ghaemiyeh.com
سرشناسه : سعیدی، احمد، ۱۳۴۶ -
عنوان و نام پدیدآور : اوصافالرسول: دربیان اسامی،القاب،اوصاف وکنیههای پیامبر اعظم صلیالله علیه وآله/ مولف احمد سعیدی.
مشخصات نشر : قم: مسجد مقدس جمکران ۱۳۸۷.
مشخصات ظاهری : ۲۷۱ ص.
شابک : ۲۲۰۰۰ ریال: 978-964-973-111-7
یادداشت : چاپ اول: ۱۳۸۶.
یادداشت : چاپ دوم.
یادداشت : عنوان روی جلد: اوصافالرسول صلیالله علیه و آله و سلم در بیان اسامی...
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
یادداشت : نمایه.
عنوان دیگر : دربیان اسامی،القاب،اوصاف وکنیههای پیامبر اعظم صلیالله علیه وآله.
موضوع : محمد (ص)، پیامبر اسلام، ۵۳ قبل از هجرت - ۱۱ق -- نامها
موضوع : محمد (ص)، پیامبر اسلام، ۵۳ قبل از هجرت - ۱۱ق -- لقبها
موضوع : محمد (ص)، پیامبر اسلام، ۵۳ قبل از هجرت - ۱۱ق -- احادیث
موضوع : محمد (ص)، پیامبر اسلام، ۵۳ قبل از هجرت - ۱۱ق. -- جنبههای قرآنی
شناسه افزوده : مسجد جمکران (قم)
رده بندی کنگره : BP۲۲/۹/س۷الف۸ ۱۳۸۷
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۹۳
شماره کتابشناسی ملی : ۱۱۴۲۹۸۶
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
الحمد للَّه ربّ العالمین و صلّی اللَّه علی سیّدنا محمّد و آله الطیّبین الطاهرین، سیّما بقیّة اللَّه فی الارضین و لعنة اللَّه علی اعدائهم اجمعین الی یوم الدین.
میگویند روزی که به دنیا آمد، مادرش نام او را «احمد» گذاشته بود؛ امّا روز هفتم تولدش، جدّ بزرگوارش که بعد از فوت پدر ایشان سر پرستی او را بر عهده داشت، جهت سپاس گزاری به درگاه الهی، گوسفندی قربانی و ضیافتی ترتیب داد و نام نوهاش را «محمّد» گذارد.
وقتی از او پرسیدند: چرا نام محمد را که در عرب کم سابقه است برای فرزندت انتخاب کردید؟ جواب داد: خواستم در آسمان و زمین ستوده باشد.(1)بنابر این او را «محمّد بن عبد اللَّه» نامیدند.
مدتی گذشت، وقتی صداقت و امانتداری و راستگویی او برای همگان مشخص شد، به «محمّد امین» لقب گرفت و پس از آن نیز به صفاتی؛ مانند: صادق، غیور، حاذق، اصیل، نبیل، مکین، نصیح، عاقل،
1) 1. فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام، آیت اللَّه سبحانی، ص 59.
فاضل، عابد، زاهد، صبور، سخی، قانع، متواضع، فصیح و ... .(1)امّا پس از مسئله بعثت و پیامبری آن جناب، نامها و القاب متعدّد و بیشتری برای آن حضرت متداول گشته و سر زبانها افتاد.
وقتی به مناسبتهای مختلف توفیق میشد و کتاب دعا یا زیارتی را قرائت میکردم، متوجه شدم که برای پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله اوصاف و القاب فراوان و گوناگونی از زبان معصومینعلیهم السلام به تناسب شخصیت آن بزرگوار به کار رفته است؛ به همین جهت کنجکاو شدم و کتابهای متعدّد روایی و دعایی و زیارتی را مرور نمودم و هر کجا که اسم و لقب و یا کنیهای از آن حضرت مشاهده میکردم یادداشت نموده، سپس با جست و جوی هر عنوانی، در پی آیه یا حدیث یا سند دیگری از آن عنوان برآمدم، تا آن را مستند سازم که در پایان، این مجموعه گرد آمد.
بنابراین برخی اسامی و القاب آن حضرت ریشه در قرآن کریم دارد، بعضی از آنها در ادعیه و زیارات آمده، تعدادی را امامان معصومعلیهم السلام در احادیث خود بیان فرمودهاند، برخی هم در کتب آسمانی و گذشتگان موجود است و بعضی هم در کتب علما، یا بر سر زبان مردم متداول گشته است.
اگر چه همه این اسامی و القاب بر اساس ترتیب حروف الفبا تنظیم شده؛ لکن عناوین قرآنی و آنچه در کتب گذشتگان آمده، در پایان کتاب، جداگانه فهرست گردیده است.
هدف ما در این کتاب مختصر، بیان گوشهای از بزرگی، قداست و عظمت صفات و اخلاق و علم و ... پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله از طریق شمارش برخی از اسامی و القاب آن جناب بوده، تا در پرتو شمارش آن اوصاف،
1) 2. بحار الانوار، ج 16، ص 175.
خوشهچین خرمن بیحدّ و حصر مقام شامخ نبوّت باشیم؛ لکن فهم پایین ما کجا و بلندای مقام او کجا؟! به هر حال ران ملخی است از جانب شخصی بیبضاعت. امید که خود قبول فرمایند.
و اینک در ایّام عزاداری فاطمه زهراعلیها السلام دخت بزرگوار پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله، نام و یاد رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینیقدس سره و شهدای گرانقدر انقلاب و جنگ؛ خصوصاً همرزمان شهیدم که نام مبارک محمّد را داشتند: شیخ محمّد خونجگری، شیخ محمّد محمّدی، محمّد اصغری، محمّد غیاث الدین، محمّد غیاثی، محمّد حاج قاسمی، محمّد جاجرمی را گرامی داشته، برای سرافرازی نظام اسلامی ایران و سلامتی مقام معظم رهبری دعا میکنیم.
در پایان از مدیریت محترم انتشارات مسجد مقدّس جمکران حجّت الاسلام و المسلمین آقای حسین احمدی قمی که زمینه نشر این اثر را فراهم نمودند و نیز از برادران واحد پژوهش؛ به خصوص جناب آقای حاج محمّدجواد مکّی که در تنظیم آن همکاری فرمودند، کمال تشکر را دارم.
اگرچه در بزرگواری و عظمت پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله هیچ کاستی نیست؛ لکن در گردآوری و تنظیم این اثر، حتماً نقص و ایراد هست که از خوانندگان محترم تقاضا میشود آن را اطلاع دهند.
شهر مقدّس قم
احمد سعیدی
«محمّد»(1)از کلمه حمد اشتقاق یافته و به معنای ستایش و ستودن است که معروفترین نام مبارک پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است و به این جهت آن حضرت را محمّد نامیدند چون خداوند متعال و همه فرشتگان و پیامبران و رسولان الهی و جمیع امّتها، او را ستایش و حمد نموده و بر او صلوات میفرستند.(2)
چنانکه از عبد المطلب سؤال کردند: چرا اسم او را محمّد گذاشتید؟ گفت: خواستم در آسمان و زمین ستوده باشد.
محمّد از نامهایی است که قرآن کریم آن را بیان فرموده و در چهار مورد به کار برده است:
1 - «وَما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِینْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَی أَعْقابِکُمْ وَمَن یَنقَلِبْ عَلَی عَقِبَیْهِ فَلَن یَضُرَّ اللَّهَ شَیْاً وَسَیَجْزِی اللَّهُ الشَّاکِرِینَ»؛(3)
«محمدصلی الله علیه وآله فقط فرستاده خداست؛ و پیش از او، فرستادگان دیگری نیز بودند؛ آیا اگر او بمیرد و یا کشته شود، شما به عقب برمیگردید؟ (و اسلام را رها کرده به دوران جاهلیّت و کفر بازگشت خواهید نمود؟) و هر کس به عقب باز گردد، هرگز به خدا ضرری نمیزند؛ و خداوند بزودی شاکران (و استقامتکنندگان) را پاداش خواهد داد».
2 - «ما کانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِن رِجالِکُمْ وَلکِن رَسُولَ اللَّهِ وَخاتَمَ النَّبِیِّینَ وَکانَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیماً»؛(1)
«محمّدصلی الله علیه وآله پدر هیچ یک از مردان شما نبوده و نیست؛ ولی رسول خدا و ختمکننده و آخرین پیامبران است؛ و خداوند به همه چیز آگاه است!»
3 - «وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ وَآمَنُوا بِما نُزِّلَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَهُوَ الْحَقُّ مِن رَبِّهِمْ کَفَّرَ عَنْهُمْ سَیِّاتِهِمْ وَأَصْلَحَ بالَهُمْ»؛(2)
«و کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند و به آنچه بر محمدصلی الله علیه وآله نازل شده - و همه حقّ است و از سوی پروردگارشان - نیز ایمان آوردند، خداوند گناهانشان را میبخشد و کارشان را اصلاح میکند!»
4 - «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّآءُ عَلَی الْکُفّارِ رُحَمآءُ بَیْنَهُمْ تَرَیاهُمْ رُکَّعاً سُجَّداً یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً سِیماهُمْ فِی وُجُوهِهِم مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِی الْإِنجِیلِ ...»؛(3)
«محمّدصلی الله علیه وآله فرستاده خداست؛ و کسانی که با او هستند در برابر کفّار
سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند؛ پیوسته آنها را در حال رکوع و سجود میبینی در حالی که همواره فضل خدا و رضای او را میطلبند؛ نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمایان است؛ این توصیف آنان در تورات و توصیف آنان در انجیل است، ...».
شخصی یهودی از پیامبرصلی الله علیه وآله پرسید: چرا شما را محمّد و احمد نامیدهاند؟ فرمود: «... وَاَمّا مُحَمَّدٌ فَإِنِّی مَحْمُودٌ فِی الأَرْضِ وَاَمّا اَحْمَدُ فَإِنِّی مَحْمُودٌ فِی السَّماءِ»؛(1)
«محمّد نامیدهاند چون در زمین ستایش شده هستم و امّا احمد چون در آسمان ستایش شده هستم».
جالب اینکه در قرآن هرگاه خداوند میخواهد پیامبران گذشته را خطاب کند، اسم آنان را میآورد؛مثلاً: یا یوسف، یا نوح، یا ابراهیم ... ؛ امّا برای پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله از القاب آن حضرت استفاده شده: یا ایّها المزمل، یا ایّها الرسول، یا ایّها النّبی ... و هیچگاه اسم آن حضرت مورد خطاب واقع نشده و آن مواردی هم که «محمّد و احمد» آمده اوّلاً به صورت خطاب نیست ثانیاً برای شهادت و مژده به رسالت آن حضرت میباشد.(2)
نکته دیگر این که اسم احمد ومحمّد را تا آن زمان کسی نام فرزندش نمیگذاشت؛ چون همه میدانستند که پیامبری خواهند آمد که نامش محمّد است، به همین جهت چند نفر معدود که بین هفت تا دوازده نفر
ذکر کردهاند، نام فرزند خود را محمّد گذاشتند به این امید که آنان پیامبر شوند؛ امّا غافل از این که: «اللَّه اعلم حیث یجعل رسالته».(1)
آمر به معنی امر کننده و دستور دهنده به کاری است.
در مناقب ابن شهر آشوب با توجّه به آیه شریفه «وَأْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلَواةِ وَاصْطَبِرْ عَلَیْها لَا نَسَْلُکَ رِزْقاً نَّحْنُ نَرْزُقُکَ وَالْعاقِبَةُ لِلتَّقْوَی ؛(2)«خانواده خود را به نماز فرمان ده؛ و بر انجام آن شکیبا باش! از تو روزی نمیخواهیم؛ (بلکه) ما به تو روزی میدهیم؛ و عاقبت نیک برای تقواست!» استفاده کرده است که یکی از اسامی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله آمر است.(3)
علامه مجلسی از مرحوم طبرسی نقل کرده: منظور از «اهل» به طور ویژه یعنی اهل بیت پیامبرصلی الله علیه وآله و به طور عموم اهل دین پیامبرصلی الله علیه وآله مقصود هستند.(4)
لذا بعد از نزول این آیه رسول خداصلی الله علیه وآله تا 9 ماه هر روز موقع نماز میآمدند جلوی خانه فاطمه و علیعلیهما السلام و میفرمودند: «اَلصَّلوةُ، یَرْحَمُکُمُ اللَّهُ؛ «إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً»؛(5)
یعنی امر کننده به نیکیها، و این بزرگترین مقام پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله بود
که او از جانب خداوند به سوی مردم آمد تا آنان را به نیکیها امر کند و از بدیها باز دارد.
در آیات متعددی از قرآن به این امر تأکید شده است و پیامبرصلی الله علیه وآله نیز به آن عمل نموده؛ از جمله:
«الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ الَّذِی یَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِندَهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَالإِْنجِیلِ یَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَیاهُمْ عَنِ الْمُنکَرِ وَیُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّباتِ وَیُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبَائِثَ وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَْغْلالَ الَّتِی کانَتْ عَلَیْهِمْ فالَّذِینَ آمَنُوابِهِوَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنزِلَ مَعَهُ أُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»؛(1)
«همانها که از فرستاده (خدا)، پیامبر «امّی» پیروی میکنند؛ پیامبری که صفاتش را، در تورات و انجیلی که نزدشان است، مییابند؛ آنها را به معروف دستور میدهد، و از منکر باز میدارد؛ اشیاء پاکیزه را برای آنها حلال میشمرد، و ناپاکیها را تحریم میکند؛ و بارهای سنگین، و زنجیرهایی را که بر آنها بود، (از دوش و گردنشان) بر میدارد، پس کسانی که به او ایمان آوردند، و حمایت و یاریاش کردند، و از نوری که با او نازل شده پیروی نمودند، آنان رستگارانند».
چنانکه خود آن حضرت نیز فرمودند: «یا اَیُّهَا النّاسُ! وَاللَّهِ ما مِنْ شَیْءٍ یُقَرِّبُکُمْ مِنَ الْجَنَّةِ وَیُباعِدُکُمْ مِنَ النّارِ اِلّا وَقَدْ اَمَرْتُکُمْ بِهِ وَما مِنْ شَیْءٍ یُقَرِّبُکُمْ مِنَ النّارِ وَیُباعِدُکُمْ مِنَ الْجَنَّةِ اِلّا وَقَدْ نَهَیْتُکُمْ عَنْهُ ...»؛(2)
«ای مردم! به خدا قسم! هیچ چیزی نیستکه شما را به بهشت نزدیک کند و از آتش دور کند مگر اینکه شما را به آن امر کردم و چیزی نیست که شما را به آتش نزدیک کند و از بهشت دور کند مگر این که شما را از آن نهی کردم».
و ما نیز در تمام دعاها و زیارات شهادت میدهیم که آن حضرت این فرمان الهی را به نحو احسن انجام داده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا خاتَِمَ النَّبِیِّینَ اَشْهَدُ اَنّکَ قَدْ بَلَّغْتَ الرِّسالَةَ وَاَقَمْتَ الصَّلوةَ وَآتَیْتَ الزَّکاةَ وَاَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَیْتَ عَنِ الْمُنْکَرِ»؛(1)
«سلام بر تو ای آخرین پیامبر، شهادت میدهم که تو ابلاغ رسالت کرده، نماز را به پا داشتی، زکات دادی و امر به معروف و نهی از منکر نمودی».
به معنای کسی که والاترین و افتخار آمیزترین شرف و نسب را دارد و پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله چنین است. چنانکه در یکی از زیارات مربوط به آن حضرت آمده است:
«اَکْرَمُ الْعالَمِینَ حَسَباً وَاَفْضَلُهُمْ نَسَباً... وَاَبْذَخُهُمْ شَرَفاً»؛(2)
«پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله در بین همه جهانیان، گرامیترین نژاد و بافضیلتترین اصل و نسب و والاترین شرف را دارد».
بطحاء یعنی مسیل و مکانی فراخ که سیل در آن جریان مییابد.
منسوب به ابطح است که به سرزمین مکّه گفته میشد. لذا از اوصاف پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله گفته شده است. چنانکه در کافی آمده:
«مُهَذَّبٌ لا یُدانی هاشِمِیٌّ لا یُوازی، اَبْطَحِیٌّ لا یُسامی .(1)
ذبیح به معنای ذبح شده و قربانی میباشد و ابن الذبیحین یعنی فرزند دو قربانی «اسماعیل و عبد اللَّه» و این از القابی است که خود پیامبرصلی الله علیه وآله آن را از افتخارات خویش برشمرده است. با این توضیح که پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله از نسل اسماعیل فرزند ابراهیم است و حضرت ابراهیم از جانب خدا مأمور شد که فرزندش اسماعیل را قربانی و ذبح نماید(2)لکن در آخرین لحظه گوسفندی از جانب خدا آمد تا به جای اسماعیل ذبح شود. ذبیح دوم پدر بلافصل پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است. با این شرح که عبد المطلب نذر کرده بود(3)اگر خدا به او ده فرزند بدهد یکی را قربانی نماید، قرعه به
1) 20. کافی، ج 1، ص 444 / بحارالانوار، ج 16، ص 369.
2) 21. فَلَمّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قالَ یابُنَیَّ إِنِّی أَرَی فِی الْمَنامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانظُرْ ماذَا تَرَی قالَ یأَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِن شَآءَ اللَّهُ مِنَ الصّابِرِینَ.» هنگامی که با او به مقام سعی و کوشش رسید، گفت: «پسرم! من در خواب دیدم که تو را ذبح میکنم، نظر تو چیست؟» گفت «پدرم! هر چه دستور داری اجرا کن، به خواست خدا مرا از صابران خواهی یافت!» سوره صافات، آیه 102.
3) 22. در مورد چگونگی و علت این نذر به کتب معتبر مراجعه شود.
نام عبد اللَّه پدر رسول خداصلی الله علیه وآله افتاده بود، ده بار قرعه را تجدید میکنند تا اینکه به نام صد شتر میافتد. به همین جهت حضرت فرمود من فرزند دو ذبیح هستم.(1)
مرحوم علامه مجلسی از تاریخ یعقوبی نقل کرده که ده نفر از جدّههای پیامبر به نام «عاتکه» بودهاند؛ لذا ایشان را ابن العواتک گفتهاند.(2)
یعنی فرزند فاطمهها، چنانکه مناقب نقل کرده ابن الفواطم نیز از القاب پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است چون مادر چند تن از اجداد آن حضرت به نام فاطمه بودهاند که مرحوم مجلسی در پاورقی کتاب خود آورده است.(3)
صاحب مناقب یکی از کنیههای پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله را ابن بطحاء برشمرده است؛ یعنی فرزند بطحاء، و مکّه جزء سرزمین بطحاء است.(4)
یکی دیگر از کنیههای پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله ابوابراهیم است؛ یعنی پدر ابراهیم. و این کنیه را جبرئیل به ایشان داده بود؛ آنگاه که فرزندش ابراهیم به دنیا آمد.(1)
انس روایت کرده است: «لَمّا وُلِدَ لَهُ اِبراهِیمُ مِنْ مارِیَةَ الْقِبْطِیَةِ اَتاهُ جَبْرَئِیلعلیه السلام فَقالَ: اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبااِبْراهِیمَ»؛(2)
«آنگاه که ابراهیم از ماریه قبطیه برای پیامبر به دنیا آمد، جبرئیل به محضر آن حضرت آمد و گفت: سلام بر تو ای پدر ابراهیم».
کنیهای است که در تورات برای پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله بیان شده است و به معنای پدر یتیمان و فقیران و مساکین و مستضعفان است.(3)
یعنی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله به عنوان پدر معنوی این امّت است؛ چنان که به نقل از خود آن حضرت فرمودند: اَنَا و علیّ ابوا هذه الامّة؛(4)من و علیعلیه السلام پدر این امّت هستیم. البته نه پدر شخصی خاص بلکه پدر تمام امّت است.(5)
امام حسن و امام حسین دو ریحانه و دو دسته گل علی و فاطمهعلیهما السلام فرزندان پیامبرند و لذا آن حضرت را ابو الریحانتین میگویند.(1)
سبط به معنای نوه دختری است و آن حضرت پدر دو سبط گرامی، امام حسن و امام حسینعلیهما السلام میباشد.(2)
از دیگر کنیههای پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله است که ابن شهر آشوب مازندرانی در مناقب خود آورده و علامه مجلسی نیز نقل کرده است.(3)
مناقب و بحارالانوار در تفسیر آیه شریفه: «فَلَمْ تَجِدُوا مآءً فَتَیَمَّمُوا صَعِیداً طَیِّباً»؛(4)«و در این حال، آب (برای وضو یا غسل) نیافتید، با خاک پاکی تیمّم کنید!» نقل کردهاند که: «فَمُحَمَّدٌ الطَّهُورُ وَ عَلِیٌّ الصَّعِیدُ لأَنَّ مُحَمَّداً اَبُوالطّاهِر وَ عَلِیاً اَبُوالتُّرابِ»؛(5)
«مقصود از طهور محمّد است و منظور از صعید علی است، چون محمّد ابوالطاهر است و علی ابوتراب میباشد».
یکی دیگر از کنیههای پیامبرصلی الله علیه وآله است که آن را علامه مجلسی نقل کرده است.(1)
کنیه معروف و مشهور پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله ابوالقاسم است که به معنای پدر قاسم میباشد.
در توضیح علت این کنیه چند وجه ذکر شده است:
یکی اینکه او تقسیم کننده بهشت و جهنم است.
شخصی یهودی از پیامبر خداصلی الله علیه وآله پرسید: به چه علت شما را ابوالقاسم نامیدهاند؟ فرمود:
«... وَاَمّا اَبُوالْقاسِم فَإنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُقَسِّمُ یَوْمَ الْقِیامَةِ قِسْمَةَ النّارِ، فَمَنْ کَفَرَ بِی مِنَ الاَوّلِینَ وَالآخَرِینَ فَفِی النّارِ وَیُقَسِّمُ قِسْمَةَ الْجَنَّةِ فَمَنْ آمَنَ بِی وَاَقَرَّ بِنُبُوَّتِی فَفِی الْجَنَّةِ»؛(2)
«به این جهت ابوالقاسم نامیده شدم، چون خداوند متعال در روز قیامت آتش و جهنم را تقسیم میکند، پس هرکه به من کافر شود از اولین و آخرین جایش در آتش است و بهشت را نیز تقسیم میکند؛ هر که به من ایمان آورد و به رسالت من اقرار کند جایش در بهشت است».
دیگر اینکه آن حضرت فرزندی به نام قاسم داشته است.
و وجه دیگر را امام رضاعلیه السلام نقل فرمودند: چون بهشت و جهنم با محبت امیرالمؤمنینعلیه السلام تقسیم میشود و آن حضرت نیز بزرگترین فرزند معنوی پیامبر است، به ابوالقاسم ملقّب شدند.(1)
یعنی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله پدر مستمندان و فقراست، پدر و پناه بیچارگان و درماندگان است.(2)
ابن عباس فرمایشی از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل میکند که خلاصه آن چنین است:
خداوند مردم را دو دسته فرمود؛ اصحاب الیمین واصحاب الشمال، و من از اصحاب یمین هستم و بهترین آنان هستم. پس آنان را سه قسم نمود؛ اصحاب میمنه، و مشئمه و سابقون، و من از سابقون هستم بلکه بهترین آنان هستم. سپس آنان را قبیلهها قرار داد و مرا در بهترین قبیله قرار داد که فرمود:
«وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوباً وَقَبَآئِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَیاکُمْ» «فَأَنَا اَتْقی وُلْدِ آدَمَ»؛(3)«من با تقواترین فرزند آدم هستم».
به معنای کسی که اصل و نسب او ثابتترین و پایدارترین است و هیچگاه زایل و از هم پاشیده نمیشود.
چنانکه در زیارت ایشان گفته میشود:
«اَکْرَمُ الْعالَمِینَ حَسَباً وَاَفْضَلُهُمْ نَسَباً... وَاَثْبَتُهُمْ اَصْلاً»؛(1)
«پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله دارای گرامیترین نژاد و با فضیلتترین نسب و ثابتترین اصالت است».
به معنای نیکوترین و زیباترین فرد در بین جهانیان است.
آنچه در یکی از زیارات مربوط به آن حضرت آمده، چنین است:
«اَکْرَمُ الْعالَمِینَ حَسَباً وَاَفْضَلُهُمْ نَسَباً... وَاَجْمَلُهُمْ مَنْظَراً»؛(2)
«پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله گرامیترین نژاد و بافضیلتترین نسب را دارد و در بین جهانیان از همه زیباتر است».
یعنی کسی که جود و کرم او مانند باران بر همه جا ریزش دارد. این عنوان از توصیفاتی است که امیرالمؤمنینعلیه السلام جناب پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله را به آن وصف نموده است چنانکه در یکی از خطبههای خویش فرموده:
«حَتّی بَعَثَ اللَّهُ مُحَمَّداً شَهِیداً وَ بَشِیراً وَ نَذِیراً خَیْرَ الْبَرِیَةِ طِفلاً وَ اَنْجَبَها کهْلاً، اَطْهَرُ المُطَهَّرِینَ شِیمَةً وَ اَجْوَدُ الْمُسْتَمْطرِینَ دِیمَةً»؛(1)
«تا اینکه خداوندمتعال محمّدصلی الله علیه وآله راشاهد و بشیر و نذیرمبعوثفرمود، او که در طفولیت بهترین مردم بود و در کهنسالی نجیبترین و بزرگوارترین آنان و از جهت اخلاق پاکترین پاکان و باران کرمش از هر چیز بادوامتر بود».
به معنای کسی که با جود و سخیترین و بخشندهترین مردم است و این نیز از اوصافی است که امیر المؤمنین بیان فرموده:
«کانَ اَجْوَدُ النّاسِ کَفّاً ... وَ اَصْدَقُ النّاسِ لَهْجَةً»؛(2)«او با سخاوتترین و بخشندهترین مردم بود ... و راستگوترین مردم و صریحترین لهجه را داشت».
این لقبی است که جبرئیل به وسیله آن، پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله را ملقب نموده؛ چنان که در شب معراج آنگاه که جبرئیل بُراق را آورد به او گفت:
«اُسْکُنْ فَاِنَّما یَرْکَبُکَ خَیْرُ الْبَشَرِ، اَحَبُّ خَلْقِ اللَّهِ اِلَیْهِ...»؛(3)
«آرام باش که بهترین بشر تو را سوار خواهد شد، او که محبوبترین شخص نزد خداوند است».
یکی از حواریون عیسی بن مریم میگوید: آن حضرت برای ما اوصاف پیامبر آخرالزمان را چنین بیان کرد:
«اَکْرَمُ خَلْقِ اللَّهِ عَلَی اللَّهِ وَ اَحَبُّهُمْ اِلَی اللَّهِ، لَمْ یَخْلُقِ اللَّهُ مَلِکاً مُقَرَّباً وَ لا نَبِیّاً مُرْسلاً مِنْ آدَمَ فَمنْ سِواهُ خَیْراً عِنْدَ اللَّهِ وَ لا اَحَبَّ اِلَی اللَّهِ مِنْهُ»؛(1)
«گرامیترین خلق خدا نزد خدا و دوست داشتنیترین آنان است، خداوند هیچ فرشته و هیچ پیامبری را خلق نکرد از زمان آدم تاکنون که نزد خدا بهتر و محبوبتر از محمّد باشد».
پیامبر خاتم نیکوترین فرد است؛ هم از جهت خلقت و هم از جهت اخلاق چنانکه در زیارت آن حضرت آمده:
«وَ إِنَّکَ اَحْسَنُ الْعالَمِینَ خَلْقاً وَ خُلْقاً...»؛(2)
«و تو نیکوترین آفرینش و اخلاق جهانیان را داری».
احمد در لغت، صیغه مبالغه از صفت حمد است، و محمّد نیز مبالغه در کثرت حمد است؛ یعنی افضل و اجلّ از حمد است. این صیغه هم میتواند به معنای اسم فاعل باشد و هم به معنای اسم مفعول؛ لذا آن
حضرت هم احمد الحامدین است و هم احمد المحمودین.(1)
و خداوند کریم در قرآن میفرماید:
«وَإِذْ قالَ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ یابَنِی إِسْرَ ءِیلَ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکُم مُّصَدِّقاً لِّما بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّراً بِرَسُولٍ یَأْتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمّا جَآءَهُم بِالْبَیِّناتِ قالُوا هذا سِحْرٌ مُبِینٌ»؛(2)
«و (به یاد آورید) هنگامی را که عیسی بن مریم گفت: «ای بنی اسرائیل! من فرستاده خدا به سوی شما هستم در حالی که تصدیقکننده کتابی که قبل از من فرستاده شده [تورات] میباشم، و بشارتدهنده به رسولی که بعد از من میآید و نام او احمد است! هنگامی که او [احمد] با معجزات و دلایل روشن به سراغ آنان آمد، گفتند: این سحری است آشکار».
لذا جابر بن عبد اللَّه میگوید:
«قالَ رَسُولُ اللَّهصلی الله علیه وآله: ... وَ سَمّانِی فِی الإِنْجِیلِ اَحْمَدَ فَأَنَا مَحْمُودٌ فِی اَهْلِ السَّماءِ وَ جَعَلَ اُمَّتِی الْحامِدِینَ»؛(3)
«پیامبر فرمود: خداوند متعال اسم مرا در انجیل، احمد گذاشته است، پس من در بین اهل آسمان محمود و ستایش شدهام، و امت مرا نیز حامدین قرار داده است».
شخصی یهودی از پیامبر خداصلی الله علیه وآله پرسید: چرا شما را احمد و محمّد نامیدهاند؟ فرمود: «... وَاَمّا مُحَمَّدٌ فَإِنِّی مَحْمُودٌ فِی الأَرْضِ وَاَمّا اَحْمَدُ فَإِنِّی
مَحْمُودٌ فِی السَّماءِ»؛(1)«مرا محمّد نام نهادند چون محمود در زمین هستم و امّا احمد چون محمود در آسمان هستم».
لذا در زیارت آن حضرت عرض میکنیم: «اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا أَحْمَدُ!».(2)
مطابق آنچه در زیارت مخصوص پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله آمده، یکی از اوصاف آن جناب چنین است:
«اَکْرَمُ الْعالَمِینَ حَسَباً وَاَفْضَلُهُمْ نَسَباً... وَ اَحْمَدُهُمْ وَصْفاً»؛(3)
«پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله گرامیترین نژاد و با فضیلتترین نسب را دارد ... و از جهت اوصاف، ستودهترین آنان است»
از نامهای مبارک پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله در تورات أحید است، چنانکه جابر بن عبد اللَّه از پیامبرصلی الله علیه وآله نقل میکند که فرمودند:
«... وَ جَعَلَ اسْمِی فِی التَّوراةِ أُحِیدَ فَبِالتَّوحِیدِ حَرَّمَ اَجْسادِ اُمَّتِی عَلَی النّارِ»؛(4)«خداوند متعال اسم مرا در تورات أحید گذاشته است لذا به وسیله توحید جسد و بدن امّت مرا بر آتش جهنم حرام نموده است».
به معنای نزدیکترین پیامبر به خداست که این عنوان از دعاهای روزهای ماه مبارک رمضان اقتباس گردیده و از زبان معصومعلیه السلام صادر شده است و از خداوند خواسته شده:
«اَللَّهُمَّ وَاجْعَلْ مُحَمَّداً صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ أَدْنَی الْمُرْسَلِینَ مِنْکَ مَجْلِساً...»؛(1)
«خدایا محمّدصلی الله علیه وآله را نزدیکترین پیامبران به خودت قرار بده».
ادیب به معنای تأدیب و ادب شده و تحت تربیت کسی قرار داشتن است و پیامبر چنین است آنجا که میفرماید:
«اَنَا اَدِیبُ اللَّهِ وَ عَلِیٌّ اَدِیبِی»؛(2)
«من ادب شده خدایم و علی ادب شده من است».
به معنای ریشه و اساس و بنیان بنای ایمان است. چنانکه مرحوم علامه مجلسی در ابتدای کتاب خود که به تاریخ پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله
میپردازد، آن حضرت را اینگونه توصیف نموده است.(1)
به معنای با سخاوتترین و بخشندهترین و بزرگوارترین شخص جهانیان است. و چنین است عبارت یکی از زیارات مربوطه:
«اَکْرَمُ الْعالَمِینَ حَسَباً وَاَفْضَلُهُمْ نَسَباً وَ اَجْمَلُهُمْ مَنْظَراً وَ اَسْخاهُمْ کَفّاً»؛(2)
«پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله گرامیترین نژاد و با فضیلتترین نسب و زیباترین منظر را دارد و دست و دلبازترین جهانیان است».
به معنای بلندمرتبهترین و گرانبهاترین گوهر میباشد؛ چنانکه در زیارت مربوط به آن جناب عرض میشود:
«اَکْرَمُ الْعالَمِینَ حَسَباً وَاَفْضَلُهُمْ نَسَباً... وَ اَسْناهُمْ ذخْراً»؛(3)
«پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله گرامیترین نژاد و با فضیلتترین اصل و نسب را دارد و گرانبهاترین گوهر عالمیان است».
اسوه به معنای الگو و نمونه و سَنبُل است؛ یعنی کسی که اخلاق
و رفتار او مورد توجّه، تقلید و الگوی دیگران قرار میگیرد. این عنوان نیز از القاب و اوصاف قرآنی پیامبر خدا به شمار میآید ؛زیرا که خداوند متعال، پیامبرش را به عنوان اسوه و الگوی همه جهانیان اعلان فرموده است، آنجا که میفرماید:
«لَّقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن کانَ یَرْجُوااللَّهَ وَالْیَوْمَ الْأَخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِیراً»(1)
«مسلّماً برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود، برای آنها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد میکنند».
از آنجا که پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله بالاترین درجه ایمان و یقین به خداوند را داشته و نیز عمیقترین نوع توکل را به خداوند متعال داشت، هیچ نوع ترس و دلهره و خوفی از غیر خدا در دل نداشت؛ لذا او شجاعترین مردم بود.
و در یکی از زیارات مربوط به آن حضرت آمده است:
«..اَکْرَمُ الْعالَمِینَ حَسَباً وَاَفْضَلُهُمْ نَسَباً... وَ اَشْجَعُهُمْ قَلْباً»؛(2)
«گرامیترین نژاد و بافضیلتترین نسب و شجاعترین قلب را دارد».
چنانکه امیرالمؤمنینعلیه السلام نقل میفرماید: در سختترین لحظات جنگهای صدر اسلام، همه به پیامبرصلی الله علیه وآله پناهنده میشدیم.(3)
به معنای شریفترین فرد در بین موجودات جهان است که صاحب کتاب اعلام الدین در مقدمه خود، این عبارت را برای توصیف پیامبر اکرم به کار برده است.(1)
یعنی کسی که شریفترین محل و مکانت را دارا میباشد و این کسی جز بهترین مخلوق خدا نیست، لذا از القاب پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله اشرف المحل است؛ چنانکه در زیارت آن حضرت از دور و نزدیک خوانده میشود:
«فَبَلَغَ اللَّهُ بِکَ أَشْرَفَ مَحَلِّ الْمُکَرَّمِینَ»؛(2)
«خداوند تو را به بهترین و گرامیترین محل از شرافت و کرامت رسانده است».
یعنی کسی که در بین همه موجودات عالم و آنچه که موجود و مخلوق خداوند است از همه شریفتر و مقام بالاتری است. این عنوان را مؤلف کتاب تأویل الایات در مقدمه کتاب خود آورده است.(3)
به معنای راستگوترین مردم است و این از اوصافی است که امیر المؤمنین بیان فرموده:
«کانَ اَصْدَقُ النّاسِ لَهْجَةً»؛(1)«او راستگوترین مردم و صریحترین لهجه را داشت».
یعنی شجره طیبه خانوادگی آن حضرت، نسل به نسل از اصالت خاص برخوردار بودند؛ چنانکه در زیارت آن حضرت آمده:
«اَکْرَمُ الْعالَمِینَ حَسَباً ... مِنْ شَجَرَةٍ اَصْلُها راسِخٌ فِی الثَّری وَ فَرْعُها شامِخٌ فِی الْعُلی ؛(2)
«پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله گرامیترین نژاد را دارد، از شجرهای که اصل و ریشه آن در آسمان ثابت و راسخ است و شاخههای آن سرکشیده به بالاست».
یعنی پاکترین پاکان و طاهرترین طاهرین، و این کسی جز پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله نیست، و این وصفی است که جناب امیرالمؤمنینعلیه السلام آن حضرت را به این عنوان توصیف فرموده است، در آنجا که میفرماید:
«حَتّی بَعَثَ اللَّهُ مُحَمَّداً شَهِیداً وَ بَشِیراً وَ نَذِیراً خَیْرَ الْبَرِیَةِ طِفلاً وَ اَنْجَبَها
کهْلاً، اَطْهَرُ المُطَهَّرِینَ شِیمَةً»؛(1)
«تا اینکه خداوند محمّد را مبعوث فرمود و او را شاهد و بشیر و نذیر قرار داد او که در طفولیت بهترین مردم بود و در کهنسالی نجیبترین آنان و از حیث اخلاق نیز، پاکترین پاکان».
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله بنا به فرمایش خود ایشان، شهر علم بودند آنجا که فرمودند:
«أَنَا مَدِینَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِیٌّ بابُها»؛
«من شهر علم هستم و علیعلیه السلام نیز درب آن است».
یعنی علم آن حضرت از علم همه مردم بیشتر است؛ زیرا علم ایشان متصل به علم الهی است، آنجا که خداوند میفرماید:
«... وَأَنزَلَ اللَّهُ عَلَیْکَ الْکِتابَ وَالْحِکْمَةَ وَعَلَّمَکَ ما لَمْ تَکُن تَعْلَمُ وَکانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکَ عَظِیماً»؛(2)
«... و خداوند، کتاب و حکمت بر تو نازل کرد؛ و آنچه را نمیدانستی، به تو آموخت؛ و فضل خدا بر تو (همواره) بزرگ بوده است».
یعنی خداوند متعال، قرآن و حکمت را بر تو نازل کرد، بعد هم علومی به تو داد که خود قادر به فراگیری آن نبودی، و این عطا هنوز هم ادامه
دارد، چون فضل خدا خیلی عظیم است. لذا در زیارت مربوط به آن حضرت آمده:
«اَکْرَمُ الْعالَمِینَ حَسَباً وَاَفْضَلُهُمْ نَسَباً... وَ اَکْثَرُهُمْ عِلْماً»؛(1)
«گرامیترین نژاد و بافضیلتترین نسب و بیشترین علم جهانیان را دارد».
یعنی نام و یاد پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله از همه نامها و یادها، بالاتر و بیشتر و والاتر است. چنانکه در زیارت مربوطه میگوییم:
«اَکْرَمُ الْعالَمِینَ حَسَباً ...وَ اَعْلاهُمْ ذِکْراً»؛(2)
«گرامیترین نژاد و بالاترین نام و یاد، از آن پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است».
یعنی کسی که بالاترین منزل در بهشت و در نزد خداوند متعال را دارد. چنانکه در قسمتی از زیارت آن حضرت آمده است:
«فَبَلَغَ اللَّهُ بِکَ أَشْرَفَ مَحَلِّ الْمُکَرَّمِینَ، وَأَعْلی مَنازِلِ الْمُقَرَّبِینَ»؛(3)
«خداوند تو را به بهترین و گرامیترین محل از شرافت و بالاترین منزل مقربان الهی رسانده است».
یعنی کسی که خوش زبان و خوش کلام است و هنگام سخن گفتن، هر کلامی را در جای خود استفاده میکند. «افصح» از القابی است که خود پیامبرصلی الله علیه وآله به آن افتخار کرده و فرمودند:
«أَنَا اَفْصَحُ الْعَرَبِ وَ الْعَجَمِ»؛(1)
«من فصیحترین مردم در عرب و عجم هستم».
یعنی پیامبر اسلام، برترین و بهترین و با فضیلتترین خلق خدا در سرتاسر جهانیان است. آیه شریفه میفرماید:
«... وَأَنزَلَ اللَّهُ عَلَیْکَ الْکِتابَ وَالْحِکْمَةَ وَعَلَّمَکَ ما لَمْ تَکُن تَعْلَمُ وَکانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکَ عَظِیماً»(2)
«... و خداوند، کتاب و حکمت بر تو نازل کرد؛ و آنچه را نمیدانستی، به تو آموخت؛ و فضل خدا بر تو (همواره) بزرگ بوده است».
چنانکه در زیارات مربوط به آن حضرت عرض میکنیم:
«... اَکْرَمُ الْعالَمِینَ حَسَباً وَاَفْضَلُهُمْ نَسَباً...»؛(3)
«او دارای گرامیترین نژاد و بافضیلتترین نسب است».
یعنی برترین و والاترین پیامبر خدا، اگرچه آخرین پیامبر از حیث زمان بعثت است؛ امّا برترین آنان است. چنانکه خود آن حضرت فرمود:
«أَنَا اَفْضَلُ اَنْبِیاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ».(1)
و در زیارت حضرت زهراعلیها السلام میگوییم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ اَفْضَلِ اَنْبِیاءِ اللَّهِ»؛(2)
«سلام بر تو ای دختر بهترین پیامبران خداوند».
از مهمترین اصول دین و احکام اسلامی نماز و اقامه آن است. خواندن نماز یک مرحله از وظیفه است؛ ولی اقامه نماز وظیفهای بالاتر و مهمتر از آن است؛ یعنی نماز را برپاکردن و کاری کنند که نماز در جامعه گسترش یافته و دیگران را به آن امر و توصیه نمایند. پیامبر اکرم و امامان معصومعلیهم السلام این وظیفه و فریضه را به خوبی به انجام رساندند؛ چنان که در موارد مختلف از دعاها و زیارتها آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خاتَِمَ النَّبِیِّینَ اَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ بَلَّغْتَ الرِّسالَةَ وَ اَقَمْتَ الصَّلوةَ وَ آتَیْتَ الزَّکاةَ ...»؛(3)
«سلام بر تو ای آخرین پیامبر الهی، گواهی میدهم که تو ابلاغ رسالت نمودی، و نماز و زکات را به پا داشتی».
یعنی کسی که مقام و منزلتش نزدیک به خداوند است؛ بلکه از همه به خدا نزدیکتر است، به حدی که خداوند متعال میفرماید:
«ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّی فَکانَ قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَی (1)
چنانکه در شب معراج بعد از مراحلی که جبرئیل نیز همراه او بود جبرئیل توقف کرد، پیامبر فرمود: بیا، جبرئیل گفت: «لو دنوت انملة لاحترقت»؛(2)«اگر یک بند انگشتی جلوتر بیایم هر آینه خواهم سوخت».
در قسمتی از زیارات مربوط به پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله آمده است:
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ، اَلْعَظِیمِ حُرْمَتُهُ، اَلْقَرِیبِ مَنْزِلَتُهُ»؛(3)
«خدایا درود فرست بر محمّد بنده و رسولت، هم او که حرمتش عظیم و منزلتش قریب است».
خداوند متعال در قرآن فرموده: و ابتغوا الیه الوسیلة؛ یعنی اگر خواستید به درگاه خدا بیایید به همراه وسیله بیایید و پیامبر نزدیکترین وسیلهای است که توسط آن میتوان به خدا رسید؛ چون او نزدیکترین شخص به خداست؛ لذا این عنوان از القاب پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است. بنابر این از خداوند میخواهیم:
«اَللَّهُمَّ وَاجْعَلْ مُحَمَّداً صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ أَدْنَی الْمُرْسَلِینَ مِنْکَ مَجْلِساً...وَأَقْرَبَهُمْ إِلَیْکَ وَسِیلَةً»؛(1)
«خدایا محل جلوس محمّدصلی الله علیه وآله را در نزدیکترین جا به خودت قرار بده، و وسیله و توسلش را زودتر از همه قبول فرما».
اسمی است برای پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله که نزد رضوان (ملک موکّل بر بهشت) به آن معروف است. چنانکه در مناقب ابن شهر آشوب آمده است.(2)
یعنی کسی که پیروان او از همه پیامبران بیشتر است.
دین پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله جهانی و ابدی است او رحمة للعالمین است و احکام آن تا ابد جاری میباشد لذا پیروان آن حضرت نیز نسبت به سایر پیامبران از همه بیشتر است. چنانکه علامه مجلسی آن را از اوصاف آن حضرت شمرده است.(3)
پیامبر اکرم گرامیترین شخص جهانیان است. چنانکه در زیارت آن
حضرت آمده است:
«اَکْرَمُ الْعالَمِینَ حَسَباً وَاَفْضَلُهُمْ نَسَباً...»؛(1)
«او گرامیترین جهانیان از جهت نژاد و با فضیلتترین آنان از جهت نسب است».
یعنی گرامیترین پیامبر نزد خداوند متعال که آن پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله است. چنانکه خود آن حضرت قسم یاد فرمود:
«وَ الَّذِی بَعَثَنِی بِالْحَقِّ ما بَعَثَ نَبِیّاً اَکْرَمَ عَلَیْهِ مِنِّی»؛(2)
«قسم به خدایی که مرا به حقّ مبعوث فرمود، خداوند متعال پیامبری را گرامیتر از من مبعوث نکرده است».
یکی از حواریون عیسی بن مریم از قول آن حضرت، پیامبر آخر الزمان را چنین توصیف کرده که... «اَکْرَمُ خَلْقِ اللَّهِ عَلَی اللَّهِ وَ اَحَبُّهُمْ اِلَی اللَّهِ، ...»؛(3)
«آن حضرت گرامیترین خلق خدا نزد خداوند است و محبوبترین آنان به سوی خداست».
به معنای گرامیترین فرزندان حضرت آدمعلیه السلام است و از القاب پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله میباشد چنانکه در زیارت نامه حضرت نزد اسطوانه در مسجد النبی گفته میشود:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَکْرَمَ وُلْدِ آدَمَ»؛(1)
«سلام بر تو ای گرامیترین فرزند آدم!»
چنانکه از خود آن حضرت هم نقل شده که فرمودند:
«أَنَا اَکْرَمُ وُلْدِ آدَمَ».(2)
خود آن حضرت فرمودند که من هم اول هستم و هم آخر: انا الاول و الاخر؛ مراد این است که از نظر نبوت، اولین هستم اما از جهت بعثت، آخرین میباشم.(3)
یعنی کسی که از هرگونه عیب و نقص و آلودگی، بریء و پاک است.
در دعای به وجود مقدّس پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله در صلوات کبیره چنین آمده است:
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ سَیِّدِ الْمُرْسَلِینَ... اَلْبَرِیء مِنْ کُلِّ عَیْبٍ»؛(1)
«خدایا درود فرست بر محمّد که آقای پیامبران است... هم او که از هرگونه عیبی پاک است».
به معنای کسی که بر براق سوار شده است و این پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله است که در شب معراج جبرائیل برایش براق را آورد و بر آن سوار شد و به ملکوت آسمانها سفر نمود. آیه شریفه میفرماید:
«سُبْحانَ الَّذِی أَسْرَی بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَی الْمَسْجِدِ الْأَقْصا الَّذِی بارَکْنا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیاتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ»؛(2)
«پاک و منزّه است خدایی که بندهاش را در یک شب، از مسجد الحرام به مسجد الاقصی - که گرداگردش را پربرکت ساختهایم - برد، تا برخی از آیات خود را به او نشان دهیم؛ چرا که او شنوا و بیناست».
لذا در زیارتی آمده است:
«صاحِبُ الآیاتِ فِی الآفاقِ ... اَلْمَحْمُولِ عَلَی الْبُراقِ».(3)
یعنی کسی که دیگران به شفاعت و دستگیری او امیدوارند؛ بنابر این
برایش دعا میشود:
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ... اَلْمُرْتَجی لِلشَّفاعَةِ»؛(1)
«خدایا درود فرست بر محمّد... او که همه به شفاعتش امید دارند».
به معنای کسی که برگزیده شده و در زیر سایه حقّ تعالی است و از اوصاف پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله میباشد؛ چنانکه در دعای امام زمانعلیه السلام آمده است:
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ... اَلْمُصْطَفی فِی الضّلالِ»؛(2)
«خدایا درود فرست بر محمّد، هم او که اختیار شده توست در زیر سایه عنایت تو».
یعنی کسی که از هرگونه آفت و آلودگی و عیب و نقص پاک شده است و از اوصاف پیامبر خاتم است، چنانکه در عبارت دعای امام زمانعلیه السلام آمده است: «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ... اَلْمُطَهَّرِ مِنْ کُلِّ آفَةٍ»؛(3)
«خدایا درود فرست بر محمّد... بندهات که از هرگونه آلودگی و آفتی پاک است».
به معنای کسی است که امر دین خداوند به او واگذار شده است و از اوصاف پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله میباشد چنانکه در دعای امام زمانعلیه السلام آمده است: «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ سَیِّدِ الْمُرْسَلِینَ ... اَلْمُفَوَّضِ اِلَیْهِ دِین اللَّهِ»؛(1)
«خدایا درود فرست بر محمّد که آقای پیامبران است هم او که دین خدا به او واگذار شده است».
از القابی است که خود پیامبرصلی الله علیه وآله نام برده است یعنی کسی که همه پیامبران را پشت سر گذاشته و سرآمد همه شده است.(2)چنان که خود آن حضرت فرموده است:
«وَ جَعَلَنِی رَسُولَ الرَّحْمَةِ وَ رَسُولَ التَّوْبَةِ وَ رَسُولَ الْمَلاحِمِ وَ الْمُقَفّی قَفَیْتُ النَّبِیِّینَ جَماعَةً»؛(3)
«خداوند مرا رسول رحمت و توبه و جنگ قرار داده چنانکه مرا مقفّی قرار داده یعنی تمام پیامبران را پشت سر گذاشتهام».
از دیگر اوصاف پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله المنتجب فی المیثاق است یعنی کسی که برگزیده حقّ در روز عهد و میثاق است. چنانکه از صاحب الزمان نقل
شده که فرمودند:
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ سَیِّدِ الْمُرْسَلِینَ ... اَلْمُنْتَجَبِ فِی الْمِیثاقِ»؛(1)
«خدایا درود فرست بر محمّد که آقای پیامبران است هم او که برگزیده حقّ است در روز عهد و میثاق».
به معنی کسی است که تمام افراد نجات خود را به دست او میدانند آرزو میکنند به وسیله او نجات یابند، لذا از خداوند میخواهیم:
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ... اَلْمُؤَمَّلِ لِلنَّجاةِ»؛(2)
«خدایا درود فرست بر محمّد... آنکه همه افراد به امید و آرزوی دستگیری او از آتش جهنم هستند».
عنوان امام الائمه یعنی امام و پیشوای امامان، عبارتی است که مرحوم سیّد رضی در مقدمه کتاب شریف نهج البلاغه برای توصیف پیامبر اکرم آورده است.(3)
به معنای جلودار و پیشنماز پیامبران است. در کتاب مناقب و در
شرح جریان معراج آنگاه که فضیلت و برتری پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله را بر سایر پیامبران بر میشمرد میگوید: اگر آدم قبله ملائکه قرار گرفت، خداوند پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله را در شب معراج امام همه انبیاء قرار داد که آدم نیز در بین پیامبران قرار داشت.(1)
او هم پیامبر رحمت است و هم امام رحمت، او سراسر رحمت و رأفت است برای همه جهانیان، و این لقب از اختصاصات پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است که در مورد هیچ یک از امامان نیز به کار نرفته است.
لذا در دعای توسل میگوییم:
« یا أَبَا الْقاسِمِ، یا رَسُولَ اللَّهِ، یا إِمامَ الرَّحْمَةِ، یا سَیِّدَنا وَمَوْلانا، إِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِکَ إِلَی اللَّهِ»؛(2)
«ای ابوالقاسم، ای پیامبر خدا! ای امام رأفت و رحمت! ای آقا و مولای ما! ما به سوی تو روی آوردیم و تو را شفیع قرار دادیم و به وسیله تو توسل میجوییم به سوی خدا».
و دعا میکنیم که:
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ اَمِینِکَ عَلی وَحْیِکَ وَ نَجِیبِکَ مِنْ خَلْقِکَ وَ صَفِیّکَ مِنْ عِبادِکَ، اِمامِ الرَّحْمَةِ وَ قائِدِ الْخَیْرِ وَ مِفْتاحِ الْبَرَکَةِ».(3)
به معنای پیشوا و جلودار پرهیزکاران از القاب پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله است اگرچه به امامان معصومعلیهم السلام نیز امام المتقین گفته میشود. چنانکه دعا میکنیم:
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ سَیِّدِ الْمُرْسَلِینَ وَ خاتَِمِ النَّبِیِّینَ وَ اِمامِ الْمُتَّقِینَ وَ اَفْضَلِ الْخَلْقِ اَجْمَعِینَ مِنَ الاَوّلِینَ وَ الآخَرِینَ»؛(1)
«خدایا درود فرست بر محمّد که آقا و خاتم پیامبران است و او که امام پرهیزکاران و برترین خلق خدا از اوّل تا آخر است».
و نیز در دعای دیگر هنگام خطبه نماز جمعه گفته میشود:
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ سَیِّدِ الْمُرْسَلِینَ واِمامِ الْمُتَّقِینَ وَ رَسُولِ رَبِّ الْعالَمِینَ»؛(2)
«خدایا درود فرست بر محمّد بنده و پیامبرت، او که بزرگ پیامبران و امام پرهیزکاران و رسول پروردگار جهانیان است».
به معنای پیشوا و جلودار همه پیامبران الهی، از اوصاف و القاب پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله است. چون او اگرچه آخرین پیامبر از نظر زمان بعثت است ولی از جهت رتبه و مقام، مقدّم بر همه پیامبران است. و مرحوم علامه مجلسی نیز با این عنوان آن حضرت را توصیف نموده است.(3)چنانکه در
بلدالامین آمده است:
«اَسْئَلُکَ یا حَیُّ یا قَیُّومُ أَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ خاتَِمِ النَّبِیِّینَ وَ اِمامِ الْمُرْسَلِینَ»؛(1)
«خدایا از تو درخواست میکنم ای زنده و پابرجا اینکه درود فرستی بر محمّد که خاتم پیامبران و امام رسولان است».
وجود مبارک پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله موجب امان و امنیت مردم بود و خداوند متعال به ایشان وعده داده بود، تا شما در بین این امّت هستی آنان را عذاب نخواهم کرد:
«وَما کانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَأَنتَ فِیهِمْ وَما کانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ یَسْتَغْفِرُونَ»؛(2)
«ولی (ای پیامبر!) تا تو در میان آنها هستی، خداوند آنها را مجازات نخواهد کرد؛ و (نیز) تا استغفار میکنند، خدا عذابشان نمیکند. ».
از اسامی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله امّی است طبق تصریح آیه شریفه:
«الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّی...»؛(3)
«همانها که از فرستاده (خدا)، پیامبر «امّی» پیروی میکنند...».
و نیز آیه: «... فَامِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِیِّ الأُْمِّی...»؛(1)«... پس ایمان بیاورید به خدا و فرستادهاش، آن پیامبر درس نخواندهای که...».
امّا اینکه امّی به چه معنایی است چند قول ذکر شده است:
1 - یعنی کسی که خواندن و نوشتن نمیداند.
2 - اینکه منسوب به امّت باشد و ایشان را امّی گویند؛ زیرا منسوب به امّت عرب یا امّت اسلام است.
3 - منسوب به امّ و مادر است.
4 - منسوب به امّالقری یعنی مکّه است، که این قول از امام باقرعلیه السلام نقل شده است.(2)
به معنای امانتدار خدا و از مهمترین القاب پیامبر است، چنانکه آن حضرت را قبل از بعثت هم محمّد امین میگفتند، یعنی پیامبر امانتدار خدا و خلق خدا بوده و هست.
از جمله در زیارت وداع مکّه و بیت الحرام از خدا میخواهیم:
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ وَ نَبِیِّکَ وَ اَمِینِکَ»؛(3)
«خدایا درود فرست بر محمّد که بنده و رسول تو و نبیّ و امین تو است».
و در زیارت آن حضرت عرض میکنیم:
«اَللَّهُمَّ فَاجْعَلْ صَلَواتِکَ وَصَلَواتِ مَلآئِکَتِکَ الْمُقَرَّبِینَ... عَلی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَرَسُولِکَ وَنَبِیِّکَ، وَأَمِینِکَ...»؛(1)
«خدایا درودهای خودت و فرشتگان مقرب خودت را به محمّد قرار بده، او که بنده و رسول و پیامبر امین تو است».
و در زیارت آن حضرت در ورود به مدینه میگویند:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا امین اللَّه...».(2)
این لقبی است که خداوند بر آن حضرت گذاشته یعنی خدا او را امین وحی خود دانسته و وحی الهی را به ایشان سپرده است. لذا در قسمتی از دعای روز سوم شعبان میخوانیم:
«... مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ، الَّذِی اصْطَفَیْتَهُ بِالرِّسالَةِ، وَائْتَمَنْتَهُ عَلی وَحْیِکَ»؛(3)
«... محمّد پسر عبد اللَّه که او را به عنوان رسول برگزیدی و بر وحی خود امین قرار دادی».
و در جای دیگر میگوییم:
«... بِمُحَمَّدٍ نَبِیِّکَ وَرَسُولِکَ وَخِیَرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ وَأَمِینِکَ عَلی وَحْیِکَ».(4)
و این نیز عبارتی از زیارت امیرالمؤمنین که به پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله میدهیم:
«اَلسَّلامُ عَلی رَسُولِ اللَّهِ، أَمِینِ اللَّهِ عَلی وَحْیِهِ وَعَزآئِمِ أَمْرِهِ»؛(1)
«سلام بر رسول خدا، امین خدا بر وحی و امور مهم او».
انسان در آیه شریفه زیر به پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله تأویل شده است؛ یعنی آن انسانی که خداوند به او علم بیان آموخت، رسول خداصلی الله علیه وآله میباشد:
«خَلَقَ الْإِنسانَ عَلَّمَهُ الْبَیانَ»؛(2)
«انسان را آفرید، و به او «بیان» را آموخت.»
به معنای مطمئنترین و موثقترین مردم است نسبت به عقد و قرارداد. چنانکه در عبارت زیارت آمده است:
«وَ إنَّکَ اَحْسَنُ الْعالَمِینَ خَلْقاً وَ خُلْقاً... وَ اَوْثَقُهُمْ عَقْداً»؛(3)
«و تو زیباترین شخص جهانیان هستی هم از نظر آفرینش و هم از جهت اخلاق و نیز موثقترین افراد از نظر عقد و پیمان».
به معنای باوفاترین مردم به عهد و پیمانها میباشد.
این هم عبارت مربوط به این موضوع در زیارت آن حضرت:
«اَکْرَمُ الْعالَمِینَ حَسَباً... وَ اَوْفاهُمْ بِالْعَهْدِ»؛(1)«او گرامیترین مردم از حیث نژاد و باوفاترین آنان است نسبت به عهد و پیمان».
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله اولین کسی است که به خداوند متعال ایمان آورده است.
امام صادقعلیه السلام فرمودند: از رسول خداصلی الله علیه وآله سؤال کردند: چطور شما از تمام انبیاء سبقت گرفتهاید با اینکه آخرین پیامبر هستید؟ فرمود:
«إِنِّی کُنْتُ اَوَّل مَنْ آمَنَ بِرَبِّی»؛(2)
«چون من اولین کسی بودم که در عالم ذر به پروردگار خود ایمان آوردم».
امام صادقعلیه السلام میفرماید: از رسول خداصلی الله علیه وآله سؤال کردند چطور شما گوی سبقت را از سایر انبیاء گرفتهاید با اینکه شما آخرین پیامبر مبعوث شدهاید؟
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمود: چون من اولین کسی بودم که به پروردگار خود ایمان آوردم و اولین کسی بودم که هنگام اخذ پیمان از انبیا جواب دادم آنجا که فرمود: «وَأَشْهَدَهُمْ عَلَی أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلَی .(1)
پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله اگرچه آخرین پیامبری است که مبعوث شده است، لکن از جهت رتبه و مقام در نزد خداوند اولین پیامبر است، چنانکه در این فراز از زیارت آمده است:
«اَللَّهُمَّ اجْعَلْ جَوامِعَ صَلَواتِکَ، وَنَوامِی بَرَکاتِکَ...وَمُنْقِذِ الْعِبادِ مِنَ الْهَلَکَةِ بِإِذْنِکَ، وَداعِیهِمْ إِلی دِینِکَ الْقَیِّمِ بِأَمْرِکَ، أَوَّلِ النَّبِیِّینَ مِیثاقاً وَآخِرِهِمْ مَبْعَثاً»؛(2)«خدایا درود فرست بر محمّد بنده برگزیدهات... او که بندگانت را از هلاکت نجات داده و آنان را به سوی دین تو دعوت نمود و به امر تو قیام کرد، هم او که اولین پیامبری است که با تو میثاق دارد و آخرین پیامبری است که مبعوث گردیده است».
اولین و بالاترین کسی که در روز قیامت شفاعت میکند، پیامبر خاتم است و این بشارتی است که خداوند به حضرت آدمعلیه السلام داده است و آدم نیز بر این نعمت شکر نمود که خداوند او را ابومحمّد نامید.(3)
لذا با دعا میکنیم:
«اَللَّهُمَّ وَاجْعَلْ مُحَمَّداً صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ أَدْنَی الْمُرْسَلِینَ مِنْکَ مَجْلِساً... وَاجْعَلْهُ أَوَّلَ شافِعٍ»؛(4)
«خدایا و محمّد را نزدیکترین پیامبر نزد خود قرار بده و نیز او را اولین شفاعت کننده قرار بده».
چنانچه خود آن حضرت نیز فرموده است:
«أَنَا أَوَّلُ شافِعٍ وَ أَوَّلُ مُشَفَّعٍ».(1)
ما نیز از خدا میخواهیم که شفاعتش را در حقّ امّتش قبول فرماید:
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ وَ بَیِّضْ وَجْهَهُ وَ اَکْثِرْ تَبِعَهُ»؛(2)«خدایا درود فرست بر محمّد و آل محمّد، و شفاعت او را قبول نموده و چهرهاش را سپید و پیروانش را زیاد فرما».
این نیز از القابی است که خداوند به پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله داده و بشارتهای خداوند به آدم در مورد پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله بود که ایشان اولین کسی است که درب بهشت را خواهد زد:
«... وَ اَوَّلُ قارِعٍ لأَبْوابِ الْجِنانِ وَ اَوَّلُ مَنْ یُفْتَحُ لَهُ»؛(3)
«خدایا محمّد را اولین کوبنده درب بهشت قرار بده و اولین کسی که درب بهشت برایش باز میشود».
خود آن حضرت فرموده است:
«وَ جَعَلَنِی فِی الدُّنْیا سَیِّدَ وُلْدِ آدَمَ وَ فِی الآخِرَةِ زَیْنَ الْقِیامَةِ وَ حَرَّمَ دُخُولَ الْجَنَّةِ عَلَی الأَنْبِیاءِ حَتّی اَدْخُلَها أَنَا»؛(1)
«خداوند مرا آقای فرزندان آدم در دنیا و زینت قیامت در آخرت قرار داده و ورود به بهشت را بر انبیاء حرام نموده تا اینکه من داخل شوم».
«... وَ اَوَّلُ مَنْ یَدْخُلُ الْجَنَّةَ»؛(2)
«او اولین کسی است که وارد بهشت میشود».
به معنای کسی که از شدت غم و غصه نزدیک است که خود را از بین ببرد. پیامبر اکرم نیز به سبب رحمت و رأفت زیادی که به مردم داشت، میخواست همه آنان یکشبه مسلمان و خداپرست شوند؛ امّا از این که میدید برخی با وجود شناخت حقّ و پی بردن به آن، باز هم از پذیرش آن امتناع میکردند بسیار ناراحت و غمگین میشد؛ لذا در قرآن کریم فرموده است:
«فَلَعَلَّکَ باخِعٌ نَّفْسَکَ عَلَی آثارِهِمْ إِن لَّمْ یُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِیثِ أَسَفاً».(3)
«گویی میخواهی به خاطر اعمال آنان، خود را از غم و اندوه هلاک کنی اگر به این گفتار ایمان نیاورند!»
به همین سبب این آیه شریفه نازل شد و فرمود:
«طه ما أَنزَلْنا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَی ؛(4)
«طه؛ ما قرآن را بر تو نازل نکردیم که خود را به زحمت بیفکنی!»
به معنای روح القدس در کتاب انجیل است که از اسامی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله برشمرده شده و نیز گفته شده به معنای کسی است که بین حقّ و باطل را جدا میکند.(1)
سخاوت یعنی بخشندگی و دست و دل بازی و بلند نظری و بحرالسخاء به معنای دریای سخاوت و جود و کرم است که از اوصاف پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله میباشد و مرحوم علامه مجلسی در مقدمه کتاب خود آورده است.(2)
برهان به معنای دلیل قاطع است.
از عبد اللَّه بن سلیمان نقل شده که میگوید: به امام صادقعلیه السلام در مورد آیه شریفه: «یاأَیُّها النّاسُ قَدْ جَآءَکُم بُرْهانٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَأَنزَلْنا إِلَیْکُمْ نُوراً مُبِیناً»؛(3)«ای مردم! دلیل روشن از طرف پروردگارتان برای شما آمد؛ و نور آشکاری به سوی شما نازل کردیم». سؤال کردم، فرمود:
«اَلْبُرْهانُ مُحَمَّدٌ وَ النُّورُ عَلِیٌّ»؛(4)
«منظور از برهان پیامبر خاتم محمّد مصطفیصلی الله علیه وآله است و مراد از نور، امیرالمؤمنین علیعلیه السلام است».
به همین جهت در مناقب ابن شهر آشوب، برهان را یکی از اسامی رسول خداصلی الله علیه وآله برشمرده است.(1)
خداوند متعال در قرآن کریم به پیامبرش میفرماید:
«قُلْ إِنَّما أَنا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُوحَی إِلَیَّ أَنَّما إِلهُکُمْ إِلهٌ وَاحِدٌ فَمَن کانَ یَرْجُوا لِقَآءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لَا یُشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً»؛(2)
«بگو: من فقط بشری هستم مثل شما؛ (امتیازم این است که) به من وحی میشود که تنها معبودتان معبود یگانه است؛ پس هر که به لقای پروردگارش امید دارد،باید کاری شایسته انجام دهد، و هیچ کس را در عبادت پروردگارش شریک نکند!».
و امام باقرعلیه السلام از پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نقل فرمودند که آن حضرت میفرمودند: «اِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ اَتَزَوَّجُ مِنْکُم وَ ...»؛(3)
«من هم مثل شما بشر هستم و مانند شما ازدواج میکنم...».
به همین جهت در مناقب، یکی از اسامی رسول خداصلی الله علیه وآله، به عنوان «بشر» ذکر شده است.(4)
بشری به معنای بشارت و مژده است و بشری عیسی یعنی
مورد بشارت و مژده حضرت عیسیعلیه السلام از القاب پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نقل شده است.
چنانچه بحیرای راهب نیز قبل از بعثت آن حضرت ایشان را چنین خطاب داد و ظاهراً از آیه شریفه: «یَأْتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمّا جَآءَهُم بِالْبَیِّناتِ قالُوا هذا سِحْرٌ مُبِینٌ»؛(1)
«که بعد از من میآید و نام او احمد است! هنگامی که او [= احمد] با معجزات و دلایل روشن به سراغ آنان آمد، گفتند: این سحری است آشکار» اقتباس شده است. چنانکه خود آن حضرت فرمودند:
«إِنِّی دَعْوَةُ اِبْراهِیم وَ بُشْری اَخِی عِیسَی بْنُ مَرْیَمَ»؛(2)
«من مورد دعای ابراهیم هستم که برادرم عیسی بن مریم نیزبشارتم داده است».
بشیر به معنای کسی که مژده و بشارت و خبر خوشی بیاورد و از القاب پیامبر است چنانکه آیه شریفه میفرماید:
«... إِنَّنِی لَکُم مِنْهُ نَذِیرٌ وَبَشِیرٌ»؛(3)
«من از سوی او برای شما بیم دهنده و بشارت دهندهام!»
شخصی یهودی از پیامبر خداصلی الله علیه وآله پرسید: چرا شما را بشیر نامیدهاند؟ فرمود: «... وَ اَمَّا الْبَشِیرُ فَإِنِّی اُبَشِّرُ بِالْجَنَّةِ مَنْ اَطاعَنِی»؛(4)
«به این جهت بشیر نامیده شدم چون هر که مرا اطاعت کند به بهشت مژده میدهم».
به معنای مژده دهنده به رحمت خدا، از اوصاف پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است؛ چنانکه مناقب در توصیف آن حضرت میگوید:
«صَلَّی اللَّهُ عَلی خَیْرِ مَبْعُوثٍ وَ اَفْضَلِ وارِثٍ وَ مَوْرُوثٍ وَ خَیْرِ مَوْلُودٍ، دَعا اِلی خَیْرِ مَعْبُودٍ، بَشِیرِ الرَّحْمَةِ وَ الثَّوابِ»؛(1)
«درود خدا بر بهترین کسی که مبعوث شده و برترین وارث و موروث و بهترین مولودی که به بهترین معبود دعوت کرد، همان که به رحمت و ثواب الهی بشارت داده است».
گفته شده است یکی از اسامی پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله در زبور داوود به عنوان بلقیطا آمده است.(2)
بهیائیل را از اسامی پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله گفتهاند چنانکه مناقب آن را از صحف ادریس نقل کرده است.(3)
علامت و نشانه پیامبری آن حضرت واضح و آشکار است و همه به وسیله او هدایت و راهنمایی میشوند. چنانکه در زیارت مربوط به آن حضرت آمده: «... وَ تَکُونُ بَیِّنَ الْعَلامَةِ وَ بَیِّنَ الْوَسامَةِ»؛(1)
«... تو نشانه و علامت واضح و بزرگواری و زیبایی آشکاری داری».
وسامه از وسم به معنای نشان داشتن، نشان نیکو و زیبا داشتن، و او نشانه زیباییاش واضح و آشکار است.
چنانکه در زیارت نامه آمده و به آن حضرت عرض میشود:
«... وَ تَکُونُ بَیِّنَ الْعَلامَةِ وَ بَیِّنَ الْوَسامَةِ»؛(2)
یعنی محمّد بن عبد اللَّهصلی الله علیه وآله بزرگترین پیامبر خداوند و آخرین آنان است. این عنوان بیشتر در فارسی زبانان استفاده میشود.
یعنی پیامبری که کرم و کرامت و بزرگواریاش از همه بیشتر است. این عنوان را نیز فارسی زبانها برای پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله به کار میبرند.
یعنی کسی که مقامی بالاتر از دیگران دارد و تاج سر آنان به حساب میآید، لقبی است برای پیامبر اکرم که در بحار الانوار ذکر شده است.
به معنای تلاوت کننده آیات الهی بر خلق است و از القاب پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله چنانکه از آیه شریفه:
«هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَالْحِکْمَةَ وَإِن کانُوا مِن قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ»؛(1)
«او کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها میخواند و آنها را تزکیه میکند و به آنان کتاب و حکمت میآموزد هرچند پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند!».
مناقب نیز آن را از اسامی و القاب رسول خداصلی الله علیه وآله برشمرده است.(2)
به معنای باتقوی و پرهیزگار است که از اوصاف پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله گفته شده است و در این عبارت آمده است:
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ... اَلنَّبِیِّ الأُمِّی الرّاشِدِ الْمَهْدِیِّ
الْمُوَفَّقِ التَّقِیِّ»؛(1)«خدایا درود فرست بر محمّد بندهات... او که پیامبر امّی و راهنمای هدایت یافته است و او که موفق و باتقواست».
منطقه و سرزمین مکّه یا شهرهای شرقی تا جنوب حجاز را تهامه میگویند که مکّه نیز یکی از قریههای آن بوده لذا پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله منسوب به آنجاست و از القاب آن حضرت میشود و در دعا آمده:
«... النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ الْقُرَشِیَّ الْهاشِمِیَّ الْعَرَبِیَّ التِّهامِیَّ الْمَکِّیَّ الْمَدَنِیَّ».(2)
لذا مناقب نیز آن را از اسامی و القاب حضرت بر شمرده است.(3)
تین در لغت به نام انجیر است و نیز نام سورهای از قرآن کریم که از القاب پیامبرصلی الله علیه وآله است.
در تفسیر علی بن ابراهیم آمده است:
«والتین والزیتون وطور سینین وهذا البلد الامین؛ اَلتِّینُ رَسُولُ اللَّهصلی الله علیه وآله وَ الزَّیْتُونُ اَمِیرُالمُؤمِنِینعلیه السلام وَ طُورُ سِینِینَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنعلیهما السلام وَ هذَا الْبَلَدُ الأَمِینُ الاَئِمَّةعلیهم السلام»؛(4)
«تین پیامبر خداست و زیتون امیرالمؤمنین، طور سینین حسن و حسین
هستند و هذا البلد الامین منظور امامان معصوم میباشند».
در یکی از زیاراتی که برای جناب پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله ذکر شده آمده است:
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ... اَلرَّفِیع دَرَجَتُهُ وَ الشَّرِیفُ مِلَّتُهُ وَ الْجَلِیلُ قِبْلَتُهُ»؛(1)
«خدایا درود فرست بر محمّد که بنده و رسول توست... همان که درجهاش رفیع و ملتش با شرافت و قبلهاش با جلالت و گرامی است».
یکی از حواریون عیسی بن مریم نقل میکند که آن حضرت، برای ما اسامی پیامبر آخرالزمان را چنین بیان کرد:
«محمّد - عبد اللَّه - یس - فتاح،... صفی اللَّه - جنب اللَّه».(2)
اگرچه به سایر امامان خصوصاً امیرالمؤمنینعلیه السلام نیز جنباللَّه گفته میشود.(3)
حادّ به معنای نافرمانی و دشمنی کردن است، اسمی برای رسول خدا که در تورات آمده؛ چنان که از امام باقرعلیه السلام نقل شده که فرمودند:
«إنَّ اسْمَ رَسُولِ اللَّهصلی الله علیه وآله فِی صُحُفِ اِبْراهِیمَ اَلْماحِی وَ فِی تَوْراةِ مُوسی اَلْحادُّ»؛(1)
«اسم رسول خدا در کتاب حضرت ابراهیمعلیه السلام ماحی است و در کتاب تورات موسی حادّ است».
گفته شد: معنای ماحی و حادّ چیست؟ فرمود: ماحی یعنی محوکننده صورت بتهاست. و حادّ یعنی:
«یُحادُّ مَنْ حادَّ اللَّهِ وَ دِینِهِ»؛(2)«یعنی مخالف است با کسانی که با خدا و دین خدا نافرمانی و دشمنی کنند».
به معنای کسی که دارای هوش و ذکاوت و مهارت است. میگویند: پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله قبل از بعثت بیست خصلت از خصایل انبیا را داشت که هر کدام از آنها به تنهایی دلالت بر عظمت آن بزرگوار دارد؛ چه رسد به کسی که همه آنها را جمع کرده باشد، یکی از آن خصلتها حاذق است.(3)
حاشر به معنای گردآورنده و جمع کننده است و از القابی است که خود پیامبرصلی الله علیه وآله فرموده اسم من در قیامت حاشر است.
جابر بن عبد اللَّه گوید: «قالَ رَسُولُ اللَّهصلی الله علیه وآله:... وَ سَمّانِی فِی الْقِیامَةِ حاشِراً ی
ُحْشَرُ النّاسُ عَلی قَدَمی»؛(1)«پیامبر فرمود: خداوند در روز قیامت مرا حاشر نام گذاشته است چون مردم در برابر من جمع و گرد هم میآیند».
به معنای رازدار و حافظ اسرار الهی، از القاب پیامبرصلی الله علیه وآله است چنانکه در دعای افتتاح و نیز دعای اولین روز ماه رمضان خوانده میشود:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَرَسُولِکَ وَأَمِینِکَ،... وَحافِظِ سِرِّکَ»؛(2)
«خدایا درود فرست بر محمّد بنده و رسول و امین تو... همان که حافظ اسرار توست».
به معنای حَکَم بین افراد و حکم کننده بین آنان، از مقامات و القاب شریف پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله است. چنانکه خداوند او را به این مقام منصوب نموده و مردم را به ایشان ارجاع فرموده:
«فَلَا وَرَبِّکَ لَا یُؤْمِنُونَ حَتَّی یُحَکِّمُوکَ»؛(3)
«به پروردگارت سوگند که آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اینکه در اختلافات خود، تو را به داوری طلبند».(4)
بحارالانوار از واقدی نقل کرده: آنگاه که پیامبر نزد حلیمه سعدیه دوران کودکی را میگذراند به همراه فرزندان حلیمه به صحرا رفته بودند. «محمّد» کوه بلندی دید، خواست بالا رود، ولی چون خیلی مرتفع و عمودی بود نتوانست. استحیائیل آمد و صیحهای زد و گفت: وای بر تو ای کوه، مطیع محمّد باش که او خیر المرسلین است. کوه شاد گشت و کوچک شد تا پیامبر بالای آن رفت. در دل کوه انواع مار و مور و عقرب و حیوانات رنگارنگ بودند وقتی پیامبر خواست پایین بیاید، باز استحیائیل آمد و بانگی زد که همه حیوانات به لانههای خود رفتند تا پیامبر آن منظره را ببیند. وقتی پایین آمد چشمه آبی دید که خنک و شیرین بود، پیامبر نزد چشمه نشسته بود که جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و دردائیل آمدند. پس جبرئیل گفت:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مُحَمَّدُ... اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حامِدُ».(1)
صاحب مناقب و دیگران نیز آن را از اسامی پیامبرصلی الله علیه وآله برشمردهاند.(2)
از القاب و مقامات پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله حامل وحی الهی بودن است.
چنانکه در صلوات بر آن حضرت عرض میکنیم:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ کَما حَمَلَ وَحْیَکَ وَبَلَّغَ رِسالاتِکَ»؛(3)
«خدایا درود فرست بر محمّد همان که وحی تو را تحمل نموده رسالتهای تو را ابلاغ فرمود».
یعنی دوست و محبوب خدا از القاب پیامبر و نشانه نزدیکترین فرد به خداست. چنانکه در موارد متعدد از ادعیه و زیارات خطاب به آن حضرت عرض میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حَبِیبَ اللَّهِ».(1)
همچنین در زیارت روز شنبه که به نام آن حضرت است میگوییم:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ... وَأَمِینِکَ وَنَجِیبِکَ وَحَبِیبِکَ».(2)
حجت یعنی دلیل و برهان و نشانه و پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله حجة اللَّه بر تمام خلایق است؛ یعنی برای همه مردم از انبیاء و غیر آنان حجت است، از ابتدای خلقت تا نهایت قیامت؛ چنانکه در زیارت آن حضرت میگوییم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حُجَّةَ اللَّهِ عَلَی الْأَوَّلِینَ وَالْآخِرِینَ»؛(3)
«سلام و درود بر تو ای حجت خداوند بر همه انسانها از اوّل تا آخر».
به معنای دلیل و حجت تام و تمام خداوند، حجت و برهانی که به نهایت درک خدا رسیده است و این از اوصاف پیامبر خاتم است؛ چنانکه هنگام زیارت امیرالمؤمنینعلیه السلام خطاب به پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله عرض میشود:
«اَلسَّلامُ مِنَ اللَّهِ عَلی مُحَمَّدٍ النَّبِیّ... وَ حُجَّةِ اللَّهِ الْبالِغَةِ»؛(1)«از جانب خداوند بر محمّد پیامبر سلام باد، او که حجت بالغه خداوند است».
به معنای دلیل و نشانه پروردگار جهانیان و از القاب پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله است چنانکه در دعا برای آن حضرت عرض میکنیم:
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ سَیِّدِ الْمُرْسَلِینَ و خاتَِمِ النَّبِیِّینَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمِینَ»؛(2)
«خدایا درود فرست بر محمّد که آقای رسولان و خاتم پیامبران است هم او که حجت پروردگار عالمیان است».
مطابق یکی از آیات شریف قرآن پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله حریص است، یعنی برای مردم و مؤمنان حرص میخورد امّا حرص بر چی؟ برای ایمان آوردن، برای به راه راست هدایت شدن، برای نجات یافتن، یعنی از اینکه
مردم کافر و مشرک را میدید که ایمان نمیآورند ناراحت بود برایشان دل میسوزاند.
آیه شریفه 128 سوره توبه میفرماید:
«لَقَدْ جَآءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَءُوفٌ رَحِیمٌ»؛(1)«به یقین، رسولی از خود شما به سویتان آمد که رنجهای شما بر او سخت است؛ و اصرار بر هدایت شما دارد؛ و نسبت به مؤمنان، رؤوف و مهربان است!».
لذا در مناقب ابن شهرآشوب، یکی از اسامی آن حضرت، حریص ذکر شده است.(2)
البته در حدیثی از امام باقرعلیه السلام نقل شده که فرمودند: منظور از انفسکم و عنتم وعلیکم ما اهلبیت هستیم و در مؤمنین هم ما هستیم و همشیعیانما.(3)
حقّ به معنی راستی، درستی و عدالت و آنچه که شایسته و سزاوار است میباشد که در کتاب شریف مناقب با اقتباس از آیه شریفه، حقّ را یکی از اسامی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله شمرده است.(4)
«قُلْ یا أَیُّها النّاسُ قَدْ جَآءَکُمُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکُمْ فَمَنِ اهْتَدَی فَإِنَّمَا یَهْتَدِی لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا یَضِلُّ عَلَیْهَا وَما أَنَا عَلَیْکُم بِوَکِیلٍ»؛(5)
«بگو: ای مردم! حق از طرف پروردگارتان به سراغ شما آمده؛ هر کس (در پرتو آن) هدایت یابد، برای خود هدایت شده؛ و هر کس گمراه گردد، به زیان خود گمراه میگردد؛ و من مأمور (به اجبار) شما نیستم!».
حکیم به معنای کسی است که تمام افعال و اقوال و سکنات و حرکات او از روی علم و آگاهی و مصلحت و به دور از هرگونه نقص و خلل و اشتباهی است. از اسامی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله حکیم است؛ نه تنها حکیم، بلکه معلم حکمت است و این مقامی است که خداوند متعال به آن حضرت عنایت فرموده چنانکه در آیه شریفه میفرماید:
«... وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَالْحِکْمَةَ...»؛(1)
«و آنها را کتاب و حکمت بیاموزد».
حلیم به معنای شکیبا، صابر و بردبار است و به گفته مناقب از اسامی پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله در نزد اهل روم، حلیم میباشد.(2)
در مورد آیه شریفه «حم * وَالْکِتابِ الْمُبِینِ»(3)امام کاظمعلیه السلام فرمودند:
«اَمّا حم فَهُوَ مُحَمَّدٌ وَ هُوَ فِی کِتابِ هُودَ الَّذِی اُنْزِلَ عَلَیْهِ وَ هُوَ مَنْقُوصُ
الْحُرُوفِ وَ اَمَّا الْکِتابُ الْمُبِینُ فَهُوَ اَمِیرُالْمُؤمِنِینَ عَلِیٌعلیه السلام»؛(1)
«حم همانا محمّد است و این نام وی در کتاب هود است که بر او نازل شده است. این نام اختصاری و رمزی وی است و امّا «کتاب مبین» همانا امیرالمؤمنین علیعلیه السلام است».
چنین نقل شده است که نام شریف پیامبر خاتم در کتب گذشتگان، «حمطایا» میباشد.(2)
حنیف از کلمه حنف است و در لغت به معنای میل و تمایل میباشد. و نزد عرب به معنای کسی است که بر دین حضرت ابراهیم بوده و مایل به اسلام باشد و خلاصه پیرو دین حقّ و خالص و باایمان به خدا باشد.(3)
و خود پیامبر نیز فرمودهاند:
«بُعِثْتُ بِالْحَنِیفِیَّةِ السَّمْحَةِ السَّهْلَةِ».(4)
از اسامی و القاب رسول خداصلی الله علیه وآله الحنیف است.(5)
خاتم از اسامی معروفه پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است.
در زیارت امیرالمؤمنین و امام حسینعلیهما السلام و موارد دیگر اینگونه به آن حضرت سلام میدهیم:
«اَلسَّلامُ عَلی رَسُولِ اللَّهِ، أَمِینِ اللَّهِ عَلی وَحْیِهِ وَعَزآئِمِ أَمْرِهِ، الْخاتِمِ لِما سَبَقَ، وَالْفاتِحِ لِمَا اسْتُقْبِلَ»؛(1)
«سلام بر رسول خدا، او که امین بر وحی خدا و عزائم امر الهی بود، همان که ختم گذشتگان و فتح آیندگان است».
در نهج البلاغه نیز این عبارت در ضمن دعا و تمجید از پیامبر خداصلی الله علیه وآله آمده است.(2)
او آخرین سفیر و فرستاده رسول الهی بر مردم است. این مقام را هم قرآن کریم و هم خود آن حضرت بارها فرمودهاند که پس از ایشان پیامبری نخواهد آمد.
خداوند متعال نیز به حضرت آدم فرمود:
«أَنْتَ یا آدَمُ اَوَّلُ الأَنْبِیاءِ وَ الْمُرْسَلِینَ وَ ابْنُکَ مُحَمَّدٌ خاتَِمُ الأَنْبِیاءِ وَ الرُّسُلِ»؛(3)
«ای آدم تو اولین پیامبر و رسول هستی و فرزندت محمّد آخرین پیامبر و رسول میباشد».
خود آن حضرت نیز فرمودند:
«أَنَا خاتَِمُ الأَنْبِیاءِ وَ الْمُرْسَلِینَ وَ الْحُجَّةُ عَلی جَمِیعِ الْمَخْلُوقِینَ مِنْ اَهْلِ
السَّماواتِ وَ الأَرَضِینَ»؛(1)
«من آخرین پیامبر و رسول خدایم، که بر تمام مخلوقات آسمان و زمین حجت خدایم».
خاتم النبیین نیز بنا به تصریح آیه شریفه قرآن یکی از صفات پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است.
آنجا که میفرماید: «ما کانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِن رِجالِکُمْ وَلکِن رَسُولَ اللَّهِ وَخاتَمَ النَّبِیِّینَ وَکانَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیماً»؛(2)
«محمّدصلی الله علیه وآله پدر هیچ یک از مردان شما نبوده و نیست؛ ولی رسول خدا و ختمکننده و آخرین پیامبران است؛ و خداوند به همه چیز آگاه است!»
و خود آن حضرت نیز فرمودهاند:
«أَنَا سَیِّدُ وُلْدِ آدَمَ وَ لا فَخْرَ وَ أَنَا خاتَِمُ النَّبِیِّینَ و اِمامِ الْمُتَّقِینَ وَ رَسُولِ رَبِّ الْعالَمِینَ»؛(3)
«من آقای فرزندان آدم هستم و این فخری نیست، من خاتم پیامبران و امام پرهیزگاران و فرستاده پروردگار جهانیان هستم».
لذا در زیارت نامه آن حضرت عرض میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خاتَِمَ النَّبِیِّینَ اَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ بَلَّغْتَ الرِّسالَةَ وَ اَقَمْتَ
الصَّلوةَ وَ آتَیْتَ الزَّکاةَ ...»؛(1)
«سلام بر تو ای آخرین پیامبر الهی، گواهی میدهم که تو ابلاغ رسالت نمودی، و نماز و زکات را به پا داشتی».
به معنای حافظ و گنجینه علم الهی است و از اوصاف پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است چنانکه امیرالمؤمنینعلیه السلام در یکی از خطبههای خود در مدح رسول اللَّهصلی الله علیه وآله فرموده:
«... وَ خازِنِ عِلْمِکَ الْمَخْزُونِ».(2)
به معنای خزانهدار مغفرت و آمرزش خداوند و یکی دیگر از القاب و اوصاف پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله است چنانکه برای آن حضرت چنین دعا میکنیم:
«اَللّهُمَّ اجْعَلْ جَوامِعَ صَلَواتِکَ وَ نَوامِی بَرَکاتِکَ وَ فَواضِلِ خَیْراتِکَ ... عَلی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ وَ شاهِدِکَ... نَبِیِّ الرَّحْمَةِ وَ خازِنِ الْمَغْفِرَةِ»؛(3)
«خدایا تمام درودها و برکات زیاد و خیرات فراوان خودت را بر محمّد قرار بده، او که بنده رسول و گواه توست. و هم او که پیامبر رحمت و خزانهدار مغفرت توست».
خالص به معنای صاف و بیشائبه و ناب و خالصة اللَّه یعنی دوست صمیمی و یکرنگ و ویژه خداوند میباشد. از اوصاف و القاب پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است.
و در زیارت آن حضرت عرض میکنیم: «اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خاتَِمَ النَّبِیِّینَ... اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خالِصَةَ اللَّهِ وَ خَلِیلَهُ»؛(1)«سلام بر تو ای آخرین پیامبر خدا... سلام بر تو ای دوست ویژه و صمیمی خدا».
امام باقرعلیه السلام به جابر بن یزید فرمود:
«یا جابِرُ إِنَّ اللَّهَ أَوَّلَ ما خَلَقَ خَلَقَ مُحَمَّداًصلی الله علیه وآله وَعِتْرَتَهُ الْهُدَاةَ الْمُهْتَدِینَ فَکانُوا أَشْباحَ نُورٍ بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ ... .»(2)
«ای جابر! خداوند متعال اولین چیزی که خلق کرد، خلقت محمّد و عترت هدایت شده ایشان بود، پس آنان شبحی از نور بودند در مقابل خداوند ... .»
به معنای جانشین و قائم مقام خداوند در زمین است؛ چنانکه صاحب مناقب آن را از اوصاف پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله شمرده است.(3)
خلیل به معنای دوست و رفیق و نزدیک است که در زیارت آن حضرت عرض میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خَلِیلَ اللَّهِ».(1)
و نیز در زیارت حضرت فاطمه زهراعلیها السلام عرض میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ خَلِیلِ اللَّهِ»؛(2)«سلام بر تو ای دختر خلیل خدا».
عنوان خلیل الرحمن که به معنای دوست خداوند رحمان است را نیز به عنوان یکی از اسامی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله گفتهاند.(3)
پیامبر اکرم در مورد سوره واقعه که بحث اصحاب یمین و اصحاب شمال و سابقین مطرح شده فرمودهاند: ... فانا من اصحاب الیمین و انا من خیر اصحاب الیمین؛ من از اصحاب یمین و بلکه از بهترین اصحاب یمین هستم.(4)
یعنی بهترین مخلوق خدا که پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله میباشد، لذا از القاب آن
حضرت گفته شده: «قائِدُ الغُرِّ الْمُحَجَّلِینَ، خَیْرُ الْبَرِیَّةِ، نَبِیُّ الرَّحْمَةِ ...»؛(1)
«پیشوای دست و رو سفیدان، بهترین خلق خدا و پیامبر رحمت».
و در زیارت یگانه یادگار آن حضرت میگوییم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ خَیْرِ الْبَرِیَّةِ»؛(2)
«سلام برتو ای دختر بهترین خلق خدا!»
این لقب را خداوند متعال در گفت و گو با حضرت موسی بیان فرمود:
«اَنَّ مُحَمَّداً خَیْرُ الْبَشَرِ وَ سَیِّدِ الْمُرْسَلِینَ وَ اَنَّ اَخاهُ وَ وَصِیُّهُ عَلِیّاً خَیْرُ الْوَصِیِّینَ».(3)و نیز لقبی است که جبرئیل به وسیله آن حضرت پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله را ملقب نموده است آنگاه که در شب معراج، براق را آورد به او گفت: «خَیْرُ الْبَشَرِ، اَحَبُّ خَلْقِ اللَّهِ اِلَیْهِ...»؛(4)
«آرام باش که بهترین بشر تو را سوار خواهد شد، او که محبوبترین خلق نزد خداوند است».
در سوره واقعه که بحث اصحاب یمین و اصحاب شمال و سابقین
مطرح شده است، پیامبر فرمودهاند: ... فانا من السابقین و انا خیر السابقین؛ من از سابقین و بهترین سابقین هستم.(1)
به معنای بهترین مخلوقات روی زمین است و از اوصاف پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله گفته شده است.
و این است قسمتی از زیارت ابراهیم فرزند آن حضرت:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ خَیْرِ الْوَری ؛(2)
«سلام بر تو ای فرزند بهترین خلق خدا».
به معنای بهترین خلق خداوند میباشد و از اوصاف رسول خداست که در زیارت عرض میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا رَسُولُ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خَیْرَ خَلْقِ اللَّهِ».(3)
چنانکه به دختر ارجمند آن حضرت سلام میدهیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ خَیْرِ خَلْقِ اللَّهِ»؛(4)
«سلام بر تو ای دختر بهترین خلق خدا».
پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله بنده برگزیده و خاص خداوند است و این از اوصاف آن حضرت میباشد چنانکه اینگونه به ایشان سلام میدهیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مُحَمَّد بن عبد اللَّه، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خیرة اللَّه».(1)
و نیز نقل شده که بر در بهشت نام آن حضرت نوشته شده خیرةاللَّه.(2)لذا برای آن حضرت دعا میکنیم:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَرَسُولِکَ، وَأَمِینِکَ وَصَفِیِّکَ، وَحَبِیبِکَ وَخِیَرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ».(3)
به معنای دعوت کننده و خواننده مردم به سوی خداوند. از اسامی قرآنی آن حضرت که خداوند انتخاب نموده است چنانکه در آیه شریفه میفرماید:
«وَدَاعِیاً إِلَی اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجاً مُنِیراً»؛(4)
«و تو را دعوت کننده به سوی خدا به فرمان او قرار دادیم، و چراغی روشنیبخش!»(5)
شخصی یهودی از پیامبرصلی الله علیه وآله پرسید: چرا شما را داعی نامیدهاند؟ فرمود: «... وامّا الداعی فإنّی ادعو الناس الی دین ربّی عَزَّ وَ جَلَّ»؛(6)
«به این جهت داعی نامیده شدم که مردم را به دین پروردگارم دعوت میکنم».
در نهج البلاغه و در دعای برای پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله آمده است:
«اَللّهُمَّ اجْعَلْ شَرائِفَ صَلَواتِکَ وَ نَوامِی بَرَکاتِکَ عَلی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ الْخاتِمِ لِما سَبَقَ وَ الْفاتِحِ لِمَا انْفَلَقَ وَ الْمُعْلِنِ الْحَقَّ وَ الدّافِعِ جیشاتِ الاَباطِیلِ ...»؛(1)
«خدایا شریفترین درودها و برکات خود را بر محمّد که بنده و رسول توست قرار بده هم او که خاتم گذشتگان و فاتح آیندگان است او که حقّ دین را اعلان و سر و صدای باطل را دفع و نابود میکند».
به همین جهت یکی از اسامی آن حضرت دافع گفته شده است.(2)
یعنی پیامبر حاکم و قاضی و داور بین مردم است تا بین آنان حکم خدا را جاری نماید و مردم نیز باید داوری آن جناب را بپذیرند:
«فَلَا وَرَبِّکَ لَا یُؤْمِنُونَ حَتَّی یُحَکِّمُوکَ فِیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لَا یَجِدُوا فِی أَنفُسِهِمْ حَرَجاً مِّمّا قَضَیْتَ وَیُسَلِّمُوا تَسْلِیماً»(3)
به پروردگارت سوگند که آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اینکه در اختلافات خود، تو را به داوری طلبند؛ و سپس از داوری تو، در دل خود احساس ناراحتی نکنند؛ و کاملاً تسلیم باشند.
دعوت به معنای دعا و خواسته است آنجاکه حضرت ابراهیم از خدا خواست:
«رَبَّنا وَابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ...»؛(1)
«پروردگارا! در میان آنها پیامبری از خودشان برانگیز».
از خود پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نیز نقل شده که فرمودند:
«إِنِّی دَعْوَةُ اِبْراهِیم وَ بُشْری اَخِی عِیسَی بْنُ مَرْیَمَ»؛(2)
«من مورد دعای ابراهیم و بشارت برادرم عیسی هستم».
به معنای راهنما و دلالت کننده است و از اوصاف پیامبرصلی الله علیه وآله میباشد. چنانکه در قسمتی از زیارت ایشان آمده است:
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ... اَلدّاعِی إِلَیْکَ وَ الدَّلِیلِ عَلَیْکَ»؛(3)
«خدایا درود فرست بر محمّد که بنده و رسول توست هم او که مردم را به سوی تو دعوت کرد، و دلیل راهنمای آنان به سوی توست».
دیان از نامهای خداوند است و به معنای حاکم و فرمانروا و پاداش
دهنده میباشد. از القابی است که خداوند در حدیث عیسی بن مریمعلیه السلام به وسیله آن پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله را برای عیسی توصیف نموده است، تا رسید به این اینجا که فرمود:
«... اَقْرَبُ الْمُرْسَلِینَ مِنِّی، الْعَرَبِیِّ الأَمِینِ، الدَّیّانُ بِدِینِی، الصّابِرُ فِی ذاتِی»؛(1)
«نزدیکترین پیامبر به من، او که عربی امین است، و متدین به دین من میباشد، و در راه من صابر است».
ذاکر به معنای یادآور و ذکر گوینده و کسی که بسیار به یاد خدا میباشد. ابن شهرآشوب در کتاب مناقب خود با توجّه به آیه شریفه:
«وَاذْکُرِ اسْمَ رَبِّکَ وَتَبَتَّلْ إِلَیْهِ تَبْتِیلاً»؛(2)
«و نام پروردگارت را یاد کن و تنها به او دل ببند!»
ذاکر را از اسامی و القاب پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله میداند.(3)
ذکر نیز از اسامی پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله است که در قرآن آمده است:
«قَدْ أَنزَلَ اللَّهُ إِلَیْکُمْ ذِکْراً * رَسُولًا»؛(4)
«خداوند چیزی که مایه تذکّر است بر شما نازل کرده؛ رسولی».
از امام رضاعلیه السلام روایت شده که فرمودهاند:
«فَالذِّکْرُ رَسُولُ اللَّهِ وَ نَحْنُ اَهْلُهُ»؛(1)
«منظور از ذکر رسول خداست و ما هم اهل او هستیم».
به معنای صاحب نعمت بزرگ است که صاحب مناقب در توصیفات خود از پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله آورده است:
«اَلْحَمْدُ للَّهِ الَّذِی... بَعَثَ مُحَمَّداًصلی الله علیه وآله ذِی النِّعْمَةِ الْعُظْمی ؛(2)
«سپاس و ستایش خدایی که... محمدش را مبعوث فرمود، او که دارای نعمت بزرگ است».
این عنوان را نیز صاحب مناقب برای توصیف پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله آورده است.
«اَلْحَمْدُ للَّهِ الَّذِی... بَعَثَ مُحَمَّداًصلی الله علیه وآله ذِی النِّعْمَةِ الْعُظْمی وَ الْمَحَبّةِ الْکُبْری ؛(3)
«حمد و سپاس خدایی را که محمّد را مبعوث فرمود او که دارای نعمت عظیم و محبت بزرگ است».
به معنای راهنماییکننده و ارشادکننده بهراه راست و خیر و نیکی میباشد.
در قسمتی از زیارت نامه حضرت امیرالمؤمنینعلیه السلام در مورد پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله آمده است:
«اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلَیْهِ... رَسُولِکَ الشّاهِدِ وَ دَلِیلِکَ الرّاشِدِ»؛(1)
«خدایا درود فرست بر او...که رسول شاهد تو و دلیل راهنمایی کننده توست».
و چنین است عبارت دیگر:
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ... النَّبِیِّ الأُمِّیِ الرّاشِدِ الْمَهْدِیِّ الْمُوَفَّقِ»؛(2)
«خدایا درود فرست بر محمّد بندهات، او که پیامبر امّی و راهنمایی هدایت یافته و توفیق یافته است».
به معنای خرسند و خشنود میباشد و از القاب پیامبر گفت شده است؛ چنان که آیه شریفه میفرماید:
«وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَی .(3)
«و به زودی پروردگارت آن قدر به تو عطا خواهد کرد که خشنود شوی!»
و خداوند هر چه پیامبرش خواسته به او عطا فرموده و او نیز از خدایش راضی میباشد.
«لَعَلَّکَ تَرْضی .(1)
به معنای رغبت و میل و اشتیاق به کاری است. پیامبر تمام زندگیاش دائماً به یاد خدا و برای خدا بود، با این حال خداوند متعال به ایشان میفرماید:
«فَاذا فَرغتَ فَانصَبْ وَاِلی رَبّکَ فَارْغَبْ».(2)
«پس هنگامی که از کار مهمّی فارغ میشوی به مهم دیگری پرداز، و به سوی پروردگارتتوجّه کن!
به معنای سوارشونده بر براق است. از معجزات و فضایل پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله که خداوند متعال آن جناب را مفتخر فرموده، جریان معراج و سفر آسمانی آن حضرت است که در سوره اسراء به آن اشاره شده است: «سُبْحانَ الَّذِی أَسْرَی بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَی الْمَسْجِدِ الْأَقْصا الَّذِی بارَکْنا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیاتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ»؛(3)
«پاک و منزّه است خدایی که بندهاش را در یک شب، از مسجد الحرام به
مسجد الاقصی - که گرداگردش را پربرکت ساختهایم - برد، تا برخی از آیات خود را به او نشان دهیم؛ چرا که او شنوا و بیناست».
گفته شده مرکب آن حضرت در این سفر که به آسمانها سفر کردند «براق» نام داشته لذا به آن جناب «راکب البراق» گفته شده است.
ناقه به معنای شتر است؛ یعنی پیامبر سوار بر شتر میشد و مثل شاهان بر اسب نمینشست.(1)
به معنای بهار شهرها و سرزمینهاست و از اوصاف پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله گفته شد چنانکه مرحوم علامه مجلسی نیز آن حضرت را با عنوان ربیع البلاد توصیف نموده است.(2)
رجل از اسامی قرآنی پیامبراکرمصلی الله علیه وآله است چنانکه درآیه شریفه آمده است:
«أَوَعَجِبْتُمْ أَن جَآءَکُمْ ذِکْرٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَلَی رَجُلٍ مِنکُمْ لِیُنذِرَکُمْ وَلِتَتَّقُوا وَلَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ»؛(3)
«آیا تعجّب کردهاید که دستور آگاه کننده پروردگارتان به وسیله مردی از میان شما به شما برسد، تا (از عواقب اعمال خلاف) بیمتان دهد، و (در پرتو این دستور،) پرهیزگاری پیشه کنید و شاید مشمول رحمت (الهی) گردید؟!»
با توجّه به آیه شریفه «وَما أَرْسَلْناکَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِینَ»؛(1)
«ما تو را جز برای رحمت جهانیان نفرستادیم».
مرحوم علامه مجلسی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله را با عنوان «رحمة العباد» توصیف نموده است، یعنی کسی که باعث و منشأ رحمت برای بندگان است.(2)
یعنی کسی که موجب رحمت و برکت و رأفت برای تمام جهانیان است. این عنوان از اوصاف و القابی است که خداوند متعال برای پیامبرش برگزیده و لذا از اوصاف قرآنی آن حضرت است، آنجا که میفرماید:
«وَما أَرْسَلْناکَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِینَ»؛(3)
«ما تو را جز برای رحمت جهانیان نفرستادیم».
به معنای بسیار بخشنده و بسیار مهربان است و از اسامی قرآنی
پیامبر میباشد؛ چنان که طبق آیه شریفه 128 سوره توبه پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نسبت به مؤمنان بسیار بارأفت و رحمت برخورد میکنند و نسبت به آنان دل میسوزانند: «لَقَدْ جَآءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَءُوفٌ رَحِیمٌ»؛(1)
«به یقین، رسولی از خود شما به سویتان آمد که رنجهای شما بر او سخت است؛ و اصرار بر هدایت شما دارد؛ و نسبت به مؤمنان، رؤوف و مهربان است!»
به همین جهت صاحب مناقب یکی از اسامی آن حضرت را رحیم برشمردهاند، اگرچه رحیم علی الاطلاق خداوند متعال است.(2)
رسول یعنی فرستاده و پیامآور خداوند برای بندگانش میباشد، اگرچه تمام پیامبران الهی رسول هستند لکن الان هرگاه به صورت مطلق «رسول» گفته شود منظور پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله میباشد. لذا این عنوان نیز از اسامی قرآنی آن حضرت است:
«یاأَیُّها الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَبِّکَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ»؛(3)
«ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملاً (به
مردم) برسان! و اگر نکنی، رسالت او را انجام ندادهای! خداوند تو را از (خطرات احتمالی) مردم، نگاه میدارد؛ و خداوند، جمعیّت کافران (لجوج) را هدایت نمیکند».
به معنای بزرگترین فرستاده خداوند است، او که دینش جهانی و برای همه مردم دنیاست و نیز ابدی تا روز قیامت خواهد بود.
به معنای پیامبر گرامی خداوند و البته گرامیترین آنان است.
در کتاب شعیای نبی اسم شریف پیامبرخاتم به نام رسول التوبه آمده است.(1)چنانکه خود آن حضرت نیز فرمودند:
«أَنَا عَقَبُ النَّبِیِّینَ لَیْسَ بَعْدِی رَسُولٌ وَ جَعَلَنِی رَسُولَ الرَّحْمَةِ وَ رَسُولَ التَّوْبَةِ»؛(2)
«من آخرین پیامبر هستم، بعد از من فرستادهای از جانب خدا نخواهد بود و خداوند مرا رسول رحمت و توبه قرار داده است».
حمّاد به معنای کسی که بسیار حمد میکند و صاحب مناقب عنوان رسول الحمّادین را از القاب پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله شمرده است.(1)
یعنی پیامبری که سبب راحتی و آسایش برای بندگان خدا است، چون آن حضرت موجب آسایش و آرامش بندگان مظلوم و ناراحتی و جنگ با ظالمان و معاندان است.
از پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله روایت شده که فرمودهاند:
«أنا رسول الرحمة ورسول الراحة ورسول الملاحم»؛(2)
«من پیامبر رحمت و آسایش و نیز پیامبر جنگ هستم».
از امام صادقعلیه السلام نیز این عبارت برای اسم آن حضرت نقل شده است.(3)
از عناوینی است که در مورد پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله به کار میرود چنانکه از خود آن حضرت نیز نقل شده است.
جابر بن عبد اللَّه گوید:
«قال رَسُول اللَّهِصلی الله علیه وآله:... وَ جَعَلَنِی رَسُولَ الرَّحْمَةِ»؛(4)
«پیامبر خداصلی الله علیه وآله فرمود: خداوند مرا رسول رحمت قرار داده است».
چنانکه آیه قرآن نیز بر آن تصریح دارد:
«وَما أَرْسَلْناکَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِینَ»؛(1)
«ما تو را جز برای رحمت جهانیان نفرستادیم».
از معروفترین اسامی و القاب پیامبر خاتم «رسول اللَّه» است اگرچه همه فرستادگان و پیامبران الهی رسول خدا هستند ولی هرجا این عنوان به طور مطلق استعمال شود منظور پیامبر اکرم اسلامصلی الله علیه وآله میباشد.
آیه شریفه نیز بر این لقب رسول اللَّه تصریح دارد:
«ما کانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِکُمْ وَلکِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخاتَمَ النَّبِیِّینَ وَکانَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیماً»؛(2)
«محمّد (ص) پدر هیچ یک از مردان شما نبوده و نیست؛ ولی رسول خدا و ختمکننده و آخرین پیامبران است؛ و خداوند به همه چیز آگاه است!»
مسدّد از سداد به معنای راستی و درستی و استواری است. در کتاب مناقب و بحارالانوار، از رسول مسدّد به عنوان یکی از اوصاف و القاب پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نام برده شده است که در خطابهها نیز به کار میرود.(3)
ملاحم جمع ملحمه و به معنای جنگ سخت است؛ یعنی هنگامی که بدنها قطعه قطعه میشود.
از پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نقل شده که فرمودهاند:
«أَنَا رَسُولُ الرَّحْمَةِ وَ رَسُولُ الرّاحَةِ وَ رَسُولُ الْمَلاحِمِ»؛(1)
«من پیامبر رحمت و آسایش و نیز پیامبر جنگ هستم».
و در جای دیگر فرمودند که خداوند مرا رسول الملاحم قرار داده است:
«أَنَا عَقَبُ النَّبِیِّینَ لَیْسَ بَعْدِی رَسُولٌ وَ جَعَلَنِی رَسُولَ الرَّحْمَةِ وَ رَسُولَ التَّوْبَةِ وَ رَسُولَ الْمَلاحِمِ»؛(2)
«من آخرین پیامبر هستم، پس از من رسول نخواهد بود خداوند مرا رسول رحمت و توبه و نیز رسول جنگ قرار داده است».
منظور این است که با ظالمان و معاندان جهاد خواهم کرد تا زمینه راحتی و آسایش برای مظلومان و مستضعفان را فراهم کنم.
از اسامی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله رسول رب العالمین است.(3)
پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله فرستاده پروردگار جهانیان است، پس پیامبر است برای همه جهانیان و برای همه زمانها و مکانها تا روز قیامت. و همه در آسمانها
و زمین شهادت بر رسالت آن جناب میدهند؛از جمله کوه که میگوید:
«فَتَحَرَّکَ الْجَبَلُ وَ تَزَلْزَلَ وَ فاضَ عَنْهُ الْماءُ وَ نادی یا مُحَمَّدُ اَشْهَدُ اَنَّکَ رَسُولُ رَبِّ الْعالَمِینَ وَ سَیِّدُ الْخَلائِقِ اَجْمَعِینَ»؛(1)
«کوه به حرکت درآمد و تکانی خورد که چشمه آبی از آن جاری گشت و ندا داد: ای محمّد گواهی میدهم که تو فرستاده پروردگار جهانیان و آقای همه مخلوقات هستی».
لذا برایش درود میفرستیم:
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ سَیِّدِ الْمُرْسَلِینَ و اِمامِ الْمُتَّقِینَ وَ رَسُولِ رَبِّ الْعالَمِینَ»؛(2)
«خدایا درود فرست بر محمّد که بنده و رسول توست هم او که آقای پیامبران و امام پرهیزگاران و فرستاده پروردگار جهانیان است».
مختار به معنای بزرگ و برگزیده و صاحب اختیار است.
در یکی از زیارات جامعه آمده است:
«مالِک الْجَنَّةِ وَ النّارِ مُحَمَّدٌ الرَّسُولُ الْمُخْتارِ»؛(3)«پیامبر خاتم مالک بهشت و جهنم است، محمدی که پیامبر برگزیده میباشد».
و در دعای عدیله گفته میشود:
«وَأَشْهَدُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ الْأَبْرارَ وَالْخُلَفآءَ الْأَخْیارَ بَعْدَ الرَّسُولِ الْمُخْتارِ عَلِیٌّ قامِعُ الْکُفّارِ»؛(1)
«خدایا گواهی میدهم که امامان نیکوکار و جانشینان برگزیده بعد از رسول مختار علی است او که کافران و مشرکان را قلع و قمع مینمود».
خداوند متعال در قرآن کریم پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله را از جنس خود مردم و از بین خود ایشان میداند و میفرماید: من پیامبر خود را از بین شما انتخاب کردم، اگرچه فرستاده من است ولی از جنس شما و از بین شماست. سالها با شما نشست و برخاست داشته و با شما زندگی کرده، او هم بشری مثل شماست، لذا در آیه شریفه 128 سوره توبه میفرماید:
«لَقَدْ جَآءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَءُوفٌ رَحِیمٌ»؛(2)
«به یقین، رسولی از خود شما به سویتان آمد که رنجهای شما بر او سخت است و اصرار برهدایت شما دارد ونسبت به مؤمنان، رؤوف و مهربان است!»
پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله در بالاترین مقامات الهی و رفیعترین درجات بهشت قرار دارد، به گونهای که هیچ کسی به مقام او نمیرسد؛ چنانکه در شب
معراج بعد از مراحلی که جبرئیل همراه او بود توقف کرد پیامبر فرمود: بیا، جبرئیل گفت: «لو دنوت انملة لاحترقت»؛(1)
«اگر یک بند انگشتی جلوتر بیایم هر آینه خواهم سوخت».
لذا در زیارت آن حضرت میگوییم:
«فَبَلَغَ اللَّهُ بِکَ أَشْرَفَ مَحَلِّ الْمُکَرَّمِینَ، وَأَعْلی مَنازِلِ الْمُقَرَّبِینَ، وَأَرْفَعَ دَرَجاتِ الْمُرْسَلِینَ، حَیْثُ لا یَلْحَقُکَ لاحِقٌ، وَلا یَفُوقُکَ فآئِقٌ...»؛(2)
«و خداوند تو را به شریفترین محل بزرگواران و والاترین منزل مقربان و بالاترین درجه پیامبران رسانده است، مقامی که نه گذشتگان به آنجا رسیدهاند و نه آیندگان. و کسی مافوق مقام تو نیست».
همچنین در زیارت دیگر عرض میکنیم:
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ، اَلْعَظِیمِ حُرْمَتُهُ، الْقَرِیبِ مَنْزِلَتُهُ، الرَّفِیعِ دَرَجَتُهُ»؛(3)
«خدایا درود فرست بر محمّد که بنده و رسول توست، همان که حرمتش عظیم، منزلتش نزدیک و درجهاش رفیع میباشد».
در کتاب شعیای نبیعلیه السلام اسم شریف پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله به نام رکن المتواضعین آمده است.(4)
رؤوف به معنای مهربان و با لطف و رأفت است، این از صفات بارز پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله است چنانکه فرمود: تو رحمة للعالمین هستی.
رؤوف نیز از اسامی و القاب قرآنی آن حضرت است که با توجّه به آیه شریفه برداشت شده است که خداوند میفرماید:
«لَقَدْ جَآءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَءُوفٌ رَحِیمٌ»؛(1)«به یقین، رسولی از خود شما به سویتان آمد که رنجهای شما بر او سخت است؛ و اصرار بر هدایت شما دارد؛ و نسبت به مؤمنان، رؤوف و مهربان است!».
به معنای کسی است که در دنیا زندگی میکند؛ ولی به آن دلبستگی ندارد و به حداقل امکانات اکتفا مینماید.
میگویند: پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله قبل از بعثت بیست خصلت از خصایل انبیا را داشت که هر کدام از آنها به تنهایی دلالت بر عظمت آن بزرگوار دارد؛ چه رسد به کسی که همه آنها را جمع کرده باشد، یکی از آن خصلتها زاهد است.(2)
زکی به معنای طاهر و شایسته و پاکدامن است. چنانکه در عبارتی از
زیارت نامه آن حضرت آمده است:
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ...وَ الزّاکِی اَصْلُهُ وَ فَرْعُهُ»؛(1)
«خدای درود فرست بر محمّد، بنده و رسولت... او که نژاد و ریشهاش و نیز اولاد و نسلش پاک و پاکیزهاند».
به معنای تابندگی و موجب روشنایی چهره فرشتگان است و از اوصاف پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله میباشد: چنانکه در یکی از زیارات آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا زَهْرَةَ الْمَلائِکَةِ»؛(2)
«سلام بر تو ای نور و روشنایی فرشتگان».
منسوب به زهره از جهت مادر آن حضرت است.(3)
به معنای سبب زینت رسالت و پیامبری میباشد و از اوصاف پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله است؛ چنانکه مرحوم علامه مجلسی در مقدمه کتاب خود آورده است.(4)
زین القیامه به معنای زینت روز قیامت است و از القابی است که خود پیامبرصلی الله علیه وآله بیان فرموده:
«وَ جَعَلَنِی فِی الدُّنْیا سَیِّدَ وُلْدِ آدَمَ وَ فِی الآخِرَةِ زَیْنَ الْقِیامَةِ وَ حَرَّمَ دُخُولَ الْجَنَّةِ عَلَی الأَنْبِیاءِ حَتّی اَدْخُلَها أَنَا...»؛(1)
«خداوند مرا در دنیا بهترین فرزند آدم قرار داده و در آخرت نیز زینت روز قیامت فرموده، و دخول به بهشت را بر همه پیامبران حرام نموده تا زمانی که من وارد شوم...».
لذا در زیارت آن حضرت میگوییم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا زَیْنَ الْقِیامَةِ»؛(2)
«سلام بر تو ای زینت روز قیامت».
مناقب نیز زین القیامة را از القاب شریف آن حضرت برشمرده است.(3)
از اوصاف پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است و به معنای زینت نبوّت و پیامبری میباشد که صاحب بحارالانوار آن را برای آن جناب برشمرده است.(4)
سابق به معنای پیشی گیرنده و برنده و جلوتر از همه، یعنی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله در بندگی و اطاعت خدا، در رسیدن به کمالات و مقامات معنوی،
گوی سبقت را از همه ربوده است. لذا در زیارت آن حضرت عرض میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حُجَّةَ اللَّهِ عَلَی الْأَوَّلِینَ وَالْآخِرِینَ وَالسّابِقَ إِلی طاعَةِ رَبِّ الْعالَمِینَ»؛(1)
«سلام بر تو ای حجت خدا بر همه عالم از صدر تا ذیل، همان که در اطاعت از پروردگار جهانیان از هم جلوتر است».
به معنای سجده کننده است؛ یعنی خداوند به پیامبرش فرمان داده است که برای من سجده کن و ایشان هم فرمان الهی را امتثال نموده، پس یکی از القاب ایشان ساجد است:
«وَمِنَ الَّیْلِ فاسْجُدْ لَهُ وَسَبِّحْهُ لَیْلاً طَوِیلاً»؛(2)«و در شبانگاه برای او سجده کن، و مقداری طولانی از شب، او را تسبیح گوی!»
سخی از سخاوت و به معنای بخشنده است و برخلاف معنای بخیل. میگویند: پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله قبل از بعثت بیست خصلت از خصایل انبیا را داشت که هر کدام از آنها به تنهایی دلالت بر عظمت آن بزرگوار دارد؛ چه رسد به کسی که همه آنها را جمع کرده باشد، یکی از آن خصلتها سخی است.(3)
به معنای راست و استوار و جاودان میباشد؛ لذا در تعریف و تمجید از مقام شامخ آن حضرت گفته شده است:
«اَنَّکَ الْمُوَفَّقُ الرَّشِیدُ ... وَ الْمَیْمُونُ السَّدِیدُ»؛(1)
«همانا تو توفیق یافته و هدایت یافته الهی هستی، تو با میمنت و خجستگی و همیشگی هستی».
به معنای چراغ و روشنی دهنده و این نام و لقبی است که خداوند متعال آن را برای پیامبر خاتمش برگزیده است، طبق آیه شریفه:
«وَدَاعِیاً إِلَی اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجاً مُنِیراً»؛(2)
«و تو را دعوتکننده بسوی خدا به فرمان او قرار دادیم، و چراغی روشنیبخش!»
صاحب مناقب آن را از اسامی آن حضرت ذکر نموده است.(3)
به این جهت سراج نامیده شده چون به وسیله آن حضرت مردم راهنمایی میشوند. اینکه چرا به سراج تعبیر کرد، نه به شمع که نورانیتر از آن است، جواب دادهاند که چون شمع مربوط به اغنیاست و سراج مال فقرا، و خداوند نمیخواست فقرا را از نور وجود آن حضرت محروم سازد.
از طرفی اگر شمس میگفت، شمس نیز مال ظاهر است نه باطن، آن هم روز است نه شب، امّا سراج تمام اینها را شامل میشود.(1)
یعنی بین همه برگزیدگان الهی از تمام ایشان درخشندهتر و نورانیتر است و این لقب نیز در بحار الانوار آمده است.(2)
یکی دیگر از اسامی و القاب قرآنی آن حضرت سراج منیر است.
«وَ مِنْ اَسْمائِهصلی الله علیه وآله... اَلسِّراجُ الْمُنِیرِ فَلاضائَةِ الدُّنْیا بِهِ وَ مَحْوِ الْکُفْرِ بِاَنْوارِ رِسالَتِهِ»؛(3)
«به این جهت سراج نامیده شده چون دنیا به نور وجود او روشن میشود و کفر و ضلالت به نور رسالت او محو و نابود میشود».
چنان که در آیه شریفه آمده است:
«وَدَاعِیاً إِلَی اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجاً مُنِیراً»؛(4)
«و تو را دعوتکننده بسوی خدا به فرمان او قرار دادیم، و چراغی روشنیبخش!»
و در زیارت آن حضرت عرض میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا السِّراجُ الْمُنِیرُ»؛(1)
«سلام بر تو ای چراغ پرفروغ».
صاحب مناقب نیز آن را از القاب حضرت برشمرده است.(2)
و وجه تسمیه آن نیز به این جهت است که همان طور که از چراغ به عنوان پیدا کردن راه استفاده میکنند، مردم نیز به وسیله آن حضرت به سوی دین خدا راهنمایی و هدایت میشوند.(3)
سعدی یعنی منسوب به سعد و منظور سعد بن بکر بن هوازن است. پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله که به دنیا آمد چون محیط مکّه گرم و سوزان بود مثل بچههای دیگر او را به دایهای سپردند تا در محیطی با آب و هوای بهتر رشد کند و زبان فصیح عربی را نیز یاد بگیرند.
«محمّد» به حلیمه سعدیه از قبیله سعد بن بکر سپرده شد،(4)لذا ایشان را سعدی گویند یعنی از جهت رضاع و شیر خوردن منسوب به آنهاست.(5)
به معنای سعادتمند، خوشبخت و عاقبت به خیر است. و از اوصاف
و القاب پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله میباشد چنانکه در زیارت آن جناب آمده است:
«اَنَّکَ الْمُوَفَّقُ الرَّشِیدُ وَ الْمُبارَکُ السَّعِیدُ»؛(1)
«همانا تو توفیق یافته و هدایت یافته الهی هستی تو مبارک و سعادتمند هستی».
سفیر به معنای رسول و فرستاده شده و نماینده کسی میباشد و از القاب پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله است چون او نماینده و رسول خدا برای مردم است.
چنانکه در زیارت آن حضرت عرض میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا السَّفِیرُ بَیْنَ اللَّهِ وَبَیْنَ خَلْقِهِ»؛(2)
«سلام بر تو ای سفیر بین خدا و بندگانش».
سلیل از سلاله و به معنای فرزند و نسل میباشد و او از نسل و فرزندان بزرگان است.در یکی از زیارات مربوط به آن جناب آمده است:
«وَ إِنَّکَ سَلِیلُ الاَعْلامِ السّادَةِ»؛(3)
«همانا تو از نسل و فرزندان بزرگان و بزرگواران میباشی».
پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله آقای اولین و آقای آخرین است، او آقا و بزرگ همه خلائق است.
حضرت آمنه تعریف میکند که هنگام تولد فرشتگانی به زیارت فرزندم آمدند... گفتند:
«اَبْشِرْ یا مُحَمَّدُ فَإِنَّکَ سَیِّدُ الاَوَّلِینَ وَالآخَرِینَ ...».(1)
لذا در زیارت نامه گواهی میدهیم که:
«وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، وَأَنَّهُ سَیِّدُ الْأَوَّلِینَ وَالْآخِرِینَ»؛(2)
«شهادت و گواهی میدهم که محمّد بنده و رسول خداست، و او آقای اولین و آخرین است».
و در جای دیگر:
«اَلسَّلامُ عَلی مُحَمَّدٍ سَیِّدِ الْآخِرِینَ».(3)
و خود آن حضرت نیز به این مطلب تأکید نموده است:
امیرالمؤمنین علیعلیه السلام فرموده است:
«قالَ رَسُولُ اللَّهِصلی الله علیه وآله: أَنَا سَیِّدُ الاَوَّلِینَ وَ الآخرِینَ وَ اَنْتَ یا عَلِیُّ سَیِّدُ الْخَلائِقِ بَعْدِی، اَوَّلُنا کَآخِرِنا وَ آخِرِنا کَاَوَّلِنا»؛(4)
«پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمود: من آقای اولین و آخرین هستم و تو ای علی! آقای
خلایق بعد از من هستی، اوّل ما اهل بیت، مثل آخر ماست و آخر ما مثل اوّل ماست».
به معنای آقای نیکان و نیکوکاران میباشد و از توصیفاتی است که صاحب کتاب شریف بحارالانوار آن را در مقدمه کتاب خود آورده است.(1)
پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله نه تنها آقا و بزرگ مردمان است بلکه آقای همه پیامبران الهی نیز هست.
«وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، وَأَنَّهُ سَیِّدُ الْأَوَّلِینَ وَالْآخِرِینَ، وَأَنَّهُ سَیِّدُ الْأَنْبِیآءِ وَالْمُرْسَلِینَ...»؛(2)
«من گواهی میدهم که محمّد بنده و رسول خداست، او آقای اولین و آخرین است و او آقای همه پیامبران و رسولان الهی است».
عایشه میگوید: از پیامبر خداصلی الله علیه وآله پرسیدم سیّد یعنی چه؟ فرمود:
«مَنِ افْتَرَضَتْ طاعَتُهُ کَمَا افْتَرَضَتْ طاعَتِی»؛(3)
«یعنی آنکه اطاعتش واجب است همچنانکه اطاعت از من واجب است».
چنانکه گفته شد این عنوان نیز از القاب معروفه و خاصه آن حضرت است، هم به فرموده خود آن حضرت و هم به گواهی دیگران. لذا سلام میدهیم به ایشان: «اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا سَیِّدَ الاَوَّلِینَ وَ الآخرِینَ».(1)
«اَلسَّلامُ عَلی مُحَمَّدٍ سَیِّدِ الْاوّلِینَ».(2)
و گواهی میدهیم: «وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، وَأَنَّهُ سَیِّدُ الْأَوَّلِینَ وَالْآخِرِینَ،»؛(3)«گواهی میدهم که محمّد بنده و رسول خداست، او که آقای همه اولین و آخرین است».
به معنای آقا و سرور انسانهاست و از القاب پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله میباشد چنانکه خود آن حضرت فرموده است:
«اَنَا سَیِّدُ وُلْدِ آدَمَ وَ اَنَا سَیِّدُ الْبَشَرِ»؛(4)
«من بهترین فرزند آدم و آقای همه انسانها هستم».
این لقب را خداوند متعال در گفت و گو با حضرت موسی بیان فرمود:
«اَنَّ مُحَمَّداً خَیْرُ الْبَشَرِ وسَیِّدُ الْمُرْسَلِینَ».(1)
«همانا محمّد بهترین انسان و آقای همه پیامبران است.»
لذا ما هم گواهی میدهیم که:
«وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، وَأَنَّهُ سَیِّدُ الْأَوَّلِینَ وَالْآخِرِینَ، وَأَنَّهُ سَیِّدُ الْأَنْبِیآءِ وَالْمُرْسَلِینَ»؛(2)
«گواهی میدهم که محمّد بنده و رسول خداست، و او آقای اولین و آخرین است و آقای پیامبران و رسولان است».
و درود میفرستیم:
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ سَیِّدِ الْمُرْسَلِینَ»؛(3)
«خدایا درود فرست بر محمّد، بنده و رسولت که آقای همه رسولان است».
و در زیارت آن حضرت عرض میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا سَیِّدَ الْمُرْسَلِینَ»؛(4)
«سلام بر تو ای آقای پیامبران و رسولان».
یکی دیگر از عناوین و القاب پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله سیّد خلق اللَّه است چنانکه در زیارت مربوط به آن حضرت از ایشان میخواهیم:
«یا مُحَمَّدُ یا رَسُولَ اللَّهِ بِأَبِی اَنْتَ وَ اُمِّی یا نَبِیَّ اللَّهِ، یا سَیِّدَ خَلْقِ اللَّهِ اِنِّی اَتَوَجَّهُ بِکَ اِلَی اللَّهِ رَبِّکَ وَ رَبِّی لِیَغْفِرَ لِی ذُنُوبِی وَ یَتَقَبَّلَ مِنِّی عَمَلِی...»؛(1)
«ای محمّد، ای رسول خدا، پدر و مادرم به فدای شما باد، ای پیامبر خدا، ای بهترین و آقای همه بندگان خدا، من به وسیله تو به سوی خدا متوجه شدهام، خدایی که پروردگار تو و من است، تا بدین وسیله خدا گناهان مرا بیامرزد و عمل خیر مرا قبول فرماید».
به معنای آقا و بزرگ رسولان خداوند میباشد و از اوصاف پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است. این عنوان در زیارت امیرالمؤمنینعلیه السلام که در عید مبعث وارد شده، آمده است و این چه حکمت و تناسبی است که روز مبعث باید به زیارت امیرالمؤمنینعلیه السلام رفت؟
در قسمتی از این زیارت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وارِثَ مُحَمَّدٍ سَیِّدِ رُسُلِ اللَّهِ»؛(2)
«سلام بر تو ای وارث محمّد که سیّد و آقای همه رسولان خداوند است».
یعنی در بین همه بزرگان و بزرگزادگان، آن جناب از همه آقاتر
و والاتر است؛ چنان که در مقدمه کتاب اعلام الوری آمده است: سیّد سادات العرب و العجم ... .(1)
به معنای بهترین فرزند آدم، این از تعابیری است که خداوند متعال برای پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله به کار برده است آنگاه که با عیسی بن مریمعلیه السلام سخن میگفت و فرمود:
«اُوصِیکَ یَابْنَ مَرْیَمَ الْبِکْرِ الْبَتُولِ بِسَیِّدِ الْمُرْسَلِینَ وَ حَبِیبِی فَهُوَ اَحْمَدُ صاحِبُ الْجَمَلِ الاَحْمَرِ وَ الْوَجْهِ الاَقْمَرِ... فَاِنَّهُ رَحْمَةٌ لِلْعالَمِینَ وَ سَیِّدُ وُلْدِ آدَمَ»؛(2)
«ای فرزند مریم بتول تو را به آقای پیامبران سفارش میکنم، او که دوست من است هم او که احمد است، صاحب شتر قرمز و چهره نورانی، او رحمت برای جهانیان و آقای فرزندان آدم است».
و نیز خود آن حضرت فرمود: علی سیّد العرب است. عایشه گفت: مگر شما سیّد العرب نیستید؟ فرمود: من سیّد ولد آدم هستم و علی سیّد العرب است.(3)
به معنای خواهش کننده و شفاعت کننده نزد خداوند میباشد و از
اسامی و القاب پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله است که خود خدا برای آن حضرت فرموده. او نه تنها شفاعت کننده است بلکه اولین شافع نیز هست، چنانکه در گفت و گوی خدا با حضرت آدم فرمود: او اولین شافع است.(1)
خود آن حضرت نیز فرمودند: «اَنَا اَوَّلُ شافِعٍ».(2)
به معنای شکرگزار و سپاسگزار نعمتهای الهی است که در مناقب آن را از القاب پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله برشمرده(3)و به این آیه شریفه استناد کرده است:
«شاکِراً لِأَنْعُمِهِ اجْتَبَیاهُ وَهَدَیاهُ إِلَی صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ»؛(4)
«شکرگزار نعمتهای پروردگار بود؛ خدا او را برگزید؛ و به راهی راست هدایت نمود!»
شاهد به معنای گواه و شهادت دهنده نیز از اسامی قرآنی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است، چنانکه در این آیه شریفه به آن تصریح شده است:
«یاأَیُّها النَّبِیُّ إِنَّآ أَرْسَلْنَاکَ شاهِداً وَمُبَشِّراً وَنَذِیراً»؛(5)
«ای پیامبر! ما تو را گواه فرستادیم و بشارتدهنده و انذارکننده!»
«وَ مِنْ اَسْمائِهصلی الله علیه وآله الشّاهِدُ لأَنَّهُ یَشْهَدُ فِی الْقِیامَةِ لِلأَنْبِیاءِ بِالتَّبْلِیغِ وَ عَلَی الأُمَمِ اَنَّهُمْ بلّغُوا.»
«از اسامی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله شاهد و گواه است چون روز قیامت گواه بر پیامبران است در امر تبلیغ و بر امّتها گواه است که پیام الهی را ابلاغ نمودند.»
در روز قیامت آنگاه که محکمه عدل الهی بر پا گردد، برای اثبات حقانیت یا مجرمیت افراد، ادله و شواهد فراوانی وجود دارد؛ از گواهی اعضا و جوارح انسان گرفته تا زمین و زمان و فرشتهها؛ یکی از شاهدان و گواهان روز قیامت پیامبر هر امتی است و باز بر همه این گواهان نیز پیامبر خاتم گواهی خواهد داد؛ چنان که قرآن کریم میفرماید:
«فَکَیْفَ إِذَا جِئْنا مِن کُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِیدٍ وَجِئْنا بِکَ عَلَی هَؤُلَاءِ شَهِیداً»(1)«وَکَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَدَآءَ عَلَی النّاسِ وَیَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً...»»؛(2)
و خداوند متعال فرمود: «حال آنها چگونه است آن روزی که از هر امتی، شاهد و گواهی (بر اعمالشان) میآوریم، و تو را نیز بر آنان گواه خواهیم آورد؟» و نیز فرمود: «همانگونه (که قبله شما، یک قبله میانه است) شما را نیز، امّت میانهای قرار دادیم (در حد اعتدال، میان افراط و تفریط؛) تا بر مردم گواه باشید؛ و پیامبر هم بر شما گواه است...».
چنانکه در زیارت آن حضرت عرض میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حُجَّةَ اللَّهِ عَلَی الْأَوَّلِینَ وَالْآخِرِینَ،... وَالشّاهِدَ عَلی خَلْقِهِ»؛(1)
«سلام بر تو ای حجت خدا بر اوّل و آخر انسانها، تو که شاهد و گواه بر خلق خدا هستی».
یعنی بین همه شریفان و بزرگان، او از همه شریفتر و بزرگتر است، بلکه موجب شرف و ارجمندی آنان است؛ چنانکه علامه مجلسی آن حضرت را چنین توصیف نموده است.(2)
از دیگر اوصافی است که برای پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله بیان شده است یعنی امّت و ملت و آیین آن حضرت همه شریف و ارجمند است.
چنانکه در عبارت آمده:
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ، اَلْعَظِیمِ حُرْمَتُهُ، الْقَرِیبِ مَنْزِلَتُهُ، الرَّفِیعِ دَرَجَتُهُ وَ الشَّرِیفُ مِلَّتُهُ»؛(3)
«خدایا درود فرست بر محمّد بنده و رسولت، او که حرمتش عظیم و منزلتش قریب و درجهاش رفیع و آیین و ملتش شریف میباشد».
شفیع به معنای شفاعت کننده و خواهشگر است، کسی که برای دیگران پا در میانی میکند، و پیامبر خدا به جهت عظمت و مقامی که نزد خدا دارد، برای گناهکاران امّت خود شفاعت میکند.
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حُجَّةَ اللَّهِ عَلَی الْأَوَّلِینَ وَالْآخِرِینَ... وَالشَّفِیعَ إِلَیْهِ»؛(1)«سلام بر تو ای حجت خدا بر اولین و آخرین و کسی که شفیع نزد خداست».
در عبارتی دیگر آمده است:
«... وَ نِعْمَ الشَّفِیعُ اَنْتَ یا مُحَمَّدُ»؛(2)
«و چه خوب شفیعی هستی تو ای محمّد».
و از خدا میخواهیم که شفاعت آن حضرت را در حقّ ما و همه مسلمانان قبول بفرماید.
«اَللّهُمّ کَرِّمْ مَقامَهُ وَ عَظِّمْ بُرْهانَهُ وَ شَرِّفْ بُنْیانَهُ وَ بَیِّضْ وَجْهَهُ وَ اَعْلِ کَعْبَهُ وَ ارْفَعْ دَرَجَتُهُ وَ تَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ فِی اُمَّتِهِ»؛(3)
«خدایا مقامش را کریم، برهانش را عظیم، بنیانش را شریف و چهرهاش را سپید و درجهاش را رفیع و شفاعتش را برای امتش قبول بفرما».
یعنی کسی که شفاعت امّت خود را نزد خداوند خواهد نمود؛ لذا به آن
حضرت عرض میکنیم: «إِنِّی اَتَوَجَّهُ اِلَی اللَّهِ رَبِّی وَ رَبِّکَ لِیَغْفِرَ لِی ذُنُوبِی، فَاشْفَعْ لِی یا شَفِیعَ الاُمَّةِ»؛(1)
«من به سوی خداوند روی آوردهام او که پروردگار من و توست تا گناهان مرا بیامرزد سپس شفاعت مرا بنما ای شفیع امّت».
و این موضوع اشاره است به آیه شریفه که شفاعت پیامبر را تأیید میکند:
«وَما أَرْسَلْنا مِن رَسُولٍ إِلَّا لِیُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُوا أَنفُسَهُمْ جَآءُوکَ فاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِیماً»؛(2)
«ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای این که به فرمان خدا، از وی اطاعت شود. و اگر این مخالفان، هنگامی که به خود ستم میکردند (و فرمانهای خدا را زیر پا میگذاردند)، به نزد تو میآمدند؛ و از خدا طلب آمرزش میکردند؛ و پیامبر هم برای آنها استغفار میکرد؛ خدا را توبه پذیر و مهربان مییافتند».
یعنی اگر پیامبر از خدا بخواهد و استغفار نماید، خداوند نیز حتماً خواهد پذیرفت؛ چون خودش فرموده:
«وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَی (3)
آنگاه که قیامت برپا شود و محکمه عدل الهی تشکیل گردد، پای
خیلیها خواهذ لغزید؛ لذا کسی باید بیاید و دست آنان را بگیرد و نزد خداوند شفاعت نماید و پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله و سایر کسانی که خداوند به آنان اذن داده، برای مردم شفاعت خواهند کرد.
لذا عرض میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا شَفِیعَ الْقِیامَةِ»؛(1)
«سلام بر تو ای شفیع روز قیامت».
به معنای واسطه گناه کاران با خداوند است، یعنی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله آبروی خود را نزد خداوند واسطه قرار میدهد تا برای گناهکاران از امّت خود درخواست آمرزش کند، لذا در زیارت آن حضرت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا شَفِیعَ الْمُذْنِبِینَ»؛(2)
«سلام بر تو ای شفاعت کننده گناهکاران».
به معنای خورشید، خورشید عالم تاب، خورشیدی که با نور خود تاریکیها و ظلمتهای ظاهری و باطنی را نابود میکند.
از امام صادقعلیه السلام در مورد آیه شریفه «وَالشَّمْسِ وَضُحیها»(3)سؤال
کردند، فرمود: «اَلشَّمْسُ رَسُولُ اللَّهِصلی الله علیه وآله اَوْضَحَ اللَّهُ بِهِ لِلنّاسِ دِینَهُمْ»؛(1)
«منظور از شمس، رسول خداست که خداوند به وسیله آن حضرت، دین مردم را برایشان روشن فرموده است».
چندین حدیث دیگر در این زمینه وارد شده است؛ از جمله خود پیامبر که انس میگوید: «قالَ رَسُولُ اللَّهِصلی الله علیه وآله: اَنَا الشَّمْسُ وَ عَلِیٌّ الْقَمَرُ...»؛(2)
«پیامبر خداصلی الله علیه وآله فرمود: من شمس هستم و علی نیز قمر میباشد...».
به معنای خورشید دنیا میباشد و از اوصاف پیامبر خاتم است که جبرئیل در سلام به آن حضرت بیان کرده است:
«... اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا شَمْسَ الدُّنْیا»؛(3)
«سلام بر تو ای خورشید دنیا!»
شرح این جریان در عنوان «حامد» گذشت.
به معنای خورشید آسمان عرفان و معرفت است و از توصیفاتی میباشد که مرحوم مجلسی در مقدمه کتاب خود برای جناب پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله استفاده نموده آنجا که میگوید:
«شَمْسُ سَماءِ الْعِرْفان»؛(4)«خورشید آسمان عرفان و معرفت».
صابر به معنای صبرکننده و تحمل کننده؛ یعنی آنچه که به او محوّل شده را بپذیرد، آن هم برای خدا، و این نیز از القاب پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است که خداوند در حدیث عیسی بن مریمعلیه السلام پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله را این گونه برایش توصیف فرمود:
«اَلدَّیّانُ بِدِینِی، الصّابِرُ فِی ذاتِی، المُجاهِدُ الْمُشْرِکِینَ بِیَدِهِ عَنْ دِینِی»؛(1)
او کسی است که متدیّن به دین من است، در راه من صبر میکند و با مشرکان در راه دفاع از دین
صاحب مناقب نیز با استفاده از آیه شریفه «وَاصْبِرْ وَما صَبْرُکَ إِلَّا بِاللَّهِ وَلَا تَحْزَنْ عَلَیْهِمْ وَلَا تَکُ فِی ضَیْقٍ مِمّا یَمْکُرُونَ»؛(2)فرموده یکی از اسامی پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله صابر است.(3)
چنانکه در زیارت آن حضرت گفته میشود:
«وَ جاهَدَ فِی سَبِیلِکَ وَ صَبَرَ عَلَی الاَذی فِی جَنْبِکَ وَ اَوْضَحَ دِینَکَ»؛(4)
«در راه تو جهاد فرمود و به خاطر تو بر همه مشکلات و سختیها صبر نمود تا دین تو را واضح و آشکار کرد».
صاحب به معنای همدم و همراه و دوست است و یکی از اسامی و القاب پیامبرصلی الله علیه وآله است، با توجّه به آیه شریفه:
«ما ضَلَّ صاحِبُکُمْ وَما غَوَی ؛(1)
«که هرگز دوست شما [محمّد] منحرف نشده و مقصد را گمنکرده است»
چنانکه صاحب مناقب و بحارالانوار نیز به آن تصریح دارند.(2)
همچنین صاحب مناقب تأکید دارد که نام پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله در نزد میزان روز قیامت، معروف به صاحب است.(3)
این عنوان از القابی است که در زیارات جامعه آمده است به عنوان: «صاحب الآیات فی الآفاق المحمول علی البراق».(4)
و در زیارتی دیگر سلام میدهیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا صاحِبَ الْخُلْقِ الْعَظِیمِ وَ الشَّرَفِ الْعَمِیمِ وَ الآیاتِ وَ الذِّکْرِ الْحَکِیمِ»؛(5)
«سلام بر تو ای کسی که اخلاق تو عظیم و شرافت تو همه جانبه است. سلام بر تو ای صاحب آیات و قرآن حکیم».
ابل به معنای شتر است و پیامبر نیز مانند سایر مردم عرب، شتران متعددی داشتند که برخی را خریداری کردند و بعضی را هم به ایشان هدیه دادند، نام برخی از آنها چنین است: جدعا، قصواء، بغوم، نوق، مروة، مهره، شقرا، ریّا، حباء،...(1)
این عنوان نیز از اوصاف پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله گفته شده است با توجّه به آیه شریفه: «أَفَمَن کانَ عَلَی بَیِّنَةٍ مِن رَبِّهِ وَیَتْلُوهُ شاهِدٌ»؛(2)
«آیا آن کس که دلیل آشکاری از پروردگار خویش دارد، و بدنبال آن، شاهدی از سوی او میباشد».
مراد از بینه قرآن است و پیامبر نیز دارنده این قرآن است و گفته شده: بینه اعم از قرآن و معجزات و براهین است.(3)
تاج را به معنای عمامه که بر سر میگذارند گفتهاند و صاحب عمامه را از اوصاف پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله برشمردهاند.(4)
در فرمایشی خود آن حضرت به امیر المؤمنین فرمودهاند:
«اَنَا صاحِبُ التَّنْزِیلِ وَ اَنْتَ صاحِبُ التَّأوِیلِ ... .»(1)
«من صاحب تنزیل هستم یعنی قرآن بر من نازل شده و تو صاحب تأویل میباشی یعنی آن را تفسیر و تأویل میکنی.»
به معنای صاحب شتر است که در حدیث عیسی بن مریم آمده: خداوند پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله را برایش اینگونه توصیف مینمود:
«اُوصِیکَ یَابْنَ مَرْیَمَ الْبِکْرِ الْبَتُولِ بِسَیِّدِ الْمُرْسَلِینَ وَ حَبِیبِی فَهُوَ اَحْمَدُ صاحِبُ الْجَمَلِ الاَحْمَرِ وَ الْوَجْهِ الاَقْمَرِ...»؛(2)
اگرچه حضرت ابراهیمعلیه السلام پایههای خانه کعبه را بنا نهاد و به دستور الهی بر سر تا سر جهان تا پایان تاریخ ندا داد که «وَأَذِّن فِی النّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجالًا وَعَلَی کُلِّ ضامِرٍ یَأْتِینَ مِن کُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ»؛(3)
«و مردم را دعوت عمومی به حج کن؛ تا پیاده و سواره بر مرکبهای لاغر از هر راه دوری بسوی تو بیایند».
لکن این پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله بود که آن حج را احیاء فرمود، لذا در آن عبارت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا صاحِبَ الْحَجِّ وَ الزِّیارَةِ»؛(1)
«سلام بر تو ای صاحب حج و زیارت».
یعنی کسی که دارای دلیل و برهان و مدرک است، و پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله برای تمام اقوال و احکام و افعال خود، حجت الهی داشت. لذا آن جناب را به صاحب الحجة توصیف نمودهاند.(2)
امام باقرعلیه السلام فرمودند: هنگام فتح خیبر و تقسیم غنایم، یک حمار سیاه به ایشان رسید. پیامبر با آن سخن گفت و او هم جواب داد و گفت: خداوند از نسل من 60 حمار بیرون آورده که جز پیامبر و نبی کسی سوار آنها نشده است و از اجداد من هم غیر از من کسی باقی نماده است و بعد از شما هم پیامبری نخواهد آمد. من هم منتظر بودم که شما بیایید ... .(3)
پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله صاحب حوض کوثر است و این از القاب اختصاصی آن حضرت میباشد. چنانکه صاحب مناقب و دیگران نیز به آن تصریح کردهاند.(4)
همچنین در زیارت آن حضرت عرض میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا صاحِبَ الْحَوْضِ الْمَوْرُودِ»؛(1)
«سلام بر تو ای صاحب حوضی که همه بر آن وارد میشوند».
به معنای زره است؛ یعنی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله مرد جنگ و سلاح و مبارزه بوده است و هر مرد مبارزی هم شمشیر و زره و سپر نیاز دارد. نام یکی از زرههای ایشان ذات الفضول بوده که سعد بن عباده به ایشان هدیه داده است، یکی دیگر هم فضّه، دو تا زره هم از بنی قینقاع به ایشان رسید. گفته میشود که زره داوود پیامبر نیز نزد ایشان است، همان که آن را پوشید و جالوت را به قتل رساند.(2)
یعنی کسی که هر کس دعوت رسالتش را شنید قبول نمود، چونکه رسالت و دعوت او با فطرت انسانها سرشته است، لذا منطق محکم و حرف حقّ به گوش هر کسی رسید آن را پذیرفت. مگر صاحبان زر و زور و قدرت که آن را با منافع مادی خود در تضاد میدیدند و یا کسانی که از روی عناد و لجاجت نپذیرند.
لذا میگوییم: «اَنْتَ صاحِبُ الْوَسِیلَةِ... وَ الدَّعْوَةِ الْمَسْمُوعَةِ»؛(3)
«تو صاحب وسیله و صاحب دعوت شنیده شده و پذیرفته شده هستی».
دین اسلام دینی است که مقبول و مرضی خداوند و بر همه ادیان دیگر غلبه خواهد نمود و بر سراسر جهان ظاهر و آشکار خواهد گردید. به این جهت پیامبر اکرم را که آورنده این دین است، با عنوان صاحب الدین الاظهر توصیف نمودهاند.(1)
از اوصاف و القاب پیامبر اکرم است؛ چنان که در یکی از زیارات مربوط به آن بزرگوار آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا صاحِبَ الْخُلْقِ الْعَظِیمِ وَ الشَّرَفِ الْعَمِیمِ وَ الآیاتِ وَ الذِّکْرِ الْحَکِیمِ»؛(2)
«سلام بر تو ای صاحب اخلاق عظیم و شرافت همه جانبه و صاحب آیات و سخن قرآنی».
رایه به معنای پرچم است که امام باقرعلیه السلام میفرمایند: آن حضرت پرچم مخصوصی داشتند که به آن عقاب میگفتند.(3)
حج دارای مناسک و ارکان و اعمال مخصوصی است که نظیر آن کمتر در سایر عبادات یافت میشود، اگرچه از هر کدام از عبادات نیز بهرهای دارد، مقام ابراهیم جایی است که طواف کننده پشت سر آن نماز طواف میخواهد.
رکن نیز به گوشههای خانه کعبه گفته میشود. هر گوشهای از خانه کعبه به نامی است: رکن یمانی، رکن شامی، رکن حجر الاسود و رکن عراقی. روایت شده حضرت معمولاً در رکن یمانی به دعا میپرداخت.
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا صاحِبَ الرُّکْنِ وَ الْمَقامِ»؛(1)
«سلام بر تو ای صاحب رکن و مقام».
رمح به معنای نیزه است و طاعن از کلمه طعن که وقتی با رمح به کار میرود؛ به معنای فرو رونده و تیز است. و در زیارت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا صاحِبَ الرَّمْحِ الطّاعِنِ»؛(2)
«سلام بر تو ای صاحب نیزه تیز و کارساز».
خداوند متعال سرّ خودش را نزد پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله سپرده است و آن حضرت صاحب سرّ خداوند میباشد چنانکه خود آن جناب فرمودند:
«اَعْطانِی مَفاتِیحَ خَزائِنِهِ کُلِّها وَ اسْتَوَدَعَنِی سِرَّهُ»؛(1)
«خداوند متعال تمام کلیدهای خزائن خود را به من عطا فرمود و اسرار خویش را به من سپرد».
یعنی کسی که دارای سکینه و وقار و آرامش است و پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله که توکل کامل به خدا دارد دارای چنین مقام و صفتی است. و چه حکمتی است که در زیارت امیرالمؤمنینعلیه السلام به پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله سلام میدهیم:
«اَلسَّلامُ عَلی صاحِبِ السَّکِینَةِ، اَلسَّلامُ عَلَی الْمَدْفُونِ بِالْمَدِینَةِ»؛(2)
«سلام بر آن صاحب سکینه و وقار، سلام بر آن بزرگواری که در مدینه منوره مدفون است».
و ظاهراً این عنوان از این آیه شریفه اقتباس شده است:
«فَأَنزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ»؛(3)
«در این موقع، خداوند سکینه (و آرامش) خود را بر او فرستاد».
سلطان به معنای دلیل و حجت و هرچه که به وسیله آن بر خصم غلبه پیدا کنند، از اوصاف پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله صاحب السلطان گفته شده است.(4)
سهم به معنای تیر که در کمان گذاشته میشود و نافذ یعنی نفوذ کننده، تیری که نفوذ میکند.
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا صاحِبَ السَّهْمِ النّافِذِ»؛(1)
«سلام بر تو ای صاحب تیر نفوذ کننده».
سیف به معنای شمشیر است و پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله اگرچه برای همه رحمت و رأفت است لکن آنان که قابلیت نداشته باشند و عناد و لجاجت کنند، چارهای جز شمشیر نیست. امام باقرعلیه السلام فرمودند: آن حضرت دو تا شمشیر معروف داشتند که یکی به نام ذوالفقار بود و دیگری به نام عون.(2)برخی دیگر از شمشیرهای ایشان به نام مخذوم، رسوب، عضب، بتار، حتفا، قلعی،....بوده است.(3)پس سلام میدهیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا صاحِبَ السَّیْفِ الْقاطِعِ»؛(4)
«سلام بر تو ای صاحب شمشیر قاطع».
شرف به معنای بزرگی و ارجمندی و عمیم به معنای عام و شامل
و همه جانبه است، یعنی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله از هر جهت؛ چه شخصی و خانوادگی و چه مقام و ... شرافت و بزرگی دارد. چنانکه در زیارت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا صاحِبَ الْخُلْقِ الْعَظِیمِ وَ الشَّرَفِ الْعَمِیمِ»؛(1)
«سلام بر تو ای صاحب اخلاق عظیم و شرافت همه جانبه».
یعنی کسی که دین و آیین او راحت و آسان است؛ چنان که خود آن حضرت فرمودند: بعثت بالحنیفیة السهلة السمحة؛ من به دین حنیف که ساده و آسان است مبعوث شدهام و خداوند نیز فرموده است:
«.... وَما جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ....»(2)
البته باید به این نکته توجّه کرد که میفرماید دین من تا آنجا که امکان دارد ساده و سهل شده است، نه اینکه شما آن را سهل بگیرید یا اینکه سهل انگار شوید؛ چنان که برخیها دچار چنین توهمی هستند.
امام باقرعلیه السلام فرمودند: آن حضرت عمامهای داشتند که سحاب نام داشت.(3)
عنزه از عصا بلندتر و از نیزه کوتاهتر بود که گفته میشود نجاشی آن را به زبیر داد و او هم به پیامبر هدیه کرد.(1)و به فرموده امام باقرعلیه السلام آن حضرت به دست میگرفتند و تکیه میدادند و هنگام خطبه نماز عیدین نیز به همراه آن خطبه میخواندند.(2)
قرآن بزرگترین و جاودانهترین معجزه پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله است، قرآن کلام الهی و نامه خدا برای بشر است تا ختم روزگار، خدا به وسیله پیامبرش این کتاب را به بشر ارزانی داشته است:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا صاحِبَالْقُرْآنِ وَ النّاقَةِ»؛(3)
«سلام بر تو ای صاحب قرآن و ناقه».
فرقان به معنای جدا کننده حقّ از باطل که نام دیگر قرآن نیز هست و پیامبر صاحب چنین کتابی است لذا در یکی از زیارات آن حضرت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مَنْهَجَ دِینِ الاسْلامِ وَ الایمانِ وَ صاحِبَ الْقِبْلَةِ وَ الْفُرْقانِ»؛(4)
«سلام بر تو ای راه واضح دین اسلام و ایمان و سلام بر تو ای صاحب قبله و کتاب فرقان (قرآن)».
قبله در لغت یعنی آن جهت و سمتی که انسان رو به روی خود قرار میدهد ولی اصطلاح شده برای جهتی که انسان رو به آن طرف اعمال عبادی خود را انجام میدهد. پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله به امر الهی قبله و جهت عبادت مسلمانان را کعبه قرار داده است، چنانکه در آیه شریفه میفرماید:
«قَدْ نَرَی تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّمآءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضَیاها فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَیْثُ ما کُنتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ وَإِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ لَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَبِّهِمْ وَما اللَّهُ بِغافِلٍ عَمّا یَعْمَلُونَ»؛(1)
«نگاههای انتظارآمیز تو را به سوی آسمان (برای تعیین قبله نهایی) میبینیم! اکنون تو را به سوی قبلهای که از آن خشنود باشی، باز میگردانیم. پس روی خود را به سوی مسجد الحرام کن! و هر جا باشید، روی خود را به سوی آن بگردانید! و کسانی که کتاب آسمانی به آنها داده شده، بخوبی میدانند این فرمانِ حقی است که از ناحیه پروردگارشان صادر شده؛ (و در کتابهای خود خواندهاند که پیغمبر اسلام، به سوی دو قبله، نماز میخواند). و خداوند از اعمال آنها (در مخفی داشتن این آیات) غافل نیست!»
لذا به پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله صاحب القبله گفته میشود و در یکی از زیارات
1) 383. سوره بقره، آیه 144.
مربوط به آن حضرت آمده است: «اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مَنْهَجَ دِینِ الاسْلامِ وَ الایمانِ وَ صاحِبَ الْقِبْلَةِ وَ الْفُرْقانِ»؛(1)
«سلام بر تو ای راه واضح دین اسلام و ایمان و سلام بر تو ای صاحب قبله و کتاب فرقان (قرآن)».
قضیب به معنای شاخه بریده و شمشیر تیز و برّان است و از اسامی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله صاحب القضیب گفته شده است؛ چون آن حضرت چنین وسیلهای داشتند و اسم آن هم ممشوق بوده است.(2)
کوثر به معنای خیر و برکت کثیر است که خداوند آن را به پیامبر گرامیاش اعطا فرمودهاند:
خداوند در سوره کوثر میفرماید:
«إِنّا أَعْطَیْناکَ الْکَوْثَرَ»؛(3)
«ما به تو کوثر [= خیر و برکت فراوان] عطا کردیم!»
لذا پیامبر صاحب کوثر است.
امّا اینکه کوثر چه مفهوم و تفسیری دارد، چند وجه گفته شده است:
1 - کوثر نام نهری در بهشت است که خداوند آن را به پیامبر عطا فرموده.
2 - حوض پیامبر است در قیامت که همه مردم بر آن وارد میشوند.
3 - منظور نبوّت و قرآن است.
4 - مقصود زیادی پیروان به دین آن حضرت است.
5 - مقصود زیادی نسل و ذریه آن حضرت است که از حضرت زهرا میباشد.
6 - کوثر یعنی صاحب شفاعت.
همه این معانی را به کوثر نسبت دادهاند که البته لفظ کوثر توانایی تحمل این معانی را دارد. و به جهت اعطای این همه نعمت بوده که خداوند فرمان به نماز و قربانی داده: «فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ»؛(1)«پس برای پروردگارت نماز بخوان وقربانی کن!»(2)
لواء به معنای علامت، نشانه و پرچم که هر گروهی برای شناسایی و معرفی خود از آن استفاده میکند و پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نیز صاحب پرچم است؛ آن هم لوایی که قابل رؤیت برای همه جهانیان است؛ لذا در یکی از زیارات آمده است: «اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا صاحِبَ الْمَقامِ الْمَحْمُودِ وَ الْحَوْضِ الْمَوْرُودِ وَ اللّواءِ الْمَشْهُودِ»؛(3)
«سلام بر تو ای صاحب مقام پسندیده و صاحب حوضی که دیگران بر آن وارد میشوند و سلام بر تو ای صاحب پرچم مشهود».
از خود آن حضرت نقل شده که فرمودند:
«آدمُ وَ مَن دونه تحت لوائی یوم القیامة».(1)
«آدم و همه انسانها در روز قیامت زیر پرچم من خواهند بود.»
به معنای صاحب تلاش و کوشش و کسی که سرآمد جهاد در راه خداست. و در عبارت زیارت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا صاحِبَ الْمَساعِی»؛(2)
معراج و سفر آسمانی از معجزات و فضایل پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است که در سوره اسراء به آن اشاره شده است:
«سُبْحانَ الَّذِی أَسْرَی بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَی الْمَسْجِدِ الْأَقْصا الَّذِی بارَکْنا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیاتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ»؛(3)
«پاک و منزّه است خدایی که بندهاش را در یک شب، از مسجد الحرام به مسجد الاقصی - که گرداگردش را پربرکت ساختهایم - برد، تا برخی از آیات خود را به او نشان دهیم؛ چرا که او شنوا و بیناست».
مفاتیح از مفتاح به معنای کلید است. یعنی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله صاحب تمام کلیدهای خزائن عالم است. و این مقامی است که خداوند متعال به آن حضرت عنایت فرموده، چنانکه آن جناب در فرمایشی فرمودهاند:
«اِصْطَفانِی عَلی جَمِیعِ الْعالَمِینَ مِنَ الاَوَّلِینَ وَ الآخِرِینَ اَعْطانِی مَفاتِیحَ خَزائِنِهِ کُلِّها»؛(1)
«خداوند مرا بر تمام جهانیان برگزیده، چه از اولین و چه از آخرین، و کلیدهای تمام خزائن و گنجهای خود را به من عطا فرموده است».
و در جای دیگر فرمودند: اعطانی جوامع العلم و مفاتیح الکلام.(2)
یعنی کسی که دارای مقام و درجه پسندیدهای است، و مقام پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله از هر مقامی بالاتر و بهتر و پسندیدهتر میباشد و این مقامی است که خداوند متعال ایشان را به آن مفتخر نموده است:
«وَمِنَ الَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَّکَ عَسَی أَن یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقاماً مَّحْمُوداً»(3)
«و پاسی از شب را (از خواب برخیز، و) قرآن (و نماز) بخوان! این یک وظیفه اضافی برای توست؛ امید است پروردگارت تو را به مقامی در خور ستایش برانگیزد!»
به همین جهت در زیارتنامه آن حضرت گفته میشود:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا صاحِبَ الْمَقامِ الْمَحْمُودِ وَ الْحَوْضِ الْمَوْرُودِ؛(1)
«سلام بر تو ای صاحب مقام پسندیده و صاحب حوضی که دیگران بر آن وارد میشوند».
ملحمه به معنای واقعه عظیم که در آن قتل نیز واقع میشود و ملحمه گفته میشود چون بدنها (لحم - گوشت) قطعه قطعه میشود.
گفته شده یکی دیگر از اسامی پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله در کتاب تورات «صاحب الملحمه» است.(2)
چنانکه در یکی از زیارات نیز آمده است.
یعنی کسی که دارای مقام و منزلت بسیار بالایی است و از اسامی و اوصاف پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله است.
چنانکه در زیارت آن حضرت عرض میکنیم:
«اَنْتَ صاحِبُ الْوَسِیلَةِ وَ الْمَنْزِلَةِ الْجَلِیلَةِ»؛(3)
«تو صاحب وسیله و دارای منزلت والایی هستی».
امام باقرعلیه السلام فرمودند: آن حضرت دو ناقه معروف داشتند یکی به نام عضباء و دیگری به نام جدعاء. یکی هم به نام قصوا که آن را به 400 درهم از ابوبکر خریده بود و با همان هم هجرت کردند.(1)
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا صاحِبَالْقُرْآنِ وَ النّاقَةِ»؛(2)
«سلام بر تو ای صاحب قرآن و ناقه».
آنگاه که خداوند متعال پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله را برای عیسی بن مریم معرفی کرد در توصیفات خود به اینجا رسید که فرمود:
«فَهُوَ اَحْمَدُ صاحِبُ الْجَمَلِ الاَحْمَرِ وَ الْوَجْهِ الاَقْمَرِ...»؛(3)
«او احمد است، صاحب شتر قرمز، او که چهرهاش از ماه تابندهتر است».
به معنای کسی که صورت و چهرهاش از همه نورانیتر میباشد و از القابی است که در بحار الانوار بیان شده است.(4)
خداوند کریم در قرآنش میفرماید:
«وَابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ»؛(1)
«و وسیلهای برای تقرب به او بجوئید!»
هرگاه میخواهید به سوی خدا توجّه کنید و از درگاه او حاجتی دارید باید وسیلهای همراه بیاورید و آن وسیله اشخاص آبرومند نزد خدا میباشند و بالاترین ایشان پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است و از اسامی ایشان است.(2)
چنانکه در زیارت آن حضرت عرض میکنیم:
«اَنْتَ صاحِبُ الْوَسِیلَةِ وَ الْمَنْزِلَةِ الْجَلِیلَةِ»؛(3)
«تو صاحب وسیله و دارای منزلت بالایی هستی».
هراوة به معنای عصا یا چوبدستی است و میگویند آن حضرت چون چوبدستی به همراه داشتهاند، «صاحب الهراوة» نامیده شدهاند.(4)
جوامع الکلم یعنی جامع تمام سخنان و کلمات حقّ.
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمود:
«اَعْطانِیَ اللَّهُ خَمْساً وَ اَعْطی عَلِیّاً خَمْساً، اَعْطانِی جَوامِعَ الْکَلِمِ وَ اَعْطی عَلِیّاً جَوامِعَ الْعِلْمِ...»؛(5)«خداوند به من پنج چیز عطا فرمود، چنانکه به
علیعلیه السلام نیز پنج چیز عطا فرمود، خدا به من جوامع الکلم عنایت کرد و به علیعلیه السلام جوامع العلم عطا کرد...».
از امام باقرعلیه السلام سؤال کردند: جوامع الکلم چیست؟ فرمود: قرآن است.(1)
و این مدال افتخاری است که خداوند متعال به گردن رسولش پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله انداخته، آنجا که میفرماید: «وَإِنَّکَ لَعَلَی خُلُقٍ عَظِیمٍ»؛(2)
«و تو اخلاق عظیم و برجستهای داری!»
یعنی دنیای به این عظمت را خدا متاع قلیل میداند؛ ولی اخلاق نیک پیامبرش را عظیم میشمرد! تو بهترین اخلاق و پسندیدهترین اخلاق را داری و در نقطه اوج آن هستی، لذا در زیارت آن حضرت میگوییم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا صاحِبَ الْخُلْقِ الْعَظِیمِ وَ الشَّرَفِ الْعَمِیمِ»؛(3)
«سلام بر تو ای که دارای خلق عظیم هستی و سلام بر تو ای که شرافتت عام و همه جانبه است».
امّت پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله خیر الامم هستند؛ یعنی از بین تمام امّتهای گذشته و آینده، امّت اسلام بهترین امّت است؛ چون اسلام بهترین و تنها
دین مقبول و مرضی خداوند است و در این باره آیه شریف میفرماید:
«کُنتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْکِتابِ لَکانَ خَیْراً لَّهُم مِّنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَکْثَرُهُمُ الْفسِقُونَ»(1)
«شما بهترین امتی بودید که به سود انسانها آفریده شدهاند؛ (چون) امر به معروف و نهی از منکر میکنید و به خدا ایمان دارید. و اگر اهل کتاب، (به این برنامه و آیین درخشانی،) ایمان آورند، برای آنها بهتر است! (ولی تنها) عده کمی از آنها با ایمانند، و بیشتر آنها فاسقند، (و خارج از اطاعت پروردگار)»
یعنی کسی که اگر برای کسی نزد خدا شفاعت کند حتماً خداوند نیز خواهد پذیرفت و این تصریح آیه شریفه است که:
«وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُوا أَنفُسَهُمْ جَآءُوکَ فاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِیماً»؛(2)
«و اگر این مخالفان، هنگامی که به خود ستم میکردند (و فرمانهای خدا را زیر پا میگذاردند)، به نزد تو میآمدند؛ و از خدا طلب آمرزش میکردند؛ و پیامبر هم برای آنها استغفار میکرد؛ خدا را توبهپذیر و مهربان مییافتند».
لذا در زیارت آن حضرت عرض میکنیم:
«اَنْتَ صاحِبُ الْوَسِیلَةِ والمنزلة الجلیلة والشفاعة المقبولة»؛(1)
«تو صاحب وسیله نزد خدا و دارای مقام و منزلت والایی هستی، و شفاعت تو به درگاه خدا مقبول است».
از اوصاف دیگر پیامبر خاتم صاحب فضیلت میباشد، چنانکه در یکی از زیارات آن حضرت آمده است:
«اَنْتَ صاحِبُ الْوَسِیلَةِ وَ الْفَضِیلَةِ وَ الْمَنْزِلَةِ الْجَلِیلَةِ»؛(2)
«تو صاحب وسیله و فضیلت و دارای مقام والایی هستی».
از دیگر اوصاف پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله عنوان صاحب قول عدل میباشد.
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا صاحِبَ الْقَوْلِ الْعَدْلِ: لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ»؛(3)
«سلام بر تو ای صاحب سخن حقّ و عدل (و آن سخن حقّ چنین است): لا اله الّا اللَّه محمّد رسول اللَّه».
صادع به معنای کسی که داوری میکند و بین حقّ و باطل جدایی
میاندازد، از القاب و اسامی پیامبرصلی الله علیه وآله است و صاحب مناقب آن را از این آیه شریفه اقتباس نموده است:
«فاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ»؛(1)
«آنچه را مأموریت داری، آشکارا بیان کن! و از مشرکان روی گردان (و به آنها اعتنا نکن)!»(2)
این هم قسمتی از دعا برای آن حضرت:
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ...الْهادِی اِلَیْکَ بِاِذْنِکَ وَ الصّادِعِ بِاَمْرِکَ عَنْ وَحْیِکَ...»(3)
و در قسمتی از زیارات جامعه آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَی الصّادِعِ بِالرِّسالَةِ».(4)
به معنای شخص راستگو و کسی که دارای صفت صداقت است.
این اسم و لقب را صاحب مناقب هم از آیه شریفه «ص وَالْقُرْآنِ ذِی الذِّکْرِ»؛(5)گرفته است.(6)و هم گفته اسم پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله نزد کروبیون، صادق است.(7)
صاحب مناقب نقل کرده که اسم پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله نزد اهل ترک، صانجی است.(1)
از اسامی قرآنی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله صدق به معنای راستی و دوستی است چنانکه در مورد آیه شریفه:
«وَالَّذِی جَآءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ أُولَئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ»؛(2)
«امّا کسی که سخن راست بیاورد و کسی که آن را تصدیق کند، آنان پرهیزگارانند!».
روایات متعددی از جمله از امام باقرعلیه السلام وارد شده که منظور از جاء بالصدق پیامبر خاتم است. و مقصود از صدّق به، امیرالمؤمنین علیعلیه السلام میباشد.(3)
بههمین جهت صاحب مناقب، «صدق» را از اسامی پیامبرصلی الله علیه وآله شمرده است.(4)
یعنی مسیری که با پیمودن و حرکت در آن به خدا خواهیم رسید و پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله چون تمام حرکات و سکنات و اقوال و لحظات آن حضرت در مسیر هدایت الهی است، او را به صراط مستقیم نام نهادهاند.(1)
صفوة به معنای برگزیده و خالص چیزی و بهترین نوع آن چیز است و پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله چنین انسانی است؛ لذا به ایشان سلام میدهیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا صَِفْوَةَ اللَّهِ»؛(2)
«سلام بر تو ای گزینش شده خدا».
و بر ایشان دعا میکنیم:
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ...صَفِیّکَ وَ صَِفْوَتِکَ».(3)
صاحب مناقب نقل کرده که صفوة اللَّه نامی است برای پیامبرصلی الله علیه وآله که بر لوای حمد نوشته شده است.(4)
یعنی پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله برگزیده و خالص شده همه پیامبران الهی است و این از جمله القاب آن حضرت است چنانکه در زیارت آن جناب عرض میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا صَِفْوَةَ الاَنْبِیاءِ وَ عَلَمَ الاَتْقِیاءِ»؛(5)«سلام بر تو ای برگزیده پیامبران الهی، و سلام بر تو ای برجسته پرهیزکاران».
یعنی کسی که از جانب پروردگار جهانیان گزینش شده است و این از اوصاف پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است لذا چنین عرض میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلی مُحَمَّدٍ رَسُول اللَّهِ، خاتَِمِ النَّبِیِّینَ وَسَیِّدِ الْمُرْسَلِینَ، وَصَفْوَةِ رَبِّ الْعالَمِینَ»؛(1)
«سلام بر محمّد که رسول خداست، او که خاتم پیامبران و آقای رسولان است همان که گزینش شده پروردگار جهانیان میباشد».
صفی نیز از صفوه به معنای خالص و برگزیده میباشد و صفی اللَّه نامی است برای پیامبرصلی الله علیه وآله که بر درخت طوبی نوشته شده است.(2)
لذا در زیارت آن حضرت عرض میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا نَبِیَّ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا صَفِیَّ اللَّهِ»؛(3)
«سلام بر تو ای پیامبر خدا، سلام بر تو ای صفی خدا».
و برایش دعا میکنیم:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ... وَصَفِیِّکَ وَصَفْوَتِکَ».(4)
یعنی برگزیده برگزیدگان، خالص خالصان، و پاک پاکان، و این از اوصاف پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله میباشد، چنانکه علامه مجلسی نیز با این عنوان آن حضرت را توصیف نموده است.(1)
خداوند در قرآن کریم در آیه شریفه میفرماید:
«أَلَمْ یَجِدْکَ یَتِیماً فَاوَی * وَوَجَدَکَ ضَآلاًّ فَهَدَی ؛(2)
«آیا او تو را یتیم نیافت و پناه داد؟! و تو را گمشده یافت و هدایت کرد».
خدا پیامبرش را با عنوان ضالّ تعبیر فرموده است؛ ولی اینکه جهت آن چه بوده؟ چند نظر است:
1 - یعنی تو از نبوّت چیزی نمیدانستی و خدا تو را به سوی آن هدایت کرد.
تو از شریعت اسلام غافل بودی که خداوند هر دوی این نعمتها را به تو عنایت فرمود پس این جنبه امتنان دارد.(3)
2 - اینکه در زبان عرب به کسی که راه کسب درآمد را بلد نیست ضالّ گفته میشود و خداوند پیامبرش را رزق و غنا و کفایت عنایت فرمود.
3 - اینکه تو را در حالی که بین مکّه و مدینه در زمان هجرت سرگردان بودی راهنمایی فرمود و از شر دشمنان نجات داد.
4 - ضالّ به معنای مضلول یعنی به معنای اسم مفعول است، یعنی تو در میان قومت ناشناخته و مجهول بودی و خدا مردم را به سوی تو هدایت کرد.(4)
از ابن عباس نقل شده که گفته است: نام شریف پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله در تورات احمد الضحوک القتال است.(1)
نقل شده از این جهت به آن جناب ضحوک گفتهاند که دل و قلب پاک و خالصی داشتند و شوخ طبع نیز بودهاند، اگرچه غیر از حقّ نیز نمیفرمودند:
«إِنِّی لاَمْزَحُ وَ لا اَقُولُ اِلّا حَقّاً»؛
«من مزاح هم میکنم ولی خلاف حقّ چیزی نمیگویم».
مثلاً گفته شده که در جایی فرمودند: پیرزن داخل بهشت نمیشود. پیرزن گریه کرد و ایشان فرمود: چون دوباره دختر و دوشیزه میشوند.(2)
ضحی به معنای آشکاری و ظهور و پیدایی از القاب پیامبر خداست که صاحب مناقب از آیه شریفه «وَالضُّحَی * وَالَّیْلِ إِذَا سَجَی ؛(3)
«قسم به روز در آن هنگام که آفتاب برآید (و همه جا را فراگیرد)، و سوگند به شب در آن هنگام که آرام گیرد». اقتباس نموده که خداوند به آن قسم یاد فرموده است.(4)
به معنای احمد است و برخی میگویند؛ یعنی طیّب طیّب به معنای پاک و طاهر و حلال است. اسم شریف پیامبر خاتم در انجیل به عنوان طاب طاب آمده است.(1)
و جبرئیل نیز اینگونه به ایشان سلام داده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا طابَ طابَ ...»(2)
جریان معجزهای از عدّهای از اصحاب و یاران امیرالمؤمنینعلیه السلام نقل شده که لشکر آن حضرت در جریان جنگ صفین در منطقهای به نام صندودیا که خشک و بیآب و علف بود رسیدند، مالک اشتر عرض کرد: ای امیرالمؤمنین! اینجا آب نیست. امام فرمود: خدا به ما آب خواهد داد، بروید چاهی حفر کنید، آنان مشغول کار شدند تا به سنگ سختی برخورد کردند که نتوانستند آن را جا به جا کنند.
امیرالمؤمنینعلیه السلام آمد و چنین دعا کرد:
«طاب طاب یا عالم یا طیبو ثابوثه شمیاکو یا جانوثا تودیثا برجوثا آمین آمین یا رب العالمین یا ربّ موسی و هارون...»؛(3)
سپس آن تخته سنگ را از جا کند و تا 40 ذراع به آن طرف پرتاب فرمود که از زیر آن آبی صاف و سرد و خنک بیرون آمد....
از حروف مقطعه و رمزی قرآن است که به آن حضرت تأویل شده است: «طس تِلْکَ آیاتُ الْقُرْآنِ وَکِتابٍ مُّبِینٍ»(1)
بحارالانوار از واقدی نقل کرده که آنگاه که پیامبر نزد حلیمه سعدیه دوران کودکی را میگذراند به همراه فرزندان حلیمه به صحرا رفته بودند. «محمّد» کوه بلندی دید، خواست بالا رود، ولی چون خیلی مرتفع و عمودی بود نتوانست. استحیائیل آمد و صیحهای زد و گفت: وای بر تو ای کوه، مطیع محمّد باش که او خیر المرسلین است. کوه شاد گشت و کوچک شد تا پیامبر بالای آن رفت. در دل کوه انواع مار و مور و عقرب و حیوانات رنگارنگ بودند وقتی پیامبر خواست پایین بیاید، باز استحیائیل آمد و بانگی زد که همه حیوانات به لانههای خود رفتند تا پیامبر آن منظره را ببیند. وقتی پایین آمد چشمه آبی دید که خنک و شیرین بود، پیامبر نزد چشمه نشسته بود که جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و دردائیل آمدند. پس جبرئیل گفت: «... اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا طس».(2)
این نیز از حروف مقطعه و رمزی قرآن است که به آن حضرت تأویل شده است:
«طسم تِلْکَ آیاتُ الْکِتابِ الْمُبِینِ»(1)
و از القابی است که جبرئیل در سلام به پیامبر خاتم بیان کرده است (که در عنوان قبلی شرح آن گذشت) و گفت:
«... اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا طسم».(2)
مرحوم علامه مجلسی در کتاب شریف بحارالانوار بیان کرده که نام مبارک پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله در صحف شیث به عنوان طالیسا آمده است.(3)
به معنای پاک و پاکیزه و بدون آلودگی است و از صفات پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله میباشد که خداوند به عیسی بن مریمعلیه السلام بازگو نموده است.(4)
«اَلسَّلامُ عَلَی الطُّهْرِ الطّاهِرِ».(5)
و در زیارت آن حضرت در نزد اسطوانه عرض میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا طاهِرُ».(6)
صاحب مناقب این لقب را از آیه شریفه «طه * ما أَنزَلْنا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَی ؛(7)اقتباس کرده است.(8)چنان که در برخی تفاسیر آمده است که طه یعنی «یا طاهر».(9)
1) 449. سوره شعراء: آیه 1 و 2.
2) 450. بحارالانوار، ج 15، ص 351.
3) 451. بحارالانوار، ج 16، ص 104.
4) 452. کافی، ج 8، ص 138.
5) 453. مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنینعلیه السلام در روز مولود.
6) 454. بحارالانوار، ج 97، ص 173.
7) 455. سوره طه، آیه 1 و 2.
8) 456. مناقب، ج 1، ص 150.
9) 457. بحارالانوار، ج 16، ص 129.
از اسامی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله طه است که به لغت قبیله طیّ یعنی محمّد میباشد.
امام باقر و امام صادقعلیهما السلام نقل فرمودهاند: پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله هنگام نماز آنقدر روی دو پا و انگشتان پا میایستاد که ورم میکردند، لذا خداوند این آیه را نازل فرمود: «طه * ما أَنزَلْنا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَی ؛(1)
«طه * ما قرآن را بر تو نازل نکردیم که خود را به زحمت بیفکنی!».(2)
و نیز در حدیث دیگر امام صادقعلیه السلام فرمود:
«اَمّا «طه ؛ فَاسْمٌ مِنْ اَسْماءِ النَّبِیصلی الله علیه وآله وَ مَعْناهُ یا طالِبَ الْحَقِّ الْهادِی اِلَیْهِ»؛(3)
«طه یکی از نامهای پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است و معنایش چنین است: ای کسی که طالب حقّ میباشی و به آن نیز هدایت میکنی!»
یعنی پاک و خالص محض از القاب پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله است. جالب است که در روز 17 ربیع الاول که روز میلاد پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است زیارت امیرالمؤمنینعلیه السلام وارد شده و در آن زیارت به پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله سلام میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلَی الطُّهْرِ الطّاهِرِ».(4)
و در زیارت از نزدیک برای پیامبر نزد اسطوانه عرض میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا طُهْرُ».(1)
صاحب مناقب عنوان ظل را از این آیه شریفه اخذ کرده:
«أَلَمْ تَرَ إِلَی رَبِّکَ کَیْفَ مَدَّ الظِّلَّ»؛(2)
«آیا ندیدی چگونه پروردگارت سایه را گسترده ساخت؟!»
و آن را به عنوان اسم و لقب پیامبرصلی الله علیه وآله برشمرده است.
عائل به معنای تنگدست و دارای فقر یا کسی که اهل و عیال زیاد دارد میباشد، و صاحب مناقب با توجّه به آیه شریفه:
«وَوَجَدَکَ عَآئِلاً فَأَغْنَی ؛(3)«و تو را فقیر یافت و بینیاز نمود».
آن را از اسامی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله دانسته است.(4)
عابد به معنای عبادت کننده و پرستشگر است و پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله که عبد مخلص خداست عابد واقعی خدا نیز هست به همین جهت و با توجّه به آیه شریفه:
«وَاعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّی یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ»؛(1)
«و پروردگارت را عبادت کن تا یقین [= مرگ] تو فرا رسد!»
یکی از اسامی پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله «عابد» میباشد.
و ما نیز بر این عبادت و بندگی خالصانه گواهی میدهیم که:
«وَأَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ بَلَّغْتَ رِسالاتِ رَبِّکَ، وَنَصَحْتَ لِأُمَّتِکَ وَجاهَدْتَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ... وَعَبَدْتَ اللَّهَ مُخْلِصاً حَتَّی أَتاکَ الْیَقِینُ»؛(2)
«من گواهی میدهم که تو رسالتهای پروردگارت را ابلاغ نمودی امّت خود را نصیحت فرمودی، در راه خداوند جهاد و تلاش کردی و خداوند را خالصانه و مخلصانه عبادت نمودی تا به یقین رسیدی».
از پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نقل شده که فرمودند:
«اَنَا الْعاقِبُ وَ هُوَ الَّذِی لا نَبِیَّ بَعْدَهُ وَ کُلُّ شَیْءٍ خَلَّفَ شَیْئاً فَهُوَ عاقِبٌ»؛(3)
«من عاقب هستم و او کسی است که پیامبری بعد از وی نیست و هر چیزی که چیزی را پشت سر بگذارد عاقب گویند».
و در جای دیگر جابر بن عبد اللَّه گوید:
«قالَ رَسُولُ اللَّهِصلی الله علیه وآله:... وَ سَمّانِی الْعاقِبُ، أَنَا عَقَبُ النَّبِیِّینَ لَیْسَ بَعْدِی رَسُولٌ»؛(4)
«خداوند مرا عاقب نامیده است چون من در آخر پیامبران آمدهام، و پس از من رسولی نخواهد بود».
لذا در زیارت آن حضرت عرض میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا عاقِبُ».(1)
به معنای کسی که دارای عقل و شعور است، آن هم عقل در درجه بالا. میگویند: پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله قبل از بعثت بیست خصلت از خصایل انبیا را داشت که هر کدام از آنها به تنهایی دلالت بر عظمت آن بزرگوار دارد؛ چه رسد به کسی که همه آنها را جمع کرده باشد، یکی از آن خصلتها عاقل بوده است.(2)
او عالم و دانشمند و معلم اوّل است و معلم او نیز خداست لذا او دانای به هر چیز است، چنانکه خداوند فرموده است:
«وَعَلَّمَکَ ما لَمْ تَکُن تَعْلَمُ»؛(3)«و آنچه را نمیدانستی، به تو آموخت».
در ترجمه دقیقتر این آیه حضرت آیت اللَّه جوادی آملی میفرماید: یعنی چیزهایی به تو آموخت که نه تو میتوانستی بیاموزی و نه کسی
دیگر میتوانست به تو بیاموزد، اصلاً غیر از خدا کسی نمیدانست.
به همین جهت عالم را یکی از اسامی آن حضرت دانستهاند.(1)
به معنای بنده خدا، مطیع محض خدا، از اسامی رسول خداست که در آیه شریفه «لَمّا قامَ عَبْدُ اللَّهِ» آمده است.
چنانکه در تشهد نماز هر روز چند بار این بندگی حضرت را شهادت میدهیم و حتی قبل از مسأله رسالت، مسأله بندگی مطرح شده است:
«وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ...»
و من گواهی میدهم که محمّد، بنده و رسول خداست؛ یعنی این بالاترین مقامی است که یک انسان میتواند نزد خدا به دست آورد.
در زیارت روز شنبه نیز چنین آمده است:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ... عَبْدِکَ وَرَسُولِکَ وَنَبِیِّکَ»؛(2)
«خدایا درود فرست بر محمّد... بندهات که فرستاده و پیامبرت میباشد».
چنانکه در آیه مربوط به معراج نیز میفرماید: ما بنده خود را به معراج بردیم و نامی از رسول و نبی و غیره نمیآورد:
«سُبْحانَ الَّذِی أَسْرَی بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَی الْمَسْجِدِ الْأَقْصا الَّذِی بارَکْنا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیاتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ»؛(3)
«پاک و منزّه است خدایی که بندهاش را در یک شب، از مسجد الحرام به
مسجد الاقصی - که گرداگردش را پربرکت ساختهایم - برد، تا برخی از آیات خود را به او نشان دهیم؛ چرا که او شنوا و بیناست».
و آیه: «تَبارَکَ الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلَی عَبْدِهِ لِیَکُونَ لِلْعالَمِینَ نَذِیراً»؛(1)
«زوال ناپذیر و پر برکت است کسی که قرآن را بر بندهاش نازل کرد تا بیمدهنده جهانیان باشد».
در مناقب نقل شده است که نام مبارک پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله در نزد باد، عبد الاعلی است.(2)و اعلی نیز نامی از اسمای حسنای الهی است.
نقل کردهاند که نام شریف پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله در نزد عزرائیل، عبد التواب است.(3)چنانکه خداوند متعال توّاب یعنی بسیار توبهپذیر است. پیامبر نیز بنده آن توّاب میباشد.
جبّار اسمی از اسمای حسنای خداوند است و پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله نیز بنده آن خداوند جبار است گفتهاند نام معروف پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله در نزد جبرئیل، عبد الجبار است.(4)
جلیل نیز از اسامی جلاله خداوند است و پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله در نزد سنگها معروف به عبد الجلیل است.(1)
حقّ مطلق خداست و پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نیز بنده آن حقّ است. کفعمی صاحب کتاب مصباح در خطبه عیدین نقل کرده است که نام رسول خداصلی الله علیه وآله نزد قلم، عبد الحق است.(2)
حمید نیز از اسمای جلاله میباشد و پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله بنده اوست لذا نقل شده است که نام پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله نزد جنّها به عبد الحمید معروف است.(3)
یکی دیگر از اسمای حسنای خداوند، دیّان است به معنای حاکم و قاضی و قاهر است و به همین جهت نام پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله بنابر آنچه صاحب مناقب و مصباح کفعمی نقل کردهاند در نزد اهل بهشت، عبد الدیّان است.(4)
گفته شده است که پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نزد زبانیه به نام عبد الرحیم معروف است.(1)
رفیع به معنای والا و بالا و بلند است و از اسمای حسنای الهی میباشد و پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله را کوهها به عبد الرفیع نام نهادهاند.(2)
عنوان عبد السلام را سحاب و ابرها برای پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله برگزیدهاند.(3)
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نزد تراب یعنی خاک، به عبد العزیز نامیده شده است.(4)
عبد العطاء نام پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نزد حوریهای بهشتی است.(5)
فتاح به معنای بسیار گشاینده، از اسامی خداوند متعال است و پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نیز بنده اوست لذا نام آن حضرت نزد اسرافیل «عبد الفتاح» است.(1)
عبد القادر نامی است برای پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله که طیور یعنی پرندگانبرای آن حضرت برگزیدهاند.(2)
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نزد حیوانات درنده به نام عبد القاهر معروف است.(3)
عبد المختار نیز نامی است که مالک برای پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله برگزیده است.(4)
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نزد بهشت به عبد الملک معروف است.(5)
1) 489. مصباح کفعمی، ص 731 / مناقب، ج 1، ص 152 / بحارالانوار، ج 16، ص 103.
2) 490. مصباح کفعمی، ص 732 / مناقب، ج 1، ص 152 / بحارالانوار، ج 16، ص 103.
3) 491. مصباح کفعمی، ص 732 / مناقب، ج 1، ص 152.
4) 492. مصباح کفعمی، ص 731 / مناقب، ج 1، ص 152 / بحارالانوار، ج 16، ص 103.
5) 493. مصباح کفعمی، ص 731 / مناقب، ج 1، ص 152.
پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله نزد جحیم به عبد المنان معروف است.(1)
نام پیامبر خداصلی الله علیه وآله نزد برق عبد المنعم است.(2)
عبد المؤمن نام پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله است نزد بحر و دریا.(3)
نام مبارک پیامبر خداصلی الله علیه وآله نزد ماهیان دریا عبد المهیمن است.(4)
عبد النجات نام پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است نزد اهل جحیم.(5)
مرحوم علامه مجلسی از مناقب نقل کرده است که مقربان الهی،
1) 494. مصباح کفعمی، ص 731 / مناقب، ج 1، ص 152 / بحارالانوار، ج 16، ص 103.
2) 495. مصباح کفعمی، ص 732 / مناقب، ج 1، ص 152 / بحارالانوار، ج 16، ص 103.
3) 496. مصباح کفعمی، ص 732 / مناقب، ج 1، ص 152 / بحارالانوار، ج 16، ص 103.
4) 497. مصباح کفعمی، ص 732 / مناقب، ج 1، ص 152.
5) 498. مناقب، ج 1، ص 152 / بحارالانوار، ج 16، ص 103.
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله را عبد الواحد نام نهادهاند.(1)
وکیل یعنی کسی که دیگران کارشان را به او محول میکنند و توسط او انجام میدهند.
نام پیامبر خداصلی الله علیه وآله نزد رعد، عبد الوکیل است.(2)
وهّاب به معنای بسیار بخشنده و از اسمای حسنای خداوند متعال است که هر نوع نعمتی را به بندگان میدهد و نام پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نیز نزد میکائیل عبد الوهّاب میباشد.(3)
به معنای با شکوه و جلالت به همراه خوف و ترس است.
شیاطین اسم مبارک پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله را عبد الهیبة نام نهادهاند.(4)
به معنای دستگیره و طناب محکم و استوار است که هرکه به آن
چنگ زند نجات مییابد که از اسامی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله گفته شده است.(1)
یعنی کسی که برای خدا ارجمند و شریف و محترم است و پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله چنین مقامی نزد خداوند دارد.
چنانکه در زیارت آن حضرت گواهی میدهیم:
«اَشْهَدُ اَنَّکَ رَسُولُ اللَّهِ الْعَزِیزُ عَلَی اللَّهِ»؛(2)
«گواهی میدهم که تو پیامبر خدا هستی، همان که نزد خدا عزیز است».
یعنی کسی که حرمت و احترامش بزرگ و عظیم است که با توجّه به قسمتی از زیارت نامه آن حضرت که از نزدیک خوانده میشود اقتباس شده است:
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ، اَلْعَظِیمِ حُرْمَتُهُ، الْقَرِیبِ مَنْزِلَتُهُ»؛(3)
«خدایا درود فرست بر محمّد، بنده و پیامبرت او که هم حرمتش عظیم است و هم منزلتش قریب».
در احادیث آمده است که اول ما خلق اللَّه عقل است و تجسم خارجی
عقل نیز در وجود مبارک پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله میباشد؛ یعنی عقل حقیقت محمدیه است.
عقل کل همان وجود مبارک پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله است که خداوند آفرید و بقیه عقول مراتب بعدی آن هستند.
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله در بین همه تقواپیشگان و پرهیزگاران، برجسته و شاخص است و به عنوان پرچم و جلودار همه آنان میباشد.
لذا در زیارت آن حضرت عرض میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا صَِفْوَةَ الاَنْبِیاءِ وَ عَلَمَ الاَتْقِیاءِ وَ مَشْهُورَ الذِّکْرِ فِی الاَرْضِ وَ السَّماءِ»؛(1)
«سلام بر تو ای برگزیده پیامبران، و شاخص پرهیزگاران، و سلام بر تو ای که ذکر و نامت در آسمان و زمین مشهور است».
احسان به معنای نیکی و نیکوکاری است و پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله که دارای خلق عظیم است خود پرچم و پرچمدار احسان میباشد.
1) 506. بحارالانوار، ج 97، ص 175.
لذا در یکی از زیارات به آن حضرت عرض میشود:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مَنْهَجَ دِینِ الاسْلامِ ... وَ عَلَمَ الصِّدْقِ وَ الْحَقِّ وَ الاحْسانِ»؛(1)
«سلام بر تو ای راه واضح دین اسلام و پرچمدار صداقت و حقیقت و احسان».
یعنی پیامبر خداصلی الله علیه وآله خود پرچم و پرچمدار حقّ و حقیقت است؛ چنانکه در یکی از زیارات میگوییم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مَنْهَجَ دِینِ الاسْلامِ ... وَ عَلَمَ الصِّدْقِ وَ الْحَقِّ وَ الاحْسانِ»؛(2)
«سلام بر تو ای راه واضح دین اسلام، و ای پرچم صداقت و حقیقت!»
زاهر به معنای هر چیز زیبا و روشن و درخشان است.
شیخ مفید نقل کرده که امام صادقعلیه السلام در روز مولود پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله و در زیارت امیرالمؤمنینعلیه السلام اینگونه سلام داد:
«اَلسَّلامُ عَلَی الْعَلَمِ الزّاهِرِ».(3)
و در ذکر سلام و صلوات بر پیامبر و ائمهعلیهم السلام نیز چنین آمده است:
«اللّهمّ اجْعَلْ شَرائِفَ صَلَواتِکِ وَ تَحِیّاتِکَ وَ رَأْفَتِکَ وَ رَحْمَتِکَ وَ تَحِیَّتِکَ عَلی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ... الْبَشِیرِ النَّذِیرِ السِّراجِ الْمُنِیرِ الطُّهْرِ الطّاهِرِ الْعَلَمِ الزّاهِرِ»؛(1)
«خدایا بهترین درودها و تحیات و رأفت و رحمت خود را بر محمّد قرار بده او که بنده و رسول توست، آن بشیر و نذیر، آن چراغ فروزنده، آن پاک و طاهر، او که نشانه روشن و درخشان الهی است».
یعنی پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله پرچم و پرچمدار صدق و راستی است.
لذا در زیارت آن حضرت عرض میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مَنْهَجَ دِینِ الاسْلامِ ... وَ عَلَمَ الصِّدْقِ وَ الْحَقِّ»؛(2)
«سلام بر تو ای راه واضح دین اسلام... ای پرچم صدق و راستی و حقّ و حقیقت».
پیامبر هم عقل کل است و هم علم کل؛ چون هر آنچه بود و نبود است را خدا به آن حضرت آموخته است:
«... وَأَنزَلَ اللَّهُ عَلَیْکَ الْکِتابَ وَالْحِکْمَةَ وَعَلَّمَکَ ما لَمْ تَکُن تَعْلَمُ وَکانَ
فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکَ عَظِیماً»؛(1)
«... و خداوند، کتاب و حکمت بر تو نازل کرد؛ و آنچه را نمیدانستی، به تو آموخت؛ و فضل خدا بر تو (همواره) بزرگ بوده است».
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله که سرآمد و گل سرسبد خلقت و مخلوقات است، هدف خلقت است، چنانکه در حدیث قدسی فرموده است:
«لَوْلاکَ لَما خَلَقْتُ الاَفْلاکَ»؛ «اگر تو نبودی افلاک را خلق نمیکردم».
لذا مرحوم علامه مجلسی نیز پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله را چنین توصیف نموده که:
«وَ غایَةُ اِیجادِ کُلِّ مَوْجُودٍ»؛(2)
«غایت و نهایت هدف ایجاد همه موجودات، پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله است».
از توصیفاتی است که برای پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله شده و مرحوم علامه مجلسی بیان کرده است.(3)غرّه به معنای پیشانی و نور و درخشندگی آن که زودتر به چشم میآید و ایشان در بین فرزندان عبد مناف میدرخشد.
مطابق آیه شریفه «فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظّاً غَلِیظَ
الْقَلْبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ...»؛(1)
«به (برکت) رحمت الهی، در برابر آنان [= مردم] نرم (و مهربان) شدی! و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو، پراکنده میشدند».
و آیه «رَحْمَةً لِلْعالَمِینَ»، پیامبر نسبت به مؤمنان و مسلمانان بسیار رؤوف و با رحمت و رأفت بود؛ امّا نسبت به مشرکان، غلیظ و خشن بود، چنانکه آیه شریفه «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّآءُ عَلَی الْکُفّارِ رُحَمآءُ بَیْنَهُمْ»؛(2)«محمّدصلی الله علیه وآله فرستاده خداست؛ و کسانی که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند» نیز به آن تصریح دارد، لذا در ذکر هنگام دخول به شهر مدینه گفته میشود:
«وَ اَنَّکَ قَدْ رَؤُفْتَ بِالْمُؤمِنِینَ وَ غَلُظْتَ عَلَی الْکافِرِینَ»؛(3)
«تو بر مؤمنان با رأفت بودی و نسبت به کافران با غلظت و درشتی».
غیث به معنای باران است که همه شهرها و سرزمینها را زنده و آباد و باطراوت میکند، و پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله با آمرزش، همه مردگان کفر و شرک و الحاد را زنده کرد.
«اَشْهَدُ اَنَّ اللَّهَ بَعَثَکَ رَحْمَةً لِلْخَلْقِ وَ رَأْفَةً بِالْعِبادِ وَ غَیْثاً لِلْبِلادِ»؛(4)
«گواهی میدهم که خداوند تو را به عنوان رحمت برای خلق مبعوث فرمود، و نیز موجب رأفت بندگان و بارانی برای شهرها».
به معنای غیرتمند و جوانمرد میباشد؛ یعنی کسی که نه «غیر» را در خود راه میدهد و نه به «غیر» چشم طمع دارد، نه به دیگران تعدی میکند و نه تعدی دیگران را میپذیرد. پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله قبل از بعثت بیست خصلت از خصایل انبیا را داشت که هر کدام از آنها به تنهایی دلالت بر عظمت آن بزرگوار دارد؛ چه رسد به کسی که همه آنها را جمع کرده باشد، یکی از آن خصلتها غیور است.(1)
فائز از کلمه فوز و به معنای رستگاری و پیروزی و نهایت کامیابیاست. و پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله با آن مقام و عظمتی که نزد خداوند دارد به نهایت رستگاری و کامیابی رسیده است، چنانکه در زیارت آن حضرت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حُجَّةَ اللَّهِ عَلَی الْأَوَّلِینَ وَالْآخِرِینَ... الْفآئِزَ بِالسِّباقِ»؛(2)
«سلام بر تو ای حجت خدا بر اولین و آخرین... ای کسی که با پیشی گرفتن از همه به رستگاری رسیدی».
یکی از اوصاف آن حضرت است که در زیارت مربوطه آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حُجَّةَ اللَّهِ عَلَی الْأَوَّلِینَ وَالْآخِرِینَ... الْفآئِزَ بِالسِّباقِ وَالفائِتِ عَنِ اللّحاقِ»؛(1)
«سلام بر تو ای حجت خدا بر اولین و آخرین... ای کسی که با پیشی گرفتن از همه، به رستگاری رسیدی و کسی که یارای الحاق به تو نیست».
فاتح به معنای گشاینده، از القاب پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله است؛ یعنی درهای ایمان که بسته شده بود را گشود و فتح کرد.(2)
هنگامی که به زیارت امیرالمؤمنینعلیه السلام میرویم به پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله سلام میدهیم:
«اَلسَّلامُ عَلی رَسُولِ اللَّهِ، أَمِینِ اللَّهِ عَلی وَحْیِهِ وَعَزآئِمِ أَمْرِهِ، الْخاتِمِ لِما سَبَقَ، وَالْفاتِحِ لِمَا اسْتُقْبِلَ»؛(3)
«سلام بر رسول خدا، او که امین بر وحی الهی و بر امور مهم و اسرار حقّ است، هم او که ختم کننده گذشتگان و گشاینده آیندگان است».
یعنی گشاینده نیکی که یکی از اوصاف پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله میباشد
چنانکه در زیارتی که نزد اسطوانه در قسمت بالا سر پیامبر خوانده میشود چنین آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا فاتِحَ الْبِرِّ»؛(1)«سلام بر تو ای گشاینده خیر و نیکی».
گفته شده یکی از اسامی پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله در کتاب انجیل، «فارقلیط» است، البته بارقلیط نیز نقل شده است.(2)در چند موضع از کتاب انجیل به فارقلیط بشارت داده شده است؛ از جمله موردی که عیسیعلیه السلام میفرماید: من از خدا میخواهم که برای شما فارقلیط دیگری را مبعوث نماید که تا ابد همراه شما باشد و هر چیزی را به شما تعلیم دهد.(3)و در جای دیگر فرموده: من خواهم رفت ولی به زودی فارقلیط برای شما خواهد آمد، کسی که از جانب خود حرف نخواهد زد، او نذیر خواهد بود.(4)
در یکی از زیارات چنین آمده است: «اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا فارقلیط»؛(5)
به معنای کسی که بین حقّ و باطل را فرق میگذارد و جدا میکند و گفته شده است که اسم شریف پیامبر خاتم در زبور به عنوان «فاروق» آمده است.(6)
یعنی کسی که دارای فضل و بزرگواری است؛ میگویند: پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله قبل از بعثت بیست خصلت از خصایل انبیا را داشت که هر کدام از آنها به تنهایی دلالت بر عظمت آن بزرگوار دارد؛ چه رسد به کسی که همه آنها را جمع کرده باشد، یکی از آن خصلتها فاضل است.(1)
یکی از حواریون عیسی بن مریمعلیه السلام میگوید که آن حضرت املاء فرمود که:
خداوند مردی را در مکّه مبعوث میکند که اسم او، محمّد و عبد اللَّه و یس و فتّاح و ... میباشد.(2)
از دیگر اسامی قرآنی پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله فجر است، چنانکه در آیه شریفه آمده: «وَالْفَجْرِ * وَلَیالٍ عَشْرٍ»؛(3)
«به سپیده دم سوگند * و به شبهای دهگانه».(4)
جابر نقل کرد که امام فرمود:
«وَ الْفَجْرُ جَدِّی وَ لَیالٍ عَشْرٍ عَشَرَةُ اَئِمَّة وَ الشَّفْعُ اَمِیرُالْمُؤمِنِینَ وَ الْوَتْرُ اِسْمُ الْقائِمِ»؛(1)
«فجر نام جدّمان پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است و لیال عشر ده نفر از امامانعلیهم السلام و شفع امیرالمؤمنینعلیه السلام است و وتر نیز نام حضرت قائمعلیه السلام».
پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله موجب فخر و مباهات همه جهانیان و همه مخلوقات عالم است، همه جن و انس و ملک به وجود او مباهات میکنند، و مرحوم علامه مجلسی با این عنوان است که آن حضرت را توصیف و تمجید نموده است.(2)
یعنی کسی که خوش زبان و خوش کلام بوده و هر کلامی را به موقع و به جای خود استفاده میکند به گونهای که شنونده نیز مقصود او را خوب درک کند.این عنوان از اوصافی است که امام حسن مجتبیعلیه السلام برای رسول خداصلی الله علیه وآله بیان فرموده است.(3)
میگویند: پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله قبل از بعثت بیست خصلت از خصایل انبیا را داشت که هر کدام از آنها به تنهایی دلالت بر عظمت آن بزرگوار دارد؛
چه رسد به کسی که همه آنها را جمع کرده باشد، یکی از آن خصلتها فصیح است.(1)
به معنای پیشوا و رهبر و جلو رونده است و از القاب پیامبر خاتم میباشد و خود پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرموده است:
«اَنَا الْقائِدُ وَ اِبْراهِیمُ السّائِقُ حَتّی اُدْخِلَ اُمَّتِی الْجَنَّةَ»؛(2)
«من جلورونده و قائد هستم و ابراهیم نیز از پشت سر تا اینکه امّت خود را داخل بهشت میکنم».
یکی از حواریون عیسی بن مریمعلیه السلام نقل میکند که آن حضرت به ما املاء فرمود که خداوند مردی را در مکّه مبعوث میکند که اسم او... محمّد، عبد اللَّه و یس... و قائد میباشد.(3)
به معنای جلودار خیر و برکت است یعنی هرچه برکت از خدا نازل میشود از وجود با برکت اوست لذا در زیارت آن حضرت عرض میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا نَبِیَّ الرَّحْمَةِ وَ قائِدَ الْخَیْرِ وَ الْبَرَکَةِ»؛(4)
«سلام بر تو ای پیامبر رحمت، ای پیشوای خیر و برکت».
و در جای دیگر از زبان امام صادقعلیه السلام میگوییم:
«... نَبِیُّ الرَّحْمَةِ وَ خازِنُ الْمَغْفِرَةِ وَ قائِدُ الْخَیْرِ وَ الْبَرَکَةِ وَ مُنْقِذُ الْعِباد مِنَ الْهَلَکَةِ بِاِذْنِکَ»؛(1)
«او پیامبر رحمت و خزانهدار مغفرت است، او پیشوای خیر و برکت است او که بندگانت را به اذن تو از هلاکت نجات میدهد».
یکی دیگر از اوصاف پیامبر خداست چنانکه در زیارت آن حضرت عرض میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا قائِدَ الْخَیْرِ»؛(2)«سلام بر تو ای پیشوای هر خیری».
و در دعا گفته میشود:
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ... خاتَِمِ النَّبِیِّینَ وَ قائِدِ الْخَیْرِ وَ مِفْتاحِ الرَّحْمَةِ»؛(3)
«خدایا درود فرست بر محمّد و آل محمّد، او که خاتم پیامبران است و پیشوای خیر و کلید رحمت».
یعنی پیشوای دست و روسفیدان، از القاب پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است.(4)
که در سلام به آن حضرت گفته شده:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا قائِدَ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِینَ»؛(1)
«سلام بر تو ای پیشوا و جلودار دست و روسپیدان».
در قسمت معجزات مربوط به حیوانات، یکی از آنان به پیامبرصلی الله علیه وآله گفت:
«اَنْتَ رَسُولُ رَبِّ الْعالَمِینَ وَ زَیْنُ الْخَلْقِ یَوْمَ الْقِیامَةِ اَجْمَعِینَ وَ قائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِینَ»؛(2)
و آن حیوان دیگر گفت:
«اَشْهَدُ اَنّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَفِیُّهُ وَ سَیِّدُ الْمُرْسَلِینَ وَ اَفْضَلُ الْخَلْقِ اَجْمَعِینَ وَ خاتَِمُ النَّبِیِّینَ وَ قائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِینَ».(3)
یعنی جلودار و امام همه مسلمانان، و او که آورنده دین اسلام است خود جلودار و اولین مسلمان نیز میباشد.
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا قائِدَ الْمُسْلِمِینَ»؛(4)«سلام بر تو ای پیشوای مسلمانان».
یعنی کسی که برای قسط و عدل قیام میکند که با توجّه به آیه شریفه: «قَآئِماً بِالْقِسْطِ»(5)اقتباس شده و از اوصاف آن حضرت شده است.
و در زیارت آن حضرت میگوییم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا قائِماً بِالْقِسْطِ»؛(1)
«سلام بر تو ای قیام کننده به قسط و عدل».
یعنی جهاد کننده و کشنده مشرکان و کافران به اذن خدا، از دیگر القاب پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است.
چنانکه در زیارت آن حضرت از نزدیک عرض میکنیم:
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ کَما وَفی بِعَهْدِکَ وَ بَلَّغَ رِسالَتَکَ وَ قاتلَ الْمُشْرِکِینَ عَلی تَوْحِیدِکَ»؛(2)
«خدایا درود فرست بر محمّد و آل آن حضرت، چنانکه او به عهد تو وفا نمود و رسالت تو را به انجام رسانید و با مشرکان برای توحید تو قتال کرد».
به معنای قرائت کننده و خواننده است.
صاحب مناقب با توجّه به آیه شریفه «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ»؛(3)«بخوان به نام پروردگارت که (جهان را) آفرید»؛ یکی از اسامی پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله را قاری برشمرده است.(4)
به معنای حاکم و قضاوت کننده است که این عنوان را نیز از آیه شریفه «وَما کانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَی اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْراً أَن یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن یَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَللاً مُّبِیناً»؛(1)هیچ مرد و زن با ایمانی حق ندارد هنگامی که خدا و پیامبرش امری را لازم بدانند، اختیاری (در برابر فرمان خدا) داشته باشد؛ و هر کس نافرمانی خدا و رسولش را کند، به گمراهی آشکاری گرفتار شده است!» برداشت نموده و به عنوان یکی از اسامی و القاب پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله ذکر نمودهاند.(2)
آیه دیگر در این زمینه چنین است:
«فَلَا وَرَبِّکَ لَا یُؤْمِنُونَ حَتَّی یُحَکِّمُوکَ فِیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لَا یَجِدُوا فِی أَنفُسِهِمْ حَرَجاً مِّمّا قَضَیْتَ وَیُسَلِّمُوا تَسْلِیماً»(3)
به پروردگارت سوگند که آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اینکه در اختلافات خود، تو را به داوری طلبند؛ و سپس از داوری تو، در دل خود احساس ناراحتی نکنند؛ و کاملا تسلیم باشند.
از قناعت میباشد و به معنای کسی است که به حداقل امکانات در زندگی اکتفا میکند. میگویند: پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله قبل از بعثت بیست
خصلت از خصایل انبیا را داشت که هر کدام از آنها به تنهایی دلالت بر عظمت آن بزرگوار دارد؛ چه رسد به کسی که همه آنها را جمع کرده باشد، یکی از آن خصلتها قانع است.(1)
یکی دیگر از اوصاف پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله قتّال است به گونهای که شمشیرش همیشه بر دوش بود. به این جهت آن حضرت را قتال گفتهاند چون حرص شدیدی بر جهاد در راه خدا داشت و شجاعت بینظیری نیز داشت، لذا امیرالمؤمنینعلیه السلام میفرماید:
«کُنّا اِذَا احْمَرَّ الْبَأْسُ اِتَّقَیْنا بِرَسُولِ اللَّهِصلی الله علیه وآله لَمْ یَکُنْ اَحَدٌ اَقْرَبَ اِلیَ الْعَدُوِّ مِنْهُ»؛(2)«هرگاه آتش جنگها بر ما شدید میشد به رسول خدا پناه میبردیم، و او نیز از همه به دشمن نزدیکتر بود».
گفته شده که از اسامی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله قدم صدق است.(3)
به معنای پیشوا و نمونه و بزرگ برگزیدگان خداست و از اوصاف پیامبر
خاتمصلی الله علیه وآله میباشد چنانکه در زیارت مربوط به آن حضرت آمده است:
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی عَبْدِکَ الْمُنْتَجَبِ وَ نَبِیِّکَ الْمُقَرَّبِ... سَیِّدِ الاَنْبِیاءِ وَ قُدْوَةِ الاَصْفِیاءِ»؛(1)«خدایا درود فرست بر بنده برگزیدهات آن پیامبر مقرب، آن آقای پیامبران که نمونه و برگزیده برگزیدگان است».
منسوب به قبیله قریش، چراکه بنی هاشم از آن قبیله هستند.
لذا میگوییم:
«النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ الْقُرَشِیَّ الْهاشِمِیَّ الْعَرَبِیَّ التِّهامِیَّ الْمَکِّیَّ الْمَدَنِیَّ».(2)
و نیز مناقب و مصباح کفعمی نیز آن را از القاب آن حضرت ذکر کردهاند.(3)
اسم شریف پیامبر آخرالزمانصلی الله علیه وآله در زبور به این نام آمده است چنانکه صاحب مناقب نقل کرده است.(4)
یعنی ماه تابان آخرت که از نور آن همه استفاده میکنند.
این عنوان نیز در یکی از سلامهای جبرئیل به پیامبر خاتم آمده که داستان آن در عنوان «حامد» بیان شد:
«... اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا قَمَرَ الآخِرَةِ».(1)
به معنای ماه ماهان و ماه تابان، از القاب پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله گفته شده است. نقل شده که نام پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله به عنوان «قمر الاقمار» بر روی قمر نوشته شده است.(2)
به معنای نیرومند است که ظاهراً از آیه شریفه «ذِی قُوَّةٍ عِندَ ذِی الْعَرْشِ مَکِینٍ»؛(3)«یعنی صاحب قدرت است و نزد (خداوند) صاحب عرش، مقام والائی دارد!» به عنوان لقبی برای پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله اقتباس شده است.(4)
از القابی است که خود پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمودهاند.
جابر بن عبد اللَّه گوید:
«قالَ رَسُولُ اللَّهِصلی الله علیه وآله:... اَنَا الْقَیِّمُ الْکامِلُ الْجامِعُ...»؛(1)
«پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمود: من قیم کامل جامع هستم».
قیّم یعنی کسی که برای امور خلق بسیار قیام میکند و جهت ارشاد ایشان زحمت میکشد.
به معنای برطرف کننده مشکلات و غم و اندوه است و از اوصاف پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله میباشد.
صاحب کتاب الانوار نیز در خطبه کتاب خود میآورد:
«وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ کاشِفُ الْغُمَّةِ وَ شَفِیعُ الاُمَّةِ»؛(2)
«گواهی میدهم که محمّد بنده و رسول خداست او که برطرف کننده مشکلات و شفاعت کننده امّت است».
کلمه کافی از ریشه کفی و به معنای کفایت و حمایت و حفاظت است؛ یعنی کسی که دیگری را در تحت حمایت و کفایت خود قرار میدهد. این عنوان نیز از القاب و اوصاف پیامبر است؛ چنان که در دعای فرج امام زمانعلیه السلام، خطاب به رسول خدا و امیر المؤمنینعلیهما السلام عرض میکنیم:
«اِکْفِیانِی فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانِی فَاِنَّکُما ناصِرایَ ....»(1)
ای محمّد و ای علی! مرا کفایت کنید که شما کفایت کننده من هستید و مرا یاری کنید که شما یاری کننده من هستید.
به معنای کتاب خداست ولی کنایه از وجود رسول خداصلی الله علیه وآله میباشد؛ یکی کتاب تدوین است و دیگری کتاب مجسّم.
مرحوم طبرسی از ابن عباس روایت کرده که یهودیان، قبیلههای اوس و خزرج را در مدینه تهدید میکردند که روزی پیامبر آخرالزمان میآید و ما بر شما پیروز میشویم، امّا وقتی دیدند این پیامبر از عرب است نه از بنی اسرائیل، او را انکار کردند و ایمان نیاوردند.
معاذ بن جبل و بشر بن ابرار به آنان گفتند: ای یهودیان از خدا بترسید و مسلمان شوید شما قبل از این ما را به محمّد بشارت میدادید و ما اهل شرک بودیم، او را برای ما توصیف میکردید که خواهد آمد و مبعوث میشود... . یکی از آنها جواب داد: منظور ما این نبود.
آنگاه این آیه شریفه نازل شد:
«وَلَمّا جَآءَهُمْ کِتابٌ مِنْ عِندِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ وَکانُوا مِن قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَی الَّذِینَ کَفَرُوا فَلَمّا جَآءَهُم ما عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَی الْکافِرِینَ»؛(2)
«و هنگامی که از طرف خداوند، کتابی برای آنها آمد که موافق نشانههایی بود که با خود داشتند، و پیش از این، به خود نوید پیروزی بر کافران میدادند (که با کمک آن، بر دشمنان پیروز گردند.) با این همه، هنگامی که این کتاب، و پیامبری را که از قبل شناخته بودند نزد آنها آمد، به او کافر شدند؛ لعنت خدا بر کافران باد!»
پیامبرصلی الله علیه وآله کریم است بلکه پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است چون بنده خدای کریم است. و مناقب آن را از آیه شریفه «إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ»(1)اقتباس کرده.(2)
لذا در زیارت آن حضرت عرض میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حُجَّةَ اللَّهِ عَلَی الْأَوَّلِینَ وَالْآخِرِینَ... الْکَرِیمَ عِنْدَ الرَّبِّ»؛(3)«سلام بر تو ای حجت خدا بر اولین و آخرین، ای کسی که نزد پروردگارت کریم و گرامی هستی».
همچنین در دعا و زیارت روز شنبه که مخصوص پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است گواهی میدهیم:
«هذا یَوْمُ السَّبْتِ وَهُوَ یَوْمُکَ، وَأَنَا فِیهِ ضَیْفُکَ وَجارُکَ، فَأَضِفْنِی وَأَجِرْنِی فَإِنَّکَ کَرِیمٌ تُحِبُّ الضِّیافَةَ»؛(4)
«امروز روز شنبه است و آن روز شماست، من هم میهمان شما هستم و به شما پناه آوردم پس مرا ضیافت دهید که همانا تو کریم هستی و ضیافت را دوست داری».
در کتاب مناقب و بحار الانوار ذکر شده که لقیطا نام شریف پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله است در صحف.(1)
«فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظّاً غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ...»؛(2)
«به (برکت) رحمت الهی، در برابر آنان [= مردم] نرم (و مهربان) شدی! و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو، پراکنده میشدند».
با توجّه به این آیه شریفه، یکی از اسامی قرآنی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله «لیّن» است.
به معنای محو و نابود کننده است و از اسامی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله میباشد؛ یعنی نابود کننده صورت بتها و هر معبودی غیر از خداوند، و به معنای
محو کننده گناهان امّت نیز آمده است.
جابر بن عبد اللَّه میگوید: «قالَ رَسُولُ اللَّهِصلی الله علیه وآله: ... وَ جَعَلَ اسْمِی فِی الزَّبُورِ ماحٍ مَحَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِی مِنَ الاَرْضِ عِبادَةَ الاَوْثانِ»؛(1)
«پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمود: خداوند اسم مرا در زبور «ماحی» قرار داده است چون خداوند به وسیله من عبادت و پرستش بتان را از زمین برخواهد چید».
و در زیارت آن حضرت عرض میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا ماحِیُ.»(2)
به معنای محوکننده و از بین برنده تاریکی و ظلمتها.
یکی دیگر از اوصاف پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله میباشد چنانکه در قسمتی از زیارت امیرالمؤمنینعلیه السلام در مورد پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله آمده است:
«اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلَیْهِ بِصَلَواتِکَ ... مُجَلِّی الظّلْماءِ وَ ماحِی الطَّخْیاءِ»؛(3)
«خدایا درود فرست بر محمّد، از درودهای خودت... او که روشن کننده تاریکیها و محو کننده ظلمتهاست».
بحارالانوار نقل کرده که گفته شده است یکی از نامهای پیامبر
اعظمصلی الله علیه وآله در تورات به عنوان ماد ماد و یا ماذ ماذ؛ به معنی طیّب طیّب آمده است.(1)
به معنای کسی که مأمور به کمک و پناه دادن به دیگران است و در هر روز شنبه آن جناب را مورد خطاب قرار میدهیم:
«فَإِنَّکَ کَرِیمٌ تُحِبُّ الضِّیافَةَ وَمَأْمُورٌ بِالْإِجارَةِ»؛(2)
«همانا تو شخص با کرامت و بخشنده هستی، تو ضیافت دیگران را دوست داری و مأمور به پناه دادن به مردم نیز هستی».
به معنای امین و مورد اطمینان میباشد و مناقب نقل کرده است که از القاب پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله مأمون است.(3)
مرحوم مجلسی نقل کرده که در کتب پیشینیان، نام پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله «مئید مئید» است و به معنای محمّد میباشد.(4)
گفته شده مئیذ مئیذ از اسامی پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله است در کتاب تورات، چنانکه در مناقب آمده است و به معنای غفور رحیم؛ یعنی بخشنده و مهربان است.(1)
یعنی هر چیز و شخص پرخیر و برکت، از اوصاف پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله میباشد.
چنانکه در یکی از زیارات آن حضرت آمده است:
«... اِنَّکَ الْمُوَفَّقُ الرَّشِیدُ وَ الْمُبارَکُ السَّعِیدُ»؛(2)
«همانا تو توفیق یافته و هدایت یافته الهی هستی، تو شخص پر خیر و برکت و سعادتمند میباشی».
مبشر به معنای مژده دهنده و بشارت دهنده به خبر خیر و خوشی است و از اسامی قرآنی پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله میباشد که چند آیه در این مورد آمده است؛ از جمله:
1 - «یأَیُّها النَّبِیُّ إِنَّآ أَرْسَلْنَکَ شاهِداً وَمُبَشِّراً وَنَذِیراً»؛(3)
«ای پیامبر! ما تو را گواه فرستادیم و بشارتدهنده و انذارکننده!»
2 - «وَبِالْحَقِّ أَنزَلْناهُ وَبِالْحَقِّ نَزَلَ وَما أَرْسَلْناکَ إِلَّا مُبَشِّراً وَنَذِیراً»؛(1)
«و ما قرآن را بحق نازل کردیم؛ و بحق نازل شد؛ و تو را، جز بعنوان بشارتدهنده و بیمدهنده، نفرستادیم!»
3 - «وَما أَرْسَلْناکَ إِلَّا مُبَشِّراً وَنَذِیراً»؛(2)
«(ای پیامبر!) ما تو را جز بعنوان بشارت دهنده و انذار کننده نفرستادیم!»
4 - «إِنّا أَرْسَلْناکَ شاهِداً وَمُبَشِّراً وَنَذِیراً»؛(3)
«به یقین ما تو را گواه (بر اعمال آنها) و بشارتدهنده و بیمدهنده فرستادیم».
لذا در زیارت آن حضرت عرض میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مُبَشِّرُ»؛(4)«سلام بر تو ای بشارت دهنده».
به معنای بصیرت دهنده و بیناکننده دیگران میباشد و از اوصاف پیامبر خداست.
لذا در یکی از زیارات عرض میکنیم:
«صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ کَمَا اسْتَنْقَذَنا بِکَ مِنَ الضّلالَةِ وَ بَصَّرَنا بِکَ مِنَ الْعَمی ؛(5)
«درود خدا بر تو باد چنانکه به وسیله تو خداوند ما را از گمراهی نجات داد و به سبب تو ما را از کوری بینا فرمود».
اوثان جمع وثن به معنای بت است و پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله آمد تا ریشه هرچه بت و بت پرستی و عبادت بت را برکند.
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مُبْطِلَ عِبادَةِ الاَوْثانِ»؛(1)
«سلام بر تو ای باطل کننده عبادت بتها».
مبعوث از کلمه بعث به معنای برانگیختن؛ یعنی او کسی است که از جانب خداوند برانگیخته شده است؛ لذا از اسامی و القاب پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله میباشد.
چنانکه در آیه شریفه آمده:
« هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِّنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَالْحِکْمَةَ وَإِن کانُوا مِن قَبْلُ لَفِی ضَللٍ مُّبِینٍ»؛(2)
«او کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها میخواند و آنها را تزکیه میکند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت میآموزد هر چند پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند!».
و خداوند به جهت عظمت این بعثت بود که بر مسلمانان و مؤمنان منت گذاشت آنجا که فرمود:
«لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنفُسِهِمْ»؛(1)
«خداوند بر مؤمنان منت نهاد [= نعمت بزرگی بخشید] هنگامی که در میان آنها، پیامبری از خودشان برانگیخت».
به معنای ابلاغ کننده و رساننده، که بیشتر رساننده پیام و پیغام است.
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله بزرگترین مبلّغ خداست، او که احکام الهی و وحی قرآنی را به مردم ابلاغ کرد:
«یا أَیُّها الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ...»؛(2)
«ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملاً (به مردم) برسان».
لذا برای حضرتش دعا میکنیم:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَرَسُولِکَ، وَأَمِینِکَ... وَمُبَلِّغِ رِسالاتِکِ»؛(3)
«خدایا درود فرست بر محمّد بنده و رسول امین تو، او که رسالتهای تو را ابلاغ فرمود».
و به خوبی نیز این ابلاغ و تبلیغ را به انجام رسانیده است و همگی
شهادت و گواهی میدهیم که: «أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ بَلَّغْتَ الرِّسالَةَ وَ اَدَّیْتَ الاَمانَةَ ...»؛(1)«گواهی میدهم که تو یقیناً ابلاغ رسالت فرمودی و امانت الهی را ادا نمودی...».
به معنای آشکار کننده است؛ یعنی کسی که راه هدایت را از راه ضلالت مشخص کرده و هرچه را که امّت نیاز دارند روشن میکند.(2)
این عنوان نیز طبق فرموده قرآن از اسامی پیامبر خاتم است که آیه شریفه میفرماید:«وَقُلْ إِنِّی أَنا النَّذِیرُ الْمُبِینُ»؛(3)«و بگو: من انذارکننده آشکارم!»(4)
و نیز آیه شریفه: «قُلْ یا أَیُّها النّاسُ إِنَّما أَنا لَکُمْ نَذِیرٌ مُبِینٌ»؛(5)
«بگو: ای مردم! من برای شما بیمدهنده آشکاری هستم!».
همچنین در آیات 115 سوره شعراء و 50 سوره عنکبوت و 50 سوره ذاریات و 26 سوره ملک نیز تأکید و تکرار شده است.
گفته شده نام پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله به زبان سریانی به عنوان «متخمنا» آمده است.(6)
به معنای پرهیزکار و خداترس و تقواپیشه است و از اوصاف و القاب پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله گفته شده است.(1)
و متقی به معنای کامل و اتمّ آن نیز شخص پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله میباشد؛ چرا که آن حضرت بیشترین شناخت را از عظمت و قدرت و احاطه خداوند متعال دارد.
یکی دیگر از اسامی پیامبر خداصلی الله علیه وآله را متوکّل گفتهاند و متوکّل کسی است که همه امور خود را به خداوند واگذار مینماید و تمام کارهایش را به کمک خداوند انجام میدهد هرچند آن کار برای خودش عظیم باشد.(2)
و ظاهراً این اسم از آیات شریفه قرآن نیز قابل اقتباس باشد، از جمله آیه شریفه: «وَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ وَکَفَی بِاللَّهِ وَکِیلاً»؛(3)
«و بر خدا توکّل کن، و همین بس که خداوند حافظ و مدافع (انسان) باشد!».(4)
و همچنین آیات دیگری که پیامبر خودش را به توکل فرمان میدهد؛ مانند سوره احزاب، آیه 48؛ سوره شعراء، آیه 217؛ سوره هود، آیه 123؛ سوره انفال، آیه 61؛ سوره نساء، آیه 81.
به معنای کسی که سحرخیز است یعنی شب را با نماز و دعا به صبح میرساند و پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله متهجد بوده یعنی بنابر دستور خداوند متعال نماز شب بر ایشان واجب بوده است.
لذا بنابر آیه شریفه:
«وَمِنَ الَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَکَ عَسَی أَن یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقاماً مَحْمُوداً»؛(1)«و پاسی از شب را (از خواب برخیز، و) قرآن (و نماز) بخوان! این یک وظیفه اضافی برای توست؛ امید است پروردگارت تو را به مقامی در خور ستایش برانگیزد!»؛ یکی از اسامی آن حضرت متهجد میباشد.(2)
مجاهد یعنی کسی که در راه خدا تلاش و کوشش میکند لکن این عنوان بیشتر برای جنگ و قتال به کار میرود و پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله بزرگترین مجاهد در راه خداست. با جهاد شبانه روزی آن حضرت و اصحاب بود که اسلام پیروز شد.
آیات متعددی است که پیامبر و مسلمانان را به جهاد دعوت میکند؛ از جمله آیه:
«یا أَیُّها النَّبِیُّ جاهِدِ الْکُفّارَ وَالْمُنافِقِینَ...»؛(3)
ص188
«ای پیامبر! با کافران و منافقان جهاد کن...».
و نیز آیه 9 سوره تحریم به آن تصریح دارد.
به همین جهت یکی از اسامی پیامبر خداصلی الله علیه وآله مجاهد است.(1)
و در حدیث شریف قدسی که خداوند با عیسی بن مریم گفت و گو میکرد اوصاف پیامبر آخرالزمانصلی الله علیه وآله را چنین بیان فرموده است:
«اَلْمُجاهِدُ الْمُشْرِکِینَ بِیَدِهِ عَنْ دِینِی...»؛(2)
«آنکه با مشرکان در جهت تبلیغ دین من جهاد میکند».
به معنای کسی که گزینش و انتخاب شده است، از دیگر اسامی پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله است یعنی او گزینش شده همه خلایق و همه مردم بلکه همه انبیاست.
صاحب مناقب نیز مجتبی را از این آیه شریفه اقتباس نموده است: «... وَلکِنَّ اللَّهَ یَجْتَبِی مِن رُسُلِهِ مَن یَشَآءُ فَامِنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَإِن تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا فَلَکُمْ أَجْرٌ عَظِیمٌ»؛(3)
«... ولی خداوند از میان رسولان خود، هر کس را بخواهد برمیگزیند؛ (و قسمتی از اسرار نهان را که برای مقام رهبری او لازم است، در اختیار او میگذارد.) پس (اکنون که این جهان، بوته آزمایش پاک و ناپاک است،) به
خدا و رسولان او ایمان بیاورید! و اگر ایمان بیاورید و تقوا پیشه کنید، پاداش بزرگی برای شماست».(1)
لذا در زیارت ابراهیم فرزند آن حضرت میگوییم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ النَّبِیِّ الْمُجْتَبی ؛(2)
«سلام بر تو ای پسر پیامبر برگزیده».
و نیز در زیارت آن حضرت عرض میکنیم:
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ الْمُصْطَفی وَ حَبِیبِکَ الْمُجْتَبی ؛(3)
«خدایا درود فرست بر محمّد بندهات مصطفی، او که دوست گزینش شده توست».
یعنی کسی که رازها و اسرار آفرینش و حکمتهای الهی را برای مردم بیان فرمود.
مجلی الاسرار از اوصاف پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است چنانکه مرحوم مجلسی در کتاب خود اینگونه آن حضرت را توصیف فرموده:
«وَ بِظُهُورِهِ تَجَلَّتِ الاَسْرارُ عَنْ جَلابِیبِ الاَسْتارِ»؛(4)
«با ظهور و بعثت پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله اسرار آفرینش از پشت پردهها برای مردم آشکار شد».
ظلما به معنای شبی که بسیار تاریک است و گاه به روز هم ظلماء گفته میشود و مجلی الظلماء یعنی کسی که تاریکیهای شدید و ظلمتها را به روشنایی تبدیل میکند.(1)
در زیارت امیرالمؤمنینعلیه السلام خطاب به پیامبرصلی الله علیه وآله عرض میکنیم:
«اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُکَ وَ رَسُولُکَ... الْعالِمُ مُقِیمُ الدَّعائِمِ وَ مُجَلَّی الظَّلْماءَ»؛(2)
«به تحقیق که محمّد بنده و رسول توست، او که عالم است و برپاکننده ستون و پایههای خیمه دین اسلام است و ظلمات و تاریکیها را میزداید».
محدِّث به معنای کسی که حدیث زیاد میگوید، و این بنابر آیه شریفه زیر که فرمان میدهد: «وَأَمّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ»؛(3)«و نعمتهای پروردگارت را بازگو کن!»؛ از اسامی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله گفته شده است.(4)
از دیگر اسامی و القاب پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله محرم الخبائث است.(5)
یعنی کسی که امور خبیثه را حرام نموده است و خبیث یعنی هر آنچه را که طبع انسان از آن بیزار و منزجر است.
و این نیز از اسامی قرآنی پیامبر است چنانکه در آیه شریفه به آن اشاره شده است.
«الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ الَّذِی یَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِندَهُمْ فِی التَّوْرَیاةِ وَالإِْنجِیلِ یَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَیاهُمْ عَنِ الْمُنکَرِ وَیُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّباتِ وَیُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبَائِثَ وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَْغْلالَ الَّتِی کانَتْ عَلَیْهِمْ فالَّذِینَ آمَنُوابِهِوَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنزِلَ مَعَهُ أُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»؛(1)
«همانها که از فرستاده (خدا)، پیامبر «امّی» پیروی میکنند؛ پیامبری که صفاتش را، در تورات و انجیلی که نزدشان است، مییابند؛ آنها را به معروف دستور میدهد، و از منکر باز میدارد؛ اشیاء پاکیزه را برای آنها حلال میشمرد، و ناپاکیها را تحریم میکند؛ و بارهای سنگین، و زنجیرهایی را که بر آنها بود، (از دوش و گردنشان) بر میدارد، پس کسانی که به او ایمان آوردند، و حمایت و یاریاش کردند، و از نوری که با او نازل شده پیروی نمودند، آنان رستگارانند».
یعنی کسی که مردار و حیوان مرده را حرام نموده است.
صاحب مناقب و دیگران این عنوان را از اسامی و القاب پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله شمردهاند.(2)
طیّب به معنای پاک و طاهر، و هر آنچه را که موافق طبع انسان است و گوارای او میباشد یعنی برخلاف معنای خبیث میباشد.(1)
و محلل الطیبات یعنی کسی که طیبات را بر انسان حلال نموده لذا آن را از اسامی و القاب پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله دانستهاند.(2)
و ظاهراً از این آیه شریفه اقتباس شده است:
«الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ الَّذِی یَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِندَهُمْ فِی التَّوْرَیاةِ وَالإِْنجِیلِ یَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَیاهُمْ عَنِ الْمُنکَرِ وَیُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّباتِ وَیُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبَائِثَ...»؛(3)
«همانها که از فرستاده (خدا)، پیامبر «امّی» پیروی میکنند؛ پیامبری که صفاتش را، در تورات و انجیلی که نزدشان است، مییابند؛ آنها را به معروف دستور میدهد، و از منکر باز میدارد؛ اشیاء پاکیزه را برای آنها حلال میشمرد، و ناپاکیها را تحریم میکند؛...».
یعنی محمّد امانتدار، کسی که در امانت خیانت نمیکند، این لقبی است که قریش و عرب قبل از بعثت آن را برای پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله برگزیده بودند و بین آنها مشهور بود،(4)چون در مدت 40 سال زندگی و مراوده با
آن حضرت، ایشان را به صداقت و امانت میشناختند، حتی آنگاه که از مکّه به مدینه هجرت کرد بسیاری از اموال و امانتهای مردم مکّه و غیر مسلمانان نزد آن حضرت بود که به امام علیعلیه السلام سپرد تا آنها را به صاحبانش برگرداند.
با این حال وقتی که پیامبر اکرم و محمّد امینصلی الله علیه وآله مبعوث به رسالت شد و مأمور شد که مردم را به راه راست هدایت فرماید؛ چون با مطامع مادی و دنیوی برخی سازگار نبود نپذیرفتند.
به معنای آنکه بر افلاک و آسمانها سوار شد و او را پذیرفتند.
از اوصاف پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است چنانکه مرحوم علامه مجلسی در مقدمه کتاب خود به این عنوان آن جناب را توصیف نموده است.(1)
گفته شده است که اسم پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله در کتاب زبور داوود به عنوان محیاثا آمده است.(2)
به معنای کسی که اختیار و انتخاب شده است و پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله
گزینش شده همه خلایق و انبیا میباشد و این نام نزد اهل مصر برای آن حضرت معروف است.(1)
چنانکه در زیارات متعدد به این عنوان اشاره شده است؛ از جمله:
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ وَ اَمِینِکَ وَ صَفِیِّکَ وَ حَبِیبِکَ وَ خِیَرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ»؛(2)
«خدایا درود فرست بر محمّد که بنده و رسول و امین توست هم او که برگزیده و دوست تو میباشد و کسی که او را از بین خلق انتخاب نمودهای».
و در عبارت دیگری عنوان: رسولک المختار آمده است.
یعنی محل رفت و آمد روح الامین، کسی که روح الامین یعنی فرشته مقرب خدا زیاد نزد او رفت و آمد کند.
چنانکه در قسمتی از زیارت حضرت امیرالمؤمنینعلیه السلام خطاب به پیامبرصلی الله علیه وآله گفته میشود:
«اَلسَّلامُ مِنَ اللَّهِ عَلی مُحَمَّدٍ النَّبِیِّ... وَ مُخْتَلَفِ الرُّوحِ الاَمِینِ»؛(3)
«از جانب خداوند بر محمّد پیامبر سلام باد، بر او که محل رفت و آمد روح الامین است».
به معنای کسی است که همه در خدمت اویند، از زمین و زمان گرفته تا آسمان، از اوصاف پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله گفته شده.
چنانکه صاحب بحارالانوار با این عنوان پیامبر اکرم را توصیف و تجلیل نموده است.(1)
مدّثر اسمی است که خداوند در قرآن کریم آن را برای پیامبرش به کار برده است که میفرماید:
«یا أَیُّها الْمُدَّثِّرُ»؛(2)
«ای جامه خواب به خود پیچیده (و در بستر آرمیده)!»(3)
مدّثر از دثر و دثار گرفته شده که اصل آن متدثّر است و به معنای پوششی است که روی لباس پوشیده میشود.(4)
یعنی آن بزرگواری که در شهر مدینه منوره دفن شده است و در زیارات مختلف با این عنوان به آن حضرت سلام میدهیم.
خیلی عجیب است که هنگام ورود به حرم امیرالمؤمنینعلیه السلام میگوییم:
«اَلسَّلامُ عَلی صاحِبِ السَّکِینَةِ، اَلسَّلامُ عَلَی الْمَدْفُونِ بِالْمَدِینَةِ»؛(1)
«سلام بر آن آقایی که دارای سکینه و وقار است و سلام بر آن مولایی که در مدینه منوره دفن است».
و عجیب چرا؟ که خداوند متعال «علی» را در آیه مباهله به عنوان نفس پیامبر قرار داده است.
منسوب به شهر مدینه، چون آن حضرت اگرچه در شهر مکّه به دنیا آمدند امّا پس از 53 سال زندگی در آن شهر، به مدینه هجرت فرمودند و مرقد شریف ایشان نیز در این شهر قرار گرفت.
لذا در تعریف و تمجید و معرفی آن حضرت گفته میشود:
«... النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ الْقُرَشِیَّ الْهاشِمِیَّ الْعَرَبِیَّ التِّهامِیَّ الْمَکِّیَّ الْمَدَنِیَّ»(2)
به معنای تذکّر دهنده، یادآوری کننده و نیز پند و اندرز دهنده است و طبق آیه شریفه: «فَذَکِّرْ إِنَّما أَنتَمُذَکِّرٌ»؛(3)«پس تذکّر ده که تو فقط تذکّر دهندهای!»
از اسامی پیامبراکرم میباشد چنانکه صاحب مناقب نیز ذکر کرده است.(4)
همچنین در آیه شریفه دیگر میفرماید:
«وَذَکِّرْ فَإِنَّ الذِّکْرَی تَنفَعُ الْمُؤْمِنِینَ»؛(1)
«و پیوسته تذکّر ده؛ زیرا تذکّر مؤمنان را سود میبخشد.»
و نیز آیات 45 سوره ق و 29 سوره طور و 9 سوره اعلی به این عنوان اشاره دارند.
به معنای خوارکننده و ذلیل کننده است. خوارکننده کسانی که بدون علت و با زور و قدرت خود را بر دیگران تحمیل کردهاند. و خداوند توسط پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله چنین اشخاصی را سر جایشان نشاند چنانکه امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود: «اَذِلَّ بِهِ الْعِزَّةَ».(2)
به معنای پسندیده و مورد رضایت خداوند متعال است و از اوصاف و القاب پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله گفته شده است.(3)
در آیه شریفه دارد:
«إِلَّا مَنِ ارْتَضَی مِن رَسُولٍ...»؛(4)«مگر رسولانی که آنان را برگزیده...».
و مناقب نیز نقل کرده است که اسم شریف پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله در آسمان دوم به مرتضی معروف است.(5)
مرسَل از کلمه رسول گرفته شده و به معنای «فرستاده شده» میباشد چنانکه آیه شریفه به آن تصریح دارد:
«... وَإِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ»؛(1)«... و تو از رسولان (ما) هستی.»
و صاحب مناقب نیز از آن اقتباس نموده است.(2)
لذا در زیارت آن حضرت میگوییم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا النَّبِیُّ الْمُرْسَلُ»؛(3)
«سلام بر تو ای پیامبری که از جانب خدا فرستاده شدی».
خود آن حضرت نیز فرموده است:
«اَنَا النَّبِیُّ الْمُرْسَلُ اِلَی الْعِبادِ کافَّةً اَدْعُوهُمْ اِلَی الاسْلامِ»؛(4)
«من پیامبر فرستاده شده از جانب خدا برای تمام بندگان هستم تا آنان را به اسلام دعوت نمایم».
مرشد به معنای ارشاد کننده و راهنمایی کننده به خیر است و از اوصاف پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله میباشد چنانکه در زیارت آن حضرت عرض میکنیم:
«... وَ اَقامَ حُجَجَکَ وَ هَدی اِلی طاعَتِکَ وَ اَرْشَدَ اِلی مَرْضاتِکَ»؛(5)
«... براهین و حجّتهای تو را اقامه کرد، مردم را به طاعت تو هدایت نمود و نیز به سوی کارهای مورد رضایت تو راهنمایی فرمود».
یعنی کسی که ذکر و نامش در آسمان و زمین بالا و رفیع است و اسم او بر سر زبانهاست؛ در هر صبح و ظهر و شام نام مقدّس او بر مأذنهها در اذان گفته میشود و نماز بینام او مقبول نمیشود.
مرفوع الذکر را از اوصاف پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله گفتهاند؛(1)چنانکه از آیه شریفه به دست میآید:
«وَرَفَعْنا لَکَ ذِکْرَکَ»؛(2)«و آوازه تو را بلند ساختیم!»
گفته شده یکی از اسامی پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله در کتاب تورات، مرقوفا میباشد و به معنای محمود است؛ چنانکه مناقب نقل نموده است.(3)
به معنای پاک و تطهیر کننده، که خود نیز از هر نوع آلودگی اخلاقی و رذایل است و از اوصاف پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله میباشد و صاحب مناقب میگوید:
در آسمان سوم اسم شریف پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله به نام «المزکّی» آمده است.(1)
این اسم شریف نیز از آیه مبارکه زیر قابل اقتباس است؛ چنانکه خداوند میفرماید: «وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَالْحِکْمَةَ وَإِن کانُوا مِن قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ»؛(2)
«و آنها را پاک کند و کتاب و حکمت بیاموزد؛ هر چند پیش از آن، در گمراهی آشکاری بودند».
از اسامی دیگری که قرآن کریم به پیامبرش خطاب فرموده المزمّل است:
«یا أَیُّها الْمُزَّمِّلُ»؛(3)«ای جامه به خود پیچیده!»
بیضاوی گوید: اصل مزمّل، متزمّل بوده، یعنی کسی که لباسش را به خود پیچیده و در این مورد چند وجه ذکر کرده:
1 - به جهت عظمت وحی که تازه قرآن نازل شده بود پیامبر خود را چنین کرد.
2 - گفته شده با بقیه همان رختخوابی که داشتند نماز میخواندند.
3 - شاید به خاطر تشبیه باشد.
4 - به جهت سنگینی و تحمل نبوّت است که به ایشان مزمل گفته شد.(4)
مسبّح از سبّح و تسبیح مشتق شده یعنی کسی که زیاد تسبیح خدا میکند صاحب مناقب آن را از اسامی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله دانسته با توجّه به آیه شریفه:
«فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَکُن مِنَ السَّاجِدِینَ»؛(1)
«(برای دفع ناراحتی آنان) پروردگارت را تسبیح و حمد گو! و از سجدهکنندگان باش!»(2)
و نیز آیات دیگر قرآن کریم از جمله: آیه 1 سوره اعلی و 48 سوره طور و 39 سوره ق و 55 سوره غافر و 58 سوره فرقان و 130 سوره طه و 41 سوره آلعمران.
یعنی کسی که از خداوند طلب مغفرت میکند و پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله هم برای خودش و هم برای امّت خودش از خداوند درخواست مغفرت مینماید.
«... وَاسْتَغْفِرْ لِذَنْبِکَ وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِناتِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ مُتَقَلَّبَکُمْ وَمَثْوَیاکُمْ»؛(3)
«... و برای گناه خود و مردان و زنان باایمان استغفار کن! و خداوند محل حرکت و قرارگاه شما را میداند!»
که اگر پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله برای کسی از خداوند طلب آمرزش و مغفرت کند حتماً اجابت خواهد شد چون آیه تصریح دارد:
«وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِیماً»؛(1)
«و پیامبر هم برای آنها استغفار میکرد؛ خدا را توبه پذیر و مهربان مییافتند».
صاحب مناقب و بحارالانوار ذکر کردهاند که از اسامی پیامبر خداصلی الله علیه وآله مستغفر است.(2)
به معنای کسی که در راه خود با استقامت و صبور است و به راه خود ادامه میدهد.
خداوند در آیه شریفه به پیامبرش فرمان میدهد:
«فاسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ...»؛(3)
«پس همانگونه که فرمان یافتهای، استقامت کن...».
و او حتماً فرمان الهی را امتثال نموده است. به همین جهت صاحب مناقب فرموده یکی از اسامی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله مستقیم میباشد.(4)
یعنی کسی که زمین بر او سجده نموده است.
مرحوم علامه مجلسی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله را اینگونه توصیف فرموده:
«وَ سَجَدَتِ الاَرَضُونَ لِمَوْطِیءِ قَدَمِهِ»؛(1)
«سرزمینها محل قدم پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله را سجده میکنند».
یعنی کسی که به دین اسلام که تنها دین مرضی خداوند است گرویده باشد و آن حضرت که خود واسطه و آورنده این دین است اولین مؤمن به آن هم میباشد.
«إِنَّما أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ رَبَّ هاذِهِ الْبَلْدَةِ الَّذِی حَرَّمَها وَلَهُ کُلُّ شَیْءٍ وَأُمِرْتُ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْمُسْلِمِینَ وَأَنْ أَتْلُوَا الْقُرْآنَ فَمَنِ اهْتَدَی فَإِنَّمَا یَهْتَدِی لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَقُلْ إِنَّما أَنَا مِنَ الْمُنذِرِینَ»؛(2)
«(بگو:) من مأمورم پروردگار این شهر (مقدّس مکّه) را عبادت کنم، همان کسی که این شهر را حرمت بخشیده؛ در حالی که همه چیز از آن اوست! و من مأمورم که از مسلمین باشم؛ و اینکه قرآن را تلاوت کنم! هر کس هدایت شود بسود خود هدایت شده؛ و هر کس گمراه گردد (زیانش متوجّه خود اوست؛) بگو: «من فقط از انذارکنندگانم!»
اسم پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله به سریانی مشفّح است که به عربی میشود محمّد. بنابر این شفح به معنای حمد است و مشفح نیز به معنای محمّد میباشد.(1)
یعنی کسی که عطر نام و یادش در همه جا پراکنده شده و شناخته شده عالم و آدم است.
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله که اوّل شخصیت عالم وجود است برای تمام موجودات شناخته شده است لذا در زیارت آن حضرت عرض میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا صَِفْوَةَ الاَنْبِیاءِ وَ عَلَمَ الاَتْقِیاءِ وَ مَشْهُورَ الذِّکْرِ فِی الاَرْضِ وَ السَّماءِ»(2)
«سلام بر تو ای گزینش شده پیامبران، و ای پرچمدار پرهیزکاران، و ای کسی که نامش در آسمان و زمین مشهور است».
به معنای چراغ و شعله روشنی دهنده و پرنور است.
صاحب مناقب با توجّه به آیه شریفه:
«... الْمِصْباحُ فِی زُجاجَةٍ ...»؛(1)«... آن چراغ در حبابی قرار گیرد ...».
فرموده یکی از اسامی پیامبرصلی الله علیه وآله مصباح میباشد.(2)لذا در یکی از جریانات مربوط به آن جناب در هنگامی که نزد حلیمه سعدیه نگهداری میشد چنین آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مِصْباحَ الدِّینِ»؛(3)«سلام بر تو ای چراغ راه دین».
به معنای تصدیق شده و تأیید شده میباشد و پیامبرصلی الله علیه وآله صادق مصدَّق است یعنی هم راستگو است و هم صدق و راستی او را تأیید کردهاند.
پس از نزول آیه شریفه «وَأَنذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ»(4)پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله ضیافتی ترتیب داد تا اقوام و اقربای خود را به دین اسلام دعوت کند، شب اوّل اراذل و اوباش جلسه را به هم زدند. شب دوم نیز ابولهب خواست چنین کند که حضرت ابوطالب آنان را ساکت کرد و گفت بنشینید، بعد رو کرد به پیامبرصلی الله علیه وآله و گفت: «قُمْ یا سَیِّدِی فَتَکَلَّمْ بِما تُحِبُّ وَ بَلِّغْ رِسالَةَ رَبِّکَ فَاِنَّکَ الصّادِقُ الْمُصَدَّقُ ...»؛(5)
«ای آقای من برخیز و هرچه میخواهی بفرما و رسالت پروردگارت را
ابلاغ نما که همانا تو صادق و مصدّق هستی».
امیرالمؤمنینعلیه السلام نیز در چند مورد فرمودهاند:
«لَقَدْ نَبَّأَنِیَ الصّادِقُ الْمُصَدَّقُ ...»؛(1)
«که پیامبر صادق مصدق چنین و چنان به من خبر داد...».
به معنای تصدیق کننده و تأیید کننده است که با توجّه به آیه شریفه قرآن یکی از اسامی پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله است.
آنجا که خداوند متعال به اهل کتاب میفرماید:
«.. مُصَدِّقاً لِما مَعَکُم...»؛(2)
«... و هماهنگ با نشانههایی است که با شماست...».
و صاحب مناقب آن را از اسامی و القاب پیامبر دانسته است.(3)
و در قسمتی از زیارت آمده است:
«وَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ کَما صَدَّقَ بِوَعْدِکَ».(4)
یعنی تصدیق کننده پیامبران الهی قبل از خود، از اوصاف پیامبر
اکرمصلی الله علیه وآله است چنانکه در زیارت نامه حضرت امیرالمؤمنینعلیه السلام در مورد پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله میگوییم:
«اَشْهَدُ اَنَّهُ رَسُولُکَ خاتَِمُ النَّبِیِّینَ جاءَ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِ الْحَقِّ وَ صَدَّقَ الْمُرْسَلِینَ»؛(1)
«گواهی میدهم که او (محمّد) رسول تو و آخرین پیامبران است سخن حقّ و از جانب حقّ آمده و رسولان گذشته را نیز تصدیق نموده است».
از اسامی و القاب معروفه پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است و به معنای برگزیده میباشد.
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ الْمُصْطَفی وَ حَبِیبِکَ الْمُجْتَبی ؛(2)
«خدایا درود فرست بر محمّد، بنده و دوست برگزیدهات».
به معنای اصلاحگر میباشد و از اسامی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله گفته شده است؛ زیرا آن حضرت آمد تا همه زندگانی انسان و تمام قوانین و آداب و رسوم اجتماعی را اصلاح نماید.(3)
مصلّی اسم فاعل از کلمه صلوة به معنای نمازگزار است، و او اوّل نمازگزار میباشد، لذا با توجّه به آیه شریفه:
«فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ»؛(1)
«پس برای پروردگارت نماز بخوان وقربانی کن!»
که خداوند آن حضرت را امر به صلوة و نماز فرموده و آن جناب نیز امر الهی را امتثال فرموده است نام مبارکش مصلّی است. چنانکه صاحب مناقب و دیگران اشاره کردهاند.(2)
به معنای کسی که اطاعت میشود یعنی هر امر و فرمانی که صادر نماید دیگران گوش به فرمان هستند و امتثال میکنند.
در تفسیر آیه شریفه «مُطاعٍ ثَمَّ أَمِینٍ»؛(3)«در آسمانها مورد اطاعت (فرشتگان) و امین است!» امام صادقعلیه السلام فرمودند:
«یَعْنِی رَسُولَ اللَّهِصلی الله علیه وآله هُوَ الْمُطاعُ عِنْدَ رَبِّهِ، الاَمِینُ یَوْمَ الْقِیامَةِ...»؛(4)
«منظور از مطاع، رسول خداست که نزد خداوند امین است روز قیامت».
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حُجَّةَ اللَّهِ عَلَی الْأَوَّلِینَ وَالْآخِرِینَ... وَالْمُطاعَ فِی
مَلَکُوتِهِ»؛(1)«سلام بر تو ای حجت خدا بر اولین و آخرین... ای که در ملکوت آسمانها همه فرمانبر تو هستند».
منسوب به مطلب و عبد المطلب که جدّ بزرگوار آن حضرت میباشد و چندین سال سر پرستی پیامبر را بر عهده داشت.(2)
به معنای طاهر و پاک شده است؛ یعنی کسی که خدا او را از هر گونه آلودگی پاک نموده است. این عنوان از القاب پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله میباشد که از این آیه شریفه استفاده میشود:«إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً»؛(3)
«خداوند فقط میخواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد».
«وَثِیابَکَ فَطَهِّرْ»؛(4)«و لباست را پاک کن.»
طهارت از نجاسات یکی از واجبات نماز است که در غیر آن نیز مطلوب
میباشد و طهارت آن نیز به شستن و حفاظت از نجاست است. این از طهارت ظاهری؛ امّا طهارت باطنی، مراد طهارت از اخلاق و افعال مذموم است.(1)
به معنای اظهار کننده و اعلان کننده اسلام است و پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله به دستور خداوند برای دعوت همه جهانیان به دین خالص الهی که همان اسلام است مبعوث شده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مُظْهِرَ الاِسْلامِ»؛(2)«سلام بر تو ای اظهار کننده اسلام».
به معنای جایگاه نزول وحی و قرآن از جانب خداوند متعال است. چنانکه در یکی از زیارات امیرالمؤمنینعلیه السلام عرض میکنیم:
«اَلسَّلامُ مِنَ اللَّهِ عَلی مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ، أَمِینِ اللَّهِ عَلی وَحْیِهِ وَرِسالاتِهِ وَعَزآئِمِ أَمْرِهِ، وَمَعْدِنِ الْوَحْیِ وَالتَّنْزِیلِ»؛(3)
«از جانب خدا بر محمّد رسول خدا سلام باد، او که امین خدا بر وحی الهی است و هم او که معدن وحی و قرآن است».
و در زیارت دیگر آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مَعْدِنَ الْوَحْیِ وَالتَّنْزِیلِ»؛(4)
«سلام بر تو ای معدن وحی و تنزیل».
عنوان معدن الحیاء نیز از توصیفاتی است که علامه مجلسی در حقّ پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله به کار برده است.(1)
به معنای محل و جایگاه رسالت الهی است و از اوصاف پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله گفته شده چنانکه در قسمتی از زیارت امیرالمؤمنینعلیه السلام آمده است:
«اَلسَّلامُ مِنَ اللَّهِ عَلی مُحَمَّدٍ النَّبِیِّ ... وَ مَعْدِنِ الْوَحْیِ وَ الرِّسالَةِ وَ التَّنْزِیلِ»؛(2)«از جانب خدا بر محمّد پیامبر خدا سلام باد، او که معدن وحی و رسالت و قرآن است».
به معنای جایگاه وحی الهی است و در توصیف پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله به کار رفته است چنانکه در زیارت امیرالمؤمنینعلیه السلام آمده:
«اَلسَّلامُ مِنَ اللَّهِ عَلی مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ، أَمِینِ اللَّهِ عَلی وَحْیِهِ... وَمَعْدِنِ الْوَحْیِ وَالتَّنْزِیلِ»؛(3)
«از جانب خداوند بر محمّد که امین خداست سلام باد او که معدن وحی و قرآن است».
به معنای عزیز کننده و عزت دهنده است و خداوند توسط آن حضرت مردمان خوار و ذلیل شده و مستضعف را عزت بخشید چنانکه امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود:
«اَعِزَّ بِهِ الذِّلَّةِ».(1)
در لغت به معنای محفوظ و مصون و در امان است، البته در مورد اهل بیت عصمت و طهارت و انبیاءعلیهم السلام اصطلاح شده در این که آنان از هر گونه عیب و نقص و آلودگی و گناه و خطا مصون و محفوظ هستند، که این عصمت و طهارت، مقداری اکتسابی و مقداری هم از جانب خداوند متعال است آنجا که فرمود:
«إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً»؛(2)
«خداوند فقط میخواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد».
صاحب مناقب با توجّه به آیه شریفه «وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النّاسِ»؛(3)«خداوند تو را از (خطرات احتمالی) مردم، نگاه میدارد» فرموده یکی از اسامی پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله «معصوم» میباشد.(4)
به معنای شخص باعظمت و کسی که او را عظمت داده و تعظیم نمایند. از القاب پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله گفته شده، چنانکه در زیارت ایشان آمده است:
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی عَبْدِکَ الْمُنْتَجَبِ... وَ شاهِدِکَ الْمُعَظَّمِ»؛(1)
«خدایا درود فرست بر محمّد بنده برگزیدهات او که گواه و شاهد با عظمت توست».
به معنای عفو شده و آمرزیده و مورد بخشش قرار گرفته است.
صاحب مناقب فرموده یکی از اسامی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله معفو است و به این آیه شریفه استناد کرده است:
«عَفا اللَّهُ عَنکَ لِمَ أَذِنتَ لَهُمْ حَتَّی یَتَبَیَّنَ لَکَ الَّذِینَ صَدَقُوا وَتَعْلَمَ الْکاذِبِینَ»؛(2)
«خداوند تو را بخشید؛ چرا پیش از آنکه راستگویان و دروغگویان را بشناسی، به آنها اجازه دادی؟! (خوب بود صبر میکردی، تا هر دو گروه خود را نشان دهند!)»(3)
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله بزرگترین معلم خدا برای بشر است تا کتاب و احکام
الهی را به آنان تعلیم دهد چنانکه در آیه شریفه آمده است:
«هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَالْحِکْمَةَ وَإِن کانُوا مِن قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ»؛(1)
«او کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها میخواند و آنها را تزکیه میکند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت میآموزد هر چند پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند!»
لذا از مقدّسترین القاب پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله «معلّم» است.
به معنای اعلان کننده و آشکار کننده است و از القاب پیامبر گفته شده چنانکه امیرالمؤمنینعلیه السلام آن جناب را در نهجالبلاغه چنینتوصیف میفرماید:
«اَللّهُمَّ اجْعَلْ شَرائِفَ صَلَواتِکَ وَ نَوامِی بَرَکاتِکَ عَلی مُحَمَّدٍ ... وَ الْمُعْلِنِ الْحَقِّ بِالْحَقِّ»؛(2)
«خدایا شریفترین درودها و فراوانترین برکاتت را بر محمّد قرار بده او که خدا و دین حقّ را با سخن حقّ اعلان و ابلاغ فرمود».
اسم مفعول از غفران به معنای بخشیده شده و آمرزیده است.
صاحب مناقب یکی دیگر از اسامی پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله را مغفور میداند و به این آیه استناد میکند: «لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنْبِکَ وَما تَأَخَّرَ وَیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ وَیَهْدِیَکَ صِرَاطاً مُسْتَقِیماً»؛(1)«تا خداوند گناهان گذشته و آیندهای را که به تو نسبت میدادند ببخشد (و حقّانیت تو را ثابت نموده) و نعمتش را بر تو تمام کند و به راه راست هدایتت فرماید».(2)
به معنای کلید برکت است یعنی اگر کسی میخواهد به خیر و برکت برسد باید به آن حضرت متمسک شود. لذا یکی از القاب آن جناب مفتاح البرکه شده است چنانکه در این قسمت دعا آمده است:
«اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ اَمِینِکَ عَلی وَحْیِکَ وَنَجِیبِکَ مِنْ خَلْقِکَ وَ صَفِیِّکَ مِنْ عِبادِکَ اِمامِ الرَّحْمَةِ وَ قائِدِ الْخَیْرِ وَ مِفْتاحِ الْبَرَکَةِ»؛(3)
«خدایا درود فرست بر محمّد که امین بر وحی تو است او کهنجیب و شریفترین خلق تو و برگزیده بندگانت میباشد. پیشوای رحمت، جلودار خیر و گشاینده برکت».
به معنای کلید بهشت و گشاینده آن است. و از القاب پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله
میباشد چنانکه صاحب مناقب و دیگران ذکر کردهاند.(1)
و جبرائیلعلیه السلام در یکی از سلامهای خود به پیامبر خداصلی الله علیه وآله عرض میکند:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبَاالْقاسِمِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مِفْتاحَ الْجَنَّةِ»؛(2)
«سلام بر تو ای ابوالقاسم، و سلام بر تو ای کلید بهشت».
به معنای اقتدا کننده میباشد که صاحب مناقب با استناد به آیه شریفه:
«... فَبِهُدَیاهُمُ اقْتَدِهْ...»؛(3)«... پس به هدایت آنان اقتدا کن!...» آن را یکی از اسامی و القاب پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله بر شمرده است.(4)
البته توهّم نشود که قبلاً گفته شد پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله بزرگترین و مقرّبترین پیامبران است و دین و کتاب او کاملترین ادیان و کتب الهی است پس چطور اینجا دستور به اقتدا داده شده؟
جواب این است که آیه شریفه نمیفرماید به خود آنان اقتدا کن، بلکه میفرماید به هدایت آنان که همان هدایت الهی است اقتدا نما.
به معنای کسی که تطهیر و تقدیس و تنزیه شده است؛ پاک و قدسی
و مبارک، این عنوان نیز از القاب پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله میباشد.(1)
کمال الدین نقل کرده که بحیرای راهب هنگام ملاقات با پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله قبل از بعثت به آن حضرت عرض کرد که:
«أَنْتَ دَعْوَةُ اِبْراهِیم وَ بُشْری عِیسَی اَنْتَ الْمُقَدَّسُ الْمُطَهَّرُ»؛(2)
«ابراهیم خلیل برای آمدن تو دعا کرد، عیسی بن مریم به آمدنت بشارت داد، تو مقدّس و مطهر هستی».
مقرّب به معنای نزدیک شده است، یعنی خداوند پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله را به خودش نزدیک فرمود و این از اوصاف پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله است چنانکه در زیارات مربوطه آمده است:
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی عَبْدِکَ الْمُنْتَجَبِ وَ نَبِیِّکَ الْمُقَرَّبِ»؛(3)
«خدایا درود فرست بربندهبرگزیدهات و پیامبرت کهمقرّبدرگاه توست».
به معنای اقامه کننده و برپاکنندهی ستون و پایههای خیمه و خانه است؛ آن حضرت با تبلیغ و زحمات طاقتفرسای خود دین اسلام را بر پا نمود؛ چنان که در قسمتی از زیارت امیرالمؤمنینعلیه السلام در مورد پیامبر
اکرمصلی الله علیه وآله آمده است:
«اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلَیْهِ بِصَلَواتِکَ... مُقِیمِ الدَّعائِمِ وَ مُجَلَّی الظَّلْماءِ»؛(1)
«خدایا بر محمّد درود فرست از درودهای خودت...او که برپاکننده ستون و پایههای خیمه اسلام است و روشن کننده تاریکیهای جهل و ظلمت است»
به معنای برپا کننده یک راه و روش پسندیده که دیگران نیز آن را به جا آورند و پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله بهترین راه و روش و مسلک زندگی را برای تمام بشر تا پایان تاریخ به یادگار گذاشته است.(2)
مکبر از تکبیر گرفته شده و به معنای کسی است که چیزی یا کسی را بزرگ میشمرد و پیامبر دستور داشت که خداوند متعال را بزرگ بشمرد:
«وَرَبَّکَ فَکَبِّرْ»؛(3)«و پروردگارت را بزرگ بشمار».
و تکبیر اصطلاح شده است برای «اللَّه اکبر» گفتن.
به معنای گرامی داشته شده و شخص با کرامت است که از اوصاف
پیامبرصلی الله علیه وآله میباشد؛ چنانکه در زیارت گفته میشود:
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی عَبْدِکَ الْمُنْتَجَبِ وَ نَبِیِّکَ الْمُقَرَّبِ وَ رَسُولِکَ الْمُکَرَّمِ»؛(1)
«خدایا درود فرست بر محمّد بنده برگزیدهات... و پیامبرت که مقرب درگاه توست و رسولت که او را گرامی داشتهای».
به معنای کافی و کفایت شده است، از آنجا که آیه شریفه میفرماید:
«إِنّا کَفَیْناکَ الْمُسْتَهْزِءِینَ»؛(2)
«ما شرّ استهزاکنندگان را از تو دفع خواهیم کرد».
لذا صاحب مناقب نیز فرموده مکفی از اسامی و القاب پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله میباشد و بحارالانوار نیز نقل کرده است.(3)
مکلَّم از ریشه کلام و به معنای کسی است که دیگری با او سخن گفته است. و پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله مکلَّم خداست. این خداست که با او سخن فرموده. پس او مکلم میباشد. لذا در زیارت آن حضرت از راه دور عرض میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حُجَّةَ اللَّهِ عَلَی الْأَوَّلِینَ وَالْآخِرِینَ... وَالشّاهِدَ عَلی خَلْقِهِ، وَالْمُکَلَّمَ مِنْ وَرآءِ الْحُجُبِ»؛(4)
«سلام بر تو ای حجت خدا بر اولین و آخرین... و ای کسی که از ورای حجابها با او سخن گفتهاند».
و در مورد وراء حجاب گفته شده یعنی کلامی که از همه خلق محجوب و پوشیده و مخفی است مگر از کسی که اراده شده با او سخن بگوید.(1)
منسوب به شهر مکّه، چراکه آن حضرت در این شهر متولد شدند، اگرچه پس از 53 سال زندگی در آنجا به جهت آزار و اذیت کفار و مشرکان، و پس از 13 سال دعوت مردم، به شهر مدینه هجرت فرمودند. لذا ایشان را اینگونه توصیف نموده و نسبت میدهند:
«... النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ الْقُرَشِیَّ الْهاشِمِیَّ الْعَرَبِیَّ التِّهامِیَّ الْمَکِّیَّ الْمَدَنِیَّ».(2)
مکین به معنای دارای مقام و منزلت و مکانت خاص است و پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله در بالاترین درجه قرب الهی قرار دارد. و چنین میگوییم در زیارت به آن حضرت:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حُجَّةَ اللَّهِ عَلَی الْأَوَّلِینَ وَالْآخِرِینَ... وَالْمَکِینَ لَدَیْهِ»؛(3)
«سلام بر تو ای حجت خدا بر اولین و آخرین... و ای کسی که در نزد خداوند دارای منزلت و مکان بلندی هستی».
ملیح از ملح به معنای نمک، یعنی شخص نمکین و دلنشین.
خلاصهای از جریان کودکی پیامبر اکرم در عنوان حامد و... ذکر شد که در آن جبرئیل به رسول خاتم با این عنوان سلام داده بود:
«... اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَیُّهَا الْمَلِیحُ».(1)
به معنای ندادهنده و صدا کننده میباشد و پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله نیز منادی الهی به جانب بندگان خداست که آنان را به سوی ایمان به خدا فرا میخواند و ما نیز ندای او را شنیدیم و لبیک گفتیم چنانکه در آیه شریفه میفرماید:
«رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِیاً یُنادِی لِلْإِیمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّکُمْ فَامَنّا رَبَّنا فاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَکَفِّرْ عَنّا سَیِّاتِنا وَتَوَفَّنا مَعَ الْأَبْرَارِ»؛(2)
«پروردگارا! ما صدای منادی (تو) را شنیدیم که به ایمان دعوت میکرد که: به پروردگار خود، ایمان بیاورید! و ما ایمان آوردیم؛ پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و بدیهای ما را بپوشان! و ما را با نیکان (و در مسیر آنها) بمیران!»
لذا صاحب مناقب آن را از اسامی پیامبرصلی الله علیه وآله برشمرده است.(3)
به معنای شخص شریف و نجیب که از بین سایر مردم برگزیده
میشود. این عنوان نیز از القاب پیامبرصلی الله علیه وآله میباشد و چنین است عبارت زیارتنامه آن حضرت: «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی عَبْدِکَ الْمُنْتَجَبِ»؛(1)
«خدایا درود فرست بر بنده برگزیدهات».
به معنای بیم دهند، هشدار دهنده، ترساننده و انذار کننده است؛ یعنی کسی که دیگران را در امور ناپسند هشدار به عقاب و عذاب میدهد. و پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله از جانب خدا منذر است برای بشر، لذا این اسمی است که خداوند برای پیامبرش برگزیده و رسالت او را نیز معین فرموده:
«إِنَّما أَنتَ مُنذِرٌ وَلِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ»؛(2)
«تو فقط بیم دهندهای! و برای هر گروهی هدایت کنندهای است (؛و اینها همه بهانه است، نه برای جستجوی حقیقت)!».
و از زبان خودش نیز فرموده بگو: «قُلْ إِنَّما أَنا مُنذِرٌ وَما مِنْ إِلهٍ إِلَّا اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهّارُ»؛(3)
«بگو: من تنها یک بیمدهندهام؛ و هیچ معبودی جز خداوند یگانه قهّار نیست!»
لذا به ایشان سلام عرض میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مُنْذِرُ»؛(4)«سلام بر تو ای انذار دهنده!»
به معنای شخص نصرت داده شده و یاری شده است و پیامبرصلی الله علیه وآله منصور به نصرت و یاری خداوند است چنانکه در آیه شریفه فرموده:
«وَیَنصُرَکَ اللَّهُ نَصْراً عَزِیزاً»؛(1)
«و پیروزی شکستناپذیری نصیب تو کند».
به همین جهت صاحب مناقب نیز یکی از اسامی آن حضرت را منصور برشمرده است.(2)لذا در زیارت آن حضرت و زیارت امیرالمؤمنینعلیه السلام عرض میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلَی الْمَنْصُورِ الْمُؤَیَّدِ اَلسَّلامُ عَلی أَبِیالْقاسِمِ مُحَمَّدِ بْنِ عبد اللَّهِ»؛(3)
«سلام بر آن یاری شده تأیید شده، سلام بر ابوالقاسم محمّد بن عبد اللَّهصلی الله علیه وآله».
یعنی نجات دهنده بندگان خدا از ضلالت و گمراهی به سوی هدایت الهی، و نیز از آلودگیهای شهوات و لذات و رذایل اخلاقی به کمالات انسانی، و این کار پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است. چنانکه در زیارت آن حضرت عرض میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا نَبِیَّ الْهُدی وَ سَیِّدَ الْوَری وَ مُنْقِذَ الْعِبادِ مِنَ الضَّلالَةِ
وَ الرّدی»؛(1)«سلام بر تو ای پیامبر هدایت، ای آقای خلایق، و ای نجات دهنده بندگان از گمراهیها و پستیها».
و در زیارت دیگر:
«... مُنْقِذُ الْعِبادِ مِنَ الْهَلَکَةِ بِاِذْنِکَ وَ داعِیهِمْ اِلی دِینِکَ»؛(2)
«او به اذن تو نجات دهنده بندگان خداست از هلاکت و دعوت کننده ایشان است به دین تو».
و ما بر این نعمت شکر میکنیم:
«اَلْحَمْدُ للَّهِ الَّذِی اسْتَنْقَذَنا بِکَ مِنَ الشِّرْکِ وَ الضَّلالَةِ»؛(3)
«حمد و سپاس خداییکه ما را به وسیله تو از شرک وگمراهی نجات داد».
منهج به معنای راه و طریق واضح است و منهج الدین یعنی راه رسیدن به دین الهی که همانا توسط پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله معلوم میگردد چنانکه در زیارت آن حضرت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مَنْهَجَ دِینِ الاسلامِ وَ الایمانِ»؛(4)
«سلام بر تو ای راه واضح دین اسلام و ایمان».
یعنی هر که بخواهد به دین اسلام و ایمان برسد، تنها راهش ایمان به پیامبرصلی الله علیه وآله و تابع دین او بودن است و این تبعیت را در تمام اقوال و افعال و شؤون زندگی خود بیان نماید.
منیر نیز از القابی است که خداوند متعال برای آن حضرت به کار برده است، آنگاه که جریان خلقت نور محمّد و گفتن نام ایشان را به قلم؛ ذکر میکند که بنویس لا اله الّا اللَّه محمّد رسول اللَّه؛ وقتی قلم اسم محمّد را میشنود، به سجده میافتد و میگوید: خدایا این کیست که نامش را کنار نام خود آوردی؟ خدا میفرماید:
«یا قَلَمُ فَلَوْلاهُ ما خَلَقْتُکَ وَ لا خَلَقْتُ خَلْقِی اِلّا لاَجْلِهِ، فَهُوَ بَشِیرٌ وَ نَذِیرٌ وَ سِراجٌ مُنِیرٌ وَ شَفِیعٌ وَ حَبِیبٌ، فَعِنْدَ ذلِکَ اِنْشَقَّ الْقَلَمُ عَنْ حَلاوَةِ ذِکْرِ مُحَمَّدٍ ...»؛(1)
«اگر او نبود تو را خلق نمیکردم و هیچ یک از خلایق را خلق نکردم مگر به خاطر او، او بشیر است و نذیر، او سراج منیر است، او شفیع است و حبیب. در این هنگام بود که به جهت شیرینی نام محمّد، قلم شکافته شد».
شخص موجّه به معنای کسی است که دارای وجاهت و مقام و آبرومندی و منزلت بالایی است. موجّه از وجه گرفته شده یعنی یک شخصیت برجسته که نسبت به سایر مردم متمایز است.
عنوان موجّه را صاحب مناقب از اسامی و القاب پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله
1) 740. بحارالانوار، ج 54، ص 200.
شمرده که بحارالانوار نیز آن را نقل کرده است.(1)
به همین جهت در دعای توسل میگوییم:
«یا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَّهِ»؛(2)
«ای آبرومند نزد خدا، ما را شفیع باش نزد خدا».
بحارالانوار نقل کرده که نام پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله در صحف ابراهیم مود مود است.(3)
این عنوان نیز یکی دیگر از القاب و توصیفات برای پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله میباشد؛ چنان که حضرت امیرالمؤمنینعلیه السلام در یکی از خطبههای خود در توصیف آن حضرت فرموده است:
«اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ وَ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ نَبِیُّ الْهُدی وَ مَوْضِعُ التَّقْوی ؛(4)
«گواهی میدهم که خدایی جز او نیست، او یکتا و بیشریک است و شهادت میدهم که محمّد رسول خداست، او که پیامبر هدایت و جایگاه تقواست».
موفق اسم مفعول از توفیق میباشد؛ یعنی کسی که خداوند به او توفیق میدهد و توفیق الهی یعنی خداوند اسباب و علل را به گونهای برنامه ریزی کند که شخص به خیر و صلاح برسد. و پیامبرصلی الله علیه وآله در امر زندگی موفق به توفیق الهی بود. لذا در زیارتی آن حضرت آمده است:
«... اَنَّکَ الْمُوَفَّقُ الرَّشِیدُ وَ الْمُبارَکُ السَّعِیدُ»؛(5)«همان تو با توفیق الهی به کمال رسیدهای و تو پرخیر و برکت و سعادتمند هستی».
موقف اسم فاعل از وقف و توقف است؛ به معنای کسی که چیزی یا کسی را نگه میدارد. طبق نقلی جابر بن عبد اللَّه گوید:
«قالَ رَسُولُ اللَّهِصلی الله علیه وآله: ... وَ سَمّانِی الْمَوْقِفَ، اَوْقَفُ النّاسَ بَیْنَ یَدَی اللَّهِ جَلَّ جَلالُهُ»؛(1)
«پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمود: خداوند مرا موقف نامیده است چون مردم را مقابل خداوند متعال نگه خواهم داشت».
به معنای ادا کننده حقّی و انجام دهنده کاری است و پیامبرصلی الله علیه وآله آن
1) 746. بحارالانوار، ج 16، ص 93 / الخصال، ج 2، ص 425.
حقّ و امری که خداوند به وی سپرده بود به خوبی به انجام رسانید، چنانکه در زیارت آن حضرت آمده است:
«وَأَدَّیْتَ الْحَقَّ الَّذِی کانَ عَلَیْکَ»؛(1)«و تو آن حقی را که خدا به عهدهاش گذاشته بود به جا آوردی و ادا نمودی».
مؤمن یعنی ایمان آورنده و طبق آیه شریفه از القاب پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله محسوب میشود چون پیامبر خداصلی الله علیه وآله اولین ایمان آورنده به خدا و قرآن میباشد چنانکه میفرماید:
«آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ کُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِن رُسُلِهِ وَقالُوا سَمِعْنا وَأَطَعْنا غُفْرَانَکَ رَبَّنا وَإِلَیْکَ الْمَصِیرُ»؛(2)
«پیامبر، به آنچه از سوی پروردگارش بر او نازل شده، ایمان آورده است. (و او، به تمام سخنان خود، کاملاً مؤمن میباشد.) و همه مؤمنان (نیز)، به خدا و فرشتگان او و کتابها و فرستادگانش، ایمان آوردهاند؛ (و میگویند:) ما در میان هیچ یک از پیامبران او، فرق نمیگذاریم (و به همه ایمان داریم). و (مؤمنان) گفتند: ما شنیدیم و اطاعت کردیم. پروردگارا! (انتظارِ) آمرزش تو را (داریم)؛ و بازگشت (ما) به سوی توست».
به معنای تأیید شده و مورد اطمینان است که از اسامی و القاب پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله گفته شده است.(1)و پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله مورد تأیید خدا و قرآن و وحی و نصرت الهی است، چنانکه در آیه شریفه میفرماید:
«هُوَ الَّذِی أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنِینَ»؛(2)
«او همان کسی است که تو را، با یاری خود و مؤمنان، تقویت کرد».
به همین جهت در زیارت فرزند آن حضرت میگوییم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ الْمُؤَیَّدِ بِالْقُرْآنِ»؛(3)
«سلام بر تو ای «ابراهیم» ای فرزند کسی که به وسیله قرآن تأیید شده است».
از این عنوان در موارد متعددی با عبارت «الرسول المؤید» برای توصیف پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله به کار برده شده است؛ از جمله در: بحارالانوار، ج 12، ص 327 و 333 - قصص جزایری، ص 187 و 192.
همچنین با عبارت «العبد المؤید» نیز آمده است.(4)
به معنای محل و جایگاه فرود فرشتگان است؛ یعنی فرشتگان مقرب الهی به محضر آن جناب مشرّف میشدند و احکام و اوامر خداوند را ابلاغ میکردند.
در قسمتی از زیارت امیرالمؤمنینعلیه السلام آمده است:
«اَلسَّلامُ مِنَ اللَّهِ عَلی مُحَمَّدٍ النَّبِیِّ ... وَ مَهْبَطِ الْمَلائِکَةِ»؛(1)
«از جانب خداوند بر محمّد پیامبر سلام باد، او که محل هبوط و نزول فرشتگان خداوند است».
مهتدی یعنی هدایت یافته است و آن را از این آیه شریفه اقتباس نمودهاند؛(2)آنجا که خداوند در قرآن کریم فرموده است:
«شاکِراً لِأَنْعُمِهِ اجْتَبَیاهُ وَهَدَیاهُ إِلَی صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ»؛(3)
«شکرگزار نعمتهای پروردگار بود؛ خدا او را برگزید؛ و به راهی راست هدایت نمود!»
مهذّب اسم مفعول از «هذب» به معنای کسی که دارای اخلاق پاک و نیکو است.(4)
و نام پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله که خداوند، آن حضرت را به مدال شامخ «وَإِنَّکَ لَعَلَی خُلُقٍ عَظِیمٍ»؛(5)«و تو اخلاق عظیم و برجستهای داری!»؛ مفتخر فرموده است نیز المهذّب میباشد.(6)
برای مهیمن چند معنا گفته شده؛ از جمله: شاهد و گواه، رقیب، مؤید، مسلّط و حاکم. خداوند متعال قرآن را به عنوان مهیمن بر سایر کتب الهی معرفی نموده است:
«وَأَنزَلْنا إِلَیْکَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتابِ وَمُهَیْمِناً عَلَیْهِ...»؛(1)
«و این کتاب [= قرآن را به حق بر تو نازل کردیم، در حالی که کتب پیشین را تصدیق میکند، و حافظ و نگاهبان آنهاست...».
و پیامبر نیز که همسنگ و عِدل قرآن کریم است، به عنوان مهیمن بر سایر پیامبران الهی است لذا در زیارت آن حضرت عرض میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حُجَّةَ اللَّهِ عَلَی الْأَوَّلِینَ وَالْآخِرِینَ... وَالْمُهَیْمِنَ عَلی رُسُلِهِ»؛(2)
«سلام بر تو ای حجت خدا بر اولین و آخرین و ای کسی که بر همه پیامبران خدا مهیمن هستی».
و در چند زیارت دیگر گفته میشود:
«اَلسَّلامُ عَلی رَسُولِ اللَّهِ، اَمِینِ اللَّهِ عَلی وَحْیِهِ ... وَ الْمُهَیْمِنِ عَلی ذلِکَ کُلِّهِ»؛(3)«سلام بر رسول خدا، او که امین بر وحی خداست، و مهیمن بر همه اینهاست».
کلمه ناحر از صیغه نحر به معنای ذبح میباشد و اسم فاعل آن است؛ یعنی کسی که حیوانی را ذبح و قربانی میکند. خداوند بعد از اعطای کوثر به پیامبرش، آن حضرت را فرمان داد که شکرانه این نعمت بزرگ، نماز بگزارد و برای خدا قربانی کند:
«فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ»(1)پس برای پروردگارت نماز بخوان وقربانی کن!
یعنی دین اسلام آخرین دین الهی و پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله آخرین پیامبر خدا برای بندگان است که تا پایان جهان و برای همه جهانیان فرستاده شده است. با بعثت ایشان تمام ادیان دیگر نسخ شده است و تمام پیروان آن ادیان و شریعتها باید به دین اسلام و پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله ایمان بیاورند.
«وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ»؛(2)«هر چند مشرکان کراهت داشته باشند!».
«وَلَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ»؛(3)«هر چند کافران ناخشنود باشند!».
به معنای نشر دهنده و گستراننده است، به نقل صاحب مناقب، این یکی از اسامی و القاب پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است که در اخبار و روایات آمده
است.(1)چون آن حضرت احکام، اخلاق و معارف ناب اسلامی را به سراسر جهان و تا ابد نشر داده است.
به معنای تلاش و کوشش فراوان و خود را به زحمت انداختن است و خداوند به پیامبرش میفرماید:وقتی از تبلیغ دین الهی فارغ گشتی به سوی پروردگارت بیا، و برای شکر این همه نعمتهای بی پایان خداوند، خودت رابه زحمت انداز:(2)
«فَاذا فَرغتَ فَانصَبْ وَاِلی رَبّکَ فَارْغَبْ».(3)
«پس هنگامی که از کار مهمّی فارغ میشوی به مهم دیگری پرداز، و به سوی پروردگارت توجّه کن!»
به معنای نصیحت کننده، پند و اندرز دهنده و مشفق مهربان برای کسی است و از القاب پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله گفته شده؛ چرا که آن حضرت ناصح مشفق امّت خود بود.(4)چنانکه در زیارت آن حضرت آمده است:
«وَأَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ بَلَّغْتَ رِسالاتِ رَبِّکَ، وَنَصَحْتَ لِأُمَّتِکَ»؛(5)
«من گواهی میدهم که تو رسالتهای پروردگارت را ابلاغ نمودی و امت خود را نصیحت فرمودی».
کلمه ناصر از ریشه نصرت و به معنای یار و یاور است؛ یعنی کسی که دیگری را یاری و کمک و نصرت میکند. این عنوان نیز از القاب و اوصاف پیامبر است؛ چنان که در دعای فرج امام زمانعلیه السلام، خطاب به رسول خدا و امیر المؤمنینعلیهما السلام عرض میکنیم:
«اِکْفِیانِی فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانِی فَاِنَّکُما ناصِرایَ ....»(1)
ای محمّد و ای علی مرا کفایت کنید که کفایت شما مرا بس است و مرا یاری کنید که یاری شما مرا بس است.
به معنای نهی کننده، منع کننده و بازدارنده کسی از کاری است. در دین مقدّس اسلام، امر به معروف و نهی از منکر، از بزرگترین واجبات الهی است و پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نیز بزرگترین آمر به معروف و ناهی از منکر بود. ناهی نیز همچون آمر، از اسامی و القاب قرآنی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است.(2)چنانکه خداوند در آیه شریفه میفرماید: «الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ الَّذِی یَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِندَهُمْ فِی التَّوْرَیاةِ وَالإِْنجِیلِ یَأْمُرُهُم
بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَیاهُمْ عَنِ الْمُنکَرِ...»؛(1)
«همانها که از فرستاده (خدا)، پیامبر «امّی» پیروی میکنند؛ پیامبری که صفاتش را، در تورات و انجیلی که نزدشان است، مییابند؛ آنها را به معروف دستور میدهد، و از منکر باز میدارد؛ ...».
و امر و نهی پیامبرصلی الله علیه وآله نیز عین دستورات خداوند واجب الاطاعة است. چنانکه در قرآن آمده است:
«وَما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَما نَهاکُمْ عَنْهُ فانتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقابِ»؛(2)
«آنچه را رسول خدا برای شما آورده بگیرید (و اجرا کنید)، و از آنچه نهی کرده خودداری نمایید؛ و از (مخالفت) خدا بپرهیزید که خداوند کیفرش شدید است!».
و آن جناب نیز فرمان الهی را امتثال فرموده؛ چنانکه در زیارات متعدّد آن حضرت آمده است:
«اَشْهَدُ اَنَّکَ قَدْ بَلَّغْتَ الرِّسالَةَ وَ اَقَمْتَ الصَّلوةَ وَ آتَیْتَ الزَّکاةَ وَ اَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَیْتَ عَنِ الْمُنْکَرِ»؛(3)
«من گواهی میدهم که تو رسالت و پیام الهی را ابلاغ کردی، نماز را به پا نمودی و زکوة را پرداخت نموده و امر به معروف و نهی از منکر فرمودی».
یعنی پیامبر آخرالزمان و آخرین رسول و فرستاده خداوند برای بشر است. و این نیز عنوانی بود که بحیرای راهب قبل از بعثت پیامبر برای ایشان به کار برده است؛ آنگاه که آن جناب را در راه سفر به شام ملاقات نمود.(1)
یعنی پیامبر همه پیامبران، چون او سرآمد همه پیامبران و افضل و اعلم و اکرم و اعظم آنان است.
لذا مرحوم مجلسی با این عنوان آن حضرت را توصیف نموده است.(2)
صاحب کشف الغمه میفرماید: از اسامی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نبی الرحمه است؛ چنانکه خداوند متعال فرموده:
«وَما أَرْسَلْناکَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِینَ»؛(3)
«ما تو را جز برای رحمت جهانیان نفرستادیم».
و خود آن حضرت نیز فرموده است:
«اِنَّما اَنَا رَحْمَةٌ مُهْداةٌ».(4)
و رحمت در کلام عرب به معنای عطوفت و رأفت و اشفاق است. و لذا
در دعای توسل به آن حضرت به خداوند میگوییم:
«اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْئَلُکَ وَأَتَوَجَّهُ إِلَیْکَ بِنَبِیِّکَ نَبِیِّ الرَّحْمَةِ، مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ»؛(1)
«خدایا من از تو درخواست میکنم و به وسیله پیامبرت به تو متوجه شدهام همان که پیامبر رحمت است، محمّد که درود خدا بر او و آلش باد».
همچنین در زیارات به آن حضرت سلام میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا نَبِیِّ الرَّحْمَةِ»؛(2)«سلام بر تو ای پیامبر رحمت و رأفت».
یعنی پیامبر شمشیر، یعنی پیامبری که در کنار رأفت و رحمت برای مظلومان و مستضعفان با معاندان و ظالمان به زبان شمشیر با آنان سخن خواهد گفت.
و این تعبیری است که بحیرای راهب آنگاه که پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله را در هنگام جوانی و در راه سفر شام ملاقات کرد، به کار برده است.(3)
نبی از نبأ به معنای خبر میباشد و نبی اللَّه یعنی کسی که از جانب خداوند خبر میآورد. و خبر پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله، قرآن کریم و احکام الهی و دین اسلام است.
نبی اللَّه از شایعترین اسامی و القاب پیامبر خاتم است که به طور مطلق به کار میرود، به گونهای که عبارت «نبی اللَّه» بعد از «رسول اللَّه» بیشترین کاربرد را در جوامع روایی ما دارد. و جبرئیل نیز در موارد متعدد با عنوان یا نبی اللَّه! پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله را مورد خطاب قرار داده است(1)از جمله آنجا که فرموده است:
«یا نَبِیَّ اللَّهِ! اِعْلَمْ اَنِّی لَمْ اُحِبُّ نَبِیّاً مِنَ الاَنْبِیاءِ کَحُبِّی اِیّاکَ»؛(2)
«ای نبی اللَّه! بدان که من هیچ پیامبری را دوست ندارم به اندازهای که تو را دوست دارم».
لذا ما نیز زمزمه میکنیم:
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ وَ نَبِیِّکَ».(3)
در احادیث وارد شده که یکی از اسامی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نبی الملحمه است و ملحمه یعنی جنگ و قتال یا واقعه عظیمی که در آن کشتن نیز هست.(4)
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله همان طور که نبی الرحمة است بر مسلمانان و مستضعفان و محرومان، نبی الملحمه است برای کافران معاند
و مشرکان لجوج، آنان که پیامبر را میشناسند، حرف او را حقّ میدانند ولی به سبب عناد و لجاجت، حقّ را نمیپذیرند.
حضرت خاتم الانبیاءصلی الله علیه وآله پیامبر هدایت است؛ هدایت همه مردم از گمراهیها به سوی نور الهی، لذا از القاب آن پیامبر گرامیصلی الله علیه وآله نبی الهدی است؛ چنانکه در زیارت جنابش آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا نَبِیَّ الْهُدی وَ سَیِّدَ الْوَری ؛(1)
«سلام بر تو ای پیامبر هدایت و آقای همه خلق!»
و در یکی از خطبههای امیرالمؤمنینعلیه السلام نیز آمده است:
«اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ وَ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ نَبِیُّ الْهُدی ...»؛(2)
«گواهی میدهم که خدایی جز اللَّه نیست، او یکتاست و شریکی ندارد و گواهی میدهم که محمّد رسول خداست، همان که پیامبر هدایت است».
به معنای شخص شریف و ارجمند و کسی که دارای اندیشه بلند و نیکو است. میگویند: پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله قبل از بعثت بیست خصلت از خصایل انبیا را داشت که هر کدام از آنها به تنهایی دلالت بر عظمت آن
بزرگوار دارد؛ چه رسد به کسی که همه آنها را جمع کرده باشد، یکی از آن خصلتها نبیل است.(1)
نجم به معنای ستاره درخشان در آسمان است که با توجّه به آیه قرآن آن را یکی از القاب پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله دانستهاند.(2)
و در احادیثی که از معصومین رسیده آیه شریفه «وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَی ؛(3)«سوگند به ستاره هنگامی که افول میکند»؛ به آن حضرت اشاره دارد.
همچنین آیه «وَعَلاماتٍ وَبِالنَّجْمِ هُمْ یَهْتَدُونَ»؛(4)«و (نیز) علاماتی قرار داد؛ و (شب هنگام) به وسیله ستارگان هدایت میشوند». که امامانعلیهم السلام فرمودند: علامات، اوصیاء و ائمه هستند و «النجم» رسول اللَّهصلی الله علیه وآله میباشد.(5)
به معنای ستاره درخشان که از نامهای پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله گفته شده است.(6)
به معنای رازدار خداوند است و از اسامی و القاب پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله میباشد.
از امام صادقعلیه السلام نقل شده که فرمودند:
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی صَفِیِّکَ وَ خَلِیلِکَ وَ نَجِیِّکَ الْمُدَبِّرِ لاَمْرِکَ».(1)
و در زیارت دیگر آمده است:
«اَللَّهُمَّ فَاجْعَلْ صَلَواتِکَ... عَلی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَرَسُولِکَ وَنَبِیِّکَ، وَأَمِینِکَ وَنَجِیِّکَ...»؛(2)
«خدایا قرار بده درودهای خود را بر محمّد که بنده و رسول توست، هم او که پیامبر و امین و رازدار تو است».
در زیارت فرزند گرامش ابراهیم نیز عرض میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلی نَجِیّ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلی مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ».(3)
چنانکه مرحوم علامه مجلسی نیز در توصیف پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله به این عنوان اشاره کرده است.(4)
نجیب به معنای فاضل و خوب هر چیزی است، با کرامت و با نجابت؛ و پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله چنین کسی است؛ یعنی او نجیب اللَّه است، چنانکه از امیرالمؤمنینعلیه السلام و از نهج البلاغه نقل شده که فرمودند:
«اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً نَجِیبُ اللَّهِ وَ سَفِیرُ وَحْیِهِ وَ رَسُولُ رَحْمَتِهِ»؛(5)«گواهی میدهم که محمّد نجیب اللَّه است و سفیر وحی او و رسول رحمت خداست».
لذا در زیارت آن حضرت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حَبِیبَ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا نَجِیبَ اللَّهِ»؛(1)
«سلام بر تو ای دوست خدا و سلام بر تو ای نجیب خدا».
و در دعای وداع شهر مکّه گفته میشود:
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ وَ اَمِینِکَ وَ حَبِیبِکَ وَ نَجِیبِکَ وَ خِیَرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ»؛(2)
«خدایا درود فرست بر محمّد، که بنده و رسول توست، همان که امین و دوست و نجیب توست، و انتخاب شده تو از خلق است».
نخبة الاخیار که به معنای برگزیده نیکان و خوبان است، از اوصافی است که مرحوم علامه مجلسی در مقدمه کتاب شریف بحارالانوار توسط آن، پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله را توصیف نموده است.(3)
به معنای نخبه و برگزیده برگزیدگان است که این عنوان را نیز مرحوم مجلسی در توصیف پیامبر اکرم به کار برده است.(4)
نذیر به شخصی گفته میشود که دیگری را از یک خطری مطّلع نماید و او را برحذر دارد و پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله از جانب خداوند برای بشر نذیر است؛ چنان که در چند آیه قرآن آمده است:
«إِنَّما أَنتَ نَذِیرٌ»؛(1)«تو فقط بیم دهندهای».
و فرمود به مردم اعلان کند که:
«قُلْ یاأَیُّها النّاسُ إِنَّما أَنا لَکُمْ نَذِیرٌ مُبِینٌ»؛(2)
«بگو: ای مردم! من برای شما بیمدهنده آشکاری هستم!».
و پیامبر نیز به همه ابلاغ فرمود:
«أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنَّنِی لَکُمْ مِنْهُ نَذِیرٌ وَبَشِیرٌ»؛(3)
«(دعوت من این است) که: جز «اللَّه» را نپرستید! من از سوی او برای شما بیم دهنده و بشارت دهندهام!».
لذا یکی از اسامی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نذیر میباشد، چنانکه شخصی یهودی از پیامبر پرسید: چرا شما را نذیر نامیدهاند؟ فرمود:
«... وَ اَمَّا النَّذِیرُ فَاِنِّی اُنْذِرُ بِالنّارِ مَنْ عَصانِی»؛(4)
«به این جهت نذیر نامیده شدم چون هرکه مرا نافرمانی کند را به آتش میترسانم».
و در عبارت دیگر آمده: «فَاُنْذِرُ مَنْ عَصَی اللَّهَ بِالنّارِ»؛(5)
«هر کسی که نافرمانی خدا کند او را به آتش جهنم میترسانم».
لذا در زیارت آن حضرت میگوییم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا نَذِیرُ».(1)
از اسامی قرآنی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نعمت است؛ چنانکه در آیه شریفه آمده است:
«یَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللَّهِ ثُمَّ یُنکِرُونَها وَأَکْثَرُهُمُ الْکافِرُونَ»؛(2)
«آنها نعمت خدا را میشناسند؛ سپس آن را انکار میکنند؛ و اکثرشان کافرند!».(3)
البته نعمت در این آیه از چندین روایت نقل شده که مقصود ائمهعلیهم السلام و روز غدیر است و نیز کلیه نعمتهای الهی که مردم کافر و مشرک این نعمتها را میبینند امّا منعم را انکار میکنند.(4)
پیامبر نور است، سراسر نور است و از نور الهی است، چنانکه خداوند نام او را در قرآنش نور گذاشته است، طبق آیه شریفه:
«قَدْ جَآءَکُم مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَکِتابٌ مُبِینٌ»؛(1)«از طرف خدا، نور و کتاب آشکاری به سوی شما آمد».
مقصود از کتاب که قرآن کریم است و مراد از نور، شخص پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است.
همچنین جابر بن عبد اللَّه از امام باقرعلیه السلام نقل کرده که مقصود از نور در «مَثَل نُورِه کَمِشکاة» که در آیه نور آمده منظور پیامبر اسلام است.(2)
و نیز طبق حدیثی خود آن حضرت فرمودند: «کُنْتُ نُوراً وَ آدَمُ بَیْنَ الْماءِ وَ الطِّینِ»؛ «من نور بودم آنگاه که آدم بین آب و گل بود».
لذا در زیارت آن حضرت عرض میکنیم:
«أَشْهَدُ یا رَسُولَ اللَّهِ أَنَّکَ کُنْتَ نُوراً فِی الْأَصْلابِ الشّامِخَةِ وَالْأَرْحامِ الْمُطَهَّرَةِ»؛(3)«گواهی میدهم ای رسول خدا که تو نور بودی از نسل بزرگان و رحم پاکان».
و از امیرالمؤمنینعلیه السلام نقل شده که فرمودند:
«اِنَّ اللَّهَ تَبارَکَ وَ تَعالی خَلَقَ نُورَ مُحَمَّدٍ قَبْلَ اَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الاَرْضَ وَ الْعَرْشَ وَ الْکُرْسِیَّ وَ اللَّوْحَ وَ الْقَلَمَ...»؛(4)
«خداوند متعال نور محمدصلی الله علیه وآله را قبل از خلقت آسمانها و زمین و عرش و کرسی و لوح و قلم خلق کرده است (و سپس ماسوی اللَّه را از نور محمّد آفرید)».
به معنای نور خداست، که از القاب و اوصاف پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله میباشد. و در زیارت آن حضرت عرض میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا نُورَ اللَّهِ الَّذِی یُسْتَضآءُ بِهِ»؛(1)
«سلام بر تو ای نور خدا که همه از نور آن روشنایی میگیرند».
فضیل بن یسار گوید: از امام صادقعلیه السلام درباره «اللَّه نور السموات والارض» پرسیدم، فرمود: چنین است خداوند عزّوجلّ، از «مثل نوره» پرسیدم، فرمود: محمّد. از «کمشکاة» پرسیدم، فرمود: سینه محمّد. از «فیها مصباح» پرسیدم، فرمود: نور علم یعنی نور نبوّت در آن است. از «المصباح فی زجاجة» پرسیدم، فرمود: علم پیامبر خدا از سینه مبارکش به قلب امیرالمؤمنینعلیه السلام صادر شد... .(2)
در کتاب شعیای نبی، اسم پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله به نام نور الامم آمده است؛ چنانکه صاحب مناقب و بحارالانوار نقل کردهاند.(3)
یعنی آن حضرت برای همه ملتها و همه امّتها تا پایان تاریخ، نور و هدایت و روشنی است.
به معنای نور همه نورهاست؛ یعنی هرچه نور است، روشنایی خودش را از نور وجود آن حضرت میگیرد، چون او نور اوّل است که خداوند آفرید.
صاحب مناقب نقل کرده که نام پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله بر روی خورشید، نور الانوار نوشته شده است.(1)مصباح کفعمی نیز در خطبه عیدین چنین نقل کرده است.(2)
نور روز قیامت پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است، همه از نور وجود او استفاده میکنند و همه جا به نور مبارک ایشان روشن میشود.
و صاحب مناقب نقل کرده که آن حضرت «زین القیامه و نورها»؛ یعنی زینت روز قیامت و نور روز قیامت اوست.(3)
نیّر از کلمه نور است و به معنای بسیار روشنی دهنده میباشد و از اوصاف پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله گفته شده است.
یعنی کسی که سنگینیها و غل و زنجیرها را از گردن افراد بر میدارد؛
زنجیرهایی که مردم به واسطه دوری از خدا و ارتکاب گناه و معصیت به دست و پای خود زدهاند. و این نیز از اسامی قرآنی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است که از آیه شریفه اقتباس شده است:
«الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ الَّذِی یَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِندَهُمْ فِی التَّوْرَیاةِ وَالإِْنجِیلِ یَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَیاهُمْ عَنِ الْمُنکَرِ وَیُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّباتِ وَیُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبَئِثَ وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَْغْلالَ الَّتِی کانَتْ عَلَیْهِمْ فالَّذِینَ آمَنُوابِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنزِلَ مَعَهُ أُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»؛(1)«همانها که از فرستاده (خدا)، پیامبر «امّی» پیروی میکنند؛ پیامبری که صفاتش را، در تورات و انجیلی که نزدشان است، مییابند؛ آنها را به معروف دستور میدهد، و از منکر باز میدارد؛ اشیاء پاکیزه را برای آنها حلال میشمرد، و ناپاکیها را تحریم میکند؛ و بارهای سنگین، و زنجیرهایی را که بر آنها بود، (از دوش و گردنشان) بر میدارد، پس کسانی که به او ایمان آوردند، و حمایت و یاریاش کردند، و از نوری که با او نازل شده پیروی نمودند، آنان رستگارانند».
و صاحب مناقب و بحارالانوار نیز ذکر نمودهاند.(2)
وجیه از کلمه وجه به معنای صورت و چهره است که زودتر از سایر
اعضا به چشم میآید و وجیه به معنای آبرومند و شخص متشخّص که بین دیگر افراد، برجسته و قابل توجّه است. و پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله از همه مخلوقات مقامش بالاتر و معروفتر است. چنانکه در دعای توسل به آن حضرت عرض میکنیم:
«یا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَّهِ»؛(1)
«ای آبرومند نزد خدا، ما را شفاعت کن در نزد خدا».
وفی که به معنای وافی است؛ یعنی کسی که به عهد خویش وفا میکند و آن را به طور کامل ادا مینماید، یکی دیگر از اسامی و القاب پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله میباشد.(2)
چنانکه یکی از اسمای حسنای الهی نیز هست و در دعاهای متعدّدی وارد شده است.(3)
یکی دیگر از اسامی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله که صاحب مناقب نقل نموده و آن را از قرآن اقتباس نموده، هادی است به معنای هدایت کننده چنانکه در آیه شریفه آمده است:
«وَإِنَّکَ لَتَهْدِی إِلَی صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ»؛(1)
«و تو مسلّماً به سوی راه راست هدایت میکنی».
چنانکه در بعضی از تفاسیر در مورد آیه «طه» نیز آمده؛ یعنی: ای طاهر و ای هادی!(2)
در شعری نیز آمده است:
اَبُوهُمْ اَمِیرُالْمُؤمِنِینَ وَ جَدُّهُمْ
اَبُوالْقاسِمِ الْهادِی النَّبِیّ الْمُکَرَّم؛(3)
پدر ایشان امیرالمؤمنینعلیه السلام است و جدشان نیز ابوالقاسم است، آن هدایت کننده که پیامبر گرامی است.
منسوب به طایفه بنی هاشم است؛ چرا که آن حضرت از این طایفه هستند.
از تفسیر امامعلیه السلام نقل شده که در مورد آیه شریفه «اوفوا بعهدی» فرمودند: منظور عهد خداوند است که از همه گرفته که:
«لَیُؤمِنُنَّ بِمُحَمَّدٍ الْعَرَبِیِّ الْقُرَشِیِّ الْهاشِمِیِّ...»؛(4)
«به محمّد عربی قرشی هاشمی ایمان بیاورند».
و در عبارات مختلفی در دعاها و زیارات آمده است:
«... النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ الْقُرَشِیَّ الْهاشِمِیَّ الْعَرَبِیَّ التِّهامِیَّ الْمَکِّیَّ الْمَدَنِیَّ».(5)
به معنای هدایت، راهنمایی که خلاف ضلالت است و پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله را خداوند در قرآن کریم «هدی» نامیده است؛ آنجا که میفرماید:
«وَما مَنَعَ النّاسَ أَن یُؤْمِنُوا إِذْ جَآءَهُمُ الْهُدَی وَیَسْتَغْفِرُوا رَبَّهُمْ إِلَّآ أَن تَأْتِیَهُمْ سُنَّةُ الْأَوَّلِینَ أَوْ یَأْتِیَهُمُ الْعَذَابُ قُبُلاً»؛(1)
«و چیزی مردم را بازنداشت از اینکه -وقتی هدایت به سراغشان آمد- ایمان بیاورند و از پروردگارشان طلب آمرزش کنند، جز اینکه (خیرهسری کردند؛ گویی میخواستند) سرنوشت پیشینیان برای آنان بیاید، یا عذاب (الهی) در برابرشان قرار گیرد!»
و در آیه دیگر فرموده است: «وَما مَنَعَ النّاسَ أَن یُؤْمِنُوا إِذْ جَآءَهُمُ الْهُدَی إِلآَّ أَن قالُوا أَبَعَثَ اللَّهُ بَشَراً رَسُولًا»؛(2)
«تنها چیزی که بعد از آمدن هدایت مانع شد مردم ایمان بیاورند، این بود (که از روی نادانی و بیخبری) گفتند: آیا خداوند بشری را به عنوان رسول فرستاده است؟!»
و صاحب مناقب نیز آن را از اسامی پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله بر شمرده است.(3)
«یس» که «یاسین» قرائت میشود، یکی دیگر از اسامی قرآنی پیامبر
خاتمصلی الله علیه وآله میباشد. در تعریف و تفسیر این کلمه مانند سایر حروف مقطعه قرآن کریم اقوال مختلفی است که باید به کتب تفسیر مراجعه شود.
امام صادقعلیه السلام فرمود:
«... وَ اَمّا «یس» فَاسْمٌ مِنْ اَسْماءِ النَّبِیّصلی الله علیه وآله مَعْناهُ یا اَیُّهَا السّامِعُ لِوَحْیِی...»؛(1)
«یاسین اسمی از اسامی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است و معنایش چنین است که ای کسی که وحی مرا میشنوی...».
و نیز امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمودهاند: «رَسُولُ اللَّهِصلی الله علیه وآله یس وَ نَحْنُ آلُهُ»؛(2)
«یاسین نام پیامبر خدا است و ما آل یاسین هستیم».
نکته جالبی دریکی از احادیث امام رضاعلیه السلام است که خلاصهاش چنین است:
ایشان سؤال کردند: «یس» کیست؟ علما گفتند: پیامبرصلی الله علیه وآله است و کسی شک ندارد.
امام فرمود: خداوند چنان فضیلت و برتری به محمّد و آل محمّد داده که به هیچ کس نداده. خدا در قرآن فرموده: سلام علی نوح... سلام علی ابراهیم... سلام علی موسی وهارون؛ امّا به پیامبر خاتم که رسیده فرموده: سلام علی آل یس؛ یعنی سلام بر آل محمّد و در هیچکدام از پیامبران به آل آنان سلام نکرده جز پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله.(3)
یتیم در لغت عرب به کسی گویند که تنها مانده باشد و برخی گویند آنکه برادر و خواهر ندارد؛ ولی بیشتر اصطلاح شده برای کسی که پدرش را از دست داده باشد.
و پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نیز پدر بزرگوارش حضرت عبد اللَّه را قبل از تولد از دست داده است، همچنین مادرش را در 6 سالگی.
خداوند نیز در یک مورد در قرآن کریم پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله را یتیم خوانده است:
«أَلَمْ یَجِدْکَ یَتِیماً فَاوَی ؛(1)«آیا او تو را یتیم نیافت و پناه داد؟!»
امّا اینکه وجه تسمیه پیامبرصلی الله علیه وآله به یتیم چیست؟ اقوال مختلفی است:
1 - یک نظر این است که آن حضرت در روی زمین نظیر ندارد؛ نه از اولین و نه از آخرین، لذا یتیم به معنای وحید است.(2)
2 - نظر دیگر این که یعنی تو یتیم بودی، پدر نداشتی و خدا تو را نزد عبد المطلب و ابوطالب مأوا داد.(3)
3 - از امام صادقعلیه السلام سؤال شد که چرا پیامبرصلی الله علیه وآله از پدر و مادر یتیم شد؟ فرمود: برای اینکه از جانب هیچ یک از مخلوقات بر او حقی نباشد.(4)
منسوب به شهر یثرب، نام قدیم مدینه است که با ورود و هجرت
پیامبر از مکه به یثرب، آن را «مدینة النبی» گفتند، مدینه یعنی شهر، و مدینة النبی یعنی شهر پیامبر، بعدها عبارت را مختصر کردند و به مدینه معروف شد.(1)
به معنای چشمه و جویبار حکمت و دانش است و پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله سرچشمه همه کمالات و فضایل و علوم و حکمتهاست؛ چنانکه صاحب بحارالانوار در مقدمه کتاب خود با این عنوان حضرت رسولصلی الله علیه وآله را توصیف نموده است.(2)
به معنای سرچشمه جوانمردی است که مرحوم علامه مجلسی در بحارالانوار با این عنوان پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله را توصیف و از ایشان تجلیل کرده است.(3)
شخصی خدمت امیرمؤمنانعلیه السلام آمده و عرض کرد: آقا! لطفاً اخلاق و رفتار پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله را برایم شرح و توصیف بفرما.
حضرت فرمود: آیا تو میتوانی تمام دنیا را برایم وصف و شرح نمایی؟
گفت: دنیای به این عظمت را چگونه توضیح بدهم؟
امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود: دنیا به این عظمت (به قول تو) را خداوند فرموده «متاع قلیل» است، امّا در مقابل اخلاق پیامبرصلی الله علیه وآله را فرموده «إنّک لعلی خلق عظیم»؛ یعنی اخلاق و رفتار پیامبر خیلی عظیم است و دنیا قلیل است چطور انتظار داری خلق عظیم را برایت توصیف کنم.
در جایی که امیرالمؤمنینعلیه السلام چنین بفرمایند، دیگران چه بگویند! با این حال خود معصومینعلیهم السلام آنچه که قابل گنجایش در قالب کلمات بوده را آوردهاند و ما هم قسمتی از آنها را با بضاعت اندک خود گردآوری نمودیم.