ghaemiyeh.com
عنوان و نام پدیدآور : آفتاب مهر: (پرسشها و پاسخهای مهدوی) دفتر اول/ مولف جمعی از محققین مرکز تخصصی مهدویت؛ ویراستار محمدرضا مجیری.
وضعیت ویراست : [ ویراست ۲؟].
مشخصات نشر : قم: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج)، مرکز تخصصی امامت و مهدویت، ۱۳۸۸.
مشخصات ظاهری : ۲۸۶ص.
شابک : ۳۰۰۰۰ریال: 978-964-7428-51-4
یادداشت : نویسنده کتاب را دفتر اول فرض نموده است.
یادداشت : پشت جلد به انگلیسی: The light of affection.
یادداشت : چاپ چهارم.
یادداشت : عنوان روی جلد: آفتاب مهر: یکصدوده پرسش و پاسخ مهدوی.
یادداشت : کتابنامه: ص. [۲۸۳] - ۲۸۶؛ همچنین به صورت زیرنویس.
عنوان روی جلد : آفتاب مهر: یکصدوده پرسش و پاسخ مهدوی.
موضوع : محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم، ۲۵۵ق. - -- پرسشها و پاسخها
موضوع : مهدویت-- پرسشها و پاسخها
شناسه افزوده : مجیری، محمدرضا، ویراستار
شناسه افزوده : بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج). مرکز تخصصی امامت و مهدویت
رده بندی کنگره : BP۲۲۴/آ۶۵ ۱۳۸۸
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۴۶۲۰۷۶
شماره کتابشناسی ملی : ۲۰۰۰۳۸۵
آفتاب مهر (پرسش ها و پاسخ های مهدوی)
جمعی از محققین مرکز تخصصی مهدویّت
ناشر: انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج)
ویراستار: محمدرضا مجیری
طرح جلد و صفحه آرا: عباس فریدی
نوبت چاپ: سیزدهم/ تیرماه 1392
شابک: 978-964-7428-51-4
شمارگان: سهزار نسخه (تاکنون: شصت و دو هزار نسخه)
قیمت: 7000 تومان
تمامی حقوق© محفوظ است.
قم: انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج)، مرکز تخصصی مهدویت/ خیابان شهدا/ کوچه آمار(22)/ بن بست شهید علیان/ ص.پ: 119- 37135/ همراه: 09109678911/ تلفن: 7749565 و 7737801(داخلی117و116)/7841130 (فروش)/ 7841131 (مدیریت)/ فاکس:7737160 و 7744273
تهران: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج)/ تلفن: 88959049/ فاکس: 88981389/ ص.پ:355-15655
www.mahdi313.com
کد فایل: 09063-10
بسم الله الرحمن الرحیم
مقدمه13
فصل اول
ادیان، فرق و مذاهب
1.آیا اعتقاد به آمدن منجی در آینده مخصوص مسلمانان و به ویژه شیعیان است؟21
2.آیا یهود ظهور منجی آخر الزمان را قبول دارد؟22
3.دیدگاه انجیل و مسیحیت دربارة موعود چیست؟25
4.دیدگاه دین اسلام دربارة ظهور منجی چیست؟28
5.آیا دربارة امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اعتقاداتی وجود دارد که شیعه و اهل سنت در آنها اتفاق نظر داشته باشند؟30
6.نظر اهل سنت دربارة ولادت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چیست؟34
7.چرا اهل تسنّن معتقدند امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هنوز به دنیا نیامده است؟37
8.گرایش انجمن حجتیه در گذشته و برنامههای آنها را توضیح دهید؟40
فصل دوم
مهدی شناسی
9.چگونه میتوانیم سطح فکری و اعتقادی خود را در ارتباط با امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بالاتر برده و عمیقتر کنیم؟47
10.خلاصهای از زندگی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را تشریح کنید؟48
11.ویژگیهای حضرت مهدی چیست؟51
12.چگونه حضرت که در یک مکان است، ناظر همه جا میباشد؟53
13.لطفاً در مورد آیات و روایاتی که در مورد عرضه کردن اعمال ما به ائمه صحبت میکنند کمی توضیح دهید؟54
14.آیا موقع گناه، امامان علیهم السلام ناظر اعمال ما هستند و آیا اعمال ما به امام عصر علیه السلام عرضه میشود؟ اگر این چنین باشد، لقب «ستار العیوب» بودن خدا برای چیست؟56
15.اینکه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بر طبق روایاتی، دارای زن و فرزند هست، از نظر سند، معتبر است یا نه؟58
16.محل زندگی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در دوره غیبت کجا است؟ آیا داستان جزیره خضرا واقعیت دارد؟59
17.چطور ممکن است امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دارای عمری چنین طولانی باشد؟61
18.آیا عمر طولانی از نظر عقل امکانپذیر است؟64
فصل سوم
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در قرآن
19.قرآن کریم برای معرفی افراد از چه روشهایی استفاده کرده است؟69
20.با توجه به اینکه نام پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در تورات ذکر شده است، چرا نام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به صورت صریح در قرآن نیامده است؟71
21.آیا واسطه فیض بودن امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در نعمتها و در عالم وجود غیر از روایات، ریشه قرآنی هم دارد؟73
فصل چهارم
انتظار و منتظران
22.مقصود از انتظار فرج چیست؟81
23.چرا انتظار فرج، افضل اعمال است؟82
24.وظایف منتظران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف چیست؟84
25.چگونه میتوانم با حضرت ارتباط برقرار کنم؟86
26.چه کار کنم تا موفق شوم به آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نزدیک شوم؟87
27.چگونه میتوان رضایت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را به دست آورد؟89
28.دلیل دعا کردن برای سلامتی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف چیست؛ در حالی که خدای منّان، اراده دارد آن حضرت زنده و سلامت بماند؟92
فصل پنجم
یاران و نایبان عام و خاص
29.نایب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به چه کسی گفته میشود؟97
30.نایبان خاص امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چه کسانی بودند؟98
31.کدام گروه از افراد جامعه مصداق نایب عام هستند و وظیفه سرپرستی بر دوش آنان گذاشته شده است؟99
32.چگونه میتوان نایب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را در زمان غیبت شناخت؟101
33.ویژگیهای یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف چیست؟103
34.یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف چند نفرند و از چه شهرهایی هستند؟105
35.آیا انحصار یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به 313 نفر، یک نوع تبعیض نیست؟ چرا 313 نفر؟108
36.چرا بیشتر یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مرد هستند؟109
37.آیا تعداد 313 نفر از یاران خاص امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، همه همعصرِ زمانِ ظهور هستند یا افرادی از سابق نیز میان آنان میباشند؟110
38.یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هنگام ظهور،چگونه نزد آن حضرت اجتماع کرده و حاضر میشوند؟111
39.آیا با خواندن چهل بار دعای عهد، یار حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میشویم؟113
40.نقش زنان در انقلاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چیست؟114
فصل ششم
دوران غیبت
41.مراد از غیبت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چیست؟121
42.چه آثار و فوایدی بر وجود امام غائب مترتب است؟122
43.مسجد مقدس سهله در کوفه چگونه به نام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف معروف شد و پیدایش آن، بر اساس چه معیاری بوده است؟125
44.مسجد مقدس جمکران در قم چگونه به نام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف معروف شد و پیدایش آن، بر اساس چه معیاری بوده است؟127
45.چرا آن حضرت غایب شد؟129
46.اگر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بین مردم بود و مردم را به راه راست راهنمایی میکرد بهتر نبود؟ خداوند بر همه چیز قادر است و میتواند او را از شرّ کافران حفظ کند.133
47.غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دارای چه مراحلی بود؟ چرا؟134
48.آیا امامان در گذشته برای وقوع غیبت و آماده کردن شیعیان برای این امر زمینهسازی کردهاند؟136
49.عدهای از شیعیان، اعتقاد دارند مثلث برمودا، پایگاه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. آیا اسناد و شواهدی وجود دارد تا آن را به اثبات رساند؟137
50.مراد از سرداب غیبت چیست؟140
51.در روایتی خواندم که، هر حکومتی پیش از قیام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به وجود بیاید، حکومت طاغوت است. این حدیث را در رابطه با نظام فعلی ما توضیح دهید.141
فصل هفتم
ارتباط و ملاقات
52.حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میفرماید: «هر کس بگوید مرا دیده، دروغ گفته است»؛ در حالی که از شخصیتهای بزرگ نقل شده است که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را دیدهاند. این تناقض را حل کنید؟149
53.روایاتی میگوید: «هر کس در غیبت کبرا، ادعای رؤیت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را کرد، او را تکذیب کنید»؛ آیا این روایت، بر خلاف لطف کامل پروردگار نیست و آیا برخی عالمان و صلحا، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را زیارت نکردهاند؟152
54.آیا میتوان به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نامه نوشت؟ چه شرایطی باید رعایت شود؟154
55.آیا شخصی که گناه کرده است، میتواند با امام زمان علیه السلام ارتباط داشته باشد؟157
56.عشق و محبت دو سویه دربارة ما و امامان علیهم السلام چگونه است؟159
فصل هشتم
آخرالزمان
57.آخر الزمان یعنی چه؟ آیا ما در آخر الزمان هستیم؟165
58.مراد از گسترش و فراگیر شدن ظلم در آخرالزمان و پیش از ظهور چیست؟168
59.شنیدهایم در روایات آمده که دینداری در آخرالزمان مثل گرفتن آتش در دست است. چرا دینداری در آخرالزمان، سختتر از زمانهای دیگر است؟171
60.معنای این جمله که میگویند: «هنگام ظهور، از اسلام و قرآن، چیزی جز نام باقی نمانده است»، چیست؟174
61.منظور از «آرماگدون» چیست؟ و غربیها در این مورد چه فعالیتهایی را انجام دادهاند؟175
62.تفکرات حاکم بر فیلمهای امریکایی (هالیوود) دربارة تسخیر جهان و اینکه کسی می آید و جهان را به هم میریزد چگونه تحلیل میشود؟178
63.فیلمهایی مانند «روز استقلال»، «نوستراداموس» یا «بازی جهنم خلیج فارس» چه ارتباطی با موضوع مهدویت دارد؟181
64.ماجرای کنفرانس تلآویو و مصوبات آن چیست؟182
65.چه سیاستهایی در فیلمسازی هالیوود دنبال میشود؟183
فصل نهم
ظهور، علایم و شرایط آن
66.اساس و بنیان حرکت و نهضت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آیا بر پایه معجزه است یا روندی عادی و طبیعی مانند انقلابهای دیگر جهان دارد؟187
67.مراد از شرایط ظهور چیست؟ با علایم ظهور چه تفاوتی دارد؟191
68.برای آن که ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف واقع شود، چه شرایطی باید موجود باشند؟192
69.با توجه به اینکه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور نمیکند، مگر اینکه جهان پر از ظلم شود، آیا این روایت با دعوت انسانها به آمادهسازی شرایط فرج، منافات ندارد؟196
70.آیا با توجه به شرایط کنونی جهان، زمینهها و شرایط برای ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آماده است؟200
71.دنیا و مردم، چه شرایطی باید داشته باشند تا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور کنند؟201
72.امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف آمدنی است یا آوردنی؟203
73.چرا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور نمیکند؟ مانع عمده ظهور چیست؟204
74.انقلاب اسلامی ایران، چه نقشی در امر قیام و ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دارد؟206
75.هنگام ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ایران اسلامی ما، در چه شرایط و موقعیت اجتماعی است؟209
76.با وجود پیشرفت علم و با وجود سلاحهای مدرن، آیا جنگ امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با شمشیر خواهد بود؟211
77.مراد از علایم ظهور چیست؟212
78.علایم ظهور کدامند؟213
79.کدام یک از علایم ظهور واقع شده است؟216
80.آیا به نظر شما، نشانههای ظهور نزدیک است یا این، صِرف تصوراتی است که ما داریم؟217
81.دجال کیست؟218
82.خراسانی کیست؟221
83.منظور از قتل نفس زکیه چیست؟222
84.دربارة سید حسنی توضیح دهید.225
85.دربارة یمانی توضیح دهید.228
86.سفیانی کیست؟ دربارة او توضیح دهید.229
87.جهان در آستانه ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در چه شرایطی است؟230
88.آیا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از زمان ظهور خود اطلاع دارد؟235
89.حضرت صاحبالزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام خود را از کجا آغاز میکند؟237
90.چرا حضرت در مکه ظهور میکند؟238
91.دربارة جنگهای زمان ظهور سخنانی گفته میشود، حقیقت آن چگونه است؟239
92.زمان ظهور حضرت حجت، چه وقتی است؟242
93.حضرت علی علیه السلام، هنگام قبول خلافت، فرمود: «علّت قبول خلافت از سوی من، عهد و مسؤولیتی است که خدا از عالمان و دانشمندان گرفته است که برابر شکمبارگی ستمگران و گرسنگی ستمدیدگان و بیچارگان سکوت نکنند. اینک مردم، اطراف مرا گرفته و اصرار به قبول آن دارند». چرا اکنون که مردم، این همه استغاثه میکنند و فریاد تمنای ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف سر میدهند و ظلم و جور، بیداد میکند و فقر، گریبانگیر ملتها شده است، حضرت نمیآید؟244
فصل دهم
دوران ظهور و حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
94.آیا پروژه جهانی سازی یا فرایند جهانی شدن با حکومت جهانی امام مهدی، همگرایی دارد یا واگرایی؟249
95.آیا انقلاب مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف الزاماً به حکومت واحد جهانی میانجامد؟251
96.آیا با ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف همه مردم مسلمان میشوند؟254
97.برنامه حکومتی و اصلاحی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چیست؟258
98.آیا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و اصحابش در عصر ظهور از امدادهای غیبی برخوردارند؟261
99.منظور از کشته شدن شیطان به دست امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف چیست؟264
100.اگر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، شیطان را بکشند، مردمان پس از ظهور، از فریبهای شیطان در امان خواهند ماند. این، چگونه با عدالت خدا سازگار است؟266
101.آیا پس از ظهور یا قیام یا تشکیل حکومت بقیة الله کسی هم گناه میکند؟ اختیار چه میشود؟269
102.برخی میگویند با توجه به روایات در زمان امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف امکان گناه کردن وجود ندارد، آیا این گفتهها درست است؟271
103.اگر در زمان امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف امکان گناه وجود دارد پس چرا ظلم و گناه صورت نمیگیرد و یا بسیار اندک است؟272
104.سیمای دوران ظهور و دوران حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چگونه است؟273
105.نقش و برنامه حضرت عیسی علیه السلام در حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چیست؟276
106.آیا حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هنگام ظهور خود، احکام جدید میآورد؟277
107.منظور از دین و قرآن جدیدی که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف میآورد، چیست؟279
108.حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چه مدت به طول میانجامد؟281
109.آیا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، بعد از ظهور، به شهادت میرسد؟282
110.رجعت چیست؟ لطفاً آن را به صورت کامل توضیح دهید؟284
فهرست منابع287
کتابنامه289
اسلامگرایی و گسترش اندیشة دینی در دهههای اخیر و رشد روز افزون تشنگان مباحث اسلامی به خصوص معارف مهدویت در میان جوامع اسلامی، دشمنان را بر آن داشته که در مقابل این سیل خروشان، سدی ایجاد کنند تا شاید از امواج آن بکاهند و روند آن را کندتر کنند. در این راستا دشمن برای مبارزه با اسلام گرایی راههای مختلفی را در پیش گرفته است از جمله تهیه فیلمهای سینمایی کارتونی، بازیهای رایانهای، تبلیغات گسترده بر علیه اسلام و... در این میان شاید بتوان ادعا کرد که از میان آموزههای دینیِ اسلامی، مهدویّت از مهمترین و اثرگذارترین آموزهها است. در حقیقت حیات جوامع اسلامی و امید به آینده روشن در اعتقاد به این آموزه و ایمان به آن نهفته است. دشمن به این مسأله پی برده و با تمام توان شروع به فعالیت علیه این آموزه حیاتی کرده است. انکار این آموزه، سعی در ایجاد تحریف در آن، تحمیل مدلها و نمونههای ساخته خود به عنوان مدل مهدوی به جوامع انسانی و اسلامی، حمایت از مدعیان و القاء سؤالات و شبهات از جمله تلاشهای آنان است.
در نگاه اول این حرکت دشمن بسیار آسیبزا و مخرب است؛ اما در حقیقت مصداق روشن این سخن است که: «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد»؛ چرا که ماندن در شک و تردید اگرچه جایگاه بدی است ولی معبر و گذرگاه خوبی است برای مؤمنانی که با پیگیری
مسأله و تحقیق و سؤال از اهل علم و دانایانِ به آن موضوع، به نتیجه قطعی میرسند و ایمان و معرفت خود را افزایش میدهند. شهید مطهری رحمة الله در این زمینه میفرماید:
... اگر این تشکیکات وارد جامعه نشود خطر است، اگر وارد نشود کم کم مردم آن حالت دینی شان رو به تحجر و نه تحجّر که رو به عفونت می رود. درست مثل آب کاملاً صافی که آن را در حوض قرار می دهیم و اگر مدتی بماند می گندد. اگر در مردم یک حالت آرامشی باشد و بر معتقدات دینی و مذهبی تازیانه شک نخورد در آن صورت عوام، پیشتاز آن معتقدات می شوند. وقتی عوام پیشتاز بشوند دائم از خودشان چیزی می سازند....(1)
امام صادق علیه السلام میفرماید:
العالم بزمانه لا تهجم علیه اللوابس؛ کسی که زمان شناس است شبهات بر او هجوم نخواهد آورد.(2)
با این نگاه هر انسان مؤمن با درک صحیح از زمان خود، باید به دنبال محکم کردن اعتقادات و ایمان خود باشد تا گرفتار شبهات نشود.
امام علی علیه السلام میفرماید:
من عرف الایام لم یغفل عن الاستعداد؛ هر کس که روزگار خود را شناخته باشد و زمانشناس باشد از
آمادگی غافل نخواهد شد.(1)
در جبهه دفاع از اعتقادات و پاسخ به شبهات و سؤالاتِ مردم، علمای دین همیشه در صف مقدم مبارزه بودهاند و با جهاد علمی و عملی خود برگهای زرینی را در طول تاریخ برای مذهب تشیع به ثبت رساندهاند. این جهاد علمی سیرهای بوده در میان علمای بیدار و آگاه شیعه. مرحوم شیخ صدوق در مورد تألیف کتاب شریف کمال الدین و تمام النعمة میفرماید:
انگیزه من در تألیف این کتاب آن بود که چون آرزویم در زیارت علی بن موسی الرضا علیه السلام برآورده شد به نیشابور برگشتم و در آنجا اقامت گزیدم و دیدم بیشتر شیعیانی که به نزد من آمد و شد میکردند در امر غیبت حیرانند و درباره امام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف شبهه دارند و از راه راست منحرف گشته و به رأی و قیاس روی آوردهاند پس با استمداد از اخبار وارده از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه اطهار علیهم السلام تلاش خود را در ارشاد ایشان بکار بستم تا آنها را به حق و صواب دلالت کنم تا این که شیخی از اهل فضل و علم و شرف که از دانشمندان قم بود... یک روز که برایم سخن میگفت کلامی از یکی از فلاسفه و منطقیان بزرگ بخارا نقل کرد که آن کلام، او را در مورد قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف حیران ساخته بود و به واسطة طول غیبتش و انقطاع اخبارش او را به شک و تردید انداخته بود. پس من فصولی در اثبات
1) کافی، ج8، ص23، ح4.
وجود آن حضرت علیه السلام بیان کرده و اخباری از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه اطهار علیهم السلام در غیبت آن امام، روایت کردم و او بدان اخبار آرامش یافت و شک و تردید وشبهه را از قلب او زایل ساخت و احادیث صحیحی را که از من فرا گرفت به سمع و طاعت و قبول و تسلیم، پذیرفت و از من درخواست کرد که در این موضوع کتابی برایش تألیف کنم، من نیز درخواست او را پذیرفتم...».(1)
به این شکل کتابهای زیادی از علمای ما برای پاسخ به شبهات و سؤالات، تألیف و چاپ شده است که بر اهل فن و تحقیق پوشیده نیست.
در این راستا واحد پرسش و پاسخ مرکز تخصصی مهدویت، برای پاسخگویی به سؤالات و شبهات دینی با موضوع مهدویت، از سال 83 فعالیت خود را آغاز کرده و از طریق تلفن، اینترنت، نامههای پست جواب قبول و برگزاری جلسات، پاسخگوی سؤالات مخاطبان خود میباشد.
این مجموعه نتیجة تلاش بیوقفه اساتید، محققان و دانشپژوهان مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم میباشد که در سه دفتر آماده میشود و در حال حاضر دفتر اول آن با موضوعات مختلف در قالب 110 پرسش ارایه میشود. از ویژگیهای این مجموعه میتوان به نکات ذیل اشاره کرد:
ـ نویسندگان و پاسخگویان به سؤالات، از اساتید و محققان مجموعه تخصصی مهدویت میباشند لذا از اتقان و محتوای علمی
1) کمال الدین، ج1، مقدمه کتاب، ص8، ترجمه منصور پهلوان.
برخوردار است در عین اینکه سعی شده مطالب به صورت روان و ساده بیان شود تا عموم جامعه از آن بهرمند شود.
ـ سوالات طرح شده، سؤالاتی است که طی سالهای گذشته توسط جویندگان معارف مهدوی مطرح شده و پاسخهای آنها را دریافت کردهاند و در حقیقت این سؤالات از عینیت جامعه جمعآوری شده است.
ـ حتیالمقدور عین سؤالات مخاطبان چاپ شده تا جذابیت آن حفظ شود.
در پایان برخود لازم میدانیم که از مدیر محترم مرکز تخصصی مهدویت جناب حجتالاسلام مجتبی کلباسی و کلیه اساتید، محققان گرانقدر و دانشپژوهانی که در پاسخگویی به سؤالات، این مجموعه را یاری کردهاند تشکر کنیم به خصوص جناب حجتالاسلام مهدی یوسفیان و جناب حجتالاسلام تقی حاتمی که زحمت بسیاری برای آمادهسازی این مجموعه متحمل شدند و در نهایت با نظارت علمی و اصلاح مطالب، کار را به سرانجام رساندند.
امید است که با توفیق حضرت حق" و عنایات ویژة حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، دفتر دوم و سوم نیز برای استفادة طالبان و تشنگان حقیقت آماده و ارایه شود.
مرکز تخصصی امامت و مهدویت حوزه علمیه قم
واحد پاسخ به سؤالات
فوتوریسم(1)به معنای اعتقاد به ظهور یک نجات دهنده بزرگ آسمانی و امید به آینده روشن که در آن، نگرانی ها و هراس ها مرتفع گردد و به برکت ظهور یک شخصیت ممتاز الهی، همه تاریکی ها از پهنه گیتی برچیده شود و ریشه ظلم و جهل و تباهی از روی کره زمین برکنده شود، یک اعتقاد عمومی ثابت است که همواره، همهجا و همه زمان ها، نزد تمام ملت ها شایع و رایج بوده است.
در کتابهای مربوط به مذاهب به نامها و القاب مختلفی از منجی بر میخوریم؛ برای نمونه
ـ در مذهب یهود: ماشیح؛
ـ در مذهب مسیحیت: مسیح؛
1) fotorism
ـ در مکتب زرتشت: سوشیانس؛
ـ در مکتب هندوها: ویشنو، کلکی یا کلکین؛
ـ در مکتب بودا: بودای پنجم میتریه؛
ـ در مذهب اسلام: مهدی، قائم؛
آنچه از تاریخ امت ها استفاده می شود، این است که مسأله عقیده به ظهور یک رهبر مقتدر الهی و آمدن مصلحی در آخرالزمان، به نام منجی موعود جهان، به قدری اصیل و ریشه دار است که در اعماق دل ملت ّها و پیروان همه ادیان الهی و تمام اقوام و ملل جهان جا گرفته است، تا جایی که در طول تاریخ بشریت، انسان ها در فراز و نشیب های زندگی، با یادآوری ظهور چنین رهبر مقتدری، پیوسته خود را از یأس و ناامیدی نجات می دادند و در انتظار ظهور آن مصلح موعود جهانی در پایان جهان، لحظه شماری می کنند.
در کتاب تورات و ملحقات آن، بشارتهای زیادی دربارة آمدن موعود و ظهور مصلحی جهانی در آخرالزمان آمده است که به قسمتی از آن اشاره می شود:
الف. بشارت ظهور در زبور داوود:
در بیش از 35 بخش از مزامیر صدوپنجاهگانه، نوید ظهور آن موعود
امم و منجی عالم موجود است:
زیرا که شریران منقطع می شوند؛ امّا متوکلان به خداوند، وارث زمین خواهند شد؛ چون که بازوهای شریران شکسته می شود و خداوند، صدیقان را تکیه گاه است. خداوند، روزهای صالحان را می داند و میراث ایشان ابدی خواهد بود. صدیقان، وارث زمین شده، ابداً در آن ساکن خواهند شد؛ امّا عاصیان، عاقبت، مستأصل و عاقبت، شریران، منقطع خواهند شد.(1)و(2)
ب. بشارت ظهور در کتاب اشعیای نبی :
در بخشی از این کتاب، خداوند، قریب الوقوع بودن تحقّق عدالت خویش را وعده می دهد و مؤمنان را به اجرای عدالت فرا می خواند و می گوید:
انصاف را نگاه بدارید، عدالت را جاری کنید؛ زیرا که آمدن نجات من و منکشف شدن عدالت من، نزدیک
1) کتاب مزامیر، مزمور37، بندهای 9 ـ 38.
2) همچنین در مزمور 72 آمده است: از دریا تا به دریا و از نهر تا به اقصا زمین، سلطنت خواهد کرد. تمامی ملوک، با او کرنش خواهند کرد و تمامی امم او را بندگی خواهند کرد؛ زیرا، فقیر را وقتی که فریاد می کند و مسکین که نصرت کننده ندارد، خلاصی خواهد داد. و به ذلیل و محتاج، ترحم خواهد فرمود و جان های مسکینان را نجات خواهد داد. قوم ها را به انصاف داوری خواهد کرد. آسمان شادی کند و زمین مسرور گردد.
است.(1)
آن گاه، انصاف، در بیابان، ساکن خواهد شد و عدالت، در بوستان مقیم خواهد گردید و عمل عدالت، سلامتی و نتیجه عدالت، آرامی و اطمینانِ خاطر خواهد بود تا ابدالآباد. و قوم من، در مسکن سلامتی و در مساکن مطمئن و در منزل های آرامی، ساکن خواهند شد.(2)
ج. بشارت ظهور در کتاب زکریای نبی:
در آن روز، یهوه [خدا] بر تمامی زمین پادشاه خواهد بود و در آن روز، یهوه واحد خواهد بود و اسم او واحد.(3)
د. بشارت ظهور در کتاب دانیال نبی :
امیر عظیمی که برای پسران قوم تو ایستاده، خواهد برخاست و چنان زمان تنگی خواهد شد که از حینی که امتی به وجود آمده است تا امروز، نبوده و در آن زمان، هر یک از قوم تو که در دفتر مکتوب یاد شود، رستگار خواهد شد و بسیاری از آنانی که در خاک زمین خوابیده اند، بیدار خواهند شد؛ امّا اینان به جهت حیات جاودانی و آنان به جهت خجالت و حقارت جاودانی. و حکیمان، مثل روشنایی افلاک خواهند درخشید و آنانی که بسیاری را به راه عدالت رهبری می کنند؛ مانند
ستارگان خواهند بود تا ابد الآباد. امّا تو ای دانیال! کلام را مخفی دار و کتاب را تا زمان آخر، مهر کن . بسیاری به سرعت تردد خواهند کرد و علم افزوده خواهد گردید. خوشا به حال آن که انتظار کشد!(1)
ه. بشارت ظهور در کتاب حبقوق نبی:
اگر چه تأخیر نماید، برایش منتظر باش؛ زیرا که البته خواهد آمد و درنگ نخواهد کرد..؛ بلکه جمیع امت ها را نزد خود جمع می کند.(2)
نام کتاب مقدس مسیحیان، انجیل است که به دست چهار نفر جمعآوری شده و به نام نویسندگان آن مشهور گشته است. انجیل کنونی، مشتمل بر چهار انجیل متّی، مرقس، لوقا و یوحنا است. اینک، متن برخی از آن بشارت ها را که در انجیل آمده است، می آوریم:
الف. انجیل متی:
و فوراً بعد از مصیبت آن ایام، آفتاب، تاریک گردد و
ماه، نور خود را ندهد و ستارگان از آسمان فرو ریزند و قوت های افلاک، متزلزل گردد. آن گاه علامت پسر انسان در آسمان پدیدار گردد و در آن وقت، جمیع طوایف زمین، سینه زنی کنند و پسر انسان را ببینند که بر ابرهای آسمان، با قوّت و جلال عظیمی می آید.(1)
ب. انجیل مرقس:
عیسی، خطاب به حواریون گفت: «زنهار کسی شما را گمراه نکند؛ زیرا که بسیاری به نام من آمده، خواهند گفت که من هستم و بسیاری را گمراه خواهند کرد؛ امّا چون جنگ ها و اخبار جنگ ها را بشنوید، مضطرب مشوید؛ زیرا که وقوع این حوادث، ضروری است. لیکن انتها، هنوز نیست؛ زیرا که امتی بر امتی و مملکتی بر مملکتی خواهند برخاست و زلزله ها در جای ها، حادث خواهد شد و اغتشاش ها پدید می آید و این ها، ابتدای دردها می باشد، لیکن شما از برای خود احتیاط کنید.
ولی از آن روز و ساعت، غیر از پدر، هیچ کس اطلاع ندارد، نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم. پس بیدار شده و دعا کنید؛ زیرا نمی دانید آن وقت کی می شود در شام یا نصف شب یا بانگ خروس یا صبح . مبادا ناگهان آمده، شما را خفته یابد.(2)
ج. انجیل لوقا:
و کمرهای خود را ببندید، چراغ های خود را افروخته بدارید. خوشا به حال آن غلامان که آقای ایشان چون آید، ایشان را بیدار یابد. پس شما نیز مستعد باشید؛ زیرا در ساعتی که گمان نمی برید، پسر انسان می آید .(1)
د. انجیل یوحنا:
و بدو قدرت بخشیده است که داوری هم بکند؛ زیرا که پسر انسان است و از این تعجب نکنید؛ زیرا، ساعتی می آید که در آن، جمیع کسانی که در قبورند، آواز او را خواهند شنید و بیرون خواهند آمد.(2)
لازم به ذکر است در انجیل و ملحقات آن، هشتاد بار کلمه «پسر انسان» آمده است که فقط سی مورد آن، با حضرت عیسی مسیح قابل تطبیق است؛ امّا پنجاه مورد دیگر، از نجات دهنده ای سخن می گوید که در آخرالزمان و پایان روزگار ظهور خواهد کرد.(3)
در دین مقدس اسلام، مسأله موعود و منجی، به روشنی مطرح شده است. قرآن، کتاب آسمانی مسلمانان، در آیات متعدد به حاکمیت صالحان بر زمین و غلبه دین حق، اشاره دارد. از جمله آنها آیه 105 از سوره انبیا است.(1)خداوند، در این آیه تصریح می کند که زمین را بندگان صالح من به ارث می برند و در اختیار می گیرند. همچنین تصریح می کند که این امر، حقیقتی است که در کتب انبیای گذشته نیز بدان اشاره شده است. در آیه 55 از سوره نور خداوند، به انسان هایی که ایمان آورده و عمل صالح انجام دادند، وعده می دهد که خلافت و حکومت در زمین را به آنان وامی گذارد و دینشان را پابرجا و برقرار می سازد و در چنین زمانی، آرامش و امنیت کامل، در جهان ایجاد می شود و آدمیان به عبادت و بندگی خدا می پردازند.
خداوند، در سه جای قرآن (توبه: 33 و 34؛ فتح: 28؛ صف: 8) تصریح می کند، دین اسلام بر همه ادیان غلبه خواهد کرد؛ هر چند
1) و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر أنَّ الارض یرثها عبادی الصالحون؛ در «زبور» بعد از ذکر (تورات) نوشتیم: «بندگان شایستهام وارث (حکومت) زمین خواهند شد».
کافران و مشرکان نخواهند و خود را شاهد بر چنین رویدادی معرفی می کند. البته، با توجه به روایاتی که در تفسیر و تبیین آیات الهی از پیشوایان معصوم صادر شده است، می توان دریافت که بیش از 250 آیه از آیات قرآن، به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و حاکمیت عدل و دین، اشاره دارد.(1)
علاوه بر قرآن کریم، در کتب روایی مهم شیعه و سنی روایات متعددی دربارة او ذکر شده است، کتاب های متعددی نیز ویژه آن حضرت به رشته تحریر در آمده است؛ برای نمونه، میتوان از کمال الدین و تمام النعمة، اثر شیخ صدوق، الغیبة، نوشته نعمانی و کتاب الغیبة، نوشتة شیخ طوسی از علمای گذشته و منتخب الاثر، اثر لطف الله صافی گلپایگانی از علمای معاصر شیعه، نام برد یا به الفتن، اثر ابن حماد و الاربعین، تألیف ابونعیم اصفهانی از اهل سنت اشاره کرد.
پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
مهدی از عترت من از نسل فاطمه علیها السلام است.(2)
1) ر.ک: معجم احادیث الامام مهدی، ج5.
2) در سنن ابوداوود که از کتاب های مهم اهل سنّت است، در باب «ما جاء فی المهدی» حدیث شماره 3735 از ام سلمه نقل شده است که: سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یقول: «المهدی من عترتی من ولد فاطمة»؛ شنیدم پیامبر فرمود: «مهدی، از عترت من از نسل فاطمه است». در حدیث شماره 3736 از ابی سعید خدری نقل شده است که رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «المهدی منّی اجلی الجبهة اقنی الانف یملأ الارض قسطا و عدلاً کما ملئت جورا و ظلما؛ مهدی، از من است. پیشانی او آشکار و هویدا است، بینی بلند و کشیده دارد. زمین را از عدل و داد پر می کند، همان طور که از ظلم و جور پر شده است»، الطرائف فی معرفة مذاهب الطوئف، ص177، ح 278.
ذکر این نکته مناسب است که به اعتقاد شیعه، امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرزند امام حسن عسکری علیه السلام است که در سال 255ق به دنیا آمد و اکنون در پس پردة غیبت قرار دارد و تا زمانیکه خداوند اذن ظهور و قیام دهد، زنده است؛ ولی به اعتقاد اهل سنت، او به دنیا نیامده است؛ بلکه درآخرالزمان و حدود چهل سال پیش از ظهورش، متولد خواهد شد.
با رجوع به روایات موجود در منابع روایی و با نگاه به کلمات بزرگان و علمای هر دو مذهب، به موارد متعددی برمیخوریم که مورد قبول و اتفاق آنها میباشد، از جمله:
الف. هر دو گروه، ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را امری قطعی میدانند. مرحوم شهید صدر رحمة الله از علمای بزرگ شیعه در اینباره میفرماید:
به راستی اعتقاد به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به عنوان پیشوای منتظر
برای تغییر جهان به جهانی بهتر، در احادیث پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به طور عموم و در روایات اهلبیت علیهم السلام به طور خصوص آمده است و به حدی بر این مسأله تاکید شده است که جای هیچ شکی برای انسان باقی نمیگذارد….(1)
ناصر الدین البانی از بزرگان اهل سنت میگوید:
اما مسأله مهدی، باید دانسته شود که دربارة خروج او احادیث صحیح بسیاری وارد شده است….(2)
ب. یکی دیگر از مسائل مورد قبول هر دو گروه، موضوع فراگیر بودن دعوت و حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. خداوند متعال در قرآن کریم به این مطلب اشاره کرده و میفرماید:
«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ...»(3)خداوند، به کسانی از شما بندگان که ایمان آورده و نیکوکار شوند، وعده داده است آنان را بر روی زمین خلافت دهد….
امام باقر علیه السلام دربارة گستره حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود:
قائم علیه السلام 309 سال مالک زمین میشود و در آن، حکومت میکند؛ همانگونه که اهل کهف در غارشان درنگ کردند. زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد، آن گونه که پر از ظلم و جور شده باشد. خداوند برای او شرق و
غرب عالم را فتح خواهد کرد…».(1)
احمد بن حنبل(2)از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرده است که فرمود:
زمین پر از ستم و ظلم میشود. در این هنگام، شخصی از عترتم خروج می کند و در مدت هفت یا نه سال مالک کل زمین خواهد شد. در این هنگام، زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد.(3)
ج. هر دو گروه، اتفاق دارند که لقب منجی جهانی، «مهدی» است.
مرحوم علامه مجلسی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل میکند که فرمود:
مهدی خروج میکند، در حالی که بالای سر او ابری است و میان آن ابر، کسی است که ندا میکند: «این، مهدی خلیفه خدا است. او را پیروی کنید».(4)
حاکم نیشابوری از علمای حدیث عامه به سند خود از ابو سعید خدری نقل کرده که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
1) «یملک القائم ثلاثمائة سنة ویزداد تسعا کما لبث اهل الکهف فی کهفهم، یملأ الارض عدلا و قسطا کما ملئت ظلما و جورا فیفتح الله له شرق الارض و غربها» ؛ بحار الانوار، ج52، ص390.
2) احمد بن حنبل از بزرگان عام ّ ه و سرسلسله گروه حنابله میباشد.
3) «تملأ الارض ظلما و جوراً ثم یخرج رجل من عترتی یملک سبعا او تسعا فیملأ الارض قسطا و عدلا»، مسند احمد، ج3، ص28.
4) «یخرج المهدی و علی رأسه غمامة فیها مناد ینادی هذا المهدی خلیفة الله فاتبعوه» ؛ بحارالانوار، ج51، ص81.
«المهدی منا اهل البیت؛ مهدی، از اهلبیت است».(1)
د. هر دو گروه اعتقاد دارند که مهدی موعود علیه السلام از فرزندان فاطمه زهرا علیها السلام است.
امام باقر علیه السلام فرمود:
«المهدی رجل من ولد فاطمة؛ مهدی مردی از اولاد فاطمه است».(2)
در روایات اهل سنت نقل شده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
«المهدی من ولد فاطمه(3)مهدی از اولاد فاطمه است».
ه. نزول حضرت عیسی علیه السلام و اقتدای او به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از دیگر اموری است که هر دو گروه به آن اشاره کردهاند.
امام صادق علیه السلام فرمود:
نازل میشود روح الله عیسی بن مریم، پس نماز میخواند [حضرت عیسی علیه السلام] پشت سر او [امام مهدی علیه السلام].(4)
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
از ما است کسی که عیسی بن مریم به او اقتدا کرده و نماز می گزارد. (5)
و. معرفی و بیان علایم ظهور نیز از دیگر امور مورد اتفاق است.
جابر از امام باقر علیه السلام نقل میکند:
پس فرود میآید امیر لشکر سفیانی [همراه لشکرش] به [زمین] بیداء. پس منادی از آسمان ندا دهد: «ای بیداء نابود کن قوم [= لشکر] را. پس آنها را در خود فرو میبرد.(1)
عایشه از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرده است:
لشکری آهنگ کعبه میکند. پس هنگامی که به زمین بیداء درآمدند، [زمین] همه آنها را فرو میبرد.(2)
البته موارد اتفاقی دیگری نیز وجود دارد، مانند: امدادهای الهی، طلوع خورشید از مغرب، مشخصات ظاهری امام، فراوانی نعمت در زمان ظهور، گسترش امنیت و عدالت در عصر ظهور، رفاه و آسایش اقتصادی، غلبه اسلام بر تمام ادیان دیگر و....
میان عامه دربارة این موضوع دو دیدگاه وجود دارد:
الف. اکثر آنان ولادت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را قبول ندارند؛ بلکه معتقدند او در آخر الزمان به دنیا میآید.
ب. برخی از آنان، ولادت حضرت را پذیرفتهاند؛ برای نمونه، موارد زیر ارائه می شود:
در تألیف کتاب، اخبار و روایات مربوط به مهدی صاحب الزمان را از غیر از طرق شیعه نقل کرده ام؛ هرچند آنچه که شیعه در این زمینه معتقد است و پذیرفته است، صحیح و نقل آن، درست است.(1)
مهدی منتظر، در سال 258ق، در سامرا متولد شد. پدرش، حسن بن علی بن محمد بن علی الرضا بن
1) این کتاب، مشتمل بر 25فصل است که در هر فصل، تنها روایاتی را که از دیدگاه اهل سنت معتبر است، نقل می کند. برخی از فصلهای کتاب عبارت است از: مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در آخرالزمان خروج می کند؛ مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از نسل فاطمه زهرا علیها السلام است؛ حضرت عیسی علیه السلام در آخرالزمان به او اقتدا می کند؛ نام و کنیه اش، همانند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است؛ صفات و رنگ و چهره ی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ؛ مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، امام صالحی است که خلیفةالله است. فصل بیست و پنجم این کتاب، در این زمینه است که مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از زمان غیبتش که در سرداب سامرا اتفاق افتاد، تاکنون زنده و باقی است. او، به اشکالاتی که در زمینه طول عمر حضرت و غیبت آن بزرگوار وجود دارد، پاسخ می دهد.
موسی الکاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن علی زین العابدین بن حسین بن علی المرتضی علیهم السلام است. نام او محمد و کنیه اش ابوالقاسم و از القاب او حجت و خلف صالح و منتظر است.(1)
حضرت حجت مهدی، محمد بن حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب علیهم السلام است. کنیه او، ابوعبدالله و ابوالقاسم است و او است حضرت حجت و صاحب الزمان و قائم منتظر.(2)
1) او سپس روایاتی را از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دربارهی مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف نقل می کند مبنی بر این که: «مهدی، از نسل من و از فرزندان فاطمه علیها السلام و هم نام من است؛ در آخرالزمان قیام می کند و زمین را از عدل و داد پر می کند، بعد از آن که از ظلم و جور پر شده است. این قیام، حتمی است، حتی اگر یک روز از عمر دنیا بیش تر باقی نمانده باشد». وی پس از ذکر این روایات، آنها را بر همان ابوالقاسم محمد بن حسن بن علی … علی ابن ابی طالب علیهم السلام متولد 255ق تطبیق می کند و به اشکال ها و شبهاتی که در اینباره ممکن است مطرح شود، پاسخ می دهد.
2) عبدالله بن عمر در روایتی نقل می کند که رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: در آخرالزمان، مردی از فرزندان من قیام می کند که نام او همانند نام من و کنیه اش همانند کنیه من است و زمین را از عدل و داد پر می کند پس از آن که از ظلم و جور پر شده است.
«مهدی [علیه السلام]، فرزند حسن عسکری[علیه السلام] است که در نیمه شعبان سال 255ق متولد شد و زنده باقی خواهد ماند، تا با عیسی[علیه السلام] ظهور کند و اکنون که سال 958 هجری است، 703 سال از عمر شریف او می گذرد».(2)
ما به ذکر همین چند نمونه بسنده می کنیم.(3)
1) این کتاب در بیان آرای بزرگان علمای اهل سنت در مسایل مختلف عقیدتی است.
2) نیز از قول شیخ محیی الدین عربی چنین نقل می کند: «خروج مهدی [علیه السلام]، حتمی است بعد از آن که زمین از ظلم و جور پر شود؛ به گونه ای که حتی اگر یک روز از عمر دنیا بیش تر باقی نمانده باشد، حتماً مهدی [علیه السلام] قیام می کند و زمین را از عدل و داد پر می کند. او، از نسل پیامبر اکرم [صلی الله علیه و آله و سلم] و فاطمه [علیها السلام] است و جدش، حسین بن علی بن ابی طالب علیهم السلام] است و پدرش حسن عسکری، فرزند علی النقی، فرزند محمد التقی، فرزند علی الرضا، فرزند موسی الکاظم، فرزند جعفر الصادق، فرزند محمد الباقر، فرزند زین العابدین علی، فرزند حسین، فرزند امام علی بن ابیطالب [علیهم السلام]، است. اسمش، اسم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و چهره اش، شبیه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است و …، الیواقیت و الجواهر، ج 2، ص 143.
3) برای اطلاع بیش تر مراجعه کنید به: کفایة الموحدین نوشته شیخ طبرسی و الامام المهدی، اثر سید محمدکاظم قزوینی.
وجود روایات فراوان دربارة مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، اعتقاد به آمدن مهدی را در آخرالزمان، عقیده ای مسلّم میان مسلمانان قرار داده است؛ امّا دربارة ولادت آن حضرت، میان شیعه و اکثریت اهل سنت، اختلاف است. عدم اعتقاد بسیاری از اهل سنت به ولادت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف علت هایی دارد، از جمله:
مراتب را گزارش دهند. معتمد عباسی پس از شهادت امام عسکری علیه السلام، دستور داد خانه آن حضرت را بازرسی کنند و گروهی از زنان قابله را فرستاد تا تمام کنیزان آن حضرت را معاینه کنند و اگر آبستنی بین آنان دیده شد، بازداشت کنند. حتّی به خانه امام عسکری علیه السلام هم اکتفا نکرد و دستور داد تمام خانه های شهر را با کمال دقت بازرسی و کنترل کنند(1). ولادت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز به دلیل وضعیت سخت آن زمان، مخفی بود و امام حسن عسکری علیه السلام فرزند بزرگوار خود را تنها به خواص و معتمدان از شیعیان خود نشان می داد و او را امام و حجت بعد از خود معرفی می کرد. با این وضعیت، طبیعی است، اهل سنّت که از اهلبیت پیامبر علیهم السلام فاصله گرفته بودند، از ولادت آن حضرت مطلع نشوند؛
1) کافی مرحوم کلینی ؛ الارشاد مرحوم شیخ مفید.
2) در تعدادی از این روایات، نام تمام دوازده نفر، یک به یک ذکر شده است. همچنین در روایات متعددی آمده است که مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، از اولاد امام علی علیه السلام است (214 حدیث) و مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از اولاد فاطمه علیها السلام است (192 حدیث) و امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نهمین از اولاد امام حسین علیه السلام است (148 حدیث) و امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از اولاد امام محمد باقر علیه السلام است (103 حدیث) و امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ششمین اولاد امام جعفر صادق علیه السلام است (99 حدیث)… و اینکه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرزند امام حسن عسکری علیه السلام است (145 حدیث) و نام پدر امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، حسن است (148 حدیث). برای اطلاع تفصیلی، مراجعه کنید به کتاب منتخب الاثر، نوشته آیتالله صافی گلپایگانی که این احادیث را به تفصیل و با ذکر منابع و مصادر شیعی و سنی آن نقل کرده است.
با توجه به این احادیث چنین به نظر می رسد که پذیرش ولادت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از امام حسن عسکری علیه السلام توابعی دارد یعنی، هرچند پذیرش ولادت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به طور حتم و لزوم، به قبول نظر شیعه در مسأله خلافت و امامت نمیانجامد؛ ولی اهل سنت را مقابل انبوهی از روایات قرار می دهد که باید در توجیه آن روایات، خود را به زحمت و مشقت بیندازند، لذا از اصل، ولادت آن حضرت را منکر می شوند.
در گذشته (زمان رژیم پهلوی) دو خطر عمده دین را تهدید میکرد:
حزب توده که مرام مارکسیسم را میان جوانان نشر میداد که متدینان و ملیها و حتی رژیم پهلوی همه با آن درگیر بودند.
خطر بهائیت که فقط متدینان روی آن حساسیت داشته که پس از شهریور 1320 متوجه شدند آنها در دستگاه پهلوی هم نفوذ کردند که به مبارزه با آن پرداختند. با این وجود به لحاظ حمایت رژیم پهلوی، بهائیت در سطح بالای کشور (نخستوزیر، برخی از وزرا و…) نفوذ کردند.
انگیزه تشکیل انجمن: در این اثنا تشکلی مذهبی از اواسط دهة سی به هدف مبارزه با بهائیت تهران و سایر شهرستانها پدید آمد. رهبری این تشکل از سال 1332ق در اختیار یک روحانی قرار گرفت که به جز سوابق حوزوی، در نهضت ملی شدن نفت نیز فعال بود. این تشکل که «انجمن خیریه حجتیه» نامیده شد نه تنها در حوزه مبارزه با بهائیت، بلکه در محدوده وسیعتر و حتی بیش از دو
1) این مطالب درباره انجمن حجتیه از کتاب جریانها و سازمانهای مذهبی و سیاسی، نوشته رسول جعفریان ص368 ـ 378 چاپ انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، پاییز 83، استفاده شده است.
دهه در تعمیق بسیاری از آموزشهای دینی، ولی با برداشتی خاص در سطح جامعه مذهبی ایران مؤثر بود.
انجمن خیریه حجتیه مهدویه به سال 1332ش با تلاش حاج شیخ محمود تولایی (مشهور به حلبی) فعالیت خود را آغاز کرد، وی در سال 1280ش در شهر مشهد به دنیا آمد. وی دروس حوزوی خود را نزد اساتید به نام مشهد خواند. او افزون بر حضور در دروس خارج اصول فقه به تحصیل دروس معارف الهیه پرداخت که آثاری از او به جای مانده است. کار عمده آقای حلبی پس از شهریور 1320ش تبلیغ در قالب منبر بود و در این کار، مهارت و شهرت خاصی به دست آورد، تا آنجا که چندین سخنرانی وی از رادیو مشهد پخش و بعداً به صورت مجموعهای به چاپ رسید.
در اواخر سال 1328 حلبی همراه جمعی از فعالان مذهبی مشهد و نیز انجمنها و هیئات مذهبی به طور منظم با بهائیان درگیر بودند.
مرحوم حلبی در آستانه ملی شدن صنعت نفت به فعالیتهای تبلیغی ـ سیاسی خود افزود و پس از آن، در جریان شکستی که در انتخابات مجلس هجدهم خورد، از فعالیت سیاسی کناره گرفت و دو سال بعد، به تهران آمد و به همان کار خطابه و منبر مشغول شد. وی بخشی از فعالیت خود را به مبارزه با بهائیت اختصاص داد و تا پایان عمر همین مشی را ادامه داد. ایشان، روز جمعه 26 دی ماه 1376 درگذشت و کنار مزار شیخ صدوق (ابن بابویه) در شهر ری به خاک سپرده شد.
مرحوم حلبی با همکاری جمعی از متدینان که با عنوان هیأت مدیره، امور انجمن را اداره میکردند تا آغاز پیروزی انقلاب اسلامی به فعالیت فرهنگی برضد فرقه بهائیت اشتغال داشت و به تربیت نیرو برای مقابله با بهائیان و تبلیغات آنان اهتمام داشت. انجمن طی 25 سال فعالیت ضمن مبارزه با بهائیت، توانست جمع زیادی از نیروهای جوان را در بسیاری از شهرها به خود جذب کند.
انجمن اساسنامهای داشت؛ از جمله مواد این اساسنامه این بود که «انجمن به هیچ وجه در امور سیاسی مداخله نخواهد داشت و نیز مسؤولیت هر نوع دخالتی را که در زمینههای سیاسی از طرف افراد منتسب به انجمن صورت گیرد، به عهده نخواهد داشت». (قابل ذکر است بعدها از این شعار دست برداشته و خلاف آن عمل کردند). این همان بندی بود که انقلابیون پیش و پس از انقلاب از آن ناراحت بودند.
زمینههای فعالیت: انجمن در هر شهر دفتری داشت که تحت عنوان بیت (بیت امام زمان) شناخته میشد. این بیت، مسؤولی داشت و زیر نظر وی سه گروه تدریس، تحقیق و ارشاد فعالیت میکردند. گروه نخست، به آموزش نیروها در سه مرحله ابتدایی، متوسطه و عالی میپرداختند. گروه دوم، به دنبال افرادی از مسلمانان بودند که تحت تأثیر بهائیها به آیین آنها گرویده بودند. و گروه سوم، کار ارشاد این افراد را با شیوههای خاص خود دنبال میکردند.
سخنرانیهای عمومی در محافلی که بیشتر، منازل بود، برگزار
میشد و به طور معمول در سالروز تولد امام عصر علیه السلام نیز جشنهای بزرگی برگزار میشد. بیشتر افرادی که از بهائیت برمیگشتند، توبه نامه و تبری نامهای مینوشتند که متن بسیاری از آنها در یک مجموعه در کتابخانه آستان قدس نگهداری میشود.
وضعیت بعد از انقلاب اسلامی: به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی که به نوعی پیروزی مذهبیهای سیاسی بود، انجمن به موضع انفعال افتاد و نیروهای تربیت شده در انجمن در سطوح مختلف، پس از انقلاب به سه دسته تقسیم شدند:
برخی به انقلاب اسلامی پیوستند؛
برخی برابر انقلاب بیتفاوت ماندند؛
برخی به انتقاد از انقلاب پرداخته و به صف مخالفان ـ از نوع دیندار ـ پیوستند…
انجمن، چندی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، یعنی در شهریور 1357 مواضع خود را در ارتباط با سیاست تغییر داده شروع به همراهی انقلاب کرد. (از جمله مواضع پیش از انقلاب این گروه: انقلاب امر ناممکن است، مگر آن که وابسته به یک قدرت خارجی باشد…، همچنین میگفتند چه کسی مسؤول خونهای ریخته شده در جریان 15 خرداد 1342 و بعد از آن میباشد؟)
پس از انقلاب از سوی برخی از رهبران انقلاب، انجمن به عنوان یک عنصر خطرناک معرفی شده و برای جلوگیری از نفوذ آن در مراکز، تبلیغات وسیعی بر ضد آنان شد و به مرور، به حذف شمار زیادی از چهرههای مذهبی باسابقه منجر شد. طبعاً برخی از سوابق
برخوردهای منفی رهبران انجمن با جریان انقلاب یک تجربه برای موضع گیری بر ضد آنان مورد استفاده قرار گرفت، برای نمونه، امام خمینی رحمة الله که در روزگاری آقای حلبی را تایید میکرد، در سالهای پیش از انقلاب، به تدریج به حرکت انجمن بدبین شده و حمایت خود را قطع کرد. آقای گرامی ـ فردی که اخبار داخلی ایران را برای نجف مینوشته است ـ نامهای در این باره به امام نوشته که پاسخ امام رحمة الله این بوده است: «از وقتی که مطلع شدم، دیگر تأییدی نکردم».
این جهتگیریها ادامه پیدا کرد تا سر انجام در اثر بروز انحرافاتی میان برخی از افراد انجمن (از قبیل کج اندیشی دربارة خون شهیدان و شهید ندانستن کشتههای جنگ تحمیلی و…) امام خمینی رحمة الله در سخنرانی عید فطر سال 1362 بدون تصریح به نام انجمن، هشدارهای تکاندهنده دادند و در ضمن از ایشان خواسته شد که انحرافات خود را کنار بگذارند.
انجمن در سال 1362 رسماً تعطیلی خود را اعلام کرد و ضمن آن توضیح داد که خود را مصداق سخنان رهبر انقلاب نمیداند. بدین ترتیب انجمن منحل شد.
برای بالا بردن سطح فکری و اعتقادی به دو کار نیاز است:
مطالعه: مطالعه کتابها و گفت و گو با اندیشوران و صاحبان علم و فکر و تدبر در آنها.
توجه به خدا: توجه به حضرت حق و دعا و انابه به درگاه او و توجه به وظایف دینی، تا دل روشن و پاک گردد و بتواند تجلیگاه انوار و معارف حق باشد. این انوار، هم الهامات الهی را شامل میشود و هم تفکر.
آخرین امام شیعیان و دوازدهمین جانشین رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در سپیده دم جمعه، نیمه شعبان سال 255 ق در سامرا ـ یکی از شهرهای عراق ـ دیده به جهان گشود. پدر گرامی او، پیشوای یازدهم امام حسن عسکری علیه السلام و مادر بزرگوار آن حضرت بانویی شایسته به نام «نرجس» بود. نام و کنیه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف همان نام و کنیه پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم است و لقبهای مشهور آن حضرت عبارت است از: مهدی (هدایت شدهای که مردم را به حق میخواند)، قائم (قیام برای حق میکند)، منتظر (همه، در انتظار مقدم اویند)، بقیة الله (باقی مانده حجتهای خدا و آخرین ذخیره او)، صاحب الزمان و ولیّ عصر (حاکم و فرمانروای یگانه زمان).
با توجه به اینکه فرمانروایان ستمگر عباسی به دنبال قتل آن بزرگوار بودند، لذا ولادت آن حضرت پنهانی بود. حتی نزدیکان امام عسکری علیه السلام نیز از ولادت او بیاطلاع بودند. حکیمه خاتون (عمه بزرگوار امام یازدهم) که بزرگ بانوان حرم اهلبیت علیهم السلام بود نیز در شب نیمه شعبان و چند ساعت پیش از ولادت، از واقع شدن این امر بزرگ آگاه شد و این، بدان سبب بود که اثر حمل و نشانه بارداری در نرجس خاتون، به قدرت خدا، دیده نمیشد.
در روایات، شمایل و اوصاف حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بیان شده است از
جمله: چهرهای گندمگون، پیشانی بلند، ابروان هلالی، چشمان سیاه و درشت و… او اهل عبادت و شب زندهداری، زهد و پارسایی، صبر و بردباری، عدالت و نیکوکاری و… است.
زندگی آن حضرت شامل سه دوره پرفراز و نشیب است:
دوران اختفا: زندگی پنهانی آن حضرت که از آغاز ولادت تا شهادت پدر را شامل میشود. در این دوران امام حسن عسکری علیه السلام با نوشتن نامه و دادن عقیقه، نزدیکان و خواص را از ولادت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آگاه کرد.(1)
در این دوره، برخی افراد، به دیدار امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف موفق شدند. محمد بن عثمان که یکی از بزرگان شیعه است، میگوید: چهل نفر از شیعیان، نزد امام یازدهم گرد آمدیم. آن حضرت، فرزندش را به ما نشان داد و فرمود: «پس از من این، امام شما و جانشین من است. از او فرمان ببرید و بعد از من، در دین خود پراکنده نشوید که هلاک میشوید».(2)
دوران غیبت: این زمان، از هنگام شهادت امام یازدهم علیه السلام شروع میشود و تا ظهور ادامه دارد. علت غیبت آن حضرت، به روشنی معلوم نیست؛ ولی از حکمتهای آن، نجات از قتل و امتحان مردم است.
غیبت آن حضرت دو مرحله دارد:
الف. غیبت کوتاه مدت (صغرا) که از سال 260 (هنگام شهادت
امام یازدهم علیه السلام ) تا سال 329 یعنی حدود هفتاد سال طول کشید.
مهمترین ویژگی این دوره، آن است که مردم، از طریق نایبان خاص، یعنی عثمان بن سعید عمری، محمد بن عثمان بن سعید عمری، حسین بن روح و علی بن محمد سمری، با امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در ارتباط بودند و به وسیله آنان، سؤالات خود را میپرسیدند و پیامها و پاسخهای حضرت را دریافت میکردند. در این دوره نیز برخی از ارادتمندان، موفق به دیدار حضرت شدند.
ب. غیبت بلند مدت (کبرا): در آخرین روزهای عمر نایب چهارم، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در نامهای خطاب به او، خبر رحلت او را تا شش روز دیگر اعلام میکند. امام، از او میخواهد که دیگر فردی را به عنوان نایب خاص معرفی نکند. بدین گونه دوران غیبت کبرا شروع شد. امام، در این دوره، عالمان و فقیهان را به عنوان نایبان عام به مردم معرفی کرد و از آنان خواست که در امور خود به عالمان رجوع کنند.(1)
البته باید توجه داشت هر چند امام در پرده غیبت قرار دارد؛ مردم همچنان از شمع وجود او بهره میبرند. در روایت مشهور از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم .(2)و خود حضرت مهدی(3)علیه السلام «امام غایب» به خورشید پشت ابر تشبیه شده است که مردم از آن بهره میبرند.
در این دوران پرفراز و نشیب، مردم باید در انتظار مقدم او باشند و به وظیفه یک منتظر واقعی عمل کنند و برای ظهور، زمینهسازی
بکنند. در این دوران برخی نیز موفق به دیدار آن عزیز شدند که نمونه آن، تشرف حاج علی بغدادی است که در کتاب مفاتیح الجنان ذکر شده است.
دوران ظهور: این دوره، از ظهور حضرت تا رحلت ایشان را شامل میشود. پس از آن که شرایط ظهور فراهم گشت و علایم ظهور؛ مانند خروج سفیانی و ندای آسمانی پدیدار شد، آن یگانة دوران، در مکه ظاهر میشود و همراه یاران، در مسجد الحرام، ظهور خود را اعلام میدارد. پس از سیطره بر مکه و اصلاح امور، به طرف مدینه و سایر نقاط به حرکت در میآید و با پاکسازی جهان از ظلم و شرک، عدل و دین را بر این زمین خسته از سیاهی میگستراند. در این دوران است که زمین، خرم و آباد میگردد و برکاتش را به مردم ارزانی میدارد.
از امام حسین علیه السلام نقل شده است:
تعرفون المهدی بالسکینة و الوقار و بمعرفة الحلال و الحرام و بحاجة الناس الیه و لا یحتاج الی احد(1)مهدی را با آرامش و وقار و شناخت حلال و حرام و نیاز همگان به او و بی نیازی او از دیگران خواهید شناخت.
1) بحارالأنوار، ج25، ص156.
از امام صادق علیه السلام نقل شده است:
فوالله ما لباسه الا الغلیظ و لاطعامه الا الجشب(1)به خدا سوگند! لباس او جز پارچه ای زبر و خشن و غذای او، جز غذای ساده نیست.
از امام رضا علیه السلام نقل شده است:
یکون اعلم الناس و احکم الناس و اتقی الناس و اسخی الناس و اعبد الناس(2)او عالم ترین مردم و حکیم ترین مردم و با تقواترین مردم، و سخی ترین مردم و عابدترین مردم است.
صاحب کتاب بشارة المصطفی از لیثبن طاوس نقل میکند که:
المهدی سمح بالمال رحیم بالمساکین، شدید علی العمال(3)مهدی، بخشنده ای است که مال را به وفور می بخشد، بر کارگزاران و مسؤولین دولت خویش بسیار سختگیر و بر بینوایان بسیار رؤوف و مهربان است.
باید دانست که حاضر و ناظر دانستن امام به این معنا نیست که امام با چشم سر، افراد را نگاه میکند؛ همانگونه که شاهد و ناظر بودن خدا نیز شهود و دیدن مادی نیست. بلکه امام دارای حقیقت وجودی بسیار بلندی است که مربوط به گستره این عالم مادی نیست. در بسیاری از اخبار، برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امامان علیهم السلام غیر از آنچه که ما آن را نفس و روح مینامیم، مقامی والاتر اثبات شده و آن مقام نورانیت است. در روایتی نقل شده است «نخستین چیزی که خدای متعال آفرید، نور پیامبر اکرم و امامان بود»(1). در روایت دیگر آمده است: «خداوند در آغاز، نور محمد صلی الله علیه و آله و سلم و علی علیه السلام را خلق کرد»(2)و در روایتی دیگر بیان شده است: «خداوند، از نور عظمت خویش، آنان را آفرید»(3).
آفرینش از نور خدا، چندان برای ما روشن نیست، ولی میتوان گفت غیر مادی و مقامی بس بلند است. این مقام نورانیت، چون محیط و دربردارنده زمانها و مکانها است، بر همه چیز احاطه وجودی دارد و نمونه و مَثَلی است برای علم الهی؛ یعنی همانگونه که
خدای متعال بر همة ما سوای خویش، احاطه حضوری دارد و این، به زمان و مکان ربطی ندارد، آنها نیز که مظهر تام اسمای الهیاند و علمشان هم مظهر علم الهی است، به موجودات احاطه حضوری دارند.
بر این اساس، استقرار حضرت در مکانی از مکانهای این کره خاکی، با شاهد و ناظر بودن او منافاتی ندارد. استقرار برای بدن مادی است و شاهد و ناظر بودن، مربوط به مقام نورانیت و روح مطهر آنان که وسعت وجودی دارد میباشد.(1)
خدای سبحان در قرآن مجید می فرماید:
{و قل اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله و المؤمنون}(2)بگو: عمل کنید، خداوند و فرستاده او و مؤمنان، اعمال شما را می بینند....
از طرفی، نبی مکرّم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم شاهد و گواه امت است: «یا أیها النبی إنا ارسلناک شاهداً»؛(3)و «فکیف إذا جئنا من کل أمۀ بشهید و جئنا بک علی
هؤلاء شهیداً».(1)
مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می گوید:
هر عملی که انسان انجام می دهد، از خیر یا شر، خدا و رسولش و مؤمنان، حقیقت عمل خیر یا عمل شر را مشاهده می کند.(2)
ابوبصیر از امام صادق علیه السلام نقل می کند:
در هر بامداد، کردار بندگان نیکوکار و فاسق بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم عرضه می شود؛ پس بر حذر باشید از کردار ناشایست. همین است معنای قول خدای تعالی «قل اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله …».(3)
همینطور در تفسیر آیه شریف 5 سورة بقره که از نزول ملائکه و روح صحبت میکند، مفسرین با استدلالات عقلی و نقلی بیان میکنند که کسی جز وجود مقدس حضرت ولی عصر و حجت خدا نمیتواند محل نزول ملائکه باشد که امور بندگان به او عرضه میشود.
از امام رضا علیه السلام هم روایت شده است:
«و الله انّ اعمالکم لتعرض علیّ فی کلّ یوم و لیلة»؛ به خدا سوگند اعمال شما در هر روز و شب بر من عرضه
می شود.(1)
بنابراین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امامان علیهم السلام از حقیقت اعمال بندگان با خبر هستند و اعمال آنان را مشاهده میکنند.
معنای ستار بودن خدا، آن است که اعمال انسان ها را از دیگر انسان ها می پوشاند تا آبروی آنان حفظ گردد. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امامان علیهم السلام مظهر اسما و صفات الهی هستند. همانگونه که خداوند، ناظر بر اعمال مردم است، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امامان علیهم السلام نیز چشم خدا میان خلق هستند و اعمال آنان را می بینند.(2)
ضمن آن که نظارت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امام علیه السلام بر اعمال مردم، همانند نظارت خداوند، آثار سازنده فراوانی دارد؛ یعنی همانگونه که
ستّاریت پروردگار، برای تربیت و رشد مردم است، عرضه اعمال مردم بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امامان علیهم السلام نیز در همین جهت است؛ زیرا آنان، هادیان امت از طرف خدایند و فیض الهی از طریق آن بزرگواران بر بندگان نازل می شود؛ بنابراین، هیچ تنافی و تناقضی مشاهده نمی شود.
آیت الله جوادی آملی میفرماید:
خداوند متعال که ستّار العیوب است، می داند کجا ستّاری بکند و کجا ستّاری نکند. اگر کسی ستّار عیوب دیگران باشد و در عین حال مخفیانه مرتکب گناهی شود، ذات اقدس اله اجازه نخواهد داد اسرارش نزد دیگران افشا شود. حتی در قیامت خداوند اجازه نمی دهد کسانی که کنار یک دیگرند از اعمال هم باخبر شوند؛ بنابر این، عملکرد خود شخص بسیار مهم است. اگر کسی پرده دیگران را نَدَرد و آشکارا به گناه دست نیازد، خداوند پرده اش را نمی درد. بر این اساس، کسی که با قلم و بیان و اندیشه های ناصواب خود، آبروی دین خدا و مردم را می برد، به جایی می رسد که شایسته نیست خداوند متعال آبروی او را حفظ کند. در این موقعیت، خدای سبحان اجازه می دهد صاحبدلان ببینند او چه کرده است و حتی احتمال دارد در قیامت، مقابل دیگران رسوا شود.(1)
1) پرسشها و پاسخها، ج2، ص 56.
دلیل معتبری نداریم که موضوع ازدواج حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و وجود فرزند برای آن حضرت را به طور قطع، اثبات یا نفی کند. البته، بعضی برای اثبات ازدواج حضرت دلیل آورده اند که ازدواج، سنّت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است و امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، حتماً به سنّت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم عمل می کند؛ ولی باید گفت، آن حضرت، در شرایط غیبت به سر می برد که یک زندگی استثنایی است؛ بنابراین، امکان دارد ازدواج را تا عادی شدن زندگی خود، به تاخیر بیندازند.
در عین حال، اگر حضرت، در همه عمر شریف خود یک بار هم ازدواج کرده باشد و در زمانی محدود، همسری داشته باشد، به سنّت نبوی عمل کرده است. و لزومی ندارد همیشه، همسر و فرزندانی داشته باشد.
روایات و ادعیه ای که برخی به آنها استناد می کنند و برای حضرت فرزندانی را می شمارند، در مواردی، به دو صورت است؛ در یک روایت، کلمه «ولد» (فرزند) ذکر شده و در روایتی دیگر، کلمه «ولیّ» (ملازم). به علاوه، معمول آنها، قابل حمل و تطبیق به زمان ظهور است. برخی، استنادشان به جزیره خضرا و مانند آن است که اصل چنین قضایایی، بسیار محلِّ نظر و تأمّل است (که در محل خود به آن اشاره شده است).
در مقابل، برخی دیگر، ازدواج و همسر و فرزند داشتن را منافی با امر غیبت و از لحاظ اجتماعی، قابل سوء استفاده دانسته اند. همچنین در روایتی نقل شده: به امام رضا علیه السلام عرض کردند: «برای ما روایت شده که امام از دنیا نمی رود، تا آن که نسل خود را ببیند». حضرت فرمود: آیا دربارة این حدیث گفته نشده است که: «به جز قائم».(1)
بنابراین، در باره ازدواج و همسر و فرزند داشتن حضرت یا نفی آن، به صورت قاطع، نمی توان سخن گفت. علاوه بر اینکه این مسأله، یکی از مباحث فرعی در میان مباحث مهدویّت است که اطلاع نداشتن از آن، ضرری ندارد و پی گیری آن نیز ثمری ندارد.
آنچه دربارة محل زندگی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف گفته می شود، براساس حدس و گمان است؛ زیرا غیبت امام، خود دلیل روشنی بر آن است که مکان شناخته شدهای برای آن حضرت، وجود ندارد.
داستان جزیره خضرا که در بحار الأنوار آمده است، اعتباری ندارد و عالمان و کارشناسان دینی، آن را رد کردهاند و
1) اثبات الوصیة، ج3، مؤسسه انصاریان، ص208.
دلائل سستی و بیاعتباری آن را بیان کردهاند.(1)در این داستان، ادعا شده است که امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و فرزندانش، در جزیره ای سبز و خرّم زندگی می کنند. این مطلب، با آنچه درباره امامان معصوم علیهم السلام شنیده ایم، از همراهی و همسانی با شیعیان که در سختی ها و رنج ها زندگی می کنند، سازگاری ندارد. نیز این داستان مشتمل بر مطالبی متناقض و متضاد است و در آن سخن از تحریف قرآن به میان آمده است. به علاوه، راوی این داستان نیز ناشناس است. مرحوم مجلسی، خود می گوید داستان جزیره خضرا را در کتب معتبر نیافتم.(2)
مقابل داستان فوق، روایاتی داریم که می گوید آن حضرت، میان مردم زندگی می کند و در راه های آنها قدم می گذارد و بر فرش های آنان، پا می نهد. این ها، حاکی از حضور مداوم و مستمر حضرت در میان شیعیان است.
حضرت علی علیه السلام می فرماید: سوگند به خدای علی! حجت خدا، میان مردم هست و در راه ها گام بر می دارد؛ به خانه های آنها سر می زند و در شرق و غرب زمین، رفت و آمد می کند. گفتار مردم را می شنود و بر ایشان سلام می کند و می بیند و دیده نمی شود، تا وقت معین و وعده الهی.(3)
این امر از چند جهت قابل بررسی است:
ـ دیدگاه علوم تجربی: عمر طولانی از نظر عقل و دانش بشری، امری غیر ممکن نیست و دانشمندان، با مطالعه اجزای بدن، به این حقیقت رسیدهاند که ممکن است انسان، سالهای بسیار طولانی زنده بماند و حتی گرفتار پیری و فرسودگی هم نشود.
برنارد شاو میگوید:
از اصول علمی مورد پذیرش همه دانشمندان بیولوژیست، این است که برای عمر بشر، نمی توان حدی تعیین کرد و حتی دیرزیستی نیز مسأله مرزناپذیری است.(1)
پروفسور اتینگر مینویسد:
به نظر من با پیشرفت تکنیک ها و کاری که ما شروع کرده ایم، بشر قرن بیست و یکم خواهد توانست هزاران سال عمر کند.(2)
ـ بیان کتب و ادیان آسمانی: عمر طولانی در گذشته تاریخ
انسانها بارها تجربه شده است و در کتابهای آسمانی و تاریخی، انسانهای زیادی با نام و نشان و شرح حال یاد شدهاند که مدت عمر آنها بسیار درازتر از عمر بشر امروز بوده است؛ برای نمونه چند مورد را بیان میکنیم:
اگر او [یونس علیه السلام] در شکم ماهی تسبیح نمی گفت، تا روز رستاخیز در شکم ماهی می ماند.(1)
با توجه به این آیه شریف، عمر بسیار طولانی (از عصر یونس علیه السلام تا روز رستاخیز) که در اصطلاح زیستشناسان، عمر جاویدان نامیده میشود، برای انسان و ماهی از نظر قرآن کریم امکانپذیر است.
2. قرآن کریم دربارة حضرت نوح علیه السلام میفرماید:
به راستی ما نوح را به سوی قومش فرستادیم پس 950 سال میان آن ها درنگ کرد.(2)
آنچه در این آیه شریف آمده است، مدت پیامبری آن حضرت است و براساس برخی روایات، عمر آن بزرگوار 2450 سال طول کشیده است.(3)
... و هرگز او را نکشتند و به دار نیاویختند؛ بلکه امر به آن ها مشتبه شد... به یقین او را نکشتند؛ بلکه خداوند او را به سوی خود بالا برد که خداوند، توانا و فرزانه است.(1)
همه مسلمانان به استناد قرآن و احادیث فراوان معتقدند عیسی علیه السلام زنده و در آسمانها است و هنگام ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرود آمده، او را یاری خواهد کرد.
علاوه بر قرآن، در تورات و انجیل نیز سخن از دراز عمران مطرح گردیده است. در تورات آمده است:
... تمامِ ایامِ «آدم» که زیست، 930 سال بود که مُرد... جمله ایام «انوش» 905 سال بود که مُرد... و تمام ایّام «قینان» 910 سال بود که مُرد... پس جمله ایّام «متوشالح» 969 سال بود که مُرد....(2)
در انجیل نیز عباراتی موجود است که نشانگر آن است که عیسی علیه السلام پس از به دار کشیده شدن، زنده گردیده و به آسمان رفته است و در روزگاری فرود خواهد آمد(3). مسلّم است که عمر آن بزرگوار از دو هزار سال بیشتر است.
ـ قدرت الهی: گذشته از اینکه طول عمر، از نظر علمی و عقلی
پذیرفتنی است و در گذشته تاریخ، موارد بسیار دارد، در مقیاس قدرت بینهایت خداوند نیز قابل اثبات است. به اعتقاد همه پیروان ادیان آسمانی، تمام ذرات عالم در اختیار خداوند است و تأثیر همه سببها و علّتها به اراده او بستگی دارد. اگر او نخواهد، سببها از تأثیر باز میماند و نیز بدون سبب و علّت طبیعی، ایجاد میکند و میآفریند. او خدایی است که از دل کوه، شتری بیرون میآورد و آتش سوزنده را بر ابراهیم علیه السلام سرد و سلامت میسازد(1)و دریا را برای موسی و پیروانش خشک میکند و آنها را از میان دو دیوار آبی عبور میدهد.(2)آیا از اینکه به عصاره انبیا و اولیا و آخرین ذخیره الهی و نهایت آمال و آرزوی همه نیکان و تحققبخش وعده بزرگ قرآن را عمری طولانی بدهد، ناتوان خواهد بود؟!
همه امور، از دیدگاه عقل به دو دسته کلی تقسیم میشوند:
الف. امور عادی: اموری که طبق روند طبیعی شناخته شده تحقق مییابند.
ب. امور محال: اموری که امکان پیدایش آنها نیست؛ زیرا شرایط
تحقق پدیده در آنها موجود نمیباشد. باید توجه داشت که امور محال نیز به دو دسته تقسیم میشوند:
محال عقلی: امری که از نظر عقل، به هیچ عنوان موجود نمیشود؛ زیرا به تناقض میانجامد.
محال عادی: امری که تحقق آن، در حالت عادی محال است؛ ولی عقل پیدایش آن را نفی نمیکند؛ مانند معجزاتی که از انبیای گرامی صادر میشد. این گونه امور، چون دارای شرایط و زمینههای شناخته شده نیستند به صورت عادی محال است موجود شوند؛ ولی با وجود علل و شرایط خاص، عقل پیدایش آنها را ممکن میداند (البته این دیدگاه، تبیین دیگری از قدرت خدا است). (1)
بنابراین جریان طول عمر امام دوازدهم علیه السلام، نیز از جمله امور محال عادی و به عبارت دیگر خرق عادت است و علم نمیتواند خرق عادت را نفی کند در این زمینه مرحوم علامه طباطبایی قدس سرّه میفرماید:
کسی که به اخباری که در خصوص امام غایب از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و سایر ائمه اهل بیت علیهم السلام وارد شده مراجعه نماید، خواهد دید نوع زندگی امام غایب را به طریق خرق عادت معرفی میکنند. البته خرق عادت غیر از محال است و از راه علم هرگز نمیتوان خرق عادت را نفی کرد؛ زیرا هرگز نمیتوان اثبات کرد که اسباب و عواملی که در جهان کار میکنند تنها همانها هستند که ما آنها را
1) ر.ک: نگین آفرینش، ص94-98، جمعی از نویسندگان، مرکز تخصصی مهدویّت.
دیده ایم و می شناسیم و دیگر اسبابی که ما از آنها خبر نداریم، یا آثار و اعمال آنها را ندیده ایم، یا نفهمیده ایم، وجود ندارد. از این روی ممکن است در فردی یا افرادی از بشر اسباب و عواملی به وجود آید که عمری بسیار طولانی هزار یا چندین هزار ساله برای ایشان تأمین نماید و از اینجاست که جهان پزشکی تا کنون از پیدا کردن راهی برای عمرهای بسیار طولانی، نومید و مأیوس نشده است.(1)
1) شیعه در اسلام ؛ علامه طباطبایی، بخش سوم، ص235.
قرآن کریم، در جایگاه قانون اساسی اسلام، در موارد متعدد، کلیات مسائل اسلامی را مطرح کرده است و بیان بسیاری از حقایق را به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و جانشینان او واگذار کرده است و صریحاً، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را مبیّن و مفسّر قرآن معرفی کرده است:
{ وَأَنزَلْنَا إِلَیْک الذِّکرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ}؛ قرآن را بر تو نازل کردیم، تا آنچه را بر مردم نازل شده است، برای آنان بیان کنی.(1)
نکته لطیف این که خداوند از کلمه «تبیین» استفاده کرده است که به معنای توضیح و تفسیر است، نه از الفاظی مانند قرائت و تلاوت که به معنای خواندن است.
1) نحل (16): 44.
خداوند، در قرآن کریم برای معرفی افراد از روشهای مختلفی استفاده کرده است؛ برای نمونه:
الف. معرفی به نام: {مَّا کانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِکمْ وَلَکن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِیِّینَ وَکانَ اللَّهُ بِکلِّ شَیْءٍ عَلِیماً}(1)«محمد صلی الله علیه و آله و سلم پدر هیچ یک از مردان شما نبوده و نیست؛ ولی رسول خدا و ختم کننده آخرین پیامبران است؛ و خداوند به همه چیز آگاه است».
ب. معرفی با عدد: { وَلَقَدْ أَخَذَ اللّهُ مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَآئِیلَ وَبَعَثْنَا مِنهُمُ اثْنَیْ عَشَرَ نَقِیبًا}؛(2)«خدا از بنیاسرائیل پیمان گرفت و از آنها، دوازده نقیب [سرپرست] برانگیختیم».
ج. معرفی با صفت: {الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الأُمِّیَّ الَّذِی یَجِدُونَهُ مَکتُوباً عِندَهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَالإِنْجِیلِ یَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنکرِ وَیُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّبَاتِ وَیُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبَآئِثَ وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِی کانَتْ عَلَیْهِمْ… }(3)همانا که از فرستادة (خدا) پیامبر امّی پیروی کنید؛ پیامبری که صفاتش را در تورات و انجیلی که نزدشان است مییابند: آنها را به معروف دستور میدهد و از منکر باز میدارد؛ اشیاء پاکیزه را برای آنها حلال میشمرد و ناپاکیها را تحریم میکند؛ و بارهای سنگین و زنجیرهایی را که بر آنها بود، (از دوش و گردنشان) برمیدارد…».
غیر از وجود مقدس امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف موارد فراوان دیگری هست که در قرآن به صراحت از آنها سخن به میان نیامده است.
این که نام پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم با صراحت در تورات آمده است، دلیل بر این نیست که باید نام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هم در قرآن با صراحت بیاید؛ چون، ممکن است همانگونه که آن جا مصلحت در ذکرِ صریح نام پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود، این جا مصلحت در عدم تصریح به نام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد، اگر چه با تصریح نام نیز مشکل حق ستیزان حل نمی شود؛ چنان که بشارت پیامبر در تورات و انجیل آمد؛ ولی بسیاری از اهل کتاب ایمان نیاوردند. مخالفت بنی اسراییل با پیامبر زمان خود دربارة فرماندهی طالوت(1)دلیل دیگری است بر این که ذکر «نام» همه جا و همیشه اختلاف را از بین نمیبرد. بنی اسراییل در مخالفتی آشکار با پیامبرشان ـ با این که نام فرمانده به صراحت گفته شده بود ـ گفتند:
{ أَنَّی یَکونُ لَهُ الْمُلْک عَلَیْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْک مِنْهُ وَلَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِّنَ الْمَالِ} (2)چگونه او فرمانروای ما باشد، با اینکه ما برای فرمانروایی از او سزاوارتریم و به او مال
گسترده ای هم داده نشده است».
برخی از بزرگان گفته اند اگر نام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف یا سایر امامان، با صراحت در قرآن ذکر می شد، انگیزه مخالفان برای تحریف قرآن، فراوان می شد و این سند جاوید الهی، در خطر تحریف قرار میگرفت.
به علاوه این گونه نیست که تنها راه بیان حقایق، تصریح به اسم و رسم آنها باشد؛ بلکه در بسیاری از موارد، با بیان ویژگیهای یک حقیقت، البته به صورتی آشکار و روشن، می توان حقیقتی را به دیگران معرفی کرد. قرآن کریم، در مسأله امامت و ولایت و نیز مهدویّت و حکومت عدل جهانی، از این شیوه بهره گرفته است. در آیات متعدد، ولایت پس از پیامبر(1)و حکومت جهانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف (2)را در قالب بیان ویژگی ها و صفات، بیان کرده است.
بعضی از آنها عبارت است از:
«به تحقیق در زبور، از پس تورات نوشتیم که مسلماً، زمین را بندگان صالح من، به ارث خواهند برد. به یقین، در این سخن، پیام رسایی است برای قومی که بندگان خدایند».(3)
«خداوند، کسانی از شما را که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، وعده فرمود که آنان را قطعاً در زمین
به خلافت خواهد گمارد؛ همان گونه که کسانی را که پیش از آنان بودند به خلافت گمارد و قطعاً برایشان دینشان را مستقر خواهد کرد؛ دینی که آن را برای شان پذیرفت و آنان را از پس خوفشان به حالت امنیت، دگرگون می کند؛ آن چنان که مرا عبادت می کنند و چیزی را با من شریک نگردانند و هر کس بعد از آن کفر ورزد، قطعاً آنان فاسقند».(1)
در اینباره به مباحثی میتوان اشاره کرد:
شفاعت
یکی از معارفی که قرآن در آیات فراوان به آن اشاره می فرماید، شفاعت است. معنای شفیع، واسطه است. خداوند، میان خود و موجودات دیگر، شفیعان یا به اصطلاح واسطه هایی را قرار داده است.
1) «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُم فِی الْأَرْضِ کمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَی لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِکونَ بیشَیْئاً وَمَن کفَرَ بَعْدَ ذَلِک فَأُوْلَئِک هُمُ الْفَاسِقُونَ»؛ نور (24): 55.
علامه طباطبایی رحمة الله، در بیان معنای شفاعت میفرماید:
شفاعت، دو قسم است: تکوینی و تشریعی. شفاعت تکوینی، از تمام اسباب وجودی سر می زند و همه اسباب، نزد خداوند، شفیع هستند؛ چون، میان خدا و مسبب خود واسطه اند، اما شفاعت تشریعی که در دایره تکلیف و مجازات واقع است، خود، دو نوع است: شفاعت در دنیا و شفاعت در قیامت که باعث آمرزش گناهان و قرب به خدا می شود.(1)
با توجه به این مطلب، آیاتی که در آنها به شفاعت و سببیت اشاره شده است، واسطه فیض بودن را می رساند. البته این واسطة فیض بودن، شامل همه موجودات است که مصداق کامل آن، امامان علیهم السلام هستند؛ زیرا آنان، از نظر قدرت وجودی و قرب به خداوند، از همه موجودات بالاتر هستند؛ خداوند می فرماید:
«سپس بر تخت (قدرت) قرار گرفت، و به تدبیر کار (جهان) پرداخت؛ هیچ شفاعت کننده ای، جز با اذن او نیست».(2)
همچنین:
«آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آن اوست: کیست که در نزد او، جز به فرمان او شفاعت کند؟
(بنابراین، شفاعتِ شفاعت کنندگان برای آن ها که شایستة شفاعتند از مالکیت او نمی کاهد)».(1)
مرحوم علامه طباطبایی تصریح می فرماید که منظور از این دو آیه، شفاعت تکوینی است(2)در ذیل آیه دوم در تفسیر عیاشی از امام صادق علیه السلام نقل شده است که منظور از این شفیعان، ما هستیم، پس هر خیر و خوبی که به ما می رسد، با شفاعت و وساطت و سببیّت امامان است. وقتی دعا می کنیم، امامان، مریض ما را شفا میدهند؛ یعنی در حقیقت، آنان در عالَمِ تکوین تصرف می کنند و این بهبودی را از خداوند متعال می گیرند و این هم نوعی وساطت در فیض است. فرشتگان که در آیات فراونی، واسطه بین خداوند و موجودات دیگر معرفی شده اند، سجده بر انسان کامل می کنند و این خود، نشانه مقام بلند انسان کامل است. طبیعی است هر موجود قوی تر و نزدیک تر به خداوند، سبب و واسطه میان خدا و موجودات پایین تر است؛ پس انسان کامل، واسطه میان فرشتگان و خداوند است و این واسطه بودن، همان واسطه بودن در وجود و فیض هستی است.
نورانیت
خداوند، می فرماید:
{اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ}؛ خداوند، نور آسمان ها و زمین است».(3)
در تفسیر این آیه، مرحوم علامه طباطبایی می فرماید:
«ظهور اشیا به نور الهی، عین وجود یافتن آن ها است».(1)
ادامة آیه می فرماید:
{مَثَلُ نُورِهِ کمِشْکوةٍ…}؛ «مثل نور خداوند همانند چراغدانی است که...».
این آیه، ثابت می کند، نور خداوند، مَثَلی دارد و در روایت ذیل این آیه، مَثَل به اهلبیت علیهم السلام تطبیق داده شده است.(2)
نیز خداوند می فرماید:
{وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا}(3)زمین به نور پروردگارش روشن شد».
در تفسیر این آیه، از امام صادق علیه السلام نقل شده است که «رب الارض»، یعنی امام الارض(4)و منظور از «ربّها» در آیه، امام هر عصر است.
در زیارت جامعه کبیره نیز چنین آمده است:
«و اشرقت الارض بنورکم؛ زمین، به نور شما اهل بیت، روشن شد».
با توجّه به این موارد، می توان نتیجه گرفت خداوند، خالق و به وجود آورنده همه موجودات است؛ اما این فیضِ وجود، به اذن الله،
توسط امامان، به ماسوی الله می رسد؛ همانگونه که ربوبیت حضرت حق نیز از طریق امامان علیهم السلام، تحقق مییابد.
فرج، یعنی نصرت، پیروزی و گشایش. مقصود از فرج، نصرت و پیروزی حکومت عدل علوی بر حکومت های کفر و شرک و بی داد است؛ بنابراین، انتظار فرج، یعنی انتظار تحقق یافتن این آرمان بزرگ و جهانی.
منتظر حقیقی، کسی است که به حقیقتخواهان تشکیل چنین حکومتی باشد.
این خواسته، آن گاه جدی و راست است که شخص منتظر، عامل به عدل و گریزان از ستم و تباهی باشد و گرنه انتظار فرج، در حد یک ادعا و شعار بی محتوا باقی خواهد بود؛ از این رو، در روایات آمده است که انتظار فرج، خود، فرج است؛ زیرا کسی که حقیقتاً منتظر فرج و ظهور حجت خدا و تاسیس حکومت عدل گستر او است، زندگی خود را بر پایه عدل و داد استوار می سازد. او، انسانی
است که حضور و غیبت امام، در نحوة رفتار و سیر و سلوکش تفاوتی ایجاد نمیکند و پیش از تشکیل حکومت عدل او، چنین حکومتی را در زندگی خود پایدار ساخته است.
انتظار فرج، یعنی:
ـ معرفت امام معصوم و عادل و پیشوای فضیلت؛
ـ عشق به عدالت و ارزش های انسانی؛
ـ امید به آینده ای روشن و نوید بخش؛
ـ تلاش برای برقراری حکومتی عدل پیشه و عدل گستر؛
ـ داشتن روحیه تعهد و مسؤولیت پذیری.
این نوع انتظار فرج است که بهترین اعمال و بهترین عبادت است و چنین منتظری، مقامی عالی دارد و هرگاه در زمان غیبت از دنیا برود، به منزله کسی است که پس از ظهور حضرت حجت علیه السلام زنده و تحت فرمان او در راه خدا جهاد می کند.(1)
انتظار فرج، به معنای امید به آینده روشن و تحقّق ارزش ها و خوبی ها است. چنین نگاهی به انسان، شور و نشاط و حرکت می
1) بحارالانوار، ج52، ص125.
دهد؛ به گونه ای که هم برای اصلاح خود اقدام می کند و هم محیط پیرامون خود را تحت تاثیر قرار می دهد. منتظر، ساکت و ساکن نمی ماند، بلکه کارها و تلاش های خود را در جهت زمینه سازی برای تحقّق ظهور انجام می دهد. چنین فردی در جامعه، نه تنها خود را از انحرافات اعتقادی و عملی به دور نگه می دارد؛ بلکه سعی در ساختن و اصلاح کردن جامعه دارد؛ بنابراین، انتظار، نه تنها یک عمل فردی که یک کار جمعی و تشکیلاتی است که به طور مداوم، جامعه و افراد را تحت تاثیر قرار می دهد و می تواند ضامن سلامت فکری و عملی فرد و جامعه باشد.
نیز انتظار، سبب استقامت و پایداری مسلمانان برابر فشارها و سختی ها می شود و از یأس و ناامیدی آنان، جلوگیری میکند و به این شکل، راه را برای غلبه و پیروزی آنان هموار می کند.
با این وصف، انتظار، ظرفیّت و توانایی فراوانی برای تحقق جامعه آرمانی و اسلامی موعود، ایجاد می کند که در سایه اعمال فردی و جمعی، کمتر به چشم می خورد؛ به همین سبب، با فضیلت ترین عمل ها شمرده شده است.
وظایفی که بر عهده یک منتظر است عبارت است از:
من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة؛ هر کس بمیرد؛ در حالی که امام زمان خود را نشناخته باشد، به مرگ جاهلیت مرده است.(1)
خوشا به حال آنان که قائم خاندان مرا درک کنند؛ در حالی که پیش از دوران قیام، به او و امامان پیش از او اقتدا کرده و از دشمنان ایشان، اعلام بیزاری کرده باشند. آنان، دوستان و همراهان من و گرامی ترین امت، نزد من هستند.(2)
از مهمترین رفتارها، پرهیزگاری و حسن خُلق است. امام صادق علیه السلام فرمود:
هر کس دوست دارد از یاران حضرت قائم علیه السلام باشد، باید منتظر باشد و در حال انتظار، به پرهیز کاری و اخلاق نیکو رفتار کند.(1)
یاد حضرت: اگر کسی به حقیقت، منتظر محبوب خود باشد، پیوسته در اندیشه او خواهد بود. منتظر واقعی، سعی می کند در همه حال، به یاد آن بزرگوار باشد و اعمال خود را از انحراف و کجی ها حفظ کند. یاد آن حضرت، با خواندن دعاهای آن بزرگوار، توسّل به آن عزیز، صدقه دادن برای سلامتی او، انجام دادن خیرات به نیابت او، دعا کردن برای تعجیل فرج او، ندبه کردن در فراق او و تجدید پیمان در یاری او، تحقق می یابد.
تلاش برای حفظ ایمان در زمان غیبت: ازآن جا که در زمان غیبت، خطرات فراوانی برای ایمان و عمل پیش می آید و فکرها و مذاهب انحرافی در مسیر انسان پیدا می شود و شیاطین دوستنما سعی در گمراهی انسان دارند، انسان منتظر، پیوسته در حفظ ایمان و عمل خود می کوشد. در این زمینه، او پیرو مجتهد جامع الشرایط مورد سفارش و توجه امامان معصوم علیهم السلام است؛ زیرا او کسی است که از نظر علمی و عملی، مورد تأیید آن حضرت قرار گرفته است.
زمینه سازی برای ظهور: منتظر واقعی، با درک صحیح معنای انتظار، می کوشد زمینه ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را تقویت کند؛ بنابراین، هم به اصلاح نَفْس و خودسازی می پردازد و هم با امر به معروف و
1) بحار الانوار، ج 52، ص 140.
نهی از منکر، سعی در ساختن جامعه دارد؛ پس او فردی متعهد برابر خود و جامعه خویش است.
ارتباط با حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به دو شکل ممکن است: 1. ارتباط ظاهری و ملاقات کردن حضرت؛ 2. ارتباط معنوی و از راه چشم دل.
درباره ملاقات با حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باید گفت افتخار دیدار حضرت، شرف بسیار بزرگی است؛ امّا در زمان غیبت حضرت که اصل، بر پنهان بودن حضرت از دیدگان مردم است، دلیلی نداریم که درخواست ملاقات را توجیه کند. ضمن اینکه توفیق ملاقات با حضرت، تنها به خواستن و تقاضای ما بستگی ندارد؛ بلکه مشروط است به اینکه امام علیه السلام در آن، مصلحتی ببیند؛ بنابراین، به جا است که آدمی بر ملاقات با حضرت اصرار نورزد و بلکه همّت خود را در راه جلب رضای آن بزرگوار، صرف کند و در این راه، از ارتباط معنوی با امام مدد بگیرد.
قرآن کریم، در آیه 200 سوره آل عمران فرموده است:
{ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ}؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! صبر کنید و همدیگر را به صبر وادارید و مرابطه کنید و تقوا
و خدا ترسی را پیشه سازید؛ باشد که رستگار شوید.
امام باقر علیه السلام در تفسیر این آیه فرموده است:
صبر کنید بر ادای فرائض [= در انجام تکالیف الهی استقامت ورزید] و برابر دشمنان پایداری کنید و با امامتان که انتظارش را می کشید، مرابطه کنید.(1)
معلوم است که در پرتو رابطه معنویِ مداوم با امام است که آدمی بر تعهّد و پیمان خود با امام زمانش باقی میماند و پیوسته در جهت اهداف و آرمان های امام خود حرکت می کند و خود را از انحرافات اعتقادی و عملی مصون می دارد.
برای نزدیک شدن به امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف باید به نکات زیر توجه داشت:
شناخت امام
از روایات فراوان که دربارة معرفت و شناخت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اهلبیت علیهم السلام روایت شده است، دانسته می شود که از ارکان مهم ارتباط معنوی و قلبی با امام، معرفت ساحت مقدس او است. از این رو است که در روایات متعددی آمده است: «من مات و لم یعرف امام
1) تفسیر قمی، ج1، ص129.
زمانه مات میتة جاهلیة؛ هر کس بمیرد، در حالی که امام زمانش را نشناخته باشد، به مرگ جاهلیت مرده است»(1). طبیعی است هرچه شناخت انسان از یک حقیقت، گسترده تر و عمیق تر باشد، امکان ارتباط باطنی با او بیشتر خواهد شد؛ آدمی، با معرفت به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف همه جا و همه وقت، حضور او را لمس می کند و خود را کنار او و در محضر او می بیند.
باید برای رسیدن به چنین شناختی از خدا یاری خواست. در دعای دوران غیبت میخوانیم: «خدایا حجت خود را به من بشناسان؛ چرا که اگر حجتت را به من نشناسانی از دینم گمراه خواهم شد».(2)
پیوسته به یاد آن حضرت بودن
برای نزدیکی به امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف که عصارة همه خوبی ها است، به بهانه های فراوان میتوان متوسّل شد؛ گاهی با زیارت «آل یاسین» به محضر مقدسش سلام داد و گاهی با «دعای ندبه» در فراق جان سوزش ناله و فغان سرداد و همه روز با «دعای عهد» با او تجدید پیمان کرد.
تهذیب نفس و کسب فضایل روحی و معنوی
برای ارتباط و انس بیشتر با آن بزرگوار، باید در دوری از گناهان و آلودگی ها بکوشیم و آیینه دل را برای حضور آن وجود مطهّر،
غبارروبی کنیم و به جای رذیلت ها و بدی ها، بذر فضیلت ها و خصلت های زیبای اخلاقی را در زمین دل بکاریم. هرچه دل انسان و رفتار او، پاک تر باشد، قطعاً بهتر و بیشتر می تواند با پاک ترین موجود عالم، ارتباط برقرار کند؛ چون در این صورت است که سنخیت پدید میآید و سنخیّت بین دو شیء، سبب نزدیکی آنها خواهد شد. قرآن فرموده است: «لَّا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ»(1). مفسران گفته اند مراد، این است که فقط کسانی به فهم معارف عمیق قرآن راه مییابند که از طهارت روح برخوردار باشند. مصداق کامل اینان، امامان معصوم علیهم السلام هستند که به اسرار قرآن آگاهند و آن را برای دیگران بیان می کنند.
پس باید کوشید با کسب کمالات اخلاقی و تقوا، به ولی عصر علیه السلام شباهت یافت.
طبق آیات قرآن و روایات معصومان علیهم السلام تقوای الهی، عبارت از انجام دادن واجبات و ترک محرمات است.
رضایت آن بزرگوار، فقط در سایه عمل به دین و انجام وظایف و دستورات آن امکانپذیر میباشد. خداوند میفرماید:
1) واقعه (56): 79؛ «و جز پاکان نمیتوانند به آن دست زنند [دست یابند] ».
به درستی کسانی که ایمان بیاورند و عمل صالح انجام دهند، [خدای] رحمان، دوستی و محبت برای آنان قرار میدهد.(1)
طبق این آیه شریف، شرط ایجاد محبت و ارتباط، ایمان به همراه عمل صالح است. میان اعمال صالح، توجه به چند عمل، ارزش بیشتری داشته و مورد سفارش امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشد که با انجام آنها میتوان محبت و رضایت حضرت را جلب کرد؛ برای نمونه به برخی از آنها اشاره میکنیم:
ـ توجه به نماز، به ویژه نماز اول وقت: در نامهای که از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف صادر شده، آمده است:
هیچ عملی بهتر از نماز، بینی شیطان را به خاک نمیمالد؛ پس نماز بخوان و بینی او را به خاک بمال.(2)
در کلام دیگری از ایشان چنین نقل شده است:
از رحمت خداوند به دور است کسی که [نماز] مغرب را تا پدیدار شدن ستارگان و نماز صبح را تا ناپدیدشدن ستارگان به تأخیر اندازد.(3)
ـ دقت در کسب و مصرف مال حلال: در نامهای که از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف صادر شده، آمده است:
آنچه را برای ما فرستادی [از اموال] از آن رو میپذیریم که پاکیزه و طاهر میباشند…؛ اما کسانی که اموال ما را
با اموال خودشان درمیآمیزند، هر کس چیزی از اموال ما را حلال شمارد و آن را بخورد، همانا آتش خورده است.(1)
ـ پرهیز از انجام اعمال ناپسند: وجود مقدس امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در حدیثی میفرمایند:
چیزی ما را از شیعیان جدا نکرده، مگر آنچه از اعمال ایشان به ما می رسد که خوشایند ما نیست و از آنان انتظار نداریم.(2)
ـ زمینه سازی برای ظهور: خواست امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف این است که دوستان در این امر مهم همت گمارند و به تأسی از آن بزرگوار، برای تعجیل در امر ظهور تلاش کنند و در این راه، هم از دعا استفاده کنند(3)و هم در امور زندگی به عالمان مراجعه کنند.(4)مراجعه به علما، باعث حفظ دین مردم و وحدت و انسجام میان آنان است. همچنین باید به عهدها و پیمانهای الهی که همان اطاعت از اهلبیت علیهم السلام و عمل در طریق آن است، استوار باشند. آن حضرت
1) بحارالانوار، ج53، ص181.
2) بحارالانوار، ج53، ص177.
3) «اکثروا الدعا بتعجیل الفرج فان ذلک فرجکم؛ برای تعجیل فرج زیاد دعا کنید که این فرج شماست»، بحارالانوار، ج53، ص181.
4) « فاما الحوادث الواقعة فارجعوا فیها الی رواة حدیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجة الله علیهم؛ در حوادث و رویدادها، به راویان حدیث ما [=علما] مراجعه کنید؛ به درستی که آنان، حجت من بر شمایند و من، حجت خدا بر آنان هستم»، بحارالانوار، ج53، ص181.
فرمود:
اگر شیعیان ما، دلهایشان در وفای بر عهدی که بر آنها است، اجتماع کند لقای ما برای آنان به تاخیر نمیافتد.(1)
ـ تلاوت قرآن: تلاوت قران و انس با آن از طرف حضرت بسیار سفارش شده است و در قرآن و روایات بر روی آن تأکید شده است.(2)
ـ زیارات قبور امامان معصوم علیهم السلام و خواندن زیارت جامعة کبیره و عاشورا مورد تاکید امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشد.
درباره تاثیر دعا، از دو زاویه می توان نگاه کرد:
الف. تاثیر دعا دربارة امام؛
ب. تاثیر دعا برای دعا کننده.
از نگاه اوّل، دعا در سلامتی حضرت، مؤثِّر است؛ زیرا آن حضرت به این سبب که انسان است و در همین عالم زندگی می کند، در معرض آفات و بلایا است و دعا می تواند در دور کردن بلاها و مرض ها از وجود عزیزش مؤثّر باشد؛ همانگونه که میتواند در بهبود
بیماری اثر داشته باشد. این، با اراده خدا مبنی بر سلامتی امام، منافاتی ندارد؛ زیرا اراده خدا از طریق اسباب اِعمال می شود و دعا، از مهم ترین وسیله ها و سبب ها برای جریان اراده خدا در زندگی است. همچنین آنچه که اراده الهی بر آن تعلق گرفته حفظ جان حضرت از مرگ است و این منافاتی با بیماری جسمی حضرت ندارد.
از نگاه دوم، آثار دعا کردن فراوان است از جمله:
دعا کردن، راهی است برای اینکه امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف را یاد کنیم و به این وسیله، با آن عزیز ارتباط روحی و معنوی پیدا کنیم و این ارتباط، ثمرات بسیاری برای رشد و کمال روحی ما دارد.
دعا کردن برای امام، نوعی عرض ارادت و محبّت به او است که قطعاً از سوی آن منبع جود و کرم، بی پاسخ نخواهد ماند و دعا کننده را مورد لطف و عنایت خاص خود قرار خواهد داد.
دعا کردن برای امام، یعنی آن وجود عزیز را بر بسیاری از موجودات و پدیده ها مقدَّم دانستن و وجود و نقش او را مدنظر قرار دادن. این موضوع، سبب زیاد شدن محبت آن عزیز در دل ها و جان ها می گردد؛ زیرا ذکر محبوب، سبب فراوانی محبّت نسبت به او است.
مراد از نایب امام علیه السلام کسی است که در زمان غیبت آن وجود مقدس، از طرف او سرپرستی جامعه شیعه را بر عهده دارد. نایبان به دو گروه تقسیم میشوند:
نایب خاص: فردی است که به طور مشخص و معین از طرف امام معرفی میشود.
نایب عام: فردی است که به طور مشخص و معین از سوی امام معرفی نشده است؛ بلکه دارای صفات و ویژگیهایی است که یک نایب باید داشته باشد (این ویژگیها، علاوه بر اینکه عقل بدانها اشاره دارد، در روایات نیز به آنها اشاره شده است).
اولین نایب خاص، جناب عثمان بن سعید بود. کنیه وی ابوعمر و لقبش عمری بود. او از قبیله اسد و ساکن شهر سامرا بود؛ لذا گاهی عسکری نیز به او گفته میشود. چون شغلش روغن فروشی بود، سمّان نیز خوانده میشد. او نایب امام هادی علیه السلام وامام حسن عسکری علیه السلام هم بود و از سوی امام عسکری علیه السلام در جمع چهل نفر از شیعیان به نیابت خاص امام غایب تعیین شد.(1)
نایب دوم، محمد، فرزند نایب اول بود. او در همان شهر زندگی میکرد و به همان شغل پدر میپرداخت. او از سوی امام عسکری علیه السلام و پدر خویش به مردم معرفی شد، تا بعد از پدرش جانشین او باشد. علاوه بر این، در توقیعات مختلف امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، ایشان جانشین پدرش اعلام شد.(2)
نایب سوم، حسین بن روح نوبختی بود. او از خاندان نوبخت و ایرانی بود و در بغداد زندگی میکرد. وی، از وکلای نایب دوم بود و نایب دوم به امر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بعد از خود حسین بن روح را به مردم معرفی کرد.(3)
نایب چهارم، علی بن محمد سمری بود. او نیز با معرفی نایب سوم، نیابت را عهده دار شد که این معرفی نیز به فرمان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بود.(1)
و البته قرائن و نشانهها و کرامتهای فراوانی وجود داشت که شیعیان به وسیله آنها یقین میکردند این فرد نایب واقعی امام است و راست میگوید.(2)
از دیدگاه عقل تنها فقها و مجتهدان جامع شرایط، میتوانند رهبری و سرپرستی جامعه را عهدهدار باشند؛ چرا که جامعه اسلامی باید بر اساس دستورهای دین اداره شود؛ لذا زمامدار باید مسلمانی باشد که از مبانی و احکام دین، آگاه باشد، تا بتواند طبق مقررات اسلامی، جامعه را راهبری کند. این فرد، کسی جز فقیه و مجتهد توانمند در تدبیر جامعه نیست.
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف میفرماید:
و اما الحوادث الواقعة فارجعوا فیها الی رواة حدیثنا
فانهم حجتی علیکم و انا حجة الله علیهم؛ در حوادث و رویداد هایی که واقع می شود، به راویان احادیث ما [= علما و کارشناسان دین] رجوع کنید. به درستی که آنان، حجت من بر شما هستند و من، حجت خدا بر آنانم.(1)
روشن است مراد از «حوادث واقعه»، پیشامدها و رخدادهایی است که بر جامعه وارد میشود و باید به صورت صحیح و طبق نظر دین، از آنها گذر کرد و مصلحت جامعه را در سایه دین دربارة آنها مد نظر قرار داد.
در روایت عمربن حنظله نیز از وجود مقدس امام صادق علیه السلام در بارة وظیفه شیعه برابر مشکلات و منازعات و مرجع صالح برای رسیدگی به امور چنین نقل شده است:
باید نگاه کنند کسانی که از شما [= شیعیان] هستند، به کسی که حدیث ما را روایت می کند و در حلال و حرام ما تأمل و دقت می کند و احکام ما را می شناسد؛ پس به حکم او باید راضی باشند. من او را بر شما حاکم قرار دادم. اگر او به حکم ما حکم داد و از او پذیرفته نشد، همانا به حکم خدا استخفاف ورزیده شده است و ما را رد کرده است و کسی که ما را رد کند، خدا را رد کرده و این، در حد شرک به خدا است.(2)
مراد از شخص آگاه به حلال و حرام، همان فقیه است که با تامل در روایات، با احکام اسلامی و دستورهای دین آشنا میشود.
وجود مقدس حضرت علی علیه السلام نقل میکند که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم سه بار فرمود: «اللهم ارحم خلفایی؛ خدایا! به جانشینانم رحم کن». هنگامی که دربارة جانشینان پرسیدند، فرمود:
«الذین یأتون بعدی یَروُون حدیثی و سنتی؛ کسانی که بعد از من می آیند و حدیث و سنت مرا نقل می کنند».(1)
نکته مهم و قابل دقت در روایت، این است که حضرت، به مهمترین ویژگی جانشین اشاره دارد که راوی «حدیث و سنت» و «آشنا به دستورهای دین» بودن است؛ بنابراین، طبق روایات، در دوران غیبت کبرا، فقیه و اسلام شناس، نایب امام خواهد بود.
هر کس دارای صفات خاصی باشد، به طور عام، از طرف امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، مجاز است احکام الهی را تبیین کند و شؤونی را که امام بر عهده
1) بحارالانوار، ج2، ص144 و 145 و ج86، ص221.
دارد بر عهده بگیرد. مجموعه این شرایط که از قرآن و سنّت استفاده می شود، به شرح زیر است:
عالم بودن و داشتن قوه اجتهاد و استنباط احکام الهی از منابع آن؛
زهد و تقوا و پرهیز از دنیا پرستی و مفتون نشدن به آن؛
داشتن بصیرت و عالِمِ به زمان بودن.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
هر کس از فقهاء، نفس خود را از معاصی و محرمات نگهداری کند و دین خود را حفظ نماید و مخالف هوای خود و مطیع مولای خود باشد پس دیگران باید از او پیروی کنند و این خصوصیات جمع نمی شود مگر در بعضی از فقهای شیعه، نه همة آنها».(1)
البته هر زمان، اگر چند نفر، دارای این شرایط بودند باید اَعلَم آنان برگزیده شود و اگر مساوی بودند، انتخاب هر یک از آنان مجاز است. البته، در مسایل سیاسی و حکومتی، به سبب آن که نظام جامعه مختل نشود، باید یک نفر (ولیّ فقیه) در رأس امور قرار گیرد و اختیارات حکومتی نیز در دست او متمرکز باشد.
در این میان شناخت ولی فقیه به فقهاء و اهل خبره سپرده شده است.
1) «فامّا من کان من الفقهاء صائناً لنفسه، حافظاً لدینه، مخالفاً علی هواه، مطیعاً لأمر مولاه، فللعوام ان یقلدوه. و ذلک لا یکون الاّ بعض فقهاء الشیعة لا جمیعهم»؛ بحارالانوار، ج2، ص88.
با توجه به روایات، می توان ویژگی ها و صفات یاران را چنین برشمرد:
«در قلوب آنان [یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف] شکی به ذات خدا نیست»(1)
یعنی چنان به خداوند معرفت دارند که ذرّهای تردید و شک در آنان راه ندارد.
«اطاعت آنان از امام، از فرمان برداری کنیز برابر مولایش، بیشتر است».(2)
شب ها را با عبادت به صبح می رسانند و روزها را با روزه به پایان می برند.(3)و این یاد حق، در همه حالات آنان تجلّی دارد.
همچنین فرمود:
«آنان، مردانی هستند که گویا، دل هایشان پاره های آهن است».(1)
[یاران مهدی علیه السلام] در میدان رزم، در اطراف او می چرخند و با جان خود، از او محافظت می کنند.(2)
همچنین فرمود:
«آنان آرزو می کنند در راه خدا به شهادت برسند».(3)
همة آنان، شیرانی هستند که از بیشه، بیرون شده اند و اگر اراده کنند، کوه ها را از جا می کنند.(4)
آنان، گروهی هستند که به سبب صبر و بردباری در راه خدا، بر خداوند منّت نمی گذارند و از این که جان خویش را تقدیم حضرت حق می کنند به خود نمی بالند و آن را بزرگ نمی شمارند.(5)
«ایشان، یک دل و هماهنگ هستند».(1)
او، از یارانش بیعت می گیرد که طلا و نقره ای پس انداز نکنند و گندم و جویی ذخیره نکنند».(2)
دربارة تعداد یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف سه دسته روایات وجود دارد:
دسته اول: روایات متعددی از ائمة اطهار علیهم السلام به ما رسیده است که یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف 313 نفر، به تعداد یاران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در جنگ بدر هستند.(3)در منابع روایی اهل سنت نیز همین تعداد به عنوان یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بیان شده است.(4)
دسته دوم: روایاتی است که یاران ایشان را ده هزار نفر ذکر میکند.(5)
دستة سوم: روایاتی است که می گوید شیعیان در گرد حضرت جمع
می شوند یا می گوید اهل شرق و غرب زمین با نهضت او همراه می شوند.(1)
نتیجه جمع این روایات ـ با توجه به قرائن و شواهدی که از خود همین روایات استفاده می شود ـ این است که یاران خاص حضرت که هسته اصلی نیروها را تشکیل می دهند و فرماندهان و کارگزاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند، 313 نفر به تعداد اهل بدرند. امام صادق علیه السلام فرمود:
گویا می نگرم به قائم بر فراز منبر کوفه؛ در حالی که یارانش گرد او حلقه زده اند. آنان، پرچمداران و کارگزاران امام روی زمین هستند.(2)
یاران خاص، نخستین کسانی هستند که گرد حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف جمع می شوند و دعوت جهانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با آنان شروع می شود. پس از آشکار شدن دعوت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، تعداد ده هزار نفر، کسانی هستند که به امام علیه السلام می پیوندند و به عنوان هسته اولیه نیروهای حضرت و تحت فرماندهی همان 313 نفر، قیام جهانی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را یاری میکنند. امام جواد علیه السلام فرمود:
زمانی که 313 نفر از یاران خاص قائم، به خدمت آن بزرگوار رسیدند، خدا امر او را به جهانیان آشکار می کند. وقتی این تعداد به دَه هزار نفر رسید، به اذن خداوند متعال خروج می کند.(3)
در ادامه نهضت، توده های انبوه مردم از سراسر جهان که در انتظار منجی بشریت به سر می برند و از ظلم و ستم به ستوه آمده اند، به او
می پیوندند.(1)
اما دربارة وطن اینان، باید گفت از مکان های مختلف هستند. در روایتی از وجود مقدس امام جواد علیه السلام نقل شده است:
«اصحابش، اجتماع می کنند به سوی او به تعداد اهل بدر، 313 نفر از نقاط مختلف زمین».(2)
البته در برخی روایات نام برخی افراد از بعضی شهرها ذکر شده است که نام این اشخاص مبهم است، مثلاً محمّد از شهر طالقان که می تواند نام عده ی زیادی باشد و به علاوه نام برخی شهرها فرق کرده و برخی از نام ها مربوط به شهرهای متعدد در کشورهای گوناگون میتواند باشد. همچنین سند این روایت ها، قابل اعتماد نیست؛ لذا نمی توان گفت از کدام شهر، چه افرادی، از گروه یاران هستند؛ ولی آنچه مسلم است، این است که یاران حضرت، از مناطق مختلفند.
باید توجه داشت که یاران حضرت، منحصر در 313 نفر نیست؛ زیرا حضرت، دارای سه گروه یار است که گروه اول آنان، 313 نفرند.
اینان، فرماندهان و بزرگان لشکر حضرت محسوب می شوند و موالیان اویند. طبیعی است هر لشکر، تعدادی محدود فرمانده دارد و بقیه، تحت نظر اینان در لشکر حضرت به سر می برند و حاکم را یاری می کنند. پس این نوع انحصار، تبعیض نیست، با توجه به اینکه یاران گروه دوم را لشکر ده هزار نفری و یاران گروه سوم را عموم مؤمنان تشکیل می دهند.
گفتنی است که دلیل خاصی در اینکه چرا یاران گروه اول 313 نفر هستند وارد نشده است. شاید بتوان گفت: اینکه تعداد یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف همچون یاران پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در جنگ بدر 313 نفر است برای آن است که یاد و خاطره جنگ بدر زنده شود. جنگی که مسلمانان عده کمی بودند با تجهیزات نامناسب، و فقط تکیه بر خدا داشته و با ایمان وارد معرکه جنگ شدند. هدفْ حفظ اسلام و دین بود. امدادهای خاص و ویژه الهی نازل شد، چنانچه در ابتدای سوره انفال (آیات 7 – 14) به آن اشاره شده است. جنگی که همه گروههای مسلمانِ آن زمان، در آن حضور داشتند. افراد سپاه از همه اقشار و سنین مختلف تشکیل شده بود و پیروزی قاطع مسلمانان در آن رقم خورد. بسیاری از سران مشرک و کافر سپاه مکه کشته شدند، پیروزی در این جنگ سرآغاز بسیار زیبایی برای شروع حرکت اسلام بود.
پرسش از کم بودن تعداد زنان در مقایسه با مردان، میان یاوران حضرت، حرف صحیح و پسندیده ای نیست؛ چرا که یاوری، نه فقط به معنای جنگیدن و سلاح بر کشیدن است؛ بلکه یار و یاور واقعی، کسی است که با همه وجود، در خدمت امام و اهداف او باشد و آنچه را که حضرت از او می خواهد، انجام دهد. در زمان غیبت و انتظار، به وظیفه یک منتظر واقعی آگاه باشد و آنچه را در این مدّت بایسته است، انجام دهد و در زمان ظهور، گوش به فرمان و مطیع دستورهای او باشد و امر او را امتثال کند. مگر فاطمه زهرا و زینب کبرا علیهما السلام از یاوران پیامبر و امام زمان خود نبودند؛ در حالی که جنگ ظاهری با اسلحه نیز نداشتند؟ هرکس به تاریخ بنگرد، به خوبی به نقش بارز و بی بدیل آنان در یاری رهبر خود پی می برد. یاری رهبر در رساندن پیام او و مکتبش، بسیار ارزشمند است و اصولاً حرکت فرهنگی، پایه و اساس است؛ چرا که اگر یاری امام در بُعد فرهنگی و تبیین معارف دین نباشد و مردم از اهداف و برنامه های امام آگاه نباشند، طبعاً، برای کمک به گسترش فرهنگ و مکتب او، سلاح به دست نمی گیرند. زنان، در این عرصه مهم، به خوبی می توانند ایفای نقش کنند و یاری امام خود را در حدّ اعلا، اعلام و آشکار کنند.
همچنین در مواردی که یاری کردن مربوط به حالت جنگ و قیام و جهاد باشد، طبیعی است که مردان باید حضور فعّال تر داشته باشند؛
چرا که خداوند با توجه به ویژگی های جسمی و روحی زنان و مردان، وظایف و تکالیف را قرار می دهد و ویژگی ها و مشکلات جنگ، به گونه ا ی است که نه با جسم زن سازگاری دارد و نه با روح او هم خوانی دارد؛ لذا وظیفه جهاد، از دوش آنان برداشته شد، مگر در زمان ضرورت.
تعدادی از یاران گروه 313 نفری، از کسانی هستند که در زمان ظهور زندگی می کنند. در برخی روایات آمده است که اینان شب در بستر خود ناپدید شده، پس صبح در مکه خواهند بود. آیه {این ما تکونوا یأت بکم الله جمیعاً}(1)دربارة این گروه است(2)از روایات به خوبی می توان استفاده کرد که تعدادی از یاران، هم عصرِ زمانِ ظهورند.
البته از برخی روایات، استفاده می شود که برخی از بزرگان روزگار گذشته،براساس مصالحی خاص، دوباره زنده شده و در رکاب حضرت و از یاران آن بزرگوار می شوند. در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده است:
خروج می کنند با قائم علیه السلام از پشت کوفه ـ یا کعبه ـ 27
مرد که عبارتند از: پانزده نفر از قوم حضرت موسی علیه السلام و هفت نفر از اصحاب کهف، و یوشع بن نون و سلمان و ابودجانه انصاری و مقداد و مالک اشتر؛ پس در نزد آن حضرت، از یاران و والیان هستند.(1)
بنابراین، یاران قائم علیه السلام هم از افرادی هستند که هم عصرِ زمانِ ظهورند و هم از افرادی اند که پیش از زمان ظهور، زندگی کرده اند و از دنیا رفته اند.
آنچه دربارة اجتماع یاران در روز موعود مطرح است، مربوط به گروه اول است. حضور یاران خاص (313 نفر) در مکه به دو صورت قابل تصور است:
به صورت عادی: به این معنا که با توجه به آشکار شدن علایم، یارانی که توان تهیه مقدمات سفر به مکه را دارند، خود را به میعادگاه میرسانند.
به صورت اعجاز آمیز: به این معنا که یارانی که باید در مکه حاضر باشند و نتوانستهاند به صورت عادی رهسپار آنجا شوند، به
1) بحارالانوار، ج 53، ص90.
قدرت الهی (مثلاً طی الارض) در مکه حاضر میشوند.
در روایتی از امام باقر علیه السلام نقل شده است:
هر کس در راه باشد، در آن ساعت میرسد و کسی که درگیر راه نباشد (نتوانسته حرکت کند)، از بستر خود ناپدید میشود و این، همان فرمایش امیر مؤمنان علی علیه السلام است که فرمود:«مفقودان از بسترهایشان» و نیز قول خداوند است که فرمود: {فَاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ أَیْنَ ما تَکونُوا یَأْتِ بِکمُ اللَّهُ جَمِیعاً}؛(1)پس سبقت بگیرید [از یکدیگر به] خیرات [یعنی اهلبیت] هر جا که باشید، خداوند همه شما را میآورد [نزد امام مهدی، هنگام ظهور]».(2)
گفتنی است ممکن است اجتماع همگی یاران، از نوعی اعجاز برخوردار باشد؛ زیرا روایات در اینباره به صورت دقیق و شفاف و جزئی به همه نکات اشاره ندارند.
در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده است که هر کس دعای عهد را چهل صبح بخواند، از یاران قائم علیه السلام خواهد بود. البته باید دانست که خواندن دعا به تنهایی کافی نیست؛ بلکه انسان باید قابلیت یاوری امام را در خود ایجاد کند.
در دعای عهد عاجزانه از پروردگار خود میخواهیم به ما قابلیتی عنایت کند که بتوانیم خود را برای یاوری امام آماده کنیم و واقعاً دست بیعت و وفاداری به او بدهیم. از خداوند ظهور او را میطلبیم و از او میخواهیم ما را در امر زمینه سازی و ظهور کمک کند.
عدد چهل که در روایات متعددی مطرح شده است، بیانگر این مطلب است که تکرار عمل در چهل مرتبه تأثیر گذار است. برای نمونه در روایت آمده است:
هر کس چهل روز خود را برای خدا خالص کند چشمههای حکمت از قلبش بر زبانش جاری میگردد.(1)
یا مناجات حضرت موسی علیه السلام در کوه طور(2)که چهل شب به طول انجامید و یا شهادت چهل مؤمن برای میّت که باعث مغفرت او میشود.
شاید مراد از چهل بار خواندن دعای عهد نیز این باشد که حقیقت دعا در انسان تجلی یابد.
بدون تردید، نقش زنان در تاریخ اسلام، نقش بسیار مهم و تعیینکنندهای بوده و هست. در صدر اسلام، زنانی چون نسیبه را مشاهده میکنیم که در جنگ احد از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دفاع میکرد و در این راه زخمی شد. نیز در جنگ احد، بدن امام علی علیه السلام پر از زخم شده بود، به طوری که بدن آن حضرت از شصت جا جراحت سخت برداشت. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم دو زن را به نام سلیم و اُمّ عطیه مأمور مداوای حضرت علی علیه السلام نمود، و آنها طبق مأموریت به زخم بندی مشغول شدند.
همچنین نقش پر اهمیت زهرای اطهر علیها السلام در دفاع از حریم ولایت، و رسوایی غاصبان خلافت، امری است روشن و معلوم که در جای خود بحث شده است. زنان در انقلاب جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز دارای نقش مهمی هستند.
امام صادق علیه السلام به مفضل بن عمر میفرماید:
«با حضرت قائم علیه السلام سیزده زن همراه است». سؤال شد: «آنها چه کار میکنند؟» حضرت فرمود: «مجروحان را
مداوا و بیماران را پرستاری می کنند؛ همانطور که زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چنین بود».(1)
نیز امام باقر علیه السلام فرموده است:
سوگند به خدا! سیصد و اندی مرد می آیند که میانشان پنجاه نفر زن هستند. در مکه اجتماع می کنند بی آن که قبلاً وعده داده باشند. آمدنشان مانند ابرهای پاییزی است.(2)
با توجه به این مقدمه میتوان گفت:
الف. در دیدگاه اسلام، حضور زن در امور اجتماعی یک مسأله پذیرفته شده است و میتوان برای آن، مؤیدهایی را ذکر کرد:
حضور جدی حضرت زهرا علیها السلام و زینب کبرا علیها السلام در امور اجتماعی و سیاسی.
حضور زنان در میان سپاهیان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که وظایفی هم چون رساندن آب و غذا به رزمندگان، پرستاری مجروحان، تهیه دارو، رساندن مهمات، انتقال شهدا، تشویق رزمندگان و… داشتند. چنین چیزی را در سیره جنگی حضرت امیر علیه السلام میتوان دید؛ مثل داستان حضور زنی به نام سُوده حمدانی در جنگ صفین که رزمندگان را علیه معاویه تشویق میکرد.
ب. اگر سیره امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ادامه سیره پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امام علی علیه السلام است، قطعاً در دولت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز زنان از یاری حضرت محروم نخواهند بود. در اینباره روایات متعدد داریم.
امام صادق علیه السلام فرمود:
«زنان همان کارهایی را که در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم انجام می دادند، در زمان حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز انجام خواهند داد».(1)
در برخی روایات فقط به اجمال به حضور زن تاکید شده و نامی از تعداد آنان برده نشده است. در برخی روایات به سیزده زن اشاره دارد که هنگام ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با ایشان خواهند بود.(2)البته این روایت، تعداد زنان رجعتکننده در زمان ظهور حضرت را بیان میکند. همچنین برخی روایات تعداد زنان را در جمع یاوران اصلی حضرت پنجاه نفر بیان کردهاند؛ در دسته دیگری از روایات، تعداد یاران زن تا چند هزار نفر برشمرده شده است.(3)البته این زنان غیر از یاوران اصلی حضرت هستند.
در نتیجه میتوان گفت با توجه به سیره نبوی و علوی، حضور زن در حکومت حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و میان یاران آن حضرت، امری مسلم است؛ ولی باید توجه داشت که یاری رساندن زنان به حضرت (بر خلاف آنچه متبادر به ذهن است) به جبهه جنگ منحصر نیست؛ بلکه عرصههای مختلفی چون حوزه فرهنگ و سیاست، امور اجتماعی و تربیتی را نیز در بر میگیرد. حوزههایی که در آنها میدان یاری برای زنان با حفظ کرامت آنها، باز است و زنان در حکومت حضرت میتوانند در این عرصهها نقش داشته باشند؛(4)
«غیبت» یعنی پنهان بودن و مراد از غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف این است که زندگی پنهانی دارد. با توجه به روایات میتوان دریافت مراد از پنهان زیستی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف این است که مردم او را نمیشناسند؛ یعنی آن بزرگوار، میان مردم میباشد و آنان او را میبینند؛ ولی نمیدانند او همان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشد؛ لذا غیبت حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف به حضرت یوسف علیه السلام تشبیه شده است که با اینکه برادرانش برای خرید گندم به مصر رفتند و او را دیدند؛ ولی وی را نشناختند. البته در مواردی بدن حضرت نیز دیده نمیشود.
به نظر می آید، آثار وجودی امام و حجّت خدا را می توان به سه گروه تقسیم کرد:
آثاری که بر اصل وجود امام در عالم هستی مترتب می شود (چه امام ظاهر باشد، چه غایب)؛
آثاری که بر افعال امام مترتب می شود (چه امام ظاهر باشد، چه غایب)؛
آثاری که بر وجود امامِ ظاهر مترتب می شود.
واسطه فیض: اولین اثری که بر وجود امام مترتب است، اینکه امام، واسطه فیض الهی بر مخلوقات است و فیض الهی، به واسطه او بر بندگان نازل می شود. واسطه فیض بودن، دو گونه قابل تصورّ است:
الف. نظام جهان بر اساس اسباب و مسببات است و هر پدیده ای از راه سبب و علت، ایجاد می شود. در رأس این سلسله اسباب، وجود مقدس حجت خدا است.
ب. نظام جهان، بر اساس هدف و غایتی خلق شده است و تا زمانی که غایتِ از این نظام و هدف آن، پابرجا است، نظام نیز به حیات خود ادامه می دهد. هدف از خلقت عالم، امکان حیات انسان است و هدف از خلقت آدمی، عبادت و عبودیت است. عبادت و عبودیتِ کامل که همراه معرفتِ کامل است، فقط از طریق امام و حجّت خدا تحقّق می یابد؛ پس تا زمانی که امام هست، هدف از خلقت نیز باقی است؛ لذا در
سایه وجود او نظام هستی پا برجا است.
دفع بلا: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
«خداوند، ستارگان را امان برای اهل آسمان قرار داد و اهل بیتم را امان برای اهل زمین».(1)
نظیر این تعبیر، از وجود مقدس امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز صادر شده است:
«من، آخرین اوصیا هستم. به واسطه من، خدا، بلا را از خاندان و شیعیانم دفع می کند».(2)
به نظر می آید مراد از بلا، عذاب هایی باشد که به سبب اعمال ناشایست انسان ها باید نازل می شد؛ ولی به سبب آن که وجود مقدس حجت خدا در میان مردم است، عذاب دفع می شود. خداوند، به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم میفرماید:
{وما کان الله لیعذّبهم و أنت فیهم} (3)و خداوند، آنان را عذاب نمی کند؛ در حالی که تو میانشان هستی».
امید بخشی: آدمی، به امید زنده است، امید به آینده ای سبز و روشن که در آن، اثری از پلیدی و تباهی نباشد. انسان، منتظر چنین ایام زیبایی است و بهترین عمل او نیز انتظار فرج و دمیدن صبح ظفر است. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
«أفضل أعمال أمتی انتظار الفرج(1)برترین عمل امت من، انتظار فرج است».
وجود امامی که منتظر إذْن الهی برای ظهور است، به مردم دلگرمی می دهد و گام های آنان را در جادة انتظار استوار می کند.
به راستی، آیا وجود رهبرِ در تبعید، انقلاب را ایجاد می کند و مردم را به جوشش و حرکت در می آورد یا وعده آمدن فردی در آینده که دورانِ حیاتی در این زمان برای او متصور نیست؟
خودسازی: از دیگر آثار وجودی امام، پیدایش و تقویّت روحیة خودسازی و تهذیب نفس است. بر اساس روایات(2)امام و حجت خدا، ناظر و شاهد بر اعمال است. هر روز و هر هفته، اعمال انسان ها خدمت آن بزرگوار عرضه می شود. کسی که دوستدار امام باشد، راضی نمی شود امام، ناظر بر اعمال ناپسند او باشد و با دیدن اعمال بد او، غمگین و ناراحت شود؛ لذا سعی می کند دقت بیشتری در اعمال خود داشته باشد و به گونه ای رفتار کند که رضایت امامش را به دست آورد. در کنار این آثار، آثار دیگری هم هست؛ مانند هدایتگری و پاسخ گویی به نیازهای علمی و….
برخی از آن آثار را انسان ها در زندگی خود به روشنی احساس کردهاند؛ مانند حفظ و نجات شیعیان. حضرت در نامه ای به شیخ مفید نوشتند:
ما، بر اخبار و احوال شما آگاه هستیم و هیچ چیز از
اوضاع شما، بر ما پوشیده نیست. ما، در رسیدگی و رعایت امور شما، اهمال نکرده ایم و شما را از یاد نبرده ایم.(1)
در کنار حفظ شیعه از کیدهای دشمنان، نباید عنایات حضرت به بیماران و درماندگان و در راه ماندگان و نیازمندان را از یاد برد. افراد متعددی از لطف او بهره بردهاند و بیماریشان علاج شده و گم گشتگان در راه، به منزل رسیدهاند و نیازمندان و محتاجان و فقرا، سامان یافته اند. این آثار، به افعال امام برمی گردد و امام، ظاهر باشد یا غایب، امکان ترتیب اثر هست. بله؛ اثری که به وجودِ ظاهریِ امام برمی گردد، حکومت ظاهری است؛ یعنی بشریت امروز به سبب غیبت امام علیه السلام، که علت این غیت هم خود مردم هستند، از حکومت عدل الهی و رشد و تکامل بشری در حدّ اعلای آن محروم شدند و تا زمانی که ظهور امام علیه السلام رخ ندهد، این محرومیت ادامه دارد.
این مسجد مقدس قدمتی به اندازه آغاز زندگی انسان روی زمین دارد؛ زیرا، در روایتی، امام صادق علیه السلام می فرماید:
1) بحارالأنوار، ج53، ص174و 175.
خداوند پیامبری را مبعوث نکرده، جز آن که در مسجد سهله نماز گزارده است.(1)
مسجد سهله، همیشه، به صورت مسجد و دارای بنا نبوده است؛ اما مکان آن، همیشه مورد توجه بوده است. ابان بن تغلب، می گوید:
امام صادق علیه السلام اطراف کوفه، در سه نقطه نماز خواند و فرمود:
«سومین محل، محل نزول قائم علیه السلام بود».(2)
از این روایات معلوم می شود، آن نقطه، مسجد سهله بوده است.(3)
بسیاری از پیامبران، در این مسجد، اقامت داشته اند؛ مانند حضرت ابراهیم و حضرت ادریس علیهما السلام و فضیلت های بسیار زیادی برای رفتن و عبادت کردن در آن مسجد، نقل شده است(4)و اعمال خاصی دارد که در مفاتیح الجنان نیز به آن اشاره شده است. علت انتساب این مسجد به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به سبب وجود روایاتی است که در زیر به آنها اشاره می شود:
مسجد سهله، منزل و محل اقامت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بعد از ظهور است.(5)
مسجد سهله، منزل و محل اقامت دائمی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، است.(6)
مسجد سهله، محل بیت المال و محل تقسیم غنائم خواهد بود.(7)
مسجد سهله، محل اقامت جانشینان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهد بود.(8)
1) بحارالانوار، ج 97، ص 435و 436.
2) کافی، ج 4، ص 572.
3) مجله انتظار، ش6، اماکن زیارتی منتسب به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در ایران و جهان اسلام (مسجد سهله)، مقاله مهدی پور، ص 333.
4) بحارالانوار، ج 97، ص 436.
5) کافی، ج 3، ص 495.
6) مزار کبیر، ص 134.
7) بحارالانوار، ج 53، ص 11.
8) تهذیب، ج 6، ص 31.
علاوه بر موارد بالا که در روایات متعدد آمده و مسجد را منسوب به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می کند، افرادی در مسجد سهله، به محضر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف رسیدهاند و توفیق ملاقات آن امام را یافتهاند یا مورد عنایت آن حضرت قرار گرفته اند؛ بزرگانی مانند سید مهدی بحرالعلوم، حاج میرزا مهدی اصفهانی، حاج شیخ محمدتقی آملی، آیتالله خویی و….(1)
سیره و روش علما، این بوده است که برای کسب فیض، شب های چهارشنبه، به آن مسجد می رفتند. البته دربارة شب چهارشنبه یا چهل شب رفتن، روایتی در دست نیست، مگر همان راهنمایی ها که در ملاقات ها صورت گرفته است.(2)
مسجد مقدس جمکران در قم، از مساجد منسوب به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
1) برای مطالعه متن این ملاقا ت ها و جریان ها، ر.ک: به کتاب مسجد سهله نوشته سید عباس موسوی مطلق .
2) برای مطالعه بیشتر ر.ک: فصلنامه انتظار موعود، ش6، مقاله «اماکن زیارتی منتسب به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در ایران و جهان (مسجد سهله)»، علی اکبر مهدی پور و مسجد سهله میعادگاه عاشقان، عباس موسوی مطلق .
است که تاریخ بنای آن، بر اساس آنچه از کتاب تاریخ قم نوشته شیخ حسن بن محمد بن حسن قمی معلوم می شود، به سال 393 ق برمی گردد و قدمتی بیش از هزار ساله دارد. در همین کتاب، سبب بنای این مسجد را فرمان امامزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به شیخ حسن بن مثله جمکرانی بیان می کند.
جمکران، نام دهی در نزدیکی شهر مقدس قم است. شیخ حسن بن مثله، از افراد صالح و ساکن این روستا بوده است که امام به او فرمان داد زمینی را که اکنون محل مسجد جمکران است، از دست فردی به نام حسن بن مسلم که بیاجازه در آن جا کشت می کرده بگیرد و در آن محل، مسجدی بنا کند و محل هزینه آن را نیز به او نشان داد.
به این ترتیب، اولین بنای مسجد جمکران ساخته شد و خود امامزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در همان فرمان ساخت مسجد، اعمال آن را نیز بیان داشت و فرمود:
به مردم بگویید به این مکان رغبت کنند و آن را عزیز شمارند. هر کس دو رکعت نماز در آن بخواند؛ مانند کسی است که در کعبه نماز خوانده است.
به سبب دستور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف این مسجد به نام ایشان معروف است و عاشقان آن حضرت ارادت خاصی به آن دارند. علمای بزرگ ما نیز در باره آن مسجد، جملات بسیار مهمی دارند. آیتالله بروجردی می فرماید، این جریان [= ساخت اولیه مسجد]، در زمان شیخ صدوق اتفاق افتاده است؛ یعنی، ایشان، صحت این جریان را تأیید میکنند.
علاوه بر نقل مذکور در کتاب تاریخ قم، سیرة عالمان و
بزرگان و صالحان، این بوده است که به آن مسجد بروند و افراد زیادی در این مسجد مورد عنایت حضرت واقع شدهاند. البته در باره شب چهارشنبه رفتن یا چهل شب رفتن، روایتی در دست نیست؛ اما سیره و روش بزرگان، چنین بوده است و احتمال دارد چنین روشی، با راهنمایی های خود حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بوده باشد. (1)
دربارة غیبت میتوان، دو نگاه داشت:
1) برای مطالعه بیشتر، ر.ک: فصلنامه انتظار موعود، ش5.
مصلح بود؛ از این رو خلفای معاصر امام حسن عسکری علیه السلام ایشان را به شدت تحت نظر داشتند، تا وقتی فرزندش به دنیا میآید، او را در همان ابتدای زندگی به شهادت برسانند؛ بنابراین بسیار طبیعی است که خداوند آخرین حجت خود را در پرده غیبت قرار دهد، تا جان او حفظ شود و در موعد مقرر و زمانی که مردم آمادگی داشتند، ظهور کرده و جهان را پر از عدل و داد نماید.
غیبت، سری از اسرار الهی است و ما ایمان داریم که خداوند متعال، هیچ کاری را جز بر اساس حکمت و مصلحت، انجام نمی دهد.
در روایتی که از امام صادق علیه السلام نقل شده است، در پاسخِ سوالِ از علت غیبت آمده است:
غیبت، به سبب امری است که اجازه نداریم آن را برای شما بیان کنیم ... غیبت، سرّی از اسرار الهی است؛ ولی چون می دانیم که خداوند بزرگ، حکیم است، می پذیریم که همه کارهای او (براساس) حکمت است؛ اگر چه علّت کارها برای ما معلوم نباشد.(1)
بعد از بیان مقدمه به علل غیبت از منظر روایات میپردازیم:
الف. آزمایش مردم: امتحان کردن مردم، از سنت های حتمی خداوند است. او بندگان خود را به اسباب گوناگون می آزماید تا
1) کمال الدین، ج2، باب 44، ح11.
میزان استواری آنها در مسیر حق، آشکار شود. نتیجه امتحان، برای خداوند معلوم است؛ ولی در گذر از سختی ها، بندگان خدا پخته می شوند و به جوهر وجود خود پیمی برند.
امام کاظم علیه السلام فرمود:
هنگامی که پنجمین فرزندم غایب شد، مراقب دین خود باشید، تا کسی شما را از آن بیرون نکند. برای صاحب این امر، غیبتی خواهد بود که گروهی از پیروان او، از اعتقاد خود دست برمی دارند و این غیبت، آزمونی است که خداوند با آن، بندگانش را امتحان می کند.(1)
ب. ستم پیشه بودن انسانها: امیر مؤمنان علیه السلام فرمود:
زمین از حجت خدا خالی نمی ماند؛ ولی خداوند به دلیل ستم پیشه بودن و زیاده روی انسان ها، آنان را از وجود[ظاهری]حجت خود محروم می سازد.(2)
ج. حفظ جان امام: یکی از عواملِ کناره گیری پیامبران از قوم خود، حفظ جان خویشتن بوده است، همانگونه که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم برای حفظ جان خود، از مکه بیرون رفت و در غار پنهان شد.
امام صادق علیه السلام فرمود:
امام منتظَر، پیش از قیام خود، مدتی از چشم غایب خواهد شد. راوی، از علت غیبت سوال کرد. حضرت فرمود: بر جان خویش بیمناک است.(3)
البته ترس حضرت بر جان خود، برای آن است که او، آخرین ذخیره الهی است که باید برای تحقّق عدالت جهانی که وعده حتمی خداوند است، بماند
د. تأدیب مردم: وقتی امت، برابر پیامبر و امام، وظایف خود را به درستی انجام ندهد خداوند، پیشوای ایشان را برای مدتی از آنان جدا کند. امام باقر علیه السلام فرموده است:
وقتی خداوند، همراهی و همنشینی ما را برای قومی خوش ندارد، ما را از میان آنان برگیرد.(1)
ه. استقلال و بیعت نکردن با حاکمان: میدانیم که امامان پیشین، به بیعت ظاهری با حاکمان جورِ زمان خود مجبور شدند. چون رسالت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام برضد همه ظالمان و ستمگران است و این امر، با بیعت با آنان سازگاری ندارد، او غایب شد، تا از بیعت با حاکمان جور، رها شود و هر زمان، خداوند اراده کرد، آزادانه با ستمکاران برخورد کند. امام رضا علیه السلام در بیان علت غیبت، چنین فرموده است:
برای این که آن زمان که با شمشیر قیام می کند، کسی بر عهده او بیعتی نداشته باشد.(2)
روشن است اگر امام در میان مردم ظاهر بودند و به صورت آشکار مردم را راهنمایی و هدایت میکردند، بسیار بهتر بود؛ ولی آیا دشمنان چنین اجازهای را به او میدادند؟
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امامان علیهم السلام در موارد متعدد، گفته بودند دستگاه ظلم، به دست حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برچیده می شود؛ از این رو وجود مقدّس او، مورد توجّه دو دسته از مردم واقع می شد:
مظلومان به امید نجات به دست حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف .
ظالمان که چون وجود مقدّس امام را سد راه منافع خود می دیدند، حضرت را به قتل می رساندند. در تاریخ، نمونههای متعددی از شهادت اولیای خدا و راهنمایان دین حق به دست ستمگران وجود دارد که از جمله آنها شهادت امامان بزرگوار شیعه علیهم السلام است.
قدرت خداوند محدود نیست؛ ولی نظم هستی، به گونه ای است که کارها، از طریق اسباب و از مجرای عادی انجام شود. اگر خداوند، بخواهد برای حفظ جان انسان های مقدس، از جریان عادی حاکم بر جهان دست بردارد و برخلاف آن عمل کند، بدان معنا است که با تغییر در نظام آفرینش، دیگر دنیا، محل تکلیف و اختیار و امتحان نباشد؛ زیرا خداوند، با اعمال قدرت، جلوی اختیار افراد را در این زمینه می گیرد. به
علاوه، اگر امام، میان مردم به صورت آشکار حاضر بود یا باید با ظالمان وارد جنگ و پیکار میشد یا باید برابر آنها سکوت میکرد. راه اول، به تحقق شرایط و اذن الهی مشروط است و بدون آن، قیام و نبرد نتیجه بخش نیست. اگر امام، راه دوم را برگزینند و مؤمنان ببینند حضرت، برابر تمام جنایات و ستم ها سکوت کرده و این سکوت، سالیان طولانی ادامه پیدا کرده است، از اصلاح جهان مأیوس می شوند و در بشارت های پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و قرآن، شک میکنند؛ بنابراین، گزینه غیبت تا آماده شدن شرایط و مهیا شدن مردم برای پذیرش قیام و عدالت گستری حضرت، بهترین انتخاب و روش است.
رخدادها و پدیدههای اجتماعی، نیازمند مقدمه و آماده سازی است و باید شرایط را به گونهای فراهم کرد که قابل تحمل و پذیرش عموم مردم شود. پدیده غیبت نیز در همین راستا قابل بررسی است. شیعیانی که در دوران گذشته هرگاه میخواستند امام خود را ملاقات کنند، محضر او شرفیاب شده و از وجودش بهره میبردند، اینک امام و مقتدای خود را در پس پرده غیبت میبینند. این حادثه، بدون زمینهسازی، مشکل و غیره منتظره بود؛ از این رو امامان قبلی آرام آرام، شیعیان را با این پدیده آشنا کردند.
از زمان امام جواد علیه السلام به بعد به صورتهای مختلفی مانند توجه به نهاد وکالت که از زمان امام باقر و صادق علیهما السلام شکل گرفته بود، انجام ملاقاتهای پشت پرده، برقرار کردن ارتباط از طریق نایب خاص، مسأله غایب شدن امام به شکل جدیتری مطرح شد، تا طبیعی جلوه کند. این کارها، پذیرش و قبول مسأله غیبت را بین شیعیان تقویت میکرد؛ لذا آنان دیگر با یک پدیده غریب رو به رو نمیشدند. از این رو دوران غییبت در دو مرحله صورت گرفت:
غیبت صغرا؛ امام عصر علیه السلام امر هدایت و رهبری را مدت 69 سال، از طریق نایبان خاص انجام میداد. این گونه اداره کردن امور، اولاً موقّتی و جهت آماده سازی مردم برای غیبت کامل بود، ثانیاً برای تثبیت وجود و حقانیت امامت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بود و ثالثاً تعلیم مردم به رجوع به عالمان دین بود.(1)
بنابراین ازجمله دلایل مرحله غیبت صغرا میتواند موارد زیر باشد:
اثبات وجود حضرت (با توجه به ولادت مخفیانه ایشان).
آماده شدن مردم برای ورود به غیبت کبرا.
تمرین برای رجوع کامل به نایبان و علما.
غیبت کبرا؛ بعد از پایان یافتن دوران غیبت صغرا و آمادگی مردم، به امر الهی دوران غیبت کبرا آغاز شد.
1) حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود: «اما الحوادث الواقعة فارجعوا فیها الی رواة حدیثنا فانهم حجتی علیکم…؛ اما در حوادثی که پیش میآید، به راویان حدیث ما مراجعه کنید؛ زیرا آنان حجت من بر شمایند..»، بحارالانوار، ج53، ص181.
غیبت، امری است که سیر حرکت انسانها، آن را ناگزیر کرده است و در این فرایند باید به گونهای برنامهریزی میشد تا جامعه شیعه، با کمترین مشکل بتواند پذیرای آن باشد؛ از این رو امامان علیهم السلام از یک سو، راههای فهم احکام را به شاگردان میآموختند تا بتوانند احکام دین را در حد توان از منابع، استنباط و استخراج کنند و مردم را نیز به آموختن از عالمان و رجوع به آنها فرامیخواندند و از سوی دیگر با برقراری نهاد وکالت، مردم را به رجوع به وکیلان دعوت کردند. در همین راستا، امام هادی و عسکری علیهما السلام ارتباط مستقیم خود را کمتر کردند و در مواردی از پشت پرده، پرسشها را پاسخ میدادند، تا مردم به ندیدن امام عادت کنند. به دنبال آن غیبت کوتاه مدتی (صغرا)، پیش بینی شد تا مردم به واسطة نواب خاص، برخی مسائل مورد نیاز را بپرسند و در ضمن آن، رجوعِ همیشگی به نایبان را فرابگیرند.(1)
1) رک: کتاب الغیبة، شیخ طوسی؛ تاریخ عصر غیبت، پورسید آقایی؛ اصول عقاید، آیتالله مصباح یزدی؛ دادگستر جهان، آیت الله ابراهیم امینی.
این جزایر، از لحاظ جغرافیایی، محل مشخصی دارد و در نقشه ها ثبت شده است.
اصل نکته دربارة این جزیره و مثلث برمودا، اخباری است که مخابره و ثبت شده است. در حدود سال 1355ش، یعنی دو سال پیش از انقلاب اسلامی در ایران، در تمام مطبوعات و رادیوها، اخباری عجیب و غریب از حوادث دردناک و اسرار آمیز از این جزیره و منطقه، نوشته و اعلام شد و به تبع آن، در مجلات داخلی ایران نیز چیزهایی ترجمه و بیان گردید؛ اما اینک دیگر اثری از آن خبرها نیست و در سال های اخیر، دیگر از چنین حادثه هایی سخن گفته نمی شود، در حالی که با گسترش ارتباطات، باید اخبار، بیشتر و دقیق تر از گذشته، ارائه می شد.
بعضی، درباره پخش گسترده این اخبار، استدلال کردهاند که چون کشور کوبا، رابطه خوبی با شوروی سابق داشت و از طرفی، نزدیک بودن آن به ایالات متحده آمریکا، خطر جدی برای آمریکا محسوب می شد و می توانست جایی برای نصب ابزار جاسوسی و جنگی و در واقع پایگاهی برای شوروی در نزدیکی آن کشور باشد، آمریکا به این فکر افتاد که در نزدیکی کوبا (مثلث برمودا) با شایعه
کردن این اخبار، منطقه خطرناک و ناامنی را ایجاد کند و آن جا، پایگاهی بسازد که کوبا را از نزدیک زیر نظر بگیرد و اگر کسی خواست نزدیک شود، او را از بین ببرد و آن را به نیروهای اسرار آمیز منتسب سازد؛ بنابراین، اخبار مخابره شده، همه، جنبه سیاسی و امنیتی داشت و در واقع، ساختگی بوده است. البته، امکان دارد برای واقعی جلوه کردن، چند هواپیما و کشتی را نیز از بین برده باشند.
متأسفانه بعضی، با شنیدن این اتفاقات و مشخصات ادعا کردند یا احتمال دادند که آن منطقه، همان جزیره خضرا و محل زندگی اهلبیت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است، در حالی که این، احتمالی بیش نیست و عقیده ای شخصی است که ابراز گردیده است و می تواند نشان از کج سلیقه گی افراد باشد؛ زیرا وقتی اخبار دردآور و غم انگیز کشته شدن عده ای افراد بی گناه که بعضاً راه را گم کردهاند یا سوار بر کشتی تجاری بودهاند دنیا را فرا گرفت - بر فرض واقعیت داشتن این جریان ها- همه را به تأسف و تأثر واداشت اگر کسی ادعا کند که آن جا جزیره امام ما است و حضرت و یارانش چنین کارهایی را انجام دادهاند، اثر منفی بر اذهان همه مردم خواهد داشت.
به راستی، این ادّعا، به شنوندگان و خوانندگان، چه پیامی را القا می کند؟ آیا جز این است که خشونت طلبی و خون ریزی دین اسلام و پیشوایان دین را تبلیغ می کند؟
وقتی از مدعیان وجود جزیره خضرا می پرسند: چرا تا به حال آن را کسی ندیده است؟، می گویند: از قدرت خدا دور نیست که آن را به حالت معجزه آسا و خارق العاده، از چشم ها دور کند و کسی آن را
نبیند.(1)
باید از اینان پرسید: اگر خدا چنین کاری را می کند، چه لزومی برای نابودکردن هواپیماها و کشتی ها در آن منطقه هست و چرا باید این افراد بی گناه کشته شوند؛ در حالی که می شود آن جا را نبینند و ردّ شوند؟ در حالی که آنچه در حدیث جزیره خضرا آمده است، با فرض صحت آن، به کشته شدن دشمنان اشاره دارد. آیا کسی که راه را گم کرده و اتفاقاً به آن جا رسیده، دشمن و مستوجب قتل است؟ آیا ارائه چنین تصویری از اسلام و امام، صحیح است؟
خلاصه این که:
مثلث برمودا، وجود دارد؛ امّا اخبار نقل شده دربارة آن، ساختگی و برای مقاصد سیاسی بوده است.
تطبیق آن، بر جزیره خضرا، ادعایی شخصی است و فقط از سوی یک فرد ناشناخته، به نام ناجی النجار ابراز شده است.
پذیرش چنین چیزی، خدشه دار کردن چهره دین و خشن و خطرناک جلوه دادن امام رحمت و رأفت است که با قوانین مسلم دین، سازگاری ندارد.(2)
سرداب، به طبقه زیرین ساختمان اطلاق میشود که در مناطق گرمسیری برای حفاظت از گرمای شدید، زیر ساختمان ساخته میشود. این شیوه ساختمانسازی در بسیاری از مناطق عراق، از جمله شهر سامراء که دارای آب و هوای گرم و خشک میباشد، مرسوم است. خانه امام هادی علیه السلام در شهر سامراء نیز دارای چنین سردابی بود. این خانه پس از شهادت امام هادی علیه السلام در اختیار امام حسن عسکری علیه السلام قرار گرفت.
بر اساس شواهد تاریخی، ولادت با سعادت خاتم الاوصیا و منجی عالم بشریت، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در این منزل رخ داد. آن بزرگوار، به علت شرایط حاکم بر زمان و وجود خلفای جور، مخفیانه به دنیا آمد و پس از شهادت پدر گرامیاش، غیبت او از آن خانه آغاز شد.
با توجه به حضور و عبادت سه امام بزرگوار شیعه در این خانه و اقامت ایشان در سرداب برای مدتی، این خانه و سرداب آن، نزد شیعه مکانی مقدس شمرده میشود. به علاوه برخی بر این باورند که غیبت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز از همین سرداب آغاز شده است؛ لذا به آن «سرداب غیبت» میگویند. البته برخی دیگر این امر را مطلبی مسلم نمیدانند.
گفتنی است به علت تولد و زندگی مخفیانه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در زمان حیات پدر و همچنین آغاز غیبت با شهادت پدر و به امامت رسیدن ایشان، اظهار نظر دربارة محل شروع غیبت مشکل است.
باید توجه داشت که برنامه ها و آموزه های دین اسلام، مربوط به دوره و عصر زمانی خاصی نیست؛ بلکه برای عموم مردم در هر عصر و زمان است؛ بنابراین، مردم در هر زمان، مکلّف به اجرای فرمان هایی؛ مانند {و اعدوا لهم ما استطعتم من قوة}(1)یا {و لتکن منکم امة یدعون الی الخیر یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر}(2)یا {و السارق و السارقة فاقطعوا ایدیهما}(3)هستند. اجرای این ها نیازمند برقراری حکومت و ایجاد تشکیلات نظام مند است. در نتیجه، از دید اسلام باید حکومت اسلامی تشکیل شود و حاکم اسلامی، اداره جامعه را بر عهده بگیرد.
با توجّه به این مقدمه، به بررسی روایت نفی حکومت در زمان غیبت می پردازیم. روایتی، از امام صادق علیه السلام نقل شده است که: «کل
رایة ترفع قبل قیام القائم فصاحبها طاغوت یعبد من دون الله؛ هر پرچمی که پیش از قیام قائم برافراشته شود، صاحب آن، طاغوت است که به جای خدا، پرستش می شود».(1)شبیه این مضمون، از امام باقر علیه السلام نیز نقل شده است که فرمود: «هر پرچمی که پیش از پرچم مهدی برافراشته شود، صاحبش، طاغوت است». سند روایت اول، خوب و قابل اعتبار است؛ ولی سند روایت دوم، اینگونه نیست. برای فهم روایت، باید به دو نکته توجه کرد: 1. الفاظ روایت، چه محتوایی را بیان می کند؟ 2. آیا روایات دیگری نیز در اینباره صادر شده است، تا با توجه به آنها معنای صحیح آن روشن شود؟ یا نه؟
«رایة» به معنای پرچم است و «رفع رایة» کنایه از اعلان جنگ با نظام موجودِ حاکم است. «صاحب پرچم» همان رهبر قیام است که مردم را به یاری می طلبد. طاغوت، یعنی فرد ستمگر و متجاوزی که به حریم خدا تجاوز می کند و مردم را به خود می خواند که حاکمیت او را بپذیرند. منظور از «قبل قیام القائم» دوران عصر غیبت است.
با توجه به الفاظ روایت، می توان دریافت، پیش از قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف عده ای با شعار نجات انسان، مردم را به سوی خود فرا می خوانند. اینان، بدون آن که اعتقاد کامل و صحیح به دین داشته باشند، و حاکمیت را فقط برای خدا و خلیفه خدا بپذیرند، با پیریزی مکتب های مختلف، خود و اندیشه خود را تنها راه نجات بشریت می دانند. اینان، طاغوتند که مردم را از راه الهی به سوی
1) بحارالانوار، ج52، ص143.
خود منحرف می کنند؛ از این رو، اگر فرد عادل و پرهیزکاری که نور ایمان و تقوا در تمام زندگانی اش نورافشانی کرده، به پاخیزد و مردم را به سوی دین خدا و زمینه سازی برای ظهور حضرت فرا خواند، اصلاً از موضوع روایت خارج است.
شاهد بر این بیان، روایت دیگری، با سند صحیح از وجود مقدس امام صادق علیه السلام است که فرمود:
اگر یک نفر از ما [= خاندان پیامبر] آمد و شما را به قیام و خروج دعوت کرد، خوب بیندیشید که به چه منظور قیام کرده است [و برای توجیه قیام او] نگویید: «زید بن علی [= فرزند امام سجاد، علیه السلام] هم پیشتر قیام کرد»؛ زیرا زید، مردی دانشمند و راستگو بود و شما را به امامت خودش دعوت نمی کرد؛ بلکه به شخصی دعوت می کرد که مورد توافق و رضایت اهلبیت قرار گیرد [= امام معصوم]. او اگر پیروز می شد، حتماً به وعده اش عمل می کرد و حکومت را به اهلش می داد. زید، برابر دستگاه سلطنت قیام کرد، تا آن را سرنگون سازد؛ اما آن کس که امروز قیام کرده است، شما را به چه امری دعوت می کند؟ آیا شما را به سوی شخصی دعوت میکند که مورد توافق و رضایت آل محمد قرار گیرد؟ نه؛ چنین نیست. شما را گواه می گیریم که ما به قیام این شخص راضی نیستیم. او، اکنون که به قدرت نرسیده است، با ما مخالفت می کند؛ پس در صورتی که قدرت یافت و پرچمی
برافراشت، به طریق اُولی، از ما اطاعت نمی کند».(1)
با توجه به این روایت، به خوبی می توان دریافت که اگر قیام کننده، دعوت کننده به خود باشد، طاغوت است؛ ولی اگر هدف او، دعوت مردم به خدا و زمینه سازی برای حاکمیت حجت حق باشد، قیام او نه تنها اشکال ندارد؛ بلکه در راستای اراده خداوند است که میخواهد با حاکمیت حاکم اسلامی، به مقررات عمل شود.
امام صادق علیه السلام دربارة رجوع به فقیه فرمود:
«فانی قد جعلته علیکم حاکماً؛ من، او [= فقیه] را بر شما حاکم قرار دادم»(2).
به راستی آیا زندگی تحت سیطره حکومت ظلم، مطلوب خدا و عقل است یا زیر چتر عالم عادل مسلمان و کدام یک به زمینه سازی برای ظهور کمک می کند؟
امام حسین علیه السلام به نقل از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
«هر کس حاکم ستمگری را ببیند که حرام خدا را حلال کرده و عهد خدا را شکسته و با سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مخالفت کرده و میان بندگان خدا به ظلم رفتار کرده است و او، برابر چنین حاکمی با عمل و گفتار مخالفت نکند، بر خدا است که او را در جایگاه همان ستمگر [جهنم] وارد کند.(3)
برای آن که بتوان به درستی در اینباره گفت و گو کرد و به قضاوت نشست، ابتدا لازم است متن کلام حضرت را به دقت مرور کرد، تا روشن شود مراد امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چیست. حدیثی که بحث «مشاهده و دروغگو بودن مدعی مشاهده» را مطرح می کند، آخرین توقیع و نامه ای است که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به آخرین نایب خاص خود، چند روز پیش از مرگ او نوشته است. متن نامه چنین است:
بسم الله الرحمن الرحیم
ای علی بن محمد سمری! خداوند، اجر برادرانت را در عزای تو عظیم گرداند. به درستی که تو تا شش روز دیگر از دنیا میروی. پس به کارها ی خود رسیدگی کن و به احدی وصیت مکن که پس از وفات، جانشین تو شود. به تحقیق، دومین غیبت (غیبت کامل) واقع
شده است. پس ظهوری نیست؛ مگر بعد از اذن خدای عزّوجّل و آن، بعد از مدّتی طولانی و قساوت دل ها و پرشدن زمین از ظلم خواهد بود. به زودی نزد شیعیان من می آید، کسی که ادعای مشاهده می کند. بدانید کسی که ادعای مشاهده کند، پیش از خروج سفیانی و ندا، او دروغگو و افترا زننده است. و لاحول و لاقوة إلا بالله العلی العظیم.(1)
این حدیث، در بردارنده نکاتی است، از جمله:
مدعیان مشاهده، در این دوره، وجود خواهند داشت.
مدعی مشاهده، پیش از خروج سفیانی و ندا (دو علامت حتمی ظهور) هم دروغگو است و هم افترا زننده.
افترا یا تهمت، آن است که فردی به شخص دیگر، عملی یا قولی را نسبت دهد، در حالی که او چنین نکرده باشد؛ بنابراین، بین دروغگو بودن و تهمت زدن، تفاوت است. هر دروغگویی، تهمتزننده نیست. اگر کسی فقط مدعی دیدن باشد؛ ولی به حضرت، نسبتی ندهد، ممکن است دروغگو باشد؛ ولی تهمت زننده نیست. امام، در این نامه هر دو صفت ناپسند را به مدعی مشاهده، وارد کرده است؛ یعنی، مدعی مشاهده، نسبتی نیز به حضرت می دهد.
این نکات در نامه، بزرگان را بر آن داشت، تا با تأمل و تدبّر دقیق تر، به محتوای نامه بنگرند و سپس اظهار نظر کنند.
عده ای با توجه به اینکه نامه، در آخرین روزهای عمر نایب چهارم صادر شده و در آن، به پایان نیابت خاصه تصریح شده است،
1) کمال الدین، ج2، ب45، ح 45.
چنین گفته اند که مراد از مدعی مشاهده، ادعای نیابت خاصه و ارتباط با حضرت است؛ زیرا نیابت خاص یعنی حضور نزد حضرت، همراه شناخت آن بزرگوار و رساندن سؤالات مردم و ابلاغ پاسخ ها و پیام ها. این فرد، هم ادعای دیدار دارد و هم آنچه می گوید را از جانب حضرت بیان می کند و حرف ها را پیام حضرت اعلام می کند.(1)
حضرت امام خمینی رحمة الله می گوید:
مراد از تکذیب مدعی مشاهده این است که فردی، مدعی ملاقات باشد؛ ولی شاهد و دلیلی نداشته باشد.(2)
شهید صدر می گوید:
مراد، ادعای انحرافی است که شخصی با ادعای مشاهده و ارتباط، بخواهد عقاید و نظر خود را با نام پیام های امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به مردم القا کند.(3)
برخی نیز گفته اند: مراد از تکذیب مدعی مشاهده، تکذیب مدعی ظهور است.(4)بنابراین می توان دریافت که در روایت، صِرف دیدار، منتفی نشده است و عالمان نیز نفی اصل دیدار را استفاده نکرده اند. به علاوه، روایت، مدعی مشاهده را کذّاب می داند؛ حال اگر کسی امام را ببیند و به دیگران نگوید، تحت این روایت قرار نمی گیرد؛ لذا اصل دیدار، امر ممکنی خواهد بود.
نکته آخر اینکه علمای ما که موفق به دیدار حضرت شده بودند،
آن را برای مردم بازگو نمی کردند؛ بلکه اطرافیان و خواص آنان، از روی شواهد و قراینی یا در زمان های بعد، متوجه وقوع دیدار آن عالم با امام می شدند؛ لذا عالمان تحت عنوان «مدعی مشاهده» قرار نمی گیرند و این روایت، با داستان ملاقات برخی بزرگان تنافی ندارد.
در پاسخ به این سؤال، باید توجه داشت که:
{ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس}؛ فساد، در خشکی و دریا آشکار شد؛ به دلیل کارهایی که مردم انجام داده اند.(1)
بنابراین، اگر از نعمت دیدار امام محروم شدیم، به سبب آن بود که قدر امام دانسته نشد. در نامه ای که از وجود مقدّس امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف برای شیخ مفید صادر شده است، حضرت چنین می فرماید:
1) روم (30):41.
اگر شیعیان ما - که خداوند، آنان را به طاعتش موفق بدارد - بر اجتماع قلوبشان در وفای به عهدی باشند، که بر عهده آنان است، از آنان، مبارکی دیدار ما به تأخیر نمی افتد، و هر آینه، سرعت می گرفت برای آنان، سعادت دیدار ما با شناخت و معرفت حقیقی و تصدیق آنان نسبت به ما. پس چیزی ما را از آنان منع نکرده، مگر آنچه به ما می رسد از آنچه کراهت داریم ما [= کردار ناپسند مردم].(1)
دیدار ظاهری امام، نعمتی بسیار ارزشمند است و یکی از الطاف خداوند مهربان، توفیق دیدار و شرف یابی به خدمت حجت حق و ولیّ خدا است؛ ولی اگر بنابر مصالح و شرایطی، لازم شد امام غایب شود و طلب دیدار، به حادثه نامطلوبی منجر شود و برای مثال، خطری را متوجه امام یا فرد خواهان دیدار بکند، آیا باز نیز چنین دیداری می تواند لطف الهی باشد؟ باید توجه داشت که خداوند، الطاف بیکران خود را بنابر مصالح و شرایط، بر مردم فرو می ریزد.
در روایت، دیدار، به صورت کلی و مطلق نفی نشده است؛ بلکه با توجّه دقیق به متن روایت، روشن میشود که «مدعی مشاهده»، آن هم
1) «و لو اَنَّ اشیاعنا وفقهم الله لطاعته، علی اجتماع من القلوب فی الوفاء بالعهد علیهم لما تأخّر عنهم الیمن بلقائنا و لتعجلت لهم السعادة بمشاهدتنا علی حق المعرفة و صدقها منهم بنا، فما یحبسنا عنهم الّا ما یتصل بنا ممّا نکرهه»؛ احتجاج، ج2، ش360؛ بحارالأنوار، ج53، ص177.
با توجه به شرایطی، دروغگو و افترا زننده است؛ بنابراین، ممکن است دیدارهایی نیز رخ بدهد.
زیارت آن عزیز، امری است که نه تنها ممکن است؛ بلکه واقع شده است. مرحوم شیخ صدوق و شیخ طوسی که از علمای قدیم ما هستند، در کتاب های خود، کمال الدین و تمام النعمة و الغیبة بابی را گشوده اند دربارة افرادی که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را دیده اند.
نامه یا به اصطلاح عریضه نویسی، یکی از راههای توسل و بیان حاجت به محضر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف یا هر امام دیگر است. در نحوه عریضهنویسی بیان شده است که حاجت خود را در کاغذی نوشته و آن را در چاه پاک یا آب جاری بیندازید (فرقی نمیکند چاه کجا باشد). افراد با این روش، حاجت خود را به امام بیان میکنند و امام، با احاطه و علم فراوانی که دارد از خواستههای آنان مطلع میشود؛ همانگونه که هنگام زیارت یا بعد از نماز یا هر وقت دیگر، هر
حاجتی به طور شفاهی از امام میخواهیم، اطلاع مییابد و حتی اگر از قلب خویش بگذرانیم، امام علیه السلام اطلاع مییابد. پس گفتن شفاهی یا نوشتن کتبی فرقی نمیکند و امام در هر صورت اطلاع مییابد. و نوشتن نامه یکی دیگر از راههای بیان حاجت است.
با توجه به آموزشهایی که امامان معصوم علیهم السلام برای رُقعه نویسی به پیروان خود دادهاند و همچنین نامهها و عریضههایی که برای امامان بزرگوار علیهم السلام توسط شیعیان نوشته شده است، عریضه باید شامل دو بخش عمدة توقیفی و اختیاری باشد:
منظور از بخش توقیفی، محتوایی است که از ناحیه امامان معصوم علیهم السلام به نوشتن آن امر شده است و شیعیان، در همه عریضههای خود، استفاده کردهاند. این قسمت، غالباً شامل اذکار و اسمای الهی و توصیف و مدح و ثنای حضرت حق و کلماتی برای توجه و توسل به حضرات معصومان علیهم السلام و ذکر اسامی مبارک آنها است. شیعیان، هم میتوانند برای این قسمت، با قلم خود، خداوند متعال را بستایند و به درگاه اهلبیت علیهم السلام متوسل شوند و هم میتوانند از مدح و ثنایی که در ادعیه معصومان علیهم السلام وارد شده یا عریضههای مختلفی که بزرگان دینی نگاشتهاند، استفاده کنند.
بخش اختیاری عریضه، شامل مطالبی است که نویسنده عریضه برای عرض حاجت شخصی، بیان حالات و راز و نیاز با خداوند متعال و امامان علیهم السلام به انتخاب و قلم خود مینویسد.
از آنجا که نوشتن عریضه، نوعی دعا و نیایش است، رعایت آداب دعا، هنگام نوشتن عریضه نیز لازم است. بعضی از آداب دعا کردن و
عریضه نویسی به شرح زیر است:
خلوص نیت؛
وضو داشتن و خواندن دو رکعت نماز؛(1)
روزه گرفتن روز پنجشنبه و نوشتن عریضه در صبح روز جمعه؛
انداخته عریضه، در حالی که انسان رو به قبله ایستاده است؛
در حال انداختن عریضه، نواب خاص امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را صدا بزند؛(2)
در حالی که رُقعه را به دست دارد بکا (گریه) یا تباکی (حالت گریه به خود گرفتن) کند؛(3)
در حالی که رُقعه را به دست دارد، دستهای خود را به سوی آسمان بگشاید و مشغول دعا و مناجات با خداوند متعال شود.(4)
معمولاً برای نوشتن عریضه، باید از مقدسترین مکانها و معنویترین زمانها بهره گرفت؛ چرا که استفاده از دو عنصر مکان و زمان در استجابت دعاها و تاثیر گذاری آنها توصیه شده است، برای مثال:
خداوند بزرگ، راه برگشت را به روی هیچ کس نبسته است. هرکس توبه کند و از گناه دست بکشد و به راه صحیح بازگردد، قطعاً مشمول رحمت حق قرار می گیرد. خداوند میفرماید:
بگو : ای بندگان من که بر خود، اسراف و ستم کرده اید! از رحمت خدا ناامید نشوید که خدا، همه گناهان را می آمرزد؛ زیرا او، بسیار آمرزنده و مهربان است.(1)
امام معصوم و حجت خداوند که تجلّی رحمت بی انتهای الهی است نیز با آغوش باز، فرد توبه کننده را می پذیرد. نمونه زیبای آن، توبه حرّ بن یزید ریاحی و پذیرش وی از سوی امام حسین علیه السلام است.
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز چنین است و طبق حدیث، امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف رحمت بر عالمیان ذکر شده است:
به درستی که من هیچ پیامبری را مبعوث نکردم، جز آن که وقتی ایامش کامل و مدتش سپری شد، برای او وصیای قرار دادم…سپس کامل کردم آن [سلسله
1) «قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَی أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ»؛ زمر (39): 53.
اوصیا] را به فرزندش [= فرزند امام حسن عسکری علیه السلام] رحمت بر عالمیان....(1)
این که سؤال شد: «آیا می تواند ارتباط داشته باشد»؟ باید دید منظور از ارتباط چیست؟ اگر مراد، این است که بتواند حضرت را ببیند، در پاسخ باید گفت، امکان دیدار به صورت کلّی نفی نشده است؛ بنابراین ممکن است حتّی گناهکاری نیز حضرت را ببیند؛ هر چند نشناسد.
اگر مراد، ارتباط قلبی است، به این معنا که فرد، احساس بکند به حضرت نزدیک است و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به او توجه دارد، در پاسخ باید گفت؛ حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در توقیعی به مرحوم شیخ مفید می فرماید:
انا غیر مهملین لمراعاتکم و لا ناسین لذکرکم؛(2)ما، هرگز در رعایت احوال شما کوتاهی نمی کنیم و شما را از یاد نمی بریم.
لذا هر فردی مورد توجه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است. حال اگر از گناه پشیمان شد و برگشت، حتماً مورد پذیرش قرار می گیرد و حضرت به او توجه بیشتری می کند.
روابط انسان ها، انواع مختلف دارد. برخی از رابطه ها، اعتباری و قراردادی است و برخی، رابطهها، واقعی و تکوینی است و قرار داد دو طرف، هیچ تأثیری در آن ندارد. رابطه میان انسان و خالق هستی، از نوع رابطه های اصیل و استوار است و در اعماق جان و فطرت، ریشه دارد.
در حدیث قدسی آمده است:
لو یعلم المدبرون عنی کیف انتظاری لهم... لماتوا شوقاً؛ اگر کسانی که [به من] پشت کرده اند می دانستند چقدر مشتاق آنان هستم... از شدت شوق، جان می سپردند.(1)
در فرهنگ شیعه، رابطه امام معصوم و شیعیان، ازلی است. در حدیثی از حضرت صادق، علیه السلام، می خوانیم:
خداوند، شیعیان ما را مورد رحمت خویش قرار دهد! آنان، از زیادی سرشت ما خلق شده و با آب ولایت ما عجین گشته اند. در شادی ما، شاد و در اندوه ما، غمناکند.(2)
یکی از شیعیان حضرت علی علیه السلام به نام «رمیله» چنین می گوید:
من، دچار تبی شدید شدم. هنگامی که از شدت آن کاسته شد، غسل کردم و برای رسیدن به ثواب نماز جمعه و درک فضیلت نماز با مولایم علی علیه السلام به مسجد آمدم. زمانی که حضرت به منبر شتافت و مشغول سخنرانی شد، دوباره تبم شدت یافت. بعد از نماز، به دیدار علی علیه السلام رفتم. حضرت، علت بیماری و ناراحتی ام را پرسید و من توضیح دادم. حضرت فرمود:
ای رمیله! هر مؤمنی که بیمار می شود، ما نیز بیمار می شویم و حزن و اندوه او، ما را محزون و غمناک می سازد و هر دعایی که می کند، ما به دنبال آن «آمین » می گوییم و اگر دعا نکند، ما برایش دعا می کنیم.(1)
این ارتباط مقدس و عمیق، ارواح اولیای الهی و شیعیانشان را به منزله روح واحد قرار می دهد و چنان آنان را به هم می پیوندد که ابوبصیر، از یاران حضرت صادق علیه السلام می گوید:
در مجلسی از حضرت پرسیدم: «گاهی بدون علت خاص، دچار غم و غصه یا سرور و خوشحالی می شوم؛ علت چیست؟» حضرت در پاسخ فرمود:
این حزن و شادی که گاه سراغ شما می آید، اثر آن غم و سروری است که در ما ایجاد می شود؛ و چون ما و شما، هر دو از نور خداوند متعال خلق شده ایم، این حالات
1) بحارالأنوار، ج26، ص140؛ منتهی الآمال، ج 2، ص 869.
ما، در شما نیز اثر می گذارد.(1)
بنابراین، می توان گفت هنگامی که ما به یاد اولیای الهی و عظمت و بزرگواری آنان می افتیم یا مصیبت ها و غم های آنان را به یاد می آوریم و قلبمان متوجه آنان می شود، در اثر همان پیوند شدید روحی میان ما و آنان است. در واقع، عنایت و مهر آنان را به ما نشان می دهد.
البته باید زمینه این لطف و عنایت را خود فراهم سازیم و با شخم زدن زمین سخت دل، موقعیتی مناسب برای رشد بذر محبت آنان پدید آوریم.
آنچه لطیف تر است، این که یاد شدن ما توسط حضرت، فقط مربوط به زمانی نیست که ما به یاد آن بزرگوار هستیم؛ بلکه حتّی زمانی که از آن حضرت غافلیم، باز آن عزیز، به یاد ما است و آنچه به خیر و صلاح است، در حق ما انجام می دهد؛ همانگونه که در نامه ای فرمود:
انا غیر مهملین لمراعاتکم و لا ناسین لذکرکم(2)ما، رعایت امور شما را مهمل نگذاشته ایم و یاد شما را فراموش نکرده ایم.
الف. اصطلاح «آخر الزمان» در گفتارهای ادیان آسمانی و روایات اسلامی مطرح شده است و مراد از آن، روز پایانی عمر دنیا (معنای لغوی) نیست؛ بلکه مراد از آن، دوره زمانی ویژهای است که به گونهای معنای آخر بودن را دارد. اصطلاح آخر الزمان به سه دوره اطلاق شده است:
دوره پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم که از بعثت آن حضرت تا قیامت را شامل میشود. در این صورت، آخر الزمان، به این معنا است که بعد از آن بزرگوار، پیامبر و شریعت دیگری نخواهد آمد و این دوره، دوره آخرین شریعت است.(1)
دوره غیبت و سالهای پیش از ظهور که آخر الزمان طبق این
1) کافی، ج 8، ص 138؛ بحارالانوار، ج 21، ص 317 وج 12، ص 281.
معنا، پایان دوره ظلمها و فسادها و حکومتهای غیر الهی است و با ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، همه مظاهر شرک و ظلم و فساد از بین میرود.
3.دوران ظهور و زمان تشکیل دولت عدل الهی که این حاکمیت، تا آخر عمر دنیا برقرار میماند و دیگر از بین نمیرود. در روایتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به دختر بزرگوارش فرمود:
وقتی دنیا هرج و مرج شود و فتنه ها آشکار گردد و راه ها بسته شود و عده ای، عده دیگر را فریب دهند، خداوند کسی را که دژهای گمراهی را فتح می کند، برمی انگیزد و او، در آخر الزمان، دین را برپا می کند.(1)
ب. با مراجعه به روایات، معلوم می شود یکی از معانی آخرالزمان، دوران غیبت امام دوازدهم علیه السلام است؛ به ویژه سال های پیش از ظهور آن حضرت که فتنه ها و مشکلات، به اوج خود می رسد.(2)
در روایتی، با صراحت، به دوران غیبت اشاره شده است:
1) «اذا صارت الدنیا هرجاً و مرجاً و تظاهرت الفتن و تقطعت السبل و أغار بعضهم علی بعض … فبعث الله عزوجل عند ذلک مهدینا التاسع من صلب الحسین … یفتح حصون الضلالة … یقوم بالدین فی آخر الزمان»؛ بحارالانوار، ج 36، ص 308.
2) از روایات فراوانی که از قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در آخرالزمان خبر میدهد، نیز روایاتی که در وسائل الشیعة، ج 16، ص 244 و بحارالانوار، ج36، ص325 و مستدرک الوسائل، ج 2، ص 267 آمده است، می توان این نکته را فهمید.
ای علی! عجیب ترین مردم در ایمان و بزرگ ترین آنان در یقین، گروهی هستند که در آخرالزمان هستند، پیامبر را ندیده اند، امام آنان نیز در غیبت است و آنان به نوشته ای ایمان می آورند.(1)
با توجه به این روایات می توان گفت روایاتی هم که نشانه های مختلفی برای آخر الزمان بیان کرده است، به دوران غیبت و ما قبل ظهور اشاره دارد؛ مانند روایتی که می فرماید: «در آخرالزمان، مردم، امر به معروف و نهی از منکر را ترک می کنند و اهل ریا می شوند و نماز و روزه شان ظاهری است.»(2)یا «آخرالزمان، زمان بدی است. زنان، بی حجاب و بزک کرده ظاهر می شوند».(3)*
1) «یا علی اعجب الناس ایماناً و اعظمهم یقیناً قوم یکونون فی آخرالزمان لم یلحقوا النبی و حجب عنهم الحجة فآمنوا بسواد علی بیاض»؛ بحارالانوار، ج74، ص56.
2) کافی، ج 5، باب الامر بالمعروف و النهی عن المنکر، ح1، ص 55.
3) من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 390، ح4374. * بعضی از ویژگیهای این دوره چنین است: - وضع حکومتها: افراد، فاسد و ظالم و حکومت ها، ضعیف، استبدادی، زود گذر و متزلزل هستند. - وضع دین: از اسلام و قرآن، فقط اسمی می ماند و مساجد، زیبا؛ امّا بدون جمعیّت است و مردم از دین خارج می شوند. - وضع اخلاق: عواطف انسانی ضعیف می شود و ترحم به یک دیگر وجود ندارد. انواع فسادهای اخلاقی، علنی و بدون نهی و جلوگیری در جامعه انجام می شود. - وضع امنیت: ترس و اضطراب، فراگیر و راه ها نا امن است. جنایت های هولناک صورت می گیرد و مردم، آرزوی مرگ میکنند. مرگ های ناگهانی، زلزله، جنگ، فتنه، بیماری و مرگ زیاد می شود. - وضع اقتصاد: باران و محصولات کشاورزی کم می گردد و رودها و چشمه ها خشک می شوند. گرانی، فقر، گرسنگی و عدم رونق تجارت و بازار، غوغا می کند. (برای آگاهی بیشتر: ر، ک: نجم الدین طبسی، نشانههایی از دولت موعود.)
ج. چون در روایات، دوران غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف «آخرالزمان» نامید شده است، می توان گفت ما در آخرالزمان هستیم؛ به ویژه اینکه بعضی از علائم یاد شده، در زمان ما وجود دارد؛ اما اگر کسی منظور از آخرالزمان را فقط چند سال پیش از ظهور حضرت در نظر بگیرد، چون وقت ظهور مشخص نیست، نمی توان گفت در آخرالزمان هستیم یا نه.(1)
دربارة مفهوم و چیستی فراگیری ظلم و ستم، دو دیدگاه اصلی و مهم مطرح است:
1) البته چون امر ظهور، به عملکرد و خواست مردم نیز بستگی دارد ـ بدین معنا که هر زمان آنان آماده ظهور بودند، ظهور تحقق مییابد ـ هر زمان میتواند آخر الزمان باشد و زمان ظهور فرا برسد.
فراگیری ظلم و ستم به معنای غالبیّت: طبق این دیدگاه، در آستانه ظهور، ظلم و ستم در جهان غالب شده و چهره جهان، چهره ظلم و ستم خواهد بود. البته همراه غالبیت ظلم و ستم، صلاح و رستگاری نیز میان مردم مطرح میباشد. نکته قابل ذکر اینکه در روایات از فراگیری ظلم و ستم خبر داده شده است نه فراگیری ظالم و ستمگر. با این نگاه، اگر در جهان یک ظالم باشد و از او ظلمهای متعدد و متنوع سر زند و بقیه مردم، مظلوم و ستمدیده باشند، باز «ملئت ظلماً و جوراً» به معنی پرشدن زمین از ستم و جور تحقق پیدا خواهد کرد.
فراگیری ظلم و ستم به معنای کامل و تمام؛ این عده قائلند فراگیری ظلم و ستم در جهان به طور کامل و تمام صورت میپذیرد و جهان، به صورت یکپارچه پر از ظلم و ستم خواهد شد و از صلاح و رستگاری هیچ خبری نیست.
البته دیدگاه صحیح همان دیدگاه اول است.
اینک به نمونههایی از روایات که به ظلم و جور قبل از ظهور اشاره دارند، میپردازیم:
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم میفرماید:
قیامت، برپا نمیشود، تا این که مردی از اهلبیت من حکومت کند، نام او هم نام من است. زمین را پر از عدل و قسط میکند همانطور که از ظلم و جور پر شده
است.(1)
امیرالمؤمنین علیه السلام میفرماید:
یازدهمین از فرزندان من، مهدی است؛ کسی که زمین را از عدل و داد پر می کند؛ همان گونه که از ظلم و ستم پر شده است.(2)
امام حسین علیه السلام میفرماید:
اگر از دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد، خداوند، آن روز را طولانی کند، تا مردی از فرزندان من قیام کند و زمین را از عدل و داد پر کند، پس از آن که از ستم و بیداد پر شده باشد.(3)
از مجموع روایات موجود، نوعی همسانی میان واژگان عدل و داد و ظلم و جور دیده میشود؛ یعنی همان طور که در جامعه بعد از ظهور، عدل و داد فراگیر و همه جانبه میشود، در جامعه پیش از ظهور نیز ظلم و جور فراگیر و همه جانبه خواهد شد؛ نه اینکه همه
1) «لاتقوم الساعة حتی یملک رجل من اهلبیتی، یواطئ اسمه اسمی، یملأ الارض عدلاً و قسطاً کما ملئت ظلما و جوراً»؛ کشف الغمة، ج2، باب ذکر علامات قیام القائم عجل الله تعالی فرجه الشریف، ص255.
2) «…الحادی عشر من ولدی، هو المهدی الذی یملأ الارض عدلاً و قسطاً کما ملئت جوراً و ظلماً»؛ کافی، ج1، ح7، باب فی الغیبة، ص338.
3) «لولم یبق من الدنیا الّایوم واحد لطوّل الله عزوجل ذلک الیوم حتی یخرج رجل من وُلدی فیملأها عدلا و قسطاً کما ملئت جوراً و ظلماً»؛ کمال الدین، ج 1، باب 30، ح4.
ظالم باشند.
در نگاه ابتدایی چنین برداشت میشود که فراگیری ظلم و ستم، پیش زمینه و از شرایط تحقق ظهور عدل و داد توسط امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است اما با نگاه ژرف و دقیق، معلوم خواهد شد اصل این نظریه و تفکر، غلط و حاکی از سوء برداشت یا عدم اطلاع کافی از فرهنگ و تعالیم روح بخش اسلام است. اثبات این مدعا بدین گونه است:
الف. فراگیری ظلم و ستم شرط ظهور نیست: در هیچ یک از روایات، فراگیری ظلم و ستم، شرطی از شرایط ظهور دانسته نشده است؛ بلکه فراگیری ظلم و ستم، در واقع به نوعی، نهایت آمادگی و احساس نیاز شدید مردم به منجی را میرساند.
ب. فراگیری ظلم و ستم از علائم حتمی ظهور نیست: علائم و نشانههای ظهور نیز به حتمی و غیر حتمی تقسیم شدهاند و فراگیری ظلم و ستم پیش از ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، از علائم ظهور نمیباشد.
از سوی دیگر، طبق روایات، یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف پیش از ظهور حضرت، در آن جامعه رشد کرده، تربیت یافته و در زمان ظهور حضرت در رکاب حضرت به جانفشانی میپردازند؛ پس بیشک، جامعهای که توان پرورش و تربیت یاران آن چنانی را داشته باشد، باید در آن، زمینهها و بستر مناسب نیز وجود داشته باشد. معلوم است این تربیت و پرورش قهری نیست؛ بلکه در سایه تلاش و زحمت و استفاده از بستر مناسب است که به این لیاقت میرسند. بر این اساس، اگر در جامعه عصر ظهور، ظلم و ستم، همه جای عالم را فرا گرفته باشد، بستر و زمینههای مناسب رشد و تربیت از بین
خواهد رفت و دیگر پرورش یاران حضرت علیه السلام ممکن نخواهد بود.
سختی دینداری در آخرالزمان، دلایلی دارد که مهم ترین آنها، دو عامل زیر می تواند باشد:
الف. تشخیص وظیفه: وظیفه یک مسلمان معتقد، آن است که وظایف دینی خود را به خوبی بشناسد و به آنها عمل کند. هنگام حضور ظاهری امام در جامعه و میان مردم، امر تشخیص وظیفه، راحت تر است؛ چرا که فرد به خدمت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می رسد و کسب تکلیف می کند؛ ولی در زمان غیبت، این امر نیز به صورت کامل، بر عهده خود شیعیان است. طبیعی است که وظیفه، دوچندان می شود و کار مشکل تر می گردد؛ چرا که تشخیص وظیفه، مسأله بسیار مهمی است که امکان خطا و اشتباه در آن وجود دارد. البته امامان علیهم السلام، شیعیان را به حال خود واگذار نکرده اند؛ بلکه از آنان خواسته اند که به عالمان و کارشناسان دین و اسلام شناسان فقیه مراجعه کنند و برای تشخیص وظیفه، از آنان مدد جویند.(1)
1) در توقیعی که از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف صادر شده است، حضرت میفرماید: «و امّا الحوادث الواقعة فارجعوا فیها الی رواة حدیثنا؛ فانّهم حجتی علیکم و انا حجة الله علیهم؛ و اما حوادثی که واقع می شود، پس در آنها به راویان حدیث ما (علما و فقهای اسلام شناس) رجوع کنید که آنان، حجت من بر شما هستند و من، حجت خدا بر آنان هستم»؛ کمال الدین، ج2، ب 45، ح4.
ب. ظواهر فریبنده دنیای امروز: شاید به جرأت بتوان گفت، عامل اصلی و مهم تر در سختی دینداری در دوره آخرالزمان، وضعیت فرهنگی دنیای مادی است. غول های ارتباط جمعی و رسانه ای از یک طرف به شدت با اسلام درگیر شده اند و با انواع تخریب ها و تحریف ها و سیاه نمایی ها، سعی بر آن دارند که چهره خشن و سیاهی از اسلام نشان دهند. از طرفی دیگر، ظواهر دنیا را چنان فریبنده و زیبا جلوه میدهند و انواع فساد و فحشا را در جامعه پخش می کنند؛ به گونه ای که مردم در کنترل کردن امیال و غرایز خود باید مجاهدت و تلاش فراوان بکنند. بازار فسادهای مالی و اخلاقی، چنان گرم می شود که برخی همه چیز را به فراموشی می سپرند و حتی انسانیت را نیز زیر پا قرار می دهند و سخن از حیوان مدرن می گویند و معتقد می شوند که انسان، یکی از اقسام حیوانات است نه بیشتر. روشن است با فساد علنی دنیای امروز، حفظ دین و معنویت، بسیار مشکل است.
البته هرچند حفظ دین و عمل به وظیفه، در دنیای پرتلاطم و سراسر ظلم و فساد، کاری دشوار است، پاداش انسان های متدین و دین مدار نیز افزون است.(1)
1) در روایتی پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «به زودی گروهی بعد از شما می آیند که یک نفر از آنان، اجر پنجاه نفر از شما [صحابه] را دارد». اصحاب گفتند: «یا رسول الله! ما با تو در بدر و اُحد و حُنین شرکت داشتیم و قرآن، میان ما نازل شد». پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «اگر آنچه آنان تحمّل می کنند بر شما وارد می شد، مانند صبر آنان، صبر نمیکردید». بحارالانوار، ج52، ص130.
مؤمنان آخرالزمان، به فرموده امیر مؤمنان، در کارها و فداکاری های نیک و بزرگ مسلمانان صدر اسلام شریکند.(1)اینان، کسانی هستند که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، آنان را برادر خود خوانده و دیدار آنان را آرزو کرده است.(2)افرادی هستند که خداوند، آنان را اولیای خود خوانده(3)و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در حق آنان فرموده است: «خوشا به حال صابران در غیبت که اینان، حزب الله هستند».(4)
منظور این است که مردم از محتوای اسلام و قرآن و حقیقت آن، دور می شوند. این دور شدن، به چند شکل اتفاق میافتد.
توجّه بیش از حد به ظاهر و غفلت از محتوا و پیام: مردم، به جای آن که به دنبال فهم معانی قرآن باشند، بیشتر به خواندن آن و لحن و صوت ارزش میهند؛ امّا هرگز برای ترجمه و تفسیر و فهم پیام قرآن، زمانی را اختصاص نمی دهند. چنین افرادی، جز اسمی از قرآن نمی دانند و نزد آنان، قرآن، همان صداهای زیبا است. یا تمام همت افراد، نوشتن قرآن به خط های زیبا و چاپ انواع قرآن در خط ها و اندازه ها و رنگ های مختلف است؛ اما در معنا ی قرآن، فکر نمی کنند. نزد این گروه، قرآن جز خطی خوش نیست.(1)
تفسیر به رأی توسط افراد غیر متخصص و گمشدن هدف اصلی قرآن: به قدری معانی مختلف و برداشت های غیر معقول از قرآن عرضه شود و به قدری اختلاف قرائت ها و تکثرگرایی ها رواج و مقبولیت یابد که معنای اصلی قرآن و منظور الهی از نزول آن، بین مردم گم شود و کسی نداند منظور خداوند، از نزول فلان آیه یا سوره یا کلِّ قرآن و اسلام، چیست. در این صورت نیز از قرآن و اسلام، جز اسم چیزی نخواهد ماند؛ زیرا هر کس حرفی خواهد زد و آن را حرف اسلام و قرآن قلمداد خواهد کرد.(2)
علاوه بر این که این تعابیر، حالت غالبی دارد؛ یعنی، غالب مسلمانان از حقیقت اسلام و قرآن، فاصله می گیرند؛ ولی در همان حال، گروهی هستند که عمل به دستورهای قرآن و اهداف اسلام را در متن زندگی خود قرار می دهند؛ به ویژه شیعیان که تحت تعالیم
اهلبیت علیهم السلام هستند.
کلمه «هَرْمَجِدُّن»؛(1)در اصل واژهای است یونانی که بنا به تعریف واژهنامههای آمریکایی همچون فرهنگ «وبستر» به معنای نبرد نهایی حق و باطل در آخر الزمان است. همچنین این واژه، نام شهری در منطقه عمومی شام است که بنا بر آنچه در باب شانزدهم مکاشفات یوحنا، در عهد جدید آمده است، آنجا، جنگی عظیم رخ میدهد و مرحله حاضر از زندگی بشر در آن زمان پایان مییابد. به عبارتی نبرد مذکور، مقدمه تحولی بزرگ است که سرنوشت نهایی آدمی بر روی کره زمین به آن بستگی دارد.
حادثه شریف ظهور، حادثهای بزرگ است و قدرتهای بزرگ جهان، سیاست خارجی خود را بر مبنای حوادثی که پیش از آن رخ میدهد، جهت داده و نقشههای نظامی خود را به شکلی سامان دادهاند که آمادگیهای لازم برای این حادثه در آن ملحوظ باشند. این، در حالی است که مؤسسات دینی و رسانههای این دولتها نیزمردم خود را برای پیشواز این حادثه آماده میسازند.
1) Armageddon
این مؤسسات دینی همراه رسانههای دیداری و شنیداری این دولتها، از سالهای دهه هشتاد میلادی مردم خود را به ایمان جمعی، به وقوع حادثهای بزرگ در سرزمین شام توجه دادهاند که به نبردی هستهای خواهد انجامید. این مؤسسات، پیوسته مردم خود را به ایمان به این نکته فرا میخوانند که به زودی لشکری از دشمنان مسیح که بدنه اصلی آن، از میلیونها نظامی تشکیل یافته است، از عراق حرکت میکند و پس از گذشتن از رود فرات که در آن زمان، به خشکی گراییده است، به سوی قدس رهسپار میشود.
اما نیروهای مؤمن به مسیح، راه این لشکر را سد کرده و همگی در «آرماگدون» با یک دیگر برخورد خواهند کرد. در این مکان است که درگیری اتفاق خواهد افتاد. صخرهها ذوب میشوند… دیوارها بر زمین فرو میغلتند… پوست تن انسانها در حالی که ایستادهاند، ذوب شده و میلیونها نفر از بین میروند.... (احتمالاً این، نبردی نهایی و هستهای است.) سپس مسیح برای بار دوم، از جایگاه بلند خود بر زمین فرود میآید و پس از چندی، زمام رهبری جهان را در دست گرفته و صلح جهانی را برقرار میکند. او، دولت صلح را بر زمین نو و زیر آسمانی تازه بنا میکند و این مهم را از مرکز فرماندهی خود در قدس عملی میسازد.
یک بررسی انجام گرفته از سوی مؤسسه «تلسن» که در اکتبر سال 1985م منتشر شده است، نشان میدهد در حال حاضر 61 میلیون آمریکایی در انتظار واقعه آرماگدون به سر میبرند. این، در حالی است که ذکر مؤسسات دینی و ایستگاههای رادیو تلویزیونی
که به این مهم پرداختهاند، در این مجال میسر نیست.
مؤسسات دینی آمریکایی، این نکته را روشن ساختهاند که سپاهی که از عراق به سوی قدس رهسپار خواهد شد، بنا بر پیشگویی حرقیال در کتاب مقدس (فصل 38 و 39) از نظامیانی از عراق، ایران، لیبی، سودان و قفقاز در جنوب روسیه تشکیل میشوند. مدارس انجیلی در آمریکا، بر پایه این تحلیل که واقعه آرماگدون تنها حادثهای است که بازگشت دوباره مسیح را به زمین ممکن میسازد… و این، واقعهای بسیار نزدیک است، به تبلیغ این دیدگاه پرداختهاند….
به هر حال مؤسسات دینی انجیلی آمریکا و اروپا آنچه را روانشناسان گفتهاند ـ اینکه بیگمان ایمان یک نفر به یک قضیه و پافشاری و ایمان او به لزوم به کرسی نشاندن آن، عهدهدار به کرسی نشستن آن قضیه خواهد بود ـ در قضیه بازگشت دوباره مسیح به زمین پس از حادثه آرماگدون، به کار بسته و به این گفته قائلند که بیگمان امکان تحقق هر نوع پیشگویی ابتدا به ایمان مردم و پافشاری آنها بر ضرورت وقوع آن و همچنین به شمار نفرات آنها و شمار نفرات کسانی بستگی دارد که رهبری کاروان تبلیغاتی آن پیشگویی را بر عهده دارند.(1)
1) مجله موعود، ش28، ص54.
از اوضاع و حوادث عمومی، میتوان حدس زد که بشر، در آینده نزدیک، بر سر یک دو راهی بسیار حساس واقع خواهد شد؛ یا چشمبسته تسلیم مادیگرایی و قوانین حاکم بر طبیعت شده و یکسره به احکام الهی پشت پا میزند؛ یا توحید خالص را انتخاب کند و به قوانین و احکام الهی، برای اصلاح و علاج بحرانهای جهانی گردن مینهد.
حال به تشریح این دو تفکر و اهداف آن میپردازیم.
طرفداران این نظریه، چند دستهاند: گروهی معتقدند شر و فساد و بدبختی لازمه جدانشدنی زندگی بشر است؛ لذا هر چه زودتر باید به زندگی بشریت خاتمه داده شود.
گروهی دیگر میگویند: با پیشرفت حیرتآور علوم و تکنیک و فراهم شدن سلاحهای مخرب و کشتار جمعی، جامعه بشری به نقطه انفجار نزدیک شده است و به زودی با دست خود، به زندگی خود خاتمه خواهد داد.؛ لذا باید راه چارهای اندیشید.
در این بیان، عدهای تنها راه را تشکیل یک حکومت واحد جهانی میدانند، تمام بشریت تحت یک نظام و سیستم مدیریتی واحد قرار
گیرد و به اصطلاح، دهکدهای جهانی با یک رییس به وجود آید، تا دیگر تضاد منافع بین سران قدرت، باعث جنگهای تکنولوژیک نابود کننده نشود. در اینباره تلاش قدرتهای جهانی برای کسب سلطه برای اداره جهان بسیار چشمگیر است. پس از فروپاشی ابر قدرت شرق، هم اکنون غرب خود را قدرتی بلامنازع برای رسیدن به ریاست جهان میپندارد و برای کسب این مقام، از انواع ابزارهای تبلیغاتی استفاده میکند.
آمریکا با کمک سرمایهداران صهیونیزم و با در دست داشتن بزرگترین مرکز فیلم سازی جهان (هالیوود)، سالانه حدود هفتصد فیلم تولید میکند و نزدیک به 80 درصد شبکهها و سینماهای جهان را تغذیه رسانهای مینماید. تمام این فیلمها، در مسیر اهداف غرب برای حکومت بر جهان قرار گرفته است و پیوسته این هدف را دنبال میکند.
این نظریه که بر اساس پیشگوییهای ادیان الهی ارائه شده و سیر تحول روحی در نوع بشر و گرایش به ارزشهای انسانی و الهی در قرون اخیر، آن را به منزله یک نظریه و طرح قابل اجرا کرده است، تنها راه برای نجات بشریت را بازگشت به دین و احکام الهی میداند و معتقد است این مهم با تشکیل حکومت جهانی به دست رهبری الهی امکان پذیر خواهد بود. ادیان الهی، هر کدام بر اساس آموزههای خود، این نظریه را ارائه کردهاند.
لازمه این طرح و نظریه دینی برای جهان، مبارزه با هر گونه
استثمار، قدرت طلبی و بیعدالتی در جامعه جهانی است؛ لذا صاحبان قدرت جهانی به مقابله رو در رو با این تفکر الهی و دینی پرداختهاند و به صورتهای گوناگون به تحریف آن مشغول شدهاند. یکی از راههای تحریف و تضعیف، ایجاد یأس و ناامیدی در مردم جهان از روحیه خداجویی و کارآمدی دین در زندگی است؛ نشان دادن آینده تاریک و ترسناک و القای این نکته که آموزههای ادیان هرگز نمیتواند مشکلات امروز و آینده جهان را برطرف کند و تنها نجاتبخش جهان، قدرت و تفکر غرب است. این هدف با انواع فیلمها و بازیهای کامپیوتری و ایجاد بحرانها و جنگهای مصنوعی در جهان به جوامع انسانی القا می شود.
غرب میداند. در نهایت، غرب را پیامآور صلح جهانی و اسلام و مسلمانان را ضد صلح و امنیت معرفی میکند. در این فیلم، دربارة حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آمده است: « او، مردی خونریز و بیرحم است و با جنگهای خود، تعداد زیادی زنان را بیوه و بچههای یتیم بر جای میگذارد». آن حضرت را با لباس عربی نشان میدهد و در حالی که با فشار دادن یک کلید هر کار بخواهد، انجام میدهد، این مطلب را به بیننده القا میکند که « ما باید متحد شویم و مانع قیام او گردیم؛ زیرا چیزی جز مصیبت و ناامنی برای مردم جهان نمیآورد. باید مردم جهان از او متنفر شوند و از او فاصله بگیرند».
فیلم «روز استقلال»: این فیلم محتوایی تخیلی دارد و آمریکا را نجات دهنده بشریت برابر حمله فضایی به زمین نشان میدهد. سرانجام با پیروزی نیروهای مدافع زمین در روز استقلال آمریکا، دشمن شکست میخورد و آمریکا بر سکوی نجات میایستد.
بازی کامپیوتری «جهنم خلیج فارس» معروف به «یا مهدی»: در این فیلم، خلیج فارس ـ به ویژه ایران ـ را مرکز حرکتهای تروریستی جهان میشمارد وآمریکا با حضور نظامی در منطقه، سردمدار مبارزه با اینگونه حرکتها میشود.
در این کنفرانس، نظریهپردازان غربی در تحلیل انقلاب اسلامی ایران، اعتراف میکنند که شیعه دارای دو نگاه است: نگاه سرخ و نگاه سبز و معتقدند شیعه به اسم امام حسین علیه السلام قیام را شروع و به اسم امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف آن را حفظ میکند. تصمیم نهایی در این کنفرانس، نشان دادن تصویری سیاه از انتظا ر سبز شیعه، به جهان است.
پس از این کنفرانس، کتابها و فیلمها و بازیهای رایانهای زیادی برای این هدف تهیه و به جهان عرضه شد؛ مانند فیلم صهیون، فیلم آرماگدون و بازیهای کامپیوتری ماتریکس، نفرینشدگان، سام ماجراجو، شیطان مقیم، بازگشت به قلعه ولفناشتاین، دلتا فورس، قیام ملتها و طوفان صحرا (حمله به عراق) و همچنین کتابهایی نظیر: جنگ بعدی، زمین سیاره بزرگ مرحوم، جهان نوینی در حال فرا رسیدن است، شما و سال 2000، چه بر سر ما می آید، آمادگی های فردی برای بحران سال 2000، تدارک جنگ بزرگ .(1)
1) برای تحقیق بیشتر میتوانید از منابع زیر استفاده فرمایید: 1. تهاجم یا تفاوت فرهنگی، دکتر بلخاری؛ 2. از ظهور تا پیروزی، سید حسن تقوی و 3. فصلنامه انتظار موعود و مجله انتظار نوجوان، شماره 5.
به طور خلاصه میتوان سیاستهای فیلمسازی آمریکا (هالیوود) را بر این اهداف استوار دانست:
حاکم کردن تفکر لیبرالیسم و بیتوجه نمودن جامعه انسانی به ارزشهای دینی و الهی؛
بحرانی جلوه دادن وضعیت سیاسی و مدیریتی جهان و القای نیاز جهان به یک حکومت و دهکده جهانی به ریاست غرب؛
انحصاری کردن نجات بخشی جهان در راهکارهای ارائه شده توسط دکترین غرب؛
القای این نکته که آینده جهان، بسیار ترسناک و ناآرام خواهد بود و ساختن فیلمهای تخیلی برای انجام این هدف؛
مخالفت و مبارزه رو در رو با حرکتهای عدالتطلبانه جهانی برضد استعمارگران غربی که در جهان شروع شده است (مانند افغانستان، عراق، بوسنی، ایران و….)؛
تهاجم و شبیخون به فرهنگها و ارزشهای دینی و دور کردن دینگرایان، خداپرستان و مسلمانان از توجه به ارزشهای راستین الهی؛
همسو و هماهنگ نشان دادن مجامع بین المللی (مانند سازمان ملل، تجارت جهانی، صلح جهانی، کنفرانسهای جهانی و رسانههای جهانی) با دکترین غرب برای آینده جهان.
نهضت جهانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را به دوگونه میتوان تفسیر کرد
الف: تفسیری اعجازآمیز و مافوق طبیعی
ب: تفسیری عادی و در چارچوب نوامیس طبیعت که از سوی خداوند، بر هستی حکم میراند.
بر اساس تفسیر نخست که گاه از آن، با عنوان «نظریه حصولی بودن ظهور» یاد میشود، نهضت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پدیدهای است که با اراده مستقیم الهی و به کمک عوامل غیبی آغاز میشود و به انجام میرسد و اقبال و ادبار مردم و نیز توجه و تلاش یا غفلت و سستی آنها، هیچ تأثیری در تقدیم یا تأخیر این حادثه بزرگ ندارد. اما طبق دیدگاه دوم که با عنوان «نظریه تحصیلی بودن ظهور» شناخته میشود، حرکت جهانی آن حضرت، روالی عادی و طبیعی دارد و از
این رو نیازمند فراهم شدن بسترها و شرایط، توسط توده مردم است. از میان این دو دیدگاه، دیدگاه دوم، به طریق صواب، نزدیکتر است؛ چرا که دیدگاه نخست، از اشکالات متعددی برخوردار است که در ادامه، پارهای از آنها را به اختصار خواهیم گفت:
أبی الله أن یجری الاشیاء إلا بأسبابها؛(2)خداوند، ابا دارد از این که پدیده ها را جز به واسطة اسباب، تحقق بخشد.
بر این اساس، طبیعتاً نهضت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز مشمول همین قانون خواهد بود و اگر کسی مدعی باشد که این مهم، با دخالت عوامل فوق طبیعی و بدون فراهم شدن بسترهای عادی، شکل خواهد گرفت، باید بر مدعای خود دلیلی قاطع اقامه کند.
1) برای نمونه، برای سیر شدن، باید غذا میل کرد و برای سیراب شدن باید آب نوشید. همچنان که برای تحصیل یک گیاه، باید دانهاش را کاشت و نهال آن را پرورش داد و آب و نور کافی را برایش فراهم کرد. این توقع که گرسنگی و تشنگی، بدون خوردن غذا و نوشیدن آب، بر طرف شود یا بدون فراهم کردن شرایط رشد یک نهال، آن نهال به بار نشیند، توقع بیجایی است.
2) کافی، ج1، ص183، ح7.
این دیدگاه، با محتوای پارهای از آیات قرآن کریم نیز ناسازگار است؛ برای نمونه آیه شریف {إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ}(1)، به روشنی تغییر سرنوشت جوامع را از رهگذر تحولاتی میداند که میبایست در درون آن جوامع شکل گیرد. به تعبیر دیگر، سنت الهی بر این است که سرنوشت جوامع، نه با دخالت عوامل غیبی و نامرئی، که بر اساس شایستگیها و لیاقتهای خود آنها رقم بخورد. تغییری که در آخر الزمان به دست امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در عالم انسانی تحقق خواهد یافت نیز مصداقی از آیه مورد اشاره است؛ از این رو، برای ایجاد چنین تحولی که از نظر وسعت و عمق، بینظیر است، نباید منتظر دخالت عوامل فوق طبیعی نشست؛ بلکه میبایست در تودة مردم، زمینه چنین تحولی شکل بگیرد.
اگر ما به اعجازی بودن حرکت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف معتقد باشیم، برای این سؤال اساسی که چرا غیبت آن حضرت، صدها سال به طول انجامیده است، پاسخی نخواهیم داشت؛ چون اگر بنا است کار آن بزرگوار، به وسیله اعجاز به سامان برسد، بسیار منطقی است که بپرسیم چرا این اعجاز، صدها سال به تأخیر افتاده است؟! حال که قرار نیست برای ساخته شدن دنیایی سرشار از خوبیها و تهی از رنجها و حرمانها، در مردم تحولی به وجود آید و به رشد و بلوغ برسند و این مهم، تنها به یک اشاره خداوند توانا و به امدادهای غیبی، شدنی است، چرا این اشاره خداوندی، قرنها به تأخیر افتاده
1) رعد، (13): آیه11.
است و از همان نخست، کارها به سامان نرسید؟!
دیدگاه دوم به سادگی به این سؤال پاسخ میدهد که اگر ظهور، فرایندی است عادی، برای تحققش نیز باید مردم مهیا شوند و شرایط و زمینههای آن را فراهم کنند و چون تاکنون چنین نکردهاند، ظهور نیز به تأخیر افتاده است.
البته تذکر این نکته ضروری است که عادی دانستن نهضت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف . به معنای نفی امدادهای غیبی نیست؛ چرا که بیگمان، آن حضرت از آغاز تا سرانجام حرکت الهی خود، به وسیله امدادهای ویژه الهی، تأیید و مساعدت خواهند شد و این موضوع، از روایات متعددی به دست میآید.(1)
لزوم تأیید حرکتهای الهی، توسط امدادهای غیبی و عوامل فوق طبیعی خود، یکی از قوانین حاکم بر هستی است. خداوند، اراده کرده است افراد یا اجتماعاتی را که با نیاتی زلال در مسیر کمال، گام بر میدارند، در شرایط بحرانی با نیروهای پیدا و پنهان خود یاری کند؛ از این رو نمیتوان به استناد احادیثی که از تأیید شدن امام مهدی به وسیله فرشتگان و سایر نیروهای فوق طبیعی سخن
1) همچنان که نهضت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نیز پدیدهای کاملاً عادی و طبیعی به شمار میرود؛ با وجود آن که دست غیبی خداوند، همواره یاریگر آن بود. در آیه 124 سوره آل عمران، آمده است: « … أَلَن یَکفِیکمْ أَن یُمِدَّکمْ رَبُّکم بِثَلاَثَةِ آلاَفٍ مِّنَ الْمَلآئِکةِ مُنزَلِینَ؛ آیا این شما را کفایت نمیکند که خدا، سه هزار فرشته به یاری شما فرو فرستد؟»
میگویند، غیرعادی و معجزهآسا بودن نهضت آن حضرت را برداشت کرد؛ چرا که این احادیث، ناظر به موارد خاصی و جزئیاند. تفاوت، بسیار است میان اینکه نهضت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را از اساس، معجزهگونه تفسیر کنیم یا اینکه معتقد باشیم جریان انقلاب جهانی آن حضرت، از روال عادی و طبیعی برخوردار است و امدادهای غیبی، در موارد خاص، آن را تأیید میکنند.
شرایط یک پدیده، به اموری گفته میشود که آن پدیده، به آنها وابستگی وجودی دارد و تا آنها نباشند، آن شیء به وجود نمیآید. طبق این تعریف، شرایط ظهور به اموری اطلاق میشود که امر ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به وجود آنها وابسته بوده و تا آنها محقق نشوند، ظهور رخ نخواهد داد. اما علایم ظهور، به اموری گفته میشود که بیانگر نزدیکی امر ظهور میباشند و تحقق هر یک از آنها، نشانه نزدیکتر شدن فرج و ظهور امام عصر علیه السلام است.
با توجه به تعریفی که از شرایط و علایم ظهور ارائه شد، تفاوتهایی که بین این دو موضوع وجود دارد نیز روشن میشود. تفاوت اصلی و اساسی این است که وابستگی ظهور به شرایط، یک ارتباط و وابستگی وجودیِ تامّ و حقیقی است؛ ولی علایم برای ظهور، فقط حالت کاشفیّت دارند. البته
کنار این اختلاف، میتوان به تفاوتهای دیگر نیز اشاره کرد؛ از جمله:
نشانههای ظهور، به صورت پراکنده و جدا از هم میتواند رخ دهند و در نهایت، ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف حادث شود؛ ولی شرایط باید با هم و کنار یکدیگر، تحقق یافته و موجود باشند، تا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور کند.
به علت عدم ارتباط وجودی بین علایم با ظهور، امکان دارد یک علامت یا برخی از علایم اتفاق نیفتند یا در یک زمان حادث شوند و پایان پذیرند و بعد از آن ظهور واقع شود؛ ولی برای تحقق ظهور، باید همه شرایط (با هم) موجود باشند؛ لذا در صورت نبودن حتی یک شرط، ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف محقق نمیشود. این، به علت رابطه وجودی بین شرط و مشروط (ظهور) است.
علایم، چون حالت نشانه بودن را دارند، لذا ممکن است یک علامت، بعد از ظهور (مثلاً روز بعد) اتفاق بیفتد؛ ولی شرایط، باید پیش از ظهور موجود باشند. البته تفاوتهای دیگری نیز وجود دارد.
برای انقلاب جهانی و بزرگ امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مانند هر انقلاب دیگر، چهار شرط متصور و لازم است:
الف. قانون جامع
یک انقلاب، برای درهمشکستن وضع موجود و برقراری وضع مطلوب، به دو نوع برنامه نیاز دارد:
برنامه برای نابودی وضع موجود (دوران انقلاب)؛
قانون مناسب برای حرکت جامعه به طرف وضعیت مطلوب و رسیدن به حالت آرمانی (دوران تثبیت).
قیام جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز این دو نوع برنامه را لازم دارد. برنامه آن حضرت در قسمت اول، بر اساس روایات، پس از دعوت به راستی، حرکت مسلحانه تا نابودی کامل شرک و کفر و فساد است. به عبارت دقیقتر، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هنگام ظهور، ابتدا مردم را دعوت به دین حق و امامت خویش میکند و اگر کسی مخالفت کرد و خواست به راه شرک و کفر و تباهی ادامه دهد، حضرت با وی مقابله میکند. این روش بر گرفته از قرآن است.(1)
برنامه حضرت در بخش دوم نیز بر اساس عمل به کتاب خدا و سنت پیامبر است. قانونی که از طرف خالق و پروردگار انسان فرستاده شده و تضمینکننده سعادت دنیایی و آخرتی او است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در بیانی فرمود:
سیره و سنت او، سنت من است. مردم را بر دین و آیین
1) بقره (2): 193؛ «وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّی لا تَکونَ فِتْنَةٌ وَ یَکونَ الدِّینُ لِلَّهِ»؛ «و با آنها پیکار کنید تا فتنه (بت پرستی و سلب آزادی از مردم) باقی نماند و دین، مخصوص خدا گردد».
من به پا خواهد داشت و آنان را به کتاب پروردگارم دعوت می کند.(1)
ب. رهبری
شرط دیگر برای پیدایش یک انقلاب، وجود رهبر و پیشوایی آگاه، توانمند، شجاع، قاطع، دلسوز و فداکار است، تا با آشنایی کامل از اهداف و برنامهها، امکانات و زمینهها، موانع و مشکلات، با مدیریتی صحیح و هوشمندانه، حرکت انقلاب را رهبری کند و تا آخرین نفس ادامه دهد.
انقلاب عظیم امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز دارای این شرط است. رهبر این انقلاب، بزرگ مردی از دودمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و سلسله نورانی امامت است که در دامان ولایت پرورش یافته و وارث علوم انبیا و آگاه به قرآن و معارف دین است. پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم در بیانی فرمود:
مهدی این امت از ما است، کسی که زمین را از قسط و عدل پر می کند همان گونه که از جور و ظلم پر شده است.(2)
ج. یاران
شرط دیگر یک انقلاب، وجود یارانی فداکار است که با آشنایی با رهبر و برنامهها و اهداف او و اعتقاد راسخ به آنها، تا آخرین لحظه،
از رهبر و انقلاب دست برندارند و آماده هرگونه فداکاری باشند. قیام جهانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز به یارانی نیاز دارد که ضمن آشنایی و اعتقاد به امام و دین، تا آخرین لحظه فداکاری کنند.
از امام جواد علیه السلام ضمن حدیثی نقل شده است:
اصحاب او [= حضرت مهدی] علیه السلام به سوی او اجتماع می کنند که 313 نفرند، به تعداد اهل بدر، از نقاط مختلف زمین... وقتی این عده جمع شدند، خدا امر او را ظاهر می کند و چون عقد کامل شد ـ که ده هزار نفرند ـ به اذن خدا خروج می کند .(1)
د. آمادگی و پذیرش عمومی
یکی دیگر از شرایط یک انقلاب و تحقق آن، پذیرش مردمی است. باید مردم خواستار تغییر حاکمیت و وضع موجود بوده و رهبر انقلاب و برنامههای او را واقعاً پذیرا باشند. در غیر این صورت، حرکت انقلاب به سرانجام مطلوب نخواهد رسید.
انقلاب امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز این شرط را لازم دارد. مردم باید به حدی از رشد و آگاهی رسیده باشند که پذیرای حرکت اصلاحی و قیام بزرگ منجی عالم بشریت باشند، تا هنگام قیام، او را پذیرفته و برای تحقق اهداف و برنامههای او همکاری کنند.(2)
1) کمال الدین، ج2، ب37، ح2.
2) تاریخ، نمونههای متعددی را از آمادگی و عدم آمادگی مردم در سینه خود انباشته است؛ برای نمونه اعلام آمادگی مردم مدینه در هجرت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم به آن شهر و استقرار حکومت اسلامی نقش اساسی داشت. نیز خواست عمومی مردم مدینه و شهرهای دیگر که در مدینه اجتماع کرده بودند، حکومت عدلگستر امام علی علیه السلام را در پی داشت. همچنین عدم همراهی عموم مردم با امام حسن و امام حسین علیهما السلام و شهادت آن دو امام بزرگوار، توسط دشمنان اسلام.
برخی بر این باورند که بین فراوانی ظلم و ستم با ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، رابطه ای تمام وجود دارد؛ به گونهای که ظهور، زمانی است که ظلم و ستم فراگیر شده باشد؛ ولی شرطْ قرار دادن «ظلم» برای «ظهور»، امر صحیحی نیست. برای درک کامل مطلب، توجه به چند نکته لازم است:
الف. اینکه بین سرنوشت انسان ها و اعمال اختیاری آنان رابطه است، جای هیچ تردیدی نیست. قرآن، هم آینده هر شخص را در دست خودش می داند(1)و هم سرنوشت جامعه را با خواست و عملکرد مردم پیوند زده است؛(2)یعنی تعیین سرنوشت خوب یا بد جامعه، در
دست مردمان آن جامعه است. اسلام، از انسان می خواهد دربارة مسائل اجتماعی ساکت نباشد و برابر ظلم و ستم، تا برقراری عدالت بایستد و حتّی در این راه، به پیکار و مبارزه برخیزد؛(1)و کوتاهی در اینباره را نمی پذیرد و مؤاخذه می کند.(2)
بر همین اساس، امر به معروف و نهی از منکر، از واجبات دین شمرده شده است و خداوند به اجرای این دو فریضه بزرگ، امر کرده است.(3).
ب. به طور کلی، هیچ گاه یک آموزه دین نمی تواند برخلاف سایر آموزه های دین باشد، وگرنه این، خود نشانه باطل بودن آن دین است؛ لذا یکی از ویژگی های قرآن، عدم اختلاف در آن است؛ از این رو، معنا ندارد خداوند در آیات متعدد، مردم را به توبه و ترک گناه
1) حج (22): 39-40. «اُذِنَ لِلَّذینَ یُقاتَلُونَ بِاَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ اِنَّ اللهَ عَلی نَصْرِهمْ لَقَدِیرٌ، الَّذینَ اُخْرِجُوا مِن دِیارِهِمْ بِغیرِ حَقّ اِلاّ اَنْ یَقُولُوا ربُّنَا الله … »؛ به کسانی که جنگ بر آنان تحمیل شده، رخصت [جهاد] داده شده است چرا که مورد ظلم قرار گرفتهاند، و البته خدا بر پیروزی آنان سخت تواناست. همان کسانی که به ناحق از خانههایشان بیرون رانده شدند [آنها گناهی نداشتند] جز اینکه میگفتند: «پروردگار ما خداست».
2) نساء (4): 75. «وَ ما لَکمْ لا تُقاتِلُونَ فی سبیل الله…»؛ (و چرا شما نمیجنگید در راه خدا و…).
3) آل عمران (3): 104. « وَلْتَکن مِّنکمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکرِ»؛ و باید از میان شما گروهی، [مردم را] به نیکی دعوت کنند و به کار شایسته وادارند و از زشتی باز دارند.
امر کند و جایی دیگر، برای تحقّق وعده خدا (ظهور حق و حجت خدا) به گناه امر نماید.
ج. در اینکه قیام حضرت، بدون یار و یاور تحقق پذیر نیست، نباید تردید کرد. آیات و روایات نیز به وجود یاوران اشاره دارد. یاری کردن، یعنی حرکت برای اجرای برنامه ها و اهداف انقلاب و تبلیغ آنها میان مردم. یاوران، مردم را با انقلاب آشنا و همراه می کنند و در حین انقلاب، انواع فداکاری ها را انجام می دهند و بعد از انقلاب، از هیچ تلاشی کوتاهی نمی کنند. چنین افرادی، وقتی می توانند موفق باشند که خود را همرنگ انقلاب و رهبر آن کرده باشند، تا مردم جلوه های انقلاب را در رفتار آنان ببینند و بپذیرند. آیا حرکت در مسیر گناه و ظلم، مردم را به طرف امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف سوق می دهد؟ بر همین اساس، خداوند بر ایمان و عمل صالح تکیه دارد:
«ما در زبور، بعد از ذکر نوشتیم که زمین را بندگان صالح من ارث میبرند».(1)جای دیگر می گوید:
«خدا به کسانی از شما که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند، وعده داده است که خلافت زمین را به آنان واگذارد...».(2)
شرط تحقّق انقلاب امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف این است که ایمان و عمل صالح در پرونده افراد باشد، تا انقلاب رخ دهد.(3)
1) انبیا (21): 105.
2) نور (24): 55.
3) پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «کونوا دعاة الناس بغیر ألسنتکم؛ دعوت کننده مردم باشید به وسیله غیر زبانتان» بحارالانوار، ج67، ص303؛ امام صادق علیه السلام فرمود: «برای ما زینت باشید، نه مایه آبروریزی»؛ بحارالانوار، ج65، ص151. آیا گناه و ظلم، دعوت به مهدی و مایهی زینت و افتخار امامان علیهم السلام است؟
د. وظیفه انسان، حرکت به سوی کمال و کسب آن از طریق عبودیت و بندگی است. خداوند می فرماید:
تنها کسانی که ایمان بیاورند و عمل صالح انجام دهند و یک دیگر را به حق و راستی سفارش بکنند، از خسران و ضرر به دورند.(1)
خداوند، از انسان می خواهد در گناه نماند و به سوی او رجوع کند:
{یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَی اللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحاً}؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! توبه کنید، توبه ای خالص.(2)
کوتاه سخن آن که خداوند، انسان را در تعیین سرنوشت خود و جامعه، دارای تأثیر می داند و از او می خواهد برای اصلاح گام بردارد و خسته نشود. در چنین نگرشی، وعده ظهور را مطرح می کند. بنابراین انتظار منجی، به معنای صحیح آن، نه سکوت و تن دادن به ظلم است و نه کمک به فراگیر شدن ظلم؛ بلکه باید خواستار ظهور باشد و در این راه، تمام تلاش خود را به کار گیرد و اگر در این مسیر، به تشکیلات و حکومتی نیاز است که حرکت برای زمینهسازی را سامان دهد، برای تشکیل آن اقدام کند. طبیعی است
ظالمان و مفسدان نیز بیکار نخواهند نشست و به مقابله بر میخیزند؛ لذا جبهه ظلم، در نهایت درجه ظلم حرکت می کند و جبهه حق، به اوج تلاش می رسد. در این زمان است که خداوند، به مدد انسان های حق طلب می آید و با ظهور مهدی عزیز عجل الله تعالی فرجه الشریف کار ظالمان را یکسره می کند.
برای تحقق امر فرج حضرت ولی عصر علیه السلام باید دست کم چهار شرط فراهم باشد(1)، تا خداوند اذن ظهور را صادر فرماید. دو شرط از شروط چهارگانه تحقق یافته است. دین مقدس اسلام که دربردارنده طرح و برنامه حرکتی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است، بر وجود مقدس پیامبر اسلام نازل شد. همچنین وجود مقدس امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف که رهبرِ قیامِ بزرگِ جهانی است، در سال 255ق به دنیا آمد.
امّا تشخیص اینکه آیا سایر شرایط فراهم شده و جهان، آماده پذیرش و ظهور حضرت هست، امری مشکل و به بیان دقیقتر، از
1) چهار شرط عبارتند از: 1. قانون جامع، 2. رهبر آگاه و توانمند، 3. پذیرش عمومی، 4. یارانی که برای به ثمر رساندن اهداف رهبر خود آماده جانفشانی باشند.
دسترس علم بشری بیرون است. حقیقتاً، ما نمی دانیم که شمار یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف کامل شده است یا نه؟ ما در شرایط کنونی جهان، امیدوار ظهور و نجات مظلومان هستیم؛ ولی نمیدانیم آیا مردم، به راستی آمادگی پذیرش حضرت و عدل فراگیر او را دارند و در راه اعتلای دین و برقراری احکام نورانی آن، حاضر به همکاری و فداکاری هستند یا نه؟ به نظر می آید اظهار نظر قطعی در اینباره، صحیح نباشد.
گفتنی است آنچه برای ما بسیار مهم و کاربردی است، شناخت وظیفه و حرکت صحیح در جاده انتظار است. ما باید کردار خود را اصلاح کنیم و در وفای به عهدی که با خدا بسته ایم، ثابت قدم باشیم. حضرت در نامه خود به شیخ مفید نوشته است:
اگر شیعیان ما، در اجتماع به وفای عهد خود پایدار باشند، ظهور به تأخیر نمی افتد.(1)
نیز برای ظهورش دعای فراوان، بکنیم؛ چرا که آن حضرت فرمود:
«اکثروا الدعاء بتعجیل الفرج؛ برای تعجیل فرج، بسیار دعا کنید».
1) بحارالأنوار، ج53، ص176.
شاید بتوان در یک جمله گفت که مردم باید با همه وجود، خواستار و پذیرای منجی باشند. توضیح آن که:
مردم باید بفهمند برپایی عدالت واقعی و امنیّت و آرامش برای همگان و ایجاد سعادت برای جامعه انسانی و نجات بشریّت از تباهی و نابودی، از عهده مکاتب و ایسم های بشری و حکومتهای غیر الهی خارج است و فقط در سایه دین و رهبری آسمانی، می توان صبح روشنی را برای بشریت به انتظار نشست.
علاوه بر معرفت، مردم واقعاً باید خواستار عدالت باشند و حاضر باشند برای برپایی عدالت تلاش و کوشش کنند. آنان باید بدانند که خداوند سرنوشت انسانها را به نوع اختیارشان مرتبط کرده و فرموده است:
{انّ الله لایغیر ما بقوم حتّی یغیروا ما بأنفسهم}؛ به درستی که خداوند، آنچه را برای قومی است تغییر نمی دهد مگر آن که آنان خودشان را تغییر دهند.(1)و(2)
1) رعد (13): 11.
2) در ابتدای سوره مائده، آیات 20 ـ 26 به یکی از حوادث مربوط به قوم بنی اسراییل در این زمینه اشاره می کند. وقتی حضرت موسی علیه السلام به بیان نعمات الهی پرداخت و به آنان فرمود: «خداوند ارض مقدس را برای شما نوشته است. بجنگید که به پیروزی می رسید». قوم او حاضر به تلاش و جنگ نشدند. حضرت موسی علیه السلام هم دعا کرد: «خدایا! میان من و برادرم با قوم فاسق، جدایی بینداز». خداوند هم فرمود: «سکونت در این شهر، چهل سال برای آنان حرام شد».
بنابراین، مردم دنیا باید خواستار واقعی حضرت و عدالتگستری او باشند و حق و عدالت و بهره وری از منافع و مواهب دنیا را برای همه بخواهند و در راه مبارزه با ظلم و پیاده کردن عدالت، تا آخر بایستند. در این صورت است که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور می کند.
آنچه از متن دین در باره اختیار و ارادة آدمی به دست می آید، این است که انسان، بیشک، در زندگی فردی و اجتماعی خود اختیار دارد.(1)
بر این مبنا باید گفت، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف امامی آوردنی است؛ همان طور که حقیقتی آمدنی و ظهور یافتنی است. از این رو تا زمانی که
1) خداوند می فرماید: «إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ؛ خداوند، سرنوشت قومی را تغییر نمی دهد، مگر آن که آنان، آنچه را در خودشان است، تغییر دهند.» رعد (13):11.
شرایط برای جنبش جهانی فراهم نشود، او هرگز ظهور نخواهد کرد. در این بین، ما مسلمانان مسؤولیت آماده سازی جنبش مهدوی را داریم، تا با کسب معرفت دربارة امام و با آگاهی دهی به جامعه انسانی برای ایجاد بستر توحیدی، اراده جمعی و فردی خود را به کار بگیریم. امام، آوردنی است؛ چرا که این بخش از مقدمات، بیشک در اختیار ما انسان ها نهاده شده است و بلکه از ما خواسته شده است در این راه گام برداریم و هرگز سستی و کاهلی از خود نشان ندهیم؛ امّا اینکه به حکم ضرورت، مسأله مهدویت در زندگی انسانی براساس حکمت الهی، نهادینه شده و امری است که به طراح نظام هستی باز می گردد و اختیار انسانی در آن نقشی ندارد، امام آمدنی است؛ یعنی پس از آن که تمام اراده های انسانی، دست به دست هم داد و مردم، از سر اضطرار و آمادگی، در جست وجوی آن مهدی موعود برآمدند، آن گاه خدای متعال، براساس حکمت و مصلحتی که همواره در کار نظام هستی و تدبیر الهی بوده است، اراده می فرماید و ظهور را رخصت می دهد.
البته شکی نیست که زمینة اذنِ ظهور از سوی خدای متعال، در اختیار انسانی است؛ ولی اصلِ اذنِ الهی، از اختیار آدمی بیرون است و باید دعا و ندبه کرد، تا خدای متعال امر به ظهور کند. بر اساس سنّت قرآنی، هر گاه اضطرار آدمی به غایت خود رسید، بدون تردید، اجابت الهی به دنبال آن خواهد آمد.(1)
1) «أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکشِفُ السُّوءَ وَیَجْعَلُکمْ خُلَفَاء الْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قَلِیلاً مَّا تَذَکرُونَ»، نمل (27): 62.
شاید بتوان گفت یکی از شرایط عمده برای ظهور، وجود یاورانی است که همراه امام، بار قیام را بر دوش بکشند و تا آخر، از همراهی و یاری رهبر خود دست برندارند و او را تنها نگذارند. سدیر صیرفی در گفت وگویی با امام صادق علیه السلام دربارة عدم قیام می گوید:
حضرت، مرا به خارج مدینه برد تا آن که وقت نماز، در محلی پیاده شدیم. امام صادق علیه السلام به جوانی که در آن نزدیکی بز می چراند، نگاهی کرد و فرمود: «ای سدیر! به خدا قسم! اگر پیروان من، به تعداد این بزها بودند، بر جای نمی نشستم [و قیام می کردم] . سدیر گوید: بعد از تمام شدن نماز، حیوانات آن گله را شمردم و یافتم که عدد آن ها از هفده تجاوز نمی کند.(1)
تحقّق این شرط، لازم است؛ ولی کافی نیست؛ بلکه باید زمینه های دیگر نیز فراهم شود. از جمله آن شرایط، قابلیت مردم برای پذیرش دولت حق است، به این معنا که عموم مردم و جامعه بشری (نه گروهی خاص و در منطقه ای خاص) باید به درجه ای از معرفت برسند که
1) کافی، ج 2، ص242، ح 4.
دریابند حکومت ها و مکاتب ساخته بشر، جوابگوی نیاز مردم نیست و به وسیله این ها، سعادت و عدالت واقعی به بشر هدیه نمیشود.
خلاصه آن که مردم، خود باید ظهور عدالت را بخواهند و جهانیان را با زیبایی های دوران ظهور آشنا کنند و روحیه عدالتطلبی و ظلم ستیزی را همه جا گسترش دهند. مرحوم خواجه طوسی، در کتاب تجرید الاعتقاد، علت غیبت امام را کوتاهی مردم می داند؛ چرا که اعمال و کردار مردم، باعث شد امام از میان مردم برود؛ بنابراین، مردم باید از راه غلطی که رفته اند، برگردند و امام را بخواهند، تا ظهور صورت گیرد.(1)
1) از همین رو، شیخ صدوق در مقدمه کتاب کمال الدین می گوید: «ظهور حجت های الهی در مقام پیشوایی خود، بر سبیل امکان و تدبیر، نسبت به مردم زمان خودشان است. اگر حال (مردم) طوری باشد که امام بتواند تدبیر و رهبری اولیایش را بر عهده بگیرد ـ یعنی مردم حاضر باشند حرف او را بپذیرند، و او بتواند اراده خدا را پیاده کند ـ ظهور آن حجت، لازم خواهد بود و اگر وضع به گونه ای باشد که امام نتواند تدبیر در رهبری اولیایش را بر عهده بگیرد و حکمت الهی، موجب پنهانی او گردد و تدبیر نیز آن را اقتضا کند، خداوند او را در پشت پرده غیبت، نهان میسازد، تا زمانی که وقت مناسب فرا رسد.
هر انقلاب و نهضت، برای رسیدن به اهداف عالی خود، به مقدمات و آمادگیهایی نیاز دارد. دعوت و قیام جهانی و فراگیر حضرت ولی عصر علیه السلام نیز به زمینهها و شرایطی نیاز دارد که بخشی از آنها را افراد جامعه بشری آماده میکنند و با تشکیل یک حکومت و انقلاب برخاسته از متن جامعه که بر احیای ارزشهای فراموش شده مبتنی است و در راستای اهداف و شعارهای بلند حضرت بقیة الله الاعظم علیه السلام حرکت میکند، میتواند شرایط و زمینه را برای ظهور حضرت فراهم کند.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است:
یخرج ناس من المشرق فیوطئون]یمهّدون[للمهدی یعنی سلطانه؛ گروهی از مردم از طرف مشرق خروج میکنند پس آماده میکنند برای مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف حکومتش را.(1)
در این راستا، امام راحل، معمار بزرگ انقلاب و بنیانگذار این نظام الهی فرمود:
ما با خواست خدا، دست تجاوز و ستم همه ستمگران را
1) بحار الانوار، ج51، ص87.
در کشورهای اسلامی میشکنیم و با صدور انقلابمان که در حقیقت صدور انقلاب راستین و بیان احکام محمدی صلی الله علیه و آله و سلم است، به سیطره و سلطه و ظلم جهانخواران خاتمه میدهیم و به یاری خدا، راه را برای ظهور منجی و مصلح کل و امامت مطلق حق، امام زمان علیهم السلام هموار میکنیم.(1)
امام خمینی در بخشی دیگر، انقلاب ایران را شروع انقلاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میداند:
انقلاب مردم ایران، نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت علیه السلام است که خداوند، به همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد.(2)
مقام معظم رهبری نیز فرمود:
... اولین قدم برای حاکمیت اسلام و برای نزدیک شدن ملت های مسلمان به عهد ظهور مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف به وسیله ملت ایران برداشته شده است و آن، ایجاد حاکمیت قرآن است.(3)
ایشان رابطه این دو انقلاب را به اینگونه تبیین میفرماید:
انقلاب ما، در راه آن هدفی که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف برای تأمین آن هدف مبعوث میشود و ظاهر میشود یک مقدمه
لازم و یک گام بزرگ بوده]است[. ما اگر این گام بزرگ را برنمیداشتیم، یقیناً ظهور ولی عصر علیه السلام به عقب می افتاد. شما مردم ایران و مادران شهید داده و پدران داغدار و افرادی که در طول این مبارزه زحمت کشیده اند، بدانید و شما ای امام بزرگوار امت! بدانید ـ که بهتر از ما می دانید. ـ شما موجب پیشرفت حرکت انسانیت به سوی سر منزل تاریخ و موجب تسریع در ظهور ولی عصر علیه السلام شدید. شما یک قدم، این بار را به منزل نزدیک تر کردید.(1)
آری؛ انقلاب اسلامی ایران، همچنان که برخاسته از اعتقاد به امامت است، زمینه ساز قیام و حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز است.
با توجه به روایات، می توان شرایط ایران را تاحدودی این گونه ترسیم کرد: دانش و معارف دین اسلام و مکتب تشیع، از ایران و قم، به جهانیان صادر می شود؛ لذا موقعیّت علمی ایران ممتاز است و
1) خطبههای نماز جمعه تهران، تاریخ 6/4/59.
اصلی ترین مرکز نشر مذهب اهلبیت علیهم السلام خواهد بود. در روایتی از وجود مقدّس امام صادق علیه السلام نقل شده است:
به زودی کوفه، از مؤمنان خالی می گردد و دانش، مانند ماری که در سوراخش پنهان می شود، از آن شهر رخت می بندد. سپس علم ظاهر می شود در شهری به نام قم. آن شهر، معدن علم و فضل می گردد [و از آن جا به سایر شهرها پخش می شود]؛ به گونه ای که در زمین، ناآگاهی در دین باقی نمی ماند، حتی زنان در خانه ها. این قضیّه نزدیک ظهور قائم علیه السلام واقع می شود... علم، از قم به سایر شهرها در شرق و غرب پخش می شود و حجّت بر جهانیان تمام می شود؛ به گونه ای که در تمام زمین، فردی پیدا نمی شود که دین و علم به او نرسیده باشد. بعد از آن، قائم علیه السلام قیام می کند و سبب انتقام خدا و غضب او بر بندگان [ظالم و معاند] می شود؛ زیرا خداوند، انتقام [و عذاب] بر بندگان را روا نمی دارد، مگر وقتی که حجّت را انکار کنند.(1)
در ایران خیزش و جنبشی بزرگ برای دعوت مردم به طرف دین، روی میدهد. از امام کاظم علیه السلام نقل شده است:
«مردی از اهل قم، مردم را به سوی حق دعوت میکند. گروهی، گرد او اجتماع می کنند که مانند پاره های آهنند و بادهای تند [حوادث] نمی تواند آنان را از جای بَرکنَد. از جنگ خسته نمی شوند و کناره گیری نمیکنند و بر
1) بحارالانوار، ج 57، ص 213.
خدا توکل می کنند. سرانجام، پیروزی برای متقین و پرهیزکاران است».(1)
شاید این حرکت، همان حرکتی است که از امام باقر علیه السلام نقل شده است:
گویا می بینم گروهی از مشرق زمین، خروج می کنند و طالب حق هستند؛ اما به آنان پاسخ داده نمی شود. مجدداً، بر خواسته خود تأکید می کنند؛ ولی جواب نمی شنوند. پس چون چنین دیدند، شمشیرها را به دوش می کشند و مقابل دشمن می ایستند، تا حق به آنان داده می شود، اما این بار قبول نمی کنند؛ بلکه قیام می کنند و نمی دهند آن را [= پرچم قیام را] مگر به صاحب شما [امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف] .(2)
این که سلاح حضرت و یارانش هنگام ظهور چه خواهد بود، امری است که حقیقت آن، برای ما روشن و آشکار نیست؛ چرا که سخن از آینده ای است که ترسیم صحیح و دقیقی از آن، برای ما قابل
پیشبینی نیست؛ لذا تعیین و مشخص کردن نوع سلاح، امکان ندارد. البته در این میان، چند نکته قابل دقت و تأمل است:
الف. روایاتی که در آنها به شمشیر اشاره شده است، لزوماً به معنای آن نیست که نوع سلاح حضرت، شمشیر است؛ بلکه معنای آن، این است که قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مسلحانه است.
ب. پیروزی در جنگ و غلبه بر دشمن، تنها با تکیه بر سلاح و ادوات جنگی نیست؛ بلکه درایت و فرماندهی درست نیز شرط است. امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از درایت و فرماندهی خود که از علم الهی سرچشمه گرفته است، بهره می برد. همچنین آن حضرت، علاوه بر امدادهای غیبی و فرشتگان، به لشکر «رُعب» مجهز است و خداوند، وحشتی در دل دشمنان او می افکند که توان درست فکرکردن و درست بهره بردن از تجهیزات را از دست می دهند. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نیز در جنگ های بدر و احزاب، به این ابزارها مؤیَّد بود.
ج. نوع حرکت جنگی و ابزارها، به گونه ای است که فقط دشمنان نظامی را از پای در می آورد، نه آن که به مردم عادی آسیب برساند. به عبارت دیگر، عدالت رعایت شده و فقط کسانی که به جنگ برخاسته اند، کشته می شوند، نه آن که خوب و بد و مردم غیرنظامی نیز به قتل برسند؛ چنان که در سلاح های متعارف امروزی، چنین است.
د. آنچه از روایات استفاده می شود، این است که بین حضرت با دشمنان، جنگ و درگیری رخ می دهد و طرفین کشته می دهند؛ یعنی علاوه بر آن که لشکریان دشمن تار و مار می شوند، عده ای از یاران امام نیز به شهادت می رسند؛ بنابراین، نوع سلاح ها باید به گونه
ای باشد که برای طرفین، استفاده جنگی از آن امکان پذیر باشد.
سخن آخر آن که بررسی سلاح، از مسایل مهم مهدویت نیست و لذا دانستن آن، اهمیت چندانی ندارد و کنکاش در آن نیز نتیجة چندانی نمی دهد.
«علامت» در لغت عرب، به معنای نشانه است؛ بنابراین منظور از علایم ظهور، نشانههایی است که نزدیک شدن ظهور را خبر میدهند و تنها جنبة اعلام و کاشفیت دارند؛ یعنی تحقق آنها کاشف از این واقعیت است که ظهور نزدیک شده است.
علایم را از جهات مختلفی میتوان تقسیم بندی کرد؛ از جمله:
عادی و غیر عادی ( معجزه آسا)؛
حتمی و غیر حتمی؛
قریب (نزدیک) و بعید (دور).
آنچه بیشتر از ظاهر روایات به دست میآید تقسیم علایم به غیر حتمی و حتمی است. علایم غیر حتمی یا موقوف نشانههایی است که رخ دادن آنها قطعی نیست و ممکن است به دلیل عدم تحقق شرایط یا ایجاد مانع به وقوع نپیوندند؛ اما علایم حتمی، علایمی است که رخ دادن آنها حتمی و قطعی است.
در منابع و متون روایی، به بسیاری از رخدادهای طبیعی و غیر طبیعی و دگرگونیهای سیاسی و حوادث اجتماعی به عنوان نشانههای ظهور، اشاره شده است. بدیهی است روایات مربوط به این مسأله؛ مانند سایر مسائل دیگر، همه از جهت درستی و اعتبار، یکسان نیستند. بلکه میان این روایات، برخی از جهت سند غیر قابل اعتمادند و برخی هم از جهت مضمون و مطالبی که در آن مطرح شده، جای بحث و تامل دارند؛ بنابراین، نمیتوان به صرف دیدن یک روایت ـ بدون بررسی کارشناسانه از جهت سند و دلالت ـ به آن اعتماد کرده و آن را پذیرفت.
میان نشانههایی که در احادیث، از آنها به عنوان «علایم حتمی ظهور» نام برده شده است و دارای سند معتبر بوده و در مواردی، کنار یکدیگر از آنها سخن به میان آمده است، علایم معروف و حتمی پنجگانه زیر است:
عمر بن حنظله گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود: پیش از قیام قائم علیه السلام پنج نشانه حتمی خواهد بود: یمانی، سفیانی، صیحه (آسمانی)، قتل نفس زکیه، فرو رفتن در (زمین) بیدا.(1)
1) «عن عمر بن حنظله: قال سمعت اباعبد الله علیه السلام یقول: قبل قیام القائم خمس علامات محتومات: الیمانی و السفیانی و الصیحه و قتل النفس الزکیه و الخسف بالبیداء»؛ کمالالدین، ج2، ب 57، ح 7.
اشاره کوتاه این که:
خروج سفیانی: پیش از قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مردی از نسل ابوسفیان، در منطقه شام، خروج میکند و با تصرف بخشهایی از سرزمین اسلام، برای یافتن و کشتن شیعیان جایزه تعیین میکند.(1)
خسف در بیدا: «خسف»، یعنی فرورفتن و «بیدا» نام سرزمینی بین مدینه و مکه است. سفیانی که در آستانه ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خروج میکند، هنگامی که از ظهور ایشان با خبر میشود سپاهی عظیم به مدینه و مکه میفرستد و چون به سرزمین بیدا میرسند، خداوند آنان را در کام زمین فرو میبرد و هلاک میشوند.
خروج یمانی: سرداری از یمن قیام میکند و مردم را به حق و عدل دعوت میکند. خروج یمانی، اجمالاً از نشانههای ظهور است؛ هر چند جزئیات و چگونگی قیام وی، روشن نیست.(2)
قتل نفس زکیه؛ نفس زکیه، یعنی انسان پاک و بیگناه. در آستانه ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، جوانی بیگناه، مظلومانه در مسجد الحرام به قتل میرسد.(3)
صیحه آسمانی: منظور از آن، صدایی است که در آستانه ظهور
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، از آسمان به گوش میرسد و همه مردم آن را میشنوند. محتوای این پیام آسمانی، دعوت به حق و حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. امام باقر علیه السلام میفرماید:
ندا کننده ای از آسمان، نام قائم ما را ندا می کند. پس هر که در شرق و غرب است، آن را می شنود.(1)
البته در برخی روایات، به نشانههای دیگری نیز اشاره شده است؛ مانند خورشید گرفتگی در نیمه ماه رمضان و ماه گرفتگی در آخر آن(2)یا طلوع خورشید از مغرب.(3)
عدهای بر این باورند که بسیاری از علایم غیر حتمی ظهور اتفاق افتاده است و فقط علایمِ حتمیِ نزدیک ظهور، باقی مانده است. به نظر میآید در اینباره سخن قطعی و کاملی نمیتوان گفت؛ زیرا منابع اصلی و قدیمی شیعه، معمولاً از نشانههای خاص و محدود نام بردهاند و بسیاری از این نشانههایی که به عنوان علایمِ اتفاق افتاده،
مطرح میشوند یا اصولاً در این منابع ذکر نشده یا بسیار کم رنگ بیان شده است. این امر، نشانه آن است که اخباری که این گونه نشانهها را بیان کردهاند، چندان مورد اعتنای علمای گذشته نبوده است. همچنین اسناد برخی از روایات، اشکال دارد و نقل آنها در کتب روایی جامع؛ مانند بحارالانوار به دو علت میتواند باشد:
حفظ اصل نقلها برای تأمل و تدبر دیگران دربارة آنها؛
روشن شود که همه گروهها ـ چه موافق و چه مخالف اهلبیت علیهم السلام ـ در اصل ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اتفاق نظر دارند. مرحوم مجلسی در ذیل روایتی میگوید:
این روایت را که متن آن تغییر یافته و اشتباه دارد و سند آن به بدترین خلق خدا؛ یعنی عمر بن سعد منتهی می شود، آوردم تا دانسته شود همه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را قبول دارند.(1)
همچنین، این سؤال زمانی قابل پاسخ است که ما تطبیق را بپذیریم. مراد از تطبیق آن است که علامتی را با حادثه خارجی تطبیق داده و بگوییم این حادثه همان نشانه گفته شده در روایات است؛ اما باید توجه داشت که اولاً ما از لحاظ علم محدود میباشیم، و نمیدانیم آیا واقعاً این حادثه، همان نشانه است یا نه، و ثانیاً بعضی از علامتها، دارای سند معتبر و قابل قبولی نیست، تا خود نشانه را بپذیریم و بخواهیم از وقوع آن سخن بگوییم.
بله؛ اگر قراین و شواهد قطعی وجود داشته باشد، میتوان گفت
1) بحارالانوار، ج52، ص227.
نشانهای از نشانهها واقع شده است و این، بسیار مشکل است. البته، باید توجه داشت که شباهت حادثه با یک علامت، این احتمال را ایجاد میکند که شاید این واقعه، همان علامت ظهور باشد؛ لذا حالت آمادگی را در فرد منتظر ایجاد میکند.
با توجه به اینکه زمان ظهور مشخص نیست، زمانِ نشانه های مرتبطِ نزدیک به آن نیز مشخص نیست؛ بنابراین، سخن از نزدیکی یا دوری ظهور، امری پسندیده نیست.
البته عده ای با توجه به اوضاع و شرایط فعلی حاکم بر جهان، به این باور رسیده اند که دوره ای که در آن زندگی می کنیم، همان دوره آخرالزمان است که در روایات به آن اشاره شده است؛ زیرا برای آخرالزمان نشانه هایی گفته شده؛ مانند گسترش فساد و تفسیر دین بر اساس هوا و هوس و… که این نشانه ها در دوره زمانی ما به وقوع پیوسته است. پس زمان کنونی، آخرالزمان است و ظهور نیز در این دوران محقق می شود. به علاوه، با وجود انقلاب اسلامی ایران و زنده شدن نام و یاد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و معرفی آن حضرت به دنیا، آمادگی و اقبال مردم به پذیرش او، بیشتر شده و امید به ظهور هم فزونتر شده است.
به هر حال، ما در عین آن که باید به تعجیل در فرج امید داشته باشیم و آمادگی برای ظهور را در خود تقویت بکنیم، نباید فکر خود را متوجه اموری بکنیم که از محدوده علم ما فراتر است و راهی برای دسترسی به آن نداریم؛ لذا سخن از نزدیکی علایم، امری قابل قبول نیست.
دجّال، از ریشه «دجل» به معنای «دروغگو و حیله گر» است. اصل داستان دجّال، در کتاب های مقدس مسیحیان آمده است.(1)در انجیل، این واژه، بارها به کار رفته است و از کسانی که منکر حضرت مسیح هستند یا «پدر و پسر» را انکار کنند، با عنوان «دجال» یاد شده است. به همین سبب، در ترجمه انگلیسی کتاب های مقدس مسیحی، واژه آنتی کریست (Anti christ) یعنی ضد مسیح، به کار رفته است.
در روایات زیادی از اهل سنّت، خروج دجّال از نشانه های برپایی قیامت دانسته شده است.(2)اما درکتب روایی شیعه، تنها دو روایت در باره خروج دجّال، در جایگاه یکی از علائم ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
آمده است(1)که هیچ کدام از این دو روایت، از نظر سند، معتبر و قابل قبول نیست؛ بنابراین، از نظر منابع شیعی، دلیل معتبری بر اینکه خروج دجّال یکی از علایم ظهور باشد، وجود ندارد؛ امّا در عین حال، با توجه به روایات زیادی که در منابع اهل سنّت آمده است، احتمال دارد اصل قضیه دجّال، به طور اجمال، صحت داشته باشد؛ امّا بدون تردید بسیاری از ویژگی هایی که برای آن بیان شده است، افسانه هایی بیش نیست. حال به فرض پذیرش، این سؤال مطرح است که مقصود از دجّال چیست؟
دو احتمال اساسی در اینباره وجود دارد:
«یکون قبل خروج الدجال نیّف علی سبعین رجالاً؛ پیش از خروج دجال، بیش از هفتاد دجال، خروج خواهد کرد».(2)
با توجه به این احتمال، قضیه دجال، نشانه این است که در آستانه انقلاب امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف افراد فریب کار و حیله گری، برای نگهداشتن
فرهنگ و نظام جاهلی، همه تلاش خود را به کار می گیرند و با تزویر و حیله گری، مردم را از اصالت و تحقق انقلاب جهانی منجی، دلسرد یا مردّد می کنند.
این که در همین روایات تأکید شده است: «هر پیامبری، امت خویش را از خطر دجّال بر حذر داشته است»؛ خود تأییدی دیگر بر همین احتمال است که مقصود از دجّال، هر شخص حیله گر و دروغگویی است که پیش از خروج حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در صدد فریب مردم است.
1) بحارالانوار، ج 52، ص197؛ «ما بعث الله نبیّا الاّ و قد انذر قومه الدجال … ؛ هیچ پیامبری مبعوث نشد، مگر آن که قومش را از فتنه دجال بر حذر داشت».
عظیم و گسترده ای است که استکبار در اختیار دارد.(1)
دربارة شخصیت خراسانی و فرمانده نظامی او سؤالهای زیادی مطرح شده است. ظاهر روایات مربوط به خراسانی که از طریق اهل سنت و همچنین در منابع متأخر شیعه وارد شده است. دلالت دارد بر اینکه آن شخص، از ذریه امام حسن مجتبی علیه السلام یا امام حسین علیه السلام است و از او با عنوان هاشمی خراسانی یاد شده است.
اما بنا بر روایاتی که در منابع اصلی و اولی حدیث شیعه مانند غیبت نعمانی، کتاب غیبت طوسی و الارشاد مفید دربارة این شخص وارد شده است، احتمال دارد او را یاور خراسانیان یا رهبر اهالی خراسان یا فرمانده لشکر خراسان تفسیر کرد؛ زیرا این روایات تعبیر به «خراسانی» کرده است. مجموعه قراین موجود دربارة شخصیت او دلالت دارد وی همزمان با خروج سفیانی و یمانی ظاهر میشود و نیروهای خود را به سوی عراق اعزام میکند.
از امام صادق علیه السلام روایت شده است:
1) برای آگاهی بیشتر ر.ک: چشم به راه مهدی، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی قم، جمعی از نویسندگان، ص 289 و دادگستر جهان، ابراهیم امینی.
خروج سفیانی و خراسانی و یمانی، در یک سال و یک ماه خواهد بود.(1)
آنچه از روایات مربوط به وی به دست میآید، این است که او رهبری و هدایت حرکت بزرگ از طرف مشرق زمین را به عهده دارد.
پس از آنکه اراده خداوند بر ظهور حضرت قرار گرفت، بر اساس روایات، پانزده روز پیش از آن، شخصی در مسجد الحرام کشته میشود. قتل وی که به قتل نفس زکیه مشهور است، یکی از پنج علامت حتمی ظهور شمرده شده است.
حمران بن أعین نقل میکند: امام صادق علیه السلام فرمود:
از جمله علائم حتمی که وقوعش قبل از قیام قائم قطعی خواهد بود خروج سفیانی، خسف بیداء، کشته شدن نفس زکیه و ندای آسمانی است(2).
از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود:
بین قیام قائم و کشته شدن نفس زکیه،]فاصله[نخواهد
بود، مگر پانزده شب.(1)
از برخی روایات استفاده میشود این شخص، جوانی است از فرزندان پیامبر به نام محمد بن الحسن که گویا چون انسان پاک و وارستهای بوده و بدون گناه کشته میشود، به نفس زکیه معروف شده است. وی در مسجد الحرام به شهادت میرسد.
در فرازی از روایت امام باقر علیه السلام چنین آمده است:
و جوانی از آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم که نام او محمد بن حسن ـ نفس پاک ـ است بین رکن و مقام کشته می شود.(2)
درباره علت و کیفیت کشته شدن وی در روایتی از وجود مقدس امام باقر علیه السلام چنین نقل شده است:
[حضرت] قائم[عجل الله تعالی فرجه الشریف] به اصحاب خود میگوید: «ای قوم! اهل مکه مرا نمیخواهند؛ ولی من کسی را به سوی آنان میفرستم، تا برایشان اتمام حجت کند و به آنچه سزاوار است، مانند من بر آنها احتجاج کند. پس مردی از اصحاب خود را میخواهد، و به او میفرماید: «به سوی اهل مکه برو و بگو:ای اهل مکه! من فرستاده از طرف فلان [امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف] به سوی شمایم، و او [امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف] میگوید به شما: «به درستی که ما اهلبیت رحمت و معدن رسالت و خلافت هستیم و ما از فرزندان محمد صلی الله علیه و آله و سلم
و از تبار و سلاله پیامبرانیم و به درستی که ما مورد ظلم و ستم واقع گردیده و مقهور شدیم. از زمانی که پیامبرمان از دنیا رفت، تا امروز، حق ما از ما گرفته شده است، پس اکنون ما شما را به یاری می طلبیم؛ پس یاری کنید».
چون آن جوان این کلام را بگوید، مردم به سوی او بروند و او را بین رکن و مقام ذبح کنند و او است نفس زکیه».(1)
از مجموع روایات چنین استفاده می شود که اصل وجود شخصی با نام حسنی یقینی است. در برخی روایات ویژگی ها و قضایایی برای ایشان نقل شده است که از اعتبار چندانی برخوردار نیستند و ما به اشاره ای اجمالی، اکتفا میکنیم.
اولی از دوستداران حضرت است؛ امام از خدا درخواست اجازه ظهور می کنند حسنی از این موضوع با خبر شده و اقدام به خروج می کند اهل مکه به او هجوم برده، او را کشته و سرش را به نزد شامی- سفیانی - می فرستند پس از این واقعه ظهور صاحب الامر علیه السلام صورت می گیرد و مردم با ایشان بیعت می کنند ظاهرا این شخص همان نفس زکیه خواهد بود که بحث آن گذشت(1)دومی شخصی است که با سپاه سفیانی - اموی در شام درگیر می شود و سرانجام مغلوب خواهد شد؛ و سومین حسنی همان شخصی مورد بحث است که از بلاد شرق - دیلم -خروج کرده و با یارانش در کوفه مستقر خواهد شد(2).
با ستمگران جنگیده، آنان را کشته تا وارد کوفه شده... و آنجا را قرارگاه خود قرار می دهند...(1).»
زمان و مکان ملاقات حسنی با امام زمان علیه السلام : از روایت فوق استفاده می شود که خروج حسنی همزمان یا بعد از ظهور حضرت خواهد بود زیرا در ادامه روایت فوق امام علیه السلام می فرماید:«... پس از ورود مهدی علیه السلام و اصحابشان به کوفه حسنی با خبر شده؛ یارانش به او می گویند: یابن رسول الله کیست که به ساحت و منطقه ما وارد شده است؟ حسنی در پاسخ آنان می گوید بیرون شویم و ببینیم او کیست و چه می طلبد. به خدا قسم او می داند که او مهدی علیه السلام است و او را می شناسد و از این سخن غرضی جز اینکه امام را به اصحاب خود بشناساند ندارد پس حسنی با سپاه خود نزد حضرت می آیند و...(2).»
صداقت حسنی: پس از ملاقات حسنی با امام زمان علیه السلام گفتگویی جالب بین آنان صورت می گیرد امام صادق علیه السلام در ادامه همان روایت می فرماید:« حسنی به امام عرض می کند: اگر تو مهدی آل محمدی آثار جدت پیامبر صلی الله علیه و علی آله و سلم عصا، انگشتر، عمامه و... و مصحف علی علیه السلام کجاست؟ حضرت همه آنها را به او عرضه می کند سپس حضرت یا حسنی عصا را برداشته و
در سنگ سختی فرو می برد بلافاصله عصا سبز شده و برگ در می آورد و... پس از آن می گوید: الله اکبر یابن رسول الله دست خود را دراز کن تا با تو بیعت کنم و به این ترتیب او و سپاهیانش با حضرت بیعت می کنند...(1).»
روایات متعددی دلالت دارد که یمانی یکی از پنج علامت ظهور امام زمان علیه السلام دانسته شده است. عمر بن حنظله می گوید شنیدم امام صادق علیه السلام می فرمود:
قبل از قیام قائم پنج علامت خواهد بود: ندای آسمانی، سفیانی، خسف بیداء، کشته شدن نفس زکیه و یمانی...(2).
در برخی از روایات این پنج علامت بعنوان علائم حتمی مطرح
1) بحار الانوار، ج53، باب28، ص15و16؛ برای اطلاع بیشتر در این زمینه به کتاب « تأملی نو در نشانههای ظهور1 » تقریرات درس آیتالله نجم الدین طبسی پیرامون قیام حسنی، با تحقیق و تقریر آقای محمد شهبازیان، مراجعه شود.
2) الکافی، ج8، ص310، ح 483؛ و نیز با سندهای دیگر: الغیبه، نعمانی، ص252، ح9 ؛ کمالالدین، ج2، باب57، ص649، ح1 ؛ الغیبه، طوسی، ص436 ؛ و....
شده اند در روایتی چنین وارد شده است:
عمر بن حنظله: امام صادق علیه السلام فرمود: پنج علامت قبل از قیام قائم از علائم حتمی خواهد بود: یمانی، سفیانی، ندای آسمانی، کشته شدن نفس زکیه و خسف بیداء(1).
قبل از ظهور قائم علیه السلام چند تن خروج خواهند کرد مهم ترین آنها خروج سفیانی، یمانی و خراسانی است که مطابق برخی روایات در یک سال و یک ماه و یک روز رخ خواهد داد به این روایت توجه کنید:
امام صادق علیه السلام : خروج سه تن خراسانی، سفیانی و یمانی در یک سال، یک ماه و در یک روز خواهد بود و...(2).
روایت فوق در ادامه پرچم یمانی را هدایت کننده ترین پرچم به حق دانسته که بیانگر حرکت مثبت ایشان و هدایتگر بودن ایشان است که مردم را به حق و راستی دعوت می کند.
در پایان تذکر این نکته ضروری است که واژه یمانی یعنی کسی که اهل یمن و منسوب بدانجاست و یمانی نیز با همین عنوان معروف است ولی آیا نام اصلی ایشان چیست؟ و آیا اهل یمن است و از یمن خروج خواهد کرد؟ یا اهل یمن است ولی از مکان دیگری قیام خواهد کرد؟ و یا غیر یمنی است ولی از یمن قیام خواهد کرد؟ و یا سرانجام ایشان چه خواهد شد؟ و وظیفه مردم در برابر قیام یمانی چیست؟ این پرسش ها و پرسش هایی دیگر از این قبیل از
جمله مسائلی است که یا در روایات به آنها پاسخی داده نشده است و یا اگر پاسخی بیان شده در روایاتی طرح شده که از اعتبار قال توجهی برخوردار نیستند لذا از ارائه آنها خودداری شده است.
در برخی روایات، یکی از نشانههای حتمی ظهور، خروج فردی معروف به سفیانی شمرده شده است. از جزئیات حرکت وی نمیتوان به روشنی و با قطعیت چیزی گفت؛ اما به صورت کلی میتوان بیان کرد او که گویا از نسل بنی امیه و ابوسفیان است چند ماهی پیش از ظهور، خروج و قیام خود را از منطقه وادی یابس (احتمالاً جنوب غرب سوریه واقع است) شروع میکند و بر منطقه عراق، سوریه، اردن و این نواحی مسلط میشود. او، مردی خون ریز است که در زمان تسلط و حکومت او عده زیادی کشته میشوند. او با احساس خبر ظهور، لشکری را برای مبارزه و کشتن امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به طرف مدینه و مکه روانه میکند. لشکر وی در منطقه «بیدا» بین مکه و مدینه به اراده خداوند به زمین فرو میرود. امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پس از ظهور و حرکت به سمت عراق، سفیانی را میکشد.
وقتی ظلم و تباهی چهره عالم را سیاه و ظلمانی کرده است و آنگاه که ستمگران، گستره زمین را جولانگه بدیها و نامردیها ساختهاند و مظلومان جهان، دستهای یاریخواهی را به آسمان گشودهاند، ناگهان ندایی آسمانی، سیاهی شب را میدرد و در ماه خدا، رمضان، ظهور موعود بزرگ را بشارت میدهد.(1)قلبها به تپش میافتد و چشمها خیره میگردد. شب پرستان، مضطرب و هراسان از طلوع صبح ایمان، در پی راه چارهای هستند و منتظران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از هر کسی، سراغ کوی یار میگیرند و برای دیدار او و حضور در زمره یاوران او، سر از پا نمیشناسند.
آن زمان، سفیانی که بر منطقه وسیعی مانند سوریه، اردن و عراق سلطه دارد، سپاهی را تجهیز میکند، تا با امام مقابله کند. لشکر سفیانی که در مسیر مکه به تعقیب امام پرداخته است، در محلی به نام بیدا به کام زمین میرود و نابود میشود.(2)
پس از شهادت نفس زکیّه، به فاصله کوتاهی، امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در سیمای مردی جوان در مسجدالحرام ظهور میکند، در حالی که پیراهن مبارک پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم را بر تن دارد و پرچم پیامبر را
به دست گرفته است. او، به دیوار کعبه تکیه میزند و بین رکن و مقام، سرود ظهور را زمزمه میکند. پس از حمد و ثنای الهی و درود و سلام بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و خاندان او میفرماید:
ای مردم! ما از خدای توانا یاری می طلبیم و نیز هر کس از جهانیان را که به ندای ما پاسخ دهد، به یاوری می خوانیم.
آنگاه خود و خاندانش را معرفی میکند و ندا میدهد:
فَاللّه اللّه فینا لاتَخْذُلُونا وَانْصُرُونا یَنْصُرْکمُ اللّهُ تَعالی؛ درباره رعایت حقوق ما، خدا را در نظر بگیرید. ما را]در میدان عدالت گستری و ستم ستیزی[تنها نگذارید و یاریمان کنید تا خدا شما را یاری کند.
پس از پایان گرفتن سخنان امام، آسمانیان بر زمینیان سبقت میگیرند و فرشتگان، گروه گروه فرود میآیند و با امام بیعت میکنند؛ در حالی که پیشاپیش آنها فرشته وحی، جبرئیل با امام دست همراهی میدهد. آنگاه 313 ستاره زمینی که از نقاط مختلف عالم به سرزمین وحی آمدهاند بر گرد خورشید تابناک امامت، حلقه زده و پیمان وفاداری میبندند. این جریان سبز، جاری است، تا آن که ده هزار سرباز جان بر کف در اردوگاه امام علیه السلام حضور مییابند و با آن فرزند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بیعت میکنند.(1)
امام علیه السلام با خیل یاوران، پرچم قیام را برافراشته و به سرعت بر مکه و اطراف آن مسلط میشود و سرزمین پیامبر را از وجود نااهلان،
1) الغیبة، نعمانی، باب 14، ح 67.
پاک میکنند. آنگاه راهی مدینه میشود، تا سایه عدالت و مهر را بر آن بگستراند و سرکشان شهر را بر جای خود بنشاند. سپس عازم عراق میشود. در عراق، با دو مشکل روبه رو می شود:
گروهی به ظاهر دیندار، مقابل او قرار می گیرند وقتی نصایح حضرت و موعظه اش در دل آنان اثر نمی گذارد، کار به جنگ می کشد و همه آنان کشته می شوند.
با لشکر سفیانی مقابله می کند. این، زمانی است که حضرت، کوفه را نیز به تصرف خود درآورده است. گفت وگوها و اندرزهای حضرت، در دل چون سنگ آنان نیز اثر نمی گذارد و جنگ، شعله ور می شود که به هلاکت سفیانی و یاران او میانجامد.
حضرت، شهر کوفه را مرکز حکومت جهانی خود برمیگزیند و از آنجا به مدیریّت قیام میپردازد و برای دعوت جهانیان به اسلام و زندگی در پرتو قوانین قرآن و در هم کوبیدن بساط ظلم و ستم، یاران و سپاهیان نور را به نقاط مختلف عالم گسیل میکند.
امام علیه السلام یک به یک سنگرهای کلیدی جهان را فتح میکند؛ زیرا علاوه بر یارانِ وفادار و مؤمن، از امداد فرشتگان الهی نیز برخوردار است و مانند پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم از لشکر رعب و وحشت مدد میگیرد. خداوند توانا، چنان ترسی از او و یارانش در دلهای دشمنان میافکند که هیچ قدرتی را توان رویارویی با آن حضرت نیست. امام باقر علیه السلام فرمود:
قائم از ما به وسیله رُعب [وحشت در دل دشمنان] یاری
می شود.(1)
گفتنی است یکی از نقاط جهان که به وسیله سپاه امام فتح میشود، بیتالمقدس است(2)و پس از آن، واقعه بسیار مبارکی اتفاق میافتد که در جریان قیام و انقلاب امام مهدی علیه السلام سرنوشتساز است و جبهه آن حضرت را تقویت میکند و آن، فرود آمدن حضرت عیسی علیه السلام از آسمان است. حضرت مسیح علیه السلام که به فرموده قرآن، زنده است و در آسمانها به سر میبرد، به زمین میآید و پشت سر امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به نماز میایستد. بدین وسیله، فضیلت و برتری پیشوای دوازدهم شیعیان را بر خود و پیروی خود را از امام مهدی، علیه السلام، به همگان اعلام میکند.
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
سوگند به آن کس که مرا به حق برانگیخت در حالی که بشارت دهنده مردمان باشم، اگر از عمر دنیا نمانده باشد مگر یک روز، خداوند آن روز را چنان طولانی کند تا فرزندم مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در آن قیام کند، پس از آن عیسی بن مریم علیه السلام فرود می آید و پشت سر مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نماز می خواند.(3)
به دنبال این اقدام حضرت عیسی علیه السلام، بسیاری از مسیحیان که جمعیت فراوانی از جهان را تشکیل میدهند، به آخرین ذخیره الهی و پیشوای شیعیان، ایمان میآورند. گویی خداوند، عیسی علیه السلام را برای
چنان روزی حفظ کرده است، تا چراغ هدایتی برای حقطلبان باشد.
البتّه ظهور معجزات به دستِ هدایتگر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و طرح مباحث فکری برای راهنمایی بشریّت، از برنامههای انقلاب بزرگ مهدوی است که راه را برای هدایت مردم باز میکند. در همین راستا، امام، الواح تورات تحریف نشده (کتاب مقدس یهود) را که در نقاط خاصی از دنیا دفن شده است، خارج میکند(1)و بسیاری از یهودیان که نشانههای امامت او را در الواح میبینند، به آن حضرت ایمان میآورند. پیروان ادیان دیگر نیز با مشاهده این تحول بزرگ و نیز شنیدن پیام حقِ امام و دیدن معجزات از آن حضرت، گروه گروه به آن حضرت میپیوندند. اینگونه است که وعده حتمی پروردگار محقّق میشود و اسلام عزیز، همه عالم را زیر پرچم خود میگیرد.
((هُوَالَّذِی اَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدّینِ کلِّه وَلَوْکرِهَ الْمُشْرِکونَ))(2)و او خدایی است که پیامبرش را با (دلائل) هدایت و دین حق فرستاد تا (سرانجام) آن را بر همه دینها غالب گرداند اگرچه کافران را خوش نیاید.
عده ای بر این باورند که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از زمان ظهور، اطلاعی ندارد. اینان، برای اثبات ادعای خود، به احادیث عدم توقیت (وقت تعیین نکردن) تمسک کرده اند؛ مانند «کذب الوقّاتون؛ تعیین کنندگان وقت دروغگویند»(1)یا روایت «فلسنا نوقّت لأحدٍ وقتاً؛ ما برای هیچ کس وقتی را معین نکردیم»(2)یا روایاتی که ظهور را به قیامت تشبیه کرده است: «مثله مثل الساعة التی لایجلّیها لوقتها الا هو؛ مَثَل [ظهور] او مَثَل ساعت [روز قیامت] است که هیچ کس جز او نمیتواند وقت آن را آشکار سازد».(3)
در مقابل، عده ای دیگر دلالت این احادیث را تمام نمی دانند؛ زیرا اینکه گفته می شود: «تعیین وقت کنندگان دروغگویند» یا «ما اهلبیت تعیین وقت نمی کنیم» به معنای عدم علم نیست.
حتی روایتی که ظهور را به قیامت تشبیه کرده نیز قابل توجیه کردن است؛ زیرا بین این که آشکار کردن وقت فقط با خدا است با این که علم آن فقط نزد خدا است، تفاوت وجود دارد. علاوه بر این که روایاتی داریم که علم اهلبیت علیهم السلام، متصل به علم الهی است و به
گذشته و آینده علم دارند. مرحوم کلینی در باب های متعددی، روایاتی را دربارة علم ائمه علیهم السلام، مطرح میکند، از جمله باب «ان الائمه علیهم السلام یعلمون علم ما کان و ما یکون و انه لا یخفی علیهم الشئ».
بنابراین، اظهار نظر قاطعانه در این باره، مشکل است؛ به علاوه، دانستن اینکه حضرت، به ظهور علم دارد یا نه، برای ما فایده ندارد.
بنابر آنچه از روایات متعدد به دست می آید، محل شروع نهضت و قیام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف مکه و مسجدالحرام است. در حدیثی از امام باقر علیه السلام نقل شده است:
به درستی که قائم میان گروهی به عدد اهل بدر [= سربازان اسلام در جنگ بدر] 313 نفر، از گردنه ذی طوی [کوهی کنار مکه] پایین می آید، تا آن که پشت خود را به حجرالاسود تکیه می دهد و پرچم پیروزی را که پرچمی مخصوص است به اهتزاز در می آورد.(1)
در روایتی دیگر از آن حضرت آمده است:
هنگامی که خروج کرد [به مسجد الحرام آمده و] به خانه کعبه تکیه میزند، و 313 نفر مرد نزد او حاضر
1) بحارالانوار، ج 52، ص370.
می شوند. اول سخنی که بر زبانش جاری می شود، این آیه است: {بقیة الله خیر لکم ان کنتم مؤمنین}(1)سپس می گوید: «منم بقیة الله در زمین و خلیفه او و حجت او بر شما».(2)
در اینکه مکه و مسجدالحرام، محل ظهور و قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است، همه مسلمانان ـ چه شیعه و چه اهل سنت ـ اتفاق نظر دارند؛ زیرا روایات در این زمینه، بسیار است. البته این روایات، در قالب های گوناگون صادر شده است؛ در برخی، سخن از بیعت با حضرت در کنار کعبه شده «انه یبایع بین الرکن و المقام؛ بیعت میشود با او بین رکن (حجرالاسود) و مقام (ابراهیم)»(3)و در برخی، خطبه آن عزیز کنار کعبه بیان شده(4)و در برخی، از تجمع یاران در مکه(5)یاد شده است.
علت اصلی و حقیقی آن برای ما روشن نیست؛ ولی توجه به چند
نکته باعث میشود، مکه مکان مناسبی برای ظهور باشد:
مکه و کعبه قبلهگاه مسلمین بوده و مردم هر روز بارها به سوی آن مکان مقدس توجه پیدا میکنند و در برابر آن سر به خاک میسایند.
کعبه و مکه، مکان مقدسی است که انبیای بزرگوار الهی از آدم تا خاتم صلی الله علیه و آله و سلم به امر خدا در آنجا حاضر شده و ضمن زیارت و طواف، عبودیت خود را نشان دادهاند.
مکه زادگاه پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم و محل بعثت او است.
شاید ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در مکه بیانگر آن باشد که ظهور آن بزرگوار در ادامه حرکت همه انبیای الهی و اوصیای او و در راستای رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است و او با ظهورش میخواهد قرنها تلاش و مجاهدت پیامبران را به نتیجه برساند و دین حق را با استقرار کامل عدالت در جهان پیاده کند.
جنگهایی که در زمینه ظهور مطرح است، مربوط به دو مرحله است:
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و ظهور آن حضرت ندارد؛ بلکه به سبب زیاده طلبیها و خودخواهیهای برخی انسانها، بر جامعه بشریت تحمیل میشود. البته چون خداوند سرنوشت انسانها را در اختیار خود آنان گذاشته است، آنها میتوانند با تعقل و درایت از بروز این حوادث جلوگیری کنند. در صورت تحقق این حوادث، اهلبیت علیهم السلام به ما آموزش دادهاند که چگونه تحت سرپرستی فقها و علما، از کنار این حوادث عبور کنیم.(1)
1) امام باقر علیه السلام در روایتی میفرماید: «بر دیگران واجب است از فقها تقلید کنند» ( وسایلالشیعه، ج27، باب10، ح33401، ص131). مرحوم شیخ طوسی، شیخ صدوق و شیخ طبرسی از اسحاق بن عمار نقل کردهاند که مولای ما حضرت مهدی علیه السلام (درباره وظیفه شیعیان در زمان غیبت) فرموده است: «و اما الحوادث الواقعة فارجعوا فیها الی رواة احادیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجة الله علیهم؛ در حوادث و رخدادهایی که واقع میشود، به روایت کنندگان حدیث ما رجوع کنید که آنان، حجت من بر شمایند و من حجت خدا بر آنانم». طبرسی نیز در کتاب الاحتجاج از امام صادق علیه السلام چنین نقل کرده است: «و اما من کان من الفقهاء صائناً لنفسه، حافظاً لدینه، مخالفاً لهواه و مطیعاً لامر مولاه فللعوام ان یقلدوه؛ هر یک از فقها که مراقب نفسش و نگهبان دینش و مخالف هوا و هوسش و مطیع فرمان مولایش [= امامان] باشد بر دیگران لازم است که از او تقلید کننند» (ج2، ص458).
الف. روایاتی که در آن به کشتارهای زیاد اشاره شده است، معمولا دارای سند ضعیف است؛ لذا اعتمادی به آنها نیست.
ب. امام، مظهر رحمت پروردگار است؛ لذا «رحمة للعالمین» از القاب آن بزرگوار است. او برای نجات و هدایت انسانها میآید. او میآید تا بشریت را از پلیدیها، رذالتها و حیوان صفتیها دور کند؛ لذا هنگام ظهور، ابتدا خود را معرفی کرده و به تبیین حرکت و هدف خود میپردازد و مردم را به پذیرش حق و راستی، عمل به نیکیها و بندگی خداوند دعوت میکند.
او فقط با کسانی وارد جنگ میشود که مقابل جریان حق بایستند و نه تنها حاضر به پذیرش حق نباشند؛ بلکه بخواهند با جنگ با حضرت، برای همیشه امید به صلح و نجات را در میان بشریت از بین ببرند و به حکومت ظالمانه خود ادامه دهند.
اینان، مانند غدههای عفونی و چرکینی هستند که باید زیر چاقوی جراحی قرار گرفته و از پیکره بشریت خارج شوند، تا بقیه اعضا و اجزا، از عفونت، رهایی یافته و بتوانند به زندگی سالم و پر نشاط خود ادامه دهند.
مبارزه با این گونه افراد، نه تنها مطابق عقل و شرع است؛ بلکه عموم مردم نیز خواهان آن هستند. آیا مردم، خواهان مجازات افرادی مانند هیتلر، صدام، بوش و دیگر سرکردگان ظالم بشریت نیستند؟
ج. از آنجا که حرکت و قیام حضرت، با تبلیغِ به دینِ حق و راستی شروع میشود و کلام او، با فطرت سلیم و الهی انسانها هماهنگ است، بیشترِ مردمِ خستهِ از ظلم و فساد و تبه کاری، به
ندای او پاسخ مثبت خواهند داد. به عبارت دیگر، مردمی که خودشان خواهان ظهور منجی هستند، آیا معقول است با او وارد جنگ شوند؟
امامان معصوم علیهم السلام همواره در پاسخ به این پرسش، سکوت اختیار می کردند و علم آن را نزد پروردگار می دانستند؛ ولی کسانی یافت شدهاند که در جواب احساسات پاک منتظران، به بیاناتی خلاف سیرة امامان علیهم السلام روی آوردهاند. با سیری کوتاه در بوستان معطر کلام امامان معصوم علیهم السلام می توان مضمون روایات مربوط به وقت ظهور حضرت مهدی را این گونه دسته بندی کرد:
علم و آگاهی از زمان ظهور، نزد پروردگار متعال است.
تعیین کنندگان وقت ظهور، دروغگویند.
امر ظهور، ناگهانی خواهد بود.
وقت ظهور، همانند خود ظهور، از اسرار الهی است.
برای نمونه، توجه به موارد زیر، سودمند می نماید:
وقتی شاعر پرآوازه شیعه، دعبل خزاعی، در محضر هشتمین آفتاب آسمان ولایت، شعری نیک خواند و سخن را با اشاره به قیام واپسین پیشوای شیعیان به پایان برد، اشک از دیدگاه آن امام همام جاری شد و فرمود:
ای خُزاعی! روح القدس، از لبانت با این دو بیت سخن گفت. آیا می دانی این امام کیست و کی قیام خواهد کرد؟(1)
سپس حضرت به معرفی امام منتظر پرداخت و این گونه ادامه داد:
اما این که چه زمانی ظهور خواهد کرد؟ پدرم، از پدرش، و ایشان از پدرانش، نقل کرد که وقتی به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم گفته شد: «قائم از فرزندانت کی ظهور خواهد کرد؟» آن حضرت در جواب فرمود: «مثل ظهور او، همانند ساعت [= قیامت] است که خداوند دربارة آن فرمود: «هیچ کس جز او نمی تواند وقت آن را آشکار سازد. در آسمان ها و زمین، سنگین است و این امر اتفاق نمی افتد، مگر به صورت ناگهانی».(2)
همین مطلب را آن امام غایب نیز این گونه یاد آور شده است:
اما ظهور و فرج پس به درستی که کار آن، با خدای تعالی است و تعیین کنندگان وقت، دروغ می گویند.(3)
1) «یا خزاعی! نطق روح القدس علی لسانک بهذین البیتین فهل تدری من هذا الامام و متی یقوم».
2) وَ امَّا «مَتی» فَاِخْبارٌ عَنِ الوَقتِ فَقَدْ حَدَّثَنی اَبی، عَنْ اَبیِه، عَنْ آبائِهِ، اَنَّ النَبی صلی الله علیه و آله و سلم قیل له: یا رسول! متی یخرج القائم من ذریتک؟ فقال علیه السلام : «مثله مثل الساعة التی لا یجلّیها لِوَقْتِها اِلاَّ هُوَ ثَقُلَتْ فِی السَّمواتِ و الأَرضِ لا تَأتیکم اِلاَّ بَغْتَةً؛ کمال الدین، ج 2، ب 35، ح 6؛ بحارالأنوار، ج51، ص154.
3) «وَ اَمَّا ظُهُوُر الفَرَجِ، فَأِنَّهُ اِلی الله تَعالی ذِکرُهُ وَ کذِبَ الوَقّاتون»؛ کمال الدین، ج 2، ب 45، ح4.
از این دو روایت و روایات دیگر در این باره، به روشنی می توان دریافت که زمان آغاز ظهور، یکی از اسرار الهی است و دست اندیشة بشر از رسیدن به آن، بسی کوتاه است.(1)
ابتدا به این مطلب اشاره میکنیم که سکوت نکردن برابر شکمبارگی
1) رحمان بن کثیر میگوید: مِهزم بر حضرت صادق علیه السلام وارد شد و گفت: فدایتان شوم! مرا از زمان امری که منتظر آن هستیم، خبر دهید. آن حضرت فرمود: «یا مِهزم! کذِبَ الوَقاتُون؛ای مهزم! کسانی که «وقت» معین میکنند دروغگو هستند»، کتاب الغیبة، شیخ طوسی، ص 426، ح 413؛ فضیل بن یسار از حضرت باقر، علیه السلام درباره زمان ظهور پرسید. امام علیه السلام فرمود: «کذِبَ الوَقاتُون! کذِبَ الوَقاتُون! کذِبَ الوَقاتُون! تعیین کنندگان وقت [ظهور] درغگو هستند!»، کتاب الغیبة، شیخ طوسی، ص 425، ح 411.
ستمگران و فقر محرومان، دارای مراحل و راهکارهای متعدد است که یکی از آنها، قیام و تشکیل حکومت است. حضرت علی علیه السلام پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بیست و پنج سال خانه نشین شد و اقدام ظاهری برای تشکیل حکومت نکرد. امام حسن مجتبی علیه السلام پس از صلح با معاویه، به مدینه بازگشت و حرکت ظاهری خاصی برابر ظلمهای معاویه از خود نشان نداد. آیا این دو بزرگوار، کاملاً سکوت کرده بودند یا متناسب با شرایط زمان، عهد و مسؤولیت الهی خود را انجام میدادند؟
همچنین باید توجه داشت اگر حضرت علی علیه السلام هنگام قبول خلافت، آن کلام بلند را فرمود و خلافت را پذیرفت، بدان سبب بود که مردم، آمادگی پذیرش را اعلام کردند و حجت بر امام تمام شد؛ ولی تاریخ نشان داد مردم، واقعاً آمادگی پذیرش را نداشتند؛ لذا حضرت پس از حکومتی حدوداً پنج ساله، در مسجد کوفه به شهادت رسید. شهادت حضرت، ضایعه بسیار بزرگ و غیر قابل جبرانی برای جامعه بشریت بود؛ ولی راه امامت، به وسیله امام حسن و سایر امامان علیهم السلام ادامه یافت علاوه بر آن، وظیفه حضرت علی علیه السلام آن نبود که با قیامی جهانی، عدالت را فراگیر کند. وظیفه هر امام، از سوی خداوند با توجه به زمان و محیط و مردم تعیین شده است. امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آخرین امام است و وظیفه او، فراگیر کردن عدالت و اسلام در سرتاسر جهان است؛ لذا زمان ظهور، وقتی خواهد بود که واقعاً مردم قابلیّت پذیرش را در خود ایجاد کنند و حضرت را بخواهند و تا آخر همراه باشند.
برای رسیدن به پاسخی مناسب در این رابطه، ابتدا باید ویژگی های جامعه مهدوی را از نظر گذراند. آنچه در منابع و متون دینی و روایی ما، دربارة حکومت مهدوی وجود دارد، گویای آن است که رکن اصلی و خمیر مایه بنیادین حرکت جهانی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف گسترش همه جانبه و تقویت و توسعه توحید و یگانه پرستی و درکنار آن، مبارزه فراگیر و مستمر با همه تفکرات و جریان های انحرافی و الحادی است. در نهضت مهدوی، آموزه ها و تعالیم فراموش شده پیامبران الهی برپا می گردد و همه دستگاه های استبدادی، در نهاد حکومت و قدرت زایل می گردند و از بین می روند. در حکومت مهدوی، محرومان و مستضعفان و بندگان صالح و مؤمن خداوند، از جایگاه رفیعی برخوردارند. نظام فرهنگی، مرکب از ارزش ها و هنجارها،
عقاید و باورها، آرمان ها و…، براساس آموزه های قرآن کریم و سنّت معصومان شکل می گیرد و همه اجزا و عناصر اجتماعی، متأثر از این نظام فرهنگی است.
عدالت جویی و عدالت خواهی و مبارزه همه جانبه و مستمر با منکرات و عوامل اجرایی و شیوع آن، از برنامه ها و سیاست های اصولی در حکومت جهانی مهدوی است. رشد و توسعه همه جانبه و فراگیر، در همه ابعاد و شؤون بهره برداری از منابع طبیعی، توزیع عادلانه فرصت های اجتماعی و ایجاد روابط صمیمانه و دوستی متقابل بین افراد و … همه و همه، از ویژگی های جامعه آرمانی اسلام است. رکن اصلی همه متغیرها و الگوها، برآمده از دین و برای تحقق و تحکیم بنیان های دینی است که خصیصه اصلی جامعه مهدوی است.
در موضوع جهانی شدن، متغیرها و الگوهایی را می توان برای نمونه ذکر کرد؛ از جمله آنها: شکسته شدن مرزهای ملی و فرهنگی و به جای آن، تداخل آنها و تلاش در زمینه ایجاد تفاهم بر اصول مشترک فرهنگی و دست کشیدن از باورها و ارزش ها و هنجارهای فرهنگی و سیاسی و اقتصادی و…، افزایش ارتباطات و تعاملات جهانی و نزدیک کردن آن، از حیث زمان و مکان، به کمک وسایل و فن آوری های جدید ارتباطی و الکترونیکی، تبدیل نهادهای اجتماعی و ملی به نهادهای جهانی و توافق جهانی ملت ها بر باورها و ارزش های مشترک و یکسان سازی جهان بینی ها، کاهش و حذف سنت ها و عناصر اجتماعی هویت ساز، ایجاد و گسترش سازمان های جهانی و تأکید بر نهادهای سیاسی
اقتصادی جهانی… حذف دین و باورها و سنت های دینی و به جای آن، تأکید بر سکولاریسم و دموکراسی و پلورالیزم است. با توجه به این بیان، خصوصیت ها و ویژگی ها، در دو نوع حکومت و نگرش، معلوم می گردد که این دو، از جهاتی شبیه به هم و در نتیجه، هم گرایی دارند. این هم گرایی و شباهت، در اصل جهانی شدن و وحدت جهانی، استوار است؛ اما در تعیین محتوا و الگوها، کاملاً با هم متفاوتند؛ زیرا آنچه امروزه با عنوان جهانی شدن مطرح است، در واقع «غربی شدن» را تبلیغ و ترویج می کند. روش و مَنشی که به دنبال حذف دین و آموزه های دینی و ملی جوامع و فرهنگ های محلی و ملی و سعی و تلاش بر حاکمیت جهان بینی سکولار و… است. اضافه بر این، در تعیین محتوای جهانی شدن، واگرایی جدی و اصولی وجود دارد.
در یک سخن، شاید بتوان گفت: هدف حکومت مهدوی، اجرای عدالت فراگیر و بهره مندی عموم مردم از مواهب و امکانات خدادادی است؛ در حالی که در جهانی سازی جدید، هدف آن است که منافع عده ای خاص تأمین شود، البته در قالبی جدید.
انسان موجودی اجتماعی است که شکوفایی و تعالی برخی استعدادها و کمالات او در جامعه تحقق مییابد؛ چون جوامع
کوچک انسانی به یکدیگر پیوند خورده و جامعه جهانی را شکل دادهاند و از آن، به دهکده کوچک جهانی یاد میکنند، محیط مناسب رشد برای عموم انسانها زمانی است که این جامعه جهانی حرکتی مناسب و هماهنگ در کل زیر مجموعهها داشته باشد؛ پس قانونی کامل و فراگیر لازم است. بنابراین طبق آیه سوم سورة مائده(1)کاملترین قانون و معرفت در دسترس انسانها قرار گرفت.
قانون به تنهایی ضامن ایجاد جامعه سالم نیست؛ لذا تا کنون چنین جامعهای محقق نشده است. با توجه به برداشتهای مختلف از این قانون (به علت نقص و درجات عقل و علم) از طرفی و حرکت رو به رشد انسانها از سوی دیگر، به معلم عالِم (به علم الهی) و معصوم (از هر خطا) نیاز میباشد، تا به تبیین وتعلیم قانون الهی بپردازد و علاوه بر معلم، به مربی و تزکیه کننده نیز لازم است؛ از این رو خداوند وظیفه تبیین و تزکیه را بر دوش انبیا قرار داد تا علاوه بر تلاوت و ابلاغ وحی به این دو مهم همت گمارند:
خداوند بر مؤمنان منت نهاد هنگامی که در میان آنها، پیامبری از خودشان برانگیخت؛ که آیات او را بر آنها بخواند و آن ها را پاک کند و کتاب و حکمت بیاموزد».(2)
1) «الْیَوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِینَکمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکمُ الْإِسْلامَ دِیناً»؛ «امروز، دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم»، مائده (5):3.
2) «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکتابَ وَ الْحِکمَةَ»؛ آل عمران (3):164.
با رحلت خاتم الانبیا صلی الله علیه و آله و سلم این دو وظیفه مهم به عهده اوصیا و امامان معصوم علیهم السلام قرار گرفت؛ بنابراین غدیر، پاسخی دیگر به نیاز انسان بود.
قانون و معلم معصوم، کنار یکدیگر نیز موجب پیدایش مدینه فاضله نیست؛ چنانکه تا کنون محقق نشده است. باید کنار این دو رکن مهم، مدیریت جامعه نیز در اختیار معصوم عالم باشد تا او با علم الهی که به دین، وضع جامعه، نیازها و امکانات دارد در هرم قدرت قرار گیرد و با استفاده از کارگزاران شایسته و بهره وری صحیح از امکانات، محیط مناسبی را برای رشد انسانها فراهم آورد.
از بیان فوق روشن شد که اولاً؛ جامعه جهانی، به دین اسلام نیازمند است، ثانیاً؛ به معلم و مربی معصوم علیه السلام نیاز دارد و ثالثاً؛ محتاج امامت و مدیریت امام عالم معصوم است؛ پس انقلاب جهانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و تشکیل حکومت واحد جهانی، نیاز جامعه بشری است.(1)
1) البته از راه قرآن و روایات نیز میتوان حکومت واحد جهانی را در سایه انقلاب امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به تصویر کشید که به یک آیه اشاره میشود: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکونَ بیشَیْئاً وَ مَنْ کفَرَ بَعْدَ ذلِک فَأُولئِک هُمُ الْفاسِقُونَ»؛ خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند وعده میدهد که قطعاً آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد همانگونه که به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را بخشید و دین و آیینی را که برای آنان پسندیده، پابرجا و ریشهدار خواهد ساخت و ترسشان را به امنیت و آرامش مبدل میکند آنچنان که تنها مرا میپرستند و چیزی را شریک من نخواهند ساخت. و کسانی که پس از آن کافر شوند، آنها فاسقانند». نور (24): 55. خداوند در این آیه به مسلمانان و مؤمنان صالح وعده حکومت بر کل زمین را داده است؛ حکومتی که در سایه آن، دین مورد رضایت خدا که همان اسلام است (با توجه به آیه سوم سوره مائده) تحقق و استقرار مییابد و امنیت کامل فراگیر میشود. این چنین امنیت، در سایه از بین رفتن عوامل ناامنی (شرک و کفر و فساد) و پیاده شدن اسلام و دین خدا تحقق مییابد؛ لذا در روایات، علاوه بر عدالتگستری امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به ورود دین اسلام در همه قریهها و آبادیها اشاره شده است. نتیجه این حرکت و حکومت، عبادت و عبودیت صحیح و کامل است «یعبدوننی لایشرکون بیشیئا».
در اینباره، دو دسته آیات و روایات وجود دارد: دسته اول، آیات و روایاتی است که ظاهر آنها وجود غیرمسلمان در دوران حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است؛ مانند آیه:
«یهود می گوید: دست خدا بسته است... و کینه و دشمنی را تا قیامت میان آنان افکندیم.»(1)
1) «وَقَالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ بَلْ یَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ یُنفِقُ کیْفَ یَشَاء وَلَیَزِیدَنَّ کثِیرًا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَیْک مِن رَّبِّک طُغْیَانًا وَکفْرًا وَأَلْقَیْنَا بَیْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ »؛ مائده (5): 64.
و مشابه این آیه، دربارة مسیحیّت نیز آمده است.(1)مقتضای ظاهر این آیات، آن است که دین یهود و مسیحیت، تا قیامت باقی خواهند بود.
از بعضی از روایات نیز همین مطلب نتیجه گیری می شود؛ مانند روایت ابو بصیر از امام صادق علیه السلام که می گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم:
«در دوره حضرت مهدی، با اهل ذمّه (یهود و نصارا) چگونه رفتار می شود؟» فرمود: «با آنان از سر آشتی و مسالمت رفتار می کند؛ همان گونه که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با آنان از سر مسالمت رفتار کرد»(2).
دسته دوم، آیات و روایاتی است که ظاهر آنها می رساند که در زمان امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف همه مردم، مسلمان می شوند و هیچ دینی جز اسلام باقی نخواهد ماند؛ مانند آیه:
«و برای او، هر آن که در آسمان و زمین است، تسلیم هستند؛ از روی میل یا به اجبار و به سوی او، بازگردانده می شوند».(3)
از امام کاظم علیه السلام نقل شده است که در تفسیر این آیه، فرمود:
این آیه، در شأن حضرت قائم نازل شده است. وقتی آن حضرت ظاهر شود، دین اسلام را بر یهود و نصارا و صابئان و کفار شرق و غرب، عرضه می دارد؛ پس هر
کس با میل و اختیار، اسلام بیاورد، به نماز و زکات و سایر واجبات، امرش می کند و هر کسی از قبول اسلام امتناع ورزد، گردنش را می زند، تا این که در شرق و غرب زمین جز موحد و خداپرست، کسی باقی نمی ماند ....(1)
نیز امام حسن، از امیرالمومنین علیهما السلام نقل میکند:
او [مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف]، زمین را از دادگری و روشنی و عقل و منطق و دلایل واضح و روشن پر می کند و سر تا سر زمین، تسلیم او می شوند به طوری که هر کافری ایمان می آورد و هر بدکاری، نیکوکار می شود.(2)
به دلیل وجود این دو دسته آیات و روایات، بین عالمان و دانشمندان، اختلاف نظر وجود دارد؛ ولی می توان به این شکل اختلاف را حل کرد که بگوییم این دو دسته از آیات و روایات، مربوط به دو دوران از حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است: دسته اول، اشاره به سیره و روش حضرت در ابتدای ظهور دارد و دسته دوم، اشاره به دوره تحکیم و تثبیت حاکمیت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف .
توضیح اینکه آن حضرت، در ابتدای ظهور، تنها کافرانی را که به ظلم و فساد در زمین مشغولند، سرکوب می کند و از بین می برد؛ ولی با کافرانی که از ظلم و جور و فساد دورند و پذیرای حکومت دادگستر آن حضرت هستند، همانند سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از سر
مسالمت رفتار می کند و از آنان، جزیه(1)می گیرد. به تدریج، با برقراری عدل و فراگیری آن در سراسر زمین و از بین بردن باطل ها و بدعت ها و آشکار شدن نشانه ها و آیات حق، حجت های روشن الهی بر مردم تمام می شود و دیگر جای هیچ عذری برای کفر و شرک باقی نخواهد ماند. در آن دوره، همه مردم، مسلمان خواهند شد و آن زمان، کفر و شرک، مصداق روشن ظلم و تجاوز از حق خواهد بود که در حکومت عدلگستر مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، هیچ جایی نخواهد داشت. آنچه در روایت امام حسن از امیرالمومنین علیهما السلام آمد، به روشنی، بر این معنا دلالت دارد. امام صادق علیه السلام در ذیل آیه شریف {هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کلِّهِ...}.(2)به مفضل فرمود:
ای مفضّل! اگر پیامبر بر همه دین ها غالب شده بود، از آتش پرستان و یهودیان و نصارا و ستاره پرستان و از تفرقه و نفاق و شرک و ... اثری نبود. این که خداوند فرموده است: «لیظهره علی الدین کلّه؛ تا آن را بر همه آیین ها غالب گرداند» مربوط به روز ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است.(3)
با توجه به روایات فراوانی که دربارة دوران حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف موجود است، برنامههای حکومتی حضرت را در سه محور میتوان خلاصه کرد:
الف. احیای کتاب و سنت: حضرت علی علیه السلام میفرمایند:
«در روزگاری که هوای نفس حکومت می کند [امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور می کند و] هدایت و رستگاری را جایگزین هوای نفس می سازد. در عصری که نظر اشخاص بر قرآن مقدم شده، افکار را متوجه قرآن می کند و آن را حاکم بر جامعه می سازد»(1).
ب. گسترش معرفت و اخلاق: امام باقر علیه السلام میفرماید:
«زمانی که قائم ما قیام می کند، دست خود را بر سر بندگان خواهد نهاد و عقل های ایشان را جمع کرده و اخلاق آن ها را به کمال خواهد رساند»(2).
ج. رشد دانش بشر به طور چشمگیر و بیسابقه: امام باقر علیه السلام فرموده است:
در زمان امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به شما حکمت و دانش داده می شود، تا آن جا که زن در درون خانه اش مطابق کتاب خدا و سنت پیامبر قضاوت (رفتار) می کند.(1)
د. مبارزه با بدعتها:(2)امام باقر علیه السلام میفرمایند:
هیچ بدعتی را وا نگذارد مگر این که آن را از ریشه برکند و از هیچ سنّتی نمی گذرد مگر این که آن را برپا خواهد داشت.(3)
الف. بهرهوری از منابع طبیعی: حضرت علی علیه السلام فرمود:
چون قائم ما قیام کند آسمان باران می ریزد و زمین گیاه بیرون می آورد.(4)
امام باقر علیه السلام فرمود:
«تمام گنج های زمین برای او آشکار می شود».(5)
ب. توزیع عادلانه ثروت: امام باقر علیه السلام میفرماید:
وقتی قائم خاندان پیامبر قیام کند، [اموال را] به طور مساوی تقسیم می کند و میان خلق، به عدالت رفتار می کند.(6)
همچنین فرمود:
مهدی میان مردم به مساوات رفتار می کند به گونه ای که کسی پیدا نشود که نیازمند زکات باشد.(1)
ج. عمران و آبادی: امام باقر علیه السلام میفرماید:
«در تمام زمین هیچ ویرانه ای نمی ماند، جز این که آباد می شود».(2)
الف. احیاء و گسترش امر به معروف و نهی از منکر: امام باقر علیه السلام میفرماید:
«مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و یاران او... امر به معروف و نهی از منکر می کنند».(3)
ب. مبارزه با فساد و رذائل اخلاقی: در دعای شریف ندبه میخوانیم:
این قاطع حبائل الکذب و الافتراء این طامس آثار الزیغ و الاهواء…؛ کجا است آن که ریسمان های دروغ و افترا را ریشه کن خواهد کرد؟ کجا است آن که آثار گمراهی و هوای و هوس را نابود خواهد ساخت؟
ج. عدالت قضایی: امام رضا علیه السلام فرمود:
وقتی او قیام کند، زمین به نور پروردگارش روشن شود.
او، ترازوی عدالت را میان خلق نهد. پس [چنان عدالت را جاری کند که] هیچ کس بر دیگری ظلم و ستم روا ندارد.(1)
به امید روزی که بتوانیم آن دوران نورانی و سراسر معنوی را درک کنیم.
از روایات استفاده میشود در عصر ظهور که حاکمیت حق و عدل و نابودی شرک و کفر در آن رقم میخورد، منادیان راستی از الطاف و امدادهای خاص خداوند برخوردار هستند. برخی از امدادهای الهی برای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و یارانش چنین است:
به امام رضا علیه السلام عرض کردم: «آیا شما صاحب این امر هستید؟» حضرت فرمود: «من، امام و صاحب امر هستم؛ ولی نه آن صاحب امری که زمین را از عدل و داد پر میکند، آنگاه که از ظلم و ستم پر شده باشد. چگونه میتوانم صاحب آن امر باشم؛ در حالی که ناتوانی جسمی مرا میبینی؟ قائم کسی است که وقتی ظهور کند، در سن پیران است؛ ولی به نظر جوان میآید. اندامی قوی و تنومند
1) بحارالأنوار، ج52، ص321.
دارد؛ به طوری که اگر دست را به سوی بزرگ ترین درخت دراز کند، آن را از ریشه بیرون می آورد».(1)
در وصف یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از امام سجاد علیه السلام نقل شده است:
آن گاه که قائم ما قیام کند، خداوند سستی و ضعف را از شیعیان ما دور می کند و دل هایشان را چون پاره های آهن محکم و استوار می نماید و به هر کدام از آنان، قدرت چهل مرد می بخشد و آنان فرمانروایان و بزرگان زمین می شوند.(2)
امام صادق علیه السلام فرمود:
به هنگام فرا رسیدن امر ما [حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف] خداوند ترس را از دل شیعیان ما برمی دارد و در دل دشمنان ما جای می دهد، در آن هنگام، هر یک از شیعیان ما از نیزه برنده تر و از شیر شجاع تر می شوند.(3)
«قائم ما اهل بیت، با ترس و رعب یاری می شود».(4)
خداوند، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را با فرشتگان، جن و شیعیان مخلص یاری می کند.(5)
ابان بن تغلب از امام صادق علیه السلام نقل میکند:
آن گاه که او پرچم پیامبر را به اهتزاز درآورد، سیزده هزار و سیزده فرشته به زیر پرچمش گرد می آیند که با نوح پیامبر در کشتی، با ابراهیم خلیل در آتش و با عیسی هنگام عروج به آسمان همراه بودند. همچنین چهار هزار فرشته به یاری حضرت می شتابند. آن ها، فرشتگانی هستند که بر سرزمین کربلا فرود آمده بودند، تا در رکاب امام حسین علیه السلام بجنگند؛ ولی اذن این کار را نیافتند و به آسمان رفتند و چون با اذن جهاد بازگشتند، امام حسین علیه السلام را شهید یافتند و در اندوه از دست دادن این فیض بزرگ، همواره ناراحت و اندوهگینند و تا روز رستاخیز، گرداگرد ضریح امام حسین علیه السلام می گردند و اشک می ریزند.(1)
نیز از امام باقر علیه السلام نقل شده است:
فرشتگانی که در جنگ بدر به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم یاری دادند، هنوز به آسمان باز نگشته اند، تا این که صاحب الامر را یاری رسانند و تعدادشان پنج هزار فرشته می باشد.(2)
بنابراین امدادهای الهی به صورتهای مختلفی شامل حال حضرت و یارانش میشود.
قرآن مجید، نقل می کند که شیطان پس از اینکه به دلیل سجده نکردن بر انسان و تمرّد از دستور الهی، رانده شد، به خداوند گفت:
{ قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِی إِلَی یَوْمِ یُبْعَثُونَ}؛ پروردگارا! مرا تا روزی که برانگیخته خواهند شد، مهلت ده».(1)
شیطان، در این درخواست، دو مطلب از خداوند متعال خواسته است:
به او مهلت داده شود؛
این مهلت، تا قیامت و روز مبعوث شدن بندگان ادامه داشته باشد.
پاسخ حضرت حق تعالی به درخواست او، چنین است:
{قَالَ فَإِنَّک مِنَ الْمُنظَرِینَ إِلَی یَومِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ}؛ تو، از مهلت یافتگانی، تا روز و وقت معلوم».(2)
خداوند متعال، به او مهلت داده است و درخواست نخست او را اجابت کرده است؛ امّا درخواست دوم او که خواسته بود، تا روز قیامت مهلت داشته باشد، اجابت نشده است؛ بلکه تا روز و وقت معلوم به او مهلت داده شده است. پرسش، این است که «وقت معلوم» چه زمانی است؟ در بحار الانوار، ج 60، ص 221، از
امام صادق علیه السلام، روایتی وارد شده است که ابن وهب از امام، دربارة سرنوشت ابلیس در آیه پرسش می کند که این روز، چه روزی است؟ امام میفرماید:
ای وهب! آیا تصور می کنی آن روز، زمانی است که خدا در آن روز، مردم را مبعوث می کند؟ [این چنین نیست؛] بلکه خداوند، ابلیس را تا روز قیام قائم ما مهلت می دهد. آن هنگام، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، ابلیس را محکم می گیرد و گردن او را می زند و آن روز، زمان معلوم است.
البته قتل شیطان و ابلیس، به معنای از بین رفتن همه شیاطین ـ به ویژه انسان های شیطان صفت ـ نیست؛ زیرا تکلیف برقرار است و تکلیف، دائر مدار اختیار خیر و شر است ضمن اینکه نفس اماره نیز هست.(1)
1) برای آگاهی بیشتر ر.ک: تفسیر المیزان، ج14، ص167-169 ذیل آیه 38 سوره حجر و ص184، ذیل بحث روایی آیه مذکور.
اجر و پاداش انسانهایی که در دوران پیش از ظهور زندگی میکنند و دین خود را نگه داشتهاند و تسلیم وسوسههای شیطان نشدهاند، از مردمانی که در دوران ظهور زندگی خواهند کرد و تحت حاکمیت عدل الهی روزگار سپری میکنند، بیشتر و بالاتر است. در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده است که عبادت همراه خوف و در دولت باطل؛ مانند عبادت در حالت امن و دولت حق نیست. بدانید هر یک از شما که نماز فریضه را فُرادا و پنهان از دشمن و در وقت بخواند (وقتی که علنی و با جماعت امکان ندارد) خدا، برای او ثواب 25 نماز واجب بنویسد و کسی که نماز مستحبی را در وقتش به درستی بخواند، خداوند برای او ثواب ده نماز مستحبی بنویسد و فردی که کار نیک و حسنهای انجام دهد، خداوند ثواب بیست عمل حسنه برای او بنویسد و هر کس نیکوتر انجام دهد، خداوند ثواب را مضاعف میکند. سپس حضرت در علت این پاداش میگوید:
شما، صابرِ همراهِ امام و منتظرِ دولت حق هستید، بر امام و بر جانهای خود از شر حاکمان ظالم در هراسید. حق شما در دست ظالمان است و شما را از آن منع میکنند و در تنگی و طلب معاش قرار میدهند؛ در حالی که بر
دین و عبادت و اطاعت از امام و ترس از دشمن خود صابر هستید؛ از این رو خداوند اعمال شما را چند برابر می کند؛ پس بر شما گوارا باد.
سپس حضرت در پایان حدیث میفرمایند:
به خدا سوگند! هر یک از شما به این حال بمیرد، نزد خداوند افضل است از بسیاری که در بدر و احد حضور داشتند.(1)و(2)
طبق برخی روایات شیطان کشته میشود و مردم در زمان ظهور از شر وسوسهها و فریبهای او در امان خواهند ماند؛ ولی باز هم انسان دارای حق انتخاب و اختیار است؛ پس باز هم امکان خطا و اشتباه برای او هست. به عبارت دیگر، نفس درونی و وسوسههای او، آدمی را رها نمیکند.
همچنین چون دنیا محل ابتلا و امتحان است و مردم دوران ظهور نیز امتحان میشوند، امتحان آنان در مقطعی دیگر و به صورت دیگر و شاید مشکلتر انجام شود؛ برای نمونه، دانش آموزی که در مقطع دبستان امتحان میدهد، در حد و اندازه علمی و توان فکری از او آزمون گرفته میشود و وقتی به مقطع راهنمایی و دبیرستان وارد میشود، با توجه به رشد علمی و فکری، امتحان سختتری را باید پشت سر بگذارد.
همین فرد، وقتی وارد دانشگاه شد، باز باید امتحان بدهد و حتی ممکن است امتحان او به جای ده سؤال، فقط یک سؤال باشد و به او اجازه استفاده از کتاب نیز داده شود؛ ولی روشن است که امتحان او، بسیار سختتر است و بخشش و ارفاق استاد نسبت به او کمتر میشود. اگر دانش آموز ابتدایی بشنود در دانشگاه چنین امتحانی میگیرند، آن را شاید نوعی ظلم بداند و بگوید: چگونه است من که علم کمتری دارم، باید سؤالات بیشتری را، آن هم به صورت حفظی پاسخ دهم؛ ولی دانشجو، هم سؤالات کمتری دارد و هم حق استفاده از کتاب برای او محفوظ است؛ ولی فردی که به همه دورههای تحصیلی اشراف دارد، در مییابد که کلام این دانش آموز صحیح نیست.
دوران ظهور نیز چنین است که امتیازاتی بینظیر و بیبدیل دارد؛ ولی امتحانات خاص خود را نیز دارد.(1)
با توجه به، روشن میشود که خداوند در همه حال دربارة بندگان، عدالت را مراعات میکند.
1) قرآن کریم درباره زنان پیامبر میگوید: «ای همسران پیامبر! هر کدام از شما گناه آشکاری مرتکب شد، عذاب او دو چندان است»، احزاب (33):30؛ یعنی انتساب شما به پیامبر به شما ویژگی و امتیازی داده است که اگر تقوا پیشه کنید؛ مانند دیگر زنان نیستید (بلکه ممتازتر هستید) و اگر خطایی مرتکب شوید نیز از دیگران بیشتر در عذاب هستید، (احزاب (33):30-32).
بعد از ظهور حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف مانند پیش از ظهور، اختیار باقی است و برای انسان، امکان گناه کردن هست. این، مطلبی است مسلم که هم ادله عقلی و هم ادله نقلی بر آن دلالت دارد.
دلایل عقلی
الف. انسان، موجودی است که ذاتاً در افعال خود مختار است. این، یک امر وجدانی است که اگر انسان در خود تأمل کند، این مطلب را درک می کند. به قول مولوی:
این که گویی این کنم یا آن کنم خود دلیل اختیار است ای صنم
در قرآن کریم هم آیات متعددی اشاره به این حکم عقل دارد؛ مانند:
{ وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّکمْ فَمَن شَاء فَلْیُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْیَکفُرْ}؛ بگو: حق، از پروردگارتان است؛ پس هر که بخواهد ایمان بیاورد و هرکه بخواهد انکار کند.(1)
ب. یکی از اصول دین ما، معاد است. ما معتقدیم قیامت برای تمام افراد، از اول هستی تا به آخر، حتّی برای پیامبران و امامان
1) کهف ( 18): 29.
ثابت است و هیچ استثنایی در بین نیست. روشن است مسأله قیامت و ثواب و عقاب، متفرع بر اختیار است.(1)و(2)
ادله نقلی
خداوند در قرآن کریم، مردم را یا با لفظ «ناس» میخواند یا با لفظ «مؤمنین» این دو لفظ، شامل تمام افراد می شود و انسان های پس از ظهور، یا ایمان می آوردند که مشمول این خطابات و تکالیف هستند یا ایمان نمی آورند که باز هم نشانه اختیار و امکان گناه برای آنان است و هیچ دلیلی بر استثنا کردن و خارج کردن آن افراد از تحت خطابات قرآن، نداریم.
1) ان الله عزوجل ارحم بخلقه مِن أن یجبَر خلقه علی الذنوب ثم یعذبهم علیها؛ خداوند، به بندگان خود، رحیم تر از آن است که آنان را به گناه مجبور سازد و سپس آنان را کیفر دهد، توحید، باب59، ح3، ص360، این حدیث، هم از امام باقر و هم از امام صادق علیهما السلام نقل شده است در نتیجه اگر معاد برای همه هست، باید اختیار هم برای همه باشد.
2) البته آیات بسیاری بر این معنی دلالت می کنند، مانند آیات 10-7 سوره شمس و آیات سوره «و العصر» و...
این روایات، نه فقط دلالت بر عدم امکان گناه و بی اختیار بودن انسان نمی کند؛ بلکه کاملاً دلالت بر وجود اختیار و امکان گناه میکند. این مطلب، به توضیح نیاز دارد. اولاً می دانیم که مقصود از عدل در این روایات، عدل در مقابل ظلم است، و این معنا از «عدل»، در جایی امکان تحقق دارد که امکان ظلم باشد.(2)در جایی می توان گفت یک فعل، عادلانه است که امکان ظالمانه بودن آن هم باشد. اگر در جایی امکان ظلم نباشد و انسان مجبور به انجام یک طرف باشد، دیگر اطلاق «عدل» معنا ندارد.
نکته مهم دیگر، این است که اختیار داشتن انسان، بدین معنا نیست که حتماً باید ظلم و گناه کند. آنچه اختیار انسان را ثابت
1) مانند: «یملأ الارض عدلاً؛ زمین را پر از دل و داد می کند»، ( مناهل الابرار، ج9، ص142) یا « و ارتفع فی ایامه الجور؛ در ایام آن امام بزرگوار ظلم و جور برداشته میشود»، ( مجموعه آثار استاد مطهری، ج18، ص164) .
2) مثلاً ما لفظ «نابینا» را در جایی به کار میبریم که امکان بینایی وجود داشته باشد ولی در جایی که این امکان وجود ندارد اطلاق «نابینایی» معنا ندارد. مثلاً کسی نمیگوید که سنگ نابینا است ولی میشود گفت که فلان شخص نابینا است.
میکند امکان گناه و ظلم است، نه انجام گناه.
جواب این سؤال، به صورت بسیار زیبایی در روایاتی که ویژگیهای آن زمان را بیان می کند، وارد شده است. می دانیم که ریشه گناه، غلبه کردن هوای نفس بر عقل و خرد است و اگر انسان تابع عقل باشد و بر عواقب گناه بیندیشد، هرگز گناه نمی کند. در روایات، وارده شده که در آن زمان، عقل انسان ها کامل می شود،(1)پس در آن زمان، چون عقول کامل می شود و هوای نفس تابع عقل می گردد، کسی به کسی ظلم نمی کند؛ گرچه امکان ظلم و گناه هست و اختیار هم باقی است.
باید توجه داشت انسانهای دوران ظهور همانند انسانهای دوران غیبت دارای اختیارند. آنان خود، باید نیکی را بخواهند و به آن عمل کنند، تا سزاوار دریافت پاداش الهی شده و به بهشت بروند. انسان مجبور، نه لایق پاداش است و نه مستحق مجازات و کیفر.
اینکه سخن از اجرای عدالت فراگیر است، خود نشانه آن است که ممکن است فردی دچار خطا و انحراف بشود؛ ولی اگر رفتار او
1) بحار الانوار، ج 52، ص 336.
منجر به تجاوز به حقوق دیگران شد، به سرعت عدالت دربارة او اجرا شده و مجازات میشود.
به صورت خلاصه طبق آیات شریف قرآن، آینده جهان از آن دین اسلام و حاکمیت دین حق است.(1)کل زمین در اختیار بندگان صالح قرار میگیرد(2)و حجت خدا و مؤمنان صالح، به خلافت و حکومت میرسند. در این روزگار، دین مورد رضایت خدا (اسلام) پا بر جا و برقرار میشود و احکام و معارف آن در سرتاسر جهان اجرا میگردد. امنیت و آرامش کامل برقرار میگردد و عوامل نا امنی و مظاهر ظلم و فساد از بین میرود و عبودیت و بندگی حقیقی به صورت عمومی تحقق مییابد.(3)
در آن روزگار طلایی، قرآن، نماز و مسجد جایگاه حقیقی خود را پیدا میکنند. تعلیم قرآن، به یک فرهنگ عمومی تبدیل میشود. امام علی علیه السلام در روایتی فرموده است:
گویا شیعیان خود را میبینم که در مسجد کوفه، خیمهها زده و قرآن را بدان گونه که نازل شده به مردم
می آموزند.(1)
به این صورت است که مسجد مکان تعلیم و تربیت دینی میشود و نماز که رکن اصلی دین و بهترین نوع عبادت است، خالصانه انجام میشود. خداوند در تبیین آن روزگار میفرماید:
{یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکونَ بیشَیْئاً}؛ عبادت می کنند مرا و برای من چیزی را شریک قایل نمی شوند».(2)
در آن دوران، زینتها و بناهای اضافی مسجد از بین میرود، تا این مکان به درستی محل مناجات و عبادت باشد.
بهره وری از منافع مادی به بهترین حالت شکل میگیرد و برکات و نعمات آشکار میشود. البته منافع مادی در زمان ظهور دو مشخصه اصلی دارد:
الف. جامعه در آن عصر، فضیلتمحور و ارزشمدار خواهد بود؛ از این رو از منافع مادی در راستای حیات معنوی استفاه شده و دنیا ابزار حرکت تکاملی و کسب سعادت خواهد بود.
ب. این منافع مادی به صورت صحیح در اختیار عموم قرار میگیرد و همه از آن بهره میبرند و جامعه طبقاتی نخواهد بود.
از امام صادق علیه السلام نقل شده است:
«هنگامی که قائم ما قیام کند… زمین، گنجهای خود را بیرون ریخته و آشکار میکند؛ به گونهای که مردم با چشم خود، آنها را میبینند. دارندگان زکات، سراغ
کسی می روند که نیازمند باشد، تا زکاتشان را به او بدهند؛ ولی کسی یافت نمی شود و مردم از]کمک های دیگران[بی نیاز می شوند».(1)
بر اساس روایات، در دوران حکومت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بهترین نوع زندگی به وجود میآید. حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مردم را با خدا آشنا نموده و یاد خدا را در دلها زنده میکند. آنان را خدا ترس میکند و سجایای اخلاقی را میان جوامع گسترش میدهد.
او عقلها را کمال میبخشد. آنگاه انسانها بدی را از خوبی باز میشناسند و به گرد زشتیها نمیگردند. عصر حکومت آن حضرت، دوران کمال انسانی و عصر رهایی انسانها از بند عبودیت نفس و رهایی از اطاعت شیطان است.
امام باقر علیه السلام میفرماید:
هنگامی که قائم ما قیام می کند، دستش را بر سر بندگان گذارد و عقول آن ها را جمع ساخته و اخلاقشان را به کمال می رساند.(2)
حضرت علی علیه السلام میفرماید:
زمانی که مهدی ما قیام کند... کینه ها از سینه ها بیرون می رود.(3)
آنچه از مجموع روایات دربارة نزول حضرت عیسی علیه السلام استفاده می شود، اصل فرود آمدن آن بزرگوار و نماز خواندن او پشت سر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. در روایات شیعه، چیزی بیش از این مطرح نشده است که بتوان به آن اعتماد کرد. البته در روایات اهل سنت، به نکته های دیگری مانند حضور حضرت عیسی علیه السلام در بیت المقدس، نیز درگیری و جنگ او با دجّال و قتل دجال نیز اشاره شده است.
می توان گفت نماز خواندن حضرت عیسی علیه السلام پشت سر امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف که آخرین حجت خدا میان مسلمانان و جانشین بر حق پیامبر خاتم است، برای اثبات این حقیقت بزرگ است که دین اسلام آخرین دین الهی، و پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم آخرین پیامبر از سلسله انبیای الهی است. نماز خواندن حضرت عیسی علیه السلام در جایگاه پیشوای گسترده ترین دین جهان که بیشترین پیروان را به خود اختصاص داده است، راه را برای حق جویان عالم باز خواهد کرد و این، بزرگ ترین نقشی است که یک پیامبر بزرگ برای هدایت نسل ها بر عهده دارد و به خوبی آن را به انجام می رساند. در واقع، نماز حضرت عیسی علیه السلام پشت سر امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف یک نماز عبادی و سیاسی است که حاکمیت و پیشوایی بر حق امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را بر همه جهانیان اعلام می دارد.
دین کامل و جامع اسلام به صورت تمام و کمال بر وجود مقدس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نازل شد و آنچه مردم بدان نیاز داشتند، در اختیار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم قرار گرفت. آیه سوم سورة مائده(1)بر این مطلب دلالت دارد. البته باید توجه داشت که این «اکمال دین» و «اتمام نعمت» و «رضایت الهی از دین اسلام، برای مردم» هنگامی است که ولایت و امامت امامان معصوم علیهم السلام را در جایگاه مفسر و معلم قرآن در متن دین بپذیرند. آیه 68 سورة مائده(2)که روز هجدهم ذیالحجة (در جریان غدیر خم) نازل شد این مطلب را ثابت میکند؛ بنابراین هر حکمی توسط امامان بیان یا اجرا میشود، بر گرفته از دین اسلام میباشد.
در روایات، به پارهای از احکام اشاره شده است که در زمان ظهور
1) «الْیَوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِینَکمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکمُ الْإِسْلامَ دِیناً؛ امروز دین شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را برشما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم».
2) «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْک مِنْ رَبِّک وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ؛ ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملاً (به مردم) برسان و اگر نکنی، رسالت او را انجام ندادهای».
به اجرا گذاشته میشود. دربارة این احکام (در صورت پذیرش صدور آن از معصومان علیهم السلام ) توجه به چند مطلب ضروری است:
الف. برخی احکام الهی، بر پیامبر نازل شد؛ ولی شرایط و اجرای آن در زمان ظهور فراهم شده و به مرحله اجرا گذاشته میشود.
ب. با گذشت زمان، به علت سیطره زورمداران و وجود تحریفگران، ممکن است تغییراتی در برخی احکام پدید آمده باشد. چنین مواردی در زمان ظهور، تصحیح میشود.
ج. چون فقها در استنباط و فهم حکم شرعی، از یک سلسله قواعد و اصول بهره میبرند، در تعدادی از احکام ممکن است برداشت مجتهدی مطابق با واقع نباشد (هر چند او معذور بوده و فتوای او لازم الاجرا است و ما مکلف به انجام آن هستیم. به این نوع از احکام، حکم ظاهری گفته میشود). در زمان ظهور، حکم واقعی گفته میشود.
د. برخی احکام، در شرایطی خاص و اضطراری و به علت تقیه اعلام شده است. در زمان ظهور به علت عدم تقیه، حکم واقعی بیان میشود.
از امام باقر علیه السلام نیز نقل شده است:
[مهدی] علیه السلام هیچ بدعتی را وانگذارد، مگر این که آن را از ریشه برکند و از هیچ سنتی نمی گذرد، مگر این که آن را برپا کند.(1)
1) بحار الانوار، ج52، ص339.
با مراجعه به مصادر حدیثی، روشن میشود تعبیر دین جدید و قرآن جدید در روایات وجود ندارد؛ بلکه تعبیراتی مشاهده میشود که ممکن است از مجموعه آنها چنین استنباط شود که حضرت، دین جدید میآورد، تعبیراتی مانند: سلطان جدید، امر جدید، قضای جدید، سنت جدید. البته در برخی احادیث تعبیر کتاب جدید مطرح شده است. دراینباره علما و اندیشوران بزرگوار ما مباحثی مطرح کردهاند که به پارهای از آنها اشاره میکنیم:
الف. مطابق برخی روایات، بخشی از احکام به سبب نبودن شرایط آنها توسط معصومان علیهم السلام بیان نشده است و فقط علم آنها نزد اهلبیت علیهم السلام باقی مانده است که در عصر ظهور بیان میشود.
ب. بخشی از احکام به سبب دور شدن مردم از حقایق دین، مهجور و فراموش میشود که در عصر ظهور، زنده و احیا میشود.
ج. به علت برخی موانع، برخی احکام به درستی اجرا نمیشود. عصر ظهور، دوران اجرای کامل و صحیح احکام است.
د. در عصر ظهور،به علت بالا رفتن سطح فکر و آمادگی و قابلیت بیشتر مردم برای پذیرش معارف دینی، حقایق و معرفتهای دینی به صورت گسترده در اختیار مردم قرار میگیرد.
ه. اسلوب و روشی که امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در حکومت داری از آن استفاده میکند، با روشهای رایج و شناخته شده نزد مردم متفاوت است.
و. در طول تاریخ، به علت آن که امامت و مدیریت معصوم پذیرفته نشد و نااهلان اختیار حکومت و برطرفکردن نیازهای فکری و دینی را به عهده گرفتند که نتیجه آن نیز غیبت امام معصوم علیه السلام را رقم زد، بدعتها و انحرافاتی در دین به وجود آمد که در پارهای موارد، از مسلمات و ضروریات دین شمرده شد. تلاش فقهای شیعه به علت مظلومیت و اقلیت آنان، راه به جایی نبرد؛ ولی در عصر ظهور بدعتها از بین میرود.
مجموعه عوامل یاد شده باعث میشود دین در عصر ظهور برای مردم به صورت جدید به تصویر در آید، نه این که دین جدید و قرآن جدید بیاید. امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف جانشین خاتم الانبیا صلی الله علیه و آله و سلم است. خاتمیت پیامبر و دین اسلام، از ضروریات تفکر اسلامی است که در جای خود اثبات شده است.
در پایان ذکر این نکته هم ضروری است که از آنجا که اکثریت مسلمانان را اهل سنت تشکیل میدهند و آنان نیز از علوم اهلبیت علیهم السلام فاصله دارند و تحریفات زیادی در اعتقادات و احکام آنها وارد شده است به همین خاطر وقتی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف اسلام را که بر مبنای مذهب تشیع و اهلبیت علیهم السلام است، رواج میدهد در نگاه اهل سنت به عنوان دین جدید جلوه میدهد.
مدت حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به صورت دقیق، روشن و آشکار نیست. روایاتی که در اینباره رسیده، متفاوت است. در بعضی از روایات هفت سال ذکر شده است، در برخی دیگر، اضافه شده که هر سال آن روزگار، معادل ده سال این دوران است.(1)در تعدادی دیگر از روایات، مدت حکومت، حدود بیست سال و در برخی، حدود چهل سال و در روایتی، سیصد و نه سال گفته شده است.(2)
در جمع روایات، برخی هفت سال را پذیرفتهاند؛ زیرا مشهورتر است.(3)احتمال دیگر اینکه این عددها، مربوط به مراحل مختلف حکومت است؛ مرحله ظهور، مرحله تثبیت و مرحله بلوغ و کمال.
با توجه به اختلاف روایات در متن و مشکل سندی برخی روایات، به نظر میآید مدت حکومت، روشن نیست؛ ولی این مطلب معلوم است که مدت حکومت، آن مقدار طول میکشد که عدالت فراگیر شود و احکام و فرهنگ و معنویت دین اسلام، در جهان سایهافکن و ریشهدار شود و در شؤون زندگی فردی و اجتماعی انسانها جاری گردد.
این نکته نیز نباید مورد غفلت واقع شود که پایان حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به معنای پایان عمر دنیا نیست؛ بلکه با رجعت امامان علیهم السلام، حاکمیت عدل و دین پس از ایشان به وسیله سایر امامان معصوم علیهم السلام دنبال میشود؛ بنابراین، بین مدت حکومت حضرت با مدت دوره حاکمیت عدل الهی که تا پایان عمر دنیا به طول میانجامد، فرق است.
در باره شهادت یا رحلت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف روایات مختلفی وجود دارد. در روایتی، از شهادت آن بزرگوار، به دستِ زنی دارای ریش، به نام «سعیده» سخن به میان آمده است.(1)لازم به ذکر است این روایت فاقد پییشینه در کتب اصلی روایی است و اولین منبعی که آن را ذکر کرده مربوط به قرن اخیر است بنابراین قابل اعتنا و اعتماد نیست. در روایتی دیگر، از شهادت آن حضرت همراه دو هزار نفر از فرماندهان در جنگ با روم، خبر داده شده است. برخی اخبار
1) برای آگاهی از روایات، به کتاب چشماندازی به حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اثر نجمالدین طبسی، ص213-215 رجوع شود؛ الزام الناصب، ص190؛ عقدالدرر، ص149؛ الفتن ابن حماد، ص99 و104؛ کافی، ج8، ص206؛ بحارالانوار، ج27، ص217.
نیز حاکی از رحلت آن عزیز به مرگ طبیعی است.(1)در برخی دیگر از احادیث، فقط به اصل مرگ آن بزرگوار و رجعت امام حسین علیه السلام اشاره شده است و از کیفیت مرگ حضرت، سخنی به میان نیامده است.(2)برخی بر اساس روایت امام حسن مجتبی علیه السلام که فرمود: «هیچ یک از ما امامان نیست، جز آن که مسموم یا [با شمشیر]شهید می شود»،(3)بر این باورند که نهایت و فرجام زندگی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف شهادت خواهد بود؛ هر چند چگونگی آن روشن نیست.
به نظر می آید در اینباره، سخن قطعی نمی توان گفت؛ چرا که روایت اول، دوم و سوم، از جهت سند، قابل پذیرش نیست و روایت امام حسن مجتبی علیه السلام نیز می تواند اشاره به امامانی باشد که در زمان حکومت حاکمان جور زندگی می کردند. به هر حال، دربارة رحلت یا شهادت نمیتوان قاطعانه اظهار نظر کرد.
رجعت، به معنای بازگشت است و مراد از آن، این است که «خداوند گروهی از مردگان را با همان شکل خود به دنیا بازگرداند».(4)از نظر
شیعه، در زمان ظهور دولت حق، برخی از مردم که از دنیا رفته اند، دوباره زنده می شوند. اصل رجعت، یک امر مسلم قرآنی است. خداوند در آیات متعدد به زنده شدن برخی مردگان اشاره دارد؛ مانند زنده شدن برخی از بنی اسراییل، (1)زنده شدن یک جوان بنی اسراییلی، (2)زنده شدن هزاران نفر،(3)زنده شدن یکی از اولیای الهی(4)و حتی یکی از معجزات و ویژگی های حضرت عیسی علیه السلام زنده کردن برخی از مردگان بود(5)و نمونه های متعدد دیگر.
آیاتی نیز وجود دارد که بر رجعت، در زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دلالت می کند؛ مانند آیة 83 از سوره نمل که می فرماید:
«آن روز، از هر امتی، گروهی را محشور می کنیم».
امام صادق علیه السلام می فرماید:
«این آیه، مربوط به رجعت است. آیا خداوند در قیامت از هر امت، گروهی را محشور می کند و بقیه را رها می سازد؟ آیه قیامت، این آیه است که می فرماید: «و آنان را گرد آوریم و هیچ یک را فرو گذار نمی کنیم».(6)
این آیه، به روشنی، به وقوع چنین امری (رجعت) دلالت می کند، روزی که فقط گروهی زنده شوند و نه همه مردم.
روایات مربوط به رجعت را نیز می توان در جلد 53 از کتاب
بحارالانوار، دید.
برای نمونه، در روایتی، مأمون از امام رضا علیه السلام می پرسد: «نظر شما در باره رجعت چیست»؟ امام پاسخ می دهند:
«همانا رجعت، واقعیت دارد».(1)
امام صادق علیه السلام می فرماید: «از ما نیست کسی که به رجعت ما باور نداشته باشد».(2)
بنابراین، به وقوع پیوستن چنین مسأله ای از مسلمات است و جای هیچ گونه شکی ندارد؛ به همین سبب در زیارت آل یاسین که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، خود به شیعیانش آموخته، آمده است:
«رجعت شما، حق است و شکی در آن نیست».
بعد از ثابت شدن رجعت، به نکاتی در باره آن اشاره می کنیم:
ـ بنابر روایات، رجعت همگانی نیست و تنها مؤمنان خالص و کافران خالص بر می گردند.
ـ بعضی از افراد، همان ساعات اولیة ظهور رجعت می کنند و از یاران اولیه هستند؛ مانند مقداد، سلمان، مالک اشتر و اصحاب کهف و عده ای پس از استقرار حکومت و برای بهره مندی از حکومت عدل، زنده می شوند.
ـ میان حوادث رجعت، برگشت امامان علیهم السلام به دنیا، از نکات قابل توجه است. بنا بر روایات، اولین فردی که از امامان علیهم السلام رجعت می کند، امام حسین علیه السلام است که هنگام رحلت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف رجعت می کند و مراسم
خاک سپاری آن حضرت را عهده دار می شود. سپس حکومت آن حضرت را به مدت طولانی رهبری می کند. به رجعت امیرالمؤمنین علیه السلام و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نیز در روایات تصریح شده است. رجعت سایر امامان علیهم السلام را نیز، از بعضی روایات می توان استفاده کرد.
حکومت جهانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با رجعت امامان علیهم السلام و مؤمنان صالح، مدت زمان بسیار طولانی ادامه خواهد یافت. می توان گفت: اساساً، عمر دنیا بعد از استقرار حکومت مهدوی، تازه آغاز می شود و حکومت امامان معصوم علیهم السلام، آخرین حکومت است ـ یعنی دیگر حاکمان جور به حکومت نمیرسند ـ و بعد از آن، قیامت بر پا می شود.
گفتنی است امر رجعت هرچند بر اساس آیات و روایات امری مسلم و پذیرفته شده است، جزئیات آن واضح و شفاف نیست؛ بنابراین ما اصل رجعت را به صورت کلی میپذیریم و از اظهار نظر قطعی دربارة جزئیات خودداری میکنیم.
قرآن کریم
نهج البلاغه
کمال الدین و تمام النعمة
کتاب الغیبة، شیخ طوسی
الغیبة، نعمانی
بحارالانوار
مکیال المکارم
الارشاد، شیخ مفید
منتخب الاثر
مهدی موعود (ترجمه جلد 13 بحار الانوار)
صحیفه مهدیه
منتهی الآمال
اسرار الامامة
کشف الغمة فی معرفة الائمة
عیون اخبار الرضا
میزان الحکمة
معانی الاخبار
شرح منهاج الکرامة
مناقب آل ابی طالب
الاحتجاج
الغدیر
الامالی (شیخ صدوق)
اثبات الهداة
تحف العقول
خصال
المحاسن
سفینة البحار
وسائل الشیعة
مستدرک الوسایل
اصول کافی
الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف
بحث حول المهدی
عقائد الامامیه (شیخ محمد رضا مظفر)
مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول
تذکرة الخواص
کفایة الموحدین
مفاتیح الجنان
تفسیر علی بن ابراهیم قمی
مفردات فی الفاظ القرآن
یوم الخلاص
مجمع الزوائد و منبع الفوائد
الحاوی للفتاوی
43.مزار کبیر
44.تاریخ الغیبة الصغری
45.انوار الهدایة
46.شجره طوبی
47.من لا یحضره الفقیه
48.عقد الدرر
49.تجرید الاعتقاد
50.صحیفه نور
51.روزگار رهایی
52.ارشاد القلوب
53.کامل الزیارات
54.توحید شیخ صدوق
55.مناهل الابرار
56.مجموعه آثار شهید مطهری
57.اوائل المقالات
58.تاریخ ما بعد الظهور
59.تفسیر فرات الکوفی
60.تفسر نمونه
61.تفسیر المیزان
62.البرهان فی تفسیر القرآن
63.تفسیر نور الثقلین
64.مجمع البیان
65.اثبات الوصیة
66.مسند احمد
67.مستدرک حاکم
68.سنن ابن ماجه
69.صحیح بخاری
70.اعلام الوری
71.البیان فی اخبار صاحب الزمان
72.الیواقیب و الجواهر
73.صحیح مسلم
74.سنن ترمذی
75.سنن ابو داوود
76.کنز العمال
77.مجموعه فرمایشات حضرت بقیةالله
78.فرهنگنامه مهدویت
79.مهدویت از دیدگاه دین پژوهان غربی
80.آینده جهان
81.موعود شناسی و پاسخ به شبهات
82.موعود نامه
83.مجله تخصصی انتظار موعود
84.دادگستر جهان
85.دلیل عقلی و نقلی امامت و مهدویت
86.نگین آفرینش
87.انتظار پویا
88.ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان
89.معارف قرآن (بحث انسان شناسی)
90.جزیره خضرا افسانه یا واقعیت
91.راز طول عمر
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
92.زنده روزگاران
93.خورشید مغرب
94.سیمای امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در قرآن
95.امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در آینه قرآن
96.سازمان وکالت
97.سیمای آفتاب
98.تاریخ عصر غیبت
99.پژوهی درباره جزیره خضرا
100.مهدی منتظر
101.سفیانی از ظهور تا افول
102.چشم براه مهدی (جمعی از نویسندگان)
103.جریانها و سازمانهای مذهبی ـ سیاسی ایران
104.نشانه هایی از دولت موعود
کمال الدین و تمام النعمة، ابو جعفر محمد بن علی بن حسین بن بابویه القمی، قم: سازمان چاپ و نشر دارالحدیث، 1380ش
کتاب الغیبة، شیخ الطائفة ابیجعفر محمد بن الحسن الطوسی، قم: مؤسسة المعارف الاسلامیة، 1417ق
الغیبة، ابی عبد الله محمد بن ابراهیم بن جعفر الکاتب المعروف به (ابن ابی زینب نعمانی)، قم: انوار الهدی، 1422ق
بحارالانوار، علامه محمد باقر مجلسی، تهران: المکتبة الاسلامیة، 1372ش
مکیال المکارم در فوائد دعا برای حضرت قائم، آیت الله سید محمد تقی موسوی اصفهانی، ترجمه سید مهدی حائری قزوینی، قم: ایران نگین، 1381ش
مجموعه فرایشات حضرت بقیة الله، محمد خادمی شیرازی، قم: انتشارات رسالت
الارشاد، شیخ مفید، تهران، انتشارات اسلامیّة، 1380ش
منتخب الأثر فی الامام الثانی عشر، آیت الله لطفالله صافی گلپایگانی، قم: موسسه السیدة المعصومة، 1419ق
مهدی موعود، مترجم علی دوانی: تهران، 1384ش
10.صحیفه مهدیه، سید مرتضی مجتهدی، ترجمه سید محمد حسین رحیمیان، قم: دارالثقلین، 1379ش
11.زنان در حکومت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، محمد جواد طبسی، تهران، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، 1379ش
12.منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، قم: انتشارات هجرت، 1378ش
13.اسرار الامامة، حسن بن علی الطبرسی، مشهد: انتشارات آستان قدس رضوی، 1380ش
14.کشف الغمة فی معرفة الائمة، ابی الحسن علی بن عیسی بن ابی الفتح الاربلی، قم: انتشارات مجمع جهانی اهل بیت، 1426ق
15.عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق ابن بابویه ابی جعفر محمد بن علی بن الحسین قمی، تهران: دار الکتب الاسلامیة، 1380ش
16.میزان الحکمة، محمد محمدی ری شهری، مترجم: حمید رضا شیخی، قم: انتشارات دار الحدیث
17.معانی الاخبار، شیخ صدوق ابی جعفر محمد بن علی بن الحسین بابویه قمی، قم: موسسه نشر اسلامی، 1416ق
18.شرح منهاج الکرامة، ابی منصور الحسن بن یوسف الحلّی الشهیر بالعلامة، مؤلف سید علی میلانی، قم: انتشارات هجرت، 1418ق
19.الامامة فی اهمّ الکتب الکلامیّة، سید علی میلانی، قم: شریعت، 1422ق
20.مناقب آل ابی طالب، ابی جعفر محمد بن علی بن شهر آشوب، قم: انتشارات ذوی القربی، 1412ق
21.الاحتجاج، ابی منصور احمد بن علی بن ابی طالب الطبرسی، قم: انتشارات اسوه
22.الغدیر، علامه عبد الحسین احمد الأمینی النجفی، تهران: 1366ش
23.الامالی، شیخ صدوق، قم: انتشارات مؤسسة بعثت، 1417ق
24.اثبات الهداة بالنوصوص و المعجزات، محمد بن الحسن الحر العاملی، قم: المطبعة العلمیّه
25.تحف العقول، ابو محمد الحسن بن علی بن الحسین بن شعبة الحرانی. قم: مؤسسه نشر اسلامی، 1421ق
26.مهج الدعوات و منهج العنایات، ابی القاسم علی بن موسی بن جعفر بن طاووس الحسنی الحسینی، قم: مؤسسه آفاق، 1422
27.خصال، شیخ صدوق، ترجمه: محمد باقر کمرهای، تهران: انتشارات کتابچی، 1377ش
28.المحاسن، ابی جعفر احمد بن محمد بن خالد البرقی، قم: انتشارات مجمع جهانی اهل بیت، 1416ق
29.سفینة البحار و مدینة الحکم و الآثار، شیخ عباس قمی، قم: دار الاسوة، 1422ق
30.وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، محمد بن الحسن الحرّ العاملی، قم: مؤسسه آل البیت عجل الله تعالی فرجه الشریف لاحیاء التراث، 1410ق
31.مستدرک الوسایل و مستنبط المسائل، میرزا حسین نوری طبرسی، قم: مؤسسه آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، 1409ق
32.اصول الکافی، محمد بن یعقوب الکلینی، قم: دارالاسوة، 1418ق
33.تفسیر فرات الکوفی، ابی القاسم فرات بن ابراهیم بن فرات الکوفی، بیروت: مؤسسة النعمان
34.تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی، تهران: دار الکتب الاسلامیة، 1380ش
35.البرهان فی تفسیر القرآن، سید هاشم بحرانی، بیروت: مؤسسة الوفاء، 1403
36.تفسیر نور الثقلین، شیخ عبد علی بن جمعة العروسی الحویزی، بیروت: مؤسسه التاریخ العربی، 1422ق
37.تفسیر المیزان، علامه محمد حسین طباطبائی، مترجم: سید محمد باقر موسوی همدانی، قم: انتشارات اسلامی، بیتا
38.مجمع البیان لعلوم القرآن، ابو علی الفضل بن الحسن الطبرسی، تهران؛ رابطة الثقافة و العلاقالت الاسلامیة، 1417ق
39.اثبات الوصیة لامام علی بن ابی طالب، ابو الحسن المسعودی، قم؛ موسسه انصاریان، 1384
40.المعجم الموضوعی لاحادیث الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، علی الکورانی، بیجا، بینا، بیتا.
41.سلوک مهدوی، محمد باقر حیدری کاشانی، قم: سبط النبی، 1386ش
42.فرهنگ نامه مهدویت، خدامراد سلیمیان، تهران: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، 1378ش
43.مهدویت، پرسشها و پاسخها، پژوهشکده مهدویت، قم: مؤسسه آینده روشن، 1385ش
44.درسنامه مهدویت، خدامراد سلیمیان، تهران: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، 1386ش
45.مهدویت از دیدگاه دین پژوهان غربی، سید رضی موسوی گیلانی، تهران: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، 1385ش
46.آینده جهان، رحیم کارگر، تهران: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، 1383ش
47.موعود شناسی و پاسخ به شبهات، علی اصغر رضوانی، قم: انتشارات مسجد مقدس جمکران، 1384ش
48.موعودنامه، مجتبی تونه ای، قم: انتشارات مشهد، 1383ش
49.مجله تخصصی انتظار موعود، مرکز تخصصی مهدویت، تهران: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف
50.جستارهایی در مهدویت، رحیم کارگر، تهران: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، 1386ش
51.دادگستر جهان، آیت الله ابراهیم امینی، قم: انتشارات شفق، 1378ش
52.دلایل عقلی و نقلی امامت و مهدویت، رحیم لطیفی، تهران: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، 1378ش
53.ضرورت مهدویت، روحالله شاکری زواردهی، تهران: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، 1384ش
54.امام مهدی در احادیث شیعه و سنی، جمعی از نویسندگان، تهران: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، 1384ش
55.اندیشه مهدویت و آسیب ها، محمد صابر جعفری، تهران: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، 1384ش
56.طلوع خورشید، مهدی یوسفیان، تهران: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، 1384ش
57.نگین آفرینش، جمعی از نویسندگان، تهران: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، 1386ش
58.انتظار پویا، آیت الله محمدمهدی آصفی، مترجم: تقی متقی، تهران: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، 1384ش
59.جریانها و سازمانهای مذهبی ـ سیاسی ایران، رسول جعفریان، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1383
60.نشانههایی از دولت موعود، نجم الدین طبسی، قم: بوستان کتاب، 1386ش