ghaemiyeh.com
سرشناسه : صافی گلپایگانی، لطف اللّه، 1297 .
عنوان و نام پدیدآور : با جوانان / لطف اللّه صافی گلپایگانی .
مشخصات نشر : قم: مسجد مقدّس جمکران ، 1390 .
مشخصات ظاهری : 120 ص
شابک : 3 ـ 320 ـ 973 ـ 964 ـ 978
وضعیت فهرستنویسی : فیپا
یادداشت : کتاب حاضر قبلاً با عنوان "با جوانان: مجموعهای اخلاق، تربیتی از رهنمودهای حضرت آیت اللّه العظمی صافی (مد ظله العالی). "، انتشارات مرکز نشر راسخون در سال 1377 به چاپ رسیده است.
عنوان دیگر : با جوانان: مجموعهای اخلاقی، تربیتی ار رهنمودهای حضرت آیت اللّه العظمی صافی (مد ظله العالی) .
موضوع : اسلام ـ ـ پرسشها و پاسخها
موضوع : جوانان و اسلام
شناسه افزوده : مسجد جمکران (قم)
ردهبندی کنگره : 1390 2ب 2 ص 12 BP
ردهبندی دیویی : 076/297
شماره کتابشناسی ملّی : 2330457
بسم الله الرحمن الرحیم
با جوانان
حضرت آیت اللّه العظمی
آقای حاج شیخ لطف اللّه صافی گلپایگانی
با جوانان
نام کتاب: با جوانان
مؤلف: آیت اللّه لطف اللّه صافی گلپایگانی
صفحهآرا: امیرسعید سعیدی
ناشر: انتشارات مسجد مقدّس جمکران
چاپخانه و شمارگان: پرستش / 2000 جلد
نوبت و تاریخ چاپ: اوّل / تابستان 1390
قیمت: 1300 تومان
شابک: 3 ـ 320 ـ 973 ـ 964 ـ 978
مرکز پخش: انتشارات مسجد مقدّس جمکران
تلفن و نمابر: 7253700 ، 7253340 ـ 0251
قم ـ صندوق پستی: 617
فهرست مطالب
فصل اوّل
نصایح••• 7
فصل دوم
تعلیم و تربیت••• 77
فصل سوم
ازدواج••• 107
1
بسم اللّه الرحمن الرحیم
محضر مبارک آیت اللّه العظمی صافی گلپایگانی (دامت برکاته)
با توجّه به اینکه خداوند در سوره شمس، یازده قسم برای تزکیه نفس یاد کرده، عدّهای تزکیه و تهذیب نفس را واجب میدانند، آیا صحیح است؟
تزکیه و تصفیه نفس واجب است و برحسب آیه کریمه «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکّیها»؛(1)«هرکس تزکیه نفس کند، رستگار میباشد».
مسأله پاکسازی، تهذیب اخلاق، تحلیه (آراستگی به اخلاق کریمه)، تصفیه (صفای روح و جلای قلب) در برنامههای عبادی و اخلاقی و اعتقادی اسلام منظور شده است، و همه در صفای باطن و بُردن زنگار از قلب و تهذیب نفس و تنور ضمیر مؤثّرند.
بخشی از تعالیم عالیه اسلام، تزکیه و تصفیه؛ و بخشی هم تکمیل و تحلیه و بیشتر یا همه تعالیم دین مبین، متضمّن هر دو فایده تزکیه و تحلیه است.
توبه، استغفار، تقوا، اجتناب از محرّمات، اهتمام در حلّیت غذا، پوشاک، مسکن، کسب، شغل و انجام عبادات و ریاضات شرعیه از نماز، دعا، ذکر خدا، روزه، حجّ، ادای زکات و سایر حقوق شرعیه و احسان به والدین، احترام معلّم، صله رحم، کظم غیظ، یاد موت، زیارت مشاهد و قبور، عبرت گرفتن از حوادث روزگار، مجالست و همنشینی با نیکان و علما و بیشتر هدایتها
1) سوره شمس، آیه 9؛ به راستی هرکس آن [نفس] را پاکیزه داشت، رستگار شد.
و ارشادات دینی که به عنوان واجب یا مستحبّ یا حرام یا مکروه عنوان شده است؛ همه اسباب صفای باطن، کمال نفس، تزکیه و تحلیه است، همه سیر و سلوک است، مخصوصا اعتقادات صحیح معرفت اللّه، معرفت انبیا و ائمّه و سایر معارف که بر اساس توحید و ایمان به عالم غیب و جزا و پاداش و معاد استوار است.
در این خودسازی، انسان نقش اساسی و بنیادی دارد؛ انجام وظایف و تکالیف و عبادات و ترک گناه که ادامه یافت، روشنی باطن بیشتر و بیشتر میشود و سفر آنان اِلی اللّه و به سوی خدا شتاب میگیرد، تا تمام قلب، روشن و منوّر گردد؛ و به عکس ارتکاب محرّمات، گناهان و ترک عمل به هدایتهای دینی، قلب را تاریک و سیاه و روح را آلوده و تباه میسازد.
بنابراین، دین، همهاش سلوک و سیر اِلی اللّه و تهذیب و تصفیه و تحلیه و تکمیل است. این سیر و سلوک، عمل است که «مَنْ عَمِلَ صالِحا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنثی وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً وَلَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُونَ»؛(1)موجب حیات طیّبه میگردد و با عمل، التزام، ایمان، تعهد، خلوص نیت ـ و خلاصه با دو بال علم و عمل ـ انسان به این مقامات نایل میشود و در مشاهد عالیه حضور مییابد.
و دیگر پیر، مرشد، قطب و تلقینِ ذکر از این و آن غیر از قرآن و احادیث اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسلام نمیخواهد و نباید به اسم سیر و سلوک،
1) سوره نحل، آیه 97؛ هرکس از مرد یا زن، که کار نیک کند و مؤمن باشد، به زندگانی پاک و پسندیدهای زندهاش میداریم و به بهتر از آنچه کردهاند پاداششان را میپردازیم.
افرادی دین را به شریعت و طریقت تجزیه و گروهبندی نمایند و حتی علما را به این عناوین تقسیمبندی کنند و یا برنامههایی را که اصالت اسلامی ندارند، عنوان نمایند.
به بیان دیگر: سیر و سلوک؛ انجام فرایض، نوافل، امر به معروف و نهی از منکر و سعی در اعتلای کلمه اسلام و عزّت مسلمین و قضای حوایج مؤمنین و انتظار واقعی فرج، به ظهور حضرت مهدی ـ ارواح العالمین له الفداء ـ است.
خدای متعال همگان رابه دین خود، و راه راست ـ که اسلام است ـ هدایت فرماید.
گاهی گفته میشود: اگر کسی میخواهد به کمالات معنوی برسد، باید ادعیه و اذکار را مانند دارو بداند و آن را زیر نظر طبیب روحانی و مجتهد مصرفکند؛ زیرا ادعیه و اذکار دارای مراتب روحی هستند، آیا صحیح است؟
در این جهت، همین مقدار ادعیه و اذکار را که در کتابهای معتبری چون اقبال الاعمال سیّد بن طاوس، و مصباح المتهجّد شیخ طوسی، و مفاتیح الجنان شیخ عبّاس قمی را بخواند، کافی است و دیگر نظر شخص خاصّ و اجازه لازم نیست؛ بلکه برخی برنامهها به این عناوین ـ که باید با اجازه باشد و صوفیه و بعضی دیگر عنوان کرده و میکنند ـ بیاصل و برخی صورتهای آن بدعت و حرام است. غرض این است که برنامههای دعا و عبادت و همه وظایف، باید از جانب شرع و از ناحیه حضرات معصومین علیهمالسلام رسیده باشد و شخص هرگز از اختراعات اشخاص تقلید ننماید.
والسلام علیکم ورحمة اللّه وبرکاته
لطف اللّه صافی
2
بسم اللّه الرحمن الرحیم
محضر مبارک آیت اللّه العظمی صافی گلپایگانی (دامت برکاته)
محیط زندگانی برای اینجانب بسیار مشکل شده و این به خاطر عدم پایبندی اعضای خانوادهمان به وظایف و دستورات اسلامی است. به همین جهت، تصمیم به ترک خانه را دارم تا بتوانم در جایی دیگر، با فراغ بال به وظایف شرعیام رسیدگی کنم. در ضمن حافظهام نیز قوی نیست و این مشکلی دیگر برای من است.
خواهشمند است مرا راهنمایی فرمایید.
بسم اللّه الرحمن الرحیم
مرقوم شما واصل شد. از خداوند متعال مسألت مینمایم مشکلات شما به احسن وجه حلّ شود و حسن عاقبت داشته باشید.
احساسات دینی، علاقه و تعهّد شما به احکام و وظایف شرعی مورد تقدیر است. ان شاء اللّه مشمول الطاف حضرت بقیة اللّه ـ ارواح العالمین له الفداء ـ باشید. فعلاً اگرچه محیط خانواده برای انجام وظایف مذهبی ـ چنانکه لازم است ـ آماده نباشد؛ ولی شما استقامت کنید و با همین شرایط، وظایف خود را انجام دهید.
به نظر میرسد تغییر وضع زندگی قبل از پایان تحصیلات، موجب اشکالات بیشتر برای شما شود. شما وضع مسلمانان صدر اسلام را در نظر بگیرید که جوانهایی در خانوادههای کفر اسلام آوردند و با وجود چه
مشکلات و دشواریهایی، استقامت میورزیدند. ان شاء اللّه شما موفّق میشوید، مأیوس نباشید.
ضعف حافظه هم مسألهای نیست. بسیار دیده شده اشخاص باهوش و استعداد در حافظه ضعیف بودهاند و به عکس هم اتّفاق افتاده است که آن ضعف را آن قوّت جبران نماید. خداوند متعال شما را یاری کند.
والسلام علیکم ورحمة اللّه وبرکاته
لطف اللّه صافی
3
بسم اللّه الرحمن الرحیم
محضر مبارک آیت اللّه العظمی صافی گلپایگانی (دامت برکاته)
با توجّه به اینکه جنابعالی با بزرگان زیادی مأنوس بودهاید، خواهشمند است نصیحتی را که راهگشای سعادت دارَین باشد، مرقوم فرمایید که: «فَإِنَّ الذِّکْری تَنفَعُ الْمُؤْمِنِینَ»(1).
بسم اللّه الرحمن الرحیم
عالم و هرچه در آن است و همه حوادثی که در آن واقع میشود، گردش سال و گذشت عمر و شب و روز، زمین و آسمان، فقر و توانگری، تندرستی و بیماری، جوانی و پیری، زندگی و مرگ، ذلّت و عزّت و هرچه را که میبینیم، و پیدایش هر چیز و نشو و نمای آن و تغییراتی که در آن پیدا میشود، تا مرگ و فنای آن، همه دارای پند و نصیحت است.
اگر نظر انسان، نظر عبرت باشد و از ظاهر دنیا، باطن آن را بشناسد، نگاهش به هر چیز و هر پدیدهای، او را از جهات مختلف هشیار و بیدار میسازد و در هر ذرّهای از ذرّات عالمِ امکان و هر برگی از برگهای درختان، ابوابی از معرفت و راههایی برای نیل به سعادت مییابد؛ به شرط اینکه در زمره آنان باشد که: «وَیَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّماواتِ وَالاْءَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ
1) سوره ذاریات، آیه 55؛ اندرز، مؤمنان را سود دهد.
هذا باطِلاً»(1)در شأن آنها است و از مردمانی نباشد که «لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِها وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لا یُبْصِرُونَ بِها وَلَهُمْ آذانٌ لا یَسْمَعُونَ بِها»(2).
بنابراین، کتاب تکوین ـ سراسر و تمام ذرّاتش، کلمات، آیات و حروفش ـ پُر است از موعظه و نصیحت؛ به شرط اینکه شخص، سواد خواندن آن و عقل فهم معانی آن را داشته باشد.
کتاب بزرگ وحی و تشریع قرآن مجید نیز مثل همان کتاب تکوین، متضمّن هدایت، نصیحت و ارشاد است. هرچه انسان آن را بیشتر بخواند و در معانی آیات آن بیشتر تأمّل کند، به مواعظ و نصایح بیشتر و بیشتر راهنمایی میشود. شما در هر رشتهای نصیحت بخواهید، میتوانید از این کتاب اعظم آسمانی دریافت کنید.
اوصاف عباد الرحمن را در سوره مبارکه فرقان بخوانید. تعلیمات اخلاقی و اجتماعی را در مثل سوره اسراء، آیات 22 تا 39، قرائت کنید.
آیات بشارت و انذار آن، همه نصیحت و هشدار دهنده است. بیان اوصاف مؤمنین، اصحاب میمنه، اصحاب یمین و اصحاب شمال، آموزنده و نصیحت است. قصص قرآن، سرگذشت انبیا و رجال الهی و سوء عاقبت کفّار، ارباب معاصی، فراعنه و جباران، پند و اندرز و هدایت به صراط مستقیم
است؛ همه را بخوانید و پیوسته تکرار کنید و در مضامین آنها تأمل نمایید. در مثل این آیات کریمه تأمّل کنید و سعی کنید به حقیقت مفاد آنها برسید.
«تِلْکَ الدّارُ الاْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِینَ لا یُرِیدُونَ عُلُوّا فِی الاْءَرْضِ وَلا فَسادا وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ».(1)
«وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَیاةِ الدُّنْیا کَمآءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّمآءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الاْءَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِیما تَذْرُوهُ الرِّیاحُ وَکانَ اللّهُ عَلی کُلِّ شَیْءٍ مُقْتَدِرا».(2)
«فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْرا یَرَهُ * وَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرّا یَرَهُ».(3)
«وَکَأَیِّنْ مِنْ آیَةٍ فِی السَّماواتِ وَالاْءَرْضِ یَمُرُّونَ عَلَیْها وَهُمْ عَنْها مُعْرِضُونَ».(4)
«کَمْ تَرَکُوا مِن جَنّاتٍ وَعُیُونٍ * وَزُرُوعٍ وَمَقامٍ کَرِیمٍ * وَنَعْمَةٍ کانُوا فِیها فاکِهِینَ».(5)
1) سوره قصص، آیه 83؛ این سرای آخرت است، آن را برای کسانی که در روی زمین نمیخواهند سرکشی و تبهکاری کنند، مقرّر داشتهایم، و سرانجام نیک، از آنِ پرهیزکاران است.
2) سوره کهف، آیه 45؛ و برای آنان زندگی دنیوی را به آبی مَثَل بزن که آن را از آسمان نازل کنیم و به آن گل و گیاه زمین آمیزد، و سرانجام خُرد و خوار شود که بادها پراکندهاش کنند، و خداوند بر هر کاری تواناست.
3) سوره زلزال، آیات 7 و 8؛ پس هرکس همسنگ ذرّهای، عمل خیر انجام داده باشد، [پاداش [آن را میبیند و هرکس همسنگ ذرّهای عمل ناشایست انجام داده باشد، [کیفر[ آن را میبیند.
4) سوره یوسف، آیه 105؛ و چه بسیار نشانه (و مایه عبرت) در آسمانها و زمین است که بر آن میگذرند و هم آنان از آنها رویگردانند.
5) سوره دخان، آیات 25 ـ 27؛ چه بسیار باغها و چشمهساران از خود باقی گذاردند، و [نیز] کشتزارها و خانههای نیکو و نعمتی که در آن خوش و خرّم بودند.
«أَفَرَأَیْتَ إِنْ مَتَّعْناهُمْ سِنِینَ * ثُمَّ جآءَهُمْ ما کانُوا یُوعَدُونَ * ما أَغْنی عَنْهُمْ ما کانُوا یُمَتَّعُونَ».(1)
خلاصه، قرآن کریم نوری است که اگر از آن روشنی طلب شود، همه تاریکیها را از میان میبرد. اگر به زبان عربی آشنایی ندارید، تفسیر این آیات را در تفاسیر فارسی مثل منهج الصادقین و تفسیر ابوالفتوح رازی بخوانید.
همراه با قرآن، مواعظ و نصایح رسول خدا صلیاللهعلیهوآله ، و مواعظ امیرالمؤمنین علیهالسلام را در نهج البلاغه و کتابهای دیگر، و نصایح سایر ائمّه معصومین علیهمالسلام را که حاملان علوم قرآن و مفسّران حقیقی کتاب خدا میباشند، بخوانید.
سعی کنید تا حدّی که میتوانید، حقوق برادران و خواهران ایمانی را رعایت کنید. برای قضای حوایج مردم، خصوصا طبقات ضعیف تلاش کنید. حضور در جماعات و جلسات دینی و مذهبی را ترک نکنید. توفیق به نماز شب را بسیار مهم و مغتنم بدانید و از یاد خدا در هر حال غافل نباشید. شبهای جمعه دعای کمیل و روزهای آن، دعای ندبه را بخوانید.
سختتر از آنچه شخص در امور مالی، از شریک و طرف معامله خود حساب میخواهد، خودتان با دقّت، به حساب کارهای خودتان برسید که فرمودند: «لَیْسَ مِنّا مَنْ لَمْ یُحاسِبْ نَفْسَهُ فِی کُلِّ یَوْمٍ، فَإِنْ عَمِلَ حَسَنا اسْتَزادَ اللّهَ وَإِنْ عَمِلَ سَیِّئا اسْتَغْفَرَ اللّهَ مِنْهُ وَتابَ إِلَیْهِ».(2)
1) سوره شعراء، آیات 205 ـ 207؛ ملاحظه کن که اگر سالها برخوردارشان سازیم، پس از آنچه بیمشان دادهایم، به سراغ آنان آید و آن برخورداریشان به کار آنان نیاید.
2) کلینی، کافی؛ ج 2، ص 453؛ از ما نیست کسی که روزانه نفس خود را حسابرسی نکند؛ پس اگر عمل نیکی انجام داده، از خدا افزایش اعمال نیک را طلب کند. و اگر مرتکب گناهی شده، به خاطر آن گناه از خداوند طلب غفران نموده و به سوی خدا برگشته و توبه نماید.
نیت خود را خالص کنید و خود را به هیچ کس و هیچ چیز، جز خدا و ثواب خدا نفروشید.
با حضرت بقیة اللّه، قطب عالم امکان ـ ارواح العالمین له الفداء ـ ارتباط قلبی را مستمرّ بدارید. فراموش نکنید که ما رعیت آن حضرت و تحت ولایت آن حضرت هستیم. هرچه بتوانیم کارهای خودمان را به حساب ایشان و خدمت به اهداف و مقاصد بلند ایشان، که اعتلای کلمه اسلام و عزّت مسلمین است، بگذاریم و همه دوستان، شیعیان و منتظران ظهور آن بزرگوار را صمیمانه دوست بداریم.
امید است سعادتمند باشید و به مقامات عالیه، که فقط با پیروی از اهل بیت علیهمالسلام حاصل میشود، نایل گردید.
خداوند، شما و ما و همه مؤمنین را از گرفتار شدن در دامهای شیاطین انسی و جنّی و بدعتگزاران حفظ فرماید.
اگر در مظانّ اجابت دعوات، حقیر را از دعای خیر، مخصوصا برای سلامتی ایمان، حسن عاقبت و توفیق فراموش ننمایید، بسیار متشکر خواهم بود.
والسلام علیکم ورحمة اللّه وبرکاته
لطف اللّه صافی
4
بسم اللّه الرحمن الرحیم
محضر مبارک آیت اللّه العظمی صافی گلپایگانی (دامت برکاته)
خواهشمند است اینجانب را در مسیر سلوک راهنمایی فرمایید. آیا در این راه از قطب و مرشد پیروی نمایم؟ در این زمینه، چه کتابی را پیشنهاد میفرمایید؟
بسم اللّه الرحمن الرحیم
مکتوب جناب عالی واصل و از مضمون آن اطلاع حاصل شد. چون در مقام تهذیب اخلاق و به گفته خودتان، در سیر و سلوک، راهنمایی از این حقیر خواستهاید، به شما تذکّر میدهم که کلّ تعالیم اسلام، از واجبات، محرّمات، مستحبات و مکروهات، سیر و سلوک است.
هر مسلمانی، سالک الی اللّه است؛ با این تفاوت که در این سلوک، برحسب قوت و ضعف، اشخاص در تعهد به انجام واجبات و ترک محرّمات، در یک درجه و رتبه نیستند.
هرچه مواظبت انسان بر اطاعت از خداوند متعال و دستورات شرع بیشتر باشد، در این سیر و تحصیل تقرب به خداوند موفقتر میشود.
تعالیم عبادی؛ نماز، حجّ، روزه، دعا، قرائت قرآن، نماز شب، مواظبت بر خواندن نمازهای نوافل یومیه، عبادات شب و روز جمعه، ترک دروغ و غیبت، محاسبه با نفس، قضای حوایج بندگان خدا، احسان به پدر و مادر، صله رحم، حسن جوار، حفظ امانت، مصاحبت و همنشینی با علما، تجدید
توبه و استغفار، مواظبت بر اذکار تهلیل و تسبیح و تحمید و تکبیر، حسن معاشرت با مردم، امر به معروف و نهی از منکر، رعایت حقوق برادران دینی تا حدّی که در روایات مُعلّی بن خنیس(1)بیان شده، حفظ اعضا و جوارح از معاصی و حتی ترک مشتبهات، تفکّر در فنای دنیا، نظر عبرت به کوه و دریا و موجودات کوچک و بزرگ و امور بسیار دیگر، که در آیات قرآن مجید بیان شده است و شرح آن نیاز به نوشتن یک کتاب دارد، همه سیر و سلوک است.
دستور سیر و سلوک، همین کتابهای دعا، رسالهها، تفاسیر قرآن مجید و کتابهای حدیث فارسی و عربی است، و نیازی به قطب و مرشد نیست، و همه این امور راهِ رفتن به سوی خداست؛ و استادِ همه، قرآن و تعلیمات ائمّه علیهمالسلام و احادیث شریفه است.
خلاصه، همه مسلمانها، اعمّ از زن و مرد، در پنج وقت نماز، سیر الی اللّه دارند. زن در خانه شوهر، با خانهداری و انجام وظایف شرعیه خود، و مرد در بیرون خانه با کدّ یمین و عرق جبینش (دسترنج)، میتوانند این سیر را ادامه دهند. فقط باید دستور «وَلا تَکُنْ مِنَ الْغافِلِینَ»(2)را رعایت کنند و در همه این اعمال، چشم به رضای خدا و تقرّب به او داشته باشند و خدا را فراموش نکنند.
به برکت تعالیم اسلام، راه باز است و بسته نیست، و اگر هم بعضی معاصی سدّ راه شده باشد، با توبه باز میشود.
اشخاص منزوی، گوشهگیر و تارک امر به معروف و نهی از منکر، راهنما نیستند. راه بلدها، علما و شاگردان مکتب ائمّه علیهمالسلام میباشند. به شما هشدار میدهم از این فرقهای که به آن اشاره کردهاید، حتما بپرهیزید؛ زیرا راه و روش آنان، گاه به کفر و شرک منتهی میشود. و دعوای ارشاد آنها، اضلال است.
به شما برادرانه نصیحت میکنم، اگر خودتان با پای خودتان، به مدد خواندن نماز در اوّل وقت، حفظ زبان و برنامههایی که به آن اشاره شد، به سوی خدا بروید، به خداوند نزدیک میشوید.
«وَالَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا وَإِنَّ اللّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ»(1)
حقیر هم برای توفیق شما و حفظ ایمان شما از خطر وساوس شیاطین جن و انس دعا میکنم، شما هم بنده را فراموش نفرمایید.
والسلام علیکم ورحمة اللّه وبرکاته
لطف اللّه صافی
1) سوره عنکبوت، آیه 69؛ و کسانی را که در حقّ ما کوشیدهاند، به راههای خاص خویش رهنمون میشویم، و بیگمان خداوند با نیکوکاران است.
5
بسم اللّه الرحمن الرحیم
محضر مبارک آیت اللّه العظمی صافی گلپایگانی (دامت برکاته)
برای رهایی از گرفتاریهای روحی و سلب توفیقاتی که داشتهام، چه باید کرد؟
بسم اللّه الرحمن الرحیم
نامه شکایتآمیز شما از حالات روحی و تأسف بر سلب بعضی توفیقاتی که داشتهاید، واصل شد.
این روحیه "گله از نفس و توجّه به منابع روحانی یا [توجّه به] ابتلا به خسارتها و زیانهای معنوی"، دلیل بیداری ضمیر و حیات قلب و آگاهی و سلامتی روح است و برخلاف حالت غفلت و بیاعتنایی به گناه است و به نوعی حالت معاتبه و سرزنش نمودن نفس است که در اصلاح باطن بسیار مؤثر است.
در احادیث شریفه، قریب به این مضمون آمده است که: در امم گذشته، شخصی بود که سالیان دراز عبادت میکرد، سپس به رسم آن زمانها قربانی کرد و مقبول درگاه الوهیت، ـ عزّاسمه ـ نشد. او نفس خود را مخاطب قرار داد و گفت: «به من نرسید آنچه رسید مگر از تو و نیست گناه، مگر از تو». خطاب شد که: «این نکوهش و توبیخ نفس، از آن سالها عبادت بهتر است».
شما با ایمانی که دارید، باید همین حالت شایسته را داشته باشید و از فوت
ثواب و محروم شدن از کار نیک ناراحت شوید. بنابراین در مقام جبران گذشته برآیید و شکر و سپاس خدای متعال را به جا آورید که این وجدان روشن را به شما عطا فرموده است. به شکرانه آن برنامههایی را که داشتهاید، با شوق و نشاط از سر بگیرید. از خدای تعالی توفیق بخواهید و کمک و یاری طلب کنید، اِن شاء اللّه حال شما از گذشته هم بهتر خواهد شد و صفای باطن و نورانیت قلب شما بیشتر میشود.
بنده همواره باید مراقب حالات نفسانی و قلب خود باشد، که در حدیث است: «دل نیز مانند آهن زنگ میگیرد، و با تلاوت قرآن کریم و یاد مرگ، زنگ آن زدوده میشود».(1)
اگر بتوانید، نفس خود را جریمه کنید و آن را در راه اطاعت و ریاضت، زحمت بیشتر بدهید.
اگر بتوانید، از مال خود انفاق نمایید، نماز بیشتر بخوانید یا قرآن زیادتر تلاوت کنید؛ چنانچه در احوال بعضی بزرگان گفته شده است که: "وقتی نماز مغرب را مختصری از اوّل وقت تأخیر انداخت، به کفّاره آن و تأدیب خود، بندهای را آزاد کرد".
این فقرات دعای شریف ابیحمزه ثمالی(2)را با توجّه بخوانید و اگر عیبی در کارتان است، آن را اصلاح کنید: «ما لِی کُلَّما قُلْتُ قَدْ صَلُحَتْ سَرِیرَتِی وَقَرُبَ
مِنْ مَجالِسِ التَّوّابِینَ مَجْلِسِی، عَرَضْتَ لِی بَلِیَّةً أَزالَتْ قَدَمِی وَحالَتْ بَیْنِی وَبَیْنَ خِدْمَتِکَ. سَیِّدی لَعَلَّکَ عَنْ بابِکَ طَرَدْتَنِی، وَعَنْ خِدْمَتِکَ نَحَّیْتَنِی، أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی مُسْتَخِفّا بِحَقِّکَ فَأَقْصَیْتَنِی، أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی مُعْرِضا عَنْکَ فَقَلَیْتَنِی، أَوْ لَعَلَّکَ وَجَدْتَنِی فِی مَقامِ الْکاذِبِینَ فَرَفَضْتَنِی، أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی غَیْرَ شاکِرٍ لِنَعْمآئِکَ فَحَرَمْتَنِی، أَوْ لَعَلَّکَ فَقَدْتَنِی مِنْ مَجالِسِ الْعُلَمآءِ فَخَذَلْتَنِی، أَوْ لَعَلَّک رَأَیْتَنِی فِی الْغافِلِینَ فَمِنْ رَحْمَتِکَ آیَسْتَنِی، أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی آلِفَ مَجالِسِ الْبَطّالِینَ فَبَیْنِی وَبَیْنَهُمْ خَلَّیْتَنِی...».(1)
اینها اشاره به یک سلسله از عوامل قلّت یا سلب توفیق است که به هر حال توجّهآموز، بیدارگر و عافیتبخش است.
من امیدوارم شما تحت تأثیر هیچیک از عواملی که در این دعا یاد شده، قرار نگرفته باشید. به امید خدا برنامهها را مانند گذشته اجرا کنید؛ پیش بروید، قدم بردارید که سعادتهای بزرگ و درجات عالی و مقامات بلند در
1) حاج شیخ عبّاس قمی، مفاتیح الجنان؛ و ترجمه این عبارات چنین است: خدای من! چه شد که هر بار گفتم درون خویش را اصلاح کنم و همنشین توبهکنندگان میشوم، گرفتاری پیش آمد که ثباتقدم را از من گرفت و میان من و خدمت به تو جدایی افکند. مولای من! شاید مرا از درگاه خویش راندهای و از خدمت [بندگی، در بارگاه قدست[ محروم کردهای؛ یا آنکه دیدی من در حقّ تو کوتاهی کردم، پس تو نیز مرا از خویش دور کردی؛ یا آنکه دیدی من از تو رویگردانم، پس بر من خشم گرفتی؛ یا شاید مرا در زمره دروغگویان یافتی، از اینرو رهایم کردی؛ یا شاید دیدیکه من سپاسگزار مواهب تو نیستم، پس تو نیز بینصیبم گذاشتی؛ یا شاید آنکه مرا همنشین عالمان ندیدی، از همین رو خوارم نمودی؛ یا آنکه مرا در میان غفلتزدگان دیدی و چنین شد که از رحمتت ناامیدم کردی؛ یا آنکه مرا در میان اهل باطل دیدی، پس مرا به آنان واگذاردی.
انتظار شماست. به حضرت بقیة اللّه، مولانا المهدی ـ ارواح العالمین له الفداء ـ متوسل باشید و برای فرج ایشان دعا کنید.
ثَبَّتَکُمُ اللّهُ وَإِیّانا بِالْقَولِ الثّابِتِ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَالاْآخِرَةِ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرِینَ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیهِمْ أَجْمَعِینَ.
والسلام علیکم ورحمة اللّه وبرکاته
لطف اللّه صافی
6
بسم اللّه الرحمن الرحیم
محضر مبارک آیت اللّه العظمی صافی گلپایگانی (دامت برکاته)
ضمن تبریک ایّام ولادت حضرت فاطمه علیهاالسلام ، خواهشمند است نصیحتی فرمایید تا بتوانیم هرچه بیشتر در راه اسلام ثابتقدم باشیم.
بسم اللّه الرحمن الرحیم
الحمدللّه ربّ العالمین، والصلوة والسلام علی سیّدنا ونبینا ابیالقاسم محمّد وآله الطاهرین، سیما بقیة اللّه فی الارضین.
قال اللّه تعالی: «وَأَنَّ هذا صِراطِی مُسْتَقِیما فَاتَّبِعُوهُ وَلا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ ذلِکُمْ وَصّیکُم بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ».(1)
نصیحتی که به شما مینمایم، برگرفته و اقتباس از نصیحت و سفارش مرحوم علاّمه حلّی، به فرزندش فخر المحقّقین ـ قدّس سرهما ـ میباشد. ایشان از بزرگترین علمای اسلام است که در همه علوم نقلی و عقلی کمنظیرند. آن بزرگوار در خاتمه کتاب ارزنده "قواعد"، به فرزندش که او نیز از شخصیتهای برجسته علمی و از مفاخر عالم علم و تحقیق و فضیلت است، سفارشاتی فرموده است.
آن فقیه عظیم، فرزند جلیل خود را مخاطب قرار داده و بعد از دعای خیر،
1) سوره انعام، آیه 153؛ و بدانید این راه راست و درست من است، پس آن را در پیش گیرید، و به راههای دیگر نروید که شما را از راه او دور اندازد. این چنین به شما سفارش کرده است؛ باشد که تقوا پیشه کنید [و در امان مانید].
او را به تقوا و پرهیزکاری، که سپر نگهدارنده و وسیله پایدار و سودمندی است و انسان را برای قیامت آماده مینماید، وصیت میفرماید و به اطاعت اوامر خدا، آنچه موجب رضای او و دوری از آنچه نهی فرموده، دستور میدهد. از او میخواهد که عمرش را در تحصیل کمالات و کسب فضایل و صعود از پستی و نقصان و نادانی، به اوج علم و کمال، مدارج معارف، آداب و مقامات انسانی و اعمال صالحه صرف نموده و اوقات خود را بیهوده تلف نسازد.
از جمله این وصایا، احسان، مساعدت، کمک به برادران، قضای حوایج محتاجان و مقابله بدی به نیکی و تشکر و امتنان از نیکوکاران است.
و نیز او را به ترک صحبت و همنشینی و معاشرت با مردم نادان و فاسد الاخلاق سفارش میکند. و از طرف دیگر، فرزندش را به ملازمت محضر علما و مجالست فضلا، که سبب رفع جهل و موجب اخلاق حسنه است، توصیه میفرماید.
به صبر و توکل، رضا و حسابرسی نفس و استغفار و پرهیز از ظلم، خصوصا به یتیمان و ضعفا وصیت میکند و میفرماید: "خداوند در کیفر کسی که شکستهای را برنجاند و ضعیف و افتادهای را بیازارد، گذشت نمیفرماید".
و بعد از آن میفرماید: در ادای نماز شب، مواظبت داشته باش که پیامبر عظیم الشأن صلیاللهعلیهوآله بر آن ترغیب و تشویق فرموده است؛ آنجا که میفرماید: «مَنْ خُتِمَ لَهُ بِقِیامِ اللَّیْلِ ثُمَّ ماتَ، فَلَهُ الْجَنَّةُ».(1)
1) ابن ابیجمهور احسایی؛ عوالی اللئالی، ج 2، ص 51 ؛ آنکس که پایان زندگیاش به قیام شبانگاهان باشد، بهشت از آن اوست.
صله رحم و پیوند با خویشان را که سبب زیادتی عمر است، انجام بده. و در حسن خلق، هرچه میتوانی اهتمام کن، که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «إِنَّکُمْ لَنْ تَسَعُوا النّاسَ بِأَمْوالِکُمْ فَسَعُوهُمْ بِأَخْلاقِکُمْ».(1)
در پیوند با ذرّیه طیّبه ـ فرزندان معصومین ـ سلام اللّه علهم أجمعین ـ سادات کرام و خدمت و احترام به آنها تلاش داشته باش، که خداوند متعال در سفارش آنها تأکید فرموده و مودّت و دوستی ایشان را اجر رسالت قرار داده است: «قُل لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرا إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی».(2)
و حضرت ختمی مرتبت صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «من از چهار گروه، در روز قیامت شفاعت میکنم، اگرچه به مقدار گناهان اهل دنیا، گناه بیاورند: کسی که ذرّیه مرا یاری کرده باشد. شخصی که در تنگدستی، مالش را به فرزندان من بذل کرده باشد. آنکس که اولاد مرا، به زبان و دل، دوست داشته باشد. و شخصی که برای قضای حاجتهای ذرّیه من در وقتی که طرد شده و کنار گذاشته شده باشند، سعی و تلاش نماید».(3)
و همچنین بر تو باد به تعظیم فقها و اکرام علما، که پیامبر عالیقدر
1) ابن ابیجمهور احسایی؛ عوالی اللئالی، ج 4، ص 80؛ راستی که شما هرگز نتوانید با اموال خویش عهدهدار مردم گردید، پس با اخلاقتان چنین باشید.
2) سوره شوری، آیه 23؛ بگو برای آن کار از شما مزدی نمیطلبم، مگر دوستداری در حقّ نزدیکان [اهل بیتم].
3) ابن ابیجمهور احسایی؛ عوالی اللئالی، ج 4، ص 80 ؛ إِنِّی شافِعٌ یَوْمَ الْقِیامَةِ لاِءَرْبَعَةِ أَصْنافٍ، وَلَوْ جآؤُوا بِذُنُوبِ أَهْلِ الدُّنْیا: رَجُلٌ نَصَرَ ذُرِّیَّتِی، وَرَجُلٌ بَذَلَ مالَهُ لِذُرِّیَّتِی عِنْدَ الْمَضِیقِ، وَرَجُلٌ أَحَبَّ ذُرِّیَّتِی بِاللِّسانِ وَبِالْقَلْبِ، وَرَجُلٌ یَسْعی فِی حَوآئِجِ ذُرِّیَّتِی إِذا طُرِّدُوا وَشُرِّدُوا.
اسلام صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «مَنْ أَکْرَمَ فَقِیها مُسْلِما، لَقَی اللّهَ یَوْمَ القِیامَةِ وَهُوَ عَنْهُ راضٍ، وَمَنْ أَهانَ فَقِیها مُسْلِما، لَقَی اللّهَ یَوْمَ القِیامَةِ وَهُوَ عَلَیْهِ غَضْبانٌ».(1)
نگاه کردن بر عالم عبادت است، نظر به درِ خانه عالم عبادت است و مجالست و همنشینی با عالم عبادت است.
بر تو باد به تحصیل علم و فهم دین! مبادا علمی را که داری، از آنان که نیاز دارند، کتمان کنی و اظهار ننمایی؛ در قرآن مجید است: «آنکس که دانش خود را کتمان کند، خدا و همه لعنت کنندگان او را لعنت میکنند».(2)
خصوصا اگر بدعتها ظاهر شود، واجب است بر عالم که علم خود را اظهار کند و بدعتها را دفع نماید و نگذارد که مردم گمراه شده، در اشتباه بیفتند. قال رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله : «إِذا ظَهَرَتِ الْبِدَعُ فِی أُمَّتِی فَلْیُظْهِرُ الْعالِمُ عِلْمَهُ، فَمَنْ لَمْ یَفْعَلْ فَعَلَیْهِ لَعْنَةُ اللّهِ».(3)
توصیه حقیر، اضافه بر آنچه علاّمه حلی رحمهالله فرموده، این است که: یاد خدا را در هیچ حال فراموش مکن و خدا را چنان عبادت و پرستش کن که گویی او را میبینی و اگر تو او را نمیبینی، او تو را میبیند؛ «أُعْبُدِ اللّهَ کَأَنَّکَ تَراهُ، فَإِنْ کُنْتَ لا تَراهُ فَإِنَّهُ یَراکَ».(4)
1) ابن ابیجمهور احسایی؛ عوالی اللئالی، ج 1، ص 358؛ هرکس فقیهی را احترام کند، در روز قیامت، در حالی به ملاقات خداوند نایل گردد که پروردگارش از او خشنود است. و هرکس فقیهی را سبک شمرد، در روز قیامت، خدایش را در حالی میبیند که از او خشمگین است.
2) سوره بقره، آیه 159.
3) ابن ابیجمهور احسایی؛ عوالی اللئالی، ج 4، ص 70؛ آنگاه که در امّت من بدعتها پدیدار گشت، پس بر عالم (دینی) است که دانستههای خویش را بیان کند و اگر چنین نکرد، پس لعنت خدا بر او باد.
4) علاّمه مجلسی، بحارالانوار؛ ج 70 ، ص 74.
بر یاد او، به دل و زبان مستمر و مداوم باش! یقینا خدا هم تو را یاد مینماید؛ «فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ».(1)
و از شکر نعمتهای او، اگرچه کسی از حقّ شکر آنها برنمیآید، غافل مباش و از کفران نعمت و اینکه با نعمت خدا او را معصیت کنی، برحذر باش، که: «وَلَئِنْ شَکَرْتُمْ لاَءَزِیدَنَّکُمْ وَلَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِی لَشَدِیدٌ».(2)
در معامله با مردم، طریق انصاف را رعایت کن! مبادا حقی را از کسی، اگرچه کوچک باشد، انکار کنی. و تا بتوانی با برادران دینی مواسات داشته باش! «أَشَدُّ الاْءَعْمالِ ثَلاثَةٌ مُواساةُ الاْءِخْوانِ فِی الْمالِ، وَإِنْصافُ النّاسِ مِنْ نَفْسِکَ، وَذِکْرُ اللّهِ عَلی کُلِّ حالٍ».(3)
حقّ برادران و خواهران مؤمن و مؤمنه را رعایت کن! آسانترین آن، این است که: برای آنها دوست بداری آنچه را برای خودت دوست میداری، و ناخوش داشته باشی آنچه را برای خود ناخوش میداری.
و با آنها که از تو میبُرَند، تو پیوند کن. و آنها را که به تو ستم میکنند، عفو کن!
بپرهیز از خودبینی و غرور و تکبر و نظر حقارت به دیگران؛ «أَلَیْسَ فِی جَهَنَّمَ مَثْویً لِلْمُتَکَبِّرِینَ».(4)
به هیچ یک از بندگان خدا و برادران و خواهران ایمانی، به نظر کمقدری نگاه مکن! شاید همان کسی که تو او را کم گرفته و کم میبینی، از اولیای خدا باشد.
مظاهر دنیا و مقامات ظاهری، معیارِ نشان قدر معنوی و حقیقی و شأن اشخاص نیست، که: «اَلاْءَکْثَرُونَ هُمُ الاْءَقَلُّونَ یَوْمَ الْقِیامَةِ».(1)
هرچه خود را در مقایسه با دیگران کمتر بشماری و تواضع بیشتر داشته باشی، به مقامات و درجات بالاتر نایل میشوی.
امر به معروف و نهی از منکر، سعی و کوشش در اعلای کلمه اسلام و تبلیغ مکتب اهل بیت علیهمالسلام را که مکتب اصل و اصیل اسلام است، همیشه وجهه همت خود قرار بده و حبّ فی اللّه و بغض فی اللّه را در همه احوال و کارها مراعات کن! «أَوْثَقُ عُرَی الاْءِیمانِ، الْحُبُّ فِی اللّهِ وَالْبُغْضُ فِی اللّهِ».(2)
بر راستی و صداقت، درستی و امانت و حفظ عهد و وفای به وعده که از موجبات مهم عزّت دنیا و آخرت و اعتلا و اعتبار جامعه است، ملازمت و مداومت داشته باش، که در حدیث از امام صادق علیهالسلام است که فرمود: «به نماز و روزه بسیارِ شخص نظر نکنید؛ بلکه به صدق و راستی او در گفتار و ادای امانت او نظر کنید».(3)
و از رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله است که فرمود: امّت من همواره در خیر هستند،
1) کنز العمّال، ص 228؛ کسانی که در این دنیا مال اندوزند، در آخرت دستشان تهی است.
2) شیخ صدوق، معانی الاخبار؛ ص 398.
3) کلینی، کافی؛ ج 2، ص 105؛ لا تَنْظُرُوا إءلی طُولِ رُکُوعِ الرَّجُلِ وَسُجُودِهِ؛ فَإِنَّ ذلِکَ شَیْءُ اعْتادَهُ، فَلَوْ تَرَکَهُ اِسْتَوْحَشَ لِذلِکَ؛ وَلکِنْ اُنْظُرُوا إِلی صِدْقِ حَدِیثِهِ وَأَدآءِ أَمانَتِهِ.
مادامی که امانت را غنیمت و صدقه دادن را غرامت و خسارت نبینند؛ «لا تَزالُ أُمَّتِی بِخَیْرٍ ما لَمْ تَرَ الاْءَمانَةَ مُغْنِما وَالصَّدَقَةَ مُغْرِما».(1)
از دوستی با دشمنان خدا سخت پرهیز کن و در این آیات پیوسته تأمل کن!
«لا تَجِدُ قَوْما یُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الاْآخِرِ یُوآدُّونَ مَنْ حآدَّ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ کانُوا آبآءَهُمْ أَوْ أَبْنآءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ اُولآئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الاْءِیمانَ».(2)
«قُلْ إِنْ کانَ آبآؤُکُمْ وَأَبْنآؤُکُمْ وَإِخْوانُکُمْ وَأَزْواجُکُمْ وَعَشِیرَتُکُمْ وَأَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَتِجارَةٌ تَخْشَوْنَ کَسادَها وَمَساکِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَیْکُمْ مِنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتّی یَأْتِیَ اللّهُ بِأَمْرِهِ وَاللّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقِینَ».(3)
«تِلْکَ الدّارُ الاْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِینَ لا یُرِیدُونَ عُلُوّا فِی الاْءَرْضِ وَلا فَسادا وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ».(4)
1) شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعة؛ ج 16، ص 459.
2) سوره مجادله، آیه 22؛ قومی نیابی که به خدا و روز بازپسین ایمان داشته باشند و با کسانی که با خداوند و پیامبر او مخالفت میورزند، دوستی کنند، و لو آنکه پدرانشان یا فرزندانشان یا برادرانشان یا خاندانشان باشند. اینانند که [خداوند] در دلهایشان [نقش[ ایمان نگاشته است.
3) سوره توبه، آیه 24؛ بگو اگر پدرانتان و پسرانتان و برادرانتان و همسرانتان و خاندانتان و اموالی که به دست آوردهاید و تجارتی که از کسادش میترسید، و خانههایی که خوش دارید، در نزد شما از خداوند و پیامبرش و جهاد در راهش عزیزتر است، منتظر باشید تا خداوند فرمانش را به میان آورد، و خداوند، نافرمان را هدایت نمیکند.
4) سوره قصص، آیه 83؛ این سرای آخرت است، آن را برای کسانی که در روی زمین نمیخواهند سرکشی و تبهکاری کنند، مقرّر داشتهایم. و سرانجام نیک، از آن پرهیزگاران است.
و تلاوت قرآن را ترک مکن که برحسب روایات، قرآن، عهد خدای تعالی است و شخص باید در این عهد نظر کند و حداقل روزی پنجاه آیه از آن را قرائت نماید.
از فایده و فضیلت تفکّر در خلق آسمان و زمین، نفْس خود و همه آیات الهی، که سبب مزید معرفت و خداشناسی و بیداری و آگاهی و ترقّی روح و عقل میشود، هیچگاه غفلت مکن که خداوند در قرآن کریم، خردمندان را به این صفت توصیف و تعریف نموده و میفرماید: «وَفِی الاْءَرْضِ آیاتٌ لِلْمُوقِنِینَ * وَفِی أَنفُسِکُمْ».(1)
مبادا از آنها باشی که از نظر کردن به ظاهر این عالم، به باطن آن نمیرسند و به همین تماشا و سیر ظاهری جهان اکتفا کرده، مشمول این آیه شریف میشوند: «وَکَأَیِّنْ مِنْ آیَةٍ فِی السَّماواتِ وَالاْءَرْضِ یَمُرُّونَ عَلَیْها وَهُمْ عَنْها مُعْرِضُونَ».(2)
و در توسل به حضرات معصومین علیهمالسلام و حضور در مجالس ذکر فضایل و مناقب و مصایب ایشان، خصوص مجالس روضه و تعزیه حضرت سیّدالشهداء ـ علیه أفضل التحیة و الثناء ـ کوتاهی ننما و این مجالس را که متضمّن
کمال روح و تهذیب نفس و کسب ثواب و اجر بسیار و ازدیاد بصیرت و معرفت است، مغتنم بشمار!
و خصوصا یاد ولی نعمت حقیقی و آن آقایی که همه نعمتهای الهی و فیوض ظاهریه و باطنیه، از برکت وجود مقدّس او به ما میرسد؛ یعنی حضرت بقیة اللّه، مولانا المهدی ـ ارواحنا فداه ـ را فراموش ننما و تا میتوانی با گفتار و کردار خود خوشنودی و مسرّت خاطر شریف ایشان را فراهم نما! برای تعجیل فرج و ظهور آن حضرت و نزدیک شدن روزگار رهایی دعا کن و سعی کن که از منتظران حقیقی و متعهد آن حضرت باشی!
بر صلوات بر محمّد و آل محمّد ـ صلوات اللّه علیهم اجمعین ـ مداومت داشته باش! و این حقیرِ فقیرِ سراپا تقصیر را از دعای خیر و طلب مغفرت ـ در حال حیات و ممات ـ فراموش ننما!
فَإِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ، وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمْ، وَآخِرُ دَعْوانا أَنِ الْحَمْدُ للّهِِ رَبِّ الْعالَمِینْ، وَصَلَّی اللّهُ عَلی سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرِینَ.
والسلام علیکم ورحمة اللّه وبرکاته
لطف اللّه صافی
7
بسم اللّه الرحمن الرحیم
محضر مبارک آیت اللّه العظمی صافی گلپایگانی (دامت برکاته)
اگر روزی قرار باشد خداوند متعال، یک آرزوی شما را برآورده کند، در این صورت بهترین و مهمترین آرزو و خواسته حضرتعالی از خدای سبحان چه خواهد بود؟
بسم اللّه الرحمن الرحیم
نامه جنابعالی متضمّن دو سؤال و درخواست پند و اندرز، واصل شد. سؤالها و درخواست، کاشف از حسن نیت و بصیرت مذهبی و حیات وجدانی است. حقیر، این ضمیر و ایمان و اعتقاد را به شما تبریک گفته و از خداوند متعال برایتان دوام توفیق، و کمال ایمان و یقین مسألت مینمایم.
اگرچه به واسطه کثرت مشاغل و قلّتِ فرصت، سعی بر این بود که در جواب ایجاز و اختصار رعایت شود؛ ولی معنویت این مطالب و حلاوت و لذتی که برای روح انسان در تذکار و یادآوری آنها فراهم میشود، خود به خود، موجب بسط کلام میگردد؛ به طوری که اگر عنان قلم کشیده نشود، نفس هیچگاه از بیان این معانی دلپذیر، سیر نگشته و قلم از نوشتن آن بازنمیماند؛ «الْحَمْدُ للّهِِ الَّذِی هَدانا لِهذا وَما کُنّا لِنَهْتَدِیَ لَوْلا أَنْ هَدانَا اللّهُ»(1).
امّا پند و اندرز برای خودم و برای شما و همگان!
1) سوره اعراف، آیه 43؛ سپاس خدای را که ما را به اینجا رهنمون شد و اگر خداوند راهبر نمیشد، هرگز راه نمییافتیم.
اوضاع جهان و دگرگونی احوال مردمان، و تغییر و تحولات در هر عصر و هر زمان، بلکه در هر لحظه است که همه مشتمل بر پند و موعظه و معرفتآموز و هدایتبخش است، هر ذرّهای از ذات، هر برگ درخت، هر قطره باران، هر سلول، هر جنبنده و هر حیوان، جماد، نبات، انسان، کوه، دریا، ستاره، منظومه و کهکشان و ... هر کدام و هر یک، عالمی از حقایق و کتابی از معانی و معارف و راه و طریقی به سوی خدا است. سنّت الهیِ لُبس پوشیدن و خَلع، حیات و موت، عوض شدن مظاهر و تازه شدن نعمتها و کهنه شدن نوها، پیدایشها و آغازها، و فرجامها و پایان مهلتها و عمرها و انقراض دولتها، برای خردمندان همواره بهترین موعظه بوده و هست؛ «ذلِکَ بِأَنَّ اللّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ ما یَدْعُونَ مِن دُونِهِ الْباطِلُ وَأَنَّ اللّهَ هُوَ الْعَلِیُّ الْکَبِیرُ».(1)
کدام نقطه و حرف و کلمهای از کتاب آفرینش و کدام پدیده و مخلوق کوچک و بزرگ است که در آن، آثار قدرت بینهایت و حکمت و علم نامتناهی الهی مشهود نباشد، و آدمیان غافل را با نهیب و هشدار از خواب غفلت بیدار نکند و به اندیشه در عاقبت کار وادار نسازد و در برابر عظمت آفریننده یگانه و یکتای این جهان هستی، خاضع و خاشع ننماید و به سجده نیندازد و زبانش را به توحید، تهلیل، تسبیح و تکبیر نگشاید و مثل مضامین این دعا را بر گوش جان او نخواند:
«اَللّهُمَّ إِنَّهُ لَیْسَ فِی السَّماواتِ دَوَراتٌ، وَلا فِی الاْءَرْضِ حَرَکاتٌ، وَلا فِی
1) سوره لقمان، آیه 30 ـ سوره حجّ، آیه 62؛ این از آن است که خداوند بر حقّ است، و آنچه به جای او میپرستند، باطل است، و همانا خداوند بلندمرتبه و بزرگ است.
الْعُیُونِ لَحَظاتٌ، وَلا فِی الْبِحارِ قَطَراتٌ، وَلا فِی الاْءَشْجارِ وَرَقاتٌ، إِلاّ وَهِیَ لَکَ شاهِداتٌ، وَعَلَیْکَ دالاّآتٌ، وَفِی مُلْکِکَ مُتَحَیِّراتٌ».(1)
آری، همه شواهد، وجود خدا و دلایل علم و حکمت و قدرت اویند؛
برگ درختان سبز در نظر هوشیار هر ورقش دفتری است معرفت کردگار
«إِنْ نَظَرْتَ إِلَی الاْءَشْجارِ، رَأَیْتَها دَفاتِرَ سُطِرَتْ عَلی أَوْراقِها أَدِلَّةَ وُجُودِهِ، أَوْ إِلَی الْبِحارِ وَجَدْتَها زاخِرا مِنْ بَحْرِ کَرَمِهِ وَجُودِهِ، جَمِیعَ ما فِی الْکَوْنِ ناطِقٌ بِتَسْبِیحِهِ وَمَجْدِهِ، وَإِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلاّ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ».(2)
در حالی که تمام اجزا و اعضای جهان، از اتم تا کهکشانها و هر جرم و کرهای از آن بزرگتر و کوچکتر نیست، همه به قدرت الهی در حرکت و سیر و گردشاند، و این حرکت تکوینی در خود انسان و در اعضا و اجزای ذرّات وجودش در جریان است؛ همه با زبان بیزبانی، هشدار میدهند که در عرصه اراده و اختیار نباید از قافله حرکت بازماند، باید حرکت کرد و جلو رفت و سکون و توقف جایز نیست. حیف است که انسان، این همه مواعظ و هشدارها را با گوش دل نشنود و عمرش را به غفلت و بطالت و عبث و بازی تمام کند.
1) ر.ک به: سیّد علیخان، کلم الطیب؛ بار خدایا! به راستی که هر چرخشی در آسمانها و هر حرکتی در زمین و هر نگاهی در چشمها و هر قطرهای در دریاها و هر برگی از درختان، همه به تو گواه و دلیلاند و در ملک تو، متحیّر و سرگرداناند.
2) اگر به درختان بنگری، میبینی که آنها دفترهایی است که بر برگهای آن دلایل وجود خداوند نوشته شده. و اگر به دریاها بنگری، آنها را سرشار از دریای بخشش و جود خدایی بینی. تمام آنچه در عالم وجود است، به تسبیح و تمجید او گویاست. و هر آنچه هست، تسبیحگوی و سپاسگزار اویند.
در حدیث شریفه از امام صادق علیهالسلام است که فرمود: «هرکس دو روز او مساوی باشد، مغبون و زیانکار است و هرکس امروزش از دیروزش بدتر باشد، ملعون است».(1)
هرچه میبینیم، همه به ما میگویند: به هوش باشید که وقت میگذرد، فرصت از دست میرود؛ جوانی را پیری، تندرستی را بیماری و زندگی را مرگ و ممات در پی است؛ تا فرصت هست و توان دارید، بپاخیزید و برای راهی که در پیش دارید و بسیار دور و دراز است، زاد و توشه فراهم نمایید، فراموش نکنید که امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرماید: «کَفی بِذلِکَ واعِظا لِمَنْ عَقَلَ وَمُعْتَبِرا لِمَنْ جَهِلَ».(2)
امّا پاسخ پرسش اوّل، که اگر قرار باشد خداوند متعال یک آرزوی شما را برآورده کند، در این صورت، بهترین و مهمترین آرزوی شما چیست؟ پرسش بسیار جالب و مهمی است که غیر از ائمّه اطهار علیهمالسلام که راسخین در علم و معادن بصیرت و معرفت و کمالات عالیه و ملهم به الهامات خاصّه ربّانیه هستند، کسی نمیتواند جواب کافی و شافی از آن بدهد.
نمیدانم از خدای تعالی با چنین شرطی که یک آرزو و حاجتم برآورده باشد، چه درخواستی بنمایم و کدام یک از حوایج خود را مسألت کنم؟!
آیا از درگاه او ایمانِ ثابت، رضا و رضوان او را بخواهم؟
یا فرج و ظهور آقا، حضرت صاحب الامر ـ ارواح العالمین له الفداء ـ را مسألت نمایم؟
یا عرض کنم: «إِلهِی اجْعَلْنِی کَما تُحِبُّ وَکَما تُرِیدُ»؟(1)
یا برای همه بندگان خدا، خیر و سعادت دنیا و آخرت و هدایت بخواهم و یا... .
ولی من خدای متعال را "باسط الیدین بالعطیّة" میدانم؛ میدانم که هرچه از خزاین رحمت و کرم او انفاق و بخشش و عطا شود، چیزی کم نمیشود. همه دعاها را مستجاب میفرماید. او فیّاض مطلق است؛ «لا یَشْغَلُهُ سَمْعٌ عَنْ سَمْعٍ، یُعْطِی مَنْ سَأَلَهُ وَیُعْطِی مَنْ لَمْ یَسْأَلْهُ».(2)کرم و عطای او محصور و معدود نمیشود؛ «لا تَنْقُصُ خَزآئِنُهُ وَلا تَزِیدُهُ کَثْرَةُ الْعَطآءِ إِلاّ جُودا وَکَرَما».(3)
او در کتاب کریمش و وحی نازل بر حضرت خاتم الانبیا صلیاللهعلیهوآله به همگان برای حضور در مشهد دعا، اجازه عمومی و اذن مطلق داده و با اعلان و بلکه فرمانِ «وَقالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِینَ»(4)همه را به دعا مأمور و باب استجابت آن را بر روی همه گشوده است.
1) بارخدایا! مرا آن سان قرار ده که میپسندی و میخواهی.
2) کلینی، کافی؛ ج 2، ص 593 ؛ هیچ گوش سپردنی او را از شنیدن صدایی دیگر، باز ندارد و هم به آنکه بخواهد و هم به آنکه درخواست نکند، عطا میکند.
3) مفاتیح الجنان، دعای افتتاح؛ گنجینههای او پایانناپذیر است و عطای بسیار، او را جز جود و بخشش نیفزاید.
4) سوره غافر، آیه 60؛ و پروردگارت گوید مرا به دعا بخوانید تا برایتان اجابت کنم، بیگمان کسانی که از عبادت من استکبار میورزند، به زودی با خواری و زاری وارد دوزخ شوند.
لذا من همه حوایجم را، که هر چه هستم و دارم، حاجت و نیاز است، از او میخواهم و رحمت واسعه و ربّانیت و فیّاضیت نامتناهی او را محدود و متناهی نمیشمارم، و فخرم این است که سراپای وجودم، فقر و حاجت به اوست و عزّتم به اینکه کارساز و قاضی الحاجات اوست.
ولی یادآور میشوم که دعاهای به نسبت جامع و فراگیر مقاصد و مطالب، در ادعیه روایت شده از حضرت رسول اکرم و اهل بیت معظّم ایشان ـ صلوات اللّه علیهم اجمعین ـ بسیار است و چون همه، منتخب و گزیده است، نمیتوان از آنها یک یا چند دعا را برگزید و انتخاب کرد.
اگر بتوانیم از همه کتابهای معتبری که اصحاب ائمّه علیهمالسلام علما و محدثین تالیف کردهاند، فیض یابیم و بهرهمند شویم، به خزاین بیشماری در هدایت و رحمت الهی دست خواهیم یافت.
این دعاها، علاوه بر آنکه متضمّن بیان نیازمندیهای حقیقی بشر و مسألت قضای حوایج از حضرت قاضی الحاجات و سامع الدعوات است و خواننده را به فقر کامل و نیاز تمام او به خداوند غنی بینیاز متوجّه مینماید، به بهترین حالات معنوی و حضور و خشوع و خضوع و مقامات قرب و لذت انس با خدا نایل مینماید و درهای علوم و معارف و اخلاق کریمه و آداب فاضله را به روی او میگشاید.
به یقین، اگر راهنمایی آن بزرگواران به این دعاها نبود، بشر نمیتوانست مدارج بلند و معارج کمال و یقین و ایمان را که در پرتو دعا و توجّه به خدا فراهم میشود، طی نماید. این دعاها به ما میآموزد که خدا را چگونه و با چه اسما و صفاتی بخوانیم، و از او چه بخواهیم.
این دعاها و به خصوص دعاهایی که در قرآن مجید است، همه نور، ایمان، سیر الی اللّه و فراغت و خلاصی از علایق دنیّه و دنیویه (علاقههای پست دنیایی) و حظوظ نفسِ بهیمیه (بهرههای حیوانی)، ارتقای به درجات ملکوتیه و خوض و غور (فرو رفتن) در بحار رحمت و مغفرت و برکات حقیقیه است که امام زین العابدین علیهالسلام در یکی از مناجاتهایش به درگاه خداوند عرض میکند: «یا مَنْ حازَ کُلَّ شَیْءٍ مَلَکُوتا وَقَهَرَ کُلَّ شَیْءٍ جَبَرُوتا، صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَأَوْلِحْ قَلْبِی فَرَحَ الاْءِقْبالِ إِلَیْکَ، وَأَلْحِقْنِی بِمَیادِینِ الْمُطِیعِینَ لَکَ».(1)
این دعا را که میخوانیم، میفهمیم که اگر ما خود میخواستیم از خدا چیزی بخواهیم، هرگز این مطالب بزرگ را نمییافتیم؛ حاجت خود را به این مطالب و مراتبی که در این دعا است، درک نمیکردیم و به همان طلبِ یک سلسله حوایج جسمانی و دنیایی بسنده میکردیم.
آن حضرت در جریان همین حال حضور و نیایش، دیگرباره چنین در درگاه خدا، زبان به دعا میگشاید:
«یا مَنْ قَصَدَهُ الضّآلُّونَ فَأَصابُوهُ مُرْشِدا، وَأَمَّهُ الْخآئِفُونَ فَوَجَدُوهُ مَعْقِلاً، وَلَجَأَ إِلَیْهِ الْعابِدُونَ فَوَجَدُوهُ مَوْئِلاً. مَتی فَرَحَ مَنْ قَصَدَهُ سِواکَ بِنِیَّتِهِ وَمَتی راحَةُ مَنْ نَصَبَ لِغَیْرِکَ بَدَنَهُ؟! إِلهِی قَدْ تَقَشَّعَ الظَّلامِ وَلَمْ أَقْضِ مِنْ خِدْمَتِکَ وَطَرا وَلا
1) الخرائج و الجرائح، ج 1، ص 266؛ ای آنکه ملکوتش همه جا را فراگرفته و جلال و بزرگیاش بر هر چیز چیره است، بر محمّد و خاندانش درود فرست و قلبم را از شادی توجّه به سویت لبریز کن و مرا به گستره فرمانبردارانت ملحق نما.
مِنْ حِیاضِ مُناجاتِکَ صَدَرا، صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَافْعَلْ بِی أُولِی الاْءَمْرَیْنِ بِکَ یا أَرْحَمَ الرّاحِمِینَ».(1)
دعاهای صحیفه کامله سجادیه و سایر ادعیه ماثوره از اهل بیت علیهمالسلام ، همه مشتمل بر مضامین جامع، معرفتآموز، بصیرتافزا و تربیتبخش است؛ روح را نشاط میبخشد، قلب را جلا و صفا میدهد، تیرگیها را میزداید و به شوق و اشتیاق شخص، برای سیر در عوالم معنا و حقیقی میافزاید.
از دعاهای جامع؛ طلب توفیق، عافیت، مقام یقین، تفویض، تسلیم، توکل و رضا است. در دعاهایی مثل دعای مکارم الاخلاق، آنچه فطرت پاک و نیاز واقعی دعاکننده است، از خدا خواسته میشود و در همه آنها، انسان، هرکس و هر شخصیت و صاحب هر مقام و فضیلتی که باشد، خود را ناچیز و سراپا فقر و احتیاج میبیند، در برابر خداوند غنی بالذات و کامل بالذات، تا میتواند عرض حقارت و ضعف و مسکنت مینماید. با این حال، خود را قوی و قدرتمند و پیروز و شکستناپذیر میسازد و با سلاح دعا، خود را در مقابل خطرناکترین تیرهای حوادث مسلح میکند.
1) الخرائج و الجرائح، ج 1، صص 265 و 266؛ ای آنکه گمراهان بدو توجّه کنند و او را راهبر بینند و بیمناکان آهنگش نمایند و او را پناهگاهی استوار یابند و نیایشگران به سویش پناه گیرند و او را تکیهگاه خویش یابند. چه زمان شادمان گشت، آنکه غیر از تو را طلب کرد، و چه وقت است راحتی آنکه بدنش را رنجور غیر کرد. خدای من! روشنایی [سحرگاهان] تاریکی [شب] را برده است و هنوز به آرزویم نرسیدهام و از چشمهسار مناجاتت سیراب نگشتهام. بر محمّد و خاندانش درود فرست و از میان برآورده ساختن حاجتم و یا بینصیب گذاشتنم، آنچه نزدت برتر است را انجام ده. ای مهربانترین مهربانان!
اهل دعا را توفانهای بلا بیچاره نمینماید و سختیها و شداید از پای درنمیآورد، یأس و ناامیدی بر آنها چیره نمیشود، رجا و امید آنها به خدا و حول و قوه خداست؛ با مِثل این دعا: «اَللّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ إِیمانا تُباشِرُ بِهِ قَلْبِی، وَیَقِینا صادِقا حَتّی أَعْلَمَ أَنَّهُ لَنْ یُصِیبَنِی إِلاّ ما کَتَبْتَ لِی وَرَضِّنِی مِنَ الْعَیْشِ بِما قَسَمْتَ لِی»(1)مقاوم و توانا، و با سرپنجه ایمان و یقین، بر همه مشکلات فایق میشوند و از مواضع ایمانی خود عقبنشینی ندارند. «حَسْبُنَا اللّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ»(2)و «أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَی اللّهِ»(3)و «إِنّا للّهِِ وَإِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ»(4)و «لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّهِ»(5)همه نقاط ضعف آنها را به قدرت تبدیل مینماید.
یا مثل این دعا، به لفظ کوتاه و مختصر و به مضمون جامع و پر از معنا و معرفت، که برحسب روایات حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله به دخترش، سیدة نساء العالمین تعلیم داد: «یا حَیُّ یا قَیُّومُ! بِرَحْمَتِکَ أَسْتَغِْیثُ، لا تَکِلْنِی إِلی نَفْسِی طُرْفَةَ عَیْنٍ وَأَصْلِحْ لِی شَأْنِی کُلَّهُ»(6).
دعا کننده، خود را در حفظ و حراست خدا و در حمایت عنایت او میبیند
1) صحیفه سجادیه، ج 2، ص 234؛ بارخدایا! از تو ایمانی آمیخته در جان و دلم میطلبم و یقینی راستین تا بدانم که هیچ چیز جز آنچه تو برایم نوشتهای به من نمیرسد و مرا به آنچه از زندگی مقدّرم نمودهای، خشنود ساز.
2) سوره آل عمران، آیه 173؛ خدا ما را بس و چه نیکو کارسازی است.
3) سوره غافر، آیه 44؛ کارم را به خداوند واگذار میکنم.
4) سوره بقره، آیه 156؛ ما از خداییم و به خدا بازمیگردیم.
5) علاّمه مجلسی، بحارالانوار، ج 71، ص 160.
6) کنز العمّال، حدیث 3918؛ ای زنده پاینده! با رحمتت دادرسیام کن و یک چشم برهم زدن مرا به خود وا مگذار و تمام کارم را اصلاح کن.
و از هر کمی و کاستی و ضرر و زیان، بیبیم و هراس میشود. اصلاً اصل دعا و حقیقت خواندن خدا، از تمام حوایجی که میخواهیم مهمتر و فیضبخشتر است. همه چیز و همه حوایج، کوچک و بزرگ، حقیر و کبیر را باید از خدا خواست که آنچه در آن خواستن و خواندن است، عین اجابت و به مطلب رسیدن است.
خوشا به حالِ بخت یارانی که همواره با دعا، با او در ارتباط و راز و نیازند، و بدا به حال آنهایی که از توفیق دعا و لذت دعا بینصیبند. حقیقت عبادت و پرستش خدا دعا است.
قال اللّه تعالی: «وَقالَ رَبُّکُمْ اُدْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِینَ»؛(1)أَیْ: یَسْتَکْبِرونَ عَنْ دُعآئِی.
در حدیث است: «الدُّعآءُ مُخُّ الْعِبادَةِ»؛(2)دعا مُخ و مغز عبادت است.
و هم در روایات شریفه است که: از حضرت صادق علیهالسلام سؤال شد: دو نفر با هم شروع به نماز کردند و با هم از نماز فراغت یافتند. یکی از آنها دعایش در نماز بیشتر بود و دیگری قرائتش، فضیلت کدام بیشتر است؟ فرمود: هر دو بافضیلت است. سؤال کننده عرض کرد: میدانم هر دو بافضیلتند، کدام افضل است؟ فرمود: آنکه دعایش بیشتر است، افضل است؛ «هِیَ وَاللّهِ الْعِبادَةُ، هِیَ وَاللّهِ الْعِبادَةُ، هِیَ أَفْضَلُ».(3)
از خداوند متعال مسألت مینمایم که دلهای ما را به انوار شوق و علاقه به دعا منوّر فرماید و حال اقبال به دعا به ما عطا فرموده، هماره و در همه حالات، ما را از برکات دعا مستفیض فرماید و به خصوص با توفیق دعا برای حضرت بقیةاللّه، ولی عصر ـ ارواح العالمین له الفداء ـ و طلب تعجیل در فرج و ظهور آن حضرت، ما را قدردان نعمت ولایت آن صاحبِ زمان و ولیِّ دوران، قرار دهد.
اگر ـ إن شاءاللّه ـ خدای سبحان در عالم قیامت به جنابعالی مقام شفاعت عنایت نمود، آیا بنده را شفاعت خواهید کرد یا خیر؟
ضمنا تقاضای پند و اندرز نیز دارم.
امّا در مورد پرسش دوم؛ اوّلاً: امید دارم شخص شما با این روحیه ایمانی پاک و ولایت اهل بیت علیهمالسلام که با الزام به تکالیف شرعیه توأم است، از شفعا باشید؛ زیرا برحسب روایات، مؤمنین نیز در قیامت از شفعا هستند.
ثانیا، همه چشم امید به شفاعت کبرای حضرت رسول اکرم و اهل بیت طاهرین آن حضرت علیهمالسلام داریم. اگر بتوانیم رابطه خود را با آن بزرگواران نگاه داریم و با آن به عالم دیگر برویم، هرچند شفعا در روز قیامت بسیارند، که از آن جمله شفاعتِ علما، که پاسداران واقعی دین و احکام و مدافع از حدود و ثغور اسلام و جنود حضرت صاحب الامر علیهالسلام هستند، و آنچه موقعیت درخشان و جلوه خاصی دارد، همان شفاعت محمّد و آل محمّد ـ صلوات اللّه علیهم ـ است که شیعیان و مؤمنان را به سرمنزل نجات و علوّ درجات نایل مینماید و با این شفاعت جا دارد که بگوییم:
طوبی کهخورد آب ز سرچشمه کوثر فارغ بود از تربیت باد بهاری
امثال شما مؤمنان متعهد را چه حاجتی به شفاعت مثل این بنده حقیر سراپا تقصیر میباشد، که اگر هم از شفاعت به سهمی مفتخرم سازند، آن هم به شفاعتِ محمّد و آل محمّد ـ صلوات اللّه علیه و علیهم ـ است.
برحسب احادیث شریفه، در صورتی که موانع شمول شفاعت در اشخاص نباشد، صاحبان درجات عالی و اعلا، از صاحبان مراتب پایینتر و ادنی شفاعت مینمایند. این شفاعت نه فقط در ارتباط با عفو از گناهان است؛ بلکه شامل اخیار محسنین نیز میشود و بر علوّ درجات و کثرت اجر و ثواب آنها میافزاید.
لذا برحسب اطلاق روایات، حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله از همه افرادی که مانعی از شفاعت از آنها نباشد، شفاعت میفرماید؛ از عُصاة و گناهکاران امّت، از اخیار و صدّیقین و شهدا و صالحین و بلکه انبیا و ائمّه طاهرین علیهمالسلام .
شفاعت از گناهکاران، موجب بخشش و عفو آنان و [شفاعت] از دیگران موجب ارتقای مرتبه و تقرّب بیشتر میگردد. به این معنا؛ شفاعت حضرت رسول اکرم و ائمّه طاهرین علیهمالسلام ، همه شخصیتها و صاحبان مقامات بلند و همه مؤمنین را شامل میشود. و وسایل و اسباب شفاعت از گناهکاران نیز به قدری فراگیر است که حتی نام آنها را نیز فرامیگیرد، و در صورت ضرورت، کسانی که به نام محمّد و علی و فاطمه و حسن و حسین و ... نامگذاری شدهاند، شفاعت نیز، شامل حال آنها میگردد.
با این همه شفعا، خصوصا شفاعت کبرای حضرت شفیع الامّة ـ بلکه چنان که گفته شد ـ شفیع الانبیاء و شفیع الملائکه، ـ پیامبر عظیم الشأن اسلام صلیاللهعلیهوآله ـ و شفاعت اهل بیت آن حضرت ـ صلوات اللّه علیهم اجمعین ـ و با این همه اجر و ثوابهایی که برای انواع عبادات و طاعات و اعمال خیر و صنوف کارهای نیک و برّ مقرر شده و با اینکه باب توبه مابین مشرق و مغرب باز است و با وسایل دیگری که همه موجب ظهور رحمانیت و رحیمیت و مغفرت و بخشش خداوند متعال است؛ اگر شخصی گرفتار تیه (بیابان) شقاوت و سقوط در هاویه عذاب و هلاکت گردد، به راستی جای تعجّب است؛ اگرچه شخصی قلیل المعرفة گفت: «عَجِبْتُ لِمَنْ نَجی کَیْفَ نَجی؟!» سخن حقّ و کامل و تمام آن است که امام علیهالسلام فرمود: «عَجِبْتُ لِمَنْ هَلَکَ کَیْفَ هَلَکَ؟!»؛(1)زیرا نجات یافتن و سعادتمند شدن، حقّ است و میباید که انسان سعید و رستگار شود و شقاوت و محروم شدن از فیض خدا، باطل و خلاف اصل است.
باید انسان، خود را در مسیر کسب این همه فیوضات ربّانیه قرار دهد و راههای تابش آفتاب رحمت حقّ را بر روی خود نبندد و همواره از اینکه گناه، او را به سیاهچالی بیندازد که بیرون آمدن از آن ناممکن شود، بیمناک باشد و از سوء عاقبت و استدارج، همیشه برحذر باشد.
آیه زیر را که نتیجه استمرار در معاصی و گناه را تکذیب و استهزای به آیات خدا را اعلام میکند، فراموش ننمایید؛ «ثُمَّ کانَ عاقِبَةَ الَّذِینَ أَسآؤُوا
1) مجلسی، محمّد باقر، بحارالانوار، ج 75، ص 153.
السُّوآأی أَن کَذَّبُوا بِآیاتِ اللّهِ وَکانُوا بِها یَسْتَهْزِؤُونَ»(1)تا خود را به سوء اختیار خود، در هلاکت حقیقی نیندازد، نه به رحمت خدا و مغفرت او مغرور گردد و نه از آن مأیوس و ناامید شود.
و به طور خلاصه، در بین تمام عوامل نجات، و اسباب هلاکت و دمار، باید بین خوف و رجا به سوی رضوان خدا و سعادت دنیا و عقبی هشیار و آگاه به جلو رفته، و از شرّ شیطان و نفس امّاره، به خداوند متعال پناه ببرد.
«وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّهِ العَلِیِّ الْعَظِیمِ، وَآخِرُ دَعْوانا أَنِ الْحَمْدُ للّهِِ رَبِّ الْعالَمِینَ».
والسلام علیکم ورحمة اللّه وبرکاته
لطف اللّه صافی
1) سوره روم، آیه 10؛ سپس سرانجام کسانی که بد عملی کرده بودند، بدتر شد؛ چرا که آیات الهی را انکار و به آنها استهزا میکردند.
8
بسم اللّه الرحمن الرحیم
محضر مبارک آیت اللّه العظمی صافی گلپایگانی (دامت برکاته)
خواهشمند است با رهنمودهای حکیمانه خویش، نوجوانان مشرّف به تکلیف را راهنمایی فرمایید.
بسم اللّه الرحمن الرحیم
فرزندان عزیز و نوباوگان گرامی که به سن بلوغ و شرف صلاحیت توجّه تکالیف الهی و خطابات قرآنی نایل شدهاید!
حقیر به شما درک این شایستگی را تبریک میگویم.
توجّه داشته باشید! از این تاریخ، شما به عضویت در جامعه اسلامی پذیرفته شدهاید که روی اخلاق شما و گفتار شما و نیز کار شما حساب میشود و خداوند به شما نشان و اعتبار عطا فرموده است؛ که در همه آیاتِ «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا»(1)، به عنوان طرف خطاب و سخن او قرار میگیرید و در جامعه نیز، شما به همان اعتبار مهمّی که شرع مقدّس ارزش و اعتبار داده، ارزش دارید.
کار و سخن شما که تا پیش از این اعتبار شرعی و قانونی نداشت، اکنون اعتبار شرعی مییابد. تا امروز، دیگران درباره شما تصمیم میگرفتند و صاحب اختیار شما بودند؛ ولی از امروز، دیگر صاحب اختیار خودتان
1) در قرآن کریم، 88 مرتبه، لفظ «یا أَیُّها الَّذِینَ آمَنُوآا» تکرار شده است.
میشوید؛ از امروز محکوم به حکم کسی نیستید، جز به حکم خدا و پیامبر و ائمّه معصومین علیهمالسلام .
عقاید خود را به توحید، نبوت، امامت، معاد، و کتابها و پیمبران گذشته و ملائکه، با دلایل هرچند مختصر و در عین حال قوی و محکم، در ذهن خود حاضر کنید؛ و سعی کنید که به حول و قوّه الهی، برای خداوند متعال بندهای صالح و برای پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله پیروی راستین و برای ائمّه طاهرین ـ صلوات اللّه علیهم اجمعین ـ به خصوص صاحب الامر و ولی عصر، حضرت مهدی، حجّة بن الحسن ـ ارواح العالمین له الفداء ـ شیعه مخلص و سربازی حقیقی، برای اسلام و قرآن پاسداری امین و برای همه مؤمنین و مؤمنات برادر یا خواهری غمخوار و مهربان باشید؛ و حقوق همگان مخصوصا حقّ پدر و مادر و اساتید و علما را رعایت کنید.
کوتاه سخن آنکه: خود را به اخلاق کریمه اسلامی آراسته سازید و در نیکی به خلق و قضای حوایج مردم اهتمام نمایید؛ در علم و عمل و کسب معرفت و دانش، هرچه پیش میروید و به هر مقام و درجهای که میرسید، در آن درجه متوقف نشوید و به کمال بیشتر و مقامات بالاتر نظر داشته باشید؛ از نعمتها و امکاناتی که برای ترقّی دارید، حدّاکثر استفاده را بنمایید.
از امروز، قدر و ارزش عمر و فرصتها و دقایق زندگی را بدانید. مبادا بیهوده تلف شود! هریک از شما، چنان بدانید که باید وجود شخص شما برای اسلام و برای امّت اسلام، افتخارآفرین و موجب عزّت و عظمت گردد.
اوقات خود را به بطالت، سستی، غفلت و خدای نخواسته اشتغال به مناهی (کارهای حرام) و ملاهی (لهو و لهب) ضایع نسازید.
در جهاد با نفس و هوای نفسانی که جهاد اکبر است، کوتاهی نکنید و سعی کنید بر غرایز خود مسلّط باشید.
چنان باشید و چنان بروید که در آینده، از یاد گذشته شاد و خوشحال شوید و سوابق خوب زندگی همیشه موجب اطمینان و آرامش قلب شما باشد.
عزیزان من! تکلیف؛ یعنی این گوی و این میدان، این شما و این همه فرصتهای سعادتبخش، این نیروها و استعدادهای خداوندی. تکلیف؛ یعنی ورود به دوره سازندگی، خودسازی، مسؤولیت و ورود در امتحانات الهی و سرآغاز آمادگی برای سیر راه تکامل و تعالی. تکلیف؛ یعنی زندگی آگاهانه و خردپسند.
شما خود را برای این زندگی آماده سازید و خود را به هیچ چیز و به هیچ کس و به هیچ قیمت، جز به خدا و به ثواب خدا نفروشید، که امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرماید: «فَلَیْسَ لاِءَنْفُسَکُمْ ثَمَنٌ إِلاَّ الْجَنَّةُ فَلا تَبِیعُوها إِلاّ بِها»؛(1)
«برای نفس شما قیمتی جز بهشت نیست، جانتان و خودتان را غیر از بهشت، به چیز دیگری نفروشید».
تلاش کنید در هر رشته و شغلی که انتخاب میکنید، برای جامعه عضوی
1) نهج البلاغه، حکمت 456؛ به راستی که جز بهشت، هیچ ارزشی برای جانهایتان نیست؛ پس جانهایتان را به غیر از بهشت نفروشید.
مفید و امین باشید؛ چنان بدانید که همه به سعی و تحصیل و تلاش شما نیازمندند. باید به سهم خودتان این نیازمندیها را برطرف نمایید.
خدا را هیچگاه فراموش نکنید و از یاد خدا و دعا و عبادت، به خصوص نماز و توسل به ائمّه هدی علیهمالسلام و زیارت مشاهد مشرّفه نیرو بگیرید، به سوی سعادت و کمال پیش بروید و به لطف و کمک و مدد خداوند امیدوار باشید که در قرآن مجید میفرماید: «وَالَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا وَإِنَّ اللّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ»(1)
خداوند متعال همه شما را از یاران و سربازان واقعی حضرت بقیة اللّه الاعظم ـ ارواح العالمین له الفداء ـ قرار دهد و بر توفیقات شما بیفزاید.
والسلام علیکم ورحمة اللّه وبرکاته
لطف اللّه صافی
1) سوره عنکبوت، آیه 69؛ و کسانی را که در حقّ ما کوشیدهاند به راههای خاصّ خویش رهنمون میشویم، و بیگمان خداوند با نیکوکاران است.
9
بسم اللّه الرحمن الرحیم
محضر مبارک آیت اللّه العظمی صافی گلپایگانی (دامت برکاته)
اینجانب از اوایل دوره جوانی، در راه مبارزه با نفس امّاره گام برمیدارم؛ ولی گاهی اوقات در این جهاد بزرگ ناموفّقم، نفس امّاره مرا به کارهای زشت وا میدارد و وجدان من نیز پس از ارتکاب گناه بسیار ناراحت و نگران میگردد... . تقاضا دارم با کلامی پیامبرگونه، به من پشتگرمی دهید و یارم باشید.
بسم اللّه الرحمن الرحیم
رُوِیَ أَنَّ رَسُولَ اللّهِ صلیاللهعلیهوآله قالَ: «خَیْرُ أُمَّتِی مَنْ هَدَمَ شَبابَهُ فِی طاعَةِ اللّهِ، وَفَطَمَ نَفْسَهُ عَنْ لَذّاتِ الدُّنْیا، وَتَوَلَّهُ بِالاْآخِرَةِ أَنَّ جَزآءَهُ عَلَی اللّهِ أَعْلی مَراتِبِ الْجَنَّةِ».(1)
فرزند عزیزم! نامه شکواییه شما را خواندم. اگر بیشتر مردم، شکایت از دیگران و از جریانهای بیرون از خود دارند؛ شما شکایت از خود و درون خود دارید. معلوممیشود با نفس خود و هواهای نفسانی و شهوانی درگیرید، یا به عبارت دیگر: با آنها در جنگ و جهادید و در جهاد اکبر ـ که به فرموده رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله همان جهاد با نفس است ـ دشمن را قوی پنجه و نیرومند میبینید و از آن بیم دارید که خدای ناخواسته، بر او پیروزی و ظفر نیابید.
1) صافی گلپایگانی، محمّدجواد، گنجینه گهر؛ بهترین امّت من کسی است که جوانیاش را در طاعت خداوند صرف کند و نفس خویش را از لذّات دنیا بازدارد و آن را در راه آخرت به زحمت اندازد. به راستی که پاداش چنین فردی در نزد خدا، بالاترین درجات بهشت است.
من به شما اطمینان میدهم که اگر در برابر این دشمن مقاومت کنید و عرصه را بر او تنگ نمایید و از آغاز به پیشنهاد و خواستههای او گردن ننهید، سرانجام بر او غالب شده و او اسیر و رام شما خواهد شد؛ ولی اگر به خواستههای او جواب مثبت بدهید، خواهشهای آن بسیار و بیشمار است و هرچه از او فرمان ببرید، او فرمانهای دیگر و بیشتر میدهد و تا شخصیت انسانی و کرامت آدمی را نابود نکند و او را از مقام خود ساقط نسازد، قانع نمیشود.
دوران جوانی، دوره و میدان چنین جهاد و پیکاری است و باید شخص اراده، مقاومت و پایداری خود را نشان بدهد. البته همه کس حریف نفس امّاره نیست، پهلوانان حقیقی میتوانند در این میدان عرض وجود نموده و جایزه قهرمانی بگیرند.
شما و هر نوجوان و جوانی، خواه و ناخواه، این زورآزمایی و این امتحان بسیار بزرگ را باید بگذرانید، یاد خدا را فراموش نکنید و از او کمک بخواهید که خود وعده فرموده: «وَالَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا وَإِنَّ اللّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ»؛(1)کسانی که در راه خدا جهاد مینمایند، البته خدا آنان را به راهی که به او میرسد، راهنمایی مینماید و خدا با نیکوکاران است.
این معنویت و روحیهای که دارید ـ که به وضع روحی و درگیری عقل و نفس خودتان متوجّه هستید و میخواهید که نفس را مغلوب کرده و خود را
1) سوره عنکبوت، آیه 69؛ و کسانی را که در حقّ ما کوشیدهاند، به راههای خاصّ خویش رهنمون میشویم، و بیگمان خداوند با نیکوکاران است.
از آفات هوای نفس سالم نگاه دارید ـ خود مرحلهای از کمال و آگاهی و بصیرت و بینش است. امید است همین آگاهی، شما را از این گرداب ـ که بسیاری از جوانان در آن گرفتار میشوند ـ و از امواج و توفان شهوات نجات دهد. این کار، اگرچه در آغاز دشوار جلوه میکند؛ ولی وقتی انسان با هوای نفس مقاومت نموده و از آن پیروی نکرد، بسیار آسان میشود.
سعی کنید با اشخاص مجرب و مؤمن مجالست کنید؛ در جلسات موعظه و سخنرانیهای مذهبی شرکت کنید؛ کتابهایی مانندِ معراج السعادة، حیاة القلوب و عین الحیات را مطالعه نمایید و با دعا و نیایش به درگاه خدا و خواندن دعای کمیل، دعای ندبه توسل به حضرت ولی عصر ـ ارواح العالمین له الفداء ـ خود را برای جهاد با نفس مسلّح کنید.
امیدوارم پیروز، سعادتمند و موفق شوید و آینده بسیار روشنی پیش روی داشته باشید. حقیر هم برای توفیق شما و سایر جوانان دعا میکنم و از شما التماس دعا دارم.
والسلام علیکم ورحمة اللّه وبرکاته
لطف اللّه صافی
10
بسم اللّه الرحمن الرحیم
محضر مبارک آیت اللّه العظمی صافی گلپایگانی (دامت برکاته)
خواهشمند است در آغاز سال تحصیلی جدید، دانشجویان و دانشآموزان را با رهنمودهای خویش راهنمایی فرمایید.
بسم اللّه الرحمن الرحیم
قالَ رَسُولُ اللّهِ صلیاللهعلیهوآله : «أَلا إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ بُغاةَ الْعِلْمِ».(1)
دانشآموزان و دانشجویان عزیز، فرزندان اسلام!
سلام و رحمت و برکات خداوند بر شما! که با شور و شوق فراوان از سال فرخنده و مبارک تحصیلی جدید استقبال نموده، و گشایش درهای مدارس و دانشگاهها و مراکز تعلیم و تربیت را فتح باب ترقی و تعالی و کمال میدانید.
در حدیث آمده است: «تَخَلَّقُوا بِأَخْلاقِ اللّهِ»؛(2)یعنی به اخلاق خدا، خود را خلق و خوی دهید و خود را به صفات خداوند آراسته سازید.
در بین صفات خداوند متعال، صفت علم، اشرف صفات و اسم العالم، اعظم اسمای صفاتیه است. بیشتر اسما و صفات جمالیه و جلالیه، به این اسم و اسم القادر و صفت قدرت برمیگردد. بنابراین تزیّن به زینت و زیور علم و آراسته شدن به این صفت، از اخلاق دیگر بالاتر و ارزندهتر است.
نشان یافتن و نشان داشتن از خدا، همان دارا بودن اخلاق کریمه الهی
است که مهمترین و سرآمد آنها علم و قدرت، دانایی و توانایی است. این دو صفت با هم ملازمت و مصاحبت ضروریه و تنگاتنگ دارند و افتراق آنها از یکدیگر ممکن نیست.
هرکجا دانایی باشد، توانایی هست و هرکجا توانایی باشد، دانایی هست. پس در میان آنچه بشر جسته و میجوید و مطالب و خواستههایی که دارد، خواسته و مطلوبی از علم بالاتر نیست که هرچه طالب آن، به مطلوب میرسد، باز طلبش بیشتر و به مطلوب واصلتر میشود.
قال مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام : «کُلُّ وِعآءٍ یَضِیقُ بِما جُعِلَ فِیهِ إِلاّ وِعآءَ الْعِلْمِ؛ فَإِنَّهُ یَتَّسِعُ».(1)
دانشآموزان و دانشجویان عزیز:
فرصت را غنیمت بشمارید، درس بخوانید تا آگاهی و معرفت پیدا کنید. درس بخوانید تا خودتان و جامعه و اسلام را عزیز و سربلند کنید. درس بخوانید تا خودتان و دیگران را از ظلمت جهالت نجات دهید.
درس بخوانید، برای اینکه مشکلاتی را که در رشتههای گوناگون علمی تاکنون لاینحل مانده، حل نمایید و با سرپنجه بینش و دانش، گردههای باز نشده از کار بشر را باز نمایید. درس بخوانید تا دانشمند شوید؛ بفهمید شما از دیگران در استعداد و نیل به مدارج عالیه کمال و معارج سامیه ابتکار و اختراع کمتر نیستید؛ بلکه قویتر و رشیدترید. در اسباب و وسایل ظاهری، هیچ وسیلهای بر غلبه و پیروزی بر استکبار و استبداد قویتر از علم نیست.
1) نهج البلاغه، حکمت 205؛ هر ظرفی به آنچه که در آن نهند، تنگ گردد؛ مگر ظرف دانش که هرچه در آن نهند، گنجایشِ بیشتر یابد.
بدانید دنیا و آینده آن برای ملتهای عالِم و دانا است، و این شمایید که باید ملّت اسلام را به مجد و عزّت دیرین و بیشتر از آن برسانید، همتها را بلند کنید و نیل به همه مدارج علمی را قابل تحصیل بدانید.
خدای تعالی به بشر و این مخلوق هنوز هم ناشناخته، لیاقت تسخیر کاینات زمینی و آسمانی را عطا کرده؛ یا به بیان دیگر: آنها را مسخّر او گردانیده است.
به پیش بروید و اسرار کاینات و آیات علم و قدرت خدا را کشف کنید. عزّت و قوت و استقلال و هر چیز خوبی که فطرت سالم و پاک بشر، طالب آن است، با علم فراهم میشود و ذلّت و ضعف و زبونی، نتیجه جهل و ناآگاهی است.
خود را برای اسلام و برای اعتلای کلمة اللّه و برای حصول اهداف الهی، قرآنی و برای خدمت به محرومان و نجات مستضعفان آماده سازید و هر رنج و تلاشی را که در تحصیل علم متحمل میشوید، با نیت خالص و پاک آن را فی سبیل اللّه و در راه خدا و راه آسایش خلق خدا محسوب دارید، تا از اجر و ثواب بسیار برخوردار شوید.
بدانید همه در انتظار شما هستند، و خداوند متعال از شما سعی و عمل و مجاهدت میخواهد. اسلام و پیامبر عظیم الشأن صلیاللهعلیهوآله در انتظار تحصیلات دبستانی و دبیرستانی و دانشگاهی، و بعد هم تحقیقات علمی شما هستند. ائمّه طاهرین علیهمالسلام به خصوص حضرت بیقیة اللّه، امام عصر ـ ارواح العالمین له الفداء ـ از شما انتظار دارند.
نظر تمام جامعه به این مراکز علمی و کلاسهای تعلیماتی و درس دوخته شده که شما چگونه عمل میکنید و چگونه تلاش میکنید و چگونه خود را برای خدمت به انسانها آماده مینمایید؟
مراکزی که در آن آموزش میبینید، آموزگار، دبیر، استاد و مدیر همه باید برای اینکه تحصیلات و زحمات شما بیشترین بازده را داشته باشد، خالصانه مساعدت و کمک نمایند.
سعی نمایید چنان باشید که از فهم و بینش بیشتر و آگاهی زیادتر لذّت ببرید. اوقات خود را به بطالت معاشرتهای بیهوده و بعضی بازیها و مسابقات بیهوده، که کمالی از آن نه برای روح و نه برای جسم حاصل نمیشود، و ارزش حقیقی انسانها را بالا نمیبرد، تلف نکنید.
در پی کسب کمالات حقیقی و سیر الی اللّه باشید.
آیه کریمه: «أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناکُمْ عَبَثا»،(1)«وَما هذِهِ الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاّ لَهْوٌ وَلَعِبٌ»(2)و مضامین بلند تعالیم نورانی قرآن را فراموش نکنید.
از ملاهی و مناهی پرهیز کنید و از سرگرم شدن به بازیهای وقت بر باد ده خود را دور نگه دارید. بعضی از بازیها موجب افت تحصیلی جوانان و دانشآموزان میشود، گرچه با نام تقویت فکر و ذهن باشد.
اگر میخواهید در تحصیل کمالات حقیقی موفق شوید و اگر مدرسه و محیط خانواده، علاقه به توفیق شما دارند، همه باید در دور بودن از ملاهی و مناهی، با شما همراهی و همکاری نمایند.
و خلاصه تلاش کنید عمر، وقت، حیات و فرصتهایی را که دارید و همه خواه و ناخواه از دست خواهد رفت، به رایگان با بهای کم از دست ندهید. برای این نعمتهای بزرگ الهی، بها و ارزشی غیر از علم و معرفت، رضا و ثواب الهی و سیر اِلی اللّه نیست، که حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرماید:
«أَلا حُرٌّ یَدَعُ هذِهِ اللُّماظَةَ لاِءَهْلِها؟ إِنَّهُ لَیْسَ لاِءَنْفُسِکُمْ ثَمَنٌ إِلاَّ الْجَنَّةَ، فَلا تَبِیعُوها إِلاّ بِها».(1)
خود را متعهد بدانید و متعهد بسازید که از کارهای زشت و ناشایست و حرام اجتناب کنید و واجبات و فرایض را انجام دهید و مخصوصا به نماز، که معراج مؤمن است، اهمّیت بدهید. در جمعه و جماعات شرکت نمایید و وقار دانشآموزی و دانشجویی را پاس دارید، و خداوند متعال را در همه حالات فراموش نکنید و درس و تدریس و تعلیم و تعلّم را برای رضای او و اتصاف به صفت الهی علم قرار دهید.
از او استعانت و کمک بخواهید، و به مولی الوری، حضرت بقیة اللّه، مولانا المهدی ـ ارواح العالمین له الفداء ـ متوسل باشید و بدانید وجود مقدّس و بزرگوار آن حضرت، که امروز در این عالم، آیتی اعظم و اکبر از وجود او برای خدا نیست، از موفقیتی که نصیب شما میشود، بیشتر مسرور و خوشحال میگردند. همه شما فرزندان روحانی آن حضرت هستید و آن
1) نهج البلاغه، حکمت 456؛ آیا آزادهای نیست که این دنیا را که در کمارزشی، همچون تهمانده طعامی است که در دهان باقی میماند، به اهلش واگذارد. به راستی که جز بهشت، هیچ ارزشی برای جانهایتان نیست؛ پس جانهایتان را بهغیر از بهشت نفروشید.
حضرت بیش از هر پدری توفیق فرزند را در علم، و عمل و کسب کمال، دوستدار و خواهانند.
اینجانب برای همه، عظمت بیشتر اسلام دعا میکنم و توفیق نظام اسلامی خصوصا مسؤولان محترم آموزش و پرورش و دانشگاهها و مراکز علمی را برای تعلیم و تربیت جامع و اسلامی مسألت مینمایم.
والسلام علیکم ورحمة اللّه وبرکاته
لطف اللّه صافی
11
بسم اللّه الرحمن الرحیم
محضر مبارک آیت اللّه العظمی صافی گلپایگانی (دامت برکاته)
مسئله خودکشی در منطقه ما، به خصوص در بین زنان زیاد شده، خواهشمند است نظر مبارک را پیرامون این عمل زشت و عواقب آن بیان فرمایید.
خودکشی از محرّمات کبیره و عامل آن، ـ چه مرد باشد چه زن ـ مستحقّ عقوبت و عذاب شدید الهی است و اگر شخص دیوانه و دچار اختلال حواس نباشد، این گناه علامت ضعف عقیده به مبدأ و معاد و نداشتن صفت صبر و مقاومت در برابر شداید و دشواریهای زندگی و نومیدی از خداوند متعال است.
بیشتر افرادی که مرتکب این معصیت میشوند، یا اسیر یک سلسله اوهام و خیالاتاند که به خاطر بروز شکستهایی، ـ که در واقع شکست نیست؛ مثل شکست در بازیها یا بالاتر زناشوییها و ازدواجها ـ دست به این عمل نکوهیده میزنند، یا در اثر فشارها و سختیهای زندگی خودکشی مینمایند.
به طور کلّی، به این اشخاص باید تذّکر داد که دنیا همهاش فراز و نشیب و تغییر و تحوّل است، و اشخاصی در زندگی واقعا شکست میخورند که روحیه صبر و مقاومت نداشته باشند و با یک پیشآمد و یک امر ناملایم و ناگوار، روحیه خود را ببازند و خود را بیچاره بشمارند. افراد موفّق که بر مشکلات فایق میشوند، به اراده و همّت و عزم خود اعتماد دارند و با توکّل به
خداوند متعال، در برابر مشکلات صابرند و با قلب محکم و استوار و امید به آینده با هر پیشآمد ناگوار دست و پنجه نرم میکنند.
تاریخ بشر پُر است از فرج بعد از شدّت و گشایش و رفاه و توانگری بعد از تنگدستی و گرفتاری و فقر. مردان و زنان موفق از هیچ حادثهای تکان نمیخورند و عقبنشینی نمیکنند و به فضل و لطف خدا اعتماد دارند، و این آیه را با مضمون بلند آن، همواره به خاطر دارند که: «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرا * إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرا»؛(1)آسانیها از میان دشواریها رح میدهند و روشناییها بر تاریکیها غلبه مییابند.
باید این افراد را به صبر سفارش کرد که صبر در ایمان، به منزله سر در جسد است.(2)امید است این نصیحت در قلوب، مؤثر و نافع باشد. و اللّه العالم.
والسلام علیکم ورحمة اللّه وبرکاته
لطف اللّه صافی
12
بسم اللّه الرحمن الرحیم
محضر مبارک آیت اللّه العظمی صافی گلپایگانی (دامت برکاته)
خواهشمند است برای تمامی جوانان ایران نصیحتی فرمایید.
بسم اللّه الرحمن الرحیم
جنابعالی و همه جوانان عزیزی را که قلوب آنها به نور اسلام منوّر شده است، وصیت میکنم به تقوا و آداب و دستورات دینی، و اینکه در تمام مراحل زندگی، دین خود را فدای چیزی ننمایید که خسارت میبینید؛ بلکه همه چیز خود را فدای دین بنمایید.
والسلام علیکم ورحمة اللّه وبرکاته
لطف اللّه صافی
13
بسم اللّه الرحمن الرحیم
محضر مبارک آیت اللّه العظمی صافی گلپایگانی (دامت برکاته)
خواهشمند است اینجانب را با نصیحتی که مفید دنیا و آخرت باشد، رهنمون شوید.
با اعلام وصول مکتوب شریف متضمّن درخواست نصیحت، و نظر به اینکه: حقّ مؤمن بر مؤمن نصیحت و خیرخواهی برای اوست؛ تذکّرات ذیل را تقدیم داشتم، امید است به حکم «فَإِنَّ الذِّکْری تَنفَعُ الْمُؤْمِنِینَ»(1)مقبول و نافع شود.
بهترین مطلبی که خودم و شما و همه برادران و خواهران ایمانی را بدان نصیحت میکنم، تقوا و پرهیزکاری است؛ «فَإِنَّهُ خَیْرُ ما أَوْصی بِهِ الْمُسْلِمُ الْمُسْلِمَ».(2)
به شما رهروِ جوان مؤمن نصیحت میکنم قدر نعمت گرانبهای جوانی را بدانید و توان و فرصتی را که خداوند متعال ـ جلّت حکمته ـ به شما عطا کرده، غنیمت بشمارید و بیشترین استفاده را از این دور و روزگار طراوت و نشاط زندگی بنمایید.
برحسب وصیت حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله به جناب ابیذر ـ رضوان اللّه علیه ـ
پنج چیز را پیش از پنج چیز باید غنیمت شمرد، که اوّل: جوانی پیش از پیری است؛ «شَبابُکَ قَبْلَ هِرَمِکَ».(1)سعی کنید در ایّام جوانی بر خود مسلّط باشید و خشم، شهوت و هواهای نفسانی را ذلیل و رام خود کنید.
دوره جوانی، دوره سعی در عمل، ساختن شخصیت و ظهور استعدادات و فرصت بزرگ برای نیل به کمالات و ارتقای درجات است.
دوره رشد قوای ملکوتی و عقلانی و قوت تمایلات حیوانی است.
دوره جهاد، سیر، حرکت و صعود یا سقوط است؛ منتهی الیه این سیر، سعادت یا شقاوت، نعیم و رضوان یا جحیم و خسران است.
باید چنان رفت و چنان بود که این سیر، سیر اِلی اللّه و به سوی خدا، ثواب خدا و سیر راه انبیا، اولیا، صدّیقین و صلحا باشد.
«وَمَن یُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولآئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدآءِ وَالصّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولآئِکَ رَفِیقا».(2)
خود را در معرض وزش نسیمهای توفیق قرار دهید و با جهاد با نفس که جهاد اکبر است، توفیقات و هدایتهای الهی را کسب نمایید.
فقد قال عزّ اسمه: «وَالَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا وَإِنَّ اللّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ».(3)
1) من لا یحضر الفقیه، ج 4، ص 357.
2) سوره نساء، آیه 69؛ و کسانی که از خداوند و پیامبر اطاعت کنند، در زمره کسانیاند که خداوند بر آنان اِنعام فرموده است؛ اعمّ از پیامبران و صدّیقان و شهیدان و صالحان، و اینان نیک رفیقانی هستند.
3) سوره عنکبوت، آیه 69؛ و کسانی را که در حقّ ما کوشیدهاند، به راههای خاصّ خویش رهنمون میشویم، و بیگمان خداوند با نیکوکاران است.
و خود را از خطر آلودگی به موجبات خذلان، و وقوف یا بازگشت به عقب دور نگه دارید.
برخی از اسباب خذلان را که در این جملههای شریفه دعای ابیحمزه ثمالی بیان شده، بخوانید و به خدا از آنها پناه ببرید؛ «سَیِّدِی! لَعَلَّکَ عَنْ بابِکَ طَرَدْتَنِی وَعَنْ خِدْمَتِکَ نَحَّیْتَنِی، أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی مُسْتَخِفّا بِحَقِّکَ فَأَقْصَیْتَنِی، أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی مُعْرِضا عَنْکَ فَقَلَیْتَنِی، أَوْ لَعَلَّکَ وَجَدْتَنِی فِی مَقامِ الْکاذِبِینَ فَرَفَضْتَنِی، أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی غَیْرَ شاکِرٍ لِنَعْمآئِکَ فَحَرَمْتَنِی، أَوْ لَعَلَّکَ فَقَدْتَنِی مِنْ مَجالِسِ الْعُلَمآءِ فَخَذَلْتَنِی، أَوْ لَعَلَّک رَأَیْتَنِی فِی الْغافِلِینَ فَمِنْ رَحْمَتِکَ آیَسْتَنِی، أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی آلِفَ مَجالِسِ الْبَطّالِینَ فَبَیْنِی وَبَیْنَهُمْ خَلَّیْتَنِی...».(1)
این امور و کارهای مشابه آنها، همه از اسباب سلب توفیق، بُعد از خدا، تاریکی قلب و مفاسد دیگر است که باید از آنها دوری جست و خطر آنها را بزرگ شمرد.
استخفاف به حقّ خدا و سبک گرفتن اوامر و نواهی خدا، اعراض از یاد او، ترک شکر نعمتهای الهی، ترک مجالست با علما، همنشینی با اهل بطالت، غفلت و لهو و لعب، همه از موانع کسب درجات معنوی و فیوضات حقیقی است.
یکی از علایم توفیق و آگاهی و بیداری شخص، همین حال نیک و شایسته نصیحتخواهی است.
1) صحیفه سجادیه، ج 2، ص 222.
خداوند بر این بینش و رشد و درک معنوی شما بیفزاید. خدا را برای داشتن این حال شاکر باشید. هیچگاه از حال نفس خود و تهذیب و تکمیل اخلاق خود غافل نشوید. بر تلاوت قرآن مجید مداومت نمایید و حداقل، بخشهایی از آن را در معارف و الهیات و معاد و اخلاق حفظ کنید. با یاد خدا، خیالات شیطانی را که امید است بر شما چیره نشود، از خود دور سازید؛ «إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طآئِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ».(1)
حال که توفیق دانشآموزی دارید، در تحصیل علم، مقامات بسیار بلند علمی را وجهه همّت قرار دهید و برای شرف و فضیلت علم و برای اینکه در جامعه مسلمانان، عضوی مفید و مصدر خدمات بزرگ شوید و مسلمانان را از بیگانگان بینیاز سازید و به خودکفایی برسانید، هرچه توان دارید، تلاش کنید.
همیشه و همواره چشم به راه ظهور و منتظر فرج حضرت صاحب الامر، بقیة اللّه ـ ارواح العالمین له الفداء ـ باشید و موجبات مسرّت خاطر انور ایشان را، که فوز اکبر و افضل است، فراهم سازید.
در پایان، از خداوند متعال برای شما توفیق و تسدید (امداد غیبی) و سعادت دنیا و آخرت را مسألت مینمایم و التماس دعا دارم.
والسلام علیکم ورحمة اللّه وبرکاته
لطف اللّه صافی
1) اعراف، آیه 201؛ پرهیزگاران هر گاه خیالی شیطانی عارضشان شود، یاد [خدا] کنند، و آنگاه دیدهور شوند.
14
بسم اللّه الرحمن الرحیم
محضر مبارک آیت اللّه العظمی صافی گلپایگانی (دامت برکاته)
خواهشمند است نصیحتی برای جوانان مرقوم فرمایید.
بسم اللّه الرحمن الرحیم
جوانان عزیز باید توجّه داشته باشند که در هر زمان و به خصوص در این زمان، دعوتهای باطل فراوان و وسایل گمراهی بسیار است. بنابراین مراقب باشند تحت تأثیر کارهای باطل قرار نگیرند؛ بدانند یگانه دعوتی که باید با تمام وجود به آن لبّیک گفت، دعوت کسانی است که اعلم و اعقل همه مردم بوده و سوابق و تاریخ زندگی آنها، از آغاز تا پایان در کتب معتبره مضبوط است، و آنان حضرات ائمه هدی ـ سلام اللّه علیهم اجمعین ـ هستند.
والسلام علیکم ورحمة اللّه وبرکاته
لطف اللّه صافی
15
اشاره: دکتر مرتضی صافی، فرزند حضرت آیت اللّه العظمی صافی ـ مدّ ظله العالی ـ به عنوان نفر ممتاز دکترای قلب در ایران، جهت تکمیل تحصیلات به کشور انگلستان اعزام شد. و دو سال بعد، پس از کسب فوق تخصّص قلب و عروق، به کشور بازگشت و هم اکنون، عضو هیأت علمی و استادیار دانشگاه شهید بهشتی تهران بوده و در بیمارستان شهید مدرّس تهران، مشغول فعّالیت است.
دو نامهای که در ذیل میآید؛ نامه اوّل خطاب به دکتر صافی، و نامه دوم خطاب به همسر و فرزند ایشان، هنگام حرکت به لندن، با عنوان "سر راهی" آنان نگاشته شده و متضمّن نکات ارزشی ـ اخلاقی فراوانی است.
بسم اللّه الرحمن الرحیم
«وَقُلْ اِعْمَلُوا فَسَیَرَی اللّهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ».(1)
فرزند بسیار عزیزم و نور چشمانم! مرتضی جان! اکنون که به حول و قوّه الهی، برای ادامه تحصیلات عازم سفر خارج میباشی. امیدوارم از انواع توفیقات بهرهمند شوی و وجهه همّتت را هم از جهت صورت و هم از جهت معنا بلند و عالی و متعالی قرار دهی.
از جهت صورت، نیل به عالیترین مقامات علمی را هدف بدانی و از
1) سوره توبه، آیه 105؛ و بگو کارتان را بکنید، به زودی خداوند و پیامبر او و مؤمنان در کار شما خواهند گریست.
جهت معنا، این سفر را یک سفر الهی و برای خدا قرار دهی که هرچه درس بخوانی و هرچه تلاش کنی و هرچه بیشتر تحقیق نمایی، همه را به حساب خدا و حسنات نامّه اعمال تو محسوب سازند.
سفر به این نیّت، که با کسب معلومات در طریق خودکفایی امّت اسلام و جامعه مسلمین و بینیازی آنها از کفر و خدمت به مسلمانان گام برمیداری، بسیار مقدّس و عبادت است.
سرّ انحطاط ظاهری کنونی مسلمین، عقب ماندن آنها در علوم مادّی و ظاهری از بیگانگان است، چنانکه علّت برتریجویی کفار بر مسلمانان نیز، پیشرفته بودن آنها در این علوم است.
اگر جوانانی که به خارج میروند، به این فکر باشند که باید این قلعههای مادّی و تکنیک را فتح کنند و هرکدام برای عالم اسلام، افتخار و مایه سربلندی و بینیازی از دیگران شوند، یقینا این وابستگی و احتیاج کنونی برطرف میشود و مسلمانان به استقلال علمی نایل میگردند.
چرا نباید تو و امثال تو در رشتههای مختلف علمی در دنیا سرشناس و مشهور باشید. با اینکه در استعداد و هوش سرشار، اگر از دیگران قویتر نباشید، ضعیفتر نیستید. غرض این است که همواره یادت باشد برای چه و به منظور تقدیس و کسب چه رتبه والایی سفر کردهای! خدا ناظر بر تو است. از او کمک بخواه و به او توکل و اعتماد کن!
مبادا مظاهر مادّی آنجا، فکر تو را مشغول سازد و از راهت بیرون براند که خدای نخواسته صبح کنی در حالی که از آنچه میخواستی دستت پر شود، با دست خالی برگردی!
آنجا اگر وسایل تحصیل فراهم است، وسایل بازداشتن انسان از مسیر راه کمال و سعادت نیز بسیار است و مرد میخواهد که در دام این ملهیات (اسباب لهو و لعب) نیفتد و نیکبختی خود را به آن نفروشد.
در تعهد دینی خود و ولایت اهل بیت علیهمالسلام ثابتقدم باش و هرکس را در این راه، آزموده و پخته شناختی، با او باب مصاحبت و دوستی باز کن! در مجالسی که در مجامع اسلامی یا جاهای دیگر تشکیل میشود، خالصانه و بیریا برای کسب فیض و زنده نگه داشتن تعهدات مذهبی شرکت نما و آن مجالس را بزرگ شمار و قدر بدان!
خلاصه، چنان فرض کن که همه در انتظار تو هستند. کلّ جامعه مسلمانان منتظر نتیجه تلاش تو و امثال تو هستند. دوستان و آشنایان همه منتظرند. خویشاوندان تو، پدر و مادرت، همه منتظر و چشم به راهند. بیماران همه منتظرند. همه این امور را فراموش ننما و از هر زحمت و کوشش، در راه موفّقیت علمی استقبال کن و اگر ناملایماتی در خلال کار پیش آمد، اعتنا نکن که (رنج راحت بدان چه شد مطلب بزرگ).
شکیبا و ثابتقدم و استوار دنبال کار خودت باش که اِن شاء اللّه تعالی شاهد توفیق را در آغوش بگیری.
سختیهای کار و هر فشاری را در این طریق میبینی، به حساب خدا محسوب دار و از ضعف و سستی و ناامیدی پرهیز کن!
تا میتوانی نام خدا بر زبان آر و از ذکر خفی و یاد قلبی نیز غافل مباش، و صلوات بر محمّد و آل محمّد علیهمالسلام به خصوص حضرت بقیة اللّه ـ ارواحنا
فداه ـ را فراموش نکن و تحصیلاتت را برای بهتر و بیشتر خدمت کردن به آن حضرت و شیعیان آن بزرگوار پرمایه و پرمحتوا ساز.
اگر بعضی از کسان و خویشان، زر و زیوری برای "سر راهی" به شما تقدیم کردهاند، من هم این چند کلمه را به عنوان "سر راهی" به شما میسپارم، امید است قبول نمایی.
چون با حال کسالت، مجال بیش از این نیست، امید است "تو خود حدیث مفصّل از این مجمل بخوانی". تو را به خدا سپردم و از خدا برایت سعادت دارَین و توفیق مسألت مینمایم.
16
این چند کلمه را نیز به عنوان "سر راهی" برای بانوی محترمه عزیز ... خانم و نورِ چشم عزیزم "نرگس جان" مینویسم. امید است شما و مرتضی در این سفر تندرست و سالم باشید و با موفقیت و نیل به مقاصد عالیه مراجعت کنید.
عزیزانم! آن شهری که میروید، پر است از فساد و تباهی و فسق و فجور؛ اگرچه داد از انسانیت میزنند؛ ولی شرف واقعی انسان در آنجا پایمال هوی و هوس و شهوات حیوانیت است. زندگی بیشتر آنها، به زندگی دامهایی شبیه است که در دام خانههایی منظم و مدرن زندگی میکنند؛ ولی از انسانیت و لذایذ معنوی بهرهای ندارند. شما سعی کنید اخلاق و تربیت خودتان را محکم نگاه دارید و استقلال اسلامیت خود را حفظ کنید.
بسیاری از ایرانیها در آن محیطها زود رنگ عوض میکنند و اروپایی میشوند و فراموش میکنند که مسلماناند؛ زنهاشان چادر را که در اینجا لباس مَحرَمی است، کنار میگذارند. این در حالی است که هندیها، پاکستانیها و آفریقاییها بیشتر هویت خود را حفظ کردهاند و از اینکه هندی یا پاکستانی باشند، یا از اینکه با چادر و لباس محلّی خودشان ظاهر شوند، هیچ احساس حقارتی نمینمایند و سرفراز و بااعتبار در خیابانها ظاهر میشوند.
به هر حال، زندگی، همهاش جهاد است و همه جا باید جهاد کرد؛ درس خواندن جهاد است؛ چادر و پوشش اسلامی داشتن جهاد است؛ در مجالس آنچنانی نرفتن جهاد است؛ جهاد، جهاد، جهاد.
امید است هر سه شما در همه جهادها پیروز باشید و نرگس جان کوچولو هم با چادر کوچکش، نمونه ثبات و استقامت و پایبندی به شعایر اسلامی باشد. خلاصه هرچه آنجا شرعا خوب است، فرا بگیرید و هرچه شرعا بد است، از آن دوری اختیار نمایید.
والسلام علیکم ورحمة اللّه وبرکاته
لطف اللّه صافی
17
بسم اللّه الرحمن الرحیم
محضر مبارک آیت اللّه العظمی صافی گلپایگانی (دامت برکاته)
مدیر یکی از دبیرستانها و آموزشگاههای اسلامی، در حضور همگان، مدام لفظ رکیک و قبیح "خفه شوید" را به کار میبرد. با توجّه به اینکه چنین لفظی، طاغوتی و ضدّ قانون است، نظر شرع مقدّس اسلام چیست؟ وظیفه دانشآموزان و مسؤولان چیست؟
تعلیم و تعلّم، یاد دادن و یاد گرفتن علم در اسلام، مورد تشویق و تأکید فراوان قرار گرفته، و اساس ترقی و تعالی و تکامل جامعه است، و حقّ معلم و کسی که به انسان عملی را آموخته باشد یا او را به راه نیک خیر و صوابی راهنمایی کرده باشد، بسیار بزرگ است و مثل حقّ پدر، رعایت آن لازم است.
دانشآموزان باید در احترام معلم، تا میتوانند اهتمام کنند، و حتی اگر از او برخورد خلاف آداب دیدند، تحمّل نمایند.
وظیفه معلم و استاد هم، این است که با دانشجو و دانشآموز، با حلم، بردباری، مهر و رأفت رفتار نماید، از لغزش و خطای آنها چشم بپوشد و با زبان نرم و ملاطفت، اشتباهات آنان را تذّکر دهد.
رابطه شاگرد و استاد، رابطهای معنوی است که هیچگاه فراموش نمیشود. در حدیث نیز آمده است: «تَواضَعُوا لِمَنْ یَتَعَلَّمُونَ مِنْهُ الْعِلْمَ وَلِمَنْ یُعَلِّمُونَهُ».(1)
1) مشکاة الانوار، ص 138؛ در برابر آنانکه علم را از آنها فرامیگیری و نیز آنها که دانش میآموزند، تواضع کنید.
این حدیث هم توصیه به شاگرد است که با فروتنی و تواضع، استاد را احترام و تکریم نماید و هم تعلیم به معلّم است که با مهر، محبّت و تواضع شاگرد را به فراگرفتن علم و دانش تشویق نماید تا رغبت و میل دانشجو به تحصیل علم و معرفت بیشتر شود و با اشتیاق، هرجا اشتباهی دارد، به معلم مراجعه نماید.
امّا در پرسش مذکور، وظیفه دانشآموزان این است که: طوری رفتار نمایند که موجب خشم معلّم نشود و در مقام تلافی نسبت به معلّم برنیایند، و «جورِ استاد، به ز مِهرِ پدر» را مراعات نمایند. وظیفه مدیریت آموزشگاه و مسؤولین، نیز اشراف بر جریان وضع تعلیم، تدریس اخلاق و رفتار معلمان، اساتید و کلّیه امور آموزشگاه است که اگر از اینگونه بدزبانیها و نواقص و برخوردهایی که در روحیه دانشآموزان و اخلاق آنها اثر میگذارد، مشاهده شود، معلّم را به طور خصوصی، نه در برابر دانشآموزان، نسبت به انعکاس سوء این برخوردها تذّکر دهند و او را به حُسن اخلاق، عفّت زبان و حفظ شأن معلم توصیه نمایند و محیط آموزشگاه را از این نواقص مصونیت دهند.
والسلام علیکم ورحمة اللّه وبرکاته
لطف اللّه صافی
18
بسم اللّه الرحمن الرحیم
محضر مبارک آیت اللّه العظمی صافی گلپایگانی (دامت برکاته)
خواهشمند است در اوّلین سال تدریس اینجانب و اشتغال به شغل معلّمی، که شغل انبیای الهی است، با رهنمودهای ارزنده خود، مرا دلگرم سازید.
بسم اللّه الرحمن الرحیم
با تقدیر از حسن نیّت و توجّهی که به قداست شغل خود، در آغاز شروع بهآن دارید، از خداوند مسألت مینمایم کهابواب توفیق را بر روی شما مفتوح و در زیر سایه حضرت بقیة اللّه ـ ارواحنا فداه ـ موفق و از یاران و خدمتگزاران حضرتش باشید.
شغل شریف معلّمی از مشاغلی است که عقل و شرع بر احترام آن اتّفاق دارند و علوّ منزلت و رتبه معلم در بین تمام ملل و امم همواره مورد تصدیق و تأیید بوده و هست.
خداوند متعال طبق فرموده خود، در قرآن مجید، معلّم کلّ انسانها و معلّم آدم ابوالبشر و معلّم حضرت رسول خاتم صلیاللهعلیهوآله است و تمام ممکنات، زیر پوشش تعلیم و تربیت تکوینی، تشریعی و فطری او قرار دارند.
انبیای عظام یکی از بزرگترین وظایفشان، تعلیم و تربیت است و رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله معلم کتاب و حکمت بود، که فرمود: «إِنَّما بُعِثْتُ مُعَلِّما».(1)
امیرالمؤمنین و سایر ائمّه اطهار ـ سلام اللّه علیهم ـ مظاهر صفت تعلیم
1) سنن دارمی، ج 1، ص 100؛ تنها برای تعلیم برانگیخته شدم.
و تربیت جامعه الهیه هستند. مدرسه تعلیم و بیان علوم و معارف و احکام آن بزرگواران، از همان صدر اسلام گشایش یافت و تا به امروز، یگانه مدرسه جهانی است که هزاران معلم در آن پرورش یافته و در اطراف و اکناف جهان، شهر و روستا، مساجد و حسینیهها، منازل و مدارس، شغل مقدّس آموزگاری دارند.
در ایّام محرم و صفر، در سراسر عالماسلامی بهخصوص کشور عزیزمان، مجالس سوگواری و عزاداری حضرت سیّد الشهداء علیهالسلام برپا است و همه مدارس تعلیم و تربیت از برکت وجود پربرکت ایشان میباشد. در مسجد مدینه، عالیترین حلقه درس را داشت که خود آن بزرگوار، مدرّس و معلّم آن بود و صحابه و تابعین، افتخار شاگردی و کسب علم را در آن داشتند.
بدیهی است که مقصود از تعلیم و معلّم، تعلیم علوم مشروعه و معلم کمالات مفید است. معلّم قرآن، معلّم احکام، معلّم اخلاق، معلّم اعتقادات و اصول دین، معلّم خطّ و نگارش، معلّم تاریخ و سرگذشت عبرتانگیز گذشتگان، معلّم علوم ادب، معلّم علوم پزشکی، معلّم فیزیک، شیمی، ریاضیات، هیأت و نجوم، معلّم انواع صنایع، معدنشناسی، زمینشناسی، گیاهشناسی و ... همه فضیلت دارند، و تعلیم همه را میتوان به عنوان خدمت به جامعه و عزّت و شوکت اسلام و مسلمین و رفع نیاز از بیگانگان، برای کسب ثواب و رضای خداوند متعال انجام داد.
در صورتی که معلّم با این شعور و ادراک عالی و هدف مقدّس، به تعلیم این علوم بپردازد، هیچ یک از متاعهای دنیوی را نمیتوان با ارزش کار او برابر شمرد. و هرچه خلوص نیت معلم، در این راه بیشتر و اهتمام او در تربیت افراد مفیدتر و کاملتر باشد، ارزش معنوی کار او بیشتر میشود.
در مدرسه تعلیم امام جعفر صادق علیهالسلام که هزاران شاگرد، از علما، محدّثان، مفسّران و متخصّصان در علوم متنوع تربیت شدهاند، فردی مانند جابر بن حیان بوده است که او را پدر علم شیمی لقب دادهاند و صدها کتاب در رشتههای مختلف تألیف کرده است.
در جامعه اسلامی، وقتی سخن از تعلیم و معلّم و شأن و مقام معلّم به میان میآید، تعلیم و تعلّم در رشتههای مذکور است، هرچند تعلیم علوم اسلامی و علوم قرآن و شرعیات را موقعیتی خاص است؛ امّا همه این علوم برای رسیدن به کمال دین و آخرت و نظام معاش و معاد و نفی فقر و جهل لازم است. و از طرفی دیگر، معلم در همه این رشتهها میتواند در ضمن تدریس، با طرح مثالهای مناسب، دانشآموزان را با اسلام و معارف حقّ اهل بیت علیهمالسلام آشنا سازد. شغل معلّم فرصت بسیار خوبی برای او است که دانشآموزان را به راه راست اسلام هدایت نماید، و بالعکس، چنانچه خدای ناکرده، معلم متعهّد نباشد و سلامتی اخلاقی و عقیدتی نداشته باشد، در هر رشتهای که تدریس کند، ممکن است بر افکار و عقاید و اخلاق دانشآموزان اثر سوء بگذارد.
در این میان هم، رشتههایی از آداب و فنون فسادانگیز میباشد که آموزش و تعلیم آنها جایز نیست و حساب معلمان حقیقی، که با انبیا و ائمّه علیهمالسلام همکاری دارند و از مکتب آنها الهام میگیرند، از کسانی که به آموزش این فنون مبتذل و حرام، عمر خود و دیگران را ضایع مینمایند، جدا است.
امید آنکه مؤسسات تعلیم و تربیت ما، در مسیر احکام نورانی و هدایت تعالیم قرآنی، جامعه را به رشد و ترقی برسانند و معلمان عزیز، این وظیفه بزرگی را که به عهده گرفتهاند، به خوبی ایفا نموده، و سرافراز و سربلند، در
زمره پاسداران ارزشهای اسلامی و منتقلکنندگان معارف دین و حقایق به نسلهای بعد محسوب گردند.
عرض نصیحت من به معلّمین بزرگوار و محترم، به خصوص عزیزانی که آغاز افتخار آنها، به کسب عنوان معلمی است، این است که: اهتمام داشته باشند تا کار خود را برای خدا و در راه خدا قرار دهند و با دانشآموزانی که در کلاس آنها هستند، با کمال مهر و محبّت و فروتنی رفتار کنند؛ مسؤولانه در کلاس حاضر شده و از امانتهایی که به آنها سپرده میشود، خوب نگهداری کنند که عمر و وقت آنها ـ نه فقط به خودشان، بلکه به کلّ جامعه مربوط است ـ تلف نشود.
بدانند اخلاق، آداب، روش و گفتار و کردار معلم، حتی ظاهر لباس و سر و صورت او، بر دانشآموز تأثیر میگذارد و بعد از خانه و محیط منزل، یا مهمتر از خانه، محیط انسانساز، مدرسه و کلاس درس و اخلاق معلم است. «وَالْبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِی خَبُثَ لا یَخْرُجُ إِلاّ نَکِدا».(1)
با توجّه به این مسؤولیتها، کلاس درس، کلاس عبادت خدا و درسِ معلم، عبادت و سرتاسرِ شغل او عبادت است.
گوارا باد بر شما و بر افرادی که چنین افتخاری را کسب کردهاند.
«یا لَیْتَنا کُنّا مَعَکُمْ فَنَفُوزَ فَوْزا عَظِیما».
والسلام علیکم ورحمة اللّه وبرکاته
لطف اللّه صافی
1) سوره اعراف، آیه 58؛ و زمین پاک، گیاهش به اذن پروردگارش میروید و آنچه پلید است جز [حاصلی] ناچیز برنیاورد.
19
بسم اللّه الرحمن الرحیم
محضر مبارک آیت اللّه العظمی صافی گلپایگانی (دامت برکاته)
بهترین خودسازی، برای آدمی چیست؟
بسم اللّه الرحمن الرحیم
بهترین خودسازی، عمل به دستورات شرع است که حدّاقل آن، انجام واجبات و ترک محرّمات است و کاملترِ آن، انجام مستحبّات و ترک مکروهات میباشد؛ چون معنای خودسازی، عمل نمودن به نحوی است که تضمین کننده سعادت انسان، از آن جهت که انسان است، باشد و هیچ کس جز خدای ربّ العالمین، که خالق انسان است، قدرت ارائه طریق پیمودن راه انسانیت را ندارد.
بهترین راه برای طرد شیطان چیست؟
بهترین راه برای طرد شیطان، تأمّل نمودن در مقطع استثنایی و مهمّ زندگی دنیا است که یک مرتبه بیشتر نیست و هر کاری انسان انجام دهد، در همین مقطع است، با توجّه بهآنچه انسان در پیش دارد و ائمّه علیهمالسلام خبر دادهاند. البته در یاد خدا بودن، خواندن ادعیه و اذکار با توجّه به معانی آنها نیز مؤثّر است.
20
بسم اللّه الرحمن الرحیم
محضر مبارک آیت اللّه العظمی صافی گلپایگانی (دامت برکاته)
مراحل رسیدن به کمال انسانی چیست؟ راهنمایی فرمایید.
بسم اللّه الرحمن الرحیم
رسیدن به مراحل کمال انسانی، نسبت به اشخاص متفاوت است؛ چون استعداد، قابلیتها و میزان استقامت و تحمّل محدودیتها در افراد، تفاوت ذاتی و فطری دارد و هرکسی به مقدار قابلیت فطری خود، قدرت تحصیل کمال را داراست. به هر حال، هرکس به مقدار خود، اگر بخواهد کامل شود، باید مراحلی را طی کند.
اولین مرحله این است که: با تأمّل در ادلّه خداشناسی که در کتب مربوطه ذکر شده، اوصاف خداوند را بشناسد و واقعا درک کند که خداوند، عالم به احوال عبد و محیطِ به تمام وجود او است؛ «یَعْلَمُ خآئِنَةَ الاْءَعْیُنِ وَما تُخْفِی الصُّدُورُ».(1)
این شناخت، عبد را وادار به تحصیل و دانستن موارد رضای او میکند و آن امر ممکن نیست، مگر به شناختن کسانی که خداوند آنها را حجّت و واسطه فیض بین خود و بندگانش قرار داده است؛ زیرا آنها موارد رضا و سَخَط خداوند را میدانند. و جز آنها، هیچکس نمیداند چه اموری موجب رضای خدا و طاعت او و چه چیزهایی عصیان و مخالفت اوست. این
1) سوره غافر، آیه 19؛ [خداوند] خیانت چشمها و آنچه دلها پنهان میدارند را میداند.
بزرگواران نظر به قابلیتی که دارند، خزاین علوم الهی و امنای خداوند هستند و هرچه انسان بیشتر تأمّل در اخلاق، حالات، اعمال و بیانات آنها کند، معرفتش به خود آنها و به خداوند بیشتر میشود.
و بعد از حصول این معرفت، در صورتی که توأم با تبعیت از حجّتهای الهی در همه امور باشد و در محدوده دانستن و شناخت، تنها متوقف نشود، حصول شناخت کامل و نهایی نسبت به خداوند و حجج الهیه؛ یعنی حضرات پیغمبر اکرم و ائمّه اثنیعشر علیهمالسلام و در یاد خدا بودن و حبّ شدید به او و خوف و رجا و خلوص و بیاعتنایی به مظاهر دنیوی، هرچه که باشد، قهری است و اگر منفکّ از تبعیت و تقوا و فقط شناخت علمی باشد، موجب دوری از خدا و شقاوت و قساوت و عاقبت به شرّ شدن خواهد بود و این اشاره اجمالی در این زمینه است.
وَفَّقَنَا اللّهُ وَإِیّاکُمْ لِمَعْرِفَتِهِ تَعالی وَمَعْرِفَةِ أَوْلِیائِهِ وَجَعَلَ زادَنَا التَّقْوی وَالْخُلُوصَ بِمُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرِینَ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْهِمْ أَجْمَعِینَ.
21
بسم اللّه الرحمن الرحیم
محضر مبارک آیت اللّه العظمی صافی گلپایگانی (دامت برکاته)
اینجانب قبل از ازدواج، علاقه فراوانی به موسیقی داشتم و بدحجاب بودم. امّا بعد از ازدواج، با یاری خدا و کمک شوهرم، هم موسیقی و هم بدحجابی را کنار گذاشتم و قرآن خواندن را تکمیل کردم؛ ولی هنوز شیطان مرا رها نمیکند و من هم آدمی سست و بیاراده هستم، گاهی نماز میخوانم و گاهی نمیخوانم، همه اینها باعث میشود خودم عذاب وجدان داشته باشم و ناراحت باشم؛ ولی نمیدانم چه کنم که اراده و ایمان محکم داشته باشم و شیطان سراغم نیاید؟ خواهشمند است راهنمایی فرمایید.
بسم اللّه الرحمن الرحیم
موسیقی را برای همیشه کنار بگذارید. نمازتان را حتما بخوانید و آنچه را که فوت شده، قضا نمایید؛ در روایت وارد شده است: «کسی که عمدا نماز را ترک کند مانند کافر است».(1)
چنانچه خوب تأمّل کنید و عظمت خداوندی، رسیدن مرگ و تحت محاسبه الهی قرار گرفتن و نیز ثوابهای عظیم در برابر اطاعت فرمان خداوند را مدّ نظر قرار دهید، ان شاء اللّه شیطان شما را رها میکند؛ ولی باید
1) ابن ابیجمهور، احسایی، عوالی اللئالی، ج 2، ص 224؛ مَنْ تَرَکَ الصَّلاةَ مُتِعَمِّدا فَقَدْ کَفَرَ.
بدانید که انسان هیچگاه از مکر شیطان و وسوسههای نفسانی خلاص نمیشود، مگر اینکه ایمان و معرفت او کامل شده باشد. تکمیل معرفت و ایمان حاصل نمیشود، مگر با تعقّل و تفکّر در عظمت خداوند و عجز انسان در برابر قدرت او و یقین به حتمی بودن و حقّ بودن عذاب و ثواب و فنای دنیا و همراه این تفکّرات، تقوا، اطاعت اوامر و نواهی الهی.
والسلام علیکم ورحمة اللّه وبرکاته
لطف اللّه صافی
22
بسم اللّه الرحمن الرحیم
محضر مبارک آیت اللّه العظمی صافی گلپایگانی (دامت برکاته)
نظر شما یا حکم شرع درباره معاشرت با دوست و رفیق چیست؟
بسم اللّه الرحمن الرحیم
در معاشرت و همنشینی، که در ساختن شخصیت انسان بسیار مؤثّر است، باید دقّت کامل شود که با اشخاصی معاشرت کند که از معاشرت با آنها، بهرههای روحانی و معنوی ببرد.
مجالست با حضرات علمای اعلام، اهل تقوا و پارسایی، مردمان آزموده و سالخورده و باتجربه و باسابقه در اسلام، موجب رشد عقل و دین و ایمان میشود؛ چنانکه همنشینی با مردم فاسق، بدکار، بداخلاق و غیر متعهّد به تکالیف دین و فاقد حیای اجتماعی، به خصوص بدعتگزاران و کسانی که انحرافات فکری دارند، بسیار بسیار مضرّ است و خطر آن برای روح و معنویات انسان، بسیار زیاد است. باید از حضور در مجالس چنین اشخاصی و جلسههای لهو و لعب به شدّت پرهیز نمود. و بالعکس، مجالس وعظ، سخنرانیهای مذهبی، محضر علما، محافل دعا، تلاوت قرآن، ذکر مناقب و فضایل اهل بیت علیهمالسلام را غنیمت شمرد و اصولاً چنان که فرمودهاند: «یُعْرَفُ الْمَرْءُ بِجَلِیسِهِ»؛ هرکسی از همنشینان و معاشرین او شناخته میشود.
والسلام علیکم ورحمة اللّه وبرکاته
لطف اللّه صافی
23
بسم اللّه الرحمن الرحیم
محضر مبارک آیت اللّه العظمی صافی گلپایگانی (دامت برکاته)
یک جوان چگونه میتواند با خدای تعالی و ائمّه معصومش علیهمالسلام رابطه برقرار کند؟ و در هنگام بروز ناامیدی، چه باید کند؟
رابطه برقرار کردن هر مسلمان، جوان باشد یا پیر، با خداوند متعال و ائمّه اطهار علیهمالسلام به این است که: در جمیع شؤون زندگی، به فرمایشات آنها ـ آنچنان که شایسته است ـ عمل نماید.
والسلام علیکم ورحمة اللّه وبرکاته
لطف اللّه صافی
24
بسم اللّه الرحمن الرحیم
محضر مبارک آیت اللّه العظمی صافی گلپایگانی (دامت برکاته)
جوانان در حالی که شب و روز به زندگی دنیوی مشغول هستند، در باطن ذات و نفس خویش، نیز زندگی [مرموز و [ پوشیدهای دارند. و گرچه در ظاهر توجّهی به آن زندگی ندارند و آن را به کلّی فراموش کردهاند؛ لیکن با داشتن روح و افکار و عقاید حقّه، اخلاق پسندیده و اعمال شایسته میتوانند سبب استکمال و ترقّیِ روحانی خود گردند و سعادت و کمال خود را فراهم سازند. و این در حالی است که اکثر جوانها با عقایدی باطل و اخلاق زشت و اعمالی [ناشایست] باعث نقصان، شقاوت و انحراف نفسانی خود شدهاند و به آن مشغول هستند.
به عقیده من، باید این قشر از افراد را راهنمایی کرد و آنها را در صراط مستقیم تکامل بخشید تا جوهر ذات و حقیقتشان پرورش و تکامل یافته و به عالم روحانیت صعود و رجوع پیدا کنند، و اگر آنها تمام کمالات روحانی و اخلاق پسندیده انسانی را فدای ارضای قوای حیوانی کنند و اسیر خواستههای نفسانی شوند، به صورت حیوانی هوسران، کامجو و یا دیوی درنده و خونخوار در میآیند. چنین کسانی از صراط مستقیم تکامل انحراف یافته و در وادیهای هلاکت و شقاوت سرگردان خواهند شد.
هم اینک، حتّی دانشآموزان محصّل ـ دختران و پسران ـ در مدارس راهنمایی، نه دبیرستان[ها] و نه دانشگاهها، در وادیهای هلاکت و شقاوت سرگرداناند. عدّه معدودی نیز که در این مسیر قرار نگرفتهاند، سعی دارند جوهر ذات و انسانیتشان را کامل کنند و از صراط مستقیم انسانیت به عالم سرور و منبع کمالات رجوع کنند؛ ولی متأسّفانه تحت تأثیر آنهایی که راه مستقیم دیانت را فراموش کردهاند و از پیمودن صراط دقیق انسانیت عاجز شدهاند، قرار گرفته و جز زندگی سخت و سقوط در هاویه جحیم سرنوشتی نخواهند داشت.
ما از بسیاری رویدادها غافلیم، غالب انحرافات و نزاعهایی که در بین نوجوانان این مرز و بوم به وجود میآید، در پروندههای دادگستری بایگانی میشود و تا زمانی که به قتل منجر نگردد، به روزنامهها سرایت نمیکند. و اگر هم به قتل منجر گردد، بسیاری از روزنامهها منتشر نمیکنند. پس باید هوشیار و کنجکاو باشیم و حدّاقل به کسانی که در این مسیر قرار نگرفتهاند و یا سست اراده هستند، از راه معنویت کمک کنیم؛ چون آنچه مسلّم است و انحرافات جنسی را افزایش میدهد، فقدان معنویت است.
مشکل اصلی ما در این است که فقط به خودمان توجّه میکنیم؛ باید افکار خودمان را، نظریات خودمان را فراتر از محدوده خود قرار دهیم؛ هنگامی که معنویت در محیطی کم شود یا رو به سقوط
رود، به تدریج مفاسد اجتماعی و در رأس آن انحرافات جنسی در آن محیط افزایش مییابد.
به طور کلّی، عدّهای از نوجوانان که راه حقّ و ایمان را دوست دارند، راز و نیاز با معبود خود را دوست دارند و از اینگونه بیحجابیها و خودنماییها ناراحت میشوند، وقتی در جوّی نامناسب قرار میگیرند، در محیطی که هر نوجوان دختر و پسری با فردی از جنس مخالف دوست است و مدام با او در ارتباط است، قرار میگیرند، تحت تأثیر رفتار اینگونه افراد قرار گرفته، و مسیر انحرافات را پیشه خود میگردانند. کسی هم پیدا نمیشود و به کسی هم اطمینان پیدا نمیکنند که با او مشورت کنند و راه صحیح را از او طلب کنند (حتی با پدر و مادر خود).
و بالاخره من، پس از سالها فکر کردن و با مشکلات دست و پنجه نرم کردن و انحرافات بسیاری از مدرسهها و دبیرستانها را مشاهده کردن، ارتباطات تلفنی و ارتباطات نزدیک بین دختران و پسران کمتر از 16 ـ 17 سال را دیدن و شنیدن، از اینگونه رفتارها رنج میبرم و از اینگونه مسایل بدین نتیجه رسیدم که هرچه نونهالان اجتماع از نظر فکر و شجاعت تقویت گردند؛ ولی از نظر ایمان و اخلاق نیرومند نباشند، دیو مفاسد، خیلی زود آنها را از پای درآورده و آنها را متلاشی میکند و علّت اصلی آن، خود پدران و مادران هستند. بدین ترتیب به عنوان واکسینه فکری، لزوم بحث از اخلاق و مفاسد و راه مبارزه با آنها، ضروری به نظر رسید که
اینک با شما مشورت کنم و از شما طلب کمک کنم، خواهش میکنم مرا راهنمایی کنید، حتّی با فرستادن کتابی در این زمینه.
اگر من بخواهم با یاری خدا و کمک شما با اینگونه انحرافات نوجوانان و جوانان، در محیط مدرسه و دبیرستان ـ حتی به اندازه محدود ـ مبارزه کنم، چگونه میتوانم موفق باشم؟ چگونه میتوانم افکار و عقاید نادرست آنها را اصلاح سازم و آنها را نسبت به این مسایل روشن کنم و راه مستقیم را پیشه راهشان قرار دهم؛ از شما استدعا میکنم که مرا کمک کنید.
البته لازم به یادآوری است که من هیچگونه مسؤلیتی در این کشور ندارم؛ منظور من این است که حتما نباید رئیس ارگان و یا رئیس سازمانی باشم که جواب نامهام را بدهید. بیتوجّه بودن نسبت به این نامه؛ یعنی بیتوجّهی به نسل جوان و جامعه امام زمان ـ عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف ـ؛ یعنی بیتوجّهی به اسلام و قرآن.
منتظر نامه پر مهر و محبّت شما هستم.
در حدیثِ حَسَن،(1)از امام جعفر صادق علیهالسلام منقول است که: هرکس هفت شوط طواف خانه خدا را بنماید، حق تعالی برای او شش هزار حسنه بنویسد، شش هزار گناه [از او [محو بکند، شش هزار درجه برای او بلند کند و شش هزار حاجت او را برآورد؛ ولی برآوردن حاجت مؤمن بهتر است از ده طواف.(2)
اِن شاء اللّه همیشه [از] توجهات و عنایات و الطاف و مراحم خاصّه حضرت بقیة اللّه الاعظم، حجة بن الحسن العسکری ـ عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف ـ بهرهمند باشید.
بسم اللّه الرحمن الرحیم
نامه مفصّل و مشحون به مطالب ارزنده و دلسوزی برای نسل جوان و در لفظی دیگر، دلسوزی برای جامعه و اسلام عزیز و فرزندان اسلام واصل شد و بسیار موجب امیدواری و خشنودی گردید.
تأخیر در جواب به واسطه کثرت مشاغل، مراجعات و مسایل کتبی و شفاهی است که باید به همه جواب داده شود و همانطور که مرقوم داشتهاید، چنین نیست که نویسنده نامه باید از مسؤولین یا رئیس یک سازمان و ارگان باشد تا جواب داده شود. معاذ اللّه! اِن شاء اللّه در جوابها، بیشتر توجّه به انجام وظیفه و کمک به نشر معارف اسلام و مکتب اهل بیت علیهمالسلام و بالا بردن سطح آگاهیهای جامعه و خصوص نسل جوان است.
مسأله یا مسایل جوانان، مسایلی هستند که همواره مورد توجّه آگاهان، مربّیان جامعه و هادیان فکر و اندیشه و به خصوص مکتب انبیا علیهمالسلام و بالاخصّ مکتب اسلام بوده و هست.
اصلاحات، سازندگیها، آیندهنگریهای اقتصاد، سیاست ایمان و عقیده، همه روی این قشر تمرکز حسّاس دارد؛ چه آنهایی که با اغراض فاسد و مقاصد شخصی، قصد افساد و انحراف جامعه را دارند؛ و چه آنهایی که قصد اصلاح و سالمسازی و خیر و سعادت مردم را دارند، روی این طبقه جوانان و نوجوانان سرمایهگذاری میکنند.
روحیات جوانان برای عمل و فعالیت و قدم به پیش بودن و ترقّی و تکامل آماده است، چنانکه برای سقوط و افتادن در منجلاب انحرافهای گوناگون و فساد اخلاق نیز آمادهاند.
سخن در مباحث مربوط به جوانان و عوامل مؤثّر در رشد و کمال و یا سقوط و انحطاط آنها و اشباع درست غرایز و خواستههای آنان، نیاز به نوشتن رسالهها و کتابها دارد.
در عصر ما، به واسطه گسترش ارتباطات و وسایل سمعی و بصری و طبع و نشر افکار و آرا و تبلیغات مستقیم یا غیرمستقیم، مسایل جوانان بسیار گسترده و پیچیده گردیده، که سالم ماندن یک جوان نیاز به مراقبتها و مجاهدتها و تلاشهای فراوان خود فرد دارد که با آگاهی از اوضاع مختلفی که به عنوان سیاست، اقتصاد، مکتبهای فکری و مسایل جنسی، برای نیل به سعادت و سلامت روحشان، آنها را هدف قرار داده، از خود مواظبت کنند. مجلاّت، روزنامهها، رادیو و تلویزیون و انواع فیلمها در تمام دنیا از مهمّترین عواملی هستند که روی جوانان کار میکنند و جوامع بشری را به سوی سعادت یا شقاوت سیر میدهند.
این وسایل، جوانان شهرنشین و جوانان روستایی و همه و همه را شامل میشوند و حتّی لباس و ژست کارگردانان برنامههای تلویزیونی نیز، پسر و دختر را در همه جا، حتی در دورترین نقاط، تحت تأثیر خود قرار میدهند؛ البته در ساختن یک جوان سالم و مسلمان، محیط خانه و خانواده، محیط مدرسه و آموزشگاه، و محیط جامعه، همه مؤثّرند. همانطور که قرآن کریم میفرماید:
«وَالْبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِی خَبُثَ لا یَخْرُجُ إِلاّ نَکِدا».(1)
محیطها، مدرسهها و خانوادههای سالم یا فاسد، در تربیت نسل جوان، مؤثّر است. در گذشته، محیط یک جوان، یک کوچه یا یک روستا یا یک شهر و بازار بود؛ امّا امروز محیط تربیت جوان و نوجوان، تمام جهان است؛ البته این پیچیدگیها و وسعت تضارب افکار و توسعه میدان مخاطرات به این معنا نیست که تصوّر کنیم چارهای نمیتوان اندیشید و جوانان و نوجوانان را نمیتوان در مسیر صحیح هدایت کرد و غرایز آنها را در راه سعادت خودشان فعال نمود.
بلکه با تمام این اشکالات، راههای سالمسازی جامعه و پرورش افکار و تربیت اسلامی جوانان نیز، به موازات این دشواریها زیاد شده و از جمله، رشد آگاهی جامعه و خود جوانها نیز برای سالمسازی، زمینه تأثیر تبلیغات مثبت و مفید را فراهمتر نموده است.
بنابراین باید تبلیغات صحیح روی جوانها فراگیرتر و کاملتر انجام شود؛ باید مشکلات جوانها را شناسایی کرد و مدیریت جامعه، مسؤولین بِهسازیِ اخلاق، پدر و مادر و اشخاص و افراد، همه به طور جمعی و فردی در حلّ آنها اقدام نمایند.
همین مسأله مشکل جنسی را که تذکّر دادهاید، دین مقدّس اسلام آن را بسیار مهمّ دانسته و نسبت به حلّ آن، تشویق و ترغیب کرده است. ازداج را در
1) سوره اعراف، آیه 58؛ و زمین پاک، گیاهش به اذن پروردگارش میروید و آنچه پلید است جز [حاصلی] ناچیز برنیاورد.
جامعه اسلامی از بنیانهای بسیار مقدّس و محبوب خدا معرفی نموده و آن را حلاّل مشکلات جوانان شمرده، که فرمودهاند: «مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ أَحْرَزَ نِصْفَ دِینِهِ»(1)و سعی در انجام آن را بین دو نفر، به قدری موجب اجر و ثواب معرفی کردهاند که به هرقدمی که شخص برای رفع این مشکل، از زندگی کسی بردارد یا کلمهای که بگوید، ثواب یک سال عبادت که شبهایش را به نماز و روزهایش را به روزه به سر برده باشد، مقرر شده است.
در رشتههای دیگر، تعالیم عالیه اسلام، همگان و به خصوص جوانان را تا خدّ ممکن بیمه میسازد و از آسیبپذیری دور مینماید. طبع و نشر مقالات، مجلاّت، روزنامهها، رمانها، فیلمها و برگزاری بازیها، مسابقاتِ فساد انگیز، مطالعه، دیدن، نقل و گفتن آنها و گرایش به لهو و لعب و موسیقی و قمار، سرگرمیهای زیانآور، مجالست و همنشینیها، مصاحبت با اشخاص فاسد اخلاقی، همه را ممنوع فرموده است.
اسلام با تعالیم بهداشتی، برای سلامتی بدن و حفظ بهداشت، بسیاری از کارها و خوردنیها و آشامیدنیها را ممنوع کرده است. و از سوی دیگر، نشر و طبع مقالات و کتابهای مفید و پرورشدهنده عقل، فکر، روح و اشعار و تفریحات سالم، سازنده و مجالست و مصاحبتهای گوناگون را تشویق و ترغیب فرمودهاند و از بیکاری و بطالت که خود نیز، خواه قهری و غیراختیاری یا اختیاری باشد، نظر به مشکلاتی که میآفریند، سخت نکوهش شده و از کار و عمل و تلاش و فعالیت، مدح و ستایش شده است.
1) کلینی، کافی، ج 5، ص 329؛ آنکس که ازواج کند، نصف دینش را حفظ کرده است.
به عقیده ما، اسلام همه راه حلها را بیان فرموده است، و اگر نگوییم همه، اغلب مشکلات امروز، به خاطر پیاده نشدن این راه حلّها است.
یک جامعه اسلامی، جامعهای است که موجبات سعادت جوانان و نوجوانان، در حدّ ممکن در آن فراهم شده و از اسباب و وسایل انحراف پیراسته و منزّه باشد.
بنابراین همه باید اقدام کنیم؛ چه آنهایی که مدیریتهایی در جامعه دارند، به خصوص آنهایی که به عنوان امین، در مدیریت بر وسایل تبلیغیِ سمعی و بصری برگزیده شدهاند، باید حفظ این امانت را که از اعظم امانات است، بسیار مهم بدانند؛ و کوتاهی در آن را از بدترین خیانتها به مردم، اسلام، کشور و جامعه بدانند؛ باید افراد مهذّب، آگاه و ظاهر الصلاح، در همه پستهای این کارها گمارده شوند.
مطبوعات و جراید، همه و همه وظایفشان سنگین است. اینگونه که بسیاری تلقّی میکنند، نیست؛ بلکه باید جوانان را با مساجد یا مجالس وعظ و هشدارهای اخلاقی، با مطالعه کتابهای آموزنده و صحیح دینی، با نقل سرگذشتهای تاریخی سودمند، با تفسیر قرآن مجید، با مجالس دعا، در خطّ صلاح و فلاح و رستگاری نگاه داشت و خودِ آنها هم که بیشتر آگاه و متوجّه هستند، باید در خطّ اصلاح خود و همسنّ و سالان خود تشریک مساعی و بذل فداکاری و کوشش کنند.
باید اخلاق اسلامی، زهد، آزادگی، پارسایی، قناعت، شجاعت و خودشناسی را به آنها آموخت تا بدانند که خود را به هر جریان و هر وضع نفروشند. و این کلامِ معجزنظامِ امیرالمؤمنین علیهالسلام را همیشه مقابل چشم دل خود قرار دهند:
«أَلا حُرٌّ یَدَعُ هذِهِ اللُّماظَةَ لاِءَهْلِها؟ إِنَّهُ لَیْسَ لاِءَنْفُسِکُمْ ثَمَنٌ إِلاَّ الْجَنَّةَ، فَلا تَبِیعُوها إِلاّ بِها».(1)
و بدانند که انسان بالاتر از این است که اسیر شهوات، مادّیات، افکار و اعمال شیطانی شود، و مثل این اشعار را زمزمه نمایند که:
تن آدمی شریف است به جان آدمیت نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
طیران مرغ دیدی تو ز پای بند شهوت بدر آی تا ببینی طیران آدمیت
بحمد اللّه در معارف شیعه و فرهنگ غنی ما، بیش از آنچه تصور شود، به جوانان و پسران و دختران، ارائه راه و طریق شده است؛ آیات قرآن کریم، آن همه احادیث شریفه و این دعاهای انسانساز عالیة المضامین و این کتابها و اشعار و مقالات.
باید جوانها را به این فرهنگ غنی متوجّه کرد که بخوانند، تا هم عظمت دین خود را بدانند و فرهنگ دینی اسلام را بشناسند و هم خود را بسازند، جوانها و همه را باید به حسابرسی و محاسبه اعمال راهنمایی کرد تا همیشه در مقام تحصیل ترقّی و کمال، بیشتر باشند.
بالاخره شما جوان عزیز نوزده ساله که الحمدللّه از این همه آگاهی
1) نهج البلاغه، حکمت 456؛ آیا آزادهای نیست که این دنیا را که در کمارزشی، همچون تهمانده طعامی است که در دهان باقی ماند، به اهلش واگذارد. به راستی که جز بهشت، هیچ ارزشی برای جانهایتان نیست؛ پس جانهایتان را به غیر از بهشت نفروشید.
و دانایی برخوردارید و شمّهای از آن را در این نامه به قلم آوردهاید! من به شما تبریک عرض میکنم و از خداوند متعال میخواهم که مثل شما را که در جوانان و نوجوانان مسلمان زیاد است، زیادتر و بیشتر بفرماید.
شما جوانان، آینده اسلام هستید؛ عظمت اسلام، شوکت اسلام مرهون تلاش و رشد و آگاهی شما است. همه از شما انتظار دارند، اسلام از شما انتظار دارد و قرآن کریم به انتظار شما است و حضرت بقیة اللّه، مولانا المهدی ـ ارواح العالمین له الفداء ـ از شما انتظار دارد؛ بیشترین یاوران آن حضرت، از شما جوانان مسلمان و متعهد خواهند بود.
عزیزان من! اگر ما در ادای وظایف خود نسبت به شما قصور یا تقصیر داریم، شما به نفس خود اعتماد کنید و با توکّل به خدا در دین، ایمان، تقوا، سعی و عمل، ثبات قدم نشان بدهید، قدم به جلو بردارید و به جلو بروید و فقط عزّت اسلام، سیاست مسلمین، رضای خداوند و خوشنودی حضرت ولی عصر ـ ارواحنا فداه ـ و تأمین رفاه و آسایش خلق و خدمت به مردم را وجهه همت قرار دهید!
خداوند یار و یاور شما و امام زمان علیهالسلام پشتیبان شما باشد.
«وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللّهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ».(1)
والسلام علیکم ورحمة اللّه وبرکاته
لطف اللّه صافی
1) سوره توبه، آیه 105؛ و بگو کارتان را بکنید، به زودی خداوند و پیامبر او و مؤمنان در کار شما خواهند نگریست.
25
بسم اللّه الرحمن الرحیم
محضر مبارک آیت اللّه العظمی صافی گلپایگانی (دامت برکاته)
یکی از افراد خانوادهمان، آن چنان غربزده شده که به مجسّمه سگ و صلیب اظهار علاقه میکند و هرچه پدر و مادرم او را نصیحت میکنند، اثری ندارد.
1 ـ آیا این کار با روح اسلام سازگاری دارد؟
2ـ اگر با مرد نامحرم دوست باشم و به او علاقه داشته باشم، آیا از نظر اسلام صحیح است؟
3ـ آیا با کسی که قصد ازدواج دارم، میتوانم ملاقات کنم؟
بسم اللّه الرحمن الرحیم
مکتوبِ حاکی از علاقه شما، به وظایف دینی واصل شد. امید است خداوند متعال به شما و عموم بانوان و دوشیزگان مسلمان، که در این عصر به خصوص در معرض آزمایش و امتحانات واقع شدهاند، توفیق دهد که از عهده امتحان به طور شایسته بیرون آمده و شخصیت اسلامی خودتان را محفوظ و تحت تأثیر تلقینات و تبلیغات سوء منحرف کننده، از خدا و راه مستقیم اسلام دور نشوید و درک کنید که وظیفه زن در زمان ما و مسؤولیتش بسیار مهم است و در بقای جامعه اسلامی، وضع و اخلاق بانوان و پیروی آنها از تعالیم قرآن و سنت پیغمبر و ائمّه علیهمالسلام حساس و خطیر و مؤثر است.
امّا مسأله اوّل؛ بسیار باعث تأسف است که غربزدگی در جامعه
مسلمانان به این حدّ رسیده باشد دختری که در یک خانواده و محیط مسلمان و موحد پرورش یافته، و صدای توحید اذان و اللّه اکبر و شهادتین را همواره شنیده است، اینگونه خود را باخته، و پیرو بیگانه باشد که به مجسّمه سگ یا صلیب که مفاد مسیحیت و حرام است، اظهار علاقه نماید، و به پند و راهنمایی پدر و مادر مهربان توجّه نکند.
این علاقهها، نشانه احساس شخص به ضعف خود در برابر دیگران است که تصور میکند با این گرایشها نقطه ضعف برطرف میشود؛ در حالی که این خود، عین اظهار و آشکار کردن نقطه ضعف، انحراف فکر و بالغ نبودن روح است، که به جای علاقه به کمالات و ارزشهای انسانی، به اینگونه امور، که از عادات پوچ و زشت بیگانگان است، توجّه کند و با توجّه به اینکه تلقینات و تبلیغات گمراه کننده سمعی و بصری و بعضی مطبوعات که در اختیار دوشیزگان و بانوان گذارده میشود، این علایق را ایجاد و تقویت مینماید، و این روشهای بیارزش و زیانبخش را به آنها تعلیم میدهد. گمان میکنم در این موضوع بیشتر از این توضیح لازم نباشد و شما و هر بانوی بافکری اگر مطالعه بنماید، آگاه و ملتفت میشود که این هم، آثار و نقشههای شوم ضدّ اسلام و دور کردن مسلمان از حریم هدایتهای اسلام است.
و امّا راجع به سؤال دوم نیز، آنچه به شما نصیحت و خیرخواهی میکنم، این است که: در موضوع رابطه با مرد اجنبی بسیار مراقب باشید که رابطهای خارج از حدّ و مرزی که شرع مقرر کرده است، پیدا نکنید. با مرد اجنبی آمد
و شد و معاشرت ننمایید که خطرناک است و پشیمانی میآورد. لابد شنیدهاید چه بسیار دوشیزگانی که در اثر این معاشرتها و ارتباطها، از حریم مقدّس عفّت و پاکدامنی دور افتاده و در عواقب و آثار سوء این رفتارهایی که فعلاً به دوشیزگان پیشنهاد میشود و آن را نشانه تجدّد و ترقی میدانند، گرفتار شده و آلوده گردیدهاند، و آن مقاصدی هم که در نظر داشتهاند، به باد فنا رفته؛ (یا فریب خوردهاند، یا فرد پشیمان شده و یا جریانهای دیگر).
این علاقههایی که شما از آن نوشتهاید، علاقه اصیل و حساب شده نیست؛ علاقهای است که در ایّام جوانی، بین هر پسر و دختری ممکن است پیدا شود، لذا در این موارد، همان راهنماییهای پدر و مادر و افراد دلسوز و پخته خانواده و مشورت با آنها که فکرشان از آن احساسات دختر و پسر جوان آزاد است، بسیار ارزنده است.
به نظر میرسد اگر خیر و سعادت خود را میخواهید، حتما موضوع ازدواج را با پدر و مادر در میان بگذارید. اگر آنها مخالفت کردند، ناراحت نشوید و بدانید آنها خیر فرزندشان را میخواهند و در این مورد تجربه شده است که نظر آنها واقعبینتر است، و در اکثر موارد، رأی و نظرشان صائب و صحیح است.
به شما و امثال شما نصیحت میکنم که در این مواقع جوانی، خود را کنترل کنید و بر خود مسلّط باشید و اطمینان داشته باشید که آینده شما قرین سعادت و خوشبختی خواهد بود.
امّا مسأله جایز بودن دیدار و نظر به کسی که قصد ازدواج با او را دارید،
باید از حدود، و مقدار متعارف و به مقدار اطلاع بیشتر نباشد، و نمیشود که به این اسم، با مرد اجنبی اختلاط و معاشرت برقرار کرد؛ امّا از ازدواج با شخصی که شغلش حرام و درآمدش حرام است، اگرچه به خودی خود ممنوع نیست، آن هم از ازدواجهایی است که برای زن مسلمان آینده لذتبخشی نخواهد داشت؛ زیرا مسلمان باید از خوراک و پوشاک و اموال حرام پرهیز کند، و برای او زندگی با این شوهر دشوار میشود، مگر آنکه شوهر، قبل از ازدواج، شغل حرام را ترک کرده و شغل حلال و مشروعی انتخاب کند.
خداوند متعال شما و همه بانوان و دوشیزگان مسلمان را در طریق اسلام و عفت و حجاب ثابت دارد.
والسلام علیکم ورحمة اللّه وبرکاته
لطف اللّه صافی
26
بسم اللّه الرحمن الرحیم
به نام آنکه جان بخشید در دلها و پاک ساخت قلبها را
محضر مبارک آیت اللّه العظمی صافی گلپایگانی (دامت برکاته)
تاکنون مدّت دو سالی است که قصد مکاتبه با شما را دارم، امّا به دلایلی این افتخار نصیبم نشده بود، بالاخره امروز مصمّم شدم مکاتبهام را با شما آغاز کنم و خودم را از زندان سؤال نجات دهم؛ امیدوارم زیاد وقت گرامیتان را نگیرم و لطف کنید جواب سؤالات مرا بدهید.
اوّل از همه، رسالهای از خودتان میخواستم که احکام اوّلیه و ثانویه را مفصّل شرح داده باشد و سؤال و جواب نباشد. اگر برایتان مقدور بود، لطفا برایم بفرستید.
من دانشجوی رشته کاردانی حسابداری در ... تهران هستم و به رشته طراحی علاقه وافر دارم. به تازگی به عقد آقای ... درآمدهام. ایشان با ما زندگی میکند، به دلیل اینکه خانوادهشان اهل بیرجند هستند. در حقیقت شاید زندگی مشترک ما شروع شده باشد. سؤال من این است: آیا ایشان حقّ دارد بر تمام امور من، نظارت و کنترل داشته باشد، یا فقط در مواردی خاصّ؟
موقعیتی در دانشکده پیش آمده که میتوانم طراحی را ادامه دهم؛ ولی ایشان این کلاس را برای من ممنوع کردهاند. آیا میتوانم
باز هم به دنبال این رشته بروم؟ دلیل ایشان این است که: به درسم لطمه میخورد. هرچه صحبت کردهام راضی نشده. از این موارد زیاد پیش میآید. میخواستم بدانم با وجود اینکه هنوز در خانه پدرم هستم، مسؤولیت من به گردن پدرم است یا [شوهرم]؟ با توجّه به جلب رضایت هر دو، حرف کدام در حال حاضر مهمتر است؟ آیا او حقّی در این زمان بر من دارد و میتواند مرا از تحصیل محروم کند؟
در ضمن، آیا گذشته من ربطی به او دارد؟ من از زمان تولّد تا رسیدن به او را برایش با جزئیات و احساساتم بیان نمودهام. شاید اشتباه کردهام، چون او حساس شده است؛ البته شاید من نتوانستهام آنطور که باید، خودم را به او بشناسانم؛ چون حقیقتا خودم را هنوز نشناختهام و درگیر خودم هستم.
ما هر دو میخواهیم بر اساس قوانین شرعی و اسلامی پیش برویم و زندگیمان را حلال گردانیم. بر این اساس من چه باید بکنم تا زنی نمونه باشم؟! البته جواب را میدانم که باید مطالعه کنم و الگویم را حضرت زهرا علیهاالسلام قرار دهم؛ امّا باز هم به کمک شما احتیاج دارم.
به من بگویید: تا چه حدّ ایشان میتوانند در گذشته من حقّی داشته باشند؟ و آیا من همه چیز را باید با او در میان بگذارم و نمیتوانم مواردی را از او پنهان کنم تا موقعیت مناسب پیش آید؟
مثلاً آیا میتوانم پنهانی، طراحی را ادامه دهم؟ آیا لازم است همه اتفاقاتی که برایم در طول روز میافتد، برای او بازگو کنم، حتی اگر به ضرر زندگیمان باشد و خدشهای بر صمیمیت ما وارد کند؟!
در ضمن ایشان، جوانی پاک و سالم از هر نظر هستند و من ایشان را هدیهای از جانب خدا میدانم.
و میخواستم بدانم آیا شما شعر هم میگویید؟ اگر امکان دارد و افتخار میدهید، قسمتی از نوشتههایتان را برایم بفرستید. ببخشید که اینقدر طول کشید. منتظر جواب شما هستم، و برای شنیدن جواب عجله دارم. با تشکر و احترام فراوان خدمت جناب عالی!
بسم اللّه الرحمن الرحیم
مرقوم مفصّل شما رسید، جوابا اِشعار میدارد:
یکی از آیات بزرگ الهی و شگفتیها و ظرافتهایی که در عالم آفرینش، به خصوص انسان، تماشایی و عبرتانگیز و بینشآفرین است، زوجیت و همسر و همدم و انیس و مونس بودن زن و مرد با یکدیگر است، که واقعا الآن که این نوشته را مینویسم، واژهای که تعبیر از این زوجیت و با هم شدن و با هم بودن و یکی شدن این دو جنس را بنماید، ندارم.
قرآن مجید میفرماید: «هُنَّ لِباسٌ لَکُمْ وَأَنتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ»؛(1)بانوان برای شوهران لباس و شوهران برای ایشان لباس میباشند.
1) سوره بقره، آیه 187؛ آنان "پیراهن تن" شما، و شما "پیراهن تن" آنان هستید.
و در آیه دیگر پیرامون این رابطه میفرماید:
«وَمِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنفُسِکُمْ أَزْواجا لِتَسْکُنُوآا إِلَیْها وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً»؛(1)از خود شما برایتان قرار داد؛ یعنی همدم، مونس، غمخوار موافق و همدل، نه معارض و نه جدا از هم و نه مستقل از هم؛ بلکه متّحد، اتحادی که بین هیچ دو نفری برقرار نمیشود. حقیقت زوجیت این معانی مقدّس و آرامبخش است، این است که: از دو جنس مخالف، یک واحدِ به تمام معنا موافق ساخته میشود و اسلام به این جهتِ ازدواج و تقویت و تکمیل، بسیار اهمّیت داده است و در اکثریت زنان و شوهران مسلمان، این روحیه و این تجلّی و یگانگی و اتحاد را، اگرچه بالطبع فراهم است، فراهمتر میسازد، و اهتمام بر این است که: بنیاد قویم و مستحکم، از آسیب و تعرض مصون بماند و زن و مرد در دل به آن وفادار باشند.
حقیر در همین زندگی خود، زنان و مردانی را دیدهام که در این جهتِ با هم شدن و از هم بودن، نمونه بودند و چنان بودند که گویی هر یک از راز دل دیگری خبر داشت و همان را انجام میداد و همان را میگفت که دیگری میگفت، شخصیتشان در هم ذوب شده بود؛ اگر او در بیرون خانه بود و دیگری در درون خانه، هر دو با هم بودند و در رنج و غم و شادی و گشایش شریک یکدیگر بودند. نه این خود را از او طلبکار میدانست و نه او به این ادعایی داشت.
1) سوره روم، آیه 21؛ و از جمله آیات او این است که: برای شما از نوع خودتان، همسرانی آفرید که با آنان آرام گیرید، و در میان شما دوستی و مهربانی افکند.
این مردسالاری تحمیلی، که در زمان ما، مبارزه با آن را مطرح مینمایند، و از آن برای جدا کردن زن از شوهر، و آنها را دو واحد در مقابل هم قرار دادن استفاده میکنند، اصلاً وجود نداشت. اخلاق اسلامی در محیط خانه و بر روابط با هم حاکم بوده است.
غرض از این بیانات، این است که: شما برحسب آنچه نوشتهاید، همسری دارید که از هر جهت، پاک و سالم است که او را هدیهای از طرف خدا میشمارید، پس مسألهای غیر قابل حل بین خودتان نخواهید داشت. این صفا و وفا و خوشبینی که به هم دارید، همه امور را بر وفق دلخواه قرار میدهد، شما خاطرخواه او و او هم خاطرخواه شما خواهد بود.
البته در نظامات شرعی، برای اینکه اگر در بین زنها و شوهرها، افرادی پیدا شدند که به واسطه بعضی جهات و عذرهای صحیح یا بهانههای غلط به این اتّحاد و یگانگی نرسیدند، قانون بر آنها حاکم شود و آنها را منظّم سازد، برای هریک از زن و شوهر نسبت به هم حقوقی مقرّر شده است که برحسب آن، نظام خانواده و زوجیت باز هم محفوظ بماند و در سایه این حقوق و قانون با هم همزیستی داشته باشند. برحسب این حقوق، هیچ زن و مردی موظف نیستند که از گذشتههای خوب و بد و سوابق زندگی خود یکدیگر را مطّلع سازند، باید هرچه میگویند و عمل میکنند، همه موجب قوّت اتّحاد و خوشبینی آنها به یکدیگر باشد.
مسأله اینکه تا در خانه پدر هستید، باید چگونه باشید؛ این جزئیات را با توافق و ملاحظه خنمودن یر و صلاح یکدیگر، در حالی که یک واحد هستید،
حل نمایید. نه او جمود بر حقّی که دارد، داشته باشد و نه شما در موضوعی که در بین است، اصرار کنید.
مرد باید دستور «الْمُؤْمِنُ یَأْکُلُ بِشَهْوَةِ أَهْلِهِ وَالْمُنافِقُ یَأْکُلُ بِشَهْوَتِهِ»(1)را در رابطه با زن رعایت کند، زن هم باید خود را موظّف بداند که از نظر اخلاقی و حقوقی و شرعی، رضایت شوهر را فراهم نماید.
امید است با این توضیحات، این روابط گرمی که بین شما و همسرتان، بحمداللّه برقرار است، بیش از پیش گرمتر شود، و زندگی سعادتمندانه و خوبتر و خوبتر را در پیش روی داشته باشید.
«أَلَّفَ اللّهُ بَیْنَکُما وَطَیَّبَ اللّهُ نَسْلَکُما»
والسلام علیکم ورحمة اللّه وبرکاته
لطف اللّه صافی
1) کلینی، کافی، ج 4، ص 12؛ مؤمن آنگونه غذایی را میخورد که موافق میل همسر و فرزندانش است؛ ولی منافق در غذا خوردن، فقط به رأی و نظر خود توجّه میکند.
27
بسم اللّه الرحمن الرحیم
محضر مبارک آیت اللّه العظمی صافی گلپایگانی (دامت برکاته)
مشکل من انتخاب همسر آیندهام میباشد، چندی است که در مورد انتخاب همسرم، مشغول فکر کردن و انتخاب معیارهای درست، که مورد قبول خداوند متعال باشد، هستم؛ معیارهایی که مورد قبول عقل و شرع باشد و مرا در زندگی مشترک، با زنی به خوشبختی کامل و آنچه مورد نظر اسلام است، برساند.
معیارهای من، عبارتند از: همفکری و همعقیده بودن، مشترک بودن مکتب و دیدگاه، از نظر روحی و فکری به هم نزدیک بودن و در یک کلام همشأن بودن از نظر فکری.
به ثروت، زیبایی، تحصیلات و غیره اهمّیت نمیدهم؛ هرچند این مسایل را انکار نمیکنم. به هر حال انسان دوست دارد همسری زیبا، دارای تحصیلات عالیه داشته باشد؛ ولی به نظر من، وقتی انسان با دختری که با او همفکر و همعقیده است ازدواج کند، خود به خود همه این مسایل حل میشود.
به نظر من، طرز تفکّر طرفین (همفکر بودن)، شعاع بسیار وسیعی در مورد معیارهای ازدواج دارد. فکر من این است که به تحصیلات و کسب دانش تا آخر عمر ادامه دهم، دائما در مورد مسایل مختلف فکر کنم، از گناه و معصیت الهی پرهیز کنم، در
زندگی فردی باشم که گوش به فرمان عقل باشد و عقلش بر احساساتش غلبه داشته باشد، و در یک کلام، انسانی باشم که خدای تعالی خواستار آن انسان و مورد توجّه خداوند باشد. میل دارم همسرم، خانوادهاش و فامیلش دارای این طرز تفکّر باشند؛ مهمتر از همه اینکه خود آن زن، این طرز تفکّر را داشته باشد؛ طرز تفکّری اسلامی و مورد قبول خداوند؛ ولی مشکل من در اینجا خود را نشان میدهد که چگونه بفهمم دختری دارای این شرایط است.
من در دانشگاه تحصیل میکنم، در این دانشگاه دختر و پسر مشغول تحصیل هستند. از طرفی، از ارتباط کلامی با دخترها پرهیز دارم و از طرفی دیگر، مایلم بدانم کدام دختر در این دانشگاه یا در شهر محل سکونتم، دارای این طرز تفکّر است.
باور کنید وقتی در تخیل و رؤیا، به این مسأله فکر میکنم که مشکلم حل شده است، آن دختر مورد علاقهام را پیدا کردهام و با او ازدواج کردهام، آنچنان آرامش و اطمینان تمام وجودم را [فرا[ میگیرد، که وصف ناشدنی است. و اکنون که مشغول نوشتن این نامه برای حضرتعالی هستم، مانند مرغی سرگردان و حیران هستم، نمیدانم با چه دختری وصلت کنم؟!
معیار من، خانه، دارای زیبایی و ... نیست، معیار من، همفکر و همعقیده بودن است؛ زیرا با چنین دختری، زندگی را شروع کردن، آغاز خوشبختی است.
میخواهم از نظر جنابعالی مطّلع شوم و راه درست را ـ که مورد قبول حضرت حقّ باشد ـ به من نشان دهید که چگونه همسر آیندهام را بشناسم؟ و آیا این معیارها درست است و اشتباهی در مورد انتخاب معیارهایم ندارم؟ مرا راهنمایی کنید تا از این سرگردانی نجات پیدا کنم و هر روز تمایل به کسی پیدا نکنم و پیش خود خیال نکنم این همان است که به دنبالش میبودم و بعد ببینم سراب است. البته تمایل من فقط نگاه است و نه حتّی چشمچرانی؛ بلکه نگاهی کوتاه و سریع، حتّی از نگاه به نامحرم، اگر چه کوتاه، اِبا دارم؛ ولی بعضی مواقع، چشم من به کسی میافتد و هرچه دیده بیند، دل کند یاد.
بسم اللّه الرحمن الرحیم
ان شاء اللّه موفّق و مشمول عنایات حضرت بقیة اللّه ـ ارواحنا له الفداء ـ باشید. مرقوم مفصّل شما رسید؛ در مورد ازدواج که نظر حقیر را خواستهاید، همانطور که میدانید ازدواج یکی از سنن مهم اسلام و مورد ترغیب و تشویق بسیار است و از حضرت رسول صلیاللهعلیهوآله روایت است که فرمود: «النِّکاحُ سُنَّتِی»(1)و در احادیث دیگر است: «مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ أَحْرَزَ نِصْفَ دِینِهِ».(2)
امید است حال که درصدد انجام این سنّت هستید، چنانکه در نظر دارید،
موردی که از جهت ایمان و توافق اخلاقی مناسب باشد، فراهم شود؛ ولی در انتخاب همسر بیشتر از معارف، فحص و جست و جو تا حدّی که به مرحله وسواس و مانع از اخذ تصمیم شود، صحیح نیست. همینقدر که از جهات مورد نظر، به خصوص دیانت، عفّت و اخلاق شناخته شود و پدر و مادر شما و افرادی که به آنها اعتماد دارید، شخص را مناسب بدانند، بقیه امر و آینده همه با خداوند متعال است.
با توکل به خدا و طلب خیر از خدا و به نیت انجام سنّت دینی اقدام نمایید و آینده اموری را که انسان در جریان آن مؤثّر نیست، همه را به خدا واگذار نمایید که: «وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ».(1)
والسلام علیکم ورحمة اللّه وبرکاته
لطف اللّه صافی
1) سوره طلاق، آیه 3؛ و هرکس بر خداوند توکل کند، همو وی را کافی است.
28
بسم اللّه الرحمن الرحیم
محضر مبارک آیت اللّه العظمی صافی گلپایگانی (دامت برکاته)
جوانی هستم 25 ساله، مدّت سه ماه است ازدواج کردهام. در طول این سه ماه متوجّه شدهام همسرم با من ناسازگاری و لجاجتِ بیمورد دارد؛ مدام بهانههای بیخود میگیرد و منتظر بهانه و فرصتی است تا از من جدا شود.
اینطور که در این مدّت فهمیدم و خودش هم اعتراف کرده، قبل از ازدواج، موارد اخلاقی ـ رابطه با پسر ـ داشته و دختر سر به زیری نبوده است، به طوری که مدارکی هم ـ نامههای عاشقانه، شماره تلفن و غیره ـ از او پیدا کردهام. من همیشه او را نصیحت میکردم تا شاید اصلاح شود، حتی یکبار او را تهدید کردم چیزهایی را که فهمیدهام به پدر و مادرش میگویم و از او تعهّد کتبی با امضا و اثر انگشت گرفتم؛ امّا مؤثّر واقع نشد.
البته شاید، به ظاهر کمی مشکل اخلاقیاش اصلاح شده؛ امّا در مورد ناسازگاری و لجاجت، الآن مدّت دو هفته است که به خاطر همین مسایل، او را به خانه پدرش بردهام؛ چون گفته من نمیتوانم با تو زندگی کنم و طلاق میخواهد. ما هم برای طلاق استخاره کردیم، استخاره خوب آمد؛ امّا ممکن است با پادرمیانی ریش سفیدهای فامیل و بزرگترها، دوباره مجبورش کنند که برگردد.
با توجّه به اینکه هیچ کس از موضوع مسایل قبل از ازدواجش خبر ندارد و با علم به اینکه میگوید: «پدرم مرا به ازدواج با تو مجبور کرده»، من برای آخر و عاقبتم و طلاق دادن او، استخاره کردهام و خوب آمد. حالا به نظر شما چه کنم؟ به حرف بزرگترها و ریش سفیدها گوش کنم یا به استخاره عمل کنم؟ اگر لازم میدانید شما هم استخارهای در این مورد بنمایید؛ چون من اصلاً به او اعتماد ندارم و از آیندهام و زندگی با او و احتمالاً خیانت او میترسم و ماندهام چه کار کنم؟!
لازم به ذکر اینکه: بنده از لحاظ مالی و اخلاقی هیچ مشکلی ندارم؛ ولی نمیدانم مسایل اخلاقیاش را به پدر و مادرش بگویم یا نه؟! اگر نگویم و او را طلاق دهم؛ چون کسی در جریان نیست، حتما به فساد (بیشتر) کشیده میشود. و اگر بگویم، نمیدانم [که آیا] مدارکم ـ حتی تعهّدی که از او همراه با امضا و اثر انگشت گرفتهام ـ برای اثباتش کافی است یا نه؟!
با تشکر و عذرخواهی از اینکه وقتتان را گرفتم و مطلب به درازا کشیده شد؛ امّا لازم دیدم تمام مسایل را به طور گسترده و باز خدمتتان ارائه نمایم تا بتوانید راهنمایی فرموده و نظرتان را به طور کامل و قطعی بیان نمایید.
بسم اللّه الرحمن الرحیم
حقیر به علت عدم اطّلاع، از اظهار نظر در امر داخلی و شخصی شما
معذورم. به طور کلّی؛ اوّلاً اگر بر سرّی و امری که برای فرد عیب و عار باشد، مطّلع شدهاید، افشا نکردن آن فضیلت و ثواب بسیار دارد؛ بلکه افشا کردن نیز، اگر ضرورتی نباشد، حرام و معصیت است و گاه موجب تعزیر یا حدّ (مجازات شرعی) قذف (نسبت ناروا دادن به کسی) میشود. بنابراین از افشای سرّ، حتی پیش پدر و مادر شخص بپرهیزید.
ثانیا: امر طلاق به دست مرد است و به خصوص اگر زوجه هم مایل باشد؛ البته اگر به واسطه طلاق، زوجه در معرض فساد اخلاقی یا فشارهای روحی قرار بگیرد، و در صورت امکان زندگی با زوجه، ترک طلاق و ادامه معاشرت به معروف، بسیار خوب است که مبغوضترین کارهای حلال، طلاق است.
ثالثا: این خود شما هستید که با توجّه به نظر ناصحین، سالمندان فامیل، دوستان و امکاناتی که خود دارید، میتوانید با ملاحظه جوانب مختلف تصمیم بگیرید. به هر حال حقیر هم دعا میکنم که آنچه خیر و صلاح شما و طرف شما است، فراهم شود.
والسلام علیکم ورحمة اللّه وبرکاته
لطف اللّه صافی