بوده. علماى مشهور اهل سنت ايران مهمان اين واحد بوده و در مجموع از جهت كيفيت خدمات چشمگيرى ارائه شده و حضور حجاج اهل سنت در بعثه و فعاليتهاى ديگر اين واحد در رفع تهمت از ايران به بىاعتنايى به اهل سنت، بسيار مؤثر بوده است.
سپس حجةالاسلام والمسلمين رىشهرى نماينده مقام معظم رهبرى و سرپرست حجاج ايرانى طى سخنانى از حضور علما و انديشمندان در بعثه مقام معظم رهبرى تشكر كرد.
در شرايط كنونى جهان، دشمنان اسلام به شيوههاى مختلف بر عليه اسلام و قرآن اقدام مىنمايند، تهاجم فرهنگى؛ چون ماجراى سلمان رشدى و حمايت استكبار از آن،
از اين حملات است، ملاقات سلمان رشدى با نخست وزير انگلستان اهانت به يك ميليارد مسلمان از هر مذهبى و اعلام جنگ با اسلام و قرآن است، فجايع استكبار در بوسنى از طريق صربها ترويج فساد در مناطق مختلف جهان اسلام، از توطئههاى ديگر بر عليه جهان اسلام است.
حجةالاسلام والمسلمين رىشهرى با اشاره به تلاش عوامل استكبار براى ترويج فساد در بين مسلمانان افزود:
ما بايد در اين زمينه، از موسم حج استفاده كرده و به ساير برادران مسلمان هشدار دهيم و تلاش كنيم تا با اتحاد بين كليه فرق اسلامى، دسيسههاى دشمنان اسلام و مسلمين خنثى شود.
جمعى ديگر از زائران شهر خون و قيام «قم» در روز شنبه 31/ 2/ 72 در محل بعثه مقام معظم رهبرى حضور يافته و با حجةالاسلام والمسلمين محمّدى رىشهرى ديدار كردند.
در اين ديدار پس از تلاوت آياتى از كلاماللَّه مجيد، حجةالاسلام والمسلمين على اوسطى در رابطه با غيبت امام زمان حضرت حجة بن الحسن العسگرى- عليهالسلام- و شرايط نايب ايشان در دوران غيبت كبرى سخنان مبسوطى را بيان كرد.
در پايان اين ديدار، مداحان اهل بيت عصمت و طهارت، در سوگ شهادت مظلومانه نهمين امام معصوم خود حضرت امام جواد- ع- نوحه سرايى كردند.
هيأت پزشكى روز پنجشنبه 30/ 2/ 72 جمهورى اسلامى ايران، با حجةالاسلام والمسلمين محمّدى رىشهرى نماينده مقام معظم رهبرى و سرپرست حجاج ايرانى ديدار و گفتگو كردند.
در اين ديدار كه رؤساى بيمارستان و واحدهاى درمانى مكه مكرّمه، مسؤول ستاد پزشكى و تنى چند از پزشكان نيز حضور داشتند، ابتدا دكتر صدر رئيس هيأت
پزشكى گزارشى از فعاليتهاى هيأت پزشكى را ارائه كرد و گفت:
قرار است بزودى يك سمينار علمى توسط اين هيأت برگزار شود.
سپس حجةالاسلام والمسلمين رىشهرى نماينده ولى فقيه در امر حج و سرپرست حجاج ايرانى، ضمن تشكر از هيأت پزشكى و ديگر خدمتگزاران حجاج بيتاللَّه الحرام، اظهار اميدوارى كرد كه كار اين هيأت فقط در انجام كار بزرگ و مهمى مثل درمان بيماران خلاصه نشود و آنها در جهت خودسازى نيز، حركت كنند.
ايشان افزود:
اگر برادران بخواهند حركتى در جهت سلامت معنوى بكنند، بايد بدانند كه در اوقات ديگر، نه اين فرصت وجود دارد و نه اين موقعيت و مكه مكرّمه و مدينه منوّره كه مقدسترين مكانها هستند.
حجةالاسلام والمسلمين رىشهرى در پايان ضمن دعا براى موفّقيت خدمتگزاران حجاج و طلب پاداش از خداوند براى آنان، متذكر شدند:
كار بسيار سنگين و سخت و ثواب آن هم زياد است. پس قصد قربت كنيد كه غير از عبادات فردى، همين كار درمانى شما نيز عبادت محسوب مىشود.
آقاى رضايى رئيس سازمان حج و زيارت به اتفاق مسؤولان ستاد مكه پنجشنبه شب 30/ 2/ 72 با نماينده مقام معظم رهبرى و سرپرست حجاج ايرانى ديدار كردند.
در اين ديدار ابتدا آقاى رضايى ضمن ارائه گزارشى در مورد وضعيت زائرين در مكه مكرّمه، به حل اكثر مشكلات موجود و بر سر راه زائران اشاره كرد و گفت:
اگر هنوز مشكلى باقى است، به قوانين و وضعيت عربستان مربوط مىشود.
وى همچنين توضيحاتى در مورد طرح جديد اثاثيه كاروانها و مسأله قربانى ارائه داد. آنگاه آقاى شاپوريان مسؤول ستاد مكه طى گزارشى اظهار داشت:
بحمداللَّه مشكل مهمى در حال حاضر وجود ندارد اگر چه با توجه به محيط خاص مكه مشكلاتى بطور طبيعى وجود دارد.
وى با اشاره به طرح قربانى گفت:
امسال اميدواريم بتوانيم تا حد بيست هزار قربانى را به صورت متمركز و شرايط جديد ذبح كنيم.
آنگاه حجةالاسلام والمسلمين رىشهرى ضمن ايراد سخنانى تأكيد نمود كه مىبايست زائران را به سرعت به مدينه منتقل كرد و در مورد علت اين كار گفت:
ما امسال عيد غدير را در مدينه منوّره برگزار مىكنيم (1)و مىخواهيم انتخابات در مدينه انجام شود. از طرف ديگر وضعيت مسكن در مدينه مناسبتر است، لذا بايد تا حد امكان زائران با سرعت به مدينه اعزام شوند.
نماينده مقام معظم رهبرى با اشاره به مشكلات امداد در منى، طى سال گذشته، يادآور شدند كه اين مشكل امسال نبايد وجود داشته باشد. از سوى مسؤولان توضيح داده شد كه با تدابير اتخاذ شده از جمله استفاده از بالونها به رنگهاى مختلف براى زائران استانها، اميد است تعداد گمشدگان به مراتب تقليل يابد.
گروهى از زائران از تهران در روز جمعه 30/ 2/ 72 با نماينده مقام معظم رهبرى و سرپرست حجاج ايرانى در محل بعثه مكه مكرّمه ديدار كردند.
در اين ديدار حجةالاسلام والمسلمين درّى نجفآبادى ضمن شكر گزارى به درگاه احديت بخاطر اين كه زيارت خانه خدا و زيارت رسولاكرم ص- و ائمه اطهار- عليهم السلام- را نصيب كرده است، گفت:
بايد اين فرصت را غنيمت شمرده و قدر بدانيم و حالا كه خداوند بر ما منت نهاده و ما را به مهمانى خودش در كنار خانهاش پذيرفته است، براى آخرتمان، توشه مناسبى فراهم كنيم.
1) در سال 72 با جلوگيرى سعودى از انجام مراسم برائت در زمان مقرّر و مسائل ديگرى كه بوجود آمد، از بازگشت سرپرست حجاج ايرانى به مدينه و انجام مراسم در آنجا نيز جلو گرفت، از اين روى مراسم عيد غدير انجام نشد.
وى ضمن مطرح كردن اين نكته كه حج يك عبادت فردى نيست بلكه يك سفر جمعى و سياسى است گفت:
در حج بايد مسلمانان براى دستيابى به استقلال سياسى، فرهنگى و اقتصادى برنامهريزى كنند و رمز وحدت را بيابند.
حجةالاسلام والمسلمين درّى نجفآبادى افزود:
نكته ديگر حفظ شعائر الهى در حج است و يكى از شعائر بزرگ اسلامى، اعلام برائت از مشركين است. ما بايد در روز ششم ذىالحجه، انزجار ملّت مسلمان و برائت آنان از مشركين را به دنيا اعلام كنيم.
وى شركت در نمازهاى جمعه و جماعات را از ديگر شعائر الهى دانست و به همه توصيه كرد كه در اين مراسم شركت كنند.
جمعى از روحانيان، خانواده معظم شهدا، جانبازان و زائران آذربايجان شرقى روز شنبه 1/ 3/ 72 در محل ملاقاتهاى نماينده ولى فقيه با وى ديدار كردند.
در اين ديدار پس از قرائت آياتى از كلاماللَّه مجيد، آيتاللَّه امامى كاشانى عضو فقهاى شوراى نگهبان و امام جمعه موقت تهران به ايراد سخن پرداخت: ايشان در بخشى از سخنانش در رابطه با مهمترين درخواست مؤمنين از پيشگاه خدا در ايام حج گفت:
ما در اين نقطه كه قرار گرفتهايم بهترين چيزى كه از خدا بايد بخواهيم و خودمان را نيز براى آن آماده كنيم، تقاضاى ديدار با قطب عالم امكان، آيت عظمى و حجت كبرى، ولىّ ما و عزيز ما، حضرت صاحب الزمان- عج- است.
آيتاللَّه امامى كاشانى سپس با ذكر اين نكته كه ساير ملل جهان نيز به انتظار فرج معتقد هستند، افزود:
ديگر ملتهاى جهان نيز در انتظار فرج هستند ولى حساب شما از ديگر ملتها جدا است. آنها بهظهور فردىنجاتبخش اعتقاد دارند ولى ما به شخص حضرت مهدى- عج-
كه داراى بالاترين ارزش انسانى است، معتقديم.
جمعى از روحانيون و زائران تهرانى در قالب 13 كاروان در روز چهارشنبه 29/ 2/ 72 با حجةالاسلام والمسلمين محمّدى رىشهرى نماينده ولى فقيه و سرپرست حجاج ايرانى در طبقه همكف ساختمان جفّالى واقع در عزيزيه 2 ديدار كردند.
در اين ديدار آيةاللَّه مصباح يزدى با اشاره به موقعيت ويژه حجاج در سرزمين الهى «مكه مكرمه» و با استناد به آياتى از قرآن مجيد درباره حج يادآور شد:
رشد انسان و تكامل حقيقى آن تنها در عبادت خداوند ميسر مىشود و راه سعادت با هدايت به سوى خدا همراه است. لذا بالاترين كمالات انسانيت تسليم در برابر امر خداوند است.
وى ضمن تأكيد بر اهميت رعايت نظم توسط زائرين ايرانى يادآور شد:
شما سفيران جمهورى اسلامى در موسم حج هستيد و رفتار شما بايد الگوى ساير حجاج باشد.
ايشان انجام بهترين حج ابراهيمى را براى حجاج آرزو كرد و يادآور شد:
زيبنده جمهورى اسلامى ايران و ملت بزرگ آن، اين است كه زائرين ايرانى در انجام وظايف دينى خود پيشقدم شوند و در انجام اين مهم اهتمام لازم را داشته باشند.
سمينارها
يكى از اقدامات مثبت بعثه مقام معظم رهبرى در موسم حج، برگزارى چند سمينار علمى و فرهنگى درباره مسائل فرهنگى، اجتماعى و سياسى جهان اسلام مىباشد.
برگزارى اين سمينارها در ايام حج، به دليل حضور حجاج كشورهاى مختلف اسلامى بسيار مغتنم بوده و از اهميت خاصى برخوردار مىباشد. براى برگزارى اين نشستها، برنامهريزى خاص از پيش از موسم حج آغاز شده و از نظر كيفيت و كميت و نيز محتوا مورد بررسيهاى دقيقى قرار مىگيرد. در ضمن جلساتى كه پيش از موسم برگزار شده، عناوين علمى قابل بحث در اين نشستها مورد بررسى قرار گرفته است؛ از نظر اجرائى و تشكيلاتى، تقسيم كار براى قسمتهاى مختلف واحد سمينارها، و تهيه دستورالعمل، جلسات متعددى برگزار شده است. يكى از مهمترين اجزاء اين تشكيلات هيأت علمى است كه مركب از تعدادى از دانشوران معروف و به نام داخلى است.
مسؤوليت اين افراد، انتخاب مقالات، سخنرانان، كنترل و هدايت كميسيونها، تدوين قطعنامه و انتخاب اعضاى هيأت رئيسه مىباشد. مقالات رسيده توسط اين انديشمندان با دقت مورد بررسى قرار مىگيرد. براى برگزارى هر چه بهتر اين سمينارها و حضور شخصيتهاى علمى كشورهاى خارجى، تعدادى از اين افراد براى شركت در اين نشستها، توسط بعثه مقام معظم رهبرى دعوت مىشوند. دعوت اين افراد با هماهنگى
مجمعالتقريب و مجمع جهانى اهل بيت- عليهمالسلام- مىباشد. امسال از حدود بيست كشور جهان، شخصيتهايى دعوت شدند.
در موسم حج، مقالات رسيده توسّط هيأت علمى مورد ارزيابى قرار گرفته و پس از تأييد جهت عرضه در جلسات عمومى، آماده مىشود. برخى از مقالات كه فرصت ارائه آنها در جلسات عمومى نيست تكثير شده و در اختيار حاضران و علاقمندان قرار مىگيرد. علاوه بر انتشار كل مقالات در زمان برگزارى هر سمينار، خلاصه مقالات به زبانهاى مختلف ترجمه شده و در اختيار شركت كنندگان قرار مىگيرد.
امسال برنامهريزى تفصيلى تنها براى سمينار «حج» و «تقريب» صورت گرفت.
بقيه سمينارها كه در ادامه گزارش آنها خواهد آمد، در حدّ سخنرانى شخصيتهاى مدعو برگزار شد. تفاوت برگزارى اين سمينار با سال گذشته، در آن بود كه در سال 71 دو سمينار مختلف يكى با نام «سمينار بينالمللى حج» و ديگرى با نام «اجلاس مجمعالتقريب بين المذاهب الاسلاميه» برگزار شد. اما امسال اين دو سمينار در يكديگر ادغام شده و با نام سمينار «ندوة الحج و التقريب» برگزار شد.
فهرست سمينارها و اجلاسهاى برگزار شده در سال كنونى عبارت است از:
1- سمينار ندوة الحج و التقريب.
2- اجلاس مجمع جهانى اهل بيت- ع-.
3- سمينار محمد- ص- الگوى زمامداران.
4- سمينار برائت از مشركين.
5- شب عراق.
6- مراسم روز لبنان و فلسطين.
7- مراسم روز آذربايجان.
براى برگزارى سمينار، همانگونه كه پيش از اين اشاره شد، عناوين و سرفصلهاى خاصى در ارتباط با حج و تقريب معين شده بود كه مقالات در آن چارچوب آماده و عرضه گرديد. اين عناوين عبارت بودند از:
موضوعات مربوط به حج
1- فلسفه تشريع حج
2- حج بهترين راه تقريب.
3- تقريب در مناسك حج.
4- تأثير حج در وحدت سياسى اجتماعى و فرهنگى مسلمانان.
موضوعات مربوط به تقريب
الف- تقريب سياسى:
1- سياست از اركان اسلام است.
2- اهتمام به مسائل اصلى مسلمين.
3- اصول تقريب سياسى عبارت است از: شناخت و يارى كردن يكديگر و اهتمام به امور مسلمين.
4- اهتمام به اقليّتها و مهاجران مسلمان در كشورهاى غيراسلامى.
ب- تقريب اقتصادى:
1- راه همكارى و تكامل اقتصادى ميان مسلمانان.
2- بكارگيرى اقتصاد در دفاع از اسلام و مسلمين.
3- طرح بازار مشترك اسلامى.
ج- تقريب در انديشه و فقه:
1- اصول مشترك مذاهب اسلامى در عقيده و شريعت.
2- تقريب نقطه نظرها در مسائل فقهى.
3- نقش ادله اجتهادى در تقريب.
4- راه مبارزه با عوامل ضد تقريب.
د- تقريب در روايات:
1- كوشش جهت گردآورى احاديث مشترك ميان مذاهب اسلامى.
2- حجت بودن سنت نبوى نزد همه مسلمين.
3- همگون كردن راههاى نقد حديث.
4- آراء و ديدگاههاى علماى مسلمان درباره سنت.
گزارش اولين روز برگزارى سمينار بينالمللى حج و تقريب
سمينار بينالمللى حج و تقريب، روز يكشنبه 2 ذىحجةالحرام در سرزمين وحى (مكه مكرمه) و در جوار خانه امن الهى با شركت بيش از 300 نفر از انديشمندان و متفكران ايرانى و خارجى جهان اسلام برگزار گرديد.
اين سمينار كه به مدت دو روز ادامه داشت، ضمن بحث و بررسى ابعاد گوناگون عبادى- سياسى حج، به تبيين راههاى عملى وصول به تقريب مذاهب اسلامى، و وحدت مسلمين توسط علما و انديشمندان اسلام پرداخت.
جلسه با تلاوت آياتى چند از كلامالله مجيد آغاز شده و سپس هيأت رئيسه در جايگاه قرار گرفتند. اين افراد عبارت بودند از: سيد محمد باقر حكيم، محمد واعظ زاده خراسانى، مولوى اسحاق مدنى، يوسف بخور، شيخ احمد الزين، حجةالاسلام والمسلمين تسخيرى.
اولين سخنران اين سمينار حجةالاسلام والمسلمين محمدى رى شهرى بود كه سخنان خود را با ابراز تشكر از انديشمندان و متفكران شركت كننده در سمينار و آرزوى توفيق براى علماى متعهد مذاهب اسلامى آغاز كرد.
وى با اشاره به رسالتها و هدفهاى مجمع دارالتقريب الاسلاميه با ياد بنيانگذار اين مجمع، حضرت امام خمينى- ره- و نيز تداوم آن توسط حضرت آيتالله خامنهاى
رهبر معظم انقلاب اسلامى- مدظله العالى- بيدارى و بازگشت مسلمانان به اسلام اوليه واحياى ارزشهاى اسلامى را مورد تأكيد قرار داد.
وى با اشاره به توطئههاى استكبار جهانى بويژه آمريكاى تبهكار در جهت ضربهزدن به اسلام انقلابى و پيشگيرى از گسترش آن در جهان؛ از راه ايجاد تفرقه در جهان اسلام، آفات تقريب را تشريح نمود و مجمع را براى برنامهريزى گسترده در جهت آفتزدايى در اين زمينه، به عنوان يك مسؤوليت سنگين فراخواند.
نماينده ولى فقيه در تبيين اين مهم، چند مورد اساسى از توطئههاى دشمنان را براى جدايى مسلمانان برشمرد و تأكيد كرد: مجمع بايد با برنامهريزى بسيار گسترده، علما و متفكرين مستقل و غير وابسته جهان را جذب كند و اين نخستين و مشكلترين و اساسىترين گام در راه تحقق اهداف مجمع است.
وى در اين راستا برخورد هشيارانه با عوامل استعمار، افشاى توطئههاى ضد تقريب و منزوى كردن دشمنان وحدت را از جمله اين مسؤوليتهاى سنگين و مهم ذكر كرد.
نماينده ولى فقيه تأكيد كرد: هشيارى بسيار نسبت به توطئههاى دشمنان و قدرت برخورد با اين توطئهها از طريق سياست عضوگيرى بايد مورد عنايت قرار گيرد.
سرپرست حجاج ايرانى آنگاه مهمترين عوامل تقريب در عصر حاضر را اشاعه و ترويج انديشههاى تابناك سياسى حضرت امام خمينى- ره- دانست و افزود: انديشههاى سياسى امام- ره- در واقع تبلور مبانى حكومت اسلامى است و با توجه به خلاء موجود در جهان اسلام انديشههاى امام مىتواند به سادگى مسلمين جهان را با هر عقيده، به هم نزديك و صفوف آنان را متحد كند، و اين موفّقترين، سادهترين و پرجاذبهترين راه تقريب است.
حجةالاسلام والمسلمين محمدى رى شهرى در اين مورد تأكيد كرد: آنچه مسلمين فلسطين را به ساير مسلمانان مبارز جهان بويژه به مسلمانان متعهد و انقلابى ايران پيوند داده است و نيز ميان مسلمانان الجزاير، بوسنى و هرزگوين، افغانستان، عراق،
تاجيكستان و ديگر كشورهاى اسلامى اتصال و پيوند ايجاد كرده است، همانا انديشههاى سياسى امام- ره- است.
وى افزود: امكان ندارد عدهاى متحجر را كه گرفتار جمود فكرى هستند، با مباحث اسلامى نسبت به تقريب متقاعد كنيم، آنچه مهم است آنكه جوانان تحصيل كرده، متفكران غير وابسته و دانشمندان مستقل را به هم نزديك كنيم و با به هم پيوستن آنان، جهان اسلام را متحول نماييم تا بتوانند سرنوشت جهان اسلام را تغيير دهند و اسلام را بر جوامع اسلامى مسلط كنند و اين مهم از طريق نشر و ترويج انديشههاى امام خمينى- ره- ممكن مىشود و آنچه دشمنان اسلام و در رأس آنها آمريكا از آن هراس دارند، همين عامل اتصال است بنابراين بايد بيش از هر عامل ديگر مورد تأكيد قرارگيرد و بر روى آن تكيه كنيم.
نماينده ولى فقيه در پايان سخنان خود اظهار اميدوارى كرد كه مجمع دارالتقريب بتواند در اين زمينه گام اساسى بردارد و مباحث علما و انديشمندان در اين مجمع، هدفهاى آن را تحقق بخشد.
ديگر سخنران سمينار
پس از اظهارات سرپرست حجاج ايرانى، حجةالاسلام والمسلمين واعظ زاده خراسانى دبير مجمعالتقريب، سخنان خود را به زبان عربى ايراد كرد. وى طى اين سخنان موضوع حج را از ديدگاه قرآن، سنت و فقه تشريح كرد و مشتركات فقهى بين مذاهب اسلامى و اهميت تقريب بين مذاهب اسلامى را مورد بحث و بررسى قرار داد.
استاد حسن التل از انديشمندان كشور اردن، ديگر سخنران اين سمينار بود كه طى سخنانى به زبان عربى از نقش وسائل ارتباط جمعى و تبليغات در هدايت و يا گمراه كردن مردم و اثر آن در تقريب ياد كرد و گفت در حال حاضر تمامى وسائل تبليغاتى دنيا عليه اسلام و انقلاب اسلامى فعاليت مىكنند و اكنون ما بايد براى نشر فرهنگ اسلام تلاش نموده و به فعاليتها و تلاشهاى مستمر جمهورى اسلامى ايران در اين راه اكتفا نكنيم بلكه
هر يك رسولان و سفيران انقلاب در جهان باشيم.
در ادامه مباحث اين سمينار استاد قاضى سليم از كشور افغانستان طى سخنان مفصّلى به زبان فارسى از مصائب خونبار جامعه اسلامى بر اثر اختلاف مسلمانان سخن گفت و از فجايع فلسطين، بوسنى، الجزاير، افغانستان، كشمير، تاجيكستان و سستى مسلمانان در هميارى عملى اظهار تأسف كرد. وى با تكيه بر اينكه تقريب نبايد به سخنرانىها اكتفا كند بلكه در عمل هم به آن اقدام ورزد، پيشنهاد كرد كه كتابهاى تفرقهانگيز جمعآورى شده و از مسائل جزئى صرفنظر شود؛ همچنين براى شناخت قرآن گام برداريم و نيز مفاهيم قرآن را در قالب جهانيش ديده، آن را بر افكار خود تطبيق نكنيم. وى پيشنهاد كرد مجمعى از متخصصان جهان اسلام براى حل مشكلات تشكيل شود. ناطق سپس به نقش امام امت در هدايت مسلمانان به سوى وحدت اشاره كرد و گفت: امام يك مرد جهانى و ستاره درخشان هدايت براى تمام جهانيان بود. از هر جمله ايشان بوى محبّت و اتحاد به مشام مىرسيد و ما بايد براى حل مشكلات اسلامى و اتحاد مسلمانان خط امام را به تمام دنيا برسانيم و افكار و آرمانهاى امام خمينى- ره- در تمامى كشورهاى اسلامى با بهرهگيرى از كليه امكانات و تجهيزات نشر يابد و زنده نگهداشته شود.
سپس آقاى شيخ احمد الزين مفتى شهر صيدا به تبيين نقش حج در ايجاد تقريب پرداخت و افزود: وحدت اسلامى از توحيد ناشى مىشود و در تمامى زمينههاى زندگى گسترش مىيابد. وى سپس با اشاره به توطئههايى كه عليه اصل اسلام در سراسر جهان در جريان است، بر لزوم وحدت اسلامى تأكيد ورزيد. وى پيشرفت اوليه را نتيجه وحدت مسلمانان از گوشه و كنار دنيا دانست و از علل ناتوانى كنونى مسلمانان در حل مشكلات خود، عدم توجه به مسأله وحدت را برشمرد.
وى بيان داشت: طريق وحدت اين نيست كه شيعه اهل سنت را به شيعه شدن و اهل سنت شيعه را به سنّى شدن دعوت كند! و افزود: ما بايد يك امت واحد براى حل مشكلات خود شويم برخى اختلافات در زبان و رنگ بطور طبيعى ديده مىشود كه
تغيير ناپذير است ولى تمام اين اختلافات در دايره توحيد و خداى يگانه حل مىشود.
شيخ احمد الزين با تأكيد به وضعيت حسّاس كنونى بر لزوم واحد شدن امت تأكيد كرد و قرآن و سنت رابه عنوان محور وحدت توصيف نمود.
وى سپس در مورد مبارزات مسلمانان جنوب لبنان تحت قيادت و رهبرى امام امت و رهبر معظم انقلاب سخن گفت.
پس از سخنرانى وى، استراحت مختصرى داده شد و سپس گروه تواشيح قدر برنامه زيبايى را اجرا كردند.
سخنران بعدى آيتالله امينى بود كه ضمن تأكيد بر لزوم وحدت اسلامى و نقش آن در پيروزى اوليه اسلامى گفت: اختلافات مسلمانان مشكلات كنونى و جدا شدن اندلس و فلسطين از پيكره اسلامى و تسلط كفر واستكبار بر جهان اسلام و فجايعى چون بوسنى و هرزگوين را سبب گرديده است. وى افزود: آيا بايد يك ميليارد مسلمان اسير دست عدّهاى يهودى صهيونيست باشند؟! با توجه به فجايع مختلف، ما بايد تمام تلاش خود را در راه وحدت بكار ببريم. وحدت بايد براساس اسلام باشد. استكبار جهانى مسأله وحدت را به گونهاى ترسيم مىكنند كه حتى دانشمندان خيرخواه نيز از تحقق وحدت، مأيوس مىگردند.
ما در اين جا به دو نكته اشاره مىكنيم: با وجود اختلافات موجود بين مذاهب اسلامى مشتركات مسلمانان فراوان است؛ توحيد، قرآن، نماز به سوى قبله، حج، زكات، جهاد، امر به معروف و نهى از منكر و مسائل ديگر، از اعتقادات تمام مسلمانان است.
مراد از وحدت آن نيست كه تمام فرقهها يك فرقه شوند بلكه مراد اين است كه در راه هدفِ واحدى چون حفظ اسلام و قرآن، صف واحدى تشكيل دهيم و دست آهنين بر ضداستكبار شويم و دست آنها را از تعدّى بر كشورهاى اسلامى كوتاه سازيم.
آيات قرآن تأكيد مىكند كه يهود و نصارى نبايد سرپرست مسلمانان باشند.
مسلمانان غيور براى آزادى قدس از چنگال صهيونيست غاصب بكوشند. دشمنان با وجود اختلافات خود عليه مسلمانان متحد شدهاند. آيا مسلمانان نمىتوانند اختلافات
جزئى را فراموش كنند؟ علما، نويسندگان و خطبا در تحقّق اين امر مسؤوليت سنگينترى بر دوش مىكشند. بايد واجبات فراموش شدهاى چون جهاد و مبارزه را از نو زنده سازند.
امام امت مىفرمود: مساجد و خطبههاى نماز جمعه را سنگر سازيد و به ذكر مسائل سياسى بپردازيد.
آيتالله امينى با اشاره به كلمات امام بر لزوم جهاد مسلمانان عليه اختلافات بين مسلمانان و عليه ظلم و طغيان تأكيد كرد و نقش جمهورى اسلامى را در زنده سازى ارزشهاى فراموش شده بيان نمود.
سپس استاد محمد خطيب از مجاهدان فلسطينى از زمينههاى بسيار وحدت اسلامى سخن گفت وافزود: وحدت عقيدتى وحدت آرزوها و وحدت جغرافيايى از اين زمينههاست. وى به مشكلات مسلمانان و كشتار استكبار از آنها اشاره كرده و مسأله اصلى اسلام را مسأله فلسطين دانست و گفت: آرزوى تمام مسلمانان آزادى قدس است.
معراج پيامبر از مسجدالحرام به سوى مسجدالاقصى بوده است؛ اميد كه ما از مسجدالحرام به سوى مسجدالاقصى سفر كنيم و قدس هدف سياسى مسلمانان براى وحدت است و در اين راه بايد حتماً از هويت اسلامىِ مسأله فلسطين دفاع كرد و از هيچ بخشى از آن عقبنشينى نكرد.
در پايان جلسه آقاى يوسف بخور از كانادا ضمن سخنانى اشاره كرد كه پس از ماجراى بوسنى و هرزگوين، مسلمانان اقليت در كشورهاى مختلف، با سؤالاتى جدى درباره سرنوشت خود روبرو هستند. حل مشكل وحدت، تنها به دست خود مسلمانان است. وى اشاره به اختلافات ريشهاى برخى از مذاهب اسلامى نمود و با بهرهگيرى از كلام امام امت بر لزوم دفاع تمام مسلمانان از تماميّت اسلامى، تأكيد كرد: مسلمانان بايد با محبّت و احترام نسبت به هم بنگرند و محور محبت اسلامى، محبت پيامبر و اهل بيت خواهد بود.
گزارش دومين روز سمينار حج و تقريب
دومين جلسه سمينار حج و تقريب در مكه مكرمه در ساعت 5/ 8 صبح روز 3/ 3/ 72 با تلاوت آياتى چند از كلامالله مجيد و با حضور علما و انديشمندان مذاهب اسلامى از كشورهاى مختلف آغاز به كار كرد.
ابتدا آقايان حجةالاسلام والمسلمين واعظ زاده (از ايران)، حسين زكريا (از غنا) قمرالزمان (از بنگلادش)، شيخ محمديزبك (از لبنان)، امباكه (از سنگال) از سوى رئيس جلسه آقاى تسخيرى به جايگاه هيأت رئيسه دعوت شدند، سپس آيةالله حكيم به سخنرانى درباره اهداف تقريب پرداخت. وى به اجتهاد و روشهاى آن اشاره كرد و تقريب را در رسيدن به اجتهاد صحيح، مؤثر دانست و هدف تقريب را بحث از روش صحيح براى رسيدن به حقيقت اسلام توصيف كرد و افزود: تقريب براى رسيدن به وحدت نظر در جميع مسائل نيست بلكه براى رسيدن به وحدت نظر در مسائل اساسى در مبارزه مسلمانان و در امور مهمى كه در پيشرفت مسلمانان مؤثر است مىباشد.
دشمنان مسلمانان با تضعيف آنان و عقب نگاهداشتن و سرگرم كردنشان به مسائل جزئى، با آنها به مبارزه پرداختند. استكبار از مسلمانان ساكن در اروپا، آمريكا، هندوستان، چين و ... در هراس است و بايد از تقريب بعنوان وسيلهاى براى نجات عالم از جميع مصائب استفاده كرد و با ظهور حضرت مهدى- عج- كه تمام مذاهب به آن معتقدند، اين هدف تأمين مىگردد. هدف ديگرِ تقريب، دگرگونى فكر اسلامى به سوى حل تمام مسائل اسلامى در زمينههاى اقتصادى، سياسى، اجتماعى و ... مىباشد، مسائلى چون جنگ شمال و جنوب بايد از اين راه حل شود و در كتابهاى متداول اين مسائل بعنوان مسائل حل ناشدنى معرفى شده است ليكن به نظر ما با همكارى گسترده علماى اسلامى اين مسأله قابل حلّ است.
مسأله سوم: طرح مسائل جزئى براى دور كردن مسلمانان از انديشيدن در مسائل كلى است، اكنون مسائل بوسنى و هرزگوين، كشمير و مسأله فلسطين، مشكل جهان
اسلام و حل آن در گرو وحدت و تقريب است. اگر به دهه گذشته بنگريد توطئههاى استكبار را به راحتى خواهيد ديد؛ در مسأله جنگ ايران و عراق به روشنى حكومت عراق متجاوز بود ولى به گونهاى طرح شد كه برخى از حقيقت امر بىخبر ماندند پس از اشغال كويت حقيقت روشن گرديد، اقدامات حكومت عراق در كشتار حدود 500 هزار نفر و ويرانسازى صدها مؤسسه و مسجد در نزد بسيارى از مسلمانان مخفى است.
مسأله عراق مسأله اختلاف شيعه و سنى نيست بلكه شيعه و سنى در عراق با هم به خوبى زندگى مىكنند، و نظام حاكم براى مخدوش كردن چهره انقلاب از اين وسيله بهره مىجويد.
الآن مسأله بنيادگرايى در مصر، الجزاير و ... را استكبار به ايران منتسب مىكند تا مسأله را از حالت اسلامى بودنش به مسأله جزئى تبديل كند. حكم امام خمينى در مورد سلمان رشدى در اروپا بيش از جاهاى ديگر تأثير داشت ولى استكبار مىكوشد كه مسأله را تنها به ايران مربوط سازد. بعد از نابودى حكومت كمونيستى شوروى، تنها مبارزه بين اسلام و استكبار غربى برقرار است و اكنون بايد از موضع قوت با وحدت اسلامى اين توطئهها را خنثى سازيم.
سپس آقاى محبوب الرحمان از كشور بنگلادش با تمجيد از مقام آيتالله خامنهاى، هدف از بعثت انبيا را توحيد دانست و گفت: اركان عقيده، عبادت و سياست اسلامى نيز براى كلمه طيبه «لااله الاالله» مىباشد، وى به شاخههاى چهارگانه توحيد اشاره كرده، حج را وسيله شناسايى توحيد ابراهيم دانست و متذكّر شد كه بايد از آن درس سازندگى آموخت و وحدت تمامى مسلمانان از زوايه آن تحقق يابد.
وى افزود: مسلمانان بايد در حج درباره استفاده صحيح از منابع طبيعى خود تصميم بگيرند و اين امور بايد در مراسم حج حل شود و اينها منوط بر اين است كه حج، ابراهيمى و مبرا از شرك و بتپرستى باشد، و با نداى توحيد بر عليه طواغيت جهانى قيام شود.
بدون برائت از كفر، مسلمانان حقيقتاً مسلمان نيستند. امام حسين نيز حج را تحت
قيادت يزيد حج نمىداند. وى از غفلت مسلمانان در مسائل اساسى خود اظهار تأسف كرده منشأ آن را عدم توجه به وحدت اسلامى توصيف كرد. وى نقش امام خمينى را در بيدارى مسلمانان متذكر شده پيمان خود را در جهت وحدت و اخوت اسلامى اعلام داشت.
سخنران ديگر جلسه حجةالاسلام والمسلمين دكتر سيد محمد باقر حجتى بود كه در باره «از وحدت اديان الهى تا وحدت شريعت اسلامى» سخن گفت. وى اشاره نمود كه فطرت انسانها بر مبناى توحيد بوده و اختلاف از ظلم ناشى مىشود و دين تمام انبيا اسلام بوده است.
وى به تشريح ضررهاى اختلاف پرداخته و نقطههاى اشتراك مسلمانان را درباره قرآن و سنت ذكر نمود و افزود كه شيعه تنها به احاديث اهل بيت اكتفا نكرده بلكه كتب شيعه از روايات صحابه مشحون است. در كلام امام خمينى- قدس سرّه- آمده كه اختلاف شيعه و سنى تنها به سود كسانى است كه نه به فكر شيعه هستند و نه به فكر سنى.
مجمعالتقريب كه به فرمان مقام معظم رهبرى تأسيس شده، بهترين دليل بر تلاش ايران در راه ايجاد وحدت و اخوت است.
وى در خاتمه با ذكر عبارتى از محمد غزالى به لزوم وحدت اسلامى اشاره كرد.
حسين ذكريا از غنا سخنران ديگر جلسه با ذكر آيات و رواياتى به تشريح نقش حج در ايجاد تقريب پرداخت و افزود: مناسك حج كه از مهمترين اركان دين است، مىبايست وسيلهاى براى ايجاد وحدت بين مسلمانان باشد و اگر حكمرانان اسلامى از اين فرصت براى تشكيل هيأتى براى حل مشكلات اساسى جهان اسلام بهره مىگرفتند بسيار خوب بود. موسم حج موسم محبت است و بدون اينكه با محبت اهل بيت خود را پاك سازيم امكانپذير نيست. وى در پايان از نقش امام خمينى در وحدت اسلامى سخن گفت.
سخنران بعدى شيخ سلمان صالح از سوريه به ايراد سخن پرداخت. وى از حضور خود در اين سمينار اظهار شادمانى كرد. و با يادكردى از امام امت و مقام معظم رهبرى،
احساسات خود و مردم سوريه را نسبت به انقلاب اسلامى و پيروزى آن بر حكومت شاه بيان كرد و فايده آن را براى جميع دنيا به خصوص خاورميانه دانست. وى گفت من به سياست كارى ندارم بلكه تنها مهمان جمهورى اسلامى براى حج هستم و پيام وحدت عملى خود را براى جهان اسلام ابراز مىدارم. سخنران با قرائت آيات و رواياتى از تفرقه انتقاد كرد.
سپس آقاى محمد اوْجى از آلمان به سخنرانى به زبان تركى پرداخته، مشكلات جهان اسلام و مظلوميت مسلمانان را در سراسر جهان ذكر نمود و افزود: مسلمانان خواهان حج ابراهيمى هستند ولى استكبار عالمى مىخواهد تا عبادت مسلمين معنا و روح خود را از دست دهد. وى با ذكر هدف اعمال حج به تشريح علل مشكلات مسلمين پرداخت و اختلافات آنها را از عوامل مهم در اين مورد دانست وى به بيان ابعاد معنوى، اجتماعى و سياسى حج پرداخته با ذكر كلامى از امام امت به بعد سياسى حج اشاره كرد.
او در خاتمه ضمن آرزوى شناسايى اسلام ناب محمدى از اقدام ولى امر مسلمين حضرت آيتالله خامنهاى براى رفع اختلافات مسلمانان با تشكيل «مجمعالتقريب بين المذاهب الاسلامية» تشكر نمود و بر ضرورت وحدت صفوف مسلمين بر عليه استكبار تأكيد كرد. پس از اعلام تنفس جلسه به رياست آقاى نعمانى ادامه يافت.
بخش دوم جلسه با تواشيح و همخوانى آغاز گشت، سپس مولوى اسحاق مدنى ضمن اشاره به تكرار واژه «وحدت» در كتاب و سنت نقش مثبت و سازنده امام امت را در اين زمينه بيان كرد. وى به موانع ايجاد شده در راه وحدت اشاره كرد و از كسانى كه وحدت را در دايره خاصى محدود مىسازند، انتقاد كرد. وى اختلافات كلامى مسلمين را محدود به افراد كمى كرده و آن را در ميان برخى از افراد اهل سنت نيز دانست. ايشان سپس به اختلافات مسلمين در نحوه حكومت پرداخت و افزود در حال حاضر غيرمسلمانان بر مسلمانان حكومت مىكنند و بالطبع هيچ كس اين وضعيت را تحمل نمىكند. وى گفت به لحاظ اينكه همه پيروان اسلام اينك اعتقاد به اولىالأمر دارند،
ديگر نزاع در اين مطلب بىفايده است. ايشان اختلافات فقهى را ناشى از اجتهاد مجتهدين دانست و گفت كه نبايد باعث تفرقه و تشتت بين امت واحده اسلامى شد.
آقاى اسحاق مدنى در پايان اظهار اميدوارى كرد كه مجمعالتقريب با راهاندازى دانشگاه مذاهب اسلامى، موقعيت مناسبى جهت پرورش طلاب و علما و تبادل آراء فراهم سازد.
سپس استاد حسن الحيارى از اردن به تبيين وحدت سياسى پرداخته از نقشههاى دشمنان در جداسازى مسلمانان به روشهاى مختلف سخن گفت، وى افزود: استكبار با اتهام «ارتجاع» يا «تروريسم»! مىخواهد مانع حركت اسلامى گردد. استاد با اشاره به توطئههاى يهود در زمان پيامبر، توطئههاى صهيونيست را در زمان كنونى گوشزد كرد. و آنگاه با يادكردى از انقلاب اسلامى به رهبرى امام خمينى- ره- بر اينكه نقشه دشمن در جنگ با مسلمانان از طريق مسلمانان اعمال مىگردد تأكيد ورزيده، مسلمانان را به اتحاد زير پرچم حزبالله فراخواند، وى با اشاره به سفر حج و رمى ابليس در آن و انقسام مردم در قرآن به مؤمن و كافر، و حزب الله و حزب الشيطان، تأكيد كرد كه سرپرستى مسلمانان نبايد به دست كافران باشد. آيا آن زمان فرا نرسيده كه مسلمانان با هم متحد شوند و بر عليه طاغوتها و مستكبران بشورند؟ آيا آيات قرآنى و احاديث نبوى درباره لزوم وحدت مسلمانان را نشنيدهايم؟ ما بايد اختلافات را كنار بگذاريم و به رهبرى حضرت آيتالله خامنهاى متحد گرديم. ما بايد سه اصل امر به معروف و نهى از منكر و ايمان به الله را از كلام خداوند بياموزيم. وى در پايان از مجمعالتقريب تشكر كرد.
سپس حجةالاسلام والمسلمين عفيف نابلسى از لبنان نقش حج را در وحدت سياسى، اجتماعى و فرهنگى بيان كرد و اشاره نمود كه حج ما را بىنهايت نزديك به همديگر مىسازد و عبوديت صحيح را به ما مىآموزد و انديشه صعود به كمال را در ما برمىانگيزد و بهترين كار براى تمرين قوت نفس مىباشد و از دريچه آن محبت ديگران زاده مىشود و اختلافات گوناگون را ذوب مىكند و برادرى ايمانى را جايگزين مىسازد و به امت شيوه زندگى را ياد مىدهد. وحيات اسلامى جامعه را بارور مىكند و حركت
سياسى امت اسلامى را مىآغازد. وى سپس به بيم استكبار جهانى از اتحاد مسلمانان اشاره كرده از علماى اسلامى خواست كه دانشمندان مذاهب، مذهب ديگر را به رسميت شناخته و حركت اسلامى جهانى را به پيوستن به ديدگاه سياسى جمهورى اسلامى به رهبرى رهبر معظم انقلاب فراخوانده، بر لزوم شركت در مراسم برائت از مشركين تأكيد كرد.
وى لزوم پرداختن به مسائل اساسى جهان اسلام را گوشزد نموده و در پايان از جمهورى اسلامى به خاطر بازگرداندن مجد و عظمت به امت اسلام و از حجةالاسلام و المسلمين رى شهرى به جهت تشكيل اين سمينار تشكر كرده براى سلامتى رهبر معظم انقلاب دعا كرد.
سپس استاد وهب از سودان با قرائت اشعارى احساسات خود را در مورد انقلاب اسلامى ابراز داشت. وى به وحدت مسلمانان اشاره نموده، افزود: بين مسلمانان اختلافات اساسى وجود ندارد، وى افزود سودان در راه خودكفايى گام برداشت ولى اكنون با توجه به محاصره اقتصادى نياز شديد به كمك دارد و به ويژه از ايران توقع داريم كه به ما كمك بيشترى بنمايد.
استاد محمد الخطيب از فلسطين؛ ديگر سخنران سمينار «حج و تقريب» طى سخنان خود از فلسطين و قدس به عنوان مهمترين مسأله امت اسلامى ياد كرد و خواستار اتحاد بيشتر مسلمانان جهت آزادى قدس شريف شد.
وى همچنين ضمن محكوم كردن كنفرانس سازش بين اسرائيل و سران برخى از كشورهاى عربى گفت: به هيچ وجه نمىتوان از يك وجب از خاك مردم فلسطين چشمپوشى كرد يا بر سر آن معامله نمود.
يوسف بخور رئيس مركز اسلامى «هاميلتون» كانادا و رئيس تجمع علماى لبنان در اين كشور به عنوان آخرين سخنران نخستين روز كنفرانس بينالمللى «حج و تقريب» بود كه طى سخنانى اظهار داشت: تمام فرق اسلامى به قرآن و سنت و اهل بيت عشق مىورزند شايسته است كه همه مسلمانان با توجه به اين مشتركات چون اين محورها
ووحدت پيدا نمايند.
وى ضمن ابراز نگرانى عميق از سرنوشت اقليتهاى مسلمان در كشورهاى اروپائى و آمريكائى بعد از فاجعه بوسنى و هرزگوين خواستار توجه بيشتر به آنان شد.
سپس حجةالاسلام آقاى سعيد نعمانى با اشاره به مشكلات جمهورى اسلامى در جريان جنگ تحميلى و محاصره اقتصادى اظهار اميدوارى كرد كه جمهورى اسلامى بتواند به اندازه ممكن به تمام مسلمانان جهان كمك كند، وى با سپاس از اساتيدى كه بانگارش مقاله در پيشرفت سمينار كوشش كردهاند، از برادرانى كه از نقاط مختلف دنيا در اين سمينار شركت كردهاند تقدير كرد، در پايان، قطعنامه سمينار قرائت شد، شركت كنندگان در سمينار بر دعوت دانشمندان براى حل مشكلات و ايجاد وحدت اسلامى تأكيد و حركت تقريب را حركتى اصيل دانسته تمام دانشمندان را به استدلال و ادب اسلامى فراخواندند. حاضران از آيةالله خامنهاى به جهت تأسيس مجمعالتقريب تشكر نموده افزايش فعاليت اين مجمع را خواستار شدند و با گراميداشت كوششهاى امام راحل در راه تقريب و وحدت اسلامى بر لزوم اجراى حكم امام در مورد سلمان رشدى مرتد تأكيد كردند و تجاوز به سرزمينهاى اسلامى را در سراسر دنيا محكوم نمودند.
مقالات
در سمينار «حج و تقريب» چند مقاله از سوى انديشمندان حاضر در موسم حج، عرضه گرديد كه تعدادى از نويسندگان آنها، خلاصهاى از مقاله خويش را در جلسه عمومى عرضه كردند. علاوه بر آن، برخى از ميهمانان خارجى نيز در جلسه عمومى به ايراد سخن پرداختند. در اينجا فهرستى از مقالات ارائه شده را با گزارش كوتاهى از آنها عرضه مىكنيم.
1- من وحدة الاديان السماويه الى وحدة شريعة الاسلام- دكتر سيد محمد باقر حجتى
در اين مقال با اشاره به فطرى بودن توحيد در انسانها به علاوه اختلاف در دين اشاره شده و عامل اصلى بر اساس آيات قرآنى بغى حاملين كتابهاى آسمانى ياد شده است.
جوهره حقيقى اديان الهى يكى است و اين هواهاى نفسانى است كه اختلافات را پديد آورده است. وقتى اديان سماوى چنين باشد در دين آسمانى اسلام، بايستى راحتتر و سهلتر به وحدت دست يافت.
2- السياسة ركن من اركان الاسلام- الشيخ اسعد عاصى
در اين مقال، مفهوم «سياست اسلامى» با عنايت به مبانى تعليم و تربيت دينى در سطح فرد و جامعه، مورد تعمق و تأكيد قرار گرفته است. در اين گفتار سياست صحيح اسلامى همان سياست امير مؤمنان- ع- معرفى شده، از مفهوم سياست، آنچنان كه معاويه بدان توجه داشت، انتقاد گرديده است.
3- منافع حج- محمد السيد قاسم (از لبنان)
از مهمترين منافع حج، آشنايى گروههاى مختلف نژادى و اجتماعى مسلمان در ايام حج است كه در پرتو تعاليم توحيدى اسلامى و مناسكى كه عمق آنها توجه به وحدانيت خدا و اطاعت صرف از اوست، با يكديگر ملاقات مىكنند. يكى از مهمترين مسائل همان برائت از شرك و بتپرستى است كه روح مناسك را تشكيل مىدهد. انقلاب اسلامى با رهبرى امام خمينى- قدّس سرّه- مهمترين سهم را در بازگرداندن روح به مسلمانان داشته و دارد.
4- واژه «وحدت»- مولوى محمد اسحاق مدنى مشاور رياست جمهورى در امور اهلسنت
با همه زيبايى و گستردگىِ اين مفهوم، كسانى كه بعضاً داعيه وحدت دارند، وحدت را تنها در دايره گروه متعلق به خود، مطرح مىكنند. اختلاف بين مسلمانان سه قسم است:
«كلامى»، «حكومتى» و «فقهى». در قسمت اول تنها گروه اندكى عنايت دارند. در باره قسم دوم بايد گفت اكنون ولايت در دنيا در دست قدرتهاى استكبارى است نه شيعه و نه سنى. درباره قسم سوم نيز كه امرى طبيعى و از روى اجتهاد است.
5- كلمة التوحيد فى توحيد الكلمة- دكتر محمد حسن تبرائيان
توحيد ريشه اديان الهى است و اگر بر اين اساس حركت شود، يكپارچگى در عقيده به
دست مىآيد. در آيات و اخبار به چند نكته تأكيد شده: 1- اعتصام به حبل الله اساس وحدت است. 2- مسلمانان با همه اختلافات نژادى، امت واحدهاند. 3- خداوند از تفرقه و تشتت نهى كرده است. 4- اتحاد بنيه مسلمانان را مستحكم مىكند. 5- قرآن تأكيد بر اخوت و برادرى دارد. اينها پيامهاى قرآنى براى پيوند و اتحاد است.
6- فلسفه تشريع حج- مولوى محبوب الرحمن (از بنگلادش)
در اسلام عقايد، عبادات و سياسات از يكديگر قابل تفكيك نيستند. حج مظهر زندگى و حيات، ابراهيم ع- پدر توحيد است و لذا مهمترين نكته آن نفى هرگونه شرك و بتپرستى است. بنابراين حج بايد صرفاً حج ابراهيمى باشد تا مقبول درگاه احديت قرار گيرد. بايد خداوند را سپاس گفت كه سنت حج ابراهيمى بدست امام خمينى- ره- احيا گرديد.
7- المقصود من الوحدة والتقريب بين المذاهب- آيةالله ابراهيم امينى
در اصل وحدت هيچگونه ترديدى وجود ندارد و آيات زيادى در قرآن به اتحاد و يكپارچگى و پرهيز از تشتت و اختلاف دعوت مىكند. در آغاز پيشرفت اسلام معلول وحدت بود و اكنون تمامى مصيبتها نشأت گرفته از اختلاف بين مسلمانانست. در شرايطى كه استكبار جهانى با اين قدرت بر ضد ما فعاليت مىكند فورىترين امر ايجاد اتحاد بين مسلمانانست. در اين باره بايد دانست كه با وجود همه اختلافات فقهى و عقايدى مشتركات فراوانى وجود دارد و ثانياً اينكه هدف از وحدت كنار گذاشتن همه ديدگاهها و عقايد اختصاصى نيست. اين مسؤوليت بر دوش عالمان است تا مردم را بدين سمت هدايت و آماده كنند.
8- الحج فى السنّة- آيةالله محمد واعظ زاده خراسانى
حج در چهار عنوان قرآن و سنت و فقه و عمل مسلمين مىتواند مورد بحث قرار گيرد.
در قرآن در حدود سى آيه در اين باره آمده كه در اين مقاله مورد بحث قرار گرفته است.
پس از آن احاديث حج اقسام آنها، روات صحابى و غيرصحابى آنها و ارتباط آنها با اجزاء و قسمتهاى تاريخى و فقهى حج مورد تأمل قرار گرفته و گزارش آمارى دقيقى در اين
باره به دست داده شده است.
9- اهميت مراسم حج- حسين زكريا (از غنا)
وى با اشاره به اقسام حجگزارى، مهمترين حكمت حج را ترويج روحيه اخوت و برادرى ميان مسلمانان دانسته است.
10- ضرورت وحدت سياسى بين مسلمانان- دكتر حسن احمد حسن الحيارى از اردن
نگاهى به تاريخ اسلام و مسلمانان نشان مىدهد كه دشمنان اسلام اعم از يهود و نصرانى هميشه درصدد ايجاد اختلاف و نفاق بوده در حالى كه خودشان با يكديگر متحد بودهاند. جنگ احزاب نمونهاى از اين همكارى دشمنان در عصر رسولالله- ص- است.
در دنياى جديد نيز ناظر اين اتحاد بوديم.
11- مكانة ائمة اهل البيت- عليهمالسلام- عند جماعة فى علماء اهل السنة- رسولجعفريان
بسيارى از بزرگان اهل سنت نسبت به ائمه اهل بيت- عليهمالسلام- علاقه خاصى دارند و البته همه اهل سنت اهل بيت و پيغمبر- ص- را دوست مىدارند. از ميان عالمان و محدثان سنت كتابهايى درباره ائمه اثنى عشر- عليهمالسلام- نوشته شده كه يكى از آنها مطالب السؤول فى فضايل آل الرسول است. فضل بن رزبهان نيز كتابى در باره چهارده معصوم نوشته است. حك شدن نام مبارك ائمه دوازدهگانه در دو صحن مسجدالنبى در كنار اسامى تعدادى از صحابه وائمه مذاهب اربعه مىتواند مظهرى براى وحدت تلقى شود، امرى كه شايد بتوان آن را تسنن شيعى ناميد.
12- الخطوط الإعلامية العريضة لتوحيد العمل التبليغى فى العالم الإسلامى- الشيخمحمد على التسخيرى
ارتباط مسأله «تبليغ» و «وحدت» از مسائل حائز اهميت در دنياى جديد است. روشهاى كهن تبليغ، چه بسا اختلاف زا باشد؛ طبعاً بايد روشهاى جديد را جايگزين آنها كرد. در اين باره بايد توجه داشت كه اهداف نهايى ما در تبليغ چيست؟ آنگاه براساس آنها روشهاى نوى را ابداع كرد. مهمترين اين اهداف عبارتند از: نشر اخلاق اسلامى، ترويج
خصايص قرآنى براى امت نمونه، ارائه آموزههاى مورد نياز مسلمانان در عصر حاضر، ايجاد آمادگى براى انطباق اسلام با واقعيات امروزى، گسترش زبان عربى و ايجاد روحيه حماسى در جوانان مسلمان.
در اين مقاله زيبا با دقت به ابعاد اين بحث پرداخته شده كه اين مختصر گنجايش بيان همه آن مطالب را ندارد.
13- الاقليات الاسلامية فى بلاد غير الاسلامية- يوسف بخور (كانادا)
بىتوجهى اروپائيان متعصب مسيحى به حقوق اقليتهاى مسلمان همراه با توجه آنها به حقوق اقليت مسيحى در برخى از كشورها، نشانگر حقد و كينه صليبىها بر ضد مسلمانان است. اين در حالى است كه مسلمانان بوسنى و هرزگوين زير چكمه صربهاى متعصب پايمال مىشوند و كسى سخن از حقوق اقليتها نمىگويد. در برابر چنين جناياتى چه بايد كرد؟ چگونه بايد از انرژى مليونها مسلمان بهره جست؟ در اين باره بايد يك سرى اقدامات سياسى، تشكيلاتى و فرهنگى با هماهنگى صورت گيرد تا همه را در يكسو و يك جهت هدايت كند.
14- الحج رمز وحدة المسلمين و اسلامهم- عبدالرحمن محمد عبدالرحمن شرفىقاضى المحكمة العليا (از سودان)
حج كنگرهاى است سالانه كه مسلمانان از بلاد مختلف در آن شركت مىكنند؛ يعنى تبلور و تجلىگاه وحدت و اجتماع عظيم مسلمانان است. در اينجا فقير و غنى، سياه و سفيد، همه و همه يكسانند؛ اينجا همه يك لباس پوشيدهاند و هيچگونه تشخّصى وجود ندارد. در واقع «احرام» تجسد و تجسم عينى وحدت مسلمانان است. همه با يك لباس به ميقات مىروند، همه طواف مىكنند، همه سعى مىكنند. مبدأ و منتهاى واحدى دارند. به علاوه حج رمز اسلام و تسليم در برابر خدا نيز هست.
15- التقريب فى مناسك الحج للامام الخمينى- شيخ عبدالكريم بىآزار شيرازى
در كلام امام خمينى در كتاب الطهاره (نجف 1389) به صراحت آمده است كه: «امامت از اصول مذهب است نه اصول دين، به همين دليل است كه شيعيان هميشه با ساير
مسلمانان زندگى كرده و هيچگاه در امر زندگى، از ذبيحه و مصنوعه از پوست چهارپايان ذبح شده برخورد تقيهگونه نداشتهاند». موارد ديگرى نيز كه حكايت از اين عقيده قاطع امام- ره- دارد بيان شده است.
16- پانزده نكته پيرامون موانع تقريب و راههاى متفاوت مبارزه با آنها- محمدجواد حجتى كرمانى
هنوز انديشه وحدت در ميان مسلمانان ناشناخته است؛ ريشه اختلافات 14 قرن گذشته بايد بيشتر شناخته شود. بايد همزمان با فعاليتهاى عقيدهاى و كلامى، تلاشهاى سياسى و روانى نيز آغاز شود. بايد توجه داشت كه اختلاف در آغاز بدين عمق نبوده و اكنون بايد از تعميق بيشتر آن جلوگيرى شود. و نيز بايد توجه داشت كه بخشى از اين اختلافات ماهيت تاريخى دارد نه مذهبى.
17- نقش استدلال در تقريب- آيةالله سيّد ابوالفضل ميرمحمدى
اگر همه بپذيرند كه منصف باشند و صرفاً دليل و استدلال را در پيش روى خود قرار دهند، مىتوان اميدوار بود كه سخن يكديگر را بفهمند و بدين ترتيب راه را براى وحدت بگشايند. مؤلف اين مقاله كوشيده تا با كاوش در معناى روايت «نزول قرآن بر هفت حرف» در منابع شيعه و سنت، واقعيت اختلاف دو نظر را شرح دهد. آنها اين «هفت» را در «الفاظ» مىدانند و اهل بيت در «معانى».
18- اثر الحج فى الوحدة السياسية و الاجتماعية و الثقافية- الاستاذ عفيف النابلسى (از لبنان)
حج اولًا انسان را به سوى بىنهايت سوق مىدهد، و ثانياً او را به اوج عبوديت و بندگى مىرساند و ثالثاً نفس انسانى رابراى صعود به بالا، مجرد از هرنوع مادىگرى مىكند. در حج است كه حاجيان آنگاه كه از برادران و خانواده و عشيره خود جدا مىشود، با برادران دينى خود انس مىگيرند و روحيه جمعى و عمومى مىيابند. اكنون بايد توجه بدين حقايق داشت كه استكبار جهانى درصدد ايجاد اختلاف بين مذاهب اسلامى است؛ بايد در برابر اين توطئه ايستاد؛ بر علماى اسلامى است كه حربه تكفير را به كنارى بگذارند و
راه را براى اتحاد بگشايند؛ بايد حركت جهانى اسلام را تشويق به ملحق شدن به موضع جمهورى اسلامى كرد؛ بايد در برائت از مشركان اصرار ورزيد و مسأله قدس را محور مسائل جهان اسلام قرار داد و از انتفاضه به صراحت دفاع كرد.
19- ضرورتهاى سياسى در حج و تقريب- سيد مرتضى نعمتزاده
پيوند دهنده «حج» و «تقريب»، يك هدف مشترك سياسى در جهت نجات جهان اسلام است كه در حال حاضر مهمترين «منفعت» براى مسلمانان حاضر در موسم مىباشد. از تعبيرهاى مهمى كه در آيات حج بكار رفته بايد از كلمه «بيت» و «ناس» ياد كرد كه فراوان مورد استفاده قرار گرفته است. در چنين كنگرهاى كه بيت و ناس حضور دارند و رفث و فسوق و جدال وجود ندارد، مىتوان شكوه وحدت را تجربه كرد.
20- بحران بوسنى و هرزگوين و جهان اسلام- سيد مرتضى نعمتزاده
بحران بوسنى و قتل و كشتارى كه در آنجا صورت مىگيرد، از سنخ ديگر فشارها و جنايات نيست. در واقع بايد بحث را از قرن پانزدهم ميلادى آغاز كرد، سقوط قسطنطنيه و فشارهاى بعدى دولت عثمانى بر مسيحيت و گسترش اسلام در اروپا، پس از جنگهاى صليبى براى اروپا شكننده بود. تلافى اين حملات از تلاش غربيان براى از همپاشاندن دولت عثمانى آغاز شد؛ تأسيس اسرائيل، روى كارآوردن دولتهاى وابسته و اكنون قتل عام وحشيانه مسلمانان در قلب اروپا ادامه اين پروسه است.
21- قصيدة فى رثاء سيد المقاومة الاسلامية سماحة السيد عباس الموسوى- الاستاذاحمد حرب
22- فلسفة الحج فى الاسلام- الشيخ اديب حيدر
عبادات اسلامى بر وحدانيت خداوند و وحدت در جامعه اسلامى براساس ايده امت واحده استوار است. در حج سه مفهوم: «خدا»، «انسان» و «طبيعت» مطرح است. خدا خالق، انسان مخلوق و طبيعت ظرف زمان و مكان است.
حج تجربه پيوند اين سه مفهوم در قالب تربيت، و تهذيب انسان در پرتو عبادات و مناسك حج است.
قطعنامه پايانى سمينار حج و تقريب
با عنايت به نقش اساسى حج در ايجاد زمينههاى مناسب براى وحدت جهان اسلام و لزوم از بين بردن اختلافات ميان مسلمانان و تحقق هدف انبيا در راستاى زيستن از براى خدا جلّ و علا و دورى گزيدن از طاغوت و نيز با توجه به ضرورت تحقق تقريب بين مسلمانان در زمينههاى اعتقادى و فقهى از طريق آشنايى پيروان مذاهب با آراء و عقايد يكديگر، مجمع جهانى مذاهب اسلامى بر آن شد كه سمينارى در مكه مكرمه تحت عنوان «حج و تقريب» برگزار نمايد.
در اين سمينار هيأتهايى از كشورهاى مختلف شركت داشتند و تمامى آنان علاقه شديد خود را نسبت به تحقق وحدت اسلامى و لزوم نزديك شدن مسلمانان به يكديگر با الهام گرفتن از روح حج ابراهيمى به منظور حركت در خط انبياى عظام و تحقق بخشيدن به رسالت اسلامى خاتم انبيا ابراز داشتند.
شركت كنندگان در پايان اين سمينار موارد زير را مورد تأكيد قرار دادند:
دعوت ازتمامى علما و انديشمندان اسلامى جهت اهتمام بيشتر به مسأله وحدت اسلامى و ارائه راه حلها و پيشنهادهاى مناسب براى رسيدن به آن، به بهترين وجه ممكن.
تقريب بين مذاهب اسلامى را يك حركت اصيل شمرده و ضرورى دانستند كه محافل علمى و فكرى، پشتوانه اين حركت باشند و در جهت تبلور آن از طريق ديدارها و نشستها به منظور درك واقعى مذاهب و ايجاد تفاهم كامل و عملى ميان آنان اقدام نمايند.
شركت كنندگان ازتمامى انديشمندان خواستار شدند كه در مناظرات و محاورات خود، از شيوههاى قرآنى؛ سعه صدر، استدلال منطقى، ادب اسلامى، پرهيز از سوء ظن و بدگويى و تأكيد برنقاط مشترك به منظور دستيابى به حقيقت، بهره گيرند.
شركت كنندگان مراتب قدردانى خود را از حضرت آيةالله خامنهاى- دام ظله
العالى- كه فرمان تأسيس مجمع جهانى تقريب بين مذاهب اسلامى را صادر و از آن به اشكال گوناگون حمايت فرمودهاند، ابراز داشتند.
شركت كنندگان خواستار افزايش تلاشهاى مجمع و تسريع دراجراى طرحهاى تقريبى از جمله تأسيس دانشگاه مذاهب اسلامى درتهران شدند.
شركت كنندگان ياد حضرت امام خمينى- ره- بنيانگذار جمهورى اسلامى و منادى وحدت اسلامى را گرامى داشتند.
شركت كنندگان هرگونه توهين به مقدسات اسلامى را محكوم كرده و حمايت خود را از فتواى امام راحل در مورد سلمان رشدى مرتد مورد تأكيد قرار دادند.
شركت كنندگان هرگونه تجاوز نسبت به مسلمانان در بوسنى و هرزگوين، فلسطين، تاجيكستان، آذربايجان، هند و غيره را محكوم كرده، خواستار وحدت صفوف مسلمانان براى رويارويى با اين تجاوزات شدند. (تصوير شماره 16)
دومين سمينار مجمع عمومى مجمع جهانى اهل بيت- عليهمالسلام- در مكّه مكرمه در روز چهارم ذى الحجه 1413 (4/ 3/ 72) با حضور نماينده محترم ولى فقيه و سرپرست حجاج ايرانى و تنى چند از شخصيتهاى ايرانى و خارجى برگزار گرديد.
در اين جلسه ابتدا حجةالاسلام والمسلمين تسخيرى به عنوان دبيركل مجمع جهانى اهل بيت، هيأت رئيسه سمينار را معرفى و از آقايان آيةالله مصباح يزدى، آيةالله حكيم، حجةالاسلام والمسلمين موسوى و آقاى يزبك را به جايگاه هيأت رئيسه دعوت كرد.
اين سمينار با سخنرانى افتتاحيه حجةالاسلام والمسلمين رى شهرى نماينده محترم ولى فقيه و سرپرست حجاج ايرانى رسميت يافت. ايشان با تأكيد بر لزوم اهميت دادن به ابعاد فقهى، معنوى، عرفانى، اجتماعى، اقتصادى و سياسى حج در رفع ابهام از آنها گفتند: «بعد سياسى حج را بطور وضوح در روايات اهل بيت مىتوان يافت. امام
باقر- ع- مىفرمايد: «تمام الحج لقاء الامام». فلسفه حج اعلام وفادارى مردم بهرهبر سياسى خود مىباشد. فلسفه ديدار امام در حج تيمّن و تبرّك نيست بلكه الهام گرفتن از رهبرى سياسى اسلام درباره مصائب و مشكلات مسلمانان است، حجِّ كامل حجى است كه مردم را در جهت حكومت اسلامى و حكومت امام عادل قرار مىدهد.
وى افزود: امام امت احتمال مىدهند كه اين بعد از ساير ابعاد مهمتر است. در مقابل ديدگاه امام راحل؛ احياگر حج ابراهيمى، عدهاى از آخوندهاى دربارى- در آستانه برائت- حج را فاقد بعد سياسى توصيف مىكنند، اينها دانسته يا ندانسته به دشمنان قسم خورده اسلام خدمت كرده و مىكنند. ايشان در رد اين نقطه نظرات گفتند: قويترين پيامها را حضرت امام- قدس سره- براى ايام حج صادر مىكردند و اكنون نيز حضرت آيةالله خامنهاى مهمترين مسائل مسلمانان جهان را در پيام خود بيان كرده و تكاليف آنها را تبيين فرمودهاند.
سپس آيةالله امينى سخنرانى خود را با تشريح اهداف تشكيل مجمع جهانى اهل بيت، آغاز و ابتدا با بيان تاريخچه و ضرورت تشكيل اين مجمع گفت: پس از پيروزى انقلاب، شيعه به صورت قدرت بزرگى در جهان ظاهر شد كه اين امر مسلمانان جهان را به انقلاب اسلامى ايران متوجه ساخت و با توجه به اينكه رهبرى انقلاب را علماى شيعه بر دوش داشتهاند، مسلمانان جهان توجّه خاصى به كشور ايران از خود نشان مىدهند.
سخنران بعدى اين سمينار آيةالله حكيم بود كه با اشاره به سابقه تاريخى تشيع در عراق و بازگشت آن به صدر اسلام گفت: ائمه اهل بيت بر ضرورت حركت شيعيان در كنار حركت تمام مسلمانان تأكيد نمودهاند و از آغاز، ضرورت دفاع از اسلام و كيان سياسى آن را در دستور كار خود و شيعيان قرار دادهاند.
وى آنگاه به بيان تاريخچه مبارزات شيعيان عراق بر عليه استكبار جهانى در زمان جنگجهانىاولودر زمان حكومت بعث پرداخت و با مقايسه وقايع بوسنى و هرزگوين با عراق گفت: قضيه جنوب عراق از قضيه بوسنى و هرزگوين كمتر نيست ولى داستان بوسنى در برابر ديد جهانيان قرار دارد وليكن قصه عراق پنهان از انظار است.
پس از تنفس كوتاهى جلسه با سخنرانى حجةالاسلام والمسلمين موسوى درباره وضيعت شيعيان پاكستان ادامه يافت. وى با ذكر عقايد و افكار سياسى اقبال والهام وى از تعليمات شيعه به بيان مشكلات و مصائب شيعيان در پاكستان پرداخت وگفت: آقاى هاشمى رفسنجانى رئيس جمهور ايران، عدم دخالت شيعيان پاكستان درانتخابات را يك خودكشى اجتماعى دانستند پس از انقلاب و در حال حاضر نيز كه شيعه در پاكستان به صحنه آمده است، ابرقدرتها بر عليه آن توطئه مىكنند.
سخنران بعدى اين سمينار آقاى شيخ محمد يزبك بود كه درباره وضعيت لبنان و شيعيان آن كشور سخن گفت و با ذكر مواردِ هماهنگى دولتهاى غربى و حكومت مارونى با اسرائيل و نقش جمهورى اسلامى ايران در ايجاد وحدت بين شيعيان لبنان و جنگ با اسرائيل، به تمجيد از انقلاب اسلامى ايران پرداخت.
دكتر عبدالحميد معصومى از افغانستان سخنران بعدى سمينار بود كه با ذكر وضعيت شيعيان اين كشور، قبل و پس از پايان حكومت كمونيستى در كابل، خواستار حمايت فرهنگى شيعيان جهان و مجمع جهانى اهل بيت از شيعيان افغانستان شد.
پرفسور حسن الحسينى، دانشمند كشميرى از ديگر سخنرانان اين سمينار بود كه از عدم اطلاع ملل اسلامى از وقايع كشمير و سياستهاى ضد اسلامى هند سخن گفت. وى با اشاره به آيه شريفه: «اليوم اكملت لكم دينكم ...» از ملت ايران، وارثان سلمان فارسى، به عنوان مسلمانان واقعى ياد كرد و از مردم جهان خواست تا از ايران درس مبارزه بياموزند.
وى در پايان از اجتماعات اسلامى و حج، بعنوان مجمعى براى وحدت مسلمانان ياد كرد.
لازم به ذكر است كه آقايان حكيم و محمد يزبك به عربى، پروفسور حسن حسينى به انگليسى و بقيه سخنرانان به فارسى سخن گفتند كه چكيده سخنان سخنرانان به عربى ترجمه شده و قرائت گرديد.
قطعنامه پايانى سمينار
در پايان اين جلسه قطعنامهاى در 14 بند توسط حجةالاسلام والمسلمين تسخيرى خوانده شد:
قطعنامه پايانى سمينار اعضاى هيأت عمومى مجمع جهانى اهلبيت عليهمالسلام- مكه مكرمه- 4 ذى الحجه 1413 ه
به تاريخ 4 ذى الحجه 1413 سمينار اعضاى هيأت عمومى مجمع جهانى اهل بيت- عليهمالسلام- تحت عنوان «پيروان اهل بيت- عليهمالسلام- و بيدارى اسلامى» با شركت بيش از 20 كشور جهان در مكّه مكرّمه برگزار گرديد.
در آغاز گزارشى از عملكرد ساليانه مجمع، توسط رئيس شوراى عالى و دبير كلّ مجمع جهانى اهل بيت- عليهمالسلام- تقديم حاضران شد.
پس از آن مطالب و گزارشهايى پيرامون وضعيت مسلمانان و پيروان اهل بيت- عليهمالسلام- و نقاط ضعف و قوّت آنها توسط برخى از هيأتهاى شركت كننده مطرح و در اين زمينه پيشنهادهاى سازندهاى ارائه گرديد كه مجمع به يارى خداوند متعال وعده بررسى و اجراى آنها را داد.
سپس در پايان شركت كنندگان بر موارد ذيل تأكيد نمودند:
1- ضرورت شدّت بخشيدن به كوششها و فعاليتهاى مجمع در صحنههاى مختلف فرهنگى، اجتماعى و سياسى و هماهنگى آن با خواستههاى مرحله كنونى.
2- ضرورت ايجاد رابطه ميان مجمع و تمامى نهادهايى كه در سراسر جهان از پيروان اهل بيت- عليهمالسلام- بشمار مىآيند و تقويت ارتباط و هماهنگى اين نهادها با يكديگر و بررسى و بكارگيرى راههاى پشتيبانى از آنان.
3- لزوم برگزارى اوّلين كنفرانس هيأت عمومى مجمع در تهران با شركت تمامى
اعضا در روز 13 رجب 1414 ه و ضرورت زمينهسازى كامل براى اجراى طرحها و برنامههاى عملى از سوى دبيرخانه مجمع.
4- تأكيد بر ضرورت حضور فعال مجمع در محافل و كنفرانسهاى بينالمللى و مطرح ساختن ديدگاههاى اهل بيت- عليهمالسلام- و نشر معارف آنها.
5- تمامى حاضران اطاعت و پيروى خود از ولى امر مسلمين حضرت آيتالله خامنهاى- مدّظلّه العالى- را اعلام كرده و بر ضرورت هماهنگى و وحدت بخشيدن به تمامى تلاشها براى تحقّق اهداف انقلاب مبارك اسلامى كه توسط رهبر مستضعفين جهان حضرت آيةالله العظمى امام خمينى- قدّس سره- به ثمر رسيده است تأكيد كردند.
6- حاضران هجوم تبليغى- سياسى غرب عليه كيان اسلام و فرهنگ نورانى آن را- كه در كتاب آيات شيطانى مجسم شده- محكوم نموده و ضمن حمايت از فتواى تاريخى امام خمينى- قدّس سرّه- درباره سلمان رشدى مرتد، تأكيد نمودند كه اين حكم الهى به هيچ وجه، قابل نسخ نمىباشد.
7- شركت كنندگان در سمينار، اعمال سركوب و ارعاب توسط رژيم بعثى نسبت به مردم مظلوم عراق را محكوم كرده و از تمام ملّتهاى مسلمان خواستار پشتيبانى از جهاد ملّت عراق براى رسيدن به حقوق مشروع خود و سرنگونى رژيم خونريز بعثى شدند.
8- حاضران در سمينار اعلام كردند كه فلسطين سرزمين اسلامى است و گفتگو و معامله پيرامون آن معنا ندارد. و تنها راه نجات فلسطين و آزادى آن از چنگال غاصبان صهيونيست، همانا جهاد مقدّس و استمرار قيام انتفاضه است. و تأييد و پشتيبانى كامل خود را از مقاومت اسلامى شجاعانه لبنان بر ضدّ تجاوزات صهيونيستهاى ستمگر اعلام داشتند.
9- شركت كنندگان خواستار حمايت و پشتيبانى امّت اسلام از مردم مظلوم و ستمديده بوسنى و هرزگوين با ايستادگى در برابر تجاوزات صربها و محكوم كردن سكوت غرب، گرديدند.
10- حاضران از طرفهاى درگير درافغانستان خواستار پايان دادن به اين درگيريها و حلّ مشكلات خود شده و با روى آوردن به راههاى مسالمتآميز، در جهت تشكيل حكومت اسلامى و تحقّق بخشيدن به آرزوهاى ملّت و واگذارى حقوق مشروع گروههاى جهادى مسلمان گام بردارند.
11- شركت كنندگان بر ضرورت عقب نشينى نيروهاى ارمنستان از اراضى كشور آذربايجان مسلمان و لزوم حفظ يكپارچگى و هماهنگى با خواستههاى مردم مسلمان خود در برنامهريزيهاى سياست داخلى و خارجى گرديدند.
12- حاضران كشتار بيرحمانه مسلمانان، توسط نظام كمونيستى تاجيكستان را محكوم كرده خواستار توقف فورى اينگونه اعمال نسبت به مردم مسلمان تاجيك شدند.
13- شركت كنندگان تخريب مسجد بابرى به دست متعصبين هندو را به شدّت محكوم كرده و از حكومت هند خواستار بازسازى و تعمير هرچه سريعتر آن مسجد شدند.
14- حاضران تمام تلاشهاى تفرقهافكنانه و دامن زدن به نزاع ميان شيعه و اهل سنّت را به هر صورت كه باشد محكوم كرده خواستار وحدت عمل تمامى ملّتهاى اسلامى در راه تجلّى شكوه وحدت فراگير اسلامى گرديدند. (تصوير شماره 17)
و آخر دعوانا ان الحمد للّه ربّ العالمين. و صلّى اللّه
على سيّدنا و نبيّنا محمّد و آله الطيّبين الطاهرين.
روز شنبه 25/ 2/ 72، به همت واحد اهل سنت بعثه مقام معظم رهبرى، سمينارى تحت عنوان «محمد- ص- الگوى زمامداران» با شركت زائران اهل سنت و علما و انديشمندان شيعه و سنى به رياست آقايان ماموستا فخرى، حجةالاسلام والمسلمين موسوى نماينده مقام معظم رهبرى در كردستان، آخوند رهبرى،
حجةالاسلام والمسلمين حجتى كرمانى، مولوى موحّدى در محل بعثه مقام معظم رهبرى در مدينه منوره در محل هتل الدّخيل برگزار شد.
در اين مراسم نماينده محترم ولى فقيه و سرپرست حجاج ايرانى ضمن تشكر از حضور علما و انديشمندان شيعه و سنى و همچنين زائران اهل سنت كه بطور گستردهاى در اين مراسم شركت كرده بودند، اظهار اميدوارى كرد كه اين سمينارها زمينه مناسبى را براى تأمين و تعميق اهداف حج ابراهيمى براساس رهنمودهاى امام امت و توصيههاى مقام معظم رهبرى فراهم آورند.
ايشان ضمن تأكيد بر وحدت با مسلمانان جهان بويژه مسلمانان ايران اين امر را از مهمترين ابعاد حج كه بايستى در مدينه منوره و مكه مكرمه دنبال شود دانستند.
نماينده ولى فقيه و سرپرست محترم حجاج ضمن ابراز خشنودى از بيدارى اسلامى كه بحمدالله با ارشادات و رهنمودهاى امام راحل در جهان اسلام پيدا شد، غلبه برتوطئههاى غرب را در به انجام رسيدن تمام رهنمودهاى حضرت امام- ره- دانسته و گفتند:
در حال حاضر به دليل تغافل مسلمانان از مسأله زمامدارى و ولايت، طاغوتها در اكثر كشورهاى اسلامى زمامدارى مىكنند و هر چند ظاهراً مسلمانند ولى بر طبق الگوى حكومت پيامبر رفتار نمىكنند.
ايشان در ادامه با اشاره به اينكه مسلمانان حداقل در دو مسأله «نبوت رسول اكرم- ص-» و «حكومت و ولايت آن حضرت»، اتفاق نظر دارند، فرمودند: سيره زمامدارى رسولالله- ص- از مسائلى است كه در تاريخ بسيار روشن است. قرآن از منابع قطعى سيره حكومت پيامبر- ص- است و نيز كتب تاريخ و حديث در بحث زمامدارى پيامبر و خطوط اساسى آن اختلافى ندارند.
حجةالاسلام والمسلمين رى شهرى ضمن طرح اين مسأله كه جهان اسلامى بايد ببيند درباره تأمين نياز خود به حكومت چه كرده است و چه بايد بكند، فرمودند:
زمامدارى پيامبر- ص- بايد الگوى عملى زمامدارى قرار گيرد و فقط به نوشتن آن در
كتابها نبايد اكتفا كرد. بايد بررسى كرد كه آيا زمامداران كشورهاى اسلامى براساس الگوى رسولاللّه- ص- رفتار مىكنند يا تابع آمريكا و ساير مستكبرانند.
ايشان تأكيد كردند: ما بايد از جنگ اصلى پيامبر- ص- و علل آن، نحوه روابط خارجى حكومت پيامبر اسلام و چگونگى استعانت از حكومتهاى خارج، ميزان احترام ايشان به حقوق مسلمين و نوع و سيستم حكومتى آن حضرت و بطور كلى ويژگيهاى حكومت پيامبر اسلام درس بگيريم.
ايشان با شكرگزارى از اينكه در ايران امروز، حكومت اسلامى حكفرماست، از برادران اهل سنت خواستند ويژگيهاى جمهورى اسلامى را براى ديگران تشريح كنند تا زمينهساز حكومت جهانى اسلامى شود.
ايشان در ادامه، با اشاره به آيهاى از قرآن كريم تأكيد كردند: كافران به عنوان ولى نمىتوانند با مسلمانان رابطه داشته باشند. البته اگر رابطه به شيوه ولايى نباشد مسأله ديگرى است كه در جاى ديگر، قرآن آن را تجويز كرده است.
نماينده ولى فقيه و سرپرست حجاج ايرانى، آمريكا و اسرائيل را به عنوان نمونه بارز دشمنان اسلام معرفى كرده و افزود: اين نمىشود كه از يك طرف براى مسلمانان بوسنى اشك بريزيم واز طرف ديگر با دشمنان آنها كه مانع ارسال اسلحه توسط جهان اسلام به اين كشور مىشوند، همكارى كنيم.
دشمنان اسلام چون رشد اسلام را به ضرر خود مىدانند با فجيعترين شكل مسلمانان را در منطقه، قتل عام مىكنند و صربها براى مبارزه بااسلام به نيابت از سوى آمريكا با مسلمانان مبارزه مىكنند.
ايشان با استناد به سيره نبوى گفتند: پيامبر اسلام- ص- همكارى يهوديان را در جنگ احد نپذيرفتند؛ چرا كه آنان براى حكومت و غنيمت مىجنگيدند و پيامبر- ص- نمىتوانستند براى چنين هدفهايى با آنها متحد شوند.
ايشان در خاتمه، از شركت كنندگان در سمينار بويژه علما و انديشمندان اسلامى خواستند با به دست آوردن الگوى حكومت پيامبر- ص- از قرآن و حديث و تاريخ،
درباره زمامداران كنونى قضاوت كنند.
در ادامه جلسه حجةالاسلام والمسلمين ربانى نماينده مقام معظم رهبرى در امور اهل سنت سيستان و بلوچستان طى سخنانى به نقش اهل سنت در پيشبرد انقلاب اسلامى پرداخته و گفت: ما احساس مىكنيم كه اهل سنت خودشان را سفيران و مدافعان انقلاب اسلامى مىدانند، بويژه در اين سرزمين كه بناحق به جمهورى اسلامى تهمتهاى ناروا مىزنند. اميد است كه در اينگونه جلسات روح وحدت اسلامى درمقابل استكبار جهانى ايجاد شود.
حجةالاسلام ربانى همچنين ضمن تشكر از واحد اهل سنت بعثه مقام معظم رهبرى، از قول برخى از علماى اهل سنت نقل كرد كه خدمتى را كه جمهورى اسلامى به اهل سنت مىكند هيچ يك از حكومتهاى ديگر در حق ساير مذاهب اهل سنت انجام نمىدهند و اين ملهم از روح بلند امام خمينى- قدس سره- است.
سپس مولوى اسحاق مدنى مشاور رئيس جمهورى پيرامون موضوع «دستور خدا و قرآن درباره حكومت» سخنانى ايراد كرد.
وى در بخشى از سخنانش درباره شيوه حكومت رسول اكرم- ص- گفت:
الگوى زمامدارى آن حضرت در دنيا منحصر به فرد است. عمل به چنين الگويى حتى براى شخصى كه اسلام را هم قبول دارد، بسيار سخت است؛ مخصوصاً اينكه زمامدار و حاكم باشد.
كدام زمامدار است كه حكومت را در اختيار داشته باشد- ولو اينكه حكومتش محدود باشد- و از گرسنگى به شكمش سنگ ببندد و در كنار يارانش خندق حفر كند؟! كدام زمامدار است كه دختر گراميش (فاطمه اطهر سلام اللّه عليها) براى آرد كردن گندم شخصاً گندم آسياب كند و براى تحمل سختى دنيا به دخترش ذكر «اللّه اكبر»، «سبحان اللّه» و «الحمدللّه» را ياد بدهد؟!
وى افزود: اصولًا اساس و پايه حكومت اسلامى بر پايه اين جمله است:
«هيچكس حق حكومت ندارد مگر خداوند قاهر» حتى مردم نمىتوانند بر مردم
حكومت كنند و همه مملوك خداييم. حاكميت از آن خداست و انسان در اين ميان نايب و خليفه است.
مولوى اسحاق مدنى در بخش ديگرى از سخنان خود به ويژگيهاى انسانى كه مىتواند به نيابت از خدا در زمين حكومت كند پرداخت و گفت:
حاكم من قِبَل الله بايد احكام خدا را در زمين پياده كند؛ لذا كسى كه نمىتواند از احكام خدا سردرآورد و نمىتواند قانون اساسى خدا را بفهمد، حق حكومت كردن ندارد.
كسى مىتواند اين كار را بكند كه افقه و اعلم و آگاه به مسائل اسلامى باشد.
انسانى مىتواند اين نيابت را بپذيرد و قبول كند كه عالمتر باشد. يك عده اسم اين انسان را «ولىّ فقيه» گذاردهاند و عدهاى ديگر به آن نام ديگرى مىنهند. نبايد براى اسم، جنگِ عنب و انگور راه انداخته شود.
مشاور رياست جمهورى كشورمان در پايان از همه حضار بويژه برادران اهل سنت خواست كه چه در ايران باشند و چه در مكه و مدينه، در انتخابات رياست جمهورى فعالانه شركت كنند.
پس از سخنان مولوى اسحاق مدنى اعلام تنفس شد و قسمت دوم سمينار با اجراى تواشيح توسط گروه قدر در زمينه وحدت مسلمين آغاز و سپس فرازهايى از پيام حضرت امام- ره- به حجاج ايرانى به دو زبان فارسى و عربى قرائت شد. سپس آقاى حسينى عضو كميسيون قضايى مجلس شوراى اسلامى و نماينده اهل سنت مردم بندرلنگه، تحت عنوان «ويژگيهاى انقلاب اسلامى واثرات آن» به ايراد سخن پرداخت.
وى با مقايسه انقلاب اسلامى، ساير انقلابهاىِ ضدِّ ويژگى انقلاب اسلامى را برشمرد.
نامبرده آنگاه به تشريح توطئههاى مختلف دشمنان انقلاب اسلامى پرداخت و درگيريهاى سالهاى اول انقلاب در كردستان، گنبد، و ... را در همين راستا ارزيابى كرد و با اشاره به شهادت بيش از 60 روحانى اهل سنت در كردستان اين امر را نشانه علاقه و
اخلاص اهل سنت در پاسدارى از انقلاب اسلامى دانست.
وى در پايان به خدمات جمهورى اسلامى در مناطق سنىنشين اشاره كرد وگفت اكنون بيش از 90 درصد روستاهاى ما آب آشاميدنى و برق دارند.
پس از آن حجةالاسلام واعظ زداه خراسانى دبير مجمعالتقريب بين المذاهب الاسلاميه سخنرانى خود را با استناد به آيات قرآن كريم درباره پيامبر و فلسفه حكومت الهى و اسلامى آغاز كرد و گفت: خصوصيت حكومت اسلامى در اين است كه اين حكومت از جانب خداست و پيامبر نماينده خداست.
وى ضمن برشمردن وجوه اشتراك بين مسلمانان، درباره حكومت اسلامى و اساس ولايت فقيه گفت: حكومت ولايت فقيه اعاده به حكومت اسلامى زمان رسولالله- ص- است. و اين يكى از نقاط مشترك بين مسلمين براى تشكيل حكومت اسلامى است.
وى در پايان اقدامات انجام شده در جهت اجراى رهنمودهاى مقام معظم رهبرى براى راهاندازى مجمع التقريب و دانشگاه مذاهب اسلامى را براى حاضرين برشمرد و اظهار اميدوارى كرد كه در سال جارى اولين دانشجويان دانشگاه مذاهب اسلامى از ميان دانشجويان شيعه و سنى پذيرش شوند.
آخرين سخنران اين نشست دكترارسال شادمان عضو هيأت علمى دانشگاه تهران از برادران اهل سنت كردستان بود.
وى در باب جايگاه علوم در حكومت رسولالله- ص- به اختصار سخن گفت و در تبيين بحث خود، به آيات قرآن كريم در تجليل از علم و علما استناد كرد وگفت:
متأسفانه حوزههاى ما كه قرنهاى متمادى هم علوم اسلامى در آنها تدريس مىشد و هم علم روز، امروز از اين مهم بىبهرهاند و وحدت حوزه و دانشگاه بايد در اين جهت باشد.
يادآور مىشود كه سخنرانان ديگرى براى سخنرانى دعوت شده بودند كه به علت ضيق وقت جلسه موفق به استفاده از بحث آنها نشد.
در پايان اين سمينار شركت كنندگان با عنايت عميق به مشكلات مسلمين جهان معاصر جهت حل آنها پيشنهادات ذيل را در قالب يك قطعنامه اعلام و مجدّانه خواهان پيگيرى آن توسط مسلمين شدند:
1- ما براساس آيه اطيعوالله و اطيعوا الرسول واولوالامر منكم كه حاكميت الله را متجلى در حكومت رسول الله و اولوا الامر مىداند بهترين شيوه حكومتى در جهان اسلام را حكومت براساس نظام ولايت فقيه مىدانيم.
2- جمهورى اسلامى ايران كه برخاسته از قرآن و سنت است بعنوان سمبل حكومت اسلامى شناخته و پشتيبانى خود را از رهبريهاى مدبّرانه و دورانديشانه حضرت آيةالله خامنهاى ولى امر مسلمين اعلام مىداريم.
3- وحدت امت اسلامى را عامل اساسى حل مشكلات دنياى اسلام دانسته و خواهان استحكام پايههاى وحدت مسلمين هستيم.
4- ما حمايت خود را از مجمع التقريب بين المذاهب الاسلاميه كه به فرمان ولى امر مسلمين تشكيل شده است اعلام و خواهان گسترش فعاليتهاى سازنده آن و همكارى همه علما و پيروان مذاهب اسلامى هستيم.
5- ما حمايت همه جانبه خود را از مسلمانان بوسنى و هرزگوين، فلسطين و انتفاضه اعلام داشته و جنايات صربها ومذاكرات سازش اعراب و اسرائيل را شديداً محكوم نموده و از كليه مسلمين و دولتهاى بلاد اسلامى خواستاريم جهت حل مشكلات جهان اسلام سريعاً اقدام نمايند.
6- ما حمايت مجدد خود را از حكم تاريخى و قطعى امام خمينى- قدس سرّه الشريف- مبنى بر ارتداد و اعدام سلمان رشدى اعلام و ملاقات نخست وزير انگليس با وى را محكوم مىنماييم.
7- ما پشتيبانى خود را از مسلمين عراق، الجزاير، مصر، كشمير، افغانستان و ديگر بلاد اسلامى اعلام و خواهان اتحاد و انسجام آنان هستيم.
سمينار برائت از مشركين به همت برادران اهل سنت ايرانى در سالن برگزارى سمينارها در مكه مكرمه با حضور انديشمندان و دانشمندان اهل سنت در پنجم ذى الحجه 1413 در مكه مكرمه افتتاح گرديد.
در اين سمينار كه هيأت رئيسه آقايان حجةالاسلام والمسلين واعظ زاده، مولوى حسينپور از بلوچستان، يوسف بخور از كانادا، مولوى محمود وادى از سردشت حضور داشتند، حجةالاسلام والمسلمين ديباجى به عنوان اولين سخنران به جايگاه دعوت شد.
وى با اشاره به تاريخ اسلام و مقايسه آن با زمان جاهليت به مشكلات و مصائب مسلمانان در آغاز حيات اسلام پرداخت. وى با تأكيد بر نزول سوره برائت در ارتباط با برنامه حج، بر لزوم برگزارى مراسم برائت تكيه نمود و يكى از فلسفههاى حج را رفع گرفتاريهاى مسلمانان توصيف نمود.
سپس ماموستا سيد محمد حسينى به عنوان دومين سخنران به تبيين ريشههاى تاريخى برائت پرداخت و با اشاره به طرح جداسازى دين از سياست، عدم برگزارى برائت را از آثار اين طرح استعمارى تلقى كرد و گفت: حج كنگره عظيمى است كه شركت مسلمانان براى حل مشكلات خود و مراسم برائت، مايه رونق و شكوه اين كنگره است.
سخنران بعدى اين سمينار مولوى محمد اسحاق مدنى بود كه ضمن تشكر از بعثه مقام معظم رهبرى ضمن اشاره به مبارزات پيامبران و حضرت ابراهيم- ع- با بت پرستى، برائت را سنّت پيامبر دانسته، گفت: بسيار ظلم است كه با آيه: «ولارفث ولافسوق ولاجدال فى الحج»، برائت را منع كنيم. جدال بين مسلمانان ممنوع است و اين منع مقدمهاى براى برائت از مشركان مىباشد. وى افزود: غريزه جنگ و ستيز در نهاد انسان وجود دارد و اگر در مبارزه با كفّار بكار برده نشود، در ميان مسلمانان جارى خواهد
شد.
در ادامه اين سمينار پس از مولود خوانى، آقايان آخوند رهبر و مولوى محبّى درباره برائت از مشركين سخنرانى نمودند و قطعنامه سمينار در شش ماده قرائت شد.
قطعنامه سمينار برائت از مشركين در مكه مكرمه (5/ 3/ 72- پنجم ذىحجه 1413)
با الهام از آيات قرآنى و سنت پيامبر گرامى اسلام- صلى الله عليه و آله و سلم- و تأكيد مؤكد حضرت امام خمينى- قدس سرّه- بر لزوم برائت از مشركين و كلام روح بخش رهبر معظم انقلاب در اين امر حياتى به همت واحد اهل سنت بعثه مقام معظم رهبرى، سمينار برائت از مشركين در مكه مكرمه با حضور علما، انديشمندان و زائران كاروانهاى اهل سنت برگزار گرديد.
شركت كنندگان در اين سمينار با ژرفنگرى و توجه دقيق به مشكلات مسلمين در جهان معاصر و توطئههاى گسترده استكبار جهانى بر عليه اسلام ديدگاههاى خود را در موارد زير اعلام مىدارند:
1- با درود بهروان پاكبنيانگذار حج ابراهيمى حضرت امام راحل- قدس سره الشريف- اطاعت و پيروى مطلق خود را از مقام معظم رهبرى و ولى امر مسلمين حضرت آيةالله خامنهاى به عنوان يك وظيفه شرعى و الهى اعلام مىدارند.
2- ما برائت از مشركين را يك فرمان الهى و حركت لازم شرعى بر مبناى سنت ابراهيمى و محمدى دانسته بر وجوب شركت تمامى زائران بيتالله الحرام در اين مراسم شكوهمند، تأكيد نموده حج را بدون آن، ناقص و بىروح مىدانيم.
3- وحدت امت اسلامى را عامل اساسى حل مشكلات جهان اسلام دانسته براى استحكام پايههاى وحدت مسلمانان نهايت تلاش خود را به كار خواهيم گرفت.
4- ما حمايت خود را از مجمعالتقريب بين المذاهب الاسلاميه كه به فرمان ولى امر مسلمين حضرت آيةالله خامنهاى تأسيس گرديده، اعلام داشته گسترش فعاليتهاى سازنده آن و همكارى همه علما و پيروان مذاهب اسلامى را با آن خواستاريم.
5- شركت كنندگان در اين سمينار حمايت همه جانبه خود را از مسلمانان مظلوم و تحت ستم بوسنى و هرزگوين، فلسطين، لبنان، عراق، الجزاير، مصر، كشمير، آذربايجان، تاجيكستان و ديگر بلاد اسلامى اعلام داشته و جنايات استكبار جهانى را بر عليه اسلام شديداً محكوم نموده انزجار خود را از سازش اعراب و اسرائيل به جهانيان ابراز داشته، خواهان تلاش گسترده تمامى كشورهاى اسلامى در جهت حل مشكلات جهان اسلام مىباشيم.
6- سمينار، حمايت مجدد خود را از حكم تاريخى و قرآنى و قطعى امام خمينى- قدس سره- مبنى بر ارتداد و وجوب اعدام سلمان رشدى اعلام نموده ملاقات نخست وزير انگلستان را با وى محكوم مىنمايد. (تصوير شماره 18)
والسلام عليكم و رحمةالله و بركاته
5 ذى حجةالحرام 1413- 5 خرداد 1372
مكه مكرمه
نشست يك روزه در ارتباط با وضعيت مسلمانان آذربايجان در روز جمعه 7/ 3/ 72 در محل ساختمان جفالى مركز برگزارى سمينارها، با يك ساعت تأخير آغاز شد. اين تأخير بدليل حكومت نظامىِ ايجاد شده از سوى نيروهاى سعودى در اطراف بعثه مقام معظم رهبرى و خيابانهاى اطراف بود.
در اين نشست حجاج آذربايجانى به صورت چشمگير حضور داشتند اما به دليل محدوديتى كه نيروهاى سعودى براى بعثه ايجاد كرده بودند، مهمانان خارجى نتوانستند در آن شركت كنند. در آغاز مسؤول بعثه آذربايجانيها به حاضرين خوش آمد گفته و سپس به بيان مشكلات مسلمانان آذربايجان پرداخت.
سپس آقاى محسن مجتهد شبسترى به زبان تركى به ايراد سخن پرداخت و با اشاره به اهميت برگزارى حج ابراهيمى، اين سخن حضرت على- ع- را كه فرمود:
«والحج تقوية للدين» مورد تجزيه و تحليل قرار داد. وى آنگاه به توطئههايى كه براى
بىاثر كردن حج ابراهيمى از سوى استكبار مىشود اشاره كرده و گفت: گلادستون نخست وزير اسبق بريتانيا يكى از طرق چيره شدن بر مسلمانان را ويران كردن كعبه و از بين بردن مراسم عبادى و سياسى حج دانسته است و الآن نيز استكبار جهانى و اقمار آن همين نقشه را دنبال مىكنند.
حجةالاسلام والمسلمين مجتهد شبسترى در ادامه حملات ارمنستان به جمهورى آذربايجان را محكوم كرد.
در ادامه جلسه يكى از برادران ترك زبان درباره حج صحبت كرد و سپس جلسه با مرثيهخوانى زائرى 60 ساله در رثاى امام باقر- ع- از جمهورى آذربايجان ادامه يافت.
سرانجام حجاج آذربايجانى با دعا به مقام معظم رهبرى و درود بر روان پاك بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران سمينار را به پايان رساندند. (تصوير شماره 19)
با عنايت خداوند منّان، بعثه مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق در شب چهارشنبه 5 ذيحجه، سمينار هميارى ملت عراق را با شعار «يارى ملت عراق وظيفه تمام مسلمين است»، در مكه مكرمه برگزار كرد.
در اين سمينار جمع كثيرى از علماى اعلام و شخصيتهاى اسلامى كشورهاى ايران، لبنان، افغانستان، فلسطين، تركيه، پاكستان، كشمير، غنا، كنيا، عراق، الجزاير، سوريه، اردن، آذربايجان، هندوستان، سومالى، كشورهاى حوزه خليج فارس بعلاوه حجاج اين كشورها و مسلمانان و عراقيهاى مقيم كشورهاى اروپايى [لندن، هلند، دانمارك، كانادا و سوئد] و عراقيهاى مقيم سوريه و كشورهاى شيخنشين و آقايان اعضاى مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق و كاروانهاى حجاج بعثه حج مجلس حضور داشتند.
همچنين حضور خواهران مسلمان عراقى و خواهران كشورهاى شيخ نشين و
مقيم كشورهاى اروپايى چشمگير و قابل توجه بوده است.
در اين گردهمائى سخنرانيهاى متعدد از طرف علماى اعلام و شخصيتهاى مختلف ايراد شد كه در آن، اهميت يارى ملت عراق مظلوم مورد تأكيد قرار گرفت.
برنامه سمينار بدين شرح بود:
1- تلاوت آياتى از قرآن مجيد توسط قارى عراقى ابوحنان الهنداوى.
2- سپس آيةالله سيد محمد باقر حكيم سخنرانى بسيار خوبى ايراد فرمود، و در آن به محورهاى زير اشاره داشتند:
الف- اقدامات سركوبگرانه رژيم حاكم بغداد در عراق.
ب- رفتارهاى فرعونى رژيم با ملت عراق.
ج- اسلامى بودن فعاليتّها و مبارزات ملت عراق در حال حاضر.
د- پيشرفت مبارزات مردم عراق عليرغم اقدامات وحشيانه رژيم عراق در آواره ساختن و تعقيب و كشتار بيرحمانه مردم، كه اين پيشرفت حاصل عمليات شهادتطلبانه مبارزين عراقى، قيام مبارك شيعيان، دور شدن دوستان صدام از او و ضعف و ناتوانى ارتش است.
در نتيجه رژيم عراق ارتش را براساس درجه وفادارى، به چند دسته تقسيم نمود:
الحرس الخاص [گارد ويژه نيروى ويژه و بسيار وابسته به حاكم عراق، الحرس الجمهورى [گارد رياست جمهورى و يگانهاى ديگر ارتش عراق.
ه- ديدگاهها و مواضع مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق پيرامون تغييرات و آينده عراق كه براساس ايجاد تحولات در روشهاى جهادى، جذب ارتش عراق به جلگه جهاد، ايجاد مواضع سياسى مشترك ميان گروههاى سياسى و ارتباط جنبش ملت عراق با جنبش اسلامى در منطقه استوار مىباشد.
3- سخنران از افغانستان:
دوّمين سخنرانى توسط آقاى سيد هادى وزير كشاورزى افغانستان ايراد شد،
ايشان در سخنرانى خود به مشكلات و گرفتاريهاى ملت مسلمان افغانستان پس از پيروزى اشاره نموده و از مسلمانان و رهبران كشورهاى اسلامى خواستند بطور جدّى دخالت كنند و خونريزى و برادركشى را در افغانستان متوقف كنند و به ملت افغانستان كمك كنند تا مشكلات كنونى خودشان را پشت سربگذارند.
ايشان در سخنرانى خود نيز نقش مرجعيت مرحوم آيةالله العظمى حكيم و مرجعيت شهيد صدر در آگاه كردن ملت افغانستان و پرورش فكرى علماى افغانستان مورد تأكيد قرار داده، اظهار داشت: ملت افغانستان از ملت عراق در مبارزات خود بر عليه طاغوت عراق پشتيبانى و حمايت مىكنند.
4- سخنران از فلسطين:
سوّمين سخنرانى توسط استاد محمد عبدالله الحسينى ايراد شد، ايشان در سخنرانى خود به سرنوشت مشترك ميان مسأله عراق و آزادى فلسطين از چنگال صهيونيستهاى جنايتكار اشاره نمودند.
همچنين نقش مرجعيت شهيد صدر و تأثير افكار اسلامى آن شهيد در آگاه كردن جوانان فلسطينى و تشديد مبارزات آنها مورد تأكيد قرار داده، و تأكيد نمود ملت فلسطين در كنار ملت عراق از جهاد و مبارزات طولانى آنها عليه فرعون عراق و رژيم جنايتكار آن حمايت خواهد كرد.
5- سخنرانى نماينده بعثه حج ولى امر مسملين:
به نمايندگى از طرف حضرت حجةالاسلام والمسلمين آقاى محمّدى رى شهرى، آيةالله مصباح يزدى به سخنرانى پرداختند. ايشان در سخنرانى خود به گوشههايى از گرفتاريهاى مردم مظلوم عراق اشاره نمودند، و حمايت جمهورى اسلامى از مبارزات مردم عراق از بدو تأسيس جمهورى اسلامى توسط امام راحل و پس از ايشان ولى فقيه مورد تأكيد قرار داده و اشاره فرمودند كه اين حمايت تا آخرين نفر در
ايران ادامه خواهد يافت و نيز فرمودند كه ملت ايران و عراق برادرند و در شاديها و غمها شريكند.
6- سخنران از لبنان:
پنجمين سخنرانى توسط شيخ عفيف النابلسى رئيس انجمن علماى جبل عامل ايراد شد و ايشان در سخنرانى خود به تاريخ عراق و مرجعيت دينى بويژه مرجعيت شهيد صدر و نقش اين مرجع در پرورش نسل آگاه از علماى مسلمان اشاره كردند.
آقاى نابلسى در بيانات خود به گرفتاريهاى مردم عراق نيز اشاره نموده؛ و تأكيد كردند كه ملت لبنان در كنار مبارزات و جهاد ملت عراق تا سرنگونى طاغوت عراق ايستادگى خواهد كرد.
ايشان در پايان سخنرانى خود پيشنهاداتى جهت يارى ملت عراق و كمك به سرنگونى رژيم جنايتكار صدام ارائه داد.
7- سخنرانى از ايران:
حضرت حجةالاسلام والمسلمين شيخ محمد مهدى آصفى آخرين سخنران اين سمينار بودند. ايشان در سخنرانى خود به مسؤوليت مسلمانان و علماى آنها در شكستن ديوار محاصره اشاره كرده و گوشههايى از دردها و محروميتهاى اين ملت را بيان كرده، تأكيد نمودند كه مبارزات مردم عراق هماكنون در مقدمه مبارزات مردم مسلمان در منطقه، بلكه در جهان اسلام قرار گرفته است. (تصوير شماره 20)
شيعه نگرش ناب و جريان خالص و ديدگاه استوار بر كتاب و سنت فرهنگ اسلامى است. اين نگرش از همان آغاز به علل گونهگون آماج تهمتها، افتراها، ستمها و ظلمها بوده است، اكنون بسيارى از مسلمانان كه در بستر فرهنگى ساخته و پرداخته نسلها و عصرهاى تحريف برآمدهاند به شيعه چگونه مىنگرند؟! مردمانى كه نه منابع اصيل فكرى شيعه را ديدهاند و نه از ابعاد آموزههاى رهبران آن آگاهند و نه از تعاليم توحيدى متون حديثى و كلامى بىبديل آن. در فضايى چنين تيره و تار كه آنچه پاشيده مىشود بذر كين است و تخم خشم، ثمره آن جز نگاههاى خشم آلود نخواهد بود.
پيروزى انقلاب اسلامى ايران به رهبرى پيشواى فقيد اين امت؛ حضرت امام خمينى- رضوان اللَّه تعالى عليه- كه لرزهاى چونان زلزله در اركان سياست جهان افكند، چشمهاى بسيارى را به سوى ايران؛ سرزمين تشيّع، خيره ساخت و زمينه انديشيدن براى بسيارى را فراهم آورد. اكنون بر عالمان شيعى و مسؤولان امور است كه از اين فضاى بوجود آمده، براى هر چه بهتر نشان دادن هويّت اصيل تشيع بكوشند و ابهامها و تحريفها را از چهره تشيّع بزدايند. در جهت اين هدف كنگره حج يكى از مهمترين موقعيتهاى كارآمد و سرنوشت ساز است. در ايام برگزارى كنگره بزرگ حج صدها هزار مسلمان از اقاليم قبله، به سرزمين وحى گام مىنهند، ذهن بسيارى از اينان انباشته است از تبليغات سوء و پيش داوريهاى معمول درباره تشيع. اندك توضيح درباره حقايق نهفته
در معارف شيعى كافى است تا آنان را در داوريها به ترديد افكند و براى آشنايى با چهره اصيل تشيع يارى رساند.
يكى از پزشكان نيجريايى از اين كه سنيّان حنفى مذهب ايرانى را در ميان زائران شيعى مىنگرد شگفت زده مىشود و مىگويد: تاكنون مىانديشيدم كه سنيان از هيچگونه آزادى در ايران برخوردار نيستند. روحانى كاروان او را با حقايقى آشنا مىكند و آنگاه در همراهى او به بقيع مىروند، روحانى كاروان موقعيت بقيع را توضيح مىدهد و از مدفونان آن سخن مىگويد و امامان مدفون در بقيع را مىشناساند، و صحابه مدفون و شهداى احد را معرفى مىكند، و او با تأثر تمام مىگويد:
از خداوند طلب مغفرت مىكنم كه سه بار به حج مشرّف شدهام ولى به زيارت بقيع نيامدهام.
در يكى از كتابفروشيهاى مدينه به نگريستن و دريافتن كتابها مشغول بودم گاهى مراجعه كنندهاى از كتابى سؤال مىكرد، مؤلف كتاب را مىگفتم و از چگونگيش صحبت مىداشتم، اين كار در مدت كوتاهى كه در آن كتابفروشى بودم چندين بار پيش آمد، پيرمرد با شگفتى گفت: برايم بسيار جالب است كه شما ايرانيان با اينكه زبانتان فارسى است اين همه از متون عربى آگاهيد. او از عالمى ايرانى ياد كرد كه با اطّلاعى وسيع از منابع اسلامى به وى مراجعه كرده و از كتابفروشيش فراوان كتاب خريده است.
او مىگفت اين برخوردها ديدگاه مرا نسبت به ايرانيها يكسر تغيير داده است.
به گزارش ديگرى بنگريد:
جوانى مصرى در يكى از كتابفروشيها به من گفت: شما شيعيان غير از خودتان ديگران را قبول نداريد و صحابه پيامبر را تكفير مىكنيد.
گفتم: اين تهمت است و تبليغاتى است دروغين عليه ما، ما شيعه اهل بيت پيامبر هستيم و در اين اعتقاد از قرآن و سنّت رسولاللَّه پيروى كردهايم، مسلمانان ديگر را برادر مىدانيم و در ايران نه تنها با آنان كه با اهل كتاب نيز با مروّت رفتار مىكنيم.
اصحاب پيامبر را دوست داريم و آنان را يكسر تكفير نمىكنيم امّا به عدالت همه آنها
نيز باور نداريم. معتقديم برخى از آنها بر عهد خود وفادار نماندند و سفارش پيامبر را درباره اهل بيت- عليهمالسلام- ناديده گرفتند و اين غير از تكفير است، ما به آيه قرآن معتقديم كه فرمود:
«ولا تقولوا لمن القى اليكم الإسلام لستَ مؤمناً».
با شنيدن سخنان من آرام گرفت و پس از قرائت آيه دست مرا گرفت و به گرمى فشرد و گفت:
احسنت بارك اللَّه فيك. مىدانستم ايرانيها خوبند، اكنون يقين كردم.
بىگمان بسيارى از برخوردهاى ناهنجار مسلمانان با شيعيان از سر ناآگاهى است به تعبير زيباى على- ع-:
«الناس اعداء ماجهلوا» يا «النّاس اعداءٌ، ماجهلوا».
«مردمان دشمن آن چيزى هستند كه نمىشناسند»، يا «انسانها در ستيز خواهند بود تا آنگاه كه سرجهالت با هم برخورد مىكنند».
به گزارشهاى ذيل دقت كنيد:
يكى از طالبان علم مىگويد: در «مسجد اجابه» پس از نماز سجده شكر بجا مىآوردم، پيرمردى از اعضاى بعثه قطر با من آغاز به سخن كرد و گفت اين سجده پس از نماز چه بود.
گفتم: سجده شكر، بشكرانه توفيق عبادت در اين مكان مقدس، گفت: احسنت.
داستان مباهله را برايش توضيح دادم، خرسند شد. در ضمن گفتگو، خادم مسجد كه جوانى سياه چهره بود، با خشم فرياد زد: با اينها سخن نگو، اينها رافضى هستند، امّا من به او سلام كردم و با خنده و صميميت گفتم: نه برادر، ما همه به بركت اسلام برادريم و رافضى نيستم، او منفعل شد و خشمش فرو نشست.
به مسلمان قطرى گفتم، اين است نتيجه تبليغات دروغين و ناآگاهى از عقايد يكديگر، او به گرمى با من سخن مىگفت مرا به بعثه قطر دعوت كرد و گفت: من در اين
سفر هر آنچه را عليه ايرانيان و شيعه شنيده بودم دروغ يافتم. من ديدم كه شيعيان برخلاف آنچه شايع كردهاند شديداً به اسلام و آداب شرعى مقيد هستند. در نمازهاى جماعت اهل سنت شركت مىكنند، و با اخلاق حسنه با ديگر مسلمانان برخورد مىكنند، ولى تأسف اين است كه نديدم و نشنيدم كه به آنان اقتدا كنيم و تريبونى در اختيارشان بگذاريم و سخنانشان را بشنويم، چرا؟!
در حال وضو گرفتن بودم يكى از ائمه جماعت مساجد تركيه پيش آمد و با خشم گفت:
وضوى شما ايرانىهاى شيعه باطل است؛ زيرا پاها را بايد شست.
گفتم: مسائل جزئىِ فرعى مهم نيست، ما بايد در جهت وحدت بكوشيم و اعمال يكديگر را بر بطلان نسبت ندهيم. با خشم گفت: نه چنين است، بايد از قرآن دليل بياورى.
گفتم در قرآن و در آيه وضو آمده است: «فاغسلوا وجوهكم و ايديكم الى المرافق وامسحوا برؤسكم وارجلكم الى الكعبين».
در كجاى آيه آمده است، «بشوييد»؟
او در حالى كه به اضطراب افتاده بود گفت: بايد «فاغسلوا» باشد، قرآن را باز كردم و آيه را نشان دادم رنگش پريد و از شرم سرپائين افكند، من با محبّت دستش را گرفتم و گفتم: با اين همه ما نمىگوييم وضوى شما باطل است، و دوست داريم با هم در مقابل كفر جهانى متّحد باشيم. او گفت من امام جماعت هستم من در باره شما اشتباه مىكردهام، شما داراى كشورى اسلامى هستيد، ما هم آرزوى نابودى نظام لائيك و برقرارى نظام اسلامى را داريم، خشم وى بدل به محبت شده بود، با او بسيار سخن گفتم و با مهر و محبت از هم جدا شديم.
يكى ديگر از عالمان مىگويد جوانى از تركيه ملتهب و نگران پيش من آمد و گفت:
براى من چنين وانمود كرده بودند كه ايرانيان داخل حرم رسولاللَّه نمىشوند و
فقط بقيع را زيارت مىكنند و بعد به مكه مىروند، امّا من كه عالمان شيعه را با لباس خاصّشان مىشناختم در حرم پيامبر ديدم و شگفت زده شدم و به مظلوميت ايران و انقلاب اسلامى و شيعه پى بردم. ايران بايد در مقابل تبليغات جهانى عليه شيعه و زدودن تهمتها و شايعهها سرمايه گذارى كند. و از چهره انقلاب اسلامى و شيعه اتهامات دشمنان را بزدايد.
روحانى ديگرى كه مشغول راهنمايى ايرانيان بوده است مىگويد:
زائرى مصرى درباره عقائد شيعيان سؤالهايى كرد جواب دادم: به مسائل فقهى پرداخت، پاسخ گفتم. آنگاه گفت درست است كه قرآن شما با قرآن ديگر مسلمانان تفاوت دارد، گفتم اين دروغ است و تهمت، قرآن ما عين قرآن ديگر مسلمانان است بدون كاستى و فزونى و قرآن چاپ ايران را نشان دادم. او بشدت متأثر شد و گفت عليه شيعه فراوان تهمت مىپراكنند. من پيرو مذهب خاصى نيستم و استدلال هر مذهب را قويتر بيابم از آن پيروى خواهم كرد.
امام جماعتى از مراكش از امام- رضواناللَّه عليه- تجليل مىكند و مقاومت ايران را بر سر آرمانهايشان مىستايد و با ابراز تنفر از ناسيوناليسم عربى مىگويد: اينان كه در اينجا شايع مىكنند ايرانيان مجوسند از سر جهالت و جنايت است كه مىگويند. مگر نه اين است كه بسيارى از محدثان و مفسّران مانند امام بخارى، طبرى، رازى، مسلم و ...
ايرانى هستند، خدمتى كه ايران به اسلام و فرهنگ اسلامى كرده است بىنظير است، وى در نهايت سؤال مىكند، كه آيا درست است كه برخى از شيعيان در اذان مىگويند «اشهد انّ علياً رسولاللَّه!».
كسى كه عالم است و ديدگاهى روشن نسبت به شيعه دارد نيز چنين سؤالى برايش باقى مانده، اين نشانگر اوج جوّسازى جبهه ضد شيعى عليه باورهاى شيعى است، به او گفته مىشود:
اين كذب محض است على- ع- مىفرموده است: «انا عبد من عبيد محمّد»، ما نيز مىگوييم او دست پرورده پيامبر و وصىّ پيامبر ص- است. و پيشواى امت اسلامى
است و در اين باور به قرآن و سنت ترديد ناپذير استفاده مىكنيم.
او با اظهار خرسندى ازاين ديدار و خوشحال از اينكه ابهامى از ذهنش زدوده شده است، خداحافظى مىكند.
اين اظهار نظر نيز از دانش پژوه و دانشورى مراكشى شنيدنى و خواندنى است:
نغمه شوم تفرقه افكنانه عليه شما شيعيان بسيار است، مبلّغان تفرقه افكن عليه شيعه تبليغات گستردهاى به راه انداختهاند. آنان مىگويند: شما از پيروان پيغمبر نيستيد، در حالى كه من ديدم ايرانيان در كنار مزار پيامبر و قبور بزرگان اسلام در بقيع و احد، زيارت مىخوانند، گريه مىكنند و چه حال خوشى دارند، حالات معنوى ايرانيان بسيار عالى است و قطعاً بيش از ديگر مسلمانان است.
وقتى عالمى مواضع اسلامى و انقلابى جمهورى اسلامى رابه زائرى سنگاپورى شرح مىدهد و عقايد مستند به قرآن و سنت شيعه را توضيح مىدهد و حقايق بسيارى را براى وى مىنماياند، او با لبخندى شيرين مىگويد:
پس اين كه مىگويند شما «بنيادگرا» هستيد درست است! چون شما به اصل و بنياد مشكلات مسلمانان جهان پرداختهايد و از سوى ديگر به بنياد دين يعنى قرآن رجوع مىكنيد و از آن بهره مىگيريد. اگر بنيادگرايى اين است بسيار خوب است كه همه مسلمانان بايد بنيادگرا باشند.
رفتار اصولى ومنش صحيحاسلامىكه بسيارى از زائران ايرانى- سپاس خداى را- مراعات مىكنند يكى از مهمترين عوامل تصحيح ديدگاه زائران اقاليم قبله درباره ايران و شيعه است. حضور قاريان نيك نَفَس، خوش صوت و خوشخوان جلوهاى ستودنى دارد، در ضمن گزارشى آمده است كه:
بعد از نماز صبح يكى از قاريان ايرانى در جلسه قرائت قرآن مسجدالنبى- ص- حضور يافت و با صوتى دلانگيز و زيبا قرآن را قرائت كرد. اين قرائت بقدرى موجبات وجد و خوشنودى شنوندگان را بوجود آورد كه بسيارى از مأموران سعودى نيز با وى مصافحه كردند و زيبايى قرائت او را ستودند.
شبى در طبقه دوّم مسجدالحرام در جمع انبوه زائران وقتى جانبازى نشسته بر «ويلچر» نداى قرآن سرداد و با زيبايى تمام قرآن را قرائت كرد مسلمانان اشك شوق ريختند و اين همه عشق به اسلام و قرآن را ستودند. گسترش تفكر اسلامى، عظمت انقلاب اسلامى، و نقش سازنده رفتار صحيح زائران ايرانى و تبليغات استوار در اين جهت، باعث مىشود كه زائران مسلمان گاه خود از مواضع اسلامى ايران دفاع كنند و در مقابل تبليغات شوم بايستند؛ به گزارشهاى ذيل توجه كنيد:
يكى از عالمان ترك با يكى از عالمان ايرانى در مسجدالنبى به گفتگو پرداخت، و شبهات و اشكالاتى به عقايد شيعه مطرح كرد، عالم ايرانى در حال جواب دادن بود.
زائرى ترك با شور و هيجان ويژهاى با صداى بلند به عالم ترك نهيب زد كه اينها تهمت است و افترا، آنكه اينجا آمده به دعوت خدا لبيك گفته است و آنكه در كنار مزار پيامبر نشسته از جان و دل به او اعتقاد دارد. من بارها به ايران سفر كردهام مظاهر اصيل اسلامى در آنجاست، آنها احكام قرآن را اجرا مىكنند ولى ما اهل سنت كه ادّعا پيروى از سنت پيامبر را داريم در كشورهاى ما هنوز طاغوتها حكومت مىكنند رفتار شيعيان ايرانى در اينجا كافى است كه بگوييد اينها همه تهمت عليه شيعه است.
پيشتر گفتهايم برخى از ائمه جماعت سعودى تحت تأثير القائات شيطانى برخى از استادانشان نگاهى ناهنجار به شيعه دارند و اين است كه در مناسبتهاى مختلف در مساجد عليه شيعه سخن مىگويند. زائرى گزارش مىكند كه:
امام جماعت مسجدى در نزديكى بانك رياض پس از اداى نماز به شيعيان اهانت كرد و وقيحانه آنان را برادران شيطان ناميد. دو زائر اندونزيايى و مالزيايى برخاستند و به شدّت اعتراض كردند و با وى به مشاجره پرداختند و گفتند: شيعه و سنى برادرند، اينكه شما چنين مىگوييد، معلوم است كه شما شيطانيد؛ چون در جهت تفرقه قدم برمىداريد!
اينها و جز اينها نشانگر آن است كه زمينههاى بيدارى در جهان اسلام و يافتن حقايق بسيار گسترده است، بايد با تبليغ درست و شناخت ابعاد توطئهها و رديابى دقيق
جريانها و آماده سازى امكانات متناسب با آنچه دشمن مىپراكند، سيلاب توطئه را سد و حقايق سپيدهگشاى معارف اسلامى را بگسترد، تا روز و روزگارى در اقاليم قبله جز آفتاب اسلام ناب محمّدى نتابد و فرياد ناب حق همه گستر شود.
دعا، راز زندگى است.
دعا، رمز ميان عشق و معشوق است.
دعا، زمزمه عاشقانه قطرههاست در راه پيوستن به بىنهايت.
دعا، جلوه دلدادگى شوريدهدلان، بصيران و بىقراران جمال محبوب است.
دعا، سلاح است، سلاح پيشتازان توحيد، مناديان عدل، فريادگران حق، رسولانى كه رسالت بيدارى، آگاهى و عزت انسان را به دوش داشتند (الدّعا سلاح الانبياء).
دعا، آرامبخش جان، اطمينان دل، و شكوه و عزت و زيبايى دل است.
دعا، در آموزههاى پيامبران و پيشوايان الهى از جايگاهى بلند برخوردار است، خداوندِ مجيب به گرانجانانى كه از يادكرد او تن مىزنند و به دعا روى نمىآورند فرمود:
«و قال ربكم ادعونى أَسْتَجِبْ لكم ان الذين يستكبرون عن عبادتى سَيَدْخلون جهنم داخرين». غافر: 60
دعا با اين همه شكوه و جاذبه، با اين همه والايى و گران ارجى، بايد از حرمتى عظيم و جايگاهى بلند و آدابى ويژه نيز برخوردار باشد. كجا دعا كنيم؟ بهترين جاى زمزمه كجاست، در چه مكانى رازگويى كنيم.
اكنون تو در مدينه هستى، شهر پيامبر، كنار پيامبر، محضر پيامبر.
اكنون تو در مدينه هستى، در كنار امامان، در آستانه بقيع، بر كنار مزارى كه
فريادگر مظلوميت و نماد قرنها خاطره، شكوه و عظمت است. و اينجا بهترين مكانى است كه مىشود دعا كرد.
زائران هرگز چنين موهبت شگرف و توفيق عظيم را وانمىنهند، پس بايد در انتظار لحظههايى باشند كه در محضر پيامبر و امامان- عليهمالسلام- جملات بىبديل هيجانبار مولايشان على را- كه به شاگرد دلداده به حق و عارفش «كميل بن زياد»- آموخته است زمزمه كنند.
يكى دو روز پيشتر از «شب جمعه موعود» در كاروانها، سخن از دعاى كميل است. مجريان سختكوش و سوختهدل مىكوشند اين مراسم در نهايت شكوه و جلال برگزار شود. فضاى باز بين «مسجدالنبى» و «بقيع» در انتظار گامهاى آرام، متين و باشكوه زائران پيامبر است. مجريان با بازوبندهاى ويژه در نهايت ادب به هدايت مردم همت ورزيدهاند. كاروانها از كويها و برزنها، خيابانها و كوچهها، متشكل و آرام چونان جويبارى در حركتند. كه تو اگر بر بلندايى فراز آيى صحنهاى زيبا و هيجانبار را در پيشديدت خواهد نهاد. صحنهاى زيبا از عاشقانى كه مىروند تا پرشكوهترين نيايش عارفانه را شكل دهند.
اكنون تمام فضاى باز آكنده از بيداردلانى است كه از زيارت رسول اللَّه آمدهاند و اكنون آماده رازگويى با خدايند. سيستم صوتى، تشكيلات فيلمبردارى، تداركات رفاهى همه و همه از برنامهريزى دقيق و تلاش هوشمندانه حكايت مىكند. مراسم اعلام مىشود؛ دلها مىتپد! جانهاى مشتاق آمادهاند تا كوير دل را به تابشهاى بىدريغ حقايق بسپارند ... كلام خداوند!
آيات الهى خوانده مىشود؛ چه دلپذير است شنيدن آيات الهى در فضايى كه روزى و روزگارى جبرئيل امين اين آيات را بر پيامبر فرو مىخواند و مؤمنان در آبشار زلال آن، جان را از تيرگيها مىشستند و سپيد دل حقايق را مىنيوشيدند.
دعا را بايد با دلى شكسته، چشمانى اشكبار، قلبى آكنده از شوق و جانى سرشار از طلب و لحنى آميخته با حزن بخوانى.
گوش دل را به زمزمه عاشقانهاى مىسپارى كه رثاء فرزندان رسول الله را مىسرايد، مدّاح اهل البيت مظلوميّتهاى آل على را فرياد مىكند، اينان ميراثداران كميتها و دعبلها هستند كه در تنگ و فراخ سدهها با سرايش مظلوميت آل على حرمت آنان را پاس داشتند و نام جاويد و زيبايشان را بر رواق تاريخ فرياد كردند.
سخن از زهرا سلام اللَّه عليها- است، و ستمى كه بر او روا شده است، مرثيه بقيع است و مزار خاموش آن، رثاى آل على و مظلوميت شكننده آنان، دلها مىتپد، اشكها مىريزد، سينهها مىلرزد و فريادها آرام آرام فراز مىآيد؛ يا زهرا، يا رسول الله و ...
بغضها تركيده است و تو گويى شيعه ايرانى، بحرينى، ترك، عرب امشب آمدهاند تا در حاشيه دعا قرنها مظلوميت را فرياد كنند. اينك مادر شهيد در گوشهاى آرام دردهاى دلش را با دردهاى آل على پيوند مىزند. و جانبازان؛ اين برترين نمادهاى نستوهى و پرشكوهترين جلوههاى شهامت و جهاد، از روى چرخها حماسه ايثار و استقامت را با اشكهاى زلال پيوند مىزنند و عاشقانه زمزمه مىكنند ...
«اللّهم انى اسئلك برَحْمَتِكَ الّتى وسِعَتْ كُلَّ شِىء ...»
و تو اينك چونان قطرهاى بر پهناى اين درياى آرام، كه امواجش آهنگين و صبور عشق را زمزمه مىكند، با خدايت زمزمه مىكنى و آهسته با خدايت سخن مىگويى و با چشمان اشكبار از بار گناهت مىكاهى و چه پرشكوه، بيدار و تنبهآفرين است كه در محضر پيامبر با جملات علوى با خدايت چنين گويى:
«يا سيّدى فأسئلك بعزّتك أن لا تحجب عنك دعايى سوءُ عملى و فِعالى و لاتَفْضَحْنى بحقّى ما اطَّلَعْتَ عليه منْ سرّى ولا تعاجِلْنى بالعقوبَةِ على ما عَمِلْتُهُ فى خَلَواتى من سوء فعْلى و اسائتى و دوام تفريتى و جهالتى و كثرة شهواتى و غفلتى ...»
و ربّ، غفور و كريم را بدين سان بخوانى:
«قوّ على خدمتك جوارحى و اشدُدْ على العزيمة جوانحى، وَهَبْ لى الجدَّ فى خشيتك، و الدّوام فى الإتّصالِ بخدمتِكْ، حتى أسرحَ اليك فى ميادين السابقين ...».
جملات دعا را با صداى دلپذير و لحنى آميخته به حزن مىشنوى، حال و
شور و شگفتى به جمعيت حاكم است، و اينك در سطور پايانى آن يكبار ديگر مرثيهسرايى با ياد آل على، و حضرت مهدى- ع- قلب تو را از شوق مىآكند و شركتكنندگان را به آستانه خورشيد مىبرد. دعا در ساعت 12 به وقت محلى تمام مىشود، و مردم آمادهاند كه دست نياز به سوى خداوند ببرند؛ نماينده مقام معظم رهبرى حضرت آيةالله خامنهاى، حجةالاسلام والمسلمين جناب آقاى رىشهرى، دعا مىكنند.
انبوه جمعيت نيايشگر، از اقاليم قبله به دعاهاى پيروزى مسلمانان در بوسنى و هرزگوين، فلسطين، كشمير و ديگر اقاليم قبله، گسترش تفكّر اسلامى، سر بلندى انقلاب اسلامى ايران، عظمت و عزّت رهبرى «آمين» مىگويند، و رضوان الهى را براى رهبر بزرگ و قافلهسالار آزادى حضرت آيةالله العظمى امام خمينى در كنار قبر پيامبر از خداوند مىخواهند. مديران گروهها، زائران را به اقامتگاهها هدايت مىكنند و مجريان همچنان هوشمندانه در محيط هستند تا اگر زائرى بازماند يا مشكلى پيش آمد در رفع آن بكوشند و امدادجويان را يارى رسانند.
برگزارى مراسمى بدين شكوه و عظمت، داراى اين همه شور و هيجان، براى بسيارى از مسلمانان شگفتآور و هيجانبار است. در فرجام اين گزارشگونه، حال و هواى يكى از سپيد دلان آفريقايى را مىآورم كه دليلى است بر مدّعا:
ضلع جنوب شرقى مسجد النبى ص- ايستاده بودم تا از هر دو طرف مسلط بر مراسم باشم، آرام آرام آمد و در كنار من ايستاد. از صورت سياهش فهميدم كه بايد اهل يكى از كشورهاى آفريقايى باشد، اول به موج جمعيتى كه دعا مىخواندند نگاه كرد و بعد با كمال تعجب به نيروهاى گارد سعودى كه از دوطرف يكى حرم حضرت رسول ص- و ديگرى داخل قبرستان بقيع، جمعيت دعا كننده را فراگرفته بودند. مجدداً نگاهش را متمركز بر ديوار بقيع كرد و با
ترديد به افرادى نگريست كه با دوربين از مراسم دعاى زوار ايرانى فيلمبردارى مىكردند. از چهرهاش فهميدم سؤالى دارد. لذا به او سلام كردم جوابم را داد.
بلافاصله به زبان فرانسوى پرسيد اين جمعيت از كجاست؟ گفتم: از جمهورى اسلامى ايران هستند. سؤال كرد چرا اينجا جمع شدهاند؟ گفتم براى دعا، گفت:
چه دعايى؟ بلافاصله يكى از دعاهايى را كه در دستم بود را به وى داده گفتم دعاى كميل على- ع- دعا را از من گرفته و شروع به ورق زدن آن كرد، رسيده بوديم به اين قسمت دعا كه همه با هم زمزمه مىكردند، «يا من اسمه دواء، و ذكره شفاء ...» ديدم خيلى در خودش فرو رفته، وى را به حال خود گذاشتم، چند قدمى جلو رفت و بروى زمين نشست. بعد از چند دقيقه كه دعا تمام شد بلند شد و ايستاد، چند قطره اشك روى صورت وى ديدم، مشتاقانه از او سؤال كردم شيعه هستى؟ گفت نه و از من دور شد. به حال او غبطه خوردم چرا كه من در حال او غور كرده بودم و او غور در دعا. (تصوير شماره 21)
شب بيست نهمين روز ماه ذى القعده از راه رسيد. زائران حرم عشق و عارفان كوى دل در ساختمان جفّالى گرد آمده، تا با حافظان و قاريان همراه و همنوا شوند و آسمان عطرآگين مكّه مكرمه را با آواى ملكوتى قرآن گلباران كنند و خاطره حرا و مهبط وحى را يادآور شوند. دلها بىقرار و گوشها در انتظار سرانجام با نثار درود و سلام بر آخرين فرستاده خدا، طوسى با قرائت چند آيه مجلس را منوّر ساخت. سپس گروه تواشيح جامعه مداحان مشهد شور و حالى به حاضران بخشيدند. آنگاه حافظ قرآن محمدجواد نعمتاللّهى با پاسخ به سؤال حجةالاسلام كريمى از مسؤولين شوراى استفتاى حضرت امام- ره- جايزه سفر به سوريه را كه از طرف، برادر رضايى سرپرست سازمان حج و زيارت پيشنهاد شده بود، ازآن خود ساخت. پس آنگاه محمود ابوالقاسمى با تلاوت آياتى ديگر از كلاماللَّه مجيد دلها را بسوى ملكوت اعلى روانه كرد. حُسن ختام برنامه شبى با قرآن، قرائت آياتى از قرآن با صداى دلنشين و دعاى خير حاضران كه دستهايشان بسوى آسمان و دلهاشان همنوا با عرشيان، و كلامشان سوگند به قرآن، براى فرج امام عصر، حضرت صاحب زمان- عج- بود.
برگزارى مراسم شبى با قرآن
مراسم روح بخش شبى با قرآن، شب جمعه بيست و سوّمين روز ارديبهشت ماه، در سرزمين پيامبراكرم ص- در محل بعثه مقام معظم رهبرى، و با حضور حجةالاسلام والمسلمين محمّدى رىشهرى و جمعى از زائران حرم عشق و تنى چند از قاريان و حافظان بينالمللى برگزار شد. در اين مراسم كه عطر قرآن همه جا را فرا گرفته بود، يكى از قاريان آياتى از كلاماللَّه مجيد را تلاوت كرد و قلبها را با نور قرآن شستشو داد. سپس گروه تواشيح با همخوانى و همنوايى صفاى ديگرى به مجلس بخشيدند. در ادامه چند تن ديگر از حافظان و قاريان با نواى دلنشين قرآن معنويت خاصى را به مجلس دادند. (تصوير شماره 22)
الف- فعاليتهاى رفاهى و تداركاتى
از زمان حضور زائرين در سرزمينهاى وحى مكّه معظمه و مدينه منوره تا موقع بازگشت يكى از مهمترين وظيفه اجرايى سازمان حج و زيارت ايجاد تسهيلات رفاهى آنان مىباشد. بديهى است براى انجام مناسك و عبادتهاى حج و بهرهگيرى از زيارتهاى آن سرزمين مقدس آسودگى و فراغت مناسب مىطلبد كه اين مهم را در قالب مأموريتهاى تهيه و توزيع تداركات، اثاثيه، اسكان، حمل و نقل هوايى و زمينى، امور بهداشتى و پزشكى، قربانى، تغذيه، مخابرات و ... سازمان حج و زيارت به عهده دارد.
در تشكيلات ستادهاى حج مكه و مدينه معاونتى با همين عنوان با وظائف متعدد و متنوع بكار اشتغال دارد و فراهم آوردن امكانات براى زائرين از طريق تهيه و تأمين نيازهاى آنان اعم از تغذيه، اثاثيه، مسكن و امور پزشكى و حوادث و ... را به عهده گرفته است.
نكته ديگرى كه نبايد ازنظر دور داشت اين است كه تأمين رفاه زائر بستگى تام به برنامهريزى قبلى دارد، و دقيقاً ملاحظه مىشود كه آن دسته از مسائلى كه از قبل در ايران راجع به آنها اتّخاذ تصميم شده بود در عمل حاصل آن رضايتبخش بود ليكن امورى كه نياز به تصميمگيرى عاجل در محل داشت بعضاً به علت كمبود پشتوانه كارشناسى دچار
مشكل مىگرديد.
با عنايت به موارد فوق فعاليتها و عملكرد واحدهاى تحت پوشش اين معاونت ذكر مىشود:
1- تهيه و توزيع تداركات
1- 1- تهيه و توزيع تداركات انفرادى
در باب وسايل فردى كه در ايران در اختيار زائرين قرار گرفته وجه آن (به جز قمقمههاى تحويلى) از زائرين اخذ و به حساب سازمان واريز گرديد، مطالب ضرورى در بخش نخست اين گزارش ذكر شده است.
2- 1- تهيه و توزيع تداركات غذايى
1- 2- 1- نحوه تهيه مواد غذايى: همانطور كه در بخش اول اشاره شد معاونت تأمين و تدارك سازمان قبلًا در ايران تمهيدات لازم را براى خريدهاى كلى اجناس به عمل آورده بود و در اين راستا با ارسال نامه به شركتهاى طرف قرارداد از آنها خواسته بود تا با اجراى تعهدات خود نسبت به ارسال كالاهاى خريدارى شده به انبارهاى سهگانه (خشك و سرد و نوشابه) اقدام نمايند. بنابراين پس از ذخيره شدن كالاهاى خريدارى شده در انبار به حد مكفى كار توزيع مواد غذايى به اجرا درمىآمد در مجموع كيفيت كالاهاى خريدارى شده مناسب بود. خصوصيت ديگر طرح تهيه تداركات غذايى اين بود كه كالاهاى اضافى غير فاسدشدنى به خود شركتها قابل برگشت بود. ضمناً ايجاد رقابت بين فروشندگان از طريق خريد مناقصهاى منجر به تهيه اجناس مورد نياز با كيفيت خوب و قيمت كمتر مىشد. بهرحال كالاها از سه طريق خريدارى مىشد؛ بدين ترتيب كه توسط سازمان و يا توسط مدير در ايران تهيه مىشد و يا اينكه مدير مىتوانست در عربستان با نظر سازمان تهيه نمايد. در مجموع سياست تداركاتى سال جارى اختيار خريد را در ايران و عربستان تا حدودى به مدير مىداد و اين مسأله نتايج خوبى به بار آورد.
2- 2- 1- روش توزيع مواد غذايى: در سال جارى ضمن استفاده از سيستم تحويل كالا در قبال كوپن (متناسب با ظرفيت كاروانها) براى توزيع مواد غذايى و مصرفى با توجه به نوع آن سه محل تحت عناوين: انبار خشك، انبار سرد و انبار نوشابه در مكه و مدينه پيشبينى شد بهرصورت كار تفكيك و دستهبندى اجناس و كالاهاى موجود در انبارهاى مختلف با توجه به ماهيت و شرايط هر يك از انبارهاى سرد، خشك و نوشابه به مرحله اجرا درآمد. شركتها نيز در اجراى تعهدات خود نسبت به ارسال كالاهاى خريدارى شده به انبارهاى فوق اقدام كردند. پس از ذخيره شدن كالاها در انبار كار توزيع شروع شد. در انبار خشك با تمهيداتى كه در توزيع بكار رفت مدت زمان تحويل كالاهاى مورد نياز بسيار كم شد و بستهبندى دقيق و تفكيك و مجزاسازى باعث شد كه در يك لحظه انبار حتى توان پاسخگويى به چهل كاروان را داشته و در نتيجه هيچگاه جلوى درب انبار ازدحام و تجمع مشاهده نشد و از ضايعات احتمالى نيز جلوگيرى به عمل آمد.
در مورد نوشابه، خدمه كاروانها به محل انبار مجهز شركت طرف قرارداد مراجعه و با ارائه كوپنهاى مربوطه سهميههاى تعيين شده را از مأمورين واحد توزيع مستقر در انبار دريافت مىنمودند. در انبار مواد سردخانهاى با توجه به مشكلات سال 71 لزوم تهيه فضاى سرد جهت نگهدارى مواد ضايع شدنى ضرورى تشخيص داده شد و اجتنابناپذير تلقى گرديد. مأمورين اين انبار نيز از صبح تا نيمه شب يكسره كار توزيع را ادامه مىدادند و توانستند به بيش از 5000 بار مراجعه پاسخ لازم بدهند. بطور كلى به نظر غالب مديران كاروانها در سال جارى نحوه توزيع و تقسيم مواد غذايى نسبت به قبل بسيار روان و مطلوب توصيف شده است. از ديگر محاسن روش اتخاذ شده در توزيع، خارج نمودن اقلامى از كالاها از سيستم و توزيع آنها توسط طرفهاى سعودى با حداقل نيرو و هزينه كمتر بود.
3- 1 هزينههاى تداركات:
هزينه كل تداركات مواد غذايى و مصرفى حج سال 72 شامل چاى، قند، شير، پنير، ماست، گوشت، كره، ماهى و مرغ و دستمال كاغذى، چايى كيسهاى، روغن حيوانى، شكر، نوشابه، برنج، رب گوجهفرنگى، روغن نباتى و ظروف يكبار مصرف با احتساب 7% هزينه توزيع شركت اباروزينى به رقم 21034724 ريال سعودى رسيد.
با اين حساب در سال جارى هزينههاى تداركاتى اعم از خريد سازمان يا خريدارى شده توسط مدير نسبت به هزينههاى مشابه سال قبل مبلغ 4619141 ريال سعودى كاهش نشان مىدهد كه دقيقاً ناشى از برنامهريزىها و اتخاذ تصميمات منطقى با استفاده از تجارب سالهاى قبل مىباشد.
2- تأمين و توزيع اثاثيه:
يك گروه 32 نفره تحت عنوان «گروه تأمين و توزيع اثاثيه» در مكه و مدينه (18 نفر در مكه و 14 نفر در مدينه) كار تهيه و توزيع اثاثيه مورد لزوم كاروانها را زير نظر معاونت رفاه و تداركات انجام مىدادند. در بخش اول در باب لزوم و اهميت يكنواختسازى و استاندارد نمودن اثاثيه مورد نياز كاروانها توضيحات كافى داده شد.
3- نظارت بر توزيع تداركات:
افرادى تحت عنوان ناظرين بر توزيع مواد تداركاتى اعم از تغذيه، اثاثيه و امر توزيع تداركات را كنترل مىنمايند. اين واحد در مكه با 10 و در مدينه با 5 پرسنل فعاليت داشت و مستمراً، مراكز توزيع مواد غذايى و شركتها به منظور تحويل به موقع و دقيق مواد غذايى مصرفى و همينطور كنترل كمى و كيفى كالاهاى وارد شده به انبارها و خارج شده از آنها را دنبال مىنمايند. ضمناً بررسى و مقايسه نرخ روزانه ميوه در ميادين شهرهاى مكه و مدينه به منظور كنترل هزينههاى مديران كاروانها نيز به عهده ايشان
واگذار شده است.
4- مسكن:
در بخش مسكن به دليل اهميت و حساسيت ويژه، طرح جديد دوباره استفاده از منازل مدينه (در دوره مدينه قبل) بجاست كه ابتدا اثرات و نتايج اين طرح را در مدينه مطرح و سپس به عملكرد مسكن در مكه بپردازيم.
1- 4- مسكن مدينه منوره: همانطور كه در فصل اول اشاره شد به دليل فقدان روند ساختمانسازى در قسمت مركزى شهر مدينه در چارچوب طرح توسعه حرم شريف نبوى- ص- قيمت منازل استيجارى رو به افزايش نهاد. براى مقابله با اين موقعيت پيش آمده و شكستن فشار گرانى، هيأت اجاره منازل، موضوع سه بار استفاده كردن از منازل را بطور جدى مطرح نمود و به تصويب شوراىعالى حج نيز رسيد. با اجراى طرح ضمن اينكه نظر اكثر زائرين مبنى بر ثبت نام در كاروانهاى مدينه قبل تأمين مىشد، حدود 12 ميليون ريال سعودى بخاطر كاسته شدن از ميزان منازل اجاره شده صرفهجويى به عمل آمد و خودبخود با كاهش تعداد منازل، حق انتخاب در اجاره منازل نيز ايجاد شد و لذا كيفيت منازل مورد اجاره ارتقاء يافت.
2- 4- مسكن مكه: گروه اجاره منازل مناطق مسكونى مكه را با استفاده از تجارب گذشته به شش منطقه مشخص تقسيم و هر گروه سه نفرى را مأمور اجاره در يكى از مناطق نمود. علاوه بر گروههاى مأمورين اجاره مناطق، گروه ديگرى نيز تحت عنوان پىگيرى نواقص در ستاد مسكن مستقر بودند كه بر حسن اجراى تعهدات طرفين نظارت مىنمودند.
از طرف ديگر تقسيم زائرين بر حسب استانهاى محل سكونت آنها در ايران از كارهاى دشوارى است كه واحد مسكن بر عهده گرفت و به نحو احسن به انجام رساند.
بر اين مبنا بود كه در مكه درصد بالايى از زائرين در منطقه عزيزيه (منطقه يك) اسكان داده شدند (26900 نفر) بعد از عزيزيه منطقه روضه، شيشه، ملك و جبلالنور (منطقه
5- طرح قربانى:
در بخش فعاليتهاى قبل از عزيمت در باب نضج گرفتن و قوت يافتن فكر استفاده مطلوب از گوشت حاصله از ذبح قربانى حجاج بيتالله الحرام و شكلگيرى تشكيلاتى تحت عنوان مجريان طرح قربانى، ذكر شد كه به يارى خداوند و راهنماييهاى بعثه مقام معظم رهبرى جمعى دلسوز با انگيزه و علاقه بسيار همت نمودند تا اين طرح را به وجه احسن به اجرا برسانند. ابتدا اعتقاد بر اجراى طرح در قالب ذبح 50000 رأس گوسفند در ميان بود و ملاقاتهايى هم با هدف فوق با مسؤولين بانك توسعه اسلامى- كه مديريت بهرهبردارى از كشتارگاههاى جديد صنعتى در مكه مكرمه را به عهده دارد، انجام گرديد، ولى در ادامه بررسيهاى به عمل آمده با توجه به محدوديتهاى اجرايى و محدوديت تخصيص ظرفيت كشتارگاه و محدوديت امكانات محلى موجود و بعضاً بخاطر ترتيبات اعمال حجاج از نظر مناسك فقهى تصميم بر اجراى طرح در قالب كشتار 15000 رأس گوسفند اخذ شد و اقداماتى در اين راستا به شرح ذيل به عمل آمد:
1- مذاكره با مسؤولين بانك توسعه اسلامى در مورد شرايط و كيفيت تفاهم فى ما بين در خصوص اجراى طرح.
2- توافق در مورد طرق انجام كار با بانك توسعه اسلامى و پيمانكاران تأمين گوسفند و مجريان كشتارها.
3- بازديد از مكان نگهدارى گوسفندان تحت نظر بانك توسعه اسلامى در 30 كيلومترى جده و انجام بررسيهاى مقدماتى و ابلاغ شرايط ذبيحه به مسؤولين بانك توسعه اسلامى و پيمانكار تأمين گوسفند برابر ضوابط شرعى.
4- توافق در مورد انتقال گوسفندان مورد نظر از جده به آغلهاى تخصيصى در كشتارگاه شماره 2 برنامهريزى و بازرسى گوسفندان قبل از انتقال از آغلهاى اصلى به آغلهاى فرعى و جداسازى گوسفندان منطبق با ضوابط با همكارى ذابحين منتخب
ايرانى.
5- اجراى طرح آزمايشى ذبح در روزهاى هفتم و هشتم ذيحجه با همكارى بانك توسعه اسلامى و پيمانكاران مستقر در كشتارگاه.
6- استقرار نيروهاى ستادى و اجرايى قبل از شروع به كار از روز نهم ذيحجه در محل كشتارگاه.
7- آماده سازى محل ادارى و سالنهاى كشتار و برنامهريزى و تقسيم كار ذابحين و نيروهاى ستادى و اجرايى.
8- دعوت و تنظيم بازديد نماينده بعثه مقام معظم رهبرى از مراحل اجرايى طرح در روزهاى 10 و 11 ذيحجه.
9- اجراى كامل طرح و ذبح حدود 17000 رأس گوسفند طى روزهاى دهم و يازدهم.
10- تنظيم گزارشات مالى و تسويه حساب با بانك توسعه اسلامى.
11- تنظيم و ارسال متن تشكرآميز از همكارى بانك توسعه اسلامى.
12- در خلال كار بطور مستمر با نمايندگان بعثه (بخصوص معاونت آموزش و تحقيقات) جلسات و تماسهاى مكرر برگزار شد.
6- بخش رفاه و حوادث:
در ستادهاى حج مكه و مدينه واحدى به نام رفاه و حوادث پىگير امور مربوط به رفاه زائر از قبيل حوادث غير مترقبه، تصادفات، فوت، بيمارى، سرقت، گم شدن اشياء
و ... مىباشد. بدين منظور برادران بايستى مرتباً براى عيادت بيماران به بيمارستانهاى سعودى سركشى نموده و ضمناً در جريان آخرين آمار و اطلاعات مراكز درمانى مستقر در مكه و مدينه قرار گيرند. همچنين مراجعه به مراكز پليس و راهنمايى و رانندگى (مرور) عربستان براى اخذ مجوز ترخيص بيماران و مصدومين و فوتىها در زمره فعاليتهاى اين بخش به شمار مىرود. مراجعه به محاكم به همراه زائرين براى اقامه دعوا و اخذ ديه از ضارب نيز جزء اين كارها محسوب مىشود. در اين ارتباط در طول مراسم مبلغ 61000 ريال سعودى بعنوان ديه از ضاربين اخذ و در اختيار مصدومين قرار گرفته است. ارسال گزارش و شكايت براى مسؤولين بلند پايه سعودى و پىگيرى امورى مانند سرقت و برخورد غلط سعوديها توسط اين واحد انجام مىپذيرد. ماهيت اين امور اقتضا مىكند كه بخش رفاه و حوادث ارتباط كاملًا تنگاتنگ با دفتر نمايندگى وزارت خارج و همينطور روابط هيأت پزشكى در ستادها داشته باشد. ضمناً مراجعات مكرر به سردخانههاى بيمارستانها جهت شناسايى متوفيان و انجام مراحل بعدى كار دفن يا انتقال فوتشدگان توسط اين واحد صورت مىگيرد. اين واحد با 9 نفر عضو در مدينه و مكه حقيقتاً مسائل تنوعى در زمينههاى رفاهى مربوط به زائرين را رتق و فتق مىنمودند و از هيچگونه كوششى در مورد مرتفع ساختن مشكلات پيشآمده براى زائرين فروگذار نمىكردند. رئوس و ماحصل اقدامات واحد مذكور را مىتوان چنين بيان داشت:
ارتباط تنگاتنگ با دفتر نمايندگان وزارت امور خارجه و پىگيرى امورات مربوطه به مفقودين و فوت شدگان بر اثر سوانح رانندگى.
مراجعات مكرر به سردخانههاى بيمارستانهاى مكه و مدينه براى شناسايى فوت شدگان مجهول الهويه.
اقدام به انتقال اجساد 6 نفر از فوت شدگان كه منسوبين آنان اصرار فراوان دائر بر انتقال جنازه عزيزانشان به ايران داشتند.
مراجعات مكرر به بيمارستانهاى سعودى و عيادت از مصدومين و بيماران بسترى شده.
مراجعات مكرر به مراكز پليس (مرور) عربستان و اخذ مجوز ترخيص بيماران، مصدومين و انتقال اجساد زائرين متوفى به ايران.
رجوع به مراكز پليس (مرور) و محاكم عربستان به همراه زائرين مصدوم و اعضاى كاروانها براى اقامه دعوى و اخذ ديه از رانندگان متخلف.
دريافت 61000 ريال سعودى بعنوان غرامت از رانندگان متخلف و پرداخت آن به مصدومين تصادفات رانندگى به مكه و مدينه.
ارسال گزارش و شكايت براى امير و محاكم مكه و پىگيرى تا حصول نتيجه و همچنين موارد اخاذى از زائرين.
7- بخش اشياء پيدا شده:
يكى از امكانات رفاهى جهت زائرين محترم بيتاللَّه الحرام روضه مطهره نبوى- ص- در نظر گرفتن واحدى براى حفظ و شناسايى و تحويل اشياء و نقود مفقود شده و يا پيدا شده است وظايف محول شده و اهم اقدامات به انجام رسيده اين واحد را مىتوان به شرح زير خلاصه نمود:
ثبتنام و نشان و آدرس زائران مال گم كرده در دفتر مخصوص به همراه مشخصات اشياء مفقود شده.
ثبت مشخصات و ميزان دقيق وجوه نقدى پيدا شده در يك دفتر و استرداد آن در صورت مراجعه صاحب وجه.
دريافت و ثبت وجوه ارزى پيدا شده توسط زائران ايرانى و تماس با بعثه كشورهاى ديگر به منظور استرداد وجوه ارزى پيدا شده.
تحويل گرفتن لوازم و اشياء پيدا شده و ثبت مشخصات آنها.
تحويل به صاحبان آنها پس از شناسايى و دريافت امضا.
اطلاع دادن به صاحبان اموال و اشياء پيدا شده از طريق تلفن يا اطلاعيه يا بازرسان.
دريافت گزارشات و تكميل فرم، توسط مالباختگان.
ارسال اشياء و لوازم زائرانى كه لوازمشان در مدينه بدست واحد رسيده ولى خودشان به مكه عزيمت نموده بودند، به ستاد مكه.
مراجعه به مسجد شجره و دريافت تعداد اشياء جا مانده از كاروانها و ارسال اينگونه اشياء به ستاد مكه.
در مدينه بعد نيز بقيه اموال و اشياء پيدا شده موجود كه صاحبانشان شناسايى نشده بودند به تهران منتقل گرديد.
مأموران اين واحد از تمام شيوهها؛ چون ارسال فهرست اشيا و وجوه پيدا شده به وسيله بازرسان كاروانها، نصب آگهى در ستاد، پيام تلفنى و حضورى و انتقال اشيا و وجوه پيدا شده به محل كاروانها براى يافتن صاحبان آنها، بهره جستند، به گونهاى كه با وجود حجم زياد اشياء فوق كليه اشيايى كه صاحبانشان مشخص شد در عربستان تحويل گرديد و فقط اشياء بىنام و نشان براى اخذ تصميم نهايى به تهران آورده شد. ضمناً واحد مذكور در ايام تشريق نيز مشغول به فعاليت بود. پول كشورهاى مختلف و طلا و نقره و ساعت و دوربين و عينك و ... نيز جزء اشياى گمشده يا پيدا شده بود.
شرح فعاليت واحد مذكور در حج سال جارى در ستادهاى
مدينه و مكه به ترتيب زير بوده است:
رديفشرح عملياتدر مكهدر مدينهجمع
1 تعداد گزارش دريافتى از گم شدن اشياء 614127487
2 تعداد مراجعه جهت تحويل دادن اشياء پيدا شده 284141143
3 تعداد موارد تحويل اشياء پيدا شده به صاحبان آن 20913376
4 جمع وجوهات سرقت شده به ريال ايران 300/ 514/ 3
5 جمع وجوهات سرقت شده به ريال سعودى 1158149 مورد
6 جمع وجوهات سرقت شده به دلار آمريكا 1256
7 مبالغ مجهول الصاحب به ريال ايران 320/ 285
8 مبالغ مجهول الصاحب به ريال سعودى 9717
9 مبالغ مجهول الصاحب به دلار آمريكا 991
جدول زير تا حدودى گوياى ميزان فعاليت واحد فوق در مدينه و مكه مىباشد
موضوعپول ايرانى (به ريال) ريال سعودىدلار آمريكا
نام ستاد گم شده پيدا شده تحويل شده مسروقه گم شده پيدا شده تحويل شده مسروقه گم شده پيدا شده تحويل شده مسروقه
مدينه 001866300 35004912 30691256 042110/ 70242603 109016
مكه (ايامتشريق) 1192002496440 01420020002/ 41 292/ 209 2/ 32100731 200122
8- پست و مخابرات
همه ساله تعدادى از برادران مأمور از سوى شركت مخابرات ايران به منظور ايجاد امكان ارتباط تلفنى يا پستى زائرين بيتاللَّه الحرام با خانوادههايشان در ايران به عربستان اعزام مىگردند. كه ذيلًا گزارش آن تقديم مىشود:
چگونگى تماس تلفنى زائرين و افراد ستاد با ايران به دو طريق امكانپذير است كه يكى تماس از طريق مخابرات عربستان با ايران است و راه ديگر تماس از طريق
مخابرات ايران با عربستان مىباشد. در نوع اول در پايان مراسم حج مخابرات عربستان بابت همكارى بين المللى مخابرات ايران جهت برقرارى ارتباط مبالغى ارز طبق تعرفههاى بينالمللى پرداخت خواهد كرد. در اين روش كليه تماسهاى حجاج و ستاد از طريق خطوط تلفنى شهرى منصوبه در ستاد يا بعثه يا كاروانها يا كيوسكهاى تلفن بينالمللى در نزديك ستاد عملى مىگردد و اما اتخاذ روش دوم منجر به اين مىگردد كه در پايان مراسم حج شركت مخابرات ايران بابت همكارى بينالمللى مخابرات عربستان جهت برقرارى ارتباطات مبالغى ارز به آن كشور يا كشور ثالثى كه ارتباط را ترانزيت نموده، بپردازد و بدنبال اعمال اين روش است كه وزارت پست و تلگراف و شركت مخابرات ايران در قبال دريافت تعرفه ناچيزى هزينههاى ارزى گزافى را به عربستان مىپردازد البته اين روش محاسن غيرقابل انكارى هم دارد كه مثلًا اجتناب از پراكنده شدن و ازدحام حجاج ايرانى بويژه خواهران در مقابل كيوسكهاى تلفن بينالمللى و تقليل هزينههاى ارتباطى آن يكى از محاسن اتخاذ اين طريق به شمار مىرود. ولى پيشنهاد برادران مخابرات اين است كه با پيش گرفتن روش اول با وجود اينكه هزينه ارتباط براى زائر افزايش مىيابد ولى ايجاد بدهى ارزى گزاف شركت مخابرات به عربستان منتفى مىنمايد.
فعاليت برادران مخابرات در موسم حج سال جارى به شرح زير است:
ستاد نوع ارتباط تعداد تلفن تعداد پست عادى تعداد پست تصويرى
مكه 10742883 142785
قبل 6915434 624033
مدينه بعد 6091779664
جمع 6425098 684935
جمع كل 367981 21127865
9- راهنماى حجاج
برادرانى به عنوان «راهنماى زائرين» مشخصاً جهت رساندن حجاج ايرانى يا بعضاً خارجى راه گم كرده به منازل و مقاصد دارند. اين افراد تا سال گذشته با عنوان امدادگر به فعاليت مىپرداختند ليكن از سال جارى به دليل حساسيت عربستان نسبت به كاربرد لفظ «كشافه» اين واحد به «راهنماى زائر» تغيير نام يافت. برادران فعال و وظيفهشناس و زحمتكش كه واقعاً خدمت زائر را نعمت مىدانند در اين واحد انجام وظيفه مىنمودند. در مكه 97 نفر پرسنل طى 45 روز وظيفه دشوار فوق الذكر را دنبال مىكردند. در ايام تشريق اين واحد فعالانه حضور خود را نشان مىدهد. در طول فعاليت اين برادران در مكه مكرمه 45000 ريال سعودى بابت اقلام سرمايهاى و مصرفى هزينه شد. در ايام تشريق اين واحد علاوه بر وظايف محوله مبادرت به توزيع 600 كيلوگرم شكر و 200 كيلوگرم ماست و 70 كيلوگرم خاكشير و 15000 ظرف يكبار مصرف جهت خدمترسانى به زائرين نمود. خريد و تأمين كپسول هليوم جهت شناساندن چادر واحد در منطقه منى و همچنين ساخت آرم بزرگ نئونسازى جمهورى اسلامى توسط اين واحد به انجام رسيده است لازم به ذكر است 12 دستگاه اتومبيل در مأموريتهاى مختلف توسط اين برادران در مكه مكرمه استفاده مىشد كه كار تعمير و نگهدارى آن نيز در اين مدت بعهده ايشان بود. در مدينه منوره نيز با يك گروه 28 نفره فعاليت به همين كيفيت با تعداد نيروى متغير و متناسب با حجم كار در مدينه قبل و مدينه بعد پيش مىرفت.
لازم به ذكر است كه در اثر تمهيدات بكار رفته در ايام تشريق آمار گمشدگان اين ايام از 13309 نفر در سال 71 به 6890 نفر در سال جارى تقليل يافت.
ب- معاونت منى و عرفات
يكى از فعاليتهاى حساس و عمده سازمان در موسم حج خدمترسانى به حجاج
عزيز در ارتباط با تهيه خيام منى و عرفات و حركت دادن و برگرداندن حجاج از مشاعر مقدسه در يك فاصله كوتاه و فشرده زمانى و در يك محدوده معين مكانى است كه حقيقتاً وظيفه دشوارى را بر دوش سازمان مىگذارد و نياز شديدى به هماهنگى و ارتباط دقيق و تنگاتنگ تمامى قسمتهاى فعال ستادى دارد. به همين جهت منى و عرفات از معاونتهاى پركار ستاد مكه به شمار مىرود. اين معاونت در مكه امور مربوط به حمل و نقل زائرين اعم از هوايى و زمينى (علاوه بر حمل و نقل مشاعر) را نيز برعهده دارد. اما فعاليتهاى واحد منى و عرفات اين معاونت عموماً مربوط به تهيه و تخصيص خيمهها به كاروانها و حمل و نقل زائرين به منى و عرفات مىباشد. امر تهيه خيمهها و اسكان زائر در آن قبلًا مستلزم بررسيها و برنامهريزيهاى مهندسى است. به عبارت ديگر بخش اسكان مشاعر، حمل و نقل مشاعر و مترجمين (رابطين) زير مجموعههاى واحد منى و عرفات به حساب مىآيند.
در باب توزيع خيمهها بطور كلى بايستى قبلًا موقعيت منطقه ايرانىها در عرفات و منى و شماره مكاتب و نام رئيس هر مكتب و ظرفيت اسمى هر يك از طرف مؤسسه مطوفين حجاج ايرانى مشخص شود و به توافق برسند. از طرف ديگر مىبايد آمار زائر و خدمه كاروان به اضافه نيازهاى ويژه نظير درمانگاه و امداد و خيمههاى كاركنان براى طرفين روشن شود تا مبناى مذاكرات و محاسبات قرار گيرد و راجع به جايگاه استقرار واحدهاى خاص به تفاهم برسند.
وظايفى كه مؤسسه مطوفين در قبال سازمان (كه در واقع واسطه و متولى امور زائرين ايرانى است) به عهده دارد اينطور خلاصه مىشود:
«ايجاد خيمههاى مناسب با وسعت كافى، تحويل به موقع و مفروش نمودن تمام آنها، مستقر كردن كانتينرهاى يخ و تحويل عادلانه يخ (روزانه 32 كيلوگرم براى هر خيمه) به كاروانها، تحويل پنكههاى سالم (يك پنكه به ازاى هر خيمه) و سيمكشى كامل خيمهها، تحويل كلمن آب در عرفات و منى (هر خيمه يك كلمن)، تأمين روشنايى داخل خيام توسط مهتابى، تأمين آب جوش كاروانها، تهيه سطلهاى زباله و
تعبيه كپسولهاى آتشنشانى، تهيه نقشه و كروكى دقيق چادرهاى داخل هر مكتب، مشخص كردن و تجهيز چادرهاى امداد و درمانگاهها، تهيه دو عدد برانكارد در هر مكتب و حضور نماينده مسؤول مكتب در تمام ايام تشريق و ...»
ج- واحدهاى مستقل
در تشكيلات ستادهاى حج واحدهايى پيشبينى شده كه وظيفه دارند اطلاعات مورد نياز را فراهم نموده و هماهنگ با ساير قسمتها مأموريتهاى محوله را به انجام رسانند.
واحدهاى مذكور عبارتند از: آمار و خدمات ماشينى- نمايندگان وزارت خارجه- نماينده هيأت پزشكى- واحد رسيدگى به شكايات- دفتر رياست و روابط عمومى.
1- اطلاع رسانى و خدمات ماشينى:
اساساً ضرورت به كارگيرى كامپيوتر در همه زمينهها در فعاليتهاى جارى حج چندين سال است كه شناخته شده و در حد امكان به اجرا درآمده است.
1- 1- اهم فعاليتهاى كامپيوترى در مكه
ثبت اعلام ورود زائرين به جده و مكه و مدينه.
ثبت كاركرد واحدهاى ستادى.
ثبت پروازهاى برگشت زائرين.
توليد ليستهاى مديران كاروانها جهت اثاثيه و امور خارجه و بازرسى و مالى.
توليد كاردكسهاى امداد در ايام تشريق و خدمات رسانى در چادر مركزى امداد در منى.
هماهنگى جهت كامپيوترى كردن تخصيص ماشين براى منى و عرفات، مثل تعيين شركتها براى كاروانها، تنظيم ليستهاى نماينده كاروانها و صدور حواله ماشين وليست كنترل نمايندهها.
تهيه نمودارهاى مختلف زائرين مثل سن، جنس، شغل، تحصيلات، استانها، تعداد كاروانهاى مدينه قبل و مدينه بعد و ...
توليد ليست پروازها براى واحد حمل و نقل ستادها به ترتيب شماره و تاريخ پرواز.
2- 1- اهم فعاليتهاى كامپيوترى در مدينه: نصب و آمادهسازى تجهيزات و خريد اتصالات و سيمكشىها و خريد ملزومات مصرفى جهت كار.
دريافت فرمهاى رهتوشه از مديران كاروانها و كنترل و اصلاح اوليه فرمها و ورود اطلاعات آن به صورت روزانه و نوشتن برنامههاى لازم جهت تهيه گزارشات مستند به فرمهاى رهتوشه (مثل مشكلات حمل و نقل هوايى و زمينى).
تهيه گزارشات روزانه از ورود زائرين به جده از طريق تماس با كامپيوتر جده.
ادغام و كنترل و اعلام گزارش ورود زائر به مدينه با آمار جده و آمار واحد حمل و نقل ستاد.
تهيه و تحويل گزارشات مورد نياز به مديريت واحدهاى مختلف ستاد از وضعيت ورود زائرين.
جمعآورى فرمهاى مشخصات كامل پرسنلى مديران كاروانها و عوامل و خدمه جهت تكميل اطلاعات مربوطه در ايران.
كنترل ورود كاروانها و پيگيرى جهت دعوت سريع مديرانى كه مراجعه ننمودهاند با همكارى واحدهاى بازرسى و امداد و مسكن و ...
ايجاد ساختار بانكهاى اطلاعاتى گزارشات واحدها و تهيه گزارش نهايى كاركرد واحدها و ارسال به سرپرست ستاد.
اصلاح اطلاعات پرسنلى كاركنان ستاد و ثبت تاريخ دقيق ورود به عربستان.
تهيه نمودارهاى مختلف از وضعيت زائرين و ورود به جده و مدينه و ساير اطلاعات مورد نياز مديريت.
ارائه خدمات موردى به واحد كامپيوتر مكه.
ارسال كپىهاى مختلف از اطلاعات و ارسال فرمهاى رهتوشه به تهران.
همكارى با كاردكس منى.
تهيه گزارش از مشكلات حمل و نقل زمينى مكه به مدينه در دوره مدينه بعد.
تهيه گزارش روزانه ورود و خروج زائرين مدينه بعد و ارائه به سرپرستى.
تهيه گزارش نهايى نظارت مديران راجع به واحدهاى ستادى.
تهيه برنامه كامپيوترى جهت امتياز دادن به كاروانها بر اساس تاريخ ورود و كيفيت پاسخدهى به سؤالات در فرمهاى رهتوشه.
در كل عمليات مدينه قبل و بعد 3400 برگ فرم رهتوشه از كاروانها دريافت گرديد.
2- رسيدگى به شكايات:
از مهمترين روشهايى كه به زائرين امكان مىدهد مشكلات مختلف خود را به مسؤولين ستاد منتقل ساخته و اميد پىگيرى آن را داشته باشند مراجعه به واحدهايى است كه تحت عنوان رسيدگى به شكايات در ستادهاى حج براى تحقق اين منظور برقرار گرديده است. بسيارى از گزارشات كه قابل تعقيب تشخيص داده شود به قسمتهاى مربوطه ارجاع و قضيه مرتباً تا حصول نتيجه پىگيرى مىگردد و نتيجه نيز به اطلاع شاكى يا بازرسين و يا ساير رابطين مىرسد. در مكه در واحد مذكور 10 نفر و در مدينه 5 نفر انجام وظيفه مىنمودند. بسيارى از گزارشات مكه راجع به وضع اسكان و حمل و نقل بود كه با پىگيرى اين واحد حل و فصل شد. الحمدللَّه امسال راجع به تداركات گزارش عمدهاى به اين واحد نرسيد كه اين را مىتوان حاكى از نتايج مثبت تدابير پيشبينى شده در اين زمينه دانست.
در مدينه نيز خرابى اتوبوسها و طولانى شدن سفر از جده به مدينه يا از مكه به مدينه و كمبود پذيرايى بين راهها از مشكلاتى بود كه شاكيان معتنابهى داشت. بعد از آن كمبود جا براى زائرين و نامناسب بودن ساختمان و كمبود دستشويىها نسبت به زائرين
و عدم رعايت بهداشت ساختمان و مشكلات كم آبى و خرابى فريزرها و ... از حيث تعداد شاكى در درجه دوم قرار داشت كه اين مسائل اخير جهت اصلاح به واحد مسكن ارجاع داده مىشد و طبيعتاً پىگيرى لازم بعمل مىآمد. مسائل رفاهى و خدماتى شكايت از سوء برخورد پزشكان در درمانگاهها و بىاعتنايى به توضيحات مريض رقم قابل توجهى را شامل مىگرديد كه به واحد رفاه جهت پىگيرى سپرده مىشد. توضيحاً خوشبختانه در سال جارى در مدينه ميزان شكايت از عملكرد و برخورد مدير يا ساير عوامل خدماتى با زائرين نسبتاً كم بود كه با توجه به وضعيت سنى و نشاط انرژى و تحصيلات مديران قابل تأمل مىباشد.
آمار واحد شكايات در مكه
شرح شكاياتسال 71 سال 72
1- عدم رعايت مسائل بهداشتى كاروانها 423
2- نارضايتى از ارائه خدمات درمانى 219
3- عدم مناسب بودن درمانگاهها 68
4- كمبود آب آشاميدنى و كيفيت بد آب 6186
5- كثيفى، خرابى سقف و لولهكشى ساختمان 3143
6- كمبود توالت و نقائص فاضلاب و دستشويى 8837
7- خرابى آسانسور 4224
8- كمبودآب سردكن و آب گرم 4321
9- خرابى كولر 258
10- كمبود جا براى اسكان زائران 676
11- قطع برق و كمبود روشنايى 1816
12- عدم تخليه كامل ساختمان 1614
13- عدم توجه مالك به مشكلات ساختمان 3222
14- برخورد غلط خدمه 25
15- برخورد غلط مدير و بىكفايتى آن 46
3- دفتر رياست و روابط عمومى:
در نمودار تشكيلاتى ستادهاى حج در عربستان واحدى با اين عنوان براى عهدهدارى مسائل و مواردى به شرح زير پيشبينى گرديده و در اين چارچوب به انجام وظايف خود مشغول بوده است: «كارهاى دفتر از قبيل تهيه پيشنويسهاى حوزه رياست ستاد، ايجاد هماهنگى براى ارتباط و تشكيل جلسات مختلف با مقامات سعودى و ايران و جلسات آموزش و ادارى داخل ستاد، انجام تشريفات تهيه گزارشات روزانه، ايجاد مقدمات ديدارها، هماهنگى انعقاد جلسات، توزيع هدايا، توزيع تقديرنامهها، تهيه صورت جلسات، انجام تبليغات داخل ستاد، تزيين اتاقها و طبقات و كل ساختمان به عكسها و تابلوهاى راهنما و تهيه متن تراكتهاى مختلف و اطلاعيههاى مهم، تهيه تابلوهاى ضرورى كاروانها (شامل مشخصات كاروان، تعداد طبقات، توصيههاى مدير و ساير عوامل به زائرين، تعيين قبل، و ...)، هماهنگى با نماينده هيأت پزشكى، نمايندگان وزارت خارجه، ... هماهنگى كامل با واحد كامپيوتر به منظور داشتن آخرين اطلاعات درباره كليه جوانب جارى حج، هماهنگى با بعثه به خصوص امور بازرسين در مورد توزيع خبرنامه «زائر» در مسائل مختلف، دادن آخرين اطلاعات مورد نياز به جرايد و خبرگزارى و صدا و سيما و ساير مراجع ذيصلاح، اخذ جديدترين اخبار ايران و جهان از منابع مختلف و انتشار آن به صورت خبرنامه داخلى ستاد، برنامهريزى جهت بازديدهاى مختلف از فعاليت بخشها، تهيه تصوير از مراحل مختلف كار قسمتها، جمعبندى و تنظيم گزارش روزانه و گزارشهاى ويژه، خطاطى پلاكارد سر درب ساختمان امداد و خوابگاهها و ستاد مسكن و همچنين تهيه پارچه عناوين مختلف مثل اعياد و وفيات و مناسبتهاى مختلف و پارچه جهت مشاعر مقدسه و ... ترجمه مسائل مهم ايران و جهان مندرج در جرايد عربى به زبان فارسى. همكارى مترجمين اين واحد در امور مربوط به خريد و قيمتگيرى و شركت در جلسات و ترجمه مذاكرات، ترجمه نامههاى رسمى فارسى يا عربى تهيه و انتشار جزوات مختلف (مثل زيارتنامه بيانات مقام
معظم رهبرى، و ...) در سطح ستادها، ضبط و پخش اخبار روزانه صداى جمهورى اسلامى ايران، تهيه و تكثير نقشه مكه و مدينه، تهيه و نصب آدرس منازل كاروان و بيمارستان و بانك و انبارهاى تداركاتى، و ... در محل ستاد جهت سهولت مراجعه هموطنان عزيز، هماهنگى با برادران اعزامى صدا و سيما جهت ضبط و تهيه تصوير از عمليات مختلف حج، برگزارى مجالس مختلف».
د- امور مالى
1- هزينههاى ارزى:
در سال 63 براى يك دوره پنج ساله از متقاضيان حج تمتع ثبتنام بعمل آمد ولى به علت استقبال فراوان عملًا اين مدت به چندين برابر افزايش يافت چون حدود يك ميليون نفر ثبت نام كننده در قرعهكشى براى اعزام به 100 اولويت تقسيم و از سال 64 به جز سه سال فترت (67 تا 70) هر سال بطور متوسط هشت اولويت اعزام شدند و در سال 71 نيز تا اولويت 40 به حج مشرف گرديدند. در نتيجه قبل از اجراى مراسم حج 72 هنوز تعداد حدوداً 550 هزار نفر باقيمانده بودند. با توجه به اينكه سازمان حج از وجوه ثبت نام شدگان سال 63 استفادهاى نكرده و تنها موقع ثبتنام يكسال وجوه مزبور از سيستم بانكى خارج و در اختيار سازمان قرار مىگرفت، و دولت نيز براى اعزام كليه زائرين اعم از متمكن و غير متمكن سوبسيد مىپرداخت ليكن در سال جارى پرداخت سوبسيد به كليه دستگاههاى دولتى از جمله سازمان قطع شد و همانطور كه در بخش اول مختصراً توضيح داده شد؛ روش ثبت نام به منظور جبران بخشى از هزينهها تغيير يافت و حدود 23% از زائرين خارج از سيستم قبلى با دريافت 350 هزار تومان آزاد يا 177 هزار تومان (براى افراد سند دار كه خواهان تعجيل اعزام بودند) پذيرش گرديدند. تمهيداتى كه در بُعد ثبتنام زائر انديشيده شد براى جبران هزينهها كافى نبود لذا ضرورت داشت كه راههاى صرفهجوييهاى اساسى جستجو و بدان عمل شود.
يكى از روشها، كاهش دادن تعداد سهميه ارگانها و نهادها، راه ديگر تقليل تعداد
نفرات ستادها مىباشد با اينكه در سال 71 نسبت به سال 70 ستادهاى حج در عربستان از نظر تعداد پرسنل فشرده شدند، با اين حال در سال جارى مجدداً نفرات ستادها كاهش يافت. تمام چارهانديشىهاى فوق نمىتوانست 15% تورم در بخش تداركات و بيش از 20% افزايش هزينه اجاره مسكن را در سال جارى بپوشاند، لذا همچنان برنامهريزى بمنظور تقليل هزينهها بخصوص در امر تهيه و تأمين تداركات و مسكن ادامه داشت. اين بود كه روى طرح سه بار استفاده از منازل مدينه بطور جدى فكر شد و از اين رهگذر حدود 10 ميليون ريال سعودى صرفه جويى به عمل آمد. از طرف ديگر برنامهريزىهاى اساسى در بخش تهيه مايحتاج كاروانها و توزيع آنها به نحوى كه اشاره شد ثمرات خوبى از لحاظ كاهش پرداختهاى ارزى و نظام بخشيدن به گردش امور وجلوگيرى از سرگردانى و ازدحام كاروانها بدنبال داشت. در منى و عرفات با تمهيداتى كه در بخش مربوط به معاونت منى و عرفات ذكر گرديد هزينهها به ميزان قابل توجهى نسبت به سال گذشته كاهش نشان مىدهد.
در سال 70 تعداد 116720 نفر و در سال 71 تقريباً 118 هزار نفر اعزام شدند و در سال جارى نيز حدود 116500 زائر و عوامل خدماتى داشتيم.
در مجموع اگر بررسيهاى اوليه و تصويب و اجراى برنامههاى فوق در ميان نبود و يا چنانچه دقت و نظارت و مواظبتهاى كافى در مورد كنترل برنامههاى مذكور در مقام عمل انجام نمىشد، با توجه به حدود 20% افزايش هزينهها، انتظار مىرفت هزينه ارزى حج سال جارى به قريب 100 ميليون دلار برسد ولى به فضل الهى با اعمال برنامههاى فوق و نظارت كامل بر حسن اجراى آن توانستيم على رغم تورم موجود، پرداختها را در سطح سال گذشته نگهداريم بطورىكه جمع هزينه سال جارى حدوداً 85 ميليون دلار گرديد.
حقيقتاً بكارگيرى شيوههاى بهتر مثل خريد مايحتاج و تداركات غذايى از طريق مناقصه و استعلام بها، و ايجاد رقابت بين شركتها و حتىالامكان خريدارى اجناس در ايران و ارسال آن به عربستان، واگذارى قسمتى از خريد به مديران كاروانها، تجديد نظر
در قراردادهاى منعقده بين سازمان و طرفهاى سعودى و ديگر تدابير لازم موجب صرفهجويى ارزى قابل توجهى شد ضمن اينكه كليه استانداردهاى لازم در سطح مطلوبى حفظ گرديد و كيفيت پذيرايى در سال 72 (على رغم اينكه بخشى از مديران جوانتر اولين سال مديريت خود را تجربه مىكردند به استثناى نظرخواهيهاى انجام شده از مديران و كاروانها) نسبت به سال 71 برترى داشت.
توضيحاً مجموع هزينههاى حج سال 70، 71 و 72 به شرح زير مىباشد:
سال تعداد حجاج هزينهها به ميليون دلار
1370 116720 5/ 84
1371 118617 5/ 83
1372 116500 00/ 85
2- اقدامات اساسى در روند فعاليت مالى ستادها:
1- 2- ثبت اموال سازمان در عربستان
به منظور جمعآورى و به نظم آوردن اموال سازمان در عربستان برادرانى به آن كشور اعزام شدند تا اموال موجود در نمايندگى و ستاد جده و مدينه و پزشكى مدينه و كاروانهاى مدينه و اموال ستاد مكه، پزشكى بيمارستانها و كاروانها و اموال موجود در انبارهاى مكه را در دفاتر ثبت و پلاك كوبى و فهرست اموال خارج از رده و غيرقابل استفاده را نيز تهيه نمودند كه فهرست آن اعلام خواهد شد.
2- 2- كامپيوترى شدن چكهاى ارزى
در سابق بسيارى از چكهاى ارزى زائرين صادره از طريق بانك ملى در عربستان مفقود و از اين بابت مشكلات زيادى براى زائرين و امور مالى بوجود مىآمد. در سال جارى با مذاكرات مفصلى كه با مسؤوليت بانك در عربستان به عمل آمد سيستم
چكهاى ارزى در عربستان كامپيوترى شد و با استفاده از كامپيوتر در صورتىكه زائرى ادعاى مفقود نمودن چك خود را مىنمود سريعاً به بانك معرفى مىشد و از طريق كامپيوتر وصول و يا عدم وصول چك مزبور مشخص مىشد و در صورتىكه وصول نشده بود ارز مورد نظر در اختيارش قرار مىگرفت.
3- 2- حسابرسى دفاتر مديران كاروانها
بمنظور استفاده مديران كاروانها ارز مورد نياز براى خريد هزينههاى ارزى از طريق سيستم بانكى مبادرت به گشايش ارز براى مديران گرديد كه در سه نوبت پس از بررسى و حسابرسى دفاتر آنها از وجوه دريافتى نوبت قبل به بانك ملى مراجعه و ارز مورد نياز را دريافت و در خاتمه در جده دفاتر آنها حسابرسى و در صورتىكه وجوهى نزد مديران بود به حساب سازمان برگشت داده مىشد.
جهت توضيح مطالب، نمودارهاى پيوست را در پايان كتاب ملاحظه فرمائيد.
فعاليتهاى هيأت پزشكى در حج سال 72 به دو بخش كلّى تقسيم مىشود:
1- برنامه ريزى و اقدامات انجام شده، قبل از اعزام زائران (در داخل كشور)
2- برنامهريزى و فعاليتهاى انجام شده در كشور عربستان.
برنامهريزى و اقدامات انجام شده، قبل از اعزام زائران
الف: امور پرسنلى
1- تشكيل شوراى مسؤولين واحدهاى هيأت پزشكى حج و تشكيل جلسات هفتگى در محل دفتر بلافاصله پس از اتمام حج سال 71 و بازگشت كلّيه نيروهاى ستادى به ايران (از اواسط تابستان).
2- تعيين سهميه پرسنل شاغل در واحدهاى بهداشتى- درمانى كشور، با توجه به آخرين آمار پرسنلى آنان و براساس چارت تشكيلاتى هيأت پزشكى حج.
3- ارسال فرم و سهميههاى تعيين شده براى واحدهاى بهداشتى- درمانى و درخواست معرفى سه برابر نيروى مورد نياز جهت بررسى و انتخاب يك سوم از آنها.
4- تشكيل كميسيونهاى هشتگانه جهت انتخاب پرسنل هيأت به منظور همكارى
در مراسم حج، شامل كميسيونهاى پزشكى، دارويى، پيراپزشكى، بهداشت، پرستارى، مددكارى، پذيرش و مدارك پزشكى، خدمات، ترابرى و امداد بوده است كه در كميسيونها با توجه به رشته تخصصى و تجارب افراد، اعضا دعوت به همكارى شدهاند.
5- انتخاب پرسنل با تجربه حج، توسط كميسيونهاى هشتگانه كه در صورت موافقت دستگاه ذيربط دعوت به همكارى شدند.
6- اجام مصاحبه حضورى.
7- برگزارى سمينار هماهنگى و بازآموزى
اين سمينار به مدت 3 روز از تاريخ 17/ 1/ 72 لغايت 19/ 1/ 72 در مجموعه ورزشى آزادى به صورت شبانه روزى با حضور كليه كادر هيأت پزشكى انتخاب شده جهت خدمت به زائران بيتاللّه الحرام در سال 1372 برگزار گرديد. از نكات قابل ذكر در اين برنامه، اختصاص روز دوم سمينار به بازآموزى بيماريهاى رايج در ايام حج بود كه در نوع خود براى اولين بار صورت پذيرفت و در طى آن برنامههاى مختلف آموزشى براى كليه كادرها در رستههاى مختلف ارائه شده؛ بطورىكه هر گروهى داراى بازآموزى مخصوص به خود بود. در گروه پزشكى، شانزده عنوان مقاله توسط نخبهترين اساتيد پزشكى كشور، در زمينه اكثر بيماريهاى شايع ارائه شد و به تحقيق مىتوان اذعان نمود؛ يك دوره كامل بيماريهاى گوناگون و روشهاى پيشگيرى و درمانى آن بويژه در ايام حج، تبيين شد. همچنين مقالات ارائه شده به صورت كتابى تحت عنوان «بيماريهاى شايع در ايام حج» چاپ گشته و در اختيار كليه همكاران قرار گرفت. در پايان سمينار نيز گواهى شركت و بازآموزى با امتياز رسمى به كادر پزشكى اعطا شد.
در برنامه عمومى روز اول سمينار، حضرت حجةالاسلام والمسلمين رى شهرى نماينده محترم ولى فقيه وسرپرست حجاج ايرانى، آقاى دكتر ملكزاده وزير محترم بهداشت، درمان و آموزش پزشكى و آقاى رضايى رياست محترم سازمان حج و زيارت سخنرانى نموده و همچنين سرپرست و مسؤولين واحدهاى مختلف هيأت
پزشكى نسبت به نحوه ارائه خدمات بهداشتى- درمانى در عربستان توضيحات لازم را ارائه داده و اساتيد مختلف دانشگاه نيز مباحثى را در خصوص بيمارى گرمازدگى بعنوان حادترين مسأله زائران مطرح نمودند.
8- اقدام جهت دريافت گذرنامه و رواديد مربوط در طول مدت برگزارى سمينار و پس از آن، جهت كليه پرسنل انتخاب شد.
9- اعزام پرسنل هيأت پزشكى حج از تاريخ 9/ 2/ 71 لغايت 22/ 3/ 71 در غالب شش گروه. توضيح اين كه: يك گروه پيش پرواز در تاريخ 1/ 2/ 71 جهت انجام امور مربوط به تعمير وسائط نقليه و همچنين داروهاى ارسالى و راهاندازى مراكز درمانى به عربستان (از طريق كشور سوريه) اعزام شدهاند و از تاريخ 9/ 2/ 71 لغايت 22/ 3/ 71 كليه پرسنل بطور مستقيم به عربستان اعزام گرديدهاند.
ب: امور دارو
اقدامات انجام شده عبارت است از:
1- تشكيل كميته فنى جهت بررسى مجدد فارماكوپه دارويى مورد نياز هيأت پزشكى حج از نظر تعداد و اقلام.
2- نظرخواهى از پزشكان متخصص با تجربه حج، جهت بررسى مجدد ليست داروهاى تخصصى.
3- تدوين كتاب دارويى حج، براساس فارماكوپه جديد كه شامل ليست دارويى، مصارف، دوزاژ و مطالب ضرورى ديگر جهت پزشكان در موسم حج مىباشد.
4- تهيه كليه اقلام دارويى مورد نياز و نگهدارى آن در انبار.
5- تهيه فارماكوپه دارويى براى هر درمانگاه و بيمارستان مستقر در شهرهاى مكه مكرمه و مدينه منوّره و جده و نيز بيمارستانها و درمانگاههاى صحرايى مستقر در منى و عرفات.
ج: امور تجهيزات پزشكى و ملزومات ادارى
واحد مذكور طى جلسات متعددى كه با حضور پزشكان متخصص و كارشناسان مربوط برگزار گرديد، اقدام به تهيه تجهيزات مورد نياز نمود.
لوازم و تجهيزات پزشكى مورد نياز، شامل دو رده مصرفى و غيرمصرفى بوده و در زمينه ملزومات ادارى نيز براساس نياز واحدهاى بهداشتى- درمانى نسبت به تهيه اقلام اقدام گرديد.
د: امور معاينات پزشكى و واكسيناسيون:
پس از اعلام رسمى انجام مراسم حج سال 72 و تهيه مقدمات و هماهنگيهاى لازم با سازمان حج و زيارت، دفتر پزشكى حج با توجه به ضرورت امر نسبت به انجام معاينه پزشكى تعداد يكصد و پانزده هزار نفر زائر با هماهنگى با سازمانهاى منطقهاى بهداشت، درمان و دانشگاههاى علوم پزشكى در سراسر كشور اقدام نموده كه همراه با اين مسأله انجام واكسيناسيون بر عليه بيمارى مننژيت نيز بطور الزامى براى هر يك از زائران و همچنين كليه پرسنلى كه به نحوى جهت انجام خدمات مختلف به عربستان اعزام شدند، به عمل آمد و پس از اعلام سازمان حج و زيارت مبنى بر ثبت نام از زائران جديد بر طبق هماهنگى به عمل آمده تمهيدات لازم براى معاينه آنها، تا يك هفته قبل از شروع پروازها صورت پذيرفت.
انجام معاينات و واكسيناسيون با توجه به بخشنامه دستورالعملهاى مربوط بوده است، كه تنها در تهران 28 درمانگاه و 14 مركز تخصصى جهت كميسيونهاى پزشكى و بيش از 136 نفر پزشك عهدهدار اين مهم بودهاند.
ايجاد درمانگاه در فرودگاه مهرآباد به منظور ارائه خدمات به زائران محترم در طول پروازهاى رفت و برگشت و همچنين تخليه و انتقال بيماران اعزامى از جدّه به بيمارستانها نيز از ساير اقدامات انجام شده است.
برنامهريزى و فعاليتهاى انجام شده در كشور عربستان
الف: جده
تأسيس و راهاندازى درمانگاه مستقر در فرودگاه جده از ابتداى عزيمت زائران تا پايان مراجعت آنان.
درمانگاه مذكور مسؤوليت سرويسدهى به كليه زائران- اعم از ايرانى و غير ايرانى- را دارد. اين درمانگاه داراى تعداد 8 عدد تخت بسترى و قسمت معاينه خواهران و برادران و نيز داروخانه مىباشد.
علاوه بر درمان زائران، كار نقل و انتقال بيماران بد حال به ايران نيز انجام مىگيرد كه اعزام تعداد 95 بيمار به ايران در طول اين مدت، از جمله فعاليتهاى درمانگاه جدّه مىباشد. در طول اين مدت جمعاً تعداد 10766 زائر ايرانى و تعداد 3440 زائر غير ايرانى به درمانگاه مذكور مراجعه نمودهاند. همچنين كلّيه تجهيزات و داروهاى ارسالى از ايران نيز از فرودگاه جده ترخيص و به شهرهاى مكه مكرمه و مدينه منوره حمل گرديد. و واحد بهداشت نيز از بدو ورود زائر با استفاده از بلندگوهاى دستى به صورت گروهى اقدام به آموزش مسائل بهداشتى نموده كه در طول مدت ورود زائرين به عربستان، با صرف مدت 784 ساعت موفق به انجام 100% پوشش آموزشى گرديده است. بازديد از آشپزخانه ستاد حج در فرودگاه، نسبت به رعايت مسائل بهداشتى و ارائه تذكّرات لازم، از جمله فعاليتها واحد مذكور بوده است.
ب: مدينه منوره
1- راه اندازى بيمارستان:
بيمارستان مدينه منوره با 120 تخت؛ شامل درمانگاه عمومى خواهران، درمانگاه عمومى برادران، درمانگاه تخصصى؛ شامل قلب، چشمپزشكى، گوش، حلق
بينى، عفونى، جراحى، ارتوپدى، اعصاب و روان، داخلى زنان، زايمان و دندانپزشكى و همچنين بخش جراحى خواهران، بخش جراحى برادران، بخش داخلى برادران، بخش داخلى خواهران، بخش زنان و زايمان، بخش مراقبت هاى ويژه قلبى) C. C. U (بخش قلب، اورژانس برادران، اورژانس خواهران، آزمايشگاه، داروخانه، راديولوژى، مددكارى، امداد و ترابرى، امور فرهنگى و روابط عمومى، پذيرش و مدارك پزشكى، امور دارويى و امور تجهيزات پزشكى و ملزومات ادارى بوده است با توجه بر به كارگيرى تجهيزات جديد در واحد آزمايشگاه و نيز C. C. U سرعت رسيدگى به وضعيت بيماران بدحال بسيار چشمگير و موفق بود. از ساير اقدامات انجام شده در بيمارستان، برگزارى كنفرانسهاى علمى روزانه بوده است.
2- راهاندازى درمانگاهها:
همچنين با تأسيس و راهاندازى 4 درمانگاه درمدينه منوره از مراجعه زائرين به بيمارستان كاسته شده بود.
هر درمانگاه شامل اتاق ويزيت خواران، اتاق ويزيت برادران، اتاق داروخانه، پانسمان و تزريقات، اتاق سرمتراپى و واحد بهداشت محيط بوده است. از جمله واحدهاى فعال در مدينه واحد بهداشت مىباشد كه وظايف سنگينى از جمله آموزش مسائل بهداشتى) FACE TO FACE (بازديد مرتب از كليه كاروانها به منظور بررسى وضعيت بهداشت آشپزخانه، اتاقها، مواد غذايى و آشاميدنى، تشكيل جلسات آموزشى، توزيع نشريه و پوستر، توزيع بسته كمكهاى اوليه در بين مديران كاروان، بررسى وضعيت بيماران در طول 24 ساعت قبل، پيشگيرى و كنترل بيماريهاى عفونى و مسرى بوده است. همچنين نسبت به كلرينه نمودن آب آشاميدنى كاروانها و واحدهاى ستادى اقدام گرديد. بازديد و بررسى وضعيت انبارهاى مواد غذايى و ملزومات سازمان حج نيز از ساير اقدامات گروه مذكور مىباشد.
از ساير اقدامات انجام شده، فعّاليت برادران رابط بيمارستانهاى سعودى كه در اين خصوص تعدادى از بيماران را كه نياز به C. C. U، سىتى اسكن، سونوگرافى و ...
داشتند به بيمارستانهاى سعودى منتقل مىكردند.
همچنين واحد مددكارى نيز در خصوص اعزام بيماران فعاليت شبانهروزى داشته و با كمك ساير واحدها مراسم تدفين (اعم از غسل، كفن و نماز ميت) حجاج فوت شده در قبرستان بقيع انجام مىگرفت.
ج: مكه مكرمه
1- راه اندازى بيمارستان:
بيمارستان مكه مكرمه با 150 تخت شامل بخشهاى قلب) C. C. U (جراحى خواهران، جراحى برادران، داخلى خواهران، داخلى برادران، اورژانس برادران، اورژانس خواهران، آزمايشگاه، راديولژى، درمانگاه عمومى برادران، درمانگاه دندانپزشكى خواهران، درمانگاه دندانپزشكى برادران و درمانگاههاى تخصصى؛ شامل قلب، ارتوپدى، عفونى، اعصاب و روان، زنان و زايمان، جراحى، داخلى، چشم، گوش، حلق و بينى و نيز واحد تزريقات و پانسمان، واحد مددكارى، پذيرش و مدارك پزشكى، امداد و ترابرى، امور فرهنگى و روابط عمومى، امور تجهيزات پزشكى و ملزومات ادارى بوده است.
با توجه به استفاده از دستگاهها و تجهيزات مدرن در آزمايشگاه، C. C. U و اتاق عمل، سرعت رسيدگى به وضعيت بيماران بدحال نسبت به گذشته، افزايش چشمگيرى داشته است.
2- راه اندازى درمانگاهها:
در مكه نيز 12 درمانگاه ايجاد گرديد كه هر درمانگاه داراى اتاق ويزيت خواهران، اتاق ويزيت برادران، اتاق تزريقات و پانسمان، اتاق سرمتراپى، داروخانه و واحد بهداشت محيط بوده است.
واحد بهداشت محيط در مكه مكرمه نيز همانند مدينه منوره، وظايفى از قبيل بازديد از انبارهاى سازمان حج به منظور بررسى وضعيت بهداشتى آنان، بازديد مرتب از
كليه كاروانها به منظور بررسى وضعيت بهداشتى آشپزخانه، اتاقها، مواد غذايى و آب آشاميدنى، تشكيل جلسات آموزشى، توزيع نشريه و پوستر، توزيع بسته كمكهاى اوليه در بين مديران كاروان، و نيز وضعيت بيماران در طول 24 ساعت قبل، پيشگيرى و كنترل بيماريهاى عفونى و مسرى انجام گرديد. همچنين نسبت به كلرينه نمودن آب آشاميدنى كاروانها و واحدهاى ستادى نيز اقدام گرديد.
فعاليت شبانهروزى برادران رابط با بيمارستانهاى سعودى در ايام حج بسيار چشمگير بود.
همچنين واحد مددكارى در رابطه به اعزام بيماران بدحال به ايران، با همكارى ساير واحدها در مراسم تدفين (اعم از غسل، كفن و نماز ميت) حجاج فوت شده در مكه مكرمه، فعاليت داشتند.
د: منى و عرفات
ابتدا، انتخاب زمين مناسب جهت راه اندازى يك بيمارستان و 12 درمانگاه در عرفات و يك بيمارستان و 12 درمانگاه در منى، با هماهنگىِ مطوّفين عربستان انجام گرفت. البته در عرفات از 4 درمانگاهِ ساخته شده توسط عربستان نيز استفاده گرديد. از دهه سوم ماه ذيقعده با فعاليتهاى شبانهروزى اقدام به راهاندازى بيمارستانها و درمانگاههاى منى و عرفات گرديد. داروخانه، واحد تجهيزات پزشكى و ملزومات ادارى، واحد تزريقات و پانسمان، واحد مددكارى، واحد اطلاعات و روابط عمومى، واحد آزمايشگاه بخش اورژانس خواهران، بخش اورژانس براداران، بخش داخلى و قلب خواهران، بخش داخلى و قلب برادران، بخش گرمازدگى خواهران، بخش گرمازدگى براران و بخش POST گرمازدگى خواهران و برادران بود. در شب دهم ذىحجه نيز طى برنامه باشكوهى كلّيه بيماران بسترى در بيمارستان مكه مكرمه (بيش از 95 نفر) جهت انجام وقوف اضطرارى و انجام مناسك حج از مكه به عرفات توسط بيش از 20 دستگاه آمبولانس و چندين دستگاه مينىبوس، وانت و سوارى، منتقل
گرديدند كه به همراه بيماران بدحال بسترى در بيمارستانِ عرفات، جهت وقوف اضطرارى در مشعر الحرام حركت نموده و با وجود اين كه چندين بيمار بدحال قلبى در آمبولانسها وجود داشته و انتقال آنان نيز در حدود 5 ساعت بطول انجاميد، با عنايات الهى، خوشبختانه هيچگونه تلفاتى در بين راه وجود نداشت.
در طول ايام نيز بيماران بدحال از منى به بيمارستان مكه منتقل و واحدها دائماً در حال پذيرش و معاينه بيمار بودند. نكته مهم اين كه: با تأييدات الهى آمار مرگ و مير زائرين با وجود كهولت سن، در منى و عرفات بسيار پايين بوده و همچنين گروه درمانى نيز با پيشبينى پروتكلى جهت مقابله با گرمازدگى، عوارض ناشى از مسأله را به حداقل رسانيد.
كادر پزشكى
برادران و خواهران پزشك نيز به صورت شبانهروزى در خدمت زائرين محترم بوده و مسؤوليت سنگين درمان را عهدهدار بودند.
پزشكان شامل: پزشك عمومى و نيز متخصصين قلب و عروق، داخلى، جراحى، ارتوپدى، گوش و حلق و بينى، ارولژى، جراح اعصاب، زنان و زايمان، عفونى، اعصاب و روان، راديولژى، علوم آزمايشگاهى و نيز دندانپزشك بود.
واحد بهداشت
نظر به اهميت خدمات بهداشتى در هيأت پزشكى حج جمهورى اسلامى ايران و نياز مبرم زائران محترم بيت الله الحرام به اين گونه خدمات، جهت جلوگيرى از بروز بيماريهاى واگير و عوارض ناشى از آن واحد بهداشت در بخشهاى مختلف تغذيه، مبارزه با بيماريها، بهداشت محيط و آموزش بهداشت در شهرهاى مختلف جده، مدينه منوره و مكه مكرمه خدماتى را ارائه دادند كه از جمله فعاليتهاى انجام شده را مىتوان بدين صورت برشمرد: استقرار گروه آموزش بهداشت در فرودگاه جده و پوشش
آموزشى 100% زائرين در بدو ورود به عربستان، بازديد مداوم و مستمر از كاروانها در مدينه منوره، مكه مكرمه، عرفات ومنى. بنحوى كه در ايام تشريق 5/ 3 بار از هر كاروان (حداقل يك بار در عرفات و سه بار در منى) بازديد به عمل آمده است و بطور كلى جمعاً در طول مراسم حج 7/ 9 بازديد از هر كاروان صورت گرفته است و با توجه به اين كه هر كاروان حدود يك ماه در طول مراسم حج حضور دارد بطور متوسط هر سه روز يك بار مورد بازديد قرار گرفته است.
واحد امداد و ترابرى
امدادگران در مراسم حج سالجارى، همانند سال گذشته، با گذشت و ايثار و از خودگذشتگى، صحنههاى به ياد ماندنى را آفريدند كه تداعى ايثارهاى جبهه را مىنمود.
اين برادران پرتلاش در جريان ترخيص دارو و تجهيزات پزشكى از فرودگاه جده، راهاندازى بيمارستانها و درمانگاهها در مكه مكرمه، مدينه منوره، منى و عرفات و نيز جمعآورى مراكز مذكور بطور شبانهروزى در تلاش بودند. همچنين برادران ترابرى با ارائه خدماتى نظير انتقال پرسنل از درمانگاه به بيمارستانها و بالعكس انجام مأموريتهاى شهرى و بين شهر و ... با توجه به تعداد كم آنان، خدمات قابل تحسينى ارائه نمودند.
واحد مددكارى
اين واحد نيز در موسم حج بسيار فعال بوده و خدمات مختلفى از قبيل: اعزام بيماران بد حال به ايران، رسانيدن بيماران ترخيصى و گم شده، به كاروانهايشان.
هماهنگى جهت تدفين زائرين فوتى و ... را به عهده داشت.
واحد خدمات
پرسنل واحد مذكور نيز، با وجود تعديل نيروى انسانى هيأت پزشكى حج، بطور
شبانهروزى مشغول فعاليت بود و همچون برادران امدادگر در همه قسمتها فعّاليت داشت.
واحد دارو
اين واحد نيز با تلاش چند ماهه در ايران و نيز در عربستان با تهيه وتدارك اقلام داويى مورد نياز سبب گرديد تا درمان زائرين بنحو مطلوب صورت گرفته و با مشكلى در مسأله دارو مواجه نباشيم.
واحد تجهيزات پزشكى و ملزومات
اين واحد با تلاش شبانهروزى (چند ماه قبل از شروع موسم) در ايران و عربستان با توجه به تهيه مقدار زيادى تجهيزات و ملزومات، سبب گرديد تا ارائه خدمات درمانى به زائرين محترم، به نحو مطلوب انجام پذيرد و با تجهيز و تدارك بيمارستانها و درمانگاهها در جده، مكه مكرمه، مدينه منوره و عرفات و منى، اين مهم را انجام دادند.
واحد پرستارى
پرسنل واحد مذكور نيز- با توجه به كمبود نيروى انسانى- به صورت شبانهروزى در خدمت زائرين محترم بودند. برگزارى كنفرانسهاى علمى كه توسط پرسنل واحد برگزار مىگرديد، نيز از ديگر فعاليتهاى واحد مذكور به شمار مىرفت.
واحد پذيرش و مدارك پزشكى
پرسنل واحد مذكور جهت پذيرش بيماران و پاسخگويى به مراجعين و همچنين جمعآورى آمار و مدارك پزشكى بيماران، به صورت شبانهروزى در حال انجام وظيفه بودند.
واحد امور فرهنگى و روابط عمومى
واحد مذكور با انجام امور تبليغاتى نظير برگزارى مراسم، كلاس قرائت قرآن و نيز انجام امور خطاطى هيأت پزشكى، انجام امور مربوط به تماس تلفنى پرسنل با ايران، انجام امور پستى پرسنل و ... فعاليت داشت.
واحد خدمات ماشينى
با نصب و راهاندازى دو دستگاه كامپيوتر در بيمارستانهاى مكه مكرمه و مدينه منوره، كه مقدمات آن قبل از موسم حج با همكارى دو نفر از كارشناسان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكى تهيه و برنامههاى لازم در اين زمينه نيز تدوين گرديده بود، كليه اطلاعات پرسنل و بيماران بسترى در واحدهاى درمانى اين هيأت، همچنين آمارهاى مربوط جهت پاسخگويى سريع و دقيق به مراجعين و مسؤولين ذيربط همچون سال گذشته در سيستم خدمات ماشينى قرار گرفت كه اين طرح در حال حاضر نيز توسط واحد خدمات ماشينى دفتر پزشكى امور حج و زيارت ادامه داشته و واحد مذكور مشغول تكميل اطلاعات و استخراج آمارهاى مربوط مىباشد.
جهت توضيح مطالب، نمودارهاى پيوست را در پايان كتاب ملاحظه فرمائيد.
زائران در ديار قدس و حريم دوست حال و هوايى گونهگونى دارند، برخى دلداده حق هستند و برخى در انديشه ديدن رخ يار. گروهى به خود مىانديشند و جمعى به آنچه در جهان اسلام مىگذرد و ... بهرحال آشنايى با برخى از گفتنىها و احساسها، انديشهها و برداشتهاى اينان شنيدنى و خواندنى است.
خبرنگار «كتاب حج» با تنى چند از زائران گفتگو كرده است كه اينك مىخوانيد.
مصاحبه با حجاج بيتالله الحرام در منى (روزهاى دهم و يازدهم خرداد 72)
مصاحبه اول- آقاى حسين محمودى:
س- در طول اين سفر بهترين لحظهاى كه با آن روبرو بوديد و خاطرهاى ماندنى از آن در ذهن داريد را بيان كنيد.
ج- معمولًا بهترين لحظه هر حاجى يا به تعبيرى ديگر، بهترين موقعيت او در عصر عرفات و هنگامه خواندن دعاى عرفه است. رمز و رازى در اين ساعت و اين مكان و اين دعا هست كه محال است وصف شود. سعادتمندترين افراد كسانى هستند كه توفيق اين را پيدا مىكنند كه در اين لحظه قرار بگيرند و شايد هم اينطور نباشد كه هر لحظه زيبا و عظيمى براى وصف شدن درست شده باشد. خيلى از اين لحظهها براى درك شدن
آفريده شدهاند. بهترين لحظه زندگى بنده در اين چند سالى كه مشرف شدم عصر روز عرفه است.
س- در سيستم اجرائى حج يك اشكال را كه مهمترين اشكال مىدانيد بيان بفرماييد و نيز در سيستم اجرائى يك نكته برجسته را از لحاظ حسن انجام كار ذكر كنيد.
ج- يكى از اشكالات تشريفات فراوان كه بعضاً ايجاد نوعى مزاحمت براى حاجيان و اعمال آنها مىكند، بدون اين كه قبلًا بررسى صورت گرفته باشد كه اين تشريفات تا چه حد در اعتلاى حج مىتواند تأثير مثبت يا منفى داشته باشد، كارى جدى براى حضور ارزشمند، با شكوه و با وقار حاجيان نمىكنند يا ظبراى حاجيان ايرانى كم مىكنند.
نكته مثبت هم احترام و ارزشى است كه برگزار كنندگان براى حاجى قائل هستند.
مسائل خدماتى و رفاهى است كه به آنها ارائه مىدهند. يعنى حاجى ايرانى به هيچ وجه خود را رها و بىسرپرست احساس نمىكند در اين سفر.
س- اگر بنا باشد كه از موسم حج در جهت مسائل جهانى اسلام استفاده شود، چه بايد كرد و شما چه پيشنهادى داريد؟
ج- تا حالا كارى كه مىكرديم و بنا داريم در آينده هم بكنيم، برگزارى اجتماعات است كه ظاهر تبليغاتى و خبرى دارد ولى بهترين كار براى اين هدف اين است كه حاجى خودمان را مبلّغ اسلام و مبلغ جهانى بودن طرز تفكر شيعه و عدم اختلاف انگيزى شيعه و حضورى كه شايسته انقلاب اسلامى است، تربيت كنيم.
حضورى كه الآن حاجيان ما دارند چندان درست و مثمر به نظر نمىرسد. بعضى اوقات با پيجامه در معابر آشكار مىشوند. ظاهر نامناسبى دارند و با آن توقعى كه ما داريم كه حاجى و مراسم حج، آينهاى باشد از انقلاب اسلامى و مكتب جعفرى، بسيار فاصله دارد.
تأثيرات مثبت مراسم رسمى، بلافاصله پس از رفتارهاى ناشايست حاجيان ايرانى، از ذهن حجاج ساير كشورها زدوده مىشود. بايد به اين نكات توجه لازم مبذول شود.
س- آيا شما از كتابهايى كه امسال بعثه مقام معظم رهبرى چاپ كرده استفاده
كردهايد.
ج- برخى از آنها را نديدهام اميدوارم پس از اين بخوانم و از آنها بهره گيرم (ايشان از بينايى ضعيفى برخوردار بودند- خبرنگار).
س- نظر شما درباره نقش روحانى در كاروان چيست؟
ج- بسيار حياتى و مؤثر است. مسأله اول احكام است كه حقيقتاً حجاج با توجه به اينكه يكبار در عمرشان مشرف مىشوند، نسبت به احكام آن اشراف ندارند. بالاتر از آن نقش رفتارى است كه حاجيان از روحانى آموزش رفتارهاى مناسب مىبينند كه بخش عمده آن بازمىگردد به رفتار خود روحانى كاروان كه چگونه باشد. اينكه چقدر با حاجىهاى كاروانش نزديك باشد با آنها بجوشد، چقدر با آنها صميمى باشد.
س- به نظر شما چرا عربستان از برگزارى مراسم برائت جلوگيرى كرد؟
ج- مراسم برائت سالجارى و عدم برگزارى آن قابل پيشبينى بود [اين مصاحبه در منى برگزار شده است و بهتر است ما از قبل براى اين موضعگيريها برنامه داشته باشيم.
بهرحال اين برخورد در سالجارى قابل پيشبينى هم بود.
س- به نظر شما كدام قسمت از اعمال و مناسك حج در سازندگى انسان مهمترين نقش را دارد.
ج- البته مناسك همانند نماز داراى اجزاى متعددى است كه نمىتوان بلاتشبيه گفت ركوع يا سجود، كداميك در نماز مهمترين نقش را دارد بلكه اين سلسله عمليات و عبادات كه به نام مناسك حج شناخته مىشود داراى انسجام و بهم پيوستگى خاصى است كه هر يك از اين عملها بخودى خود اصالتاً براى انسانسازى است و همه آنها با هم نيز چنين نقشى را دارند. پس يكى از آنها بر ديگرى فضلى ندارد و بهتر است بگوييم مناسك حج كلًا انسانساز است.
س- بهترين توشهاى كه شما از اين سفر داشتهايد چيست؟
ج- در حقيقت اين سفر ميزان وابستگى من را به كعبه و مدينةالنبى بيشتر مىكند و هر بار كه مشرّف مىشوم احساس مىكنم اين زنجيرهايى كه بين قلب من و خانه كعبه
است مستحكمتر مىشود ولى فكر مىكنم اگر بخواهم به پيشنهاد خودم در زمينه حذف تشريفات عمل كنم و اين عمل را بايد از خودم شروع كنم و در سال آينده اين فرصت را براى شخص ديگرى فراهم سازم تا در اين اعمال و مناسك انسانساز شركت جويد.
بهترين ره توشهام از اين سفر، اگر داشته باشم، عشق به خدا خواهد بود.
مصاحبه دوم- آقاى اكبرزاده:
س- در طول اين سفر بهترين لحظهاى كه با آن روبرو بوديد و خاطرهاى ماندنى از آن در ذهن داريد را بيان كنيد.
ج- بهترين لحظهاى كه داشتم حضورم در مدينه بر سر مرقد ائمه بقيع و سوختن دل و انقلاب درونىام بود، در آنجا پا به پاى زائران ايرانى گريستم و بر مظلوميت ائمه اشك ريختم و خاطره ماندنىام شركت عمومى و شكوه عظيم نماز جماعت در مكه و مدينه است كه از به خاطر ماندنىترين خاطرات اين سفر است.
س- در سيستم اجرائى حج يك اشكال را كه مهمترين اشكال مىدانيد بيان بفرماييد.
ج- در سيستم حج از ناحيه سعودى، مهمترين ضعف اجرايى، عدم توانايى كنترل عبور و مرور ماشينها و پيادهها در عزيمت از عرفات به مشعر و از مشعر به مزدلفه است و از ناحيه ايران، ضعف توجيه زوار ايرانى، بخصوص از نظر رعايت شؤون انقلاب، شيعه و كشورمان است. خيلىها را بايد به لحاظ عدم استطاعت فكرى و اخلاقى، به حج راه نداد؛ چرا كه آبروى كشور و مذهب هتك مىشود.
س- و نيز در سيستم اجرائى يك نكته برجسته را از لحاظ حسن انجام كار ذكر كنيد.
ج- نظم و رفاه و مسكن و بخصوص سازماندهى تشكيلاتى و خط دهى فكرى به حجاج، از برجستهترين نقاط حج ماست.
س- اگر بنا باشد كه از موسم حج در جهت مسائل جهانى اسلام استفاده شود،
چه بايد كرد و شما چه پيشنهادى داريد؟
ج- كار انتشارات و توزيع جزوات توجيهى نسبت به شيعه و انقلاب و ايران بين حجاج كشورهاى ديگر مىتواند عامل نيرومند جذب باشد. اگر بتوان وقتى را از بلندگوى عمومى حرمين شريفين در اختيار داشت و در اوقات تجمّع حجاج در مسجد، روزى يك ربع سخن آگاهىبخش داشت، مفيد است. بخش عظيمى از تبليغات و انتشارات، بايد به زبان بنگالى و اندونزى و مالزى باشد كه اين حجم عظيم مسلمين از ما به لحاظ زبانى منقطعاند.
اگر از سمينارهاى صورى و كم اثر بشدّت پرهيز شود (كه خاصيت چندانى ندارد) و 110 از مخارج تشريفاتى و زائد حج (از خوراك و هتل و ...) صرف كار فرهنگى با ملل ديگر شود، سمينار حج را نه در مكه، بلكه در ايران، آنهم با كار جدّى، نه چند تا سخنرانى تكرار برگزار كنند، به نظر من از موسم حج به نحو بهترى مىتوان در جهت حل مسائل جهان اسلام استفاده كرد.
س- آيا شما از كتابهايى كه امسال بعثه مقام معظم رهبرى چاپ كرده استفاده كردهايد.
ج- از كتابها كم خواندهام. بايد به كمك سوبسيد هم كه شده، كتابهاى مربوط به حج ارزان و در تيراژ وسيع چاپ شود، در اين رابطه كار سعودى بايد الگو باشد.
س- نظر شما درباره نقش روحانى در كاروان چيست؟
ج- نقش روحانى در ايام حج و در كاروانها بسيار بارز است. هدايت فكرى و عملى با اوست، زحمت زيادى هم مىكشند امّا كماكان بايد بيش از پيش كار شود.
س- به نظر شما كدام قسمت از اعمال و مناسك حج در سازندگى انسان مهمترين نقش را دارد.
ج- وقوف در عرفات و منى، اگر درست توجيه شود و مشكلات خاص آن نظير عبور و مرور، نظافت در مشعر و عدم امكانات آب و دستشويى در عرفات و مشعر و ...
حل شود از سازندهترين بخشهاى زيارت است. نقش حضور در مدينه و مكه، مؤثر است
امّا بشرطى كه براى ايام سفر برنامهريزىهاى مناسبترى براى كاروانها صورت پذيرد.
س- بهترين توشهاى كه شما از اين سفر داشتهايد چيست؟
ج- توشه مهم يك زائر در اين سفر، انقلاب روحى عميق و توبه و انابه و آگاهيهاى جديد نسبت به دين و اماكن مقدسه است و توشه ناراحت كننده اين است كه از اين فرصت، نمىتوانيم بخاطر ضعف ارتباط با مسلمين بهره لازم را ببريم.
پيشنهاد نهايى من براى حل مشكلات فوق اين است كه جزوات كوچكى، بطور رايگان يا ارزان، به وفور در اختيار حجاج ايرانى و ساير حجاج قرار گيرد كه در آنها وظايف حجاج، مناسك و خلاصهاى از مناسك بهمراه رهنمودهاى رهبر فقيد انقلاب و آيتالله خامنهاى ذكر گردد.
مصاحبه سوم- آقاى دكتر جعفرى:
س- در طول اين سفر بهترين لحظهاى كه با آن روبرو بوديد و خاطرهاى ماندنى از آن در ذهن داريد را بيان كنيد.
ج- بهترين لحظه اولين بارى بود كه چشمم به كعبه و جمعيت اطراف آن افتاد.
س- در سيستم اجرائى حج يك اشكال را كه مهمترين اشكال مىدانيد بيان بفرماييد.
ج- عدم آموزش كافى براى حجاج ايرانى كه پوشش همه جمعيت حاجى كافى نيست. از جنبههاى بهداشتى و درمانى و از جنبههاى احكام و مناسك حجاج تكليف خود را نمىدانند.
س- در سيستم اجرائى يك نكته برجسته را از لحاظ حسن انجام كار ذكر كنيد.
ج- هماهنگى خيلى صميمانهاى كه بين بعثه و ستاد اجرايى با امور پزشكى حج بوده است، بسيار خوب گرهها و مشكلات را حل كرده است.
س- اگر بنا باشد كه از موسم حج در جهت مسائل جهانى اسلام استفاده شود، چه بايد كرد و شما چه پيشنهادى داريد؟
ج- يكى از نكات مهم تبليغى است كه توسط حجاج ايرانى و قاريان ايرانى در مسجدالحرام صورت مىپذيرد كه مىتواند مشكلات و مصائب جهان اسلام و شيعه را به مسلمين جهان نشان دهد و افكار عمومى را براى حل مسائل و مشكلات مسلمين جلب نمايد.
س- آيا شما از كتابهايى كه امسال بعثه مقام معظم رهبرى چاپ كرده استفاده كردهايد.
ج- از خيلى از كتابها استفاده كردم و برخى را تهيه كردم و پشيمان شدم كه چرا همه را تهيه نكردم. مخصوصاً كتاب ادعيه و زيارات بسيار خوب بود. تمام نشريات ضرورت وجودى داشتند و هيچكدام زيادى نبودند.
س- نظر شما درباره نقش روحانى در كاروان چيست؟
ج- روحانيون بدون احساس كسالت مناسك را بگويند و بگردند بدنبال حجّاجى كه عادت به شنيدن دارند امّا عادت به فهميدن ندارند و به اين افراد كمك كنند تا بطور عملى و با همراهى آنها در حين عمل مشكلات مناسك آنها را حل كنند.
س- به نظر شما چرا عربستان از برگزارى مراسم برائت جلوگيرى كرد؟
ج- جو سياسى ايران و موضعگيريهاى داخلى مانع اصلى اين مراسم بود.
تظاهرات و راهپيمايى دانشگاه تهران عليه سعوديها مشكل اساسى بود.
س- به نظر شما كدام قسمت از اعمال و مناسك حج در سازندگى انسان مهمترين نقش را دارد.
ج- هر بخش از اعمال بيشترين اثر را بگوييم دارد اشتباه است امّا نمىتوان يك قسمت را عمده كرد.
س- بهترين توشهاى كه شما از اين سفر داشتهايد چيست؟
ج- بهترين توشه من بعنوان يك پزشك، بيدارى و نزديكى به خدا و توجه به فقر و گدايى خودمان در پيشگاه خداوند و توجه به نعمتهايى كه خدا به ما داده و بقيه براى كمترين آنها محتاج هستند. اين توجه به نعمتهاى خدا و احساس وظيفه در مقابل مردم و
خدمت به آنها بهترين توشه سفر من بوده است.
مصاحبه چهارم- آقاى موسوى:
س- در طول اين سفر بهترين لحظهاى كه با آن روبرو بوديد و خاطرهاى ماندنى از آن در ذهن داريد را بيان كنيد.
ج- لحظه ماندنى در ذهن من زمان قرائت دعاى زيباى عرفه در صحراى عرفات بود كه يك لحظه احساس مىكردم كه دركنارامامحسين- ع- دعاى عرفه را زمزمه مىكنم.
س- در سيستم اجرائى حج يك اشكال را كه مهمترين اشكال مىدانيد بيان بفرماييد.
ج- اگر مىخواهيم در جهان اسلام حج ابراهيمى را مطابق نظر امام ارائه دهيم فوقالعاده در سيستم اجرايى، جاى كار داريم. اين حرف به معناى اين نيست كه اين سيستم ضعف دارد بلكه نقاط ضعفى هست كه قابل ترميم است.
س- در سيستم اجرائى يك نكته برجسته را از لحاظ حسن انجام كار ذكر كنيد.
ج- در مقابل نقاط ضعف نقاط قوت زيادى هم وجود دارد كه در اين وقت كم، حضور ذهن ندارم كه همه را بازگو كنم.
س- اگر بنا باشد كه از موسم حج در جهت مسائل جهانى اسلام استفاده شود، چه بايد كرد و شما چه پيشنهادى داريد؟
ج- امام راحل امت، چارچوب اصلى اين سؤال را ترسيم كرده است و راه حل به مرحله اجرا درآوردن ايدههاى امام امت است. در طول مدت يك ماهه قبل از حج و مدت حج ما فرصت كار روى حجاج ايرانى را داريم و در كاروانهاى صد نفره خودمان مىتوانيم اهداف حج و تفكر سياسى امام را درباره حج مطرح كنيم امّا مطرح نمىكنيم و اگر طرح كنيم در حد كليات و در نتيجه اين سفراى انقلاب در پهنه حج نمىتوانند پيام انقلاب را در موسم حج به ساير حجاج ابلاغ نمايند.
س- آيا شما از كتابهايى كه امسال بعثه مقام معظم رهبرى چاپ كرده استفاده
كردهايد.
ج- من بعنوان يكى از مديران كاروانهاى حج بايد عرض كنم كه با توجه به ارباب رجوعى كه ما بعنوان زائر داريم 90% با كتاب و خط و سواد بيگانهاند و درصد كمى از زوار را پوشش مىدهد. زائر بىسواد را نمىتوان به اين شكل توجيه كرد. كتابها گرچه به ما كه در همدان بوديم به موقع نرسيد ولى كتابها واقعاً براى حجاج مفيد بودند.
س- به نظر شما چرا عربستان از برگزارى مراسم برائت جلوگيرى كرد؟
ج- عربستان يك حكومت مستقل نيست و عامل آمريكاست پس در حقيقت ضديت خود را با اسلام ناب محمدى و ايران اسلامى به اثبات رسانيد. در حالىكه اگر اين سعوديها مسلمان هستند و به اسلام احترام مىگذارند بايد مطابق آيه: «اشدّاء على الكفار رحماء بينهم» بايد برائت را قبول داشته باشد.
س- به نظر شما كدام قسمت از اعمال و مناسك حج در سازندگى انسان مهمترين نقش را دارد و بهترين توشهاى كه شما از اين سفر داشتهايد چيست؟
ج- ما احساس غبن مىكنيم، بحث توشه را ما كوچكتر از آن هستيم كه مطرح كنيم، بايد خدا قبول كند. امّا در جهت سازندهترين بخش همه بخشهاى اين مراسم سازنده است.
مصاحبه پنجم- آقاى شمس:
س- در طول اين سفر بهترين لحظهاى كه با آن روبرو بوديد و خاطرهاى ماندنى از آن در ذهن داريد را بيان كنيد.
ج- خاطره به ياد ماندنى من كه از كاروان آزادگان هستم، دعاى عرفه و روز عرفه و وقوف در عرفات است.
س- در سيستم اجرائى حج يك اشكال را كه مهمترين اشكال مىدانيد بيان بفرماييد.
ج 2- اشكال كه وجود ندارد. فقط در زمينه خريدن و بردن سوغات به حجاج
ايرانى توصيه مىكنم كه با توجه به انتظارات خانوادههاى حجاج بديهى است امّا به نظر من بهتر است تبليغات داخلى ما به شكلى باشد كه خانوادههاى حجاج از آنها توقع زيادى نداشته باشند چون اين سفر براى خريد نيست بلكه وقت حجاج بايد صرف اعمال و مناسك شود و بهتر است تبليغات داخلى به شكلى باشد كه حجاج ايرانى در فرودگاه تهران در ايران خريدهاى خود را بكنند.
س- در سيستم اجرائى يك نكته برجسته را از لحاظ حسن انجام كار ذكر كنيد.
ج- مسلخ جديدى كه تشكيل شده بسيار خوب است و در گروههاى 20 نفره ما در مسلخ جديد كشتار كرديم و ديديم خيلى سريع كار پيش مىرود كه اميدواريم جمهورى اسلامى در اين مورد هم موفق باشد.
س- اگر بنا باشد كه از موسم حج در جهت مسائل جهانى اسلام استفاده شود، چه بايد كرد و شما چه پيشنهادى داريد؟
ج- بهترين راه حل برائت است.
س- آيا شما از كتابهايى كه امسال بعثه مقام معظم رهبرى چاپ كرده استفاده كردهايد.
ج- يك كتاب تهيه كردم كه آنهم از طريق خود كاروان دادند كه ادعيه و آداب مناسك حج بود كه كلًا دعاها را نوشته بود كه خيلى هم از آن استفاده كرديم.
س- نظر شما درباره نقش روحانى در كاروان چيست؟
ج- نقش روحانى بسيار مهم است مثلًا روحانى كاروان ما با كارهاى منظم و دقيق خود توانست كاروان را به شكلى حركت دهد كه مثلًا طواف حج تمتع در وقت غير شلوغ انجام داديم و رمى جمره عقبه هم همينطور در ساعت غيرشلوغ انجام شد، در صورتىكه يك سرى از كاروانها كه صبح رفته بودند با ازدحام روبرو شدند.
س- به نظر شما كدام قسمت از اعمال و مناسك حج در سازندگى انسان مهمترين نقش را دارد.
ج- البته همه اعمال سازنده است. انسانى كه با قلب پاك به اعمال مىآيد
مىتواند به شكل خوبى موفق به انجام اعمال شود و مهمترين نقش حج در مسائل زندگى انسان بالا بردن تقوا، ايمان و پشتپازدن به تمام اميال و كششهاى دنيوى است.
س- بهترين توشهاى كه شما از اين سفر داشتهايد چيست؟
ج- از خداوند مسألت دارم كه بهترين توشه را كه خواسته خودم است ترس از خدا و تقوا و حل كردن مسائل و مشكلات زندگى آنطورى كه خداوند مىخواهد بتوانم حاجى باشم كه با اعمال مقبول به مملكت خود برگردم.
مصاحبه ششم- آقاى محمد عباسى:
س- در طول اين سفر بهترين لحظهاى كه با آن روبرو بوديد و خاطرهاى ماندنى از آن در ذهن داريد را بيان كنيد.
ج- سفر حج از قبل از عزيمت تا بعد از بازگشت، همهاش خاطره است. من در كاروان آزادگان بعنوان خدمتگزار خدمت مىكنم وقتى به مدينه رسيديم در بدو ورود وقتى من به آزادگان عزيز گفتم اين گنبد سبز پيامبر است هر چه مىخواهيد بخواهيد كه برآورده مىشود، آنچنان ولولهاى در جمع افتاد و فرياد گريه بلند شد كه راننده ترك اتوبوس، فكر كرد كسى در ماشين طورى شده كه يكباره ترمز كرد و به كنار جاده رفت و از آنچه مىديد تعجب كرده بود كه ديدن گنبد سبز پيامبر مىتواند در كاروان حجاج ايرانى چنين تحول روحى ايجاد كند. بهرحال اين بهترين خاطرهاى بود كه من از اين كاروان آزادگان داشتم.
س- در سيستم اجرائى حج يك اشكال را كه مهمترين اشكال مىدانيد بيان بفرماييد.
ج- چون يكباره اين سؤال مطرح شد، ممكن است اين مورد مشكل عمده نباشد امّا يكى از ضعفهاى عمده نبودن وسيله نقليه در اختيار زائر باشد براى رفتن به تمام نقاط زيارتى، بجاى كرايه 100 ريالى وسيلهاى باشد جهت تردد راحت زوار ايرانى.
س- در سيستم اجرائى يك نكته برجسته را از لحاظ حسن انجام كار ذكر كنيد.
ج- تمام حجاج به اتفاق پس از ديدن وضعيت حجاج كشورهاى ديگر كه زير سايه پلها و در خيابانها سكونت دارند، ما به اين نتيجه مىرسيم كه ايران به حجاج خود بسيار احترام مىگذارد.
س- اگر بنا باشد كه از موسم حج در جهت مسائل جهانى اسلام استفاده شود، چه بايد كرد و شما چه پيشنهادى داريد؟
ج- با توجه به تجربه حقير در حج و سالهايى كه در حيات حضرت امام و پس از آن در سالجارى، ارزش فعاليتهاى حجاج ما براى برگزارى حتى اگر نگذاشتند برگزار شود، كمتر از فعاليتهاى چندين سفارتخانه، در خارج از كشور نيست.
س- آيا شما از كتابهايى كه امسال بعثه مقام معظم رهبرى چاپ كرده استفاده كردهايد.
ج- هر كسى متناسب با سوادش برخورد مىكند، كتاب راهنماى مصور حج بسيار با ارزش است چون فراگير است امّا تحصيلكردهها كتابهاى سه جلدى اسرار حج را خيلى مىپسندند. افراد عامه آلبوم حج را مىپسندند كه آلبوم شيكى هم هست و خيلى استقبال مىكنند.
س- نظر شما درباره نقش روحانى در كاروان چيست؟
ج- اگر نباشد مثل اينست كه حاجى عمل خود را نمىداند چگونه انجام دهد.
اعتماد حجاج به اين وسيله فراهم مىشود. روحانى هماهنگى ايجاد مىكند در كليه حركتهاى زيارتى و مناسك كه حج هميشه واقع نمىشود بلكه هر كسى يكبار مىآيد و بايد كسى باشد كه سالها آمده است و به فتاواى مراجع هم وارد است.
س- به نظر شما كدام قسمت از اعمال و مناسك حج در سازندگى انسان مهمترين نقش را دارد و بهترين توشهاى كه شما از اين سفر داشتهايد چيست؟
ج- تمام مناسك حج اگر به فلسفه آن توجه شود انسانساز است. اگر خدا قبول كند همين يادگار كه در اين سرزمين خدمتگزار كاروان آزادگان بوديم، بهترين ره توشه است.
در سالهاى گذشته حج چگونه گزارده مىشده است؟ اعزام حاجيان چهسان بوده است و آنان در اين ديار در چه حال و هوايى بودهاند؟
بافت اجتماعى، ساختار بنائى، كويها، برزنها، كوچهها و خيابانهاى مكه و مدينه چگونه بوده است؟ اين ديگرسانيها كه اكنون ديده مىشود بر ويرانههاى چه بناهايى نهاده شده است اينها و جز اينها حقايق تاريخى مهمّى است كه اگر دقيقاً بدان پرداخته نشود و گزارش دقيق آن فراديدها نهاده نشود با خرابيهايى كه صورت گرفته است بخش عظيمى از تاريخ اين ديار را از دست دادهايم.
از سوى ديگر توجه به بخشى از اين آگاهيها عظمت تحولات و ديگرسانيهاى حجگزارى در اين روزگار را در سنجش با آن روزگار روشن مىكند.
بر اين اساس با با تنى چند از عالمان كه ساليان درازى است در اين وادى به ديدار محبوب نايل شدهاند و سالها خاطره را از آنچه گفتيم در سينه دارند به گفتگو نشستهايم كه مىخوانيد:
مصاحبه با حجةالاسلام والمسليمن حاج سيد جواد علمالهدى
س: حضرتعالى از كسانى هستيد كه سفرهاى متعددى به حج مشرف شدهايد. لطفاً توضيح دهيد اولين سال سفر شما در چه سالى بوده است و چند سفر مشرف شدهايد.
بسم اللَّه الرحمن الرحيم- اولين سال در خدمت آيت اللَّه مشكينى سال 1335 ه. ش به همراه جمعى از روحانيون قم عازم حج شديم و در مورد تعداد سفرها بجز سالهاى ممنوعيت در بقيه سالها توفيق حاصل بوده و تشرف حاصل مىشده است.
س: آيا شما در جريان اخبار حادثه ابوطالب يزدى قرار گرفتيد و يا خودتان آن زمان در حج شركت داشتيد؟ در صورت امكان شرحى در مورد آن واقعه بفرماييد و در مورد انعكاس آن در ايران توضيح دهيد.
در آن سالها كه ابوطالب شهيد شد، طلبه بودم ليكن حج نيامده بودم. تازه رضاخان رفته بود و بخاطر دارم كه سال شهادت ابوطالب به تاريخ قمرى 1364 بود؛ يعنى دو سال به فوت مرحوم آيتاللَّه آقاى سيدابوالحسن اصفهانى مانده بود. در اوايل دوره محمدرضا راه مكه باز شد و در دوره پدرش راه مكه بسته بود و سفر حج اصلًا انجام نمىشد. پس از رفتن رضاخان و باز شدن راه، مردم از طريق يك جاده خاكى به وسيله ماشين عازم حج مىشدند. و از راه دريا و با هواپيما رفتن به حج ممكن نبود. با اتوبوس عازم نجف و كاظمين مىشدند و در آنجا با كاميونهاى عراقى مسقّف، جمعيت شش روزه از جاده عرعر به مدينه مىآمدند كه خود عراقيها به اين راه «عبرالصحرا» مىگفتند. سال ابوطالب در چنين سالهايى است كه شايد جمعاً از همه ايران سيصد نفر مشرف نشده بودند و كمتر بودند. از خراسان- كه بنده هم آنجا بودم- عدهاى در اين سال شركت داشتند كه شاهد حالات ابوطالب بودند و در بازگشت براى مرحوم آيتاللَّه پدرم در مشهد حكايت مىكردند و در آن مجلس حاضر بودم.
شاهد عينى كه به هنگام نقل واقعه اشك مىريخت، مىگفت: هوا بسيار گرم بود.
ابوطالب لباس احرام به تن داشت و شايد هنوز اعمالش تمام نشده بود. پس از نماز در حجر اسماعيل قصد بوسيدن كعبه مقدسه را داشت كه به دليل گرماى زيادِ هواى مكه، حالت تهوّع به او دست داد. در اين هنگام حوله بالاى شانهاش را گرفت و داخل آن استفراغ كرد و اين در وقتى بود كه نزديك ديوار كعبه بود. بار دوم و سوم حالت تهوع به او دست داد و اينها را در دامنش جمع كرد ولى به فكرش نرسيد كه زود فاصله بگيرد. در اين هنگام يكى از مأمورين مربوطه دستش را گرفت و از او به عربى پرسيد كه اينها چيست و تو چه مىخواهى بكنى. چون ابوطالب به زبان عربى مسلط نبود نتوانست مقصودش را بيان كند و در بين ما هم كسى نتوانست منظور ابوطالب را بيان كند.
لذا ابوطالب دستگير شد و در ميان ولوله حجاج وى انتقال داده شد به اتاق تاريكى و حجاج ايرانى هم كه نگران وضع او بودند به مطوّفين شيعه كه در آن زمان محدود به سه نفر مىشد مراجعه كردند. اين سه نفر عبارت بودند از: عبداللَّه سحره، حسن جمال و محمدعلى غنّام.
ايرانىها به محمدعلى غنام مراجعه كردند و ضمن شرح واقعه، از آنها براى آزادى ابوطالب يزدى از دخمهاى كه در مسجدالحرام بود استمداد كردند. ضمناً چون بنابراين بود كه اين سه نفر كه در باطن شيعه بودند و در ظاهر بروز نمىدادند، مسائل شيعيان را در مكه و مدينه حل و فصل كنند، جهت حل اين مسأله جمعاً اقدام كردند.
وقتى از حال و روز ابوطالب باخبر شدند با صورتهاى رنگ پريده به پيش ما برگشتند و گفتند برويد دعا كنيد. روزهاى بعد، از ابوطالب خبرى نشد و هر چه سؤال مىكرديم مىگفتند در مورد او بايد قاضى حكم كند. چون بوى تعفن مىداده و اين فرد از جانب دادگاه مظنون است به اينكه مواد نجسى را با خود آورده تا كعبه را آلوده كند، حكم چنين شخصى قتل است. چون دادگاه شهادت شما را نمىپذيرد و ما هم حضور نداشتهايم فقط مىتوانيد براى او دعا كنيد.
مشكل اين بود كه وقتى اين حالت به ابوطالب دست داد، از كعبه فاصله نگرفت و فكر مىكرد مىتواند اين را نگهدارد و استلام خانه كعبه هم بكند. پس از چند روز رفت و آمد و پيگيرى اين سه تن، متأسفانه در محكمه قاضى، اين شخص محكوم به اعدام و به عمل او عنوان عمد داده شده است.
در آن زمان حدود شرعى را بين صفا و مروه اجرا مىكردند. اين تكه زمين از يكطرف به شعب عامر، از طرف ديگر به مروه و از ديگر سو به بازار ابوسفيان متصل مىشد، امّا معلوم نيست به چه دليلى وى را به مروه آوردند و در بالاى مروه حد بر وى جارى كردند. مردم هم جمع شدند و آنطورى كه در عكس قلمى نقاشى شده، از روى عكس اصلى ديدم او را دو زانو نشاندند با همان لباس احرام و حكم را قرائت كردند:
«مردى از مجوس خاك فرس آمده اينجا و قصد اهانت به خانه كعبه را داشته و ...» و با
يك ضربه از پشت گردن، سرش افتاد داخل تشت خونين.
اين خبر بگونهاى وحشتبار بود براى كسانى كه براى مرحوم آيةاللَّه پدرم نقل مىكردند كه شروع كردند به گريه كردن. به آنها گفتند: همان زمان حكم آمد كه ديگر اعمالتان را زود انجام بدهيد و برويد به خارج از مكه و نمىگذاريم به مدينه برويد.
مىگفتند با وضع دلخراشى ما را بيرون كردند.
در مورد انعكاس اين خبر بايد بگويم وقتى اين خبر به محضر حضرت آيةاللَّه سيدابوالحسن اصفهانى رسيد، ايشان رياست را به عهده داشتند، لذا به جميع وكلا و نمايندگانش در ايران منشور كرد كه تا مادامى كه امن شيعه در آنجا تأمين نشود من اجازه به تشرّف حج نمىدهم. چون از شرايط حج امن مسلمين است و حالا كه شيعه دفاعى در محاكمههايش پذيرفته نيست، اين اهانت به شيعه است و تأمين جانى ندارند، من اجازه نمىدهم. در سال اول منبريها، وعاظ و نمايندگان ايشان در تمام ايران به مردم گفتند كه حج نرويد و سال بعد هم همينطور و سال بعد از آن سال فوت مرحوم آيةاللَّه اصفهانى بود و بعد صولت شكست و بنا شد كه راه باز شود و حركت كنند. اولين كاروانهايى كه از تهران راه افتاد با شركت ساعتچى بود كه خدا رحمتش كند، مرد خوبى بود- متموّلى بود در تهران- بيست تا بيست و پنج ماشين را راه انداخت بطرف نجف اشرف و از آنجا را هم تأمين كرد كه مىبريم با پول بسيار كمى. بطور معمول از نجف اشرف با پول ايران، ششصد تومان هزينه سفر مىشد و از تهران چيزى قريب به يكهزار تومان خرج مىشد كه وقتى نوبت من شد كه اولين سفر با استطاعت آمدم، نزديك به دو هزار تومان خرج شد.
ديگر كم كم از آن سال به بعد اظهار علاقه شد نسبت به آمدن به حج و البته مرحوم آيةاللَّه آقاى سيدابوالحسن اصفهانى، آقاى سيد محمدتقى طالقانى را كه از علماى محترم و تحصيل كرده نجف بودند كه در تهران زندگى مىكردند را به عنوان نمايندگى به مدينه فرستادند تا تمام سال در اينجا باشند. بدين ترتيب مرحوم آقا سيدابوالحسن سرمايه گذارى كردند در اينجا تا شيعيان نخاوله لااقل در مدينه از ايرانيان پذيرايى كنند.
س: بطور كلى تغييراتى كه در اطراف حرم نبوى صورت گرفته بيان فرماييد.
ج: حدود مدينه در آن سال عبارت بود:
از طرف جنوب حرم پيامبر- ص- منتهىاليه بازار و منازل بنىهاشم و زقاق بنىهاشم و كوچههاى مدينه كه حدوداً شمرده بودم 20 كوچه بود تا دارالقضاء شرعى فعلى كه در جنوب وضوخانه قرار دارد، حد جنوبى مدينه بود. از اينجا به بعد باغى بود بسيار مفصل و بزرگ بنام صافيه كه باغ خرما بود.
از جلو بقيع دو باغ بود، پشت سر هم، كه در وسط آن خانههاى بسيار كوچك و محقّرى بود (گلى، يك طبقه و در پس كوچهها) كه آهن و تير چوبى درستى نداشت كه غالباً سقف آن از شاخههاى درخت خرما بود و حالت دلخراشى داشت كه به آن زقاق نخاوله مىگفتند.
كلمه نخوله و نخاوله عبارت از شيعيان مدينه است كه زندگانى خود را در جنوب بقيع و جنوب حرم رسول خدا- ص- مىگذراندند و سه باغ در اختيارشان بود كه از آن ارتزاق مىكردند. يكى باغ صافيه كه مالكش سنى بود امّا عاملين آن شيعه بودند و ديگرى باغ ملائكه بود و سوم باغ مرجان.
نماينده حضرت آيةاللَّه سيدابوالحسن اصفهانى- ره-، آقاى سيد محمدتقى طالقانى در كنار يكى از همين باغها در خانه نخاولهايها ساكن بودند. و بعد از ايشان هم كه آقاى سيد احمد لواسانى از تهران بدستور آيةاللَّه بروجردى آمدند و ماندگار شدند ايشان در باغ ملائكه اتاق كوچكى براى خودشان درست كرده بودند و آنجا بودند.
اين روحانى در حقيقت مرجعِ مراجعات فتواى آيةاللَّه بروجردى و يا مراجع قبل بود و شيعيان دور اينها جمع بودند.
شيعيانى كه مىآمدند به دو دسته تقسيم مىشدند. يا مثل ما در باغ صافيه مىرفتند و با دادن بيست ريال سعودى و بستن چادرى دور چهار درخت و از آذوقه و غذا و خشكبارى كه از ايران آورده بودند با پخت و پز خودشان زندگى را اداره مىكردند. در حقيقت 20 ريال حق ورودى اين باغ بود و موتور آب هم تازه درست شده بود و آب
در اختيار مردم مىگذاشت تا مردم اينجا زندگى كنند.
يكدسته از مردم هم- كه يك سال ما هم با آنها بوديم- به خانههاى سادات و غير سادات مدينه مىرفتند. به سادات آنها هاشميين و به شيعيان نخاوله مىگويند كه لغت نخاوله از نَخْوَلْ است كه نَخْوَلْى يعنى كسى كه درخت خرما را پيوند مىزند و خبره در كار نخل است. اين شهرت هم بدليل اين است كه مىگويند اجداد ما عمال باغهاى ملكى حضرت زينالعابدين- ع- و امام باقر و امام صادق- عليهماالسلام- بودند. اين سه امام كه از اول تا آخر ساكن مدينه بودند، معروف است كه اين باغها در سابق متعلق به همين بزرگواران بوده است و اجداد ما غلامان و باغداران و خدمتگزاران اين غلامان معصوم بودند. در خانههايشان كه مىرفتيم مىديديم كه مفاتيحالجنان- اگر چه بتازگى چاپ شده بود ولى آنجا- در خانهها يافت مىشد. عكسهاى ترسيمى از امامان معصوم در اتاقهايشان بود و ساداتشان شجره نامههايى داشتند كه در ظروف مخصوص فلزى نگه مىداشتند كه نشان مىداد آنها از اولاد ائمه معصومين هستند. هم علاقه قلبى داشتند و هم شواهد نشاندهنده بستگى آنها به ائمه بود.
در آن وقت آقاى شيخ محمدعلى عمراوى كه الان بيش از نود سال دارند، مرد كاملى بودند كه تحصيلاتشان در نجف بوده است، ايشان خانه كوچك خودشان را هم اجاره مىدادند و يكسال ما ميهمان ايشان بوديم. آنوقت تازه آمده بودند.
از طرف شرق، مدينه بيشتر از ساير جهات ادامه داشت ولى به مسجد اجابه كه مىرسيد، باغها شروع مىشد و مدينه تمام مىشد.
از طرف غرب به سه راه سليمانيه ختم مىشد و آنجا باغ بسيار بزرگى بود كه مربوط به اشراف مدينه بود بنام «شرفاء» كه حكومت قبل از آل سعود را آنها داشتند. در آنجا پيرمردى بود بنام شريف زيد كه پدرش حاكم مدينه بود و در زمان سعود اول بقتل رسيده بود ليكن به او اجازه داده بودند كه زندگى كند و در باغ مفصلى كه داشت چاهى بود كه به آن بئر بزائع كه چاه بسيار عميقى بود كه او مىگفت اجداد ما گفتهاند كه از زمان امامان معصوم اين چاه همينطور بوده و آب مىداده است. كه نزديك آنجا سقيفه
بنىساعده بوده و در خريطة المدينه هم آمده است و از آنجا به بعد ديگر باغ بود و به بيابان مىرسيد.
حدود غرب پايان شبستانى بود كه بزرگ شده بود مسجدالنبى كه حد غربى مدينه بود.
اين مدينه بود و اطراف آن را باغها و بيابانها تشكيل مىداد؛ يعنى احد و مساجد سبعه در بيابان بود، جبال سَلْع كه اكنون جزو شهر هستند كاملًا بيرون بودند. مسجد ذوقبلتين هم بيرون از مدينه بود. شهر كوچكى بود كه تعداد خانوار آن به هزار نمىرسيد.
جنوب مخصوص به شيعيان بود. در آنجا ده عوالى كه الآن هم هست شيعه نشين بود، آبادى قبا همه شيعه نشين بودند ليكن فقر آن چنان حاكم بود كه تنها مىتوان گفت كه عدهاى بسيار معدود توانايى باز كردن مغازه در اطراف حرم را داشتند.
مردم در اين ده بزرگ كه نام آن مدينه بود، زندگى مىكردند. خانههاى دو طبقه وجود نداشت و برق تنها براى حرم پيامبر بود و تنها ساختمانى كه جلب نظر مىكرد مسجد قديمى ساز نبوى بود كه در زمان عثمانيها از 1225 به بعد ساخته شده كه همين قسمت آثار باستانى آن باقيمانده است.
در كنار اين مسجد خانه ابوايوب انصارى بود كه عثمانيها بالاى خانه با سنگ نوشته بودند «وهذا بيت ابوايوب الانصارى موفد رسول اللَّه».
از باب البقيع كه روبروى پيغمبر مطهّر است تا آنجا حدوداً بيست و پنج قدم بيشتر نبود. خانهاى بود سنگى و قديمى مخزن كتاب كه به خانه امام صادق- ع- معروف بود و كوچه باريكى در مقابل آن بود.
در خانه ابوايوب اين سعادت را داشتم كه وارد شوم در خانه، زير زمينى داشت كه 15 پله مىخورد و من متر كردم آنجا را شش متر در ده متر بود و اين را در سنگ كنده بودند كه: «اينجا محل اقامت رسول گرامى اسلام بوده است».
س: در مورد محل سقيفه كه فرموديد بيشتر توضيح دهيد.
ج: محل سقيفه در افواه مشهور است به اينكه در محله هاشميين بوده است. در خريطه مدينه كه بوسيله قضات خود مدينه تهيه شده است و الآن كتابش در كتابخانه تهران من موجود است و به نظر قديميترين كتاب تاريخى خود مدينه است، آنها مىگويند سقيفهاى كه وارد شور شد براى انتخاب خليفه اول، در آن خريطه نشان مىداد كه در محلى نزديك سه راه محل السليمانيه كه الآن ضلع شمال غربى مسجد جديد پيامبر كه اخيراً ساخته شده محاذى محلى است كه مىگفتند سليمانيه است و سقيفه بنى ساعده در آن عصر در آنجا بوده است. البته آنجا محل آبادى بود، زيرا بئر بزائع و آن باغ سلطنتى شرفاء زيد آنجا بود. محل آباد مدينه در اصل آنجا بود.
س: در مورد سرنوشت آقاى سيد محمدتقى طالقانى توضيح بيشترى بفرماييد و اينكه مدفن ايشان در كجاست.
ج: مدفن ايشان در بقيع است؛ زيرا آن موقع درب بقيع باز بود و هر كس از شيعيان در مدينه مرحوم مىشد در نزديك قبور ائمه دفن مىكردند؛ يعنى با فاصله 6- 3 متر از قبور ائمه دفن مىكردند و بعد از آقاى لواسانى هم همينطور بود. بطورى كه ايشان مىفرمود من پول مىدهم به اين قبركنها كه اگر از سادات يا از زائرين حجاج به رحمت خدا رفتند. در بالاسر قبور امامان معصوم دفن كنند؛ بخصوص در همان سال اول كه من مشرف شدم آنفولانزاى شديدى آمد و خودم از نزديك افرادى را مىديدم كه از زائرين از دار دنيا مىرفتند و خاطرات آن سال بسيار جالب بود براى من بدليل شدت گرما و غيره كه در بخش بعد عرض مىكنم.
س: اگر ممكن است توضيح بيشترى در مورد شيخ محمدعلى عمراوى بفرماييد.
ج: ايشان الآن در مدينه ساكن هستند و بيش از 90 سال سن دارند. شيخ معتبر شيعيان مدينه هستند كه تحصيلات خود را در نجف گذراندهاند. مرحوم آيةاللَّه آقاى سيد ابوالحسن و مرحوم آيةاللَّه بروجردى ايشان را مىشناختند.
س: لطفاً يكى از خاطرات جالب خود را در مدت تشرف به حج بفرماييد.
ج: در اين مورد يك اشاره كوتاهى دارم به وضعيت بهداشتى آن زمان حجاج كه
توأم با يك خاطره است.
سعوديها در آن روزگار معتقد بودند كه اينجا حرمين شريفين است و در اين محلها نبايد هيچ حيوانى مورد تعرض قرار گيرد. اين جهت حاكم بود كه كوچهها و پس كوچهها و باغهاى مدينه پر از سگ و گربه و راسو و موش كور بود. در محله هاشميين يا زقاق و خانه نخاوله موشهاى به اندازه گربه ديدن بسيار متعارف بود. بسيارى از خانهها متعفن و تاريك بود چون برق نبود. اگر هم برقى بود، بسيار كم بود و براى حرم تنها بود.
انواع مرضها رايج بود به خاطر اينكه سياهها مىآمدند و وضع بهداشت آنها از ما ايرانيها بدتر بود، هنديها و پاكستانيها كه از طريق كشتى از بمبئى زياد مىآمدند از وضع بهداشتى خوبى برخوردار نبودند.
در سال 1335 كه سال آنفولانزا بود حجاج ايران 2400 يا كمى بيشتر بود. در آن سال مرحوم آقاى علوى آمدند كه ايشان داماد كوچك آيةاللَّه ثقفى اب الزوجه امام- رضوان اللَّهتعالى عليه- مىشدند، و ايشان دكتر محترم و معروفى بود در تهران و من از ايشان سؤال كردم: شما كه آمديد، دكتر ديگرى با شما نفرستادند؟
ايشان گفت: مرا كسى نفرستاده، من خودم مستطيع بودم و خدا به من توفيق داد كه دو هزار تومان توانستم دارو بخرم و به وسيله ماشين اين داروها را آوردم اينجا.
بخاطر دارم در منى و عرفات كه هوا بسيار گرم بود- تير ماه بود- اين بزرگوار پاهايش هم زخم شده بود و همينطور از اين خيمه به آن خيمه مىرفت و تنها پناهگاه پزشكى، همين يك پزشك كامله مرد بود كه از تهران آمده بود و دارو را هم خودش آورده بود. چيزى تحت عنوان هيأت پزشكى و كاروان و گروه و خانه مضبوط وجود نداشت.
هر سه يا چهار نفر از اهل علم و غير آن با هم شريك زندگى مىشدند.
در آن سال در منى و عرفات تعدادى از ايرانىها به رحمت خدا رفتند كه آن تعداد كه من ديدم 14 نفر بودند. كه يكى از كارهايى كه من احساس مىكردم وظيفهام بود اين بود كه جعبههاى پرتقال را بشكنيم و ميت را روى آن بخوابانيم و با سطل آب بياوريم و بشوييم و همانجا دفن كنيم و همان احرامش كفنش باشد. بدليل اينكه آب
خوراكى منحصر به چهار حلقه چاه بود كه من هر چهار چاه را ديده بودم. هر چاه قرقره پهنى در دهانه داشت به طول 4 متر و به آن سطلهايى با طناب بسته شده بود كه وقتى يكى بالا مىآمد ديگرى پايين مىرفت و سقّاهاى زيادى مثلًا 20 تا 50 سقّا مىآمدند و از اين سطلها آب در مشك مىكردند و يا در سطل آب بدوش مىگرفتند و بخانهها مىبردند.
چاه زمزم در آنجا در كنار مقام ابراهيم فعلى بود كه با پلههاى كوچك به پائين مىرفت و بالاى آن يك ساختمان بلند بود كه مىگفتند اينجا مقام شافعى است و ساختمان كوچكترى در طرف پشت حجر اسماعيل بود كه مىگفتند مقام حنبلى است و محل ديگرى نيز بود در ركن مستجار كه مىگفتند مقام حنفى و همچنين ساختمان ديگرى بين حجرالاسود و ركن يمانى بود كه مىگفتند مقام مالك، امّا مقام شافعى بالاى چاه زمزم بود.
آب بصورت يك رشته باريك از لوله آهنى مىآمد و هر كس از آن مىخورد و تبرك مىجست. يك محل براى آب خوردن آنجا بود و بقيه هم همان چاههايى بود كه عرض شد. منازل مكه هم از چهار طبقه قديمى بيشتر وجود نداشت. بيشتر خانهها دور مروه و شعب عامر و دور باب ابراهيم و پشت صفا و مروه بود و محلةالقراره كه الآن در قسمت شمالى كعبه قرار گرفته آباد بود كه مطوّفين شيعه هم آنجا بودند و خانههايى كه براى شيعه مىگرفتند در اتاقهاى كوچكى (3* 3 و 4* 3) چهار، شش و ده نفر به فراخور حال، و حداكثر اجاره يك ماه، به يكصد ريال مىرسيد. اگر كسى سيصد ريال مىداد به هر تعداد كه مىخواست مىتوانست زندگى كند؛ مثلًا 10 يا 20 نفر.
تعرض زياد هم به چشم نمىخورد آن سه مطوّف پناهگاه بودند، از باب اينكه اگر گرفتارى پديد آمد، مىآمدند و تا حدودى كه مىتوانستند دفاع مىكردند.
س: درباره مراسم حج قبل و بعد از انقلاب و سيستم اداره حجاج و تغييراتى كه در آن روى داده نظرتان را بفرماييد.
ج: حكومت سابق كم كم به فكر افتاد كه سازمانى به حجّ بدهد و يك سازمان
اسمى درست شد كه حداكثر سالهايى كه بيشتر از همه به حج مىآمدند به 20 هزار رسيد و كم كم راه هوايى باز شد و راه عراق را بستند ولى مردم هنوز هم از طريق عراق و كويت مىآمدند. ابتدا هواپيما از تهران به بيروت و از آنجا به جده پرواز داشت و هنوز تهران- جده پرواز نداشتيم كه كم كم آن راهم راه انداختند. در جمع، حج نمودى نداشت و آنچه را كه الآن مىبينيد از آثار پيروزى انقلاب اسلامى است.
قبل از انقلاب گروه و هيأتى كه از طرف طاغوت مىآمدند كه سازمان حج دست آنها بود. مردى به نام آزمون كه اعدام هم شد مىآمد و در كل ميهمان خالد و فيصل مىشدند و حسابشان از حساب حجّاج كاملًا جدا بود. ليكن بعنوان هيأت سرپرستى مىآمدند و گاهى بعضى از اشراف حكومت پهلوى مىآمدند و آنها با مردم نبودند. مستقيماً ميهمان آل سعود بودند و خيمه و خرجشان از مردم جدا بود.
ليكن كاروانها بطور آزاد مىآمدند و هر فرد خبرهاى در كار حج از يكصد تا 200 نفر يا 400 نفر را مىآورد و همه چيز را مىخريد و تهيه مىكرد و با 3 هزار تومان به صورت قسطى هم انجام مىشد؛ مثلًا با ماهى 100 تومان قسط مىبستند و با 3 يا 4 هزار تومان حج مىرفتند. هيأت سرپرستى تماسى با اينها نداشت و اينها هم ارتباطى با آنها نداشتند. حج در آن موقع چيز جالبى نبود و تشكيلاتى نداشت.
س: تاريخ ارتباط ايرانيان با شيعيان مدينه چگونه بوده است؟
ج: اين امر بوسيله مراجع بود. مراجع- رضواناللَّه عليهم- از قديم اين سفارش را مىكردند كه اگر به مدينه رفتيد به شما اجازه مىدهيم از صدقاتتان به فقراشان و از سهم سادات به ساداتشان بدهيد. حتى خوب بخاطر دارم كه در يكسال وجوهاتى را از ايران به اينجا آوردم و از اينجا مشرف شدم خدمت حضرت استادم امام- قدس سره- و عرض كردم آقا سادات مدينه وضعشان بسيار بد است ايشان فرمودند اگر شما شجره آنها را ديديد و علم پيدا كرديد كه سيد هستند من به شما اجازه مىدهم كه به ايشان كمك كنيد.
بناى مراجع قبل هم بر اين بود كه بيايند و در ايام حج به اينها كمك كنند. بنا به
تعبير شيعيان مدينه: حجاج ايرانى مثل ابربهارى هستند كه بواسطه عمل آنها نان مردم اينجا تأمين مىشود.* (1)
خوب بخاطر دارم كه سالى آيةاللَّه حكيم آمدند و به شيعيان مدينه پول دادند و سالى آيةاللَّه گلپايگانى آمدند كه در كنار باغها يك خانه كوچك گرفته بودند. ايشان نيز پول آورده و به شيعيان دادند. سال ديگرى آقاى سيد احمد خوانسارى پول آوردند و بين اينها تقسيم كردند. آن زمان آزاد بود. بعد از پيروزى انقلاب ديگر اينها ممنوع شدند و با شرايط بسيار سختى از ما جدايشان كردند.
كه اين حالت جدايى نيست، كمالالتيام قلبى است ليكن سياست اينها اينطور اقتضا كرد. آمدند و خانههاى كوچك اينها را كه فعلًا جاى اكثر آنها را خيابان گرفته است نظير عزّيات و اول شارع قربان و بلال كه كلًا خانههاى آنها بود. قسمتهاى خراب شده جنوب بقيع و دارالقضا همه خانههاى اينها بود كه صاف شده است.
چون من مرتب مىآمدم به حج خوب خاطرم هست، سال 58 شروع كردند به خراب كردن خانههاى اينها و فاصله انداختن بين آنها و ما و بعد كه ما با آنها تماس گرفتيم گفتند: خانههاى ما را به قيمت خوب خريدند وليكن با ما شرط كردند كه بايد به آخر منطقه عوالى برويد- خيابانى به نام شارع على ابن ابيطالب كه تازه طرحش ريخته شده بود. چون ده عوالى شامل مسجد سلمان مىشود و داستان اسلام سلمان مربوط به آن منطقه است و همه ساكنانش شيعه هستند- بايد برويد آنجا و خانههايتان را خوب مىخريم و بهر كدام از شما سيصد هزار ريال سعودى بدون بهره وام مىدهيم و سه شرط با شما مىكنيم: 1- اگر به ايرانىها سلام كرديد و با آنها حرف زديد و ما شما را با آنها ديديم، بار اول 500 ريال سعودى جريمه مىكنيم، 2- چهار ماه مغازه شما را مىبنديم. 3- محكمه حكم مىكند براى شما. وقتى اسم مكّه آمد، شيعيان خيلى ترسيدند و واقعاً از اين حرف وحشت كردند.
بخاطر دارم سالى به زيارت مسجد سلمان در عوالى رفتم، آنها مرا مىشناختند
1) * و ما مثلكم مثل الغيث، غيث الرحمة، اذا جاء فصلالحج تامرون انتم خبزنا فيه بالحول.
منهم آنها را مىشناختم امّا ديدم نزديك نمىآيند. از آنها كسى فوت كرد در تشييع جنازهشان رفتم شيخ علىعمراوى هم بود امّا احساس كردم نه آنها مىتوانند با من حرف بزنند و نه من درست است كه آنها را در عذاب بگذارم و با آنها تماس بگيرم.
در اين رابطه اول شيخ على عمراوى را گرفتند و زندان كردند و اهانت به او كردند و بعد تثبيت كردند كه شما با ايرانىها حق تماس نداريد.
س: آيا علماى شيعه در اينجا مجاور هم شدهاند.
ج: سالهاى اخير حاج آقا فقيهى بودند كه از قم آمدند؛ اول از طرف مرحوم آيةاللَّه بروجردى كه امام- قدس سره- هم ايشان را تثبيت كردند، تا مرحوم آيةالله آقاى سيد عبدالهادى شيرازى و مرحوم آيةالله آقاى حكيم و مرحوم آيةالله آقاى شاهرودى، مرحوم آيةاللَّه آقاى خويى به ايشان اجازه دادند و ساليان درازى هم اينجا بودند وليكن ديگر خسته شدند و آمدند ايران و بيمار شدند و به رحمت ايزدى رفتند. از دوستان خيلى نزديك امام بودند.
س: مقابله با تشيع يك حركت وهابى است يا از قبل هم وجود داشته است؟
ج: خير تنها در زمان وهابى است. چون من نوه شريف زيد را كه ديدم و از او چيزى پرسيدم، گفت كه در زمان حكومت پدرم در اينجا شيعه كاملًا آزاد بوده بدليل آنكه ما اصلًا خودمان زيدى مذهب هستيم و ساداتيم و آن زمان حسين سن كمى داشت. پسر عموى من قاضى پدر فيصل است كه در عراق بود و پدر حسين برادر من است كه در عمان زندگى مىكند. پيرمرد نورانى بسيار روشن و خوبى هم بود. ولى منزوى سياسى بود. البته زندگىاش از نظر رفاهى خيلى خوب بود.
او مىگفت ساليان درازى اجداد من در مدينه حكومت مىكردند و در آنوقت شيعه كاملًا آزاد بود. اين نقش وهابيت بود كه شيعه را كاملًا فاصله داد.
س: آيا در سالى كه در منى آتش سوزى شد تشريف داشتيد از خاطراتتان بفرماييد؟
ج: بله بودم، جهت آتش آن بود كه در كاروان سياهان كپسول گازى منفجر شد.
آنوقت اين بخش كه ما هستيم كلًا قربانگاه بود بنابراين خيمه ايرانيها نزديكتر بود؛ يعنى
فاصله خيمههاى ما تقريباً با مسجد خيف فاصله زيادى نداشت. ليكن قبل از خيمههاى ما ايرانيها، خيمه سودانيها بود. كپسول گاز كه منفجر شد، در وسط خيمههاى آنها براى پخت و پز آشپزخانه نگهدارى مىشد و براى سه روز پخت و پز تهيّه شده بود.
آن روز باد زيادى مىآمد و روز اول هم بود. من در آن سال روحانىِ صد نفر حاجى بودم. ما رمى جمره عقبه را كرديم و آمديم به خيمه، غذاى ما دم كشيده بود تصميم داشتيم نماز جماعت بخوانيم. پول قربانى را جمع كنيم و بعد غذا بخوريم و برويم قربانگاه.
صداى انفجار اول بلند شد ديديم يك كپسول گاز تركيد؛ رفت بطرف هوا و آمد پايين. باد شروع شد و خيمههاى ايرانى در جهت باد قرار داشت. خيمههاى سودان، ايران، عرب و ترك همه به هم وصل بود. چون به صورت ساختمان نبود و صفحه بيابان بود، از اولى كه من نماز ظهر را خواندم صداى انفجار و آتش سوزى مىشنيديم ولى چون سرو صدا زياد بود خيلى براى ما تأثير نمىكرد. بعد از نماز به گفتن مسائل قربانى پرداختم، پولها كه جمع شد همه را در يك ساك جلوى من گذاشتند كه بطرف قربانگاه حركت كنيم ديديم كه عدّهاى در حال فرار فرياد مىزنند: فرار كنيد آتش دارد مىآيد.
من ساك پول مردم را برداشتم و آمدم بيرون. هر كس مىتوانست مريضى را بغل كرد، حركت كرديم و آمديم و آتش هنوز با ما فاصله داشت. ايرانيها مشكل كارشان اين بود كه به كوه نزديك بودند. ما كه در كنار شارع قريش بوديم وقتى خيمهمان آتش گرفت به كنار كوه رسيده بوديم. هليكوپتر از بالا آمد و فرياد مىكشيد «اصعدوا الىالجبال».
صدمهاى كه ايرانىها خوردند به دليل آن بود كه همه لباس احرام داشتند و مىخواستند از كوه بالا بروند، آشنايى به رفتن از كوه نداشتند. كوه هم مقاوم نبود و ريزش مىكرد. عدّهاى مىرفتند بالا از آن بالا پايشان ليز مىخورد و مىافتادند پايين. آن روز آنقدر ما فرياد زديم كه گلويمان متورم شده بود.
در آمار آنها آمده بود كه 11500 خيمه سوخته بود. غروب آفتاب وقتى آتش خاموش شده بود بازگشتيم به طرف خيمههاى نيم سوخته.
مصاحبه با حجةالاسلام والمسلمين پورمحمدى
س: حضرتعالى از كسانى هستيد كه سفرهاى متعددى به حج مشرف شدهايد، لطفاً توضيح دهيد اولين سال سفر شما در چه سالى بوده، در آن زمان چگونه مشرف شديد و تا بحال چند سفر مشرف شدهايد.
ج: بسماللَّه الرحمن الرحيم- با درود به بنيانگذار جمهورى اسلامى امام امت و سلام و درود به رهبر عظيمالشأن جهان اسلام حضرت آيةاللَّه خامنهاى، اولين سفرم در سال 31 بود كه بدون گذرنامه از تهران عازم بغداد شديم و از آنجا با ماشين كرايهاى مشرف شديم به نجف و از نجف تا مكه، يازده شبانه روز در بين راه بوديم- دو سه مرتبه با خطر روبرو شديم. كاروانى بوديم با هشتاد ماشين. راهنمايى هم داشتيم كه براى 80 ماشين بود بعضى وقتها به تلهاى ريز شن برخورد مىكرديم كه راه مسدود مىشد.
دو سه ساعت معطل مىشديم تا راهنماى ما راه را پيدا مىكرد. وقتى وارد مكه شديم، شهر مكه برق نداشت. حرم يك موتور داشت كه شبها آن را روشن مىكردند. صفا و مروه بيرون از مسجد و به صورت بازار بود و اين بازار، بازار عمده مكه بود. در سال 33 كه مشرف شديم براى راحتى حجاج نردهاى كشيده بودند كه آمد و رفت زياد مشكل نباشد. زندگى در مكه بسيار مشكل بود. مكه شهرى بود بسيار كثيف و كم آب كه در هر اتاق چندين زائر در كنار هم پريموس داشتند و با هواى گرم غذا هم درست مىكردند آب هم نبود و خيلى چاههاى آن موقع آب كثيفى داشت. حجاج مواظب بودند كه غذاى فاسد نخورند و مريض نشوند، چون دكتر در خود مكه براى مردم و ساكنين وجود نداشت چه رسد به حجاج و زائرين.
س: سكونت كاروانها در كجا بود.
ج: آن موقع كاروان نبود. ما در سال 31، 650 دينار عراقى داديم كه دينار 20 تومان بود كه مىشد 1300 تومان. دويست تومان ديگر هم خرج ديگر چيزها مىشد كه جمعاً 1500 تومان خرج تمام سفر ما شد. خوراك و قربانى با خود ما بود. خمره آبى بود كه صبح تا صبح پر آب مىكردند كه فردا صبح دوباره اين 17 نفر كه در يك
اتاق زندگى مىكرديم غذا و آبِ خوردن و چاى و وضو و همه چيز همين يك خمره آب بود.
س: وضعيت زمزم چگونه بود؟
ج: آن موقع مسجد خيلى كوچك بود و آثار ساختمان قبلى مسجد هم موجود است و چهار مقام بود كه چهار تا نماز جماعت مىشد كه هر يك از فرق حنفى، مالكى، شافعى و حنبلى در مقام خاص خود بطور همزمان نماز مىخواندند (در پنج نوبت نماز).
آب چاه زمزم هم رو بود و آن را با سطل مىكشيدند و در يك ظرفى مىريختند و مردم از اين استفاده مىكردند. مأمور داشت و دلو و ريسمانى بود كه اين آب را در يك حوضچه آخور مانندى مىريختند و مردم استفاده مىكردند كه ميكروبزا و غير بهداشتى هم بود. آبها بو مىدادند و رنگ تيرهاى داشتند.
شهر در آن زمان بسيار كوچك بود. بطورى كه قبرستان ابوطالب بيرون شهر بود و در اين حول و حوش كه ما مىرفتيم مسجد راية، جن و بلال و در بازار ابوسفيان نيز مسجدى وجود داشت. شهر بسيار كم جمعيتى بود كه در كوچهها احشام و گوسفندان در حركت بودند و چوپانها و گلهدارها بدنبال گوسفندان به نزديك كاروانها مىرفتند و شير را در جا مىدوشيدند و تحويل مىدادند. حاجى هم خيلى كم بود. در بازار هم خريد و فروش انجام مىشد و مزاحمتى براى حجاج نبود كه سعى صفا و مروه مىكردند.
س: آيا شما حادثه مربوط به ابوطالب يزدى را بخاطر مىآوريد، بهر حال اگر خود حاضر نبودهايد، شرحى از آنچه شنيدهايد و انعكاس آن را در ايران بفرماييد.
ج: در آن سال من خودم مشرف نبودم. در ايران بودم وقتى اين خبر آمد مردم بسيار متأثر شدند و مجالس عزادارى در سراسر ايران تشكيل شد. آنطورى كه نقل مىكردند اين حاجى از يزد بوده و فرد متدينى بوده و در طواف حالش بهم مىخورد.
مواظب بوده كه اطراف خودش را در حرم كثيف نكند. در احرامى خودش استفراغ كرده بود و مىخواست بيرون بريزد. شرطهها دنبال بهانهاى مىگشتند و او را مىگيرند
كه: مىخواستى خانه را ملوّس كنى و به اين جرم او را مىگيرند، حاكم حكم مىدهد و او را اعدام مىكنند. در همه شهرها مردم عزادار بودند و فاتحه گرفته بودند برايش شعر و نوحه ساختند كه در سينهزنىها مىخواندند و به عنوان يك شهيد بر قاتلين او لعن مىكردند.
در آن وقت عصر آيةاللَّه بروجردى بود و من طلبه نبودم- خاطرم نيست كه اعلاميهاى هم دادند يا خير.
س: بطور كلى تغييراتى كه در اطراف حرم صورت گرفته بيان فرماييد.
ج: در سال 36 شروع كردند به خراب كردن اطراف حرم. اغلب توسعه حرم در آن وقت بود. اخيراً هم توسعه دادهاند ولى بيشتر آن در همان وقت بود. كم كم شهر مكه توسعه پيدا كرد، تميز شد. در آن وقت هر موقع ما وارد حرم مىشديم حتماً از ميان مزبلهها كه رد مىشديم نجس مىشديم. در خانهها هم مستراح و دستشويى نبود. همه در خيابان كارهايشان را مىكردند، هم مسجد دستشويى و مستراح نداشت و هم خانهها نداشتند.
به قدرت خدا هر سال 2 يا 3 باران تند مىآمد كه اين حرم را شستشو مىداد و گرنه نمىشد تحمل كرد.
س: مطاف را توضيح بدهيد كه به چه صورت بوده است.
ج: مطاف تقريباً تغييرى نداشته است. مطاف بين مقام و بيت است آنوقتها مسجد خيابانهاى باريكى داشت كه آن خيابانها سنگفرش بود ولى كف مسجد به شكل امروزين سنگفرش خوب نبود فقط مسطح بود. چون جمعيت كم بود هر دفعه ما حجرالاسود را استلام مىكرديم و حجرالاسود را مىبوسيديم.
س: مقايسهاى بين حج ايرانيان پيش و پس از انقلاب و نمونههايى از آن را بيان كنيد.
ج: قابل مقايسه نيست چون آن موقع ايرانيها متفرق مىآمدند و در اين اواخر قبل از انقلاب به صورت كاروانى شده بود كه كاروانها نظم و حساب نداشتند شخصى مىشد مسؤول كاروان، پولى از حاجيها مىگرفت و خودش هم هر غذايى مىخواست
درست مىكرد و عنايت هم داشتند كه بد بسازند كه كمتر تمام شود. بعد از سال 1340 به صورت كاروانى شد. از نزديك سال 1350 همراه هر كاروانى يك دكترى هم روانه مىكردند. ايرانيها مثل بقيه حاجيها با ذلت زندگى مىكردند و اسمى از ايران و عنوانى از آن نبود. حالا حاجيهاى ايران بيمارستان 150 تختخوابه چند تا اتاق عمل- 750 پرسنل مجرب پزشكى- آن همه تشكيلات بعثه و ستاد و اين حرفها. آن موقع نه بعثه بود و نه ستاد.
حالا حج خيلى آبرومند است و حج ايران در دنيا چشمگير است. در آن موقع در خود ايران هم اگر اسم اسرائيل را مىبرديد جرم بود و اسمى از انقلاب و اين مطالب نبود كه مردم اغلب حج خشك و خالى داشتند. بىروح و خيلى ساده.
س: آيا ايرانيها و شيعيان در آن موقع در نمازهاى اهل سنت شركت مىكردند.
ج: خيلى كم شركت مىكردند؛ مخصوصاً از وقتى كه- قبل از انقلاب- كاروانى شده بود مسؤولين حج آن موقع بخشنامه كرده بودند كه حاجيها را در جماعتهايى كه در محل كاروان تشكيل مىدهيد مجتمع كنيد و بعد از جماعت ظهر و عصر ناهار بدهيد و سفره پهن كنيد تا حجاج ايرانى حتماً در اين جماعتها شركت كنند، فلذا چهره بسيار زشتى در بين حجاج ساير كشورها داشت؛ چون همان موقع كه همه به سمت مسجد و حرم براى نماز مىرفتند، ايرانيها برمىگشتند و اين كار از آن زمان شروع شد.
حالا الحمدللَّه موقع نماز در كاروانها جماعت برقرار نمىشود و موقع نماز مردم هجوم مىآورند به سمت مساجد و حرم و اين خيلى آبرومند است بحمداللَّه.
س: مقدارى هم از وضعيت مدينه برايمان بگوييد.
ج: مدينه سالهاى اول و دوم كه ما رفتيم آخرين نقطه مسجد، باب النسا بود كه ديوار مسجد بود. ستونهاى قبلى، الآن به رنگ آجرى مشخص شده كه نشان مىدهد مسجد قبلًا تا كجا بوده است. خيلى خيلى محدود بود. اين نزديكش هم محله بنىهاشم بود كه اخيراً خراب كردند و توى كوچهاى قبر پدر رسولاللَّه حضرت عبداللَّه بود جلوى قبر يك ضريح بود به شكل پنجره فولادى كه مردم مىرفتند نماز و فاتحه مىخواندند،
كه خراب كردند و از بين بردند.
س: قدرى از محله بنىهاشم برايمان بگوييد.
ج: از مسجد كه بيرون مىآمديم تا قبرستان بقيع محله بنىهاشم بود. من يك عكسى در خود مدينه از بقيع كه اين عكس رنگى است و نشان مىدهد كه بر سر مزار ائمه يك ضريح بسيار مفصلى بوده و خيلى آبرومند است من اين عكس را از يك مغازه خريدهام، نه اينكه خودم بگيرم. صاحب مغازه شيعه بود و مخفيانه اين عكسها را مىفروخت كه وهابيها خبر نشوند. حدوداً سال 39 و 40 بود و من اين عكس را هنوز دارم. در محله بنى هاشم كوچهاى بود كه منزل امام جعفرصادق در كنار آن قرار داشت.
سر در آن منزل سنگى بود، بزرگ نوشته بود كه منزل مال اهل بيت و امام صادق بوده است. منزل ديگرى بنام امام سجاد بود در همين كوچه و اصلًا اين محله متعلق به بنىهاشم بود با خانههاى اهل بيت و فاميل آنها كه مسكونى هم بود.
قبر عبداللَّه پدر پيامبر اسلام هم در مقابل بابالسلام و در كوچهاى بود كه خراب كردند آن موقع بود ولى حالا ديگر نيست در بالاى خانهاى روى كتيبه جملهاى نوشته بود كه زياد خوانا نبود، امّا همه مىگفتند اينجا قبر عبداللَّه پدر پيامبر بوده است.
هر روز زوار مىآمدند آنجا و فاتحه مىخواندند و دعا مىكردند. مساجدى بود كه همه از آثار باستانى بود، همه را خراب و نابود كردند.
س: در مورد بقيع بفرماييد.
ج: بقيع از آن موقع كه من مىآمدم همينطور بود امّا در آن هميشه باز بود و زمانبندى براى بازديد نداشت. جد مادرى ما وقتى مىآمده، بقيع حرم داشته است. آنجا حرم و تشكيلات داشته است- دو باغ صفا و مرجانه هم بود كه الآن جزو محوطه حرم شده است. حاجيها در باغها ساكن بودند و هر كس پول بيشترى داشت بساط خود را روى تختها پهن مىكرد و هر كه پول كمترى داشت روى زمين مىنشست و وقتى باغ را آب مىدادند اسباب و اثاثيهاش خيس مىشد.
س: از احد براى ما يك مقدار صحبت كنيد.
ج: احد يك فرسخ فاصله بود. وقتى ما مشرف شده بوديم هم بقيع و هم احد را خراب كرده بودند. مسجد قبا هم 6- 5 كيلومتر با شهر فاصله داشت و در قسمت بيابانها و در بين زراعتها واقع شده بود.
س: چه سالى مسجد قبا را تعمير كردند؟
ج: دو مرتبه در آن تغيير حاصل شد تا به شكل امروزين در آمد.
س: مساجد سبعه چطور؟
ج: مساجد سبعه در بيابان بود. تغييرى نكرده الا اينكه قبلًا در بين خاك و سنگ بود و الآن در حالت باغ و پارك است. از ده سال قبل به اين طرف به شكل فعلى درآمده است. مسجد ذوقبلتين هم در آن زمان دو قبله داشت يعنى دو محراب داشت؛ يكى به سوى بيتالمقدس و ديگرى به سوى مكه. از بزرگترين ظلمهاى اينها اين است كه محراب قديمى را كه يكى از بزرگترين آثار باستانى بوده برداشتند.
س: خاطرهاى اگر از سفرهاى حج داريد بفرماييد.
ج: وقتى در سفر اول از مدينه برمىگشتيم، حائل 4 فرسخى مدينه بود.
نزديكهاى ظهر ما حائل بوديم. چاه عميقى ساختهاند كه حاجيها آب بردارند. و دلو بسيار تميزى داشت. ما در كاروان خودمان 80 ماشين داشتيم كه نزديك دو هزار نفر مىشد كه صدا زديم بياييد غذا و آب بخوريد. امّا مردم بخاطر اينكه اغلب از اين غذاها نمىتوانستند مصرف كنند امتناع كردند. از مهمان نوازيهاى عربها در آن روز اين بود كه 80 گوسفند به عدد ماشينها دادند كه در راه مصرف كنيد و هر طور خودتان مىخواهيد بخوريد. اينقدر اينها مهمان نواز بودند.
س: دوست داريم از منى و عرفات و مشعر از شما سؤال كنيم آنجا وضعيتش به چه ترتيب بود؟
حاجيها در گذشته چطور مىرفتند به آنجا؟
ج: به سختى به آنجا مىرفتند بيمارى و حيوانات موزى مثل عقرب زياد بود و در ريگ روان و شن بيابان حاجيها بسيار به سختى به آنجا مىرفتند. آن سالها، مارگزيدگى يا عقرب گزيدگى داشتيم كه اسباب دردسر زيادى بود و حتى راه هم درست
نبود وقتى باد مىآمد و شنها جابجا مىشد اين راهها هم محو مىشد. امّا خوب حدود عرفات، منى و مشعر كاملًا مشخص بود و سنگچين كرده بودند. البته آن روزها چون مقدار حجاج و قربانى كم بود مشكل چندانى نداشتيم.
شركت مسلمانان جهان از كشورهاى مختلف با نژاد و رنگ و زبانهاى متفاوت ويژگى خاصى به كنگره عظيم حج مىبخشد و هر حاجى خوشحال از آنكه ساير برادران ناشناخته خود- در عين حال صميمى و هم پيوندش- را ديده سعى در جهت شناخت او، نحوه زندگى و مشكلاتش و شيوه به حج آمدن او دارد.
هر چند كه آگاهى در مورد شيوه به حج آمدن و مراسم و آداب و رسوم حاجيان سرزمينهاى مختلف، نيازمند يك پژوهش و بررسى علمى مىباشد اما طى ديدارهاى متعدد ايرانيان در مكّه و مدينه با زائرين كشورهاى ديگر كشورها، اطلاعاتى در اين باره دريافت كرديم كه بخشى از آن را از زبان زائرين- نه مستندات آمارى- نقل مىكنيم:
6 هزار كيلومتر پيادهروى براى انجام مناسك حج
يك جوان مغربى كه خبرنگار و عكاس روزنامههاى مراكش مىباشد، با اشتياق فراوان در سال جارى با پاى پياده مسافت ميان فاس مراكش تا مكه مكرمه را پيمود. اين مسير حدود 6 هزار كيلومتر است كه وى ظرف سه ماه آن را پيموده است. اين جوان مراكشى با حمل كوله پشتى 15 كيلويى خود پيادهروى را از شهر فاس آغاز كرده و با گذشتن از كشورهاى مختلف وارد مكه شده است. وى در اين سفر تنها براى گذشتن از درياى سرخ از كشتى استفاده كرده است.
مشاركت فاميلى در حج
اكثر مسلمانان نيجريايى، استطاعت مالى لازم براى تشرف به خانه خدا را ندارند و حتى با جمع آورى پساندازهاى خود تا پايان عمرشان هم توفيق حج نصيب آنها نمىشود.
«حسن. ك.» يك معلم جوان از نيجريه كه عضو تيم ملى فوتبال كشورش نيز هست، با بيان اين مطلب اظهار داشت در نيجريه، وضع مالى مردم بسيار وخيم است و با توجه به هزينه سنگين سفر حج، بسيار كم پيش مىآيد كه يك نفر مستقلًا بتواند استطاعت مالى پيدا كند و براى حل اين مشكل، معمولًا هر فاميل، سالانه پساندازهاى خود را جمعآورى كرده و با مشاركت جمعى خود، يكى از افراد فاميل را به حج مىفرستند. اين حاجى در بازگشت از سفر، ديدهها و شنيدههاى خود را براى فاميل و كسانى كه بديدنش مىآيند، تشريح مىكند و آنها با حسرت در آرزوى روزى هستند كه اين سفر، نصيب خودشان نيز بشود.
هزينه سفر حج در نيجريه، 10 هزار ريال سعودى است
يك زائر اهل نيجريه هزينه آمد و رفت به عربستان را 60 هزار ليره نيجريه ذكر كرد.
به گزارش يكى از زائرين كاروان 19377 كه با اين زائر نيجريايى صحبت كرده بود، وى در حالى كه ناراحت بود، گفت: اين مقدار معادل 10 هزار ريال سعودى است و چون نمىتوانم اين مقدار پول را تهيه كنم، از ماه رمضان به اين جا آمده و مشغول كار شده ام.
لازم به ذكر است كه 10 هزار ريال سعودى معادل 450 هزار تومان ايرانى است.
اسرائيل از عزيمت زائران فلسطينى به حج وحشت دارد
رژيم صهيونيستى از سفر 128 زائر فلسطينى به عربستان براى انجام مراسم حج جلوگيرى كرد.
گزارش روزنامه «الشرق الاوسط» از بيروت حاكى است اين 128 زائر فلسطينى علىرغم اينكه ماليات مقرر را پرداخت كرده بودند، امّا به دلايل نامعلومى از سوى مقامات امنيتى رژيم اشغالگر قدس از سفر به خارج از فلسطين اشغالى ممنوع شدند.
با توجه به اينكه مقامات رژيم صهيونيستى از تماس زائران فلسطينى سرزمينهاى اشغالى با زائران ساير كشورها شديداً وحشت دارند هر سال در موسم حج تضييقاتى را براى زائرين بيتالله الحرام به وجود مىآورند.
حضور يك كاروان از شيعيان تانزانيايى در مراسم حج
يك كاروان از شيعيان تانزانيايى مركب از 100 زائر براى انجام مناسك حج و زيارت حرم نبوى- ص- وارد مدينه شدند.
آقاى نصر يكى از زائرين كاروان 19315 ضمن اعلام اين مطلب به خبرنگار ما گفت: در حال مراجعه به پزشك بودم كه يك زائر گم شده به نام مصطفى عظيم جلو مرا گرفت و وقتى مطمئن شد كه ايرانىام، از من خواست محل سكونتش را برايش پيدا كنم و در بين راه متوجه شدم كه شيعه مذهب و اهل تانزانياست.
وى افزود: او به همراه 99 مسلمان شيعه تانزانيايى براى انجام مناسك حج آمده بود و در كاروانشان فردى به نام احمد حضور داشت كه به زبان فارسى، مسلّط بود و همگى ابراز علاقه مىكردند كه براى زيارت مرقد مطهر امام رضا- ع- به ايران بيايند.
آلمان
مسلمانان آلمان با پرداخت 3000 مارك معادل 3 ميليون ريال ايران به حرمين
شريفين مشرف مىشوند. اين مبلغ فقط صرف هزينه انتقال و اقامت 20 روزه در مكه و مدينه مىشود. گفته مىشود، در سال جارى حدّاقل 100 زائر از آلمان وارد عربستان شدهاند تعداد 10 زائر از افراد شيعيان لبنانى مقيم آلمان هستند كه اظهار علاقه كردهاند در سالهاى آتى با كاروان ايرانيان مناسك حج را انجام دهند.
آفريقاى جنوبى
زائرين آفريقاى جنوبى با پرداخت 4000 دلار معادل 6 ميليون و چهارصد هزار ريال به مكه و مدينه مشرف مىشوند. آنان با استفاده از هواپيما وارد جده مىشوند و وضعى شبيه ايرانيها دارند. مسلمانان آفريقاى جنوبى عمدتاً هندى و پاكستانى تبار هستند و چون در امر تجارت مشغولند، قدرت پرداخت 4000 دلار را دارند.
امارات متحده عربى
عمده زائرين امارات متحده عربى با كاروانهاى زمينى به سوى مكه معظمه حركت مىكنند. كلّ هزينهاى كه توسط زائرين امارات به كاروانها پرداخت مىشود 2000 ريال سعودى معادل 900 هزار ريال است كه فقط صرف هزينه انتقال زمينى و اقامتگاه مىشود. هزينه خورد و خوراك و ساير هزينهها به عهده خود زائرين مىباشد.
بنگلادش
بنگلادشىها كه مردمانى مستضعف هستند و با سختى امرار معاش مىكنند با پرداخت 2000 ريال عازم مىشوند. با اينكه جمعيت بنگلادش بيش از 120 ميليون نفر مىباشد ولى تعداد زائرين بنگلادش بسيار كم است. به گفته يكى از زائرين بنگلادشى 12 هزار زائر بنگلادش تاكنون به عربستان آمدهاند.
تركيه
زائرين تركيه با پرداخت 2000 دلار (320 هزار تومان) بوسيله هواپيما با نظارت سازمان ديانت تركيه به حج اعزام مىشوند. اين مبلغ هزينه رفت و برگشت و اسكان زائرين مىباشد. در صورتىكه زائرين بخواهند غذا در كاروان صرف كنند مىبايستى مبلغ 500 تا 650 دلار ديگر نيز بپردازند كه در كل هزينه يك زائر تركيه معادل 424 هزار تومان مىشود.
يكى از زائرين تركيهاى كه نخواست نامش فاش شود در تماس با زائر ايرانى كاروان 1112 بنام على مطهرى مدعى شد زائرين تركيه به صورت دو شيفته از مسكن استفاده مىكنند. بدين صورت كه شيفت اول به حرم و اماكن مقدسه برده مىشوند و شيفت دوم به استراحت مىپردازند و بالعكس.
اين مطلب را يكى از مسؤولين سازمان ديانت تركيه تكذيب نمود ولى احتمال مىرود استفاده از مسكن دوشيفته به صورت محدود واقعيت داشته باشد.
امسال تركيه حدود 90 هزار زائر دارد كه 60 هزار نفر آنان را سازمان ديانت (تحت نظر دولت) به حج آورده است. عمده زائرين تركيه بالاى 50 سال دارند و در بررسى انجام شده اكثراً معتقدند اگر در جوانى به حج بيايند ديگر نمىتوانند معصيت كنند، لذا در پيرى به حج مىآيند تا گناهان گذشتهشان بخشيده شود!
كويت
زائرين كويتى به صورت زمينى به سوى مكه حركت مىكنند و كل هزينهاى كه مىپردازند 400 هزار تومان است كه تقريباً تمام مسائل رفاهى آنان شبيه به ايرانيان است به جز وسيله انتقال كه زمينى است.
كامرون
زائرين كامرون نيز با پرداخت 2360 دلار معادل 377 هزار تومان عازم حج مىشوند. در كل به گفته يكى از ورزشكاران كامرونى امسال 800 زائر از كامرون به حج مشرف شدهاند.
هندوستان
زائرين هندى نيز با پرداخت 2000 دلار (حدود 320 هزار تومان) عازم بيتالله الحرام مىشوند. اين افراد به وسيله كشتى به عربستان انتقال داده مىشوند و مدّت زمان طولانى در راه هستند. آنان مىگويند چون هزينه انتقال هوايى گران است رنج و سختى سفر دريايى را به عشق ديدار خانه خدا به جان خريدهايم.
يكى از مسلمانان هند كه استاد دانشگاه است در گفتگو با يكى از زائرين ايرانى ضمن اظهار علاقه به حضرت امام خمينى- رضوانالله تعالى عليه- و مقام معظم رهبرى، فتواى تاريخى حضرت امام- ره- عليه نويسنده مرتد كتاب آيات شيطانى و تداوم راه ايشان توسط حضرت آيةالله خامنهاى را ستود.
وى در مورد چگونگى حضورش در حج سال جارى گفت: علىرغم آنكه در دانشگاه تدريس دارد ماهانه حقوقى معادل 200 دلار دريافت مىكند و به خاطر صرفهجويى در هزينه حج، از كشتى براى عزيمت به عربستان استفاده كرده و رنج سفر را در برابر شيرينى زيارت خانه خدا و حرم رسولالله- ص- به جان خريده است.
وى ميزان هزينهاى كه براى رسيدن به خانه خدا صرف كرده است را معادل دو هزار دلار ذكر كرد. در سال جارى، تاكنون 5000 زائر هندى به عربستان آمدهاند.
افغانستان
اين كشور با اعزام ده هزار زائر بيتالله الحرام به عربستان تنها 50 درصد از
سهميه تعيين شده براى سفر حج را مورد استفاده قرار داده است. هزينه سفر حج براى هر زائر افغانى رقمى معادل دو هزار دلار تمام مىشود.
اندونزى
اندونزى با 125 هزار زائر خانه خدا بيشترين شمار زائرين را در حج امسال دارد. هر زائر اندونزيايى به مدت 40 روز در عربستان خواهد بود كه براى انجام هزينههاى خود بايد سه هزار و سيصد و پنجاه دلار بپردازد.
سودان
در مراسم حج امسال 18 هزار زائر بيت الله الحرام از سودان حضور داشته است.
آنان هر كدام براى اين سفر خود يك هزار دلار هزينه مىنمايند كه بخشى از آن را دولت عربستان به عنوان ماليات دريافت مىدارد.
از مشكلات اساسى پارهاى از حاجيان ساير كشورها كه به مكه و مدينه عزيمت نمودهاند عدم حضور روحانى در جمع آنان جهت آموزش مناسك حج و پاسخگويى به سؤالات مذهبى بوده كه با مراجعه به بعثه مقام معظم رهبرى درخواست اعزام روحانى داشته كه در حد امكانات بتواند پاسخگوى نياز آنان باشد.
مشربه امّ ابراهيم
روزى در جمع گروهى از استادان و فاضلان به ديدار «مشربه امّ ابراهيم» رفتيم.
اكنون جز حصارى جديد الاحداث با درى سبز، چيزى از آن باقى نيست. داخل حصار تعدادى قبر ديده مىشود. مدت كوتاهى كه در آنجا توقف داشتيم، گروهى از ايرانيان بدانجا آمدند، قرائن و شواهدى نشانگر آن بود كه زائران مرتّب در آنجا رفت و آمد مىكنند. (تصوير شماره 23)
مسجد «فضيخ»
پس از آن به ديدار مسجد فضيخ رفتيم. اين مسجد در اواخر شارع على بن ابيطالب (دست راست مسير مسجد النبى به قبا) قرار گرفته است. مسجد صحن نسبتاً بزرگى دارد با معمارى كهن و احتمالًا دوره عثمانى، كه سالها پيش دستى بر سر و صورت آن كشيدهاند و چونان مسجد الاجابه بدون بازسازى رها شده است (اين در حالى است كه بسيارى از مساجد بازسازى شده است). در كنار درب آن، تابلويى دولتى قرار دارد با عنوان «مسجد الفضيخ الرقم 493» بخش مسقف با موكتهاى نامطلوبى مفروش است و در گوشه و كنار آن حصيرهاى فراوانى ديده مىشود كه نشانگر حضور شيعيان در آن مكان است. اين منطقه شيعهنشين است و اطراف آن با بستانهاى نخل
پوشيده است. روبروى در ورودى آن چاه آبى وجود دارد كه با موتور از آن آب مىكشند و احتمالًا حدود 5 يا 6 اينچ آب دارد. (تصوير شماره 24)
در حاشيه ديدار
كودكى در آن طرف مشغول بازى بود پرسيدم: نامت چيست؟ گفت: حسين.
سؤال كرديم شيعه هستى يا سنّى؟ گفت: سنّى. گفتيم: در اين منطقه شيعه زياد است يا سنّى؟ گفت: شيعه. گفتيم: بين آنها الفت است يا نزاع؟ گفت: الفت.
مسجد ردّ الشمس
اين مسجد كه يادآور خاطره دلپذير و زيباى مهرورزى بىبديل على- ع- به رسول الهى- ص- است، از ديرباز مورد توجه مسلمانان بوده و اكنون مثل بسيارى از بناهاى تاريخى با خاك يكسان شده است. در دوسوى كانال دو مكان به اين عنوان ياد مىشود. در سويى باقيمانده ساختمانى ديده مىشود كه ساختار خانههاى بسيار كهن را به ياد مىآورد. بچهها در كنار آن مشغول بازى بودند، از نزديك به بررسى آن پرداختيم، هيچگونه قرينهاى كه دلالت بر وجود مسجد كند نداشت. برخى از حاضران از قول كسانى بدون استناد نقل مىكردند كه «مسجد ردّ الشمس» همان است. امّا افراد محلّى آن را خانهاى كهن مىدانستند كه ويران شده است.
در سوى ديگر كانال، در كنار جادّه، زمينى بود كه اطراف آن را حصار كشيده بودند با ديوارهاى سفيد، اين محل به مسجد ردّالشمس مشهور است و گويا پيشتر بر سينه آن تابلويى نيز بوده است. افراد كهنسال محلّى اين موضع را بدون ترديد «مسجد ردّ الشمس» مىدانستند. از فراز ديوار درون آن را نگاه كرديم چيزى نبود جز سنگ و خاك بر هم انباشته! (تصوير شماره 25)
در حاشيه ديدار
گروهى از نوجوانان در گوشهاى از فضاى باز آنجا بازى مىكردند و تنى چند از دختران با روسرىهاى منظّم نيز. از بچهها سؤال كرديم كه اين منطقه شيعهنشين است يا سنّىنشين؟ گفتند: هر دو.
در گوشهاى در كنار كانال مردانى بر روى حصير نشسته بودند و قليان مىكشيدند آنان چون دانستند ما ايرانى هستيم از ما استقبال كردند و از چگونگى وضع ايران سؤال كردند و گفتند ما پس از آيةالله العظمى خويى مقلّد آيةالله العظمى گلپايگانى هستيم.
از چگونگى روزگارشان سؤال شد، پاسخ مبهم بود.
مسجد الجمعه
مسجد ديرپايى در نزديكى قبا كه پيامبر اوّلين نماز جمعه را در مدينه در آنجا بجا آورده است. پيشتر در دست راست خيابان جادهاى كوچك بود و مسجدى با اين عنوان؛ مانند مسجد فضيخ و حدود يك متر و اندى از سطح خيابان پائينتر. آن بنا ويران شده و بر جاى آن مسجدى بزرگ و بسيار شيك به سبك «قبا» امّا كوچكتر ساخته شده است در برابر آن و در زمين مسطّحى مسجد كوچكى هست حدود 24 متر بدون سقف و درب ورودى. بر روى ديوار آن نيز نوشتهاند «مسجد جمعه» بين اين دو مسجد حدود 60 متر فاصله است با خيابانى كوچك درميان آنها. عربى محلّى، همين مسجد موجود را «مسجد جمعه» اصلى دانست و گفت اين مسجد را «اخوال الرسول: بنى النجّار» بنا كردهاند. (تصوير شماره 26)
مساجد سبعه
مسجد قبلتين و مساجد ششگانهاى را كه در محلّ نبرد خندق برپاست، مساجد سبعه گويند. مسجد قبلتين يادآور تغيير قبله مسلمانان از بيتالمقدس به كعبه است. بناهاى
كهن آن ويران شده و اكنون بر جاى آن مسجدى بزرگ ساخته شده است. گرداگرد مسجد نيز خيابانكشى و ايجاد پاركينگها با درختها و فضاى سبز شكوه ويژهاى بدان بخشيده است. محلّ قبله بيتالمقدس و جايگاهى را كه پيامبر ايستاده بود و آيه نازل شد با لوحه بزرگ و زرّين كه آيه: «قد نرى تقلب وجْهَكَ فى السّماء ...» بر آن نقش بسته است مشخص كردهاند (امّا نه چندان دقيق)
مسلمانان گروه، گروه وارد مسجد مىشوند و با خواندن دو ركعت نماز، از معنويت فضاى عرفانى آن بهره مىگيرند، و خاطره دلپذير تغيير قبله را، كه دلهاى مؤمنان را سرشار از شادى كرد پاس مىدارند. در توسعه جديد و شكل امروزين آن، مسجد به (3920) متر رسيده است. اين بنا داراى دو گنبد است به قطر 7/ 8 و ارتفاع 8/ 18 متر.
مساجد ديگر
در محلّ نبرد خندق كه اكنون به صورت پاركى در آمده است، و مردم فراوانى در گوشه و كنار آن به عرضه متاع، استراحت در سايه درختان و ديدار از مساجد مشغولند، شش مسجد وجود دارد. «مسجد الفتح» بر فراز تپهاى است كه پيامبر- ص- به هنگام نبرد نستوهانه على- ع- با عمروبن عبدود بدانجا فراز آمد و براى پيروزى وى دعا كرد. اينك مسلمانان در آن مسجد كوچك نماز مىگزارند و خاطره آن دلاورى و شهامت بىبديل را ارج مىنهند راهى منتهى بدان به سال 1411 بازسازى شده و خود مسجد نيز اندكى تعمير گشته است.
مسجد ديگر در محاذى آن، در ارتفاعى ديگر به «مسجد على» معروف است كه همچنان آثار كهنگى و فرسودگى در آن نمايان است.
در گوشهاى از فضاى مسطّح آن مسجدى به نام «مسجد فاطمه» است، بدون سقف و داراى ديوارههاى گچى و آكنده از نگاشتههاى يادگارى از كسانى كه بدين جا سفر كردهاند. زائران در نظمى ستودنى بدان وارد مىشوند و در محيط كوچك آن نماز
مىگزارند، حضور جانبازان با ويلچر و عصا، شكوه وصفناشدنى بدان داده است.
مساجد «سلمان»، «ابوبكر» و «عمر» از ديگر مساجد اين مجموعه است.
گفته مىشود اين مجموعه در برنامه بازسازى است امّا چگونه و چهسان، اين زمان بگذار تا وقت دگر.
ايام حج و روزگار هجوم زائران به اين محيط، وهابيان از اينجا براى تبليغ بهره مىگيرند. امسال نوار و جزوههاى توجيهى- عقيدتى در اين مكان به گستردگى پخش مىشد. (تصوير شماره 27)
مسجد الإجابه
يكى از كهنترين اماكن مدينه منوره «مسجد الإجابه» است كه بدان «مسجد المباهله» نيز گفته مىشود. اين مسجد در قديمترين آثار تاريخى ياد شده و از ديرباز به عنوان مسجدى متبرّك به قدوم رسول اللَّه و اهل البيت- عليهمالسلام-، زائران اين ديار و راهيان اين مشاهد مقدس را بخود مىخواند.
اكنون اين مسجد در خيابان ستّين و در شمال غربى مسجد النبى شناخته شده است. اين مسجد بناى مدرن جمعه و قبا را ندارد، امّا در بامدادان و شامگاهان و در آستانه اوقات نماز صدها نفر به آن سوى مىشتابند و خاطره دلپذير حضور پيامبر، على، فاطمه، و حسنين- عليهمالسلام- را در داستان مباهله زنده نگه مىدارند.
آخرين تعميرات اين مسجد كوچك سال پيش صورت گرفته است. در سال 71 امام جماعت مشخص و معيّنى داشت امّا امسال (72) در نوبتهاى مختلف ائمه جماعت مختلف (كه برخى بسيار كم سنّ و سال مىنمودند) نماز مىگزاردند و گاهى هم، مكبّر و مؤذّن مسجد! (تصوير شماره 28)
عريض منطقهاى فراموش شده
در خارج مدينه منورّه و در مسير احد، سمت راست، جادهاى فرعى به منطقهاى
منتهى مىشود كه نخلستانها فضاى آن را پوشانده است. در اين منطقه از ديرباز و از سدههاى آغازين اسلام، روستايى آباد و پر آب و داراى بوستانها و نخلستانهايى وجود داشته است بنام «عريض». اين روستا با خانههاى روستانشين با همين نام اكنون وجود دارد. روستاى ياد شده داراى ويژگيهايى است:
1- باغ متعلّق به امام صادق- ع-
يكى از ويژگيهاى آن اين است كه بعضى از ائمه- عليهمالسلام- و قطعاً امام صادق- ع- در اين منطقه باغ و نخلستان داشته است. آن حضرت گاهى به همراه خانوادهاش بطور موقّت در اين باغ زندگى مىكردهاند.
2- قبر يكى از فرزندان امام صادق- ع-
يكى از فرزندان حضرت صادق- ع- قطعاً در اين ديار مدفون است، در اينكه او سيد محمّد معروف به عريض است يا على بن جعفر، اختلاف وجود دارد. سيد محمّد از امام صادق- ع- و امام موسى كاظم- ع- روايات فراوانى نقل كرده است، على بن جعفر نيز از محدثان بزرگ شيعى است و در مصادر شيعى احاديث بسيارى از وى پراكنده است. مردم منطقه معتقدند اين مزار متعلّق به سيد محمد عريض است.
اين قبر داراى گنبد و بارگاهى بوده است كه در فتنه وهابيان تخريب گرديده؛ امّا هنوز ديوارهاى آن باقى است، كه درب ساختمان مخروبه را آجرچين كردهاند.
ساختمان دوطبقه بزرگى با استحكام كه درب آن نيز آجرچين شده است در اين ديار ديده مىشود. برخى از اطاقهاى طبقه بالاى آن هنوز سالم و پابرجاست. بر اساس آگاهيهايى كه پيرمردى محلّى در اختيار نهاد، قسمتى از اين ساختمان مسجد و طبقات بالاى آن ويژه تعليم اطفال، محلّ سكونت طلاب و اساتيد اين مكتبخانه بوده است.
اين ساختمان ظاهراً از دوره سلاطين عثمانى است و نشانگر اهمّيت، آبادى و كثرت جمعيّت اين روستا تواند بود.
3- توجه شيعيان مدينه به اين منطقه
توجه شيعيان مدينه به اين ديار پس از روى كار آمدن جريان وهابيت در
جزيرةالعرب، كاستى نگرفته است. مردم مدينه بويژه شيعيان (در حدّ امكان) در زمانهاى مختلف و در مناسبتهاى مذهبى به اين منطقه و منطقه احد به گونه دستهجمعى و كاروانى مىروند و گاهى چادر زده و با خانوادهها چند روزى در آن ديار زندگى مىكنند. علاقه و ارادت مردم مدينه به فرزند امام صادق- ع- و حمزه سيد الشهدا وصف ناشدنى است.
4- شيعيان در اين ديار
اكنون نيز بيشترين ساكنان اين منطقه را شيعيان تشكيل مىدهند؛ كه به كشاورزى و پرورش نخل اشتغال دارند. اينان به فرزند حضرت صادق- ع- و مزار مطهّرش علاقه عجيبى دارند. آنان آجرهاى بناى تخريب شده و درب آجرچين شده مزار را عطرآگين كرده بدان گلاب مىپاشند، اين حالت براى زائران و ديداركنندگان كاملًا محسوس و ملموس است. (تصوير شماره 29)
احد
احد يادآور دلاوريها، جانبازيها و نستوهىهاى پيامبر وياران او است. حادثه نبرد احد كه در منابع تاريخ به تفصيل آمده است، درسآموز است و تنبّهآفرين. اكنون زائران از آباديها، شهرها، كشورها، گروه، گروه با آهنگى ديدنى با وسائل مختلف به پاس آن رادمرديها و راستقامتيها به احد مىروند و گروه گروه در پس پنجرههاى آهنين (كه گفته مىشود اين پنجرهها بخشهاى تشكيل دهنده ضريح آهنين ائمه بقيع- عليهم السلام- بوده، و به ديده برخى ديگر احتمالًا پنجرههاى ضريح شهداى احد) با چشمانى اشكبار با شهيدان راز مىگويند و پيمان استوارى بر راه، با آنان مىبندند.
مزار شهيدان در زمينى مسطّح بين سلسله كوههاى احد و جبل الرماة است، اين كوه كه اينك بسى كوچكتر از اصل مىنمايد همان موضعى است كه ديدهبانان در جنگ احد بر آن استقرار يافته بودند تا هجوم ستيزهجويان شركانديش را گزارش كنند، اكنون كه ارتفاع آن اندك شده است، گروههايى از زائران بر آن فراز مىآيند و زيارت مىخوانند و با شهيدان زمزمه مىكنند. ياد حمزة بن عبدالمطلب در آنجا قلبها را
مىلرزاند. نستوه مردى كه سرور شهيدان و شير بيشه رزمآوران و پيشتاز و نستوه ستمديدگان نام داشت؛ و سينه پرسوز ستبرش با چنگال تجسم پليدى و شقاوت شكافته شد و خون مطهرش زمين را لالهگون كرد. اكنون زائران چون در پس پنجرههاى آهنين قرار مىگيرند و يا از فراز «جبل الرماة» در چشماندازشان قبر افتاده بر تابشهاى آفتاب را در اوج مظلوميت مىنگرند، خاطرههاى هيجانبار آن چهره گلگون كه مظهر شرف بود و بر ستيغ شجاعت، دلهايشان را مىلرزاند. و چون او را با عنوان برترين شهيدان و شير خدا و رسول فرياد مىزنند اشكها بر گونهها مىغلطد. و چه زيباست لحظاتى كه تو با واژههاى زيباى زيارت او و شهيدان؛ بين او و رسول اللَّه پيوند مىدهى و جايگاه رازگويانه و ملتهب و تضرّعآميز خود را از سر سوز با آنان زمزمه كنى و آرام، آرام همراه ديگرانى كه به شوق ديدار دوست بدانجا آمدهاند مىخوانى:
«بابى انت و امّى أتيتك مُتَقرّباً الى اللَّه عزّوجل بزيارتك و متقرباً الى رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله بذلك و ...».
پاسداشت اين خاطره دل را از شوق آكنده مى سازد. فراتر از اين، اين سرزمين چون از سر معرفت بدان در نگريسته شود، درس شهامت، استوارى و نستوهى مىدهد.
به گفته زائرى مصرى:
اين جا شهادتگاه احد است، در جاى جاى اين مكان انسانهاى مجاهد و فداكار خفتهاند. انسانهايى كه آشنايى با زندگى آنها مىتواند سرمشق خوبى براى ما باشد.
به گفته زائرى هوشمند:
«احساس شخصيت هر انسان، بسته به فرهنگ و پيشينه تاريخى و ريشهاى است كه در اعماق تاريخ و فرهنگ بشرى و الهى دارد، بازديد از اين اماكن، به انسان اين احساس را مىدهد كه پيرو مكتبى است با سابقهاى ممتد و درخشان و پشتوانهاى از حماسه و ايمان و عشق و فداكارى. اين احساس، انسان را به اصالتهاى خويش آگاه و متكى مىكند، احساس شخصيت فرهنگى و تاريخى سبب مىشود انسان كمتر مرعوب فرهنگهاى بيگانه شود».
و تو اگر اندكى درنگ كنى و با اين راهيان ديار دوست سخن بگويى، و احساسها و داوريهايشان را بشنوى به وجد مىآيى و بر آگاهى امت محمّدى درود مىفرستى، نمونه ديگرى را بياوريم و بگذريم، خواهرى كه سخت مجذوب فضاى معنوى اين ديار قرار گرفته است مىگويد:
«كسى كه احد بيايد و داستان فداكارى خانم نصيبه بنت كعب را بشنود، هيچگاه به افراد ديگر اقتدا نمىكند و به دنبال مد و مدپرستى نمىرود، نصيبه در احد به عنوان امدادگر شركت كرد، در كنار او پسرانش نيز در جنگ حاضر بودند، پسرانش شهيد شدند، و خودش از معدود پاسدارانى بود كه در كنار على- ع- از رسول اللَّه محافظت كرد».
فرصت تنگ است و قافله آهنگ رحيل دارد، زائران اشكها را از چهره مىسترند و پس از پاسداشت خاطره جاويدان شهيدان به سوى اتوبوسها برمىگردند، تا از فرصتهاى كوتاه ديگر بهره گيرند و با كولهبارى از معرفت و عرفان به ديارشان بازگردند. (تصوير شماره 30)
مسجد قبا
مسجد قبا پس از مسجد النبى، پرارجترين مساجد مدينه است، اين مسجد كه به تصريح قرآن كريم بر پايه تقوا بنياد نهاده شده، اوّلين مسجدى است كه به دستور پيامبر و همت صحابيان در مدينه ساخته شد. پيامبر مرتب به منطقه قبا مىآمد؛ به مردم سر مىزد و در اين مسجد نماز بجا مىآورد و مىفرمود:
دو ركعت نماز در اين مسجد ثواب يك عمره را دارد.
مسجد قبا در اين ايّام، هزاران هزار زائر را به خود مىخواند؛ مسجد قبا اكنون و پس از بازسازيها و توسعه متعدد، شاهد بزرگترين توسعه است. در اين بازسازى، مسجد قبا از حدود (1332 متر مربع) آخرين بازسازى آن به 6000 متر مربع رسيده است.
در اين بازسازى مسجد داراى 56 گنبد كوچك و 6 گنبد بزرگ و 4 مأذنه است به
ارتفاع 42 متر.
در گوشه مسجد كتابخانهاى بنا شده و نيز جايگاهى براى تعليم قرآن نونهالان به سبك سنّتى. در اطراف آن خانههايى براى امام مسجد، مؤذّن و خادمان و نگهبانان آن ساخته شده است.
قبا در شكل امروزين آن بسيار زيبا، بزرگ و باشكوه است، اما متأسفانه از جايگاه اصل مسجد در اين مجموعه هيچ نشانهاى نيست، در تمام بازسازيها عملًا نشانهها و هويت تاريخى و مكتبى ناديده گرفته شده، از بين مىرود حال آنكه حراست از مكانهاى تاريخى و نشانههاى آن روزگار كه بار صدها خاطره تلخ و شيرين را به دوش دارد امرى لازمبوده وحفظ آن درعين بازسازى كاملًا امكانپذير است. (تصوير شماره 31)
ديدگاهها
حضور عالمان، فقيهان و متفكرّان در حج، فرصت شايستهاى است براى بهرهورى از دانش آن بزرگواران؛ در جهت تبيين معارف و حقايق حج و نمودن رازها و رمزهاى اسرار اين مراسم بزرگ الهى. در اين بخش، از محضر عالمان بزرگوارى در جهت آشنايى با معارف حج و بهرهگيرى از ديدگاهها آنان درباره اين مراسم بهره بردهايم.
س: متشكريم از شما كه اين فرصت را در اختيار ما قرار داديد. به عنوان اولين مطلب بايد عرض شود كه حج داراى ابعاد مختلفى است و يكى از بعدهاى آن، تبادل انديشه و آراء مختلف در طول برگزارى اين مراسم است. فعاليتى كه ائمه اطهار هم در همين موسم به آن مىپرداختند. اگر ممكن است ضمن بيان تاريخچه اين تبادل، به آثار آن در رشد معارف اسلامى اشاره فرماييد.
آيةالله مصباح يزدى: در اينجا بد نيست يك بحث تحليلى داشته باشيم. يك وقت مىخواهيم فقط سيره پيامبر اكرم- ص- و ائمه اطهار- عليهمالسلام- را بررسى و تعبداً پيروى كنيم- كه البته كار درستى هم هست- ولى يك وقت با توجه به تعليمات قرآن كه همواره دعوت به تأمل و تفكر و تعقل مىكند- علاوه بر اين كه بايد رفتار
معصومين- عليهمالسلام- را سرمشق كار خودمان قرار دهيم- مىبايست در مورد آن فكر كنيم، از حكمتهاى آن آگاه شويم و با استفاده از آن حكمتها، سعى كنيم كار را بهتر انجام دهيم. بطور كلى قرآن به ما مىفرمايد كه خداى متعال در مناسك حج منافعى براى مردم در نظر گرفته و مسلمانها با آمدن به اين مكان مقدس و انجام مناسك منافعى خواهند داشت. اين منافع خيلى عام است و حتى شامل منافع مادى و اقتصادى هم مىشود ولى با توجه به اينكه اهداف والاى اسلامى در چارچوب ماديات محدود نمىشوند و فراتر از مادياتند، از اين ديدگاه، منافع بسيار وسيعتر و والاتر خواهند بود.
اين شامل منافع مادى است كه در اين دنيا نصيب ما مىشود و منافع فوق مادى و فوق دنيوى هم هست كه زمينه آنها بايد در اينجا فراهم شود.
يكى از منافع اجتماعى ما در اين عصر كه در فرصت حج بيشتر از هميشه مىتوانيم آن را تأمين كنيم، منافع سياسى است. براى يك جامعه زنده، منافع سياسى ارزشى كمتر از منافع اقتصادى ندارند، بلكه منافع اقتصادى بعد از تأمين منافع سياسى قابليت تأمين پيدا مىكند. اگر ما نتوانيم در دنيا موضع سياسى صحيحى اتخاذ كنيم و روابط سياسى صحيحى با آنها برقرار كنيم و نتوانيم موضع صحيحى در برابر دشمنان اسلام بگيريم، نه مىتوانيم هويت خودمان را حفظ كنيم و نه فرهنگمان را. كليد همه اينها اين است كه سعى كنيم سياست صحيحى داشته باشيم و موضع خودمان را در برابر قدرتهاى دنيا مشخص كنيم.
در هدف به هيچ وجه نمىتوان مجامله كرد، ممكن است تاكتيكها در عمل اقتضا كنند كه ما مخفىكارى كنيم و روش كار را صريحاً اعلام نكينم ولى هدف به هيچ وجه نبايد كتمان شود. حركتى هم كه با هدفِ روشنى نباشد، كوركورانه خواهد بود و چنين حركتى كه هدف مشخص ندارد براى دشمنان هم قابل درك نيست. طرف مقابل ما اگر بخواهد بشناسد و مبارزه كند بايد هدف ما روشن و مشخص باشد. تشخيص هدف براى خود ما و بعد بيان صريح هدف، شيوه همه انبيا و اوليا بوده است.
بعد از شناختن اهداف، راههاى رسيدن بايد شناخته شوند. وقتى حج جايگاهى
براى همه منافع انسانها است، منافع اسلامى و سياسى را هم شامل مىشود و با توجه به اهميت منافع سياسى بايد به آن اولويت داد. امروز در دنيا علاوه بر اين كه مذاهب و مكاتب مختلف اقتصادى، سياسى و فلسفى وجود دارند، دشمنى آشكارى از طرف تمام دولتهاى جهان بر عليه اسلام به چشم مىخورد و روزبروز هماهنگى سران كفر عليه اسلام بيشتر آشكار مىشود.
جرياناتى كه امروز در هر جاى دنيا عليه مسلمانان اعمال مىشود؛ از بوسنى و هرزگوين گرفته تا تاجيكستان، هندوستان و جاهاى ديگر، كاملًا نشان مىدهند كه دولتهاى استكبارى، از كارهاى مخفى دست برداشته و صريح و آشكار به معاضده با اسلام پرداختهاند. ما در مواجهه با چنين وضعى اگر بخواهيم با ابزارهاى عادى و درونى كشور خودمان اهدافمان را بيان كرده و براى ارتباط با مردم دنيا از همان راههاى محدود ارتباطى داخل كشورمان استفاده كنيم هرگز صداى ما به هيچ جاى دنيا نخواهد رسيد و حتى همسايگان ما از اهدافمان مطلع نخواهند شد، براى اين كه وسايل تبليغاتى جهانى و رسانههاى گروهى در دست دشمن است. اگر كسى بگويد كه اكثريت قريب به اتفاق رسانههاى گروهى و تبليغاتى تمام دنيا در دست دشمنان اسلام است، بيجا نگفته است. اينها با انواع تبليغاتى كه دارند و استفاده از شيوههاى مختلف علمى موفق مىشوند كه مردم دنيا را نسبت به اسلام و جمهورى اسلامى بدبين كنند كما اين كه متأسفانه در بسيارى از جاها موفق شدهاند.
يكى از بهترين جاها و بهترين زمانهايى كه ما مىتوانيم براى تبيين اهداف و تفكراتمان از آن استفاده كنيم، ايام و مكان حج است.
اينجا جايى است كه امنيت اسلامى دارد و كسانى كه خود را خادم حرمين مىنامند ناچارند كه اين امنيت را حفظ كنند. بزرگترين امتياز كعبه و مسجدالحرام، همين مسأله امنيت است. اين امنيت را خداوند متعال از هزاران سال پيشتر براى ما تأمين كرده و كسانى كه اين مكان را در دست دارند هم ناچارند تا حد ممكن اين امنيت را حفظ كنند.
ما بايد از اين امنيت خدادادى استفاده كنيم. متأسفانه اين امنيت درست حفظ نشد ولى همين اندازه محدود هم فرصت بسيار مغتنمى را به وجود آورده است و بايد از آن حداكثر استفاده را كرد.
به خاطر داريد كه حضرت امام- ره- در همان سالهاى اوايل انقلاب تأكيد كردند كه حج به هر قيمتى بايد برگزار شود، عليرغم جنگ چند ساله كه تمام امكانات صرف آن مىشد، بهترين «حج» هاى تاريخ ايران را در همان سالها برگزار كرديم. به اين وسيله ميليونها دلار پول ما از كشور خارج مىشد ولى اهميت جنگ باعث كم كردن امكانات حج نشد؛ چرا كه اهداف ما در دفاع و جنگ، براحتى در حج نيز تأمين مىشد. اينجا ملتهاى ديگر توجيه مىشدند كه ماهيت جنگ ما، چه بوده و چگونه بر ما تحميل شده و تبليغات سوء جنگ طلب بودن ما به همين ترتيب خنثى مىشد.
بنابراين، هم از نظر عقلى و هم بنابر اشارتى كه در قرآن كريم موجود است ما بايد از مراسم حداكثر استفاده را بكنيم.
حالا با اين بينش كلى كه نسبت به حج داريم، اگر به سيره ائمه اطهار- سلاماللّه عليهم- توجه كنيم، خواهيم ديد كه آن بزرگواران چه شيوههاى متقن و تدبيرهاى صحيحى انديشيده بودند و شيعيان را تعليم مىدادند و از فرصتهاى استثنايى ايام حج، استفاده مىكردند.
در روايات بخشى داريم با اين مضمون كه تمامى حاجيان بايد با امامشان ملاقات كنند. روايات زيادى به اين مضمون وجود دارد و ائمه- عليهم السلام- بدين وسيله شيعيان خود را به اين نكته تشويق مىكردند كه در ايام حج فقط به انجام مناسك توجه نكنند بلكه به مدينه بيايند و به زيارت پيامبر اكرم- ص- مشرف شوند، اهل بيت و ائمه را در مدينه ملاقات كنند و در اين ملاقاتها همه چيز ميسّر است؛ اعم از آموزش عقايد و حفظ آنها از التقاط و انحرافها. بد نيست عرض كنم كه در آن زمان هم عقايد و مكاتب انحرافى زيادى وجود داشتند كه تصحيح آنها توسط ائمه اطهار- عليهمالسلام- انجام مىگرفت.
در آن جا، هم احكام دينى تعليم داده مىشد و هم مسائل سياسى و تاكتيكهاى لازم مشخص مىشد. اين كارى بود كه در زمان ائمه اطهار تا سرحد امكان انجام مىگرفت. كسانى در اطراف بلاد اسلامى بودند كه دسترسى به امام نداشتند و نمىتوانستند معارف اسلامى را فراگيرند و ايام حج بهانهاى بود براى اقامت در مدينه يا در خود مكه هنگام انجام مناسك، كه خدمت ائمه برسند و مشكلاتشان را بيان كرده و از نظرات ارزشمند آنان استفاده كنند.
بسيارى از بحثها، گفتوگوها و مناظرات مهم در مسجدالحرام صورت مىگرفت؛ بويژه مناظراتى كه با زنادقه صورت مىگرفت. به همين دليل است كه حجاج بايد قبل، در حين يا بعد از مراسم حج خدمت امامشان برسند و اين را متمم حج معرفى كرده و گفتهاند كه اگر حاجى مناسكش را انجام بدهد و اين كار را نكند حجش تمام نيست، اين در واقع يكى از مصاديق همان منافع است. بزرگترين منفعت يك جامعه ارتباط با رهبر است. علاوه بر اين كه غالباً ائمه، در حال تقيه زندگى مىكردند و اصلًا برقرار كردن ارتباط با آنها ممنوع بود و مردم نمىتوانستند آشكارا تماس بگيرند. ولى در حج اين سانسور قابل اعمال نبود، در مسجدالحرام و حرم امن الهى، كسى نمىتوانست جلوگيرى كند. اگر حجاج در مدينه نمىتوانستند خدمت ائمه برسند (با اينكه مدينه نسبتاً دچار سانسور كمترى بود)، خود ائمه اطهار سعى مىكردند در اين ايام در مراسم حجّ باشند تا مردم، در آن جا آنها را زيارت كنند.
يكى از نكتههايى كه ما مىتوانيم از سيره ائمه بياموزيم اين است كه امام باقر- ع- فرموده بودند: بعد از وفات من تا سالها برايم در منى عزادارى كنيد؛ چرا كه اگر در مدينه، عزادارى صورت مىگرفت ممكن بود محدود به خانه و مسجد بشود يا توسط حكومت از انجام آن جلوگيرى شود. اما منى جاى وسيع و گستردهاى است كه همه حجاج در آن جمعند (حتى در مسجدالحرام نيز اين موقعيت نيست). اما دليل اين كه چرا عزادارى كنند، اين است كه اثبات مظلوميت ايشان بشود.
اين كه اينها بچههاى پيغمبر بودند و مىبايست بسيار به آنان احترام مىشد ولى
اين طور با آنها رفتار و آنها را مظلومانه مسموم و شهيد كردند، اثر بسيارى در ميان همه مسلمانان داشت و در شناساندن ائمه اطهار، مكتب آنها و شيوه رفتارشان تأثير فراوان داشت. همه اينها براى ما درس است كه اگر دست ما از همه چيز كوتاه شود از اين نعمت بزرگ الهى يعنى مناسك حج و از حرم كه امنيت دارد، بايد استفاده كنيم و بهترين بهرههار ا ببريم. بديهى است كه بزرگترين اهدافى كه ما در مكتب اسلام داريم، اهداف فرهنگى- سياسى است. تا عقايد و انديشههايمان تحكيم نشود و گسترش پيدا نكند و مسلمانها در حول محورهاى اصلى دين با هم اتحاد پيدا نكنند، هيچ وقت منافع ديگرشان تأمين نخواهد شد.
اين اهداف بايد براى همه مسلمانها در ايام حجّ مشخص شود، مشخص است كه همه دنيا عليه اسلام و جمهورى اسلامى تبليغ مىكنند تا قيافه اسلام و بويژه اسلام انقلابى كشور ما را مشوّه جلوه بدهند.
ما هر روز در اينجا با برادرانى از اهل تسنن مواجه مىشويم، كه از بديهىترين عقايد ما اطلاع ندارند و با اين كه سالها با نوشتن كتاب و مقاله، سخنرانى و استفاده از راديو و تلويزيون تبليغ كردهايم، هنوز اين برادران همسايه ما تهمتهايى را كه در طول قرون متمادى به شيعه زده شده است، باور دارند و تصور مىكنند كه مثلًا شيعه، على- ع- را از پيامبر- ص- بالاتر مىداند! يا العياذ بالله مىگويند كه شما معتقديد جبرئيل خيانت كرده و وحى را كه قرار بود به على- ع- نازل كند، بر محمد- ص- نازل كرده است! و ما با هزار زحمت مىگوييم اينها دروغ است. وقتى در زمينه عقايد ما چنين سمپاشيهايى مىشود، چطور انتظار داريم كه مسلمانها به عقايد ما دل ببندند. آنها تصور مىكنند كه در اصلىترين پايههاى دين ما انحراف وجود دارد، پس چطور مىتوانند با ما همدلى و همفكرى داشته باشند؟ هيچ موقعيتى بهتر از اين نيست كه با برادران اهل سنت روياروى بحث كرده و هرگونه شبههاى را از ذهن آنها رفع كنيم.
خلاصه عرايضم اين شد كه مهمترين منافع ما، منافع فرهنگى و سياسى است و دشمن در هر جبههاى با تمام نيرو به مبارزه با ما برخاسته است و نيروهاى ما در داخل
كشور كفايت مبارزه با اينها را نمىكند، لذا بايد از فرصتهاى به دست آمده در خارج كشور استفاده كنيم و با اينها برخورد داشته باشيم و افكار و انديشههايمان را به آنها منتقل كنيم. اين چيزى است كه هم با دليل عقلى اثبات مىشود و هم مىتوان از روش و سيره ائمه اطهار- عليهمالسلام- آن را استنباط كرد.
س: مسأله برائت از مشركين چه پايگاهى در مبانى عقيدتى دارد و اساساً فلسفه آن چيست؟
آيةالله مصباح يزدى: بد نيست كه اوّل اين پديده اجتماعى را از نظر روانشناسى اجتماعى و جامعهشناسى مورد توجه قرار دهيم. بايد ديد اين حركت و مشابه آن در جامعه با چه انگيزهاى صورت مىگيرد و چه تأثيراتى دارد؟ بطور اختصار، اين حركت يك كار تبليغاتى و يك فعاليت اجتماعى است كه افرادى با اظهار عقايد و انديشههاى خودشان ديگران را تحت تأثير قرار مىدهند، به كسانى كه همفكر خودشان باشند جرأت اظهار نظر و فعاليت مىبخشند و غير همفكرها هم بر اثر اين حركت، جذب مىشوند و فوايد بسيار ديگرى دارد كه از مباحثِ علمىِ قابل طرحند.
بهترين دليل تأثير اين كار را مىتوان مخالفت دشمنان با چنين حركتهايى در طول تاريخ دانست، اگر چيز مفيدى براى ما نبود آنها اينقدر تلاش نمىكردند كه چنين كارى انجام نگيرد. بنابراين از نظر عقلى يك حركت مفيد، سازنده و مؤثر اجتماعى است و ما هم بايد از چنين فرصتهايى استفاده كنيم.
اما در مورد پايگاه دينى و عقيدتى اين عمل، بايد بگويم كه به نظر بنده بهترين آيهاى كه در قرآن كريم مىتواند مبناى اين حركت و حركتهاى مشابهى از اين قبيل باشد، آيهاى است كه در آن، خداوند مؤمنين را ترغيب مىفرمايد كه به حضرت ابراهيم و ياران آن حضرت تأسّى كنند و مورد تأسى را همين اظهار برائت قرار مىدهد.
در سوره ممتحنه آيهاى كه مىفرمايد: «شما بايد از ابراهيم و ياران او پيروى كنيد و آنها را در اين جهت اسوه و الگوى خودتان قرار دهيد».
ملّت ابراهيم براىما بسيار محترم است و در قرآن كريم آياتى كه حضرت
ابراهيم و امت ايشان را به عنوان اسوهاى براى پيامبران و بندگان معرفى مىكند هم زياد است ولى در اين آيه نوع كارى كه ما بايد از آنها يادبگيريم نيز معرفى شده است. و آن اين است كه حضرت ابراهيم علىرغم فشارهاى شديدى كه در محيط خود متحمّل مىشد، تا آنجا كه حتى ايشان را به آتش انداختند، با اين حال صراحتاً هدف اصلى خود را اعلام مىكرد و اظهار تبرى از رفتار و شيوه بتپرستان مىكرد. و در اين جهت هيچ مجادله و مداهنهاى روانمىداشت. اين محور اصلى كار بود و صريحاً مىگفت: «ما از شما بيزاريم». و بالاتر از اين مىفرمود: «تا شما به خداى واحد ايمان نياوريد همواره دشمنى بين ما وجود خواهد داشت و اين اختلاف ما آشتىبردار نيست». اين مشى حضرت ابراهيم كه با صراحت و بدون هيچ مجاملهاى خطاب به بتپرستان و مردم ستمگر و گروه مستكبر اهدافشان را بيان مىفرمودند، همان رفتارى است كه قرآن مىفرمايد بايد از حضرت ابراهيم بياموزيم، بايد صريحاً بگوييم كه ما از شما بيزاريم و با شما آشتى نمىكنيم تا پيرو حق شويد. اين جنگ ما و اختلاف ما هرگز آشتى بردار نخواهد بود. به نظر بنده از آنجا كه در آيات متعددى اسلام به عنوان دين حضرت ابراهيم معرفى شده و اصلًا اسلام نامى است كه ابراهيم به اين آئين داده و خودش را مسلم ناميده و به فرزندانش سفارش كرده كه مسلم باشيد و در دعايش هنگام بناى خانه كعبه گفته است كه: «خدايا من و فرزندانم را مسلم قرار بده»، همه اينها اقتضا مىكنند كه ما به اين رفتار حضرت تأسى كنيم. حالا ما هستيم و اين دستور صريح قرآن كريم، چه جايى و چه زمانى را براى تأسى بايد انتخاب كنيم؟ در دنيا هيچ جايى مثل كعبه نداريم كه انتساب مستقيم به حضرت ابراهيم داشته باشد و ايام و زمانى هم مناسبتر از موسم حج (كه پايهگذار آن حضرت ابراهيم است) نداريم. بهترين رفتار هم همان مجموعه رفتارى است كه او دعوت كرده؛ يعنى سلسله اعمال حج. خود قرآن هم تصريح دارد كه در همين عمل بايد از حضرت ابراهيم پيروى كنيد. چه دليلى محكمتر و قوىتر از اين براى انجام وظيفه برائت از مشركين وجود دارد؟
س: با توجه به سوابقى كه جناب عالى در مواجهه و پاسخگويى به شبهات
مراجعين خارجى در بعثه مقام معظم رهبرى داشتهايد، اگر خاطرات يا مطلب شنيدنى در اين زمينه داريد بفرماييد.
آيةالله مصباح يزدى: حقيقت اين است كه هر روز در برخوردهايى كه با زائران مسلمان ساير كشورها داريم، خاطره جديد و بىمانندى پديد مىآيد كه با ضبط آنها، مجموعه مفيد و آموزندهاى به وجود خواهد آمد. دو سال پيش، يعنى در اولين بعثهاى كه رهبر معظم انقلاب حضرت آيةالله خامنهاى فرستاده بودند، يكى از برادران بوسنيايى با همين آقاى عزت بگوويچ كه آن موقع گويا معاون رئيس جمهورى بود، با يكى از اساتيد دانشگاه در كنفرانس حج آن سال شركت كردند و آن آقا سخنرانى كرد و راجع به مسأله يوگسلاوى و خطراتى كه مسلمانها را تهديد مىكرد، سخن گفت. اگر واقعاً به مطالبى كه در آن زمان گفته شد، توجه مىشد و ما هم مىتوانستيم با همكارى هم حركتى كنيم، شايد امروز شاهد مصيبتهاى وارده بر مسلمانان بوسنيايى نبوديم. متأسفانه آن شناختى را كه مسلمانان مىبايست از وضع يوگسلاوى سابق داشته باشند نداشتند و خطرات تهديد كننده آن زمان را كه حالا بروز كرده است نمىشناختند، در نتيجه رفتارى كه شايسته بود صورت نگرفت. حالا به دليل قصور يا تقصير، امروز خلع سلاح مسلمانان در مقابل كفار و نابودى صدها تن از آنان را شاهديم اين خاطره تلخى است كه از آن زمان به يادم مانده است، چيزى كه آن روز تلخى آن را درك نمىكرديم. حالا مىفهميم كه توجه نكردن به مسائل مسلمانها چه نتيجهتلخى مىتواند داشته باشد. مشابه اين مسأله را سال گذشته برادران مسلمان آسياى ميانه، مطرح كردند. بنده هيچ وقت فكر نمىكردم كه تاجيكستان به چنين وضعيتى مبتلا شود و مسلمانان اينطور تحت فشار قرار گيرند، چون اوايل استقلال تاجيكستان همه چيز به نظر روبراه و مناسب مىآمد.
خصوصاً شروع حركت اسلامى در آن جا كه همراه با احياى مدارس و كتابخانهها بود، به خوبى پيش مىرفت و چه بسا اگر مسلمانها به اين مشكلات آگاهى پيدا كرده و توجه مىكردند، مىشد خيلى از آنها را حل كرد. بايد حدس زد كه ممكن است در آينده هم مسائلى براى مسلمانان پديد بيايد، پس بايد از آنها آگاه باشيم و حتّى الامكان از منابع
نزديك، كم واسطه يا بىواسطه كسب خبر كنيم و هر عملى كه مىتوانيم به مقتضاى آن اطلاعات، انجام دهيم.
س: متشكريم از شما كه اين فرصت را در اختيار ما قرار داديد.
آيةالله مصباح يزدى: اميدواريم كه خداوند به شما و ما يارى بدهد كه در راه شناساندن صحيح اسلام تلاش كنيم و در راه تحقّق بخشيدن اهداف اسلام، از هرگونه تلاشى كه از دستمان برمىآيد بويژه تلاشهاى فرهنگى مضايقه نكنيم.
س: به نظر جنابعالى پيدايش وهابيّت چه تأثيرى بر كل جهان اسلام بويژه بر جريانات اسلامى دارد؟
ج: هركس تاريخ پيدايش وهابيت را خوانده باشد، مىداند كه اين مسلك در قرن دوازدهم هجرى پس از آغاز دعوت توسط محمد بن عبدالوهاب و پشتيبانى خاندان آل سعود از آن، عمدتاً زير پوشش سياست انگليس گسترش پيدا كرد تا اينكه سرانجام بخش عمده جزيرةالعرب از جمله حرمين شريفين را فراگرفت؛ يعنى آن را زير سلطه آل سعود درآورد. غرض عمده از حمايت انگليسىها از اين حركت ايجاد افتراق بين مسلمانهاى داخل حكومت عثمانى و تضعيف قدرت خلافت اسلامى بود كه مسلماً از علل عمده فروپاشى اين خلافت در قرن 14 هجرى و جداسازى حجاز و حرمين شريفين از محدوده خلافت بود.
اما هدف ديگر، مبارزه فرهنگى با مبانى اسلام و تهى كردن مفاهيم اسلام از پشتوانه عقلى و استدلال بود كه اين هدف به وضوح در كتابهاى محمد بن عبدالوهاب و كليه آثار وهابيت موجود است كه فقط بر ذكر آيات و احاديث و عمدتاً احاديث مبتنى است و هيچگونه استدلال عقلى در آن ديده نمىشود.
نتيجه آنكه وهابيت اولًا باعث شكاف سياسى در داخل قلمرو خلافت عثمانى و مآلًا سبب انقراض آن گرديد. ثانياً باعث پيدايش يك نوع اسلام تهى از استدلال عقلى و
اسلام سطحى شد. ثالثاً مسلمانان را به تسليم محض در قبال حاكمان سعودى وابسته به آمريكا قرار مىدهد. رابعاً هركجا وهابيت قدم مىگذارد به لحاظ مخالفت با مذاهب اسلامى موجود در آن مكان، باعث اختلاف بين مسلمين مىگردد و امروز مانع اصلى در راه تقريب مذاهب اسلامى در جهان اسلام وهابيت و حكومتهاى استعمارى و استبدادى است.
س: عنوان سمينار امسال شما مسأله «حج» و «تقريب» است، بين اين دو مفهوم چه نوع كارى در زمينه وحدت مىتواند انجام شود؟
ج: پيداست كه حج يكى از اسباب مهم وحدت مسلمين است. مراسم حج عمدتاً بر وحدت فرق اسلامى پايهگذارى شده است. مسلمانها با اختلاف در رنگ و پوست و مليّت و زبان و مذهب همه يك نوع مراسم توحيدى محض را با كيفيت واحد و آداب و اذكار واحد انجام مىدهند.
بنابراين رابطه ميان حج و تقريب طبيعى است و مناسب ديده شد كه امسال سمينار حج و تقريب با هم برگزار گردد و مسائل مورد بحث هم مشترك ميان حج و تقريب است.
س: صرفنظر از بحثهاى تئوريك درباره وحدت، آيا راه حل عملى خاصى براى ايجاد وحدت وجود دارد؟
ج: بلى راه حل عملى شناخت مذاهب اسلامى توسط پيروان يكديگر است؛ يعنى هر يك از مذاهب، مذهب ديگر را آنطور كه هست بشناسند تا پى ببرند كه اختلاف در اصول مشترك اسلام وجود ندارد و اختلافات فرعى و جانبى است و در درجه دوم اهميت است، اگر مسلمانها تصميم بگيرند روى مشتركات بيش از موارد افتراق تكيه كنند، اين خود تقريب عملى است.
اهتمام مسلمين به مسائل مهم جهان اسلام؛ مانند مسأله بوسنى و هرزگوين و مسأله فلسطين و امثال آن، خود گامى عملى در راه وحدت و تقريب است.
س: شنيده شده كه مجمع تقريب مذاهب اسلامى نتوانسته اعضاى فعالى را در
جهان اسلام جذب كند، به نظر جنابعالى چه عواملى سبب چنين امرى شده است؟
ج: البته ما ادعا نداريم كه مجمعالتقريب آنطور كه انتظار داشتيم به اهداف خود دست يافته است امّا گامهاى مهمى در راه وصول به اهداف برادشته است كه اهم آنها تأسيس دانشگاه مذاهب اسلامى است كه در دست اقدام است. قدمهاى مجمعالتقريب عمدتاً به آينده نظر دارد و تدريجاً به نتيجه مىرسد.
يكى از مشكلات عمده در جلب اعضاى فعال، عدم اطلاع از گرايشهاى سياسى افراد است؛ زيرا در پذيرش اعضاى مجمع عمومى، شرط كردهايم كه فكر تقريبى داشته باشند و به قدرتهاى استعمارگر تمايل نداشته باشند و شناسايى اين قبيل افراد بايد بااحتياط و دقت انجام گيرد. در عين حال افرادى را كه مجمعالتقريب با آنها رابطه برقرار كرده است، كم نيستند.
س: روشنفكران و عالمان كداميك از كشورها بيشترين همراهى را در امر تقريب دارند.
ج: روشنفكران بيشتر جلب مجمع التقريب مىشوند به شرطى كه از اصول اسلام كاملًا با خبر باشند. معمولًا عالمان مذاهب تقويت مذهب خود را بر گرايش به اصل اسلام مقدم مىدارند و به تعبير ديگر هر كدام اسلام را همان مذهب خود مىدانند و ديگران را منحرف از اسلام دانسته و تقريب را به بن بست مىرسانند.
عناصر تقريبى علماى روشنفكر و واقعبين هستند و الحمدلله در جهان اسلام فراوانند و بايد شناسايى شوند.
س: برگزارى نماز جماعت در مسجدالنبى و مسجدالحرام سمبل وحدت است. بنظر شما چه تفاوتهايى در اقامه نماز بين شيعه و سنى وجود دارد و تا چه مقدار قابل رفع و رجوع است؟
ج: تفاوت ميان نماز شيعه و اهل سنت در چند مورد است كه با فتواى حضرت امام- قدس سّره- و ساير مراجع قابل اغماض است؛ يعنى شيعيان با صرفنظر از آن تفاوتها مىتوانند در نمازها شركت نمايند و چند سال است عملًا شركت مىكنند و بسيار
جالب است. منتها بايد به اين نكته توجه شود كه بنابر فتواى امام، شيعيان به همان نماز اكتفا مىكنند و اعاده ندارد.
س: دقيقاً منظور شما از «تقريب» چيست؟
ج: مراد از تقريب مذاهب اين است كه علماى هر مذهب درباره مذاهب ديگر مطالعه كنند تا معلوم شود كه همه آنها در اصل اعتقادات يعنى اعتقاداتى كه اسلاميت يك مسلمان بدانها بستگى دارد، شريكند و آنچه در آن اختلاف دارند ملاك مسلمان بودن نيست، بلكه ملاك پيروى از مذهب خاص است. ما با تحقيقى كه تاكنون كردهايم مىتوانيم اجمالًا هفت مذهب را نام ببريم كه در اصول اسلام مشتركند. اين هفت مذهب عبارتند از:
چهار مذهب اصلى اهل تسنن (حنفى، مالكى، شافعى، حنبلى)، اباضيه، شيعه دوازده امامى و شيعه زيدى. اينها تصورشان درباره قرآن و پيامبر ص- و كليات اعمال عبادى، مشترك است و ملاك اسلاميت و اخوّت اسلامى هم همين است و اين مطلب را كه ملاك اسلاميت است، هم اهل تشيع مىگويند و هم اهل تسنّن.
پس مذاهب فوقالذكر در آنچه شرط اسلاميت است، اشتراك دارند و همه مسلمانند و اختلافات جوهرى در بين نيست؛ بلكه اختلافات بر سر مسائل جانبى است كه ملاك اسلاميت نيست. حتّى اختلاف در امامت هم اختلاف در اصول دين نيست، لذا از ابتدا هم به ما ياد دادهاند كه اصول دين سه تا است و اصول مذهب دو تا، اصول دين را از اصول مذهب جدا كردهاند. بعد از رسيدن به اصول (مرحلهاى كه همه در اسلاميت مشتركند) اگر مايل بودند، مىتوانند با هم بحث كنند تا به دلايل يكديگر پى ببرند و قطعاً اگر اين تقريب مذهبى منتهى به وحدت سياسى، اقتصادى و ... هم بشود خيلى خوب است و چه بسا سعى كردن بر ايجاد وحدت در اين ابعاد، خود از بهترين راههاى رسيدن به تقريب باشد.
س: مسلماً نتيجه در جهت وحدت اسلامى خواهد بود ولى آيا منظور شما از اين وحدت، رسيدن به يك حكومت، يك پرچم و يك واحد سياسى است؟
ج: نه، معناى سخن من اين نيست كه بايد يك حكومت باشد. اين حرف هم عملى نيست و هم موجب مىشود حساسيتهاى زيادى برانگيخته شود. مطلقاً چنين نيست. معناى وحدت سياسى اين است كه ممالك اسلامى، جهت سياسى واحد داشته باشند. ما معتقديم كه حكومتهاى اسلامى بايد يك نوع وحدت سياسى و وحدت اقتصادى يا به قول بعضى، بازار مشترك داشته باشند. بلى مآلًا بايد به آنجا برسيم، اما معنايش آن نيست كه ما حدود جغرافيايى كشورها را به هم بزنيم و سعى كنيم كه همهحكومتها را از بين ببريم تا يك حكومت وجود داشته باشد. اين در حقيقت يك خط انحرافى است كه ديگران مىخواهند به اسم ما تمام كنند و بگويند كسانى كه طرفدار تقريبند مىخواهند همه حكومتها اسلامى باشند كما اين كه گاهى مىگويند:
مىخواهند همه را سنّى، يا همه را شيعه كنند! و چون اين صدا از ايران بلند شده است پس ايران مىخواهد، از اين راه سياست خود را و مذهب خود را بر همه كشورهاى اسلامى تحميل كند و اين تقريب جنبه سياسى دارد! ابداً اينطور نيست. در اساسنامه مجمعالتقريب هم مشخص شده كه اين مجمع، سياسى نيست، مگر مسأله سياسىاى به وجود آيد كه با اصل اسلام ارتباط داشته باشد و چون اگر اين رنگ را بگيرد، مجمع يك حزب سياسى مىشود و افراد مخلص از آن كنار مىگيرند. وقتى خط مشى سياسى اقتصادى واحدى داشته باشيم، كافى است و هيچ برخوردى هم با افكار قومى و ناسيوناليستى پيدا نخواهيم كرد. ما همه يك امت واحدهايم اما حكومت واحد در متن «امت واحد» نيامده است.
اهدافى كه صريحاً در اساسنامه مجمعالتقريب ذكر شده، اين است كه مجمع راهى را در پيش بگيرد كه پيروان مذاهب اسلامى از اين بدبينى و احساس دوگانگى نسبت به يكديگر دست بردارند، يكديگر را مسلمان و پيرو قرآن و سنت پيامبر بدانند، احكامى را كه اسلام براى يك فرد مسلمان قائل است براى همه قائل باشند، اسلام را وسيله اخوت و برادرى خودشان بدانند و قهراً مسؤوليتهاى مشتركى در حفظ كيان اسلام و دفاع از مردم مسلمان و ايستادگى در برابر تهاجمات مختلف دشمنان، براى خود قائل
باشند تا هرگاه حوادث ناگوارى رخ داد، اين احساس مشترك، آنها را وادار كند كه دستجمعى قيام و آن مسأله مشكل را حل و حادثه را از سر مسلمين رفع كنند.
س: به نظر شما اصلىترين مسائل كنونى جهان اسلام كدامند؟
ج: با توجه به جنبههاى گوناگون مسائل جهان اسلام، پاسخهاى گوناگون هم، به اين سؤال مىتوان داد. پراكندگى جهان اسلام از لحاظ سياسى، جغرافيايى و مذهبى، جهل و عدم آشنايى مسلمانها با مقررات صحيح اسلام، بىخبرى مسلمانان از وضع يكديگر، تهاجم فرهنگى و صنعتى غرب به كشورهاى اسلامى، آثار و ردپاى بارز يا پنهان استعمار غرب در غالب اين كشورها و از اين قبيل مسائل را مىتوان جزء اصلىترين مسائل كنونى جهان اسلام دانست. امّا به نظر من ريشه همه اين مسائل همان جهل مسلمانها به اسلام است و اگر اين جهل بطور يكنواخت و يكسانى از ميان مسلمين زايل شود و مسلمانها اسلام را آنگونه كه هست بشناسند و از حال يكديگر بطور صحيح باخبر شوند، تدريجاً همه اين مسائل از ميان خواهد رفت.
س: به نظر شما مهمترين مسائل يا عوامل تفرقهافكن در جهان اسلام كدامند؟
ج: البته هر عاملى كه باعث تفرقه باشد، زمينه تأثير آن عامل را، همان جهالت مسلمانها نسبت به حقايق و مقررات اسلام فراهم مىكند. از اين عامل زمينهساز كه بگذريم، به نظر من جاهطلبى حكمرانان در رأس عوامل تفرقه است. البته خودخواهى و آز و طمع برخى از روحانيت را هم نمىتوان از نظر دور داشت، گرچه ظاهراً آنان نيز از حاكمان خط مىگيرند يا به ميل آنان سخن مىگويند يا برداشت صحيحى از اسلام ندارند. اين پاسخ مبتنى بر ملاحظه حال مسلمانها و دقت در ريشههاى اختلاف است، در عين حال به يك سخن معروف پيغمبر اسلام- ص- استناد دارد كه فرمود:
«صِنْفانِ مِن امَّتى اذا صَلحا صَلحتْ امَّتى وَاذا فَسَدا فَسدت امَّتى؛ الأُمَراءُ وَالعُلَماء».
«دو صنف از امت من هرگاه صالح شوند امت من به صلاح مىگرايد و اگر فاسد شوند امت من فاسد مىشود؛ 1- فرمانروايان 2- دانشمندان».
در اين زمينه نقش استعمار را نمىتوان ناديده گرفت. بويژه در دو قرن اخير و شايد
پيش از آن، دست استعمار در ايجاد اختلاف ميان مسلمانها كاملًا به چشم مىخورد.
انگليس، فرانسه، ايتاليا و اخيراً آمريكا در نقاط مختلف جهان اسلام، نقش داشته و دارند، اما به نظر من اين استعمارگران همه در ايجاد اختلاف؛ از جهل مسلمانها به اسلام و بىخبرى آنان از عقيده و مذهب و احوال يكديگر به اضافه فساد حكمرانان و پيشوايان استفاده مىكنند و اگر اين زمينهها از ميان برود، تلاش استعمارگران براى اختلاف انداختن، نقش برآب خواهد شد. بنابراين، همه علل و اسباب اختلاف را نبايد به عوامل خارجى نسبت دهيم بلكه درد اصلى و مرض مزمن مسلمانها در درون خود آنها است.
س: بفرماييد نقش تهاجم فرهنگى دشمن، در مسائل مربوط به وحدت و تقريب جهان اسلام چيست؟
ج: به نظر من تهاجم فرهنگى، همه مسلمين را سرانجام از آداب و رسوم دينىشان بيگانه مىكند، اما در كشاكش تأثيرگذارى تهاجم فرهنگى و مقاومت مسلمانان در برابر آن، بطور موقت، اختلافات زيادى دامن زده مىشود؛ از قبيل همان اختلاف متجدّد و متقدّم يا فرهنگ مسلمانى و فرهنگ فرنگى كه ما در عمر خود شاهد آن بودهايم. عدهاى در لباس و آداب و رسوم و اخلاق و رفتار، سرتا پا فرنگى شدند و نسبت به آداب اسلامى بىپروا و حتى عدهاى هم مخالف شدند و آداب و رسوم پدران خود را به باد استهزاء گرفتند و دعوا و نزاع متجدد و متقدم و فرنگى مآبى و ديندارى، سالها در ميان مسلمانها ادامه داشته و هنوز هم دارد، بنابراين بايد گفت تهاجم فرهنگى ابتدائاً اختلافانگيز است و در پايان، خداى نكرده، پس از استيلاى كامل بر مسلمانها، باعث دورى و بيگانگى آنان از آداب و رسوم اسلامى و دشمنى با آنها و گاهى سبب بيرون رفتن از دايره اسلام و گرايش به بىدينى يا اديان نو ساخته خواهد شد.
س: به نظر شما نقش قبله و حج و حرمين در وحدت مسلمين چيست؟
ج: نقش قبله در وحدت، آن است كه مسلمانان اهل قبلهاند و اين اصطلاح (اهل قبله) رمز وحدت امت اسلامى است و بنا به قول يكى از اساتيد جغرافياى دانشگاه
تهران، از هر چهار انسان يك نفر روى به كعبه دارد.
قبله مانند كلمه توحيد و شعار عملى وحدت اسلام است، قبله رمز هميشگى و روزمره وحدت مسلمين است. در نماز، در حال مرگ، در حال غسل دادن، در حال دفن كردن، در دعا كردن، در ذبح حيوانات و خلاصه در حيات و ممات بكار مىآيد و اعتبار دارد و مىتوان گفت شاخصترين علامت وحدت مسلمانان كعبه و قبله است و به همين خاطر «كعبه در دل جهان»، شعار و آرم مجمعالتقريب قرار گرفت.
امّا حج و حرمين، مسلمانان را براى يكى از مهمترين عبادات اجتماعى- سياسى بسيج مىكنند. وحدت اعمال، وحدت اذكار و آداب حج، وحدت لباس حجاج، وحدت مشاهد عبادت در حج از جمله طواف دور كعبه و سعى بين صفا و مروه و ساير اعمال و از همه بالاتر وحدت نيّت و هدف و حالت حج كه يكنواخت و بطور دستجمعى انجام مىشود.
حج، بارزترين مظهر وحدت اسلامى است و سخن در اين باره بسيار است.
س- لطفاً سابقهاى از مسافرتهاى خود را براى انجام فريضه حج و شركت در كنگرههاى علمى در عربستان بيان فرماييد.
ج- در سال 1352 از طرف دانشگاه جده براى شركت در كنگره بررسى تاريخ جزيرةالعرب دعوت شدم. موضوع سخنرانى من معرفى سه سفرنامه از سده سيزدهم و چهاردهم هجرى بود. اين مقاله در مجموعه مقالهها، در دو مجله به چاپ رسيده است.
يكسال بعد براى شركت در كنفرانس اقتصاد اسلامى به رياض دعوت شدم. موضوع بحث من «بيمه و نظر فقهاى شيعه درباره آن» بود كه در چند مجله به چاپ رسيد.
در سال 1355 براى اداى حج به مكه معظمه مشرف شدم. در سال بعد كتاب «الحج الى بيتاللَّه» را كه به چندين زبان ترجمه شده به فارسى ترجمه كردم. اين كتاب در كشور سوئيس به چاپ رسيد و به ايران آمد. در سال 1370 در جمله ستاد مدينه مشرف شدم و در مدت اقامت يك دوره تاريخ اسلام براى دوستان گفتم (از دورههاى پيش از اسلام تا خلافت اميرالمؤمنين- ع-).
در سال 1371 از طرف مجمعالتقريب دعوت شدم و در جلسات علمى مكّه معظمه شركت كردم. در مجلسى كه به عنوان تقريب تشكيل شد مقاله خود را به عربى القا كردم. اين مقاله در نخستين شماره رسالةالاسلام كه از جانب مجمعالتقريب منتشر شده چاپ گرديد.
سفرنامههاى سال 1370 و 1371 در كيهان فرهنگى به چاپ رسيد.
س- ارزيابى شما از سطح تفكر در عربستان در مقايسه با ساير كشورهاى اسلامى چيست؟
ج- در نوشتههاى خود متذكر شدم، مردم سرزمين عربستان شايد بخاطر شرايط خاص اجتماعى و اقليمى و برخى عاملهاى ديگر، آن باريك بينى و لطافتى را كه در انديشه مردم ساحل فرات و سرزمين حيره و مثلث يمن و فلات قاره ايران مىبينيم دارا
نيستند. به همين دليل هيچگاه نمىتوان از اين مردم- يا لااقل اكثريت آن- توقع داشت كه مسائل سنجيده و كلامى و عرفانى را چنانكه منطقه شرقالاسلامى مىپذيرند هضم كنند.
س- ارزيابى شما در گذر بر كتابفروشيهاى مدينه از نظر كميت و كيفيّت آثار منتشره چيست؟
ج- اين بنده برخى كتابفروشىهاى مدينه طيبه و مكه معظمه را ديدهام. زمستان سال گذشته كه براى عمره آمدم نمايشگاه كتاب مدينه را هم ديدم از جهت كميت- با در نظر گرفتن تعداد مردم و درجه باسواد- شايد بتوان گفت خوب بود. امّا از جهت كيفيت بيشتر كتابها: به فقه، رجال، تاريخ، صرف و نحو و اخلاق اختصاص داشت. اندك مجلدّاتى از ديوانهاى شاعران پيشين ديده مىشد. روى هم رفته تنوعى كه در كتاب ايران، عراق، سوريه، لبنان، مصر ديده مىشود در اين كتابفروشىها ديده نشد.
س- لطفاً درباره كتاب عرشيان خود كه در زمينه تاريخچه و آثار حرمين شريفين است توضيح دهيد.
ج- اين كتاب مختصر براى آشنايى بعضى زائران كشورمان با تاريخ حرمين شريفين و مكانهاى مقدس اين سرزمين نوشته شده و سعى كردهام هر چه مختصرتر باشد. تصاويرى كه در اين كتاب چاپ شده، بهرهگيرى از آن را بهتر كرده است.
كتاب مجموعاً تاريخى است كه از معتبرترين مأخذها- تاريخ يا سفرنامه- گرفته شده و مقدمه آن با نهايت بىنظرى نوشته شده است.
س- ارزيابى شما از نشريهها و كتابهاى منتشره توسط بعثه مقام معظم رهبرى در آشنا كردن حجاج با مناسك و ديگر مطالب مربوط به حج چيست؟
ج- بايد بگويم كوششهاى فراوانى كردهاند. كتابها- در هر موضوع- سودمند و در عين حال مختصر است اما در جهت آموزش- چنانكه بارها گفته و نوشتهام- لازم است در آينده در هر شهر كلاسهايى براى آشنا كردن زائران با تكليفهايى كه در اين سفر بعهده دارند تشكيل بشود. تنها به آموزش مناسك اكتفا نكنند. بلكه مختصرى هم
تاريخ و جغرافياى منطقه و بخصوص حرمين شريفين را تعليم دهند.
س- جنابعالى عضو شوراى پژوهش بعثه هستيد، بنظر شما چه طرحهايى براى آينده تحقيقات مربوط به حج ضرورى و قابل اجراست.
ج- كارهايى كه بايد انجام شود.
1- گردآورى سرودههاى شاعران ايرانى درباره مكه و مدينه و حرم مطهر.
2- فهرستى از سفرنامههاى حاجيان ايرانى از آغاز عصر ما، با ذكر نكتههاى مهم آن سفرنامهها.
3- اميران حاج از ايران؛ از آغاز تا اين عصر.
4- بناهايى كه بزرگان، بازرگانان، و مردم نيكوكار در سرزمين مقدس حرمين احداث كردهاند و از ميان رفته است.
س: با توجه به تحقيقاتى كه درباره مدينه و بقيع انجام دادهايد، لطفاً سابقهاى تاريخى از بقيع را بيان فرماييد.
ج: تاريخ بقيع به سال دوم هجرت برمىگردد؛ زيرا تا اين سال مردم مدينه جنازه مردگان خود را در دو آرامگاه عمومى ديگر و گاهى در داخل خانهها و حياطهاى منازل خويش دفن مىكردند و چون عثمان بن مظعون كه يكى از انصار و ياران رسولخدا- ص- و كسى است كه در بيعت عقبه اول و دوم با رسولخدا- ص- پيمان بسته و وفادارى و حمايت از آن حضرت را تعهد نموده بود، در سال دوم هجرت از دنيا رفت. رسولخدا- ص- دستور داد جنازه عثمان بن مظعون را با نظارت مستقيم آن حضرت بجاى آن دو گورستان عمومى در بقيع دفن نمودند و رسول خدا پس از دفن وى قطعه سنگ بزرگى را در روى قبر او قرار داد و چنين فرمود: «با اين سنگ قبر عثمان را مشخص مىكنم تا جنازه ساير مسلمانان در كنار آن دفن شود.»
پس از اين جريان كم و بيش مردم مدينه اجساد بزرگان خود را در بقيع دفن
مىنمودند ولى فوت ابراهيم فرزند رسولخدا و دفن جسد وى به وسيله پيامبر كه فرمود:
«الْحِقُوه بِاخى عثمان بن مظعون» موجب گرديد كه بقيع مورد توجه بيشتر قرار گيرد و به صورت گورستان عمومى و رسمى درآيد و از اين تاريخ مسلمانان خارها و ريشههاى درختان موجود در محل بقيع را قطع نمودند و گاهى هر قبيلهاى بخشى از بقيع را براى دفن اجساد افراد همان قبيله اختصاص دادند.
س: آيا از علماى شيعه كسى در بقيع مدفون است؟ اسامى چند تن از آنان را بفرماييد.
ج: بعلت عدم دسترسى به منابع و كتب در اين مورد در زمان سفر، نمىتوانم اظهارنظرى بكنم.
س: دقيقاً چه زمانى ساختمان حرم ائمه بقيع تخريب شده و محدوده حرم تا كجا بوده است؟
ج: تخريب و انهدام حرم ائمه بقيع دقيقاً در هشتم شوال هزار و سيصد و چهل و چهار هجرى واقع گرديده است و محدوده حرم با توجه به گفتار مورخان و سياحان و جهانگردان كه در طول تاريخ و تا قبل از انهدام حرم ائمه بقيع- عليهمالسلام- آنجا را زيارت و مشاهدات خود را در كتب تاريخ و سياحتنامهها آوردهاند در همين محدودهاى بوده است كه امروز مشاهده مىنماييم كه در طرف شرقى آن ديوارى تقريباً بطول سه متر وجود دارد و اين ديوار همان ديوار اصلى حرم شريف است كه تزيينات ظاهرى آن از بين رفته و اسكلت آن باقيمانده است. بقيه حدود شريف هم همان حدود فعلى است؛ زيرا همه مورخان نوشتهاند با اينكه گنبد حرم ائمه بقيع مرتفعترين گنبد در بقيع بوده است وليكن داخل حرم كه قسمتى از آن را ضريح بزرگى كه بر روى قبور ائمه چهارگانه و حضرت عباس (عموى پيامبر- ص-) قرار داشت، فراگرفته بوده و با توجه به اينكه در چند قرن قبل تعداد زائرين خيلى كم و محدود بوده است باز هم حركت آنان در داخل اين حرم به سختى و بكندى صورت مىگرفته است؛ زيرا اين حرم شريف با اينكه داراى دو درب بوده است ولى حتى در موسم حج و ايام زيارت نيز تنها يكى از
اين دو درب باز مىشده و ورود و خروج زائران تنها از يك درب صورت مىگرفته است و با اشكال و ازدحام مواجه مىگرديده است.
س: در اين چند سالى كه حضرتعالى به حج آمدهايد چه تغييراتى در ساختمان بقيع پيش آمده است؟
ج: از سال 52 شمسى كه معمولًا به حج و يا به عمره مشرف شدهام شاهد تغيير و تحول در بقيع بودهام كه بطور اجمال در چند موضوع خلاصه مىشود.
1- اولين تحول و توسعه محل بقيع از طرف شرق و شمال شرق مىباشد كه در چند مرحله صورت پذيرفته است و قبر منسوب به فاطمه بنت اسد كه در خارج و تقريباً در شمال شرقى آن قرار داشت، داخل در بقيع شده كه امروز اين قبر مشخص نيست در صورتى كه قبلًا در خارج بقيع و در ميان يك چهارديوارى قرار داشت و مورد توجه مسلمانان، خاصه مورد توجه شيعيان بود.
2- تا سال 52 شمسى قبر حضرت اسماعيل فرزند امام صادق- عليهالسلام- و پيشواى فرقه اسماعيليه در داخل چهار ديوارى و در خارج بقيع در سمت جنوبى آن و در كنار شارع ابوذر قرار داشت كه در اواخر ذىحجه اين سال، در اثر توسعه و زيرسازى خيابان ابوذر، جنازه جناب اسماعيل سالم و تر و تازه از زير خاك بيرون آمد و او را به داخل بقيع منتقل و در طرف شرق قبور شهدا به فاصله تقريبى ده قدم از اين قبور دفن نمودند.
3- تغيير و زيباسازى در ديوار اطراف بقيع هم يكى از تحولاتى است كه در اين چند سال اخير بوجود آمده است؛ زيرا در فاصله سالهاى پنجاه و سه- پنجاه و چهار ديوار گلى و ضخيم دور بقيع به ديوارى نسبتاً ظريف با نردههاى فلزى تبديل و ساختمان سايهبانى در قسمت غربى بقيع از سمت خارج بوجود آمد و اينك با تحول جديد آن ديوار و سايهبانها به ديوارى جالبتر و بلندتر در تمام جوانب بقيع تبديل گرديده و شاهد توسعه مجدد آن مىباشيم.
س: ارتباط عقايد وهابيها با وضعيت بقيع چيست؟
ج: وهابيها بدون توجه به عملكرد همه فرق مسلمين در طول تاريخ و بدون توجه به نظرات و فتواى علماى اسلام در گذشته و امروز، با استناد به يك حديث كه هم از نظر سند و هم از نظر متن جاى بحث و بررسى دارد و بنا به گفتار بعضى از حديث شناسان جزء احاديث ضعيف است و مضمون آن اين است كه رسولخدا ص- در يكى از مأموريتهايى كه به اميرمؤمنان- ع- محول فرموده به وى دستور داد كه «بايد هر قبرى را از بين ببرى و با خاك يكسان كنى»؛ (ولا قبراً الاسوّيته) آرى وهابيها به مضمون اين حديث هر قبرى كه داراى علامت مشخّص ولو به صورت سنگ چين و نوشتن اسم صاحب قبر، بر قطعه سنگى باشد و حفظ كردن آن به همان صورت را حرام و تغيير آن را واجب مىدانند و لذا تا رژيم وهابيگرى بر حرمين شريفين حاكم است مسلمانان بايد در بقيع شاهد وضع موجود باشند مگر آنكه خداوند اراده ديگرى داشته باشد.
س: ساختمان بيتالاحزان در كجاى بقيع واقع بوده است.
ج: ساختمان بيتالاحزان در نزديكى حرم ائمه بقيع و در سمت جنوبىترين نقطه حرم شريف واقع بوده و يكى از آثارى است كه به وسيله وهابيون همزمان با تخريب حرم ائمه بقيع مهندم گرديده است و اين اثر تاريخى نيز همانند حرم ائمه بقيع در طول تاريخ، توجه زائران و مورخان و جهانگردان را به خود جلب نموده و اكثر نويسندگان و مؤلفان كه آثار بقيع را معرفى نمودهاند، به معرفى بيتالاحزان نيز پرداخته و از كيفيت اين بيت و انگيزه ايجاد آن سخن گفتهاند.
س: ضمن بيان شرح حالى از خودتان، خلاصهاى از فعاليتهاى اجتماعى و علمى كه تا بحال داشتهايد را بفرماييد.
ج: بسماللَّهالرحمن الرحيم- پس از گذراندن تحصيلات ابتدايى در شهرستان سراوان از شهرستانهاى كوچك استان سيستان و بلوچستان، براى ادامه تحصيل علوم
حوزوى راهى پاكستان شدم و در مدارس پاكستان هم مدتى تا اتمام دروسى كه براى يك نفر روحانى لازم است، بودم. سپس براى گرفتن مدرك رسمى، به جامعه اسلامى مدينه منوره رفتم و چهار سال هم آنجا بودم و از دانشكده شريعت مدرك ليسانس گرفتم آنگاه به كشورمان مراجعت كردم و سال 1356 در آموزش و پرورش به عنوان دبير مشغول شدم كه بعد از انقلاب تقريباً مدت يكى دو سال در آموزش و پرورش ماندم ولى در كنارش فعّاليتهاى ديگرى هم داشتم. در كميسيونهاى مختلف در هيأت هفت نفره واگذارى زمين، در راديو، درسهاى قرآن و سخنرانيهاى مختلفى داشتم و در سال 1360 مرداد ماه در مجلس به عنوان نماينده شهرستان سراوان رفتم و دوره دوم هم دو مرتبه انتخاب شدم و همچنين در انتخابات مجلس خبرگان رهبرى، بار اول شركت كردم و از سيستان و بلوچستان به عنوان عضو مجلس خبرگان انتخاب شدم و فعلًا هم در دور دوم عضو مجلس خبرگان از سيستان و بلوچستان هستم. البته در كنار اين مشاور نخست وزير هم بودم و الان هم مشاور آقاى هاشمى رفسنجانى در امور اهل سنت هستم.
كارهاى ديگرى هم داشتم نظير شركت در سمينارها و ارائه مقالات. كتب ويژه اهل سنت براى دروس فقه دانش آموزان اهل سنت، جهت تدريس نيز توسط اينجانب تهيه شده است.
س: فكر مىكنيد به چه علت ضدّيت با شيعه در عربستان نسبت به ساير كشورها بيشتر است.
فكر مىكنم كه ما اگر به ريشه مسائل برگرديم شايد فهم آنها براى ما آسانتر باشد تا مثلًا به عنوان يك كليّت. انقلاب اسلامى ايران با توجه به اينكه يك انقلاب مذهبى و اسلامى بود و يك چيز جديدى هم بود و خلاف توقّع هم دوستان و هم دشمنان بود.
چون اين انقلاب سرنخش در دست حضرت آيةاللَّه امام خمينى- ره- بود و خوب ايشان به عنوان يك مرجع تشيع مطرح بودند و اكثريت مردم ايران هم كه از اين انقلاب حمايت مىكردند همان اهل تشيع بودند. آنها كه غافلگير شده بودند از پيروزى انقلاب،
يكدفعه مواجه شدند با انقلابى كه بنام اسلام پيروز شده و نمىتوانستند در مقابل آن كارى بكنند، البته تمام سعى خود را كردند كه از جنبههاى مختلف به مقابله با انقلاب برخيزند امّا موفّق نبود، لذا سعى كردند به مردم جهان- بخصوص مسلمانان- بگويند كه اين انقلاب يك انقلاب شيعى بوده و مربوط به شما نمىشود.
علت شكست آنها حمايتهاى مردمى بود كه پشت سر انقلاب قرار داشتند.
مخالفان انقلاب براى محدود كردن به بقيه امت اسلامى گفتند: آنچه كه در ايران رخ داده مربوط به شيعه است و آنها به عنوان يك الگو و اسوه حسنه نبايد به اين انقلاب نگاه كنند. لزوماً با توجه به اين تفكر بهترين راه حركت، تبليغات عليه شيعه بوده است. در هر جايى كه نفوذ كشورهاى بيگانه بيشتر است و مردم هم مذهبىتر هستند؛ از نظر مثلًا عمل به مذهب و يا خود مذهب، در آن كشورها نقش قويترى دارد؛ مثل عربستان سعودى كه با توجه به حرمين و سابقه مذهبىاش، اين عامل در اينجا بيش از عوامل ديگر اينجا نقش دارد. اين است كه در چنين جاهايى بيشتر تبليغات مىشود؛ چون بيشتر مسلمانان جهان به اينجا مىآيند.
نكته قابل توجه اين است كه اينجا محل تلاقى است و براى تبليغات هم جاى مناسبى است و همين موجب شده كه سعى كردهاند افراد بيشترى را دست و پا بكنند. البته جاهاى ديگر هم هست و نمىشود آن را انكار كرد ولى اينجا با توجه به شرايط، انگيزه شايد همين بوده باشد كه بيشترين فشار و نقطه ثقل اين تغييرات را اينجا قرار بدهند و به شكلى به جهان اسلام بگويند كه بالاخره ايران شيعه است و شيعه هم اين معايب را دارد و لهذا انقلاب ايران به درد شما نمىخورد.
س: براى ايجاد جو تفاهم بين ملل اسلامى چه راه حلهايى به نظر شما مناسب است و آيا از طريق رفت و آمدها و سمينارها مىتوان زمينهسازى كرد؟
ج: اين مسائل خيلى پيچيده است و مدت زيادى روى تفرقه كار شده و انقلاب اسلامى ايران باعث شده كه عدهاى روى اين مسأله بيشتر كار كنند، لذا ايجاد وحدت و تفاهم كار سادهاى نيست و به يك راه نمىشود اين منزل را طى كرد. همانطورى كه براى
تفرقه راههاى مختلفى تراشيدهاند، بايد كارهاى مختلفى انجام شود تا به تفاهم و وحدت و نزديك شدن برسيم. خوب سيمنارها و رفت و آمدها نقش مهمى را مىتواند داشته باشد ولى يكى از كارهايى كه من بنظرم مىرسد اين است كه بايد از راه سياسى هم وارد اين قضيه شد؛ يعنى اگر رابطه كشورمان با كشور عربستان سعودى هر چه دوستانهتر بشود خيلى از اين مسائل را بهتر مىشود حل كرد و مثلًا سمينارها و رفت و آمدها را بهتر مىشود برگزار كرد. اگر چه قبل از انقلاب بر عليه شيعه اين طور كار نشده يا اگر كار شده اين حركت فقط بين افراد مذهبى و بىغرض بوده است. (طول تاريخ را نمىگويم منظورم همين اواخر است) البته آن موقع هم دست يك دولت بزرگ پشت آن بوده است امّا مثل حالا نبوده كه يك قدرت بزرگ استكبارى پشت سر آن باشد. آنها از راه سياسى وارد قضيه شدهاند و در عين حالى كه با قلم روحانى اين كار را انجام مىدهند ولى بدون شك يك پشتوانه قوى سياسى هم پشت سر آن است. لازمه مقابله آن است كه با همان توان اين كار را خنثى كنيم؛ يعنى سعى شود رابطه ما با كشورها به شكلى باشد كه ما بتوانيم با مردم آن كشورها تماس بگيريم. چون در چنين كشورهايى مثل عربستان تا با دولتها تماس گرفته نشود، با حكومت تماس گرفته نشود، با علما هم رفت و آمد مشكل است و همانطورى كه مىبينيد الآن علماى اينها به بعثه نمىآيند. خوب علتش اين است كه مىترسند. اگر ما با مسؤولين سياسى اينها در تماس باشيم، آن وقت مىشود با علما هم تماس گرفت.
علما در بيشتر مسائل تصورات و باورها و تعصبات خاصى دارند، قاعدتاً در ايران هم نسبت به اين آقايان چيزهاى ديگرى فكر مىكنند، در صورتى كه اگر رفت و آمد باشد خيلى از مسائل حل مىشود و آن رفت و آمدها هم در اينگونه مسائل راه حل سياسى است كه بايد آن را اوّل حل كرد. مصداق آن سفرى است كه من داشتم و در آن يكى از روحانيون كه وزير دادگسترى اينجا است اين روحانى سنّى به من گفت: آن طورى كه كتب تشيع را مطالعه مىكنم از نظر فقهى ما چيزى نيست كه با هم دشمنى داشته باشيم. تعبير تقريباً چنين بود. خوب يك نفر وقتى مطالعه مىكند اينجورى خودش
را نزديك حس مىكند، ولى كسى كه نخوانده و كتابها را نديده و رفت و آمد نشده، او يك تصور ديگرى دارد.
اين است كه راههاى تفاهم را بايد با توجه به راههاى تهاجم آنها، برنامهريزى كرد. رفت و آمد باشد، سمينارها باشد، كتاب باشد و در كتاب نوشتن هم اينطور نباشد كه از مذهب خودش دفاع كند بلكه فقط تهمتها را بگويد كه اينها دروغ است و نياز امت اسلام را به وحدت بازگو كند كه مسلمانان در سايه وحدت مىتوانند زندگى آبرومندانهاى داشته باشند و ... تهمتهايى را كه به يكديگر مىزنند در اين سيمنارها روشن بكنند و سعى بشود كه در آينده هم چنين تهمتهايى زده نشود. ما در يك جمله كلى بعضى اوقات مىگوييم فلانى اينطور است يا فلان مذهب اينطور است كه در آن كلى گويىها خيلى افراد را از خودمان مىرنجانيم. اصلًا ما اصطلاحاتى به كار مىبريم كه اگر بگوييم مردم سعودى اينطور هستند، اين چيز بدى است؛ چون خيلى از مردم سعودى ما را دوست دارند؛ منتها خوب ما نزديك نرفتيم نمىدانيم آنها چه مىگويند، يا آنها را نگذاشتند نزديك ما بيايند والّا اگر اينكارها بشود متوجه مىشويم كه خيلىها ما را دوست دارند. ما كارهايى نكنيم كه با يك كلمه، افرادى را كه با ما دوست هستند از خودمان برنجانيم، در واقع در شيوه كارمان نوعى احتياط باشد. نوعى تساهل در امر باشد و سختگيرى بىمورد نكنيم. سختگيرى فوقالعاده هيچ موقع آدم را به نتيجه نمىرساند.
س: يكى از كتابهايى كه اخيراً در عربستان منتشر شده در رابطه با وضعيت اهل سنت در ايران است با عنوان «احوال اهل السنة فى ايران» كه اطلاعات غلطى داده شده است، در اين رابطه شما قصد نداريد ردّيهاى بر اين كتاب بنويسيد.
ج: ردّيه بر كتاب نوشتن چيز مهمى نيست. اگر چه كتاب كاربرد بيشترى دارد امّا به همين مسلمانانى كه اينجا هستند و كسانى كه اين كتاب را خواندهاند دو پيشنهاد داريم: يكى اينكه در اينجا به بعثه بيايند و يا مىتوانند به ايران بيايند، ببينند كه آياآن چيزى كه در اينگونه كتابها گفته مىشود با احوال اين روحانيونى كه اينجا هستند تطابق
دارد؟ يعنى آن برخوردى كه به مقامات جمهورى اسلامى نسبت داده شده حقيقت دارد يا خير؟ كاروانهاى اهل سنت به تعداد زيادى نسبت به جمعيت شيعيان و جمعيت اهل سنت در حج حضور دارند. از هر استان 8- 7 كاروان داريم. بيايند بروند اين كاروانها را نگاه كنند هر كاروان روحانى دارد و هر كاروان حاجى دارد. آن چيزى كه در آن كتابها نوشته، ببيند با اينها تطابق دارد يا خير. اين همه آدم خود فروخته نيستند كه فقط براى نمايش آمده باشند. اين همه حاجى و اين همه روحانى كه در اين كاروانها هستند دليلى است بر بطلان و كذب بودن مطالب كتاب.
راه ديگر اين است كه به ايران بيايند و حوزههاى علميه اهل سنت را ببيند كه با چه رونقى فعاليت مىكند. مساجد و مراسم با شكوهى دارند و در اين رابطه هيچ فرقى با اهل تشيع ندارند. در محلها و مناطقشان مثل آن كارى كه شيعه در محل كار خود انجام مىدهند، دارند. من فكر مىكنم پوچى اين كتاب بخوبى روشن است و فكر مىكنم با يك نگاه و با يك سفر كوتاه اين مسأله قابل اثبات است.
حالا مشكلاتى كه براى يكى دو نفر در جمع بزرگ اهل تسنن رخ داده، چرا به سنىگرى حمل مىكنند. آدم تنها از نظر مذهب كه اشتباه نمىكند، از علماى شيعه هم اشتباهاتى كردند ربطى به مذهبشان ندارد، يك نفر مشكلات اخلاقى دارد، يك نفر مشكلات سياسى دارد. در يك جمع بزرگ مشكلات 5- 4 نفر را نمىتوان به همه بسط داد و اين طبيعى است.
س: براى كاهش تنشهاى فرقهاى موجود در جهان اسلام چه پيشنهادى داريد؟
ج: اين تنشها مدتها روى آن كار شده و الان هم بيدارى عجيبى در مسلمانان پيدا شده، خوب يقيناً استكبار و كفر جهانى از اين مسأله وحشت دارد، و بنابراين تلاشهايى مىكند كه اين تنشها را دامن بزند و وضعيت گذشته را ادامه دهند، اين ديگر به مسلمانان بستگى دارد كه چه مىخواهند. مسلمانان تحصيلكرده و روشنفكر و جوانان الآن به قضيه خوب پى بردهاند كه چيست. آنها زياد به اين حرفها اهميت نمىدهند.
يك عده آدمهاى دگمى هستند كه همان راه گذشته را ادامه مىدهند. اگر چه در
جهان اهل تشيع كمتر از اهل سنت هستند امّا با توجه به اينكه جمهورى اسلامى پشتوانه اهل تشيع است و مركز اين انقلاب است، من فكر مىكنم اين شايد وظيفه جمهورى اسلامى ايران باشد، همانگونه كه در تأسيس مجمعالتقريب اين هدف مد نظر است كه در رابطه با وحدت مسلمانان فعاليت مىكند و دانشگاهى قرار است تأسيس كند در اين دانشگاه از همه فرقههاى اسلامى دانشجو بپذيرد و اينها راههايى است كه انشاءاللَّه با آمدن اين دانشجويان و فارغالتحصيل شدن آنها و با جلسات مستمر مجمعالتقريب كه شوراى عالى آن هم از اهل تشيع و اهل سنت هستند و كارهاى جدى و عملى وقتى آنجا صورت مىگيرد، مىتواند تنشها را تبديل به وحدت نمايد.
س: چه تفاوتهايى بين محيطهاى فكرى كشورهايى نظير مصر، پاكستان و عربستان مىبينيد.
ج: همه اين حركتها كه در كشورهاى اسلامى مىبينيد و همه جريانهاى فكرى هدفشان اين است كه به اسلام عمل كنند. البته مىدانيد كه امت اسلامى داراى فرقههاى مختلفى است، شرايط اجتماعى اين كشورها فرق مىكند. در بازبينى مسائل يقيناً فرقهايى هست و نمىشود كه از همه چيز و از همه نظر وحدت باشد؛ چون بالاخره هر كشورى شرايط خودش را دارد. چيزى كه من مىدانم همه مسلمانان خواهان يك چيز هستند و آن اسلام است. هدف همه اينها آن است كه اسلام داشته باشند، منتهى مردم الجزاير ممكن است با توجه به اينكه مالكى مذهب هستند، زمينههاى قانونى و شرايط اجتماعى كه براى اسلام قائل هستند خصوصيتهاى متفاوتى از ساير كشورها داشته باشند. ولى اينها همه پيامد انقلاب اسلامى ايران و با الهام از آن است و بدون اينكه ايران و جمهورى اسلامى دخالتى داشته باشد اين كارها انجام مىشود و اين يك نوع تقويت روحى و پشتوانه معنوى براى اينهاست و چون ديدند مسلمانان در ايران زحمت كشيدند و وارد ميدان شدند و نتيجه گرفتند پس اين كار شدنى هست و در اين رابطه همه يكسان هستند كه الهام گرفتهاند از اين انقلاب و وارد ميدان شدند.
س: لطفاً در مورد فعاليتهاى جارى واحد اهل سنت در چارچوب بعثه مقام
معظم رهبرى مطالبى بفرماييد.
ج: واحد اهل سنت مجموعهاى است كه ميهمانان بعثه مقام معظم رهبرى مثل برادران اهل تشيع اينجا پذيرايى مىشوند، و در واقع پذيرايىاى است كه از طرف مقام معظم رهبرى مىشود، آنها هم از اين نعمت برخوردارند. كار اصلى زيارت و حج است منتها با توجه به سطح آقايان از امكانات بهترى برخوردارند. در ازاى اين همه، احساس مىكنند خدمتى هم براى اسلام و انقلاب و مردم ايران انجام داده باشند.
بهر حال طبيعت انسان «هل جزاءالاحسان الا الاحسان» است و در ازاى اين ميزبانى، آقايان علماى اهل سنّت هم به كاروانها سر مىزنند و همانگونه كه در بعثه مراجعى براى فتواى شيعيان وجود دارد در كنار واحد اهل سنت نيز بخشى براى استفتائات كاروانهاى اهل سنت بوجود آوردهايم تا پاسخگوى سؤالات باشد. در اين رابطه در سال گذشته سه سمينار برگزار شد و اميدواريم سمينارهايى هم در سالجارى داشته باشيم كه از سال گذشته پربارتر باشد.
هر آنچه در تشكيلات اهل تشيع وجود دارد، در واحد اهل سنت هم وجود دارد.
س: در آستانه ايام تشريق، لطفاً در مورد روح اين مناسك و فلسفه انجام آن توضيح بفرماييد.
ج: مراسم حج يك برنامه نمايشى است كه حضرت آدم ابتدا و بعد حضرت ابراهيم و بعد پيامبراكرم ص- بما آموختند كه اين مراسم در واقع مراسم توبه و بازگشت آدم به سوى خداست. آدم به ما آموخت كه اگر در زندگى دچار اشتباه و لغزشى شدى، چگونه عملًا توبه و بازگشت كنى. فلسفه حج و اين مراسمى كه هر سال انجام مىدهيم، اين چنين است كه وقتى آدم و حوّا مرتكب خطا شدند و هبوط كردند، در روايات آمده است كه آدم بر روى كوه صفا هبوط كرد و حوّا بر روى كوه مروه. آن
كوه به خاطر هبوط آدم صفىاللَّه، به صفا خوانده شد و اين يكى به خاطر هبوط حوا كه مرأة است به مروه معروف گرديد.
در اينجا آدم و حوا مدتها از مفارقت بهشت و جدا شدن از خداگريان بودند، تا اين كه جبرئيل به آدم مىگويد: چرا اينقدر گريه مىكنى؟ و آدم پاسخ مىدهد: چگونه گريه نكنم در صورتى كه از خدا دور شدم و از آن بهشت الهى هبوط كردم! آنگاه جبرئيل به آدم- ع- مىآموزد كه چگونه به سوى خدا و به سوى بهشت الهى توبه و بازگشت كند. او آدم و حوا را در روز نهم ذىحجه به صحراى عرفات مىبرد. از ظهر تا غروب اين روز، آدم و حوا در اين صحرا به سوى خدا توبه مىكنند و از آنجا شب به مشعر مىآيند و بعد هم به سوى منى وقتى به مكانى كه الآن به آن مِنى يا مُنى مىگوييم مىرسند. آدم مىگويد كه من به آرزويم رسيدم (مُنى به معنى آرزوست). آرزوى او بازگشت به بهشت و به سوى خدا بوده است. شايد در همين مكان بوده كه توبه آدم پذيرفته شده است.
در زمان حضرت ابراهيم، اين مراسم بطور گستردهترى به تمامى فرزندان و پيروان آن حضرت آموخته مىشود. او با همان برنامههايى كه در سرزمين بابل با ستاره پرستان، ماه پرستان و خورشيد پرستان داشت، تلاش كرد مردم را از توجه به اين آثار و آيات پروردگار باز دارد و متوجه به سوى خدا كند.
«وَجَّهْتُ وَجْهِىَ لِلَّذى فَطَرالسَّمواتِ وَالأَرْض».
لذا ما مىبينيم كه همان چند برنامه در اين مراسم گنجانده شده است. مثلًا حضرت ابراهيم- ع- مدتى با ستاره پرستان سير كرد و بعد گفت: من اين غروب كنندگان را دوست ندارم. و شما مىبينيد كه يكى از مراسم حج، شب ماندن حجاج در صحراى مشعر و نظاره كردن آسمان پرستاره اين دشت عظيم است. حجاج از اين آثار خدا بايد درسهايى بياموزند، به شعور برسند و آن خدايى را كه آفريننده ستارگان است، دريابند.
همانطور كه حضرت ابراهيم، همراه ستاره پرستان و ماه پرستان رفت تا آنها را از اين آيات به سوى خدا متوجه سازد. حجاج هم بايد با مشاهده اين آيات درسهايى بياموزند.
همچنين در هنگام طلوع آفتاب، حجاج بايد در وادى محشر بايستند و نظارهگر طلوع آفتاب باشند. همانطورى كه حضرت ابراهيم، همراه خورشيد پرستان مىايستادند و نظارهگر خورشيد مىشدند و مىگفتند: «هذا ربى، هذا اكبر: اين پرورش دهنده ماست، چون بزرگتر است». امّا وقتى كه خورشيد غروب كرد، گفت: «خورشيدى كه غروب مىكند و روز هست و شب نيست، چطور مىتواند خدا باشد؟ بيشتر حوادث و سوانح، شب اتفاق مىافتد. اگر حادثهاى در شب براى من اتفاق بيافتد، من به كدام خدا مراجعه كنم؟»
ملاحظه مىكنيد كه يكجا نظارهگر طلوع خورشيديم و جاى ديگر، نظارهگر غروب خورشيد. توجه به اين آيات بايد ما را به معرفت و شعور و آگاهى برساند. ما در اين صحرا بايد سعى كنيم خداى خانه را مشاهده كنيم. اين بعضى از آثارى است كه مراسم حج مىتواند داشته باشد.
س: حج را يك مراسم سمبليك دانستيد، در اين مورد بيشتر توضيح بفرمائيد.
ج: برنامه سمبليك اين مراسم را اگر ما به عنوان زاد و توشه همراه خودمان به كشورهايمان ببريم، مىتوانيم همانطور كه آدم- ع- به بهشت بازگشت، ما هم به بهشت بازگرديم؛ يعنى به عبارتى، زندگى و محيط خودمان را بهشت گونه كنيم.
ما در اين دنيا، مواجه با جنگ و جدال و خونريزى فراوان هستيم، كه يكى از گرفتاريهاى بزرگ ما هم در اين دنيا، همين ناامنيها و دشمنيهاست. اما علت اين خصومتها، خودبينى و تكبر است؛ لباسهاى رنگارنگ، تفاخر، از بين بردن طبيعت و بهشت الهى، از بين بردن آثار و آيات خداوند، همه اينها علت آن ناامنيها و دشمنيها است. اما وقتى كه محرم مىشويم 24 چيز بر ما حرام مىشود كه يكى از آنها پوشيدن لباسهاى دوخته است و در عوض از لباس سفيد (لباس التقوى) استفاده مىكنيم؛ لباسى كه بجاى لباسهاى رنگارنگ و دوخته مىپوشيم، ما را از حالت تكبّر، تفاخر و امتيازات در مىآوردو هم ما را به سوى بهشت، نزديك مىكند و در همين برنامه احرام است كه نبايد در آينه نگاه كنيم.
انسان در حج مىفهمد كه اينجا دريايى است از جمعيت. براى همين، خودخواهى را بايد كنار بگذارد. اگر همه اينطور باشند، جامعه ما يكى از خصوصيتهاى بهشت را پيدا مىكند. اين زندگى جهنم گونه در دنيا به اين خاطر است كه هر كس مىگويد «من»، هر كسى هر چيزى را مىگويد مال من، ديگران ندارند؟ بروند بميرند؟! در مراسم حج به ما مىآموزند كه انسان بايد خودبينى را فراموش كند، خودخواهى را كنار بگذارد، ساير بندگان خدا را هم بشناسد. بايستى اگر نعمتى هست، همه با هم برخوردار باشيم.
اگر چنين چيزى به وجود آمد، واقعاً خيلى دنيا عوض مىشود.
همچنين در اين مراسم، مسأله حفظ محيط زيست را مىبينيد، از چيزهايى كه بر حجاج حرام مىشود، كندن علف، از بين بردن حيوان و شكار حيوانات است. شما وقتى محيط را حفظ كرديد و سرسبزى پديد آمد و گسترش يافت، جايى را ايجاد كردهايد مثل بهشت خداوندى.
اين مراسم براى اينكه ما را بسوى بهشت برگرداند، به ما مىآموزد كه از فساد و خونريزى پرهيز كنيم.
از يك طرف، مراسم را انجام مىدهيم و از طرف ديگر در عرفات، معرفتمان و در مشعر، شعورمان را افزايش مىدهيم و از سوى ديگر شياطين را هم با رمى جمرات از خودمان دور مىكنيم؛ شيطانهاى بزرگ و كوچك و ميانهاى كه براى آدم، حوّا، حضرت ابراهيم و همه انسانها پيدا شدند.
ما در كنار اين برنامههايى كه به صورت مثبت عمل مىكنيم، بايستى در جهت نفى طاغوت و برائت از مشركين هم قدم برداريم كه اگر اين توأم با آن باشد؛ يعنى از يك سو كمالات را كسب كنيم و از سوى ديگر هم شياطين را از خودمان دور كنيم، بطور قطع به بهشت الهى خواهيم رسيد.
وقتى كه ما اين مراسم را انجام داديم؛ يعنى آمديم با احرام، بدون تكبّر و خودخواهى و دورى از تخريب طبيعت و آثار خدا، از طواغيت و شياطين هم برائت
جُستيم، به يك آرامش و امنيت و اطمينانى مىرسيم و اينجاست كه به آن خطاب خداوند خواهيم رسيد كه در قرآن مىفرمايد:
«يا ايتهاالنفس المطمئنة، ارجعى الى ربك راضيةً مرضية فادخلى فى عبادى وادخلى جنتى».
و وقتى ما از منى رهسپار مكه مىشويم، در مكه دعوت خدا را لبيك مىگوييم و وارد بهشت خداوندى مىشويم.
حج، سمبل همه آن چيزهايى است كه خداوند به بنىآدم آموخته است تا بدينوسيله بازگشت كند. با همان اوجى كه شايسته او است. ما خودمان كارى كرديم كه از بهشت رانده شديم و مىتوانيم توسط برنامههايى كه در حج به ما آموزش داده مىشود، به همان بهشت بازگرديم.
س: نظر شما درباره مراسم برائت چيست؟
ج: راهپيمايى برائت ريشه در اسلام دارد و از بطن آن است. اجراى آن بر تمام حجاج ضرورى است و حج بدون ابراز برائت از مشركان، حج به شمار نمىرود، اگر براى برخى از مسلمانان ابراز خشم و ناخشنودى خود از استعمار، به هر دليلى در كشورشان مقدور نباشد، در راهپيمايى برائت بهترين و مناسبترين فرصت براى همكارى با ديگر برادران مسلمان فراهم مىشود.
برادران ايرانى دريافتند كه اين جا مناسبترين مكان براى بيدار كردن مسلمانانى است كه هنوز بيدار نشدهاند و آگاه كردن آنان نسبت به حقيقت حوادث تراژيك و هولناكى است كه دشمنان اسلام در شرق و غرب در پس آنها قرار دارند؛ لذا آنان براى ابراز برائت از مشركان، آن گونه كه در سوره توبه آمده است، هماره اصرار ورزيدهاند و پافشارى كردهاند.
نيروهاى سعودى مىكوشند، اين مراسم و راهپيمايى را متوقف كنند؛ زيرا آن را
عامل بيدارى مسلمانان مىدانند. همچنان كه استكبار جهانى همه كوشش خود را براى متوقف ساختن اين راهپيمايى به كار مىبرد و اجراى همه ساله آن را در آستان كعبه و در سرزمين مقدس خنثى كننده طرحها و برنامههاى خود مىشناسد، استكبار بر آن است تا مسلمانان را خواب كند، بر امكانات و ثروتهايشان چنگ بيندازد و مانع ترقى و پيشرفتشان شود، ليكن اين راهپيمايى تمام آن توطئهها را نقش برآب مىكند. از همين رو است كه استكبار با تمام امكانات خود به يارى هركسى كه بخواهد اين راهپيمايى را متوقف و حذف كند، مىشتابد.
س: شما نقش ايران را در بيدارى جهان اسلام چگونه ارزيابى مىكنيد؟
ج: نقش جمهورى اسلامى ايران در جنبش بيدارى اسلامى بسيارى از مسلمانان كه در خواب غفلت عميقى فرو رفته بودند و- تا آن جا كه مىدانم- تنها پس از برپايى دولت اسلامى در ايران بيدار شدند. اين دولت ما را به خودمان شناساند؛ ما نمىدانستيم چرا سنى، شافعى، مالكى و ... هستيم. ليكن اينك نخست به فضل خدا و آن گاه به فضل بنيانگذار جمهورى اسلامى و ملت مسلمان ايران كه تابع رهبرى آن فرزانه هستند، به خود بينا و آگاه شدهايم. آنان با برپايى كنفرانسها و سمينارهاى اسلامى و ايجاد مؤسسات و مراكز آموزشى در جهان اسلامى در جهت بيدارى مسلمانان گام برمىدارند.
شايسته نيست كه اين حركات ارزنده وبىمانند در جهان اسلام، به تروريسم و بنيادگرايى متهم شود آن گونه كه ما متهم مىكنيم.
س: شما چه راه حلى براى بازگشت نسل جوان به هويت اسلامىشان داريد؟
ج: مهمترين پيشنهادم براى بازگشت جهان اسلام به اصالت و حقيقت خود، به مثابه دولتى اسلامى و يگانه در جهان تحت رهبرى پيشوا و فقيهى عادل و ملتزم، آن است كه تمامى تعلقات و وابستگيهاى شخصى واجتماعى و موانع ملى، منطقهاى، نژادى و مذهبى را واگذاريم و به يارى داعيان وحدت در صفوف مسلمانان بشتابيم و اختلافات مذهبى را به يك سو نهيم.
س: برگزارى سمينار تقريب چه سهمى در ايجاد وحدت اسلامى مىتواند داشته باشد؟
ج: سمينار تقريب ميان مذاهب را بسيار ضرورى مىدانم. در موسم حج، مسلمانان از سراسر جهان يك جا جمع مىشوند، با هم ديدار مىكنند و فرصتى فراهم مىشود تا آنان مشكلات سياسى و اجتماعى خود را با يكديگر در ميان گذارند و به حل آنها برخيزند. چنين گردهمايى بىمانندى در موسم حج كه عمده مسلمانان در آن جمع شدهاند، قدرت روحى حيرتانگيزى دارد كه بايسته است در خدمت مصالح مسلمانان به كار گرفته شود.
س: نظر شما درباره نقش امام خمينى در تحولات اخير عالم اسلامى چيست؟
ج: امام خمينى- قده- نقش فعالى در بيدار كردن و آگاهاندن مسلمانان در جهان اسلامى ايفا كرد. رقابتى را كه امروزه در ميان مسلمانان جهان اسلام براى ساختن مساجد و مدارس اسلامى و تأسيس مراكز بهداشتى و درمانى مسلمانان و مانند آن- كه مجال ذكرشان در اين مختصر نيست- شاهد هستيم، نخست مرهون لطف و فضل خداوند و سپس به فضل امام خمينى- رضوان الله تعالى عليه- است.
س: امام خمينى در ذهنيت مردم مسلمان كشور شما چه جايگاهى دارد؟
ج: آراء و ديدگاههاى ملت مسلمان سيرالئون در مورد امام خمينى.
در مورد ايشان نظرات مختلفى است؛ برخى او را رهايىبخش جهان اسلامى مىدانند و گروهى او را «مردى خدايى و بزرگ كه در ميان ما زيست و بىآنكه بدرستى او را بشناسيم نزد پروردگارش شتافت، مىشناسند. با آنكه غالب مردم سيرالئون سُنّى هستند، امام را دوست مىدارند. امام خمينى- قده- يگانه رهبرى است كه بى هراس از تبليغات دروغين تا ديدار خدايش با استكبار جهانى، همپيمانان و مزدورانش جنگيد.
عمده مردم سيرالئون او را دوست مىدارند و به او و ملت مسلمان ايران احترام مىگذارند.