ghaemiyeh.com
سرشناسه : احمدی حسین ۱۳۳۶ -
عنوان و نام پدیدآور : شرح حال علامه کبیر حضرت آیت الله حاج آقا علیاکبر نهاوندی قدس سره/ به کوشش حسین احمدی.
مشخصات نشر : قم: مسجد مقدس جمکران ۱۳۸۷.
مشخصات ظاهری : ۵۳ص.: نمونه.
شابک : ۵۰۰۰ریال: 978-964-973-171-1
یادداشت : عنوان روی جلد: علامه کبیر حضرت آیتالله حاج آقا شیخ علیاکبر نهاوندی ره
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
عنوان روی جلد : علامه کبیر حضرت آیتالله حاج آقا شیخ علیاکبر نهاوندی ره
موضوع : نهاوندی علیاکبر، ۱۲۳۸ - ۱۳۲۹. -- سرگذشتنامه
موضوع : مجتهدان و علما -- ایران -- سرگذشتنامه
شناسه افزوده : مسجد جمکران (قم)
رده بندی کنگره : BP۵۵/۳ /ن۹۳ الف۳ ۱۳۸۷
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۹۹
شماره کتابشناسی ملی : ۱۸۷۲۷۸۱
شرح حال علامه کبیر حضرت آیت الله حاج آقا علیاکبر نهاوندی قدس سره
به کوشش حسین احمدی.
تصویر
حاج شیخ علی اکبر نهاوندی فرزند شیخ حسین نهاوندی خراسانی در سال 1238ش در نهاوند(1)
به استناد تحقیقات پرفسور گریشمن، حدود 37 قرن قبل از میلاد مسیح قومی در این شهر زندگی میکردهاند که تمدنی شبیه تمدن بین النهرین داشته و بعدها به دست اقوام دیگر از بین رفته است.
این شهر مقارن انقراض هخامنشیان در حمله اسکندر مورد هجوم و تاخت و تاز قرار گرفته؛ در جنگ فتح الفتوح، مردم نهاوند به سپاهیان اسلام یاری رساندند، در دوره قاجاریه ناصرالدین شاه ضمن بازدید از این شهر دستور میدهد قلعه نهاوند را که دژی تاریخی محسوب میشد، خراب کنند (تلخیص از بخش اوّل جغرافیای تاریخی نهاوند، علی اکبر افراسیاب پور)
حوزه علمیه نهاوند در گذشته از رونق خاصی برخوردار بوده و فرزانگان بسیاری را به جامعه تحویل داده است و آثار برجای مانده در این دیار خبر از وجود بزرگ مردانی میدهد که همچون ستارگان درخشان در آسمان دین و فرهنگ، پرتو افشانی میکنند. (گلشن ابرار، ج 3، ص 293).
دیده به جهان گشود، و پس از سپری کردن دوران کودکی در دامن خانوادهای مذهبی وارد حوزه علمیه آن شهر شد.ایشان مقدمات علوم دینی را در موطن خود نزد شیخ جعفر بروجردی و حاج محمد سره بندی فراگرفت، سپس به بروجرد رفت و در مجلس درس
1) 1. نهاوند به لحاظ تقسیمات کشوری یکی از شهرستانهای همدان با مساحتی معادل 1535 کیلومتر مربع است، این شهرستان در موقعیت 48 درجه و 22 دقیقه طول جغرافیایی و 12 دقیقه عرض جغرافیایی قرار گرفته و ارتفاع آن از سطح دریا 1740 متر است. نهاوند در طول درهای در میان کوهستان شمالی و جنوبی قرار گرفته و رودخانه معروف گاماسیاب تقریباً از وسط این دره میگذرد.
شیخ آقا شیخ الاسلام(1)میرزا حسین تویسرکانی و سید ابوطالب بروجردی شرکت جست.
بعد از مدتی به مشهد امام علی ابن موسی الرضاعلیهما السلام رفته و نزد فرهیختگان نامداری چون: شیخ عبدالرحیم بروجردی(2)، حاج میر سید علی حایری یزدی(3)و حاج شیخ محمد تقی بجنوردی(4)به تحصیل علم پرداخت.
حاج شیخ علی اکبر نهاوندی بعد از بهرهگیری از حوزه علمیه مشهد و علمای
1) 2. وی در 16 رمضان 1240 قمری در تبریز متولد شده و بعد از سپری کردن دوران رشد و تحصیل به تألیف پرداخته است. مفتاح البسمله و منتهی المقاصد اولین تألیفات وی در دوران جوانی میباشد. فقه و اصول را از شیخ مرتضی انصاری و شیخ خنفر و شیخ مهدی آل کاشف الغطاء بهره گرفته، وی سرانجام در مکه معظمه در سال 1310 ق دار فانی را وداع گفته است. ر.ک: علمای معاصرین، ص 84 - 77.
2) 3. شیخ عبدالرحیم نیّری بروجردی از علمای باتقوا و با فضیلت قم است که در اطراف بروجرد به دنیا آمده و پس از طی مقدمات در بروجرد سطوح را از محضر علّامه فقیه آیت اللَّه العظمی نجفی مرعشی و بعضی دیگر استفاده نمود. وی پس از ورود آیت اللَّه مرحوم بروجردی در ابحاث فقه و اصول وی حاضر شده است. ر.ک: گنجینه دانشمندان، ج 2، ص 88.
3) 4. حاج میرزا سید علی فرزند میرزا محمد صادق یکی از علما و مجتهدین و از اساتید فضلای قرن اخیر در استان یزد بودند. او در سامرا شش سال از کرسی درس میرزای بزرگ استفاده نمود و بعد از فوت مرحوم فشارکی از کرسی درس مرحوم آخوند خراسانی و حاج میرزا خلیل به خوبی بهرهمند شد. اساتید او مخصوصاً آخوند خراسانی خیلی به این سید بزرگوار علاقه داشتند. نوشتهاند که در سوم شعبان 1284 ق متولد شد و در شب عاشورا 1364 ق به اجداد عظامش پیوست. ر.ک: علمای بزرگ شیعه، ص 379.
4) 5. شیخ محمد تقی از اعلام بزرگوار و زهّاد نامدار و از شاگردان شیخ انصاری و صاحب جواهر بوده است. وی پس از تکمیل فنون معمول در مشهد مقدس رضوی مجاور شده است. به احتمال معظمٌ له در 14 صفر 1314 ق وفات یافته و در دار السیادة دست چپ متصل به درب مسجد گوهرشاد مدفون شدهاست.ر.ک: تاریخ علمای خراسان، ص258؛ فوائد الرضویه، ج2، ص692.
آن شهر به اصفهان رفته و از علمای این شهر نیز بهره گرفت و بعد از مدتی به تهران رفته و تا 1287 ش در طول سالهایی که مصادف با انقلاب مشروطیت بود، در تهران اقامت اختیار کرد. وی در این مدت در بحث فقه حاج محمد حسن آشتیانی(1)و در بحث عرفان و علوم عقلی مرحوم حیدر خان نهاوندی، میرزای جلوه(2)و محمدرضا قمشهای از اساتید فن حضور یافت.
آن گاه به عتبات عالیات و شهر مقدس سامرّا هجرت نمود و در مجلس درس میرزای بزرگ شیرازی(3)شرکت کرد. وی در سال 1308 ق به نجف
1) 6. میرزا محمد حسن آشتیانی تهرانی عالم محقق و فاضل مدقق از اعیان علمای ایرانی و از شاگردان شیخ مرتضی انصاری رحمه الله میباشد. وی دارای تألیفات زیادی از جمله: حاشیه بر رسائل استادش است، سال 1311 ق بعد از حج به عراق رفته و در 1319 ق در تهران وفات یافته است. جنازه او به نجف منتقل داده شده و در مقبره شیخ جعفر شوشتری مدفون گردید. ر.ک: فوائد الرضویه، ج 2، ص 722؛ ریحانة الادب، ج 1، ص 49؛ علمای معاصرین، ص 70 و 379.
2) 7. سید ابوالحسن بن محمد طباطبایی اصفهانی زواری معروف به میرزای جلوه متخلص به جلوه از اکابر فلاسفه اسلامی از احقاد سید الحکماء المتألهین میرزا رفیع الدین نائینی استاد علامه مجلسی است. وی در ذی القعده 1238 ق در احمد آباد کجرات هند تولد یافت. وی بسیاری از اوقات خود را در علم معقول مصروف داشته تا اینکه به تهران رفته و در مدرسه دارالشفاء اقامت گزید و ناصرالدین شاه قاجار نیز وی را در همان جا دیدار میکرده تا آن که شب جمعه ششم ذی القعده 1314 ق در همان جا وفات یافته و در جوار صدوق بن بابویه مدفون گردید. ر.ک: ریحانة الادب، ج 1، ص 420.
3) 8. میرزا محمد حسن بن میرزا محمود حسینی شیرازی نجفی، اشهر مرجع امامیه در تمام بلاد اسلامیه در زمان خودش، در 15 جمادی الاولی 1230 ق در شیراز متولد شد و در نجف در درس صاحب جواهر و شیخ حسن آل کاشف الغطاء حاضر شده و پس از آنها عمده استفادهاش از علامه شیخ مرتضی انصاری بوده، آثار و خدمات آن جناب به عالم تشیّع بسیار است؛ یکی از آنها تشکیل حوزه علمیه و بناء مدرسه در سامرا بوده. از خدمات دیگر ایشان تحریم تنباکو بوده، صاحب الذریعه کتابی به نام {هدیة الرازی الی مجدد شیرازی} نوشته و در آن بسط کلام داده است، میرزای شیرازی در 24 شعبان 1312 به کسالت سل از دنیا رفت. ر.ک: گنجینه دانشمندان، ج 5، ص 429 - 427.
اشرف عزیمت کرده و در این شهر از محضر آیات عظام: سید محمد کاظم طباطبایی یزدی(1)، محمد کاظم آخوند خراسانی(2)، شیخ محمد طه نجف(3)، میرزا حبیب اللَّه رشتی(4)، شیخ الشریعه اصفهانی،(5)شیخ محمد حسن
1) 9. سید محمد کاظم فرزند سید عبدالعظیم طباطبایی یزدی معروف به علامه یزدی صاحب عروه یکی از بزرگترین علما و مراجع جهان تشیع در قرن 14 است که پس از میرزای بزرگ و آخوند خراسانی تدریس چندین ساله حوزه نجف اشرف و همچنین زعامت و مرجعیت جهان تشیّع به او منتهی گردید. وی در سال 1256 ق متولد و 28 رجب 1337 ق وفات نمود و در صحن مطهر علوی مدفون گردید. ر.ک: گنجینه دانشمندان، ج 7، ص 440 - 437؛ علمای بزرگ شیعه، ص 349 - 347.
2) 10. ملا محمد کاظم فرزند ملا حسن معروف به آخوند خراسانی صاحب کفایه یکی از بزرگترین آیات و مدرسین حوزه نجف در قرن اخیر است وی دانشمندی اصولی، مجتهدی خاضع و فقیهی کمنظیر در جهان تشیع بود. وی در 1255 ق در مشهد دیده به جهان گشود. در سال 1278 ق در نجف اشرف وارد حوزه درس علامه شیخ مرتضی انصاری گردید. مرحوم آخوند خراسانی یکی از بزرگترین ارکان علم اصول بود و کار تحصیلی 30 ساله علما را به وسیله اثر ارزنده خویش {کفایة الاصول} به سال تبدیل نمود وی در 21 ذی الحجه 1329 ق دار فانی را وداع گفت. ر.ک: گنجینه دانشمندان، ج 7، ص 93 - 92؛ علمای بزرگ شیعه، ص 340 - 339.
3) 11. شیخ محمد طه فرزند شیخ مهدی یکی از بزرگان علما و مراجع شیعیان عراق بود، وی از شاگردان پدر بزرگوارش شیخ مهدی نجفی و شیخ محسن خنفر نجفی و شیخ انصاری بود که خود به مقام استادی و اجتهاد نایل گردید. محمد طه در فقه و اصول و حدیث و تفسیر یدِ طولایی داشت، پس از فوت محمد حسن کاظمینی و علامه کاظمینی در رأس علما و مراجع عراق قرار گرفت، وی سرانجام در روز دوشنبه 4 شوال 1323 ق در نجف اشرف وفات نمود و در جنب شیخ انصاری مدفون شد. ر.ک: علمای بزرگ شیعه، ص 324.
4) 12. مرحوم حاج میرزا حبیب اللَّه رشتی از علما و مراجع بزرگ شیعیان میباشد که ضمن سپری کردن مقدمات علوم دینی بیشتر مراتب علمی و درجات اجتهادی او از کرسی درس شیخ المتاخرین استاد انصاری نصیبش گردید. بدایع الافکار، بدایع الاصول و … برخی از آثار بینظیر وی میباشد، وی در 1234 ق در رشت متولد و در 14 جمادی الثانی 1312 در نجف ندای حق را لبیک گفت. ر.ک: علمای بزرگ شیعه، ص 302 - 301.
5) 13. حاج ملا فتح اللَّه فرزند ملا محمدجواد نمازی شیرازی، معروف به آقا شریعت و شیخ الشریعه یکی از علمای بزرگ شیعه در قرن 14 است وی از محضر علامه خوانساری فقیه کاظمینی، شیخ محمد طه و مرحوم میرزا حبیب اللَّه رشتی مرتباً بهرهمند بود. شریعت اصفهانی فقیهی اصولی، حکیمی متکلم و مجتهدی جامع و دانشمندی مجاهد بود که در کنار میرزای مجاهد در سطح مجاهدین و مبارزین با استعمارگران غربی بود. تولد وی در 1266 ق در اصفهان بوده و وفات آن بزرگوار در اواسط ربیع الثانی 1339 ق در نجف اتفاق افتاد. ر.ک: علمای بزرگ شیعه، ص 351؛ ریحانة الادب، ج 3، ص 206.
مامقانی(1)، مولی لطف اللَّه مازندرانی(2)و ثقة المحدثین مرحوم حاج میرزا حسین طبرسی نوری بهرهها برد.(3)
شیخ علی اکبر نهاوندی رحمه الله پس از بهرهگیری از محضر اساتید بزرگ، تحصیل معارف الهی را به پایان برده و به درجه اجتهاد دست یافت و در علوم حدیث ضمن استفاده از کلاس درس میرزا حسین نوری از محضر میرزا حبیب اللَّه رشتی، سید ابوالقاسم بن معصوم اشکوری،(4)سید حسین
1) 14. شیخ محمد حسن مامقانی فرزند ملا عبداللَّه از علما و مراجع مشهور اوایل قرن 14 ه. ق میباشد. مامقانی از افاضل شاگردان شیخ انصاری، سید حسین ترک و اعلام دیگر عتبات بود فاضل مامقانی در اصول فقه مهارت بیشتر داشت و علمایی چند از محضر او به درجه اجتهاد رسیدند. فاضل مذکور سرانجام در روز 18 محرم 1323 ق در نجف اشرف وفات نمود. ر.ک: گنجینه دانشمندان، ج 7، ص 40؛ علمای بزرگ شیعه، ص 326.
2) 15. صاحب احسن الودیعه گوید: مولانا آخوند، ملا لطف اللَّه آملی مازندرانی نجفی، از اکابر علمای عصر خود و از اعاظم فقهای دهر بود. وی از مشایخ روایتی علامه سید ابوتراب خوانساری بوده است. سید ابوتراب وصی شیخ و کفیل اهل و عیالش بود. ملا لطف اللَّه مازندرانی مؤلفاتی در فقه و اصول دارد که نزد وصی خود سید مرحوم بوده است. وی در سال 1311 ق ندای حق را لبیک گفت. ر.ک: احسن الودیعه، ج2، ص17؛ علمای معاصرین، ص86؛ مأثر و آثار، ص54.
3) 16. ریحانة الادب، ج 6، ص 270 - 269.
4) 17. سیّد ابوالقاسم بن سید معصوم حسینی گیلاتی، اشکوری الاصل، نجفی المسکن والمدفن، از اکابر فقها و مجتهدین امامیه و از شاگردان میرزا حبیب اللَّه رشتی بود. بغیة الطالب فی حاشیة المکاسب، شرح مکاسب شیخ انصاری و جواهر العقول فی شرح فوائد الاصول شرح رسائل مرتضی انصاری از جمله تألیفات وی میباشد. سیّد ابوالقاسم سرانجام در سال 1324 ق در نجف وفات یافت. ر.ک: ریحانة الادب، ج1، ص135.
کوه کمرهای(1)و سید مرتضی کشمیری(2)بهرهها گرفته و در حوزههای علمی به عنوان یکی از بزرگان علم، اشتهار یافت و جامعیتی را به دست آورد که بعدها با ترکیب آنها با علوم عقلی، شایستگی عنوان علامه را به دست آورد.
به روایت آقابزرگ تهرانی، علامه نهاوندی در اواخر سال 1319 ق به دلیل مَرَضی که وی را رنجور ساخته بود به ایران آمد، یک ماه و نیم در تبریز ماند و از آن جا به نهاوند رفت و تا نیمه ذی الحجه سال 1322 ق در آن جا ماند. در همان زمان کلنگ مسجد سر خیابان به دست ایشان به زمین زده شد.
در سال 1322 ق سفری به قم نموده، و به ملاقات بزرگان آن دیار چون آیةاللَّه سید صادق قمی رحمة اللَّه علیه واصل شده است.(3)
1) 18. حسین بن محمد بن حسن … بن علی اصغر بن حضرت سجادعلیه السلام معروف به سید حسین ترک از مراجع علما و اساتید بزرگ فقها در اواخر قرن 13 است. علامه کوه کمرهای در فقه و اصول ید طولایی داشت و پس از مرحوم شیخ انصاری از علمای بزرگ حوزه عراق محسوب میشد. متجاوز از 800 نفر از علمای بزرگ به درس او حاضر میشدند که امثال علامه شرابیانی، فاضل مامقانی و صدها نفر دیگر از شاگردان این سیّد استاد بودند. ر.ک: گنجینه دانشمندان، ج 1،ص 307؛علمای بزرگ شیعه، ص 277.
2) 19. سید مرتضی رضوی حایری ابن سید مهدی کشمیری عالمی فقیه و محدثی نبیه و ناسکی ورع و پارسایی متقی بود آن بزرگوار داری تألیفات فراوانی در علم حدیث و اخلاق و سیره بوده است، مدت کمی به درس مرحوم آیت اللَّه حاج میرزا حسین خلیلی تهرانی حاضر شده و بعد چون خود را اهل استنباط و اجتهاد میدانسته جلسات درس را ترک میکند. وی دارای اجازات عدیده از بزرگان علم و حدیث و فقها و نسّابین مانند: علامه شیخ نوح قرشی جعفری و علامه شیخ محمد حسین کاظمی و نسّابه بزرگوار علامه سید محمود مرعشی بوده است وی در سال 1350 ق به رحمت حق پیوسته است. ر.ک: گنجینه دانشمندان، ج 6، ص 386 - 383.
3) 20. گلزار اکبری و لاله زار منبری، ص 349.
و در محرم 1323 ق / 1281 ش به تهران هجرت نموده و تا سال 1287 ش در تهران ماند.
مرحوم نهاوندی در سال 1328 ق / 1287 ش؛ یعنی چهار سال پس از انقلاب مشروطه به مشهد آمد و مجاور امام عالمان عالم شد و مورد استقبال همه مردم قرار گرفت و به تدریج مقبولیت عامه یافت و تا مدت 12 سال بین الطلوعین ماه رمضان و بین الطلوعین دهه اوّل ماه محرم در مسجد گوهرشاد و شبستان نهاوندی مردم را ارشاد میکرد و در همان مسجد به اقامه نماز میپرداخت و بزرگان شهر و پرهیزکاران به او اقتدا میکردند.
در سال 1332 از طریق عتبات به استانبول رفته، به درک مزار صحابی پاک پیامبر ابوایوب انصاری نایل شده(1)و از آنجا راهی بیروت شده، ملاقاتی با شیخ یوسف بنهانی از علمای عامه داشته و سپس سفر روحانی حج را آغاز کرده است که در ادامه گزارش کامل سفر حج ایشان به قلم خود آن گرامی، آمده است.(2)
در جلالت مقام علامه نهاوندی رحمه الله همین بس که کلمه «حاج شیخ» با قرینه نماز و مسجد به روحانی مورد وثوق و اعتماد غالب مقدسین مشهد مرحوم آقای حاج شیخ علی اکبر نهاوندی امام جماعت شبستان بزرگ مسجد گوهرشاد منصرف شد.
مواعظ مرحوم نهاوندی مالامال از نکات نغز و مؤثر و با لهجهای صادقانه
و همراه با اخلاص بود. حالات عبادی و خضوع و خشوع مخصوص به خود داشت. وی در سال 1366 ق / 1326 ش به عتبات مقدسه رفته و شادروان شیخ اسماعیل نجومیان(1)تاریخ بازگشت ایشان را در دیوان خود آورده است، وی در سال 1367 ق به قم مشرّف شده و مورد تجلیل مرحوم شیخ عبدالکریم حائری مؤسس حوزه علمیه قم قرار گرفت.
علامه شیخ علی اکبر نهاوندی رحمه الله با این که چهل سال تمام ریاست دینی خراسان را به عهده داشت، انسان پرهیزکاری بود و عمر خود را در خدمت به مردم و انجام وظایف دینی صرف مینمود.
وی که چندین دهه زمام امور روحانیت مشهد بلکه خراسان را در اختیار داشت، جز خودش احدی را در هیچ یک از کارهای مربوط به خود دخالت نمیداد، حتی امور مربوط به منزل را تا مدتی خودش انجام میداد و احتیاجات خود را از بازار میخرید و هرگز تغییری در آداب و اخلاق وی مشاهده نشد. همیشه میکوشید، اختلاف گروههای اجتماعی را از میان بردارد و میان همگان وحدت و یکپارچگی به وجود آورد.
از فقها و اساتید بزرگ علما در اواخر قرن 13 هجری بود وی با میرزای بزرگ و فاضل ایروانی معاصر بود و این بزرگوار خیلی مورد توجه شیعیان عراق بود شیخ محمد حسن همچنین با شیخ جعفر شوشتری صمیمیت زیادی داشت و به اتفاق به درس مرحوم کاظمینی صاحب نقد الرجال حاضر میشدند. ر.ک: علمای بزرگ شیعه، ص 292. بعد از تبعید به ایران همراه مرحوم آیت اللَّه شیخ مهدی خالصی
1) 23. شیخ اسماعیل فرزند ملا ابراهیم نقاش و زرگر فرزند آخوند ملا محمد اسماعیل منجم خراسانی در 6صفر 1302ق در مشهد دیده به جهان گشود بیشتر اوقات دوران جوانی نجومیان صرف مطالعه و آموزش علوم دینی شده است. وی در دوره کشف حجاب به قصد اقامت دایم با خانواده به عتبات رفت ولی پس از 6 ماه به ایران برگشت و روستای شاندیز واقع در غرب مشهد را برای سکونت برگزید دیوان نجومی خراسانی از جمله آثار ادبی نجومیان است که به اهتمام فرزندش حسین نجومیان از سوی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی به چاپ رسیده است. نجومیان شب جمعه 29 مهر 1356 ش در حال خواب جان به جان آفرین تسلیم کرد و در صحن عتیق حرم امام رضاعلیه السلام دفن گردید. ر.ک: مشاهیر مدفون در حرم رضوی، ص 333.
(1)به مشهد آمد و در این شهر کمیته ای را همراه با تعدادی از علمای مهاجر و مجاور از جمله مرتضی یزدی، حاج آقا حسین قمی، شیخ علی اکبر نهاوندی، شیخ محمد نهاوندی،(2)شیخ حسن برسی(3)، سید صد
الدین،(4)
سید صدرالدین بن سید اسماعیل صدر موسوی آملی یکی از معاضدین مرحوم آیت اللَّه حائری و زعمای سه گانه بعد از آن مرحوم و یکی از دو وصی معظم له است که از فوت مرحوم حائری تا ورود مرحوم آیت اللَّه بروجردی با مساعدت و معاونت دو قرین دیگرش مرحومین آیت اللَّه حجت و خوانساری حوزه علمیه قم را در آن شرایط سخت حفظ و نگهداری نموده. تولد آن بزرگوار در ماه رجب 1299 ق در کاظمین واقع شده و در 19 ربیع الثانی 1373 ق داعی حق را لبیک اجابت گفته است. ر.ک: گنجینه دانشمندان، ج 1، ص 329 - 326.
1) 25.حاج شیخ مهدی خالصی کاظمی المسکن و خراسانی المدفن میباشد در ایام حکومت عثمانیه با جمعی از علمای مجتهدین مجاهد و از بین امثال و اقوام به وظایف اسلامیه و شئون دینیه قیام و نهضتها با حکومت عراقیه نمود تا این که در سال 1341 ق وی را به حجاز تبعید نمودند و بنابر دعوت دولت ایران متوجه ایران شد. تولدش در 15 ذی الحجة الحرام 1277 ق در کاظمیه واقع شده و فوت ایشان در 12 رمضان 1343 ق در مشهد واقع گردید. ر.ک: گنجینه دانشمندان، ج 1، ص 231 - 229؛ تاریخ علمای خراسان، ص 274.
2) 26. آیت اللَّه حاج شیخ محمد نهاوندی متخلص به تجلّی در 15 رجب 1291 ق در نجف اشرف متولد شد وی برای تکمیل تحصیلات خود به عتبات عالیات رفته و مدتی در کربلا از محضر درس سید اسماعیل صدر اصفهانی بهره گرفته و پس از آن به نجف اشرف رفته و از محضر مرحوم آخوند خراسانی، سید محمد کاظم یزدی، حاج میرزا حسن خلیلی تهرانی و شیخ عبداللَّه مازندرانی استفاده برده است، وی همچنین مدتی در سامرا بوده و از محضر میرزا محمد تقی شیرازی مشهور به میرزای دوم بهره جست. وی از شاهدان عینی به توپ بستن حرم مطهر رضوی {1330 ق} بوده که در 25 ربیع الاخر 1371 ق دار فانی را وداع گفت و در آستان قدس رضوی مدفون گردید. ر.ک: گنجینه دانشمندان، ج 7، ص 191؛ الذریعه، ج 12، ص 163.
3) 27. حاج شیخ حسن برسی از مدرسین بزرگوار عصر خود و از متنفّذین آستان قدس رضوی بوده و حوزه درس او از سایر حوزهها با اهمیت تر و افاضل طلاب به حوزه او حضور مییافتند. وی چندی بر اثر کسالت از مشهد به برس رفت و پس از مدتی همچنین که بیمار بود به عتبات عالیات هجرت کرد و در سال 1353 ق در آن جا وفات یافت. ر.ک: تاریخ علمای خراسان، ص 260.
4) 28.
حاج ملاهاشم، حاج سید عباس شاهرودی،(1)سید رضا قوچانی(2)و آیت اللَّه آقازاده(3)به منظور ایجاد ارتباط با مسلمانان دیگر و مشارکت اسلامی با آنها و جلوگیری از فعالیتهای غیر دینی از جمله مصرف نوشابههای الکلی و بیحجابی زنان و شرکت بانوان در تئاتر پدید آوردند.
1) 29. حاج سید عباس بن سید علی موسوی شاهرودی مشهدی از اجلّای علمای خراسان است، وی در شاهرود متولد شده و پس از پرورش و خواندن مقدمات ادبیات به تهران آمده و از محضر مدرسین بزرگ تهران چون مرحوم میرزا ابوالحسن جلوه در فلسفه و آیت اللَّه میرزا محمد حسن آشتیانی در فقه و اصول استفاده نموده تا به مقام بلندی در معقول و منقول رسیده است. بسیاری از علما و فضلای خراسان و مشهد از محضرش استفاده نمودند وی در سال 1341 ق مشرّف به عتبات عالیات شده و در مراجعت در هشتم شوال همان سال دار فانی را وداع گفته است. ر.ک: گنجینه دانشمندان، ج 5، ص 364؛ تاریخ علمای خراسان، ص 383.
2) 30. مرحوم حاج سید رضا قوچانی از علماء و ائمه جماعت مشهد رضوی و از شاگردان آخوند خراسانی بودند. وی در مراجعت از نجف در ارض اقدس مقیم و متجاوز از سی سال در مسجد گوهرشاد اقامه جماعت میکرده و بنا به نوشته آقای مروّج در شب 24 شوّال 1368 قمری وفات یافته و در صحن جدید مدفون شد. ر.ک: گنجینه دانشمندان، ج 7، ص 157؛ تاریخ علمای خراسان، ص 295.
3) 31. در اوایل تأسیس حوزه علمیه قم مرحوم آیت اللَّه حاج میرزا محمد کفایی فرزند مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراسانی ریاست حوزه علمیه مشهد مقدس و زعیم اوّل آستان خراسان به قم آمده و مورد تجلیل روحانیت قرار گرفت و پس از چندی زیارت و ملاقات مراجع بزرگ قم به خراسان مراجعت و در غائله مسجد گوهرشاد از راه یزد به تهران تبعید و در آنجا از دنیا رفت {البته به دست پزشک احمدی به شهادت رسید} و در شهر ری در جوار سید و کریم عبد العظیم حسنی در مقبره ناصرالدین شاه مدفون گردید. ر.ک: گنجینه دانشمندان، ج 1، ص 244.
مرحوم نهاوندی در طول چهل سال اقامت خود در مشهد منشأ خدمات زیادی شد، در روزگار وی مدرسه های دینی رضوان، ابدال خان، نواب، باقریّه، دو درب، سلیمانیه، بالا سر، میرزا جعفر، عباسقلی خان، پریزاد و حاج حسن دایر بود و ایشان ضمن رسیدگی به این مدارس، مبالغی را جهت تأمین مدرسین و طلاب اختصاص داده بود و مبلغی را بین طلاب خراسانی مقیم نجف توزیع میکرد و مبالغی در اختیار فقرا میگذاشت و مقدار قابل اعتنایی نیز جهت فقرای شهرستان نهاوند میفرستادند، ایشان در اواخر حیات خود تا 120 خروار زغال در فصل زمستان میان فقرا تقسیم میکرد.
در سال 1314 شمسی و پس از امر رضاخان به کشف حجاب زنان و نیز پوشیدن لباس یک نواخت غربی و استفاده عمومی از کلاه غربی (کلاه شاپور) در تمامی کشور، از جمله مشهد مقدس، مخالفت هایی با این امر صورت میگیرد. گروهی از علما از جمله حضرت آیة اللَّه نهاوندی در ضمن تلگرافی به رئیس الوزرا، شاه را از این امر بر حذر میدارند.(1)
پاسخ دربار به این تلگراف، مبتنی بر تهدید علما بر این مطلب بوده است که دست از امور سیاسی برداشته و به شرعیات خود مشغول باشند.
علما پاسخ تندتری خطاب به دربار ارسال میکنند که نتیجه آن بازداشت عدهای از روحانیون از جمله آیةاللَّه نهاوندی بود و در نهایت مرجع تقلید بزرگ
1) 32. رک: علما و رژیم رضاشاه، ص 446.
آن زمان، حضرت آیة اللَّه حاج آقا حسین طباطبایی قمی،(1)تصمیم به حرکت به سوی تهران و ملاقات حضوری با شاه میگیرد.
حضرت آیة اللَّه حاج آقا حسین طباطبایی قمی در این زمینه به فرزند گرامی خود میفرماید: «حاضرم بروم تهران و به رضا شاه التماس کنم، کشف حجاب نکند و از اتحاد شکل اجباری مردم منصرف شود. در این راه یا به نتیجه میرسم و یا به زندان میافتم و یا کشته میشوم».
آیة اللَّه آقازاده (فرزند مرحوم آخوند خراسانی) با اصرار از ایشان میخواهد از این سفر دست بردارد، اما ایشان میفرماید: «لحظه سکوت نیست، حتماً باید بروم و هرچه باداباد».
البته حایز اهمیت است که حضرت آیة اللَّه قمی کسی است که از شرکت در مراسم استقبال شاه در مشهد خودداری میکند و چنین کسی با این که مرجعیت دینی مردم را عهدهدار است، هنگامی که میبیند مذهب اثنی عشری در معرض خطر است، حاضر به ملاقات با رضاخان و حتی التماس به وی نیز میگردد.
1) 33. مرحوم حاج آقا حسین طباطبایی قمی از بزرگان علما و مراجع شیعه در قرن اخیر بود که بعد از فوت آیت اللَّه اصفهانی زعامت و مرجعیت شیعیان جهان به این سید بزرگوار منتهی شد مرحوم قمی علم حدیث را از محدث قمی، دروس عرفان و اخلاق را از علامه کشمیری، دروس علمی و مجاهدت را از مجاهد شیرازی و دروس اجتهاد و مراتب استادی را از کرسی درس آخوند خراسانی و علامه یزدی فراگرفت. وی تا مادامی که در قید حیات بود از فجایع و کشتار بی رحمانه مردم مسلمان و مسأله اهانت به روحانیت و کشف حجاب و جریان مسجد گوهرشاد رنج میبرد وی در ربیع الاول 1366 ق دار فانی را وداع گفت. ر.ک: علمای بزرگ شیعه، ص 387 - 385.
ایشان در تهران باغ سراج در شاه عبدالعظیم علیه السلام وارد میشود و در همان جا به امر رضاخان محبوس میگردد.
این امر باعث میشود که علمای دیگر مشهد به فعالیت افتاده از جمله حضرت آیة اللَّه نهاوندی اظهار میدارد که حالا ما باید دخالت کنیم و دیگر نباید کنار نشست.(1)
همان شب مرحوم شیخ محمدتقی گنابادی معروف به بهلول که روحانی جوان و منبری بسیار قدرتمندی بوده است به مشهد وارد و پس از نماز در مسجد گوهرشاد به امامت مرحوم نهاوندی به منبر رفته و مردم را بر علیه این اقدام رضاخان - حصر آیةاللَّه العظمی حاج آقا حسین قمی - تحریک میکند.
همان شب نیروهای شاه با مردم درگیر شده و عدهای حدود 30 نفر به شهادت میرسند. شب بعد مردم به اتفاق علما در مسجد گوهرشاد به عنوان تحصن جمع میشوند.
اسدی نایب التولیه به نام این که از شاه تلگرافی برای علما رسیده است، علمای مهم و طراز اوّل از جمله حاج شیخ علی اکبر را از مسجد خارج و به دار التولیة منتقل میکند و سپس فرمان آتش از طرف پاک روان استاندار و سرهنگ نوایی رئیس شهربانی مشهد صادر میشود و در حمله به مسجد گوهرشاد تعداد کثیری از مردم که بین 1500 تا 6000 نفر گفته شده به شهادت میرسند که تفصیل آن در کتابهای مربوط به قیام گوهرشاد به ثبت رسیده است.
1) 34. قیام گوهرشاد، سینا واحد، ص 145.
پس از این کشتار وحشیانه کامیونهای شاه وارد حرم شده و کشتهها و زخمیها را روی هم ریخته و خارج از حرم همه را با هم دفن و زنده به گور میکنند و روی همه خاک میریزند.
مرحوم آیت اللَّه سید شهاب الدین مرعشی نجفی رحمه الله(1)ضمن یادآوری این نکته که مرحوم علامه نهاوندی رحمه الله با پدر ایشان آیت اللَّه سید شمس الدین محمود حسینی مرعشی نجفی رحمه الله (م 1338) هم دوره و همدرس بوده، از شخصیت علمی وی چنین یاد کرده و تجلیل میکند.
«کان خرّیتاً فی الحدیث و مقدماته من الرجال والدرایه فقیهاً اصولیا متکلماً مفسراً» مرحوم نهاوندی مهارت ویژه در علم حدیث و مقدمات آن مانند علم رجال و علم درایه داشت، وی فقیهی اصولی و متکلمی مفسر بود.
آقای اردو بادی(2)میفرماید: علامه نهاوندی در اواخر ذی القعدة الحرام
1) 35. اسم شریفش سید شهاب الدین و کنیهاش ابوالمعالی و شهرتش مرعشی نجفی است در صبح روز پنج شنبه 20 صفر 1318 ق در نجف اشرف متولد شده و جامع شرافت حسب و فضیلت نسب میباشد، وی مقدمات علوم و علم انصاب آل رسولصلی الله علیه وآله را از والد معظم خود و از استاد عماد سید محمدرضا صانع بحرانی و دیگر اساتید فن تلمّذ نموده است. مشایخ اجازه ایشان از 200 نفر متجاوز است که شیخ علی اکبر نهاوندی صاحب ترجمه نیز در زمره مشایخ اجازه ایشان قرار دارد. ر.ک: گنجینه دانشمندان، ج 2، ص 52 - 37.
2) 36. میرزا محمد علی اردو بادی غروی در 11 رجب 1312 ق در تبریز متولد شده و در سن 4 سالگی در خدمت والد معظم خود به نجف اشرف مشرف شده و بعد از مقدمات فنون ادبی در حوزه درس استدلالی والد معظم خود و بعد از رحلت ایشان در مجالس درس آقای شریعت اصفهانی و … تلمّذ نموده است. ایشان تألیفات زیادی را از خود به یادگار گذاشته است. ر.ک: علمای معاصرین، ص 389 - 385.
1317 ق به حکم استخاره برای معالجه از مرضی که به مزاج شریفش عارض شده بود از نجف به ایران مراجعت و در دارالسلطنه تبریز رحل اقامت انداخته و پس از آن به عزم صله ارحام و زیارت عشیره و اقوام به نهاوند رفته و در سال 1328 ق به مشهد الرضاعلیه السلام مهاجرت نموده و مشغول هدایت و ارشاد مردم گردید. محاریب به وجود شریفش روشن و منابر به عنصر لطیفش مزیّن و روزی که سعادت مرا به تقبیل عتبه مقدسه رضویه مساعدت نمود، با جناب معظم در ملاقات و معاشرت بودم و ندیدم او را مگر مثال تقوی و سمت زهد و منبع علم و رمز فهم و دانش و بهاء ایمان و مطابقت قول با فعل.
1 - میرزا حبیب اللَّه رشتی
2 - شیخ الشریعه اصفهانی
3 - سید ابوالقاسم اشکوری
4 - سید حسین کوه کمری
5 - سید مرتضی کشمیری
6 - حاج میرزا حسین نوری
1 - سید شهاب الدین مرعشی نجفی رحمه الله
2 - شیخ محمد شریف رازی
3 - شیخ محمد علی اردو بادی
4 - سید علی نقی فیض الاسلام
5 - علی اکبر مروّج الاسلام(1)
حاج شیخ علی اکبر نهاوندی علاقه فراوانی به شعر و قطعات ادبی و جملات و عبارات موزون اعم از ادبیات عرب و فارسی داشته، این علاقه از ذکر و نقل اشعار فراوان و کلمات حکمت آموز در کتابهای متعدد ایشان به وضوح مشاهده میشود. او همواره در مقالات خویش سعی در ارائه معانی بلند در قالب نثری مسجّع و موزون داشت و از قلمی شیوا و روان برخوردار بود، قطعهای از اشعار ایشان در این مجال ذکر میشود.
خداوندا نه روزه نه نمازی
نه در وقت سحر راز و نیازی
نه چشمی کو بود از خوف گریان
نه قلبی کو بود در جوف بریان
نه دستی کو به راهت زرفشانم
نه پایی کو به درگاهت کشانم
نه حال خشیتی و ابتهالی
نه حال خجلتی و انفعالی
نه حال خواندن قرآن و ذکری
نه در تصمیم و عزمم فکر بکری
1) 37. آقای حاج شیخ علی اکبر مروّج متخلص به شفیق صاحب تألیفات کثیره از علما و محدثین بزرگ معاصر خراسان میباشد. این بزرگوار در 1310 ق در مشهد متولد شده و از راه منبر به تبلیغ دین و ترویج احکام پرداخته و از این رو به مروج الاسلام مشهور گردیده است. وی ضمن برخورداری از ذوق و قریحه شعری تألیفاتی نیز از خود بر جای گذاشته از جمله: نفائس اللباب در دو جلد، هدیة المحدثین و …
یکی از مؤمنین (پدر آقای افراسیابی) میگوید: زمانی که در شهربانی سابق تهران مشغول خدمت بودم یک شب هنگام گشت شبانه به شخصی برخورد کردم که پس از کمی صحبت معلوم شد کلیمی مذهب است. ایشان بعد از این که فهمید بنده نهاوندی هستم به تعریف و تمجید از اهالی نهاوند پرداخت و گفت عالم دینی شما حق بزرگی بر گردن ما کلیمی ها دارد. گفتم چطور؟
گفت: من از کلیمی های مشهد هستم چند سال پیش عدّهای از متعصبین، ناگاه هنگام برپایی یکی از مراسم مذهبی ما نقشه برهم زدن مراسم را کشیده بودند، و حتی این حمله در حال شکلگیری بود، ما چارهای جز این ندیدیم که جریان را به اطلاع شیخ علی اکبر نهاوندی که نفوذ و محبوبیت فراوانی در بین مردم داشت، برسانیم، ایشان پس از اطلاع سراسیمه خود را به محل رساند و پس از دعوت همگان به آرامش سخنرانی غرّایی درباره مقام حضرت موسیعلیه السلام و نحوه برخورد با اقلیتها و این که یهودیان این مراسم را به استناد کدام یک از آیات تورات به جای میآورند، ایراد نمود، کلیمیان چنان تحت تأثیر کلمات و وسعت اطلاعات او قرار گرفتند که اشک از دیدگانشان جاری شد. برخی از آنان گفتند: گوئیا موسیعلیه السلام زنده گشته و احکام مان را به ما تعلیم میدهد.
به گفته بعضی از مؤمنین، آیت اللَّه نهاوندی از خوردن میوه باغات یکی از مناطق نهاوند خودداری میکرد. وقتی علت را از ایشان جویا شدند، فرمود: در
آن منطقه آب باغات نوبتی نیست و هر کس زور بیشتری داشته باشد صاحب آب است، لذا بسیاری از اوقات در رساندن آب به باغ حقوق دیگران را پایمال میکنند و من برخود جایز نمیدانم که از چنین میوهای بخورم.
علامه نهاوندی رحمه الله مینویسد: خواجه عبداللَّه انصاری در «نفحات الانس» میگوید: «من سیصد هزار حدیث یاد دارم با هزار هزار اسناد. آنچه من در طلب حدیث حضرت محمدصلی الله علیه وآله کشیدم هرگز احدی نکشیده، یک منزل از نیشابور تا دیزباد باران میآمد و من برای آن که جزوههای حدیث خیس نشود در حال رکوع میرفتم و آنها را در زیر شکم نهاده بودم. شب در نور چراغ حدیث مینوشتم و فراغت نان خوردن را نداشتم، مادرم نان پاره و لقمه میکرد و در دهان من مینهاد.
نظیر حالت خواجه از برای خود حقیر نیز اتفاق افتاد در سال 1318 ق که از نجف اشرف بیرون آمده و به جانب بلاد عجم میآمدم، آب طغیان نمود و سد کاظمین و بغداد را خراب نمود و از حدود بغداد تا حدود سرای خاکستری را آب گرفته بود. قفه در میان آب انداخته و زوار و عابرین را عبور میدادند. حقیر در میان قفه به پا ایستاده و مؤلفات فقه و اصول خود را در ساروقی بسته و بالای سر خود نگاه داشته بودم که اگر فرضاً غرق شدم اوّل خودم غرق شوم بعد از آن نوبت به آن مؤلفات برسد و تا به حال که این مقام را تحریر مینمایم و مقارن ظهر روز یکشنبه 1341 ق است اگر مدّعی شوم که در منزل خود از بدو تحصیل
تا حال غذایی با فراغت بال صرف ننموده به جهت اشتغال به مطالعه کتب و نوشتهها، همانا ادعایی قریب به صدق نمودهام.
1 - آیت اللَّه محسنی ملایری رحمه الله در مصاحبهای راجع به آیت اللَّه العظمی بروجردیرحمه الله چنین میگوید:
در سفر دومی که آقای بروجردی به مشهد مقدس مشرّف شدند مرحوم شیخ علی اکبر نهاوندی رحمه الله که امامت مسجد گوهرشاد را به عهده داشت از ایشان خواستند که به جای وی نماز جماعت را قبول کنند، ایشان هم بعد از تأمّلاتی پذیرفتند و ماه رمضان را به جای آقای نهاوندی نماز خواندند. بعداً مرحوم نهاوندی(ره) برای من نقل کردند: چشمم آب آورده بود لذا برای عمل به تهران رفتم دکترها نوبت طولانی دادند، دیدم هنوز فرصتی هست به عتبات مقدسه رفتم در نجف اشرف مرحوم آیت اللَّه العظمی سید ابوالحسن اصفهانی از من خواستند که در مکان ایشان نماز بخوانم، بعد از نماز مغرب در نافله دوم صدایی را شنیدم که فرمود: «عَظَّمْتَ وَلَدی فَعَظَّمْتُکَ» فرزندم را بزرگ داشتی پس تو را بزرگ داشتم؛ این قضیه را من (آیة اللَّه محسنی ملایری) از حاج شیخ علی اکبر شنیدم و خدمت آیة اللَّه بروجردی نقل کردم، اشک از چشمان ایشان سرازیر شد.(1)
این داستان را بنده خودم از حضرت حجّت الاسلام و المسلمین حاج شیخ
1) 38. ستارگان نهاوند، ص 66؛ مجله حوزه، ص 44 - 43، خرداد 1380؛ گنجینه دانشمندان، ج 1، ص 273.
حسن صافی گلپایگانی، آقازاده آیت اللَّه العظمی صافی گلپایگانی که از قول پدر گرامیشان نقل فرمودند: که خود مرحوم نهاوندی این موضوع را برای ایشان نقل فرمودهاند.
2 - داستان فرو ریختن دیوار مدرسه علمیه نهاوند
سالی که آیت اللَّه نهاوندی از نجف اشرف به ایران بازگشت، پس از چندی جهت به جای آوردن صله رحم و دیدار با مؤمنین شهر و ارشاد آنان، به نهاوند تشریف آوردند. با ورود ایشان طبق معمول جلسات موعظه ایشان سر و صدایی به پا کرد و مؤمنین دسته دسته خود را به جلسات ایشان میرساندند. روزی پس از جلسه تصمیم بر این شد که کسانی که تمایل دارند به اتفاق ایشان به زیارت مرقد شریف مرحوم میرزا آقا رحمه الله بروند ایشان پیشاپیش جمعیت حرکت میکنند.
وقتی که در «راسته میرزا آقا» به مدرسه علمیه میرسند، ایشان توقف میکنند و میگویند این مدرسه به گردن ما حق دارد و سپس راه را کج کرده و از کوچه «آقا نور» به مسیر ادامه میدهند. برخی اظهار میکنند آقا از این مسیر راه طولانی میشود. ایشان جوابی نمیدهد ولی چیزی نمیگذرد که دیوار مدرسه که ارتفاع بلندی داشت با صدای مهیبی فرو میریزد و مردم از این حادثه وحشتناک جان سالم به در میبرند.(1)
1) 39. ستارگان نهاوند، ص 65.
3 - داستان زلزله مشهد و فروریختن دیوارها و سقف یکی از شبستان های مسجد گوهرشاد.
روزی حاج شیخ علی اکبر نهاوندی رحمه الله با جماعت بسیاری در یکی از شبستان های مسجد گوهرشاد مشغول اقامه نماز جماعت بود، بعد از اتمام نماز ظهر شیخ علی اکبر نهاوندی رحمه الله مکان نماز را تغییر میدهد و به شبستان دیگری میرود و جماعت نمازگزار هم به دنبال ایشان به شبستان دیگر میروند. بعد از لحظاتی در کمال ناباوری شبستان قبلی به واسطه زلزله فرو میریزد و همه مردم نمازگزار را در بهت و حیرت فرو میبرد و از آن به بعد این شبستان به شبستان نهاوندی معروف میگردد.(1)
در این جا نیکوست تا برای آشنایی بیشتر با مقام معنوی آن بزرگوار، گزارش مختصری را که ایشان در ضمن رساله «الید البیضاء فی نکت اخبار مناقب الزهراء صلوات اللَّه علیها» از سفر حج خود آورده، نقل کنیم:
اتمامٌ لطالب طریق التّوسّل کالمعرّف فی انعام لفاطمة و عنایتها بالمؤلّف:
بدان که این ناچیز، در این مقام عزیز که ذکر توسّل به صدیقه کبری و بیان تشبّث به ذیل عنایت آن مخدره عظمی شد، خوش دارم که یکی از موارد توسّل خود را به آن ملیکه انبیا بنگارم، و برادران ایمانی را از اثر آنی دیدنم از این توسّل مستحضر دارم و آن این است که:
در اوقات تشرّفم به سدّه سنیّه علویّه مرتضویّه - علی مشرّفها الف الف
1) 40. گلشن ابرار، ج 3، ص 297.
سلام و تحیّة - در شبهای تار و اوقات اسحار، چه در هنگام تشرف به حرم مطهر، و چه در بالای پشت بامهای منازل مستاجره ای که در آن بلد منوّر داشتم، استغاثه ای به حلّال مشکلات نموده و از جنابش مسألت مینمودم که در نزد باری تعالی شفاعت فرموده که اسباب تشرّف به بیت اللَّه و زیارت قبر حضرت حبیب اللَّه و زیارت قبور ائمّه بقیع را از جهت این روسیاه فراهم آورده، بدون این که از مخلوقی مثل خود نائب در این عمل باشم، چه نیابت را طبعاً کاره و به توصیهای از والد مرحوم طارح بودم، و قلّت ذات الیدهم، مانع از تشرّف به نحو استعانت بود؛ تا آن که از آن مکان شریف هجرت نموده، و دو سه سالی بر حسب تقدیر، در بلده نهاوند - که مسقط الرّأس داعی است - توقف نموده، و قریب به پنج سال هم، در دارالخلافه تهران متوقّف، و مقیم آن سامان بودم. و در خلال این اوقات، دو مرتبه حَجّ نیابتی از زید و عمرو، با وجهی که به حسب المرسوم و المتعارف، زیاده از اجرت این عمل بود، به قریب ضعف میسّر شد. و این حقیر اقدام ننمودم، تا آن که منتقل به مشهد مقدس رضویّه - علی مشرّفه الف الف سلام و تحیّة - شدم. و قریب چهار سال از مجاورتم در آن زمین جنّت قرین گذشت. و چون از تاریخی که از نجف اشرف منتقل به بلاد عجم شدهام، همه ساله یک اربعین را صعود به منبر، از برای موعظه نفس سرکش خود و تذکّر برادران ایمانی مینمودم، تا چند سال قبل از نوشتن این مقام؛ و چند سال است که به واسطه عارضه مزاجی، این توفیق از داعی سلب گردیده، و آن اربعین عبارت از ماه صیام و دهه اوّل محرّم الحرام هر عام بود.
پس در سال هزار و سیصد و سی و یک، در ماه رمضان، حسب المرسوم به منبر صعود نموده، و در لیالی قدر - به واسطه ازدحام جمعیت در مسجدِ جامع معروف به مسجد گوهرشاد - وظایف لیالی قدر را در صحن جدید - که از بناهای خاقان مغفور فتحعلی شاه قاجار است - به جای میآوردیم. و در شب بیست و سوّم - که در نزد طایفه شیعه، لیله قدر بودنش، ارجح و اثبت است - بعد از ادای وظایف آن لیله از نماز و غیره، به منبر صعود نموده، و بالمناسبة سوره قدر را عنوان کرده.
و چون در اخبار آن عصمتعلیهم السلام لیلة القدر، تأویل به وجود مقدّس فاطمیّه شده است، پس در مقام ذکر مصیبت در خاتمه بیان منبریّه، ذکری از مصایب آن مخدّره گردیده، و منبر به اسم سامی و نامی گرامیِ آن ملیکه انبیا اتمام یافت.
و در مقام دعا، از جمله چیزهایی که در آن حال بر قلبم القا شد که از برای حصول آن دعا نمایم، زیارت عتبات عالیات بود، پس از برای انجام این مقصود دعا نموده، و مؤمنین آمّین گفتند. و در این دعا، توسّل تامّه را به حضرت بی بی قرار داده؛ پس جالسین مجلس از برای تناول سحور متفرّق شده، به منازل خود رفتند. و تقریباً مدت ده ماه از آن تاریخ گذشت. و در خلال آن مدّت، استجابت بعضی از دعوات آن لیله نمایان شد ولیکن از دعا تشرّف به عتبات عالیات اثری هویدا نشد؛ تا آن که در روز مبعث سال هزار و سیصد و سی و دو - تقریباً دو ساعت از روز گذشته - سیّد جلیلی که از اخیار و از جمله کسبه بازار،
و شغل او علاقه بندی بود در منزل داعی آمد، و اظهار داشت که شما را یاد میآید که در سحر شب بیست و سیّم از ماه رمضان سال گذشته در منبر - متوسّلاً بالصّدیّقة الطّاهرة - از برای تشرّف به زیارت عتبات عالیات دعا نمودید؟
داعی عرض کردم: بلی نظرم میآید، ولیکن تاکنون اثری از استجابت آن دعا ظاهر نشده است.
آن سیّد جلیل فرمودند: آن دعا در همان وقت به هدف اجابت مقرون شد. نهایت آن که: الامور مرهونة باوقاتها. و وقت فعلیّت آن، این اوقات است.
پس فرمودند که: من در روز بیست و دوّم آن ماه، که شبش در میان جالسین مجلس شما بودم، با تاجر معروف حاج یوسف وهّاب اوف اردبیلی، در معامله نخ فرنگی که تقریباً ده دوازده هزار تومان وجه آن میشد، مقاوله مینمودم، و معامله ما سر نگرفت. پس در آن شب که شما آن دعا را نمودید، عهد کردم که اگر این معامله ما انجام پذیر شود، و ششصد تومان ربح نماید، من در خدمت بوده با شما مشرّف به بیت اللَّه الحرام گردیدم، و شما در این حجّ نایب از جده ام صدّیقه طاهره باشید. و اگر سیصد تومان ربح کرد، فقط شما نائباً عن الصدّیقه مشرف شوید، چه من در چند سال قبل، عَن استطاعة به حج مشرّف شده، و حجّ واجب خود را به جای آوردهام. و اگر این مرتبه در خدمت شما موفق به حجّ گردم، حجّ مستحبّی است. و اکنون آن معامله انجام گرفته و نخها را از ایشان ابتیاع نمودم و فروختم، و خداوند ششصد تومان ربح مرحمت فرمود.
و این وجه، به این ترتیب که ذکر شد، مصرف سفر مکّه معظّمه است. آیا شما حاضر هستید از برای نیابت از جده ام، رفتن به حجّ را؟
داعی عرض کردم: البتّه حاضرم. و این نیابتی است که از صد هزاران اصالت، اشرف است.
مختصراً آن که تهیّه سفر را آماده کرده، و روز غرّه ماه رمضان المبارک سی و دو(1)از مشهد مقدس به عزم نیابت آن ملیکه دو سرا در حج بیت اللَّه با آن سیّد جلیل، با یک نفر دیگر از سادات انجاب بیرون آمدیم. و وجه مصروف را در مشهد مقدّس، به تاجری که ظاهراً خود حاج یوسف مزبور بود، آن سیّد جلیل داده، و برات بادکوبه گرفت. و روز هفتم رمضان وارد بادکوبه شدیم، و غافل از این بودیم که دُوَل کفریّه با یکدیگر، و دولت انگریز با دولت اسلامیّه عثمانیّه اعلان محاربه ای داده، و جنگ بین الدّول و الملل شروع شده، و به این واسطه تمام وسایل و مراکب سیر و حرکت - از جهاز و شمندفر و غیرها - از بردن مسافر به حجّ ممنوع، و ممحّض از برای سوق عساکر در حال محاربهاند. و از جمله آن دُوَل هم، دولت روسیّه است، و سیر مسافر در آن بلاد ممنوع است.
پس از ورود به بادکوبه، آن تاجری که وجه برات ما را باید تأدیه نماید، خبردار شده به دیدن آمد. و لَدَی الورود، زبان را به نکوهش و توبیخ ما گشود و عباراتی ناهنجار گفت.
داعی گفتم: چه شده است که شما این نحوه از عبارات را میگویید؟
1) 41. مراد، سال یک هزار و سیصد و سی و دو هجری قمری است.
در جواب گفت: مگر شما در مشهد مقدس نشنیدهاید که جنگ بین الملل شروع شده، و مسافر بردن ممنوع است؟
داعی عرض کردم: ما به هیچ وجه در مشهد مقدّس، و در بین راه تا این جا که وارد شدهایم، این مطلب را از کسی نشنیدهایم، والحال آن را از شما میشنویم. و اگر در مشهد مقدس یا در بین راه این مطلب را شنیده بودیم، تا بادکوبه نمیآمدیم.
پس آن تاجر گفت: چارهای جز معاودت به مشهد مقدس ندارید، چه قریب به دو هزار نفر دیگر از ایرانیها، که به عزم تشرف به بیت اللَّه در این جا آمدهاند، چند روز است که روزی سه چهار مرتبه به ماشین خانه رفته، و گاهی به داد و فریاد، و گاهی به الحاح و فروتنی، مسئلت بلیط ماشین میکنند، که به اُدَسا و اسلامبول بروند. و احدی به گفته آنها اعتنا نمیکند. و حال شما هم، مثل آنها است، و چارهای به غیر از معاودت نیست.
و بالجمله، هفت روز در بادکوبه معطّل شده، و سه نفر رفیق داعی - که دو تای آنها، همان دو سیّد جلیل بودند، که با داعی از مشهد مقدس بیرون آمده بودند. و یک نفر دیگر، میرزا ابوالقاسم نامی بود که در دو منزلی مشهد با ما ملاقات نموده، و عازم به رفتن مکّاره از برای تجارت دنیویّه بود. و اظهار داشت که چند سال است که عزم تشرّف به حجّ را دارم، ولیکن موفق نمیشوم، تا این که شما را دیده در قلبم گذشت که با شما در این سفر همراه باشم، امّا چه کنم که عازم مکّارهام؟
داعی گفتم: الف و راء مکّاره را که اسقاط کنی، مکّه میشود. و تجارت هم اعمّ است از تجارت دنیویّه و اخرویّه. امساله را، تجارت را تجارت اخرویّه قرار دهید.
پس با ما همراه شد، و به واسطه کثرت آمد و شدش در مملکت روسیه به جهت تجارت، مسلّط بر فهم و تکلّم به لغت روس بود. در این چند روزه، روزی چندین مرتبه از منزل بیرون آمده، و از وسایط امور شمندفر تفتیش کامل میکردند که شاید طریقی از برای حرکت نمودن ما میسّر شود.
تا آن عصر روز هفتم از ورود، عزم را بر معاودت به مشهد مقدس جزم کرده و رفقا از برای تهیّه وسایل معاودت بیرون رفتند و داعی، تنها، با دل شکسته و حال پریشان در منزل ماندم. و در این حال تنهایی متذکّر شدم که چرا نباید متوسّل به صدّیقه کبریعلیها السلام - که منوب عنهای من است - بشوم؟
پس اشکم جاری شد و عرض کردم: ای خاتون دو سرا، خود شما میدانید که دو مرتبه اسباب حجّ بیت اللَّه به نیابت از زید و عمرو، از برای داعی به احسن وجه و اکمل اجرت میسّر شد، و داعی قبول ننمودم. و به این وجه قلیل محض نایب بودنم در این عمل، از آن سلاله خلیل راضی شدم، در حالتی که آقایان حجج اسلامیّه مشهد مقدس مثل مرحوم حجة الاسلام آقای حاج سیّد علی سیستانی - اعلی اللَّه مقامه - و مثل مرحوم ثقة الاسلام حاج سیّد علی شوشتری و مثل مرحوم ثقة الاسلام آقا شیخ حسن کاظمینی - نوراللَّه مرقدهما - که همگی در آن تاریخ در قید حیات بودند، و با داعی محبّت و صداقت کامله
داشتند، داعی را از تقبّل این امر ممانعت فرمودند که اوّلاً این وجه، مکفی این سفر از برای شما نیست، و ثانیاً همین وجه را خودتان اخذ کنید، و به دست آن آقا نگذارید، زیرا که حرف نوع مردم را اعتباری نیست.
چه آن که داعی وجه سیصد تومان را از آن سیّد جلیل نگرفتم. و به ایشان عرض کردم که این وجه از جدّه شما است، و من مهمان آن مخدّره ام، و شما وکیل خرجید، از جانب ایشان. معادل آن چه را که برای خودت در این مسافرت از گراوات و مخارج اکل و شرب مصرف میکنید، از برای داعی هم مصرف نمایید. و وقتی که وجه تمام شد، بگو من از وکیل خرجی جده ام خارج شدم، در آن وقت من میدانم و صاحب کارم.
و بالجملة عرض کردم: بی بی، داعی با این خصوصیّات، به اسم نیابت از حضرتت در حجّ بیت اللَّه، از مشهد مقدس بیرون آمدهام. شما بر خود مپسند که داعی خائباً از این جا معاودت به مشهد مقدّس کنم. عَلِمَ اللَّه، چند دقیقه بعد از این عرایض به سدّه سنیّه آن مخدّره بیش طولی نکشید که آن تاجری که طرف برات ما بود و ما را در روز اوّل ورود به بادکوبه چقدر مذمّت و نکوهش کرد در جلو، و سه نفر رفیق داعی از عقب او وارد شدند. ولدی الورود، آن تاجر از عوض سلام و تحیّت گفت: آقا، البشارة.
داعی در جوابش گفتم: بشرّک اللَّه بالجنّة، چه بشارت داری؟ آیا غدقن از نبردن مسافرین برداشته شده است؟
گفت: نه، ولکن مادام و خانمی که رئیس ماشین خانه و شمندفر بود - چنان
که رسم طایفه روسیه است، بلکه رسم تمام ملّت نصاری است که زنان را مثل مردان دخالت در امور مهمّه دولتی و تجارتی میدهند - معزول شد، و خانم دیگری که با من آشنا و طرف حساب است، به ریاست شمندفر منصوب گردیده. و اگر شما مایل باشید که در شمندفر، با سالدات ها همنشین باشید، من میتوانم که از برای شما تحصیل بلیط شمندفر بنمایم.
داعی عرض کردم: البتّه تحصیل کنید.
پس، فردای آن روز که روز هشتم ورود ما به بادکوبه بود، قبل از ظهر چهار بلیط شمندفر آورده، به ما داد، و گفت: مهیّا باشید که عصر شمندفر حرکت میکند به جانب اودسا. من حمّال آورده شما را با اسباب و لوازم تان، به ماشین خانه برده و به ماشین نشانیده تا بروید.
و گفت: همین قدر که ماشین از برای سیر به حرکت افتاد، دیگر کسی را قدرت نیست که متعرّض شما بشود.
پس در وقت عصر با حمّال آمده، و ما را حرکت داده و به ماشین خانه برد. و ما را با اسباب های ما در یکی از خان های ماشین جای داده، و ما را در عقب اسباب ها نشانیده که به مرائی و منظر نباشیم.
و در آن وقت، قریب دو هزار نفر از ایرانیها که عزم بیت اللَّه داشتند و در بادکوبه آمده بودند، در جلوی ماشین خانه حاضر بودند، و تماماً با چشم گریان و حال پریشان تقاضای بلیط ماشین میکردند، و احدی به آنها اعتنا نمیکرد.
خدا میداند که در آن وقت بر داعی چه گذشت. و نمونه ملکی را که نیمی از
آن از برف و نیمی دیگر از آتش است - چنان که در اخبار وارد شده - در خود دیدم که به یک چشم خندان، از این موهبتی که حضرت بی بی درباره ما فرمود از تسبّب اسباب حرکت؛ و به یک چشم گریان، از دیدن حال برادران ایمانی ایرانی خود.
پس ماشین به حرکت آمده، و ما از بادکوبه بیرون آمدیم، به جانب اودسا و اسلامبول. و این نبود مگر از توسّل به ذیل عنایت حضرت صدّیقه علیها السلام.
و چقدر از مواهب و عنایات که در آن سفر میمنت اثر، از پرتو توجه آن خاتون دنیا و آخرت، شامل حال این کلبِ آستان شان گردید، که اگر نوشته شود کتابی حجیم و دفتری عظیم گردند.
از جمله، آن که اغلب حجّاج، یک مرتبه در سفر حجّ شان به مدینه منوّره مشرف میشوند، و آن هم چند روزی که غالباً به عشره نمیرسد. و این روسیاه را - از عنایات آن مخدّره - در یک سفر، دو مرتبه توفیق تشرّف به مدینه منوّره حاصل گردید: یک مرتبه قبل الحج که چهارده روز مشرّف بودم. و دفعه ثانیه بعد الحج که روز هشتم ماه محرّم الحرام هزار و سیصد و سی و سه وارد مدینه شده، و تا شانزدهم محرّم مشرف بودم. و بعد از آن به شمندفر که دولت عثمانیّه میان مدینه و شام احداث کرده بودند، نشسته و به شام آمدم.
و از جمله آن که توفیق درک میقات طایف - که قرن المنازل است - مرزوق گردید، چه قبل از حجّ، از بادکوبه به اسلامبول، و از آن جا به بیروت، و از آن جا به شام، و از آن جا به مدینه طیّبه مشرف شده، از راه شمندفر. و از آن راه که
رفته، معاودت به شام نموده، و به بیروت و اسکندریّه و سوئیس رفته، و از سوئیس به جده رفتیم. و قهراً احرام از این طریق، محاذات میقات است، نه از خود میقات. و بسیار مایل بودم که درک یکی از مواقیت را نموده باشم، تا آن که مِنْ حَیثُ لااَحتَسِب، درک میقات طایف - که قرن المنازل است - مرزوق گردید.
و از جمله، آن که چون اوّل محاربه بین الدّول بود که ما در بادکوبه وارد شدیم؛ و هنوز غالبیّت و مغلوبیّت دولتی معلوم نبود، پس پولهای هر دولت از نقود و کاغذ، به همان قیمت خود باقی بود. و وجه سیصد تومان داعی را مثل سایر وجوه همراهان منات کاغذ دادند، که هر صد مناتی آن در آن وقت شصت و دو تومان ایرانی قیمت داشت. و چون به اسلامبول رسیدیم و مغلوبیّت دولت روسیه مشهود و مشهور گردید، پولهای رواج مملکتش تنزّل نموده، و بعضی از صد مناتی ها را در اسلامبول به بیست و پنج تومان ایرانی دادیم. و چون در شام رسیدیم، صد مناتی به پانزده تومان رسیده بود.
و بالجمله این وجه سیصد تومان، همین قدر شد که داعی را بعد از حجّ به مدینه طیّبه رساند. و مع ذالک، چهارصد تومان دیگر علاوه بر آن سیصد تومان مخسوره مصرف داعی شد، تا ورود به مشهد که روز هیجدهم ماه شعبان هزار و سیصد و سی و سه بود. و مع ذالک در حین ورود به مشهد مقدس، تمام قروض داعی تأدیه شده، و مقداری هم مصرف سوغات نموده، من حیث لا احتسب.
و از جمله آن که نوع حاجیان در آن سال، از تشرّف به عتبات عالیات محروم
شدند؛ چه از طریق بحر و از ساحل جدّه مراجعت نمودند به خیال این که به بصره، و از آن جا به بغداد رفته، مشرّف به آن اعتاب مقدّسه گردند. و چون میانه دولت انگریز و عثمانی، در بین بصره و بغداد محاربه بود، پس راهی به تشرّف پیدا نکرده، و جمعی از بوشهر و جمعی از بصره و جمعی از بندر ناصری به عجم معاودت نمودند.
و داعی - بحمداللَّه و المنّة - چون از راه بین الحرمین معاودت نمودم، و به شام رفتم، پس از آن جا به حلب و از حلب به دَیْر و از دَیْر به شختور نشسته، و در شطّ فرات سیر نموده، تا وارد مسیّب شده و از آن جا از نهر حسینی وارد کربلای معلّی شدم. و چون ورودم مصادف با وقت زمستان بود، تقریباً چهار ماه در آن اعتاب مقدّسه مشرّف بودم. و بعد از عید نوروز، حرکت به سمت عجم نمودم.
و نبود تمامت اینها، مگر از اثر توسّلم به حضرت صدّیقه کبری صلوات اللَّه علیها.
و از آن تاریخ تاکنون - که یوم هیجدهم از ماه رجب الاصبّ سال هزار و سیصد و چهل و هشت هجری است، و مشغول کتابت این مقام هستم - هر وقت که در ورطه ای و بلیّه ای مبتلا شدهام، متوسّل به آن خاتون دنیا و آخرت شده، و ایشان را به آن انظار عنایتانهای که در آن سفر درباره این روسیاه داشته، قسم دادهام. و فی الفور، از آن ورطه و بلیّه، از برایم خلاصی حاصل شده است. و امید است که از ورطه های برزخ و قیامت هم، داعی را نجات دهد.
1 - البنیان الرفیع (اخلاق ربیعی)
این کتاب در قطع وزیری و در یک مجلّد به صورت چاپ سنگی در 324 صفحه به چاپ رسیده است. تاریخ شروع نگارش این کتاب سال 1337 ق و تاریخ اتمام آن سال 1341 ق است. این کتاب در شرح احوال ربیع بن خیثم معروف به خواجه ربیعه است و متشکل از یک مقدمه و هشت باب و یک خاتمه است.
2 - جنة العالیه و جعبة الغالیه
نگارش این کتاب در سه جزء و در سال 1341 ق به اتمام رسیده و هر سه جزء در یک مجلّد در قطع رحلی و چاپ سنگی به چاپ رسیده است. این کتاب کشکولی است که مطالب مختلف در آن شماره گذاری شده و هر جزء آن مشتمل بر 333 مطلب از مطالب مختلف میباشد.
3 - جنتانِ مدهامتان
این کتاب در قطع رحلی و در دو جزء به صورت چاپ سنگی به چاپ رسیده است
جزء اوّل «الجنة الاولی» 209 صفحه و جزء دوم «الجنة الثانیه» 206 صفحه است جزء اوّل مشتمل بر 504 جوهره و جزء دوم مشتمل بر 1541 جوهره است. هر جوهره از این کتاب در مورد مسائل مختلفی از عقاید، عرفان و اخلاق و … است.
4 - راحة الروح یا کشتی نجات
این کتاب شرحی است بر حدیث شریف نبوی که در کتب شیعی و اهل سنت ذکر شده است که پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمود: «مثل اهل بیتی کمثل سفینة نوح من رکبها نجی و من تخلف عنها غرق». این کتاب به قطع وزیری در 512 صفحه توسط کتاب فروشی جعفری در مشهد به چاپ رسید. نگارش این کتاب در 1341 ق به پایان رسیده است.
5 - خزینة الجواهر فی زینة المنابر
این کتاب در سه بخش اصول دین، فروع دین و اخلاق نگارش یافته و در هر بخش آیات، روایات، مواعظ و حکایات مربوط به آن بخش به ترتیب آورده شده است. همچنین این کتاب مشتمل بر شرح و تفسیر چهل آیه و هفتاد و هفت روایت و هشتاد موعظه و دویست حکایت است. نگارش این کتاب در سال 1336 ق به پایان رسیده و به قطع وزیری و در 722 صفحه توسط انتشارات کتاب فروشی اسلامیه به زیور طبع آراسته گردیده است.
6 - گلزار اکبری و لاله زار منبری
این کتاب در 114 فصل به عدد سورههای قرآن کریم تنظیم شده و هر فصل
آن به نام «گلشن» نامگذاری گردیده است در واقع این کتاب کشکولی است از مطالب مختلف با این تفاوت که مطالب آن بر اساس موضوع هر گلشن و فصل دسته بندی و مطالب هم سنخ در یک گلشن و پشت سر هم آورده شده است. این کتاب در سال 1344 ق نوشته شده و در 667 صفحه در چاپخانه حاج محمد علمی در قطع وزیری چاپ شده است.
7 - انوار المواهب
موضوع این کتاب مناقب و فضائل ائمه معصومینعلیهم السلام است که در قطع رحلی و در یک مجلّد به چاپ سنگی رسیده است. شروع تألیف این کتاب 1334 ق و تاریخ اتمام آن 1340 ق بود و مجموع صفحات آن 569 صفحه میباشد.
8 - العبقری الحسان فی احوال مولانا صاحب الزمان - عجل اللَّه تعالی فرجه
بنا به گفته مؤلف این کتاب به منزله جلد دوم کتاب انوار المواهب است که در شرح احوال حضرت ولی عصرعلیه السلام بوده و در پنج قسمت به عنوان بساط نگارش یافته است. این کتاب وزین در قطع وزیری در نه جلد و در انتشارات مسجد مقدّس جمکران تحقیق، ویرایش و به چاپ رسیده است.
9 - جواهر الکلمات (جواهر الزواهر فی شوارد النوادر)
این کتاب در قطع رحلی و در دو جزء به صورت چاپ سنگی به چاپ رسیده است.
10 - وسیلة النجات و عناوین الجمعات فی شرح دعاء السّمات
پایان نگارش کتاب سال 1331 ق بوده و در 320 صفحه وزیری توسط انتشارات نهاوندی به چاپ رسیده است.
11 – انهار النوائب فی اسرار المصائب
12 - حاشیه فرائد الاصول علی المبحث البراءة
13 - رسالة الحقیقة والمجاز
14 - وسائل العبید الی مراحل التوحید
15 - رشحة الندی فی مسألة البداء
16 - صلاة المسافر (تقریر درس شیخ محمد طه نجف)
17 - طور سینا در شرح حدیث کساء
18 - الفتح المبین فی ترجمة الشیخ علی الحزین
19 - الفوائد الکوفیه فی ردّ الصوفیه
20 - کشف التغطیه عن وجوه التسمیه
21 - لمعات الانوار فی حل مشکلات الایات والاخبار
22 - مفرج القلوب و مفرج الکروب
23 - المواریث (تقریر درس سید محمد کاظم طباطبایی یزدی)
24 - النفخات العنبریه فی البیانات المنبریه
25 - الید البیضاء فی مناقب الامیر و الزهرا
26 - الیاقوت الاحمر فی من رأی الحجة المنتظر
27 - سبع المثانی در مناقب حسن اوّل تا حسن ثانی
28 - العسل المصفی فی نکت اخبار مناقب المصطفیصلی الله علیه وآله
29 - الکوکب الدری فی نکت اخبار مناقب امیرالمؤمنینعلیه السلام(1)
صاحب الذریعه علاوه بر آثار مذکور دو کتاب دیگر را در زمره تألیفات علامه نهاوندی رحمه الله ذکر کرده است.
شیخ بزرگوار ما در 19 ربیع الثانی سال 1369 ق / 1329 ش در 90 سالگی در مشهد درگذشت روز درگذشت ایشان هوا بسیار سرد بود و برف سنگینی باریده بود و غسّال خانه مشهد در خیابان 17 شهریور در محل کنونی پارک وحدت قرار داشت و مردم با سختی طاقت فرسایی در مراسم کفن و دفن ایشان شرکت جستند و همین امر سبب شد که مرحوم آیت اللَّه فقیه سبزواری با توجه با مساعدت هایی که مرحوم نهاوندی در زمان حیات خود کرده بود، غسّال خانه اوّل طبرسی را بنا نماید.
جسد پاک علامه نهاوندی در رواق دارالسعادة در پایین پای هشتمین امام پاکان و در کنار قبر شیخ مرتضی آشتیانی دفن گردید و روح بلندش به عالم بالا عروج کرد.(2)
1) 42. نقباء البشر، ج 4، ص 1600؛ مصفی المقال فی مصنفی علم الرجال، ص 342؛ معجم رجال الفکر والادب، ج 3، ص 1314 - 1313؛ مکارم الاثار، ج 6، ص 2208؛ مع کبار علماء النجف الاشرف، ج 2، ص 307 - 306؛ ریحانة الادب، ج 6، ص 269؛ علمای بزرگ شیعه، ص 392؛ علمای معاصرین، ص 220؛ معجم مؤلفی الشیعه، ص 423 - 422.
2) 43. مشاهیر مدفون در حرم رضوی، ص 346.
مرحوم مروّج در تاریخ درگذشت ایشان این بیت را سروده است:
آمد اندوه و سر افکند و پی تاریخ گفت:
شد نهاوندی مقیم اندر در سلطان طوس
که جمع حروف مصراع دوم در حساب ابجد 1369 یعنی سال درگذشت ایشان به سال قمری است.
حاج شیخ علی اکبر نهاوندی ضمن دارا بودن تألیفات زیاد از کتابخانه بسیار غنی نیز برخوردار بوده است.
آقابزرگ تهرانی صاحب الذریعه به گوشهای از نسخی که در کتابخانه وی موجود بوده است اشاره کرده. آن چه در پی میآید فهرستی مختصر از بخشی از کتابخانه بزرگ ایشان است:
آثار علوی؛ مؤلف: محمد بن مسعود مسعودی؛ رساله ای مختصر در بیان آثار علوی شامل مقدمه و چهار فصل و سیزده باب.(1)
البراهین الجلیه فی تفضیل آل محمد علی جمیع البریه؛ مؤلف: مولا محمد کاظم بن مولا محمد شفیع هزار جریبی حائری متوفی بعد از 1232 ق و قبل از 1238 ق.(2)
تحفة الاخیار؛ مؤلف: مولی محمد طاهر بن محمد حسین شیرازی نجفی
قمی، مشتمل بر هزار بیت فارسی در مدح امیرالمؤمنینعلیه السلام و ردّ صوفیه است که شرح آن به زبان فارسی اثر مؤلف میباشد.(1)
تحفة المحققین؛ مؤلف: شیخ احمد دامغانی معاصر مولی حسن یزدی صاحب مهیج الاحزان، این کتاب شبیه کشکول و به زبان فارسی میباشد.(2)
ترجمة الذهبیه؛ مؤلف: سید شمس الدین محمد بن محمد بدیع الرضوی مشهدی صاحب «الحبل المتین» و «وسیلة الرضوان».(3)
تفسیر آیة البسملة؛ مؤلف: سید محمد حسین بن شمس الدین محمد النسابه.(4)
تفسیر سورة الفجر؛ مؤلف: مولی احمد بن حسن یزدی مشهدی واعظ.(5)
شرح الصحیفه؛ مؤلف: علامه محمدباقر مجلسی؛ این کتاب به زبان فارسی بوده و قریب پنج هزار بیت میباشد.(6)
شرح قصیده میرفندرسکی؛ مؤلف: مولی عباس دارابی شاگرد مولی هادی سبزواری میباشد.(7)
المسؤلات؛ مؤلف: کربلایی علی بروجردی؛ این کتاب شامل جواب مسائلی
است که مؤلف از استاد خود مولی محمد تقی مجلسی سؤال کرده است.(1)
شمس الحقیقة؛ مؤلف: میرزا محمد بن عبد النبی بن عبد الصنائع اخباری نیشابوری (م 1232 ق).(2)
طراز المصائب؛ مؤلف: مولی نظر علی بن سلطان محمد طالقانی (م 1306 ق) این کتاب مشتمل بر مطالبی در مقتل میباشد.(3)
طیف الخیال فی المناظرة بین العلم والمال؛ مؤلف: مولی محمد مؤمن بن حاج محمد قاسم جزایری شیرازی شاگرد مولی شاه محمد بن محمد شیرازی صاحب شرح (الصحیفه).(4)
حقیقة الاعیان فی معرفة الانسان؛ مؤلف: میرزا محمد بن عبدالعلی معروف به اخباری.(5)
الرد علی العامه؛ مؤلف: حاج مولی حسن بن علی کشوی یزدی حایری؛ این کتاب بیان ابطال خلافت کسانی است که بر علیعلیه السلام مقدم شدند.(6)
رشحات عین الحیاة؛ مؤلف: مولی حسین بن علی واعظ کاشانی بیهقی؛ این کتاب شامل مقالاتی چند در طبقات خواجگان و سلسله نقش بندیه و مناقب
خواجه ناصرالدین عبیداللَّه نقش بندی و … میباشد.(1)
زهر الربیع فی الطرائف والملح والمقال البدیع؛ مؤلف: سید نعمت اللَّه بن عبداللَّه موسوی تستری (م 1112 ق). جلد اوّل این کتاب مکرر چاپ شده و جلد دوم به دلیل عدم اقبال مردم به آن چاپ نشده و لذا نسخه دوم جلد دوم کمتر است. صاحب الذریعه گوید: جلد دوم این کتاب را نزد شیخ علی اکبر نهاوندی در خراسان دیده است.(2)
رسالة فی السیر والسلوک؛ مؤلف: نورالدین اخباری محمد بن محمد بن مرتضی کاشانی برادر محدث فیض کاشانی.(3)
شرح دعای شجرة النبوة؛ مؤلف: مولی احمد واعظ یزدی (م 1310 ق). این کتاب مشتمل بر هشت هزار بیت میباشد.(4)
قلائد اللئالی؛ مؤلف: نصر اللَّه بن شهر اللَّه ترمذی؛ این کتاب به زبان فارسی و شرح جامع الحکایات است که مؤلف برای غلامرضا بن محمد علی آرانی کاشانی تصنیف کرده است.(5)
لب شرح المثنوی؛ مؤلف: مولی حسین بن علی واعظ کاشفی بیهقی (م 910 ق)
به این کتاب لب اللباب هم گفته میشود.(1)
لطائف الآثار و جواهر الاخیار؛ مؤلف: شیخ سلیمان بن محمد معاصر شیخ حرّ عاملیرحمه الله(2)
اللمعات فی شرح دعاء السمات؛ مؤلف: سید ابوالقاسم بن سید محمد باقر حسینی علوی فاطمی.(3)
مباحثة النفس؛ مؤلف: مولی محمد طاهر؛ این کتاب در مواعظی خطاب به نفس عماره و … میباشد.(4)
المجالس الاربعون؛ مؤلف: مولی محمد بن مقیم بن شریف درزی بار فروشی مازندرانی. این کتاب در مواضع الهیه میباشد که عنوان هر مجلس آیهای از قرآن است.(5)
مجالی الانوار؛ مؤلف: میرزا محمدبن عبد النبی بن عبد الصنائع نیشابوری اکبر آبادی معروف به اخباری؛ این کتاب مشتمل بر مطالبی در مبدأ و معاد میباشد که خود مصنّف شرحی بر آن نوشته که به «مجالی المجالی» نام گرفته است.(6)
تحفة المؤمن؛ مؤلف: مولی احمد دامغانی معاصر فتحعلی شاه.(1)
معارف العارفین؛ مؤلف: محمد بن نصراللَّه اللائمی؛ این کتاب مختصر و در دو فصل میباشد.(2)
مفتاح المطالب فی شرح المکاسب؛ مؤلف: سید محمد مولانا تبریزی(3)
منهج الفاضلین فی معرفة الائمة الکاملین؛ مؤلف: شیخ محمد بن اسحاق بن محمد الحموی؛ این کتاب به زبان فارسی و مبسوط در امامت میباشد.(4)
میزان الحق؛ مؤلف: مولی حسن بن علی الکشوی یزدی حائری.
این کتاب به زبان فارسی و در ردّ عامه و خلافت متقدّمین میباشد.(5)
نجم الولایة لمن اراد الهدایة؛ مؤلف: محمد بن عبد النبی اخباری.(6)
نصیحت نامه شاهی؛ مؤلف: ملّا حسین بن علی کاشفی سبزواری. مؤلف، این کتاب را برای پسر سلطان حسین میرزا بایقرا به رشته تحریر درآورده است که مشتمل بر مواعظ و اخلاق منظوم و منثور میباشد.(7)
تنویر القلوب؛ مؤلف: مولی نورالدین محمد بن مرتضی بن محمد مؤمن بن مرتضی برادر فیض کاشانی معروف به نورالدین اخباری. این کتاب مشتمل بر 14 باب در بیان معنی یک متن و فضیلت معرفت و کیفیت تحصیل آن است.(8)
جام جم؛ مؤلف: شیخ محمد علی معروف به علی بن ابی طالب الحزین
این کتاب به زبان فارسی بوده و مشتمل بر «الموالید الثلاثة و کائنات الجو».(9)
جامع السطین؛ این کتاب در تفسیر سوره یوسف به زبان فارسی و مشتمل بر
نکات ادبی عرفانی و اخلاقی در 60 فصل میباشد.(1)
جنة النعیم در احوال معراج النبی؛ مؤلف: مولی محمد علی بن محمد معروف به علی البرغانی. این کتاب همچنین شامل مطالبی پیرامون امام حسینعلیه السلام و طریق سلوک آن حضرت میباشد که جلد پنجم آن کتاب ریاض الاحزان بوده است.(2)
الحبل المتین؛ این کتاب مشتمل بر معجزه ظاهر شده بعد از دفن مولانا امیرالمؤمنینعلیه السلام به زبان فارسی و نزدیک هشت هزار بیت میباشد.(3)
حقوق آل محمد علی سائر العباد؛ مؤلف: مولی حسن بن علی یزدی کشوی حائری.
این کتاب به زبان فارسی و وجیزهای مختصر بوده که در آن سی حق به
رشته تحریر درآمده است.(1)
نظم الغرر و نضدالدرر؛ مؤلف: عبدالکریم بن محمد یحیی بن محمد شفیع قزوینی بن محمد رفیع بن فتح اللَّه معاصر شاه سلطان حسین صفوی. این کتاب در نود و نه باب به عدد اسماء حسنی تصنیف شده است.(2)
نواصیص العجب فی شرح زیارة رجب؛ مؤلف: ملا احمد بن حسن یزدی.(3)
وسیلة الرضوان فی کرامات سلطان خراسان؛ مؤلف: شمس الدین محمد بن بدیع الرضوی از رؤسای خادمین آستان قدس و از علمای عصر صفوی معاصر شاه طهماسب دوم.(4)
جواهر الکلمات لبصائر النسمات (ملقب به کحل الجواهر لجلاء البصائر)؛ این کتاب در سه جلد اصول دین، فروع دین و اخلاق میباشد.(5)
ضمناً بخشی از دست نوشتههای علامه نهاوندی همچون بخشی از عبقری الحسان فی احوال مولانا صاحب الزمانعلیه السلام در کتابخانه مدرسه حجّتیه قم نگهداری میشود.
ترجمه دستخط مبارک علامه محمّد حسین کاشف الغطاء که بر کتاب شریف عبقری الحسان نوشته شده است:
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
نظرت فی هذا الکتاب المستطاب الذی هو من حسنات هذا العصر بل من مفاخر الدهر والنفس الخدمات لولی الامر عجل اللَّه فرجه و هو من الباقیات الصالحات من رشحات قلم المولی الاجل ملاذ الانام حجه الاسلام الحاج شیخ ملا علی اکبر النهاوندی دامت برکاته و تَوالت افاداته.
حرره العبد الاحقر محمد الحسین الکاشف الغطاء
فی المشهد الرضوی علی مشرفه الف تحیه وسلام.
2 جمادی 2 سنة 1352
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
در این کتاب شریف نگریستم و آن را از برترین حسنات عصر حاضر بلکه از مفاخر دهر یافتم و نیکو خدمتی است برای حضرت ولی عصر عجل اللَّه فرجه و از باقیات صالحاتی است که از قلم مولای فاضل حضرت حجة الاسلام و ملاذ الانام حاج شیخ علی اکبر نهاوندی دامت برکاته تراوش یافته است.
نوشته شد به دست عبد حقیر خداوند، محمّد حسین کاشف الغطاء(1)
الدین و الاسلام 3 جلد؛ المراجعات الریحانیة 2 جلد؛ الآیات البینات؛ الفردوس الاعلی؛ اصل الشیعة و اصولها؛ تحریر المجلة 5 جلد؛ التوضیح فی البیان ما هو الانجیل و من هو المسیح 2 جلد؛ المعنی عن الاغانی الوجیزة فی الفقه؛ التربة الحسینیة نبذة من السیاسة الحسینیة؛ الجنة السماوی؛ المثل العلیا فی الاسلام لافی بحمدون؛ محاوره با سفیر انگلیس و آمریکا در عراق
ایشان مدتها در دانشگاه الازهر مصر تدریس کرد و چون نزد برادران اهل تسنّن مورد اعتماد بودند، خدمات شایانی در نشر حقایق شیعیان نمودهاند. ایشان ضمن مسافرتهایی به ایران، سوریه، پاکستان، عربستان، فلسطین و مصر سخنرانیهای فراوان ایراد کرد و برای بیداری مسلمانان مقالات فراوان نوشت. مرحوم شیخ تا در قید حیات بود همه او را به عنوان یک شخصیت برجسته علمی از لحاظ فقه و اصول و ادب میشناختند.
او با قلم توانا و موشکاف و پر مغز خود توانست بسیاری از پردههای اوهام را راجع به مذهب حقّه تشیع پاره کند و عقاید شیعه را آن چنان که هست به عموم مسلمانان جهان معرفی نماید.
مرحوم کاشف الغطاء صبح روز سه شنبه 28 تیرماه 1333 (ذیقعده 1373) در کرند کرمانشاه به سن 80 سالگی درگذشت. «برگرفته از کتاب مصاحبه با مرحوم استاد سید غلامرضا سعیدی درباره مرحوم علّامه محمد حسین کاشف الغطاء، ص 84-75».
در مشهد مقدس رضوی که بر زائرانش هزار مرتبه درود و سلام باد.دوم جمادی الثانیه سال 1352 قمری
1) 87. مرحوم آیة اللَّه محمد حسین کاشف الغطاء در سال 1296 هجری در نجف اشرف متولد شد و در همان جا به تحصیل علوم مختلفه، ادبیات، فقه، اصول و حکمت پرداخت و در اثر کوشش و مجاهدات فراوان به مقامات علمی بزرگ رسید و متجاوز از 90 جلد کتاب تألیف نمود. از جمله تألیفات ایشان کتابهای زیر است: