ghaemiyeh.com
عنوان و نام پدیدآور : امام مهدی (عج) در احادیث شیعه و سنی/ جمعی از محققان مرکز تخصصی مهدویت محمدامین بالادستیان ... [ و دیگران ].
مشخصات نشر : قم: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج)،مرکز تخصصی امامت و مهدویت، ۱۳۸۶.
مشخصات ظاهری : ۱۰۵ص.: جدول.؛ ۱۰ × ۲۰/۵سم.
فروست : انتظار؛۴.
شابک : ۶۰۰۰ ریال (چاپ اول) ؛ ۶۰۰۰ ریال: چاپ دوم : 964-7428-32-4
وضعیت فهرست نویسی : برونسپاری.
یادداشت : جمعی از محققان مرکز تخصصی مهدویت محمدامین بالادستیان ، محمد روحانی ، جواد جعفری ، مهدی یوسفیان.
یادداشت : چاپ اول : پاییز ۱۳۸۴.
یادداشت : چاپ دوم.
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع : محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم، ۲۵۵ق. - -- احادیث
موضوع : محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم، ۲۵۵ق. - -- احادیث اهل سنت
موضوع : مهدویت -- مطالعات تطبیقی
شناسه افزوده : بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج). مرکز تخصصی امامت و مهدویت
رده بندی کنگره : BP۲۲۴/الف۷۵۵ ۱۳۸۶
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۴۶۲
شماره کتابشناسی ملی : ۱۱۶۵۳۲۷
انتظار «4»
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در احادیث شیعه و سنی
جمعی از محققان
مرکز تخصصی مهدویت
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در احادیث شیعه و سنی (انتظار 4)
جمعی از محققان مرکز تخصصی مهدویت
ناشر/ بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف
نوبت چاپ/ هشتم، زمستان 1392
شمارگان/ دو هزار نسخه
صفحهآرا/ عباس فریدی
بها/ 2000 تومان
مراکز پخش:
ص. پ: 119-37135 / تلفن: 7737801 /فاکس: 7737160
WWW.IMAMMAHDI-S.COM
info@imammahdi-s.com
شابک: 978-964-7428-32-3
پیشگفتار. 6
ضرورت بحث.. 7
تعریف واژهها 8
بخش یکم: منابع روایی درباره حضرت مهدی علیه السلام.. 11
الف. منابع شیعه. 12
ب. منابع عامه. 18
بخش دوم: احادیث درباره حضرت مهدی علیه السلام. 23
موضوعات احادیث.. 25
تعداد احادیث معصومان علیهم السلام. 30
راویان احادیث مهدویت از صحابه. 31
نتیجه. 34
الف. تواتر احادیث امام مهدی علیه السلام. 34
ب. صحت احادیث امام مهدی علیه السلام. 36
بخش سوم: امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در پرتو احادیث.. 39
فصل 1. احادیث عام. 41
حدیث ثقلین. 42
حدیث «من مات». 55
3. حدیث «اثنا عشر خلیفه». 61
خلاصه. 66
فصل 2. احادیث خاص.... 67
یک. عرصههای مشترک... 69
دو. عرصههای اختلافی.. 87
فصل 3. لغزشگاههای احادیث امام مهدی علیه السلام.. 96
شبهه نخست: صحیحین و احادیث امام مهدی علیه السلام.. 97
شبهه دوم: ابن خلدون....
نتیجه. 110
اندیشه مهدویت، پاسخگوی کامل و جامع به خواسته و نیاز دیرین انسانها در اصلاح وضعیت نابسامان زندگی بشری است.
مهدویت نه فقط برای فردای مبهم بشریت، روشنی و زیبایی عرضه میکند که امروز بشر نیز در گرو فهم و معرفت به این موضوع است. و نشناختن امام و راه، اهداف و جایگاه امام و وظایف ما در قبال او، همان زندگی جاهلی است که مرگ جاهلی را در پی دارد و روایات بسیاری به آن پرداخته اند.
بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود علیه السلام به همت پژوهشگران مرکز تخصصی مهدویت، در ادعای این مهم، مجموعهای را به نام «انتظار» فراهم آورده تا به تبیین مباحث و موضوعات مختلف فرهنگ مهدویت به صورت مختصر و با حجمی اندک بپردازد. و در کنار فصلنامه علمی تخصصی انتظار که ویژه پژوهشگران و متخصصان است؛ رهنمون عموم علاقمندان گردد.
بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف
معاونت پژوهش
شناخت دین و ابعاد گوناگون آن، وظیفه تمامی مردم در همه دورانها است. این شناخت وقتی معتبر و دقیق خواهد بود که بر اساس روش صحیح معرفتی به دست آید. بنابراین به حکم عقل، نخستین قدم در دین شناسی، رجوع به آورنده و تبیین کننده دین، برای یافتن روش شناخت است.
تأکیدات شارع مقدس، نشانگر آن است که شناخت اسلام، بر دو پایه استوار است: یکی خردورزی و تعقّل و دیگری رجوع به منابع اصیل نقلی آن (یعنی قرآن و روایات صحیح اهل بیت علیهم السلام، معصومان علیهم السلام).. امام صادق علیه السلام درباره اهمیت منابع نقلی میفرماید: «مَا مِنْ شَیء اِلاّ وَ فِیهِ کتابٌ اَوْ سُنَةٌ(1)»؛ «هیچ چیزی نیست، مگر آنکه در مورد آن آیه یا روایتی وجود دارد».
1) کافی ، ج 1، ص 59، ح 4
از میان منابع اسلام «سنّت» نقش ویژهای دارد؛ زیرا گستره نظر عقل محدود است و در امور اعتباری، چندان دخالتی ندارد و از طرفی قرآن نیز به مثابه قانون اساسی اسلامی، که بیشتر به کلیات پرداخته و بیان جزئیان را به «سنت» واگذار کرده است. علاوه بر اینکه فهم مراتب بالای قرآن و دست یابی به مفاهیم والای آن، احتیاج به بیان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت علیهم السلام دارد. حال دانستن معارف مهدوی و فهم کامل و دقیق و معتبر آن، تنها با رجوع به منابع اصیل اسلامی ـ و به خصوص روایات معصومان علیهم السلام ـ امکان پذیر است.
«مهدویت» از زوایای مختلف قابل بررسی است و پرداختن به آنها از چشم انداز روایات دارای اهمیت خاصی است؛ زیرا:
یکم: منجی و مهدی از صدر اسلام و بلکه پیش از آن به علت غیرتجربی بودن و حالت پیشگویی داشتن آن، همواره مورد رغبت مردم بوده و سؤالات آنها و پاسخهای معصومان علیهم السلامرا در پی داشته است.
دوّم: گسترش روحیه امید در جامعه و ترویج فرهنگ صحیح انتظار، در تمامی دورانها و معرفی مهدی موعود راستین به نسلهای مختلف، از طریق روایات امکان پذیر بوده و اکنون نیز بهترین راه برای نیل به این مقصود، همان میراث گران بهای معصومان علیهم السلام است.
سوّم: تلاش تاریخی برای جلوگیری از نقل روایات و کوشش دیگران برای دخل و تصرف و حذف بعضی از احادیث نوشته شده و ایجاد شک و تردید در برخی دیگر، ضرورت اهتمام به حدیث در تبیین فرهنگ مهدوی و پاسداری از آن را یادآوری میکند.(1)
به منظور درک سریع مطالب و برای جلوگیری از برداشتهای گوناگون از واژه ها، لازم است که قبل از ورود به بحث، برخی از اصطلاحات را توضیح داده و مراد خود را از واژهها بیان کنیم:
1) ر.ک: الامام المهدی عند اهل السنة ، مهدی فقیه ایمانی
اهل سنت هم حدیث را قول، فعل و تقریر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، صحابه و تابعین میدانند.(1)
سنت: اصل قول، فعل و تقریر معصوم علیه السلام است.(2)
صحیح: صحیح روایتی است که سند آن به وسیله راویان عادل و امامی در تمامی طبقات به معصوم متصل باشد.(3)
محدثان اهل سنت روایاتی را صحیح میدانند که سند آن توسط راویان عادل ضابط متصل بوده و فاقد شذوذ و علت باشد؛ یعنی، آن را بیش از یک عادل نقل کرده و از هر عیبی به دور باشد.(4)
اهل سنت روایتی را حَسَن میدانند که سند آن، از طریق عادل خفیف الضبط، متصل و عاری از شذوذ و علت باشد. مراد از خفیف الضبط ـ در برابر تمام الضبط ـ کسی است که در ضبط او، اندکی خلل راه یافته است.(1)
متواتر: خبری است که در تمام طبقات، شمار راویان آن به حدی باشد که احتمال تبانی آنان بر دروغ، عادتاً محال است.
صِحاح سِتّه: اهل سنت شش کتاب حدیثی خود را کاملا صحیح میدانند: صحیح بخاری، صحیح مسلم (صحیحین)، سنن ابن ماجه، سنن ابی داوود، سنن ترمذی و سنن نسائی.
1) آشنایی با علوم حدیث ، ص 181
برای آشنایی بهتر با منابع مهدویت، ابتدا آنها را به دو دسته شیعی و سنی تقسیم میکنیم و سپس بر اساس تاریخ صدور، آنها را بیان میکنیم. همچنین میتوان آنها را در دو مقطع قبل از ولادت و بعد از ولادت امام مهدی علیه السلام دسته بندی کرد.
کتاب سلیم بن قیس؛ ابو صادق سلیم بن قیس هلالی عامری کوفی (م 76 ه). نام دیگر این کتاب اسرار آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم است.
کتاب الغیبة للحجة؛ عباس بن
هشام ابوالفضل الناشری (م 220 ه)(1)
برخی از این منابع، در کنار موضوعات دیگر، مباحث و روایات امام مهدی علیه السلام را نیز مطرح کردهاند و برخی دیگر ویژه امام موعود(ع) نگاشته شده است:
2-1. کتابهایی که امام مهدی را مطرح نموده اند.
«مرآة العقول» و «وافی» را نام برد.
این کتاب بیش از شانزده هزار حدیث دارد که به تنهایی از؛ تعداد کل صحاح سته اهل سنت بیشتر است.
قرب الإسناد؛ ابوالعباس عبداللّه بن جعفر بن حسین بن مالک بن جامع حمیری. وی استاد شیخ کلینی است و با امام هادی علیه السلام و امام عسکری علیه السلام و به وسیله محمد بن عثمان عمروی با امام مهدی علیه السلام مکاتبه داشته است. این کتاب از اصول چهارصدگانه اولیه شیعه به حساب میرود و تعداد 1404 حدیث دارد.
بصائر الدرجات؛ ابوجعفر محمد بن حسن بن فروخ صفار (م 290 ه) او از یاران امام حسن عسکری علیه السلام و شاگرد احمد برقی و استاد مرحوم کلینی است. این کتاب در فضایل اهل بیت علیهم السلام نگاشته شده و از معتبرترین اصول قدما و بزرگان شیعه است.
المحاسن؛ ابوجعفر احمد بن محمد بن خالد بن عبدالرحمن بن محمد بن علی برقی (م 274 یا 280 ه). این کتاب از بهترین کتابهای شیعه است و برخی آن را در ردیف کتب اربعه میدانند. این کتاب بسیار مفصل
بوده که قسمتی از آن به دست ما رسیده است.
کفایة الاثر فی النص علی الأئمة الاثنی عشر علیهم السلام؛ ابوالقاسم علی بن محمد بن علی خزاز قمی رازی. وی از راویان و فقهای برجسته شیعه، در نیمه دوم قرن چهارم است. در قم متولد شد و شاگرد شیخ صدوق بود.
الارشاد فی معرفة حجج اللّه علی العباد؛ شیخ مفید ابو عبداللّه محمد بن محمد بن نعمان عکبری بغدادی (م 413 ه). وی استاد شیخ طوسی، سید مرتضی و سید رضی بود. این کتاب در بردارنده تاریخ و فضایل ائمه معصومین علیهم السلام است.
2-2. کتابهای ویژه امام عصر علیه السلام
تعدادی از کتاب هایی که ویژه امام عصر نوشته شده، عبارت است از:
381 ه). او به دعای امام زمان علیه السلام به دنیا آمد و این کتاب را به دستور آن حضرت نوشت که(1)از قدیمی ترین منابع روایی در این زمینه شمرده میشود.
الغیبة؛ ابوعبداللّه، محمد بن ابراهیم بن جعفر کاتب نعمانی مشهور به ابن ابی زینب از راویان بزرگ شیعه در اوایل قرن چهارم است. این کتاب در سال 342 در حلب نگارش یافته و 478 حدیث دارد.
الفصول العشرة فی الغیبة؛ ابو عبداللّه محمد بن محمد بن نعمان معروف به شیخ مفید. موضوع اصلی آن، پاسخ به مهم ترین شبهاتی است که درباره وجود مبارک امام مهدی علیه السلام در دوران ایشان مطرح بوده است. نامهای دیگر این کتاب «الاجوبة عن المسائل العشرة» و «المسائل العشرة فی الغیبة» است.
اربع رسالات فی الغیبة؛ شیخ مفید. این کتاب به روش پرسش و پاسخ بوده
1) کمال الدین و تمام النعمة ، مقدمه
و شامل مباحث غیبت، قیام و شبهات مربوط به امامت حضرت مهدی علیه السلام است.
این کتاب چون در بغداد و با استفاده از دو کتابخانه بزرگ شیعه نوشته شده و مؤلف آن به بسیاری از اصول قدما دسترسی داشته است، اهمیت فراوانی دارد.
آخرین معصوم علیه السلام فرا روی خوانندگان قرار میدهد.
گفتنی است تعداد کتابهای نوشته شده ـ که تمام یا مقداری از بحث خود را به امام مهدی علیه السلام اختصاص دادهاند ـ بیش از اینها است.
محدثان اهل سنت، توجّه خاصی به احادیث امام مهدی علیه السلام داشته اند. برخی از پژوهشگران(1)نام 160 نفر از آنان را ـ که تألیف مستقلّی درباره امام مهدی علیه السلام داشته یا احادیث مربوط به آن حضرت را در کتابهای خود آوردهاند ـ بیان کرده اند. در اینجا به معرفی برخی از کتابهای اهل سنت میپردازیم.
کتابهای زیر قبل از تولّد حضرت مهدی علیه السلام به نگارش درآمده است:
1) ر.ک: در انتظار ققنوس ، سید ثامرالعمیدی، ترجمه و تحقیق؛ مهدی علیزاده، صص 66-88
کتاب الجامع؛ معمر بن راشد ازدی (م 151ه). این کتاب در آخر المصنَّف صنعانی، چاپ شده است.
الرسالة؛ محمد بن ادریس شافعی (م 204 ه).
المصنف صنعانی (م211 ه).
الفتن؛ نعیم بن حماد بن معاویة بن الحارث الخزاعی المروزی (م 229 ه).
المصنف فی الاحادیث و الآثار؛ ابی بکر عبداللّه بن محمد بن ابی شیبة الکوفی العبسی (م سال 235 ه). شانزده حدیث پایانی آن، در مورد امام مهدی علیه السلام است.
مسند احمد؛ نوشته احمد بن حنبل ابوعبداللّه الشیبانی (م 241 ه). احادیث امام مهدی علیه السلام در این کتاب به طور پراکنده آمده است.
کتابهای زیر بعد از ولادت امام مهدی علیه السلام (یعنی سال 255 ه) نوشته شده است.
اشعث ابو داود السجستانی الأزدی (م 275 ه). این کتاب یکی از صحاح سته و از معتبرترین کتابهای اهل سنت است. در جلد چهارم بخشی را با نام «کتاب المهدی» آورده که در آن دوازده حدیث درباره آن حضرت بیان شده است. از نکات مهم آن آوردن حدیث دوازده خلیفه در کتاب المهدی است. که نشان میدهد از نظر نویسنده، امام مهدی علیه السلام یکی از آن دوازده خلیفهای است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم معرفی کرده است.
سنن ابن ماجه؛ محمد بن یزید ابوعبداللّه القزوینی (م 275 ه). این کتاب نیز یکی از صحاح ستّه میباشد.
سنن ترمذی؛ محمد بن عیسی ابو عیسی الترمذی السلمی (م 279ه). این کتاب نیز یکی دیگر از صحاح ستّه شمرده میشود.
بغیة الرائد فی تحقیق مجمع الزوائد و منبع الفوائد؛ نورالدین علی بن ابی بکر هیثمی (م 807 ه). وی در باب «ما جاءَ فی المهدی» 22 حدیث میآورد.
صحیح ابن حِبّان؛ محمد بن حِبّان ابو حاتم التمیمی البستی السجستانی (م 354 ه).
موارد الظَّمآن الی زوائد ابن حبّان؛ نورالدین هیثمی (م 807 ه).
المعجم الاوسط؛ ابوالقاسم سلیمان بن احمد الطبرانی (م 360 ه). این کتاب در ده جلد چاپ شده است، اما چون بر حسب راویان تنظیم شده لذا احادیث امام مهدی علیه السلام در سراسر آن پراکنده است.
المستدرک علی الصحیحین؛ محمد بن عبداللّه ابو عبداللّه الحاکم النیشابوری (م 405ه).
السنن الوارده فی الفتن و غوائلها و الساعة و اشراطها؛ ابی عمرو عثمان بن سعید المقری الدانی (م 444 ه). این کتاب معروف به سنن دانی است. از جلد پنجم صفحه 1029 «باب ما جاءَ فی المهدی» شروع میشود و چهل حدیث دارد.
منابع پیشین، احادیث مربوط به حضرت را بیان نمودهاند و منابع ذیل، اختصاصاً به این موضوع پرداختهاند:
الاربعین؛ ابونعیم اصفهانی (م 430 ه).
البیان فی اخبار صاحب الزمان؛ ابو عبداللّه محمد بن یوسف بن محمد کنجی شافعی (م658 ه).
الفصول المهمّه؛ علی بن محمد بن احمد مالکی مشهور به ابن صبّاغ (م 855 ه).
الصواعق المحرقة؛ ابوالعباس شهاب الدین، احمد بن محمد بن علی بن حجر هیتمی شافعی (م 974 ه).
البرهان فی علامات مهدی آخرالزمان؛علاءالدین علی بن حسام الدین مشهور به متقی هندی (م 975 ه).
موسوعة المهدی المنتظر؛ دکتر عبدالعلیم عبدالعظیم البستوی. وی در دو جلد به بررسی 388 حدیث مهدوی میپردازد.
با مروری بر مصادر حدیثی اسلام و منابع مکتوب شیعه و سنی، به این حقیقت پی میبریم که مهدویت، یکی از اعتقادات اصیل اسلامی است. نخستین کسی که موضوع مهدی موعود و قیام جهانی او را مطرح و مشخصات وی را دقیقاً تبیین کرد، شخص رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بود. آن حضرت میخواست ضمن دمیدن روح امید و نشاط در مردم، زمینه سوءاستفاده مدعیان دروغین را از این مقوله خنثی سازد.
بر این اساس از چند جهت، میتوان احادیث امام مهدی علیه السلام را بررسی کرد:
نگاه به موضوعات مختلف مهدویت که معصومان علیهم السلام در روایات خود به آن پرداخته اند؛
تعداد احادیثی که هر یک از
معصومین علیهم السلام درباره امام مهدی علیه السلام دارند.
در این بخش با مراجعه به کتاب شریف منتخب الاثر و استفاده از آن به آمار ذیل دست مییابیم:
ردیف
موضوعات
تعدادکل
تعدادکل حدیث بدون تکرار
1
ائمه دوازده نفر هستند
271
81
2
ائمه به تعداد نقباء بنی اسرائیل هستند
40
24
3
ائمه دوازده نفر و اولین آنها حضرت علی علیه السلام است
133
4
4
ائمه دوازده نفر و اولین آنها حضرت علی علیه السلام و آخر آنها امام مهدی علیه السلام است
91
11
5
ائمه دوازده نفر امام آخرین آنها امام مهدی علیه السلام است
94
1
6
ائمه دوازده نفر و نه تن آنها ازفرزندان امام حسین علیه السلام هستند
139
36
7
ائمه دوازده نفر نه تن آنها از فرزندان امام حسین علیه السلام و نهمین آنهاقائم ومهدی آنان است
50
36
8
ائمه دوازده نفر همراه با اسامی آنان
50
50
9
بشارت به خروج امام مهدی علیه السلام
657
103
10
از عترت پیامبر و از اهل بیت و ذریه اوست
389
8
11
اسم او اسم پیامبر و کنیه اش کنیه او و شبیهترین مردم به پیامبر و به سنت او عمل میکند
48
8
12
شمایل حضرت مهدی علیه السلام
21
5
13
از فرزندان حضرت علی علیه السلام است
214
5
14
از فرزندان زهرا علیها السلام است
192
10
15
از اولاد حسن و حسین علیهما السلام است
107
1
16
از فرزندان حسین علیه السلام است
185
10
1
از نُه امام که از فرزندان حسین علیه السلام هستند
160
1
2
نهمین امام از فرزندان حسین علیه السلام است
148
8
3
از فرزندان حضرت سجاد علیه السلام است
185
1
4
از فرزندان امام باقر علیه السلام است
103
3
5
از فرزندان امام صادق علیه السلام است
103
1
6
ششمین از فرزندان امام صادق علیه السلام است
99
1
7
از فرزندان امام کاظم علیه السلام است
101
1
8
پنجمین از فرزندان امام کاظم علیه السلام است
98
3
9
چهارمین از فرزندان امام رضا علیه السلام است
95
3
10
سومین از فرزندان امام جواد علیه السلام است
90
2
11
از فرزندان امام هادی علیه السلام است
90
1
12
جانشینِ جانشین امام هادی علیه السلام است
146
8
13
نام پدر او حسن علیه السلام است
147
4
14
او فرزند بهترین کنیزان است
9
7
15
هرگاه سه اسم محمد و علی و حسن پشت سر هم آمدند چهارمین آنان قائم است
2
2
16
دوازدهمین و خاتم ائمه است
136
2
17
زمین را پر از عدل و داد میکند
123
9
18
دارای دو غیبت است که یکی کوتاه تر از دیگری است
10
9
19
دارای غیبت طولانی تازمانی که خدااذن خروج به اوبدهد.
91
22
20
علت غیبت او
7
4
21
فواید امام غایب و چگونگی بهره مندی از او
7
6
22
طول عمر حضرت
318
4
23
او جوان است و سیمای او پیر نمیشود
8
6
24
ولادت او مخفی است
14
6
25
بیعت کسی بر او نیست
10
3
1
اودشمنان خدا رامی کشد وزمین را از شرک پاک میکند و حکومت جباران را برمی اندازد و بر تأویل قرآن میجنگد
19
4
2
او امر خدا را آشکار و دین خدا را ظاهر میکند و مؤید و منصوربه ملائکه است و زمین را احیا میکند
47
6
3
مردم را به قرآن و سنت پیامبر بر میگرداند
15
1
4
انتقام از دشمنان میگیرد
4
3
5
سنن پیامبران از جمله علل غیبت اوست
23
7
6
او قائم به سیف است و بعد از خروج و قیام او ایمان کسی که قبلا ایمان نیاورده باشد فایده ندارد
7
3
7
مردم همه مطیع او میشوند
1
1
8
سیره حضرت
30
3
9
زهد حضرت
4
3
10
کمال عدالت و گسترش عدل و امنیت در دولت
او7
3
11
علم حضرت
5
4
12
جود حضرت و اینکه مال را بدون شمارش میبخشد
13
5
13
مواریث انبیا با اوست و خدا آنها را به دست وی برای اتمام حجت ظاهر میکند
5
3
14
ظهور نمیکند، مگر بعد از امتحان شدید مردم و گرفتاری سخت مؤمنان.
24
6
15
بر حضرت عیسی علیه السلام امامت میکند.
25
8
16
صاحب پرچم پیامبر و آنچه بر آن نوشته شده است.
6
6
17
ولادت حضرت و مادر ایشان
214
21
18
معجزات حضرت در زمان پدر
9
3
19
کسانی که او را در زمان پدر دیده اند
19
10
20
کسانی که او را در غیبت صغری دیده اند
25
23
1
بعضی از معجزات حضرت در غیبت صغری
27
16
2
شرح حال سفیران و نواب ایشان در غیبت صغری
22
14
3
معجزات حضرت در غیبت کبری
12
8
4
کسانی که او را در غیبت کبری دیده اند
13
8
5
چگونگی خروج و ظهور حضرت مهدی علیه السلام
12
5
6
جهان پیش از ظهور (فساد و ظلم و گناه…)
37
22
7
برخی از علایم ظهور
29
25
8
ندای آسمانی و محتوای آن
27
20
9
گرانی، مریضی
23
6
10
سفیانی، خسف بیداء، قتل نفس زکیه، یمانی، صیحه
38
25
11
خروج دجال
12
6
12
عدم جواز توقیت و تعیین وقت ظهور
7
3
13
سال و ماه و روز خروج حضرت
7
7
14
مکان خروج و محل منبر ایشان
17
5
15
چگونگی بیعت با ایشان
11
4
16
شرق و غرب عالم را فتح میکند
12
2
17
همه به اسلام میگروند و بعد از ظهور او غیرخدا را نمیپرستند و دولت باطل از بین میرود
7
3
18
زمین گنجها و معادن خود را آشکار میکند
10
4
19
برکات آسمان و زمین آشکار میشود
12
4
20
اجتماع313مردنزد او در یک ساعت وبرخی اوصاف آنان
25
8
21
اهل شرق و غرب عالم پیش او جمع میشوند
2
2
22
زمین را پر از عدل و داد میکند
129
3
23
نزول عیسی علیه السلام وخواندن نماز پشت سر امام مهدی علیه السلام
39
3
1
حضرت مهدی علیه السلام دجال را میکشد
6
2
2
جنگ حضرت با سفیانی
2
2
3
آبادی زمین در حکومت او
5
1
4
تسهیل امور و تکامل عقول در عصر مهدی علیه السلام
7
3
5
فضایل اصحاب مهدی علیه السلام
14
5
6
قدرت و صلابت آنها
5
4
7
مدت حکومت حضرت بعد از ظهور
18
5
8
چگونگی زندگی و لباس و خوراک حضرت
4
1
9
آنچه حضرت به آن دعوت میکند وبه آن عمل مینماید
7
2
10
حرام بودن انکار قائم
9
2
11
فضیلت انتظار فرج به ظهور حضرت
23
16
12
تکالیف شیعیان نسبت به حضرت
54
9
13
پاداش کسی که امام را درک کند و به او اقتدا نماید.
10
3
14
فضیلت کسی که در غیبت به او ایمان بیاورد و بر موالات او ثابت قدم باشد
23
16
15
چگونگی سلام و صلوات بر حضرت
6
4
16
دعاهای حضرت
13
11
جمع بندی: تعداد منابع شیعه و سنی مورد مطالعه در منتخب الاثر، 157 کتاب و مجموع احادیث 6036 و جمع کل آورده شده در این کتاب 922 حدیث است.
روایات نقل شده در مورد امام مهدی علیه السلام را میتوان به چهار گروه تقسیم کرد:
الف. روایات تفسیری؛ روایاتی که در ذیل آیات قرآن کریم را نقل شده و آیهای را بر امام مهدی علیه السلام تطبیق کرده است.
ب. روایات اخباری؛ روایاتی که از آینده خبر میدهد؛ مانند؛ وقوع غیبت، جهان قبل از ظهور، علایم ظهور، بشارتهای ظهور، اوصاف ظاهری امام، سیره حضرت، اوصاف یاران حضرت، جریان قیام و سیمای دوران حکومت.
ج. روایات تبیینی؛ روایاتی که بیان کننده علل غیبت، اهمیت انتظار، وظایف منتظران، حکم نام بردن امام و حکم تعیین وقت ظهور است.
د. روایات تاریخی؛ روایاتی که ولادت امام، نسب امام و معجزات امام مهدی علیه السلام را نقل میکند.
تنها با مراجعه به کتاب معجم احادیث الامام المهدی علیه السلام در مییابیم که نویسندگان آن، 1941 روایت را بدون تکرار نقل میکنند:
از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم 560 حدیث، از امام علی علیه السلام 130 حدیث، از امام حسن علیه السلام
9 حدیث، از امام حسین علیه السلام 10 حدیث، از امام
سجاد علیه السلام 22 حدیث، از امام باقر علیه السلام
60 حدیث، از امام صادق علیه السلام 297 حدیث، از امام کاظم علیه السلام 19 حدیث، از امام رضا علیه السلام
30 حدیث، از امام جواد علیه السلام 9 حدیث، از امام هادی علیه السلام 13 حدیث از امام عسکری علیه السلام
42 حدیث. پس از آن 130 مورد توقیع و دعا از امام زمان علیه السلام و بیش از 500 حدیث را در جلد پنجم در ذیل آیاتی که به امام مهدی علیه السلام و ویژگیهای آن حضرت تأویل شده، ذکر میکنند.
با بررسی کتابهای اختصاصی امام مهدی علیه السلام و یا کتبی که بخشی از آنها، به ذکر احادیث آن حضرت اختصاص یافته، به این واقعیت پی میبریم که حداقل حدود شصت تن از صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، احادیث مربوط به حضرت مهدی علیه السلام را بدون واسطه از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرده اند.
در اینجا تنها به ذکر اسامی برخی از صحابه ـ که روایات آنان در منابع اهل سنت مطرح شده است ـ اکتفا میکنیم. این خود
دلیل بر صدور قطعی روایات امام مهدی علیه السلام از ناحیه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است و ثابت میکند که «مهدویت» در اسلام، از عمیقترین ریشه و عالیترین درجه اعتبار برخوردار است:
فاطمة الزهرا علیها السلام (شهادت 11 ه)،
معاذ بن جبل (م 18 ه)، 3. قتادة بن نعمان (م 23 ه)، 4. عمر بن خطاب (م 23ه)،
ابوذر غفاری (م 32 ه)، 6. عباس بن عبدالمطلب (م 32 ه)، 7. عبدالرحمن بن عوف (م 32 ه)، 8. عثمان بن عفان (م 35 ه) 9. سلمان فارسی (م 32 ه)، 10. طلحة بن عبیداللّه (م 36 ه) 11. حذیفة بن یمان (م 36 ه)، 12. عمار بن یاسر (شهادت: 37 ه)، 13. امیرالمؤمنین علی علیه السلام (شهادت: 40 ه) 14. زید بن ثابت (م 45 ه) 15. تمیم الداری (م 50 ه) 16. امام حسن بن علی علیه السلام (شهادت 50 ه) 17. عبدالرحمن بن سمره (م 50 ه) 18. مجمع بن جاریه (م 50 ه) 19. عمران بن حصین (م 52 ه) 20. ابو ایوب انصاری (م 52 ه) 21. ثوبان غلام رسول اللّه صلی الله علیه و آله و سلم (م 54 ه) 22. عایشه (م 52 ه) 23. ابوهریره (م 59 ه) 24. امام حسین علیه السلام (شهادت 61 ه) 25.
علقمة بن قیس بن عبداللّه (م 62 ه) 26. ام سلمه (م 62 ه) 27. عبداللّه بن عمر (م 65 ه) 28. عبداللّه بن عمرو عاص (م 65 ه) 29. عبداللّه بن عباس (م 68 ه) 30. زید بن أرقم (م 74 ه) 31. عوف بن مالک (م 73 ه) 32. ابو سعید خدری (م 74 ه) 33. جابربن سمره (م 74 ه) 34. جابر بن عبداللّه انصاری (م 78 ه) 35. عبداللّه بن جعفر طیار (م 80 ه) 36. ابو امامه باهلی (م 81 ه) 37. بشر بن منذر بن جارود (م 83 ه) 38. عبداللّه بن حارث (م 86 ه) 39. سهل بن سعد ساعدی (م 91 ه) 40. أنس بن مالک (م 93 ه) 41. ابوالطفیل (م 100 ه) 42. ام حبیده 43. ابوجحاف 44. ابوسلمی، راعی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم 45. أبولیلی 46. أبوواهل حدیقه بن اسید 47. حرث بن ربیع 48. ابوقتاده انصاری 49. زر بن عبداللّه 50. زرارة بن عبداللّه 51. عبداللّه بن ابی أوفی 52. علاء بن بشیر مزنی 53. علی هلالی 54. قرّة بن أیاس
با بررسی روایات بحث مهدویت، دو ویژگی و امتیاز به دست میآید که اهمیت موضوع مهدویت را در میان معارف اسلامی و دینی نشان میدهد و پژوهشگران و طالبان طریق سعادت را در راهیابی به افق روشن آینده کمک میکند. همچنین راه را بر منکران و مخالفان این واقعیت بزرگ هستی میبندد.
از ویژگیها و امتیازات بسیار مهم در یک موضوع روایی، تواتر احادیثی است که در مورد آن نقل شده است. متواتر بودن روایات آن موضوع، باعث میشود که به آن به صورت ویژه توجّه شود و مطالب و محتوای آن، مورد قبول واقع شده و علاوه بر اعتقاد به آن، در کارها و رفتار و برنامه ریزیها به آن توجّه گردد و به مفاد آن عمل شود. تواتر احادیث در موضوع مهدویت، امری مورد قبول و مسلّم در نزد شیعه و عامّه است؛ یعنی، نه تنها شیعیان تواتر احادیث مربوط به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را پذیرفته اند؛ بلکه علمای عامّه نیز بر این مهم اعتراف کرده اند. در این قسمت به ذکر
نام برخی از علما و دانشمندان عامّه که به این ویژگی اشاره کرده اند، میپردازیم.(1)
اخبار بشارت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به آمدن مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به دلیل کثرت مخبران و راویان به حد تواتر رسیده است.(2)
تصریح میکند:
احادیثی که بر وجود مهدی علیه السلام و قیام او در آخر الزمان و از خاندان رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و فرزند فاطمه علیها السلام بودن وی دلالت دارند، به حد تواتر رسیده و جایی برای انکار آنها وجود ندارد.(1)
یکی دیگر از ویژگیهای ارزشمند یک موضوع روایی، صحیح بودن روایاتی است که در مورد آن نقل شده است. صحّت روایات مربوط به آن موضوع، باعث میشود علاوه بر قبول آن، به محتوا و مفاد آن نیز توجه شده و به دستورات آنها عمل شود. با توجه به اینکه صحّت احادیث مهدویت مورد قبول شیعه است؛ از این رو در این بخش فقط نام برخی از بزرگان اهل سنت ـ که در نوشتار خود به «صحت» این احادیث تصریح کردهاند ـ بیان میشود.
ترمذی در سنن ج 4 (ص 505، احادیث 2230، 2231، 2232 و 2232)؛
حافظ ابوجعفر عقیلی در الضعفاء الکبیر (ج 3، ص 253، ح 1257)؛
حاکم نیشابوری در مستدرک (ج 4، احادیث 429، 465، 553 و 558)؛
بیهقی درالاعتقاد و الهدایة (ص 127)؛
امام بغوی در مصابیح السنة (ص 448، ح 4199)؛
ابن اثیر در النهایة (ج 5، ص 254)؛
قرطبی مالکی در التذکرة (ص 704)؛
ناصرالدین البانی در حول المهدی (ص 644)؛
عبدالعلیم عبدالعظیم البستوی در المهدی المنتظر.
در این بخش برآنیم با تأملی در برخی احادیث، به زوایای مباحث مهدویت در روایات اشاره کنیم.
در این بخش، نخست به تبیین برخی روایات امامت میپردازیم و چگونگی دلالت آن را بر حضرت مهدی علیه السلام به عنوان یکی از امامان معصوم علیهم السلام بررسی میکنیم. سپس با توجه به روایات خاص «مهدویت»، عرصههای مشترک و اختلافی شیعه و سنی را درباره «مهدویت» مطرح میکنیم.
در این قسمت سه روایت «ثقلین»، «مَنْ ماتَ و لم یعرف» و «خلفای دوازده گانه» را مورد بررسی قرار میدهیم:
حدود 34 تن از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این حدیث را نقل کردهاند و 187 نفر از بزرگان اهل سنت
(مانند مسلم، ترمذی و احمد بن حنبل) این حدیث را در کتابهای خود آوردهاند که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آن را در موقعیتهای مختلف بیان کرده است.(1)
مسلم در صحیح خود از «زید بن ارقم» نقل میکند: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم روزی در کنار آبی به نام خم (غدیر خم) میان مکه و مدینه خطبهای ایراد کرد و در آن خطبه خدا را ثنا گفت و مردم را نصیحت نمود. آن گاه چنین فرمود:
«اَلا اَیها النّاسُ! فَاِنّما اَنَا بَشَرٌ یوشَک اَنْ یأتِی رَسُولُ رَبّی فَاُجیبُ «وَ اَنَا تارِک فِیکم الثَقلین: اَوّلُهما کتابُ اللّهِ فِیهِ الْهُدی وَ النُّور فخُذُوا بکتابِ اللّه و اسْتَمْسِکوا بِه» فَحَثَّ علی کتاب اللّه و رَغَّبَ فیه ثم قال: وَ اَهلُ بَیتِی اُذَکرُکم اللّه فِی اَهْلِ بَیتی اُذَکرُکم اللّه فِی اَهْلِ بَیتی اُذَکرُکم اللّهَ فِی اَهْلِ بَیتی».(2)
ترمذی در سنن این متن را بالفظ «وَ عِترَتی اَهْلَ بَیتِی» نقل کرده است:
«اِنّی تارک فِیکم ما اِنْ تَمَسَّکتُم به لَنْ تَضِّلوا بَعْدِی، اَحدُهُما اَعظَمُ مِنَ الآخَرَ: کتابَ اللّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّماءِ اِلَی اَلارْضِ وَ عِتْرتِی اَهْلَ بَیتِی لَنْ یفْتَرقا حَتّی یرِدا عَلَی الْحَوضَ فَانْظُروا کیفَ تُخلِّفُونی فِیهما».(1)
مسلم و ترمذی که از مؤلفان صحاح و سنن میباشند، هر دو بر لفظ «اهل بیت» تأکید دارند. علاوه بر این، حاکم نیشابوری در مستدرک، ابن حجر در صواعق، سیوطی در الجامع الصغیر و ملک العلماء در هدایة السعداء بر صحّت این حدیث تأکید دارند. در مقابل روایتی که به جای «اهل بیتی» لفظ «سنتی» را آورده است، حدیثی مجهول است که علاوه بر ضعف سند، احتمال ساختگی بودن آن وجود دارد.(2)
واژه «اهل بیت» پیشینه قرآنی دارد؛
خداوند متعال میفرماید: «اِنّما یریدُِ اللّهُ لِیذهِبَ عَنْکم الرِجسَ اَهْلَ الْبَیتِ وَ یطَهِّرکم تَطْهِیراً».(1)در سنن ترمذی، و مسند احمد و مسند عبد بن حمید به نقل از انس آمده است:
«اِنّ رَسوُلَ اللّهِ کانَ یمُرُّ ببابِ فاطِمَةَ سِتَةَ اَشْهُر اِذا خرَجَ اِلَی صَلاةِ الْفَجرِ یقُول: اَلصَّلاة یا اَهلَ الْبیت اِنّما یریدُ اللّهُ لِیذْهِبَ…»؛(2)
«پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم [برای بیان مراد از اهل بیت] به مدت شش ماه هر روز صبح هنگام رفتن به نماز، از مقابل خانه حضرت زهرا علیها السلام عبور می کرد و می فرمود: ای اهل بیت! نماز. به درستی که خداوند اراده کرده است که ببرد...».
اهل بیت علیهم السلام کسانیاند که در مباهله حضور داشتند:
«اخرج المسلم عن سعد بن وقاص قال: لما نزلت هذه الآیه «نَدْعُ
أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءکمْ»(1)دعا رسولُ اللّه علیاً و فاطمه و حسناً و حسیناً فقال: اللهم هؤلاء اهلی»؛(2)
«مسلم نیشابوری از سعد بن وقاص نقل کرد: چون این آیه (معروف به آیه مباهله) نازل شد، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را فرا خواند و فرمود: خدایا! اینان اهل [بیت] من هستند».
اهل بیت کسانیاند که حدیث کسا برای آنان بیان شده است.(3)
در حدیث ثقلین بر اساس بعضی نقل ها، به جای کلمه «اهل بیت» و یا در کنار آن واژه «عترت» به کار رفته است. زیدبن ثابت میگوید:
قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله و سلم اِنّی تارِک فِیکم الثقلین خلفی کتابَ اللّهِ وَ عِتْرَتِی فَاِنَهُما لَنْ یفتَرقا حَتّی یردا عَلَی الْحَوضَ». ازهری
به نقل از محمد بن اسحاق می گوید: «هذا حدیث صحیح».(1)
از مفاد حدیث ثقلین، این نکته روشن میشود که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم عترت خویش را در کنار قرآن کریم قرار داده است. اکنون جای این سؤال است که مراد از عترت چه کسانی است؟ و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم چه کسانی از عترت خود را در ردیف قرآن قرار داده و ثقل اصغر خوانده است؟ ابن اثیر میگوید:
عترت انسان به خاص ترین و نزدیک ترین خویشاوندان وی گفته می شود و عترت رسول اللّه صلی الله علیه و آله و سلم فرزندان فاطمه علیها السلام هستند. قول ابن سیده نیز همین است.(2)
پیداست، مراد از «عترت» و «اهل بیت» در حدیث ثقلین محدود است و همه منسوبان به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را دربر نمیگیرد؛ بلکه مقصود از آن، تنها کسانیاند که به قرینه قرار گرفتن در کنار قرآن، از امتیازات ویژهای برخوردارند.
اینان همتای قرآن و مانند آن ارزشمند هستند و تمسّک به آنان مانع از لغزش و انحراف است؛ چنان که علّامه مناوی میگوید:
«وَ الْمُرادُ بعِتْرَتِه هنا الْعُلَماءُ الْعاملونَ، اِذْ هُم الَّذِینَ لایفارِقونَ الْقُرآنَ».(1)یعنی، مقصود از عترت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تنها افراد دارای علم و پایبند و عالم از خاندان ایشان است؛ چرا که آنان هیچ گاه از قرآن جدا نمی شوند.
چند نکته
بر اساس این حدیث، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دستاورد رسالت خود را دو چیز گران مایه یکی،«کتاب خدا» و دیگری «عترت» آن حضرت که از هم جدایی ناپذیر و عامل راهیابی و رستگاری انسانها تا روز قیامت هستند. ملازمت بر این دو از مهمترین وظایف دینی هر مسلمانی است و تا قیامت پایدار است. به بیان دیگر این حدیث شریف و زیبا حاوی نکات ارزشمندی است:
یکم. همان گونه که کتاب خدا جاویدان است و تا پایان عمر دنیا وجود دارد، یک نفر
1) فیض القدیر ، ج 3، ص 15
از اهل بیت نیز همیشه در کنار قرآن تا پایان عمر دنیا خواهد بود. این نکته از واژه «لن یفترقا» به خوبی روشن میشود. چنان که ابن حجر در صواعقمی گوید:
فِی اَحادیثِ الْحثّ عَلَی التَّمَسُّک بِاَهْل الْبَیتِ اَشارَةٌ اِلی عَدَم انْقِطاع مُسْتَأهِل مِنْهُم للتمسک به اِلی یوم الْقیامَة کما انَّ الْکتابَ الْعَزیزَ کذلِک وَ لِهذا کانوا اَمانا لاَِهْلِ الْاَرْض... ثم أحقّ مَن یتمسّک به منهم امامهم و عالمهم علی بن ابی طالب (کرّم اللّه وجهه)، لما قدّمنا من مزید علمه و دقایق مستنبطاته و من ثمّ قال ابوبکر: علی عترةُ رسول اللّه صلی الله علیه و آله و سلم ای الذین حثّ علی التمسک بهم؛(1)یعنی، احادیثی که مردمان را به تمسک به اهل بیت فرا میخواند، به این اشاره دارد که از اهل بیت تا روز قیامت کسی که برای تمسّک شایسته است، همواره وجود دارد؛ چنان که کتاب خدا چنین است و از این رو آنان سبب ایمنی و بقا برای اهل زمین هستند… سزاوارترین فرد از میان ایشان
1) الصواعق المحرقه ، ص 90
برای تمسّک، امام و عالم آنها علی بن ابی طالب است که علم فراوان و استنباط های دقیق و موشکافانه دارد، و به همین جهت ابوبکر گفته است: «علی علیه السلام عترت رسول خدا است»؛ یعنی، از کسانی است که پیامبر خواسته و ترغیب کرده مردمان به آنان تمسّک جویند.
دوّم. همچنان که قرآن حجّت بوده و بر مردم واجب است از آن پیروی کنند؛ همچنین باید از اهل بیت علیهم السلام پیروی و اطاعت کنند. از این رو اهل بیت تنها کسانیاند که شایستگی دارند رهبری، امامت و سرپرستی امور مردم را به عهده گیرند. معنای دو ثقل اکبر و اصغر نیز این است.
سوّم. در قرآن هیچ خطا و اشتباهی نیست و پیروان واقعی قرآن در هیچ زمانی دچار اشتباه نشده و دچار گمراهی و ضلالت نمیگردند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اهل بیت علیهم السلام را در کنار قرآن قرار داده و میفرماید: «اگر به هر دو تمسّک بجویید، هرگز دچار گمراهی نمیشوید». از این فهمیده میشود که اهل بیت علیهم السلام نیز هرگز دچار خطا نمیشوند (یعنی دارای ملکه عصمت بوده و معصوم میباشند)،
زیرا اگر به خطا دچار شوند، حتماً باعث گمراهی و ضلالت میگردند.
چهارم. این همراهی نتیجه دیگری نیز میدهد و آن اینکه تنها اهل بیت علیهم السلام هستند که میتوانند محتوای آیات و دقایق لطیف آنها را به صورت درست و کامل در اختیار مردم قرار دهند؛ از این رو برای استفاده صحیح از قرآن باید از رهنمودها و هدایتهای آنان بهره برد.
پنجم. قرآن دریای بی کران معرفت است. اتصال اهل بیت علیهم السلام به قرآن، نشانه وسعت علم و ژرفای معرفت آنان است.
از مباحث گذشته روشن شد که طبق حدیث معروف ثقلین، همیشه فردی از اهل بیت علیهم السلام باید در کنار قرآن وجود داشته باشد. اکنون باید بیان کنیم که امام مهدی علیه السلام یکی از افراد اهل بیت علیهم السلام میباشد.
بر اساس احادیث، حضرت مهدی علیه السلام فردی از «عترت»، «اهل بیت» و فرزندان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و یکی از دو شیء گران قدری است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در «حدیث ثقلین» بدان سفارش کرده است.
أ. مهدی فردی از اهل بیت است
«قالَ رَسُولُ اللّه صلی الله علیه و آله و سلم لاتنْقَضِی الْاَیامُ وَ لایذْهَبُ الدَهْرُ حَتّی یمْلِک الْعَرَبُ رَجلٌ مِنْ اَهْلِ بَیتی اسمه یواطئُ اِسْمِی»؛(1)
رسول خدا فرمود: روزگار به پایان نمی رسد و عمر دنیا سپری نمی شود؛ مگر اینکه فردی از اهل بیت من، بر عرب حاکم می شود، نامش هم نام من است.
ابو الحسن محمد بن حسین بن ابراهیم ابن عاجم سجزی میگوید:
قد تواترت الاخبار و استفاضت بکثرة رواتها عن المُصطفی صلی الله علیه و آله و سلم بمجیء المهدی و انه من اهل بیته... و انه یملاء الارض عدلا و انه یخرج مع عیسی فیساعده علی قتل الدجال... و انه یؤمُّ هذه الامة و عیسی یصلی خلفه؛(2)یعنی، درباره آمدن مهدی [و بشارت به ظهور او ]و اینکه مهدی از اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است، اخبار «متواتر» و «مستفیض» است [و این وعده حتمی است. در این اخبار آمده
که] حضرت مهدی علیه السلام زمین را از عدل پر می کند و قیام او با ظهور عیسی علیه السلام هم زمان است. عیسی علیه السلام، مهدی علیه السلام را در قتل دجّال یاری می نماید و مهدی علیه السلام بر این امت پیشوایی می کند و امام می گردد و عیسی علیه السلام پشت سر او نماز می گزارد.
ب. مهدی علیه السلام فردی از «عترت» است:
یوسف بن یحیی مقدسی سلمی در نخستین باب کتاب عقدالدرر،عنوان اولین بخش را چنین نام میدهد: «فی بیان انه [المهدی] من ذریة رسول اللّه و عترته»؛ یعنی، «در بیان این مطلب که مهدی علیه السلام از ذریه پیامبر و عترت او است». آن گاه 34 حدیث در این باره نقل میکند که بعضی از آنها در کتاب هایی چون المعجم الکبیر، سنن ابی داود، سنن ابK ماجه، مسند احمد و مستدرک الصحیحین آمده است. به عنوان نمونه این حدیث را میآورد که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
«المهدی من عترتی من ولد فاطمة علیها السلام (1)»؛ مهدی از عترت من و از فرزندان فاطمه علیها السلام است.
ج. مهدی از فرزندان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است:
در دستهای از اخبار، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، مهدی علیه السلام را از فرزندان خود میخواند: «قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله و سلم : المهدی مِنّی...»؛(2)«قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله و سلم : المهدی رجلٌ من ولدی(3)…» و…
حافظ ابوالقاسم عبدالرحمن نخعی سهیلی در کتاب «شرح سیره رسول اللّه صلی الله علیه و آله و سلم » درباره فضیلت و برتری فاطمه علیها السلام بر زنان جهان مینویسد:
و من سؤددها ان المهدی المبشر به فی آخرالزمان من ذریتها فهی مخصوصة بهذه الفضیلة دون غیرها؛
یعنی، از دلایل بزرگی و عظمت فاطمه علیها السلام این است که آن مهدی که مژده ظهور او را در
آخرالزمان داده اند، از ذریه او است. پس این فضیلت ویژه فاطمه علیها السلام است نه غیر او.(1)و(2)
بنابر آنچه بیان شد به روشنی درمی یابیم که امام مهدی علیه السلام یکی از فرزندان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و عترت و اهل بیت آن حضرت است که مصداق حدیث ثقلین میباشد و هیچ گاه از قرآن جدا نمیشود و سیره و روش ایشان بر اساس کتاب شریف الهی است. بشر نیز در این زمان جز با تمسّک به قرآن و تبعیت از دستورات آن حضرت، از سرچشمه هدایت سیراب نخواهد شد.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم میفرماید:
«من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة»؛ هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به
مرگ جاهلیت مرده است.(1)
در میان اهل سنت صاحبان صحاح ستهاین حدیث را از هفت نفر از صحابه نقل کرده اند:
زید بن ارقم؛ 2. عامر بن ربیعه غنمی؛
عبداللّه بن عباس؛ 4. عبداللّه بن عمر؛
ابوالدرداء؛ 6. معاذبن جبل؛ 7. معاویه بن ابی سفیان.
علاوه بر این هفت نفر، احادیث مشابهی نیز از ابوهریره و انس بن مالک نقل شده است. کافی است بدانیم که تنها علامه مجلسی (ره) این حدیث را با چهل سند از طرق اختصاصی شیعه در بحارالانوار آورده است.(2)
علمای اهل سنت این حدیث را در بیش از هفتاد کتاب از منابع حدیثی خود آوردهاند که بعضی از آنها عبارت است از 1. سنن ابوداود؛
مصنف حافظ عبدالرزاق بن همام صنعانی؛
سنن سعید بن منصور خراسانی؛ 4. طبقات الکبری محمد بن سعد کاتب واقدی؛ 5. مسند
حافظ ابوالحسن علی بن جعد جوهری؛ 6. مصنف ابن شیبه؛ 7. صحیح بخاری 8. صحیح مسلم و….(1)
یکی از محققان، از میان 33 متن این حدیث سی متن آن را آورده و دسته بندی کرده است که در این میان ده متن آن به اهل سنت و سیزده متن آن به شیعه اختصاص دارد. هفت متن باقی مانده نیز عیناً در منابع مورد اعتماد شیعه و سنی ذکر شده است. ایشان به ذکر اسامی افرادی که مدعی «متواتر» بودن این حدیث هستند، میپردازد و از افرادی مانند شیخ مفید، شیخ بهایی، علامه مجلسی، قندوزی حنفی و قاضی بهلول بهجت افندی زنگنه زوری و ابن ابی الحدید نام میبرد.(2)
این حدیث با وجود فراوانی متون و اختلاف در بعضی کلمات، اکثراً با عبارت «مات میتة جاهلیة» و گاهی هم با عبارت «مات یهودیاً او نصرانیاً» یا با تعبیری که بیانگر سوء
عاقبت چنین فردی است، به پایان میرسد.
بخش ابتدایی این احادیث از دو حال خارج نیست: گروهی با «من مات» شروع میگردد و نتیجه عدم شناخت امام زمان را مرگ جاهلی میداند و بخشی دیگر، با الفاظی چون «من خرج» شروع میشود و تمرّد و نافرمانی از امام را به مرگ جاهلی منتهی میداند. امامی که نشناختن او مرگ جاهلی و سرپیچی از دستوراتش جهنم را در پی دارد، امامِ واجد شرایط و دعوت کننده به امر الهی است؛ نه امام کفر و دعوت کننده به آتش و آلوده به انواع فسق و فجور.
بر این اساس چنین امامی قبل از هر چیز باید:
دارای بالاترین مقام علمی و شایستگی همه جانبهای باشد که بتواند در قلمروی وسیع و پهناور، امامت و رهبری اسلامی را بر عهده گیرد تا مسلمانان در صورت شناخت او و پیروی از دستوراتش، از مرگ جاهلی رهایی یابند.
از پاکی همه جانبه و مصونیت از هوا و خطا برخوردار باشد تا نه تنها خود دچار کج رویهای عقیدتی، علمی و عملی نگردد؛ بلکه گروهها و افراد را نیز به حق رهنمون شود.
چنین امامی است که شناخت یا عدم شناخت او، سرنوشت ساز است و بهشت یا جهنم را برای آدمی مسجّل میکند.
با توجه به نوشته مورخان، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از آغاز امر نبوت و نخستین روزهای بعثت، این حقیقت را گوشزد فرمود که هیچ فرد یا گروهی ـ حتی خود حضرت ـ در تعیین زمامدار و خلیفه بعد از خود مستقل نیست؛ بلکه اختیار و انتخاب آن به دست خداوند است.
به عنوان نمونه قبیله بنی عامر بن صعصعه به آن حضرت گفتند: اگر از تو پیروی کنیم و تو بر مخالفان خود پیروز شوی آیا زمام امور بعد از خود را به دست ما میدهی؟ رسول خدا فرمود:
«زمام امر به دست خدا است و هر طوری که او بخواهد عمل می کند».(1)
بر این اساس امامت و خلافت پس از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چیزی نیست که به مردم واگذار شود. اگر طبق عقیده اهل سنت اختیار این کار به خود امت واگذار شود، دیگر معنا ندارد که مسلمانان را ترغیب کنند که امام خود را بشناسند تا مبادا
1) سیره ابن هشام ، ج 2، ص 66
بر اثر نشناختن او، گرفتار مرگ جاهلی شوند و سرنوشت آنان به جهنم منتهی گردد؛ چرا که خودشان امام را انتخاب کرده اند.
با دقت در حدیث «من مات…» و آنچه گفته شد نکات زیر به دست میآید:(1)
ضرورت اصل امامت و رهبری واجد شرایط در نظام عقیدتی اسلام؛
ضرورت استمرار امامت و وجود امام در هر زمانی؛
تعداد امام برحسب زمان مختلف است، نه بر حسب کشورها و نژادها؛
نشناختن امام زمان در هر عصری، انسان را به مرگ جاهلیت میمیراند؛
لزوم اعلم و اتقی بودن امام؛
نفی امامت عموم متصدیان و مدعیان خلافت که شرایط آن را ندارند؛ (به دلیل انطباق نداشتن راه و رسم آنها با امام زمان، و اینکه هیچ کس نشناختن آنان را موجب مرگ جاهلیت نمیداند)؛
خلاصه شدن راههای شناخت امام
1) فقیه ایمانی، شناخت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ، صص 78ـ80
زمان، در معرفی از سوی پیامبر یا امام پیشین و یا اظهار معجزه؛
هر کس در برابر سؤال از امام زمان خود پاسخی نداشته باشد و بر آن حال بمیرد، به مرگ جاهلیت مرده است؛
با توجّه به قطعی بودن حدیث «من مات» تنها شیعه دوازده امامی در پرتو عقیده راستین به امامت ائمه اثناعشر ـ که آخرین آنان حضرت مهدی موعود علیه السلام است ـ مصداق بی چون و چرای این حدیث است (شرایطی که امام باید داشته باشد، تنها در امامان دوازده گانه شیعه یافت میشود)؛
بر اساس این حدیث و احادیث دیگر درباره تعداد خلفای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امامان دوازده گانه شکی نیست که دوازدهمین امام و خلیفه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم حضرت مهدی موعود علیه السلام است.(1)
جابر بن سمره میگوید:
«سمعت رسول اللّه یقول:
1) برگرفته از شناخت امام و اصالت مهدویت در اسلام از دیدگاه اهل تسنن
لایزال الاسلام عزیزاً الی اثنی عشر خلیفة ثم قال کلمة لم اسمعها فقلت لأبی ما قال؟ فقال کلهم من قریش»؛(1)
شنیدم پیامبر خدا میفرمود: همواره اسلام در سایه دوازده خلیفه [من] عزیز میماند. سپس کلمهای فرمود که من نشنیدم، پس به پدرم گفتم: چه فرمود؟ گفت: همه آنان از قریش هستند.
این حدیث را فریقین(2)در کتابهای حدیثی خود نقل کردهاند و همگی صدور آن را از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم قبول دارند. بنابراین مهم آن است که بدانیم این دوازده خلیفه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چه کسانی اند. از دو طریق میتوان به مراد آن حضرت پی برد که یکی مراجعه به روایات و دیگری بررسی تاریخی است.
برای فهم درست کلام هر گوینده ای، باید
به قرینههای موجود در کلام او توجّه کرد و کلمات دیگر او را در نظر گرفت تا مراد از امور مجمل روشن شود. با مراجعه به احادیث نبوی میبینیم که آن حضرت به روشنی مراد خویش را از دوازده خلیفه به طور مکرر بیان کرده است؛ از جمله:
«قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله و سلم : ان خلفائی و اوصیائی و حجج اللّه علی الخلق بعدی إثنی عشر، اَوَّلُهُمْ اخی و آخرهم وَلَدی. قیل یا رسول اللّه و من اخوک؟ قال: علی بن ابی طالب، قیل: و من وَلَدُک؟ قال: المهدی الذی یملأ الارض قسطا و عدلا کما مُلئت جوراً و ظلماً»؛(1)
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: خلفا و اوصیای من و حجتهای خدا بر خلق پس از من دوازده نفر هستند: اولین آنان برادرم و آخرین آنان پسر من است. گفته شد:ای رسول خدا: برادر شما کیست؟ فرمود: علی بن ابی طالب. سؤال شد: فرزند
1) فرائد السمطین ، ج 2، ص 312، ح 562
شما کیست؟ فرمود: مهدی و او همان کسی است که زمین را پر از عدل و داد می کند، همان گونه که سرشار از ظلم و جور شده باشد.
در این حدیث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم برای تبیین مراد از دوازده خلیفه، به معرّفی امام اول و امام دوازدهم اکتفاء میکند؛ در حالی که در مواقع دیگر اسامی همه دوازده خلیفه را بیان میکند و حتی اسم پدرانشان را نیز برمی شمرد.
نقباء بنی اسرائیل»؛(1)
جانشین و خلیفه بعد از من علی بن ابی طالب علیه السلام است و بعد از او دو نوه من حسن علیه السلام و سپس حسین علیه السلام هستند. سپس نه فرزند حسین علیه السلام امام خواهند بود. [نعثل] گفت: ای محمد صلی الله علیه و آله و سلم آن نُه نفر را نام ببر. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: وقتی حسین علیه السلام از دنیا رفت، فرزندش علی علیه السلام امام است و هنگامی که علی علیه السلام از دنیا رفت، فرزندش محمد علیه السلام به امامت میرسد و چون محمد علیه السلام از دنیا رفت، پسرش جعفر علیه السلام امام خواهد شد و وقتی جعفر علیه السلام از دنیا برود، فرزندش موسی علیه السلام امام است و هنگامی که موسی علیه السلام درگذشت، پسرش علی علیه السلام و بعد از او فرزندش حسن علیه السلام و بعد از او حجة بن الحسن علیه السلام امام خواهد بود. اینان دوازده امام به عدد نقبای بنی اسرائیل هستند.
با توجه به این روایات و احادیث دیگر شیعه و سنی، روشن میشود که مراد از دوازده خلیفه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، همین امامان
1) فرائد السمطین ، ج 2، ص 133، ذیل حدیث 431؛ ینابیع المودة ، باب 76، ص 441
دوازده گانه است.
در تاریخ اسلام، دوازده خلیفهای که حافظ و نگهبان عزت اسلام باشند ـ جز دوازده امامی که شیعه به آنان معتقد است ـ نمیتوان یافت؛ زیرا دوازده خلیفه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بلافاصله پس از آن حضرت به عنوان خلیفه ایشان معرفی شدند، از طرفی مایه عزّت اسلام بودند و هیچ وقت اسلام بدون آنان نبوده است. چنان که از ظاهر «لایزال» فهمیده میشود.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در هیچ زمانی بدون خلیفه نبوده است. حال باید دید این دوازده نفر کیستند؟ تاریخ زندگی خلفای اموی و عباسی نشان میدهد که آنان هیچ وقت مایه عزّت اسلام نبودند! ولی دوازده امام شیعه علیه السلام ـ که همگی در عصر خود مظهر تقوا و حافظ سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بوده اند، پیوسته مورد توجه صحابه و تابعین و نسلهای بعدی قرار داشتند و به علم و وثاقت معروف بودند.
علاوه بر این، کسی غیر از شیعه، دوازده امامی را که از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تا آخر دنیا استمرار
داشته باشد، معرفی نکرده است، اگر تنها مصداق حدیث «اثنی عشر خلیفة» را بپذیریم، با مراجعه به تاریخ میبینیم که یازده امام آمده و شهید شدهاند و اکنون دوران امامت و خلافت دوازدهمین امام ـ حضرت مهدی علیه السلام ـ است.
مجموع اخباری که با عنوان «اثنی عشر خلیفه» و تعابیر همانند آن آمده، نشانگر این است که:
امامان دوازده نفر هستند.
امامت آنان تا پایان دنیا مستمر است؛ (با توجه به جمله «لایزال الاسلام و لاینقضی»).
همگی آنان از قریش هستند.
غیر از شیعه کسی چنین ادعایی ندارد.
حضرت مهدی علیه السلام، دوازدهمین امامی است که از سال 260 امامت را بر عهده دارد.
پس آن ثِقل همدوش قرآن که باید به آن تمسّک نمود و خلیفهای که در پرتو امامت او، اسلام عزیز میگردد و نشناختن او باعث خروج از اسلام می شود، همان حضرت مهدی علیه السلام است.
از آنچه در بخش نخست گذشت، دانستیم که همه معصومین علیهم السلام درباره «مهدویت» سخن گفتهاند و کمتر راوی وجود دارد که درباره آن روایتی نقل نکرده باشد. در جوامع روایی، بیش از دو هزار حدیث در این باره نقل شده است. برای نمونه مؤلف منتخب الاثر با استفاده از 157 منبع شیعی و سنی، قریب 900 روایت را بدون تکرار و به طور کامل ذکر مینماید. در اینجا از میان احادیث فراوان و مباحث گسترده، به بیان موارد مشترک مسائل مهدویت در روایات شیعه و سنی میپردازیم و سپس برخی از موارد اختلافی را نیز به طور خلاصه بیان میکنیم.
در زمینه «مهدویت» مسائلی مورد اتفاق شیعه و اهل سنت است که با اشاره به برخی از آنها برای هر یک، شاهدی از روایات فریقین یا کلمات علمای آنان میآوریم.
از آنجا که این روایات در مصادر حدیثی مورد قبول اهل سنت است؛ لذا آنها را به عنوان نظر آنان قلمداد میکنیم.(1)
یکی از موارد اتفاقی بین شیعه و اهل سنت در قضیه مهدویت، اتفاق بر اصل آن است. امت اسلامی ـ به غیر از گروهی اندک از غربزدگان و روشنفکرنمایان مانند احمد امین مصری ـ بر این مسأله اتفاق دارند که در آخر الزمان شخصی به نام مهدی علیه السلام از فرزندان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ظهور کرده و زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد.
1) با استفاده از کتاب شیعه شناسی و پاسخ به شبهات، تألیف علی اصغر رضوانی و مجله طلوع ، شماره پنج، مقاله موارد اتفاق مذاهب در قضیه مهدویت، صص 21 ـ 38
علت اصلی تأکید بر این اعتقاد، وجود تعداد بسیار و در حد تواتر روایات درباره این قضیه از پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم است. معلوم است که هر قضیهای که به حد «تواتر» برسد، از دایره شک و تردید خارج شده و انسان را به یقین میرساند. شهید صدر در این باره میگوید:
به راستی اعتقاد به حضرت مهدی علیه السلام به عنوان پیشوای منتظَر برای تغییر جهان به عالمی بهتر، در احادیث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به طور عموم و به ویژه در روایات اهل بیت علیهم السلام آمده است. در روایات فراوان، به طور جدی بر این مسأله تأکید شده که جای هیچ شکی را برای انسان باقی نمی گذارد.
تنها از طرق برادارن اهل سنت حدود چهارصد روایت از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم درباره حضرت مهدی علیه السلام احصا و شمارش شده و بیش از شش هزار روایت برآورده گشته است. این رقم بزرگی است که در بسیاری از قضایای اسلامی بدیهی، نظیری برای آن وجود ندارد؛ قضایایی که معمولا مسلمانان در آن تردید
نمی کنند.(1)
حافظ ابن حجر عسقلانی میگوید:
تواترت الاخبار بان المهدی من هذه الامة(2)اخبار به حد تواتر دلالت دارد بر اینکه مهدی علیه السلام از این امت (اسلام) است.
قاضی شوکانی میگوید:
و هی متواتره بلاشک و لاشبهة(3)احادیث مهدی بدون شک و شبهه متواتر است.
ابن حجر هیتمی میگوید:
و الاحادیث التی جاء فیها ذکر ظهور المهدی علیه السلام کثیرة متواترة(4)احادیثی که در آن به ظهور مهدی علیه السلام اشاره شده، بسیار زیاد و در حد تواتر است.
قرمانی دمشقی میگوید:
اتفق العلماء علی ان المهدی هو القائم فی آخر الزمان و قد تعاضدت الاخبار علی
ظهوره(1)علما بر این امر اتفاق دارند که مهدی همان قیام کننده در آخر الزمان است و اخبار و احادیث ظهور آن حضرت، یکدیگر را تأیید می کنند.
مبارکفوری میگوید:
و اعلم ان المشهور بین کافة من اهل الاسلام علی ممر الاعصار انه لابد فی آخر الزمان من ظهور رجل من اهل البیت یسمی بالمهدی(2)بدان که مشهور بین تمام مسلمانان در طول زمان ها این است که به طور حتم در آخرالزمان، شخصی از اهل بیت ظهور خواهد کرد. او مهدی نام دارد.
قضیه امام مهدی علیه السلام از امور غیبی است که از طریق وحی به آن خبر داده شده است. قرآن به صراحت بر این نکته تأکید دارد که یکی از نشانههای پرهیزکاران، ایمان به غیب است:
«ذَلِک الْکتَابُ لاَ رَیبَ
فِیهِ هُدًی لِّلْمُتَّقِینَ الَّذِینَ یؤْمِنُونَ …»(1)«آن کتاب (قرآن) تردیدی در آن نیست، هدایت برای متقین است. کسانی که به غیب ایمان دارند...».
شیخ صدوق با تمسک به این دو آیه میگوید:
و لا یکون الایمان صحیحاً من مؤمن الاّ مِن بعد علمه بحال مَن یؤمن به… کذلک لن ینفع ایمان من آمن بالمهدی القائم علیه السلام حتی یکون عارفاً بشأنه فی حال غیبته؛ هیچ مؤمنی ایمان صحیح نخواهد داشت مگر بعد از اینکه علم پیدا کرد به احوال کسی که باید به او ایمان آورد... و همچنین ایمان کسی که مهدی علیه السلام را پذیرفته، نفعی به او نمی رساند؛ مگر در صورتی که عارف به شأن آن حضرت در زمان غیبت باشد.(2)
به همین سبب در روایات شیعه و سنی منکر خروج مهدی علیه السلام، کافر شمرده شده است. جابر بن عبداللّه از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل میکند:
«من انکر خروج
المهدی علیه السلام فقد کفر بما انزل علی محمد صلی الله علیه و آله و سلم »؛(1)کسی که منکر خروج مهدی علیه السلام است به آنچه بر محمد صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده، کافر گردیده است.
امام صادق علیه السلام در روایتی در بیان مصادیق غیب ـ که ایمان به آن لازم است ـ میفرماید:
«متقین، شیعیان امام علی علیه السلام هستند، [و یکی از مصادیق] غیب نیز همان حجت غایب است؛ یعنی، مهدی منتظَر».(2)
در میان اهل سنت، احمد بن محمد بن صدیق میگوید:
الایمان بخروجه واجب و اعتقاد ظهوره تصدیقاً لخبر الرسول محتمّ(3)ایمان به خروج مهدی علیه السلام واجب و اعتقاد به ظهور او به جهت تصدیق خبر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم حتمی و ثابت است.
سفارینی حنبلی میگوید:
الایمان بخروج المهدی واجب کما مقرر عند اهل العلم و مدون فی عقاید اهل السنة و
الجماعة(1)ایمان به خروج مهدی واجب است، همان گونه که نزد اهل علم ثابت و در عقاید اهل سنت و جماعت مدون است.
شیخ ناصر الدین البانی وهابی میگوید:
ان عقیدة خروج المهدی عقیدة ثابته متواترة عنه صلی الله علیه و آله و سلم یجب الایمان به لانها من امور الغیب و الایمان بها من صفات المتقین؛ همانا عقیده به خروج مهدی علیه السلام عقیده ای ثابت و متواتر از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است که ایمان به آن واجب است؛ زیرا این عقیده از اموری است که ایمان به آن در قرآن، از صفات پرهیزکاران شمرده شده است.(2)
فراگیر بودن دعوت و حکومت جهانی حضرت مهدی علیه السلام مورد اتفاق فریقین است و آیات و روایات بسیاری بر این مسأله دلالت دارد.
خداوند در قرآن میفرماید: «وَلَقَدْ کتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکرِ أَنَّ الْأَرْضَ یرِثُهَا عِبَادِی
الصَّالِحُونَ».(1)همان گونه که در آیهای دیگر میفرماید: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیسْتَخْلِفَنَّهُم فِی الْأَرْضِ».(2)
علاوه بر این آیات، روایات فریقین نیز بر این موضوع دلالت دارد. حاکم نیشابوری از ابو سعید خدری نقل میکند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
«تُملأ الارض جوراً و ظلماً فیخرج رجل من عترتی یملک الارض سبعاً او تسعاً فیملأ الارض قسطاً و عدلا(3)»؛ زمین از ستم و ظلم پر می شود. در این هنگام شخصی از عترتم خروج کرده، مدت هفت یا نه [سال ]مالک کل زمین خواهد شد و در این هنگام زمین را پر از عدل و داد می کند.
امام باقر علیه السلام میفرماید:
«یملِک القائمُ ثلاثَ مائهِ سَنَة وَ یزدادُ تِسعاً کما لَبِثَ اهلُ الکهفِ فِی کهْفِهِم یملاُ الارضَ عَدلا وَقِسطاً کما مُلِئتْ ظلماً وَجَوراً فیفتحُ اللّهُ لَه شرقَ الارضِ
وَ غَربَها… حتی لایبقی الاّ دینُ مُحمد صلی الله علیه و آله و سلم »؛(1)
امام مهدی علیه السلام 309 سال حاکم بر زمین می شود، همان مقدار که اصحاب کهف در غارشان درنگ کردند، و زمین را پر از عدل و داد می کند، همان گونه که پر از ظلم و جور شده باشد. خداوند برای او شرق و غرب عالم را فتح می کند تا تنها دین محمد صلی الله علیه و آله و سلم بر روی زمین باقی بماند.
روایات اسلامی بر این امر اتفاق دارند که هنگام خروج امام مهدی علیه السلام، حضرت عیسی علیه السلام از آسمان فرود میآید و در نماز به آن امام اقتدا میکند. ابوهریره از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل میکند:
«کیف انتم اذا نزل ابن مریم فیکم و امامکم منکم»؛(2)چگونه اید زمانی که فرزند مریم فرود می آید، در حالی که امام شما فردی از خودتان است؟
ابوبصیر گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود:
«و ینزل روح اللّه عیسی
ابن مریم علیه السلام فیصلی خلفه…»؛(1)نازل می شود روح اللّه عیسی بن مریم، پس نماز می خواند پشت سر او (امام مهدی علیه السلام ).
از دیگر امور اتفاقی در مورد امام مهدی علیه السلام بیان علایم ظهور است. عایشه از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرده است:
«یغزو جیشٌ الکعبةَ فاذا کانوا ببیداء من الارض یخسف بأولهم و آخرهم»؛(2)لشگری آهنگ کعبه می کنند، پس هنگامی به زمین بیداء در آمدند، [زمین] همه آنها را فرو می برد.
جابر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
«فینزل امیر جیش السفیانی البیداء فینادی مناد من السماء یا بیداء أبیدی القوم فیخسف بهم...»؛(3)پس فرود میآید امیر لشگر سفیانی [همراه با لشگرش] به [زمین ]بیداء، پس منادی از آسمان ندا
می دهد: ای [زمین] بیداء نابود کن قوم (لشکر) را. پس آنها را در خود فرو می برد.
یکی دیگر از اموری که مسلمانان درباره امام مهدی علیه السلام بر آن اتفاق دارند، لقب شریفی است که به آن وجود مقدس اطلاق شده و آن «مهدی» است. کعب گوید:
انما سمی المهدی لانه یهدی لامر قد خفی؛(1)به درستی که او را مهدی علیه السلام نامیدند، زیرا هدایت می کند (یا هدایت می شود) به امری که مخفی است.
منظور از امر خفی، همان تورات و انجیل است که مخفی هستند و کسی جایشان را نمیداند.(2)
از ابوسعید خراسانی نقل شده است:
«قلت لأبی عبداللّه علیه السلام : المهدی و القائم واحد؟ فقال: نعم. فقلت: لأی شئ سمی المهدی؟ قال: لانه
یهدی الی کل امر خفی»؛(1)«به امام صادق علیه السلام گفتم: مهدی و قائم یک نفر است؟ فرمود: آری. پس پرسیدم: چرا او را مهدی نامیدند؟ فرمود: چون هدایت می شود به هر امر مخفی».
از جمله اموری که نزد فریقین درباره وجود مقدس امام مهدی علیه السلام مشترک است، مسأله امدادهای خاص الهی است. این امدادها به صورتهای گوناگون در احادیث به تصویر کشیده شده که به بعضی از آنها اشاره میشود:
ابوهریره از وجود مقدس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل میکند:
«لاتقوم الساعة حتی تقاتلوا الیهود حتی یقول الحجر وراءه الیهودی یا مسلم هذا یهودی ورائی فاقتله»؛(2)«ساعت بر پا نمیشود تا اینکه با یهود جنگ و مقاتله خواهد شد. حتی سنگی که در پشت او یهودی مخفی شده، میگوید:ای مسلمان! پشت
من یک یهودی است او را بکش».
ابوبصیر از امام صادق علیه السلام نقل میکند:
«فاذا خرج القائم لم یبق کافر بالله العظیم و لامشرک بالامام الاّ کره خروجه حتی ان لو کان کافرا او مشرکا فی بطن صخرة لقالت یا مؤمن فی بطنی کافر فاکسرنی واقتله»؛(1)«هنگامی که قائم علیه السلام خروج کند باقی نمی ماند کافری به خدای بزرگ و نه مشرکی به امام؛ مگر اینکه دوست ندارد خروج او را، [چرا که در زمان خروج او] حتی اگر کافر یا مشرکی خود را در داخل سنگی قرار دهد، هر آینه آن صخره می گوید: ای مؤمن! در داخل من کافری است مرا بشکن و او را بکش»
یکی از مواردی که هم عامه و هم خاصه در مورد وقایع مقارن با عصر ظهور امام مهدی علیه السلام به آن اشاره دارند، طلوع خورشید از مغرب است.
ابوهریره از قول پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل میکند:
1) کمال الدین ، ج 2، ص 670، ح 16
«لاتقوم الساعة حتی تطلع الشمس من مغربها فاذا طلعت فرآها الناس آمنوا أجمعون فذلک حین لاینفع نفسا ایمانها لم تکن آمنت من قبل او کسبت فی ایمانها خیراً»؛(1)«قیامت برپا نمی شود تا اینکه طلوع کند خورشید از مغربش؛ پس هنگامی که طلوع کرد و مردم او را دیدند همه ایمان می آورند. پس آن زمان ایمان کسی که قبلا ایمان نیاورده یا به دست نیاورده در ایمانش خیری را (فقط ایمان ظاهری داشته) نفعی ندارد».
یکی دیگر از موارد مشترک بین عامه و خاصه این است که حضرت مهدی از اهل بیت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و از فرزندان حضرت فاطمه زهرا علیها السلام است.
ام سلمه در روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل میکند:
«المهدی من عترتی من ولد فاطمة»؛(2)«مهدی از عترت من از فرزندان فاطمه علیها السلام است».
با توجه به اینکه امام مهدی علیه السلام پس از غیبتی طولانی ظهور خواهد کرد و مردم ایشان را قبلا نمیشناختند، لذا در روایات به مشخصات ظاهری آن بزرگوار اشاره شده است و فریقین اینگونه روایات را در کتابهای روایی خود ذکر کرده اند. ابوسعید خدری از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نقل میکند:
«المهدی منّی، أجلی الجبهة، أقنی الأنف، یملأ الأرض قسطاً و عدلا کما ملئت جوراً و ظلما»؛(1)«مهدی علیه السلام از من است، پیشانی او آشکار و هویداست، بینی بلند و کشیده دارد. زمین را پر از عدل و داد می کند، همان گونه که پر از ظلم و جور شده است».
ابی وائل میگوید: امام علی علیه السلام به حسین علیه السلام نظری کرد و فرمود:
«و سیخرج اللّه من صلبه رجلا باسم نبیکم... و هو رجل اجلی الجبین و اقنی الانف... و یملأ الارض عدلاکما ملئت
1) سنن ابی داود، ج 4، ص 107، ح 4285
ظلماً و جوراً»؛(1)«به زودی خداوند خارج می کند از صلب او [حسین علیه السلام ]مردی را که هم نام پیامبرتان است... و او مردی بلند پیشانی و کشیده بینی است... او پر می کند زمین را از عدل، همان گونه که از ظلم و ستم پر شده است».
یکی دیگر از موارد مشترک بین عامه و خاصه، ویژگی دوران ظهور و خیر و برکت فراوان و نعمات بی پایان الهی است که در اختیار مردمان زمان او قرار میگیرد. ابوسعید خدری از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل میکند:
«یکون فی امتی المهدی ان قصر فسبع و الا فتسع فتنعّم فیه امتی نعمة لم ینعموا مثلها قط... و المال یومئذ کدوس فیقوم الرجل فیقول یا مهدی أعطنی فیقول خذ»؛(2)«در امت من مهدی، اگر [مدت او ]کوتاه باشد هفت سال وگرنه نه سال [حکومت میکند ]پس
متنعّم می شوند در [زمان] او امت من به نعماتی که هرگز مثل آن متنعّم نشده بودند... و مال در این هنگام (نزد او) متراکم و جمع است. پس مردی بر می خیزد و می گوید: ای مهدی! عطا کن. پس می گوید: بگیر».
عبد خیر میگوید: از امیرمؤمنان علی علیه السلام شنیدم که فرمود:
«قال لی رسول اللّه صلی اللّه علیه و آله یا علی! الائمة الراشدون المهتدون المعصومون من ولدک احد عشر اماما و انت اولهم و آخرهم اسمه اسمی یخرج فیملأ الأرض عدلا کما ملئت جورا و ظلما یأتیه الرجل و المال کدوس (مجموع) فیقول یا مهدی اعطنی فیقول خذ»؛(1)«پیامبر به من فرمود:ای علی! امامان هدایت شده معصوم از فرزندان تو یازده نفرند و تو نخستین آنان هستی و آخرین آنان هم اسم من است. خارج میشود و زمین را از عدل پر میکند؛ همان گونه که از ظلم و ستم پر شده بود، فردی نزدش آمد. اموال (نزد امام)
1) غیبت نعمانی، ص 92، ح 23
متراکم است.می گوید: ای مهدی، عطا کن. پس امام می گوید: بگیر.
یکی دیگر از ویژگیهای امام مهدی علیه السلام، مکان بیعت ایشان (کنار خانه کعبه) است. این ویژگی نیز در کتابهای عامه و شیعه ذکر شده است. احمد حنبل در روایتی از وجود مقدس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل میکند:
یبایع لرجل ما بین الرکن و المقام»؛(1)«با مردی بین رکن و مقام بیعت می کنند».
جابر جعفی از امام باقر علیه السلام نقل میکند:
«یبایع القائم بین الرکن و المقام ثلاثمائة و نیف عدة اهل بدر…»؛(2)«بیعت می کنند با قائم بین رکن و مقام سیصد و چند نفر به تعداد اهل بدر...»
از ویژگی بارز امام مهدی علیه السلام حکومت عدالت گستر ایشان است. فراگیری عدل و داد در
بسیاری از روایات مربوط به حضرت بیان شده است. ابوسعید خدری در ضمن روایتی از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نقل میکند:
«المهدی منی… یملأ الارض قسطا و عدلا کما ملئت جوراً و ظلماً»؛(1)«مهدی علیه السلام از من است... زمین را از عدل و داد پر می کند همان گونه که از ظلم و جور پر شده است.»
صقربن ابی دلف میگوید: از امام هادی علیه السلام شنیدم که فرمود:
«ان الامام بعدی الحسن اِبنی و بعد الحسن ابنه القائم الذی یملأ الأرض قسطا و عدلا کما ملئت جورا و ظلما»؛(2)«امام بعد از من حسن علیه السلام است و بعد از حسن علیه السلام فرزندش قائم [جانشین او است ]کسی که زمین را از عدل و داد پر می کند همانگونه که از ظلم و ستم پر شده است».
یکی دیگر از مواردی که عامه و خاصه درباره امام مهدی علیه السلام در آن اشتراک نظر دارند، نام مبارک آن حضرت است. عبداللّه از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل میکند:
«لاتذهب أو لاتنقضی الدنیا حتی یملک العرب رجل من اهل بیتی یواطیء اسمه اسمی»؛(1)«دنیا به پایان نمی رسد یا دنیا تمام نمی شود تا اینکه مردی از اهل بیتم ـ که هم نام من است ـ بر عرب حاکم می شود».
هشام بن سالم از امام صادق علیه السلام از پدرانش علیهم السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل میکند:
«القائم من ولدی، اسمه اسمی و کنیته کنیتی و شمائله شمائلی و سنته سنتی…»؛(2)«قائم از فرزندان من است، اسم او اسم من و کنیه او کنیه من است، و شمایل و خصوصیات او شمایل من و سنت و روش او، سنت من است».
همان گونه که گذشت دومذهب شیعه و سنی، در محورهای مختلفی درباره مهدویت اشتراک نظر دارند؛ با این وجود گروهی از اهل سنت در بعضی موارد دیدگاهی متفاوت با شیعیان دارند.
آنچه که در این عرصه قابل توجه است، موضوع ولادت و نسب آن حضرت است. در میان اهل سنت دو نظر وجود دارد: گروهی از آنان، عقیدهای مطابق با نظر شیعیان دارند و معتقدند که امام مهدی علیه السلام در سال 255 به دنیا آمده است و برخی دیگر آن را انکار میکنند. در اینجا به بررسی این مطلب میپردازیم.
اثبات ولادت هر فردی، پیش از هر چیزی با اعلام پدر وی و شهادت دادن قابلهای صورت میپذیرد که هنگام به دنیا آمدن نوزاد، مددکار مادر او بوده است؛ هر چند کسی غیر از این دو، او را مشاهده نکرده باشد. چه رسد به اینکه صدها تن دیگر نیز وی را دیده باشند و خود او به اموری مبادرت ورزیده باشد که افراد زیادی از آن مطلع شده اند. تعلیمات، سفارش ها، راهنمایی،
نصیحت ها، نامه ها، دعاها، سخنان مشهور و اخبار منقولی از ایشان صادر شده باشد و وکلای وی معروف و سفیران او معلوم و معین باشند، و در هر عصر و در میان هر نسلی میلیونها نفر پیرو داشته باشد. علاوه بر همه این قراین و شواهد، احادیث متعددی دلالت بر ولادت امام مهدی علیه السلام دارند. صرف نظر از روایات عام امامت (مانند حدیث ثقلین و اثنی عشر خلیفه…) که وجود امام در هر زمانی و مصداق فعلی آن را ثابت میکند. روایات خاص مهدویت و بشارت هایی که ائمه علیهم السلام به ولادت آن حضرت دادهاند و راهنمایی هایی که معصومان علیهم السلام در پاسخ به سؤال شیعیان از ائمه بعد از آنان داشته اند، بر این امر دلالت دارد. به عنوان نمونه چند روایت ذکر میشود:
«الحمد لله الذی لم یخرجنی من الدنیا حتی ارانی الخلف من بعدی»؛(1)«سپاس خدایی را که مرا از
1) منتخب الاثر ، 3 جلدی، ج 2، باب چهارم، ح 791
دنیا خارج نکرد تا اینکه جانشین مرا نشانم داد».
«ولد لابی محمد علیه السلام ولدٌ فسماه محمداً، فعرضه علی اصحابه یوم الثالث و قال: هذا صاحبکم من بعدی، و خَلیفتی عَلیکم وَ هو القائم الذی تمتد الیه الاعناق بالانتظار»؛(1)«برای ابی محمد امام حسن عسکری علیه السلام فرزندی به دنیا آمد. پس او را محمد نام گزارد. پس روز سوم امام حسن علیه السلام او (فرزند) را به اصحاب نشان داد و فرمود: این صاحب و امام شما بعد از من و جانشین من بر شما است و او قائمی است که گردن ها به انتظار او کشیده می شود».
«ان الامام بعدی الحسن ابنی، و بعد الحسن ابنه قائم الذی یملأ الارض قسطا و عدلا کما ملئت جوراً و ظلماً»؛(2)«امام بعد از من فرزندم حسن علیه السلام است، و بعد
از او پسرش قائم علیه السلام [امام است]، همان که پر می کند زمین را از عدل و داد، همان طور که از ظلم و جور پر شده است.»
تذکر: با توجه به مجموع روایات، تواتر معنوی روایات ولادت را میتوان ثابت کرد.
گروهی از اهل سنت با وجود اعتقاد به مهدویت و ویژگیهای آن حضرت، بر اساس برخی از احادیث معتقدند که ایشان از اولاد امام حسن مجتبی علیه السلام است نه از فرزندان امام حسین علیه السلام.
پژوهشهای انجام شده در کتابهای اهل سنت نشان دهنده وجود تنها یک حدیث در این مورد است که در سنن ابو داود سجستانی آمده است:
«قال علی علیه السلام ـ و نظر الی ابنه الحسن ـ فقال: انّ ابنی هذا سید کما سمّاهُ النبی صلی الله علیه و آله و سلم و سیخرج من صلبه رجل یسمی باسم نبیکم یشبهه فی الخَلْق…»؛(1)
1) سنن ابو داود، ج 4، ح 4290
حضرت علی علیه السلام ـ در حالی که به فرزندش حسن نگاه می کرد ـ گفت: «به درستی که این فرزندم آقا و سرور است، همانگونه که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم او را چنین نامید. و از صلب او مردی متولد می شود که به نام پیامبرتان نامیده می شود و در خلقت شبیه او است...»
پاسخ نخست
با بررسی متن و سند حدیث و مقابله آن با حدیث هایی که امام مهدی علیه السلام را از فرزندان امام حسین علیه السلام میدانند، میتوان با دلایل زیر احتمال ساختگی بودن و جعل حدیث را بیان کرد:
جزری شافعی (م 833 هـ.) آن را از ابوداود نقل کرده؛ ولی به جای «حسن»، «حسین» ثبت کرده است.(1)
سند حدیث ناپیوسته است؛ چون شخصی که از حضرت علی علیه السلام نقل کرده ابو اسحاق
1) المناقب فی تهذیب اسنی المطالب ، صص 165 ـ 168
سبیعی است. او کسی است که ثابت نشده حتی یک حدیث را خود از حضرت علی علیه السلام شنیده باشد، به طوری که منذری در شرح حدیث به این مطلب تصریح کرده است.(1)او به هنگام شهادت امیرالمؤمنین علی علیه السلام هفت ساله بوده؛ چون به گفته ابن حجر، او دو سال قبل از پایان خلافت عثمان متولد شده است.(2)
ابوداود گوید: «از هارون بن مغیره برایم حدیث شد» و معلوم نیست او چه کسی بوده است. طبق مبانی محدثان اهل سنت، حدیثی که راوی مجهول دارد قابل اطمینان نیست.
این حدیث، با احادیث فراوان دیگر که اهل سنت نقل کرده اند، تعارض دارد؛ چون در آنها تصریح شده که امام مهدی علیه السلام از فرزندان امام حسین علیه السلام است. به عنوان نمونه، حذیفة بن یمان میگوید:
«پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم خطبهای خواند و برایمان
خبرهایی از آینده داد و سپس فرمود: اگر فقط یک روز از عمر دنیا باقی مانده باشد، خداوند عزوجل آن روز را طولانی می کند تا اینکه مردی از فرزندانم را برانگیزاند که نامش، هم نام من است. سلمان به پا خاست و عرض کرد: ای رسول خدا! از کدام فرزندت؟ فرمود: از این فرزندم [و] با دست به حسین علیه السلام زد».(1)
در حدیث ابوداود احتمال تغییر یافتن «حسین» به «حسن» ـ به قرینه اختلاف در نقل ـ بعید نیست و در غیر این صورت، خبر واحدی است که برابر حدیث متواتر قابل دفاع نیست.
پاسخ دوم
صرف نظر از بحثهای بیان شده، این حدیث ـ به فرض صحّت ـ با احادیث فراوان دیگر که امام مهدی علیه السلام را از نسل امام حسین علیه السلام میداند، قابل جمع است. به این صورت که حضرت مهدی علیه السلام از طرف پدر حسینی و از
1) المنار المنیف ، ابن قیم، ح 329، ص 148؛ القول المختصر ، ابن حجر، ج 4، ص 37
طرف مادر حسنی است و این خود حقیقتی مسلّم است؛ زیرا همسر امام سجاد علیه السلام و مادر امام باقر علیه السلام، فاطمه دختر گرامی حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام بود. و لذا امام باقر علیه السلام از طرف پدر حسینی و از طرف مادر حسنی است. به دنبال آن دیگر امامان واقعاً ذرّیه حسنین علیهما السلام هستند.
در اینجا برای آگاهی بیشتر اسامی برخی از علمای اهل سنت که احادیث فرزند امام حسین علیه السلام بودن امام مهدی علیه السلام را نقل کرده و به حسینی بودن او اعتراف دارند، ذکر میشود:
علامه ابن قتیبه دینوری (م276هـ)
حافظ ابوالحسن علی بن عمر دارقطنی شافعی (م385هـ)
حافظ ابونعیم اصفهانی (م430هـ)
موفق بن احمد مالکی خوارزمی خطیب (م586هـ)
شیخ الاسلام ابو العلاء حسن بن احمد بن حسن عطار همدانی (م569هـ)
موضوع «مهدویت» مانند هر مسأله دیگری، در طول تاریخ دچار هجوم دشمنان و غرض ورزان گردیده است. کسانی که فرهنگ اصیل «مهدویت» مانعی بر سر راهشان بوده و با مطامع و اهداف آنان هم خوانی نداشته است، همیشه درصدد تضعیف مبانی و ارزشهای آن برآمده اند. روایات مهدویت یکی از عرصههای تهاجم آنان است که در این بخش به بعضی از اشکالات و پاسخ آنها پرداخته میشود:
از ادعاهای پوچ و بی اساس برخی، این است که بخاری و مسلم حدیثی درباره
حضرت مهدی علیه السلام ثبت نکردهاند و این به معنای آن است که موضوع مهدویت نزد آنان پذیرفته نبوده و حدیث صحیحی ندارد و لذا در کتاب خود، روایات مهدویت را ذکر نکرده اند. پیش از بررسی این ادعا، لازم است چند مطلب گوشزد شود:
«این کتاب را با یکصد هزار حدیث صحیح (و به قولی با دویست هزار حدیث صحیح) نوشتم و حدیث های صحیحی را که رها کردم، افزون تر است».
بنابراین، به تصریح خود بخاری، آنچه را که نقل نکرده، به علت ضعف نبوده؛ بلکه بسیاری از حدیث هایی را که صحیح میدانسته، در کتابش نیاورده است.
صحیحین را جبران کنند.
هیچ یک از علمای رجال و حدیث شناس اهل سنت، تنها ملاک صحیح بودن یک حدیث را آمدن آن در صحیحین ندانستهاند؛ بلکه بعضی از احادیث ـ که صحّت آنها نزد اهل سنت قطعی است ـ در صحیحین نیامده است. بهترین گواه این مدعا، حدیث «العشرة المبشرة بالجنّة» است که هیچ یک از بخاری و مسلم آن را نقل نکرده اند؛ ولی نزد اهل سنت از حدیثهای متواتر است.
کسانی که به بهانه نبودن حدیث درباره حضرت مهدی علیه السلام در صحیحین، منکر ظهور آن بزرگوار شده اند، در واقع اطلاع دقیق و کافی از محتوای آنها ندارند.
پاسخ شبهه
پوشیده نیست که احادیث امام مهدی علیه السلام در زمینههای گوناگونی است؛ از جمله: نام شریف، بعضی از اوصاف، نشانههای ظهور، روش و چگونگی حکومت و…. بدیهی است که نیاز حتمی به آوردن کلمه «مهدی» در تمامی این حدیثها نیست؛ چون منظور از احادیث، کاملا
روشن و آشکار است. برای مثال ممکن است حدیث صحیحی، در کتابی روایت شده باشد و در آن صفتی از صفات مهدی موعود در آخرالزمان با ذکر کلمه «المهدی» آمده باشد و همین حدیث در بخاری نقل و به جای آن کلمه «رجل (مردی)» ذکر شده باشد. در این صورت کدام عاقل و خردمندی در اینکه این حدیث مربوط به مهدی موعود علیه السلام است، شک و تردید میکند؟ اگر توجه به روایات و مقایسه آنها با یکدیگر را نپذیریم، در غیر این صورت اجمال در بسیاری از حدیثها به چه شکل بر طرف شده و معنای درست آنها آشکار میگردد؟ آیا نزد علما، راه و روشی جز این است که حدیث مجمل را باحدیث مفصل تفسیر کنند؛ هر چند که آن دو در یک کتاب یا در دو کتاب جداگانه باشند؟
به علاوه، اگر به صحیح بخاری و صحیح مسلم مراجعه کنیم، خواهیم دید که آن دو دهها حدیث «مجمل» درباره حضرت مهدی علیه السلام نقل کردهاند که دیگر علمای اهل سنت آنها را به حضرت نسبت داده اند؛ زیرا حدیثهای «صحیح» دیگری که در دیگر کتابهای
صحیح و مسند و مستدرک ثبت شده، از آنها «رفع اجمال» میکند.
شگفت انگیزتر اینکه حدیث «اَلمَهدِی حَقٌّ وَ هُوَ مِن وُلدِ فاطِمَة» را چهار تن از علمای کاملا مورد وثوق و اطمینان اهل سنت، در کتابهای خود از «صحیح مسلم» نقل کرده اند؛ ولی متأسفانه با مراجعه به چاپهای موجود و در دسترس امروزی این کتاب، اثری از آن وجود ندارد! آن چهار نفر عبارتاند از:
الف. ابن حجر هیتمی (م974 هـ ) در کتاب الصواعق المحرقه باب یازدهم، فصل اول، ص163؛
ب. متقی هندی حنفی (م 975 هـ ) در کتاب کنزالعمال، (ج 14، ص 264، ح 38662)؛
ج. شیخ محمد علی صبان (م 1206 هـ ) در کتاب اسعاف الراغبین (ص 145)؛
د. شیخ حسن عدوی حمزاوی مالکی (م 1303 هـ ) در کتاب مشارق الانوار (ص112).
به هر حال بخشی از احادیث نقل شده در صحیح مسلم و بخاری را نمیتوان جز به
حضرت مهدی علیه السلام نسبت داد یا تفسیر کرد. این برداشت و استنباط ما در فهم حدیثهای این دو کتاب نیست؛ بلکه از مطالب مورد اتفاق پنج تن از شارحان صحیح بخاری است که در بخش مربوط به آن توضیح داده میشود.
حدیثهای صحیح مسلم و بخاری که در ارتباط با حضرت مهدی علیه السلام تفسیر شده است:
بخاری در صحیحش به یک روایت درباره خروج دجال و فتنه او، بسنده کرده است. در حالی که در صحیح مسلم، دهها حدیث درباره خروج، روش، اوصاف، خرابکاری، فساد، لشکرکشی و سرانجام او نقل شده است و در روایاتی دجّال از جمله علامات ظهور و خروج حضرت مهدی علیه السلام شمرده شده است.
بخاری و مسلم هر دو با اسناد خود از ابوهریره نقل کردهاند که گفت:
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
«چگونه اید اگر پسر مریم بر شما فرود
آید، در حالی که امامتان از شما باشد؟»(1)
مسلم با اسنادش از جابر بن عبداللّه آورده است:
«شنیدم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: گروهی از امتم آشکارا تا روز قیامت بر اساس حق پیکار می کنند. پس عیسی بن مریم فرود می آید. فرمانده گروه گوید: بیا و با ما نماز بگزار [امامت کن]! می گوید: خیر، به درستی که برخی از شما به پاس گرامی داشت این امت بر دیگران امیر هستند.»(2)
اگر به دیگر کتابهای حدیثی اهل سنت ـ از صحیح و مسند و غیره ـ مراجعه کنیم، روایات فراوانی را مییابیم که به صراحت بیان میکنند که فرمانده گروهی که تا روز قیامت بر پایه حق پیکار میکنند، کسی جز حضرت مهدی علیه السلام نخواهد بود. به عنوان نمونه چند حدیث را ذکر میکنیم:
الف. ابن ابی شیبه از ابن سیرین نقل کرده است:
«مهدی از این امت و همان کسی است
که بر عیسی بن مریم امامت می کند».(1)
ب. ابونعیم از ابن ابی عمرودانی از حذیفة نقل کرده است:
«رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: مهدی علیه السلام نظر افکند در حالی که عیسی بن مریم فرود آمده، گویی آب از موهایش می چکد. سپس حضرت مهدی علیه السلام می گوید: جلو برو و با مردم نماز بگزار. پس عیسی علیه السلام گوید: نماز تنها برای شما برپا شده است. پس [عیسی] پشت سر مردی از فرزندان من نماز می گزارد».(2)
در کتاب فتح الباری فی شرح صحیح البخاری، به تواتر حدیثهای مهدویت تصریح شده است؛ از جمله در شرح حدیث پیشین، میگوید:
«نماز خواندن عیسی پشت سر مردی از این امت ـ با توجه به اینکه در آخرالزمان و نزدیک قیامت است ـ نشانگر صحّت و درستی گفته هایی است که میگوید: به درستی که زمین از قائمی برای خدا یا حجت خالی
نخواهد ماند».(1)
قسطلانی در شرح بر بخاری، این حدیث را به حضرت مهدی علیه السلام تفسیر کرده، میگوید: حضرت عیسی علیه السلام در نماز به امام مهدی علیه السلام اقتدا میکند.(2)
این مطالب در عمدة القاری فی شرح صحیح البخاری نیز وجود دارد.
در کتاب فیض الباری در تفسیر حدیث بخاری تأکید بیشتری هست. در این کتاب، حدیثی از ابن ماجه قزوینی آورده و سپس میگوید: پس مصداق «الامام» در این حدیث همان «امام مهدی» است.(3)
در حاشیه البدرالساری الی فیض البخاری شرح مفصلی درباره حدیث فوق آورده و توضیح میدهد که شارح حدیث، باید به احادیث دیگر صحابه در همان زمینه مراجعه کند. لذا جمع حدیث هایی که مبین این حدیث بخاری است، او را بر آن داشت که
تصریح کند: مراد از امام همان، امام مهدی علیه السلام است. سپس میافزاید: این معنا را حدیث ابن ماجه به تفصیل روشن کرده که استناد آن هم قوی است.(1)
مسلم با اسناد خود از جابربن عبداللّه آورده است:
«رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: در اواخر دوران امتِ من، خلیفه ای خواهد آمد که مال را می پاشد [فراوان می بخشد] و هیچ شمارش نمی کند».(2)
وی این حدیث را از طریقهای دیگری از جابر و ابوسعید خدری از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل میکند. صفت «پاشیدن مال» مبالغه در فراوانی است و در کتابها و روایات اهل سنت، هیچ موصوفی جز حضرت مهدی علیه السلام ندارد.
ترمذی با اسنادش از ابوسعید خدری از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل میکند:
«به درستی که مهدی در امت من است... [تا آن جا که فرمود] پس مردی نزد او می آید و می گوید: ای مهدی [مالی] به من بده، پس به اندازه توان حمل کردن او، در پیراهنش پول می ریزد».(1)
این حدیث از ابوهریره و ابوسعید خدری و دهها طریق دیگر نقل شده است.
مسلم در صحیح با اسناد خود از عبیداللّه بن قبطیه آورده است:
«حارث بن ابی ربیعه بن صفوان همراه با من بر ام سلمه، ام المؤمنین وارد شدیم. از او درباره لشکری که به زمین فرو می رود، پرسیدند (این در دوران عبداللّه بن زبیر بود). ام سلمه گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: پناهنده ای در خانه خدا پناه می برد، آن گاه گروهی را به دنبالش می فرستند، هنگامی که آنان به بیداء می رسند، زمین آنها را در خود فرو می برد».(2)
منکران عقیده ظهور حضرت مهدی علیه السلام، به خدشه هایی که توسط ابن خلدون به احادیث «مهدویت» وارد شده، تمسک کرده و چنین نتیجه میگیرند که همه این احادیث بی اعتبار است. استادِ الازهر، سعد محمدحسن، شاگرد احمد امین درباره این احادیث میگوید:
علمای حدیث و نقادان و حدیث پژوهان به تفصیل و نقد و بررسی این مجموعه از احادیث پرداخته اند و علامه ابن خلدون به شدت آنها را رد کرده است.(1)
همین برداشت را نزد استاد وی احمد امین نیز مییابیم. ابوزهره، محمد فرید وجدی و دیگرانی مثل جبهان و سائح لیبی هم این نظر را دارند: «ابن خلدون این احادیث را نقادانه پی گیری کرده و تک تک آنها را
1) المهدیه فی الاسلام ، ص 69
ضعیف شمرده است».(1)
پاسخ: حقیقت تضعیف های ابن خلدون
ابن خلدون برخی از احادیث «المهدی» را صحیح میداند؛ چنان که برخی دیگر را ضعیف میشمارد. به نظر میرسد که احمد امین و شاگردانش، به تصریح ابن خلدون به صحّت برخی از این احادیث توجه نکرده و تنها تضعیفهای وی را دیده و از آنها یاد کرده اند!
نکته دیگر اینکه آیا تصریح علمای درایه به «صحت» و «تواتر» این احادیث کافی نیست؛ به ویژه آن که تخصص ابن خلدون تاریخ و جامعه شناسی بوده است، نه علم حدیث!
افزون بر این، مگر شمار احادیثی که ابن خلدون ضعیف شمرده، چه قدر است که عمل وی چنین بزرگ نمایی میشود. او تنها نوزده حدیث از مجموع 23 حدیث این باب را تضعیف کرده و این تمامی روایاتی است که وی بررسی و نقد کرده است. او تنها از هفت
1) مجله الدعوة الاسلامیة ، ش 10، مقاله تراثنا و موازین النقد، ص 185
نفر نام برده که احادیث «المهدی علیه السلام » را روایت کرده اند؛ یعنی، ترمذی، ابوداود، بزّار، ابن ماجه، حاکم، طبرانی و ابویعلی موصلی.(1)
به همین دلایل ابن خلدون مورد مواخذه شدید قرار گرفت و ابوالفیض، کتاب «ابراز الوهم المکنون من کلام ابن خلدون» را در رد او نوشت.
علاوه بر این خود ابن خلدون چهار حدیث زیر را صحیح دانسته است:
روایت حاکم از طریق عوف اعرابی، از ابوصدیق ناجی، از ابوسعید خدری؛
روایت حاکم از طریق سلیمان بن عبید، از ابوصدیق ناجی، از ابوسعید خدری (ابن خلدون درباره اش میگوید: «اسنادش صحیح» است).
روایت حاکم از حضرت علی علیه السلام درباره ظهور مهدی علیه السلام (ابن خلدون اسناد آن را صحیح میشمارد).
روایت ابوداود سجستانی، از صالح بن ابیخلیل، از ام سلمه (ابن خلدون دربارهاش میگوید: «دارای رجال صحیحی است که غیر
1) تاریخ ابن خلدون ، ج 1، فصل 53، ص 555
موثق و مجهول در میان آنان به چشم نمیخورد»).(1)
با پژوهش در احادیث امام مهدی علیه السلام در منابع روایی شیعی و سنی، روشن میشود که هر دو مکتب، در مسأله مهدویت و اصول و امور کلی آن با همدیگر متحد و متفق هستند. با این حال به نظر میرسد که احادیث اهل سنت درباره امام مهدی علیه السلام، از دو ویژگی برخوردار است:
این وضعیت، بیشتر از آن نشأت میگیرد که آنان فقط به احادیث پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و صحابه اکتفا کردند و در اثر خودداری از تمسّک به اهل بیت علیهم السلام، از احادیث آنان محروم شدند. علاوه براینکه حدود یکصد سال از احادیث
1) برای توضیح بیشتر ر.ک: المهدی المنتظر فی الفکر الاسلامی و در انتظار ققنوس
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نیز جدا افتادند؛ در حالی که شیعه و محدثان شیعی همیشه با خاندان وحی مرتبط بوده اند.
بنابراین با توجّه به روایات ائمه علیهم السلام ـ که حجت و معتبر بوده و میتواند دوشادوش کلام پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به تشریح و تبیین احکام و معارف بپردازد ـ میتوان تصویری کامل از مهدی موعود، به جهانیان عرضه کرد و قلوب آنان را مالامال از محبت امام زمان علیه السلام نمود و آنها را برای پیروی از حضرتش آماده کرد.