ghaemiyeh.com
سرشناسه : فرهادیان رضا، ۱۳۲۷-
عنوان و نام پدیدآور : هنر معلمی/ مولف رضا فرهادیان.
مشخصات نشر : قم: مسجد مقدس جمکران ۱۳۸۸.
مشخصات ظاهری : ۲۷ ص.
شابک : ۲۵۰۰ ریال : 978-964-973-241-1
وضعیت فهرست نویسی : فاپا (برونسپاری)
یادداشت : کتابنامه: ص. ۲۷؛ همچنین به صورت زیرنویس.
موضوع : معلمان -- روابط با شاگردان
موضوع : معلمان -- اخلاق حرفهای
شناسه افزوده : مسجد جمکران (قم)
رده بندی کنگره : LB۱۰۳۳/ف۴ھ۸۷ ۱۳۸۸
رده بندی دیویی : ۳۷۱/۱۰۲۳
شماره کتابشناسی ملی : ۱۸۶۱۹۱۷
هنر معلمی
مولف رضا فرهادیان
خداوند، به انسان آنچه را که نمیدانست آموخت.(1)
یعنی پروردگار به نوع انسان چیزهایی را که نمیدانست، تعلیم داده و آموخته است، این نوع تعلیم یک نوع تعلیم تکوینی است که غیر انسان از آن محروم است. بدیهیات اولیه را خداوند با قدرت لوح و قلم به انسان آموخت و این خود پایه و مایه اولیه فراگیری تمام علوم در انسان میباشد.
سلام و درود بیپایان ما نثار شمع فروزان راه بشریت محمد مصطفیصلی الله علیه وآله باد؛ معلمی(2)که هر پیامش نسیم حیات بخشی را در دلها میدمد و قابلیت هایی را شکوفا میسازد، و شنیدن هر کلامش، کالبد بیجانی را جان میبخشد، به حرکت در میآورد، قدرت پرواز میدهد و به بلندای اندیشههای متعالی و کمال معرفت الهی رهنمون میسازد. این معلّم، نادره گیتی است که انسانها را به سرچشمه زلال حکمت و هدایت میکشاند؛ بصیرت شان را میگشاید و فطرتشان را شکوفا میسازد و ارزشهای نهفته در عالم برون و درون را فرا راهِ دید و نگرش دلهای شیفته خود قرار میدهد.
ای معلّم! دلهای ما مشتاق کلام توست و دیدگان ما چشم به راه رفتار بزرگوارانه و کریمانه توست، که انسان را متواضع و دلها را خاشع و عقلها را به تعظیم در برابر عظمت و جلال تو وا میدارد و در برابر چهره پرفروغ تو جان به شوق و تکاپو میافتد و در پرتو محبت تو روح و روان به حقیقت و عرفان میرسد؛ تا جایی که آن یگانه قطب ولایت، به شاگردی تو افتخار میکند و میفرماید: «أنا عبد من عبید محمّدصلی الله علیه وآله» (1)و نیز در تجلیل از معلّم میفرماید: «من علّمنی حرفاً فقد صیّرنی عبداً».(2)
نقش معلّم به قدری والا و گرانقدر است که پیامبر بزرگ اسلامصلی الله علیه وآله میفرماید: «بالتّعلیم اُرسلت» (3)من برای تعلیم فرستاده شدم، و به قدری حساس و بااهمیت است که امام علیعلیه السلام فرمود: کسی که خود را در مقام هدایت و تعلیم مردم قرار میدهد، باید پیش از آنکه به تعلیم دیگری همّت گمارد، به تهذیب خویش اقدام نماید و تأدیب عملی اش بیش از تأدیب زبانی اش باشد؛ زیرا کسی که ادب آموز و معلّم خویشتن است، به احترام سزاوارتر و برتر از کسی است که [تنها] معلّم و مربی دیگران است.(4)
بحث از روابط انسانی موجود در کلاس و چگونگی آن ممکن است به ناخشنودی، دلسردی و ناامیدی معلّم بینجامد، ولی معلّمی که با عشق و علاقه با نیّت و فکر سالم و با روش صحیح، کار معلمی را آغاز میکند، خیلی زود درمییابد که بازتاب رفتار و عمل قویتر از بیان و اعتقاد و سخن است و این رفتار و عملِ معلّم است که سرنوشت آینده دانشآموز را رقم میزند. کسانی که با خود صادق باشند با پیگیری و تلاش مستمر عدم موفقیّتها و اشتباهات خود را جبران میکنند، در غیر این صورت سبب ایجاد یأس و دلسردی آنان میشود، به طوری که حتی بعضی به فکر کنارهگیری از کار معلمی میافتند.
1) 3. امام علیعلیه السلام، بحار، ج3، ص283، ش1 و کافی، ج1، ص90.
2) 4. منسوب به امام علیعلیه السلام.
3) 5. بحار، ج1، ص236، ش35.
4) 6. من نصب نفسه للناس اماماً فلیبداً بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره ولیکن تأدیبه بسیرته قبل تأدیبه بلسانه، و معلّم نفسه و مؤدبها احق بالاجلال من معلّم الناس و مؤدبهم»؛ نهجالبلاغه، کلمات قصار، 73.
معلمی هنری است دلانگیز و رفتاری است، شگفتانگیز(1)و دشوار،(2)و رسالتی است بس بزرگ، که هر کسی را تاب و توان پذیرش چنین مسؤولیت خطیری نیست؛(3)معلمی سوز و درد میخواهد و عشق
1) 7. معلّمی کاری شگفتانگیز و معلّم، دارای قدرتی شگرف است؛ زیرا که میتواند زندگی انسانی را تیره و تار یا شاد و پر نشاط نماید. ایجاد فضای عاطفی برای یادگیری بر عهده معلّم است و تنها این کار، از او ساخته است. با علم و حلم و مهارت و تجربه و عشق و علاقه، میتواند نظریات کلّی را به رفتار ویژه تربیتی کاربردی تبدیل کرد.
2) 8. وقتی مشکلات دانش آموزی و مسائل حساس و مهم پیش میآید، فلسفه بافی به درد نمیخورد، آنچه که در بحبوحه شلوغی کلاس و بروز مشکلات رفتاری شاگردان کارساز است، فقط مهارت و کاردانی معلّم در نحوه برخورد با دانشآموز و اداره کلاس است.
3) 9. در نظریات تعلیم و تربیت گرچه مفاهیم و مباحث کلی و خوبی وجود دارد، امّا هنگامی که واقعیت مطرح است این مفاهیم متعالی بدون کاردانی و مهارت در رفتار، نمیتواند مفید و مؤثر واقع شود. مثلاً احترام به شخصیت و کرامت نفس مطلب مهم و قابل توجهی است؛ ولی معلّم نیز در برخورد با تعارضات روزمره در کلاس و مواجهه با اختلالات رفتاری دانشآموزان به مهارت و کاردانی کاربردی در برخورد [با استفاده از آن اصول کلی] و ابتکار در عمل نیاز دارد. او باید همواره نیازها و احساسات دانشآموزان را مد نظر داشته باشد.
و احساس میطلبد، صبر و تحمّل میباید؛ زیرا که هر کاری که قدر و منزلتش بالاتر است، مسؤولیتش هم سنگینتر و مهمتر است.(1)
خیلی پند و اندرز نمیدهند.
تنبیه نمیکنند.
احساس گناه و شرمندگی به وجود نمیآورند.
به اتفاقاتی که در کلاس رخ میدهد، دامن نمیزنند و آن را کش نمیدهند.
سرزنش و انتقاد نمیکنند؛ بلکه با دانشآموز احساس همدردی و همدلی میکنند.
با پدر و مادر و گذشته و آینده او کاری ندارند، آنچه که برای آنان مهم است، «وضع حاضر و حال فعلی دانشآموز است که در بحران و فشار روحی قرار گرفته است»، آنان احساسات و نیازهای روحی دانشآموز را از مقررات خشک و دست و پا گیر مدرسه مهمتر میدانند.
معلّم واقعی کسی است که با نگاه، حرکات و برخورد خود،(2)به نو آموزانش شخصیت دهد و با رفتاری کریمانه آنان را از عادتها و کردارهای ناصحیح باز دارد،(3)از سعه صدر، وسعت دید و ظرفیت عاطفی
1) 10. ویژگیهای مشترک بهترین معلّمها از این قرار است که:
2) 11. یک معلّم خوب، با اینکه کار معلمی برایش یک وظیفه است؛ امّا مهمتر از هر چیز، همواره انسان حساسی است که به حال یک یک دانشآموزان سخت توجّه دارد و در هر موقعیت میکوشد تا رفتار مناسبی از خود نشان دهد؛ چرا که میداند خیلی از مسائل تعلیم و تربیت؛ ریشه در روابط، طرز نگاه و برخورد معلّم با دانشآموز دارد.
3) 12. تجربه نشان داده است که وقتی دانش آموزی، در درس ضعیف بوده و در انجام تکالیف مشکلی دارد، بدرفتاری و ناسازگاری را ترجیح میدهد؛ زیرا او تجربه کرده است که تقاضای کمک از معلّم و یا دیگران به خاطر ندانستن درس ممکن است، باعث سرزنش، توبیخ و تنبیه و یا تمسخر و استهزاء گردد. تنبیه های لفظی، پیشرفتی ایجاد نمیکند؛ بلکه برعکس سبب دلسردی و تخریب قوه ابتکار و از بین رفتن اعتماد به نفسِ دانشآموز میشود و از طرفی عامل مهم ایجاد تنفّر و انزجار نیز میباشد.
بالایی برخوردار باشد و همیشه این آمادگی را داشته باشد که پای سخن هر دانش آموزی بنشیند و در مقابل هر سؤال نوآموزی با چهرهای باز و رویی گشاده از او استقبال کند و در برابر هر خواسته منطقی،(1)بال و پرِ تواضع و فروتنی بگشاید و با همدلی و همدردی،(2)دیگران را راهنمایی بنماید. با سکوت(3)خود، آنان را به تفکّر وا دارد و با بردباریش، به آنان رشد دهد(4)و با کلامش روحیه آزاد منشی و آزادگی را در آنان زنده نماید.
او باید بتواند به راحتی با شاگردانش تفاهم و ارتباط برقرار نماید(5)
تعادل روانی دانشآموز بستگی به این دارد که او به واقعیتهای درون خویش اعتماد کند و احساس ارزشمندی بنماید. اظهار نظرها و گفتههای معلّم بر عزّت نفس و کرامت نفس دانشآموز تأثیر میگذارد، بنابراین معلّم باید شیوهها و روشهای گوناگون ارتباط سازنده را فراگیرد. اصل اساسی ارتباط این است که «درباره شرایط و موقعیّتها صحبت شود نه درباره شخصیت و منش فرد». این اصل در تمام برخوردهای بین معلم و دانشآموز در رابطه با آموزش و در خصوص تکلیف و انتظارات او در کلاس و مدرسه باید رعایت شود و اگر معلم طریقه استفاده از این اصل را در شرایط و موقعیتهای مختلف بداند و به کار بندد، ارتباط سازنده با دانشآموزان تحقق خواهد یافت، در غیر این صورت ارتباط نا مؤثر و یا مخرّب خواهد بود.
ویژگی ارتباط سالم معلم با دانشآموز به قرار زیر است:
دقیقاً اظهار نظر دانشآموز یا حالت روحی او را باز میشناسد.
برداشت ذهنی دانشآموز را انکار نمیکند.
احساسات دانشآموز را موضوع بحث و جدل قرار نمیدهد.
منکر خواستهها و نیازهای روحی دانشآموز نمیشود.
ذوق و سلیقه دانشآموز را مورد تمسخر قرار نمیدهد.
نظریات دانشآموز را بیارزش جلوه نمیدهد.
منش و شخصیت دانشآموز را کوچک نمیشمرد.
او را از مقام و منزلتی که دارد پایین نمیآورد.
تجربه دانشآموز را موضوع بحث و انکار قرار نمیدهد.
1) 13. بعضی از معلّمها وقت و انرژی شان را در بحث و جدل های فراوان در سر کلاس هدر میدهند که میشود از آنها پرهیز کرد؛ زیرا در این تعارضات بگو مگوهای غیرضروری، هم وقت و انرژی معلّم هدر میرود و هم روی دانشآموز باز میشود و از طرف دیگر جسارتش بیشتر شده و استعداد و وقت دانشآموز در مسیری خطا بکار میرود.
2) 14. آنچه که کودکان و بزرگسالان را از هم جدا میکند، تفاوت فاصله زمانی و فاصله ذهنی است و برای از بین بردن این فاصله، تنها باید از روش همدلی و همدردی استفاده کرد.
3) 15. در تعلیم و تربیت، گاه «روش خاموشی و سکوت» رساتر از سخن گفتن و روش کلامی است! «رُبَّ سُکوتٍ اَبْلَغُ مِنْ کَلامٍ». {غررالحکم}
4) 16. گاهی نحوه نگاه، آثار چشمگیر تری از سخن گفتن و عمل کردن دارد.
5) 17. برای تغییر در رفتار دانشآموز و آموزش او در کلاس، چگونگی ارتباط معلم با وی اهمیّتی حیاتی دارد. معلّم و مربی معمولاً به گفتار و گفتگوهای خود بر کلاس که موجب جذب یا دفع دانشآموز است توجهی نمیکند؛ درحالی که این موضوع برای دانشآموز خیلی اهمیت دارد. معلّم قبل از اینکه به فضای ذهنی دانشآموز راه یابد، باید به قلب او راه پیدا کند و آن هم وقتی امکانپذیر است که در برخورد با دانشآموز گفتارش، حاوی پذیرش و جذب باشد و از گفتهها و نظریات طرد آمیز که ممکن است خشم و کینه و انزجار و تنفّر پدید آورد، اجتناب کند.
و احساسات(1)و عواطف آنان را درک کند و در عین داشتن صداقت
1) 18. معلّم باید احساسات دانشآموز را درک و آن را بازگو کند و با وی همدلی و همدردی نماید. اگر احساسات دانشآموز را که از طرف خودش بازگو میشود، منکر شویم، ارتباط ما با وی قطع خواهد شد؛ زیرا در موقعی که باید صحت تجربه دانشآموز را تصدیق کنیم، واقعیتهای احساسی او را انکار کردیم و زمانی که باید گوش فرا دهیم، حرف میزنیم و آنجا که باید احساس همدردی کنیم، پشت سرهم سؤال میکنیم، در چنین موقعیتی ما بجای کاهش فشار روحی دانشآموز، آن را افزایش میدهیم.
و صمیمیتی سرشار از شادی و امید، انضباط(1)
انضباط را با تنبیه کردن دانشآموز نمیتوان به وی یاد داد؛ زیرا تنبیه مانع بدرفتاری فرد نمیشود؛ بلکه باعث میگردد، دانشآموز متخلّف در ارتکاب تخلّفش دقیقتر و محتاط تر عمل کند و در مخفی نگهداشتن نشانههای تخلّفش مهارت و زیرکی بیشتری به خرج دهد. در واقع دانش آموزی که بلافاصله تنبیه میشود، تصمیم میگیرد، دقت و احتیاط بیشتری در انجام عمل خلاف داشته باشد؛ نه اینکه صادق تر و یا مسؤول تر شود. تنبیه در مواردی است که قوانین و مقررات با بیانی صاف و روشن گفته شده باشد و دانشآموز آگاهانه بدون داشتن مشکلی سرپیچی کرده باشد. آن هم مراتب دارد تا جایی که میشود باید علّت یابی کرد و در موارد لزوم به عنوان تنبیه، میتوان دانشآموز را از خواستهاش محروم و یا برای انجام تکلیف، او را در مدرسه نگه داشت. باید برخورد قاطع و مؤدّبانه باشد و دانشآموزان، آن را به عنوان یک قانون اجرا کنند. حتی المقدور معلّم برای برقراری انضباط باید از جانشین های مؤثرتری برای تنبیه استفاده کند؛ زیرا تنبیه پدید آورنده کینه و نفرت است و شرایط عاطفی و احساسی دانشآموز را مختل میسازد.
انضباط با دیکتاتوری معلّم برقرار نمیشود؛ آنچه بیشتر کارساز است این است که معلّم، بجای تهدید و تنبیه از قانون همدردی و همدلی استفاده نماید. تنبیه و تهدید و سرزنش حرمت نفس دانشآموز را جریحه دار کرده و وی را به عکسالعمل متقابل و سوء رفتار وا میدارد.
و قاطعیتی صریح داشته1) 19. انضباط تنبیه نیست. معلّم و مربی زمانی که با مسائل انضباطی سر و کار دارد میتواند سازنده ترین فرد و یا مخرب ترین فرد باشد. در انضباط هر آنچه که نفرت زا است بایستی کنار گذاشته شود تا دانشآموز امنیت خاطر پیدا کند و فرصت و تمرکز ذهنی برای درس خواندن وی فراهم آید.
باشد.(1)
همواره و در همه جا پیشگیری مهمتر از درمان است، معلمی که خود انضباط شخصی داشته باشد و رفتار و برخورد خوب از خود نشان دهد و از سرزنش و گفتار کنایه آمیز و بی ادبانه اجتناب ورزد، خود یک الگوی عملی برای آموزش انضباط است.
اصل مهم، حفظ کرامت نفس دانشآموز است تا سبب شود ارتباط معلّم با دانشآموز ضعیف نشود؛ یعنی در موارد پدید آمدن مشکل اخلاقی، با مشکل برخورد شود، نه با شخصیت دانشآموز؛ یعنی به موقعیت توجّه شود نه اینکه شخصیت فرد مورد ارزیابی و قضاوت قرار گیرد و یا زیر سؤال رود.
معلّم آگاه، درگیر بحث و جدال نمیشود و با اقتدار و مهارت از بحثهای پیش پا افتاده که باعث اتلاف وقت میشود، پرهیز میکند.
تغافل از تخلف های جزئی و فاش نکردن آن. به علت مشکلات روحی خانوادگی که بر کادر اداری و یا حتی معلّم مدرسه پوشیده است، بعضی از دانشآموزان ممکن است از تصاویر و یا نوشتههایی برای دست انداختن و یا تحقیر مربیان یا معلّمان استفاده کنند، معلّم میتواند این نوشتهها را بدون اینکه بخواند و یا فاش کند، از بین ببرد؛ زیرا یک عمل جاهلانه خصوصی نباید باعث آبروریزی در حضور همگان گردد؛ زیرا فاش کردن آن، موجب جسارت بقیه دانشآموزان خواهد شد. بعضی اوقات نیز ممکن است حرف زشتی از دانش آموزی شنیده شود، در اینجا فقط نگاهی سخت و قاطع کافی است تا معلّم عدم رضایت خود را نشان دهد، بدون اینکه حرفی بزند و مطلب را به جمع بکشاند و سبب وخیم تر شدن اوضاع کلاس و مدرسه شود؛ زیرا تنبیه دستهجمعی، انضباط شخصی را تقویت نمیکند. گاهی با مزاح میتوان رفتاری قاطع و مؤثر داشت.
کم گویی و گزیده گویی و گاهی هم سکوت لازمه انضباط مؤثر است. معلّم در مواقع بحران باید کم حرف بزند و مختصر گو باشد. اقتدار و توانایی را نمیتوان با شرح و بحثهای طولانی به دیگری فهماند. تذکرات و سخنرانیهای طولانی موجب عدم تفکّر دانشآموز میشود، برای جلوگیری از دعوا و برقراری انضباط یک فرمان کوتاه و مفید با لحنی قاطع و بلند بسیار مؤثر است.
او میداند که برای نفوذ در شخصیت دانشآموز و برای تغییر رفتار1) 20. قاطعیت؛ یعنی پیگیری در کار، که با روشهای زیر موجب تثبیت انضباط میشود:
و کردار وی باید در دل او جای داشته باشد و تنها با ایجاد انگیزه میتواند رغبت به تحصیل را در او افزایش دهد. در طول تاریخ، انسانهای بزرگ، بخش اعظم موفقیت شان را در زندگی، مرهون بهرهگیری از اساتید و معلمان آگاه و دلسوز و با ایمان و بزرگوار خویش بودهاند.(1)
با به وجود آوردن احساس ارزشمندی در دانشآموز، انگیزه یادگیری ایجاد کند.
با اهمیت دادن به دانشآموز، اعتماد به نفس پدید آورد.
با فراهم کردن امنیت خاطر، از شدت اضطراب بکاهد.
با القاء نشاط و روحیهای گرم، ترس و یأس را از بین ببرد.
با بردباری و تدبیر از تعارضها و کشمکشها در کلاس بکاهد.
معلمی شغل و حرفه نیست، ذوق و هنر است، مسؤولیتی است که ریشه در اعماق وجود انسانهای فرهیخته و دلسوخته دارد؛ آری، معلمی رسالتی است پیامبر گونه. معلّم، با سرمایه بزرگِ علمِ توأم با حلم و تهذیب نفس، همچون پدری مهربان پا به پای شاگردانش در هر بحث و گفتگوی علمی و تربیتی شرکت میکند و در فضای مدرسه زمینه طرح پرسشها را در ذهن دانشآموزان فراهم میسازد و آنان را به جستجوی افقهای وسیعتر و فهم و درک علمیِ فراتر وا میدارد. روان با نشاط و پرفروغش
1) 21. معلمین موفّق، کسانی بودهاند که توانستهاند ارتباطی قوی با دانشآموزان خود برقرار نمایند؛ زیرا تعلیم و تربیت بستگی به کیفیت ارتباط دارد. معلّم میتواند عامل تقویت و یا تضعیف ارتباط باشد. او برای تعلیم و تربیت صحیح باید دارای مهارتهای ویژهای در برقراری ارتباط سازنده باشد، چنین معلّم کارآمد و با لیاقتی میتواند:
همچون نسیمی روحبخش که به گلهای بهاری میوزد، استعدادهای نهفته ذهنها را بارور میسازد و در پرتو تعامل علمیِ دانشآموزان با یکدیگر در گروههای آموزشی،(1)سطح فکر آنان را ارتقا میبخشد.
معلّم خوب، کسی است که علاوه بر تسلط کامل به موضوع درسی، با اصول تعلیم و تربیت آشنایی دارد و همواره خود را از مطالعه و تکرار مستمر و فراگیری تازه های علمی بینیاز نمیبیند و در کلاس سعی دارد تا آموختههای فراگیران را با واقعیتهای خارج از مدرسه ارتباط دهد و در عمل به آنان میآموزد که مطالب فرا گرفته شده را چگونه باید در زندگی به کار گرفت. نقش وی در بالا بردن قدرت تفکّر و خلّاقیت دانشآموزان اهمیت فراوان دارد. معلمی که از روحیهای خلّاق برخوردار است، خود الگوی بارزی برای خلّاق بودن است. چنین معلمی آموزش را تحمیل
1) 22. تشکیل گروههای آموزشی و شرکت دادن کل دانشآموزان کلاس در یک فعالیت درسی {برای آموزش، یا حل تمرین} حکایت از موفقیت کار معلّم میکند. معلّم کارآمد با شرکت دادن تمام دانشآموزان در کار گروهی و گروههای آموزشی، تمرکز آنان را حفظ میکند و با این کار انحراف از موضوع و حواس پرتی برخی از دانشآموزان را کاهش میدهد. مثلاً برای پرسیدن درس و طرح سؤال، کل دانشآموزان کلاس را گوش به زنگ و در حالت انتظار نگه میدارد و میگوید: «چه کسی میتواند خوب جواب دهد؟» و خود با تأمل به دور و بر، نگاه میکند تا یک نفر را انتخاب کند. ولی معلّم ناآگاه فوراً روی یک دانشآموز تکیه میکند و دیگر نمیتواند تمرکز حواس بقیه افراد را حفظ کند. با این وضعیت، امکان انحراف از موضوع درسی و بی انضباطی و شلوغی در کلاس افزایش مییابد.
دانستهها نمیداند؛(1)بلکه آن را فرایندی فعال میبیند که در یک تعامل دو جانبه، زمینه خلاقیت دانشآموز را فراهم میسازد و با بینش و روحیه آزاد منشی که دارد، خواهان اطاعت کورکورانه و پیروی محض دانشآموزان نیست؛ بلکه به آنان آزادی و اختیار میدهد و با روح بلند خویش، آنان را به سوی احساس مسؤولیت و استقلال شخصیت سوق میدهد و زمینه هرگونه رشد فکری و ابتکار فردی را برایشان مهیا میکند. او در برابر بروز مشکلات رفتاری(2)دانشآموزان، زود قضاوت نمیکند؛ بلکه قبل از هرگونه تصمیمی در این باره، موشکافانه به علت یابی میپردازد و در ارزیابی های خود، همه عوامل مؤثر و حوادث پیشین زندگی دانشآموز را از نظر دور نمیدارد.
معلّم محرم اسرار شاگردان و حافظ مصالح آنان است. او کسی است که سرتاسر اوقات زندگیاش وقفِ رشدِ بینش، پرورش و ابتکار نوباوگان جامعه میشود و همواره خود را در غم و شادی و گرفتاری و شادمانی شاگردانش شریک میداند؛(3)
اهمیت دادن به دانشآموز و اظهار انتظار بالا با ایجاد حس ارزشمندی در او، موجب تغییر و بازیابی نقش اصلی وی میشود. «تو میتوانی این کار را انجام دهی، تو از عهده این کار بر میآیی». هنگامی که دانشآموز تکلیف خود را انجام نمیدهد، چگونه میتوان مشکل را حل کرد؟ برای حل این مشکل، باید بجای تنبیه بیثمر، به ارتباط مؤثر روی آورد. بنابراین قضاوتهای معلّم و اظهار نظرهای انتقادی وی، مزاحم فعالیت ذهنی دانشآموز میشود. حمایتهای عاطفی و همدلی با آنان در انجام تکلیف، راحتی و امنیت خاطر وی را فراهم میکند. تشخیص نیازها و تقویت صفات پسندیده؛ مانند جوانمردی، صداقت و پاکی نیز در این مورد مفید و مؤثر است. «لا یُؤْمِنُ اَحَدُکُمْ حَتّی یُحِبَّ لِاَخِیهِ ما یُحِبُّ لِنَفْسِهِ»؛ کسی از شما ایمان نمیآورد، مگر اینکه آنچه برای خود دوست دارد، برای برادر ایمانی خود نیز دوست بدارد. منیة المرید، ص 67.
معلمی که مدرسه را معبدی مقدس برای1) 23. اکراه و اجبار، تحمیل و تنبیه، مانع تمایل درونی برای فراگیری دانش میشود. قال علیعلیه السلام: «فإن القلب اذا اُکره عَمِیَ»؛ به راستی که دل اگر به کاری مجبور شود، کور میشود. نهجالبلاغه، کلمات قصار، 193.
2) 24. تجربه نشان داده است که برای حل مشکلات رفتاری دانشآموزان، مهمترین اصلی که در شیوههای ارتباط بکار میرود، همان اصل پذیرش احساسات دانشآموز است. [شناخت و درک وضع فعلی او] درک احساس او و حمایتهای عاطفی از وی، موجب حل مشکل، آرامش خاطر و تحکیم عزّت نفس او خواهد شد.
3) 25. اصل همدردی و حمایت عاطفی در حل همه مشکلات تربیتی، مفید است. توسل به غرور دانشآموز نیز حلّال برخی از مشکلات مربوط به انجام امور درسی و تکالیف است.
تلاوت آیات و اسرار ربّانی نهفته در وجود کودکان و نوجوانان و کلاس درس را عبادتگاه خود میداند، با وضو در جلسه درس حاضر میشود و تعلیم و تعلّم را فریضهای الهی تلقی میکند و برای شناخت و هدایت شاگردانش در امر تربیت، به نیایش و راز و نیاز میپردازد و از خداوند بزرگ که مربی همه کائنات است، مدد میجوید.(1)
او نونهالان را روح های بزرگی میبیند که در کالبدی کوچک آشیانه دارند و آنان را آیتی الهی میداند، که هر کدام چون گوهری کمیاب، حاوی ذخایری ویژه و استعدادی ارزشمند هستند که برای عروج به قلّه تکامل
1) 26. مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی میفرمودند که مؤمن خوب است هر روز با توسل به ائمه معصومین،علیهم السلام کارش {درسش} را شروع کند و با توسل به آنها کارش را به پایان برساند.
روزشماری میکنند و برای پیمودن راه ترقّی و کمال، چند روزی با وی همنشین شدهاند و خود احساس میکند که رسالتی دیرینه دارد. معلّم فرهیخته با مهر و عطوفت، آنچه را که در وجود خویش دارد، صادقانه و صمیمانه در طبق اخلاص میگذارد و نثار این روح های پاک و آینده سازان فردا مینماید، او به دانشآموز اختیار میدهد، قدرت انتخاب میدهد و او را در تصمیمگیری شریک میسازد و هرگز نمیخواهد با دخالتهای بیمورد(1)و برخوردی خشک و خشن و با اِعمال زور و فشار و تهدید و ارعاب، دانشآموز را وادار به آموختن کند؛ چه اینکه میداند، آنچه که در مورد دانشآموز مهم است، وجود انگیزه است(2)
راهکارهای ایجاد انگیزه یادگیری در دانشآموز:
اولین قدم، باید امنیت خاطر بوجود آورد و آن، به وسیله کاستن ترس و ایجاد اطمینان و اعتماد در دانشآموز حاصل میشود. عمدهترین مانع یادگیری ترس است. ترس از شکست، ترس از توبیخ، تمسخر و تنبیه. پس معلّم باید فضایی برای دانشآموز فراهم کند که او به هنگام اشتباه، خود را در معرض توبیخ و سرزنش و تنبیه و تمسخر نبیند.
دومین قدم، پرهیز از قضاوت درباره شخصیت و یا هوش و استعداد دانشآموز است. والدین و معلمین، گاهی اوقات با سخنان به ظاهر ملایم و بی ضرر موجب کاهش انگیزه در دانشآموز میشوند. این سخنان حاکی از کوچک شمردن شخصیت دانشآموز است که بهطور ناخودآگاه ابراز میدارند و او با حساسیتی که دارد این مسأله را درک میکند. اگر دانش آموزی موفق نمیشود توضیح ما را بفهمد، بهتر است اشکال را متوجه روش توضیح خودمان بدانیم، نه کم هوشی و بی استعدادی دانشآموز.
سومین قدم، حفظ استقلال دانشآموز و پرهیز از دخالتهای زیاد است. دانشآموز به استقلال و خودمختاری نیاز دارد. بعضی از اوقات دوست ندارد کاری را که والدین یا معلّم میگوید انجام دهد. او میخواهد به میل و علاقه خودش کار کند و مجبور نباشد. این امر موجب شخصیت دادن به وی میشود. بنابراین لزومی ندارد در تمام جزئیات کار و نحوه انجام تکلیف و یا چیزهای دیگر، ما دخالت کنیم.
چهارمین قدم، رشد، عزّت نفس دانشآموز است. دانش آموزی که عزّت نفس او تقویت نشده باشد، همواره از اظهار نظر کردن و نمایاندن خود در جمع وحشت دارد. فقط با اهمیّت دادن به وی در کارهای گروهی و اجتماعی، میتوان این انگیزه را در او ایجاد کرد تا با تلاش، کار و هنر خود، خویشتن را در جمع نشان دهد و با گروه، همکاری مفیدی داشته باشد.
پنجمین قدم، بیان اهمیت موضوع و جنبههای مثبت کار دانشآموز است. پرهیز از قضاوت و ارزیابی و استفاده از تشویق در مورد کار انجام شده و بیان واقعیت، شیوه مؤثری خواهد بود برای دانشآموز، تا نسبت به انجام تکالیف، علاقهمند شود.
بهطور خلاصه دانش آموزی که دلسرد و خسته و بی انگیزه است؛ تنها نیّت خوب و احساس مسؤولیت معلّم، نمیتواند کاری از پیش ببرد، بلکه زمانی که بتواند او را نسبت به استعداد و هنر و توانش آگاه کند، او احساس ارزشمندی مینماید و موقعیت خویش را درک کرده و بالأخره احساس مسؤولیت میکند. همین امر، سبب ایجاد انگیزه در دانشآموز خواهد شد. آمادهسازی روانی و عاطفی اولین گام در ایجاد انگیزه در دانشآموز است.
و آنچه در1) 27. مهمترین چیزی که در خانه و یا مدرسه ایجاد مشکل میکند، دخالتهای بیش از اندازه والدین در انجام تکلیف دانشآموز است. انجام تکلیف، مسؤولیت شخصی دانشآموز است. او از انجام تکلیفش تجربه کسب میکند تا کارهایش را خودش انجام دهد و یکی از ارزشهای تکلیف در همین امر نهفته است. والدینی که بیش از حد دخالت کرده و زیاد تذکر میدهند، این ارزش مهم را از بین میبرند. کمک والدین به دانشآموز باید غیر مستقیم و با رعایت اعتدال و توأم با همدردی باشد. ایجاد فضای مناسب و روشنایی مطلوب، این طرف و آن طرف نفرستادن او و در نتیجه قطع نکردن جریان کار او، صحبت نکردن با او موقع کار و انتقاد نکردن از او به هنگام انجام کار و روشن نبودن تلویزیون حین انجام تکلیف، میتواند کمک مؤثری برای دانشآموز باشد. اگر به این امر توجّه کافی شود و دخالت ها و اظهار نظرهای والدین در انجام تکلیف فرزندشان، کاهش یابد از بروز بسیاری از مشکلات مربوط به درس و تکلیف پیشگیری خواهد شد.
2) 28. معلّم همواره تلاش میکند که انگیزه درس خواندن را در دانشآموز ایجاد نماید. او فکر میکند با ارزیابی و شرمسار کردن دانشآموز میتواند ایجاد انگیزه نماید؛ ولی این روشها در دانشآموز، موجب دلسردی و تنفر میشود.
آموزش، اهمیت دارد، رسوخ به اعماق دل دانشآموز است؛ زیرا که اگر دل به کاری مجبور شد، از رشد و شکوفایی باز میماند و بصیرت خویش را از دست میدهد.(1)
معلمی که کارش را هنر و وظیفهاش را احساس مسؤولیت و هدفش را رسالتی الهی در جامعه میداند، با معلمی که باری به هر جهت فقط میخواهد چند ساعتی را در کلاس وقت بگذراند، تفاوت دارد. معلمی که همّ و غم او در این است که ذهن دانشآموزان را همچون انباری انباشته از معلومات و محفوظات نماید، با معلمی که تمام سعی و تلاش خود را برای
1) 29. إن للقلوب شهودةً و اقبالاً و ادباراً، فأتوها من قبل شهوتها و إقبالها فإن القلب إذا أُکْرِهَ عَمِیَ». نهجالبلاغه، کلمات قصار، 193: به راستی که برای انسان تمایل و نفرتی است، پس آنان را آنگاه به کار گیرید که تمایل به کاری دارند، چه دل، اگر وادار به کاری شود کور میگردد. «قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله: عَلِّمُوا وَلاَتُعَنّفُوا فَإنَّ الْمُعَلِّمَ خَیْرٌ مِنَ الْمَعَنِّفِ»؛ پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: بیاموزید و سختگیر نباشید؛ زیرا معلّم و مربی از {آموزگار} سختگیر، با ارزشتر است. «قال رسولاللَّهصلی الله علیه وآله: لَیِّنُوا لِمَنْ تُعَلِّمُونَ وَلِمَنْ تَتَعلَّمُونَ مِنْهُ»؛ پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: نسبت به کسی که به وی دانش میآموزید و یا از او، علم فرا میگیرید، نرم خو و ملایم باشید. منیة المرید، ص 69.
برانگیختن قوّت تعقّل و تفکّر دانشآموز مینماید تا یادگیری، توأم با تجربه و تحلیل صورت پذیرد و فراگیر خود شخصاً مطالب را کشف و بازسازی کند، فرق دارد.
معلّم واقعی، دانشآموز را محکوم امر و نهی خود نمیداند و با او به مثابه یک محکوم برخورد نمیکند و برحسب تراز ذهن خود، او را مورد سنجش قرار نمیدهد؛ بلکه پاسخ شاگردش را برحسب تراز تحوّل ذهن او مورد سنجش قرار میدهد و به تدریج موجبات تغییر و تحولِ نگرش و بینشِ وی را فراهم میسازد و از رشد علمی او و قدرت اظهار نظرش بیمی ندارد؛ بلکه میکوشد افق ذهن وی را همیشه باز نگه دارد.
معلّم موفق، سؤالات دانشآموزان را با رویی باز و لبی خندان میپذیرد و زمینه تعامل افراد با یکدیگر را، در گروههای آموزشی فراهم میسازد و در مورد دستیابی آنان به پاسخهای صحیح، شتاب نمیورزد و با سعه صدر راهنمایی میکند و هرگز از نمره به عنوان حربهای برای تهدید یا تطمیع استفاده نمیکند؛ بلکه آن را وسیلهای برای برانگیختن سؤال بیشتر و تحریک ذهن دانشآموز، در جهت سعی و تلاش فراوانتر به کار میگیرد.(1)
برخی از روشها:
باید کاری کرد که برای دانشآموز انگیزه طرح سؤال فراهم شود. زمینهای ایجاد کرد که دانشآموز بهطور خودجوش سؤال کند و برای یافتن جواب، خود جستجو و تلاش نماید، این امر در یادگیری و فهم بیشتر مطالب برای او مفید است.
کنفرانس و یا سخنرانی گروهی درسی دانشآموزان. در یک کلاس برای آموزش، گاهی میشود، چنین مقرر داشت که دو یا سه دانشآموز «به صورت گروهی» با یکدیگر بحثی راجع به موضوعات درسی داشته باشند، سپس آن را برای دیگران بازگو نمایند. آنگاه از سایر دانشآموزان خواسته شود که از این دانشآموزان گروه سؤال نمایند، پاسخ صحیح سؤال برای آن گروه امتیاز دارد. به همین ترتیب درسهای بعدی توسط گروههای مختلف کلاس با همین انگیزه تکرار شود. تجربه نشان میدهد دانشآموزان برای رقابت بیشتر سعی در مطالعه کتاب دارند تا از رقیب خود سؤالات دقیق بنمایند، این روش موجب فعال کردن کلاس نیز میشود.
پرهیز از اظهار نظرهای قضاوت آمیز. اظهار نظرهای قضاوت آمیز معلّم، مانع یادگیری دانشآموز میشود.
مباحثه دو نفره یا تشکیل گروههای سه نفره آموزشی. بهترین روش آموزش، استفاده از گروههای آموزشی هم سال است که دانشآموزان در انجام یادگیری و آموزش با هم مشارکت کنند. در انجام تکلیف، در مسابقات درسی و امتیاز گرفتن، هر دانشآموز، هم نقش یاد دهنده و هم نقش یادگیرنده را دارد و تجربه نشان داده است که کیفیت کار در این روش، بهتر صورت میگیرد. دانشآموزان همه احساس ارزشمندی و احساس مسؤولیت میکنند. احساس خواهند کرد که هر کدامشان در موفقیت گروه سهیمند و هر یک در پیشرفت روند نتیجه مسابقه مؤثرند و نظریات آنها باارزش و قابل طرح است. در اینجا معلّم میتواند با مستمر کردن مسابقات علمی به صورت گروهی و دادن امتیاز به گروه، روند یادگیری را فعال تر نماید. برای جلوگیری از دلسردی و هدر رفتن افراد ضعیف گروه، یادآوری این نکته به دانشآموزان لازم است که؛ نتیجه امتیازات نهایی گروه در پایان هر ثلث، منوط به جمع نمرات امتحانی تکتک اعضای گروه با امتیازات گروهی است. در اینجاست که رقابتی همه جانبه برای فعال کردن همه افراد گروه و بالا آوردن عضو ضعیف گروه صورت میپذیرد.
1) 30. یادگیری واقعی فرایندی فعال و تعاملی خلّاق است که بدون وقفه، بر اثر تغییر در ادراکات جدید و تجربیات دانشآموز و موقعیت آموزشی وی حاصل میشود. آنچه دانشآموز نیاز دارد، فقط معلّم خلّاق میتواند آن را برآورده سازد. افزایش بهبود کیفیت آموزش در طراحی آموزشی و طرح درس است. برای بهبود کیفیت آموزشی باید ابتدا به کیفیت روابط موجود بین معلّم و دانشآموز در کلاس توجّه کرد، سپس از اهرمهای تکنولوژی طراحی درس، برای فعال کردن کلاس و بهبود کیفیت آموزشی استفاده نمود:
اظهار نظرها و پرسشهای دقیق نوآموزان، او را خسته و ملول نمیسازد و جسارت بیان دانشآموزان او را خشمگین نمیکند و هرگز با آنان به رقابت و تلافی برنمیخیزد.
اینگونه معلمان، با کسانی که تنها یک سلسله دستورات خشک را به دانشآموزان دیکته میکنند و به آنان اجازه حرف زدن و سؤال بیشتر را نمیدهند و میخواهند با تحمیل و زور آنان را تغییر دهند و دادن آزادی را موجب پر رویی دانشآموز و پرسشها و کنجکاوی آنان را نشانه آزار و مزاحمت برای خویش تلقی میکنند، تفاوت دارند؛ چرا که میدانند، در وادی علم، ایمان و محبت، عشق و ایثار، بحث و گفتگو، حلم و بردباری، مهر و صفا و آزادی و آزاد منشی است که کارساز است و راهگشا؛ زیرا همچنان که نمیشود غنچه گلی را با زور و فشار در فرصتی اندک به صورت گلی شکفته درآورد، در پرورش روح لطیف انسان، نیز کاربرد تحکّم و تحمیل، ناروا و نامعقول است؛ چرا که قبل از ورود به ذهن و فکر دانشآموز، باید به دل او راه پیدا کرد.
معلّمی موفق است که بداند، تشویق ها و ترغیب ها(1)و تذکّرها و تحذیر ها را در کجا به کار ببرد تا موجبات رشد و تکامل دانشآموزان را فراهم سازد و با ارتباطی سازنده با والدین و همکاری با آنان(2)از بروز دلسردی و سستی و بیرغبتی آنان در انجام تکلیف و تحصیل علم و دانش، جلوگیری نماید.
در فضای معنوی ایجاد شده توسط معلّم، فراگیر [دانشآموز] احساس میکند که گمشده خود را پیدا کرده و شوق و امیدی برای آموختن علم و دانش در دلش جوانه میزند و همین احساسات، او را در طی مراتب
1) 31. اذا نَشَطت القُلوب فَاَودِعوها … و اذَا نَفرتْ فودِّعُوها»؛ هنگامی که دلها نشاط دارند آنها را به کار دعوت کنید و زمانی که تمایلی ندارند آنها را رها کنید. بحارالانوار، ج 78، ص 377.
2) 32. در ارتباط معلّم با والدین، معلّم باید بیشتر شنونده باشد تا گوینده. اگر معلّم بخواهد فقط درباره خودش و روش خودش صحبت کند و تجربه شخصی خود را مورد بحث قرار دهد، چه بسا والدین از این امر منزجر شوند. وظیفه معلّم؛ این نیست که والدین را پند و اندرز دهد یا اضطراب ایجاد کند. معلّم زیرک، به والدین نمیگوید چکار کنند و چکار نکنند، حتی اگر خودشان چنین چیزی را بخواهند؛ بلکه سعی میکند بفهمد آنها درباره موقعیت پیش آمده برای فرزندشان چه فکری در سر دارند و چه راه حل هایی را در نظر آوردهاند. معلّم باید زمینهای ایجاد کند که والدین جرأت داشته باشند، حرف هایشان را بزنند و اظهار نظر هایشان را بیان کنند. معلّم وقتی بیشترین فایده را از ملاقات با والدین میبرد که والدین در حد مطلوب حرفهای خودشان را گفته و حال و نظر خود را بیان کرده و در عین حال از طرف معلّم هم با احترام پذیرفته شده باشند. معلّم خبره و آگاه، هیچگاه مستقیماً با والدین درباره عیب و ایراد فرزندشان سخنی نمیگوید؛ بلکه او بهطور واضح و آشکار توضیح میدهد که دانشآموز در کدام زمینهها احتیاج به اصلاح و پیشرفت دارد.
عالی تحصیلات و پیمودن مدارج بالای علمی(1)، علاقهمند ساخته و یاری خواهد داد. چنین معلمی(2)
یک معلّم هر چند آدم خوب و متدین و مهربانی باشد، ولی چه بسا نتواند کلاس با انضباطی داشته باشد. روش کار و نحوه اداره کلاس معلّم در پیشگیری یا حل بحرانهای کلاس، بسیار مؤثر است. او برای برقراری ارتباط و ایجاد انضباط به تخصص و تجربه و مهارتهای ویژه هم نیاز دارد. برخی از ویژگیهای مهمی که معلّم باید دارا باشد و ارتباط تنگاتنگ با نحوه رفتار وی با دانشآموز، از این قرار است:
اقتدار در ارتباط و توجّه به همه جوانب کلاس. معلّم کارآمد باید بداند که در کلاس چه میگذرد و سؤال و یا صحبت کردن یک دانشآموز، او را از اداره اصلی کلاس غافل نسازد. معلمی که مهارت لازم را در کلاس داری ندارد به محض صحبت کردن دو دانشآموز با هم، جریان اصلی کلاس را متوقف میکند و با غیظ و غضب کل دانشآموزان را مورد خطاب قرار داده و پند و اندرز میدهد، پس از آنکه وقت و انرژی کلاس را گرفت و تمرکز دانشآموزان از بین رفت، فعالیت درسی را دوباره از سر میگیرد، درحالی که او میتوانست با یک نگاه به آن دو دانشآموز و کمی سکوت، مسأله را به سادگی حل کند.
یک مربی و معلّم شایسته، وقت و نیروی خود را صرف مطالعات پراکنده موضوعات مختلف نمینماید؛ بلکه علاوه بر آشنایی با مسائل علمی همّت خود را، وقف یادگیری تکنیکها و اصول تعلیم و تربیت کرده و پاسخها و واکنشهای خویش را در برقراری ارتباط سازنده در کلاس، تقویت مینماید. معلّم علاوه بر تدریس، چون میخواهد به دانشآموز زندگی کردن را بیاموزد باید نقشهای متعددی را در کلاس ایفا کند. گاهی به عنوان یک کارشناس آموزشی باید از انحدار علمی بالایی برخوردار باشد و زمانی به عنوان یک فرد برانگیزنده، بتواند با دانشآموز، ارتباط قوی برقرار نماید تا ذهن او را با مفاهیم آموزشی درگیر کند و گاهی به عنوان یک مدیر، بتواند با اقتدار کامل، کلاس درس را اداره کند به طوری که همه دانشآموزان از کلاس بهرهمند گردند و به عنوان یک رهبر بتواند مجموعه را به طرف مفاهیم بلند اعتقادی و ارزشی هدایت کند و لحظاتی به عنوان یک مشاور، بتواند مرهمی بر دردهای دانشآموزانی که از مشکلات شکننده عاطفی رنج میبرند، بگذارد و بالأخره به عنوان نمونه و الگو بتواند با رفتار خود به شاگردان خودش، نحوه دیدن، اندیشیدن، گوش دادن، سکوت کردن، به موقع حرف زدن، به جا عمل نمودن، احساس همدردی کردن، دیگران را تحمّل کردن، بردباری نشان دادن و در نهایت چگونه زیستن را بیاموزد.
با رفتار، نگاه و سکوتش(3)به شاگردان خویش،1) 33. معلّمها دارای قدرت فراوانی در تأثیر گذاردن بر زندگانی تحصیلی و اخلاقی دانشآموز هستند و میتوانند زندگی او را بهتر یا بدتر سازند. آنان فرصت بینظیری در اختیار دارند تا تأثیرات ناسالم سالهای اولیه کودک را خنثی کنند. آنها میتوانند ذهن و قلب دانشآموزان را باز کنند و در هر حال با ذکر خاطرههای خوبی در دوران تحصیل، همواره ارزشهای متعالی را در ذهن آنان زنده نگه دارند، تا بعدها تصاویری را که از معلمان شان در ذهن دارند به یاد آورند و این خود راهنمای تشخیص معضلات و مشکلات زندگیشان خواهد بود. اعمال رفتار و اظهارات معلّم که حاکی از تبحّر، جذابیت، احترام، حمایت یا همدردی و همدلی است، تأثیری ماندگار بر روحیه و زندگانی دانشآموز راهنمایی برای طی مدارج علمی وی در آینده.
2) 34. معلمی هنر انبیاست. ترکیبی از علم و ایمان و مهارت و مسؤولیت است. معلّم با علم خود برای انتخاب مواد آموزشی و از مهارت و هنر خود برای نحوه اداره کلاس و با ایمان خود برای دمیدن روح تعهّد در دانشآموز، استفاده میکند.
3) 35. قال علیعلیه السلام: اِنَّ لِلْعالِمِ ثَلاثُ عَلاماتٍ: الْعِلْمُ وَالْحِلْمُ وَالَّمْتُ؛ به راستی که برای عالم سه علامت است: علم، برداری و سکوت. کافی، ج 1، ص 45.
چگونه اندیشیدن، چگونه انتخاب کردن و بالأخره چگونه زیستن را میآموزد.
نهجالبلاغه
غررالحکم
تربیت به کجا ره میسپارد (ص 6 - 49)، ژان پیاژه، ترجمه دکتر منصور
تعلیم و تربیت و مراحل آن (ص 64 - 81)، امانوئل کانت، ترجمه دکتر غلامحسین شکوهی
روانشناسی و آموزش و پرورش، دکتر علی محمد کاردان
مراحل شکلگیری اخلاق در کودک، دکتر عبدالعظیم کریمی
تربیت برتر، رضا فرهادیان
روابط معلّم و شاگرد (ص 5 - 229)، هایم گینات، ترجمه سیاوش سرتیبی
رشد معلّم (آذر و دی 1376)، انتشارات آموزش و پرورش
آنچه معلمان و مربّیان باید بدانند، رضا فرهادیان
منیة المرید (ص 62 - 69)، شهید ثانی
پیشگامان روانشناسی رشد (ص 103 - 123)، ویلیام سی، کربن، ترجمه دکتر فرید فدایی
اصول آموزش و پرورش (ص 45 - 58)، دکتر محمد باقر هوشیار
Teacher and Child Abook For Parents and Teacher by Haim Ginott. The Macmillan Company 2791)page، 22، 34، 07، 011(.
غدیر حقیقتی برگونه تاریخ
چگونه زیستن
خانواده و تحول در تربیت
مبانی تربیت و شاخصه برنامه ریزی مدارس
معلم محبوب،شرایط مقبول مدرسه مطلوب
هدف از زندگی