ghaemiyeh.com
شابک : ۲۸۰۰۰ ریال: 964-95805-38-2
شماره کتابشناسی ملی : ۳۹۸۸۳۴۹
عنوان و نام پدیدآور : آیین همسرداری و آداب زندگی در اسلام/ نویسنده سیدمحمدحسینیبهارانچی.
مشخصات نشر : قم: عطر عترت، ۱۳۸۵.
مشخصات ظاهری : ۳۲۰ ص.
موضوع : زناشویی (اسلام)
موضوع : راه و رسم زندگی (اسلام)
موضوع : اسلام و خانواده
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۷۲۵
رده بندی کنگره : BP۲۵۸/۵/ح۵آ۹ ۱۳۸۵
سرشناسه : حسینی بهارانچی، سید محمد، ۱۳۲۳ -
نویسنده: سید محمّد حسینی بهارانچی
خطبة الکتاب··· 9
هدف و انگیزه تالیف··· 12
اسلام و ازدواج··· 15
سفارش اسلام به ازدواج و تشکیل خانواده··· 16
انتخاب همسر شایسته··· 22
معیار برابری و کفویت در ازدواج··· 29
قانون ازدواج موقت و دایم··· 33
قانون مهر و احکام آن در اسلام··· 40
آداب زناشویی··· 47
آداب زفاف··· 48
آداب همبستر شدن··· 50
دستور نماز و دعا در شب زفاف··· 64
استحباب آرایش و زینت··· 67
استحباب بازی و ملاعبه قبل از جماع··· 68
وجوب اطاعت و تمکین زن از شوهر··· 70
پاداش همبستر شدن با همسر··· 74
مسایل مربوط به فرزندان و حقوق آنان··· 77
آداب و پاداش فرزندداری··· 78
استحباب درخواست فرزند شایسته··· 84
ارزش زن و فرزندان شایسته··· 88
پاداش شوهرداری و بارداری زن··· 90
آداب نوزاد و مقام مادر··· 93
انتخاب نام نیک برای فرزندان··· 98
نامها و کنیههای فاطمه علیهاالسلام ··· 103
اسامی و القاب فاطمه علیهاالسلام ··· 106
ترجمه اسامی و القاب فاطمه زهرا علیهاالسلام ··· 109
حقوق و وظایف متقابل زن و مرد··· 113
پاداش کمک به همسر در اصلاح زندگی و خانواده··· 114
سفارش معصومین: به تحفظ و پنهان بودن زن··· 116
غیرت مرد و غیرت زن··· 122
ارزش عبادت و خدمات زن در خانه··· 124
پیامدهای خروج زن از خانه و اختلاط او با مردهای نامحرم··· 125
پاداش صبر بر بدخلقی زن··· 129
پاداش اطاعت زن از شوهر··· 130
جلب محبت همسر از راههای غیر مشروع··· 133
آرایش زن برای غیر شوهر··· 134
آزار زن و شوهر به یکدیگر··· 135
ارفاق و احسان به همسر··· 138
پاداش همسر دوستی و معیار احسان به همسر··· 140
مدارا و احسان به زنها و نهی از اطاعت آنان··· 141
احیای حقوق زن در اسلام··· 148
حقوق زن و شوهر بر یکدیگر··· 151
عبادت زن مشروط به رضایت شوهر··· 155
پاداش تحصیل حلال برای تأمین زندگی··· 160
پاداش تقوا و پرهیز از محرّمات··· 165
توضیح و بیان موارد تقوا در سخنان معصومین:··· 167
پیشگیریهای اسلام از فساد اجتماع و خانواده··· 171
نگاههای حرام و پاداش خودداری از نگاه به نامحرم··· 172
تماس با زن نامحرم··· 175
حرمت گفتگو و مزاح با زن نامحرم··· 176
نگاه به پشت سر زن نامحرم··· 178
آداب اسلامی در باره ورود به منازل و غیره··· 179
دستور اسلام در باره اجازه ورود به خانهها··· 180
سن قانونی نامحرم بودن دختر و پسر··· 184
نگاه زن به مرد نابینا··· 186
تماس پزشک برای معالجه··· 187
زنهای نمونه در اسلام··· 189
اسوههای ارزش و نمونههای بی نظیر··· 190
عبادت فاطمه علیهاالسلام ··· 191
تسبیحات فاطمه علیهاالسلام ··· 192
فاطمه علیهاالسلام و انفاق زینتهای خود در راه خدا··· 195
مقام فضّه کنیز فاطمه علیهاالسلام ··· 199
بیست سال جز با قرآن سخن نگفت··· 201
فاطمه علیهاالسلام و نزول آیه عذاب··· 204
عبادت حضرت زینب علیهاالسلام ··· 207
عفت و حیای زینب علیهاالسلام ··· 209
سخنان فاطمه علیهاالسلام ··· 211
1- ثمره اخلاص··· 212
2- نرمخویی و اکرام بانوان··· 212
3- خوشرویی در چهره مومن··· 212
4- معیار شیعه بودن··· 213
5- مَثَل امام مَثَل کعبه است··· 213
6- ارزش مؤمن··· 213
7- علی علیهالسلام و شیعیانش··· 214
8- خلعتهای کرامت··· 215
9- بدترین امت··· 215
10- انگشتری عقیق··· 215
11- نیکوترین ویژگی زنان··· 216
12- نزدیکترین حالت زن به پروردگار خود··· 216
13- شفاعت امت گنهکار··· 216
14- ثواب صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و آله و آل او علیهمالسلام ··· 216
15- خشم همسر، رضایت همسر··· 217
16- بهره روزهدار··· 217
17- رضایت فاطمه علیهاالسلام از خدا و رسول او صلی الله علیه و آله ··· 217
18- حالات معنوی فاطمه علیهاالسلام در شب ازدواج··· 218
19- صبر و ایثار فاطمه در خانه علی علیهاالسلام ··· 219
20- عفت و حجاب فاطمه علیهاالسلام ··· 219
21- سخن فاطمه علیهاالسلام در مورد آداب غذا خوردن··· 220
22- دعای فاطمه علیهاالسلام برای گناهکاران امت··· 220
23- دعای فاطمه علیهاالسلام وقت غروب روز جمعه··· 221
24- فاطمه علیهاالسلام از خدا درخواست غذای بهشتی نمود··· 221
25- خیرخواهی فاطمه علیهاالسلام و درسی که به زنها داده است··· 222
26- صحنه دلخراش و خیرخواهی فاطمه علیهماالسلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله ··· 223
27- نالههای فاطمه علیهاالسلام در لحظههای غمبار رحلت رسول الله صلی الله علیه و آله ··· 224
28- مبارزات فاطمه علیهاالسلام و دفاع از علی علیهالسلام ··· 225
29- آه و ناله فاطمه علیهاالسلام از فراق پدر··· 226
30- نگاه فاطمه علیهاالسلام به حسن وحسین و یاد رسولخدا صلی الله علیه و آله ··· 228
31- درخواست فاطمه علیهاالسلام از بلال برای اذان گفتن··· 228
32- مبارزه منفی فاطمه علیهاالسلام و سخن نگفتن او با غاصبین خلافت··· 229
33- آخرین وصایای فاطمه علیهاالسلام ··· 230
34- وصیت به مخفی بودن مراسم تدفین و قبر فاطمه علیهاالسلام ··· 230
35- کیفر و عذاب زنان گناهکار··· 232
36- حدیث فاطمه علیهاالسلام در باره سبک شمردن نماز··· 236
اخلاق زندگی در اسلام··· 239
ارزش اخلاق در زندگی··· 240
1- اندوهزدایی و پاداش بهشت··· 242
2- بهترین مردم و بهترین عمل آنان··· 243
3- عدالت و انصاف··· 244
4- هدیه و احسان (کادو)··· 245
5-پاداش احسان··· 246
6- ماعون (عاریه دادن وسایل مورد نیاز به همسایگان)··· 247
7- نمک نشناسهای لعنت شده··· 248
8- مواظبت بر صدقه و عمل خیر در هر روز··· 249
9- سازش و نرم خویی و مدارای با مردم··· 250
10- خیرخواهی نسبت به مردم و انتقادپذیری از آنان··· 251
11- ادب و تجاوز نکردن از حق خود··· 253
12- نگهداری اسرار و آبروی مردم··· 254
13- رعایت عهد و پیمان··· 255
14- مشورت و استفاده از فکر دیگران··· 256
15- روح بی نیازی از مردم و توکل به خداوند··· 258
16- نگهداری و برگرداندن امانت··· 259
17- تواضع و فروتنی··· 260
18- احترام به بزرگتر و ترحم به کوچکتر··· 262
19- پاداش احترام به مؤمن و گناه توهین به او··· 263
20- کیفر قهر و پاداش آشتی و گذشت··· 264
21- گناه غیبت و بدگویی از مردم··· 265
22- گناه اسراف و تبذیر··· 267
آداب زندگی در اسلام··· 269
شیرینی و طراوت زندگی··· 270
1- سلام و احترام به برادران و خواهران مسلمان··· 270
2- اجازه ورود به اتاق پدر و مادر··· 272
3- احوالپرسی و پند و اندرز··· 273
4- پاداش سلام و مصافحه (دست دادن) و معانقه (در آغوش گرفتن)··· 275
5- پاداش زیارت و بوسیدن پیشانی مؤمن··· 276
6- آداب عطسه و تحیّت آن··· 277
7- آداب آروغ زدن و آب بینی و دهان انداختن··· 279
8- مزاح و خنده و شیرینی سخن··· 280
9- سنّتهای ابراهیمی و محمدی علیهماالسلام در نظافت··· 281
10- نگهداشتن محاسن و برطرف نمودن موهای دیگر بدن··· 282
11- آداب ناخن گرفتن··· 284
12- پاداش مسواک و پاکیزه کردن دهان··· 285
13- پاداش استعمال عطر و بوی خوش··· 286
14- اجابت دعوت مؤمن و پاداش آن··· 288
15- نکوهش از میهمان بدون دعوت··· 289
16- آداب میهمانی رفتن··· 290
17- پاداش احترام به میهمان··· 292
18- پرهیز از مجالس گناه··· 295
19- آداب مسافرت··· 303
اشعار مجالس عقد و عروسی··· 305
الحمدللّه المحمود بنعمته، المعبود بقدرته، المطاع بسلطانه، المرهوب من عذابه و سطواته، النا فذ أمره فی سمائه و ارضه، الذی خلق الخلق بقدرته، و میّزهم باحکامه، و اعزّهم بدینه. و اکرمهم بنبیّه، و هو الذی خلق من الماء بشرا فجعله نسبا و صهرا و کان ربّک قدیرا، و من آیاته أن خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودّة و رحمةً، و اسبغ علیکم نعمه ظاهرةً و باطنةً.
و هوالأوّل قبل أوّلیة الأوّلین، و الباقی بعد فناء العالمین، الذی قرب من حامدیه، و دنا من سائلیه، و وعد الجنّة من یتّقیه، و انذر بالنّار من یعصیه نحمده بجمیع محامده علی جمیع نعمه و آلائه و نشهد أن لاإله إلاّاللّه وحده لاشریک له و أنّ محمّدا صلی الله علیه و آله عبده و رسوله ارسله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدّین کلّه و لو کره المشرکون و انّ أمیرالمؤمنین علیّبن ابیطالب و أبناءه الطاهرین علیهمالسلام أوصیاء نبیّه و هم المصطفین الهادین و هداة الخلق اجمعین.
و صلوات اللّه الدائمة علی نبیّه خاتم النبیّین و علی وصیّه أمیرالمؤمنین و علی فاطمة الزهراء سیّدة نساء العالمین و علی السبطین الحسن و الحسین سیّدی شباب اهل
الجنّة اجمعین. و علی علیّ بن الحسین زین العابدین و علی محمّدبن علیٍّ باقرعلوم الدین و علی جعفربن محمّد الصادق الأمین و علی موسی بن جعفر الکاظم الممتحن الحزین و علی علیّ بن موسی الرضا ملجاء الهاربین و علی محمّد بن علیّ الجواد فی العالمین و علی علیّ بن محمّد قدوة الهادین و علی الحسن بن علیّ المهیمن علی المؤمنین و علی سمّی المصطفی و کنیّه الکهف الحصین و غیاث المضطرّ المستکین و عصمة المعتصمین و رحمة للعالمین الذی بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبتت الارض و السماء الحجّة بن الحسن العسکری عجل اللّه فرجه الشریف.
و اللعنة الدائمة علی اعدائهم اجمعین الی یومالدّین سیّما من لعنهم امیرالمؤمنین و امام المتقّین و قائد الغرِّ المحجّلین و ابوالأئّمة الطاهرین علیهم افضل صلوات المصلیّن فانّه علیهالسلام کان یقول فی قنوته:
الّلهمّ العن صَنَمَ-ی قریش و جبتَیْها و طاغوتَیْها و إفکیْها، و ابنتیْهما اللذیْن خالفا أمرک و أنکرا وحیک، وجحدا إنعامک، و عصیا رسولک، وقلّبا دینک و حرّفا کتابک، وعطّلا أحکامک، وأبطلا فرائضک، وألحدا ف-ی آیاتک، وعادیا أولیاءک و والیا أعداءک، و خرّبا بلادک، وأفسدا عبادک.
الّلهمّ العنهما وأنصارهما فقد أخربا بیت النبوّة، و ردّما بابه، ونقضا سقفه، وألحقا سماءه بأرضه وعالیه بسافله و ظاهره بباطنه واستأصلا أهله وأبادا أنصاره وقتلا أطفاله وأخلیا منبره من وصیّه ووارثه وجحدا نبوّته وأشرکا بربّهما فعظِّم ذنبهما وخلّدهما ف-ی سقر وما أدریک ما سقر لا تبق-ی ولا تذر.
الّلهمّ العنهم بعدد کلّ منکر أتوه و حقٍّ أخفوه و منبرٍ علوه و منافق ولوّه وموءمن أرجوه و ولیٍّ آذوه و طرید آووه و صادق طرّدوه و کافر نصروه و إمامٍ قهروه و فرض غیّروه وأثرٍ أنکروه و شرٍّ أضمروه ودمٍ أراقوه وخبر بدّلوه و حکم قلّبوه و کفر أبدعوه و
کذب دلّسوه و إرث غصبوه و فییٍءاقتطعوه و سحتٍ أکلوه و خمسٍ استحلّوه و باطلٍ أسّسوه وجورٍ بسطوه و ظلمٍ نشروه، ووعد أخلفوه و عهد نقضوه و حلال حرّموه و حرام حلّلوه و نفاق أسرّوه وغدرٍ أضمروه وبطن فتقوه وضلع کسروه وصکّ مزّقوه و شمل بدّدوه و ذلیل أعزّوه و عزیز أذلّوه و حقّ منعوه وإمام خالفوه.
الّلهمّ العنهما بکلّ آیة حرّفوها و فریضة ترکوها، وسنّة غیّروها وأحکام عطّلوها وأرحام قطعوها و شهادات کتموها و وصیّة ضیّعوها وأیمان نکثوها ودعوی أبطلوها وبیّنة أنکروها وحیلة أحدثوها وخیانة أوردوها وعقبة ارتقوها ودباب دحرجوها وأزیاف لزموها [وأمانة خانوها].
الّلهمّ العنهما فی مکنون السرّ و ظاهر العلانیة لعنا کثیرا دائبا أبدا دائما سرمدا لا انقطاع لأمده ولا نفاد لعدده ویغدو أوّله ولا یروح آخره لهم ولأعوانهم و أنصارهم و محبّیهم و موالیهم و المسلّمین لهم والمائلین إلیهم و الناهضین بأجنحتهم و المقتدین بکلامهم و المصدّقین بأحکامهم. (البلد الأمین ص 551 البحار ج 82/260)
امّا بعد: فانّ اللّه تبارک و تعالی قال فی کتابه: «و أنکحو الأیامی منکم و الصالحین من عبادکم و إمائکم إن یکونوا فقراء یغنهم اللّه من فضله و اللّه واسع علیم» و النکاح سنّة نبیّنا خاتم النبیّین و سیرة اهل بیته الائمة الطاهرین علیهم افضل صلوات المصلّین و قال النبیّ صلی الله علیه و آله : النکاح سنّتی فمن رغب عن سنّتی فلیس منّی.
و قال صلی الله علیه و آله : من تزوّج فقد احرز نصف دینه فلیتّق اللّه فی النصف الباقی. و من لایجد نکاحا فلیستعفف و یسئل فضل ربّ العالمین و الزواج افضل بناء فی الأسلام یبنیه المتزوّج و یعتصم به عن وساوس الشیاطین و یفوز برضی الرحمان و الجنّة و الرضوان بفضل اللّه الملک المنّان، الّلهمّ اعتقنا من النار و ادخلنا الجنّة مع الأبرار و زوّجنا من الحورالعین بحقّ محمد و آله الطاهرین صلواتک علیهم اجمعین.
غریزه جنسی از حکمتهای الهی است که جهت تداوم نسل بنیآدم در سرشت انسان قرار داه شده است. تمایل به جنس مخالف از دوران نوجوانی تا قبل از کهولت و پیری در انسان وجود دارد و هیچ انسان سالمی بدون این غریزه و تمایل نخواهد بود.
این نیاز همانند سایر نیازها باید از راه صحیح تأمین گردد تا انسان را از خطر انحراف و فساد و تجاوز به نوامیس دیگران باز دارد. بدین منظور اسلام به مسأله ازدواج اهمیت فراوانی داده و آن را به عنوان بهترین راه تأمین این غریزه و در ردیف سنتهای دیگر دینی قرار داده است. بر هر مسلمان لازم است که برای انجام این سنّت اسلامی روش اولیای دین و دستور العملهای مربوط به آن را همان گونه که وارد شده است ملاک عمل قرار دهند تا انجام آن برای جوانان مشکل آفرین نباشد.
توجه به سخنان و سیره و روش اولیای دین روشن میسازد که آنان این سنّت را به سهولت و سادگی انجام میداده و حتی توصیههای فراوانی نمودهاند که این سنّت هرچه زودتر و سادهتر انجام گیرد و هیچ جوانی، دختر و یا پسر، بدون همسر
زندگی نکند و با انجام ازدواج از خطرهای گوناگون و دامهای شیاطین محفوظ بماند.
در فرهنگ اسلامی عزوبت و تنها زیستی به عنوان کمبود و نقص دیانت یک مسلمان قلمداد شده است.
به جرأت میتوان گفت که وضع موجود و مرسوم بین نوع ما مسلمانان با فرهنگ اسلامی همخوانی ندارد و همان گونه که مشاهده میشود بی توجهی به این مسأله علت عمده انحراف و فساد و آلودگی جوانان ما شده است. مع الأسف دوری ما از دستورات اسلامی و روش اولیای دین باعث شده است تا جوانان ما غریزه جنسی خود را از راههای غیر مشروع ارضا نمایند؛ مسألهای از این رنج آورتر نیست که اکنون مراسم ازدواج به یک فاجعه اخلاقی و اجتماعی و حتی سیاسی تبدیل گردیده است.
توجه به این مسایل مرا برآن داشت که درحد توان خود کتابی در باره ازدواج و آداب زندگی و همسرداری و دستورات اولیای دین در این رابطه بنویسم و تنها ازمنابع وحی و سخنان معصومین علیهمالسلام استفاده نمایم و دیدگاهها و افکار بشری را در مطالب کتاب دخالت ندهم تا فطرتهای پاک و سالم به خوبی بتوانند از این منابع وحی استفاده و از آن پیروی کنند.
ناگفته نماند که در زمان ما عدهای، به عنوان روشن فکر و مترقی، اسلام را با نظرات و افکار خود میسنجند و احیانا اگر مطابق سلیقه و نظر آنان نبود آن را غیر قابل پذیرش میدانند و میگویند که علم آن را تأیید نمیکند و یا میگویند که این قانون برای جوامع و زمانهای گذشته کارایی داشته و امروزه با پیشرفت علم قابل استفاده نمیباشد و معالأسف بعضی از این افراد در سلک اهل علم نیز هستند! ای
کاش اینگونه افراد برای یک بار هم که شده به معارف اسلامی و سخنان معصومین علیهمالسلام توجه میکردند و سیره و سخنان آنان را مطالعه مینمودند و اینگونه سخن نمیگفتند و در چنین خطری (یعنی خطر انکار احکام الهی) قرار نمیگرفتند. چه خوب بود آنان در صورت ناسازگاری افکار بشری با منابع وحی این افکار را که خالی از خطا نیست کنار میگذاردند. و به منابع وحی توجه مینمودند.
البته روشن است که بهترین راه برای کشف حقایق، توجه به زندگی و اخلاق و روش اولیای دین است؛ چرا که آنان معصوم از خطا بوده و دانش و علمشان از ناحیه خداوند تأمین شده است. در این مسأله باید به ازدواج امثال امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا علیهاالسلام که با نظارت و دستورالعملهای رسول خدا صلی الله علیه و آله انجام گرفته است توجه نمود و آنان را که رهبران معصوم و الهی ما هستند الگو قرار داد. اعاذناللّه من الخطاء و الزلل.
یاد آوری میکنم که چون بنده در کتاب «اسوة النساء - بانوی نمونه عالم» بخشهایی از مسایل مربوط به ازدواج و زندگی امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا علیهماالسلام را بیان نمودهام از تکرار آنها در این کتاب خودداری میکنم و خوانندگان محترم را به آن کتاب ارجاع میدهم. ازخداوند متعال توفیق تفقّه و فهم معارف اسلامی و پیروی از فرامین معصومین علیهمالسلام را خواهانیم.
اقل الطلبه سیّد محمّد حسینی بهارانچی
در قرآن و سخنان معصومین علیهمالسلام فراوان به ازدواج سفارش شده است. اسلام، ازدواج را به عنوان یک عبادت معرفی کرده و آثار دنیوی و اخروی فراوانی برای آن برشمرده است. در مقابل، از عزوبت و پرهیز از ازدواج نیز نکوهش زیادی شده و کنارهگیری از ازدواج و تشکیل خانواده دلیل نقص در دیانت معرفی گردیده است.
از دیدگاه اسلام، ازدواج دلیل کمال دین و عزوبت و ترک ازدواج دلیل نقصان آن است. اسلام، ارزش عبادت شخص متزوّج را هفتاد برابر عبادت شخص عزب (مجرد) برشمرده و میفرماید: شخص متزوّج، با ازدواج خود، نصف ایمان و دین خویش را از خطرها و آفات حفظ نموده است.
(1)1- اینک به بعضی از آیات قرآن و سخنان معصومین علیهمالسلام در باره این موضوع اشاره میکنیم: خداوند در سوره نور میفرماید: «عزبهای خود را به ازدواج درآورید، [بلکه] غلامان و کنیزان خود را نیز تزویج دهید؛ اگر آنان تهی
1) (1)کراهة العزوبة و الحثّ علی التزویج1- قال اللّه سبحانه و تعالی: وأنکحوا الأیامی منکم و الصالحین من عبادکم و امائکم إن یکونوا فقراء یغنهم اللّه من فضله و اللّه واسع علیم. و قال سبحانه: و لیستعفف الذین لایجدون نکاحا حتّی یغنیهم اللّه من فضله. (سورة النور آیة/ 32)
دست بودند خداوند از فضل و کرم خود آنان را بینیاز خواهد نمود. [البته] او دانا و گشایش دهنده است.»
و در باره کسانی که راهی برای ازدواج ندارند میفرماید: «آنان باید عفّت پیشه کنند تا این که خداوند آنان را از فضل خود بینیاز نماید.»
(1)و در سوره روم میفرماید: «از آیات و نشانههای خداوند این است که او همسرانی از جنس شما آفریده است تا وسیله آرامش شما شوند و بین شما و آنان محبت و رحمت قرار داده است و این برای اندیشمندان از نشانههای خداشناسی میباشد.» (2)2- علامه مجلسی در کتاب بحار، با سند خود، از قداح نقل نموده که گوید: امام صادق علیهالسلام فرمود: «مردی خدمت پدرم امام باقر علیهالسلام رسید پدرم به او فرمود: آیا ازوداج نمودهای؟ آن مرد گفت: خیر. پدرم فرمود: من دوست نمیدارم دنیا و آنچه در آن است را مالک باشم و یک شب را بدون همسر طی کنم. سپس فرمود: دو رکعت نماز متزوّج از عبادت یک شبانه روز عزب افضل است سپس پدرم هفت دینار به او داد و فرمود: با اینها ازدواج کن.»
1) (1)و قال سبحانه: و من آیاته اَن خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها وجعل بینکم مودّة و رحمةً إنّ فی ذلک لآیاتٍ لقومٍ یتفکّرون. (سورة الروم آیة/ 21)
2) (2)2- و فی البحار عن قرب الإسناد عن القداح عن الصادق علیهالسلام قال جاء رجل الی ابی فقال له: هل لک زوجة؟ قال: لا، قال لا احبّ أنّ لی الدنیا و ما فیها و انّی ابیت لیلةً لیس لی زوجة، قال: ثم قال: إنّ رکعیتن یصلیّهما رجل متزوّج افضل من رجل یقوم لیله و یصوم نهاره أعزب
امام صادق علیهالسلام سپس فرمود: «رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرمود: ازدواج کنید تا روزی شما فراوان شود.» (1)
3- در همان کتاب، از خصال صدوق، از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمود: «سه چیز وسیله آسایش و راحتی مؤمن است: خانه بزرگی که تأمین آبروی او کند، و زن صالحه و شایستهای که او را بر امر دنیا و آخرت او یاری دهد، و دختر و یا خواهری که آنها را با ازدواج و یا مرگ از خانه خارج کند.»(2)
4- و در همان کتاب، از کتاب خصال صدوق، از امیرالمؤمنین علیهالسلام نقل شده که آنحضرت در ضمن حدیث معروف به «چهارصد سخن» خود فرمود: «ای مردم! ازدواج کنید؛ چرا که رسول خدا صلی الله علیه و آله بارها میفرمود: هر که میخواهد پیرو سنت من باشد باید ازدواج کند، و میفرمود: یکی از سنتهای من ازدواج است پس ازدواج(3)
1) (1)ثمّ اعطاه ابی سبعة دنانیر و قال: تزوّج بهذه. ثمّ قال ابی: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله اتّخذوا الأهل فانّه ارزق لکم. (البحار ج 103/217 عن قرب الاسناد ص 11)
2) (2)3- و فیه عن الخصال عن الصادق علیهالسلام قال: ثلاثة للمؤمن فیهنّ راحة: دار واسعة تواری عورته و سوء حاله من الناس، و امرأة صالحة تعینه علی امرالدنیا و الآخرة و ابنة و اخت یخرجها من منزله بموتٍ او بتزویجٍ. (البحار ج 103/218 عن الخصال ج 1/104)
3) (3)4- و فیه عنه الأربعمأة: قال امیرالمؤمنین علیهالسلام : تزوّجوا فإنّ رسول اللّه صلی الله علیه و آله کثیرا ما یقول: من کان یحبّ ان یتّبع سنّتی فلیتزوّج، فانّ من سنّتی التزویج و اطلبوا الولد فانّی اکاثربکم الأمم غدا. (البحار ج 103/218 الخصال ج 2/405)
کنید و به وسیله ازدواج [از خداوند] طالب فرزند باشید همانا من فردای قیامت با فراوانی امت خود بر امتهای دیگر مباهات میکنم.»
(1)5- درهمان کتاب، از امالی شیخ طوسی، از حضرت رضا علیهالسلام نقل شده که فرمود: «زنی به امام باقر علیهالسلام عرض کرد: خدا شما را صالح بدارد، من زن متبتلهای هستم. امام باقر علیهالسلام فرمود: مقصود تو از این کلمه چیست؟ او گفت: من هیچ گاه اراده ازدواج نداشتهام. امام علیهالسلام فرمود: برای چه؟ آن زن گفت: این را برای خود یک فضیلت و ارزش میدانم. امام علیهالسلام به او فرمود: این سخن را رها کن؛ چرا که اگر فضیلت و ارزشی در این کار میبود فاطمه علیهاالسلام که کسی در فضیلت به او نمیرسد به آن سزاوارتر بود. (2)6- در همان کتاب، از امالی شیخ طوسی، از امام صادق، از پدرانش، از رسولخدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «هر که ازدواج کند نصف دین خود را حفظ نموده است؛ پس نسبت به نصف دیگر آن از خدا بترسد [که آن را از دست ندهد].»
1) (1)5- و فیه عن امالی الطوسی عن دعبل عن الرضا علیهالسلام قال: إنّ امرأةً سألت اباجعفر علیهالسلام فقالت: اصلحک اللّه انّی متبتّلة فقال لها: و ما التبتّل عندک؟ قالت: لا اُرید التزویج ابدا قال: و لِمَ؟ قالت: التمس فی ذلک الفضل، فقال: انصرفی فلوکان فی ذلک فضل لکانت فاطمة علیهاالسلام احقّ به منک، انّه لیس احد یسبقها الی الفضل. (المصدر ص 219 عن الامالی ج 1/380)
2) (2)6- و فیه عنه عن الصادق عن آبائه علیهمالسلام قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : من تزوّج فقد احرز نصف دینه، فلیتقّ اللّه فی النصف الباقی. (المصدر)
7- در همان کتاب، از ثواب الأعمال صدوق، از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمود: «دو رکعت نماز کسی که ازدواج نموده باشد بهتر ازهفتاد رکعت نماز کسی است که عزب باشد.» (1)
(2)8- در همان کتاب، از کتاب روضة الواعظین، از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «کسی که دوست دارد با پاکی و طهارت خدای خود را ملاقات کند باید با داشتن همسر از دنیا برود.» (3)9- در همان کتاب، از جامع الأخبار، از رسولخدا صلی الله علیه و آله نیز نقل شده که فرمود: «ازدواج و نکاح سنت من است و هرکه از سنت من اعراض کند از من نخواهد بود.» (4)10- و فرمود: «ازدواج کنید تا جمعیت شما زیاد شود؛ همانا من در روز قیامت به وسیله [جمعیت] شما بر امتهای دیگر مباهات مینمایم، گرچه فرزند سقط شده باشد.»
1) (1)7- و فیه عن ثواب الأعمال عن الصادق علیهالسلام قال: رکعتان یصلّیها متزوّج افضل من سبعین رکعة یصلّیها غیر متزوّج. (البحار ج 103/219 عن ثواب الأعمال ص 37)
2) (2)8- و فیه: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : من احبّ ان یلقی اللّه طاهرا مطهرّا فلیلقه بزوجةٍ. (المصدر ص 220 عن روضة الواعظین ص 373)
3) (3)9- و قال صلی الله علیه و آله : النکاح سنّتی فمن رغب، عن سنّتی فلیس منّی.
4) (4)10- و قال صلی الله علیه و آله : تناکحوا تکثروا فانّی اُباهی بکم الأمم یوم القیامة و لوبالسقط. (المصدر ص 220)
11- و فرمود: «کسی که ازدواج کرده باشد اگر درخواب هم باشد، نزد خداوند، از شخص عزب روزه دار و شب بیدار [درعبادت] افضل خواهد بود.» (1)
(2)12- و رسول خدا صلی الله علیه و آله به شخصی بنام عکاف فرمود: «آیا ازدواج نمودهای؟» گفت: خیر. فرمود: «آیا کنیزی داری؟» گفت: خیر. فرمود: «آیا تمکّن مالی داری؟» گفت: آری. فرمود: «باید ازدواج کنی وگرنه از گناهکاران خواهی بود.» (3)13- و فرمود: «بدترین شما عزبها هستند؛ آنها برادران شیطانند.» (4)14- و فرمود: «هرکه بکوشد تا ازدواجی انجام بگیرد خداوند از حورالعین به او تزویج خواهد نمود وبرای هر قدمی که برداشته و هرکلمهای که به زبان جاری نموده عبادت یک سال برای او نوشته خواهد شد.» (5)15- در همان کتاب، از نوادر راوندی، از موسی بن جعفر، از پدرانش، از
1) (1)11- و قال صلی الله علیه و آله : المتزوّج النائم افضل عنداللّه من الصائم القائم العزب.
2) (2)12- و قال صلی الله علیه و آله لرجلٍ: ألک زوجة؟ قال: لا یا رسول اللّه قال: ألک جاریة؟ قال: لا یا رسولاللّه قال: أفأنت موسرٌ؟ قال: نعم قال تزوّج و الاّ فأنت من المذبنین.
3) (3)13- و قال صلی الله علیه و آله : شرارکم عزّابکم و العزّاب اخوان الشیاطین.
4) (4)14- و قال صلی الله علیه و آله : خیار امّتی المتأهلون و شرار امّتی العزّاب.
5) (5)15- و قال صلی الله علیه و آله : من عمل فی تزویج حلالٍ حتّی یجمع اللّه بینهما زوّجه اللّه من الحورالعین و کان له بکلّ خطوةٍ خطاها و کلمةٍ تکلّم بها عباده سنةٍ. و قال صلی الله علیه و آله : ما من شابٍ تزوّج فی حداثة سنّه الاّ عجّ شیطانه: یا ویله یا ویله عصم منّی ثلثی دینه فلیتّق اللّه العبد فی الثلث الباقی. (البحار ج 103/221)
رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «هیچ جوانی در اوایل جوانی ازدواج نمیکند جز آن که شیطان فریاد میکند: «وای بر من! وای بر من! او دوسوم دین خود را از شرّ من حفظ نمود»، پس باید نسبت به یک سوم باقی مانده از خدا بترسد.»
16- و فرمود: «عزبهای خود را به ازدواج درآورید تا خداوند اخلاق آنان را نیکو و رزق آنان را فراوان و مروّت آنان را زیاد کند.» (1)
انتخاب همسر مسأله بزرگ و حساس زندگی است و هرگز انسان عاقل، سرنوشت یک عمر دیانت و اسرار و آسایش زندگی و... خود را به دست کسی که از دیانت و اخلاق و عادات و کمالات او آگاهی ندارد نمیدهد. و بیش از همه چیز در انتخاب شریک زندگیاش دقت میکند. این وظیفه برای پدران و مادران نیز وجود دارد.
اسلام با آن همه تشویق و ترغیب به ازدواج و توصیه به این که جوانان پسر و دختر را هرچه زودتر به ازدواج درآورید، در مسأله انتخاب همسر، سفارش اکید نموده که باید پدر و مادر وارسی کنند و همسری که دارای دیانت و اخلاق زندگی باشد برای فرزندان خود انتخاب نمایند وگرنه فرزندان خود را تباه کردهاند.
اینک به بخشی از روایات این موضوع توجه فرمایید:
در بعضی از روایات آمده است که امام علیهالسلام میفرماید: «اذاجاءکم من ترضون
1) (1)16- و قال صلی الله علیه و آله : زوّجوا ایاماکم فانّ اللّه یحسن لهم فی اخلاقهم و یوسّع لهم فی ارزاقهم و یزیدهم فی مروّاتهم. (المصدر ص 222)
خلقه و دینه فزوّجوه والاّ تکن فی الأرض فتنةٌ و فساد کبیر»؛ (کافی ج 5/347) یعنی اگر کسی که از دیانت و اخلاق او راضی هستید به خواستگاری فرزند شما بیاید دختر خود را به او تزویج کنید وگرنه فتنه و فساد بزرگی رخ خواهد داد [و علت ایجاد چنین فتنهای شما خواهید بود، زیرا با بهانههای واهی خواستگار را رد نمودهاید و یا بدون بررسی از اخلاق و دیانت طرف دختر خود را به او تزویج نمودهاید.]
(1)خداوند در سوره فرقان ضمن بیان صفات بندگان صالح خود میفرماید: «آنان میگویند: پروردگارا، به ما همسران و فرزندانی عطا کن که سبب روشنی چشم ما باشند.»
(2)و درسوره تحریم، خطاب به زنان رسول خدا صلی الله علیه و آله که گاهی آن حضرت را آزار میدادهاند میفرماید: «امید میرود اگر رسول خدا صلی الله علیه و آله شما را طلاق دهد، خداوند به جای شما همسران بهتری برای او قرار دهد که آنان مسلمان و مؤمن و تائب و عابد و... باشند.» اینک به برخی از سخنان معصومین علیهمالسلام نیز توجه میکنیم.
1) (1)اصناف النساء و الحث علی اختیار خیارهنّ قال اللّه سبحانه: والذین یقولون ربّنا هب لنا من ازواجنا و ذرّیاتنا قرّة اعین واجعلنا للمتقّین اماما. (الفرقان/ 74)
2) (2)و قال سبحانه: عسی ربّه ان طلّقکنّ أن یبدله ازواجا خیرا منکنّ مسلماتٍ مؤمناتٍ قانتاتٍ تائباتٍ عابداتٍ سائحاتٍ ثیّباتٍ و ابکارا. (التحریم/5)
1- علامه مجلسی، درکتاب بحار، از امالی مفید، از حضرت رضا، از پدرانش، از امیرالمؤمنین علیهالسلام نقل نموده که فرمود: «بهترین زنهای شما دارای پنج خصلت هستند.» گفته شد: آن پنج خصلت چیست؟ فرمود: «آنها دارای برخورد شیرین و لیّن هستند، و از شوهران خود اطاعت میکنند، و اگر شوهرانشان نسبت به آنان خشم کنند میکوشند تا آنان را راضی نمایند، و در نبودن همسران خود امانتدار آنان هستند، و حق آنان را ضایع نمیکنند [یعنی مال شوهر خود را حفظ میکنند و خود را نیز که امانت او هستند از مردان نامحرم حفظ مینمایند].»(1)
سپس فرمود: چنین زنهایی کار پردازان الهی هستند که خسران ندارند.»
(2)2- و در همان کتاب، از معانی الأخبار، از امام صادق علیهالسلام ، از پدرانش، از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «ای مردم! از سبزیهایی که در محلهای آلوده روییده است دوری کنید.» گفته شد: مقصود شما چیست؟ فرمود: «مقصود من زن زیبایی است که در خانواده فاسد رشد نموده باشد.»
1) (1)1- فی البحار عن امالی الطوسی عن الرضا عن آبائه علیهمالسلام قال: قال امیرالمؤمنین علیهالسلام : خیر نساءکم الخمس: [فقیل: و ما الخمس؟] قال: الهیّنة اللیّنة المواتیة الّتی اذا غضب زوجها لم تکتحل بغمضٍ حتّی یرضی، و الّتی اذا غاب زوجها حفظته فی غیبته فتلک عاملة من عمال اللّه لا تخیب. (البحار ج 103/231)
2) (2)2- و فیه عن معانی الأخبار عن الصادق علیهالسلام عن آبائه علیهمالسلام : انّ رسولاللّه صلی الله علیه و آله قال للناس: ایّاکم و خضراء الدمن، قیل: یا رسول اللّه و ما حضراء الدمن؟ قال: المرأة الحسناء فی منبت السوء.
3- در همان کتاب، از ابراهیم کرخی نقل شده که گوید: به امام صادق علیهالسلام گفتم: همسر موافق و خوبی داشتم از دنیا رفت و تصمیم دارم باز همسری انتخاب کنم. امام صادق علیهالسلام فرمود: «بنگر با که میخواهی زندگی کنی و چه کسی را میخواهی شریک مال خود و مطلع از دین و اسرار و امانتهای خود بگردانی؟ پس اگر تو را چارهای از ازدواج نیست با زن باکره معروف به خیر و از خانوادهای خوشنام و دارای اخلاق نیک ازدواج کن و بدان که زنها، چنان که شاعر در شعر خود بیان کرده. سه قسم هستند: (1)
1- زنی که فرزندآور و اهل محبت است و در امور دنیا و آخرت به شوهر خود کمک میکند و در سختیها صابر و باوفا میباشد.(2)
فمنهنّ الغنیمة و العزام
و منهنّ الهلال اذا تجلیّ
لصاحبه و منهنّ الضلام
فمن یظفر بصالحهنّ یسعد
و من یغبن فلیس له انتقام
و هن ثلاث: فامرأة ولود ودود تعین زوجها علی دهره لدیناه و لآخرته و لاتعین الدهر علیه، و امرأة عقیم لاذات جمال و لاخلق و لاتعین زوجها علی خیرٍ، و امرأة صخّابه ولاّجه همّازه تستقلّ الکثیر و لاتقبل الیسیر. (البحار ج 103/232 عن معانی الأخبار ص 317)
1) (1)3- و فیه عنه: عن ابراهیم الکرخی قال: قلت لأبیعبداللّه: انّ صاحبتی هلکت و کانت لی موافقة و قد هممت ان اتزوّج فقال: انظر این تضع نفسک و من تشرکه فی مالک و تطلعه علی دینک و سرّک و امانتک، فان کنت لابدّ فاعلاً فنکرا تنسب الی الخیر و الی حسن الخلق و اعلم [انّهنّ کما قال الشاعر:]
2) (2)الا إنّ النساء خلقن شتّی
2- زنی که عقیم و نازا است و از جمال ظاهری و اخلاق خوب بی بهره است و در هیچ کار خیری به شوهر خود کمک نمیکند.
3- زنی که فراوان شیون میکند و در خانه آرام نمیگیرد و زیاد عیب جویی میکند و احسان فراوان همسر خود را ناچیز میداند و احسان ناچیز او را نمیپذیرد.»
(1)4- در همان کتاب، از معانی الأخبار، از بعضی از اصحاب امام صادق علیهالسلام نقل شده که گویند: از امام صادق علیهالسلام شنیدیم که فرمود: «زن برای انسان مانند قلادهای است که به گردن میاندازند. پس دقت کن چه چیزی را میخواهی به گردن خود بیندازی؟» سپس فرمود: «برای زن خوب و زن بد نمیتوان قیمتی تعیین نمود اما ارزش زن خوب هرگز [برابر] طلا و نقره نیست بلکه از طلا و نقره بالاتر است، و زن بد را با خاک [هم] نمیشود مقایسه نمود، چرا که از خاک پستتر است.»
(2)5- در همان کتاب، از مکارم الأخلاق، از حضرت کاظم علیهالسلام نقل شده که
1) (1)4- و فیه عنه عن بعض اصحابنا قال: سمعت اباعبداللّه علیهالسلام یقول: انّما المرأة قلاّدة فانظر ماتتقلّد، و لیس لإمرأةٍ خطر لالصالحتهنّ و لالطالحتهنّ فأمّا صالحتهنّ فلیس خطرها الذهب و الفضّة هی خیر من الذهب و الفضّة و امّا طالحتهنّ فلیس خطرها التراب التراب خیرمنها. (البحارج 103/233 معافی الاخبار ص 144)
2) (2)5- البحار عن مکارم الأخلاق عن الحسین بن بشّار قال: کتبت الی ابی الحسن علیهالسلام : انّ لی قرابة قد خطب الیّ و فی خلقه سوء قال: لا تزوّجه ان کان شیّیء الخلق. (البحار ج 103/234 مکارم الأخلاق ص 232)
حسین بن بشار گوید: نامهای به آن حضرت نوشتم که یکی از خویشان من از دخترم خواستگاری نموده اما اخلاق او خوب نیست. امام علیهالسلام در پاسخ فرمود: «اگر بد خلق است، دخترت رابه او تزویج مکن.»
(1)6- در همان کتاب، از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «کسی که فقط برای زیبایی یک زن با او ازدواج کند، هرگز از جمال و زیبایی آن زن استفاده نخواهد نمود؛ و کسی که برای ثروت یک زن با او ازدواج کند، خداوند او را به خودش واگذار خواهد کرد. پس بر شما باد که با زنهای با دیانت ازدواج کنید.» (2)7- در همان کتاب، از امیرالمؤمنین علیهالسلام نقل شده که فرمود: «رسول خدا صلی الله علیه و آله به اصحاب خود فرمود: [میدانید] بهترین عمل زنها چیست؟ [کسی پاسخ نداد]. پس فاطمه علیهاالسلام فرمود: بهترین عمل زنها این است که مردهای نامحرم را نبینند و مردهای نامحرم نیز آنان را نبینند. رسول خدا صلی الله علیه و آله از این پاسخ فاطمه تعجب نمود و فرمود: فاطمه پاره تن من است.» (3)8- در همان کتاب، از کتاب غایات نقل شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله به اصحاب
1) (1)6- و فیه عن روضة الواعظین: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله :من تزوّج امرأةً لایتروّجها الاّ لجمالها لم فیها ما یحبّ، و من تزوّجها لمالها لا یتزوّجها الاّ و کله اللّه الیه فعلیکم بذات الدین. (المصدر ص 235 روضة الواعظین ص 474)
2) (2)7- و فیه عن مصباح الأنوار: روی عن امیرالمؤمنین علیهالسلام أنّ رسولاللّه صلی الله علیه و آله قال: اخبرونی ایّ شیءٍ خیرللنساء؟ فقالت فاطمة علیهاالسلام : ان لایرین الرجل و لایراهنّ الرجال، فاعجب النبیّ صلی الله علیه و آله و قال: انّ فاطمة بضعة منّی. (البحار ج 103/238)
3) (3)8- و فیه عن کتاب الغایات: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : الأ اخبرکم بخیرنسائکم؟ قلنا بلی یا رسولاللّه قال: إنّ من خیرنسائکم الولود الودود السیترة العفیفة العزیرة فی اهلها الذلیلة مع بعلها، الحصان مع غیره، التی تسمع له و تطیع امره، اذا خلابها بذلت ما اراد منها. (البحار ج 103/239 الغایات ص 90)
خود فرمود: «به شما بگویم که بهترین زنان شما کیانند؟» اصحاب گفتند: آری، رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «بهترین زنان شما زنی است که عقیم نباشد و مهربان و پوشیده و عفیف باشد؛ بین اهل و خویشان خود عزیز و برای شوهر خود ذلیل باشد؛ خود را از غیر شوهر مصون دارد و مطیع شوهر خود باشد و چون با او خلوت نماید آنچه او میخواهد در اختیار او گذارد.»
(1)9- و فرمود: «به شما بگویم که بدترین زنان شما کیانند؟» اصحاب گفتند: آری، رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «بدترین زنان شما زن نازا و عقیمی است که از هیچ عمل زشتی پرهیز نمیکند و چون شوهر او غایب باشد زینتهای خود را بر دیگران آشکار میسازد ولی نسبت به شوهر خود امتناع میورزد و به حرف او گوش نمیدهد و دستور او را اطاعت نمیکند و چون با او خلوت میکند مانند حیوان چموش از او امتناع میورزد و عذر او را نمیپذیرد و از خطایش نمیگذرد.»
1) (1)9- و قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : ألا اخبرکم بشرّنسائکم؟ قالوا: بلی یا رسولاللّه قال: إنّ من شرّ نسائکم العقیم الحقود الّتی لاتتورّع من قبیح المتبرّجة اذاغاب عنها بعلها، الحصان مع بعلها، التی لاتسمع قوله و لا تطیع امره، اذا خلابها بعلها تمنّعت علیه تمنّع الصعب عند رکوبها، ولا تقبل منه عذرا و لاتغفرله ذنبا. (البحار ج 103/239 الغایات ص92)
10- و فرمود: «بدترین چیزها و سختترین دشمن مؤمنین زنهای ناشایسته هستند.»(1)
11- و فرمود: «بدترین زنهای شما زن بیحیای عبوس و فحاش و سخنچین است.»(2)
در اسلام، معیار ارزش انسان، معرفت و تقوا و عبودیت او نسبت به ذات مقدس الهی است. این معیار، وسیلهای برای سنجش ارزشیابی در همه ابعاد زندگی و شخصیت انسانهاست. با این معیار، پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله ، ارزشهای کاذب و دروغین زمان جاهلیت را ابطال فرمود و کسانی را که مردم جاهلی با اعتبارات خود شریف میپنداشتند بی اعتبار و کسانی که آنها را ناچیز و پست میشمردند عزیز و سربلند نمود.
در مسأله کفویت زن و مرد نیز با معیارهای زمان جاهلیت مبارزه شد و معیار شرافت و شخصیت از عناوینی مثل نسب و مال و رنگ و عشیره و قبیله خارج گردید و منحصر در معرفت و ایمان و تقوا شد. البته عدهای هنوز معیارهای غلط زمان جاهلیت را رها نکردهاند و همانند آن زمان فکر و عمل میکنند. قانون اسلام در این مسأله بسیار روشن و واضح است.
اینک به سخنان معصومین علیهمالسلام و سیره عملی آنان در مسأله کفویت و ازدواج و انتخاب همسر توجه فرمایید تا این حقیقت برای شما روشن گردد.
(1)1- درکتاب وسائل الشیعه، از ابوحمزه ثمالی نقل شده که گوید: من خدمت حضرت باقر علیهالسلام بودم که مردی به آن حضرت گفت: من از دختر یکی از دوستان شما، به نام ابن ابی رافع، خواستگاری نمودم و او مرا برای زشتی صورت و غربت و فقری که دارم رد نمود. امام باقر علیهالسلام چون این سخنان را شنید به او فرمود: «برخیز نزد او برو و از جانب من به او بگو: محمدبن علی بن حسین بن علی بن ابیطالب علیهمالسلام میفرماید: دختر خود را به من تزویج کن.»
ابوحمزه گوید: سپس امام باقر علیهالسلام فرمود: «مردی از یمامه، به نام جویبر، خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله به اسلام مشرّف شد و در مسلمانی خود پایدار بود لکن مردی کوتاه قد، زشترو و فقیر و برهنه و از سودانیها بود... روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله
1) (1)الکفویّة فی الزواج1- الوسائل عن الکافی... عن ابی حمزة الثمالی قال: کنت عند ابی جعفر علیهالسلام له رجل: انّی خطبت الی مولاک فلان بن ابی رافع ابنته فلانة فردّنی و رغب عنّی وازدرانی لدمامتی و حاجتی و غربتی، فقال أبوجعفر علیهالسلام : اذهب فأنت رسولی إلیه، فقل له: یقول لک محمّدبن علی بن الحسین بن علیّ بن أبی طالب: زوّج منجح بن ریاح مولای بنتک فلانة، و لاتردّه «إلی أن قال:» ثمّ قال أبوجعفر علیهالسلام : انّ رجلا کان من أهل الیمامة یقال له: جویبر أتی رسول اللّه صلی الله علیه و آله منتجعا للاسلام فأسلم و حسن اسلامه، و کان رجلا قصیرا دمیما محتاجا عاریا، و کان من قباح السّودان «إلی أن قال:»
از روی محبت و رقت به او نظر کرد و فرمود: ای جویبر! ای کاش همسری میگرفتی و به وسیله آن عفّت خود را تأمین میکردی و او برای دنیا و آخرت تو یار و یاورت میبود.
جویبر گفت: یا رسول اللّه! پدر و مادرم فدای شما باد! کدام زنی به من رغبت پیدا میکند؟ به خدا سوگند، من از حسب و نسب و مال و جمال محروم هستم، چه زنی به من توجه میکند؟
(1)رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ای جویبر! بدان که خداوند به برکت اسلام کسانی را که در زمان جاهلیت شریف و عزیز بودند پست و بی ارزش نمود و کسانی را که پست و بی ارزش بودند شرافت و عزّت داد و نخوتها و مفاخرتهای زمان
1) (1)وإنّ رسولاللّه صلی الله علیه و آله نظر إلی جویبر ذات یوم برحمة له ورقّة علیه فقال له: یا جویبر لو تزوّجت امرأة فعففت بها فرجک و أعاتنک علی دنیاک و أخرتک، فقال له جویبر: یا رسولاللّه بأبی أنت و أمّی من یرغب فیّ فواللّه ما من حسب ولا نسب ولا مال ولاجمال، فأیّة امرأة ترغب فی؟ فقال له رسول اللّه صلی الله علیه و آله : یا جویبر انّ اللّه قد وضع بالاسلام من کان فی الجاهلیة شریفا، و شرّف بالاسلام من کان فی الجاهلیة وضیعا، و أعزّ بالاسلام من کان فی الجاهلیة ذلیلا، و أذهب بالاسلام ماکان من نخوة الجاهلیّة و تفاخرها بعشایرها و باسق أنسابها، فالناس الیوم کلّهم أبیضهم و أسودهم و قرشیهم و عربیهم و عجمیّهم من آدم، و انّ آدم خلقهاللّه من طین، و انّ أحبّ الناس إلی اللّه أطوعهم له و أتقاهم، و ما أعلم یا جویبر لأحد من المسلمین علیک الیوم فضلا إلاّ لمن کان أتقی للّه منک و أطوع، ثم قال له: انطلق یا جویر إلی زیاد بن لبید فانّه من أشرف بنی بیاضة حسباُ فیهم، فقل له:
جاهلی که به عشیره و قبیله و انساب خود تکیه داشتند را از بین برد و امروز همه مردم، از سیاه و سفید و قریشی و عربی و عجمی، یکسان هستند، همه آنان فرزندان آدم علیهالسلام میباشند و آدم را خدا از خاک آفرید و عزیزترین و محبوبترین مردم نزد خداوند کسانی هستند که تقوا و اطاعت آنان در مقابل خداوند بیشتر باشد و امروز من کسی را بهتر از تو بین مسلمانان نمیدانم، جز آن که تقوا و ورع او بیشتر از تو باشد!
(1)سپس به جویبر فرمود: از طرف من نزد زیادبن لبید که بزرگ قبیله بنی بیاضه است میروی و میگویی: من از رسول خدا صلی الله علیه و آله برای تو پیام آوردهام و او به تو دستور داده که دختر خود دلفاء را به من تزویج کنی.» در پایان این حدیث آمده است که زیادبن لبید خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و آن حضرت به او فرمود: «جویبر، مؤمن است و مؤمن همتا و برابر با مؤمنه است،»؛ یعنی مرد مؤمن [از جهت ارزش] با زن مؤمنه برابر است، چنان که مرد مسلمان نیز با زن مسلمان برابر است. سپس فرمود: «دخترت را به جویبر تزویج کن و او را رد مکن.»
مؤلف گوید: در ذیل این حدیث در کافی (ج 5/240) آمده است که پس از سخنان رسول خدا صلی الله علیه و آله زیاد بن لبید دختر خود را به جویبر تزویج نمود و برای او خانه و لوازم زندگی و لباس مناسب تهیه کرد ولی جویبر چون داخل حجله زفاف
1) (1)انّی رسول اللّه صلی الله علیه و آله إلیک، و هو یقول لک زوّج جویبرا بنتک الدلفاء الحدیث، و فیه انّه زوّجه ایّاها بعد ما راجع النّبیّ صلی الله علیه و آله ، فقال له: یا زیاد جویبرمؤمن و المؤمن کفوالمؤمنة، و المسلم کفوا لمسلمة فزوّجه یا زیاد و لا ترغب عنه. (الوسائل ج 14/43 الفروع ج 2/8)
شد و این همه نعمت را مشاهده نمود با خود عهد کرد که برای شکر این نعمتها سه شبانه روز خدا را عبادت کند و پس از آن از همسرش استفاده نماید.
از این رو جویبر در کنار عروس مشغول عبادت شد و روزها را روزه میگرفت و چون شبها مشغول عبادت بود عمل زفاف به تأخیر افتاد و زیاد بن لبید خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و گفت: یا رسولاللّه! شما ما را امر فرمودید که دختر خود را به این عجم سیاه بدهیم در حالی که او نیاز به ازدواج ندارد و در این سه شبانه روز فقط به عبادت مشغول بوده است!
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله جویبر را طلب نمود و به او فرمود: «مگر تو نگفتی نیاز به همسر داری؟» جویبر گفت: آری، چنین است لکن من خواستم در مقابل نعمتهای الهی ادای شکری کرده باشم و با خود عهد کردم که تا سه روز عبادت خدا را نکنم از این نعمتها استفاده ننمایم و امشب رضایت آنان را حاصل خواهم نمود.
در پایان این حدیث نیز آمده است که چیزی نگذشت که جویبر در یکی از جنگها به امر رسول خدا صلی الله علیه و آله شرکت نمود و به فیض شهادت رسید.
و قال سبحانه: و احلّ لکم ماوراء ذلکم ان تبتغوا بأموالکم محصنین غیر مسافحین فما استمتعتم به منهنّ فآتوهنّ اُجورهنّ فریضةً ولاجناح علیکم فیما تراضیتم به من بعد الفریضة انّ اللّه کان علیما حکیما. (النساء /24)
خداوند در سوره مؤمنون صفات و نشانههای مؤمنان را برشمرده و1) (1)المتعة و ثوابها قال اللّه سبحانه: والذینهم لفروجهم حافظون الاّ علی ازواجهم او ما ملکت ایمانهم فإنّهم غیر ملومین فمن ابتغی وراء ذلک فاولئک هم العادون (المؤمنون/6)
میفرماید:... مؤمنها خود را از بهرهوری و آمیزش با زنان جز همسران و کنیزان خود حفظ میکنند. و کسانی که بخواهند از زنهای غیرقانونی تمتع و بهرهگیری کنند متجاوز شناخته میشوند.»
بنابراین جز کنیزان زر خرید تنها راه استفاده و بهرهوری از زنهای دیگر به وسیله ازدواج امکانپذیر است و مطابق مدارک قرآنی و روایی بین شیعه و اهل تسنّن ازدواج یا دایم است و یا موقت.
ازدواج دایم مورد اتفاق همه فرق اسلامی است ولی ازدواج موقت، در اثر حوادثی که بر اسلام و مسلمین رخ داده، توسط خلیفه دوم ممنوع گردیده است. او گرچه گفته من آن را حرام نکردهام بلکه تنها از آن جلوگیری نمودهام لکن پیروان او یعنی (اهل تسنن) آن را حرام میدانند. و در بعضی از روایات معروف و مشهور آمده است که عمربن خطاب خود تصریح به مشروعیت متعه در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله نموده و میگوید: «متعتان کانتا محلّلتان زمن رسول اللّه و انا احرّمهما و اعاقب علیهما.»
یعنی دو چیز بود که در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله حلال بود و من آنها را حرام میکنم و کسی که مرتکب آنها شود مجازات خواهم نمود [یکی عقد موقت و دیگر تمتّع در حج].
شگفتا که او با اعتراف به حلال بودن آنها در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله به خود جرأت داده که حلال خدا و رسول او را حرام نماید!
البته این تحریم بعد از گذشت دوران خلافت خلیفه اول (ابوبکر) و بعد از گذشت چهارسال از خلافت خلیفه دوم (عمربن خطاب) روی داده است. او چون دید خواهرش فرزندی در آغوش دارد، از او پرسید: این فرزند را از کجا آوردهای؟ او گفت: از راه متعه و عقد موقت به دست آمده پس عمر عصبانی و خشمناک شد و گفت: از این زمان به بعد کسی حق ندارد از زنی به عنوان عقد موقت و متعه استفاده کند و...
و عجیب آن بود که در آن جلسه احدی به او اعتراض نکرد که تو مگر قانونگذار هستی و یا از طرف خداوند دستوری برای تو آمده است که برخلاف حکم خدا و رسول او صلی الله علیه و آله حکم میکنی؟ البته عدم اعتراض مردم از ترس تازیانه او بود و او نیز اولین بار نبود که در دین خدا بدعت میگذارد. مرحوم علامه سیّد شرفالدین کتاب مبسوطی را در باره بدعتها و اجتهادهای عمربن خطاب به نام «النص و الاجتهاد» نوشته و اخیرا به عنوان «اجتهاد در مقابل نص» ترجمه شده است.
ولی در زمانهای بعد انتقادات زیادی به اوشد و حتی نقل شده است که هارونالرشید با حالت خشم و عصبانیت شدید سخن عمر را زمزمه میکرد و میگفت: «متعتان کانتا محلّلتان فی زمن رسولاللّه و انا احرّمهما و اعاقب علیهما» و سپس میافزود: «من انت یا جعّل؟»؛ یعنی ای سوسک سیاه تو چه کاره بودی که چیزی را که خدا و رسول او صلی الله علیه و آله حلال نموده حرام کردی؟!
از امیرالمؤمنین علیبن ابیطالب علیهالسلام نقل شده است که فرمود: «اگر عمربن خطاب متعه و عقد موقت را حرام نکرده بود احدی جز افراد شقی و بدسیرت به زنا آلوده نمیشد.» از اینرو، همه زناهای بعد از این تحریم به عهده عمر نیز خواهد
بود.
اکنون به بخشی از آیات قرآن و سخنان معصومین علیهمالسلام در باره مشروعیت و استحباب عقد موقت توجه فرمایید:
خداوند در سوره مبارکه نساء، بعد از ذکر زنهایی که ازدواج با آنها حرام است میفرماید: «و جز آنها ازدواج با بقیه زنها برای شما حلال است تا شما با اموال خود، به صورت مهریه و یا خریدن کنیز [مطابق قانون]، نه از راه زنا، آنان را برای خود حلال نمایید. و در مقابل بهره و استمناعی که از آنان میبرید واجب است پاداش آنان را [که همان مهریه است] به آنان پرداخت کنید.»
در کتاب کافی، از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمود: «متعه و عقد موقت در قرآن آمده و سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز بر آن جاری بوده است.» و از امام باقر علیهالسلام نیز، چنان که گذشت، نقل شده که امیرالمؤمنین علیهالسلام همیشه میفرمود: «اگر قبل از من پسر خطاب متعه را حرام نکرده بود جز افراد شقی و بدسیرت زنا نمیکردند.»
(1)1- علامه مجلسی، از کتاب احتجاج نقل نموده که حمیری نامهای خدمت
1) (1)1- البحار عن الإحتجاج: کتب الحمیری الی الناحیة المقدسة سائلاً عن الرجل ممّن یقول بالحق و یری المتعة و یقول بالرجعة إلاّ أنّ له اهلاً موافقة له فی جمیع اموره و قدعاهدها ان لایتزوّج علیها و لایتمتّع و لایتسرّی و قد فعل هذا مذتسع عشرة سنة و وفی بقوله فرّبما غاب عن منزله الأشهر فلایتمتّع و لایتحرّک نفسه ایضا لذلک و یری أنّ وقوف من معه من اخٍ و ولدٍ و غلامٍ و وکیل و حاشیةٍ ممّا یقلله فی اعینهم و یحبّ المقام علی ما هو علیه محبّةً لأهله و میلاً الیها و صیانتا لها لنفسه لالتحریم المتعة بل یدین اللّه بها فهل علیه فی ترک ذلک مأثم ام لا؟ فخرج الجواب: یستحبّ له ان یطیع اللّه تعالی بالمتعة لیزول عنه الحلف فی المعصیة و لومرّةً واحدةً. (البحار ج 103/298 الإحتجاج ج 2/306)
حضرت بقیةاللّه علیهالسلام فرستاد و سؤال نمود که مردی از موالیان شما که اعتقاد به متعه و رجعت شما دارد، با همسر خود پیمان بسته که همسر دیگری و یا کنیزی را بر سر او نیاورد و مدت نوزده سال است که به این پیمان وفا نموده و بسا ماهها از منزل خود دور میشود و برای آن پیمان و حفظ آبروی خود نزد آشنایان و تأمین رضایت همسر خود سراغ متعه نمیرود گرچه آن را حرام نمیداند و معتقد به حلیت آن است. آیا خودداری از متعه برای او حرام بوده و مرتکب گناه شده است؟
پس حضرت بقیهاللّه علیهالسلام پاسخ داد: «مستحب است در باره متعه ولو یک بار از خدا اطاعت کند تا عهد وپیمانی که در معصیت خدا انجام داده از بین برود.»
(1)2- در همان کتاب، از کتاب قربالاسناد نقل شده که شخصی به نام ازدی گوید: از امام صادق علیهالسلام در باره متعه سؤال نمودم، امام صادق علیهالسلام فرمود: «من خوش ندارم مسلمان از دنیا برود و یکی از سنتها و خصلتهای رسول خدا صلی الله علیه و آله به عهده او باقی مانده باشد و آن را انجام نداده باشد.» (2)3- در همان کتاب، از کتاب «رسالة المتعه» شیخ مفید، از ابوبصیر نقل شده
1) (1)2- و فیه عن قرب الإسناد: ابن سعد، عن الأزدی قال: سألت اباعبداللّه علیهالسلام عن المتعة فقال: اکره له ان یخرج من الدنیا و قد بقیت علیه خلّة من خلال رسولاللّه صلی الله علیه و آله لم یقضها.(المصدر عن قرب الاسناد ص 21)
2) (2)3- و فی البحار: عن أحمد بن محمّد بن عیسی، عن علی بن أبی حمزة البطاینی، عن أبی بصیر قال: دخلت علی أبی عبداللّه علیهالسلام فقال: یا أبامحمّد تمتّعت منذ خرجت من أهلک بشیء من النّساء؟ قلت: لا، قال: و لم؟ قلت: مامعی من النفقة یقصر عن ذلک، قال: فأمر لی بدینار وقال: أقسمت علیک إن صرت إلی منزلک حتّی تفعل قال: ففعلت. (البحارج 103/306)
که گوید: من بر امام صادق علیهالسلام وارد شدم، ناگهان به من فرمود: «آیا از وقتی که از همسر خود جدا شدهای تاکنون متعه کردهای؟» گفتم: خیر. فرمود: «برای چه؟» گفتم: نفقه و مالی که همراه دارم گنجایش آن راندارد. چون چنین گفتم دستور داد تا دیناری به من دادند و فرمود: «من تو را سوگند میدهم که تا به منزل خود باز نگشتهای متعهای انجام دهی.» و من به دستور آن حضرت عمل کردم.
(1)4- در همان کتاب، شیخ مفید، از شخصی به نام عقبه نقل نموده که گوید: به امام باقر علیهالسلام گفتم: آیا برای متعه و عقد موقت ثوابی هست؟ امام علیهالسلام فرمود: «اگر برای خدا و مخالفت با عمربن خطاب باشد هر کلمهای که با او (زن متعهای) میگوید خداوند حسنهای برای او مینویسد و چون به او نزدیک میشود خداوند گناهی را از او میبخشد و چون غسل میکند خداوند به اندازه هر مویی که آب بر آن جاری میشود گناهان او را میآمرزد.» گفتم: به اندازه هر مویی؟ فرمود: «آری، به اندازه هر مویی.»
1) (1)4- و فیه: عن أحمدبن محمّد بن عیسی،عن محمّد بن الحسن، عن محمّد بن عبداللّه عن صالح بن عقبة، عن أبیه، عن الباقر علیهالسلام قال: قلت: للتمتّع ثواب؟ قال: إن کان یرید بذلک اللّه عزَّوجلَّ و خلافا لفلان لم یکلّمها کلمة إلاّ کتب اللّه له حسنة، و إذادنا منها غفر اللّه له بذلک ذنبا، فاذا اغتسل غفراللّه له بعدد ما مرّ الماء علی شعره، قال: قلت: بعدد الشعر؟ قال: نعم بعدد الشعر.
(1)5- در همان کتاب، از امام باقر علیهالسلام نقل شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «چون من به معراج رفتم جبرئیل نزد من آمد و گفت: ای محمد! خداوند عزّوجلّ میفرماید: همانا من مردهایی که [در دنیا] متعه انجام دادهاند را بخشیدم.» (2)6- در همان کتاب، از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمود: «هیچ مردی نیست که متعه انجام دهد و پس از آن غسل نماید، جز این که خداوند از هر قطره آبی که از غسل او میریزد هفتاد ملک را خلق میکند که تا قیامت برای او استغفار نمایند و بر هر که از متعه پرهیز میکند لعنت نمایند.» (3)7- در همان کتاب، از کتاب متعه شیخ مفید، از بشربن حمزه، از مردی از
1) (1)5- و فیه: عن أحمدبن علی [کذا] عن الباقر علیهالسلام قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : لمّا اُسری بی إلی السّماء لحقنی جبرئیل فقال: یا محمّد إنَّ اللّه عزَّوجلَّ یقول: إنّی قدغفرت للمتمتّعین من النساء. (البحار ج 103/306)
2) (2)6- و فیه: عن أحمدبن محمّد، عن موسی بن علیّ بن محمّد الهمدانی عن رجل سمّاه، عن أبی عبداللّه علیهالسلام قال: ما من رجل تمتّع ثمّ اغتسل إلا خلق اللّه من کلِّ قطرة تقطر منه سبعین ملکا یستغفرون إلی یوم القیامة و یلعنون متجنّبها إلی أن تقوم السّاعة، و هذا قلیل من کثیر فی هذا المعنی. (البحار ج 103/307)
3) (3)7- و فیه: عن ابن قولویه، عن محمّد بن یعقوب، عن محمّد بن یحیی عن أحمدبن محمّد، عن علیِّ بن الحکم، عن بشر بن حمزة، عن رجل من قریش قال: بعثت إلیَّ ابنة عمة لی لها مال کثیر: قد عرفت کثرة من یخطبنی من الرجل و لم اُزوّجهم نفسی و ما بعثت الیک رغبة فی الرِّجال غیر أنّه بلغنی أنَّ المتعة أحلّها اللّه فی کتابه و سنّتها رسولاللّه صلی الله علیه و آله فی سنّته فحرَّمها عمر فأحببت أن اُطیع اللّه و رسوله و أعصی عمرفتزوّجنی متعة، فقلت لها حتّی أدخل علی أبی جعفر علیهالسلام فأستشیره فدخلت علیه فاستشرته فقال: افعل. (البحار ج 103/307)
قریش نقل شده که گوید: دختر عمه من که صاحب مال فراوانی بود به من پیغام داد: تو میدانی که مردان زیادی از من خواستگاری کردهاند ومن با آنان ازدواج نکردهام و اکنون نه برای علاقه به مردها برای تو پیغام فرستادم بلکه چون خداوند متعه را در قرآن حلال نموده و رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز آن را سنت قرار داده است و عمر آنرا حرام نموده من دوست داشتم که خدا و رسول او را اطاعت کنم واز گفته عمر تخلّف نمایم و تو با من به طور متعه ازدواج کنی. پس من در پاسخ او گفتم: باید با حضرت باقر علیهالسلام مشورت کنم و چون خدمت آن حضرت رسیدم و با او مشورت نمودم فرمود: «به آنچه گفته است عمل کن.»
و قال سبحانه: و ان طلّقتموهنّ من قبل ان تمسّوهنّ و قد فرضتم لهنّ فریضة فنصف ما فرضتم إلاّ أن یعفون او یعفو الذی بیده عقدة النکاح و ان تعفوا اقرب للتقوی و لاتنسوا الفضل بینکم إن اللّه بما تعملون بصیر. (البقرة 236/237)
علت این که در ازدواج، مرد باید مهر بپردازد و زن حق دارد آن را دریافت نماید، بااین که زن و مرد از جهت استفاده جنسی از یکدیگر مساوی هستند بلکه زن1) (1)المهر و احکامه فی الإسلام قال اللّه سبحانه: و آتوا النساء صدقاتهنّ نحلةً فان طبن لکم عن شیءٍ منه نفسا فکلوه هنیئا مریئا. (النساء /4)
غریزه بیشتری دارد و چنان که در روایتی آمده غریزه زن ده برابر مرد است و اگر حیا را خداوند مانع او قرار نداده بود او به طرف مرد میرفت این است که خداوند مرد را قیّم و مدیر زندگی قرار داده و نیازهای زن را به عهده او گذاشته و زن را از تجارت و معامله در بازارها منع نموده است.
از سویی، زن باید خود را کاملاً در اختیار مرد قرار دهد و بدون اجازه او از خانه خارج نشود و جز در واجبات و محرمات باید تابع دستور مرد خود باشد به طوری که مرد بتواند هر لذت مشروعی را از او ببرد و در یک کلمه زن در حقیقت با ازدواج نمودن خود را به همسر خود میفروشد و مرد خریدار اوست و البته انسان چیزی را که میخرد باید عوض و ثمن آن را بپردازد. و مهر در واقع همان ثمن و عوض است بنابراین مهر یک بدهکاری مسلّم است و زن حق دارد قبل از آن که خود را در اختیار مرد بگذارد آن را دریافت نماید. ودر مورد ادای مهر خداوند در قرآن فرموده است: «و آتو النساء صدقاتهنّ نحلةً فان طبن لکم عن شیءٍ منه فکلوه هنیئا مرئیا»؛ یعنی مهر زنهای خود را بپردازید و اگر آنان چیزی از آن را از روی رضایت به شما بخشیدند برای شما گوارا و حلال خواهد بود.
و در آیه 20 سوره نساء میفرماید: «و ان اردتم استبدال زوج مکان زوج و آتیتم احدیهنّ قنطارا فلا تأخذوا منه شیئا أتأخذونه بهتانا و اثما مبینا»؛ یعنی اگر خواستید همسری را طلاق دهید و همسر دیگری انتخاب کنید آنچه برای همسر اول مهر قرار دادهاید [باید به او بدهید و اگر به او دادهاید] نباید چیزی ازآن را پس بگیرید گرچه مال فراوان باشد، آیا از روی گناه و بهتان مهری که [قرار] دادهاید پس میگیرید؟!
اینک به بعضی از سخنان معصومین علیهمالسلام در باره قانون مهر و مقدار آن توجه
فرمایید:
(1)1- علامه مجلسی در کتاب بحار، از علل و عیون صدوق، از حسین بن خالد نقل نموده که گوید: به حضرت کاظم علیهالسلام گفتم: فدای شما شوم! به چه علت مهر زنها (مهرالسنّة) پانصد درهم، معادل دوازده و نیم اوقیه، تعیین شده است؟
امام علیهالسلام فرمود:
«به این علت که خدای تبارک و تعالی بر خود لازم و واجب نموده که اگر مؤمنی صد مرتبه اللّهاکبر و صد مرتبه سبحان اللّه و صد مرتبه الحمدللّه و صد مرتبه لااله الاّ اللّه بگوید و صد مرتبه صلوات بر محمد و آل او صلی الله علیه و آله بفرستد و سپس بگوید: خدایا، حورالعین بهشتی را به من تزویج کن، خداوند حورالعین را به اوتزویج خواهد نمود و از این جهت مهر زنهای دنیایی نیز پانصد درهم معین شده است.
و هر مؤمنی که با این مهریه از برادر خود بخواهد که دخترش را به او تزویج نماید اگر او دخترش را با این مهریه به او تزویج نکند به او ظلم نموده وحق است که خداوند حورالعین را به او تزویج نکند.»
1) (1)1- البحار عن العلل و العیون عن الحسین بن خالد قال: قلت لأبی الحسن علیهالسلام : جعلت فداک کیف صارمهر النساء خمسمأة درهم اثنتی عشرة اوقیة و نش؟ قال: إنّ اللّه تبارک و تعالی أوجب علی نفسه ان لایکبّره مؤمن مأة مرّة و یسبّحه مأه تسبیحةٍ و یحمده مأة تحمیدة و یهلّله مأة مرّة و یصلّی علی محمّد و آل محمّدٍ مأة مرّةٍ ثمّ یقول: اللّهمّ زوّجنی من الحورالعین الاّ زوّجه اللّه عزّوجلّ فمن ثمّ جعل مهر النساء خمسمأة درهم و أیّما مؤمن خطب [الی] أخیه حرمة و بذل له خمسمأة درهم فلم یزوّجه فقد عقّه و استحقّ من اللّه عزّوجلّ ألاّ یزوّجه حوراء. (البحارج 103/348 العیون ج 2/84)
(1)2- در همان کتاب، از معانی الأخبار، از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمود: «رسول خدا صلی الله علیه و آله هیچکدام از زنها و دختران خود را با بیش از پانصد درهم تزویج نکرد.» (2)3- در همان کتاب، از امالی صدوق، از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «هر مردی که در باره مهریه به همسر خود ظلم کند و مهر او را ندهد، او نزد خداوند زناکار محسوب میشود و خداوند در قیامت به او میفرماید: ای بنده من، من تو را به کنیز خود با عهد و پیمان [و قرار مهرمعین] تزویج نمودم و تو به عهد من عمل نکردی و به کنیز من ظلم رواداشتی، پس از حسنات واعمال نیک او گرفته میشود و به آن زن داده میشود و چون حسنه و عمل نیکی برای او باقی نمیماند او را برای شکستن عهد خدا به آتش میبرند و در قرآن نیز آمده که عهد خداوند مورد سؤال واقع خواهد شد.» (3)4- در همان کتاب، از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمود: «کسانی که زکات
1) (1)2- البحار عن معانی الأخبار عن ابی عبداللّه علیهالسلام قال: ما تزوّج رسولاللّه صلی الله علیه و آله شیئا من نساءه و لازوّج شیئا من بناته علی اکثر من اثنی عشر اوقیه و نش و الأوقیة اربعون درهما والنش عشرون درهما. (المصدر ص 349 معانی الأخبار ص 214)
2) (2)3- و فیه عن الأمالی للصدوق فی خبرالمناهی، عن النبیّ صلی الله علیه و آله قال: من ظلم امرأةً مهرها فهو عنداللّه زانٍ یقول اللّه عزّوجلّ یوم القیامة: عبدی زوّجتک امتی علی عهدی فلم توف بعهدی و ظلمت أمتی. فیؤخذ من حسناته فیدفع الیها بقدر حقّها فاذا لم تبق حسنة أمر به الی النار بنکثه للعهد، إنّ العهد کان مسئولاً. (المصدر امالی الصدوق ص 428)
3) (3)4- و فیه عن الخصال عن اسماعیل بن کثیر قال: قال ابوعبداللّه علیهالسلام : السرّاق ثلثة: مانع الزکاة و مستحلّ مهور النساء و کذلک من استدان و لم ینوقضاءه. (المصدر الخصال ج 1/101)
مال خود را نمیدهند و کسانی که مهر زنهای خود را نمیپردازند و کسانی که مال مردم را قرض میگیرند و بنای پرداخت آن را ندارند دزد شناخته میشوند.»
(1)5- و در همان کتاب، از ابن سنان نقل شده که گوید: به حضرت رضا علیهالسلام نوشتم: علت تعیین مهر و وجوب پرداخت آن بر مردها چیست؟ و چگونه بر زنها واجب نیست که به شوهران خود چیزی به عنوان مهریه بدهند؟ امام علیهالسلام فرمود: «چون مؤونه و خرج زنها به عهده مردها میباشد و زن در حقیقت خود را به مرد میفروشد و مرد خریدار اوست، از اینرو، مرد باید قیمت و ثمن این معامله را بپردازد. از سویی، زنها از تجارت و معاملهگری ممنوع هستند و علتهای دیگری نیز دارد.»
(2)6- در همان کتاب، از علی علیهالسلام نقل شده که فرمود: «مهریهها را زیاد نکنید که موجب عداوت و دشمنی میشود.» و در روایتی از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «بهترین زنهای امت من زنهایی هستند که با مهر کمتر ازدواج میکنند.»
1) (1)5- و فیه عن مکارم الأخلاق عن علیّ علیهالسلام قال: لاتغالوا بمهور النساء فیکون عداوة. (البحار ج 103/351/ مکارم الأخلاق ص 272)
2) (2)6- و فیه عن النوادر عن زرارة قال: سألت اباعبداللّه علیهالسلام عن رجل تزوّج امرأةً أیحلّ له ان یدخل بها قبل ان یعطبها شیئا؟ قال: لاحتّی یعطیها شیئا. (المصدر النوادرص69)
و در همان کتاب، از زراره نقل شده که گوید: از امام صادق علیهالسلام سؤال کردم: آیا جایز است کسی که با زنی ازدواج میکند بدون این که چیزی به او بدهد با او همبستر شود؟ امام علیهالسلام فرمود: «جایز نیست با او همبستر شود تا این که چیزی به او بدهد.»
(1)7- در همان کتاب، از امام باقر علیهالسلام نقل شده که فرمود: «کسی که درآمد حرامی را به دست آورد خداوند حج و عمره او را قبول نمیکند و صله رحم او را نمیپذیرد تا جایی که ازدواج او را نیز فاسد میکند [و فرزند او ولد حرام خواهند شد].» مؤلف گوید: برای توجه و تنبّه برادران و خواهران دینی، بخشی از دستورات اسلام را در باره رعایت حلال و حرام که باعث پاکی روح و روان و صفای ایمان پدر و مادر و فرزندان است در بخشهای آینده بیان خواهیم نمود.
1) (1)7- و فیه عن مجالس الشیخ عن موسی الخیاط انّه قال ذکرعن ابی جعفر علیهالسلام انّه ذکرعنده رجل فقال: انّ الرجل اذا اصاب ماا من حرام لم یقبل منه حجّ و لا عمرة ولاصلة رحمٍ حتّی انّه یفسد فیه الفروج. (البحار ج 103/353 امالی الطوسی ج 2/293)
از سخنان و سیره معصومین علیهمالسلام استفاده میشود که زفاف عروس باید در شب انجام شود و ولیمه ازدواج در روز باشد و عروس را بر مرکب سوار کنند و با ذکر خدا و تکبیر به طرف خانه داماد ببرند و مستحب است زفاف در ساعت گرمی هوا نباشد و شب چهارشنبه نیز نباشد و ولیمه آن نیز بیش از یک روز و یا دو روز نباشد و مستحب است که قبل از عقد نکاح خطبهای خوانده شود و حمد و ثنای الهی در آن ادا گردد.
بهتر است مراسم زفاف در اوایل شب واقع شود؛ چرا که رسول خدا صلی الله علیه و آله همیشه اوایل شب میخوابیدهاند و بیشتر شب را در عبادت و تهجّد بودهاند و فاطمه زهرا علیهاالسلام را اوایل شب به خانه امیرالمؤمنین علیهالسلام بردند.
ولی آنچه در زمان ما معمول است خلاف سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین علیهمالسلام میباشد.
اساسا معصومین علیهمالسلام مراسم عروسی را یک عبادت و عمل مقدس میشمردهاند و ذکر خدا و تکبیر پرودگار را در آن شعار قرار میدادهاند. ولکن معالاسف آنچه امروز بین ما مرسوم است خلاف سنت اولیای دین، و همراه با انواع خلاف و گناه و آزار به مردم است. از خداوند میخواهیم که ما را موفق به پیروی از دین و روش اولیای خود به فرماید و به برکت شنیدن سخنان آنان هدایتمان نماید.
(1)1- مرحوم صاحب وسایل، با سند خود، از امام صادق علیهالسلام نقل نموده که آن حضرت فرمود: «زفاف (عروس) را در شب و ولیمه ازدواج را در ظهر قرار دهید.» (2)2- و در همان کتاب از حضرت رضا علیهالسلام نقل شده که فرمود: «سنت این است که ازدواج و زفاف در شب باشد؛ چرا که خداوند شب را وسیله آرامش قرار داده است و زنها نیز برای مردها وسیله آرامش هستند.» (3)3- در همان کتاب، از جابربن عبداللّه انصاری نقل شده که گوید: هنگامی که
1) (1)استحباب الزفاف لیلاً مع التکبیر و الولیمه نهارا1- الوسائل عن الکافی... عن ابی عبداللّه علیهالسلام قال: زفّوا عرائسکم لیلاً و اطعموا ضحیً. (الوسائل ج 14/62 الفروع ج 2/17)
2) (2)2- و فیه عنه... عن الحسن بن علیّ الوشّا عن ابی الحسن الرضا علیهالسلام قال: سمعته یقول فی التزویج قال: من السنّة التزویج باللیل لأنّ اللّه جعل اللیل سکنا، و النساء انّما هنّ سکن. (المصدر)
3) (3)3- و فیه عنه... عن جابربن عبداللّه قال: لمّا زوّج رسول اللّه صلی الله علیه و آله فاطمة من علیّ علیهماالسلام أتاه أناس فقالوا له: انّک قد زوّجت علیّا بمهرٍ خسیس، فقال: ما انا زوّجته، ولکن اللّه زوّجه «الی ان قال»: فلّما کان لیلة الزفاف أتی النبیّ صلی الله علیه و آله ببغلة و ثنی علیها قطیفة، و قال لفاطمة: ارکبی و امر سلمان ان یقودها و النبیّ صلی الله علیه و آله یسوقها فبینما هو فی بعض الطریق اذ سمع النبی صلی الله علیه و آله و جبة فاذا بجبرئیل فی سبعین الفا و میکائیل فی سبعین الفا فقال النبیّ صلی الله علیه و آله : ما اهبطکم الی الأرض؟ فقالوا جئنا نزفّ فاطمة الی زوجها و کبّر جبرئیل و کبّر میکائیل و کبّرت الملائکة و کبّر محمّد صلی الله علیه و آله فوضع التکبیر علی العرائس من تلک اللیلة. (الوسائل ج 14/62 الفقیه ج 2/128)
رسول خدا صلی الله علیه و آله فاطمه علیهاالسلام را به علی علیهالسلام تزویج نمود عدهای گفتند: شما فاطمه علیهاالسلام رابا مهر ناچیزی به علی تزویج نمودی. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «این من نبودم که چنین کردم، بلکه خدا او را تزویج نمود...»
تا این که گوید: چون شب زفاف فاطمه علیهاالسلام رسید رسول خدا صلی الله علیه و آله استر شهبای خود را آورد و قطیفهای بر آن قرار داد و به فاطمه علیهاالسلام فرمود تا بر آن سوار شود و سلمان را فرمود تا افسر آن را بگیرد و خود از عقب او حرکت نمود. ناگهان در بین راه رسول خدا صلی الله علیه و آله صدایی شنید و دید که جبرئیل علیهالسلام با هفتاد هزار ملک و میکائیل با هفتاد هزار ملک حضرت زهرا علیهاالسلام را بدرقه میکنند. پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنان فرمود: «برای چه شما به زمین آمدهاید؟» آنها گفتند: ما آمدهایم فاطمه علیهاالسلام را به خانه علی علیهالسلام ببریم. پس جبرئیل تکبیر گفت و میکائیل و ملائکه دیگر نیز تکبیر گفتند و رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز تکبیر گفت و از آن شب تکبیر برای زفاف عروسان سنّت گردید.
آداب دیگری نیز در این باره وارد شده که ما در کتاب اسوة النساء ذکر کردهایم. علاقهمندان میتوانند به آن کتاب مراجعه فرمایند.
پیش از بیان آداب زناشویی و توصیههای معصومین و اولیای دین علیهمالسلام در این باره، ذکر یک نکته مهم را لازم میدانم و آن این که چون علم و دانش، از تفکر و اندیشه بشر به دست میآید و بررسیها و تجربیات انسانها در زمانها و مکانهای مختلف در این زمینه مختلف میباشد، ضرورت دارد که انسان، هم چنان که به مسائل علمی و تفکر بشر توجه میکند به وحی (دانش بدون خطا) نیز متکی باشد. البته اختلاف در مسایل علمی یک امر ضروری محسوب میشود و فراوان دیده
شده است که مراکز علمی و دانشمندان با بررسیهای فراوان یک نظریه علمی را ارائه نموده و پس از مدتی آن را خطا اعلام کرده و نظریه دیگری را جایگزین آن ساختهاند. این مساله خود، نیاز بشر را به یک امام و راهنمای بدون خطا و اشتباه آشکار میسازد. انسانها نمیتوانند نیاز شخصی و جامعه خود را تنها از طریق دانش خود تامین کنند، بلکه نیازمند به عالم و دانشمند و امامی هستند که دانش او از یک منبع الهی و آسمانی باشد؛ زیرا مصالح بشر راتنها کسی میداند که آفریدگار بشر است. بنابراین تنها آنچه از ناحیه خداوند و به عنوان وحی الهی بر پیامبران نازل شده و یا به اوصیای آنان افاضه گردیده میتواند نیاز بشر را به صورت اساسی، تامین نموده و دغدغههای او را دراین زمینه از بین ببرد و حقایق را همان گونه که هست به آنان نشان دهد. براین اساس، در هر مسالهای، باید نخست سراغ وحی و علوم انبیا و اوصیای آنان علیهمالسلام رفت و آنچه را در آن زمینه از ناحیه خداوند رسیده به دست آورد.
در موضوع (زناشویی) معصومین علیهمالسلام آدابی بیان فرمودهاند و رعایت نکردن آن آداب را موجب عواقب و آثار بدی در فرزندان و حتی علاقه زن و شوهر دانستهاند. در این میان آنان، هرگز مسأله ازدواج فامیلی را در این آثار موثر ندانسته، بلکه عملاً خود آنان فراوان ازدواج فامیلی انجام دادهاند. مایه تأسف است که پیروان آنان در اثر دوری از این حقایق که از ناحیه وحی صادر شده است، به خیال خود، دنبال مسایل علمی رفته و بدون توجه به دستورالعملهای ازدواج و زناشویی ازدواج فامیلی را موجب معلولیتهای فرزندان خود قلمداد کردهاند. به نظر نگارنده، شنیدن چنین سخنی از یک مسلمان شیعه یک فاجعه است. باید گفت همه بیچارگیهای ما به دلیل دوری ما از فرهنگ دینی است و یکی از آنها همین مسأله زناشویی است.
از این نکته نیز نباید غفلت شود که خداوند به شیطان اجازه داده است که در مال و فرزند انسان شریک شود. بنابراین اگر دستورات آینده رعایت نشود شیطان در نطفه مرد شریک خواهد شد.
اینک به بخشهایی از سخنان معصومین علیهمالسلام در این زمینه توجه میکنیم:
(1)1- علامه مجلسی، در کتاب بحارالانوار، از علل الشرایع و امالی صدوق، از ابوسعید خدری نقل نموده که گوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله به علیبن ابیطالب علیهالسلام سفارش و وصیت نمود و فرمود: «یا علی! چون عروس وارد خانه تو شود، هنگامی که مینشیند کفشهای او را از پایش درآور و پاهای او را بشوی و از درب خانه تا
1) (1)آداب الجماع و الزفاف1- البحار عن العلل و الأمالی: قال اللّه تعالی: و شارکم فی الأموال و الأولاد. سورة الاسراء آیه الطالقانی، عن الحسن بن علی العدوی، عن یوسف بن یحیی الاصبهانی، عن إسماعیل بن حاتم، عن أحمد بن صالح بن سعید، عن عمروبن حفص، عن إسحاق بن نجیح، عن حصیب، عن مجاهد، عن أبی سعید الخدری قال: أوصی رسول اللّه صلی الله علیه و آله علیّ بن أبی طالب علیهالسلام فقال: یا علی إذا دخلت العروس بیتک فاخلع خفّیها حین تجلس، و [اغسل [رجلیها وصبَّ الماء من باب دارک الی أقصی دارک، فانّک إذا فعلت ذلک أخرج اللّه من دارک سبعین ألف ترفرف علی رأس العروس حتّی تنال برکتها کل زاویة فی بیتک، و تأمن العروس من الجنون و الجذام و البرص أن یصیبها ما دامت فی تلک الدار، و امنع العروس فی اُسبوعها من الألبان و الخل و الکزبرة و التفّاحة الحامضة من هذه الأربعة الأشیاء.
انتهای آن را آب بپاش. اگر چنین بکنی خداوند هفتادهزار نوع فقر را از خانه تو دور و هفتاد نوع برکت را در آن داخل و هفتاد رحمت را بر تو نازل مینماید، و از آن آب نیز بر سر عروس میپاشی تا برکت آن به همه زوایای خانه تو برسد و عروس از خطر جنون و جذام و پیسی برای همیشه محفوظ بماند.»
(1)سپس فرمود: «عروس را در هفته اول از خوردن شیر و سرکه و کربزه و سیبترش منع کن.» پس علی علیهالسلام پرسید: «چرا او را از خودن این چهار چیز منع کنم؟» رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «به علت این که رحم زن به وسیله این چهارچیز عقیم و سرد میشود و فرزندی از آن به دست نمیآید و حصیر کنارخانه از زنی که عقیم باشد بهتر خواهد بود.» علی علیهالسلام فرمود: «یا رسول اللّه! چرا میفرمایید عروس از خوردن سرکه منع شود؟» رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «به علت این که زن هنگام خوردن سرکه اگر حیض شود دیگر پاکی کامل به خود نخواهد دید، و کربزه حیض را در شکم او داخل میکند و زایمان برای او سخت میشود، و سیب ترش حیض او راقطع میکند و موجب بیماری او میشود.»
1) (1)فقال علیُّ علیهالسلام : یا رسول اللّه صلی الله علیه و آله ولأیِّ شیء أمنعها هذه الأشیاء الأربعة؟ قال: لأنَّ الرَّحم تعقم و تبرد من هذه الأربعة الأشیاء من الولد، و حصیرفی ناحیة البیت خیرمن امرأة لاتلد، فقال علیّ علیهالسلام یا رسولاللّه علیهالسلام فما بال الخلّ تمنع منه؟ قال: إذا حاضت علی الخلّ لم تطهر أبدا طهرا بتمام، و الکزبرة تثیر الحیض فی بطنها و تشدّد علیها الولادة، و التفاحة الحامضة تقطع حیضها فیصیر داء علیها.
(1)سپس فرمود: «یا علی! در اول و وسط و آخر هر ماه با همسر خود مجامعت مکن؛ چرا که اگر چنین کنی جنون و جذام و کودنی به سرعت به او و فرزند او روی خواهد آورد.» (2)آن گاه فرمود: یا علی! بعد از ظهر با همسر خود مجامعت مکن؛ چرا که اگر فرزندی برای شما در آن وقت مقدر شود لوچ خواهد بود و شیطان از لوچ بودن انسان خشنود میشود. (3)یا علی! هنگام مجامعت سخن مگو که اگر فرزندی نصیب شما شود ایمن نیست از این که گنگ باشد. [یا علی] مرد در هنگام جماع نباید به عورت همسر خود نگاه کند بلکه باید چشم خود را ببندد؛ چرا که نگاه به عورت زن در وقت جماع موجب نابینایی فرزند خواهد شد.
(4)یا علی! به نیت زن دیگری با همسر خود مجامعت مکن چرا که من ترس آن
1) (1)ثمّ قال: یا علیّ لاتجامع امرأتک فی أوّل الشهر ووسطه و آخره فإن الجنون و الجذام و الخبل یسرع إلیها و إلی ولدها.
2) (2)یا علیّ لاتجامع امرأتک بعدالظهر فانّه إن قضی بینکما ولد فی ذلک الوقت یکون أحول و الشیّطان یفرح بالحول فی الانسان.
3) (3)یا علیّ لاتتکلّم عندالجماع فإن قضی بینکما ولد لایؤمن أن یکون أخرس ولاینظرنَّ أحدکم فرج امرأته ولیغضنَّ بصره عند الجماع، (*) فإنَّ النظر إلی الفرج یورث العمی یعنی فی الولد.
4) (4)یا علیُّ لاتجامع امرأتک بشهوة امرأة غیرک فإنّی أخشی إن قضی بینکما ولد أن یکون مخنّثا مؤنثا بخیلاً.
دارم که اگر چنین کنی فرزند تو مخنّث و مؤنّث و بخیل باشد. [مخنث مردی را گویند که خود را شبیه به زنها نماید.]
(1)یا علی! اگر در بستر خود جنب بودی قرآن مخوان که من هراس دارم آتشی از آسمان فرود آید و شما را بسوزاند. (2)یا علی! مجامعت مکن جز این که پوشاک تو از پوشاک همسرت جدا باشد، و هرگز از یک پوشاک استفاده نکنید که شهوت بر روی شهوت قرار میگیرد و موجب دشمنی شما میشود و با طلاق از همدیگر جدا میشوید. یا علی! در حال ایستاده با همسر خود مجامعت مکن که این کار الاغ است و اگر فرزندی نصیب شما شود مانند الاغ در بستر و در هرجای دیگر بول میکند.
(3)یا علی! با همسر خود در شب عید فطر مجامعت مکن؛ چرا که اگر فرزندی
1) (1)یا علیّ إذا کنت جنبا فی الفراش مع امرأتک فلاتقرأ القرآن فإنّی أخشی أن ینزل علیکما نار من السّماء فتحرقکما.
2) (2)یا علیّ لاتجامع امرأتک إلاّ و معک خرقة و مع امرأتک خرقة، ولا تمسحا بخرقة واحدة فنقع الشهوة علی الشهوة، و إنَّ ذلک یعقب العداوة بینکما ثم یؤدّیکما إلی الفرقة و الطلاق.
3) (3)یا علیّ لاتجامع امرأتک من قیام فانَّ ذلک من فعل الحمیر و إن قضی بینکما ولد یکون بوّالا فی الفراش کالحمیر البوّالة فی کلِّ مکان. یا علیّ لاتجامع امرأتک فی لیلة الفطر فانّه إن قضی بینکما ولد فیکبر ذلک الولد ولا یصیب ولدا إلاّ علی کبرالسنّ.
نصیب شما شود پیر میشود و بعد از پیری اولاد پیدا میکند.
(1)یا علی! با همسر خود در شب عید قربان مجامعت مکن که فرزند شما شش انگشتی و یا چهارانگشتی خواهد شد. (2)یا علی! با همسر خود زیر درخت میوه مجامعت مکن که فرزند شما جلاّد و آدمکش و عریف [یعنی کاهن] خواهد شد. (3)یا علی! مقابل خورشید با همسر خود مجامعت مکن، جز این که با چیزی خود را مستور کنید؛ چرا که فرزند شما همیشه در بلا و فقر خواهد بود تا از دنیا برود. (4)یا علی! بین اذان و اقامه با همسر خود مجامعت مکن که فرزند شما خونریز خواهد شد.
1) (1)یا علیّ لاتجامع امرأتک فی لیلة الأضحی فإنّه إن قضی بینکما ولدیکون له ستّ أصابع أو أربع أصابع.
2) (2)یا علیّ لاتجامع امرأتک تحت شجرة مثمرة فإنّه إن قضی بینکما ولد یکون جلاّدا قتّالاً عریفا.
3) (3)یا علیّ لاتجامع امرأتک فی وجه الشمس وتلألؤها إلاّ أن ترخی علیکما سترافإنّه إن قضی بینکما ولد لایزال فی بؤس وفقر حتّی یموت.
4) (4)یا علیّ لاتجامع أهلک بین الأذان و الاقامة فإنّه إن قضی بینکما ولد یکون حریصا علی إهراق الدماء.
(1)یا علی! اگر همسر تو باردار بود، بدون وضو با او مجامعت مکن وگرنه فرزند شما کوردل و بخیل خواهد شد. (2)یا علی! در نیمه ماه شعبان با همسر خود مجامعت مکن که فرزند شما از جهت صورت و مو زشت خواهد شد. (3)یا علی! باهمسر خود در آخر ماه [یعنی دو روز به آخر آن] مجامعت مکن که فرزند شما ابله واحمق و ناتوان خواهد شد. یا علی! با همسر خود با شهوت خواهر او مجامعت مکن؛ چرا که فرزند شما راهزن و یاور ستمگر خواهد شد و جمعیتهای فراوانی به دست او کشته میشوند.
(4)یاعلی! بر روی پشت بام با همسر خود مجامعت مکن که فرزند شما منافق و
1) (1)یا علیّ إذا حملت امرأتک فلا تجامعها إلاّ وأنت علی وضوء فإنّه إن قضی بینکما ولد یکون أعمی القلب بخیل الید.
2) (2)یا علیّ لاتجامع أهلک فی النصف من شعبان فانّه إن قضی بینکما ولد یکون مشوّها ذا شامة فی شعره و وجهه.
3) (3)یا علیّ لاتجامع أهلک فی آخر درجة منه - یعنی إذا بقی یومان - فإنّه إن قضی بینکما ولدکان مفدما (الفدم - بالفاء - العیّی عن الکلام فی رخاوة و قلة فهم، والاحمق).
4) (4)یا علیّ لاتجامع أهلک علی شهوة اُختها، فإنّه إن قضی بینکما ولد یکون عشّارا أوعونا لظّالم، و یکون هلاک فئام من النّاس علی یدیه. یا علیّ لاتجامع أهلک علی سقوف البنیان فإنّه إن قضی بینکما ولدیکون منافقا مماریا مبتدعا.
اهل ریا و بدعت خواهد شد.
(1)یا علی! چون به مسافرت رفتی، در نخستین شب سفر، با همسر خود مجامعت مکن که اگر فرزندی نصیب شما شود مال خود را در راه غیرصحیح مصرف خواهد نمود و اهل تبذیر خواهد بود، در حالی که [خدا] و رسول فرمودهاند که مبذّرین برادران شیاطین هستند. (2)یا علی! در سفری که بیش از سه شبانه روز طول نمیکشد با همسر خود مجامعت مکن؛ چرا که فرزند شما یاور هر ظالم و ستمگری خواهد شد. (3)یا علی! بر تو باد که در شب دوشنبه جماع کنی تا فرزند تو حافظ قرآن و راضی به مقدرات خدا باشد. (4)یا علی! اگر در اول شب سه شنبه با همسر خود مجامعت کنی فرزند شما
1) (1)یا علی و إذا خرجت فی سفر فلا تجامع أهلک تلک اللّیلة فإنّه إن قضی بینکما ولد یکون ینفق ماله فی غیر حق و قرأ رسولاللّه صلی الله علیه و آله «إنّ المبذّرین کانوا إخوان الشیّاطین».
2) (2)یا علیّ لاتجامع أهلک إذا خرجت إلی مسیرة ثلاثة أیّام ولیالیهنَّ فإنّه إن قضی بینکما ولدیکون عونا لکلِّ ظالم.
3) (3)یا علیّ علیک بالجماع لیلة الاثنین فإنّه إن قضی بینکما ولد یکون حافظا لکتاب اللّه راضیا بما قسم اللّه عزَّوجلَّ.
4) (4)یا علی إن جامعت أهلک فی أوّل لیلة الثلاثاء فقضی بینکما ولد فانّه یرزق الشهادة بعد شهادة أن لاإله إلاّ اللّه و أن محمّدا رسولاللّه، و لایعذِّ به اللّه عزوجل مع المشرکین، و یکون طیّب النکهة من الفم رحیم القلب، سخی الید، طاهر اللّسان من الغیبة و الکذب و البهتان.
گوینده شهادتین و موفق به شهادت در راه خدا میشود و هرگز خداوند او را با مشرکین عذاب نخواهد نمود و دهان او خوشبو و قلب او رحیم و مهربان و دست او با سخاوت و زبان او از غیبت و دروغ و بهتان پاک خواهد بود.
(1)یا علی! اگر در شب پنجشنبه با همسر خود مجامعت کنی فرزند شما یکی از علما و حکام خواهد شد و اگر در وسط روز پنجشنبه مجامعت کنی شیطان تا هنگام پیری، نزدیک فرزند شما نخواهد آمد و خداوند آن فرزند را سلامت دین و دنیا عطا میفرماید و فرزند دانا و فهمیدهای خواهد بود. (2)یا علی! اگر در شب جمعه با همسر خود مجامعت کنی فرزند شما خطیب توانایی میشود، و اگر بعد از عصر جمعه با او مجامعت کنی فرزند شما عالم مشهور و معروفی خواهد شد، و اگر بعد از نماز عشای شب جمعه با او مجامعت کنی امید میرود فرزند شما، ان شاءاللّه، یکی از ابدال و بزرگان بشود.
1) (1)یا علیّ و إن جامعت أهلک لیلة الخمیس فقضی بینکما ولد فانّه یکون حاکما من الحکام أو عالما من العلماء، و إن جامتها یوم الخمیس عند زوال الشمس عن کبد السّماء فقضی بینکما ولد، فإنّ الشیّطان لایقربه حتّی یشیب، و یکون فهما و یرزقه اللّه السّلامة فی الدّین والدنیا.
2) (2)یا علیّ و إن جامعتها لیلة الجمعة و کان بینکما ولد، یکون خطیبا قوّالاّ مفوِّها، و إن جامعتها یوم الجمعة بعد العصر فقضی بینکما ولدفانّه یکون معروفا مشهورا عالما، و إن جامعتها فی لیلة الجمعة بعد صلاة العشاء الأخرة فإنّه یرجی أن یکون ولدا بدلاً من الأ بدال إن شاء اللّه.
(1)یا علی! در ساعت اول شب با همسر خود مجامعت مکن که ممکن است فرزند شما ساحر و اهل دنیا شود و آخرت خود را از دست بدهد. (2)یا علی! این وصیتها را از من بشنو و حفظ کن؛ هم چنان که من از جبرئیل شنیدم و حفظ نمودم.» (3)2- علامه مجلسی، در کتاب بحار، از علل الشرایع، از سدیر نقل نموده که گوید: از امام صادق علیهالسلام شنیدم که میفرمود: «مرد نباید با همسر و کنیز خود در جایی هم بستر شود که کودک خردسالی در آن جا باشد؛ چرا که آن کودک اهل زنا خواهد شد.» (4)3- در همان کتاب، از امیرالمؤمنین علیهالسلام نقل شده که فرمود: «از وصیتهای رسول خدا صلی الله علیه و آله این بود که مرد در حال حیض با همسر خود مجامعت نکند و اگر
1) (1)یا علیّ لاتجامع أهلک فی أوّل ساعة من اللیل فانّه إن قضی بینکما ولد لایؤمن أن یکون ساحرا مؤثرا للدُّنیا علی الأخرة.
2) (2)یا علیّ احفظ وصیّتی هذه کما حفظتها عن جبرئیل علیهالسلام (البحار ج 103/280)
3) (3)2- البحار عن العلل... عن سدیر قال: سمعت اباعبداللّه علیهالسلام یقول: لایجامع الرجل امرأته و لاجاریته و فی البیت صبیّ فانّ ذلک ممّا یورثه الزنا.
4) (4)3- و فیه عنه... عن جعفربن محمد عن ابیه عن جدّه عن علیّ بن ابیطالب علیهمالسلام فی حدیث طویل یذکر فیه وصیّة النبیّ صلی الله علیه و آله و یقول فیها: انّ رسول اللّه صلی الله علیه و آله کره ان یغشی الرجل امرأته و هی حائض، فان فعل و خرج الولد مجذوما او به برص فلایلومنّ الاّ نفسه، و کره ان یأتی الرجل اهله و قد احتلم حتّی یغتسل من الإحتلام فان فعل ذلک و خرج الولد مجنونا فلایلو منّ الاّ نفسه. (البحار ج 103/286 العلل ص 514)
چنین کند و فرزند او جذامی و یا دارای پیسی شود باید خود را ملامت نماید، و آن حضرت مکروه میداشتند کسی که محتلم شده قبل از غسل کردن با همسر خود مجامعت کند و میفرمود: اگر چنین کند و فرزند او دیوانه به دنیا آید باید فقط خود را ملامت نماید.»
(1)4- در همان کتاب، از خصال نقل شده که امیرالمؤمنین علیهالسلام در حدیث اربعمأة فرمود: «هنگامی که یکی از شما میخواهد با همسر خود مجامعت کند نباید با عجله و بدون مقدمه باشد [بلکه باید قبل از آن مزاح و بوسه و... انجام گیرد]؛ چرا که زنها به این نیاز دارند.» (2)و فرمود: «اگر یکی از شما زنی را ببیند که او را خوش آید باید نزد اهل و همسر خود رود؛ چرا که نزد او نیز همان چیزی است که نزد آن زن است. و با این
1) (1)4- و فیه عن الخصال فی الأربعمائة قال أمیرالمؤمنین علیهالسلام : إذا أراد أحدکم أن یأتی زوجته فلا یعجّلها فانّ للنساء حوائج، إذا رأی أحدکم امرأة تعجبه فلیأت أهله فان عند أهله مثل ما رأی، و لایجعلنَّ للشیطان إلی قلبه سبیلاً، لیصرف بصره عنها، فان لم تکن له زوجة فلیصلِّ رکعتین و یحمد اللّه کثیرا و یصلّی علی النبیّ و آله ثمَّ لیسأل اللّه من فضله فانّه یبیح له برأفته ما یغنیه، إذا أتی أحدکم زوجته فلیقل الکلام، فانَّ الکلام عند ذلک یورث الخرس، لاینظرنَّ أحدکم إلی باطن فرج امرأته لعلّه یری ما یکره و یورث العمی.
2) (2)إذا أراد أحدکم مجامعة زوجته فلیقل: اللهمَّ إنّی استحللت فرجها [بأمرک] و قبلتها بأمانتک فان قضیت لی منها ولدا فاجعله ذکرا سویّا، ولا تجعل للشیطان فیه نصیبا ولا شرکا.
کار شیطان را به قلب خود راه نداده و چشم خود را از آن زن برگردانده است و اگر همسر ندارد باید دو رکعت نماز بخواند و زیاد حمد خدا را به جا آورد و بر محمد و آل او صلوات بفرستد سپس از فضل الهی طلب نماید تا خداوند او را بی نیاز نماید.»
و فرمود: «هنگامی که یکی از شما با همسر خود مجامعت میکند باید کم سخن بگوید که سخن گفتن در آن حال موجب گنگی فرزند میشود و نباید به داخل فرج او نگاه کند شاید او را خوش نیاید و از سویی موجب کوری فرزند شود.»
(1)و فرمود: «چون یکی از شما بخواهد با همسر خود مجامعت کند باید بگوید: خدایا، من به دستو تو او را حلال نمودم و به امانت تو او را پذیرفتم پس اگر فرزندی از او برای من مقدر نمودی آن را پسری سالم قرار ده و برای شیطان در او بهره و شراکتی قرار مده.» (2)5- علامه مجلسی، در بحار، از تفسیر عیاشی، از ابی ربیع شامی نقل نموده
1) (1)و قال علیهالسلام : إذا أراد أحدکم أن یأتی أهله فلیتوقّ أوَّل الأهلّة و أنصاف الشّهور فانَّ الشیطان یطلب الولد فی هذین الوقتین و الشیاطین یطلبون الشرک فیهما فیجیئون و یحبلون. (البحار ج 103/278 الخصال ج 2/433-434)
2) (2)5- البحا عن تفسیر العیاشی عن ابی الربیع الشامی قال: کنت عنده (یعنی الصادق علیهالسلام ) لیلة فذکر شرک الشیطان فعظّمه حتّی افزعنی فقلت: جعلت فداک فما المخرج منها و ما نصنع؟ قال: اذا اردت المجامعة فقل: بسماللّه الرّحمن الرّحیم الذی لاإله إلاّ هوبدیع السماوات و الأرض، الّلهمّ ان قصدت منّی فی هذه اللیلة ولدا فلا تجعل للشیطان فیه نصیبا و لاشرکا و لاحظّا و اجعله عبدا صالحا مصفیّا و ذرّیته جلّ ثناءک. (البحار ج 103/294 العیاشی ج 2/300)
که گوید: شبی خدمت امام صادق علیهالسلام بودم که آن حضرت مسأله شرک شیطان و شرکت او را در نطفه مرد بیان نمود و من از آن ترسیدم و گفتم: فدای شما شوم! راه نجات از دخالت شیطان در فرزند چیست؟
امام علیهالسلام فرمود: «چون خواستی با همسر خود مجامعت کنی بگو: «بسم اللّه الرحمن الرحیم. الذی لا اله الاّهو، بدیع السماوات و الأرض. سپس بگو: خدایا، اگر در این شب برای من فرزندی تقدیر نمودهای او و ذرّیه او را صالح و پاک و بنده خود قرار ده و برای شیطان در او شرکت و نصیبی قرار مده، ای خدای بزرگوار!»
(1)6- در همان کتاب، از تفسیر عیاشی، از امام صادق و یا امام باقر علیهماالسلام نقل شده که فرمود: «شرکت شیطان در نطفه فرزند از ناحیه مال حرام نیز خواهد بود و شیطان در صورتی که صاحب نطفه اهل حرام باشد نطفه خود را نیز در رحم زن میریزد و با نطفه مرد مخلوط میگرداند و فرزند ممکن است از یکی از آنها و یا از هر دو به وجود بیاید.» مؤلف گوید: چه خوب است این دستورات قبل از ازدواج به جوانها تفهیم شود تا از این خطرها پرهیز کنند و ازدواج آنان این آفات را در پی نداشته باشد.
1) (1)6- و فیه عنه عن احدهما علیهماالسلام قال: شرک الشیطان ما کان من مال حرام فهو من شرکه، ویکون مع الرجل حین یجامع فیکون نطفته مع نطفته اذا کان حراما قال: کلیتها جمیعا یختلطه و قال: ربّما خلق من واحدة و ربّما خلق منهما جمیعا (البحار ج 103/294 تفسیرالعیاشی ج 2/300)
(1)در بحث قبل آداب زفاف و زناشویی و مسایل لازم دیگر بیان شد. در این بخش دستور نماز و دعا در شب زفاف و گفتن بسم اللّه در وقت مجامعت و بعضی از مسایل مناسب این موضوع ذکر خواهد شد. 1- در کتاب وسایل، از ابوبصیر، از امام صادق علیهالسلام نقل شده که آن حضرت به اصحاب خود فرمود: «شما در شب زفاف چه میکنید؟» یکی از اصحاب آن حضرت گفت: فدای شما شوم! من نمیدانم چه باید بکنم. امام علیهالسلام فرمود: «چون شب زفاف شود و زوج بخواهد به طرف همسر خود برود باید دو رکعت نماز بخواند و حمد خدا را به جای آورد و بگوید:
(2)«الّلهمّ إنّی اُریدُ أن أَتزَوَّجَ ألّلهمَّ فَأَقدِر لی مِنَ النساءِ أَعَفَهُنَّ فَرجا و أحفَظَهُنَّ
1) (1)استحباب صلاة رکعتین لمن اراد الزفاف و الدعاء بالمأثور عند ذلک1- الوسائل: محمّد بن الحس باسناده عن أحمدبن محمّد بن عیسی عن علیّ بن الحکم، عن مثنّی بن الولید الحنّاط، عن أبی بصیر قال: قال أبوعبداللّه علیهالسلام : إذا تزوّج أحدکم کیف یصنع؟ قال: قلت له: ما أدری جعلت فداک، قال: إذاهمّ بذلک فلیصلّ رکعتین و یحمداللّه و یقول:
2) (2)«اللهمّ انّی اُرید أن أتزوّج اللهم فاقدر لی من النساء أعفّهنّ فرجاوا حفظهنّ لی فی نفسها و فی مالی، و أوسعهنّ رزقا وأعظمهنّ برکة، واقدر لی منها ولداطیّبا تجعله خلفا صالحا فی حیاتی و بعد موتی» فاذا ادخلت علیه فلیضع یده علی ناصیتها ویقول: «اللهم علی کتابک تزوجتها، و فی أماتتک أخذتها، و بکلماتک استحللت فرجها فان قضیت فی رحمها شیئا فاجعله مسلما سوّیا، و لا تجعله شرک شیطان» قلت: و کیف یکون شرک شیطان؟ فقال:
طیّبا تَجْعَلُهُ خَلَفا صالِحا فی حیاتی و بَعدَ مَوتی.»
و چون عروس وارد حجله شود، داماد باید دست خود را بر پیشانی او گذارد و بگوید: «الّلهمّ عَلی کِتابِکَ تَزَوَّجْتها وَ فی أمانِتِکَ أَخَذتُها وَ بِکَلِماتِکَ إستَحْلَلتُ فَرجَها فَإن قَضَیتَ فی رَحِمها شَیئا فَاجعَلهُ مُسلِما سَوِّیا وَ لا تَجعَلْهُ شِرکَ شَیطانٍ»
(1)راوی گوید: به امام صادق علیهالسلام گفتم: چگونه شیطان در نطفه فرزند شریک میشود؟ فرمود: «چون مرد برای مجامعت نزدیک زن خود میرود اگر نام خدا را ببرد شیطان از او دور میگردد و اگر نام خدا را نبرد شیطان نیز آلت خود را داخل میکند و شریک آن فرزند میشود.» راوی گوید: به امام علیهالسلام گفتم: فدای شما شوم، از کجا معلوم میشود، که شیطان شریک فرزند است؟ فرمود: «نشانه آن دوستی و دشمنی با ما میباشد.» (2)2- در همان کتاب، از کتاب کافی، از ابوبصیر نقل شده که گوید: شنیدم که
1) (1)انّ الرّجل إذادنا من المرأة و جلس مجلسه حضره الشیطان، فان هو ذکراسم اللّه تنحّی الشیطان عنه و ان فعل و لم یسمّ أدخل الشیطان ذکره فکان العمل منهما جمیعا و النطفة واحدة؛ قلت: فبأیّ شیء یعرف هذا جعلت فداک؟ قال: بحبّنا و بغضنا. (الوسائل ج 14/79)
2) (2)2- الوسائل عن الکافی: محمّد بن یعقوب، عن محمّد بن یحیی، عن أحمد بن محمّد بن عیسی، و عن عدّة من أصحابنا، عن أحمد بن أبی عبداللّه جمیعا عن ابن محبوب، عن جمیل، عن أبی بصیر قال:سمعت رجلا و هو یقول لأبیجعفر علیهالسلام انّی رجل قد اسننت و قد تزوّجت امرأة بکرا صغیرة و لم أدخل بها، و أنا أخاف إذا دخلت علیّ فرأتنی أن تکرهنی لخضابی و کبری، فقال أبوجعفر علیهالسلام : إذا دخلت فمرهم قبل أن تصل إلیک أن تکون متوضیّة، ثمّ أنت لاتصل إلیها حتّی توضّأ وصلّ رکعتین، ثمّ مجّداللّه وصلّ علی محمّد و آل محمّد، ثمّ ادع اللّهو مرمن معها أن یؤمّنوا علی دعائک، و قل: «اللهمّ ارزقنی الفها وودّها و رضاها، و ارضنی بها و اجمع بیننا بأحسن اجتماع و آنس ایتلاف فإنّک تحبّ الحلال و تکره الحرام» ثمّ قال: واعلم بأحسن اجتماع و آنس ایتلاف فانّک تحبّ الحلال و تکره الحرام» ثمّ قال: و اعلم أنّ الالف من اللّه، و الفرک من الشیطان لیکره ما أحلّ اللّه. و رواه الشیّخ بإسناده عنالحسن بن محبوب نحوه. (الوسائل ج 14/81 الفروع ج 2/58)
مردی به امام باقر علیهالسلام میگفت: من مرد سالخوردهای هستم و اکنون با دختر جوان و کم سنی ازدواج نموده و هنوز با او همبستر نشدهام و هراس دارم که او اگر وارد بر من شود و پیری و خضاب مرا ببیند او را خوش نیاید و از من جدا شود.
امام باقر علیهالسلام به او فرمود: «به خویشان آن دختر بگو آن دختر با وضو وارد حجله شود و تو نیز به او نزدیک مشو تا وضو بگیری و دو رکعت نماز بخوانی. سپس خدا را تمجید کن و بر محمد و آل او صلوات فرست. سپس دعا کن [و خیر خود را از او بخواه] و به کسانی که همراه عروس آمدهاند بگو آمین بگویند و پس از آن بگو:
«الّلهمّ اُرزُقنی إِلفَها وَ وُدَّها وَ رِضاها وَارضِنی بِها وَ اجْمَع بَینَنا بِأحسَنِ إِجتماعٍ وَ آنَسِ إیتلافٍ فَأنّکَ تُحِبُ الحَلالَ وَ تکرَهُ الحَرامَ.»
سپس فرمود: «بدان که علاقه و محبت از ناحیه خداست و جدایی و دشمنی
از ناحیه شیطان است و شیطان میخواهد حلال خدا را برای مردم زشت نشان دهد.»
(1)3- در همان کتاب، از حضرت باقر علیهالسلام نقل شده که فرمود: «چون خواستی با همسر خود همبستر شوی بگو: «الّلهمّ اُرزُقنی وَلَدا وَ اجعَلهُ تَقیّا زَکیّا لَیسَ فی خَلْقِهِ زِیادةٌ وَ لانُقصانٌ وَاجعَل عاقِبَتَهُ إِلی خَیرٍ.»
یعنی: خدایا، فرزندی با تقوا و پاک سیرت و سالم از هر عیب و نقص ظاهری و باطنی نصیب من کن و سرانجام او را نیکو گردان.
در اسلام، به طور کلی نسبت به مسأله نظافت سفارش زیادی شده است. و اساسا رهبران دین ما نظافت را مقتضای دیانت دانستهاند. در مورد زن و شوهر نیز سفارش شده است که آنان خود را برای یکدیگر بیارایند و تنظیف کنند تا مرد به زنهای دیگر و زن به مردهای دیگر توجه نکند و کانون ازدواج و خانواده با گرمی و محبت برقرار بماند.
1) (1)3- الوسائل... محمدبن مسلم عن ابیجعفر علیهالسلام قال: اذا اردت الجماع فقل: الّلهمّ ارزقنی ولدا واجعله تقیّا زکیّا لیس فی خَلقه زیادة ولانقصان واجعل عاقبته الی خیرٍ. (المصدر ص 82)
1- در کتاب وسایل الشیعه، از کافی، از حسن بن جهم نقل شده که گوید: من حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام را دیدم که خضاب نموده بود. گفتم: فدای شما شوم! خضاب نمودهاید؟ فرمود: «این عمل بر عفّت زنها میافزاید، همانا عدهای از زنها برای این که مردها این عمل [یعنی زینت و آرایش] را رعایت نمیکنند از عفت و نجابت خارج گردیدند و فاسد شدند.(1)
(2)سپس فرمود: «آیا تو دوست میداری که همسر تو همانند تو آلوده و غبارآلود باشد؟» گفتم: خیر. فرمود: «او هم چنین است.» آن گاه فرمود: «نظافت و عطر و آرایش مو و زناشویی فراوان از اخلاق پیامبران علیهمالسلام است.»
در روایات معصومین علیهمالسلام آمده است که قبل از جماع و همبستر شدن با همسر، ملاعبه و بازی و... انجام دهید و مانند حیوانات با عجله و شتاب جماع
1) (1)استحباب الزینة و النظافة للرجال و النساء1- الوسائل عن الکافی... عن الحسن بن الجهم قال: رأیت اباالحسن علیهالسلام اختضب، فقلت: جعلت فداک اختضبت؟ فقال: نعم إنّ التهیّة ممّا یزید فی عفّة النساء، ولقد ترک النساء العفّة بترک ازواجهنّ التهیّة،
2) (2)ثمّ قال: أیسّرک ان تراها علی ما تراک علیه اذا کنت علی غیرتهیّةٍ؟ قلت: لاقال: فهو ذاک ثمّ قال: من اخلاق الأنبیاء التنّظف و التطیّب و حلق الشعر و کثرة الطروقة. الحدیث (الوسائل ج 14/183 - الفروع ج 2/78)
نکنید؛ چرا که نیاز زن بدون این مقدمات تأمین نمیشود و جماع اگر بدون ملاعبه و بازی باشد ظلم به همسر خواهد بود.
(1)1- در کتاب وسایل، از کافی، از امام صادق علیهالسلام نقل شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «هنگامیکه یکی از شما میخواهد با خانواده و همسر خود مجامعت کند نباید مثل حیوانات شتاب کند، بلکه باید با تأنّی و رعایت مقدمات (مانند ملاعبه و بازی و...) باشد.» (2)2- در همان کتاب، از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمود: «بعضی از شما [در اثر رعایت نکردن آداب مجامعت] چون نزدیک همسر خود میروید، او از شما فرار میکند [در حالی که غریزه او به قدری قوی میباشد که] او اگر غلام سیاهی را ببیند حاضر است به او بیاویزد. پس شما باید در وقت مجامعت بازی و شوخی و ملاعبه داشته باشید که تأثیر بسزایی در پاکی و صیانت شما خواهد داشت.» (3)3- در همان کتاب، از امیرالمومنین علیهالسلام نقل شده که فرمود: «هنگامیکه یکی
1) (1)استحباب الملاعبة و ترک التعجیل عندالجماع1- الوسائل عن الکافی... عن ابی عبداللّه علیهالسلام قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : اذا جامع احدکم اهله فلایأتیهنّ کما یأتی الطیر لیمکث و لیلبث. قال بعصهم: ولیتلث. (الوسائل ج 14/82)
2) (2)2- و فیه عنه... قال الصادق علیهالسلام : إنّ احدکم لیأتی اهله فتخرج من تحته، فلواصابت زنجیّا لتشبثت به فاذا اتی احدکم اهله فلیکن بینهما ملاعبة «مداعبة خ ل» فانّه اطیب للأمر. (المصدر)
3) (3)3- وفیه عن الخصال باسناده عن علیّ علیهالسلام فی حدیث الأربعمأة قال: اذا اراد احدکم ان یأتی زوجته فلا یعجلّها فانّ للنساء حوائج. (المصدر ص 83)
از شما میخواهد با همسر خود مجامعت کند نباید با شتاب و عجله وارد شود؛ چرا که زنها [برای تأمین غریزه جنسی] نیاز به ملاعبه و شوخی و بازی دارند.»
تردیدی نیست که نظام زندگی نیازمند به یک مدیر شایسته است همانگونه که در سطح وسیع، جامعه بشر نیز نیاز به یک حاکم مدیر و مدبّر و شجاع ومتعهد به قانون دارد. ضرورت وجود مدیر و حاکم تا جایی است که باید گفت: حاکم ستمگر بهتر از هرج و مرج استدر نظام خانواده نیز که یک مجموعه کوچکی است این ضرورت احساس میشود. و مطابق تصریح قرآن و بیان معصومین علیهمالسلام ، خداوند، مرد را حاکم و قیم و سرپرست زندگی و خانواده قرار داده است و در وجود او نیروی چنین مسئولیت سنگینی را نهاده و به دلیل نیرو و تعقل و اندیشه قویتری که در وجود او گذارده تأمین نیاز همسر و خانواده را نیز برعهده او قرار داده است.
به این ترتیب، زندگی خانوادگی، با تعیین مقررات معین و صلاح دید مرد اداره میشود. البته این یک مسؤولیت بیش نیست و خطر بیعدالتی در آن بسیار نزدیک است. از این رو، مرد نباید به این حاکمیت مغرور شود بلکه باید در هراس باشد که حق زیردستان خود را ضایع نکند؛ چرا که روز قیامت قبل از هر کس، حاکم و مسؤول مورد مؤاخذه قرار خواهد گرفت و زنها باید خوشنود باشند که چنین بار سنگینی به دوش آنان نیامده است و گرفتار رفت و آمد و تلاشهای خارج خانه برای تأمین زندگی نشدهاند؛
همانگونه که حضرت زهرا علیهاالسلام پس از آن که رسول خدا صلی الله علیه و آله در روزهای اول زندگی مشترکشان با حضرت علی علیهالسلام بین او و علی علیهالسلام تقسیم کار نمود و فرمود: فاطمه جان «کارهای خارج خانه مربوط به علی علیهالسلام باشد و کارهای داخل خانه مربوط به تو فاطمه علیهاالسلام » بسیار خشنود گردید و فرمود: «تاکنون چیزی به این اندازه مرا خشنود نکرد که پدرم مسؤولیت رفت و آمد بین مردان را در خارج خانه از دوش من برداشت.»
البته روشن است که آنچه گفته شد فقط مربوط به نظام زندگی خانواده است وگرنه مسأله ارزش و قابلیت و مقام هر انسان (چه مرد و چه زن) وابسته به ایمان و معرفت و تقوا و بندگی اوست و ممکن است یک زن خانهدار که وظایف خود را رعایت میکند و از اختلاط با مردها در خارج خانه خودداری مینماید و... در پیشگاه خداوند عزیزتر از آن مردی باشد که سرپرست اوست.
اینک به سخنان معصومین علیهمالسلام در این موضوع توجه میکنیم:
(1)1- در کتاب وسایل الشیعه، از کافی، از محمدبن مسلم، از امام باقر علیهالسلام نقل
1) (1)وجوب تمکین المرأه زوجها علی کل حال1- الوسائل عن الکافی عن عدّة من اصحابنا عن احمدبن محمدعن ابن محبوب، عن مالک بن عطیّة، عن محمّدبن مسلم، عن أبیجعفر علیهالسلام قال: جاعت امرأة إلی النبی صلی الله علیه و آله فقالت: یا رسولاللّه صلی الله علیه و آله ماحقّ الزوج علی المرأة؟ فقال لها ان تطیعه ولا تعصیه ولا تصدق من بیته إلاّ باذنه و لاتصوم تطوعا الاّ باذنه ولا تمنعه نفسها و ان کانت علی ظهرقتب ولاتخرج من بیتها إلاّ باذنه و ان خرجت بغیر اذنه لعنتها ملائکة السماء و ملائکة الارض و ملائکة الغضب و ملائکة الرحمة حتّی ترجع إلی بیتها قالت: یا رسولاللّه صلی الله علیه و آله من أعظم الناس حقا علی الرّجل؟ قال: والده قالت: فمن أعظم الناس حقّا علی المرأة؟قال: زوجها قالت: فمالی علیه من الحقّ مثل ماله علیّ قال: لاولا من کلّ مأة واحدة الحدیث. و رواه الصّدوق بإسناده عن الحسن بن محبوب نحوه. (الوسائل ج 14/112 - الفروع ج 2/60 الفقیه ج 3/438)
شده که فرمود: زنی خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و گفت: حق مرد بر زن چیست؟
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «باید از او اطاعت کند و حق ندارد او را نافرمانی کند و بدون اجازه او صدقه بدهد و یا روزه مستحبی بگیرد. و باید خود راکاملاً در اختیار او قرار دهد [و از هر گونه بهره جنسی نسبت به او دریغ نکند] و بدون اجازه او از خانه خارج نشود و اگر خارج شود ملائکه آسمان و زمین و ملائکه غضب و ملائکه رحمت او را لعنت خواهند کرد تا به خانه خود باز گردد.»
آن زن گفت: حق چه کسی بر مرد بزرگتر است؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «حق پدر او.» پرسید: حق چه کسی بر زن بزرگتر است؟ فرمود: «حق شوهر او»
پرسید آیا همانند حقوقی که او بر من دارد من نیز بر او خواهم داشت؟ فرمود: «خیر. بلکه یک صدم حقی که او بر تو دارد تو بر او نداری.»
آن زن گفت: قسم به خدایی که شما را به پیامبری مبعوث نمود، هرگز مردی مالک من نخواهد شد و من ازدواج نخواهم نمود.
(1)2- در همان کتاب، از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمود: زنی خدمت رسول
1) (1)2- و فیه عنه: و عنهم، عن أحمد، عن الجامورانی، عن ابن أبی حمزة، عن عمروبن جبیر العزرمی، عن أبیعبداللّه علیهالسلام قال: جاءت امرأة إلی رسولاللّه صلی الله علیه و آله فقالت یا رسولاللّه ما حقّ الزوّج علی المرأة؟ فقال: أکثر من ذلک، قالت: فخبّرنی عن شیء منه، قال: لیس لها أن تصوم إلا باذنه یعنی تطوّعا و لاتخرج من بیتها بغیر اذنه و علیها أن تتطیب بأطیب طیبها و تلبس أحسن ثیابها و تزین بأحسن زینتها و تعرض نفسها علیه غدوة و عشیّة و أکثر من ذلک حقوقه علیها. (المصدر)
خدا صلی الله علیه و آله آمد و گفت: یا رسول اللّه! حق مرد بر زن چیست؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «حق او بیش از آن است که تو فکر میکنی!» او گفت: مقداری از آن را برای من بیان فرمایید. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «بدون اجازه او حق ندارد روزه مستحبی بگیرد و یا از خانه خارج شود و بر او لازم است که خود را به بهترین بوی خوش معطّر کند و بهترین لباس خود را بپوشد و به بهترین زینتها خود را بیاراید و هر صبح و شام خود را در اختیار او قرار دهد و حقوق فراوان دیگری نیز دارد.»
(1)3- در همان کتاب، از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمود: زنی خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید و گفت: حق مرد بر زن چیست؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «خواسته جنسی او را برآورده کند گرچه بر روی شتر باشد و چیزی از مال او را بدون اجازه او انفاق نکند والاّ گناهکار خواهد بود و پاداش صدقه او هم برای مرد میباشد و هیچ شبی را با خشم او به سر نبرد.» آن زن گفت: گرچه او ظالم باشد؟ فرمود: «آری.» آن
1) (1)3- و فیه عنه: و بالاسناد عن ابن أبیحمزة، عن أبی المغرا، عن أبی بصیر، عن أبیعبداللّه علیهالسلام قال: أتت امرأة إلی رسولاللّه صلی الله علیه و آله فقالت: ما حقّ الزوّج علی المرأة؟ قال: أن تجیبه إلی حاجته و ان کانت علی قتب ولا تعطی شیئا إلاّ باذنه فان فعلت فعلیها الوزر و له الاخر و لاتبیت لیلة و هو علیها ساخط قالت: یا رسولاللّه و ان کان ظالما؟ قال: نعم الحدیث. (المصدر)
زن گفت: سوگند به آن خدایی که تو را به حق مبعوث به رسالت نمود، من هرگز همسری انتخاب نخواهم نمود.
مؤلف گوید: مهمترین وظیفه زن مسأله شوهرداری اوست و در حقیقت سعادت و نجات و بهشت او وابسته به آن است که اگر رعایت این وظیفه را نکند عبادتهای دیگر او کم رنگ و بی ارزش خواهد بود.
استحباب المجامعة و الأجرفیها
4- در کتاب وسایل الشیعه، از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمود: «زنی که نمازهای پنجگانه خود را در شبانه روز بخواند و روزه ماه مبارک رمضان را بگیرد و حج خانه خدا را برود و از شوهر خود اطاعت کند و ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام [و فرزندان او] را پذیرفته باشد اهل بهشت خواهد بود و از هردری بخواهد میتواند وارد بهشت شود.»(2)مسأله ازدواج و زناشویی میتواند عبادت باشد، در صورتی که با قصد قربت
1) (1)4- و فیه عنه: محمّدبن علیّ بن الحسین بإسناده عن أبی الصبّاح الکنانی، عن أبیعبداللّه علیهالسلام قال: اذاصلّت المرأة خمسها و صامت شهرها و حجّت بیت ربّهما و اطاعت زوجها و عرفت حقّ علیّ فلتدخل من ایّ باب الجنان شاءت. (المصدر ص 112
2) (2)1- الوسائل عن الکافی... عن ابی عبداللّه علیهالسلام قال: قال رسولاللّه صلی الله علیه و آله : لرجل: اصبحت ضائما؟ فقال: لا، قال: فاطعمت مسکینا؟ قال: لا، قال: فارجع الی اهلک فانّه منک علیهم صدقة.
و برای انجام دستور دین و رضای خداوند انجام گیرد. به نظر میرسد انجام این سنت اگر همراه ریا و اغراض فاسده دیگر نباشد نیز عبادت محسوب شود؛ چنان که از ظاهر روایات این گونه استفاده میشود. متن روایات وارده چنین است:
1- در کتاب وسائل، از کتاب کافی، از امام صادق علیهالسلام نقل شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله به مردی از اصحاب خود فرمود: «آیا امروز روزه گرفتهای؟» گفت: خیر. فرمود: «آیا فقیری را اطعام نمودهای؟» گفت: خیر. فرمود: «پس نزد همسر خود برو که آن برای تو صدقه محسوب میشود.»
(1)2- در ثواب الأعمال، قبل از جمله اول آمده است که فرمود: «آیا تشییع جنازهای کردهای؟» گفت: خیر. پس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «پس به خانه خود بازگرد و با اهل خود همبستر شو که این عمل برای تو صدقه محسوب خواهد شد.» (2)3- در همان کتاب، از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله
1) (1)2- و رواه الصدوق فی ثواب الأعمال عن عبدالله بن میمون... و زاد قبل قوله: فاطعمت مسکینا؟: فعدت مریضا؟ قال: لا، قال: فاتبعت جنازة؟ قال: لا. و قال فی آخرة: فارجع الی اهلک فاصبهم. (الوسائل ج 14/75 الفروع ج 2/57)
2) (2)3- و فیه عنه... عن ابراهیم الجعفی قال: سمعت اباعبداللّه علیهالسلام یقول: انّ رسولاللّه صلی الله علیه و آله دخل بیت ام سلمة فشمّ ریحا طیّبه فقال: أتتکم الحولاء؟ فقالت: هو ذاهی تشکو زوجها فخرجت علیه الحولاء فقالت: بابی انت و امّی انّ زوجی عنّی معرض، فقال: زیدیه یا حولاء، فقالت: لا اترک شیئا طیّبا ممّا اتطیّب له به و هو معرض فقال: امّا لویدری ماله باقباله علیک قالت: و ما له باقباله علیّ؟
روزی وارد خانه امّ سلمه - همسر خود - گردید و چون احساس بوی خوش نمود به امّسلمه فرمود: «آیا آن زن حولاء به این خانه آمده است؟» امّسلمه گفت: آری، او در اینجا حاضر است و از شوهر خود شکایت دارد.
پس آن زن خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و گفت: پدر و مادرم فدای شماباد! همسر من از من دوری میکند. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «از او دلجویی کن و خود را زینت نما و بر او عرضه کن.»
آن زن گفت: من هرچه میتوانستهام خود را خوشبو کردهام و او از من اعراض میکند.
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «ای کاش او میدانست که توجه کردن و بهرهگیری از تو برای او چه قدر پاداش دارد؟» آن زن گفت: او به این چیزها توجه نمیکند.
(1)رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «آگاه باش که اگر به تو توجّه کند و از تو بهره بگیرد دو ملک او را در آغوش میگیرند و او پاداش کسی را خواهد داشت که با شمشیر خود از دین خدا حمایت کند و چون با تو همبستر شود گناهان او همانند برگ خزان میریزد و هنگامی که غسل جنابت مینماید از گناهان خود پاک خواهد شد.»
1) (1)فقال صلی الله علیه و آله : اما انّه اذا اقبل اکتنفه ملکان، و کان کالشاهر سیفه فی سبیل اللّه، فاذا هو جامع تحات عنه الذنوب کما یتحاب ورق الشجر، فاذا هواغتسل انسلخ من الذنوب. (المصدر)
دستورات اسلام در مورد تربیت فرزندان و محبت و احسان به آنان فراوان است. میتوان گفت که هیچ آیین و مکتبی این اندازه در مسأله تربیت فرزندان واحسان به آنان سفارش نکرده است و اگر هیچ دلیلی برای اثبات حقانیت اسلام نباشد همین دستورات حقوقی و تربیتی و عاطفی و حقوق متقابلی که بین پدر و مادر و فرزندان و زن و شوهر و خویشان و برادران دینی قرار داده است دلیلی روشن برای حقانیت آن خواهد بود.
البته اسلام به دلیل این که کاملترین ادیان و آخرین آیین آسمانی است و پیامبر آن حضرت محمدبن عبداللّه صلی الله علیه و آله خاتم پیامبران است، در تمام ابعاد و زمینههای حقوقی و فقهی و سیاسی و اخلاقی و... کاملترین و جامعترین مقررات را داراست و مقررات آن هرگز کهنه و مندرس نمیشود و باید به کسانی که احیانا از روی نادانی و دوری از معارف اسلامی گمان میکنند که علم روز و پیشرفت صنعت و تکنولوژی با اسلام سازگار نیست و میگویند اسلام برای مردم جاهلی و اعراب آن زمان خوب بوده است و الآن با این همه پیشرفت قابل پیاده شدن نیست باید گفت که شما اسلام را نشناخته و درک نکردهاید وگرنه چنین سخنان کفرآمیزی را به زبان جاری نمیکردید و هرچیز تازهای را حق نمیپنداشتید و همانند ماهی که چون داخل آب است و قدر آب را نمیداند شما نیز قدر اسلام را نمیدانید.
اینک به گوشههایی از دستورات تربیتی و حقوقی بین پدر و مادر و فرزندان که از زبان مبارک معصومین علیهمالسلام صادر شده است توجه میکنیم:
1- علامه مجلسی، در کتاب بحار، از کتاب مکارم الاخلاق، از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل نموده که فرمود: «بچهها را دوست بدارید و به آنان ترحم کنید و چون به آنان وعدهای میدهید به آن وفا نمایید؛ چرا که آنان جز شما را رازق خود نمیدانند.» (1)
(2)2- در همان کتاب، از آن حضرت نقل شده که چون مردی را دیدند که دو فرزند داشت و یکی از آنان را میبوسید و دیگری را رها میکرد، به او فرمود: «برای چه بین آنان فرق میگذاری؟» (3)3- و فرمود: «بین فرزندان خود به عدالت عمل کنید؛ چنان که دوست میدارید آنان در محبت و احسان بین شما به عدالت عمل کنند.» (4)4- در همان کتاب نقل شده که چون رسول خدا صلی الله علیه و آله امام حسن و امام
1) (1)1- البحار عن مکارم الأخلاق عن النبیّ صلی الله علیه و آله قال: احبّوا الصبیان و ارحموهم فاذا وعدتموهم ففوا لهم فانّهم لایرون إلاّ انّکم ترزقونهم. (البحار ج 104/92 مکارمالأخلاق ص252)
2) (2)2- و قال صلی الله علیه و آله : اعدلوا بین اولادکم کما تحبّون ان یعدلوا بینکم فی لبّر و اللطف. (المصدر)
3) (3)3- و عن النبی صلی الله علیه و آله (انّه) نظر الی رجلٍ له ابنان فقبّل احدهما و ترک الآخر فقال النبیّ صلی الله علیه و آله : فهلاّ و اسیت بینهما. (المصدر)
4) (4)4- و فی البحار عن مکارم الأخلاق: قبّل رسولاللّه صلی الله علیه و آله الحسن و الحسین علیهماالسلام ، فقال الاقرع بن جابس: إنّ لی عشرةً من الاولاد ما قبّلت واحدا منهم فقال صلی الله علیه و آله : ما علیّ ان نزع اللّه الرحمة منک او کلمة نحوها. (المصدر)
حسین علیهماالسلام را میبوسیدند شخصی به نام اقرع بن جابس گفت: من ده فرزند دارم و تاکنون یکی از آنان را نبوسیدهام. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «چه کنم که خدا رحمت و محبت را از دل تو برداشته است.»
(1)5- و فرمود: «حق فرزند بر پدر سه چیز است: نام نیک براو گذارد، کتابت و نوشتن به او یاد دهد، و چون بالغ شود او را به ازدواج درآورد.» و فرمود: «کسی که سه دختر و یا سه خواهر خود را نگهداری و تأمین نماید بهشت برای او واجب میشود.» گفته شد: اگر دو دختر یا دو خواهر خود را تأمین کند چگونه است؟ فرمود: «بهشت برای او واجب خواهد شد.» گفته شد: اگر یک دختر و یا یک خواهر خود را تأمین کند چگونه است؟ فرمود: «بهشت برای او واجب خواهد شد.»
(2)6- و فرمود: «فرزندان خود را زیاد ببوسید همانا به هر بوسهای برای شما درجهای در بهشت خواهد بود که بین هر درجه تا درجه دیگر پانصد سال میباشد.» (3)7- و فرمود: «پدر و مادر نیز مانند فرزندان عاق آنان خواهند شد [اگر حقوق
1) (1)5- و قال صلی الله علیه و آله : من حقّ الولد علی والده ثلاثة: یحسّن اسمه و یعلّمه الکتابة و یزوّجه اذا بلغ. (المصدر)
2) (2)6- و قال صلی الله علیه و آله : کثروا من قبلة اولادکم فانّ لکم بکلّ قبلةٍ درجة فی الجنّة ما بین کلّ درجة خمسمأة عام. (المصدر)
3) (3)7- و فیه عنه قال الرضا علیهالسلام : یلزم الوالدین من عقوق الولد ما یلزم الولد لهما من العقوق. (المصدر ص 92)
آنان را ضایع کنند و یا سبب عقوق آنان شوند].
(1)8- و فرمود: «سوگند به خدایی که مرا به حق [به نبوت] مبعوث نموده، کسی که عاق پدر و مادر خود شود بوی بهشت را نمیشنود.» (2)9- و فرمود: «کسی که داخل بازار شود و چیزی برای خانواده خود خریداری کند، همانند کسی خواهد بود که برای فقرا و مستمندان چیزی تهیه میکند و چون متاعی که خریده را به خانه میبرد [و فرزندان اطراف او جمع میشوند] اول دختران خود را خشنود کند، چرا که هرکس دختری را خشنود کند همانند آن است که غلامی را از فرزندان اسماعیل علیهالسلام آزاد نموده باشد، و هر کس فرزند پسری را خشنود کند همانند آن است که از خوف خدا گریسته باشد، و هرکس از خوف خدا بگرید خداوند او را در بهشت متنعم خواهد نمود.» (3)10- در همان کتاب، از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمود: «فرزند خود را رها
1) (1)8- و فیه عنه قال الّنبیّ صلی الله علیه و آله : و الذی بعثنی بالحق إنّ العاقّ لوالدیه ما یجد ریح الجنّة. (المصدر)
2) (2)9- و فیه عن نوادر الحکمة عن ابن عباس قال: قال الّنبیّ صلی الله علیه و آله : من دخل السوق فاشتری تحفةً فحملها الی عیاله کان کحامل صدقةٍ الی قوم محاویج ولیبدأ بالأناث قبل الذکور، فانّه من فرّح ابنةً فکأنّما اعتق رقبةً من ولد اسماعیل و من اقرّ بعین ابن فکأنّما بکی من خشیة اللّه، و من بکی من خشیة اللّه ادخله جنات النعیم. (البحارج 104/94 مکارم الاخلاق ص 254)
3) (3)10- و فیه عنه عن الصادق علیهالسلام قال: دع ابنک یلعب سبع سنین و یؤدّب سبعا، و الزمه نفسک سبع سنین فان افلح و الاّ فانّه من لاخیرفیه. (المصدر)
کن تا هفت سال بازی کند، و در هفت سال دوم، او را آداب و تربیت بیاموز، و در هفت سال سوم، او را امر و نهی کن. پس اگر رستگار نشد او را رها کن که خیری در او نیست.»
(1)11- و در همان کتاب، از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «فرزند در هفت سال اول آقا و سیّد است [که تو باید از او اطاعت کنی]، و در هفت سال دوم غلام تواست [که او از تو اطاعت میکند]، و در هفت سال سوم وزیر تو میباشد [که باید از او کمک بگیری و نظرخواهی کنی]. پس اگر [به وظیفه خود عمل کردی] و در سنبیست و یک سالگی به اخلاق و روش او راضی شدی [سعادتمند خواهد بود[ وگرنه او را رها کن و تو در پیشگاه خداوند معذور هستی.» (2)12- و فرمود: «فرزندان خود را اکرام و احسان کنید و آداب نیکو به آنان یاد دهید تا آمرزیده شوید.» (3)13- در همان کتاب، از امام باقر علیهالسلام نقل شده که فرمود: «چون فرزندان شما به ده سال میرسند بستر آنان را از زنها جدا کنید.»
1) (1)11- و قال الّنبیّ صلی الله علیه و آله : الولد سیّد سبع سنین و عبد سبع سنین و وزیر سبع سنین فان رضیت خلائقه لاحدی و عشرین و الاّ فاضرب علی جنبه فقد اعذرت الی اللّه تعالی.
2) (2)12- و فیه عنه قال صلی الله علیه و آله : اکرموا اولادکم و احسنوا آدابهم یغفرلکم. (البحار ج 104/95)
3) (3)13- و فیه عنه عن الباقر علیهالسلام قال: یفرّق بین الغلمان و النساء فی المضاجع اذا بلغوا عشرسنین. (المصدرص 96)
(1)14- در همان کتاب، از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «فرزندان شما چون به ده سال میرسند، دو پسر و دو دختر و یک پسر و یک دختر را در یک بستر قرار ندهید.» (2)15- و فرمود: چون دختر به شش سال میرسد او را نبوسید و پسر نیز چون به هفت سال میرسد نباید زنها را ببوسد. (3)16- و فرمود: زن اگردختر شش ساله خود را مباشرت کند (یعنی او را مانند دوران بچه بودن بشوید و حمام کند) شعبهای از زنا خواهد بود. (4)17- و آن حضرت به احمدبن نعمان نسبت به دختر شش سالهای که خویشی با او نداشت فرمود او را در دامن خود مگذار و او را نبوس.
1) (1)14- و فیه عنه عن الصادق عن آبائه علیهمالسلام قال: قال رسولاللّه صلی الله علیه و آله : الصبیّ و الصبی، و الصبیّة و الصبیّة، و الصبیّ و الصبیّة یفرّق بینهم فی المضاجع لعشر سنین. (المصدر عن مکارم الأخلاق ص 255)
2) (2)15- و قال علیهالسلام : اذا بلغت الجاریة ستّ سنین فلا تقبّلها، و الغلام لایقبّل المرأة اذا جاز سبع سنین. (المصدر)
3) (3)16- و قال علی علیهالسلام : مباشرة المرأة ابنتها اذا بلغت ستّ سنین شعبة من الزنا. (المصدر)17- و فیه عنه عن الصادق علیهالسلام سأله احمدبن النعمان فقال: جویرة لیس بینی و بینها رحم و لهاستّ سنین؟ قال علیهالسلام : فلا تضعها فی حجرک و لاتقبّلها. (المصدر)
تردیدی نیست که فرزندان صالح و شایسته از باقیات و صالحات هستند. از معصومین علیهمالسلام روایت شده است که دفتر اعمال انسان با مردن او بسته میشود جز از چند راه: صدقه جاریه، و فرزند صالح، و دانشی که تعلیم شود و آثار آن بعد از مرگ باقی بهماند. و فرمودهاند:(1)
قال اللّه سبحانه: و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیهما و جعل بینکم مودّةً و رحمةً إنّ فی ذلک لآیات لقوم یتفکروّن. (الروم / 21)
و قال سبحانه: و للّه ملک السماوات و الأرض یخلق ما یشاء و یهب لمن یشاء اناثا و یهب لمن یشاء الذکور او یزوّجهم ذکرانا و اناثا و یجعل من یشاء عقیما انّه علیهم قدیر. (حمعسق /49/50)
فرزند صالح ثمره و میوه زندگی انسان است و همسر صالح نیز از نعمتهای بزرگ خداوند است و چون خداوند نظر لطفی به بنده خود کند همسر مؤمن و
ص: 88
1) (1)فضل الزوجة و الأولاد الصالحین و ثواب تربیتهم
شایستهای به او میدهد که چون به او مینگرد شاد میشود و چون از او غایب میگردد او امانت شوهر خود (یعنی مال شوهر و عفت خودش) را حفظ مینماید. و در بعضی از روایات آمده است که همسر خوب و صالح از عمّال و کارپردازان الهی است.»
از سویی، در آیات قرآن و سخنان معصومین علیهمالسلام سفارش شده که از شر فرزندان و همسران ناشایست در هراس و حذر باشید و بترسید که آنان شما را از یاد خداوند غافل نکنند.
خداوند در قرآن میفرماید: «بعضی از همسران و فرزندان شما دشمنان شمایند پس باید از آنان حذر کنید.»
(1)و یا میفرماید: «اموال و فرزندان شما وسیله فتنه و آزمایش شمایند و پاداش بزرگ خداوند برای کسانی است که خشنودی خدا را بر خشنودی آنان مقدم بدارند.»
علامه مجلسی، در کتاب بحار، از کتاب مکارم الأخلاق، از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل نموده که فرمود: «فرزند صالح از گلهای بهشت است.»
ص: 89
1) (2)و قال سبحانه: المال و البنون زینة الحیاة الدنیا و الباقیات الصالحات خیرعند ربّک ثوابا و خیراملاً. (الکهف /46) و قال سبحانه: یا ایهاالذین آمنوا انّ من ازواجکم و اولادکم عدّوا لکم فاحذروهم و إن تعفوا و تصفحوا و تغفروا فانّ اللّه غفور رحیم. انّما اموالکم و اولادکم فتنة و اللّه عنده اجرعظیم. (التغابن 14/15)
در همان کتاب، از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمود: «میراث خداوند از بنده خود فرزند صالحی است که برای او استغفار کند.»(1)
(2)در قرآن کریم در سوره انبیاء آمده که حضرت زکریا علیهالسلام از خدای خود درخواست فرزند نمود و گفت: «خدایا، مرا تنها مگذار» و خداوند او را اجابت نمود و حضرت یحیی علیهالسلام را به او عطا کرد. و در سوره فرقان، خداوند نشانههای بندگان خود را بیان نموده و میفرماید: «آنان میگویند: خدایا، از همسران و ذریّه ما فرزندانی به ما عطا کن که نور چشم ما باشند.»
(3)و در سوره نوح آمده که او به پروردگار خود گوید: من به مردم گفتم: باید از خدای غفّار و بخشنده خود استغفار کنید تا او رحمت خود را بر شما فرو فرستد و به وسیله اموال و فرزندان شما را کمک دهد.
(4)1- علامه مجلسی، درکتاب بحار، از کتاب طبّ الائمه، از بکیربن محمد نقل ص: 84
1) (1)1- الکافی عن ابی جعفر علیهالسلام قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله قال اللّه عزّوجلّ اذا اردت ان اجمع للمسلم خیرالدنیا و الآخره جعلت له قلبا خاشعا و لسانا ذاکرا و جسدا علی البلاء صابرا و زوجةً مؤمنةً تسرّه اذا نظر الیها و تحفظه اذا غاب عنها فی نفسها و ماله. (الکافی ج 5/327)
2) (1)استحباب طلب الولد و ما یوجب رشده قال اللّه سبحانه: و زکریّا اذنادی ربّه ربّ لاتذرنی فردا و انت خیرالوارثین. فاستجبناله و وهبناله یحیی و اصلحنا له زوجه. (الأنبیاء /90)
3) (2)و قال سبحانه: والذّین یقولون ربّنا هب لنا من ازواجنا و ذریّاتنا قرّة اعین و اجعلنا للمتّقین اماما. (الفرقان /73) و قال سبحانه عن قول نوح: فقلت استغفروا ربّکم إنّه کان غفّارا یرسل السماء علیکم مدرارا و یمددکم باموال و بنین. (سورة نوح /12)
4) (3)1- البحار عن طبّ الائمة علیهمالسلام عن بکیربن محمد قال: کنت عند ابی عبداللّه علیهالسلام فقال له رجل: یابن رسولاللّه صلی الله علیه و آله یولد لی الولد فیکون فیه البله و الضعف فقال: ما یمنعک من السویق اشربه و مراهلک به فانّه ینبت اللحم و یشدّ العظم و لایولدلکم الاّ القویّ. (البحار ج 104/78 طب الائمة ص 88)
نموده که گوید: من خدمت امام صادق علیهالسلام بودم که مردی به آن حضرت گفت: ای فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله ، مرا فرزندی به هم رسیده که مبتلای به کودنی و ضعف و ناتوانی است پس امام علیهالسلام به او فرمود: چه مانع است تو را که خود و همسرخود از سویق استفاده نمیکنید تا به وسیله آن گوشت و استخوان شما محکم و نیرومند گردد و فرزند شما نیز قوی گردد؟!»
(1)2- در همان کتاب، از کتاب محاسن، از امیرالمؤمنین علیهالسلام نقل شده که فرمود: «یکی از پیامبران از کمی نسل امت خود به خداوند شکایت نمود. پس خدا امر نمود که به امت خود بگوید: از تخم مرغ استفاده کنند و چون چنین کردند نسل آنان فراوان گردید.» (2)3- در همان کتاب، از حضرت کاظم علیهالسلام نقل شده که فرمود: «شیر و عسل برای آب کمر سودمند است.» (3)4- در همان کتاب، از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمود: «هرکس اول روز از ص: 85
1) (1)2- و فیه عن المحاسن عن الاصبغ عن علی علیهالسلام قال: انّ نبیّا من الأنبیاؤ شکا الی اللّه قلّة النسل فی امّته فامره ان یأمرهم بأکل البیض ففعلوا فکثر النسل فیهم. (المصدر ص 79 المحاسن ص 481)
2) (2)3- و فیه عنه... عن ابی الحسن موسی بن جعفر علیهماالسلام قال: من تغیّر علیه ماء الظهر ینفع له اللبن الحلیب و العسل. (المصدر ص 80 المحاسن ص 492)
3) (3)4- و فیه عنه... عن الصادق علیهالسلام قال: من اکل سفرجلة علی الریق طاب ماؤه و وحسن ولده. (المصدر ص 81)
بِه استفاده کند نطفه او پاکیزه و فرزند او زیبا خواهد شد.»
(1)5- در همان کتاب نقل شده است: «انار آب مرد را زیاد و فرزند را نیکو و زیبا میگرداند.» مولف گوید: چنان که گذشت و خواهد آمد، فرزند زیاد مورد سفارش معصومین ما علیهمالسلام بوده است و رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده است: ازدواج کنید تا فرزندان زیادی بیابید؛ چرا که من روز قیامت به وسیله امت خود بر امتهای دیگر مباهات مینمایم، حتی نسبت به آن فرزندی که سقط شده باشد.» و فرمود:
«فرزندی که سقط شده است بر در بهشت باحالت خشم میایستد و چون به او میگویند: وارد بهشت شود، میگوید: هرگز بدون پدر و مادرم وارد بهشت نخواهم شد.» ولی با کمال تأسف امروزه بعضی ماها، همانند بعضی از جهّال صدراسلام، میگویند: «فرزند کمتر، زندگی بهتر» و اکثر آنان خود را عقیم میکنند که صاحب فرزند زیاد نشوند، در حالی که سیره و روش اولیای دین ما چنین نبوده است.
(2)6- علامه مجلسی، در کتاب بحار، از کتاب محاسن، از بکربن صالح نقل ص: 86
1) (1)و فیه عنه... قال علیهالسلام : اکل الرمان یزید فی ماء الرجل و یحسّن الولد. (المصدرص 82)
2) (2)6- وفیه عن مکارم الأخلاق عن بکربن صالح قال: کتبت الی ابی الحسن الثانی علیهالسلام : انّی اجتنبت طلب الولد منذخمس سنین وذلک انّ اهلی کرهت ذلک و قالت انّه یشتدّ علیّ تربیتهم لقلّة الشیء فماتری؟ فکتب اطلب الولد فانّ اللّه یرزقهم. (المصدر ص 84 مکارم الأخلاق ص 222)
نموده که گوید: من نامهای به حضرت ابوالحسن ثانی، علی بن موسیالرضا علیهالسلام ، نوشتم که پنج سال است از تولید نسل خودداری نمودهام و این به این علت است که همسر من از آن کراهت دارد و میگوید: چون چیزی نداریم تربیت آنان بر ما سخت است، نظر شما چیست؟
پس امام علیهالسلام در پاسخ نامه من نوشت: «از تولید نسل و فرزند دریغ مکن؛ چراکه خداوند رازق آنها است.»
(1)7- و در همان کتاب از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «ازدواج کنید تا نسل شما فراوان گردد همانا من در روز قیامت به وسیله شما بر امتهای دیگر مباهات مینمایم حتی فرزند سقط شده شما نیز از امت من محسوب خواهد شد. 8- و در کتاب کافی از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله (ضمن سخنان طولانی خود) فرمود: آیا نمیدانید که من در مقابل امتهای دیگر به شما مباهات میکنم حتی نسبت به فرزند سقط شده شما نیز مباهات میکنم؟ همانا او با حالت خشم بر در بهشت میایستد و خداوند به او میفرماید: وارد بهشت شود و او میگوید:(2)وارد بهشت نمیشوم تا این که قبل از من پدر و مادرم وارد شوند پس
ص: 87
1) (1)7- البحار... قال النبیّ صلی الله علیه و آله تناکحوا تناسلوا تکثروا فإنّی اباهی بکم الأمم یوم القیامة و لو بالسقط. (البحار ج 44/170)
2) (2)8- الکافی... عن ابی عبداللّه علیهالسلام قال: قال رسولاللّه صلی الله علیه و آله :...اما علمتم انّی اباهی بکم الأمم یوم القیامة حتّی بالسقط یظلّ محبنطئا علی باب الجنّة فیقول اللّه عزوجلّ: ادخل الجنّة فیقول: لاادخل حتّی ابوای قبلی فیقول اللّه تبارک و تعالی لملک من الملائکة ایتنی بابویه فیأمر بهما الی الجنّة فیقول: هذا بفضل رحمتی لک. (الکافی ج 5/334)
خداوند به ملکی از ملائکه دستور میدهد: پدر و مادر او را بیاورید پس آنان وارد بهشت میشوند و سپس خداوند به او میفرماید: «این از فضل رحمت من میباشد بر تو.»
9- و رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: چه مانع است مؤمن را که همسری بگیرد به امید آن که خداوند به او فرزندی بدهد و زمین را با گفتن لااله الاّاللّه سنگین کند.
10- و فرمود: هیچ بنایی در اسلام نزد خداوند محبوب تراز ازدواج نیست.
(1)در سخنان معصومین علیهمالسلام آمده است که جهاد زن نزد خداوند شوهرداری
1) (2)2- و قال صلی الله علیه و آله : من سعادة المرأ الزوجة الصالحة. (المصدر)
نیکوی او در خانه است؛(1)هم چنانکه جهاد مرد در خارج خانه تلاش او برای به دست آوردن روزی حلال است(2)
ثواب النساء فی خدمة الأزواج و الحمل و الولاده و تربیة الولد
و انجام این دو وظیفه برای زن و مرد از اسباب آمرزش آنان نیز خواهد بود.1- علامه مجلسی، در کتاب بحار، از امالی صدوق، از امام صادق علیهالسلام نقل نموده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «هرزنی که در خانه شوهر خودبرای اصلاح زندگی او چیزی را جابه جا کند، خداوند نظر رحمت به او میافکند و خداوند به هرکس نظر رحمت داشته باشد هرگز او را عذاب نمیکند.» امّ سلمه، همسر آن حضرت، گفت: با این سخن مردها همه خوبیها و بهرهها را دارا شدند، پس برای زنهای مستمند چه خواهد بود؟
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «آری، زن چون باردار شود پاداش او همانند کسی
1) (3)3- و قال صلی الله علیه و آله : اذا مات المؤمن انقطع عمله الاّ من ثلاثٍ: صدقة جاریة، اوعلم ینتفع به، او ولد صالح یدعوله. (البحار ج 2/22)
2) (4)4- و قال صلی الله علیه و آله : الولد الصالح ریحانة من ریاحین الجنّة. (المصدر ج 104/90)5- و قال الصادق علیهالسلام : میراث اللّه من عبده المؤمن ولد صالح یستغفرله. (المصدر مکارم الاخلاق /251)
است که در روز روزه دار و در شب عابد باشد و در راه خدا با جان و مال خود مجاهده نماید، و چون وضع حمل و زایمان نماید پاداش او به قدری بزرگ است که کسی نمیداند، و چون فرزند خود را شیر دهد با هر بار مکیدن فرزند از پستان مادر، خداوند پاداش آزاد کردن غلامی از فرزندان اسماعیل علیهالسلام را به او میدهد، و چون دوران شیر دادن او تمام شود ملکی از طرف خداوند دست خود را به پهلوی او میزند و میگوید: خداوند تو را بخشید، کار خود را از سر بگیر.» (1)
2- در همان کتاب، از کتاب خصال صدوق، از امام صادق علیهالسلام نقل شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «مردان امت من اگر از علاقه به دنیا و پیروی از هوای نفس و شکم پرستی و شهوت پرستی دور باشند اهل بهشت میباشند، و زنهای امت من اگر عفّت خود را حفظ نمایند و از شوهران خود اطاعت نمایند و نمازهای پنجگانه (2)
و من سلم من نساء أمتّی من اربع خصال فلها الجنّة: اذا حفظت ما بین رجلیها، و اطاعت زوجها، و صلت خمسها، و صامت شهرها. (البحار ص 107 الخصال ج 1/152)
خود را بخوانند وماه مبارک رمضان را روزه دار باشند اهل بهشت خواهند بود.»3- در همان کتاب، از کتاب مجالس شیخ طوسی، از امام صادق علیهالسلام نقل شده
1) (1)فقال صلی الله علیه و آله : بلی اذا حملت المرأة کانت بمنزلة الصائم القائم المجاهد بنفسه و ماله فی سبیل اللّه فاذا وضعت کان لها من الأجر مالاتدری ماهو لعظمه، فاذا ارضعت کان لها بکلّ مصّیة کعدل عتق محرّر من ولد اسماعیل فاذا فرغت من رضاعه ضرب ملک علی جنبها و قال: استأنفی العمل فقد غفرلک. (البحار ج 104/106 الأمالی ص 411)
2) (2)2- وفیه عن الخصال... عن ابی عبداللّه علیهالسلام قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : من سلم من امتّی من اربع خصال فله الجنّة: من الدخول فی الدنیا، و اتباع الهوی، و شهوة البطن، و شهوة الفرج،
که فرمود: «زنی که در حال زایمان و نفاس خود بمیرد، چون در حال اندوه [و مصیبت] مرده است، در روز قیامت حسابی برای او نخواهد بود.» (1)
آداب الولادة و سنن المولود
در این قسمت، بخشی از سخنان معصومین علیهمالسلام را در رابطه با ولادت فرزند و آداب کام برداشتن و صدقه دادن و عقیقه کردن و اطعام و ولیمه و ختنه نمودن و نامگذاری فرزندان را مطرح میکنیم.
بهتر است متن سخنان اولیای دین را در اختیار خوانندگان قرار دهیم، به دلیل این که نورانیت و تأثیر سخنان آنان در دلها قابل انکار نیست و نیازی نیست که ما مضامین آنها را با عبارات خود آمیخته کنیم و در اختیار مردم قرار دهیم؛ چرا که دلها فقط با شنیدن سخنان معصومین علیهمالسلام آرامش و اطمینان پیدا میکند.
1- علامه مجلسی، در کتاب بحار، از قرب الاسنا، از امام صادق علیهالسلام نقل نموده که فرمود: «رسول خدا صلی الله علیه و آله امام حسن و امام حسین علیهماالسلام را روز هفتم نامگذاری و برای آنان عقیقه نمود و آنان را ختنه کرد و سرهای آنان را تراشید و به اندازه آن از نقره صدقه داد.» (2)
1) (1)3- و فیه عن امالی الطوسی... عن الصادق علیهالسلام قال: النفساء تبعث من قبرها بغیر حسابٍ لأنّها ماقت فی غمّ نفاسها. (المصدر الأمالی ج 2/285)
2) (2)1- البحار عن قرب الاسناد عن الصادق علیهالسلام قال: سمیّ رسولاللّه الحسن و الحسین علیهماالسلام لسبعة ایّام و عقّ عنهما لسبع، و ختنهما لسبع،و حلق رؤوسهما لسبع، و تصدّق بزنة شعورهما فضّة. (البحار ج 104/108)
2- در همان کتاب، از موسی بن جعفر علیهماالسلام نقل شده که فرمود: «عقیقه برای دختر و پسر یکسان است.» (1)
3- در همان کتاب، از امام صادق علیهالسلام ، از پدرانش نقل شده که فرمود:(2)
«فرزندان خود را روز هفتم ختنه کنید که آن در پاکی و طهارت و روییدن موی آنان مؤثر خواهد بود و زمین تا چهل روز از بول بچهای که ختنه نشده نجس میشود [و ضجه میزند].»
4- در همان کتاب، از امیرالمؤمنین علیهالسلام نقل شده که فرمود: «خداوند به مریم [در وقت زایمان] فرمود: شاخه خرما را بگیر تا آن شاخه [خشکیده] برای تو خرمای پاکیزه بریزد و از آن بخور و از آب [کنار آن] بنوش تا چشم تو روشن شود [و شادمان شوی].»(3)
5- و فرمود: «برای زنی که زایمان کرده هیچ دارو و غذایی بهتر از خرمای
1) (3)2- و فیه عنه... عن یونس بن یعقوب قال: سألت ابالحسن موسی علیهالسلام عن العقیقة للجاریة و الغلام فیها سواء؟ قال: نعم. (المصدر)
2) (4)3- و فیه عن الخصال عن الصادق عن أبائه علیهمالسلام قال: قال: اختتنوا اولادکم یوم السابع فانّه اطهر و اطیب و اسرع لنبات اللحم، فانّ الأرض تنجس من بول الاغلف اربعین صباحا. (المصدرص 109)
3) (1)4- و فیه عنه قال امیرالمؤمنین علیهالسلام : ما تأکل الحامل من شیءٍ ولا تتداوی به افضل من الرطب قال اللّه عزّوجلّ لمریم علیهماالسلام : «و هزّی الیک بجذع النخلة تساقط علیک رطبا جنیّا فکلی و اشربی و قرّی عینا» (المصدر ص 110)
تازه نیست و خرمای برنی (خرمای سرخ) بهتر میباشد. و آن فرزند را حلیم و بردبار خواهد کرد شما کام فرزندان خود را با آن بردارید چنان که رسول خدا صلی الله علیه و آله کام حسن و حسین را با آن برداشت.»(1)
6- امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرماید: به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفته شد: اگر وقت خرمای رطب نبود چه کنیم؟ فرمود: هفت دانه از خرمای مدینه را بخورد و اگر نبود از خرمای شهرهای دیگر بخورد چرا که خداوند میفرماید: به عزت و جلال و عظمت و مقام والایم سوگند که هر زنی بعد از زایمان اگر خرمای رطب بخورد فرزند او(2)
یا رسول اللّه فان لم یکن إبّان الرطب؟ قال: سبع تمرات من تمرات المدینة فان لم یکن فسبع تمرات من تمرا مصارکم فانّ اللّه تبارک و تعالی قال:
«و عزّتی و جلالی و عظمتی و ارتفاع مکانی لاتأکل نفساء یوم تلدالرطب فیکون غلاما الاّ کان حلیما و ان کانت جاریة کانت حلیمة». (المحاسن ج 2/535)
حلیم و بردبار خواهد بود.7- در همان کتاب، از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمود: «کام هر فرزندی که از آب فرات برداشته شود و از آن آب بنوشد او از دوستان ما خانواده خواهد بود.» (3)
1) (2)6- البحار عن الخصال... و حنّکوا اولادکم بالتمر فهکذا فعل رسول اللّه صلی الله علیه و آله بالحسن و الحسین علیهماالسلام . (البحار ج 104/110 الخصال ج 2/433)
2) (3)5- و فی المحاسن... عن علیّ علیهالسلام قال: قال رسولاللّه صلی الله علیه و آله : لیکن اوّل ما تأکل النفساء الرطب لأنّ اللّه عزّوجلّ قال لمریم بنت عمران: «و هزّی الیک بجزع النخلة تساقط علیک رطبا جنیّا قیل:
3) (1)7- و فیه عن کامل الزیارة عن سلیمابن هارون انّه سمع اباعبداللّه علیهالسلام یقول: من شرب ماء الفرات و حنّک به فهو محبّنا اهل البیت. (الاّ کان لنا شیعة)
[و در روایتی فرمود: از شیعیان ما خواهد بود]
8- از همان کتاب، از آن حضرت نقل شده که فرمود: «کام فرزندان خود را با تربت امامحسین علیهالسلام بردارید تا مایه امان [و دوری از آفات] باشد.»(1)
(2)9- در همان کتاب، از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «ولیمه در چهار چیز است: 1- ازدواج و عروسی؛ 2- ولادت فرزند که [روز هفتم] برای او عقیقه میشود و از آن اطعام میکنند؛ 3- ختنه کردن پسر؛ 4- بازگشت از مسافرت [حج و غیره].»
10- در همان کتاب، از عمربن زیاد نقل شده که گوید: به امام صادق علیهالسلام گفتم: به خدا سوگند، نمیدانم پدرم برای من عقیقه نموده یا نه. پس امام علیهالسلام امر فرمودکه من عقیقه کنم در حالی که من پیر مرد بودم. و فرمود: «هرکسی گروی زکات
1) (2)8- و فیه عنه عن الحسین بن ابی العلا قال: سمعت اباعبداللژه علیهالسلام یقول: حنّکوا اولادکم بتربة الحسین علیهالسلام فانّه امان. (کامل الزیارة ص 49/278 البحار ص 115)
2) (3)9- و فیه عن المحاسن... قال رسولاللّه صلی الله علیه و آله : الولیمة فی اربع: العرس، و الخرس و هو المولود یعقّ عنه و یطعم له، و اعذار و هوختان الغلام، و الإیاب و هو الرجل یدعو [اخوانه] اذا آب من غیبته. (البحار ج 10/115 المحاسن ص 417)
فطره است و هر مولودی نیز گروی عقیقه است.»(1)
و فیه عنه عن عمربن یزید قال: قلت للصادق علیهالسلام : انّی و اللّه ما ادری کان ابی عقّ عنّی ام لا؟ فامرنی فعققت عن نفسی و انا شیخ. (المصدر مکارم الاخلاق ص 259)
11- و فرمود: «فرزند چون متولد میشود باید در گوش راست او اذان و در گوش چپ او اقامه گفته شود.»(2)
12- در همان کتاب، از امام باقر علیهالسلام نقل شده که فرمود: «روز هفتم ولادت باید برای فرزند عقیقه کنید و یک ران آن را به قابله بدهید و با آب فرات فرزند خود را کام بردارید و در گوش راست او اذان و در گوش چپ او اقامه بگویید و او را نامگذاری کنید و سر او را بتراشید و به اندازه آن از طلا و یا نقره صدقه دهید، همانا
نام او از آسمان فرود میآید و چون خواستید عقیقه را ذبح کنید بگویید: بسم اللّه و باللّه و الحمدللّه...»(1)
«بسم اللّه و باللّه و الحمداللّه و اللّه اکبر ایمانا باللّه و ثناءً علی رسول اللّه و شکرا لرزقاللّه و عصمةً بامراللّه و معرفةً بفضله علینا اهل البیت»
فان کان ذکرا فقل:
الّلهمّ انت وهبت لنا ذکرا و انت اعلم بما وهبت لنا و منک ما اعطیت ولک ما صنعنا فتقبّله منّا علی سنّتک و سنّة رسولک صلی الله علیه و آله و اخسأ عنّا الشیطان الرجیم، لک سفکت الدماء لاشریک لک الحمدللّه ربّالعالمین. (المصدر)
13- در همان کتاب، از دعائم الاسلام، از امیرالمؤمنین علیهالسلام نقل شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «کسی که فرزندی پیدا میکند باید در گوش راست او اذان و در گوش چپ او اقامه بگوید تا از شر شیطان مصون بماند.» هم چنان که آن حضرت برای امام حسن و امام حسین علیهماالسلام چنین کرد.(2)
سپس فرمود: «بعد از اذان و اقامه، سوره حمد و آیة الکرسی و آیات آخر سوره حشر آیات 22 تا 24؛ یعنی: «هُوَ اللَّهُ الّذِی لاَإِلَهَ اِلاّ هُوَ عاِلمُ الغَیبِ وَ الشَهدَةِ هُوَ الرَّحمنُ الرَّحِیمُ * هُوَ اللَّهُ الّذِی لاَإِلَهَ إلاّ هُوَ المَلِکُ القُدّوسُ السَّلامُ المُؤمِنُ المُهَیْمِنُ العَزیزُ الجَبَّارُ المُتَکَبِرُ سُبحَنَ اللّهِ عَمَّایُشرکُونَ * هُوَ اللَّهُ الخَالِقُ البَارِیُ المُصَوِرُ لّهُ الاَسمَاءُ الحُسنی یُسَبِ-حُ لَهُ مَا فِی السَّمَواتِ والاَرضِ وهُوَ العَزِیزُ الحَکِیمُ» و سوره قل هواللّه احد و دو سوره آخر قرآن را نیز در گوشهای او بخواند.»
از حقوقی که فرزند بر پدر و مادر دارد انتخاب نام نیک است. نام نیک در دنیا
1) (1)12- قال العلاّمة المجلسی علیه الرحمة: و من کتاب آداب ابی طوّل اللّه عمره عن الباقر علیهالسلام قال: اذا ولد لأحدکم فکان یوم السابع فلیعقّ عنه کبشا و اطعموا القابلة من العقیقة الرجل بالورک، و لیحنّکه بماء الفرات، و لیؤذّن فی اذنه الیمنی، و لیقم فی الیسری و یسمیّه یوم السابع و احلقوا و یوزن شعره فیتصدّق بوزنه فضّة اوذهبا، فانّ اللّه ینزل اسمه من السماء فاذا ذبحت فقل:
2) (2)13- و فیه عن دعائم الإسلام: عن علیّ علیهالسلام انّ رسولاللّه صلی الله علیه و آله قال: من ولدله مولود فلیؤذن فی اذنه الیمنی و لیقم فی الیسری فانّ ذلک عصمة من الشیطان و انّه صلی الله علیه و آله امران یفعل ذلک بالحسن و الحسین علیهماالسلام ، و ان یقرأ مع الأذان فی آذانهما فاتحة الکتاب، و آیةالکرسی و آخرسورة الحشر،و سورة الإخلاص و المعوّذتین. (البحار ج 104/126 دعائم الاسلام ج 1/147)
و آخرت برای انسان وسیله شرافت و سربلندی و برکت است.
از سخنان معصومین علیهمالسلام استفاده میشود که روز قیامت هر کس را با همان نام خودش صدا میزنند و اگر نام او از نامهای خوب باشد برای او سودمند خواهد بود. در دنیا نیز نامهای خوب، چنان که خواهد آمد، برکاتی دارد. بهترین نامها، نامهایی است که حاکی و مشعر به بندگی خدا باشد و یا از نامهای پیامبران و امامان علیهمالسلام باشد و بهتر از همه نامها نام: محمّد صلی الله علیه و آله و احمد و محمود و علی و حسن و حسین و فاطمه و صدّیقه علیهمالسلام و امثال اینها میباشد که برای آنها برکاتی نقل شده که خواهد آمد و چون ما در کتاب «اسوة النساء» نامهای شریفه فاطمه علیهاالسلام را مشروحا ذکر کردهایم تکرار نمیکنیم و فقط در باره نامهایی که برای مردها سفارش شده است بحث میکنیم.
(1)1- علامه مجلسی، در کتاب شریف بحار، از کتاب قرب الاسناد، از امام باقر علیهالسلام نقل نموده که فرمود: «عادت رسول خدا صلی الله علیه و آله این بود که نامهای زشتی را که بر مردها و شهرها گذارده بودند تغییر میداد.» 2- در همان کتاب، از علل و خصال، در حدیث اربعمأة، از امیرالمؤمنین علیهالسلام
1) (1)تسمیة الأولاد بالأسماء الحسنة1- البحار عن قرب الاسناد عن الصادق عن آباءه علیهمالسلام قال: کان رسول اللّه صلی الله علیه و آله یغیّرالأسماء القبیحة فی الرجال و البلدان. (البحار ج 104/127 قرب الاسناد ص 45)
نقل شده که فرمود: «فرزندان خود را قبل از ولادت نامگذاری کنید و اگر نمیدانید که پسر است یا دختر نام مشترک برای او انتخاب کنید؛ چرا که بچههای سقط شده چون در قیامت شما را ملاقات کنند به شما میگویند: چگونه مرا نام گذاری نکردی، در حالی که رسول خدا صلی الله علیه و آله محسن را قبل از ولادت نامگذاری نمود؟»(1)
3- علامه مجلسی، در کتاب بحار، از عیون، از حضرت رضا، از پدرانش، از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل نموده که فرمود: «هنگامی که فرزند خود را «محمد» نامگذاری میکنید به او احترام کنید و در مجلس برای او جای باز کنید و صورت خود را در مقابل او درهم نکشید.»(2)
(3)4- در همان کتاب، از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «اگر مردم در جلسه مشورت خود کسی را که نام او «محمد» یا «حامد» یا «محمود» و یا «احمد» باشد شرکت دهند خیر آنان فراهم خواهد شد.» (4)5- در همان کتاب، از آن حضرت نقل شده که فرمود: «در هیچ خانهای
1) (2)2- البحار عن العلل و الخصال: الأربعمائة قال أمیرالمؤمنین علیهالسلام : سمّوا أولادکم فان لم تدروا أذکر أو اُنثی فسمّوهم بالأسماء الّتی تکون للذکر و الاُنثی، فانَّ أسقاطکم إذا لقوکم فی القیامة و لم تسمّوهم یقول السقط لأبیه: ألاسمیّتنی؟ و قد سمّی رسولاللّه صلی الله علیه و آله محسنا قبل أن یولد. (البحار ج 104 الخصال ج 2/429)
2) (1)3- البحار عن العیون بالأساتید الثلاثة، عن الرضا، عن آبائه علیهمالسلام قال: قال رسولاللّه صلی الله علیه و آله : إذا سمیّتم الولد محمّدا فأکرموه و أوسعوا له فی المجلس و لاتقبّحوا له وجها. (المصدر العیون ج 2/29)
3) (2)4- و فیه عنه بهذا الاسناد قال: قال رسولاللّه صلی الله علیه و آله : ما من قوم کانت لهم مشورة فحضر معهم من اسمه محمّد أو حامد أو محمود أو أحمد فأدخلوه فی مشهورتم إلا خیرلهم. (المصدر العیون ج 2/29)
4) (3)5- و فیه عن العیون... عن الرضا علیهالسلام قال: قال رسولاللّه صلی الله علیه و آله : ما من مائدةٍ وضعت و حضرعلیها من اسمه احمد او محمد الاّ قدّس ذلک المنزل فی کلّ یوم مرّتین. (المصدر ص129)
سفرهای گسترده نمیشود که شخصی به نام «محمد» یا «احمد» بر سر آن حاضر شود جز آن که خداوند آن منزل را در هر روز دو مرتبه تقدیس میفرماید.»
(1)6- در همان کتاب، از تفسیر عیاشی نقل شده که به امام صادق علیهالسلام گفته شد: فدای شما شوم! ما فرزندان خود را به نام شما و نامهای پدران شما نام گذاری میکنیم، آیا این عمل برای ما سودی دارد؟ امام صادق علیهالسلام فرمود: «آری، به خدا سوگند، برای شما سودمند است.» سپس فرمود: «آیا مگر دین جز دوستی میباشد؟ خداوند به رسول خود صلی الله علیه و آله فرموده است: به مردم بگو: اگر شما خدا را دوست میدارید باید از من پیروی کنید تا خدا نیز شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشد.»
(2)7- در همان کتاب، از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «نخستین احسانی که یکی از شما به فرزند خود میکند نام نیک است. پس بکوشید و برای فرزند خود
1) (4)6- و فیه عن العیاشی... قیل لأبیعبداللّه علیهالسلام : جعلت فداک إنّا نسمیّ بأسمائکم و اسماء ابائکم فینفعنا ذلک؟ فقال: ای واللّه و هل الدین الاّ الحبّ؟ قالاللّه: «ان کنتم تحبّون اللّه فاتّبعونی یحببکم اللّه و یغفرلکم ذنوبکم». (المصدر ص 130)
2) (1)7- و فیه عن نوادر الراوندی باسناده عن موسی بن جعفر عن آبائه علیهمالسلام قال: قال رسولاللّه صلی الله علیه و آله : انّ اوّل ما ینحل احدکم ولده الإسم الحسن فلیحسّن احدکم اسم ولده. (المصدر)
نام نیک انتخاب کنید.»
(1)8- در همان کتاب، از آن حضرت نقل شده که فرمود: «هر کس چهار فرزند پیدا کند و یکی از آنان را به نام من نامگذاری نکند به من جفا کرده است.» (2)9- در همان کتاب، از حضرت کاظم علیهالسلام نقل شده که فرمود: «هر خانهای که در آن فرزندی به نام «محمد» یا «احمد» یا «علی» یا «حسن» یا «حسین» یا«جعفر» یا «طالب» یا «عبدالله» و یا «فاطمه» باشد فقر و تنگدستی در آن خانه وارد نخواهد شد. (3)10- در همان کتاب، از امام باقر علیهالسلام نقل شده که فرمود: «شیطان چون میشنود کسی را به نام «محمّد» و یا «علی» صدا میزنند بدن او مانند مس که ذوب شود از ناراحتی ذوب میشود.» (4)11- امام هشتم حضرت رضا علیهالسلام میفرماید: هر خانهای که در آن نام محمد باشد اهل آن خانه در خیر و خوبی خواهند زیست.
1) (2)8- البحار عن عدة الداعی: عن النبیّ صلی الله علیه و آله : من ولد له أربعة أولاد ولم یسمّ أحدهم باسمی فقد جفانی. (البحار ج 104/131 عدةالداعی ص 59)
2) (3)9- و فیه عنه عن سلیمان الجعفری قال: سمعت أباالحسن علیهالسلام یقول: لایدخل الفقر بیتا فیه اسم محمّد أو أحمد أوعلیّ أوالحسن أوالحسین أوجعفرأوطالب أوعبداللّه أو فاطمة من النساء (المصدر)
3) (4)10- و فیه عنه عن أبی جعفر علیهالسلام [أنَّ الشیطان] إذا سمع منادیا ینادی یا محمّد یا علی ذاب کما یذوب الرّصاص. (المصدر)
4) (5)11- و فیه عنه قال الرضا علیهالسلام : البیت الّذی فیه اسم محمد یصبح أهله بخیر و یمسون بخیر. (المصدر)
(1)12- در همان کتاب، از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمود: «ما هیچ فرزندی پیدا نمیکنیم جز آن که اول او را «محمد» مینامیم و چون هفت روز میگذرد اگر خواستیم نام او را تغییر میدهیم.» (2)13- و فرمود: «نامهای نیک بر خودتان قرار دهید؛ چرا که روز قیامت شما را با آن نامها صدا میزنند و میگویند: ای فلانی! برخیز، و به سوی نور خود حرکت کن، و یا میگویند: برخیز که برای تو نوری نیست.»
(3)1 - علاّمه مجلسی در کتاب شریف بحار، از مناقب ابن شهر آشوب نقل
1) (6)12- و فیه عنه عن الصادق علیهالسلام : لایولد لنا مولود إلاّ سمیّناه محمّدا، فاذا مضی سبعة أیّام فاذا شئنا غیّرنا و إلاّ ترکنا. (المصدر)
2) (1)13- وفیه عنه عن الصادق علیهالسلام : قال استحسنوا أسماء کم فانّکم تدعون بها یوم القیامة: قم یا فلان بن فلان إلی نورک، قم یا فلان بن فلان لانور لک. (المصدر) ما ذکرلها من الاسماء والکنی و الوجه فیها
3) (2)1 - البحار ج 43/16 عن مناقب ابن شهر آشوب قال: کناها امّ الحسن و امّ الحسین و امّ المحسن و امّ الائمّة و امّ ابیها. و اسماؤها علی ما ذکره ابوجعفر القمی: فاطمة، البتول، الحصان، الحرّة، العذراء، الزهراء، الحوراء، المبارکة، الطاهرة، الزکیّة، الراضیّة، المرضیّة، المحدّثة، مریم الکبری، الصدّیقة الکبری، و یقال لها فی السماء: النوریّة السماویّة، الحانیة. (ای المشفقة علی زوجها و اولادها.)
نموده که گوید: کنیههای فاطمه علیهاالسلام امّالحسن و امّالحسین و امّ الأئّمة و امّابیها میباشد و نامهای مبارک او طبق آنچه ابوجعفر قمی (یعنی صدوق) ذکر نموده چنین است:
فاطمه، بتول، حسان، حرّة، سیّده، عذراء، زهراء، حوراء، مبارکه، طاهره، زکیّه، راضیه، مرضیّه، محدّثه، مریم کبری، صدیقه کبری.
و در آسمان ملائکه او را نوریّه آسمانی و حانیه - یعنی کسی که نسبت به شوهر و فرزندان خود مشفق و خیرخواه است - میخوانند.
(1)2 - در همان کتاب، از تفسیر فرات، از امام صادق، از پدرانش، از رسولخدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «ای مردم! آیا میدانید خلقت فاطمه چگونه بوده است؟» گفتند: خداو رسول او داناترند. فرمود: «فاطمه حوراء انسیّه آفریده شد، نه انسیّه. و از عرق و موی جبرئیل آفریده شد.» اصحاب گفتند: [فهم] سخن شما برای ما مشکل است، آیا حوراء انسیّه است و یا از عرق و موی جبرئیل است؟
1) (3)2 - و فیه ص 18 عن تفسیر فرات عن الصّادق عن ابیه عن جدّه عن رسولاللّه صلی الله علیه و آله قال معاشر النّاس تدرون لما ذاخلقت فاطمة؟ قالوا: اللّه و رسوله اعلم، قال: خلقت فاطمة حوراء انسیّة لاانسیّة [و] قال: خلقت من عرق جبرئیل و من زغبه، قالوا: یا رسولاللّه استشکل ذلک علینا تقول: حوراء انسیّة لاانسیّة ثمّ تقول: من عرق جبرئیل و من زغبه! (الزغب: الشعیرات الصغری علی ریش الفرخ) قال: اذا أنبّئکم: اهدی الیّ ربّی تفّاحة من الجنّة اتانی بها جبرئیل علیهالسلام فضمّها الی صدره فعرق جبرئیل علیهالسلام و عرقت التفّاحة فصار عرقهما شیئا واحدا ثمّ قال: السّلام علیک یا رسولاللّه و رحمة اللّه و برکاته.
فقلت: یا جبرئیل و لِمَ سمّیت فی السماء منصورة و فی الارض فاطمة؟ قال، سمّیت فاطمة فی الأرض [لأنّه] فطمت شیعتها من النّار، و فطموا اعداؤها عن حبّها و ذلک قول اللّه فی کتابه: «و یومئذٍ یفرح المؤمنون بنصراللّه» (الروم آیة 4) (یعنی) بنصر فاطمة علیهاالسلام . (تفسیر فرات ص 119)
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «لازم شد که شما را آگاه سازم. بدانید که خداوند توسط جبرئیل سیبی از بهشت به من اهدا نمود. آن سیب را جبرئیل به سینه چسبانید و جبرائیل و آن سیب هر دو عرق نمودند و عرق آنها آمیخته شد و سپس جبرئیل نزد من آمد و گفت: «الَسّلام علیکَ یا رَسول اللّه و رَحمة اللّه و بَرکاته.» من در جواب او گفتم: «و علیک السلام یا جبرئیل.» جبرئیل گفت: خداوند این سیب را از بهشت برای تو هدیه فرستاده است. من آن سیب را گرفتم و بوسیدم و بر چشم خود گذاردم و به سینه خود چسبانیدم. جبرئیل گفت: آن را بخور، ای محمّد! گفتم: آیا هدیه پروردگار خود را بخورم؟ گفت: بلی، تو مأموری که آن را بخوری. پس آن را پاره نمودم و نوری از آن ساطع شد که من از آن ترسیدم. جبرئیل گفت: آن را بخور! این نور، نور منصوره، یعنی فاطمه است. گفتم: ای جبرئیل! منصوره کیست؟1) (1)قلت: و علیک السلام یا جبرئیل فقال: انّ اللّه اهدی الیک تفّاحة من الجنّة فاخذتها و قبّلتها و وضعتها علی عینی و ضممتها الی صدری، ثمّ قال: یا محمّد کلها، قلت: یا حبیبی جبرئیل هدیّة ربّی تؤکل؟ قال: نعم قد امرت بأکلها فافلقتها فرأیت منها نورا ساطعا ففزعت من ذلک النور قال: کل فانّ ذلک نور المنصورة فاطمة، قلت: یا جبرئیل و من المنصورة؟ قال: جاریة تخرج من صلبک و اسمها فی السماء منصورة و فی الارض فاطمة.
جبرئیل گفت: او جاریه و دختری است که از صُلب تو خارج میشود و نام او در آسمان منصوره و در زمین فاطمه است. گفتم: ای جبرئیل! به چه علت نام او در آسمان منصوره و در روی زمین فاطمه است؟ جبرئیل گفت: او روی زمین فاطمه نامیده شده چون شیعیان او از آتش دوزخ جدا هستند و دشمنان او از محبت او محرومند.
و این است معنای قول خداوند: (و یومئذٍ یفرح المؤمنون بنصراللّه)؛ یعنی روز قیامت مؤمنین و شیعیان فاطمه به نصرت الهی، یعنی شفاعت فاطمه خشنود خواهند بود.»
آیة النبوّه
أمّ أبیها
أمّ ألاصفیاء
أمّ الخیره
أمة اللّه
انسیّة حوراء
أمّ الائمّة علیهمالسلام
أنیسة الأمّ
بارّه
باکیة العین
بتول
بضعة المصطفی صلی الله علیه و آله
بنت الرسول صلی الله علیه و آله
بنت الهدی
تحفة ربّ العالمین
تحیّة اللّه
تفّاحة الفردوس
تقیّه
جلیلة القدر
جمیلة
حبّه
حبیبه
حُرِّه
حزینة النفس
حسان
حکیمه
حلیفة الورع
حنّانه
حوراء
حوریّه
خفیّة القدر
دوحة النبی صلی الله علیه و آله
الدرّة البیضاء
الذریّة الطیّبه
راثیة الأب
راضیه
راکعه
رحیمه
رشیده
رضیضة الصدر
رضیعة الوحی
رضیّه
رکنالهدی
ریحانه
رؤفه
زاکیه
زاهده
زاهره
زکیّه
زوجة الوصیّ
زهراء
زُهره
زهرة السماء
زیتونه
ساجده
ساقطة الجنین
سعیده
سیّده
سیّدة نساء الجنّه
سیّدة نساء العالمین
شائقة النّبی صلی الله علیه و آله
شافعه
شبیهة الأب
شریفة النسب
شفیعه
شهیده
صابره
صاحبة العلوم
صادقه
صدوقه
صدّیقه
صفوة اللّه
صفیّه
صوّامه
طاهره
طهره
طیّبه
عابده
عارفه
عالمه
عالیه
عدیلة المرتضی علیهالسلام
عدیمة المثل
عذراء
عزیزه
عصمة الکبری
عطوفه
عقیله
علّة الخلقه
علیله
علیمه
فاضله
فاطمه
فریده
فطیمة العلم
فهیمه
قانعه
قدر
قرّة عین الرسول صلی الله علیه و آله
قوامّه
کاظمه
کریمه
کوثر
کوکب
لیلة القدر
مبارکه
مبشّره
متعبّده
متّقیه
متهجدة بالقرآن
محبوبة النّبی صلی الله علیه و آله
محترقة القلب
محتشمه
محدّثه
محموده
محزونه
مخدومة الملائکه
مخفیّة القبر
مرضیّه
مشرقة الوجه
مشکاة نوراللّه
مضطهده
مطعمه
مطهّره
مظلومه
معصّبة الرأس
معصومه
معظّمه
مغصوبة الحق
مغضوبه
مقهوره
مکروبه
مکسورة الضلع
ملهمه
ممتحنه
منصوره
منهدّة الرکن
موفّقه
مونسة الامّ
مهجة قلب النبیّ صلی الله علیه و آله
مهدیّه
مهمومة القلب
میمونه
مؤمنه
ناحلة الجسم
ناعمه
نخلة النبوّه
نسمه
النسلة الطاهره
نظیفه
نقیّه
نورّیه
النور السماوّی
والدة السبطین
والهه
وحیده
ودیعة النبیّ صلی الله علیه و آله
وفیّه
وقوره
ولیّه
هادیه
انسیّه: زنی که خصلتهای خوب انسانی در او متجلی است.
بتول: زن پاک و دور از هرگونه آلودگی.
تقیّه: پاک و بیگناه.
حبیبه: دوست و رفیق، دوست داشتنی.
حُرّه: زن آزاده، زنی که اسیر شهوات نیست.
حَوراء: فرشته، زنی که خصلتهای خوب فرشتگان را داراست.
حوریه: زن بهشتی، فرشته خصال.
راضیّه: زنی که به مقدرات خداوند راضی باشد.
راکعه: اهل رکوع و تواضع در برابر خداوند.
رشیده: زن فهمیده و صاحب خرد را گویند.
رضیّه: زنی که به مقام رضا میرسد.
ریحانه: گل خوشبو، لطیف و مهربان.
رؤوفه: زن صاحب مهر و محبت و خیرخواهی.
زکیّه: زن پاک و باتقوا، در حال رشد و ترقی.
زهراء: درخشنده و تابان.
زُهره: درخشان، نورانی.
ساجده: زنی که در پیشگاه خداوند سر به سجده بساید.
سعیده: زن خوشبخت.
سیّده: سرور، خانم.
شافعه: زنی که حق شفاعت یافته باشد.
شهیده: زنی که در راه خدا جان را فدا نماید.
صابره: زن شکیبا و بردبار.
صادقه: زن راستگو و درست کردار.
صدوقه: زن راستگو و راست کردار.
صدّیقه: زنی که در راستگویی شهره شود و در عمل نیز درست کردار باشد.
طاهره: زن پاک دامن و دور از رذایل.
طیّبه: پاک و پاکیزه.
عارفه: زن با شناخت و درک کامل.
عالیه: زن بلند همت و دوراندیش.
عدیله: فاطمه زهرا علیهاالسلام را عدیله و همتای مریم مینامند و یا فاطمه تنها عدیله علی علیهماالسلام است چنان که در روایت آمده: اگر علی علیهالسلام نبود برای فاطمه علیهالسلام کفو و همتایی در دنیا، از آدم تا آخر دنیا، نمیبود.
عذراء: زن پاکدامنی که پرده عصمت را کنار نزند، زنی که باکره باشد.
عزیزه: زن ارجمند و گرانقدر.
علیمه: زن دانشمند و آگاه.
فاضله: زن صاحب فضیلت.
فاطمه: بریده شده از آتش، جهل و هر بدی و پلیدی.
فریده: زن یگانه، درّ نفیس.
قدر: زنی که به منزله قدر باشد در خیر و برکت.
کریمه: زنی که اهل کرم و جُود و سخاوت است.
کوثر : خیر فراوان، زنی که دارای خیر فراوان و برکات بی شمار است.
کوکب : درخشنده و درخشان، ستاره درخشان.
مبارکه: زنی که در او خیر و برکت باشد.
مبشّره: بشارت دهنده و بشارت داده شده.
محدّثه: زن حدیث کننده و یا الهام گرفته.
محموده: پسندیده، زن مورد پسند خداوند.
مرضیّه: زن کاملی که خداوند از او راضی است.
مضطهده: زنی که در مصیبت و سختی قرار گرفته باشد.
مطهّره: زن پاک و عاری از گناه و زشتی.
معصومه: زنی که هیچگاه گناه نکرده باشد.
مقهوره: زنی که او را در تنگنا قرار داده باشند.
ملهمه : زنی که خداوند بر دل او الهام میفرستد.
ممتحنه: زنی که امتحان شده و از آزمایش سرافراز بیرون آمده است.
منصوره: زن یاری شده.
موفّقه: زنی که توفیقات الهی همراهش باشد.
مهدیّه: زنی که خداوند او را هدایت نموده باشد.
میمونه: زن با خیر و برکت.
مؤمنه: زنی که به خداوند و روز قیامت ایمان دارد.
ناعمه: زن خوش زندگانی، شاداب.
نقیه: پاک و بیگناه.
والهه: زن شیفته شوهر و یا شیفته لقای پروردگار.
وحیده: یگانه، تنها، بیهمتا.
مؤلف گوید: هدف از ذکر نامهای حضرت فاطمه علیهاالسلام و ترجمه آنها که خود گویای شخصیت والای آن بانوی بزرگ عالم است این بوده که دوستانشان از این نامهای مبارک استفاده نموده و از بعضی از نامهای بی محتوا و یا گرفته شده از اجانب پرهیز نمایند.
(1)علامه مجلسی، در کتاب بحار، از کتاب جامع الأخبار، از امیرالمؤمنین علیهالسلام نقل نموده که فرمود: «روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله به خانه ما آمد و چون دید فاطمه علیهاالسلام کنار دیگ غذا نشسته و من مشغول تمیز کردن عدس هستم، فرمود: یا ابالحسن! گفتم: لبیک یا رسول اللّه! فرمود: به سخن من گوش کن و بدان که آنچه میگویم از ناحیه خداوند است.»
سپس فرمود: «هیچ مردی در خانه به همسر خود کمک نمیکند، جز آن که خداوند به اندازه هر مویی که در بدن اوست برای او عبادت یک سال را مینویسد که روزهای آن را روزه و شبهای آن را به عبادت مشغول باشد و همانند پاداشی که به صابران، - مانند حضرت داود و یعقوب و عیسی علیهمالسلام - میدهد به او نیز خواهد داد.
1) (1)فضل خدمة العیال فی البیت البحار عن جامع الأخبار عن علی علیهالسلام قال: دخل علینا رسول اللّه صلی الله علیه و آله و فاطمة جالسة عند القدر و أنا اُنقّی العدس قال: یا أباالحسن، قلت: لبیّک یا رسولاللّه قال: اسمع منّی و ما أقول إلاّ من أمر ربّی: ما من رجل یعین امرأته فی بیتها إلاّ کان له بکلِّ شعرة علی بدنه عبادة سنة، صیام نهارها و قیام لیلها و أعطاه اللّه من الثواب مثل ما أعطاه الصّابرین داود النبیّ و یعقوب و عیسی علیهمالسلام .
(1)یا علی! هرکس در خانه با میل و رغبت به همسر خود کمک کند خداوند نام او را در دیوان شهیدان ثبت میفرماید و برای هر روز و شبی پاداش هزار شهید به او عطا میفرماید و برای هر قدمی که بر میدارد پاداش حج و عمره به او میدهد و به اندازه هر رگی که در بدن اوست شهری در بهشت به او مرحمت میکند. (2)یا علی! یک ساعت خدمت در خانه بهتر از هزار سال عبادت و هزار حج و هزار عمره و آزاد کردن هزار بنده در راه خدا و شرکت در هزار جنگ و غزوه و عیادت هزار مریض و شرکت در هزار نمازجمعه و تشییع هزار جنازه و سیرکردن هزار گرسنه و پوشاندن هزار برهنه و فرستادن هزار اسب (برای جهاد) در راه خدا و انفاق هزار دینار به فقرا میباشد، بلکه بهتر از خواندن تورات و انجیل و زبور و قرآن و آزاد کردن هزار اسیر و انفاق هزار شتر به مساکین میباشد و کسی که در خانه به همسر خود کمک کند از دنیا نمیرود تا جایگاه خود را در بهشت ببیند.
1) (2)یا علیّ ن کان فی خدمة العیال فی البیت و لم یأنف کتب اللّه اسمه فی دیوان الشهداء، و کتب له بکلّ یوم ولیلة ثواب ألف شهید، و کتب له بکلّ قدم ثواب حجّة و عمرة، و أعطاه اللّه بکلّ عرق فی جسده مدینة فی الجنّة.
2) (3)یا علیّ ساعة فی خدمة البیت خیر من عبادة ألف سنة و ألف حجّة، و ألف عمرة، و خیر من عتق ألف رقبة، و ألف غزوة، و ألف مریض عاده، و ألف جمعة، و ألف جنازة، و ألف جایع یشبعهم، و ألف عار یکسوهم، و ألف فرس یوجّهه فی سبیلاللّه، و خیرله من ألف دینار یتصدّق بها علی المساکین، و خیرله من أن یقرأ التوراة والانجیل و الزّبور و الفرقان، و من ألف أسیر أسر فأعتقهم، و خیر له من ألف بدنة یعطی للمساکین، و لایخرج من الدّنیا حتّی یری مکانه من الجنة.
یا علی! کسی که از خدمت به همسر خود دریغ نکند و با میل و رغبت در خانه به همسر خود کمک کند کفاره گناهان کبیره او خواهد بود و خشم پروردگار از او برطرف میشود و چنین خدمتی برای او مهریه حورالعین بهشتی میشود و حسنات و درجات او را افزایش میدهد.(1)
یا علی! کسی [توفیق] خدمت به همسر خود را در خانه پیدا نمیکند جز صدّیق یا شهید و یا مردی که خداوند خیر دنیا و آخرت را برای او خواسته باشد.»
آیا اگر چیز گرانبهایی را در معرض دید و طمع هر عابر طماع و اطلاع هر دزد و غارتگری قرار ندهند و برای محفوظ ماندنش، آن را در جعبه و صندوقی نگهداری کنند، توهین و تضییع حق او محسوب میشود؟ و یا این که این عمل وسیله حفظ و نگهداری آن از دستبرد و ضایع شدن است؟ آیا محدود کردن زن از رفت و آمدهای زیانبار و تماس هایی که بسا منجر به از بین رفتن آبرو و نابودی حیثیت خانوادگی او میشود و بالاتر از آن دین و ایمان او را تباه میکند مصونیت اوست و یا آزار و محدودیت و تضییع حق میباشد؟
امروزه عدهای در جهان شعار آزادی و احقاق حق زنان و یا مساوات حقوق زن و مرد را مطرح مینمایند و میگویند زن باید در همه چیز همانند مرد باشد آنها
1) (1)یا علی من لم یأنف من خدمة العیال فهو کفّارة للکبایر و یطفی غضب الرّب و مهور الحورالعین و تزید فی الحسنات و الدرجات، یا علیّ لایخدم العیال إلاّ صدِّیق أو شهید أو رجل یریداللّه به خیرالدّنیا و الأخرة. (البحار ج 104/132 جامع الاخبار ص 102)
در حقیقت ارزش زن را نادیده گرفته و از زن به عنوان وسیله و ابزار تأمین غریزه جنسی استفاده میکنند و حق مادری و نظام خانواده و عصمت و ارزش و عفت و حیا و الفت و مهربانی با همسر و فرزندان و خانه داری و تربیت فرزند و اداره داخل زندگی را از او گرفته و او را مجاز گذاردهاند که خود را در اختیار هرکس و ناکس قرار دهد و مقید به هیچ قانون و آیینی نباشد و هر ساعتی بخواهد بتواند همسر خود را رها کند و با دیگری همراه شود. آیا این احترام به زن و رعایت حقوق اوست؟ و آیا مصونیت هایی که در اسلام برای او قرار داده شده و او را مقید به حجاب و پوشش و در اختیار یک همسر بودن و رعایت حقوق متقابل بین زن و مرد و تشکیل یک خانواده همراه با عفت و حیا و پاکی و عزت و تربیت فرزندان سالم و... نموده ظلم به او محسوب میشود؟ و آیا این گونه آزادیها و هرج و مرجها سلب آزادی از همه جامعه نیست؟ و آیا با این آزادیها برای زن ارزشی باقی میماند؟
در یک سخن باید گفت: هیچ عاقلی وضع کنونی زن را در جوامع فعلی با مفاسد فراوانی که از آزادی غلط و بیبند و باری آنان مشاهده میشود صحیح نمیداند و هیچ آیینی به اندازه اسلام برای زن حرمت قایل نشده است.
ما سخنان معصومین علیهمالسلام راکه از منبع وحی سرچشمه گرفته مقابل چشم بینندگان محترم قرار میدهیم تا با فطرت سالم خود حقیقت را دریابند.
(1)1- امیرالمؤمنین علیهالسلام ضمن بیان وضعیت خلقت زن و مرد میفرماید: «همت
1) (1)استحباب حبس المرأة فی البیت و عدم خروجها الاّ لضرورة1- الوسائل عن الکافی... عن ابی عبداللّه علیهالسلام قال: قال امیرالمؤمنین علیهالسلام : خلق الرجال من الارض و انّما همّهم فی الأرض و خلقت المرأة من الرجال و انّما همّها فی الرجل، فاحبسوا نسائکم یا معاشر الرجال. (الوسائل ج 14/41 الکافی ج 4/8)
و خواسته پیوسته زن و غریزه جنسی او توجه به مرد است پس شما باید زنهای خود را مقیّد به ماندن در خانه بنمایید و مگذارید [حتی الامکان] بین مردهای نامحرم رفت و آمد کنند.» [تا مصون بمانند]
(1)2- امیرالمؤمنین علیهالسلام در رساله خود به امام حسن علیهالسلام ، پس از بیان احوال زنها، میفرماید: «چشم زنها را به وسیله حجاب (خانه) از دیدن مردها بپوشان؛ چرا که محجوب بودن زنها هرچه بیشتر باشد برای آنان و تو بهتر از ارتیاب و خطر لغزش آنان است و بدان که خطر بیرون رفتن آنان از خانه همانند خطر وارد شدن افراد غیرمطمئن است بر آنها، و اگر بتوانی کاری کنی که آنان جز تو را نشناسند و با مردان دیگر تماس پیدا نکنند چنین کن.» (2)3- و از آن حضرت نیز نقل شده که فرمود: من با عدهای از اصحاب خدمت
1) (1)2- و فیه عنه... عن ابی عبداللّه علیهالسلام قال: قال امیرالمؤمنین علیهالسلام فی رسالته الی الحسن علیهالسلام : ایّاک و مشاورة النساء فإنّ رأیهنّ الی الأفن، و عزمهنّ الی الوهن و اکفف علیهنّ من ابصارهنّ بحجابک ایّاهنّ، فانّ شدّة الحجاب خیرلک و لهنّ من الإرتیاب ولیس خروجهنّ باشدّ من دخول من لایوثق به علیهنّ، فان استطعت ان لایعرفن غیرک من الرجال فافعل. (المصدر الفروع ج 2/7)
2) (2)3- و فیه عن العلل... عن علیّ علیهالسلام قال: کنّا عندرسولاللّه صلی الله علیه و آله فقال: اخبرونی أی شیءٍ خیرللنساء، فعیینا بذلک کلّنا حتّی تفرّقنا، فرجعت الی فاطمة علیهاالسلام فاخبرتها بالذی قال لنا رسول اللّه صلی الله علیه و آله و لیس احدمنّا علمه ولا عرفه، فقالت: ولکنّی اعرفه: خیرللنساء ان لایرین الرجال و لایراهنّ الرجال، فرجعت الی رسولاللّه صلی الله علیه و آله فقلت: یا رسول اللّه سألتنا أیّ شیءٍ خیرللنساء؟ خیر لهنّ أن لایرین الرجال و لایراهن الرجال، فقال صلی الله علیه و آله : من اخبرک فلم تعلمه و انت عندی؟ فقلت: فاطمة فاعجب ذلک رسولاللّه صلی الله علیه و آله و قال: انّ فاطمة بضعة منّی. (المصدر ص 42 و کشف الغمّة ص 140)
رسول خدا صلی الله علیه و آله بودیم و چون رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «چه چیز برای زنها بهتر از همه چیز است؟» ما از پاسخ آن حضرت عاجز ماندیم و متفرق شدیم. پس من نزد فاطمه علیهاالسلام رفتم و سؤال رسول خدا صلی الله علیه و آله را به او خبر دادم فاطمه علیهاالسلام فرمود:
اگر شما از پاسخ سؤال پدرم عاجز ماندهاید، من پاسخ او را میدانم. سپس فرمود: «بهترین عمل برای زنها این است که آنها مردهای نامحرم را نبینند و مردهای نامحرم نیز آنان را نبینند.»
پس من خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله بازگشتم و پاسخ فاطمه علیهاالسلام را به او خبر دادم رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «شما که این مسأله را نمیدانستید از کجا یافتید؟» عرض کردم: از فاطمه علیهاالسلام سؤال نمودم. رسول خدا صلی الله علیه و آله تعجب نمود و فرمود: «فاطمه پاره تن من است.»
«در کتاب «وفیات الائمه» علیهمالسلام ، از یحیای مازنی نقل شده که گوید: من مدت طولانی (بیست سال) در مدینه همسایه امیرالمؤمنین علیهالسلام و درکنار آن خانهای که حضرت زینب علیهاالسلام در آن ساکن بود زندگی کردم، و به خدا سوگند، هرگز صدای زینب علیهاالسلام را نشنیدم و اندام او را ندیدم و هنگامی که میخواست به زیارت جدش رسول خدا صلی الله علیه و آله برود شبانه میرفت و امام حسن علیهالسلام طرف راست او بود و امام حسین علیهالسلام طرف چپ او و امیرالمؤمنین علیهالسلام از جلو حرکت مینمود و چون به قبر
شریف رسول خدا صلی الله علیه و آله نزدیک میشد امیرالمؤمنین علیهالسلام زودتر میرفتند و قندیلهای مسجد را خاموش میکردند.
پس روزی امام حسن علیهالسلام از پدر خود سؤال نمود: برای چه چراغها را خاموش میکنید؟ امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «میترسم کسی به اندام خواهرت نگاه کند.» (وفیات الائمه، ص 436)
مولف گوید: ما در کتاب «اسوة النساء» ص 259، حجاب و عفّت و حیای حضرت زهرا علیهاالسلام را به طور مشروح بیان نمودهایم. خوانندگان محترم را به آن کتاب ارجاع میدهیم.
خدایا، شکوه خود را نزد تو میآورم که فساد و فحشا و آلودگی جامعه و انحراف زنها و جوانان ما به قدری زیاد شده که دیگر امید صلاح و هدایت نمیرود و کسی نمیتواند سخن حق را بیان کند و اگر بگوید کسی از او نمیپذیرد بلکه تحقیر میشود. امر به معروف و نهی از منکر، به ویژه در این زمینهها، تعطیل گشته است از این بالاتر آن که عده زیادی از مردم معروف و عمل واجب یا مستحب را مذموم و زشت میپندارند و محرمات و اعمال زشت را نیکو میشمارند و آن را مقتضای نیاز جامعه میپندارند و چون نام واجب یا حرام مطرح میشود برای ترک واجب و فعل حرام توجیهها میتراشند و میگویند: امروز دیگر این حرفها قابل قبول و یا پیاده شدن نیست و اجتماع آن را نمیپذیرد و معالأسف بعضی از اهل دانش هم عوض این که بکوشند وضع موجود را با اسلام تطبیق دهند میکوشند تا اسلام را با وضع کنونی منطبق کنند!!
حقا این وضعیت همان چیزی است که در روایات به عنوان احوال مردم آخرالزمان و نشانههای ظهور حضرت مهدی عجل اللّه فرجه الشریف برای ما نقل
شده است.
خدایا، پس تو ظهور آن امید و رحمت و نور خود را نزدیک فرما که ما دیگر طاقت دیدن و ادامه یافتن چنین وضعی را نداریم.
الّلهمّ انّا نشکوا الیک فقد نبیّنا و غیبة ولیّنا و شدّة الزمان علینا، و وقوع الفتن [بنا] و تظاهر الأعداء [علینا] و کثرة عدوّنا، و قلّة عددنا، الّلهمّ فأفرج ذلک بفتحٍ منک تعجّله و نصرٍ منک تعزّه و امام عدل تظهره اله الحقّ ربّ العالمین.
الّلهمّ انّا نسألک أن تأذن لولیّک فی اظهار عدلک فی عبادک و قتل أعدائک فی بلادک حتّی لاتدع للجور یا ربّ دعامةً إلاّ قصمتها و لابنیةً إلاّ افنیتها، و لاقّوةً إلاّ أوهنتها، و لارکنا إلاّ هدّدته، و لاحدّا إلاّ فللته، ولا سلاحا إلاّ اکللته، و لا رایةً إلا نکستها، و لا شجاعا إلاّ قتلته، و لاجیشا إلاّ خذلته، و ارمهم یا ربّ بحجرک الدامغ، و اضربهم بسیفک القاطع، و ببأسک الذی لا تردّه عن القوم المجرمین...
این دعا که آغاز آن با جمله: «الّلهمّ عرفنی نفسک» شروع میشود از دعاهایی است که از ناحیه امام زمان علیهالسلام و توسط یکی از نوّاب آن حضرت برای شیعیان ارسال شده و توصیه فرمودهاند که در زمان غیبت آن حضرت خوانده شود. مرحوم صدوق این دعا را در کتاب کمال الدین، صفحه 511 نقل نموده و ما نیز متن آن را درکتاب دولة المهدی و کتاب انتظار مهدی علیهالسلام آوردهایم.
سخن را کوتاه میکنیم و با ناامیدی و تنها برای ثبت سخنان اولیای خدا و نشر معارف دین، روایاتی را در زمینه وظیفه زن نسبت به خانه داری و ماندن در خانه و صیانت از فساد و فتنه و... نقل مینماییم.
(1)غیرت و مردانگی، به معنای عام، دفاع از حریم دین خدا و حرمت اولیا و پیامبران و بندگان اوست و به معنای خاص آن، دفاع از حریم خانواده خود و خویشان و آشنایان از مؤمنین میباشد. غیرت، نشانه ایمان و صلاح مؤمن است و آدم بی غیرت منکوس القلب است، یعنی قلب و عقل او وارونه است.
(2)در مسأله زناشویی؛ غیرت مرد این است که هرگز راضی نشود کسی به همسر او خیانت و تجاوز نماید ولو به اندازه نگاه آلوده باشد و این دلیل ایمان اوست، و غیرت زن این است که راضی نشود همسر او با زن دیگری ازدواج کند و این دلیل حسد و کفر او محسوب میشود، و خداوند کریمتر از آن است که زنها را مبتلا به غیرت کند و [به همین منظور] به مرد اجازه ازدواج با چهار زن را داده است. خداوند خود غیور است و هر صاحب غیرتی را دوست میدارد و از غیرت اوست که اعمال خلاف و تجاوز به حریم دیگران را در ظاهر و باطن حرام نموده است. (3)
1) (1)وجوب الغیرة علی الرجال1- الوسائل عن الکافی... عن ابی عبداللّه علیهالسلام قال: لیس الغیرة الاّ للرجال فامّا النساء فانّما ذلک منهنّ حسد و الغیرة للرجال و لذلک حرّم علی النساء الاّ زوجها و احلّ للرجال اربعا فانّ اللّه اکرم من ان یتبلیهنّ بالغیرة و یحلّ للرجال معها ثلاثا. (الوسائل ج 14/107 الفروع ج 2/59)
2) (1)2- و فیه عنه عن ابی عبداللّه علیهالسلام قال: إنّ اللّه غیور یحبّ کلّ غیور و من غیرته حرّم الفواحش ظاهرها و باطنها. (المصدر)
3) (2)3- و فیه عنه عن عبداللّه بن ابی یعفور قال: سمعت اباعبداللّه علیهالسلام یقول: اذا لم یغیر «یغر» الرجل فهو منکوس القلب. (المصدر ص 108)
در کتاب وسایل، از کافی، از امام صادق صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «غیرت در باره مردها [که راضی نشوند کسی به حریم آنان تجاوز کند] صحیح [و نشانه دیانت آنان] است و اما برای زنها [که راضی نشوند همسرانشان با زن دیگری ازدواج کنند] حسد خواهد بود؛ چرا که خداوند برای زنها جز یک شوهر را مجاز نفرموده ولی به مردها اجازه داده است چهار همسر دایم اختیار کنند [با این قانون] خداوند کریمتر از آن است که زنها را مبتلا و مکلف به غیرت نماید و از سویی اجازه دهد که مرد چهار همسر اختیار کند.»
(1)در همان کتاب، از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «بوی بهشت از فاصله پانصد سال راه به اهل آن میرسد لکن به عاق والدین و آدم بی غیرت و دیوّث نمیرسد.» گفته شد: یا رسول اللّه! دیوّث کیست؟ فرمود: «کسی که بداند همسرش زنا میدهد [و سکوت کند].»
(2)در همان کتاب، از امام باقر علیهالسلام نقل شده که فرمود: «غیرت زنها حسد
1) (3)4- و فیه عنه قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : إنّ الجنّة لیوجد ریحها من مسیرة خمسمأة عام و لایجدها عاقّ و لادیّوث قیل: یا رسولاللّه صلی الله علیه و آله و ما الدیّوث؟ قال: الذی تزنی امرأته و هو یعلم بها. (المصدر ص 109)
2) (1)5- و فیه عنه عن جابرعن ابی جعفر علیهالسلام قال: غیرة النساء الحسد و الحسد هو اصل الکفر إنّ النساء اذا عزن غضبن و اذا غضن کفرن الاّ المسلمات منهنّ. (المصدر ص 110)
محسوب میشود و حسد ریشه کفر است و زنهایی که مقیّد به اسلام و دیانت نیستند چون غیرت و حسد ورزند خشم میکنند و چون خشم کنند کافر میشوند.»
(1)در همان کتاب، از سیّدرضی، در نهج البلاغة نقل شده که امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «غیرت زن کفر است و غیرد مرد ایمان است.»
(2)1- در کتاب وسایل، از امام باقر علیهالسلام نقل شده که فرمود: «علی و فاطمه علیهماالسلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله نسبت به [وظیفه زن و شوهر و] خدمات زن و مرد در خانه و خارج شدن زن از خانه کسب تکلیف نمودند و رسول خدا صلی الله علیه و آله فاطمه علیهاالسلام را موظف به خدمات داخل خانه نمود و علی علیهالسلام راموظف به خدمات خارج از خانه کرد و پس از تعیین وظیفه بین آنان، فاطمه علیهاالسلام فرمود: خدا داند که من چقدر از قضاوت پدرم خشنود شدم که مرا از رفت و آمد بین مردان در خارج خانه معاف نمود.»
1) (2)6- و فیه عن نهج البلاغة قال امیرالمؤمنین علیهالسلام : غیرة المرأة کفر و غیرة الرجل ایمان. (المصدر ص 111) استحباب خدمة المرأة زوجها فی البیت
2) (3)1- الوسائل: عبداللّه بن جعفر فی (قرب الإسناد) عن السندی بن محمّد، عن أبی البختری، عن أبی عبداللّه علیهالسلام عن أبیه علیهالسلام قال: تقاضی علیّ و فاطمة إلی رسولاللّه صلی الله علیه و آله فی الخدمة فقضی علی فاطمه علیهاالسلام بخدمتها مادون الباب و قضی علی علیّ علیهالسلام بماخلفه قال: فقالت: فلایعلم ما دخلنی من السرور إلاّ اللّه باکفائی رسول اللّه صلی الله علیه و آله تحمل ارقاب الرّجال.
(1)2- درهمان کتاب، از یکی از معصومین علیهمالسلام نقل شده که فرمود: «یک زن شایسته بهتر از هزار مرد ناشایست است و هر زنی که هفت روز به شوهر خود خدمت کند خداوند درهای هفتگانه دوزخ را بر او میبندد و درهای هشتگانه بهشت را به روی او میگشاید تا از هر دری میخواهد وارد بهشت شود.»
(2)3- و فرمود: «هیچ زنی یک شربت آب به شوهر خود نمیدهد جز آن که خداوند پاداشی بیش از عبادت یک سال - که روزهای آن را روزه باشد و شبهای آن را به عبادت برخیزد - به او خواهد داد و در عوض هر نوبت که به همسر خود آب میدهد شهری در بهشت به او خواهد داد و شصت گناه او را خواهد بخشید.»
تردیدی نیست که وظیفه زن، شوهرداری و تربیت فرزند است و همان گونه که در روایات آمده است عبادت و ریاضت و جهاد اودر خانه است و دستور تحفظّ و پنهان بودن او از مردان نامحرم نیز همین اقتضا را دارد. اسلام برای تحکیم نظام خانواده، و جامعه، و مصونیت زن از فساد و فتنه مؤونه و هزینههای زندگی زن را
1) (4)2- و فیه: ورام ابن أبی فراس فی کتابه قال: قال علیهالسلام الامرأة الصالحة خیر من ألف رجُل غیرصالح و ایّما امرأة خدمت زوجها شبعة أیّام اغلق اللّه عنها سبعة أبواب النّار و فتح لها ثمانیة أبواب الجنّة تدخل من ایّها شاءت.
2) (1)3- و فیه: قال: و قال علیهالسلام : ما من امرأة تسقی زوجها شربة من ماء إلاّ کان خیرا لها من عبادة سنة صیام نهارها و قیام لیلها و یبنی اللّه لها بکلّ شربة تستقی زوجها مدینة فی الجنة و غفرلها ستّین خطئیة. (الوسائل ج 14/123)
برعهده مرد قرار داده و اطاعت از مرد را بر او واجب نموده و مسؤولیت او را در داخل خانه معین فرموده است. این مسأله یک حقیقت روشن است و از سیره و سخنان معصومین علیهمالسلام آشکار میشود؛ خواه عدهای بپذیرند، خواه نپذیرند.
هر انسان واقع بین و منصفی که امروز به وضع زن، با این آزادیهایی که به او داده شده است، بنگرد و زن امروز را با زن دیروز که خانه دار و عفیف و پایبند به نشستن در خانه و شوهرداری و رعایت حجاب و حیا و عفّت بود مقایسه کند، اعتراف خواهد نمودکه بیشتر مفاسد خانوادگی و اختلال روابط زندگی و کش مکشها و نزاعهای خانوادگی و ازدیاد طلاق و روابط نامشروع و... نتیجه این
آزادیها و به اصطلاح همگامی زن بامرد در روابط و مشاغل اجتماعی است.
قلم به این جا رسید و سر بشکست. الّلهم الیک اشکو وتعلم ما بنا منّا و لاحول و لاقوّة الاّ بقدرتک و لانجاة لنا من مکاره الدنیا و الآخرة الاّ بعصمتک...
(1)اکنون مفاسد اجتماعی به قدری فراوان گشته که انسان مؤمن و متدین باید از خدا بخواهد که فرزندی پیدا نکند زیرا نخواهد توانست او را مطابق دستورات اسلامی تربیت نماید. فراوانند پدران و مادرانی که پیش خود میگویند: ای کاش فرزندی پیدا نمیکردیم که اکنون فساد و آلودگیاش را ببینیم و نتوانیم از آن
1) (1)کراهة خروج النساء و اختلاطهنّ بالرجال1- الوسائل عن الکافی... عن ابی عبداللّه علیهالسلام قال: قال امیرالمؤمنین علیهالسلام : یا اهل العراق نبّئت أنّ نسائکم یدافعن الرجال فی الطریق، اما تستحون؟ (تسحیون). قال: و رواه البرقی فی المحاسن عن غیاث بن ابراهیم وزاد: و قال علیهالسلام : لعن اللّه من لایغار. (الوسائل ج 14/174 الفروع ج 2/68 المحاسن ص 115)
جلوگیری کنیم. البته همه فساد از این ناحیه نیست اما این مسأله نیز سهم بزرگی در این زمینه دارد.
اینک به سخنان معصومین علیهمالسلام در این موضوع توجه میکنیم:
1- صاحب کتاب وسایل الشیعه، از کافی، از امام صادق علیهالسلام نقل نموده که امیرالمؤمنین علیهالسلام به مردم عراق میفرمود: «به من خبر دادهاند که زنهای شما در راهها با مردها برخورد میکنند، آیا حیا نمیکنید و از این عمل زشت جلوگیری نمینمایید؟!»
(1)2- در همان کتاب، ضمن حدیث دیگری، از آن حضرت نقل شده که فرمود: «آیا غیرت ندارید و حیا نمیکنید از این که زنهای شما به بازار [و خیابان[ بروند و با مردهای نامحرم برخورد کنند؟!»
در روایات دیگر آمده است: «مردی که راضی باشد همسر و یا دختر و خواهر او در اختیار مردم قرار گیرند دیوّث (نامرد) است و اگر کسی به او دیوّث بگوید گناه نکرده است.»
(2)3- در کتاب وسایل، از کافی، از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمود: «خداوند
1) (2)2- وفیه عن الکافی: قال الکینی: و فی حدیثٍ آخر إنّ امیرالمؤمنین علیهالسلام قال: أما تستحیون و لا تغارون؟! نساءکم یخرجن الی الأسواق و یزاحمن العلوج؟! (المصدر) تحریم الدیاثة و حرمة الجنّة علی الدیوث
2) (3)3- الوسائل عن محمّدبن یعقوب، عن عدّة من أصحابنا، عن أحمدبن محمّد، عن عثمان بن عیسی، عن ابن مسکان، عن محمّد بن مسلم، عن أبی عبداللّه علیهالسلام قال: ثلاثة لایکلمهم اللّه یوم القیامة و لایزکیهم و لهم عذاب الیم: الشیخ الزانی، و الدّیّوث، و المرأة توطیء فراش زوجها. (الوسائل ج 14/175/الفروع ج 2/69)
در روز قیامت به سه دسته از مردم توجه نمیکند و با آنان سخن نمیگوید و چیزی را از آنان نمیپذیرد و عذاب دردناکی برای آنان خواهد بود: پیرزناکار، دیوّث، و زنی که کسی را در بستر شوهر خود جای دهد [و با او زنا کند].»
(1)4- در همان کتاب، از آن حضرت نقل شده که فرمود: «خداوند بهشت را برای دیوّث و کسی که انحراف جنسی همسر خود را بداند و به آن راضی شود حرام نموده است.»
(2)5- در تعدادی از روایات آمده است که غیرت بیجای مرد صحیح نیست و بسا افراد پاک را به ناپاکی میکشاند؛ چنان که امیرالمؤمنین علیهالسلام در نامه خود به امام حسن علیهالسلام فرمود:«از غیرت بیجا بپرهیز که این عمل زنان سالم و پاک را به فساد و
1) (1)4- و فیه عنه، عن أحمد، عن ابن فضال، عن عبداللّه بن میمون القدّاح، عن أبی عبداللّه علیهالسلام قال: حرّمت الجنّة علی الدیوث. (الوسائل ج 14/175) عدم جواز التغایر فی غیر محّله
2) (2)5- و فیه عن محمّد بن یعقوب عن أبی علیّ الأشعری عن بعض أصحابه، عن جعفربن عنبسة، عن عبادة بن زیاد الأسدی، عن عمرو بن أبی المقدام، عن أبی جعفر علیهالسلام و عن أحمد بن محمّد العاصمیّ، عمّن حدّثه، عن معلی بن محمّد، عن علیّ بن حسان عن عبدالرّحمن بنکثیر، عن أبی عبداللّه علیهالسلام انّ أمیرالمؤمنین علیهالسلام قال فی رسالته إلی الحسن علیهالسلام : ایّاک و التغایر فی غیر موضع الغیرة فان ذلک یدعوا الصحیحة منهنّ إلی السّقم، ولکن أحکم أمرهنّ فان رأیت عیبا فعجّل النکیر علی الصغیر و الکبیر فان تعیّنت منهنّ الریب فیعظمّ الذنب و یهون العتب. (الوسائل ج 14/175 الکافی ج 5/537) استحباب مداراة الزوجة
ناپاکی وا میدارد، ولی از آنها کاملاً مراقبت کن پس اگر عیبی از آنان مشاهده نمودی به سرعت نسبت به بزرگ و کوچک آن مؤاخذه کن که در آن صورت سرزنش و بزرگ نمودن خطا آسان خواهد بود.[و اثر منفی نخواهد داشت.]»
(1)1- در کتاب وسایل، از کافی، از امام صادق علیهالسلام نقل شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «همانا مَثَل زن [بداخلاق]، مثل دنده پهلوی انسان است که شکسته باشد و با حال شکستگی جوش خورده باشد؛ اگر آن را به حال خود واگذاری از آن بهرهمند میشود واگر بخواهی کجی آن را راست کنی آن را میشکنی [و از آن بی بهره میشوی].»
(2)2- در همان کتاب، از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمود: «حضرت ابراهیم علیهالسلام از بدخلقی همسر خود ساره به خداوند شکایت نمود. پس ازناحیه
1) (3)1- الوسائل عن الکافی عن ابی علیّ الاشعری، عن محمّد بن عبدالجبّار، عن صفوان، عن إسحاق بن عمّار، عن أبی عبداللّه علیهالسلام قال: قال رسولاللّه صلی الله علیه و آله : إنّما مثل المرأة مثل الضلع المعوج إن ترکته انتفعت به و إن أقمته کسرته و فی حدیث آخر استمتعت «استنفعت خ» به. (الوسائل ج 14/123)
2) (1)2- و فیه عنه... عن ابی عبداللّه علیهالسلام قال: إنّ ابراهیم( علیهالسلام ) شکی الی اللّه تعالی ما یلقی من سوء خلق سارة فاوحی اللّه الیه: انّما مثل المرأة مثل الضلع المعوج ان اقمته کسرته و ان ترکته استمتعت به اصبرعلیها. (المصدر ص 124)
پروردگار به او وحی شد: همانا مَثَل زن، مَثَل استخوانی است که شکسته باشد و کج جوش خورده باشد؛ اگر خواهی آن را راست کنی میشکند و اگر به حال خود واگذاری از آن بهرهمند میشوی، پس باید بر بدخلقی او صبر کنی.»
(1)3- در همان کتاب، از امام صادق علیهالسلام نقل شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله در حدیث مناهی فرمود: «کسی که برای خدا بر بدخلقی زنی صبر کند خداوند پاداش شاکرین را به او خواهد داد.»
(2)1- در کتاب وسایل، از کافی، از عبدالله سنان، از امام صادق علیهالسلام نقل شده که
1) (2)3- و فیه عنه... عن الصادق علیهالسلام عن آبئه فی حدیث المناهی عن رسولاللّه صلی الله علیه و آله قال: و من صبر علی خلق امرأة سیئة الخلق و احتسب فی ذلک الأجر اعطاه اللّه ثواب الشاکرین. (المصدر) وجوب طاعة الزوج علی المرأة
2) (3)1- الوسائل عن الکافی عن عدّة من أصحابنا، عن أحمدبن محمّد، عن أبیه، عن عبداللّه بن القاسم الحضرمی، عن عبداللّه بن سنان، عن أبی عبداللّه علیهالسلام قال: انّ رجلا من الأنصار علی عهد رسول اللّه صلی الله علیه و آله خرج فی بعض حوائجه فعهد إلی امرأته عهدا ان لاتخرج من بیتها حتّی یقدم، قال: و انّ اباها قدمرض فبعثت المرأة إلی رسولاللّه صلی الله علیه و آله تستاذنه أن تعوده فقال: لااجلسی فی بیتک و اطیعی زوجک قال: فثقل فأرسلت إلیه ثانیا بذلک فقال: اجلسی فی بیتک و اطیعی زوجک قال: فمات أبوها فبعثت إلیه إنّ أبی قدمات فتأمرنی ان اصلّی علیه فقال: لا اجلسی فی بیتک و اطیعی زوجک قال: فدفن الرّجل فبعث إلیها رسولاللّه صلی الله علیه و آله انّ اللّه قدغفرلک و لابیک بطاعتک لزوجک. (الوسائل ج 14/125 الفروع ج 2/65)
فرمود: «مردی از انصار در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله به مسافرت رفت و از همسرخود خواست که از خانه بیرون نرود تا او باز گردد، تا این که پدر آن زن بیمار شد و آن زن کسی را خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله فرستاد و اجازه خواست تا از پدر خود عیادت کند. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «من اجازه نمیدهم، باید در خانه بنشینی و از شوهر خود اطاعت کنی.»
پس بیماری پدر او سخت شد و مشرف به مرگ گردید و باز خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله فرستاد تا پدر خود را عیادت کند. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «باید در خانه بنشینی و از شوهر خود اطاعت کنی.» تا این که پدر او از دنیا رفت و به رسول خدا صلی الله علیه و آله خبر داد که پدرم از دنیا رفت آیا اجازه میدهی نزد او بروم [و او را بهبینم و بر او نماز گزارم]؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «چنین اجازهای ندارد بلکه باید در خانه بنشینی و از شوهر خود اطاعت کنی.» و چون پدر او را به خاک سپردند رسول خدا صلی الله علیه و آله برای آن زن پیام داد که خداوند به سبب این که تو از شوهر خود اطاعت نمودی تو را و پدرت را آمرزید.
2- در همان کتاب نقل شده که زنی خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید و رسول خدا صلی الله علیه و آله پس از پاسخ به سؤالات او فرمود:«زنها اگر به شوهران خود آزار نمیرساندند، به واسطه زایمان و فرزندداری و علاقه و محبت به فرزندان خود به آنان گفته میشد بدون حساب وارد بهشت شوید.»
(1)3
1) (1)2- وفیه عنه... عن ولید قال: جاءت امرأة سائلة الی رسول اللّه صلی الله علیه و آله فقال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : والدات و الهات رحیمات باولادهنّ، لولا ما یأتین الی ازواجهنّ لقیل لهنّ ادحلن الجنّة بغیرحساب. (المصدر ص 126)
بیرون آورد و خود را زیر لحاف به همسر خود بچسباند و آمادگی خود را به او اعلام کند و اگر جز این کند خود را بر او عرضه نکرده است.»
(1)مرحوم صدوق در کتاب «من لایحضره الفقیه» (ج 3/389» نقل نموده که مردی خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید و گفت: من همسری دارم که چون وارد منزل میشوم به استقبال من میآید و چون خارج میشوم مرا بدرقه میکند و چون مرا اندوهگین میبیند به من میگوید: اندوه تو برای چیست؟ اگر برای رزق و روزی اندوه پیدا کردهای بدان که خداوند ضمانت روزی تو را کرده است و اگر برای آخرت خود توشهای برنداشتهای و اندوهناکی پس خدا اندوه تو را زیاد کند.
رسول خدا صلی الله علیه و آله چون این سخنان را شنید فرمود: «این زن از عمّال وکارپردازان خداوند است و نصف پاداش شهید را داراست.»
1) (1)3- وفیه عن مکارم الأخلاق عن النبیّ صلی الله علیه و آله قال: لایحلّ لإمرأةٍ ان تنام حتّی تعرض نفسها علی زوجها تخلع ثیابها و تدخل معه فی لحافه فتلزق جلدها بجلده فاذا فعلت ذلک فقد عرضت. (المصدر - مکارم الأخلاق ص 124) یحرم السحر و ان کان لجلب المحبّة
سحر، همان گونه که در کتب فقهی ثبت شده از محرمات و عملی حرام و موجب کفر و از گناهان کبیره است؛ گرچه برای جلب محبت و علاقه همسر باشد. ملائکه آسمانها و زمین ساحر را لعنت میکنند و توبه ساحر به سختی پذیرفته میشود.
(1)1- در کتاب وسایل، از اسماعیل بن مسلم، از امام صادق، از امام باقر، از پدرانش علیهمالسلام ، از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که زنی به آن حضرت گفت: من شوهر تندخویی دارم و برای جلب محبت او کاری انجام دادهام [و او را سحر نمودهام] تا به من توجه کند و مرا دوست بدارد. رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود: «افّ بر تو باد! دریاها و زمین را آلوده کردی و ملائکه شایسته خدا در آسمانها و زمین تو را لعنت میکنند.» (2)امام صادق علیهالسلام فرمود: آن زن پشیمان شد و پس از آن روزها را روزه میگرفت و شبها را به عبادت مشغول بود و [از ناراحتی] سر خود را تراشید و پوست حیوانات را به تن کرد تا آمرزیده شود ولی این خبر که به رسول خدا صلی الله علیه و آله
1) (2)1- الوسائل عن الفقیه... عن جعفربن محمد عن ابیه عن آبائه علیهمالسلام قال: قال رسولاللّه صلی الله علیه و آله : لأمرأة سألته إنّ لی زوجا و به علیّ غلظة، و انّی صنعت شیئا لأعطفه علیّ، فقال: لها رسولاللّه صلی الله علیه و آله : «أفٍّ لکِ کدرت البحار، و کدرت الطین، و لعنتک الملائکة الأخیار و ملائکة السماوات و الأرض»
2) (1)قال: فصامت المرأة نهارها و قامت لیلها و حلقت رأسها و لبست المسوح فبلغ ذلک الّنبیّ صلی الله علیه و آله فقال: إنّ ذلک لایقبل منها. (الوسائل ج 14/184 - الفقیه ج 2/143) جزاء المرأة التی تنزیّن لغیر زوجها و تسخطه
رسید فرمود: «اینها از او قبول نمیشود و توبه او پذیرفته نمیگردد.»
(1)1- در کتاب وسایل الشیعه، از کافی، از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمود: «هر زنی که با خشم شوهر خود، در صورتی که خشم او به حق باشد، شب را به صبح آورد، خداوند هیچ نمازی را از او نمیپذیرد تا شوهر او راضی شود.» (2)2- و فرمود: «هر زنی که برای غیر شوهرش، خود را خوشبو کند خداوند هیچ نمازی را از او نمیپذیرد تا این که همانند غسل جنابت از این عمل [زشت[ غسل [توبه] کند.» در همان کتاب، از امام صادق علیهالسلام نقل شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «هر زنی که خود را خوشبو کند و از خانه خارج شود مورد لعنت [خدا و ملائکه و...] خواهد بود تا به خانه خود بازگردد.»
(3)3- و از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «زن نباید بدون اجازه شوهر
1) (2)1- الوسائل عن الکافی... عن ابی عبداللّه علیهالسلام قال: أیّما امرأةٍ باتت و زوجها علیها ساخط فی حقٍّ لم یتقبّل منها صلاة حتّی یرضی عنها و ایّما إمرأة تطیّبت لغیر زوجها لم یقبل اللّه منها صلاة حتّی تغتسل من طیبها کغسلها من جنابتها. (الوسائل ج 14/113)
2) (3)2- و فیه عنه... عن ابی عبداللّه علیهالسلام قال: قال رسولاللّه صلی الله علیه و آله : ایّ امرأةٍ تطیّبت و خرجت من بیتها فهی تلعن حتّی ترجع الی بیتها متی ما رجعت. (المصدر)
3) (4)3- و فیه عنه... عن الصادق علیهالسلام فی حدیث المناهی قال: نهی الّنبیّ صلی الله علیه و آله ان تخرج المرأة من بیتها بغیر اذن زوجها فان خرجت لعنها کلّ ملک فی السماء و کلّ شیءٍ تمرّ علیه من الجنّ و الإنس حتّی ترجع الی بیتها و نهی صلی الله علیه و آله ان تتزیّن لغیر زوجها فان فعلت کان حقّا علیاللّه ان یحرقها بالنار. (المصدر ص 114)
خود از خانه خارج شود و اگر خارج شود همه ملائکه آسمان و هر که از جن و انس به او برخورد میکنند او را لعنت خواهند کرد تابه خانه خود برگردد.»
و فرمود: «حرام است زن برای غیر شوهر خود زینت کند و اگر چنین کند بر خدا حق است که او را به آتش [دوزخ] بسوزاند.»
(1)4- در همان کتاب، از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمود: «هر زنی که به شوهر خود بگوید: «من از تو خیر ندیدم» اعمال و عبادات او از بین خواهد رفت.»
(2)در کتاب وسایل الشیعه، از کتاب عقاب الأعمال، از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده
1) (1)4- و فیه عن جمیل بن درّاج عن ابی عبداللّه علیهالسلام قال: ایّما امرأةٍ قالت لزوجها: ما رایت قطّ من وجهک خیرا فقد حبط عملها. (الوسائل ج 14/115) یحرم علی کلّ من الزوجین ان یؤذی الاخر بغیرحق
2) (2)1- الوسائل عن محمّد بن علیّ بن الحسین فی (عقاب الأعمال) بسند تقدّم فی عیادة المریض عن الّنبیّ صلی الله علیه و آله قال: من کان له امرأة تؤذیه لم یقبل اللّه صلاتها و لاحسنة من عملها حتّی تعینه و ترضیه و ان صامت الدّهر و قامت و أعتقت الرقاب و انفقت الأموال فی سبیل اللّه و کانت أوّل من ترد النار ثمّ قال: قال رسولاللّه صلی الله علیه و آله و علی الرّجل مثل ذلک الوزر و العذاب إذا کان لها مؤذیا ظالما و من صبر علی سوء خلق امرأته و احتسبه أعطاه اللّه له بکلّ مرّة یصبر علیها من الثواب مثل ما اعطی ایّوب علی بلائه و کان علیها من الوزر فی کل یوم ولیلة مثل رمل عالج فان ماتت قبل ان تعقبه و قبل ان یرضی عنها حشرت یوم القیامة منکوسة مع المنافقین فی الدرک الأسفل من النّار و من کانت له امرأة و لم توافقه و لم تصبر علی ما رزقه اللّه و شقت علیه و حملته مالم یقدر علیه لم یقبل اللّه لها حسنة تتقی بها النار و غضب اللّه علیها مادامت کذلک. (الوسائل ج 14/116)
که فرمود: «هر زنی که به همسر خود آزار رساند، خداوند نماز و اعمال خیر او را نمیپذیرد تا وقتی که او را یاری کند و رضایت او را فراهم نماید. چنین زنی، اگر در تمام عمر روزه بگیرد و غلامانی را در راه خدا آزاد کند و مالهایی را در راه خدا انفاق نماید سودی برای او نخواهد داشت و او نخستین کسی است که وارد آتش میشود.»
سپس فرمود: «مرد هم اگر به همسر خود آزار رساند و در حق او ظلم کند،
چنین گناه و عذابی را خواهد داشت و هر مردی که برای خدا بر بدخلقی همسر خود صبر کند خداوند در مقابل هر نوبتی که بر بداخلاقی او صبر میکند پاداش حضرت ایوّب علیهالسلام را به او خواهد داد و گناه آن زن در هر شبانه روز به اندازه رملهای بیابان عالج میباشد، و اگر بدون رضایت آن مرد بمیرد در قیامت با منافقین از سر در دَرَک اسفل دوزخ قرار خواهد گرفت.
و کسی که زنی داشته باشد که آن زن با او موافق نباشد و بر زندگی او صبر نکند و بر او سخت بگیرد و او را وادار به چیزی کند که توان آن را ندارد خداوند هیچ عمل نیکی را از آن زن نمیپذیرد و او از آتش نجات پیدا نمیکند و تا هنگامی که دارای چنین اخلاقی باشد خداوند بر او خشم خواهد داشت.»
مؤلف گوید: یکی از آزارهایی که زن به شوهر خود روا میدارد این استکه نیاز او را نسبت به مسایل جنسی تأمین نکند و یا در تمکین کردن، او را آزار دهد و خواسته او را انجام ندهد و یا به تأخیر اندازد. چنین زنی را ملائکه لعنت میکنند.
(1)2- در کتاب وسایل، از کافی، از امام باقر علیهالسلام نقل شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله به زنها فرمود: «نماز خود را طولانی مکنید تا همسران خویش را از بهرهگیری ممنوع نمایید.» (2)3- در همان کتاب، از کافی، از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمود: «زنی برای حاجتی که داشت خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید، پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود: شاید تو از زنهای مسوّفات باشی. آن زن گفت: یا رسولاللّه! مسوّفات کیانند؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: مقصود من زنی میباشد که چون همسر او او را طلب مینماید و از او درخواست مسایل جنسی میکند او پیاپی او را معطل میکند تا او را خواب برباید و چون همسر او به خواب میرود ملائکه آن زن را لعنت میکنند تا وقتی که شوهر او از خواب بیدار شود.»
1) (1)2- و فیه عن الکافی عن ابی بصیر، عن ابی جعفر علیهالسلام قال: قال رسولاللّه صلی الله علیه و آله للنساء: لاتطولنّ صلاتکنّ لمتعن ازواجکنّ. (الوسائل ج 14/117 - الفروع ج 2/61)
2) (2)3- و فیه عنه عن ابی عبداللّه علیهالسلام قال: إنّ امرأة أتت رسولاللّه صلی الله علیه و آله لبعض الحاجة فقال لها: لعلک من المسوّفات؟ قالت: و ما المسوّفات یا رسولاللّه؟ قال المرأة التی یدعوها زوجها لبعض الحاجة فلاتزال «تزل» تسوّفه حتّی ینعس زوجها فینام فتلک التی لاتزال الملائکة یلعنها حتّی یستیقط زوجها. (المصدر ص 117 - الفروع ج 2/61)
از سخنان و توصیههای معصومین علیهمالسلام استفاده میشودکه تضییع حق زن و ظلم به او، همانند تضییع حق یتیم و ظلم به او میباشد. براین اساس، لازم است که به زن ارفاق و از خطاهای او گذشت کنند و بیش از توان او چیزی به او تحمیل نشود و بهترین مردم کسی است که بیش از دیگران به همسر خود احسان و ارفاق نماید و ملعون است کسی که حق زن را ضایع نماید و به او ظلم کند، چرا که زن امانت خداست و امانت را باید به خوبی نگهداری نمود تا صفای زندگی و آرامش در خانواده برقرار گردد.
اینک به گوشههایی از سخنان معصومین علیهمالسلام در این باره اشاره میکنیم:
(1)1- در کتاب وسایل الشیعه، از کافی، از امام صادق علیهالسلام نقل شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هرکس همسری انتخاب نماید و از او بهرهمند گردد نباید او را ضایع گذارد.» (2)2- امام صادق علیهالسلام فرمود: «از خدا بترسید در باره حق زن و یتیم که این دو ضعیف و ناتوان میباشند.» (3)3
1) (1)الإحسان و الإکرام للزوجة1- الوسائل عن الکافی... عن ابی عبداللّه علیهالسلام قال: قال رسولاللّه صلی الله علیه و آله : انّما المرأة لعبة من اتّخذها فلایضّیعها. (الوسائل ج 14/119- الفروع ج 2/61)
2) (2)2- و قال علیهالسلام : اتقّوااللّه فی الضعیفین یعنی بذلک الیتیم و النساء. (المصدر)
3) (3)3- و قال علیهالسلام : اکثر اهل الجنّه من المستضعفین النساء علم اللّه ضعهنّ فرحمهنّ.(المصدر)
(1)4- در همان کتاب، از صدوق نقل شده که امیرالمؤمنین علیهالسلام در ضمن وصیّت به فرزند خود محمدبن الحنفیة فرمود: «زن همانند گل رقیق و لطیف است، او قهرمان نیست که بر او فشار آوری. پس در همه حالات و امور با او مدارا کن و معاشرت خود را با او نیکوگردان تازندگی تو با صفا و شیرین گردد.»
(2)5- در همان کتاب، از کافی، از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمود: «خداوند مرد را قیّم و مالک زن قرار داده و اختیار زن را به دست او داده است. پس رحمت خدا باد بر مردی که بین او و همسرش صلاح و محبت برقرارباشد و به همسر خود احسان کند.» (3)6- در همان کتاب، از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «ملعون است کسی که همسر خود را ضایع گذارد و زندگی او را تأمین نکند.»
1) (4)4- و فیه عن الصدوق باسناده الی وصیّة امیرالمؤمنین علیهالسلام لولده محمدبن الحنفیّة نحوه الی قوله علیهالسلام : ولیست بقهرمانه وزاد: فدارها علی کلّ حالٍ و احسن الصحبة لها لیصفو عیشک. (المصدر ص120)
2) (1)5- وفیه عن الکافی... قال الصادق علیهالسلام : رحم اللّه عبدا احسن فیما بینه و بین زوجته فانّ اللّه عزّوجلّ قد ملّکه ناصیتها و جعله القیّم علیها. (الوسائل ج 14/122)
3) (2)6- و قال: قال رسولاللّه صلی الله علیه و آله : ملعون ملعون من ضیع من یعول. (المصدر)
و فرمود: «دور از مروّت است که مردی در شهری زندگی کند و در کنار همسر خود نباشد و از او دوری نماید.»
(1)7- در همان کتاب، از موسیبن جعفر علیهماالسلام نقل شده که فرمود: «خانواده هر کسی [همانند] اسرایی هستند که در زیر دست اویند. پس به هرکس خدا نعمت عطا نموده باید به خانواده خود وسعت وگشایش دهد تا نعمت از او گرفته نشود.»
و رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «آگاه باشید که بهترین شماها کسانی هستند که به همسران خود بیشتر توجه میکنند و من بیشتر از شما به همسران خود توجه میکنم.»
(2)اسلام علاقه به همسر را یک فضیلت و ارزش دانسته و دستور داده که مردها با همسران خود مدارا و سازگاری کنند و از خطاهای آنان در حد امکان درگذرند و به آنان ترحم نمایند. از سوی دیگر، آفتهای این مسأله را همگوشزد نموده و فرموده: از شر آنان نیز باید برحذر بود و از آنان پیروی و اطاعت نکرد. اسلام
1) (3)7- و فیه: قال و قال ابوالحسن علیهالسلام : عیال الرجل اسراؤة فمن انعم اللّه علیه بنعمةٍ فلیوسّع علی اسراءه فان لم یفعل اوشک ان تزول تلک النعمة. و فیه قال: قال النبیّ صلی الله علیه و آله : ألا خیرکم خیرکم لنسائه و اناخیرکم لنسائی.(المصدر)
2) (4)فضل حبّ النساء و الأمر بمداراتهنّ قال اللّه سبحانه: یا ایّها الذین آمنوا إنّ من ازواجکم واولادکم عدوّا لکم فاحذروهم و ان تعفوا و تصفحوا و تغفروا فانّ اللّه غفورٌ رحیم. (سورة التغابن آیة 14)
زحمات همسران را نیز یادآور شده و دستور داده است که باید در حد امکان در خانه به آنان کمک نمود تا جایی که میفرماید: بهترین مردها آنهایی هستند که به همسران خود بیشتر محبت و احسان میکنند و زمینه آسایش آنان را فراهم مینمایند.
البته معیار گذشت و احسان و علاقه به همسران و شاد نمودن آنان مقررات و حدود اسلامی است. بنابراین اگر هریک از این مسایل همراه تخلف از دستورات و حدود اسلامی حاصل شود مطلوب نخواهد بود. برای مثال اگر کسی بخواهد نسبت به همسر خود با انجام یک گناه و عمل حرام احسان کند و یا او را شاد نماید و یا برای او آسایش فراهم نماید، در حقیقت، در حق او ستم رواداشته است؛ گرچه آن همسر به دلیل جهالت و نادانی طالب آن باشد.
باید توجه داشت که خداوند متعال حکیم است و هرچیزی را مطابق حکمت خود آفریده و کوچکترین ظلمی در آفرینش او وجود ندارد؛ همان گونه که در عالم تکلیف نیز هرکسی را به اندازه توان، بلکه کمتر از توان او، تکلیف نموده است و در قیامت نیز هر انسانی را به اندازه عقل و شعوری که به او داده مؤاخذه خواهد نمود؛ «لایَظلم مثقال ذرّة فی السموات و لافی الأرض». معیار سعادت در اسلام و دیگر ادیان آسمانی، معرفت و تقوای هر انسانی است و در این مسأله تفاوتی بین زن و مرد وجود ندارد. آری، در خلقت مرد و زن تفاوتها و تفاضلهایی مطابق حکمت کلی نظام خلقت وجود دارد که اگر این تفاوتها و تفاضلها نباشد زندگی مرد و زن
دچار مشکل میشود و خداوند خالق و حکیم و رحیم بنابر مصلحت نظام آفرینش،
موجودات را چنین آفریده و در قانون خود نیز چنین تفاوت و تفاضلهایی را قرار داده است؛ چنان که خلقت پیامبران خود را که مأمور به تبلیغ دین هستند و باید معصوم و پاک باشند مانند سایر مردم قرار نداده برهمین اساس قدرت و توان و علم و عقل و تدبیری که به پیامبران علیهمالسلام داده به دیگران عنایت نفرموده است.
در این زمینه بنابه فرموده قرآن «و لا یُسئل عمّا یفعل و هم یُسألون» کسی نباید خداوند را که مالک هستی و عالم و عادل و حکیم و رحیم است مورد سؤال قرار دهد بلکه این انسان است که باید به علت جهل و نادانی و خطا و ظلم مورد سؤال و مؤاخذه قرار گیرد.
از این رو، اگر در قرآن و سخنان اولیای خدا مطالب و دستوراتی به چشم میخورد که حاکی از تفاوت و یا تفاضل مرد نسبت به زن میباشد، قطعا بدون حکمت نبوده بلکه مقتضای نظام آفرینش آن بوده است. از سویی، بالاترین ارزش عبادت یک انسان، رضایت به تقدیرات خداوند است و اگر انسان مؤمن، حکمت و فلسفه حکمی از احکام خدا را ندانست و یا سرّ آن بر او آشکار نبود نباید زبان به انکار باز کند.
امیرالمؤمنین علیهالسلام به یکی از یاران و فرزندان خود فرمود: «و ان اشکل علیک شیء من ذلک فاحمله علی جهالتک...» ؛ یعنی اگر در فهم احکام خداوند و یا نسبت به عالم خلقت و تکوین مشکلی پیدا کردی و سرّ آن را ندانستی آن را به عهده جهالت و نادانی خود گذار و به قانون خداوند اعتراض مکن [؛ چرا که این، اعتراضِ به حق و انکار آن است و مساوی با شرک و یا کفر خواهد بود].
اینک به بخشی از آیات قرآن و سخنان معصومین علیهمالسلام در این موضوع توجه میکنیم:
خداوند در سوره تغابن میفرماید: «ای اهل ایمان، [بدانید] که بعضی از همسران و فرزندان شما دشمن شما هستند، پس از آنان برحذر باشدی [که آسیبی از آنان به شما نرسد].
از این آیه مبارکه روشن میشود که تنها بعضی از همسران و فرزندان چنین
هستند و نه همه آنان. برهمین اساس، روایاتی که در پی میآید نیز جنبه نوعیت دارد و چنین نیست که همه همسران و زنها چنین باشند.
زنهای با کمال نیز فراوان هستند و چه بسا بعضی از آنان در مراتب کمال و تعقل و تدبیر از بسیاری از مردها برتر باشند. ولی طبق آنچه در روایات آمده، در بین زنها تنها چند نفر به مراحل عالی کمال رسیدهاند اما از میان مردها، افراد فراوانی به مراحل عالی کمال دست یافتهاند.
(1)1- علامه مجلسی، از علل الشرایع و امالی صدوق، با سند خود، از امام صادق، از پدرانش علیهمالسلام نقل نموده که مردی از اصحاب امیرالمؤمنین علیهالسلام از [آزار و
1) (1)1- البحار عن العلل و الأمالی عن الصادق عن آبائه علیهمالسلام قال: شکی رجل من اصحاب امیرالمؤمنین علیهالسلام نساءه فقام علیهالسلام حطیبا فقال: معاشرالناس لاتطیعوا النساء علی حالٍ، ولا تأمنو هنّ علی مالٍ و لاتذروهنّ یدّبرن امرالعیال، فانّهنّ ان ترکن و ما اردن اوردن المهالک و عدون امرالمال:، فانّا وجدناهنّ لاورع لهنّ عند جاجتهنّ، و لاصبر لهنّ عن شهوتهنّ، البذح لهنّ لازم و ان کبرن، و العجب بهنّ لاحق و ان عجزن، لایشکرن الکثیر اذا منعن القلیل، ینسین الخیر و یحفظن الشرّ، یتهافتن بالبهتان، و یتمادین بالطغیان، و یتصدّین للشیطان، فداروهنّ علی کلّ حالٍ و احسنوا لهنّ المقال لعّلهنّ یحسنّ الفعال. (البحار ج 103/223 العلل ص 512 الأمالی ص 206)
اخلاق ناپسند] زنهای خود به آن حضرت شکایت نمود و به این علت امیرالمؤمنین علیهالسلام خطبهای ایراد نمود و فرمود:
«ای مردم! در هیچ چیز و هیچ موقعیتی از زنها پیروی نکنید و آنان را نسبت به اموال خود امین ندانید و زندگی و تدبیر آن را به آنان وامگذارید؛ اگر آنان را آزاد گذارید خود را به هلاکت میاندازند و از امر مالک خود سرپیچی میکنند؛ چرا که ما دریافتهایم که آنان در هنگام نیاز تقوا را رعایت نمیکنند و هنگام شهوت و خواستههای نفسانی صابر و شکیبا نیستند، و تکبر و بلندپروازی حتی در هنگام پیری، لازمه وجود آنان است و خودپسندی، چه در حال ناتوانی و چه در حال توانایی شیوه آنها است. آن هنگام که از تنگدستی خارج شوند خدا را شاکر نیستند؛ خوبیها را فراموش میکنند و بدیها را به یاد میآورند؛ فراوان به یکدیگر تهمت میزنند و به طغیان و سرکشی خود ادامه میدهند. آنان کارگزاران شیطانند؛ از این رو باید در همه چیز با آنان مدارا نمایید و در سخن با آنان درشتی نکنید تا شاید رو به
صلاح بروند [و از کارهای ناپسند خود دست بردارند].»
(1)2- در همان کتاب، از امالی صدوق، از امام باقر، از پدرانش، از امیرالمؤمنین علیهمالسلام نقل شده که فرمود: «از زنان بد بپرهیزید و از خوبان آنان برحذر باشید. از خواستهها و دستورهای مشروع آنان سرپیچی کنید تا طمع نکنند و شما را به منکر و خلاف شرع واندارند.» (2)
1) (1)2- و فیه عن الامالی... قال امیرالمؤمنین علیهالسلام : اتقّوا شرارالنساء و کونوا من خیارهنّ علی حذرٍ انْ امرنکم بالمعروف فخالفوهنّ کیلا یطمعن منکم فی المنکر. (المصدر ص 224 الأمالی ص 304)
2) (2)3- و فیه عن الباقر علیهالسلام قال: من اتّخذ امرأةً فلیکرمها فانّما فانّما امرأه احدکم لعبة فمن اتّخذها فلایضّیعها.
3- در همان کتاب، از قرب الاسناد، از امام باقر علیهالسلام نقل شده که فرمود: «کسی که همسری انتخاب میکند باید او را گرامی بدارد، و چون بهرههای خود را از او میبرد نباید او را ضایع نماید.»
(1)4- رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «از خدا بترسید، از خدا بترسید در باره دو ضعیف: یکی یتیم و دیگری زن. همانا بهترین شما کسانی هستند که بیشتر به همسران خود رسیدگی میکنند.» (2)5- در همان کتاب، از علل الشرایع، از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمود: «زنی از صحرانشینان خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و همراه او دو کودک بود که یکی را به دوش گرفته بود و دیگری همراه او بود و چون رسول خدا صلی الله علیه و آله یک قرص نان به او داد و او آن را بین دو فرزند خود تقسیم نمود رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «چنین زنهای با محبتی اگر نماز میگزاردند و زیاد هوسرانی نمیکردند اهل بهشت میبودند.» (3)
1) (3)4- و فیه... قال رسولاللّه صلی الله علیه و آله : اتقّوا اللّه اتقّوا اللّه فی الضعیفین: الیتیم و المرأة فانّ خیارکم خیارکم لأهله. (البحار ج 103 ص 224)
2) (4)5- و فیه عن العلل... قال ابوعبدالله علیهالسلام : جاءت امرأة من اهل البادیة الی النبیّ صلی الله علیه و آله و معها صبّیان حاملة واحدا و آخر یمشی، فاعطاها النبیّ صلی الله علیه و آله قرصا ففلقته بینهمافقال رسولاللّه صلی الله علیه و آله : الحاملات الرحیمات لولا کثرة لعبهنّ لدخلت مصلّیاتهنّ الجنّة. (المصدر ص 227)
3) (1)6- و فیه عن ابی جعفر علیهالسلام قال: لاتشاوروهنّ فی النجوی، و لاتطیعوهنّ فی ذی قرابة إنّ المرأة اذا کبرت ذهب خیر شطریها و بقی شرّهما: ذهب جمالها و عقم رحمها و احتدّ لسانها، و إنّ الرجل اذا کبر ذهب شرّ شطریه و بقی خیرهما ثبت عقله و استحکم رأیه و قلّ جهله. (المصدر عن مکارم الأخلاق ص 265)
6- در همان کتاب، از مکارم الأخلاق، از امام باقر علیهالسلام نقل شده که فرمود: «در کارهای سرّی با زنها مشورت نکنید و در مسایل خویشاوندی از آنان پیروی ننمایید. همانا زن چون پیر شود شرّ او باقی میماند و خیر او از بین میرود، جمال او برطرف و رحم او عقیم و زبان او تند و پرخاشگر میشود؛ [ولی] مرد چون پیر شود شرّ او از بین میرود و خیر او باقی میماند، نادانی و جهل او برطرف و عقل او ثابت و رأی او مستحکم میگردد.»
(1)7- امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «هر مردی که تدبیر زندگی خود را به دست زن خود بدهد ملعون است.» (2)8- و فرمود: «برکت در مخالفت با زنهاست.» (3)9- رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «کسی که از همسر خود (درگناه و هوسرانی) اطاعت بکند خداوند او را به صورت در آتش میافکند.» سؤال شد: آن چگونه
1) (2)7- و فیه عن مکارم الأخلاق: قال علی علیهالسلام : کلّ امراءٍ تدبرّه امرأة فهو ملعون.
2) (3)8- وقال علیهالسلام : فی خلافهنّ البرکة. (المصدر)
3) (4)9- و قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : من اطاع امرأته اکبّه اللّه علی وجهه فی النار قال: و ما تلک الطاعة؟ قال: تطلب الیه الذهاب الی الحمامات و العرسات و العیدان و النایحات و الثیاب الرقاق فیجیبها.(المصدر)
اطاعتی است؟ فرمود: «او را اجازه دهد به حمامهای عمومی و عروسیها واعیاد و جلسات آوازه خوانی برود و لباس نازک بپوشد.»
و امّا نقصان عقولهنّ فشهادة امرأتین منهنّ کشهادة الرجل الواحد،
و امّا نقصان حطوظهنّ فموارثیهنّ علی الانصاف من مواریث الرجال، فاتقّوا شرار النساء و کونوا من خیارهنّ علی حذرٍ، و لاتطیعوهنّ فی المعروف حتّی لایطمعن فی المنکر. (البحار ج 103/228)
10- در نهج البلاغه، از امیرالمؤمنین علیهالسلام نقل شده که آن حضرت بعد ازبازگشتن از جنگ جمل در مذمت و نکوهش زنان فرمود: «ای مردم! براستی زنها از جهت ایمان وارث و عقل ناقص هستند؛ دلیل ناقص بودن ایمان آنان این است که در ایام حیض از نماز و روزه باز میمانند، و دلیل ناقص بودن عقل آنان این است که شهادت دو نفر از آنان مانند شهادت یک مرد میباشد، و دلیل ناقص بودن ارث آنان این است که ارث آنان نصف ارث مردها میباشد.»
سپس فرمود: «از زنهای بد پرهیز کنید و از زنهای خوب نیز برحذر باشید. در کارهای خوب از آنان اطاعت نکنید تا در شما طمع نکنند و اعمال خلاف و معصیت خدا را از شما طلب ننمایند.»
1) (5)10- و فی البحار عن نهج البلاغة: قال علیّ علیهالسلام بعد حرب الجمل فی ذمّ النساء: معاشرالناس انّ النساء نواقص الایمان، نواقص الحفوظ، نواقص العقول، فأمّا نقصان ایمانهنّ فقعودتهنّ عن الصلاة و الصیام فی ایّام حیضهنّ،
در تاریخ ثبت شده و در قرآن نیز تصریح شده است که قبل از اسلام، مردم جزیرة العرب دختران خود را زنده به گور میکردند و چون به آنان خبر داده میشد که فرزند دختری خداوند به شما داده آنان از شرمساری سر به زیر میانداختند و صورتهایشان سیاه میشد و متحیر میماندند که آن دختر را با خواری و ذلّت نگهداری کنند و یا او را زنده بهگور نمایند.
(1)ولی در اسلام، برخلاف فرهنگ جاهلی، از فرزندان دختر دلجویی بیشتری شده است و دستور داده شده که محبت بیشتری به آنان بشود. اسلام، فرزندان دختر را رحمت و فرزندان پسر را نعمت شمرده است از روایات استفاده میشود که پدر و مادری که فرزند دختر دارند نیز مورد دلجویی و رحمت الهی میباشند. اینک به متن سخنان معصومین علیهمالسلام مینگریم:
1) (1)المرأة قبل الإسلام و بعده قال اللّه سبحانه: و اذا بُشّر احدهم بالانثی ظلّ وجهه مسودّا و هو کظیم * یتواری من القوم من سوء ما بشّربه أیمسکه علی هونٍ ام یدسّه فی التراب ألا ساءما یحکمون. (النحل/58)1- و قال الصادق علیهالسلام : البنات حسنات و البنون نعمة فالحسنان یثاب علیها و النعم یُسأل عنها. (البحار ج 104/90 مکارم الاخلاق /251)
2) (1)البحار عن مکارم الأخلاق عن حمزة بن حمران باسناده انّه اتی رجل النبیّ صلی الله علیه و آله و عنده رجل فاخبره بمولودٍ فتغیّرلون الرجل فقال النبیّ صلی الله علیه و آله مالک؟ فقال: خیر قال: قل، قال: خرجت و المرأة تمخض فأخبرت أنّها ولدت جاریة، فقال له النبیّ صلی الله علیه و آله : الأرض تقلّها، و السماء تظلّها، و اللّه یرزقها، و هی ریحانة تشّمها ثمّ اقبل علی اصحابه فقال: من کانت له ابنة واحده فهو مفدوح و من کانت له ابنتان فیاغوثاه، و من کان له ثلاث وضع عنه الجهاد و کلّ مکروه، و من کان له اربع فیاعباداللّه اعینوه، یا عباداللّه اقرضوه، یا عباداللّه ارحموه. (البحار ج 104/91 مکارالأخلاق /251)
در کتاب بحار، از کتاب مکارم الاخلاق، از حمزة بن حمران نقل شده که مردی خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله نشسته بود، پس شخصی خبر آورد که خداوند فرزندی به آن مرد عطا فرموده و چون آن مرد دانست که آن فرزند دختر است رنگ او تغییر نمود. رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود: «چگونه شد حال تو؟» او گفت: خیر است. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «برای چه حال تو دگرگون گردید؟» آن مرد گفت: یا رسولاللّه! من از خانه خارج شدم در حالی که همسرم در حال زایمان کردن بود و اکنون به من خبر داده شد که او دختری آورده است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «زمین او را به دوش میگیرد و آسمان بر او سایه میافکند و خداوند او را روزی میدهد و او گلی است برای تو که آن را میبویی.»
(1)سپس روی مبارک خود را به سوی اصحاب نمود و فرمود: «هرکس صاحب
1) (2)و قال صلی الله علیه و آله : من عال ثلث بناتٍ او ثلث اخوات وجبت له الجنّة قیل: یا رسولاللّه و اثنتین؟ قال صلی الله علیه و آله : و اثنتین قیل: یا رسولاللّه و واحدة؟ قال صلی الله علیه و آله و واحدة. (المصدر ص 92 مکارم الاخلاق /252)
یک دختر باشد بار سنگینی به دوش اوست و هر کس صاحب دو دختر باشد [خدا[ به فریاد او برسد و هر کس صاحب سه دختر باشد جهاد و هر کار دشواری از او ساقط است و هر کس صاحب چهار دختر باشد، پس ای بندگان خدا، او را کمک دهید و به او رحم کنید و قرض به او بدهید.»
و فرمود: «هرکس سه دختر را تکفّل کند بهشت برای او لازم میشود.» گفته شد: دو دختر چگونه است؟ فرمود: «بهشت برای او لازم میشود.» گفته شد: یک دختر چگونه است؟ فرمود: «بهشت برای او لازم میشود.»
(1)در همان کتاب، از تفسیر عیّاشی، از حسن بن سعید نقل شده که گوید: برای یکی از اصحاب امام صادق علیهالسلام فرزند دختری متولد شده بود و چون خدمت آن حضرت رسید و امام علیهالسلام او را خشمناک دیدند به او فرمودند: «بگو بدانم اگر خداوند به تو وحی مینمود که «آیا من برای تو انتخاب کنم و یا تو برای خود انتخاب میکنی تو چه میگفتی؟» آن مرد گفت: من میگفتم: پروردگارا، تو برای من انتخاب کن. پس امام علیهالسلام به او فرمود: «اکنون خدا برای تو [دختر] انتخاب نموده است.»
1) (3)و فی البحار عن العیاشی عن الحسن بن سعید اللحمی قال: ولد لرجلٍ من اصحابنا جاریة و دخل علی ابی عبداللّه علیهالسلام فرآه متسخطا لها، فقال له ابوعبداللّه علیهالسلام : أرأیت لو أنّ اللّه اوحی الیک انّی اختارلک او تختار لنفسک ما کنت تقول؟ قال: کنت اقول: یا ربّ تختار لی قال علیهالسلام : فانّ اللّه قداختار لک ثمّ قال: انّ الغلام الذی قتله العالم الذی کان مع موسی فی قول اللّه: «فاردنا ان یبدلهما ربّهما خیرا منه زکاةً و اقرب رحما» قال: فابدلهما منه جاربةً ولدت سبعین نبیّا. (البحار ج 104/101)
سپس فرمود: «آن پسری که حضرت خضر کشت و حضرت موسی علیهماالسلام به او اعتراض نمود و خضر علیهالسلام در پاسخ موسی علیهالسلام گفت: «ما خواستیم به پدر و مادر این پسر خداوند فرزند پاکتر و نزدیکتری از جهت رحمیت عطا فرماید» خداوند به جای آن پسر (که اگر بزرگ میشد طغیان و سرکشی مینمود) دختری به آنان عطا نمود که هفتاد پیامبر از نسل او به وجود آمدند.»
(1)و در کتاب کافی، از سلیمان جعفری، از حضرترضا علیهالسلام نقل شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «خدای تبارک و تعالی به زنها رؤوفتر و مهربانتر است تا مردها و هیچ مردی نیست که زنی از خویشان خود را خشنود کند جز آن که خداوند در قیامت او را خشنود خواهد نمود.»
(2)اگر خداوند در خلقت مرد و زن تفاوتها و برتریهایی قرار داده است؛ نه از جهت تحقیر و ظلم به زن میباشد بلکه از جهت مصلحت و حکمت نظام آفرینش است؛ چرا که او عالم به مصالح عالم و حکیم و مدّبر و ربّ العالمین و رحیم
1) (1)و فی الکافی... عن سلیمان بن جعفرالجعفری عن ابی الحسن الرضا علیهالسلام قال: قال رسولاللّه صلی الله علیه و آله : إنّ اللّه تبارک و تعالی علی الاناث ارأف منه علی الذکور و ما من رجلٍ یدخل فرحة علی امرأةٍ بینه و بینها حرمة الاّ فرحّه اللّه تعالی یوم القیامة. (الکافی ج 6/6)
2) (2)حقوق الرجال و النساء بعضهم علی بعض قال اللّه سبحانه: الرجال قواّمون علی النساء بما فضل اللّه بعضهم علی بعضٍ و بما انفقوا من اموالهم فالصالحات قانتات حافظات للغیب بما حفظ اللّه. (النساء آیة 34)
است و حق احدی را در عالم تکوین و تشریع ضایع نمیکند.
مصلحت کلی نظام آفرینش ایجاب نموده که عدهای از انسانها پیامبر یا امام و رهبر جامعه باشند و عدهای نیز در دین خدا تفّقه نمایند و به عنوان علمای دینی مردم را راهنمایی و هدایت نمایند و عدهای دیگر نیز به سایر امور بپردازند.
در نظام خانواده نیز خلقت مرد و زن به گونهای است که یکی قیّم و مدیر باشد و سایرین از او اطاعت کنند که اگر چنین نمیبود نظام خانواده متلاشی میگردید. همانگونه که در مسأله الوهیت فرموده است: «لو کان فیهما آلهة الاّ اللّه لفسدتا»؛ یعنی اگر برای اداره عالم چند خدا وجود داشت آسمان و زمین فاسد و تباه میشد.
از این رو، بندگان خدا باید به تقدیرات الهی در عالم تکوین و تشریع راضی باشند و حتی آن را یک عبادت بدانند. اساسا تسلیم بودن بنده در مقابل تقدیرات و حکمتهای الهی از بزرگترین عبادات است و معرفت و ارزش انسان مؤمن نیز وابسته به آن است.
البته معیار و ملاک ارزش انسانها در پیشگاه خداوند بندگی و تقوای آنان میباشد؛ ممکن است یک فرد بیسواد و یک زن خانه دار در این میدان گوی سبقت را از دیگران برباید؛ و زنی مانند مادر وهب در کربلا و یا مردی چون جون، غلام سیاه امام حسین علیهالسلام از دیگران سبقت گیرند. یک زن خانه دار میتواند با اطاعت از شوهر و بیرون نرفتن از خانه به مقامی برسد که جبرئیل علیهالسلام برای او و پدر او بشارت آمرزش بیاورد.
اینک به بخشی از آیات و روایات در باره شخصیت مرد و زن و حقوق آنان بر یکدیگر توجه فرمایید:
خداوند در سوره نساء میفرماید: «قیمومت و سرپرستی زنها و [و خانواده[
برای مردهاست و این به علت برتری مرد بر زن و انفاقی است که آنان برای اداره زندگی میکنند.» این آیه بدان معنی است که خداوند واجب نموده که مردها هزینه زندگی همسران خود را تأمین نمایند. و زنها نیز از همسران خود اطاعت کنند تا نظام خانواده برقرار بماند.
خداوند در آیهای دیگر زنها را ستایش نموده و میفرماید: «زنهای صالح و شایسته، اهل قنوت و تضرّع و عبادت هستند ودر پنهانی آنچه خداوند دستور حفظ و نگهداری آن را داده حفظ میکنند»؛ یعنی چون شوهران آنان از خانه بیرون میروند خود را [که امانت همسران محسوب میشوند] از هر عمل خلاف حفظ میکنند. از امام باقر علیهالسلام نقل شده که فرمود: «مقصود از «قانتات» در این آیه این است که زنهای شایسته مطیع شوهران خود میباشند. (تفسیر علیبن ابراهیم قمی).»
(1)1- علامه مجلسی، در کتاب بحار، از علل و امالی صدوق، از امام حسن علیهالسلام نقل نموده که فرمود: «عدهای از یهودیها نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند و یکی از آنان در بین سؤالات خود پرسید: برتری مردها بر زنها چیست؟ رسول
1) (1)حقوق الرجال و النساء بعضهم علی بعض قال اللّه سبحانه: الرجال قواّمون علی النساء بما فضل اللّه بعضهم علی بعضٍ و بما انفقوا من اموالهم فالصالحات قانتات حافظات للغیب بما حفظ اللّه. (النساء آیة 34)1- البحار عن العلل و الأمالی عن حسن بن علی علیهماالسلام قال: جاء نفر من الیهود الی رسولاللّه صلی الله علیه و آله فسأله عن مسائل عن مسائل فکان فیما سأله: اخبرنی ما فضل الرجال علی النساء؟
خدا صلی الله علیه و آله فرمود: همانند برتری آسمان بر زمین و یا برتری آب بر زمین؛ همانگونه که زمین به وسیله آب احیا و زنده میشود، زنها نیز به وسیله مردها زنده میشوند و اگر مردها نبودند خداوند زنها را نمیآفرید؛ چنان که در قرآن میفرماید: «الرجال قوّامون علی النساء بما فضّل اللّه بعضهم علی بعضٍ و بما انفقوا من اموالهم».
مرد یهودی گفت: دلیل آن چیست، و چرا این گونه است؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند آدم را از گل آفرید و از باقیمانده گل آدم، حوّا را آفرید و نخستین کسی که از زنها اطاعت کرد، خود آدم بود و خداوند به همین علت او را از بهشت بیرون نمود.
(1)سپس فرمود: خداوند فضیلت مردها را بر زنها در دنیا آشکار نموده است؛ مگر نمیبینی زنها حیض میشوند و به علت این آلودگی از عبادت (نماز و روزه و...) ممنوع میگردند؟ در حالی که مردها چنین آلودگی پیدا نمیکنند و از عبادت خدا ممنوع نمیشوند؟ مرد یهودی گفت: راست گفتی ای محمد صلی الله علیه و آله .»
1) (1)قال النبی صلی الله علیه و آله : کفضل السماء علی الأرض او کفضل الماء علی الأرض فبالماء تحیی الأرض و بالرجال تحیی النساء لولا الرجال ما خلق النساء لقول اللّه عزّوجلّ «الرجال قوّامون علی النساء بما فضّل اللّه بعضهم علی بعض» قال الیهودیّ: لأیّ شیءٍ کان هکذا قال النبیّ صلی الله علیه و آله خلق اللّه عزّوجلّ آدم من طین و من فضله و بقیّته خلقت حوّاء و اوّل من اطاع النساء آدم فأنزله اللّه من الجنّة و قدبیّن فضل الرجال علی النساء فی الدنیا، الاتری الی النساء کیف یحضن و لا یمکنهنّ العبادة من القدارة و الرجال لایصیبهم شیءٌ من الطمث قال الیهودی: صدقت یا محمّد. (بحارج 103/240 العلل ص 512 الأمالی ص 192) عبادة المرأة و أجرها مشروطة برضا زوجها
(1)1- علامه مجلسی، از کتاب امالی صدوق، از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل نموده که فرمود: «هر زنی که با زبان خود همسر خویش را بیازارد خداوند هیچ عبادت و عمل نیکی را از او نمیپذیرد تا وقتی که شوهر خود را راضی کند. او اگر روزها را روزه بگیرد و شبها را به عبادت طی کند و در راه خدا بندههایی را آزاد و اموال انبوهی را انفاق کند، نخستین کسی خواهد بود که وارد دوزخ میشود. مرد نیز اگر در حق همسر خود ظالم و ستمگر باشد و حقوق او را ادا ننماید همین گونه خواهد بود.» (2)و فرمود: «آگاه باشید هر مردی که براخلاق بد همسر خود صبر کند و برای خدا بردباری پیشه نماید خداوند در آخرت ثواب شاکران را به او میدهد.»
و فرمود: «آگاه باشید هر زنی که به شوهر خود ارفاق نکند [و در سختیها با او
1) (2)1- البحار عن الأمالی فی مناهی النبی صلی الله علیه و آله و قال: ایّما امرأةٍ آذت زوجها بلسانها لم یقبل اللّه منها صرفا و لاعدلاً و لاحسنةً من عملها حتّی ترضیه و ان صامت نهارها و قامت لیلها و اعتقت الرقاب و حملت علی جیاد الخیل فی سبیل اللّه و کانت اوّل من یردالنار و کذلک الرجل اذا کان لها ظالما.
2) (3)و قال صلی الله علیه و آله : ألا و من صبر علی خلق امرأةٍ سیّئة الخلق و احتسب فی ذلک الاجر اعطاه اللّه ثواب الشاکرین فی الآخرة، الاو ایّما امرأةٍ لم ترفق بزوجها و حملته علی ما لایقدر علیه ومالا یطیق لم تقبل منها حسنة و تلقی اللّه [و] علیها غضبان.(البحار ج 103/244 الأمالی ص 429)
سازش ننماید] و او را به چیزی وادارد که طاقت آن را نداشته باشد خداوند هیچ حسنه و عمل نیکی را از او نمیپذیرد و چون خدا را ملاقات کند بر او خشمناک میباشد.»
(1)2- در همان کتاب، از قرب الاسناد از امام کاظم علیهالسلام نقل شده که علی بن جعفر، (برادر آن حضرت) پرسید: زنی که فرمان شوهر خود را نمیبرد حال او چگونه است و آیا نماز او قبول میشود؟ امام کاظم علیهالسلام فرمود: «او همیشه در حال گناه است تا شوهر او از او راضی شود.» پرسید: آیا زن میتواند از مال شوهر خود بدون اجازه او چیزی در راه خدا بدهد؟ فرمود: «نمیتواند، مگر این که شوهر او آن راحلال کند.»
پرسید: آیا زن میتواند بدون اجازه همسر خود از خانه بیرون برود؟ فرمود: «خیر.»
(2)3- در همان کتاب، از کتاب خصال نقل شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله خطبهای
1) (1)2- و فیه عن قرب الاسناد عن علی بن جعفرعن اخیه علیهالسلام قال: سألته عن المرأة العاصیة لزوجها هل لها صلاة و ما حالها؟ قال: لاتزال عاصیة حتّی یرضی عنها. قال: وسألته علیهالسلام عن المرأة لها ان تخرج من بیت زوجها بغیر إذنه؟ قال: لا. (المصدر عن قرب الاسناد ص 101)
2) (2)3- و فیه عن الخصال... خطب النبیّ صلی الله علیه و آله فقال: ایّها الناس انّ النساء عندکم عوارلایملکن لأنفسهنّ ضرّا و لانفعا أخذتموهنّ بأمانة اللّه و استحللتم فروجهنّ بکلمات اللّه فلکم علیهنّ حقّ و لهنّ علیکم حقّ و من حقّکم علیهنّ ان لایواطؤا فرشکم و لایعصینکم فی معروف، فاذا فعلن ذلک فلهنّ رزقهنّ و کسوتهنّ بالمعروف و لاتضربوهن. (البحار ج 103/245 الخصال ج 2/205)
خواند و به اصحاب خود فرمود: «ای مردم، زنها نزد شما عاریه و امانت هستند، آنها در اختیار شمایند و از خود ارادهای ندارند و خداوند آنان را نزد شما امانت سپرده و با کلمات خود آنان را بر شما حلال کرده است. [پس بدانید که] آنان را بر شما حقی است و شما را نیز بر آنان حقی است و از حقوق شما بر آنان این است که خود را در اختیار دیگران قرار ندهند و از شما در هیچ عمل مشروعی نافرمانی
نکنند و چون چنین کنند بر شما واجب است خوراک و پوشاک آنان را، به طور متعارف، تأمین کنید و آنان را آزار نرسانید.»
(1)4- در همان کتاب، از کتاب قصص الأنبیا، از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «جهاد زن این است که برای شوهر خود خیرخواه باشد و خوب شوهرداری کند.» (2)5- در همان کتاب، از کتاب قصص الأنبیا، از صدوق، از امام صادق، از
1) (1)4- وفیه عن قصص الانبیاء عن الصادق علیهالسلام قال: قال النبیّ صلی الله علیه و آله : لو امرت احدا ان یسجد لاجدٍ لأمرت المرأة ان تسجد لزوجها. (المصدر ص 247)
2) (2)5- و فیه عن مکارم الأخلاق... عن الباقر علیهالسلام قال: جاءت امرأة الی رسولاللّه صلی الله علیه و آله فقالت: یا رسول اللّه ما حقّ الزوج علی المرأة؟ فقال لها: تطیعه و لاتعصیه و لا تتصدّق من بیته بشیءٍ إلاّ بأذنه و لاتصوم تطوّعا إلاّ باذنه و لاتمنعه نفسها و ان کانت علی ظهرقتبٍ، و لاتخرج من بیته الاّ باذنه، فان خرجت بغیر اذنه لعنتها ملائکة السماء و ملائکة الأرض و ملائکة الغضب و ملائکة الرحمة حتی ترجع الی بیتها. فقالت یا رسول اللّه من اعظم الناس حقّا علی الرجال؟ قال صلی الله علیه و آله : والده قالت: فمن اعظم الناس حقا علی المرأة؟ قال صلی الله علیه و آله : زوجها، قالت: فمالی علیه من الحقّ مثل ماله علیّ؟ قال: لاولامن کلّ مأةٍ واحد، فقالت: والذی بعثک بالحقّ لایملک رقبتی رجل ابدا. (البحار ج 103/248 مکارم الأخلاق ص 245)
رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «اگر [صحیح بود و] من دستور میدادم که کسی در مقابل کسی سجده کند، میگفتم: زن در مقابل شوهرش سجده کند.»
(1)6- در همان کتاب، از کتاب مکارم الأخلاق، از محمدبن مسلم، از امام باقر علیهالسلام نقل شده که فرمود: زنی خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و گفت: یا رسول اللّه! حق مرد بر زن چیست؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «باید از او اطاعت کند و از دستورش سرپیچی ننماید، و جز با اجازه او چیزی از مال او را صدقه ندهد، و جز با اذن او
روزه مستحبی نگیرد، و خود را در همه حالات در اختیار او بگذارد، و بدون اجازه او از خانه خارج نشود، و اگر بدون اجازه او از خانه خارج شود ملائکه آسمان و زمین و ملائکه غضب و رحمت او را لعنت میکنند تا به خانه خود بازگردد.»
1) (3)6- و فیه عن امالی الطوسی... عن الصادق علیهالسلام قال: سألت امّ سلمة رسولاللّه صلی الله علیه و آله عن فضل النساء فی خدمة ازواجهنّ فقال: ایّما امرأةٍ رفعت من بیت زوجها شیئا من موضع الی موضع ترید به صلاحا الاّ نظراللّه الیها و من نظراللّه الیه لم یعذّبه. فقالت امّ سلمة: رضی اللّه عنها: زدنی فی النساء المساکین من الثواب بأبی انت و امّی فقال صلی الله علیه و آله : یا امّ سلمة إنّ المرأة اذا حملت کان لها من الأجر کمن جاهد بنفسه و ماله فی سبیل اللّه عزّوجلّ، فاذا وضعت قیل لها قد غفرلک ذنبک فاستأنفی العمل، فاذا ارضعت فلها بکلّ رضعةٍ تحریر رقبةٍ من ولد اسماعیل. (البحار ج 103/251 الأمالی ج 2/230)
آن زن گفت: ای رسول خدا! چه کسی بیش از دیگران بر مرد حق دارد؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «پدر و مادر او» آن زن گفت: چه کسی بیش از همه بر زن حق دارد؟ فرمود: «همسر او.» آن زن گفت: آیا همان اندازه که مرد بر زن حق دارد زن نیز بر مرد حق دارد؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «نه، بلکه به اندازه یکصدم آن هم براو حق ندارد.» پس آن زن گفت: سوگند به خدایی که تو را به حق مبعوث به نبوت نموده هرگز با مردی ازدواج نخواهم نمود.
(1)7- علامه مجلسی، در کتاب بحار، از کتاب کنز الکراجکی، از امام صادق علیهالسلام نقل نموده که فرمود: «ملعون است، ملعون است، زنی که همسر خود را بیازارد و او را اندوهگین کند و سعادتمند است و سعادتمند است زنی که به شوهر خود احترام کند و او را نیازارد و در همه حالات از او اطاعت نماید.» (2)8- در همان کتاب، از کتاب عدة الداعی، از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «حق زن بر مرد این است که شکم او را سیر کند و لباس او را تأمین نماید و با روی خوش [و اخلاق نیک] با او برخورد کند و اگر چنین کند، به خدا سوگند، حق او را ادا کرده است.»
1) (1)7- و فیه عن کنز الکراجکی... عن ابی عبداللّه علیهالسلام قال: ملعونة ملعونة امرأة تؤذی زوجها و تغمّه، و سعیدة سعیدة امرأة تکرم زوجها ولاتؤذیه و تطیعه فی جمیع احواله. (المصدر ص 252 الکنز ص 63)
2) (2)8- و فیه عن عدّة الداعی عن النبیّ صلی الله علیه و آله انّه قال: حقّ المرأة علی زوجها ان یسدّ جوعتها و ان یستر عورتها و لایقبحّ لها وجها، فاذا فعل ذلک فقد و اللّه ادیّ حقّها. (المصدر ص 254 عدة الداعی ص 63)
تردیدی نیست که درآمد حلال و استفاده از آن در زندگی موجب تقویت و نورانیت ایمان و قبولی اعمال و توفیق عبادت خداوند و مصرف مال در راههای خیر خواهد شد. کسب حلال، خود، یک عبادت بزرگ است و کسی که بکوشد از راه حلال درآمدی به دست آورد و شتاب نکند تا حلال خدا برای او فراهم گردد مانند کسی خواهد بود که در راه خدا جهاد میکند و این عمل از اسباب آمرزش او نیز میباشد.
در روایت آمده است که عبادت هفتاد جزء است و افضل آن تحصیل روزی حلال میباشد. کسی که معاش خود را با رنج بدن خویش از راه حلال به دست آورد خداوند به او نظر رحمت میافکند و هرگز او را عذاب نخواهد نمود و درهای بهشت برای او گشوده خواهد شد و پاداش پیامبران علیهمالسلام به او داده میشود و چون مشغول خوردن غذای حلال میشود ملکی بالای سر او قرار میگیرد و برای او استغفار میکند تا فارغ شود. و کسی که چهل روز از مال حلال استفاده کند خداوند قلب او را نورانی مینماید. و اگر عبادت را ده قسمت کنند، نه قسمت آن مربوط به تحصیل روزی حلال میباشد و با خوردن حلال فرزندان انسان نیز صالح و شایسته خواهند شد.
در مورد حرام نیز همین آثار به صورت منفی بیان گردیده است. از سخنان معصومین استفاده میشود که مال حرام موجب فقر میگردد و خداوند از کسی که مال حرام میخورد هیچ عبادتی را نمیپذیرد و عبادت او مانند بنایی است که بر روی رمل و یا بر روی آب بنا شده باشد.
اینک به بخشی از آیات قران و سخنان معصومین علیهمالسلام توجه میکنیم. به امید آن که نورانیت آنها بر دلهای ما بتابد و انشاءالله هدایت شویم.
(1)خداوند متعال در سوره مائده، میفرماید: «ای رسول من! به مؤمنان بگو: هرگز خبیث و طیّب [خواه انسان و خواه عمل و خواه مال و غیر آن] یکسان نیستند، گرچه فراوانی خبیث تو را به شگفت آورد.»؛ چرا که معیار ارزش، پاکی و درستی است نه زیادی و فراوانی.
در روایتی آمده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله به امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «یا علی!
چهار درهم با برکت را میخواهی و یا چهارصد درهم بدون برکت را؟ علی علیهالسلام فرمود: «من چهار درهم با برکت را میخواهم.»
در تفسیرفرات کوفی نقل شده که روزی حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام تنها چهاردرهم داشت؛ یک درهم آن را شب و یک درهم دیگر را روز و یک درهم را آشکار و درهم دیگر راپنهانی در راه خدا انفاق کرد و آیه شریفه 204 سوره بقره «الذین ینفقون اموالهم باللیل و النهار سرّا و علانیّةً فلهم اجرهم عند ربّهم و لاخوف علیهم و لاهم یحزنون»در باره او نازل گردید. (تفسیر فرات ص 72)
(2)1- علامه مجلسی، در کتاب بحار، از امالی صدوق، از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل
1) (1)فضل تحصیل الحلال و الاجتناب عن الحرام و آثارهما فی الأولاد قال اللّه سبحانه: قل لایستوی الخبیث و الطیّب و لواعجبک کثرة الخبیث فاتقّوا اللّه یا اولی الألباب لعلّکم تفلحون. (المائده /100)
2) (1)1- البحار عن الأمالی عن الصادق عن آبائه علیهمالسلام قال: قال رسولاللّه صلی الله علیه و آله : من باب کالاً من طلب الحلال بات مغفورا
نموده که فرمود: «کسی که از خستگیِ کسب حلال شب را به صبح آورد آمرزیده شده است.»
(1)2- از امیرالمؤمنین علیهالسلام نقل شده که فرمود: «خوشا به حال کسی که پیش خود ذلیل باشد و کسب و درآمد او نیز حلال باشد.» (2)3- رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «هرکس از غیر حلال مالی را به دست آورد، خداوند او را فقیر خواهد نمود.» از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمود: «از تحصیل رزق حلال باز نایست که وسیله حفظ دین تو خواهد بود.» سپس فرمود: «مرکب خود را عقال کن و پس از آن به خدا توکل نما.»
(3)4- از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «عبادت هفتاد جزء است و بهترین آن تحصیل روزی حلال میباشد.» (4)5- و فرمود: «بر هرمرد و زن مسلمان واجب است که از راه حلال تحصیل
1) (2)2- و فیه عن تفسیرالقمی عن امیرالمؤمنین علیهالسلام قال: طوبی لمن ذلّ فی نفسه و طاب کسبه. (البحار ج 103/2)
2) (3)3- البحار عن امالی الطوسی... قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : من کسب مالاً من غیرحلّه افقره اللّه. (المصدر عن الأمالی ج 1/185)
3) (4)4- و فیه عن معانی الأخبار... عن الصادق علیهالسلام عن آبائه علیهمالسلام قال: قال رسولاللّه صلی الله علیه و آله : العبادة سبعون جزأً و افضلها جزأً طلب الحلال. (المصدر ص 7)
4) (5)5- و فیه عن جامع الأخبار... قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : طلب الحلال فریضة علی کلّ مسلم و مسلمة. (المصدر ص 9)
روزی بکنند.»
(1)6- و فرمود: «کسی که با رنج بدن تحصیل روزی حلال میکند درهای بهشت به روی او گشوده میشود و او از هر کدام که بخواهد میتواند وارد بهشت شود.» (2)7- و فرمود: «کسی که با رنج بدن روزی خود را [از راه حلال] به دست میآورد روز قیامت در صف پیامبران خواهد بود و پاداش آنان را به او میدهند.» (3)8- و فرمود: «کسی که مشغول خوردن غذای حلال میشود ملکی بالای سر او میایستد و برای او استغفار میکند تا وقتی که از غذا فارغ شود.» (4)9- و فرمود: «کسی که چهل روز از غذای حلال استفاده کند خداوند قلب او را نورانی میگرداند.» (5)10- و فرمود: «خداوند هر شب ملکی را بر بالای بیت المقدس قرار داده که
1) (1)6- و فیه عنه... قال صلی الله علیه و آله : من اکل من کدّیده حلالاً فتح اللّه له ابواب الجنّة یدخل من ایّها شاء. (المصدر ص 10)
2) (2)7- و فیه عنه قال صلی الله علیه و آله : من اکل من کدّیده کان یوم القیامة فی اعداد الأنبیاء و یأخذ ثواب الأنبیاء. (المصدر ص 10 عن جامع الأخبار ص 139)
3) (3)8- و فیه عن الدعوات للراوندی: قال النبیّ صلی الله علیه و آله : من اکل الحلال قام علی رأسه ملک یستغفرله حتّی یفرغ من اکله. (المصدر ص 11)
4) (4)9- و فیه عن عدّة الداعی... عن النبیّ صلی الله علیه و آله قال: من اکل الحلال اربعین یوما نورّاللّه قلبه.
5) (5)10- و قال صلی الله علیه و آله : إن للّه ملکا ینادی علی بیت المقدّس کلّ لیلةٍ: من اکل حراما مّا لم یقبل اللّه منه صرفا و لاعدلاً، و الصرف: النافلة و العدل: الفریضة.
او میگوید: هرکس کمترین مال حرامی را بخورد خداوند هیچ عبادت واجب و مستحبی را از او نمیپذیرد.»
(1)11- و فرمود: «عبادت کسی که حرام میخورد مانند بنایی است که بر روی رمل [و یا بر روی آب] ساخته شود.» (2)12- و فرمود: «عبادت هفتاد جزء است و بهترین آنها تحصیل حلال است.» (3)13- و فرمود: «عبادت ده جزء است و نه جزء آن مربوط به تحصیل روزی حلال است.» (4)14- و فرمود: «امور سه قسم است: حلال روشن، و حرام روشن، و شبههها [که حلال و حرام آن معلوم نیست]. پس هر کس از موارد شبهه پرهیز کند از حرام نجات خواهد یافت و اگر وارد آن شود داخل حرام میشود و هلاک میگردد و
1) (6)11- و قال صلی الله علیه و آله : العباده مع اکل الحرام کالبناء علی الرمل، و قیل علی الماء (البحار ج 103/16 عدّة الداعی ص 110)
2) (1)12- و فیه عن اعلام الدین عن اسماعیل بنموسی بنجعفر عن ابیه عن آباءه علیهمالسلام قال: قال رسولاللّه صلی الله علیه و آله : العباده سبعون جزأً افضلها جزأً طلب الحلال.
3) (2)13- وفیه عنه قال: العباده عشره اجزاءٍ تسعة اجزاء فی طلب الحلال. (المصدر ص 17/18)
4) (3)14- و فی الکافی... قال رسولاللّه صلی الله علیه و آله : حلال بیّن و حرام بیّن و شبهات بین ذلک فمن ترک الشبهات نجا من المحرمات و من اخذ بالشبهات ارتکب المحرمات و هلک من حیث لایعلم. (الکافی ج 1/68)
نمیداند.»
تردیدی نیست که بعد از ایمان به خداوند و مسائل اعتقادی دیگر در بین اعمال نیک عملی بهتر از تقوا و پرهیز از محرّمات الهی نیست. بهترین وسیله و راهگشای مشکلات دنیا و آخرت تقوا و پرهیز از محرّمات است. خداوند در قرآن میفرماید:
«و من یتّق اللّه یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لایحتسب». (سوره 65 آیه 2)
«کسی که تقوای الهی را رعایت کند خداوند مشکلات او را اصلاح و روزی او را از راههایی که گمان نمیبرد عطا میکند.»(2)و میفرماید: «ای اهل ایمان، از خدا بترسید و چون سخن میگویید استوار و نیکو سخن بگویید تا خداوند اعمال شما را شایسته گرداند و گناهانتان را بیامرزد.» (3)و یا میفرماید: «ای اهل ایمان، اگر شما تقوای خدا را رعایت کنید او به شما بینش و آگاهی خواهد داد تا حقایق را، همان گونه که هست، بشناسید. (4)
1) (4)فضل التقوی و اجتناب المحارم قال اللّه سبحانه:
2) (5)«یا أیّها الذین آمنوا اتّقوا اللّه و قولوا قولاً سدیدا یصلح لکم اعمالکم و یغفرلکم ذنوبکم.» (سوره 33/71/72)
3) (1)«یا أیّها الذین آمنوا ان تتّقوا اللّه یجعل لکم فرقانا.» (سوره 8/ آیه 29)
4) (2)«الّذین آمنوا و کانوا یتّقون لهم البشری فی الحیاة الدنیا و فی الآخرة.» (سوره 10 آیه 64/65)
و یا میفرماید: «خداوند به اهل ایمان و تقوا در دنیا و آخرت بشارت خواهد داد.»
(1)امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرماید: «تقوا کلید رستگاری و ذخیره قیامت و آزادی از هر عبودیت [در مقابل مخلوق] و نجات از هر هلاکت میباشد و به وسیله آن هر جویندهای موفق و هر خائفی نجات خواهد یافت و هر راغبی به مقصود خود خواهد رسید. پس تا فرصت باقی است از عبادت و توبه و دعا غافل نشوید...» (2)رسول خدا صلی الله علیه و آله به خویشان خود فرمود: «نگویید محمد( صلی الله علیه و آله ) از ماست [و ما را مشکلی نیست]، به خدا سوگند، وابستگان من - از شما و غیر شما - جز پرهیزگاران نخواهند بود.» (3)امام حسین علیهالسلام نیز به یاران خود فرمود: من شما را به تقوای خدا سفارش
1) (3)و قال امیرالمؤمنین علیهالسلام : «ا»نّ تقوی اللّه مفتاح سداد و ذخیرة معاد و عتق من کلّ ملکة و نجاة من کلّ هلکة بها ینجح الطالب و ینجو الراهب و تنال الرغائب، فاعملوا و العمل یرفع و التوبة تنفع و الدعا یسمع... (نهج البلاغة خطبة /230)
2) (4)و قال النبیّ صلی الله علیه و آله : لاتقولوا إنّ محمّدا منّا فواللّه ما أولیائی منکم و لامن غیرکم إلاّ المتّقون. (البحار ج 8/359)
3) (5)و قال الإمام الحسین بن علیّ علیهماالسلام : «اُوصیکم بتقوی اللّه فإنّ اللّه قد ضمن لمن إتقاه ان یحوّله عمّا یکره الی ما یحبّ و یرزقه من حیث لایحتسب إنّ اللّه لایخدع عن جنّته و لاینال ما عنداللّه إلاّ بطاعته. (الکافی ج 8/49)
میکنم، همانا او ضمانت نموده که اهل تقوا را از خطرها و گرفتاریها نجات دهد و به آنچه دوست میدارند موفق گرداند و روزی آنان را از راههایی که گمان نمیبرند برساند. او از کسی فریب نخواهد خورد و بدون اطاعت و بندگی کسی را به بهشت و نعمتهای خود نخواهد رساند.»
(1)از امام صادق علیهالسلام در باره تفسیر تقوا سؤال شد، آن حضرت فرمود: «تقوا این است که: خداوند در جایی که امر نموده تو را حاضر ببیند و در جایی که نهی نموده تو را حاضر نبیند.»
و فیه عنه علیهالسلام قال: فیما ناجی اللّه عزّوجلّ به موسی علیهالسلام : «یا موسی ما تقرّب الیّ المتقرّبون بمثل الورع عن محارمی، فانّی أبیهم جنّات عدنٍ لا أشرک معهم أحدا.
در کتاب کافی از امام صادق علیهالسلام نقل شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله در توضیح تقوا فرمود: «امور سه قسم است: حلال روشن، حرام روشن، شبهات مردّد بین حلال و حرام. پس کسانی که ازشبهات و چیزهایی که حلال و حرام آن روشن نیست اجتناب کنند از محرّمات حتمی نجات خواهند یافت و کسانی که جرأت کنند و وارد شبهات شوند نهایتا وارد حرام خواهند شد و نمیدانند.»1) (6)و سئل الصادق علیهالسلام عن تفسیر التقوی فقال: ان یفقدک اللّه حیث امرک ولایراک حیث نهاک. (البحار ج 66/395)
2) (1)توضیح موارد التقوی الکافی... عن الصادق علیهالسلام قال... قال رسولاللّه صلی الله علیه و آله : حلال بیّن و حرام بیّن و شبهات بین ذلک فمن ترک الشبهات بخامن المحرّمات ومن أخذ بالشبهات إرتکب المحرّمات و هلک من حیث لایعلم. (الکافی ج 1/68)
و در همان کتاب، از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمود: «خداوند در مناجات خود با حضرت موسی علیهالسلام فرمود: «رعایت تقوا و ورع [و ملاحظه حلال و حرام[ بهترین راهی است که بندگان من به وسیله آن به من تقرّب میجویند همانا من بهشت و جنّات عدن را برای اهل تقوا مباح نمودم و کسی را در آن با آنان شریک نخواهم نمود.»
(1)و در همان کتاب، از آن حضرت نقل شده که فرمد: «سختترین چیزی که خداوند بر بندگان خود واجب نموده این است که فراوان به یاد او باشند.» سپس فرمود: «مقصود من این نیست که فراوان بگویند: «سبحان اللّه و الحمدللّه و لااله إلاّ اللّه و اللّه اکبر»؛ گرچه آن نیز ذکر زبان خواهد بود، بلکه مقصود این استکه خدا را در وقت حلال و حرام و مواجه شدن با گناه زیاد به یاد آورند تا به وسیله آن واجبات او را انجام دهند و از محرّمات او پرهیز نمایند.»
(2)و در همان کتاب، از سلیمابنخالد نقل شده که گوید: من از امام صادق علیهالسلام در
1) (2)و فیه عنه علیهالسلام قال: من أشدّ ما فرض اللّه علی خلقه ذکراللّه کثیرا ثمّ قال: لا أعنی سبحاناللّه و الحمدللّه و لاإله إلاّ اللّه و اللّه اکبر- و ان کان منه ولکن ذکراللّه عند ما أحل و حرّم، فان کان طاعة عمل بها و ان کان معصیة ترکها.
2) (1)و فیه عن سلیمابنخالد قال: سألت أباعبداللّه علیهالسلام عن قول اللّه عزّوجلّ: «و قدمنا الی ما عملوا من عمل فجعلناه هباءً منثورا» (الفرقان /23) قال علیهالسلام : أما و اللّه ان کانت أعمالهم أشدّ بیاضا من القباطی (القباطی الثیاب البیض الرقاق المصریّة) ولکن کانوا اذا عرض لهم الحرام لم یدعوه. (الکافی ج 2/80/81)
باره تفسیر آیه شریفه «و قدمنا إلی ما عملوا من عملٍ فجعلناه هباءً منثورا» سؤال نمودم، آن حضرت فرمود: «خداوند میفرماید: ما اعمال و عبادات کسانی را که اهل حرام هستند تباه خواهیم نمود و پاداشی نزد ما برای آنان نخواهد بود؛ گرچه اعمال آنان همانند پارچههای سفید مصری نورانی باشد؛ چرا که آنان هنگامی که [مال[ حرام برایشان فراهم میشود از آن پرهیز نمیکنند.»
(1)و در همان کتاب، از مصباح الشریعه، از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمود: «تقوا سه مرحله دارد: [1-] تقوای در راه خدا و آن ترک حلال است تاچه رسد از شبهه، و آن تقوای خاص الخاص است؛ [2-] تقوا و ترس از خدا و آن پرهیز از شبهات است تا چه رسد از حرام، و آن تقوای خاصّ میباشد؛ [3-] تقوا و ترس از آتش و کیفر قیامت و آن پرهیز از حرام است که تقوای عام نام دارد.»
1) (2)البحار عن مصباح الشریعة: قال الصادق علیهالسلام : التّقوی علی ثلاثة أوجهٍ: تقوی اللّه فی اللّه و هو ترک الحلال فضلاً عن الشبهة و هو تقوی خاصّ الخاصّ، وتقوی من اللّه و هو ترک الشبهات فضلاً عن الحرام، و هو تقوی الخاصّ، و تقوی من خوف النار و العقاب و هو ترک الحرام و هو تقوی العامّ... (البحار ج 67/295)
(1)1- در کتاب وسایل الشیعه، از کافی، از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمود: «نگاه حرام تیری زهرآگین از تیرهای شیطان است و چه زیاد است نگاههایی که مایه حسرت و پشیمانی طولانی شده است.» (2)2- در همان کتاب، از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام نقل شده که فرمودند: «کسی نیست که بهرهای از زنا نداشته باشد؛ چرا که زنای چشم نگاه و زنای دهان بوسیدن و زنای دست لمس کردن میباشد؛ خواه عمل زنا واقع شود، خواه واقع نشود.» (3)3- در همان کتاب، از امام باقر علیهالسلام نقل شده که فرمود: «جوانی از انصار مدینه
1) (1)حرمة النظر الی الأجانب و اجر غضّ البصر عنهنّ1- الوسائل عن الکافی... عن عقبة عن ابی عبداللّه علیهالسلام قال: سمعته یقول: النظرة سهم من سهام ابلیس مسموم، وکم من نظرةٍ اورثت حسرةً طویلة. (الوسائل ج 14/138- الفروع ج 2/76)
2) (2)2- و فیه عنه... عن ابی جعفر و ابی عبداللّه علیهماالسلام قالا: ما من احدٍ الاّو هو یصیب حظّا من الزنا فزنا العینین النظر، و زنا الغم القبلة و زنا الیدین اللمس، صدق الفرج ذلک او کذب. (المصدر)
3) (3)3- و فیه عنه... عن سعد الإسکاف عن ابی جعفر علیهالسلام قال: استقبل شابّ من الأنصار امرأة بالمدینة و کان النساء یتقنعن خلف آذانهنّ، فنظر الیها و هی مقبلة فلمّا جازت نظر الیها و دخل فی زقاق قد سمّوه ببنی فلان فجعل ینظر خلفها و اعترض وجهه عظم فی الحائط او زجاجة فشقّ وجهه، فلمّا مضت المرأة نظر فاذا الدماء تسیل علی ثوبه و صدره، فقال: و اللّه لآتینّ رسولاللّه صلی الله علیه و آله و لأحبرنّه فأتاه فلمّا رآه رسولاللّه صلی الله علیه و آله قال: ما هذا فاخبره فهبط جبرئیل علیهالسلام بهذه الآیة: «قل للمؤمنین یغضّوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ذلک ازکی لهم إنّ خبیر بما یصنعون. (المصدر)
با زنی مواجه گردید و نگاه خود را به او دوخت و همراه او رفت و به او نگاه میکرد تا این که صورت او به شیشه و یا استخوانی در دیوار برخورد نمود و مجروح گردید و چون آن زن دور شد جوان متوجه شد که صورتش خونین است و خون بر سینه و لباس او ریخته است پس با خود گفت:به خدا سوگند، خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله خواهم رفت و به او خبر خواهم داد.
رسول خدا صلی الله علیه و آله چون او را مشاهده نمود، فرمود: «چه شده است؟» جوان ماجرای خود را بیان کرد. پس جبرئیل علیهالسلام این آیه شریفه را آورد: «قل للمؤمنین یغضوّا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ذلک ازکی لهم انّ اللّه خبیر بما یصنعون»؛ یعنی به مؤمنان بگو: چشم خود را نگه دارند و عفت خویش را حفظ کنند؛ این برای پاکی دلهای آنان مؤثرتر است، همانا خدا از اعمال مردم باخبر است.
(1)4- در همان کتاب، از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمود: «نگاه به نامحرم تیرمسمومی از تیرهای شیطان است. پس هرکس برای خدا از نگاه به نامحرم خودداری کند خداوند آرامش دل و ایمانی به او عطا خواهد نمود که طعم آن را بیابد.»
1) (1)4- و فیه عنه... عن عقبة قال: قال ابوعبداللّه علیهالسلام : النظرة سهم من سهام ابلیس مسموم من ترکها للّه عزّوجلّ لالغیره اعقبه اللّه أمنا و ایمانا یجدطعمه. (المصدر ص 139)
(1)5- و فرمود: «نگاه بعد از نگاه موجب آلودگی قلب و فتنه برای صاحب آن خواهد بود.» (2)6- و فرمود: «کسی که با زنی برخورد بکند و چشم خود را به طرف آسمان برگرداند و یا چشم خود را ببندد، او چشم خود را باز نخواهد نمود جز آن که خداوند از حورالعین بهشتی به او تزویج کرده باشد.» (3)7- در همان کتاب، از کتاب عقاب الأعمال صدوق، از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «کسی که در خانه همسایه خود نگاه کند و نگاه او به عورت مردی و یا مو و یا بدن زنی بیفتد بر خدا حق است که او راهمراه منافقین به دوزخ فرستد آنان نیز همیشه به دنبال عورات زنها بودهاند و چنین کسی از دنیا نمیرود تا خداوند او را منقضح و رسوا کند و در قیامت نیز عورت او را مقابل مردم آشکار خواهد
1) (2)5- و فیه عنه عن الکاهلی قال: قال ابوعبداللّه علیهالسلام : النظرة بعد النظرة تزرع فی القلب الشهوة و کفی بها لصاحبها فتنة. (المصدر)
2) (3)6- و فیه عنه... و قال الصادق علیهالسلام : من نظر الی امرأةٍ فرفع بصره الی السماء او غضّ بصره لم یرتدّ الیه بصره حتّی یزوجّه اللّه من الحورالعین. (المصدر)
3) (4)7- و فیه عن عقاب الأعمال... عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله قال: من اطّلع فی بیت جاره فنظر الی عورة رجل او شعر امرأةٍ او شیءٍ من جسدها کان حقّا علیاللّه أن یدخله النار مع المنافقین الذین کانوا یتّبعون عورات النساء فی الدنیا، و لایخرج من الدنیا حتّی یفصحه اللّه و یبدء للناس عورته فی الآخرة و من ملأ عینیه من امرأة حراما حشاهما اللّه یوم القیامة بمسامیر من نار، و حشاهما نارا حتّی یقضی بین الناس، ثمّ یؤمر به الی النار. (المصدر ص 141 - عقاب الأعمال ص 45)
ساخت. و کسی که چشم خود را از نگاه به نامحرم پرکند، خداوند در قیامت چشمان او را از میخهای آتشین پرخواهد نمود و به این حالت خواهد بود تا قیامت تمام شود و سپس او را به آتش خواهند برد.»
(1)1- در کتاب وسایل، از امام صادق، از پدرانش علیهمالسلام نقل شده که فرمودهاند: «کسی که چشمان خود را از نگاه به نامحرم پرکند خداوند در قیامت چشمان او را از آتش پرخواهد نمود، مگر آن که توبه کند و بازگردد.» سپس فرمود: «و کسی که با زن نامحرمی مصافحه کند، خدای خود را به خشم آورده است، و کسی که زن نامحرمی را در آغوش بگیرد در قیامت با زنجیرهای آتشین او را با شیطانی میبندند و در آتش میاندازند.»
(2)2- در همان کتاب، از ابوکهمس نقل شده که گوید: من در مدینه در خانهای
1) (1)التمتعات المحرمة1- الوسائل: محمّدبن علیّ بن الحسین باسناده عن شعیب بن واقد، عن الحسین بن زید عن جعفربن محمّد، عن آبائه علیهمالسلام فی حدیث المناهی قال: و من ملاٌ عینیه من حرام ملاٌ اللّهُ عینیه یوم القیامة من النّار إلاّ أن یتوب و یرجع، و قال علیهالسلام : و من صافح امرأة تحرم علیه فقدباء بسخط من اللّه عزّوجلّ، و من التزم امرأة حراما قرن فی سلسلة من نار مع شیطان فیقذفان فی النار. (الوسائل ج 14/14)
2) (2)2- و فیه عن سعیدبن هبة اللّه الراوندی فی (الخرائج و الخرائح) عن أبی کهمس قال: کنت نازلاً فی المدینة و کان فیها وصیفة و کانت تعجبنی فانصرف لیلة ممسیا فافتتحت الباب ففتحت لی فقبضت علی ثدیها، فلمّا کان من الغد دخلت علی أبی عبداللّه علیهالسلام فقال: تب إلیاللّه مما صنعت البارحة. (الوسائل ج 14/142)
سکونت داشتم و در آن خانه زنی بود که زیبایی او مرا به شگفت آورده بود. پس شبی به در آن خانه رفتم و دق الباب نمودم و آن زن در خانه را بر من گشود. پس من دست خود را به پستان او گرفتم و چون روز بعد خدمت امام صادق علیهالسلام رفتم به من فرمود: «توبه کن از عملی که دیشب انجام دادی.»
(1)3- ودر ذیل روایت دیگری آمده است که فرمود: «آیا نمیدانی که ولایت ما بدون ورع و تقوا تمام نمیشود [و مؤثر نخواهد بود]؟»
(2)1- در کتاب وسایل، از امام صادق، از پدرانش، از رسول خدا صلی الله علیه و آله در حدیث مناهی، نقل شده که فرمود: «زن نباید با غیر شوهر و محرم خود، حتی در صورت
1) (3)3- و فیه عن مهزم الأسدی قال: کمّا بالمدینة و کانت جاریة صاحب الدّار تعجبنی و إنّی أتیت الباب فاستفتحت الجاریة فغمزت ثدیها، فلمّا کان من الغد دخلت علی أبیعبداللّه علیهالسلام فقال: أین أقصی أثرک؟ قلت: ما برحت بالمسجد، فقال: أما تعلم أنّ أمرنا هذالایتمّ إلاّ بالورع. (المصدر)
2) (1)حرمة التکلم و المفاکهة مع الاجانب1- و فیه عن الکافی عن الصادق عن آبائه علیهمالسلام عن رسولاللّه صلی الله علیه و آله فی حدیث المناهی قال: و نهی ان تتکلّم المرأة عند غیر زوجها و غیر ذی محرم منها اکثر من خمس کلمات ممّا لابدّ منه. (المصدر ص143)
ضرورت، بیش از پنج کلمه سخن بگوید.»
(1)2- در همان کتاب، از خصال، از امام باقر علیهالسلام نقل شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «چهار چیز قلب انسان را میمیراند: گناه بعد از گناه، زیاد با زنها بحث و گفتگو کردن، گفتگو و کش مکش با احمق که او چیزی بگوید و تو چیزی بگویی و منتهی به صلاح و خیری نشود، و هم نشینی با مردهها.» گفته شد: مردهها کیانند؟ فرمود: «مقصود من هر ثروتمند مترف و خوشگزران میباشد.» (2)3- در همان کتاب، از عقاب الأعمال صدوق، از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «کسی که با زن نامحرمی مصافحه کند [یعنی دست به دست او بدهد]، روز قیامت او را به زنجیر و غل میبندند و در آتش میافکنند، و کسی که با زن نامحرمی مفاکحه و مزاح کند، خداوند برای هر کلمهای که در دنیا با او سخن گفته است هزار سال او را محبوس خواهد نمود.»
1) (2)2- وفیه عن الخصال... عن جعفربن محمد عن ابیه علیهماالسلام قال: قال رسولاللّه صلی الله علیه و آله : اربع یمتن القلب: الذنب علی الذنب، و کثرة مناقشة النساء یعنی محادثتهنّ، و مماراة الأحمق یقول و تقول و لایؤل الی خیر أبدا، و مجالسة الموتی، قیل و ما الموتی؟ قال: کلّ غنّی مترف. (الوسائل ج 14/143 - الخصال 1/108)
2) (3)3- و فیه عن عقاب الاعمال... عن رسولاللّه صلی الله علیه و آله قال: و من صافح امرأة حراما جاء یوم القیامة مغلولاً ثمّ یؤمر به الی النار، و من فاکه امرأة لایملکها حبسه اللّه بکلّ کلمةٍ کلّمها فی الدنیا الف عامٍ. (المصدر عقاب الأعمال ص 46)
(1)1- در کتاب وسایل، از موسیبن جعفر علیهماالسلام نقل شده که در باره آیه شریفه «یا ابت استأجره انّ خیر من استأجرت القویّ الأمین» فرمود: «حضرت شعیب به دختر خود که گفت: «این جوان، یعنی حضرت موسی علیهالسلام را اجیر کن، همانا او مرد قوی و امینی است» فرمود: قوی بودن او را تو برای از جا کندن صخره و سنگ دانستی، امین بودن او از کجا برای تو ثابت شد؟ آن دختر گفت: از این که چون از جلوی او حرکت کردم [که راه را به او نشان دهم] فرمود: از پشت سر من حرکت کن و مرا راهنمایی نما؛ چرا که ما مردمی هستیم که به پشت سر زنها نگاه نمیکنیم.» (2)2- در همان کتاب، از ابوبصیر نقل شده که گوید: به امام صادق علیهالسلام گفتم: زنی از کنار مردی میگذرد و آن مرد به پشت سر او نگاه میکند [آیااین عمل صحیح
1) (1)1- و فیه... عن صفوان بن یحیی عن ابن الحسن علیهالسلام فی قول اللّه عزّوجلّ «یا أبتِ استأجره إنّ خیر من استأجرت القوی الأمین» قال: قال لها شعیب: یا بنیّة هذا قویّ برفع الصخرة، الأمین من این عرفتیه؟ قالت: یا ابتِ انّی مشیت قدّامه، فقال: إمشی من خلفی فان ضللت فأرشدینی الی الطریق فانّا قوم لانتظر الی ادبار النساء. (المصدر ص 145)
2) (2)2- و فیه... عن ابی بصیر انّه قال للصادق علیهالسلام : الرجل تمرّبه المرأة فینظر الی خلفها؟ قال: أیسّر احدکم ان یُنظر الی اهله و ذات قرابته؟ قلت: لا قال: فارض للناس بما ترضاه لنفسک. (المصدر)
است]؟ امام صادق علیهالسلام در پاسخ فرمود: «آیا شما راضی هستید کسی پشت سر عیال و یا خویشان شما نگاه کند؟» گفتم: خیر. فرمود: «پس برای دیگران نیز این عمل را نپسندید.»
وجوب استیذان الولد علی أبیه و عنده زوجة، و عدم وجوبه علی الاب
الوسائل عن محمّد بن یعقوب، عن عدّة من أصحابنا، عن أحمدبن محمّد، عن ابن محبوب عن أبی أیّوب الخرّاز، عن أبی عبداللّه علیهالسلام قال: یستأذن الرّجل إذا دخل علی أبیه و لایستأذن الاب علی الابن الحدیث. (المصدر)
از آداب اسلامی و حفظ حیا و عفت عمومی این است که در موارد ذیل بدون اجازه وارد نشوند.1- بدون سلام و اجازه وارد خانههای مردم نشوند.
2- به خانهای که در آن زن نامحرم باشد بدون اجازه وارد نشوند.
3- کسی نباید بدون اجازه وارد اطاق زنهای محارم خود که دارای همسر هستند بشود.
5- فرزندان غیر بالغ و خدمتگذاران و غلامان نباید قبل از اذان صبح و قبل از ظهر و بعد از نماز عشا بدون اجازه وارد اتاق پدر و مادر شوند؛ چرا که این ساعات مواقع خلوت آنان است.
6- برای ورود به منازل دیگران باید سه مرتبه سلام کنند و اجازه بخواهند،
1) (1)الأماکن التی لایجوز الدخول فیها الاّ بإذن اهلها الوسائل عن محمّد بن یعقوب، عن عدّة من أصحابنا، عن أحمدبن أبی عبداللّه، عن أبیه، عن هارون بن الجهم، عن جعفربن عمر، عن أبی عبداللّه علیهالسلام قال: نهی رسولاللّه صلی الله علیه و آله أن یدخل الرّجال علی النساء إلاّ باذن أولیائهن. (الوسائل ج 14/157 - الفروع ج 2/66)
اگر اجازه داده شد وارد شوند و اگر اجازه داده نشد [بدون نگرانی و آزردگی] باز گردند.
در اماکن غیر مسکونی، مانند حمامهای عمومی و مدارس و انبارها و... اجازه ورود لازم نیست.
دستور اسلام در باره اجازه ورود به خانهها
(1)قال اللّه سبحانه: «یا ایّها الذین آمنوا لاتدخلوا بیوتا غیربیوتکم حتی تستأنسوا و تسلّموا علی اهلها ذلکم خیرلکم لعلّکم تذکّرون فان لم تجدوا فیها احدا فلاتدخلوها حتّی یؤذن لکم و ان قیل لکم ارجعوا فارجعوا هوازکی لکم و اللّه بما تعملون علیم» (سوره نور/ 27-29)
خلاصه آیات فوق این است: ای اهل ایمان بدون اجازه و سلام، وارد خانههای دیگران نشوید و بدانید که این سلام و اجازه خواستن بهتر از آن است که
1) (2)الوسائل... عن محمّد بن علیّ الحلبیّ قال: قلت لابی عبداللّه علیهالسلام : الرّجل یستأذن علی أبیه؟ فقال: نعم قد کنت أستاذن علی أبی ولیست اُمّی عنده إنّما هی امرأة أبی توفیّت اُمّی و أنا غلام، و قدیکون من خلوتهما مالا اُحبّ أن أفجاهما علیه، و لایحبّان ذلک منّی و السلام احسن و اصوب. (الوسائل ج 7/157)
سرزده وارد شوید؛ امید آن که به حکمت آن واقف شوید، و اگر کسی را در آن خانهها نیافتید باز بدون اجازه وارد نشوید و اگر به شما گفته شد بازگردید باید بازگردید که برای پاکی روح شما مؤثرتر خواهد بود. خداوند به اعمال شما آگاه است.
(1)در تفسیر صافی، ازکافی، از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمود: «شخصی که میخواهد به اتاق پدر خود وارد شود باید اجازه بگیرد و در اتاق خواهر و دختر خودنیز اگر ازدواج کردهاند باید با اجازه وارد شود ولکن پدر اگر بخواهد به اتاق پسر خود وارد شود لازم نیست اجازه بگیرد. (2)در همان کتاب، از تفسیر مجمع البیان نقل شده که شخصی به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت: اگر من بخواهم به اتاق مادرم وارد شوم باید اجازه بگیرم؟ فرمود: «آری.» او
1) (1)و فیه عن الکافی... عن الصادق علیهالسلام قال: و من بلغ الحلم فلایلج علی امّه و لاعلی أخته و لا علی خالته و لاعلی ذلک إلاّ باذنٍ، و لاتأذنوا حتّی یسلّموا، و السلام طاعة للّه عزّوجلّ و فیه عن الکافی عن ابی جعفر علیهالسلام عن جابربن عبداللّه الأنصاری قال: خرج رسولاللّه صلی الله علیه و آله یرید فاطمة و انا معه، فلمّا انتهینا الی الباب وضع یده علیه فدفعه ثمّ قال: السلام علیکم، فقالت فاطمة علیهاالسلام : و علیک السلام یا رسول اللّه، قال صلی الله علیه و آله أدخل؟ قالت: أدخل یا رسول اللّه، قال: ادخل و من معی؟ قالت: لیس علیّ قناع، فقال صلی الله علیه و آله : یا فاطمة خذی فضل ملخفتک فقنّعی به رأسک ففعلت ثمّ قال صلی الله علیه و آله :
2) (2)السلام علیک، فقالت: و علیک السلام یا رسولاللّه قال: ادخل؟ قالت: نعم یا رسول اللّه، قال: انا و من معی؟ قالت: و من معک، قال جابر: فدخل رسول اللّه صلی الله علیه و آله و دخلت الحدیث.(الوسائل ج 14/158 - الفروع ج 2/66)
گفت: مادرم تنهاست و خادمی جز من ندارد، آیا باز باید با اجازه وارد اتاق او شوم؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «آیا دوست میداری که او را عریان ببینی؟ گفت: خیر. و پس از آن با اجازه بر مادر خود وارد میشد.
2- صاحب کتاب وسایل، از کافی، از امام صادق علیهالسلام نقل نموده که فرمود: «رسول خدا صلی الله علیه و آله نهی نمود که مردها بدون اجازه وارد خانهای شوند که در آن زنهای نامحرم باشند، جز این که اولیای آنان اجازه دهند.»
3- در همان کتاب، از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمود: «فرزندان باید هنگام ورود به اتاق پدر [و مادر] اجازه بگیرند، ولی پدر لازم نیست هنگام ورود بر فرزند خود اجازه بگیرد لکن لازم است برای ورود به اتاق دختر و خواهر خود، اگر همسر داشته باشند، اجازه بگیرد.»
در همان کتاب، حلبی گوید: به امام صادق علیهالسلام گفتم: آیا فرزند باید هنگام ورود بر پدر خود اجازه بگیرد؟ فرمود: «آری، من همیشه برای ورود بر پدرم که همسر دیگری غیر از مادرم داشت [و مادر من قبلاً از دنیا رفته بود] اجازه میگرفتم و البته من دوست نمیداشتم که در ساعات خلوت آنان با یکدیگر بدون اجازه بر آنان وارد شوم، چنان که آنان نیز این عمل را از من دوست نمیداشتند.» سپس فرمود: «هنگام ورود سلام کردن بهتر و نیکوتر از همه چیز است.» [کافی، ج 5/528]
4- صاحب کتاب وسایل، از کافی، از امام صادق علیهالسلام نقل نموده که فرمود: «فرزند پسر هنگامی که بالغ میشود نیابد بدون اجازه وارد اتاق مادر و خواهر و خاله و امثال آنها بشود و آنان نیز نباید به او اجازه وارد شدن بدهند تا این که با سلام وارد شود و البته سلام کردن اطاعت خداست.»
در همان کتاب، از کافی، از امام باقر علیهالسلام ، از جابربن عبدالله انصاری نقل شده
که گوید: من در خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله بودم که آن حضرت برای ورود به خانه فاطمه علیهاالسلام حرکت کردند و چون به درخانه رسیدیم رسول خدا صلی الله علیه و آله در را تکان دادند و فرمودند: «السلام علیکم.» پس فاطمه از داخل خانه پاسخ داد: «و علیکالسلام، یا رسول اللّه!» رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «آیا وارد شوم؟» فاطمه علیهاالسلام عرض کرد: «وارد شوید، ای رسول خدا!» رسول خدا فرمود: «آیا با همراهان خود وارد شوم؟» فاطمه علیهاالسلام فرمود: «من چیزی بر سر ندارم.» رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «گوشهای از ملحفه خود را بر سر بگیر و با آن سر خود را بپوشان.»
چون فاطمه علیهاالسلام چنین کرد باز رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «السلام علیک»
(1)فاطمه علیهاالسلام گفت: «و علیک السلام، یا رسول اللّه!» رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «وارد شوم؟» فاطمه علیهاالسلام فرمود: «آری؟ ای رسول خدا! وارد شوید؟» فرمود: «با همراهان خود وارد شوم؟» فاطمه علیهاالسلام فرمود: «با همراهان وارد شوید...» (2)5- در کتاب وسایل، از کافی، از امام صادق علیهالسلام نقل شده است که فرمود: «باید غلامان و خادمان و فرزندان غیر بالغ، چنان که خداوند در قرآن امر فرموده، در سه وقت بدون اجازه وارد اتاق زن و شوهر نشوند: بعد از نماز عشاء [که آنان به خوابگاه خود رفتهاند]، و بعد از نماز صبح، و هنگامی که در وسط روز لباس خود را برای استراحت بیرون میکنند. همانا خداوند این دستور را برای این داده است که در این ساعات زن و شوهر با یکدیگر خلوت نمودهاند.» (3)6- در کتاب وسایل، از خصال، از ابوبصیر، از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمود: «[از آداب ورود به منازل دیگران این است که] باید سه مرتبه سلام کنند و اجازه ورود بخواهند؛ مرتبه اول برای این است که صاحب منزل مطلع شود، و مرتبه دوم برای این است که خود را آماده کند، و مرتبه سوم برای این است که اگر بخواهد
1) (1)و فیه عن الکافی... عن جراح المدائنی عن ابی عبداللّه علیهالسلام قال: یستأذن الذین ملکت ایمانکم و الدین لم یبلغوا الحلم ثلاث مراّت کما امرکم اللّه عزّوجلّ «الی ان قال»: لیستأذن علیک خادمک اذا بلغ الحلم فی ثلاث عورات، اذا دخل فی شیءٍ منهنّ ولو کان بیته فی بیتک قال: و یستأذن علیک بعد العشاء التی تسمّی العتمة و حین تصبح و حین تضعون ثیابکم من الظهیرة انّما امراللّه بذلک للخلوة فانّها ساعة عزّة و خلوة. (وسائل ج 14/16 - الفروع ج 2/67)
2) (2)و فیه عن الخصال... عن ابی بصیر عن ابی عبداللّه علیهالسلام قال: الإیستذان ثلثه: اولهنّ یسمعون و الثانیة یحذرون و الثالثة إن شاؤا اذنوا و ان شاؤا لم یفعلوا فیرجع المستأذن. (المصدر ص 161)
3) (3)و فیه: و قال الصادق علیهالسلام فی قوله: «لیس علیکم جناح ان تدخلوا بیوتا غیر مسکونةٍ» قال: هی الحمامات و الخانات. (المصدر)
اجازه دهد و اگر نخواهد اجازه ندهد و کوبنده در باز گردد.»
(1)در اماکن غیر مسکونی، چنان که قرآن فرموده: «لیس علیکم جناح ان تدخلوا بیوتا غیر مسکونةٍ فیها متاع لکم و اللّه یعلم ما تبدون و ما کنتم تکتمون»[نور/ 29]، مانند انبارها و حمامها و کاروانسراها و... اجازه ورود نیاز نیست.
(1)1- صاحب وسایل الشیعه، از کافی، از زراره، از امام صادق علیهالسلام نقل نموده که
1) (1)سنّ المحرمیّة للصبیّ و الصبیّة1- الوسائل عن الکافی... عن ابی عبداللّه علیهالسلام قال: اذا بلغت الجاریة الحرّة ست سنین فلا ینبغی لک ان تقبّلها. (الوسائل ج 14/170 - الفروع ج 2/68)
فرمود: «هنگامی که دختر به سن شش سالگی میرسد نباید او را [در بغل بگیرید و[ ببوسید.»
(1)2- در همان کتاب، از حضرت رضا علیهالسلام نقل شده که در مجلسی آن حضرت با همراهان خود دعوت شده بودند و دختر بچهای را اهل آن مجلس میگرفتند و به یکدیگر میدادند و چون به حضرت رضا نزدیک شد و از سن او سؤال فرمود و آنان گفتند: پنج ساله است، امام علیهالسلام او را از خود دور فرمود. (2)3- در همان کتاب، از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمود: «هنگامی که دختر به سن شش سالگی رسید پسرها نباید او را ببوسند و پسر نیز هنگامی که به هفت سالگی رسید نباید زنها را ببوسد [و یا زنها او را ببوسند].» (3)4- در همان کتاب، از امام باقر علیهالسلام نقل شده که امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «مادر اگر با دختر شش ساله خود بدون لباس [برای شستشو و غیره] تماس پیدا کند برای او شعبه و نوعی از زنا محسوب میشود.»
1) (2)2- و فیه عن ابی الحسن الرضا علیهالسلام إنّ بعض بنی هاشم دعاه مع جماعة من اهله فاُتی بصبیّةٍ له فادناها اهل المجلس جمیعا الیهم فلمّا دنت منه سأل عن سنّها فقیل: خمس فنحاها عنه. (المصدر)
2) (3)3- و فیه عن الفقیه... قال ابوعبداللّه علیهالسلام : اذا بلغت الجاریة ست سنین فلا یقبّلها الغلام، و الغلام لایقبّل المرأة اذا جاز سبع سنین. (المصدر)
3) (4)4- و فیه عن الفقیه... عن جعفربن محمّد عن ابیه علیهماالسلام قال: قال علیّ علیهالسلام : مباشرة المرأة ابنتها اذا بلغت ستّ سنین شعبة من الزنا. (المصدر عن الفقیه ج 2/140)
در سوره نور، آیات 30 و 31، در حکم نگاه مرد به زن نامحرم و نگاه زن به مرد نامحرم را بیان فرموده و زنها را نیز همانند مردها امر نموده که به مردان نامحرم
نگاه نکنند؛ حتی اگر مرد نابینا باشد.
امروزه، مع الاسف، زنهای جامعه ما به این قانون توجه نکرده و فکر میکنند نگاه زن به مرد نامحرم مانعی ندارد.
(1)1- در کتاب وسایل، از کافی، از احمدبن ابی عبدالله نقل شده که گوید: هنگامی که عبدالله امّمکتوم، مؤذن رسول خدا صلی الله علیه و آله ، که نابینا بود، خدمت آن حضرت رسید رسول خدا صلی الله علیه و آله به همسران خود، عایشه و حفصه، فرمود: «برخیزید و به اتاق بروید.» آنها گفتند: او نابیناست، رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «اگر او شما را نمیبیند شما که او را میبینید.» (2)2- در همان کتاب، از کتاب عقاب الاعمال نقل شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله
1) (1)حرمة نظر المرأة الی الرجل وان کان اعمی1- الوسائل عن الکافی... عن احمدبن ابی عبداللّه قال: استأذن ابن امّ مکتوم علی النبیّ صلی الله علیه و آله و عنده عایشة و حفصة فقال لهما: قوما فادخلا البیت، فقالتا: انّه اعمی فقال صلی الله علیه و آله : ان لم یرکما فانّکما تریانه. (الوسائل ج 14/171 - الفروع ج 2/68)
2) (2)2- و فیه عن عقاب الأعمال... قال النبیّ صلی الله علیه و آله : اشتدّ غضب اللّه علی امرأةٍ ذات بعل ملأت عینها من غیر زوجها او غیر ذی محرمٍ منها، فانّها إن فعلت ذلک احبط اللّه عزّوجلّ کلّ عمل عملته فان اوطئت فراشه غیره کان حقّا علی اللّه ان یحرقها بالنار بعد ان یعذبها فی قبرها. (المصدر عن عقاب الأعمال ص 48)
فرمود: «خشم خداوند سخت است بر زنی که دارای شوهر باشد و چشم خود را از نگاه به نامحرم پر کند و اگر چنین کند خداوند همه اعمال و عبادات او را محو میفرماید و اگر مرد نامحرمی را در خانه شوهر خود بیاورد و با او زنا کند برخداوند حق است که او را در قبر و قیامت به آتش عذاب نماید.»
عدهای گمان کردهاند که پزشک برای مریض محرم است و برهمین اساس با پزشک نامحرم تماس پیدا میکنند و این را حرام نمیدانند و شاید خود پزشک هم چنین گمانی داشته باشد، در حالی که در رسالههای عملی محارم را نام بردهاند و پزشک در زمره محارم محسوب نشده است. فقها و مراجع تقلید فرمودهاند پزشک مانند سایر مردم است و فقط در صورتی که ضرورتی ایجاب کند و پزشک زن برای
زنی که بیمار است پیدا نشود، در حد ضرورت تماس با پزشک مرد جایز است وگرنه حرام خواهد بود.
اینک برای توجه خوانندگان محترم بعضی از روایات این موضوع که مدرک فتوای فقها میباشد را ذکر میکنیم به امید این که از سخنان معصومین علیهمالسلام پند بگیریم.
(1)1- در کتاب وسایل الشیعه، از کافی، از ابوحمزه ثمالی نقل شده که گوید: به
1) (1)جواز النظر الی الأجنبیّة لضرورة العلاج1- الوسائل عن الکافی... عن ابی حمزة الثمالی عن ابی جعفر علیهالسلام قال: سألته عن المرأة المسلمة یصیبها البلاء فی جسدها امّا کسرو امّا جرح فی مکان لایصلح النظر الیه یکون الرجل ارفق بعلاجه من النساء، أیصلح له النظر الیها؟ قال: اذا اضطرّت الیه فلیعالجها إن شاءت. (الوسائل ج 14/172/ الفروع ج 2/68)
امام باقر علیهالسلام عرض کردم: زن مسلمان بسا بیماری شکستگی و یا جراحتی پیدا میکند که مرد برای معالجه او مؤثرتر خواهد بود، آیا پزشک مرد میتواند او را معالجه کند؟ امام باقر علیهالسلام فرمود: «اگر چارهای جز این ندارد مانعی ندارد.»
(1)2- در همان کتاب، از موسی بن جعفر علیهالسلام نقل شده که فرمود: «اگر زنی بیمار باشد و جراحتی در ران و یا شکم و یا بازوی او باشد [در صورتی که پزشک زن یافت شود] حرام است به پزشک مرد مراجعه کند.»
1) (2)2- وفیه عن الکافی عن علیّ بن جعفر فی کتابه عن اخیه موسی بن جعفر علیهماالسلام قال: سألته عن المرأة یکون بها الجرح فی فخذها اوبطنها اوعضدها هل یصلح للرجل ان ینظر الیه یعالجه؟ قال: لا. (المصدر ص 173)
تردیدی نیست که خداوند بندگانی از مخلوق خود را اسوه و مقتدا و رهبر و پیشوای مردم قرار داده و همه خوبیها و زیباییها را در آنان جمع و مردم را موظف نموده که در اعمال و اخلاق و ارزشهای اسلامی از آنان پیروی کنند و آنان را پیشوا و مقتدای خود بدانند. از این رو، خداوند در قرآن میفرماید: «و لکم فی رسول الله اسوة حسنة» ؛ یعنی پیامبر ما صلی الله علیه و آله برای شما اسوه و نمونه و مقتدای نیکی میباشد [و شما باید در همه چیز از او پیروی کنید، او معیار همه خوبیهاست] و همین توصیه را پیامبر خدا صلی الله علیه و آله کرارا نسبت به اهلبیت خود داشته است و در خصوص امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا و امام حسن وامام حسین علیهمالسلام سفارش بیشتری فرموده است. از این رو، بر همه مسلمانان واجب و لازم است که در شناخت و معرفت آنان بکوشند و در همه ابعاد زندگی و مسایل روحی و معنوی و عبادی و اخلاقی و سیاسی از آنان پیروی کنند و آنان رامعیار همه خوبیها و ارزشها بدانند.
ما در این کتاب به گوشه هایی از اخلاق و زندگی حضرت فاطمه و فرزند او حضرت زینب علیهاالسلام اشاره میکنیم و امیدواریم برای زنهای مسلمان وسیله رشد و نجات از آفتها و خطرها باشد.
رأیت اُمّی فاطمة علیهاالسلام قامت فی محرابها لیلة جمعتها فلم تزل راکعة ساجدة حتّی اتّضح عمود الصبح و سمعتها تدعو للمؤمنین و المؤمنات و تسمیّهم و تکثرالدعاء لهم، و لاتدعو لنفسها بشیء، فقلت لها: یا اُمّاه لم لاتدعین لنفسک کما تدعین لغیرک؟ فقالت: یا بنّی! الجار ثمّ الدار.
علاّمه مجلسی در بحار، از عللالشرایع صدوق، از امام صادق و او ازپدرش امام باقر و او از پدرش امام سجاد و او از فاطمه صغری و او از پدرش امام حسین و او از برادرش امام حسن علیهمالسلام نقل نموده که فرمود: «شب جمعهای مادرم فاطمه علیهاالسلام را در محراب عبادت دیدم که تا صبح مشغول رکوع و سجود بود و فراوان به مؤمنین و مؤمنات دعا میکرد و نام آنها را میبرد و برای خود هیچ دعایی نکرد پس به او گفتم: مادر! چرا همچنان که برای مردم دعا میکنی برای خود دعا نمیکنی؟ مادرم فرمود: فرزند عزیزم! «الجار ثمّ الّدار»، یعنی اول همسایه بعد اهل خانه.»
(2)در همان کتاب از عللالشرایع، از موسی بن جعفر، از پدرش، از
1) (1)عبادة فاطمه علیهالسلام و دعاءها للمؤمنین روی فی البحار ج 43/81 عن العلل عن ابن مقبرة، عن محمّدبن عبداللّه الحضرمی، عن جندل بن والق عن محمّد بن عمرالمازنی، عن عبادة الکلبی، عن جعفربن محمّد، عن أبیه عن علی بن الحسین، عن فاطمة الصغری، عن الحسین بن علی، عن أخیه الحسن بن علی بن أبیطالب علیهالسلام قال:
2) (1)و روی فیه ص 82 عن العلل عن احمد بن عبدالرحمن المروزی، عن جعفرالمقری، عن محمّدبن الحسن الموصلی، عن محمّدبن عاصم، عن أبی زید الکحال، عن أبیه، عن موسی بن جعفر، عن أبیه، عن آبائه علیهمالسلام قال: کانت فاطمة علیهاالسلام إذا دعت تدعو للمؤمنین و المؤمنات و لا تدعو لنفسها، فقیل لها: یا بنت رسولاللّه إنّک تدعین للناس و لا تدعین لنفسک، فقالت: «الجار ثمّ الدار.»
پدرانش علیهمالسلام نقل نموده که فرمود: «عادت فاطمه علیهاالسلام این بود که چون دعا میکرد، به مؤمنین و مؤمنات دعا مینمود و در حق خود دعا نمیکرد و چون به او گفته شد: دختر پیامبر! چرا همچنان که به مردم دعا میکنی به خود دعا نمینمایی؟ فاطمه علیهاالسلام میفرمود: «الجار ثمّ الّدار»، یعنی حق همسایه مقدم بر اهل خانهاست.»
در همان کتاب (ج 43/84)، از مناقب ابن شهر آشواب (ج 3/341)، از حسن بصری نقل شده که گوید: کسی بین این امت عابدتر از فاطمه علیهاالسلام نبوده است؛ او آن قدر مقابل پروردگار خود به عبادت ایستاد که قدمهای او متورم شد.
مرحوم صدوق در عللالشرایع (ج 1/181) نقل نموده که فاطمه علیهاالسلام چون در محراب عبادت خود میایستاد نور او برای اهل آسمان میدرخشید؛ چنانکه نور ستارگان برای اهل زمین میدرخشد.
فقلت لها: لوأتیت أباک فسألتیه خادما یکفیک ضرّما أنت فیه من هذا العمل فأتت النّبیّ صلی الله علیه و آله فوجدت عنده حدّاثا فاستحت فانصرفت.
در کتاب بحار، از علل الشرایع، از علی علیهالسلام نقل شده که آن حضرت به مردی1) (1)انّ النّبیّ صلی الله علیه و آله علّمها التسبیحات مکان الخادم روی فی البحار ج 43/82 عن العلل عن القطان، عن السکری، عن الحکم بن أسلم، عن ابن علیة، عن الحریری، عن أبی الورد بن ثمامة، عن علیّ علیهالسلام أنّه قال لرجل من بنیسعد: الا احدّثک عنّی و عن فاطمة إنّها کانت عندی و کانت من أحبّ أهله إلیه و أنّها استقت بالقربة حتّی أثرّفی صدرها، و طحنت بالرحی حتّی مجلت یداها، و کسحت البیت حتّی اغبرّت ثیابها، و أوقدت النّار تحت القدر حتّی دکنت ثیابها، فأصابها من ذلک ضرر شدید.
از طایفه بنیسعد فرمود: «میخواهی قصّه من و فاطمه را بشنوی؟ بدان که فاطمه علیهاالسلام همسر من بود و با این که عزیز پرورده رسول خدا صلی الله علیه و آله بود آن قدر با مشک آب آورد که بر سینه او اثر گذارد و آن قدر با دست خود آسیا نمود که دستان او تاول زد و آن قدر خانه مرا جاروب زد که لباس او به شکل خاک گردید و آن قدر چوب زیر دیگ گذارد که لباس او خاکستری شد و در نهایت از کارهای خانه سخت اذیت شد.»
(1)سپس فرمود، «من به او گفتم که اگر نزد پدر خود میرفتی و از او درخواست خادمی میکردی از این سختیها نجات مییافتی، پس فاطمه علیهاالسلام نزد پدر رفت و چون دید مردم نزد ایشان اجتماع نمودهاند حیا نمود و بازگشت. هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله مطلع شد که فاطمه علیهاالسلام برای حاجتی آمده بود
1) (2)قال: فعلم النّبیّ صلی الله علیه و آله أنّها جاءت لحاجة، قال، فغداعلینا رسولاللّه صلی الله علیه و آله و نحن فی لفاعنا فقال: «السّلام علیکم»، فسکتنا و استحیینا لمکاننا، ثمّ قال: «السّلام علیکم» فسکتنا ثمّ قال: «السّلام علیکم». فخشینا إن لم نّرد علیه أن ینصرف و قد کان یفعل ذلک یسلّم ثلاثا فان اُذن له و إلاّ انصرف، فقلت: و علیک السّلام یا رسولاللّه ادخل فلم یعد أن جلس عند رؤوسنا، فقال: یا فاطمة ما کانت حاجتک أمس عند محمّد؟
صبحگاه به درخانه ما آمد و ما خوابیده بودیم، پس فرمود: «السّلام علیکم» و ما چون خوابیده بودیم حیا کردیم و پاسخ او را ندادیم. باز فرمود: «السّلام علیکم» و ما [دوباره] سکوت نمودیم و چون مرتبه سوم فرمود: «سلام علیکم» ترسیدم که اگر پاسخ ندهیم آن حضرت - طبق عادت خود که سه مرتبه سلام میداد و اگر جوابی
نمیشنوید باز میگشت - برگردد. پس من پاسخ دادم و گفتم: و علیک السّلام یا رسولاللّه. بفرمایید.
پس چیزی نگذشت که رسول خدا صلی الله علیه و آله بالای سرما نشست و فرمود: «ای فاطمه! دیروز حاجت تو چه بود؟
[و چون فاطمه حیات نمود که سر خود را از زیر لحاف خارج کند] و من ترسیدم که اگر پاسخ او را ندهم از خانه ما خارج شود سر خود را بیرون آوردم و گفتم: یا رسولاللّه! به خدا سوگند، من میگویم که فاطمه چه میخواست.
(1)سپس گفتم: فاطمه آن قدر با مشک آب آورده که مشک در سینه او اثر گذارده و آن قدر با دست خود آسیا را گردانده که دستان او تاول زده و آن قدر خانه را
1) (1)قال: فخشیت إن لم نجبه أن یقوم قال: فأخرجت رأسی فقلت: انا و اللّه اُخبرک یا رسولاللّه إنّها استقت بالقربة حتّی أثرّت فی صدرها و جرّت بالرحی حتّی مجلت یداها، و کسحت البیت حتّی اغبرّت ثیابها، و أوقدت تحت القدر حتّی دکنت ثیابها، فقلت لها: لو أتیت أباک فسألتیه خادما یکفیک ضرّ ما أنت فیه من هذا العمل، قال: أفلا اُعلّمکما ما هو خیر لکما من الخادم؟ إذا أخذتما منامکما فسبّحا ثلاثا و ثلاثین، و احمدا ثلاثا و ثلاثین، و کبّرا أربع و ثلاثین قال: فأخرجت علیهاالسلام رأسها فقالت: رضیت عن اللّه و رسوله ثلاث دفعات. انفقت حلیّها فی سبیل اللّه لرضا ابیها صلی الله علیه و آله
جاروب کرده که لباس او به رنگ خاکی در آمده و آن قدر آتش زیر دیگ روشن نموده که لباس او خاکستری شده است من به او گفتم: اگر نزد پدر خود بروی و از او درخواست خادمی بکنی از این سختیها نجات خواهی یافت.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «آیا به شما تعلیم نکنم چیزی را که بهتر از خادم باشد؟» سپس فرمود: «چون خواستید بخوابید سی و سه مرتبه سبحاناللّه بگویید و سی و سهمرتبه الحمدللّه و سی و چهار مرتبه اللّهاکبر بگویید.»
آن گاه فاطمه سر خود را از زیر لحاف خارج نمود و سه مرتبه گفت: از خدا و رسول او راضی شدم.»
(1)1 - علاّمه مجلسی در کتاب بحار، از کتاب کافی، و مکارم الأخلاق از
1) (2)1- روی فی البحار ج 43 ص 83 عن الکافی و المکارم عن زرارة، عن أبی جعفر علیهالسلام قال: کان رسولاللّه صلی الله علیه و آله إذا أراد السفر سلّم علی من أراد التسلیم علیه من أهله ثمّ یکون آخر من یسلّم علیه فاطمة علیهاالسلام فیکون وجهه الی سفره من بیتها، و اذا رجع بدأبها. فسافر مرّة و قد أصاب علیّ علیهالسلام شیئا من الغنیمة فدفعه الی فاطمة فخرج فأخذت سوارین من فضّة و علّقت علی بابها سترا، فلمّا قدم رسولاللّه صلی الله علیه و آله دخل المسجد فتوجّه نحوبیت فاطمة کما کان یصنع، فقامت فرحة الی أبیها صبابة و شوقا إلیه فنظر فاذا فی یدها سواران من فضّة و اذا علی بابها ستر، فقعد رسولاللّه صلی الله علیه و آله حیث ینظر إلیها، فبکت فاطمة و حزنت و قالت: ما صنع هذا بی قبلها.
زرارة، از امام باقر علیهالسلام نقل نموده که فرمود، «عادت رسول خدا صلی الله علیه و آله این بود که چون اراده سفر مینمود با هر کسی از اهل خود که میخواست خداحافظی مینمود و آخرین نفری که با او خداحافظی میکرد فاطمه علیهاالسلام بود و سفر خود را از خانه فاطمه علیهاالسلام شروع مینمود و در بازگشت نیز اولین کسی را که ملاقات میکرد فاطمه علیهاالسلام بود.»
سپس فرمود: «در یکی از سفرها، چون پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از مسافرت بازگشت. دید فاطمه از مالی که امیرالمؤمنین علیهماالسلام از غنیمت به دست آورده بود و به او داده بود دو عدد دست بند و یک پرده برای اتاق خود تهیه نموده است.
هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد مسجد شد و به طرف خانه فاطمه آمد فاطمه علیهاالسلام مثل همیشه با خوشحالی از آن حضرت استقبال نمود. چون رسول خدا صلی الله علیه و آله دید که دو عدد دست بند به دست فاطمه است و پردهای بر در خانه اوست همان جا نشست و با سکوت و نگاه خود مسأله را به فاطمه علیهاالسلام فهماند.
(1)پس فاطمه علیهاالسلام حسن و حسین علیهمالسلام را صدا زد و فرمود: اینها را نزد پدرم
1) (1)فدعت ابنیها فنزعت الستر من بابها و خلعت السوارین من یدیها، ثمّ دفعت السوارین الی أحدهما و الستر الی الآخر ثمّ قالت لهما: انطلقا إلی أبی فاقرئاه السّلام و قولا له: ما أحدثنا بعدک غیرهذا فشأنک به، فجاءاه فأبلغاه ذلک عن اُمّهما فقبّلهما رسولاللّه صلی الله علیه و آله و التزمهما و أقعد کلّ واحد منهما علی فخذه، ثمّ أمر بذینک السوارین فکسرا فجعلهما قطعا ثمّ دعا أهل الصفّة [وهم] قوم من المهاجرین لم یکن لهم منازل و لاأموال، فقسّمه بینهم قطعا، ثمّ جعل یدعوالرجل منهم العاری الذّی لایستتر بشیء و کان ذلک الستر طویلالیس له عرض فجعل یؤزر الرجل فاذا التقیا علیه قطعه حتّی قسّمه بینهم اُزرا ثمّ أمر النساء لایرفعن رؤوسهنّ من الرکوع و السجود حتّی یرفع الرجال رؤوسهم، و ذلک أنّهم کانوا من صغر إزارهم إذا رکعوا و سجدوا بدت عورتهم من خلفهم ثمّ جرت به السنّة أن لایرفع النساء رؤوسهنّ من الرکوع و السجود حتّی یرفع الرجال. ثمّ قال رسولاللّه صلی الله علیه و آله : رحم اللّه فاطمة لیکسونّها اللّه بهذا الستر من کسوة الجنّة، و لیحلّینّها بهذین السوارین من حلیّة الجنّة.
ببرید و سلام مرا به او برسانید و بگویید: ما در غیاب شما کاری جز تهیه اینها نکردهایم شما حال، با آنها هرچه میخواهید بکنید.
هنگامی که حسن وحسین علیهمالسلام پیام و سلام مادرشان را خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله ابلاغ نمودند، رسول خدا صلی الله علیه و آله آنان را بوسید و در آغوش گرفت و هر کدام را بر روی یک ران خود نشاند و دستور داد تا آن دست بندها را چند قطعه کردند و بین مهاجرین اهل صفحه - که نه خانهای داشتند و نه مالی - تقسیم نمود و آن پرده را نیز بین آنان قسمت کرد و چون لباس اهل صفحه کوتاه بود به زنها دستور داد که قبل از مردها سر از رکوع بلند نکنند و سپس این سنت شد که زنها قبل از مردها سر از رکوع بلند نکنند.
آن گاه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خدا فاطمه علیهاالسلام را رحمت کند و از لباسها و زیورهای بهشتی به او عطا فرماید.»
(1)2 - علاّمه مجلسی در بحار، از کشف الغمه، از مسند احمدبن حنبل، از
1) (1)2- روی فی البحار ج 43/89 عن کشف الغمة عن مسند أحمدبن حنبل عن ثوبان مولی رسولاللّه قال: کان رسولاللّه اذا سافر آخرعهده بانسان من أهله فاطمة، و أوّل من یدخل علیه اذا قدم فاطمة علیهاالسلام قال: فقدم من غزاة فأتاها فاذا هو یمسح علی بابها و رأی علی الحسن و الحسین علیهماالسلام قلبین من فضّة فرجع و لم یدخل علیها فلمّا رأت ذلک فاطمة ظنّت انّه لم یدخل علیها من أجل ما رأی، فهتکت الستر و نزعت القلبین من الصبیّین فقطعتهما، فبکی الصبیّان فقسّمته بینهما، فانطلقا الی رسولاللّه صلی الله علیه و آله و هما یبکیان فاخذه رسولاللّه صلی الله علیه و آله منهما و قال: یا ثوبان اذهب بهذا الی بنی فلان أهل بیت بالمدینة و اشتر لفاطمة قلادة من عصب و سوارین من عاج، فانّ هؤلاء أهل بیتی و لا احبّ أن یأکلوا طیّباتهم فی حیاتهم الدّنیا. بیان: القلب بالضم: السوار، قال الجزری: فی حدیث ثوبان أنّ فاطمة حلّت الحسن و الحسین بقلبین من فضّة، القلب: السوار.
ثوبان غلام رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل نموده که گوید: رسول خدا هر وقت به مسافرت میرفت آخرین نفری که با او خداحافظی مینمود فاطمه علیهاالسلام بود و چون از سفر باز
میگشت اولین فردی که بر او وارد میشد نیز فاطمه علیهاالسلام بود.
او از یکی از جنگها بازگشت و بر در خانه فاطمه علیهاالسلام آمد ناگهان دید پردهای بر در خانه فاطمه آویخته و دو خلخال نقره بر پاهای حسن و حسین هست. رسول خدا [چون این گونه دید] وارد خانه فاطمه علیهاالسلام نشد و فاطمه علیهاالسلام گمان کرد که پدرش به جهت پرده و خلخال وارد خانه نشده است پس پرده را باز نمود و خلخالها را از پاهای حسنین جدا کرد و آنها را شکست و چون گریه کردند آنها را بین آن دو تقسیم نمود و نزد پدر فرستاد.
و چون حسن و حسین با چشمان گریان بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شدند رسول
خدا صلی الله علیه و آله یه ثوبان غلام خود فرمود: این خلخالها و پرده را نزد فلان شخص ببر و از آن قلاده سادهای برای فاطمه و دو خلخال از عاج (استخوان دندان فیل) برای حسن و حسین بگیر؛ چرا که اینها اهل بیت من هستند و من دوست ندارم بهرهها و طیّبات خود را از دنیا استفاده کنند.»
(1)فاطمه علیهاالسلام کنیزی داشت به نام فضه خاتون که رسول خدا صلی الله علیه و آله بعد از پیروزی اسلام و غنایم زیادی که از جنگ خیبر و بنی قریظه و بنی النضیر و غیره به دست آمد و فقر از بین مسلمین زدوده شد و اصحاب صفه و ضعفای دیگر مدینه به سامانی رسیدند او را به فاطمه علیهاالسلام بخشیده بود.
از بعضی از کتابهای تاریخ استفاده میشود که فضّه دختر پادشاه هند و عالم به علوم غریبه بوده است.
علاّمه مجلسی از صاحب کتاب «مشارق الانوار» مرحوم برسی (عالم و شاعر معروف اهل البیت علیهمالسلام ) نقل نموده که گوید: چون فضّه به خانه فاطمه زهرا علیهاالسلام
آمد جز شمشیر و زره و آسیا چیزی در آن خانه ندید؛ در حالی که او دختر پادشاه
هند بود و نزد او ذخیرهای از علم اکسیر و کیمیا نهفته بود. پس پارهای از مس را گرفت و آن را به صورت سکه در آورد و دوایی بر آن ریخت تا تبدیل به طلا شد و چون خدمت امیرالمؤمنین علیهالسلام رسید آن را مقابل آن حضرت گذارد.
(1)امیرالمؤمنین علیهالسلام چون آن را مشاهده نمود به او فرمود: «احسنت، یا فضّه! لکن اگر بدن خود را در عبادت خدا ذوب کنی ساختار تو عالیتر و قیمت آن بیشتر خواهد بود.» فضه گفت: یا علی! آیا شما از این علم اطلاعی دارید؟ امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: آری، من اطلاع دارم.» و به فرزند خود حسین علیهالسلام اشاره نمود و فرمود: «او نیز از آن اطلاع دارد.» و چون فضه خدمت امام حسین علیهالسلام رفت او نیز مانند پدر خود پاسخ داد.
پس امیرالمؤمنین علیهالسلام به او فرمود: «ما بالاتر از این را میدانیم و سپس با دست مبارک اشاره نمود، ناگهان فضّه دید رشتهای از طلا و گنجهای زمین در حال حرکت
1) (1)«مشارق الانوار» للحافظ البرسی(ره): روی لمّا جاءت فضة الی بیت الزهراء علیهاالسلام لم تجد هناک الاّ السیف و الدرع و الرحی، و کانت بنت ملک الهند، و کانت عندها ذخیرة من الاکسیر، فأخذت قطعة من النحاس و ألانتها و جعلتها علی هیئة سبیکة، و القت علیها الدواء وصنعتها ذهبا. فلمّا جاء امیرالمؤمنین علیهالسلام و ضعتها بین یدیه. فلمّا رآها قال: أحسنت یا فضّة لکن لو أذبت الجسد لکان الصبغ أعلی و القیمة اغلی. فقالت: یاسیّدی تعرف هذا العلم؟ قال: نعم و هذا الطفل یعرفه، و أشار الی الحسین علیهالسلام فجاء و قال کما قال أمیرالمؤمنین علیهالسلام ، فقال أمیرالمؤمنین علیهالسلام : نحن نعرف أعظم من هذا؛ ثمّ أوما بیده فاذا عنق من ذهب و کنوز الارض سائرة، ثمّ قال: ضعیها مع أخواتها، فوضعتها فسارت. (البحار» ج 41، ص 273 - 274). عشرین سنة لم تتکلّم الاّ بالقرآن
است پس علی علیهالسلام به فضه فرمود: «طلای خود را در کنار آنها بگذار و چون فضّه طلای خود را در کنار آنها گذارد دید طلای او هم با آن طلاها حرکت نمود.
بیست سال جز با قرآن سخن نگفت
(1)در کتاب بحارالانوار، از ابوالقاسم قشیری نقل شده که گوید: یکی از حجاج گفت: من در بیابان از قافله جدا شده بودم، پس به زنی برخورد کردم که درمانده شده بود. به او گفتم: تو کیستی؟ او در جواب من این آیه را خواند: «و قُلْ
1) (2)و فی البحار ج 43/86 عن ابی القاسم القشیری فی کتابه: قال بعضهم: انقطعت فی البادیة عن القافلة فوجدت امرأة، فقلت لها: من أنت؟ فقالت: «و قل سلام فسوف تعلمون» (الزخرف: 89) فسلمت علیها، فقلت: ما تصنعین ههنا؟ قالت: «من یهدی اللّه فلا مضلّ له» (لم نجد بهذا اللفظ آیة فی القرآن و الموجود فیه: الزمر: 38 و من یهدی اللّه فماله من مضلّ) فقلت: أمن الجنّ أنت أم من الانس؟ قالت: «یا بنی آدم خذوا زینتکم» (الاعراف: 29) فقلت: من أین أقبلت؟ قالت: «ینادون من مکان بعید» (فصلت:44) فقلت: أین تقصدین؟ قالت: «و للّه علی الناس حجّ البیت» (آل عمران: 91) فقلت: متی انقطعت؟ قالت: «و لقد خلقناالسموات و الارض فی ستّة أیّام» (ق: 37 بزیادة: «و ما بینهما.» بعدالارض) فقلت: أتشتهین طعاما؟ فقالت: «و ما جعلنا هم جسدا لا یأکلون الطعام» (الانبیاء: 8) فأطعمتها، ثمّ قلت: هرولی و لا تعجلی، قالت: «لا یکلّف اللّه نفسا الاّ وسعها» (البقرة: 286) فقلت: أردفک؟ فقالت: «لو کان فیهما آلهة الاّ اللّه لفسدتا» (الانبیاء: 22) فنزلت فأرکبتها، فقالت: «سبحان الذّی سخّرلنا هذا» (الزخرف: 12).
سَلامٌ فَسَوفَ تَعلمونَ»[اشاره به این که قبل از سخن باید سلام بکنی].
پس به او سلام کردم و گفتم: در این بیابان چه میکنی؟ او در جواب من گفت: «مَنْ یَهْدِی اللّهُ فَلا مُضِلَّ لَهُ» [اشاره به این که من راه را گم کردهام].
به او گفتم: تو از جنیان هستی یا از انسانها؟ او در جواب من گفت: «یا بَنی آدمَ خُذُوا زینَتَکم»] اشاره به این که من از بنیآدم هستم].
به او گفتم: از کجا میآیی؟ گفت: «یُنادَونَ مِنْ مکانٍ بَعیدٍ» [اشاره به این که از راه دور میآیم].
(1)گفتم: مقصد تو کجاست؟ گفت: «وَ لِلّهِ عَلَی الناسِ حَجُّ البَیْتِ» [اشاره به این که میخواهم به حج بروم].
گفتم: چند روز است از قافله جدا شدهای؟ گفت: «وَ لَقَدْ خَلَقنْا السَمواتِ و
الارضَ فی سِتّةِ اَیّامٍ» [اشاره به این که شش روز است از قافله جا ماندهام].
گفتم: آیا میل به غذا داری؟ گفت: «وَ ما جَعلناهُم جَسَدا لایأکُلُونَ الطَعامَ»
[اشاره به این که نیاز به غذا دارم]. پس به او غذا دادم.
گفتم: به دنبال مرکب من حرکت کن. گفت: «لا یُکَلّفُ اللّهُ نَفَسْا اِلاّ وُسْعَها» [اشاره به این که قدرت راه رفتن ندارم].
گفتم: تو را در کنار خود سوار میکنم، گفت: «لَوکانَ فیهما آلِهةٌ اِلاّ اللّهُ لَفَسدَتا» [اشاره به این که صحیح نیست زن در کنار مرد سوار شود].
چون از مرکب پیاده شدم و او را سوار نمودم گفت: «سبحان الذّی سخّرلنا هذا»[اشاره به شکر نعمت الهی].
و چون به قافله خود رسید گفتم: آیا کسی را در این قافله داری؟ گفت: «یا داود اِنّا جَعَلناکَ خلیفةً فی الارض»، «وَ ما محمّدٌ اِلاّ رسولٌ»، «یا یَحیی خُذِالکتابَ»، «یا موسی اِنّی اَنَا اللّه». پس فهمیدم که چهار نفر به نامهای داود و محمّد و یحیی و موسی آشنایان اویند.
آنان را صدا زدم، ناگهان چهار جوان به طرف او آمدند. به او گفتم: اینها با شما چه نسبتی دارند؟ گفت: «اَلمالُ و البَنونَ زِینَةُ الحیوةِ الدُنیا» [اشاره به این که اینها فرزندان من هستند].
پس به آنان گفت: «یا اَبتِ استأجِرْهُ اِنَّ خَیرَ مَنْ اِستأجَرتَ القَویُّ الامَینُ» [اشاره به این که اجرت او را بدهید که او قوی و امین است].
و چون آنها چیزهایی به من دادند، باز گفت: «وَ اللّه یُضاعِفُ لِمَنْ یَشاءُ» [اشاره به این که بیش از این به او بدهید].
پس آنها مزد اضافهای به من دادند. آن گاه من از آنها سؤال کردم: این زن کیست؟ گفتند: این زن، مادر ما و خادمه فاطمه زهرا علیهاالسلام است و بیست سال است که جز با قرآن سخن نگفته است.
و کان النّبیّ صلی الله علیه و آله إذا رأی فاطمة علیهاالسلام فرح بها، فانطلق بعض أصحابه إلی باب بیتها، فوجد بین یدیها شعیرا و هی تطحن فیه و تقول: «و ما عنداللّه خیر و أبقی» (القصص: 60) فسلّم علیها و أخبرها بخبر النّبیّ صلی الله علیه و آله و بکائه.
فنهضت و التفّت بشملة لها خلقة قد خیطت فی اثنی عشر مکانا (منها) بسعف النخل، فلمّا خرجت نظر سلمان الفارسی الی الشملة و بکی و قال: و احزناه إنّ [بنات[ قیصر و کسری لفی السندس و الحریر، و ابنة محمّد صلی الله علیه و آله علیها شملة صوف خلقة قد خیطت فی اثنی عشر مکانا.
علاّمه مجلسی در کتاب بحار، از کتاب «زهد النّبیّ صلی الله علیه و آله »، از ابوجعفراحمدقمی نقل نموده است که چون آیه شریفه (وَ انَّ جَهَنَّمَ لَمُوْعِدُهُم اَجمَعین لَها سَبْعةُ اَبْوابٍ لِکُلِّ بابٍ مِنهمُ جُزءٌ مَقسُومٌ) بر رسول صلی الله علیه و آله نازل شد، گریه شدیدی نمود و اصحاب او نیز از گریه آن حضرت گریان شدند و نمیدانستند که جبرئیل علیهالسلام برای او چه آورده و کسی را جرأت آن نبود که با آن حضرت سخن بگوید.
1) (1)فاطمه علیهاالسلام عند سماع آیة العذاب روی فی البحار ج 43 ص 87 عن الدروع من کتاب زهد النّبیّ صلی الله علیه و آله لابی جعفرأحمد القمی: أنّه لمّا نزلت هذه الآیة علی النّبیّ صلی الله علیه و آله : «و انّ جهنّم لموعدهم أجمعین * لها سبعة أبواب لکلّ باب منهم جزء مقسوم» (الحجر: 43 و 44) بکی النّبیّ صلی الله علیه و آله بکاء شدیدا و بکت صحابته لبکائه و لم یدروا ما نزل به جبرئیل علیهالسلام ، و لم یستطع أحد من صحابته أن یکلّمه.
2) (1)فلمّا دخلت فاطمة علی النّبیّ صلی الله علیه و آله قالت: یا رسولاللّه إنّ سلمان تعجّب من لباسی، فوالذّی بعثک بالحقّ مالی و لعلیّ منذ خمس سنین الاّ مسک کبش نعلف علیها بالنهار بعیرنا، فاذا کان اللیل افترشناه و انّ مرفقتنا لمن أدم حشوها لیف فقال النّبیّ صلی الله علیه و آله : یا سلمان انّ ابنتی لفی الخیل السوابق.
و عادت رسول خدا صلی الله علیه و آله این بود که چون فاطمه علیهاالسلام را میدید شاد میشد، پس یکی از اصحاب به خانه فاطمه علیهاالسلام آمد و دید آن بانو مشغول آسیا نمودن است و این آیه را تلاوت میکند: (وَ ما عِنْدَاللّهِ خَیرٌ وَ أَبقی) پس بر فاطمه علیهاالسلام سلام نمود و او را از وضع پدر و گریه او خبر داد.
فاطمه علیهاالسلام برخاست و خود را با ردای کهنهای که دوازده جای آن را با سعف خرما وصله زده بود به طرف مسجد رفت. سلمان فارسی چون چادر فاطمه علیهاالسلام را دید گریه کرد و گفت: چقدر ناگوار است که دختران پادشاهان مثل قیصر و کسری لباس سندس و حریر بپوشند و دختر پیامبر صلی الله علیه و آله چادری از مو بر سر کند که دوازده جای آن وصله باشد! و چون فاطمه علیهاالسلام بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شد به پدر خود گفت: «یا رسولاللّه! سلمان از لباس من تعجب نموده است. سوگند به آن خدایی که شما را
به پیامبری مبعوث کرده است، پنج سال است که فرش من و علی علیهالسلام یک پوست گوسفند است که روزها شتر خود را بر روی آن علف میدهیم و شب که میشود آن پوست فرش ما و رواندازی از لیف خرما لحاف ما میباشد! پس رسول خدا صلی الله علیه و آله رو به سلمان نمود و فرمود: «ای سلمان! دخترم فاطمه علیهاالسلام از پیشتازان (در زهد و قناعت) است.»
(1)سپس فاطمه علیهاالسلام به پدر خود عرض کرد: «پدر جان! فدای شما شوم، چه چیز
1) (1)ثمّ قالت: یا أبت فدیتک ما الذّی أبکاک؟ فذکرلها ما نزل به جبرئیل من الآیتین المتقدّمتین قال: فسقطعت فاطمة صلی الله علیه و آله علی وجهها و هی تقول: الویل ثمّ الویل لمن دخل النّار، فسمع سلمان فقال: یا لیتنی کنت کبشا لاهلی فأکلوا لحمی و مزّقوا جلدی و لم أسمع بذکرالنّار، و قال أبوذرّ: یا لیتنی کنت طائرا فی القفار و لم یکن علیّ حساب و لا عقاب و لم أسمع بذکرالنّار، و قال علیّ علیهالسلام : یا لیت السباع مزّقت لحمی و لیت اُمّی لم تلدنی و لم أسمع بذکرالنّار. ثمّ وضع علیّ علیهالسلام یده علی رأسه و جعل یبکی و یقول: وا بعد سفراه! و اقلّة زاداه فی سفر القیامة یذهبون فی النّار و یتخطّفون، مرضی لایعاد سقیمهم، و جرحی لایداوی جریحهم، و أسری لایفکّ أسرهم، من النّار یأکلون، و منها یشربون و بین أطباقها یتقلّبون، و بعد لبس القطن مقطّعات النّار یلبسون،و بعد معانقة الازواج مع الشیاطین مقرّنون.
شما را گریان نموده است؟» رسول خدا صلی الله علیه و آله آن دو آیه را که جبرئیل آورده بود برای فاطمه علیهاالسلام قرائت نمود. فاطمه [با شنیدن آیات] به رو بر زمین افتاد و گفت: «وای، وای، بر کسی که وارد آتش شود.»
سلمان نیز چون این دو آیه را شنید، گفت: ای کاش، من گوسفندی بودم که مرا ذبح و از گوشت من استفاده مینمودند و این آیه را که وعده آتش داده است نمیشنیدم.
ابوذر نیز چون این آیه را شنید، گفت: ای کاش، مادرم عاقر و نازا بود و من را نزاییده بود و من وعده آتش را نمیشنیدم.
مقداد نیز چون این آیه را شنید، گفت: ای کاش، من پرنده بیابان بودم و حساب و عقابی نداشتم و نام آتش را نمیشنیدم.
علی علیهالسلام چون این آیه را شنید، فرمود: «ای کاش، درندگان گوشت مرا
میخوردند و یا مادر مرا نمیزایید و اسم آتش را نمیشنیدم.» سپس علی علیهالسلام دست مبارکش را بر سر خود نهاد و گریست و فرمود: «چقدر سفر قیامت طولانی است و چقدر توشه ما کم است و چه سخت است حال اهل دوزخ که در آتش غوطه ورند. آنها بیمارانی هستند که عیادت نمیشوند، و مجروحانی هستند که معالجه نمیگردند، و اسیرانی هستند که آزاد نمیشوند. آنها از آتش میخورند و از آتش میآشامند و در طبقات آتش میگردند و بعد از آن که در دنیا لباسهایی از پنبه پوشیدند، در آن جا با پارههای آتش پوشیده میشوند و بعد از معانقه با همسران خود در دنیا، آن جا با شیاطین همنشین خواهند بود!»
و عن الفاضل القائینی البیرجندی، عن بعض المقاتل المعتبرة، عن مولانا السجاد علیهالسلام انّه قال: انّ عمّتی زینب مع تلک المصائب و المحن النازلة بها فی طریقنا الی الشام ما ترکت نوافلها اللیلیّة.
صاحب کتاب «فاطمةالزهراء» میگوید: زینب کبری بعد از مادر خود، فاطمه علیهاالسلام ، عابدترین زنان زمان خود بود و همواره شبهای خود را به عبادت و1) (1)عبادت زینب علیهاالسلام أمّا زینب صلوات اللّه علیها فلقد کانت فی عبادتها ثانیة اُمّها الزهراء علیهاالسلام ، و کانت تقضی عامّة لیالیها بالتهجّد و تلاوة القرآن. قال بعض ذوی الفضل: إنّها علیهاالسلام ما ترکت تهجّدها للّه تعالی طول دهرها حتّی لیلة الحادی عشر من المحرم. قال: و روی عن زینالعابدین علیهالسلام انّه قال: رأیتها تلک اللیلة تصلّی من جلوس.
تلاوت قرآن میگذراند. بعضی از اهل فضل نقل کردهاند که او تهجّد و عبادت خود را در شب یازدهم محرم نیز ترک نکرد، از زین العابدین علیهالسلام نقل شده که فرمود: «عمهام زینب، فقط در شب یازهم محرم نوافل خود را نشسته خواند.» از آن حضرت نیز نقل شده است که فرمود: «عمهام زینب، در دوران اسیری و حرکت ما به شام نوافل خود را ترک نکرد!»
(1)در کتاب «مثیرالأحزان» نقل شده که فاطمه بنتالحسین علیهماالسلام گوید: عمهام زینب در شب عاشورا پیوسته در محراب عبادت بود و به خدای خود استغاثه مینمود؛ به طوری که چشمان ما به خواب نرفت و صدای ناله او تا صبح ادامه داشت.
(2)بعضی از اهل تحقیق از حضرت زینالعابدین علیهالسلام نقل کردهاند که فرمود: «عمهام زینب در مسیر کوفه تا شام همه نمازهای واجب و مستحب خود را ایستاده میخواند، ولی در بعضی از منازل دیدم که نماز خود را نشسته میخواند و چون از
1) (2)و فی «مثیرالاحزان» للعلاّمة الشیخ شریف الجواهری قدّس سرّه: قالت فاطمة بنت الحسین علیهالسلام : و أمّا عمّتی زینب فإنّها لم تزل قائمة فی تلک اللیلة (ای العاشرة من المحرم) فی محرابها تستغیث الی ربّها، فما هدأت لنا عین، و لا سکنت لنا رنة.
2) (1)و روی بعض المتتبّعین عن الامام زینالعابدین علیهالسلام أنّه قال: انّ عمّتی زینب کانت تؤدّی صلواتها من قیام: الفرائض و النوافل عند سیرالقوم بنا من الکوفة الی الشام، وفی بعض المنازل کانت تصلّی من جلوس، فسألتها عن سبب ذلک فقالت: اُصلّی من جلوس لشدّة الجوع و الضعف منذ ثلاث لیال، لانّها کانت تقسم ما یصیبها من الطعام علی الأطفال، لانّ القوم کانوا یدفعون لکلّ واحد منّا رغیفا واحدا من الخبز فی الیوم و اللیلة. (فاطمةالزهراء ،ص 641).
علت آن سؤال کردم گفت: سه روز است غذا نخوردهام و از شدت گرسنگی و ضعف طاقت ایستادن ندارم!»
(1)سپس گوید: «این بدان علت بوده است که سهم یک شبانه روز هر اسیر یک قرص نان بوده و زینب علیهاالسلام سهم خود را به اطفال میداده است.» به نظر میرسد که زینب با این عبادات وحالات به مقام انبیا و اوصیا رسیده و شکی در عصمت او نباشد. او در زمره کسانی است که حرکات و سکنات خود را برای خدا قرار داده و بدین سبب به مقامی بلند و مرتبهای والا رسیده و همتای مرسلین و اوصیای آنها شده است.
(2)در کتاب «زینب کبری» از یحیای مازنی نقل شده که گفته است: من سالها
1) (2)أقول: فاذا تأمل المتأمل الی ما کانت علیه هذه الطاهرة من العبادةللّه تعالی و الانقطاع إلیه لم یشکّ فی عصمتها علیهاالسلام و أنّها کانت من القانتات اللواتی و قفن حرکاتهنّ و سکناتهنّ و أنفاسهنّ للباری تعالی، و بذلک حصلن علی المنازل الرفیعة و الدرجات العالیة التی حکت برفعتها منازل المرسلین و درجات الأوصیاء علیهمالصلاةو السّلام. («زینب الکبری» للنقدی، ص 62-63).
2) (3)عفّتها و حیاؤها علیهاالسلام حدّث یحیی المنازنی قال: کنت فی جوار أمیرالمؤمنین علیهالسلام فی المدینة مدّة مدیدة، و بالقرب من البیت الذی تسکنه زینب ابنته، فلاو اللّه ما رأیت لها شخصا، و لا سمعت لها صوتا، و کانت إذا أرادت الخروج لزیارة جدّها رسولاللّه صلی الله علیه و آله تخرج لیلاً و الحسن عن یمینها و الحسین عن شمالها و أمیرالمؤمنین أمامها، فإذا قربت من القبر الشریف سبقها أمیرالمؤمنین علیهالسلام فأخمد ضوء القنادیل، فسأله الحسن مرّة عن ذلک، فقال: أخشی أن ینظر أحد إلی شخص اُختک زینب. («زینب الکبری» ص 22).
در مدینه همسایه امیرالمؤمنین علیهالسلام بودم. خانه من نزدیک خانه زینب علیهاالسلام بود. به خدا سوگند، در آن مدت، من نه صدای او را شنیدم و نه شخص او را دیدم. و همیشه شبانه به زیارت جد خود رسول خدا صلی الله علیه و آله میرفت، در حالی که امام حسن علیهالسلام در طرف راست او و امام حسین علیهالسلام در طرف چپ او و امیرالمؤمنین علیهالسلام مقابل او حرکت میکردند و چون نزدیک قبر شریف رسول خدا صلی الله علیه و آله میرسید امیرالمؤمنین علیهالسلام زودتر میرفت و نور چراغها را کم میکرد.
یک بار امام حسن علیهالسلام از پدر خود سؤال نمود که برای چه نور چراغها را کم میکند؟ امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «میترسم کسی به اندام خواهرت زینب نگاه کند!»
مؤلّف گوید: کجایند امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین و زینب کبری علیهمالسلام که وضع زنان این زمان را ببینند که همانند مردها بالباسهای محرک و آرایش زنانه در کوی و خیابان و بازار میگردند و در لباس و شغل و تجارت همانند مردها هستند!
ص: 212
سخنان نورانی صدیقه طاهره فاطمه زهرا علیهاالسلام گرچه فراوان است و نیاز به کتاب مستقلی دارد لکن شایسته دیدم که اهم آنها را با ذکر ترجمه در پایان مباحث کتاب ذکر نمایم تا دوستان اهلبیت علیهمالسلام از آنها استفاده کنند و این طلبه ناچیز را از دعای خیر خود فراموش نفرمایند.
قالت فاطِمَة علیهاالسلام : «مَن أَصعَدَ إلَی اللّه خالِصَ عِبادَتِهِ أَهبَطَ اللّهُ إلَیهِ أَفضَلَ مَصلَحَتِهِ.» (تفسیرالامام العسکری علیهالسلام / ص 327).
حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمود:
«کسی که عبادتهای خالصانه خود را به سوی خدا بالا فرستد، خدای عزوجل برترین مصلحت خود را به سوی او فرو خواهد فرستاد.»
قالت فاطِمَة علیهاالسلام : «خِیارُکُمْ أَلیَنُکُم مَناکِبَ وَ أَکرَمُهُم لِنِسائِهِم.» (دلائلالامامة ص 76).
حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمود:
«بهترین شما نرمخوترین شما و آن که بهترین رفتار را با همسرش داشته میباشد.»
قالت فاطِمَة علیهاالسلام : «أَلبِشرُ فی وَجْهِ المُؤمنِ یُوجِبُ لِصاحِبِهِ الجَنَّةَ. .» (تفسیرالامام العسکری علیهالسلام / ص 354).
حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمود:
«خوشرویی در چهره مؤمن، بهشت را بر صاحبش واجب میسازد».
قالت فاطِمَة علیهاالسلام : «إن کُنتَ تَعمَلُ بِما أَمَرناکَ وَ تَنتَهِی عَمّا زَجَرناکَ عَنهُ فَأَنتَ مِن شیعَتِنا وَ إلاّ فَلا.» (تفسیر الامام العسکری علیهالسلام / ص 308).
حضرت فاطمه علیهاالسلام در پاسخ به سؤال شخصی فرمود:
«اگر به آنچه دستور دادهایم عمل میکنی، و از آنچه تو را بازداشتهایم خویشتن داری میکنی، از شیعیان ما هستی؛ و گرنه، خیر.»
قالت فاطمة علیهاالسلام : قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : مَثَل الإمام مَثَلُ الکعبة إذ تؤتی و لاتأتی. (کفایة الأثر ص 199)
حضرت فاطمه علیهاالسلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت نموده که فرمود:
«مَثَل امام، مثل کعبه است که مردم باید نزد او روند و به گرد او طواف کنند، نه آن که او نزد آنان رود و به دور مردم طواف کند.»
جاءَ رَجُل إلی فاطِمَةُ علیهاالسلام فَقال: یا ابنَةَ رَسُولِ اللّه! هَلْ تَرَکَ رَسُولُ اللّه صلی الله علیه و آله عِندکِ شَیئا تطرِفینِیهِ؟ فقالت:
«یا جاریَةُ! هاتِ تِلکَ الحَریرِةَ فَطَلَبَتها فَلَم تَجِدها فَقالَت علیهاالسلام وَیْلَکَ أُطلُبِیها فَإنَّها تَعدِلُ عِندی حَسَنا وَ حُسَینا فَطَلَبَتهْا فَإذا هِیَ قد قَمَمَتهْا فِی قمامَتِها فَإذا فیها قال محمّد النّبی صلی الله علیه و آله :
لَیسَ مِنَ المُؤمنینَ مَنْ لَم یَأمَن جارُهُ بَوائِقَهُ وَ مَن کانَ یُؤمِن بِاللّه وَ الیَومِ الاَخِرِ فَلا یُؤذِی جارَهُ وَ مَن کانَ یُؤمِن بِاللّه و الیَومِ الاَخِرِ فَلیَقُل خَیرا أَو یَسکُت. إنَّ اللّه تَعالی
یُحِبُّ الخَیِّرَ الحَلِیمَ المُتَعَفِّفَ وَ یُبغِضُ الفاحِشَ الضَّنینَ البَذّاءَ السَّئاّلَ المُلحِفَ إِنَّ الحَیاءَ مِنَ الإیمانِ وَ الإیمانُ فِی الجَنَّةِ وَ إِنّ الفُحشَ مِنَ البَذاءِ وَ البَذاءُ فِی النّار.»
شخصی به حضور حضرت فاطمه علیهاالسلام رسید و عرض کرد: ای دختر رسول خدا، آیا پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله یادگاری نزد شما دارد که به عنوان هدیه و تحفه به من عنایت فرمایید؟ فاطمه زهرا علیهاالسلام به کنیزکی که در حضورش بود فرمود:
«آن پارچه ابریشمی را بیاور.» کنیزک به جستجوی آن پرداخت ولی آن را نیافت. فاطمه علیهاالسلام بسیار ناراحت شد و فرمود: «وای بر تو!سعی کن آن را پیدا کنی که آن از نظر من به منزله حسن و حسین میباشد.» کنیزک پس از جستجو آن را پیدا کرد؛ پارچهای بود که در پوششی مخصوص قرار گرفته بود و در آن نوشته شده بود: «رسول خدا حضرت محمّد صلی الله علیه و آله فرمود:
از مؤمنان نیست کسی که همسایگان از آزار او درامان نباشند. و کسی که به خدا و روز رستاخیز ایمان داشته باشد، باید نیکو سخن گوید یا سکوت اختیار نماید. خداوند انسان نیکوکار بردبارِ با عفت را دوست میدارد و بدزبان چاپلوس و اصرارکننده در سؤال [گدا] رادشمن میدارد. حیا، بخشی از ایمان است و صاحب ایمان در بهشت است، و فحش نوعی زشت گویی است و زشتگو در آتش است.»
قالت فاطمةُ علیهاالسلام قالَ رسولُ اللّه صلی الله علیه و آله «أما إنّکَ یَابنَ ابیطالب وَ شیعَتُکَ فِی الجَنَّةِ.» (دلائل الامامة / ص68).
حضرت فاطمه علیهاالسلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کند که آن حضرت فرمود:
«ای علی! همانا تو و شیعیانت در بهشت خواهید بود.»
قالت فاطِمَة علیهاالسلام : سمعت ابی صلی الله علیه و آله یقول: «إِنَّ عُلَماء شیعَتِنا یُحشَرُونَ فَیُخلَعُ عَلَیهِم مِن خِلَعِ الکَراماتِ عَلی کَثرَةِ عُلُومِهِم وَجِدِّهِم فی إرشادِ عِبادِاللّه.» (مستدرک الوسائل، ج 17/ ص 317 و 318).
حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمود: من از پدرم شنیدم که میفرمود:
«همانا دانشمندان شیعه ما در روز قیامت در حالی برانگیخته میشوند که به اندازه بار علم و دانش و کوششی که در راه هدایت بندگان خدا برداشتهاند، بر قامتشان خلعتهای کرامت و بزرگواری پوشانده میشود.»
عن فاطمة علیهاالسلام ، عن النّبی صلی الله علیه و آله قال: «شِرارُ أُمَّتی الَّذینَ غَذُّوا بِالنِّعیمِ الَّذینَ یَأکُلُونَ أَلوانَ الطَّعامِ، وَ یَلبَسُونَ أَلوانَ الثِّیابِ و یَتَشَدَّقُونَ فِی الکَلامِ.» (عوالم العلوم، ج 11/ ص 621).
حضرت فاطمه علیهاالسلام از پیامبر صلی الله علیه و آله روایت کند که آن حضرت فرمود:
«بدترین [افراد] امتم کسانی هستند که از نعمتها[ی الهی] بهرهمندند، غذاهای رنگین میخورند، جامههای رنگارنگ برتن میکنند و بی پروا هر سخنی را
بر زبان میرانند.»
قالت فاطِمَة علیهاالسلام : قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله «مَن تَخَتَّمَ بِالعَقیقِ لَم یَزَل یَری خَیرا.» (امالی شیخ طوسی / ص 311).
حضرت فا طمه علیهاالسلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کند که آن حضرت فرمود:
«کسی که انگشتری عقیق در دست کند. همیشه خیر و نیکی میبیند.»
قالت فاطِمَة علیهاالسلام : «خَیرٌ لِلنِّساءِ أَن لایَریْنَ الرِّجالَ وَ لا یَراهُنَّ الرِّجالُ.» (وسائل، ج 14/ ص 172).
حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمود:
«نیکوترین ویژگی زنان در آن است که نه آنان مردان را ببینند و نه مردان ایشان را.»
قالت فاطِمَة علیهاالسلام : «أَدنی ماتَکونُ مِن رَبِّها أَن تَلزَمَ قَعرَ بَیتِها». (بحارالانوار، ج 43/ ص 92).
حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمود:
«نزدیکترین حالت زن به پروردگارش زمانی است که ملازم گوشه خانهاش [مشغول رسیدگی به کارهای زندگی و تربیت فرزندانش] باشد.»
قالت فاطِمَة علیهاالسلام : «اِذا حُشِرتُ یَومَ القِیامَةِ أَشفَعُ عُصاةَ أُمَّةِ النّبی صلی الله علیه و آله .» (العوالم، ج 11/ ص 487).
حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمود: «آن گاه که در روز قیامت برانیگخته شوم از گنهکاران امت پیامبر صلی الله علیه و آله شفاعت خواهم کرد.»
عن فاطمةُ علیهاالسلام قالت: قال لی رسولُ اللّه صلی الله علیه و آله : «یا فاطِمَةُ! مَن صَلّی عَلَیکُم غَفَرَ اللّهُ لَهُ و أَلحقهُ بِی حِیثُ کُنتُ مِنَ الجَنَّةِ.» (کشف الغمة، ج 1/ ص 472).
حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود: «ای فاطمه، هر که بر
شما درود و صلوات فرستد، خداوند او را میآمرزد و او را به من در هر جای بهشت که باشم ملحق میکند.»
قالت فاطِمَة علیهاالسلام قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : «وَیلٌ لاِمرَأَةٍ أَغضَبَتْ زَوجَها، وَ طُوبی لاِمرَأَةٍ رَضِیَ عَنها زَوجُها.» (وسائل الشیعة، ج 20/ ص 213).
حضرت فاطمه علیهاالسلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کند که آن حضرت فرمود:
«وای بر زنی که همسرش را به خشم آورد و خوشبخت آن زنی که همسرش از او راضی باشد.»
عَنفاطِمَةَ بِنتِ رَسُولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله أَنَّها قالَتْ: «ما یَصنَعُ الصائِمُ بِصِیامِهِ إذا لَم یَصُن لِسانَهُ وَ سَمعَهُ وَ بَصرَهُ وَ جَوارِحَهُ.» (دعائم الاسلام، ج 1/ 168).
فاطمه، دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله ، فرمود: «روزهدار با روزه خود میخواهد چه کند؛ اگر زبان و گوش و چشم و اعضایش را از [گناه] باز ندارد؟»
چون علی علیهالسلام به خواستگاری فاطمه علیهاالسلام آمد رسول خدا صلی الله علیه و آله به فاطمه فرمود: «دخترم! پسرعمویت علی علیهالسلام از تو خواستگاری نموده است، پاسخ تو چیست؟»
فاطمه علیهاالسلام به پدر احترام نمود و فرمود: «نظر شما چیست؟» رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «اَذِنَ اللّه فیه مِنَ السَماء»؛ خدا از آسمان اجازت داده است. فاطمه علیهاالسلام ، در حالی که تبسمی بر لب داشت، فرمود: «رضیت بما رضی اللّه لی و رسوله.»
و فی روایةٍ قالت: «رضیت باللّه ربّا و بک یا ابتاه نبیّا و بابن عمّی بعلاً و ولیّا.» (الروضة، ص 127؛ البحار، ج 43/149).
یعنی: «به آنچه خدا و رسول او برای من رضایت دادهاند خشنودم.» و در روایتی آمده است که فرمود: «خشنودم که خدای پروردگار من است و تو، ای پدر، پیامبر من و پسرعمویم علی علیهالسلام شوهر و امام من هستید.»
و چون رسول خدا صلی الله علیه و آله فضایل و خصلتهای علی علیهالسلام را برای فاطمه علیهاالسلام بر
شمرد، فاطمه گفت: «یا رسول اللّه! انت اولی بماتری» (البحار، ج 43/99).
یعنی: ای رسول خدا! شما برای اظهار نظر و خیرخواهی برای من از خود من سزاوارترید.» و چون صبح عروسی رسول خدا صلی الله علیه و آله به دیدن دختر خود آمد و فرمود: «ای فاطمه! شوهرت را چگونه یافتی؟» فاطمه علیهاالسلام پاسخ داد: «یا ابة! خیر زوجٍ»(البحار، ج 43/133).
یعنی: «او را بهترین شوهر دیدم.»
علی علیهالسلام چون در شب ازدواج فاطمه را نگران و گریان دید، پرسید: برای چه نگران و ناراحت هستی؟» فاطمه علیهاالسلام فرمود:
«تَفَکّرتُ فی حالی و أمری عِنْدَ ذِهابِ عُمری و نُزولی فی قبری فَشَبَّهتُ دخولی فی فراشی بِمَنْزِلی کَدُخولی الی لَحَدی و قبری فَأُنشِدُک اللّهَ انْ قُمتَ الی الصلاةِ فَنَعْبُدُ اللّه تعالی هذِهِ الَلْیلَةَ» [الارشاد، ج 1/270].
یعنی: «من پیرامون حال و رفتار خویش فکر کردم و به یاد پایان عمر خویش و عالم قبر افتادم که امروز از خانه پدر به خانه شما منتقل شدم و روزی دیگر از این جا به طرف قبر و قیامت خواهم رفت. بنابراین تو را به خدا سوگند میدهم که امشب با هم به نماز بایستیم و خدا را عبادت کنیم.»
روزی امیرالمؤمنین علیهالسلام به فاطمه علیهاالسلام فرمود: «فاطمه جان! آیا غذایی داری که گرسنگی من را برطرف کند؟» فاطمه علیهاالسلام فرمود: «سوگند به خدایی که پدرم را به نبوت و تو را به امامت برگزید، دو روز است در منزل غذای کافی نداریم. آن چه بود به شما و حسن و حسین علیهماالسلام دادم و خود استفاده نکردم.» امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «چرا به من اطلاع ندادی تا غذایی برای شما تهیه کنم؟
فاطمه علیهاالسلام فرمود: «یااباالحسن! اِنّی لاَءسْتَحیی من إلهی اَنْ أکلّف نَفْسَکَ مالا تَقْدِرُ عَلَیْهِ» (فضائل الخمسة، ج 2/147؛ البحار، ج 37/103).
یعنی: من از خدای خود حیا میکنم که تو را بر آن چه قدرت بر آن نداری
تکلیف نمایم.»
اسماء بنت عمیس میگوید: روزهای آخر عمر فاطمه علیهاالسلام نزد ایشان بودم. فاطمه علیهاالسلام از [نحوه] حمل جنازه زنها اظهار نگرانی نمود و فرمود: «چرا جنازه زن را روی تختهای میگذارند و بالای دست مردان و زنان حمل میکنند؟»
سپس فرمود: «اِنّی قَد اِستَقبَحتُ ما یُصنَعُ بِالنِساءِ اِنَّه یُطرَحُ عَلَی المَرأَةِ الثَوبُ فَیصِفُها لِمَن رَأی فلا تَحمِلینی علی سَریرٍ ظاهرٍ، اُسترُینی سَتَرکِ اللّه مِنَ النّار». [البحار، ج 2 /67].
یعنی: «من بسیار زشت میدانم که جنازه زنان را پس از مرگ بر روی تختهای که اطراف آن باز است میگذارند و پارچهای روی آن میافکنند که حجم بدن او را نشان میدهد. ای اسماء! مرا بر روی چنین تختهای نگذارید بلکه [کاری کنید که[ بدن من پوشیده شود. خدا تو را از آتش دوزخ بپوشاند و حفظ کند.»
فاطمه علیهاالسلام در باره آداب غذا خوردن و نظافت و بهداشت فرمود:
«فی المائدة اثنتا عشرة خصلة یجب علی کلّ مسلمٍ ان یعرفها؛ اربع فیها فرضٌ، و اربع فیها سنّةٌ، و اربع فیها تأدیب.
فامّا الفرض: فالمعرفة، و الرضا، و التسمیة، و الشکر. فامّا السنّة: فالوضوء قبل الطعام، و الجلوس علی الجانب الأیسر، و الأکل بثلاث اصابع. فامّا التأدیب: فالأکل بما یلیک، و تصغیر اللقمة، و المضغ الشدید، و قلّة النظر فی وجوه النّاس [کنزالعمال، ج 12/339].
یعنی: «آداب و دستورات غذاخوردن دوازده چیز است که واجب است هر مسلمانی آنها را بداند؛ چهار چیز آن واجب، و چهار چیز آن مستحب و چهار چیز آن نشانه ادب (و بزرگواری) است.
امّا چهار دستور واجب: 1- شناخت خدا که ولی نعمت و صاحب آن است؛ 2- راضی بودن به نعمتهای خدا؛ 3- گفتن «بسماللّهالرّحمنالرّحیم» هنگام شروع غذا؛ 4- ادای شکر خداوند و گفتن «الحمدللّه ربّ العالمین».
و امّا چهار دستور مستحب: 1- وضو گرفتن قبل از غذا؛ 2- نشستن به جانب چپ؛ 3- نشسته غذا خوردن؛ 4- با سه انگشت غذا خوردن.
و امّا آن چهار دستوری که نشانه ادب و بزرگواری است: 1- از غذای پیش روی برداشتن؛ 2- لقمهها را کوچک گرفتن؛ 3- غذا را کامل جویدن؛ 4- کمتر به صورت دیگران نگاه کردن.»
اسماء بنت عمیس، همسر جعفرطیّار، میگوید: در لحظههای پایانی عمر
حضرت زهرا علیهاالسلام در کنار او بودم. آن بزرگوار ابتدا غسل کردو لباسهای تازه خود را پوشید و سپس مشغول دعا و راز و نیاز با خدای خود شد و دیدم که دست به دعا بلند کرده و رو به قبله نشسته و چنین میگوید:
«الهی و سیّدی، اسألک بالّذین اصطفیتهم و ببکاء ولدیّ فی مفارقتی، ان تغفر لعصاة شیعتی و شیعة ذریّتی» [ذخائر العقبی، ص53].
یعنی: «خدایا، به حق پیامبران و اوصیای آنان که برگزیدگان تواند، و به گریههای دو فرزند من حسن و حسین از فراق من، از تو میخواهم که از گناهکاران شیعیان من و شیعیان فرزندان من بگذری و آنان را عفو فرمایی.»
شیخ صدوق درکتاب معانی الاخبار نقل نموده که زهرای اطهر علیهاالسلام فرمود: از پدرم شنیدم که فرمود: «انّ فی الجمعة لساعة لایوافقها رجل مسلم یسأل اللّه عزّوجلّ فیها خیرا الاّ اعطاه ایّاه.» فقلت: یا رسول اللّه! ایّ ساعةٍ هی؟ قال صلی الله علیه و آله : «اذا تولّی نصف عین الشمس للغروب» (معانی الاخبار، ص 299).
یعنی: در روز جمعه ساعتی است که هر خواسته خیر و نیکویی در آن ساعت به اجابت میرسد. پرسیدم: یا رسول اللّه! آن کدام ساعت است؟ فرمود: هنگامی که نصف قرص خورشید پنهان شده باشد.»
راوی حدیث میگوید: از آن پس حضرت زهرا علیهاالسلام کسی را میگماشت که غروب خورشید را به او اطلاع دهد و در آن ساعت مشغول دعا و خیرخواهی برای مسلمانان میشد.
علاّمه مجلسی در کتاب بحار، از امام صادق، از جد خود صلی الله علیه و آله نقل نموده که
در یکی از روزهای سخت زندگی، چون گرسنگی بر خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله فشار آورد، حضرت فاطمه علیهاالسلام وضو گرفت و پس از خواندن دورکعت نماز دست به دعا بلند نمود و گفت:
«یا الهی و سیّدی، هذا محمّد نبیّک و هذا علیّابن عمّ نبیّک. الهی أنزل علینا مائدةً من السماء کما انزلتها علی بنیاسرائیل أکلوامنها و کفروابها، الّلهمّ انزلها علینا فانّا بها مؤمنون» (البحار، ج 35/251).
یعنی: «خدایا، این محمد صلی الله علیه و آله پیامبر توست و این علی علیهالسلام پسرعمّ اوست. خدایا، مائدهای از آسمان برای ما فرو فرست؛ چنان که بر بنیاسرائیل فرستادی و از آن خوردند و ناسپاسی کردند و به آن کافر شدند. خدایا، آن مائده را برای مافرو فرست که ما به آن ایمان خواهیم داشت.»
ناگهان ظرفی از غذای بهشتی نازل شد که بوی عطر آن منزل علی علیهالسلام را معطر ساخت. پس امیرالمؤمنین از فاطمه علیهاالسلام پرسید: «انّی لک هذا؟»، این غذای عطرآگین از کجاست؟ فاطمه علیهاالسلام فرمود: «هو من عنداللّه»؛ یعنی این غذا از ناحیه خداوند است.
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «حمد و ستایش خداوندی را که دختری مانند مریم به من عطا نمود که هرگاه زکریای پیغمبر درمحراب عبادت او حاضر میشد نزد او مائدهای مییافت و میفرمود: این مائده از کجاست؟ و مریم پاسخ میداد: از جانب پروردگار است.»
در کتاب «اخبارالدول» و «جنّة العاصمة» احمدبن یوسف دمشقی نقل شده که چون فاطمه علیهاالسلام آگاه شد که مهریه او مقداری درهم و دینار است، به پدر خود
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
«یا رسول اللّه! انّ بنات النّاس تتزوّجن بالدراهم فما الفرق بینی و بینهنّ؟ اسألک ان تردّها و تدعواللّه ان یجعل مهری الشفاعة فی عصاة أمّتک.»
یعنی: «ای رسول خدا! همانا دختران مردم مهریه خود را درهم و پول قرار می دهند، پس فرق من با آنان چیست؟ از شما میخواهم که درهم و دینار را مهریه من قرار ندهی، بلکه از خدا بخواهی تا مهریه من راشفاعت از گنهکاران امت تو قرار دهد.»
در روزهای واپسین زندگانی، رسول خدا صلی الله علیه و آله به مسجد آمد و بر منبر رفت و فرمود: «هر کس را حقی بر من باشد [و یا آسیبی از من به او رسیده باشد] من آماده هستم که قبل از قیامت از من قصاص کند و حق خود را بگیرد!»
بلال نیز این سخن را از طرف رسول خدا صلی الله علیه و آله در مدینه منتشر نمود. پس مردی بلند شد و گفت: ای رسول خدا! شما در جنگ بدر که صف سربازان را تنظیم مینمودید با شلاق خود بر شکم لخت من [ضربهای] زدید. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «بیا قصاص کن!» آن مرد گفت: باید همان شلاق را بیاورید. پیامبر صلی الله علیه و آله به بلال فرمود که آن شلاق را از خانه فاطمه علیهاالسلام بگیرد و بیاورد. چون بلال به خانه فاطمه رفت، فاطمه علیهاالسلام از او پرسید: «یا بلال! ما یصنع والدی بالقضیب ولیس هذا یوم القضیب؟» و لما اخبرها بلال بما وقع، قالت: «و اغمّاه لغمّک یا ابتاه من للفقراء و المساکین و ابن السبیل؛ یاحبیب اللّه و حبیب القلوب! یا بلال! فقل للحسن و الحسین یقومان الی هذا الرجل فیقتصّ منهما و لا یدعانه یقتصّ من رسول اللّه صلی الله علیه و آله .» (امالی الصدوق، ص ص 376 و 505، مجلس 72).
یعنی: «ای بلال! پدرم با شلاق [روزهای جنگ] چه کار دارد، امروز که روز شلاق نیست؟» چون بلال ماجرای آن مرد را با رسول خدا صلی الله علیه و آله بیان نمود، فاطمه علیهاالسلام نالهای زد و گفت: «وای از این اندوه برای تو، ای پدر! غیر از تو چه کسی سرپرست فقرا و تهیدستان و درماندگان خواهد بود؟ ای محبوب خدا و محبوب دلهای مردم!» سپس گفت: «ای بلال! فرزندانم حسن و حسین علیهماالسلام را نزد آن مرد ببر تا از آنان قصاص کند و از رسول خدا صلی الله علیه و آله دست بازدارد.»
البته مقصود آن مرد قصاص نبود. او چون قضیب را گرفت به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت: بدن من در آن هنگام برهنه بود، باید بدن شمانیز برهنه باشد. رسول خدا صلی الله علیه و آله
بدن خود را برهنه نمود و او به جای قصاص بر بدن آن حضرت بوسه زد.»
علاّمه مجلسی در کتاب بحار میگوید: لحظههای آخر عمر رسول خدا صلی الله علیه و آله ، فاطمه و علی و حسن و حسین علیهمالسلام در اطراف بستر آن حضرت حلقه زده بودند و با چشمانی اشکبار نظارهگر غروب خورشید رسالت بودند. آن بزرگوار خواست سخنی بفرماید، اما نتوانست، و درحالی که میگریست بیرمق در بستر افتاد. فاطمه علیهاالسلام با مشاهده این وضع فریاد کرد و فرمود: «یا رسول اللّه! قد قطعت قلبی و احرقت کبدی لبکائک. یا سیّدالنبیّین من الأوّلین و الأخرین! یا امین ربّه و رسوله!یا حبیبه و نبیّه! من لولدی بعدک؟ و لذلٍّ ینزل بی بعدک؟ من لعلیّ اخیک و ناصر الدین؟ من لوحی اللّه و امره؟» (البحار، ج 22/484).
یعنی: «ای رسول خدا! با گریه خود قلب مرا از جا کندی و جگرم را سوزاندی. ای بزرگ پیامبران، از حضرت آدم تاآخرین آنان!ای امین پروردگار! ای فرستاده و محبوب خدا! بعد از تو پناه فرزندان من که خواهد بود؟ ای رسول خدا!
بعد از تو چه کسی در مصیبت و حوادثی که بر من وارد میشود به فریاد خواهد رسید؟ و پس از تو چه کسی در حوادثی که بر علی - برادر تو و یاور دین خدا - واقع میشود از او حمایت خواهد نمود؟ و پس از تو حامی وحی خدا و امر او که خواهد بود؟»
آن گاه خود را به آغوش پدر افکند و پدر را بوسید و با اشک فراوان خود گونههای پدر راشست. سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله دست فاطمه را در دست علی علیهماالسلام گذارد و فرمود: «علی جان! فاطمه امانت الهی و امانت من در دست توست. از او محافظت کن!»
پس از ماجرای سقیفه و سرپیچی عدهای از بنیهاشم و مهاجرین و انصار از بیعت با ابوبکر، عمر به ابوبکر گفت: چارهای نیست جز این که علی وحامیان او را وادار به بیعت کنیم وگرنه خلافت برای تو سامان نخواهد گرفت. از اینرو، عمر همراه عدهای به درخانه فاطمه آمدند و تهدید کردند که اگر علی برای بیعت با
ابوبکر به مسجد نیاید خانه او را آتش خواهیم زد. در این هنگام حضرت فاطمه علیهاالسلام در دفاع از امیرالمؤمنین علیهالسلام به آنها فرمود:
«ایّها الضّالّون المکذّبون! ما ذاتقولون؟ وایّ شیءٍ تریدون؟ یا عمر! اما تتّقی اللّه؟ تدخل علی بیتی؟ أبحزبک الشیطان تخوّفنی؟ و کان حزب الشیطان ضعیفا. و یحک ما هذه الجرأة علی اللّه و علی رسوله؟! ترید ان تقطع نسله من الدنیا و تفنیه و تطفیء نوراللّه؟! «و اللّه متمّ نوره».
... اما و اللّه، یابن الخطّاب! لولا انّی اکره ان یصیب البلاء من لا ذنب له لعلمت أنّی سأقسم علی اللّه ثمّ اجده سریع الإجابة [فلمّا احرقوا دارها و رکزها عمر قالت] یا
ابتاه!یا رسول اللّه! هکذا کان یفعل بحبیبتک و ابنتک؟! آه! یا فضّة! الیک فخذینی، فقد واللّه قتل مافی أحشائی من حملٍ» [البحار، ج 53/18 و ج 8/229].
یعنی: «ای گمراهان دروغگو! چه میخواهید و چه میگویید؟ ای عمر! آیا از خدا پروا نداری؟
این گونه میخواهی وارد خانه من شوی؟ آیا با حزب خود که حزب شیطان است مرا میترسانی؟ البته حزب شیطان ناتوان است!
وای بر تو، ای عمر! چقدر نسبت به خدا و رسول او صلی الله علیه و آله جرأت و جسارت پیدا کردهای؟ آیا میخواهی نسل رسول خدا را نابود کنی و نور او راخاموش گردانی؟ آگاه باش که خداوند نور خود را روشن و کامل خواهد نمود. [و چون عمرگفت: چرا علی خود نیامده و تو را فرستاده است؟ فاطمه علیهاالسلام فرمود:] من از حضور درمیان نامحرمان پرهیز داشتم، ولی هجوم و طغیان تو مرا از خانه بیرون آورد تا حجت را بر تو و بر دیگر گمراهان تمام کنم.
سپس فرمود: به خدا سوگند، اگر کراهت نمیداشتم که بی گناهان دچار بلا و عذاب شوند بر شما نفرین میکردم و تو میدانستی که نفرین و سوگند من به سرعت به اجابت میرسید و عذاب خدا بر شمانازل میشد.»
و پس ازکوبیده شدن فاطمه بین در و دیوار به وسیله عمر و شهید شدن محسن او فاطمه علیهاالسلام صدا زد: «یا رسول اللّه! بنگر که با دخترت فاطمه، حبیبه تو، چه میکنند؟ و چون بیچاره شد، صدا زد: «ای فضه!بیا به فریاد من برس که به خدا
سوگند، فرزندم محسن را کشتند.»
علاّمه مجلسی در کتاب بحار، از ورقة بن عبداللّه ازدی، از فضه - خادمه
حضرت فاطمه علیهاالسلام - نقل نموده که او ضمن بیان ماجرای بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و مصایب فاطمه علیهاالسلام گوید:
فاطمه علیهاالسلام پس از دفن پیامبر صلی الله علیه و آله با بیتابی از منزل خارج شد، در حالی که از گریه و درد، حال راه رفتن نداشت تا این که خود را به قبر پدر رساند، و چون جایگاه اذان و محراب را مشاهده نمود فریاد برآورد و بیهوش شد و روی زمین افتاد.
زنان مدینه که وضع را چنین دیدند، به سوی او آمدند و بر سرو صورت آن مظلومه آب پاشیدند تا به هوش آمد. سپس در حالی که به قبر پدر خیره شده بود، فرمود:
«رفعت قوّتی و خاننی جلدی و شمت بی عدوّی و الکمد قاتلی. یا ابتاه! بقیت و الهة وحیدةً، و حیرانةً فریدةً، فقد انخمد صوتی و انقطع ظهری، و تنغّص عیشی، و تکدّر دهری، فما اجد یا ابتاه بعدک أنیسا لوحشتی و لا رادّا لدمعتی و لا معینا لضعفی!
فقدفنی بعدک محکم التنزیل، و مهبط جبرئیل، و محلّ میکائیل، انقلب بعدک یا ابتاه الأسباب، و اُغلقت دونی الأبواب، فانا للدنیا بعدک قالیة، و علیک ما تردّدت انفاسی باکیة، لاینفد شوقی الیک، و لا حزنی علیک...» (البحار ج 43/175)
یعنی: «پدر جان! قوتم رفت و صبرم تمام شد و دشمن به من سرزنش میکند و اندوه و غصه فراق تو مرا میکشد.
ای پدر من! یکه و تنها ماندهام و در کار خویش حیران و سرگردانم. صدایم خفته و پشتم شکسته و زندگیم درهم ریخته و روزگارم تیره شده است.
ای پدر! پس از تو برای وحشتم انیسی نمییابم، و گریهام تمام نمیشود، و یاوری برای جبران ناتوانی خود پیدا نمیکنم.
آری، ای پدر! بعد از تو نزول قرآن و محل هبوط جبرئیل و مکان میکائیل از بین رفت. ای پدر! بعد از تو روابط مردم با ما دگرگون شد و درها به روی ما بسته گردید.
ای پدر! من بعد از تو از ماندن در دنیا نفرت دارم و تا نفس دارم برای فراق تو گریه میکنم.
ای پدر! شوق من به لقای تو واندوه من بعد از تو پایانی ندارد.»
علاّمه مجلسی در بحار، از مناقب نقل نموده که فاطمه علیهاالسلام همواره بعد از پدر خویش دستمال عزا بر سر داشت و بدن او رنجور و نحیف و کمر او خمیده و چشم او گریان و قلب و دل او سوخته بود. ساعتی از هوش میرفت و ساعتی به هوش میآمد و نگاهی به حسن و حسین مینمود و میفرمود: «این ابوکما الذی کان یکرمکما و یحملکما مرةً بعد مرةٍ؟ این ابوکما الذی کان اشدّ النّاس شفقةً علیکما؟ فلا یدعکما تمشیان علی الأرض، و لا اراه یفتح هذا الباب ابدا و لا یحملکما علی عاتقه کما لم یزل یفعل بکما؟» (البحار، ج 43/181).
یعنی: «کجاست پدر مهربان شما؟ کجاست رسول خدا صلی الله علیه و آله که شما را عزیز و گرامی میداشت و همیشه شما را بر دوش میگرفت و نمیگذاشت که روی زمین راه روید؟ کجاست آن که از همه مردم به شما مهربانتر بود؟ او دیگر هرگز درِ این خانه را باز نخواهد نمود و به این خانه نخواهد آمد و شما را به دوش نخواهد گرفت.»
پس از رحلت رسول گرامی صلی الله علیه و آله فاطمه علیهاالسلام به یاد پدر و دوران با شکوه و
پرعظمت اسلام افتاد و فرمود: «انّی اشتهی ان اسمع صوت مؤذّن ابی صلی الله علیه و آله بالأذان.»
یعنی: «من بسیار دوست دارم که صدای اذان بلال، مؤذن پدر خود رسول خدا صلی الله علیه و آله را بشنوم.»
چون این خبر به گوش بلال رسید با این که عهد کرده بود بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله [و خلافت ابوبکر] هرگز اذان نگوید و تا آنوقت نیز اذان نگفته بود، آماده شد و بالای مأذنه رفت و مردم یک بار دیگر صدای دلنشین اذان بلال را شنیدند. از این رو، شهر مدینه در شادی و سرور فرو رفت. همین که بلال گفت: «اشهد انّ محمّدا
رسول اللّه صلی الله علیه و آله »، ناگاه به بلال خبر دادند اذان خود را رها کن که فاطمه علیهاالسلام بیهوش شده و روی زمین افتاده است! بلال اذان را ناتمام گذارد و از مأذنه پایین آمد.
پس از ماجرای زشت و ناگوار هجوم به خانه فاطمه و آتش زدن خانه وحی و توهین به برادر رسول خدا صلی الله علیه و آله و اجبار او به بیعت با ابوبکر و غصب فدک از فاطمه و جعل حدیث و افتراء به رسول خدا صلی الله علیه و آله و تحت فشار قرار دادن بنیهاشم و... ابوبکر و عمر خواستند گذشتههای ننگین خود را با عیادت از دختر پیامبر صلی الله علیه و آله اصلاح کنند و افکار عمومی را نسبت به حوادث گذشته و آزار به فاطمه علیهاالسلام و خاندان نبوت به نحوی اصلاح کنند و فاطمه علیهاالسلام را از خود راضی نمایند. از اینرو، اجازه ملاقات خواستند ولی فاطمه علیهاالسلام به آنان اجازه نداد. سپس نزد امیرالمؤمنین علیهالسلام رفتند و از او خواستند که اجازه دهد، آنان به عیادت فاطمه بروند. امیرالمؤمنین علیهالسلام که با توجه به شرایط موجود چارهای جز اجابت خواسته آنان را نداشت به آنان رخصت داد ولکن فاطمه علیهاالسلام توطئه آنان را نقش بر آب نمود و چنانکه علاّمه امینی نقل نموده به آنها فرمود:
«و اللّه لااکلّمکما من رأسی کلمةً حتّی القی ربّی فاشکونّکما الیه بما صنعتما به و بی و ارتکبتما منّی» (الغدیر، ج 7/229؛ البحار، ج 43/203).
یعنی: «به خدا سوگند، با شما دو نفر یک کلمه هم سخن نخواهم گفت تا هنگامی که پروردگار خویش را ملاقات نمایم و از شما به خدای خود شکایت کنم که شما با دین خدا [و ولی خدا] و من چه کردید و چه اعمالی را مرتکب شدید!»
و در خصوص ابوبکر فرمود: «و اللّه لااکلّمک ابدا و اللّه لأدعونّ اللّه علیک فی کلّ صلاةٍ» یعنی: به خدا سوگند، از این پس هرگز با تو سخن نخواهم گفت و سوگند به خدا که در هر نمازی تو را نفرین خواهم نمود!»
فاطمه علیهاالسلام در لحظههای واپسین زندگی خود به امیرالمؤمنین علی علیهالسلام وصیّت کرد:
«یا ابالحسن لم یبق لی الاّ رمق من الحیاة و حان زمان الرحیل و الوداع، فاستمع
کلامی فانّک لا تسمع بعد ذلک صوت فاطمة ابدا. اُوصیک، یا اباالحسن! ان لاتنسانی و تزورنی بعد مماتی.»
یعنی: «ای اباالحسن! بیشتر از لحظهای از زندگانیام نمانده است و زمان کوچ و خداحافظی فرا رسیده است. سخنان مرا بشنو، زیرا پس از این هرگز صدای فاطمه را نخواهی شنید.
تو را ای اباالحسن! وصیت میکنم که مرا فراموش نکنی و پس از وفاتم، همواره مرا زیارت نمایی.» (کوکب الدری، ج 1، ص 253).
حضرت زهرا علیهاالسلام در تداوم مبارزات منفی علیه کودتاگران سقیفه، به امام
علی علیهالسلام وصیّت کرد:
«انّی أوصیک ان لا یلی غسلی و کفنی سواک و اذا انامتّ فادفنیّ لیلاً و لا تؤذِنَنَّ بی احدا و لا تؤذَنِنَّ بی ابابکر و عمر، و بحقّ محمّدٍ رسول اللّه صلی الله علیه و آله أن لا یصلّی علیّ ابوبکر و لا عمر.» (البحار ج 43/159).
یعنی: «همانا من تو را وصیت میکنم که غسل و کفن مرا کسی جز تو انجام ندهد و وقتی وفات کردم، مرا شب دفن کن و هیچ کس را خبر نکن و ابوبکر و عمر را نیز مطلع نساز، تو را به حق رسول خدا صلی الله علیه و آله سوگند میدهم که ابوبکر و عمر بر جنازه من نماز نخوانند.»
امام صادق علیهالسلام فرمود: حضرت زهرا علیهاالسلام در لحظههای آخر زندگی خطاب به علی علیهالسلام فرمود: «اذا توفیّت لا تُعلِمْ احدا الاّ امّسلمة و امّایمن و فضّة و من الرجال ابنیّ و العبّاس و سلمان و عمّارا و المقداد و اباذرّ و حذیفة، و لا تدفنّی الاّ لیلاً و لا تعلم قبری احدا.» (مستدرک الوسائل ج 2/186)
یعنی: «وقتی وفات کردم هیچ کس جز امّسلمه و امّایمن و فضّة را از زنان، و دو فرزندم حسن وحسین علیهماالسلام و عباس و سلمان و عمّار و مقداد و اباذر و حذیفه از مردان را خبر نکن.
مرا جز در شب دفن نکن و قبر مرا به هیچ کس اطلاع نده [تا مخفی بماند].»
حضرت زهرا علیهاالسلام به اسماء بنت عمیس فرمود: «یا اسماء! اذا انامتّ فاغسلینی
انت و علیّبنابیطالب علیهالسلام ولا تدخلینی علّی احدا.»
یعنی: «ای اسماء! هنگامی که من از دنیا رفتم تو و علی علیهالسلام مرا غسل دهید و هیچکس را بر سر جنازه من راه ندهید.»
(1)در کتاب عیون، از حضرت رضا، از پدرانش، از امیرالمؤمنین علیّبنابیطالب علیهالسلام نقل شده است که فرمود: «من و فاطمه علیهاالسلام بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شدیم، من دیدم آن حضرت سخت گریان است، گفتم: یا رسولاللّه، پدر و مادرم فدای شما! چه چیز شما را گریان نموده است؟
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: یا علی! شبی که مرا به معراج بردند زنهایی از امت خود را در عذاب سختی دیدم که برای من گران آمد، گریه من از آن عذاب سختی است که بر آنها دیدم، زنی را دیدم که به موهای خود آویخته بود و دماغ و مغز سر او از آتش میجوشید، زن [دیگری [را دیدم که در آتش به زبان خود آویخته بود و آب جوشان بر حلق او فرو میریخت؛ زن [دیگری] را دیدم که در آتش به پستانهای خود آویخته بود؛ زن [دیگری] را دیدم که گوشت بدن خود را میخورد و آتش از زیر او زبانه میکشید؛ زن [دیگری] را دیدم که پاهای او را به دستهایش بسته بودند و مارها و عقربها بر او مسلّط بودند؛
1) (1)العیون ج 2/10: حدّثنا علیّبن عبداللّه الورّاق رضیاللّه عنه قال حدّثنا محمّدبن ابی عبداللّه الکوفی عن سهل بن زیاد الادمی، عن عبدالعظیم بن عبداللّهالحسنی عن محمّدبن علیّالرضا، عن ابیهالرضا، عن ابیه موسی بن جعفر عن ابیه جعفربن محمّد عن ابیه محمّدبن علی عن ابیه علیّبن الحسین عن ابیه الحسین بن علی عن ابیه امیرالمؤمنین علیّبنابیطالب علیهالسلام قال: دخلت انا و فاطمة علی رسولاللّه صلی الله علیه و آله ، فوجدته یبکی بکاءا شدیدا، فقلت: فداک ابی و امّی یا رسولاللّه ماالذی ابکاک؟ فقال: یا علیّ لیلة اسری بی الی السماء رایت نساءً من امّتی فی عذاب شدید، فانکرت شأنهنّ؛ فبکیت لما رأیت من شدّة عذابهنّ، و رأیت امرأة معلّقة بشعرها یغلی دماغ رأسها، و رأیت امرأة معلقّة بلسانها والحمیم یصبّ فی حلقها ورایت امرأة معلّقة بثدییها، و رأیت امرأة تأکل لحم جسدها و النارتوقدمن تحتها، و رأیت امرأة قدشدّ رجلاهاالی یدیها و قد سلّط علیها الحیّات والعقارب، و رأیت امرأة صمّاء عمیاء خرساء فی تابوت من نار یخرج دماغ رأسها من منخرها و بدنها منقطع من الجذام والبرص، ورأیت إمرأة معلقّة بر جلیها فی تنّور من نار، ورایت امرأة تقطع لحم جسدها من مقدّمها و مؤخّرها بمقاریض من نار، ورأیت امرأة یحرق وجهها ویداها و هی تأکل امعائها، ورأیت امرأة رأسها رأس الخنزیر و بدنها بدن الحمار و علیها الف الف لون من العذاب؛ و رأیت امرأة علی صورة الکلب و النار تدخل فی دبرها و تخرج من فیها والملائکة یضربون رأسها و بدنها بمقامع (المقمعة کمکنسة:العمود من الحدید «گرزآهنین»).
2) (2)من نار فقالت فاطمه علیهاالسلام : حبیبی و قرّة عینی اخبرنی ما کن عملهنّ و سیرتهنّ حتی وضع اللّه علیهنّ هذا العذاب؟! فقال صلی الله علیه و آله :
زن [دیگری [را دیدم که کر و کور و گنگ بود و در تابوتی از آتش قرار داشت
و مغز سر او از بینیاش خارج میشد و بدن او از جزام و برص پاره پاره شده بود؛ زن [دیگری [را دیدم که به پاهای خود در تنوری از آتش آویخته بود؛ زن [دیگری[ را دیدم که با مقراض آتشین گوشت بدن خود را از جلو و عقب میبرید؛ زن دیگری را دیدم که صورت و دستهای او به آتش میسوخت و مشغول خوردن رودههای خود بود؛ زن [دیگری] را دیدم که سر او سر خوک و بدن او بدن الاغ بود و هزار هزار نوع از آتش بر او مسلّط بود؛ زنی را دیدم که به صورت سگ بود و آتش از
عقب او داخل و از دهان او خارج میگردید و ملائکه آتش با گرزهای آتشین بر سر و بدن او میکوبیدند.
(1)پس فاطمه علیهاالسلام به پدر خود فرمود: ای حبیب من و نور چشم من! به من بگویید عمل و روش آنان چه بوده که خداوند چنین عذابی بر آنان قرار داده است؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: دختر عزیزم! آن که با موی سر خود در آتش آویزان بود زنی بود که موی سر خود را از مردان نمیپوشید، آن که به زبان خود در آتش آویخته بود زنی بود که با زبان خود شوهر خویش را آزار میداد؛ آن که با پستانهای خود در آتش آویخته بود زنی بود که از بستر شوهر خود دوری میجست؛
آن که با پاهای خود در آتش آویخته شده بود زنی بود که بدون اجازه شوهر خود از خانه خارج میشد؛
آن که گوشت بدن خود را در آتش میخورد زنی بود که خود را برای نامحرمان آراسته و آرایش مینمود؛ آن که دستهای او به پاهایش بسته شده بود و مارها و عقربها بر او مسلّط بودند زن آلودهای بود که لباس خود را نظافت نمیکرد
1) (1)یابنیّتی امّاالمعلّقة بشعرها فانّها کانت لاتغطّی شعرها من الرجال، و امّاالمعلقة بلسانهافانّها کانت تؤذی زوجها و امّاالمعلّقة بثدییها فانّها کانت تمتنع من فراش زوجها، و امّا المعلّقة برجلیها فانّها کانت تخرج من بیتهابغیر اذن زوجها، و امّا اَلتّی کانت تأکل لحم جسدها فانّهاکانت تزیّن بدنها للنّاس و امّااَلتّی شدّ (هکذا فی اکثر النسخ، ولکن فی النسخة المطبوعة الجدیدة: «شدّت»). یداها الی رجلیها وسلّط علیها الحیّات و العقارب فانّها کانت قذرةالوضوء قذرةالثیاب و کانت لاتغتسل منالجنابة و الحیض و لاتنتظف و کانت تستهین بالصلوة،
و غسل حیض و جنابت انجام نمیداد و نماز خود را سبک میشمرد؛
ما قالت علیهاالسلام فی المتهاون بالصلاة
زنی که کر و کور و گنگ بود زنی بود که از زنا فرزندی میآورد و به عهده شوهر خود قرار میداد؛ آن که گوشت خود را با مقراض جدا میکرد زنی بود که خود را بر مردان نامحرم عرضه مینمود؛آن که آتش صورت و بدن او را میسوزاند و خود مشغول خوردن رودههای خویش بود زنی بود که زنهای دیگر را برای زنای با نامحرمان آماده مینمود؛ زنی که سر او مانند خوک و بدن او مانند الاغ بود زنی بود که اهل دروغ و سخنچینی بود، و آن زنی که به شکل سگ بود و آتش از عقب او وارد و از دهان او خارج میگردید زنی آوازهخوان و اهل حسد بود.
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «وای بر زنی که شوهر خود را به خشم آورد و خوشا به حال زنی که شوهر او از او خشنود باشد.»
1) (1)و امّا الصمّاء العمیاء الخرساء فانّهاکانت تلد من الزناء فتعلّقه فی عنق زوجها و امّا التّی کانت تقرض لحمهابالمقاریض فانّهاکانت تعرض نفسهاعلی الرجال، و امّا التّی کانت تحرق وجهها و بدنهاوهی تأکل امعائها. فانّهاکانت قواّدة، و امّاالتّی کان رأسها رأس الخنزیر و بدنها بدن الحمار فانّها کانت نمّامة کذّابة و امّاالتّی کانت علی صورة الکلب والنار تدخل فی دبرها و تخرج من فیها فانّهاکانت قینة (القینة: الامةالمغنّیة). نواّحة حاسدة ثمّقال صلی الله علیه و آله : ویل لإمرأة اغضبت زوجها وطوبی لامرأة رضی عنها زوجها.
(1)علاّمه نوری در «مستدرک الوسائل» با سند خود از فاطمه زهرا علیهاالسلام نقل نموده که آن بانو از پدر بزرگوار خود سؤال کرد: «پدر جان! کسانی که به نماز خود بی اعتنایی میکنند و آن را سبک میشمارند چه حالی خواهند داشت؟» رسول خدا فرمود:
«ای فاطمه! هر کس از امت من - چه مرد و چه زن - به نماز خود بی اعتنا باشد و آن را سبک بشمارد خداوند او را به پانزده بلا و نکبت مبتلا خواهد نمود، شش بلا در دنیا، و سه بلا در هنگام مرگ، و سه بلا در عالم قبر و برزخ، و سه بلا در وقت خروج از قبر و حضور در قیامت.
1) (2)1 - مستدرک الوسائل 1/171 عن فاطمة الزهراء سیّدة النساء و ابنة سیّدالأنبیاء! انّها سألت اباها محمّدا صلی الله علیه و آله فقالت: یا ابتاه ما لمن تهاون بصلاته من الرجال و النساء؟ قال: یا فاطمة من تهاون بصلاته من الرجال و النساء ابتلاه اللّه. بخمسة عشر خصلة، ستّ منها فی دار الدّنیا، و ثلاث عند موته، و ثلاث فی قبره،و ثلاث فی القیامة اذا خرج من قبره.
2) (1)و امّا اللواتی تصیبه فی دارالدّنیا: فالاولی یرفع اللّه البرکة من عمره، و یرفع اللّه البرکة من رزقه، ویمحو اللّه عزّوجلّ سیماء الصالحین من وجهه، و کلّ عمل یعمله لایوجرعلیه، و لایرفع دعاءه، الی السماء، و السادسة لیس له حظّ فی دعاء الصالحین. و امّا اللواتی تصیبه عند موته: فاوّلهنّ انّه یموت ذلیلاً، و الثانیة یموت جائعا، و الثالثة یموت عطشا، فلوسقی من انهار الدّنیا لم یروعطشه.
اما بلاهایی که در دنیا میبیند:
1 - خداوند برکت را از عمر او بر میدارد.
2 - خداوند برکت را از رزق او بر میدارد.
(1)3 - خداوند آبروی صورت صالحین را از صورت او میگیرد.
4 - خداوند برای هیچ عملی که انجام میدهد پاداشی قرار نمیدهد.
5 - خداوند دعای او را مستجاب نمیکند.
6 - برای او بهرهای در دعای صالحین نیست.
و اما بلاهایی که در هنگام مرگ میبیند:
1 - ذلیل از دنیا میرود.
2 - گرسنه از دنیا میرود.
1) (2)و امّا اللواتی تصیبه فی قبره: فاوّلهنّ یوکّل اللّه به ملکا یزعجه فی قبره، و الثانیة: یضیّق علیه قبره، و الثالثة تکون الظلمة فی قبره. و امّا اللواتی تصیبه یوم القیامة اذا خرج من قبره: فاوّلهنّ ان یوکّل اللّه به ملکا یسحبه علی وجهه و الخلائق ینظرون الیه، و الثانیة: یحاسب حسابا شدیدا، و الثالثة لاینظراللّه الیه و لایزکیّه و له عذاب الیم.
3 - تشنه از دنیا میرود؛ بهطوری که اگر نهرهای دنیا را به او بدهند سیراب نمیشود.
و اما بلاهایی که در قبر به او میرسد:
1 - خداوند ملکی را مأمور میکند که او را در قبر زجر و شکنجه بدهد.
2 - قبر برای او تنگ میشود.
3 - قبر برای او تاریک میشود.
و اما بلاهایی که در قیامت به او میرسد:
1 - خداوند ملکی را مأمور میکند که او را به صورت بر زمین بکشد و اهل محشر به او نگاه کنند.
2 - حساب سختی از او خواهند گرفت و چیزی را بر او نخواهند بخشید.
3 - خداوند نظر رحمت به او نخواهد نمود و اعمال او را نخواهد پذیرفت و عذاب دردناکی برای او خواهد بود.
پس از مسایل اعتقادی و توجه به آیات و نشانه های حضرت حق و علم و قدرت و عظمت وجلال او که در هر موجودی به ویژه خود انسان نهفته است مطابق آنچه در آیه شریفه سوره جمعه آمده دومین بخش مهم معارف اسلام مساله اخلاق و آراستن روح است به ارزشهای انسانی.(1)
این بخش، مکمّل اعتقادات و اساس و پایه مسایل بعدی، مانند حکمت و علم و دانش، احکام الهی و انجام واجبات و ترک محرمات نیز میباشد. در حقیقت، هر عمل خوبی که از انسان سر میزند به تبع خلق و خوی نیک اوست و هر عمل زشتی هم که از او سر میزند مربوط به اخلاق فاسد او میباشد. به تعبیر روشنتر، تمام ارزشهای انسان معلول اخلاق نیک اوست.
انسان تا با تمرین و مجاهده عملی اخلاق نیک را در خود ایجاد نکند ارزش انسانی پیدا نخواهد نمود و اعمال و عبادات او نیز ارزش و مقبولیت نخواهد یافت. از این رو، از نظر اسلام، هر فرد اگر شایستگی اخلاقی پیدا نکند، حتی اگردانشمند و متخصص و هنرمند هم باشد، ارزش انسانی و اسلامی ندارد. جامعه و خانواده نیز چنین هستند.
1) (1)1- قال اللّه سبحانه: هوالذی بعث فی الأمیّین رسولاً منهم یتلو علیهم آیاته و یزکیّهم و یعلمّهم الکتاب و الحکمه و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین. (سوره جمعه، آیه2)
تلاش ما در این کتاب آن بوده که به اختصار بخش هایی از دستورات اخلاقی مربوط به خانواده را گردآوری نماییم تا انشاءاللّه با رعایت آنها که دستورالعملهای دینی و برگرفته از سخنان و سیره و روش معصومین علیهمالسلام است زمینه بهرهگیری خانوادهها از معارف و ارزشهای اسلامی فراهم گردد و از خطر سقوط اخلاقی نجات یابند.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «خداوند مرا مبعوث نمود تا اخلاق نیک را تکمیل
نمایم.»(1)و فرمود: «کاملترین مردم از جهت ایمان کاملترین آنانند از جهت اخلاق.»(2)
امام صادق علیهالسلام فرمود: «هنگامی که خداوند پیامبر خود صلی الله علیه و آله را به کمال ادب تأدیب نمود به او فرمود: «انّک لعلی خلق عظیم» و فرمود: «خذا لعفو و أمر بالعرف و اعرض عن الجاهلین» و فرمود: «ادفع بالتی هی احسن فاذا الذی بینک و بینه عداوة کأنّه ولییّ حمیم».
و چه زیباست حدیثی که در خصال آمده است: «حدّثنا أبوالحسن قال: حدّثنا أبوالحسن قال: حدّثنا أبوالحسن قال: حدّثنا الحسن، عن الحسن، عن الحسن علیهالسلام : إنّ أحسن الحسن الخلق الحسن.» (الخصال ص 29)
یعنی، ابوالحسن از ابوالحسن از ابوالحسن از حسن از حسن از امام حسن علیهالسلام برای ما حدیث نمودند که فرمود: بهترین خوبیها خلق خوب است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرماید: «خداوند به داود علیهالسلام وحی نمود: ای داود! روز قیامت بندهای از بندگان من با خود حسنه و عمل نیکی آورده و من به وسیله آن عمل نیک او را در بهشت جایگزین میکنم. داود علیهالسلام گفت: عمل نیک او چیست؟ خطاب شد: او با یک دانه خرما و یا نصف دانه خرما اندوهی را از دل مؤمنی برطرف نموده داود علیهالسلام چون این سخن را شنید گفت: خدایا! هرکس تو را بشناسد سزاوار است که امید خود را از تو قطع نکند.»(1)
البحار عن قرب الإسناد... قال رسولاللّه صلی الله علیه و آله : أوحی اللّه تبارک و تعالی الی داود النّبی علیهالسلام : یاداود إنّ العبد من عبادی لیأتینی بالحسنة یوم القیامة فاحکمّه فی الجنّه. قال داود: و ما تلک الحسنة؟ قال: کربة ینفّسها عن مؤمن بقدر تمرةٍ او بشقّ تمرةٍ، فقال داود: یا ربّ حقّ لمن عرفک أن لا یقطع رجاءه منک. (البحار 72/19 عن قرب الاسناد ص 56)
امام صادق علیهالسلام فرمود: «هرکس دوست داشته باشد که خداوند او را در رحمت
خود داخل نماید و در بهشت خود اسکان دهد باید اخلاق خویش رانیکو کند و با مردم با انصاف عمل کند و بر یتیم ترحم نماید و به افراد ضعیف کمک کند و در مقابل پروردگار خود متواضع باشد.»(2)
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «بهترین مردم کسانی هستند که مردم از وجود آنان بهره بیشتری میبرند.»(1)
البحار... قال الصادق علیهالسلام : قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : خیرالناس من انتفع به الناس. (البحار ج 72/23 عن امالی الصدوق ص 14)
امام صادق علیهالسلام فرمود: «مقصود خداوند از آیه «و جعلنی مبارکا أینما کنت»که حضرت عیسی علیهالسلام میگوید: «خداوند مرا هرکجا که باشم برکت قرار داده» این است که من برای مردم بسیار کارگشا و سودمند خواهم بود.»(2)
امیرالمؤمنین علیهالسلام در وصیت نامه خود به امام حسن و امام حسین علیهماالسلام فرمود: «من شما و همه فرزندان و خانواده خود و هر که این نامه من به او میرسد را به تقوا و پرهیزگاری و نظم در امور و اصلاح بین خود سفارش مینمایم چرا که من از جدّ شماشنیدم میفرمود: اصلاح بین مردم از یک سال نماز و روزه [و یا از سرتاسر نمازها و روزهها] بهتر است.»(3)
1) (2)2- خیرالناس من إنتفع به الناس
2) (3)البحار... عن ابی عبداللّه علیهالسلام فی قوله اللّه عزّوجلّ: «وجعلنی مبارکا أینما کنت» قال: نفّاعا. (البحار ج 72/24 عن معانی الأخبار ص 213).
3) (4)البحار... عن نهج البلاغة فی وصیّة أمیرالمؤمنین علیهالسلام عند وفاته للحسن و الحسین علیهماالسلام : أوصیکما و جمیع ولدی و أهلی و من بلغه کتابی بتقوی اللّه و نظم امرکم و صلاح ذات بینکم فانّی سمعت جدّکما رسول اللّه صلی الله علیه و آله یقول: صلاح ذات البین أفضل من عامّة الصلاة و الصیام. (البحار ج 72/24 عن نهج البلاغة ص 78)
(1)امیرالمؤمنین علیهالسلام در تفسیر آیه شریفه «إنّ اللّه یأمربالعدل و الإحسان» میفرماید: «مقصود از عدالت، انصاف و مقصود از احسان، تفضّل و دستگیری از دیگران است.»
شیخ طوسی در کتاب امالی، از ابوعبیده حذاء نقل نموده که گوید: امام صادق علیهالسلام به من فرمود: «آیا میخواهی به تو بگویم که سختترین چیزی که خداوند بر بندگان خود واجب نموده چیست؟» گفتم: آری. امام صادق علیهالسلام فرمود: «سختترین چیزی که خداوند بر بندگان خود واجب نموده انصاف دادن با مردم، واحسان مالی به آنان نمودن، و فراوان یاد خدا کردن است.» سپس فرمود: «آگاه باش که مقصود من از ذکر و یاد خدا، گفتن: «سبحان اللّه و الحمدللّه و لاإله الاّاللّه» نیست؛ گرچه این هم ذکر زبان است لکن مقصود من این استکه انسان خدا را در وقت حلال و حرام یاد کند که اگر چیزی بر او واجب بود انجام دهد و اگر با گناه و معصیت روبرو شد گناه را ترک کند.»(2)
1) (1)3- العدل و الإنصاف البحار... قال علی علیهالسلام فی قوله اللّه تعالی: إنّ اللّه یأمربالعدل و الأحسان»: العدل الإنصاف، و الاحسان التفضّل. (البحار ج 72/29 عن نهج البلاغة ج 2/195)
2) (2)البحار... عن ابی عبیدة عن ابی عبدالله علیهالسلام قال: قال لی: ألا اخبرک باشدّما فرض اللّه علی خلقه؟ قال: نعم قال: إنّ من أشدّ ما فرض اللّه علی خلقه انصافک الناس من نفسک و مواساتک اخاک المسلم فی مالک و ذکراللّه کثیرا؛ أما إنّی لا اعنی: «سبحان اللّه و الحمد للّه و لا اله إلاّاللّه» و إن کان منه، لکن ذکر اللّه عند ما احلّ و ما حرّم، فان کان طاعةً عمل بها و ان کان معصیةً ترکها. (البحار ج 72/29 عن امالی الطوسی ج 2/278)
امام صادق علیهالسلام میفرماید: «بهترین وسیله برای انجام حاجت، هدیه است.» سپس فرمود: «برای یکدیگر هدیه ببرید تا دوستیها و محبتها زیاد شود و کینهها برطرف گردد.»(1)
البحار... عن ابی عبداللّه علیهالسلام قال: نعم الشیء الهدیّة أمام الحاجة، و قال: تهادوا تحابّوا فانّ الهدیّة تذهب بالضغائن. (البحار ج 72/44 الخصال ج 1/16)
و فرمود: «برای این که هدیهها ادامه پیدا کند ظرفهای آن را باز گردانید.»
و فرمود: «هدیه بر سه قسم است: 1- هدیه جبرانی؛ 2- هدیه ریایی؛ 3-
هدیه خالصانه و برای خدا.»(2)
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «از کرامت و بزرگواری مرد این است که هدیه برادر مسلمان خود را بپذیرد و از آنچه در اختیار دارد به او هدیه دهد و خود را به زحمت نیندازد.»(3)
1) (3)4- الهدیّة
2) (1)البحار... عن ابی قتادة قال: قال أبوعبداللّه علیهالسلام : أتتهادون؟ قال: نعم یابن رسولاللّه، قال: فاستدیموا الهدایا بردّ الظروف الی اهلها.(المصدر)
3) (2)البحار... عن أبی عبداللّه علیهالسلام قال:: الهدیّة علی ثلاثة وجوه: هدیّة مکافاةٍ، و هدیّة مصانعة، و هدیّة للّه عزّوجلّ. (المصدر ص45)
امام صادق علیهالسلام میفرماید: «آیهای در قرآن ثبت شده و مورد امضا قرار گرفته که در باره مؤمن و کافر و صالح و غیرصالح یکسان است.» علی بن سالم میگوید: به امام صادق علیهالسلام گفتم: آن آیه کدام است؟ فرمود: «آیه «هل جزاء الإحسان الاّ الاحسان» یعنی هرکس از برادر دینی خود و یا غیر آنها احسانی ببیند بر او لازم است که آن را جبران نماید و جبران آن این است که احسان بالاتری به او بکند؛ چرا که او شروع به احسان نموده است.»(1)
امام باقر علیهالسلام میفرماید: «کیفر چهار چیز به زودی [در دنیا] به انسان میرسد: 1- پاداش احسان را به بدی دادن؛ 2- آزار نمودن به کسی که بی آزار است؛ 3- پیمان شکنی با کسی که به پیمان خود عمل نموده است؛ 4- قطع رابطه خویشی با
1) (3)البحار... قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : من تکرمة الرجل لأخیه المسلم ان یقبل تحفته او یتحّفه ممّا عنده و لایتکلّف شیئا. (المصدر)
کسی که اهل رابطه و صله رحم میباشد.»(1)
البحار... عن علی بن سالم قال: سمعت أباعبداللّه علیهالسلام یقول: آیة فی کتاب اللّه مسجّلة قلت: ما هی؟ قال: قول اللّه تبارک و تعالی فی کتابه: «هل جزاء الإحسان إلاّ الإحسان» جرت فی الکافر و المؤمن و البرّ و الفاجر، من صنع الیه معروف فعلیه ان یکافیء به، و لیست المکافاة ان یصنع کما صنع به بل حتّی یری مع فعله لذلک أنّ له الفضل المبتدا. (البحار ج 72/43)
البحار... عن ابی جعفر علیهالسلام قال: أربعة أسرع شیءٍ عقوبةً: رجل أحسنت إلیه و یکافیک بالاحسان الیه إساءة، و رجل لاتبغی علیه و هو یبغی علیک، و رجل عاهدته علی أمرٍ فمن أمرک الوفاء له و من أمره الغدربک، و رجل یصل قرابته و یقطعونه. البحار ج 72/42)
تفسیر القمی: «و یمنعون الماعون» مثل السراج و النار و الخمیر و اشباه ذلک من الذی یحتاج الیه الناس، و فی روایة أخری: الخمیر و الزکات.
البحار عن امالی الصدوق فی مناهی النبیّ صلی الله علیه و آله انّه نهی ان یمنع احد الماعون، و قال: من منع الماعون جاره منعه اللّه خیره یوم القیامة، و وکله الی نفسه و من وکله الی نفسه فما اسوأ حاله. (البحار ج 72/45/46)
خداوند در سوره ماعون میفرماید: «وای بر نمازگزارهایی که نماز خود را ضایع میکنند و ریاکار هستند و از ماعون خودداری مینمایند.در تفسیر قمی روایت شده است: «مقصود از «ماعون» نیازهایی مثل چراغ و آتش و خمیر و امثال آن میباشد که مردم به آنها نیاز دارند.» در بعضی از روایات زکات نیز ماعون نامیده شده است.
در کتاب امالی صدوق نقل شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «هرکس نسبت به
همسایه خود از ماعون [و عاریه دادن وسایل مورد نیاز [منع نماید خداوند او را در قیامت از خیر خود محروم مینماید واو را به خود او وا میگذارد و چقدر بیچاره است کسی که خداوند او را به حال خود واگذار نماید.»
بعضی از مردم که اهل امانت نیستند ممکن است مورد لعنت خداوند قرار گیرند، زیرا آنها امانت مردم و یا آنچه از مردم عاریه گرفتهاند را در وقت خود سالم به صاحب آن باز نمیگردانند، از این رو، صاحب احسان از احسان خود خودداری مینماید.
(1)در کتاب فقیه، از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمود: «خداوند کسانی که راه
خیر و احسان را میبندند را لعنت نموده است» گفته شد: آنان کیانند؟ امام صادق علیهالسلام فرمود: «آنان کسانی هستند که پاداش احسان را با آزار به مردم و حبس مال آنان میدهند، از این رو، صاحب احسان از احسان خود امتناع میورزد، [و دیگر به کسی احسان نمیکند].»
(2)امام صادق علیهالسلام میفرماید: «سه گروه از مردم در روز قیامت - که فریادرسی
1) (2)7- قاطعی سبیل المعروف الفقیه... عن الصادق علیهالسلام قال: لعن اللّه قاطعی سبیل المعروف قیل: و ما قاطعی سبیل المعروف؟ قال: الرجل یصنع الیه المعروف فیکفره فیمتنع صاحبه من ان یصنع ذلک إلی غیره. (الفقیه ج 2/57)
2) (1)البحار عن الخصال... عن الخضر بن مسلم، عن أبی عبدالله علیهالسلام قال: ثلاثة فی ظلّ عرش اللّه عزّوجلّ یوم لاظلّ إلاّ ظلّه: رجل انصف الناس من نفسه، و رجل لم یقدّم رجلاً و لم یؤخرّ رجلاً أخری حتّی یعلم أنّ ذلک للّه عزّوجلّ رضی أو سخط، و رجل لم یعب أخاه بعیب حتّی ینفی ذلک العیب من نفسه فانّه لاینفی منها عیبا إلاّ بدا له عیب آخر و کفی بالمرء شغلاً بنفسه عن الناس. (البحار ج 72/46)
نخواهد بود در زیر سایه عرش الهی و لطف خداوند خواهند بود:
1- کسی که با مردم با انصاف عمل کند.
2- کسی که قدمی جلو نگذارد و حرکتی نکند تاخشنودی خدا و یا خشم او را در آن حرکت بداند [و از کاری که خشم خداوند در آن است پرهیز کند].
3- کسی که برادر دینی خود را بر عیبی سرزنش نمیکند تا این که آن عیب را از خود برطرف نماید. البته انسان عیبی را از خود برطرف نمیکند جز آن که به عیب دیگری از خود آگاه میشود و همین بس است که از عیب دیگران چشم پوشی نماید و همیشه مشغول اصلاح عیوب خویش باشد.»
و فیه عن أمالی الطوسی عن ابی قلابة قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : من اماط عن طریق المسلمین ما یؤذیهم کتب اللّه له أجر قراءة أربعمأة آیة کلّ حرف منها بعشر حسنات. (المصدر)
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «بر هر مسلمانی لازم است که در هر روزی که از عمر1) (2)8- کلّ معروف صدقة البحار عن دعوات الراوندی: روی عن النّبی صلی الله علیه و آله انّه قال: إنّ علی کلّ مسلم فی کلّ یوم صدقة، قیل: من یطیق ذلک؟ قال صلی الله علیه و آله : إماطتک الأذی عن الطریق صدقة، و ارشادک الرجل الی الطریق صدقة، و عیادتک المریض صدقة، و امرک بالمعروف صدقة، و نهیک عن المنکر صدقة، و ردّک السلام صدقة. (البحار ج 72/50)
او میگذرد صدقه بدهد.» گفته شد: چه کسی به چنین کاری توانایی دارد؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «مقصود من این است که خاشاکی را از سر راه مسلمانانی برداری که از آن آزار نبینند، و یا کسی را که از راهی آگاهی ندارد [و از تو نشانی میخواهد[ راهنمایی کنی و یا بیماری را عیادت نمایی، و یا امر به معروف نمایی، و یا نهی از منکر کنی، و یا پاسخ سلام برادر مؤمن خود را بدهی.»
و فرمود: «کسی که چیزی را از سر راهی بردارد (که مردم از آن آزار نبینند) خداوند پاداش قرائت چهارصد آیه قرآن را به او میدهد که پاداش هر حرفی از آنها ده حسنه باشد.»
(1)و در روایت دیگری آمده است که انجام هر کار خیری صدقه محسوب میشود.
البحار... قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : إنّا أمرنا معاشر الأنبیاء بمداراة الناس کما أمرنا بأداء الفرائض. (البحار ج 72/53)
و قال صلی الله علیه و آله : أعقل الناس أشدّهم مداراةً للناس. (المصدر)
و قال صلی الله علیه و آله : ما اصطحب إثنان إلاّ کان أعظمهما أجرا و أحبّهما إلی اللّه عزّوجلّ ارفقها بصاحبه. (المصدر ص 64 الکافی ج 2/120)
و قال الصادق علیهالسلام : من کارفیقا فی أمره نال ما یرید من الناس. (المصدر)
خداوند قلب پیامبر خود را نسبت به مردم نرم و اخلاق او را نیکوقرار داده وبه او میفرماید: «خداوند بر تو رحمت فرموده و تو را برای مردم رفیق و نرمخو قرار داده است. و اگر تو شخص تندخو و سخت دلی میبودی مردم از گرد تو پراکنده میشدند، پس تو باید از مردم بگذری و برای آنان استغفار نمایی.»
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «ما پیامبران هم چنان که مأمور به انجام واجبات شدهایم مأمور به مدارای با مردم نیز شدهایم.»
و فرمود: «عاقلترین مردم کسانی هستند که مدارای آنان با مردم بیشتر باشد.»
و فرمود: «دو نفر که با یکدیگر همراه میشوند آن که بیشتر به رفیق خود
ارفاق میکند نزد خداوند محبوبتر است و پاداش بیشتری خواهد داشت.»
و فرمود: «کسی که در کار خود اهل رفق و مدارا باشد به خواسته خود از مردم خواهد رسید.»
(1)از بهترین و ارزشمندترین خصلتهای نیک خصلت خیرخواهی و
1) (1)10- فضل النصیحة البحار... قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : من یضمن لی خمسا أضمن له الجنّة قیل: و ما هی یا رسول اللّه؟ قال: النصیحة للّه عزّوجلّ و النصیحة لرسوله، و النصیحة لکتاب اللّه، و النصیحة لدین اللّه، و النصیحة لجماعة المسلمین. (البحار ج 72/65)
خیراندیشی برای دیگران است که در روایات معصومین علیهمالسلام از آن تعبیر به نصیحت شده است چنان که پذیرش نصیحت و خیرخواهی نیز از بهترین خصلتهای نیک به شمار میرود.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «هرکه پنج چیز را برای من ضمانت کند من بهشت را برای او ضمانت خواهم نمود.» گفته شد: آنها چیست؟
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «1- خیرخواهی برای خدا؛ 2- خیرخواهی برای رسول خدا؛ 3- خیرخواهی برای کتاب خدا؛ 4- خیرخواهی برای دین خدا؛ 5- خیرخواهی برای مسلمانان.»
(1)امام صادق علیهالسلام فرمود: «کسی که از برادر خود اشتباهی را ببیند و بتواند او را راهنمایی کند و نکند به او خیانت نموده است، جز آن که طرف او آدم احمقی باشد.» (2)حضرت رضا علیهالسلام فرمود: «اگر خداوند به بندهای نظر لطف داشته باشد توفیق انتقادپذیری به او میدهد.»
1) (2)البحار... عن عبدالرحمان بن حجاج قال: سمعت الصادق علیهالسلام یقول: من رأی أخاه علی أمرٍ یکرهه فلم یردّه عنه و هو یقدر علیه فقد خانه و من لم یجتنب مصادقة الأحمق أوشک أن یتخلّق بأخلاقه. (المصدر)
2) (3)البحار... عن ابی الحسن الثالث علیهالسلام إنّه قال لبعض موالیه: عاتب فلانا و قل له: إنّ اللّه إذا اراد بعبدٍ خیرا إذا عوتب قبل. (المصدر)
البحار... و قال علیهالسلام : و کفی بک أدبا لنفسک ترکک ما کرهته لغیرک.
البحار... و قال علیهالسلام : حسن الأدب ینوب عن الحسب. (المصدر ص 68).
الکافی... عن أبی الحسن الرضا علیهالسلام قال: التواضع درجات منها أن یعرف المرأ قدر نفسه فینزلها منزلتها بقلب سلیم، لایحبّ أن یأتی إلی أحد إلاّ مثل ما یؤتی إلیه، إن رأی سیّئةً درأها بالحسنة، کاظم الغیظ، عاف عن الناس، و اللّه یحبّ المحسنین. (الکافی ج 2/124)
الکافی... عن ابی عبدالله علیهالسلام قال: من التواضع أن ترضی بالمجلس دون المجلس، و أن تسلّم علی من تلقی، و أن تترک المراء و إن کنت محقّا، و أن لاتحبّ أن تحمد علی التقوی. (المصدر ص 122)
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «هرکس اندازه خود را بشناسد هلاک نخواهد شد.»و فرمود: «ادب اقتضا میکند که آنچه انسان از دیگران نمیپسندد خود نیز انجام ندهد.»
و فرمود: «ادب هرکسی شخصیت او را نشان میدهد.»
حضرت رضا علیهالسلام فرمود: «برای تواضع درجاتی است: 1- اندازه خود را بشناسد و خود را در جایگاه خویش قرار دهد؛ 2- هرچه را بر خود میپسندد بر دیگران نیز همان را بپسندد؛ 3- با اخلاق نیک خود دیگران را اصلاح کند؛ 4- خشم
1) (1)11- الأدب و التواضع البحار... قال امیرالمؤمنین علیهالسلام : ما هلک امرؤ عرف قدره. (البحار ج 72/66)
خود را فرو برد؛ 5- از خطاهای مردم بگذرد؛ 6- اهل احسان باشد.»
امام صادق علیهالسلام فرمود: «چهار چیز نشانه ادب و تواضع است: 1- به نشستن در پایین مجلس راضی باشی؛ 2- به همه مردم سلام و احترام کنی؛ 3- از مراء و خصومت دوری کنی گرچه صاحب حق باشی؛ 4- نخواهی مردم تو را برای دیانت و تقوای تو ستایش کنند.»
البحار... قال أمیرالمؤمنین علیهالسلام : جمع خیرالدنیا و الآخرة فی کتمان السرّ و مصادقة الأخیار، و جمع الشرّ فی الإذاعة و مواخاة الأشرار. (المصدر ص 71)
و قال علیهالسلام : صدر العاقل صندوق سرّه. (المصدر)
و قال علیهالسلام : من کتم سرّه کانت الخیرة بیده. (المصدر)
و قال الصادق علیهالسلام : لاتطلع صدیقک من سرّک إلاّ علی مالواطلع علیه عدوّک لم یضرّک فإنّ الصدیق قدیکون عدوّک یوما ما.(المصدر)
کتمان سرّ از ارزشهای بلند اسلام و از صفات ذات مقدس حق است. خداوند خود را ستّارالعیوب نامیده و اسرار بندگان خود را فاش نمینماید و آنان را رسوا نمیکند. اولیای خدا فرمودهاند مؤمن باید این سنت را از خدای خویش بیاموزد (سنة من ربّه و هو کتمام السرّ) و اسرار مردم را فاش نکند.1) (1)12- فضل کتمان السرّ البحار... قال الرضا علیهالسلام : لایکون المؤمن مؤمنا حتّی یکون فیه ثلاث خصال: سنّة من ربّه... و هی کتمان سرّه قال اللّه عزّوجلّ: «عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه أحدا إلاّ من إرتضی من رسول.» (البحار ج 72/68)
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «خیر دنیا و آخرت در کتمان سرّ و رفاقت با خوبان جمع شده است؛ چنان که شرّ دنیا و آخرت نیز در منتشر نمودن اسرار و رفاقت با اشرار جمع شده است.»
و فرمود: «سینه عاقل صندوق سرّ اوست و هر که سرّ خویش را نگهدارد همیشه انتخاب به دست او خواهد بود.»
امام صادق علیهالسلام فرمود: «دوست خود را نیز بر اسرارخویش آگاه مکن؛ چرا که ممکن است روزی دشمن تو شود.»
و قال سبحانه: و الذینهم لأماناتهم و عهدهم راعون. (مؤمنون /8)
و البحار... عن ابی مالک قال: قلت لعلی بن الحسین علیهماالسلام : اخبرنی بجمیع شرایع الدین، قال: قول الحقّ، و الحکم بالعدل، و الوفاء بالعهد (البحار ج 72/92)
البحار... عن الحسین بن مصعب قال: سمعت أباعبدالله علیهالسلام یقول: ثلاثة لاعذر لأحدفیها: أداء الأمانة الی البرّ و الفاجر، و الوفاء بالعهد للبرّ و الفاجر، و برّالوالدین برّین کانا أو فاجرین. (المصدر)
قرآن در آیات زیادی رعایت و پایبندی به عهد و پیمان را لازم و شرط ایماندانسته است. در سوره اسراء میفرماید: «به پیمان خود وفادار باشید؛ چرا که روز قیامت نسبت به آن مورد پرسش قرار خواهید گرفت.»
1) (2)13- فضل الوفاء بالعهد قال اللّه سبحانه: واوفوا بالعهد إنّ العهد کان مسؤلاً. (الاسراء /34)
در سوره مؤمنؤن میفرماید: «افراد مؤمن نسبت به امانتها و پیمانهای خویش پایبندند.»
حضرت زین العابدین علیهالسلام فرمود: «تمام معارف دین در سه کلمه جمع میشود: گفتار حق، حکم به عدل و وفای به عهد و پیمان.»
امام صادق علیهالسلام فرمود: «در سه چیز برای هیچ کس عذری نیست: ادای امانت نسبت به مؤمن و فاجر، وفای به عهد نسبت به افراد نیک و بد، احسان به پدر و مادر، چه صالح و چه غیرصالح.»
(1)رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «کسی که در معاشرت خود با مردم ظلم نکند و چون سخن گوید به آنان دروغ نگوید و چون با آنان وعده و قرار میگذارد تخلف نکند، مردانگی او کامل و عدالت او ظاهر و اخوت و برادری او واجب و غیبت او حرام میباشد.»
البحار... قال أمیرالمؤمنین علیهالسلام : خاطر بنفسه من استغنی برأیه. (البحار ج 72/98)
البحار... قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : ما من قوم کانت لهم مشورة فحضر معهم، من اسمه، محمّد، أو حامد، أو محمود، أو أحمد. فأدخلوه فی مشهورتهم إلاّ خیرلهم. (المصدر)
خداوند در قرآن به پیامبر خود صلی الله علیه و آله میفرماید: «با مردم مشورت کن و چون1) (1)البحار... قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : من عامل الناس فلم یظلمهم، وحدّثهم فلم یکذبهم، و وعدهم فلم یخلفهم، فهو ممّن کملت مروءته، و ظهرت عدالته، و وحبت أخوتّه، و حرمت غیبته. (المصدر)
2) (2)14- فضل المشورة قالاللّه سبحانه: و شاورهم فی الأمر فاذا عزمت فتوکّل علی اللّه إنّ اللّه یحبّ المتوکلین. (آل عمران /159)
بر امری مصمم شدی به خداوند توکل نما؛ همانا خداوند متوکلین را دوست دارد.»
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «کسی که تنها از فکر خود استفاده کند و با کسی مشورت نکند خویش را در خطر انداخته است.»
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «در هر جلسه مشورتی که شخصی به نام محمد و یا
حامد و یا محمود و یا احمد شرکت کند خداوند خیر آن جلسه را فراهم خواهد نمود.»
(1)امام صادق صلی الله علیه و آله فرمود: «با مردان عاقل و با تقوا مشورت کن که آنان جز خیر برای تو نخواهند گفت و از گفته آنان تخلّف نکن که برای دین و دنیای تو فساد خواهد داشت.»
و فرمود: «کسی که در مشورت برای برادر خود خیرخواهی نکند و حقیقت رابرای او نگوید خداوند رأی و فکر او را زایل خواهد نمود.»
1) (1)البحار... عن سلیمان بن خالد قال: سمعت أباعبداللّه علیهالسلام یقول: إستشرالعاقل من الرجال الورع فانّه لایأمر إلاّ بخیر، و إیّاک و الخلاف، فانّ خلاف الورع العاقل مفسدة فی الدین و الدنیا. (المصدر ص 101) البحار... قال ابوعبداللّه علیهالسلام : من استشار أخاه فلم ینصحه محض الرأی سلبه اللّه عزّوجلّ رأیه. (البحار ج 72/102)
البحار... قال ابوعبداللّه علیهالسلام : إذا أراد أحدکم أن لایسأل اللّه شیئا إلاّ أعطاه فلییأس من الناس کلّهم، و لایکون له رجاء الاّمن عنداللّه عزّوجلّ فإذا علم اللّه عزّوجلّ ذلک من قلبه لم یسأل اللّه شیئا إلاّ اعطاه ألا فحاسبوا انفسکم قبل أن تحاسبوا فانّ فی القیامة خمسین موقفا کلّ موقفٍ مثل ألف سنةٍ ممّا تعدّون الخ (البحار ج 72/107)
البحار... قال أبوعبداللّه علیهالسلام : شرف المؤمن قیام اللیل، و عزّه إستغناءه عن الناس.(المصدر)
الکافی... قال أبوعبداللّه علیهالسلام : إنّ اللّه تبارک و تعالی یقول: و عزّتی و جلالی و مجدی و ارتفاعی علی عرشی لأقطعنّ أمل کلّ مؤمّل [من الناس] أمّل غیری بالیأس و لأکسونّه ثوب المذلّة عندالناس و لأنحیّنه من قربی و لأبعّدنّه من فضلی، أیؤمّل غیری فی الشدائد؟! و الشدائد بیدی و یرجو غیری و یقرع بالفکر باب غیری؟! و بیدی مفاتیح الأبواب و هی مغلقة و بابی مفتوح لمن دعانی... (الکافی ج 2/66)
از ارزشهای بلند اخلاقی و نشانههای ایمان و یقین، اطمینان به وعدههای خداوند و غنای نفس و بی نیازی از مخلوق است. خداوند میفرماید: «اهل ایمان با یاد خداوند آرامش و اطمینان پیدا میکنند وهراسی برای آنان نخواهد بود؛ چرا که با یاد خدا دلها آرامش مییابد.»(3)امام صادق علیهالسلام فرمود: «اگر کسی میخواهد هرچه از خدا سؤال کند به او داده
1) (2)15- الإستغناء عن الناس و التوکلن علیاللّه قال الله سبحانه: ألذین آمنوا و لم یلبسوا إیمانهم بظلم أولئک لهم الأمن و هم مهتدون» (انعام /82)
شود باید خود رااز همه مردم بی نیاز بداند و تمام امید او به خدا باشد و چون خداوند چنین چیزی را در قلب او بیابد هرچه میخواهد به او میدهد. پس به فکر حساب آخرت خویش باشید که در قیامت پنجاه موقف هست و هر موقفی هزار سال دنیا میباشد.»
و فرمود: «عزّت و شرافت مؤمن به دو چیز است: عبادت و قیام در شب، و بینیاز دانستن خود از مردم.»
و فرمود: «خداوند به عزّت و جلال و... خود سوگند یاد نموده که اگر مؤمنی به غیر او امیدوار شود امید او را قطع نماید.»
و الذینهم لأماناتهم وعهدهم راعون. (مؤمنون /8)
از نشانههای دیانت مؤمن حفظ امانت و برگرداندن آن میباشد. خداوند در قرآن امر نموده که امانتها را به صاحبانش باز گردانید و در سوره مؤمنون یکی از نشانههای آنان را امانتداری نام برده است.امام صادق علیهالسلام میفرماید: «از خدا بترسید و امانتی راکه کسی نزد شما سپرده است به او باز گردانید.»(2)
سپس میفرماید: «اگر قاتل امیرالمؤمنین علیهالسلام امانتی نزد من بسپارد من امانت او را به او باز خواهم داد.»
امام سجاد علیهالسلام نیز میفرماید: «بر شما باد به ادای امانت. سوگند به خدایی که پیامبرخود صلی الله علیه و آله را به پیامبری مبعوث نمود، اگر قاتل پدرم شمشیری که با آن پدرم را
کشته است نزد من امانت سپارد من امانت او رابه او خواهم داد.»(1)
رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرماید: «تا زمانی که امت من اهل دوستی ومحبت و احسان به یکدیگر و ادای امانت و پرهیز از گناه و میهمان نواز و رعایت کننده نماز و زکات باشند در خیر و سعادت خواهند بود و اگر رعایت این امور را نکنند گرفتار قحطی و عقوبت الهی خواهند شد.»
نشانه ارزش و شخصیت مؤمن تواضع و فروتنی اوست. خداوند نشانه بندگان شایسته خود را قبل از هرچیز تواضع و فروتنی قرار داده و در سوره فرقان
1) (1)البحار... عن الثمالی قال: سمعت علیّ بن الحسین علیهالسلام یقول لشیعته: علیکم بأداء الأمانة فوالذی بعث محمّدا بالحقّ نبیّا لوأنّ قاتل أبی الحسین بن علیّ علیهالسلام إئتمننی علی السیف الذی قتله به لأدیته الیه.(المصدر)
میفرماید(1): «بندگان خداوند رحمان با تواضع بین مردم زندگی میکنند و در پاسخ افراد نادان سلام میگویند.» و در سوره مائده میفرماید: «آنان در مقابل مؤمنان ذلیل و در مقابل کفار عزیز و با صلابت میباشند.»(2)
حضرت عسکری علیهالسلام میفرماید: «هرکس در دنیا در مقابل برادران خود متواضع باشد نزد خداوند از صدیّقین خواهد بود.»(3)
اذلّه علی المؤمنین أعزّةٍ علی الکافرین. (المائده /54)
البحار... قال العسکرّی علیهالسلام : و من تواضع فی الدنیا لإخوانه فهو عنداللّه من الصدیّقین. (البحار ج 75/117)
البحار... قال النبیّ صلی الله علیه و آله : و إنّ التواضع یزید صاحبه رفعةً فتواضعوا یرفکم اللّه.(المصدر ص 119)
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «تواضع منزلت انسان را بالا میبرد. پس شما تواضع کنید تا خداوند منزلت شما را بالا ببرد.»(5)
امام صادق علیهالسلام میفرماید: چهارچیز نشانه تواضع است: 1- به هر که برخورد
میکنی سلام کنی؛ 2- به پایین مجلس راضی باشی؛ 3- از مراء و خصومت خودداری کنی، گرچه حق با تو باشد؛ 4- دوست نداشته باشی که تو را برای تقوا ستایش کنند.»(4)
1) (2)البحار... عن الرضا عن آبائه قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : لاتزال أمتّی بخیرماتحابّوا و تهادوا و أدّوا الأمانة و اجتنبوا الحرام و قروا الضیف، و أقاموا الصلاة، و أتووا الزکاة فاذا لم یفعلوا ذلک أبتلوا بالقحط و السنین. (البحار ج 72/115)
2) (3)17- فضل التواضع
3) (4)وعبادالرحمان الذین یمشون علی الأرض هونا و إذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما. الفرقان/
4) (1)البحار... قال الصادق علیهالسلام : إنّ من التواضع أن یرضی الرجل بالمجلس دون المجلس و أن یسلّم علی من یلقی، و أن یترک المراء و ان کان محقّا، و لایحبّ أن یحمد علی التقوی. (المصدر ص 118)
(1)از اخلاق نیکوی اسلامی احترام به بزرگتر و رعایت حال فرزندان و افراد خوردسال میباشد. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «احترام به بزرگسالان احترام به خداوند است.» و فرمود: «به بزرگتر احترام کن تا در قیامت از رفقای من باشی.» و فرمود: «از ما نیست کسی که به افراد خردسال ترحّم نکند و به بزرگسالان احترام ننماید.» و فرمود: «هر که احترام به بزرگتر را نگهدارد و به جهت سن او او را احترام نماید خداوند او را از وحشت قیامت ایمن خواهد نمود.»
و قال الصادق علیهالسلام : ما رأیت شیئا أسرع إلی شیء من الشیب الی المؤمن و انّه وقار للمؤمن فی الدنیا و نور ساطع یوم القیامة، به وقّر اللّه خلیله إبراهیم فقال: ما هذا یاربّ؟ قال له: هذا وقار، فقال: یا ربّ زدنی وقارا، قال أبوعبداللّه علیهالسلام : فمن إجلال اللّه إجلال شیبة المؤمن. (المصدر ص 138)
امام صادق علیهالسلام فرمود: «پیری زود به طرف مؤمن میآید و آن سبب وقار او در1) (2)18- فضل توقیر الکبیر و الترحم علی الصغیر البحار... قال النبیّ صلی الله علیه و آله : من عرف فضل شیخ کبیر فوّقره لسنّه آمنه اللّه من فزع یوم القیامة و قال: من تعظیم اللّه عزّوجلّ إجلال ذی الشیبة المؤمن. (البحار ج 75/137)
2) (3)و قال صلی الله علیه و آله ... و وقّر الکبیر تکن من رفقائی یوم القیامة.و قال صلی الله علیه و آله : لیس منّا من لم یرحم صغیرنا و لم یوّقر کبیرنا. (المصدر) و قال صلی الله علیه و آله : من عرف فضل کبیر لسنّة فوّقره آمنه اللّه تعالی من فزع یوم القیامة.(المصدر)
دنیا و نور اوست در قیامت و به وسیله آن خداوند، خلیل خود ابراهیم علیهالسلام را احترام نمود. ابراهیم سؤال کرد: سفید شدن مو برای چیست؟ خطاب شد: این وقار و بزرگواری است.» امام صادق علیهالسلام فرمود: «احترام به پیرمرد مؤمن احترام به خداوند است.» و فرمود: «پیرمرد وسیله برکت و همانند پیامبر خواهد بود بین اهل خود.»
(یعنی باید حرمت او را حفظ نمایند و از سخنان او پند گیرند)
و قال سبحانه: و لاتنابزوا بالألقاب بئس الإثم الفسوق بعد الأیمان. (الحجرات /11)
احترام و اکرام به بندگان خدا احترام به خداوند است؛ چنان که توهین به آنان نیز توهین به خداوند میباشد. خداوند در قرآن میفرماید: «اهل دوزخ به وسیله توهین به مؤمنان و خندیدن به آنان از یاد خدا غافل و گرفتار عذاب شدند.» و میفرماید: «با لقب زشت یکدیگر را صدا نزنید که این عمل [اگر] پس از ایمان آوردن [انجام شود] بسیار زشت و نکوهیده است.»1) (1)19- فضل إکرام المؤمن و حرمة هتکه قال اللّه سبحانه: فاتّخذتموهم سخریا حتّی أنسوکم ذکری و کنتم منهم تضحکون إنّی جزیتهم الیوم بما صبروا أنّهم هم الفائزون (مؤمنون /110)
امام صادق علیهالسلام میفرماید: «خداوند فرموده است به جنگ با من برخاسته هرکس به بنده من توهین کند، و از خشم من درامان است هرکس به بنده مؤمن من احترام نماید.»
(1)رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:«خداوند سه چیز را در سه چیز پنهان نموده است: خشنودی خود را در طاعت خود، خشم خود را در نافرمانی خود، ولیّ و دوست خود را بین خلق خود. پس هیچ طاعتی را کوچک نشمارید، شاید رضای خداوند در آن باشد؛ و هیچ معصیتی را نیز سبک نشمارید، شاید خشم خداوند در آن باشد؛ و به هیچ بندهای ازبندگان خدا توهین نکنید، چرا که کسی نمیداند کدام آنان ولی و دوست خداوند است.»
الکافی... عن أبی عبداللّه علیهالسلام قال:قال رسولاللّه صلی الله علیه و آله : لاهجرة فوق ثلاث. (المصدر)
الکافی... قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله أیّما مسلمین تهاجرا فمکثا ثلاثا لایصطلحان إلاّ کانا خارجین عن الإسلام، و لم یکن بینهما و لایة، فایّهما سبق الی کلام أخیه کان السابق الی الجنّة یوم الحساب. (المصدر ص 345)
در کتاب کافی، از مفضّل نقل شده که گوید: از امام صادق علیهالسلام شنیدم1) (2)البحار... عن الصادق علیهالسلام قال اللّه عزوجل: لیأذن بحربٍ منّی من أذلّ عبدی المؤمن، و لیأمن غضبی من أکرم عبدی المؤمن. (البحار ج 75/145) البحار... قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : إنّ اللّه عزّوجلّ کتم ثلاثة فی ثلاثة: کتم رضاه فی طاعته و کتم سخطه فی معصیته و کتم ولیّه فی خلقه فلایستخفّن أحدکم شیئا من الطاعات فإنّه لایدری فی أیّها رضااللّه، و لایستقلّنّ أحدکم شیئا من المعاصی فانّه لایدری فی أیّها سخط اللّه، و لایزرأنّ أحدکم بأحدمن خلق اللّه فانّه لایدری أیّهم ولیّ اللّه. (المصدرص147)
2) (1)20- حرمة الهجران و فضل السبق إلی الموادّة الکافی... عن المفضّل قال: سمعت أباعبداللّه علیهالسلام یقول: لایفترق رجلان علی الهجران إلاّ استوجب أحدهما البرائة و اللعنة، و ربّما إستحقّ ذلک کلاهما، فقال له معتّب: جعلنی اللّه فداک هذا الظالم فما بال المظلوم؟ قال: لأنّه لایدعو أخاه إلی صلته، و لایتغامس له عن کلامه، سمعت أبی یقول: إذا تنارع إثنان فعازّ أحدهما الأخر فلیرجع المظلوم إلی صاحبه حتّی یقول لصاحبه: أی أخی أنا الظالم حتّی یقطع الهجران بینه و بین صاحبه. فانّ اللّه تبارک و تعالی حکم عدل یأخذ للمظلوم من الظالم. (الکافی ج 2/344)
میفرمود: «دو نفر از یکدیگر قهر نمیکنند جز آن که یکی از آنان مورد لعنت و بیزاری خداوند قرار میگیرد و بسا هر دو مستحق لعنت و بیزاری واقع میشوند.» یکی از اصحاب آن حضرت گفت: فدای شما شوم، ظالم چنین میشود، مظلوم برای چه؟ امام علیهالسلام فرمود: «او نیز به علت آشتی نکردن و [یا] کوتاه نیامدن و تغافل نکردن مستحق لعنت و بیزاری خداوند واقع میشود.» سپس فرمود: «از پدرم (امام باقر علیهالسلام ) شنیدم میفرمود: هنگامی که دونفر با هم نزاع میکنند و یکی از آنان به دیگری ظلم میکند باید مظلوم نزد ظالم برود و راه آشتی را باز نماید تا جایی که به او بگوید: ای برادر! من به تو ستم نمودهام! تا جدایی به آشتی و دوستی تبدیل شود، چرا که خداوند حاکم عادل است و حق مظلوم را از ظالم خواهد گرفت.»
البحار... عن أبی عبداللّه علیهالسلام قال: إعلم أنّه لاورع أنفع من تجنّب محارم اللّه، و الکفّ عن أذی المؤمنین، و إغتیابهم. (البحار ج 75/253)
خداوند در قرآن میفرماید: «ای کسانی که ایمان آوردهاید، از بسیاری از1) (2)21- حرمة الغیبة و کفّارة الإغتیاب قال اللّه سبحانه: یا أیّها الذین آمنوا اجتنبوا کثیرا من الظنّ إنّ بعض الظّن إثم و لاتجسّسوا و لایغتب بعضکم بعضا أیحبّ أحدکم أن یأکل لحم أخیه میتا فکرهتموه و اتّقوا اللّه إن اللّه توّاب رحیم.(الحجرات/12)
گمانها بپرهیزید و از عیب دیگران تجسسّ نکنید و غیبت همدیگر را ننمایید. آیا
یکی از شما دوست میدارد که گوشت مرده برادر خود را بخورد؟ پس چون از آن کراهت دارید [غیبت برادر خود را نکنید] از خدا بترسید. همانا خداوند توّاب و رحیم است.
امام صادق علیهالسلام میفرماید: «هیچ پرهیزی بهتر و سودمندتر از پرهیز از محرّمات و خودداری از آزار به مؤمنین و غیبت از آنان نیست.»
البحار... قال رسول الله صلی الله علیه و آله : کفّارة الإغتیاب أن تستغفر لمن إغتبته. (المصدر ص 253)
اقول: روی العلاّمة المجلسی عن عدّة من العلماء رحمهم اللّه: أنّ الغیبة اذا بلغت المغتاب وجب الاستحلال منه و ان لم تبلغه لم یجب الإستحلال منه و یجب الندم و التوبة فی کلاهما.
رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرماید: «هرکس از آبروی برادر مؤمن خود دفاع کند و1) (1)البحار... قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : من ردّ عن عرض أخیه المسلم وجبت له الجنّة البتّة. (المصدر ص 254) البحار... قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : الغیبة أشدّ من الزنا، فقیل: یا رسول الله ولم ذلک؟ قال: صاحب الزنا یتوب فیتوب اللّه علیه، و صاحب الغیبة یتوب فلا یتوب اللّه علیه حتّی یکون صاحبه الذی یحلّه. (المصدر ص 242)
مانع غیبت از او شود بهشت برای او واجب خواهد شد و فرمود:غیبت از زنا بدتر است؛ چرا که زنا کار توبه میکند و بخشوده میگردد، ولی توبه غیبت کننده پذیرفته نمیشود تا صاحب غیبت او را حلال کند.»
و فرمود: «کفاره غیبت این است که [هر وقت به یادآن افتادی] برای صاحب آن استغفار نمایی.»
و قال سبحانه: و لاتبذّر تبذیرا إنّ المبذّرین کانوا إخوان الشیاطین و کان الشیطان لرّبه کفورا - و لاتجعل یدک مغلولةً الی عنقک و لاتبسطها کلّ البسط فتقعد ملوما محسورا. (الأسرا /26-29)
اسراف مصرف بی جا و زیاده روی در مصرف است و تبذیر از بین بردن و هدر دادن نعمتهای خداوند است. خداوند در قرآن میفرماید: «بخورید وبیاشامید و [لکن] اسراف نکنید. خداوند اسراف کنندگان را دوست نمیدارد.»
و میفرماید: «تبذیر مکن که تبذیر کنندگان برادران شیطان هستند و شیطان نعمتهای خدا را کفران نمود.»
1) (2)22- حرمة الإسراف و التبذیر قال اللّه سبحانه: و کلوا و اشربوا - و لاتسرفوا إنّه لایحبّ المسرفین. (انعام 1/141 - اعراب /31)
و میفرماید: «[از بخل] دست خود را به گردن نیاویز و در انفاق نیز تمام آنچه داری را در راه خدا مده تا گرفتار ملامت و حسرت نشوی.»
و قال أمیرالمؤمنین علیهالسلام : للمسرف ثلاث علامات: یأکل مالیس له، ویلبس مالیس له، و یشتری مالیس له. (المصدر)
و قال الصادق علیهالسلام : أتری اللّه أعطی من أعطی من کرامته علیه و منع من منع من هوان به علیه؟ لا، ولکنّ المال مال اللّه یضعه عندالرجل و دایع و جوزّ لهم ان یأکلوا قصدا... (المصدر ص 305)
امام صادق علیهالسلام فرمود: «انفاق در غیر راه خدا تبذیر است و انفاق در راه خیر اقتصاد و میانه روی است.»و فرمود: «از خدا بترس و اسراف مکن و سختگیر نیز مباش بلکه مقتصد و معتدل باش.»
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «نشانههای اسراف کننده سه چیز است: 1- خوراک او در شأن او نیست؛ 2- لباس او در شأن او نیست؛ 3- چیزهایی تهیه میکند که در شأن او نیست.
1) (1)قال الصادق علیهالسلام : من أنفق شیئا فی غیرطاعة اللّه فهو مبذّر، و من انفق فی سبیل الخیر فهو مقتصد. (البحار ج 75/302) و قال علیهالسلام : إتّق اللّه و لاتسرف ولاتقتر، وکن بین ذلک قواما. (المصدر ص 303)
برای تشکیل یک خانواده سالم و با ارزش - چنان که گذشت - رعایت دستورات زندگی و حقوق متقابل زن و شوهر ضروری است. هرکدام از زن و مرد باید پیش از آغاز زندگی مشترک و تشکیل خانواده وظایف لازم و آداب زندگی و زناشویی را بدانند تااین که حقوق همدیگر را ضایع نکنند و فرزندانی که از آنان به وجود میآید نیز سالم باشند و با تربیتهای اخلاقی رشد نمایند و از کودکی تربیتهای صحیح را بیاموزند و بر هر کدام از زن و مرد و فرزندان خانواده نیز لازم است که برای رسیدن به یک زندگی سالم و با برکت، آداب و دستورالعملهای لازم را در ابعاد گوناگون زندگی بدانند و با رعایت آن آداب، شیرینی و طراوت و برکت زندگی خود را بچشند. از این رو، در این بخش نیز آداب زندگی اسلامی در حد نیاز یک خانواده، به طور مختصر آورده میشود. البته آنچه در این بخش آمده، همانند بخش گذشته، ترجمه و توضیح سخنان معصومین علیهماالسلام میباشد که از کتب معتبر گرفته شده است.
خداوند در سوره نور میفرماید: «هنگامی که وارد خانهها [و...] میشوید بر برادران مسلمان خودسلام کنید که آن تحیّت مبارک و پاکی است که خداوند به آن امر نموده. این چنین خداوند آیات خود را بر شما بیان مینماید تا شاید شما [در اسرار آن] تعقل نمایید.»
و قال سبحانه: و إذا حییّتم بتحیّة فحیوّا بأحسن منها أوردّوهان إنّ اللّه کان علی کلّ شیءٍ حسیبا. (نساء /86)
1) (1)1- فضل السلام قبل الکلام قال اللّه سبحانه: فاذا دخلتم بیوتا فسلّموا علی أنفسکم تحیّة من عنداللّه مبارکةً طیبّة کذلک یبیّن اللّه لکم الآیات لعّلکم تعقلون. (نور/61)
و در سوره نساء میفرماید: «هنگامی که بر شما سلام و تحیّت فرستاده شد
شما نیز بهتر از آن و یا همانند آن را پاسخ دهید. همانا خداوند بر حساب هرچیزی آگاه است.»
و البحار... قال علی علیهالسلام : السلام سبعون حسنة تسعة و تسعوّن للمبتدی و واحدة للرّاد. (المصدر ص11)
البحار قال النبیّ صلی الله علیه و آله : إذا قام أحدکم من مجلسه فیلوّدعهم بالسلام و قال: أفشوا السلام تسلموا. (المصدر)
و قال صلی الله علیه و آله : إنّ من موجبات المغفرة بذل السلام و حسن الکلام. (المصدر)
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «کسی که با شما بدون سلام وارد سخن شود پاسخ او را ندهید.»و فرمود: «بخیلترین مردم کسی است که از سلام کردن بخل ورزد.»
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «برای سلام هفتاد پاداش است و شصت ونه پاداش آن مربوط به سلام کننده است.»
1) (1)البحار... قال رسول الله صلی الله علیه و آله : من بدأ بالکلام قبل السلام،فلا تجیبوه. (البحار ج 76/3) و قال صلی الله علیه و آله : و إنّ ابخل الناس من بخل بالسلام. (المصدر ص 4)
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «به وسیله سلام با یکدیگر وداع و خداحافظی کنید.» و فرمود: «با صدای بلند بر یکدیگر سلام کنید تا سلامت را بیابید.» و فرمود: «سخن نیک و شروع در سلام وسیله آمرزش است.»
و قال سبحانه: یا أیّها الذین آمنوا لاتدخلوا بیوت النبیّ إلاّ أن یؤذن لکم (الأحزاب/54)
البحار... عن الصادق علیهالسلام قال: الاِستیذان ثلثة أولّهنّ یسمعون، و الثانیة یحذرون و الثالثة إن شاؤا أذنوا و إن شاؤا لم یفعلوا فیرجع المستأذن. (البحار ج 76/14)
علی بن ابراهیم قمی در تفسیر آیه «یا ایّها الذین آمنوا لیستأذنکم الذین ملکت ایمانکم... ثلث عورات لکم» میفرماید: «خداوند نهی نموده که بدون اجازه، بعد از طلوع فجر و بعد از ظهر و بعد از نماز عشا کسی وارد اتاق پدر و مادر و خواهر و مادر شود و در غیر این اوقات که اوقات خلوت با همسر محسوب میشود بدون اجازه وارد شدن مانعی ندارد.»امام صادق علیهالسلام فرمود: «برای وارد شدن به خانه سه مرتبه باید اجازه گرفته شود:1- برای شنیدن صاحب خانه ؛ 2- آماده شدن اهل خانه؛ 3- اگر مایل بودند اجازه ورود بدهند و الاّ اجازه گیرنده باید بازگردد.»
1) (2)2- آداب الدخول علی الوالدین قال اللّه سبحانه: یا أیها الذین آمنوا لیستأذنکم الذین ملکت أیمانکم
2) (1)البحار... قال أمیرالمؤمنین علیهالسلام : دخلت علی النبیّ صلی الله علیه و آله و هو فی بعض حجراته فاستأذنت علیه فأذن لی فلّما دخلت قال لی: یا علی أما علمت أنّ بیتی بیتک فمالک تستأذن علیّ؟ قال: فقلت: یا رسول اللّه أحببت أن أفعل ذلک قال: یا علیّ أحببت ما احبّ اللّه وأخذت بآداب اللّه الخبر (المصدر ص15)
امیرالمومنین علیهالسلام میفرماید: «روزی از رسول خدا صلی الله علیه و آله اجازه ورود خواستم. آن حضرت اجازه دادند و چون من وارد شدم، فرمودند: یا علی!مگر نمیدانی خانه من خانه تو نیز میباشد؟ برای چه اجازه گرفتی؟ گفتم: یا رسول اللّه! دوست داشتم با اجازه وارد شوم. فرمود: آنچه خدا دوست میدارد دوست داشتی و به آدابی که او دستور داده عمل کردی.»
در پارهای از سخنان معصومین علیهمالسلام در قالب احوالپرسی حقایق و نصایح زیبایی بیان شده برای نمونه به برخی از آنها اشاره میشود.
(1)به حضرت زین العابدین علیهالسلام گفته شد: کیف اصبحت؟ (حال شما چگونه است؟) امام علیهالسلام فرمود: من خود را مقابل هشت طلبکار میبینم: 1- خداوند واجبات
1) (2)3- الجواب عن قول القائل کیف أصبحت البحار... قیل لعلیّ بن الحسین علیهماالسلام : کیف أصبحت یابن رسول اللّه؟ فقال: أصبحت مطلوبا بثمان خصال: اللّه تعالی یطلبنی بالفرایض، و النبیّ صلی الله علیه و آله بالسنّة، و العیال بالقوت، و النفس بالشهوة، و الشیطان بالمعصیة، و الحافظان بصدق العمل، و ملک الموت بالروح، و القبر بالجسد، فانابین هذه الخصال مطلوب. (البحار ج 76/15)
خود را میطلبد؛ 2- رسول خدا صلی الله علیه و آله سنّت دین خود را میطلبد؛ 3- عیال قوت خود را طلب میکنند؛ 4- نفس از من شهوت طلب میکند؛ 5- شیطان معصیت میطلبد؛ 6- دو ملک حافظ اعمال، صدق عمل از من میطلبند؛ 7- ملک الموت روح من را میطلبد؛ 8- قبر جسد من را میطلبد، و من در مقابل اینها قرارگرفتهام.»
(1)به حضرت امام حسین علیهالسلام گفته شد: حال شما چگونه است؟ فرمود: «من صبح کردم در حالی که خدا را بالای سر خود، و آتش را مقابل خود، و مرگ را در انتظار خود، و حساب را در پیش خود، و خویش را در گرو اعمال خود یافتم. به آنچه میل من هست دست نمییابم و از آنچه کراهت دارم نمیتوانم دور شوم. امور خود را در دست دیگری میبینم. او اگر بخواهد مرا عذاب میکند و اگر بخواهد میبخشد. کدام فقیری از من فقیرتر است؟ سپس فرمود: «به پدرم امیرالمؤمنین علیهالسلام گفتم: حال شما چگونه است؟ پدرم فرمود: چگونه میتواند باشد حال کسی که از طرف خداوند دو نگهبان دارد، و گناهان او در دفتری ثبت میشود، اگر خدا به او ترّحم نکند بازگشت او به دوزخ خواهد بود.»
1) (3)البحار... قیل للحسین بن علیّ علیهماالسلام : کیف أصبحت یابن رسول اللّه؟ فقال: أصبحت ولی ربّ فوقی، و النار أمامی، و الموت یطلبنی، و الحساب محدق بی، و أنا مرتهن بعملی، لاأجد ما أحبّ و لا أدفع ما أکره، و الأمور بید غیری، فإن شاء عذبّنی، و إن شاء عفی، فأیّ فقیر أفقر منیّ؟ و قال علیهالسلام : قلت لأمیرالمؤمنین علیهالسلام : کیف أصبحت؟ فقال: کیف یصبح من کان للّه علیه حافظان، و علم أنّ خطایاه مکتوبة فی الدیوان، ان لم یرحمه ربّه فمرجعه إلی النیران؟ (البحار ج 76/15)
(1)از اخلاق شریفه و آداب نیکوی اسلامی مصافحه و دست دادن به برادران دینی است که نشانه محبت و وسیله آمرزش گناهان است. امام باقر علیهالسلام میفرماید: «مؤمن چون با برادر مؤمن خوددست میدهد، گناهان هردو بخشوده میگردد.»
(2)رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «هنگامی که با یکدیگر ملاقات میکنید با سلام و مصافحه ملاقات کنید و چون از هم جدا میشوید برای یکدیگر طلب مغفرت کنید.» (3)امام باقر علیهالسلام فرمود: «هنگامی که دو نفر مؤمن بایکدیگر ملاقات میکنند و مصافحه مینمایند خداوند نظر رحمت به آنان میافکند و گناهان آنها مانند برگ درخت در فضل خزان میریزد.»
(4)و فرمود: «هنگامی که دو نفربا یکدیگر مصافحه میکنند. آن که دیرتر دست
1) (1)4- فضل المصافحة و المعانقة البحار... قال ابوجعفر علیهالسلام : إنّ المؤمن إذا صافح المؤمن تفرقّا من غیر ذنبٍ. (البحار ج 76/20)
2) (2)البحار... قال و قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : إذا تلاقیتم فتلاقوا بالتسلیم و التصافح و إذا تفرّقتم فتفرّقوا بالإستغفار (المصدر)
3) (3)البحار... و قال الباقر علیهالسلام : إنّ المؤمنین إذا التقیا فتصافحا أقبل اللّه عزّوجلّ علیهما بوجهه و تساقطعت عنهما الذنوب کما تتساقط الورق عن الشجر.(المصدر ص 25)
4) (1)البحار... و قال الباقر علیهالسلام : إذا صافح الرجل صاحبه فالذی یلزم التصافح اعظم اجرا من الذی یدع ألا و إنّ الذنوب لتتحات فیما بینهم حتّی لایبقی ذنب. (المصدر ص 28) البحار... قال الصادق علیهالسلام : ما صافح رسول الله صلی الله علیه و آله رجلاً قطّ فنزع یده حتّی یکون هوالذی ینزع یده منه. (المصدر ص30)
خود را میکشد پاداش بیشتری دارد و گناهانشان برطرف میشود تا جایی که یک گناه بر آنها نمیماند.»
امام صادق علیهالسلام فرمود: «رسول خدا صلی الله علیه و آله با هر که مصافحه مینمود دست خود را نمیکشید تا او دست خود را بکشد.»
(1)امام باقر و امام صادق علیهماالسلام فرمودهاند: «هر مؤمنی که به زیارت برادر خود برود و حق او را شناخته باشد خداوند به هر قدمی که بر میدارد حسنهای به او
1) (2)5- فضل زیارة المؤمن الکافی... عن أبی جعفر وأبی عبداللّه علیهماالسلام قالا: أیّما مؤمن خرج إلی أخیه یزوره عارفا بحقّه کتب اللّه له بکلّ خطوةٍ حسنة و محیت عنه سیئة، و رفعت له درجة فإذا طرّق الباب فتحت له أبواب السماء فإذا التقیا و تصافحا و تعانقا أقبل اللّه علیهما بوجهه، ثمّ باهی بهما الملائکة فیقول: أنظروا إلی عبدیّ تزاورا و تحابّا فیَّ حقّ علیّ ألاّ أعذّبهما بالنار بعدذا الموقف، فاذا انصرف شیّعه ملائکة عدد نفسه و خطاه و کلامه یحفظونه عن بلاء الدنیا و بوائق الآخرة إلی مثل تلک اللیلة من قابل فإن مات فیما بینهما أعفی من الحساب، و ان کان المزور یعرف من حقّ الزایر ما عرفه الزائر من حقّ المزور کان له مثل أجره.(الکافی ج 2/183 البحار ج 76/34)
میدهد و گناهی از او محو میکند و درجهای بر او میافزاید و چون در خانه او را میزند درهای آسمان بر روی او گشوده میشود و چون یکدیگر را ملاقات میکنند و مصافحه ومعانقه مینمایند خداوندنظر رحمت به آنان میافکند وبر ملائکه خود مباهات مینماید و میفرماید: به این دو بنده من بنگرید که برای من همدیگر را زیارت نموده و دوست میدارند و بر من واجب است که آنان را بعد از این به آتش
عذاب نکنم.
و چون دیدار تمام شود و زایر به خانه خود باز گردد به اندازه نفسها و گامها و سخنان او با برادر خود ملائکه او را بدرقه میکنند و او رااز بلای دنیا و گرفتاریهای قیامت تا سال آینده حفظ مینمایند و اگر در بین سال از دنیا برود از حساب قیامت معاف خواهد بود و اگر برادر او نیز حق او را شناخته باشد همین پاداش را خواهد داشت.»
(1)امام صادق علیهالسلام فرمود: «سر و دست کسی را نباید بوسید جز رسول خدا صلی الله علیه و آله و یا کسی که به احترام رسول خدا صلی الله علیه و آله سر و یا دست او را میبوسند.»
(2)امام صادق علیهالسلام فرمود: «هنگامی که انسان عطسه میکند اگر بگوید:
1) (1)الکافی... عن أبی عبداللّه علیهالسلام قال: لایقبل رأس أحدٍ ولایده إلاّ رسول اللّه صلی الله علیه و آله أو من أرید به رسول اللّه صلی الله علیه و آله . (الکافی ج 2/185 البحار ج 76/37)
2) (2)6- العطاس و آدابه البحار... قال الصادق علیهالسلام : إذا عطس الإنسان فقال: «الحمد للّه» قال الملکان الموکلان به: «ربّ العالمین کثیرا لاشریک له» فإن قالها العبد قال الملکان: وصلّی اللّه علی محمّد» فإن قالها العبد قالا: «و علی آل محمّد» فإن قالها العبد قال الملکان: «رحمک اللّه».
«الحمدللّه» دو ملک همراه او میگویند: «ربّ العالمین کثیرا لاشریک له» و اگر این را نیز بگوید، آنها میگویند: «و صلیّاللّه علی محمد». اگر این را نیز بگوید آنها میگویند: «و علی آل محمد» و اگر این رانیز بگوید، آنها میگویند: «رحمک اللّه»
(1)رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «اگر کسی مشغول سخن باشد و دیگری عطسه کند عطسه او شاهد حقانیت سخن اوست.» و فرمود: عطسه مریض دلیل سلامتی و راحت بدن اوست.» (2)امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: هنگامی که کسی عطسه میکند به او بگویید:
«یرحمکماللّه» و او باید در پاسخ شما بگوید: «یغفرالله لکم ویرحمکم» چنانکه خداوند فرموده: «و اذا حییتم بتحیةٍ فحیّوا بأحسن منها او ردّوها».»
(3)خادم حضرت عسگری علیهالسلام میگوید: خدمت امام زمان علیهالسلام بودم و چون
1) (3)البحار... قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : إذا کان الرجل یتحدّث فعطس عاطس فهو شاهد حقّ. و قال صلی الله علیه و آله : العطاس للمریض دلیل علی العافیة، و راحة للبدن.
2) (4)البحار... قال أمیرالمؤمنین علیهالسلام : إذا عطس أحدکم فسمّتوه: قولوا: یرحمکم اللّه و یقول هو لکم: یغفراللّه لکم و یرحمکم. قال اللّه تبارک و تعالی: «و إذا حییّتم بتحیّة فحیّوا بأحسن منها أو ردّوها. (البحار ج 76/54)
3) (1)البحار... قالت نسیم خادم أبی محمد علیهالسلام : قال لی صاحب الزمان علیهالسلام و قد دخلت علیه بعد مولده بلیلة فعطست عنده فقال لی: یرحمک اللّه ففرحت بذلک فقال لی: ألا أبشرک فی العطاس؟ فقلت: بلی قال: هو أمان من الموت ثلثة أیّامٍ. (البحار، ج 51/5)
عطسه نمودم به من فرمود: «یرحمک اللهّ» پس من خشنود شدم و آن حضرت فرمود: «تو را بشارت بدهم؟» گفتم: آری. فرمود: «عطسه امان از مرگ است تا سه روز.»
(1)از روایات ظاهر میشود که آروغ زدن به دلیل امتلا و سنگینی معده است و هرکس در دنیا بیشتر شکم خود را پر کرده باشد در قیامت گرسنهتر خواهد بود و در روایتی آمده که صدای آروغ خود را بلند نکنید و بعد از آن «الحمدللّه» بگویید که آن از نعمتهای خداوند است.
(2)رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «هنگامی که یکی از شما آروغ میزند و یا آب دهان میاندازد صدای خود را بالا نبرد و آروغ از نعمتهای خداست پس باید حمد خدا را به جا آورد.» (3)
1) (2)7- آداب التجشّأ و التبصّق البحار... قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : إذا تجشّأ أحدکم فلا یرفع جشاءه إلی السماء و لا إذا بزق، و الجشاء نعمة من اللّه جلّ و عزّ، فإذا تجشأ أحدکم فلیحمد اللّه. (البحار ج 76/54)
2) (3)البحار... عن أبی عبداللّه علیهالسلام قال: سمع رسول اللّه صلی الله علیه و آله رجلاً یتجشّأ فقال: یاعبداللّه قصّر من جشائک فإنّ أطول الناس جوعا یوم القیامة أکثرهم شبعا فی الدنیا. (المصدر ص 57)
3) (4)البحار... قال أمیرالمؤمنین علیهالسلام : لایتفل المؤمن فی القبلة فإن فعل ذلک ناسیا فلیستغفراللّه عزّوجلّ منه. (المصدر)
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «آب دهان را به طرف قبله نینداز و اگر از روی فراموشی چنین کردی استغفار کن.»
از روایات استفاده میشود که مؤمن خندهرو و شیرین سخن و اهل مطایبه و مزاج است، ولی از مزاح و شوحی زیاد پرهیز میکند.
(1)رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرماید: «مزاح و شوخ زیاد آبرو را میبرد و خنده زیاد ایمان را محو و نابود میکند و دروغ زیاد ارزش و آبروی انسان را ضایع مینماید.»
(2)امام صادق علیهالسلام فرمود: «داود به سلیمان علیهماالسلام فرمود: فرزند عزیزم، از خنده زیاد پرهیز کن که خنده زیاد موجب فقر انسان در قیامت است.» (3)رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «از خنده زیاد پرهیز کن که قلب را میمیراند.» (4)
ص:281
1) (1)8- کثرة المزاح و الضحک البحار... قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : کثرة المزاح تذهب بماء الوجه، و کثرة الضحک تمحوالایمان، و کثرة الکذب تذهب بالبهاء. (البحار ج 76/58)
2) (2)البحار... عن الصادق عن أبیه علیهماالسلام قال: قال داود لسلیمان علیهماالسلام : یا بنیّ إیّاک و کثرة الضحک، فإنّ کثرة الضحک تترک العبد فقیرا یوم القیامة. (المصدر)
3) (3)البحار... فیما أوصی به النبیّ صلی الله علیه و آله إلی أبیذرّ: عجبت لمن أیقن بالنارِ لمَ یضحک؟ و قال صلی الله علیه و آله : إیاک و کثرة الضحک فإنّه یمیت القلب. (المصدر ص 59)
4) (4)نهج البلاغة: قال أمیرالمؤمنین علیهالسلام : ما مزح رجل مزحةً إلاّ مجّ من عقله مجّةً. (المصدر ص60) و قال علیهالسلام فی وصیّته للحسن علیهالسلام : إیّاک أن تذکر من الکلام ما کان مضحکا و إن حکیت ذلک من غیرک. (المصدر)
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «هیچ مردی مزاح نمیکند جز آن که از عقل او کاسته میشود.» و در وصیّت خود به امام حسن علیهالسلام فرمود: «بپرهیز از سخنی که موجب خنده شود؛ گرچه آن سخن را از دیگری نقل کنی.»
(1)از حضرت رضا علیهالسلام نقل شده که فرمود: «سنتهای حنیفیّه ابراهیمی که
خداوند در قرآن به پیامبر خود صلی الله علیه و آله فرموده: «و اتبّع ملّة ابراهیم حنیفا» ده چیز است که پنچ چیز آن مربوط به سر انسان است و پنج چیز آن مربوط به بقیه بدن است. آنچه مربوط به سر میباشد: مسواک، کوتاه کردن شارب، تنظیم موی سر، مضمضه واستنشاق است. و آنچه مربوط به بقیه بدن است: ختنه کردن، برطرف نمودن موی
1) (5)9- السنن الحنیفیّة البحار... قال الرضا علیهالسلام : أمّا السنن الحنیفیّة التی قال اللّه عزّوجلّ لنبیّه صلی الله علیه و آله : «واتبّع ملّة إبراهیم حنیفا، فهی عشرة سنن خمسة فی الرأس و خمسة فی الجسد فأمّا التّی فی الرأس: فالمسواک، و اخذ الشارب، و فرق الشعر، و المضمضة، و الإستنشاق، و أمّا التی فی الجسد، فالختان، و حلق العانة، و نتف الإبطین، و تقلیم الأظفار، و الإستنجاء. (البحار ج 76/67 الخصال ج 1/130)
اطراف عورت، برطرف نمودن موی
زیر بغل، گرفتن ناخن، و استنجاء، یعنی شستن خود بعد از رفتن به دستشویی است که در آیین حضرت ابراهیم علیهالسلام بوده و تا قیامت نیز جزء آیین پیامبران میباشد.»
البحار... عن أبی عبداللّه علیهالسلام قال: تقلیم الأظفار و أخذ الشارب من الجمعة إلی الجمعة أمان من الجذام.(البحار ج 76/110)
البحار... قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : من قلّم أظفاره یوم السبت و یوم الخمیس، و أخذ من شاربه عوفی من وجع (4)الأضراس و وجع العین. (المصدر)
البحار... قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : لایطولنّ احدکم شاربه، و لاعانته، ولاشعرإبطه، فإنّ الشیطان یتّخذها مخابی یستتربها. (المصدر ص111)
و در کتاب طبّ الائمة، از حضرت ابی الحسن یعنی موسی بن جعفر علیهالسلام نقل شده که فرمود: «ناخنهای خود را روز سه شنبه بگیرید، و روز چهارشنبه حجامت کنید، و روز پنجشنبه حمام بروید، و بهترین بوی خوش را روز جمعه مصرف کنید.»(2)امام صادق علیهالسلام فرمود: «من دوست ندارم مسلمانی از دنیا برود و خصلتی از خصلتهای رسول خدا صلی الله علیه و آله را انجام نداده باشد.»
(3)امام صادق علیهالسلام میفرماید: «گرفتن ناخن و کوتاه کردن شارب از جمعه تا جمعه از جذام جلوگیری مینماید.»
1) (1)البحار عن مکارالاخلاق عن طبّ الائمّة علیهمالسلام عن أبی الحسن علیهالسلام قال: قلّموا أظفارکم یوم الثلثاء، و احتجموا یوم (2)الأربعاء، و أصیبوا من الحمام حاجتکم یوم الخمیس، و تطیبّوا بأطیب طیبکم یوم الجمعة. (المصدر ص 79) البحار... عن الصادق علیهالسلام قال: إنّی لأکره للرجل أن یموت و قد بقیت خلّة من خلال رسولاللّه صلی الله علیه و آله لم یأت بها. (المصدر ص 67)(3)10- أخذ الشارب و إعفاء اللحی
(4)رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «کسی که ناخن و شارب خود را روز شنبه و پنجشنبه
بگیرد از درد دندان و چشم درامان خواهد بود.» و فرمود: «نباید کسی موی شارب و عانه و زیر بغل را رها کند؛ چرا که شیطان بین آنها پنهان میشود.»
(1)امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «عدهای از مردم که ریش خود را میتراشند و شارب و سبیل را بلند میگذارند لشکر مروان [دشمن رسول خدا صلی الله علیه و آله ] میباشند.» (2)رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «آتش پرستان و مجوس محاسن خود را میتراشند و سبیل خود را بلند میگذارند [لکن] ما سبیل (شارب) را کوتاه میکنیم و محاسن را بلند میگذاریم و این مطابق فطرت انسان است.» (3)امام صادق علیهالسلام فرمود: «محاسن [و موی صورت] اگر بیش از یک قبضه (گرفتن دست) باشد باید کوتاه شود.»
1) (1)البحار... قال أمیرالمؤمنین علیهالسلام : أقوام حلقوا اللحی و فتلوا الشوارب هم جند مروان. (المصدر ص 112)
2) (2)البحار... قال النبیّ صلی الله علیه و آله : إنّ المجوس جزوّا لحاهم و وفّروا شواربهم، و انّا نحن بخزّ الشوارب و نعفی اللحی، و هی الفطرة. (المصدر ص 112)
3) (3)البحار... قال الصادق علیهالسلام : تقبض بیدک علی اللحیة و تجزّ ما فضل. (المصدر ص )113
(1)رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «هرکس در روز جمعه ناخن بگیرد خداوند درد را از انگشتان او خارج و دارو را در آنها وارد میکند.»
(2)امام صادق علیهالسلام فرمود: «هرکس ناخنهای خود را روز پنجشنبه بگیرد و یک ناخن را برای جمعه باقی گذارد فقر از او دور میشود.» (3)امام باقر علیهالسلام فرمود: «هرکس در هر جمعه ناخنها و شارب خود را بگیرد و بگوید: «بسم الله و باللّه و علی سنة محمد و آل محمد» به عدد هر مو و هر ریزه ناخن خداوند پاداش آزاد کردن بندهای را به او میدهد و جز مریضی مرگ بیماری دیگری پیدا نمیکند.» (4)مرحوم صدوق میفرماید: پدرم به من وصیت نمود: برای گرفتن ناخن از
1) (4)11- فضل تقلیم الأظفار البحار... قال رسولاللّه صلی الله علیه و آله : من قلّم أظفاره یوم الجمعة أخرج اللّه من أنامله الداء و أدخل فیه الدواء. (البحار ج 76/120)
2) (5)البحار... قال أبوعبداللّه علیهالسلام : من قصّ أظافیره یوم الخمیس و ترک واحدةً لیوم الجمعة نفی اللّه عنه الفقر. (المصدر)
3) (6)البحار... عن أبی جعفر علیهالسلام : من أخذ أظفاره و شاربه کلّ جمعة و قال حین یأخذه: بسم اللّه و باللّه و علی سنّة محمّد و آل محمّد» لم یسقط منه قلامة و لاجزازة إلاّ کتب اللّه له بها عتق رقبة، و لم یمرض إلاّ المرضة التی یموت فیها. (المصدر ص 123)
4) (1)البحار... قال الصدوق رحمةاللّه: قال أبی رضیاللّه عنه فی وصیّته إلیّ: قلّم أظفارک، و خذ من شاربک، و ابدء بخنصرک من یدک الیسری، واختم بخنصرک من یدک الیمنی. (المصدر ص 121)
انگشت کوچک دست چپ شروع کن و به انگشت کوچک دست راست خود ختم کن. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «مو و دندان و ناخن و خون را دفن کنید.»
(1)رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «اگر برای امت من مشقت نبود بر آنان واجب میکردم که برای هر نمازی مسواک کنند.» (2)
البحار... قال أبوعبداللّه علیهالسلام : إذا قمت باللیل فاستک فإنّ الملک یأتیک فیضع فاه علی فیک، فلیس من حرف تتلوه وتنطق به الاّ صعد به الی السماء فلیکن فوک طیّب الریح. (البحار ج 76/126)
امام صادق علیهالسلام فرمود: «هنگامی که برای نماز شب حرکت میکنی مسواک کن؛ چرا که ملک مأمور به اعمال و عبادات دهان خود را بر دهان تو میگذارد و آنچه تو میخوانی او به آسمان میبرد. پس باید دهان تو پاکیزه باشد.»1) (2)البحار... قال أبوعبداللّه علیهالسلام : أمرنا رسول اللّه صلی الله علیه و آله بدفن أربعة: الشعر، و السنّ، و الظفر، و الدم. (المصدر ص 125)
2) (3)12- فضل السواک البحار... عن أبی جعفر علیهالسلام قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : لولا أن أشقّ علی أمتّی لأمرتهم بالسواک مع کلّ صلاةٍ. (البحار ج 76/126)
3) (4)البحار... قال النبیّ صلی الله علیه و آله : فی السواک إثنتا عشرة خصلة: مطهرة للفم، و مرضاة للربّ، و یبیّض الأسنان، و یذهب بالحفر، و یقلّل البلغم، و یشهّی الطعام، و یضاعف الحسنات، و تصاب به السنّة، و تحضره الملائکة، و یشدّ اللثة، و هو یمرّ بطریقة القرآن، و رکعتین بسواک أحبّ إلی اللّه عزّوجلّ من سبعین رکعة بغیر سواک. (المصدر ص 129)
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «مسواک دوازده فایده دارد: 1- پاک کننده دهان است؛
2- موجب خشنودی خداست؛ 3- دندانها را سفید میکند؛ 4- جرم دندان را برطرف مینماید؛ 5- بلغم را کم میکند؛ 6- اشتهای غذا میآورد؛ 7- پاداش عبادات را دو چندان میکند؛ 8- به سنّت پیامبر صلی الله علیه و آله عمل میشود؛ 9- ملائکه نزد مسواک کننده حاضر میشوند؛ 10- لثهها را محکم میکند؛ 11- راه قرائت قرآن را پاکیزه میکند؛ 12- دو رکعت نماز با مسواک نزد خداوند بهتر از هفتاد رکعت نماز بدون مسواک است.»
(1)امام صادق علیهالسلام میفرماید: «عطر از سنّتهای پیامبران علیهمالسلام است.»
(2)رسول اللّه صلی الله علیه و آله فرمود: «بوی خوش قلب را قوی و قدرت جماع را زیاد میکند.» (3)
1) (1)13- فضل التطیّب الکافی... عن ابی عبدالله علیهالسلام قال: العطر من سنن المرسلین. (الکافی ج 6/510)
2) (2)الکافی... قال رسولاللّه صلی الله علیه و آله : إنّ الریح الطیبّة تشدّ القلب و تزید فی الجماع. (المصدر)
3) (3)الکافی... عن ابی الحسن علیهالسلام قال: لاینبغی للرجل ان یدع الطیب فی کلّ یوم فان لم یقدر علیه فیوم و یوم لا، فان لم یقدر ففی کلّ جمعة و لایدع. (المصدر)
امام کاظم علیهالسلام فرمود: «سزاوار نیست در هر روزی عطر استعمال نشود و اگر ممکن نبود یک روز در میان و اگر ممکن نبود در هر جمعه ترک نشود.»
(1)امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «بوی خوش در شارب از اخلاق پیامبران علیهمالسلام و احترام به فرشتگان نویسنده اعمال است.» (2)امام صادق علیهالسلام فرمود: «هرکس در آغاز روز عطر مصرف کند عقل او تا شب کاستی پیدا نمیکند.» و فرمود: «یک نماز با عطر بهتر از هفتاد نماز بدون عطر است.»
(3)و فرمود: «رسول خدا صلی الله علیه و آله برای عطر و بوی خوش بیش از غذا و طعام پول میدادند.»
1) (4)الکافی... قال أمیرالمؤمنین علیهالسلام : الطیب فی الشارب من أخلاق النبییّن و کرامة للکاتبین. (المصدر)
2) (5)الکافی... قال أبوعبداللّه علیهالسلام : من تطیّب أوّل النهار لم یزل عقله إلی اللیل. و قال علیهالسلام : صلاة متطیّب أفضل من سبعین صلاةٍ. (المصدر ص 511)
3) (6)و قال علیهالسلام : کان رسول اللّه صلی الله علیه و آله ینفق فی الطیب أکثر ممّا ینفق فی الطعام. (المصدر ص 12)5
(1)رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «من به امت خود - حاضر و غایب آنها وصیت میکنم که دعوت برادر مسلمان خود را بپذیرند گرچه با فاصله پنج میل (نزدیک به دو فرسخ) باشد. همانا این دستور دین من است.»
(2)امام صادق علیهالسلام فرمود: «از حقوق واجب مؤمن بر برادر خود این است که دعوت او را بپذیرد.» (3)رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «کسی که دعوت برادر خود را نپذیرد با خدا و رسول او صلی الله علیه و آله مخالفت نموده است.» و فرمود: «اگر کسی مرا برای یک پاچه گوسفندی دعوت کند من او را اجابت خواهم نمود.»
1) (1)14- فضل اجابة دعوة المؤمن البحار... قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : اُوصی الشاهد من أمتی و الغائب أن یجیب دعوة المسلم ولو علی خمسة أمیال، فإنّ ذلک من الدین. (البحار ج 75/447)
2) (2)البحار... قال الصادق علیهالسلام : من الحقوق الواجبات للمؤمن علی المؤمن أن یجیب دعوته. (المصدر)
3) (3)مستدرک الوسائل... قال النبیّ صلی الله علیه و آله : من لم یجب الدعوة فقدعصی اللّه و رسوله. (ج 16/236)
4) (4)البحار... قال صلی الله علیه و آله : لودعیت إلی ذراع شاةٍ لأجبت. (البحار ج 75/448)
و فرمود: «عاجزترین مردم کسی است که بدون عذر دعوت برادر خود را نپذیرد.»
(1)و فرمود: کسی که روزه مستحبی گرفته باشد و داخل منزل برادر خود شود و دعوت او را اجابت نماید و افطار کند پاداش روزه و پاداش ادخال السرور براو خواهد داشت.
(2)امام صادق علیهالسلام فرمود: افطار تو در منزل برادر مؤمن خود بهتر از هفتاد و یا نود روزه است که تو روزه بگیری.
البحار... قال رسول الله صلی الله علیه و آله : إذا دعی أحدکم إلی طعام فلایستتبعنّ ولده، فإنّه إن فعل ذلک کان حراما و دخل غاصبا. (المصدر ص 445)
از وصایای رسول خدا صلی الله علیه و آله به امیرالمؤمنین علیهالسلام این است که فرمود: «هشت1) (5)البحار... قال صلی الله علیه و آله : من أعجز العجزة رجل دعاه أخوه إلی طعام فترکه [من غیرعلّة]. البحار... عن العلل عن بعضهم علیهمالسلام قال: من دخل علی أخیه و هو صائم تطوعّا فأفطر کان له أجران: أجر لنیّة صیامه و أجر لإدخال السرور علیه. (البحار ج 97/125)
2) (1)البحار... قال أبوعبداللّه علیهالسلام : لأفطارک فی منزل أخیک المسلم أفضل من صیامک سبعین ضعفا أو تسعین ضعفا. (المصدر)
3) (2)15- من لم یدع إلی مائدة البحار... فی وصایا النبی صلی الله علیه و آله لعلیّ علیهالسلام : یا علیّ ثمانیة إن أهینوا فلا یلوموا إلاّ أنفسهم: الذاهب الی مائدةٍ لم یدع الیها... (البحار ج 75/444)
گروه از مردم هستند که اگر مورد اهانت واقع شدند باید خود را ملامت کنند: 1- کسی که بر سر سفرهای که دعوت به آن نشده است حاضر شود...»
(1)امام صادق علیهالسلام فرمود: «رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرماید: «اگر یکی از شما را به میهمانی دعوت کردند نباید فرزند خود را همراه ببرد و اگر چنین کند کار حرامی انجام داده و غاصب خواهد بود؛ جز آن که طبق فرموده قرآن از خانه پدر و یا مادر و یا برادر و یا خواهر و یا عمو و یا عمّه و یا دایی و یا خاله ویا دوست و یا خانه کسی که وکیل او محسوب میشود و کلید خانه خود را به او سپرده است غذایی بخورد که نیاز به اجازه و دعوت ندارد و حلال است.»
(2)خداوند در قرآن میفرماید: «ای اهل ایمان! بدون اجازه وارد خانههای
1) (3)قال اللّه سبحانه: لیس علی الأعمی حرج و لاعلی الأعرج حرج و لاعلی المریض حرج و لاعلی أنفسکم أن تأکلوا من بیوتکم أو بیوت آبائکم أو بیوت أمهاتکم أو بیوت إخوانکم أو بیوت أخواتکم أو بیوت أعمامکم أو بیوت عمّاتکم أو بیوت أخوالکم أو بیوت خالاتکم أو ما ملکتم مفاتحه أو صدیقکم لیس علیکم جناح أن تأکلوا جمیعا أو أشتاتا. (النور آیه 61) البحار... عن أبی عبداللّه علیهالسلام فی قوله: «أو ملکتم مفاتحه» قال: الرجل یکون له وکیل یقوم فی ماله فیأکل بغیر إذنه. (البحار ج 75/446)
2) (1)16- فضل الإطعام و آداب الضیافة قال اللّه سبحانه: یا ایّها الذین آمنوا لاتدخلوا بیوت الّنبیّ الاّ أن یؤذن لکم الی طعام غیرناظرین اناه ولکن إذا دعیتم فإدخلوا فاذا طعمتم فانتشروا و لامستأنسین لحدیث إنّ ذلکم کان یؤذی النبیّ فیستحیی منکم و اللّه لایستحیی من الحقّ. (الاحزاب /53)
پیامبر صلی الله علیه و آله نشوید، جز آن که برای طعامی به شما اجازه داده شود. پس برای آماده شدن غذا شتاب نکنید و انتظار نکشید و چون به شما اجازه داده شد وارد شوید و هنگامی که طعام خود را خوردید پراکنده شوید و مجلس سخن برقرار نکنید که پیامبر صلی الله علیه و آله از آن آزرده میشود و از شما حیا میکند ولی خداوند از بیان حق حیا نمینماید.»
(1)امام هشتم میفرماید: «شخصی از امیرالمؤمنین علیهالسلام دعوت نمود. پس امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود به او: من تو را اجابت میکنم به سه شرط: 1- چیزی از خارج خانه تهیه نکنی؛ 2- آنچه داری از من دریغ نکنی؛ 3- به عیال و خانواده خود سخت نگیری.» (2)امام باقر علیهالسلام فرمود: «هنگامی که وارد خانه برادر خود میشوید هرکجا او میگوید بنشینید؛ چرا که او به اسرار خانه خود آگاهتر است.» (3)
1) (2)البحار... عن الرضا عن آباءه علیهمالسلام قال: دعا رجل أمیرالمؤمنین علیهالسلام فقال له: قد أجبتک علی أن تضمن لی ثلاث خصالٍ قال: و ما هنّ یا أمیرالمؤمنین؟ قال: لاتدخل علیّ شیئا من خارج ولا تدخرّ علیّ شیئا فی البیت و لاتجحف بالعیال قال: ذلک لک فأجابه أمیرالمؤمنین علیهالسلام . (البحار ج 75/451 عن عیون الأخبار ج 1/259)
2) (3)البحار... عن الباقر علیهالسلام قال: إذا دخل أحدکم علی أخیه فی رحله فلیقعد حیث یأمر صاحب الرحل فانّ صاحب الرحل أعرف بعورة بیته من الداخل علیه. (المصدر)
3) (4)البحار... إنّ رسول اللّه صلی الله علیه و آله قال: من حقّ الضیف أن تمشی معه فتخرجه من حریمک إلی الباب. (المصدر) البحار... قال أبوجعفر علیهالسلام : لأن أشبع أخا لی فی اللّه أحبّ إلیّ من أن أشبع عشرة مساکین. (المصدر ص 452)
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «حق میهمان است که او را تا در خانه بدرقه کنید.»
امام باقر علیهالسلام فرمود: «اطعام نمودن یک برادر مخلص در دین نزد من ازاطعام ده فقیر بهتر است.»
(1)رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «از کرامت انسان است که هدیه برادر خود را بپذیرد و به او نیز هدیه بدهد و خود را به زحمت نیندازد.»
(2)رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «هرکس ایمان به خدا و قیامت دارد باید میهمان را گرامی بدارد.» سپس فرمود: «میهمانی سه شبانه روز است و روز چهارم صدقه خواهد بود و سزاوار نیست میهمان صاحب خانه را خسته و ناراحت کند.»
1) (1)البحار... قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : من مکرمة الرجل لأخیه ان یقبل تحفته و أن یتحّفه بما عنده و لایتکلّف له شیئا و قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : لا أحبّ المتکلّفین. (المصدر ص 454)
2) (2)17- فضل إکرام الضیف و آداب الضیافة البحار... قال النبیّ صلی الله علیه و آله : من کان یؤمن باللّه و الیوم الآخر فلیکرم ضیفه، و الضیافة ثلاثة أیّام ولیالیهنّ فما فوق ذلک فهو صدقة و جایزة یوم ولیلة و لاینبغی للضیف إذا نزل بقوم أن یملّهم فیخرجهم او یخرجوه.
3) (3)البحار... عن أمیرالمؤمنین علیهالسلام قال: ما من مؤمن یسمع بهمس الضیف و فرح بذلک إلاّ غفرت له خطایاه و إن کان مطبقة بین السماء و الأرض. (المصدر)
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «هر مؤمنی که از صدای میهمان [و ورود او] خشنود شود گناهان او آمرزیده میشود؛ گرچه از زمین تا آسمان را پر کرده باشد.»
(1)رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «هنگامی که خداوند به مردمی اراده خیر نماید هدیهای برای آنان میفرستد.» گفتند: آن هدیه چیست؟ فرمود: «میهمان است که رزق خود را میآورد و چون میرود گناهان صاحب خانه را نیز میبرد.»
و فرمود: «طعامی که چهار خصلت داشته باشد برکت آن کامل است: 1- از حلال تهیه شده باشد؛ 2- دستهای زیادی بر آن وارد شود؛ 3- با بسم الله شروع شود؛ 4- با الحمدلله تمام گردد.»
(2)امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «هیچ مؤمنی در دنیا میهمان را دوست نمیدارد، جز
1) (4)البحار... قال النبیّ صلی الله علیه و آله : الطعام إذا جمع فیه أربع خصال فقدتّم: إذا کان من حلالٍ، و کثرت الأیدی علیه، و سمیّ فی أدّله،و حمد فی آخره، و قال صلی الله علیه و آله : طوبی لمن طوی و جاع و صبر أولئک الذین یشبعون یوم القیامة. (المصدر ص 461)
2) (1)البحار... عن أمیرالمؤمنین علیهالسلام قال: ما من مؤمن یحبّ الضیف إلاّ و یقوم من قبره و وجهه کالقمر لیلة البدر فینظر أهل الجمع فیقولون: ما هذا إلاّنبیّ مرسل، فیقول ملک: هذا مؤمن یحبّ الضیف و یکرم الضیف و لاسبیل له إلاّ أن یدخل الجنّة و قال النبیّ صلی الله علیه و آله : إذا اراداللّه بقوم خیرا أهدی الیهم هدیّةً قالوا: و ما تلک الهدیّة؟ قال: الضیف ینزل برزقه و یرتحل بذنوب أهل البیت. (المصدر)
آن که چون از قبر خارج میشود صورت او مانند ماه شب چهارده میباشد و اهل محشر میگویند: او جز پیامبر نیست. پس ملکی گوید: او مؤمنی است که میهمان را دوست دارد و گرامی میدارد پس او را مسیری جز بهشت نخواهد بود.»
مؤلف گوید: اگر برای اثبات حقانیت اسلام هیچ دلیلی جز دستورات اخلاقی و عاطفی و... آن نبود همین دستورات اخلاقی و حقوقی و عاطفی برای اثبات حقانیت آن کافی بود.
(1)رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «هنگامی که شخصی وارد شهری میشود میهمان اهل آن شهر است تا از آن شهر خارج گردد و صحیح نیست میهمان بدون اجازه میزبان خود روزه بگیرد، چرا که ممکن است آنان غذایی برای او آماده کنند و فاسد گردد و صاحب خانه نیز نباید بدون اجازه میهمان روزه بگیرد چرا که ممکن است میهمان میل به غذایی داشته باشد و ملاحظه حال میزبان را بکند و خودداری نماید.» (2)و فرمود: «میهمانی سه روز است: روز اول حق و لازم است،و روز دوم و سوم [جایز است]، و بعد از آن صدقه خواهد بود.» سپس فرمود: «نباید کسی
1) (2)البحار... عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله قال: إذا دخل الرجل بلدةً فهو ضیف علی من بها من أهل دینه حتّی یرحل عنهم، و لاینبغی للضیف أن یصوم إلاّ بإذنهم لئلاّ یعملوا له الشیء فیفسد علیهم و لاینبغی لهم أن یصوموا إلاّ بإذن ضیفهم لئلاّ یحتشمهم فیشتهی الطعام فیترکه لمکانهم. (البحارج 75/462)
2) (3)البحار... قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : الضیافة ثلاثة أوّل یوم حقّ و الثانی و الثالث [جایزة[ و ما بعد ذلک فانّها صدقة تصدّق بها علیه ثمّ قال صلی الله علیه و آله : لاینزلنّ أحدکم علی أخیه حتّی یؤثمه قیل: یا رسول اللّه و کیف یؤثمه؟ قال: حتّی لایکون عنده ما ینفق علیه. (المصدر ص 463)
میهمانی خود را ادامه دهد تا برادر خود را به گناه وادارد.» گفته شد: چگونه او را به گناه وامیدارد؟ فرمود: «آن قدر نماند که صاحب خانه چیزی نداشته باشد که او را تأمین نماید.»
مولدف گوید: در این زمان مجالسی که مورد تأیید اسلام و اولیای خدا باشد و از آلودگی و فساد و گناه پاک باشد بسیار کمیاب است. برای روشن شدن این موضوع خوب است شرایط و آداب مجالس را مطابق آیات قرآن و سخنان معصومین علیهمالسلام بیان کنیم تا این حقیقت روشن گردد.
از آیات قرآنی استفاده میشود که مجلسی که در آن یاد خدا نباشد خیری در آن نیست و روز قیامت مایه حسرت اهل آن خواهد بود. خداوند در قرآن میفرماید: «بسیاری از اجتماعات سرّی [و غیر سرّی] شما خیری ندارد، جز آن که اهل آن از صدقه و کمک به فقرا و یا اصلاح بین مردم و یا انجام کارهای خیر و سودمند سخن بگویند. چنین افرادی اگر برای خشنودی خداوند و انجام امور یادشده گردهم جمع شده باشند زود است که ما به آنان پاداش بزرگی را عطا کنیم.»
و یا میفرماید: «آیا نمیدانی که خداوند به آنچه در آسمانها و زمین است آگاه میباشد و هیچ مجلسی نیست که سه نفر در آن جمع شده باشند جز آن که خداوند چهارمین آنان خواهد بود و اگر چهار نفر در آن جمع شده باشند خداوند پنجمین آنان است و اگر پنج نفر جمع شده باشند او شمشین آنان میباشد و اگر کمتر و یا بیشترجمع شده باشند خداوند با آنان خواهد بود و در قیامت آنان را به اعمال خویش آگاه خواهد نمود؟ همانا خداوند به همه چیز دانا میباشد.»
و در روایات آمده است: کسی که وارد مجلسی میشود باید براهل آن تحیت
و سلام بفرستد و در جای مناسب خود بنشیند و به پایین آن مجلس راضی باشد؛ اهل آن مجلس نیز باید تحیت و سلام او را پاسخ بدهند و برای او جا باز کنند. خداوند به این مسأله اخلاقی توجه نموده و به مؤمنان میفرماید: ای کسانی که ایمان آوردهاید، هنگامی که به شما گفته میشود: [برای واردین] جا باز کنید شما باید برای آنان جا باز کنید تا خداوند به شما گشایش دهد و چون گفته میشود: از جای خود حرکت کنید و به خانههای خویش بروید [و یا برای نماز و یا جهاد آماده شوید] به
آن توّجه کنید و مجلس را ترک نمایید. خداوند اهل ایمان و دانش را درجات بیشتری عطا خواهد نمود و او به اعمال شما آگاه است.» مولف گوید: آداب مجالس فراوان است به جهت اختصار به اهمّ آنها اشاره میشود.
و قال سبحانه: ألمتر أنّ اللّه یعلم ما فی السماوات و ما فی الأرض ما یکون من نجوی ثلثة إلاّ هو رابعهم و لاخمسةٍ إلاّ هو سادسهم ولا أدنی من ذلک و لا أکثر إلاّ هو معهم أینما کانوا ثمّ ینبّئهم بما عملوا یوم القیامة إنّ اللّه بکلّ شیء علیم.
و قال سبحانه: یا أیّها الذین آمنوا إذا قیل لکم تفسّحوا فی المجالس فافسحوا یفسح اللّه لکم و اذا قیل انشزوا فانشزوا یرفع اللّه الذین آمنوا منکم والذین اُوتوا العلم درجات و اللّه بما تعملون خبیر. (مجادله /7)
1- مجلسی که برای عده خاصی تشکیل شده است، کسی که به آن مجلس دعوت نشده حرام است وارد آن مجلس شود و اگر مورد اعتراض واقع شود باید خود را ملامت کند.(2)2- در مورد انتخاب مجالس حضرت لقمان به فرزند خود فرمود: «مجالس
1) (1)18- آداب المجالس قال اللّه سبحانه: لاخیر فی کثیر من نجویهم إلاّ من أمر بصدقةٍ أو معروف أو اصلاح بین الناس و من یفعل ذلک إبتغاء مرضات اللّه فسوف نؤتیه أجرا عظیما. (النساء /114)
2) (2)البحار... قال لقمان لإبنه: یا بنیّ اخترالمجالس علی عینک فإن رأیت قوما یذکرون اللّه عزّوجلّ فاجلس معهم فانّک إن تک عالما ینفعک علمک و یزیدونک علما و إن کنت جاهلاً علموک و لعلّ اللّه ان یظلّهم برحمة فتعمّک معهم و إذا رأیت قوما لایذکرون اللّه فلا تجلس معهم فإنّک إن تک عالما لاینفعک علمک و إن تک جاهلاً یزیدونک جهلاً و لعلّ اللّه أن یظّلهم بعقوبةٍ فتعمّک معهم. (البحار ج 75/466)
را به دقت بنگر. پس اگر دیدی اهل آن به یاد خدا هستند با آنان بنشین؛ چرا که اگر تو عالم باشی علم تو در آن مجلس سودمند خواهد بود و به آن افزوده خواهد شد و اگر جاهل و نادان باشی آنان تو را از علم خود بهرهمند خواهند نمود و شاید خداوند رحمتی بر آنان فرو فرستد و تو نیز از آن بهرهمند گردی. و اگر دیدی اهل آن مجلس مردمی جاهل و نادانند با آنان همنشین مشو، که اگر عالم باشی علم و دانش تو برای تو سودی نخواهد داشت و اگر جاهل باشی آنان بر جهل تو خواهند افزود.
و شاید خداوند نکبت و عقوبتی بر آنها فرو فرستد و تو نیز مشمول آن عقوبت شوی.»
(1)3- رسول خدا صلی الله علیه و آله به امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «چند گروه از مردم اگر اهانت
1) (1)البحار... أوصی النبیّ صلی الله علیه و آله علیّا علیهالسلام فقال: یا علیّ ثمانیة إن أهینوا فلا یلوموا إلاّ انفسهم: الذاهب الی مائدةٍ لم یدع إلیها، و المتأمرّ علی ربّ البیت، و طالب الخیر من أعدائه، و طالب الفضل من اللئام، و الداخل بین إثنین فی سرّ لمیدخلاه فیه، و المستخفّ بالسلطان، و الجالس فی مجلس لیس له بأهل، و المقبل بالحدیث علی من لا یسمع منه. (البحار ج 75/464)
شدند جز خویش را نباید ملامت کنند: 1- کسی که بدون دعوت داخل مجلسی شود...»
(1)4- در مورد آداب ورود و نشستن در مجالس، حضرت عسکری علیهالسلام فرمود: «کسی که وارد مجلسی میشود اگر به پایین آن مجلس راضی باشد، تا در آن مجلس نشسته است خدا و ملائکه بر او درود میفرستند.» و فرمود: «از نشانههای تواضع این است که به هر مسلمانی برخورد میکنی سلام کنی و راضی باشی که در پایین مجلسی که وارد میشوی بنشینی.»
(2)5- رسول خدا صلی الله علیه و آله درمورد قیام و برخاستن مقابل دیگری فرمود: «ای مردم، در زمان حیات و پس از مرگ من به اهل بیت من اکرام و تعظیم کنید و آنان را بر دیگران مقدم دارید.» سپس فرمود: «کسی از محل نشستن خود در مقابل احدی برنخیزد جز در مقابل اهل بیت من.» (3)6- امیرالمؤمنین علیهالسلام در مورد بوسیدن صورت مؤمن فرمود: «چون جعفربن
1) (2)البحار... قال العسکری علیهالسلام : من رضی بدون الشرف من المجلس لم یزل اللّه و ملائکته یصلّون علیه حتّی یقوم و قال علیهالسلام : من التواضع: السلام علی کلّ من تمرّبه، و الجلوس دون شرف المجلس. (المصدر ص 466)
2) (3)البحار... قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : أیّها الناس عظّموا أهل بیتی فی حیاتی و من بعدی وأکرموهم و فضّلوهم، فانّه لایحلّ لأحد أن یقوم من مجلسه لأحدٍ إلاّ لأهل بیتی. (البحار ج 75/467)
3) (4)البحار... قال علی علیهالسلام : قدم جعفربن أبیطالب علیهالسلام فتلقّاه رسول اللّه صلی الله علیه و آله و قبّل بین عینیه. (المصدر)
ابیطالب علیهالسلام از حبشه بازگشت رسول خدا صلی الله علیه و آله او را ملاقات نمود و بین دو چشم او را بوسید.»
(1)7- در مورد رعایت امانت در مجالس، رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «در مجالس باید امانت داری شود و صحیح نیست کسی خود را بر دیگری تفضیل دهد و یا عیب برادر مؤمن خود را بگوید.»
(2)8- در مورد لغزشهای اهل مجلس و کفاره آنها رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: [در پایان مجلس [بگو: «سبحانک اللهمّ و بحمدک لاإله إلاّ انت ربّ تب علیّ و اغفرلی.»
(3)9- در مورد رعایت حق جالسین فرمود: «نباید کسی را از جای خود بلند کنید و دیگری به جای او بنشیند.» و فرمود: «در مجالس به دیگران جای دهید.» و فرمود: «کسی حق ندارد بدون اجازه بین دو نفر بنشیند.» امام باقر علیهالسلام فرمود: «مجلسی که در آن یاد خدا و یاد ما نشود در قیامت موجب حسرت خواهد بود؛ چرا که یاد ما یاد خدا میباشد و یاد دشمنان ما یاد شیطان
1) (5)البحار... قال رسولاللّه صلی الله علیه و آله : المجالس بالأمانة و لا یحلّ لمؤمن أن یوثر عن مؤمن اوقال: عن أخیه المؤمن فبیحا. (المصدر)
2) (1)البحار... وقال صلی الله علیه و آله : إنّ کفارة المجلس: سبحانک ألّلهم و بحمدک لا إله إلاّ انت ربّ تب علیّ و اغفرلی. (المصدر) البحار... نهی النبی صلی الله علیه و آله عن أن یقام الرجل عن مجلسه و یجلس فیه آخر ولکن تفسّحوا و توسّعوا. و نهی صلی الله علیه و آله أن یجلس الرجل بین الرجلین إلاّ بإذنها. (المصدر ص 468)
3) (2)البحار... قال الصادق صلی الله علیه و آله : ما إجتمع قوم فی مجلس لم یذکروا اللّه و لم یذکرونا إلاّ کان ذلک المجلس حسرةً علیهم یوم القیامة. ثمّ قال الباقر علیهالسلام : إنّ ذکرنا من ذکراللّه و ذکرعدوّنا من ذکر الشیطان.(المصدر)
خواهد بود.»
و فرمود: «هرکس میخواهد حق مجلس را ادا نموده باشد باید هنگام برخاستن از آن مجلس بگوید: «سبحان ربّک ربِّ العزّة عمّا یصفون و سلام علی المرسلین و الحمدلله ربّ العالمین.»
و هواعلم فیقولون: یا ربّنا إنّا حضرنا مجلسا من مجالس الذکر فرأینا أقواما یسبّحونک و یمجّدونک و یقدّسونک و یخافون نارک فیقول اللّه سبحانه: یا ملائکتی أزووها عنهم و أشهدکم أنّی قد غفرت لهم و آمنتهم ممّا یخافون فیقولون: ربّنا إنّ فیهم فلانا و إنّه لم یذکرک فیقول اللّه تعالی: قد غفرت له بمجالسته لهم، فانّ الذاکرین من لایشقی بهم جلیسهم. (البحار ج 75/468)
10- رسول خدا صلی الله علیه و آله در باره مجالس ذکر خدا و ذکر فضایل و مصایب اولیایاو فرمود: «همانا ملائکه چون به مجالس ذکر برخورد میکنند بالای سر اهل آن میایستند و همراه گریه آنان گریه میکنند ودعای آنان را آمین میگویند و چون به آسمان بالا میروند خداوند که داناتر به حال آنهاست به آنان میگوید: ای ملائکه من، کجا بودید؟ آنان میگویند: پروردگارا، ما در مجلسی از مجالس ذکر شرکت نمودیم و عدهای را دیدیم که تسبیح و تمجید و تقدیس تو را میکردند و از عذاب تو در هراس بودند. پس خداوند میفرماید:
1) (3)و قال علیهالسلام : من أراد ان یکتال بالمکیال الأوفی فلیقل إذا اراد القیام من مجلسه: «سبحان ربّک ربّ العزّة عمّا یصفون و سلام علی المرسلین و الحمد للّه ربّ العالمین.» البحار... قال النبیّ صلی الله علیه و آله : إنّ الملائکة یمرّون علی حلق الذکر فیقومون علی رؤوسهم و یبکون لبکائهم و یؤّمنون علی دعائهم فإذا صعدوا إلی السماء یقول اللّه تعالی: یا ملائکتی أین کنتم؟
ای ملائکه، آگاه باشید که من عذاب خود را از همه آنان برداشتم و شما را گواه میگیرم که آنان را بخشیدم و از عذاب خود در امان قرار دادم. پس ملائکه میگویند: بین آنان فلان گناهکار نیز بود که تو را یاد نکرد [و توبه ننمود و ذکر تو را نگفت]. خطاب میشود: من او را نیز به جهت مجالست با بندگانم بخشیدم؛ چرا که ذاکرین من کسانی هستند که هرکس بین آنان باشد نجات خواهد یافت.»
(1)11- امیرالمؤمنین علیهالسلام در باره چگونگی نشستن در مجلس و در کنار سفره غذا فرمود: «هنگامی که یکی از شما بر سر سفره غذا مینشیند باید همانند غلامی که در مقابل مولای خود مینشیند بنشیند و هرگز بر سر سفره غذا یکی از پاهای خود را بر روی دیگری قرار ندهد و چهار زانو ننشیند که مورد خشم خداوند میباشد.» (2)12- رسول خدا صلی الله علیه و آله نیر در باره چگونگی نشستن در مجلس میفرماید: «هر چیزی را شرافتی است و شریفترین مجالس مجلسی است که اهل آن رو به قبله بنشینند.» (3)13- در باره مجلسی که وسیله نجات و هدایت انسان شود و کسی از آن
1) (1)البحار... قال أمیرالمؤمنین علیهالسلام : إذا جلس أحدکم علی الطعام فلیجلس جلسة العبد، و لایضعنّ أحدکم إحدی رجلیه علی الأخری ویربّع فإنّها جلسة یبغضها اللّه و یمقت صاحبها. (البحار ج 75/469)
2) (2)البحار... قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : إنّ لکلّ شیءٍ شرفا و إنّ أشرف المجالس ما استقبل به القبلة. (المصدر)
3) (3)الکافی... قال عبادبن کثیر: قلت لابیعبد اللّه علیهالسلام : إنّی مررت بقاصّ یقصّ و هو یقول: هذا، المجلس [الذی] لایشقی به جلیس. قال: فقال أبوعبداللّه علیهالسلام هیهات هیهات أخطأت أستاهم الحفرة، إنّ للّه ملائکة سیّاحین، سوی الکرام الکاتبین، فإذا مروّا بقومٍ یذکرون محمّدا و آل محمّد قالوا: قفوا فقد أصبتم حاجتکم فیجلسون، فیتفقّهون معهم فإذا قاموا عادوا مرضاهم و شهدوا جنائزهم و تعاهدوا غائبهم فذلک المجلس الذی لایشقی به جلیس.
آسیبی نبیند روایت شده که عبادبن کثیر گوید: به امامصادق علیهالسلام گفتم: من یک نفر قصّه پرداز (دروغ پرداز) را دیدم که میگفت: جلسه من جلسهای استکه هر کس در آن بنشیند خسارت نمیکند و گمراه نمیشود. امام صادق علیهالسلام فرمود: «هیهات، هیهات تو اشتباه کردی و او نیز به غلط سخن گفته است.
همانا خداوند ملائکهای را غیر از کرام کاتبین خلق نموده که روی زمین حرکت میکنند و چون به مجلسی برخورد میکنند که اهل آن، فضایل و مصایب محمد و آل محمد علیهمالسلام را بیان میکنند به یکدیگر میگویند: توقّف کنید که به حاجت خود رسیدید. پس در آن مجلس مینشینند و به سخنان گوینده آن مجلس گوش فرا میدهند و هنگامی که اهل آن مجلس متفرّق میشوند آنان به عیادت بیماران آنان میروند و مردههای آنان راتشییع میکنند و از احوال غایبین آنان تفقد مینمایند.»
سپس فرمود: «این است مجلسی که هرکس در آن شرکت کند گمراه نمیشود [و هدایت مییابد].»
(1)14- امام صادق علیهالسلام در باره دیدار دوستان، به شیعیان خود فرمود: «به زیارت یکدیگر بروید که موجب زنده شدن دلهای شما و ذکر احادیث ما خواهد بود و احادیث ما شما را با یکدیگر مهربان مینماید.»
1) (1)الکافی... قال الصادق علیهالسلام : تزاوروا فإنّ فی زیارتکم إحیاء لقلوبکم و ذکرا لأحادیثنا و أحادیثنا تعطف بعضکم علی بعضٍ فإن اُخذتم بها رشدتم و نجوتم و إن ترکتموها ظللتم و هلکتم فخذوا بها و أنا بنجاتکم زعیم. (المصدر ص 186)
سپس فرمود: «اگر شما به احادیث و سخنان ما توجه کنید رشد پیدا میکنید و نجات خواهید یافت و اگر به سخنان ما توجه نکنید گمراه و هلاک میشوید. پس احادیث ما را بگیرید و عمل کنید که در آن صورت من ضمانت نجات شما را به عهده میگیرم.»
مؤلف گوید: با توجه به مطالب یاد شده و وضع بیشتر مجالس این زمان،
روشن است که میان ماه من تا ماه گردون هزاران فرسنگ فاصله است.
امیدواریم که با توجه به فرمودههای خدا و اولیای او حال ما تغییر پیدا کند و از تاریکیهای جهالت و غفلت نجات یابیم و خود را به انوار مقدسه حضرات معصومین علیهمالسلام نزدیک کنیم.
(1)کسی که اراده سفر دارد مستحب است به اموری توجه نماید:
1- برادران خود را مطلع سازد؛
2- در روز شنبه و یا پنج شنبه و یا سه شنبه مسافرت کند و از مسافرت در روزهای جمعه و دوشنبه و چهارشنبه پرهیز نماید، جز آن که صدقه بدهد و در هر روزی میخواهد به مسافرت برود و در روزی که قمر در عقرب باشد نیز مسافرت و ازدواج و زناشویی ننماید که خیری در آن نیست.
(2)3
1) (1)19- آداب السفر المستند: إنّ رسول اللّه صلی الله علیه و آله کان یسافریوم الخمیس و یقول: یوم الخمیس یحبّه اللّه و رسوله و ملائکته، و فی روایة حفص: من تعذّرت علیه الحوائج فلیلتمس طلبها یوم الثلثاء فانّه الیوم الذی ألان اللّه فیه الحدید لداود علیهالسلام .
2) (2)و فی روایة الخثعمی: لاتخرج یوم الجمعة فی حاجة و لا فی یوم الإثنین ففی صحیحة الخزّار: وأیّ یوم أعظم شؤما من یوم الأثنین فقدنا فیه نبیّنا صلی الله علیه و آله و ارتفع الوحی عنّا لا تخرجوا و اخرجوا یوم الثلثاء. و فی روایة محمّدبن حمران: من سافر و تزوّج و القمر فی العقرب لم یرالحسنی. (المستند ج 13/344 المحاسن /347)
4- تنها مسافرت نکند و هنگامی که پیاده میشود دو رکعت نماز بخواند و از غذایی که میخورد صدقه بدهد و در حال حرکت قرآن و در حال عمل تسبیح و در حال فراغت دعا بخواند.
5- اول شب حرکت نکند. (المصدر ص 348)
مؤلف گوید: در پایان کتاب برای جلوگیری از برنامههای غیرمشروع و حرام اشعاری را ذکر نمودیم که مجالس عقد و عروسی را شاد و شوندگان آن مجالس را از گناه دور نگهدارد.
مبارک است!
این جشن پر عواطف و شیوا مبارک است وین فیض کردگار تعالا مبارک است
این ازدواج سُنّتِ دین محمّد است قانون شرع چون شده اجرا مبارک است
این ازدواج مایه خیر و سعادت است بر مردم هنرور و دانا مبارک است
از ازدواج کثرت نسل بشر بود این امر خیر هست به هر جا مبارک است
از ازدواج مجلس شادی به پا شود اکنون که جشن خوش شده برپا مبارک است
امشب شب وصال دو زیبا جوان بود این اتّصال همسرو همتا مبارک است
وصلت نمودهاند دو فامیل ارجمند در پرتو ولایت مولا مبارک است
جشن شکوهمند دو دسته گل عزیز بر دوستان و جمله اَحبّا مبارک است
پیوند مهر و ماه متین را خجسته باد همبستگی عصمت و تقوا مبارک است
از دوستان تشکر و تقدیر میشود ابراز مهرتان همه بر ما مبارک است
از بهر شادمانی داماد کف زنید جشنی پر افتخار سراپا مبارک است
بهر عروس یک کف محکمتری زنید بر او لباس اطلس و دیبا مبارک است
هرچند به دستههای گل این بزم روشن است داماد گل است که گلها مبارک است
داماد را ببین و بزن بوسه بر رخش بر گوکه جشنت ای گل رعنا مبارک است
تبریک گو که این جشن پرسرور بر این دو خانواده والا مبارک است
داماد بر صفای عزیزان به پای خیز گویند چون به منطق گویا مبارک است
ای مایه امید که داماد گشتهای دامادیت به مادر و بابا مبارک است
از بهر یاد بود بگیر عکس ای فُتو بیننده گویدت به تماشا مبارک است
بر کوچک و بزرگ درود و سلام ما این بزم بهر خانم و آقا مبارک است
شیرین کنید جمله ز شیرینی کام خویش این میوههاست خوب و گوارا مبارک است
گارسون بیار بستنی پسته دار را برگیر بهر دوستان که طهور و مبارک است
تا شام میهمانان آماده میشود خارج کسی نگردد از اینجا مبارک است
جوجه کباب با چلو برگ حاضر است سالاد هست و پپسی و کوکا مبارک است
انعام حاج قاری باشد سفارشی این جایزه ز اهل تولاّ مبارک است
نقدی کنید پاکت خواننده را زلطف در پای چِک اگر شده امضا مبارک است
زن بگیر!
جشن اگر خواهی بگیری مجلس دینی بگیر دعوت از اسلامیان از پاک آیینی بگیر
ای که تا این لحظه تنهایی برو کن ازدواج این سخن در گوش همچون دُرّ تزیینی بگیر
تاکه انسان زن ندارد هر طرف ویلان بود زن پی سرگرمی و هم رفع غمگینی بگیر
هر جوان بالغ شود باید نماید ازدواج ای مُجرد زن پی اعزاز و سنگینی بگیر
هر چه من گویم عزیزم خیرخواهی میکنم جان من مرد عمل شو راه خوش بینی بگیر
زن بگیر و زود کن جشن عروسی برقرار تا که شیرین کاِم ما گردد تو شیرینی بگیر
رهنمود من برادر رهگشای راه تست سعی کن چون باغبان یک زن به گلچینی بگیر
چار زن عقدی مُجازی ای رفیق با وفا صیغهای خواهی مترس از کس برو چینی بگیر
دخت طهرانی و شیرازی بود یک سیستم خرجشان باشد فزون بر خود چو میبینی بگیر
مشهدی و سبزواری چون قمی کاشانی است گر نمیخواهی برو رشتی و قزوینی بگیر
اصفهانی و اراکی هر دو دانا و نجیب گر نشد قسمت برو یزدی و نایینی بگیر
دخت کارآمد اگر خواهی برو در شهر ری میوه میخواهی اگر دخت ورامینی بگیر
بندرعباسی و اهوازی است دلخواه عموم بهر رفع گرمیش رو چای دارچینی بگیر
گر که ییلاقی دلت خواهد برو سوی کرج یا شمیرانی که باشد شیک و سیمینی بگیر
دخت تبریزی برایت آورد ماست و پنیر گر انار خوب میخواهی برو فینی بگیر
گر عرب خواهی برو بغداد و مصر و سوریه خارجی خواهی اگر ژاپونی و چینی بگیر
همتی کن ای برادر جشن را کن برقرار مرغ رسمی گر نباشد مرغ ماشینی بگیر
گر که میز و صندلی هم نیست چندان غم مخور ظرف استیل ار نمیباشد ملامینی بگیر
ای دلاور هر چه بتوانی برو تولید کن روی دست خویشتن هرساله یک نینی بگیر
شیر و کاکائو بیاور از برای دوستان بستنی لیوانی و چایی تو در سینی بگیر
حاج قاری تا که انعامت نگیری رد مشو پول نقدی گر نشد چکهای تضمینی بگیر
در این مجلس صفا بسیار باشد
در این مجلس صفا بسیار باشد مگر این مطلع الانوار باشد
چراغان مجلس بزم سروری است مزیّن خوش در و دیوار باشد
بود از اُمت پاک محمّد به رفعت سرور ابرار باشد
بود اسلامی این جشن عروسی که جای خواندن اشعار باشد
صفایی کاندر این بزم نشاط است کجا در گلشن و گلزار باشد
بگو تبریک خوش بر آقا داماد که خندان چون گل بیخار باشد
چه دامادی که میباشد مبارز مُحّب عترت اطهار باشد
عروس خانم دختی با فضیلت بر او از جان و از دل یارباشد
عجب افراد با شخصیت و پاک نظر بنما در این تالار باشد
کف محکم زنید ای آشنایان که مجلس خالی از اغیار باشد
زجا برخیز یک دم آقا داماد که اکنون موقع دیدار باشد
نما از جمله اظهار تشکر که آن تقدیر از حُضار باشد
تمنا میشود از اهل مجلس کف محکم زدن تکرار باشد
در اینجا دوستان آل عصمت ز عرفان قلبشان سرشار باشد
همه روشن ضمیر و پاکدامان خوش آن کو مؤمن و دیندار باشد
بریزید نقل وسِکّه بهر داماد که گویی ریزش رگبار باشد
پذیرایی شود از میهمانان خوش آن مهمان که برخوردار باشد
یکی چایی نماید نوش جانش یکی را بر لبش سیگار باشد
خیار و پرتقال و سیب و انگور روا نبود کسی بی کار باشد
ز شیرینی دمادم نوش جان کن که تا کام تو شکّربار باشد
چلو مرغ است شام اهل مجلس به خوردن هرکسی ناچار باشد
کباب کوبیده بهتر هضم گردد خدا ناکرده گر بیمار باشد
کف محکم زدن سهل است و آسان شما را از چه رو دشوار باشد
خدایا هر کسی آهسته کف زد به پشت در بماند زار باشد
شب دامادیش باران بیاید خجل از دلبر طرّار باشد
هر آن شخصی که گوید زن نخواهم کجا او واقف از اسرار باشد
در اینجا هرکسی خورده نمک را زند کف چون که بالاجبار باشد
فکاهیها که گوید حاج قاری کجا در طبله عطّار باشد
کنون انعام ما حاضر نمایید به شرط آن که صد دینار باشد
بود دینار دینار عراقی بسی صرّاف در بازار باشد
آدرس جهت انتخاب همسر!
جوان کن از جوانی قدردانی که از هر چیز بهتر شد جوانی
شنو پند مرا از جان و از دل که عمر خویش را خوش بگذرانی
مُجرد تا به کی تزویج بنما به شادی در جهان کن زندگانی
به هنگام توانایی تو زن گیر که باشد مونست در ناتوانی
النکاح سنتی قول رسول است چنین گفت آن خدیو آسمانی
چونصف دین تو در ازدواج است برو کن ازدواج ارنکته دانی
زنی با عفت و تقوا طلب کن اگر خواهی نمایی کامرانی
هر آن دختر که محجوب و عفیف است نصیب همسرش شد شادمانی
تو تا آگه شوی گردم مُعَرِف بگیر این آدرسها با نشانی
زهر شهری پسند خاطرت شد همی شو خواستگار او به آنی
شما گر دخت تهرانی بگیری بری لذّت گه شیرین زبانی
اگر که مؤمن و دیندار خواهی قمی بستان و یا گلپایگانی
اگر خواهی زرنگ و کارآمد تو رشتی گیر یا مازندرانی
اگر خواهی گلاب و عطر قمصر ز کاشان بگیر ای یارجانی
اگر که سبزه و زیبادلت خواست بگیر اهوازی یا که آبادانی
اگر خواهی که اهل حال باشد بگیر شیرازی یا که کازرانی
اگر که زیرک و هوشیار خواهی بگیر از دختران اصفهانی
ز قزوینی به عالم سادهتر نیست ولی داناست دخت همدانی
ز گرگانی و سمنانی چه گویم که خون گرمند همچون دامغانی
خراسانی اگر شد قسمت تو از او پیوسته بینی مهربانی
ز کرمانی ندیدم با وفاتر از او شد با صفاتر شیروانی
زنان شاهرود و سبزواری ز خوبی بهر آنها نیست ثانی
اگر که چایی کلکته خواهی بکن در بندرعباس کشتی رانی
زن کرمانشهی بی باک باشد ولی یزدی است خون سرد و امانی
ز شهر ری و یا شهر ورامین بگیر گر سبزی خواهی رایگانی
اگر خواهی سخن تُرکی بگوید بگیر ای دوست، آذربایجانی
گلین چوخ یا خچیدی شهر مراغه ارومیّه بگو داد از گرانی
اگر ارزان و بی غصه دلت خواست برو هی صیغه کن اما نهانی
ترا زین آدرس هایی که گفتم همی باید کنی سیر جهانی
به بزم جشن و شادی محبان کند آقای قاری دُرفشانی
بود انعام ما ای آقا داماد اگر نقدی بود ملیون تومانی
عجب جشنی!
عجب جشنی هم اکنون برقرار است که یکسر لطف و فضل کردگار است
مبارک بزم جشن و شادمانی است سراپا مهر و عشق و افتخاراست
چه جشنی جشن عقد و ازدواج است که دستور رسول نامدار است
بود چون سنت دین محمد ملائک را در این محفل گذار است
کنون اجرا شده قانون اسلام چه قانونی که تا روز شماراست
بود در پرتو قرآن و عترت به حُضار گرامی بخت یار است
به داماد و عروس تبریک گوییم کز این تزویج هریک کامکار است
بجا باشد اگر محکم زنی کف که این مرسوم هر شهر و دیار است
چه دامادی که باشد شاخه گل زجان دین خدا را پاسدار است
عروسش دختری با دین و ایمان که از تقوا و عفت با وقار است
بود داماد دانشجوی قرآن هر آن کس مرد حق شد رستگار است
عروسش پیرو زهرای اطهر چنین دوشیزهیی نیکو شعار است
بود گلها در اینجا دسته دسته که داماد نوجوانی گل عذار است
بزن کف از برای ساق دوشان که او را در یمین است و یساراست
به باب ارجمند تازه داماد مبارک گو که شخصی نامدار است
به باب نوعروس تبریک گوییم کز این دختر قرین افتخار است
تشکر میکنم از میهمانان که دل این دوستان را دوستدار است
نظر بنما تو براعیان و اشراف در اینجا شادمان خرد و کبار است
یکا یک محو روی ماه داماد که نور دین ز رویش آشکار است
در اینجا فیلمبرداران استاد گرفته عکس بهر یادگار است
عجب بزمی متین و دلپذیر است که خود بی سابقه در روزگار است
ز شیرینی است کام جمله شیرین که شیرینی اعلا خوشگوار است
بخور از بستنی فرد و ممتاز که خود یادآور فصل بهار است
تناول کن ز سیب نغز مطبوع که ویتامین در او ای سور خوار است
دگر از پرتقالش میل فرمای چرا کاین پرتقال از شهسوار است
مشو غافل ز نارنگی و انگور تر و تازه نظر بنما خیار است
هر آنچه میل داری نوش جان کن تو را نعمت کنون در اختیارکن
ز چایی باز تجدید قوا کن که دشمن از تو در حال فرار است
دمی بیکار منشین ای برادر بخور از میوه زیرا آبدار است
بباید میل فرمایی غذا را در این سالن که شام است و نهار است
کف محکم بزن خواهی نگویند که بی حال است گویا روزه دار است
اگر اینجا کف محکم نکوبی بگویندت جوانی بی بُخار است
به بزم مذهبی بین حاج قاری بود مداح و خوش خدمتگذار است
ز داماد عزیز انعام خواهد سعادت بهر او امیدوار است
مبادا کمتر از میلیون بیاری ولی تخفیف او یکصد هزاراست
راهنمایی داماد
نکتهای شیوا ز من ای مرد دانشور بگیر گوش جان بگشا و پندی بهتر از گوهربگیر
مطلبی حساس باشد ای جوان در ازدواج پرسشی بنما و پاسخ را از این چاکربگیر
دو حرامی را در اول میکند با هم حلال بهر کسب اطلاع آیین پیغمبر بگیر
نسل و پیوند بشر سرچشمه گیرد زین عمل حاصل ار خواهی به دنیا نخل بارآور بگیر
ازدواج است ای جوان قانونی از احکام دین گر تویی مرد عمل روبهر خود همسربگیر
دختری با عفت و عصمت اگر پیدا شود رو به عقد خود درآور کام از آن دلبربگیر
دختر اقوام اگر باشد ترا اولیتر است گر ندادندت ز همسایه برو دختر بگیر
دخت همسایه نباشد گر پسند خاطرت با کمال همت از یک کوچه دیگر بگیر
آن که را خواهی اگر در شهر هم پیدا نشد دخت دهقان یا کشاورز ای بلند اختر بگیر
گر که میخواهی کند کار از برایت روز وشب یا زمشهد یا زبجنورد یا که از کاشمر بگیر
گر که میخواهی بود خوش مشرب و مهمان نواز یا زقلهک یا زشمران یا که از چیذر بگیر
ثروتت محفوظ دارد دخت پاک اصفهان گر که خواهی مالت افزون گردد از رامسر بگیر
دخت تهرانی بدان جیب تو را خالی کند گنج قارون گر که داری رو بِزیرِ سر بگیر
دختر مازندرانی بهر تو آرد برنج ماهی ارخواهی برو از رشت یا رودسر بگیر
دخت شیرازی تو را پیوسته دارد شادمان میل داری میل سرکار است رو زودتر بگیر
انقلابی گر که میخواهی بگیر از شهر قم گر دلاور خواهی از دزفول یا شوشتر بگیر
دخت قزوین و اراکی با تو سازش میکند نامزد کن از برایش زود انگشتر بگیر
بزله گو خواهی اگر رو سوی شهرهمدان گرچه دانایی زنی از خویش داناتر بگیر
دختر کُردی اگر خواهی به کرمانشاه رو لیک بهر حفظ دین او برو معجر بگیر
گر تواضع پیشه میخواهی برو گلپایگان دختر خون گرم اگر خواهی زخرمشهر بگیر
گر که خواهی جوزقند و میوه و عطر وگلاب رو به کاشان دختری از قریه قمصربگیر
لهجه ترکی اگر خواهی سوی تبریز رو هان تِزُل قارداش ز آذربایجان قیزلر بگیر
دخت آبادان سخن گوید به آهنگ عرب مَرحبا یَرحَب بِکُم آن دخت با مشعر بگیر
جنس قاچاق ار که خواهی وارد از خارج کند روی کن سوی جنوب و دختر از بندر بگیر
آن چه دانستم بگفتم سر به سر بهر شما این زمان تصمیم خود را ای همایونفر بگیر
مجلس جشن عروسی را برو تشکیل ده دعوت از یاران خود از کهتر و مهتر بگیر
سیب و موز و پرتقال و شیرینی آماده کن موز لبنان گر نباشد رو خیار چنبربگیر
حاج قاری بر کلام خویشتنن ده خاتمه لیک انعامت ز داماد ادب پرور بگیر
چون که این داماد میباشد یکی از دوستان صحبت از میلیون مکن از دوستان کمتر بگیر
توصیه به جَوونای بی زن «به لهجه اصفهانی»
جوون برو زن بی گیر یه وصله تن بی گیر
سنت دیند اینس اگر دلد حق بینس
حافظ دین و ایمون زنس براد عزیز جون
داشتن زن عالیس جاش پیش تو خالیس
اینقدر دل دل نکون بی خودی معطل نکون
با این که چیز گرونس قیمتی زعفرونس
دراومدد مکفی نیست کارد دوروغ بافی نیس
نگو گرفتار میشم جلدی عیالوار میشم
اگر میخوای شادباشی از غصه آزاد باشی
تو اجتماع امروز قوی باشی و پیروز
بوگند تو وم یک کسی با خوب خوبا هم دسی
چشم و دلد را واکون دور و ورد، نیگاکن
ببین که زن عزیزس کاراش همه تمیزس
همیشه کار میکوند قدرشا کس نیمدوند
خونه و بچهداری بود براش شعاری
زندگی بی زن وِلِس بی بَرو بی حاصلس
هر جا که زن نباشد خوشی به تن نباشد
کانون مهر و وفاس ماییه لطف و صفاس
زن مثی شعم میسوزد لباس براد میدوزد
در همه جا یاردس مونس وغمخواردس
با نوق نوقاد میسازد به دشمناد میتازد
هیجا کارش پیدا نیس تو گفتههاش ریانیس
به کاری خونه سفتس بد خواه او خرفتس
پا جای پاد میزارد عزت براد میارد
محبتش زیادس همیشه چش برادس
حول و هوا دا دارد جور و جفا ندارد
او وختی که پیر میشی پیر و زیمینگیر میشی
دس میکوند لابالد کمک میشد به حالد
براد پرستار میشد تو را نیگر دار میشد
به وختی بی دندونی تو را میشد جون جونی
زندگی با زن و ذول باشد تمیز و مقبول
آبروی زندگی زن بود و بندگی
این سخن از «بی ریاس» زن برای مرد دواس
مؤلف گوید: اشعار مربوط به فضایل علی و فاطمه علیهمالسلام در پایان کتاب میزان الحق و اسوة النساء درج شده است، مراجعه شود.
و تمّت کلمة ربّک صدقا و عَدلا
1 - الحجّ و الزیارت، عربی
2 - آداب حج و زیارت حرمین شریفین، فارسی
3 - میزان الحق یا حقیقت مظلوم، فارسی عربی
4 - آیات الفضائل یا فضائل علی علیهالسلام در قرآن، عربی فارسی
5 - دولة المهدی علیهالسلام یا حکومت امام زمانعجل اللّه فرجه الشریف، فارسی عربی
6 - اسوةالنساء، بانوی نمونه عالم، فارسی عربی
7 - امام الشهدا و سالار شهیدان، فارسی عربی
8- انتظار مهدی علیهالسلام و نشانههای ظهور، فارسی عربی
9 - شهید خراسان و پناه شیعیان، فارسی عربی
10- عاشقان کربلا، زیارات عتبات عالیات عراق
11- آیین همسرداری و آداب زندگی در اسلام، فارسی عربی
12- بشارتهای معصومین علیهمالسلام ، فارسی عربی
13 - بشارتهای قرآنی، ، فارسی عربی
14- محرمات اسلام در قرآن و حدیث، فارسی عربی