ghaemiyeh.com
سرشناسه : ایرانی حسین ۱۳۲۵ - ۱۳۸۷.
عنوان و نام پدیدآور : زائر حریم یار نقد ادبی وهابیان/ حسین ایرانی.
مشخصات نشر : قم: مسجد مقدس جمکران ۱۳۸۷.
مشخصات ظاهری : ۵۶ص.
شابک : ۳۵۰۰۰ ریال 978-964-973-136-0 :
یادداشت : کتابنامه: ص. [۵۰] -۵۲؛ همچنین به صورت زیرنویس.
موضوع : اسلام -- دفاعیهها و ردیهها
رده بندی کنگره : BP۲۲۸/۴/الف۹ز۲ ۱۳۸۷
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۴۷۹
شماره کتابشناسی ملی : ۱۲۹۳۴۶۷
زائر حریم یار
«نقد ادبی وهابیان»
تألیف حسین ایرانی
سرشناسه : ایرانی حسین ۱۳۲۵ - ۱۳۸۷.
عنوان و نام پدیدآور : زائر حریم یار نقد ادبی وهابیان/ حسین ایرانی.
مشخصات نشر : قم: مسجد مقدس جمکران ۱۳۸۷.
مشخصات ظاهری : ۵۶ص.
شابک : ۳۵۰۰۰ ریال 978-964-973-136-0 :
یادداشت : کتابنامه: ص. [۵۰] -۵۲؛ همچنین به صورت زیرنویس.
موضوع : اسلام -- دفاعیهها و ردیهها
رده بندی کنگره : BP۲۲۸/۴/الف۹ز۲ ۱۳۸۷
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۴۷۹
شماره کتابشناسی ملی : ۱۲۹۳۴۶۷
تصویر
5.jpg
برترین انبیاء الهی و عترت پاکش (حضرت محمدصلی الله علیه وآله و اهل بیتعلیهم السلام)
و آخرین اوصیایش، موعود منتظر (حضرت مهدی عجل اللَّه تعالی فرجه الشریف)
و بر تمامی شهیدان راهش و مدافعان مکتبش
به ویژه امام خمینیرحمه الله بزرگ فجر آفرین انتظار و نوید بخش رؤیت خورشید عالمتاب حقّ و عدل
از دیدگاه قرآن و اسلام، هدف از آفرینش، عبودیت و بندگی خداست؛ چنانکه خداوند در قرآن مجید میفرماید: «وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ»؛(1)و جن و انس را نیافریدیم جز این که مرا عبادت کنند. همچنین در آیهای دیگر هدف از بعثت پیامبران را عبادت و بندگی دانسته و میفرماید: «و لَقَد بَعَثنا فی کُلِّ اُمَّةٍ رَسولاً اَنِ اعبُدُوا اللَّهَ»؛(2)و ما در میان هر امّتی رسولی فرستادیم که خدای یکتا را بپرستند.
و میتوان گفت تنها راه سعادت و تکامل انسان، عبودیت و بندگی خداوند متعال است که قرآن در این باره میفرماید: «واَنِ اعبُدونی هذا صِراطٌ مُستَقیم» (3)و تنها مرا بندگی کنید که راه راست این است. از طرفی باید توجه داشت، معیار عبد زیستن و این که انسانها همواره بنده خدا باشند، فقط، ساعتی مناسکی را انجام دادن نیست، بلکه خود را در تمام حالات مملوک خدا ببیند و از همه وابستگی های مادی و علایق حیوانی رها نموده و تنها طالب و تسلیم و مطیع خداوند باشند و مهمتر
آنکه روح عبادت همان ذکر و یاد خدا ترک غفلت یعنی توجّه دل و دیده به خداست و قرآن میفرماید: «أَقِمِ الصَّلَواةَ لِذِکْرِی»(1).
لذا در اسلام، به آنچه موجب توجه قلبی به خدا و جدایی از مظاهر مادّی میشود، توصیه و تأکید شده است و زیارت آرامگاه رهبران دینی و شخصیتهای الهی یکی از راههای مهم توجه قلبی و یاد خدا میباشد؛ البته شیعه به هیچ وجه معتقد نیست که امامان بالذات در برابر خداوند قدرت و استقلال دارند، بلکه معتقدند، پیشوایان دینی با پاکی و صفای باطن که از طریق عبودیت کسب کردهاند به اذن خدا واسطه فیض او هستند، تا جایی که امام علیعلیه السلام میفرماید: خدایا برای من این عزت و بزرگواری کافی است که تنها بنده تو باشم؛ «الهی کفی بی عّزاً ان اکون لک عبدا».(2)
زیارت از ماده «زَوَر» به معنای قصد، میل، انحراف، دیدار و ملاقات و … میباشد. این واژه دو بار در قرآن (آیه 2 تکاثر و آیه 17 کهف) آمده است.(3)
زیارت در اصطلاح، نوعی انس و تمایل قلبی همراه با حرکت حسی و تکریم و تعظیم شخص زیارت شده میباشد (شاید مرحله
نهایی آن عشق ورزی و اطاعت از زیارت شده و همانندی با او در عقیده و عمل باشد).
در حدیثی میخوانیم: «اللّهمّ اجعلنی من زوارک»؛(1)«خدایا مرا از قصد کنندگان و پناهندگان درگاهت قرار ده».
زیارت گرچه یک اصل اخلاقی - عبادی و ارزشی - و سیاسی بوده و در مکتب تشیع با شور و شکوه خاصی درخشیده و همواره با منطق و استدلال همراه میباشد، ولی بیش از همه، عشق و اشتیاق زائر نسبت به زیارت شده در آن مطرح و بیانگر محبت خاصی است که همه رنجها، سفرها و هزینهها را آسان مینماید.
از رهگذر محبت است که عاشق، در و دیوار خانه معشوق و محبوب خود را میبوسد و در همه جا عکس رخ یار میبیند و پیوسته نام او را یاد میکند.
و ما حب الدیار شغفن قلبی
ولکن حب من سکن الدیار
و هرگز دوستی آن سرزمین دلم را شاد نمیسازد، بلکه محبت ساکن آن خانه است که مرا مسرور نموده و شیفته خود ساخته است.
اگر مادر تصویر و لباس و همچنین فرزندش را میبوسد، این شرک نیست بلکه عشق و یکتا پرستی است؛ اسلام دین محبت است؛ امام
1) 7. بحار الانوار ج 81، ص 377.
صادقعلیه السلام میفرماید: «هل الدین إِلّا الحب»؛ «آیا دین چیزی جز محبت است».(1)
همچنین خداوند به پیامبرش میفرماید: «قُل لَّا أَسَْلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَی ؛(2)«بگو من برای رسالت مزدی از شما نمیخواهم مگر محبت و دوستی خویشان (اهل بیت) را» یعنی لزوم مودّت اهل بیت پیامبرصلی الله علیه وآله و حرام بودن اهانت به آنان در حال حیات و بعد از وفاتشان میباشد، بعلاوه خداوند است که محبّت صالحان را در دلها قرار میدهد «اِنَّ الَّذینَ ءامَنوا وعَمِلواالصّالِحاتِ سَیَجعَلُ لَهُمُ الرَّحمنُ وُدّا» (3)کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کنند، خدای رحمان برای آنها محبتی در دلها قرار میدهد.» و حضرت ابراهیم از خداوند میخواهد تا دلها متوجّه ذریه او شود «فاجْعَلْ أَفِْدَةً مِّنَ النّاسِ تَهْوِی إِلَیْهِمْ» (4)راستی چگونه میتوان دوستدار خداوند بود، ولی حبیب خدا و اولیای دلباخته او و حتی آثار آنان را دوست نداشت؟!
این محبّت از محبّتها جداست
حب محبوب خدا حب خداست
مگر مقام ابراهیمعلیه السلام جز سنگی است که حضرت ابراهیمعلیه السلام هنگام ساختن خانه خدا (کعبه) زیر پای خود میگذاشته؟ یا بوسیدن «حجر الاسود» جز عشق و احترام و عرفان و عبادت است؟!
تاج الدین فاکهانی، فقیه و ادیب بزرگ اهل تسنن به دمشق رفت تا
کفش منسوب به پیامبرصلی الله علیه وآله را ببیند، دید و بوسید و شعری سرود؛ بدین مضمون، که اگر مجنون را گویند آیا لیلا و وصلش را میخواهی یا همه دنیا را؟ میگفت: غباری از خاک کفش او برایم محبوبتر و شفابخش تر است.(1)
و بر این اساس میگوییم، زیارت بزرگان و صالحان، به سراغ اسوه ها و الگوهای ارزشی رفتن است؛ از آنجا که الگو خواهی و الگوپذیری امری فطری است، در مکتب جاوید اسلام، اسوههای جاودانه معرفی شدهاند، قرآن کریم میفرماید: «لَقَد کانَ لَکُم فی رَسولِ اللَّهِ اُسوَةٌ حَسَنَةٌ» برای شما (در همه زمینهها و زمانها) پیامبرصلی الله علیه وآله اسوه و سرمشق نیکوست» (2)بنابراین زیارت، ارزیابی و سنجیدن خود، دیدن ضعفها و نقص های خود، درک عظمت و مراحل تکامل انسانی و دوری و رها شدن از دامهای شیطانی و پیمودن سیر الهی با همت بلند «قدر الرجل علی قدر همته»؛ «قدر و مقام آدمی به میزان همت اوست» (3)میباشد.
و از همین رهگذر است که در زیارتنامه حضرت علیعلیه السلام میخوانیم: «السلام علی میزان الاعمال و قطب الاحوال(4)سلام و درود بر میزان و وسیله سنجش اعمال و … ).
و نیز «الکسیس کارل» دانشمند مشهور فرانسوی میگوید: « … در
زندگی عالمان و قهرمانان و پاکان، یک ذخیره تمام نشدنی از انرژی معنوی وجود دارد؛ این مردان چون کوه هایی در میان دشت، سر به بالا کشیدهاند و به ما نشان میدهند که تا کجا میتوانیم بالا برویم و چقدر هدفی که طبیعتاً شعور انسانی به آن متمایل است، عالی است؛ فقط چنین مردانی میتوانند برای زندگی درونی ما غذای معنوی مورد نیاز را تهیه نمایند».(1)
احترام به شخصیتهای علمی، انقلابی، مکتبی و ملی در تمام امّتها و ملتها وجود دارد و یک اصل فطری و عقلایی است؛ از آنجا که اسلام دینی جامع و پاسخگوی تمام تمایلات انسان میباشد، اصل زیارت را به دور از خرافات جاهلی و تحریفات شرک آلود، برای پیروان خود بیان کرده است.
احادیث فراوان و متواتری در کتابهای شیعه و سنی درباره ثواب، فضیلت، آثار و احکام آن آمده است، بعلاوه سیره پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و عترتش و همچنین علما را شاهدیم و نگارش صدها کتاب از نویسندگان سنی و شیعه در این موضوع، همه حاکی از اهمیّت زیارت و نقش سازنده و مؤثر آن در تربیت و هدایت فرد و جامعه و حفظ
1) 16. راه و رسم زندگی کردن، ترجمه پرویز دبیری، ص 101.
و نشر فرهنگ دینی میباشد.(1)
زیارت قبور انبیاء، امامان، اولیا و صالحان، واقعیت و اصلی باارزش و مورد اتفاق فرقههای اسلامی(2)(غیر از ابن تیمیه، حنبلی 661 - 728 ه.ق و محمّد بن عبدالوهاب حنبلی 1115 - 1207 ق)(3)میباشد؛ فخر رازی (دانشمند و مفسر معروف اهل تسنن، 543 - 606) در کتاب رساله زیارة القبور» مطالبی در این موضوع نوشته است، همچنین در کتابهای «کنز العمال، ج 15»، «احیاء العلوم غزالی، ج 1»، صحاح سته، «المغنی و الشرح الکبیر ج 2 و 3» روایات متعددی درباره زیارت پیامبرصلی الله علیه وآله و اصحاب آن حضرت نقل شده است.
زیارت خوبان و صالحان، عمل به آیه «یا أَیُّهَا الَّذینَ أمَنوا اتَّقُوا اللَّهَ وابتَغوا اِلَیهِ الوَسیلَةَ وجاهِدوا فی سَبیلِهِ لَعَلَّکُم تُفلِحون» (4)میباشد که مؤمنان را برای رسیدن به رستگاری و تقوا، به جهاد و سراغ وسیله هدایت رفتن توصیه میکند.
همان گونه که امام علیعلیه السلام در خطبه 110 نهج البلاغه به ده وسیله اشاره میفرماید: «ان افضل ما توسل به المتوسلون الی الله … ».
1) 17. الغدیر، ج 5، کامل الزیارت، بحارالانوار، جلدهای 100، 101، 102، و …
2) 18. کشف الارتیاب 359 تا 372، وفاء الوفا 4 / 1363، الفقه علی مذاهب الاربعه 1/ 590.
3) 19. او با حمایت سیاسی نظامی آل سعود به نشر وهابیت پرداخته اولین رد بر تفکر محمد بن عبد الوهاب را برادرش شیخ سلیمان بن عبد الوهاب، نوشت بنام الصواعق الالهیه و همچنین بسیاری از علما اهل سنت علیه او کتاب نوشتند {ر.ک به بحوث فی الملل و النحل 4/ 355} به نقل از وهابیت مبانی فکری و کارنامه عملی.
4) 20. سوره مائده، 35
و روایات فراوانی درباره توسل، از علمای سنی و شیعه نقل شده است که متواتر و سند بسیاری از آنها صحیح هست.
«سمهودی» عالم معروف سنی، توسل و کمک و شفاعت خواستن از پیامبرصلی الله علیه وآله را قبل و بعد از رحلتش و در عالم برزخ و قیامت جایز میداند.(1)
امام شافعی (پیشوای بزرگ شافعی ها) در شعری به اهل بیت عصمت و طهارت متوسل شده و میگوید: «خاندان پیامبرصلی الله علیه وآله وسیله من نزد خداوند هستند و امیدوارم به وسیله آنان فردای قیامت، نامه عمل من به دست راستم داده شود» (2)و همین طور نقل شده است، امام شافعی به زیارت قبر ابو حنیفه میآمد و کنار قبرش توسل پیدا میکرد، و از احمد بن حنبل از ائمه اربعه سنی به شافعی(3)توسل مییافت، همچنین «آلوسی» از علمای بزرگ اهل سنت میگوید:
«توسل به خداوند به وسیله مقام پیامبرصلی الله علیه وآله در زندگی او و بعد از رحلتش و حتی توسل به مقام غیر پیامبر هم جایز است، به شرط آنکه نزد خداوند مقامی داشته باشند».(4)
امام حسینعلیه السلام در دعای عرفه، پیامبرصلی الله علیه وآله را واسطه قرار میدهد:
«اللهم انا نتوجه الیک فی هذه العیشه … بحمد نبیک و رسولک و خیرتک من خلقک … » و درسیره اهل بیتعلیهم السلام توسل به پیامبرصلی الله علیه وآله بعد از رحلتش بسیار بیان شده و به همگان آموختهاند».(1)
توسل همانطور که در لغت آمده، کمک خواستن و دست به دامن شدن و نوعی شفاعت است که با واسطه قرار دادن عبد صالح و محبوب خدا سراغ خدا رفتن میباشد (که عبد صالح هم به اذن خدا، وساطت و شفاعت میکند) و این نه پرستش کسی است و نه شریک دانستن در تأثیر و برآمدن حاجت، بلکه تأکیدی بر اصل توحید است.(2)
چنانچه در متن برخی زیارتنامهها آمده است «اتقرب الی الله بحبکم و متقرب الیک بزیارة قبر اخی رسولک، اتوسل، اتوجه و به زیاره حبیب حبیبک تقربت، اللهم صمدت فی ارضی … رجاء رحمتک و اتقرب الیک بحمد عبدک و رسولک و … » و این حقیقت، ریشه در قرآن و سنت پیامبر دارد همانگونه که مسلمانان در زمان پیامبرصلی الله علیه وآله نزد آن حضرت میآمدند و از خداوند طلب مغفرت میکردند: «و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جاؤک فاستغفروا اللَّه و استغفر لهم الرسول لوجدوا اللَّه
توابا رحیما» (1)و اگر آنها هنگامی که به خود ستم کردند، پیش تو میآمدند و از خدا آمرزش میخواستند و پیامبر برای آنها طلب آمرزش میکرد، قطعاً خدا را توبهپذیر و مهربان مییافتند؛ حتّی قرآن، منافقان را که سراغ پیامبر برای طلب استغفار نمیآمدند، توبیخ و مذمت میکند: «و اِذا قیلَ لَهُم تَعالَوا یَستَغفِر لَکُم رَسولُ اللَّهِ لَوَّوا رُءوسَهُم» (2)یا همانند فرزندان حضرت یعقوب پیغمبر که از پدرشان خواستند، برای آنها در پیشگاه خداوند طلب بخشش و مغفرت نماید «قالوا یأَبانا استَغفِر لَنا ذُنوبَنا» (3)گفتند ای پدر برای گناهان، آمرزش بخواه. و آن حضرت هم نفرمود: چرا مرا واسطه قرار دادید، خودتان بدون واسطه به خدا بگوئید، بلکه فرمود: «سَوفَ اَستَغفِرُ لَکُم رَبّی اِنَّهُ هُوَ الغَفُورُ الرَّحیم» (4)بزودی از خدایم برای شما طلب آمرزش کنم که بیتردید او آموزنده مهربان است، و همچنین در جواز توسل به واسطه فیض الهی نبی اکرمصلی الله علیه وآله آمده است، پیامبر به مرد نابینا که برای دعا و شفا نزد آن حضرت آمده بود فرمود: وضوئی نیکو بگیر و دو رکعت نماز بخوان و چنین دعا کن «اللّهمّ إنِی أسألک و اتوجه إلیک بنبیک محمّد نبی الرحمه یا محمّد إنی اتوجه بک إلی ربی فی حاجتی لتقضی اللّهمّ فشفعه فی» (5)عثمان بن حنیف میگوید در محضر پیامبرصلی الله علیه وآله بودیم که آن مرد
بینا شد، در این روایت نه تنها توسل محکوم نشده است، بلکه خود پیامبر به آن توصیه میفرماید.
جالب آن که علماء اهل سنت نقل کردهاند، عمر برای باران به پیامبر و عباس عموی پیامبرصلی الله علیه وآله توسل پیدا میکرد.
«اللّهمّ أنّا کنا نتوسل إلیک بنبینا فتسقینا و إنا نتوسل إلیک بعم نبینا فاسقنا» (1)
تبرک به معنای خیر و برکت خواستن امری است عقلایی و پسندیده و در شرع اسلام نه تنها منع نشده، بلکه در قرآن و سنت مکرر دیده میشود و انگیزه آن مهر و محبت آدمی به شخصیت و شیئ مقدسی میباشد و به دست آوردن رحمت و عنایت الهی (که رحمت حقّ، گاه از راههای عادی و طبیعی میرسد و گاه از مسیر غیر طبیعی) و همانند توسل و شفاعت میباشد و اختصاص به زمان حیات انبیاء و امامان و صالحان ندارد بلکه بعد از وفاتشان نیز جریان دارد، همانند: 1 - بینا شدن چشم حضرت یعقوب به وسیله پیراهن یوسف صدیق «فَلَمَّا أَن جَاءَ الْبَشِیرُ أَلْقَاهُ عَلَی وَجهِهِ فَارْتَدَّ بَصِیراً» (2)، پس چون
مژده دهنده آمد، پیراهن بر صورت او افکند و بینا شد» و این مشیت الهی است که فیض او از طریق پیراهن یوسف به بنده خویش یعقوب پیامبر برسد؛ و همچنین تبرک جستن به جایگاه و اجساد اصحاب کهف(1). 2 - مگر نه سعی (فاصله بین کوه صفا و مروه) به خاطر فداکاری یک زن موحد (هاجر) محل عبادت و متبرک میگردد، یا چشمه آب زمزم برای همگان به عنوان آشامیدنی متبرک میشود و همچنین مقام ابراهیم و حجر اسماعیل با ارتباط پیدا کردن با مردان خدایی امتیاز و برکت مییابد (با آنکه به ظاهر با دیگر زمینهای مسجد و مکّه فرقی ندارد).
3 - در تاریخ زندگی پیامبرصلی الله علیه وآله میخوانیم، کودکان را در مدینه میآوردند نزد پیامبر تا آنها را تبرک نموده، کام شان را بردارد، حتی یاران آن حضرت میکوشیدند تا پیامبر دست بر سر آنان کشد و تبرک شان نماید.(2)
4 - اصحاب پیامبرصلی الله علیه وآله به آب وضو و غسل و مانده آب و غذا، حتّی چاهی که از آن آب نوشیده و همچنین به منبر، قبر و خاک مدینه تبرک میجستند و پیامبر و صحابه هیچ یک نهی نمیکردند و آن را شرک نمیدانستند.
آری این اظهار محبت و احترام متوجه معنویت و شخصیت پیامبرصلی الله علیه وآله بوده، بدان امید که فیض الهی از این طریق برسد.
پس تعظیم، احترام نام، و کلام، لباس و مسکن، مسجد و مدفن پیامبرصلی الله علیه وآله عین تعظیم و محبت و احترام آن حضرت بوده که در واقع تعظیم و اطاعت خداست، چون پیامبرصلی الله علیه وآله عبد صالح خدا میباشد ( … اطوعهم لک … مطیع ترین بندگان تو است) و همچنین تعظیم عترت و ذریه پاک او (که پیوسته سفارش به اکام و محبّت آنان را میفرمود) تکریم پیامبر و تبعیت از اوست «قُلْ إِن کُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ … » (1)بگو ای پیامبر اگر خدا را دوست دارید، مرا پیروی کنید تا خدا شما را دوست بدارد. و همچنین تکریم استاد و پدر و مادر، جلد قرآن (با آنکه از پوست گوسفند درست شده) و بوسیدن آنها خلاف توحید و پرستش خدا نبوده، بلکه ادب و اطاعت از دستور خدا و یک اصل اخلاقی و فطری همه انسانها میباشد.
زیارت مزار پیشوایان و بزرگان دین، فوایدی فراوان دارد که در اینجا به برخی از آنها (غیر از عمل به روایات و رسیدن به پاداشهای نامتناهی اخروی) اشاره میشود:
1- تحکیم توحید، خداشناسی و جایگاه نبوت، امامت و ولایت و تقویت اعتقاد به معاد و شفاعت و …
1) 36. آل عمران، 31
2- احساس هویت فرهنگ و شخصیت با وجود این پیشینه های پاک تاریخی و خودباوری مکتبی.
3- عاملی برای تحول روحی و توفیق توبه و رهایی از سقوط در گرداب گناه و بدبختی و زشتیها، لذا در زیارت پیامبرصلی الله علیه وآله میخوانیم: «انی اتیتک مستغفرا تائبا … و انی اتوجه بک الی اللَّه ربّی و ربک لیغفرلی … » (1)
و همچنین هنگام زیارت حضرت عباسعلیه السلام میگوییم: «و اجعلنی ممن ینقلب من زیارة مشاهد احبائک مفلحا منجحا قد استوجب غفران الذنوب».(2)
4- تجدید عهد و پیمان با محور توحید و امامت پیشوایان دین و دانش که باعث استواری در مودت و ثابت ماندن در برابر مشکلات و کشش های مختلف زندگی میشود. امام رضاعلیه السلام میفرماید: «ان لکل امام عهدا فی عنق اولیائهم و شیعتهم و ان من تمام الوفا بالعهد و حسن الاداء زیارة قبورهم … » (3)
به راستی برای هر امامی برای دوستان و پیروانش پیمانی است که از جمله وفای به این پیمان، زیارت قبور آنان است.
5- شکسته شدن یأس ها و رفع غمها، تخلیه عقدههای روحی با گریه و مناجات با خدا و ایجاد و آرامش با توجه به توسل و شفاعت
و تقرّب به درگاه پروردگار مهربان.
6- حضور در مزار بزرگان، نمادی از قدرت و عظمت اسلام و عامل وحدت دینی و ملّی و رافع اختلافات و کدورت هاست.
7- زیارت باعث غفلت زدایی از روح و بریدن از زرق و برق مادیّات و زمینه پاکی و کاهش جرائم و آسیبهای اجتماعی را فراهم میسازد.
8- بستری جهت توسعه عمرانی و اقتصادی به خصوص تولید کالاهای فرهنگی و عامل انفاق و رفع محرومیتها میباشد.
9- زمینه ساز آشنایی با معارف دینی و مفاخر تاریخی و رشد دانش و دید فرهنگ مکتبی است.
10- تبدیل شدن زیارتگاهها به مراکز فرهنگی و تأسیس حوزههای علمی در کنار آنها و تجمع علماء یکی دیگر از آثار زیارت میباشد، کرسیهای علمی در کنار مزار رسول خداصلی الله علیه وآله در زمان امام باقرعلیه السلام و امام صادقعلیه السلام، خود دلیلی بر این مدعا میباشد که هزاران دانشجو از سراسر بلاد اسلامی در این کلاسها شرکت مینمودند، حتّی قبل از آن، آگاهی گریهای فاطمه زهراعلیه السلام از کنار قبر پیامبرصلی الله علیه وآله آغاز شد.
همچنین حرکتهای سیاسی و مبارزاتی ضد ظلم و استعمار، همانگونه که در سده اخیر شاهد بودیم از کنار حرم حضرت علیعلیه السلام و حوزههای علمیه نجف و سامرا، شکل گرفت. فتوای تاریخی میرزای شیرازی بزرگ رحمه الله و تحریم تنباکو توسط او از حوزه کهن سامرا (حرم
عسکریین علیه السلام و … ) بریتانیای کبیر و انگلیس، پیر استعمار را زبونانه به زانو درآورد.
همینطور حادثه مسجد گوهر شاد (در عصر رضا خان پهلوی) در کنار مضجع منور امام رضاعلیه السلام ایجاد شد و اخیراً قیام عظیم و فراگیر امام خمینیرحمه الله از مدرسه فیضیه و کنار مرقد مطهر حضرت معصومهعلیها السلام آغاز و به پیروزی شگفتانگیز انقلاب اسلامی رسید، علاوه بر اینها برکات علمی، تألیف دهها هزار کتاب و ایجاد هزاران کتابخانه و تربیت شاگردان و هدایتگران و دانشجویان از بیش از یکصد کشور جهان و نشر فرهنگ اسلام و اهل بیتعلیهم السلام به سراسر جهان از دیگر ثمرات زیارتگاه های عترت پیامبرصلی الله علیه وآله میباشد.
وهابیان ساختن گنبد و بارگاه بر مزار پاکان و پیشوایان را شرک دانسته، با اینکه میبینند، شیعیان همانند سایر مسلمانان در مسجد و کنار بارگاه نبوی در مزار صالحان رو به قبله میایستند و زیارتنامه و نماز و دعا میخوانند و هیچگاه عبادت غیر خدا نمیکنند(1)و عبادت
1) 40. جالب اینکه در زیارت جامعه کبیرة ابتدا باید یکصد مرتبه تکبیر گفت ودر سایر زیارتگاه ها پیوسته ذکر خدا گفتن مستحب میباشد و بعد از هر زیارت، نماز میخوانند و سر به مهر گذارده، سجده بندگی خدا و شکر خدا مینمایند و در زیارتنامه معروف امین اللَّه {که در مرقد امیرالمؤمنین علیعلیه السلام و همه امامان شیعه خوانده میشود} میخوانیم: «أشهدُ أنَّک جاهَدْتَ فِی اللَّه حَق جَهادِه وَ عَمِلْتَ بِکتابِه و اتبعتَ سنن نبیّه حتی دعاک اللَّه الی جواره» و در زیارت جامعه کبیره آمده است: «إلی اللَّه تَدْعونَ و عَلیْه تدلّون و به تؤمنونَ وَ لَه تُسَلِّمون و اِلی سبیله تُرشِدونَ» یعنی در همه آنها مراتب بندگی و مقام امامان را اعلام مینمائم.
و سجده بر غیر خدا را هرگز جایز نمیدانند.(1)
آیا گنبد و قبه و بارگاه بر روی قبور عباد صالح خدا جز احترام به آنان بوده و جز برای استراحت زائران و عبادت کنندگان میباشد؟ (و آیا هدفی جز اینکه از راههای دور و نزدیک و تحمل رنجها میآیند و از سرما و گرما و … باید حفظ شوند؟) براستی لازم میباشد که با نمایش معماری و هنر اسلامی، شکوه و جاذبه خاصی برای زائران و گردشگران ایجاد نمود و در حقیقت نوعی شعائر اسلامی را به پا داشت قرآن کریم میفرماید: «ذلِکَ ومَن یُعَظِّم شَعائرَ اللَّهِ فَاِنَّها مِن تَقوَی القُلوب» (2)و هر کس شعائر (نمادهای دینی … ) خدا را بزرگ دارد بی تردید آن از پرهیزکاری دلهاست و همچنین از مصادیق آیه مبارکه «فی بُیوتٍ اَذِنَ اللَّهُ اَن تُرفَعَ ویُذکَرَ فیهَا اسمُهُ» (3)(آن نور هدایت در
1) 41. وسائل الشیعه: 4 / 984.
2) 42. سوره حج، آیه 32. همانگونه که در آیه 36 حج نحر و قربانی و در آیه 158 بقره {صفا و مروة} از شعائر بشمار آمده است «اِنَّ الصّفا و المروة مِن شعائر اللَّه».
3) 43. سوره نور، آیه 36، از انس بن مالک و بریده نقل شده که پیامبرصلی الله علیه وآله این آیه «فی بیوتٍ … » را قرائت کرد، شخصی پرسید این بیوت کدامند حضرت فرمود بیوت انبیاء، ابوبکر در آن هنگام نزد رسول خدا آمد وخطاب به خانه علیعلیه السلام و فاطمهعلیها السلام کرده پرسید آیا این خانه از آن بیوت است که خدا و تو اراده کردهاید تعظیم شود، پیامبر فرمود آری از بهترین آن بیوت است. ر. ک: به تفسیر درالمنثور 5/50 و تفسیر برهان 3/137 و کشف الاسرار.
خانههایی است که خداوند اجازه داده تا ارجمندش دارند و نام خدا در آنجا یاد شود) میباشد. زیرا در این مکانها زن و مرد به ذکر خدا و نماز و نیایش مشغولند و فراوانند افرادی که از گناهان در آنجا توبه میکنند و هدایت مییابند، و از عموم کلمه رفع، میتوان رفعت معنوی (تکریم و حفظ بیوت و بالا بردن منزلت آنها) و رفعت ظاهری (بنا و تعمیر آنها) مانند «واِذ یَرفَعُ اِبرهیمُ القَواعِدَ مِنَ البَیتِ واِسماعیلُ … » (1)هنگامی که ابراهیم و اسماعیل پایههای خانه کعبه را بالا میبردند، استفاده نمود.
اضافه بر آنچه گذشت، داشتن گنبد و بنا، باعث حفظ قبور از آلودگیهای محیط و آسیب طوفان و باران و وارد شدن حیوانات میباشد و محل مناسب برای قرائت قرآن و تدریس معارف دینی و آموزش علوم و همچنین سربلندی مسلمانان در برابر دشمنان میگردد، بالاتر آنکه نه تنها روایت صحیح و نص صریح از شارع مقدّس اسلام بر تحریم آن نرسیده و اصل اباحه و مباح بودن جاری است بلکه روایاتی از سنی و شیعه در پاداش و تشویق به ساخت و تعمیر قبور پیشوایان اسلام نقل شده است که ذکر آنها در این مختصر نمیگنجد.(2)پس چرا وهابیت بجای منطق و گفتمان و حق گرایی، تکفیر، تهدید، ترور و تخریب میکنند؟!
مگر ساختن بارگاه و بناهای مجلل روی قبور بزرگان در مذاهب
و ملل مختلف نبوده و از صدر اسلام تا امروز وجود نداشته است؟! گواه آن قبور انبیاء در بیت المقدس و بارگاه شکوهمند پیامبرصلی الله علیه وآله و دو خلیفه در مدینه و همچنین قبور ائمهعلیهم السلام و صحابه در بقیع و یا قبور بزرگان اهل سنت (مانند شیخ عبدالقادر و ابوحنیفه در بغداد) و آیا این عمل، پرستش صاحب قبر و قبله قرار دادن و سجده کردن به سوی آنهاست و بدعت است؟ و لذا قرآن درباره اصحاب کهف میفرماید: «وقتی مردم از حال آنان خبر یافتند، گروهی گفتند بر روی آنان بنایی (یاد بود) بسازیم و جمعی گفتند بر درگاه آنان عبادتگاه بسازیم « … فقالوا بنوا عَلَیهِم بُنینًا رَبُّهُم اَعلَمُ بِهِم قالَ الَّذینَ غَلَبوا عَلی اَمرِهِم لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیهِم مَسجِدا» (1)
اتهام شرک و بدعت به هر حرکتی و هر نوع احترام و آدابی، دور از منطق و خرد است، چرا که حد شرک در قرآن و سنت بیان شده است، قرآن مجید پیروان خود را از قضاوت عجولانه و زدن اتهام بیجا، نسبت به دیگران منع نموده و میفرماید: «ولا تَقولوا لِمَن اَلقی اِلَیکُمُ السَّلمَ لَستَ مُؤمِنًا تَبتَغونَ عَرَضَ الحَیوةِ الدُّنیا» (2)
به کسانی که اظهار اسلام میکنند (و از صلح و سلام سخن میگویند) نگوئید مؤمن نیستید تا از سرمایه ناپایدار دنیا بهره و غنیمتی بدست آید.
و پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله وقتی حضرت علیعلیه السلام را برای فتح قلعههای خیبر فرستاد، در پاسخ علیعلیه السلام که پرسید: حدّ نبرد با آنان چیست؟ فرمود: «قاتِلهم حتی یشهدوا أن لا اِله اِلّا اللَّه و اَنَّ محمداً رسول اللَّه فاذا فعلوا ذلک فقد منعوا منک دمائهم و اموالهم الّا بحقهم و حسابهم علی اللَّه»؛(1)«با آنها پیکار کن تا آنجا که شهادتین را بگویند در اینصورت جان و مالشان مصون و محترم است».
مگر موردی که جان و مالشان به حق گرفته شود و حسابشان با خداست. و این سیره پیامبر و صحابه و تابعین بوده است.
آیا تنها وهابیان محدود و تندرو مؤمن اند وتمام مسلمانان مشرکند؟!(2)و فقط آنها کتاب و سنت را فهمیدهاند که فتوا به تخریب مزار پیشوایان دین و کشتن زن و مرد و کودک بیگناه میدهند؟!
در تبین توسل و مرز شرک در اسلام، نقل کلام شهید استاد مطهری مناسب میباشد: « … موجودی که به تمام هویتش وابسته به اراده حق است و هیچ حیثیت مستقل از خود ندارد، تأثیر ما فوق طبیعی او مانند تأثیر طبیعی او، پیش از آنکه به خودش مستند باشد، مستند به حق است و او جز مجرایی برای مرور فیض حق به اشیاء نیست؛ آیا واسطه فیض وحی و علم بودن جبرئیل و واسطه رزق بودن میکائیل و واسطه احیاء
بودن اسرافیل و واسطه قبض ارواح بودن ملک الموت شرک است؟! … (1)
جهان از نظر جهان بینی اسلامی ماهیت «از اویی، اِنّا للَّه» دارد، قرآن کریم در آیات متعددی کارهای اعجاز آمیزی از قبیل: مرده زنده کردن، شفا دادن کور مادرزاد را به برخی پیامبران نسبت میدهد، امّا همراه آن کلمه «باذنِه» را اضافه میکند.(2)این کلمه نمایشگر ماهیت «از اویی» این کارهاست که کسی نپندارد، انبیاء از خود استقلالی دارند، پس مرز توحید نظری و شرک نظری «از اویی» و مرز توحید و شرک در توحید عملی «به سوی اویی، اِنّا اِلیه راجعون» است.
توجه به هر موجودی، اعم از توجه ظاهری و معنوی، هر گاه به صورت توجه به یک راه برای رفتن به سوی حق باشد و نه بعنوان یک مقصد، توجه به خداست. در هر حرکت و مسیر توجه به راه از آن جهت که راه است و توجه به علامتها و نشانههای راه برای گم نشدن و دور نیفتادن از مقصد از آن جهت که این علامتها و نشانهها هستند، «به سوی مقصد بودن و به سوی مقصد رفتن» است.
پیامبران و اولیا، راههای خدا هستند «أَنتُم السّبیلَ الأعظم و الصراط الاقوَم» آنان علامتها و نشانههای سیر الی اللَّه هستند. «و اَعْلاماً لعباده و مَناراً فِی بلاده و اَدِلاء علی صراطه» پس مسأله این نیست که توسل و زیارت اولیا و انتظار مافوق طبیعی از آنان شرک است، مسأله چیز دیگر است؛ آنان چنین صعودی در مراتب قرب الهی کردهاند که تا این
حد مورد موهبت واقع شدهاند، از قرآن کریم استفاده میشود که خدا به پارهای از بندگان خود چنین مقامات و درجاتی عنایت کرده است» (1)
اما اینکه پیامبرصلی الله علیه وآله و امامان معصومعلیهم السلام و صالحان بعد از رحلت و شهادتشان در حکم زندهها هستند و درخواست از ارواح بلندشان برای روا شدن حاجات به اذن الهی، هیچ اشکالی ندارد، بلکه در جای خود ثابت شده است.(2)
و قرآن کریم میفرماید: «و لا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ اَمواتاً بَل اَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقون» (3)هرگز کشته شدگان در راه خدا را مرده مپندار بلکه آنان زندهاند و نزد پروردگارشان روزی میخورند.
علما سنی و شیعه برای انبیا نوعی حیات برزخی برتر از شهدا گفتهاند(4)و احادیث متعدد نقل شده که پیامبر و پاکان، سخن و سلام زائران را میشنوند و از دور و نزدیک جواب میدهند، حتی اعمال امت بر آنان عرضه میگردد.(5)
تاریخ مینویسد پیامبرصلی الله علیه وآله با اجساد مرده مشرکان در کنار چاه «بدر»
سخن گفت و در پاسخ به سؤال عمر فرمود:
«و الّذی نفس محمّد بیده ما أنتم باسمع لما أقول منهم» سوگند به آنکه جان محمد در دست اوست، شما نسبت به آنچه میگویم از آنها شنواتر نیستید.(1)و همچنین در قبرستان بقیع با مردگان سلام و سخن داشت.(2)و کراراً به زیارت قبر مادرش میرفت میگریست و یا بر سر قبور شهدای احد میرفت و نیز از حضرت علیعلیه السلام نقل شده که با کشتگان جنگ جمل سخن گفت.(3)
و همینطور در مجامع روایی میخوانیم: «و اعلم اَنّ رُسلک و خلفائک احیاء عندک یرزقون یرون مکانی و یسمعون کلامی … » (4)بعلاوه نفس و روح آدمی با مرگ نابود نمیشود بلکه به عالم بالا رفته و روح با تجرّد قدرتمندتر میگردد و ارواح قوی بزرگان ناظر اعمال ما میباشند و فضائل و مقام پیامبر مربوط به جسم و پیکر او نبوده تا با رحلتش پایان پذیرد، بلکه مربوط به روح شکوهمند آن حضرت میباشد که باقی و منشاء برکات است؛ بنا بر این مقام پیامبرصلی الله علیه وآله و اولیاء الهی در زمان حیات و مرگ یکسان است.
و به این حقیقت آیه شریفه «فَکَیفَ اِذا جِئنا مِن کُلِّ اُمَّةٍ بِشَهیدٍ وجِئنا
بِکَ عَلی هؤُلاءِ شَهیدا» (1)پس چگونه باشد آنگاه که از هر امتی گواهی بیاوریم و تو را بر اینان قرار دهیم.
این آیه به این موضوع تصریح دارد که اداء شهادت و گواهی مستلزم آن است که شاهد (پیامبرصلی الله علیه وآله) بر امت خویش در طول زمان نظارت و حضور داشته باشد.
و این مسأله آشکار تر میشود وقتی میبینیم قرآن، سرای آخرت را حیات حقیقی دانسته و میفرماید: «واِنَّ الدّارَ الآخِرَةَ لَهِیَ الحَیَوانُ لَو کانوا یَعلَمون» اگر بدانند زندگی واقعی همانا سرای آخرت است.(2)و مرگ دروازه ورود به آخرت و غروب از یک نشئه و طلوع در عالم دیگر میباشد.
شیعه امامیه و پیروان اهل بیت پیامبرعلیه السلام همانند سایر مذاهب اسلامی سجده بر غیر خدا را حرام میداند حتی اگر به قصد پرستش غیر هم نباشد، جایز نیست (گواه آن کتب فقهاء شیعه و نظر عالمان مذهب تشیع میباشد(3)و سلیقه برخی عوام دلیلی بر دیدگاه شیعه
1) 61. نساء، 41.
2) 62. عنکبوت، آیه 64.
3) 63. اگر برخی عوام، گاه در بعضی مزار پیشوایان دین ناآگاهانه از روی محبت خم میشوند و به زمین میافتند هرگز سجده نبوده و نوعی عتبه بوسی و سجده شکر و احترام و تشکر است نه شرک که آن هم نباید انجام شود و باید ترک گردد همانند قفل زدن و نخ گره زدن به در و پنجره برخی بقعه ها و حاجت طلبیدن های جاهلانه و ممنوع که در گذر زمان به خاطر ناآگاهی و کوته فکری در مراسم زیارت راه یافته {مانند آب زلالی که از چشمه جاری شود و در عبور از سرزمینهای مختلف و عادات و افکار شخصی و ملی آمیخته شود و از پاکی نخستین دور گردد}.
نمیباشد) و اساساً زیارتنامههای رسیده از امامان معصوم شیعه سراسر توحید و تسبیح خداوند و بیان معارف دین و سلام و صلوات بر پیامبر و اولیاء و عبادت صالح خداست که وسیله هدایت و نجات انسانها از شرک و گمراهی بودند و به مشیت الهی بعد از وفاتشان، مرقد مطهرشان محلّ رحمت، برکت، اجابت دعا و پناهگاه محبان شان میباشد، در واقع مکان معرفی پیامبرصلی الله علیه وآله و عترت پاکش (کاملترین الگوهای اسلام در راه بندگی خدا و تربیت نفس) و یافتن مدلهای ارزشی و عالی زندگی همراه با تولّی و تبری یعنی پیروی از خوبان و خوبیها و بیزاری از دشمنان خدا و زشتیها در سیر به سوی خدا و بهشت جاودان میباشد.
و اما اینکه امامیه سجده به زمین (سنگ، خاک، روئیدنی غیر خوردنی و پوشیدنی) را جایز میداند و برای اینکه جای سجده پاک و پاکیزه باشد و از طرفی خاک و سنگ همه جا در دسترس نمیباشد؛ شیعیان مقداری خاک در قالب مهر همراه خود دارند تا هنگام نماز روی آن پیشانی بگذارند و سجده نماز را بجای آورند و این سجده برای خدا میباشد (و هرگز سجده برای خاک و مهر در ذهن هیچ شیعهای خطور نکرده تا متهم به شرک شوند چرا که شیعه سجده بر غیر خدا را حرام میداند و سجود اللَّه؛ و سجود علی الارض فرق دارد و سجده به خاک در برابر خداوند است نه پرستش خاک و سنگ، و این بیانگر بالاترین مرتبه خضوع و بندگی خدا میباشد وگرنه اهل سنت هم که سجده به فرش و اشیاء دیگر میکنند باید مشرک باشد!
امام صادقعلیه السلام میفرماید: «اَلسُّجودُ لا یَجُوزُ إِلّا عَلی الأَرْضِ أَوْ ما أَنْبَتَتْ أَلاَرْضُ إِلّا ما أُکِلَ أَوْ لُبِسَ فَقُلتُ لَهُ … ».(1)
سجده تنها بر زمین و آنچه میرویاند، جز خوردنیها و پوشیدنیها جایز است و سجده چون خضوع و اطاعت برای خدای عزیز و جلیل میباشد، شایسته نیست بر خوردنیها و پوشیدنیها شود، زیرا دنیاپرستان بردگان خوراک و پوشاکند لیکن سجده کننده هنگام سجده در حال پرستش خدای عزیز و جلیل بوده و سزاوار نیست پیشانی خود را بر آنچه معبود دنیاپرستان فریب خورده دنیاست قرار دهد و سجده بر زمین، برتر و بالاتر است، زیرا با تواضع و خضوع در برابر خدای بزرگ، تناسب بیشتری دارد».
بعلاوه پیامبرصلی الله علیه وآله وقتی از مکه به مدینه هجرت کرد و مسجد ساختند مگر مسجد پیامبر فرش داشت؟ و آیا زمان خلافت ابوبکر، عمر و عثمان مسجد النبی فرش بوده است؟ خیر بلکه همه بر خاک و سنگ سجده میکردند.
مگر سنّی و شیعه از پیامبرصلی الله علیه وآله نقل نکردهاند که فرمود: «جُعِلَتْ لِیَ الأرَضُ مَسْجِداً وَ طَهُوراً «أیْنَما کُنْتُ مِنْها اتَیمَمُ مِنْ تُربَتَها» وَ أصَلِی عَلیْها؛ زمین برای من سجدهگاه و مایه پاکیزگی قرار داده شده است، هر جا باشم از خاکش تیمم و بر آن نماز میگذارم» (2).
و این حدیث به صراحت میگوید اصل جواز در سجده بر زمین میباشد (خاک و سنگ و گیاه … ) و تجاوز از آن نیاز به دلیل دارد، بالاتر از همه، روایات متعددی دلالت دارد که سیره پیامبرصلی الله علیه وآله سجده بر خاک بوده است؛ وائل بن حجر میگوید: پیامبرصلی الله علیه وآله را دیدم هنگام سجده پیشانی خود را بر زمین مینهاد(1). و به صحابه میفرمود: «تَرِبّ وَجْهَک للَّه» و گاه میگفت: «عَفِّر وجهک فی التراب اللَّه» یعنی برای خدا صورت خود را بر خاک بگذار و گاه بر نوعی حصیر سجده میکرد(2)جابر بن عبداللَّه انصاری میگوید: با پیامبرصلی الله علیه وآله نماز ظهر میخواندم، تعدادی سنگریزه برداشته در دست خود نگه میداشتم تا خنک شود و موقع سجده بر آنها پیشانی بگذارم و این بخاطر شدت گرما بود(3)و …
و اما اینکه چرا شیعه بیشتر بر تربت امام حسینعلیه السلام سجده میکند، بخاطر روایات(4)و تکریم خاک فرزند پیامبرصلی الله علیه وآله که در راه دفاع اسلام و قرآن و نجات امّت، مظلومانه شهید شد و به همگان، بندگی خدا و حمایت از دین خدا تا مرز شهادت را آموخت؛ و اقتداء به شهید کربلا را میرساند. مگر بارها در قرآن سخن از سجده ملائکه برای آدم به میان آورده نشده است و یا نماز خواندن به کعبه یا سجده برادران یوسف در
برابر او (که خدا را به شکرانه این نعمت سجده کردند) با عظمت بیان نشده است و این هرگز شرک و کفر نبوده بلکه عین توحید و یکتاپرستی است.
گردیدن و دور قبور انبیاء و اولیاء خدا گشتن به حکم عقل و عرف جایز میباشد و عموم تعظیم شعائر و مودّت و محبّت شامل آن میشود و در واقع نوعی تعظیم صاحب قبر بوده و میزان محبت زائر را به آن عبد صالح خدا میرساند(1)(و تعظیم کسی که خدا در سایه بندگی به او عزّت داده است، تعظیم به خداست مانند: احترام و بوسیدن جلد قرآن که پوست گوسفند یا کاغذ است لیکن به خاطر قرآن مقام و منزلت یافته) و همچنین برای توجه و تمرکز بیشتر برای دعا و با محبوب خود (پیامبر و امام) سخن گفتن و تبرک جستن انجام میگیرد و نمیتوان هر حرکتی را شرک و بدعت دانست و به اعمال شیعه موحد مسلمان با سوء ظن «اِنَّ بَعْضَ الظَنِّ اِثْم» (2)«قطعاً برخی از گمانها گناه است». یا غرور و عناد نگریست یا با کمترین مشابهت، به کار بتپرستان قیاس کرد بدون اینکه به کتب و علمای شیعه مراجعه کنند!(3)و مسأله تعظیم
1) 70. کشف الارتیاب 429 - 445.
2) 71. حجرات، آیه 12.
3) 72. طواف اگر به قصد پرستش صاحب و عبادت انجام شود یا به عنوان مستحب شرعی باشد بدعت و حرام است ولی این نوع طواف در شرع نهی نشده و هرگز تقلید از بتپرستان نمیباشد بعلاوه همه جای مشاهد مشرفه امکان دور زدن نیست ثانیاً علما و همه زائران گرد قبر دور نمیزنند و آنها هم که میگردند هیچگاه قصد غیر خدا و توحید ندارند گرچه همان مقدار هم اگر ترک شود بهتر است و جهت توضیح برخی روایات به کتاب بحارالانوار جلد 100 صفحه 126 - 128 مراجعه فرمائید.
و توسل و تبرک قبرهای پیامبرصلی الله علیه وآله و پاکان در زمان صحابه و صدر اسلام به شیوههای مختلف انجام میشده است حتی پیامبرصلی الله علیه وآله سواره طواف میکرد و با عصای خود به رکن و حجر اشاره مینمود و عصایش را میبوسید(1). تاریخ نقل میکند وقتی بلال (مؤذن پیامبرصلی الله علیه وآله) از شام آمد به زیارت قبر پیامبرصلی الله علیه وآله رفت و نزد قبر گریه میکرد و صورتش را بر آن میمالید(2)و منع از توسل و تبرک از بدعت های بنی امیه میباشد(3).
سوگند یاد کردن و قسم خوردن به غیر خدا (با این عقیده که هیچ موجودی در عرض و عظمت خدا نبوده و قدرت تصرف مستقلی وجود ندارد و تنها اوست که در عالم مؤثر و اوست که به علل و اسباب جهان هستی خواص مختلف داده و توصیه کرده تا در عالم اسباب سراغ اسباب رویم. «اَبی اللَّه اَن یجزْیِ الأمورَ اِلّا باَسْبابِها» هیچ اشکالی ندارد و شرک و بتپرستی و بدعت نمیباشد، چرا که نه تنها در بین ملل
گوناگون به آنچه ارزشمند و مقدس میدانند (کعبه، امام، جان خود و جان پدر یا فرزند و … ) سوگند یاد میکنند بلکه در قرآن، خداوند دهها سوگند به آفریده های ارزشمند، همانند جان پیامبرصلی الله علیه وآله: «لَعَمْرُکَ إِنَّهُمْ لَفِی سَکْرَتِهِمْ یَعْمَهُونَ» (1)«ای پیامبر سوگند به جانت آنها در مستی خود سرگردانند.» و قسم به روح، انسان، قلم و اجرام آسمانی مانند ماه، خورشید، ستاره و زمان (ن والقلم و النجم و الشمس و القمر و الفجر و العصر و … ) و همچنین در سیره پیامبرصلی الله علیه وآله آمده است: «فَلعَمری لَاِنْ تَکَّلم بِمَعروُفٍ وَ تَنْهی عَنْ مُنْکَرٍ خَیْرٌ مِنْ اَنْ تَسْکُتَ»؛ «به جان خودم سوگند اگر امر به معروف و نهی از منکر کنی بهتر از آن است که ساکت باشی» (2)و در جای دیگر میفرماید: «امّا و ابیک … »؛ «به پدرت قسم» (3)و همچنین از خلفاء و ائمه معصومین علیه السلام در نثر و شعر، سوگند به غیر خدا نقل شده است(4)و هرگز خلاف توحید یا اهانت و شریک قرار دادن غیر خداوند را در تعظیم به او نمیرساند، البته دین اسلام آنچه مربوط به دوران جاهلیت بود، ممنوع کرد و تفکر بتپرستی را محکوم و منزوی نموده است و تنها سوگند به خدا را مفید و مناسب دانسته به گونهای که با غیر نام اللَّه، قسم منعقد نمیگردد تا شکستن آن موجب کفاره شود.(5)
این بحث در کتب فقهی آمده و شیعه هیچگاه نذر و عهد را برای غیر خدا جایز نمیداند (بلکه حرام و شرک در عبادت است) و تنها برای تقرب به خدا و اجر و ثواب الهی بجا میآورد و آن هم با صیغه خاص (للَّهِِ عَلیَّ برای خداست بر عهده من و کسی نمیگوید للنّبی او للامام و … ) حتّی نیّت خدا نمودن کافی نیست.(1)بلکه باید بگوید اگر خداوند حاجتم را روا کند، برای خدا به عهده من است گوسفندی را قربانی کنم یا مبلغی پول برای مخارج این حرم و زائران بدهم یا در راه خدا انفاق نموده ثوابش را به روح پیامبرصلی الله علیه وآله یا امام و امامزاده یا پدرم هدیه کنم، مانند سایر کارهای خیر که میتوان ثوابش را هدیه کرد و این امری است، پسندیده و منع شرعی نداشته و سیره صحابه و مسلمین بوده است، در مسند احمد و سنن ابی داود و ترمذی از پیامبرصلی الله علیه وآله نقل کردهاند که حضرت گوسفندی را ذبح نمود و به پروردگار عرض کرد: «اَللَّهُمَ هذا عَنّی وَ عَنْ مَنْ لَمْ یَضِّحَ مِنْ اُمَّتی»؛(2)«خدایا این حیوان را از جانب
1) 81. تحریر الوسیله، 2/111. البته نذر را در هر مکانی میتوان انجام داد و شیعیان گاه کنار قبور امامان و صالحان بخاطر شرافت مکان و نوعی اظهار ارادت به امام و همچنین اطعام و انفاق به فقرا و زائران و نمازگزاران را موجب تقرب بیشتر به خدا و ثواب میدانند {و هرگز مانند بتپرستان نبوده که برای تقرب به بتها ذبح میکردند} و در حرم امامان هنگام ذبح و قربانی هیچگاه نام غیر خدا برده نمیشود (و گوسفند و حیوانات برای شخص و قبر ذبح نمیگردد) بلکه شیعه غیر از وجوب نام خدا بردن را در وقت ذبح، رو به قبله بودن را هم شرط میداند. (الخلاف فی الفقیه، الفقه علی مذاهب الاربعة)
2) 82. کشف الارتیاب، ص 351 و ص 355، سلفیگری، ص 495.
خود و افرادی که از امتم موفق به قربانی نشدهاند، ذبح میکنم» و روایات متعدد دیگر از پیامبرصلی الله علیه وآله و صحابه بر جواز نذر در مکانها و زمانها و افراد مختلف آمده است، بعلاوه معیار و ملاک نیت است نه شکل عمل که پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: «إنّما الأعمال بِالنیات»؛ «معیار ارزش و پاداش عمل به نیّت است» و پایه و اساس هر کاری نیّت و قصد است و هرگز شیعه قصد غیر خدا در نذر و عهد ندارد بلکه نذر برای خداست و درک ثواب خدا و تقرب به خدا میباشد (و در حالی که بتپرست و مشرک به نیّت بت و نام بت و قرب به او توجّه دارد.)
دشمنان اسلام و تشیع، وقتی آثار و برکات فراوان زیارتگاهها را دیدند و به نقش سازنده زیارت پی بردند، تصمیم به منزوی نمودن این تفکر و تخریب ظاهری و باطنی این حرکت پویا و مظاهر و پیام آن گرفتند، تخریب حرم امام حسینعلیه السلام در زمان حاکمان بنی عباس، تا تخریب مقابر مقدس امامان مظلوم بقیع توسط وهابیان جاهل و متعصب(1)در سال 1344 ق و حمله آنها به کربلا و نجف در 1216 ق و تخریب و قتل عام هزاران زن و مرد و کودک و تخریب و غارت و در سال 1217 قتل مردم طائف و … و اخیراً تخریب حرم عسکریین علیه السلام (توسط بعثیها و سلفی های مزدور با حمایت آمریکای اشغالگر
1) 83. وهابیت بر سر دو راهی، ص 64، کشف الارتیاب، ص 14 و ص 388 وهابی گری و …
عراق) همه در راستای تضعیف و منزوی نمودن تفکر اسلام ناب و فرهنگ شیعه و ایجاد تفرقه و درگیری بین فرق اسلامی و تحقیر صاحب قبر و نشان دادن عمق عناد و کینه خود نسبت به اسلام اصیل و عترت پیامبرصلی الله علیه وآله میباشد و در عصر بیداری و گرایش جهانی به اسلام، با توطئه استعمار، دین مبین اسلام که مکتب صلح و دوستی میباشد، بعنوان دین خشونت و جنگ جلوه داده میشود!! ولی پیوسته با عنایات خداوند و روشنگریهای بموقع عالمان دلسوز و هوشیاری مسلمانان، نقشههای خائنانه و جاهلانهی دشمنان نقش بر آب گشته و خواهد شد تا آخرین فرزند پیامبرصلی الله علیه وآله، خورشید عالمتاب حق و عدل (حضرت مهدی موعود عج) از پردهی غیبت سرزند و حکومت جهانی اسلام راستین را برقرار کند انشاء الله.
الف: شناخت لازم دین و امامان و پیشوایان و شخصیتهای راستین اسلام و همان طور که ائمهعلیه السلام فرمودند «کونوا لنا زیناً» بکوشیم در قول و عمل زینت برای آنان باشیم.
ب: اخلاص و اشتیاق در سفرهای مذهبی و معنوی زیارتی و انجام آنچه مورد خواست امامان بوده که همان کسب رضایت و اطاعت خداوند است.
ج: ترک تحریفات، خرافات، غلو و آداب تفرقه افکنانه و خلاف منطق.
د: آگاهی از دشمنان اسلام، توطئهها و تبلیغات سوء آنان در شکل و شعارهای مختلف و تحت تأثیر آنها قرار نگرفتن.
ه: مطالعه تاریخ وهابیت و اینکه استعمار انگلیس برای تثبیت سلطه خود در هند و سیطره یافتن بر کشورهای اسلامی و خاورمیانه به ویژه شبه جزیره عربستان و غارت ثروت مسلمانان و جلوگیری از نفوذ و گسترش اسلام با ایجاد تفرقه و درگیریهای فرقهای بین آنان، چگونه به وسیله جاسوس زبردست و حرفهای اش «مستر همفر» وهابیت را مطرح و فراگیر کرد تا جایی که همفر میگوید:
«برنامه ما در پرتو دست به دست دادن دو محمّد (محمّد بن عبدالوهاب و محمّد بن سعود) با هم به مرحله اجرا درآمد و با دو عامل (دین از محمّد بن عبدالوهاب و قدرت از محمّد بن سعود) این دو نفر به مغزهای مردم و بر سرزمین و اموال و جان هایشان مسلط شدند؛ زیرا تاریخ ثابت کرده است که حکومتهای دینی با ماسک مذهبی از نظر تسلط بر مردم خیلی قویتر از حکومتهای مادّی هستند … ».(1)
و: پرسش مسائل و شبهات از دین شناسان، عالمان متقی و زمان شناس و خودداری از جدال بیهوده با معاندان.
ز: پرهیز از تجارت و تفریح و بازار رفتن در اوقات نماز بجای حضور در مساجد و نماز جماعت برادران اهل سنت و عمل به دستور فقها و مراجع عظام.
1) 84. وهابیت ایده استعمار، فرقه وهابی و پاسخ به شبهات آنها.
ک: شکر نعمت توفیق زیارت و رعایت آداب ظاهری و باطنی آن و ترک هر گونه مزاحمت برای دیگران.
منع از زیارت بخاطر اتهام شرک به شیعه و پیروان مکتب اهل بیتعلیهم السلام ریشه در ناآگاهی از افکار و عقاید شیعه و نادانی نسبت به آموزههای سراسر وحدت و عزّت قرآن و عترت پیامبرصلی الله علیه وآله (که خود اصل اساسی وحدت مسلمین است) دارد و نیز بیتوجهی به پیامهای وحدت آفرین رهبران دلسوز امت اسلامی، همانند امام خمینیرحمه الله رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران و نایب نستوه او حضرت آیةاللَّه العظمی خامنهای (مد ظله العالی) و شیخ شلتوت رهبر فقید جامعه الازهر مصر و … و جهل از نقشههای خائنانه شیاطین استعمار و همچنین دنیاطلبی و حب ریاست یا تعصب غیر منطقی و تقلید کورکورانه و ترس از تهدیدهای قومی، عوامل دیگری در تحریم زیارت بوده است و گاه مزدوری استکبار جهانی که نمونه آن را در تعدادی وهابی تندرو و جماعت علماء تکفیری عربستان سعودی میبینیم که بجای دعوت به وحدت در برابر دشمن مشترک، فتوای به قتل و ترور شیعیان و تخریب اماکن مذهبی و مقدّس دینی را میدهند و در حقیقت با تفرقه افکنی، دسیسههای سلطه گران غارتگر غربی را اجرا میکنند.
میلیونها کتاب تفرقه انگیز علیه شیعه در ایام حج که عامل وحدت ملل و مذاهب اسلامی است، پخش میکنند بدون آنکه اجازه دهند،
کتابهای دانشمندان شیعه وارد کشور یا کتابفروشی هایشان شود و حال آنکه در کتابخانهها و کتابفروشی های شیعیان، انواع کتب علما اهل سنت وجود دارد و کاملاً آزادانه خرید و فروش و مطالعه میشود!
همان طور که در مقدمه اشاره شد، هدف از آفرینش عبودیت و اطاعت خداست، حال آدمی این وظیفه را چگونه انجام و از چه کسی معارف دین و مسیر سعادت را فراگیرد و به کدامین اسوه در عقیده و عمل اقتدا کند؟ بدون تردید مطمئنترین و کاملترین راه همان کلام وحی و کتاب خداست (زیرا هم او که انسان را آفرید دستورالعمل چگونه زیستن و به کمال رسیدن او را هم برایش فرستاد) بدیهی است این کتاب قانون نیازمند به مبین و مفسر و مجری است و لذا قرآن میفرماید:
«قُلْ أَطِیعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ» (1)«مَّن یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ» (2)«لَّقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» (3)
آری تا وقتی پیامبرصلی الله علیه وآله حیات داشت، هدایت و رهبری جامعه و امت را عهدهدار بود و اطاعت او بر همگان واجب و سعادت آفرین بود و برای بعد از خود نیز اسلام و امت را رها و بیسرپرست نگذاشته،
در غدیر و حدیث ثقلین (که به طور متواتر در کتب روایی سنی و شیعه آمده است) بیان فرمود.
حذیفة بن یمان از پیامبرصلی الله علیه وآله نقل میکند: «إنّی تارک فیکم الثقلین کتاب اللَّه و عترتی اهل بیتی ما إن تمسکتم بهما لن تضلوا ابداً و انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض فتعلموا فهم و لا تعلموهم فانّهم اعلم منکم»؛(1)
من در بین شما (و برای سعادت شما) دو امانت گرانبها میگذارم کتاب خدا و عترت و اهل بیتم را که اگر به آن دو تمسک جوئید هرگز گمراه نمیشوید و این دو از یکدیگر جدا نشوند تا در کنار حوض بر من وارد شوند پس (معارف دین و راه کمال و نیک بخشی) را از اینان فرا گیرید و نخواهید که به آنان بیاموزید؛ زیرا آنها (به مراتب در هر مورد) دانا ترند.
حال سؤال این است که اهل بیتعلیهم السلام کیانند (پاکانی آگاه که تالی کتاب اللَّه و تبلور قرآنند و توان تبیین و اجرا و نگهبانی از قرآن را دارند و همانند پیامبرصلی الله علیه وآله الگوی علمی، عقیدتی و عملی میباشند؟)
انس بن مالک میگوید: «پیامبر خداصلی الله علیه وآله شش ماه هنگام صبح از درب خانه فاطمهعلیها السلام جهت نماز صبح میگذشت و میفرمود «ای اهل بیت! وقت نماز است نماز را بپا دارید و آنگاه آیه «إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ» (2)را تلاوت میکرد.» (3)و مشابه این حدیث را
عایشه و دیگران از پیامبرصلی الله علیه وآله نقل کردهاند.(1)
همچنین جابر بن عبداللَّه روایت کرده است: «پیامبرصلی الله علیه وآله امیرالمؤمنین علی و امام حسن، امام حسین و فاطمه زهراعلیهم السلام را فرا خواند و از جامهاش برآنان افکند، پس گفت: «اللهم هؤلاء اهلی اللهم هؤلاء اهلی» خدای اینان اهل بیت من هستند، اینان اهل بیت من هستند و در چند حدیث آمده است «اللهم هؤلاء عترتی».(2)
و در روایتی امام حسنعلیه السلام میفرماید: «جمعنا رسول اللَّهصلی الله علیه وآله و ایّاه فی کساء … ثم قال اللهم هولاء اهل بیتی و عترتی فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیراً» (3)پیامبرصلی الله علیه وآله همراه خویش ما را در عبایی جمع کرد و فرمود: خدایا اینان اهل بیت و عترت من هستند پس هرگونه رجس و ناپسندی را از آنان دور کن و آنان را پاک و پاکیزه گردان».
و همین طور در روایات سنی و شیعه آمده که پیشوایان بعد از پیامبر از خاندان پیامبرصلی الله علیه وآله و قریشی اند و تعدادشان دوازده نفر میباشد؛ از جمله در تفسیر آیه «وَالسَّمآءِ ذَاتِ الْبُرُوجِ» (4)اصبغ بن نباته از ابن عباس نقل میکند که پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: «أنا السماء و امّا البروج فالأئمة من أهل بیتی و عترتی أوّلهم علی و آخرهم المهدی و هم اثنا اعشر» (5)من آسمانم
1) 91. ر.ک. به کتابهای سنن بیهقی، ج 2، ص 149 و مستدرک صحیحین، ج 3، ص 147 و اثبات الهداة ج 3، ص 169؛ شواهد التزیل، ج 2، ص 35 که همه از کتب تاریخی و روایی اهل سنّت میباشد.
2) 92. و 3. شواهد التنزیل، ج 2، ص 16 و 17؛ فضائل الخمسه، ج 1، ص 235 و 243.
3) 93.
4) 94. سوره بروج، آیه 1.
5) 95. احقاق الحق، ج 13، ص 71؛ ینابیع المودة، ص 430.
و برج ها امامان از اهل بیت و عترتم میباشند، اوّل آنان علیعلیه السلام و آخرشان مهدی (عج) و اینان دوازده نفر هستند».
و در برخی روایات میگوید: «إنّ عدتهم کعدة الشهور» (1)همانا تعداد آن امامان مانند تعداد ماه هاست (دوازده عدد). و در فضیلت و برتری اهل بیتعلیهم السلام آیات و روایات فراوانی نقل شده که نگاهی گذرا و واقع بینانه گویای این حقیقت است که شیعه در عمل و اطاعت به توصیهها و سنت رسول خداصلی الله علیه وآله پیروی عترت پاکش را پذیرفته و با برهان و دلیل حقّ را یافته و تبعیت میکند، زیرا با ولایت اهل بیت پیامبر معالم دین و فلاح و صلاح زندگی را همراه با توحید کامل فرا میگیریم که در زیارت جامعه کبیره میخوانیم «.. بموالاتکم علّمنا اللَّه معالم دیننا و اصلح ما کان فسد من دنیانا و بموالاتکم تمت الکلمة … » به دوستی شما خداوند دستورات دین ما و اصلاح آنچه از دنیای ما فاسد شده بود آموخت و با ولایت شما کلمه توحید کامل شد … ». و روایات بسیاری است که این حقیقت رهنمون میگردد که به برخی از آنها در منابع روایی اهل سنّت اشاره میکنیم. باشد که حجّت بر همگان تمام شود.
1 - ابی ذر از پیامبرصلی الله علیه وآله نقل میکند که فرمود:
«إنّ مثل اهل بیتی مثل سفینة نوح من رکبها نجا و من تخلّف عنها غرق» (2)مثل اهل بیت من همانند کشتی نوح است هر کسی بر آن سوار گشت نجات یافت و هر کس سرباز زند غرق شود.
ابن عباس از آن حضرت روایت کرده است که فرمود:
2 - «إنّ اللَّه افترض طاعتی و طاعة اهل بیتی علی الناس خاصّه و علی الخلق کافَةً» (1)همانا خداوند اطاعت من و اهل بیتم را بر مردمان (مسلمانان) خصوصاً و بر همه خلق عموماً واجب نموده است.
3 - و در بیانی دیگر میفرماید: «لکل شئ اساس و اساس الدین حب اهل بیتی»؛(2)برای هرچیز پایه و اساس است و اساس دین محبت اهل بیت من میباشد. (چرا که راه رسیدن به عبودیت خدا و سعادت را جاوید در معرفت و محبت و تبعیت این اسوه ها و انسانهای صالح و کامل و دینشناس پاک قرار داده است).
4 - برتر از همه اینکه پیامبرصلی الله علیه وآله در روزهای پایانی عمرش تصریح فرمود: « … ألا إنّی مخلف فیکم کتاب ربّی عزوجل و عترتی اهل بیتی ثم اخذ بید علیعلیه السلام فرفعها فقال هذا علی مع القرآن و القرآن مع علی لا یفترقان حتی یردا علی الحوض فاسألوهما».(3)
آگاه باشید من برای شما قرآن و عترتم اهل بیتم را جانشین قرار میدهم و آنگاه دست علیعلیه السلام را گرفته، بلند کرد و فرمود: این علی با قرآن است و قرآن با علیعلیه السلام پس مسائل و مشکلات را از این دو سؤال کنید».
5 - و همچنین جابر بن عبداللَّه از پیامبرصلی الله علیه وآله نقل میکند: «من ابغض اهل البیت حشره اللَّه یوم القیامة یهودیاً و إن صام و صلی»؛(1)هر کسی بغض و دشمنی اهل بیت را داشته باشد، در روز قیامت یهودی محشور شود هرچند روزه بگیرد و نماز بخواند (یعنی عبادت بدون ولایت و محبت اهل بیت پیامبر مقبول نمیباشد).
و در کلامی دیگر میفرماید:
6 - «الزموا مودتنا اهل البیت فإنّ من لقی اللَّه (وهو یودنا) دخل الجنة بمتابعتنا والذی نفس محمّد بیده لاینفع عبداً عمله إلّا بمعرفة حقنا»؛(2)پیوسته ملازم مودت اهل بیت باشید چرا که هر کس خدا را ملاقات کند در حالی که دوستدار ما باشد با پیروی ما وارد بهشت گردد و سوگند به آنکه جان محمّد در دست اوست عمل هیچ بنده ای سودمند نخواهد بود مگر به وسیله معرفت حقّ ولایت ما.
و حضرت رضاعلیه السلام فرمود:
7 - «لاتدعوا العمل الصالح و الاجتهاد فی العبادة اتکالاً علی حب آل محمّدصلی الله علیه وآله لاتدعوا حب آل محمدصلی الله علیه وآله و التسلیم لامرهم اتکالاً علی العبادة
فإنه لایقبل احدهما دون الاخر»؛(1)هرگز به امید دوستی آل محمدصلی الله علیه وآله عمل صالح و تلاش در عبادت خدا را ترک مکنید و همچنین دوستی آل محمدصلی الله علیه وآله و تسلیم شدن در برابر امرشان را به امید عبادت رها نکنید چرا که هیچ یک از آن دو بدون دیگری پذیرفته نمیشود
1) 103. سفینة البحار، ج 1، ص 201؛ انوار البهیة، ص 347.
1- احقاق الحق، قاضی سیّد نور الدین، حسین مرعشی
2- الذریعة الی تصانیف الشیعه، شیخ آقا بزرگ تهرانی
3- الغدیر فی الکتاب والسنة و الادب، علامه شیخ عبدالحسین احمد امینی نجفی، الامام امیرالمؤمنینعلیه السلام، تهران
4- المفردات فی غریب القرآن، ابی القاسم الحسین بن علی (معروف به راغب اصفهانی)، تهران
5- الهدیة السنیة، ابن تیمیه
6- بحارالانوار، علامه شیخ محمد باقر مجلسی، دار احیاء التراث العربی، بیروت
7- تحریر الوسیله، آیةاللَّه العظمی امام خمینی(ره)
8- تفسیر روح المعانی، شهاب الدین سیدمحمود آلوسی بغدادی، داراحیاء التراث العربی، بیروت
9- تهذیب الاحکام، شیخ طوسی(ره)
10- درالمنثور، جلال الدین سیوطی
11- راه و رسم زندگی، الکسیس کارل ترجمه دکتر پرویز دبیری
12- سلفیگری (وهابیت)، علی اصغر رضوانی
13- سنن ابن ماجه، الحافظ ابی عبداللَّه محمد بن یزید قزوینی (207 - 275 ه) داراحیاء التراق العربی
14- سنن ترمذی، ابی عیسی محمد بن عیسی بن سورة ترمذی {297} دارالکتب العلمیه، بیروت
15- شرح نهجالبلاغه، ابن ابی الحدید، دارالجیل، بیروت
16- شواهد التنزیل لقواعد التفضیل فی الآیات النارته فی اهل البیت، حاکم حسکانی حداد حنفی نیشابوری.
17- صحیح بخاری، محمد بن اسماعیل بخاری، دارالفکر، بیروت.
18- عقائد اهل سنت و الجماعة در رد وهابیت و بدعت، مولانا خلیل احمد سهاونپوری (متوفی 346 ه) ترجمه عبدالرحمن سربازی، چابهار.
19- غایة المرام، علامه بحرانی، فضائل الخمسه، سیّد مرتضی فیروز آبادی.
20- قاموس قرآن، سیدعلی اکبر قریشی، دارالکتب الاسلامیه، تهران.
21- کامل الزیارات، ابوالقاسم جعفر بن محمد بن قولویه قمی (متوفی 368 ق)، مؤسسه النشر الفقاهه، قم.
22- کشف الارتیاب، سید محسن امین حسینی عاملی، کتابخانه بزرگ اسلامی.
23- کنزالعمال فی سنن الاقوال و الافعال، علاء الدین علی المتقی بن
حسام الدین هندی البرهان موزی {975} مؤسسة الرساله، بیروت
24- مجموعه آثار، شهید استاد مطهری، صدرا، تهران
25- مسند الامام احمد بن حنبل، دار صادر، بیروت
26- مصابیح الجنان، علامه السید العباس الحسینی الکاشانی، دار الفقه، قم
27- من لا یحضره الفقیه، ابوجعفر محمد بن علی بن حسین بابویه قمی (شیخ صدوق 381 ق) جامعه مدرسین، قم
28- نقدی بر اندیشه وهابیان، سید حسین موسوی قزوینی
29- نهجالبلاغه
30- نظری بر تاریخ وهابیت، زهرا مسجد جامعی.
31- وسائل الشیعه، علامه شیخ محمد بن الحسن الحُرّ العاملی، اسلامیه، تهران
32- وفاء الوفاء باخبار دارالمصطفی، علی بن عبداللَّه السمهودی، دارالاحیاء التراث العری، بیروت
33- وهابیت مبانی فکری و کارنامه عملی، استاد جعفر سبحانی
34- وهابتی ایده استعمار، مستر همفری - ترجمه احمد - ع.
35- ینابیع المودة، علاقه القندوزی.