ghaemiyeh.com
سرشناسه : سعیدی، احمد، ۱۳۴۶ -
عنوان و نام پدیدآور : چهل حدیث برگزیده از پیامبر اعظمصلیاللهعلیهواله: به ضمیمه معرفی ۲۶۰ کتاب پیرامون پیامبر اکرمصلیاللهعلیهواله / گردآورنده احمد سعیدی.
مشخصات نشر : قم: مسجد مقدس جمکران ۱۳۸۶.
مشخصات ظاهری : ۱۱۱ص.؛ ۱۶×۱۱/۵ سم.
شابک : ۶۰۰۰ ریال 978-964-8484-79-3 :
وضعیت فهرست نویسی : برونسپاری.
یادداشت : فارسی- عربی.
یادداشت : چاپ دوم.
یادداشت : عنوان دیگر: چهل حدیث برگزیده از پیامبر اعظمصلیالله علیهواله.
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
عنوان دیگر : چهل حدیث برگزیده از پیامبر اعظمصلیاللهعلیهواله.
موضوع : محمد (ص)، پیامبر اسلام، ۵۳ قبل از هجرت - ۱۱ق -- احادیث
موضوع : اربعینات -- قرن ۱۴
موضوع : احادیث شیعه -- قرن ۱۴
رده بندی کنگره : BP۱۴۳/۹ /س۷ چ۹ ۱۳۸۶
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۲۱۸
شماره کتابشناسی ملی : ۱۱۵۹۵۷۵
بسم الله الرحمن الرحیم
چهل حدیث برگزیده از پیامبر اعظمصلیاللهعلیهواله
به ضمیمه معرفی ۲۶۰ کتاب پیرامون پیامبر اکرمصلیاللهعلیهواله
گردآورنده احمد سعیدی
رسول خداصلی الله علیه وآله فرموده است: مَنْ حَفِظَ مِنْ أُمَّتِی أَرْبَعِینَ حَدِیثاً مِمّا یَحْتاجُونَ إِلَیْهِ مِنْ أَمْرِ دِینِهِمْ بَعَثَهُ اللَّهُ - عَزَّوَجَلَّ - یَوْمَ الْقِیامَةِ فَقِیهاً عالِماً؛(1)
هرکس از امّت من چهل حدیث از آنچه که در امر دینشان نیاز دارند حفظ نماید خداوند متعال وی را در روز قیامت فقیه و عالم محشور خواهد کرد.
معروف است که برای ردّ سخن کسی یا پایین آوردن ارزش آن میگویند: "حرف فلانی که وحی مُنزَل نیست"؛ لکن در بین تمام حرفها و حرف تمام افراد، گفتار پیامبر اعظم اسلام حضرت محمّد مصطفی صلی اللَّه علیه و آله وسلم، واقعاً وحی منزل است، چون این قرآن است که در تمجید آن حضرت میفرماید: «وَما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوی * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحی ؛(2)«و هرگز از روی هوای نفس سخن نمیگوید! آنچه میگوید چیزی جز وحی که بر او نازل شده نیست!»
آنچه پیامبرصلی الله علیه وآله میفرمود خدایی بود، و طبعاً آنچه هم عمل میکرد خدایی بود، و به همین جهت است که میگویند: قول و فعل و تقریر (گفتار و رفتار و حتی سکوت) معصوم برای همه حجّت است؛ لذا خداوند متعال ایشان را به عنوان شاخص و الگو معرفی فرمود: «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ»؛(1)«مسلّماً برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود»؛ یعنی شما هم مانند او باشید.
پیامبر گرامیصلی الله علیه وآله هرچه میگفت، هر امری میکرد، هر نصیحتی مینمود، یا هر حکم شرعی را بیان میداشت، قبل از همه، خود به آن عمل میفرمود. اگر میگفت صبر و تحمل و تواضع داشته باشید، او که اشرف مخلوقات بود و بالاترین مقامات وقدرت و درجه را داشت «یا أَیُّها النَّبِیُّ إِنَّا أَرْسَلْناکَ شاهِداً وَمُبَشِّراً وَنَذِیراً * وَداعِیاً إِلَی اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِراجاً مُّنِیراً»(2)ولی آن قدر متواضع بود که زندگیاش با دیگران نه تنها فرقی نداشت، بلکه خودش را پایینتر از همه میگرفت به طوری که امام علیعلیه السلام میفرماید: او هم مانند یکی از ما و در بین ما زندگی میکرد.
همین خُلق خوش و قلب رئوف(1)و حرص به هدایت مردم(2)بود که آنان را شیفته وی و مؤمن به سخن و پیرو دین خویش کرده بود و خداوند نیز ایشان را به مدال «وَإِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ»(3)مفتخر فرمود.
اگرچه سخنان پیامبرصلی الله علیه وآله وحی منزل بوده و هست؛ لکن دو علت باعث شد که احادیث آن حضرت در مظلومیت واقع شود: یکی این که در کنار بزرگترین و جاودانهترین معجزه ایشان؛ یعنی قرآن کریم قرار گرفته بود و دیگر اینکه برخیها تا مدتها از کتابت و تدوین و حتی نقل احادیث پیامبر به بهانه «حسبنا کتاب اللَّه» جلوگیری میکردند.
با وجود تمام این موانع، اصحاب خاص پیامبر به ویژه اهل بیت مکرم و مطهر آن حضرتعلیهم السلام گفتار و احادیث ایشان را سینه به سینه حفظ و ضبط کردند و از طریق
1) «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ » ( سوره آل عمران ، آیه 159).
2) «لَقَدْ جَاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنِینَ رَءُوفٌ رَحِیمٌ » به یقین رسولی از خود شما به سویتان آمد که رنج های شما بر او سخت است ! واصرار بر هدایت شما دارد ؛ ونسبت به مؤمنان رئوف ومهربان است( سوره توبه، آیه 128).
3) «وتو اخلاق عظیم و برجسته ای داری»( سوره قلم آیه 4).
امامان معصومعلیهم السلام در جوامع حدیثی و کتب تاریخی و فقهی منتشر گشت؛ لذا کتابهای بسیاری است که سخنان آن حضرت را جمع آوری نموده است.
لکن بنا به فرمایش «مَنْ حفظ من أُمّتی اربعین حدیثاً ....» و به عنوان تبرّک در سالی که توسط مقام معظم رهبری به نام و یاد پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله مزیّن شده است، فقط چهل(1)حدیث شریف از سخنان گهربار ایشان، از کتب معتبر حدیثی؛ مانند اصول کافی، امالی شیخ صدوق، بحارالانوار و نهج الفصاحه در موضوعات مختلف گزینش شده است، یعنی این تنها قطرهای است از اقیانوس بیکران معارف نبوی و پنجرهای است به سوی دنیای فضایل و کمالات رسول خداصلی الله علیه وآله به روی مشتاقان؛ خصوصاً جوانان عزیز.
امید است با عمل کردن به دستورات پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله و به کارگیری نصایح ارزشمند آن حضرت و نیز الگوبرداری از اخلاق و رفتار ایشان، با رفتاری اسلامی و اخلاقی محمّدی، نمونهای از مسلمان واقعی باشیم.
1) جالب توجه این که که از زمان بررسی کتابهای حدیثی وانتخاب وگزینش این چهل حدیث تا مرحله تایپ وآماده شدن متن جهت چاپ چهل روز طول کشید.
در انتهای کتاب، برخی از کتابهایی که پیرامون تاریخ و سیره پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله چاپ شده، جهت آشنایی و مطالعه علاقمندان و دوستداران آن حضرت معرفی شده است.
از تمامی عزیزانی که در به ثمر رسیدن این کتاب، حقیر را یاری نمودهاند کمال تشکر را دارم.
احمد سعیدی
هفدهم ربیع الاول 1427 ه.ق
حدّثنا الحسین بن أحمد بن إدریسرحمه الله قال: حدّثنا أبی، عن أحمد بن محمّد بن خالد، عن محمّد بن علیّ الکوفی، عن محمّد بن سنان، عن عیسی النهریری (النهزیزی)، عن أبی عبداللَّه الصادق عن آبآئهعلیهم السلام قال: قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله: مَنْ عَرَفَ اللَّهَ وَعَظَّمَهُ، مَنَعَ فاهُ مِنَ الکَلامِ وَبَطْنَهُ مِنَ الطَّعامِ وَعَنا نَفْسَهُ بِالصِّیامِ وَالقِیامِ.
قالُوا: بِآبآئِنا وَأُمَّهاتِنا یا رَسُولَ اللَّهِ! هؤُلآءِ أَوْلِیآءُ اللَّهِ؟
قالَصلی الله علیه وآله: إِنّ أَوْلِیآءَ اللَّهِ سَکَتُوا فَکانَ سُکُوتُهُمْ فِکْراً، وَتَکَلَّمُوا فَکانَ کَلامُهُمْ ذِکْراً، وَنَظَرُوا فَکانَ نَظَرُهُمْ عِبْرَةً، وَنَطَقُوا فَکانَ نُطْقُهُمْ حِکْمَةً، وَمَشَوْا فَکانَ مَشْیُهُمْ بَیْنَ النّاسِ بَرَکَةً.
لَوْلَا الْآجالُ الَّتِی قَدْ کُتِبَتْ عَلَیْهِمْ لَمْ تَسْتَقِرَّ أَرْواحُهُمْ فِی أَجْسادِهِمْ خَوْفاً مِنَ الْعَذابِ وَشَوْقاً إِلَی الثَّوابِ.(1)
1) امالی شیخ صدوق ، مجلس 50، حدیث 7.
پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله فرمود:
هرکه خدا را بشناسد و او را بزرگ بدارد، دهان خود را از کلام اضافی میبندد و شکم خود را از طعام نگه میدارد و خود را برای روزه و نماز به رنج میافکند.
گفتند: پدر و مادرمان به فدایت یا رسول اللَّه! آیا اینان اولیای خدایند؟
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: اولیای خدا هرگاه سکوت کنند سکوتشان فکر و اندیشه است و چون سخن گویند سخنشان ذکر خدا باشد؛ و هر گاه نگاه کنند، نگاه آنها عبرت است و گفتارشان علم و حکمت باشد و رفتار و روش آنها میان مردم باعث برکت است.
اگر اجل برایشان معیّن نشده بود، از ترس عذاب آتش و شوق ثواب الهی در پوست خود نمیگنجیدند.
علیّ بن ابراهیم، عن أبیه، عن الحسن بن علیّ، عن الیعقوبی، عن بعض أصحابنا، عن عبد الأعلی مولی آل سام، عن أبی عبداللَّهعلیه السلام:
قالَ: إِنَّ یَهُودِیّاً یُقالُ لَهُ سِبَخْتُ، جآءَ إِلی رَسُولِ اللَّهصلی الله علیه وآله فَقالَ: یا رَسُولَ اللَّهِ! جِئْتُ أَسْأَلُکَ عَنْ رَبِّکَ، فَإِنْ أَنْتَ أَجَبْتَنِی عَمّا أَسْأَلُکَ عَنْهُ وَإِلّا رَجَعْتُ.
قالَ: سَلْ عَمّا شِئْتَ.
قالَ: أَیْنَ رَبُّکَ؟
قالَ: هُوَ فِی کُلِّ مَکانٍ، وَلَیْسَ فِی شَیْءٍ مِنَ الْمَکانِ الْمَحْدُودِ.
قالَ: وَکَیْفَ هُوَ؟
قالَ: وَکَیْفَ أَصِفُ رَبِّی بِالْکَیْفِ وَالْکَیْفُ مَخْلُوقٌ وَاللَّهُ لایُوصَفُ بِخَلْقِهِ.
قالَ: فَمِنْ أَیْنَ یُعْلَمُ أَنَّکَ نَبِیُّ اللَّهِ؟
قالَعلیه السلام: فَما بَقِیَ حَوْلَهُ حَجَرٌ وَلا غَیْرُ ذلِکَ إِلّا تَکَلَّمَ بِلِسانٍ عَرَبِیٍّ مُبِینٍ: یا سِبَخْتُ! إِنَّهُ رَسُولُ اللَّهِ.
فَقالَ سِبَخْتُ: ما رَأَیْتُ کَالْیَوْمِ أَمْراً أَبْیَنُ مِنْ هذا. ثُمَّ قالَ: أَشْهَدُ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَأَنَّکَ رَسُولُ اللَّهِ.(1)
1) اصول کافی ، ج1، ص 274، حدیث 9.
امام صادقعلیه السلام فرمود:
شخصی یهودی به نام «سبخت» خدمت رسول خداصلی الله علیه وآله آمد و گفت:
یا رسول اللَّه! نزد شما آمدم تا در مورد پروردگارت پرسش کنم، اگر پاسخ مرا دادید که بسیار خوب و گرنه برگردم.
فرمود: هرچه خواهی بپرس.
عرض کرد: پروردگارت کجاست؟
فرمود: او همه جا هست و در هیچ جا محدود نیست.
گفت: پس او چگونه است؟
فرمود: چطور پروردگار خود را به کیفیت وصف کنم با اینکه اصل کیفیت و چگونگی، مخلوق خداست و خدا به چیزی که خود خلق کرده است وصف نگردد.
گفت: از کجا دانسته شود که تو پیغمبر خدایی؟
امامعلیه السلام فرمود: هیچ سنگ و چوب و درختی در آن نزدیکی نبود جز اینکه به زبان عربیِ گویا شروع به سخن کردند و گفتند: ای سبخت! به راستی او رسول خداست.
سبخت گفت: من تا امروز مطلبی روشنتر از این ندیدم و سپس گفت: شهادت میدهم که خدایی جز اللَّه نیست و شهادت میدهم که تو رسول خدایی.
عدة من أصحابنا، عن أحمد بن محمّد، عن ابن محبوب، عن داود بن کثیر، عن أبی عبیدة الحذاء، عن أبی جعفرعلیه السلام قال:
قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله:
قالَ اللَّهُ تَبارَکَ وَتَعالی لایَتَّکِلُ الْعامِلُونَ لِی عَلی أَعْمالِهِمُ الَّتِی یَعْمَلُونَها لِثَوابِی، فَإِنَّهُمْ لَوْ اِجْتَهَدُوا وَأَتْعَبُوا أَنْفُسَهُمْ - أَعْمارَهُمْ - فِی عِبادَتِی کانُوا مُقَصِّرِینَ غَیْرَ بالِغِینَ فِی عِبادَتِهِمْ کُنْهَ عِبادَتِی فِیما یَطْلُبُونَ عِنْدِی مِنْ کَرامَتِی وَالنَّعِیمِ فِی جَنّاتِی وَرَفِیعِ الدَّرَجاتِ الْعُلی فِی جِوارِی وَلکِنْ بِرَحْمَتِی فَلْیَثِقُوا وَفَضْلِی فَلْیَرْجُوا وَإِلی حُسْنِ الظَّنِّ بِی فَلْیَطْمَئِنُّوا، فَإِنَّ رَحْمَتِی عِنْدَ ذلِکَ تُدْرِکُهُمْ، وَمَنِّی یُبَلِّغُهُمْ رِضْوانِی، وَمَغْفِرَتِی تُلْبِسُهُمْ عَفْوِی، فَإِنِّی أَنَا اللَّهُ الرَّحْمنُ الرَّحِیمُ وَبِذلِکَ تَسَمَّیْتُ.(1)
1) اصول کافی ، ج4، ص 218، حدیث 1.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
خداوند تبارک و تعالی میفرماید: کسانی که برای درک ثواب از من کار میکنند به کردار خود اعتماد نداشته باشند؛ زیرا اگر همه عمر بکوشند و خود را در عبادت من به رنج و زحمت اندازند، بازهم تقصیر کارند و در عبادت خود به کُنه (مقام) بندگی من نرسند.
و نسبت به آنچه از کرامت من، نزد من میجویند و نیز به نعمتهای بهشتیام و درجات بلندی که در جوار من است نخواهند رسید؛ ولی باید به رحمت من اعتماد کنند و به فضل من امیدوار باشند و به خوشبینی نسبت به من اطمینان داشته باشند؛ زیرا در این صورت است که رحمت من شامل آنها میشود. و بخشش من است که آنان را به بهشت و رضوانم میرساند. و آمرزش من، لباسی است برای عفو آنان؛ زیرا منم خدای بخشاینده و مهربان، و بدین اسم نیز نامیده شدهام.
عن أحمد بن محمّد بن خالد، عن أبیه، عن عبداللَّه بن القاسم، عن مدرک بن عبدالرحمن، عن أبی عبداللَّهعلیه السلام قال:
قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله:
اَلْإِسْلامُ عُرْیانٌ، فَلِباسُهُ الْحَیآءُ وَزِینَتُهُ الْوَقارُ وَمُرُوءَتُهُ الْعَمَلُ الصّالِحُ وَعِمادُهُ الْوَرَعُ، وَلِکُلِّ شَیْءٍ أَساسٌ وَأَساسُ الْإِسْلامِ حُبُّنا أَهْلَ الْبَیْتِ.(1)
پیامبر خداصلی الله علیه وآله فرمود:
اسلام حقیقتی است لخت و برهنه؛ پس جامهاش حیا، و زیورش وقار، و مردانگیاش کار خوب، و ستونش ورع و پارسایی است. هرچیزی بنیادی دارد و بنیاد اسلام دوستی ما خاندان است.
1) اصول کافی، جلد 4، ص 148، حدیث 2.
حدّثنا أحمد بن محمّد، عن أبیه، عن محمّد بن عبدالجبّار، عن محمّد بن زیاد الأزدی، عن أبان بن عثمان، عن ثابت بن دینار، عن علیّ بن الحسین، عن أبیه، عن أمیرالمؤمنین علی بن أبی طالبعلیهم السلام قال: قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله:
اَلْأَئِمَّةُ مِنْ بَعْدِی اِثْناعَشَرَ: أَوَّلُهُمْ أَنْتَ یا عَلِیُّ! وَآخِرُهُمْ الْقآئِمُ الَّذِی یَفْتَحُ اللَّهُ - تَعالی ذِکْرُهُ - عَلی یَدَیْهِ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَمَغارِبَها.
امام سجّاد از پدر بزرگوارش علیهما السلام از جدّ والامقامش امیرمؤمنان علیعلیه السلام نقل میکند که پیامبر خداصلی الله علیه وآله فرمود: امامان پس از من دوازده نفرند؛ نخستین آنها تویی ای علی! و آخر آنها همان قائمی است که خداوند متعال به دست او مشرق و مغرب زمین را فتح میکند.(1)
1) أمالی صدوق رحمه الله، مجلس 23، حدیث 9.
عدة من أصحابنا، عن أحمد بن محمّد، عن عبدالعظیم بن عبداللَّه الحسنیّ، عن أبی جعفر الثانی، عن أبیه، عن جدّهعلیهم السلام قال: قال أمیرالمؤمینعلیه السلام:
قالَ رَسُولُ اللَّهصلی الله علیه وآله:
إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ الْإِسْلامَ فَجَعَلَ لَهُ عَرْصَةً وَجَعَلَ لَهُ نُوراً وَجَعَلَ لَهُ حِصْناً وَجَعَلَ لَهُ ناصِراً؛
فَأَمّا عَرْصَتُهُ فَالْقُرْآنُ، وَأَمّا نُوُرهُ فَالْحِکْمَةُ، وَأَمّا حِصْنُهُ فَالْمَعْرُوفُ، وَأَمّا أَنْصارُهُ فَأَنَا وَأَهْلُ بَیْتِی وَشِیعَتُنا، فَأَحِبُّوا أَهْلَ بَیْتِی وَشِیعَتَهُمْ وَأَنْصارَهُمْ، فَإِنَّهُ لَمّا أُسْرِیَ بِی إِلیَ السَّماءِ الدُّنْیا فَنَسَبَنِی جِبْرَئِیلعلیه السلام لِأَهْلِ السَّمآءِ، اسْتَوْدَعَ اللَّهُ حُبِّی وَحُبَّ أَهْلِ بَیْتِی وَشِیعَتِهِمْ فِی قُلُوبِ الْمَلائِکَةِ، فَهُوَ عِنْدَهُمْ وَدِیعَةٌ إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ.
ثُمَّ هَبِطَ بِی إِلی أَهْلِ الْأَرْضِ فَنَسَبَنِی إِلی أَهْلِ الْأَرْضِ فَاسْتَوْدَعَ اللَّهُ - عَزَّ وَجَلَّ - حُبِّی وَحُبَّ أَهْلِ بَیْتِی وَشِیعَتِهِمْ فِی قُلُوبِ مُؤمِنِی أُمَّتِی، فَمُؤمِنُوا أُمَّتِی یَحْفَظُونَ وَدِیعَتِی فِی أَهْلِ بَیْتِی إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ.
أَلا فَلَوْ أَنَّ الرَّجُلَ مِنْ أُمَّتِی عَبَدَ اللَّهَ - عَزَّوَجَلَّ - عُمْرَهُ أَیّامَ الدُّنْیا ثُمَّ لَقَی اللَّهَ - عَزَّوَجَلَّ - مُبْغِضاً لِأَهْلِ بَیْتِی وَشِیعَتِی ما فَرَجَ اللَّهُ صَدْرَهُ إِلّا عَنِ النِّفاقِ.(1)
حضرت عبدالعظیم حسنی از امام محمّد تقیعلیه السلام نقل میکند که رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
خدا اسلام را آفرید و برای آن میدانی ساخت و چراغی برافروخت و دژی برآورد و یاوری مقرّر کرد؛ میدانش قرآن و چراغ فروزانش حکمت و دژ نگهدارندهاش کار خوب است.
امّا یاورانش؛ منم و خاندانم و شیعیان ما، پس دوست بدارید خاندانم را و شیعیان و یاوران آنها را؛ زیرا آنگاه که مرا در شب معراج به آسمان بالا بردند پس جبرئیل مرا به اهل آسمان به نسب معرفی کرد. خداوند دوستی من و دوستی خاندانم و شیعیان آنها را در دل فرشتهها امانت گذاشت و آن در نزد آنان تا روز قیامت ودیعه است.
1) اصول کافی، جلد 4، ص 150، حدیث 3.
سپس مرا نزد اهل زمین فرود آورد و بر اهل زمین نیز به نسب معرفی کرد. خدای - عزّوجلّ - دوستی من و دوستی خاندانم و شیعه آنها را در دلهای مؤمنان امّتم امانت گذاشت، پس مؤمنان امّتم تا روز قیامت، ودیعه مرا درباره خاندانم نگه میدارند.
آگاه باشید! اگر مردی از امّتم تا دنیاست عمر کند و خدا را بپرستد و عبادت کند و سپس با خدا ملاقات نماید؛ در حالی که دشمن خاندان و شیعه من است، خدا دلش را نگشاید، جز به نفاق (روز قیامت، منافق و بیایمان محشور میشود).
حدّثنا محمّد بن القاسم، عن یوسف بن محمّد بن زیاد و علی بن محمّد بن سیار، عن أبویهما، عن أبی محمّد العسکری، عن آبائهعلیهم السلام قال:
قالَ رَسُولُ اللَّهصلی الله علیه وآله لِبَعْضِ أَصْحابِهِ ذاتَ یَوْمٍ:
یا عَبْدَ اللَّهِ! أَحْبِبْ فِی اللَّهِ، وَأَبْغِضْ فِی اللَّهِ، وَوالِ فِی اللَّهِ، وَعادِ فِی اللَّهِ؛ فَإِنَّهُ لا تَنالُ وِلایَةَ اللَّهِ إِلّا بِذلِکَ وَلا یَجِدُ رَجُلٌ طَعْمَ الْإِیمانِ وَإِنْ کَثُرَتْ صَلاتُهُ وَصِیامُهُ حَتّی یَکُونُ کَذلِکَ، وَقَدْ صارَتْ مُؤاخاةُ النّاسِ یَوْمِکُمْ هذا أَکْثَرُها فِی الدُّنْیا، عَلَیْها یَتَوادُّونَ وَعَلَیْها یَتَباغَضُونَ وَذلِکَ لا یُغْنِی عَنْهُمْ مِنَ اللَّهِ شَیْئاً.
فَقالَ لَهُ: وَکَیْفَ لِی أَنْ أعْلَمَ أَنِّی قَدْ والَیْتُ وَعادَیْتُ فِی اللَّهِ - عَزَّوَجَلَّ -؟ فَمَنْ وَلِیُّ اللَّهِ - عَزَّوَجَلَّ - حَتّی أُوالِیهِ وَمَنْ عَدُوّهُ حَتّی أُعادِیهِ؟
فَأَشارَ لَهُ رَسُولُ اللَّهصلی الله علیه وآله إِلی عَلِیٍعلیه السلام فَقالَ: أَ تَری هذا؟
فَقالَ: بَلی
قالَ: وَلِیُّ هذا وَلِیُّ اللَّهِ، فَوالِهِ، وَعَدُوُّ هذا عَدُوُّ اللَّهِ، فَعادِهِ، والِ وَلِیِّ هذا وَلَوْ أَنَّهُ قاتِلُ أَبِیکَ وَوَلَدِکَ، وَعادِ عَدُوَّ هذا وَلَوْ أَنَّهُ أَبُوکَ وَوَلَدُکَ.(1)
پیامبر خداصلی الله علیه وآله روزی به یکی از یاران خود فرمود:
ای بنده خدا! دوستی و دشمنیات برای خدا باشد و مهر و غضبت نیز برای خدا؛ زیرا که به ولایت خدا نمیرسی، جز با این کار.
هیچکس مزه ایمان را درک نمیکند هر چند نماز و روزهاش زیاد باشد مگر این که چنین باشد، ولی در این روزگار، اکثر مردم بر اساس دنیا، دوستی و دشمنی میکنند در حالی که این، برایشان هیچ سودی از جانب خدا ندارد.
آن شخص به پیامبر صلی الله علیه وآله عرض کرد: معیار دوستی و دشمنی در راه خدا چیست؟ دوست خدا کیست، تا با او دوستی کنم؟ و دشمن خدا کیست تا دشمن او باشم؟
پیامبر خداصلی الله علیه وآله در حالی که به علیعلیه السلام اشاره میکرد،
1) أمالی صدوق رحمه الله، مجلس 3، حدیث 7.
فرمود: آیا این مرد را میبینی؟
عرض کرد: آری.
حضرت فرمودند: دوست او، دوست خداست؛ پس با آن دوستی کن. دشمن او، دشمن خداست، پس با آن دشمن باش. دوست او را دوست بدار، هر چند قاتل پدر وفرزندت باشد، و دشمن او را دشمن بدار، هر چند پدر یا فرزندت باشد.
حدّثنا الحافظ، عن محمّد بن أحمد بن ثابت بن کنانة، عن محمّد بن الحسن بن العبّاس، عن حسن بن الحسین العرنی، عن عمرو بن ثابت، عن عطاء، عن أبی یحیی، عن ابن عبّاس قال:
صَعِدَ رَسُولُ اللَّهصلی الله علیه وآله الْمِنْبَرَ فَخَطَبَ وَاجْتَمَعَ النّاسُ إِلَیْهِ فَقالصلی الله علیه وآله:
یا مَعْشَرَ الْمُؤْمِنِینَ! إِنَّ اللَّهَ - عَزَّوَجَلَّ - أَوْحی إِلَیَّ أَنِّی مَقْبُوضٌ وَأَنَّ ابْنَ عَمِّی عَلِیّاً مَقْتُولٌ وَأَنِّی أَیُّهَا النّاسُ! أُخْبِرُکُمْ خَبَراً إِنْ عَمِلْتُمْ بِهِ سَلَّمْتُمْ وَإِنْ تَرَکْتُمُوهُ هَلَکْتُمْ:
إِنَّ ابْنَ عَمِّی عَلِیّاً هُوَ أَخِی وَهُوَ وَزِیرِی وَهُوَ خَلِیفَتِی وَهُوَ الْمُبَلِّغُ عَنِّی وَهُوَ إِمامُ الُمُتَّقِینَ، وَقآئِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِینَ، إِنْ اسْتَرْشَدْتُمُوهُ أَرْشَدَکُمْ، وَإِنْ تَبِعْتُمُوهُ نَجَوْتُمْ، وَإِنْ خالَفْتُمُوهُ ضَلَلْتُمْ، وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُ فَاللَّهَ أَطَعْتُمْ، وَإِنْ عَصَیْتُمُوهُ فَاللَّهَ عَصَیْتُمْ، وَإِنْ بایَعْتُمُوهُ فَاللَّهَ بایَعْتُمْ، وَإِنْ نَکَثْتُمْ بَیْعَتَهُ فَبَیْعَةَ اللَّهِ نَکَثْتُمْ.
إِنَّ اللَّهَ - عَزَّوَجَلَّ - أَنْزَلَ عَلَیَّ الْقُرْآنَ وَهُوَ الَّذِی مَنْ خالَفَهُ ضَلَّ، وَمَنِ ابْتَغی عِلْمَهُ عِنْدَ غَیْرِ عَلِیٍّ هَلَکَ.
أَیُّهَا النّاسُ! اِسْمَعُوا قَوْلِی وَاعْرِفُوا حَقَّ نَصِیحَتِی وَلا تُخَلِّفُونِی فِی
أَهْلِ بَیْتِی إِلّا بِالَّذِی أَمَرْتُمْ بِهِ مِنْ حِفْظِهِمْ، فَإِنَّهُمْ حامَّتِی وَقَرابَتِی وَإِخْوَتِی وَأَوْلادِی، وَإِنَّکُمْ مَجْمُوعُونَ وَمُسآءَلُونَ عَنِ الثَّقَلَیْنِ، فَانْظُرُوا کَیْفَ تُخَلِّفُونِی فِیهِما، إِنَّهُمْ أَهْلُ بَیْتِی، فَمَنْ آذاهُمْ آذانِی وَمَنْ ظَلَمَهُمْ ظَلَمَنِی، وَمَنْ أَذَلَّهُمْ أَذَلَّنِی، وَمَنْ أَعَزَّهُمْ أَعَزَّنِی، وَمَنْ أَکْرَمَهُمْ أَکْرَمَنِی، وَمَنْ نَصَرَهُمْ نَصَرْنِی، وَمَنْ خَذَلَهُمْ خَذَلَنِی، وَمَنْ طَلَبَ الْهُدی فِی غَیْرِهِمْ فَقَدْ کَذَّبَنِی.
أَیُّهَا النّاسُ! اتَّقُوا اللَّهَ وَانْظُرُوا ما أَنْتُمْ قائِلُونَ إِذا لَقِیتُمُوهُ؛ فَإِنِّی خَصْمٌ لِمَنْ آذاهُمْ وَمَنْ کُنْتُ خَصْمُهُ خَصَمْتُهُ، أَقُولُ قَوْلِی هذا وَأَسْتَغْفِرُ اللَّهَ لِی وَلَکُمْ.(1)
ابن عبّاس میگوید: روزی پیامبر خداصلی الله علیه وآله بر فراز منبر رفت و در حالی که مردم گرد او جمع شده بودند، شروع به سخنرانی کرد وفرمود:
ای گروه مؤمنان! خداوند عزیز وحی کرده که من قبض روح خواهم شد، و پسر عمویم، علی، به شهادت خواهد رسید و حال ای مردم! من به شما خبری میدهم که اگر به آن عمل کنید، سالم بمانید و اگر آن را ترک کنید،
1) أمالی صدوق رحمه الله ، مجلس 15، حدیث 11.
هلاک شوید و آن خبر این است:
به راستی که پسر عمویم، علی، برادر، وزیر و جانشین من است، او از طرف من تبلیغ میکند، او امام پرهیزکاران و پیشوای روسفیدان است؛ اگر از او راهنمایی بخواهید ارشادتان میکند، اگر پیرو او شوید نجات مییابید و اگر مخالفت او کنید گمراه میشوید؛ اطاعت از او اطاعت از خدا ونافرمانی او، نافرمانی خدا است؛ بیعت با او، بیعت با خدا و نقض عهد او، نقض عهد خداست.
به راستی که خداوند متعال قرآن را بر من نازل فرمود و آن همان چیزی است که اگر کسی با آن مخالفت کند، گمراه شود و هر کس دانش آن را از غیر راه علی جستو جو کند هلاک گردد.
ای مردم! گفتار مرا بشنوید، حق اندرز مرا بشناسید و پس از من نسبت به خاندانم، آن گونه که امر کردم عمل کنید و آنان را حفظ نمایید؛ زیرا آنها در حوزۀ من و خویشان و برادران و فرزندان من هستند.
شما حتماً در روز قیامت جمع خواهید شد و دربارۀ
قرآن و عترت من بازجویی میشوید، لذا پس از من مواظب باشید که با آنها چگونه رفتار میکنید؛ آنان خاندان من هستند، هرکس آزارشان دهد مرا آزار داده، هرکس به آنها ستم کند به من ستم کرده، هرکس خوارشان کند مرا خوار کرده، هرکس عزیزشان کند مرا عزیز داشته، هرکس آنها را گرامی دارد مرا گرامی داشته، هرکه آنها را یاری کند مرا یاری کرده، هرکه از یاری آنها دست بردارد از یاری من دست برداشته و هرکس از غیر آنها هدایت بخواهد مرا تکذیب کرده است.
ای مردم! از خدا بیم داشته باشید و مواظب باشید که هنگام ملاقات خدا چه خواهید گفت. به راستی که من، دشمن کسی هستم که آنها را آزار دهد و هرکس من دشمن او باشم با او مخاصمه کنم (و مغلوب و مقهورش سازم).
این گفتار من بود که گفتم و برای خودم و شما از خداوند طلب آمرزش میکنم.
حدّثنا الحافظ، عن عبد اللَّه بن یزید، عن محمّد بن ثواب، عن إسحاق بن منصور، عن کادح البجلی، عن عبد اللَّه بن لهیعة، عن عبد الرحمن - یعنی إبن زیاد - عن سلمة بن یسار، عن جابر بن عبد اللَّه قال:
لَمّا قَدَمَ عَلِیّعلیه السلام عَلی رَسُولِ اللَّهِصلی الله علیه وآله بِفَتْحِ خَیْبَرَ، قَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِصلی الله علیه وآله:
لَوْلا أَنْ تَقُولَ فَیِکَ طَوآئِفُ مِنْ أُمَّتِی ما قالَتِ النَّصاری لِلْمَسِیحِ عِیْسَی بْنِ مَرْیَمَ لَقُلْتُ فِیکَ الْیَوْمَ قَوْلاً لا تَمُرُّ بِمَلاءٍ إِلّا أَخَذُوا التُّرابَ مِنْ تَحْتِ رِجْلَیْکَ وَمِنْ فَضْلِ طَهُورِکَ یَسْتَشْفُونَ بِهِ، وَلکِنْ حَسْبُکَ أَنْ تَکُونَ مِنِّی وَأَنَا مِنْکَ، تَرِثُنِی وَأَرِثُکَ، وَأَنَّکَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسی إِلّا أَنَّهُ لا نَبِیَّ بَعْدِی وَأَنَّکَ تُبْرِئُ ذِمَّتِی، وَتُقاتِلُ عَلی سُنَّتِی، وَأَنَّکَ غَداً عَلَی الْحَوْضِ خَلِیفَتِی.
وَأَنَّکَ أَوَّلُ مَنْ یَرِدُ عَلَی الْحَوْضِ، وَأَنَّکَ أَوَّلُ مَنْ یُکْسی مَعِی، وَأَنَّکَ أَوَّلُ داخِلِ الْجَنَّةِ مِنْ أُمَّتِی، وَأَنَّ شِیعَتَکَ عَلی مَنابِرَ مِنْ نُورٍ مُبْیَضَّةً وُجُوهُهُمْ حَوْلِی، أَشْفَعُ لَهُمْ وَیَکُونُوا غَداً فِی الْجَنَّةِ جِیرانِی.
وَأَنَّ حَرْبَکَ حَرْبِی، وَسِلْمَکَ سِلْمِی، وَأَنَّ سِرَّکَ سِرِّی وَعَلانِیَّتَکَ عَلانِیّتِی، وَأَنَّ سَرِیرَةَ صَدْرِکَ کَسَرِیرَتِی، وَأَنَّ وَلَدَکَ وَلَدِی.
وَأَنَّکَ تُنْجِزُ عِداتِی، وَأَنَّ الْحَقَّ مَعَکَ، وَأَنَّ الْحَقَّ عَلی لِسانِکَ وَقَلْبِکَ وَبَیْنَ عَیْنَیْکَ، أَلْإِیمانُ مُخالِطٌ لَحْمُکَ وَدَمُکَ کَما خالَطَ لَحْمِی وَدَمِی، وَأَنَّهُ لَنْ یَرِدَ عَلَیَّ الْحَوْضَ مُبْغِضٌ لَکَ وَلَنْ یَغِیبَ عَنْهُ مُحِبٌّ لَکَ حَتّی یَرِدَ الْحَوْضَ مَعَکَ.
قالَ: فَخَرَّ عَلِیٌعلیه السلام ساجِداً، ثُمَّ قالَ: الْحَمْدُ للَّهِِ الَّذِی أَنْعَمَ عَلَیَّ بِالْإِسْلامِ وَعَلَّمَنِی الْقُرْآنَ وَحَبَّبَنِی إِلی خَیْرِ الْبَرِیَّةِ خاتِمِ النَّبِیّینَ وَسَیِّدِ المُرْسَلِینَ إِحْساناً مِنْهُ وَفَضْلاً مِنْهُ عَلَیَّ.
قالَ: فَقالَ النَّبِیُصلی الله علیه وآله: لَوْلا أَنْتَ لَمْ یُعْرَفِ الْمُؤْمِنُونَ بَعْدِی.(1)
جابر بن عبداللَّه انصاری میگوید: هنگامی که امام علیعلیه السلام مژده فتح خیبر را برای پیامبر خداصلی الله علیه وآله آورد، حضرت به او فرمود:
اگر برخی از امّت من، در مورد تو سخنانی را نمیگفتند آن گونه که نصاری درباره عیسی گفتند، در باره تو چیزهایی میگفتم که مردم، خاک زیر پایت و زیادی آب
1) أمالی صدوق رحمه الله، مجلس 21، حدیث 1.
وضویت را به عنوان شفا میگرفتند. با این حال، همین برای تو کافی است که: تو از من هستی و من از توام؛ تو، وارث منی و من هم وارث تو؛ تو نسبت به من به منزله هارون هستی نسبت به موسی، جز این که بعد از من پیامبری نیست. دَین مرا تو ادا میکنی، به روش من جنگ میکنی و فردای قیامت بر حوض کوثر خلیفه من میباشی.
تو اوّلین کسی هستی که سر حوض کوثر بر من وارد میشوی. اوّلین کسی هستی که همراه من جامه بر تن میکنی و اوّلین کسی هستی که از اُمّت من وارد بهشت میشوی.
شیعیان تو بر منبرهایی از نور و با روی سفید، در اطراف من باشند و من هم آنها را شفاعت میکنم و آنان همسایههای من در بهشتند.
جنگ و صلح با تو، جنگ و صلح با من است، راز و سرّ تو، راز و سرّ من است؛ آشکار تو آشکار من و فرزندان تو، فرزندان من هستند.
این تویی که به وعدههای من عمل میکنی، همیشه حق
با تو بوده و بر زبان تو جاری و در قلب و چشم توست. ایمان با گوشت و خون تو آمیخته است؛ همانگونه که با گوشت و خون من آمیخته است.
هرگز دشمن تو بر حوض کوثر نرسد و دوست تو نیز از آن غایب نمیشود تا اینکه به همراه تو وارد آن شود.
جابر میگوید: در این هنگام علیعلیه السلام بر سجده افتاد و گفت: حمد خدا را که نعمت مسلمانی به من داد، مرا قرآن آموخت و به فضل و احسان خودش مرا محبوب بهترین مردم، آخرین پیامبر و آقای پیامبران قرار داد.
جابر میگوید: آنگاه پیامبر خداصلی الله علیه وآله فرمود: ای علی! اگر تو نبودی، پس از من مؤمنان شناخته نمیشدند.(1)
1) از بزرگی نقل شده استۀ با این که دشمنان امام علی(علیه السّلام) فضایل ایشان را علّت بغض وکینه مخفی کردند و دوستانش نیز از ترس وتقیه، لب به سخت نگشودند فضاییل و مناقب امیرالمؤمنین(علیه السّلام) تمام جهان را فرا گرفته است.
حدّثنا جعفر بن محمّد بن مسرور قال: حدّثنا الحسین بن محمّد بن عامر، عن المعلّی بن محمّد البصریّ، عن جعفر بن سلیمان، عن عبد اللَّه الحکم، عن أبیه، عن سعید بن جبیر، عن عبد اللَّه بن عبّاس قال:
قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله: إِنَّ خُلَفآئِی وَأَوْصِیآئِی، وَحُجَجُ اللَّهِ عَلَی الْخَلْقِ بَعْدِی اثْنا عَشَرَ: أَوَّلُهُمْ أَخِی وَآخِرُهُمْ وَلَدِی.
قِیلَ: یا رَسُولَ اللَّهِ! وَمَنْ أَخُوکَ؟
قالَ: عَلِیُّ بْنُ أَبِی طالِبٍ.
قِیلَ: فَمَنْ وَلَدُکَ؟
قالَ: اَلْمَهْدِیُّ الَّذِی یَمْلَأُها قِسْطاً وَعَدْلاً کَما مُلِئَتْ جَوْراً وَظُلْماً. وَالَّذِی بَعَثَنِی بِالْحَقِّ نَبِیّاً لَوْ لَمْ یَبْقِ مِنَ الدُّنْیا إِلّا یَوْمٌ واحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذلِکَ الْیَوْمَ حَتّی یَخْرُجَ فِیهِ وَلَدِی الْمَهْدِیّ فَیَنْزِلُ رُوحُ اللَّهِ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ فَیُصَلِّی خَلْفَهُ وَتَشْرَقُ الْأَرْضُ بِنُورِهِ وَیَبْلُغُ سُلْطانُهُ الْمَشْرِقَ وَالْمَغْرِبَ.(1)
1) کمال الدین ، جلد 1، ص 280، حدیث 27.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
همانا جانشینان و اوصیای من و حجّتهای الهی بر مردم دوازده نفرند که اوّل آنان برادرم و آخر آنها فرزندم میباشد.
گفته شد: ای پیامبر خدا! برادرت چه کسی است؟
فرمود: علی بن ابی طالب.
عرض شد: فرزندت چه کسی است؟
فرمود: مهدی؛ همان که زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد، چنان که از ظلم و ستم پر شده باشد.
قسم به آن که مرا به پیامبری برانگیخت! اگر از عمر دنیا فقط یک روز باقی مانده باشد خداوند آن یک روز را آن قدر طولانی کند که فرزندم مهدی ظهور نماید. حضرت مسیح از آسمان نازل شود و پشت سر ایشان نماز گزارد و زمین به نور وجود او روشن شود و حکومتش از شرق تا غرب عالم را فرا گیرد.
عدة من أصحابنا، عن أحمد بن محمّد بن خالد، عن بعض أصحاب، رفعه قال:
قالَ رَسُولُ اللَّهصلی الله علیه وآله:
ما قَسَمَ اللَّهُ لِلْعِبادِ شَیْئاً أَفْضَلَ مِنَ الْعَقْلِ، فَنَوْمُ الْعاقِلِ أَفْضَلُ مِنْ سَهَرِ الْجاهِلِ وَاِقامَةُ الْعاقِلِ أَفْضَلُ مِنْ شُخُوصِ الْجاهِلِ، وَلابَعَثَ اللَّهُ نَبِیّاً وَلا رَسُولاً حَتّی یَسْتَکْمِلَ الْعَقْلَ وَیَکُونُ عَقْلُهُ أَفْضَلَ مِنْ جَمِیعِ عُقُولِ أُمَّتِهِ وَما یُضْمِرُ النَّبِیّ فِی نَفْسِهِ أَفْضَلَ مِنْ اجْتِهادِ الْمُجْتَهِدِینِ، وَما أَدَّی الْعَبْدُ فَرائِضَ اللَّهِ حَتّی عَقَلَ عَنْهُ وَلا بَلَغَ جَمِیعَ الْعابِدِینَ فِی فَضْلِ عِبادَتِهِمْ ما بَلَغَ الْعاقِلُ، وَالْعُقَلآءُ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ، الَّذِینَ قالَ اللَّهُ تَعالی «وَما یَتَذَکَّرُ إِلّا أُولُوا الأَلْبَابِ»(1).(2)
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
خدا به بندگانش چیزی بهتر از عقل قسمت نکرده، خواب عاقل بهتر از شببیداری جاهل است و اقامت عاقل بهتر از رنج و زحمت جاهل است برای جهاد.
خدا پیغمبر و رسولی برنینگیخته است تا وقتی که عقل او را کامل کرده و عقلش بهتر از عقل همه امّتش بوده باشد. و پیغمبر در خاطرش چیزی بهتر از اجتهاد مجتهدان نداشت.
هیچ بندهای فرایض خدا را انجام ندهد تا به عقل خود آن را از وی دریابد، همه عابدان در فضل عبادت به پای عاقل نرسند، و عاقلان همان خردمندان هستند که خداوند متعال درباره آنها فرموده است: «یاد آور نشوند جز خردمندان».
محمّد بن الحسن وعلی بن محمّد، عن سهل بن زیاد، ومحمّد بن یحیی، عن أحمد بن محمّد، جمیعاً عن جعفر بن محمّد الأشعری، عن عبداللَّه بن میمون القداح؛ و علی بن إبراهیم، عن أبیه، عن حماد بن عیسی، عن القداح، عن أبی عبداللَّهعلیه السلام قال:
قالَ رَسُولُ اللَّهصلی الله علیه وآله:
مَنْ سَلَکَ طَرِیقاً یَطْلُبُ فِیهِ عِلْماً سَلَکَ اللَّهُ بِهِ طَرِیقاً إِلَی الْجَنَّةِ وَإِنَّ الْمَلائِکَةُ لَتَضَعُ أَجْنِحَتَها لِطالِبِ الْعِلْمِ رِضاً بِهِ وَإِنَّهُ یَسْتَغْفِرُ لِطالِبِ الْعِلْمِ مَنْ فِی السَّمآءِ وَمَنْ فِی الْأَرْضِ حَتّیَ الْحُوتِ فِی الْبَحْرِ، وَفَضْلُ الْعالِمِ عَلَی الْعابِدِ کَفَضْلِ الْقَمَرِ عَلی سآئِرِ النُّجُومِ لَیْلْةَ الْبَدْرِ، وَإِنَّ الْعُلَمآءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِیآءِ، إِنَّ الْأَنَبِیآءَ لَمْ یُوَرِّثُوا دِیناراً وَلا دِرْهَماً وَلکِنْ وَرَّثُوا الْعِلْمَ، فَمَنْ أَخَذَ مِنْهُ أَخَذَ مِنْهُ بِحَظٍّ وافِرٍ.(1)
1) اصول کافی ، ج1، ص 94، حدیث 1.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
هرکه راهی رود که در آن دانشی جوید، خدا او را به بهشت برساند و به راستی که فرشتهها به نشانه رضایت از طالب علم پرهای خود را در زیر پایش میگشایند.
همانا هرکه در آسمان و زمین است برای طالب علم، آمرزش میخواهد حتی ماهیان دریا.
فضیلت عالم بر عابد، همچون فضیلت ماه است بر ستارگان در شب چهارده، و به راستی که علما وارثان پیامبرانند.(1)البته پیغمبران دینار و درهمی به ارث نگذاشتهاند بلکه ارث آنها همان علم ایشان است که هرکه از آن برگرفت، بهره فراوانی برده است.
1) از این قسمت حدیث معلوم میشود ، آن علمی ارزش دارد که برای خدا ودر راستای امر رسالت باشد.
حدّثنا محمّد بن ابراهیم بن اسحق - رحمه اللَّه - قال: حدّثنا احمد بن محمّد الهمدانی قال: حدّثنا محمّد بن احمد بن صالح بن سعد التمیمی عن ابیه قال: حدّثنا احمد بن هشام قال: حدّثنا منصور بن مجاهد عن الربیع بن بدر، عن سوار بن منیب، عن وهب، عن ابن عباس قال:
قالَ رَسُولُ اللَّهصلی الله علیه وآله:
إِنَّ للَّهِِ تَبارَکَ وَتَعالی مَلَکاً یُسَمّی سَخآئِیلُ، یَأْخُذُ الْبَرَواتِ لِلْمُصَلِّینَ عِنْدَ کُلِّ صَلوةٍ مِنْ رَبِّ الْعالَمِینَ - جَلَّ جَلالُهُ -.
فَإِذا أَصْبَحَ الْمُؤمِنُونَ وَقامُوا وَتَوَضَّؤُوا وَصَلُّوا صَلوةَ الْفَجْرِ، أَخَذَ مِنَ اللَّهِ - عَزَّوَجَلَّ - بَرآءَةً لَهُمْ مَکْتُوبٌ فِیها: أَنَا اللَّهُ الباقِی، عِبادِی وَإِمآئِی! فِی حِرْزِی جَعَلْتُکُمْ، وَفِی حِفْظِی وَتَحْتَ کَنَفِی صَیَّرْتُکُمْ، وَعِزَّتِی لا خَذَلْتُکُمْ، وَأَنْتُمْ مَغْفُورٌ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ إِلَی الظُّهْرِ.
فَإِذا کانَ وَقْتَ الظُّهْرِ فَقامُوا وَتَوَضَّؤُوا وَصَلُّوا، أَخَذَ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ - عَزَّوَجَلَّ - الْبَرآئَةَ الثّانِیَةَ مَکْتُوبٌ فِیها: أَنَا اللَّهُ الْقادِرُ، عِبادِی وَإِمآئِی! بَدَّلْتُ سَیِّئآتِکُمْ حَسَناتٍ وَغَفَرْتُ لَکُمُ السَّیِّئآتِ وَأَحْلَلْتُکُمْ بِرِضآئِی عَنْکُمْ دارَ الْجَلالِ .
فَإِذا کانَ وَقْتَ الْعَصْرِ فَقامُوا وَتَوَضَّؤُوا وَصَلُّوا، أَخَذَ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ - عَزَّوَجَلَّ - الْبَرآئَةَ الثّالِثَةَ مَکْتُوبٌ فِیها: أَنَا اللَّهُ الْجَلِیلُ جَلَّ ذِکْرِی وَعَظُمَ سُلْطانِی. عَبِیدِی وَإِمآئِی! حُرِّمَتْ أَبْدانُکُمْ عَلَی النّارِ وَأَسْکَنْتُکُمْ مَساکِنَ الْأَبْرارِ وَدَفَعْتُ عَنْکُمْ بِرَحْمَتِی شَرَّ الْأَشْرارِ.
فَإِذا کانَ وَقْتَ الْمَغْرِبِ فَقامُوا وَتَوَضَّؤُوا وَصَلُّوا، أَخَذَ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ - عَزَّوَجَلَّ - الْبَرآئَةَ الرّابِعَةَ مَکْتُوبٌ فِیها: أَنَا اللَّهُ الْجَبّارُ الْکَبِیرُ الْمُتَعالُ. عَبِیدِی وَإِمآئِی! صَعَدَ مَلآئِکَتِی مِنْ عِنْدِکُمْ بِالرِّضا، وَحَقٌّ عَلَیَّ أَنْ أَرْضِیَکُمْ وَأَعْطِیَکُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ مَنِیَّتَکُمْ.
فَإِذا کانَ وَقْتَ الْعِشآءِ فَقامُوا وَتَوَضَّؤُوا وَصَلُّوا، أَخَذَ مِنَ اللَّهِ - عَزَّوَجَلَّ - لَهُمُ الْبَرآئَةَ الْخامِسَةَ مَکْتُوبٌ فِیها: إِنِّی أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ غَیْرِی وَلا رَبَّ سِوایَ. عِبادِی وَإِمآئِی! فِی بُیُوتِکُمْ تَطَهَّرْتُمْ وَإِلی بُیُوتِی مَشَیْتُمْ وَفِی ذِکْرِی خُضْتُمْ وَحَقِّی عَرَفْتُمْ وَفَرآئِضِی أَدَّیْتُمْ.
أُشْهِدُکَ یا سَخآئِیلُ وَسآئِرَ مَلآئِکَتِی! إِنِّی قَدْ رَضِیتُ عَنْهُمْ.
قالَ: فَیُنادِی سَخآئِیلُ بِثَلاثَةِ أَصْواتٍ کُلَّ لَیْلَةٍ بَعْدَ صَلوةِ الْعِشآءِ: یا مَلآئِکَةَ اللَّهِ! إِنَّ اللَّهَ تَبارَکَ وَتَعالی قَدْ غَفَرَ لِلْمُصَلِّینَ الْمُوَحِّدِینَ. فَلایَبْقی مَلَکٌ فِی السَّماواتِ السَّبْعِ إِلّا اسْتَغْفَرَ لِلْمُصَلِّینَ وَدَعا لَهُمْ بِالْمُداوَمَةِ عَلی ذلِکَ.
فَمَنْ رُزِقَ صَلوةَ اللَّیْلِ مِنْ عَبْدٍ أَوْ أَمَةٍ قامَ للَّهِِ - عَزَّوَجَلَّ - مُخْلِصاً فَتَوَضَّأَ وُضُوءاً سابِغاً وَصَلّی للَّهِِ - عَزَّوَجَلَّ - بِنِیَّةٍ صادِقَةٍ وَقَلْبٍ سَلِیمٍ وَبَدَنٍ خاشِعٍ وَعَیْنٍ دامِعَةٍ، جَعَلَ اللَّهُ تَبارَکَ وَتَعالی خَلْفَهُ تِسْعَةَ صُفُوفٍ مِنَ الْمَلآئِکَةِ فِی کُلِّ صَفٍّ ما لایَحْصی عَدَدَهُمْ إِلَّا اللَّهُ تَبارَکَ وَتَعالی أَحَدَ طَرْفَیْ کُلِّ صَفٍّ بِالْمَشْرِقِ وَالْآخَرُ بِالْمَغْرِبِ.
قالَ: فَإِذا فَرَغَ، کُتِبَ لَهُ بِعَدَدِهِمْ دَرَجاتٌ.
قالَ مَنْصُورُ: کانَ الرَّبِیعُ بْنُ بَدْرٍ إِذا حَدَّثَ بِهذَا الْحَدِیثِ یَقُولُ: أَیْنَ أَنْتَ یا غافِلُ عَنْ هذَا الْکَرَمِ؟! وَأَیْنَ أَنْتَ عَنْ قِیامِ هذَا اللَّیْلِ وَعَنْ جَزِیلِ هذَا الثَّوابِ وَعَنْ هذَا الْکَرامَةِ؟!(1)
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمود:
برای خدای تبارک و تعالی فرشتهای است به نام سخائیل که وقت هر نمازی برات [سند و برگه عبور ]برای نمازگزاران از خداوند ربّ العالمین دریافت میکند.
صبح که مؤمنان برخیزند و وضو سازند و نماز فجر گزارند، براتی از خدای - عزّوجلّ - برای آنها بگیرد که
1) امالی شیخ صدوق ، مجلس 16، حدیث 2.
در آن نوشته است: منم خدای باقی، ای بندهها و کنیزهایم! شما را در پناه خود دارم و در حفظ خود و زیر سایه خود گرفتم.
به عزت خودم سوگند که شما را وا نگذارم، بلکه گناهان شما تا ظهر آمرزیده شده است.
و چون ظهر برخیزند و وضو و نماز به جا آرند، برات دومی از خدا برای آنها بگیرد که نوشته است: منم خدای توانا، ای بندگان و کنیزانم! سیئات شما را بدل به حسنات کردم و سیّئات شما را آمرزیدم و شما را بر رضای خود در دارالجلال وارد کردم.
وقت عصر که به وضو و نماز برخیزند، برات سومی از خدا برای آنها بگیرد که نوشته است: منم خدای جلیل و با سلطنتی عظیم، ای بندگان و کنیزانم! تنهای شما را بر آتش حرام کردم و شما را در مسکن نیکان در آوردم و به رحمت خود، شرّ اشرار را از شما دفع کردم.
وقت نماز مغرب که نماز بخوانند، از خدای - عزّوجلّ - برات چهارمی بگیرد که در آن نوشته است: منم خدای
جبّار و کبیر و متعال، ای بندگان و کنیزانم! فرشتگانم با رضایتمندی از طرف شما بالا آمدند، پس بر من حقّ است که شما را خشنود کنم و روز قیامت آرزوی شما را برآورم.
وقت عشا که وضو و نماز به جا آورند، برات پنجمی از خدای - عزّوجلّ - برای آنها بگیرد که در آن نوشته است: به راستی منم خدایی که جز من معبود حقّی نیست و پروردگاری جز من نباشد، ای بندگانم و کنیزانم! در خانههای خود تطهیر کردید و به خانه من آمدید و در ذکر من اندر شدید و حقّ مرا شناختید و واجبات مرا ادا کردید.
ای سخائیل! تو و سایر فرشتگان را گواه میگیرم که من از آنها راضیام.(1)
پیامبر خداصلی الله علیه وآله فرمود: سخائیل هرشب پس از نماز عشا سهبار فریاد برآورد: ای فرشتگان خدا! به راستی خدای
1) وقت مخصوص وفضیلت نمازهای پنجگانه توسط معصومین(علیهم السّلام) مشخص شده ودر رسالۀ مراجع معظم تقلید بیان شده است ؛ اگر چه اجازه داده اند که به صورت جمع ودر سه نوبت نیز خوانده شود.
تبارک و تعالی نمازگزاران یگانهپرست را آمرزید.
پس هیچ فرشتهای در آسمانهای هفتگانه نمیماند مگر اینکه برای نمازگزاران استغفار میکند و برای آنها بر ادامه این عمل دعا نماید.
هر بنده مؤمنی که برای خدای - عزّوجلّ - و از روی اخلاص، موفق به نماز شب شود، و برای خدا وضوی کامل بگیرد و به نیّت درست و دل سالم و تن خاشع و چشم گریان نماز گزارد، خدای تبارک و تعالی پشت سرش نُه صف از فرشتگان قرار دهد که شماره هر صف را جز خدا نداند، ابتدای هر صف در مشرق باشد و انتهای آن در مغرب.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: و چون از نماز فارغ شود به شماره آنها درجه برایش نوشته شود.
منصور که یکی از راویان حدیث است، میگوید: وقتی ربیع بن بدر این حدیث را نقل میکرد، میگفت: ای غافل تو کجا و دریافت این کرم الهی کجا؟!
تو کجا و شبخیزی و درک این ثواب جزیل و این کرامت کجا؟!
حدّثنا إبن سعید الهاشمی، عن فرات، عن محمّد بن ظهیر، عن عبد اللَّه بن الفضل، عن الصادق، عن آبائهعلیهم السلام قال:
قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله:
یَوْمُ غَدِیرِ خُمٍّ أَفْضَلُ أَعْیادِ أُمَّتِی وَهُوَ الْیَوْمُ الَّذِی أَمَرَنِیَ اللَّهُ تَعالی ذِکْرُهُ فِیهِ بِنَصْبِ أَخِی عَلِیّ بْنِ أَبِی طالِبٍ، عَلَماً لأُمَّتِی ، یَهْتَدُونَ بِهِ مِنْ بَعْدِی وَهُوَ الْیَوْمُ الَّذِی أَکْمَلَ اللَّهُ فِیهِ الدِّینُ وَأَتَمَّ عَلی أُمَّتِی فِیهِ النِّعْمَةَ وَرَضِیَ لَهُمُ الْإِسْلامَ دِیناً.(1)
امام صادق از پدران بزرگوارشعلیهم السلام نقل می کند که پیامبر خداصلی الله علیه وآله فرمود:
بهترین عید امّت من، عید غدیر خم است، و آن روزی است که خدای تعالی به من فرمان داد، برادرم، علیعلیه السلام را به امامت نصب کنم تا مردم پس از من به وسیله او هدایت گردند، و آن همان روزی است که خداوند در آن دین را کامل و نعمت را بر امّت من تمام کرد و دین اسلام را برای آنها پسندید.
1) امالی شیخ صدوق ، مجلس 26، حدیث 8.
وعن ابی عبداللَّه الجامورانی، عن الحسن بن علی، عن سیف بن عمیرة، عن منصور بن حازم، عن ابی عبداللَّهعلیه السلام قال:
قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله:
مُشاوَرَةُ الْعاقِلِ النّاصِحِ رُشْدٌ وَ یُمْنٌ وَ تَوْفِیقٌ مِنَ اللَّهِ فَإِذا أَشارَ عَلَیْکَ النّاصِحُ الْعاقِلُ فَإِیّاکَ وَالخلافَ فَإِنَّ فِی ذلِکَ الْعَطَبَ.(1)
پیامبر گرامی اسلامصلی الله علیه وآله فرمودند:
مشورت با شخص عاقل که خیرخواه تو باشد، موجب راهنمایی و برکت توست و این توفیقی از جانب خداوند متعال است.
پس هرگاه چنین شخص عاقل و ناصحی، تو را مشورت داد، مبادا با او مخالفت کنی، که در این صورت رنج و دردسر برای توست.
1) وسائل الشیعه، ج8، ص 426، حدیث 6.
محمّد بن علی الکراجکی (فی کنز الفوائد)، عن الحسین محمّد بن علی الصیرفی، عن محمّد بن علی الجعابی، عن القاسم بن محمّد بن جعفر العلوی، عن ابیه عن علیعلیه السلام قال:
قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله:
لِلْمُسْلِمِ عَلی أَخِیهِ ثَلاثُونَ حَقّاً لا بَرآءَةَ لَهُ مِنْها إِلّا بِالاَدآءِ أَوِ الْعَفْوِ: یَغْفِرُ زَلَّتَهُ وَیَرْحَمُ عَبْرَتَهُ، وَیَسْتُرُ عَوْرَتَهُ، وَیُقِیلُ عَثْرَتَهُ، وَیَقْبَلُ مَعْذِرَتَهُ وَیَرُدُ غِیبَتَهُ، وَیُدِیمُ نَصِیحَتَهُ، وَیَحْفَظُ خُلَّتَهُ، وَیَرْعی ذِمَّتَهُ، وَیَعُودُ مَرِضَتَهُ، وَیَشْهَدُ مَیْتَتَهُ، وَیُجِیبُ دَعْوَتَهُ، وَیَقْبَلُ هَدِیتَهُ، وَیُکافِیءُ صِلَتَهُ، وَیَشْکُرُ نِعْمَتَهُ وَیَحْسُنُ نُصْرَتَهُ، وَیَحْفَظُ حَلِیلَتَهُ، وَیَقْضِی حاجَتَهُ، وَیَشْفَعُ مَسْأَلَتَهُ، وَیُسَمِّتُ عَطْسَتَهُ، وَیُرْشِدُ ضَالَّتَهُ، وَیَرُدُّ سَلامَهُ، وَیُطِیبُ کَلامَهُ، وَیَبِرُّ إِنْعامَهُ، وَیُصَدِّقُ أَقْسامَهُ، وَیُوالِی وَلِیَّهُ وَلایُعادِ، وَیَنْصُرُهُ ظالِماً وَمَظْلُوماً؛ فَأَمّا نُصْرَتُهُ ظالِماً فَیَرُدُّهُ عَنْ ظُلْمِهِ وَأَمّا نُصْرَتُهُ مَظْلُوماً فَیُعِینُهُ عَلی أَخْذِ حَقِّهِ، وَلایَسْلِمُهُ وَلایَخْذُلُهُ وَیُحِبُّ لَهُ مِنَ الْخَیْرِ ما یُحِبُّ لِنَفْسِهِ وَیَکْرَهُ مِنَ الشَّرِّ ما یَکْرَهُ لِنَفْسِهِ.
ثَمُّ قالَعلیه السلام: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِصلی الله علیه وآله یَقُولُ:
إِنّ أَحَدَکُمْ لَیَدَعُ مِنْ حُقُوقِ أَخِیهِ شَیْئاً فَیُطالِبُهُ بِهِ یَوْمَ الْقِیامَةِ فَیُقْضی لَهُ وَعَلَیهِ.(1)
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
هر مسلمانی به گردن برادر مسلمانش 30 حق دارد که از آن خلاص نمیشود مگر به ادا کردن یا گذشت صاحب آن حق. [و اما آن 30 حق عبارت است از:]
1) وسائل الشیعه ، ج8، ص 550، حدیث 24.
سپاسگزار باشد. 16) در یاری او بکوشد. 17) از خانواده و ناموس او حفاظت کند. 18) حاجت او را برآورد. 19) برای رفع مشکلش از دیگران کمک بخواهد. 20) بعد از عطسه کردن او را دعا و تهیت بگوید.(29) 21) در پیدا کردن گم شدهاش او را یاری نماید. 22) سلامش را جواب دهد 23) با او خوش کلام باشد و گفته او را نیکو شمارد. 24) انعام او نیکو قرار دهد. 25) سوگندش را راست بداند. 26) دوستش را دوست بداند و با او دشمنی نکند 27) یاریگرش باشد؛ چه ظالم است چه مظلوم؛ اگر ظالم است او را از ظلم باز دارد. و اگر مظلوم است کمک کند تا حقش را باز ستاند.
سپس امام علیعلیه السلام فرمود: از رسول خداصلی الله علیه وآله شنیدم که میفرمود:
همانا یکی از شما که حق برادر مسلمانش را رها کرده و ادا ننموده است در روز قیامت آن برادر مسلمان حقش را مطالبه میکند ولی چون جوابی ندارد به نفع او و بر علیه این حکم داده خواهد شد.
محمّد بن یحیی، عن أحمد بن محمّد، عن علیّ بن النعمان، عن حمزة بن حمران قال: سمعت أبا عبداللَّهعلیه السلام یقول:
إِنّ مِمّا حُفِظَ مِنْ خُطَبِ النَّبِیّصلی الله علیه وآله أَنَّهُ قالَ:
یا أَیُّهَا النّاسُ! إِنَّ لَکُمْ مَعالِمَ فَانْتَهُوا إِلی مَعالِمِکُمْ وَإِنَّ لَکُمْ نِهایَةً فَانْتَهُوا إِلی نِهایَتِکُمْ.
أَلا إِنَّ الْمُؤْمِنَ یَعْمَلُ بَیْنَ مَخافَتَیْنِ: بَیْنَ أَجَلٍ قَدْ مَضی لایَدْرِی مَا اللَّهُ صانِعٌ فِیهِ وَبَیْنَ أَجَلٍ قَدْ بَقِیَ لایَدْرِی مَااللَّهُ قاضٍ فِیهِ، فَلْیَأْخُذِ الْعَبْدُ الْمُؤْمِنُ مِنْ نَفْسِهِ لِنَفْسِهِ وَمِنْ دُنْیاهُ لآخِرَتِهِ وَفِی الشَّبِیبَةِ قَبْلَ الْکِبَرِ وَفِی الْحَیاةِ قَبْلَ الْمَماتِ. فَوَالَّذِی نَفْسَ مُحَمَّدٍ بِیَدِهِ ما بَعْدَ الدُّنْیا مِنْ مُسْتَعْتِبٍ وَما بَعْدَها مِنْ دارٍ إِلَّا الْجَنَّةِ أَوِ النّارِ.(30)
از سخنرانیهای پیغمبرصلی الله علیه وآله که ضبط شده این است که فرمود:
ای مردم! شما را نشانههایی است، به نشانههای خود برسید. و نیز به راستی برای شما پایانی است، به پایان خود برسید.
آگاه باشید! مؤمن میان دو ترس کار میکند: میان عمر گذشتهای که نداند خدا در آن، چه کند و میان عمر ماندهای که نداند خدا برای او در آن، چه چیز مقدّر کرده است.
بنده مؤمن میبایست از خود برای خود توشه برگیرد، از دنیایش برای دیگر سرایش و از جوانیاش برای پیری (از ریش سفیدش برای سالخوردگی) و برای زندگیاش پیش از مردن.
پس قسم به آن که جان محمّد به دست او است، پس از دنیا جای عذر خواهی و تلافی نیست و پس از آن خانهای نیست جز بهشت و دوزخ.
عدة من أصحابنا، عن أحمد بن محمّد، عن ابن فضال، عن عاصم بن حمید، عن أبی حمزة الثمالیّ، عن أبی جعفرعلیه السلام قال: خَطَبَ رَسُولُ اللَّهصلی الله علیه وآله فِی حَجَّةِ الْوِداعِ فَقالَ:
یا أَیُّهَا النّاسُ! وَاللَّهِ ما مِنْ شَیْءٍ یُقَرِّبُکُمْ مِنَ الْجَنَّةِ وَیُباعِدُکُمْ مِنَ النّارِ إِلاّ وَقَدْ أَمَرْتُکُمْ بِهِ، وَما مِنْ شَیْءٍ یُقَرِّبُکُمْ مِنَ النّارِ وَیُباعِدُکُمْ مِنَ الْجَنَّةِ إِلاّ وَقَدْ نَهَیْتُکُمْ عَنْهُ.
أَلا وَإِنَّ الرُّوحَ الاَمِینَ نَفَثَ فِی رَوْعِی أَنَّهُ لَنْ تَمُوتَ نَفْسٌ حَتّی تَسْتَکْمِلَ رِزْقَها، فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَجْمِلُوا فِی الطَّلَبِ، وَلایَحْمِل أَحَدَکُمْ اسْتِبْطاءُ شَیْءٍ مِنَ الرِّزْقِ أَنْ یَطْلُبَهُ بِغَیْرِ حِلِّهِ، فَإِنَّهُ لایُدْرَکُ ما عِنْدَ اللَّهِ إِلاّ بِطاعَتِهِ.(1)
1) اصول کافی، ج4، ص 224، حدیث 2.
رسول خداصلی الله علیه وآله در سخنرانی حجة الوداع فرمود:
ای مردم! به خدا هیچ چیزی نیست که شما را به بهشت نزدیک و از دوزخ دور کند جز آن که شما را به آن فرمان دادم. و هیچ چیزی نیست که شما را به دوزخ نزدیک و از بهشت دور کند، جز آن که شما را از آن نهی کردم.
آگاه باشید! همانا که روح الأمین در دلم افکند که هیچ جان داری نمیمیرد تا روزیِ خود را کاملاً بگیرد، بنابراین از خدا بپرهیزید و در جستن رزق و روزی، آرامی کنید پس اگر روزیِ یکی از شما دیرتر رسد او را وادار نسازد که از راه نامشروع و حرام بجوید؛ زیرا آنچه نزد خدا است جز به طاعت او دریافت نشود.
محمّد بن یحیی عن، أحمد بن محمّد بن عیسی قال: أخبرنی یحیی بن سلیم الطائفی قال: أخبرنی عمرو بن شمر الیمانی، یرفع الحدیث إلی علیّعلیه السلام، قال:
قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله:
اَلصَّبْرُ ثَلاثَةٌ: صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصِیبَةِ وَصَبْرٌ عَلَی الطّاعَةِ وَصَبْرٌ عَنِ الْمَعْصِیَةِ؛ فَمَنْ صَبَرَ عَلَی الْمُصِیبَةِ حَتّی یَرُدّها بِحُسْنِ عَزآئِها کَتَبَ اللَّهُ لَهُ ثَلاثُمِائةَ دَرَجَةٍ ما بَیْنَ الدَّرَجَةِ إِلَی الدَّرَجَةِ کَما بَیْنَ السَّمآءِ إِلَی الْأَرْضِ.
وَمَنْ صَبَرَ عَلَی الطّاعَةِ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ سِتَّمائَةَ دَرَجَةً ما بَیْنَ الدَّرَجَةِ إِلَی الدَّرَجَةِ کَما بَیْنَ تُخُومِ الْأَرْضِ إِلَی الْعَرْشِ.
وَمَنْ صَبَرَ عَنِ الْمَعْصِیَةِ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ تِسْعَمِائَةَ دَرَجَةِ ما بَیْنَ الدَّرَجَةِ إِلَی الدَّرَجَةِ کَما بَیْنَ تُخُومِ الْأَرْضِ إِلی مُنْتَهَی الْعَرْشِ.(1)
1) اصول کافی، ج4، ص 278، حدیث 15.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
صبر بر سه قسم است: صبر هنگام مصیبت و صبر برای طاعت خدا و صبر در مقابل گناه کردن.
هرکه در موقع مصیبت صبر کند تا آن را به تسلّی خوبی جواب گوید، خدا برایش سیصد درجه نویسد که میان هر درجه تا درجه دیگر به مانند فاصله میان آسمان تا زمین است.
و هرکه برای طاعت و عبادت خداوند صبر کند، خدا برایش ششصد درجه نویسد که میان هر درجهای تا درجه دیگر از عمق زمین تا عرش است.
و هر که بر معصیت خداوند صبر کند(و آن را انجام ندهد)، خدا برایش نهصد درجه نویسد که میان هر درجه تا درجه دیگر از عمق زمین تا نهایت عرش باشد.
محمّد بن یحیی، عن أحمد بن محمّد، عن عبداللَّه بن محمّد الحجال، عن بعض أصحابه، رفعه قال:
قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله:
تَذاکَرُوا وَتَلاقُوا وَتُحَدِّثُوا فَإِنَّ الحَدِیثَ جَلآءٌ لِلْقُلُوبِ، إِنَّ الْقُلُوبَ لَتَرِینُ کَما یَرِینُ السَّیفُ وَجَلآؤُهَا الحَدِیثُ.(1)
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
علم را مورد مذاکره قرار دهید، باهم ملاقات کنید و احادیث را بازگو نمایید؛ زیرا حدیث وسیله زلال کردن دلهای زنگ زده است. به راستی که دلها زنگ میگیرد چنانکه شمشیر زنگ گیرد و زلال کردن دلها و جلای آنها به حدیث گفتن است.(2)
حدّثنا علی بن عبداللَّه الوراق قال: حدّثنا سعد بن عبداللَّه، عن إبراهیم بن مهزیار، عن أخیه علی، عن الحسین بن سعید، عن الحرث بن محمّد بن النعمان الأحوال صاحب الطاق، عن جمیل بن صالح، عن ابی عبداللَّه الصادق، عن آبائهعلیهم السلام قال:
قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله:
مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَکُونَ أَکْرَمَ النّاسِ فَلْیَتَّقِ اللَّهَ وَمَنْ أَحَبَّ أَنْ یَکُونَ أَتْقَی النّاسِ فَلْیَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ وَمَنْ أَحَبَّ أَنْ یَکُونَ أَغْنَی النّاسِ فَلْیَکُنْ بِما عِنْدَ اللَّهِ - عَزَّوَجَلَّ - أَوْثَقُ مِنْهُ بِما فِی یَدِهِ.
ثُمَّ قالصلی الله علیه وآله: أَلا أُنَبِّئُکُمْ بِشَرِّ النّاسِ؟
قالُوا: بَلی یا رَسُولَ اللَّهِ!
قالَ: مَنْ أَبْغَضَ النّاسَ وَأَبْغَضَهُ النّاسُ.
ثُمَّ قالَ: أَلا أُنَبِّئُکُمْ بِشَرٍّ مِنْ هذا؟
قالُوا: بَلی یا رَسُولَ اللَّهِ.
قالَ: اَلَّذِی لایُقِیلُ عَثْرَةً وَلایَقْبَلُ مَعْذِرَةً وَلایَغْفِرُ ذَنْباً.
ثُمَّ قالَ: أَلا أُنَبِّئُکُمْ بِشَرٍّ مِنْ هذا؟
قالُوا: بَلی یا رَسُولَ اللَّهِ.
قالَ: مَنْ لایُؤْمَنُ شَرُّهُ وَلا یُرْجی خَیْرُهُ.
أَنَّ عِیسَی بْنَ مَرْیَمعلیهما السلام قامَ فِی بَنِی اِسْرآئِیلَ، فَقالَ: یا بَنِی اِسْرآئِیلَ! لاتُحَدِّثُوا بِالْحِکْمَةِ الْجُهّالَ فَتَظْلِمُوها وَلاتَمْنَعُوها أَهْلَها فَتَظْلِمُوهُمْ وَلاتُعِینُوا الظَّالِمَ عَلی ظُلْمِهِ فَیَبْطُلْ فَضْلَکُمْ.
الأُمُورُ ثَلاثَةٌ: أَمْرٌ تَبَیَّنَ لَکَ رُشْدُهُ فَاتَّبِعْهُ وَأَمْرٌ تَبَیَّنَ لَکَ غَیُّهُ فَاجْتَنِبْهُ وَأَمْرٌ أُخْتُلِفَ فِیهِ فَرُدَّهُ إِلَی اللَّهِ - عَزَّوَجَلَّ - .(1)
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
هرکه دوست دارد گرامیترین مردم باشد باید از خدا بپرهیزد(2)و هرکه دوست دارد پرهیزکارترین مردم باشد باید بر خدا توکل کند و هرکه دوست دارد غنیترین مردم باشد باید بدانچه نزد خداست بیشتر اعتماد داشته باشد از آنچه در دست خودش میباشد.
سپس فرمود: آیا شما را آگاه کنم به بدترین مردم؟
گفتند: بفرمایید، یا رسول اللَّه.
فرمود: کسی که مردم را دشمن میدارد و مردم نیز او را دشمن میدارند.
سپس فرمود: آیا شما را آگاه نکنم به بدتر از این؟
گفتند: آری یا رسول اللَّه.
فرمود: آن که از لغزش کسی نگذرد و عذر کسی را نپذیرد و گناهی را نیامرزد.
سپس فرمود: آیا شما را آگاه نکنم به بدتر از آن؟
گفتند: بله یا رسول اللَّه.
فرمود: آنکه دیگران از شرش آسوده نباشند و امید به خیرش نباشد.
به راستی عیسی بن مریم در بنی اسرائیل به پا خاست و فرمود: ای بنی اسرائیل! حکمت را به نادانان نیاموزید که موجب ظلم به حکمت است و از اهلش نیز دریغ مدارید که موجب ظلم به آنها است. و به ستمکار کمک نکنید در ستم او، که موجب بطلان فضل شماست.
امور سه گونه است: امری که رهیابی [خیر و صواب ]آن بر تو آشکار است پس پیرو آن باش و امری که گمراهیاش بر تو آشکار است پس از آن کناره بگیر و امری که مورد اختلاف است، آن را به خدای - عزّوجلّ - برگردان.
عن احمد بن ابی عبداللَّه، عن محمّد بن علیّ، عن عمر بن جبلة الأحمسیّ، عن أبی الجارود، عن أبی جعفرعلیه السلام قال:
قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله:
اَلْمُتَحابُّونَ فِی اللَّهِ یَوْمَ الْقِیامَةِ عَلی أَرْضِ زَبَرْجَدَةٍ خَضْرآءَ فِی ظِلِّ عَرْشِهِ عَنْ یَمِینِهِ - وَکِلْتا یَدَیْهِ یَمِینٌ - وُجُوهُهُمْ أَشَدُّ بَیاضاً وَأَضْوَءُ مِنَ الشَّمْسِ الطّالِعَةِ، یَغْبِطُهُمْ بِمَنْزِلَتِهِمْ کُلُّ مَلَکٍ مُقَرَّبٍ وَکُلُّ نَبِیٍّ مُرْسَلٍ.
یَقُولُ النّاسُ: مَنْ هؤُلآءِ؟
فَیُقالُ: هؤُلآءِ الْمُتَحابُّونَ فِی اللَّهِ.(1)
1) اصول کافی، ج4، ص 378، حدیث 7.
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمود:
کسانی که برای خدا با همدیگر دوستی و رفاقت میکنند، روز قیامت بر روی یک زمین از زبرجد سبز در سایه عرش خدا و در سمت راست آن خواهند بود؛ البته هر دو دست خدا، راست است. چهرههای آنان از آفتاب تابان سپیدتر و روشنتر است، به مقام و منزلت آنها هر فرشته مقرّب و هر پیغمبر مرسل غبطه میخورند.
مردم میگویند: اینان چه کسانیاند؟
گفته میشود: آنان کسانیاند که برای خدا با یکدیگر دوستی و رفاقت داشتهاند.
عن محمّد بن یحیی، عن الحسن بن محبوب، عن عمرو بن أبی المقدام، عن جابر، عن أبی جعفرعلیه السلام قال:
قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله:
أُوصِیَ الشّاهِدَ مِنْ أُمَّتِی وَالْغائِبَ مِنْهُمْ وَمَنْ فِی أَصْلابِ الرِّجالِ وَأَرْحامِ النِّسآءِ إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ أَنْ یَصِلَ الرَّحِمَ وَإِنْ کانَتْ مِنْهُ عَلی مَسِیرَةِ سَنَةٍ، فَإِنَّ ذلِکَ مِنَ الدِّینِ.(1)
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
به هر یک از حاضر و غایب امّتم، و تمام آنها که در پشت مردان و رحم زنان هستند، تا قیامت سفارش میکنم که صله رحم کنند؛ اگرچه تا یک سال راه از او دور باشند؛ زیرا این کار از شرایط دیانت است.
1) اصول کافی، ج4، ص 446، حدیث 5.
محمّد بن یحیی، عن أحمد بن محمّد، عن علیّ بن الحکم، عن مالک بن عطیّة، عن أبی عبداللَّهعلیه السلام قال:
قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله:
أَحَبُّ الْأَعْمالِ إِلَی اللَّهِ سُرُورُ [الَّذِی تُدْخِلُهُ عَلَی الْمُؤْمِنِ: تَطْرُدُ عَنْهُ جُوعَتَهُ، أَوْ تَکْشِفُ عَنْهُ کُرْبَتَهُ.(1)
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
محبوبترین کارها نزد خداوند متعال، شاد کردن قلب مؤمن است به این که گرسنگی را از او برانی و سیرش نمایی یا گرفتاری و مشکلش را از او بگردانی.
1) اصول کافی، ج4، ص 568، حدیث 11.
علی بن إبراهیم، عن أبیه، عن النوفلیّ، عن السکونّی، عن أبی عبداللَّهعلیه السلام قال:
قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله:
مَنْ أَعانَ مُؤْمِناً، نَفَّسَ اللَّهُ - عَزَّوَجَلَّ - عَنْهُ ثَلاثاً وَسَبْعِینَ کُرْبَةً: واحِدَةً فِی الدُّنْیا وَثَنَتَیْنِ وَسَبْعِینَ کُرْبَةً عِنْدَ کُرْبَتِهِ الْعُظْمی
قالَ: حَیْثُ یَتَشاغَلُ النّاسُ بِأَنْفُسِهِمْ.(1)
امام صادق از قول رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
هرکه به مؤمنی کمک کند، خدای - عزّوجلّ - هفتاد و سه گرفتاری را از او برطرف نماید، یک گرفتاری در دنیا و هفتاد و دو گرفتاری دیگر هنگام گرفتاری بزرگ او.
فرمود: آنجا که همه مردم به [گرفتاری خود مشغول میباشند.
1) اصول کافی ، ج4، حدیث2.
علیّ بن ابراهیم، عن محمّد بن عیسی بن عبید، عن یونس، عن بعض أصحابه، عن أبی عبداللَّهِعلیه السلام قال:
قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله:
بَیْنَما مُوسیعلیه السلام جالِساً إِذْ أَقْبَلَ إِبْلِیسُ وَعَلَیْهِ بُرْنُسٌ ذُوأَلْوانٍ، فَلَمّا دَنا مِنْ مُوسیعلیه السلام خَلَعَ الْبُرْنُسَ وَقامَ إِلی مُوسی فَسَلَّمَ عَلَیْهِ.
فَقالَ لَهُ مُوسی مَنْ أَنْتَ؟
فَقالَ: أَنَا إِبْلِیسُ.
قالَ: أَنْتَ؟! فَلا قَرَّبَ اللَّهُ دارَکَ.
قالَ: إِنِّی إِنَّما جِئْتُ لِأُسَلِّمَ عَلَیْکَ لِمَکانِکَ مِنَ اللَّهِ.
قالَصلی الله علیه وآله: فَقالَ لَهُ مُوسیعلیه السلام: فَما هذَا الْبُرْنُسُ؟
قالَ: بِهِ أَخْتَطِفُ قُلُوبَ بَنِی آدَمَ.
فَقالَ مُوسی فَأَخْبِرْنِی بِالذَّنْبِ الَّذِی إِذا أَذْنَبَهُ ابْنُ آدَمَ اسْتَحْوَذْتَ عَلَیْهِ؟
قالَ: إِذا أَعْجَبَتْهُ نَفْسُهُ وَاسْتَکْثَرَ عَمَلَهُ وَصَغُرَ فِی عَیْنِهِ ذَنْبَهُ.
وَقالَ: قالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ لِداوُدعلیه السلام: یا داوُدُ! بَشِّرِ الْمُذْنِبِینَ وَأَنْذِرِ الصِّدِّیقِینَ.
قالَ: کَیْفَ أُبَشِّرُ الْمُذْنِبِینَ وَأُنْذِرُ الصِّدِّقِینَ؟
قالَ: یا داوُدُ! بَشِّرِ الْمُذْنِبِینَ أَنِّی أَقْبَلُ التَّوْبَةَ وَأَعْفُو عَنِ الذَّنْبِ، وَأَنْذِرِ الصِّدِّیقِینَ أَلّا یُعْجِبُوا بِأَعْمالِهِمْ فَإِنَّهُ لَیْسَ عَبْدٌ أَنْصبُهُ لِلْحِسابِ إِلّا هَلَکَ.(1)
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
در یک موقعی که موسیعلیه السلام نشسته بود، ناگاه شیطان نمایان شد که کلاه رنگارنگی بر سرداشت و چون نزدیک موسیعلیه السلام رسید، کلاه خود را از سر برداشت و نزد موسی ایستاد و به آن حضرت سلام داد.
موسی گفت: تو کیستی؟
او پاسخ گفت: من ابلیسم.
گفت: تویی!؟ خدا تو را به کسی نزدیک نسازد.
گفت: من آمدم به شما سلام کنم، به خاطر مقامی که نزد خدا داری.
پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: موسی به او گفت: این کلاه چیست؟
ابلیس گفت: با آن دل مردم را میربایم.
1) اصول کافی، ج5، ص 228، حدیث 8.
موسی به او گفت: به من خبر ده از گناهی که چون آدمیزاده انجام دهد، تو بر او مسلّط میشوی؟
پاسخ داد: زمانی که خودبین شود و کار خود را فزون شمارد و گناهش در چشم او کوچک جلوه کند.
پیامبر خداصلی الله علیه وآله فرمود: خدای - عزّوجلّ - به داوودعلیه السلام وحی فرمود: ای داوود! گنهکاران را مژده بده، و صدّیقان را بیم بده!
عرض کرد: چگونه به گنهکاران، مژده بدهم و به صدّیقان بیم بدهم؟
خداوند متعال فرمود: ای داوود! به گنهکاران مژده بده که من توبه پذیرم و از گناه درگذرم، و به صدّیقان بیم بده که مبادا به کردار خود عُجب کنند و خودبین شوند؛ زیرا من هیچ بندهای را پای میز حساب نکشم جز آنکه هلاک شود.
عدة من أصحابنا، عن أحمد بن محمّد بن خالد، عن عثمان بن عیسی عن عمر بن أذینة، عن أبان بن أبی عیاش، عن سلیم بن قیس، عن أمیرالمؤمنینعلیه السلام قال:
قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله:
إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَ الْجَنَّةَ عَلی کُلِّ فَحّاشٍ بَذِیٍّ، قَلِیلِ الْحَیآءِ، لایُبالِی ما قالَ وَلا قِیلَ لَهُ، فَإِنَّکَ إِنْ فَتَّشْتَهُ لَمْ تَجِدْهُ إِلّا لِغَیَّةٍ أَوْ شِرْکِ شَیْطانٍ.
فَقِیلَ: یا رَسُولَ اللَّهِ! وَفِی النّاسِ شِرْکُ شَیْطانٍ؟
فَقالَ رَسُولُ اللَّهصلی الله علیه وآله: أَما تَقْرَأُ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: «وَشَارِکْهُمْ فِی الأَمْوالِ وَالأَوْلادِ»؟(1)
1) اصول کافی، ج5، ص 250، حدیث 3.
از امیرالمؤمنینعلیه السلام است که رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
به راستی خدا حرام کرده است بهشت را به هر فحّاش بیآبرو و کمشرم که باک ندارد چه بگوید و چه به او گفته شود؛ زیرا به راستی اگر از او بازرسی کنی یا از زنا است و یا شیطان در او شریک شده است.
عرض شد: یا رسول اللَّه! در میان مردم هم شرک شیطان هست؟
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: آیا گفته خداوند - عزّوجلّ - را نخواندی که فرموده است:(1)«و تو ای شیطان شریک آنها باش در دارایی و فرزندان».(2)
عدة من أصحابنا، عن أحمد بن محمّد بن خالد، عن أبیه، عن عبداللَّه بن القاسم، عن أبی حمزة عن أبی جعفرعلیه السلام قال:
قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله:
یَقُولُ اللَّهُ - عَزَّوَجَلَّ -: وَعِزَّتِی وَجَلالِی وَعَظَمَتِی وَکِبْرِیائِی وَنُورِی وَعُلُوِّی وَارْتِفاعِ مَکانِی، لایُؤثِرُ عَبْدٌ هَواهُ عَلی هَوایَ إِلّا شَتَّتُّ عَلَیْهِ أَمْرَهُ وَلَبَسْتُ عَلَیْهِ دُنْیاهُ وَشَغَلْتُ قَلْبَهُ بِها وَلَمْ أُوتِهِ مِنْها إِلّا ما قَدَّرْتُ لَهُ.
وَعِزَّتِی وَجَلالِی وَعَظَمَتِی وَنُورِی وَعُلُوِّی وَارْتِفاعِ مَکانِی، لایُؤْثِرُ عَبْدٌ هَوایَ عَلی هَواهُ إِلَّا اسْتَحْفَظَتْهُ مَلآئِکَتِی وَکَفَّلْتُ السَّماواتِ وَالْأَرَضِینَ رِزْقَهُ وَکُنْتُ لَهُ مِنْ وَرآءِ تجارَةِ کُلِّ تاجِرٍ وَأَتَتْهُ الدُّنْیا وَهِیَ راغِمَةٌ.(1)
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
خداوند - عزّوجلّ - میفرماید: به عزت و جلال خودم قسم، به بزرگی و کبریاییام قسم و به نور و برتری
1) اصول کافی ، ج5، ص 280، حدیث 2.
و مقام بلندم سوگند! هیچ بندهای خواسته خود را بر خواسته من ترجیح ندهد، جز آن که کارش را پریشان کنم و دنیایش را در هم سازم و دلش را بدان سرگرم نمایم و از دنیا به او ندهم جز همان مقدار که مقدّر او کردهام.
همچنین به عزت و جلال و عظمت خودم قسم، به نور و برتری و مقام بلندم سوگند! هیچ بندهای خواست مرا بر دلخواه خود مقدم ندارد جز آن که فرشتههای من او را حفظ و حمایت کنند و آسمانها و زمین را کفیل روزی او سازم و از پس تجارت و بهرهجویی هرتاجری، من پشتیبان او باشم و دنیا هم با همه داراییاش [با خواری و فروتنی به آستان بوسی او آید.(1)
1) پس چه بهتر که انسان خواسته خود را به خواسته الهی گره بزند وهرچه خدا می خواهد همان را بخواهد.
محمّد بن یحیی، عن أحمد بن محمّد، عن محمّد بن سنان، عن أبی سعید القمّاط، عن داود بن کثیر قال: سمعت أبا عبداللَّهعلیه السلام یقول: قال أبیعلیه السلام:
قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله:
أَیُّما مُسْلِمَیْنِ تَهاجَرا فَمَکثا ثَلاثاً لایَصْطَلِحانِ إِلّا کانا خارِجَیْنِ مِنَ الْإِسْلامِ وَلَمْ یَکُنْ بَیْنَهُما وِلایَةٌ، فَأَیُّهُما سَبَقَ إِلی کَلامِ أَخِیهِ کانَ السّابِقُ إِلَی الْجَنَّةِ یَوْمَ الْحِسابِ.(1)
امام صادقعلیه السلام از قول پدرش فرمود که رسول خداصلی الله علیه وآله فرموده است:
اگر دو نفر مسلمان با هم قهر کنند و سه روز بر آن حال بمانند و صلح نکنند، هر دو از اسلام خارج باشند و میان آنها پیوست دینی نباشد. پس هرکدام پیشی گیرد به سخن گفتن با برادر مسلمان خود، اوست که روز قیامت و هنگام حساب زودتر به بهشت داخل خواهد شد.
1) اصول کافی ، ج5، ص 302، حدیث 5.
عن احمد بن محمّد بن خالد، عن محمّد بن علیّ، عن محمّد بن فرات، عن أبی جعفرعلیه السلام قال:
قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله فِی کلام له:
إِیّاکُمْ وَعُقُوقَ الْوالِدَیْنِ فَإِنَّ رِیحَ الْجَنَّةِ تُوجَدُ مِنْ مَسِیرَةِ أَلْفَ عامٍ وَلا یَجِدُها عاقٌّ وَلا قاطِعُ رَحِمٍ وَلا شَیْخٌ زانٍ وَلا جارُّ إِزارِهِ خُیَلآءَ، إِنَّمَا الْکِبْرِیآءُ للَّهِِ رَبِّ الْعالَمِینَ.(1)
از امام باقرعلیه السلام نقل است که رسول خداصلی الله علیه وآله در ضمن سخنان خود فرمود:
بپرهیزید از عاق پدر و مادر، زیرا بوی بهشت که از مسافت هزار سال راه به مشام میرسد، ولی عاق والدین وقاطع رحم و پیرمرد زناکار و شخص متکبّر آن را استشمام نخواهند کرد. همانا کبریایی از آن خداوند است، او که پروردگار جهانیان است.
1) اصول کافی، ج5، ص 312، حدیث 6.
علیّ بن إبراهیم، عن أبیه، وعدّة من أصحابنا، عن أحمد بن محمّد، جمیعاً، عن ابن محبوب، عن مالک بن عطیّة، عن أبی حمزة، عن أبی جعفرعلیه السلام قال:
وَجَدْنا فِی کِتابِ رَسُولِ اللَّهصلی الله علیه وآله:
إِذا ظَهَرَ الزِّنا مِنْ بَعْدِی کَثُرَ مَوْتُ الْفُجْأَةِ، وَإِذا طَفَّفَ الْمِکْیالُ وَالْمِیزانُ أَخَذَهُمُ اللَّهُ بِالسِّنِینِ وَالنَّقْصِ، وَإِذا مَنَعُوا الزَّکاةَ مَنَعَتِ الْأَرْضُ بَرَکَتَها مِنَ الزَّرْعِ وَالثِّمارِ وَالْمَعادِنِ کُلِّها، وَإِذا جارُوا فِی الْأَحْکامِ تَعاوَنُوا عَلَی الظُّلْمِ وَالْعُدْوانِ، وَإِذا نَقَضُوا الْعَهْدَ سَلَّطَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ عَدُوَّهُمْ، وَإِذا قَطَعُوا الْأَرْحامَ جُعِلَتِ الْأَمْوالُ فِی أَیْدِی الْأَشْرارِ، وَإِذا لَمْ یَأْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَلَمْ یَنْهَوا عَنِ الْمُنْکَرِ وَلَمْ یَتَّبِعُوا الْأَخْیارَ مِنْ أَهْلِ بَیْتِی سَلَّطَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ شِرارَهُمْ فَیَدْعُوا خِیارُهُمْ فَلا یُسْتَجابُ لَهُمْ.(1)
1) اصول کافی، ج5، ص 372، حدیث 2.
امام باقرعلیه السلام میفرماید: در کتاب رسول خداصلی الله علیه وآله یافتیم که فرمودند:
هرگاه پس از من زنا پدیدار و شایع گردد، مرگ ناگهانی فراوان شود و چون در کیل و وزن (پیمانه ترازو) کم و زیاد کنند، خدایشان به قحطی و کاستی گرفتار کند. و هرگاه از زکات دریغ کنند، زمین برکتش را نسبت به زراعت و میوهها و معادن همه دریغ کند. و هرگاه در احکام الهی ظلم و ستم کنند، بر ستم و عدوان همکاری نمایند. و هرگاه پیمان شکنند، خدا دشمنان را بر آنها چیره سازد. و چون قطع رحم کنند، خدا مال را به دست اشرار اندازد. و هرگاه امر به معروف و نهی از منکر نکنند و پیروی از نیکان خاندان من ننمایند، خدا اشرار آنها را بر ایشان مسلّط گرداند و نیکان آنها دعا کنند، ولی دعایشان اجابت نشود.
حدّثنا الشیخ الفقیه ابو جعفر محمّد بن علی بن الحسین بن موسی بن بابویه القمیرحمه الله قال: حدّثنا ابی - رضی اللَّه عنه - قال: حدّثنا سعد بن عبداللَّه، عن الهیثم بن أبی مسروق النهدی، عن الحسن بن محبوب، عن أبی أیّوب الخزاز، عن محمّد بن مسلم الثقفی قال: سئل ابو عبداللَّه جعفر بن محمّد الصادقعلیه السلام عن الخمر، فقال:
قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله:
إِنَّ أَوَّلَ ما نَهانِی عَنْهُ رَبِّی - عَزَّوَجَلَّ - عَنْ عِبادَةِ الاَوْثانِ وَشُرْبِ الْخَمْرِ وَمُلاحاةِ الرِّجالِ، أَنَّ اللَّهَ تَبارَکَ وَتَعالی بَعَثَنِی رَحْمَةً لِلْعالَمِینَ وَلَأَمْحَق الْمَعازِفَ وَالْمَزامِیرَ وَأُمُورَ الْجاهِلِیَّةِ وَأَوْثانَها وَأَزْلامَها وَأَحْداثَها.
أُقْسِمُ رَبِّی - جَلَّ جَلالُهُ - فَقالَ: لایَشْرِبُ عَبْدٌ لِی خَمْراً فِی الدُّنْیا إِلّا سَقَیْتُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ مِثْلَ ما شَرِبَ مِنْها مِنَ الْحَمِیمِ مُعَذَّباً بَعْدُ أَوْ مَغْفُوراً لَهُ.
وَقالعلیه السلام: لاتُجالِسُوا شارِبَ الْخَمْرِ، وَلا تُزَوِّجُوهُ وَلا تَتَزَوَّجُوا إِلَیْهِ،
وَإِنْ مَرِضَ فَلا تَعُودُوهُ، وَإِنْ ماتَ فَلا تُشَیِّعُوا جِنازَتَهُ.
إِنَّ شارِبَ الْخَمْرِ یَجِیءُ یَوْمَ الْقِیامَةِ مُسْوَدّاً وَجْهُهُ، مُزْرَقَةً عَیْناهُ، مائِلاً شَدْقُهُ، سائِلاً لِعابُهُ، دالِعاً لِسانُهُ عَنْ قَفاهُ.(1)
پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله فرمود:
اوّلین چیزی که خداوند متعال من را از آن نهی فرمود، بت پرستی و شرابخواری و در افتادن با مردان [ترک منازعه و مخاصمه با مردم بود.
همانا خداوند تبارک و تعالی مرا مبعوث کرد تا رحمت برای جهانیان باشم، تار و تنبور و امور جاهلیت را و بتها و قمارهای آن(2)و بدعتهایش را نابود سازم.
پروردگارم قسم یاد کرده و فرموده است:
هیچیک از بندگانم در دنیا شراب نخورد مگر این که به همان اندازه که شراب نوشیده، از آب جوشیده جهنم به او بنوشانم؛ چه پس از آن هم معذّب باشد یا آمرزیده شود.
و فرمود: با شرابخوار همنشین نشوید، به او زن
ندهید، از او زن نگیرید، اگر مریض شد به عیادتش نروید، اگر مرد در تشییع جنازهاش شرکت نکنید.
همانا شرابخوار در روز قیامت با روی سیاه محشور میشود، چشمانش کبود، لب و لوچهاش آویزان، آب دهانش روان و زبانش از پشت سر در آمده است.
قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله:
کَفی بِالْمَرْءِ إِثْماً أَنْ یُشارَ إِلَیْهِ بِالْأَصابِع؛ إِنْ کانَ خَیْراً فَهِیَ مَزَلَّةٌ إِلّا مَنْ رَحِمَ اللَّهُ تَعالی وَإِنْ کانَ شَرّاً فَهُوَ شَرٌّ.(1)
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
برای هر شخصی همین گناه بس است که انگشتنمای(2)دیگران شود؛ اگر کارش خوب باشد که محل لغزش است مگر آن که خدایش ترحم کند و اگر کارش بد باشد که این انگشت نما شدن نیز خود شرّ دیگری است.
حدّثنا احمد بن محمّد بن یحیی العطار قال: حدّثنا أبی، عن أحمد بن أبی عبداللَّه، عن محمّد بن علی الکوفیّ، عن شریف بن سابق التفلیسیّ، عن إبراهیم بن محمّد، عن الصادق جعفر بن محمّد، عن أبیه، عن آبائهعلیهم السلام قال:
قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله:
مَرَّ عِیْسَی بْنُ مَرْیَمَعلیهما السلام بِقَبْرٍ یُعَذَّبُ صاحِبُهُ، ثُمَّ مَرَّ بِهِ مِنْ قابِلٍ فَإِذا هُوَ لَیْسَ یُعَذَّبُ. فَقالَ: یا رَبِّ! مَرَرْتُ بِهذَا الْقَبْرِ عَامِ أَوَّلَ فَکانَ صاحِبُهُ یُعَذَّبُ، ثُمَّ مَرَرْتُ بِهِ الْعامَ فَإِذا هُوَ لَیْسَ.
فَأَوْحَی اللَّهُ - عَزَّوَجَلَّ -: یا رُوْحَ اللَّهِ! أَنَّهُ أَدْرَکَ لَهُ وَلَدٌ صَالِحٌ فَأَصْلَحَ طَرِیقَاً وَآوی یَتِیماً، فَغَفَرْتُ لَهُ بِما عَمَلَ إِبْنَهُ.
قالَ: وَقالَ عِیْسَی بْنُ مَرْیَمَعلیهما السلام لِیَحْییَ بْنِ زَکرَیّاعلیه السلام: إِذا قِیلَ فِیکَ ما فِیکَ فَاعْلَمْ أَنَّهُ ذَنْبٌ ذَکَرْتَهُ فَاسْتَغْفِرِ اللَّهَ مِنْهُ وَإِنْ قِیلَ فِیکَ مالَیْسَ فِیکَ فَاعْلَمْ أَنَّها حَسَنَةٌ کُتِبَتْ لَکَ لَمْ تَتْعَبُ فِیها.(1)
1) امالی ، مجلس 77، حدیث 8.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
حضرت عیسی به گوری گذر نمود که صاحبش را عذاب میکردند ولی سال دیگر بر آن گذشت، دید عذاب ندارد. عرض کرد: پروردگارا! پارسال به این گور گذشتم، صاحبش در حال عذاب بود ولی امسال میبینم عذاب ندارد.
خداوند متعال به او وحی فرمود: ای روح اللَّه! وی فرزند صالحی داشت که بعد از بلوغ، راهی را اصلاح کرد و یتیمی را پناه داد، پس پدر را به خاطر عمل فرزندش آمرزیدم.(1)
عیسی بن مریمعلیهما السلام به یحیی بن زکریاعلیهما السلام فرمود: اگر عیبی در توست، و دیگران درباره آن گفت و گو میکنند، بدان که آن گناه را به یادت آوردهاند، پس استغفار کن و از خدا آمرزش بخواه.
و اگر عیبی در تو نیست و به تو تهمت میزنند، بدان که برایت حسنهای نوشته خواهد شد بدون این که رنج و زحمتی را متحمّل شده باشی.
1) در حدیثی است که میفرماید: هرگاه انسان از دنیا برود عمل او نیز منقطع می شود مگر در سه چیز: فرزند صالحی تربیت کرده باشد ، یا علمی که دیگران از او استفاده کنند وبا صدقۀ جاریه ای باقی گذاشته باشد.
عدة من أصحابنا، عن أحمد بن محمّد بن عیسی عن أحمد بن محمّد بن أبی نصر، عن أبان بن عثمان، عن ابن أبی یعفور، عن أبی عبداللَّهعلیه السلام:
أَنَّ رَسُولَ اللَّهِصلی الله علیه وآله خَطَبَ النّاسَ فِی مَسْجِدِ الْخیفِ، فَقالَ:
نَضَّرَ اللَّهُ عَبْداً سَمِعَ مَقالَتِی فَوَعاها وَحَفِظَها وَبَلَّغَها مَنْ لَمْ یَسْمَعْها، فَرُبَّ حامِلِ فِقْهٍ غَیْرَ فَقِیهٍ، وَرُبَّ حامِلِ فِقْهٍ إِلی مَنْ هُوَ أَفْقَهُ مِنْهُ.
ثَلاثٌ لایَغُلّ عَلَیْهِنَّ قَلْبُ امْرِیءٍ مُسْلِمٍ:
إِخْلاصُ الْعَمَلِ للَّهِِ، وَالنَّصِیحَةُ لِأَئِمَّةِ الْمُسْلِمِینَ وَاللُّزُومُ لِجَماعَتِهِمْ، فَإِنَّ دَعْوَتَهُمْ مُحِیطَةٌ مِنْ وَرآئِهِمْ، اَلْمُسْلِمُونَ إِخْوَةٌ تَتَکافَأُ دِماؤُهُمْ وَیَسْعی بِذِمَّتِهِمْ أَدْناهُمْ.(1)
رسول خداصلی الله علیه وآله که در مسجد خیف برای مسلمانان سخنرانی میکرد، فرمود:
خرّم کند خدا بندهای را که گفتار مرا بشنود و آن را در دل جای دهد و نگهدارد و به کسی که نشینده برساند.
1) اصول کافی ، ج6، ص 132، حدیث 1.
چه بسا کسی که دستور بینایی و فهم با خود دارد و خود بینا و با فهم نیست و چه بسا کسی که چنین دستوری را به فهیمتر از خود نقل میکند.
سه چیز است که دل مرد مسلمان در آنها دغلی [کوتاهی و خیانت روا نمیدارد:
کردار پاک و بیغرض برای خدا.
خیراندایشی برای پیشوایان و رهبران مسلمین.
پیوست و پایداری در جماعت مسلمانان؛ زیرا دعوت جامعه مسلمانان فراگیرنده است هر آن که را در دنبال آنان باشد (دعای ائمه فراگیرد هرکه را در دنبال آنان باشد).
مسلمانان همه برادرند و خونشان با هم برابر است، کوچکترین فرد مسلمان برای اجرای پیمان امان جامعه مسلمان کوشا است (پیمان امان کوچکترین فرد مسلمان بر همه مسلمانان مجری است و باید برای اجرای آن شتاب شود).
قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله:
کُونُوا فِی الدُّنْیا أَضْیافَاً وَاتَّخِذُوا الْمَساجِدَ بُیُوتاً، عَوِّدُوا قُلُوبَکُمْ الرِّقَّةَ، وَأَکْثِرُوا التَّفَکُّرَ وَالْبُکآءَ، وَلا تَخْتَلِفَنَّ بِکُمُ الْأَهْوآءُ؛ تَبْنُونَ ما لا تَسْکُنُونَ وَتَجْمَعُونَ ما لا تَأْکُلُونَ وَتَأْمَلُونَ ما لا تُدْرِکَونَ.(1)
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
در دنیا همانند مهمان باشید. مسجدها را خانه خود کنید. دلها را به رقّت عادت دهید. اندیشه و گریه بسیار نمایید. و هوسها شما را از راه بیرون نبرد.
[آگاه باشید!] بناهایی میسازید که در آن ساکن نخواهید شد خوردنیهایی فراهم میکنید که از آن نخواهید خورد، و امیدهایی دارید که به آن نخواهید رسید.
1) نهج الفصاحه، ص 463، ح2188.
قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله:
قُلِ اللَّهُمَّ اجْعَلْ سَرِیرَتِی خَیْراً مِنْ عَلانِیَتِی وَاجْعَلْ عَلانِیَتِی صالِحَةً، اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْئَلُکَ مِنْ صالِحِ ما تُؤْتِی النّاسَ مِنَ الْمالِ وَالْأَهْلِ وَالْوَلَدِ غَیْرَ الضّالِّ وَلاَ الْمُضِلِّ.(1)
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
بگو: خداوندا! نهان مرا از عیانم بهتر کن و عیانم را هم آن طور که شایسته است قرار بده.
خدایا! من از تو درخواست میکنم از همان چیزهای شایستهای که به مردم میدهی؛ چه مال و چه زن و فرزند، که نه گمراه باشد و نه گمراه کند.
1) نهج الفصاحه، ص 445، ح2091.
علی بن محمّد، عن محمّد بن سلیمان، عن اسماعیل بن إبراهیم، عن جعفر بن محمّد التمیمی، عن حسین بن علوان، عن أبی عبداللَّهعلیه السلام قال:
قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله:
ما مِنْ مُؤْمِنٍ دَعا لِلْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِناتِ إِلّا رَدَّ اللَّهُ - عَزَّوَجَلَّ - عَلَیْهِ مِثْلَ الَّذِی دَعا لَهُمْ بِهِ مِنْ کُلِّ مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَةٍ مَضی مِنْ أَوَّلِ الدَّهْرِ أَوْ هُوَ آتٍ إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ.
إِنَّ الْعَبْدَ یُؤْمَرُ بِهِ إِلیَ النّارِ یَوْمَ القِیامَةِ فَیُسْحَبُ، فَیَقُولُ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِناتِ: یا رَبِّ هذَا الَّذِی کانَ یَدْعُو لَنا فَشَفِّعْنا فِیهِ، فَیُشَفِّعَهُمُ اللَّهُ - عَزَّوَجَلَّ - فِیهِ فَیَنْجُو.(1)
1) اصول کافی ، ج6، ص 126، حدیث 5.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
هیچ مؤمنی نیست که برای مردان و زنان مؤمن دعا کند جز اینکه خداوند - عزّوجلّ - به او برگرداند مانند آنچه را برای آنان دعا کرده است از طرف هر مرد مؤمن و هر زن مؤمنهای که از آغاز روزگار از دنیا رفته است یا تا روز قیامت به جهان خواهد آمد.
همانا بندهای باشد که روز قیامت دستور دهند که او را به دوزخ برند، پس او را به سوی آتش میکشند، مؤمنین و مؤمنات میگویند: پروردگارا! این همان است که برای ما دعا میکرد، پس شفاعت ما را درباره او بپذیر.
و خدا نیز شفاعت آنان را درباره او میپذیرد پس این فرد نجات مییابد.
عن احمد بن محمّد باسناده عن أبی عبداللَّهعلیه السلام قال:
قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله:
تَعَلَّمُوا الْقُرْآنَ فَإِنَّهُ یَأْتِی یَوْمَ الْقِیامَةِ صاحِبَهُ فِی صُورَةِ شَابٍّ جَمِیلٍ شاحِبِ اللَّوْنِ فَیَقُولُ لَهُ القُرآنُ: أَنَا الَّذِی کُنْتُ أَسْهَرْتُ لَیْلَکَ وَأَظْمَأْتُ هَواجِرَکَ وأَجْفَفْتُ رِیْقَکَ، وَأَسَلْتُ دَمْعَتَکَ، أَؤُولُ مَعَکَ حَیْثُما أُلْتَ وَکُلُّ تَاجِرٍ مِنْ وَرآءِ تِجارَتِهِ وَأَنَا الْیَوْمَ لَکَ مِنْ وَرآءِ تِجارَةِ کُلِّ تاجِرٍ وَسَیَأْتِیکَ کِرامَةٌ [مِنَ اللَّهِ - عَزَّوَجَلَّ - فَأَبْشِرْ.
فَیُؤْتی بِتاجٍ فَیُوضَعُ عَلی رَأْسِهِ وَیُعْطَی الْأَمانُ بِیَمِینِهِ وَالْخُلْدُ فِی الْجِنانِ بِیَسارِهِ وَیُکْسی حُلَّتَیْنِ.
ثُمَّ یُقالُ لَهُ: إِقْرَءْ وَارْقَهْ.
فَکُلَّما قَرَأَ آیَةً صَعِدَ دَرَجَةً، وَیُکْسی أَبَواهُ حُلَّتَینْ إِنْ کانا مُؤْمِنَیْنِ.
ثُمَّ یُقالُ لَهُما: هذا لِما عَلَّمْتُماهُ القُرآنَ.(1)
1) اصول کافی، ج6، ص 398، حدیث 3.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
قرآن بیاموزید زیرا روز قیامت نزد خواننده خود آید صورت جوانی زیبا و خوش سیما.
پس قرآن به او میگوید: منم که شب تو را بیخواب کردم و روزهای گرم، تو را به تشنگی کشیدم و آب دهانت را خشک کردم و اشکت را روان ساختم، هرجا بروی با تو میآیم و هر تاجری در فکر تجارت خود به انتظار سود است و امروز نیز من برای تو و به نفع تو هستم.
پس بشارت باد بر تو که به زودی کرامتی از سوی خداوند - عزّوجلّ - به تو میرسد.
پس تاجی برایش آورند و بر سرش نهند و برگ امان به دست راستش و سند ماندگاری در بهشت را به دست دیگرش دهند و دو جامه بهشتی به او بپوشانند.
سپس به او گفته شود: بخوان و بالا برو.
پس هرگاه آیهای بخواند، درجهای بالا رود و به پدر و مادر او هم اگر مؤمن باشند دو جامه پوشند و به آنها گویند: این مزد آن است که قرآن به او آموختید.
لعن شدهها(1)
قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله
پیامبر خدا فرمود:
خدا لعنت کند شراب را و خورنده آن را و ساقی آن را و فروشنده آن را و خریدار آن را و تهیه کننده آن را و حمل کننده آن را و کسی که شراب برای او حمل میشود و خورنده پول آن را.
خدا لعنت کند ربا را و خورنده آن را و نویسنده آن را و شاهد آن را، در حالی که میدانند.
خدا لعنت کند مردی را که لباس زنانه میپوشد و زنی را که لباس مردانه میپوشد.
1) این چند حدیث با موضوع لعن که در یک عنوان آمده، از نهج الفصاحه ابوالقاسم یابنده و غلام حسین مجیدی گزینش شده است.
خدا زنان مردنما را لعنت کند.
خدا لعنت کند زنانی را که خود را شبیه مردان کنند. و مردانی که خود را شبیه زنان نمایند.
خدا لعنت کند کسی را که بین مادر و فرزندش و بین دو برادر جدایی اندازد.
خدا لعنت کند کسی را که پدر و مادر خود را لعن کند.
هرکه به چهره علامت نهد خدایش لعنت کند.
ملعون باد بنده دینار و ملعون باد بنده درهم.
1) نهج الفصاحه ، ص 476، ح 2240.
خدا لعنت کند رشوه دهنده و رشوه گیرنده را و آن کسی که بین این دو واسطه میشود.
هر کسی بار خویش به دوش مردم افکند ملعون است.
هرکه به مؤمنی زیان برساند یا با او مکر و حیله کند ملعون است.
1) نهج الفصاحه ، ص 473- 476.
عنوان کتاب پدید آورنده/موضوع و سطح
1 ) آثار احمدی(تاریخ پیامبر اسلام و ائمهصلی الله علیه وآله) احمد استرآبادی
2 ) آخرین پیامبرصلی الله علیه وآله امیرمهدی مراد حاصل/ادبیات نوجوانان
3 ) آخرین دیدار رسول اکرم سید مهدی شمس الدین
4 ) آخرین رسالت و آخرین پیامبر مؤسسه در راه حقّ
5 ) آخرین سفر رسول خدا سید اسد اللَّه یاوری
6 ) آخرین سفیر رضا شیرازی
7 ) آخرین نماز پیامبرصلی الله علیه وآله سید مرتضی عسکری/دفاعیه
8 ) آداب پیامبرصلی الله علیه وآله در معاشرت با همنوعان محمّدرضا رضوانی/اخلاق
9 ) آشنایی با جنگهای پیامبر و علیعلیهما السلام مهدی آیت اللهی/تاریخی
10 ) آشنایی با جنگهای پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله مهدی آیت اللهی/تاریخی
11 ) آنچه خدای کعبه اراده کند رضا رهگذر / کودکان
12 ) آن قصه که در کتابها آمده بود... رضا رهگذر/داستان مذهبی
13 ) آنک آن یتیم نظر کرده(پیامبر، از تولد تا بعثت) رضا رهگذر/سرگذشتنامه
14 ) آنک آن یتیم نظر کرده(داستان کودکی پیامبر) محمّد لواسانی
15 ) آواز گنجشکها(چهل قصه) ناصر نادری/داستانهای کودکان
16 ) اخلاق از دیدگاه قرآن و پیامبر و عترت حسین موسوی رادلاهیجی/اخلاق اسلامی
17 ) اخلاق پیامبرصلی الله علیه وآله عبدالحمید جوده السحار/ اخلاق
18 ) اخلاق پیامبرصلی الله علیه وآله عبدالکریم بیآزار شیرازی
19 ) اخلاق و رفتار پیامبرصلی الله علیه وآله(برگزیده حیاة القلوب علامه مجلسی) ولی فاطمی
20 ) اذانگوی پیامبرصلی الله علیه وآله سیدجلال خادمی/آموزش بزرگسالان، سرگذشتنامه
21 ) از اسلام چه میدانیم (محمّد پیامبر رحمت) حسن اسلامی اردکانی
22 ) اسرار مباهله محمّد رضا انصاری/اسلام و مسیحیت
23 ) اسرار معراج پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله علی قرنی گلپایگانی
24 ) اسلامشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی/انتشارات جمکران
25 ) افق علی (سیمایی از معراج) سید علی رضوی کشمیری/احادیث معراج
26 ) الگوی برتر (شیوه مبارزه پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله) محمّد رضا تویسرکانی/تاریخ
27 ) الگویکامل (نگاهی به سیره اخلاقی پیامبراکرمصلی الله علیه وآله) همت سهراب پور/اخلاقاسلامی
28 ) امام علیعلیه السلام از زبان پیامبر ذبیح اللَّه اسماعیلی/فضایل
29 ) امین قافله نور(برگزیده شعر مذهبی در ستایش پیامبر) امیرمسعود طاهریان
30 ) اوّلین دانشگاه و آخرین پیامبر رضا پاک نژاد/ اسلام و بهداشت، اجتماع وعلوم
31 ) اویس قرنی (اصحاب و یاران پیامبرصلی الله علیه وآله) امیر مهدی مراد حاصل/سرگذشتنامه
32 ) ای ابوذر (پندهای پیامبر به ابوذر) حسن بن فضل طبرسی/احادیث اخلاقی
33 ) ایپسر مسعود(پندهای گرانمایه پیامبراکرمصلی الله علیه وآله) حسن بنفضل طبرسی/اخلاق
34 ) ای علی (پندهای گرانمایه پیامبراکرم به علیعلیه السلام) حسن بن فضل طبرسی
35 ) با پیامبر به سوی معراج علی شیروانی/سرگذشتنامه
36 ) با جنگهای پیامبر اسلام آشنا شویم مهدی آیتاللهی
37 ) با من سخن بگو رضا رهگذر/کودکان
38 ) بچهها و پیامبرصلی الله علیه وآله مصطفی رحماندوست
39 ) بحران جانشینی پیامبرصلی الله علیه وآله یوسف غلامی/اثبات خلافت
40 ) برادر پیامبر، امام علیعلیه السلام محمّدجواد شری
41 ) بر ساحل چشمانش سعید روح افزا/داستانهای مذهبی، ادبیات نوجوانان
42 ) بر کرانه غدیر(72 سؤال پیرامون غدیر) خطبه پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله
43 ) برگزیدگان، حضرت پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله احمد رضا حسینی/احادیث اخلاقی
44 ) بشارة المصطفی لشیعة المرتضی طبری / حدیث
45 ) بوی گل محمّدی، قصه زندگانی پپامبر اسلامصلی الله علیه وآله جواد نعیمی/ادبیات نوجوانان
46 ) بهار خانه ما(یادآور زندگی پیامبر گرامی اسلام) سعید روحافزا/ادبیات نوجوانان
47 ) بهترین زندگی پرتو کلام پیامبرصلی الله علیه وآله م حکیمی
48 ) به خاطر محمدصلی الله علیه وآله مجید ملا محمدی/داستانهای مذهبی، ادبیات نوجوانان
49 ) پروازهای غیبی (داستانهای معراج) اسماعیل محمدی/داستان
50 ) پژوهشی درباره پیامبر و قرآن فخرالدین حجازی/تمدن اسلام
51 ) پندهای پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله خطاب به ابوذغفاری خیراللَّه سلیمزاده/اندرزنامه
52 ) پیامبرصلی الله علیه وآله زین العابدین رهنما/سرگذشتنامه
53 ) پیامبر، آفاق هجرت محمّد ابراهیم فجر
54 ) پیامبر آگاهی محمّد ملکی/شعر فارسی
55 ) پیامبر، از زبان علی محمّد تقی جعفری تبریزی/نهجالبلاغه، نقد و تفسیر
56 ) پیامبر، از کودکی و نوجوانی تا حراء محمّد ابراهیم فجر
57 ) پیامبر، اسطوره حسن محمّد ابراهیم فجر
58 ) پیامبر امّی مرتضی مطهری/مقاله و خطبهها
59 ) پیامبرصلی الله علیه وآله بهترین الگوی انسانها جلیل صفری/آموزش بزرگسالان، اخلاق
60 ) پیامبر پایهگذار تشیع از دیدگاه احادیث اهل سنت موسسهانتشارات رسالت
61 ) پیامبر، جاذبههای عشق محمّد ابراهیم فجر/تاریخ
62 ) پیامبر، خندق، حماسه جاودانه حق محمّد ابراهیم فجر/تاریخ
63 ) پیامبر خیبر، جلوه اعجاز حیدر محمّد ابراهیم فجر/تاریخ، اطلسها
64 ) پیامبر، در سپیده دم محمّد ابراهیم فجر
65 ) پیامبر رحمت،(نگرشی گذرا بر زندگی رسول اکرم) ولی فاطمی/سرگذشتنامه
66 ) پیامبر، رستاخیز جانها محمّد ابراهیم فجر/سرگذشتنامه
67 ) پیامبر، شهریار محبت محمّد ابراهیم فجر/سرگذشتنامه
68 ) پیامبر، طائف به سفر لطائف محمّد ابراهیم فجر/اسلام و تاریخ
69 ) پیامبر، طلیعههای بدر محمّد ابراهیم فجر/اسلام و تاریخ
70 ) پیامبر، علی در معنای محمد محمّد ابراهیم فجر/اسلام و تاریخ
71 ) پیامبر، فروغ ایزدی محمّد ابراهیم فجر
72 ) پیامبر، قلمروهای بعثت محمّد ابراهیم فجر/سرگذشتنامه
73 ) پیامبر، قلههای احد محمّد ابراهیم فجر/ اسلام و تاریخ
74 ) پیامبر، کیمیای معنا محمّد ابراهیم فجر/اسلام و تاریخ
75 ) پیامبر،معراج محمّد ابراهیم فجر/اسلام، تاریخ
76 ) پیامبر مهربانی غلامرضا حیدری ابهری/داستان ادبیات نوجوانان
77 ) پیامبر و اهل بیت محمّد علی مجاهدی/به خط کریل
78 ) پیامبر و پیامش سید مجتبی موسوی لاری/به خط زبان روسی
79 ) پیامبر و بچهها محسن بنشاسته/کودکان
80 ) پیامبر وحدت سید حسین حسینی/سرگذشتنامه
81 ) پیامبرصلی الله علیه وآله و یهود حجاز مصطفی صادقی/اسلام و یهودیان
82 ) پیام پیامبر بهاءالدین خرمشاهی،مسعود انصاری/(نامهها و خطبهها
83 ) پیام پیامبر محمّد تقی حکیم/کلمات قصار
84 ) پیغمبر و یاران آیة اللَّه محمّد علی عالمی
85 ) پیمانهای از غدیر(خطبه پیامبر) علیرضا مهرپرور/شعرفارسی
86 ) تاریخ اسلام: زندگانی پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله جعفر سبحانی تبریزی/تاریخ
87 ) تاریخ پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله عباس صفایی حائری/انتشارات جمکران
88 ) تاریخ پیامبر اسلام محمّد ابراهیم آیتی/سرگذشتنامه
89 ) تاریخ تحلیلی اسلام عین اللَّه ارشادی/تاریخ پیش از اسلام تا رحلت پیامبر
90 ) تاریخ تحلیلی اسلام،(نگرشی بر روش پیامبرصلی الله علیه وآله برای ساختن جامعه اسلامی) تاریخ
91 ) تاریخ چهارده معصومعلیهم السلام احمد امیر پور/چهارده معصوم، سرگذشتنامه
92 ) تاریخ حدیث پیامبرصلی الله علیه وآله سید مرتضی عسکری/احادیث شیعه
93 ) تاریخ صدر اسلام، پژوهشی در تاریخ پیامبر اسلام اصغر منتظر القائم/تاریخ
94 ) تاریخ مجاهدات پیامبر اکرم عباس صفایی حایری/سرگذشتنامه
95 ) تاریخ مختصر زندگی پیامبراکرم علی کمالی دزفولی
96 ) تاریخ منظوم چهارده معصومعلیهم السلام مجتبی رضانژاد/شعر فارسی
97 ) تاریخ و تحلیل پنج سال از هجرت پیامبرصلی الله علیه وآله حسین ایرانی
98 ) ترجمه ارشاد القلوب حسن بن محمّد دیلمی
99 ) تکنولوژی اعتقادی، معراج، تولد عیسی علی اکبر مهرابی/مقالههای فارسی
100 ) توسل به پیامبر سیّد مرتضی عسکری/شفاعت، توسل
101 ) توصیف علیعلیه السلام از زبان پیامبر عباس قدیانی
102 ) ثبات و دوام سنّت پیامبر محمّد رضا جوادی
103 ) جانشینی پیامبر، یا امامت موسسه در راه حق/عقاید
104 ) جستار و پژوهش درباره، زندگی پیامبر اسلام مهرو (شهیدزاده)امامزاده
105 ) جلوههای تقوا محمّد حسن حائری یزدی/داستانهای اخلاقی
106 ) جنگ احد، بدر ناصر طاهرنیا/ادبیات نوجوانان
107 ) جنگهای ارتداد و بحران جانشین پیامبر علی غلامی دهقی/تاریخ
108 ) جنگها و غزوات پیامبر اسلام، جنگ بدر حلمی التونی/ادبیات نوجوانان
109 ) جوان در چشم و دل پیامبرصلی الله علیه وآله محمّد باقر پورامینی/احادیث، جوانان
110 ) چرا به پیامبر نیازمندیم؟ مهدی آیت اللهی/ادبیات نوجوانان
111 ) چکیده تاریخ پیامبر اسلام محمّد ابراهیم آیتی/تاریخ، اطلسها
112 ) چهلحدیث حیات از ستارگان درخشان انسانیت حسین خیاطی
113 ) حضرت محمّدصلی الله علیه وآله آخرین پیامبر عبدالرشید تریز/ادبیات نوجوانان
114 ) حضرت محمّد (بخوان و رنگ کن) مرتضی امین/کودکان
115 ) حضرت محمّدصلی الله علیه وآله انتشارات جمکران/کودکان
116 ) حیات پاکان، داستانهایی از زندگی پیامبراکرم مهدی محدثی/داستان
117 ) حیوة القلوب، تاریخ پیامبر اسلام علامه مجلسی/سرگذشتنامه
118 ) خاطرههایی از پیامبر اکرم، از زبان این پنج زن قاسم کریمی/سرگذشتنامه
119 ) خداوند پیروزی پیامبر اسلام را تضمین کرده است عزت السادات الهی
120 ) خطابهای پیامبر به علیعلیهما السلام محمّد علی رسولی/نامهها و یادبودها
121 ) خطابه غدیر: ترسیمی از صحنه غدیرخم محمّد باقر انصاری/اثبات خلافت
122 ) خطبه پیامبر اکرم در غدیر حسین عمادزاده/غدیرخم، خطبهها
123 ) خطبه پیامبر اکرم در غدیر خم عبدالمجید رکنی/غدیرخم، خطبهها
124 ) خورشید اسلام چگونه درخشید و ... محمّد باقر علم الهدی/تاریخ اسلام
125 ) خورشیدی در خانه خدیجه رضا رهگذر/جوانی پیامبر
126 ) داد و ستد کودکانه رضا رهگذر/ داستان زندگی پیامبرصلی الله علیه وآله
127 ) داستان پیامبر علی موسوی گرمارودی
128 ) داستان پیامبر اسلام ناصر مکارم شیرازی/قرآن، قصهها
129 ) داستان زندگی پیامبر رضا رهگذر/داستان زندگی نیای پیامبر
130 ) داستان زندگی پیامبر عبدالحمید جوده السحار/ جنگ خندق
131 ) داستان زندگی پیامبر (اخلاق پیامبر) عبدالحمید جودهالسحار/اخلاق
132 ) داستان زندگی پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله رضا رهگذر/سرگذشتنامه
133 ) داستان زندگی پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله از تولد تا وفات مهدی آیت اللهی/سرگذشتنامه
134 ) داستان زندگی پیامبر عبدالحمید جوده السحار/کودکان و نوجوانان
135 ) داستان زندگی پیامبر (فتح مکه) عبدالحمید جوده السحار/کودکان و نوجوانان
136 ) داستان زندگی پیامبرجنگ احد عبدالحمید جوده السحار /سرگذشتنامه
137 ) داستان زندگی پیامبر جنگ تبوک عبدالحمید جوده السحار /سرگذشتنامه
138 ) داستان زندگی پیامبر جنگ حنین عبدالحمید جوده السحار /سرگذشتنامه
139 ) داستان زندگی پیامبر جنگ خندق عبدالحمید جوده السحار /سرگذشتنامه
140 ) داستان زندگی پیامبر حجّ وداع عبدالحمید جوده السحار /سرگذشتنامه
141 ) داستان زندگی پیامبر دوران جوانی عبدالحمید جوده السحار /جوانان
142 ) داستان زندگی پیامبر دوران شکنجه و رنج عبدالحمید جوده السحار
143 ) داستان زندگی پیامبردوران کودکی عبدالحمید جوده السحار /کودکان
144 ) داستان زندگی پیامبر صدور انقلاب عبدالحمید جوده السحار /سرگذشتنامه
145 ) داستان زندگی پیامبر صلح حدیبیه عبدالحمید جوده السحار /سرگذشتنامه
146 ) داستان زندگی پیامبر فتح مکه عبدالحمید جوده السحار /سرگذشتنامه
147 ) داستان زندگی پیامبر عبدالکریم بیآزار شیرازی/کودکان و نوجوانان
148 ) داستان زندگی پیامبر(صلح حدیبیه) عبدالحمید جوده السحار/کودکان و نوجوانان
149 ) داستان زندگی پیامبر محاصره اقتصادی عبدالحمید جوده السحار /سرگذشتنامه
150 ) داستان سیل آن سال (داستان جوانی پیامبر) رضا رهگذر /ادبیات نوجوانان
151 ) داستانها ودرسهایی از زندگی پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله مرتضی نظری
152 ) داستانهایی از پیامبر اسلام حمید خرمی /داستانهای مذهبی
153 ) داستانهایی از معجزات پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله رضا باقریان موحد /داستانهای مذهبی
154 ) داستانهایی از معراج پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله عبداللَّه حسینی/معراج
155 ) داستانهای پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله جعفر حسینی/برگرفته از بحارالانوار
156 ) داستانهای خواندنی از پیامبران اولوالعزم محمّد محمدی اشتهاردی
157 ) در آستانه سالزاد پیامبر محمود رامیار
158 ) درر المصائب،(در مراثی ومدائح پیامبرصلی الله علیه وآله) علی سرافراز/شعر مذهبی
159 ) درسهایی از زندگی پیامبر نور و رحمت مهدی حائری تهرانی/کلمات قصار
160 ) دریاست که میماند(یادآوری زندگی پیامبر گرامیصلی الله علیه وآله) سعید روحافزا/نوجوانان
161 ) رسائل النبیّ والوصی صادق آئینه وند/نامهها
162 ) رفتار پیامبرصلی الله علیه وآله با کودکان و جوانان محمّد علی چنارانی/اخلاق اسلامی
163 ) رفتار پیامبرصلی الله علیه وآله در منزل محمّد علی چنارانی/اخلاق
164 ) رمز اشک، اشکهای پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله مهدی احدی امیر کلائی
165 ) رهتوشه، پندهای پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله محمدتقی مصباح/احادیث شیعه
166 ) ریاض الصالحین،(احادیث پیامبر بزرگ اسلام) یحی بن شرف نووی/احادیث شیعه
167 ) زبان فرشتگان، شرحی به پیامبر جبران خلیل جبران/شعر منثور فارسی
168 ) زبدة المنهاج مشتمل بر اسرار معراج علی قرنی گلپایگانی
169 ) زنان پیرامون پیامبرصلی الله علیه وآله محمودی مهدی استانبولی/زنان مقدّس اسلام
170 ) از نجران تا مدینه،(90 داستان از مباهله) محمّد رضا انصاری/داستان مذهبی
171 ) زندگانی امام علی، زندگی با پیامبر مهدی یوسف/سرگذشتنامه
172 ) زندگانی پیامبر اسلام شهباز آزادمهر/سرگذشتنامه
173 ) زندگانی پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله محمّد تقی صرفی/سرگذشتنامه
174 ) زندگانی پیامبر اسلام حضرت محمدصلی الله علیه وآله موسسه در راه حق/آموزش بزرگسالان
175 ) زندگانی پیامبر در بیست قصه عبدالتواب یوسف/ادبیات نوجوانان، قصهها
176 ) زندگی حضرت محمد سید هاشم رسول محلاتی
177 ) زندگی حضرت محمدصلی الله علیه وآله پیامبر اسلام عبدالملک ابن هشام/ترجمه سیره النبویه
178 ) زندگی محمّدصلی الله علیه وآله پیامبر اسلام محمّد علی خلیلی/سرگذشتنامه
179 ) زندگی محمّد پیشوای اسلام حسین عماد زاده
180 ) زیارت پیامبرصلی الله علیه وآله سعید آراء/زیارتنامهها
181 ) سخنان قدسی موسسه پیام امام هادیعلیه السلام/احادیث خاص
182 ) سفارشات پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله به دختران و زنان سید جمیلی/کلمات قصار
183 ) سفر دراز شام: داستان کودکی پیامبرصلی الله علیه وآله رضا رهگذر
184 ) سفر شبانه (قصه معراج پیامبرصلی الله علیه وآله) رضا شیرازی/داستانها معراج
185 ) سنن النبی آداب و سنن پیامبرصلی الله علیه وآله علامه محمّد حسین طباطبایی/احادیث شیعه
186 ) سیاست خارجی پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله علی فائزی/اسلام و دولت
187 ) سیره تبلیغی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله مترجم،اصغر افتخاری/اسلام، تبلیغات
188 ) سیره تربیتی پیامبر و اهل بیتعلیهم السلام علی حسینیزاده/اسلام و آموزش و پرورش
189 ) سیره صحیح پیامبر بزرگ اسلام مرتضی عاملی
190 ) سیره معصومان، پیامبر اسلام خاتم الانبیاء محسن امین
191 ) سیری در سیره پیامبرصلی الله علیه وآله محی الدین مستو/500 سؤال و جواب
192 ) سیمای آفتاب: شمایل پیامبر عزیز اسلامصلی الله علیه وآله ابوالفضل موسوی گرمارودی
193 ) سیمای پرفروغ محمّد (کحل البصر) شیخ عباسی قمی
194 ) سیمای مدینه (شهر پیامبرصلی الله علیه وآله) محمّد صحتی سردرودی/زیارتگاههای اسلامی
195 ) سیمای معراج پیامبرصلی الله علیه وآله محمدمحمدی اشتهاردی/معراج
196 ) شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم در غدیرخم محمدتقی نقوی
197 ) شش مقاله، ختم نبوت مرتضی مطهری/مقالهها و خطابهها
198 ) شصت و سه سال با پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله اسداللَّه افشار/سرگذشتنامه
199 ) شعله جاوید سعید آل رسول/داستان زندگی پیامبرصلی الله علیه وآله
200 ) شهر پیامبر حبیب یغمایی/شعر
201 ) شیعة النبی سید ابوالحسن حسینی
202 ) شیعیان اهل بیت پیامبرصلی الله علیه وآله سید مرتضی عسکری/چهارده معصوم
203 ) شیعیان علیعلیه السلام از نگاه پیامبرصلی الله علیه وآله محمّد حسن زمانی/احادیث اهل سنت
204 ) شیفتگان مکتب اهل بیتعلیهم السلام محمّد فوزی/صحابه، سرگذشتنامه
205 ) شیوه همسرداری پیامبرصلی الله علیه وآله احمد عابدینی/به گزارش قرآن وسنت
206 ) صدقه، چهل اندرز و سخن کوتاه از پیامبر گرامی رمضانعلی قربانپور
207 ) صدور انقلاب، داستان زندگی پیامبر عبدالحمید جوده السحار
208 ) ضیافت نور میرخسرو نیکزاد
209 ) طبقات، غزوهها و سریههای پیامبرصلی الله علیه وآله محمّد بن سعد کاتب واقدی
210 ) طه سیّد امیر معصومی
211 ) عجایب و معجزات شگفت انگیزی از پیامبرصلی الله علیه وآله معجزات
212 ) عشق به بینهایتاللَّه معجزه آسمانی پیامبرصلی الله علیه وآله اقدس (مجدی) فقیهی
213 ) عطر آیهها (پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله) مهدی وحیدی صدر/شعر کودکان
214 ) فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله جعفر سبحانی/تاریخ، اطلسها
215 ) فروغ ابدیت،(تجزیه و تحلیل کاملی از زندگی پیامبراکرمصلی الله علیه وآله) جعفر سبحانی
216 ) قرآن و آخرین پیامبر ناصر مکارم شیرازی
217 ) کودکی آخرین پیامبر سپیده خلیلی/سرگذشتنامه، کودکان
218 ) کودکی با پیامبر سخن گفت مرتضی دانشمند/گروه سنی ب.ج
219 ) گزیدهای از اندرزها و سخنان کوتاه پیامبراکرمصلی الله علیه وآله علاء الدین پازارگادی/اندرزنامه
220 ) گفتار پیامبرصلی الله علیه وآله در نهج البلاغه محمّد محمّدی اشتهاردی
221 ) لالایی معصومین (حضرت محمّد) رضوان داستان پرو/ شعر کودک
222 ) لبخند شیرین پیامبر محمّد ناصری/نماز، داستان، ادبیات نوجوانان
223 ) مادر پیامبرصلی الله علیه وآله عایشه بنت الشاطی
224 ) ماه رمضان در بیان پیامبرصلی الله علیه وآله حسین استادولی/دعای شعبانیه، روزه
225 ) مأثورات یا دعاهای سینه به سینه از پیامبراکرمصلی الله علیه وآله حسن بنا/دعا
226 ) متن کامل خطبه پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله در غدیرخم حوزه علمیه حضرت زهراعلیها السلام
227 ) محاصره اقتصادی، داستان زندگی پیامبر عبدالحمید جوده السحار
228 ) محمدصلی الله علیه وآله آخرین پیامبر حسن اسلامی اردکانی
229 ) محمّدصلی الله علیه وآله پیامبر رحمت حسن اسلامی اردکانی
230 ) محمّد تصویر جمال خدا حسین بدرالدین
231 ) محمدصلی الله علیه وآله در مکه(تحلیلی نوین از زندگی سیاسی و اجتماعی پیامبر) سمیح عاطفزین
232 ) محمدصلی الله علیه وآله فرزانه آفرینش سید محمّد یزدی/سرگذشتنامه، فضایل
233 ) مصابیح القلوب حسن بن حسن/شرح پنجاه و سه حدیث اخلاقی از پیامبرصلی الله علیه وآله
234 ) معجزات و مقامات عرفانی حضرت محمدصلی الله علیه وآله سید علی حسینی
235 ) معراج فیض کاشانی
236 ) منتهی الاعمال مرحوم شیخ عباس قمی
237 ) منشور جاوید جعفر سبحانی تبریزی/تفسیر موضوعی
238 ) میلاد پیامبرصلی الله علیه وآله اسحاق محمدی/ادبیات نوجوانان
239 ) میلاد پیامبر عبدالحمید جوده السحار/ادبیات نوجوانان
240 ) میلاد نور نجف علی مهاجر
241 ) نای حکمت جواد محدثی
242 ) نگاهی بر زندگی پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله محمّد محمدی اشتهاردی
243 ) نگاهی دوباره به سیمای پیامبرصلی الله علیه وآله رضا رجبزاده
244 ) نگرشی کوتاه به زندگی پیامبر مؤسسه در راه حق
245 ) نهج الفصاحه ابوالقاسم پاینده / حدیث
246 ) 14 نور پاک؛ زندگی پیامبر عقیقی بخشایشی/سرگذشتنامه
247 ) و آن ستاره که دنبالهدار میآید رضا رهگذر/کودکان و نوجانان
248 ) اوصاف روزهداران(شرح خطبه شعبانیه) محمّد علی جزایری/دعای شعبانیه
249 ) وحی در ادیان آسمانی ابراهیم امینی
250 ) وصیتهای پیامبر به علیعلیهما السلام مکتب قرآن
251 ) وضوی پیامبرصلی الله علیه وآله سید علی شهرستانی
252 ) وفات پیامبر و فتح فلسطین عبدالکریم بیآزار شیرازی
253 ) ولایت علی در قرآن و سنت پیامبرصلی الله علیه وآله سید مرتضی عسکری
254 ) هجرت به مدینه عبدالحمید جوده السحار
255 ) هجرت پیامبر اسحاق محمدی
256 ) هدایتگران راه نور سید محمد تقی مدرسی/زندگی پیامبرصلی الله علیه وآله
257 ) همگام با رسولصلی الله علیه وآله جواد محدثی/اخلاقی
258 ) یاران مهربانی (بازسازی کعبه، آغاز رسالت) کریمان حمزه/سرگذشتنامه
259 ) یک باغ لبخند محمّد پور وهاب/نوجوانان، داستانی
260 ) یک پیامبر و هفتاد و سه مذهب محمّد مهدی نکونام
مقدمه..............................................................................5
حدیث اوّل: نشانه اولیای الهی ........................................10
حدیث دوم: خداشناسی و معجزه نبوت ..........................12
حدیث سوم: اعتماد به رحمت الهی ..............................14
حدیث چهارم: حقیقت اسلام ......................................16
حدیث پنجم: جانشینان پیامبرصلی الله علیه وآله دوازده نفرند17
حدیث ششم: حقیقت اسلام و دوستی اهل بیتعلیهم السلام 18
حدیث هفتم:دوستی و دشمنی برای خدا.........................21
حدیث هشتم:سفارش پیامبر به ولایت اهل بیتعلیهم السلام 24
حدیث نهم: مقام و منزلت امام علیعلیه السلام و شیعیانش 28
حدیث دهم: بشارت به امام زمان (علیه السّلام)................32
حدیث یازدهم: شرافت عقل...........................................34
حدیث دوازدهم : فضیلت علم .........................................36
حدیث سیزدهم: نماز و عبادت..................................38
حدیث چهاردهم : فضیلت عید غدیر.............................44
حدیث پانزدهم : مشورت با عاقل خیر خواه..................45
حدیث شانزدهم : حقوق برادر مسلمان......................46
حدیث هفدهم: استفاده از فرصت ها...........................50
حدیث هجدهم: روزی حلال خود را حرام نکنید..............52
حدیث نوزدهم: اقسام صبر..........................................54
حدیث بیستم: نقل و قرائت حدیث.............................56
حدیث بیست ویکم : بهترین ها و بدترین ها...............57
حدیث بیست و دوم: دوست یابی برای خدا.............60
حدیث بیست و سوم: صله رحم...............................62
حدیث بیست و چهارم: شاد کردن مؤمن.................63
حدیث بیست و پنجم: کمک کردن به مؤمن .............64
حدیث بیست و ششم: عُجب ، دامگاه شیطان ......65
حدیث بیست و هفتم: انسان بد زبان بی حی.............68
حدیث بیست و هشتم : نتیجه خدا خواهی وهوی خواهی.70
حدیث بیست و نهم: قهر کردن دو مسلمان...............72
حدیث سی ام: چه کسی بوی بهشت را هم استشمام نمیکند؟......................................................73
حدیث سی و یکم: عواقب دنیوی گناهان ...........74
حدیث سی و دوم: بت پرستی و شراب خواری......76
حدیث سی و سوم: انگشت نما شدن...................79
حدیث سی و چهارم: فرزند صالح........................80
حدیث سی و پنجم: رساندن پیام پیامبرصلی الله علیه وآله 82
حدیث سی و ششم: چند پند و نصیحت ......................84
حدیث سی و هفتم: چه دعایی کنیم؟........................85
حدیث سی و هشتم: دعا برای دیگران و اثر آن ..86
حدیث سی و نهم: همراهی با قرآن...............88
حدیث چهلم: لعن شده ها......................................90
معرفی کتابهای چاپ شده پیرامون پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله....93
فهرست مطالب...............................................................109