ghaemiyeh.com
عنوان و نام پدیدآور : اوصاف امیرالمومنین (علیهالسلام) : اسامی، القاب و فضایل امام علی (علیهالسلام) در بیش از دو هزار منقبت با تقریظ حضرت آیت الله خزعلی دامظله/ احمد سعیدی.
مشخصات نشر : قم: صبح امید یاران: بنیاد بینالمللی غدیر استان قم، ۱۳۹۰.
مشخصات ظاهری : ۴۰۸ص.
یادداشت : چاپ قبلی : مسجد مقدس جمکران ، ۱۳۸۸.
یادداشت : نمایه.
یادداشت : واژهنامه.
یادداشت : کتابنامه :ص. [ ۴۰۱ ] - ۴۰۸ ؛ همچنین به صورت زیرنویس.
موضوع : علیبن ابیطالب (ع)، امام اول، ۲۳ قبل از هجرت - ۴۰ق. -- فضایل
موضوع : علیبن ابیطالب (ع)، امام اول، ۲۳ قبل از هجرت - ۴۰ق. -- لقبها
موضوع : احادیث شیعه -- قرن ۱۴
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۹۵۱
رده بندی کنگره : BP۳۷/۴/س۷الف۸ ۱۳۹۰
سرشناسه : سعیدی، احمد، ۱۳۴۶ -
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
شابک : ۷۵۰۰۰ ریال: 978-600-6196-03-9
شماره کتابشناسی ملی : ۲۳۰۹۴۴۹
سال دهم هجرت، جریان حجّة الوداع، در سرزمین غدیر، به دستور پروردگار متعال و توسط رسول گرامی اسلامصلی الله علیه وآله، امامت و وصایت امیر المؤمنین علیعلیه السلام، به جهانیان اعلان گردید. از آن زمان، تاکنون، مظلومیت مردی که خود تاریخساز عصر رسول خداصلی الله علیه وآله و سپس نجاتدهنده اسلام و مسلمین از انحرافات و کجرویها بوده، هنوز ادامه دارد.
مظلومیت مردی که باتقواترین، عادلترین و مبارزترین فرد در طول تاریخ بشریت است، مظلومیتی که منافقان، حسودان، کینهورزان، مالاندوزان و فاسدان، همواره سعی در خاموش کردن و یا کمسو نمودن چراغ وجود پربرکت آن داشتند؛ ولیکن نه تنها در این فتنهجوییها توفیقی نیافتند؛ بلکه نور پرفروغ و تابان آن عصاره خلقت، دیگر فرقهها و ادیان را نیز در پرتو خود روشنی بخشید.
آنچه در پیش رو دارید، مجموعهای است در بیان اسامی و القاب و فضایل امام علیعلیه السلام که با عنوان «اوصاف امیرالمؤمنینعلیه السلام» آماده شده بود، که در مرحله نهایی خدمت حضرت آیت اللَّه خزعلی (دبیرکل بنیاد بین المللی غدیر) تقدیم و از محضر مبارک ایشان درخواست نمودیم که از راهنماییها و ارشادات خویش، ما را بهرهمند سازند. ایشان نیز ضمن تقریظ مبارک خود، تذکراتی مرقوم داشتند که در تکمیل این اثر مورد توجّه قرار گرفت؛ از جمله:
الف) تا حدّ امکان سعی گردید با مراجعه به منابع برادران اهل سنّت، و تحقیق بیشتر در کتب آنان، مصادر و مسانید آنها ذکر شود. هرچند برخی از جاهلان متعصّب، در بسیاری موارد، فضایل آن مظلوم تاریخ را از کتابها و منابع خود حذف نمودهاند.
ب) و نیز سعی گردید از اوصاف و عناوینی که غلو کنندگان درباره امیرالمؤمنینعلیه السلام ذکر میکنند، پرهیز شود و فقط از مطالبی استفاده شود که علمای معروف شیعه در کتب خود آنها را ذکر نمودهاند.
اینک جادارد از حضرت آیتاللَّه خزعلی «حفظه اللَّه» که باملاحظه متنکتاب و تقریظ مبارک خود، مارا مورد لطف قرار دادند و نیز از تولیت محترم مسجد مقدّس جمکران، حضرت آیتاللَّه وافی «حفظه اللَّه» که با الطاف خود، مجموعه انتشارات را حمایت و پشتیبانی میکنند، تشکر و قدردانی نمایم.
در پایان، از روحانی محقّق و پژوهشگر پرتلاش، برادر حاج احمد سعیدی که این مجموعه را گردآوری نمودهاند، و نیز از برادران همکار در واحد پژوهش انتشارات؛ حجج اسلام رضا دیلمی، سید حمیدرضا موسوی، احمدرضا فیضپور و برادر ارجمند جناب آقای امیرسعید سعیدی در به ثمر رسیدن این اثر، کمال تشکر و سپاس را دارم.
امید است مورد توجّه حضرت صاحب الزمان «عجّل اللَّه تعالی فرجه الشریف» قرار گرفته، خوانندگان و سروران گرامی ما را از راهنماییها، پیشنهادات و انتقادات خود محروم نفرمایند.
در ضمن، این اثر به مناسبت عید سعید غدیر از چاپ خارج و ان شاء اللَّه توسط بنیاد بین المللی غدیر استانها، به فرهیختگان و علاقهمندان امیرمؤمنان علی بن ابی طالبعلیهما السلام عرضه میگردد.
مدیر مسؤول انتشارات مسجد مقدّس جمکران حسین احمدی
الحمدللَّه ربّ العالمین و الصلوة والسلام علی سیدنا و نبینا محمّد و علی آله الطاهرین لا سیما بقیة اللَّه فی الأرضین و لعنة اللَّه علی أعدائهم أجمعین.
یا أباالحسن! یا أمیرالمؤمنین! روحی لتراب مقدمک الفداء!
کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست که تر کنی سر انگشت و صفحه بشماری.
مگر نه آنی که گفتی: «ینحدر عنی السیل ولا یرقی إلی الطیر» و فرمودی: «إنّ هیهنا لعلماً جمّاً لو أصبت له حملة» و بیان کردی: «لو کشف الغطاء ما ازددت یقیناً».
مگر ابن عباس دربارهات زبان نگشود و نگفت: «فضایل علی به سی هزار نزدیکتر است تا سه هزار».
مگر درباره سخنت نگفتند: «دون کلام الخالق و فوق کلام المخلوق».
هیچکس را یارای بیان فضایل تو نیست! بهتر خاموش شدن و پرچم عجز و ناتوانی را برافراشتن است؛ ولی چه کنیم با جوشش درونی نسبت به عظیم العظماء؛ و چه توان کرد با ذوق و شوق و سوز و شور نسبت به این خجسته خصال!
از این رو میبینیم طلبه فاضل جناب آقای احمد سعیدی، که سوز و شوقش، او را به لا به لای اوراق کتابهای بسیار میبرد و شب را تا سحر بیدار میدارد، مدت مدیدی دو ماه رمضان را با عشق و علاقه سر میکند؛ بلکه نمی از یمی به دست آورد.
و در نتیجه بیش از دوهزار منقبت را به رشته تحریر میآورد. جزاه اللَّه أفضل جزاء المحسنین وحشره مع علی وآله الأطیبین.
در ختام چند نکته را متذکّر میشوم:
خوشتر آن باشد که سرّ دلبران
گفته آید از زبان دیگران
1) 1. بعد از تقریظ معظم له مراجعه کاملتری شد و مآخذ اهل سنّت در پاورقی ذکر گردید .
بنگریم شافعی را که میگوید:
لو أنّ المرتضی أبدی محلّه
لخرّ الناس طرّاً سجّداً له
در کتب خودی گاه افراد کذاب و اشخاص غالی دیده میشوند که فضایلی را ذکر میکنند که مناسب شأن ائمهعلیهم السلام نیست و خود امامانعلیهم السلام ما را از اینها برحذر داشتهاند؛ پس در نقل فضایل دقّت بیشتری داشته باشیم.(1)
کتاب مفصلی چون این کتاب برای پژوهشگران مفید و سودمند است؛ ولی آنها معدودند و قلیل. عموم مردم به کتابهای جیبی و کوچک رو میآورند، خوب است آنها را از این خرمن پرفیض برخوردار کنیم.
در ختام توفیق وافر و حسن عاقبت جنابعالی را از خداوند سبحان مسألت دارم.
والسلام علیکم ابوالقاسم خزعلی
12/1/88
1) 2. با توجّه به راهنمایی معظم له، در مقدمه به این مطلب اشاره شده است .
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
الحمد للَّه ربّ العالمین و صلّی اللَّه علی سیدنا محمّد و آله الطیبین الطاهرین
ولعنة اللَّه علی أعدائهم أجمعین إلی یوم الدین.
در ابتدای مقدمه توجّه خوانندگان محترم را به چند نکته جلب مینمایم:
1 - امام رضاعلیه السلام در توصیف مقام و مرتبه امام معصوم میفرماید:
امام، یگانه روزگار است؛ نه کسی با او برابری میکند و نه دانشمندی همانند اوست؛ نه جایگزین دارد و نه مثل و مانندی؛ همه فضیلتها از آن اوست، بدون اینکه آن را کسب و تحصیل کرده باشد؛ بلکه از الطاف و تفضل خداوند متعال برای اوست. کیست که بتواند به شناخت حقیقی امام دست یابد یا او را انتخاب نماید؟ هیهات! هرگز! عقلها در او گمگشته، خاطرها سرگردان، خردها حیران، چشمها کور، بزرگان کوچک، حکیمان در حیرت، بردباران درمانده، خطیبان بیزبان، هوشمندان گیج و نادان، شاعران لال و گنگ، ادیبان و بلیغان ناتوان از توصیف یکی از شؤون و مقامات او و درک فضیلتی از فضایل اویند و همه به عجز و تقصیر اعتراف دارند. چگونه میتوان کنه او را وصف کرد یا اسرارش را فهمید؟! کیست که بتواند جانشین او شود و نیازها را برآورد؟! هرگز! چطور و چگونه؟! او مانند ستارهای است که از دسترس جویندگان و توصیف واصفان به دور است. اختیار بشر کجا و انتخاب امام کجا؟! عقل انسان کجا و مقام امام کجا؟! کجاست که همانند او یافت شود؟! آیا گمان میکنند چنین شخصیتی در غیر اهل بیتعلیهم السلام یافت میشود؟! ...(1)
1) 3. اصول کافی، ج 2، ص 124.
2 - چطور امیرمؤمنان علیعلیه السلام پس از پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله، برترین انسانها و اشرف مخلوقات است؟
از طرفی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله بارها فرمود: من برترین فرزند آدم و بهترین بشر هستم؛ همانطور که از جهت نبوّت هم اعظم و خاتم همه آنان است.
از طرفی دیگر، در آیه شریفه مباهله، علیعلیه السلام به منزله جان پیامبر معرفی شده: «أَنْفُسَنا وَأَنْفُسَکُمْ»؛ یعنی ابوالحسن نزد پروردگار یگانه در حدّ رسول خداصلی الله علیه وآله، یا در درجه بعد قرار دارد و چون برای برتری پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله بر همه انسانها دلیل قاطع داریم، پس خلیفة الرسول باید دومین شخصیت عالم باشد؛ یعنی امام علیعلیه السلام بر سایر پیامبران نیز فضیلت دارد.
در کنار آیه شریفه، روایات متعدّدی از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل شده که فرمود: «عَلِی مِنِّی وَأَنَا مِنْهُ» و «أَنْتَ أَخِی فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ».
3 - خاتمانبیا محمّد مصطفیصلی الله علیه وآله، بر اساس روایت ثقلین، که متواتر بین همه راویان و محدثان است، اهل بیت خود را همسنگ و عِدل قرآن قرار داده که هرگز از هم جدا نمیشوند.(1)از طرفی هم بر اساس آیه شریفه، قرآن کریم بر تمام کتب آسمانی گذشته برتری، تسلّط و هیمنه دارد.(2)
هر پیامبری نیز همسطح و برابر با کتاب خودش میباشد؛ یعنی پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله بر تمام پیامبران و قرآن کریم بر تمام کتب آسمانی برتری دارد.(3)پس علی بن ابی طالب که افضل اهل بیت پیامبرعلیهم السلام و به منزله نفس و جان رسول خاتم است، بر تمام انبیای الهیعلیهم السلام فضیلت و برتری دارد.
4 - روایات متعددی از امامان معصومعلیهم السلام رسیده که فرمودند: «ما مخلوق و بنده خدای متعال هستیم و بیشتر از بقیه مردم او را عبادت میکنیم؛ لکن خدا به ما مقامی داده که با اذن خودش، از علوم و اسرار عالم آگاهیم و میتوانیم کارهایی بکنیم که دیگران از انجام آن عاجز و ناتوانند». به همین جهت فرمودند: «ما را از خدایی و ربوبیت پایین بیاورید، آنگاه هرچه خواستید درباره ما بگویید».(4)
1) 4. انی تارک فیکم الثقلین کتاب اللَّه و عترتی، اهل بیتی.... که در کلیه کتب حدیثی آمده است.
2) 5. بر اساس آیه 48 سوره مائده: «وَأَنْزَلْنا إِلَیکَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِّما بَینَ یدَیهِ مِنَ الْکِتابِ وَمُهَیمِناً عَلَیهِ فَاحْکُمْ بَینَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ وَلا تَتَّبِعْ أَهْوآءَهُمْ عَمّا جآءَکَ مِنَ الْحَقِّ».
3) 6. چنان که امام علیعلیه السلام در وصف پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمود: «فإنّ اللَّه بعث محمّداًصلی الله علیه وآله نذیراً للعالمین و مهیمناً علی المرسلین»؛ نهج البلاغه، نامه 62.
4) 7. امامعلیعلیه السلامفرمود: ایاکم والغلوّ فینا، قولوا انّا عبید مربوبون وقولوا فی فضلنا ما شئتم؛ و نیز امام صادقعلیه السلام فرمود: اجعلونا مخلوقین، و قولوا فینا ما شئتم؛ و یا در حدیث دیگر گفته شده: نزّهونا عن الربوبیه قولوا فینا ما شئتم. بحارالانوار، ج 25، ص 270.
پس آنان را که، به این توصیه توجّه نکرده، درباره امام غلوّ نمودند، طرد و تکفیر کرده و حکم به قتل غلوّ کنندگان دادهاند.
5 - از چند مقدمه پیشین معلوم شد:
اوّلاً: مقام و مرتبه پیامبر و امام معصومعلیهم السلام بسیار بالا و برتر است.
ثانیاً: این مقام و مرتبه، نه تنها برای دیگران دستنیافتنی است؛ بلکه برای بسیاری حتی قابل فهم و درک هم نیست. لذا بسیاری از القاب و اوصاف دیگر در مورد سید الاوصیاء بود که حقیر به گوشهای از آنها دست پیدا کردم؛(1)و از آنجا که چون برخی از این القاب و اوصاف را خود نیز نفهمیده و قادر به درک آن نبودم و هم از برخی خوانندگان مثل خود واهمه غلوّ داشتم، به پیشنهاد اساتید و دوستان، از ذکر آن در این کتاب خودداری نمودم.
قابل ذکر است که نگارنده مجموعهای از اسامی، اوصاف و القاب پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله را در کتاب «اوصاف الرسول»، و نیز اسامی، اوصاف و القاب حضرت مهدی - عجّل اللَّه تعالی فرجه الشریف - را در کتاب «اوصاف المهدی»، که در هرکدام بیش از پانصد عنوان از اسامی، اوصاف، القاب و کنیههای آن بزرگواران، با بهرهگیری از آیات قرآن کریم، احادیث، ادعیه و زیارات و کتب گذشتگان گردآوری نموده که توسط انتشارات مسجد مقدّس جمکران به زیور طبع آراسته گردید.
با توجّه به نکات ذکر شده، پس از توفیقی که در تدوین این دو اثر نصیب شد، از سوی برخی اساتید عزیز و دوستان گرامی پیشنهاد گردید که این کار پیرامون امیر المؤمنین هم صورت گیرد؛ ولی بسیار روشن بود که اسامی، اوصاف و القاب امام المتقین بیش از آن است که بتوان در یک کتاب مختصر جمعآوری نمود! و نیز فضایل و مناقب افضل السابقین بسیار والاتر و بالاتر از آن است که حتی بتوان فقط شماره نمود! خدای متعال و رسول گرامی او و امامان معصوم و سایر مردم، از دوست و دشمن، آنقدر در مورد آن آیت الحق سخن گفتهاند که حدّ و حصری ندارد. تا آنجا که رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: «اگر همه درختان قلم شوند و دریاها مرکّب، و تمام جنّیان حسابگر شوند و آدمیان نویسنده، باز هم نمیتوانند فضایل اخو الرسول را برشمارند».(2)
به هر حال، علیرغم عجز و ناتوانی در بیان اسامی و توصیف القاب و حدّ و حصر اوصاف آن صاحب الفضایل عزم جزم و تصمیم راسخ گرفته شد و با عنایات ذات باری تعالی و استمداد از خود آن آیت اللَّه الکبری، اسامی، اوصاف و القاب آن سید الکونین جمعآوری و با جست و جوی عناوین و بهرهگیری از کتابهای مختلف شیعه و اهل سنّت، آغاز گردید و سپس برای استناد و استخراج مصادر آنها، به آیات قرآن کریم و احادیث پیامبرصلی الله علیه وآله و روایات معصومینعلیهم السلام مراجعه گردید.(1)
این کار، از ماه مبارک رمضان 1428 ه.ق شروع گردید و تا پایان یافتن آن، به دو ماه مبارک رمضان، که متعلق به آن شهید قدر و محراب است، برخورد نمود؛ لذا تمام شبهای ماه مبارک تا هنگام سحر، به این مهم اختصاص یافت، که خود همین احیای دو ماهه نیز توفیق بزرگی برای حقیر بود که شکری مضاعف را میطلبد.
امّا القاب و فضایل آن أمیر لو کشف بیش از آن بود که به پایانی برسیم. مولایی که دوست و دشمن از او میگویند؛ آقایی که مسلمان و مسیحی، دیندار و بیدین به وی افتخار میکنند؛ امامی که میگویند دوستان از ترس، فضایلش را بازگو نکردند و دشمنان نیز به جهت بغض و کینهای که نسبت به وصی مصطفی داشتند، مناقبش را مخفی کردند. با این حال، فضایل و مناقبش جهان را پر نموده است.(2)
از جمله میتوان به نامه(3)امام علیعلیه السلام به مالک اشتر اشاره کرد، که توسط سازمان ملل متّحد، بهعنوان منشور ملل انتشار پیدا میکند.
اینک ما نیز، فقط کمی بیش از دوهزار از این هزاران مناقب را، آن هم در حدّ شماره، بیان کردیم. گرچه مطلب بیش از این حرفها است؛ همانطور که وقتی به ابن عباس گفتند: فضایل علیعلیه السلام چقدر زیاد است؟! فکر کنم به سه هزار برسد. ابن عباس گفت: چرا نمیگویی سی هزار؟!
لذا نگارنده خود را بسیار کوچکتر از آن میداند که، در این مقدمه، بخواهد به بیان خوبیهای آن صفوة اللَّه بپردازد؛ بلکه غرض، فقط گزارش قطرهای از آن دریای بیکران بود.
1) 10. که این جست و جو بیش از پنج هزار پاورقی و پینوشت برای کتاب ترتیب داده است.
2) 11. به نقل از محمّد بن ادریس شافعی و نیز الخلیل بن احمد. چنانکه احمد بن حنبل میگوید: برای هیچ یک از اصحاب پیامبرصلی الله علیه وآله، فضایلی مانند فضایل علی بن ابی طالب نرسیده. ر.ک: المستدرک علی الصحیحین 3/116؛الکشف و البیان 4/81؛ تفسیر ثعلبی 1/760؛ مناقب الاسد الغالب 1/2؛ الکامل فی التاریخ 2/105.
3) 12. نهج البلاغه، نامه 31.
نگارنده بر این باور است که خواننده محترم با مطالعه دقیق این کتاب، به یقین در بسیاری از موارد، اشک از دیدگانش جاری میگردد؛ آنگاه که مقام والای خلیفة اللَّه را نزد پروردگار ذو الجلال ببیند؛ آنگاه که توصیفات جبرئیل امین از مقام البدر المنیر را بخواند، و آنگاه که تعریفات پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله را از أنیس الرسول مشاهده کند؛ آنگاه که شجاعتها و جانبازیهای أسد اللَّه و أسد رسوله را میخواند، اشک بهجت و عشق سر میدهد؛ امّا آنگاه که همین فاتح خیبر، قهرمان قهرمانان را در کوچههای بنی هاشم، غریب و تنها، با دستانی بسته و ریسمانی به گردن میبیند... بغض گلویش میترکد و اشک حسرت میریزد!... .
و اینک این زحمت ناچیز و البته مجموعه نورانی را به خاک پاک قدم فرزند برومندش، وارث پیامبران، یادگار امامان، پیشوای مسلمانان و شیعیان، امید و سرور آزادگان و مستضعفان، آنکه امروز وارث و صاحب اصلی غدیر است؛ یعنی مهدی موعود موجود، امام زمان «عجّل اللَّه تعالی فرجه الشریف»، نثار و پیشکش میکنم.
جا دارد یاد حضرت امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامیقدس سره و شهدای گرانقدر انقلاب اسلامی و دفاع مقدّس و همرزمان شهیدم(1): علی اسکندری، علی بختیاری، علیرضا چوپان، شیخ علی فردوسی، علی فردوسیان، علی متحدّی (اسماعیل)، علی متحدّی (حسینعلی)، علی میقانی، علی نگهبان را گرامی داشته، برای سرافرازی نظام جمهوری اسلامی ایران و سلامتی مقام معظّم رهبری حضرت آیت اللَّه العظمی خامنهای «حفظه اللَّه» دعا کنیم.
در پایان از بذل توجّه حضرت آیت اللَّه خزعلی - دامت برکاته - به جهت راهنماییها و تقریظی که بر این کتاب نگاشتند، و توجّه ویژه مدیریت محترم انتشارات مسجد مقدّس جمکران، حجّة الاسلام والمسلمین احمدی قمی در چاپ و نشر این اثر، و نیز همکاری خالصانه طلبه محقّق و پژوهشگر مدقّق، جناب آقای احمدرضا فیضپور در به ثمر رسیدن این اثر تشکر مینمایم.
شهر مقدّس قم - احمد سعیدی
لیالی قدر رمضان المبارک 1430 ه.ق
شهریور 1388 ه.ش
1) 13. تعدادی از دوستان شهیدم از شهر «بسطام» که مزّین به نام مبارک «علی» بودند.
«وَلَایَةُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی»
خداوند متعال فرموده است:
ولایت علی بن ابی طالب دژ محکم من است
هرکه ولایت او را بپذیرد از عذاب آتش در امان خواهد بود.
امالی شیخ صدوق: 306؛ شواهد التنزیل: 1 / 170؛ بحارالانوار: 39 / 246
تصویر
«امیر المؤمنین» به معنای امیر، فرمانروا، آقا و سالار همه ایمان آورندگان به خدا و رسول است که از زیباترین، مشهورترین، مهمترین و اختصاصیترین لقب امام علیعلیه السلام میباشد.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: این لقب به علی اختصاص دارد که خداوند متعال برای او برگزیده، نه قبل از ایشان و نه بعد از ایشان برای کسی نامیده نشده است.(1)
هرچند برخی از غاصبان، هم خلافت و مقام امیر المؤمنین را غصب کردند و هم نام و لقب مبارک حضرت را، در صورتی که نقل شده: حتی برای سایر امامان نیز، از این عنوان استفاده نشود.(2)
از امام صادقعلیه السلام سؤال شد: آیا با عنوان «امیر المؤمنین» به امام زمانعلیه السلام سلام کنیم؟
فرمود: هرگز؛ چون این اسمی است که خداوند فقط برای امام علیعلیه السلام برگزیده است و هیچ کس، نه قبل از وی و نه بعد از وی، به آن نامیده نشده؛ مگر کافر باشد.(3)
خداوند به جبرئیل امر کرد که با این عنوان به علیعلیه السلام سلام کند.
امیر المؤمنین گفت: ای رسول خدا! صدایی را میشنوم؛ ولی چیزی را نمیبینم. حضرت فرمود: این جبرئیل است که اینگونه سلام میکند و میگوید که مردم نیز چنین کنند.
در اخبار و روایات متعددی وارد شده که رسول خداصلی الله علیه وآله به مردم امر فرمود:
«سَلِّمُوا عَلی عَلِیّ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِینَ».(4)
«علیعلیه السلام را با عنوان امیرالمؤمنین سلام کنید».
شخص پیامبرصلی الله علیه وآله نیز، بسیاری از اوقات، آن حضرت را با این عنوان خطاب میکرد.
برخی از منابع و کتابهایی که به این مطلب اشاره دارد، از این قرار است:
الارشاد مفید 1/48؛ الاصول الکافی 1/392؛ الخرائج والجرائح 2/805؛ الخصال صدوق 2/464؛ خصائص الأئمّة ص 67؛ رجال برقی ص 64؛ رجال کشّی ص 94؛ رسالة فی معنی المولی ص 39؛ روضة الواعظین 1/99؛ سعد السعود ص 115؛ شرح نهج البلاغة 12/26؛ الصراط المستقیم 2/54؛ الصوارم المهرقة ص 110؛ العدد القویة ص 182؛ عیون أخبار الرضا 2/68؛ الفصول المختارة ص 23؛ الفضائل ص 133؛ قصص الانبیاء راوندی ص 355؛ کتاب سلیم بن قیس ص 729؛ کشف الغمّة 1/340؛ کشف الیقین ص 112؛ مسار الشیعة ص 39؛ مناقب آل ابی طالب 3/53.
در قرآن کریم آیات فراوانی آمده است که به تصریح و کنایه، فضایلو مناقب امیرمؤمنانعلیه السلام اشاره نموده؛ هرچند به جهت صیانت قرآن از دستبرد تحریفگران، به نام ایشان تصریح نشده است.
در روایتی نقل شده: در قرآن کریم، هرجا «یا أیها الذین آمنوا» آمده است، خطاب به علیعلیه السلام است(1)و یا هرجا صفات مؤمنانرا برمیشمرد، آن حضرت، فرد اعلای ایشان میباشد.
با این حال، ذکر تمام آن آیات و توضیح آنها در این مختصر نمیگنجد؛ پس فقط به برخی از القاب و فضایل ایشان در قرآن، که از وضوح بیشتری برخوردار است، اشاره میکنیم:
کسی که به عدل و عدالت، فرمان میدهد و خود نیز طبق آن عمل میکند. این عنوان از القابی است که در قرآن کریم به آن حضرت اشاره شده، و در آیه شریفه میفرماید:
«هَلْ یسْتَوِی هُوَ وَمَنْ یأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ»؛(2)
«آیا چنین انسانی، با کسی که امر به عدل و داد میکند و بر راهی راست قرار دارد، برابر است؟».
از امام باقرعلیه السلام نقل شده: مراد از کسی که به عدل امر میکند، علی بن ابیطالبعلیه السلام است.(3)
ایمان آورنده به خدا. عباس بن عبدالمطلب و ابن ابی طلحه با یکدیگر مفاخره میکردند که من ساقی حاجیان هستم، آن دیگری هم میگفت: من مسجد الحرام را تعمیر کردم. امیرمؤمنانعلیه السلام که از آنجا میگذشت، فرمود: من هم به خدا و روز قیامت ایمان آوردم.
ابن عباس میگوید: آیه شریفه نازل شد و کار علی را برتر دانست:
«أَجَعَلْتُمْ سِقایةَ الْحآجِّ وَعِمارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ کَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیوْمِ الْآخِرِ وَجاهَدَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ لایسْتَوُونَ عِنْدَاللَّهِ وَاللَّهُلایهْدِی الْقَوْمَالظّالِمِینَ»؛(4)
«آیا سیراب کردن حُجّاج، و آباد ساختن مسجد الحرام را، همانند (عمل) کسی قرار دادید که به خدا و روز قیامت ایمان آورده و در راه او جهاد کرده است؟! (این دو) نزد خدا مساوی نیستند و خداوند گروه ظالمان را هدایت نمیکند».(5)
جابر انصاری گوید: گروهی از اهل یمن به محضر رسول خداصلی الله علیه وآله شرفیاب شده و عرض کردند: وصی شما کیست؟
1) 18. تاریخ الخلفاء، ج 1، ص 150.
2) 19. سوره نحل، آیه 76.
3) 20. بحارالانوار، ج 41، ص 111؛ تأویل الآیات، ص 262.
4) 21. سوره توبه، آیه 19.
5) 22. بحارالانوار، ج 36، ص 138. تفسیر الطبری، ج 14، ص 171؛ تفسیر الصنعانی، ج2، ص 269؛ تاریخ دمشق، ج 42، ص 358؛ الدرّ المنثور، ج 5، ص 29؛ المناقب ابن مغازلی، ص 321.
حضرت فرمود: همان کسی که خدای تعالی شما را بر اعتصام به او فرمان داده است:
«وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَلَا تَفَرَّقُوا»؛(1)
«و همگی به ریسمان الهی [قرآن و اسلام، و هر وسیله وحدت چنگ زنید و پراکنده نشوید».
گفتند: این حبل چیست و چگونه است؟
فرمود: همان فرمایش خداوند؛
«إِلّا بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَحَبْلٍ مِنَ النّاسِ»(2)
«مگر با ارتباط به خدا، و ارتباط به مردم».
پس حبل (ریسمان) از جانب خدا، کتاب اوست و حبل از جانب مردم، وصی من است.
گفتند: وصی شما کیست؟ فرمود: همان که خدای تعالی دربارهاش فرمود:
«أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطتُ فِی جَنْبِ اللَّهِ»؛(3)
«(این دستورها برای آن است که) مبادا کسی در روز قیامت بگوید: افسوس بر من، به خاطر کوتاهیهایی که در اطاعت فرمان از خدا کردم».
گفتند: جنب اللَّه چیست؟ فرمود: همان که در موردش آمده:
«یا لَیتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلاً»؛(4)
«(از شدّت حسرت، دست خود را به دندان میگزد و میگوید:) ای کاش با رسول (خدا) راهی برگزیده بودم!»
وصی من، همان سبیل به سوی من است.
گفتند: او را به ما نشان ده که خیلی مشتاق او هستیم. فرمود:
«هُوَ الَّذِی جَعَلَهُ اللَّهُ «آیةً لِلْمُتَوَسِّمِینَ»(5)فَإِنْ نَظَرْتُمْ إِلَیهِ نَظَرَ «لِمَنْ کانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَی السَّمْعَ وَهُوَ شَهِیدٌ»(6)عَرَفْتُمْ أَنَّهُ وَصِیی کَما عَرَفْتُمْ أَنِّی نَبِیکُمْ»؛(7)
«او کسی است که خدای تعالی وی را «نشانه حقّجویان» قرار داده، پس اگر به خوبی به او نظر کنید مانند «کسی که عقل و گوش سالم دارد»، حتماً خواهید یافت که او وصی من است، همان طور که مرا به عنوان پیامبر شناختید...».
«إِنَّ اللَّهَ یأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسانِ»؛(8)
«خدای تعالی به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان فرمان میدهد».
در مورد این آیه، روایات متعددی نقل شده که: مراد از عدل در این آیه، رسول خداصلی الله علیه وآله، و مراد از احسان، علی بن ابیطالبعلیه السلام است.(9)
اعلان و آگاهی دادن. آیه شریفه «وَأَذانٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ»(10)اعلان و اطلاعیهای از جانب خدا و رسولش است.
1) 23. سوره آل عمران، آیه 103.
2) 24. سوره آل عمران، آیه 112.
3) 25. سوره زمر، آیه 56.
4) 26. سوره فرقان، آیه 27.
5) 27. اشاره دارد به: سوره حجر، آیه 75.
6) 28. اشاره دارد به: سوره ق، آیه 37.
7) 29. بحارالانوار، ج 36، ص 17.
8) 30. سوره نحل، آیه 90.
9) 31. تفسیر قمی، ج 1، ص 388؛ تفسیر فرات، ص 236؛ تفسیر عیاشی، ج 2، ص 267؛ تأویل الآیات، ص 263.
10) 32. سوره توبه، آیه 3.
امیرالمؤمنینعلیه السلام نیز فرموده است:
«قالَ اللَّهُ تَعالی «وَأَذانٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ» فَأَنَا ذلِکَ الْأَذانُ»؛(1)
«اینکه خداوند میفرماید: «و این اعلامی است از ناحیه خدا و پیامبرش» من آن اذان هستم».
جریان نزول سوره برائت (توبه) و مأمور شدن ابوبکر برای اعلان آن در مکّه و سپس فرستادن علیعلیه السلام به این مأموریت و برگرداندن ابوبکر، در تاریخ معروف و ثبت شده است.(2)
به معنای گوش شنوا و فراگیرنده میباشد، پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله به امام علیعلیه السلام فرمود:
«یا عَلِی! إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ أَمَرَنِی أَنْ أُدْنِیکَ وَأُعَلِّمُکَ لِتَعِی، وَأُنْزِلَتْ هذِهِ الْآیةُ: «وَ تَعِیها أُذُنٌ واعِیةٌ»(3)فَأَنْتَ الْأُذُنُ الْواعِیةُ»؛(4)
«ای علی! خدا به من فرمان داده که تو را نزدیک گردانم و تو را چنان بیاموزم تا همه را فرا بگیری و این آیه نازل شد... تو همان اذن واعیه هستی».
و امیرمؤمنانعلیه السلام فرمود:
«أَنَا الْأُذُنُ الْواعِیةُ یقُولُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: «وَتَعِیها أُذُنٌ واعِیةٌ»»؛(5)
«من همان (اذن واعیه) گوش شنوا هستم که خدای تعالی فرموده: «و گوشهای شنوا آن را دریابد و بفهمد»».
امام باقرعلیه السلام نیز فرمود:
«اَلْأُذُنُ الْواعِیةُ أُذُنُ عَلِیّ»؛(6)
«گوش شنوا، همان گوش علیعلیه السلام است».
لذا در زیارت آن حضرت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا عَینَ اللَّهِ النّاظِرَةَ وَیدَهُ الْباسِطَةَ وَأُذُنَهُ الْواعِیةَ»؛(7)
«سلام بر تو ای چشم بینای خدا و دست گشاده خدا و گوش شنوای او».
اسلام با تمام احکام و اصول و فروع خود، در پیامبرصلی الله علیه وآله و امام معصوم تجسم یافته است؛ یعنی امام همان اسلام مجسّم است.
امام صادقعلیه السلام میفرماید: امیرمؤمنانعلیه السلام بر منبر کوفه چنین خطبه خواند:
«وَاللَّهِ! إِنِّی لَدَیانُ النّاسِ یوْمَ الدِّینِ وَقَسِیمُ اللَّهِ بَینَ الْجَنَّةِ وَالنّارِ... أَنَا الْإِسْلامُ الَّذِی ارْتَضاهُ لِنَفْسِهِ، کُلُّ ذلِکَ مَنّاً مِنَ اللَّهِ»؛(8)
«به خدا قسم که من حاکم مردم در روز قیامت هستم، منم که مردم را برای بهشت و جهنم تقسیم
1) 33. بحارالانوار، ج 35، ص 46.
2) 34. بحارالانوار، ج 35، ص 288؛ تأویل الآیات، ص 203؛ المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 51؛ تفسیر المنار، ج 10، ص 157.
3) 35. سوره حاقه، آیه 12.
4) 36. بحارالانوار، ج 35، ص 329. الکشاف، ج 7، ص 133؛ تفسیر الرازی، ج 15، ص 485؛ تفسیر الکشف والبیان، ج 10، ص 28.
5) 37. بحارالانوار، ج 35، ص 46.
6) 38. بحارالانوار، ج 35، ص 329.
7) 39. بحارالانوار، ج 97، ص 305؛ جمال الاسبوع، ص 37؛ اقبال الاعمال، ص 608؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنینعلیه السلام.
8) 40. بحارالانوار، ج 26، ص 318.
میکنم... من همان اسلامی هستم که خداوند آن را پسندیده است. تمام اینها منت و افتخاری است از جانب خداوند متعال».
حضرت در این خطبه به این آیه شریفه اشاره فرموده: «اَلْیوْمَ أَکْمَلْتُلَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً»؛(1)
«امروز، دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم».
پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله امام علیعلیه السلام را مصداق امام مبین بیان کرده و در خطبه غدیر فرمود:
«مَعاشِرَ النّاسِ! ما مِنْ عِلْمٍ إِلّا وَقَدْ عَلَّمْتُهُ عَلِیاً، وَهُوَ الْإِمامُ الْمُبِینُ»؛(2)
«ای مردم هیچ علمی نبود جز اینکه آن را به علی آموختم و او امام مبین است».
امام باقرعلیه السلام میفرماید: هنگامی که آیه شریفه «وَکُلَّ شَیءٍ أَحْصَیناهُ فِی إِمامٍ مُبِینٍ» نازل شد، مردم از پیامبر سؤال کردند: آیا این امام مبین، تورات و انجیل و قرآن است؟
فرمود: خیر، آن علی بن ابیطالبعلیه السلام است.(3)
ابن عباس به نقل از امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود:
«أَنَا وَاللَّهِ الْإِمامُ الْمُبِینُ أُبِینُ الْحَقَّ مِنَ الْباطِلِ وَرَثْتُهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِصلی الله علیه وآله»؛(4)
«به خدا قسم! من امام مبین هستم که حقّ را از باطل جدا و مشخص میکنم و این را از رسول خداصلی الله علیه وآله به ارث بردهام».
در مورد آیه «وَقالَ الْإِنْسانُ ما لَها»(5)نقل شده فرمود: مراد از آن، امیر المؤمنینعلیه السلام است.(6)چنانکه روزی این آیه را نزد ایشان قرائت کردند، فرمود:
«فَأَنَا الْإِنْسانُ الَّذِی یقُولُ ما لَکَ»؛(7)
«من آن انسانم که به زمین گوید تو را چه شده؟».
همچنین است «الانسان» در آیه شریفه «خَلَقَ الْإِنْسانَ * عَلَّمَهُ الْبَیانَ»(8)
«انسان را آفرید. و به او، بیان را آموخت».
امام رضاعلیه السلام فرمود: مراد از این انسان، امیرمؤمنانعلیه السلام است که هرچه را مردم به آن نیاز دارند، خداوند به علیعلیه السلام آموخت.(9)
«... أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ»؛(10)
«... اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر (اوصیای پیامبر) را».
1) 41. سوره مائده، آیه 3.
2) 42. بحارالانوار، ج 35، ص 427؛ الیقین، ص 349.
3) 43. الصراط المستقیم، ج 1، ص 271.
4) 44. بحارالانوار، ج35، ص427؛ تفسیرقمی، ج2،ص212.
5) 45. سوره زلزله، آیه 3.
6) 46. بحارالانوار، ج 24، ص 96؛ تفسیر قمی، ج2، ص433.
7) 47. بحارالانوار، ج 57، ص 129؛ و ج 41، ص 256؛ دلائل الامامة، ص 1؛ تأویل الآیات، ص 806.
8) 48. سوره الرحمن، آیه 3 و 4.
9) 49. بحارالانوار، ج 36، ص 165.
10) 50. سوره نساء، آیه 59.
جابر انصاری میگوید: به رسول خداصلی الله علیه وآله در مورد این آیه عرض کردم: ما خدا و رسول او را شناختیم، پس اولی الامر کیانند؟ فرمود:
«هُمْ خُلَفآئِی یا جابِرُ! وَأَئِمَّةُ الْمُسْلِمِینَ بَعْدِی، أَوَّلُهُمْ عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ»؛(1)
«آنان جانشینان من هستند ای جابر، آنان امام مسلمانان بعد از من هستند که اول ایشان علی بن ابی طالبعلیه السلام است».
سلمان فارسی از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل کرده: مراد از اولی الامر علی بن ابیطالبعلیه السلام است.(2)
کسی از جانب خدای تعالی مقامی دارد که نسبت به مردم و مؤمنان از خودشان هم به خودشان سزاوارتر و اولاتر باشد. این مقام طبق آیه شریفه «النَّبِی أَوْلی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ»(3)مخصوص پیامبرصلی الله علیه وآله است؛ لکن هر آنچه پیامبر دارد، امام معصوم نیز دارا میباشد، که از این جمله است امام علیعلیه السلام.(4)
امام هادیعلیه السلام در زیارت امام علیعلیه السلام در روز غدیر میفرماید:
«وَأَشْهَدُ أَنَّهُ... أَوْلی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ، کَما جَعَلَهُ اللَّهُ کَذلِکَ»؛(5)
«گواهی میدهم که خداوند تو را بر مؤمنان سزاوارتر از خودشان قرار داد، چنانکه خداوند نیز رسول خدا را چنین مقامی عنایت فرمود».
یکی از نامهای امام علیعلیه السلام در قرآن، ایمان است که به کنایه از آن حضرت تعبیر شده؛ چنانکه امام باقرعلیه السلام در مورد آیه شریفه «وَمَنْ یکْفُرْ بِالْإِیمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِینَ» فرمود:
«اَلْإِیمانُ فِی بَطْنِ الْقُرْآنِ عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ، فَمَنْ کَفَرَ بِوِلایتِهِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ»؛(6)
«مراد از ایمان در قرآن کریم، علی بن ابیطالب است، هرکس به ولایت او کافر شود تمام اعمالش نابود میشود».
در حدیث بعدی از ابن عباس نقل شده که گفته: برای علی بن ابیطالبعلیه السلام نامهای زیادی است که مردم خبر ندارند. گفتیم: کدام نام است؟ گفت: از جمله اینکه خدای تعالی در قرآن کریم او را «الایمان» نامیده و فرموده:
«وَمَن یکْفُرْ بِالْإِیمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِینَ»؛(7)
«و هرکس انکار کند آنچه را باید به آن ایمان بیاورد، اعمال او تباه میگردد، و در سرای دیگر، از زیانکاران خواهد بود».
«وَبِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَقَصْرٍ مَشِیدٍ»؛(3)
«و چه بسیار چاه پرآب بیصاحب ماند، و چه بسیار قصرهای محکم و مرتفع».
امیر المؤمنینعلیه السلام در مورد این آیه فرمود:
«فَالْقَصْرُ مُحَمَّدٌ وَالْبِئْرُ الْمُعَطَّلَةُ وِلایتِی، عَطَّلُوها وَجَحَدُوها وَمَنْ لم یقِرَّ بِوِلایتِی لَمْ ینْفَعْهُ الْإِقْرارُ بِنُبُوَّةِ مُحَمَّدٍصلی الله علیه وآله»؛(4)
«همانا مراد از قصر، محمّد است و چاه معطل مانده، ولایت من است که آن را معطل گذاشته و انکار کردند، هر که به ولایت من اقرار نکند اقرار به نبوّت برای او نفعی ندارد».
بأس به معنای سخت و شجاع و مراد کسی است که با شجاعت و دلاوری خود موجب عذاب دشمنان است.
از امام باقر و امام رضاعلیهما السلام روایت شده که فرمودند: مراد از «لِینْذِرَ بَأْساً شَدِیداً مِنْ لَدُنْهُ»(5)علیعلیه السلام است.(6)
«وَهُوَ لَدُنْ رَسُولِ اللَّهِصلی الله علیه وآله قاتَلَ مَعَهُ عَدُوَّهُ»؛(7)
«او نزد رسول خداصلی الله علیه وآله با دشمنان آن حضرت جنگ میکند».
آنگاه که بنی اسرائیل مرتکب گناه شدند، به ایشان امر شد که بگویید: «حِطَّة» و داخل باب شوید تا خدا شما را بیامرزد.(8)
این جریان به بابالحطّة معروف شد؛ اگرچه بسیاری نپذیرفتند، به همین مناسبت رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«مَثَلُ أَهْلِ بَیتِی مَثَلُ بابِ حِطَّةٍ فِی بَنِی إِسْرائِیلَ»؛(9)
«اهل بیت من همانند باب الحطه در بنی اسرائیل هستند، که تمسّک به ایشان موجت مغفرت است».
از امیر مؤمنانعلیه السلام هم نقل شده که فرمود:
«أَنَا بابُ حِطَّةٍ»؛(10)
«من باب حطه و مغفرت الهی هستم».
امام صادقعلیه السلام در آداب زیارت امام علیعلیه السلام فرمود: خود را به قبر حضرت بچسبان و بگو:
«یا وَلِی اللَّهِ! یا حُجَّةَ اللَّهِ! یا بابَ حِطَّةِ اللَّهِ...»؛(11)
«ای ولی خدا، ای حجت خدا و ای باب حطه و مغفرت الهی! ...».
1) 58. سوره حجرات، آیه 7.
2) 59. اصول کافی، ج 1، ص 426.
3) 60. سوره حجّ، آیه 45.
4) 61. بحارالانوار، ج 26، ص 3.
5) 62. سوره کهف، آیه 2؛ «... تا (بدکاران را) از عذاب شدید او بترساند».
6) 63. تأویل الآیات، ص 285.
7) 64. بحارالانوار، ج 41، ص 64 و ج 36، ص 21؛ مناقب آل ابی طالب، ج 2، ص 81.
8) 65. سوره بقره، آیه 58؛ سوره اعراف، آیه 161.
9) 66. بحارالانوار، ج 24، ص 198؛ امالی طوسی، ص 633؛ امالی صدوق، ص 74. جمع الجوامع، ج 1، ص 9279. جامع الاحادیث، ج 10، ص 8.
10) 67. بحارالانوار، ج39، ص 339؛ توحید صدوق، ص164؛ معانی الاخبار، ص 17.
11) 68. بحارالانوار، ج 97، ص 375؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
«ائْتِ بِقُرْآنٍ غَیرِ هذَا أَوْ بَدِّلْهُ»؛(1)
«قرآنی غیر از این بیاور، یا آن را تبدیل کن».
مفضل بن عمر میگوید: از امام صادقعلیه السلام در مورد این آیه شریفه پرسیدم، فرمود: دشمنان گفتند: به جای علیعلیه السلام، فرد دیگری را جانشین خود قرار بده.(2)آیه شریفه در پاسخ فرمود:
«قُلْ ما یکُونُ لِی أَنْ أُبَدِّلَهُ مِن تِلْقآئِ نَفْسِی إِنْ أَتَّبِعُ إِلّا ما یوحی إِلَی»؛(3)
«بگو: من حق ندارم که از پیش خود آن را تغییر دهم، و فقط از چیزی که بر من وحی میشود، پیروی میکنم».
برج السماء؛ کاخ و قصر باعظمت آسمانی است. پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله بعد از تلاوت آیه شریفه «وَالسَّمآءِ ذاتِ الْبُرُوجِ» به ابن عباس فرمود:
«یابْنَ عَبّاسِ! إِنَّ اللَّهَ یقْسِمُ بِالسَّمآءِ ذاتِ الْبُرُوجِ وَیعْنی بِهِ السَّمآءُ وَبُرُوجُها؟ قُلْتُ: یا رسولَ اللَّهِ! فَما ذاکَ؟ قالَ: أمَّا السَّمآءُ فَأَنَا وَأَمَّا الْبُرُوجُ فَالْأَئِمَّةُ بَعْدِی أَوَّلُهُمْ عَلِی وَآخِرُهُمْ الْمْهَدِی»؛(4)
«ای فرزند عباس! خداوند متعال به آسمان که دارای برجهاست قسم میخورد، و مرادش آسمان و بروج آن است. گفتم: ای رسول خدا منظور از آن چیست؟
فرمود: مراد از آسمان من هستم و امّا بروج، امامان بعد از من هستند که اوّل ایشان علی و آخر آنان مهدی است».
«وَما یسْتَوِی الْأَعْمی وَالْبَصِیرُ * وَلَا الظُّلُماتُ وَلَا النُّورُ * وَلَا الظِّلُّ وَلَا الْحَرُورُ»؛(5)
«و نابینا (کور) و بینا. و نه تاریکیها و نه روشنایی. و نه سایه (آرامبخش) و نه باد داغ و سوزان هرگز برابر نیستند».
از ابن عباس نقل شده:
«مراد از اعمی، ابوجهل است و مراد از بصیر، امیرالمؤمنین علیعلیه السلام. مقصود از ظلمات، ابوجهل است و مقصود از نور، علیعلیه السلام. و منظور از حرور (آتش جهنّم)، ابوجهل است و منظور از ظلّ (بهشت)، علیعلیه السلام».(6)
«فَلَعَلَّکَ تارِکٌ بَعْضَ ما یوحَی إِلَیکَ وَضَآئِقٌ بِهِ صَدْرُکَ»؛(7)
«شاید (ابلاغ) بعض آیاتی را که به تو وحی میشود، (به خاطر عدم پذیرش آنها) ترک کنی (و به تأخیر اندازی)، و سینهات از این جهت تنگ (و ناراحت) شود».
1) 69. سوره یونس، آیه 15.
2) 70. اصول کافی، ج1، ص 419؛ تفسیر قمی، ج1، ص 310؛ تفسیر عیاشی، ج 2، ص 120.
3) 71. سوره یونس، آیه 15.
4) 72. بحارالانوار، ج 36، ص 371؛ الاختصاص، ص 223؛ مناقب آل ابی طالب، ج 1، ص 284.
5) 73. سوره فاطر، آیات 19 - 21.
6) 74. بحارالانوار، ج 24، ص 372؛ تفسیر البرهان، ج 3، ص 361. شواهد التنزیل، ج 2، ص 101.
7) 75. سوره هود، آیه 12.
امام صادقعلیه السلام فرمود: این آیه شریفه در شأن امام علیعلیه السلام نازل شده؛ چون رسول خداصلی الله علیه وآله میدانست برخی مردم جاهل با آن مخالفت میکنند؛ لیکن خدای تعالی حضرت را تسکین داد: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ سَیجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدّاً»؛(1)
«مسلّماً کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام میدهند، خداوند رحمان محبّتی برای آنان در دلها قرار میدهد».(2)
امام علیعلیه السلام فرموده است:
«أَنَا التِّجارَةُ المُرْبِحَةُ الْمُنْجِیةُ مِنَ الْعَذابِ الْأَلِیمِ الَّتِی دَلَّ عَلَیها فِی کِتابِهِ، فَقالَ: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلی تِجارَةٍ تُنْجِیکُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِیمٍ»؛(3)
«من همان تجارت پرسود و نجات دهنده از عذاب دردناک هستم که آیه شریفه در باره آن فرموده است: ای کسانی که ایمان آوردهاید! آیا شما را به تجارتی راهنمایی کنم که شما را از عذاب دردناک رهایی میبخشد؟!».(4)
«ثَواباً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوابِ»؛(5)
«این پاداشی است از طرف خداوند، و بهترین پاداشها نزد پروردگار است».
از اصبغ بن نباته نقل شده: امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود: رسول خداصلی الله علیه وآله در مورد این آیه، خطاب به من فرمود:
«أَنْتَ الثَّوابُ وَأَصْحابُکَ الْأَبْرارُ»؛(6)
مراد از ثواب تویی، و یاران تو نیز ابرار هستند».
«یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطتُ فِی جَنْبِ اللَّهِ»؛(7)
«افسوس بر من از کوتاهیهایی که در اطاعت فرمان خدا کردم».
از امام کاظمعلیه السلام در مورد این آیه سؤال شد، فرمود: مراد از جنب اللَّه در این آیه شریفه، امیرالمؤمنینعلیه السلام است.(8)
و مراد از جنب اللَّه؛ یعنی اطاعت من اطاعت خداست، پس هرکه در اطاعت من تفریط کند از اطاعت خدا کم گذاشته است.(9)
در خطبه غدیر رسول خداصلی الله علیه وآله نیز آمده و خود امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود:
«أَنَا جَنْبُ اللَّهِ وَأَنَا بابُ اللَّهِ»؛(10)
«منم جنب اللَّه و منم باب اللَّه».
امام صادقعلیه السلام نیز در زیارت مخصوصه آن حضرت میفرماید:
«وَأَنَّکَ جَنْبُ اللَّهِ وَوَجْهُهُ الَّذِی مِنْهُ یؤْتی ؛(11)
1) 76. سوره مریم، آیه 96.
2) 77. بحارالانوار، ج 36، ص 100.
3) 78. سوره صف، آیه 10.
4) 79. بحارالانوار، ج 24، ص 330.
5) 80. سوره آل عمران، آیه 195.
6) 81. بحارالانوار، ج 36، ص 97. شواهد التنزیل، ج 1، ص 178.
7) 82. سوره زمر، آیه 56.
8) 83. اصول کافی، ج 1، ص 145.
9) 84. بحارالانوار، ج 4، ص 9.
10) 85. اصول کافی، ج 1، ص 145؛ بحارالانوار، ج 4، ص 8.
11) 86. بحارالانوار، ج 97، ص 305؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
«گواهی میدهم که تو جنب اللَّه هستی و نیز آن وجه الهی که از آن وارد میشوند».
از امام باقرعلیه السلام نقل شده که فرمود: معنای جنب اللَّه یعنی هیچ کسی از رسول خداصلی الله علیه وآله به خدا نزدیکتر نیست و نیز کسی هم از وصی رسول به رسول نزدیکتر نیست، یعنی در قرب و نزدیکی مثل جنب اوست.(1)
آیه شریفه میفرماید: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَلَا تَفَرَّقُوا»؛(2)«و همگی به ریسمان الهی چنگ زنید، و پراکنده نشوید».
حبل یعنی ریسمان و هر آنچه که واسطه و اتصال بین دو چیز قرار میگیرد، حبل اللَّه یعنی آنچه که انسان را به خدا متصل مینماید.
بین خدا و انسان دو قسم حبل اللَّه است؛ یکی کتاب خدا و قرآن و دیگری پیامبر و امامان. از جمله ایشان امام علیعلیه السلام است که پیامبر خداصلی الله علیه وآله در روز غدیر فرمود: ای مردم حاضران به غایبان برسانید:
«أَلا قَدْ خَلَّفْتُ فِیکُمْ کِتابَ اللَّهِ، فِیهِ النُّورُ وَالْهُدی وَالْبَیانُ، ما فَرَّطَ اللَّهُ فِیهِ مِنْ شَیءٍ حُجَّةُ اللَّهِ لِی عَلَیکُمْ، وَخَلَّفْتُ فِیکُمُ الْعَلَمَ الْأَکْبَرَ عَلَمَ الدِّینِ وَنُورَ الْهُدی وَصِیی عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ، إِلّا هُوَ حَبْلُ اللَّهِ فَاعْتَصِمُوا بِهِ جَمِیعاً وَلا تَفَرَّقُوا»؛(3)
«آگاه باشید که من بین شما کتاب خدا را باقی گذاشتم که نور و هدایت و بیان در آن است، که خداوند هیچچیزی را در آن کم نگذاشته و حجّت خدا بر شما میباشد، همچنین بزرگترین پرچم و نشانه را برای شما گذاشتم، پرچم دین و نور هدایت که جانشین من یعنی علی بن ابی طالب است؛ بدانید که او حبل اللَّه است پس همگی به او چنگ زنید و متفرق نشوید».
دلیل و حجّتی که به همه میرسد و عالم و جاهل به آن آگاهی پیدا میکنند، لذا این حقّ خداست که روز قیامت با همه احتجاج کند. همانکه خدای تعالی در آیه قرآن فرموده: «فَللَّهِِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ» و علی حجت بالغه الهی است.
در حدیثی طولانی نقل شده: پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله در حالی که فضایل و مناقب امیرالمؤمنینعلیه السلام را بیان میفرمود، به یکباره عباس عموی آن حضرت از جا برخاست و بین دو چشم علی را بوسید و گفت: به خدا قسم که تو حجت بالغه خدایی، برای هر کسی که به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشد.(4)
در یکی از زیارات مطلقه امیرالمؤمنینعلیه السلام آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلی حُجَّةِ اللَّهِ الْبالِغَةِ»؛(5)
«سلام بر تو که حجت بالغه الهی هستی».
حزبیل نام همان مؤمن آل فرعون است که در قرآن به آن اشاره شده است، که میفرماید:
«وَقالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یکْتُمُ إِیمانَهُ أَتَقْتُلُونَ رَجُلاً أَنْیقُولَ رَبِّیاللَّهُ وَقَدْجآءَکُمْ بِالْبَیناتِ مِنْ رَبِّکُمْ وَإِنْ یکُ کاذِباً فَعَلَیهِ کَذِبُهُ وَإِنْ یکُ صادِقاً یصِبْکُمْ بَعْضُ الَّذِی یعِدُکُمْ إِنَّ اللَّهَ لا یهْدِی مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ کَذّابٌ»؛(1)
«و مرد مؤمنی از آل فرعون که ایمان خود را پنهان میداشت گفت: آیا میخواهید مردی را بکشید به خاطر اینکه میگوید: پروردگار من "اللَّه" است، در حالی که دلایل روشنی از سوی پروردگارتان برای شما آورده؟! اگر دروغگو باشد، دروغ دامن خودش را خواهد گرفت؛ و اگر راستگو باشد، بعضی از عذابهایی را که وعده میدهد به شما خواهد رسید؛ خداوند کسی را که اسرافکار و بسیار دروغگوست هدایت نمیکند».
امام علیعلیه السلام فرموده است:
«أَنَا اسْمِی فِی الْاِنْجِیلِ اِلْیا، وَفِی صُحُفِ اِبْراهِیمِ حِزْبِیلٌ»؛(2)
«نام من در انجیل، الیا و در صحف ابراهیم، حزبیل است».
«وَإِنَّهُ لَحَسْرَةٌ عَلَی الْکافِرِینَ»؛(3)
«و آن مایه حسرت کافران است».
از امام صادقعلیه السلام نقل شده: مراد از «الحسرة» در این آیه شریفه امیرالمؤمنینعلیه السلام است.(4)
بسیاری افراد روز قیامت، به جهت کوتاهی در حقّ وی، فریاد واحسرتا سر میدهند:
«یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطتُ فِی جَنْبِ اللَّهِ»؛(5)
«افسوس بر من از کوتاهیهایی که در اطاعت فرمان خدا کردم».
«وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکُمْ فَمَنْ شآءَ ...»؛(6)
«بگو: این حقّ است از سوی پروردگار شما! هرکس میخواهد...».
در مورد این آیه، از امام باقرعلیه السلام نقل شده که فرمود: مراد از حقّ در این آیه، ولایت علی بن ابیطالبعلیه السلام است.(7)همچنین است آیه شریفه:
«أَفَمَن یعْلَمُ أَنَّما أُنْزِلَ إِلَیکَ مِنْ رَبِّکَ الْحَقُّ کَمَنْ هُوَ أَعْمی ...»؛(8)
«آیا کسیکه میداند آنچه ازطرف پروردگارت بر تو نازل شده حق است، مانند کسی است که نابینا است؟! ...».
هم از ابن عباس و هم از امام باقرعلیه السلام نقل شده: مراد از حقّ، علی بن ابیطالبعلیه السلام است.(9)
1) 92. سوره غافر، آیه 28.
2) 93. بحارالانوار، ج 35، ص 62؛ مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 276.
3) 94. سوره حاقه، آیه 50.
4) 95. بحارالانوار ج36،ص149. تفسیرعیاشی ج2،ص268.
5) 96. بحارالانوار، ج 36، ص 150.
6) 97. سوره کهف، آیه 29.
7) 98. اصول کافی، ج 1، ص 424؛ الصراط المستقیم، ج 1، ص 291؛ تفسیر القمی، ج 2، ص 289.
8) 99. سوره رعد، آیه 19.
9) 100. بحارالانوار، ج 36، ص 124.
حقیقت و اصل یقین خالص.
«وَإِنَّهُ لَحَقُّ الْیقِینِ»؛(1)
«و آن یقین خالص است».
در تفسیر این آیه شریفه، از امام صادقعلیه السلام نقل شده: مراد علی بن ابیطالبعلیه السلام است.(2)
«وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلاةِ وَإِنَّها لَکَبِیرَةٌ إِلّا عَلَی الْخاشِعِینَ»؛(3)
«ازصبر و نماز یاری جویید و بااستقامت و مهار هوسهای درونی و توجه به پروردگار، نیرو بگیرید. این کار جز برای خاشعان گران است».
الخاشع یکی از اسامی قرآنی امیرمؤمنانعلیه السلام است. ابن عباس درباره آیه شریفه میگوید:
«اَلْخاشِعُ الذَّلِیلُ فِی صَلاتِهِ الْمُقْبِلُ عَلَیها: رَسُولُ اللَّهِ وَعَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ»؛(4)
«مراد از خاشع و کسی که در نمازش خاشع و ذلیل است و به آن اقبال دارد، رسول خداصلی الله علیه وآله و علی بن ابیطالبعلیه السلام است».
«هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا فِی رَبِّهِمْ»؛(5)
«اینان دو گروهاند که درباره پروردگارشان به مخاصمه و جدال پرداختند».
روایات بسیاری در کتب شیعه و اهل سنّت نقل شده: این آیه شریفه درباره امیرالمؤمنین علیعلیه السلام و حمزه و عبیده در جنگ بدر نازل شده است.(6)
جنباننده و گرداننده روی زمین، چنانکه آیه شریفه میفرماید:
«وَإِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دآبَّةً مِنَ الْأَرْضِتُکَلِّمُهُمْأَنَالنّاسَکانُوابِآیاتِنالایوقِنُونَ»؛(7)
«وقتی فرمان عذاب آنها رسد (و در آستانه رستاخیز قرار گیرند)، جنبندهای را از زمین برای آنها خارج کنیم که با آنان تکلّم میکند (و میگوید) که مردم به آیات ما ایمان نمیآوردند».
رسول خداصلی الله علیه وآله درباره این آیه شریفه فرمود:
«عَلِی دآبَّةُ الْأَرْضِ وَفاصِلُ الْقَضآءِ»؛(8)
«علیعلیه السلام همان گرداننده زمین و فیصله دهنده قضاوتها میباشد».
از امیرمؤمنانعلیه السلام نیز نقل شده که فرمود:
«أَنَا عَبْدُ اللَّهِ وَأَنَا دآبَّةُ الْأَرْضِ»؛(9)
«من بنده خداوند، و همان جنباننده و گرداننده زمین هستم».
1) 101. سوره حاقه، آیه 51.
2) 102. بحارالانوار، ج 36، ص 149.
3) 103. سوره بقره، آیه 45.
4) 104. بحارالانوار، ج 35، ص 348؛ تفسیر فرات، ص 59؛ مناقب آل ابی طالب، ج 2، ص 20.
5) 105. سوره حج، آیه 19.
6) 106. السنن الکبری، ج 3، ص 391؛ تفسیر الطبری، ج 10، ص 131؛ صحیح مسلم، ج 4، ص 34.
7) 107. سوره نمل، آیه 82.
8) 108. بحارالانوار، ج 40، ص 57.
9) 109. بحارالانوار، ج 39، ص 243؛ و ج 41، ص 5؛ مناقب آل ابیطالب، ج 3، ص 102.
«یوْمَئِذٍ یتَّبِعُونَ الدّاعِی لا عِوَجَ لَهُ»؛(1)
«در آن روز، همه از دعوت کننده الهی پیروی نموده، و قدرت بر مخالفت او ندارند».
امام کاظمعلیه السلام از امام صادقعلیه السلام فرمود: از پدرم درباره این آیه پرسیدم، فرمود: مراد از داعی، علیعلیه السلام است.(2)
«هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَدِینِ الْحَقِّ لِیظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ»؛(3)
«او کسی است که رسول خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا او را بر همه ادیان غالب سازد، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند».
محمّد بن فضیل میگوید: امام کاظمعلیه السلام در مورد این آیه شریفه فرمود:
«هُوَ الَّذِی أَمَرَ رَسُولَهُ بِالْوِلایةِ لِوَصِیهِ، وَالْوِلایةُ هِی دِینُ الْحَقِّ»؛(4)
«او آن است که خداوند پیامبرصلی الله علیه وآله را امر فرمود برای وصی خود به ولایت که ولایت همان دین حقّ است».
کسی که ذکر خدای تعالی را میگوید و او را در هر حال به یاد میآورد.
امیرالمؤمنینعلیه السلام میفرماید:
«أَنَا الذّاکِرُ یقُولُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: «اَلَّذِینَ یذْکُرُونَ اللَّهَ قِیاماً وَقُعُوداً وَعَلی جُنُوبِهِمْ»(5)»؛(6)
«من همان ذاکری هستم که خداوند میفرماید: «کسانی که در حال ایستاده، نشسته و به پهلو خوابیده به یاد خدا هستند»».
ابن عباس درباره آیه «ذِکْراً رَسُولاً»(7)گوید:
«اَلنَّبِی ذِکْرٌ مِنَ اللَّهِ وَعَلِی ذِکْرٌ مِنْ مُحَمَّدٍ، کَما قالَ: «وَإِنَّهُ لَذِکْرٌ لَکَ وَلِقَوْمِکَ وَسَوْفَ تُسْئَلُونَ»(8)
«رسول خدا ذکری از خداست و علی نیز ذکری از محمّد است، چنانکه خدا فرموده است: «و این مایه یادآوری (و عظمت) تو و قوم تو است» و به زودی سؤال خواهید شد».(9)
کسی که دارای قلب و عقل است، چنانکه امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود:
أَنَا ذُوالْقَلْبِ فَیقُولُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: «إِنَّ فِی ذلِکَ لَذِکْری لِمَنْ کانَ لَهُ قَلْبٌ »؛(10)
«من صاحب قلبی هستم، که خداوند فرموده: «در این تذکّری است برای آنکه قلب دارد»».(11)
1) 110. سوره طه، آیه 108.
2) 111. بحارالانوار، ج 36، ص 127.
3) 112. سوره صف، آیه 9.
4) 113. اصول کافی، ص 358.
5) 114. سوره آل عمران، آیه 191.
6) 115. بحارالانوار، ج 35، ص 46؛ معانی الاخبار، ص 58.
7) 116. سوره طلاق، آیه 10.
8) 117. سوره زخرف، آیه 44.
9) 118. بحارالانوار، ج 35، ص 403؛ مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 97.
10) 119. سوره ق. آیه 37.
11) 120. بحارالانوار، ج 35، ص 46 و ج 33، ص 282؛ بشارة المصطفی، ص 13. شواهد التنزیل، ج 2، ص 899.
«أَوْ مِسْکِیناً ذا مَتْرَبَةٍ»؛(1)
«یا مستمندی خاکنشین را».
نقل شده: امام باقرعلیه السلام در مورد این آیه فرمود: مراد امیرالمؤمنینعلیه السلام است؛ او مترب بالعلم است؛ از نظر علم از همه بینیاز است، و به اندازه کل زمین علم دارد.(2)
مراد از ذی القربی در آیات شریفه، اهلبیت پیامبر و افضل ایشان امیرمؤمنانعلیه السلام است.(3)
از جمله در آیه شریفه میفرماید:
«وَاعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیءٍ فَأَنَّ للَّهِِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبی ..»؛(4)
«بدانید هر غنیمتی بدست آورید، خمس آن برای خدا و پیامبر، و برای ذیالقربی و ... است».
«إِنَّما وَلِیکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلاةَ وَیؤْتُونَ الزَّکاةَ وَهُمْ راکِعُونَ»؛(5)
«سرپرست و ولی شما، تنها خدا و پیامبر او است و آنها که ایمان آوردهاند؛ همانها که نماز را برپا میدارند، و در حال رکوع، زکات میدهند».
شیعه و سنّی نقل کردهاند: این آیه، فقط در حقّ امیرمؤمنانعلیه السلام نازل شده، وقتی در مسجد و در حال رکوع به فقیر و سائل کمک کرد.
پیامبر و اصحاب به مسجد آمدند، از فقیر سؤال کردند: چه کسی به تو کمک کرد، گفت: «ذاکَ الرّاکِعُ» که علی بن ابیطالب باشد.(6)
«وَبَینَهُما حِجابٌ وَعَلَیالأَْعْرافِ رِجالٌ یعْرِفُونَ کُلاًّ بِسِیماهُمْ»؛(7)
«و در میان آن دو گروه [بهشتیان و دوزخیان ، حجابی است، و بر اعراف، مردانی هستند که هریک از آن دو را از چهرهشان میشناسند».
حضرت زهراعلیها السلام فرمود: از پدرم رسول خداصلی الله علیه وآله پرسیدم: مراد از اعراف در این آیه کیانند؟
آن حضرت فرمود:
«هُمُ الْأَئِمَّةُ بَعْدِی عَلِی وَسِبْطای وَتِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ الْحُسَینِ، هُمْ رِجالُ الْأَعْرافِ»؛(8)
«مراد امامان پس از من هستند، ایشان علی و دو سبط من و نه امام از نسل حسینعلیهم السلام که مردان اعراف هستند».
بنابراین فقط کسانی وارد بهشت میشوند که ایشان را بشناسند و کسانی داخل جهنم میشوند که منکر ایشان باشند.
1) 121. سوره بلد، آیه 16.
2) 122. بحارالانوار، ج24، ص282؛ تفسیرقمی، ج2،ص422.
3) 123. الاحتجاج، ج2، ص306. المعجم الصغیر ج1، ص 76؛ شواهد التنزیل، ج 1، ص 189.
4) 124. سوره انفال، آیه 41.
5) 125. سوره مائده، آیه 55.
6) 126. بحارالانوار، ج 35، ص 185؛ تفسیر فرات، ص 128؛ العمدة، ص 123. کنز العمال، ج 6، ص 391؛ تاریخ دمشق، ج 42، ص 357 و کتب دیگر از اهل سنت.
7) 127. سوره اعراف، آیه 46.
8) 128. بحارالانوار، ج 36، ص 351.
«قُلْ بِفَضْلِاللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذلِکَ فَلْیفْرَحُوا هُوَخَیرٌ مِمّا یجْمَعُونَ»؛(1)
«بگو: به فضل و رحمت خدا باید خوشحال شوند؛ این از تمام آنچه جمع کردهاند، بهتراست».
«... وَلَوْلا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیکُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّیطانَ إِلّا قَلِیلاً»؛(2)
«... و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، جز عدّه کمی، همگی از شیطان پیروی میکردید».
یکی از اسامی قرآنی امیرمؤمنانعلیه السلام رحمت است؛ چنانکه ابنعباس درباره آیه میگوید:
«بِفَضْلِ اللَّهِ النَّبِیصلی الله علیه وآله وَبِرَحْمَتِهِ عَلِیعلیه السلام»؛(3)
«مراد از فضل خدا، رسول خداست و مراد از رحمت، علی بن ابیطالب است».
همچنین در تفسیر قمی آمده است:
«اَلْفَضْلُ رَسُولُ اللَّهِ وَالرَّحْمَةُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَعلیه السلام، فَبِذلِکَ فَلْیفْرَحُوا، قالَ: فَلْیفْرَحْ شِیعَتُنا هُوَ خَیرُ مِمّا أُعْطِی أَعْداؤُنا مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ»؛(4)
«مراد از فضل، رسول خدا و منظور از رحمت، امیرمؤمنان است، پس (شیعیان ما) به آن باید خوشحال باشند؛ چون این بهتر از طلا و نقرهای است که به دشمنان ما داده شود».
حباب شفّاف و درخشنده. و مصباح نیز یعنی چراغ؛
«فِیها مِصْباحٌ الْمِصباحُ فِی زُجاجَةٍ»؛(5)
«آن چراغ در حبابی قرار گیرد، حبابی شفاف و درخشنده همچون یک ستاره فروزان».
فرمود: «مراد علم رسول اللَّهصلی الله علیه وآله است که بر قلب امیرمؤمنانعلیه السلام وارد شده».(6)
ذا زلفة؛ کسی که رتبه و درجهای دارد.
«فَلَمّا رَأَوْهُ زُلْفَةً سِیئَتْ وُجُوهُ الَّذِینَ کَفَرُوا وَقِیلَ هذَا الَّذِی کُنْتُمْ بِهِ تَدَّعُونَ»؛(7)
«وقتی آن (وعده الهی) را از نزدیک میبینند، صورت کافران زشت و سیاه میگردد، و به آنها گفته شود: این همان چیزی است که میخواستید».
امام صادقعلیه السلام فرمود: مراد از زلفه در این آیه، امیرالمؤمنینعلیه السلام است.
«إِذا رَأَوْا مَنْزِلَتَهُ وَمَکانَهُ مِنَ اللَّهِ أَکَلُوا أَکُفَّهُمْ عَلی ما فَرَّطُوا فِیوِلایتِهِ. وَإِذا رَأَوْا صُورَةَ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ یوْمَ الْقِیامَةِ سِیئَتْ وُجُوهُ الَّذِینَ کَفَرُوا»؛(8)
«هرگاه مقام و منزلت آن حضرت را نزد خدای متعال ببینند، به خاطر کوتاهی که در ولایت آن حضرت داشتند دستهای خود را میخورند و میگزند؛ هرگاه صورت امیرالمؤمنین را ببینند چهره کافران سیاه و غمآلود میشود.
1) 129. سوره یونس، آیه 58.
2) 130. سوره نساء، آیه 83.
3) 131. بحارالانوار، ج 35، ص 423.
4) 132. بحارالانوار، ج 35، ص 423؛ مناقب آل ابی طالب، ج 4، ص 180؛ تفسیر القمی، ج 1، ص 145.
5) 133. سوره نور، آیه 35.
6) 134. بحارالانوار، ج 23، ص 36؛ الاختصاص، ص 278؛ تأویل الآیات، ص 356؛ التوحید، ص 158.
7) 135. سوره ملک، آیه 27.
8) 136. بحارالانوار، ج 36، ص 67.
در یکی از زیارات مطلقه آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ أَیهَا الصِّدِّیقُ الْأَکْبَرُ... وَالزُّلْفَةُ وَالْکَوْثَرُ»؛(1)
سلام بر تو ای صدیق اکبر ... ای زلفه و کوثر».
زیتون هم از القاب قرآنی امیرمؤمنانعلیه السلام گفته شده است؛ چنانکه در تفسیر قمی ذیل آیه شریفه نقل شده است: «وَالتِّینِ وَالزَّیتُونِ»(2)مراد از تین، رسول خداست و مقصود از زیتون، امیرالمؤمنین است.(3)
یکی دیگر از القاب قرآنی امام علیعلیه السلام سائق است، به معنای سوق دهنده و یا راننده است.
«وَجآءَتْ کُلُّ نَفْسٍ مَعَها سآئِقٌ وَشَهِیدٌ»؛(4)
«هر انسانی وارد محشر میگردد در حالی که همراه او حرکت دهنده و گواهی است».
امام صادقعلیه السلام در مورد این آیه شریفه فرمود:
«اَلسّائِقُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَالشَّهِیدُ رَسُولُ اللَّهِصلی الله علیه وآله»؛(5)
«مراد از سائق امیرمؤمنانعلیه السلام است و شهید (شاهد) نیز رسول خداصلی الله علیه وآله میباشد».
«وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولَئِکَ الْمُقَرَّبُونَ»؛(6)
«و سومین گروه، پیشگامان پیشگامند، آنها مقرّبانند».
ابن عباس میگوید: از پیامبر خداصلی الله علیه وآله درباره این آیه سؤال کردم، فرمود:
«قالَلِی جَبْرَئِیلُ: ذلِکَ عَلِی وَشِیعَتُهُ هُمُالسّابِقُونَ إِلَی الْجَنَّةِ الْمُقَرَّبُونَ مِنَ اللَّهِ بِکَرامَتِهِ لَهُمْ»؛(7)
«جبرئیل به من گفت: مراد از سابقون علی و شیعیان او هستند که به سوی بهشت سبقت گرفتهاند و از نزدیکان به خدا هستند که خداوند این کرامت را به آنان داده است».
در مورد آیه شریفه: «وَالسّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِینَ وَالْأَنْصارِ»(8)نقل شده که: ایشان چند نفر انگشتشمارند و اوّل ایشان هم علیعلیه السلام است که از همه زودتر ایمان آورده است.(9)
کسی که برای خدا سجده میکند.
«أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آنآءَ اللَّیلِ ساجِداً وَقآئِماً یحْذَرُ الْآخِرَةَ وَیرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ»؛(10)
«(آیا چنین کسی باارزش است) یا کسی که در ساعات شب به عبادت مشغول است و در حال سجده و قیام، از عذاب آخرت میترسد و به رحمت پروردگارش امیدوار است؟!».
1) 137. بحارالانوار، ج 97، ص 347.
2) 138. سوره تین، آیه 1.
3) 139. بحارالانوار، ج24، ص105؛ تفسیرقمی، ج2،ص430.
4) 140. سوره ق، آیه 21.
5) 141. تأویل الآیات، ص 589؛ بحارالانوار، 36/72.
6) 142. سوره واقعه، آیات 10 و 11.
7) 143. بحارالانوار، ج 35، ص 332.
8) 144. سوره توبه، آیه 100.
9) 145. بحارالانوار، ج 36، ص 166. تفسیر القشیری، ج 3، ص 180؛ تاریخ دمشق، ج 42، ص 44؛ شواهد التنزیل، ج 1، ص 333.
10) 146. سوره زمر، آیه 9.
از القاب امیرالمؤمنینعلیه السلام در قرآن کریم، بوده و این آیه درباره آن حضرت نازل شده.(1)
راه. از القاب مولا علیعلیه السلام در قرآن است.
«یا لَیتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلاً»؛(2)
«ای کاش با رسول خدا راهی برگزیده بودم».
امام باقرعلیه السلام در مورد این آیه شریفه فرمود:
«یا لَیتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ عَلِیاً»؛(3)
«ایکاش همراه پیامبر، علی را قبول میکردم».
امیرالمؤمنینعلیه السلام به طور خالص و مخلص، تسلیم و در اختیار رسول خداصلی الله علیه وآله بود.
«ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً رَجُلاً فِیهِ شُرَکَآءُ مُتَشاکِسُونَ وَرَجُلاً سَلَماً لِرَجُلٍ هَلْ یسْتَوِیانِ مَثَلاً»؛(4)
«خداوند مثالی زده است: مردی که مملوک شریکانی است و دربارهاش مدام با هم مشاجره میکنند، و مردی که تنها تسلیم یک نفر است؛ آیا این دو یکسانند؟!».
امیرالمؤمنینعلیه السلام در مورد این آیه شریفه فرموده است:
«وَأَنَا السَّلَمُ لِرَسُولِ اللَّهِصلی الله علیه وآله یقُولُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ «وَرَجُلاً سَلَماً لِرَجُلٍ»؛(5)
«من آن رجل سَلم برای رسول خداصلی الله علیه وآله هستم که خداوند متعال میفرماید رجلاً سلماً لرجل».
ابو خالد کابلی نیز از امام باقرعلیه السلام همین آیه را سؤال کرده که امام فرمود:
«الرَّجُلُ السَّلَمُ لِرَجُلٍ، عَلِیعلیه السلام وَشِیعَتُهُ»؛(6)
«همانا رجل سَلم، علی و شیعیان او هستند».
شخصی به امام علیعلیه السلام عرض کرد: بهترین منقبت شما چیست؟ فرمود: آنچه در مورد من در قرآن نازل شده است.
گفت: چه چیزی نازل شده است؟
فرمود: «أَفَمَنْ کانَ عَلی بَینَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَیتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ...»(7)
«أَنَا الشّاهِدُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِصلی الله علیه وآله»؛(8)
«من همان شاهد پیامبر خدایم».
امام باقرعلیه السلام نیز فرموده است:
«إِنَّما نُزِلَتْ «أَفَمَنْ کانَ عَلی بَینَةٍ مِنْ رَبِّهِ» یعْنِی رَسُولَ اللَّهِ. «وَیتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ» یعْنِی عَلِیاً أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ»؛(9)
«مراد از آیه «آیا آنکس که دلیل آشکاری از پروردگار خویش دارد» رسول خداصلی الله علیه وآله و مراد از آیه «و به دنبال آن، شاهدی از سوی او میباشد» امیر مؤمنان علیعلیه السلام میباشد».
1) 147. بحارالانوار، ج 35، ص 375؛ تأویل الآیات، ص 501؛ تفسیر القمی، ج 2، ص 245.
2) 148. سوره فرقان، آیه 27.
3) 149. بحارالانوار، ج 35، ص 363؛ تأویل الآیات، ص 370؛ تفسیر القمی، ج 2، ص 112.
4) 150. سوره زمر، آیه 29.
5) 151. بحارالانوار، ج 35، ص 46؛ بشارة المصطفی، ص 13؛ مناقبآلابی طالب،ج2،ص104؛معانیالاخبار،ص58.
6) 152. تأویل الآیات، ص 504. شواهد التنزیل، ج 2، ص176.
7) 153. سوره هود، آیه 17.
8) 154. بحارالانوار، ج 35، ص 387.
9) 155. مدرک پیشین. تفسیر الخازن، ج 3، ص 445.
«وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ یسْجُدانِ»؛(1)
«و گیاه و درخت برای او سجده میکنند».
روایت شده که فرمود: مراد از نجم رسول خداصلی الله علیه وآله و مقصود از شجر، امیرمؤمنانعلیه السلام است با سایر امامانعلیهم السلام.(2)
«فَلا وَرَبِّکَ لایؤْمِنُونَ حَتّی یحَکِّمُوکَ فِیما شَجَرَ بَینَهُمْ، ثُمَّ لایجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمّا قَضَیتَ وَیسَلِّمُوا تَسْلِیماً»؛(3)
«به پروردگارت سوگند! آنها ایمان نمیآورند مگر اینکه در اختلافات خود، تو را به داوری طلبند؛ و سپس از داوری تو، در دل خود احساس ناراحتی نکنند و کاملاً تسلیم باشند».
از امام صادقعلیه السلام روایت شده: مراد از «شجر» در آیه، امیرمؤمنان علی بن ابیطالبعلیه السلام است.(4)
«یوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُبارَکَةٍ زَیتُونَة»؛(5)
«این چراغ با روغنی افروخته میشود که از درخت پربرکت زیتونی گرفته شده».
روایت شده: مراد از شجره مبارکه، علی بن ابیطالبعلیه السلام است.(6)
«أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلَی نُورٍ مِنْ رَبِّهِ»؛(7)
«آیا کسی که خدای تعالی سینهاش را برای اسلام گشاده و بر فراز مرکبی از نور الهی قرار گرفته (همچون کوردلان گمراه است؟!)».
در روایت آمده: این آیه شریفه در مورد علیعلیه السلام و حمزه نازل شده است.(8)
«وَالْفَجْرِ * وَلَیالٍ عَشْرٍ * وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ»؛(9)
«به سپیدهدم سوگند * و به شبهای دهگانه * و به زوج و فرد».
جابر جعفی در مورد آیه شریفه میگوید: امام به من فرمود: ای جابر! «وَالْفَجْرِ» جدّ من است «وَلَیالٍ عَشْرٍ» ده امام میباشند «وَالشَّفْعِ» امیرالمؤمنین، «وَالْوَتْرِ» هم اسم قائم است.(10)
آیات ابتدایی سوره مبارکه توبه میفرماید:
«وَأَذانٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَی النّاسِ یوْمَ الْحَجِّ الأَْکْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَرِیءٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ وَرَسُولُهُ فَإِنْ تُبْتُمْ فَهُوَ خَیرٌ لَکُمْ وَإِنْ تَوَلَّیتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّکُمْ غَیرُ مُعْجِزِی اللَّهِ وَبَشِّرِ الَّذِینَ کَفَرُوا بِعَذابٍ أَلِیمٍ * إِلَّا الَّذِینَ عاهَدتُمْ مِنَ الْمُشْرِکِینَ ثُمَّ لَمْ ینقُصُوکُمْ شَیئاً وَلَمْ یظاهِرُوا عَلَیکُمْ أَحَداً فَأَتِمُّوا إِلَیهِمْ عَهْدَهُمْ
1) 156. سوره الرحمن، آیه 6.
2) 157. بحارالانوار، ج 24، ص 309؛ تأویل الآیات، ص 612.
3) 158. سوره نساء، آیه 65.
4) 159. بحارالانوار، ج 36، ص 96.
5) 160. سوره نور، آیه 35.
6) 161. بحارالانوار، ج 23، ص 324؛ معانی الاخبار، ص 15.
7) 162. سوره زمر، آیه 22.
8) 163. تفسیر آلوسی، ج 17، ص 453؛ تفسیر الثعالبی، ج 3، ص 322؛ تفسیر المحرر الوجیز، ج 5، ص 474.
9) 164. سوره فجر، آیات 1 - 3.
10) 165. مناقب آل ابی طالب، ج 1، ص 281.
إِلی مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ الْمُتَّقِینَ * فَإِذَا انْسَلَخَ الأَْشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِکِینَ حَیثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ کُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تابُوا وَأَقامُوا الصَّلاةَ وَآتَوا الزَّکاةَ فَخَلُّوا سَبِیلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ»؛(1)
«و این، اعلامی است از ناحیه خدا و پیامبرش به (عموم) مردم در روز حج اکبر [عید قربان] که: خدا و پیامبرش از مشرکان بیزارند! با این حال، اگر توبه کنید، برای شما بهتر است! و اگر سرپیچی نمایید، بدانید شما نمیتوانید خدا را ناتوان سازید (و از قلمرو قدرتش خارج شوید)! و کافران را به مجازات دردناک بشارت ده! * مگر مشرکانی را که با آنها عهد بستید، و چیزی از آن را در حقّ شما فروگذار نکردند، و احدی را بر ضدّ شما تقویت ننمودند؛ پیمان آنها را تا پایان مدّتشان محترم بشمرید؛ زیرا خداوند پرهیزگاران را دوست دارد. * (امّا) وقتی ماههای حرام پایان گرفت، مشرکان را هرجا یافتید به قتل برسانید، و آنها را اسیر سازید و محاصره کنید، و در هر کمینگاه، بر سر راه آنها بنشینید! هرگاه توبه کنند و نماز را برپا دارند و زکات را بپردازند، آنها را رها سازید؛ زیرا خداوند آمرزندهو مهربان است!
از ابن عمر نقل شده: پیامبر خداصلی الله علیه وآله ابوبکر را با آیات برائت به مکّه فرستاد، وقتی به ذوالحلیفه رسید، علیعلیه السلام را بهدنبال وی فرستاد تا آیات را تحویل بگیرد.
ابوبکر گفت: مگر مشکلی پیش آمده؟
فرمود: نه.
ابوبکر خدمت رسول خداصلی الله علیه وآله آمد و گفت: مطلب چیست؟ حضرت فرمود: دستور الهی است که این آیات را یا من باید قرائت کنم یا کسی که از خودم باشد... .
امام علیعلیه السلام آیات برائت را به مکّه آورد و در مراسم حج در حضور مشرکان و سران آنان، این آیات را با شجاعت ابلاغ نمود.(2)
«إِنَّما وَلِیکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلاةَ وَیؤْتُونَ الزَّکاةَ وَهُمْ راکِعُونَ»؛(3)«سرپرست و ولی شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آوردهاند؛ همانها که نماز را برپا میدارند، و در حال رکوع، زکات میدهند».
این آیه شریفه درباره امام علیعلیه السلام نازل شده؛ چنانکه رسول خداصلی الله علیه وآله آن را تأیید کرده است:
«عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ أَقامَ الصَّلاةَ وَآتَی الزَّکاةَ وَهُوَ راکِعٌ یرِیدُ وَجْهَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فِی کُلِّ حالٍ»؛(4)
«علی بن ابیطالبعلیه السلام نماز اقامه نمود و زکات پرداخت کرد؛ در حالی که در رکوع بود و خواهان قرب الهی در هر حالی است».
شأن نزول آیه: وقتی این آیه نازل شد، رسول خداصلی الله علیه وآله به طرف مسجد آمد، سائلی را
دید که از مسجد بیرون میآمد، فرمود: آیا کسی به تو چیزی داد؟ گفت: آری آن آقایی که مشغول نماز است. و او امیرمؤمنانعلیه السلام بود که در حال رکوع به سائل فقیر کمک نمود.(1)
پیامبرصلی الله علیه وآله خوشمشرب و خوشبرخورد و با مردم مهربان و خودمانی بود، اصحاب هم همیشه و هروقت دوست داشتند به خدمت حضرت میرسیدند و با ایشان خلوت نموده، تقاضای ملاقات خصوصی میکردند و از هر دری سخن میگفتند. گاه این مجالس طولانی و زیاد میشد و پیامبر خداصلی الله علیه وآله را از کارهایش بازمیداشت، تا اینکه آیه شریفه نازل شد:
«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا ناجَیتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَینَ یدَی نَجْویکُمْ صَدَقَةً ذلِکَ خَیرٌ لَکُمْ وَأَطْهَرُ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ»؛(2)
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! هنگامی که میخواهید با رسول خدا نجوا کنید (و سخنان درگوشی بگویید)، قبل از آن صدقهای (در راه خدا) بدهید. این برای شما بهتر و پاکیزهتر است و اگر توانایی ندارید، خداوند غفور و رحیم است».
امّا آنانکه فقیر بودند، چیزی نداشتند که بدهند و آنان که پول داشتند بخل ورزیدند و ندادند. تنها کسی که به این آیه عمل کرد امام علیعلیه السلام بود.(3)چنانکه حضرت فرمود: در قرآن آیهای است که هیچ کسی غیر از من به آن عمل نکرد، نه قبل از من و نه بعد از من، و آن آیه مناجات است؛ چون من یک دینار داشتم آن را به چند درهم فروخته و هرگاه خدمت حضرت میرسیدم یک درهم صدقه میدادم.
تا اینکه آیه نسخ شد با آیه: «ءَأَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَینَ یدَی نَجْویکُمْ صَدَقاتٍ فَإِذْ لَمْتَفْعَلُوا وَتابَ اللَّهُ عَلَیکُمْ فَأَقِیمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّکاةَ وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَاللَّهُ خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُونَ»؛(4)
«آیا ترسیدید فقیر شوید که از دادن صدقات قبل از نجوا خودداری کردید؟! اکنون که اینکار را نکردید و خداوند توبه شما را پذیرفت، نماز را برپا دارید و زکات را ادا کنید و خدا و پیامبرش را اطاعت نمایید و (بدانید) خداوند از آنچه انجام میدهید باخبر است».(5)
«وَالنَّجْمِ إِذا هَوی ماضَلَ صاحِبُکُمْ وَماغَوی ؛(6)
«سوگند به ستاره هنگامی که افول میکند، هرگز دوست شما (محمّد) منحرف نشده و مقصد را گم نکرده است».
1) 170. بحارالانوار، ج 35، ص 183؛ امالی صدوق، ص 124؛ ارشاد القلوب، ج 2، ص 260؛ اقبال الاعمال، ص 304؛ الافصاح، ص 132. تفسیر الرازی، ج 6، ص 87؛ تفسیر البیضاوی، ج 2، ص 88؛ تفسیر ابن کثیر، ج 3، ص 138؛ تفسیر البغوی، ج 3، ص 73.
2) 171. سوره مجادله، آیه 12.
3) 172. المصنّف لابن ابی شیبة، ج 12، ص 81.
4) 173. سوره مجادله، آیه 13.
5) 174. بحارالانوار، ج 35، ص376؛ العمده، ص 186. شواهد التنزیل، ج 2، ص 320؛ تفسیر الطبری، ج 23، ص 248، تفسیر الصنعانی، ج 3، ص 280.
6) 175. سوره نجم، آیات 1و 2،
ابن عباس در مورد نزول این آیه میگوید: شبی نماز عشا را با رسول خداصلی الله علیه وآله خواندیم، پس فرمود: امشب نور ستارهای از آسمان در خانه یکی از شما سقوط میکند، هرکه باشد او جانشین من خواهد بود. آن شب، خیلیها منتظر ماندند و بیش از همه پدرم عباس بن عبدالمطلب بود، ولی نور آن ستاره بر خانه علی بن ابیطالبعلیه السلام فرود آمد.
منافقین گفتند: رسول خداصلی الله علیه وآله در محبت به علی خیلی زیادهروی میکند. آنگاه این آیه نازل شد که پیامبرصلی الله علیه وآله در محبت به علی گمراه نشده و از پیش خود نیز چیزی نمیگوید.(1)
«وَنادی أَصْحابُ الأَْعْرافِ رِجالاً یعْرِفُونَهُمْ بِسِیماهُمْ ...»؛(2)
«و اصحاب اعراف، مردانی (دوزخیان) را که از سیمایشان آنها را میشناسند، صدا میزنند...».
رسول خداصلی الله علیه وآله درباره این آیه فرمود:
«یا عَلِی! إِنَّکَ وَالْأَوْصِیاءِ مِنْ بَعْدِکَ أَعْرافٌ بَینَ الْجَنَّةِ وَالنّارِ»؛(3)
«ای علی! تو و جانشینان بعد از تو همان اعراف بین بهشت و جهنم هستند».
علیعلیه السلام نیز در قسمتی از خطبه خود فرمود:
«سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی، أَنَا یعْسُوبُ الْمُؤْمِنِینَ وَغایةُ السّابِقِینَ وَلِسانُ الْمُتَّقِینَ وَخاتِمُ الْوَصِیینَ وَخَلِیفَةُ رَبِّ الْعالَمِینَ، أَنَا قَسِیمُ النّارِ، أَنَا صاحِبُ الْجِنانِ، أَنَا صاحِبُ الْأَعرافِ، أَنَا صاحِبُ الْحَوْضِ»؛(4)
«بپرسید از من قبل از آنکه مرا از دست بدهید، من یعسوب مؤمنان و غایت سابقان هستم، من زبان تقواپیشگان، و خاتم جانشینان و جانشین پروردگار جهانیان هستم، من تقسیم کننده آتش جهنم و صاحب بهشت هستم، من صاحب اعراف و صاحب حوض کوثر میباشم».
«أَفَمَنْ کانَ عَلی بَینَةٍ مِنْ رَبِّهِ کَمَن زُینَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ وَاتَّبَعُوا أَهْوآءَهُمْ»؛(5)
«آیا آنکه دلیل روشنی از سوی پروردگارش دارد، مانند کسی است که زشتی اعمال در نظرش آراسته شده و از هوای نفسش پیروی میکند؟».
در مورد این آیه شریفه گفته شده: مراد از کسیکه دارای بینهاست، امیرمؤمنانعلیه السلام است.(6)
«أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ عَلی بَینَةٍ مِنْ رَبِّکَ»؛(7)
«گواهی میدهم که تو از جانب پروردگارت دارای بینه هستی».
صراط السوی؛ راه عدل و حقّ و طریق واضح و روشنی که هیچ کژی و اعوجاج ندارد.
1) 176. بحارالانوار، ج 35، ص 272؛ امالی صدوق، ص 565.
2) 177. سوره اعراف، آیه 48.
3) 178. بحارالانوار، ج 8، ص 336.
4) 179. بحارالانوار، ج 26، ص 154؛ غرر الحکم، ص 118؛ تفسیر عیاشی، ج 2، ص 17.
5) 180. سوره محمّد، آیه 14.
6) 181. بحارالانوار، ج 36، ص88؛ تفسیر قمی، ج 2، ص402.
7) 182. اصول کافی، ج 4، ص 570.
«فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحابُ الصِّراطِ السَّوِیّ وَمَنِ اهْتَدی ؛(1)
«امّا به زودی میدانید چه کسی از اصحاب صراط مستقیم، و چه کسی هدایت یافته است».
امام باقرعلیه السلام در مورد این آیه شریفه فرمود:
«عَلِی صاحِبُ الصِّراطِ السَّوِیّ»؛(2)
«علیعلیه السلام صاحب صراط حق و راه روشن است».
امام صادقعلیه السلام نیز فرمود:
«اَلسَّلامُ عَلَی اسْمِاللَّهِ الرَّضِی، وَوَجْهِهِ الْمُضِیءِ، وَجَنْبِهِ الْقَوِی، وَصِراطِهِ السَّوِی»؛(3)
«سلام بر نام نیکوی خدا و چهره درخشان حقّ و جانب قوی آن و راه عدل و داد و روشن خدا».
صادق یکی دیگر از القاب قرآنی امام علیعلیه السلام است؛ یعنی کسیکه گفتار و رفتارش راست و درست و مطابق حقیقت است. خدای تعالی در آیه شریفه فرموده: «کُونُوا مَعَ الصّادِقِینَ»؛(4)
«ای ایمان آورندگان! با صادقان باشید».
و آن حضرت فرمود: «أَنَا ذلِکَ الصّادِقُ»؛(5)«من آن صادق هستم».
در زیارت مطلقه امیرمؤمنانعلیه السلام آمده:
«وَالشّاهِدِینَ، عَلی أَنَّکَ صادِقٌ أَمِینٌ صِدِّیقٌ»؛(6)
«همه گواهی میدهند که تو صادق، امین و صدیق هستی».
شایستهترین مؤمن. هنگامیکه آیه «وَصالِحُ الْمُؤْمِنِینَ...»(7)نازل شد،
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«یا عَلِی! أَنْتَ صالِحُ الْمُؤْمِنِینَ»؛(8)
«ای علی! تو شایستهترین مؤمنان هستی».
در جای دیگر فرمود:
«إِنَّ عَلِیاً بابُ الْهُدی بَعْدِی وَالدّاعِی إِلی رَبِّی وَهُوَ صالِحُ الْمُؤْمِنِینَ»؛(9)
«همانا علیعلیه السلام باب هدایت بعد از من، و دعوتگر به سوی خدا و شایستهترین مؤمنان است».
در زیارت مطلقه آن حضرت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلی صالِحِ الْمُؤْمِنِینَ»؛(10)
«سلام بر شایستهترین مؤمنان».
رسول خداصلی الله علیه وآله خطاب به علیعلیه السلام فرمود:
«أَنْتَ الطَّرِیقُ الْواضِحُ، وَأَنْتَ الصِّراطُ الْمُسْتَقِیمُ»؛(11)
1) 183. سوره طه، آیه 135.
2) 184. بحارالانوار، ج 24، ص 150؛ تأویل الآیات، ص 317.
3) 185. الاقبال، ص610؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین در روز میلاد پیامبر.
4) 186. سوره توبه، آیه 119.
5) 187. بحارالانوار، ج 35، ص 46 و ج 33، ص 282؛ بشارة المصطفی، ص 13. الدرّ المنثور، ج 5، ص 186؛ تفسیر الکشف والبیان، ج 5، ص 109.
6) 188. من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 589؛ کامل الزیارات، ص 44؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
7) 189. سوره تحریم، آیه 4.
8) 190. بحارالانوار، ج36، ص30؛ تفسیر فرات، ص489. الدرّ المنثور، ج 10، ص 57؛ الکشف والبیان، ج 9، ص 349.
9) 191. امالی صدوق، ص 31؛ روضة الواعظین، ج1، ص100؛ مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 77.
10) 192. بحارالانوار، ج 97، ص 287؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
11) 193. بحارالانوار، ج 38، ص 100؛ امالی صدوق، ص 306.
«ای علی! تو طریق واضح هستی و تو صراط مستقیم میباشی».
جابر انصاری گوید: پیامبر خداصلی الله علیه وآله اصحابش را حاضر کرده و با اشاره به علیعلیه السلام فرمود:
«هذا صِراطٌ مُسْتَقِیمٌ فَاتَّبِعُوهُ»؛(1)
«علی صراط مستقیم است، پس اطاعتشکنید».
«وَإِنَّهُ فِی أُمِّ الْکِتابِ لَدَینا لَعَلِی حَکِیمٌ»؛(2)
«و آن در امّ الکتاب (لوح محفوظ) نزد ما بلندپایه و استوار است».
امام صادقعلیه السلام در مورد این آیه فرمود:
«وَهُوَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ فِی أُمِّ الْکِتابِ فِی قَوْلِهِ «اِهْدِنا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ»»؛(3)
«مراد آیه، علیعلیه السلام است که خداوند در سوره حمد فرموده: «ما را به راه راست هدایت کن»».
و در فرازی از زیارت آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلی صِراطِ اللَّهِ الْمُسْتَقِیمِ»؛(4)
«سلام بر آنکه صراط مستقیم خداوند است».
صهر به معنای داماد است.
«وَهُوَ الَّذِی خَلَقَ مِنَ الْمآءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَصِهْراً»؛(5)
«او کسی است که از آب، انسانی را آفرید؛ سپس او را نسب و سبب قرار داد».
ابن عباس گوید: هنگامیکه این آیه نازل شد، پیامبرصلی الله علیه وآله دخترش را به عقد علیعلیه السلام درآورد.
«فَکانَ لَهُ نَسَباً وَصِهْراً»؛
«پس هم پسرعمویش بود و هم دامادش».
و خود حضرت فرمود:
«أَنَا الصِّهْرُ یقُولُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ «وَهُوَ الَّذِی خَلَقَ مِنَ الْمآءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَصِهْراً»»؛(6)
«من همان صهر هستم که خدای تعالی در قرآن کریم به آن اشاره فرموده است».
«وَأَلَّوِ اسْتَقامُوا عَلَی الطَّرِیقَةِ لَأَسْقَیناهُمْ مآءً غَدَقاً»؛(7)
«اگر آنها (جنّ و انس) در راه ایمان استقامت ورزند، با آب فراوان سیرابشان میکنیم».
از امام باقرعلیه السلام نقل شده: مراد از طریقه در آیه شریفه، ولایت علی و اوصیاعلیهم السلام است.(8)
«وَالطُّورِ* وَکِتابٍ مَسْطُورٍ* فِیرَقٍ مَنشُورٍ»؛(9)
«سوگند به کوه طور، و کتابی که نوشته شده، در شمارهای گسترده».
در زیارت مطلقه امیرمؤمنانعلیه السلام، با اشاره به این آیه شریفه، به آن حضرت خطاب شده و اینگونه شهادت میدهیم:
1) 194. بحارالانوار، ج 35، ص 365.
2) 195. سوره زخرف، آیه 4.
3) 196. بحارالانوار، ج 35، ص 373.
4) 197. بحارالانوار، ج 98، ص 301؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
5) 198. سوره فرقان، آیه 54.
6) 199. بحارالانوار، ج 35، ص 46؛ معانی الاخبار، ص 58.
7) 200. سوره جن، آیه 16.
8) 201. بحارالانوار، ج24، ص101؛ اصولکافی ج1، ص220.
9) 202. سوره طور، آیات 1 - 3.
«أَشْهَدُ أَنَّکَ الطُّورُ وَالْکِتابُ الْمَسْطُورُ»؛(1)
«گواهی میدهم که تو نور طور و حقیقت کتاب مسطور هستی».
امام صادقعلیه السلام در مورد آیه شریفه:
«وَالتِّینِ وَالزَّیتُونِ * وَطُورِ سِینِینَ * وَهذَا الْبَلَدِ الْأَمِینِ»(2)فرموده است:
«وَالتِّینُ الْحَسَنُ وَالزَّیتُونُ الْحُسَینُ وَطُورُ سِینِینَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَهذَا الْبَلَدُ الْأَمِینُ ذاکَ رَسُولُ اللَّهِ»؛(3)
«مراد از تین امام حسنعلیه السلام است و زیتون امام حسینعلیه السلام است، و طور سینین نیز امیرمؤمنانعلیه السلام و شهر امین هم رسول خداصلی الله علیه وآله است».
سایه و خنکای بهشت.
همچنین مراجعه شود به: الْبَصِیرُ [19]
امام علیعلیه السلام با توجّه به آیه «فَکَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذابُ یوْمِ الظُّلَّةِ إِنَّهُ کانَ عَذابَ یوْمٍ عَظِیمٍ»؛(4)
«سرانجام او را تکذیب کردند، و عذاب روز سایبان (سایبانی از ابر صاعقهخیز) آنها را فراگرفت؛ یقیناً آن عذاب روز بزرگی بود».
فرموده است: «أَنَا عَذابُ یوْمِ الظُّلَّةِ»؛(5)
«من همان عذاب فراگیر برای کافران هستم».
دستگیره و حلقه محکم.
«لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَینَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیّ فَمَنْ یکْفُرْبِالطّاغُوتِ وَیؤْمِنْبِاللَّهِ فَقَدْاِسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَی لَا انْفِصامَ لَها وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ»؛(6)
«در قبول دین، اکراهی نیست؛ زیرا راه درست از راه انحرافی، روشن شده. بنابراین، هرکس به طاغوت (بت و شیطان و هر موجود طغیانگر) کافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیره محکمی چنگ زده است، که گسستن برای آن نیست. و خداوند، شنوا و داناست».
«وَمَنْ یسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَی اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَة الْوُثْقی وَ إِلَیاللَّهِ عاقِبَةُالْأُمُورِ»؛(7)
«هرکس روی خود را تسلیم خدا کند در حالی که نیکوکار باشد، به دستگیره و تکیهگاه محکمی چنگ زده؛ و عاقبت همه کارها به سوی خداست».
رسول خداصلی الله علیه وآله به امیرمؤمنانعلیه السلام فرمود:
«أَنْتَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَی الَّتِی لَانْفِصامَ لَها»؛(8)
«تو همان دستگیره محکم الهی هستی که هیچ گسستی ندارد».
چنانکه خود آن حضرت فرمود:
«أَنَا الْعُرْوَةُ الْوُثْقی وَکَلِمَةُ التَّقْوی ؛(9)
«من دستگیره محکم و کلمه تقوای الهی هستم».
1) 203. بحارالانوار، ج 97، ص 301؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
2) 204. سوره تین، آیات 1 تا 3.
3) 205. بحارالانوار، ج24، ص105؛ مناقب آل ابیطالب، ج1، ص 301. شواهد التنزیل، ج 2، ص 456.
4) 206. سوره شعراء، آیه 189.
5) 207. بحارالانوار، ج 26، ص 5.
6) 208. سوره بقره، آیه 256.
7) 209. سوره لقمان، آیه 22.
8) 210. کشف الیقین، ص 466؛ طرائف، ج 2، ص 521.
9) 211. امالی صدوق، ص 38؛ بحارالانوار، ج 39، ص 335.
و در زیارت آن حضرت گفته میشود:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَصَلِّ عَلی عَبْدِکَ وَأَمِینِکَ الْأَوْفی وَعُرْوَتِکَ الْوُثْقی ؛(1)
«خدایا درود فرست بر محمّد و آل محمّد و بر بندهات که امین باوفا و دستگیره محکم توست».
امام صادقعلیه السلام در مورد آیه شریفه «اهْدِنا الصِّرَ اطَ الْمُسْتَقِیمَ» فرمود:
«هُوَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَعلیه السلام وَمَعْرِفَتُهُ وَالدَّلِیلُ عَلی أَنَّهُ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ، قَوْلُهُ عَزَّوَجَلَّ: «وَإِنَّهُ فِی أُمِّ الْکِتابِ لَدَینا لَعَلِی حَکِیمٌ»(2)وَهُوَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ فِی أُمِّ الْکِتابِ فِی قَوْلِهِ: «اهْدِنا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ»»؛(3)
«صراط مستقیم خدا، امیرمؤمنان و معرفت آن حضرت است. و دلیل بر اینکه علیعلیه السلام امیرمؤمنان است، فرمایش خداوند متعال است که فرمود: «او در امّ الکتاب و در نزد ما «علی حکیم» است» و لذا او امیرمؤمنان است، در امّ الکتاب که فرموده است: «ما را به سوی راه راست هدایت فرما»».
قیام کننده؛ مراد کسی است که برای یاد و عبادت خداوند قیام میکند و از آخرت ترسان است. و امام علیعلیه السلام نیز چنین بوده.
«أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آنآءَ اللَّیلِ ساجِداً وَقآئِماً یحْذَرُ الْآخِرَةَ»؛(4)
«(آیا چنین کسی باارزش است) یا کسی که در ساعات شب به عبادت مشغول است و در حال سجده و قیام، از عذاب آخرت میترسد و به رحمت پروردگارش امیدوار است؟!».
چنانکه در احادیث وارد شده: این آیه شریفه در مورد علیعلیه السلام نازل شده است.(5)
راوی میگوید: من یک شبانهروز همراه و ملازم امیرمؤمنانعلیه السلام بودم، تمام ساعات را به عبادت و نماز و ذکر خدا و خدمت بندگان خدا مشغول بود.
عبادت کننده و مطیع محض. چنانکه از انس بن مالک نقل شده:
««أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آنآءَ اللَّیلِ ساجِداً وَقآئِماً یحْذَرُ الْآخِرَةَ» نُزِلَتْ فِی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ»؛(6)
«این آیه در مورد علیعلیه السلام نازل شده است».
«ق وَ الْقُرآنِ الْمَجِِیدِ»(7)
امیرمؤمنانعلیه السلام در بیانی در تفسیر این آیه شریفه فرمود:
«أَنَا ق وَالقُرآنُ الْمَجِیدُ»؛(8)
«من ق و قرآن مجید هستم».
و مراد این است که من قرآن مجسّم هستم.
1) 212. بحارالانوار، ج 97، ص 307؛ مفاتیح الجنان، زیارت مخصوصه امیرالمؤمنین..
2) 213. سوره زخرف، آیه 4.
3) 214. بحارالانوار، ج 35، ص 373؛ تفسیر قمی، ج1، ص28.
4) 215. سوره زمر، آیه 9.
5) 216. بحارالانوار، ج 35، ص 373؛ تأویل الآیات، ص 501.
6) 217. بحارالانوار، ج 35، ص 375؛ تأویل الآیات، ص 501. تفسیرقمی، ص575؛ مناقب آل ابیطالب، ج2،ص124.
7) 218. سوره ق، آیه 1.
8) 219. الفضایل، ص 1.
«ن وَالْقَلَمِ وَما یسْطُرُونَ»(1)
محمّد بن فضیل گوید: از امام کاظمعلیه السلام در تفسیر آیه پرسیدم، فرمود: "ن" اسم رسول خداصلی الله علیه وآله است و "القلم" اسم امیرالمؤمنینعلیه السلام است.(2)
در احادیث معصومینعلیهم السلام به امیرمؤمنانعلیه السلام تفسیر شده است. امام صادقعلیه السلام در مورد آیه «ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِینَ * وَقَلِیلٌ مِنَ الْآخِرِینَ»(3)فرمود:
«ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِینَ اِبْنُ آدَمَ الْمَقْتُولُ وَمُؤْمِنُ آلِ فِرْعَوْنَ وَقَلِیلٌ مِنَ الْآخِرِینَ عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ»؛(4)
«مراد از گروهی از اولین همانا فرزند مقتول آدم (هابیل) است و نیز مؤمن آل فرعون، و امّا منظور از "قلیل من الآخرین" امام علیعلیه السلام است».
رسول خداصلی الله علیه وآله با توجّه به آیه قرآن، فرمود:
«إِذا فَقَدْتُمُ الشَّمْسَ فَتَمَسَّکُوا بِالْقَمَرِ... أَمَّا الشَّمْسُ فَأَنَا وَأَمَّا الْقَمَرُ فَعَلِی»؛(5)
«هرگاه خورشیدرا نیافتید به ماه تمسّک جویید و بدانید که من خورشیدم و علی نیز ماه است».
آیه شریفه میفرماید:
«یثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثّابِتِ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَفِی الْآخِرَةِ»؛(6)
«خداوند کسانی را که ایمان آوردند، به خاطر گفتار و اعتقاد ثابتشان، هم در این جهان، و هم در سرای دیگر استوار میدارد».
از ابن عباس نقل شده: مراد از قول ثابت ولایت امیرمؤمنانعلیه السلام است.(7)
«ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیبَ فِیهِ هُدی لِلْمُتَّقِینَ»؛(8)
«آن کتاب باعظمتی است که شک در آن راه ندارد؛ و مایه هدایت پرهیزکاران است».
امام باقرعلیه السلام در مورد این آیه شریفه فرمود:
«اَلْکِتابُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ لا شَکَّ فِیهِ أَنَّهُ إِمامٌ»؛(9)
«مراد از کتاب، امیرمؤمنانعلیه السلام است که هیچ شکی در آن نیست که او امام است».
کتاب مسطور؛ کتاب مکتوب و نوشته شده. این عنوان با توجّه به آیه اول و دوم سوره طور به امیرمؤمنانعلیه السلام نسبت داده شد، چنانکه در یکی از زیارات آن حضرت آمده:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ الطُّورُ وَالْکِتابُ الْمَسْطُورُ»؛(10)
«گواهی میدهم که طور و کتاب مسطور تویی».
1) 220. سوره قلم، آیه 1.
2) 221. بحارالانوار، ج 36، ص 165.
3) 222. سوره واقعه، آیات 13 و 14.
4) 223. بحارالانوار، ج38، ص230؛ مناقب آل ابیطالب، ج2، ص6؛تفسیرفرات ص465؛ شواهدالتنزیل ج2،ص299.
5) 224. بحارالانوار، ج 36، ص 289.
6) 225. سوره ابراهیم، آیه 27.
7) 226. بحارالانوار، ج 36، ص 141؛ تفسیر فرات، ص 220. شواهد التنزیل، ج 1، ص 410.
8) 227. سوره بقره، آیه 2.
9) 228. بحارالانوار، ج 24، ص 351؛ تأویل الآیات، ص 33.
10) 229. بحارالانوار، ج 97، ص 301.
تو حامل لفظ و معنای کتاب، و عمل کننده به محتوای آن و جایگاه کتاب مسطور میباشی.(1)
«هذا کِتابُنا ینْطِقُ عَلَیکُمْ بِالْحَقِّ»؛(2)
«این کتاب ماست که با شما به حق سخن میگوید (و اعمال شما را بازگو میکند)».
با توجّه به این آیه شریفه گفته شده: مراد از این کتاب ناطق، امیرالمؤمنینعلیه السلام است.(3)
«وَلِساناً وَشَفَتَینِ»(4)
امام باقرعلیه السلام فرمود: «لسان، امیرمؤمنانعلیه السلام است و شفتین یعنی حسن و حسینعلیهما السلام».(5)
زبان راستگو.
پیامبرصلی الله علیه وآله در مورد آیه «وَجَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِیاً»(6)به علیعلیه السلام فرمود:
«تو لسان صدقی که به ولایت تو هدایت شوند».(7)
کسی که زکات پرداخت کرده و انفاق نموده.
«إِنَّما وَلِیکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا اَلَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلاةَ وَیؤْتُونَ الزَّکاةَ وَهُمْ راکِعُونَ»؛(8)
«سرپرست و ولی شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آوردهاند؛ همانها که نماز را برپا میدارند، و در حال رکوع، زکات میدهند».
این آیه شریفه در شأن آن حضرت نازل شد. امیرمؤمنانعلیه السلام در مسجد، در حال نماز و هنگام رکوع انگشتر خود را به سائل داد.(9)
مؤذّن از اذان و به معنای اعلان کننده است. امیرمؤمنانعلیه السلام فرمود:
«أَنَا الْمُؤَذِّنُ فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ، قالَ اللَّهُ تَعالی «فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَینَهُمْ أَنْ لَعْنَةُاللَّهِ عَلَی الظَّالِمِینَ»(10)أَنَا ذلِکَ الْمُؤَذِّنُ»؛(11)
«من مؤذن در دنیا و آخرت هستم، همان که خداوند فرموده: مؤذن اعلان میکند که لعنت خدا بر ظالمان باد، من آن مؤذن هستم».
ابن عباس نیز در مورد این آیه روایت کرده:
«وَالْمُؤَذِّنُ یوْمَئِذٍ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ»؛(12)
«مؤذن از جانب خداوند و رسولش در آن روز، امیرمؤمنانعلیه السلام است».
ابن عباس میگوید: بین علی بن ابیطالبعلیه السلام و ولید بن عقبه مشاجره سختی پیش آمد. ولید خطاب به علیعلیه السلام گفت:
1) 230. بحارالانوار، ج 97، ص 315.
2) 231. سوره جاثیه، آیه 29.
3) 232. مشارق انوار الیقین، ص 135.
4) 233. سوره بلد، آیه 9.
5) 234. بحارالانوار، ج 24، ص 283؛ تأویل الآیات، ص 772.
6) 235. سوره مریم، آیه 50.
7) 236. تنبیه الغافلین، ص 107.
8) 237. سوره مائده، آیه 55.
9) 238. الکشاف، ج 2، ص 38.
10) 239. سوره اعراف، آیه 44؛ «در این هنگام، ندادهندهای در میان آنها ندا میدهد: «لعنت خدا بر ستمگران باد».
11) 240. بحارالانوار، ج 35، ص 45.
12) 241. بحارالانوار، ج 36، ص 138؛ تفسیر فرات، ص 158.
«أَنَا أَحَدُّ مِنْکَ سَناناً وَأَبْسَطُ مِنْکَ لِساناً وَأَمْلَأُ لِلْکَتِیبَةِ مِنْکَ»؛(1)
«تیراندازی من از تو دقیقتر و زبانم از تو بازتر و فصیحتر و نویسندگی من از تو بهتر است».
علیعلیه السلام در پاسخ فرمود:
«اُسْکُتْ فَإِنَّما أَنْتَ فاسِقٌ»؛
«ساکت باش که تو فاسق هستی».
آنگاه این آیه شریفه نازل شد:
«أَفَمَن کانَ مُؤْمِناً کَمَنْ کانَ فاسِقاً لا یسْتَوُونَ»؛(2)
«آیا کسی که مؤمن است همانند کسی است که فاسق است».(3)
و هنگامی که ولید داشت از امیرالمؤمنینعلیه السلام بدگویی میکرد، امام حسنعلیه السلام فرمود:
«کَیفَ تَشْتَمُ عَلِیاً وَقَدْ سَمّاهُ اللَّهُ مُؤْمِناً فِی عَشْرِ آیاتٍ وَسَمّاکَ فاسِقاً؟»؛(4)
«چطور به علیعلیه السلام بد میگویی؛ در حالیکه خدای تعالی در ده آیه قرآن، او را مؤمن و تو را فاسق نامیده است».
«... ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلی رَسُولِهِ وَعَلَی الْمُؤْمِنِینَ»؛(5)
«... سپس خدای تعالی آرامش و سکینه خود را بر پیامبرش و بر مؤمنان نازل کرد».
«هُوَ الَّذِی أَیدَکَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِینَ»؛(6)
«او همان کسی است که تو را با یاری خود و مؤمنان تقویت کرد».
گفته شده: مراد از «المؤمنون» در این دو آیه، علیعلیه السلام و پیروان او هستند.(7)خداوند با نصرت خود و کمک امیرمؤمنانعلیه السلام، پیامبرصلی الله علیه وآله را یاری و پیروز گردانید.(8)
«یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیکَ مِنْ رَبِّکَ وَإِنْ لَمْتَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللَّهُ یعْصِمُکَ مِنَ النّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ»؛(9)
«ای پیامبر! آنچه را که از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، کاملاً (به مردم) برسان! و اگر نکنی، رسالت او را انجام ندادهای! و خدای تعالی تو را از خطراتاحتمالی مردم نگاهمیدارد، و خدای تعالی جمعیت کافران (لجوج) را هدایت نمیکند».
رسول خداصلی الله علیه وآله در مورد جانشین خود بارها فرموده بود، تا این آیه نازل شد که اعلان عمومی شود.(10)
1) 242. تفسیر الطبری، ج 20، ص 187؛ البحر المحیط، ج 9، ص 122.
2) 243. سوره سجده، آیه 18.
3) 244. بحارالانوار، ج 35، ص 338؛ تفسیر القمی، ج 2، ص 170. شواهد التنزیل، ج 1، ص 575؛ تفسیر القرطبی، ج 6، ص 231؛ الاتقان، ج 2، ص 391؛ الدرّ المنثور، ج 8، ص 115؛ البحر المحیط، ج 9، ص 122؛ تفسیر الکشف والبیان، ج 8، ص 333.
4) 245. بحارالانوار، ج 35، ص 339؛ احتجاج، ج 1، ص 276.
5) 246. سوره توبه، آیه 26.
6) 247. سوره انفال، آیه 62.
7) 248. بحارالانوار، ج 97، ص 364.
8) 249. بحارالانوار، ج 27، ص 10؛ و ج 36، ص 54.
9) 250. سوره مائده، آیه 67.
10) 251. مسند احمد، ج1، ص118؛ الصواعق المحرقة، ص25؛ تفسیر الکشف والبیان، ج 4، ص 92؛ المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 533؛ تفسیر آلوسی، ج 5، ص72.
پس در روز غدیر فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِی مَوْلاهُ».
آنگاه که از همه بیعت گرفت، و فرمود: «فَلْیبَلِّغِ الشّاهِدُ الْغائِبَ»؛
«هر کس من مولای او هستم، پس این علیعلیه السلام مولای اوست... پس حاضران باید این خبر را به غایبان برسانند».
«إِنَّما یبْلُوکُمُ اللَّهُ بِهِ وَلَیبَینَنَّ لَکُمْ یوْمَ الْقِیامَةِ ما کُنْتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ»؛(1)
«خدای تعالی فقط شما را با این وسیله آزمایش میکند، و به یقین در روز قیامت، آنچه را در آن اختلاف داشتید، برای شما روشن میسازد».
امام صادقعلیه السلام در این باره فرمود: مردم به وسیله امیرالمؤمنینعلیه السلام امتحان میشوند.(2)
امام علیعلیه السلام مصداق و شأن نزول این آیه است که فرمود:
«إِنَّما وَلِیکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلاةَ وَیؤْتُونَ الزَّکاةَ وَهُمْ راکِعُونَ»؛(3)
«سرپرست و ولی شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آوردهاند؛ همانها که نماز را برپا میدارند، و در حال رکوع، زکات میدهند».
حضرت علیعلیه السلام در مسجد، در حال رکوع نماز بود که گدایی وارد شد، از مردم تقاضا کرد؛ ولی کسی جوابش نداد، امام با دستش اشاره کرد و انگشتر خود را به سائل داد.(4)
امام صادقعلیه السلام نیز در زیارتش فرمود:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ أَیهَا الْمُتَصَدِّقُ بِالْخاتَمِ فِی الْمِحْرابِ»؛(5)
«سلام بر تو ای آقایی که انگشتر خود را در محراب عبادت و نماز به سائل صدقه دادی».
«وَللَّهِِ الْمَثَلُ الْأَعْلی وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ»؛(6)
«و برای خدا، صفات عالی است؛ و او قدرتمند و حکیم است».
و رسول خداصلی الله علیه وآله در این باره فرمود:
«یا عَلِی! أَنْتَ حُجَّةُ اللَّهِ.. وَأَنْتَ الْمَثَلُ الْأَعَلی ؛(7)
«ای علی! تو حجت خدایی... تو مثل و صفت عالی خدا میباشی».
و در زیارت آن حضرت سلام میدهیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا حِجابَ الْوَری وَالدَّعْوَةُ الْحُسْنی وَالْآیةُ الْکُبْری وَالْمَثَلُ الْأَعْلی ؛(8)
سلام بر تو ای حجاب آفرینش... و دعوت حسنای الهی و آیت کبرای خدا و مثل اعلای او».
جهاد کننده در راه خدا. کسی که در کارهای مشکل، سعی و کوشش و تلاش میکند.
1) 252. سوره نحل، آیه 92.
2) 253. بحارالانوار، ج 36، ص 170.
3) 254. سوره مائده، آیه 55.
4) 255. الدرّ المنثور، ج 3، ص 404؛ الکشاف، ج 2، ص 38؛ تفسیرآلوسی ج5، ص28؛ تفسیر ابنکثیر ج2، ص139.
5) 256. بحارالانوار، ج 97، ص 373؛ اقبال الاعمال، ص 608؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
6) 257. سوره نحل، آیه 60.
7) 258. بحارالانوار، ج36، ص4؛ عیون اخبارالرضا ج2، ص6.
8) 259. بحارالانوار، ج 97، ص 348.
این کلمه بیشتر با عنوان «مجاهد فی سبیل اللَّه» به کار رفته و از القابی است که خدای متعال برای امیرمؤمنانعلیه السلام بیان فرموده است:
«ذاکَ الْمُجاهِدُ فِی سَبِیلِی وَالْمُقاتِلُ لِناکِثِی عَهْدِی وَالْقاسِطِینَ فِی حُکْمِی وَالْمارِقِینَ مِنْ دِینِی»؛(1)
«او کسی است که در راه من جهاد میکند، و با پیمانشکنان عهد من جنگ مینماید، و با ظالمان و خوارج نیز قتال خواهد کرد».
چنانکه در دعای عید غدیر نیز در توصیف آن حضرت آمده است:
«وَالْمُجاهِدِ فِی سَبِیلِکَ، لَمْتَأْخُذْهُ فِیکَ لَوْمَةُ لآئِمٍ»؛(2)
«او مجاهد در راه توست، او کسی است که هیچگونه سرزنشی در وی تأثیر نداشت».
همچنین مراجعه شود به: الْآمِنُ بِاللَّهِ [3]
یکی دیگر از اسامی قرآنی آن حضرت، «محسن» است، طبق آیه شریفه «وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ»؛(3)«و خداوند با نیکوکاران است».
چنانکه خود آن حضرت فرمود:
«أَنَا الْمُحْسِنُ یقُولُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ»؛(4)
«من همان محسن هستمکه خدای تعالی فرمود: خداوند با نیکوکاران است».
امیرمؤمنانعلیه السلام به سلمان فرمود: آیا این آیه را قرائت کردهای؟
«عالِمُ الْغَیبِ فَلا یظْهِرُ عَلی غَیبِهِ أَحَداً * إِلّا مَنِ ارْتَضی مِنْ رَسُولٍ»؛(5)
«دانای غیب اوست و کسی را بر اسرار غیبش آگاهنمیسازد مگر رسولانیکه آنانرا برگزیده».
سلمان گفت: بله، آقای من! امام فرمود: «أَنَا الْمُرْتَضی مِنَ الرَّسُولِ الَّذِی أَظْهَرَهُ عَلی غَیبِهِ»؛(6)
«من همان کسی هستم که توسط پیامبر انتخاب شده و او را بر علم غیب خود آگاه ساخته است».
یکی دیگر از اسامی امیرمؤمنانعلیه السلام در قرآن کریم، مشهود است.
امام صادقعلیه السلام در مورد آیه شریفه «وَشاهِدٍ وَمَشْهُودٍ»(7)فرمود:
«اَلنَّبِی وَأَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَعلیهما السلام»؛(8)
«مراد از شاهد رسول خداصلی الله علیه وآله است و مراد از مشهود نیز امیرمؤمنانعلیه السلام است».
در مورد شاهد و مشهود تفاسیر دیگری هم شده؛ مثلاً مراد روز جمعه و روز عرفه است.
در بخشی از زیارت حضرتعلیه السلام وارد شده:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ... مَضَیتΠلِلَّذِی کُنْتَ عَلَیهِ شَهِیداً وَشاهِداً وَمَشْهُوداً»؛(9)
1) 260. بحارالانوار، ج 38، ص 107؛ امالی صدوق، ص 547، مجلس 81، حدیث 17،
2) 261. اقبال الاعمال، ص 492؛ مفاتیح الجنان، اعمال غدیر.
3) 262. سوره عنکبوت، آیه 69.
4) 263. بحارالانوار، ج 35، ص 46؛ معانی الاخبار، ص 58.
5) 264. سوره جن، آیه 26 و 27.
6) 265. بحارالانوار، ج 54، ص 341.
7) 266. سوره بروج، آیه 3.
8) 267. بحارالانوار، ج36، ص115؛ اصولکافی ج1، ص425.
9) 268. من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 589؛ المزار، ص 78؛ مفاتیح الجنان، زیارت مخصوصه.
«گواهی میدهم تو بر دین خدا که بر آن بودی از جهان درگذشتی؛ در حالی که شهید شدی و شاهد و مشهود خدا بودی».
«وَالَّذِی جآءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ أُولئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ»؛(1)
«امّا کسی که سخن راست بیاورد و کسی که آن را تصدیق کند، آنان پرهیزکارانند».
امام باقرعلیه السلام فرمود: مراد از «بِالصِّدْقِ» در آیه شریفه رسول خداصلی الله علیه وآله، و مراد از «صَدَّقَ بِهِ» (تصدیق کننده پیامبر) امیرمؤمنانعلیه السلام است.(2)
«وَیطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلَی حُبِّهِ مِسْکِیناً وَیتِیماً وَأَسِیراً»؛(3)
«و غذای (خود) را با اینکه به آن علاقه و نیاز دارند، به مسکین و یتیم و اسیر میدهند».
این آیه در شأن امیرمؤمنانعلیه السلام و خانواده آن حضرت نازل شده، که سه روز روزه گرفتند و هرشب، افطار خود را به مسکین و یتیم و اسیر اطعام دادند.(4)
امام هادیعلیه السلام در زیارت آن حضرت بهایشان چنین خطاب میکند:
«أَنْتَ مُطْعِمُ الطَّعامِ عَلی حُبِّهِ مِسْکِیناً وَیتِیماً وَأَسِیراً لِوَجْهِ اللَّهِ، لا تُرِیدُ مِنْهُمْ جَزآءً وَلا شَکُوراً»؛(5)
«آن مطعم که در قرآن آمده، تو هستی که به مسکین و یتیم و اسیر اطعام دادی، آن هم به قصد قرب الهی که از ایشان هیچگونه پاداشی و توقع تشکری نداشتی».
کسی که در انتظار امری است. امام علیعلیه السلام منتظر شهادت در راه خدا بود.
در صدر اسلام برخی از دوستان حضرت در جنگها به شهادت رسیدند، ایشان نیز آرزو میکرد که به آنان برسد.
این آیه شریفه نازل شد:
«مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضی نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ ینتَظِرُ وَما بَدَّلُوا تَبْدِیلاً»؛(6)
«در میان مؤمنان مردانی هستند که بر عهدی که با خدا بستند، صادقانه ایستادهاند؛ بعضی پیمان خود را به آخر بردند (و در راه او شربت شهادت نوشیدند) و بعضی دیگر در انتظارند، و هرگز تغییر و تبدیلی در پیمان خود ندادند».
در احادیث وارد شده: مراد از «من ینتظر» امیرالمؤمنینعلیه السلام است؛ چون حمزه و جعفر بن ابیطالب شهید شده بودند و علیعلیه السلام در انتظار شهادت بود و خود حضرت قسم یاد کرد که:
1) 269. سوره زمر، آیه 33.
2) 270. بحارالانوار، ج 35، ص 407؛ تأویل الآیات، ص 506؛ الافصاح، ص 165. تاریخ دمشق، ج42، ص 359؛ تفسیر القرطبی، ج15، ص256؛ شواهد التنزیل، ج2، ص178؛
3) 271. سوره انسان، آیه 8.
4) 272. تفسیر اللباب، ج 16، ص 131؛ تفسیر آلوسی، ج 22، ص 12؛ تفسیر البغوی، ج 8، ص 295.
5) 273. بحارالانوار، ج 97، ص 364؛ مفاتیح الجنان، زیارت مخصوصه امیرالمؤمنین در روز غدیر.
6) 274. سوره احزاب، آیه 23.
«أَنَا وَاللَّهِ الْمُنْتَظِرُ»؛(1)
«سوگند به خدا! من منتظر (شهادت) هستم».
«فَإِمّا نَذْهَبَنَّ بِکَ فَإِنّا مِنْهُمْ مُنتَقِمُونَ»؛(2)
«و هرگاه تو را از میان آنها ببریم، حتماً از آنان انتقام خواهیم گرفت».
از جابر و ابن عباس نقل شده است: مراد از منتقمون، در آیه شریفه امیرالمؤمنینعلیه السلام است؛ یعنی خدا به وسیله امام انتقام میگیرد.(3)
کسی که خدای تعالی او را پاک و پاکیزه و دور از گناه قرار داد.
قاطبه علمای شیعه و اکثر مفسّرین اهل سنّت موافق هستند: آیه «إِنَّما یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَیطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً»(4)در شأن علی و فاطمه و فرزندان ایشانعلیهم السلام نازل شده است.(5)
کسی که تمام علم و دانش قرآن نزد اوست.
«قُلْ کَفی بِاللَّهِ شَهِیداً بَینِی وَبَینَکُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ»؛(6)
«بگو: کافی است خداوند و کسی که علم کتاب نزد اوست، میان من و شما گواه باشند».
از رسول خداصلی الله علیه وآله در مورد این آیه شریفه پرسیدند، فرمود:
«ذاکَ أَخِی عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ»؛(7)
«مراد از آن، برادرم علی بن ابیطالب است».
امام صادقعلیه السلام نیز فرمود:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ»؛(8)
«سلام بر تو ای آنکه دانش تمام کتاب آسمانی و علوم الهی نزد اوست».
«الَّذِینَ ینْفِقُونَ أَمْوالَهُم بِاللَّیلِ وَالنَّهارِ سِرّاً وَعَلانِیةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلا هُمْ یحْزَنُونَ»؛(9)
«آن کسانی که اموال خود را شب و روز، به صورت پنهانی و آشکارا انفاق میکنند، پاداش و مزدشان نزد پروردگار است؛ نه ترسی دارند، و نه غمگین میشوند».
از ابن عباس نقل شده: این آیه شریفه درباره امیرالمؤمنینعلیه السلام نازل شده است.(10)
1) 275. بحارالانوار، ج 20، ص 332 و ج 31، ص 349؛ شواهد التنزیل، ج 2، ص 6؛ کشف الغمّة، ج 1، ص 308.
2) 276. سوره زخرف، آیه 41.
3) 277. بحارالانوار، ج29، ص455؛ مناقب آل ابیطالب، ج3، ص219؛ کشفالیقین، ص399؛ الطرائف ج1، ص142. الدرّالمنثور، ج9، ص98؛ المناقب ابنمغازلی، ص320.
4) 278. سوره احزاب، آیه 33.
5) 279. الصواعق المحرقة، ص 143؛ تفسیر الکشف والبیان، ج 8، ص 38؛ ینابیع المودة، ج 1، ص 294.
6) 280. سوره رعد، آیه 43.
7) 281. وسائل الشیعه، ج 27، ص 188. تفسیر الکشف والبیان، ج 5، ص 303.
8) 282. بحارالانوار، ج 97، ص 373؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین در روز میلاد پیامبر.
9) 283. سوره بقره، آیه 274.
10) 284. الدرّ المنثور، ج 2، ص 236؛ الکشاف، ج 1، ص 243؛ تفسیر ابن کثیر، ج 1، ص 708.
کسی که خداوند به وسیله نیرو و قدرت او، دیگران را کفایت کرده. از جمله در جنگ بدر و احزاب و غیره. از ابن مسعود و امام صادقعلیه السلام پیرامون آیه «وَکَفَی اللَّهُ الْمُؤْمِنِینَ الْقِتالَ» نیز نقل شده که در شأن آن حضرت نازل شده است.(1)
امام صادقعلیه السلام در زیارت آن حضرت فرمود:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا مَنْ کَفَی اللَّهُ الْمُؤْمِنِینَ الْقِتالَ بِهِ یوْمَ الْأَحْزابِ»؛(2)
«سلام بر تو ای آقایی که خداوند متعال به جهت شجاعت و دلاوری او مسلمانان را از جنگ احزاب نجات داد و مؤمنان را کفایت کرد».
«طُوبی لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ»؛(3)
«پاکیزهترین (در زندگی) نصیبشان است، و بهترین سرانجامها».
از رسول خداصلی الله علیه وآله، درباره این آیه سؤال شد، حضرت فرمود: این آیه در شأن امیرمؤمنانعلیه السلام نازل شده است. و طوبی درختی است که اصل و ریشه آن، در خانه علیعلیه السلام در بهشت و شاخههای آن در خانه دیگران است.(4)
امام صادقعلیه السلام در زیارت حضرت فرمود:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا مَنْ لَهُ طُوبی وَحُسْنُ مَآبٍ»؛(5)
«سلام بر تو ای آنکه مقام طوبی (سرفرازی و بهجت) و نیکو منزل رجعت مخصوص اوست».
کسی که مقام و درخت طوبی مال او است.
همچنین مراجعه شود به: مَنْ لَهُ حُسْنُ مَآبٍ [108]
کسی که نفس و جانش را با خدا معامله کند.
«وَمِنَ النّاسِ مَنْ یشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغآءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبادِ»؛(6)
«بعضیاز مردم باایمان و فداکار، جان خود را به خاطر خشنودی خدا میفروشند و خدای تعالی نسبت به بندگان مهربان است».
ابن عباس نقل کرده: این آیه شریفه در شأن حضرت علیعلیه السلام نازلشده، که شب هجرت، در جایگاه پیامبرصلی الله علیه وآله خوابید. این داستان، به داستان «لیلة المبیت» نیز مشهور است.(7)
«اَللَّهُ الَّذِی أَنْزَلَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ وَالْمِیزانَ»؛(8)
«خداوند کسیاست که کتابرا به حق نازل کرد و میزان (سنجش حق و باطل و خبر قیامت) را».
از امام صادقعلیه السلام نقل شده که در مورد این آیه فرمود: مراد از میزان، امیرمؤمنانعلیه السلام است.
1) 285. مناقب آل ابیطالب، ج 3، ص 134. ینابیع المودّة، ج1، ص 93؛ تاریخ دمشق، ج 42، ص 360.
2) 286. بحارالانوار، ج 97، ص 373؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین در روز میلاد پیامبر.
3) 287. سوره رعد، آیه 29.
4) 288. کشف الغمة، ج 1، ص 323؛ مائة منقبه، ص 137؛ الیقین، ص 249.
5) 289. بحارالانوار، ج 97، ص 373؛ اقبال الاعمال، ص 608؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
6) 290. سوره بقره، آیه 207.
7) 291. تفسیر القرطبی، ج 3، ص 21؛ تفسیر الثعلبی، ص 1، ص 232.
8) 292. سوره شوری، آیه 17.
همچنین مراد از «میزان» در آیه: «وَالسَّمآءَ رَفَعَها وَوَضَعَ الْمِیزانَ»(1)امام علیعلیه السلام است.(2)
«أَمْیحْسُدُونَ النّاسَ عَلی ماآتاهُمُ اللَّهُ مِنْفَضْلِهِ»؛(3)
«یا نسبت بهمردم (پیامبر و خاندانش) و برآنچه خدا ازفضلش بهآنان بخشیده، حسدمیورزند؟».
در شرح این آیه شریفه آمده: مراد از الناس، امیرمؤمنان و سایر ائمهعلیهم السلام هستند.(4)
خبر مهم و بزرگ. از نامهای قرآنی است که رسول خداصلی الله علیه وآله به امیرمؤمنانعلیه السلام خطاب کرد: «أَنْتَ النَّبَأُ الْعَظِیمُ»؛(5)
مراد همان نبأ عظیم است، که در آیه شریفه آمده است:
«عَمَّ یتَسآءَلُونَ * عَنِ النَّبَإِ الْعَظِیمِ * الَّذِی هُمْ فِیهِ مُخْتَلِفُونَ»؛(6)
«آنها از چه چیز از یکدیگر سؤال میکنند؟! * از خبر بزرگ و پراهمیت (رستاخیز)! * همان خبری که پیوسته در آن اختلاف دارند».
حضرت نیز فرمود: «وَاللَّهِ أَنَا النَّبَأُ الْعَظِیمُ»؛(7)
«به خدا قسم من همان خبرمهم و بزرگ هستم».
امام صادقعلیه السلام در زیارت آن حضرت فرمود:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ أَیهَا النَّبَأُ الْعَظِیمُ»؛(8)
«سلام بر تو ای نبأ عظیم».
«وَعَلاماتٍ وَبِالنَّجْمِ هُمْ یهْتَدُونَ»؛(9)
«و نیز علاماتی را قرار داد؛ و (شب هنگام) به وسیله ستارگان هدایت میشوند».
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله به امیرمؤمنانعلیه السلام فرموده بود:
«أَنْتَ نَجْمُ بَنِی هاشِمٍ»؛(10)
«تو ستاره درخشان بنیهاشم هستی».
امام باقرعلیه السلام در شرح آیه شریفه فرمود: مراد از نجم در آیه، امیرمؤمنانعلیه السلام میباشد.(11)
«وَاجْعَلْ لِی مِنْ لَدُنْکَ سُلْطاناً نَصِیراً»؛(12)
«و از جانب خود، سلطان و حجّتی یاری کننده برایم قرار ده».
مراد از نصیر در آیه شریفه، علیعلیه السلام است که هم امیر و هم وزیر است.(13)
بارها گفت محمّد که علی جان من است
هم به جان علی و جان محمّد صلوات!
1) 293. سوره الرحمن، آیه 7.
2) 294. بحارالانوار، ج35، ص373؛ تفسیرقمی، ج2،ص274.
3) 295. سوره نسا، آیه 54.
4) 296. بحار الانوار ج 9، ص 193؛ و ج 40، ص 87؛ تأویل الآیات، ص 137.
5) 297. بحارالانوار ج36،ص4؛ عیون اخبارالرضا، ج2، ص6.
6) 298. سوره نبأ، آیات 1 - 3.
7) 299. الصراط المستقیم، ج 1، ص 279؛ الفضائل، ص 1؛ تأویلالآیات ص735؛ مناقب آل ابیطالب ج3، ص80.
8) 300. بحارالانوار، ج 97، ص 279؛ البلدالامین، ص 291؛ المزار، ص 78؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین.
9) 301. سوره نحل، آیه 16.
10) 302. تفسیر نورالثقلین، ج 3، ص 45.
11) 303. شواهد التنزیل، ج 1، ص 425.
12) 304. سوره اسراء، آیه 80.
13) 305. مشارق انوار الیقین، ص 64.
«قُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْنآءَنا وَأَبْنآءَکُمْ وَنِسآءَنا وَنِسآءَکُمْ وَأَنْفُسَنا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکاذِبِینَ»؛(1)
«بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله کرده و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم».
این آیه شریفه، به آیه مباهله معروف است، و اشاره دارد به اینکه: امیرالمؤمنینعلیه السلام نفس رسول خداصلی الله علیه وآله است.
هنگامیکه رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: ما خودمان و جانمان و نفسمان را با خود میآوریم، رسول خداصلی الله علیه وآله از مردان فقط علی را با خودش به مباهله برد. از زنان هم فقط حضرت زهراعلیها السلام، و از فرزندان نیز امام حسن و امام حسینعلیه السلام را همراه آورد. پس خداوند متعال نفس النبی را مانند نفس علی قرار داده است.(2)
پیامبرصلی الله علیه وآله نیز فرمود:
«عَلِی مِنِّی وَأَنَا مِنْ عَلِیّ»؛(3)
«علی از من است و من از علی هستم».
اگرچه از لحاظ جسمی و مادی، جدای از رسول خداصلی الله علیه وآله است؛ ولی نفس و جان او همان نفس و جان رسول خداصلی الله علیه وآله است.
خود حضرت فرمود:
«عَلِی کَنَفْسِی لا فَرْقَ بَینِی وَبَینَهُ إِلَّا النُّبُوَّةُ»؛(4)
«علی مانند جان من است، بین من و او هیچ فرقی جز نبوت نیست».
و نیز فرمود:
«عَلِی نَفْسِی وَأَخِی»؛(5)
«علی نفس من و برادر من است».
مانند کفیل و ضمین؛ کسی که در بین قوم اطلاع و آگاهی و معرفتش به مردم و امور آنان از همه بیشتر است.
«وَبَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَی عَشَرَ نَقِیباً»؛(6)
«و از آنها، دوازده (سرپرست) برانگیختیم».
با توجّه به آیه شریفه، رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«مِنْ أَهْلِ بَیتِی اِثْنا عَشَرَ نَقِیباً نُجَباءٌ مُحَدِّثُونَ مُفَهِّمُونَ»؛(7)
«از اهل بیت من دوازده نقیب نجیب که همه محدّث و مفهّم هستند، خواهد بود».
و امام علیعلیه السلام اولین نقیب میباشد و آخر ایشان حضرت مهدیعلیه السلام است.(8)
از اسامی قرآنی امیرمؤمنانعلیه السلام، نور است.
1) 306. سوره آل عمران، آیه 61.
2) 307. منتخب الانوار، ص 70؛ متشابه القرآن، ج 2، ص 277؛ العمدة، ص 188؛ عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 231.
3) 308. بحارالانوار، ج 37، ص 254. الفضائل الخمسة من الصحاح الستّة، ج 1، ص 341.
4) 309. الصراط المستقیم، ج 1، ص 252؛ موسوعه امام علی، ج 8، ص 82.
5) 310. بحارالانوار، ج38، ص82؛ المناقب خوارزمی ص89؛
6) 311. سوره مائده، آیه 12.
7) 312. بحارالانوار، ج36، ص271؛ اصولکافی ج1، ص534.
8) 313. مائة منقبه، ص 71.
«فَالَّذِینَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»؛(1)
«پس کسانی که به او ایمان آوردند، و حمایت و یاریاش کردند، و از نوری که با او نازل شده پیروی نمودند، آنان رستگارانند».
ابوبصیر میگوید: امام باقرعلیه السلام در مورد آیه شریفه فرمود:
«اَلنُّورُ هُوَ عَلِیعلیه السلام»؛(2)
«مراد از نور، علیعلیه السلام است».
همچنین مراجعه شود به: الْبَصِیرُ [19]
«قَدْ جآءَکُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَأَنْزَلْنا إِلَیکُمْ نُوراً مُبِیناً»؛(3)
«دلیل روشن از طرف پروردگارتان برای شما آمد، و نور آشکاری به سوی شما نازل کردیم».
امام صادقعلیه السلام در این باره فرموده: مراد از برهان، محمّدصلی الله علیه وآله است و نور نیز علیعلیه السلاماست.(4)
«قُلْ إِنَّما أَعِظُکُم بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا للَّهِِ مَثْنی وَفُرادی ثُمَّ تَتَفَکَّرُوا ما بِصاحِبِکُمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلّا نَذِیرٌ لَکُم بَینَ یدَی عَذابٍ شَدِیدٍ»؛(5)
«بگو: شما را تنها به یک چیز اندرز میدهم، و آن اینکه: دو به دو یا یک به یک برای خدا قیام کنید، سپس بیندیشید این دوست و همنشین شما (محمّد) هیچگونه جنونی ندارد؛ او فقط بیمدهنده شما در برابر عذاب شدید الهی است».
از امام باقرعلیه السلام در مورد این آیه شریفه سؤال شد، فرمود: مراد ولایت علیعلیه السلام است.(6)
«وَوالِدٍ وَما وَلَدَ»؛(7)
«و قسم به پدر و فرزند».
از امام صادقعلیه السلام در مورد آیه شریفه نقل شده که فرمود: مراد از «والِد» علیعلیه السلام است، و «ما وَلَدَ» نیز امامانعلیهم السلام هستند.(8)
همچنین از امام باقرعلیه السلام نقل شده:
«اَلْوالِدُ؛ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ، وَما وَلَدَ؛ الْحَسَنُ وَالْحُسَینُ».(9)
خدای تعالی فرموده:
«إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ سَیجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدّاً»؛(10)
«مسلّماً کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، خداوند رحمان محبّتی برای آنان در دلها قرار میدهد».
1) 314. سوره اعراف، آیه 157.
2) 315. بحارالانوار، ج 35، ص 404.
3) 316. سوره نساء، آیه 174.
4) 317. تفسیر قمی، ج 1، ص 159؛ تفسیر فرات، ص 116؛ تأویل الآیات، ص 150.
5) 318. سوره سبأ، آیه 46.
6) 319. اصول کافی، ج1، ص 430؛ تفسیر قمی، ج 2، ص204؛ تفسیر فرات، ص 346.
7) 320. سوره بلد، آیه 3.
8) 321. بحارالانوار، ج23، ص268؛ مناقب آل ابیطالب، ج3، ص 105.
9) 322. بحارالانوار، ج 23، ص 269؛ شواهد التنزیل، ج 3، ص 430.
10) 323. سوره مریم، آیه 96.
ابوبصیر میگوید: از امام صادقعلیه السلام در مورد این آیه پرسیدم، فرمود:
«وِلایةُ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ هِی الْوُدُّ الَّذِی قالَ اللَّهُ»؛(1)
«ولایتعلی همان محبتیاست کهخدا فرموده».
وسیله یعنی واسطه و چیزی که دیگران به واسطه آن، به خدا تقرب میجویند.
خداوند میفرماید: «وَابْتَغُوا إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ»(2)
«و وسیلهای برای تقرّب به او بجویید».
و امیرمؤمنانعلیه السلام فرمود: من آن وسیله هستم، با فرزندانم.(3)
قرآن کریم میفرماید:
«هُنالِکَ الْوِلایةُ للَّهِِ الْحَقِّ هُوَ خَیرٌ ثَواباً وَخَیرٌ عُقْباً»؛(4)
«در آنجا ثابت گردید که ولایت (و قدرت) از آن خداوند برحقّ است! اوست که برترین ثواب و بهترین عاقبت را (برای مطیعان) دارد».
روایت شده که امام باقر و امام صادقعلیهما السلام در مورد این آیه شریفه فرمودند: مراد از «الولایة» ولایت امیرمؤمنانعلیه السلام است.(5)
قرآن کریم میفرماید:
«إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ»؛(6)
«تو فقط بیم دهندهای! و برای هر گروهی هدایت کنندهای است».
ابن عباس میگوید: هنگامیکه این آیه شریفه نازل شد، رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: من منذر هستم و علی نیز هادی است.(7)
در زیارت آن حضرت نیز، از امام صادقعلیه السلام نقل شده:
«وَصَلِّ عَلی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ... الَّذِی جَعَلْتَهُ... هادِیاً لِأُمَّتِهِ»؛(8)
«خدایا درود فرست بر امیرمؤمنان، او که هادی برای امّت قرارش دادی».
«یرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیسْرَ وَلا یرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ»؛(9)
«خدای تعالی راحتی شما را میخواهد، نه زحمت شما را».
امام باقرعلیه السلام در تفسیر این آیه شریفه فرمود: مراد از یسر، حضرت علیعلیه السلام است و دیگران عُسر هستند.(10)
1) 324. بحارالانوار ج35، ص353؛ اصولکافی، ج1، ص431. الدرّالمنثور ج6،ص490؛ المعجمالکبیر ج12،ص122.
2) 325. سوره مائده، آیه 35.
3) 326. مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 75.
4) 327. سوره کهف، آیه 44.
5) 328. بحارالانوار ج36، ص126؛ اصول کافی ج1، ص422.
6) 329. سوره رعد، آیه 7.
7) 330. بحارالانوار، ج 9، ص 107؛ الصراط المستقیم، ج 2، ص10. شواهدالتنزیل، ج1، ص384؛ الدرّ المنثور، ج5، ص 476؛ تفسیر الرازی، ج 9، ص 148؛ تفسیر الثعلبی، ج 1، ص 1211؛ تفسیر الکشف والبیان، ج 5، ص 272.
8) 331. بحارالانوار، ج 97، ص 307؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
9) 332. سوره بقره، آیه 185.
10) 333. بحارالانوار، ج36، ص99؛ تفسیر عیاشی، ج1، ص82.
فصل دوم:امیرالمؤمنینعلیه السلام در بیان خاتم النبیینصلی الله علیه وآله
آنچه در این فصل میآید: اسامی، القاب، اوصاف و فضایل امام علیعلیه السلام است که در کلمات گهربار پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله بیان شده است؛ چه اوصافی که از جانب خود در معرفی امام فرمودند، و یا از جانب خدای تعالی و جبرئیل به ایشان ابلاغ شده و مأمور به بیان آن بودند. و آن حضرت در خلوت و جلوت و در خطبه عمومی و مجلس خصوصی، به ذکر فضایل و مناقب ایشان پرداخته است و ما از لابهلای احادیث آن حضرت و زیارات و خطبههای ایشان جمعآوری نمودهایم.
گیرنده و حفظ کننده سنّت پیامبر؛ چنانکه رسول خداصلی الله علیه وآله خطاب به امام علیعلیه السلام فرمود:
«أَنْتَ الآخِذُ بِسُنَّتِی وَالذّآبُّ عَنْ مِلَّتِی»؛(1)
«ای علی! تو همانی که سنّت مرا اخذ و حفظ نموده و از ملّت و آیین من دفاع خواهی کرد».
آخرین کسی که با پیامبر خداصلی الله علیه وآله وداع نمود و او را به خاک سپرد.
رسول خداصلی الله علیه وآله با اشاره به امام علیعلیه السلام فرمود:
«هذا عَلِی أَوَّلُ النّاسِ إِیماناً وآخِرُهُمْ بِی عَهْداً، وَأَوَّلُ النّاسِ فِی الْقِیامِ یوْمَ الْقِیامَةِ»؛(2)
«این علیعلیه السلام، نخستین ایمانآورندگان و آخرین کسی است که با من وداع میکند و اوّلین کسی است که روز محشر، به همراه من برمیخیزد».
آصف، نام وزیر و خواهرزاده و جانشین سلیمانعلیه السلام بود که او را وصی خود قرار داد.(3)
ابن عباس نقل میکند: رسول خداصلی الله علیه وآله در معرفی امیرمؤمنانعلیه السلام فرمود:
«مَعاشِرَ النّاسِ! مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ قِیلاً وَأَصْدَقُ مِنْهُ حَدِیثاً؟! مَعاشِرَ النّاسِ! إِنّ رَبَّکُمْ جَلَّ جَلالُهُ أَمَرَنِی أَنْ أُقِیمَ لَکُمْ عَلِیاً عَلَماً وَإِماماً وَخَلِیفَةً... إِنَّ عَلِیاً صِدِّیقُ هذِهِ الأُمَّةِ وَفارُوقُها وَمُحَدِّثُها، إِنَّهُ هارُونُها وَیوشَعُها وَآصِفُها وَشَمعُونُها ...»؛(4)
«ای مردم! چه کسی از خدا بهتر سخن میگوید و چه کسی از او راستگوتر است؟ ای مردم! خدای شما به من فرمان داده که علی را برای شما معرفی کنم که او امام و خلیفه باشد. بدانید علی صدّیق این امّت است، او فاروق و محدّث این امّت است، او هارون و یوشع و آصف و شمعون این امّت است».
کبری مثل عظمی اسم تفضیل و مؤنث اکبر یعنی بزرگتر و بزرگترین؛ بنابراین علیعلیه السلام
آیت و نشانه بزرگ خدا و بزرگترین آنها میباشد.(1)اینعنوان از القاب امام علیعلیه السلام است که رسول خداصلی الله علیه وآله در مورد آن حضرت فرمود:
«أَنْتَ کَلِمَةُ اللَّهِ الْعُلْیا وَآیةُ اللَّهِ الْکُبْری وَلا یقْبَلُ اللَّهُ الإِیمانَ إِلّا بِوِلایتِکَ»؛(2)
«ای علی! تو عالیترین کلمه خدا و بزرگترین نشانه خدایی، و خداوند ایمان کسی را قبول نمیکند؛ مگر با ولایت تو باشد».
خود امیرمؤمنانعلیه السلام نیز فرموده:
«أَنَا الْحُجَّةُ الْعُظْمی وَالآیةُ الْکُبْری ؛(3)
«من بزرگترین حجّت خدا و بزرگترین آیه و نشانه او هستم».
و در دعای افتتاح در شبهای ماه مبارک رمضان میخوانیم: «اَللَّهُمَّ وَصَلِّ عَلی عَلِی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ... وَآیتِکَ الْکُبْری ؛(4)
«خدایا درود فرست بر امیرمؤمنانعلیه السلام ... او که بزرگترین آیه و نشانه توست».
همچنین در نماز عید غدیر گفته میشود:
«اَللَّهُمَّ بَلی شَهِدْنا بِمَنِّکَ وَلُطْفِکَ بِأَنَّکَ أَنْتَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ رَبُّنا وَمُحَمَّدٌ عَبْدُکَ وَرَسُولُکَ نَبِینا وَعَلِی أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ وَالْحُجَّةُ الْعُظْمی وَآیتُکَ الْکُبْری ؛(5)
«بار الها! به منّ و کرم و لطف تو گواهی میدهیم که تو همان خدایی هستی که غیر از تو نیست و محمّد بنده و رسول تو، پیامبر ماست و علی، امیرمؤمنان و بزرگترین دلیل و نشانه تو است».
آیة الحق به معنای نشانه حقّ و حقیقت است و البته حقّ محض و خالص خدایتعالی است، پس علیعلیه السلام نشانه خداوند است، از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل شده که فرمود:
«عَلِی آیةُ الْحَقِّ وَرایةُ الْهُدی ؛(6)
«علیعلیه السلام نشانه خدا و پرچم هدایت است».
روزی رسول خداصلی الله علیه وآله دستی به کتف علیعلیه السلام زده و فرمود: ای علی! هفت خصلت در تو هست که هیچ یک از قریش نمیتواند با تو رقابت و احتجاج کند.
آن هفت خصلت چنین است:
«... أَنْتَ أَوَّلُهُمْ إِیماناً بِاللَّهِ وَأَوْفاهُمْ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَقْوَمُهُمْ بِأَمْرِ اللَّهِ وَأَقْسَمُهُمْ بِالسَّوِیةِ وَأَعْدَلُهُمْ فِی الرَّعِیةِ وَأَبْصَرُهُمْ فِی الْقَضِیةِ وَأَعْظَمُهُمْ عِنْدَ اللَّهِ یوْمَ الْقِیامَةِ مَزِیةً»؛(7)
1) 338. البته همانطور که در مقدّمه تأکید شد، هرچه در مورد امیر مؤمنان گفته میشود و به عنوان برترین فرد معرفی میگردد، مراد غیر از رسول خداصلی الله علیه وآله است؛ چون آن حضرت، اول شخص عالم خلقت است و هیچ مؤمن معتقدی به خود اجازه نمیدهد که امام علیعلیه السلام را برتر از پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله بداند.
2) 339. مشارق انوار الیقین، ص 102؛ امالی صدوق، ص 11؛ بشارة المصطفی، ص 18.
3) 340. بحارالانوار، ج 39، ص 236.
4) 341. اقبال الاعمال، ص 60؛ مفاتیح الجنان، دعای افتتاح.
5) 342. تهذیب طوسی، ج 3، ص 145.
6) 343. بحارالانوار، ج 22، ص 196؛ امالی طوسی، ص 505.
7) 344. بحارالانوار، ج 38، ص 10؛ امالی طوسی، ص 553؛ الخصال صدوق، ج 2، ص 363؛ کشف الیقین، ص283؛ کشف الغمة، ج 1، ص 152؛ مناقب آل ابی طالب، ج 2، ص 6. جامع الاحادیث، ج 23، ص 317؛ کنز العمال، ج 11، ص 617.
«تو اولین ایمان آورنده به خدا از بین مؤمنان و وفادارترین آنان به عهد خدا و برپادارترین فرد به امر خدا و تقسیم کننده به تساوی و عادلترین آنها با مردم و عالمترین آنان به قضایا و حوادث میباشی و کسی هستی که روز قیامت درجه و مزیتش از همه عظیمتر است».
حضرت علیعلیه السلام پسر عموی رسول خداصلی الله علیه وآله است، البته در دایره دین الهی قرابت نسبی و سببی جایگاهی ندارد؛ لکن در کنار سایر مناقب و فضایل علیعلیه السلام، این قرابت و نزدیکی با پیامبر خداصلی الله علیه وآله خود ارزش و فضیلتی دیگر محسوب میگردد.
پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود:
«عَلِی أَخِی وَصاحِبِی وَابْنُ عَمِّی».(1)
در زیارت مخصوصه آن حضرت در روز یکشنبه آمده است:
«... وَبِحَقِّ ابْنِ عَمِّکَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ وَعَلَیهِمْ أَجْمَعِینَ».(2)
پدر امامان، عنوانی است که رسول خداصلی الله علیه وآله در حقّ حضرت فرمود:
«أَنْتَ الْإِمامُ، أَبُوالْأَئِمَّةِ أَحَدَ عَشَرَ مِنْ صُلْبِکَ»؛(3)
«تو امام هستی، پدر یازده امام که همه از صلب تو هستند».
امام علیعلیه السلام پدر امامان معصومعلیهم السلام است؛ یعنی همه امامان از نسل او و از فرزندان امام حسینعلیه السلام هستند؛ چنانکه در یکی از زیارات مطلقه آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلی أَبِی الْأَئِمَّةِ وَخَلِیلِ النُّبُوَّةِ وَالْمَخْصُوصِ بِالْأُخُوَّةِ»؛(4)
«سلام بر پدر امامان و دوست پیامبر، همان که به جهت برادری پیامبرصلی الله علیه وآله امتیاز ویژه یافت».
زُهَر جمع زهره است و به معنای درخشنده و نورانی؛ یعنی امامان ما همه چنین هستند و امیر مؤمنان پدر ایشان است.
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله در مورد علیعلیه السلام فرموده است:
«أَلا إِنَّهُ الْمُبَلِّغُ عَنِّی وَالْإِمامُ بَعْدِی وَأَبُوالْأَئِمَّةِ الزُّهَرِ»؛(5)«بدانید او از جانب من ابلاغ میکند، او امام بعد از من و پدر امامان درخشنده و نورانی است».
پدر امامان هدایت یافته.
از کلمات گهربار پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است که در روز غدیر درباره حضرت علیعلیه السلام فرمود:
«إِنَّ عَلِیاً مِنِّی وَأَنَا مِنْ عَلِیّ، خُلِقَ مِنْ طِینَتِی وَهُوَ إِمامُ الْخَلْقِ بَعْدِی... خَیرُ الْوَصِیینَ وَزَوْجُ سَیدَةِ نِسآءِ الْعالَمِینَ وَأَبُوالْأَئِمَّةِ الْمَهْدِیینَ»؛(6)
1) 345. الصراط المستقیم، ج 2، ص 81؛ مناقب آل ابی طالب، ج 2، ص 186. تاریخ ابن عساکر، ج 1، ص 131.
2) 346. جمالالاسبوع، ص31؛ مفاتیحالجنان، زیارت یکشنبه.
3) 347. بحارالانوار، ج 36، ص 335.
4) 348. بحارالانوار، ج 97، ص 287.
5) 349. بحارالانوار، ج 36، ص 316؛ الصراط المستقیم، ج 2، ص 114.
6) 350. امالی صدوق، ص 125.
«علی، از من است و من از علی هستم، خلقت او از طینت من است، او بعد از من امام مردم است ... علی بهترین جانشینان و همسر بهترین زنان جهان است و پدر امامان هدایت یافته میباشد».
پدر امّت. یکی از کنیههای امام علیعلیه السلام است که همراه پیامبر خداصلی الله علیه وآله، پدر امّت هستند.
امیرالمؤمنینعلیه السلام میفرماید: رسول خداصلی الله علیه وآله به من فرمود:
«یا عَلِی! فَقُلْتُ: لَبَّیکَ یا رَسُولَ اللَّهِصلی الله علیه وآله. قالَ: أَنَا وَأَنْتَ أَبَوا هذِهِ الْاُمَّةِ فَلَعَنَ اللَّهُ مَنْ عَقَّنا، قُلْ: آمِینَ. فَقُلْتُ: آمِینَ»؛(1)
«ای علی! و من گفتم: بله ای رسول خدا! فرمود: من و تو دو پدر این امّت هستیم. خدا لعنت کند هر کس که حقّ ما را رعایت نکند و از ما نافرمانی کند، فرمود: بگو آمین، و من هم گفتم: آمین».
پدر خاک. از کنیههای ویژه امیرالمؤمنینعلیه السلام است که پیامبر خداصلی الله علیه وآله به آن حضرت نسبت داده و از کنیههایی است که امام علیعلیه السلام نیز آن را بسیار دوست میداشت و اگر کسی او را با آن کنیه صدا میکرد، بسیار خوشحال میشد.(2)
درمورد علّت نامگذاری آن، مطالب متعددی گفته شده؛ از جمله اینکه: روزی حضرت بر روی زمین در حال سجده بود و گرد و خاک بر سر و رویش نشسته بود، پیامبرصلی الله علیه وآله این منظره را دید و فرمود:
«إِنَّما أَنْتَ أَبُوتُرابٍ».
و در موارد مختلف نیز، با عنوان «ابوتراب» ایشان را مورد خطاب قرار میداد.(3)
پدر فرزندان پیامبر.
این عنوانی دیگر است که رسول خداصلی الله علیه وآله به امام علیعلیه السلام نسبت داده؛(4)چون همسرش فاطمه زهراعلیها السلام دختر پیامبر است، فرزندان ایشان ذرّیه رسول خداصلی الله علیه وآله میباشند؛ لذا با این عنوان در موارد بسیاری از امیرالمؤمنین تعریف و تمجید شده است؛ از جمله در یکی از زیارات آن حضرت آمده:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی وَلِیکَ وَأَخِی نَبِیکَ... وَأَبِی ذُرِّیتِهِ»؛(5)
«خدایا! درود فرست بر علی، که ولی تو و برادر پیامبرت ... و پدر ذرّیه آن جناب است».
پدر دو ریحانه و دسته گل (امام حسن و امام حسینعلیهما السلام) پیامبرصلی الله علیه وآله سه روز قبل از رحلت، به امام علیعلیه السلام چنین فرمود:
1) 351. بحارالانوار، ج 36، ص 6؛ معانی الاخبار، ص 118. تفسیر آلوسی، ج 16، ص 135؛ تفسیر روحالبیان، ج 10، ص 336.
2) 352. بحارالانوار، ج 35، ص 66.
3) 353. بحارالانوار، ج 18، ص 119 و ج 19، ص 187 و ج 35، ص 50 و ج 25، ص 51. عمدة القاری، ج 24، ص 334.
4) 354. بحارالانوار، ج 23، ص 143؛ الروضة، ص 146.
5) 355. بحارالانوار، ج 97، ص 372؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین در روز میلاد پیامبر.
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا أَبَا الرَّیحانَتَین، أُوصِیکَ بِرَیحانَتَی مِنَ الدُّنْیا...»؛(1)
«سلام بر تو ای پدر دو دسته گل، از این دنیا تو را به گلهای خودم سفارش میکنم».
سبطین تثنیه سبط و به معنای نوه میباشد. رسول خداصلی الله علیه وآله خطاب به امام علیعلیه السلام فرمود:
«أَنْتَ أَبُو سِبْطَی»؛(2)
«تو پدر دو سبط من هستی».
امام حسن و امام حسینعلیهما السلام دو سبط و نوه پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله هستند، امام علیعلیه السلام نیز داماد پیامبرصلی الله علیه وآله و پدر ایشان است؛ لذا به حضرت اینگونه سلام میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا أَبا سِبْطَی رَسُولِ اللَّهِ»؛(3)
«سلام برتو ای پدر دو سبط (نوه) رسول خدا».
پدر شهیدان. و منظور آن آقایی است که همه فرزندان او را یا شهید کردند و یا اسیر و آواره و یا تبعید نمودند.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«عَلِی سَیدُ الشُّهَداءِ وَأَبُوالشُّهَداءِ الْغُرَباءِ»؛(4)
«علی آقای شهیدان و پدر شهیدان است که در غربت به شهادت رسیدند».
در فرازی از دعای ندبه نیز اشاره دارد:
«وَالْأُمَّةُ مُصِرَّةٌ عَلی مَقْتِهِ، مُجْتَمِعَةٌ عَلی قَطِیعَةِ رَحِمِهِ وَإِقْصآءِ وُلْدِهِ، إِلَّا الْقَلِیلَ مِمَّنْ وَفی لِرِعایةِ الْحَقِّ فِیهِمْ، فَقُتِلَ مَنْ قُتِلَ، وَسُبِی مَنْ سُبِی، وَأُقْصِی مَنْ أُقْصِی»؛(5)
«و همه امّت، کمر بر دشمنی آنها بسته و متّفق شدند تا نسل پیامبر را قطع کنند و فرزندانش را آواره نمایند، مگر عدّه کمی که در رعایت حقّ اهل بیتعلیهم السلام وفادار ماندند، پس عدّهای کشته شدند و عدهای اسیر گشتند و برخی نیز آواره شدند».
پدر غریبان. و منظور آن آقایی است که همه فرزندانش غریب گشتند و در غربت به شهادت رسیدند، یا اسیر و آواره و یا تبعید شدند.
همچنین مراجعه شود به: أَبُو الشُّهَداءِ [142]
پدر مؤمنان. پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود:
«أَنَا وَعَلِی أَبُو الْمُؤْمِنِینَ، فَمَنْ سَبَّ أَحَدَنا فَعَلَیهِ لَعْنَةُ اللَّهِ»؛(6)
«من و علی پدر مؤمنان هستیم، هرکس یکی از ما را دشنام و ناسزا دهد، پس لعنت خدا بر او باد».
رسول خداصلی الله علیه وآله به فاطمه زهراعلیها السلام فرمود:
«إِنَّ عَلِیاً أَخِی وَصَفِیی وَأَبُو وُلْدِی»؛(7)
1) 356. بحارالانوار، ج 43، ص 173؛ امالی صدوق، ص 135. کنز العمال، ج 11، ص 625؛ جامع الاحادیث، ج 13، ص 282؛ جمع الجوامع، ج 1، ص 1337.
2) 357. بحارالانوار، ج 36، ص 330.
3) 358. بحارالانوار، ج 97، ص 328.
4) 359. موسوعه امام علیعلیه السلام، ج 8، ص 138.
5) 360. بحارالانوار، ج 99، ص 106؛ اقبال الاعمال، ص 296؛ مفاتیح الجنان، دعای ندبه.
6) 361. الصراط المستقیم، ج 2، ص 93.
7) 362. بحارالانوار، ج 22، ص 503؛ امالی طوسی، ص 606. المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 239.
«همانا علی، برادر و برگزیده من است، او پدر فرزندان من می باشد».
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«أَلا إِنَّ وِلایةَ عَلِیّ وِلایةُ اللَّهِ، وَحُبَّهُ عِبادَةُ اللَّهِ، وَاتِّباعَهُ فَرِیضَةُ اللَّهِ، وَأَوْلِیاءَهُ أَوْلِیاءُ اللَّهِ، وَأَعْداءَهُ أَعْداءُ اللَّهِ، وَحَرْبَهُ حَرْبُ اللَّهِ وَسِلْمَهُ سِلْمُ اللَّهِ»؛(1)
«آگاه باشید! ولایت علی همان ولایت خداست، دوست داشتن او عبادت و پیروی از او واجب و فریضه الهی است، دوستان او دوستان خدا و دشمنان او دشمنان خدایند، جنگ او جنگ خدا و صلح او صلح خداست».
کسی که پیروی و اطاعت از او، موجب فضیلت و برتری شخص پیروی کننده است.
پیامبرصلی الله علیه وآله در فضایل امام علیعلیه السلام فرمود:
«حُبُّ عَلِی نِعْمَةٌ وَاتِّباعُهُ فَضِیلَةٌ دانَ بِهِ الْمَلائِکَةُ وَحَفَّتْ بِهِ الْجِنُّ الصّالِحُونَ، لَمْ یمْشِ عَلَی الْأَرْضِ ماشٍ بَعْدِی إِلّا کانَهُوَ أَکْرَمَ مِنْهُعِزّاً وَفَخْراً وَمِنْهَاجاً لَمْ یکُ فَظّاً عَجُولاً وَلا مُسْتَرْسِلاً لِفَسادٍ وَلا مُتَعَنِّداً حَمَلَتْهُ الْأَرْضُ فَأَکْرَمَتْهُ لَمْ یخْرُجْ مِنْ بِطْنِ أُنْثی بَعْدِی أَحَدٌ کانَ أَکْرَمَ خُرُوجاً مِنْهُ وَلَمْ ینْزِلْ مَنْزِلاً إِلّا کانَ مَیمُوناً أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَیهِ الْحِکْمَةَ وَرَدّاهُ بِالْفَهْمِ تُجالِسُهُ المَلائِکةُ وَلا یراها»؛(2)
«دوستی حضرت علیعلیه السلام نعمت خدا و پیروی از او فضیلت است که فرشتگان نیز به آن معتقدند و صالحان از جن به گرد اویند. بعد از من کسی بزرگوارتر از علیعلیه السلام بر روی زمین راه نرفته است جز آنکه علیعلیه السلام بهتر از اوست، او عزت و افتخار و دلیل راه است، نه سخت و شتابکار و نه سهلانگار در فساد است و نه عنادورز. زمین او را برداشته و گرامی داشته. پس از من کسی گرامیتر از او از مادر متولد نشده و هر کجا فرود آمده میمنت داشته است. خدا بر وی حکمت فرو فرستاده و اورا با فهمش پوشانیده است.فرشتگان با وی همنشین باشند؛ ولی آنان را نبیند».
رسول خداصلی الله علیه وآله به امیر مؤمنانعلیه السلام فرمود:
«یا عَلِی! أَنَا وَأَنْتَ أَجِیرا هذَا الْخَلْقِ، فَمَنْ مَنَعَنا أَجْرَنا فَعَلَیهِ لَعْنَةُ اللَّهِ، أَمِّنْ یا عَلِی! فَقُلْتُ: آمِینَ یا رَسُولَ اللَّهِ»؛(3)
«ای علی! من و تو اجیر این خلق هستیم، پس هر که اجر ما را نپردازد، لعنت خدا بر او باد، بگو آمین ای علی! من هم گفتم آمین ای رسول خدا».
رسول اکرمصلی الله علیه وآله درباره امیر مؤمنانعلیه السلام فرمود:
«أَحَبُّ إِخْوانِی إِلَی عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ، وَأَحَبُّ أَعْمامِی إِلَی حَمْزَةُ»؛(4)
«محبوبترین برادرانم، علی است و بهترین عموهایم حمزه است».
محبوبترین خلق نزد خدا.
روزی مرغ بریانی را برای رسول خداصلی الله علیه وآله هدیه آوردند، آن حضرت از خدای تعالی درخواست کرد: خدایا! محبوبترین بندگانت را نزد من بفرست تا در خوردن این مرغ، با من شریک شود. مدتی نگذشت امیرالمؤمنین وارد شد. بدین سبب، امام علیعلیه السلام به «أَحَبُّ الْخَلْقِ إِلَی اللَّهِ»، و این جریان به داستان «طیر مشوی» معروف شد.(1)
امیرالمؤمنینعلیه السلام دوست داشتنیترین افراد نزد رسول خداصلی الله علیه وآله بود؛ چون ایشان به آن جناب فرموده بود:
«أَنْتَ أَحَبُّ الْخَلْقِ إِلَی»؛(2)
«تو محبوبترین مردم نزد من هستی».
و در جای دیگر فرمود:
«اللَّهُمَّ عَلِی أَحَبُّ الْخَلْقِ إِلَی»؛(3)
«خدایا! علی محبوبترین خلق نزد من است».
عایشه از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل میکند:
«فاطِمَةُ أَحَبُّ النّاسِ إِلی رَسُولِ اللَّهِ وَزَوْجُها عَلِی أَحَبُّ الرِّجالِ إِلَیهِ»؛(4)
«فاطمه محبوبترین مردم نزد رسول خداصلی الله علیه وآله و شوهرش علی محبوبترین مردم نزدشان بود».
در احادیث متعددی از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل شده که فرمود:
«إِنِّی تارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَینِ کِتابَ اللَّهِ وَعِتْرَتِی»؛(5)
«من از بین شما میروم؛ ولی دو گوهر گرانبها نزد شما باقی میگذارم، یکی کتاب خدا و دیگری عترت و اهل بیت من است».
مراد از عترتی، اهل بیت پیامبرعلیهم السلام میباشد که فرد اکمل و اتمّ عترت رسول خداصلی الله علیه وآله نیز امام علیعلیه السلام است، او هم داماد و هم پسرعموی پیامبر و هم جانشین و خلیفه ایشان میباشد.
کسی که در میان مردم، اخلاقش از همه بهتر و نیکوتر است.
پیامبرصلی الله علیه وآله خطاب به امام علیعلیه السلام فرمود:
«أَنْتَ أَحْسَنُهُمْ خُلْقاً وَأَصْدَقُهُمْ لِساناً»؛
«ای علی! اخلاق تو از همه بهتر و زبان تو از هم راستگوتر است».
حلم صفتی است که با آن، خشم و غضب و احساسات کنترل میشود و علیعلیه السلام که مظهر اسمای الهی است، نه تنها حلیم است؛ بلکه از همه مردم هم حلیمتر میباشد.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«عَلِی أَشْجَعُ النّاسِ قَلْباً وَأَحْلَمُ النّاسِ حِلْماً»؛(1)
«علی شجاعترین و بردبارترین مردم است».
امام علیعلیه السلام، هم اولین مؤمن به رسول خدا و هم امیرمؤمنان است و هم در بین مؤمنان، ایمانش خالصترین ایمانهاست.
پیامبرصلی الله علیه وآله به آن جناب فرمود:
«أَنْتَ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِینَ إِسْلاماً وَأَخْلَصُهُمْ إِیماناً»؛(2)
«تو اولین کسی هستی که به اسلام پیوسته و ایمانت خالصترین ایمان است».
لذا در زیارت مخصوص آن حضرت آمده:
«یا أَبَالْحَسَنِ! أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ أَوَّلَ الْقَوْمِ إِسْلاماً، وَأَخْلَصَهُمْ إِیماناً»؛(3)
«گواهی میدهم که تو اولین مسلمان در قوم بودی و نیز خالصترین ایمان را داشتی».
کسی که پیامبرصلی الله علیه وآله او را برادر خود گرفت. آنگاه که پیامبر خداصلی الله علیه وآله بین مسلمانان عقد و پیمان اخوت و برادری برقرارنمود، علیعلیه السلام تنها ماند. پس عرض کرد: یا رسول اللَّه! آیا مرا با کسی برادر نکردی؟ فرمود:
«یا عَلِی! أَنْتَ أَخِی»؛(4)
«ای علی! تو برادر من هستی».
و در جای دیگر نیز فرمود:
«مَکْتُوبٌ عَلی بابِ الْجَنَّةِ: لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِی أَخُو رَسُولِ اللَّهِ»؛(5)
«بر بالای در بهشت چنین نوشته شده است: خدایی جز اللَّه نیست، محمّد رسول خدا و علی برادر پیامبر خداست».
و ما هم اینگونه شهادت میدهیم:
«وَأَشْهَدُ أَنَّ عَلِیاً عَبْدُ اللَّهِ وَأَخُو رَسُولِ اللَّهِ»؛(6)
«گواهی میدهم که علیعلیه السلام بنده خدا و برادر رسول خداست».
کسی که نسبت به مؤمنان از همه مهربانتر و رؤوفتر میباشد.
این عنوان و لقبی است که پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله به امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود:
«أَنْتَ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِینَ بِاللَّهِ إِیماناً وَأَوْفاهُمْ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَقْوَمُهُمْ بِأَمْرِ اللَّهِ وَأَرْأَفُهُمْ بِالرَّعِیةِ»؛(7)
«تو اولین ایمانآورنده به خدا و باوفاترین آنان به پیمان الهی هستی و از همه بیشتر به امر الهی قیام میکنی و به مردم از همه مهربانتر هستی».
1) 372. امالی صدوق، ص 439؛ بشارة المصطفی، ص 174؛ مناقب آل ابی طالب، 2، ص 35.
2) 373. بحارالانوار، ج 96، ص 38.
3) 374. بحارالانوار، ج 303، ص 38؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنینعلیه السلام.
4) 375. مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 104؛ الصوارم المهرقة، ص 209؛ کنز العمال، ج 13، ص 150؛ فضائل الصحابة، ج 2، ص 663؛ المستدرک علیالصحیحین، ج 3، ص 15.
5) 376. بحارالانوار، ج 7، ص 231. جامع الاحادیث، ج 19، ص 449؛ تاریخ بغداد، ج 6، ص 387؛ المعجم الاوسط، ج 5، ص 343؛ الکامل فی الرجال، ج 6، ص 2103.
6) 377. من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 589؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنینعلیه السلام.
7) 378. بحارالانوار، ج31، ص382؛ مناقب آلابی طالب، ج 2، ص 6. کنز العمال، ج 11، ص 617.
زاهدترین مردم.
وقتی از رسول خداصلی الله علیه وآله سؤال شد:
«مَنْ أَزْهَدُ النّاسِ وَأَفْقَرُهُمْ؟»؛
«چه کسی از همه مردم زاهدتر میباشد؟»
ایشان در پاسخ فرمود: او علیعلیه السلام است که وصی و جانشین من میباشد.(1)
با سخاوتترین مردم. عنوان و لقبی است که رسولخداصلی الله علیه وآله به امیرالمؤمنینعلیه السلام فرموده است:
«یا عَلِی! أَنْتَ أَفْضَلُ أُمَّتِی فَضْلاً... وَأَشْجَعُهُمْ قَلْباً وَأَسْخاهُمْ کَفّاً»؛(2)
«ای علی! تو بافضیلتترین امّت من، و نیز تو شجاعترین و باسخاوتترین امّت من میباشی».
رسول خداصلی الله علیه وآله با اشاره به امیرالمؤمنینعلیه السلام، خطاب به ابوهریره فرمود:
«هذَا الْبَحْرُ الزّاخِرُ، هذَا الشَّمْسُ الطّالِعَةُ، أَسْخی مِنَ الْفُراتِ کَفّاً، وَأَوْسَعُ مِنَ الدُّنْیا قَلْباً، فَمَنْ أَبْغَضَ فَعَلَیهِ لَعْنَةُ اللَّهِ»؛(3)
«این (علیعلیه السلام) دریای پربار علم است، این (علیعلیه السلام) خورشید تابان است، که دستش باسخاوتتر از فرات (رودخانه بزرگ)، و قلبش گستردهتر از دنیا است، پس هرکه با او دشمنی ورزد، لعنت خدا بر او باد».
شیر خدا. کنایه از کسی است که بسیار شجاع و نترس است و دارای نیرویی الهی میباشد. هنگامی که از رسول خداصلی الله علیه وآله سؤال کردند: چه کسی از همه زاهدتر و فقیرتر است؟
حضرت در پاسخ فرمود:
«عَلِی وَصِیی وَابْنُ عَمِّی وَأَخِی وَحَیدَرِی وَکَرّارِی وَصَمْصامِی وَأَسَدِی وَأَسَدُ اللَّهِ»؛(4)
«علی، که جانشین و پسرعموی من است، او که برادر و حیدر و کرار و صمصام من و شیر خدا و من است».
در قسمتی از زیارت آن حضرت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلی أَسَدِ اللَّهِ فِی الْوَغی ؛(5)
«سلام بر او که شیر خدا بود در جنگ و جهاد».
شیر رسول خدا.
عنوانی است که خود پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرموده است. طبق حدیثی که در «اسد اللَّه» گفته شد.
اسمح از واژه سمح؛ کسی است که از همه بخشندهتر و باسخاوتتر باشد.
رسول خداصلی الله علیه وآله طبق حدیثی فرمود:
«عَلِی بْنُ أَبِیطالِبٍ أَقْدَمُ أُمَّتِی سِلْماً، وَأَکْثَرُهُمْ عِلْماً، وَأَصَحُّهُمْ دِیناً، وَأَفْضَلُهُمْ یقِیناً، وَأَکْمَلُهُمْ حِلْماً،
وَأَسْمَحُهُمْ کَفّاً، وَأَشْجَعُهُمْ قَلْباً، وَهُوَ الْإِمامُ وَالْخَلِیفَةُ بَعْدِی»؛(1)
«علی بن ابیطالبعلیه السلام مقدمترین مسلمان امّت من است، او از همه بیشتر علم دارد، دینش از همه صحیحتر، یقینش از همه برتر، حلم و بردباریاش از همه کاملتر، از همه سخاوتمندتر و از همه شجاعتر است، او امام و خلیفه بعد از من است».
شجاعترین و نترسترین افراد امّت. کسی که قلبی محکم و نترس دارد.
در زیارت آن حضرت آمده:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ... أَشْجَعَهُمْ قَلْباً»؛(2)
«گواهی میدهم که تو... دلت از همه قویتر و شجاعتر بود».
همچنین مراجعه شود به: أَسْخَی الْأُمَّةِ [160]
شجاعترین مردم.
همچنین مراجعه شود به: أَحْلَمُ النّاسِ [155]
رسول خداصلی الله علیه وآله خطاب به فاطمه زهراعلیها السلام در مورد همسرش امیرمؤمنانعلیه السلام فرمود:
«هُوَ أَشْرَفُ أَهْلِ بَیتِکَ حَسَباً وَأَکْرَمُهُمْ مَنْصَباً»؛(3)
«علیعلیه السلام شریفترین فرد اهل بیت از حیث نسب و گرامیترین آنان از جهت منصب و مقام است».
رسول خداصلی الله علیه وآله به حضرت علیعلیه السلام فرمود:
«أَنْتَ الثَّوابُ وَأَصْحابُکَ الْأَبْرارُ»؛(4)
«تو ثواب و پاداش هستی و یاران تو خوبان هستند».
رسول خداصلی الله علیه وآله به حضرت علیعلیه السلام فرمود:
«یاعَلِی! أَبْشِرْ فَإِنَّکَ وَأَصْحابُکَ وَشِیعَتُکَ فِیالْجَنَّةِ»؛(5)
«ای علی! بشارت باد بر تو! همانا تو و یاران و پیروانت در بهشت خواهید بود».
دینش صحیحترین دین و آیین است.
همچنین مراجعه شود به: أَسْمَحُ الْأُمَّةِ [164]
کسی که زبانش از همه راستگوتر است.
همچنین مراجعه شود به: أَحْسَنُ النّاسِ خُلْقاً [154]
اصل واساس دین به پذیرش ولایت و امامت علی و امامان از فرزندان آن حضرتعلیه السلام است، چنانکه پیامبر خداصلی الله علیه وآله به آن حضرت فرمود:
«یا عَلِی! أَنْتَ أَصْلُ الدِّینِ وَمَنارُ الْإِیمانِ وَغایةُ الْهُدی ...»؛(6)
1) 384. مائة منقبة، ص 50؛ التحصین، ص 619.
2) 385. بحارالانوار، ج 97، ص 377؛ مفاتیح الجنان، زیارت مخصوصه.
3) 386. بحارالانوار، ج 36، ص 307.
4) 387. بحارالانوار، ج 36، ص 97. شواهد التنزیل، ج 1، ص 178.
5) 388. فضائل الصحابة، ج 1، ص 654.
6) 389. بحارالانوار، ج 35، ص 400 و ج 23، ص 3؛ مستدرک الوسائل، ج 11، ص 270؛ تفسیر فرات، ص 205؛ بصائر الدرجات، ص 32.
«ای علی! تو اصل و اساس دین و پایان هدایت و نتیجه هدایت هستی ...».
به همین جهت فرمود: اگر کسی در بهترین مکان روی زمین (کعبه) و در بهترین زمانها و ساعات به عبادت خدا مشغول شود، روزها را روزه بگیرد و شبها را به شب زندهداری بگذراند؛ امّا ولایت اهل بیتعلیهم السلام را نداشته باشد، خداوند هیچ عملی از او را نمیپذیرد.(1)
مراد از اصل، همهکاره بودن است. رسول خداصلی الله علیه وآله در مورد حضرت علیعلیه السلام فرمود:
«عَلِی أَصْلِی وَجَعْفَرٌ فَرْعِی»؛(2)
«علی اصل من و جعفر فرع من است».
دارای صورت کشیده. اصلع کسی است که موی جلوی سر او ریخته باشد.
رسول خداصلی الله علیه وآله به عمار فرمود: بعد از من اختلاف و کشمکش پیش میآید و برخی شمشیر میکشند، هر وقت چنین شد:
«فَعَلَیکَ بِهذَا الْأَصْلَعِ عَنْیمِینِی عَلِیّ بْنِ أَبِیطالِبٍ»؛(3)
«تو ملازم این اصلع باش که در کنار من است؛ یعنی علی بن ابیطالبعلیه السلام».
اگر همه مردم به طرفی رفتند و این اصلع (علیعلیه السلام) به طرف دیگر رفت، تو به طرف علیعلیه السلام برو.
دشمنان او دشمنان خدا هستند؛ پس هرکه با او دشمنی کند، گویا با خدا دشمنی کرده است.
همچنین مراجعه شود به: اِتّباعُهُ فَرِیضَةُ اللَّهِ [146]
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله خطاب به امام علیعلیه السلام فرمود:
«یا عَلِی! أَنْتَ وَصِیی وَخَلِیفَتِی وَوَزِیرِی وَوارِثِی وَأَبُو وُلْدِی، شِیعَتُکَ شِیعَتِی وَأنْصارُکَ أَنْصارِی وَأَوْلِیآؤُک أَوْلِیآئِی وَأَعْدآؤُکَ أَعْدآئِی»؛(4)
«ای علی! تو وصی و جانشین و وزیر و وارث و پدر فرزندان منی، پیروان تو پیروان من، و یاران تو یاران من هستند، دوستان تو دوستان من، و دشمنان تو دشمن من هستند».
هرجا سخن از عدل باشد، نام علیعلیه السلام درکنار آن میدرخشد و هر وقت نام علیعلیه السلام را به یاد آوریم، عدالت خود به خود به ذهن میآید.
دوره کوتاه حکومت آن حضرت، نمونه ماندگار حکومت عادلانه برای تمام جهانیان است؛ تا جایی که گفتهاند: علیعلیه السلام به جهت شدّت رفتار عادلانه به شهادت رسید. و این هم امضای رسول خداصلی الله علیه وآله که فرموده:
«أَما وَاللَّهِ! إِنَّهُ أَوَّلُکُمْ إِیماناً بِاللَّهِ وَأَعْدَلُکُمْ فِیالرَّعِیةِ»؛(5)
1) 390. بحارالانوار، ج 65، ص 332؛ وسائل الشیعه، ج 1، ص 119؛ المحاسن برقی، ج 1، ص 286.
2) 391. الجامع الصغیر، ج 2، ص 176؛ کنز العمال، ج 11، ص 602؛ ینابیع المودّة، ج 2، ص 96.
3) 392. بحارالانوار، ج 28، ص 69.
4) 393. امالی صدوق، مجلس 53، حدیث 13.
5) 394. بحارالانوار، ج 35، ص 435؛ امالی طوسی، ص 251؛ بشارة المصطفی، ص 192.
«آگاه باشید که علیعلیه السلام اولین مؤمن از بین شماست و عادلترین شما بین مردم است».
امام علیعلیه السلام از رسول خداصلی الله علیه وآله پرسید: آیا من نزد شما محبوبترم یا فاطمه؟ فرمود:
«فاطِمَةُ أَحَبٌّ إِلَی مِنْکَ وَأَنْتَ أَعَزٌّ عَلَی مِنْها»؛(1)
«فاطمهعلیها السلام نزد من محبوبتر از تو است و تو عزیزتر از او هستی».
فضیلت و درجه و امتیازش از همه بیشتر است. عنوان و افتخاری دیگر از رسولخداصلی الله علیه وآله برای امیرمؤمنانعلیه السلام است.
همچنین مراجعه شود به: أَبْصَرُ الْمُؤْمِنِینَ [132]
پیامبرصلی الله علیه وآله خطاب به امام علیعلیه السلام فرمود:
«أَنْتَ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِینَ مَعِی إِیماناً وَأَعْظَمُهُمْ جِهاداً وَأَعْلَمُهُمْ بِآیاتِ اللَّهِ»؛(2)
«تو اولین مؤمنان بودی که به همراه من ایمان آوردی و بزرگترین آنان در جهاد، و عالمترین ایشان نسبت به آیات الهی هستی».
داناترین و عالمترین مردم؛ چنانکه رسول خداصلی الله علیه وآله فرموده:
«أَعْلَمُکُمْ عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ»؛(3)
«عالمترین شما (امّتم) علی بن ابی طالب است».
«أَعْلَمُ أُمَّتِی مِنْ بَعْدِی عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ»؛(4)
«عالمترین امّتم بعدمن، علی بنابیطالب است».
و شواهد فراوانی هم در این زمینه است؛ از جمله اینکه تمام اصحاب در مسایل خود به آن حضرت رجوع میکردند و به او نیاز داشتند؛ ولی او در هیچ مسألهای به آنان رجوع نکرده؛ یعنی سؤالی و نیازی نداشته.
و پیامبر به ایشان فرمود: «أَنْتَ أَخِی وَوارِثِی»؛ وارث یعنی کسی که علم پیامبر را ارث برده، که فرموده: «تَرِثُ مِنِّی ما وَرَثَ الْأَنْبِیاءُ» آنچه که پیامبران ارث بردند، تو هم از من به ارث بردی، که آن کتاب خدا و سنّت پیامبر است.(5)
آگاهترین فرد به سنّت و روش پیامبراکرمصلی الله علیه وآله، که رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«أَعْلَمُ بِالسُّنَّةِ وَالْقَضآءِ بَعْدِی عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ»؛(6)
«آگاهترین فرد به سنّت و قضاوت بعد از من، علی بن ابیطالبعلیه السلام است».
از امامان معصومعلیهم السلام رسیده که فرمودهاند:
1) 395. موسوعه امام علیعلیه السلام، ج 8، ص 72. مسند احمد، ج 2، ص 41؛ اسد الغابة، ج 3، ص 397؛ فیض القدیر، ج 4، ص 556؛ الصواعق المحرقة، ج 2، ص 559؛ المعجم الاوسط، ج 7، ص 343؛
2) 396. ارشاد، ج 1، ص 38؛ کشف الغمة، ج 1، ص 85.
3) 397. اصول کافی، ج 7، ص 422.
4) 398. کنز العمال، ج 11، ص 614.
5) 399. بحارالانوار، ج 39، ص 69؛ مناقب آل ابی طالب، ج 2، ص 33؛ کشف الغمة، ج 1، ص 334؛ العمدة، ص 183.
6) 400. بحارالانوار، ج40، ص150؛ مناقب آل ابیطالب، ج 2، ص 33.
«أَهْلُ الْبَیتِ أَدْری بِما فِی الْبَیتِ»؛(1)
«اهل خانه و خاندان، بهتر از هر کسی میدانند که در آن خانه و خاندان چه بوده و چه میگذرد».
و عایشه نیز به آن اعتراف داشت.(2)
در بین مؤمنان از همه بیشتر به آیات قرآن آشنایی و علم دارد.
همچنین مراجعه شود به: أَعْظَمُ المُؤْمِنِینَ جِهاداً [180]
از همه بیشتر میداند و به همه چیز علم دارد؛ چنانکه پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله تأیید فرموده:
«عَلِی أَشْجَعُ النّاسِ قَلْباً وَأَحْلَمُ النّاسِ حِلْماً... وَأَعْلَمُ النّاسِ عِلْماً»؛(3)
«علی شجاعترین و بردبارترین ... و عالمترین مردم است».
به همین جهت خودش بارها میفرمود:
«سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی»؛(4)
«قبل از اینکه من را از دست بدهید، هرچه میخواهید بپرسید».
و قسم یاد میفرمود که من به راههای آسمان بیشتر از راههای زمین آگاهی دارم... .(5)
ابن عمر میگوید: رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«یفْتَخِرُ یوْمَ الْقِیامَةِ آدَمُ بِابْنِهِ شَیثٍ، وَأَفْتَخِرُ أَنَا بِعَلِیّ بْنِ أَبِی طالِبٍ»؛(6)
«در روز قیامت، حضرت آدمعلیه السلام به فرزندش شیث و من به علی بن ابی طالبعلیه السلام افتخار میکنم».
بین امّت، یقین او از همه برتر است.
همچنین مراجعه شود به: أَسْمَحُ الْأُمَّةِ [164]
امیرالمؤمنینعلیه السلام از همه اوصیا و جانشینان پیامبران، بافضیلتتر است و این افتخاری است که خدای تعالی داده و پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نیز آن را اعلان نموده و فرموده است:
«إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ اخْتارَ مِنَ الْأَیامِ الْجُمُعَةَ، وَمِنَ الشُّهُورِ شَهْرَ رَمَضانِ، وَمِنَ اللَّیالِی لَیلَةَ الْقَدْرِ، وَاخْتارَنِی عَلی جَمِیعِ الْأَنْبِیاءِ، وَاخْتارَ مِنِّی عَلِیاً وَفَضَّلَهُ عَلی جَمِیعِ الْأَوْصِیاءِ»؛(7)
«خداوند از بین روزها، روز جمعه را برگزید، و از بین ماهها، ماه رمضان را و از بین شبها، شب قدر را. از بین همه پیامبران، مرا انتخاب کرد و علی را از من انتخاب نمود و او را بر همه اوصیا فضیلت بخشید».
1) 401. بحارالانوار، ج 78، ص 274.
2) 402. بحارالانوار، ج 40، ص 179؛ کشف الیقین، ص 57؛ موسوعه امام علیعلیه السلام، ج 8، ص 293.
3) 403. امالی صدوق، ص 439؛ بشارة المصطفی، ص 174؛ مناقب آل ابی طالب، 2، ص 35.
4) 404. ارشاد القلوب، ج 2، ص 376؛ وسائل الشیعه، ج 15، ص 128؛ مستدرک، ج 11، ص 101؛ الاختصاص 248؛ بصائر الدرجات، 267.
5) 405. بحارالانوار، ج 34، ص 258؛ سلیم بن قیس، ص 712.
6) 406. بحارالانوار، ج 39، ص 41؛ مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 242.
7) 407. بحار الانوار، ج 36، ص 256؛ وسائل الشیعة، ج 7، ص 381؛ کمال الدین، ج 1، ص 281.
از همه مردمان بهتر و بافضیلتتر است، آن هم در روزی که همه پروندهها رو میشود. امام علیعلیه السلام در دفاع از مظلومیت خود فرمود: چه کسی به غیر از من میتواند ادّعا کند که رسول خداصلی الله علیه وآله در باره او چنین فرموده:
«أَنْتَ أَفْضَلُ الْخَلآئِقِ عَمَلاً یوْمَ الْقِیامَةِ...»؛(1)
«تو بهترین آفریدگان هستی، عمل تو در روز قیامت از همه مردم برتر است».
در بین سابقین و اصحاب پیامبر و مسلمانان صدر اسلام، از همه بافضیلتتر است.
لقبی که رسول خداصلی الله علیه وآله برای امام علیعلیه السلام به کار برده است:
«یا عَلِی! أَنْتَ سَیدُ الْوَصِیینَ وَوارِثُ عِلْمِ النَّبِیینَ وَخَیرُ الْخَلآئِقِ وَأَفْضَلُ السّابِقِینَ»؛(2)
«ای علی! تو سرور جانشینان، وارث علم پیامبران و بهترین آفریدگان و بافضیلتترین سابقان در اسلام هستی».
فضیلتش از عرش و کرسی هم بیشتر است، دراین باره رسول خداصلی الله علیه وآله فرموده:
«وَفَتَقَ نُورَ عَلِیّ بْنِ أَبِی طالِبٍ فَخَلَقَ مِنْهُ الْعَرْشَ وَالْکُرْسِی، وَعَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ وَاللَّهِ أَفْضَلُ مِنَ الْعَرْشِ وَالْکُرْسِیّ»؛(3)
«آنگاه خدا نور علی بن ابی طالبعلیه السلام را شکافت و عرش و کرسی را از آن آفرید، پس به خدا قسم که علیعلیه السلام از عرش و کرسی افضل است».
فضیلتش از کتاب خدا (قرآن) هم بیشتر است، زید بن ثابت میگوید: رسول خداصلی الله علیه وآله در ضمن حدیثی فرمود:
«إِنِّی تارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَینِ کِتابَ اللَّهِ وَعَلِی بْنَ أَبِی طالِبٍ. وَاعْلَمُوا أَنَّ عَلِیاً لَکُمْ أَفْضَلُ مِنْ کِتابِ اللَّهِ؛ لِأَنَّهُ مُتَرْجِمٌ لَکُمْ عَنْ کِتابِ اللَّهِ تَعالی ؛(4)
«من دو گوهر گرانبها برای شما به یادگار میگذارم: کتاب خدا (قرآن) و علی بنابی طالبعلیه السلام. امّا بدانید که علیعلیه السلام برای شما از قرآن کریم هم برتر است؛ زیرا او بیانکننده و مفسّر کتاب خدا برای شما میباشد».
فضیلتش از ملائکه بیشتر است.
در حدیثی طولانی از پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله آمده:
«... ثُمَّ فَتَقَ نُورَ أَخِی عَلِیّ فَخَلَقَ مِنْهُ الْمَلآئِکَةَ، فَالْمَلآئِکَةُ مِنْ نُورِ أَخِی عَلِیّ وَنُورُ عَلِیّ مِنْ نُورِ اللَّهِ وَعَلِی أَفْضَلُ مِنَ الْمَلآئِکَةِ»؛(5)
«... آنگاه نور برادرم علیعلیه السلام را شکافت و از آن فرشتگان را آفرید، پس فرشتگان از نور برادرم علیعلیه السلام هستند و نور علیعلیه السلام نیز از نور خداست و علیعلیه السلام افضل از ملائکه میباشد».
بافضیلتترین و برترین انسانها، رسول خداصلی الله علیه وآله در خطبه غدیر درباره علیعلیه السلام فرمود:
«مَعاشِرَ النّاسِ! فَضِّلُوا عَلِیاً؛ فَإِنَّهُ أَفْضَلُ النّاسِ بَعْدِی مِنْ ذَکَرٍ وَأُنْثی ..»؛(1)
«ای مردم! علی را از همه برتر بدانید؛ چرا که او بعد از من، از هر مرد و زنی والاتر است».
در اسلام آوردن، بر افراد امّت مقدم است.(2)
همچنین مراجعه شود به: أَسْمَحُ الْأُمَّةِ [164]
نزدیکترین افراد به رسول خداصلی الله علیه وآله، امام علیعلیه السلام است. آنقدر نزدیک است که خدای تعالی در قرآن کریم آن دو را با یک عبارت "أنفسنا" نام برده؛ یعنی جان آن دو یکی است.
همچنین مراجعه شود به: سَیدُ الْمُسْلِمِینَ [447]
در تقسیم عادلانه از همه بهتر عمل میکند.
همچنین مراجعه شود به: أَبْصَرُ الْمُؤْمِنِینَ [132]
قضاوتش از همه دقیقتر و مطابق با واقع است. این مدال افتخاری است که پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله آن را به علیعلیه السلام نسبت داده است.
به اتفاق و اجماع راویان آمده است که رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«أَقْضاکُمْ عَلِی»؛(3)
«قاضیترین شما علی است».
و در جای دیگر فرمود:
«أَقْضی أُمَّتِی وَأَعْلَمُ أُمَّتِی بَعْدِی عَلِی»؛(4)
«قاضیترین و داناترین شما در امّتم بعد از من، علیعلیه السلام است».
از عمر بن خطاب رسیده که گفت: «أقضانا علی»؛(5)«قضاوت علی از همه ما بهتر است».
به همین جهت، قضاوتهای عجیب امام علیعلیه السلام نیز معروف است و کتابهای متعددی در این مورد نوشته شده است.
پایدارتر و ثابتقدمتر از همه مؤمنان است.
همچنین مراجعه شود به: أَبْصَرُ الْمُؤْمِنِینَ [132]
علم و دانش او از همه اهل امّت بیشتر است.
همچنین مراجعه شود به: أَبْصَرُ الْمُؤْمِنِینَ [132]
همچنین مراجعه شود به: أَسْمَحُ الْأُمَّةِ [164]
امام علیعلیه السلام یقینش از همه مردم بیشتر بود؛ چون علم و آگاهی و معرفت آن حضرت از همه بیشتر بود؛ لذا به خداوند و معاد باور و یقین کامل داشت.
1) 413. بحارالانوار، ج 35، ص 427؛ قسمتی از خطبه غدیر.
2) 414. کنز العمال، ج 11، ص 605.
3) 415. بحارالانوار، ج40، ص87 و 150؛ مناقب آلابی طالب، ج 2، ص 33. فتحالباری، ج 8، ص 167؛ الریاضالنضرة، ج 1، ص 267.
4) 416. امالی صدوق، مجلس 81، حدیث 20.
5) 417. الاحتجاج، ج 2، ص 391. الاستیعاب، ج 1، ص 6؛ الریاض النضرة، ج 1، ص 268.
جابر بن عبد اللَّه انصاری از پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نقل کرده که فرمود:
«عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ أَقْدَمُ أُمَّتِی سِلْماً وَأَکْثَرُهُمْ عِلْماً وَأَصَحُّهُمْ دِیناً وَأَکْثَرُهُمْ یقِیناً»؛(1)
«علی بن ابیطالبعلیه السلام ازهمه زودتر مسلمان شد و از همه بیشتر علم دارد، دینش از همه صحیحتر و یقین او از همه مردم بیشتر است».
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: امام علیعلیه السلام از حیث منصب و مقام، گرامیترین فرد اهلبیت است.
همچنین مراجعه شود به: أَشْرَفُ أَهْلِ الْبَیتِ [167]
کسی که زمین هم او را گرامی داشته است.
همچنین مراجعه شود به: اِتِّباعُهُ فَضِیلَةٌ [147]
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«مَعاشِرَ النّاسِ! إِنَّما أَکْمَلَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ دِینَکُمْ بِإِمامَتِهِ»؛
«ای مردم! خداوند دین شما را تنها با امامت علیعلیه السلام کامل میداند».
در روایات متعدد و متواتر نقل شده، که آیه شریفه: «اَلْیوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیکُمْ نِعْمَتِی»(2)فقط در مورد علی بن ابیطالبعلیه السلام نازل شده، نه هیچ یک از مردم. پس با قبول ولایت او، دین کامل و نعمت الهی تمام میشود،(3)چنان که امام صادقعلیه السلام فرمود:
«وَکانَ کَمالُ الدِّینِ بِوِلایةِ عَلِیّ بْنِ أَبِی طالِبٍ»؛(4)
«کامل شدن دین به ولایت و امامت علی بن ابی طالبعلیه السلام میباشد».
کاملترین فرد از امّت.
همچنین مراجعه شود به: أَسْمَحُ الْأُمَّةِ [164]
پیشوا و رهبر نیکوکاران و افراد نیکرفتار. و این عنوانی است که خداوند متعال در شب معراج درباره امیرمؤمنان به پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود:
«عَلِی رایةُ الْهُدی وَإِمامُ الْأَبْرارِ وَقاتِلُ الْفُجّارِ»؛(5)
«علیعلیه السلام پرچم هدایت و امام نیکان و کشنده فاجران است».
و در عبارتی از زیارت آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلی إِمامِ الْأَبْرارِ».(6)
امامپرهیزکاران و خداترسان و تقواپیشگان. و این عبارتی است، که در یکی از دعاهای مأثوره وارد شده:
«سَیدُ الْأَوْصِیآءِ وَإِمامُ الْأَتْقِیآءِ، یعْسُوبُ الدِّینِ، عَلِی أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ...»؛(7)
«... آنکه آقای جانشینان و امام تقواپیشگان و پیشوای اهل دین است، علیعلیه السلام میباشد که امیر مؤمنان است».
ازهر به معنای درخشندهتر و نورانیتر.
ابوذر غفاری نقل میکند: در محضر رسول خداصلی الله علیه وآله بودم که علی بن ابیطالبعلیه السلام وارد شد، پیامبر خوشحال شد و به من فرمود: آیا این را میشناسی؟
گفتم: برادر و همسر دختر و پسر عموی شما و پدر حسن و حسین است.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«یا أَباذَرٍّ! هذَا الْإِمامُ الْأَزْهَرُ وَرُمْحُ اللَّهِ الْأَطْوَلُ وَبابُ اللَّهِ الْأَکْبَرُ، فَمَنْ أَرادَ اللَّهَ فَلْیدْخُلِ الْبابَ»؛(1)
«ای ابوذر! این درخشندهترین امام و نیزه قدرت و باب بزرگ الهی است، پس هر که میخواهد به خدا برسد، باید از درب آن وارد شود».
امیرمؤمنان علیعلیه السلام، امام و پیشوای امّت اسلامی است، او رهبر امّت محمّدصلی الله علیه وآله است، پیامبرصلی الله علیه وآله بارها خطاب به آن حضرت فرموده:
«أَنْتَ إِمامُ أُمَّتِی»؛
«تو امام امّت من هستی».
و نیز به یکی از اصحاب فرمود:
«یابْنَسَمُرَةِ! إِذَا اخْتُلِفَتِ الْأَهْوآءُ وَتَفَرَّقَتِ الْآراءُ، فَعَلَیکَ بِعَلِیّ بْنِأَبِی طالِبٍ، فَإِنَّهُ إِمامُ أُمَّتِی وَخَلِیفَتِی عَلَیهِمْ مِنْ بَعْدِی»؛(2)
«ای فرزند سمره! هرگاه آرا و نظرات مردم مختلف و پراکنده شد، تو در طرف و گروه علی بن ابیطالبعلیه السلام باش؛ چون او امام امّت من و نیز خلیفه من بر ایشان بعد از من است».
پیامبر خاتم الهیصلی الله علیه وآله دوازده جانشین وخلیفه داشت؛ یعنی بعد از رسول اسلامصلی الله علیه وآله دوازده امام هستند که اولین ایشان امیرالمؤمنینعلیه السلام است. و این نیز طبق انتخاب و گزینش خداوند و اعلان آن توسط پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله صورت گرفته است؛ چنانکه بارها میفرمود:
«اَلْأَئِمَّةُ مِنْ بَعْدِی اِثْنا عَشَرَ، أَوَّلُهُمْ أَنْتَ یا عَلِی وَآخِرُهُمُ الْقآئِمُ»؛(3)
«امامان بعد از من دوازده نفرند که اولین آنان تو هستی ای علی! و آخر ایشان قائم است».
پیشوای دوستان خدا. لقبی است که خدای تعالی در شب معراج برای علیعلیه السلام به کار برده.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: خداوند با من عهدی بست، گفتم: این چه عهدی است؟ فرمود:
«یا مُحَمَّدُ! اِسْمَعْ، عَلِی رایةُ الْهُدی وَإِمامُ أَوْلِیآئِی وَنُورُ مَنْ أَطاعَنِی»؛(4)
«ای محمّد! بشنو که علیعلیه السلام پرچم هدایت و امام اولیای من و نور کسی است که از من اطاعت کند».
1) 425. بحارالانوار، ج 40، ص 57.
2) 426. بحارالانوار، ج 36، ص 226؛ امالی صدوق، ص 26.
3) 427. بحارالانوار، ج 36، ص 226؛ امالی صدوق، ص 111؛ عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 65؛ روضة الواعظین، ج 1، ص 103؛ الصراط المستقیم، ج 2، ص 110.
4) 428. بحارالانوار، ج 18، ص 120. امالی طوسی، ص 513. تاریخ بغداد، ج 7، ص 141؛ تاریخ مدینة دمشق، ج 42، ص 270؛ حلیة الاولیاء، ج 1، ص 67.
امیرمؤمنانعلیه السلام، امام و پیشوای الهی است برای تمام مردم دنیا؛ چه خود بدانند یا ندانند، چه بخواهند یا نخواهند، و امام برای همه رحمت است.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«إِنَّهُ مِحْنَةُ الْوَری وَالْحُجَّةُ الْعُظْمی وَالآیةُ الْکُبْری وَإِمامُ أَهْلِ الدُّنْیا»؛(1)
«علیعلیه السلام امتحان شده و خالص شده مردم است که دیگران نیز به وسیله او امتحان میشوند. او حجّت اعظم و آیت بزرگ خدا و امام اهل دنیا است».
رسول خداصلی الله علیه وآله در توضیح بخشی از جریان معراج میفرماید که خدای تعالی فرمود:
«عَلِی حُجَّتِی بَعْدَکَ عَلی خَلْقِی وَإِمامُ أَهْلِ طاعَتِی»؛(2)«پساز تو، علیعلیه السلام حجّت من بر بندگانم و پیشوای اهل طاعت من میباشد».
امام پاکان و نیکان. عمروبن عاص در مکاتبه با معاویه به وی نوشت: رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«عَلِی إِمامُ الْبَرَرَةِ، وَقاتِلُ الْفَجَرَةِ، مَنْصُورُ مَنْ نَصَرَهُ، مَخْذُولُ مَنْ خَذَلَهُ»؛(3)
«علیعلیه السلام امام نیکان و جنگ کننده با فاجران است، هرکه او را یاری کند خودش یاری میشود و هرکه او را خوار کند خودش خوار میشود».
پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله به امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود:
«یا عَلِی! أَنْتَ صاحِبُ حَوْضِی وَوارِثُ عِلْمِی وَحامِلُ لِوائِی وَمُنْجِزُ وَعْدِی وَمُفَرِّجُ هَمِّی وَمُسْتَوْدِعُ مَوارِیثِ الْأَنْبیآءِ وَأَنْتَ أَمِینُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَخَلِیفَتُهُ عَلی خَلْقِهِ وَأَنْتَ مِصْباحُ النَّجاةِ وَطَرِیقُ الْهُدی وَإِمامُ التُّقی وَالْحُجَّةُ عَلَی الْوَری وَأَنْتَ الْعَلَمُ الْمَرْفُوعُ فِی الدُّنْیا وَالصِّراطُ الْمُسْتَقِیمُ یوْمَ الْقِیامَةِ»؛(4)
«ای علی! تو صاحب حوض من، و وارث علم من و حامل لوای من هستی، تو وعدههای مرا وفا میکنی، و همّ و غمّ مرا برطرف مینمایی، تو امانتدار میراث پیامبران، و امین خدا در زمین و خلیفه او بر مردم هستی، تو چراغ نجات و راه هدایت، و پیشوای پرهیزکاران و حجّت بر همه مردم میباشی، تو پرچم برافراشته در دنیا و صراط مستقیم در آخرت میباشی».
کسیکه امام و پیشوای همه مخلوقات است.
همچنین مراجعه شود به: أَبُو الْأَئِمَّةِ الْمَهْدِیینَ [136]
أنس بن مالک گوید: رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: هفتاد هزار نفر داخل بهشت میشوند که نه حسابی دارند و نه عذابی.
آنگاه به علیعلیه السلام توجّه کرده، و فرمود:
«هُمْ شِیعَتُکَ وَأَنْتَ إِمامُهُمْ»؛(1)
«آنان شیعیان تو هستند و تو هم امام ایشان هستی».
از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل شده که فرمود: «برای خداوند، لوایی است از نور که دو هزار سال قبل از خلقت آسمان و زمین آفریده شده، و بر روی آن نوشته است: «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، خَیرُ الْبَرِیةِ آلُ مُحَمَّدٍ» و صاحب آن لواء، علیعلیه السلام است که «امام القوم» است.(2)
جلودار روز قیامت. این لقب را رسول خداصلی الله علیه وآله به امیرالمؤمنینعلیه السلام نسبت داده است.(3)
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله به امیر مؤمنانعلیه السلام فرمود:
«أَنْتَ مَوْلی کُلِّ مُسْلِمٍ وَإِمامُ کُلِّ مُؤْمِنٍ وَقائِدُ کُلِّ تَقِیّ، وَبِوِلایتِکَ صارَتْ أُمَّتِی مَرْحُومَةً وَبِعَداوَتِکَ صارَتِ الْفِرْقَةُ الْمُخالَفَةُ مِنْها مَلْعُونَةً»؛(4)
«ای علی! تو مولای هر مسلمان و امام هر مؤمن و جلودار هر باتقوایی هستی، به ولایت توست که امّت من امّت مرحومه شدند، و به خاطر دشمنی با توست که عدّهای از مخالفان ملعون شدهاند».
امام و پیشوای هر مسلمان در هرجای جهان است. هرکه پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله را قبول داشته باشد، باید او را هم به امامت و رهبری بپذیرد.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«مَنْ أَحَبَّ أَنْ یسْتَمْسِکَ بِدِینِی وَیرْکَبُ سَفِینَةَ النَّجاةِ بَعْدِی فَلْیقْتَدِ بِعَلِیّ بْنِ أَبِی طالِبٍ وَلْیعادِ عَدُوَّهُ وَلْیوالِ وَلِیهُ؛ فَإِنَّهُ وَصِیی وَخَلِیفَتِی عَلیأُمَّتِی فِیحَیاتِی وَبَعْدَ وَفاتِی وَهُوَ إِمامُ کُلِّ مُسْلِمٍ وَأَمِیرُ کُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِی، قَوْلُهُ قَوْلِی وَأَمْرُهُ أَمْرِی وَنَهْیهُ نَهْیی وَتابِعُهُ تابِعِی وَناصِرُهُ ناصِرِی وَخاذِلُهُ خاذِلِی»؛(5)
«هرکه دوست دارد به دین من چنگ زند و بعد از من بر کشتی نجات سوار شود، باید به علی بن ابیطالبعلیه السلام اقتدا کند، دشمنان او را دشمن بدارد و دوستانش را دوست بدارد، چون او وصی و جانشین بر امّت من است؛ چه در حیات من و چه پس از وفات من، و او امام هر مسلمانی و امیر هر مؤمنی بعد از من است، سخن او سخن من، امر او امر من و نهی او نهی من است، پیرو او پیرو من و یاور او یاور من است، و هرکه او را خوار کند مرا خوار کرده است».
علی بن ابیطالبعلیه السلام، هم اولین ایمان آورنده به خدا و رسولش بود و هم امیرمؤمنان و هم امام آنان، او امام و رهبر ایمان آورندگان است، لذا همه مؤمنان باید به او اقتدا کنند.
این از القابی است که پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله به امام علیعلیه السلام داده است؛ چنانکه انس بن مالک گوید: در خدمت پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله بودم، که فرمود:
«یا أَنَسَ بْنَ مالِکٍ! یدْخُلُ عَلَی رَجُلٌ إِمامُ الْمُؤْمِنِینَ وَسَیدُ الْمُسْلِمِینَ وَخَیرُ الْوَصِیینَ. فَضُرِبَ الْبابُ فَإِذاً عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ»؛(1)
«ای اَنس! اینک مردی بر من وارد میشود که امام مؤمنان و آقای مسلمانان و بهترین جانشین است. در همان لحظه درب خانه زده شد و علی بن ابیطالبعلیه السلام داخل شد».
امام تقواپیشگان، امام پرهیزکاران و امام خداترسان. او هم باتقواترین پرهیزکاران و نیز امام خداترسان میباشد.
و این ندایی است که پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمود: از مرکز عرش به گوش میرسد:
«هذا عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ، وَصِی رَسُولِ رَبِّ الْعالَمِینَ وَإِمامُ الْمُتَّقِینَ»؛(2)
«این علی بن ابیطالبعلیه السلام، جانشین پیامبر پروردگار جهانیان و امام پرهیزکاراناست».
چنانکه در فرازی از زیارت آن حضرت نیز آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلی أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَبْدِ اللَّهِ وَأَخِی رَسُولِ اللَّهِ الصِّدِّیقِ الْأَکْبَرِ وَسَیدِ الْمُسْلِمِینَ وَإِمامِ الْمُتَّقِینَ»؛(3)
«سلام بر امیر مؤمنان، بنده خدا و برادر رسول خداصلی الله علیه وآله، او که صدّیق اکبر و سرور مسلمانان و امام پرهیزکاران است».
امام هدایتگر. رسول خداصلی الله علیه وآله در خطبه غدیر درباره امام علیعلیه السلام فرمود:
«خَلِیفَةُ رَسُولِ اللَّهِ وَأَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْإِمامُ الْهادِی»؛
«علیعلیه السلام، جانشین رسول خدا، و امیرمؤمنان و پیشوای هدایتگر است».
امام و پیشوای هدایت.
علیعلیه السلام مردم را از ضلالت و گمراهی به سعادت هدایت میکند. هرکه میخواهد به هدایت برسد، باید پشت سر او حرکت کند.
چنانکه پیامبرصلی الله علیه وآله به علیعلیه السلام فرمود: جبرئیل در مورد تو خبری به من داد که چشم مرا روشن و قلب مرا شاد نمود، جبرئیل گفت: خدای تعالی به تو سلام رسانده و میفرماید:
«إِنَّ عَلِیاً إِمامُ الْهُدی وَمِصْباحُ الدُّجی وَالْحُجَّةُ عَلی أَهْلِ الدُّنْیا»؛(4)
«همانا علیعلیه السلام امام هدایت و چراغ تاریکیها و حجّت بر تمام اهل دنیا است».
در زیارتی مربوط به آن حضرت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا إِمامَ الْهُدی ؛(5)
«سلام بر تو ای امام هدایت».
روز غدیر روزی بود که به دستور خداوند متعال، امامت علی بن ابیطالبعلیه السلام اعلان شد و پیامبراکرمصلی الله علیه وآله در شأن و فضیلتشان فرمود:
«لَوْ کانَتِ الْبِحارُ مِداداً وَالْغِیاضُ أَقْلاماً، وَالسَّماواتِ صُحُفاً وَالْجِنُّ وَالْإِنْسُ کُتّاباً، لَنُفِدَ الْمِدادُ وَکَلَّتِ الثَّقَلانِ أَنْ یکْتُبُوا مِعْشارَ عُشْرِ فَضائِلِ إِمامِ یوْمِ الْغَدِیرِ...»؛(1)
«اگر همه دریاها مرکّب و همه درختان قلم، همه آسمانها دفتر، و همه جن و انسان نویسنده شوند، مرکبها تمام میشود و جن و انسان از نوشتن باز میمانند قبل از آنکه بخواهند یک درصد از فضایل علیعلیه السلام در روز غدیر را بنویسند».
هر امر و فرمانی بدهد، گویا رسول خداصلی الله علیه وآله امر و فرمان داده است، چنانکه رسول خداصلی الله علیه وآله به امیرمؤمنانعلیه السلام فرموده است:
«عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ خَلِیفَةُ اللَّهِ وَخَلِیفَتِی، وَحُجَّةُ اللَّهِ وَحُجَّتِی، وَبابُ اللَّهِ وَبابِی، وَصَفِی اللَّهِ وَصَفِیی، وَحَبِیبُ اللَّهِ وَحَبِیبِی، وَخَلِیلُ اللَّهِ وَخَلِیلِی، وَسَیفُ اللَّهِ وَسَیفِی، وَهُوَ أَخِی وَصاحِبِی وَوَزِیرِی وَوَصِیی، مُحِبُّهُ مُحِبِّی وَمُبْغِضُهُ مُبْغِضِی، وَوَلِیهُ وَلِیی وَعَدُوُّهُ عَدُوِّی، وَزَوْجَتُهُ ابْنَتِی وَوُلْدُهُ وُلْدِی، وَحِزْبُهُ حِزْبِی وَقَوْلُهُ قَوْلِی وَأَمْرُهُ أَمْرِی، وَهُوَ سَیدُ الْوَصِیینَ وَخَیرُ أُمَّتِی»؛(2)
«علی بن ابیطالبعلیه السلام خلیفه خدا و من است، او حجّت خدا و من، و باب خدا و باب من است، او برگزیده خدا و من، و دوست خدا و من است، او خلیل خدا و من، و شمشیر خدا و من است، او برادر و همراه و وزیر و وصی من است، دوستدار او دوستدار من، کینهورز با او کینهورز با من، ولی او ولی من و دشمن او دشمن من است، همسر او دختر من است و فرزندانش فرزندان من، حزب او حزب من، سخن او سخن من و فرمان او فرمان من است، او آقای جانشینان و بهترین امّت من است».
رسول خداصلی الله علیه وآله خطاب به امیرمؤمنانعلیه السلام فرموده است:
«یا عَلِی! أَنْتَ الْإِمامُ بَعْدِی وَالْأَمِیرُ...»؛(3)
«ای علی! تو بعد از من امام و امیر میباشی».
آقا و سرور همه خوبان و نیکان عالم.
همچنین مراجعه شود به: قاتِلُ الْفَجَرَةِ [576]
پادشاه، فرمانروا، فرمانده و امیر سفیدرویان و آبرومندان. از عناوینی است که پیامبر خداصلی الله علیه وآله آن حضرت را ملقّب فرموده است.
چنانکه امام باقرعلیه السلام میفرماید: پیامبر خداصلی الله علیه وآله دست علیعلیه السلام را به سینه چسبانیده و فرمود:
«یا عَلِی! أَنْتَ أَصْلُ الدِّینِ وَمَنارُ الْإِیمانِ وَغایةُ الْهُدی وَأَمِیرُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِینَ، أَشْهَدُ لَکَ بِذلِکَ»؛(4)
«ای علی! تو اصل و اساس دین، نشانه ایمان، انتهای هدایت و امیر نخبگان و سفیدرویان هستی و من این را برای تو گواهی میدهم».
فرمانروای شهرها و آبادیها.
رسول خداصلی الله علیه وآله خطاب به امیرمؤمنانعلیه السلام فرموده است:
«إِنَّکَ مَنارُ الْأَنامِ وَغایةُ الْهُدی وَأَمِیرُ الْقُری ؛(1)
«همانا تو تابلوی نورانی مردم و نهایت هدایت و امیر شهرها و آبادیها هستی».
فرمانروای همگان در همه جا. برگرفته از حدیث رسول خداصلی الله علیه وآله است که فرمود:
«أَنْتَ (یا عَلِی) أَمِیرُ مَنْ فِی السَّمآءِ وَأَمِیرُ مَنْ فِی الْأَرْضِ وَأَمِیرُ مَنْ مَضَی وَأَمِیرُ مَنْ بَقی ؛
«ای علی! تو هم بر آسمانیها و هم بر زمینیان امیری، هم بر گذشتگان و هم بر آیندگان امیری».
زیباترین عنوان و لقب آن است که پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله آن را برای شخص انتخاب نماید، امیر همه مؤمنان نیز از آن لقبهاست، که فرمود:
«مَنْ أَحَبَّ أَنْ یسْتَمْسِکَ بِدِینِی وَیرْکَبُ سَفِینَةَ النَّجاةِ بَعْدِی، فَلْیقْتَدِ بِعَلِیّ بْنِ أَبِی طالِبٍ ... وَهُوَ إِمامُ کُلِّ مُسْلِمٍ وَأَمِیرِ کُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِی»؛(2)
«هرکه دوست دارد به دین من متمسک شود و بعد از من بر کشتی نجات سوار شود، باید به علی بن ابیطالبعلیه السلام اقتدا کند؛ چرا که او امام همه مسلمانان و امیر همه مؤمنان بعد از من است».
از امام رضاعلیه السلام نقل شده: این عنوان را پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله برای امیرمؤمنانعلیه السلام به کار برده است؛ البته برای وجه تسمیه آن چند قول بیان شده است که به کتب مربوطه مراجعه شود.(3)
امین از امانت؛ کسی است که دیگران او را به امانتداری و درستکاری قبول دارند و او مورد اعتماد و اطمینان و وثوق آنان است.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: اگر علیعلیه السلام برایثقلین هم شهادت دهد، خدا شهادت او را قبول میکند؛ چون:
«إِنَّهُ الصّادِقُ الْأَمِینُ»؛(4)
«همانا علی راستگو و امین است».
در قسمتی از زیارت آن حضرت نیز آمده:
«الشّاهِدِینَ عَلی أَنَّکَ صادِقٌ أَمِینٌ صِدِّیقٌ»؛(5)
«فرشتگان الهی گواهی میدهند که تو راستگو و امین و صدّیق هستی».
کسی که مورد اعتماد و اطمینان خدا است و از جانب او در امان و امنیت هستند. او امین
1) 447. بحارالانوار، ج 23، ص 2؛ تأویل الآیات، ص 227.
2) 448. بحارالانوار، ج36،ص254؛ کمالالدین، ج1،ص260.
3) 449. بحارالانوار، ج 3، ص 110 و ج 35، ص 56؛ مناقب آل ابی طالب، ج 2، ص 315.
4) 450. بحارالانوار، ج 43، ص 23.
5) 451. من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 589؛ المزار، ص 78؛ مفاتیح الجنان؛ زیارت مطلقه امیرالمؤمنینعلیه السلام.
اللَّه است، امین خدا بر خلق او، چنانکه رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«أَنْتَ أَمِینُ اللَّهِ فی أَرْضِهِ»؛(1)
«ای علی! تو امین خدا در روی زمین هستی».
و خود آن حضرت فرموده است:
«أَنَا الْعُرْوَةُ الْوُثْقی وَکَلِمَةُ التَّقْوی وَأَمِینُ اللَّهِ عَلی أَهْلِ الدُّنْیا»؛(2)
«من محکمترین دستگیره و کلمه تقوی هستم، من امین خدا بر اهل دنیایم».
در ابتدای زیارت امین اللَّه نیز آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا أَمِینَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَحُجَّتَهُ عَلی عِبادِهِ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ»؛(3)
چنانکه در دعای روز عید غدیر در توصیف آن حضرت آمده است:
«مَوْضِعُ سِرِّ اللَّهِ وَأَمِینُ اللَّهِ عَلی خَلْقِهِ»؛(4)
«تو محلّ اسرار خدا و امین الهی بر مردم هستی».
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمود:
«یا عَلِی! أَنْتَ أَمِینُ أُمَّتِی وَحُجَّةُ اللَّهِ عَلَیها بَعْدِی»؛(5)
«ای علی! تو امین امّت من، و حجّت خدا بر مردم بعد از من میباشی».
امام علیعلیه السلام نزدیکترین فرد به رسول خداعلیه السلام و مورد اعتماد و اطمینان او، و در یک کلمه امین او بود که بارها نیز به این مطلب اشاره نموده، از جمله فرموده است:
«عَلِی أَخِی وَوارِثِی وَوَزِیرِی وَأَمِینِی وَالْقآئِمُ بِأَمْرِی»؛(6)
«علیعلیه السلام برادر و وارث و وزیر و امین من است که به امر من قیام میکند».
در قسمتی از زیارت آن حضرت آمده است:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ أَخُو رَسُولِ اللَّهِ وَوَصِیهُ وَوارِثُ عِلْمِهِ وَأَمِینُهُ عَلی شَرْعِهِ»؛(7)
«گواهی میدهم تو برادر رسول خدا و جانشین و وارث علم و امین او بر شریعتش هستی».
این فرمایش رسول خداصلی الله علیه وآله است که درباره آیه «وَلِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ» به امیر مؤمنانعلیه السلام فرمود:
«أَنْتَ مَنارُ الْأَنامِ وَرایةُ الْهُدی وَأَمِینُ الْقُرْآنِ»؛(8)
«تو منار و نمایشگر مورد توجّه مردم، و پرچم هدایت و امین قرآن هستی».
پس هرچه امیر مؤمنانعلیه السلام از جانب قرآن کریم بفرماید و یا آیات آن را تفسیر نماید، مورد قبول است.
1) 452. بحارالانوار، ج 100، ص 38.
2) 453. بحارالانوار، ج 39، ص 336؛ امالی صدوق، ص 38.
3) 454. مصباح المتهجّد، ص 738؛ کامل الزیارات، ص 39؛ مفاتیح الجنان، زیارت امین اللَّه.
4) 455. بحارالانوار، ج 95، ص 298؛ اقبال الاعمال، ص 473؛ مفاتیح الجنان، اعمال عید غدیر.
5) 456. امالی صدوق، مجلس 53، حدبث 13.
6) 457. بحارالانوار، ج 22، ص 486. جامع الاحادیث، ج 30، ص290؛ اتحافالخیرة، ج5، ص370؛ سنننسائی، ج5، ص 128؛ مسند البزار، ج 1، ص 162.
7) 458. بحارالانوار، ج 97، ص 359؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنینعلیه السلام.
8) 459. بحارالانوار، ج 35، ص 298؛ تأویل الآیات، ص 237؛ مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 83.
دارنده و امانتدار کلیدها. رسول خداصلی الله علیه وآله در مورد امام علیعلیه السلام فرمود:
«صاحِبُ رایتِی فِی الْقِیامَةِ وَأَمِینِی عَلی مَفاتِیحِ خَزائِنِ رَبِّی»؛(1)
«علیعلیه السلام صاحب پرچم من در قیامت است، و او امین بر کلیدهای خزینههای پروردگارم است».
خدای تعالی با او نجوا کرده است.
پیامبرصلی الله علیه وآله در روز طائف، علیعلیه السلام را خواست و با او به نجوا پرداخت، مردم گفتند: نجوای پیامبرصلی الله علیه وآله با پسر عمویش طولانی شد، حضرت فرمود:
«مَا انْتَجَیتُهُ وَلکِنَّ اللَّهَ انْتَجاهُ»؛(2)
«من با علیعلیه السلام نجوا نمیکردم؛ بلکه این خدا بود که با علیعلیه السلام نجوا میکرد».
پیشانی بلند. انزع از ماده نزع گرفته شده است، و در لغت؛ کسی است که موهای دو طرف پیشانیاش ریخته باشد. امّا در اصطلاح؛ کسی است که از شرک گرفته شده باشد.
ابن عباس بهروایت از رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«مَنْ أَرادَ النَّجاةَ غَداً، فَلْیأْخُذْ بِحُجْزَةِ هذَا الْأَنْزَعِ یعْنِی عَلِیاً»؛(3)
«هرکه میخواهد فردای قیامت از عذاب نجات یابد، دامن این پیشانی بلند را بگیرد؛ یعنی علی امیرالمؤمنینعلیه السلام را».
در این باره، تفاسیر متعددی شده است. علاّمه مجلسی در این باره میگوید: انزع بطین؛ کسی که هیچگونه شرکی در او راه ندارد و قلب و دلش سرشار از علم و ایمان است.(4)
معنای دیگر برای بطین: این کلمه بر وزن فُعَیل؛ کسی که شکم کوچکی دارد.
رسول خداصلی الله علیه وآله خطاب به امامعلیعلیه السلام فرموده:
«یا عَلِی! فَابْشِرْ فَإِنَّکَ الْأَنْزَعُ الْبَطِینُ، مَنْزُوعٌ مِنَ الشِّرْکِ، بَطِینٌ مِنَ الْعِلْمِ»؛(5)
«ای علی! بشارت باد بر تو که انزع بطین هستی؛ یعنی از هرگونه شرک جدا شدی و دلت از علم و ایمان سرشار گردیده است».
خداوند متعال حکمت را بر او نازل کرده.
همچنین مراجعه شود به: اِتِّباعُهُ فَضِیلَةٌ [147]
رسول خداصلی الله علیه وآله خطاب به امام علیعلیه السلام فرمود:
«یاعَلِی! شِیعَتُکَ شِیعَةُ اللَّهِ وَأَنْصارُکَ أَنْصارُ اللَّهِ»؛(6)
«ای علی! پیروان تو پیرو خدا و یاوران تو یاران خدا هستند».
1) 460. الصراط المستقیم، ج 2، ص 23.
2) 461. بحارالانوار، ج 39، ص 157؛ موسوعه امام علیعلیه السلام ج 8، ص 139.
3) 462. بحارالانوار، ج 35، ص 53؛ امالی صدوق، ص 673؛ علل الشرایع، ج 1، ص 159؛ معانی الاخبار، ص 63.
4) 463. بحارالانوار، ج 83، ص 359.
5) 464. بحارالانوار، ج 35، ص 52؛ امالی طوسی، ص 293.
6) 465. امالی صدوق، مجلس 4، حدیث 8.
اصبغ بن نباته گوید: امیر مؤمنانعلیه السلام فرمود:
«أَنَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ! شِیعَتِی أَوْلِیآءُ اللَّهِ وَأَنْصارِی أَنْصارُ اللَّهِ»؛(1)
«من امیر مؤمنان هستم، شیعیان و پیروان من دوستان خدا و یاوران من یاوران خدا هستند».
یاران امام علیعلیه السلام، یاران رسول خداصلی الله علیه وآله هستند.
همچنین مراجعه شود به: أَعْداؤُهُ أَعْداءُ الرَّسُولِ [176]
حذیفه بن اسید غفاری گوید: رسول خداصلی الله علیه وآله به من فرمود:
«یا حُذَیفَةُ! إِنَّ حُجَّةَ اللَّهِ عَلَیکُمْ (عَلَیکَ) بَعْدِی عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ، الْکُفْرُ بِهِ کُفْرٌ بِاللَّهِ، وَالشِّرْکُ بِهِ شِرْکٌ بِاللَّهِ، وَالشَّکُّ فِیهِ شَکٌّ فِی اللَّهِ، وَالْإِلْحادُ فِیهِ إِلْحادٌ فِی اللَّهِ، وَالْإِنْکارُ لَهُ إِنْکارٌ للَّهِِ، وَالْإِیمانُ بِهِ إِیمانٌ بِاللَّهِ»؛(2)
«ای حذیفه! همانا علی بن ابی طالبعلیه السلام بعد از من حجّت خدا بر شماست، کفر به او کفر به خدا و شرک به او شرک به خداست. شک در او شک در خدا و الحاد و انکار او، الحاد و انکار خداست و ایمان به او ایمان به خدا میباشد».
دارای وسعت قلب و سعه صدر است.
همچنین مراجعه شود به: أَسْخی مِنَ الْفُراتِ [161]
وفادارترین فرد؛ عهد و پیمانها را تمام و کمال انجام میدهد. رسول خداصلی الله علیه وآله به امام علیعلیه السلام فرمود: هفت خصلت در تو هست که هیچ کس نمیتواند با تو احتجاج کند:
«أَنْتَ أَوَّلُالْمُؤْمِنِینَ بِاللَّهِ إِیماناً وَأَوْفاهُمْ بِعَهْدِاللَّهِ ...»؛(3)
«تو اولین ایمانآورندگان به خدا و باوفاترین آنان به عهد خدا هستی ...».
و در جمع اصحاب نیز اعلام فرمود:
«یا أَیهَا النّاسُ! إِنَّ عَلِیاً أَوْفاکُمْ بِعَهْدِ اللَّهِ»؛(4)
«ای مردم! علیعلیه السلام وفادارترین شخص به عهد خداوند است».
و در زیارت آن حضرت، اینگونه آمده:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَصَلِّ عَلی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَبْدِکَ الْمُرْتَضی وَأَمِینِکَ الْأَوْفی ؛(5)
«خدایا درود فرست بر محمّد و آلش و بر امیر مؤمنان که بنده پسندیده و امین با وفای توست».
حضرت علیعلیه السلام اولین امام از میان دوازده امام و جانشین پیامبرصلی الله علیه وآله است.
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله خطاب به امام علیعلیه السلام فرمود:
1) 466. مشارق انوار الیقین، ص 88.
2) 467. امالی صدوق، مجلس 36، حدیث 2.
3) 468. بحارالانوار، ج 38، ص 230؛ امالی طوسی، ص 553؛ مناقب آل ابی طالب، ج 6، ص 2؛ الخصال صدوق، ج 1، ص 336.
4) 469. بحارالانوار، ج 23، ص 242؛ کشف الیقین، ص 295؛ تفسیر فرات، ص 544.
5) 470. بحارالانوار، ج 97، ص 307 و 379؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنینعلیه السلام.
«إِنَّهُ سَیکُونُ بَعْدِی إِثْناعَشَرَ إِماماً وَمِنْ بَعْدِهِمْ إِثْناعَشَرَ مَهْدِیاً؛ فَأَنْتَ یا عَلِی! أَوَّلُ الإِثْنَیعَشَرَ الْإِمامِ، سَمّاکَ اللَّهُ فِی السَّمآءِ عَلِیاً الْمُرْتَضی ؛(1)
«ای علی! بعد از من، دوازده امام و دوازده مهدی خواهد بود که تو اولین آن دوازده امام هستی، و خداوند متعال در آسمانها تو را علی مرتضی نامیده است».
اوصیا جمع وصی به معنای جانشینان است، و امام علیعلیه السلام اولین آن جانشینان است، پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله به فاطمه زهراعلیها السلام فرمود:
«إِنَّ اللَّهَ اطَّلَعَ إِلَی الْأَرْضِ اطِّلاعَةً فَاخْتارَنِی نَبِیاً وَثانِیةً فَاخْتارَ بَعْلَکَ وَصِیاً أَوَّلَ الْأَوْصِیاءِ»؛(2)
«خداوند متعال به زمین توجّهی فرمود و مرا پیامبر قرار داد، دیگر بار توجّهی نمود و شوهرت را به عنوان وصی و اولین وصی مقرّر فرمود».
و در عبارت دیگر فرمود:
«أَوَّلُ الْأَوْصِیاءِ بَعْدِی أَخِی عَلِی»؛(3)
«اولین جانشین بعد از من، برادرم علی است».
چه افتخاری بالاتر از آن است که دوست و دشمن به آن معترف باشند.
عمر بن خطّاب نقل میکند: رسول خداصلی الله علیه وآله به امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود:
«یا عَلِی! أَنْتَ أَوَّلُ الْمُسْلِمِینَ إِسْلاماً، وَأَنْتَ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِینَ إِیماناً»؛(4)
«تو اولین مسلمان و اولین مؤمن هستی».
قبلاً گفته شد که پیامبرصلی الله علیه وآله به امام علیعلیه السلام فرمود: تو هفت خصلت داری که در هیچ کس دیگر وجود ندارد، از جمله اینکه تو اوّل المؤمنین هستی.(5)
اولین کسی که دین مبین اسلام را پذیرفت.(6)
همچنین مراجعه شود به: أَوَّلُ الْمُؤْمِنِینَ [251]
اولین کسی که به خدا ایمان آورد. این افتخاری است که پیامبرصلی الله علیه وآله به آن شهادت داده.
«إِنَّ عَلِیاً أَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ»؛(7)
«علیعلیه السلام اولین کسی بود که به خدا و رسولش ایمان آورد».
اولین کسی که به پیامبری رسول خداصلی الله علیه وآله ایمان آورد.
1) 471. بحارالانوار، ج 36، ص 261 و ج 53، ص 147؛ غیبت طوسی، ص 150.
2) 472. بحارالانوار، ج 36، ص 224؛ الصراط المستقیم، ج 2، ص 119.
3) 473. کمال الدین، ج 1، ص 262.
4) 474. بحارالانوار، ج 37، ص 267؛ بناء المقالة، ص 315. جامع الاحادیث، ج 28، ص 230.
5) 475. بحارالانوار، ج 38، ص 230؛ الصراط المستقیم، ج 1، ص 330؛ مناقب آل ابی طالب، ج 2، ص 6.
6) 476. جامع الاحادیث، ج 28، ص 230؛ السنن الکبری، ج 5، ص 105؛ المعجم الکبیر، ج 22، ص 452؛ مسند أحمد، ج 39، ص 278؛ کنز العمال، ج 11، ص 605.
7) 477. بحارالانوار، ج 22، ص 502؛ نهج البلاغه، خطبه 71. البحرالزخار ج9، ص271؛ تفسیرالخازن ج3، ص331.
رسول خداصلی الله علیه وآله خطاب به امام علیعلیه السلام فرمود:
«هذا أَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِی وَأَوَّلُ مَنْ صَدَّقَنِی، وَهُوَ الصِّدِّیقُ الْأَکْبَرُ وَهُوَ الْفارُوقُ الْأَکْبَرُ الَّذِی یفْرِقُ بَینَ الْحَقِّ وَالباطِلِ»؛(1)
«این (علیعلیه السلام) اولین کسی است که به من ایمان آورد و مرا تصدیق کرد، او صدیق اکبر و فاروق اکبر است که بین حقّ و باطل را جدا میکند».
همچنین مراجعه شود به: أَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ [253]
اولین کسی که به رسول خداصلی الله علیه وآله ایمان آورد و او را تصدیق نمود.
همچنین مراجعه شود به: أَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِالرَّسُولِ [254]
اولین کسی که به همراه رسول خداصلی الله علیه وآله و پشت سر او نماز گزارد.
ابن عباس میگوید: آیه «وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ أُولئِکَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِیها خالِدُونَ» فقط درباره علیعلیه السلام نازل شده؛ چون او اوّلین کسی بود که پس از پیامبرصلی الله علیه وآله نماز خواند.(2)
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نیز آن را تأیید کرده و فرموده:
«یا عَلِی! أَنْتَ أَوَّلُ مَنْ صَلّی مَعِی»؛(3)
«ای علی! تو اوّلین کسی بودی که با من نماز خواندی».
امام علیعلیه السلام نیز فرمود:
«أَنَا أَوَّلُ مَنْ صَلّی مَعَ رَسُولِ اللَّهِ»؛(4)
«من اولین کسی بودم که همراه رسول خداصلی الله علیه وآله به نماز ایستادم».
امام علیعلیه السلام اولین کسی است که وارد بهشت میشود. حضرت فرمود: رسول خداصلی الله علیه وآله به من فرمود: تو اولین داخل شونده بهشت هستی.
گفتم: یعنی قبل از شما وارد بهشت میشوم؟
فرمود: آری؛ چون تو پرچمدار و صاحب لوای من هستی. تو هم در دنیا و هم در آخرت پرچمدار من هستی، و پرچمدار نیز جلوتر حرکت میکند. من آن روزی را میبینم که تو وارد بهشت شدهای و لوای حمد نیز، در دست توست و همه در زیر آن هستند.(5)
اولین کسی که با رسول خداصلی الله علیه وآله مصافحه میکند. روایت شده که روزی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله دست علیعلیه السلام را گرفت و فرمود:
«إِنَّ هذا أَوَّلُ مَنْ یصافِحُنِی یوْمَ الْقِیامَةِ وَهذَا الصِّدِّیقُ الْأَکْبَرُ»؛(6)
1) 478. بحارالانوار، ج 38، ص 215؛ الیقین، ص 508.
2) 479. مناقب آل ابی طالب، ج 2، ص 14.
3) 480. بحارالانوار، ج 38، ص 139. جامع الاحادیث، ج 10، ص 302؛ سنن النسائی، ج 5، ص 105؛ السنن الکبری، ج 1، ص 225؛ کنز العمال، ج 11، ص 616.
4) 481. بحارالانوار، ج38، ص203؛ مناقب آل ابیطالب، ج2، ص 15.
5) 482. بحار الانوار، ج 39، ص 217؛ علل الشرایع، ج 1، ص 172.
6) 483. بحارالانوار، ج 38، ص 230؛ امالی صدوق، ص 205؛ امالی شیخ طوسی، ص 147؛ مناقب آل ابی طالب، ج 2، ص6. فیض القدیر، ج4، ص472؛ جامع الاحادیث، ج9، ص 384.
«این علیعلیه السلام اولین کسی است که روز قیامت با من مصافحه خواهد کرد، این صدّیق اکبر است».
اولین کسی که درِ بهشت را میکوبد.
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله خطاب به علیعلیه السلام فرمود:
«یا عَلِی! إِنَّکَ أَوَّلُ مَنْ یقْرَعُ بابَ الْجْنَّةِ فَتَدْخُلُها بِغَیرِ حِسابٍ بَعْدِی»؛(1)
«ای علی! تو اولین کسی هستی که روز قیامت درِ بهشت را میکوبی و بعد از من، بدون حساب وارد بهشت میشوی».
نسبت به مردم از همه ایشان به آنان سزاوارتر است.
رسول خداصلی الله علیه وآله میفرماید: خدای تعالی فرمود:
«اِخْبِرْ عَلِیاً بِأَنَّهُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَسَیدُ الْمُسْلِمِینَ وَأَوْلَی النّاسِ بِالنّاسِ»؛(2)
«به علی خبر بده که او امیر مؤمنان و سرور مسلمانان و سزاوارترین مردم به ایشان است».
بین مردم از همه بیشتر به پیامبران، نزدیکتر و شایستهتر است.
این افتخاری برای امیر مؤمنان از جانب رسول خداصلی الله علیه وآله است. انس بن مالک میگوید: روزی نزد پیامبر خداصلی الله علیه وآله بودم که فرمود:
«اَلآنَ یدْخُلُ سَیدُ الْمُسْلِمِینَ وَأَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَخَیرُ الْوَصِیینَ وَأَوْلَی النّاسِ بِالنَّبِیینَ»؛(3)
«هم اینک آقای مسلمانان و مولای مؤمنان و بهترین جانشین و کسی که از همه سزاوارتر به پیامبران است، داخل خواهد شد».
چیزی نگذشت که علیعلیه السلام وارد شد.
دوستان او دوستان خدا هستند؛ یعنی هرکه او را دوست بدارد، خدا را دوست داشته است. همچنین مراجعه شود به: اِتّباعُهُ فَرِیضَةُ اللَّهِ [146]
دوستان او دوستان رسول خداصلی الله علیه وآله هستند.
همچنین مراجعه شود به: أَعْداؤُهُ أَعْداءُ الرَّسُولِ [176]
ایمان به او، با ایمان به خدا عجین شده است.
همچنین مراجعه شود به: إِنْکارُهُ إِنْکارُ اللَّهِ [246]
ایمان با خون او عجین و مخلوط شده است.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«اَلْإِیمانُ مُخالِطُ لَحْمِکَ وَدَمِکَ، کَما خالَطَ لَحْمِی وَدَمِی»؛(4)
«ایمان با گوش و خون تو عجین شده؛ همان طور که با گوشت و خون من مخلوط شده است».
ایمان با گوشت او عجین و مخلوط شده.
همچنین مراجعه شود به: الْإِیمانُ مُخالِطُ دَمِهِ [265]
ایمانش از همه برتری دارد.
عمر بن خطّاب گفته: گواهی میدهم از رسول خداصلی الله علیه وآله شنیدم که فرمود:
«لَوْ أَنَّ السَّماواتِ السَّبْعِ وَالْأَرَضِینَ السَّبْعِ وُضِعْنَ فِی کَفَّةِ مِیزانٍ وَوُضِعَ إِیمانُ عَلِیّ فِی کَفَّةِ مِیزانٍ لَرَجَحَ إِیمانُ عَلِیّ!»؛(1)
«اگر همه هفت آسمان و هفت زمین را در یک کفه ترازو بگذارند و ایمان علیعلیه السلام را در کفه دیگر بگذارند، ایمان علیعلیه السلام برتر از آنها میباشد».
راه و درگاه و دروازه خدا؛ یعنی اگر کسی بخواهد به خدا برسد باید از علی بگذرد، باید معرفت، ولایت و محبت علی را داشته باشد.
رسول خداصلی الله علیه وآله به امام علیعلیه السلام فرموده است:
«یا عَلِی! أَنْتَ حُجَّةُ اللَّهِ وَأَنْتَ بابُ اللَّهِ وَأَنْتَ الطَّرِیقُ إِلَی اللَّهِ...»؛(2)
«ای علی! تو حجّت خدا و باب الهی و راه رسیدن به خدایی».
چنانکه خود مولا نیز فرموده است:
«أَنَا عَینُ اللَّهِ وَأَنَا یدُ اللَّهِ وَأَنَا جَنْبُ اللَّهِ وَأَنَا بابُ اللَّهِ»؛(3)
و امام صادقعلیه السلام فرموده است:
«کانَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ علیه السلام بابَ اللَّهِ الَّذِی لا یؤْتی إِلّا مِنْهُ»؛(4)
«امیر مؤمنان همان باب اللَّه است که هر که بخواهد به خدا برسد باید از او بگذرد».
درِ بهشت. یعنی کسی از غیر راه علیعلیه السلام نمیتواند به بهشت برسد.
پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود:
«أَنَا مَدِینَةُ الْجَنَّةِ وَعَلِی بابُها، فَمَنْ أَرادَ الْجَنَّةَ فَلْیأْتِها مِنْ بابِها»؛(5)
«من شهر بهشت هستم و علی درب آن است و هر که میخواهد داخل آن شود باید از درب آن وارد شود».
امام کاظمعلیه السلام نیز فرمود:
«إِنَّ عَلِیاًعلیه السلام بابٌ مِنْ أَبْوابِ الْجَنَّةِ فَمَنْ دَخَلَ بابَهُ کانَ مُؤْمِناً وَمَنْ خَرَجَ مِنْ بابِهِ کانَ کافِراً»؛(6)
«همانا علیعلیه السلام دری از درهای بهشت است، پس هرکه به آن وارد شود، مؤمن است و هرکه از آن خارج گردد، کافر است».
در چندین روایت وارد شده: پیامبر خداصلی الله علیه وآله خطاب به امام علیعلیه السلام فرمود:
«یا عَلِی! أَنَا مَدِینَةُ الْحِکْمَةِ وَأَنْتَ بابُها»؛(7)
«ای علی! من شهر حکمت هستم و تو باب و درب آن هستی».
1) 488. بحارالانوار، ج 38، ص 249؛ موسوعه امام علی، ج 9، ص 127. تاریخ دمشق، ج 42، ص 341؛ ذخائر العقبی، ج 1، ص 100؛ کشف الغمّة، ج 1، ص 288. کنز العمّال، ج 11، ص 617؛ میزان الاعتدال، ج 3، ص 494؛ لسان المیزان، ج 5، ص 97.
2) 489. بحارالانوار ج36، ص4؛ عیون اخبارالرضا، ج2، ص6.
3) 490. بحارالانوار، ج 4، ص 8؛ اصول کافی، ج 1، ص 145.
4) 491. اصول کافی، ج 1، ص 197.
5) 492. امالیصدوق ص577؛ موسوعه امامعلی ج8، ص131. تاریخ دمشق، ج 42، ص 378.
6) 493. اصول کافی، ج 3.
7) 494. بحارالانوار، ج 23، ص 125.
و نیز: «أَنَا مَدِینَةُ الْحِکْمَةِ وَعَلِی بابُها»؛(1)
«من شهر حکمت هستم و علی درب آن است».
و هرکه بخواهد وارد شهر حکمت پیامبرصلی الله علیه وآله شود، راهی جز از درب آن؛ یعنی عبور از امیرالمؤمنینعلیه السلام و تبعیت از آن حضرت ندارد.
در فرازی از زیارت حضرت نیز آمده:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی وَلِیکَ وَأَخِی نَبِیکَ وَوَزِیرِهِ... وَبابِ حِکْمَتِهِ»؛(2)
«خدایا درود فرست بر ولی خودت که برادر و وزیر ... و باب حکمت پیامبرت میباشد».
رسول خداصلی الله علیه وآله در این مورد فرمود:
«عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ بابُ الدِّینِ، مَنْ دَخَلَ فِیهِ کانَ مُؤْمِناً وَمَنْ خَرَجَ مِنْهُ کانَ کافِراً»؛(3)
«علی بن ابیطالبعلیه السلام دروازه دین است، هر که داخل آن شود مؤمن خواهد بود و هر که از آن خارج شود کافر است».
مسیر و طریق نزول رحمت خدا بر بندگان، پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمود:
«نَحْنُ مَعْدِنُ الْحِکْمَةِ وَبابُ الرَّحْمَةِ»؛(4)
«ما گنجینه حکمت و درگاه رحمتالهی هستیم».
در زیارت آن حضرتعلیه السلام آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا بابَ الرَّحْمَةِ»؛(5)
«سلام بر تو ای درگاه رحمت خدا».
پیامبرصلی الله علیه وآله در معرفی امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود:
«عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ خَلِیفَةُ اللَّهِ وَخَلِیفَتِی وَحُجَّةُ اللَّهِ وَحُجَّتِی وَبابُ اللَّهِ وَبابِی»؛
«علیعلیه السلام هم خلیفه خدا و هم خلیفه من است، او حجّت خدا و حجّت من، و باب خدا و باب من است».
و خود حضرت نیز فرموده: من «بابُ النَّبِیّ الْمُصْطَفی هستم.(6)
همچنین مراجعه شود به: أَمْرُهُ أَمْرُ الرَّسُولِ [226]
یکی از بزرگترین افتخارات علیعلیه السلام این است که درب ورودی علم پیامبرصلی الله علیه وآله است.
پیامبرصلی الله علیه وآله میفرماید: من شهر علم هستم؛ یعنی هرچه علم و دانشی وجود داشته باشد، در سینه پیامبرصلی الله علیه وآله است و علیعلیه السلام نیز راه ورودی آن میباشد.
پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله بارها فرموده است:
«أَنَا مَدِینَةُ الْعِلْمِ وَعَلِی بابُها»؛(7)
«من شهر علم هستم و علی هم دروازه آن».
1) 495. بحارالانوار، ج 25، ص 223. تاریخ بغداد، ج 11، ص 203؛ میزان الاعتدال، ج 3، ص 41.
2) 496. بحارالانوار، ج 97، ص 287؛ مفاتیح الجنان، زیارت مخصوص امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبرصلی الله علیه وآله.
3) 497. علی یا علی، ص 53، به نقل از کتب اهل سنت.
4) 498. بحارالانوار، ج 25، ص 22.
5) 499. بحارالانوار، ج 97، ص 327.
6) 500. بحارالانوار، ج 39، ص 335.
7) 501. بحارالانوار، ج 10، ص 119؛ وسائل الشیعه، ج 27، ص 34؛ الاحتجاج، ج 1، ص 78؛ الارشاد، ج 1، ص 33؛ امالی صدوق، ص 343؛ امالی شیخ طوسی، ص 558؛ اقبال الاعمال، ص 296. المستدرک علی الصحیحین، ج2، ص 137؛ المعجم الکبیر، ج 11، ص 65؛ جامع الاحادیث، ج 7، ص 36؛ کنز العمال، ج 11، ص 614.
و هرکس بخواهد داخل شهر شود، باید از درب آن وارد شود؛ پس باید برای رسیدن به علم و دانش پیامبر، از دروازه علیعلیه السلام گذشت و به او مراجعه نمود.
پیامبر خداصلی الله علیه وآله درباره امام علیعلیه السلام فرمود:
«إِنَّ عَلِیاً بابُ الْهُدی بَعْدِی وَالدّاعِی إِلی رَبِّی»؛(1)
«همانا علی باب هدایت بعد از من است و دعوت کننده به سوی پروردگارم میباشد».
در زیارت مطلقه و در فرازی از آن خطاب به امام علیعلیه السلام عرض میشود:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ! أَشْهَدُ أَنَّکَ کَلِمَةُ التَّقْوی وَبابُ الْهُدی وَالْعُرْوَةُ الْوُثْقی ؛(2)
«گواهی میدهم که تو کلمه تقوی و باب هدایت و ریسمان محکم الهی هستی».
پیامبرصلی الله علیه وآله از جانب خداوند مأمور شد همه درهای رو به مسجد را ببندد مگر در خانه حضرت علیعلیه السلام را. پس فرمود:
«فَإِنِّی أُمِرْتُ بِسَدِّ هذِهِ الْأَبْوابِ غَیرِ بابِ عَلِیّ»؛(3)
«همانا من مأمور شدم به بستن همه درها به جز در خانه علی».
خدا به وجود او فخر و مباهات نموده است.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرموده است: بعد از پایان جنگ بدر نشسته بودم که جبرئیل آمد و عرضه داشت: ای رسول خدا! خداوند تو را سلام رسانده و میفرماید:
«باهَیتُ الْیوْمَ بِعَلِیّ مَلائِکَتِی...»؛(4)
«من امروز پیش فرشتگان به وجود علی فخر و مباهات نمودم».
دریای خروشان و پربار علم.
همچنین مراجعه شود به: أَسْخی مِنَ الْفُراتِ [161]
رسول خداصلی الله علیه وآله خطاب به امیرمؤمنانعلیه السلام و فاطمه زهراعلیها السلام فرمود: در آیه شریفه «مَرَجَ الْبَحْرَینِ یلْتَقِیانِ»(5)مراد خدای متعال از ارسال کردن دو بحر این است:
«عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ بَحْرُ الْعِلْمِ وَفاطِمَةُ بَحْرُ النُّبُوَّةِ»؛(6)
«علی بن ابی طالبعلیه السلام دریای علم است و فاطمه زهراعلیها السلام دریای نبوّت است».
قدرت و مجازات و عذاب خداوند. رسول خداصلی الله علیه وآله به امیرمؤمنانعلیه السلام فرمود:
1) 502. بحارالانوار، ج 32، ص 178؛ امالی صدوق، ص 31.
2) 503. بحارالانوار ج97، ص294؛ اصولکافی ج4، ص492؛ تهذیب طوسی، ج 6، ص 29.
3) 504. بحارالانوار، ج 32، ص 178؛ امالی صدوق، ص 31. مسند احمد، ج3، ص41، مستدرک حاکم، ج 2، ص125؛ سنن نسائی، ج 5، ص 135.
4) 505. بحارالانوار، ج 27، ص 128.
5) 506. سوره الرحمن، آیه 19؛ «دو دریای مختلف (شور و شیرین، گرم و سرد) را در کنار هم قرار داد، در حالی که با هم تماس دارند».
6) 507. بحارالانوار، ج 24، ص 99؛ مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 319.
«یا عَلِی! إِنَّکَ لِسانُ اللَّهِ الَّذِی ینْطِقُ مِنْهُ وَأَنَّکَ لَبَأْسُ اللَّهِ الَّذِی ینْتَقِمُ بِهِ وَأَنَّکَ لَسَوْطُ عَذابِ اللَّهِ الَّذِی ینْتَصِرُ بِهِ وَأَنَّکَ لَبَطْشَةُ اللَّهِ الَّتِی قالَ اللَّهُ: «وَلَقَدْ أَنْذَرَهُمْ بَطْشَتَنا فَتَمارَوْا بِالنُّذُرِ»(1)»؛(2)
«ای علی! تو زبان گویای خدایی که از جانب او سخن میگویی، تو نشانه غضب و شدت خدایی که به وسیله تو انتقام میگیرد، تو وسیله عذاب خدا هستی که با آن بر دشمنان غالب میشود، و تو همان بطشه خدا هستی که خدای تعالی فرموده: او آنها را از مجازات ما بیم داد، ولی آنها بر مجادله و القای شکّ اصرار داشتند!».
پهلوانی که همه از او حساب میبرند.
ابن عباس نقل میکند: بعد از نماز در محضر رسول خداصلی الله علیه وآله نشسته بودم، مطلبی پیشآمد که امیرمؤمنانعلیه السلام را طلبکرد و به حذیفه فرمود:
«یا حُذَیفَةُ! اِنْطَلِقْ إِلی حُجْرَةِ کاشِفِ الْکُرُوبِ وَعَبْدِ عَلّامِ الْغُیوبِ وَاللَّیثِ الْهَصُورِ وَاللِّسانِ الشَّکُورِ وَالذبرِ الْغَیورِ وَالْبَطَلِ الْجَسُورِ وَالْعالِمِ الصَّبُورِ الَّذِی حَوَی اسْمَهُ التَّوْراةُ وَالْاِنْجِیلُ وَالزَّبُورُ، اِنْطَلِقْ إِلی حُجْرَةِ ابْنَتِی فاطِمَةَ وَائْتِنِیبِبَعْلِها عَلِیّ بْنِ أَبِی طالِبٍ»؛(3)
«ای حذیفه! برو منزل کسی که گرفتاریها را آسان میکند، آن بنده خدای دانای غیب؛ آن شیر بیشه شجاعت، که زبان بسیار سپاسگزار دارد، و در مقابل دشمنان خشن و غیرتمند است، آن قهرمان چالاک و آن دانشمند صبور که نامش در تورات و انجیل و زبور آمده، برو به منزل دخترم فاطمه، و شوهرش علی بن ابی طالب را بیاور».
همچنین مراجعه شود به: الْأَنْزَعُ الْبَطِینُ [242]
پیامبرصلی الله علیه وآله درباره علیعلیه السلام فرمود: «حُبُّهُ إِیمانٌ وَبُغْضُهُ نِفاقٌ، اَلنَّظَرُ إِلَیهِ رَأْفَةٌ وَمَوَدَّتُهُ عِبادَةٌ»؛(4)
«دوستی با علی نشانه ایمان است و بغض با او علامت نفاق، نگاه به چهره او مهربانی و مودت و علاقه به او عبادت است».
اسحاق فرزند ابراهیم، یکی از پیامبران است. به منزله اسحاق، تشبیهی است برای امام علیعلیه السلام که پیامبرصلی الله علیه وآله بیان فرموده. در حدیثی امام صادقعلیه السلاماز پدران بزرگوارش نقل میکند:
رسول خداصلی الله علیه وآله به امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود:
«یا عَلِی! أَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هِبَةِ اللَّهِ مِنْ آدَمَ وَبِمَنْزِلَةِ سامٍ مِنْ نُوحٍ، وَبِمَنْزِلَةِ إِسْحاقَ مِنْ إِبْراهِیمَ وَبِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسی وَبِمَنْزِلَةِ شَمْعُونَ مِنْ عِیسی إِلّا أَنَّهُ لا نَبِی بَعْدِی»؛(5)
«ای علی! تو برای من مثل هبة اللَّه هستی برای آدم، و مثل سام هستی برای نوح و مانند اسحاق هستی برای ابراهیم و شبیه هارون هستی برای
1) 508. سوره قمر، آیه 36.
2) 509. بحارالانوار، ج 40، ص 64؛ تفسیر فرات، ص 455.
3) 510. بحارالانوار، ج 39، ص 187.
4) 511. بحارالانوار، ج 40، ص 76؛ کشف الغمّة، ج 1، ص 93؛ کشف الیقین، ص 225؛ کنز العمال، ج 11، ص 615؛ کشف الخفاء، ج 1، ص 204.
5) 512. بحارالانوار، ج 37، ص 254؛ امالی صدوق، ص 46؛ روضة الواعظین، ج 1، ص 101.
موسی و به منزله شمعون برای عیسی میباشی، جز اینکه بعد از من دیگر پیامبری نخواهد بود، (یعنی تو پیامبر نیستی)».
رسول خداصلی الله علیه وآله در بیانی فرمود:
«عَلِی مِنِّی بِمَنْزِلَةِ رَأْسِی مِنْ بَدَنِی»؛(1)
«علی برای من بمانند سر است برای بدن من».
سام فرزند حضرت نوح بود که به دستور خداوند جانشین وی شد.(2)تشبیهی برای امیرالمؤمنینعلیه السلام از جانب رسول خداصلی الله علیه وآله است که فرمود: «ای علی! تو برای من مثل سام هستی برای نوح، که جانشین وی شده بود، جز اینکه تو پیامبر نیستی»؛ یعنی با اینکه پیامبر نیست امّا او را با پیامبران تشبیه نموده است.
همچنین مراجعه شود به: بِمَنْزِلَةِ إِسْحاقَ [284]
چنانکه گفته شد: پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله برای بیان مقام و عظمت امیرالمؤمنینعلیه السلام او را به پیامبران و جانشینان ایشان تشبیه نموده است.
از جمله فرمود: «ای علی! تو برای من مانند شمعون برای عیسی هستی که جانشین او بود، تو جانشین من هستی؛ ولی فقط پیامبرنیستی».
همچنین مراجعه شود به: بِمَنْزِلَةِ إِسْحاقَ [284]
تشبیه جالب اینکه پیامبرصلی الله علیه وآله علیعلیه السلام را به خانه کعبه تشبیه نموده، آنجا که رسول خداصلی الله علیه وآله به امیرمؤمنانعلیه السلام فرمود:
«یا عَلِی! أَنْتَ بِمَنْزِلَةِ الْکَعْبَةِ تُؤْتی وَلا تَأْتِی، فَإِنْ أَتاکَ هؤُلآءَ الْقَوْمُ فَسَلَّمُوا لَکَ هذَا الْأَمْرَ فَاقْبِلْهُ مِنْهُمْ وَإِنْ لَمْ یأْتُوکَ فَلا تَأْتِهِمْ»؛(3)
«ای علی! تو همانند کعبه هستی که دیگران باید به طرف و طواف تو بیایند نه تو به سوی آنان بروی، اگر آمدند و تسلیم امامت تو شدند آنها را بپذیر و اگر نیامدند، با ایشان کاری نداشته باش».
هارون برادر حضرت موسیعلیه السلام هم پیامبر بود و هم جانشین حضرت موسیعلیه السلام شد.
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله امیرمؤمنانعلیه السلام را با هارون که پیامبرالهی است، مقایسه فرموده؛ لکن تصریح فرموده: با این تفاوت که علیعلیه السلام پیامبر نیست.
این حدیث، از احادیث متواتر و معروف است که تمام راویان شیعه و سنّی آن را نقل کردهاند که پیامبر خداصلی الله علیه وآله بارها فرمود:
«عَلِی مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسی إِلّا أَنَّهُ لا نَبِی بَعْدِی»؛(4)
1) 513. بحارالانوار، ج 38، ص 319؛ بناء المقالة، ص 78. جامع الاحادیث، ج 14، ص 249؛ کنز العمال، ج 11، ص 603؛ الریاض النضرة، ج 1، ص 247.
2) 514. اصول کافی، ج 8، ص 285؛ من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 174.
3) 515. بحارالانوار، ج 39، ص48؛ بشارةالمصطفی، ص277.
4) 516. بحارالانوار، ج 5، ص 69؛ اصول کافی، ج 8، ص 106؛ مفاتیح الجنان، دعای ندبه. المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 143؛ صحیح ترمذی، ج 3، ص 214؛ مسند احمد، ج 29، ص 160؛ السنن الکبری، ج 5، ص 125؛ المعجم الکبیر ج5، ص203؛ کنز العمال ج11، ص599.
«علی برای من مثل هارون برای موسی است جز اینکه بعد از من پیامبری نخواهد بود».
از جانب خدای تعالی و توسط جبرئیل به رسول خداصلی الله علیه وآله ابلاغ شده که: خداوند متعال تو را سلام میرساند و میفرماید:
«عَلِی مِنْکَ بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسی وَلا نَبِی بَعْدَکَ».(1)
اولین وصی روی زمین، هبة اللَّه فرزند آدم که هم خود پیامبر بود و هم جانشین حضرت آدمعلیه السلام شد.(2)
پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله به امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود:
«ای علی! تو برای من مثل هبة اللَّه برای آدم هستی؛ یعنی جانشین من میباشی، امّا فقط پیامبر نیستی؛ چون من خاتم الانبیاء هستم.
همچنین مراجعه شود به: بِمَنْزِلَةِ إِسْحاقَ [284]
کسی که خوشرویی و زیبایی چهرهاش، مانند حضرت سلیمانعلیه السلام است.
پیامبراعظمصلی الله علیه وآله در مورد شباهت علیعلیه السلام به سایر پیامبران فرمود:
«شَبَهَتْ لِینُهُ بِلِینِ لُوطٍ، وَخُلْقُهُ بِخُلْقِ یحْیی وَزُهْدُهُ بِزُهْدِ أَیوبَ، وَسَخآؤُهُ بِسَخآءِ إِبْراهِیمَ، وَبَهْجَتُهُ بِبَهْجَةِ سُلَیمانَ بْنِ داوُدَ وَقُوَّتَهُ بِقُوَّةِ داوُد»؛(3)
«نرمخویی علیعلیه السلام به حضرت لوطعلیه السلام شباهت دارد، اخلاقش به اخلاق یحییعلیه السلام، زهدش به زهد ایوبعلیه السلام، سخاوتش به سخاوت ابراهیمعلیه السلام، بهجت او به سلیمانعلیه السلام و نیروی او به نیروی داودعلیه السلام شباهت دارد».
هدایت یافتگان به وسیله او هدایت مییابند.
پیامبرصلی الله علیه وآله در این باره فرمود:
«أَنَا الْمُنْذِرُ وَأَنْتَ الْهادِی مِنْ بَعْدِی. یا عَلِی! بِکَ یهْتَدِی الْمُهْتَدُونَ»؛(4)
«من بیمدهنده هستم و تو هم هادی. ای علی! همه به وسیله تو هدایت مییابند».
رسول خداصلی الله علیه وآله از جانب خدای تعالی درباره امام علیعلیه السلام فرموده است:
«جَعَلْتُهُ الْعَلَمَ الْهادِی مِنَ الضَّلالَةِ، وَبابِی الَّذِی أُوتِی مِنْهُ، وَبَیتِی الَّذِی مَنْ دَخَلَهُ کانَ آمِناً مِنْ نارِی وَحِصْنِی الَّذِی مَنْ لَجَأَ إِلَیهِ حَصَّنَهُ مِنْ مَکْرُوهِ الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ، وَوَجْهِی الَّذِی مَنْ تَوَجَّهَ إِلَیهِ لَمْ أَصْرِفْ وَجْهِی عَنْهُ»؛(5)
«من علیعلیه السلام را پرچم هدایتگر مردم از گمراهی قرار دادم، او باب من است که مردم باید به آن درآیند، خانه من است. هرکه داخل آن شود از آتش عذاب درامان است، دژ محکم من است هرکه بدان پناه برد از بدی دنیا و عذاب آخرت محفوظ
میشود، و او وجه من است هرکه بدان رو کند، از او رو برنگردانم».
امام علیعلیه السلام میفرماید: روزی خواستم وارد خانه آن حضرت شوم، اجازه گرفتم، ایشان اجازه دادند. وقتی داخل شدم، فرمود:
«أَما عَلِمْتَ أَنَّ بَیتِی بَیتُکَ، فَما لَکَ تَسْتَأْذِنُ عَلَی!»؛(1)
«مگر نمیدانی خانه من خانه تو است؛ پس چرا اجازه میگیری؟!».
رسول خداصلی الله علیه وآله در ولایت، فضیلت و منقبت امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود:
«أَمْرُهُ أَمْرِی، نَهْیهُ نَهْیی وَتابِعُهُ تابِعِی»؛
«فرمان او فرمان من است، و نهی او نهی من و تابع او تابع من است».
همچنین مراجعه شود به: إِمامُ کُلِّ مُسْلِمٍ [220]
فرشتگان الهی با او همنشین میشوند.
همچنین مراجعه شود به: اِتِّباعُهُ فَضِیلَةٌ [147]
گروهی ستمکار و تجاوزگر با او میجنگند.
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله به امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود:
«یا عَلِی! سَتُقاتِلُکَ الْفِئَةُ الْباغِیةُ وَأَنْتَ عَلَی الْحَقِّ، فَمَنْ لَمْ ینْصُرْکَ یوْمَئِذٍ فَلَیسَ مِنِّی»؛(2)
«ای علی! به زودی گروهی ستمکار و تجاوزگر با تو میجنگند، و تو بر حقّ هستی، پس هرکس تو را در آن روز یاری نرساند، از من نیست».
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله بین اصحاب خود با اشاره به امیرمؤمنانعلیه السلام فرمود:
«هذا عَلِی قَدْ أَتاکُمْ تَقِی الْقَلْبِ، نَقِی الْکَفَّینِ»؛(3)
«این علی است که به سوی شما میآید، با قلبی خالص و صاف و دستی پاک و سالم».
در پی حدیث معروف ثقلین، پیامبرصلی الله علیه وآله در روز غدیر فرمود:
«مَعاشِرَ النّاسِ! إِنَّ عَلِیاً وَالطَّیبِینَ مِنْ وُلْدِی هُمُ الثَّقَلُ الْأَصْغَرُ وَالْقُرْآنُ هُوَ الثَّقَلُ الْأَکْبَرُ، فَکُلُّ واحِدٍ مُنْبِئٌ عَنْ صاحِبِهِ وَمُوافِقٌ لَهُ، لَنْ یفْتَرِقا حَتّی یرِدا عَلَی الْحَوْضَ»؛(4)
«ای مردم! بدانید علی و فرزندان پاک و مطهر من همان ثقل اصغر و قرآن کریم، ثقل اکبر هستند که هر کدام از دیگری خبر میدهند و سازگار میباشند، این دو از یکدیگر جدا نمیشوند تا در حوض کوثر بر من وارد گردند».
تمام مکارم و بزرگواریها را در خود جمع کرده است. پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله در مورد امام علیعلیه السلام فرمود:
«هذَا الْجامِعُ لِلْمَکارِمِ، الْحاوِی لِلْفَضآئِلِ، الْمُشْتَمِلُ عَلَی الْجَمِیلِ»؛(1)
«این علی کسی است که همه مکارم و فضیلتها را در خود جمع کرده و دارای زیباییهاست».
رسول اعظمصلی الله علیه وآله فرمود:
«ما بَعَثْتُهُ فِی سَرِیةٍ وَلا أَبْرَزْتُهُ بِمُبارَزَةٍ إِلّا رَأَیتُ جَبْرائِیلَ عَنْ یمِینِهِ وَمِیکائِیلَ عَنْ یسارِهِ وَمَلَکَ الْمَوْتِ أَمامَهُ وَسَحابَةً تَظِلُّهُ حَتّی یعْطِیهُ اللَّهُ خَیرَ النَّصْرِ وَالظَّفَرِ»؛(2)
«من علیعلیه السلام را به هیچ مأموریت و جنگی اعزام نکردم جز اینکه میدیدم جبرئیل از سمت راست و میکائیل از سمت چپ و ملک الموت از مقابل او هستند و ابری نیز بر او سایهافکن است تا اینکه خداوند بهترین فتح و پیروزی را نصیب میکرد».
در آسمان دارای جلالت و عظمت و مقام والایی است.
در یکی از زیارات آن حضرت آمده است:
«کُنْتَ کَما قالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَآلِهِ... کَبِیراً فِی الْأَرْضِ، جَلِیلاً فِی السَّمآءِ»؛(3)
«تو همانگونه که رسول خداصلی الله علیه وآله فرموده... در زمین، بزرگ و در آسمان، باجلالت میباشی».
مراد از جَنب اللَّه یعنی سمت و سویی که همه برای رسیدن به خدا باید متوجه آن ناحیه شوند؛ پس اطاعت از امام، اطاعت از خداست.
ابوذر غفاری از پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله نقل میکند که حضرت در مورد امام علیعلیه السلام فرمود:
«هُوَ عَینُ اللَّهِ النّاظِرَةُ وَأُذُنُهُ السّامِعَةُ وَلِسانُهُ النّاطِقَةُ فِی خَلْقِهِ، وَیدُهُ الْمَبْسُوطَةُ عَلی عِبادِهِ بِالرَّحْمَةِ، وَوَجْهُهُ فِی السَّماواتِ وَالْأَرْضِ وَجَنْبُهُ الظّاهِرُ الْیمِینُ وَحَبْلُهُ الْقَوِی الْمَتِینُ»؛(4)
«علی چشم بینای خدا و گوش شنوا و زبان گویای او بین بندگان است، او دست گشاده خدا بر بندگان برای رحمت به ایشان است، وجه خدا در آسمانها و زمین، علیعلیه السلام است. او جَنب اللَّه ظاهر و ریسمان محکم الهی است».
کسی که سپر بلای رسول خداست.
پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: «برای علیعلیه السلام در بهشت اسامی متعددی است، این بشارت پروردگارم به من بود که من هم به علیعلیه السلام بشارت دادم».
«عَلِی مَحْمُودٌ عِنْدَ الْحَقِّ مُزَکّی عِنْدَ الْمَلائِکَةِ وَخاصَّتِی وَخالِصَتِی وَظاهِرَتِی وَمِصْباحِی وَجُنَّتِی وَرَفِیقِی، آنَسَنِی بِهِ رَبِّی»؛(5)
«علی پسندیده نزد خدا و پاکیزه نزد فرشتگان است، او فرد خاص و خالص من است، او پشتوانه
1) 526. بحارالانوار، ج 42، ص 21؛ تفسیر الامام، ص 99.
2) 527. بحارالانوار، ج 31، ص 153؛ امالی طوسی، ص 505؛ مناقب آل ابیطالب، ج 2، ص 239؛ موسوعه امام علی، ج 9، ص 439.
3) 528. بحارالانوار، ج 97، ص 379؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
4) 529. بحارالانوار، ج 40، ص 97.
5) 530. بحارالانوار، ج 39، ص 38.
و چراغ من است، او سپر بلا و رفیق همراه من است، خداوند به وسیله او با من انس میگیرد».
پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله در مورد امام علیعلیه السلام فرمود:
«مَنْ حَسَدَ عَلِیاً فَقَدْ حَسَدَنِی، وَمَنْ حَسَدَنِی فَقَدْ کَفَرَ»؛(1)
«هرکس به علیعلیه السلام حسد ورزد، هرآینه به من حسد ورزیده، و هرکس به من حسد ورزد، هرآینه کافر است».
لواء به معنای پرچم و علامت و نشانه است که در جنگها به کار میگرفتهاند و مرکزیت سپاه یا فرماندهی را مشخص میکرده است. و امیرمؤمنانعلیه السلام پرچمدار مخصوص پیامبر خداصلی الله علیه وآله است در دنیا و آخرت.
در روایتی امام علیعلیه السلام میفرماید: رسول خداصلی الله علیه وآله به من فرمود: «اولین کسی که داخل بهشت میشود تو هستی». گفتم: آیا قبل از شما وارد میشوم؟ فرمود: آری!
«... لِأَنَّکَ صاحِبُ لِوائِی فِی الْآخِرَةِ کَما أَنَّکَ صاحِبُ لِوائِی فِی الدُّنْیا وَحامِلُ اللِّواءِ هُوَ الْمُتَقَدِّمُ»؛(2)
«چون تو صاحب لوای من در آخرت هستی همان طور که صاحب لوای من در دنیا میباشی، و پرچمدار نیز مقدم بر دیگران است».
در زیارت آن حضرت نیز آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلی صاحِبِ الْحَوْضِ وَحامِلِ اللِّواءِ»؛(3)
«سلام بر صاحب حوض کوثر و حامل پرچم شفاعت».
کسی که فضیلتها و خوبیها را در خود جمع کرده است.
همچنین مراجعه شود به: الْجامِعُ لِلْمَکارِمِ [300]
امام، ریسمان قوی و محکم خدا در بین بندگان است.
همچنین مراجعه شود به: جَنْبُ اللَّهِ الظّاهِرُ [303]
ریسمان محکم الهی. ابوذر از قول پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله در مورد سفر معراج چنین نقل میکند: «هنگامی که به آسمان ششم رسیدم، فرشتگان به استقبالم آمدند و بر من سلام کردند. گفتم: آیا ما را میشناسید؟ گفتند: آری، ای رسول خدا! چطور شما را نشناسیم؛ در حالی که خداوند بهشتی را خلق کرده که بر در آن درختی است و بر هر برگ آن نوشته شده:
«لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ عُرْوَةُ اللَّهِ الْوَثِیقَةُ وَحَبْلُ اللَّهِ الْمَتِینُ».
از جانب ما به او هم سلام برسان که خیلی مشتاق وی هستیم.(4)
پس در زیارت آن حضرت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا حَبْلَ اللَّهِ الْمَتِینِ»؛(1)
«سلام بر تو ای ریسمان محکم خداوند».
و خود آن حضرت نیز فرموده است:
«أَنَا حَبْلُ اللَّهِ الْمَتِینُ»؛(2)
«من حبل اللَّه و ریسمان محکم خدا هستم».
همچنین مراجعه شود به: جَنْبُ اللَّهِ الظّاهِرُ [303]
محبّت و دوست داشتن او، جزیی از ایمان است.
همچنین مراجعه شود به: جَنْبُ اللَّهِ الظّاهِرُ [303]
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«حُبُّ عَلِیّ بَراءَةٌ مِنَ النّارِ»؛(3)
«محبّت علیعلیه السلام نجات دهنده از آتش است».
رسول خداصلی الله علیه وآله درباره محبت علیعلیه السلام فرمود:
«لِکُلِّ شَیءٍ جَوازٌ، وَجَوازُ الصِّراطِ حُبُّ عَلِیّ بْنِ أَبِی طالِبٍ»؛(4)
«برای هرچیزی مجوز عبور لازم است و مجوز عبور از پل صراط، محبت امام علیعلیه السلام است».
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمود:
«حُبُّ عَلِیّ بْنِ أَبِی طالِبٍ حَسَنَةٌ لا یضُرُّ مَعَها سَیئَةٌ»؛(5)
«دوستی و محبت علیعلیه السلام حسنهای است که با وجود آن، سیئات ضرری نمیرساند».
رسول خداصلی الله علیه وآله در مورد امام علیعلیه السلام فرمود:
«إِنَّ اللَّهَ تَعالی أَلْقی فِی رَوْعِی أَنَّ حُبَّهُ شَجَرَةُ طُوبَی الَّتِی غَرَسَهَا اللَّهُ تَعالی بِیدِهِ»؛(6)
«خدای تعالی در قلب من انداخت که دوستی و محبت نسبت به علیعلیه السلام، همان شجره طوبایی است که خدای تعالی با دست خود کاشته است».
محبّت و دوست داشتن او، عبادت خدا محسوب میشود.
همچنین مراجعه شود به: اِتّباعُهُ فَرِیضَةُ اللَّهِ [146]
پیامبر خداصلی الله علیه وآله در مورد دوستی و ولایت امام علیعلیه السلام فرمود:
«مَنْ أَحَبَّ أَنْ یتَمَسَّکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقی فَلْیتَمَسَّکْ بِحُبِّ عَلِیّ وَأَهْلِ بَیتِی»؛(7)
«هرکه دوست دارد به دستگیره محکم خدا تمسک جوید باید به دوستی علی و اهل بیت من متمسک شود».
1) 535. مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبرصلی الله علیه وآله.
2) 536. بحارالانوار، ج 24، ص 198؛ معانی الاخبار، ص 17؛ غیبت نعمانی، ص 165.
3) 537. بحارالانوار، ج39، ص258؛ مناقب آل ابیطالب، ج3، ص 200. الفردوس دیلمی، ج 2، ص 142.
4) 538. بحارالانوار، ج39، ص202؛ مناقب آل ابیطالب، ج2، ص 156؛ موسوعه امام علیعلیه السلام، ج 11، ص 206.
5) 539. موسوعه امام علیعلیه السلام، ج 11، ص 206.
6) 540. بحارالانوار، ج 27، ص 128.
7) 541. بحارالانوار، ج 27، ص 79؛ مناقب آل ابیطالب، ج 3، ص 76؛ عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 58؛ موسوعه امام علی، ج 11، ص 195؛ الصراط المستقیم، ج 1، ص 286.
پیامبرصلی الله علیه وآله در فضیلت امیرمؤمنانعلیه السلام فرموده:
«عُنْوانُ صَحِیفَةِ الْمُؤْمِنِ یوْمَ الْقِیامَةِ حُبُّ عَلِیّ بْنِ أَبِی طالِبٍ»؛(1)
«عنوان نامه اعمال هر مؤمنی در روز قیامت محبت علی بن ابیطالبعلیه السلام است».
محبّت و دوست داشتن او، نوعی نعمت در دنیا و آخرت محسوب میشود.
همچنین مراجعه شود به: اِتّباعُهُ فَضِیلَةٌ [147]
بر همه واجب است که او را از صمیم قلب دوست داشته باشند.
رسول خداصلی الله علیه وآله در این باره امر میفرماید:
«یجِبُ عَلَیکُمْ أَنْ تُحِبُّوهُ»؛(2)
«بر همه شما واجب است که علیعلیه السلام را دوست داشته باشید».
رسول اعظمصلی الله علیه وآله فرمود:
«حُبُ عَلِیّعلیه السلام یأْکُلُ الذُّنُوبَ کَما تَأْکُلُ النّارُ الْحَطَبَ»؛(3)
«دوستی و محبّت علیعلیه السلام گناهان را میخورد همان طور که آتش، هیزم را میخورد».
دوستی با علیعلیه السلام آتش جهنّم را خاموش میکند. رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«حُبُّهُ یخْمِدُ النِّیرانَ»؛(4)
«محبت و دوست داشتن علیعلیه السلام آتش جهنم را خاموش میکند».
دوستی با علیعلیه السلام گناهان و بدیها را ذوب میکند. رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«أَیهَا النّاسُ! مَنْ أَرادَ أَنْ یطْفِئَ غَضَبَ اللَّهِ، وَمَنْ أَرادَ أَنْ یقْبَلَ عَمَلُهُ، فَلْیحِبَّ عَلِی بْنَ أَبِی طالِبٍ، فَإِنَّ حُبَّهُ یزِیدُ الْإِیمانَ، وَإِنَّ حُبَّهُ یذِیبُ السَّیئاتِ کَما تُذِیبُ النّارُ الرَّصاصَ»؛(5)
«ای مردم! هرکس میخواهد خشم و غضب خدا را خاموش کند و اعمالش پذیرفته شود، پس باید علی بن ابی طالبعلیه السلام را دوست بدارد؛ زیرا دوستی با علی، ایمان را فزونی میبخشد و گناهان را ذوب میکند همانطور که آتش سرب را ذوب میکند».
دوستی با علیعلیه السلام ایمان را فزونی میبخشد.
همچنین مراجعه شود به: حُبُّهُ یذِیبُ السَّیئاتِ [322]
دوست و محبوب خدا. خدا او را دوست دارد. این سخن رسول خداصلی الله علیه وآله است که فرمود: «آنگاه که مرا به معراج بردند، بر باب الجنّة دیدم، نوشته بود:
«لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِی حَبِیبُ اللَّهِ،
اَلْحَسَنُ وَالْحُسَینُ صَفْوَةُ اللَّهِ، فاطِمَةُ أَمَةُ اللَّهِ، عَلی باغِضِهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ»؛(1)
«خدایی جز اللَّه نیست، محمّد فرستاده خداست، علی دوست خداست، حسن و حسین برگزیده خدایند و فاطمه بانوی الهی است؛ بر دشمنان و کینه ورزان آنان لعنت خدا باد».
و در زیارت آن حضرت، سلام میدهیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا حَبِیبَ اللَّهِ»؛(2)
«سلام بر تو ای امیرمؤمنان و سلام بر تو ای دوست محبوب خدا».
همچنین مراجعه شود به: أَمْرُهُ أَمْرُ الرَّسُولِ [226]
علیعلیه السلام دوست و محبوب رسول خداصلی الله علیه وآله بود. جریان فتح خیبر و حدیث "رایة" نیز از قضایای متواتر و قطعی است که شیعه و سنّی نقل کردهاند.
غزوه خیبر مدتی طول کشیده بود و پیامبر هر گروهی را که با فرماندهی کسی میفرستاد، توفیقی نداشتند، یک روز فرمود:
«لَأُعْطِینَّ الرّایةَ غَداً رَجُلاً یحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَیحِبُّهُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ کَرّاراً غَیرَ فَرّارٍ لا یرْجِعُ حَتّی یفْتَحَ اللَّهُ عَلی یدَیهِ»؛(3)
«فردا پرچم و فرماندهی را به مردی خواهم داد که خدا و رسول را دوست دارد و خدا و رسول هم او را دوست دارند، او فقط حمله میکند و فرار ندارد و برنمیگردد مگر اینکه خدا به دست او فتح و پیروزی را نصیب کند».
و احادیث متعددی وارد شده که حضرت رسولصلی الله علیه وآله فرمود:
«حَبِیبِی عَلِی»؛(4)
«دوست و حبیب من علیعلیه السلام است».
و این دوستی میان رسول خدا و امیرمؤمنان دوجانبه بوده؛ چنانکه امیرالمؤمنینعلیه السلام در این باره فرموده است:
«أَنَا أَخُو رَسُولِ اللَّهِ وَوَصِیهُ وَحَبِیبُهُ»؛(5)
«من برادر رسولخدا و جانشین و دوست او هستم».
و در زیارت آن حضرت آمده است:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی وَلِیکَ وَأَخِی نَبِیکَ وَوَزِیرِهِ وَحَبِیبِهِ وَخَلِیلِهِ...»؛(6)
«خدایا درود فرست بر ولی خودت که برادر، وزیر، حبیب و خلیل پیامبرت میباشد».
دوست صمیمی و یار نزدیک پیامبرصلی الله علیه وآله.
ص:76
1) 547. بحارالانوار، ج 27، ص 4؛ امالی طوسی، ص 355؛ الارشاد، ج2، ص234؛ الصراطالمستقیم، ج1، ص248. لسانالمیزان، ج4، ص194؛ اتحافالسائل، ج1، ص10.
2) 548. بحارالانوار، ج97، ص 285؛ من لایحضره الفقیه، ج2، ص 592؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
3) 549. بحارالانوار، ج 21، ص 2؛ اصول کافی، ج 8، ص 349؛ امالی صدوق، ص 513؛ امالی طوسی، ص 170. تاریخ الخلفا، ج 1، ص 150. المستدرک علیالصحیحین، ج 3، ص 143؛ شعب الإیمان، ج 1، ص 88.
4) 550. بحارالانوار، ج 19، ص 5؛ الخرایج، ج 2، ص 497.
5) 551. بحارالانوار، ج 39، ص 335.
6) 552. بحارالانوار، ج 95، ص 292؛ مفاتیح الجنان، زیارت حضرت در روز میلاد پیامبر.
رسول خداصلی الله علیه وآله خطاب به آن حضرت فرمود:
«یا عَلِی! أَنْتَ صاحِبُ حَوْضِی وَصاحِبُ لِوائِی وَحَبِیبُ قَلْبِی»؛(1)
«ای علی! تو صاحب اختیار حوض و پرچمدار منی، تو دوست قلبی من هستی».
حضرت فرمود:
«یا عَلِی! أَنْتَ سَیدٌ فِی الدُّنْیا وَسَیدٌ فِی الْآخِرَةِ، حَبِیبُکَ حَبِیبِی، وَحَبِیبِی حَبِیبُ اللَّهِ»؛(2)
«ای علی! تو آقایی در دنیا و آخرت. دوستدار تو دوستدار من است و دوستدار من، دوستدار خدای تعالی است».
ابوذر میگوید: رسول خداصلی الله علیه وآله به من فرمود:
«یا أَباذَرُ! لَوْلا عَلِی ما بانَ الْحَقُّ مِنَ الْباطِلِ وَلا الْمُؤْمِنُ مِنَ الْکافِرِ وَلا عُبِدَ اللَّهُ؛ لِأَنَّهُ ضَرَبَ رُؤُوسَ الْمُشْرِکِینَ حَتّی أَسْلَمُوا وَعَبَدُوا اللَّهَ، وَلَوْلا ذلِکَ لَمْ یکُنْ ثَوابٌ وَلا عِقابٌ، وَلا یسْتُرُهُ مِنَ اللَّهِ سِتْرٌ وَلا یحْجُبُهُ مِنَ اللَّهِ حِجابٌ، وَهُوَ الْحِجابُ وَالسِّتْرُ»؛(3)
«ای ابوذر! اگر علیعلیه السلام نبود حقّ و باطل معلوم نمیشد، مؤمن از کافر مشخص نمیشد، و اصلاً خدا عبادت نمیگردید، چون علی بود که گردن سرکردگان شرک را زد تا اسلام آورند و خدا را عبادت نمایند. اگر چنین نبود ثواب و عقابی نبود. هیچ پرده و پوششی بین او و خدا نیست، هیچ حجاب و مانعی بین او و خدای تعالی نیست، او خود واسطه و پرده بین خدا و خلق است».
حجت یعنی دلیل و مدرک؛ و به معنای کسی یا چیزی است که فردی به وسیله آن با دیگران احتجاج میکند. حجّة اللَّه؛ دلیل و مدرک خدا.
رسول خداصلی الله علیه وآله به حضرت اعلان فرمود:
«یا عَلِی! أَنْتَ حُجَّةُ اللَّهِ وَأَنْتَ بابُ اللَّهِ»؛(4)
«ای علی! تو حجّت خدا و باب اللَّه هستی».
و امیرالمؤمنینعلیه السلام در مورد آیه: «قُلْ فَللَّهِِ الْحُجَّةُ» فرموده است:
«أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ وَأَنَا خَلِیفَةُ اللَّهِ»؛(5)
«من حجّت خدا و جانشین او در زمین هستم».
در دعای توسل از آن حضرت میخواهیم:
«یا حُجَّةَ اللَّهِ عَلی خَلْقِهِ! یا سَیدَنا وَمَوْلانا! إِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِکَ إِلَی اللَّهِ»؛(6)
«ای حجّت خدا بر بندگانش، ای آقا و مولای ما! همانا ما به تو روی آوردیم و از تو طلب شفاعت نمودیم و نزد خداوند، تو را وسیله قرار دادیم».
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله درباره روز قیامت فرمود:
ص:77
1) 553. امالی صدوق، مجلس 50. ینابیع المودة، باب 44.
2) 554. المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 138.
3) 555. بحار الانوار، ج 40، ص 56؛ تأویل الایات، ص 831؛ تفسیر فرات، ص 370.
4) 556. بحارالانوار، ج 36، ص 4؛ امالی صدوق، ص 306.
5) 557. بحارالانوار، ج39، ص44 - 51؛ امالی صدوق، ص35؛ اقبال الاعمال، ص 463.
6) 558. بحارالانوار، ج 99، ص 247؛ البلد الامین، ص 325؛ مفاتیح الجنان، دعای توسل.
«أَنْتَ فِی ذلِکَ الْیوْمِ أَمِینُ اللَّهِ وَحُجَّةُ اللَّهِ الْواضِحَةُ»؛(1)
«ای علی! تو در آن روز امین خدا و حجّت آشکار او هستی».
رسول خداصلی الله علیه وآله در آن حدیث مفصل فرمود:
«عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ خَلِیفَةُ اللَّهِ وَخَلِیفَتِی وَحُجَّةُ اللَّهِ وَحُجَّتِی»؛(2)
«علی بن ابیطالب خلیفه خدا و من است، او حجت خدا و حجت من است».
همچنین مراجعه شود به: أَمْرُهُ أَمْرُ الرَّسُولِ [226]
بزرگترین حجّت خدا.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«مَعاشِرَ النّاسِ! إِنَّهُ مِحْنَةُ الْوَری وَالْحُجَّةُ الْعُظْمی وَالْآیةُ الْکُبْری وَإِمامُ أَهْلِ الدُّنْیا»؛(3)
«ای مردم! علی مایه آزمایش و امتحان همگان است، او حجّت بزرگ خدا و آیت کبرای او و امام اهل دنیاست».
در دعای بعد از نماز عید غدیر آمده است: هنگامی که در عالم ذرّ، خدای تعالی با بندگان خود «پیمان الست» برقرار نمود و بر خدایی و یکتایی خود پیمان گرفت، همه گفتند: آری، همه شهادت میدهیم:
«بِأَنَّکَ أَنْتَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ، أَنْتَ رَبُّنا وَمُحَمَّدٌ عَبْدُکَ وَرَسُولُکَ نَبِینا وَعَلِی أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ وَالْحُجَّةُ الْعُظْمی وَآیتُکَ الْکُبْری وَالنَّبَأُ الْعَظِیمُ»؛(4)
«به اینکه تو همان خدایی هستی که جز تو خدایی نیست و تو پروردگار مایی، و محمّد، بنده و رسول تو، پیامبر ماست و علی نیز امیرمؤمنان و حجّت عظمی و آیت کبری و نبأ عظیم است».
و خود آن حضرت نیز فرمود:
«أَنَا الْحُجَّةُ الْعُظْمی وَالْآیةُ الْکُبْری ؛(5)
«من حجّت عظمی و آیت کبری هستم».
روز قیامت حجّت و دلیل خدای تعالی بر بندگان است.
رسول خداصلی الله علیه وآله با اشاره به علیعلیه السلام فرمود:
«أَنَا وَهذا حُجَّةٌ عَلی أُمَّتِی یوْمَ الْقِیامَةِ»؛(6)
«من و علیعلیه السلام در روز قیامت، بر امّتم حجّت هستیم».
حجّت و دلیل خدا بر بندگان.
همچنین مراجعه شود به: إِمامُ التُّقی [214]
هرکس با علیعلیه السلام جنگ کند، گویا با خدا جنگیده است.
همچنین مراجعه شود به: اِتّباعُهُ فَرِیضَةُ اللَّهِ [146]
1) 559. موسوعه امام علیعلیه السلام، ج 8، ص 166.
2) 560. بحارالانوار، ج 26، ص 263؛ امالی صدوق، ص 203؛ کنزالفؤاد، ج 2، ص 13.
3) 561. روضة الواعظین، ج 1، ص 100؛ امالی، ص 31.
4) 562. بحارالانوار، ج36، ص4: تهذیب طوسی ج3، ص145.
5) 563. بحارالانوار، ج 39، ص 335؛ امالی صدوق، ص 38؛ مناقب آل ابیطالب، ج 3، ص 278.
6) 564. کنز العمال، ج 11، ص 620.
هرکس با علیعلیه السلام جنگ کند، گویا با رسول خداصلی الله علیه وآله جنگیده است. رسول خداصلی الله علیه وآله بارها و در موارد مختلف آن را فرموده است و شیعه و سنّی آن را نقل کردهاند:
«یا عَلِی! أَنْتَ الْإِمامُ وَالْخَلِیفَةُ بَعْدِی، حَرْبُکَ حَرْبِی وَسِلْمُکَ سِلْمِی»؛(1)
«ای علی! تو امام و جانشین پس از منی، هرکه با تو جنگ کند، گویا با من جنگیده و هرکه با تو سازش کند، با من سازش کرده است».
حزب و گروه دشمنان علیعلیه السلام، همان حزب شیطان است.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«حِزْبُ عَلِیّ حِزْبُ اللَّهِ، وَحِزْبُ أَعْدائِهِ حِزْبُ الشَّیطانِ»؛(2)
«حزب و گروه علیعلیه السلام همان حزب خداست و حزب دشمنان او حزب شیطان است».
هرکه در حزب و گروه او باشد، جزو حزب و گروه خدای تعالی است.
همچنین مراجعه شود به: حِزْبُ أَعْدائِهِ حِزْبُ الشَّیطانِ [337]
هرکه در گروه او باشد، جزو گروه پیامبرصلی الله علیه وآله خواهد بود؛ چنانکه رسول خداصلی الله علیه وآله در معرفی امیرالمؤمنینعلیه السلام فرموده است:
«حِزْبُهُ حِزْبِی وَقَوْلُهُ قَوْلِی»؛(3)
«حزب و گروه او همان حزب من است، و سخن او نیز سخن من است».
همچنین مراجعه شود به: أَمْرُهُ أَمْرُ الرَّسُولِ [226]
دژ و قلعه امّت پیامبرصلی الله علیه وآله.
ابن عباس نقل میکند: رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«سِبْطُ هذِهِ الْأُمَّةِ الْحَسَنُ وَالْحُسَینُ، وَحِصْنُ هذِهِ الْأُمَّةِ عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ»؛(4)
«دو جگرگوشه این امّت، حسن و حسینعلیهما السلام هستند، و دژ و قلعه محکم این امّت، علیعلیه السلام است».
نیکان از جنّ او را دربر گرفتهاند.
همچنین مراجعه شود به: اِتّباعُهُ فَضِیلَةٌ [147]
فقط حقّ بر زبان او جاری است و هرچه میگوید حقّ است.
رسول خداصلی الله علیه وآله خطاب به ایشان فرمود:
«یا عَلِی! إِنَّ الْحَقَّ مَعَکَ وَالْحَقُّ عَلی لِسانِکَ وَفِی قَلْبِکَ وَبَینَ عَینَیکَ؛(5)
«ای علی! همانا حقّ با تو و برزبان توست و در قلب تو و در مقابل توست».
و در زیارت آن حضرت میگوییم:
«أَشْهَدُ أَنَّ الْحَقَّ مَعَکَ وَإِلَیکَ وَأَنْتَ أَهْلُهُ وَمَعْدِنُهُ»؛(1)
«گواهی میدهم که حقّ با تو و به سوی توست و تو اهل و اصل و ریشه حقّ هستی».
حقّ و حقیقت در تمام وجود او جا گرفته و در قلب او غیر از حقّ چیزی وجود ندارد.
همچنین مراجعه شود به: الْحَقُّ عَلی لِسانِهِ [342]
یکی از بزرگترین افتخارات امیرمؤمنانعلیه السلام این است که نه تنها او با حقّ است، بلکه حقّ نیز با اوست. رسول خداصلی الله علیه وآله از خداوند خواسته است که حقّ را به دور علیعلیه السلام بگرداند.
اینکه کسی با حقّ باشد خوب است، اگرچه این افراد زیاد نیستند؛ بلکه مهمتر آن است که حقّ به دنبال کسی باشد.
از روایات اجماعی و متواتر رسول خداصلی الله علیه وآله درباره امیرالمؤمنینعلیه السلام این است که فرمود:
«عَلِی مَعَ الْحَقِّ وَالْحَقُّ مَعَ عَلِیّ، اَللَّهُمَّ أَدِرِ الْحَقَّ مَعَ عَلِیّ حَیثُما دارَ»؛(2)
«علی با حقّ است و حقّ با علی، خدایا حق را با علی بگردان هر کجا علی میرود».
و در جای دیگر فرمود:
«عَلِی مَعَ الْحَقِّ وَالْحَقُّ مَعَ عَلِیّ، یدُورُ مَعَهُ حَیثُما دارَ عَلِی»؛(3)
«علی با حقّ است و حقّ هم با علی است، و هر کجا علی برود حقّ هم با او میرود».
حقّ پدری بر گردن مسلمانان دارد.
جابر بن عبداللَّه انصاری نقل میکند که رسول خداصلی الله علیه وآله فرموده است:
«حَقُّ عَلِیّ عَلی هذِهِ الْأُمَّةِ کَحَقِّ الْوالِدِ عَلَی الْوَلَدِ»؛(4)
«حقّ علی بر امّت، مثل حقّ پدر بر فرزند است».
دستگیره آویخته بر در بهشت.
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله در این باره فرمود:
«عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ حَلْقَةٌ مُعَلَّقَةٌ بِبابِ الْجَنَّةِ، مَنْ تَعَلَّقَ بِها دَخَلَ الْجَنَّةَ»؛(5)
«علی بن ابی طالبعلیه السلام حلقه و دستگیره آویخته بر در بهشت است هرکه به آن بیاویزد، داخل بهشت میشود.
هرچه برای پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله حلال بود، برای علیعلیه السلام هم حلال بود.
رسول اکرمصلی الله علیه وآله درباره امیرالمؤمنین علیعلیه السلام فرمود:
1) 570. بحارالانوار ج97، ص294؛ اصولکافی، ج4، ص570.
2) 571. الصراط المستقیم، ج 2، ص 18. تاریخ بغداد، ج 14، ص 320؛ الجمل، ص 81.
3) 572. بحارالانوار، ج 28، ص 368؛ نهج الحق، ص 225؛ مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 62؛ متشابه القرآن، ج 2، ص 42؛ کشف الیقین، ص 234.
4) 573. بحارالانوار، ج 36، ص 4.
5) 574. بحارالانوار، ج39، ص206؛ مناقب آل ابیطالب، ج2، ص 161؛ المناقب خوارزمی، فصل 19، ص 324؛ فرائد السمطین، ج 1، ص 180؛ .
«لا یحِلُّ لِأَحَدٍ أَنْ یجْنُبَ فِی هذَا الْمَسْجِدِ إلّا أَنَا وَعَلِی وَفاطِمَةُ وَالْحَسَنُ وَالْحُسَینُ وَمَنْ کانَ مِنْ أَهْلِی فَإِنَّهُ مِنِّی»؛(1)
«برای هیچ کس جایز نیست که در مسجد جُنب شود؛ جز من و علی و فاطمه و حسن و حسین و هر که از اهل من است چون او هم از من است».
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله در مورد شب معراج فرمود:
«دَخَلْتُ الْجَنَّةَ فَرَأَیتُ حُورَ عَلِیّ أَکْثَرَ مِنْ وَرَقِ الشَّجَرِ وَقُصُورَ عَلِیّ کَعَدَدِ الْبَشَرِ»؛(2)
«داخل بهشت که شدم حوریهای علیعلیه السلام را بیش از برگ درختان دیدم و قصرهای او را به تعداد افراد بشر».
رسول اکرمصلی الله علیه وآله خطاب به علیعلیه السلام فرمود:
«حَیاتُکَ حَیاتِی وَمَوتُکَ مَوْتِی»؛(3)
«زندگیتو زندگی من و مرگتو مرگمن است».
حیدر به معنای شیرمرد و فرد شجاع است.
از رسول خداصلی الله علیه وآله سؤال شد: در میان مردم، زاهدترین و فقیرترین شخص کیست؟
آن حضرت در پاسخ فرمود:
«عَلِی وَصِیی وَابْنُ عَمِّی وَأَخِی وَحَیدَرِی وَکَرّارِی وَصَمْصامِی وَأَسَدِی وَأَسَدُ اللَّهِ»؛(4)
«امام علیعلیه السلام که وصی و پسرعمو و برادر من و شیر دلاور و شمشیر قدرت من است، او که شیر خدا و رسول اوست».
رسول خداصلی الله علیه وآله درباره امام علیعلیه السلام فرمود:
«إِنِّی خاتِمُ أَلْفِ نَبِیّ، وَأَنَّکَ خاتِمُ أَلْفِ وَصِیّ»؛(5)
«من آخرین از هزار پیامبر هستم و تو آخرین از هزار وصی میباشی».
نگین و آخرین و سرآمد اولیا و دوستانخدا.
رسول خداصلی الله علیه وآله به امیرمؤمنانعلیه السلام فرمود:
«أَنَا خاتَِمُ الْأَنْبیاءِ وَأَنْتَ یا عَلِی خاتَِمُ الْأَوْلِیاءِ»؛(6)
«من خاتم پیامبران و تو ای علی! خاتم اولیای الهی هستی».
خاتَم یعنی نگین و انگشتری و سبب زینت دیگران، و اگر خاتِم باشد یعنی در بین همه اوصیای پیامبران، او آخرین وصی میباشد.
1) 575. بحارالانوار، ج 23، ص 145؛ وسائل الشیعه، ج 2، ص207؛ من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 557؛ موسوعه امام علی، ج 9، ص 407؛ السنن الکبری، ج 7، ص 66.
2) 576. بحارالانوار، ج 39، ص 37؛ مناقب آل ابیطالب، ج 2، ص 155؛ امالی صدوق، ص 8؛ روضة الواعظین، ج 1، ص 160.
3) 577. بحارالانوار، ج 38، ص 369؛ موسوعه امام علیعلیه السلام، ج 8، ص 92. المعجم الکبیر، ج 7، ص 308؛ المعجم الاوسط، ج 6، ص 76.
4) 578. بحارالانوار، ج 39، ص 73؛ مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 259.
5) 579. بحارالانوار، ج 52، ص 234؛ غیبت نعمانی، ص 258؛ بصائر الدرجات، ص 310.
6) 580. بحارالانوار، ج 39، ص 76؛ مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 261.
عنوانی است از جانب رسول خداصلی الله علیه وآله برای امام علیعلیه السلام که فرمود:
«أَنَا خاتَِمُ النَّبِیینَ وَعَلِی خاتَِمُ الْوَصِیینَ»؛(1)
«من خاتم پیامبران و علی خاتم جانشینان است».
از خود حضرت نیز وارد شده و در زیارت ایشان آمده:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی سَیدِی وَمَوْلای أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ خاتَِمِ الْوَصِیینَ وَسِیدِ الْمُؤْمِنِینَ»؛(2)
«خدایا بر آقا و مولای من امیرمؤمنان درود فرست که خاتم جانشینان و آقای مؤمنان است».
خوار کننده امیرالمؤمنینعلیه السلام خوار کننده رسول خداصلی الله علیه وآله است. و گویا پیامبر را خوار کرده. رسول اکرمصلی الله علیه وآله درباره ایشان فرمود:
«ناصِرُهُ ناصِرِی وَخاذِلُهُ خاذِلِی»؛
«یاور او یاور من است و خوار کننده او خوار کننده من است».
همچنین مراجعه شود به: إِمامُ کُلِّ مُسْلِمٍ [220]
آن وجود نازنین هم خازن علم الهی است، هم خازن علم رسول اوست.
از حضرت نقل شده که فرمود:
«عَلِی خازِنُ عِلْمِی»؛(3)
«علی گنجینه و مخزن علم من است».
و خود ایشان هم فرموده:
«أَنَا بابُ مَدِینَةِ الْعِلْمِ وَخازِنُ عِلْمِ رَسُولِ اللَّهِ»؛(4)
«من باب شهر علم و گنجینه علم رسول خدایم».
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمود:
«إِنَّ عَلِی بْنَ أَبِی طالِبٍ خاصَّةُ أَهْلِی وَحَبِیبِی إِلی قَلْبِی»؛(5)
«همانا علی بن ابی طالب فرد ویژه اهل بیت من و دوست و محبوب قلب من است».
فرد مخصوص و برگزیده رسول خداصلی الله علیه وآله.
همچنین مراجعه شود به: جُنَّةُ الرَّسُولِ [304]
کفش و نعلین پیامبر را وصله و پینه میکرد. رسول خداصلی الله علیه وآله در چند مورد این عنوان را برای امیرمؤمنانعلیه السلام به کار برده است.
ابوسعید خدری گوید: رسولخداصلی الله علیه وآله فرمود:
«إِنَّ مِنْکُمْ مَنْ یقاتِلُ عَلی تَأْوِیلِ الْقُرْآنِ کَما قاتَلْتُ عَلی تَنْزِیلِهِ. فَقالَ أَبُوبَکْرٍ: أَنَا هُوَ یا رَسُولَ اللَّهِ؟ قالَ: لا، قالَ عُمَرُ: أَنَا هُوَ یا رَسُولَ اللَّهِ؟ قالَ: لا، وَلکِنَّهُ خاصِفُ النَّعْلِ...»؛(6)
1) 581. بحارالانوار، ج 16، ص 225؛ عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 74.
2) 582. بحارالانوار، ج 97، ص 329.
3) 583. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 2، ص 448.
4) 584. بحارالانوار، ج 35، ص 45؛ بشارة المصطفی، ص 12؛ معانی الاخبار، ص 58.
5) 585. موسوعه امام علیعلیه السلام، ج 8، ص 87.
6) 586. بحارالانوار، ج 32، ص 301؛ الارشاد، ج 1، ص 119؛ اعلام الوری، ص 189؛ امالی شیخ طوسی، ص 254. المستدرک علی الصحیحین، ج2، ص149؛ سنن ترمذی، ج12، ص 177؛ جامع الاحادیث، ج 9، ص 341؛ فضائل الصحابة، ج 6، ص 571؛ اتحاف الخیرة، ج 7، ص 187.
«از بین شما کسی است که بر تأویل قرآن خواهد جنگید؛ چنانکه من بر تنزیل آن جنگیدم. هر کدام از ابوبکر و عمر گفتند: آیا من هستم؟ فرمود: نه، بلکه او خاصف النعل است».
ابو بصیر میگوید: دقت کردیم دیدیم او علیعلیه السلام است که کفش رسول خداصلی الله علیه وآله را وصله و پینه میکرد.
در حدیث دیگر، رسول خداصلی الله علیه وآله آیه «إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ»؛(1)«تو فقط بیم دهندهای! و برای هر گروهی هدایت کنندهای است»، را قرائت کرد و فرمود:
«أَنَا الْمُنْذِرُ، أَتَعْرِفُونَ الْهادِی؟ قُلْنا: لا یا رَسُولَ اللَّهِ! قالَ: هُوَ خاصِفُ النَّعْلِ»؛(2)
«من منذر هستم، آیا هادی را میشناسید؟ گفتیم: نه، ای رسول خدا، فرمود: او همان خاصف النعل است».
پس همه گردنها به سمت در گردانیده شد، ناگاه علی بن ابیطالبعلیه السلام از حجرهای خارج شد؛ درحالیکه نعلین رسول خداصلی الله علیه وآله دردستش بود و آن را میدوخت.
در زیارت آن حضرت نیز آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا کاشِفَ الْمَحْلِ وَخاصِفَ النَّعْلِ وَسَیدَ الْأَهْلِ»؛(3)
«سلام برتو ای برطرف کننده سختیها، وصله زننده نعلین پیامبر و ای آقای اهل بیت!».
خالص و خلاصه رسول خداصلی الله علیه وآله.
همچنین مراجعه شود به: جُنَّةُ الرَّسُولِ [304]
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله به امام علیعلیه السلام فرمود:
«أَما أَنْتَ یا عَلِی! فَخَتَنِی وَأَبُو وُلْدِی وَأَنْتَ مِنِّی وَأَنَا مِنْکَ»؛(4)
«ای علی! تو شوهر دختر من و پدر فرزندان من هستی، و تو از من و من از تو هستم».
هنگامی که برخی افراد از سختگیری و حفظ بیت المال توسط امامعلیه السلام به رسول خداصلی الله علیه وآله گله کردند، پیامبر فرمود:
«أَیهَا النّاسُ! لا تَشْکُوا عَلِیاً، فَوَاللَّهِ إِنَّهُ لَأَخْشْنَ فِی ذاتِ اللَّهِ وَفِی سَبِیلِ اللَّهِ»؛(5)
«ای مردم از علی گلایه و شکایت نکنید، به خدا قسم علی برای خدا و در راه خدا سختگیر است».
باعث آبادانی و آسایش و راحتی شهرها است.پیامبرصلی الله علیه وآله دربارهامیرالمؤمنینعلیه السلام فرموده:
«... فَزَینَ اللَّهُ بِهِ الْمَحافِلَ وَأَکْرَمَ بِهِ الْعَساکِرَ، وَأَخْصَبَ بِهِ الْبِلادَ وَأَعَزَّ بِهِ الْأَجْنادَ، مَثَلُهُ کَمَثَلِ
1) 587. سوره رعد، آیه 7.
2) 588. بحارالانوار، ج 36، ص 315.
3) 589. بحارالانوار، ج 97، ص 332.
4) 590. السنن الکبری، ج 5، ص 149؛ مسند احمد، ج 44، ص 248.
5) 591. بحارالانوار، ج41، ص 116؛ العمدة، ص 273. الکامل فی التاریخ، ج 2، ص 301؛ مسند أحمد، ج 3، ص 86؛ المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 144؛ کنز العمّال، ج 11، ص 620؛ تفسیر آلوسی، ج 5، ص 68؛ عقیدة أهل السنّة والجماعة، ج 1، ص 282.
بَیتِ اللَّهِ الْحَرامِ یزارُ وَلا یزُورُ، وَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْقَمَرِ إِذا طَلَعَ أَضآءَ الظُّلْمَةَ، وَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الشَّمْسِ إِذا طَلَعَتْ أَنارَتِ الدُّنْیا، وَصَفَهُ اللَّهُ فِی کِتابِهِ وَمَدَحَهُ بآیاتِهِ وَوَصَفَ فِیهِ آثارَهُ وَأَجْری مَنَازِلَهُ، فَهُوَ الْکَرِیمُ حَیاً وَالشَّهِیدُ مَیتاً ...»؛(1)
«... خداوند محافل را به وسیله او زینت داده، لشکرها را به او کرامت داده، شهرها را به وسیله او پر آب نموده، و سپاهیان را به سبب او گرامی داشته است، مَثل او مانند کعبه است که همه به زیارتش میروند ولی او به زیارت کسی نمیرود، مَثل او مانند ماه باشد هنگامی که طلوع میکند تاریکیها را روشن میکند، و مانند خورشید است هنگامی که بتابد همه دنیا را نورانی میکند، او کسی است که خداوند در قرآن توصیفش نموده و ستایش وی را کرده، و آثار و منازل او را بیان داشته است، او زندگیاش با بزرگواری و مرگش با شهادت است».
خلق و خو و اخلاقش بسان اخلاق و خلق و خوی یحییعلیه السلام میباشد.
همچنین مراجعه شود به: بَهْجَتُهُ بَهْجَةُ سُلَیمانَ [291]
خلیفه از خلف و به معنای جانشین و قائم مقام میباشد. مقام خلیفة اللَّه، منصبی است که خدای تعالی به امیرالمؤمنینعلیه السلام داده و رسول خداصلی الله علیه وآله آن را اعلان فرموده:
«عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ خَلِیفَةُ اللَّهِ وَخَلِیفَتِی»؛(2)
«علی بن ابیطالب خلیفه خدا و خلیفه من است».
خود آن حضرت نیز فرمود:
«أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ وَأَنَا خَلِیفَةُ اللَّهِ»؛(3)
«من حجّت خدا و خلیفه اویم».
و در زیارت آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا خَلِیفَةَ اللَّهِ»؛(4)
«سلام بر تو ای خلیفه خدا».
جانشین رسول خداصلی الله علیه وآله. جانشین بلافصل آن حضرت است؛ چنانکه رسول خداصلی الله علیه وآله بارها و در مواقع مختلف تصریح فرمود:
«إِنَّ عَلِیاً وَصِیی وَخَلِیفَتِی»؛(5)
«علیعلیه السلام وصی و جانشین من است».
لذا در فرازی از زیارت آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا خَلِیفَةَ الرَّسُولِ عَلی أُمَّتِهِ»؛(6)
«سلام بر تو ای خلیفه و جانشین پیامبر خدا بر امّت آن حضرت».
و به آن حضرت اینگونه سلام میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیّ بْنِ أَبِی طالِبٍ وَصِیّ رَسُولِ اللَّهِ وَخَلِیفَتِهِ»؛(7)
1) 592. بحارالانوار، ج 39، ص 38.
2) 593. بحارالانوار، ج 26، ص 263.
3) 594. بحارالانوار، ج39، ص44 و335؛ مناقب آل ابیطالب، ج 3، ص 240: امالی صدوق، ص 35.
4) 595. اصول کافی، ج 4، ص 570.
5) 596. من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 179. جامع الاحادیث، ج 31، ص 154؛ مسند أحمد، ج 6، ص 436.
6) 597. بحارالانوار، ج 97، ص 331.
7) 598. مصباح المتهجّد، ص 739؛ المزار، ص 76؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
«سلام بر امیرمؤمنان علی بن ابیطالبعلیه السلام که وصی رسول خداصلی الله علیه وآله و جانشین وی است».
جانشین بهترین فرستادگان و پیامبران.
رسول خداصلی الله علیه وآله برای امیرمؤمنانعلیه السلام، جانشین خود به کار برده است. آن حضرت خطاب به امام علیعلیه السلام فرمود:
«یا عَلِی! أَنْتَ زَوْجُ سَیدَةِ نِسآءِ الْعالَمِینَ وَخَلِیفَةُ خَیرِ الْمُرْسَلِینَ»؛(1)
«ای علی! تو همسر بهترین زنان جهانیان و خلیفه بهترین پیامبران هستی».
خلیل یعنی دوست صمیمی و نزدیک به هم. خلیل اللَّه کسی است که فقط با خدا دوستی دارد، و این لقبی است که رسول خداصلی الله علیه وآله برای امام علیعلیه السلام بیان فرمود:
«عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ خَلِیفَةُ اللَّهِ وَخَلِیفَتِی وَخَلِیلُ اللَّهِ وَخَلِیلِی»؛(2)
«علیعلیه السلام خلیفه خدا و من است و او دوست و خلیل خدا و من است».
دوست صمیمی و یار جانی پیامبرصلی الله علیه وآله.
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله بارها و بارها امام علیعلیه السلام را خلیل خود خوانده است، چنانکه آن حضرت فرموده است:
«عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ خَلِیلِی وَوَزِیرِی»؛(3)
«علی فرزند ابوطالب، خلیل و وزیر من است».
رسول خداصلی الله علیه وآله هنگام رحلت، فرمود: خلیل و یار صمیمی مرا بگویید بیاید.
عایشه کسی را به دنبال پدر خود ابوبکر فرستاد؛ ولی پیامبر اعتنایی نکرد.
بار دیگر فرمود: ادْعُوا لِی خَلِیلِی. حفصه کسی را به دنبال پدر خود عمر فرستاد، ولی پیامبرصلی الله علیه وآله باز اعتنایی نفرمود.
بار سوم، فاطمه زهراعلیها السلام همسرش علیعلیه السلام را صدا زد و پیامبرصلی الله علیه وآله او را در آغوش گرفت.(4)
لذا در زیارت آن حضرت آمده:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی وَلِیکَ وَأَخِی نَبِیکَ وَوَزِیرِهِ وَحَبِیبِهِ وَخَلِیلِهِ»؛(5)
«خدایا درود فرست بر ولی خودت که برادر و وزیر و حبیب و خلیل پیامبرت میباشد».
همچنین مراجعه شود به: أَمْرُهُ أَمْرُ الرَّسُولِ [226]
بهترین خلق خدا از ابتدا تا آخر. ابوذر نقل میکند: رسول خداصلی الله علیه وآله به امیرمؤمنانعلیه السلام نظر کرد و فرمود:
«هذا خَیرُ الْأَوَّلِینَ وَخَیرُ الْآخِرِینَ مِنْ أَهْلِ السَّماواتِ وَأَهْلِ الْأَرَضِینَ»؛(6)
1) 599. بحارالانوار، ج 27، ص 63؛ کنز الفوائد، ج 2، ص 12؛ الیقین، ص 236.
2) 600. امالی صدوق، ص 203؛ بحارالانوار، ج 26، ص 263.
3) 601. بحارالانوار، ج 37، ص 86.
4) 602. بحارالانوار، ج40، ص215؛ اصولکافی ج1، ص296.
5) 603. مفاتیح الجنان، زیارت حضرت روز میلاد پیامبرصلی الله علیه وآله.
6) 604. بحارالانوار، ج 26، ص 310.
«این علی بهترین خلق خدا از ابتدا تا آخر است، از اهل آسمانها و اهل زمین».
بهترین برادر رسول خداصلی الله علیه وآله. از عایشه نقل شده: رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«خَیرُ إِخْوَتِی عَلِی وَخَیرُ أَعْمامِی حَمْزَةُ»؛(1)
«بهترین برادر من علی، و بهترین عموهایم حمزه است».
بهترین صحابی و یار رسول خداصلی الله علیه وآله.
اصحاب و یاران پیامبرصلی الله علیه وآله (غیر از برخی منافقان و نااهلان که خود را به پیامبر نزدیک میکردند) اغلب مردانی مؤمن، بزرگ، مجاهد و مقاوم بودند و با کمک رشادتها و مبارزات آنان بود که اسلام گسترش پیدا کرد. در بین همه آنان، علی بن ابیطالبعلیه السلام برجستهترین و بهترین صحابی رسول خداصلی الله علیه وآله بوده، و پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نیز به آن گواهی داده است:
«خَیرُ مَنْ أَخْلَفُ بَعْدِی وَخَیرُ أَصْحابِی عَلِی»؛(2)
«بهترین فردی که بعد از خود باقی میگذارم و بهترین یاوران من علی است».
بهترین فرد امّت.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ خَیرُ هذِهِ الْأُمَّةِ مِنْ بَعْدِی وَفاطِمَةُ وَالْحَسَنُ وَالْحُسَینُ، فَمَنْ قالَ غَیرَ هذا فَعَلَیهِ لَعْنَةُ اللَّهِ»؛(3)
«علی و فاطمه و حسن و حسینعلیهم السلام بهترین افراد امّت بعد از من هستند، هر که غیر از این بگوید لعنت خدا بر او باد».
همچنین مراجعه شود به: أَمْرُهُ أَمْرُ الرَّسُولِ [226]
علیعلیه السلام نه تنها بین اصحاب رسول خداصلی الله علیه وآله بلکه از بین تمام اوصیای سایر پیامبران نیز او بهترین آنان است؛ چنانکه پیامبر گواهی داده:
«عَلِی وَصِیی وَهُوَ خَیرُ الْأَوْصِیاءِ فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ»؛(4)
«علی جانشین من و بهترین جانشینان است در دنیا و آخرت».
و در جای دیگر فرمود:
«أَنَا خَیرُ النَّبِیینَ وَعَلِی خَیرُ الْأَوْصِیاءِ مِنْ أَهْلِ بَیتِی»؛(5)
«من بهترین پیامبران هستم و علی بهترین اوصیا از اهل بیت من است».
همچنین فرمود:
«أَخِی خَیرُ الْأَوْصِیاءِ وَسِبْطَی خَیرُ الْأَسْباطِ وَسَوْفَ یخْرِجُاللَّهُ تَبارَکَوَتَعالی مُنْ صُلْبِ الْحُسَینِ أَئِمَّةَ أَبْرارٍ»؛(6)
«برادرم علی بهترین اوصیا و دو سبط من بهترین اسباط هستند و به زودی خداوند از صلب حسین، امامان ابرار را به دنیا خواهد آورد».
1) 605. کنز العمال، ج 11، ص 600؛ جامع الاحادیث، ج 12، ص 335؛ اسد الغابة، ج 1، ص 551.
2) 606. بحارالانوار، ج 36، ص 318؛ کفایة الاثر، ص 96.
3) 607. بحارالانوار، ج27، ص228؛ مناقب آل ابیطالب، ج3، ص 71؛ مائة منقبه، ص 127؛ کنز الفؤاد، ج 1، ص 149.
4) 608. مناقب آل ابی طالب، ج 2، ص 47.
5) 609. بحارالانوار، ج 36، ص 295.
6) 610. بحارالانوار، ج 36، ص 293؛ کفایة الاثر، ص 35.
بهترین پیشینیان.
همچنین مراجعه شود به: خَیرُ الْآخِرِینَ [369]
بهترین مردم و خلق خدا.
البته پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله بهترین و برگزیدهترین تمام مخلوقات خدای تعالی است و کسی به مقام و مرتبه او نمیرسد؛ ولی بعد از او، علی بن ابیطالبعلیه السلام چنین مقامی را دارد. امام باقرعلیه السلام فرموده است:
«قالَ رَسُولُ اللَّهِ مِنَ الْخَیرِ لِعَلِیّ بْنِ أَبِی طالِبٍ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَعلیه السلام ما لَمْ یقُلْ لِأَحَدٍ، قالَ: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیرُ الْبَرِیةِ»(1)فَعِلِی وَاللَّهِ خَیرُ الْبَرِیةِ»؛(2)
«رسول خداصلی الله علیه وآله در مورد امیرمؤمنان، آنقدر از خیر و خوبی فرموده که درباره کس دیگری چنین نگفته است، ایشان در آیه شریفه «کسانی که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، بهترین مخلوقات خدایند» فرمود: به خدا قسم! علی خیر البریة و بهترین مردم و خلق خدا است».
و در جای دیگر، پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمود:
«اُولئِکَ هُمْ خَیرُ الْبَرِیةِ، أَنْتَ وَشِیعَتُکَ یا عَلِی»؛(3)
«مراد از بهترین مردم و خلق خدا (در آیه)، تو و شیعیان تو هستند ای علی!».
پس هر زمان، علیعلیه السلام وارد مجلسی میشد، اصحاب پیامبر میگفتند:
«قَدْ جآءَ خَیرُ الْبَرِیةِ»؛
«هرآینه بهترین مردم وارد شده است».
بهترین بشر.
بیشتر منابع اهل سنت از عایشه و ... و نیز تمام شیعه آن را از اصحاب حضرت نقل کردهاند که رسول خداصلی الله علیه وآله بارها فرمود:
«عَلِی خَیرُ الْبَشَرِ مَنْ أَبی فَقَدْ کَفَرَ»؛(4)
«علیعلیه السلام بهترین انسان و بشر است، هر که قبول نکند، کافر است».
«عَلِی خَیرُ الْبَشَرِ لا یشُکُّ فِیهِ إِلّا کافِرٌ»؛(5)
«علی بهترین انسان است که غیر از کافر کسی در او شک ندارد».
بهترین و برترین مردم.
امام علیعلیه السلام بعد از رتبه رسول خداصلی الله علیه وآله، برترین شخصیت عالم است، چنانکه پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمود:
«خَیرُ الْخَلْقِ بَعْدِی وَسَیدُهُمْ أَخِی هذا وَهُوْ إِمامُ کُلِّ مُسْلِمٍ»؛(6)
«بهترین خلق بعد از من و آقای آنان، این برادرم (علی) است، او که امام همه مسلمانان است».
1) 611. سوره بینه، آیه 7.
2) 612. بحارالانوار، ج 35، ص 345.
3) 613. بحارالانوار، ج 35، ص 345.
4) 614. جامع الاحادیث، ج 14، ص 238؛ کنز العمال، ج 11، ص 625.
5) 615. بحارالانوار، ج26، ص306؛ عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 59؛ نهج الحق، ص 395؛ کشف الیقین، ص 291؛ مناقب آل ابیطالب، ج2، ص67.
6) 616. بحارالانوار، ج 36، ص 253.
همچنین در زیارت مطلقه آن حضرت آمده:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَبْدِکَ وَخَیرِ خَلْقِکَ بَعْدَ نَبِیکَ»؛(1)
«خدایا درود فرست بر امیرمؤمنان که عبد تو و برترین خلق بعد از رسول توست».
بهترین مردان و مردمان.
بیان پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است که فرمود:
«خَیرُ رِجالِکُمْ عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ»؛(2)
«بهترین مردان شما علیعلیه السلام است».
حضرت در بیانی فرمود:
«اَلْحَسَنُ وَالْحُسَینُ سَیدا شَبابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَأَبُوهُما خَیرٌ مِنْهُما»؛(3)
«حسن و حسین دو آقای جوانان اهل بهشت هستند و پدرشان بهتر از آن دو است».
بهترین جانشین و یادگار پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله. بهترین کسی که پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله بعد از خود باقی گذاشته است. این بیان را سلمان فارسی نقل میکند که رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«إِنَّ أَخِی وَوَزِیرِی وَخَیرَ مَنْ أَخْلَفُ بَعْدِی عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ»؛(4)
«همانا برادر و وزیرمن و بهترین کسیکه بعداز خود به یادگار میگذارم علی بن ابیطالب است».
اشاره دارد به اینکه عبادت علیعلیه السلام از عبادت ثقلین (تمامی انس و جنّ) بالاتر و برتر است. چنانکه پیامبرصلی الله علیه وآله در ماجرای جنگ خندق، هنگام ضربت شمشیر علیعلیه السلام به فرق عمرو بن عبدود، در شأن عمل آن حضرت فرمود:
«لَضَرْبَةُ عَلِیّ خَیرٌ مِنْ عِبادَةِ الثَّقَلَینِ»؛(5)
«هرآینه ضربت علیعلیه السلام در جنگ خندق، بهتر و برتر از تمام عبادات جنّ و انس است».
بهترین مولود.
جابر انصاری گوید: از رسول خداصلی الله علیه وآله درباره میلاد امیرالمؤمنینعلیه السلام سؤال کردم، فرمود:
«آه آه! لَقَدْ سَأَلْتَنِی عَنْ خَیرِ مَوْلُودٍ وُلِدَ بَعْدِی عَلی سُنَّةِ الْمَسِیحِ، إِنَّ اللَّهَ تَبارَکَ وَتَعالی خَلَقَنِی وَعَلِیاً مِنْ نُورٍ واحِدٍ قَبْلَ أَنْ خَلَقَ الْخَلْقَ بِخَمْسِمِأَةِ أَلْفِ عامٍ»؛(6)
«آه، آه! از بهترین مولودی پرسیدی که بعد از من بر سنّت مسیح خلق شده است. خداوند من و علی را از نور واحد خلق کرده، پانصد هزار سال قبل از اینکه دیگران را خلق کند».
رسول خداصلی الله علیه وآله درباره امام علیعلیه السلام فرموده:
1) 617. بحارالانوار، ج97، ص 293؛ من لایحضره الفقیه، ج2، ص 587؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
2) 618. موسوعه امام علیعلیه السلام، ج 8، ص 114.
3) 619. موسوعه امام علیعلیه السلام ج 8، ص 74.
4) 620. بحارالانوار، ج38، ص12؛ کشف الغمّة، ج1، ص156.
5) 621. بحارالانوار، ج 39، ص 2.
6) 622. بحارالانوار، ج 15، ص 316؛ الیقین، ص 485؛ روضة الواعظین، ج 1، ص 77.
«إِنَّ عَلِی بْنَ أَبِی طالِبٍ خَیرُ النّاسِ»؛(1)
«علی بن ابیطالب بهترین مردم است».
بهترین جانشینان.
ملائکه و فرشتگان الهی در شب معراج، درباره امیرمؤمنانعلیه السلام به پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله گفتند:
«مُحَمَّدٌ خاتِمُ النَّبِیینَ وَعَلِی خَیرُ الْوَصِیینَ»؛(2)
«محمّدصلی الله علیه وآله خاتم پیامبران، و علیعلیه السلام بهترین جانشینان است».
و رسول خداصلی الله علیه وآله نیز بارها این عنوان را فرموده که: «عَلِی خَیرُ الْوَصِیینَ».(3)
برگزیده و انتخاب شده خدا.
رسول خداصلی الله علیه وآله جریان سفر معراج را تعریف فرمود تا رسید به اینجا:
«ما مِنْ مَوْضِعٍ فِیهِ مَکْتُوبٌ: مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ إِلّا وَفِیهِ مَکْتُوبٌ: عَلِی خِیرَةُ اللَّهِ»؛(4)
«در هیچ جایی ندیدم که نوشته شده باشد محمّد رسول اللَّه، مگر اینکه دیدم در کنار آن نوشته شده است: علی خیرة اللَّه».
امام صادقعلیه السلام در زیارت آن حضرت فرمود:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا خِیرَةَ اللَّهِ عَلَی الْخَلْقِ أَجْمَعِینَ»؛(5)
«سلام بر تو ای برگزیده خدا بر تمام خلق جهان».
عمرو بن الحمق نقل میکند: رسول خداصلی الله علیه وآله با اشاره به علیعلیه السلام، خطاب به من فرمود:
«یا عَمْرْوُ! هَلْ رَأَیتَ دآبَّةَ الْجَنَّةِ تَأْکُلُ الطَّعامَ وَتَشْرِبُ الشَّرابَ وَتَمْشِی فِی الْأَسْواقِ؟ هذا دابَّةُ الْجَنَّةِ»؛(6)
«ای عمرو! آیا گرداننده بهشت را دیدهای که غذا بخورد و نوشیدنی بنوشد و در بازارها راه برود؟ این آقا همان گرداننده بهشت است».
مردم را به سوی خدا فرا میخواند و به دین خدا دعوت میکند.
پیامبرصلی الله علیه وآله راجع به امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود:
«إِنَّ عَلِیاً بابُ الْهُدی بَعْدِی وَالدّاعِی إِلی رَبِّی»؛(7)
«همانا علیعلیه السلام بعد از من باب هدایت و دعوتگر به سوی پروردگارم میباشد».
در زیارت مربوط به آن حضرت آمده است:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی وَلِیکَ وَأَخِی نَبِیکَ وَوَزِیرِهِ... وَالدَّاعِی إِلی شَرِیعَتِهِ»؛(8)
«خدایا درود فرست بر ولی خودت که برادر و وزیر پیامبرت ودعوتگر به شریعت اوست».
1) 623. بحارالانوار، ج 31، ص 358؛ اعلام الوری، ص 127؛ الارشاد، ج1، ص162. جامعالاحادیث، ج21، ص412؛ الجامع الکبیر، ج 1، ح 6605.
2) 624. بحارالانوار، ج 18، ص 354.
3) 625. عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 13 و 6؛ الیقین، ص 478؛ کفایة الاثر، ص 79؛ مائة منقبة، ص 57؛ قصص راوندی، ص 173؛ کشف الغمة، ج 1، ص 343.
4) 626. بحارالانوار، ج 36، ص 314.
5) 627. بحارالانوار، ج 97، ص 279؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنینعلیه السلام.
6) 628. جامع الاحادیث، ج 23، ص 350؛ جمع الجوامع، ج 1، ص 27؛ کنز العمال، ج 11، ص 626.
7) 629. بحارالانوار، ج 36، ص 28؛ امالی صدوق، ص 31.
8) 630. مستدرک الوسائل، ج 10، ص 220؛ مصباح المتهجد، ص 399؛ جمال الاسبوع، ص 485؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبرصلی الله علیه وآله.
فرشتگان الهی به او اعتقاد دارند.
همچنین مراجعه شود به: اِتّباعُهُ فَضِیلَةٌ [147]
خونش از خون پیامبرصلی الله علیه وآله است.
امام علیعلیه السلام با پیامبر خداصلی الله علیه وآله همخون هستند، این عنوانی است که رسول اکرمصلی الله علیه وآله بارها خطاب به امام علیعلیه السلام فرموده است:
«أَنْتَ أَخِی وَوَصِیی وَوارِثِی، لَحْمُکَ مِنْ لَحْمِی وَدَمُکَ مِنْ دَمِی»؛(1)
«تو برادر، وصی و وارث من هستی، گوشت تو از گوشت من و خون تو از خون من است».
دیان از اسمای الهی و به معنای قهّار و حاکم و قاضی و جزا دهنده است. از انس بن مالک نقل شده است که رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«إِذا کانَ یوْمُالْقِیامَةِ نادی مُنادٍ: یا عَلِی یا وَلِی! یا سَیدُ! یا صابِرُ! یا دَیانُ! یا والِی! یا هادِی! یا زاهِدُ! یا طَیبُ! یا طاهِرُ! مُرْ أَنْتَ وَشِیعَتُکَ إِلَی الْجَنَّةِ بِغَیرِ حِسابٍ»؛(2)
«هنگامی که قیامت فرا برسد منادی ندا میکند: ای علی، ای ولی، ای سید، ای صابر، ای دیان، ای والی، ایهادی، ایزاهد، ایطیب، ایطاهر! خودت و شیعیانت بدون حساب وارد بهشت شوید».
کسی که قاضی دین است و پاداش و کیفر خوب و بدی را میدهد. از القاب امامانعلیهم السلام و بهخصوص امام علیعلیه السلام است.
رسول خداصلی الله علیه وآله از جانب خدای تعالی فرمود:
«عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ حُجَّتِی عَلی خَلْقِی وَدَیانُ دِینِی»؛(3)
«علی بن ابیطالب حجّت من بر خلق است و نیز قاضی دین من است».
در زیارت مربوط به آن حضرت آمده است:
«وَدَیانَ الدِّینِ بِعَدْلِکَ»؛(4)
«او جزا دهنده و قاضی دین است که به عدل تو قضاوت میکند».
امام صادقعلیه السلام نقل میکند: رسول اکرمصلی الله علیه وآله به امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود:
«یا عَلِی! أَنْتَ دَیانُ هذِهِ الْأُمَّةِ وَالْمُتَوَلِّی حِسابِهِمْ»؛(5)
«ای علی! تو حسابرس و قاضی و حاکم این امّت و متولی و مسؤول حساب و کتاب آنان میباشی».
عبارت «عَلِی دَیانُ هذِهِ الْأُمَّةِ» را اهل سنت نیز در کتب خود نقل کردهاند.(6)
رسول خداصلی الله علیه وآله در مورد امام علیعلیه السلام فرمود:
1) 631. بحارالانوار، ج 99، ص 106؛ اقبال الاعمال، ص 296؛ امالی صدوق، ص 269؛ کمال الدین، ج 1، ص 241. کنز العمال، ج 11، ص 607.
2) 632. مائة منقبه، ص 83؛ الصراط المستقیم، ج 1، ص 282؛ مشارق انوار الیقین، ص 91.
3) 633. بحارالانوار، ج 36، ص 244.
4) 634. بحارالانوار، ج 97، ص 271؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنینعلیه السلام.
5) 635. بحارالانوار، ج 24، ص 272.
6) 636. بحارالانوار، ج 28، ص 368.
«لا یزالُ الدِّینُ مَعَ عَلِیّ وَعَلِی مَعَهُ حَتّی یرِدا عَلَی الْحَوْضَ»؛(1)
«پیوسته دین با علی و علی با دین است تا اینکه هر دو در نزد حوض کوثر به نزد من آیند».
در آخرین جمعه ماه شعبان، رسول خداصلی الله علیه وآله در خطبهاش فضایل ماه رمضان را بیان میکرد، امام علیعلیه السلام سؤال کرد: بهترین کار در این ماه چیست؟ پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: ورع و خودداری از گناه. پیامبر همانطور که به علی نگاه میکرد، گریهاش گرفت، امام پرسید: چه شد؟ حضرت فرمود: «روزی را میبینم که در این ماه مشغول نماز هستی و شقیترین فرد از اولین و آخرین «فَضَرَبَکَ ضَرْبَةً عَلی قَرْنِکَ فَخُضِبَ مِنْها لَحْیتُکَ»؛ با شمشیر خود بر فرق و پیشانی تو ضربتی میزندکه محاسن و ریش تو از خون فرق سرت خضاب و رنگین میشود».
امام علیعلیه السلام پرسید:
«یا رَسُولَ اللَّهِ! وَذلِکَ فِی سَلامَةٍ مِنْ دِینِی؟»؛
«آیا در آن هنگام دین من سالم است؟»
حضرت فرمود: «فِی سَلامَةٍ مِنْ دِینِکَ»؛
«آری دین تو سالم است».
«مَنْ قَتَلَکَ فَقَدْ قَتَلَنِی وَمَنْ أَبْغَضَکَ فَقَدْ أَبْغَضَنِی وَمَنْ سَبَّکَ فَقَدْ سَبَّنِی لِأَنَّکَ مِنِّی کَنَفْسِی ...»؛(2)
«هرکه تو را بکشد مرا کشته است، هر که با تو دشمنی کند با من دشمنی کرده و هر که به تو دشنام دهد مرا دشنام داده است».
دفاع از چیزی و طرد و راندن اجنبی از آن. در فرازی از زیارت مطلقه آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا ذائِداً عَنِ الْحْوْضِ أَعْداءَ اللَّهِ»؛(3)
«سلام بر تو ای آقایی که دشمنان خدا را از حوض کوثر دور میکنی».
و این عنوان از حدیثی گرفته شده که پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله به امّ سلمه فرمود:
«اِسْمَعِی وَاشْهَدِی هذا عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ وَصِیی وَخَلِیفَتِی مِنْ بَعْدِی وَقاضِی عِداتِی وَالذّائِدُ عَنْ حَوْضِی»؛(4)
«ای امّ سلمه! بشنو و شاهد باش که این علی جانشین و خلیفه بعد از من است که وعدههای مرا انجام میدهد و از حوض من دفاع میکند».
کسی که از خانواده و قوم خود به سختی دفاع و پشتیبانی میکند، لقبی است که رسول خداصلی الله علیه وآله برای امام علیعلیه السلام به کار برده؛ از جمله در روز فتح خیبر به ایشان فرمود:
1) 637. موسوعه امام علیعلیه السلام، ج 2، ص 237.
2) 638. بحارالانوار، ج 42، ص 190؛ عیون اخبار الرضا، ج 1، ص297؛ وسائلالشیعه، ج10، ص33؛ روضةالواعظین، ج2، ص345؛ امالی صدوق، ص93؛ اقبالالاعمال ص2
3) 639. بحارالانوار، ج 97، ص 324.
4) 640. بحارالانوار، ج 22، ص 221؛ معانی الاخبار، ص 204. مسند احمد، ج 6، ص 323؛ مختصر تاریخ دمشق، ج 5، ص 404؛ المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 130؛ جامع الاحادیث، ج 20، ص 368.
«أَنْتَ الآخِذُ بِسُنَّتِی وَالذّآبُّ عَنْ مِلَّتِی»؛(1)
«ای علی! تو سنّت مرا اخذ و نگهداری میکنی و از دین و ملّت من دفاع مینمایی».
و امام هادیعلیه السلام نیز در زیارت روز عید غدیر به آن حضرت خطاب میکند:
«وَأَنْتَ وَلِی اللَّهِ وَأَخُو رَسُولِهِ، وَالذّآبُّ عَنْ دِینِهِ»؛(2)
«تو ولی خدا و برادر رسول خدایی و از دین او دفاع مینمایی».
فردی که با دشمنان خشن و سخت بوده و بسیار غیرتمند است.
همچنین مراجعه شود به: اَلْبَطَلُ الْجَسُورُ [281]
گنجینه و ذخیره پیامبرصلی الله علیه وآله.
گویند: رسول خداصلی الله علیه وآله پس از ولادت علیعلیه السلام، علاقه شدیدی به وی داشت و حتی به مادرش میفرمود: گهواره او را نزدیک رختخواب من بگذار. و در تربیت و شست و شوی او کمک میکرد، موقع خواب او را تکان میداد و بر سینه خود میگذاشت و میفرمود:
«هذا أَخِی وَوَلِیی وَناصِرِی وَصَفِیی وَذُخْرِی وَکَهْفِی وَظَهْرِی وَظَهِیرِی وَوَصِیی وَزَوْجُ کَرِیمَتِی وَأَمِینِی عَلی وَصِیتِی وَخَلِیفَتِی»؛(3)
«این، برادر، ولی و ناصر من است، او برگزیده و ذخیره و پناه و پشتیبان من است، او جانشین و همسر دخترم می باشد، او امانتدار وصیتم و خلیفه من است».
امام صادقعلیه السلام به نقل از پیامبرصلی الله علیه وآله میفرماید:
«إِنَّ اللَّهَ تَعالی جَعَلَ ذُرِّیةَ کُلِّ نَبِیّ فِی صُلْبِهِ، وَجَعَلَ ذُرِّیتِی فِی صُلْبِ عَلِیّ بْنِ أَبِی طالِبٍ مَعَ فاطِمَةَ ابْنَتِی»؛(4)
«خداوند متعال ذریه هر پیامبری را در صُلب خودش قرار داد و ذریه مرا در صُلب علی بن ابی طالب و دخترم فاطمه قرار داد».
یادآوری نام و یاد او، عبادت خدا به حساب میآید.
ابن عباس نقل کرده که رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«ذِکْرُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ عِبادَةٌ وَذِکْرِی عِبادَةٌ وَذِکْرُ عَلِیّ عِبادَةٌ وَذِکْرُ الْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ عِبادَةٌ»؛(5)
«ذکر خدای متعال عبادت است، ذکر من عبادت است، ذکر علیعلیه السلام عبادت است و ذکر امامان از فرزندان وی نیز عبادت است».
از عایشه همسر پیامبرصلی الله علیه وآله نیز این حدیث نقل شده است.(6)
1) 641. بحارالانوار، ج 28، ص 45.
2) 642. بحارالانوار، ج 97، ص 393؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
3) 643. بحارالانوار، ج 35، ص 9؛ کشف الیقین، ص 67؛ نهج الحق، ص 232.
4) 644. بحارالانوار، ج 23، ص 144؛ کشف الغمه، ج 1، 53؛ کشف الیقین، ص 420؛ الفضائل، ص 154. کنز العمال، ج 11، ص 601.
5) 645. بحارالانوار، ج 36، ص 370؛ الاختصاص، ص 223.
6) 646. مناقب آل ابیطالب، ج 3، ص 202؛ العمدة، ص 365؛ کشف الیقین، ص 449. کنز العمال، ج 11، ص 601.
ذوالقرنین لقب عبداللَّه بن ضحّاک بن معد، یکی از مؤمنان و صالحان و دانشمندان روزگار بوده؛ ولی پیامبر نبود.(1)
رسول خداصلی الله علیه وآله فرموده است:
«یا عَلِی! أَنْتَ نَذِیرُ أُمَّتِی وَأَنْتَ رَبِیها وَأَنْتَ صاحِبُ حَوْضِی وَأَنْتَ ساقِیها وَأَنْتَ یا عَلِی ذُوقَرْنَیها»؛(2)
«ای علی! تو انذاردهنده امّت من، تو پرورش دهنده امّت من، تو صاحب حوض کوثر و ساقی آن و تو ای علی! ذوالقرنین این امّت هستی».
در وجه تسمیه آن برای امیرمؤمنانعلیه السلام گفته شده: چون دو بار به فرق آن جناب ضربت خورده: یکی روز خندق و یکی شب نوزدهم ماه رمضان.
و نیز گفته شده: چون دارای شمشیر دو لبه بوده است. یا اینکه بر آن سیطره و تسلط دارد.
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمود:
«یا عَلِی! إِنَ لَکَ کَنْزاً (بَیتاً) فِی الْجَنَّةِ وَأَنْتَ ذُوقَرْنَیها»؛(3)
«ای علی! برای تو در بهشت، خانه و گنجی است و تو ذوالقرنین آن و صاحب دو طرف آن هستی».
جابر انصاری میگوید: از رسول خداصلی الله علیه وآله در مورد امیرمؤمنانعلیه السلام پرسیدم، حضرت ضمن تعریف و تمجید مفصل از ایشان، جریان شب ولادت را توضیح دادند که به ابوطالب چنین تبریک گفته شد:
«هُوَ إِمامُ الْمُتَّقِینَ وَناصِرُ الدِّینِ وَقامِعُ الْمُشْرِکِینَ وَغَیظُ الْمُنافِقِینَ وَزَینُ الْعابِدِینَ وَوَصِی رَسُولِ رَبِّ الْعالَمِینَ، إِمامٌ هُدی وَنَجْمٌ عَلاً وَمِصْباحٌ دُجی وَمُبِیدُ الشِّرکِ وَالشُّبَهاتِ، وَهُوَ نَفْسُ الْیقِینِ وَرَأْسُ الدِّینِ»؛(4)
«او پیشوای پرهیزکاران و یاریدهنده دین خدا است، او درهم کوبنده مشرکان و به خشم آورنده منافقان است، او زینت عبادت کنندگان و جانشین رسول پروردگار جهانیان، امام هدایت، ستارهای برجسته، چراغ تاریکیها و نابود کننده شرک و شبهات، او حقیقت یقین و سرآغاز دین است».
از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل شده که فرمود:
«اَلْمُخالِفُ لِعَلِیّ بَعْدِی کافِرٌ، وَالشّاکُّ بِهِ مُشْرِکٌ مُغادِرٌ، وَالْمُحِبُّ لَهُ مُؤْمِنٌ صادِقٌ، وَالْمُبْغِضُ لَهُ مُنافِقٌ، وَالْمُحارِبُ لَهُ مارِقٌ، وَالرّآدُّ عَلَیهِ زاهِقٌ، وَالْمُقْتَفی لِأَثَرِهِ لاحِقٌ»؛(5)
«هرکه بعد از من با علی مخالفت کند کافر است، هرکه در او شک کند مشرک خائن است، دوستدار او مؤمن واقعی، و دشمن او منافق است. هرکه با
1) 647. بحارالانوار، ج 10، ص 124؛ و ج 12، ص 36؛ اصول کافی، ج 1، ص 296.
2) 648. بحارالانوار، ج 37، ص 312.
3) 649. بحارالانوار، ج 39، ص 41؛ معانی الاخبار، ص 205؛ العمده، ص 265. المستدرک علی الصحیحین، ج 13، ص 133؛ مسند احمد، ج 3، ص 308؛ المعجم الاوسط، ج 1، ص 209.
4) 650. بحارالانوار، ج 35، ص 62؛ مناقب آل ابیطالب، ج 3، ص 287؛ روضة الواعظین، ج 1، ص 79.
5) 651. بحارالانوار ج27ص226؛ مشارقانوارالیقین ص7و8.
او جنگ کند از دین خارج شده. هرکه حکم او را رد کند نابود میشود. و هرکه پیروی او نماید، به حقیقت ملحق شده است».
راعی در لغت، نگهبان و محافظ و مراقب و مراعات کننده است، به چوپان نیز "راعی" گویند؛ چون مراقب و محافظ گوسفندان است.
امیرالمؤمنینعلیه السلام میفرماید: رسول خداصلی الله علیه وآله به من فرمود:
«یا عَلِی! أَنَا وَأَنْتَ راعِیا هذِهِ الْأُمَّةِ فَلَعَنَ اللَّهُ مَنْ ضَلَّ عَنّا»؛(1)
«ای علی! من و تو دو نگهبان و مراقب این امّت هستیم، پس هرکه از ما گمراه شود لعنت خدا بر او باد».
علامت و پرچم هدایت. رایه از رؤیت به معنای دیدن؛ یعنی علامتی که دیگران او را ببینند و به او اقتدا کنند تا هدایت شوند.
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله میفرماید: خدای تعالی در شب معراج درباره امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود:
«عَلِی رایةُ الْهُدی وَإِمامُ الْأَبْرارِ وَقاتِلُ الْفُجّارِ»؛(2)
«علیعلیه السلام پرچم هدایت و پیشوای نیکان و کشنده فاجران است».
خداشناس. به کسی گویند که خدایتعالی را زیاد پرستش میکند.
گفته شده: ربّانی را هنگامی به کار میبرند که بخواهند علم خداشناسی را به کسی اختصاص دهند. ربّانی؛ یعنی کسی که تمسّک شدید به دین خدا و طاعت او دارد.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرموده است:
«عَلِی رَبّانِی هذِهِ الْأُمَّةِ»؛(3)
«علی بالاترین خداشناس این امّت است».
پرورش دهنده زمین. رسول خداصلی الله علیه وآله در مورد امام علیعلیه السلام فرمود:
«لا یرْتابُ فِیهِ إِلّا مُشْرِکٌ، وَهُوَ رَبُّ الْأَرْضِ وَسَکْنِها وَکَلِمَةُ التَّقْوی ؛(4)
«در مورد فضایل علیعلیه السلام، کسی جز مشرک شک نمیکند، او پرورش دهنده ساکنان زمین است، و او کلمه تقوی است».
خداوند لباس و ردای فهم و دانش را بر او پوشانده است.
همچنین مراجعه شود به: اِتّباعُهُ فَضِیلَةٌ [147]
رزّ؛ میخ و پایه و استوانه و چیزی است که اشیا را با آن به زمین میچسبانند و میخکوب میکنند.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرموده است:
إِنِّی وَأَحَدَ عَشَرَ مِنْ وُلْدِی وَأَنْتَ یا عَلِی! رَزُّ الْأَرْضِ(1)- أَعْنِی أَوْتارُها وَجِبالُها - بِنا أَوْتَدَ اللَّهُ الْأَرْضَ أَنْ تَسِیخَ بِأَهْلِها، فَإِذا ذَهَبَ الْاِثْناعَشَرَ مِنْ وُلْدِی ساخَتِ الْأَرْضُ بِأَهْلِها وَلَمْ ینْظَرُوا»؛(2)
«من و یازده نفر از فرزندان من و تو ای علی! پایه و میخهای زمین هستیم؛ لذا به سبب ماست که خدا زمین را میخکوب و محکم نموده است تا اهل آن نابود نشوند. پس هرگاه این دوازده نفر از فرزندان من بروند، زمین اهلش را نابود میکند و به کسی هم مهلت داده نمیشود».
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله میفرماید: در شب معراج خداوند متعال به من فرمود: سلام مرا به علی برسان و به او بگو:
«إِنَّ غَضَبَهُ عِزٌّ وَرِضاهُ حُکْمٌ»؛(3)
«همانا خشم و غضب او سخت و گران است و رضایت او همان حکم خداست».
رفیق از رفق و مدارا و همراهی، در دنیا و آخرت همیشه همراه رسول خداصلی الله علیه وآله است که در درجه اوّل، مخصوص امیرمؤمنانعلیه السلام است.
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله به حضرت علیعلیه السلام فرمود:
«یا عَلِی! أَنْتَ مَعِی فِی قَصْرِی فِی الْجَنَّةِ مَعَ فاطِمَةَ بِنْتِی، وَهِی زَوْجَتُکَ فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ وَأَنْتَ رَفِیقِی»؛(4)
«ای علی! تو در بهشت در قصر من و همراه من، و همراه دخترم فاطمه هستی، او در دنیا و آخرت همسر توست و تو رفیق و همراه من هستی».
همچنین مراجعه شود به: جُنَّةُ الرَّسُولِ [304]
رکن؛ پشتیبان، پایه و اساس هر چیزی.
رسول خداصلی الله علیه وآله به امام علیعلیه السلام فرمود:
«یا عَلِی! أَنْتَ دَیانُ هذِهِ الْأُمَّةِ وَالْمُتَوَلِّی حِسابِهِمْ وَأَنْتَ رُکْنُ اللَّهِ الْأَعْظَمِ یوْمَ الْقِیامَةِ»؛(5)
«ای علی! تو قاضی این امّت هستی که حساب امّت را رسیدگی میکنی تو از ارکان بزرگ الهی در روز قیامت هستی».
رسول خداصلی الله علیه وآله در مورد امام علیعلیه السلام فرمود:
«وَهُوَ نُورُ الْأَرْضِ وَرُکْنُها»؛(6)
«علیعلیه السلام نور و پشتوانه زمین است».
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله به امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود:
«یا عَلِی! أَنْتَ عَلَمُ اللَّهِ بَعْدِی الْأَکْبَرُ فِی الْأَرْضِ وَأَنْتَ الرُّکْنُ الْأَکْبَرُ فِی الْقِیامَةِ»؛(7)
«ای علی! تو بعد از من در زمین، بزرگترین پرچم افراشته خدا هستی و در روز قیامت نیز رکن اکبر خدا میباشی».
1) 656. در برخی منابع «زرّ» آمده است: کافی، ج 1، ص 534.
2) 657. بحارالانوار ج36،ص259. عمدةالقاری ج24ص334.
3) 658. بحارالانوار، ج 24، ص 324؛ تأویل الایات، ص 604.
4) 659. بحارالانوار، ج 36، ص 72؛ تفسیر فرات، ص 226. جامع الاحادیث، ج 31، ص 157.
5) 660. بحارالانوار ج24ص272؛ مشارقانوارالیقینص335.
6) 661. بحارالانوار، ج 23، ص 320؛ تأویل الایات، ص 663.
7) 662. بحارالانوار، ج 22، ص 147.
حضرت در بیانی فرمود:
«یا عَلِی! أَنْتَ رُکْنُ الْإِیمانِ وَعَمُودُ الدِّینِ»؛
«ای علی! تو رکن مهم ایمان و پایه خیمه دین هستی».
نیزه و تیر غیب خدای تعالی.
همچنین مراجعه شود به: اَلْإِمامُ الْأَزْهَرُ [207]
روح و جانش، همان روح و جان رسول خداصلی الله علیه وآله است، و این از جمله فضایل ویژه امام علیعلیه السلام است.
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله درباره امیرمؤمنانعلیه السلام فرمود:
«یا عَلِی! رُوحُکَ مِنْ رُوحِی»؛(1)
«ای علی! روح و جان تو از روح و جان من است».
نسبت به دنیا و امور مادّی آن بسیار بیاعتنا و بیعلاقه باشد.
همچنین مراجعه شود به: الدَّیانُ [390]
علیعلیه السلام همسر یگانه دختر و یادگار رسول خداصلی الله علیه وآله در دنیا و آخرت است؛ چنانکه پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمود:
«عَلِی مِنِّی وَأَنَا مِنْ عَلِیّ، وَهُوَ زَوْجُ ابْنَتِی»؛(2)
«علیعلیه السلام از من است و من از علیعلیه السلام هستم و او همسر دخترم میباشد».
در زیارت به آن حضرت سلام میدهیم:
«اَلسَّلامُ عَلی أَخِی رَسُولِاللَّهِ وَابْنِ عَمِّهِ وَزَوْجِ ابْنَتِهِ»؛(3)
«سلام بر برادر رسول خدا و پسرعمویش و همسر دخترش».
زهد و بیاعتنایی امام علیعلیه السلام به دنیا، مانند زهد حضرت ایوبعلیه السلام است.
همچنین مراجعه شود به: بَهْجَتُهُ بَهْجَةُ سُلَیمانَ [291]
درخشنده و نورافشان. بهشت روشنایی خود را از نور جمال علیعلیه السلام میگیرد؛ چنانکه رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«عَلِی یزْهَرُ لِأَهْلِ الْجَنَّةِ کَکَوْکَبِ الصُّبْحِ لِأَهْلِ الدُّنْیا»؛(4)
«علیعلیه السلام برای بهشتیان چنان میدرخشد که ستاره صبح برای اهل دنیا».
از عایشه نقل شده که پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمود:
«زَینُوا مَجالِسَکُمْ بِذِکْرِ عَلِیّ»؛(5)
«مجالس خود را به ذکر علیعلیه السلام زینت بخشید».
1) 663. بحارالانوار، ج 23، ص 126؛ مشکاة الانوار، ص 80؛ کمال الدین، ج 1، ص 241.
2) 664. بحارالانوار ج36، ص301؛ کمالالدین، ج1، ص257.
3) 665. بحارالانوار، ج 97، ص 305؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
4) 666. بحارالانوار، ج 40، ص 76؛ المناقب، ج 3، ص 238؛ العمدة، ص 363. کنزالعمال، ج11، ص 604؛ الفردوس دیلمی، ج 3، ص 63.
5) 667. بحارالانوار، ج 38، ص 200؛ کشف الیقین، ص 450؛ بشارة المصطفی، ص 60.
در هر مجلسی و محفلی باشد یا ذکری از او شود، زینت آن محفل خواهد بود.
همچنین مراجعه شود به: خَصْبُ الْبِلادِ [362]
رسول اکرمصلی الله علیه وآله به امام علیعلیه السلام فرمود:
«یا عَلِی! إِنَّ اللَّهَ تَعالی قَدْ زَینَکَ بِزِینَةٍ لَمْ تَزَینَ الْعِبادَ بِزِینَةٍ أَحَبَّ إِلَی اللَّهِ تَعالی مِنْها، وَهِی زِینَةُ الْأَبْرارِ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ، الزُّهْدُ فِی الدُّنْیا»؛(1)
«ای علی! خداوند متعال تو را به چیزی زینت داده که تاکنون کسی را به آن زینت نداده است که محبوبتر نزد خدا باشد، و آن زینت ابرار است که زهد در دنیا میباشد».
از دیگران جلو رفته و سبقت گرفته است.
اکثر محدثان از ابن عباس نقل کردهاند که «سابق هذه الاُمّة» امیرالمؤمنین است.(2)
خود حضرت نیز فرمود:
«أَنَا صِنْوُ رَسُولِ اللَّهِ وَالسّابِقُ إِلَی الْإِسلامِ»؛(3)
«من نزدیکترین فرد به رسول خدا و پیشقدم در اسلام هستم».
از جهت قرابت و نزدیکی به رسول خداصلی الله علیه وآله در درجهای است که هرکس به او بد بگوید یا او را دشنام دهد، گویا به پیامبر دشنام داده است، چنانکه آن حضرت فرمود:
«مَنْ سَبَّ عَلِیاً فَقَدْ سَبَّنِی، وَمَنْ سَبَّنِی فَقَدْ سَبَّ اللَّهُ»؛(4)
«هرکس علیعلیه السلام را دشنام دهد، هرآینه مرا دشنام داده است. و هرکس مرا دشنام دهد، هرآینه خدای تعالی را دشنام داده است».
همچنین مراجعه شود به: دِینُهُ سالِمٌ [394]
آبرسان؛ کسی که به دیگران نوشیدنی و آب میدهد.
به تصریح رسول خداصلی الله علیه وآله امام علیعلیه السلام ساقی حوض کوثر میباشد.
از پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله روایت شده که فرمود:
«أَنَا وارِدُکُمْ عَلَی الْحَوْضِ وَأَنْتَ یا عَلِی السّاقِی»؛(5)
«من بر سر حوض کوثر بر شما وارد میشوم و تو ای علی ساقی آن هستی».
در تفسیر آیه شریفه «وَسَقیهُمْ رَبُّهُمْ»(6)نیز گفته شده که مراد علی بن ابیطالبعلیه السلام است.(7)
1) 668. بحارالانوار، ج 39، ص 297؛ امالی طوسی، ج 181؛ موسوعه امام علی، ج 9، ص 160؛ کشف الغمة، ج 1، ص 170. کنز العمال، ج 11، ص 626؛ جامع الاحادیث، ج 8، ص 66.
2) 669. بحارالانوار، ج38، ص228؛ مناقب آل ابیطالب، ج2، ص5؛ نهجالحق، ص181؛ شواهدالتنزیل ج2، ص291.
3) 670. غرر الحکم، حدیث 3754.
4) 671. سنن نسائی، ج5، ص133؛ کنز العمال، ج11، ص602؛ اتحاف الخیرة، ج 7، ص 202.
5) 672. بحارالانوار، ج36، ص270؛ مناقب آل ابیطالب، ج1، ص 152 و 292؛ الصراط المستقیم، ج2، ص 150؛ العدد القویة ص88؛ الطرائف ج1، ص173؛ مائةمنقبة ص23.
6) 673. سوره انسان، آیه 21.
7) 674. بحارالانوار، ج39، ص212؛ مناقب آل ابیطالب، ج2، ص 162.
وحی خدا را میشنود.
مطابق حدیث متواتری که در بسیاری از کتب حدیثی آمده: رسول خداصلی الله علیه وآله در جریان آغاز نزول وحی که امیرمؤمنانعلیه السلام نیز در کنار ایشان حضور داشت، فرمود:
«إِنَّکَ تَری ما أَری وَتَسْمَعُ ما أَسْمَعُ إِلّا أَنَّکَ لَسْتَ بِنَبِیّ وَلکِنَّکَ لَوَزِیرٌ وَإِنَّک لَعَلی خَیرٍ»؛(1)
«آنچه من میبینم تو هم میبینی و هر چه من میشنوم تو هم میشنوی، تو فقط پیامبر نیستی، لکن وزیر پیامبری و تو بر مسیر خیر و طریق سعادت قرار داری».
راه رسیدن به بهشت، در پیروی از علیعلیه السلام است. پیامبر خداصلی الله علیه وآله به امام علیعلیه السلام فرمود:
«یا عَلِی! إِنَّکَ لَسَبِیلُ الْجَنَّةِ وَرایةُ الْهُدی وَعَلَمُ الْحَقِّ وَإِمامُ مَنْ آمَنَ بِی وَوَلِی مَنْ تَوَلّانِی»؛(2)
«ای علی! همانا تو راه بهشت و پرچم هدایت و نشانه حقّ هستی، تو امام مؤمنان به من و ولی هر کسی میباشی که ولایت مرا قبول دارد».
رسول خداصلی الله علیه وآله به امام علیعلیه السلام فرمود:
«إِنَّ حَرْبَکَ حَرْبِی وَسِلْمَکَ سِلْمِی وَأَنَّ سِرَّکَ سِرِّی وَعَلانِیتَکَ عَلانِیتِی»؛(3)
«ای علی! جنگ تو جنگ من است و صلح تو صلح من میباشد، راز و سرّ تو راز و سرّ من است و آشکار تو آشکار من است».
کشتی نجات بشریت. رسول خداصلی الله علیه وآله در مورد مقام امام علیعلیه السلام فرمود:
«مَنْ أَحَبَّ أَنْ یرْکَبَ سَفِینَةَالنِّجاةِ فَلْیوالِ عَلِیاً بَعْدِی»؛(4)
«هرکه دوست دارد بر کشتی نجات سوار شود باید ولایت علی را بعد از من بپذیرد».
و در جای دیگر رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«لِکُلِّ أُمَّةٍ صِدِّیقٌ وَفارُوقٌ، وَصِدِّیقُ هذِهِ الْأُمَّةِ وَفارُوقُها عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ. إِنَّ عَلِیاً سَفِینَةُ نِجاتِها وَبابُ حِطَّتِها»؛(5)
«برای هر امتی صدیق و فاروقی است و صدیق و فاروق این امّت علی بن ابی طالب است، همانا علی کشتی نجات و درگاه مغفرت است».
خود امیرالمؤمنینعلیه السلام نیز فرمود:
«أَنَا بابُ الْمَقامِ... وَسَفِینَةُ النِّجاةِ، مَنْ رَکِبَها نَجی وَمَنْ تَخَلَّفَ عَنْها غَرِقَ»؛(6)
«من باب المقام و کشتی نجات هستم که هر که بر آن سوار شود نجات مییابد و هر که از آن تخلف کند غرق میشود».
و در زیارت آن حضرت میخوانیم:
1) 675. نهج البلاغه، خطبه 192؛ مشارق انوار الیقین، ص 52.
2) 676. موسوعه امام علیعلیه السلام ج 2، ص 192.
3) 677. امالی صدوق، مجلس 21، حدیث 1.
4) 678. کمال الدین، ج 1، ص 260؛ عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 292؛ کشف الغمّة، ج 2، ص 295.
5) 679. بحارالانوار، ج 38، ص 112؛ عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 13؛ امالی صدوق، ص 31.
6) 680. مناقب آل ابی طالب، ج 2، ص 118.
«أَشْهَدُ أَنَّکَ وَالْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِکَ سَفِینَةُ النَِّجاةِ وَدَعائِمُ الْأَوْتادِ»؛(1)
«گواهی میدهم که تو و امامان از فرزندان تو کشتی نجات و پایههای محکم دین هستید».
سلم به معنای سلامت و سازش است؛ صلح و سازش امام علیعلیه السلام همان صلح و سازش خدای تعالی است.
همچنین مراجعه شود به: اِتّباعُهُ فَرِیضَةُ اللَّهِ [146]
سلم به معنای سلامت و سازش است؛ یعنی جایگاه امیرالمؤمنینعلیه السلام عین همان جایگاه رسول خدا است، هرکه با علی صلح و سازش داشته باشد، گویا با پیامبرصلی الله علیه وآله سازش نموده است، و این را رسول خداصلی الله علیه وآله بارها فرموده و موافق و مخالف نیز نقل کردهاند:
«یا عَلِی! حَرْبُکَ حَرْبِی وَسِلْمُکَ سِلْمِی»؛(2)
«ای علی! جنگ تو جنگ من است و سازش تو سازش من است».
او چوب و شلاق خدای تعالی بر گردن مشرکان و ظالمان است.
همچنین مراجعه شود به: بَطْشَةُ اللَّهِ [280]
آقا و سرور و بزرگ هر قوم و جمعیت.
همچنین مراجعه شود به: الدَّیانُ [390]
بزرگ و سرور در روز قیامت.
رسول خداصلی الله علیه وآله درباره علیعلیه السلام فرموده است:
«فَوَاللَّهِ! إِنَّهُ سَیدٌ فِی الدُّنْیا وَسَیدٌ فِی الْآخِرَةِ»؛(3)
«به خدا قسم! علیعلیه السلام آقای در دنیا و آقای در آخرت است».
و در جای دیگر، خطاب به ایشان فرمود:
«أَنْتَ سَیدٌ فِی الدُّنْیا وَسَیدٌ فِی الْآخِرَةِ»؛(4)
«تو در دنیا و آخرت سرور و بزرگ هستی».
آقا و بزرگ جانشینان.
این لقب و فضیلتی است که رسول خداصلی الله علیه وآله برای امیرمؤمنان بیان فرموده است:
«أَنَا سَیدُ الْأَنْبِیاءِ وَأَنْتَ سَیدُ الْأَوْصِیاءِ»؛(5)
«من آقا و سرور پیامبران هستم و تو نیز سرور جانشینان».
پیامبرصلی الله علیه وآله نیز هیچگاه از جانب خود چیزی نمیگوید و هرچه میفرماید از جانب خدا است، این مطلب را نیز جبرئیل از جانب خدا ابلاغ نمود:
«یا مُحَمَّدُ! إِنَّ اللَّهَ جَعَلَکَ سَیدَ الْأَنْبِیاءِ وَجَعَلَ عَلِیاً سَیدَ الْأَوْصِیاءِ»؛(6)
1) 681. بحارالانوار، ج 97، ص 342.
2) 682. مناقب آل ابیطالب، ج 2، ص 217؛ کنز الفوائد، ج 2، ص 178؛ کفایة الاثر، ص 156؛ کشف الیقین، ص 430.
3) 683. بحارالانوار، ج 34، ص 99؛ مناقب آل ابیطالب، ج 3، ص 319.
4) 684. مناقب آل ابیطالب، ج3، ص13؛ العمدة، ص 268؛ کشف الیقین، ص 302؛ بشارة المصطفی، ص 146.
5) 685. بحارالانوار، ج 36، ص 337؛ کفایة الاثر، ص 156.
6) 686. الیقین، ص 227.
«ای محمّد! همانا خداوند تو را سید پیامبران و علی را سید اوصیاء قرار داده است».
و در زیارت آن حضرت آمده:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَصَلِّ عَلی أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَبْدِکَ الْمُرْتَضی وَسَیدَ الْأَوْصِیاءِ»؛
«خدایا درود فرست بر محمّد و آل محمّد و نیز درود فرست بر امیرمؤمنان که بنده پسندیده تو و آقای جانشینان است».
سرور بهشتیان، آقا و رهبر اهل بهشت.
رسول خداصلی الله علیه وآله در بیانی فرمود:
«نَحْنُ وُلْدُ عَبْدِالْمُطَّلِبِ، سادَةُ أَهْلِ الْجَنَّةِ: أَنَا وَحَمْزَةُ وَجَعْفَرُ وَعَلِی وَالْحَسَنُ وَالْحُسَینُ وَالْمَهْدِی»؛(1)
«ما فرزندان عبدالمطلب، آقایان و سروران اهل بهشت هستیم: من و حمزه و جعفر و علی و حسن و حسین و مهدیعلیهم السلام».
بزرگ و آقای همه مردمان، چنانکه رسول خداصلی الله علیه وآله به امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود:
«أَنَا سَیدُ الْأَوَّلِینَ وَالْآخِرِینَ وَأَنْتَ یا عَلِی! سَیدُ الْخَلایقِ بَعْدِی أَوَّلُنا کَآخِرِنا وَآخِرُنا کَأَوَّلِنا»؛(2)
«من آقای اولین و آخرین هستم و تو ای علی! آقای همه خلایق بعد از من هستی، اوّلین ما مثل آخرین ماست و آخرین ما مثل اوّلین ماست».
ابن عباس میگوید: پیامبر خداصلی الله علیه وآله نگاهی به امیرالمؤمنینعلیه السلام کرد و فرمود:
«أَنْتَ سَیدٌ فِیالدُّنْیا وَسَیدٌ فِیالْآخِرَةِ، مَنْأَحَبَّکَ فَقَدْ أَحَبَّنِی وَمَنْ أَحَبَّنِی فَقَدْ أَحَبَّ اللَّهِ وَمَنْأَبْغَضَکَ فَقَدْ أَبْغَضَنِی وَمَنْ أَبْغَضَنِی فَقَدْ أَبْغَضَ اللَّهَ»؛(3)
«تو در دنیا و آخرت آقایی، هر که تو را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر که مرا دوست بدارد خدا را دوست داشته است. هرکه تو را دشمن بدارد مرا دشمن داشته و هرکه مرا دشمن بدارد با خدا دشمنی نموده است».
سرور جوانان عرب.
عایشه از پیامبرصلی الله علیه وآله نقل میکند که فرمود:
«مَنْ سَرَّهُ أَنْ ینْظُرَ إِلی سَیدِ شَبابِ الْعَرَبِ فَلْینْظُرْ إِلی عَلِیّ»؛(4)
«هر که دوست دارد به سرور جوانان عرب نگاه کند به علی نگاه کند».
سرور و سالار شهیدان.
انس بن مالک گوید: رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«یدْخُلُ عَلَیکُمْ مِنْ هذَا الْبابِ خَیرُ الْأَوْصِیاءِ وَسَیدُ الشُّهَداءِ وَأَدْنَی النّاسِ مَنْزِلَةً مِنَ الْأَنْبِیاءِ، فَدَخَلَ عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍعلیه السلام»؛(5)
«اینک بهترین اوصیا و سرور شهیدان و کسی که منزلتش از همه به پیامبران نزدیکتر است وارد میشود، آنگاه علی بن ابیطالب داخلشد».
و امام صادقعلیه السلام نیز در زیارت مخصوص آن حضرت سلام میکند:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا سَیدَ الشُّهَداءِ»؛(1)
«سلام بر تو ای سید و بزرگ شهیدان راه خدا».
البته پس از شهادت حسین بن علیعلیهما السلام و واقعه تاریخی عاشورا، عنوان سید الشهداء برای امام حسینعلیه السلام بیشتر به کار میرود، همان طور که این عنوان در صدر اسلام نیز تا مدتی برای حضرت حمزهعلیه السلام معروف بود.
آقا و بزرگ راستگویان.
ابوذر گوید: رسول خداصلی الله علیه وآله به امیرمؤمنانعلیه السلام نگاهی کرد و فرمود:
«هذا خَیرُ الْأَوَّلِینَ وَخَیرُ الْآخِرِینَ مِنْ أَهْلِ السَّماواتِ وَأَهْلِالْأَرَضِینَ، وَهذا سَیدُالصِّدِّیقِینَ وَسَیدُ الْوَصِیینَ»؛(2)
«این بهترینفرد اولین و آخریناز اهل آسمانها و زمینها و آقای صدیقان و جانشینان است».
و در زیارت آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا سَیدَ الْوَصِیینَ وَأَمِینَ رَبِّ الْعالَمِینَ وَسَیدَ الصِّدِّیقِینَ»؛(3)
«سلام بر تو ای سرور و آقای جانشینان و امین پروردگار جهانیان و آقای راستگویان».
آقا و سرور عرب.
عایشه نقل میکند: رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«عَلِی سَیدُ الْعَرَبِ»؛(4)
«علی آقا و سرور عرب است».
گفتم: مگر شما سید العرب نیستید؟ فرمود:
«أَنَا سَیدُ وُلْدِ آدَمَ وَعَلِی سَیدُ الْعَرَبِ»؛(5)
«من سرور و آقای فرزندان آدم هستم و علیعلیه السلام سید و آقای عرب است».
گفتم: مراد از سید چیست؟ فرمود:
«مَنِ افْتَرَضَتْ طاعَتُهُ کَمَا افْتَرَضَتْ طاعَتِی»؛(6)
«کسی که اطاعتش واجب است؛ همانطور که اطاعت من واجب است».
سرور و آقای مؤمنان.
از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل شده که فرمود:
«عَلِی سَیدُ الْمُؤْمِنِینَ»؛(7)
«علی سرور مؤمنان است».
و در زیارت آن حضرت نیز آمده:
1) 692. بحارالانوار، ج 97، ص 373؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبرصلی الله علیه وآله.
2) 693. بحارالانوار، ج 26، ص 309.
3) 694. بحارالانوار، ج 97، ص 285؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
4) 695. بحارالانوار ج38، ص93. تاریخدمشق ج42، ص304؛ تفسیر رازی، ج 3، ص 430؛ مناقب الاسد الغالب، ج 1، ص 10؛ المواقف للإیجی، ج 3، ص 633.
5) 696. المستدرک علیالصحیحین، ج3، ص 133؛ کنزالعمال، ج 11، ص 619.
6) 697. بحارالانوار، ج 4، ص 198؛ معانی الاخبار، ص 103.
7) 698. اصول کافی، ج 1، ص 293.
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی سَیدِی وَمَوْلای أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ خاتِمِ الْوَصِیینَ وَسَیدِ الْمُؤْمِنِینَ»؛(1)
«خدایا درود فرست بر امیر مؤمنان مولا و سرور من که نگین جانشینان و سرور مؤمنان است».
سرور و آقای مسلمانان.
امیرمؤمنانعلیه السلام میفرماید: از رسول خداصلی الله علیه وآله ده ویژگی برای من بیان شده، شب و روز به داشتن هریک از آنها خوشحال هستم.
اصحاب گفتند: برای ما بیان کنید.
حضرت فرمود: رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«یا عَلِی! أَنْتَ الْوَصِی وَأَنْتَ الْوَزِیرُ وَأَنْتَ الْخَلِیفَةُ فِی الْأَهْلِ وَالْمالِ، وَلِیکَ وَلِیی وَعَدُوُّکَ عَدُوЙћ̘̠وَأَنْتَ سَیدُ الْمُسْلِمِینَ مِنْ بَعْدِی، وَأَنْتَ أَخِی، وَأَنْتَ أَقْرَبُ الْخَلائِقِ مِنِّی فِی الْمَوْقِفِ، وَأَنْتَ صاحِبُ لِوائِی فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ»؛(2)
«ای علی! تویی جانشین، تویی وزیر و خلیفه من از اهل و مال، دوست تو دوست من است و دشمن تو دشمن من است، تو سید و سالار مسلمانان بعد از من میباشی، تو برادر و نزدیکترین فرد به من هستی در روز قیامت، تو صاحب و پرچمدار من در دنیا و آخرت هستی».
در زیارت آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا سَیدَ الْمُسْلِمِینَ»؛(3)
«سلام بر تو ای سرور و سالار مسلمانان».
سرور و آقای جانشینان.
امام علیعلیه السلام جانشین پیامبر؛ بلکه اوّلین جانشین، و جانشین بلافصل پیامبر است.
رسول خداصلی الله علیه وآله خطاب به آن حضرت فرمود:
«یا عَلِی! أَنْتَ سَیدُ الْوَصِیینَ وَوارِثُ عِلْمِ النَّبِیینَ وَخَیرُ الصِّدِّیقِینَ وَأَفْضَلُ السّابِقِینَ»؛(4)
«ای علی! تو آقای وصیان، وارث پیامبران، بهترین صدیقان و برترین فرد از سابقان هستی».
در زیارت آن حضرت عرض میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا سَیدَ الْوَصِیینَ»؛(5)
«سلام بر تو ای آقای جانشینان».
همچنین مراجعه شود به: سَیدُ الصِّدِّیقِینَ [444]
بهترین فرزند آدمعلیه السلام.
رسول خداصلی الله علیه وآله خطاب به امیرمؤمنانعلیه السلام فرمود:
«أَنْتَ سَیدُ وُلْدِ آدَمَ ما خَلَا النَّبِیینَ وَالْمُرْسَلِینَ»؛(6)
«غیراز پیامبران، تو بهترین فرزند آدم هستی».
شمشیر خدا.
1) 699. بحارالانوار، ج 97، ص 329.
2) 700. بحارالانوار، ج 39، ص 338؛ الخصال صدوق، ج 2، ص 429.
3) 701. بحارالانوار، ج 97، ص 359؛ مفاتیح الجنان، دعای روز غدیر.
4) 702. کنز الفوائد، ج 2، ص 12؛ مائة منقبة، ص 28؛ الیقین، ص 236.
5) 703. بحارالانوار، ج 97، ص 285؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
6) 704. بحارالانوار، ج 37، ص 295.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«عَلِی آیةُ الْحَقِّ وَرایةُ الْهُدی عَلِی سَیفُ اللَّهِ»؛(1)
«علیعلیه السلام نشانه حقّ و پرچم هدایت و شمشیر قدرت خدای تعالی است».
و در عبارت دیگر فرمود:
«عَلِی سَیفُ اللَّهِ عَلی أَعْدائِهِ»؛(2)
«علیعلیه السلام شمشیر قدرت خدای تعالی بر گردن دشمنانش میباشد».
علی هم سیف اللَّه است و هم سیف رسول. علیعلیه السلام سرباز فداکار پیامبر؛ و جانباز و فدایی راه خدا بود.
سیف الرسول مقامی است که رسول خداصلی الله علیه وآله به جهت شجاعت و فداکاری امیرمؤمنانعلیه السلام، به ایشان داده است.
همچنین مراجعه شود به: أَمْرُهُ أَمْرُ الرَّسُولِ [226]
رسول خداصلی الله علیه وآله میفرماید: خداوند بر در بهشت فردوس، درختی خلق فرموده که بر تمام برگهای آن نوشته شده:
«لا إِلهَ إلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِی بْنُ أَبِیطالِبٍ عُرْوَةُ اللَّهِ الْوَثِیقَةِ وَحَبْلُ اللَّهِ الْمَتِینُ وَعَینُهُ فِی الْخَلائِقِ أَجْمَعِینَ وَسَیفُ نِقْمَتِهِ عَلَی الْمُشْرِکِینَ»؛(3)
«لا اله الاّ اللَّه، محمّد رسول اللَّه، علی بن ابیطالب ریسمان محکم و مطمئن و متین خداست، علی چشم خدا بر تمام مردم است، و علی شمشیر غضب و انتقام خدا بر مشرکان است».
این عنوان با عبارات دیگری از جمله: «أَنْتَ أَسَدُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَسَیفُ نِقْمَتِهِ عَلی أَعْدائِهِ» نیز بیان شده که در کتب حدیث آمده است.(4)
هرکه در ولایت او شک کند، مشرک است.
همچنین مراجعه شود به: الرّآدُّ عَلَیهِ زاهِقٌ [404]
سلمان فارسی میگوید: روزی با عدّهای از اصحاب در خدمت پیامبرصلی الله علیه وآله بودیم که فرمود:
«إِنَّهُ یدْخُلُ السّاعَةَ شَبِیهُ عِیسَی بْنِ مَرْیمَ»؛
«هم اینک شخصی که شبیه عیسی بن مریم است داخل میشود».
یکی از افراد که آنجا نشسته بود، رفت بیرون که برگردد تا او آن فرد باشد، ناگاه علیعلیه السلام داخل شد.(5)آنگاه رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«یا عَلِی! إِنَّ فِیکَ شِبْهاً مِنْ عِیسَی بِنْ مَرْیمَ، أَحَبَّتْهُ النَّصاری حَتّی أَنْزَلُوهُ بِمَنْزِلَةٍ لَیسَ بِها، وَأَبْغَضَهُ الْیهُودُ حَتّی بَهَتُوا أُمَّهُ»؛(6)
«ای علی! همانا در تو شباهتی از عیسی بن مریم است، نصاری آنقدر او را دوست داشتند
1) 705. بحارالانوار، ج 22، ص 196؛ امالی طوسی، ص 505.
2) 706. امالی صدوق، ص 11.
3) 707. بحارالانوار، ج 8، ص 174؛ تفسیر فرات، ص 374.
4) 708. بحارالانوار ج39، ص55؛ ارشادالقلوب ج2، ص388.
5) 709. بحارالانوار، ج 35، ص 319.
6) 710. بحارالانوار، ج 35، ص 318؛ امالی طوسی، ص 256؛ مناقبآل ابیطالب، ج3، ص260؛ العمدة ص313. کنز العمال، ج 11، ص 623؛ البحر الزخار، ج 2، ص 434.
او را به مقام بالایی بردند در حالی که آنگونه نبود، و یهود نیز آنقدر با او دشمنی کردند که حتی به مادرش هم بهتان زدند».
و امیرمؤمنان علیعلیه السلام نیز فرمود:
«یهْلَکُ فِی رَجُلانِ: مُحِبٌّ مُفْرِطٌ بِما لَیسَ فِی، وَمُبْغِضٌ یحْمِلُهُ شَنَئاتِی عَلَی أَنْ یبْهَتَنِی»؛(1)
«دو دسته به جهت من هلاک شدند: دستهای که در دوستی من افراط و غلوّ کردند و دستهای که بغض و کینه آنان آنقدر شد که بهمن تهمت زدند».
رسول خداصلی الله علیه وآله خطاب به علیعلیه السلام فرمود:
«یا عَلِی! النّاسُ مِنْ شَجَرَةٍ شَتّی وَأَنَا وَأَنْتَ مِنْ شَجَرَةٍ واحِدَةٍ»؛(2)
«ای علی! مردم از اصلها و ریشههای گوناگون و پراکندهاند؛ ولی من و تو از یک ریشه و اصلیم».
هرکه برای او شریک در خلافت قرار دهد، گویا برای خدا شریک قرار داده است.
همچنین مراجعه شود به: إِنْکارُهُ إِنْکارُ اللَّهِ [246]
هرکه در مقام و مرتبه او شک و تردید کند، گویا در خدا شک کرده است.
همچنین مراجعه شود به: إِنْکارُهُ إِنْکارُ اللَّهِ [246]
پیامبرصلی الله علیه وآله در فضایل امام علیعلیه السلام فرمود:
«عَلِی فِی السَّمآءِ السّابِعَةِ کَالشَّمْسِ بِالنَّهارِ فِی الْأَرْضِ وَفِی السَّمآءِ الدُّنْیا کَالْقَمَرِ بِاللَّیلِ فِی الْأَرْضِ. أَعْطَی اللَّهُ عَلِیاً مِنَ الْفَضْلِ جُزْءاً لَوْ قُسِمَ عَلَی أَهْلِ الْأَرْضِ لَوَسِعَهُمْ وَأَعْطاهُ اللَّهُ مِنَ الْفَهْمِ لَوْ قُسِمَ عَلی أَهْلِ الْأَرْضِ لَوَسِعَهُمْ»؛(3)
«علیعلیه السلام در آسمان هفتم همانند خورشید است در وسط روز، و در آسمان دنیا مانند ماه است در شب تاریک. خداوند آنقدر به علی فضیلت داده که اگر به همه اهل زمین تقسیم کنند به همه خواهد رسید و آنقدر فهم و دانش به وی داده که اگر به همه اهل زمین بدهند، به همه خواهد رسید».
خورشید تابان و نورافشان.
همچنین مراجعه شود به: أَسْخی مِنَ الْفُراتِ [161]
رسول خداصلی الله علیه وآله امیرمؤمنانعلیه السلام را به شمعون وصی حضرت عیسیعلیه السلام تشبیه کرده و ایشان را شمعون این امّت نامیده است.
همچنین مراجعه شود به: آصِفُ الْأُمَّةِ [129]
امام علیعلیه السلام اولین و شجاعترین مبارز صدر اسلام، در کنار پیامبرصلی الله علیه وآله با کافران و مشرکان تا آخرین نفس جهاد نمود. اجر و مزد جهاد نیز، چیزی جز شهادت نیست.
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله در بیانی فرمود:
«فَهُوَ الْکَرِیمُ حَیاً وَالشَّهِیدُ مَیتاً»؛(1)
«زندگی او با کرامت و بزرگواری و مرگش نیز با شهادت است».
و به آن حضرت، اینگونه سلام میدهیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ أَیهَا الصِّدِّیقُ الشَّهِیدُ»؛(2)
«سلام بر تو ای صدیق و شهید».
امام هادیعلیه السلام فرمود: نزد قبر امیرالمؤمنینعلیه السلام اینگونه گواهی دهید:
«فَأَشْهَدُ أَنَّکَ لَقِیتَ اللَّهَ وَأَنْتَ شَهِیدٌ»؛(3)
«گواهی میدهم که تو خدا را ملاقات نمودی در حالی که شهید شدی».
کسی که شیعیان و پیروان او دوستان خدایند و خدا آنان را دوست دارد.
همچنین مراجعه شود به: أَنْصارُهُ أَنْصارُ اللَّهِ [244]
شیعه و پیرو او، شیعه خدا است.
همچنین مراجعه شود به: أَنْصارُهُ أَنْصارُ اللَّهِ [244]
پیروان او، پیروان رسول خداصلی الله علیه وآله هستند.
همچنین مراجعه شود به: أَعْداؤُهُ أَعْداءُ الرَّسُولِ [176]
رسول خداصلی الله علیه وآله در مورد حضرت و پیروانش چنین فرمود:
«شِیعَةُ عَلِیّ هُمُ الْفائِزُونَ یوْمَ الْقِیامَةِ»؛(4)
«شیعیان علی رستگاران روز قیامت هستند».
رسول خداصلی الله علیه وآله به حضرت علیعلیه السلام فرمود:
«یا عَلِی! أَنْتَ وَشِیعَتُکَ فِی الْجَنَّةِ»(5)
«ای علی! تو و پیروانت در بهشت خواهید بود».
صبر کننده و شکیبا و تحمل کننده.
حضرت در خطبهاش چنین بیان فرمود: صبر کردم درحالیکه خار در چشم و استخوان در گلو داشتم، صبر کردم در حالی که میراث خود را بر باد رفته میدیدم، مدت طولانی با چنین وضعی صبر نمودم.
امام هادیعلیه السلام در زیارت مخصوصه آن حضرت در روز غدیر میفرماید:
«وَأَنْتَ الصّابِرُ فِی الْبَأْسآءِ وَالضَّرّآءِ وَحِینَ الْبَأْسِ»؛(6)
«تو صبر کننده در سختیها و سستیها هستی و در هر زمان که مشکلی پیش آید».
امامصادقعلیه السلام در زیارت آنحضرت فرموده:
«وَجاهَدَ النّاکِثِینَ فِی سَبِیلِکَ، وَالْقاسِطِینَ فِی حُکْمِکَ، وَالْمارِقِینَ عَنْ أَمْرِکَ، صابِراً مُحْتَسِباً»؛(7)
1) 714. بحارالانوار، ج 39، ص 38.
2) 715. بحارالانوار، ج 97، ص 337.
3) 716. من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 586؛ اصول کافی، ج 4، ص 569؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
4) 717. امالی صدوق، مجلس 20، حدیث 1. مسند احمد، ج 4، ص 165.
5) 718. تاریخ دمشق، ج 42، ص 334.
6) 719. بحارالانوار، ج 97، ص 364.
7) 720. بحارالانوار، ج 97، ص 372؛ مفاتیح الجنان، زیارت مخصوصه امیرالمؤمنین در روز غدیر.
«امیرمؤمنان در راه تو با پیمان شکنان جهاد نمود و با قاسطین و با مارقین از امر تو مبارزه نمود، در حالی که صبر و شکیبایی را پیشه خود ساخته بود».
همچنین مراجعه شود به: الدَّیانُ [390]
از جانب خدا به او الهام میشود؛ یعنی به پیامبر وحی و به امیرالمؤمنینعلیه السلام الهام میشد.
ابن عباس از قول پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نقل میکند که حضرت فرمود:
«أَعْطانِی اللَّهُ خَمْساً وَأَعْطی عَلِیاً خَمْساً، أَعْطانِی جَوامِعَ الْکَلِمِ وَأَعْطی عَلِیاً جَوامِعَ الْعِلْمِ، وَجَعَلَنِی نَبِیاً وَجَعَلَهُ وَصِیاً، وَأَعْطانِی الْکَوْثَرَ وَأَعْطاهُ السَّلْسَبِیلَ، وَأَعْطانِی الْوَحْی وَأَعْطاهُ الْإِلْهامَ، وَأَسْری بِی إِلَیهِ وَفَتَحَ لَهُ أَبْوابَ السَّمآءِ وَالْحُجُبَ حَتّی نَظَرَ إِلَی وَنَظَرْتُ إِلَیهِ»؛(1)
«خداوند متعال پنج عطیه به من و پنج عطیه هم به علیعلیه السلام داده است؛ به من جوامع الکلم داده و به علیعلیه السلام جوامع العلم را. مرا پیامبر نموده و علیعلیه السلام را جانشین. به من کوثر را داده و به علیعلیه السلام چشمه سلسبیل را. بهمن وحی میشود و به علیعلیه السلام الهام. مرا به نزد خود بالا برد و برای علیعلیه السلام نیز درهای آسمان و حجابها گشوده شد؛ به گونهای که هم او مرا میدید و هم من او را میدیدم».
تأویل ازجهتی در مقابل تنزیل است؛ مراد از تنزیل این است که قرآن کریم نازل شده و مراد از تأویل آن است که باید طبق آن عمل نمود. و از جهتی تأویل؛ یعنی تفسیر و باطن قرآن.
رسول خداصلی الله علیه وآله بارها به امیرمؤمنانعلیه السلام فرمود: من برای تنزیل قرآن جنگیدم و تو برای تأویل آن جنگ خواهی کرد.(2)
و در زیارت حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلی مَنْ عِنْدَهُ تَأْوِیلُ الْمُحْکَمِ وَالْمُتَشابَهِ»؛(3)
«سلام بر آقایی که تأویل آیات محکم و متشابه قرآن نزد اوست».
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«إِذا کانَ یوْمُ الْقِیامَةِ یؤْتی بِکَ عَلی حِجْلَةٍ مِنْ نُورٍ، عَلی رَأْسِکَ تاجٌ مِنَ النُّورِ، لَهُ أَرْبَعَةُ أَرْکانٍ، عَلی کُلِّ رُکْنٍ ثَلاثَةُأَسْطُرٍ: لا إِلهَ إِلَّااللَّهُ، مُحَمَّدٌرَسُولُ اللَّهِ، عَلِی وَلِی اللَّهِ»؛(4)
«ای علی! هنگامی که روز قیامت شود تو را با حجلهای از نور میآورند، که بر سر تو نیز تاجی از نور با چهار رکن قرار دارد، بر هر رکن آن سه
1) 721. بحارالانوار، ج 8، ص 27؛ امالی طوسی، ص 188؛ ارشاد القلوب، ج 2، ص 254؛ کشف الیقین، ص 462؛ کشف الغمّة، ج 1، ص 380؛ تأویل الایات، ص 27؛ روضةالواعظین ج1، ص109؛ بشارةالمصطفی، ص41؛ الفضائل، ص 5.
2) 722. بحارالانوار، ج 22، ص 465؛ وسائل الشیعه، ج 27، ص 204؛ مناقب آل ابیطالب، ج 2، ص 44؛ متشابه القرآن، ج 2، ص 41.
3) 723. بحارالانوار، ج 97، ص 301؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنینعلیه السلام.
4) 724. امالی صدوق، ص 670؛ مشارق انوار الیقین، ص 335.
سطر نوشته شده: لا اله الا اللَّه، محمّد رسول اللَّه، علی ولی اللَّه».
صاحب اختیار بهشت؛ دوستانش را به بهشت راه میدهد و دشمنانش را از آن دور میکند.
ابن عباس نقل میکند: پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود:
«یا عَلِی! أَنْتَ صاحِبُ الْجِنانِ وَقَسِیمُ النِّیرانِ، أَلا وَإِنَّ مالِکاً وَرِضْوانَ یأْتِیانِ غَداً عَنْ أَمْرِ الرَّحْمنِ فَیقُولانِ لِی: یا مُحَمَّدُ! هذِهِ هِبَةُ اللَّهِ إِلَیکَ، فَسَلِّمْها إِلی عَلِیّ بْنِ أَبِی طالِبٍ، فَأَدْفَعُها إِلَیکَ، مَفاتِیحُ الْجَنَّةِ وَالنّارِ یوْمَئِذٍ بِیدِکَ تَفْعَلُ بِها ما تَشآءُ»؛(1)
«ای علی! تو صاحب اختیار بهشت و تقسیم کننده آتش هستی، بدان که در روز قیامت مالک و رضوان که مأموران بهشت و جهنم هستند از جانب پروردگار پیش من میآیند و میگویند: ای محمّد! این هدیه خدا برای توست، پس آن را به علی بده. من هم آن را به تو میدهم، کلیدهای بهشت و جهنم در آن روز به دست توست، هر چه بخواهی خواهی کرد».
برگه عبور و مجوّز افراد را صادر میکند.
پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله فرمود:
«إِذا کانَ یوْمَ الْقِیامَةِ وَنَصَبَ الصِّراطَ عَلی جَهَنَّمَ، لَمْ یجُزْ عَلَیهِ إِلّا مَعَهُ جَوْازٌ فِیهِ وِلایةُ عَلِیّ بْنِ أَبِی طالِبٍ»؛(2)
«آنگاه که روز قیامت فرا برسد و پل صراط را بر روی جهنم نصب کنند، هیچکسی نمیتواند از آن عبور کند؛ مگر اینکه جواز عبور داشته باشد و آن جواز ولایت علی بن ابی طالب است ...».
همچنین مراجعه شود به: صاحِبُ الْإِلْهامِ [468]
همچنین مراجعه شود به: الْحَقُّ عَلی لِسانِهِ [342]
بر سر حوض (کوثر) میایستد، دوستانش را سیراب و دشمنانش را از آن دور میکند.
رسول خداصلی الله علیه وآله خطاب به امام علیعلیه السلام فرمود:
«یا عَلِی! أَنْتَ صاحِبُ الْحَوْضِ لا یمْلِکُهُ غَیرُکَ»؛(3)
«ای علی! تو صاحب حوض کوثر هستی که غیر از تو مالک آن نخواهد شد».
همچنین مراجعه شود به: صاحِبُ الْأَعْرافِ [62]
در زیارت آن حضرت سلام میدهیم:
«اَلسَّلامُ عَلی صاحِبِ الْحَوْضِ وَحامِلِ اللِّوآءِ»؛(4)
«سلام بر صاحب حوض کوثر و حمل کننده لوای رسول خداصلی الله علیه وآله».
پیامبر خداصلی الله علیه وآله خطاب به امام علیعلیه السلام فرمود:
«یا أَبَاالْحَسَنِ! أَنْتَ عُضْوٌ مِنْ أَعْضائِی تَنْزِلُ حَیثُ
نَزَلْتُ، وَإِنَّ لَکَ فِی الْجَنَّةِ دَرَجَةً، وَهِی دَرَجَةُ الْوَسِیلَةِ، فَطُوبی لَکَ وَلِشِیعَتِکَ مِنْ بَعْدِکَ»؛(1)
«ای علی! تو عضوی از اعضای من هستی، هرجا فرود آیم تو هم فرود آیی، و همانا برای تو در بهشت درجهای است که آن درجه «وسیله» است. پس خوشا به حال تو و شیعیان پس از تو».
پرچم اسلام و یا پرچم مخصوص پیامبرصلی الله علیه وآله به دست اوست.(2)
همچنین مراجعه شود به: أَمِینُ الْمَفاتِیحِ [239]
همراه و صحابی رسول خدا؛ آن هم صحابی مخصوص که پیامبر خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«عَلِی أَخِی وَصاحِبِی وَابْنُ عَمِّی»؛(3)
«علی برادر و همراه و پسرعموی من است».
و در جای دیگر فرمود:
«یا عَلِی! أَنْتَ صاحِبِی عَلَی الْحَوْضِ غَداً وَأَنْتَ صاحِبِی فِی الْمَقامِ الْمَحْمُودِ»؛(4)
«ای علی! تو در فردای قیامت برسر حوض کوثر همراه من هستی و در مقام محمود نیز همراه من میباشی».
صاحب اختیار چشمه سلسبیل.
همچنین مراجعه شود به: صاحِبُ الْإِلْهامِ [468]
سنام هم اسم کوهی است و هم به معنای قسمت بلند هر چیزی است و علیعلیه السلام صاحب مقام بلند و رفیع است.
رسول خداصلی الله علیه وآله به امیرمؤمنانعلیه السلام فرمود:
«عَلِی دَیانُ هذِهِ الْأُمَّةِ وَالشّاهِدُ عَلَیها وَالْمُتَوَلِّی لِحِسابِها، وَهُوَ صاحِبُ السَّنامِ الْأَعْظَمِ»؛(5)
«علیعلیه السلام قاضی و حاکم این امت و گواه بر آنان است، او حسابرس اعمال آنان و صاحب مقام بلند و باعظمت است».
دارنده عصای مخصوص بهشتی؛ چنانکه ابوسعید از پیامبرصلی الله علیه وآله نقل میکند که فرمود:
«یا عَلِی! مَعَکَ یوْمُ الْقِیامَةِ عَصاً مِنْ عَصَی الْجَنَّةِ تَذُودُ بِهَا الْمُنافِقِینَ عَنْ حَوْضِی»؛(6)
«ایعلی! روزقیامت یک عصای بهشتی همراه توست که منافقانرا ازکنار حوضم دورمیکنی».
امام صادقعلیه السلام از امیرمؤمنانعلیه السلام نقل میکند که آن حضرت فرمود:
«أَنَا قَسِیمُ اللَّهِ بَینَ الْجَنَّةِ وَالنّارِ وَأَنَا الْفارُوقُ الْأَکْبَرُ وَأَنَا صاحِبُ الْعَصا وَالْمَیسَمِ»؛(7)
1) 729. بحارالانوار، ج 22، ص 110؛ الطرائف، ج 1، ص 117؛ ارشاد القلوب، ج 2، ص 423؛ مائة منقبة، ص 86؛ نهج الحق، ص 227؛ الفضائل، ص 146.
2) 730. مورد معروف آن، روز فتح خیبر است؛ صحیح بخاری، ج 13، ص 110؛ السنن الکبری، ج 5، ص 42؛ سنن نسائی، ج 5، 46؛ جامع الاحادیث، ج 32، ص 208.
3) 731. بحارالانوار، ج 38، ص 12.
4) 732. بحارالانوار، ج 39، ص 93؛ بشارة المصطفی، ص 55؛ امالی صدوق، ص 320.
5) 733. بحارالانوار ج40، ص95؛ کتاب سلیمبنقیس ص858.
6) 734. بحارالانوار ج40،ص79.المعجمالصغیرج2،ص193.
7) 735. اصول کافی، ج 1، ص 280؛ تأویل الآیات، ص 307؛ علل الشرایع، ج 1، ص 164.
«منم تقسیم کننده بهشت و جهنم، از جانب خدا، منم فاروق اکبر و نیز من هستم صاحب عصا و علامتگذارنده».
رسول خداصلی الله علیه وآله به امامعلیه السلام فرمود:
«تُعْطی مَفاتِیحُ الْجَنَّةِ ثُمَّ یوضَعُ لَکَ کُرْسِی یعْرَفُ بِکُرْسِیّ الْکَرامَةِ فَتَقْعُدُ عَلَیهِ»؛(1)
«روز قیامت، کلیدهای بهشت را به تو میدهند، سپس برایت کرسی نصب مینمایند که به کرسی کرامت معروف است، پس تو بر آن مینشینی».
رسول خداصلی الله علیه وآله به امیرمؤمنانعلیه السلام فرمود:
«یا عَلِی! لَکَ کَنْزٌ فِی الْجَنَّةِ وَأَنْتَ ذُوقَرْنَیها»؛(2)
«ای علی! برای تو در بهشت گنجی است و تو حافظ و صاحب هر دو طرف آن هستی».
صاحب اختیار حوض کوثر رسول خداصلی الله علیه وآله.
همچنین مراجعه شود به: صاحِبُ الْإِلْهامِ [468]
جابر انصاری میگوید: در محضر رسول خداصلی الله علیه وآله صحبت از بهشت بهمیان آمد، حضرت فرمود: اولین کسی که وارد بهشت میشود، علیعلیه السلام است.
ابودجانه انصاری گفت: مگر شما نفرمودید بهشت بر همه حرام است تا اینکه شما داخل شوید؟ فرمود: آری؛ ولی علی صاحب لواء و پرچماست و صاحب لواء نیز جلوتر حرکت میکند؛ پس به آن حضرت سلام میشود:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا صاحِبَ اللِّواءِ»؛(3)
«سلام بر تو ای صاحب لواء».
پرچم حمد را مقابل رسول خداصلی الله علیه وآله بلند میکند. این مقامی است که رسول خداصلی الله علیه وآله در مورد امیرمؤمنانعلیه السلام فرمود:
«یا عَلِی! أَنْتَ صاحِبُ لِواءِ الْحَمْدِ فِی الْآخِرَةِ»؛(4)
«ای علی! تو پرچمدار حمد در آخرت هستی».
و امامصادقعلیه السلام درزیارتآنحضرت فرمود:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا وارِثَ عِلْمِ النَّبِیینَ، وَمُسْتَوْدَعَ عِلْمِ الْأَوَّلِینَ وَالْآخِرِینَ، وَصاحِبَ لِواءِ الْحَمْدِ»؛(5)
«سلام بر تو ای وارث علم پیامبران الهی و محل ودیعه و امانت علم و اسرار اولین و آخرین و صاحب پرچمحمد (شفاعتبزرگ رسولخدا)».
رسول خداصلی الله علیه وآله به امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود:
«یا عَلِی! أَنْتَ صاحِبُ لِوائِی فِی الْآخِرَةِ کَما أَنْتَ صاحِبُ لِوائِی فِی الدُّنْیا، لَقَدْ سَعَدَ مَنْ تَوَلاّکَ وَشَقِی مَنْ عاداکَ»؛(6)
1) 736. امالی صدوق، مجلس 95، حدیث 10.
2) 737. بحارالانوار ج39، ص206. مسندأحمد، ج3، ص308؛ المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 133؛ کنز العمال، ج 11، ص 627؛ اتحاف الخیرة، ج 7، ص 187.
3) 738. بحارالانوار، ج 97، ص 323؛ و ج 8، ص 5.
4) 739. بحارالانوار، ج 31، ص 435؛ الخصال صدوق، ج 2، ص 572. الریاض النضرة، ج 1، ص 269.
5) 740. اقبالالاعمال، ص608؛ مفاتیحالجنان،زیارتحضرت در روز میلاد پیامبر.
6) 741. بحارالانوار، ج 39، ص 93؛ خصال، ج 2، ص 429؛ امالی صدوق، ص 331.
«ای علی! تو پرچمدار من در قیامت هستی؛ همانطور که در دنیا نیز پرچمدار من هستی. هرکه ولایت تو را پذیرفت، سعادتمند شد و هرکه با تو دشمنی کرد، شقی و بدبخت شد».
خود حضرت نیز فرموده است:
«أَنَا صاحِبُ لِواءِ رَسُولِ اللَّهِ فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ»؛(1)
«من پرچمدار رسول خدایم در دنیا و آخرت».
کلیددار خزانه رحمت الهی.
از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل شده فرمود:
«وَبِیدِ عَلِیّ مَفاتِیحُ خَزائِنِ رَحْمَةِ رَبِّی»؛(2)
«کلید خزینههای رحمت پروردگارم به دست علی بن ابیطالب است».
همچنین مراجعه شود به: صاحِبُ الْجِنانِ [471]
کسی که کلیدهای بهشت در اختیار اوست.
همچنین مراجعه شود به: صاحِبُ الْکُرْسِی [482]
ناقة الجنّة؛ شتر بهشتی که امام علیعلیه السلام بر آن سوار میشود و لوای حمد را به دست میگیرد و ندا میدهد: لا إله إلّا اللَّه، محمّد رسول اللَّه، و همه تحت لوایاو بهسوی بهشت میروند.(3)
از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل شده که فرمود:
«أَمّا عَلِی فَعَلی ناقَةٍ مِنْ نُوقِ الْجَنَّةِ، زِمامُها مِنْ یاقُوتٍ»؛(4)
«امّا علیعلیه السلام بر شتری از شترهای بهشت سوار میشود که زمام آن از یاقوت است».
صاحب نور.
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمود:
«لِعَلِیّ نُورانِ: نُورٌ فِی السَّماءِ وَنُورٌ فِی الْأَرْضِ، فَمَنْ تَمَسَّکَ بِنُورٍ مِنْهُما دَخَلَ الْجَنَّة وَمَنْ أَخْطَأَهُما دَخَلَ النّارَ وَما بَعَثَ اللَّهُ وَلِیاً إِلّا وَقَدْ دَعاهُ إِلی وِلایةِ عَلِیّ طائِعاً أَوْ کارِهاً»؛(5)
«برای علیعلیه السلام دو نور است: یکی در آسمان و یکی در زمین؛ هر که به یکی از آن دو متمسک شود داخل بهشت خواهد شد و هرکه به خطا رود داخل آتش میشود. خداوند هیچ ولیی را مبعوث نکرده؛ مگر اینکه او را به ولایت علی فراخوانده؛ چه خوش داشته باشد یا نداشته باشد».
تصدیق کننده و بسیار راستگو.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«الصِّدِّیقُونَ ثَلاثَةٌ: حِزْقِیلُ مُؤْمِنُ آلِ فِرْعَوْنَ، وَحَبِیبُ نَجّارٍ صاحِبُ آلِ یس، وَعَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ»؛(6)
«صدّیقان سه نفرند: حزقیل مؤمن آل فرعون، حبیب نجّار همنشین آل یس، و علی بن ابی طالب».
1) 742. بحارالانوار، ج 35، ص 46؛ بشارة المصطفی، ص 13؛ معانی الاخبار، ص 58.
2) 743. بحارالانوار، ج 40، ص 80.
3) 744. مناقب آل ابیطالب ج3، ص229؛ کفایةالاثر ص100.
4) 745. القصص الجزائری، ص 92؛ بحارالانوار، ج 7، ص 221. جامع الاحادیث، ج 31، ص 160.
5) 746. تأویل الایات، ص 643؛ مشارق انوار الیقین ، ص 101.
6) 747. کنز العمال، ج 11، ص 601.
امام صادقعلیه السلام نیز در زیارتش خطاب به آن حضرت فرمود:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ أَیهَا الصِّدِّیقُ الرَّشِیدُ»؛(1)
«سلام بر تو ای صدیق رشید (راستگو و هدایت یافته)».
در زیارت دیگر آمده است:
«وَالشّاهِدِینَ عَلی أَنَّکَ صادِقٌ أَمِینٌ صِدِّیقٌ»؛(2)
«همه گواهی میدهند که تو صادق و امین راستگو هستی».
رسول خداصلی الله علیه وآله در خطاب به علیعلیه السلام فرمود:
«أَنْتَ أَوَّلُ مَنْ یصافِحُنِی یوْمَ الْقِیامَةِ وَأَنْتَ الصِّدِّیقُ الْأَکْبَرُ»؛(3)
«تو اولین کسی هستی که در روز قیامت با من مصافحه میکند و تو صدیق اکبر هستی».
مولا علیعلیه السلام در معرفی خود فرموده است:
«أَنَا أَخُو رَسُولِ اللَّهِصلی الله علیه وآله وَخازِنُ عِلْمِهِ، أَنَا الصِّدِّیقُ الْأَکْبَرُ وَلا یقُولُها غَیرِی إِلّا مُفْتَرٍ کَذّابٍ»؛(4)
«من برادر رسول خداصلی الله علیه وآله و خزینهدار علم او و صدیق اکبر هستم و این را غیر از من کسی نمیگوید مگر دروغگوی افترازننده».
در فرازی از زیارت امیرمؤمنانعلیه السلام آمده:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَصَلِّ عَلی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَبْدِکَ الْمُرْتَضی .. وَصِدِّیقِکَ الْأَکْبَرِ»؛(5)
«خدایا درود فرست بر محمّد و آل محمّد و نیز درود فرست بر امیرمؤمنان که بنده پسندیده توست... و او که صدیق اکبر است».
راه او همان راه و صراط الهی است.
حضرت فرموده است:
«یا عَلِی! الصِّراطُ صِراطُکَ وَالْمَوْقِفُ مَوْقِفُکَ»؛(6)
«ای علی! راه، راه توست و جایگاه نیز جایگاه و مقام تو میباشد».
تنها کسی که بر شانههای پیامبرصلی الله علیه وآله بالا رفت، هنگام شکستن بتهای کعبه در فتح مکّه، پیامبرصلی الله علیه وآله به علیعلیه السلام فرمود:
«اصْعَدْ عَلی مِنْکَبَی...»؛(7)
«از شانههایم بالا برو و بتها را به زیر انداز».
صاف و گزینش شده؛ یعنی امام علیعلیه السلام گزینش شده خدای تعالی است.
امیرمؤمنانعلیه السلام صفوة اللَّه است، که پیامبرصلی الله علیه وآله در این باره فرموده است:
1) 748. بحارالانوار، ج 97، ص 279؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
2) 749. من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 589؛ المزار، ص 78؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
3) 750. الیقین، ص 516؛ بشارة المصطفی، ص 103. تاریخ دمشق، ج 1، ص 884؛ جامع الاحادیث، ج 9، ص 384.
4) 751. بحارالانوار، ج26، ص260؛ مناقب آل ابیطالب، ج3، ص 104؛ کشف الیقین، ص 167؛ اعلامالوری، ص183.
5) 752. بحارالانوار، ج 97، ص 307؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
6) 753. المناقب المرتضویة، ص 133.
7) 754. جامع الاحادیث، ج 30، ص 174؛ مسند أحمد، ج 2، ص 115؛ سنن نسائی، ج 5، ص 142.
«زَوَّجْتُ فاطِمَةَ أَمَتِی مِنْ عَلِیّ صَفْوَتِی، اِشْهَدُوا مَلائِکَتِی»؛(1)
«فاطمه را تزویج نمودم به علی که انتخاب شده مناست، پس ایفرشتگانِ من! شما شاهد باشید».
امام صادقعلیه السلام درزیارت حضرت میفرماید:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا حَبِیبَ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا صَفْوَةَ اللَّهِ»؛(2)
«سلام بر تو ای امیرمؤمنان، سلام بر تو ای محبوب خدا، سلام بر تو ای گزینش شده خدا».
صفی؛ صافی و خالصی هر چیزی است، و صفی اللَّه؛ خالص شده خدا.
رسول خداصلی الله علیه وآله درباره امیرمؤمنانعلیه السلام فرموده:
«عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ خَلِیفَةُ اللَّهِ وَخَلِیفَتِی وَصَفِی اللَّهِ وَصَفِیی»؛(3)
«علیعلیه السلام جانشین خدا و من است، او صفی خدا و من است».
خالص و خلاصه پیامبر. رسول خداصلی الله علیه وآله درباره امیرمؤمنان علیعلیه السلام فرموده است:
«هذا أَخِی وَوَلِیی وَناصِرِی وَصَفِیی»؛(4)
«این علی برادر و ولی و یاور و صفی من است».
خود آن حضرت نیز فرموده است:
«أَنَا صَفِی رَسُولِ اللَّهِ وَصاحِبُهُ»؛(5)
«من صفی پیامبر و مصاحب و همراه او هستم».
همچنین مراجعه شود به: أَمْرُهُ أَمْرُ الرَّسُولِ [226]
همچنین مراجعه شود به: ذُخْرُ الرَّسُولِ [398]
همچنین مراجعه شود به: صَفِی اللَّهِ [497]
صمصام شمشیری است بسیار قاطع.
از پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله سؤال شد: زاهدترین مردم کیست؟ فرمود:
«عَلِی وَصِیی وَابْنُ عَمِّی وَأَخِی وَحَیدَرِی وَکَرّارِی وَصَمْصامِی وَأَسَدِی وَأَسَدُ اللَّهِ»؛(6)
«علی زاهدترین مردم است، او که جانشین من، و پسر عمویم، و برادرم و شیر جنگجوی من و شمشیر قدرت من و شیر خداست».
داماد رسول خداصلی الله علیه وآله. پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود:
«هذا أَخِی وَابْنُ عَمِّی وَصِهْرِی وَأَبُو وُلْدِی. اَللَّهُمَّ کُبَّ مَنْ عاداهُ فِی النّارِ»؛(7)
«این آقا، برادر و پسرعمویم و نیز داماد و پدر فرزندانم است. پروردگارا! هرکس را که با او دشمنی میکند، او را بر آتش افکن».
سر و گردن سرکردگان شرک را زد.
همچنین مراجعه شود به: الْحِجابُ وَ السِّتْرُ [328]
1) 755. مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 348.
2) 756. من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 589؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
3) 757. بحارالانوار، ج 26، ص 263.
4) 758. بحارالانوار ج35، ص10. اتحافالخیرة ج5،ص370؛ سنننسائی ج5،ص128؛جامعالاحادیث ج30،ص290.
5) 759. بحارالانوار، ج 39، ص 335؛ امالی صدوق، ص 38.
6) 760. بحارالانوار، ج 39، ص 73؛ مناقب آل ابیطالب، ج 3، ص 259.
7) 761. کنز العمال، ج 11، ص 609.
ابوذر میگوید: روزی محضر رسولخداصلی الله علیه وآله بودیم که علی بن ابیطالبعلیه السلام وارد شد. پیامبر با اشاره به وی فرمود:
«هذا إِمامُکُمْ مِنْ بَعْدِی، طاعَتُهُ طاعَتِی، وَمَعْصِیتُهُ مَعْصِیتِی، وَطاعَتِی طاعَةُ اللَّهِ وَمَعْصِیتِی مَعْصِیةُ اللَّهِ»؛(1)
«این علی پیشوای شما بعد از من است، اطاعت از او اطاعت از من است و نافرمانی از او نافرمانی از من است، و اطاعت و نافرمانی از من، اطاعت و نافرمانی از خداست».
پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله فرموده است:
«إِنَّ عَلِیاً خَلِیفَةُ اللَّهِ وَحُجَّةُ اللَّهِ وَإِنَّهُ إِمامُ الْمُسْلِمِینَ، طاعَتُهُ مَقْرُونَةٌ بِطاعَةِاللَّهِ وَمَعْصِیتُهُ مَقْرُونَةٌ بِمَعْصِیةِاللَّهِ»؛(2)
«همانا علی خلیفه و حجّت خدا و امام مسلمانان است، اطاعت از او همراه با اطاعت خدا و نافرمانی از او مقرون به معصیت خدا است».
طالوت یکیاز نوادگان بنیامیناست، داستان وی در چند آیه قرآن آمده که شجاعترین، عالمترین و زیباترین بنیاسرائیل بوده است.(3)
امام علیعلیه السلام به منزله طالوت این امّت است، چنانکه رسول خداصلی الله علیه وآله فرموده است.
همچنین مراجعه شود به: آصِفُ الْأُمَّةِ [129]
پاک و طیب، چنانکه خداوند متعال در آیه تطهیر(4)به آن گواهی داده است.
همچنین مراجعه شود به: الدَّیانُ [390]
راهی که مقصد و منتهای آن، رسیدن به خدا میباشد. این لقبی است که رسول خداصلی الله علیه وآله به امیرمؤمنان داده است:
«یا عَلِی! أَنْتَ حُجَّةُ اللَّهِ وَأَنْتَ بابُ اللَّهِ وَأَنْتَ الطَّرِیقُ إِلَی اللَّهِ»؛(5)
«ای علی! تو حجت و باب خدایی، و تو راه رسیدن به خدایی».
راه آشکار هدایت الهی.
رسول خداصلی الله علیه وآله خطاب به امیرمؤمنانعلیه السلام فرموده است:
«أَنْتَ الطَّرِیقُ الْواضِحُ وَأَنْتَ الصِّراطُ الْمُسْتَقِیمُ»؛(6)
«ای علی! تو راه آشکار هدایت الهی و صراط مستقیم خدا میباشی».
راه هدایت به سوی خدا است.
همچنین مراجعه شود به: إِمامُ التُّقی [214]
خوشا به حال دوستداران علیعلیه السلام. عمّار نقل میکند: پیامبرصلی الله علیه وآله به امام علیعلیه السلام فرمود:
1) 762. امالی صدوق، مجلس 80، حدیث 7.
2) 763. امالی صدوق، مجلس 27، حدیث 8.
3) 764. بحارالانوار، ج 13، ص 437.
4) 765. سوره احزاب، آیه 33؛ «إِنَّما یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَیطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً».
5) 766. بحارالانوار، ج36، ص4؛ عیون اخبارالرضا ج2، ص6.
6) 767. امالی صدوق، ص 306؛ بشارة المصطفی، ص 54.
«یا عَلِی! طُوبی لِمَنْ أَحَبَّکَ وَصَدَّقَ فِیکَ، وَوَیلٌ لِمَنْ أَبْغَضَکَ وَکَذَّبَ فِیکَ»؛(1)
«ای علی! خوشا به حال آنکه تو را دوست دارد و تو را تصدیق نماید، و وای بر کسی که با تو دشمنی کند و تو را تکذیب نماید».
پاک و طاهر.
همچنین مراجعه شود به: الدَّیانُ [390]
پشتیبان رسول خداصلی الله علیه وآله.
همچنین مراجعه شود به: جُنَّةُ الرَّسُولِ [304]
پشتیبان رسول خداصلی الله علیه وآله.
علی بن ابیطالبعلیه السلام، حامی و پشتیبان پیامبرصلی الله علیه وآله بود. در کلام رسول خداصلی الله علیه وآله آمده که درباره امام علیعلیه السلام فرمود:
«هذا أَخِی وَوَلِیی وَناصِرِی وَصَفَیی وَذُخْرِی وَکَهْفِی وَظَهْرِی وَظَهِیرِی»؛(2)
«این علی برادر، ولی و یاور من است، او صفی و گنجینه و پناه و پشتیبان من است».
ظهیر؛ شخص قوی و نیرومند که در خط مقدم دفاع میباشد.
«عَلِی ظَهِیرُ الرَّسُولِ»؛
«علیعلیه السلام پشتیبان رسول خداصلی الله علیه وآله است».
همچنین مراجعه شود به: ظَهْرُ الرَّسُولِ [512]
عالم و دانشمند امّت پیامبرصلی الله علیه وآله.
سلمان فارسی از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل میکند که آن حضرت فرمود:
«عَلَیکُمْ بِعَلِیّ بْنِ أَبِی طالِبٍ؛ فَإِنَّهُ مَوْلاکُمْ فَأَحِبُّوهُ، وَکَبِیرُهُمْ فَاتَّبِعُوهُ، وَعالِمُکُمْ فَأَکْرِمُوهُ، وَقائِدُکُمْ إِلَی الْجَنَّةِ فَعَزِّرُوهُ»؛(3)
«بر شما باد به پیروی از علی بن ابی طالب؛ زیرا او مولای شما است، پس باید او را دوست بدارید. و بزرگ شما است، پس از او پیروی کنید. و عالم و دانشمند شما است، پس او را احترام و تکریم نمایید، و رهبر و پیشوای شما به سوی بهشت است، پس او را بزرگ شمارید».
دانشمند بردبار.
همچنین مراجعه شود به: اَلْبَطَلُ الْجَسُورُ [281]
علیعلیه السلام به کارهایی میپردازد که موجب رضایتو خشنودی خدایتعالی است. رسول خداصلی الله علیه وآله چنین گواهی داد:
«وَالدّاعِی إِلَیهِ وَالْعامِلُ بِما یرْضاهُ وَالْمُحارِبُ لِأَعْدائِهِ وَالْمُوالِی عَلی طاعَتِهِ وَالنّاهِی عَنْ مَعْصِیتِهِ»؛(4)
«مردم را به کتاب خدا دعوت میکند، کارهایی میکند که موجب رضایت خدا باشد، با دشمنان
خدا در پیکار است، در فرمانبرداری از خدا سختکوش، و مردم را از معصیت باز میدارد».
علیعلیه السلام بندهآن خداییاست کهبههمهغیبها آگاهی دارد.
همچنین مراجعه شود به: اَلْبَطَلُ الْجَسُورُ [281]
شخص والا و برتر و کامل از هر جهت.
ابن عباس نقل کرده: به همراه عدّهای از اصحاب، محضر رسول خداصلی الله علیه وآله بودیم که امیرمؤمنانعلیه السلام وارد شد، پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود:
«یا عَلِی! أَنْتَ (إِنَّکَ) عَبْقَریهُمْ»؛(1)
«ای علی! تو عبقری (گل سرسبد) اینانهستی».
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«وَلِی عَلِیّ وَلِی اللَّهِ وَعَدُوُّ عَلِیّ عَدُوُ اللَّهِ»؛(2)
«دوست علیعلیه السلام دوست خدا و دشمن علیعلیه السلام دشمن خدا است».
علیعلیه السلام نفس و جان پیامبرصلی الله علیه وآله و جانشین به حقّ اوست، در جای وی قرار گرفته؛ هرکه با او دشمنیکند، گویا با رسولخداصلی الله علیه وآله دشمنیکرده.
همچنین مراجعه شود به: أَمْرُهُ أَمْرُ الرَّسُولِ [226]
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«اِسْتَوْجَبَ الْجَنَّةَ مَنْ تَوَلّاکَ، وَاسْتَحَقَّ النّارَ مَنْ عاداکَ یا عَلِی»؛(3)
«ای علی! هرکه ولایت تو را بپذیرد، بهشت بر او واجب میگردد و هرکه با تو دشمنی کند، مستحقّ آتش است».
یار و یاور و بازوی توانای رسول خداصلی الله علیه وآله.
پیامبرصلی الله علیه وآله مانند حضرت موسیعلیه السلام از خدا خواسته بود کسی را برای او کمک قرار دهد و خداوند علیعلیه السلام را کمک کار او قرار داد.(4)
رسول خداصلی الله علیه وآله در حدیثی به ابوذر فرمود:
«یا أباذَر! عَلِی أَخِی وَصِهْرِی وَعَضُدِی»؛(5)
«ای ابوذر! علی برادر و داماد و کمک من است».
علیعلیه السلام عضوی از اعضای رسول خدا است.
همچنین مراجعه شود به: صاحِبُ الدَّرَجَةِ [476]
نزد خدای تعالی دارایقدر و منزلت بزرگی است. رسول خداصلی الله علیه وآله در مورد امیرمؤمنانعلیه السلام فرموده است:
«قَوِیاً فِیبَدَنِکَ مُتَواضِعاً فِینَفْسِکَ، عَظِیماً عِنْدَاللَّهِ»؛(6)
1) 772. کنز العمال، ج 11، ص 627؛ جامع الاحادیث، ج 23، ص 327؛ تاریخ بغداد، ج 8، ص 436.
2) 773. امالی صدوق، مجلس 20، حدیث 1. کنزالعمال، ج11، ص 601؛ المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 138.
3) 774. بحارالانوار، ج 27، ص 63؛ مائة منقبة، ص 28.
4) 775. بحارالانوار، ج 38، ص 92؛ امالی صدوق، ص 21.
5) 776. بحارالانوار، ج 39، ص 99؛ مناقب آل ابیطالب، ج 2، ص 236.
6) 777. اصول کافی، ج 1، ص 454؛ من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 592؛ کمال الدین، ج 2، ص 387؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
«تو از جهت بدنی قوی هستی، در نفس خودت متواضع، و نزد خداوند نیز عظیم هستی».
رسول خداصلی الله علیه وآله به یکی از همسرانش فرمود:
«یا صَفِیهُ! إِنَّ عَلِیاً عَظِیمٌ عِنْدَ اللَّهِ»؛(1)
«ای صفیه! همانا مقام علیعلیه السلام نزد خدای تعالی بسیار بزرگ است».
رسول خداصلی الله علیه وآله به امام علیعلیه السلام فرمود:
«یا عَلِی! أَنْتَ عَلَمُ اللَّهِ بِعْدِی الْأَکْبَرُ فِی الْأَرْضِ»؛(2)
«ای علی! تو بعد از من، بزرگترین پرچم و نشانه خدا در روی زمین هستی».
پرچم و نشانه. علی بن ابی طالبعلیه السلام علم اکبر است؛ چنانکه پیامبرصلی الله علیه وآله در روز غدیر فرمود:
«وَخَلَّفْتُ فِیکُمُ الْعَلَمَ الْأَکْبَرَ عَلَمَ الدِّینِ وَنُورَ الْهُدی وَصِیی عَلِی بْنَ أَبِی طالِبٍ»؛(3)
«من در بین شما بزرگترین پرچم و نشانه را میگذارم، او که نشانه دین و نور هدایت است، او جانشین من همان علی بن ابی طالب است».
نشانه و پرچم حقّ و حقیقت. هرجا او باشد، حقّ آنجاست.
همچنین مراجعه شود به: سَبِیلُ الْجَنَّةِ [430]
امام علیعلیه السلام پرچم و علامت و نشانهای برای دین خدا است.
همچنین مراجعه شود به: الْعَلَمُ الْأَکْبَرُ [526]
در اعمال غدیر در توصیف حضرت آمده:
«عَلَماً لِدِینِ اللَّهِ وَخازِناً لِعِلْمِهِ»؛(4)
«او پرچم و علامت برای دین خدا و خزانهدار علم الهی است».
پرچم برافراشته.
رسول خداصلی الله علیه وآله خطاب بهآن حضرت فرمود:
«أَنْتَ الْعَلَمُ الْمَرْفُوعُ لِأَهْلِ الدُّنْیا، مَنْ تَبَعَکَ نَجی وَمَنْ تَخَلَّفَ عَنْکَ هَلَکَ»؛(5)
«تو پرچم برافراشته برای اهل دنیا هستی، هرکه پیرو تو شود نجات یابد و آنکه از تو تخلف کند هلاک شود».
پرچم و نشانه هدایت الهی.
همچنین مراجعه شود به: بَیتُ اللَّهِ [293]
نشانه و پرچم هدایت؛ علامتی است که گمگشتگان راه خدا، با دیدن نور پرفروغ آن حضرت به خدا میرسند.
رسول خداصلی الله علیه وآله به امام علیعلیه السلام فرمود:
1) 778. مشارق انوار الیقین، ص 198.
2) 779. بحارالانوار، ج 22، ص 147.
3) 780. بحارالانوار، ج 22، ص 486؛ الصراط المستقیم، ج 3، ص 135.
4) 781. بحارالانوار، ج 95، ص 290؛ اقبال الاعمال، ص 473؛ مفاتیح الجنان، اعمال عید غدیر.
5) 782. بحارالانوار، ج 38، ص 10؛ بشارة المصطفی، ص 54؛ امالی صدوق، ص 301؛ مشارق انوار الیقین، ص 99.
«إِنَّما أَنْتَ عَلَمُ الْهُدی وَنُورُ الدِّینِ وَهُوَ نُورُ اللَّهِ یا أَخِی»؛(1)
«همانا تو پرچم هدایت و نور دین هستی که آن نور خداست ای برادر من».
لذا به آن حضرت سلام میدهیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا عَلَمَ الْهُدی وَمَنارَ التُّقی ؛(2)
«سلام بر تو ای پرچم و شاخص هدایت و سلام بر تو ای منبع نور تقوا و پرهیزگاری».
والا و بلندمرتبه. این نام، برای اولین بار جهت امام نامگذاری شده؛ یعنی تاقبل ازایشان در عرب، کسی به این اسم نامیده نشده و فقط به عنوان صفت از آن استفاده میشده است.
مادرش فاطمه بنت اسد نقل میکند: هنگام خروج از خانه کعبه هاتفی ندا داد:
«یا فاطِمَةُ! سَمِّیهِ عَلِیاً فَهُوَ عَلِی وَاللَّهُ الْعَلِی الْأَعْلی یقُولُ: إِنِّی شَقَقْتُ اسْمَهُ مِنْ اِسْمِی»؛(3)
«ای فاطمه! اسم او را علی بنام، که او علی است و خدای عالی اعلی میفرماید: اسم او را از اسم خودم گرفتم».
و رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: خداوند دو نام از نامهای خود را برای من و علی پدید آورد؛ خدا محمود است و من محمّد شدم، و خدا اعلی است و او علی شد.(4)
علیعلیه السلام هم با حق است و هم بر حق است، همه چیز علیصلی الله علیه وآله حق و حقیقت است؛ چنانکه رسول خداصلی الله علیه وآله فرموده:
«عَلِی عَلَی الْحَقِّ فَمَنِ اتَّبَعَهُ اتَّبَعَ الْحَقَّ وَمَنْ تَرَکَهُ تَرَکَ الْحَقَّ»؛(5)
«علی بر حقّ است، هر که از وی تبعیت کند از حقّ پیروی کرده است، و هر که او را ترک کند از حقّ فاصله گرفته است».
امیرالمؤمنین علیعلیه السلام بر مسیر حقّ و خیر و طریق سعادت قرار دارد.
همچنین مراجعه شود به: سامِعُ الْوَحْی [429]
امیرالمؤمنین علیعلیه السلام روز قیامت، بر پل صراط میایستد.
رسول خداصلی الله علیه وآله در مورد امام علیعلیه السلام فرمود:
«یقْعُدُهُ اللَّهُ یوْمَ الْقِیامَةِ عَلَی الصِّراطِ، فَیدْخِلُ أَوْلِیاءَهُ الْجَنَّةَ وَیدْخِلُ أَعْداءَهُ النّارَ»؛(6)
«خداوند روز قیامت علیعلیه السلام را بر صراط مینشاند. پس او دوستان و محبّانش را به بهشت و دشمنانش را به آتش داخل میکند».
ابن عمر از پیامبرصلی الله علیه وآله نقل میکند: آن حضرت به امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود:
1) 783. بحارالانوار، ج 22، ص 484؛ مشارق انوار الیقین، ص 424.
2) 784. بحارالانوار، ج 97، ص 332.
3) 785. بحارالانوار، ج 35، ص 8؛ عللالشرایع، ج 1، ص 135؛ امالی صدوق، ص 132؛ بشارة المصطفی، ص 7.
4) 786. معروف است که: «علی اشتقّ من الأعلی».
5) 787. جامع الاحادیث، ج 23، ص 331.
6) 788. موسوعه امام علیعلیه السلام ج 2، ص 292.
«یا عَلِی! أَنْتَ فِی الْجَنَّةِ، یا عَلِی! أَنْتَ فِی الْجَنَّةِ، یا عَلِی! أَنْتَ فِی الْجَنَّةِ»؛(1)
«ای علی! جایگاه تو در بهشت است، ای علی! جایگاه تو در بهشت است، ای علی! جایگاه تو در بهشت است».
رسول خداصلی الله علیه وآله به طور مکرّر و به دفعات، درباره امیرالمؤمنینعلیه السلام فرموده است:
«عَلِی مَعَ الْحَقِّ وَالْحَقُّ مَعَ عَلِیّ لا یفْتَرِقانِ حَتّی یرِدا عَلَی الْحَوْضَ»؛(2)
«علی با حقّ و حقّ نیز با علی است و از هم جدا نمیشوند تا کنار حوض کوثر برمن وارد شوند».
علیعلیه السلام هم با حقّ است هم با قرآن، چون حقّ و قرآن از هم جدا نمیشوند، علیعلیه السلام هم از آنان جدا نمیشود و آنها هم با علیعلیه السلام هستند. رسول خداصلی الله علیه وآله در این زمینه فرموده است:
«عَلِی مَعَ الْحَقِّ وَالْقُرْآنِ، وَالْحَقُّ وَالْقُرْآنُ مَعَ عَلِیّ وَلَنْ یفْتَرِقا حَتّی یرِدا عَلَی الْحَوْضَ»؛(3)
«علیعلیه السلام با حقّ و قرآن است، قرآن و حقّ هم با علیعلیه السلام هستند و اینها از هم جدا نمیشوند تا اینکه بر سر حوض کوثر نزد من آیند».
رسول خداصلی الله علیه وآله بارها فرموده:
«عَلِی مِنِّی وَأَنَا مِنْ عَلِیّ»؛(4)
«علی از من است و من از علی هستم».
امیرالمؤمنینعلیه السلام فرموده است: من و محمّد نور واحدی از نور خدا بودیم، خداوند متعال به آن نور امر کرد که دو قسم شود، یکی را گفت: محمّد شو و یکی را هم گفت: علی باش. به همین سبب رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: علی از من است و منهم از علی هستم.
«لا یؤَدِّی عَنِّی إِلّا عَلِی»؛
«و هیچکس برای من علی نمیشود».(5)
عمود و عماد به معنای پایه و ستون است و عمود الدین؛ یعنی ستون دین. و این از القابی است که رسول خداصلی الله علیه وآله به امام علیعلیه السلام فرموده:
«عَلِی سَیدُ الْمُؤْمِنِینَ وَعَلِی عَمُودُ الدِّینِ»؛(6)
«علی آقای مؤمنان و پایه و اساس دین است».
امام صادقعلیه السلام در زیارت آن حضرت فرمود:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا عَمُودَ الدِّینِ»؛(7)
«سلام بر تو ای عمود خیمه دین».
جبرئیل بر پیامبرصلی الله علیه وآله نازل شد و گفت:
1) 789. مسند احمد، ج 1، ص 397؛ جامع الاحادیث، ج 36، ص 495؛ کنز العمال، ج 13، ص 110.
2) 790. مناقبآل ابیطالب، ج3، ص62؛ امالیصدوق،ص89؛ الخصال، ج 2، ص 496؛ کشف الیقین، ص 234.
3) 791. کنزالعمال، ج11، ص603؛ مناقبخوارزمی، ص176.
4) 792. بحارالانوار ج37، ص254. کنز العمال ج11، ص559؛ مسند أحمد، ج 2، ص 237.
5) 793. بحارالانوار، ج 26، ص 3.
6) 794. اصول کافی، ج 1، ص 293.
7) 795. اصول کافی، ج 4، ص 570؛ من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 589؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
«یا مُحَمَّدُ! إِنَّکَ قَدْ قَضَیتَ نُبُوَّتَکَ وَاسْتَکْمَلْتَ أَیامَکَ، فَاجْعَلْ الْاِسْمَ الْأَکْبَرَ وَمِیراثَ الْعِلْمِ وَآثارَ عِلْمِ النُّبُوَّةِ عِنْدَ عَلِیّ»؛(1)
«ای محمّد! همانا دوران نبوت و پیامبری تو به پایان رسیده و روزگارت به سر آمده، پس اسم اکبر خدا و میراث علم و آثار علم نبوت را نزد علیعلیه السلام بسپار».
اسم اکبر خدا نزد او است.
همچنین مراجعه شود به: عِنْدَهُ آثارُ عِلْمِ النُّبُوَّةِ [541]
میراث علم و دانش نزد او است.
همچنین مراجعه شود به: عِنْدَهُ آثارُ عِلْمِ النُّبُوَّةِ [541]
ظرف و جایگاه علم و دانش.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرموده است:
«إِنِّی مُبَلِّغُکُمْ عَنِ اللَّهِ جَلَّ اسْمُهُ فِی أَمْرِ رَجُلٍ لَحْمُهُ مِنْ لَحْمِی وَدَمُهُ مِنْ دَمِی وَهُوَ عَیبَةُ الْعِلْمِ»؛(2)
«من از جانب خداوند مأمور هستم کسی را برای شما معرفی کنم که گوشت او از گوشت من است و خون او از خون من است، و او گنجینه تمام علوم است (که او امیرمؤمنان است)».
مخزن و جایگاه علم و دانش پیامبرصلی الله علیه وآله.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«عَلِی عَیبَةُ عِلْمِی»؛(3)
«علی صندوقچه علم من است».
چشم بینای خداوند بر بندگان.
همچنین مراجعه شود به: جَنْبُ اللَّهِ الظّاهِرُ [303]
و از بیانات امام علیعلیه السلام است که فرمود:
«أَنَا عِلْمُ اللَّهِ وَأَنَا قَلْبُ اللَّهِ الْواعِی وَلِسانُ اللَّهِ النّاطِقُ وَعَینُ اللَّهِ النّاظِرَةُ»؛(4)
«من علم خدایم، من آن قلبی هستم که خداوند آن را گنجینه علم خود قرار داده، من زبان گویا و چشم بینای خداوند هستم».
و به ایشان اینگونه سلام میدهیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا عَینَ اللَّهِ النّاظِرَةَ»؛(5)
«سلام بر تو که چشم ناظر و بینای خدا هستی».
پیکر پاک و مطهر رسول خداصلی الله علیه وآله را غسل داد.
رسول خداصلی الله علیه وآله خطاب به علیعلیه السلام فرموده:
«أَنْتَ وَصِیی وَوارِثِی وَغاسِلُ جُثَّتِی وَأَنْتَ الَّذِی تُوارِینِی فِی حُفْرَتِی وَتُؤَدِّی دِینِی وَتُنْجِزُ عِداتِی»؛(6)
1) 796. بحارالانوار، ج 23، ص 249؛ موسوعه امامعلی، ج10، ص35؛ اصولکافی، ج1، ص295؛ کفایةالاثر، ص177؛ تفسیر فرات، ص398 .
2) 797. امالی مفید، ص 345؛ امالی طوسی، ص 118.
3) 798. بحارالانوار، ج40، ص149؛ مناقب آل أبیطالب، ج2، ص 32؛ موسوعه امام علیعلیه السلام، ج 10، ص 30؛ الصراط المستقیم، ج 2، ص 10. تاریخ دمشق، ج 42، ص 385؛ کنز العمال، ج 11، ص 603.
4) 799. بحارالانوار، ج 24، ص 198؛ توحید صدوق، ص154.
5) 800. اقبال الاعمال، ص 608؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه ششم امیرالمؤمنین.
6) 801. امالی صدوق، مجلس 58، ص 15. کنز العمال، ج 11، ص 612؛ جامع الاحادیث، ج 31، ص 135.
«ای علی! تو وصی و وارث منی، تو مرا غسل خواهی داد و پیکرم را به خاک میسپاری، تو دین مرا ادا و به وعدههایم وفا مینمایی».
و امام نیز گواهی داده:
«وَلَقَدْ وَلَّیتُ غُسْلَهُ وَالْمَلائِکَةُ أَعْوانِی»؛(1)
«همانا من متصدی غسل رسول خداصلی الله علیه وآله بودم و فرشتگان خدا مرا کمک میکردند».
و در بخشی از زیارت آن حضرت آمده:
«وَأَعانَتْهُ مَلآئِکَتُکَ عَلی غُسْلِهِ وَتَجْهِیزِهِ»؛(2)
«فرشتگان الهی برای غسل و تجهیز رسول خداصلی الله علیه وآله به امیرمؤمنانعلیه السلام کمک کردند».
غایت، نهایت و مقصد هر چیزی. از بین هدایتیافتگان، امام علیعلیه السلام در صدر و نهایت آن قرار دارد.
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله پس از نزول آیه شریفه: «إِنَّما أَنتَ مُنذِرٌ» به خدا عرض کرد: خدایا من منذر هستم، پس هادی چه کسی است؟
خداوند متعال فرمود:
«یا مُحَمَّدُ! ذاکَ عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ غایةُ الْمُهْتَدِینَ وَإِمامُ الْمُتَّقِینَ وَقائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِینَ مِنْ أُمَّتِکَ بِرَحْمَتِی إِلَی الْجَنَّةِ»؛(3)
«آن هادی، علیعلیه السلام است که غایت و مقصد هدایتیافتگان و امام پرهیزگاران و جلودار سفیدرویان و آبرومندان امّت تو است که با رحمت من به سوی بهشت میروند».
نهایت و آخرین مقصد هدایت.
خدای تعالی به رسول خودشصلی الله علیه وآله فرمود: به علیعلیه السلام اینگونه ابلاغ کن:
«إِنَّهُ غایةُ الْهُدی وَإِمامُ أَوْلِیائِی»؛(4)
«علی غایت هدایت و امام دوستان من است».
رسول خداصلی الله علیه وآله نیز دست علیعلیه السلام را به سینه چسبانید و فرمود:
«یا عَلِی! أَنْتَ أَصْلُ الدِّینِ، وَمَنارُ الْإِیمانِ، وَغایةُ الْهُدی ؛(5)
«ای علی! تو اصل و اساس دین و پرچم نورانی ایمان به خدا و غایت هدایت میباشی».
خشم و غضب او سخت و بزرگ است.
همچنین مراجعه شود به: رِضاهُ حُکْمٌ [411]
رسول خداصلی الله علیه وآله در دینداری و خدامحوری علیعلیه السلام فرموده است:
«فَإِنَّهُ خَشِنٌ فِی ذاتِ اللَّهِ، غَیرُ مُداهِنٍ فِی دِینِهِ»؛(6)
«همانا علی در راه خدا بسیار سختگیر است و اهل سستی و مداهنه در دین نیست».
امامیکه وجودش سبب خشم منافقاناست.
همچنین مراجعه شود به: رَأْسُ الدِّینِ [403]
حضرت فرموده است:
«مَنْ فارَقَ عَلِیاً فارَقَنِی وَمَنْ فارَقَنِی فارَقَ اللَّهَ»؛(1)
«هرکه از علی جدا شود، از من جدا شده و هرکه از من جدا گردد، از خدا جدا شده است».
جدا کننده؛ کسی که بین حقّ و باطل جدایی میاندازد.
رسول خداصلی الله علیه وآله به امیرمؤمنانعلیه السلام فرموده:
«أَنْتَ الْفارُوقُ الَّذِی تَفْرِقُ بَینَ الْحَقِّ وَالْباطِلِ»؛(2)
«ای علی! تو فاروق هستی که بین حقّ و باطل را جدا میکنی».
ای علی! هرکه به طرف تو آمد و تابع تو شد، به طرف حقّ رفته، و هرکه از تو جدا شد از حقّ جدا شده و به باطل گراییده است.
رسول خداصلی الله علیه وآله به امیرمؤمنانعلیه السلام فرمود:
«یا عَلِی! أَنْتَ الْفارُوقُ الْأَعْظَمُ، وَأَنْتَ الصِّدِّیقُ الْأَکْبَرُ»؛(3)
«ای علی! تو بزرگترین فرق گذار بین حقّ و باطل هستی و نیز بزرگترین صدیق».
در فرازی از زیارت حضرت نیز آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ أَیهَا الْفارُوقُ الْأَعْظَمُ»؛(4)
«سلام بر تو ای فاروق اعظم».
همچنین مراجعه شود به: أَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِالرَّسُولِ [254]
حکم کننده و فیصله دهنده قضاوت است.
رسول خداصلی الله علیه وآله میفرماید: فرشتگان خدا در شب معراج هنگام معرفی امیرمؤمنان گفتند:
«عَلِی دابَّةُ الْأَرْضِ(5)وَفاصِلُ الْقَضآءِ»؛(6)
«علیعلیه السلام همان جنباننده و دابّه زمین و فیصله دهنده قضاوت است».
خود امیرالمؤمنینعلیه السلام نیز فرمود:
«أَنَا بابُ الْمَقامِ وَحُجَّةُ الْخِصامِ وَدابَّةُ الْأَرْضِ وَصاحِبُ الْعَصا وَفاصِلُ الْقَضاءِ»؛(7)
«من باب مقام و حجّت بالغه بر دشمنان و دابة الارض و دارنده عصای بهشتی و فیصله دهنده قضاوت هستم».
جوان و جوانمرد. مراد همان جوانمردی است که بر اثر شدت و سختی جهاد و مبارزه، شمشیرش شکست و جبرئیل برایش ذوالفقار آورد، و ندا داده شد:
1) 808. ینابیع المودة، باب 56؛ کنز العمال، ج 11، ص 614؛ المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 133.
2) 809. شرح نهج البلاغه، ص 30؛ بشارة المصطفی، ص 103؛ الیقین، ص 513. کنز العمال، ج 11، ص 612؛ البحر الزخار، ج 9، ص 271.
3) 810. بحارالانوار، ج 38، ص 111؛ عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 6.
4) 811. البلد الامین، ص 291؛ کتاب المزار، ص 78؛ مصباح المتهجد، ص 742؛ مفاتیح الجنان، اعمال عید مبعث.
5) 812. سوره نمل، آیه 82: «وَإِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دآبَّةً مِنَالْأَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ أَنَالنّاسَ کانُوابِآیاتِنا لا یوقِنُونَ».
6) 813. بحارالانوار، ج40، ص57؛ و ج41، ص5؛ تفسیرفرات، ص 372.
7) 814. بحارالانوار، ج 41، ص 5؛ مناقب آل ابی طالب، ج 2، ص 118.
«لا فَتی إِلّا عَلِی، لا سَیفٌ إِلّا ذُوالْفَقارِ»؛(1)
«هیچ جوانمردی همانند علیعلیه السلام نیست و هیچ شمشیری چون ذوالفقار نیست».
امام علیعلیه السلام در یکی از مناظراتی که با ابوبکر داشت فرمود: تو را به خدا! آیا آن جوانی که برایش از آسمان ندا داده شد:
«لا سَیفٌ إِلّا ذُوالْفَقارِ وَلا فَتی إِلّا عَلِی»
من هستم یا تو؟
ابوبکر گفت: تو هستی.(2)
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: من فتی و فرزند فتی (ابراهیمعلیه السلام) و برادر فتی (علیعلیه السلام) هستم.(3)
فضایل و خوبیهایش قابل شمارش نیست.
حضرت در بیانی فرمود:
«إِنَّ اللَّهَ جَعَلَ لِأَخِی عَلِیّ فَضائِلَ لا تُحْصی کَثْرَةً»؛(4)
«خداوند متعال آنقدر برای علی فضیلت قرار داده که از کثرت آن قابل شمارش نیست».
خدای تعالی او را بر دیگران فضیلت و برتری داده است.
رسول خداصلی الله علیه وآله در خطبه غدیر در مورد علیعلیه السلام فرمود:
«مَعاشِرَ النّاسِ! فَضِّلُوهُ فَقْدَ فَضَّلَهُ اللَّهُ وَأَقْبَلُوهُ فَقَدْ نَصَبَهُ اللَّهُ»؛(5)
«ای مردم! علیعلیه السلام را از دیگران برتر بدانید که خدا او را برتر دانسته و ولایتش را بپذیرید که خدا او را به ولایت برگزیده است».
برتری او بر مردم، مثل برتری خورشید بر ماه و ستارگان است.
امام علیعلیه السلام فرمود: آیا کسی غیر از من هست که رسول خداصلی الله علیه وآله خطاب به او فرموده باشد:
«فَضْلُکَ عَلی هذِهِ الْأُمَّةِ کَفَضْلِ الشَّمْسِ عَلَی الْقَمَرِ وَکَفَضْلِ الْقَمَرِ عَلَی النُّجُومِ»؛(6)
«برتری تو بر این امّت، مثل برتری خورشید بر ماه است، و مثل برتری ماه بر ستارگان است».
برتری او، مثل برتری ماه بر ستارگان است.
همچنین مراجعه شود به: فَضْلُهُ کَفَضْلِ الشَّمْسِ [561]
کارش کار پیامبر است.
آن حضرت به علیعلیه السلام فرمود:
«یا عَلِی! فِعْلُکَ فِعْلِی»؛(7)
«ای علی! کار و فعل تو، کار من است».
1) 815. بحارالانوار، ج 19، ص 317؛ الکافی، ج 8، ص 110؛ الاحتجاج، ج 1، ص 115؛ امالی صدوق، ص 405؛ الارشاد، ج 1، ص 87.
2) 816. بحارالانوار، ج 29، ص 5؛ الاحتجاج، ج 1، ص 115؛ الخصال صدوق، ج 2، ص 550.
3) 817. بحارالانوار، ج20، ص105؛ مناقب آل ابیطالب، ج3، ص 88؛ الغدیر، ج 10، ص 17؛ مدینة المعاجز، ج 1، ص 109.
4) 818. بحارالانوار، ج 26، ص 229؛ تأویل الآیات، ص 844؛ مائة منقبه، ص 176؛ نهج الحق، ص 231.
5) 819. بحارالانوار، ج 35، ص 427.
6) 820. حلیه الابرار، ج 2، ص 331.
7) 821. بحارالانوار، ج31، ص 434.
ویژگیها و فضایل پیامبران را دارد.(1)
ابوذر غفاری نقل میکند: در یکی از روزها به همراه اصحاب محضر رسول خداصلی الله علیه وآله بودم، ایشان بلند شد و به رکوع و سجده و شکر خدا پرداخت، سپس فرمود:
«یا جُنْدَبُ! مَنْ أَرادَ أَنْ ینْظُرَ إِلی آدَمَ فِی عِلْمِهِ، وَإِلی نُوحٍ فِی فَهْمِهِ، وَإِلی إِبْراهِیمَ فِی خَلَّتِهِ، وَإِلی مُوسی فِی مُناجاتِهِ، وَإِلی عِیسی فِی سِیاحَتِهِ، وَإِلی أَیوبَ فِی صَبْرِهِ وَبَلائِهِ، فَلْینْظُرْ إِلی هذَا الرَّجُلِ الْمُقابِلِ الَّذِی هُوَ کَالشَّمْسِ وَالْقَمَرِ السّارِی وَالْکَوْکَبِ الدُّرِّیّ، أَشْجَعُ النَّاسِ قَلْباً وَأَسْخَی النّاسِ کَفّاً، فَعَلی مُبْغِضِهِ لَعْنَةُ اللَّهِ وَالْمَلائِکَةِ وَالنّاسِ أَجْمَعِینَ»؛(2)
«ای جندب! هرکه میخواهد نگاه کند به آدمعلیه السلام در علمش، و به نوحعلیه السلام در فهمش، و به ابراهیمعلیه السلام در خلیل بودنش، و به موسیعلیه السلام در مناجاتش، و به عیسیعلیه السلام در سیاحتش، و به ایوبعلیه السلام در مصیبت و صبرش، پس به این مردی که از مقابل میآید نگاه کند، او همانند خورشید و ماه، و مانند ستاره درخشنده است. شجاعترین و باسخاوتترین مردم است. پس لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر دشمنان او باد».
ابوذر میگوید: پس همه نگاه کردند، دیدند علی بن ابیطالبعلیه السلام وارد شد.
ابن عباس از قول پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نقل میکند که حضرت فرمود:
«اِعْلَمُوا وَاللَّهُ أَنْزَلَ فِی عَلِیّ کَرائِمَ الْقُرْآنِ»؛(3)
«بدانید خدای تعالی کرائم و محاسن (گنجهای) قرآن را در مورد علیعلیه السلام نازل فرموده است».
رهبر و جلودار امّت. خاتم الانبیاصلی الله علیه وآله خطاب به امیرمؤمنانعلیه السلام فرمود:
«یا عَلِی! فَسَأَلْتُ رَبِّی أَنْ یجْعَلَکَ قائِدَ أُمَّتِی إِلَی الْجَنَّةِ، فَأَعْطانِی»؛(4)
«ای علی! از خدا خواستم تو را رهبر و جلودار امّتم به سوی بهشت قرار دهد، پس عطا فرمود».
امام و جلودار و رهبر همه نیکان و خوبان عالم علیعلیه السلام است.
خاتم الانبیاصلی الله علیه وآله فرمود:
«عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ قائِدُ الْبَرَرَةِ وَقاتِلُ الْفَجَرَةِ»؛(5)
«علیعلیه السلام پیشوای نیکان و کشنده فاجراناست».
رهبر و پیشوای سفیدرویان و نخبگان. کسانی که از فرط رعایت تقوی و عبادت، تمام مواضع سجده آنان سفید و نورانی است.
1) 822. بحارالانوار، ج 39، ص 35؛ موسوعه امام علی، ج 8، ص 132؛ امالی مفید، ص 14.
2) 823. بحارالانوار، ج 39، ص 38.
3) 824. بحارالانوار، ج 35، ص 356؛ تفسیر فرات، ص 47؛ الفضائل، ص 124؛ شواهد التنزیل، ج 1، ص 56.
4) 825. جامع الاحادیث، ج 31، ص 158.
5) 826. بحارالانوار، ج 36، ص 318؛ کفایةالاثر، ص 96. فرائد السمطین، ج 1، ص 192؛ الکشف والبیان، ج 4، ص 80.
این عنوان بارها در کلام رسول خداصلی الله علیه وآله و نیز امام علیعلیه السلام و ادعیه و زیارات برای امیرمؤمنان به کار رفته است:
«أَنْتَ قائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِینَ وَأَنْتَ یعْسُوبُ الْمُؤْمِنِینَ»؛(1)
«تو امام پرهیزکاران روسفید و پیشوا و پناه مؤمنان هستی».
امام علیعلیه السلام رهبر و پیشوای هر فرد باتقوا و پرهیزکار است.
همچنین مراجعه شود به: إِمامُ کُلِّ مُؤْمِنٍ [219]
امام علیعلیه السلام جلودار همه مؤمنان است. اوست که جلوتر از همه اهل ایمان حرکت میکند و همه را به بهشت وارد مینماید. رسول خداصلی الله علیه وآله به امام علیعلیه السلام فرمود:
«یا عَلِی! أَنْتَ إِمامُ أُمَّتِی وَخَلِیفَتِی عَلَیها بَعْدِی وَأَنْتَ قائِدُ الْمُؤْمِنِینَ إِلَی الْجَنَّةِ...»؛(2)
«ای علی! تو امام امّت من هستی، تو جانشین بعد از من بر امّت هستی، و تو جلودار مؤمنان به سوی بهشت میباشی».
امام علیعلیه السلام به فرمان پیامبر خداصلی الله علیه وآله قیام نموده و امور آن حضرت را انجام میدهد.
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله در این زمینه فرمود:
«عَلِی أَخِی وَوارِثِی وَوَزِیرِی وَأَمِینِی وَالْقآئِمُ بِأَمْرِی»؛(3)
«علی برادر، وارث، وزیر و امین من و قیام کننده به امور من است».
به سنّت الهی و حجّت پیامبرصلی الله علیه وآله قیام میکند.
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله در مورد علیعلیه السلام فرمود:
«عَلِی الْمُحْیی لِسُنَّتِی مِنْ بَعْدِی وَمُعَلِّمُ أُمَّتِی وَالْقآئِمُ بِحُجَّتِی»؛(4)
«علیعلیه السلام احیا کننده سنّت بعد از من است، او معلم امّت من و قیام کننده به حجّت من میباشد».
قائم آل محمّدعلیهم السلام از فرزندان او است.
حضرت فرمود:
«إِنَّ عَلِیاً وَصِیی وَمِنْ وُلْدِهِ الْقآئِمُ الْمُنْتَظَرُ الْمَهْدِی»؛(5)
«همانا علیعلیه السلام وصی من است و آن مهدی منتظر و قائم از فرزندان اوست».
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله بر اساس تنزیل قرآن کریم، و امیرمؤمنان علیعلیه السلام بر مبنای تأویل و تفسیر آیات قرآن با مخالفان به مبارزه پرداختهاند.
همچنین مراجعه شود به: خاصِفُ النَّعْلِ [358]
امام علیعلیه السلام با فاجران و فاسقان مبارزه نموده است.
1) 827. بحارالانوار، ج 40، ص 52؛ امالی صدوق، ص 306.
2) 828. بشارة المصطفی، ص 177؛ امالی صدوق، ص 486.
3) 829. بحارالانوار، ج 22، ص 486.
4) 830. بحارالانوار، ج28، ص221؛ الاحتجاج، ج1، ص112؛ موسوعه امام علی، ج 10، ص 36؛ الیقین، ص 448.
5) 831. کمال الدین، ج 1، ص 287؛ الیقین، ص 494. فرائد السمطین، باب 78.
در عهدنامه خدا با رسولش آمده است:
«عَلِی رایةُ الْهُدی وَإِمامُ الْأَبْرارِ وَقاتِلُ الْفُجّارِ»؛(1)
«علیعلیه السلام پرچم هدایت و امام نیکان و قاتل فاسقان است».
خدای تعالی به رسولش فرموده است:
«عَلِی قاتِلُ الْفُجّارِ» است؛ پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نیز بارها به امّت خود این عنوان را اعلان فرموده:
«عَلِی أَمِیرُ الْبَرَرَةِ وَقاتِلُ الْفَجَرَةِ»؛(2)
«علی امیر نیکان و قاتل فاسقان است».
همچنین مراجعه شود به: أَمِیرُ الْبَرَرَةِ [228]
امیرمؤمنانعلیه السلام که به عنوان وصی و خلیفه بلافصل رسول خداصلی الله علیه وآله از جانب خدای تعالی منصوب شده بود، با توطئهچینی و رأی چند نفر انگشتشمار و سکوت عامّه مردم از امر خلافت کنار گذاشته، حدود بیست و پنج سال خانهنشین شد.
با کشته شدن عثمان، مردم به طرف آن حضرت هجوم آوردند؛ امّا امام فرمود: شما که به دولتدیگران عادتکردید، تحملحکومت عادلانه مرا نخواهید داشت؛ پس مرا رها کنید.
ولی مردم اصرار و اجتماع کردند، آنگاه امام پذیرفت، سپسفرمود: بدانید درحکومت من، همه با هم برادر و برابرند، هرکس تا به حال سوء استفادهای کرده، باید برگرداند... .
از همان ابتدا، گروهی از مسلمانان و حتی نزدیکان، که با آن حضرت بیعت کرده بودند، (ناکثین) بیعت خود را شکستند و جنگ جمل را به راه انداختند.
مدتی نگذشته بود که برخی به سرکردگی معاویه پیراهن عثمان را بالا آوردند و تهمت زدند که علی عثمان را کشته. بالاخره جنگ با این عدّه (قاسطین) در صفین اتفاق افتاد.
در آخرین لحظات، که سپاه امام در حال پیروزی بودند، معاویه و عمرو عاص حیله کرده و قرآنها را بر نیزه زدند که ما هم قرآن را قبول داریم. جاهلان و خشک مقدّسها که امام زمان خود را نمیشناختند دست از جنگ کشیدند و ولی خدا را نیز مجبور به حکمیت نمودند و حَکَم خود را بر امام تحمیل کردند.
چون ابوموسی اشعری فردی سادهلوح بود، در ماجرای حکمیت از عمروعاص شکست خورد. جاهلان گفتند: هم ما و هم علی گناه کردیم، پس باید توبه کنیم.
در حالی که امام فرمود: شما خود گناه کرده، و عصیان نمودید، و بر امام زمان خود خروج کردید و دست به شورش زدید.
به هر حال، این عدّه (مارقین) که علیه امام زمان خروج کرده بودند، (خارجی و خوارج) در بین مسلمانان دست به قتل و غارت زدند، امام ناچار شد در نهروان با آنان بجنگد.
این یکیاز پیشبینیهای رسولخداصلی الله علیه وآله بود، ابن مسعود نقل میکند: روزی رسول خداصلی الله علیه وآله در منزل امّ سلمه بود که علیعلیه السلام محضر حضرت رسید، بعد رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«یا أُمَّ سَلَمَةِ! هذا وَاللَّهِ قاتِلُ الْقاسِطِینَ وَالنّاکِثِینَ وَالْمارِقِینَ مِنْ بَعْدِی»؛(1)
«ای امّ سلمه! به خدا قسم این کشنده قاسطان و ناکثان و مارقان است».
عین این حدیث از جابر و امام باقرعلیه السلام هم نقل شده است.(2)
با کافران و ملحدان، جهاد و مبارزه کرد.
رسول خداصلی الله علیه وآله در حضور و غیاب، خطاب به امیرمؤمنانعلیه السلام فرموده است:
«عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ قائِدُ الْبَرَرَةِ وَقاتِلُ الْکَفَرَةِ»؛(3)
«علی پیشوای نیکان و قاتل کافران است».
با خوارج (کسانی که از دین خارج شدهاند) جنگ و جهاد کرد.
حضرت فرمود:
«أُمِرْتُ بِقِتالِ النّاکِثِینَ وَالْقاسِطِینَ وَالْمارِقِینَ»؛(4)
«من مأمورم با پیمانشکنان و ظالمان و خوارج جنگ کنم».
همچنین مراجعه شود به: قاتِلُ الْقاسِطِینَ [577]
کشنده و جهاد کننده با پیمانشکنان.
همچنین مراجعه شود به: قاتِلُ الْقاسِطِینَ [577]
رسول خداصلی الله علیه وآله به امیرمؤمنانعلیه السلام فرمود: آیا میدانی اشقی الاولین چه کسی است؟
عرض کرد: همان که ناقه صالح را کشت.
فرمود: راست گفتی، آیا میدانی اشقی الآخرین چه کسی است؟
عرض کرد: خدا و رسولش بهتر میدانند.
فرمود: قاتل تو اشقی الآخرین است که محاسن تو را به خون سرت خضاب میکند.(5)
از جهت قرابت و نزدیکی به رسول خداصلی الله علیه وآله در درجهای است که هرکس او را بکشد، گویا پیامبر را کشته است.
همچنین مراجعه شود به: دِینُهُ سالِمٌ [394]
دین و دیون رسول خداصلی الله علیه وآله را ادا کرده و یا آنچه از امانتهای مردم که در اختیار آن
1) 834. کشفالغمة ج1، ص126. تاریخ دمشق ج42، ص470؛ کنز العمال، ج 13، ص110؛ جامع الاحادیث، ج 37، ص 155.
2) 835. بحارالانوار، ج 38، ص 15.
3) 836. بحارالانوار، ج 36، ص 331؛ العمدة، ص 119؛ ارشاد القلوب، ج 2، ص 220. تفسیر الکشسف والبیان، ج 4، ص 80؛ تفسیر الثعلبی، ج 1، ص 759.
4) 837. بحارالانوار، ج 32، ص 309. جامع الاحادیث، ج 29، ص 335؛ المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 150؛ المعجم الکبیر، ج10، ص91؛ اسد الغابة، ج1، ص 801.
5) 838. بحارالانوار، ج11،ص393. مسنداحمد، ج4،ص263؛ المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 151؛ تفسیر فخر رازی، ج 1، ص 2014؛ السنن الکبری، ج 5، ص 153.
حضرت بود، را به صاحبان خود بازگرداند؛ هنگام هجرت از مکّه به مدینه، امیرمؤمنانعلیه السلام برای انجام اینکارها سهروز در مکّه باقی ماند. رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«وَأَنْتَ تَقْضِی دَینِی وَتُنْجِزُ عِداتِی عَنِّی»؛(1)
«تو ای علی! دیون مرا ادا میکنی و وعدههای مرا انجام میدهی».
و در عبارت دیگر فرمود:
«أَنْتَ وَصِیی وَوَزِیرِی وَقاضِی دَینِی»؛(2)
«تو وزیر و جانشین و ادا کننده قرضها و دیون من هستی».
امیر مؤمنان علیعلیه السلام پهلوان و شجاعی بود که با فداکاریهای خود، مشرکان را قلع و قمع و نابود کرد.
همچنین مراجعه شود به: رَأْسُ الدِّینِ [403]
همه عارفان و خداشناسان عالم رو به سوی او دارند و از او به خدا میرسند.
رسول خداصلی الله علیه وآله در جمعی فرمود:
«اَلسّاعَةُ یدْخُلُ عَلَیکُمْ مِنَ الْبابِ رَجُلٌ هُوَ سَیدُ الْوَصِیینَ ... قِبْلَةُ الْعارِفِینَ وَیعْسُوبُ الدِّینِ»؛(3)
«هماینک فردی از این در بر شما وارد میشود کهبزرگ وصیان و قبله عارفان و رهبر دیناست».
پذیرش اعمال انسانها در روز قیامت، به واسطه دوست داشتن علیعلیه السلام میباشد.
همچنین مراجعه شود به: حُبُّهُ یذِیبُ السَّیئاتِ [322]
قرآن همیشه با امام علیعلیه السلام و در جانب اوست و از او جدا نمیشود.(4)
همچنین مراجعه شود به: عَلِی مَعَ الْقُرْآنِ [538]
قرین از قران و اقتران به معنای کسی که همیشه همراه دیگری است. و علیعلیه السلام قرین رسول خداصلی الله علیه وآله است که حضرت بارها فرمود:
«هذا قَرِینِی فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ»؛(5)
«علی قرین و همراه من است در دنیا و آخرت».
در بخشی از زیارت آن حضرت هم آمده:
«إِنَّهُ قَرِینُهُ فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ»؛(6)
«علی، قرین رسول خدا در دنیا و آخرت است».
بهشت و جهنم را تقسیم میکند؛ یعنی اینکه بهشت برای دوستان و شیعیان او و جهنم برای دشمنان و معاندان آن حضرت میباشد.
رسول خداصلی الله علیه وآله به امام علیعلیه السلام فرمود:
«أَنْتَ قَسِیمُ الْجَنَّةِ وَالنّارِ تُدْخِلُ مُحِبِّیکَ الْجَنَّةَ وَمُبْغِضِیکَ النّارَ»؛(7)
1) 839. بحارالانوار، ج 38، ص 54؛ اقبال الاعمال، ص 296. جامع الاحادیث، ج 5، ص 469.
2) 840. بحارالانوار، ج 36، ص 417.
3) 841. بحارالانوار، ج 38، ص 136؛ شرح احقاق الحق، ج 4، ص 104.
4) 842. جامع الاحادیث، ج 14، ص 249.
5) 843. جامع الاخبار، ص 16؛ بحارالانوار، ج 39، ص 123.
6) 844. بحارالانوار، ج 97، ص 330.
7) 845. بحارالانوار، ج 36، ص 335؛ کفایة الاثر، ص 151.
«تو تقسیم کننده بهشت و جهنم هستی، دوستانت را به بهشت و دشمنانت را به جهنم داخل میکنی».
در زیارت آن حضرت نیز چنین آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلی قَسِیمِ الْجَنَّةِ وَالنّارِ»؛(1)
«سلام بر آن آقایی که تقسیم کننده بهشت و آتش است».
قصر و کاخهای بهشتیاش به تعداد افراد بشر است.
همچنین مراجعه شود به: حُورُهُ أَکْثَرُ مِنْ وَرَقِ الشَّجَرِ [348]
دستگیره درب بهشت.
قضیب در لغت؛ شاخه درخت و شمشیر تیز و برّان و جایگاه دستگیری است.
حذیفة بن یمان از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل کرده که فرمود:
«إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ عَلِیاً قَضِیباً فِی الْجَنَّةِ، مَنْ تَمَسَّکَ بِهِ فَهُوَ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ»؛(2)
«خداوند متعال علیعلیه السلام را به عنوان دستگیره درب بهشت قرار داده، هرکه به او تمسک جوید، حتماً از اهل بهشت خواهد شد».
ماه روشنیبخش در گردش.
امیرالمؤمنین علیعلیه السلام همانند ماه نورانی در میان مردم است.
همچنین مراجعه شود به: فِیهِ خِصالُ الْأَنْبِیاءِ [564]
برای اهل دنیا چون ماه آسمان است.
همچنین مراجعه شود به: شَمْسُ السَّمآءِ السّابِعَةِ [458]
در شجاعت و قدرت بازو به مانند حضرت داودعلیه السلام بود.
همچنین مراجعه شود به: بَهْجَتُهُ بَهْجَةُ سُلَیمانَ [291]
سخن او سخن رسول خداصلی الله علیه وآله است.
همچنین مراجعه شود به: أَمْرُهُ أَمْرُ الرَّسُولِ [226]
از لحاظ جسمی و بدنی، بسیار شجاع و قوی است.
در زیارت امیرالمؤمنینعلیه السلام وارد شده:
«کُنْتَ کَما قالَ رَسُولُ اللَّهِصلی الله علیه وآله، قَوِیاً فِی بَدَنِکَ»؛(3)
«تو همانطور که رسول خداصلی الله علیه وآله فرموده از لحاظ بدنی نیز قوی بودی».
برطرف کننده غم و اندوه.
همچنین مراجعه شود به: البَطَلُ الْجَسُورُ [281]
بزرگ و سرور امّت اسلام.
همچنین مراجعه شود به: عالِمُ الْأُمَّةِ [514]
بین اهل زمین بزرگ و بزرگوار است.
در یکی از زیارات آن حضرت آمده:
«کُنْتَ، کَما قالَ رَسُولُ اللَّهِصلی الله علیه وآله، کَبِیراً فِی الْأَرْضِ، جَلِیلاً فِی السَّمآءِ»؛(1)
«تو همانگونه که رسول خداصلی الله علیه وآله فرموده است در زمین بزرگ هستی و در آسمان با عظمت و جلالت میباشی».
کرّ و کَرّة؛ رجوع. «کرّ» در جنگ؛ یعنی کسی که دائماً در حال حمله به دشمن میباشد، و هیچ فراری ندارد. از القابی است که رسول خداصلی الله علیه وآله به امیرمؤمنانعلیه السلام فرموده، خصوصاً در جریان جنگ خیبر که فرمود:
«لَأَعْطِینَّ الرّایةَ غَداً رَجُلاً یحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَیحِبُّهُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ کَرّاراً غَیرَ فَرّارٍ لا یرْجِعُ حَتّی یفْتَحَ اللَّهُ عَلی یدَیهِ»؛(2)
«فردا پرچم را به مردی (علیعلیه السلام) میدهم که هم او، خدا و رسولش را دوست دارد و هم خدا و رسولش، او را دوست دارند، او کرار (حمله برنده) غیر فرار است (فرار نمیکند)، برنمیگردد مگر اینکه خداوند پیروزی را نصیب وی کند».
نقل شده که: از رسول خداصلی الله علیه وآله سؤال کردند، زاهدترین مردم کیست؟ فرمود:
«عَلِی وَصِیی وَابْنُ عَمِّی وَأَخِی وَحَیدَرِی وَکَرّارِی وَصَمْصامِی وَأَسَدِی وَأَسَدُ اللَّهِ»؛(3)
«علی وصی من، پسرعمو، برادر و حیدر و کرار من است، او شمشیر قدرت من و اسد اللَّه است».
درکنار القاب «کرّار غیرفرّار» و «کرّار الرسول»، عنوان «حیدر کرّار» نیز در ادبیات فارسی به کار میرود که به شجاعت و دلاوری آن امام اشاره دارد، چنانکه شاعر میگوید:(4)
همچنان در قهر جباران به تیغ ذوالفقار
هیچکس انباز و یار حیدر کرار نیست
کسی که موجب بزرگی و عظمت لشکر و سپاه اسلام است.
همچنین مراجعه شود به: خِصْبُ الْبِلادِ [362]
کافر شدن به مقام او، کافر شدن به خدا است.
همچنین مراجعه شود به: إِنْکارُهُ إِنْکارُ اللَّهِ [246]
تمام هستی و وجود ایمان. در غزوه احزاب (خندق) که همه دشمنان اسلام به جنگ آمده بودند، وقتی علیعلیه السلام در برابر عمرو بن عبدود قرار گرفت، پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود:
«بَرَزَ الْإِیمانُ کُلُّهُ إِلَی الشِّرْکِ کُلِّهِ»؛(1)
«امروز، تمام هستی و وجود ایمان (علیعلیه السلام) در برابر همه شرک، ظاهر و آشکار شده است».
کلمه؛ یعنی چیزی که برای نشان دادن و بیان داشتن آنچه در نهان و ذهن است. علیعلیه السلام کلمة اللَّه است؛ یعنی خدای تعالی برای نشان دادن علوم و معارف و جلالت شأن خود، علیعلیه السلام را خلق کرده است.(2)
رسول خداصلی الله علیه وآله در این مورد فرمود:
«عَلِی کَلِمَةُ اللَّهِ الْعُلْیا وَکَلِمَةُ أَعْدائِهِ السُّفْلی ؛(3)
«علیعلیه السلام کلمه بلندمرتبه خداوند است و کلمه دشمنان او پست و پایین است».
همه تقوا را در خود جمع نموده است.
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله در مورد علیعلیه السلام فرمود:
«هُوَ کَلِمَةُ التَّقْوی وَعُرْوَةُ اللَّهِ الْوُثْقی ؛(4)
«او پایه و اساس تقوا و دستگیره محکم الهی است».
در قسمتی از دعای بعد از زیارت حضرت هم آمده:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ کَلِمَةُ التَّقْوی وَبابُ الْهُدی ؛(5)
«گواهی میدهم تو کلمه تقوی و باب هدایت هستی».
رسول خاتمصلی الله علیه وآله فرمود:
«إِنَّ اللَّهَ تَعالی جَعَلَنِی مِیزانَ قِسْطٍ وَجَعَلَ عَلِیاً کَلِمَةَ عَدْلٍ»؛(6)
«خداوند متعال مرا ترازوی قسط قرار داد و علی را کلمه عدل قرارش داد».
امام علیعلیه السلام با خورشید به گفت و گو پرداخت. و آن هم به فرمان رسول خداصلی الله علیه وآله که به آن حضرت فرمود:
«کَلِّمِ الشَّمْسَ»؛
«با خورشید سخن بگو».
تا بزرگواری و کرامت خداوند بر تو برای همه معلوم شود.
هنگامیکه امام علیعلیه السلام به خورشید سلامداد، خورشید در جواب گفت:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا أَخا رَسُولِ اللَّهِ وَوَصِیهُ وَحُجَّةَ اللَّهِ عَلی خَلْقِهِ»؛(7)
«سلام بر تو ای برادر و جانشین رسول خدا و ای حجّت خداوند بر بندگان».
گنج و ذخیره خداوند.
1) 853. بحارالانوار، ج 39، ص 73؛ مناقب آل ابیطالب، ج 3، ص 259.
2) 854. بحارالانوار، ج 97، ص 312.
3) 855. بحارالانوار، ج 38، ص 90؛ امالی صدوق، ص 11.
4) 856. غیبت نعمانی، ص 82. تاریخ بغداد، ج 7، ص 141؛ تاریخ مدینة دمشق، ج 42، ص 270.
5) 857. بحارالانوار ج97، ص294؛ اصولکافی، ج4، ص570.
6) 858. الصراط المستقیم، ج 1، ص 227؛ موسوعه امام علی، ج 8، ص 121.
7) 859. بحارالانوار، ج 41، ص 177؛ امالی صدوق، ص 589؛ الصراط المستقیم، ج 1، ص 246.
در بخشی از وصایای رسول خداصلی الله علیه وآله به مردم چنین آمده است:
«أَیهَا النّاسُ! هذا عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ کَنْزُ اللَّهِ الْیوْمَ وَما بَعْدَ الْیوْمِ»؛(1)
«ای مردم! این علی بن ابیطالب است گنج خدا برای امروز و فردای شما».
ستاره درخشنده.
همچنین مراجعه شود به: فِیهِ خِصالُ الْأَنْبِیاءِ [564]
امام صادقعلیه السلام در زیارت آن حضرت فرمود:
«اَلسَّلامُ عَلَی الْکَوْکَبِ الدُّرِّی»؛(2)
«سلام بر ستاره درخشنده (ولایت و علم)».
کهف؛ یعنی پناهگاه و دژ بسیار محکم.
کهف الرسول؛ کسی که پناه رسول خداصلی الله علیه وآله است. رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«هذا أَخِی وَوَلِیی وَناصِرِی وَصَفِیی وَذُخْرِی وَکَهْفِی»؛(3)
«این علی، برادر، ولی، ناصر، صفی و ذخیره و پناه من است».
فقط خدا را در نظر دارد و در این راه از هیچ ملامت و سرزنشی هراس ندارد. این بیان را رسول اکرمصلی الله علیه وآله در خطبه غدیریه خود فرمود.(4)
سخن پیامبرصلی الله علیه وآله در مورد زهد و بیاعتنایی امام نسبت به دنیا چنین است:
«عَلِی لا یرْزَأُ مِنَ الدُّنْیا وَلا تَزْرَأُ الدُّنْیا مِنْهُ»؛(5)
«علیعلیه السلام چیزی از مال دنیا اندوخته نکرد، دنیا هم برای فریب وی، چیزی از او به دست نیاورد».
هنگام مرگ، حسرت وناراحتی ندارد.
حضرت فرموده است:
«یا عَلِی! حَسْبُکَ أَنْ لَیسَ لِمُحِبِّکَ حَسْرةٌ عِنْدَ مَوْتِهِ وَلا وَحْشَةٌ فِی قَبْرِهِ وَلا فَزَعٌ یوْمَ الْقِیامَةِ»؛(6)
«ای علی! برای تو همین بس که دوستانت نه حسرتی هنگام مرگ دارند و نه وحشتی در قبر و نه ترس و هراسی در روز قیامت».
دوستان علیعلیه السلام درقبر هیچ وحشتی ندارند.
همچنین مراجعه شود به: لا حَسْرَةَ لِمُحِبِّهِ [614]
هیچ حجاب و مانعی نمیتواند بین او و خدا فاصله شود.
همچنین مراجعه شود به: الْحِجابُ وَ السِّتْرُ [328]
خدای تعالی هرگز او را خوار نگردانید.
1) 860. بحارالانوار، ج 22، ص 486.
2) 861. بحارالانوار، ج 97، ص 375؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
3) 862. بحارالانوار، ج 35، ص 9؛ کشف الغمة، ج 1، ص 10.
4) 863. بحارالانوار، ج 37، ص 208؛ العدد القویة، ص 173؛ الیقین، ص 349.
5) 864. بحارالانوار، ج 40، ص 320؛ مناقب ابن شهرآشوب، ج 2، ص 93. کنز العمال، ج 11، ص 626.
6) 865. بحارالانوار، ج39، ص228؛ مناقب آل ابیطالب، ج3، ص 237. مودّة القربی، مودّة 9، ص 27.
از ابن عباس نقل شده: رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«لَأَبْعَثَنَّ رَجُلاً یحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ، وَلا یخْزِیهِ اللَّهُ أَبَداً»؛(1)
«هرآینه مردی را مأمور میکنم که خداوند و رسولش را دوست دارد، و خدای متعال نیز او را هرگز خوار نگرداند».
همه منتظر بودند، تا اینکه پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: علی کجاست؟!
چیزی از دنیا را اندوخته نکرده است.
همچنین مراجعه شود به: لا تَرْزَأُ الدُّنْیا مِنْهُ [613]
هیچ پرده و پوششی بین او و خدا نیست.
همچنین مراجعه شود به: الْحِجابُ وَ السِّتْرُ [328]
با رسول خداصلی الله علیه وآله یکی است، حتی گوشت و پوست و خون او هم با گوشت و پوست و خون رسول خداصلی الله علیه وآله یکی است.
رسول خداصلی الله علیه وآله بارها به امیرمؤمنانعلیه السلام فرمود:
«أَنْتَ أَخِی وَوَصِیی وَوارِثِی، لَحْمُکَ مِنْ لَحْمِی»؛(2)
«تو برادر، جانشین و وارث من هستی، گوشت تو از گوشت من است».
هرکه به او بپیوندد، سعادتمند میشود. جابر از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل کرده که فرمود:
«فَهُوَ سَیدُ الْأَوْصِیاءِ، اَللُّحُوقُ بِهِ سَعادَةٌ وَالْمَوْتُ فِی طاعَتِهِ شَهادَةٌ»؛(3)
«علیعلیه السلام، آقای جانشینان است، هرکه به او بپیوندد، سعادتمند میشود، و مرگ در راه طاعت او شهادت میباشد».
زبان بسیار سپاسگزار. کسی که سر تا پا به شکر و سپاس خدا مشغول است.
همچنین مراجعه شود به: اَلْبَطَلُ الْجَسُورُ [281]
در امورش سختگیر و شتابزده نیست.
همچنین مراجعه شود به: اِتّباعُهُ فَضِیلَةٌ [147]
عنادورز و کینهتوز نیست.
همچنین مراجعه شود به: اِتّباعُهُ فَضِیلَةٌ [147]
اگر علیعلیه السلام نبود، ثواب و عقاب هم نبود.
همچنین مراجعه شود به: الْحِجابُ وَ السِّتْرُ [328]
اگر علیعلیه السلام نبود حقّ و باطل معلوم نمیشد.
همچنین مراجعه شود به: الْحِجابُ وَ السِّتْرُ [328]
اگر امیرالمؤمنینعلیه السلام نبود، مؤمن از کافر شناخته نمیشد.
همچنین مراجعه شود به: الْحِجابُ وَ السِّتْرُ [328]
1) 866. مسند احمد، ج 7، ص 143؛ سنن نسائی، ج 5، ص113؛ اتحافالخیرة ج7، ص196؛ تاریخدمشق ج42، ص98.
2) 867. امالی صدوق، ص 169؛ اقبال الاعمال، ص 296. کنز العمال، ج 11، ص 607؛ تاریخ دمشق، ج 42، ص 471؛ جامع الاحادیث، ج 23، ص 90.
3) 868. بحارالانوار، ج 38، ص 92؛ امالی صدوق، مجلس 6، حدیث 5. ینابیع المودة، باب 12.
اگر امامعابدان نبود، خدا هم عبادتنمیشد.
همچنین مراجعه شود به: الْحِجابُ وَ السِّتْرُ [328]
اگر علیعلیه السلام نبود، مؤمنان شناخته نمیشدند.
رسول خداصلی الله علیه وآله خطاب به علیعلیه السلام فرمود:
«لَوْلاکَ یا عَلِی! ما عُرِفَ الْمُؤْمِنُونَ مِنْ بَعْدِی»؛(1)«ای علی! اگر تو نبودی، پس از من، مؤمنان شناخته نمیشدند».
قهرمان و شیر بیشه شجاعت.
همچنین مراجعه شود به: البَطَلُ الْجَسُورُ [281]
ادا کننده وظایف رسول خداصلی الله علیه وآله.
عایشه از پدرش نقل میکند: رسول خداصلی الله علیه وآله در روز غدیر دست علیعلیه السلام را گرفت و فرمود:
«هذا وَلِیی وَالْمُؤَدِّی عَنِّی، وَإِنَّ اللَّهَ مُوالٍ لِمَنْ والاهُ وَمُعادٍ لِمَنْ عاداهُ»؛(2)
«این آقا، دوستدار من و ادا کننده وظایف من است، و همانا خدای تعالی دوست دارد کسی که او را دوست بدارد و دشمن است با کسی که او را دشمن بدارد».
در یکی از زیارات آن حضرت آمده است:
«وَالْمُؤَدِّی عَنْ نَبِیهِ»؛(3)
«وظایف رسول خداصلی الله علیه وآله را ادا میکند».
محل آرزوی همه مسلمانان.
حضرت در بیانی فرمود:
«عَلِی سَیدٌ مُبَجَّلٌ مُؤَمَّلُ الْمُسْلِمِینَ، وَأَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ»؛(4)
«علیعلیه السلام، آقایی است بزرگوار، که آرزوگاه مسلمانان و امیر مؤمنان میباشد».
از اسامی آسمانی امام علیعلیه السلام مأمون است؛ امیرمؤمنانعلیه السلام میفرماید: در آن شب که رسول خداصلی الله علیه وآله رحلت فرمود، وصایا و سفارشاتی به من نمود؛ از جمله فرمود:
«سَمّاکَ اللَّهُ فِی السَّمآءِ عَلِیاً الْمُرْتَضی وَأَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ وَالصِّدِّیقُ الْأَکْبَرُ وَالْفارُوقُ الْأَعْظَمُ وَالْمَأْمُونُ وَالْمَهْدِی»؛(5)
«خداوند تو را در آسمان به این اسامی نامیده است؛ علی مرتضی، امیرمؤمنان، صدیق اکبر، فاروق اعظم، مأمون و مهدی».
تأیید کننده و یاری رساننده به پیامبرصلی الله علیه وآله. از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل شده که فرمود:
«دو هزار سال قبل از خلقت آسمانها و زمین، بر درب بهشت نوشته شده بود: «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، أَیدْتُهُ بِعَلِیّ».(6)
1) 869. جامع الاحادیث، ج 31، ص 159.
2) 870. السنن الکبری، ج 5، ص 107؛ سنن النسائی، ج 5، ص 134.
3) 871. بحارالانوار، ج 87، ص 31.
4) 872. المحاسن والمساوی، ج 1، ص 31.
5) 873. بحارالانوار، ج 36، ص 261؛ غیبت طوسی، ص 150.
6) 874. الدرّ المنثور، ج4، ص486؛ کنز العمال ج11، ص624؛ المعجم الکبیر، ج 22، ص 200؛
غیر خدا و رسولش او را نشناختند.
حضرت فرمود:
«یا عَلِی! ما عَرَفَ اللَّهُ إِلّا أَنَا وَأَنْتَ، وَما عَرَفَنِی إلَّا اللَّهُ وَأَنْتَ، وَما عَرَفَکَ إِلَّا اللَّهُ وَأَنَا»؛(1)
«ای علی! غیر از من و تو کسی خدا را نشناخت، من را هم کسی جز خدا و تو نشناخت، تو را هم غیر از خدا و من نشناخت».
سید و بزرگوار، آقا.
همچنین مراجعه شود به: مُؤَمَّلُ الْمُسْلِمِینَ [632]
رسول خداصلی الله علیه وآله از جانب خدای تعالی نقل میکند که در مورد علیعلیه السلام فرموده:
«مَنْ أَحَبَّهُ أَحَبَّنِی وَمَنْ أَبْغَضَهُ أَبْغَضَنِی، فَبَشِّرْ بِذلِکَ»؛(2)
«هرکه علی را دوست داشته باشد مرا دوست داشته و هرکه او را دشمن بدارد مرا دشمن داشته است. او را به این موهبت بشارت ده».
جایگاه و شخصیت و مقام امام علیعلیه السلام به گونهایاست کهاگرکسی بااو دشمنیو عداوت و بغض داشته باشد، گویا با رسول خداصلی الله علیه وآله دشمنی کرده است.
حضرت فرمود:
«خُلِقْتُ أَنَا وَعَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ مِنْ نُورٍ واحِدٍ، فَمُحِبِّی مُحِبُّ عَلِیّ وَمُبْغِضِی مُبْغِضُ عَلِیّ»؛(3)
«من و علیعلیهما السلام از یک نور واحد خلق شدیم، پس دوستدار من دوست علیعلیه السلام است و دشمن من دشمن علیعلیه السلام است».
هرکه با علیعلیه السلام بغض و کینه داشته باشد، منافق است.
همچنین مراجعه شود به: الرّآدُّ عَلَیهِ زاهِقٌ [404]
هر نوع شک و شبهه را از بین میبرد.
همچنین مراجعه شود به: رَأْسُ الدِّینِ [403]
شرک و بتپرستی را نابود کرد.
همچنین مراجعه شود به: رَأْسُ الدِّینِ [403]
امام علیعلیه السلام بیان کننده و توضیح دهنده مبهمات و مشتبهات و آنچه را که امّت در آن به مشکل افتادهاند، میباشد. رسول خداصلی الله علیه وآله خطاب به امام علیعلیه السلام فرمود:
«أَنْتَ تُبَینُ لَهُمْ مَا اشْتَبَهَ عَلَیهِمْ بَعْدِی»؛(4)
«تو برای مردم بیان خواهی کرد هرآنچه را که برای آنان مشتبه شده است».
و نیز فرمود:
«عَلِی بابُ عِلْمِی وَمُبَینٌ لِأُمَّتِی ما أُرْسِلْتُ بِهِ مِنْ بَعْدِی»؛(1)
«علی درب علم من است و آنچه را بر من نازل شده، پس از من برای امّتم بازگو میکند».
قرآن را تفسیر و ترجمه میکند.
همچنین مراجعه شود به: أَفْضَلُ مِنْ کِتابِ اللَّهِ [191]
خودش را بسیار پایین میگیرد و تواضع دارد. در یکی از زیارات آن حضرت آمده:
«کُنْتَ کَما قالَ رَسُولُ اللَّهِصلی الله علیه وآله، قَوِیاً فِی بَدَنِکَ، مُتَواضِعاً فِی نَفْسِکَ»؛(2)
«تو همانطور که رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: در راه خدا بسیار قوی؛ امّا نزد خودت متواضع بودی».
ولی و سرپرست و صاحب اختیار. در اینجا مراد ولایت الهی است.
همچنین مراجعه شود به: دَیانُ هذِهِ الْأُمَّةِ [392]
رسول خداصلی الله علیه وآله در خطبه غدیر فرمود:
«مَعاشِرَ النّاسِ! هُوَ ناصِرُ دِینِ اللَّهِ وَالْمُجادِلُ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ»؛(3)
«ای مردم! علی یاور دین خدا و مددکار رسول خداصلی الله علیه وآله است».
برگزیده و انتخاب شده برای امامت.
علیعلیه السلام از جانب خدا برای امامت مسلمانان برگزیده شده؛ چنانکه رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«یا عَلِی! أَنْتَ أَخِی وَأَنَا أَخُوکَ، وَأَنَا الْمُصْطَفی لِلنُّبُوَّةِ وَأَنْتَ الْمُجْتَبی لِلْإِمامَةِ»؛(4)
«ای علی! تو برادر منی و من برادر توام، من برای پیامبری انتخاب شدم و تو برای امامت».
هرکه با او جنگ و محاربه کند، از دین خارج شده است.
همچنین مراجعه شود به: الرّآدُّ عَلَیهِ زاهِقٌ [404]
خدا را دوست دارد، آن هم محبت واقعی که هم خدا و هم رسول گرامیاش آن را تأیید کرده و بارها فرمودهاند: علیعلیه السلام کسی است که «یحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَیحِبُّهُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ»؛(5)
«هم او خدا و رسولش را دوست دارد و هم خدا و رسولش او را دوست دارند».
همچنین مراجعه شود به: الْکَرّارُ [600]
رسول خداصلی الله علیه وآله را دوست دارد.
همچنین مراجعه شود به: مُحِبُّ اللَّهِ [649]
1) 879. کنز العمال، ج 11، ص 614؛ الفردوس دیلمی، ج 2، ص 316.
2) 880. اصول کافی، ج 1، ص 454؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنینعلیه السلام.
3) 881. بحارالانوار، ج 37، ص 210؛ الاحتجاج، ج 1، ص 62.
4) 882. وسائل الشیعة، ج27، ص188؛ امالی صدوق، ص331.
5) 883. اصول کافی، ج 1، ص 293؛ مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 127؛ کشف الیقین، ص 313؛ نهج الحق، ص 391. المستدرک علیالصحیحین، ج3، ص40؛ شعب الایمان، ج 1، ص 88؛ تاریخ الخلفاء، ج 1، ص 150.
خدای تعالی او را دوست دارد.
همچنین مراجعه شود به: مُحِبُّ اللَّهِ [649]
رسول خداصلی الله علیه وآله او را دوست دارد.
این محبت از همان زمانی شروع شد که علیعلیه السلام به دنیا آمد و در دامان فاطمه بنت اسد بزرگ شد، آنقدر به حضرت علاقه و محبت داشت که به مادرش میفرمود: گهواره او را نزدیک رختخواب من بگذار.(1)
همچنین مراجعه شود به: مُحِبُّ اللَّهِ [649]
مستضعفان و مستمندان او را دوست دارند.
یک نوع دوستی که خدای تعالی آن را در دل ایشان انداخته است.
و فرمایش رسول خداصلی الله علیه وآله است که فرمود:
«یاعَلِی! إِنَاللَّهَ تَبارَکَوَتَعالی وَهَبَ لَکَ حُبَّ الْمَساکِینَ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ»؛(2)
«ای علی! خدای تعالی دوستی مستمندان و مستضعفان را به تو بخشیده است».
دوستدار او مؤمن است.
همچنین مراجعه شود به: الرّآدُّ عَلَیهِ زاهِقٌ [404]
هرکس او را دوست بدارد، خدا را دوست داشته است.
همچنین مراجعه شود به: مُبْغِضُهُ مُبْغِضُ اللَّهِ [637]
دوستدار او دوستدار رسول خداصلی الله علیه وآله است.
امیرالمؤمنین علیعلیه السلام کسی است که هرکس او را دوست داشته باشد، رسول خداصلی الله علیه وآله را دوست داشته است؛ از جمله فرمود:
«مَنْ أَحَبَّ عَلِیاً أَحَبَّنِی وَمَنْ أَبْغَضَ عَلِیاً فَقَدْ أَبْغَضَنِی»؛(3)
«هرکس علیعلیه السلام را دوست بدارد، مرا دوست داشته و هرکس علیعلیه السلام را دشمن بدارد، با من دشمنی کرده است».
همچنین مراجعه شود به: أَمْرُهُ أَمْرُ الرَّسُولِ [226]
از عالم بالا با او سخن گفته میشود؛ ولی به چشم چیزی نمیبیند. پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمود:
«إِنَّ عَلِیاً صِدِّیقُ هذِهِ الْأُمَّةِ وَفارُوقُها وَمُحَدَّثُها»؛(4)
«همانا علیعلیه السلام، صدّیق و فاروق و محدّث این امّت است».
نزد خدا پسندیده و مورد رضایت است.
همچنین مراجعه شود به: جُنَّةُ الرَّسُولِ [304]
مورد آزمایش و امتحان برای خلق است و مردم به واسطه او امتحان میشوند.
همچنین مراجعه شود به: إِمامُ أَهْلِ الدُّنْیا [211]
سنّت پیامبرصلی الله علیه وآله را زنده میکند.(1)
همچنین مراجعه شود به: الْقآئِمُ بِحُجَّةِ النَّبِیّ [572]
هرکه با امام مخالفت کند، کافر به خدا است.
همچنین مراجعه شود به: الرّآدُّ عَلَیهِ زاهِقٌ [404]
هرکه او را خوار کند و قدمی علیه او بردارد، در حقیقت، خود را به زحمت انداخته و خوار نموده است.(2)
همچنین مراجعه شود به: إِمامُ الْبَرَرَةِ [213]
سر و صورت و محاسنش به خون سرش خضاب و رنگین شده است.(3)
همچنین مراجعه شود به: دِینُهُ سالِمٌ [394]
شهر هدایت.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«إِنَّ عَلِیاً مَدِینَةُ هُدی فَمَنْ دَخَلَها نَجی وَمَنْ تَخَلَّفَ عَنْها هَلَکَ»؛(4)
«همانا علی شهر هدایت است، هرکه به آن داخل شود نجات مییابد و هرکه از آن تخلف نماید هلاک میشود».
از اسامی آسمانی امام و به معنای پسندیده خدای تعالی است.
همچنین مراجعه شود به: الْمَأْمُونُ [632]
ابن عباس میگوید:
«کان عَلِیاً یتْبَعُ فِی جَمِیعِ أَمْرِهِ مَرْضاةَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ فَلِذلِکَ سُمِّی الْمُرْتَضی ؛(5)
«علیعلیه السلام پیوسته و در تمام امور تابع رضایت خدا و رسولش بود؛ پس او را مرتضی نامیدند».
و در بخشی از زیارت حضرت آمده:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَصَلِّ عَلی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَبْدِکَ الْمُرْتَضی ؛(6)
«خدایا درود فرست بر محمّد و آل محمّد و درود فرست بر علیعلیه السلام که امیرمؤمنان و بنده پسندیده و مرتضای توست».
مورد رضایت خدا است و خداوند از وی راضی و خشنود است.
امیرالمؤمنینعلیه السلام میفرماید: روزی محضر پیامبر خداصلی الله علیه وآله رسیدم که فرمود:
«أَصْبَحْتُ وَاللَّهِ یا عَلِی! عَنْکَ راضِیاً، وَأَصْبَحَ وَاللَّهِ رَبُّکَ عَنْکَ راضِیاً، وَأَصْبَحَ کُلُّ مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَةٍ عَنْکَ راضِینَ إِلی أَنْ تَقُومَ السّاعَةُ»؛(7)
ص:137
1) 888. تاریخ دمشق، ج 42، ص 481.
2) 889. بحارالانوار، ج 36، ص 332 و ج 33، ص 51؛ کشف الغمّة، ج 1، ص 256. الصواعق المحرقة، ص 75؛ ینابیع المودّة، باب 56، ص 78.
3) 890. کنز العمال، ج 11، ص 617.
4) 891. بحارالانوار، ج 10، ص 121؛ الاختصاص، ص 237؛ امالی صدوق، ص 343؛ التوحید صدوق، ص 307؛
5) 892. بحارالانوار، ج 35، ص 60.
6) 893. بحارالانوار، ج 97، ص 307؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
7) 894. بحارالانوار، ج 35، ص 358.
«به خدا قسم ای علی! من در حالی صبح کردم که از تو راضی هستم، خدا هم از تو راضی است و هر مرد و زن مؤمنی هم از تو راضی است، تا روزی که قیامت برپا شود».
مورد رضایت رسول خدا است و حضرت از او خشنود است.
همچنین مراجعه شود به: مَرْضِی اللَّهِ [666]
نزد فرشتگان، پاک و بیعیب است.
همچنین مراجعه شود به: جُنَّةُ الرَّسُولِ [304]
جانشین برگزیده.
حضرت فرمود:
«یا عَلِی! إِنَّکَ (مُؤْمِنٌ) مُسْتَخْلَفٌ، وَأَنَّکَ مَقْتُولٌ وَأَنَّ هذِهِ مَخْضُوبَةٌ مِنْ هذِهِ»؛(1)
«ای علی! همانا تو مؤمن و جانشین برگزیده بعد از من هستی؛ لکن تو مقتول و شهید خواهی شد و اینها (ریش تو) به اینها (خون سرت) خضاب و رنگین میشود.
مستودع از ودیعه؛ کسی که چیزی را نزد او به امانت و ودیعه گذاشتهاند. امام علیعلیه السلام امانتدار مواریث تمام پیامبران و امانتدار سرّ و علم رسول خداصلی الله علیه وآله است. چنانکه رسول خداصلی الله علیه وآله به ایشان فرمود:
«أَنْتَ مُسْتَوْدَعُ مَوارِیثِ الْأَنْبِیاءِ»؛(2)
«تو امانتدار مواریث پیامبران میباشی».
حضرت علیعلیه السلام نیز فرمود:
«أَنَا وَصِیهُ وَوَزِیرُهُ وَمُسْتَوْدَعُ سِرِّهِ وَعِلْمِهِ»؛(3)
«من وصی و وزیر رسول خدا و امانتدار سرّ و علم او هستم».
امام صادقعلیه السلام نیز در زیارت آن حضرت چنین سلام میکند:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا وارِثَ عِلْمِ النَّبِیینَ، وَمُسْتَوْدِعَ عِلْمِ الْأَوَّلِینَ وَالْآخِرِینَ»؛(4)
«سلام بر تو ای وارث علم پیامبران خدا و محل ودیعه و امانت اسرار علم اولین و آخرین».
زیباییها را در خود جمع کرده است.
همچنین مراجعه شود به: الْجامِعُ لِلْمَکارِمِ [300]
شفاعتش به اذن و رضای خدا پذیرفته شده.
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله در این باره فرمود:
«إِنِّی لَأُشَفِّعُ یوْمَ الْقِیامَةِ فُأُشَفَّعُ وَیشَفِّعُ عَلِی فَیشَفَّعُ وَیشَفِّعُ أَهْلُ بَیتِی فَیشَفَّعُونَ»؛(5)
«من در روز قیامت شفاعت میکنم و شفاعتم قبول میشود. علیعلیه السلام شفاعت میکند و شفاعتش پذیرفته میشود. اهل بیت من نیز شفاعت میکنند و شفاعت ایشان تأیید میشود».
ص:138
1) 895. کنزالعمال، ج13، ص136؛ ینابیع المودة، ج2، ص86؛ جامع الاحادیث، ج 33، ص 494.
2) 896. بحارالانوار، ج 40، ص 52؛ امالی صدوق، ص 306.
3) 897. بحارالانوار، ج 28، ص 185؛ الاحتجاج، ج 1، ص 73.
4) 898. بحارالانوار، ج 97، ص 375؛ اقبال الاعمال، ص 608؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
5) 899. بحارالانوار، ج 8، ص 43.
چراغ روشن برای شب تار و بسیار تاریک.
این لقبی است که خدای تعالی به وسیله آن امیرالمؤمنینعلیه السلام را مفتخر فرموده؛ چنانکه پیامبرصلی الله علیه وآله از قول جبرئیل به امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود که خدای تعالی فرموده است:
«إِنَّ عَلِیاً إِمامُ الْهُدی وَمِصْباحُ الدُّجی وَالْحُجَّةُ عَلی أَهْلِ الدُّنْیا»؛(1)
«همانا علیعلیه السلام امام هدایت و چراغ شب ظلمانی و حجت بر تمام اهل دنیاست».
سخن رسول خداصلی الله علیه وآله نیز چنین است:
«یا عَلِی! أَنْتَ مِصْباحُ الدُّجی وَأَنْتَ مَنارُ الْهُدی ؛(2)
«ای علی! تو چراغ شب تاریک و نور هدایت مردم هستی».
چراغ راه پیامبرصلی الله علیه وآله.
همچنین مراجعه شود به: جُنَّةُ الرَّسُولِ [304]
چراغ راه نجات بندگان.
همچنین مراجعه شود به: إِمامُ التُّقی [214]
کنار زده شده و مقهور و مظلوم واقع شده.
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله به امیرمؤمنانعلیه السلام فرمود:
«یا عَلِی! أَنْتَ وَصِیی مِنْ بَعْدِی وَأَنْتَ الْمَظْلُومُ الْمُضْطَهَدُ بَعْدِی»؛(3)
«ای علی! تو وصی بعد از من هستی و تو مظلوم و مقهور بعد از من هستی».
پاک و پاکیزه است و از هرگونه عیب و گناه و تقصیر و اشتباهی مبرّا و معصوم میباشد.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«یا أَیهَا النّاسُ! أَطِیعُوا عَلِیاً فَإِنَّهُ مُطَهَّرٌ مَعْصُومٌ»؛(4)
«ای مردم! از علی اطاعت کنید، که همانا او مطهر و معصوم است».
و امام صادقعلیه السلام نیز شهادت میدهد:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ طُهْرٌ طاهِرٌ مُطَهَّرٌ، مِنْ طُهْرٍ طاهِرٍ مُطَهَّرٍ»؛(5)
«من گواهی میدهم که تو پاک پاک بودی و پاک شده از نسل پاک پاکان بودی».
حقّش پایمال و به او ستم شده است.
همچنین مراجعه شود به: الْمُضْطَهَدُ [676]
رسول خداصلی الله علیه وآله خطاب به امام علیعلیه السلام فرمود:
«أَنْتَ وارِثُ عِلْمِی وَمَعْدِنُ حُکْمِی وَالْإِمامُ بَعْدِی»؛(6)
«ای علی! تو وارث علم و معدن حکم من، و امام بعد از من میباشی».
1) 900. بحارالانوار، ج 27، ص 113؛ مائة منقبة، ص 56؛ التمحیص، ص 622.
2) 901. امالی صدوق، ص 306؛ بشارة المصطفی، ص 54.
3) 902. بحارالانوار، ج 38، ص 329؛ مائة منقبة، ص 59. کنز الفوائد، ج 2، ص 52.
4) 903. موسوعه امام علیعلیه السلام، ج 2، ص 247.
5) 904. بحارالانوار، ج97، ص 305؛ من لایحضره الفقیه، ج2، ص 589؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
6) 905. بحارالانوار، ج 36، ص 340؛ کفایة الاثر، ص 166.
پاک و مبرّا از گناه.
ادلّه و شواهد قرآنی و روایات فراوانی بر عصمت امامان، به ویژه امیرالمؤمنینعلیه السلام وارد شده است.
همچنین مراجعه شود به: الْمُطَهَّرُ [677]
نافرمانی از او، نافرمانی از خداوند است.
همچنین مراجعه شود به: طاعَتُهُ مَقْرُونَةٌ بِطاعَةِ اللَّهِ [503]
هرکه از علیعلیه السلام نافرمانی کند، گویا از رسول خداصلی الله علیه وآله نافرمانی کرده است.
همچنین مراجعه شود به: طاعَتُهُ طاعَةُ الرَّسُولِ [502]
معلّم امّت پیامبرصلی الله علیه وآله.
همچنین مراجعه شود به: الْقآئِمُ بِحُجَّةِ النَّبِیّ [572]
معلّم قرآن کتاب الهی.
رسول خداصلی الله علیه وآله در مورد آن حضرت فرمود:
«عَلِی یعَلِّمُ النّاسَ بَعْدِی مِنْ تَأْوِیلِ الْقُرْآنِ ما لا یعْلَمُونَ»؛(1)
«علیعلیه السلام معلم قرآن مردم است بعداز من، تأویل و تفسیرقرآن و آنچهنمیدانند بهآنان میآموزد».
با تأیید رسول خداصلی الله علیه وآله بخشیده شده خدایی است. حضرت در بیانی به وی فرمود:
«أَلا أُعَلِّمُکَ کَلِماتٍ إِذا قُلْتَهُنَّ: غَفَرَ اللَّهُ لَکَ وَإِنْ کُنْتَ مَغْفُوراً لَکَ، قالَ: قُلْ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ الْعَلِی الْعَظِیمُ، لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ الْحَلِیمُ الْکَرِیمُ، لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ سُبْحانَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ»؛(2)
«آیا میخواهی کلماتی به تو تعلیم کنم که هرگاه بگویی خدا تو را ببخشد؛ هرچند تو بخشیده شده خدایی، فرمود: بگو لا إله إلّا اللَّه ...».
رسول اکرمصلی الله علیه وآله در بیانی فرمود:
«یا عَلِی! أَنْتَ الْمُفارَقُ بَعْدِی»؛(3)
«ای علی! بعد از من همه از تو جدا میشوند».
کلید حکمت.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«مَعاشِرَ النّاسِ! أَنَا دارُ الْحِکْمَةِ وَعَلِی مِفْتاحُها وَلَنْ یوصَلَ إِلَی الدّارِ إِلّا بِالْمِفْتاحِ»؛(4)
«ای مردم! من خانه حکمت هستم و علی کلید آن است، و کسی نمیتواند وارد آن خانه شود مگر به وسیله کلید آن».
کلید گنج.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
1) 906. موسوعه امام علی، ج 9، ص 51؛ شواهد التنزیل، ج 1، ص 39.
2) 907. موسوعه امام علی، ج 8، ص 146. البحر الزخار، ج 2، ص295؛ المعجم الصغیر، ج1، ص218؛ السنن الکبری، ج 4، ص 397؛ جامع الاحادیث، ج 5، ص 477.
3) 908. بحارالانوار، ج 38، ص 111؛ عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 6.
4) 909. امالی صدوق، مجلس 56، ص 8.
«أَنَا خَزانَةُ الْعِلْمِ وَعَلِی مِفْتاحُهُ، فَمَنْ أَرادَ الْخَزانَةَ فَلْیأْتِ الْمِفْتاحَ»؛(1)
«من گنجینه علم و دانش هستم و علی کلید آن است، هر که میخواهد به آن گنجینه برسد باید به دنبال کلید آن باشد».
اطاعت از فرامین و اوامر او بر همه واجب و فرض است.
رسول اکرمصلی الله علیه وآله در خطبه روز غدیر، در مورد امام علیعلیه السلام فرمود:
«فَاعْلَمُوا مَعاشِرَ النّاسِ! أَنَّ اللَّهَ قَدْ نَصَبَهُ لَکُمْ وَلِیاً وَإِماماً مُفْتَرَضاً طاعَتُهُ عَلَی الْمُهاجِرِینَ وَالْأَنْصارِ، وَعَلَی التّابِعِینَ لَهُمْ بِإِحْسانٍ، وَعَلَی الْبادِی وَالْحاضِرِ وَعَلَی الْأَعْجَمِیّ وَالْعَرَبِیّ، وَالْحُرِّ وَالْمَمْلُوکِ، وَالصَّغِیرِ وَالْکَبِیرِ، وَعَلَی الْأَبْیضِ وَالْأَسْوَدِ»؛(2)
«ای مردم بدانید خدای تعالی علیعلیه السلام را به عنوان رهبر و امام شما منصوب کرد، و اطاعت او را واجب نمود بر همه مهاجران و انصار و تابعین ایشان و بر هر بیابانی و شهری، و هر عجم و عرب، بنده و آزاد، کوچک و بزرگ، و سفید و سیاه».
در زیارت آن حضرت هم آمده:
«أَشْهَدُ أَنَّ طاعَتَکَ مُفْتَرَضَةٌ»؛(3)
«گواهی میدهم اطاعت و پیروی از تو، واجب و فریضه است».
و در تلقین میت نیز گفته میشود:
«أَشْهَدُ أَنَّ عَلِیاً وَصِیهُ، وَهُوَ الْخَلِیفَةُ مِنْ بَعْدِهِ وَالْإِمامُ الْمُفْتَرَضُ الطّاعَةِ مِنْ بَعْدِهِ»؛(4)
«گواهی میدهم علیعلیه السلام وصی رسول خداصلی الله علیه وآله و جانشین بعد از ایشان است، و او امامی است که اطاعتش بعد از پیامبر واجب است».
گرفتاریها و مشکلات را حل میکند و گشایش و فرج میآورد.
رسول خداصلی الله علیه وآله این عنوان را برای امام علیعلیه السلام برگزیده و بارها تکرار فرموده که "تو مفرّج الکرب عن وجهی" هستی؛ به گونهای که برای دیگران هم عادی شده بود؛ مثلاً در یک مورد پرونده اختلافی را به عمر ارجاع دادند، نتوانست جواب دهد، گفت:
«أَینَ أَبُوالْحَسَنِ مُفَرِّجُ الْکَرْبِ؟»؛(5)
«کجاست علی، که او گشاینده مشکلات است».
گشاینده و برطرف کننده همّ و غمّ.
همچنین مراجعه شود به: إِمامُ التُّقی [214]
با دشمنان خدا، ناکثین و قاسطین و مارقین جهاد خواهد کرد.
همچنین مراجعه شود به: الْمُجاهِدُ [96]
امام، جلودار و پیشوای عدّهای است و آنان به وی اقتدا کردند و به دنبال وی میروند.
این یکی از القاب آن حضرت است.(1)و این هم فرمایش رسول خداصلی الله علیه وآله که فرمود:
«وَمَنِ اقْتَدی بِهِ هَداهُ»؛(2)
«هرکه به او اقتدا کند، هدایت میشود و به مقصد میرسد».
هرکه پیروی امام را بکند، به حقیقت رسیده.
همچنین مراجعه شود به: الرّآدُّ عَلَیهِ زاهِقٌ [404]
کشته شده و شهید.
همچنین مراجعه شود به: الْمُسْتَخْلَفُ [669]
اقامه کننده و برپا دارنده حجّت خداوند.
پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله فرمود: جبرئیل به من گفت: خداوند به شما سلام میرساند و میفرماید:
«مُحَمَّدٌ نَبِی رَحْمَتِی وَعَلِی مُقِیمُ حُجَّتِی»؛(3)
«محمّد پیامبر رحمت من است و علی برپا دارنده حجّت من است».
در هنگام جنگ، ملک الموت در برابر او، در حرکت بود.
همچنین مراجعه شود به: جَبْرَئِیلُ عَنْ یمِینِهِ [301]
امام علیعلیه السلام به جهت شدت علاقه، محبت و جلب رضایت خدا، چیز دیگری را در نظر نمیگیرد، گویا مجنون و دیوانه خدا است.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«إِنَّ عَلِیاً مَمْسُوسٌ فِی ذاتِ اللَّهِ»؛(4)
«همانا علی مجنون و دلباخته ذات خدا است».
تابلو و راهنمای همه بندگان.
روایت شده: رسول خداصلی الله علیه وآله در مورد آیه شریفه «وَلِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ» به علیعلیه السلام فرمود:
«أَنْتَ مَنارُ الْأَنامِ وَرایةُ الْهُدی وَأَمِینُ الْقُرْآنِ»؛(5)
«تو راهنمای مردم و پرچم هدایت هستی، و تو امین قرآن میباشی».
نشانه و نمایشگر ایمان به خدا.
پیامبرصلی الله علیه وآله دست علیعلیه السلام را به سینه چسبانید و خطاب به ایشان فرمود:
«یاعَلِی! أَنْتَ أَصْلُالدِّینِ وَمَنارُالْإِیمانِ وَغایةُ الْهُدی ؛(6)
«ای علی! تو اصل و اساس دین و نشانه بلند ایمان و مقصد هدایت هستی».
1) 915. مناقب آل ابیطالب، ج 3، ص 278.
2) 916. بحارالانوار، ج 36، ص 226؛ امالی صدوق، ص 26.
3) 917. امالی صدوق، مجلس 94، حدیث 10.
4) 918. بحارالانوار، ج 107، ص 31 و ج 39، ص 313؛ مناقب آل ابیطالب، ج3، ص221. کنز العمال، ج11، ص621؛ الجامع الاوسط ج9، ص142؛ حلیةالاولیاء ج1، ص68؛ جامع الاحادیث، ج 16، ص 160.
5) 919. مناقب آلابیطالب ج3، ص83؛ تأویلالآیات ص237.
6) 920. بحارالانوار، ج 35، ص 400؛ تفسیر فرات، ص 205؛ بصائر الدرجات، ص 30. تاریخ بغداد، ج 7، ص 141؛ تاریخ دمشق، ج 42، ص 270.
منار؛ محل و جایگاهی است که در آن نور یا آتش میگذاشتند تا از راه دور دیده شود و مردم راه را پیدا کنند. علیعلیه السلام نیز کسی است که در جایگاه هدایت مردم قرار گرفته است. منار الهدی از القابی است که خدایتعالی برای امیرمؤمنان در خطاب به رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«جَعَلْتُهُ الْعُرْوَةَ الْوُثْقی وَنُورَ أَوْلِیائِی وَمَنارَ الْهُدی ؛(1)
«من او را دستگیره محکم الهی و نور دوستان خود و تابلوی هدایت قرار دادم».
و پیامبرصلی الله علیه وآله برای همه اعلان فرمود:
«إِنَّ اللَّهَ جَلَّ جَلالُهُ جَعَلَ عَلِیاً وَصِیی وَمَنارَ الْهُدی بَعْدِی»؛(2)
«همانا خداوند متعال علیعلیه السلام را جانشین من و مناره هدایت مردم بعد از من قرار داد».
هرکس علیعلیه السلام را دشمن بدارد، از مسیر حقّ خارج شده است.
پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود:
«مَنْأَحَبَّ عَلِیاً فَقَدْ اهْتَدی وَمَنْأَبْغَضَهُ فَقَدْ اعْتَدی ؛(3)
«هرکس او را دوست بدارد، هرآینه هدایت یافته است. و هرکس به او کینه ورزد، از مسیر حقّ خارج شده است».
هرکه علیعلیه السلام را پیروی کند، از حقّ پیروی کرده است.
همچنین مراجعه شود به: عَلِی عَلَی الْحَقِّ [533]
تابع و پیروی کننده او نجات مییابد.
حضرت فرمود:
«یا عَلِی! مَنِ اتَّبَعَکَ نَجی وَمَنْ تَخَلَّفَ عَنْکَ هَلَکَ»؛(4)
«ای علی! هرکه از تو پیروی کند نجات مییابد و هرکه از تو تخلف کند هلاک میگردد».
هرکس علیعلیه السلام را دوست بدارد، هدایت یافته است.
همچنین مراجعه شود به: مَنْ أَبْغَضَهُ اعْتَدی [702]
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله در شأن امام علیعلیه السلام فرمود:
«مَنْعَرَفَهُ نَجی إِلَیالْجَنَّةِ وَمَنْأَنْکَرَهُ هَوی إِلَیالنّارِ»؛(5)
«هرکه او را شناخت به بهشت خواهد رفت و آن که او را انکار نماید به جهنم سقوط خواهد کرد».
هرکه از او تخلف کند و پیرو راه او نباشد هلاک میگردد.
همچنین مراجعه شود به: مَنْ اتَّبَعَهُ نَجی [704]
وعدههای رسول خداصلی الله علیه وآله را عملی کرد.
رسول خداصلی الله علیه وآله بارها در مورد امیرالمؤمنین علیعلیه السلام فرمود:
«قاضِی دِینِی وَمُنْجِزُ عِداتِی»؛(1)
«تو هستی که دین مرا ادا میکنی و وعده مرا انجام میدهی».
و در جای دیگر فرمود:
«إِنَّ وُلْدَکَ وُلْدِی وَأَنَّکَ مُنْجِزُ عِداتِی»؛(2)
«ای علی! فرزندان تو فرزندان من هستند، و تو وعدههای مرا عملی میکنی».
هرکس به علیعلیه السلام حسد ورزد، کافر است.
همچنین مراجعه شود به: حاسِدُهُ حاسِدُ الرَّسُولِ [305]
منزل و جایگاه او در بهشت است.
رسول خداصلی الله علیه وآله خطاب به علیعلیه السلام فرمود:
«یا عَلِی! أَما تَرْضی أَنْ یکُونَ مَنْزِلُکَ فِی الْجَنَّةِ مُقابِلُ مَنْزِلِی؟ قالَ: بَلی بِأَبِی وَأُمِّی یا رَسُولَ اللَّهِ! قالَ: فَإِنَّ مَنْزِلَکَ فِی الْجَنَّةِ مُقابِلُ مَنْزِلِی»؛(3)
«ای علی! آیا راضی نمیشوی به اینکه خانهات در بهشت روبهروی خانه من باشد؟! گفت: بلی، پدر و مادرم فدای شما، ای رسول خدا! پیامبر فرمود: همانا خانه تو در بهشت، روبهروی خانه من باشد».
به هر کجا نظر کند و به هرکجا وارد شود آنجا را مبارک میکند.
همچنین مراجعه شود به: اِتّباعُهُ فَضِیلَةٌ [147]
گرفته شده، جدا و کنده شده.
رسول خداصلی الله علیه وآله به امام علیعلیه السلام فرمود:
«فَابْشِرْ فَإِنَّکَ الْأَنْزَعُ الْبَطِینُ، الْمَنْزُوعُ مِنَ الشِّرْکِ، الْبَطِینُ مِنَ الْعِلْمِ»؛(4)
«بشارت باد بر تو که از شرک و بتپرستی جدا و کنده شدی، واز علم و دانش پرگشتهای».
هرکه او را یاری کند، یاری میشود. بیانی است که رسول خداصلی الله علیه وآله در حقّ امیرمؤمنانعلیه السلام فرموده و از خدای تعالی خواست:
«اَللَّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَنْ عاداهُ وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ»؛(5)
«خدایا دوست باش با هر که او را دوست دارد و دشمن باش با هر که او را دشمن میدارد، یاری کن هر که او را یاری کند و خوار کن هر که او را خوار کند».
هرکه به معرفتاو دستیابد، نجاتمییابد.
همچنین مراجعه شود به: مَنْ أَنْکَرَهُ هَوی [706]
1) 926. بحارالانوار، ج 36، ص 326.
2) 927. بحارالانوار، ج 37، ص 272.
3) 928. جامع الاحادیث، ج 23، ص 79؛ کنز العمال، ج 13، ص 251؛ مسند البزاز، ج 1، ص 496.
4) 929. بحارالانوار، ج 37، ص 79؛ عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 47. المناقب خوارزمی، ص 294؛ الفردوس دیلمی، ج 5، ص 329.
5) 930. بحارالانوار، ج36، ص232؛ مفاتیح الجنان دعایندبه.
خداوند در مورد او به دیگران وعده داده و یا تعهدی کرده است.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«هذا عَلِی إِمامُکُمْ وَوَلِیکُمْ وَهُوَ مَواعِیدُ اللَّهِ وَاللَّهُ یصَدِّقُ ما وَعَدَهُ»؛(1)
«این علی امام و صاحب اختیار شماست که خدا در مورد او به شما وعده و وعید داده و خدا به وعدههایش عمل میکند».
بر طاعت و فرمانبری از خداوند پیگیر و سختکوش است.
همچنین مراجعه شود به: الْعامِلُ بِما یرْضَی اللَّهُ [516]
مرگ در راه اطاعت امامعلیعلیه السلام، مثل شهادت در راه خدا است.
همچنین مراجعه شود به: اللُّحُوقُ بِهِ سَعادَةٌ [621]
زندگی و مرگ او، همانند زندگی و مرگ رسول خداصلی الله علیه وآله است.
همچنین مراجعه شود به: حَیاتُهُ حَیاةُ النَّبِیّ [349]
مودّت و محبّت به او عبادت است.
همچنین مراجعه شود به: بُغْضُهُ نِفاقٌ [283]
امام علیصلی الله علیه وآله به شکرگزاری و صبر و پایداری توصیف شده است.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«أَلا وَإِنَّ عَلِیاً هُوَ الْمَوْصُوفُ بِالصَّبْرِ وَالشُّکْرِ»؛(2)
«آگاه باشید این علی همان است که به صبر و سپاس توصیف شده است».
جایگاه اسرار و رازهای پیامبر خداصلی الله علیه وآله.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«إِنَّ وَصِیی وَمَوْضِعَ سِرِّی وَخَیرَ مَنْ أَتْرُکُ بَعْدِی وَینْجِزُ عِدَتِی ویقْضِی دَینِی عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ»؛(3)
«همانا جانشین من و جایگاه اسرار و رازهای من و بهترین یادگار بعد از من که به وعدههایم عمل میکند و دین و قرض مرا ادا مینماید، علی بن ابیطالبعلیه السلام است».
یهودیان از ابوبکر سؤالاتی داشتند؛ ولی او از جواب بازماند، پس خدمت امام علیعلیه السلام آمدند.
امیرمؤمنان علیعلیه السلام ضمن پاسخ دادن به پرسشهای آنان، در معرفی خود فرمود:
«أَنَا عَلِی بْنُ أَبِیطالِبٍ، أَخُو النَّبِیّ وَوَصِیهُ فِی خَلافَتِهِ کُلِّها وَصاحِبُ کُلِّ نَفِیسَةٍ وَغَزاةٍ وَمَوْضِعُ سِرِّ النَّبِیّصلی الله علیه وآله»؛(4)
«من علیعلیه السلام هستم، برادر پیامبر و جانشین وی در تمام امور، و صاحب خصلتها و منقبتها و جنگها و جایگاه سرّ پیامبر خداصلی الله علیه وآله هستم».
و در زیارت ایشان آمده است:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی وَلِیکَ وَأَخِی نَبِیکَ وَوَزِیرِهِ، وَحَبِیبِهِ وَخَلِیلِهِ، وَمَوْضِعِ سِرِّهِ»؛(1)
«خدایا درود فرست بر ولی خود و برادر پیامبر که وزیر و حبیب و خلیل و جایگاه اسرار او است».
وفا کننده به عهد و پیمان.
این از القابی است که رسول خداصلی الله علیه وآله هنگام رحلت، درباره امام علیعلیه السلام فرموده:
«عَلِی أَخِی وَوارِثِی وَوَزِیرِی وَأَمِینِی وَالْقائِمُ بِأَمْرِی وَالْمُوفِی بِعَهْدِی عَلی سُنَّتِی»؛(2)
«علیعلیه السلام برادر، وارث، وزیر و امین و قائم مقام من است، او طبق سنّت من به عهد من وفا میکند».
همه باید در جایگاه و مقام او مستقر شوند.
همچنین مراجعه شود به: الصِّراطُ صِراطُهُ [494]
رهبر و پیشوای امّت پیامبرصلی الله علیه وآله.
همچنین مراجعه شود به: عالِمُ الْأُمَّةِ [514]
رهبر و پیشوای مردم.
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله میفرماید: جبرئیل از جانب خدای تعالی، فرشتگان را در مورد علیعلیه السلام چنین گواه گرفت:
«أُشْهِدُکُمْ أَنَّهُ إِمامُ خَلْقِی وَمَوْلی بَرِیتِی»؛(3)
«شاهد باشید که او امام خلق من و مولای همه مردم است».
رسول خداصلی الله علیه وآله به امیرمؤمنانعلیه السلام فرمود:
«یاعَلِی! أَنَا وَأَنْتَ مَوْلَیا هذَا الْخَلْقِ، فَمَنْ جَحَدَنا وِلائَنا وَأَنْکَرَنا حَقَّنا فَعَلَیهِ لَعْنَةُ اللَّهِ، أَمِّنْ یا عَلِی! فَقُلْتُ: آمِینَ یا رَسُولَ اللَّهِ»؛(4)
«ای علی! من و تو مولای این خلق هستیم، پس هرکه ولایت و حقّ ما را انکار کند، لعنت خدا بر او باد. آمین بگو ای علی! پس من هم گفتم: آمین ای رسول خدا».
آقا و سرور و صاحب اختیار هر مؤمن.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«عَلِی مَوْلی کُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِی وَمُؤْمِنَةٍ»؛(5)
«علیعلیه السلام بعد از من، مولای هر مرد و زن مؤمن و باایمانی است».
مولا و سرور همه مؤمنان.
رسولخداصلی الله علیه وآله به حضرت خدیجهعلیها السلام فرمود:
«یا خَدِیجَةُ! هذا عَلِی مَوْلاکِ وَمَوْلَی الْمُؤْمِنِینَ وَإِمامُهُمْ بَعْدِی»؛(6)
«ای خدیجه! این علی مولای تو و مولای همه مؤمنان و امام ایشان بعد از من است».
1) 935. مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین در روز مولود پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله؛ بحارالانوار، ج 95، ص 292.
2) 936. بحارالانوار، ج 22، ص 486.
3) 937. موسوعه امام علیعلیه السلام، ج 2، ص 185.
4) 938. بحارالانوار، ج 34، ص 333.
5) 939. الغدیر، ص 15؛ الصراط المستقیم، ج 2، ص 87.
6) 940. بحارالانوار، ج 18، ص 232.
موارد دیگری هست که فرمود:
«یا عَلِی! أَنْتَ مَوْلَی الْمُؤْمِنِینَ».(1)
در اعمال روز عید غدیر نیز وارد شده:
«أَجَبْنا داعِی اللَّهِ، وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فِی مُوالاةِ مَوْلانا وَمَوْلَی الْمُؤْمِنِینَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ»؛(2)
«خدایا! ما دعوتالهیرا اجابتکردیم و رسولت را تبعیت کردیم، در دوستی و ولایت مولایمان و مولای همه مؤمنان، او که امیرمؤمنان است».
مولای همه مسلمانان.
امام صادقعلیه السلام نقل فرمود: رسول خداصلی الله علیه وآله این مقام را به علیعلیه السلام داده است:
«فَجَعَلَهُ مَوْلَی الْمُسْلِمِینَ وَإِمامَهُمْ»؛(3)
«رسول خداصلی الله علیه وآله، علیعلیه السلام را مولای مسلمانان و امام ایشان قرار داده است».
کنار گذاشته شده؛ زیرا بعد از پیامبرصلی الله علیه وآله، علیعلیه السلام را از حقّ خودش کنار میگذارند.
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله به امیرمؤمنان فرمود:
«یا عَلِی! أَنْتَ الْمَهْجُورُ بَعْدِی»؛(4)
«ای علی! بعد از من تو را از حقّت دور میکنند».
از اسامی آسمانی امیرمؤمنانعلیه السلام است.
رسول خداصلی الله علیه وآله به یکی از اصحاب فرمود:
«عَلَیکَ بِعَلِیّ؛ فَإِنَّهُ الْهادِی الْمَهْدِی النّاصِحُ لِأُمَّتِی»؛(5)
«بر تو باد به علیعلیه السلام، که او هادی و مهدی است و او ناصح امّت من است».
امام صادقعلیه السلام در زیارت آن حضرت فرمود:
«فَقَبَضْتَهُ إِلَیکَ شَهِیداً سَعِیداً وَلِیاً تَقِیاً رَضِیاً زَکِیاً، هادِیاً مَهْدِیاً»؛(6)
«خدایا او را با شهادت و سعادت به سوی خود بردی، او که ولی تقی و رضی و زکی و هادی مهدی بود».
همچنین مراجعه شود به: الْمَأْمُونُ [632]
معیار و ملاک تشخیص مؤمن از کافر.
رسول خداصلی الله علیه وآله به امیرمؤمنانعلیه السلام فرمود:
«لا یحِبُّکَ إِلّا مُؤْمِنٌ وَلا یبْغِضُکَ إِلّا کافِرٌ»؛(7)
«کسی غیر از مؤمن تو را دوست نمیدارد، و غیر از کافر نیز کسی با تو دشمن نیست».
شاخص و ترازوی شناخت مؤمن از منافق.
هرکه امام علیعلیه السلام را دوست داشت، مؤمن و گرنه منافق است.
1) 941. الیقین، ص 236؛ کفایة الاثر، ص 184؛ تفسیر فرات، ص 392.
2) 942. مائة منقبة، ص 28؛ الیقین، ص 236؛ مفاتیح الجنان، اعمال عید غدیر.
3) 943. موسوعه امام علیعلیه السلام ج 2، ص 186.
4) 944. بحارالانوار، ج 38، ص 111.
5) 945. بحارالانوار، ج 38، ص 123؛ الیقین، ص 451.
6) 946. بحارالانوار، ج 97، ص 372؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنینعلیه السلام روز میلاد پیامبرصلی الله علیه وآله.
7) 947. کشف الیقین، ص 425؛ نهج الحقّ، ص 391. السنن الکبری، ج 6، ص 534؛ المعجم الاوسط، ج 5، ص 87؛ جامع الاحادیث، ج 10، ص 62.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«لا یحِبُّکَ إِلّا مُؤْمِنٌ وَلا یبْغِضُکَ إِلّا مُنافِقٌ»؛(1)
«غیر از مؤمن تو را دوست ندارد و غیر از منافق نیز با تو دشمن نیست».
در صدر اسلام، هرگاه اصحاب میخواستند بدانند که فرزندان آنان مؤمن هستند یا نه. علی را به فرزند خود نشان میدادند و میگفتند: آیا این آقا را دوست داری یا نه؟(2)
به همینجهت، پیامبرصلی الله علیه وآله فرموده است: «هرکه علیعلیه السلام را دوست بدارد، خدا را دوست داشته و هرکه با علیعلیه السلام دشمنی کند، با خدا دشمنی کرده است».(3)
معیار سنجش طهارت و پاکی فرزند به دنیا آمده میباشد؛ چنان که رسول خداصلی الله علیه وآله به امیرمؤمنانعلیه السلام فرمود:
«لا یحِبُّکَ إِلّا طاهِرُ الْوِلادَةِ، وَلا یبْغِضُکَ إِلّا خَبِیثُ الْوِلادَةِ»؛(4)
«دوست نمیدارد تورا مگر حلالزاده، و دشمن نمیدارد تو را مگر آنکه ناپاک به دنیا آمده است».
در جنگها میکاییل از چپ در کنارش بود.
همچنین مراجعه شود به: جَبْرَئِیلُ عَنْ یمِینِهِ [301]
نصیحتکننده و راهنماییکننده. با دلسوزی مردم را کمک، راهنمایی و نصیحت میکند.
رسول خداصلی الله علیه وآله درباره امیرمؤمنانعلیه السلام، به یکی از اصحاب خود فرمود:
«عَلَیکَ بِعَلِیّ؛ فَإِنَّهُ الْهادِی الْمَهْدِی النّاصِحُ لِأُمَّتِی»؛(5)
«بر تو لازم است که همواره طرف علی باشی؛ چرا که او هدایت کننده و هدایت شده و ناصح امّت من میباشد».
در زیارتش سلام عرض میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا سَیدَ الْوَصِیینَ... وَالنّاصِحَ لِأُمَّةِ نَبِیهِ»؛(6)
«سلام بر تو ای آقای جانشینان... و ای کسی که ناصح امّت پیامبر بودی».
امام صادقعلیه السلام نیز در زیارت امیرمؤمنانعلیه السلام تصریح و تأیید میکند:
«وَنَصَحَ لَکَ مُجْتَهِداً حَتّی أَتاهُ الْیقِینُ»؛(7)
«گواهی میدهم که آن حضرت در نصیحت و هدایت خلق به راه حقّ تا هنگام شهادت سعی و کوشش نمود».
یاری کننده دین خدا.
همچنین مراجعه شود به: الْمُجادِلُ [646]
1) 948. بحارالانوار، ج 27، ص 81؛ نهج الحق، ص 219. کنز العمال، ج 11، ص 598؛ تفسیر البغوی، ج 7، ص 327؛ السنن الکبری، ج 5، ص 137؛ المعجم الاوسط، ج 5، ص 87.
2) 949. امالی صدوق، مجلس 18، حدیث 6.
3) 950. بحارالانوار، ج 36، ص 178؛ الارشاد، ج 1، ص 45.
4) 951. بحارالانوار ج27، ص145؛ کمالالدین، ج1، ص261.
5) 952. بحارالانوار، ج 28، ص 226.
6) 953. بحارالانوار، ج 97، ص 85؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
7) 954. بحارالانوار، ج 97، ص 372؛ اقبال الاعمال، ص 493؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
از فرمایشات رسول خداصلی الله علیه وآله درباره امام علیعلیه السلام چنین است:
«هذا أَخِی وَوَلِیی وَناصِرِی وَصَفِیی»؛(1)
«این علی برادر، ولی و ناصر و صفی من است».
اگر کسی امام علیعلیه السلام را یاری و کمک کند، گویا رسول خداصلی الله علیه وآله را یاری کرده است.
همچنین مراجعه شود به: إِمامُ کُلِّ مُسْلِمٍ [220]
انذار دهنده و بیم دهنده امّت؛ چنانکه رسول خداصلی الله علیه وآله به امام علیعلیه السلام فرمود:
«یا عَلِی! أَنْتَ نَذِیرُ أُمَّتِی»؛(2)
«ای علی! تو بیم دهنده امّت من هستی».
امیرالمؤمنین علیعلیه السلام از جانب خدا برای امامت منصوب شده است.
همچنین مراجعه شود به: فَضَّلَهُ اللَّهُ [560]
نگاه کردن به چهره علیعلیه السلام، نوعی رأفت و مهربانی است، چنانکه رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«اَلنَّظَرُ إِلَیهِ رَأْفَةٌ»؛(3)
«نگاه کردن به چهره علیعلیه السلام مهربانی است».
نگاه کردن به چهره او نوعی عبادت است.
این کلام زیبای رسول خداصلی الله علیه وآله در حقّ امیرمؤمنانعلیه السلام است:
«اَلنَّظَرُ إِلی وَجْهِکَ یا عَلِی عِبادَةٌ»؛(4)
«نگاه کردن به چهره تو ای علی! عبادت است».
شبیه و مانند پیامبرصلی الله علیه وآله.
رسول خداصلی الله علیه وآله در حقّ آن حضرت فرمود:
«ما مِنْ نَبِیّ إِلّا وَلَهُ نَظِیرٌ فِی أُمَّتِهِ وَعَلِی نَظِیرِی»؛(5)
«پیامبری نیست مگر اینکه شبیه خود را در امّتش داشته باشد، و علیعلیه السلام شبیه و نظیر من است در میان امّتم».
علیعلیه السلام بهترین برادر پیامبرصلی الله علیه وآله است.
رسول خداصلی الله علیه وآله به امیرمؤمنان فرمود:
«نِعْمَ الْأَخُ أَنْتَ وَنِعْمَ الْخَتَنُ أَنْتَ وَنِعْمَ الصّاحِبُ أَنْتَ»؛(6)
«چه خوب برادری هستی تو و چه خوب داماد و صاحب و همراهی هستی».
همسر دختر یا همان داماد هر شخصی را ختن گویند. علیعلیه السلام داماد خوب پیامبرصلی الله علیه وآله و همسر فاطمه زهراعلیها السلام است.
همچنین مراجعه شود به: نِعْمَ الْأَخُ [745]
1) 955. بحارالانوار، ج 35، ص 10، و ج 97، ص 329.
2) 956. بحارالانوار، ج 27، ص 312.
3) 957. کنز العمال، ج 11، ص 615.
4) 958. بحارالانوار، ج 40، ص 83. تاریخ دمشق، ج 40، ص9؛ کنزالعمال ج11، ص601؛ المعجمالکبیر ج10، ص76؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 9، ص 171؛ حلیة الاولیاء، ج 5، ص 58.
5) 959. الریاض النضرة، ج 1، ص 246.
6) 960. امالی صدوق، ص 558؛ تفسیر فرات، ص 413.
علیعلیه السلام بهترین یار و یاور و همراه رسول خداصلی الله علیه وآله بود.
همچنین مراجعه شود به: نِعْمَ الْأَخُ [745]
علیعلیه السلام خودش حقیقت یقین است.
همچنین مراجعه شود به: رَأْسُ الدِّینِ [403]
دستانش از هر آلودگی و کژی پاک است.
همچنین مراجعه شود به: تَقِی الْقَلْبِ [298]
رسول خداصلی الله علیه وآله در این زمینه فرمود:
«عَلِی نُورُ اللَّهِ فِی بِلادِهِ وَحُجَّتُهُ عَلی عِبادِهِ»؛(1)
«علیعلیه السلام نور خدا در شهرهایش و حجّت او بر بندگانش است».
و نیز از فرمایشات خود حضرت است که:
«أَنَا نُورُ اللَّهِ الَّذِی لا یطْفَأُ»؛(2)
«من نور خدایم که خاموش نمیشود».
پس به حضرت سلام میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا نُورَ اللَّهِ فِی سَمائِهِ وَأَرْضِهِ»؛(3)
«سلام بر تو ای نور خدا در آسمان و زمین».
زمین به نور جمال او روشن شده است.
همچنین مراجعه شود به: رُکْنُ الْأَرْضِ [414]
نور دیدگان پیامبرصلی الله علیه وآله.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«فاطِمَةُ مُهْجَةُ قَلْبِی وَابْناها ثَمَرَةُ فُؤادِی وَبَعْلُها نُورُ بَصَرِی»؛(4)
«فاطمه جگرگوشه قلب من، و دو پسرش میوه دل من، و همسرش نور دیدگان من است».
رسول خداصلی الله علیه وآله به امام علیعلیه السلام فرمود:
«إِنَّما أَنْتَ عَلَمُ الْهُدی وَنُورُ الدِّینِ وَهُوَ نُورُ اللَّهِ یا أَخِی»؛(5)
«همانا تو پرچم هدایت و نور دین که نور خدایی است، میباشی ای برادر من».
به نقل از احمد بن حنبل، از پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نقل شده که حضرت فرمود:
«کُنْتُ أَنَا وَعَلِی نُوراً بَینَ یدَی الرَّحْمنِ قَبْلَ أَنْ یخْلُقَ عَرْشَهُ بِأَرْبَعَ عَشَرَ أَلْفَ سَنَةٍ»؛(6)
«من و علی نوری بودیم نزد خدا، چهارده هزار سال قبل از اینکه عرش خود را بیافریند».
او نور و روشنایی هدایت است؛ یعنی هرکه بخواهد هدایت و راهنمایی شود، باید با نور وجود آن حضرت به مقصد برسد.
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله بارها و به خصوص در روز غدیر فرمود:
«وَخَلَّفْتُ فِیکُمُ الْعَلَمَ الْأَکْبَرَ عَلَمَ الدِّینِ وَنُورَ الْهُدی وَصِیی عَلِی بْنَ أَبِی طالِبٍ»؛(1)
«من در بین شما پرچم بزرگ و پرچم دین که نور هدایت است را، جانشین قرار میدهم، او وصی من علی بن ابی طالب است».
امام علیعلیه السلام و رسول خداصلی الله علیه وآله از یک نور آفریده شدهاند.
همچنین مراجعه شود به: مُبْغِضُهُ مُبْغِضُ الرَّسُولِ [638]
وارث رسول خداصلی الله علیه وآله.
در یکی از احادیث وارد شده: خدای تعالی در مورد امیرالمؤمنینعلیه السلام به پیامبرش فرمود:
«إِنَّ عَلِیاً وارِثُکَ وَوارِثُ الْعِلْمِ مِنْ بَعْدِکَ»؛(2)
«همانا علیعلیه السلام وارث تو و وارث تمام علوم بعد از تو است».
وارث علم و دانش رسول خداصلی الله علیه وآله.
پس به آن حضرت سلام داده میشود:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا وارِثَ الْعِلْمِ»؛(3)
«سلام بر تو ای وارث همه علوم».
همچنین مراجعه شود به: وارِثُ الرَّسُولِ [757]
علم و دانش پیامبرصلی الله علیه وآله را به ارث برده؛ چنانکه رسول خداصلی الله علیه وآله فرموده است:
«یا أَبَا الْحَسَنِ! أَنْتَ وارِثُ عِلْمِی»؛(4)
«ای علی! تو وارث علم من هستی».
پس سلام بر او باد:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا زَوْجَ الْبَتُولِ وَوارِثَ عِلْمِ الرَّسُولِ»؛(5)
«سلام بر تو ای همسر زهرای بتول و وارث علم رسول خدا».
امام علیعلیه السلام نه تنها وارث علم پیامبرصلی الله علیه وآله؛ بلکه وارث علم تمام پیامبران الهی است، چنان که رسول خداصلی الله علیه وآله به امام علیعلیه السلام فرمود:
«یا عَلِی! أَنْتَ سَیدُ الْوَصِیینَ وَوارِثُ عِلْمِ النَّبِیینَ»؛(6)
«ای علی! تو سید و آقای جانشینان و وارث علم پیامبران هستی».
امام رضاعلیه السلام نیز در جواب به مأمون فرمود:
«عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍعلیه السلام أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَإِمامُ الْمُتَّقِینَ وَقائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِینَ وَأَفْضَلُ الْوَصِیینَ وَوارِثُ عِلْمِ النَّبِیینَ وَالْمُرْسَلِینَ»؛(7)
«علیعلیه السلام امیر مؤمنان و امام تقواپیشگان و پیشوایسفیدرویانآبرومند،و بهترینجانشینان و وارث علم همه پیامبران و رسولان خداست».
رسول خداصلی الله علیه وآله امیرمؤمنانعلیه السلام را با عنوان «وارِثِی» خطاب میفرمود.
1) 967. بحارالانوار، ج 22، ص 486 و ج 36، ص 19.
2) 968. منتخب الاثر، ص 22؛ کمال الدین، ج 1، ص 250.
3) 969. بحارالانوار، ج 97، ص 327.
4) 970. امالی شیخ طوسی، ص 490؛ کفایة الاثر، ص 132.
5) 971. بحارالانوار، ج 97، ص 328.
6) 972. بحارالانوار، ج 27، ص 63؛ الیقین، ص 236.
7) 973. بحارالانوار، ج 10، ص 353؛ عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 121.
امام علیعلیه السلام نیز فرموده است:
«إِنَّ اللَّهَ تَبارَکَ وَتَعالی خَصَّنِی بِما خَصَّ بِهِ أَوْلِیاءَهُ وَأَهْلَ طاعَتِهِ وَجَعَلَنِی وارِثَ مُحَمَّدٍصلی الله علیه وآله»؛(1)
«خداوند متعال مرا مخصوص گردانید به آنچه اولیا و اهل طاعت خود را مخصوص گردانیده و مرا وارث محمّد قرار داده است».
و ما هم چنین سلام میکنیم:
«السَّلامُ عَلَیکَ یا وارِثَ مُحَمَّدٍ سَیدِ رُسُلِ اللَّهِ»؛(2)
«سلام بر تو ای وارث محمّد که آقای همه پیامبران خداست».
این وراثت و وصایت و خلافت نیز در تمام زمینهها است؛ چه شخصی، و چه اجتماعی، و چه حکومتی:
«أَنْتَ الْوارِثُ وَالْوَصِی وَالْخَلِیفَةُ فِی الْأَهْلِ وَالْمالِ وَالْمُسْلِمِینَ»؛(3)
«تو وارث، وصی و خلیفه من هستی هم در اهل بیت هم در مورد اموال و هم بین مسلمانان».
امام علیعلیه السلام وارث و وصی و نزدیکترین فرد به رسول خداصلی الله علیه وآله بود. و سزاوارتر از همه بود که برای امور بعد از رحلت آن حضرت قیام نماید. کفن و دفن آن جناب، یکی از این امور بود که شخص ایشان انجام داد، همان طور که رسول خداصلی الله علیه وآله در آخرین لحظات عمر شریف خود به ایشان فرمود:
«ثُمَّ وَجِّهْنِی إِلَی الْقِبْلَةِ تَوَلِّ أَمْرِی وَصَلِّ عَلَی أَوَّلَ النّاسِ وَلا تُفارِقْنِی حَتّی تُوارِینِی فِی رَمْسِی فَاسْتَعِنْ بِاللَّهِ تَعالی ؛(4)
«مرا رو به قبله نما و امور مرا خود به عهده بگیر و اولین نفری باش که بر من نماز میخوانی و از من جدا نشو تا اینکه پیکر مرا در قبر بگذاری و از خدای تعالی کمک بگیر».
در زیارت مخصوص امیرالمؤمنینعلیه السلام، در فرازی از آن آمده:
«وَصَلّی عَلَیهِ وَواری شَخْصَهُ»؛(5)
«او که به پیکر پیامبرصلی الله علیه وآله نماز خواند و جسد پاکش را در قبر نهاد».
پدر و بزرگتر امّت.
جابر بن عبداللَّه میگوید: رسول خداصلی الله علیه وآله در مورد علی بن ابیطالبعلیه السلام فرمود:
«حَقُّ عَلِیّ عَلی هذِهِ الْأُمَّةِ کَحَقِّ الْوالِدِ عَلَی الْوَلَدِ»؛(6)
«حقّ علیعلیه السلام بر این امّت، مثل حقّ پدر بر فرزندان است».
رسول خداصلی الله علیه وآله در حقّ امام علیعلیه السلام فرمود:
«حَقُّ عَلِیّ عَلَی الْمُسْلِمِینَ کَحَقِّ الْوالِدِ عَلی وُلْدِهِ»؛(7)
1) 974. بحارالانوار، ج 31، ص 444.
2) 975. بحارالانوار، ج 97، ص 377.
3) 976. بشارة المصطفی، ص 104.
4) 977. موسوعه امام علیعلیه السلام، ج 1، ص 303.
5) 978. بحارالانوار، ج 97، ص 380؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
6) 979. بحارالانوار، ج 36، ص 4؛ مناقب آل ابیطالب، ج 3، ص 105.
7) 980. بحارالانوار، ج 36، ص 5؛ العمدة، ص 345.
«حقّ علیعلیه السلام بر مسلمانان همانند حقّ پدر بر فرزندانش میباشد، (گویا علیعلیه السلام پدر همه مسلمانان است)».
رسول خداصلی الله علیه وآله درباره امیرمؤمنانعلیه السلام فرمود:
«حَقُّ عَلِیّ عَلَی النّاسِ حَقُّ الْوالِدِ عَلی وُلْدِهِ»؛(1)
«حقّعلی برمردم مانندحقّپدر برفرزندان است».
سرپرست و حاکم.
همچنین مراجعه شود به: الدَّیانُ [390]
وجه و جنب خدا؛ یعنی ناحیه و سمت و سویی که مردم با توجّه به آن ناحیه به سوی خدا میروند.
رسول خداصلی الله علیه وآله به امیرمؤمنانعلیه السلام فرمود:
«أَنَا رَسُولُ اللَّهِ وَالْمُبَلِّغُ عَنْهُ وَأَنْتَ وَجْهُ اللَّهِ وَالْمُؤْتَمُّ بِهِ»؛(2)
«من رسول خدایم و از جانب او ابلاغ میکنم و تو وجه خدایی که دیگران باید تو را امام خود قرار دهند».
و خود حضرت نیز فرمود:
«أَنَا وَجْهُ اللَّهِ وَأَنَا جَنْبُ اللَّهِ»؛(3)
«من وجه خدا و من جنب خدا هستم، که مردم با توجّه به ناحیه من، به سوی خدا میروند».
همچنین مراجعه شود به: بَیتُ اللَّهِ [293]
انسان تنها و غریب که شهید میشود.
عایشه نقل میکند: پیامبرصلی الله علیه وآله را دیدم که علیعلیه السلام را به خود چسبانده و بوسید و فرمود:
«بِأَبِی الْوَحِیدُ الشَّهِیدُ، بِأَبِی الْوَحِیدُ الشَّهِیدُ»؛(4)
«پدرم به فدای آن تنهای شهید، پدرم به فدای آن تنهای شهید».
وزیر کسی است که تمام کارهای سنگین و مهم بر دوش او قرار میگیرد و به مقام بالاتر خود کمک میکند.
از القاب مهم امیرمؤمنانعلیه السلام است، و رسول خداصلی الله علیه وآله بارها به آن حضرت فرمود:
«أَنْتَ الْوَزِیرُ وَالْوَصِی»؛(5)
«تو وزیر و وصی من هستی».
عبارت «أَنْتَ وَزِیرِی» نیز بارها تکرار شده.(6)
وزیر رسول خداصلی الله علیه وآله در آخرت.
رسول خداصلی الله علیه وآله به امّ سلمه فرمود:
1) 981. بحارالانوار، ج 36، ص 5؛ امالی طوسی، ص 270؛ روضة الواعظین، ج 1، ص 128.
2) 982. ارشاد القلوب، ج 2، ص 404؛ تأویل الآیات، ص 549.
3) 983. رجال الکشی، ص 211؛ الفضائل، ص 82.
4) 984. بحارالانوار، ج 38، ص 306؛ موسوعه امام علی، ج 7، ص 197. کنز العمال، ج 11، ص 618؛ اتحاف الخیرة، ج 7، ص 200؛ جامع الاحادیث، ج 11، ص 74.
5) 985. بحارالانوار، ج 39، ص 337؛ الخصال صدوق، ج 2، ص428. جامعالاحادیث، ج5، ص469؛ المعجمالکبیر، ج 12، ص 420.
6) 986. بحارالانوار، ج33، ص103؛ تفسیر قمی ج1، ص293؛ بشارة المصطفی، ص 216.
«یا أُمّ سَلَمَةِ! اسْمَعِی وَاشْهَدِی! هذا عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ وَزِیرِی فِی الدُّنْیا وَوَزِیرِی فِی الْآخِرَةِ»؛(1)
«ای ام سلمه! بشنو و گواه باش که این علی در دنیا و آخرت وزیر من میباشد».
وزیر رسول خداصلی الله علیه وآله در دنیا.
همچنین مراجعه شود به: وَزِیرُ الرَّسُولِ فِی الْآخِرَةِ [770]
جانشین؛ کسی که وصایا و سفارشات خود را به او میکنیم، تا به انجام امور وی بپردازد.
رسول خداصلی الله علیه وآله از جانب خدای تعالی آنقدر این خطاب را به امیرمؤمنانعلیه السلام کرده بود، که هرگاه به طور مطلق گفته میشد: «الوَصِی»، همه اذهان به جانب امام علیعلیه السلام متوجه میشد. عنوان «یا عَلِی أَنْتَ الْوَصِی» در کتب متعددی نقل شده است.(2)
این امر نیز به فرمان خدای تعالی بوده؛ چنان که حضرت فرموده است:
«یا عَلِی! أَنْتَ وَصِیی أُوصِیتُ إِلَیکَ بِأَمْرِ رَبِّی»؛(3)
«ای علی! تو وصی من هستی و من نیز به امر خداوند به تو وصیت میکنم».
از القاب آسمانی امیرمؤمنانعلیه السلام است که رسول خداصلی الله علیه وآله به ایشان فرمود: روز قیامت تو با چنان شکوه و عظمتی میآیی که همه میگویند: این یا فرشته است یا پیامبر. امّا ندا داده میشود که چنین نیست؛
«هذا عَلِی بْنُ أَبِیطالِبٍ وَصِی رَسُولِ اللَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ»؛(4)
«این علیعلیه السلام، فرزند ابوطالب جانشین رسول خداست که پروردگار جهانیان است».
فرازی از زیارت آن جناب:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا وَصِی رَسُولِ رَبِّ الْعالَمِینَ»؛(5)
«سلام بر تو ای وصی پیامبر پروردگار جهانیان».
مصطفی لقب پیامبرصلی الله علیه وآله است و امام علیعلیه السلام جانشین ایشان است.
رسول خداصلی الله علیه وآله میفرماید: بر تابلوی ورودی بهشت نوشته شده است:
«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِی وَصِی الْمُصْطَفی ؛(6)
«محمّد رسولخدا و علیوصی مصطفیاست».
از کتب اهل سنّت نقل شده: در صدر اسلام اشعار فراوانی با عنوان "وصی المصطفی" برای امام علیعلیه السلام سروده شده است.(7)
1) 987. امالی صدوق، مجلس 60، حدیث 10.
2) 988. الخصال صدوق، ج 2، ص429؛ امالی صدوق، ص77؛ امالی مفید، ص 174؛ امالی طوسی، ص 193؛ بشارة المصطفی، ص 128؛ الصراط المستقیم، ج 2، ص 124؛ کفایة الاثر، ص 151؛ کشف الغمة، ج 1، ص 391.
3) 989. من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 179.
4) 990. بحارالانوار، ج 7، ص 233.
5) 991. مصباح المتهجّد، ص 739؛ المزار، ص 78؛ مفاتیح الجنان، دعای روز مبعث.
6) 992. بحارالانوار، ج 65، ص 76.
7) 993. شرح نهج البلاغه ابن ابیالحدید، ج 1، ص 143.
حافظ و سپر و نگهبان.
رسول خداصلی الله علیه وآله از جانب خداوند میفرماید:
«إِنَّ عَلِیاً قَدْ اِنْفَرَدَ عَنِ الْخَلْقِ بِالْبَیتُوتَةِ عَلی فِراشِ مُحَمَّدٍ وَوِقایةِ رُوْحِهِ بِرُوحِهِ»؛(1)
«این فقط علیعلیه السلام بود که شبرا در بستر رسول خداصلی الله علیه وآله خوابید و با به خطر انداختن جان خود، از جان پیامبر محافظت کرد».
ولایت علیعلیه السلام دژ و قلعه محکم الهی است. هرکه به آن داخل شود، از هر گزندی در امان و محفوظ میماند. رسول خداصلی الله علیه وآله از جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و لوح و قلم و از خداوند نقل فرموده:
«وِلایةُ عَلِیّ حِصْنِی فَمَنْدَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذابِی»؛(2)
«ولایت علیعلیه السلام دژ محکم من است، هرکه در دژ من وارد شود، از عذاب ایمن میگردد».
همچنین مراجعه شود به: بَیتُ اللَّهِ [293]
ولایت امیرالمؤمنینعلیه السلام از جانب خدا است.
همچنین مراجعه شود به: اِتّباعُهُ فَرِیضَةُ اللَّهِ [146]
کسی که ولایتش، ولایت رسول خداصلی الله علیه وآله و از جانب ایشان است.
رسولخداصلی الله علیه وآله درمواردمختلف، بهخصوص در روز غدیر، خطاب به مسلمانان فرمود:
«مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِی مَوْلاهُ»؛(3)
«هرکس که من مولای اویم، پس علیعلیه السلام مولای او است».
این حدیث به تواتر در تمام کتب شیعه و اکثر کتب اهل سنّت ذکر شده است.
سرپرست و حاکم.
همچنین مراجعه شود به: الدَّیانُ [390]
ابنمسعود از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل کرده: ایشان فرمود: بر درب بهشت نوشته شده است:
«لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِی وَلِی اللَّهِ»
رسول خداصلی الله علیه وآله نیز اینگونه شهادت داد:
«عَلِی وَلِی اللَّهِ وَأَوْلِیاءُ عَلِیّ الْمُفْلِحُونَ وَالْفائِزُونَ بِاللَّهِ»؛(4)
«علیعلیه السلام ولی خدا است و دوستان او نیز رستگارانند و به فوز الهی رسیدند».
در زیارت آن حضرت نیز چنین آمده است:
«أَشْهَدُ لَکَ یا وَلِی اللَّهِ وَوَلِی رَسُولِهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَآلِهِ بِالْبَلاغِ وَالْأَدآءِ»؛(5)
1) 994. بحارالانوار، ج 39، ص 25.
2) 995. امالی طوسی، مجلس 12، حدیث 69؛ مشارق انوار الیقین، ص 51. شواهد التنزیل، ج 1، ص 170.
3) 996. الدرّ المنثور، ج3، ص 404؛ سنن نسائی، ج5، ص134؛ تفسیر الکشف والبیان، ج 10، ص 35.
4) 997. فرائد السمطین، ج 1، ص 106.
5) 998. تهذیب طوسی، ج6، ص 27؛ من لایحضره الفقیه، ج2، ص 589؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
«گواهیمیدهم برایتو ای ولی خدا و رسولش! که وظیفه تبلیغ و رسالت خود را ادا نمودی».
رسول خداصلی الله علیه وآله به امام علیعلیه السلام فرمود:
«أَنْتَ وَلِیی، وَوَلِیی وَلِی اللَّهِ»؛(1)
«تو ولی من هستی و ولی من ولی خدا است».
همچنین مراجعه شود به: وَلِی اللَّهِ [780]
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله میفرماید: این خدای تعالی است که امام علیعلیه السلام را ولی هر مؤمنی بعد از من قرار داده است.(2)پس حضرت فرمود:
«أَنْتَ إِمامُ کُلِّ مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَةٍ وَوَلِی کُلِّ مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَةٍ بَعْدِی»؛(3)
«تو امام هر مرد و زن مؤمنی هستی و نیز ولی هر مرد و زن مؤمن بعد از من هستی».
آن حضرت بر هر زن مؤمنی ولایت دارد.
همچنین مراجعه شود به: وَلِی کُلِّ مُؤْمِنٍ [782]
رسول خداصلی الله علیه وآله به امام علیعلیه السلام فرمود:
«إِنَّکَ وَلِی الْمُؤْمِنِینَ بَعْدِی»؛(4)
«همانا تو بعد از من، ولی و سرپرست مؤمنین هستی».
از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل شده که فرمود: در شب معراج، آنگاه که به محضر الهی رسیدم، خدای تعالی سه خصلت را در علیعلیه السلام بیان فرمود:
«إِنَّهُ سَیدُ الْمُسْلِمِینَ وَوَلِی الْمُتَّقِینَ وَقائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِینَ»؛(5)
«همانا او سید و سرور مسلمانان و سرپرست و ولی پرهیزکاران و پیشوای روسفیدان است».
هرکه ولایت امام علیعلیه السلام را بپذیرد، بهشت بر او واجب میگردد.
همچنین مراجعه شود به: عَدُوُّهُ مُسْتَحِقُّ النّارِ [521]
دوست او دوست خدا است.
همچنین مراجعه شود به: عَدُوُّهُ عَدُوُّ اللَّهِ [519]
رسول خداصلی الله علیه وآله خطاب به علیعلیه السلام فرمود:
«یا عَلِی! أَنْتَ سَیدٌ فِی الدُّنْیا... وَالْوَیلُ لِمَنْ أَبْغَضَکَ بَعْدِی»؛(6)
«ای علی! تو در دنیا آقا و سرور هستی... وای بر آنکه بعد از من، با تو دشمنی کند».
هدایت کننده و راهنمایی کننده.
رسول خداصلی الله علیه وآله به یکی از اصحاب فرمود:
«عَلَیکَ بِعَلِیّ؛ فَإِنَّهُ الْهادِی الْمَهْدِی»؛(7)
«بر تو باد به ملازمت با علیعلیه السلام، که او هدایت کننده هدایت شده است».
همچنین مراجعه شود به: الدَّیانُ [390]
رسول خداصلی الله علیه وآله درباره امیرمؤمنانعلیه السلام فرمود:
«إِنَّ عَلِیاً صِدِّیقُ هذِهِ الْأُمَّةِ وَفارُوقُها وَمُحَدَّثُها وَإِنَّهُ هارُونُها»؛(1)
«همانا علیعلیه السلام صدیق این امّت و فاروق و محدّث و هارون این امّت است».
دست گشوده خدا برای بندگان.
همچنین مراجعه شود به: جَنْبُ اللَّهِ الظّاهِرُ [303]
سید، رئیس، پیشوا و رهبر دین.
از فرمایشات رسول خداصلی الله علیه وآله خطاب به امیرمؤمنانعلیه السلام است:
«أَنْتَ یعْسُوبُ الدِّینِ، وَالْمالُ یعْسُوبُ الْمُنافِقِینَ»؛(2)
«تو یعسوب دین هستی و مال نیز یعسوب منافقان است».
امام صادقعلیه السلام نیز در زیارت حضرت فرمود:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا یعْسُوبَ الدِّینِ»؛(3)
«سلام بر تو که یعسوب دین هستی».
رسول خداصلی الله علیه وآله خطاب به امام علیعلیه السلام فرمود:
«یا عَلِی! أَنْتَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَإِمامُ الْمُسْلِمِینَ وَقائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِینَ وَیعْسُوبُ الْمُتَّقِینَ»؛(4)
«ای علی! تو امیرمؤمنان، امام مسلمانان، پیشوای سفیدرویان و رئیس پرهیزکاران هستی».
خود حضرت نیز فرمود:
«أَنَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَیعْسُوبُ الْمُتَّقِینَ»؛(5)
«من امیرمؤمنان و رئیس پرهیزکارانم».
و در زیارت ایشان آمده:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَصَلِّ عَلی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَبْدِکَ... وَیعْسُوبِ الْمُتَّقِینَ»؛(6)
«خدایا درود فرست بر محمّد و آل محمّد و نیز درود فرست بر بندهات امیرمؤمنان که رئیس پرهیزکاران است».
رسول خداصلی الله علیه وآله درباره امیرمؤمنانعلیه السلام فرمود:
«هذا یعْسُوبُ الْمُسْلِمِینَ»؛(7)
«این علی پیشوای مسلمانان است».
و نیز فرمود:
«هُوَ یعْسُوبُ الْمُسْلِمِینَ وَإِمامُ الْمُتَّقِینَ»؛(8)
«او رئیس مسلمانان و امام پرهیزکاران است».
در فرمایشی دیگر، رسول خداصلی الله علیه وآله خطاب به امیرمؤمنانعلیه السلام فرمود:
1) 1006. بحارالانوار، ج 38، ص 216؛ امالی صدوق، ص 31.
2) 1007. بشارة المصطفی، ص 103.
3) 1008. مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
4) 1009. بحارالانوار، ج 38، ص 103.
5) 1010. بحارالانوار، ج 53، ص 46.
6) 1011. بحارالانوار، ج 97، ص 379؛ مفاتیح الجنان، زیارت مخصوصه امیرالمؤمنین.
7) 1012. بحارالانوار، ج 38، ص 230.
8) 1013. بحارالانوار، ج 36، ص 264.
«یا عَلِی! أَنْتَ یعْسُوبُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمالُ یعْسُوبُ الظّالِمِینَ»؛(1)
«ای علی! تو یعسوب مؤمنان هستی و اموال دنیا نیز یعسوب ستمکاران است».
خدای تعالی بهترین پیروزیها را نصیب او گردانیده است.
همچنین مراجعه شود به: جَبْرَئِیلُ عَنْ یمِینِهِ [301]
خدای تعالی بهترین پیروزیها را نصیب او گردانیده است.
همچنین مراجعه شود به: جَبْرَئِیلُ عَنْ یمِینِهِ [301]
برای امّت اسلام به منزله یوشع است.
همچنین مراجعه شود به: آصِفُ الْأُمَّةِ [129]
امیرالمؤمنینعلیه السلام از زبان امیرالمؤمنینعلیه السلام
یکی از راههای شناخت هر فردی، نگرش در خصوصیات و ویژگیهای او، و شنیدن سخنان و فرمایشات وی است.
علی بن ابیطالبعلیه السلام نیز در مواقع مختلف، و به مناسبتهای گوناگون، در جنگ و صلح، با دوست و دشمن، درخطبه و نامه و نصیحت، در خلوت و جلوت، خانهنشینی و حکومت، برای اظهار مقام ولایت و جایگاه امامت، به معرفی و بیان فضایل و مناقب خود پرداخته؛ که البته مقصود از بیان این فضایل در برخی موارد، بیان نعمتهای الهی بوده و قصد خودستایی نیست.
حقّ مظلوم و ضعیف را از ظالم میگیرد.
امیرمؤمنان علیعلیه السلام در یکی از خطبههای نهجالبلاغه، برخی از ویژگیهای خودرا چنین بیان میفرماید:
«فَقُمْتُ بِالْأَمْرِ حِینَ فَشِلُوا وَتَطَلَّعْتُ حِینَ تَقَبَّعُوا وَنَطَقْتُ حِینَ تَعْتَعُوا وَمَضَیتُ بِنُورِ اللَّهِ حِینَ وَقَفُوا، وَکُنْتُ أَخْفَضُهُمْ صَوْتاً وَأَعْلاهُمْ فَوْتاً، فَطَرْتُ بِعِنانِها وَاسْتَبْدَدتُ بُرْهانَها کَالْجَبَلِ لا تُحَرِّکُهُ الْقَواصِفُ وَلا تُزِیلُهُ الْعَواصِفُ. لَمْ یکُنْ لِأَحَدٍ فِی مَهْمَزٌ، وَلا
1) 1014. بحارالانوار، ج 35، ص 55؛ نهجالبلاغه، حکمت 316.
لِقائِلٍ فِی مَغْمَزٌ. اَلذَّلِیلُ عِنْدِی عَزیزٌ حَتّی آخِذَ الْحَقَّ لَهُ وَالْقَوِی عِنْدِی ضَعِیفٌ حَتّی آخِذَ الْحَقَّ مِنْهُ»؛(1)
«آنگاه که همه سستی ورزیدند، من قیام کردم. هنگامیکه همه خود را پنهان کردند، من به میدان آمدم. وقتی همه سکوت کردند، من به بیان حق پرداختم. آنگاه که همه توقّف کردند، من به نور خدا حرکت نمودم. به هنگام حرف و شعار صدایم پایین بود؛ امّا در مقام عمل، از همه پیشی گرفتم. زمام امور را به دست گرفتم و جلوتر از همه پرواز نمودم و پاداش آن را نیز دریافت کردم. مانند کوهی که تندبادها آن را حرکت نمیدهد و طوفانها آن را از جای نمیکنند. کسی در من عیبی پیدا نکرد و هیچ سخنچینی در من جای عیبجویی نیافت. افراد ضعیف و مظلوم، نزد من عزیز هستند تا حقّ آنان را بازستانم، و افراد قوی ظالم نزد من ضعیف هستند تا زمانی که حقّ مظلوم را از آنان بازگیرم».
شخصی از امیرمؤمنانعلیه السلام سؤال کرد: چگونه صبح کردید و در چه حالی هستید؟
حضرت فرمود:
«أَصْبَحْتُ وَأَنَا الصِّدِّیقُ الْأَکْبَرُ وَالْفارُوقُ الْأَعْظَمُ وَأَنَا وَصِی خَیرِ الْبَشَرِ وَأَنَا الْأَوَّلُ وَأَنَا الْآخِرُ وَأَنَا الْباطِنُ وَأَنَا الظّاهِرُ وَأَنَا بِکُلِّ شَیءٍ عَلِیمٌ وَأَنَا عَینُ اللَّهِ وَأَنَا جَنْبُ اللَّهِ وَأَنَا أَمِینُ اللَّهِ عَلَی الْمُرْسَلِینَ، بِنا عُبِدَ اللَّهُ وَنَحْنُ خُزّانُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَسَمائِهِ وَأَنَا أُحْیی وَأَنَا أُمِیتُ وَأَنَا حَی لا أَمُوتُ»؛(2)
«صبح کردم در حالی که من صدّیق اکبر و فاروق اعظم هستم. من وصی بهترین بشر هستم. منم اول، منم آخر، منم باطن، منم ظاهر، من به هر چیزی عالم هستم. منم عین اللَّه، منم جنب اللَّه، من امین خدا بر پیامبران هستم. به واسطه ما خداوند عبادت میشود، ما خزینههای الهی در آسمان و زمین هستیم. من زنده میکنم، من میمیرانم، و من زنده لایموت هستم».
سؤال کننده از این جواب امیرمؤمنانعلیه السلام درشگفت ماند، پس حضرت فرمود:
«اوّل؛ یعنی اولین کسی هستم که به رسول خداصلی الله علیه وآله ایمان آوردم. آخر؛ یعنی آخرین کسی بودم که آن حضرت را زیارت کردم، آنگاه که ایشان را در قبر گذاشتم.
ظاهر؛ یعنی من ظاهر اسلام هستم. باطن؛ یعنی من مملوّ از علم و دانش هستم. به همه چیز آگاهم؛ یعنی هرچه را که خدا به پیامبرش آموخت، آن حضرت نیز همه را به من خبر داد.
من عین اللَّه هستم؛ یعنی چشم بینای خدا بر مؤمنان و کافران هستم. من جنب اللَّه هستم، اشاره به فرمایش خدای تعالی است که میفرماید:
«یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطتُ فِی جَنْبِ اللَّهِ»(3)
«افسوس برمن از کوتاهیهایی که در اطاعت
فرمان خدا کردم». پس هرکه درمورد من کوتاهی کند، در مقابل خدا کوتاهی کرده است.
من زنده کنندهام؛ یعنی سنّت رسول خداصلی الله علیه وآله را زنده میکنم. میراننده هستم؛ یعنی هرگونه بدعتی را نابود میکنم. من زندهای هستم که مرگ ندارد، اشاره به فرمایش خدای تعالی است که فرمود: آنانکه در راه خدا کشته شدهاند را مرده نپندارید، بلکهایشان زندهاند و نزد پروردگارشان روزی میخورند».
عاشق و دلباخته شهادت و مرگ در راه خدا.
آن حضرت قسم یاد کرده است:
«وَاللَّهِ لَابْنِ أَبِی طالِبٍ آنَسَ بِالْمَوْتِ مِنَ الطِّفْلِ بِثَدْی أُمِّهِ»؛(1)
«به خدا قسم که (علی) فرزند ابوطالب عاشقتر و مأنوستر به مرگ و شهادت است تا علاقه طفل شیرخوار به پستان مادرش».
عظمی اسم تفضیل و مؤنث اعظم به معنای بزرگ و بزرگترین است و آیت یعنی نشانه و علامت. پس آیت اللَّه العظمی به معنای بزرگترین نشانه و علامت خدا؛ یعنی هرکه بخواهد خدا را بشناسد، ببیند و درک کند، باید علیعلیه السلام را ببیند، بشناسد و درک کند.
خود حضرت فرمود:
«أَنَا آیةُ اللَّهِ الْعُظْمی وَالْمُعْجِزُ الْباهِرُ»؛(2)
«من بزرگترین آیه و نشانه خدا و معجزه آشکار هستم».
از امام صادقعلیه السلام در زیارت آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا آیةَ اللَّهِ الْعُظْمی ؛(3)
«سلام بر تو ای بزرگترین آیت و حجت خدا».
علّامه مجلسی در بحارالانوار، از کتاب منتخب البصائر حدیثی را از امام باقرعلیه السلام نقل کرده: امیرالمؤمنینعلیه السلام در خطبهای ضمن معرفی خود فرمود:
«وَأَنَّ لِی الْکَرَّةَ بَعْدَ الْکَرَّةِ وَالرَّجْعَةَ بَعْدَ الرَّجْعَةِ، وَأَنَا صاحِبُ الرَّجَعَاتِ وَالْکَرَّاتِ، وَصاحِبُ الصَّوْلاتِ وَالنَّقِماتِ وَالدُّولاتِ الْعَجِیباتِ، وَأَنَا قَرْنٌ مِنْ حَدِیدٍ، وَأَنَا عَبْدُ اللَّهِ وَأَخُو رَسُولِ اللَّهِ، أَنَا أَمِینُ اللَّهِ وَخازِنُهُ وَعَیبَةُ سِرِّهِ، وَحِجابُهُ وَوَجْهُهُ وَصِراطُهُ وَمِیزانُهُ، وَأَنَا الْحاشِرُ إِلَی اللَّهِ، وَأَنَا کَلِمَةُ اللَّهِ الَّتِی یجْمَعُ بِهَا الْمُفْتَرِقَ وَیفَرِّقُ بِهَا الْمُجْتَمِعَ، وَأَنَا أَسْمآءُ اللَّهِ الْحُسْنی وَأَمْثالُهُ الْعُلْیا وَآیاتُهُ الْکُبْری وَأَنَا صاحِبُ الْجَنَّةِ وَالنّارِ أُسْکِنُ أَهْلَ الْجَنَّةِ الْجَنَّةَ وَأُسْکِنُ أَهْلَ النّارِ النّارَ، وَإِلَی تَزْوِیجُ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَإِلَی عَذَابُ أَهْلِ النّارِ وَإِلَی إِیابُ الْخَلْقِ جَمِیعاً، وَأَنَا الإِیابُ الَّذِی یئُوبُ إِلَیهِ کُلُّ شَیءٍ بَعْدَ الْقَضآءِ وَإِلَی حِسابُ الْخَلْقِ جَمِیعاً، وَأَنَا صاحِبُ الْهِباتِ، وَأَنَا الْمُؤَذِّنُ عَلَی الأَعْرافِ، وَأَنَا بارِزُ الشَّمْسِ، وَأَنَا دابَّةُ الأَرْضِ،
وَأَنَا قَسِیمُ النّارِ، وَأَنَا خازِنُ الْجِنانِ وَصاحِبُ الأَعْرافِ، وَأَنَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَیعْسُوبُ الْمُتَّقِینَ وَآیةُ السَّابِقِینَ وَلِسانُ النَّاطِقِینَ وَخَاتِمُ الْوَصِیینَ وَوارِثُ النَّبِیینَ وَخَلِیفَةُ رَبِّ الْعالَمِینَ وَصِراطُ رَبِّی الْمُسْتَقِیمُ وَفُسْطاطُهُ وَالْحُجَّةُ عَلَی أَهْلِ السَّماواتِ وَالْأَرَضِینَ وَما فِیهِما وَما بَینَهُما، وَأَنَا الَّذِی احْتَجَّ اللَّهُ بِهِ عَلَیکُمْ فِی ابْتِداءِ خَلْقِکُمْ، وَأَنَا الشّاهِدُ یوْمَ الدِّینِ، وَأَنَا الَّذِی عَلِمْتُ عِلْمَ الْمَنایا وَالْبَلایا وَالْقَضایا وَفَصْلَ الْخِطَابِ وَالأَنْسابَ، وَاسْتُحْفِظْتُ آیاتِ النَّبِیینَ الْمُسْتَخْفِینَ الْمُسْتَحْفَظِینَ، وَأَنَا صاحِبُ الْعَصا وَالْمِیسَمِ، وَأَنَا الَّذِی سُخِّرَتْ لِی السَّحابُ وَالرَّعْدُ وَالْبَرْقُ وَالظُّلَمُ وَالْأَنْوارُ وَالرِّیاحُ وَالْجِبالُ وَالْبِحارُ وَالنُّجُومُ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ، أَنَا الْقَرْنُ الْحَدِیدُ، وَأَنَا فارُوقُ الْأُمَّةِ، وَأَنَا الْهادِی، وَأَنَا الَّذِی أَحْصَیتُ کُلَّ شَیءٍ عَدَداً بِعِلْمِ اللَّهِ الَّذِی أَوْدَعَنِیهِ، وَبِسِرِّهِ الَّذِی أَسَرَّهُ إِلی مُحَمَّدٍصلی الله علیه وآله وَأَسَرَّهُ النَّبِیصلی الله علیه وآله إِلَی، وَأَنَا الَّذِی أَنْحَلَنِی رَبِّی اسْمَهُ وَکَلِمَتَهُ وَحِکْمَتَهُ وَعِلْمَهُ وَفَهْمَهُ، یا مَعْشَرَ النَّاسِ! اسْأَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی»؛(1)
«همانا برای من است حمله بعد از حملهای، و رجعت بعد از رجعتی، من دارای رجعتهای پی در پی هستم، من دارای صولت و نقمت دولتهای عجیب هستم، من همتا و حریف شجاعان هستم، من بنده خدا و برادر رسول اویم، من امین خدا و ذخیره و گنجینه اسرار اویم، من حجاب و وجه خدا و راه مستقیم و میزان الهی هستم.
من متصل و چسبیده به سوی خدایم، من همان کلمه خدایم که به وسیله او پراکندگیها را جمع میکند و جمع دشمنان را پراکنده مینماید، من اسماء الحسنی هستم، من امثال العلیا و آیات کبرایم، صاحب اختیار بهشت و جهنم میباشم، بهشتیان را در بهشت ساکن میکنم و جهنمیان را به دوزخ میفرستم. تزویج بهشتیان و تعذیب جهنمیان به عهده من است، همه خلق به سوی من خواهند آمد؛ چون بعد از قضای خدا، محل رجوع همه چیز هستم و حساب همه مردم با من است.
آن که دارای بخششهای زیاد است منم، مؤذن بر اعراف من هستم، خورشید تابنده و فروزنده منم، آن دابّه و جنباننده زمین منم، تقسیم کننده بهشت و جهنم منم، خازن و نگهبان بهشت و صاحب اعراف منم. من امیر مؤمنان و پیشوای پرهیزکاران هستم، من آیت سبقتگرفتگان به اسلام و زبان گویندگان هستم، من بهترین جانشینان و وارث پیامبران هستم، من خلیفه خدای جهانیان و راه مستقیم و خیمهگاه اویم، من حجّت خدا بر اهل آسمانها و زمینیان، و هرآنچه در آنها و بین آنهاست میباشم، من همان کسی هستم که خدا به وسیله او بر شما در ابتدای خلقت احتجاج میکند و من گواه روز قیامت هستم.
من همانم که به همه مرگ و میرها و بلایا و قضایا و فصل الخطاب و نسبها آگاهی دارم، آیات و نشانههای پیامبران مستخفین. من صاحب عصا و دارنده علامت میباشم، من همانم
1) 1021. بحارالانوار، ج 53، ص 46.
که ابر و رعد و برق و تاریکی و روشنایی و باد و کوهها و دریاها و ستارگان و خورشید و ماه در تسخیر من است.
من همتا و حریف شجاعان میباشم. منمفاروق امّت، منم هادی، منم که شماره هر چیزی را به علم الهی میدانم، همان علمی که خدا در من نهاده و با همان سری که خدا آن را به محمّدصلی الله علیه وآله سپرد و پیامبرصلی الله علیه وآله نیز آن را در اختیار من گذاشت. منم آنکس که خدای تعالی اسم و کلمه و حکمت و علم و فهم خود را به من بخشید. ای مردم! از من بپرسید قبل از اینکه مرا از دست بدهید».
پدر حسن. از کنیههای معروف امام علیعلیه السلام؛ چون امام حسنعلیه السلام اولین فرزند و پسر آن حضرت بود، کنیه ایشان به ابوالحسن معروف شد، چنانکه در دعای توسل عرض میکنیم:
«یا أَبَاالْحَسَنِ، یا أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ، یاعَلِی بْنَ أَبِیطالِبٍ»؛(1)
«ای پدر حسن، ای امیرمؤمنان و ای علی بن ابیطالب».
آن حضرت هم پدر امام حسن است و هم پدر امام حسینعلیه السلام؛ اگرچه امام حسنعلیه السلام زودتر به دنیا آمد، امیرالمؤمنینعلیه السلام به ابوالحسن معروف شد؛ لیکن عبارت ابوالحسین نیز وارد شده، چنانکه در زیارت مطلقه آن حضرت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا أَبَا الْحَسَنِ وَالْحُسَینِ»؛(2)
«سلام بر تو ای پدر حسن و حسینعلیهما السلام».
پدر عترت و بزرگ خاندان پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله؛ چنانکه خود آن حضرت فرمود:
«أَنَا إِمامُ الْبَرِیةِ وَوَصِی خَیرِ الْخَلِیقَةِ وَزَوْجُ سَیدَةِ نِسآءِ هذِهِ الْأُمَّةِ وَأَبُو الْعِتْرَةِ الطّاهِرَةِ»؛(3)
«من امام خلایق و جانشین بهترین خلق خدایم، من همسر بهترین زنان این امّت و پدر عترت طاهره هستم».
در هنگامه جنگ و غزوه احد که درگیری شدید شد، رسول خداصلی الله علیه وآله به سوی امام علیعلیه السلام فرستاد و فرمود: پرچم را پیش ببر. پس علیعلیه السلام نیز چنین کرد، مبارز طلبید و فرمود:
من ابو القصم هستم؛ کسی که میبُرد و شکست میدهد و جلو میرود.(4)
امام علیعلیه السلام در حقّ همه بیچارگان و فقرا و مساکین نهایت رعایت را مینمود و خود نیز در حدّ پایینترین افراد جامعه زندگی میکرد،
1) 1022. بحارالانوار، ج 99، ص 247؛ مفاتیح الجنان، دعای توسل.
2) 1023. بحارالانوار، ج 97، ص 285؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
3) 1024. بحارالانوار، ج 39، ص 336؛ امالی صدوق، ص 605؛ بشارة المصطفی، ص 191.
4) 1025. البته این کلمه به دو گونه آمده: یکی فُصم به معنای بریدن و دیگری قُصم به معنای شکستن. موسوعه امام علیعلیه السلام ج 1، ص 193.
امام صادقعلیه السلام میفرماید: حضرت امیرعلیه السلام در خطبهاش فرمود:
«أَنَا الْهادِی، وَأَنَا الْمُهْتَدِی، وَأَنَا أَبُوالْیتامی وَالْمَساکِینَ»؛(1)
«منم هدایت کننده، منم هدایت یافته و منم پدر یتیمان و مساکین».
پدر یتیمان؛ چه یتیمان ظاهری؛ آنانکه پدر خود را از دست داده بودند، حضرت در حقّ آنان پدری میفرمود، و چه یتیمان باطنی؛ کلّ امّت اسلام که بعد از رسول خداصلی الله علیه وآله یتیم شده بودند. چون پیامبر فرموده بود: ما (من و علی) پدر امّت هستیم.
همچنین مراجعه شود به: أَبُو الْمَساکِینَ [808]
بیش از همه نسبت به وحدت و اتّحاد امّت و جماعت اسلامی کوشا بود.
اولین منادی وحدت امّت اسلامی و کسی که از تمام حقوق مسلّم خود به جهت جلوگیری از تفرقه امّت اسلام گذشت و تا آنجا که به نفع دین بود سکوتکرد، او خلیفه بحقّ و بلافصل رسول خداصلی الله علیه وآله بود:
«وَلَیسَ رَجُلٌ فَاعْلَمْ أَحْرَصَ عَلی جَماعَةِ أُمَّةِ مُحَمَّدٍصلی الله علیه وآله وَأُلْفَتَها مِنِّی»؛(2)
«در امّت اسلام هیچ کسی وجود ندارد که به وحدت و جماعت امّت محمّدصلی الله علیه وآله و انس و الفت آنان به یکدیگر، از من دلسوزتر باشد».
نسبت به خلافت و جانشینی رسول خداصلی الله علیه وآله از همه سزاوارتر است.
هنگامی که شورای ششنفره عمر، تصمیم به انتخاب عثمان گرفتند، از مردم اقرار گرفت:
«لَقَدْ عَلِمْتُمْ أَنِّی أَحَقُّ النّاسِ بِها مِنْ غَیرِی وَوَاللَّهِ لَأَسْلِمَنَّ ما سَلِمَتْ أُمُورُ الْمُسْلِمِینَ»؛(3)
«همه شما میدانید که من از همه به خلافت سزاوارترم، ولی به خدا سوگند! به جهت سامان یافتن امور مسلمین سکوت میکنم».
در مقام حرف و شعار، صدایش از همه پایینتر است.
همچنین مراجعه شود به: آخِذُ حَقِّ الضَّعِیفِ [799]
برادر پیامبر.
خود حضرت فرمود:
«أَنَا عَلِی بْنُ أَبِی طالِبِ بْنِ عَبْدِ الْمُطَلِّبِ، أَخُو النَّبِیّ وَزَوْجُ ابْنَتِهِ فاطِمَةُ»؛(4)
«من علی فرزند ابوطالب، نوه عبدالمطلب، برادر پیامبر و همسر دخترش فاطمه هستم».
و در زیارت آن حضرت وارد شده است:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی وَلِیکَ وَأَخِی نَبِیکَ وَوَزِیرِهِ»؛(5)
«خدایا درود فرست بر علی که ولی تو و برادر و وزیر پیامبر توست».
امام حسنعلیه السلام به نقل از پدر بزرگوارش امیرمؤمنانعلیه السلام، در مورد آیه شریفه «وَالسّابِقُونَ السّابِقُونَ * أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ»(1)فرمود:
«إِنِّی أَسْبَقُ السّابِقِینَ إِلَی اللَّهِ وَإِلی رَسُولِهِ وَأَقْرَبُ الْمُقَرَّبِینَ إِلَی اللَّهِ وَإِلی رَسُولِهِ»؛(2)
«من سابقترین سبقتگیران به خدا و رسول او و من نزدیکترین مقربان به خدا و رسول هستم».
محل تجلّی و مظهر اسمای نیکوی الهی.
همچنین مراجعه شود به: آیةُ السّابِقِینَ [802]
از همه بیشتر به قرآن علم و آگاهی دارد.
آن حضرت در بیانی فرمود:
«واللَّهِ إِنِّی أَعْلَمُ بِالْقُرْآنِ وَتَأْوِیلِهِ مِنْ کُلِّ مُدَّعِ عِلْمِهِ، وَلَوْلا آیةٌ فِی کِتابِ اللَّهِ لَأَخْبَرْتُکُمْ بِما یکُونُ إِلی یوْمِ الْقِیامَةِ»؛(3)
«به خدا سوگند! من از هر کسی بیشتر به قرآن و تأویل آن علم دارم، از هرکه ادّعا کند، اگر نبود آیهای در قرآن، هرآینه به شما خبر میدادم آنچه را که قرار است تا روز قیامت اتفاق بیفتد».
به راههای آسمان آگاهی دارد، حتی دانش او به آسمانها بیشتر از زمین است.
آن حضرت در بیانی فرمود:
«فَوَاللَّهِ إِنِّی بِطُرُقِ السَّمآءِ أَعْلَمُ بِطُرُقِ الْأَرْضِ»؛(4)
«به خدا قسم! من به راههای آسمان آشناتر هستم تا راههای زمین».
در مقام عمل از همه بالاتر است.
همچنین مراجعه شود به: آخِذُ حَقِّ الضَّعِیفِ [799]
مقرّبین کسانی هستند که به قرب الهی بار یافتهاند و به درجات بالا رسیدهاند؛ ولی در بینآنان، امیر مؤمنانعلیه السلام ازهمه نزدیکتر است.
همچنین مراجعه شود به: أَسْبَقُ السّابِقِینَ [814]
به کمترین امکانات دنیوی اکتفا و قناعت نموده است. پس فرمود:
«أَلا وَإِنَّ إِمامَکُمْ قَدْ اِکْتَفی مِنْ دُنْیاهُ بِطِمْرَیهِ وَمِنْ طَعامِهِ بِقُرْصَیهِ...»؛(5)
«آگاه باش امام شما از دنیای خود به دو جامه فرسوده و دو قرص نان رضایت داده است».
از مواهب دنیا به دو قرص نان اکتفا نمود.
همچنین مراجعه شود به: اِکْتَفی بِطِمْرَیهِ [820]
1) 1031. سوره واقعه، آیات 10 و 11؛ «این گروه، پیشگامان پیشگامند، آنها مقرّبانند».
2) 1032. بحارالانوار، ج 24، ص 8؛ تأویل الآیات، ص 620؛ کتاب سلیم بن قیس، ص 936.
3) 1033. الارشاد مفید، ج 1، ص 35.
4) 1034. مصباح البلاغة، ج 2، ص 346؛ مشابه آن در نهج البلاغه، خطبه 189 آمده است.
5) 1035. نهج البلاغه، نامه 45.
با توجّه به آیات قرآن و سخن آن حضرت، بازگشت همه به نزد امام میباشد.
همچنین مراجعه شود به: آیةُ السّابِقِینَ [802]
تزویج بهشتیان به وسیله ایشان است.
همچنین مراجعه شود به: آیةُ السّابِقِینَ [802]
حساب و کتاب مردم به دست ایشان است.
همچنین مراجعه شود به: آیةُ السّابِقِینَ [802]
مجازات جهنمیان به دست ایشان است.
همچنین مراجعه شود به: آیةُ السّابِقِینَ [802]
پیشوا و رهبر خلایق.
اصبغ بن نباته از آن حضرت نقل کرده که فرمود:
«أَنَا إِمامُ الْبَرِیةِ وَوَصِی خَیرِ الْخَلِیقَةِ»؛(1)
«من امام بندگان و جانشین بهترین آفریده و خلق خدایم».
حضرت فرموده است:
«أَنَا وَأَهْلُ بَیتِی أَمانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ کَما أَنَّ النُّجُومَ أَمانٌ لِأَهْلِ السَّمآءِ»؛(2)
«من و اهل بیت من موجب امان و امنیت مردم روی زمین هستیم؛ همانگونه که ستارگان امان اهل آسمان میباشند».
حافظ رجب برسی از علمای قرن نهم نیز در توصیف خود از امیرالمؤمنینعلیه السلام میگوید:
«أَنْتَ الْأَمانُ مِنَ الرَّدی أَنْتَ النَّجاةُ مِنَ الْمَهالِکِ، أَنْتَ الصِّراطُ المْسُتَقِیمُ قَسِیمُ جَنّاتِ الْأَرائِکِ»؛(3)
«تو موجب امان و امنیت از رذالت و نجات از هلاکت هستی، تو راه مستقیم خدا و تقسیم کننده بهشتهای الهی هستی».
سخن و کلام او و سایر امامانعلیهم السلام برترین و بالاترین کلامهاست. شاهد آن نیز، کتاب ارزشمند نهج البلاغه است، چنانکه فرموده:
«وَإِنّا لَأُمَراءُ الْکَلامِ، وَفِینا تَنَشَّبَتْ عُرُوقُهُ وَعَلَینا تَهَدَّلَتْ غُصُونُهُ»؛(4)
«همانا ما امیران سخن هستیم، درخت سخن در ما ریشه دوانده، و شاخههای آن بر ما سایه افکنده است».
امین و امانتدار پروردگار جهانیان.
خود حضرت فرموده:
«أَنَا أَخُو سَیدُ الْمُرْسَلِینَ وَأَمِینُ رَبِّ الْعالَمِینَ»؛(5)
«من برادر آقای پیامبران و امین پروردگار جهانیان هستم».
پس در لسان امامانعلیهم السلام و دعاها نیز جاری شده و در یکی از زیارات آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا سَیدَ الْوَصِیینَ، وَأَمِینَ رَبِّ الْعالَمِینَ»؛(1)
«سلام بر تو ای آقای جانشینان و امین پروردگار جهانیان».
اولین کسی که به رسول خداصلی الله علیه وآله ایمان آورده.
همچنین مراجعه شود به: الْآخِرُ [800]
اولین کسی که به پیامبرصلی الله علیه وآله ایمان آورد.
علیعلیه السلام میفرماید: در جریان آغاز دعوت پیامبرصلی الله علیه وآله و دشمنی قریش، آنان میگفتند: محمّد ساحر و کذّاب است؛ امّا من میگفتم:
«لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ، إِنِّی أَوَّلُ مُؤْمِنٍ بِکَ یا رَسُولَ اللَّهِ وَأَوَّل مَنْ أَقَرَّ بِأَنَّ الشَّجَرَ فَعَلَتْ ما فَعَلْتَ بِأَمْرِ اللَّهِ تَعالی تَصْدِیقاً بِنُبُوَّتِکَ وَإِجْلالاً لِکَلِمَتِکَ...»؛(2)
«خدایی جز اللَّه نیست، همانا من اولین مؤمن به تو هستم ای رسول خدا، و نخستین کسی هستم که اقرار میکنم درخت با فرمان خدا برای تصدیق نبوت و بزرگداشت دعوت رسالت، آنچه را خواستی (حرکت کردن درخت از جای خود) انجام داد».
اولین کسیکه دعوت حقّ و پیامبر را اجابت نموده است.
حضرت در نهج البلاغه فرموده است:
«اَللَّهُمَّ إِنِّی أَوَّلُ مَنْ أَنابَ وَسَمِعَ وَأَجابَ، لَمْ یسْبَقْنِی إِلّا رَسُولُ اللَّهِصلی الله علیه وآله بِالصَّلاةِ»؛(3)
«خدایا! من اولین کسی هستم که به تو روی آوردم، دعوتت را شنیده و اجابت نمودم. در نماز، کسی جز رسول خداصلی الله علیه وآله بر من پیشی نگرفت».
اولین کسی که به سوی خدا روی کرده و ایمان آورده است.
همچنین مراجعه شود به: أَوَّلُ مَنْ أَجابَ [832]
اولین کسی که با رسول خداصلی الله علیه وآله بیعت نموده.
امیرالمؤمنینعلیه السلام در نامهای به معاویه فرمود:
«أَنَا أَوَّلُ مَنْ بایعَ رَسُولَ اللَّهِصلی الله علیه وآله تَحْتَ الشَّجَرَةِ فِی قَوْلِهِ تَعالی «لَقَدْ رَضِی اللَّهُ عَنِ المُؤْمِنِینَ اِذْ یبایعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ»»؛(4)
«من اولین کسی بودم که با رسول خداصلی الله علیه وآله در زیر درخت بیعت نمودم همانکه خداوند در آیه فرموده: خدا از مؤمنان، هنگامیکه زیر آن درخت با تو بیعت کردند، راضی و خشنود شد».
اولین کسی که سخن خدا و رسولش را با جان و دل گوش داد.
همچنین مراجعه شود به: أَوَّلُ مَنْ أَجابَ [832]
از همه به پیامبرصلی الله علیه وآله نزدیکتر و سزاوارتر است. حضرت فرمود:
«أَنَا أَوْلی بِرَسُولِ اللَّهِ حَیاً وَمَیتاً، وَأَنَا وَصِیهُ وَوَزِیرُهُ وَمُسْتَوْدَعُ سِرِّهِ وَعِلْمِهِ»؛(1)
«من از همه به رسول خداصلی الله علیه وآله سزاوارترم؛ چه در هنگام حیات و چه بعد از رحلت آن حضرت، و من وصی، جانشین و وزیر و امانتدار سرّ و علم او هستم».
حضرت بر منبر کوفه میفرمود:
«أَهْلُ مُوالاتِی مَرْحُومُونَ وَأَهْلُ عِداوَتِی مَلْعُونُونَ»؛(2)
«دوستداران ولایت من مورد رحمت خدایند و دشمنان من مورد لعن خدایند».
بازگشتن و محل بازگشت مردم.
همچنین مراجعه شود به: آیةُ السّابِقِینَ [802]
جابر بن عبداللَّه انصاری از امام باقرعلیه السلام نقل میکند: هنگامی که امیرالمؤمنینعلیه السلام از نهروان به سمت کوفه برمیگشت، برای مردم خطبه خواند، و این در حالی بود که خبر دشنام معاویه به آن حضرت رسیده بود. حضرت ایستاد و پس از حمد و ثنای الهی و درود بر پیامبر و ذکر نعمتهای خدا فرمود: اگر آیه شریفه «وَأَمّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ»(3)نبود، این سخنان را نمیگفتم، تا رسید به اینجا:
«أَنَا أَخُو رَسُولِ اللَّهِ وَابْنُ عَمِّهِ، وَسَیفُ نِقْمَتِهِ وَعِمادُ نُصْرَتِهِ وَبَأْسِهِ وَشِدَّتِهِ، أَنَا رَحی جَهَنَّمَ الدّائِرَةِ وَأَضْراسِهَا الطّاحِنَةِ، أَنَا مُوتِمُ الْبَنِینَ وَالْبَناتِ وَقابِضُ الْأَرْواحِ وَبَأْسُ اللَّهِ الَّذِی لا یرُدُّهُ عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِینَ، أَنَا مُجْدِلُ الْأَبْطالِ وَقاتِلُ الْفُرْسانِ وَمُبِیرُ مَنْ کَفَرَ بِالرَّحْمنِ وَخَیرُ الْأَنامِ، أَنَا سَیدُ الْأَوْصِیاءِ وَوَصِی خَیرِ الْأَنْبِیاءِ، أَنَا بابُ مَدِینَةِ الْعِلْمِ وَخازِنُ عِلْمِ رَسُولِ اللَّهِ وَوارِثُهُ، أَنَا زَوْجُ الْبَتُولِ سَیدَةِ نِساءِ الْعالَمِینَ»؛(4)
«من برادر رسول خداصلی الله علیه وآله و پسرعموی اویم؛ من شمشیر قدرت و اساس نصرت او هستم؛ من آسیاب گردان جهنم و سنگ کوبنده آن هستم، من یتیم کننده فرزندان کافران هستم، منم که قبضِ روح میکنم، من عذاب الهی بر مجرمان هستم، من به زمین زننده پهلوانان، کُشنده جنگجویان و به هلاکت رساننده هرکسکه به خدای رحمان کافر شود، هستم. منم آقای اوصیا و وصی بهترین پیامبران، من باب مدینه و گنجینه علم رسول خدا و وارث اویم. من همسر بهترین زنان عالم هستم».
درب ورودی ایمان به خدا.
امام صادقعلیه السلام از بیان آن جناب فرموده است:
«أَنَا الْفارُوقُ الْأَکْبَرُ وَقَرْنٌ مِنْ حَدِیدٍ وَبابُ الْإِیمانِ»؛(5)
1) 1045. بحارالانوار، ج 28، ص 185؛ الاحتجاج، ج 1، ص 73؛ موسوعه امام علیعلیه السلام ج 8، ص 199.
2) 1046. امالی صدوق، مجلس 7، حدیث 2.
3) 1047. سوره ضحی، آیه 11: «و نعمتهای پروردگارت را بازگو کن».
4) 1048. بحارالانوار، ج 33، ص 283؛ و ج 35، ص 45؛ بشارة المصطفی، ص 12؛ معانی الاخبار، ص 58.
5) 1049. بحارالانوار، ج 26، ص 317.
«من جدا کننده بزرگ (بین حقّ و باطل) هستم، من سپر و نیزه آهنین و باب ایمان میباشم».
و در زیارت آن حضرت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا بابَ الْإِیمانِ»؛(1)
«سلام بر تو ای علی! که باب ایمان هستی».
مقام هم بهمعنای منزلتو جاه و هم بهمعنای مکان و هنگام اقامت گزیدن؛ امام علیعلیه السلام در جایگاهیاست که شایسته اقامتگزیدن است.
امیر المؤمنینعلیه السلام بارها فرمود:
«أَنَا بابُ الْمَقامِ وَحُجَّةُ الْخِصامِ»؛(2)
«من باب مقام و دلیل بر دشمنان هستم».
شاید منظور این باشد که درک مقام ابراهیم در حج و عمره فقط با ولایت ما قبول میشود و یا اینکه ما محل و مقام ایستادن نزد پروردگار هستیم برای حسابرسی در روز قیامت.(3)
چنانکه امام صادقعلیه السلام خود را به قبر شریف آن حضرت چسبانید و فرمود:
«بِأَبِی أَنْتَ وَأُمِّی یا بابَ الْمَقامِ»؛(4)
«پدر و مادرم فدای تو ای درگاه مقام».
هرکه میخواهد پیامبر خداصلی الله علیه وآله را بشناسد و به او برسد، باید علیعلیه السلام را بشناسد و تابع او باشد، چنانکه خود آن حضرت فرموده است:
«أَنَا الْحُجَّةُ الْعُظْمی وَالآیةُ الْکُبْری وَالْمَثَلُ الْأَعْلی وَبابُ النَّبِیّ الْمُصْطَفی ؛(5)
«من عظیمترین و بزرگترین آیه و حجّتخدایم، من مثل اعلی و باب پیامبر برگزیده هستم».
خورشید تابنده و فروزنده.
همچنین مراجعه شود به: آیةُ السّابِقِینَ [802]
مملوّ از علم و ایمان.
همچنین مراجعه شود به: الْآخِرُ [800]
شکافنده باطل.
امام علیعلیه السلام در نهج البلاغه، در یکی از خطبههایش فرموده است:
«وَأَیمُ اللَّهِ! لأََبْقَرَنَّ الْباطِلَ حَتّی أُخْرِجَ الْحَقَّ مِنْ خاصِرَتِهِ»؛(6)
«به خدا قسم که درون باطل را میشکافم و حقّ را از پهلوی آن بیرون میکشم».
دریای بسیار بزرگ.
از امام علیعلیه السلام نقل شده است که فرمود:
«أَنَا الْبَحْرُ الْقَمْقامُ الزّاخِرُ»؛(7)
«من دریای بیکران و پربار هستم».
1) 1050. بحارالانوار، ج 97، ص 348.
2) 1051. بحارالانوار، ج 41، ص 5؛ مناقب آل ابیطالب، ج 2، ص 118.
3) 1052. بحارالانوار، ج 97، ص 280.
4) 1053. بحارالانوار، ج 97، ص 279؛ المزار ص78؛ بلد الامین ص 291؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
5) 1054. بحارالانوار، ج 39، ص 335؛ امالی صدوق، ص 38.
6) 1055. بحارالانوار، ج 34، ص 239؛ نهج البلاغه، خطبه 104؛ الارشاد، ج 1، ص 247.
7) 1056. بحارالانوار، ج 39، ص 348.
از رسول خداصلی الله علیه وآله تبعیت و پیروی میکرد، که خود میفرماید:
«وَلَقَدْ کُنْتُ أَتَّبِعُهُ اتِّباعَ الْفَصِیلِ أَثَرَ أُمِّهِ...»؛(1)
«من همواره تابع و همراه پیامبر بودم؛ همان طور که بچهشتر و فرزند، بهدنبال مادرش است».
ارث و میراث خلافت او را غصب کرده و به تاراج بردند؛ چنانکه حضرت فرمود:
«أَری تُراثِی نَهْباً»؛(2)
«میراث خلافت را که حقّ من بود، غارت شده میبینم».
و البته برای جلوگیری از تفرقه بین امّت نوپای اسلامی سکوت فرمود.
مفسّر قرآن کریم و تبیین کننده وحی الهی.
حضرت میفرماید:
«أَنَا تَرْجُمانُ وَحْی اللَّهِ، أَنَا مَعْصُومٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ»؛(3)
«من مفسّر قرآن کریم و تبیین کننده وحی الهی هستم. من معصوم از جانب خداوند هستم».
متصل شده و چسبیده به قرب خدای تعالی.
همچنین مراجعه شود به: آیةُ السّابِقِینَ [802]
آنگاه که سوره برائت نازل گردید و قرار شد به مردم مکّه اعلان شود، پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله ابتدا ابوبکر را فرستاد؛ ولی وحی آمد: ای پیامبر! یا خودت باید این کار را انجام دهی یا کسی که مثل خودت باشد. پس علیعلیه السلام را فرستاد، و حضرت نیز با شجاعت تمام در بین مشرکان قریش و مکّه حاضر شد و آن سوره را در مجامع عمومی حج اعلان کرد.
خود حضرت میفرماید:
«أَنَا حامِلُ سُورَةِ التَّنْزِیلِ إِلی أَهْلِ مَکَّةَ بِأَمْرِ اللَّهِ تَعالی ؛(4)
«منم آن کسی که سوره نازل شده برائت را به امر خدای تعالی به سوی اهالی مکّه حمل نمودم».
فرسین؛ یعنی فارسین به معنای دو اسب است. یا اینکه در برخی جنگها بر اسب بعد از اسبی سوار میشده؛ خود آن حضرت در بیانی فرموده است:
«أَنَا الضّارِبُ بِالسَّیفَینِ وَالْحامِلُ عَلی فَرَسَینِ»؛(5)
«من با دو شمشیر جهاد کردم و بر دو اسب سوار شدم».
حضرت در وجوب اطاعت از امامت خود و تشویق مردم میفرماید:
«فَإِنْ أَطَعْتُمُونِی فَإِنِّی حامِلُکُمْ إِنْ شآءَ اللَّهُ عَلی سَبِیلِ الْجَنَّةِ، وَإِنْ کانَ ذا مَشَقَّةٍ شَدِیدَةٍ وَمَذاقَةٍ مَرِیرَةٍ»؛(6)
1) 1057. بحارالانوار، ج 14، ص 475؛ نهج البلاغه، خطبه 192؛ الطرائف، ج 2، ص 413.
2) 1058. معانی الاخبار، ص 360؛ نهج البلاغه، خطبه 3.
3) 1059. احقاق الحق، ج 4، ص 332.
4) 1060. الفضائل، ص 83.
5) 1061. بحارالانوار، ج 39، ص 341؛ امالی صدوق، ص 35؛ بشارة المصطفی، ص 155.
6) 1062. بحارالانوار، ج 32، ص 240؛ نهج البلاغه، خطبه 156.
«اگر از من اطاعت کنید به خواست خدا شما را به راه بهشت خواهم برد؛ هرچند سخت و دشوار و پر از تلخیها باشد».
حجاب و واسطه آفرینش مخلوقات. و از امیرالمؤمنینعلیه السلام نقل شده که فرمود:
«أَنَا بابُ الْمَقامِ وَحُجَّةُ الْخِصامِ وَحِجابُ الْوَری ؛(1)
«من باب مقام و حجّت بر دشمنان و حجاب و واسطه آفرینش مخلوقات هستم».
در زیارت آن حضرت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا حِجابَ الْوَری وَالدَّعْوَةَ الحُسْنی ؛(2)
«سلام برتو ای واسطه آفرینش و دعوت نیکو».
او حجت برای نیکان و نیکوکاران است. حضرت در خطبه روز غدیر فرمود:
«أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَی الْفُجّارِ وَالْأَبْرارِ وَنُورُ الْأَنْوارِ»؛(3)
«من حجّت خدا بر تبهکاران و نیکوکارانم، من نور انوارم».
و در زیارت به آن حضرت سلام میدهیم:
«اَلسَّلامُ عَلی حُجَّةِ الْأَبْرارِ»؛(4)
«سلام بر آن که حجت ابرار است».
حجّت خدا بر فاجران و بدکاران است.
همچنین مراجعه شود به: حُجَّةُ اللَّهِ عَلَی الْأَبْرارِ [855]
پیامبران به وسیله او، بر دشمنان خود احتجاج میکنند.
امام علیعلیه السلام فرمود:
«أَنَا شَجَرَةُ النَّدی وَحِجابُ الْوَری وَصاحِبُ الدُّنْیا وَحُجَّةُ الْأَنْبِیآءِ»؛(5)
«من درخت بخشنده و پرثمر و حجاب و واسطه آفرینش مردم و صاحب دنیا و دلیل و راهنمای پیامبران الهی هستم».
حجّت و دلیل بر ضدّ دشمنان و کافران.
همچنین مراجعه شود به: بابُ الْمَقامِ [841]
حجّت بر اهل آسمان و زمین و آنچه در آنها و بین آنهاست، میباشد.
همچنین مراجعه شود به: آیةُ السّابِقِینَ [802]
گواه و شاهد و دلیل روز قیامت.
حضرت فرمود:
«أَنَا شاهِدٌ لَکُمْ وَحَجِیجُ یوْمِ الْقِیامَةِ عَلَیکُمْ»؛(6)
«من اکنون گواه شمایم و روز قیامت دلیل بر شما خواهم بود».
1) 1063. بحارالانوار، ج 41، ص 5؛ مناقب آل ابیطالب، ج 2، ص 118.
2) 1064. بحارالانوار، ج 97، ص 447.
3) 1065. مصباح المتهجّد، ص 756.
4) 1066. بحارالانوار، ج 97، ص 302؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
5) 1067. بحارالانوار، ج 41، ص 5؛ مناقب آل ابیطالب، ج 2، ص 118.
6) 1068. نهج البلاغه، خطبه 176؛ غرر الحکم، حدیث 3762.
با حجّت و برهان، مارقین و از دین خارج شدگان را مغلوب میکند.
این دفاعیه حضرت در برابر تهمتها است:
«أَنَا حَجِیجُ الْمارِقِینَ وَخَصِیمُ النّاکِثِینَ وَالْمُرْتابِینَ»؛(1)
«من مارقین از دین خارج شده را با برهان قاطع مغلوب میکنم، و دشمن ناکثین پیمانشکن و تردیدکنندگان در دین هستم».
زندهای که نمیمیرد.
همچنین مراجعه شود به: الْآخِرُ [800]
کلیددار و نگهبان.
امیرمؤمنانعلیه السلام در معرفی خود فرموده است:
«أَنَا قَسِیمُ النّارِ وَخازِنُ الْجِنانِ وَصاحِبُ الْحَوْضِ»؛(2)
«من قسمت کننده آتش جهنم و خزینهدار بهشت و صاحب حوض کوثر هستم».
خزینهدار علم خداوند. امام علیعلیه السلام چنین مقام و منزلت و جایگاهی دارد که فرمود:
«أَنَا بابُ اللَّهِ وَأَنَا خازِنُ عِلْمِ اللَّهِ»؛(3)
«من باب خدا و خزینهدار علم خدایم».
چنانکه در توصیف آن حضرت آمده است:
«عَلَماً لِدِینِ اللَّهِ وَخازِناً لِعِلْمِهِ»؛(4)
«او علامت بر دین خدا و خازن علم الهی است».
با تردیدکنندگان در دین، دشمن است.
همچنین مراجعه شود به: حَجِیجُ الْمارِقِینَ [861]
با پیمانشکنان دشمن است.
همچنین مراجعه شود به: حَجِیجُ الْمارِقِینَ [861]
گرسنه و شکم خالی؛ کنایه از کسی که تشنه دیدار و لقای خداوند است. حضرت فرمود:
«یأْتِینِی أَمْرُ اللَّهِ وَأَنَا خَمِیصٌ، إِنَّما هِی لَیلَةٌ أَوْ لَیلَتانِ»؛(5)
«امر خدا برای من خواهد آمد و من فرمانروای گرسنه هستم، و آن هم یک شب یا دو شب دیگر».
و در همان شب، به شهادت رسید.
دلالت و راهنماییاش بر چیزهای دیگر بسیار واضح و مشخص است.
حضرت فرمود:
«أَنَا داعِیکُمْ إِلی طاعَةِ رَبِّکُمْ وَمُرْشِدُکُمْ إِلی فَرائِضِ دِینِکُمْ وَدَلِیلُکُمْ إِلی ما ینْجِیکُمْ»؛(6)
«من شمارا به اطاعت پروردگارتان میخوانم و به واجبات دینتان هدایت میکنم و راهنمای شمایم به آنچه شما را رستگار و نجات دهد».
1) 1069. بحارالانوار، ج 31، ص 500؛ نهج البلاغه، خطبه 75.
2) 1070. غرر الحکم، ص 118؛ الیقین، ص 489.
3) 1071. بحارالانوار، ج 39، ص 335؛ امالی صدوق، ص 35؛ روضة الواعظین، ج 1، ص 101.
4) 1072. بحارالانوار، ج 95، ص 298؛ اقبال الاعمال، ص 473؛ مفاتیح الجنان، اعمال عید غدیر.
5) 1073. بحارالانوار، ج41، ص300؛ الارشاد مفید ج1، ص14.
6) 1074. غرر الحکم، حدیث 3763.
در یکی از زیارات مطلقه امیرالمؤمنینعلیه السلام، امام صادقعلیه السلام از خدا میخواهد:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ... وَالدَّلِیلِ عَلی مَنْ بَعَثْتَهُ بِرِسالاتِکَ»؛(1)
«خدایا درود فرست بر امیرمؤمنان، همان که او را دلیل بر رسالت پیامبرت قرارش دادی».
قاضی و جزا دهنده و حاکم مردم، در دنیا و آخرت، چنانکه آن حضرت فرمود:
«أَنَا دَیانُ النّاسِ یوْمَ الْقِیامَةِ وَقَسِیمُ اللَّهِ بَینَ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَالنّارِ»؛(2)
«من دیان مردم در روز قیامت هستم و قسیم خدا بین اهل بهشت و جهنم هستم».
و نیز فرمود:
«أَنَا یعْسُوبُ الْمُؤْمِنِینَ وَإِمامُ الْمُتَّقِینَ وَدَیانُ النّاسِ یوْمَ الدِّینِ»؛(3)
«من پیشوای مؤمنان و امام پرهیزکاران و جزا دهنده مردم در روز جزا هستم».
با پیامبرصلی الله علیه وآله دو بار بیعت کرده، و در دو بیعت مهم مسلمانان با پیامبرصلی الله علیه وآله حضور داشته است؛ یکی بیعت فتح و دیگری بیعت رضوان. این مطلب را امیرالمؤمنینعلیه السلام در حضور مردم بیان داشت و همه تصدیق کردند.(4)
دوبار هجرت کرده است. از فضایلی است که خود امیرالمؤمنینعلیه السلام بیان فرمود:
«أَنَا الَّذِی هاجَرْتُ الْهِجْرَتَینِ وَبایعْتُ الْبَیعَتَینِ؛(5)
«منم آنکه دو بار هجرت و دو بار بیعت نمودم».
یک بار هجرت از مکّه به حبشه، و یک بار هم هجرت از مکّه به مدینه.(6)
صاحب اختیار و آسیاب گردان جهنم است و کفار را به آن داخل میکند.
از بیانات امیرالمؤمنینعلیه السلام است که فرموده:
«أَنَا رَحْی جَهَنَّمَ الدّائِرَةِ وَأَضْراسِهَا الطّاحِنَةِ»؛(7)
«منم آسیاب گردان جهنم و سنگ کوبنده آن».
همچنین مراجعه شود به: بَأْسُ اللَّهِ [839]
رقّ یعنی جلد صحیفه و برگه و کتاب سفید، رق منشور به معنای صحیفه گشوده شده و از القابی است که خود امام علیعلیه السلام فرموده:
«أَنَا الرَّقُّ الْمَنْشُورُ»؛(8)
«من همان کتاب منتشره هستم.
1) 1075. کافی ج4، ص572؛ من لایحضرهالفقیه ج2، ص587؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
2) 1076. بحارالانوار، ج 32، ص 258؛ کتاب سلیم، ص 712.
3) 1077. بحارالانوار، ج 52، ص 272.
4) 1078. بحارالانوار، ج 31، ص 330؛ روضة الواعظین، ج 1، ص 111؛ امالی صدوق، ص 25.
5) 1079. روضة الواعظین، ج 1، ص 111.
6) 1080. بحارالانوار، ج38، ص288؛ مناقب آل ابیطالب، ج2، ص 58؛ و ج 3، ص 287؛ شواهد التنزیل، ج 1، ص 336؛ المحاسن، ج 2، ص 321؛ رجال کشی، ص 72.
7) 1081. بحارالانوار، ج 35، ص 45 و 49؛ بشارة المصطفی، ص 12.
8) 1082. الفضائل، ص 82.
در یکی از زیارات امیرالمؤمنینعلیه السلام آمده:
«أَشْهَدُأَنَّکَ الطُّورُ وَالْکِتابُالْمَسْطُورُ وَالرَّقُّ الْمَنْشُورُ»؛(1)
«گواهی میدهم که تو طور و کتاب نوشته شده و صحیفه گشوده شده الهی هستی (یعنی تو محل کتاب مسطور و منشور هستی)».
ارمله کسی است که همسرش فوت کرده و به مساکین و فقرا نیز ارامل گفته میشود. حضرت در خطبهای فرمود:
«أَنَا الْهادِی وَأَنَا الْمُهْتَدِی، وَأَنَا أَبُوالْیتامی وَالْمَساکِینَ وَزَوْجُ الْأَرامِلِ»؛(2)
«منم هدایت کننده، منم هدایت شده، و منم پدر یتیمان و مساکین و بیسرپرستان».
همسر فاطمه زهراعلیها السلام، شوهر بتول، بتول از القاب حضرت فاطمه زهراعلیها السلام است.
همچنین مراجعه شود به: بَأْسُ اللَّهِ [839]
زینت دین و مکتب.
امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود:
«أَنَا زَینُ الدِّینِ، أَنَا قاضِی الدِّینِ، أَنَا أَبُوالْحَسَنِ وَالْحُسَینِ»؛(3)
«من زینت دین و حکم کننده در مکتب هستم، من پدر حسن و حسینعلیهما السلام هستم».
همچنین مراجعه شود به: أَبُوالْحَسَنِ [804]
صدای ناله شیطان را در آغاز بعثت شنید.
حضرت در این باره میفرماید:
«وَلَقَدْ سَمِعْتُ رَنَّةَ الشَّیطانِ حِینَ نَزَلَ الْوَحْی عَلَیهِ، فَقُلْتُ: یا رَسُولَ اللَّهِ! ما هذِهِ الرَّنَّةُ؟ فَقالَ: هذَا الشَّیطانُ قَدْ أَیسَ مِنْ عِبادَتِهِ»؛(4)
«من صدای ناله شیطان را شنیدم، آنگاه که وحی بر پیامبر نازل شد، گفتم: ای رسول خدا! این چه نالهای بود؟ فرمود: این ناله شیطان بود که از پرستش خود مأیوس شده».
راه خدا و مسیر خط خدا؛ یعنی هرکس میخواهد به خدا برسد، باید از این مسیر حرکت کند.
امام علیعلیه السلام در معرفی خود فرموده است:
«أَنَا سَبِیلُ اللَّهِ وَبِهِ عَزَمْتُ عَلَیهِ»؛(5)
«من راه خدایم و برآن ثابت قدم و مصمّم هستم».
و در زیارت مطلقه آن حضرت آمده است:
«وَأَشْهَدُ أَنَّکَ جَنْبُ اللَّهِ وَأَنَّکَ سَبِیلُ اللَّهِ»؛(6)
«گواهی میدهم تو جنب اللَّه و سبیل اللَّه هستی».
1) 1083. بحارالانوار، ج 97، ص 303.
2) 1084. بحارالانوار، ج 24، ص 198 و ج 4، ص 8.
3) 1085. بحارالانوار، ج 40، ص 268.
4) 1086. بحارالانوار، ج 14، ص 475؛ نهج البلاغه، ص 300؛ الطرائف، ج2، ص413؛ الصراط المستقیم، ج2، ص65.
5) 1087. بحارالانوار، ج 39، ص 349؛ رجال کشی، ص 211.
6) 1088. من لایحضرهالفقیه، ج2، ص 589؛ تهذیب طوسی ج6، ص 27؛ البلد الامین، ص 293؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
خدای تعالی، ابر و رعد و برق، باد و کوه و دریا، و ستارگان و خورشید و ماه را در تسخیر او قرار داده است.
همچنین مراجعه شود به: آیةُ السّابِقِینَ [802]
چراغ راه در تاریکی.
حضرت فرمود:
«إِنَّما مَثَلِی بَینَکُمْ کَمَثَلِ السِّراجِ فِی الظُّلْمَةِ، یسْتَضِیءُ بِهِ مِنْ وَلَجِها»؛(1)
«همانا من در میان شما، مانند چراغ نورانی و روشنیبخش در تاریکی هستم، هرکه به آن روی آورد، از نورش بهره میگیرد».
نماینده و پیک و سفیر همه سفیران.
حضرت در مناسبتی فرمود:
«أَنَا الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ وَالْکَلِمَةُ الْباقِیةُ وَأَنَا سَفِیرُ السُّفَراءِ»؛(2)
«حجّت بالغه الهی و کلمه باقی خدا من هستم، و من سفیر همه سفیران هستم».
شمشیر شدّت و عذاب رسول خداصلی الله علیه وآله.
از امیرمؤمنانعلیه السلام نقل شده که فرمود:
«أَنَا أَخُو رَسُولِ اللَّهِ وَابْنُ عَمِّهِ وَسَیفُ نَقْمَتِهِ وَعِمادُ نُصْرَتِهِ»؛(3)
«من برادر رسول خداصلی الله علیه وآله و پسر عموی او و شمشیر قدرت و اساس پیروزیهای او هستم».
رسول خداصلی الله علیه وآله آنقدر از علوم و اسرار عالم را به علیعلیه السلام تعلیم فرمود که فقط خدا میداند. امام علیعلیه السلام نیز فرمود:
«عَلَّمَنِی رَسُولُ اللَّهِ أَلْفَ بابٍ یفْتَحُ مِنْ کُلِّ بابٍ أَلْفَ بابٍ»؛(4)
«رسول خداصلی الله علیه وآله هزار باب از علم به من آموخت که از هر بابی، هزار باب دیگر گشوده میشود».
امیرمؤمنانعلیه السلام در معرفی خود فرمود:
«صارَ مُحَمَّدٌ نَبِیاً مُرْسَلاً وَصِرْتُ أَنَا صاحِبُ أَمْرِ النَّبِیّ»؛(5)
«محمّدصلی الله علیه وآله پیامبر مرسَل شد و من صاحب امر آن حضرت شدم».
در جنگهای صدر اسلام؛ به خصوص غزوه بدر و حنین جانفشانیهای زیادی از خود نشان داد.
از فرمایشات خود حضرت است که فرمود:
«أَنَا صاحِبُ بَدْرٍ وَحُنَینٍ، أَنَا الضّارِبُ بِالسَّیفَینِ»؛(6)
«منم صاحب افتخارات جنگ بدر و حنین، منم مبارزه کننده با دو شمشیر».
به سبب فداکاری و جانبازیهای مهم حضرت، شمشیر ایشان شکست. پس برایش از آسمان، ذوالفقار آمد.
دارای بینش و بصیرت و آگاهی.
حضرت فرمود:
«إِنِّی لَعَلی بَینَةٍ مِنْ رَبِّی وَبَصِیرَةٍ مِنْ دِینِی وَیقِینٍ مِنْ أَمْرِی»؛(1)
«من همواره از جانب پروردگارم با دلیل روشن هستم و در دینم با بینش، و در کارم بر یقین میباشم».
امام حسن عسکریعلیه السلام میفرماید: پدرم امام هادیعلیه السلام در روز عید غدیر امیرمؤمنانعلیه السلام را چنین زیارت فرمود:
«وَأَنْتَ عَلی نَهْجِ بَصِیرَةٍ وَهُدی، وَهُمْ عَلی سُنَنِ ضَلالَةٍ»؛(2)
«تو بر راه و روش علم و آگاهی و هدایت بودی، امّا دشمنان تو بر سبیل گمراهی بودند».
خدای تعالی، اختیار بهشت را به او سپرده.
همچنین مراجعه شود به: آیةُ السّابِقِینَ [802]
جُنّة یعنی سپر؛ آنگاه که امیرالمؤمنینعلیه السلام را تهدید به ترور کردند، حضرت فرمود:
«وَإِنَّ عَلَی مِنَ اللَّهِ جُنَّةٌ حَصِینَةٌ، فَإِذا جآءَ یوْمِی انْفَرَجَتْ عَنِّی وَأَسْلَمَتْنِی فَحِینَئِذٍ لا یطِیشُ السَّهْمُ وَلا یبْرَأُ الْکَلْمُ»؛(3)
«همانا از جانب خدا بر من پوشش و سپر محکمی قرار دارد که مرا حفظ نماید، هرگاه روز اجل فرا رسد، سپر از من دور شده، مرا تسلیم مرگ میکند؛ آنگاه نه تیر کسی خطا میرود و نه زخم بهبود مییابد».
صاحب اختیار امور دنیا؛ این به جهت ولایتیاست که خدایتعالی به آنحضرت عطا فرموده، چنانکه در بیانات خود حضرت آمده:
«أَنَا شَجَرَةُالنَّدی وَحِجابُ الْوَری وَصاحِبُالدُّنْیا»؛(4)
«منم درخت بخشنده و واسطه آفرینش مردم و صاحب اختیار امور دنیا».
دارای دولتهای گوناگون، و رجعتهای متعدد دارد.
همچنین مراجعه شود به: آیةُ السّابِقِینَ [802]
آن حضرت فرموده است:
«أَنَا صاحِبُ الْکَرّاتِ وَدَوْلَةِ الدُّوَلِ»؛(5)
«من صاحب رجعتها و صاحب دولتهایم».
رجعت یعنی پس از ظهور امام زمانعلیه السلام برخی از بهترین مؤمنان و بعضی از بدترین انسانها زنده میشوند و به دنیا برمیگردند. شاید مراد از «دولة الدول»، علم آن حضرت به حکومت هر دولتی باشد. و شاید مراد غلبه آن حضرت در جنگها باشد؛ چون دولت به معنای غلبه است. احتمال دارد اینکه دولت هر صاحب دولتی از انبیا و اولیا و اوصیا، به جهت ولایت و نور آن حضرت است.(1)
چند نوبت رجعت خواهد کرد.
همچنین مراجعه شود به: آیةُ السّابِقِینَ [802]
رجعت بعد از رجعت دارد.
همچنین مراجعه شود به: آیةُ السّابِقِینَ [802]
صاحب راه روشن و آشکار.
امیرالمؤمنینعلیه السلام فرموده است:
«أَنَا بابُ الْإِیمانِ وَصاحِبُ الْمَیسَمِ وَصاحِبُ السِّنِینَ»؛(2)
«من باب ایمان و صاحب علامتگذارنده و صاحب سنین و روش آشکار هستم».
دارنده قدرت و شمشیر. آن حضرت در معرفی خویش فرموده:
«صارَ مُحَمَّدٌ صاحِبَ الدَّعْوَةِ، وَصِرْتُ أَنَا صاحِبَ السَّیفِ»؛(3)
«پیامبر صاحب دعوت شد و من صاحب شمشیر شدم».
صاحب پهلوانیها و فداکاریها.
همچنین مراجعه شود به: آیةُ السّابِقِینَ [802]
در روایات متعددی از پیامبر و امامانعلیهم السلام نقل شده که به تفرقه امّت اشاره و فقط یک گروه را اهل نجات معرفی نمودند، از جمله امام علیعلیه السلام فرموده:
«لَتَفْرَقَنَّ هذِهِ الْأُمَّةِ عَلی ثَلاثَ وَسَبْعِینَ فِرْقَةً، وَالَّذِی نَفْسِی بِیدِهِ إِنَّ الْفِرَقَ کُلَّها ضآلَّةٌ إِلّا مَنِ اتَّبَعَنِی وَکانَ مِنْ شِیعَتِی»؛(4)
«این امّت هفتاد و سه فرقه شوند، قسم به آنکه جانم به دست اوست، همه فرقهها گمراهند، مگر گروهی که از من پیروی کنند و شیعه من شوند».
کسی که به سمت هر دو قبله نماز خوانده، هم بیت المقدس و هم کعبه؛ و از اولین مؤمنان به خدا و اسلام است. خود حضرت فرموده: من خودستایی نمیکنم؛ ولی اینها نعمتهای خدا بر من است:
«أَنَا صاحِبُ الْقِبْلَتَینِ وَحامِلُ الرّایتَینِ»؛(5)
«من صاحب دو قبله و دارنده دو پرچم هستم».
کرّه؛ رجوع و رجعت. رجعت از مباحث اعتقادی شیعه است. و امام علیعلیه السلام نیز رجعتهای متعدد دارد.
گاه مراد از کرّه، حملات مکرر به دشمنان است. خود آن حضرت فرمود:
«أَنَا صاحِبُ الْکَرّاتِ وَدَوْلَةِ الدُّوَلِ»؛(1)
«من صاحب رجعتها و صاحب دولتهایم».
رجعت بعد از رجعت؛ یا کسی که حملات مکرر دارد.
همچنین مراجعه شود به: آیةُ السّابِقِینَ [802]
یهودیانی که پس از رحلت پیامبرصلی الله علیه وآله برای دریافت پاسخ به پرسشهای خود آمده بودند، ابوبکر از جواب آنان بازماند. امام علیعلیه السلام ضمن پاسخ دادن به پرسشهای آنها، به معرفی خود پرداخت:
«أَنَا عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ، أَخُو النَّبِیّ... وَصاحِبُ کُلِّ نَفِیسَةٍ وَغَزاةٍ»؛(2)
«من علیعلیه السلام هستم، برادر پیامبرصلی الله علیه وآله و صاحب هر غنیمت پربها و جنگهایم».
علم لوح محفوظ در نزد اوست.
از فرمایشات امیرمؤمنانعلیه السلام است که فرمود:
«أَنَا صاحِبُ اللَّوْحِ الْمَحْفُوظِ، أَلْهَمَنِی اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ عِلْمَ ما فِیهِ»؛(3)
«من دارنده لوح محفوظ هستم که خداوند علم هرچه در آن است، را به من الهام فرموده است».
میسم؛ وسیلهای که با آن، بر روی چیزی علامتگذاری میکنند. امام علیعلیه السلام صاحب میسم است و این اشاره به حدیثی است که میفرماید: او همان دابّهای است که در آخر الزمان ظاهر میشود و همراه او عصا و میسم است که با آن مؤمن و کافر را از یکدیگر جدا و علامتگذاری مینماید. بر پیشانی مؤمن مینویسد: این مؤمن است و بر پیشانی کافر مینویسد: این کافر است.(4)
چنانکه خود آن حضرت نیز فرموده:
«أَنَا صاحِبُ الْمِیسَمِ وَأَنَا الْفارُوقُ الْأَکْبَرُ»؛(5)
«من صاحب میسم و بزرگترین فاروق هستم، فرق گذارنده حقّ و باطل».
در زیارت امیرمؤمنانعلیه السلام نیز آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا عَمُودَ الدِّینِ وَوارِثَ عِلْمِ الْأَوَّلِینَ وَالْآخِرِینَ، وَصاحِبُ الْمِیسَمِ وَالصِّراطِ الْمُسْتَقِیمِ»؛(6)
1) 1105. بحارالانوار ج39، ص345؛ اصول کافی ج1، ص197؛ بصائر الدرجات، ص 202.
2) 1106. بحارالانوار، ج 30، ص 89.
3) 1107. بحارالانوار، ج 36، ص 4.
4) 1108. بحارالانوار، ج 97، ص 275.
5) 1109. مناقب آل ابی طالب، ج 2، ص 39؛ بصائر الدرجات، ص 202.
6) 1110. بحارالانوار، ج97، ص 272؛ من لایحضره الفقیه، ج2، ص 589؛ مصباح المتهجد، ص 742.
«سلام بر تو ای پایه استوار دین خدا و وارث علم اولین و آخرین، ای صاحب میسم و ای صراط مستقیم الهی».
امام صادقعلیه السلام فرمود: روز قیامت منبری قرار میدهند که همه خلایق آن را میبینند و شخصی بر آن نشسته، آنگاه فرشتهای از راست و چپ او بلندمیشود و ندا میدهد: این علی بن ابیطالب، صاحب بهشت و صاحب آتشاست، هرکهرابخواهد درآنواردمیکند.(1)
و خود آن حضرت نیز فرمود:
«صارَ مُحَمَّدٌ صاحِبُ الْجَنَّةِ وَصِرْتُ أَنَا صاحِبُ النّارِ أَقُولُ لَها خُذِی هذا وَذَرِی هذا»؛(2)
«محمّد صاحب بهشت شد و من صاحب آتش و به آن فرمان میدهم که این را بگیر و این را رها کن، (دوست و دشمن من معلوم میشوند)».
نشر و خلق مخلوقات، به سبب آن حضرت و نور سایر امامانعلیهم السلام بوده.
از امیرمؤمنانعلیه السلام نقل شده که فرموده است:
«صارَ مُحَمَّدٌ صاحِبَ الْجَمْعِ وَصِرْتُ أَنَا صاحِبُ النَّشْرِ»؛(3)
«محمّد صاحب جمع و من صاحب نشر شدم».
امام صادقعلیه السلام از امیرمؤمنانعلیه السلام نقل میکند که فرمود:
«أَنَا الْفارُوقُ الْأَکْبَرُ وَصاحِبُ الْمَیسَمِ وَأَنَا صاحِبُ النَّشْرِ الْأَوَّلِ وَالنَّشْرِ الْآخِرِ»؛(4)
«منم فاروقاکبر، و صاحب میسم (مؤمن و کافر را علامتمیگذارم) منم صاحب نشر اوّل و آخر».
نشر اول؛ یعنی خلقت و نشر اولیه به سبب من بوده و نشر آخر نیز؛ یعنی رجعت و قیامت به سبب من خواهد بود.
صاحب خلقت اولیه.
همچنین مراجعه شود به: صاحِبُ النَّشْرِ الْآخِرِ [906]
سختیها را به جان خرید.
همچنین مراجعه شود به: آیةُ السّابِقِینَ [802]
بخشش و کرم او زیاد است.
همچنین مراجعه شود به: آیةُ السّابِقِینَ [802]
در نفخه صور میدمد و آن را آرام میکند.
در کلام خود آن حضرت بیان شده است:
«صارَ مُحَمَّدٌ صاحِبَ الرَّجْفَةِ، وَصِرْتُ أَنَا صاحِبَ الْهُدَّةِ»؛(5)
«رسول خداصلی الله علیه وآله صاحب الرجفة است (در نفخه صور میدمد) و من صاحب الهدّة هستم (صور را آرام میکنم)».
دارای یقین و علم و آگاهی در حدّ اعلی
حضرت فرموده:
«إِنِّی لَعَلی یقِینٍ مِنْ رَبِّی وَغَیرِ شُبْهَةٍ فِی دِینِی»؛(1)
«من از جانب پروردگارم بر یقین هستم و در امور دینم هیچ شک و شبههای ندارم».
همچنین مراجعه شود به: صاحِبُ الْبَصِیرَةِ [886]
امیرالمؤمنینعلیه السلام ضمن حدیث طولانی، در معرفی خود به سلمان و جندب فرمود: من و رسول خداصلی الله علیه وآله نور واحد بودیم، رسول خدا شد محمّد مصطفی و من شدم وصی مرتضی؛ محمّدصلی الله علیه وآله شد ناطق و من شدم صامت؛ زیرا در هر عصر و زمانی لازم است یکی ناطق باشد و یکی صامت.(2)
اولین کسی که رسالت و نبوت پیامبرصلی الله علیه وآله را تصدیق و گواهی نمود. شخصی احوال امام را از آن حضرت جویا شد، فرمود:
«أَصْبَحْتُ وَأَنَا الصِّدِّیقُ الْأَوَّلُ وَالْفارُوقُ الْأَعْظَمُ»؛(3)
«من در حالی روز خود را آغاز کردم که اولین تصدیق کننده رسالت هستم، و من بزرگترین فرق گذارنده بین حقّ و باطل میباشم».
امام علیعلیه السلام راه و خط رسیدن به خدای تعالی هست؛ هرکه میخواهد به خدا برسد، باید پیرو او شود. و خودش فرمود:
«أَنَا صِراطُ اللَّهِ الَّذِی مَنْ لَمْ یسْلُکْهُ بِطاعَةِ اللَّهِ فِیهِ هَوی بِهِ إِلَی النّارِ»؛(4)
«من آن راه خدا هستم که اگر کسی آن را با طاعت خدا نپیماید، به جهنم خواهد رفت».
نزدیکترین فرد و همریشه با رسول خدا.
حضرت فرمود:
«أَنَا صِنْوُ رَسُولِ اللَّهِ وَالسّابِقُ إِلَی الْإِسْلامِ وَکاسِرُ الْأَصْنامِ وَمُجاهِدُ الْکُفّارِ وَقامِعُ الْأَضْدادِ»؛(5)
«من نزدیکترین فرد به رسول خدا و پیشقدم در اسلام هستم، من بتشکن و پیکارگر با کافران و ریشهکن کننده دشمنانم».
و در اشعار به آن اشاره شده:(6)
مَنْ کانَ صِنْوَ النَّبِیّ غَیرَ عَلِیّ
مَنْ غَسَّلَ الطُّهْرَ ثُمَّ واراها
کَلّا وَحَقُّ أَمِیرِ النَّحْلِ حَیدَرَةٌ
صِنْوُ النَّبِیّ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ عَلِی
داماد بهترین مخلوق خدا که پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله باشد. امام علیعلیه السلام همکفو و همشأن و همسر
1) 1116. غرر الحکم، حدیث 3767.
2) 1117. بحارالانوار، ج 26، ص 4.
3) 1118. بحارالانوار، ج39، ص347؛ مناقب آل ابیطالب، ج2، ص 386.
4) 1119. بحارالانوار، ج24، ص191؛ مناقب آل ابیطالب، ج4، ص 273؛ مصباح المتهجد، ص 756.
5) 1120. غرر الحکم، حدیث 3754.
6) 1121. مناقب آل ابی طالب، ج 2، ص 302 و ج 3، ص 96.
فاطمه زهراعلیها السلام یگانه دختر و یادگار رسول خداصلی الله علیه وآله است. خود حضرت نیز فرمود:
«أَنَا صِهْرُ خَیرِ الْأَنام وَأَنَا سَیدُ الْأَوْصِیاءِ»؛(1)
«من داماد بهترین خلق خدایم و من آقای اوصیایم».
با دو شمشیر میجنگید.
آن حضرت فرمود:
«أَنَا صاحِبُ بَدْرٍ وَحُنَینٍ، أَنَا الضّارِبُ بِالسَّیفَینِ»؛(2)
«من صاحب جنگ بدر و حنین هستم و جنگ کننده به دو شمشیر میباشم».
مراد از دو شمشیر، چند وجه متصوّر است:
یکی شمشیر تنزیل در زمان رسول خداصلی الله علیه وآله و دیگری شمشیر تأویل بعد از حضرت است.
یا اینکه: در برخی جنگها، دو شمشیر به دست میگرفته. و یا شمشیرش میشکست و شمشیر دیگر میگرفت، چنانکه در جریان جنگاحد شمشیرش شکست و رسولخداصلی الله علیه وآله ذوالفقار را به ایشان داد.
و یا اینکه: مراد «ذوالفقار» بوده که دو لبه یا دو تیغه داشته است.(3)
پرتاب کننده نیزه و کشنده کافران و مشرکان به وسیله نیزه.
«أَنَا الضّارِبُ بِالسَّیفَینِ، أَنَا الطّاعِنُ بِالرُّمْحَینِ»؛(4)
«من جنگ کننده با دو شمشیر هستم، من پرتاب کننده دو نیزه هستم».
خدای تعالی، دور را برایش نزدیک میکند.
امام علیعلیه السلام به سلمان فارسی فرمود:
«أَنَا الَّذِی هَوَّنَ اللَّهُ عَلَیهِ الشَّدائِدَ وَطَوِی لَهُ الْبَعِیدَ»؛(5)
«من همان کسی هستم که خداوند متعال، شداید را برایش آسان می کند و دور را برایش نزدیک مینماید».
امام علیعلیه السلام نشانه و ظاهر اسلام است و اسلام در او ظهور یافته است.
همچنین مراجعه شود به: الْآخِرُ [800]
امیرمؤمنانعلیه السلام در بیانی فرمود:
«أَنَا وَاللَّهِ أَعْلَمُ بِالتَّوْراةِ مِنْ أَهْلِ التَّوْراةِ، وَأَعْلَمُ بِالْاِنْجِیلِ مِنْ أَهْلِ الْاِنْجِیلِ، وَأَعْلَمُ بِالْقُرْآنِ مِنْ أَهْلِ الْقُرْآنِ»؛(6)
«به خدا قسم! من به تورات از اهل تورات هم آشناترم و به انجیل هم از اهل انجیل آگاهترم و به قرآن نیز از اهل قرآن به آن آشناتر هستم».
1) 1122. بحارالانوار، ج 33، ص 282؛ معانی الاخبار، ص 58؛ بشارة المصطفی، ص 12.
2) 1123. بحارالانوار، ج 34، ص 268؛ امالی صدوق، مجلس 7، حدیث 2، ص 25؛ بشارة المصطفی، ص 155.
3) 1124. بحارالانوار، ج 39، ص 341.
4) 1125. بحارالانوار، ج34، ص297؛ مناقب آل ابیطالب، ج3، ص 287؛ الفضائل، ص 83.
5) 1126. نوادر المعجزات، ص 18
6) 1127. بحارالانوار، ج40،ص137؛ بصائرالدرجات،ص134؛ موسوعه امام علی، ج 10، ص 61.
عالم به تورات، حتی عالمتر از اهل آن است.
همچنین مراجعه شود به: عالِمٌ بِالْإِنْجِیلِ [921]
به کتاب خدا، قرآن از همه عالمتر و آگاهتر است.
همچنین مراجعه شود به: عالِمٌ بِالْإِنْجِیلِ [921]
عالم خدایی و خداشناس و خداگونه.
امیرمؤمنانعلیه السلام به سلمان فرمود:
«عالِمُ الْغَیبِ فَلا یظْهِرُ عَلی غَیبِهِ أَحَداً * إِلّا مَنِ ارْتَضی مِنْ رَسُولٍ»؛(1)
«دانای غیب اوست و هیچ کس را بر اسرار غیبش آگاه نمیسازد، مگر رسولانی که آنان را برگزیده و مراقبینی از پیش رو و پشت سر برای آنها قرار میدهد».
آیا این آیه شریفه را قرائت کردهای؟
سلمان گفت: آری، ای آقای من!
فرمود: «أَنَا الْمُرْتَضی مِنَ الرَّسُولِ الَّذِی أَظْهَرَهُ عَلی غَیبِهِ، أَنَا الْعالِمُ الرَّبّانِی»؛(2)
«من همان انتخاب شده از رسول هستم که او را بر غیب خود آگاه نموده، من عالم ربّانی هستم».
بنده خدا. و این بالاترین افتخار آن حضرت است که میفرماید:
«أَنَا عَبْدُ اللَّهِ وَأَخُو رَسُولِ اللَّهِ»؛(3)
«من بنده خدا و برادر رسول خدایم».
در اعمال روز عید غدیر آمده:
«وَأَجَبْنا داعِی اللَّهِ، وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فِی مُوالاةِ مَوْلانا وَمَوْلَی الْمُؤْمِنِینَ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَلِی بْنِ أَبِی طالِبٍ، عَبْدِ اللَّهِ وَأَخِی رَسُولِهِ»؛(4)
«ما دعوت کننده به سوی خدا را اجابت کردیم و پیامبر را تبعیت نمودیم در دوستی و موالات مولایمان و مولای همه مؤمنان و امیرمؤمنان علی بن ابی طالب که بنده خدا و برادر رسول خداست».
در دعای افتتاح نیز میگوییم:
«اَللَّهُمَّ وَصَلِّ عَلی عَلِی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ، وَوَصِی رَسُولِ رَبِّ الْعالَمِینَ، عَبْدِکَ وَوَلِیکَ»؛(5)
«خدایا درود فرست بر علی که امیرمؤمنان و وصی پیامبر پروردگار عالمیان است او که عبد محض و ولی توست».
هنگام زیارت آن حضرت شهادت میدهیم:
«وَأَشْهَدُ أَنَّ عَلِیاً عَبْدُ اللَّهِ وَأَخُو رَسُولِ اللَّهِ»؛(6)
«گواهی میدهم علیعلیه السلام بندهخدا و برادر رسول خدا است».
یکی از احبار یهود خدمت حضرت آمد،
1) 1128. سوره جن، آیه 26 و 27.
2) 1129. بحارالانوار، ج 54، ص 341 و ج 42، ص 52.
3) 1130. بحارالانوار، ج25، ص236؛ مناقب آل ابیطالب، ج3، ص 104.
4) 1131. بحارالانوار، ج 95، ص 298؛ مفاتیح الجنان؛ اعمال عید غدیر.
5) 1132. اقبال الاعمال، ص 60؛ مفاتیح الجنان، دعای افتتاح.
6) 1133. من لایحضرهالفقیه ج2، ص587؛ تهذیب، ج6، ص25.
سؤالات گوناگونی پرسید و ایشان جواب دادند، در پایان پرسید: آیا تو پیامبر هستی؟ حضرت فرمود:
«وَیلَکَ! إِنَّما أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِیدِ مُحَمَّدٍ»؛(1)
«وای بر تو! من بندهای از بندههای محمّد هستم».
شیخ صدوق در ادامه گفته: مراد این است که من بنده اطاعت او هستم.
هرچه قرار بوده که خدای تعالی از علم و دانش برای بشر و مخلوقاتش بدهد، به پیامبر خدا و امیرمؤمنانعلیهما السلام داده است.
از فرمایشات آن حضرت است که فرمود:
«أَنَا عِلْمُ اللَّهِ وَأَنَا قَلْبُ اللَّهِ الْواعِی»؛(2)
«من علم خدا هستم، و من قلب و گنجینه حفظ شده خدایم».
بر سبیل و راه حقّ و حقیقت است.
حضرت فرمود:
«إِنِّی لَعَلی جآدَّةِ الْحَقِّ وَإِنَّهُمْ لَعَلی مَزَلَّةِ الْباطِلِ»؛(3)
«همانا من در راه حقّ هستم و دشمنان من بر پرتگاه باطل میباشند».
رسول خداصلی الله علیه وآله یاران و یاوران و اصحاب زیادی داشتند و آن حضرت را در جنگ و غیر آن کمک میکردند؛ لکن آنکه از همه بیشتر ناصر ایشان بود، امیرمؤمنانعلیه السلام بود و آن حضرت نیز به این مطلب افتخار میکرد:
«أَنَا أَخُو رَسُولِ اللَّهِ وَابْنُ عَمِّهِ وَسَیفُ نِقْمَتِهِ وَعِمادُ نُصْرَتِهِ»؛(4)
«من برادر رسول خدا و پسر عموی او و شمشیر قدرت و اساس پیروزی او هستم».
امام علیعلیه السلام در برابر نامردمی مردمان از ایشان اقرار میگیرد و چنین میفرماید:
«وَأَعْذَرُوا مَنْ لا حُجَّةَ لَکُمْ عَلَیهِ (وَهُوَ أَنَا) أَلَمْ أَعْمَلْ فِیکُمْ بِالثِّقْلِ الْأَکْبَرِ وَأَتْرُکْ فِیکُمُ الثِّقْلَ الْأَصْغَرَ، قَدْ رَکَزْتُ فِیکُمْ رایةَ الْإِیمانَ وَوَقَفْتُکُمْ عَلی حُدُودِ الْحَلالِ وَالْحَرامِ، وَأَلْبَسْتُکُمُ الْعافِیةَ مِنْ عَدْلِی وَفَرَشْتُکُمُ الْمَعْرُوفَ مِنْ قَوْلِی وَفِعْلِی، وَأَرَیتُکُمْ کَرائِمَ الْأَخْلاقِ مِنْ نَفْسِی، فَلا تَسْتَعْمِلُوا الرَّأْی فِیما لا یدْرِکُ قَعْرَهُ الْبَصَرُ وَلا تَتَغَلْغَلُ إِلَیهِ الْفِکْرُ»؛(5)
«ای مردم! از کسی که بر ضد او دلیلی ندارید عذرخواهی کنید و آن من هستم. آیا من در میان شما به ثقل اکبر که قرآن است، عمل نکردم؟! آیا ثقل اصغر را، که عترت پیامبرتان است، حفظ نکردم؟! آیا پرچم ایمان را در بین شما استوار نساختم؟ آیا شما را بر حدود حلال و حرام خدا آگاه نکردم؟ آیا با عدل خود جامه عافیت بر شما نپوشاندم؟ آیا با سخن و رفتار خود نیکیها را
رواج ندادم؟ آیا زیباییها و ملکات نفسانی را به شما نشان ندادم؟ پس به وهم و خیال خود عمل نکنید آنجا که چشم دل ژرفای آن را نمیبیند و فکرتان توانایی راه یافتن به آن را ندارد».
علم و دانش تمام حوادث و بلاها نزد اوست و از همه آنها آگاهی دارد.
این از بیانات خود آن حضرت است که بارها فرمود: از من بپرسید هرچه میخواهید قبل از آنکه مرا از دست بدهید، سپس میفرمود:
«أَلا تَسْأَلُونَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْمَنایا وَالْبَلایا وَالْقَضایا وَفَصْلُ الْخِطابِ»؛(1)
«آیا از کسی که علم و دانش همه آرزوها و بلاها و وقایع آینده و فیصله دهنده کلام در اختیار اوست پرسش نمیکنید؟!».
به همه قضایای عالم آگاهی دارد.
همچنین مراجعه شود به: عِنْدَهُ عِلْمُ الْبَلایا [931]
به همه مرگ و میرها آگاهی دارد.
همچنین مراجعه شود به: عِنْدَهُ عِلْمُ الْبَلایا [931]
چشم بینای خدا بر بندگان و مخلوقات.
چنانکه خود آن حضرت در بیانی فرمود:
«فَأَمّا عَینُ اللَّهِ، فَأَنَا عَینُهُ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ وَالْکَفَرَةِ»؛(2)
«و امّا اینکه من چشم خدا هستم؛ یعنی من چشم خدا بر مؤمنان و کافران هستم».
حقیقت و اصل یقین.
امام علیعلیه السلام فرمود:
«أَنَا عَینُ الْیقِینِ، أَنَا الْمَوْتُ الْمُمِیتُ»؛(3)
«من حقیقت و عین یقین هستم، من مرگ میراننده هستم».
نهایت هدف و آرزوی همه سابقان.
در فرمایش امیرمؤمنانعلیه السلام آمده است:
«سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی، أَنَا یعْسُوبُ الْمُؤْمِنِینَ وَغایةُ السّابِقِینَ»؛
«بپرسید از من قبل از اینکه مرا از دست بدهید، من پیشوای مؤمنان و جلودار و نهایت هدف سابقان هستم».
همچنین مراجعه شود به: صاحِبُ الْأَعْرافِ [62]
چشمه سرشار مثل فرات.
امیرمؤمنانعلیه السلام در بیانی فرموده است:
«أَنَا الْقَمَرُ الزّاهِرُ بِالْعِلْمِ الَّذِی عَلَّمَنِی رَبِّی، وَالْفُراتُ الزّاخِرُ أَشْبَهْتُ مِنَ الْقَمَرِ نُورَهُ وَبَهائَهُ وَمِنَ الْفُراتِ بَذْلَهُ وَسَخائَهُ»؛(4)
«من ماه درخشنده به علمیام که پروردگارم بدان آموخته، من چشمه سرشار هستم، شباهت من به ماه، در نور و جمال آن، و شباهتم به فرات، از جهت بخشش و سخاوت آن است».
خیمه و چادر.
همچنین مراجعه شود به: آیةُ السّابِقِینَ [802]
چشم فتنه را درآورد.
امام در ابتدای یکی از خطبهها بعد از جنگ با خوارج نهروان در مورد ویژگیهای خود چنین میفرماید:
«أَیهَا النّاسُ! فَإِنِّی فَقَأْتُ عَینَ الْفِتْنَةِ وَلَمْ یکُنْ لِیجْتَرِئَ عَلَیها أَحَدٌ غَیرِی بَعْدَ أَنْ ماجَ غَیهَبُها وَاشْتَدَّ کَلَبُها ...»؛(1)
«ای مردم! من بودم که چشم فتنه را درآوردم و جز من کسی جرأت چنین کاری نداشت، آنگاه که امواج سیاهیها بالا گرفت و به آخرین درجه شدت خود رسید».
از امیر مؤمنانعلیه السلام نقل شده که فرموده است:
«وَفِی یرْتابُ الْمُبْطِلُونَ»؛(2)
«و باطلگرایان در من شک و تردید میکنند».
ارواح را قبض میکند.
امیرمؤمنانعلیه السلام در بیانی فرموده:
«أَنَا قابِضُ الْأَرْواحِ»؛(3)
«من قبض کننده روحها و جانها هستم».
شاید مراد این باشد که: من کفار را به قتل میرسانم و سبب قبض روح آنان میشوم. یا مراد ایناست که: هنگام قبض روحآنان حاضر میشوم و به اجازه من قبض روح میشوند. شاید هم مراد آن باشد که: آنها حقیقتاً قابض الارواح باشند. علّامه مجلسیرحمه الله نظر وسط را بهتر میدانند به اینکه قبض ارواح با حضور و اذن آن حضرت انجام میشود.(4)
در یکی از حکمتهای امیرمؤمنانعلیه السلام آمده است که فرمود:
«أَنَا قاتِلُ الْأَقْرانِ وَمُجَدِّلُ الشُّجْعانِ»؛(5)
«من جنگ کننده با پهلوانان و کشنده شجاعان هستم».
کسی که شجاعان، جنگجویان و سوارکاران را در میدان جنگ به قتل میرساند.
همچنین مراجعه شود به: بَأْسُ اللَّهِ [839]
آنگاه که همه مردم از ترس، سست و فشل شدند، او برای امر دین قیام کرد.
همچنین مراجعه شود به: آخِذُ حَقِّ الضَّعِیفِ [799]
درهم کوبنده و ریشهکن کننده دشمنان.
همچنین مراجعه شود به: صِنْوُ الرَّسُولِ [915]
قرآن سخنگو و تجسّم عینی آن. تعبیری است در مقابل قرآن صامت؛ یعنی آنچه در اوراق مکتوب و نوشته شده است.(1)
سپاه معاویه به هنگام شکست، قرآنها را به جهت مکر و حیله، بر سر نیزه کردند.
آن حضرت در واکنش به این حیله فرمود:
«أَنَا الْقُرْآنُ النّاطِقُ» و نیز: «أَنَا کَلامُ اللَّهِ النّاطِقُ».(2)
شجاع و سخت، همتا و حریف قهرمانان.
همچنین مراجعه شود به: بابُ الْإِیمانِ [840]
اسد و مرد شجاع.
امام علیعلیه السلام به یکی از اصحابش فرمود:
«أَما عَلِمْتَ أَنِّی اللَّیثُ وَأَنِّی الضَّرْغامُ وَالْقَسْوَرُ وَالْحَیدَرُ»؛(3)
«مگرنمیدانی من لیث، ضرغام و قسور و حیدر هستم (که مراد مرد شجاع و دلاور است)».
از فرمایشات امیرمؤمنانعلیه السلام است که فرمود:
«أَنَا قَسِیمُ اللَّهِ بَینَ الْجَنَّةِ وَالنّارِ لا یدْخُلُهُما داخِلٌ إِلّا عَلی أَحَدِ قِسْمَی»؛(4)
«من تقسیمکننده بهشت و جهنم هستم. کسی داخل آنها نمیشود، مگر بریکی ازدو تقسیم من».
امام صادقعلیه السلام فرمود: مشرکانقریش کودکان را اجیر کرده بودند تا پیامبر را سنگ بزنند. علیعلیه السلام متوجه شد، پس روز بعد همراه رسول خداصلی الله علیه وآله حرکت کرد و هرکه به پیامبر سنگ میزد، امام علیعلیه السلام هم دفاع و تلافی مینمود، همه بچهها گریان به خانه برگشتند و میگفتند:
«قَضَمْنا عَلِی، قَضَمْنا عَلِی». به همین جهت «القضم» نامیده شد.(5)
امیرمؤمنانعلیه السلام به طلحه عبدری فرمود:
«أَنَا الْقَضَمُ، أَنَا عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ»؛(6)
«من همان قضم، علی فرزند ابوطالب هستم».
امیرمؤمنانعلیه السلام در معرفی خود فرمود:
«أَنَا عِلْمُ اللَّهِ وَأَنَا قَلْبُ اللَّهِ الْواعِی»؛(7)
«من علم خدایم، من قلب حفظ شده خدایم».
قلب واعی؛ یعنی خدای تعالی آنرا برای علم خویش برگزیده و گنجینه علم خود قرار داده و برای طاعت خود معین فرموده است.
1) 1148. اکنون که این عبارات را مینویسم مطابق با شب قدر است؛ یعنی شبی که قرآن صامت از آسمان بالا نازل شد و دقیقاً نیز در چنین شبی؛ یعنی شب قدر، قرآن ناطق شهید شد و به آسمان بالا رفت.
2) 1149. بحارالانوار، ج 79، ص 199.
3) 1150. بحارالانوار، ج 41، ص 233؛ الیقین، ص 395.
4) 1151. اصول کافی، ج 1، ص 196.
5) 1152. بحارالانوار، ج 20، ص 52.
6) 1153. بحارالانوار، ج 35، ص 60؛ مناقب آل ابیطالب، ج 3، ص 110؛ توحید صدوق، ص 154 و 155.
7) 1154. بحارالانوار، ج 24، ص 198؛ بصائر الدرجات، ص64.
قلب اللَّه نیز مثل عبد اللَّه است.(1)
ماه درخشنده و نورانی.
امام علیعلیه السلام فرمود:
«أَنَا الْقَمَرُ الزّاهِرُ بِالْعِلْمِ الَّذِی عَلَّمَنِی رَبِّی»؛(2)
«من ماه درخشندهام به وسیله علمی که خدای تعالی آن را به من آموخته است».
کوبنده دنیا.
امام علیعلیه السلام این بیان را در مذمّت دنیا فرمود:
«أَنَا کابُّ الدُّنْیا لِوَجْهِها وَقادِرُها بِقَدَرِها وَناظِرُها بِعَینِها»؛(3)
«من دنیا را بر زمین کوبیده و چهرهاش را به خاک مالیدهام و بیش از آنچه ارزش دارد بهایش ندادهام، با دیده سزاوار خودش نگریستهام».
بت شکن، درهم کوبنده بتها.
همچنین مراجعه شود به: صِنْوُ الرَّسُولِ [915]
درهم شکننده شجاعان و نامآوران جنگ.
امام علیعلیه السلام، قهرمان قهرمانان، در توصیف شجاعت خود فرموده است:
«أَنَا وَضَعْتُ فِی الصِّغَرِ بِکَلاکِلِ الْعَرَبِ، وَکَسَرْتُ نَواجِمَ قُرُونِ رَبِیعَةٍ وَمُضَرٍ»؛(4)
«من در خردسالی، بزرگان عرب را به خاک افکندم، و شجاعان دو قبیله معروف ربیعه و مضر را درهم شکستم».
در روایات نقل شده که امامان معصومعلیهم السلام فرمودند: مؤمن باید مانند کوه استوار باشد که هیچ بادی آنان را نلرزاند. امام علیعلیه السلام نیز از همه استوارتر و راسختر است، چنانکه در زیارت مربوطه آن حضرت چنین آمده است:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ کَالْجَبَلِ لا تُحَرِّکُهُ الْعَواصِفُ، وَلا تُزِیلُهُ الْقَواصِفُ»؛(5)
«گواهی میدهم تو مانند کوه استوار بودی که هیچ تندبادی تو را حرکت نمیدهد و هیچ طوفانی آن را تکان نمیدهد».
همچنین مراجعه شود به: آخِذُ حَقِّ الضَّعِیفِ [799]
کلمه؛ یعنی چیزی که برای نشان دادن و بیان داشتن آنچه نهان و در ذهن است. علیعلیه السلام کلمة اللَّه است؛ یعنی خدا برای نشان دادن علوم و معارف و جلالت شأن خود، علیعلیه السلام را خلق کرده است.(6)
امیرالمؤمنینعلیه السلام در بیانی فرمود:
«أَنَا کَلِمَةُ اللَّهِ الْکُبْری ؛(7)
«من کلمه برتر الهی هستم».
1) 1155. توحید صدوق، 164.
2) 1156. بحارالانوار، ج 25، ص 32.
3) 1157. نهج البلاغه، خطبه 128؛ غرر الحکم، حدیث 3755.
4) 1158. نهج البلاغه، خطبه 192.
5) 1159. بحارالانوار، ج 97، ص 321؛ مفاتیح الجنان، زیارت مخصوصه امیرالمؤمنین.
6) 1160. بحارالانوار، ج 97، ص 312.
7) 1161. مشارق انوارالیقین، ص 199؛ منتخب بصائر، ص132.
از عناوینی است که حضرت به مناسبتی برای خود فرمود.
همچنین مراجعه شود به: سَفِیرُ السُّفَراءِ [881]
آن شخص والامقام و بلند آشیانی که هیچ تیزپروازی را یارای رسیدن به درجه بلند او نیست. حضرت در این مورد فرمود:
«أَما وَاللَّهِ لَقَدْ تَقَمَّصَها فُلانٌ، وَإِنَّهُ لَیعْلَمُ أَنَّ مَحَلِّی مِنْها مَحَلُّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحا، ینْحَدِرُ عَنِّی السَّیلُ وَلا یرْقی إِلَی الطَّیرُ»؛(1)
«به خدا قسم! خلیفه اول در حالی جامه خلافت را بر تن کرد که میدانست من محور و سنگ آسیای خلافت هستم، سیل دانش و فضایل از وجود من سرازیر میشود و هیچ بلندپروازی نمیتواند به مقام والای من پرواز نماید».
از فرمایشات آن حضرت است که فرمود:
«أَنَا لِسانُ اللَّهِ النّاطِقُ»؛(2)
«من زبان گویای خدا هستم».
و در زیارت آن حضرت آمده است:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی سَیدِی وَمَوْلای أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَلِسانِکَ النّاطِقِ بِأَمْرِکَ»؛(3)
«خدایا درود فرست بر آقا و سید و مولای من امیرمؤمنان که زبان گویای توست به امر تو».
زبان راستگو، عنوانی دیگر از کلام مولا علیعلیه السلام در معرفی خویش است:
«أَنَا عَینُ اللَّهِ وَلِسانُهُ الصّادِقُ»؛(4)
«من چشم بینای خدا و زبان صادق اویم».
زبان روشنگر و بیانگر حقّ و حقیقت. و این زبان گویای امیرمؤمنانعلیه السلام است، چنانکه خود آن حضرت نیز فرموده است:
«أَنَا شَجَرَةُ النَّدی وَحِجابُ الْوَری وَصاحِبُ الدُّنْیا وَحُجَّةُ الْأَنْبِیاءِ وَاللِّسانُ الْمُبِینُ»؛(5)
«من درخت بخشنده و حجاب و واسطهآفرینش هستم، من اختیاردار دنیا و حجت پیامبران و زبان واضح و گویای حقّ هستم».
زبان گویای تقواپیشگان است.
همچنین مراجعه شود به: صاحِبُ الْأَعْرافِ [62]
امام زبان گویای گویندگان است.
همچنین مراجعه شود به: آیةُ السّابِقِینَ [802]
هیچ سخنچینی نمیتواند در مورد او حرفی بزند.
همچنین مراجعه شود به: آخِذُ حَقِّ الضَّعِیفِ [799]
هیچ عیبجویی نمیتواند در او ایرادی بیابد.
همچنین مراجعه شود به: آخِذُ حَقِّ الضَّعِیفِ [799]
امین و امانتدار و کسی که دیگران او را به امانتداری قبول دارند.
حضرت فرمود:
«أَنَا خازِنُ عِلْمِ اللَّهِ وَأَنَا الْمُؤْتَمِنُ عَلی سِرِّ اللَّهِ»؛(1)
«من گنجینهعلم، و امانتدار اسرار خدا هستم».
رسول خداصلی الله علیه وآله او را ادب و تربیت نموده.
امیرمؤمنانعلیه السلام به یار مخصوص خود، کمیل فرمود:
«یا کُمَیلُ! إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ أَدَّبَهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ وَهُوَ أَدَّبَنِی وَأَنَا أُءَدِّبُ الْمُؤْمِنِینَ وَأَوْرِثُ الْمُکَرَّمِینَ»؛(2)
«ای کمیل! همانا خداوند رسول خودش را ادب آموخت و ایشان نیز مرا ادب آموخت و من هم ادب آموزنده مؤمنان هستم، و به ارث گذارنده بزرگواران میباشم».
امامی که خود تربیت یافته رسول خدا است، مؤمنان را نیز تربیت میکند.
همچنین مراجعه شود به: مُؤَدَّبُ الرَّسُولِ [968]
محلّ و جایگاه امن و امان؛ یعنی کسی که دیگران را در امنیت خود میگیرد.
امیرمؤمنانعلیه السلام در خطبهای فرمود:
«أَنَا مَلْجَأُ کُلِّ ضَعِیفٍ وَمَأْمَنُ کُلِّ خائِفٍ»؛(3)
«من پشت و پناه هر ضعیفی و موجب امنیت هر ترسانی هستم».
آنحضرت با وجود زحمات فراوانی که در کشاورزی و زراعت و کندن چاه و آبادانی متحمّل شد، زمینیرا بهملکیت خود درنیاورد.
«فَوَاللَّهِ ما کَنَزْتُ مِنْ دُنْیاکُمْ تَبْراً وَلا ادَّخَرْتُ مِنْ غَنائِمِها وَفْراً وَلا أَعْدَدْتُ لِبالِی ثَوْبِی طَمْراً وَلا حِزْتُ مِنْ أَرْضِها شِبْراً»؛(4)
«سوگند به خدا! من از دنیای شما طلا و نقرهای نیندوخته، از غنیمتهای آن چیزی ذخیره نکردم، بر دو جامه کهنهام لباسی نیفزودم، و از زمین آن حتی یک وجب هم در اختیار نگرفتم».
در راه حقّ، هیچ شک و تردیدی به خود راه نداد، چنانکه فرمود:
«ما شَکَکْتُ فِی الْحَقِّ مُذْ أُرِیتُهُ»؛(5)
«از آن روزی که حقّ بر من روشن شد، هرگز دچار تردید نشدم».
1) 1167. بحارالانوار، ج 39، ص 335؛ امالی صدوق، مجلس 9.
2) 1168. بحارالانوار، ج74، ص 268؛ مستدرک الوسائل؛ ج17، ص267؛ بشارةالمصطفیص24؛ تحفالعقولص171.
3) 1169. بحارالانوار، ج 24، ص198؛ توحید صدوق، ص164؛ معانی الاخبار، ص 17.
4) 1170. بحارالانوار، ج 33، ص 473؛ نهج البلاغه، نامه 45.
5) 1171. بحارالانوار، ج34، ص242؛ نهجالبلاغه حکمت 184.
آن حضرت هیچ گنجی از طلا و ثروت برای خود ذخیره نکرد.
همچنین مراجعه شود به: ما حازَ مِنَ الْأَرْضِ [971]
هرکه به خدای رحمان کافر شود، حضرت او را میکشد و از بین میبرد.
از فرمایشات خود امیرمؤمنانعلیه السلام است که در بیانی فرمود:
«أَنَا مُجَدِّلُ الْأَبْطالِ وَقاتِلُ الْفُرْسانِ وَمُبِیدُ مَنْ کَفَرَ بِالرَّحْمنِ»؛(1)
«من شکست دهنده پهلوانان و کشنده سواران جنگجو و به هلاکت رساننده هرکسی هستم که به خدای رحمان کافر شود».
در بیانی حضرت فرمود:
«أَنَا الْمُتَخَتِّمُ بِالْیمِینِ وَالْمُعَفِّرُ لِلْجَبِینِ»؛(2)
«من هستم که انگشتر به دست راست میکنم و پیشانی بر خاک میسایم».
پشت پهلوانان را به خاک میمالد.
ازتوصیفات امیرمؤمنانعلیه السلام است کهحضرت در حقّ خودشان فرموده است.(3)
جنگ کننده؛ امّا جنگ با چه چیزی؟ حضرت پاسخ داده است:
«إِنِّی مُحارِبُ أَمَلِی وَمُنْتَظِرُ أَجَلِی»؛(4)
«همانا من با آرزویم در جنگم و در انتظار أجل و مرگ خود میباشم».
زنده کننده مردگان.
همچنین مراجعه شود به: الْآخِرُ [800]
راهنما؛ افراد را به راه رشد و کمال و سعادت راهنمایی میکند. چنانکه درباره امام علیعلیه السلام گفتهاند:
«هُوَ وَصِی رَسُولِ اللَّهِصلی الله علیه وآله وَخَلِیفَتُهُ، الْإِمامُ الْعادِلُ وَالسَّیدُ الْمُرْشِدُ»؛(5)
«علیعلیه السلام جانشین رسول خداصلی الله علیه وآله و خلیفه او، امام عادل و آقا و مرشد است».
و این هم سخن رسول خداصلی الله علیه وآله که فرمود:
«وَمَنِ اسْتَرْشَدَهُ أَرَشَدَهُ»؛(6)
«هر کس از او راهنمایی بخواهد راهنماییاش خواهد کرد».
همچنین مراجعه شود به: الدَّلِیلُ [868]
مشتاق ملاقات و دیدار پروردگار.
1) 1172. بحارالانوار، ج 35، ص 45؛ بشارة المصطفی، ص 12.
2) 1173. بحارالانوار، ج 39، ص 341؛ امالی صدوق، ص 25؛ بشارة المصطفی، ص 155.
3) 1174. بحارالانوار، ج 35، ص 45؛ معانی الاخبار، ص 58.
4) 1175. غرر الحکم، حدیث 3768.
5) 1176. تهذیب شیخ طوسی، ج 6، ص 19.
6) 1177. بحارالانوار، ج 36، ص 226؛ امالی صدوق، ص 26؛ کمال الدین، ج 1، ص 256.
پس چنین بیان فرمود:
«إِنِّی وَاللَّهِ لَوْ لَقَیتُ وَهُمْ طُلّاعُ الْأَرْضِ کُلُّها ما بالَیتُ وَلَا اسْتَوْحَشْتُ، وَإِنِّی مِنْ ضَلالِهِمُ الَّذِی هُمْ فِیهِ وَالْهُدَی الَّذِی أَنَا عَلَیهِ لَعَلی بَصِیرَةٍ مِنْ نَفْسِی وَیقِینٍ مِنْ رَبِّی، وَإِنِّی إِلی لِقاءِ اللَّهِ لَمُشْتاقٌ وَحُسْنِ ثَوابِهِ لَمُنْتَظِرٌ راجٍ»؛(1)
«به خدا سوگند! من اگر تنها هم با دشمنان روبهرو شوم، در حالی که آنان تمام روی زمین را پر کرده باشند، نه باکی داشته و نه میهراسم. من به گمراهی آنان و هدایت خود که بر آن استوارم، آگاهم و از طرف پروردگارم به یقین رسیدهام، همانا من برای ملاقات خدایم، مشتاق و به پاداش او امیدوارم».
چراغ تاریکیها.(2)
با نور و هدایت خدا حرکت میکند.
همچنین مراجعه شود به: آخِذُ حَقِّ الضَّعِیفِ [799]
طلاق دهنده دنیا، که حضرت فرمود:
«إِنِّی طَلَّقْتُ الدُّنْیا ثَلاثاً بِتاتاً لا رَجْعَةَ لِی فِیها وَأَلْقَیتُ حَبْلَها عَلی غارِبِها»؛(3)
«همانا من دنیا را سهطلاقه کردم، طلاقی قطعی که هیچ حقّ رجوعی نداشته باشم، و مهار آن را بر کوهانش انداختهام».
ابن عباس از امیرمؤمنانعلیه السلام نقل کرده که حضرت در بیانی فرمود:
«أَنَا الْآیةُ الْعُظْمی وَالْمُعْجِزُ الْباهِرُ»؛(4)
«من آیت و نشانه بزرگ خدایم، و من معجزه آشکار اویم».
در زیارت به حضرت سلام داده میشود:
«اَلسَّلامُ عَلی صاحِبِ الْمُعْجِزِ الْباهِرِ، وَالنّاطِقِ بِالْحِکْمَةِ وَالصَّوابِ»؛(5)
«سلام بر او که دارای معجزات ظاهر و باطن است، سلام بر او که دارای سخنهای حکمت و صواب است».
برای خدا پیشانی به زمین میساید.
همچنین مراجعه شود به: الْمُتَخَتِّمُ بِالْیمِینِ [975]
برطرف کننده غم و اندوه و گرفتاریها.
حضرت در نامهای خطاب به ابوبکر فرمود:
«أَنَا مُکَسِّرُ الرّایاتِ فِی غُطامِطِ الْغَمَراتِ وَمُفَرِّجُ الْکُرُباتِ عَنْ وَجْهِ خِیرَةِ الْبَرِیاتِ»؛(6)
«من درهمشکننده پرچمها و سپاهیان در وسط میدانهای سخت و خطرناک هستم، من برطرف کننده غم و اندوهها از چهره بهترین خلق خدایم».
درهم شکننده پرچمهای دشمنان.
همچنین مراجعه شود به: مُفَرِّجُ الْکُرُباتِ [986]
در میدان جنگ، فرماندهان، جنگجویان و قهرمانان را از پای درآورده، سر آنان را خرد و آنها را به هلاکت میرساند.(1)
پناه هر فرد ضعیف.
همچنین مراجعه شود به: الْمَأْمَنُ [970]
میراننده.
همچنین مراجعه شود به: الْآخِرُ [800]
ندا کننده و مؤذّن.
«وَاسْتَمِعْ یوْمَ ینادِ الْمُنادِ مِنْ مَکانٍ قَرِیبٍ»؛(2)
«و گوش فرا ده و منتظر روزی باش که منادی از مکانی نزدیک ندا میدهد».
امیرمؤمنانعلیه السلام با توجّه به آیه شریفه فرمود:
«أَنَا الْمُنادِی مِنْ مَکانٍ قَرِیبٍ قَدْ سَمِعَهُ الثَّقَلانِ الْجِنُّ وَالْإِنْسُ وَفَهِمَهُ قَومٌ»؛(3)
«من آن منادی هستم که از جایی نزدیک صدا میزنم به گونهای که هر دو گروه جن و انس بشنوند و برخی مردم بفهمند».
خدا به وسیله او بر دیگران احتجاج میکند.
همچنین مراجعه شود به: آیةُ السّابِقِینَ [802]
به جهت اطمینان به عقاید و کردار خود، در امید و انتظار ثواب و پاداش خداوند است.
همچنین مراجعه شود به: مُشْتاقُ لِقآءِ اللَّهِ [980]
مساوات یعنی با کسی برابر بودن است؛ ولی مواسات یعنی دیگری را بر خود مقدّم کردن و خود را فدای او نمودن است، آن هم نهایت همکاری و همیاری در حقّ کسی کردن است، و امیرمؤمنانعلیه السلام نسبت به رسول خداصلی الله علیه وآله با جان و مال خود کمککار بود، که فرمود:
«وَلَقَدْ واسَیتُهُ بِنَفْسِی فِی الْمَواطِنِ الَّتِی تَنْکُصُ فِیهَا الْأَبْطالُ وَتَتَأَخَّرُ فِیهَا الْأَقْدامُ نَجْدَةً أَکْرَمَنِی اللَّهُ بِها»؛(4)
«همانا با جان خود، پیامبرصلی الله علیه وآله را یاری کردم، در جایی که قدمهای شجاعان میلرزید و فرار میکردند، این دلیری را خدا به من عطا فرمود».
چنانکه در زیارتش سلام میدهیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا سَیدَ الْوَصِیینَ وَالتّالِی لِرَسُولِهِ، وَالْمُواسِی لَهُ بِنَفْسِهِ»؛(5)
«سلام بر تو ای آقای جانشینان، ای کسی که پیرو رسول خداصلی الله علیه وآله بوده و با جان خویش نسبت به وی فداکاری کردی».
بعد از اینکه فدک را از حضرت زهراعلیها السلام غصب کردند، امام علیعلیه السلام در خطبهای فرمود:
«إِنْ نَطَقْتُ تَقُولُونَ حَسَدَ وَإِنْ سَکَتْتُ فَیقالُ جَزَعَ ابْنُ أَبِی طالِبٍ مِنَ الْمَوْتِ. هَیهات، هَیهاتَ! أَنَا السّاعَةُ یقالُ لِی هذا، أَنَا عَینُ الْیقِینِ، أَنَا الْمَوْتُ الْمُمِیتُ»؛(1)
«اگر حرفی بزنم میگویند حسادت میکند و اگر سکوت کنم گفته میشود: پسر ابو طالب از مرگ میترسد؛ امّا هرگز و هیهات! من خودم «الساعه مرگ» هستم که این گونه گفته میشود، من خودم عین الیقین و موت میراننده هستم».
خود آن حضرت در معرفی خویش فرمود:
«... أَنَا مُوتِمُ الْبَنِینَ وَالْبَناتِ»؛(2)
«من به قتل رساننده کافران و یتیم کننده پسران و دختران آنان هستم».
ادب همه اولیا و بزرگواران را به ارث برده.
همچنین مراجعه شود به: مُؤَدَّبُ الرَّسُولِ [968]
آنگاه که همه از سخن بازماندند و حقّ را پوشاندند، او به بیان حقّ پرداخت.
همچنین مراجعه شود به: آخِذُ حَقِّ الضَّعِیفِ [799]
امیرالمؤمنینعلیه السلام در بیانی فرمود:
«أَنَا النِّعْمَةُ الَّتِی أَنْعَمَ اللَّهُ عَلی خَلْقِهِ»؛(3)
«من آن نعمتی هستم که خدای تعالی نسبت به بندگانش ارزانی داشته است».
مراد نقطه بای بسماللَّه الرحمن الرحیم است، که حضرت فرمود:
«کُلَّما فِی الْقُرْآنِ فِی الْحَمْدِ، وَکُلَّما فِی الْحَمْدِ فِی الْبَسْمَلَةِ، وَکُلَّما فِی الْبَسْمَلَةِ فِی الْباءِ، وَکُلَّما فِی الْباءِ فِی النُّقْطَةِ وَأَنَا النُّقْطَةُ الَّتِی تَحْتَ الْباءِ»؛(4)
«هرچه در قرآن آمده، در سوره حمد خلاصه شده؛ و هرچه در سوره حمد آمده، در بسم اللَّه الرحمن الرحیم خلاصه شده؛ و هرچه در بسم اللَّه الرحمن الرحیم است، در بای آن خلاصه شده، و هرچه در «باء» آمده، در نقطه آن است و من آن نقطه باء میباشم».
تکیهگاه.
امام علیعلیه السلام در معرفی خود فرمود:
«نَحْنُ النُّمْرُقَةُ الْوُسْطی بِها یلْحَقُ التّالِی وَإِلَیها یرْجِعُ الْغالِی»؛(5)
«ما تکیهگاه میانهایم، عقبماندگان به ما ملحق میشوند و پیشتاختگان به ما بازمیگردند».
یعنی هیچ افراط و تفریط در آن نیست، و در همه امور متعادل میباشد.
سرچشمه نور همه نورها و روشناییها.
همچنین مراجعه شود به: حُجَّةُ اللَّهِ عَلَی الْأَبْرارِ [855]
امام علیعلیه السلام در معرفی خود فرمود:
«أَنَا وارِثُ الْأَرض وَأَنَا سَبِیلُ اللَّهِ»؛(1)
«من وارث زمین، من طریق و راه خدا هستم».
او واسطه بین رسول خداصلی الله علیه وآله و امت است.
امیرمؤمنانعلیه السلام فرموده است:
«أَنَا وَسِیلَتُهُ بَینَهُ وَبَینَ أُمَّتِهِ»؛(2)
«من واسطه بین پیامبرصلی الله علیه وآله و امت او هستم».
عنوانی از خود آن حضرت است که فرمود:
«أَنَا وَصِی الْأَوْصِیاءِ»؛(3)
«من جانشین اوصیای گذشتهام».
امام صادقعلیه السلام نیز به آن حضرت اینگونه سلام میکند:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا وَصِی الْأَوْصِیآءِ»؛(4)
«سلام بر تو ای وصی و جانشین اوصیای پیامبران الهی».
جانشین آخرین پیامبر خداصلی الله علیه وآله.
امام علیعلیه السلام فرمود:
«أَنَا وَصِی خَیرِ الْأَنْبِیاءِ، وَوَصِی سَیدِ الْأَنْبِیاءِ، وَوَصِی خاتِمِ النَّبِیینَ»؛
«من جانشین بهترین پیامبران، و جانشین سرور و خاتم پیامبران هستم».
وصی و جانشین بهترین پیامبران.
بیان دیگری از امام در دفاع از حقّ وصایت خودش، که فرمود:
«أَنَا سَیدُ الْأَوْصِیاءِ وَوَصِی خَیرِ الْأَنْبِیاءِ»؛(5)
«من آقایجانشینان و جانشین بهترینپیامبران هستم».
وصی و جانشین بهترین انسان.
آن حضرت فرموده است:
«أَنَا وَصِی خَیرِ الْبَشَرِ»؛(6)
«من جانشین بهترین بشر هستم».
جانشین بهترین خلق خدا.
امیرمؤمنانعلیه السلام فرمود:
«أَنَا إِمامُ الْبَرِیةِ وَوَصِی خَیرِ الْخَلِیقَةِ»؛
«من امام مردم و جانشین بهترین مخلوقات هستم.(7)
همچنین مراجعه شود به: أَبُو الْعِتْرَةِ [806]
1) 1194. بحارالانوار، ج 39، ص 349؛ رجال کشی، 211.
2) 1195. بحارالانوار ج30، ص65؛ ارشاد القلوب ج2، ص306.
3) 1196. بحارالانوار، ج 24، ص 317.
4) 1197. تهذیب طوسی، ج 6، ص 59؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبرصلی الله علیه وآله.
5) 1198. بحارالانوار، ج 33، ص 282؛ الفضائل، ص 104.
6) 1199. بحارالانوار، ج39، ص347؛ مناقب آل ابیطالب، ج2، ص 385.
7) 1200. بحارالانوار، ج 39، ص 335؛ امالی صدوق، ص 605؛ من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 419.
جانشین آنکه سرور همه پیامبران است.
همچنین مراجعه شود به: وَصِی خاتِمِ النَّبِیینَ [1006]
بزرگان و پهلوانان عرب را به خاک افکنده.
همچنین مراجعه شود به: کاسِرُ النَّواجِمِ [955]
بر فطرت توحیدی تولد یافته و هیچ چیز از شرک و کفر در او راه نیافته و برای لحظهای کافر و مشرک نبوده است، بیان آن حضرت چنین است:
«فَإِنِّی وُلِدْتُّ عَلَی الْفِطْرَةِ وَسَبَقْتُ إِلَی الْإِیمانِ وَالْهِجْرَةِ»؛(1)
«... من بر فطرت توحیدی تولد یافتم و در ایمان و هجرت، از همه پیشقدمتر بودم».
خدای تعالی همه سختیها را برایش آسان گردانید.
همچنین مراجعه شود به: طَوی لَهُ الْبَعِیدَ [919]
دست قدرت خدا، چنانکه حضرت فرمود:
«أَنَا عَینُ اللَّهِ وَأَنَا یدُ اللَّهِ»؛(2)
«من چشم بینا و دست قدرت خدایم».
و در عبارت دیگر فرمود:
«أَنَا یدُاللَّهِ الْمَبْسُوطَةُ عَلیعِبادِهِ بِالرَّحْمَةِوَالْمَغْفِرَةِ»؛(3)
«من همان دست گسترده الهی بر بندگان خدایم که موجب رحمت و مغفرت ایشان است».
هنگام بعثت رسول خداصلی الله علیه وآله، امام علیعلیه السلام به آن حضرت عرض کرده بود:
«أَری نُورَ الْوَحْی وَالرِّسالَةِ وَأَشُمُّ رِیحَ النُّبُوَّةِ»؛(4)
«من نور وحی و رسالت را میبینم و بوی نبوت را استشمام میکنم».
رسول خداصلی الله علیه وآله نیز آن را تأیید فرمود، که: «إِنَّکَ تَسْمَعُ ما أَسْمَعُ وَتَری ما أَری ؛(5)
«همانا تو میشنوی هرآنچه را که من میبینم، و میبینی هرآنچه را که من میبینم».
بوی نبوت را استشمام میکرد.
همچنین مراجعه شود به: یری نُورَ الْوَحْی وَ الرِّسالَةِ [1015]
سیل علم و دانش از بلندای مقام آن حضرت و کوهسار وجود او جریان مییابد.
همچنین مراجعه شود به: لا یرْقی إِلَیهِ الطَّیرُ [959]
امیرالمؤمنینعلیه السلام در کلام ائمّه معصومینعلیهم السلام
آنچه در این فصل میآید عناوین و القاب و بیان فضایلی است که امامان معصومعلیهم السلام، با توجّه به شناختی که از مقام شامخ امیرمؤمنان علیعلیه السلام داشتند، بیان نمودهاند و ما آنها را از لا به لای احادیث و دعاها و زیارتنامههای مخصوصه امام علیعلیه السلام جمعآوری نمودهایم.
آخرت را نسبت به دنیا برگزیده است.
امام هادیعلیه السلام در زیارت روز غدیر فرموده:
«وَآثَرْتَ الْآخِرَةَ عَلَی الْأُولی فَزَهِدْتَ»؛(1)
«(سلام بر تو ای امیر مؤمنان که) آخرت را بر دنیا برگزیدی و زاهدانه زندگی کردی».
امر به معروف و نهی از منکر از بزرگترین واجبات الهی است که بنابر فرمایش امامان معصومعلیهم السلام: اگر به این دو واجب (امر به معروف و نهی از منکر) عمل شود، تماماحکام دین نیز برپا میگردد و اسلام زنده میماند.
امیرالمؤمنین نیز مانند پیامبر اکرم و سایر امامانعلیهم السلام به خوبی به این واجب الهی عمل نمود، در زیارت آن حضرت عرض میکنیم:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلاةَ وَآتَیتَ الزَّکاةَ وَأَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَیتَ عَنِ الْمُنْکَرِ»؛(2)
«گواهی میدهم تو نماز را بپا داشتی و زکات را ادا نمودی و امر به معروف و نهی از منکر کردی».
ابن عباس در سخنرانی خود در بصره گفت:
«... مَعَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَابْنِ عَمِّ رَسُولِ اللَّهِصلی الله علیه وآله الآمِرِ بِالْمَعْرُوفِ وَالنّاهِی عَنِ الْمُنْکَرِ»؛(3)
«به همراه امیر مؤمنان و پسر عموی رسول خداصلی الله علیه وآله، همانکه امر کننده به معروف و نهی کننده از منکر بود».
خود حضرت نیز فرمود:
«به خدا سوگند! من شما را به هیچ طاعتی وادار نمیکنم مگر اینکه پیش از خود عمل کردهام، و از هیچ معصیتی شما را باز نمیدارم جز اینکه پیش از آن خود ترک کردهام».(4)
نشانه و علامت و شاهد برای رسالت.
خدای تعالی برای رسالت و نبوّت پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله آیات و نشانهها و معجزات بسیاری اقامه فرموده که یکی از این آیات و نشانهها، شخص امیرالمؤمنینعلیه السلام است.
در یکی از زیارات مطلقه امام علیعلیه السلام آمده:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَصَلِّ عَلی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ... أَخِی نَبِیکَ وَوَصِی رَسُولِکَ... الَّذِی جَعَلْتَهُ سَیفاً لِنُبُوَّتِهِ، وَآیةً لِرِسالَتِهِ»؛(5)
«خدایا درودفرست بر محمّد و آل محمّد و درود فرست بر علی که امیرمؤمنان و برادر و جانشین پیامبرت میباشد، همانکه او را شمشیر نبوی و آیت و نشانه رسالت قرارش دادی».
ابطحی منسوب به ابطح (حجاز) است و بطحاء سرزمینی است که در منطقه حجاز قرار دارد. و علیعلیه السلام، که در مکّه به دنیا آمده است را ابطحی میگویند.
پس از واقعه عاشورا، در جریان اسارت اهل بیت امام حسین - علیهم السلام - به شام، امام سجادعلیه السلام در مسجد اموی، مقابل یزید، به معرفی خود و اجداد طاهرینش پرداخته و با اشاره به اینکه: من فرزند مکه و منی و زمزم و صفا هستم، خطاب به یزید و حاضرین مجلس فرمود:
«أَنَا ابْنُ عَلِی الْمُرْتَضَی. أَنَا ابْنُ مَنْ ضَرَبَ خَراطِیمَ الْخَلْقِ حَتّی قالُوا لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ. أَنَا ابْنُ مَنْ ضَرَبَ بَینَ یدَی رَسُولِ اللَّهِ بِسَیفَینِ، وَطَعَنَ بِرُمْحَینِ، وَهَاجَرَ الْهِجْرَتَینِ، وَبَایعَ الْبَیعَتَینِ، وَقَاتَلَ بِبَدْرٍ وَحُنَینٍ، وَلَمْیکْفُرْ بِاللَّهِ طَرْفَةَ عَینٍ. أَنَا ابْنُ صالِحِ الْمُؤْمِنِینَ، وَوارِثِ النَّبِیینَ، وَقامِعِ الْمُلْحِدِینَ وَیعْسُوبِ الْمُسْلِمِینَ، وَنُورِ الْمُجاهِدِینَ وَزَینِ الْعابِدِینَ، وَتاجِ الْبَکّائِینَ وَأَصْبَرِ الصّابِرِینَ، وَأَفْضَلِ الْقائِمِینَ مِنْ آلِ یاسِینَ رَسُولِ رَبِّ الْعالَمِینَ. أَنَا ابْنُ الْمُؤَیدِ بِجَبْرَئِیلَ الْمَنْصُورِ بِمِیکائِیلَ، أَنَا ابْنُ الْمُحامِی عَنْ حَرَمِ الْمُسْلِمِینَ، وَقَاتِلِ الْمارِقِینَ وَالنّاکِثِینَ وَالْقاسِطِینَ، وَالْمُجاهِدِ أَعْداءَهُ النّاصِبِینَ، وَأَفْخَرِ مَنْ مَشی مِنْ قُرَیشٍ أَجْمَعِینَ، وَأَوَّلِ مَنْ أَجابَ وَاسْتَجابَ للَّهِِ وَلِرَسُولِهِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ، وَأَوَّلِ السّابِقِینَ وَقاصِمِ الْمُعْتَدِینَ وَمُبِیدِ الْمُشْرِکِینَ، وَسَهْمٍ مِنْ مَرامِی اللَّهِ عَلَی الْمُنافِقِینَ، وَلِسانِ حِکْمَةِ الْعابِدِینَ، وَناصِرِ دِینِ اللَّهِ وَوَلِیّ أَمْرِ اللَّهِ وَبُسْتانِ حِکْمَةِ اللَّهِ وَعَیبَةِ عِلْمِهِ، سَمِحٌ سَخِی بَهِی بُهْلُولٌ زَکِی أَبْطَحِی رَضِی، مِقْدامٌ هُمامٌ صابِرٌ صَوّامٌ مُهَذَّبٌ قَوّامٌ، قاطِعُ الْأَصْلابِ وَمُفَرِّقُ الْأَحْزابِ، أَرْبَطُهُمْ عِناناً وَأَثْبَتُهُمْ جَناناً، وَأَمْضاهُمْ عَزِیمَةً وَأَشَدُّهُمْ شَکِیمَةً، أَسَدٌ بَاسِلٌ یطْحَنُهُمْ فِی الْحُرُوبِ إِذَا ازْدَلَفَتِ الْأَسِنَّةُ، وَقَرُبَتِ الْأَعِنَّةُ، طَحْنَ الرَّحی وَیذْرُوهُمْ فِیها ذَرْوَ الرِّیحِ الْهَشِیمِ، لَیثُ الْحِجازِ وَکَبْشُ الْعِراقِ، مَکِّی مَدَنِی خَیفِی عَقَبِی بَدْرِی أُحُدِی شَجَرِی مُهاجِرِی، مِنَ الْعَرَبِ سَیدُها وَمِنَ الْوَغی لَیثُها، وارِثُ الْمَشْعَرَینِ، وَأَبُوالسِّبْطَینِ الْحَسَنِ وَالْحُسَینِ، ذاکَ جَدِّی عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ ...»؛(1)
«من پسر علی مرتضی هستم، من پسر کسی هستم که بینی گردنکلفتان مشرک را به خاک مالید تا «لا إله إلاّ اللَّه» گفتند. من پسر کسی هستم که دررکاب رسولخداصلی الله علیه وآله با دو شمشیر و دو نیزه میجنگید، کسیکه دوبار هجرت کرد، دوبار بیعت کرد و در دو جنگ بدر و حنین (که از همه سختتر بود) شرکت داشت و برای یک لحظه هم به خدای تعالی کافر نشد.
من پسر شایستهترین مؤمن و وارث پیامبران و درهم کوبنده ملحدان هستم، من پسر پیشوای
1) 1211. بحارالانوار، ج 45، ص 138.
مسلمانان و نور مجاهدان و زینت عابدان و تاج گریهکنندگان و صبورترین صابران و برترین قیامکنندگان از آل یاسین رسول پروردگار جهانیان هستم. من فرزند آن کسی هستم که توسط جبرئیل تأیید شده و به کمک میکائیل نصرت شده است.
من پسر مدافع از حرم مسلمانان هستم، که با خوارج و پیمانشکنان و ظالمان جنگ نمود و با دشمنان ناصبی جهاد کرد. من پسر باافتخارترین فرد از قریش هستم، او که اولین کسی بود که دعوت خدا و پیامبرش را اجابت کرده، جلودار همه پیشگامان بود، درهم کوبنده متجاوزان و کشنده مشرکان و تیر غیب به هدف خورده بر منافقان، او که زبان حکمت عابدان و یاری کننده دین خدا و اختیاردار امور او و بوستان حکمتهای الهی و گنجینه علم خدا بود.
او که بسیار بخشنده و باسخاوت، خوشرو، شوخطبع و زیرکبود، ابطحی، خشنود خوشایند، پیشقدم، بااهتمام و بلند همت، شکیبا، بسیار روزهدار، پاک، نمازگزار، قطعکننده نسل و ریشه دشمنان، پراکنده کننده احزاب بود، آنگاه که شمشیرها درهم میآمیختند و عنان اسبها به هم نزدیک میشد، همانند سنگ آسیا آنان را خُرد میکرد، و چون توفان آنان را درهم میکوبید.
شیر حجاز، پهلوان عراق، آنکه از اهل مکه و مدینه و خیف و عقبه و بدر و احد و اهل بیعت شجره و هجرت کننده بود. او که بین عرب، سید است و هنگام غوغاها شیر آنان بود، وارث اهل مشعر، پدر حسن و حسین دو سبط پیامبر، او جدّ من علی بن ابی طالب است».
پدر امامان نیک و نیکوکار.
در یکی از زیارات آن حضرت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلی أَبِی الْأَئِمَّةِ الْأَبْرارِ»؛(1)
«سلام بر پدر امامان نیکرفتار».
پدر امامان باشرافت و بزرگوار.
در فرازی از زیارت امام علیعلیه السلام آمده:
«اَلسَّلامُ عَلی أَبِی الْأَئِمَّةِ الْأَشْرافِ»؛(2)
«سلام بر پدر امامان شریف و بزرگوار».
پدر امامان پاک و طاهر و معصوم.
در یکی از زیارات مخصوصه آمده:
«اَلسَّلامُ عَلی أَبِی الْأَئِمَّةِ الْأَطْهارِ»؛(3)
«سلام بر پدر امامان پاک و پاکیزه».
راشد؛ هدایت کننده به راه رشد و کمال.
امام علیعلیه السلام پدر امامان هدایت کننده است، چنانکه در یکی از دعاهای مأثور وارد شده:
«قائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِینَ، أَبِی الْأَئِمَّةِ الرّاشِدِینَ، عَلِیّ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ»؛(4)
«پیشوای سفیدرویان و نخبگان، و پدر امامان راشدین، علی که امیرمؤمنان است».
جابر انصاری میگوید: همراه رسولخداصلی الله علیه وآله و امام علیعلیه السلام از کنار نخلی میگذشتیم، که درخت نخل ندا داد:
«هذا مُحَمَّدٌ سَیدُ الْأَنْبِیاءِ، وَهذا عَلِی سَیدُ الْأَوْصِیاءِ أَبُوالْأَئِمَّةِ الطّاهِرِینَ»؛(1)
«این محمّد است آقای پیامبران و این هم علی که آقای اوصیاست و پدر امامان طاهرین است».
پدر همه خلایق و مردم.
در زیارت آن حضرت وارد شده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا أَبَا الْأَنامِ، وَمُکَسِّرَ الْأَصْنامِ، وَکَلِیمَ الْأَقْوامِ»؛(2)
«سلام بر تو ای پدر خلق و ای کسی که بتها را شکستی و با اقوام مختلف سخن گفتی».
ثابتقدمترین فرد از جهت قلب و درون.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
امیرالمؤمنینعلیه السلام در جنگ احد حاضر بوده و از اسلام دفاع نموده، که البته بزرگترین مجاهد و مدافع حریم دین و پیامبر بود.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
بهترین عبادتها را برای خدای تعالی به جا آورده است.
در زیارت مخصوص آن حضرت در روز غدیر آمده است:
«أَنْتَ أَحْسَنُ الْخَلْقِ عِبادَةً، وَأَخْلَصُهُمْ زَهادَةً»؛(3)
«تو نیکوترین عابدان از خلق هستی و نیز خالصترین زاهدان میباشی».
زهد و ترک دنیای او خالصتر از همه است؛ آن هم زهد برای خدا.
از عناوینی است که امام علیعلیه السلام را با آن ستودهاند.
همچنین مراجعه شود به: أَحْسَنُ الْخَلْقِ عِبادَةً [1030]
هرچه شناخت انسان نسبت به خدای تعالی بیشتر باشد، عظمت و جلالت خدا را بیشتر درک میکند و به همین نسبت نیز، بیشتر از همه برای خدا حساب باز میکند و حریم او را نگه میدارد. علیعلیه السلام که اعرف مردم به خدای تعالی است، باید خداترسترین آنان هم باشد. در زیارت مخصوص آن جناب آمده است:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ أَوَّلَ الْقَوْمِ إِسْلاماً... وَأَخْوَفَهُمْ للَّهِِ»؛(4)
«گواهی میدهم تو اولین مسلمان بودی و نیز خداترسترین مردم».
پشتیبان و حمایت کننده مردم.
امام هادیعلیه السلام در زیارت یوم غدیر فرمود:
«أَنْتَ أَحْسَنُ الْخَلْقِ عِبادَةً وَأَخْلَصُهُمْ زَهادَةً وَأَذَبُّهُمْ عَنِ الدِّینِ»؛(1)
«ای علی! تو بهترین مردم هستی در عبادت، و خالصترین ایشان هستی در تقوا و پارسایی، و پشتیبان و حمایتکننده ایشان در دفاع از دین».
گوش شنوای خداوند.
در یکی از زیارات امیرالمؤمنینعلیه السلام آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا نُورَ اللَّهِ فِی سَمائِهِ وَأَرْضِهِ وَأُذُنَهُ السّامِعَةُ»؛(2)
«سلام بر تو ای نور خدا در زمین و آسمان و ای گوش شنوای خدا».
رامکنندهترین سرکشان.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
بالاترین مقام را نزد خدا و بالاترین درجه را بعد از پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله در بهشت دارد. امام علیعلیه السلام دارای چنین درجه و مقامی است که از بین مردم رفیعترین درجه مال اوست.
در زیارت مخصوص آن حضرت آمده:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ أَوَّلَالْقَوْمِ إِسْلاماً وَأَرْفَعَهُمْ دَرَجَةً»؛(3)
«گواهی میدهم که تو اولین مسلمان هستی و بالاترین مقام و درجه را دارا میباشی».
زاهدترین زاهدان، یکی دیگر از القاب امیرالمؤمنینعلیه السلام است. امام عسکریعلیه السلام از پدر بزرگوارش نقل میکند: پدرم امیرالمؤمنینعلیه السلام را چنین زیارت فرمود:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ وَسَیدَ الْوَصِیینَ، وَأَوَّلَ الْعابِدِینَ وَأَزْهَدَ الزّاهِدِینَ»؛(4)
«سلام بر تو ای امیرمؤمنان و آقای جانشینان، سلام بر تو ای اولین عبادت کنندگان و زاهدترین زاهدان».
در هر مبارزهای پیروز میدان است.
امام سجادعلیه السلام در معرفی جدّ خود فرمود:
«أَسَدُ اللَّهِ الْغالِبِ، مَطْلُوبُ کِلِّ طالِبٍ»؛(5)
«شیر و شجاع پیروزمند، او که مورد طلب هر جوینده کمالی است.
هرچه بگوید حقّ است، هر رأی و حکمی بدهد صحیح و محکم است، و امام علیعلیه السلام چون اعلم همه مردم و اعرف به امور است و از همهجا و همهچیز خبردارد، رأیو نظرش چنین است، در زیارت مخصوصه آمده:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ أَسَدَّهُمْ رَأْیاً»؛(1)
«گواهی میدهم رأیتو محکمترین رأی قومبود».
نام مورد پسند و رضایت خدای تعالی؛ یعنی علی نام خدا است، که در زیارت مطلقه آن حضرت نیز آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَی اسْمِ اللَّهِ الرَّضِی»؛(2)
«سلام بر اسم پسندیده الهی!».
در هنگام مقابله و مبارزه با دشمن، نیرومند و شدید و مقاوم است.
در زیارت مطلقه امیرالمؤمنینعلیه السلام آمده:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ ... أَشَدَّهُمْ خِصاماً»؛(3)
«گواهی میدهم تو شدیدترین و نیرومندترین افراد در جنگ با دشمن بودی».
در برابر ظلم تسلیم نمیشود.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
عترت و خاندان رسول خداصلی الله علیه وآله شریفترین و نجیبترین خلق هستند؛ خصوصاً حضرت زهرا و دوازده امامعلیهم السلام که از طهارت و عصمت برخوردارند؛ دربین ایشان، امیرالمؤمنینعلیه السلام از جایگاه ویژهای برخوردار است.
در زیارت مربوط به آن حضرت آمده است:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی وَلِیکَ وَأَخِی نَبِیکَ ... وَأَشْرَفِ عِتْرَتِهِ الَّذِینَ آمَنُوا بِهِ»؛(4)
«خدایا درود فرست بر ولی خودت و برادر پیامبرت، او که شریفترین فرد خاندان و عترت رسول خداست از بین آنان، که به خدا و رسول ایمان آوردهاند».
شریفترین و بزرگوارترین جانشین از بین همه جانشینان پیامبران است.
در تفسیر امام عسکریعلیه السلام آمده است:
«إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ یعْنِی یأْمُرُکُمْ إِلی مُخالَفَةِ أَفْضَلُ النَّبِیینَ وَمُعانَدَةِ أَشْرَفِ الْوَصِیینَ»؛(5)
«اینکه شیطان دشمن آشکاری است یعنی به مخالفت با افضل پیامبران و دشمنی با اشرف جانشینان امر میکند».
بین صابران از همه صبورتر است.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
اصل؛ اصل امامانعلیهم السلام و شروع کننده آنان. و قدیم؛ آغازگر زمانی ایشان، نه قدیم ازلی.(6)
1) 1225. بحارالانوار، ج 97، ص 378؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
2) 1226. بحارالانوار، ج 97، ص 375؛ اقبال الاعمال، ص 610؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
3) 1227. بحارالانوار، ج 97، ص 377؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
4) 1228. بحارالانوار، ج 97، ص 372؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روزمیلادپیامبر؛ مصباحکفعمی، ص685.
5) 1229. بحارالانوار، ج 24، ص 379؛ تفسیر الامام العسکری، ص 580.
6) 1230. بحارالانوار، ج 97، ص 315.
در یکی از زیارات مطلقه مربوط به آن حضرت، از امام صادقعلیه السلام روایت شده:
«اَلسَّلامُ عَلَی الْأَصْلِ الْقدِیمِ وَالْفَرْعِ الْکَرِیمِ»؛(1)
«سلام بر امامی که اصل و حقیقت قدیم و فرع با کرامت و جود است».
مراد این است که: سلام بر روح پاک آن حضرت که در عالم ارواح، واسطه و مظهر لطف و احسان قدیم الهی است و مقدّم بر آدم و عالم وجود بوده و نیز سلام بر جسم پاک عنصری او که در عالم اجسام، باکرامت و بابرکتترین موجودات بود.
امام صادقعلیه السلام در رفتار امام علیعلیه السلام فرمود:
«وَلَقَدْ أَعْتَقَ أَلْفَ مَمْلُوکٍ مِنْ صُلْبِ مالِهِ، کُلَّ ذلِکَ تَحْفِی فِیهِ یداهُ وَتَعَرُّقَ جَبِینِهِ الْتِماسَ وَجْهِ اللَّهِ وَالْخَلاصَ مِنَ النّارِ، وَما کانَ قُوتُهُ إِلَّا الخِلُّ وَالزَّیتُ وَحَلْواءُ التَّمْرِ إِذا وَجَدَهُ، وَمَلْبُوسُهُ الْکَرابِیسُ»؛(2)
«آن حضرت هزار برده را با مال خود که از دسترنج و زحمت و عرق پیشانی به دست آورده بود آزاد کرد، آن هم فقط به جهت قرب خدا و نجات از آتش؛ غذای او چیزی جز سرکه و روغن نبود، شیرینیاش خرما بود اگر آن را مییافت، و لباسش نیز از جنس کرباس بود».
بردباریاش از همه بیشتر است؛ چنانکه امام حسینعلیه السلام فرمود:
«إِنَّ عَلِیاً کانَ أَوَّلَ الْقَوْمِ إِسْلاماً وَأَعْلَمَهُمْ عِلْماً وَأعْظَمَهُمْ حِلْماً وَأَنَّهُ وَلِی کُلِّ مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَةٍ»؛
«همانا علیعلیه السلام از بین قوم و قبیله خود، اولین کسیبود که اسلام آورد، عالمترین و بردبارترین آنانبود، او سرپرست هرمرد و زن مؤمنیاست».
باافتخارترین فرد از قریش، که بر زمین پا گذاشته است.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
برترین فرد از تقواپیشگان و پرهیزکاران. امام سجادعلیه السلام در وصف امیرمؤمنانعلیه السلام فرمود:
«سَیدُ الْأَوْصِیاءِ وَأَفْضَلُ الْأَتْقِیاءِ، عَلِی سَیدُ الْأَبْرارِ، وَقائِدُ الْأَخْیارِ وَأَفْضَلُ أَهْلِ دارِ الْقَرارِ، بَعْدَ النَّبِیّ الزَّکِیّ الْمُخْتارِ»؛(3)
«امام علیعلیه السلام آقای اوصیا و برتر از همه اتقیا است، او آقای ابرار و پیشوای اخیار و نیکان است، او برترین فرد دنیا و آخرت بعد از رسول پاک و برگزیده خداوند است».
بهترین فرد در دنیا و آخرت میباشد.
همچنین مراجعه شود به: أَفْضَلُ الْأَتْقِیاءِ [1051]
برترین قیامکنندگان در راه خدا.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
مناقب جمع منقبت؛ یعنی کارش نیکوست و دارای فضیلت است.
در فرازی از زیارات مخصوصه آن حضرت آمده است:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ أَوَّلَ الْقَوْمِ إِسْلاماً وَأَفْضَلَهُمْ مَناقِبَ»؛(1)
«گواهی میدهم تو اولین مسلمان بودی و مناقب و فضایل تو از همه بیشتر بود».
امیر المؤمنینعلیه السلام از همه امامان برتر است.
یونس بن ابی وهب میگوید: در مدینه خدمت امام صادقعلیه السلام رسیدم و عرض کردم: قبر امیر المؤمنینعلیه السلام را زیارت نکردم. فرمود: کار بدی کردی، اگر از شیعیان ما نبودی، دیگر به تو نگاه نمیکردم. سپس فرمود:
«أَلا تَزُورُهُ مَنْ یزُورُهُ اللَّهُ مَعَ مَلائِکَتِهِ وَیزُورُهُ الْأَنْبِیاءُ وَیزُورُهُ الْمُؤْمِنُونَ؟!»؛
«آیا زیارت نمیکنی کسی را که خدا به همراه فرشتگان به زیارت او میرود، پیامبران و مؤمنان به زیارت او میروند؟
گفتم: فدایتان شوم! من این را نمیدانستم. حضرت فرمود:
«فَاعْلَمْ أَنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ أَفْضَلُ عِنْدَ اللَّهِ مِنَ الْأَئِمَّةِ کُلِّهِمْ وَلَهُ ثَوابُ أَعْمالِهِمْ وَعَلی قَدْرِ أَعْمالِهِمْ فُضِّلُوا»؛(2)
«پس بدانکه امیرالمؤمنینعلیه السلام نزد خداوند از همه امامانعلیهم السلام برتر است و ثواب تمام آنانرا دارد و ایشان به اندازه اعمال خود برتری داده شدند».
کسی که دارای سوابق درخشان است. سوابق اسلامی و اعمال امیرالمؤمنینعلیه السلام در دوره صدر اسلام و بین مسلمانان است. در یکی از زیارات آن حضرت گفته میشود:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ أَوَّلَ الْقَوْمِ إِسْلاماً وَأَکْثَرَهُمْ سَوابِقَ»؛(3)
«گواهی میدهم تو اولین مسلمان بودی و سوابق تو از همه بیشتر و درخشانتر بود».
پیشوا و رهبر حکیم.
در اعمال مسجد کوفه آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَی الْإِمامِ الْحَکِیمِ الْعَدْلِ»؛(4)
«سلام بر آن امام حکیم عادل».
لبّ به معنای خرد است و ذوی الألباب یعنی خردمندان و صاحبان خرد.
در فرازی از زیارت امیرالمؤمنینعلیه السلام آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا إِمامَ ذَوِی الْأَلْبابِ»؛(5)
«سلام بر تو ای پیشوای خردمندان جهان».
1) 1234. الکافی، ج 1، ص 454؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
2) 1235. وسائل الشیعه، ج 14، ص 375؛ کافی، ج 4، ص 579؛ تهذیب، ج 6، ص 20؛ موسوعه امام علی، ج 8، ص 279.
3) 1236. بحارالانوار، ج97، ص 321؛ من لایحضره الفقیه، ج2، ص 592؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
4) 1237. بحارالانوار، ج 97، ص 409؛ مفاتیح الجنان، اعمال مسجد کوفه.
5) 1238. بحارالانوار، ج 97، ص 373؛ اقبال الاعمال، ص 608؛ مفاتیح الجنان، زیارت حضرت روز میلاد پیامبرصلی الله علیه وآله.
امام خدایی، خداشناس و دستپروردهخدا.
حضرت زهراعلیها السلام همسر باوفای امام علیعلیه السلام ایشان را اینگونه معرفی فرموده:
«هُوَ الْإِمامُ الرَّبّانِی وَالْهَیکَلُ النُّورانِی، قُطْبُ الْأَقطابِ وَسُلالَةُ الْأَطْیابِ النّاطِقُ بِالصَّوابِ، نُقْطَةُ دائِرَةِ الْإِمامَةِ وَأَبُو بَنِیهِ الْحَسَنِ وَالْحُسَینِ الَّذَینِ هُما رَیحانَتَی رَسُولِ اللَّهِ سَیدَی شَبابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ»؛(1)
«علیعلیه السلام امام ربانی و خدایی، هیکلی نورانی و مرکز توجّه عارفان و خداپرستان و فرزندی از خاندان پاکان، گوینده به حقّ و روا، جایگاه اصلی و محور امامت، پدر حسن و حسین دو دسته گل رسول خداصلی الله علیه وآله و دو بزرگ و سرور جوانان اهل بهشت است».
رهبر و پیشوای شایستگان، چنانکه در یکی از زیارات مطلقه آن حضرت میگوییم:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی ... عَبْدِکَ وَأَمِینِکَ الْأَوْفی .. قُدْوَةِ الصِّدِّیقِینَ وَإِمامِ الصّالِحِینَ»؛(2)
«خدایا درود فرست بر بنده و امین با وفای تو که پیشوای راستگویان و امام صالحان است».
در یکیاز زیارات امیرمؤمنانعلیه السلام چنینآمده:
«اَلسَّلامُ عَلَی الْإِمامِ الْعادِلِ وَالصَّیبِ الْهاطِلِ، صاحِبِ الْمُعْجِزاتِ وَالْفَضائِلِ، وَالْبَراهِینِ وَالدَّلائِلِ، وَالسَّیدِ الْحَلاحِلِ وَالْبَطَلِ الْمَنازِلِ وَالْبَطَلِ الْأَرْوَعِ وَالْهُمامِ الْمُشَفَّعِ الَّذِی هُوَ عَنِ الشِّرْکِ أَنْزَعٌ الْعالِی النَّسَبِ وَالشَّرَفِ، مَوْلای أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ»؛(3)
«سلام بر امام عادل و باران ریزان و پیدرپی، آنکه دارای معجزات و فضایل و برهانها و دلایل فراوان است، همان آقای شجاع و پهلوان میدانها، قهرمانی که همه را به اعجاب میآورد، همان آقا و پادشاه بلندهمتی که شفاعتش پذیرفته است، او که از هر شرکی بری است، دارای نسب و شرف عالی است، او مولای من امیرمؤمنان است».
امام عدل؛ امام عادل. این امام آنقدر عادلانه و به عدل رفتار نموده و شدّت عدل در وی آنقدر زیاد بوده که همگان او را عدل مجسّم دانسته و لقب "امام عدل" دادهاند.
در فرازی از از دعاها و اعمال مسجد کوفه آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَی الْإِمامِ الْحَکِیمِ الْعَدْلِ»؛(4)
«سلام بر آن امام حکیم عادل».
امام بزرگ و عظیم الشأن.
چنانکه در زیارت صفوان جمال، خطاب به امیرمؤمنانعلیه السلام آمده است:
«وَأَنْتَ سَیدُ الْکَرِیمِ وَالْإِمامُ الْعَظِیمُ»؛(5)
«و تو آقای باکرامت و امام باعظمت هستی».
امام مخلص و خالص؛ کارهایش محض رضای خدا و به نیت تقرب الهی است.
در زیارت مخصوصه امام علیعلیه السلام آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَی الْإِمامُ التَّقِی الْمُخْلِصِ الصَّفِی»؛(1)
«سلام بر آن پیشوای باتقوای کامل و دارای اخلاص خاص به حقّ».
امیرمؤمنانعلیه السلام نه تنها خود خالص و مخلص بود، بلکه امام تمام مخلصان نیز میباشد.
در یکی از زیارات مطلقه مربوط به حضرت آمده است:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَصَلِّ عَلی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَبْدِکَ الْمُرْتَضی .. وَإِمامِ الْمُخْلِصِینَ»؛(2)
«خدایا درود فرست بر محمّد و آل محمّد و نیز درود ویژه بفرست بر علی که امیرمؤمنان و بنده برگزیده توست، و او که امام مخلصان است».
نصیحت کننده، مشفق و اندرز دهنده.
در یکی از زیارات مطلقه آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَی الصِّراطِ الْواضِحِ، وَالنَّجْمِ اللّائِحِ، وَالْإِمامِ النّاصِحِ»؛(3)
«سلام بر آن راه واضح و چراغ فروزنده و امام نصیحت کننده و مشفق».
از همه مردم ثابتقدمتر است.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
فرمانده لشکرها؛ هرجا لشکر و سپاهی تشکیل میشد و پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله نیرویی را اعزام میفرمود، فرمانده قسمت اعظم و مهم آن لشکر و سپاه با علی بن ابیطالبعلیه السلام بود.
در فرازی از زیارت مطلقه امیرمؤمنانعلیه السلام آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلی أَمِیرِ الْجُیوشِ وَصاحِبِ الْغَزَواتِ»؛(4)
«سلام بر فرمانده لشکرهای رسول خداصلی الله علیه وآله و صاحب فتح و پیروزی در جنگها».
امام حسنعلیه السلام پس از شهادت امیرمؤمنانعلیه السلام خطبهای خواند و در آن سخنرانی، پدر بزرگوارش را چنین معرفی فرمود:
«خاتِمُ الْوَصِیینَ وَوَصِی خاتِمِ الْأَنْبِیاءِ وَأَمِیرُ الصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَداءِ وَالصّالِحِینَ»؛(5)
«از بین وصیان پیامبران، او آخرین وصی و جانشین آخرینپیامبر و امیر صدیقان و شهیدان و صالحان بود».
1) 1244. بحارالانوار، ج 97، ص 375؛ اقبال الاعمال، ص 610؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
2) 1245. بحارالانوار، ج 97، ص 307؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
3) 1246. بحارالانوار، ج 97، ص 287؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
4) 1247. بحارالانوار، ج 97، ص 301؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
5) 1248. بحارالانوار، ج 43، ص 361؛ امالی طوسی، ص 269؛ بشارة المصطفی، ص 240.
امیر و آقای افراد نیکوکار و صالح.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
همچنین مراجعه شود به: أَمِیرُ الشُّهَداءِ [1068]
امیر درستکاران و صادقان و راستگویان.
همچنین مراجعه شود به: أَمِیرُ الشُّهَداءِ [1068]
امیر و فرمانده غزوات و جنگها؛ چنانکه در فرازی از زیارت امام علیعلیه السلام آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا أَمِیرَ الْغَزَواتِ»؛(1)
«سلام بر تو ای فرمانده جنگها».
اولین کسی که بعد از پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله برای خدای تعالی رکوع کرده است.
امام باقرعلیه السلام در مورد آیه شریفه «وَارْکَعُوا مَعَ الرّاکِعِینَ»(2)فرمود: این آیه در مورد پیامبر و علیعلیهما السلام نازل شده؛ چون ایشان اولین نمازگزاران و رکوع کنندگان بودند.(3)
بین سبقتگرفتگان در اسلام، از همه مردم سابقتر است.
همچنین مراجعه شود به: أَمِیرُ الشُّهَداءِ [1068]
اولین عبادت کننده الهی.
امام حسن عسکریعلیه السلام از پدر بزرگوارش امام هادیعلیه السلام نقل فرموده است که: در زیارت امیرالمؤمنینعلیه السلام چنین فرمود:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ وَسَیدَ الْوَصِیینَ، وَأَوَّلَ الْعابِدِینَ»؛(4)
«سلام بر تو ای امیرمؤمنان و آقای جانشینان و اولین عابدان خدا».
علیعلیه السلام اوّلین نفری بود که به اسلام و پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله ایمان آورد و مسلمان شد؛ چنانکه امام حسینعلیه السلام فرمود.
همچنین مراجعه شود به: أَعْظَمُ الْقَوْمِ حِلْماً [1048]
اولین کسی که در بیان حقّ و حقیقت زبان به سخن میگشاید.
در یکی اززیارات مخصوصه امام علیعلیه السلام وارد شده:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ أَوَّلَهُمْ کَلاماً»؛(5)
«گواهی میدهم تو در بین قوم خود اولینکسی بودی که به حقّ و بیان حقایق سخن گفتی».
اولین مظلوم و بزرگترین مظلوم تاریخ، امیرمؤمنانعلیه السلام است؛ کسیکه با داشتن بالاترین
1) 1249. بحارالانوار، ج 97، ص 373؛ اقبال الاعمال، ص 608؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
2) 1250. سوره بقره، آیه 43.
3) 1251. مناقب آل ابیطالب، ج 2، ص 13.
4) 1252. بحارالانوار، ج 97، ص 364؛ مفاتیح الجنان، زیارت عید غدیر.
5) 1253. بحارالانوار، ج 97، ص 377؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
قدرت و علم و عصمت، مورد ظلم جاهلان و بیخردان و نااهلان قرارگرفت.
امام هادیعلیه السلام فرمود: نزد قبر امیرالمؤمنینعلیه السلام بگویید:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا وَلِی اللَّهِ، أَنْتَ أَوَّلُ مَظْلُومٍ»؛(1)
«سلام بر تو ای ولی خدا! تو اوّلین مظلوم هستی».
بزرگترین حقّ و روشنترین حقّ، حقّی است که خدای تعالی به کسی عنایت کند و در مقابل، چقدر ظالمانه که توسط عدّهای جاهل پایمال شود. خدای متعال حقّ خلافت نبی خاتم را به کسی بدهد. پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نیز این حقّ را به همه جهانیان اعلان کند و از آنها بیعت بگیرد؛ امّا پس از چند صباح و در روز روشن، عدّهای جاهل و نادان این حقّ واضح را غصب کنند؛ جانشین مصطفیصلی الله علیه وآله را دست بسته، ریسمان به گردن، برای بیعت اجباری به مسجد بکشانند و او هم جهت مصلحت امّت و اسلام سکوت کند. با این غصب بود، که مسیر تاریخ عوض شد.
در دعایی وارد شده است:
«أَنْتَ أَوَّلُ مَظْلُومٍ وَأَوَّلُ مَغْصُوبٍ حَقُّهُ»؛(2)
«تو اولین مظلوم و اولین کسی هستی که حقّش را غصب کردند».
امام هادیعلیه السلام فرمود: نزد قبر امام علیعلیه السلام بگویید:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا وَلِی اللَّهِ، أَنْتَ أَوَّلُ مَظْلُومٍ وَأَوَّلُ مَنْ غُصِبَ حَقُّهُ»؛(3)
«سلام بر تو ای ولی خدا، تو اولین مظلوم هستی و اولین کسی که حقّ او را غصب کردند».
اولین کسی که خدای تعالی او را به وجود آورد؛ چون نور پیامبر و علیعلیهما السلام اولین چیزی بود که خدای تعالی خلق کرد. در قسمتی از زیارات مخصوصه آن حضرت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا غایةَ مَنْ بَرَأَهُ اللَّهُ وَنَهایةَ مَنْ ذَرَأَ اللَّهُ وَأَوَّلَ مَنِ ابْتَدَعَ اللَّهُ»؛(4)
«سلام بر تو ای غایت و هدف خلقت و نهایت آفرینش و اولین آفریده خدای تعالی».
جریان هجرت رسول خداصلی الله علیه وآله از مکّه به مدینه و نقشه ترور حضرت توسط مشرکان قریش و خوابیدن امیرالمؤمنین در بستر رسول خداصلی الله علیه وآله، از قضایای مشهور و معروفی است که دوست و دشمن به آن معترف هستند و آیه نیز در شأن آن حضرت نازل شده.(5)
1) 1254. وسائل الشیعه، ج 14، ص 394؛ تهذیب طوسی، ج 6، ص 28؛ اصول کافی، ج 4، ص 569؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه پنجم امیرالمؤمنین.
2) 1255. اصول کافی، ج 4، ص 570.
3) 1256. من لایحضره الفقیه، ج2، ص586؛ کافی ج4، ص569؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه پنجم امیرالمؤمنین.
4) 1257. بحارالانوار، ج 97، ص 348.
5) 1258. تفسیر الامام العسکری، ص 469؛ الارشاد مفید، ج 1، ص 51؛ کنز الفوائد، ج 2، ص 53؛ .
در فرازی از زیارت مطلقه مربوط به آن حضرت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَی الْبآئِتِ عَلی فِراشِ النَّبِی وَمُفْدِیهِ بِنَفْسِهِ مِنَ الْأَعْداءِ»؛(1)
«سلام بر آن کسی که در بستر پیامبرصلی الله علیه وآله خوابید و جانش را فدای آن حضرت کرد تا ایشان از دست دشمنان نجات یابد».
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«أَنَا دارُ الْحِکْمَةِ وَعَلِی بابُها»؛(2)
«من شهر حکمت و علی دروازه آن است».
از پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله در مورد امیرالمؤمنینعلیه السلام سؤال شد، فرمود:
«قُسِّمَتِ الْحِکْمَةُ عَشْرَةَ أَجْزاءٍ فَأُعْطِی عَلِی تِسْعَةَ أَجْزاءٍ وَالنّاسُ جُزْءاً واحِداً»؛(3)
«حکمت را ده قسمت کردهاند که نه قسم آن را به علی و یک قسم را به تمام مردم دادهاند».
در قسمتی از زیارت آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا سَیدَ الْوَصِیینَ... وَبابَ حِکْمَةِ رَبِّ الْعالَمِینَ»؛(4)
«سلام بر تو ای آقای جانشینان... و باب حکمت پروردگار جهانیان».
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله هرچه سرّ و راز مگو داشت، به امیرالمؤمنینعلیه السلام سپرد، هر امانتی که داشت، به علیعلیه السلام داد، از علم و دانش و اسرار الهی، امام صادقعلیه السلام در فرازی از زیارت مربوط به آن حضرت میگوید:
«وَصَلِّ عَلی أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ... اَلَّذِی جَعَلْتَهُ.... بَاباً لِسِرِّهِ»؛(5)
«خدایا درود فرست بر علیعلیه السلام که او را باب علم و اسرار و علم لدنی رسولت قرارش دادی».
تمام فتح و پیروزیها توسط و به کمک امیرالمؤمنینعلیه السلام نصیب میشد؛ چنانکه خدای تعالی در قرآن فرمود: «هُوَ الَّذِی أَیدَکَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِینَ»(6)و مراد از مؤمنین در این آیه، امیر مؤمنان است.
امام صادقعلیه السلام در یکی از زیارات مخصوصه آن حضرت عرض میکند:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَصَلِّ عَلی أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَبْدِکَ الَّذِی جَعَلْتَهُ باباً لِنَصْرِهِ»؛(7)
«خدایا درود فرست بر محمّد و آل محمّد و نیز درود فرست بر بندهات امیرمؤمنان، همانکه اورا وسیله پیروزی و یاری پیامبرت قرار دادی».
1) 1259. بحارالانوار، ج 97، ص 301؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
2) 1260. بحارالانوار ج40، ص203؛ کشفالغمّة ج1، ص113؛ کشف الیقین، ص 51. صحیح ترمذی، ج 5، ص 637.
3) 1261. بحارالانوار، ج40، ص149؛ مناقب آل ابیطالب، ج2، ص 32؛ الارشاد مفید، ج 2، ص 212.
4) 1262. بحارالانوار، ج 97، ص 285؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
5) 1263. بحارالانوار، ج 97، ص 307؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
6) 1264. سوره انفال، آیه 62.
7) 1265. بحارالانوار، ج 97، ص 380؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
درگاهی است که هرکس به آن وارد شود، به یقین و اطمینان میرسد؛ چنانکه در زیارت آن حضرت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ أَیهَا الْحَبْلُ الْمَتِینُ وَالْإِمامُ الْأَمِینُ وَالْبابُ الْیقِینُ»؛(1)
«سلام بر تو ای آقایی که ریسمان محکم الهی هستی، آن امام امین و آن که باب یقین است».
سارقی نزد امیرمؤمنانعلیه السلام به دزدی اقرار کرد. پس آن حضرت به قطع انگشتانش حکم نمود. هنگامی که از محکمه خارج میشد، در حالی که هنوز از آن خون میچکید، ابن کواء - که از دشمنان سرسخت امیرمؤمنانعلیه السلام بود - او را دید و از وی سؤال کرد: چه کسی دست تو را قطع کرده؟
در پاسخ گفت:
«قَطَعَ یمِینِی الْأَنْزَعُ الْبَطِینُ وَبابُ الیقِینِ»؛(2)
«دست مرا کسی قطع کرد که انزع بطین و باب یقین است».
امام علیعلیه السلام نفس و جانش را برای پیامبرصلی الله علیه وآله فدا کرد؛
«بَذَلَ نَفْسَهُ فِی مَرْضاةِ رَسُولِهِ»؛(3)
«علیعلیه السلام کسی است که جانش را درراه رضایت رسول خداصلی الله علیه وآله فدا کرد».
آیه شریفه نازل شد: «وَمِنَ النّاسِ مَنْ یشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغآءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبادِ»؛(4)
«بعضیاز مردم (باایمان و فداکار، چون علیعلیه السلام در لیلة المبیت، هنگام خفتن در جایگاه پیامبرصلی الله علیه وآله)، جان خود را به خاطر خشنودی خدا میفروشند؛ و خداوند نسبت به بندگان مهربان است».(5)
عدل و دادرا گسترشداده و درراه آنکوشید.
در یکی از زیارات مربوط به آن حضرت آمده است:
«وَنَشَرَ ثَوْبَ الْأَمْنِ فِی بِلادِکَ وَبَسَطَ الْعَدْلَ فِی بَرِیتِکَ»؛(6)
«لباس امنیت را در شهرهای تو پراکنده و عدل و داد را در بین خلایق تو گسترش داده».
فرد شجاع و حمله برنده در جنگها.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
به نهایت و هدف رسیده است.
در زیارتی وارد شده است که خطاب به امیرمؤمنانعلیه السلام عرض میشود:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا حامِلَ الرّایةِ وَبالِغَ الْغایةِ»؛(7)
«سلام بر تو ای پرچمدار و ای آنکه به نهایت هدف رسیدهای».
دریای پر از علم و دانش.
در یکی از زیارات مربوط به امیرمؤمنانعلیه السلام عرض میشود:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ الطُّورُ... وَبَحْرُ الْعِلْمِ الْمَسْجُورِ»؛(1)
«گواهی میدهم که طور تو هستی، تو دریای علم فروزان الهی هستی».
دریای علمها؛ از هر علم و دانشی که سراغ بگیری، معدن و دریای آن نزد علیعلیه السلام است؛ چنانکه امام صادقعلیه السلام در زیارتی خطاب به امیرالمؤمنینعلیه السلام میفرماید:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا بَحْرَ الْعُلُومِ»؛(2)
«سلام بر تو ای دریای علوم آسمانی و اسرار وحی الهی».
ماه تابان و روشنیدهنده.
امام علیعلیه السلام که امام هدایت و امام نور است، باید چنین باشد تا دیگران از او هدایت بگیرند. از شیخ مفید و سید مرتضی و شهید اول، در زیارتی برای امیرمؤمنانعلیه السلام نقل شده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ أَیهَا الْبَدْرُ الْمُضِیءُ»؛(3)
«سلام بر تو ای ماه فروزان و تابان».
بدری منسوب به غزوه بدر است؛ یعنی امیرالمؤمنینعلیه السلام در اولین غزوه صدر اسلام که بین مسلمانان و مشرکان قریش درگرفت حضور داشت و به گواهی تاریخ، مهمترین و مبارزترین و شجاعترین سرباز و فرمانده سپاه اسلام در آن روز امیرالمؤمنینعلیه السلام بوده است که از 70 کشته نیروهای کفر، حدود 36 نفر را آن حضرت به درک واصل کرده است.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
صالح و راست کردار و نیکوکار.
امام علیعلیه السلام منشأ و معدن همه نیکیهاست، در فرازیاز زیارت مطلقه امیرمؤمنانعلیه السلام آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ أَیهَا الْوَصِی الْبَرُّ التَّقِی النَّقِی الْوَفِی»؛(4)
«سلام بر تو ای وصی پیامبر، ای نیکوکار پرهیزکار و ای پاک باوفا!».
امام جوادعلیه السلام درباره اصحاب رسول خداصلی الله علیه وآله توضیح میداد؛ از جمله در توصیف امام علیعلیه السلام فرمود:
«وَمِنْهُمْ حَبِیبُ مُحَمَّدٍ وَأَخُوهُ الْمُبَلِّغُ عَنْهُ مِنْ بَعْدِهِ، الْبُرْهانُ وَالتَّأْوِیلُ وَمُحْکَمُ التَّفْسِیرِ»؛(5)
1) 1273. بحارالانوار، ج 97، ص 301؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
2) 1274. بحارالانوار، ج 97، ص 373؛ اقبال الاعمال، ص 608؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
3) 1275. بحارالانوار، ج 97، ص 377؛ مفاتیح الجنان، زیارت روز مبعث.
4) 1276. بحارالانوار، ج 97، ص 285؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
5) 1277. بحارالانوار، ج 26، ص 250؛ تفسیر فرات، ص 395؛ الیقین، ص 318.
«یکی از آنان دوست و برادر پیامبرصلی الله علیه وآله است، همان که بعد از او مبلّغ الهی است، همان که برهان و تأویل و مفسر آیات الهی است».
امام علیعلیه السلام برهان مبین و دلیل روشن و واضح است.
در زیارت روز عید غدیر، امام عسکریعلیه السلام به نقل از پدر بزرگوارش امام هادیعلیه السلام فرمود:
«مَوْلای أَنْتَ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ وَالْبُرْهانُ الْمُنِیرُ»؛(1)
«ای مولای من! تو حجت بالغه و کامل خدا و دلیل روشن و واضح الهی هستی».
گنجینه و بوستان حکمتهای خدای تعالی.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
شجاعت و قدرتش همه را به اعجاب آورد.
همچنین مراجعه شود به: الْإِمامُ الْعَدْلُ [1061]
همسر حضرت فاطمه زهراعلیها السلام.
در زیارت آن حضرت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلی بَعْلِ الْبَتُولِ»؛(2)
«سلام بر شوهر حضرت زهرای بتولعلیها السلام».
به منزله حضرت اسماعیل ذبیح اللَّه.
«یا بُنَی إِنِّی أَری فِی الْمَنامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانْظُرْ ماذاتَری قالَ یاأَبَتِ افْعَلْ ماتُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِنْ شآءَ اللَّهُ مِنَ الصّابِرِینَ»؛(3)
«هنگامیکه با او به مقام سعی و کوشش رسید، گفت: پسرم! در خواب دیدم که تو را ذبح میکنم، نظر تو چیست؟ گفت: هرچه دستور داری اجرا کن، به خواست خدا مرا از صابران خواهییافت».
حضرت ابراهیم، طبق آیه، به فرزندش فرمود: دستور آمده تو را ذبح نمایم. او عرض کرد: من هم آمادهام.
رسول خداصلی الله علیه وآله نیز در آن شب سرنوشتساز به امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود: دستور چنین است که تو به جای من در رختخواب بخوابی. او نیز بدون درنگ قبول کرد تا خود را در مقابل نیزهها و شمشیرهای تیز مشرکان قرار دهد.
در زیارت آن امام عزیز میگوییم:
«وَأَشْبَهْتَ فِی الْبَیاتِ عَلَی الْفِراشِ الذَّبِیحَ؛ إِذْ أَجَبْتَ کَما أَجابَ، وَأَطَعْتَ کَما أَطاعَ إِسْماعِیلُ»؛(4)
«در اینکه بر بستر پیامبرصلی الله علیه وآله خوابیدی، شبیه به اسماعیل ذبیح اللَّه شدی، چون تو دستوررا اجابت کردی همانطور که اسماعیلعلیه السلام اجابت کرد، و اطاعت نمودی همان طور که او اطاعت نمود».
به سبب او، حقّ ظاهر و آشکار شد، چنانکه امام هادیعلیه السلام میفرماید:
«مَوْلای! بِکَ ظَهَرَ الْحَقُّ وَقَدْ نَبَذَهُ الْخَلْقُ»؛(1)
«ای آقای من! به وسیله تو حقیقت آشکار گشت، در حالی که مردم آن را به کنار و پشت انداخته بودند».
زیبا و تابان و درخشان.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
باطن امر هر چیزی.
همچنین مراجعه شود به: الْبُرْهانُ [1094]
پیرو راه و روش پیامبر خداصلی الله علیه وآله.
امام علیعلیه السلام که عالمترین افراد به سنّت پیامبر بود، پای خود را جای پای رسول خداصلی الله علیه وآله میگذاشت و از احکام و اعمال وی تبعیت مینمود.
امام باقرعلیه السلام به نقل از پدرش امام سجادعلیه السلام در زیارت امیرالمؤمنینعلیه السلام میفرماید:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ! أَشْهَدُ أَنَّکَ جاهَدْتَ فِی اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ وَعَمِلْتَ بِکِتابِهِ، وَاتَّبَعْتَ سُنَنَ نَبِیهِ»؛(3)
«سلام بر تو ای امیرمؤمنان، من گواهی میدهم که تو نهایت سعی و تلاش خود را در راه خدا نمودی و به قرآن کریم عمل نمودی و پیرو راه و روش رسول خداصلی الله علیه وآله بودی».
پیرو سیره پیامبرصلی الله علیه وآله.
به نقل از شیخ مفید و شهید اول و سید بن طاوس، امام صادقعلیه السلام در روز میلاد پیامبرصلی الله علیه وآله، امام علیعلیه السلام را اینگونه زیارت کرده است:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ یا وَلِی اللَّهِ وَحُجَّتَهُ! لَقَدْ جاهَدْتَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ، وَاتَّبَعْتَ مِنْهاجَ رَسُولِ اللَّهِ»؛(4)
«گواهی میدهم ای ولی خدا و حجت او که نهایت جهاد و تلاش در راه خدا را انجام دادی و تابع طریق و روش رسول خداصلی الله علیه وآله بودی».
باعث شرف و افتخار اوصیای الهی.
تاج؛ چیزی یا کسی که باعث شرف و افتخار باشد، و همه مؤمنان و موحدان و اوصیای الهی به وجود آن حضرت افتخار میکنند.
در زیارت مطلقه امیرالمؤمنینعلیه السلام آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا تاجَ الْأَوْصِیاءِ»؛(5)
«سلام بر تو ای شرف و افتخار جانشینان».
سرور و افتخار گریهکنندگان درگاه خدا.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
1) 1282. بحارالانوار، ج 97، ص 366؛ مفاتیح الجنان، زیارت عید غدیر.
2) 1283. بحارالانوار، ج 34، ص 268.
3) 1284. مصباح المتهجد، ص 738؛ مفاتیح الجنان، زیارت امین اللَّه.
4) 1285. بحارالانوار، ج 97، ص 375؛ اقبال الاعمال، ص 660؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
5) 1286. بحارالانوار، ج 97، ص 301.
از امام صادقعلیه السلام روایت شده که فرمود: هر گاه به زیارت امیرمؤمنانعلیه السلام رفتی، در زیارت آن امام هُمام بگو:
«وَصَلِّ عَلی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ... الَّذِی جَعَلْتَهُ تاجاً لِرَأْسِهِ»؛(1)
«خدایا درود فرست بر امیرمؤمنانعلیه السلام... که او را تاج شرف و افتخار رسولت قرارش دادی».
امیرمؤمنانعلیه السلام همه خواستههای و امیال نفسانی و شیطانی و شهوانی را ترک نموده، چنانکه خطاب به آن حضرت گفته میشود:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا هاجِرَ اللَّذّاتِ وَتارِکَ الشَّهَواتِ»؛(2)
«سلام بر تو ای که از لذتهای مادی دوری و همه خواستههای نفسانی را ترک کردی».
تالی از ریشه تِلوْ به معنای دنباله رونده و نفر بعدی است. و علیعلیه السلام اولین رتبه بعد از رسول خداصلی الله علیه وآله را از جهت موقعیت دارد.
در زیارت مطلقه آن امام آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا سَیدَ الْوَصِیینَ وَالتّالِی لِرَسُولِهِ»؛(3)
«سلام بر تو ای آقا و سرور جانشینان و کسی که تالی تلو رسول خداست».
تلاوت کننده و قرائت کننده کتاب آسمانی؛ امّا تلاوت او با تلاوت دیگران فرق میکند، یعنی حقیقت تلاوت از آن اوست، چنانکه در زیارت آن حضرت آمده:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ تَلَوْتَ الْکِتابَ حَقَّ تِلاوَتِهِ»؛(4)
«گواهی میدهم تو حقّ تلاوت قرآن کریم را به جا آوردی».
کسی که در مقام و رتبه، بلافاصله بعد از پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است. امام صادقعلیه السلام در زیارت مخصوص امیرمؤمنانعلیه السلام فرموده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا تالِی الْمَبْعُوثِ»؛(5)
«سلام برتو که تالی تلو رسول مبعوث هستی».
در یکی از زیارات مربوطه، به امام علیعلیه السلام چنین خطاب شده است:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ خَیرُ الدَّهْرِ وَنامُوسُهُ وَحُجَّةُ الْمَعْبُودِ وَتَرْجُمانُهُ»؛(6)
«گواهی میدهم که تو بهترین فرد روزگار هستی، تو ناموس دهر میباشی و نیز حجّت و شناساننده خداوند معبود هستی».
تقی از کلمه تقوی و از ریشه وقی، به معنای
1) 1287. بحارالانوار، ج 97، ص 307 و 380؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
2) 1288. بحارالانوار، ج 97، ص 332.
3) 1289. بحارالانوار، ج 97، ص 285؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
4) 1290. اصول کافی، ج 4، ص 570؛ من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 589.
5) 1291. بحارالانوار، ج 97، ص 374؛ اقبال الاعمال، ص 608؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
6) 1292. بحارالانوار، ج 97، ص 342؛ امالی صدوق، ص 611.
نگهداری و حفاظت و صیانت است؛ یعنی شخص با انجام دادن واجبات و عمل صالح و ترک محرمات خود را از عذاب نگه میدارد و حفظ میکند. چنین صفتی در عالیترین درجه آن فقط شایسته امیرمؤمنان و امام متقیانعلیه السلام است. پس در یکی از زیارات به آن حضرت عرض میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ أَیهَا الْإِمامُ الْبَرُّ التَّقِی النَّقِی الرَّضِی الْمَرْضِی»؛(1)
«سلام بر تو ای امام و پیشوای نیک پرهیزکار پاک، آنکه از خدا راضی و خدا از او راضیاست».
و امام صادقعلیه السلام نیز فرموده است:
«فَقَبَضْتَهُ إِلَیکَ شَهِیداً سَعِیداً وَلِیاً تَقِیاً، رَضِیاً زَکِیاً هادِیاً مَهْدِیاً»؛(2)
«گواهی میدهم آنگاه که او را قبض روح فرمودی، وی با مقام شهادت و سعادت و ولایت و تقوای کامل در مقام رضای تو بود و با تزکیه نفس و هادی و مهدی امّت تو بود».
ثار؛ خون و طلب خون کردن. و ثار اللَّه؛ خون خدا، یا با خون خود طلب خدا کردن. این لقب مخصوص امام علی و امام حسینعلیهما السلام است، چنانکه در در زیارت امام حسینعلیه السلام، به ایشان سلام داده میشود:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا ثارَ اللَّهِ وَابْنَ ثارِهِ»؛(3)
«سلام بر تو ای خون خدا و فرزند خون خدا».
امام حسینعلیه السلام ثار اللَّه و فرزند ثار اللَّه، فرزند امام علیعلیه السلام است.
امام صادقعلیه السلام در زیارت امیرالمؤمنین و امام حسینعلیهما السلام میفرماید:
«اَلسَّلامُ عَلَی الْأَصْلِ الْقَدِیمِ وَالْYΘљҘٙРالْکَرِیمِ، اَلسَّلامُ عَلَی الثَّمَرِ الْجَنِی»؛(4)
«سلام بر امامی که اصل امامان و شروع کننده ایشان است و سلام بر آن میوه رسیده و شیرین».
درراه خدا ازجان خود مایهگذاشت، چنانکه امام هادیعلیه السلام در زیارت روز غدیر میفرماید:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ! عَبَدْتَ اللَّهَ مُخْلِصاً، وَجاهَدْتَ فِی اللَّهِ صابِراً، وَجُدْتَ بِنَفْسِکَ مُحْتَسِباً»؛(5)
«سلام برتو ای امیرمؤمنان که خدارا مخلصانه پرستیدی و در راه خدا پایدارانه مبارزه و جهاد نمودی و از جان خود در راه او گذشتی».
مراد از جنب، جانب و ناحیه است؛ یعنی امیرالمؤمنین در ناحیهایاست که خدای تعالی مردم را امر کرده به آن توجّه کنند.
1) 1293. بحارالانوار، ج 97، ص 32.
2) 1294. بحارالانوار، ج 97، ص 372؛ اقبال الاعمال، ص 493؛ مفاتیح الجنان، زیارت مولود.
3) 1295. اصول کافی، ج 4، ص 575؛ من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 594؛ تهذیب طوسی، ج 6، ص 54؛ اقبال الاعمال، ص 333؛ مفاتیح الجنان، زیارت امام حسین.
4) 1296. بحارالانوار، ج 97، ص 305؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه ششم امیرالمؤمنین.
5) 1297. بحارالانوار، ج 97، ص 362؛ مفاتیح الجنان، زیارت روز عید غدیر.
در احادیث متعددی آمده که امامانعلیهم السلام فرمودهاند:
«نَحْنُ جَنْبُ اللَّهِ»؛
«ما امامان اهل بیت جنب اللَّه هستیم».
هرکه در مورد ما کوتاهی کند، در روز قیامت حسرت خواهد خورد.(1)
از بین امامانعلیهم السلام، امیرالمؤمنینعلیه السلام جنب اللَّه اعلی میباشد؛ یعنی والاتر و بلندمرتبهتر از همهاست،(2)چنانکه از امامصادقعلیه السلام در زیارت امیرمؤمنانعلیه السلام آمده است:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَصَلِّ عَلی أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَبْدِکَ الْمُرْتَضی .. وَجَنْبِکَ الْأَعْلی ؛(3)
«خدایا درود فرست بر محمّد و آل محمّد و نیز درود ویژه بر امیرمؤمنانعلیه السلام که بنده برگزیده تو است و آنکه جنب اللَّه اعلی میباشد».
علی از علوّ به معنای بلندمرتبه است. در یکی از زیارات آن حضرت، از امام صادقعلیه السلام نقل شده است:
«اَلسَّلامُ عَلَی اسْمِ اللَّهِ الرَّضِی... وَجَنْبِهِ الْعَلِی»؛(4)
«سلام بر آن اسم پسندیده الهی و سلام بر آن که جنب اللَّه العلی میباشد».
مکین از مکان به معنای مکانت و جلالت و منزلت است؛ یعنی امام علیعلیه السلام در جنب خدای تعالی دارای مکان و مکانت است. این عبارت نیز در زیارتی است که از امام صادقعلیه السلام برای امیرمؤمنان روایت شده:
«اَلسَّلامُ عَلی حَبْلِ اللَّهِ الْمَتِینِ، وَجَنْبِهِ الْمَکِینِ»؛(5)
«سلام بر آن ریسمان محکم خدا، او که جنب اللَّه باشرافت و مکانت است».
مانع. در یکی از دعاهای بعد از زیارت امیرمؤمنانعلیه السلام آمده است:
«ذَبَّ عَنْ حَرِیمِ الْإِسْلامِ وَحَجَزَ بَینَ الْحَلالِ وَالْحَرامِ»؛(6)
«از حریم اسلام دفاع نمود و بین حلال و حرام نیز مانع و حایل بود».
نگهدارنده و حافظ کسی است که به او پناهنده شده باشد. که در زیارت آن حضرت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا قاسِمَ النّارِ وَحافِظَ الْجارِ وَمُدْرِکَ الثّارِ»؛(7)
1) 1298. مضمون آیه شریفه 56 سوره زمر: «... یاحَسْرَتَی عَلَی ما فَرَّطتُ فِی جَنْبِ اللَّهِ»؛ «افسوس بر من از کوتاهیهایی که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخرهکنندگان (آیات او) بودم!»
2) 1299. کمال الدین، ج 1، ص 305؛ امالی طوسی، ص 654؛ ارشاد القلوب، ج 2، ص 418.
3) 1300. بحارالانوار، ج 97، ص 307؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
4) 1301. بحارالانوار، ج 97، ص 305؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
5) 1302. بحارالانوار، ج 97، ص 305؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه ششم امیرالمؤمنین.
6) 1303. بحارالانوار، ج 97، ص 330.
7) 1304. بحارالانوار، ج 97، ص 332.
«سلام بر تو ای تقسیم کننده آتش، و ای نگهدارنده پناهگیرنده و ای انتقام گیرنده از خون بناحق ریخته».
امام علیعلیه السلام گنجینه و رازدار اسرار خداوند است، چنانکه در یکی از زیارات آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا حافِظَ سِرِّ اللَّهِ»؛(1)
«سلام بر تو ای حافظ سرّ خداوند».
در زیارات دیگری با این عنوان آمده:
«اَللَّهُمَّ إِنِّی أَشْهَدُ أَنَّهُ قَدْ بَلَّغَ عَنْ رَسُولِکَ ما حُمِّلَ، وَرَعی مَا اسْتُحْفِظَ، وَحَفِظَ مَا اسْتُودِعَ»؛(2)
«خدایا! من گواهی میدهم آن حضرت هرچه باید از طرف پیامبرت به امّت تبلیغ کند انجام داد، و رعایت آنچه را باید محفوظ دارد نمود، و از آنچه به وی ودیعه سپرده شد نگهبانی فرمود».
امام علیعلیه السلام، وصی پیامبر خداصلی الله علیه وآله بود، و هرچه آن حضرت به وی وصیت فرمود که همان احکام دین مبین اسلام بود، به خوبی حفاظت و رعایت فرمود، پس هرکه به زیارت آن جناب نایل شود، گواهی و شهادت میدهد:
«لَزِمَ عَهْدَهُ وَاحْتَذی مِثالَهُ وَحَفِظَ وَصِیتَهُ»؛(3)
«بهعهد باپیامبر وفادار و ملازمبود و قدمبهقدم به شیوه او عمل کرد و وصیت او را حفظ فرمود».
به حقّ و شایستگی حاکم گردیده و براساس حقّ نیز حکم میکند.
در زیارت صفوان جمال برای امام علیعلیه السلام وارد شده:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ مُجازِی الْخَلْقِ وَشافِعُ الرِّزْقِ وَالْحاکِمُ بِالْحَقِّ»؛(4)
«گواهی میدهم تو خلقرا پاداش و جزا میدهی و واسطه رزق هستی و به حقّ حکم میکنی».
حکم کننده و فرمانروای روز قیامت.
در زیارت صفوان جمال برای امام علیعلیه السلام آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلی صالِحِ الْمُؤْمِنِینَ وَالْحاکِمِ یوْمَ الدِّینِ»؛(5)
«سلام بر آن شایستهترین مؤمنان و او که از جانب خدا حکم کننده روز قیامت است».
حمل کننده بیرق و پرچمدار و کسی که علامت و پرچم سپاه اسلام را به دستور پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله به دست میگرفت و در قیامت نیز پرچمدار آن حضرت خواهد بود.
در یکی از زیارات آن حضرت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا حامِلَ الرّایةِ وَبالِغَ الْغایةِ»؛(6)
1) 1305. بحارالانوار، ج 97، ص 348.
2) 1306. مصباح کفعمی، ص 685؛ اقبال الاعمال، ص 493؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین در روز غدیر.
3) 1307. بحارالانوار، ج 97، ص 380.
4) 1308. بحارالانوار، ج 97، ص 331.
5) 1309. بحارالانوار، ج 97، ص 287؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
6) 1310. بحارالانوار، ج 97، ص 332.
«سلام بر تو ای حمل کننده پرچم و ای به نهایت هدف رسیده».
در زیارت دیگر از زبان امام صادقعلیه السلام آمده:
«وَصَلِّ عَلی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ... اَلَّذِی جَعَلْتَهُ ... حامِلاً لِرایتِهِ»؛(1)
«خدایا درود فرست بر امیرمؤمنان، همان که او را پرچمدار رسول خدا قرارش دادی».
کسی که از دین اسلام حمایت میکرد.
امامرضاعلیه السلام درزیارت امامعلیعلیه السلام و توصیف آن حضرت چنین فرموده است:
«... الْفارُوقُ الْأَزْهَرُ بَینَ الْحَلالِ وَالْحَرامِ، ناصِرُ الْإِسْلامِ وَمُکَسِّرُ الْأَصْنامِ وَمُعِزُّ الدِّینِ وَحامِیهِ»؛(2)
«... همانکه فاصله بین حلال و حرام خدا را به خوبی مشخص و جدا میکند، او که یاری کننده اسلام و شکننده بتها و عزت دهنده و حمایت کننده دین بود».
ریسمان اتصال بین خدا و بندگانش.
در یکی از دعاهای مربوط به مسجد بزرگ کوفه چنین آمده است:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ... الْحَبْلُ الْمَوْصُولُ بَینَهُ وَبَینَ عِبادِهِ»؛(3)
«گواهی میدهم که تو همان حبل اللَّه (ریسمان محکم خدا) بین خدا و بندگانش میباشی».
دلیل و نشانه و راهنما. امامان معصومعلیهم السلام همگی حجّت خدا هستند؛ و حجت بزرگ الهی بر مردم، علی بن ابیطالبعلیه السلام است، چنانکه در فرازی از زیارت مربوط به آن حضرت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا حُجَّةَ اللَّهِ الْکُبْری ؛(4)
«سلام بر تو ای بزرگترین حجت خدا».
از امام صادقعلیه السلام نقل شده که در زیارت آن حضرت فرمود:
«اَلسَّلامُ عَلی نُورِ الْأَنْوارِ، وَحُجَّةِ الْجَبّارِ»؛(5)
«سلام بر آن روشنایی همه نورها و او که حجت خداوند جبار است».
کسی که از جانب خدای تعالی، حجّت بر بندگانش میباشد. در زیارت مخصوص امام علیعلیه السلام در روز غدیر که از امام عسکری و امام هادیعلیهما السلام رسیده، آمده است:
«مَوْلای! أَنْتَ الْحُجَّةُ عَلَی الْعِبادِ»؛(6)
«ای مولای من تو حجت خداوند بر بندگانی».
1) 1311. بحارالانوار، ج 97، ص 307؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
2) 1312. بحارالانوار، ج 99، ص 180؛ کتاب المزار، ص 558.
3) 1313. بحارالانوار، ج 97، ص 409؛ مفاتیح الجنان،اعمال مسجد کوفه.
4) 1314. بحارالانوار، ج 98، ص 235 و 97، ص 378؛ مفاتیح الجنان،زیارت روز مبعث.
5) 1315. بحارالانوار، ج 35، ص 1؛ و نیز ج 97، ص 305؛ اقبال الاعمال، ص 610؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
6) 1316. بحارالانوار، ج 97، ص 461؛ مفاتیح الجنان، اعمال عید غدیر.
حجّت پروردگار.
امام صادقعلیه السلام در مجلس منصور، درباره امام علیعلیه السلام بیان نمود، که در زیارت آن حضرت نیز آمده است:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ خَیرُ الدَّهْرِ وَنامُوسُهُ وَحُجَّةُ الْمَعْبُودِ وَتَرْجُمانُهُ»؛(1)
«گواهی میدهم که تو بهترین فرد روزگاران و ناموس و مَحرم آن هستی، تو حجّت و ترجمان خداوند میباشی».
حصن؛ دژ و قلعه و پناهگاه پولادین است.
امام علیعلیه السلام دژ محکمی است برای مؤمنان، هرکه به درون آن درآید، در امان است.
در فرازی از زیارت آن حضرت، از امام صادقعلیه السلام نقل شده:
«کُنْتَ عَلَی الْکافِرِینَ عَذاباً صَبّاً وَغِلْظَةً وَغَیظاً، وَلِلْمُؤْمِنِینَ عَیناً وَحِصْناً وَعِلْماً»؛(2)
«تو ای علی! برای کافران، عذاب و سختی و درشتی بودی و برای مؤمنان، کمک و مددکار و پناه و پرچم بودی».
حقّ و حقیقت روشن.
در زیارت آن حضرت آمده است:
«السَّلامُ عَلَی الْحَقِّ الْبادِی»؛(3)
«سلام بر تو ای حقیقت روشن».
حقّ و حقیقت آشکار و نمایان.
در زیارت آن حضرت آمده است:
«السَّلامُ عَلَی الْحَقِّ الْجَلِیّ»؛(4)
«سلام بر تو ای حقیقت آشکار».
حاکم و حکم کننده؛ کسی که از جانب خدا برای مردم حکمیت میکند. درفرازی از دعای مسجدکوفه، خطاب به آنحضرت آمده:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ... حَکَمُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ، وَقاضِی أَمْرِهِ»؛(5)
«گواهی میدهم تو از جانب خدا حاکم هستی در روی زمین و به امر او قضاوت میکنی».
در تفسیر منسوب به امام عسکریعلیه السلام درباره پیامبر و علیعلیهما السلام آمده است:
«... اَلَّذِی جَعَلَ مِنْ آیاتِهِ عَلِی بْنِ أَبِی طالِبٍ، شَقِیقُهُ وَرَفِیقُهُ، عَقْلُهُ مِنْ عَقْلِهِ وَعِلْمُهُ مِنْ عِلْمِهِ وَحِلْمُهُ مِنْ حِلْمِهِ، مُؤَیدُ دِینِهِ بِسَیفِهِ الْباتِرِ ...»؛(6)
«... یکی از آیات و معجزات پیامبرصلی الله علیه وآله علی بن ابی طالب است، او که برادر و رفیق پیامبر بود، او که عقلش از عقل پیامبر و علمش از علم او و حلم
1) 1317. بحارالانوار، ج 10، ص 216؛ و ج 97، ص 342؛ امالی صدوق، ص 61.
2) 1318. بحارالانوار، ج97، ص338؛ مناقب آل ابیطالب، ج2، ص 247؛ اصول کافی، ج 1، ص 454.
3) 1319. بحارالانوار، ج 99، ص 200.
4) 1320. بحارالانوار، ج 99، ص 200.
5) 1321. بحارالانوار، ج 97، ص 409؛ مفاتیح الجنان، اعمال مسجد کوفه.
6) 1322. بحار الانوار، ج 9، ص 179؛ تفسیر الامام، ص 227؛ تأویل الآیات، ص 54.
و بردباریاش نیز از پیامبر بود، همان که با شمشیر برندهاش دین او را یاری میکرد».
حلیف از حلف؛ قسم و مترادف محالف، به معنای همقسم بودن است.
امام علیعلیه السلام همیشه در محراب و در حال عبادت است، گویا که با او همقسم شده است.
در یکیاز زیارات مطلقه امام علیعلیه السلام خطاب به آن حضرت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَی الْإِمامِ الزَّکِیّ، حَلِیفِ الْمِحْرابِ»؛(1)
«سلام بر امام پاک و منزه از هر عیبی، او که پیوسته در محراب بود (و در محراب شهید شد)».
حیدرة به معنای شیر و نام اسد بن هاشم، پدر فاطمه بنت اسد مادر امیرالمؤمنینعلیه السلام بود، لذا اسم فرزندش را حیدرة گذاشت.
خود آن حضرت در روز خیبر اینگونه رجزخوانی میکرد:
«أَنَا الَّذِی سَمَّتْنِی أُمِّی حَیدَرَةً»؛(2)
«من آن کسی هستم که مادرم مرا حیدره (شیر) نام نهاده است».
و در جای دیگر فرمود:
«أَنَا اسْمِی فِی الْأَنْجِیلِ اِلیا... وَعِنْدَ أُمِّی حَیدَرةٌ»؛(3)
«ناممن درانجیل الیا و نزد مادرم حیدره است».
از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل شده که فرمود: علیعلیه السلام هفده نام دارد. ابن عباس گفت: کدام است؟
حضرت فرمود:
«اِسْمُهُ عِنْدَ الْعَرَبِ وَعِنْدَ أُمِّهِ حَیدَرَةٌ»؛(4)
«اسم او نزد عرب و نزد مادرش حیدره است».
از خدای تعالی ترسان است،
در فرازی از زیارت امیرالمؤمنینعلیه السلام آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا خائِفَ اللَّهِ فِی سَرِیرَتِهِ»؛(5)
«سلام بر تو ای آقایی که خوف و خشیت خدا را در دل داری».
مُهر زننده سنگریزهها.
امامصادقعلیه السلام درزیارت آن حضرت فرموده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا خاتِمَ الْحَصی ؛(6)
«سلام بر تو ای مهر زننده بر سنگریزهها».
وحی الهی به وی سپرده شده و حافظ و نگهبان آن است، چنانکه در فرازی از زیارت مطلقه امیرمؤمنانعلیه السلام آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا سَیدَ الْوَصِیینَ... وَبابَ حِکْمَةِ رَبِّ الْعالَمِینَ، وَخازِنَ وَحْیهِ»؛(7)
1) 1323. بحارالانوار، ج 97، ص 301؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
2) 1324. بحارالانوار، ج 35، ص 60.
3) 1325. بحارالانوار، ج 35، ص 46؛ معانی الاخبار، ص 60.
4) 1326. الفضائل، ص 175.
5) 1327. بحارالانوار، ج 97، ص 331.
6) 1328. بحارالانوار، ج 97، ص 373؛ اقبال الاعمال، ص 608؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
7) 1329. بحارالانوار، ج 97، ص 285؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
«سلام برتو ایآقای جانشینان و ای باب حکمت پروردگار جهانیان و ای حافظ وحی الهی».
در زیارت دیگر، عبارت «خازن الوحی» آمده است.(1)
امیرالمؤمنینعلیه السلام بنده اختصاصی خدا است؛ خدای تعالی او را از بین بندگان برگزیده و مخصوص خود گردانیده است.
امام صادقعلیه السلام در زیارت آن حضرت فرمود:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ حَبِیبُ اللَّهِ وَخاصَّةُ اللَّهِ وَخالِصَتُهُ»؛(2)
«گواهی میدهم تو دوست خدا و بنده خاصّ و برگزیده و خالص خدایی».
اخلّاء جمع خلیل؛ دوست و دوستان.
خالص الاخلّاء؛ خالصترین دوست.
در فرازی از زیارت مولا علیعلیه السلام آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلی خالِصِ الْأَخِلّاءِ، اَلسَّلامُ عَلَی الْمَخْصُوصِ بِسَیدَةِ النِّسآءِ»؛(3)
«سلام بر خالصترین دوست خدا و سلام بر آنکه فقط او همسر و همکفو بانوی بانوان جهان "فاطمه زهرا" بود».
امیرالمؤمنینعلیه السلام، فقط و فقط مخصوص و خالص برای خدای تعالی است، چنانکه امام صادقعلیه السلام در زیارت آن حضرت فرمود:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ حَبِیبُ اللَّهِ وَخاصَّةُ اللَّهِ وَخالِصَتُهُ»؛(4)
«گواهی میدهم که تو دوست خدا و بنده خاص و برگزیده و خالص خدایی».
و در فرازی از زیارت آن حضرت فرمود:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا وَلِی اللَّهِ وَحُجَّتَهُ، وَخالِصَةَ اللَّهِ»؛(5)
«سلام بر تو ای ولی خدا و حجت او و ای بنده خالص و خاص خدا».
جریان عبا و کساء که رسول خداصلی الله علیه وآله امام علی و حسن و حسین و حضرت زهراعلیهم السلام را در زیر آن جمع کرد و فرمود: اینان اهل بیت من هستند، در تاریخ قطعی و ضبط شده است، و علیعلیه السلام یکی از آن پنج نفر است؛ در زیارتی که برای امیرمؤمنان وارد شده، آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا خامِسَ أَهْلِ الْعَبآءِ»؛(6)
«سلام بر تو ای پنجمین نور از اهل عبا».
علیعلیه السلام کسی است که ذکر و یاد و نام و وجودش برای مؤمنان موجب آرامش است.
1) 1330. بحارالانوار، ج 97، ص 342.
2) 1331. ارشاد القلوب، ج 2، ص 441؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین؛ فرحة الغری، ص 94؛ کتاب المزار، ص78؛ مصباح المتهجد، ص 742.
3) 1332. بحارالانوار، ج 97، ص 301؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
4) 1333. بحارالانوار، ج 97، ص 279؛ کتاب المزار، ص 78؛ مصباحالمتهجد، ص742؛ مفاتیحالجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
5) 1334. بحارالانوار، ج 97، ص 375؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
6) 1335. بحارالانوار، ج 97، ص 373؛ اقبال الاعمال، ص 608؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
«أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ لِلْمُؤْمِنِینَ غَیثاً وَخِصْباً»؛(1)
«گواهی میدهم تو باران رحمت و نعمت و مایه آسایش برای مؤمنان بودی».
بالاتر از زمین و مافوق چیزی قرار میگیرد، چنانکه در فرازی از زیارت حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ أَیهَا النَّبَأُ الْعَظِیمُ وَالْخَطَبُ الْجَسِیمُ»؛(2)
«سلام بر تو ای آقایی که نبأ عظیم هستی و امر و شأن تو والاست».
عبارتی است که در یکی از زیارات مطلقه آن حضرت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا خَلِیفَةَ الطُّهْرِ فِی نُبُوَّتِهِ»؛(3)
«سلام بر تو ای جانشین پیامبر پاک در نبوّتش».
خلیل یعنی دوست و رفیق شفیق و صمیمی و کسی که همیشه همراه دیگری میباشد. اگر پیامبرصلی الله علیه وآله خلیل خدا است، علیعلیه السلام نیز خلیل پیامبر است، پس او هم بنابر قاعده کلّی «دوستِ دوستِ تو، دوست توست» خلیل خدا است.
در زیارت آن حضرت سلام میدهیم:
«اَلسَّلامُ عَلی أَبِی الْأَئِمَّةِ، وَخَلِیلِ النُّبُوَّةِ، وَالْمَخْصُوصِ بِالْأُخُوَّةِ»؛(4)
«سلام بر آقایی که پدر امامان بزرگوارعلیهم السلام است، او که دوست همیشه همراه پیامبرصلی الله علیه وآله بود، و آنکه فقط او افتخار برادری با پیامبر را داشت».
فرزند بزرگوار آن حضرت، امام حسینعلیه السلام در توصیف اهل بیت میفرماید:
«مَنْ مِثْلُنا؟ وَقَدْ جَعَلَاللَّهُ جَدَّنا أَشْرَفَ أَهْلِ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ، وَأَبانا خَیرُ أَهْلِ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ، وَأُمَّنا سَیدَةٌ عَلی جَمِیعِ نِسآءِ الْعالَمِینَ، وَجَدَّتَنا أُمُّ الْمُؤْمِنِینَ، وَنَحْنُ سَیدا شَبابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ»؛(5)
«چه کسی مثل ماست؟ در حالی که جد ما را شریفترین شخص از مشرق تا مغرب عالم قرار داده است، پدر ما بهترین آنان، مادر ما سرور همه زنان جهانیان و جدّه ما مادر مؤمنان است، و ما جوانان اهل بهشت هستیم».
بهترین فرد روزگاران؛ چنانکه در یکی از زیارات آمده است:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ خَیرُ الدَّهْرِ وَنامُوسُهُ»؛(6)
«گواهی میدهم که تو بهترین فرد روزگار و ناموس روزگاری».
بهترین شوهر.
1) 1336. بحارالانوار، ج 97، ص 377؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
2) 1337. بحارالانوار، ج 97، ص 348.
3) 1338. بحارالانوار، ج 97، ص 331.
4) 1339. بحارالانوار، ج 97، ص 287؛ مستدرک الوسائل، ج10، ص 222؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه.
5) 1340. موسوعه کلمات امام حسین، ص 33.
6) 1341. بحارالانوار، ج 97، ص 342.
در صبح عروسی، آنگاه که رسول خداصلی الله علیه وآله از دخترش پرسید:
«کَبْفَ رَأَیتَ زَوْجَکَ؟ قالَتْ: یا أَبَةِ! خَیرُ الزَّوْجِ»؛(1)
«شوهرت را چگونه دیدی؟ گفت: ای پدر جان! بهترین شوهر است».
امام علیعلیه السلام هم اولین ایمان آورنده به خدا و پیامبر و هم بهترین ایمان آورندگان است، به همین جهت او، امیر مؤمنان شده است.
درفرازی از زیارات مطلقه آنحضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا سَیدَ الْوَصِیینَ، وَأَمِینَ رَبِّ الْعالَمِینَ، وَدَیانَ یوْمِ الدِّینِ، وَخَیرَ الْمُؤْمِنِینَ»؛(2)
«سلام بر تو ای آقای جانشینان و امین پروردگار جهانیان و حاکم روز قیامت و ای بهترین ایمان آورندگان به خدا».
بهترین کسی که گام بر روی خاک نهاده.
چند بیت از اشعار فاطمه زهراعلیها السلام که در ابتدای زندگی مشترک سروده است:(3)
أَضْحَی الْفِخارُ لَنا وَعَزَّ شامِخٍ
وَلَقَدْ سَمَوْنا فِی بَنِی عَدْنانٍ
نِلْتَ الْعُلا وَعَلَوْتَ فِی کُلِّ الْوَری
وَتَقاصَرَتْ عَنْ مَجْدِکَ الثَّقْلانِ
أَعْنِی عَلِیاً خَیرَ مَنْ وَطَأَ الثَّری
ذَا الْمَجْدِ وَالْإِفْضالِ وَالْإِحْسانِ
فَلَهُ الْمَکارِمُ وَالْمَعانِی وَالْحَبا
ما ناحَتِ الْأَطْیارُ فِی الْأَغْصانِ
«افتخار و عزت والا از آن ما شد و ما در میان فرزندان عدنان سربلند شدیم. تو به بزرگی و برتری رسیدی و از همه آفریدهها والاتر شدی و جنّ و انس از عظمت تو عقب ماندند. منظورم علی است، بهترین کسی که بر خاک، گام نهاده، بزرگوار و دارای احسان و نیکی، والاییهای اخلاقی و بزرگیها از آن اوست، تا آنگاه که مرغان بر شاخهها به ترنّم مشغولند».
بهترین راهنما و هدایتگر است.
حضرت زهراعلیها السلام، آنگاه که به یاد پرواز ملکوتی خود افتاد، خطاب به همسرش امام علیعلیه السلام فرمود:
اِبْکِنِی إِنْ بَکَیتَ یا خَیرَ هادٍ
وَاسْبِلِ الدَّمْعَ فَهْوَ یوْمُ الْفِراقِ
یا قَرِینَ الْبَتُولِ أُوصِیکَ بِالنَّسْلِ
فَقَدْ أَصْبَحا حَلِیفَا اشْتِیاقٍ
«ای همسر وفادارم! اگر خواستی گریه کنی بر من گریه کن، ای بهترین راهنما! اشکها را بر من سرازیر کن که امروز روز جدایی است. ای همدم بتول! وصیت میکنم تو را به فرزندانم، که همدم شوق و محبت شدهاند».
بهترین فرد از خانواده و اهل بیت پیامبرعلیهم السلام؛ چنانکه در زیارت آن حضرت آمده است:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی وَلِیکَ وَأَخِی نَبِیکَ وَخِیرَتِهِ مِنْ أُسْرَتِهِ»؛(1)
«خدایا درود فرست بر ولی خودت و برادر پیامبرت ... او که بهترین فرد از خانواده و اهل بیت رسول خداست».
اهل منطقه خیف.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
از بین برنده و زایل کننده هر نوع دروغ و باطل و افترا.
در یکی از زیارات آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا داحِضَ الْإِفْکِ وَمُبْطِلَ الشِّرْکِ وَمُزِیلَ الشَّکِّ»؛(2)
«سلام بر تو ای نابود کننده دروغ و باطل، و باطل کننده شرک و زایل کننده شک».
دعوت کننده به ایمان.
در قسمتی از زیارت آن حضرت آمده:
«وَحَجَزَ بَینَ الْحَلالِ وَالْحَرامِ، مُسْتَبْصِراً فِی رِضْوانِکَ، داعِیاً إِلی إِیمانِکَ»؛(3)
«او که حلال را از حرام جدا و مانع شد، آنکه به رضوان و خشنودی خدا بینا شده، و از خلایق برای ایمان به تو دعوت کرد».
مردم را به شریعت خدا دعوت میکند.
امام صادقعلیه السلام در زیارت روز غدیر فرمود:
«وَالنّاطِقِ بِحُجَّتِهِ، وَالدّاعِی إِلی شَرِیعَتِهِ، سَیدِ الْمُسْلِمِینَ وَأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ»؛(4)
«آن که با حجّت و برهان خدا سخن میگوید، و آن که به دین و شریعت الهی دعوت مینماید، او سرور مسلمانان و امیر مؤمنان است».
با شجاعت و شهامت و حملات خود، لشکرها را از هم پراکنده و مضمحل میکرد.
در قسمتی از زیارت آن حضرت آمده:
«مُعْلِنُ الْحَقِّ بِالْحَقِّ، وَدافِعُ جُیوشِ الْأَباطِیلِ»؛(5)
«علیعلیه السلام آن کسی است که حقّ را حقیقتاً اعلان و آشکار و لشکرهای باطل را شکست میدهد».
راهنمایی کننده و دلالت کننده به سوی خدای تعالی.
در بخشی از زیارت آن حضرت در عید غدیر آمده است.(6)
1) 1345. اقبالالاعمال، ص493؛ مفاتیحالجنان،زیارتحضرت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
2) 1346. بحارالانوار، ج 97، ص 332.
3) 1347. بحارالانوار، ج 97، ص 330.
4) 1348. مصباح الکفعمی، ص 685؛ مستدرک الوسائل، ج 10، ص 220؛ مفاتیح الجنان، زیارت روز غدیر.
5) 1349. بحارالانوار، ج 97، ص 329.
6) 1350. مفاتیح الجنان، اعمال عید غدیر.
هر آن چیزی که موجب قوام و ایستادگی چیزی میشود. علیعلیه السلام از ارکان و پایههای دین اسلام است.
در یکی از زیارات مطلقه امیرالمؤمنینعلیه السلام آمده است:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ مِنْ دَعائِمِ الدِّینِ وَعِمادِهِ»؛(1)
«گواهی میدهم تو یکی از امامانی هستی که قوام دین و اسلام بهآن بستگیدارد و پایه و ستون مکتب هستی».
بهترین و نیکوترین دعوت.
در یکی از زیارات مطلقه امیرالمؤمنینعلیه السلام آمده است:
«اَلسَّلامُعَلَیکَ یا حِجابَالْوَری وَالدَّعْوَةَ الْحُسْنی ؛(2)
«سلام بر تو ای واسطه و حجاب آفرینش خلق و ای نیکوترین دعوت الهی».
گواه و دلیل بر حجّت رسول خداصلی الله علیه وآله.
در یکی از زیارات چنین وارد شده:
«وَصَلِّ عَلی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِی جَعَلْتَهُ دِلالَةً عَلی حُجَّتِهِ»؛(3)
«خدایا درود فرست بر امیرمؤمنان که او را دلالتی بر حجت پیامبرت قرارش دادی».
امیرالمؤمنینعلیه السلام به امر خدای تعالی در روز قیامت بین مردم قضاوت میکند و پاداش و کیفر الهی را تقسیم خواهد نمود.
در قسمتی از زیارت آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا سَیدَ الْوَصِیینَ، وَأَمِینَ رَبِّ الْعالَمِینَ، وَدَیانَ یوْمِ الدِّینِ»؛(4)
«سلام بر تو ای آقای جانشینان و امین پروردگار جهانیان و قاضی روز قیامت».
دین محکم و استوار خدا؛ یعنی امام، دین مجسّم خداوند است، امام هادیعلیه السلام در زیارت مخصوص امیر مؤمنانعلیه السلام در روز غدیر از آن حضرت تمجید نموده است:
«اَلسَّلامُعَلَیکَ یا دِینَاللَّهِ الْقَوِیمَ وَصِراطَهُالْمُسْتَقِیمَ»؛(5)
«سلام بر تو ای دین محکم و استوار الهی و راه راست خدا».
در یکی از زیارات مطلقه امیرالمؤمنینعلیه السلام خطاب به آن حضرت سلام داده میشود:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ أَیهَا النَّبَأُ الْعَظِیمُ وَالْخَطَبُ الْجَسِیمُ وَالذِّکْرُ الْحَکِیمُ»؛(6)
«سلام بر تو ای آقایی که خبر مهم هستی، تو که شأنت والا است و ذکر حکیم میباشی».
1) 1351. بحارالانوار، ج 97، ص 325؛ کتاب المزار، ص 109.
2) 1352. بحارالانوار، ج 97، ص 348.
3) 1353. بحارالانوار، ج 97، ص 307؛ مفاتیح الجنان.
4) 1354. بحارالانوار، ج 97، ص 285؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
5) 1355. بحارالانوار، ج 97، ص 360؛ مفاتیح الجنان، اعمال عید غدیر.
6) 1356. بحارالانوار، ج 97، ص 348.
ذکر خالص خدا، چنانکه در یکی از زیارات مطلقه آن حضرت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا نُورَ اللَّهِ فِی سَمائِهِ وَأَرْضِهِ وَأُذُنَهُ السّامِعَةَ وَذِکْرَهُ الْخالِصَ»؛(1)
«سلام بر تو ای نور خدا در آسمان و زمین و سلام بر تو ای گوش شنوا و ذکر خالص خدا».
دارای احسان و نیکی.
همچنین مراجعه شود به: خَیرُ مَنْ وَطَأَ الثَّری [1156]
دارای سخاوت و بخشندگی.
در زیارت آن حضرت آمده است:
«السَّلامُ عَلی ذِی الْجُودِ وَالْبَذْلِ»؛(2)
«سلام بر صاحب بخشش و سخاوت».
دارای بخشش و بزرگواری.
همچنین مراجعه شود به: ذُو الْبَذْلِ [1173]
دارای مجد و بزرگواری.
همچنین مراجعه شود به: خَیرُ مَنْ وَطَأَ الثَّری [1156]
کسی که در بین صدّیقین از همه جلوتر و والاتر است. ایننیز از القاب امیرالمؤمنینعلیه السلام است، چنانکه در زیارت مطلقه حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا رَأْسَ الصِّدِّیقِینَ»؛(3)
«سلام بر تو ای آقایی که سرآمد همه صدیقان و راستگویان هستی».
امیرالمؤمنینعلیه السلام میفرماید: روزی همراه پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله در یکی از کوچههای مدینه قدم میزدیم که شخصی بلندقد و با ریش بلند و چهارشانه جلو آمد و بر پیامبرصلی الله علیه وآله سلام و خوشآمد گفت، بعد رو کرد به من و گفت: «اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا رابِعَ الْخُلَفاءِ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَکاتُهُ» و از پیامبرصلی الله علیه وآله سؤال کرد: مگر چنین نیست؟ آن حضرت نیز فرمود: آری.
آن مرد که رفت، از پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله سؤال کردم: این که بود و چه گفت که شما او را تصدیق فرمودید؟
پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: آری، تو الحمد للَّه چنین هستی؛ چون خدای تعالی فرموده: «إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً» و آن خلیفه آدمعلیه السلام است.
بعد فرموده: «یا داوُدُ إِنّا جَعَلْناکَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ» این دومی.
سپس در جریان موسیعلیه السلام، به هارون گفت: «اخْلُفْنِیفِیقَوْمِیوَأَصْلِحْوَلاتَتَّبِعْسَبِیلَالْمُفْسِدِینَ» این هم سومی.
آنگاهفرمود: «وَأَذانٌ مِنَاللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَیالنّاسِ یوْمَ الْحَجِّ الأَْکْبَرِ» تو از جانب خدا و من، ابلاغ کننده این پیام هستی، تو وصی و وزیر من هستی، تو چهارمین خلیفه میباشی، چنانکه
آن پیرمرد به تو سلام کرد، آیا او را شناختی؟ گفتم: نه. فرمود: او برادرت خضرعلیه السلام بود.(1)
دریکیاز زیاراتمطلقه امیرمؤمنانعلیه السلام آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا أَخَ الرَّسُولِ وَزَوْجَ الْبَتُولِ وَرادَّ الْغُلُولِ»؛(2)
«سلام بر تو ای برادر رسول خداصلی الله علیه وآله و همسر حضرت زهرای بتولعلیها السلام و کسی که غل و زنجیرها را برمیداری».
نگهبان، حافظ و پاسدار، کسیکه از آنچه به او سپرده شده، مراقبت و محافظت میکند،
به چوپان، راعی میگویند؛ چون مراقب گوسفندان است تا گرگ به آنان حمله نکند. و امیرمؤمنانعلیه السلام نیز هرآنچه پیامبرصلی الله علیه وآله از احکام شریعت به او سپرده بود، به خوبی محافظت و پاسداری کرد، چنانکه امام صادقعلیه السلام در زیارت آنحضرت میفرماید:
«اَللَّهُمَّ إِنِّی أَشْهَدُ أَنَّهُ قَدْ بَلَّغَ عَنْ رَسُولِکَ ما حُمِّلَ، وَرَعی مَا اسْتُحْفِظَ»؛(3)
«خدایا گواهی میدهم که او هر چه لازم بود از جانب پیامبرت ابلاغ کرد و از هر آنچه به او سپرده شده بود محافظت فرمود».
مشتاق و مایل به چیزی.
در زبان عربی، اگر به همراه «فی» به کار رود، چنین معنایی دارد؛ امّا اگر با «عن» استعمال شود، به معنای بیمیلی و بیزاری است.
به هر حال امیرالمؤمنینعلیه السلام راغب بود؛ ولی راغب و مشتاق به وعدههای الهی، چنانکه در یکی از زیارات مخصوصه آن جناب آمده:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ جُدْتَ بِنَفْسِکَ صابِراً مُحْتَسِباً، مُجاهِداً عَنْ دِینِ اللَّهِ، مُوَقِّیاً لِرَسُولِ اللَّهِصلی الله علیه وآله طالِباً ما عِنْدَ اللَّهِ، راغِباً فِیما وَعَدَ اللَّهُ»؛(4)
«گواهی میدهم تو با جان عزیز خود و با صبر و رنج و مجاهدت، در دفاع از دشمنان دین حقّ و حفظ جان رسول خداصلی الله علیه وآله فداکاری کردی، در حالی که همه را برای طلب رضای حقّ و شوق رسیدن به ثواب و وعده الهی انجام دادی».
رشید از اسمای الهی و مراد خدایی است که خلق را به مصلحت خویش هدایت میکند.
رشید نیز از القاب امیرالمؤمنینعلیه السلام میباشد؛ یعنی کسی که هم خودش هدایتیافته، و هم دیگران را به سوی خدا هدایت میکند.
امام صادقعلیه السلام در زیارت آن حضرت فرمود:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ أَیهَا الصِّدِّیقُ الرَّشِیدُ»؛(5)
«سلام بر تو ای راستگوی هدایتیافته».
1) 1360. بحارالانوار، ج 36، ص 417.
2) 1361. بحارالانوار، ج 97، ص 331.
3) 1362. اقبال الاعمال، ص 685؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
4) 1363. بحارالانوار، ج 97، ص 338؛ کامل الزیارات، ص 42؛ من لایحضره الفقیه، ج2، ص589؛ تهذیب طوسی، ج6، ص 25؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
5) 1364. بحارالانوار، ج 97، ص 279؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین؛ فرحة الغری، ص 94.
امام حسینعلیه السلام در مجلس معاویه با معرفی خود و توصیف پدر بزرگوارشان فرمود:
«أَنَا ابْنُ مآءِ السَّمآءِ وَعُرُوقِ الثَّری أَنَا ابْنُ مَنْ سادَ أَهْلَ الدُّنْیا بِالْحَسَبِ النّاقِبِ وَالشَّرَفِ الْفائِقِ وَالْقَدِیمِ السّابِقِ، أَنَا ابْنُ مَنْ رِضاهُ رِضَی الرَّحْمنِ وَسَخَطُهُ سَخَطُ الرَّحْمنِ»؛(1)
«من پسر کسی هستم که برکت و خلقت آسمان و زمین از اوست. من پسر آن کسی هستم که بر همه اهل دنیا به جهت حسب و نسب والا و شرف بالا آقایی دارد. من پسر آن کسی هستم که رضایتش، رضایت خدا و خشم و سخط او خشم و سخط خداست».
رضی: مرضی؛ خدای تعالی از او راضی و خوشنود است.
در یکی از زیارات امیرمؤمنانعلیه السلام آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَی اسْمِ اللَّهِ الرَّضِیّ»؛(2)
«سلام بر آن اسم پسندیده الهی».
و در عبارت دیگر آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ أَیهَا الْإِمامُ الْبَرُّ التَّقِی النَّقِی الرَّضِی»؛(3)
«سلام بر تو ای پیشوای نیک پرهیزکار پاک پسندیده».
امام صادقعلیه السلام نیز در زیارت امیرمؤمنانعلیه السلام در روز میلاد پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله میگوید:
«فَقَبَضْتَهُ إِلَیکَ شَهِیداً سَعِیداً وَلِیاً تَقِیاً، رَضِیاً زَکِیاً هادِیاً مَهْدِیاً»؛(4)
«خدایا او را به سوی خود بردی؛ در حالی که شهید و سعادتمند بود، او دوست و تقواپیشه، راضی و پاک، و هادی و مهدی بود».
بین اولیای الهی، از همه شاخصتر است که دیگران به او اقتدا و تکیه کنند.
در فرازی از زیارت امیرالمؤمنینعلیه السلام آمده:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِمُحَمَّدٍ وَصَلِّ عَلی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَبْدِکَ الْمُرْتَضی .. وَرُکْنِ الْأَوْلِیآءِ»؛(5)
«خدایا درود فرست بر محمّد و آل محمّد و نیز درود فرست بر امیرمؤمنانعلیه السلام که بنده پسندیده تو و از ارکان اولیای الهی است».
از ارکان و استوانههای شهرها است.
در یکی از زیارتهای امام علیعلیه السلام آمده:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ وَالْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِکَ سَفِینَةُ النَّجاةِ وَدَعائِمُ الْأَوْتادِ وَأَرْکانُ الْبِلادِ»؛(6)
«گواهی میدهم تو و امامان از فرزندان تو، کشتینجات،پایههایاستوارو رکنشهرهاهستید».
1) 1365. احقاق الحق، ج 11، ص 595؛ موسوعه کلمات امام حسینعلیه السلام ص 241.
2) 1366. بحارالانوار، ج 97، ص 245.
3) 1367. بحارالانوار، ج 97، ص 342.
4) 1368. بحارالانوار، ج 95، ص 292؛ مستدرک حاکم، ج 10، ص 220؛ مصباح کفعمی، ص 685؛ مفاتیح الجنان، زیارت مولود.
5) 1369. بحارالانوار، ج 97، ص 307؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
6) 1370. بحارالانوار، ج 97، ص 342.
حضرت زهراعلیها السلام به زنان مدینه، در توصیف همسر گرامیاش، امیرمؤمنانعلیه السلام فرمود:
«فَإِنَّهُ قَواعِدُ الرِّسالَةِ وَرَواسِی النُبُوَّةِ وَمَهْبِطُ الرُّوحِ الْأَمِینِ وَالْبَطِینُ بِأَمْرِ الدِّینِ فِی الدُّنْیا وَالآخِرَةِ»؛(1)
«او از پایههایرسالت پیامبر و ریشههای نبوّت نبی خاتمصلی الله علیه وآله و محل نزول جبرئیل و آگاه به دین و دنیا و آخرت است».
پاک و طاهر و بیگناه. زکات را زکات گویند؛ چون بعد از پرداخت آن، پاک میشود.
زکی از القاب امیرمؤمنانعلیه السلام است؛ چنانکه امام صادقعلیه السلام در زیارت آن حضرت فرمود:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ أَیهَا الْبَرُّ الزَّکِی»؛(2)
«سلام بر تو ای آقای نیکوکار و پاک».
آتش جهنم را برای دشمنان خدا برافروزد، چنانکه در زیارت مربوطه آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَی الصِّراطِ الْواضِحِ ... وَالْإِمامِ النّاصِحِ، وَالزِّنادِ الْقادِحِ»؛(3)
«سلام بر راه واضح خدا ... سلام بر امام ناصح و آنکه شعلهور کننده آتش جهنم است».
زینت و زیور همه صدّیقان و راستگویان.
در یکی از دعاهای مربوط به اعمال مسجد بزرگ کوفه برای امیرمؤمنانعلیه السلام آمده است:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَخآصَّةُ نَفْسِ الْمُنْتَجَبِینَ، وَزَینُ الصِّدِّیقِینَ»؛(4)
«گواهی میدهم تو ای علی! امیر مؤمنان و خاصّه و خلاصه برگزیدگان خداوند و زینت صدیقان هستی».
زینت عبادت کنندگان خدا.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
امام علیعلیه السلام زیور و زینت همه موحّدان و خداپرستان است.
امام صادقعلیه السلام در زیارت امیرمؤمنانعلیه السلام، به آن حضرت خطاب فرمود:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا زَینَ الْمُوَحِّدِینَ النُّجَبآءِ»؛(5)
«سلام بر تو ای زینت موحدان باشرافت».
سیاستمدار و سیاستگزار بندگان خدا.
دریکیاز زیاراتمطلقه امیرمؤمنانعلیه السلام آمده:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ وَالْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِکَ سَفِینَةُ النَّجاةِ ... وَساسَةُ الْعِبادِ»؛(6)
1) 1371. امالی شیخ طوسی، ص 374؛ معانی الاخبار، ج 1، ص 354؛ الاحتجاج، ج 1، ص 286؛ شرح نهج البلاغه، ج 16، ص 233.
2) 1372. بحارالانوار، ج 97، ص 279؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین؛ فرحة الغری، ص 94.
3) 1373. بحارالانوار، ج 97، ص 287؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه.
4) 1374. بحارالانوار، ج 97، ص 409؛ مفاتیح الجنان، اعمال مسجد کوفه.
5) 1375. بحارالانوار، ج 97، ص 373؛ اقبال الاعمال، ص 608؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
6) 1376. بحارالانوار، ج 97، ص 342.
«گواهی میدهم تو و امامان از فرزندانت، همچون کشتی نجات ... و نیز سیاستمدارترین بندگان خدا هستید».
امام علیعلیه السلام دوستان خدا را از جام معرفت و ولایت سیراب مینماید، چنانکه در زیارت مطلقه آن حضرت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلی ساقِی أَوْلِیآئِهِ مِنْ حَوْضِ النَّبِی الْمُخْتارِ مَا اطَّرَدَ اللَّیلُ وَالنَّهارُ»؛(1)
«سلام بر ساقی دوستان خدا از حوض کوثر رسول خداصلی الله علیه وآله مادامکه شب و روز برقرار است».
امیرمؤمنانعلیه السلام بر حوض کوثر رسول خداصلی الله علیه وآله حاضر میشود و دوستداران و شیعیان خود را سیراب میکند.
در فرازی از زیارت امام علیعلیه السلام آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا صاحِبَ الْحَوْضِ وَسِقایتِهِ»؛(2)
«سلام بر تو ای صاحب حوض کوثر و ساقی و آبرسان آن».
سلسبیل، چشمهای در بهشت است و ساقی آن چشمه، امیرمؤمنانعلیه السلام است.
در زیارت مطلقه آن جناب آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلی مِیزانِ الْأَعْمالِ ... وَساقِی السَّلْسَبِیلِ الزُّلالِ»؛(3)
«سلام بر آنکه میزان سنجش اعمال بندگان و ساقی چشمه زلال در بهشت است».
در مقایسه موسیعلیه السلام و امیرمؤمنانعلیه السلام آمده: موسیعلیه السلام ساقی دختران شعیب بود و علیعلیه السلام ساقی مؤمنین در روز قیامت است.(4)
و در زیارت آن حضرت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلی مَوْلانا أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَلِیّ بْنِ أَبِی طالِبٍ صاحِبِ السَّوابِقِ وَالْمَناقِبِ... وَساقِی الْمُؤْمِنِینَ بِالْکَأْسِ مِنْ حَوْضِ الرَّسُولِ الْمَکِینِ الْأَمِینِ»؛(5)
«سلام بر مولای ما امیرمؤمنان که دارای سوابق و فضایل بیشمار است، او که ساقی مؤمنان است از حوض کوثر رسول خداصلی الله علیه وآله».
از القاب امیرمؤمنانعلیه السلام سامع سرّ است؛ او که با رسول خداصلی الله علیه وآله خلوت داشت و پیامبر آنچه از اسرار و رموز بود، به آن حضرت میفرمود. در فرازی از زیارت مطلقه آن جناب است:
«اَلسَّلامُعَلی شَجَرَةِالتَّقْوی وَسامِعِالسِّرِّ وَالنَّجْوی ؛(6)
«سلام بر آنکه درخت تقوا و شنونده اسرار و نجواها است».
1) 1377. بحارالانوار، ج 97، ص 301؛ مفاتیح الجنان، زیارت مخصوصه امیرالمؤمنین در روز غدیر.
2) 1378. بحارالانوار، ج 97، ص 331.
3) 1379. بحارالانوار، ج 97، ص 287؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
4) 1380. بحارالانوار، ج 39، ص 59؛ مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 349.
5) 1381. بحارالانوار، ج 97، ص 305.
6) 1382. بحارالانوار، ج 97، ص 287؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
اعتقاد ما این است که زنده و مرده امام و پیامبرصلی الله علیه وآله فرقی ندارند، همانطور که در زنده بودن میشنوند و جواب میدهند، بعد از رحلت و شهادت نیز سخنان را میشنوند و دعاها را جواب میدهند، چنانکه در زیارت آن حضرت میگوییم:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ تَسْمَعُ کَلامِی وَتَشْهَدُ مَقامِی»؛(1)
«گواهی میدهم تو کلام مرا میشنوی و جایگاه مرا میبینی».
شنونده نجواها و خلوتهای پیامبر.
همچنین مراجعه شود به: سامِعُ السِّرِّ [1197]
خشم و غضب او، موجب خشم و سخط خدا است، چنانکه امام حسینعلیه السلام فرمود.
همچنین مراجعه شود به: رِضاهُ رِضَی اللَّهِ [1182]
بسیار بخشنده و دست و دل باز.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
سراج یعنی چراغ و شمع، و ازهر به معنای بسیار نورانی. از القاب امام علیعلیه السلام است که در زیارت مربوط به آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُعَلَیکَ أَیهَا السِّراجُ الْأَزْهَرُ وَالزُّلْفَةُ وَالْکَوْثَرُ»؛(2)
«سلام بر تو ای چراغ نورانی و دارای منزلت و قرابت».
چراغ روشنگر.
در فرازی از زیارت آن حضرت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ أَیهَا السِّراجُ الْمُنِیرُ»؛(3)
«سلام بر تو ای چراغ روشن (علم و ایمان)».
باسعادت و سعادتمند. عاقبتش به خیر و سعادت ختم میشود.
همچنین مراجعه شود به: التَّقِی [1114]
سفیر؛ نماینده، فرستاده و پیغامآور.
سفیر اللَّه؛ یعنی علیعلیه السلام واسطه و مأمور ویژه خدای تعالی است.
در یکی از زیارات مخصوصه امیرمؤمنانعلیه السلام آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا سَفِیرَ اللَّهِ فِی خَلْقِهِ»؛(4)
«سلام بر تو ای سفیر خدا در بین بندگانش».
فرزندی از خاندان پاکان است.
همچنین مراجعه شود به: الْإِمامُ الرَّبّانِی [1058]
همه دشمنان تسلیم فضایل او شدند.
در زیارت آن حضرتعلیه السلام آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلی مَنْ سَلَّمَ الْأَعْداءُ لِفَضْلِهِ»؛(1)
«سلام بر کسی که همه دشمنان در برابر فضایل و بزرگواریهای او تسلیم شدهاند».
سلیل؛ ولد و فرزند و سلاله. علیعلیه السلام فرزند پاکترین نسلها است، چنانکه در زیارت مطلقه آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا وَلِی اللَّهِ وَالشَّهابَ الثّاقِبَ وَالنُّورَ الْعاقِبَ، یا سَلِیلَ الْأَطائِبِ»؛(2)
«سلام بر تو ای ولی خدا و شهاب و نور فروزنده، ای سلاله پاکان».
فرزند و سلاله پاکان، چنانکه در زیارت آن حضرت از امام صادقعلیه السلام روایت شده:
«اَلسَّلامُ عَلی نُورِ الْأَنْوارِ وَسَلِیلِ الْأَطْهارِ وَعَناصُرِ الْأَبْرارِ»؛(3)
«سلام بر او که روشنایی همه نورها است، سلام بر او که فرزند و از نسل پاکان عالم است، سلام بر او که اصل و ریشه همه نیکان است».
شخص جوانمرد و بخشنده.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
شخص شجاع و قهرمان و کشنده دشمنان، عنوانی است که امام حسنعلیه السلام در مقابل معاویه و مروان نسبت به امام علیعلیه السلام بیان فرمود.(4)
تیر خدا، تیر غیب الهی.
امام علیعلیه السلام را اینگونه توصیف نمودهاند:
«هُوَ مُظْهِرُ الْعَجائِبِ، هُوَ لَیثُ بَنِی غالِبٍ، هُوَ سَهْمُ اللَّهِ الصّائِبُ»؛(5)
«او اظهار کننده عجایب و شیر قبیله بنی غالب و تیر به هدف خورده خدایی است».
تیر بههدف خورده غیبالهی برسردشمنان.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
آقا و سرور ابرار و نیکوکاران.
همچنین مراجعه شود به: أَفْضَلُ الْأَتْقِیاءِ [1050]
آقا و بزرگ شریفان و بزرگان.
در زیارت مربوط به آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا سَنَدَ مَنافٍ وَسَیدَ الْأَشْرافِ»؛(6)
«سلام بر تو ای سند مناف و ای آقای اشراف».
سرور و بزرگ اهل بیتعلیهم السلام.
در زیارت مطلقه امیرمؤمنانعلیه السلام، خطاب به آن حضرت عرض میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا کاشِفَ الْمَحْلِ وَخاصِفَ النَّعْلِ وَسَیدَ الْأَهْلِ»؛(1)
«سلام بر تو ای آقایی که هر سختی و مشکلی را برطرف میکنی، ای وصله کننده کفش رسول خداصلی الله علیه وآله و ای آقا و سرور اهل بیت».
آقایی که قهرمان و شجاع است.
همچنین مراجعه شود به: الْإِمامُ الْعادِلُ [1060]
آقای آقایان و سرور سروران.
دریکیاز زیاراتمطلقه امیرمؤمنانعلیه السلام آمده:
«اَلسَّلامُ عَلی سَیدِ السّاداتِ»؛(2)
«سلام بر بزرگ بزرگان عالم».
در بین دوستان خدا، از همه بالاتر و آقای آنان است.
حضرت زهراعلیها السلام در توصیف امامش فرمود:
«مَخْدُوداً فِی ذاتِ اللَّهِ، مُجْتَهِداً فِی أَمْرِ اللَّهِ، قَرِیباً مِنْ رَسُولِ اللَّهِ، سَیداً فِی أَوْلِیآءِ اللَّهِ، مُشَمِّراً ناصِحاً مُجِدّاً کادِحاً، لا تَأْخُذُهُ فِی اللَّهِ لَوْمَةُ لآئِمٍ وَأَنْتُمْ فِی رَفاهِیةٍ مِنَ الْعَیشِ»؛(3)
«آنحضرت برای خدا هرگونه رنج و زحمتی را تحمّل نمود، و در راه تحقق فرمانهای الهی تلاش کرد، او که یار نزدیک پیامبرصلی الله علیه وآله و بزرگ و سرور دوستان خدا بود. همواره دامن همت به کمر زده، نصیحتگر و تلاشگر و کوشا بود، و در راه خدا از سرزنش هیچ سرزنشکنندهای بیم نداشت، در آن روزهایی که شما مردم در رفاه و آسایش آرمیده بودید».
آقای بزرگوار و باکرامت.
در زیارت صفوانجمال برای امیرمؤمنانعلیه السلام آمده است:
«وَأَنْتَ سَیدُ الْکَرِیمِ وَالْإِمامُ الْعَظِیمُ فَکُنْ بِنا رَحِیماً یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ»؛(4)
«تو آقای باکرامت و امام باعظمت هستی، پس نسبت به ما رحیم و مهربان باش ای امیرمؤمنان».
آقا و سرور پرهیزکاران و تقواپیشگان.
امام صادقعلیه السلام به آن حضرت سلام میدهد:
«اَلسَّلامُ عَلی سَیدِ الْمُتَّقِینَ الْأَخْیارِ»؛(5)
«سلامبر سرورو سالار تقواپیشگانبرگزیده».
امام زینالعابدینعلیه السلام میفرماید:
«إِنَّ مُحَمَّداً الصّادِقُ الْأَمِینُ الْمَخْصُوصُ بِرِسالَةِ رَبِّ الْعالَمِینَ، الْمُؤَیدُ بِالرُّوحِ الْأَمِینِ، وَبِأَخِیهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَسَیدِ الْمُتَّقِینَ فَصَدِّقُوهُ»؛(6)
1) 1393. بحارالانوار، ج 97، ص 332.
2) 1394. بحارالانوار، ج 97، ص 301؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
3) 1395. الاحتجاج، ج 1، ص 100؛ فرهنگ سخنان فاطمه زهراعلیها السلام، ص 27.
4) 1396. بحارالانوار، ج 97، ص 331.
5) 1397. بحارالانوار، ج 97، ص 305؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه ششم امیرالمؤمنین.
6) 1398. تأویل اللآیات، ص 47.
«همانا محمّد که راستگو و امانتدار است و به رسالت پروردگار جهانیان اختصاص یافته، به وسیله روح الامین و برادرش امیرمؤمنان و سید متقیان تأیید شده است، پس او را تصدیق کنید».
آقا و سرور و مولای ما.
ای علی! تو بزرگ و آقای مایی و ما نیز تو را به بزرگی و آقایی پذیرفتهایم، در دعای توسل عرض میکنیم:
«یا حُجَّةَ اللَّهِ عَلی خَلْقِهِ، یا سَیدَنا وَمَوْلانا، إِنّا تَوَجَّهْنا ... بِکَ إِلَی اللَّهِ»؛(1)
«ای حجت خدا بر خلق، ای سرور و مولای ما، ما به توسط تو به سوی خدا توجّه کردیم».
شمشیر خدایی که برای کشتن دشمنان خدا و کافران و منافقان از نیام برآمده.
در زیارت آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلی أَمِینِ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ ... أَخِی الرَّسُولِ وَزَوْجِ الْبَتُولِ وَسَیفِ اللَّهِ الْمَسْلُولِ»؛(2)
«سلام بر امین خدا در زمین، او که برادر رسول و همسر فاطمه بتول و شمشیر از نیام برآمده خدای تعالی است».
شمشیر پروردگار.
در زیارت مطلقه امیرمؤمنانعلیه السلام، از جانب امام باقرعلیه السلام آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلی مِیزانِ الْأَعْمالِ، وَمُقَلِّبِ الْأَحْوالِ، وَسَیفِ ذِی الْجَلالِ»؛(3)
«سلام بر میزان سنجش اعمال و دگرگون کننده احوال و شمشیر خدای ذی الجلال».
شمشیر پیامبر.(4)
امام صادقعلیه السلام در زیارت آن حضرت، چنین فرموده است:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَصَلِّ عَلی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ أَخِی نَبِیکَ الَّذِی جَعَلْتَهُ سَیفاً لِنُبُوَّتِهِ»؛(5)
«خدایا درود فرست بر محمّد و آل محمّد و نیز درود فرست بر امیرمؤمنان که برادر رسول توست و او را شمشیر نبوّت قرارش دادی».
واسطه رزق و روزی مردم.
در زیارت صفوانجمال برای امیرمؤمنانعلیه السلام آمده است:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ مُجازِی الْخَلْقِ وَشافِعِ الرِّزْقِ»؛(6)
«گواهی میدهم تو خلایق و بندگان را پاداش و کیفر میدهی و واسطه روزی آنان هستی».
امیرمؤمنانعلیه السلام به اذن خدای تعالی، در روز
قیامت برای دوستان و شیعیان خود شفاعت میکند. پس به آن حضرت سلام میدهیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ أَیهَا الْحَبْلُ الْمَتِینُ... وَالشّافِعُ یوْمَ الدِّینِ»؛(1)
«سلام بر تو ای ریسمان و حبل متین خداوند و شفاعت کننده روز قیامت».
شاهد و گواه خداوند بر همه موجودات؛ چه انسان و چه غیر انسان، چنانکه در دعای روز عید غدیر آمده است:
«وَأَمِینُ اللَّهِ عَلی خَلْقِهِ، وَشاهِدُهُ فِی بَرِیتِهِ»؛(2)
«علیعلیه السلام امین خدا بر مردم و شاهد و گواه او در مخلوقات است».
امام علیعلیه السلام شاهد و گواه امّت رسول خداصلی الله علیه وآله است، چنانکه امام صادقعلیه السلام در زیارت مطلقه آن حضرت میفرماید:
«الَّذِی جَعَلْتَهُ سَیفاً لِنُبُوَّتِهِ، وَآیةً لِرِسالَتِهِ، وَشاهِداً عَلی أُمَّتِهِ»؛(3)
«آنکه او را شمشیر پیامبرصلی الله علیه وآله و نشانه رسالت و شاهدی بر امّت او قرارش دادی».
شبیه پیامبر امینصلی الله علیه وآله.
در زیارت امیرالمؤمنینعلیه السلام به آن حضرت خطاب میشود:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا شِبْهَ الْأَمِینِ فِی سَماحَتِهِ»؛(4)
«سلام بر تو ای کسی که شبیه پیامبرصلی الله علیه وآله هستی در منش و بزرگواری».
امام حسنعلیه السلام در معرفی خود میفرماید:
«أَنَا ابْنُ النَّبِیّ النَّذِیرِ الْبَشِیرِ السِّراجِ الْمُنِیرِ الَّذِی جَعَلَهُ اللَّهُ رَحْمَةً لِلْعالَمِینَ وَأَبِی عَلِی وَلِی الْمُؤْمِنِینَ وَشَبِیهُ هارُونَ»؛(5)
«من فرزند پیامبر انذار دهنده و بشارت دهنده هستم همان چراغ فروزنده که خداوند او را رحمت جهانیان قرارش داد. و پدرم علی است او که ولی مؤمنان و شبیه هارون است».
امام هادیعلیه السلام در زیارت روز غدیر فرماید:
«ثُمَّ مِحْنَتُکَ یوْمَ صِفِّینَ، وَقَدْ رُفِعَتِ الْمَصاحِفُ حِیلَةً وَمَکْراً، فَأَعْرَضَ الشَّکُّ وَعُزِفَ الْحَقُّ وَاتُّبِعَ الظَّنُّ، أَشْبَهَتْ مِحْنَةَ هارُونَ إِذْ أَمَّرَهُ مُوسی عَلی قَوْمِهِ، فَتَفَرَّقُوا»؛(6)
«محنت تو در روز صفین که قرآنها را از روی مکر و حیله بر نیزه کردند، و بر مردم شک غالب شد و در حالی که حقّ را میشناختند تابع ظن شدند، شبیه محنت هارون بود که موسی او را بر مردم گمارد امّا قوم او متفرق شدند».
1) 1405. بحارالانوار، ج 97، ص 348.
2) 1406. اقبال الاعمال، ص 473؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
3) 1407. بحارالانوار، ج 97، ص 307؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
4) 1408. بحارالانوار، ج 97، ص 331.
5) 1409. بحارالانوار، ج 10، ص 142؛ امالی طوسی، ص 565.
6) 1410. بحارالانوار، ج 97، ص 367؛ مفاتیح الجنان،اعمال عید غدیر.
درخت تقوا؛ هرکه بخواهد متقی شود، به شاخههای آن بیاویزد و از میوههای آن درخت باعظمت ثمر بگیرد. امامعلیعلیه السلام شجره تقوا است، چنانکه در زیارت آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلی شَجَرَةِ التَّقْوی وَسامِعِ السِّرِّ وَالنَّجْوی ؛(1)
«سلام بر شجره تقوا و شنونده اسرار و نجوا».
مقام و درخت طوبی، چنانکه امام صادقعلیه السلام در زیارت مطلقه امیرمؤمنانعلیه السلام فرموده:
«اَلسَّلامُ عَلی أَبِی الْحَسَنِ عَلِیّ... اَلسَّلامُ عَلی شَجَرَةِ طُوبی وَسِدْرَةِ الْمُنْتَهی ؛(2)
«سلام بر ابو الحسن علی... و سلام بر درخت طوبی و سدرة المنتهی».
درخت بهشت.
در زیارت امام علیعلیه السلام آمده است:
«وَأَشْهَدُ أَنَّکَ الشَّجَرَةُ الطَّیبَةُ لَمْ تَزَلْ بِعَینِ اللَّهِ»؛(3)
«و گواهی میدهم که تو شجره طیبه در قرآن کریم هستی و پیوسته در منظر و حفاظت خدایی».
درختی است که پیامبر خداصلی الله علیه وآله با آن سخن گفت و درخت با صدا و لهجه علیعلیه السلام جواب داد. در زیارات برای مولا علیعلیه السلام آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا شَجَرَةَ النِّداءِ وَصاحِبَ الدُّنْیا»؛(4)
«سلام بر تو ای درخت ندا داده شده و صاحب اختیار دنیا».
قبل از صلح حدیبیه، در زیر یک درخت امیرمؤمنانعلیه السلام و سایراصحاب با رسول خداصلی الله علیه وآله بیعت نمودند، که آیه شریفه نازل شد:
«لَقَدْ رَضِی اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یبایعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ ما فِی قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّکِینَةَ عَلَیهِمْ وَأَثابَهُمْ فَتْحاً قَرِیباً»(5)
«خداوند از مؤمنان - هنگامیکه زیر آن درخت با تو بیعت کردند - راضی و خشنود شد؛ خدا آنچه را در درون دلهایشان (از ایمان و صداقت) نهفته بود، میدانست؛ از این رو آرامش را بر دلهایشان نازل کرد و پیروزی نزدیکی را به عنوان پاداش نصیب آنها فرمود».
و اینگونه رضایت خدا را اعلام فرمود.
چون امیرمؤمنانعلیه السلام در آن بیعت حضور داشت، به آن حضرت شجری میگفتند.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
امام صادقعلیه السلام در زیارت مطلقه امیرمؤمنان و امام حسینعلیهما السلام میفرماید:
«اَلسَّلامُ عَلی مَوْلانا أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ... الشَّدِیدِ الْبَأْسِ، الْعَظِیمِ الْمِراسِ، الْمَکِینِ الْأَساسِ»؛(6)
«سلام بر مولای ما امیر مؤمنانعلیه السلام که شجاعت و نیروی قوی دارد و دارای منزلت و مکانتاست».
مکّه و منی از وجود او کسب شرف و افتخار میکنند؛ چون امام علیعلیه السلام به مثابه جان اسلام است و مکّه و منی جنبه جسمی آن را دارند، پس جسم از جان شرافت میگیرد.
به قول فرزدق که در معرفی امام سجادعلیه السلام در حضور هشام گفت:
هذَا الَّذِی تَعْرِفُ الْبَطْحآءُ وَطْأَتَهَ
وَالْبَیتُ یعْرِفُهُ وَالْحِلُّ وَالْحَرَمُ
«این کسی است که سرزمین بطحا و مکه، جای پای او را میشناسد و بیت اللَّه و حرم و غیر حرم نیز او را میشناسند».(1)
در زیارت آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلی مَنْ شُرِّفَتْ بِهِ مَکَّةُ وَمِنی ؛(2)
«سلام بر آنکه مکّه و منی به واسطه او شرافت یافتند».
و تمجید امام صادقعلیه السلام از آن حضرت است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا مَنْ شُرِّفَتْ بِهِ مَکَّةُ وَمِنی ؛(3)
«سلام بر تو ای علی که مکه و منی از تو شرافت گرفتند».
شقیق از شقّ به معنای برادرخوانده است، آنگاه که پیامبر همه مسلمانان را با هم برادر کرد، علیعلیه السلام را برادر خود قرار داد.
همچنین مراجعه شود به: حِلْمُهُ مِنْ حِلْمِ الرَّسُولِ [1138]
شعلهای است که ساطع میشود و به اشیای نورانی آسمانی گفته میشود. امام صادقعلیه السلام در زیارت مطلقه امیرمؤمنانعلیه السلام فرموده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا وَلِی اللَّهِ وَالشِّهابَ الثّاقِبَ»؛(4)
«سلام بر تو ای ولی خدا و ستاره پرفروغ آسمانی».
ممتحن از محنت و امتحان، به معنای کسی که با زحمت و مشقت مورد ابتلا و امتحان قرار گرفته است.
در اعمال مسجد بزرگ کوفه آمده است:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ... وَزَینُ الصِّدِّیقِینَ وَصابِرُ الْمُمْتَحَنِینَ»؛(5)
«گواهیمیدهم تو امیرمؤمنان و زینتصدیقان و باصبر و شکیباترین آزمودگان عالم هستی».
باهر؛ روشن و واضح.
علیعلیه السلام برای اثبات حقّانیت خود و مکتب و راه خویش، دارای دلایل و آیات واضح و روشنی است.
1) 1417. رجال کشی، ص 130؛ ارشاد، ج 2، ص 151.
2) 1418. بحارالانوار، ج 97، ص 301؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
3) 1419. بحارالانوار، ج 97، ص 373؛ اقبال الاعمال، ص 608.
4) 1420. بحارالانوار، ج 97، ص 307؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
5) 1421. بحارالانوار، ج 97، ص 409؛ مفاتیح الجنان، اعمال مسجد کوفه.
امام صادقعلیه السلام در زیارت ایشان میفرماید:
«اَلسَّلامُعَلیصاحِبِالدَّلالاتِ وَالْآیاتِالْباهِراتِ»؛(1)
«سلام بر تو ای دارنده دلایل و آیات روشن».
در یکی از زیارات آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا حامِلَ الرّایةِ، وَبالِغَ الْغَایةِ، وَصاحِبَ الآیةِ»؛(2)
«سلام بر تو ای پرچمدار و ای به نهایت هدف رسیده و ای صاحب آیت و نشانه».
امیرمؤمنانعلیه السلام در هر شبانهروز، هزار رکعت نماز میخواند.
امام صادقعلیه السلام فرموده است:
«إِنَّ عَلِیاً آخِرَ عُمْرِهِ کانَ یصَلِّی فِی کُلِّ یوْمٍ وَلَیلَةٍ أَلْفَ رَکْعَةٍ»؛(3)
«علیعلیه السلام در آخر عمر خود، در هر شبانه روز هزار رکعت نماز میخواند».
امّ الکتاب نزد اوست. امّ الکتاب چیزی است که تمام اشیا و حوادث و علوم و اتفاقات در آن ثبت است.
در فرازی از زیارت مطلقه امیرمؤمنانعلیه السلام آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلی مَنْ عِنْدَهُ تَأْوِیلُ الْمُحْکَمِ وَالْمُتَشابِهِ، وَعِنْدَهُ أُمُّ الْکِتابِ»؛(4)
«سلام بر آن کسی که تأویل آیات محکم و متشابه نزد اوست و امّ الکتاب نیز با اوست».
در صدر اسلام، به خصوص مواقع جنگ و جهاد، روزهای مهم و سخت و به یاد ماندنی وجود دارد که در بسیاری از آنها، نام علی بن ابیطالبعلیه السلام به وضوح میدرخشد. از آن میان است روز بدر و اُحد و احزاب و غیره. پس آن حضرت را به نام صاحب این روزها ملقب کردند، چنانکه امام هادیعلیه السلام در زیارت روز غدیر میفرماید:
«وَلَکَ الْمَواقِفُ الْمَشْهُودَةُ وَالْمَقاماتُ الْمَشْهُورَةُ، وَالْأَیامُ الْمَذْکُورَةُ یوْمَ بَدْرٍ وَیوْمَ الْأَحْزابِ»؛(5)
«مواقف و مقامات و روزهای مهم صدر اسلام از آن توست؛ از جمله روز بدر و احزاب».
دارای درجه و مقام باعظمتی است.
درفرازی اززیارت امیرمؤمنانعلیه السلام میگوییم:
«فَاشْفَعْ لِی یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ إِلَی اللَّهِ، فَإِنِّی عَبْدُ اللَّهِ وَمَوْلاکَ وَزآئِرُکَ وَلَکَ عِنْدَ اللَّهِ الْمَقامُ الْمَحْمُودُ وَالْجاهُ الْعَظِیمُ»؛(6)
1) 1422. بحارالانوار، ج 97، ص 305؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
2) 1423. بحارالانوار، ج 97، ص 332.
3) 1424. تهذیب الاحکام، ج 3، ص 71.
4) 1425. بحارالانوار، ج 97، ص 301؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه.
5) 1426. بحارالانوار، ج 97، ص 364؛ مفاتیح الجنان، اعمال عید غدیر.
6) 1427. اقبال الاعمال، ص 610؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
«ای امیرمؤمنان! نزد خدا شفیع ما باش، چرا که من بنده خدا و دوستدار و زائر شمایم، و شما نیز نزد خداوند مقام و درجه بلندی دارید».
حرم و حریم او باکرامت است.
در فرازی از زیارت امیرمؤمنانعلیه السلام آمده:
«اللَّهُمَّ ... وَاجْعَلْنِی أَکْرَمَ وافِدٍ وَأَفْضَلَ وارِدٍ وَأَنْبَلَ قاصِدٍ فِی هذَا الْحَرَمِ الْکَرِیمِ»؛(1)
«خدایا مرا گرامیترین زائر و بهترین وارد و بزرگترین قاصد این حرم کریم قرار بده».
معمولاً کسی که در جنگ از همه بیشتر شجاعت نشان بدهد و فداکاری نماید، جنگ را به نام او تمام و منتسب میکنند.
امام رضاعلیه السلام جهت شجاعت و قهرمانی امام علیعلیه السلام در جنگها فرمود:
«عَلِی صاحِبُ الْحُرُوبِ، مُنَکِّسُ الرّایاتِ وَمُبِیدُ الْأَقْرانِ»؛(2)
«امام علیعلیه السلام صاحب جنگها و درهم شکننده پرچم دشمنان و کشنده پهلوانان است».
شکیبا و بردبار.
درزیارت امیرمؤمنانعلیه السلام، خطاب بهحضرت میگوییم:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا وارِثَ الْعِلْمِ وَصاحِبَ الْحِلْمِ وَمَوْضِعَ الْحُکْمِ»؛(3)
«سلام بر تو ای وارث دانش و صاحب حلم و بردباری و محل حکم و حکمتها».
بالاترین و والاترین درجات از آن اوست.
در دعای اعمال مسجد بزرگ کوفه وارد شده است:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ کَهْفُ النَّجاةِ، وَمِنْهاجُ التُّقی وَالدَّرَجَةُ الْعُلْیا»؛(4)
«گواهی میدهم تو پناهگاه نجات هستی، تو راه و روش تقوایی و در درجات عالی قرار داری».
دارنده ادلّه و براهین گوناگون برای اثبات حقانیت خود؛ چنانکه در قسمتی از زیارت آن حضرت از امام صادقعلیه السلام وارد شده است:
«اَلسَّلامُ عَلی صاحِبِ الدَّلالاتِ وَالْآیاتِ الْباهِراتِ»؛(5)
«سلام بر آن آقایی که دارای ادله و براهین و نشانههای آشکار است».
امام صادقعلیه السلام درباره یاری رساندن پیامبرصلی الله علیه وآله توسط امیرمؤمنانعلیه السلام میفرماید:
«مُفْحِمُ کُلِّ مَنْ جادَلَهُ وَخاصَمَهُ بِدَلِیلِهِ الْقاهِرِ»؛(6)
«محکوم و ساکت میکرد هرکه را باوی مجادله میکرد و با دلیل کوبنده با او مبارزه مینمود.
1) 1428. بحارالانوار، ج 97، ص 301؛ اقبال الاعمال، ص 611.
2) 1429. بحارالانوار، ج 91، ص 352.
3) 1430. بحارالانوار، ج 97، ص 332.
4) 1431. بحارالانوار، ج 97، ص 409؛ مفاتیح الجنان، اعمال مسجد کوفه.
5) 1432. بحارالانوار، ج 97، ص 305.
6) 1433. بحارالانوار، ج 10، ص 16؛ تأویل الایات، ص 34؛ معانی الاخبار، ص 24؛ تفسیر الامام العسکری، ص 63.
خورشید به خاطر او از حرکت ایستاد و به محل قبل خود بازگشت. امام علیعلیه السلام از چنین عظمت و مقامی برخوردار بود، داستان برگشتن خورشید و ادای نماز امیرمؤمنانعلیه السلام از قضایای متواتر صدر اسلام است و مسجد ردّ الشمس نیز که در آن محل ساخته شده، هم اکنون نیز برپاست:
«اَلسَّلامُ عَلی مَنْ رُدَّتْ عَلَیهِ الشَّمْسُ حِینَ تَوارَتْ بِالْحِجابِ»؛(1)
«سلام بر آنکه آفتاب پس از آنکه در حجاب مغرب پنهان گشت با اعجاز برای او برگشت».
اگر کسی دستش از مال و قدرت دنیایی کوتاه باشد و بخواهد زاهدانه زندگی کند، خیلی هنر نکرده؛ بلکه هنر آن است که در عین داشتن قدرت و ثروت دنیایی، در دنیا زاهد باشد و امام متّقیانعلیه السلام اینگونه زندگی میکرد.
فرازی از زیارت ایشان چنین است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا صاحِبَ الزُّهْدِ فِی إِمامَتِهِ»؛(2)
«سلام بر تو ای آقایی که در دوران امامت خود زاهدانه زندگی کردی».
دارای سوابق درخشان است، چه سبقت در اسلام و ایمان و چه فداکاری در میدانهای نبرد و غیره.
در فرازی از زیارت آن حضرت از زبان امام صادقعلیه السلام عرض میکنیم:
«اَلسَّلامُعَلی مَوْلانا أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَلِی بْنِأَبِیطالِبٍ، صاحِبِ السَّوابِقِ وَالْمَناقِبِ»؛(3)
«سلامبر مولایما امیرمؤمنان علیبنابیطالب که دارای سوابق عالی و فضایل والاست».
سورهعادیات در شأن آن حضرت نازلشده، جریان سرعت حمله و محاصره دشمنان توسط امام علیعلیه السلام و یارانش و شکست سخت مشرکان و کافران، در تاریخ ضبط شده است.
و نیز امام صادقعلیه السلام در زیارت آن حضرت میفرماید:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا مَنْ نَزَلَتْ فِی فَضْلِهِ سُورَةُ الْعادِیاتِ»؛(4)
«سلام بر تو ای آقایی که سوره عادیات در بیان فضیلت تو نازل شده است».
دارنده شمشیر تیز و برنده.
همچنین مراجعه شود به: حِلْمُهُ مِنْ حِلْمِ الرَّسُولِ [1138]
شأن و منزلت و مقام بزرگی دارد، چنانکه در قسمتی از زیارت مطلقه آن حضرت آمده:
«وَلَکَ عِنْدَ اللَّهِ الْمَقامُ الْمَحْمُودُ وَالْجاهُ الْعَظِیمُ، وَالشَّأْنُ الْکَبِیرُ»؛(1)
و برای تو در نزد خداوند، مقام پسندیده و جایگاه باعظمتی است و تو دارای شأن و منزلت بزرگی هستی».
در روز قیامت به اذن خدای تعالی برای دوستان و شیعیان خود شفاعت میکند؛ پس با این عنوان، به آن حضرت سلام میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلی صاحِبِ الشَّفاعَةِ فِی یوْمِ الْوَری ؛(2)
«سلام بر صاحب شفاعت در روز محشر».
رسول خدا و امامان معصومعلیهم السلام، بهخصوص امیرمؤمنانعلیه السلام به جهت مقام و منزلتی که نزد خدای تعالی دارند، اگر به اذن خدا برای کسی شفاعت کنند، شفاعت ایشان پذیرفته میشود. امام صادقعلیه السلام در زیارت آن جناب میفرماید:
«وَلَکَ عِنْدَ اللَّهِ الْمَقامُ الْمَحْمُودُ وَالشَّفاعَةُ الْمَقْبُولَةُ»؛(3)
«تو در نزد خدا مقام پسندیده داری، و شفاعتت نیز نزد خداوند پذیرفته است».
دارای نعمت فضل و قدرت و علوّ مرتبه.
امام صادقعلیه السلام در زیارت امیرمؤمنانعلیه السلام فرمود:
«اَلسَّلامُ عَلی صاحِبِ النُّهی وَالْفَضْلِ وَالطَّوآئِلِ، وَالْمَکْرُماتِ وَالنَّوآئِلِ»؛(4)
«سلام بر صاحب عقل کامل و فضایل و نعم بیشمار و مکارم و عطایای کامله».
غزوات جمع غزوه به معنای میدان جنگ و نبرد است و اصطلاحاً به جنگهایی گفته میشود که رسول خداصلی الله علیه وآله شخصاً در آن حضور داشتند و امام علیعلیه السلام نیز در تمام غزوات پیامبرصلی الله علیه وآله شرکت داشت. در زیارت مطلقه آن حضرت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلی أَمِیرِ الْجُیوشِ وَصاحِبِ الْغَزَواتِ»؛(5)
«سلام بر فرمانده لشکرهای رسول خداصلی الله علیه وآله و صاحب فتح و پیروزی در جنگها».
دارای فضایل بیشمار است.
همچنین مراجعه شود به: الْإِمامُ الْعادِلُ [1060]
فضل، زیادی از هر چیزی است که به معنای برتری میآید و امیرمؤمنانعلیه السلام کسی است که همه فضایل و مناقب را دارا است.
«اَلسَّلامُ عَلی صاحِبِ النُّهی وَالْفَضْلِ»؛(6)
«سلام بر صاحب عقل کامل و فضایل بسیار».
1) 1438. بحارالانوار، ج 97، ص 307؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
2) 1439. مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
3) 1440. بحارالانوار، ج 97، ص 307؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
4) 1441. بحارالانوار، ج 97، ص 305؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه ششم امیرالمؤمنین.
5) 1442. بحارالانوار، ج 97، ص 301؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
6) 1443. بحارالانوار، ج 97، ص 305؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه ششم امیرالمؤمنین.
دارای بزرگیهای اخلاقی است.
همچنین مراجعه شود به: خَیرُ مَنْ وَطَأَ الثَّری [1156]
دارایمعجزاتی استکه برهمگان غلبهدارد.
در فرازی از زیارت آن حضرت، بر زبان امام صادقعلیه السلام جاری شده:
«اَلسَّلامُ عَلی صاحِبِ الدَّلالاتِ وَالْآیاتِ الْباهِراتِ، وَالْمُعْجِزاتِ الْقاهِراتِ»؛(1)
«سلام بر آنکه دارای ادله و نشانههای روشن و معجزات غالب است».
دارای جایگاه رفیع و عظیم است.
در زیارت مطلقه امام علیعلیه السلام آمده است:
«اَللَّهُمَّ وَاجْعَلْنِی أَکْرَمَ وافِدٍ وَأَفْضَلَ وارِدٍ وَأَنْبَلَ قاصِدٍ فِی هذَا الْحَرَمِ الْکَرِیمِ وَالمَقامِ الْعَظِیمِ»؛(2)
«خدایا مرا گرامیترین زائر و بهترین وارد و بزرگترین قاصد این حرم کریم و موقعیت عظیم قرار بده».
دارای مقام و مرتبه پسندیده.
امام صادقعلیه السلام این فضیلت و منقبت را برای امیرمؤمنانعلیه السلام بیان نموده است:
«فَاشْفَعْ لِی یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ إِلَی اللَّهِ، فَإِنِّی عَبْدُ اللَّهِ وَمَوْلاکَ وَزائِرُکَ وَلَکَ عِنْدَ اللَّهِ الْمَقامُ الْمَحْمُودُ»؛(3)
«ای امیرمؤمنان! برای من نزد خدا شفیع باش، که من بنده خدا و دوستدار و زائر تو هستم و تو نیز نزد خداوند مقام پسندیدهای داری».
امام عسکریعلیه السلام از امام هادیعلیه السلام در زیارتی برای امیرمؤمنانعلیه السلام نقل فرموده است:
«وَلَکَ الْمَواقِفُ الْمَشْهُودَةُ وَالْمَقاماتُ الْمَشْهُورَةُ»؛(4)
«و برای تو است موقفها و موقعیتهای معین و مشهود و مقامات و جایگاههای مشهور».
والاییهای اخلاقی از آن او است.
همچنین مراجعه شود به: خَیرُ مَنْ وَطَأَ الثَّری [1156]
مکرمات از کرامت؛ جامع تمام نیکیها، کرامتها و بزرگواریها است.
امام صادقعلیه السلام در زیارت آن حضرت چنین فرموده است:
«اَلسَّلامُ عَلی صاحِبِ النُّهی وَالْفَضْلِ وَالطَّوآئِلِ، وَالْمَکْرُماتِ وَالنَّوآئِلِ»؛(5)
«سلام بر صاحب عقل کامل و کرامات و فضایل و نعمتهای بیشمار، و بزرگواریها و مکارم و عطایای الهی».
1) 1444. بحارالانوار، ج 97، ص 305؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
2) 1445. بحارالانوار، ج 97، ص 301.
3) 1446. بحارالانوار، ج 97، ص 305؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
4) 1447. بحارالانوار، ج 97، ص 364؛ مفاتیح الجنان، اعمال عید غدیر.
5) 1448. بحارالانوار، ج 97، ص 305؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه ششم امیرالمؤمنین.
دارای فضیلت و منقبت (اعمال نیک) است.
امام صادقعلیه السلام به معرفی امیرمؤمنانعلیه السلام پرداخته و در زیارت آن حضرت میفرماید:
«اَلسَّلامُ عَلی مَوْلانا أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِی بْنِ أَبِی طالِبٍ، صاحِبِ السَّوابِقِ وَالْمَناقِبِ»؛(1)
«سلام بر مولای ما امیرمؤمنان که دارای سوابق و فضایل درخشان است».
حرم او، جایگاهنوشیدن زلال معرفت است.
در زیارت مطلقه آن حضرت آمده است:
«اللَّهُمَّ وَاجْعَلْنِی أَکْرَمَ وافِدٍ وَأَفْضَلَ وارِدٍ وَأَنْبَلَ قاصِدٍ فِی هذَا الْحَرَمِ الْکَرِیمِ وَالْمَقامِ الْعَظِیمِ وَالْمَوْرِدِ النَّبِیلِ وَالْمَنْهَلِ الجَلِیلِ»؛(2)
«خدایا مرا گرامیترین زائر در این حرم کریم و بهترین وارد شونده در این جایگاه عظیم و بزرگترین قاصد و رساننده پیام در این مقام شریف و نجیب و نیز سیراب شونده در این مکان باشکوه قرار بده».
مواقف زمانها یا مکانهایی کهامر مهمی در آن واقع شده. مواقف مشهوده؛ مواردی که در برابر چشم مردم اتفاق افتاده و شاهد بودهاند.
در زیارت امیرمؤمنان در روز غدیر آمده:
«وَلَکَ الْمَواقِفُ الْمَشْهُودَةُ وَالْمَقاماتُ الْمَشْهُورَةُ»؛(3)
«و برای توست موقفها و مواقع سخت که مشهود خلق بود و مقاماتی که مشهور میباشند (مانند روزهای جنگ بدر و احد و غیره)».
صاحب جایگاه بافضیلت و باعظمت.
همچنین مراجعه شود به: صاحِبُ الْمَنْهَلِ الْجَلِیلِ [1274]
میراثدار علم و مقام ولایت نبوی؛ چنانکه در زیارت آن حضرت میگوییم:
«أَشْهَدُ أَنَّ الْحَقَّ مَعَکَ وَإِلَیکَ وَأَنْتَ أَهْلُهُ وَمَعْدِنُهُ وَمِیراثُ النُّبُوَّةِ عِنْدَکَ»؛(4)
«گواهی میدهم حقّ باتو و بهسوی توست، و تو اصل و اهل حقّ هستی و میراث نبوّت نزد توست».
نجده به معنای شجاعت و شدّت است در هنگام دفاع از چیزی. و امام علیعلیه السلام که اشجع الناس بوده، در تمام جنگها و مبارزات صدر اسلام در رکاب پیامبر خداصلی الله علیه وآله شمشیر میزد؛ چنانکه در اخبار و آثار ضبط شده است.(5)
امام صادقعلیه السلام در زیارت آن حضرت فرمود:
«اَلسَّلامُ عَلی مَوْلانا أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِی بْنِ أَبِی طالِبٍ، صاحِبِ السَّوابِقِ وَالْمَناقِبِ وَالنَّجْدَةِ»؛(6)
1) 1449. بحارالانوار، ج 97، ص 305؛ مفاتیح الجنان،زیارت مطلقه ششم امیرالمؤمنین.
2) 1450. بحارالانوار، ج 97، ص 301.
3) 1451. بحارالانوار، ج 97، ص 364؛ مفاتیح الجنان، اعمال عید غدیر.
4) 1452. بحارالانوار، ج97، ص294؛ اصولکافی ج4، ص570.
5) 1453. کشف الغمة، ج 1، ص 22.
6) 1454. بحارالانوار، ج 97، ص 305؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه ششم.
«سلام بر مولای ما امیرمؤمنان، صاحب سوابق درخشان و شجاعتها و فضایل بینظیر».
صاحب عطا و بخشش.
همچنین مراجعه شود به: صاحِبُ الْمَکْرُماتِ [1272]
نُهی به معنای عقل است؛ صاحب عقل.
1272 همچنین مراجعه شود به: صاحِبُ الْمَکْرُماتِ [1272]
بانگ زننده و اظهارکننده، «صادع بأمر اللَّه»؛ یعنی امر الهی را اظهار و آشکارا آن را اعلان میکند، چنانکه در توصیف آن حضرت آمده:
«وَالدّالِّ عَلَیکَ، وَالصّادِعِ بِأَمْرِکَ»؛(1)
«او که راهنماییکننده به سوی تو و اظهارکننده امر توست».
سخنش راست و درست است.
بیانی است در یکی از زیارات آن حضرت:
«أَشْهَدُ أَنَّ قَوْلَکَ الصِّدْقُ وَأَنَّ دَعْوَتَکَ الْحَقُّ»؛(2)
«گواهی میدهم سخن تو راست و دعوت تو حقّ است».
راه و خط روشن و آشکار به سوی هدایت الهی، که همانا پیروی از امیرمؤمنانعلیه السلام است. در زیارت آن حضرت به ایشان سلام میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلَی الصِّراطِ الْواضِحِ»؛(3)
«سلام بر راه و صراط آشکار خدا».
صاف و خالص و گزینش شده از هر چیزی.
در یکیاز زیارات مطلقه امیرمؤمنانعلیه السلام وارد شده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا سَیدَ الْوَصِیینَ... وَالصَّفْوَةَ مِنْ سُلالَةِ النَّبِیینَ»؛(4)
«سلام بر تو ای آقای جانشینان و گزینش شده از سلاله و ذریه پیامبران الهی».
خالص و انتخاب شده و گزینش شده رسول خداصلی الله علیه وآله. در زیارت امیرمؤمنانعلیه السلام، از امام صادقعلیه السلام وارد شده که از خداوند میخواهد:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی وَلِیکَ وَأَخِی نَبِیکَ... وَصَفْوَتِهِ»؛(5)
«خدایا درود فرست بر ولی خودت و برادر پیامبرت، او که برگزیده رسولت است».
صاف و خالص از هر چیزی.
امام صادقعلیه السلام در سلام به حضرت علیعلیه السلام میفرماید:
1) 1455. بحارالانوار، ج 95، ص 319؛ مفاتیح الجنان، اعمال عید غدیر.
2) 1456. بحارالانوار، ج 97، ص 325؛ تهذیب طوسی، ج 6، ص 59.
3) 1457. بحارالانوار، ج 97، ص 287؛ مستدرک الوسائل، ج10، ص 222؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
4) 1458. بحارالانوار، ج 97، ص 285؛ مفاتیح الجنان،زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
5) 1459. بحارالانوار، ج 97، ص 392؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
«اَلسَّلامُ عَلَی الْإِمامِ التَّقِی الْمُخْلِصِ الصَّفِی»؛(1)
«سلام بر پیشوای باتقوای کامل و با اخلاص خاص به حق».
بسیار روزهدار.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
دارای فضایل بیشمار است، به گونهای که مثل باران از او ریزش دارد.
همچنین مراجعه شود به: الْإِمامُ الْعادِلُ [1060]
نور بسیار درخشان، چنانکه امام صادقعلیه السلام در زیارت امیرمؤمنانعلیه السلام فرموده است:
«اَلسَّلامُ عَلی نُورِ اللَّهِ الْأَنْوَرِ، وَضِیآئِهِ الْأَزْهَرِ»؛(2)
«سلامبر پرنورترین و درخشانتریننورخدا».
اطاعت و فرمانبری از او، اطاعت از خدا محسوب میشود.
روزی معاویه در مقابل امام حسنعلیه السلام، شروع به خودستایی و فخرفروشی کرد. امامعلیه السلام ضمن برشمردن القاب پدر بزرگوارش فرمود:
«أَ عَلَی تَفْتَخِرُ یا مُعاوِیةُ! أَنَا ابْنُ عُرُوقِ الثَّری أَنَا ابْنُ مَأْوَی التُّقی أَنَا ابْنُ مَنْ جآءَ بِالْهُدی أَنَا ابْنُ مَنْ سادَ أَهْلَ الدُّنْیا بِالْفَضْلِ السّابِقِ وَالْحَسَبِ الْفائِقِ، أَنَا ابْنُ مَنْ طاعَتُهُ طاعَةُ اللَّهِ وَمَعْصِیتُهُ مَعْصِیةُ اللَّهِ»؛(3)
«آیا بر من افتخار میکنی ای معاویه! من پسر کسی هستم که مایه حیات جهان است، من پسر پناهگاه پرهیزکاران هستم، من پسر کسی هستم که با هدایت آمده، همانکه به جهت فضیلت بیشتر و حسب بالاتر بر همه اهل دنیا آقایی دارد، من پسر کسی هستم که اطاعت از او اطاعت از خدا و نافرمانی از او نافرمانی از خدا است».
امام علیعلیه السلام طالب خدا و وعدههای او بود.
امام صادقعلیه السلام در زیارت آن حضرت فرمود:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ جُدْتَ بِنَفْسِکَ صابِراً مُحْتَسِباً، مُجاهِداً عَنْ دِینِ اللَّهِ، مُوَقِّیاً لِرَسُولِ اللَّهِصلی الله علیه وآله، طالِباً ما عِنْدَ اللَّهِ»؛(4)
«گواهی میدهم که تو با صبر و شکیبایی، ایثار و جانبازی کردی، از دین خدا دفاع نمودی، از رسول خدا محافظت فرمودی و همه اینها به جهت طلب ثواب و اجر و خشنودی خدا بود».
گرچه معروف است که «طه» از اسامی قرآنی رسول خداصلی الله علیه وآله باشد، لیکن امام صادقعلیه السلام با این عبارات، امیرمؤمنانعلیه السلام را زیارت فرموده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا والِدَ الْأَئِمَّةِ الْبَرَرَةِ السّاداتِ... اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا طه وَیس»؛(5)
1) 1460. بحارالانوار، ج 97، ص 375؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
2) 1461. اقبال الاعمال، ص 610؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
3) 1462. بحارالانوار، ج44، ص103؛ مناقب آل ابیطالب، ج4، ص21؛ کشف الغمّة، ج1، ص575؛ العدد القویة ص40.
4) 1463. من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 589؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
5) 1464. بحارالانوار، ج 97، ص 375؛ اقبال الاعمال، ص 608؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
«سلام بر تو ای پدر امامان نیک و بزرگوار ... سلام بر تو ای طاها و یاسین».
طه به معنای طاهر؛ و به این جهت است که امام علیعلیه السلام نفس رسول خداصلی الله علیه وآله میباشد.
پاک و پاکیزه و مقدّس.
در زیارت آن حضرت گفته میشود:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ طاهِرٌ مُقَدَّسٌ وَأَنَّکَ وَلِی اللَّهِ وَوَصِی رَسُولِهِصلی الله علیه وآله»؛(1)
«گواهی میدهم تو پاک و مقدّس هستی، تو ولی خدا و جانشین رسول او هستی».
در زیارتی دیگر عرض میکنیم:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ طُهْرٌ طاهِرٌ مُطَهَّرٌ مِنْ طُهْرٍ طاهِرٍ مُطَهَّرٍ»؛(2)
«گواهی میدهم که ذات مقدّس تو پاک و پاکیزه است و از هر عیبی مبرایی و از اجدادی هستی که همه آنان نیز پاک و پاکیزه و طاهر بودند».
حضرت زهراعلیها السلام این اشعار را در زمانی سروده است که هرچه داشتند، در راه خدا به فقرا داده بودند:(3)
شِبْلای وَاللَّهِ هُما جِیاعٌ
یا رَبِّ لا تَتْرُکْهُما ضِیاعَ
أَبُوهُما لِلْخَیرِ ذُواصْطِناعٍ
عِبْلُ الذِّراعَینِ طَوِیلُ الْباعِ
«به خدا سوگند فرزندانم اکنون گرسنهاند، خدایا آنان را به حال خود وامگذار که از دست بروند. پدرشان علیعلیه السلام در سخاوت و خوبیها بینظیر است و آنچه دارد و به دست میآورد را با دستان بخشندهاش به دیگران میدهد.
او عین طهارت و پاکیزگی است. پس در زیارت ایشان، شهادت میدهیم:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ طُهْرٌ طاهِرٌ»؛(4)
«گواهی میدهم تو اصل طهارت هستی».
ذرّهای خبث و خباثت و ناپاکی در وجود او نیست، امام علیعلیه السلام انسانی است که از هر لحاظ پاک و طیب و طاهر است.
در فرازی از زیارت آن حضرت چنین آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ أَیهَا الطَّیبُ فِی وِلادَتِهِ»؛(5)
«سلام بر تو که در ولادت طیب و طاهر بودی».
عبادت کننده خدای تعالی، عبادت خالصانه.
همچنین مراجعه شود به: جادَ بِنَفْسِهِ [1117]
در طول خلافت و زمامداریاش نهایت عدالت را رعایت نمود.
در زیارتش سلام میدهیم:
1) 1465. بحارالانوار، ج 97، ص 299.
2) 1466. من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 589؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
3) 1467. فرهنگ سخنان فاطمه زهراعلیها السلام، ص 137.
4) 1468. من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 589؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین؛ اقبال الاعمال، ص 712.
5) 1469. بحارالانوار، ج 97، ص 331.
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ أَیهَا الْعادِلُ فِی خِلافَتِهِ»؛(1)
«سلام بر تو ای کسی که در طول مدّت خلافت و امامت خود به عدالت رفتار نمودی».
در بین مردم به عدالت رفتار میکرد و اجازه نمیداد به کسی ظلم و ستم شود.
این شهادتی است که امام هادیعلیه السلام در مورد امام علیعلیه السلام داده است:
«وَأَنْتَ الْقاسِمُ بِالسَّوِیةِ، وَالْعادِلُ فِی الرَّعِیةِ»؛(2)
«ای علی! تو تقسیم کننده به تساوی هستی و عدالت گستر بین مردم میباشی».
به احکام و حدود خدا آگاهی دارد، چنانکه در فرازی از زیارتش آمده:
«وَأَنْتَ الْعالِمُ بِحُدُودِ اللَّهِ مِنْ جَمِیعِ الْبَرِیةِ»؛(3)
«(ای امیرمؤمنان) تو عالم به احکام و حدود خداوند از بین همه مردم هستی».
دانای آشکار کننده.
در زیارت مطلقه امیرمؤمنانعلیه السلام، آن حضرت اینگونه توصیف شده است:
«اِبْنُ عَمِّهِ، الْأَنْزَعُ الْبَطِینُ، الْعالِمُ الْمُبِینُ، عَلِی أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ»؛(4)
«پسرعموی رسول خداصلی الله علیه وآله انزع البطین و عالم مبین، علی امیرمؤمنان است».
دارای نسب و شرافت عالی است.
همچنین مراجعه شود به: الْإِمامُ الْعادِلُ [1060]
عمل کننده به قرآن.
«أَشْهَدُ أَنَّکَ جاهَدْتَ فِی اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ، وَعَمِلْتَ بِکِتابِهِ»؛(5)
«گواهی میدهم که تو نهایت جهاد را در راه خدا نمودی و به کتاب خدا قرآن عمل فرمودی».
بنده شایسته خدا، چنانکه در روایت آمده:
«قَدْ بایعَ النّاسُ مِنْ بَعْدِهِ الْعَبْدَ الصّالِحَ وَالْإِمامَ النّاصِحَ أَخا رَسُولِ اللَّهِصلی الله علیه وآله»؛(6)
«مردم بعداز رسول خداصلی الله علیه وآله با بنده صالح و امام ناصح که برادر رسول خدا است، بیعت کردند».
جماعت و نیروی ذخیره و پشتیبان است.
در فرازی از زیارت امیرمؤمنانعلیه السلام، از امام هادیعلیه السلام نقل شده است:
«مَوْلای أَنْتَ الْحُجَّةُ عَلَی الْعِبادِ، وَالْهادِی إِلَی الرَّشادِ، وَالْعُدَّةُ لِلْمَعادِ»؛(7)
1) 1470. بحارالانوار، ج 97، ص 331.
2) 1471. بحارالانوار، ج 97، ص 364؛ مفاتیح الجنان، اعمال عید غدیر.
3) 1472. بحارالانوار، ج 97، ص 364؛ مفاتیح الجنان، اعمال عید غدیر.
4) 1473. بحارالانوار، ج 97، ص 303.
5) 1474. بحارالانوار، ج 97، ص 366؛ مفاتیح الجنان، زیارت امین اللَّه؛ مصباح المتهجد، ص 738؛ کامل الزیارات، ص 39.
6) 1475. بحارالانوار، ج 42، ص 260.
7) 1476. بحارالانوار، ج 97، ص 362؛ مفاتیح الجنان، اعمال عید غدیر.
«ای مولای من تو حجت خدا بر بندگان هستی، و راهنمایی کننده به سوی هدایت میباشی و دوستی تو ذخیره روز قیامت است».
عذابی که مدام بر سر معاندان و کافران آن حضرت میریزد.
از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل شده و نیز در زیارت مخصوصه آن حضرت آمده:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ عَلَی الْکافِرِینَ عَذاباً صَبّاً»؛(1)
«گواهی میدهم تو برایکافران، عذاب دردناک و همیشگی هستی».
امیرمؤمنانعلیه السلام ریشه و اصل و اساس و مایه حیات جهان است.
همچنین مراجعه شود به: طاعَتُهُ طاعَةُ اللَّهِ [1290]
حافظ و پناه و مراقب اولیای الهی.
امام صادقعلیه السلام در زیارت آن حضرت فرمود:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا عِصْمَةَ الْأَوْلِیآءِ»؛(2)
«سلام بر تو ای پناه و حافظ اولیای خدا».
موجب حفاظت و صیانت افراد ایمان آورده به خدای متعال است.
امام صادقعلیه السلام در زیارت امیرمؤمنانعلیه السلام، به شیعیان خود تعلیم فرمود:
«اَلسَّلامُ عَلی عِصْمَةِ الْمُؤْمِنِینَ»؛(3)
«سلام بر حافظ و نگهبان اهل ایمان».
دارای اجر و ثواب بسیار و بزرگ.
امام علیعلیه السلام فداکاریها و جانفشانیهای بسیاری در راه اسلام و مکتب انجام داده، که دارای اجر و مزد زیادی است، به گونهای که رسول خداصلی الله علیه وآله فرموده: یک ضربه او در روز خندق، افضل از عبادات ثقلین است.
امام صادقعلیه السلام نیز در زیارت امیرمؤمنانعلیه السلام، خطاب به آن حضرت فرمود:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ یا وَلِی اللَّهِ وَجاهَدْتَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ صابِراً ناصِحاً مُجْتَهِداً مُحْتَسِباً عِنْدَ اللَّهِ عَظِیمَ الْأَجْرِ»؛(4)
«گواهی میدهم که تو ولی خدایی، و در راه خدا با صبر و شکیبایی و باتلاش فراوان جهاد نمودی و لذا در نزد خداوند اجر فراوان داری».
نزد خداوند دارای عظمت و منزلت است.
در قسمتی از زیارت حضرت میگوییم:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ عَبْدُ اللَّهِ وَأَخُو رَسُولِهِصلی الله علیه وآله أَتَیتُکَ وافِداً لِعَظِیمِ حالِکَ وَمَنْزِلَتِکَ عِنْدَ اللَّهِ»؛(5)
1) 1477. امالی صدوق، ص 241؛ اصول کافی، ج 1، ص 454؛ من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 592؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
2) 1478. بحارالانوار، ج 97، ص 373؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین در روز مولود پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله؛ اقبال الاعمال، ص 608.
3) 1479. اقبال الاعمال، ص 608؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
4) 1480. بحارالانوار، ج 97، ص 375؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
5) 1481. البلد الامین، ص 292؛ کتاب المزار، ص 81.
«گواهی میدهم تو بنده خدا و برادر رسولش میباشی، من به سوی تو آمدم به جهت عظمت و منزلتی که نزد خداوند داری».
دارای شجاعت و نیروی قوی.
همچنین مراجعه شود به: شَدِیدُ الْبَأْسِ [1237]
در پیمان عقبه حضور داشته است.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
عقلش از عقل رسول خداصلی الله علیه وآله است.
همچنین مراجعه شود به: حِلْمُهُ مِنْ حِلْمِ الرَّسُولِ [1138]
نشانه و علامت تقوی و پرهیزکاری؛ هرکه بخواهد راه تقوا و پرهیزکاری را بپیماید، باید به او بنگرد و از او تقلید کند.
فرازی از زیارت مربوط به آن حضرت چنین است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا عَلَمَ التُّقی ؛(1)
«سلام بر تو ای پرچم و نماینده عالی تقوا».
مؤمنان هرچه از علم و آگاهی دارند، همه از سرچشمه دانش فیاض و بیمنتهای امام است. در زیارت مطلقه آن حضرت آمده:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ لِلْمُؤْمِنِینَ غَیثاً، وَخِصْباً وَعِلْماً»؛(2)
«گواهی میدهم تو برای اهل ایمان، باران رحمت و نعمت و دریای علم بودی».
در قسمتی از زیارت امام زمانعلیه السلام، در وصف امام علیعلیه السلام چنین آمده است:
«اَللَّهُمَّ وَصَلِّ عَلی وَلِیکَ، قِبْلَةِ الْعارِفِینَ، وَعَلَمِ الْمُهْتَدِینَ»؛(3)
«خدایا درود فرست بر ولیات، که قبله و هدف عارفان خدا و پرچم و نشانه هدایتیافتگان است».
امیرمؤمنانعلیه السلام هرچه علم و دانش دارد، از رسول خداصلی الله علیه وآله گرفته است.
همچنین مراجعه شود به: حِلْمُهُ مِنْ حِلْمِ الرَّسُولِ [1138]
پایه و تکیهگاه پارسایان و تقواپیشگان.
پرهیزکاران با اعتماد و تکیه به آن پشتوانه والا (امیرمؤمنانعلیه السلام) در راه تقوای الهی گام برمیدارند.
امام صادقعلیه السلام در زیارت امیرمؤمنانعلیه السلام، به آن حضرت، اینگونه سلام میدهد:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا عِمادَ الْأَتْقِیآءِ»؛(4)
«سلام برتو ای پایه و پشتوانه تقواپیشگان».
1) 1482. من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 592؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین در روز مبعث.
2) 1483. بحارالانوار، ج 97، ص 377؛ امالی صدوق، ص 241؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
3) 1484. مصباح المتهجّد، ص 767؛ موسوعه امام علی، ج 8، ص 288.
4) 1485. بحارالانوار، ج 97، ص 373؛ اقبال الاعمال، ص 608؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
استقرار زمین به یمن وجود نازنین امامان معصوم، به خصوص امام علیعلیه السلام است، و گرنه زمین اهلش را نابود میکند:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ مِنْ دَعائِمِ الدِّینِ وَعِمادِهِ وَرُکْنِ الْأَرْضِ وَعِمادِها»؛(1)
«گواهی میدهم تو از پایهها و استوانههای دین و رکن و سبب استحکام زمین هستی».
تکیهگاه برگزیدگان خدا.
امامصادقعلیه السلام در زیارت حضرت میفرماید:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَصَلِّ عَلی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَبْدِکَ الْمُرْتَضی وَعِمادِ الْأَصْفِیآءِ»؛(2)
«خدایا درودفرست بر محمّد و آل محمّد و درود فرست بر امیرمؤمنان که بنده پسندیده تو است و او که معتمد و تکیه گاه برگزیدگان است».
امام علیعلیه السلام عماد و ستون و رکن اساسی دین مبین است، همانطور که در زیارت ایشان شهادت میدهیم.
همچنین مراجعه شود به: عِمادُ الْأَرْضِ [1320]
اصل و حسب و ریشه همه خوبان و نیکان.
همچنین مراجعه شود به: سَلِیلُ الْأَطْهارِ [1209]
اصل و نسب تمام ابرار و نیکان؛ تمام خوبان عالم از آن حضرت ریشه میگیرند.
در فرازی از زیارت آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا نُورَ الْأَنْوارِ وَمَحَلَّ سِرِّ الْأَسْرارِ وَعُنْصُرَ الْأَبْرارِ وَمُعْلِنَ الْأَخْیارِ»؛(3)
«سلام بر تو ای سبب نورانیت همه نورها و جایگاه جمع اسرار و اصل و ریشه همه ابرار و آشکار کننده اخیار و نیکان».
محل سرّ، و گنجینه علم خدا.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
خزینه و محل راز و سرّ علم و غیب الهی.
در دعای روز عید غدیر آمده است:
«عَلَماً لِدِینِ اللَّهِ وَخازِناً لِعِلْمِهِ، وَعَیبَةَ غَیبِ اللَّهِ»؛(4)
«او پرچم دین خدا و گنجینه و خزینه علم غیب خدا است».
و نیز امام صادقعلیه السلام میفرماید: هنگام زیارت امیرالمؤمنینعلیه السلام، به آن حضرت خطاب نموده و بگوییم:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا عَیبَةَ غَیبِ اللَّهِ»؛(5)
«سلام بر تو ای جایگاه علم غیب خدا».
در زیارت آن حضرت از امام صادقعلیه السلام آمده:
«کُنْتَ عَلَی الْکافِرِینَ عَذاباً صَبّاً وَغِلْظَةً وَغَیظاً وَلِلْمُؤْمِنِینَ عَیناً وَحِصْناً وَعِلْماً»؛(1)
«تو بر کافران، عذاب سخت و خشم و غضب و بر مؤمنان، چشم بینا و پناهگاه و آگاهی هستی».
حضرت زهراعلیها السلام به امام علیعلیه السلام وصیت کرده بود که فقط او به همراه اسماء بنت عمیس غسل و کفنش را انجام دهد، آن هم شبانه و کسیاز غاصبان حقّ ولایت باخبر نشود:
«حَنِّطْنِی وَغَسِّلْنِی وَکَفِنِّی بِاللَّیلِ وَصَلِّ عَلی وَادْفِنِی بِاللَّیلِ وَلا تُعْلِمْ أَحَداً»؛(2)
«ای علی! مرا شب حنوط کن، شب غسل بده، شب کفن کن، و نماز و دفن من شبانه باشد و کسی را هم خبر نکن».
خداوند به واسطه او، همه را شفا و خلاصی میدهد.
در زیارت وارد شده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا غایةَ مَنْ بَرَأَهُ اللَّهُ»؛(3)
«سلام بر تو ای سبب رهایی نجات یافتگان».
امیرمؤمنانعلیه السلام که مظهر اسمای حسنای خدای تعالی است، برای مؤمنان و موحدان رحمت است و برای کافران و مشرکان، غیظ و غضب و عذاب است.
در زیارتی از امام صادقعلیه السلام برای آن حضرت آمده است:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ عَلَی الْکافِرِینَ عَذاباً صَبّاً وَغِلْظَةً وَغَیظاً»؛(4)
«من گواهی میدهم تو برای کافران عذاب و با ایشان غلیظ و سخت و خشمناک بودی».
دادرس بیچارگان و فریادرس دادخواهان.
امیرمؤمنانعلیه السلام شخصیتی است که دیگران از او کمک میخواهند.
فرازی از زیارت امام علیعلیه السلام چنین است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ وَسَیدَ الْوَصِیینَ وَیا إِمامَ الْمُتَّقِینَ وَیا غِیاثَ الْمُسْتَغِیثِینَ»؛(5)
«سلام بر تو ای امیرمؤمنان و آقای جانشینان و امام پرهیزکاران و ای فریادرس بیچارگان!».
هر صاحب همّ و غمّی و هر گرفتاری، برای رفع مشکل خود او را صدا میزند و از او کمک میخواهد، و چون او "علی" است به اذن خداوند اعلی به همه کمک خواهد کرد.
امام صادقعلیه السلام در زیارت آن حضرت فرمود:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا غِیاثَ الْمَکْرُوبِینَ»؛(1)
«سلام بر تو ای پناه غمدیدگان».
باران و رحمت فراوان خداوند.
در فرازی از زیارت حضرت آمده:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ لِلْمُؤْمِنِینَ غَیثاً وَخِصْباً»؛(2)
«گواهی میدهم تو برای مؤمنان باران رحمت و نعمت بودی».
بر فاجران و ستمکاران خشم و غضب کند.
در زیارت آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلی غَیظِ الْفُجّارِ»؛(3)
«سلام بر غضب کننده بر ستمکاران».
همچنین مراجعه شود به: غِلْظَةُ الْکافِرِینَ [1330]
غضب و خشم؛ بلکه شدیدتر از غضب.
همچنین مراجعه شود به: غِلْظَةُ الْکافِرِینَ [1330]
امیرمؤمنانعلیه السلام اسبسوار، جنگجو و یگانه میداندار اهل ایمان و یقین در علم و شجاعت و حلم و جمیع کمالات دیگر است.
امامصادقعلیه السلام در فرازی از زیارت حضرت فرمود:
«اَلسَّلامُ عَلی فارِسِ الْمُؤْمِنِینَ»؛(4)
«سلام بر فارس مؤمنان».
فرق گذارنده و جداکننده. امیرمؤمنانعلیه السلام حرام و حلالالهی را مشخص و جدا میکند.
پس شهادت میدهیم:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ الْفارِقُ بَینَ الْحَلالِ وَالْحَرامِ وَالْأَمِینُ عَلی باطِنِ السِّرِّ»؛(5)
«من گواهی میدهم تو فارق بین حلال و حرام هستی و بر باطن اسرار آگاه و امین میباشی».
بهترین و روشنترین معیار تشخیص.
همچنین مراجعه شود به: حامِی الدِّینِ [1128]
با قسط و عدل، حقّ و باطل را جدا میکند.
در قسمتی از اعمال مسجد بزرگ کوفه، در مورد امام علیعلیه السلام آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَی الْإِمامِ الْحَکِیمِ الْعَدْلِ، الصِّدِّیقِ الْأَکْبَرِ، الْفارُوقِ بِالْقِسْطِ، الَّذِی فَرَّقَ اللَّهُ بِهِ بَینَ الْحَقِّ وَالْباطِلِ، وَالْکُفْرِ وَالْإِیمانِ، وَالشِّرْکِ وَالتَّوْحِیدِ»؛(6)
«سلام بر امام حکیم عادل، آن صدیق اکبر و آن فاروقی که به قسط عمل میکند و خداوند به وسیله او بین حقّ و باطل و کفر و ایمان و نیز بین شرک و توحید را جدا و مشخص میکند».
1) 1496. بحارالانوار، ج 97، ص 375؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
2) 1497. من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 592؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین؛ کمال الدین، ج 2، ص 387؛ بحارالانوار، ج 97، ص 377.
3) 1498. بحارالانوار، ج 99، ص 200.
4) 1499. بحارالانوار، ج 97، ص 305؛ مفاتیح الجنان،زیارت مطلقه ششم امیرالمؤمنین.
5) 1500. بحارالانوار، ج 97، ص 338.
6) 1501. بحارالانوار، ج 97، ص 409؛ مفاتیح الجنان، اعمال مسجد کوفه.
واضحترین راه و خط بین حقّ و باطل است.
در اعمال و ادعیه مسجد بزرگ کوفه آمده:
«سَلامٌ عَلی عَلِی أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ، الصِّدِّیقِ الْأَکْبَرِ، وَالْفارُوقِ الْمُبِینِ، الَّذِی أَخَذْتَ بَیعَتَهُ عَلَی الْعالَمِینَ»؛(1)
«سلام بر علیعلیه السلام، که امیرمؤمنان و صدیق اکبر و فاروق مبین است، همانکه از تمام جهانیان برای او بیعت گرفتی».
امام صادقعلیه السلام در زیارت امیرمؤمنانعلیه السلام این چنین فرمود:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا فاصِلَ الْحُکْمِ النّاطِقَ بِالصَّوابِ»؛(2)
«سلام بر تو که حکم (حقّ از باطل) را جدا کرده و به راه صواب و طریق حقّ سخن میگویی».
رسوا کننده پهلوانان و همآوردان.
در قسمتی از زیارت آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا فاضِحَ الْأَقْرانِ وَقاتِلَ الشُّجْعانِ»؛(3)
«سلام بر تو که پهلوانان و همردیفان خود را ضایع و رسوانموده و شجاعانمشرک راکشتی».
امام سجادعلیه السلام درباره امام علیعلیه السلام فرمود:
«اَلْمُبَرِّزُ عَلَی الْفاضِلِینَ، وَالْفاضِلُ عَلَی الْمُجاهِدِینَ»؛(4)
«او از هر خوبی بهتر است و بر همه مجاهدان نیز برتری دارد».
بازکننده و آزاد کننده اسیران؛ آن حضرت اسیران را برای رضای خدا آزاد میکرد.
و نیز در فرازی از زیارتش، خطاب به آن حضرت میگوییم:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا فآکَّ الْأَسِیرِ وَمُعِینَ الْفَقِیرِ وَنِعْمَ النَّصِیرِ»؛(5)
«سلام بر تو ای علی! که آزاد کننده اسیران و کمک کار فقرایی و چه خوب یاوری هستی».
جان خود را فدای رسول خداصلی الله علیه وآله نمود.
آن حضرت در شب هجرت پیامبرصلی الله علیه وآله از مکّه به مدینه، در بستر ایشان خوابید، که در فرازی از زیارت آن حضرت اشاره شده:
«اَلسَّلامُ عَلَی الْبآئِتِ عَلی فِراشِ النَّبِی وَمُفْدِیهِ بِنَفْسِهِ مِنَ الْأَعْداءِ»؛(6)
«سلام بر آن آقایی که شب را در بستر رسول خداعلیه السلام خوابید و با جان خود از پیامبر در مقابل دشمنان دفاع نمود».
فرع با جود و کرامت.
همچنین مراجعه شود به: الْأَصْلُ الْقَدِیمُ [1046]
1) 1502. بحارالانوار، ج 97، ص 410؛ مفاتیح الجنان، اعمال مسجد کوفه.
2) 1503. بحارالانوار، ج 97، ص 373؛ اقبال الاعمال، ص 608؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
3) 1504. بحارالانوار، ج 97، ص 331.
4) 1505. بحارالانوار، ج 17، ص 216؛ تأویل الآیات، ص 45؛ تفسیر امام، ص 200.
5) 1506. بحارالانوار، ج 97، ص 332.
6) 1507. بحارالانوار، ج 97، ص 301؛ مفاتیح الجنان،زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
از امام معصومعلیه السلام نقل شده که فرمود:
«فَالظُّهْرُ رَسُولُ اللَّهِ وَفَرِیضَةُ الْعَصْرِ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ وَالْمَغْرِبُ الزَّهْراءُ وَصَلاةُ الْعِشاءِ الْحَسَنُ وَالصُّبْحُ الْحُسَینُ»؛(1)
«مراد از نماز ظهر، رسول خداست، نماز عصر امیر مؤمنان است، نماز مغرب، فاطمه و نماز عشا، حسن و نماز صبح، حسین است» سلام اللَّه علیهم اجمعین.
گفتگو و اختلاف را تمام میکند، حرف آخر را میزند و حرف او آخرین کلام است، سخن باطل را محکوم و حرف حقّ را ثابت میکند و با بیان حرف حقّ، اختلاف تمام میشود.
امام صادقعلیه السلام در زیارت آن حضرت فرمود:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا مَعْدِنَ الْحِکْمَةِ وَفَصْلَ الْخِطابِ»؛(2)
«سلام بر تو ای اصل و اساس و معدن حکمت و جدا کننده حقّ از باطل».
تمام کننده قضاوت و قطعکننده اختلاف.
در فرازی از زیارت آن حضرت آمده است:
«وَدَیانِ الدِّینِ بِعَدْلِکَ وَفَصْلِ قَضآئِکَ بَینَ خَلْقِکَ»؛(3)
«او حاکم در دین خدا به عدل تو و فیصلهدهنده حکم میان خلق تو است».
فضیلت و برتریاش آنقدر زیاد و والا است که آن را نمیتوان مخفی کرد.
امام هادیعلیه السلام در اعمال روز غدیر، خطاب به امیرمؤمنانعلیه السلام چنین میفرماید:
«مَوْلای فَضْلُکَ لا یخْفی وَنُورُکَ لا یطْفَأُ»؛(4)
«ای آقای من! فضل و برتری تو پوشیدنی نیست، و نور تو هم خاموش شدنی نمیباشد».
کشتینجات. هرکسبهآندرآید، نجاتیابد.
در فرازی از زیارت امام صادقعلیه السلام برای امیرمؤمنانعلیه السلام آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا فُلْکَ النَّجاةِ الَّذِی مَنْ رَکِبَهُ نَجی وَمَنْ تَأَخَّرَ عَنْهُ هَوی ؛(5)
«سلام بر تو ای کشتی نجات که هر که بر آن سوار شود نجات مییابد و هر که از آن عقب افتد نابود میشود».
پیشوا و جلودار اخیار و نیکوکاران.
همچنین مراجعه شود به: أَفْضَلُ الْأَتْقِیاءِ [1050]
رهبر و پیشوا و جلودار امّت؛ امام علیعلیه السلام از
1) 1508. مشارق انوار الیقین، ص 50.
2) 1509. بحارالانوار، ج 97، ص 373؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
3) 1510. بحارالانوار، ج97، ص 293؛ من لایحضره الفقیه، ج2، ص 587؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین.
4) 1511. بحارالانوار، ج 97، ص 361؛ مفاتیح الجنان، زیارت روز غدیر.
5) 1512. اقبال الاعمال، ص 608؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
جلو میرود و دیگران (امّت) را هم به جلو میبرد، چنانکه در زیارت آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا مَعْدِنَ الْکَرَمِ وَمَوْضِعَ الْحِکَمِ وَقائِدَ الْأُمَمِ إِلَی الْخَیراتِ وَالنِّعَمِ»؛(1)
«سلام بر تو ای معدن کرم و بزرگواری، ای جایگاه حکمتها و ای رهبر و هدایت کننده امّتها به سوی خیرات و نعمتها و خوبیها».
گوینده سخن حقّ، چنانکه در زیارت آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا قائِلَ الْحَقِّ فِی قَضِیتِهِ»؛(2)
«سلام بر تو ای علی! که در هر قضیهای گوینده سخن حقّ هستی».
برای اجرای امر خدای تعالی قیام نموده و از هیچ کوششی دریغ نمیکند.
در زیارت مربوط به آن حضرت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلی أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَلِی بْنِ أَبِی طالِبٍ، وَصِی رَسُولِ اللَّهِ وَخَلِیفَتِهِ، وَالْقآئِمِ بِأَمْرِهِ مِنْ بَعْدِهِ»؛(3)
«درود و سلام بر امیرمؤمنان علی بن ابیطالب جانشین رسول خداصلی الله علیه وآله است و بعد از آن حضرت به امر الهی قیام فرمود».
به قتل رساننده پهلوانان و قهرمانان عرب. اَبطال جمع بَطل؛ به معنای پهلوان و قهرمان است. در جنگهای صدر اسلام تنها کسی که جرأت مقابله با پهلوانان مشرک و کافر را داشت امیرمؤمنانعلیه السلام بود، داستان شجاعت و دلاوری امام در تاریخ ثبت و مشهور است، چنانکه در فرازی از دعای ندبه نیز آمده:
«وَقَتَلَ أَبْطالَهُمْ»؛(4)
«این علیعلیه السلام بود که توانست پهلوانان کفر و شرک را به قتل برساند».
به قتل رساننده افراد شقی و بدبخت.
در قسمتی از زیارت آن حضرت بیان شده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا وارِثَ الْأَنْبِیاءِ وَخاتِمَ الْأَوْصِیاءِ وَقاتِلَ الْأَشْقِیاءِ»؛(5)
«سلامبرتو ایوارث پیامبران و نگینجانشینان و کشنده اشقیا و بدبختان».
علیعلیه السلام در جنگ خیبر شرکت داشت و از برجستهترین فرماندهان اسلام در آن غزوه بود که با دشمنان اسلام جهاد و مبارزه کرد.
امام صادقعلیه السلام در زیارت آن حضرت فرمود:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا قاتِلَ خَیبَرِ وَقالِعَ الْبابِ»؛(6)
«سلام برتو ایکشنده کفارخیبر و (ازجا) کَننده درب خیبر».
1) 1513. بحارالانوار، ج 97، ص 348.
2) 1514. بحارالانوار، ج 97، ص 331.
3) 1515. بحارالانوار، ج 97، ص 285.
4) 1516. اقبال: ص 296؛ بحارالانوار، ج 99، ص 106؛ مفاتیح الجنان، دعای ندبه.
5) 1517. بحارالانوار، ج 97، ص 332.
6) 1518. بحارالانوار، ج 97، ص 373؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
کشنده شجاعان و قهرمانان کفر و شرک.
در زیارت مربوطه آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا فاضِحَ الْأَقرانِ وَقاتِلَ الشُّجْعانِ»؛(1)
«سلام بر تو ای رسوا کننده پهلوانان و کشنده شجاعان و قهرمانان».
کشنده عمرو بن عبد ودّ، بزرگ پهلوان عرب و شرک که در غزوه احزاب از خندق عبور کرد و کسی جز امیرمؤمنان علیعلیه السلام شهامت مبارزه با او را نداشت.
امام حسینعلیه السلام خود را چنین معرفی فرمود:
«أَنَا الْحُسَینُ بْنُ عَلِیّ بْنِ أَبِی
طالبٍ الْبَدْرُ بِأَرْضِ الْعَرَبِ
أَلَمْ تَرَوْا وَتَعْلَمُوا أَنَّ أَبِی
قاتِلُ عَمْروٍ وَمُبِیرُ مَرْحَبٍ
از امام کاظمعلیه السلام نقل شده که فرمود:
«إِنَّ عَلِیاً أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَسَیدُ الْوَصِیینَ وَوارِثُ عِلْمِ النَّبِیینَ وَقاتِلُ الْمُشْرِکِینَ»؛(2)
«همانا علیعلیه السلام امیرمؤمنان و آقای جانشینان و وارث علم پیامبران و قاتل مشرکان است».
از امام صادقعلیه السلام در زیارت آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلی فارِسِ الْمُؤْمِنِینَ، وَلَیثِ الْمُوَحِّدِینَ، وَقاتِلِ الْمُشْرِکِینَ»؛(3)
«سلام بر یگانه جنگجوی مؤمنان و شیر یگانه پرستان و موحّدان و قاتل مشرکان».
تقسیم کننده به تساوی.
در بخشی از زیارت مخصوص آن حضرت آمده است:
«وَأَنْتَ الْقاسِمُ بِالسَّوِیةِ»؛(4)
«همانا تو تقسیم کننده به تساوی هستی».
آتش جهنم را تقسیم میکند؛ گویا مردم دو دستهاند: هدایت یافته و گمراه شده، امام به دوستان خود میگوید: از آتش دور شوید و به دشمنانش میگوید: به آتش درآیید.
پس اینگونه سلام میدهیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا قاسِمَ النّارِ، وَحافِظَ الْجارِ، وَمُدْرِکَ الثّارِ»؛(5)
«سلام بر تو ای تقسیم کننده آتش، و نگهدار پناهگیرنده و انتقام گیرنده خون بناحقّ ریخته».
هلاک کننده کافران، از القاب امیرمؤمنانعلیه السلام که رشادتها و مجاهدتهای آن حضرت در صدر اسلام زبانزد خاص و عام است.
در یکی از زیارات مطلقه امیرمؤمنانعلیه السلام چنین بیان شده است:
«مُفَرِّجُ الْکَرْبِ عَنْ وَجْهِهِ قاصِمُ الْکَفَرَةِ وَمُرْغِمُ الْفَجَرَةِ»؛(1)
«علیعلیه السلام کسی بود که آثار غم و اندوه را از صورت رسول خداصلی الله علیه وآله میبرد، او که هلاک کننده کافران بود و بینی فاجران را به خاک میمالید».
درهم کوبنده متجاوزان و ظالمان.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
حاکم؛ در امور اختلافی بنابر قانون الهی قضاوت میکند و حکم میدهد.
در ادعیه و اعمال مسجد بزرگ کوفه، خطاب به آن حضرت آمده است:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ حَکَمُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ، وَقاضِی أَمْرِهِ»؛(2)
«گواهی میدهم تو حاکم از جانب خدایی در زمین و قضاوت کننده امور او هستی».
در قضاوت، از همه سرور است.
در اعمال مسجد بزرگ کوفه، خطاب به امام علیعلیه السلام عرض میشود:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ حَکَمُ اللَّهِ وَمُهَیمِنُ الْقاضِی الْأَعْلی یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ»؛(3)
«گواهی میدهم تو حاکم الهی و بزرگترین قاضی عالم میباشی، ای امیر اهل ایمان».
قطع کننده نسل کافران و مشرکان.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
از جا کَننده درب خیبر. مدتی محاصره قلعههای یهودیان خیبر طول کشید، برج و دیوارهای آن بلند، نیروها و امکانات داخل قلعه نیز فراوان بود. هربار به فرماندهی کسی حمله میشد؛ موفقیتی نبود. در آخرین حمله به فرماندهی امیرمؤمنانعلیه السلام، با از جا کندن درب اصلی خیبر که بسیار هم بزرگ و سنگین بود، قلعه گشوده شد.
از آن حضرت پرسیدند: چطور این کار را کردید؟ فرمود:
«ما قَلَعْتُ بابَ خْیبَرٍ بِقُوَّةٍ جِسْمانِیةٍ؛ بَلْ بِقُوَّةٍ رَبّانِیةٍ»؛(4)
«من در را به نیروی جسمانی نکندم؛ بلکه این کار به نیروی الهی بود».
در فرازی از زیارت آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلی قالِعِ بابِ خَیبَرٍ وَالدّاحِی بِهِ فِی الْفَضاءِ»؛(5)
«سلام بر آنکه در خیبر با آن عظمت را از جا کند و آن را در فضا (برای عبور لشکر اسلام از روی خندق) نگه داشت».
1) 1524. بحارالانوار، ج 97، ص 287؛ البلد الامین، ص 303.
2) 1525. بحارالانوار، ج 97، ص 409؛ مفاتیح الجنان، اعمال مسجد کوفه.
3) 1526. بحارالانوار، ج 97، ص 409؛ مفاتیح الجنان، اعمال مسجد کوفه.
4) 1527. نهج الحق، ص 250؛ کشف الیقین، ص 141.
5) 1528. بحارالانوار، ج 97، ص 301؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
از جا کننده صخره و سنگ بزرگ.
سپاه امیرالمؤمنینعلیه السلام در بیابانی اردو زدند، قرار شد چاهی حفر شود، در بین کار به سنگ بزرگی برخوردند که مانع کار شد، آن حضرت آمد و دست به آسمان بلند کرد و عرض نمود:
«طابَ طابَ مریا عالم طیبو ثابوته شتمیاکو باحاحانو ثاتودینا برحوثا آمِینَ آمِینَ رَبَّ الْعالَمِینَ رَبَّ مُوسی وَهارُونَ».
سپس تخته سنگ را گرفت و چهل ذراع آن طرف پرت کرد، آبی صاف و سفید و شیرین و خنک از چاه بیرون آمد. عدّه زیادی رفتند سنگ را جا به جا کنند؛ ولی نتوانستند.(1)
قسمتی از زیارت مطلقه امیرمؤمنانعلیه السلام به آن مطلب اشاره دارد:
«اَلسَّلامُ عَلی قالِعِ الصَّخْرَةِ وَقَدْ عَجَزَ عَنْهَا الرِّجالُ الْأَشِدّآءُ»؛(2)
«سلام بر آن آقایی که صخره سنگی را از جا بر کند، در حالی که مردان شجاع بسیاری از این کار عاجز مانده بودند».
قلع و قمع کننده و درهم کوبنده ملحدان و بتپرستان.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
کشته شده راه خدا، کسی که برای خدا کشته شده است، یا کسی که کشته شده و خداوند طالب خون اوست.
در بخشی از زیارت امام حسینعلیه السلام چنین آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا قَتِیلَ اللَّهِ وَابْنَ قَتِیلِهِ»؛(3)
«سلام بر تو ای کشته خدایی و فرزند کشته خدایی».
پیشوا و رهبر و امام راستگویان؛ علی بن ابیطالبعلیه السلام مقتدای همه صادقان است که دیگران به او اقتدا میکنند.
در بخشی از زیارت آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلی قُدْوَةِ الصّادِقِینَ»؛(4)
«سلام بر پیشوای اهل صدق و حقیقت».
پیشوا و مقتدای شایستگان و نیکوکاران، چنانکه امام صادقعلیه السلام در فرازی از زیارت آن حضرت بیان داشتند:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَصَلِّ عَلی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَبْدِکَ الْمُرْتَضی وَقُدْوَةِ الصّالِحِینَ»؛(5)
1) 1529. امالی صدوق، ص 184؛ مناقب آل ابیطالب، ج 2، ص 298.
2) 1530. بحارالانوار، ج 97، ص 301؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
3) 1531. بحارالانوار، ج 98، ص 151؛ کاملالزیارات، ص197؛ اصول کافی، ج 4، ص 575؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
4) 1532. بحارالانوار، ج 97، ص 301؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
5) 1533. بحارالانوار، ج 97، ص 306؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
«خدایا درود فرست بر محمّد و آل محمّد و نیز درود فرست بر امیرمؤمنان که بنده پسندیده تو و مقتدای صالحان است».
قبله و مقتدای همه ایمان آورندگان.
در زیارت آن حضرت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلی قُدْوَةِ الْمُؤْمِنِینَ»؛(1)
«سلام بر پیشوای ایمان آورندگان».
نزدیک؛ و مراد نزدیکی به رسول خداصلی الله علیه وآله است که حضرت زهراعلیها السلام فرموده است.
همچنین مراجعه شود به: سَیدٌ فِی أَوْلِیاءِ اللَّهِ [1219]
همدم و همراه و همسر زهرای مرضیهعلیها السلام.
همچنین مراجعه شود به: خَیرُ هادٍ [1157]
لظی اسمی از اسامی جهنم یا یکی از طبقات آن است که خاموشی ندارد، و علیعلیه السلام تقسیم کننده بهشت و جهنم است.
امام صادقعلیه السلام در زیارت آن حضرت فرمود:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا قَسِیمَ الْجَنَّةِ وَلَظی ؛(2)
«سلام بر تو ای قسمت کننده بهشت و دوزخ (که دوستی تو موجب بهشت و دشمنی با تو سبب جهنم رفتن است)».
مرکز توجّه همه خداشناسان و خداپرستان.
همچنین مراجعه شود به: الْإِمامُ الرَّبّانِی [1058]
پایههای رسالت پیامبرصلی الله علیه وآله.
همچنین مراجعه شود به: رَواسِی النُّبُوَّةِ [1186]
بسیار قیام کننده برای شبزندهداری و نماز و عبادت.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
غذایش سرکه و روغن بود.
همچنین مراجعه شود به: أَعْتَقَ أَلْفَ مَمْلُوکٍ [1047]
امام صادقعلیه السلام خطاب به امام علیعلیه السلام فرمود: تو همانگونهای که رسول خداصلی الله علیه وآله فرموده:
«قَوِیاً فِی أَمْرِ اللَّهِ وَضَیعاً فِی نَفْسِکَ»؛(3)
«برای اقامه امر الهی قوی هستی امّا در نفس خودت خوار و ذلیل».
امیرمؤمنانعلیه السلام بعد از رسول خداصلی الله علیه وآله قیم دین خداوند است، چنانکه امام صادقعلیه السلام در زیارت آن حضرت فرمود:
«اَلسَّلامُ عَلی أَمِینِ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَخَلِیفَتِهِ، وَالْحاکِمِ بِأَمْرِهِ، وَالْقَیمِ بِدِینِهِ»؛(4)
«سلام بر امین و خلیفه خدا در زمین و سلام بر او که حاکم به امر خداوند و نیز قیم دین اوست».
تلاشگر و کوشا و زحمتکش.
[1219 همچنین مراجعه شود به: سَیدٌ فِی أَوْلِیاءِ اللَّهِ]
مشکلات و سختیها را برطرف میکند.
در بخشی از زیارت امیرمؤمنانعلیه السلام خطاب به آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا هاجِرَ اللَّذّاتِ وَتارِکَ الشَّهَواتِ وَکاشِفَ الْغَمَراتِ»؛(1)
«سلام بر تو ای دوری کننده از لذّات دنیوی و ترک کننده شهوات و برطرف کننده مشکلات».
امیرمؤمنانعلیه السلام کسی بود که با فداکاریها و جانفشانیهایش، بارها آثار غم و اندوه را از چهره رسول خداصلی الله علیه وآله زدوده بود.
امام صادقعلیه السلام در زیارت آن حضرت فرمود:
«اَللَّهُمَّ صلّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَصَلِّ عَلی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ أَخِی نَبِیکَ وَوَصِیّ رَسُولِکَ الْبائِتِ عَلی فِراشِهِ وَالْمُواسِی لَهُ بِنَفْسِهِ وَکاشِفِ الْکَرْبِ عَنْ وَجْهِهِ»؛(2)
«خدایا درود فرست بر محمّد و آل محمّد و نیز درود فرست بر امیرمؤمنان که برادر و جانشین رسول توست، همانکه در بستر پیامبر خوابید و با جان خود از او محافظت نمود و غم و اندوه او را برطرف کرد».
پرده از چهره باطل میاندازد.
امام هادیعلیه السلام در زیارت روز غدیر فرمود:
«تَکْشِفُ لُبْسَ الْباطِلِ عَنْ صَرِیحِ الْحَقِّ»؛(3)
«با بیان آشکار حقّ، چهره باطل را رسوا کنی».
آن امام هُمام تمام سختیها و شداید را برطرف مینمود.
در بخشی از زیارت آن حضرت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا کاشِفَ الْمَحْلِ وَخاصِفَ النَّعْلِ وَسَیدَ الْأَهْلِ»؛(4)
«سلام بر آنکه شداید و سختیها را برطرف میکند، سلام بر وصله زننده کفش پیامبر و سلام بر آنکه آقای اهل بیت است».
خشم و غضب خود را فرو میبرد.
امام هادیعلیه السلام خطاب به آن حضرت فرمود:
«وَأَشْهَدُ أَنَّکَ لَمْ تَزَلْ لِلْهَوی مُخالِفاً وَلِلتُّقی مُحالِفاً، وَعَلی کَظْمِ الْغَیظِ قادِراً»؛(5)
«من گواهی میدهم تو پیوسته مخالف هوای نفس بودی و باتقوی و پرهیزکاری همراه و هم قسم و بر کظم غیظ نیز قادر بودی».
پهلوان و پیشوای عراق.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
خدا چهرهاش را درخشان کند و او را گرامی دارد. اهل سنّت هرگاه نامی از اصحاب پیامبر به میان بیاورند، آن را با جمله دعایی «رضی اللَّه عنه» همراه میکنند؛ لکن برای امام علیعلیه السلام از عبارت «کرّم اللَّه وجهه» استفاده میکنند.
در علّت آن میگویند: چون هرگز بر بتی سجده نکرده، لحظهای شرک نورزیده و کافر نبوده است. برخلاف دیگر از بزرگان اصحاب که مدتی را مشرک و بتپرست بودند.(1)
البته امامان، از جمله امام سجادعلیه السلام نیز این عنوان را برای آن حضرت به کار میبردند.(2)
فقط امیرمؤمنانعلیه السلام همسر و همشأن واقعی حضرت زهراعلیها السلام بود.
امام صادقعلیه السلام فرمود:
«لَوْلا أَنَّ اللَّهَ تَبارَکَ وَتَعالی خَلَقَ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَعلیه السلام لِفاطِمَةَ ما کانَ لَها کُفْوٌ عَلی ظَهْرِ الْأَرْضِ مِنْ آدَمَ وَمَنْ دُونَهُ»؛(3)
«اگر خدای تعالی امیرمؤمنانعلیه السلام را برای فاطمهعلیها السلام خلق نفرموده بود، هیچ کفو و همسری برای زهراعلیها السلام در روی زمین پیدا نمیشد، از زمان آدم تا پایان خلقت».
در زیارت آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَی الْمَخْصُوصِ بِسَیدَةِ النِّسآءِ»؛(4)
«سلام بر آن آقایی که مخصوص همسری بهترین زن عالمیان است».
کلمه در اصطلاح، برای نشان دادن و بیان داشتن آنچه نهان و در ذهن است. علیعلیه السلام کلمة اللَّه است؛ یعنی خدای تعالی برای نشان دادن علوم و معارف و جلالت شأن خود، علیعلیه السلام را خلق کرده است.(5)
در یکی از زیارات امیرمؤمنانعلیه السلام آمده:
«فَأَنْتَ کَلِمَةُ اللَّهِ وَکَلِمَةُ رَسُولِهِ»؛(6)
«تو کلمه خدا و کلمه رسول خدا میباشی».
امیرمؤمنانعلیه السلام نیکوترین کلمه الهی است؛ چنانکه در بخشی از زیارت آن حضرت از زبان امام صادقعلیه السلام آمده:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَصَلِّ عَلی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَبْدِکَ الْمُرْتَضی وَکَلِمَتِکَ الْحُسْنی ؛(7)
«خدایا درود فرست بر محمّد و آل محمّد و امیر مؤمنان که بنده پسندیده و کلمه نیکوی توست».
1) 1543. بحارالانوار، ج 38، ص 63؛ مناقب آل ابیطالب، ج 2، ص 177؛ موسوعه امام علیعلیه السلام، ج 9، ص 111.
2) 1544. بحارالانوار، ج 19، ص 287.
3) 1545. اصول کافی، ج 1، ص 461.
4) 1546. بحارالانوار، ج 97، ص 301؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
5) 1547. بحارالانوار، ج 97، ص 312.
6) 1548. بحارالانوار، ج 97، ص 295.
7) 1549. بحارالانوار، ج 97، ص 307؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
کلمه رحمن، کلمه خدا؛ یعنی آنچه را که خدای تعالی خواسته برای مردم اظهار کند، به وسیله او اظهار کرده. یا اینکه امام علیعلیه السلام صاحب کلمات خداوندی است.(1)
در زیارت امیرمؤمنانعلیه السلام کهاز صفوان جمال نقل شده، آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلی یعْسُوبِ الدِّینِ وَالْإِیمانِ وَکَلِمَةِ الرَّحْمنِ»؛(2)
«سلام بر پیشوای دین و ایمان و سلام بر کلمه خداوند رحمن».
در زیارت وداع امیرمؤمنانعلیه السلام آمده است:
«فَأَنْتَ کَلِمَةُ اللَّهِ وَکَلِمَةُ رَسُولِهِصلی الله علیه وآله»؛(3)
«تو کلمه خدا و کلمه رسول خدا میباشی».
با همه اقوام سخن میگوید و زبان آنان را میداند. فرازی است از زیارت حضرت:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا أَبَا الْأَنامِ وَمُکَسِّرَ الْأَصْنامِ وَکَلِیمَ الْأَقْوامِ»؛(4)
«سلام بر تو ای پدر خلایق و شکننده بتها و همسخن با تمام اقوام».
گنج و ذخیره و سرمایه مستمندان و فقیران.
او به فقیران و مساکین کمک میکرد و تمام دسترنج خود از کشاورزی و زراعت را به ایشان میداد و وقف آنان میکرد.
همچنین مراجعه شود به: غِیاثُ الْمُسْتَغِیثِینَ [1331]
دست حمایت و پناه خودرا برسر مستمندان میگذارد و تحت پناه و حمایت خود میگیرد.
چنانکه امام صادقعلیه السلام در بخشی از زیارت مخصوصه آن حضرت فرموده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا بَحْرَ الْعُلُومِ وَکَنَفَ الْفُقَرآءِ»؛(5)
«سلام بر تو ای دریای علوم و پناه فقیران».
خیر کثیر؛ امام علیعلیه السلام هم صاحب حوض کوثر، هم ساقی کوثر، هم همسر کوثر، و هم خودش کوثر است.
در زیارت آن حضرت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ أَیهَا الصِّدِّیقُ الْأَکْبَرُ وَالنّامُوسُ الْأَنْوَرُ وَالسِّراجُ الْأَزْهَرُ وَالزُّلْفَةُ وَالْکَوْثَرُ»؛(6)
«سلام بر تو ای صدیق اکبر و ناموس انور، ای چراغ نورانی و ای زلفه و کوثر».
پناهگاه اهل خرد. کهف به معنای غار کوه و پناهگاه میباشد، هرکس برای حفظ از خطرات به آنجا پناهنده میشود.
1) 1550. بحارالانوار، ج 97، ص 290.
2) 1551. بحارالانوار، ج 97، ص 330؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
3) 1552. بحارالانوار، ج 97، ص 295.
4) 1553. بحارالانوار، ج 97، ص 332.
5) 1554. بحارالانوار، ج 97، ص 373؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
6) 1555. بحارالانوار، ج 97، ص 347.
اولی الحجی به معنای صاحبان خرد؛ یعنی هر صاحب خرد و عقلی در هر مطلبی مشکل داشته باشد، به علیعلیه السلام مراجعه میکند.
در زیارت امیرمؤمنانعلیه السلام آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ یا إِمامَ الْهُدی وَمَصابِیحَ الدُّجی وَکَهْفَ أُولِی الْحِجی ؛(1)
«سلام بر تو ای امیرمؤمنان، و ای امام هدایت و چراغ شب تار و پناه خردمندان».
پناهگاه دژ مانند و بسیار محکم است که همه میتوانند به آن پناهنده شوند و از هر گزندی مصون باشند؛ پس اینگونه سلام میدهیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ أَیهَا الْکَهْفُ الْحَصِینُ»؛(2)
«سلام بر تو ای پناهگاه محکم».
در زیارت دیگر آمده:
«کُنْتَ لِلْمُؤْمِنِینَ کَهْفاً حَصِیناً وَعَلَی الْکافِرِینَ غَلْظَةً وَغَیظاً»؛(3)
تو برای مؤمنان پناه محکمی بودی و برای کافران، سخت و خشمناک بودی».
پناهگاه فقیران و مستمندان و یتیمان.
امام صادقعلیه السلام در زیارت آن حضرت فرمود:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا بَحْرَ الْعُلُومِ وَکَهْفَ الْفُقَرآءِ»؛(4)
«سلام بر تو ای دریای علوم و پناهگاه فقیران».
پناهگاه نجات؛ پس هرکه به آن داخل شود، نجات مییابد.
در اعمال و ادعیه مسجد کوفه آمده:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ کَهْفُ النَّجاةِ وَمِنْهاجُ التُّقی ؛(5)
«گواهی میدهم تو پناهگاه نجات و طریقه تقوا هستی».
امام حسن مجتبیعلیه السلام روز بعد از شهادت پدر بزرگوارشان فرمود:
«لَقَدْ فارَقَکُمْ رَجُلٌ بِالْأَمْسِ لَمْ یسْبِقْهُ الْأَوَّلُونَ بِعِلْمٍ وَلا یدْرِکُهُ الْآخِرُونَ»؛(6)
«همانا روز گذشته کسی از بین شما رفت که نه پیشینیان در هیچ دانشی به او رسیدند و نه آیندگان میتوانند او را درک کنند».
در این دنیا، لباسش از کرباس بود.
همچنین مراجعه شود به: أَعْتَقَ أَلْفَ مَمْلُوکٍ [1047]
زبان حقّ؛ یعنی هرچه میگوید حقّ است.
در زیارت مطلقه امیرمؤمنانعلیه السلام خطاب به آن حضرت آمده است:
1) 1556. بحارالانوار، ج 97، ص 348.
2) 1557. بحارالانوار، ج 97، ص 324.
3) 1558. بحارالانوار، ج 97، ص 323.
4) 1559. اقبال الاعمال، ص 608؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
5) 1560. بحارالانوار، ج 97، ص 409؛ مفاتیح الجنان، اعمال مسجد کوفه.
6) 1561. العمده، ص 139؛ موسوعه امام علی، ج 10، ص 37؛ کشف الغمة، ج 1، ص 179.
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا لِسانَ الْحَقِّ»؛(1)
«سلام بر تو ای زبان گویای حق».
زبان گویا و حکمت عبادت کنندگان.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
در سخاوت و خوبیها بینظیر است.
همچنین مراجعه شود به: طَوِیلُ الْباعِ [1294]
هیچ یک از پیشینیان در هیچ علمی به او نرسیدند.
همچنین مراجعه شود به: لا یدْرِکُهُ الْآخِرُونَ [1406]
برای یک لحظه هم کافر نبوده و به خدا شرک نورزید. اهل سنّت برای همه اصحاب پیامبرصلی الله علیه وآله «رضی اللَّه عنه»؛ امّا برای امام علیعلیه السلام «کرّم اللَّه وجهه» را به کار میبرند؛ زیرا آن حضرت برای هیچ بتی سجده نکرد.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
پهلوان و قهرمان و شیر منطقه حجاز.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
شیرمرد خداجویان و یگانهپرستان.
چنانکه امام صادقعلیه السلام در زیارت مطلقه امیرمؤمنانعلیه السلام بیان داشته است:
«اَلسَّلامُ عَلی فارِسِ الْمُؤْمِنِینَ، وَلَیثِ الْمُوَحِّدِینَ»؛(2)
«سلام بر مرد میدان جنگها، و سلام بر شیر موحدان و یگانهپرستان».
ملجأ و پناه تقوا و پرهیزکاران.
همچنین مراجعه شود به: طاعَتُهُ طاعَةُ اللَّهِ [1290]
جبرئیل امیرمؤمنانعلیه السلام را تأیید و یاری نموده، چنانکه امام صادقعلیه السلام در زیارت آن حضرت فرموده است:
«اَلسَّلامُ عَلی مَنْ أَیدَهُ اللَّهُ بِجَبْرائِیلَ»؛(3)
«سلام بر آنکه خداوند به وسیله جبرئیل او را یاری و تأیید نموده است».
یاری کننده دین خدا.
همچنین مراجعه شود به: حِلْمُهُ مِنْ حِلْمِ الرَّسُولِ [1138]
برکت و سبب خلقت آسمان از او است، همچون باران که از آسمان بر زمین میبارد و موجب برکت و رویش است.
همچنین مراجعه شود به: رِضاهُ رِضَی اللَّهِ [1182]
هیچ یک از گفتهها و سخنانش باهم اختلاف و تفاوت ندارد.
امام هادیعلیه السلام در زیارت آن حضرت فرمود:
«فَما تَناقَضَتْ أَفْعالُکَ، وَلَا اخْتَلَفَتْ أَقْوالُکَ، وَلا تَقَلَّبَتْ أَحْوالُکَ»؛(1)
«هیچ یک از افعال تو با هم متناقض نبود، سخنانت با هم اختلافی نداشت، و احوال تو تغییر و دگرگونی نداشت».
همیشه بر صراط و مسیر مستقیم است و احوالش دگرگون نمیشود.
همچنین مراجعه شود به: مَا اخْتَلَفَتْ أَقْوالُهُ [1419]
هیچ یک از کارهایش با هم تناقض و تفاوت ندارد.
همچنین مراجعه شود به: مَا اخْتَلَفَتْ أَقْوالُهُ [1419]
رونده و گذر کننده بر روش و سنّت خدا.
در زیارت مطلقه امیرمؤمنانعلیه السلام آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا سَیدَ الْوَصِیینَ وَالْماضِی عَلی سُنَّتِهِ»؛(2)
«سلام بر تو ای آقای جانشینان ... و کسی که طبق سنّت رسول خداصلی الله علیه وآله پیش رفت».
آجر و خشتی روی هم نگذاشت.
امام باقرعلیه السلام در بینیازی و زهد و عدالت ایشان میفرماید:
«وَلَقَدْ وَلَّی النّاسَ خَمْسَ سِنِینَ، فَما وَضَعَ آجُرَةً عَلی آجُرَةٍ وَلا لَبَنَةً عَلی لَبَنَةٍ وَلا أَقْطَعَ قَطِیعَةً وَلا أَوْرَثَ بَیضآءَ وَلا حَمْراءَ»؛(3)
«آن حضرت پنج سال بر مردم حکومت کرد، امّا هیچ بنایی نساخت، آجر و خشتی روی هم نگذاشت، زمین و املاکی فراهم نکرد، و سفید و سرخی (نقره و طلا) را به ارث نگذاشت».
در زیارت مطلقه مولا علیعلیه السلام آمده:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ الْمُبْتَدِی بِشَرائِعِ الْحَقِّ وَمِنْهاجِ الصِّدْقِ»؛(4)
«گواهی میدهم تو آغازکننده در عمل به احکام الهیبودی، و راه و روش واضح و راستی هستی».
در طلب قرب الهی است، چنانکه امام هادیعلیه السلام در زیارت آنحضرت میفرماید:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ عَبَدْتَ اللَّهَ مُخْلِصاً ... وَأَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَیتَ عَنِ الْمُنْکَرِ، مَا اسْتَطَعْتَ مُبْتَغِیاً ما عِنْدَ اللَّهِ»؛(5)
«سلام بر تو ای امیرمؤمنان که خداوند متعال را مخلصانه پرستیدی و تا توان داشتی به نیکیها فرمان دادی و مردم را از بدیها باز داشتی، همه این کارها برای به دست آوردن آن مطلوبی بود که نزد خدای تعالی است».
1) 1565. مفاتیح الجنان، زیارت روز عید غدیر.
2) 1566. بحارالانوار، ج 97، ص 295؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
3) 1567. امالی طوسی، ص 692؛ امالی صدوق، ص 281؛ کافی، ج 8، ص 129؛ وسائل الشیعه، ج 1، ص 88؛ موسوعه امام علی، ج 8، ص 278؛
4) 1568. بحارالانوار، ج 97، ص 342.
5) 1569. بحارالانوار، ج 97، ص 362.
باطل کننده هر نوع شرک.
در یکی از زیارات امیرمؤمنانعلیه السلام آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا داحِضَ الْإِفْکِ وَمُبْطِلَ الشِّرْکِ»؛(1)
«سلام بر تو ای از بین برنده دروغ و باطل کننده شرک».
مکر و حیله شیطان و شیطانصفتان را باطل و از کار میاندازد.
در زیارت خطاب به امیرمؤمنانعلیه السلام گوییم:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا فاضِحَ الْأَقْرانِ وَقاتِلَ الشُّجْعانِ وَمُبْطِلَ کَیدِ الشَّیطانِ»؛(2)
«سلام بر تو که پهلوانان هم ردیف خود را مفتضح نموده و شجاعان عرب را به قتل رساندی و مکر و کید شیاطین را باطل فرمودی».
هرکه با او دشمنی و بغض داشته باشد، ملعون است.
امام صادقعلیه السلام فرمود:
«مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مُبْغِضُ عَلِیّ بْنِ أَبِی طالِبٍ، فَإِنَّهُ ما أَبْغَضَهُ حَتّی أَبْغَضَ رَسُولَ اللَّهِصلی الله علیه وآله، وَمَنْ أَبْغَضَ رَسُولَ اللَّهِ لَعَنَهُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ»؛(3)
«ملعون است ملعون است هرکه با علی بن ابیطالبعلیه السلام بغض و کینه داشته باشد، چون کسی با علیعلیه السلام بغض ندارد مگر اینکه با رسول خداصلی الله علیه وآله بغض داشتهباشد و هرکه با پیامبرصلی الله علیه وآله چنینباشد، خداوند در دنیا و آخرت او را لعن خواهد کرد».
از پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نقل شده که فرمود: خدای تعالی آفریدگانی دارد، نه از آدم و نه از جن و ابلیس، که بر مبغضان علیعلیه السلام لعن میکنند.
گفته شد: اینان کیانند؟
حضرت فرمود:
«الْقَنابِرُ ینادُونَ فِی السَّحَرِ عَلی رُؤُوسِ الشَّجَرِ: أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلی مُبْغِضِ عَلِیّ بْنِ أَبِی طالِبٍ».(4)
«چکاوکها سحرگاهان بر روی درختان ندا میکنند: همانا لعنت و نفرین خدا بر کسی که بغض و کینه علی بن ابی طالب را داشته باشد».
تبلیغ کننده و ابلاغ کننده پیام از جانب کسی برای دیگران. و امام علیعلیه السلام، به بیان حضرت خضرعلیه السلام: «أَنْتَ الْمُبَلِّغُ عَنِ اللَّهِ وَعَنْ رَسُولِهِ» است، به جهت ابلاغ آیه برائت در شهر مکّه.
امام صادقعلیه السلام در زیارت آن حضرت فرمود:
«اَللَّهُمَّ إِنِّی أَشْهَدُ أَنَّهُ قَدْ بَلَّغَ عَنْ رَسُولِکَ ما حُمِّلَ»؛(5)
«خدایا گواهی میدهم که او از جانب پیامبرت آنچه را به وی سپرده شده بود، ابلاغ نمود».
همچنین مراجعه شود به: رابِعُ الْخُلَفآءِ [1177]
1) 1570. بحارالانوار، ج 97، ص 332.
2) 1571. بحارالانوار، ج 97، ص 332.
3) 1572. بحارالانوار، ج 73، ص 354؛ وسائل الشیعة، ج 16، ص 280؛ کنز الفوائد، ج 1، ص 149.
4) 1573. الصراط المستقیم، ج 2، ص 95؛ ارشاد القلوب، ج 2، ص 236.
5) 1574. بحارالانوار، ج 97، ص 372؛ اقبال الاعمال، ص 493؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
پهلوانان همردیف خود را از بین برده است.
[1021 همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی]
هلاک کننده لشکرها.
از امام صادقعلیه السلام در زیارت امیرمؤمنانعلیه السلام آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلی مَوْلانا أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِی بْنِ أَبِیطالِبٍ، صاحِبِ السَّوابِقِ وَالْمَناقِبِ وَالنَّجْدَةِ، وَمُبِیدِ الْکَتآئِبِ»؛(1)
«سلام بر مولای ما امیرمؤمنان علیعلیه السلام، که دارای سوابق و فضایل درخشان است و به هلاکت رساننده لشکرها است».
درهم کوبنده و کشنده مشرکان.
[1021 همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی]
نابود کننده و هلاک کننده کافران.(2)
کشنده مرحب، پهلوان خیبر یهودی است.
کشنده و نابود کننده مشرکان.
در قسمتی از دعای امام رضاعلیه السلام آمده است:
«وَأَنَّ عَلِیاً أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ سَیدُ الْأَوْصِیاءِ وَوارِثُ عِلْمِ الْأَنْبِیاءِ، عَلَمُ الدِّینِ وَمُبِیرُ الْمُشْرِکِینَ وَمُمَیزُ الْمُنافِقِینَ وَمُجاهِدُ الْمارِقِینَ»؛(3)
«همانا علی امیر مؤمنان و سید اوصیا و وارث علمپیامبران و پرچمدین، کشنده مشرکان و رسوا کننده منافقان و جهاد کننده با مارقان است».
همچنین مراجعه شود به: قاتِلُ عَمْروٍ [1360]
کسی که مشکلات و سختیها را حل و برطرف میکند. امام صادقعلیه السلام در زیارت آن حضرت چنین خطاب میکند:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا خاتِمَالْحَصی وَمُبَینَالْمُشْکَلاتِ»؛(4)
«سلام بر تو ای آخرین حدّ شمارش و بیان کننده و روشن کننده مشکلات».
خشم و غضب کننده در راه خدا.
حضرت فاطمه زهراعلیها السلام در دفاع از ولایت و امامت امیرمؤمنانعلیه السلام فرموده:
«وَمَا الَّذِی نَقَمُوا مِنْ أَبِی الْحَسَنِ؟ نَقَمُوا مِنْهُ نَکِیرَ سَیفِهِ وَقِلَّةَ مُبالاتِهِ بِحَتْفِهِ وَشِدَّةِ وَطْأَتِهِ وَنَکالَ وَقْعَتِهِ وَتَنَمُّرَهُ فِی ذاتِ اللَّهِ»؛(5)
«و چه باعث شد که با کینهتوزی از علیعلیه السلام انتقام بگیرند؟! آری او را سرزنش کردند؛ چون شمشیر علیعلیه السلام در راه خدا، خودی و غیر خودی
1) 1575. بحارالانوار، ج 97، ص 305؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه ششم امیرالمؤمنین.
2) 1576. بحارالانوار، ج 105، ص 73.
3) 1577. بحارالانوار، ج 91، ص 348؛ مهج الدعوات، ص 253.
4) 1578. بحارالانوار، ج 97، ص 373؛ کتاب المزار، ص 208؛ اقبال الاعمال، ج 3، ص 132؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
5) 1579. معانی الاخبار، ص 354؛ کشف الغمة، ج 1، ص 492.
و شجاع و ترسو نمیشناخت و نسبت به مرگ بیاعتنا بود و با دشمنان اسلام سخت مبارزه میکرد و فقط در راه خدا غضبناک میشد».
پاداش و کیفر خلق را میدهد.
فرازی از زیارت آن حضرت چنین است:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ مُجازِی الْخَلْقِ وَشافِعُ الرِّزْقِ»؛(1)
«گواهی میدهم که تو خلق را جزا خواهی داد و تو واسطه رزق و روزی هستی».
با خوارج (خروج کنندگان از دین) جهاد و مبارزه کرد.
همچنین مراجعه شود به: مُبِیرُ الْمُشْرِکِینَ [1435]
تلاشگر و مجاهد. توصیفی است که فاطمه زهراعلیها السلام فرموده، و امام صادقعلیه السلام در زیارت آن حضرت شهادت میدهد:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ یا وَلِی اللَّهِ جاهَدْتَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ صابِراً ناصِحاً، مُجْتَهِداً مُحْتَسِباً عِنْدَ اللَّهِ»؛(2)
«گواهی میدهم ای ولی خدا... که تو در راه خدا جهاد نمودی با صبر و شکیبایی و نصیحت و اندرز و خیرخواهی و در حالی که با کوشش وافی و مراقبت کامل نزد خدا چنین نمودی».
همچنین مراجعه شود به: سَیدٌ فِی أَوْلِیاءِ اللَّهِ [1219]
تلاشگر و پرکار.
همچنین مراجعه شود به: سَیدٌ فِی أَوْلِیاءِ اللَّهِ [1219]
آشکار کننده و تجلّی کننده اراده خدا.
در زیارتی هم وارد شده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا حافِظَ سِرِّ اللَّهِ وَمُمْضِی حُکْمِ اللَّهِ وَمُجَلِّی إِرادَةِ اللَّهِ»؛(3)
«سلام بر تو ای حافظ سرّ خدا و اجرا کننده حکم خدا و تجلی دهنده اراده خداوند».
فصیحترین خطیبان.
در بخشی از زیارت آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا هازِمَ الْأَحْزابِ وَمُذِّلَّ الرِّقابِ وَمُجَلِّی الْخُطّابِ»؛(4)
«سلام بر تو ای شکست دهنده احزاب شرک، و خوار کننده گردنکشان سران نفاق، و بارزترین خطیبان».
هر شخص مسلمانی که از دنیا میرود، کارهای ویژهای از جمله غسل و تشییع و کفن و نماز و دفن دارد که این امور را تجهیز میت میگویند. و امام علیعلیه السلام بنا به وصیت شخص رسول خداصلی الله علیه وآله مجهّز و تجهیز کننده امور آن حضرت بود، چنانکه در زیارت آن حضرت بدان اشاره نموده است:
«وَأَعانَتْةُ مَلآئِکَتُکَ عَلی غُسْلِهِ وَتَجْهِیزِهِ»؛(1)
«فرشتگان خداوند برای غسل و تجهیز امور رسول خداصلی الله علیه وآله به امیرمؤمنانعلیه السلام کمک کردند».
محالف از حلف؛ همقسم بودن با کسی یا چیزی است. و امام علیعلیه السلام با زهد و تقوا و خداترسی همقسم و همراه و ملازم بود.
در زیارتی از امام هادیعلیه السلام آمده است:
«وَأَشْهَدُأَنَّکَ لَمْتَزَلْ لِلْهَوی مُخالِفاً وَلِلتُّقی مُحالِفاً»؛(2)
«گواهی میدهم پیوسته با هوای نفس مخالف و با تقوا و مقام عصمت، ملازم و موافق بودی».
حضرت علیعلیه السلام از حرم مسلمانان حفاظت و حمایت میکرد.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
در زیارت منسوب به امام صادقعلیه السلام برای امیرمؤمنانعلیه السلام بیان شده:
«وَجاهَدَ النّاکِثِینَ فِی سَبِیلِکَ، وَالْقاسِطِینَ فِی حُکْمِکَ، وَالْمارِقِینَ عَنْ أَمْرِکَ، صابِراً مُحْتَسِباً»؛(3)
«و با پیمان شکنان از راه تو جهاد نمود، با متجاوزان در حکم تو و خارج شوندگان از امر تو مبارزه کرد در حالی که صبر و شکیبایی و زحمت فراوانی داشت».
طریق و راه واضح و آشکار، چنانکه امام هادیعلیه السلام در زیارت امیرمؤمنانعلیه السلام فرمود:
«مَوْلای أَنْتَ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ، وَالْمَحَجَّةُ الْواضِحَةُ»؛(4)
«ای مولای من تویی حجت بالغه خدا و طریق واضح حقّ تعالی».
امام علیعلیه السلام هرچه را خدا حرام کرده بود، حرام میدانست.
امام صادقعلیه السلام در زیارت آن حضرت فرمود:
«اَللَّهُمَّ إِنِّی أَشْهَدُ أَنَّهُ قَدْ بَلَّغَ عَنْ نَبِیکَصلی الله علیه وآله ... وَحَرَّمَ حَرامَکَ»؛(5)
«خدایا من گواهی میدهم که علیعلیه السلام پیام تو را از جانب پیامبرصلی الله علیه وآله ابلاغ نمود و هر آنچه تو حرام کرده بودی را تحریم نمود».
تفسیر او از قرآن و بیان آن، محکم و بدون نقص است.
همچنین مراجعه شود به: الْبُرْهانُ [1094]
امام علیعلیه السلام هرآنچه را خدا حلال کرده بود، حلال میدانست.
1) 1584. بحارالانوار، ج 97، ص 380؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
2) 1585. بحارالانوار، ج 97، ص 361؛ مفاتیح الجنان، اعمال عید غدیر.
3) 1586. اقبال الاعمال، ص 493؛ مصباح الکفعمی، ص 685؛ مفاتیح الجنان، زیارت مخصوصه امیرالمؤمنین در روز عید غدیر.
4) 1587. بحارالانوار، ج 97، ص 364؛ مفاتیح الجنان، اعمال عید غدیر.
5) 1588. بحارالانوار، ج 97، ص 372؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
امام صادقعلیه السلام در زیارت آن حضرت فرمود:
«اَللَّهُمَّ إِنِّی أَشْهَدُ أَنَّهُ قَدْ بَلَّغَ عَنْ نَبِیکَصلی الله علیه وآله ما حُمِّلَ وَحَلَّلَ حَلالَکَ»؛(1)
«خدایا گواهی میدهم او هر آنچه از جانب پیامبر به وی سپرده شده بود، ابلاغ کرد و حلال تو را تحلیل نمود».
احیا کننده شب، شب زندهدار. امام علیعلیه السلام که عابدترین مردم بود، شب خود را به عبادت و نماز و تهجّد به صبح میرساند.
«اَلسَّلامُ عَلی مُحْیی اللَّیلِ الْبَهِیمِ بِالتَّهَجُّدِ وَالاِکْتِیابِ»؛(2)
«سلام برآنکه درشبهای تار باچشمی اشکبار به راز و نیاز میپرداخت و شب زندهدار بود».
اژدها و افعی یا مار بزرگ را خطاب قرار داد و با زبان فصیح با وی سخن گفت.
فرازی از زیارت آن حضرت، چنین است:
«اَلسَّلامُ عَلی مُخاطِبِ الثُّعْبانِ عَلی مِنْبَرِ الْکُوفَةِ بِلِسانِ الْفُصَحآءِ»؛(3)
«سلام بر آنکه بر منبر کوفه با اژدها به زبان فصیح سخن گفت».
جبرئیل، فرشته بزرگ الهی، او را مورد خطاب قرار داده، آن هم چه خطابی؟! خطاب به "امیرمؤمنان"، چنانکه در زیارت آن حضرت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلی مَنْ خاطَبَهُ جَبْرَئِیلُ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِینَ بِغَیرِ ارْتِیابٍ»؛(4)
«سلام بر آنکه جبرئیل امین به یقین، با لقب «امیرالمؤمنین» او را خطاب کرد».
عمار بن یاسر نقل میکند: به دنبال امام علیعلیه السلام میگشتم، گرگی را دیدم در کوچههای مدینه، تا رسید به امیرمؤمنانعلیه السلام، دهان و پوزه خود را به خاک میمالید و به امام اشاره میکرد. امام دعا کرد که خداوند او را گویا کند تا با وی سخن بگوید و خداوند زبان وی را گویا کرد و با امیرمؤمنانعلیه السلام گفت و گو نمود.
پس در زیارت آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلی مُخاطِبِ الذِّئْبِ وَمُکَلِّمِ الْجُمْجُمَةِ بِالنَّهْرَوانِ وَقَدْ نَخِرَتِ الْعِظامُ بِالْبِلا»؛(5)
«سلام بر آنکه گرگ را مخاطب قرار داد و با او سخن گفت و نیز با استخوان پوسیده جمجمه مردهای در نهروان گفت و گو کرد».
مخالف با هواینفس و خواهشهای نفسانی. امام هادیعلیه السلام در فرازی از زیارت فرموده:
1) 1589. اقبال الاعمال، ص 493؛ بحارالانوار، ج 97، ص 372؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
2) 1590. بحارالانوار، ج 97، ص 301؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
3) 1591. بحارالانوار، ج 97، ص 301؛ مفاتیح الجنان،زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
4) 1592. بحارالانوار، ج 97، ص 301؛ مفاتیح الجنان،زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
5) 1593. بحارالانوار، ج 97، ص 301؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
«وَأَشْهَدُ أَنَّکَ لَمْ تَزَلْ لِلْهَوی مُخالِفاً»؛(1)
«گواهی میدهم تو ای امیرالمؤمنینعلیه السلام همیشه با هوای نفس مخالفت نمودی».
خبر دهنده، آن هم خبر دادن از اخبار آینده و گذشته، و به علم الهی پیشگویی کردن.
امام صادقعلیه السلام در زیارت آن حضرت فرمود:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا مُخْبِراً بِما غَبَرَ وَبِما هُوَ آتٍ»؛(2)
«سلام بر تو ای خبر دهنده از آنچه گذشته و از آنچه در آینده واقع خواهد شد».
امام صادقعلیه السلام در زیارت آن حضرت فرمود:
«اَلسَّلامُ عَلی نُورِ الْأَنْوارِ الْمُخْبِرِ عَنِ الْآثارِ»؛(3)
«سلام بر روشنیبخش انوار و خبردهنده از آثار گذشته و حوادث آینده».
عطا و بخشش بدون منّت.
امام صادقعلیه السلام در زیارت حضرت فرموده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا مَنْ خَصَّهُ النَّبِی بِجَزِیلِ الْحِبآءِ»؛(4)
«سلام بر تو ای آنکه پیامبر خداصلی الله علیه وآله تو را به عطای بزرگ (خلافت الهی) مخصوص گردانید».
عالم به حکم تأویل آیات قرآنی.
در فرازی از زیارت امیرمؤمنانعلیه السلام از زبان امام هادیعلیه السلام چنین آمده:
«وَأَنْتَ الْمَخْصُوصُ بِعِلْمِ التَّنْزِیلِ وَحُکْمِ التَّأْوِیلِ»؛(5)
«این تو هستی که به علم نزول قرآن آگاهی داری و حکم تأویل آن نیز با تو خواهد بود».
تنها دارنده شمشیر ذوالفقار؛ رسول خداصلی الله علیه وآله شمشیر ذوالفقار را در جنگ احد به علی بن ابیطالبعلیه السلام داد.
در زیارت آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَی الْمَخْصُوصِ بِذِی الْفَقارِ»؛(6)
«سلام بر آن کسی که فقط او دارای شمشیر ذو الفقار بود».
فقط امام علیعلیه السلام بود که لیاقت حضرت زهرای مرضیهعلیها السلام را داشت.
امام صادقعلیه السلام در زیارت آن حضرت فرمود:
«اَلسَّلامُ عَلَی الْمَخْصُوصِ بِالطّاهِرَةِ التَّقِیةِ، ابْنَةِ الْمُخْتارِ»؛(7)
«سلام بر آن آقایی که فقط ایشان شایستگی همسری فاطمه طاهره معصومه را داشت، او که دختر رسول برگزیده بود».
1) 1594. بحارالانوار، ج 97، ص 361؛ مفاتیح الجنان، اعمال عید غدیر.
2) 1595. بحارالانوار، ج 97، ص 373؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
3) 1596. اقبال الاعمال، ص 610؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
4) 1597. بحارالانوار، ج 97، ص 373؛ اقبال الاعمال، ص 608؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
5) 1598. بحارالانوار، ج 97، ص 364؛ مفاتیح الجنان، اعمال عید غدیر.
6) 1599. بحارالانوار، ج 97، ص 301.
7) 1600. بحارالانوار، ج 97، ص 375؛ اقبال الاعمال، ص 610؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
رسول خداصلی الله علیه وآله علم تنزیل آیات قرآن کریم را به ایشان آموخت.
همچنین مراجعه شود به: الْمَخْصُوصُ بِحُکْمِ التَّأْوِیلِ [1460]
خدای تعالی بسیار مدح و ثنای او را نموده.
امام هادیعلیه السلام در زیارت آن حضرت فرمود:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ الْمَخْصُوصُ بِمِدْحَةِ اللَّهِ الْمُخْلِصُ لِطاعَةِ اللَّهِ»؛(1)
«گواهی میدهم مدح و ثنای الهی را شامل حال خود کردی و با اخلاص به طاعت خدا پرداختی».
با اخلاص کامل به اطاعت خدا میپردازد.
همچنین مراجعه شود به: الْمَخْصُوصُ بِمِدْحَةِ اللَّهِ [1464]
به سرشت رسول خداصلی الله علیه وآله آفریده شده.
در یکی از زیارات آن جناب آمده:
«اَلسَّلامُ عَلی أَخِی رَسُولِ اللَّهِ وَابْنِ عَمِّهِ، وَزَوْجِ ابْنَتِهِ وَالْمَخْلُوقِ مِنْ طِینَتِهِ»؛(2)
«سلام بر برادر رسول خدا و پسر عمویش و همسر دخترش، او که از طینت و سرشت پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله خلق شده است».
انتقام گیرنده خون انسان بیگناه.
در فرازی از زیارت مطلقه امام علیعلیه السلام چنین آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا قاسِمَ النّارِ، وَحافِظَ الْجارِ، وَمُدْرِکَ الثّارِ»؛(3)
«سلام برتو ایتقسیمکننده آتشجهنم و نگهدار پناهنده و انتقامگیرنده خون بیگناه».
به جهت کینه و عداوتی که خوارج و منافقان از آن امام عادل داشتند، و بنا به وصیتی که فرمود، او نیز همانند همسرش شبانه و به دور از چشم دشمنان دفن شد و قبرش نیز مخفی ماند تا مبادا به پیکر مطهر آن حضرت تعرّض و بیاحترامی شود. و فقط اهل بیت و خاصّان شیعه از آن خبر داشتند و پس از صد سال برای مردم آشکار شد.
هلاک کننده و نابود کننده.
امام صادقعلیه السلام در زیارت، به آن اشاره فرمود:
«اَلسَّلامُ عَلی نُورِ الْأَنْوارِ الْمُخْبِرِ عَنِ الْآثارِ، الْمُدَمِّرِ عَلَی الْکُفّارِ»؛(4)
«سلام بر آنکه منشأ همه نورها و خبر دهنده از گذشتگان و هلاک کننده کافران است».
و امیرمؤمنانعلیه السلام نزد شیاطین به نام «مدمّر» معروف است: «وَیسَمُّونَهُ أَهْلُ السَّمآءِ شَمْساطِیلٌ، وَعِنْدَ الشَّیاطِینَ مُدَمِّرٌ»؛(5)
1) 1601. بحارالانوار، ج 97، ص 363؛ مفاتیح الجنان، اعمال عید غدیر.
2) 1602. بحارالانوار، ج 97، ص 305؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
3) 1603. بحارالانوار، ج 97، ص 331.
4) 1604. مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
5) 1605. بحارالانوار، ج 35، ص 62؛ مناقب آل ابیطالب، ج 3، ص 276.
«اهل آسمان آن حضرت را شمساطیل نامیدند و نزد شیاطین نیز مدمّر نام دارد».
منسوب به شهر مدینه است؛ امام علیعلیه السلام نیز اگرچه متولد مکّه و خانه کعبه است؛ ولی به همراه رسول خداصلی الله علیه وآله به مدینه (یثرب) هجرت و ساکن آنجا شد و در مدینة النبی زندگی کرد.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
گردنها را شکسته و خوار و ذلیل کرده، و امام علیعلیه السلام گردن گردنکشان شرک و کفر را زدهاست، پس در زیارتش آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا هازِمَ الْأَحْزابِ وَمُذِلَّ الرِّقابِ»؛(1)
«سلام بر تو ای شکست دهنده احزاب شرک و کفر و ای خوار کننده گردنکشان مشرک».
دشمن فاجران و فاسقان بود و آنان نیز از وی کراهت داشتند؛ ولی او برخلاف میل آنان ایشان را به سزای اعمال خود رساند.
همچنین مراجعه شود به: قاصِمُ الْکَفَرَةِ [1364]
عقد ازدواج وی در آسمانها و به اجازه خدا و در حضور فرشتگان آسمانی انجام شده.
در بخشی از زیارت حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَی الْمَوْلُودِ فِی الْکَعْبَةِ الْمُزَوَّجِ فِی السَّمآءِ»؛(2)
«سلام بر آن آقایی که در کعبه متولد شده و در آسمان عقد ازدواجش منعقد شده است».
زایل و نابود کننده شک و تردید، چنانکه در یکی از زیارات حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا داحِضَ الْإِفْکِ وَمُبْطِلَ الشِّرْکِ وَمُزِیلَ الشَّکِّ»؛(3)
«سلام بر تو ای نابود کننده دروغ و تزویر، و باطلکننده شرک و زایلکننده هر شک و تردید».
نجات دهنده شیعیان و کسانی که پیرو راه و روش ایشان باشند.
امام صادقعلیه السلام در فرازی از زیارت خود به امیرمؤمنانعلیه السلام سلام میکند:
«اَلسَّلامُ عَلی نُورِ الْأَنْوارِ ... الْمُدَمِّرِ عَلَی الْکُفّارِ، مُسْتَنْقِذِ الشِّیعَةِ الْمُخْلِصِینَ مِنْ عَظِیمِ الْأَوْزارِ»؛(4)
«سلام بر روشنی بخش انوار... او که هلاک کننده کفار است و نیز نجات دهنده شیعیان با اخلاص از بلا و عقوبت گناهان بزرگ میباشد».
طریق و روشی که اگر انسان آن را بپیماید، به بهشت میرسد. در زیارت آن حضرت آمده:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ وَالْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِکَ سَفِینَةُ النَّجاةِ... وَالْمَسْلَکُ إِلَی الْجَنَّةِ»؛(5)
1) 1606. بحارالانوار، ج 97، ص 331.
2) 1607. بحارالانوار، ج 97، ص 301؛ اقبال الاعمال، ص 610؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
3) 1608. بحارالانوار، ج 97، ص 331.
4) 1609. بحارالانوار، ج 97، ص 375؛ اقبال الاعمال، ص 610؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
5) 1610. بحارالانوار، ج 97، ص 342.
«گواهی میدهم تو و امامان از فرزندانت کشتی نجات و راه رسیدن به بهشت هستید».
چراغدان؛ ظرف نفوذناپذیری که چراغ را داخل آن میگذارند.
در فرازی از زیارت مولا علیعلیه السلام به آن حضرت خطاب شده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا مِصْباحَ نُورِ اللَّهِ وَمِشْکاةَ ضِیآءِ اللَّهِ»؛(1)
«سلام بر تو ای چراغ نور الهی و چراغدان روشنی انوار خدایی».
برای انجام امری، دامن همت را به کمر بسته و نهایت تلاش را میکند.
همچنین مراجعه شود به: سَیدٌ فِی أَوْلِیاءِ اللَّهِ [1219]
چراغ نورانی که مدام از خود روشنی میدهد.
امام صادقعلیه السلام خطاب به امیرمؤمنانعلیه السلام فرموده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا مِصْباحَ الضِّیآءِ»؛(2)
«سلام بر تو ای چراغ فروزان (علم و ایمان)».
امام صادقعلیه السلام خطاب به آن حضرت فرمود:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا عَیبَةَ غَیبِ اللَّهِ وَمِیزانَ قِسْطِ اللَّهِ وَمِصْباحَ نُورِ اللَّهِ»؛(3)
«سلام بر تو ای مخزن علم غیب الهی و میزان قسط و عدل خدا و چراغ روشنی بخش خداوند».
رسول خداصلی الله علیه وآله را تصدیق و تأیید کرد و به وی ایمان آورد.
در فرازی از زیارت آن حضرت آمده است:
«وَمُصَدِّقاً لِرَسُولِکَ»؛(4)
«سلام بر او که رسول تو را تصدیق نمود».
بر پیکر مطهر رسول خداصلی الله علیه وآله نماز خواند.
پیامبراکرمصلی الله علیه وآله که از دنیا رحلت فرمود، دیگران به دنبال کار خود رفتند تا خلیفه بتراشند؛ ولی علیعلیه السلام بنا به وصیت رسول خداصلی الله علیه وآله به انجام امور آن حضرت پرداخت. حضرت را غسل داد، کفن کرد، آنگاه بر پیکرش نماز خواند، سپس سایر مسلمانان آمدند و بدون امام نماز خواندند.
در فرازی از زیارت حضرت آمده:
«وَأَعانَتْةُ مَلآئِکَتُکَ عَلی غُسْلِهِ وَتَجْهِیزِهِ، وَصَلّی عَلَیهِ وَواری شَخْصَهُ»؛(5)
«فرشتگان خداوند برای غسل و تجهیز امور رسول خداصلی الله علیه وآله به امیرمؤمنانعلیه السلام کمک کردند، آنگاه بر حضرت نماز خواند و پیکر مطهرش را به خاک سپرد».
هر جوینده کمالی به دنبال او است و راه و روش او را میطلبد.
همچنین مراجعه شود به: أَسَدُ اللَّهِ الْغالِبُ [1038]
از هر شک و تردیدی مبرّا است.
امام صادقعلیه السلام در زیارت امیرمؤمنان علیعلیه السلام فرمود:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَصَلِّ عَلی عَبْدِکَ الْمُهَذَّبِ مِنَ الْعَیبِ، وَالْمُطَهَّرِ مِنَ الرَّیبِ»؛(1)
«خدایا درود فرست بر محمّد و آل محمّد و نیز درود فرست بر بندهات... او که از هر عیب و نقصی مبرّا و از هر شک و تردیدی پاک است».
از هر عیب و نقصی پاک و مبرّا است.
امام صادقعلیه السلام از خداوند درخواست میکند:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَصَلِّ عَلی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ... الْمُطَهَّرِ مِنَ الْعَیبِ»؛(2)
«خدایا درود فرست بر محمّد و آل محمّد و نیز درود فرست بر امیرمؤمنانعلیه السلام که از هر نوع عیبی پاک است».
تابع دستورات خدای تعالی است و اوامر الهی را اطاعت مینماید.
امام صادقعلیه السلام در نماز حاجت و دعای بعد از آن میفرماید: «علیعلیه السلام کسی است که المُطِیعُ لِأَمْرِکَ؛ مطیع محض فرمان خدای تعالی است».(3)
آشکار کننده و نشان دهنده جلوه آیات و نشانههای خداوند.
امام صادقعلیه السلام در زیارت آن حضرت چنین فرموده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا مُظْهِرَ الْعَجآئِبِ وَالْآیاتِ»؛(4)
«سلام بر تو ای آقایی که آشکارکننده امور عجیبه و آیات خداوندی هستی».
آشکار کننده برهانها.
امام صادقعلیه السلام در زیارت حضرت فرمود:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا مُظْهِرَ الْبَراهِینِ»؛(5)
«سلام بر تو ای آشکار کننده حجت و براهین دین خدا».
آشکارکننده امور عجیب.
همچنین مراجعه شود به: مُظْهِرُ الْآیاتِ [1489]
آب گوارا از چشمه بیرون آورد.
امام صادقعلیه السلام در زیارت آن حضرت فرمود:
1) 1616. بحارالانوار، ج 97، ص 380؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
2) 1617. بحارالانوار، ج 97، ص 307؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
3) 1618. بحارالانوار، ج 87، ص 31.
4) 1619. بحارالانوار، ج 97، ص 373؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
5) 1620. بحارالانوار، ج 97، ص 375؛ اقبال الاعمال، ص 608؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا قالِعَ الصَّخْرَةِ عَنْ فَمِ الْقَلِیبِ، وَمُظْهِرَ الْمآءِ الْمَعِینِ»؛(1)
«سلام برتو که صخره سنگ عظیم را از دهانه چاه قلیب برکندی و آب گوارایی پدید آوردی».
همچنین مراجعه شود به: قالِعُ الصَّخْرَةِ [1370]
از عیب و گناه مردم میگذرد و آنان را میبخشد و عفو میکند.
امام هادیعلیه السلام در زیارت آن حضرت فرمود:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ عَنِ النّاسِ عافِیاً غافِراً»؛(2)
«گواهی میدهم تو از گناه مردم گذشتی و آنان را بخشیدی».
امام حسینعلیه السلام فرمود: پدرم در مسجد کوفه معتکف میشد و غذای خشک میخورد.(3)
امیرمؤمنانعلیه السلام فرشتگانآسمانی را به تعجب واداشته؛ به جهت فداکاریها و رشادتهایش در جنگها و مبارزات صدر اسلام.
پس در فرازی از زیارتش آمده:
«اَلسَّلامُ عَلی مَنْ عَجِبَ مِنْ حَمَلاتِهِ فِی الْحُرُوبِ مَلآئِکَةُ سَبْعِ سَماواتٍ»؛(4)
«سلام بر آن کسی که به جهت حملاتش در جنگها، فرشتگان هفت آسمان را به تعجب واداشته است».
شخصیت، عظمت، طهارت، شجاعت و اصل وجود امیرمؤمنانعلیه السلام در کنار رسول خداصلی الله علیه وآله به عنوان یکی از معجزات آن حضرت به شمار میرود.
امام صادقعلیه السلام در زیارت امیرمؤمنانعلیه السلام، بیان داشته است:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَصَلِّ عَلی عَبْدِکَ أَخِی نَبِیکَ وَوَصِی رَسُولِکَ، وَالْبآئِتِ عَلی فِراشِهِ وَالْمُواسِی لَهُ بِنَفْسِهِ، وَکاشِفِ الْکَرْبِ عَنْ وَجْهِهِ الَّذِی جَعَلْتَهُ سَیفاً لِنُبُوَّتِهِ وَمُعْجِزاً لِرِسالَتِهِ»؛(5)
«خدایا درود فرست بر محمّد و آل محمّد و نیز درود فرست بر بندهات که برادر و جانشین رسول توست، او که در بستر پیامبر خوابید و جان خودش را فدا نمود و آثار غم و اندوه را از چهره ایشان برطرف کرد، همان که او را شمشیر نبوّت و معجزه رسالت قرارش دادی».
جایگاه و محلّ احکام الهی است، و از همه احکام خداوند اطلاع دارد.
در یکی از زیارات امیرمؤمنانعلیه السلام آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا خآصَّةَ اللَّهِ وَمَعْدِنَ حُکْمِاللَّهِ وَسَرِّهِ»؛(6)
1) 1621. اقبال الاعمال، ص 608؛ بحارالانوار، ج 97، ص 375؛ مفاتیح الجنان، زیارت مولود.
2) 1622. بحارالانوار، ج 97، ص 361؛ مفاتیح الجنان، اعمال عید غدیر.
3) 1623. موسوعه کلمات امام حسینعلیه السلام ص 593.
4) 1624. بحارالانوار، ج 97، ص 301؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
5) 1625. بحارالانوار، ج 97، ص 380؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
6) 1626. بحارالانوار، ج 97، ص 378.
«سلام بر تو ای شخص برگزیده و مخصوص خداوند، ای معدن حکم و سرّ خداوندی».
امام صادقعلیه السلام در زیارت امیرمؤمنانعلیه السلام، خطاب به آن حضرت فرمود:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا مَعْدِنَ الْحِکْمَةِ وَفَصْلَ الْخِطابِ»؛(1)
«سلام بر تو ای اصل و اساس و معدن حکمت و جدا کننده حقّ از باطل».
محل و گنجینه همه فضایل و افتخارات.
در بخشی از زیارتی که توسط امام رضاعلیه السلام انشا شده، آمده است:
«اَللَّهُمَّ وَصَلِّ عَلی وَلِیکَ عُنْصُرِ الْأَبْرارِ وَمَعْدِنِ الْفِخارِ وَقَسِیمِ الْجَنَّةِ وَالنّارِ وَصاحِبِ الْأَعْرافِ الْمَظْلُومِ الْمُغْتَصِبِ وَالصّابِرِ الْمُحْتَسِبِ وَالْمَوْتُورِ فِی نَفْسِهِ وَعِتْرَتِهِ»؛(2)
«خدایا درود فرست بر ولی خودت، آنکه خلاصه همه نیکان و گنجینه افتخارات و تقسیم کننده بهشت و جهنم و صاحب اعراف است، همانکه به او ظلم شد و حقش غصب گردید، او که صبر و استقامت کرد و هنوز انتقام خون خودش و اهل بیتش گرفته نشده است».
جایگاه کرامتها و بزرگواریها. در زیارت به آن حضرت چنین سلام میکنند:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا مَعْدِنَ الْکِرامِ»؛(3)
«سلام بر تو ای معدن بزرگواریها».
موجب عزّت و عظمت دین.
همچنین مراجعه شود به: حامِی الدِّینِ [1128]
از هرگونه نقص و اشتباه و خلل، مصون و محفوظ است.
به تصریح قرآن کریم، اهل بیت عصمت و طهارتعلیهم السلام از هرگونه گناه و عیب و اشتباه کاملاً پاک هستند:
«إِنَّما یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَیطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً»؛(4)
«خداوند فقط میخواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد».
در یکی از زیارات مطلقه آن حضرت آمده:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَصَلِّ عَلی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ... الْمَعْصُومِ مِنَ الْخَلَلِ»؛(5)
«خدایا درود فرست بر محمّد و آل محمّد و نیز بر امیرمؤمنان که از هرگونه اشکال و عیب و خللی مصون است».
از هرگونه لغزش و انحراف پاک، مصون
1) 1627. بحارالانوار، ج 97، ص 373؛ اقبال الاعمال، ص 608؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
2) 1628. بحارالانوار، ج 99، ص 180؛ کتاب المزار، ص 559.
3) 1629. بحارالانوار، ج 97، ص 348.
4) 1630. سوره احزاب، آیه 33.
5) 1631. بحارالانوار، ج 97، ص 307؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
و محفوظ است، چنانکه امام صادقعلیه السلام در زیارت مخصوصه امیرمؤمنانعلیه السلام میفرماید:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَصَلِّ عَلی عَبْدِکَ... وَإِمامِ الصّالِحِینَ، الْمَعْصُومِ مِنَ الزَّلَلِ»؛(1)
«خدایا درود فرست بر محمّد و آل محمّد و نیز برآن بندهاتکه امام شایستگان است و از هرگونه لغزشی محفوظ میباشد».
معصیت و نافرمانی از او، نافرمانی از خدا محسوب میشود.
همچنین مراجعه شود به: طاعَتُهُ طاعَةُ اللَّهِ [1290]
آشکارکننده اخیار و نیکان.
همچنین مراجعه شود به: عُنْصُرُ الْأَبْرارِ [1324]
با زبان و رفتار حقیقتگونه و از راه صحیح آن، دنبال حقّ است و حقّ را میگوید و اعلان میکند.
در یکی از زیارات آن حضرت آمده:
«سَیدُ الْمُؤْمِنِینَ وَمُعْلِنُ الْحَقِّ بِالْحَقِّ»؛(2)
«علیعلیه السلام آقای مؤمنان است که حقّ را به حقّ میگوید».
کمک کار فقیر و مستمند. حکومت عدل علوی حکومتی است برای فقرا.
و امّا فرازی از زیارت آن حضرت:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا فاکَّ الْأَسِیرِ وَمُعِینَ الْفَقِیرِ وَنِعْمَ النَّصِیرِ»؛(3)
«سلام بر تو ای آزاد کننده اسیر، و کمک کار فقیر و چه خوب یار و یاوری هستی».
مظلوم واقع شده، و غاصبان حقّش را غصب کردهاند.
همچنین مراجعه شود به: حامِی الدِّینِ [1128]
کلید فتح و پیروزی و ظفر. این شجاعت و دلاوری و اخلاص امیرمؤمنانعلیه السلام بود که فتح و پیروزی را نصیب اسلام و مسلمانان میکرد.
در یکی از زیارات حضرت نیز آمده است:
«وَصَلِّ عَلی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِی جَعَلْتَهُ مِفْتاحاً لِظَفَرِهِ»؛(4)
«و درود فرست بر امیرمؤمنان که او را کلید فتح و پیروزی برای پیامبرت قرارش دادی».
شکست دهنده و پراکنده کننده گروهها و لشکرهای دشمنان، به خصوص در جنگ خندق یا احزاب.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
مفطوم از فطم به معنای گرفته شده و جدا
شده است؛ یعنی آن حضرت از هرگونه اشتباه و گناه و انحراف، جدا و گرفته شده است.
امام صادقعلیه السلام در زیارت آن حضرت فرمود:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَصَلِّ عَلی عَبْدِکَ، الْمَفْطُومِ مِنَ الْخَلَلِ»؛(1)
«خدایا درود فرست بر محمّد و آل محمّد و درود فرست بر بندهات امیرالمؤمنینعلیه السلام، او که از هر عیب و اشتباهی پاک و جدا است».
طلایهدار، دلاور و پیشتاز و سبقت گیرنده.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
احوال مردم را دگرگون میکند؛ آنان را از ضلالت و گمراهی به هدایت، و از جهل به علم، و از فقر به غنا تبدیل میکند.(2)
در بخشی از زیارت آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلی مِیزانِ الْأَعْمالِ، وَمُقَلِّبِ الْأَحْوالِ»؛(3)
«سلام بر معیار و میزان سنجش اعمال مردم و سلام بر او که احوال آنان را دگرگون میکند».
اقامه کننده احکام؛ هم خودش به احکام عمل میکند و هم زمینهای فراهم میکند که دیگران به آن عمل کنند.
در مورد امیرمؤمنانعلیه السلام گفته شده:
«اَللَّهُمَّ إِنِّی أَشْهَدُ أَنَّهُ أَقامَ أَحْکامَکَ»؛(4)
«خدایا من گواهی میدهم علیعلیه السلام احکام تو را اقامه نمود».
برپا کننده نماز، هم خودش نماز میخواند و هم زمینه نماز خواندن را برای دیگران فراهم میکند.
در زیارت آن حضرت گواهی میدهیم:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلاةَ وَآتَیتَ الزَّکاةَ»؛(5)
«گواهی میدهم تو نماز را برپا داشتی و زکات را ادا نمودی».
در راه خدا هرگونه رنج و سختی را تحمل نمود؛ چنانکه حضرت زهراعلیها السلام فرموده.
همچنین مراجعه شود به: سَیدٌ فِی أَوْلِیاءِ اللَّهِ [1219]
نابود کننده و شکننده بتها.
امیرمؤمنانعلیه السلام هنگام فتح مکّه، همراه پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله وارد کعبه شد و بر شانههای رسول خداصلی الله علیه وآله قرار گرفت و بتها را بر زمین زد و آنها را شکست.
بخشی از زیارت آن جناب چنین است:
1) 1636. بحارالانوار، ج 97، ص 380؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
2) 1637. بحارالانوار، ج 97، ص 290.
3) 1638. بحارالانوار، ج 97، ص 287؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
4) 1639. بحارالانوار، ج 95، ص 292؛ اقبال الاعمال، ص 492؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
5) 1640. اصول کافی، ج 4، ص 570؛من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 589.
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا أَبَا الْأَنامِ وَمُکَسِّرَ الْأَصْنامِ وَکَلِیمَ الْأَقْوامِ»؛(1)
«سلام بر تو ای پدر خلایق و شکننده بتها و سخنگو با اقوام مختلف».
با استخوانها و جمجمه مردهها سخن میگفت؛ او نه تنها زبان تمام انسانها از هر قومی را میدانست، و نه تنها زبان حیوانات را میفهمید؛ بلکه با نباتات و استخوان پوسیده نیز تکلم میکرد؛ به همین جهت در زیارت به ایشان سلام داده میشود:
«اَلسَّلامُ عَلی مُخاطِبِ الذِّئْبِ وَمُکَلِّمِ الْجُمْجُمَةِ بِالنَّهْرَوانِ وَقَدْ نَخِرَتِ الْعِظامُ بِالْبِلا»؛(2)
«سلام بر آنکه گرگ را مورد خطاب قرار داد و در نهروان، با جمجمهای به سخن پرداخت، در حالی که استخوانهای آن پوسیده بود».
امام حسینعلیه السلام در بیانی فرمود: امام علیعلیه السلام در بیابان خارپشتی را دیده و با آن سخن گفت، وقتی از آب و غذای او سؤال کردند. گفت: من حدود صد سال است که اینجا هستم، هرگاه گرسنه شوم بر تو صلوات میفرستم، پس سیر میشوم، و هروقت تشنه شوم، بر دشمنان شما نفرین میکنم و سیراب میشوم.(3)
فتیة جمع فتی گروه و تعدادی جوان. و مراد جوانان اصحاب کهف است که داستان آنان در قرآن کریم آمده است:
«إِذْ أَوَی الْفِتْیةُ إِلَی الْکَهْفِ فَقالُوا رَبَّنا آتِنا مِنْ لَدُنکَ رَحْمَةً وَهَیئْ لَنا مِنْ أَمْرِنا رَشَداً»؛(4)
«زمانی را به خاطر بیاور که آن جوانان به غار پناه بردند، و گفتند: پروردگارا! ما را از سوی خودت رحمتی عطا کن، و راه نجاتی برای ما فراهم ساز!».
«نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیکَ نَبَأَهُم بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْیةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْناهُمْ هُدی»؛(5)
«ما داستان آنان را به حقّ برای تو بازگو میکنیم؛ آنها جوانانیبودند که به پروردگارشان ایمان آوردند، و ما بر هدایتشان افزودیم».
امیرمؤمنان و وصی خاتم پیامبران به معجزه الهی با این گروه جوانان پس از سالها به سخن پرداخت؛ چنانکه در زیارت ایشان آمده:
«اَلسَّلامُ عَلی مُکَلِّمِ الْفِتْیةِ فِی کَهْفِهِمْ بِلِسانِ الْأَنْبِیآءِ»؛(6)
«سلام بر آنکه با آن گروه جوانان در غارشان با زبان پیامبران گفت و گو نمود».
منسوب به شهر مکّه مکرمه؛ امام علیعلیه السلام نیز در شهر مکّه و در شریفترین مکان آن، که
مقدّسترین نقطه روی زمین است؛ یعنی کعبه معظمه به دنیا آمده است.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
دارای اصالت و منزلت است.
همچنین مراجعه شود به: شَدِیدُ الْبَأْسِ [1237]
پیوسته و در همه حال تابع و پیرو راه و روش رسول خداصلی الله علیه وآله است.
در زیارات مطلقه آن حضرت آمده:
«وَلَزِمْتَ مِنْهاجَ رَسُولِ اللَّهِصلی الله علیه وآله»؛(1)
«همواره ملازم راه و روش رسول خدا بودی».
پناهگاه و محل پناه دیگران.
به امیرمؤمنانعلیه السلام در زیارت مطلقه اینگونه سلام میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ أَیهَا الرُّکْنُ وَالْمَلْجَأُ»؛(2)
«سلام بر تو ای تکیهگاه خلق و پناهگاه همه».
پناهگاه همه صاحبان عقل و خرد؛ هرکه در هر زمینهای کم بیاورد و به نتیجه نرسد و کُمیتش لنگ بزند، به او پناه میبرد و از او کمک میگیرد. عنوانی است که در یکی از زیارات مطلقه آن حضرت وارد شده است.(3)
حکم کننده و اجرا کننده دستورات خدا.
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا حافِظَ سِرِّ اللَّهِ وَمُمْضِی حُکْمِ اللَّهِ»؛(4)
«سلام بر تو ای حافظ اسرار الهی و اجرا کننده احکام خداوندی».
مؤمن را از منافق تشخیص میدهد و آگاهی دارد که چه کسی تظاهر به اسلام میکند.
همچنین مراجعه شود به: مُبِیرُ الْمُشْرِکِینَ [1435]
با رسول خداصلی الله علیه وآله خلوت میکرد و به نجوا میپرداخت. آنگاه که آیه نازل شد: هرگاه خواستید با پیامبر خلوت کنید، صدقه بدهید:
«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا ناجَیتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَینَ یدَی نَجْویکُمْ صَدَقَةً ذلِکَ خَیرٌ لَکُمْ وَأَطْهَرُ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ»؛(5)
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! چون خواستید با رسول خدا نجوا کنید (و سخنان درگوشی بگویید)، قبل از آن صدقهای (در راه خدا) بدهید؛ این برای شما بهتر و پاکیزهتر است و اگر توانایی نداشته باشید، خداوند غفور و رحیم است».
تنها علیعلیه السلام بود که به دستور و فرمایش این آیه عمل نمود.
همین مضمون در زیارت آن حضرت نیز آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلی مَنْ ناجَی الرَّسُولَ فَقَدَّمَ بَینَ یدَی نَجْواهُ صَدَقاتٍ»؛(1)
«سلام بر آن آقایی که با رسول خداصلی الله علیه وآله نجوا میکرد و قبل از آن هم صدقه میپرداخت».
نشانه تقوی و پرهیزکاری.
در زیارت آن حضرت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا عَلَمَ الْهُدی وَمَنارَ التُّقی وَالْعُرْوَةَ الْوُثْقی ؛(2)
«سلام بر تو ای نشانه هدایت و تقوا و ریسمان محکم الهی».
نشانه ایمان و یقین.
در زیارت مطلقه امیرمؤمنانعلیه السلام آمده است:
«وَصِی رَسُولِکَ الْمُرْتَضی وَعَلَمُ الدِّینِ وَمَنارُ الْیقِینِ»؛(3)
«او جانشین پیامبر توست، همان که پرچم دین و نور یقین است».
چاه خشک را به جوشش درآورد و چشمه و منبع آب کرد.
در بخشی از زیارت آن حضرت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلی مُنْبِعِ الْقَلِیبِ فِی الْفَلا»؛(4)
«سلام بر آن که چاه خشک در بیابان را با اعجاز خود جوشانید و منبع آب کرد».
برگزیده و انتخاب شده.
از توصیفاتی که در مورد امیرالمؤمنینعلیه السلام به کار رفته است، چنانکه در زیارت مربوط به آن حضرت آمده:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ أَخِی رَسُولِکَ وَوَصِی حَبِیبِکَ الَّذِی انْتَجَبْتَهُ مِنْ خَلْقِکَ»؛(5)
«خدایا درود فرست بر امیرمؤمنان... او که برادر رسول تو و جانشین حبیب توست، همانکه او را از بین بندگانت برگزیدهای».
هدایت یافته است و هدایت را به همراه خود دارد.
همچنین مراجعه شود به: طاعَتُهُ طاعَةُ اللَّهِ [1290]
نجات دهنده از خطرات و مهلکات.
در زیارت آن حضرت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلی صاحِبِ الدَّلالاتِ وَالْآیاتِ الْباهِراتِ المُنْجِی مِنَ الهَلَکاتِ»؛(6)
«سلام بر آنکه صاحب ادله و براهین است، او که از خطرات و مهلکات نجات میدهد».
1) 1652. بحارالانوار، ج 97، ص 301؛ اقبال الاعمال، ص 608.
2) 1653. بحارالانوار، ج 97، ص 332.
3) 1654. بحارالانوار، ج 97، ص 329.
4) 1655. بحارالانوار، ج 97، ص 301؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
5) 1656. بحارالانوار، ج97، ص 285؛ من لایحضره الفقیه، ج2، ص587؛ مفاتیحالجنان،زیارتمخصوصهامیرالمؤمنین در روز غدیر.
6) 1657. بحارالانوار، ج 97، ص 305؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
از هرگونه شک و تردید به دور و منزه است.
در زیارت امیرمؤمنانعلیه السلام از زبان امام صادقعلیه السلام آمده است:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَصَلِّ عَلی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ الْمُنَزَّهِ مِنَ الرَّیبِ»؛(1)
«خدایا درود فرست بر محمّد و آل محمّد و نیز درود فرست بر امیرمؤمنان که از هرگونه شک و تردید منزّه و پاک است».
توسط میکائیل حمایت و یاری شده است.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
با سخن و بیانی، تعریف و توصیف شده. نام علیعلیه السلام در کتابهای آسمانی گذشتگان در کنار نام خاتم الانبیاصلی الله علیه وآله توصیف شده است.
در زیارت آن حضرت هم آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَی الْمَنْعُوتِ فِی التَّوْراةِ وَالْاِنْجِیلِ وَالْقُرْآنِ الْحَکِیمِ»؛(2)
«سلام بر آنکه در تورات و انجیل و قرآن کریم او را توصیف نمودهاند».
درهم شکننده پرچم دشمنان.
همچنین مراجعه شود به: صاحِبُ الْحُرُوبِ [1249]
خط و راه تقوا و پرهیزکاری. علیعلیه السلام امام المتقین است، هرکه بخواهد به تقوای الهی دست یابد، پس باید به دنبال او برود.(3)
راه و طریقه درستی و راستی.
در یکی از زیارات امام علیعلیه السلام آمده است:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ مِنْهاجُ الصِّدْقِ وَالْمُوضِحُ سُبُلَ النَّجاةِ»؛(4)
«گواهی میدهم که تو طریقه راستی میباشی و آشکار کننده راه نجات هستی».
هنوز انتقام خون به ناحقّ ریختهاش گرفته نشده است.
همچنین مراجعه شود به: مَعْدِنُ الْفِخارِ [1497]
راهها را واضح و آشکار میکند و راه رسیدن به خیرات و خوبیها و هدایت به سوی خدای تعالی است.
همچنین مراجعه شود به: مِنْهاجُ الصِّدْقِ [1538]
محل و جایگاه حکمتهای الهی.
در یکی از زیارات آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا وارِثَ الْعِلْمِ وَصاحِبَ الْحِلْمِ وَمَوْضِعَ الْحِکَمِ»؛(5)
«سلام بر تو ای وارث علم و صاحب بردباری و حلم، و جایگاه حکمتها».
جایگاهی که اسرار الهی در آن قرار دارد و قلب امام نیز چنین جایگاهی دارد.
در دعای روز عید غدیر، در توصیف آن حضرت آمده است:
«وَمَوْضِعَ سِرِّ اللَّهِ، وَأَمِینَ اللَّهِ عَلی خَلْقِهِ»؛(1)
«جایگاه اسرار الهی و امین خدا بر مردم است».
اراده و مشیت خدا نزد او است، و از طریق او اعمال مشیت مینماید.
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا حافِظَ سِرِّ اللَّهِ وَمَوْضِعَ مَشِیةِ اللَّهِ»؛(2)
«سلام بر تو ای حافظ اسرار خداوند و جایگاه مشیت او».
حافظ و نگهبان و نگه دارنده.
این زیارت از امام صادقعلیه السلام نقل شده است:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ جُدْتَ بِنَفْسِکَ صابِراً مُحْتَسِباً، مُجاهِداً عَنْ دِینِ اللَّهِ، مُوَقِّیاً لِرَسُولِ اللَّهِصلی الله علیه وآله»؛(3)
«گواهی میدهم تو با جان عزیز خود و با صبر و رنج و مجاهدت در دفاع از دشمنان دین حقّ و حفظ جان رسول خداصلی الله علیه وآله فداکاری کردی».
آقا و سرور و بزرگ ما؛ تو صاحب اختیار مایی و ما هم تو را به مولایی قبول داریم و در دعای توسل عرض میکنیم:
«یا سَیدَنا وَمَوْلانا! إِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِکَ إِلَی اللَّهِ»؛(4)
«ای آقا و مولای ما، ما به تو توجّه میکنیم و تو را شفیع قرار میدهیم و به تو توسل میکنیم برای رسیدن به خدا».
در خانه کعبه متولد شده است. این توفیق و عنایت ویژه خداوند به امیرمؤمنانعلیه السلام است که شامل احدی غیر از او نشده است. او اولین و آخرین کسی بوده که در آنجا به دنیا آمده است، پس به حضرت سلام میکنیم:
«اَلسَّلامُ عَلَی الْمَوْلُودِ فِی الْکَعْبَةِ»؛(5)
«سلام بر آقایی که در کعبه متولد شده است».
و چه خوب سروده شده:
نازد به خودش خدا که حیدر دارد
دریای فضایلی مطهر دارد
همتای علی نخواهد آمد و اللَّه
صد بار اگر کعبه ترک بردارد
در زمان غربت اسلام در مکّه، به خدا و رسولش ایمان آورد و همراه پیامبر به مدینه هجرت فرمود.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
1) 1663. بحارالانوار، ج 97، ص 298؛ اقبال الاعمال، ص 473؛ مفاتیح الجنان، اعمال عید غدیر.
2) 1664. بحارالانوار، ج 97، ص 348.
3) 1665. کامل الزیارات، ص 42؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین؛ مناقب آل ابی طالب، ج 2، ص 63.
4) 1666. البلد الامین، ص 325؛ مفاتیح الجنان، دعای توسل.
5) 1667. بحارالانوار، ج 97، ص 301؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
محل نزول جبرئیل امین.
همچنین مراجعه شود به: رَواسِی النُّبُوَّةِ [1186]
پاکِ صافِ خالص؛ چنانکه در زیارت آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَی الْمُهَذَّبِ الصَّفِی، اَلسَّلامُ عَلی أَبِی الْحَسَنِ عَلِی بْنِ أَبِی طالِبٍ»؛(1)
«سلام بر آن بنده مهذب و خالص خدا و سلام بر پدر حسن که علی بن ابیطالب است».
در زیارت مخصوصه آن حضرت در روز مبعث پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ أَیهَا الْمُهَذَّبُ الْکَرِیمُ»؛(2)
«سلام بر تو ای آقایی که پاکیزه و منزه از هر عیبی و صاحب کرم هستی».
پاک از هر نوع لغزش و انحراف و اشتباه.
از امام صادقعلیه السلام در زیارت امیرمؤمنانعلیه السلام نقل شده است:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَصَلِّ عَلی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ الْمُهَذَّبِ مِنَ الزَّلَلِ»؛(3)
«خدایا درود فرست بر محمّد و آل محمّد و نیز درود فرست بر امیرمؤمنانعلیه السلام که از هرگونه لغزش و اشتباه مبرّی و پاک است».
پاک از هر عیب و ایرادی.
در یکی از زیارات آن حضرت آمده:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَصَلِّ عَلی عَبْدِکَ الْمُهَذَّبِ مِنَ الْعَیبِ»؛(4)
«خدایا درود فرست بر محمّد و آل محمّد و نیز بر بندهات که از هر عیبی پاک است».
بر دیگران قدرت و سیطره و هیمنه دارد؛ مقدّم و حاکم و بالاتر از بقیه است.
همچنین مراجعه شود به: الْقاضِی الْأَعْلی [1367]
ملاک، معیار و میزان سنجش افراد است، هرکه عملش مطابق با عمل علیعلیه السلام بود، قبول است و الّا نه. هرکه عملش در راستای اوامر و احکام و ولایت او بود، قبول است و الّا نه. پس خطاب میشود:
«اَلسَّلامُ عَلی مِیزانِ الْأَعْمالِ»؛(5)
«سلام بر آنکه میزان سنجش اعمال است».
در فرازی از زیارت آن حضرت آمده:
1) 1668. بحارالانوار، ج 97، ص 301؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
2) 1669. بحارالانوار، ج 97، ص 377؛ مفاتیح الجنان، زیارت مخصوصه روز مبعث.
3) 1670. بحارالانوار، ج 97، ص 317؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
4) 1671. بحارالانوار، ج 97، ص 380؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین. .
5) 1672. بحارالانوار، ج 97، ص 287؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
«أَشْهَدُ أَنَّکَ حُجَّةُ اللَّهِ عَلی عِبادِهِ بَعْدَ نَبِیهِصلی الله علیه وآله وَعَیبَةُ عِلْمِهِ وَمِیزانُ قِسْطِهِ»؛(1)
«گواهی میدهم تو حجت خدا بر بندگانش بعد از رسول خدایی و تو جایگاه علم او و میزان قسط الهی هستی».
در روز قیامت به مانند ترازویی است برای سنجش اعمال و گفتار و عقاید دیگران.
گفته شده: علیعلیه السلام بر حقّ است، با حقّ است و بلکه خود حقّ است، و در روز قیامت نیز آنچه که معیار سنجش میباشد، حقّ است که در قرآن کریم فرمود: «وَالْوَزْنُ یوْمَئِذٍ الْحَقُّ»(2)پس حقّ میزان است، و علیعلیه السلام نیز حقّ است، پس علیعلیه السلام میزان است. چنانکه امام صادقعلیه السلام فرموده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا مِیزانَ یوْمِ الْحِسابِ»؛(3)
«سلام بر تو ای ترازوی سنجش در قیامت».
یاری کننده و نصرت دهنده دین و مذهب و قرآن و رسول خداصلی الله علیه وآله.(4)
یاری کننده اسلام.
همچنین مراجعه شود به: حامِی الدِّینِ [1128]
یاری کننده درماندگان و ستمدیدگان.
در زیارت امام علیعلیه السلام آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلی ناصِرِ الْمَظْلُومِ»؛(5)
«سلام بر یاری رساننده ستمدیدگان».
با حجّت و برهان خدا سخن میگوید.
همچنین مراجعه شود به: الدّاعِی اِلی شَرِیعَةِ اللَّهِ [1162]
سخنش مطابق حکمت است، چنانکه در فرازی از زیارت حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلی صاحِبِ الْمُعْجِزِ الْباهِرِ، وَالنّاطِقِ بِالْحِکْمَةِ وَالصَّوابِ»؛(6)
«سلام بر او که دارای معجزات ظاهر و باطن است، و به حکمت و صواب سخن میگوید».
سخنش صائب و حقّ و مطابق حقیقت است. و امام صادقعلیه السلام در زیارت آن حضرت فرموده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا فاصِلَ الْحُکْمِ النّاطِقَ بِالصَّوابِ»؛(7)
«سلام بر تو ای آقایی که حکم (حقّ از باطل) را جدا میکنی و به راه صواب و طریق حقّ سخن میگویی».
همچنین مراجعه شود به: الْإِمامُ الرَّبّانِی [1058]
1) 1673. بحارالانوار، ج 97، ص 338؛ امالی صدوق، ص 611.
2) 1674. سوره اعراف، آیه 8.
3) 1675. بحارالانوار، ج 97، ص 373؛ اقبال الاعمال، ص 608؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
4) 1676. بحارالانوار، ج 97، ص 329.
5) 1677. بحارالانوار، ج 99، ص 200.
6) 1678. بحارالانوار، ج 97، ص 301؛ مفاتیح الجنان،زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
7) 1679. بحارالانوار، ج 97، ص 373؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
در بزرگی و برتری، به بالاترین مقام و درجه رسیده است.
همچنین مراجعه شود به: خَیرُ مَنْ وَطَأَ الثَّری [1156]
محرم و صاحب سرّ نورانی. در زیارت امیرمؤمنانعلیه السلام به آن حضرت خطاب شده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ أَیهَا الصِّدِّیقُ الْأَکْبَرُ وَالنّامُوسُ الْأَنْوَرُ»؛(1)
«سلام بر تو ای صدیق اکبر و ناموس انور».
ناموس، صاحب سرّ خیر است و جاسوس، صاحب سرّ شرّ است.
در فرازی از زیارت حضرت آمده:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ خَیرُ الدَّهْرِ وَنامُوسُهُ»؛(2)
«گواهی میدهم تو بهترین افراد روزگار و ناموس آن میباشی».
مردم را از کارهای حرام و مکروه باز میدارد، امام نیز نهی از منکر را، که از بزرگترین واجبات است، به خوبی انجام داد؛ چنانکه در تمام زیارات آن حضرت، گواهی میدهیم:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلاةَ وَآتَیتَ الزَّکاةَ وَأَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَیتَ عَنِ الْمُنْکَرِ»؛(3)
«گواهی میدهم تو نماز را برپا داشتی، زکات را پرداخت فرمودی، امربه معروف و نهی از منکر کردی».
ستاره روشن و آشکار؛ چنانکه در زیارت آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَی الصِّراطِ الْواضِحِ، وَالنَّجْمِ اللّآئِحِ»؛(4)
«سلام برتو ای راه آشکار و ستاره درخشنده».
بهترین یار و یاور، چنانکه در زیارت آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا فاَکَّ الْأَسِیرِ وَمُعِینَ الْفَقِیرِ وَنِعْمَ النَّصِیرِ»؛(5)
«سلام بر تو ای آزاد کننده اسیر و کمک کننده فقیر و چه خوب یار و یاوری هستی».
نعمت فراگیر، کامل و گسترده.
امام هادیعلیه السلام در زیارت آن حضرت فرمود:
«أَنْتَ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ وَالْمَحَجَّةُ الْواضِحَةُ وَالنِّعْمَةُ السّابِغَةُ»؛(6)
«تو حجت بالغه الهی و طریق آشکار و نعمت فراگیر خدایی هستی».
و در زیارت آن حضرت سلام میدهیم:
«اَلسَّلامُ عَلی حُجَّةِ اللَّهِ الْبالِغَةِ وَنِعْمَتِهِ السّابِغَةِ»؛(1)
«سلامبر حجّتبالغهخدا و نعمتگستردهالهی».
جایگاه اصلی و محور امامت.
همچنین مراجعه شود به: الْإِمامُ الرَّبّانِی [1058]
نقمت بر خلاف نعمت، به معنای عقوبت است و دامغه یعنی سخت و شدید.
امام علیعلیه السلام که مظهر اسمای الهی است، هم رحمت است و نعمت (برای مؤمنان)، و هم نقمت است و عذاب (برای کافران).
پس چنین سلام داده میشود:
«اَلسَّلامُ عَلی حُجَّةِ اللَّهِ الْبالِغَةِ، وَنِعْمَتِهِ السّابِغَةِ، وَنِقْمَتِهِ الدّامِغَةِ»؛(2)
«سلام بر حجت بالغه خدا و نعمت گسترده و عذاب شدید الهی».
پاک و نظیف.
در یکی از زیارات آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ أَیهَا الْإِمامُ الْبَرُّ التَّقِی النَّقِی الرَّضِی الْمَرْضِی الْوَفِی»؛(3)
«سلام بر تو ای امام نیکوکار پرهیزکار نظیف راضی پسندیده وفادار».
نور قرمز و بسیار درخشنده خدای تعالی.
در زیارت آن حضرت آمده است:
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلی سَیدِی وَمَوْلای أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ صِدِّیقِکَ الْأَکْبَرِ، وَفارُوقِکَ بَینَ الْحَلالِ وَالْحَرامِ، وَنُورِکَ الزّاهِرِ الْجَمِیلِ»؛(4)
«خدایا درود فرست بر آقا و مولای من امیر مؤمنانعلیه السلام او که صدیق اکبر است و فاروق بین حلال و حرام و نور درخشنده و زیبای توست».
درخشندهترین و نورانیترین نور خدایی.
امام صادقعلیه السلام در زیارت آن حضرت فرمود:
«اَلسَّلامُ عَلی نُورِ اللَّهِ الْأَنْوَرِ»؛(5)
«سلام بر درخشانترین نور خدا».
نور کامل و تمام خداوندی.
امام صادقعلیه السلام خود را به قبر امیرالمؤمنینعلیه السلام چسبانید و فرمود:
«بِأَبِی أَنْتَ وَأُمِّی یا نُورَ اللَّهِ التّآمَّ»؛(6)
«پدر و مادرم فدای تو ای نورتامه خداوندی».
ساطع به معنای بالا آمده، مرتفع و گسترده. و چنین است فرازی از زیارتش:
1) 1686. بحارالانوار، ج 97، ص 287.
2) 1687. بحارالانوار، ج 97، ص 330؛ مفاتیح الجنان،زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
3) 1688. بحارالانوار، ج 97، ص 342.
4) 1689. بحارالانوار، ج 97، ص 329.
5) 1690. بحارالانوار، ج 97، ص 375؛ اقبال الاعمال، ص 610؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
6) 1691. ارشاد القلوب، ج 2، ص 441؛ فرحة الغری، ص 94؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا نُورَ اللَّهِ فِی سَمآئِهِ وَأَرْضِهِ وَأُذْنَهُ السّامِعَةَ وَذِکْرَهُ الْخالِصَ وَنُورَهُ السّاطِعَ»؛(1)
«سلام بر تو ای نور خدا در آسمان و زمین، سلام بر تو ای گوش شنوای خدا، و ذکر خالص و نور بالا آمده او».
نور پی در پی؛ مراد نوری است که بعد از پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله میآید و خلیفه اوست.(2)
امام صادقعلیه السلام آن حضرت را خطاب میکند:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا وَلِی اللَّهِ وَالشِّهابَ الثّاقِبَ وَالنُّورَ الْعاقِبَ»؛(3)
«سلام بر تو ای ولی خدا، ای شهاب ثاقب و نور متعاقب و پی در پی».
نوری است که هرگز خاموش نمیشود؛ چون متصل به نور خدا است.
همچنین مراجعه شود به: فَضلُهُ لا یخْفی [1350]
اسوه و الگوی مجاهدان؛ امیرمؤمنان علیعلیه السلام برای مجاهدان راه خدا به مثابه نور بود.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
نور برگزیده و انتخاب شده.
در قسمتی از زیارت مربوطه خطاب به امام علیعلیه السلام آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ أَیهَا النُّورُ الْمُصْطَفی ؛(4)
«سلام بر تو ای نور برگزیده».
نهایت و هدف خلقت و آفرینش خداوند
همچنین مراجعه شود به: أَوَّلُ مَنْ ابْتَدَعَ اللَّهُ [1079]
حضرت آدمعلیه السلام اولین خلیفه خدا در روی زمین بود، و این خلافت ادامه داشت تا به خاتم الانبیاصلی الله علیه وآله رسید و امام علیعلیه السلام نیز وارث و جانشین رسول اکرمصلی الله علیه وآله شد.
پس در زیارت آن حضرت گفته میشود:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا وارِثَ آدَمَ خَلِیفَةِ اللَّهِ»؛(5)
«سلام بر تو ای وارث آدم که خلیفه خدا بود».
حضرت ابراهیمعلیه السلام پیامبر اولوالعزم الهی است و امام علیعلیه السلام وارث ایشان نیز هست:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا وارِثَ اِبْراهِیمَ خَلِیلِ اللَّهِ»؛(6)
«سلام بر تو ای وارث ابراهیم دوست خدا».
وارث احکام که تمام احکام الهی نزد اوست و هرچه بگوید و هرچه کند، مطابق احکام خداوند است.
در زیارت مطلقه آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا رَأْسَ الصِّدِّیقِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا وارِثَ الْأَحْکامِ»؛(1)
«سلام بر تو ای سرآمد صدیقان و سلام بر تو ای وارث احکام».
آری رسول خداصلی الله علیه وآله خلاصه و اکمل همه انبیا است و علیعلیه السلام نیز وارث و جانشین اوست و امام، وارث همه پیامبران است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا وارِثَ الْأَنْبِیاءِ وَخاتِمَ الْأَوْصِیاءِ»؛(2)
«سلام بر تو ای وارث همه انبیای الهی و خاتم همه اوصیای ایشان».
امام علیعلیه السلام هرچه را که تمام جانشینان پیامبران آسمانی داشتهاند دارا است، به علاوه اینکه وارث پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله نیز هست:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا وارِثَ جَمِیعِ أَوْصِیاءِ أَنْبِیاءِ اللَّهِ»؛(3)
«سلام برتو ایوارث جانشینان پیامبران خدا».
خداوند متعال به داود پیامبرعلیه السلام فرمود:
«یادَاوُدُ إِنّا جَعَلْناکَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ»؛(4)
«ای داوود! ما تو را خلیفه و (نماینده خود) در زمین قرار دادیم».
و امام علیعلیه السلام وارث داودعلیه السلام است؛ چنانکه در زیارت ایشان آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا وارِثَ داوُدَ خَلِیفَةِ اللَّهِ»؛(5)
«سلام برتو ای وارث حضرتداودعلیه السلام که خلیفه خداوند بود».
همه دانش و علوم پیامبران به امیرمؤمنانعلیه السلام ارث رسیده است.
همچنین مراجعه شود به: مُبِیرُ الْمُشْرِکِینَ [1435]
امیرمؤمنانعلیه السلام وارث علوم و دانشهای اولین تا آخرین میباشد.
در زیارت امیرمؤمنانعلیه السلام آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا وارِثَ عِلْمِ الْأَوَّلِینَ وَالْآخِرِینَ»؛(6)
«سلام بر تو که تمام علوم اولین و آخرین به تو ارث رسیده است».
حضرت عیسیعلیه السلام یکی از پیامبران اولوالعزم است، امیرمؤمنانعلیه السلام، وارث همه پیامبران، وارث و جانشین آن حضرت نیز میباشد.
در فرازی از زیارت امیرمؤمنانعلیه السلام آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا وارِثَ عِیسی رُوحِ اللَّهِ»؛(7)
«سلام بر تو ای وارث عیسی که روح خداست».
امور مهم حجّ در اختیار او است.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
حضرت موسیعلیه السلام یکیاز پیامبران اولوالعزم است، امیرمؤمنانعلیه السلام، وارث همه پیامبران، وارث و جانشین آن حضرت نیز میباشد.
در فرازی از زیارت امیرمؤمنانعلیه السلام آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا وارِثَ مُوسی کَلِیمِ اللَّهِ»؛(1)
«سلام بر تو ای وارث موسی کلیم اللَّه».
جانشین و وارث همه پیامبران خدا.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
حضرت نوحعلیه السلام یکی از پیامبران اولوالعزم است، امیرمؤمنانعلیه السلام، وارث همه پیامبران، وارث و جانشین آن حضرت نیز میباشد.
در زیارت آن حضرت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا وارِثَ نُوحٍ نَبِیّ اللَّهِ»؛(2)
«سلام بر تو ای وارث نوح پیامبر خدا».
در زیارت آن حضرت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا وارِثَ هوُدٍ نَبِیّ اللَّهِ»؛(3)
«سلام بر تو ای وارث هود که پیامبر خداست».
آشکار کننده راه خدای تعالی.
در یکی از زیارات آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا واضِحَ السَّبِیلِ فِی دِلالَتِهِ»؛(4)
«سلام بر تو ای روشن کننده راه و راهنمایی کننده مردم به سوی آن».
پدر امامان نیکوکار و ابرار خلق.
در زیارت آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلی وَالِدِ الْأَئِمَّةِ الْأَبْرارِ»؛(5)
«سلام بر پدر امامان نیکوکار».
پدر امامان پاک و معصومعلیهم السلام.
امام صادقعلیه السلام به آن حضرت سلام میدهد:
«اَلسَّلامُ عَلی نُورِ الْأَنْوارِ وَحُجَّةِ الْجَبّارِ، وَوالِدِ الْأَئِمَّةِ الْأَطْهارِ»؛(6)
«سلام بر روشنایی همه نورها و حجّت خداوند جبّار و پدر امامان پاک».
پدر امامانی که همه آنان امین هستند:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا والِدَ الْأَئِمَّةِ الْأُمَنآءِ»؛(7)
«سلام بر تو که پدر امامان امین هستی».
پدر امامان نیکوکار، چنانکه امام صادقعلیه السلام در زیارتش فرموده است:
1) 1705. بحارالانوار، ج 97، ص 331؛ مفاتیح الجنان.
2) 1706. مفاتیح الجنان، زیارت روز مبعث.
3) 1707. بحارالانوار، ج 97، ص 337.
4) 1708. بحارالانوار، ج 97، ص 331.
5) 1709. مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه ششم امیرالمؤمنین
6) 1710. بحارالانوار، ج 97، ص 305؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرمؤمنان روز میلاد پیامبر.
7) 1711. بحارالانوار، ج 97، ص 373؛ عدّة الداعی، ص 226؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا والِدَ الْأَئِمَّةِ الْبَرَرَةِ السّاداتِ»؛(1)
«سلام برتو ایپدر امامان نیک و بزرگان خلق».
پدر امامان مورد رضایت و پسند الهی:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا یعْسُوبَ الدِّینِ، وَقآئِدَ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِینَ، وَوالِدَ الْأَئِمَّةِ الْمَرْضِیینَ»؛(2)
«سلام بر تو که پیشوای دین و رهبر روسفیدان و پدر امامان پسندیده هستی».
بزرگ و سرپرست آزادگان.
در زیارت آن حضرت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلی والِی الْأَحْرارِ»؛(3)
«درود و سلام بر آنکه امام آزادگان است».
چهره درخشان الهی، چنانکه از امام زینالعابدینعلیه السلام در زیارت آن حضرت رسیده:
«اَلسَّلامُ عَلَی اسْمِ اللَّهِ الرَّضِی وَوَجْهِهِ الْمُضِیءِ»؛(4)
«سلام برنام پسندیدهخدا و چهرهدرخشانش».
امام علیعلیه السلام نزϠخدای تعالی، باشخصیت، آبرومند، آبرودار است. وجیه عند اللَّه است.
در دعای توسل عرض میکنیم:
«یا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ! اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَّهِ»؛(5)
«ایآبرومند نزدخدا! مارا نزد خدا شفاعتکن».
امیرمؤمنانعلیه السلام واسطه فیض خدا است و به وسیله او به سوی خدا تقرب میجویند.
در مورد آیه شریفه «وَابْتَغُوا إِلَیهِ الْوَسِیلَةِ»(6)امیرمؤمنانعلیه السلام فرمود: «أَنَا وَسِیلَتُهُ»؛(7)
«من آن وسیلهای هستم که همه باید به توسط من خدا را طلب کنید، و به او تقرب بجویید».
امام باقرعلیه السلام میفرماید: پدرم در زیارت امیرالمؤمنینعلیه السلام میفرمود:
«أَنْتَ وَسِیلَتِی إِلَی اللَّهِ»؛(8)
«تو وسیله من به سوی خدا هستی».
وفا کننده به عهد و پیمان.
«وَقآئِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِینَ، الْوَصِی الْوَفِی»؛(9)
«علیعلیه السلام جلودار و پیشوای سفیدرویان است، او وصی وفادار است».
کارگزار و متولّی احکام و امور خدای تعالی.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
1) 1712. بحارالانوار، ج 97، ص 375؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
2) 1713. بحارالانوار، ج 97، ص 375؛ اقبال الاعمال، ص 610؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
3) 1714. بحارالانوار، ج 99، ص 200.
4) 1715. بحارالانوار، ج 97، ص 246؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
5) 1716. بحارالانوار، ج 99، ص 247؛ مفاتیح الجنان، دعای توسل.
6) 1717. سوره مائده، آیه 35.
7) 1718. مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 75.
8) 1719. مفاتیح الجنان، زیارت چهارم امیرالمؤمنین.
9) 1720. بحارالانوار، ج 95، ص 319؛ اقبال الاعمال، ص 492؛ مفاتیح الجنان، اعمال عید غدیر.
امام صادقعلیه السلام در زیارت امیرالمؤمنینعلیه السلام فرموده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا وَلِی الْأَوْلِیآءِ»؛(1)
«سلام بر تو ای ولی امور اولیاء حق».
صاحب اختیار پاداش و جزای افراد.
در زیارت صفوان جمال به امیرمؤمنانعلیه السلام خطاب شده است:
«فَأَنْتَ سامِعُالدُّعاءِ وَوَلِی الْجَزاءِ، عَلَینا مِنْکَ السَّلامُ»؛(2)
«تو شنونده دعایی و پاداش نیز با توست، از جانب تو بر ما سلام باد».
دوری کننده از لذات دنیایی.
در فرازی از زیارت حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا هاجِرَ اللَّذّاتِ وَتارِکَ الشَّهَواتِ»؛(3)
«سلام برتو ای دوریکننده از خوشیها و لذّت دنیایی و ترک کننده شهوات نفسانی و شیطانی».
مردم را به راه راست و رشد هدایت میکند.
همچنین مراجعه شود به: عُدَّةُ الْمَعادِ [1305]
شکستدهنده حزبها و گروه شرک و کفر.
در زیارت آن حضرت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا هازِمَ الْأَحْزابِ وَمُذِلَّ الرِّقابِ»؛(4)
«سلام بر تو ای شکست دهنده احزاب و خوار کننده گردن کشان مشرک و کافر».
پادشاه بزرگ و بلندهمّت.
همچنین مراجعه شود به: الْأَبْطَحِی [1021]
از توصیفاتی است که حضرت زهراعلیها السلام در مورد امام علیعلیه السلام بیان فرموده است.
همچنین مراجعه شود به: الْإِمامُ الرَّبّانِی [1058]
امام باقرعلیه السلام فرمود: آن حضرت گرچه امام و رهبر و فرمانده بود، لکن شخصاً در جنگ شرکت میکرد و مبارزه مینمود و مثل برخی پنهان نمیشد.(5)
پا جای پای رسول خداصلی الله علیه وآله گذاشته و قدم به قدم پیروی او را نموده است.(6)
دست قدرت و رحمتگشوده خدا، چنانکه در زیارت آن حضرت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا عَینَ اللَّهِ النّاظِرَةَ، وَیدَهُ الْباسِطَةَ»؛(7)
1) 1721. بحارالانوار، ج 97، ص 373؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
2) 1722. بحارالانوار، ج 97، ص 331.
3) 1723. بحارالانوار، ج 97، ص 332.
4) 1724. بحارالانوار، ج 97، ص 331.
5) 1725. بحارالانوار، ج 33، ص 380؛ قرب الاسناد، ص 14؛ موسوعه امام علی، ج 9، ص 427.
6) 1726. بحارالانوار، ج 99، ص 106؛ اقبال الاعمال، ص 296؛ مفاتیح الجنان، دعای ندبه.
7) 1727. بحارالانوار، ج 97، ص 305؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه ششم امیرالمؤمنین.
«سلام بر تو که چشم بینای خدا و دست گشوده و گسترده او هستی».
یار و یاور و نیروی کمکی رسول خداصلی الله علیه وآله.
امام صادقعلیه السلام درزیارت آنحضرت فرموده:
«وَصَلِّ عَلی أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ الَّذِی جَعَلْتَهُ یداً لِبَأْسِهِ»؛(1)
«خدایا درود فرست بر امیرمؤمنان که دست توانای رسول خودت قرارش دادی».
خداوند به زیارت او میرود.
همچنین مراجعه شود به: أَفْضَلُ منَ الْأَئِمَّةِ [1054]
پیامبران الهی به زیارت او میروند.
همچنین مراجعه شود به: أَفْضَلُ منَ الْأَئِمَّةِ [1054]
مؤمنان به زیارت او میروند.
همچنین مراجعه شود به: أَفْضَلُ منَ الْأَئِمَّةِ [1054]
فرشتگان خدا به زیارت او میروند.
همچنین مراجعه شود به: أَفْضَلُ منَ الْأَئِمَّةِ [1054]
نام رسول خداصلی الله علیه وآله و نیز نام یکی از سورههای قرآن است.
ولی امام صادقعلیه السلام در زیارت امیرمؤمنانعلیه السلام خطاب به آن حضرت فرموده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا طه وَیس»؛(2)
«سلام بر تو ای طاها و یاسین».
سید و رئیس و پیشوا و رهبر ایمان و اهلش.
امام علیعلیه السلام پیشوای ایمان است،(3)پس به آن حضرت سلام داده میشود:
«اَلسَّلامُ عَلی یعْسُوبِ الْإِیمانِ وَمِیزانِ الْأَعْمالِ»؛(4)
«سلام بر تو ای پیشوای ایمان و میزان اعمال».
راوی از امام هادیعلیه السلام میپرسد: حدیثی از رسول خداصلی الله علیه وآله شنیدهام که معنایش را نمیدانم. فرمود: چیست؟ گفت:
«لا تُعادُوا الْأَیامَ فَتُعادِیکُمْ»؛
«باروزها دشمنینکنید کهبا شما دشمنیکنند».
امام فرمود:
«نَعَمْ، الْأَیامُ نَحْنُ ما قامَتِ السَّماواتُ وَالْأَرْضُ، فاَلسَّبْتُ اِسْمُ رَسُولِ اللَّهِ، وَالْأَحَدُ اِسْمُ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ، وَالْاِثْنَینِ الْحَسَنُ وَالْحُسَینُ، وَالثُّلُثاءُ عَلِی بْنُ الْحُسَینِ وَمُحَمَّدُ بْنُ عَلِیّ وَجَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ، وَالْأَرْبَعاءُ مُوسَی بْنُ جَعْفَرٍ وَعَلِی بْنُ مُوسی وَمُحَمَّدُ بْنُ عَلِیّ وَأَنَا، وَالْخَمِیسُ ابْنِی الْحَسَنُ، وَالْجُمُعَةُ ابْنُ ابْنِی وَإِلَیهِ یجْتَمِعُ عِصابَةُ الْحَقِّ»؛(5)
1) 1728. بحارالانوار، ج 97، ص 307؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین.
2) 1729. بحارالانوار، ج 97، ص 375؛ اقبال الاعمال، ص 608؛ مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین روز میلاد پیامبر.
3) 1730. بحارالانوار، ج 35، ص 59.
4) 1731. مستدرک الوسائل، ج 10، ص 222.
5) 1732. بحارالانوار، ج 36، ص 413؛ الصراط المستقیم، ج 2، ص 159.
«آری ما ایام هستیم تا آسمان و زمین برپاست، روز شنبه اسم رسول خداصلی الله علیه وآله است، یکشنبه امیرمؤمنان، دوشنبه امام حسن و امام حسین، سه شنبه امام سجاد و باقر و صادق، چهارشنبه امام کاظم و رضا و جواد و من، پنجشنبه پسرم امام حسن و جمعه فرزند پسرم است که حقّ و حقیقت و پیروان آن به گرد او جمع میشوند».
امیرالمؤمنینعلیه السلام در گفتار محبّین و مخالفین
امیرمؤمنان علیعلیه السلام شخصیتیاست آسمانی، تاریخی و جهانی برای همه زمانها، مکانها و ملّتها، که همه در مقابل او واکنش نشان دادهاند؛ چه دوست و چه دشمن. هرکه اسمی از او شنیده، یا شیفتهاش شده و یا کینهاش را به دل گرفته؛ و هرکه قلبی صاف داشته، عاشق او شده است. و هرکه از حقّ و حقیقت گریزان و خواهان ظلم و بیعدالتی بوده، از او روی گردانده است.
به فرمایش شهیدمطهری؛ علیعلیه السلام شخصیتی است استثنایی که جاذبه و دافعهاش در حدّ اعلا بوده؛ دافعهاش نه به جهت عیب و ایراد در او، که به نقص در قلب و درون خودشان بوده. هیچکسی در او عیب و لغزشی نیافته و آنکه خواسته از او بدگویی کند، فقط آبروی خویش را برده؛ چون از شجاعت او نالیده، از سخاوت او رنجیده، از عدالت او ترسیده، از حقّگویی او ناراحت شده؛ به دانش بیپایان او حسد ورزیده و به ایمان و استقامت و سبقت او در اسلام رشک برده است.
به هرحال در این فصل، به بیان القاب و فضایل مولا از زبان مردم؛ چه دوست و چه دشمن میپردازیم، هرچند قطرهای از آن اقیانوس هم نخواهد بود.
احنف بن قیس که از یاران امام بود، در جواب معاویه در مورد حضرت چنین گفت:
«کانَ آخِذاً بِثَلاثٍ وَتارِکاً بِثَلاثٍ: آخِذاً بِقُلُوبِ الرِّجالِ إِذا حَدَثَ، حُسْنِ الْاِسْتِماعِ إِذا حُدِثَ، أَیسَرُ الْأَمْرَینِ إِذا خُولِفَ؛ تارِکاً لِلْمِرآءِ، تارِکاً لِمُقارَنَةِ اللَّئِیمِ، تارِکاً لِما یعْتَذِرُ مِنْهُ»؛(1)
«آن حضرت سه چیز را گرفته بود و سه چیز را رها نموده بود: آنگاه که سخن میگفت دل همه را به دست میگرفت. وقتی کسی با او سخن میگفت، خوب گوش میداد. و اگر کسی با او مخالفت میکرد، آسانترین راه را برمیگزید. جدال و همنشینی با نابکار را ترک میکرد. و اگر کسی ازاو عذر میخواست ازآن دستمیکشید».
ابن عساکر نقل کرده: ابن عباس در مورد علیعلیه السلام چنین گفته است:
«نُزِلَتْ فِی عَلِیّ ثَمانُ مِائَةِ آیةً»؛(2)
«در قرآن کریم، هشتصد آیه در شأن علیعلیه السلام نازل شده است».
پدر مهربان مؤمنان؛ پدری که نسبت به فرزندان خود رحیم و مهربان است.
قرآن کریم در مورد پیامبرصلی الله علیه وآله فرموده است: «بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَحِیمٌ»(3).
حضرت خضرعلیه السلام بعد از شهادت امام علیعلیه السلام خطاب به ایشان فرمود:
«کُنْتَ لِلْمُؤْمِنِینَ أَباً رَحِیماً؛ إِذْ صارُوا عَلَیکَ عَیالاً»؛(4)
«تو نسبت به مؤمنان پدر مهربان بودی بعد از آنکه آنان عیال تو شدند».
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نیز در حدیثی فرمود:
«أَنَا وَعَلِی أَبَوا هذِهِ الْأُمَّةِ»؛
«من و علی دو پدر این امّت هستیم».
سستی و تنبلی را کنار زد.
در بخشی از زیارتی که مرحوم شیخ مفید و سید و شهید برای امام علیعلیه السلام نقل کردهاند، چنین آمده است:
«وَحِینَ وَجَدَ أَنْصاراً نَهَضَ مُسْتَقِلاًّ بِإِعْباءِ الْخَلافَةِ، مُصْطَلِعاً بِأَثْقالِ الْإِمامَةِ، فَنَصَبَ رایةَ الْهُدی فِی عِبادِکَ، وَنَشَرَ ثَوْبَ الْأَمْنِ فِی بِلادِکَ، وَبَسَطَ الْعَدْلَ فِی بَرِیتِکَ، وَحَکَمَ بِکِتابِکَ فِی خَلِیقَتِکَ، وَأَقامَ الْحُدُودَ وَقَمَحَ الْجُحُودَ وَقَوَّمَ الزَّیغَ وَسَکَّنَ الْغَمْرَةَ وَأَبادَ الْفَِتْرَةَ وَسَدَّ الفُرْجَةَ...»؛(5)
«و آنگاه که یارانی یافت، برای برپایی خلافت برخاست، تا اینکه بار امانت و امامت خود را بر جایگاه اصلیاش قرار داد و پرچم هدایت را بین بندگان خدا بلند نمود، امنیت را در شهرها برقرار کرد، عدالت را بین مخلوقات گستراند، مطابق
قرآن بین مردم حکم کرد، حدود الهی را اقامه نمود، ملحدان و منکران را مغلوب کرد، کژیها را راست و شبهات را برطرف کرد، کینهها را تسکین داد، سستیها و تنبلیها را کنار زد و جلوی انحرافات را بست».
این مدحِ یک مرد عرب از امیرمؤمنانعلیه السلام است در حضور ولید بن یزید بن عبدالملک بن مروان که از وی خواسته بود علیعلیه السلام را هَجو کند. او گفت: چطور کسی را هجو کنم که چنین اوصافی دارد:
«اَلَّذِی تَجَلْبَبَ بِالْوَقارِ، وَنَبَذَ الشِّنارَ وَعافَ الْعارَ، وَعَمَدَ الْإِنْصافَ وَأَبَدَّ الْأَوْصافَ، وَحَصَّنَ الْأَطْرافَ وَتَأَلَّفَ الْأَشْرافَ، وَأَزالَ الشُّکُوکَ فِی اللَّهِ بِشَرْحِ مَا اسْتَوْدَعَهُ الرَّسُولُ مِنْ مَکْنُونِ الْعِلْمِ الَّذِی نَزَلِ بِهِ النّامُوسُ وَحْیاً مِنْ رَبِّهِ، وَلَمْ یفْتَرِ طَرَفاً وَلَمْ یصْمُتْ آنِفاً وَلَمْ ینْطِقْ خُلْفاً»؛(1)
«آنکه وقار را پوشش خود قرار داده و عیب و عار را به دور انداخته، او استوانه داد و انصاف است، کسی که کردار نیک را رواج داد و بر اطراف دین، دژ محکمی بنا کرد و از خانوادهای بزرگ برخاست. با اسرار و علومی که پیامبر از طریق وحی به وی سپرده بود، شک و تردید را از دین زدود. لحظهای در راه دین آرام نداشت، دمی سکوت نکرد و هرگز سخن به خلاف نگفت».
از جمله توصیفاتی که ابن ابیالحدید در شرح نهج البلاغه خود برای امام علیعلیه السلام بیان داشته چنین است:
اگر سخن از جنگ و جهاد شود، علی «سید المجاهدین و المحاربین» است؛ اگر بحث موعظه و تذکّر باشد، علی «ابلغ الواعظین و المذکّرین» است؛ اگر حرف فقه و تفسیر باشد، علی «رئیس الفقهاء و المفسرین» است؛ اگر جای عدل و توحید باشد، علی «امام اهل العدل و الموحدین» است.(2)
امام علیعلیه السلام فرزند ابوطالب عموی گرامی پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله میباشد. ابوطالب یکی از فرزندان عبدالمطلب و برادر عبداللَّه پدر پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است.
ابوطالب چندین پسر داشت که یکی از آنان امیرالمؤمنینعلیه السلام بود. وی پس از رحلت پدرش عبدالمطلب، سالهای متمادی سرپرستی و حمایت از «محمّد بن عبداللَّه» را به عهده داشت؛ خصوصاً در دوران سخت تبلیغ مخفیانه دین اسلام و مقابله با مشرکان قریش در مکه که با پنهان داشتن اسلام و ایمان خود، نقش بسیار مهمی در دفاع از پیامبرصلی الله علیه وآله داشت.
قدرت و حمایت ابوطالب از پیامبرصلی الله علیه وآله به گونهای بود که پس از رحلت ایشان و فوت
جناب خدیجه، پیامبر خداصلی الله علیه وآله تصمیم گرفت از مکّه هجرت کند. علی فرزند چنین پدری بود.
فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبدمناف، مادر امیرالمؤمنین و همسر ابوطالبعلیهم السلام میباشد.
امام صادقعلیه السلام میفرماید: وی اولین زنی بود که با پای پیاده از مکّه به مدینه هجرت فرمود.(1)
داستان راز و نیازهای وی با خدا و ورودش به خانه کعبه جهت تولد تنها مولود کعبه، معروف است.
از آنجا که ابوطالب سرپرستی محمّد بن عبد اللَّه را برعهده داشت، فاطمه بنت اسد نیز در این راه زحمات زیادی کشید و البته پیامبر هم نهایت احترام و ارزش را برای وی قائل بود. هنگامی که فاطمه بنت اسد رحلت کرد، به امام علیعلیه السلام فرمود: نه تنها تو مادر از دست دادی، بلکه مادر من هم بود. پس عمامه و لباس خود را به امیرالمؤمنینعلیه السلام داد تا مادرش را در آن کفن کند، سپس پیامبر نماز باشکوهی بر وی خواند و داخل قبرش شد و برای او دعا نمود.(2)
کنیه دیگر آن حضرت است؛ یعنی امام علیعلیه السلام پدر حسن و حسینعلیهما السلام است.(3)
پدر زینب کبریعلیها السلام دختر بزرگ آنحضرت، ابوزینب از کنیههای امام علیعلیه السلام است.
امام علیعلیه السلام پدربزرگوار دو سید و آقا، حسن و حسین است، آن دو نفر سید هستند، چنانکه رسول خداصلی الله علیه وآله بارها فرموده:
«اَلْحَسَنُ وَالْحُسَینُ سَیدا شَبابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ»؛(4)
«حسن و حسین دو آقای جوانان اهل بهشتند».
پدر شبر. شبر نام پسر حضرت موسیعلیه السلام به زبان عبری است که به زبان عربی همان حسن است. پس ابوشبر کنیه آن حضرت است.(5)
پدر شُبیر. شبیر اسم فرزند دیگر حضرت موسیعلیه السلام است، رسول خداصلی الله علیه وآله بر همین اساس نام فرزند دوم امام علیعلیه السلام را حسین گذاشت.(6)
در مقایسه ایشان با حضرت آدم بیان شده:
«آدَمُ أَبُو الْآدَمِیینَ وَعَلِی أَبُو الْعَلَوِیینَ»؛(7)
«آدم پدر همه آدمیان و علی پدر علویان است».
پدر محمّد؛ یعنی محمّد حنفیه.
1) 1740. اصول کافی، ج 1، ص 453.
2) 1741. بحارالانوار ج6، ص232؛ وسائل الشیعة، ج3، ص83؛ اصول کافی، ج 1، ص 452.
3) 1742. بحارالانوار، ج 33، ص 247.
4) 1743. بحارالانوار، ج 34، ص 368.
5) 1744. الفضائل، ص 175.
6) 1745. مناقب آل ابی طالب، ج 2، ص 281.
7) 1746. بحارالانوار، ج 39، ص 47؛ مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 241.
پدر دو نور؛ امام حسن و امام حسینعلیهما السلام.(1)
از امّ سلمه همسر پیامبرصلی الله علیه وآله نقل شده که در مورد امام گفته است:
«کان عَلِی عَلَی الْحَقِّ، وَمَنِ اتَّبَعَهُ اتَّبَعَ الْحَقَّ وَمَنْ تَرَکَهُ تَرَکَ الْحَقَّ عَهْداً مَعْهُوداً قَبْلَ یوْمِهِ هذا»؛(2)
«علی بر حقّ است، هر که از او پیروی کند از حقّ پیروی کرده و هر که او را ترک کند حقّ را ترک گفته، این پیمانی است که پیش از این وجود داشته است».
در جنگ صفّین نمایندگانی بین دو لشکر رفت و آمد داشتند. یزید بن قیس، یکی از نمایندگان امام علیعلیه السلام، در مقابل معاویه گفت:
«فَاتَّقِ اللَّهَ یا مُعاوِیةُ! وَلا تُخالِفْ عَلِیاً؛ فَإِنّا وَاللَّهِ ما رَأَینا رَجُلاً قَطَّ أَعْمَلَ بِالتَّقْوی وَلا أَزْهَدَ فِی الدُّنْیا وَلا أَجْمَعَ لِخِصالِ الْخَیرِ کُلِّها مِنْهُ»؛(3)
«ای معاویه! از خدا بترس و با علیعلیه السلام مخالفت نکن، به خدا قسم! ما هرگز مردی ندیدیم که از او عاملتر به تقوی و زاهدتر در دنیا باشد و ندیدیم کسیرا که بتواند تمام خصلتهای نیکرا در خود جمع کند جز او».
اسید بن صفوان، صحابی رسول خداصلی الله علیه وآله میگوید: وقتی امیرمؤمنانعلیه السلام به شهادت رسید صدایناله و گریهمردم بههوا برخاست و مانند روزی که پیامبرصلی الله علیه وآله رحلت فرمود، تکرار شد. در این موقع شخصی گریه کنان و باشتاب آمد و در حالی که میگفت امروز خلافت نبوی منقطع گردید، رفت و بر درب خانهای که پیکر مطهر امام علیعلیه السلام در آن بود ایستاد و گفت:
«رَحِمَکَ اللَّهُ یا أَبَاالْحَسَنِ! کُنْتَ أَوَّلَ الْقَوْمِ إِسْلاماً، وَأَخْلَصَهُمْ إِیماناً، وَأَشَدَّهُمْ یقِیناً، وَأَخْوَفَهُمْ للَّهِِ وَأَعْظَمَهُمْ عَنآءً، وَأَحْوَطَهُمْ عَلی رَسُولِ اللَّهِصلی الله علیه وآله، وَآمَنَهُمْ عَلی أَصْحَابِهِ، وَأَفْضَلَهُمْ مَناقِبَ، وَأَکْرَمَهُمْ سَوابِقَ، وَأَرْفَعَهُمْ دَرَجَةً، وَأَقْرَبَهُمْ مِنْ رَسُولِ اللَّهِصلی الله علیه وآله، وَأَشْبَهَهُمْ بِهِ هَدْیاً وَخَلْقاً وَسَمْتاً وَفِعْلاً، وَأَشْرَفَهُمْ مَنْزِلَةً وَأَکْرَمَهُمْ عَلَیهِ، فَجَزاکَ اللَّهُ عَنِ الإِسْلامِ وَعَنْ رَسُولِهِ وَعَنِ الْمُسْلِمِینَ خَیراً.
قَوِیتَ حِینَ ضَعُفَ أَصْحَابُهُ، وَبَرَزْتَ حِینَ اسْتَکَانُوا، وَنَهَضْتَ حِینَ وَهَنُوا، وَلَزِمْتَ مِنْهاجَ رَسُولِ اللَّهِصلی الله علیه وآله؛ إِذْ هَمَّ أَصْحَابُهُ.
وَکُنْتَ خَلِیفَتَهُ حَقّاً لَمْ تُنَازَعْ وَلَمْ تَضْرَعْ بِرَغْمِ الْمُنافِقِینَ، وَغَیظِ الْکافِرِینَ، وَکُرْهِ الْحاسِدِینَ، وَصِغَرِ الْفاسِقِینَ. فَقُمْتَ بِالأَمْرِ حِینَ فَشِلُوا، وَنَطَقْتَ حِینَ تَتَعْتَعُوا، وَمَضَیتَ بِنُورِ اللَّهِ إِذْ وَقَفُوا، فَاتَّبَعُوکَ فَهُدُوا.
وَکُنْتَ أَخْفَضَهُمْ صَوْتاً، وَأَعْلاهُمْ قُنُوتاً، وَأَقَلَّهُمْ کَلاماً، وَأَصْوَبَهُمْ نُطْقاً، وَأَکْبَرَهُمْ رَأْیاً، وَأَشْجَعَهُمْ قَلْباً، وَأَشَدَّهُمْ یقِیناً، وَأَحْسَنَهُمْ عَمَلا، وَأَعْرَفَهُمْ بِالأُمُورِ.
کُنْتَ وَاللَّهِ یعْسُوباً لِلدِّینِ أَوَّلاً وَآخِراً، الأَوَّلَ حِینَ تَفَرَّقَ النَّاسُ وَالآخِرَ حِینَ فَشِلُوا.
کُنْتَ لِلْمُؤْمِنِینَ أَباً رَحِیماً؛ إِذْ صارُوا عَلَیکَ عِیالاً، فَحَمَلْتَ أَثْقالَ ما عَنْهُ ضَعُفُوا، وَحَفِظْتَ مَا أَضاعُوا، وَرَعَیتَ ما أَهْمَلُوا، وَشَمَّرْتَ إِذَا اجْتَمَعُوا، وَعَلَوْتَ إِذْ هَلِعُوا، وَصَبَرْتَ إِذْ أَسْرَعُوا، وَأَدْرَکْتَ أَوْتارَ ما طَلَبُوا، وَنالُوا بِکَ ما لَمْ یحْتَسِبُوا.
کُنْتَ عَلَی الْکافِرِینَ عَذاباً صَبّاً وَنَهْباً، وَلِلْمُؤْمِنِینَ عَمَداً وَحِصْناً، فَطِرْتَ وَاللَّهِ بِنَعْمائِها، وَفُزْتَ بِحِبائِها، وَأَحْرَزْتَ سَوابِغَها، وَذَهَبْتَ بِفَضائِلِها. لَمْ تُفْلَلْ حُجَّتُکَ، وَلَمْ یزِغْ قَلْبُکَ، وَلَمْ تَضْعُفْ بَصِیرَتُکَ، وَلَمْ تَجْبُنْ نَفْسُکَ، وَلَمْ تَخِرَّ.
کُنْتَ کَالْجَبَلِ لا تُحَرِّکُهُ الْعَوَاصِفُ. وَکُنْتَ کَما قالَعلیه السلام: آمَنَ النّاسُ فِی صُحْبَتِکَ، وَذاتِ یدِکَ. وَکُنْتَ کَما قالَعلیه السلام: ضَعِیفاً فِی بَدَنِکَ. قَوِیاً فِی أَمْرِ اللَّهِ، مُتَواضِعاً فِی نَفْسِکَ، عَظِیماً عِنْدَ اللَّهِ، کَبِیراً فِی الأَرْضِ، جَلِیلاً عِنْدَ الْمُؤْمِنِینَ. لَمْ یکُنْ لِأَحَدٍ فِیکَ مَهْمَزٌ، وَلا لِقائِلٍ فِیکَ مَغْمَزٌ، [وَلا لِأَحَدٍ فِیکَ مَطْمَعٌ ، وَلا لِأَحَدٍ عِنْدَکَ هَوادَةٌ.
الضَّعِیفُ الذَّلِیلُ عِنْدَکَ قَوِی عَزِیزٌ حَتّی تَأْخُذَ لَهُ بِحَقِّهِ، وَالْقَوِی الْعَزِیزُ عِنْدَکَ ضَعِیفٌ ذَلِیلٌ حَتّی تَأْخُذَ مِنْهُ الْحَقَّ، وَالْقَرِیبُ وَالْبَعِیدُ عِنْدَکَ فِی ذلِکَ سَواءٌ.
شَأْنُکَ الْحَقُّ وَالصِّدْقُ وَالرِّفْقُ، وَقَوْلُکَ حُکْمٌ وَحَتْمٌ، وَأَمْرُکَ حِلْمٌ وَحَزْمٌ، وَرَأْیکَ عِلْمٌ وَعَزْمٌ، فِیما فَعَلْتَ قَدْ نَهَجَ السَّبِیلُ وَسَهُلَ الْعَسِیرُ، وَأُطْفِئَتِ النِّیرانُ، وَاعْتَدَلَ بِکَ الدِّینُ، وَقَوِی بِکَ الإِسْلامُ، فَظَهَرَ أَمْرُ اللَّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ.
وَثَبَتَ بِکَ الإِسْلامُ وَالْمُؤْمِنُونَ، وَسَبَقْتَ سَبْقاً بَعِیداً، وَأَتْعَبْتَ مَنْ بَعْدَکَ تَعَباً شَدِیداً. فَجَلَلْتَ عَنِ الْبُکاءِ، وَعَظُمَتْ رَزِیتُکَ فِی السَّماءِ، وَهَدَّتْ مُصِیبَتُکَ الأَنامَ، فَإِنّا للَّهِِ وَإِنّا إِلَیهِ راجِعُونَ. رَضِینَا عَنِ اللَّهِ قَضاهُ، وَسَلَّمْنا للَّهِِ أَمْرَهُ. فَوَاللَّهِ لَنْ یصابَ الْمُسْلِمُونَ بِمِثْلِکَ أَبَداً.
کُنْتَ لِلْمُؤْمِنِینَ کَهْفاً وَحِصْناً وَقُنَّةً راسِیاً، وَعَلَی الْکافِرِینَ غِلْظَةً وَغَیظاً. فَأَلْحَقَکَ اللَّهُ بِنَبِیهِ وَلا أَحْرَمَنا أَجْرَکَ وَلا أَضَلَّنا بَعْدَکَ»؛(1)
«ای ابو الحسن! خداوند تو را رحمت کند، تو اولین مسلمان از قوم بودی، خالصترین ایمان و کاملترین یقین مال تو بود، خداترسترین بودی، پررنجترین فرد و محتاطترین به رسول خداصلی الله علیه وآله و باایمانترین اصحاب بودی، مناقب تو از همه بیشتر، سوابقت از همه گرامیتر، درجهات بالاتر و از همه به رسول خدا نزدیکتر؛ در روش و اخلاق و سیما و کردار، شبیهترین به پیامبر و شریفترین و گرامیترین فرد نزد پیامبربودی، خداوند به تو از طرف اسلام و رسول و مسلمین جزای خیر دهد.
آنگاهکه اصحاب ناتوانیکردند تو قوی بودی، اگر دیگران عقب کشیدند و سستی کردند تو قیام نمودی و به راه پیامبر چسبیدی.
حقیقتاً تو خلیفه بلامنازع بودی، علیرغم نظر منافقانو غیظکافرانو ناخوشیحسودانو کوری چشم فاسقان. آنگاه که دیگران سستی کردند تو
1) 1750. بحارالانوار، ج 42، ص 303؛ امالی صدوق، ص 241؛ کمال الدین، ج 2، ص 387؛ اصول کافی، ج 1، ص 454.
قیام به امر نمودی، آنها که ساکت شدند تو به سخن درآمدی، به نور خدا پیش رفتی، وقتی آنان بازماندند. پس پیرو تو شدند و راهنمایی گشتند.
در صدا نرمتر، در عبادت بالاتر و در کلام کمگوتر و در نطق صائبتر بودی، رأی تو بالاتر، قلب تو شجاعتر، یقین تو بیشتر و عمل تو نیکوتر بود و از همه به امور داناتر بودی.
به خدا قسم که تو یعسوب و سالار دین بودی در اوّل و آخر، در اوّل آنگاه که همه متفرق شدند و در آخر وقتی که سست شدند.
تو پدر مهربان مؤمنان بودی، آنگاه که آنان تحت تکفل تو درآمدند، باری را به دوش کشیدی که آنان ناتوان بودند، حفظ نمودی آنچه را که آنان ضایع نمودند. رعایت کردی آنچه را که آنان رها کردند، اقدام نمودی وقتی به گرد تو آمدند. آنگاه که بیتاب شدند تو والا شدی، آنگاه که شتاب کردند تو شکیبایی کردی، آنچه آنان طلب میکردند تو به چند برابرش رسیدی، و آنان در سایه تو به آنچه گمان هم نمیکردند، رسیدند.
تو بر کافران عذابی کوبنده و کشنده بودی و برای مؤمنان نیز پشتبیان و دژ محکم. به خدا قسم! تو با نعمتهای ولایت و خلافت سرشته شدی و از این عطیه کامیاب گشتی و سوابق آن را به دست آوردی و فضیلتهای آن را بردی.
حجّت و دلیل تو هیچگاه سست نشد و قلبت منحرف نگشت و بصیرت تو ضعیف نشد و هیچ ترسی در دل نداشتی و فرو نیفتادی، تو مانند کوه بودی که هیچ بادی او را تکان نمیدهد.
همانطور که پیامبر فرمود، مردم در کنار تو از دست و زبانت در امنیت بودند. بدنت نحیف و لاغر بود، امّا در امر خدا قوی بودی. نزد خودت متواضع و نزد خدا بزرگوار بودی، روی زمین بزرگ بودی و نزد مؤمنان باجلالت.
هیچ گویندهای را جای عیبجویی در تو نبود، و احدی درباره تو طمعی برای ناحقّ نداشت. شخص ضعیف و ذلیل، نزد تو قوی و عزیز بود تا موقعی که حقّ او را از ظالم بستانی، و شخص قوی و نیرومند، نزد تو ضعیف و ذلیل بود تا زمانی که حقّ مظلوم را از وی بستانی. و آشنا و غریب نیز در این مورد نزد تو مساوی هستند.
کار تو حقّ بود و راستی و مدارا، سخنت حکم قاطع و حتمی و فرمانت بردباری و دوراندیشی بود. اندیشهات دانش و تصمیم در آنچه کردی، به وسیله تو راه هموارگشت و دشواریها آسان شد و آتش فتنهها خاموش گردید و دین اعتدال گرفت و اسلام قوت یافت. پس امر خدا چیره گشت، هرچند کافران خوش نداشتند.
اسلام و مؤمنان با تو به ثبات دست یافتند، بسیار پیش رفتی و پیشی گرفتی و آیندگان را به زحمت و رنج انداختی. تو فراتر از آنی که گریه جبرانت کند، داغ غم تو در آسمان، بزرگ آمد و مردم را خُرد کرد.
انا للَّه و انا الیه راجعون! به قضای خدا راضی و تسلیم امر اوییم، بهخدا قسم! هرگز مسلمانان به مصیبتی چون فقدان تو گرفتار نخواهند شد.
برای مؤمنان پناه و دژ استوار و قلّه بلند بودی، بر کافران سختگیر و خشمگین بودی. خدا تو را به پیامبرش ملحق سازد و ما را از پاداش سوگواری محروم نکند و پس از تو گمراهمان نفرماید».
میگویند: پس همه مردم ساکت و سراپا گوش بودند تا سخنانش تمام شد. بعد شروع کرد به گریه، و اصحاب رسول اللَّهصلی الله علیه وآله نیز گریه کردند، وقتی ساکت شدند، هرچه گشتند او را پیدا نکردند.
گفته شده: او حضرت خضرعلیه السلام بوده است.
ابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغه، امام علیعلیه السلام را اینگونه توصیف میکند:
«إِنَّهُ أَفْضَلُ الْبَشَرِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِصلی الله علیه وآله وَأَحَقٌّ بِالْخَلافَةِ مِنْ جَمِیعِ الْمُسْلِمِینَ»؛(1)
«همانا علیعلیه السلام از همه افراد بشر بعد از پیامبر برتری دارد و او تنها کسی است که از بین مسلمانان شایسته خلافت است».
حذیفة بن یمان قبل از بیعت با امام در مقابل مردم به سخنرانی پرداخت و گفت:
«أَوْلَی النّاسِ بِالنّاسِ، أَحَقُّهُمْ بِالْأَمْرِ، وَأَقْرَبُهُمْ إِلَی الصِّدْقِ، وَأَرْشَدُهُمْ إِلَی الْعَدْلِ، وَأَهْداهُمْ سَبِیلاً، وَأَدْناهُمْ إِلَی اللَّه وَسِیلَةً، وَأَقْرَبُهُمْ بِرَسُولِ اللَّهِ رَحِماً، أَنِیبُوا إِلی طاعَةِ أَوَّلِ النّاسِ سِلْماً، وَأَکْثَرِهِمْ عِلْماً، وَأَصْدَقِهِمْ طَرِیقَةً، وَأَسْبَقِهِمْ إِیماناً، وَأَحْسَنِهِمْ یقِیناً، وَأَکْثَرِهِمْ مَعْرُوفاً، وَأَقْدَمِهِمْ جِهاداً، وَأَعَزِّهِمْ مَقاماً»؛(2)
«او سزاوارترین مردم به ایشان است، از همه به حکومت محقتر، راستگوترین مردم، راهنما و هدایتگر مردم به عدل و راه خدا،نزدیکترین وسیله برای به خدا رسیدن، و نیز نزدیکترین فرد به رسول خداصلی الله علیه وآله علیعلیه السلام است. پس به اطاعت اولین مسلمان درآیید، او که از همه بیشتر علم دارد و راهش از همه بهتر، ایمان آوردنش از همه زودتر، یقینش از همه بهتر، کارهای خیرش از همه بیشتر، جهادش از دیگران زودتر و مقامش از همه والاتر است...».
محتاطترین فرد از قوم.
همچنین مراجعه شود به: أَحْسَنُ الْقَوْمِ عَمَلاً [1644]
به همه علوم و در تمام جوانب آن آگاهی داشت و دانشمند تمام عیار بود.
به حسن بصری خبر رسید برخی میگویند: فلانی خودش را از علیعلیه السلام بهتر میداند، روزی بین اصحاب خود ایستاد و گفت:
من قصد داشتم که دیگر از منزل خارج نشوم تا موقعی که مرگم فرا رسد؛ ولی شنیدم چنین گفتهاند. من چگونه خود را بهتر از او بدانم در حالی که او این اوصاف را دارد:
«خَیرُ النّاسِ بَعْدَ نَبِینَاصلی الله علیه وآله وَأَنِیسُهُ وَجَلِیسُهُ، وَالْمُفَرِّجُ لِلْکَرْبِ عَنْهُ عِنْدَ الزَّلازِلِ، وَالْقاتِلُ لِلْأَقْرانِ یوْمَ التَّنازُلِ، لَقَدْ فارَقَکُمْ رَجُلٌ قَرَأَ الْقُرْآنَ فَوَقَّرَهُ، وَأَخَذَ الْعِلْمَ فَوَفَّرَهُ، وَحازَ الْبَأْسَ فَاسْتَعْمَلَهُ فِی طاعَةِ رَبِّهِ، صابِراً عَلی مَضَضِ الْحَرْبِ، شاکِراً عِنْدَ اللَّأْواءِ وَالْکَرْبِ، فَعَمِلَ بِکِتابِ رَبِّهِ وَنَصَحَ لِنَبِیهِ وَابْنِ عَمِّهِ وَأَخِیهِ، آخاهُ دُونَ أَصْحابِهِ وَجَعَلَ عِنْدَهُ سِرَّهُ، وَجاهَدَ عَنْهُ صَغِیراً وَقاتَلَ مَعَهُ کَبِیراً، یقْتُلُ الْأَقْرانَ وَینازِلُ الْفُرْسانَ دُونَ دِینِ اللَّهِ، حَتّی وَضَعَتِ الْحَرْبُ أَوْزارَها، مُتَمَسِّکاً بِعَهْدِ نَبِیهِ لا یصُدُّهُ صادٌّ وَلا یمالِی عَلَیهِ مُضادٌّ، ثُمَّ مَضَی النَّبِیصلی الله علیه وآله وَهُوَ عَنْهُ راضٍ، أَعْلَمُ الْمُسْلِمِینَ عِلْماً، وَأَفْهَمُهُمْ فَهْماً، وَأَقْدَمُهُمْ فِی الْإِسْلامِ، لا نَظِیرَ لَهُ فِی مَناقِبِهِ وَلا شَبِیهَ لَهُ فِی ضَرائِبِهِ، فَظَلَفَتْ نَفْسُهُ عَنِ الشَّهَواتِ، وَعَمِلَ للَّهِِ فِی الْغَفَلاتِ، وَأَسْبَغَ الطَّهُورَ فِی السَّبَراتِ، وَخَشَعَ للَّهِِ فِی الصَّلَواتِ وَقَطَعَ نَفْسَهُ عَنِ اللَّذّاتِ، مُشَمِّراً عَنْ ساقٍ، طَیبَ الْأَخْلاقِ، کَرِیمَ الْأَعْراقِ، اتَّبَعَ سُنَنَ نَبِیهِ وَاقْتَفی آثارَ وَلِیهِ. فَکَیفَ أَقُولُ فِیهِ ما یوبِقُنِی وَما أَحَدٌ أَعْلَمُهُ یجِدُ فِیهِ مَقالاً فَکُفُّوا عَنَّا الْأَذی وَتَجَنَّبُوا طَرِیقَ الرَّدی ؛(1)
«او بهترین مردم است بعد از پیامبرصلی الله علیه وآله، او انیس و همنشین رسول خدا و برطرف کننده همّ و غم اوست به هنگام نگرانیها، و کشنده پهلوانها به هنگام جنگها. بدانید کسی از بین شما رفت که به قرائت قرآن کریم میپرداخت و آن را گرامی میداشت، علم و دانش را به طور کامل نزد خود گرفت و سختیها را در راه طاعت خدا به کار گرفت، در هنگام نبردها صابر، و زمان مشکلات و گرفتاریها شاکر بود، و بهدستورات قرآن عمل میکرد و ناصح پیامبر و پسرعمو و برادرش بود. پیامبر نیز فقط با او عقد اخوت و برادری بست و اسرارش را نزد او گذاشت. از کوچکی همراه او بود و تا بزرگسالی همراه او جهاد میکرد برای دین خدا پهلوانان را میکشت و سواران را به زیر میانداخت تا اینکه گرد و غبار جنگ فروکش کرد، به پیمان پیامبرش وفادار ماند، هیچ بازدارندهای او را باز نداشت، و هیچ مخالفی بر او چیره نشد. پیامبرصلی الله علیه وآله در حالی رحلت فرمود که از وی راضی بود، عالمترین مسلمانان، فهیمترین آنها و ثابت قدمترین ایشان بود، در فضیلت و منقبت نظیر ندارد، خود را از شهوات باز گرفت، و در اوقات غفلت دیگران، او برای خدا کار میکرد. هنگام سوز و سرما، طهارت کامل انجاممیداد و در نماز خاشع بود، به لذتجویی نپرداخت؛ خوشاخلاقی همت او بود و نیاکانش بزرگوار بودند، پیرو سنّتهای پیامبر و دنباله روی ولی خود بود. چگونه درباره چنین کسی حرفی بزنم که موجب نابودیام شود و کسی را هم نمیشناسم که جرأت بدگویی او را داشته باشد. پس ما را آزار ندهید و خود را از گمراهی و پستی دور نگه دارید.
نوحعلیه السلام قبر امام علیعلیه السلام را آماده کرده بود.
1) 1753. بحارالانوار، ج 40، ص 118؛ امالی صدوق مجلس67، حدیث 1.
در آن شبی که امام حسن و امام حسینعلیهما السلام پیکرمطهر امامعلیعلیه السلام را طبقوصیت خودشان به محل مورد نظر انتقال دادند، همینکه مقداری خاک را کنار زدند، قبری آماده را مشاهده کردند که روی آن با خطّ سریانی نوشته بود: این قبری است که نوح نبیعلیه السلام هفتصد سال قبل از طوفان، برای علیعلیه السلام که وصی محمّدصلی الله علیه وآله است، آماده نموده است.(1)
آنچه از خونهایی را که تمام مردم در طلب آن بودند، به دست آورد.
همچنین مراجعه شود به: أَحْسَنُ الْقَوْمِ عَمَلاً [1644]
برای رسیدن به خدا، امام علیعلیه السلام بهترین و نزدیکترین وسیله است.
همچنین مراجعه شود به: أَحَقُّ النّاسِ بِالْأَمْرِ [1646]
سفیان ثوری در مورد امام چنین گفته است: «کان عَلِی بْنِ أَبِی طالِبٍ کَالْجَبَلِ بَینَ الْمُسْلِمِینَ وَالْمُشْرِکِینَ، أَعَزَّ اللَّهُ بِهِ الْمُسْلِمِینَ، وَأَذَلَّ اللَّهُ بِهِ الْمُشْرِکِینَ»؛(2)
«علی بن ابی طالب همانند کوهی بود بین مسلمانان و مشرکان؛ خداوند به وسیله او مسلمانان را عزیز و مشرکان را ذلیل نمود».
ارکان هدایت، ستون آسمانها و زمین. اشاره به آن زمانی است که ضربت شمشیر ابن ملجم بر فرق سر آن حضرت فرود آمد.
در آن هنگام، از آسمانها بانگ و ندایی شنیده شد:
تَهَدَّمَتْ وَاللَّهِ أَرْکانُ الْهُدی
قَدْ قُتِلَ عَلِی الْمُرْتَضی
«به خدا قسم! ارکان آسمان و زمین به لرزه درآمد، همانا علی مرتضی را کشتند».
از نامهای امام علیعلیه السلام در کتب گذشتگان است؛ چنانکه خود آن حضرت فرموده است:
«أَنَا اسْمِی فِی الْاِنْجِیلِ اِلیا، وَفِی التَّوراةِ بَرِی، وَفِی الزَّبُورِ أَرِی»؛(3)
«نام من در انجیل الیا است، و در تورات بری، و در زبور اری میباشد».
شخص خوش خُلق و خوی، و آقامنش و بزرگوار و باسخاوت.(4)
اصبغ بن نباته از اصحاب نزدیک امام علیعلیه السلام میگوید: روزی در مسجد کوفه خدمت امیرالمؤمنینعلیه السلام رسیدم، گروهی جمع بودند، سارقی را آوردند، محاکمه شد و پس از سه بار اقرار به دزدی، حکم به قطع دست وی داده شد. این شخص دست قطع شدهاش را به
دست دیگر گرفت و بیرون رفت و در حالی که از آن خون میچکید، ابن کواء که از دشمنان امیرالمؤمنینعلیه السلام بود او را دید و گفت: چه کسی دست تو را قطع کرده؟
وی که از شیعیان مولا بود، شروع کرد به تعریف و تمجید از امام و گفت:
«قَطَعَ یمِینِی الْأَنْزَعُ الْبَطِینُ، وَبابُ الْیقِینِ، وَحَبْلُ اللَّهِ الْمَتِینُ، وَالشّافِعُ یوْمَ الدِّینِ، الْمُصَلِّی إِحْدی وَخَمْسِینَ.
قَطَعَ یمِینِی إِمامُ التُّقی وَابْنُ عَمِّ الْمُصْطَفی شَقِیقُ النَّبِیّ الْمُجْتَبی لَیثُ الثَّری غَیثُ الْوَری وَحَتْفُ الْعِدی وَمِفْتاحُ النَّدی وَمِصْباحُ الدُّجی
قَطَعَ یمِینِی إِمامُ الْحَقِّ وَسَیدُ الْخَلْقِ، وَفارُوقُ الدِّینِ وَسَیدُ الْعابِدِینَ، وَإِمامُ الْمُتَّقِینَ وَخَیرُ الْمُهْتَدِینَ، وَأَفْضَلُ السّابِقِینَ وَحُجَّةُ اللَّهِ عَلَی الْخَلْقِ أَجْمَعِینَ.
قَطَعَ یمِینِی إِمامٌ حَظِی، بَدْرِی أُحُدِی، مَکِّی مَدَنِی، أَبْطَحِی هاشِمِی قُرَشِی، أَرْیحِی مَوْلَوِی طالِبِی، جَرِی قَوِی لَوْذَعِی، الْوَلِی الْوَصِی.
قَطَعَ یمِینِی داحِی بابِ خَیبَرٍ وَقاتِلُ مَرْحَبٍ وَمَنْ کَفَرَ، وَأَفْضَلُ مَنْ حَجَّ وَاعْتَمَرَ، وَهَلَّلَ وَکَبَّرَ، وَصامَ وَأَفْطَرَ، وَحَلَقَ وَنَحَرَ.
قَطَعَ یمِینِی شُجاعٌ جَرِی، جَوادٌ سَخِی بُهْلُولٌ، شَرِیفُ الْأَصْلِ، اِبْنُ عَمِّ الرَّسُولِ زَوْجُ الْبَتُولِ، سَیفُ اللَّهِ الْمَسْلُولُ، الْمَرْدُودُ لَهُ الشَّمْسُ عِنْدَ الْأُفُولِ.
قَطَعَ یمِینِی صاحِبُ الْقِبْلَتَینِ، الضّارِبُ بِالسَّیفَینِ، الطّاعِنُ بِالرُّمْحَینِ، وَوارِثُ الْمَشْعَرَینِ، الَّذِی لَمْ یشْرِکْ بِاللَّهِ طَرْفَةَ عَینٍ، أَسْمَحُ کُلِّ ذِی کَفَّینِ، وَأَفْصَحُ کُلِّ ذِی شَفَتَینِ، أَبُو السَیدَینِ الْحَسَنِ وَالْحُسَینِ.
قَطَعَ یمِینِی عَینُ الْمَشارِقِ وَالْمَغارِبِ، تاجُ لُؤَی بْنِ غالِبٍ، أَسَدُ اللَّهِ الْغالِبِ، عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ عَلَیهِ مِنَ الصَّلَواتِ أَفْضَلُها وَمِنَ التَّحِیاتِ أَکْمَلُها»؛(1)
1) 1758. بحارالانوار، ج 34، ص 267؛ التمحیص، ص 610.
«دست مرا همان انزع بطین که باب یقین است، قطع کرد. او که ریسمان محکم الهی و شافع روز قیامت است و کسی که 51 رکعت نماز میخواند.
دست مرا کسی قطع کرد که امام پرهیزکاری و پسر عموی مصطفی است، او که برادر و همراه پیامبر برگزیده است، همان که شیر بیشه، باران رحمت، و مرگ دشمنان و کلید بخشش و احسان و چراغ تاریکیها است.
دست مرا امام به حقّ و بهترین خلق خدا قطع کرد، او که فاروق دین، آقای عابدان، پیشوای پرهیزکاران، بهترین هدایتیافتگان، برترین سابقان، و حجّت خداوند بر تمام خلق است.
دست مرا کسی قطع کرد که چنین اوصافی دارد: امام است، دولتمند است، بدری اُحدی مکی مدنی ابطحی هاشمی قرشی است، آقامنش، مولوی طالبی است، دلیر و قوی، دانا و باهوش است، و همان که ولی و وصی پیامبر است.
دست مرا کسی قطع کرد که کننده در خیبر است، او که قاتل مرحب است و قاتل هرکه به خدا کافر شود، او برترین کسی است که حجّ و عمره به جای آورده و تهلیل و تکبیر گفته و روزه گرفته و افطار نموده و حلق و قربانی فرموده است.
دست مرا کسی قطع کرده که شجاع جری است، جواد و سخی و بهلول است، و اصل او نیز شریف است، پسر عموی رسول خدا، همسر زهرای بتول، شمشیر کشیده خدا، و همانکه خورشید به هنگام غروب برایش برگشت.
دست مرا کسی قطع کرد که به دو قبله نماز خواند، با دو شمشیر جنگید، با دو نیزه نبرد کرد، او که وارث مشعریناست و یک لحظه هم شرک نورزیده، او باسخاوتترین مردم و خطیبترین آنان است، او پدر حسن و حسین است.
دست مرا کسی قطع کرد که چشم بینا در مشرق و مغرب است، همانکه تاج لؤی بن غالب است، شیر همیشه پیروز خدا علی بن ابیطالب که برترین و کاملترین درودها و تحیات بر او باد».
وقتی اینتعریفها را نمود و رفت، ابن کوّاء خدمت مولا امیرالمؤمنینعلیه السلام آمد و گفت: با اینکه دست این دزد را قطع کردی؛ ولی این همه تعریف و تمجید کرد.
امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود: بروید او را حاضر کنید. او را آوردند، فرمود: من دست تو را قطع کردم، پس چرا این همه ثنای مرا گفتی؟
گفت: شما به همان حقّ و حکمی که خدا و رسولش واجب نمودند، عمل کردی.
امام دست قطع شده او را گرفت، پارچهای پیچید، به نماز ایستاد و دعا کرد ... بعد فرمود: دستش را باز کنید. نگاه کردند، دیدند دستش سالم است.
امام علیعلیه السلام به ابنکوّاء فرمود: مگر نگفتم ما دوستانی داریم که اگر قطعه قطعه هم بشوند دست از ما بر نمیدارند، و نیز دشمنانی داریم که اگر عسل به دهانشان بگذاریم باز از دشمنی دست برنمیدارند؟!
شک و شبههها را از بین برده و زایل میکند.
همچنین مراجعه شود به: أَبَدَّ الْأَوْصافَ [1630]
در گرما و سرما مراعات طهارت را میکرد و به طور کامل طهارت میگرفت.
همچنین مراجعه شود به: أَخَذَ الْعِلْمَ فَوَفَّرَهُ [1648]
رگ و ریشههای بدنش از سرچشمه نبوت سیراب شده است.
علّامه مجلسیرحمه الله در مورد مقایسه امام علیعلیه السلام با سایر مردم چنین نقل میکند:
«فَمَنِ اسْتُقِی عُرُوقُهُ مِنْ مَنْبَعِ النُّبُوَّةِ، وَرَضَعَتْ شَجَرَتُهُ ثُدْی الرِّسالَةِ، وَتَهَدَّلَتْ أَغْصانُهُ عَنْ نَبْعَةِ الْإِمامَةِ، وَنَشَأَ فِی دارِ الْوَحْی، وَرُبِّی فِی بَیتِ التَّنْزِیلِ، وَلَمْ یفارِقْ النَّبِی فِی حالِ حَیاتِهِ إِلی حالِ وَفاتِهِ، لا یقاسُ بِسائِرِ النّاسِ»؛(1)
1) 1759. بحارالانوار، ج38، ص295؛ مناقب آل ابی طالب، ج2، ص 180.
«کسی که رگ و ریشههای بدنش از چشمه نبوت سیراب شده و از پستان رسالت نوشیده است و شاخههای او در سایه امامت رشد یافته، و در خانه وحی نشو و نما یافته و در بیت نزول قرآن پرورش نموده و لحظهای از پیامبر خداصلی الله علیه وآله جدا نبوده، از زمان حیات تا زمان وفات، چنین کسی با هیچیک از سایر مردم قابل قیاس نیست».
شیر قبیله قریش.
امام علیعلیه السلام به معاویه نامه نوشت: چرا مردم را به کشتن بدهیم، بیا دونفره با هم مبارزه کنیم. عَمروعاص به معاویه گفت: خوب پیشنهادی است! معاویه گفت: میخواهی کشته شوم و تو جایم بنشینی؟! بعد گفت:
«قَدْ عَلِمَتْ قُرَیشُ أَنَّ ابْنَ أَبِی طالِبٍ سَیدُها وَأَسَدُها»؛(1)
«همه قریش میدانند که پسر ابوطالب، آقا و شیر قبیله قریش است».
عمرو عاص خبر شهادت امام علیعلیه السلام را اینگونه به معاویه داد:
«إِنَّ الْأَسَدَ الْمُفْتَرِشَ ذِراعَیهِ بِالْعِراقِ لاقی شُعُوبَهُ»؛(2)
«بدان آن شیر درندهای که پنجههایش را بر عراق گسترده بود، مرگ را ملاقات کرد».
معاویه در جوابش گفت: پس به خرگوش و آهو بگو هر کجا میخواهند بچرند.
بخشندهترین و باسخاوتترین و دست و دلبازترین مردم.
همچنین مراجعه شود به: الْاَرْیحِی [1655]
شبیهترین فرد به رسول خداصلی الله علیه وآله.
همچنین مراجعه شود به: أَحْسَنُ الْقَوْمِ عَمَلاً [1644]
یقین امام علیعلیه السلام از همه کاملتر و شدیدتر و خالصتر بود.
همچنین مراجعه شود به: أَحْسَنُ الْقَوْمِ عَمَلاً [1644]
شریفترین مخلوق پروردگار متعال، که حمیری در شعر خود برای امام علیعلیه السلام بیان کرده است.(3)
گفته شد: امیرالمؤمنینعلیه السلام در بین اهل بیت و عترت رسول خداصلی الله علیه وآله ازهمه شریفتر است، پس به طریق اولی در بین همه مردم نیز از منزلت و جایگاه بسیار بالایی برخوردار است و شریفترین منزلت مال اوست. چنانکه حضرت خضرعلیه السلام ایشان را چنین خطاب نمود:
«کُنْتَ أَوَّلَ الْقَوْمِ إِسْلاماً وَأَشْرَفَهُمْ مَنْزِلَةً»؛(4)
«تو اولین مسلمان هستی و در بین مردم شریفترین منزلت را داری».
همچنین مراجعه شود به: أَحْسَنُ الْقَوْمِ عَمَلاً [1644]
فرو ریزنده و سرازیر کننده.
حورالعین این اسم را برای امیرالمؤمنینعلیه السلام برگزیده است:
«وَیسَمُّونَهُ أَهْلُ السَّماءِ شَمْساطِیلَ وَعِنْدَ الْحُورِ الْعِینِ أَصَبٌّ»؛(1)
«اهل آسمان نام امیرالمؤمنینعلیه السلام را شمساطیل گذاشتهاند و نزد حورالعین نیز اصبّ است».
هرچه سخن گوید، عین حقّ و صواب است.
صائبترین و صحیحترین و محکمترین سخنان از آن امیرالمؤمنینعلیه السلام است که کتاب نفیس نهج البلاغه گوشهای از آن کلمات را جمعآوری نموده است.
اسید بن صفوان صحابی پیامبرصلی الله علیه وآله میگوید: روزشهادت امیرالمؤمنینعلیه السلام، شخصی که بعداً معلومشد حضرت خضرعلیه السلام بوده بردرب منزل امام ایستاد و گفت:
«کُنْتَ أَقَلَّهُمْ کَلاماً وَأَصْوَبَهُمْ مَنْطِقاً»؛(2)
«تو کمحرفترین مردم بودی ولی سخن و کلام تو صحیحترین سخن بود».
همچنین مراجعه شود به: أَحْسَنُ الْقَوْمِ عَمَلاً [1644]
این سخن معاویه دشمن درجه یک امام علیعلیه السلام در حضور عقیل است که گفت:
«رَحِمَ اللَّهُ أَباحَسَنٍ! فَلَقَدْ سَبَقْ مَنْ کانَ قَبْلَهُ وَأَعْجَزَ مَنْ یأْتِی بَعْدَهُ»؛(3)
«خدا رحمت کند علی را! از گذشتگان پیشی گرفت و آیندگان را ناتوان ساخت».
بیش از همه خدا را میشناسد.
گفته شده: حضرت خضرعلیه السلام هنگام زیارت امیرمؤمنانعلیه السلام خطاب به آن حضرت فرمود:
«کُنْتَ أَقَلَّهُمْ کَلاماً وَأَصْوَبَهُمْ مَنْطِقاً وَأَعْرَفَهُمْ بِاللَّهِ»؛(4)
«تو در ظاهر از همه کم حرفتر بودی، ولی سخنانت از همه صحیحتر بود، و از همه بیشتر خدا را میشناختی».
عمار یاسر، از اصحاب بزرگ و خاص رسول خداصلی الله علیه وآله و امام علیعلیه السلام، در مورد آن حضرت میفرماید:
«إِنِّی وَاللَّهِ اخْتَرْتُ لِنَفْسِی فِی أَصْحابِ رَسُولِ اللَّهِصلی الله علیه وآله، فَرَأَیتُ عَلِیاً أَقْرَأَهُمْ لِکِتابِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَأَعْلَمَهُمْ بِتَأْوِیلِهِ وَأَشَدَّهُمْ تَعْظِیماً لِحُرْمَتِهِ وَأَعْرَفَهُمْ بِالسُنَّهِ مَعَ قِرابَتِهِ مِنْ رَسُولِ اللَّهِصلی الله علیه وآله»؛(5)
«به خدا قسم من در بین اصحاب پیامبر، علیعلیه السلام را برای خودم برگزیدم، چون دیدم قرائت قرآن
1) 1764. بحارالانوار، ج 35، ص 62؛ مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 276.
2) 1765. بحارالانوار، ج97، ص354؛ اصولکافی ج1، ص455.
3) 1766. بحارالانوار، ج 42، ص 117؛ شرح نهج البلاغه، ج 11، ص 253؛ موسوعه امام علیعلیه السلام، ج 8، ص 380.
4) 1767. بحارالانوار، ج 97، ص 338.
5) 1768. بحارالانوار ج32، ص266؛ بشارة المصطفی ص281؛ امالیطوسی، ص143؛ موسوعه امامعلی ج 8، ص342.
او از همه بهتر، و به تأویل آن از همه آگاهتر، و از همه بیشتر تعظیم و احترام آن را نگاه میدارد، و آگاهترین فرد به سنّت رسول خدا است، علاوه بر اینکه با پیامبر نیز قرابت دارد».
امیرمؤمنانعلیه السلام به جهت برجستگیهایی که دارد، بین یاران و اصحابش شناخته شده است.
آنگاه که بحیرای راهب، پیامبر خداصلی الله علیه وآله را در کودکی و به همراه عمویش ابوطالب زیارت کرد، از نبوت وی خبر داد و به ابوطالب گفت تو هم فرزندی به دنیا میآوری که دارای چنین اوصافی است: او سیدالعرب، ربّانی العرب و ذو القرنین آن خواهد بود، حقّ شمشیر را به خوبی ادا میکند، نامش در آسمانها علی است، ذکر او در روز قیامت بعد از انبیا اعلی الخلق است، ملائکه او را البطل الازهر المفلح نامیدهاند. به کسی نظر نمیکند مگر اینکه به فلاح و ظفرمیرسد، به خدا! او بین اصحابش از خورشید هم شناختهشدهتر است.(1)
عارفترین و عالمترین فرد از مردم.
از القابی است که توسط حضرت خضرعلیه السلام برای آن حضرت نقل شده، که پس از شهادت آن حضرت ذکر کرد:
«کُنْتَ أَحْسَنَهُمْ عَمَلاً وَأَعْرَفَهُمْ بِالْأُمُورِ»؛(2)
«تو نیکوترین اعمال را داشتی و عارفترین قوم خود به امور بودی».
همچنین مراجعه شود به: أَحْسَنُ الْقَوْمِ عَمَلاً [1644]
خداوند به وسیله او، مسلمانان را عزیز کرد.
همچنین مراجعه شود به: أَذَلَّ اللَّهُ بِهِ الْمُشْرِکِینَ [1652]
امام صادقعلیه السلام میفرماید: شمعون خطاب به حضرت، عرضه داشت:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ وَرحَمْةُ اللَّهِ وَبَرَکاتُهُ، مَرْحَباً بِوَصِیّ خاتِمِ النَّبِیینَ وَقائِدِ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِینَ وَالْأَعَزِّ الْمَأْثُورِ وَالْفاضِلِ وَالْفائِقِ بِثَوابِ الصِّدِّیقِینَ»؛(3)
«درود خدا بر تو ای امیرمؤمنان! مرحبا به جانشین خاتم پیامبران و پیشوای سفیدرویان و بزرگترین یادگار گذشتگان است، او که فاضل است و به خیر و ثواب راستگویان نایل شده».
مقامش از همه مردم والاتر و برتر است.
همچنین مراجعه شود به: أَحَقُّ النّاسِ بِالْأَمْرِ [1646]
عمرو بن حمق یکی از دلایل بیعت خود با امام علیعلیه السلام را چنین بیان کرد:
«أَعْظَمَ رَجُلٍ مِنَ الْمُهاجِرِینَ سَهْماً فِی الْجِهادِ»؛(4)
«علیعلیه السلام در مبارزه با دشمنان از همه مهاجران، سهم و سابقه بیشتری داشت».
بیش از همه مردم در رنج و مشقت و سختی بود، چنانکه در سخن حضرت خضرعلیه السلام آمده:
«یا أَبَاالْحَسَنِ! کُنْتَ أَوَّلَ الْقَوْمِ إِسْلاماً وَأَعْظَمَهُمْ عِناءً»؛
«گواهی میدهم تو اولین مسلمان بودی و نیز پر رنج و مشقتترین مردم».
همچنین مراجعه شود به: أَحْسَنُ الْقَوْمِ عَمَلاً [1644]
معاویه فرزند یزید بن معاویه با اینکه مردم با او بیعت کردند و حدود چهل روز حکومت کرد؛ ولی خود را از خلافت غصبی خلع کرد و بر منبر رفت و از اهل بیتعلیهم السلام ستایش نمود و در مورد امام علیعلیه السلام گفت:
«أَعْظَمُ الْمُهاجِرِینَ قَدْراً، وَأَشْجَعُهُمْ قَلْباً، وَأَکْثَرُهُمْ عِلْماً، وَأَوَّلُهُمْ إِیماناً، وَأَشْرَفُهُمْ مَنْزِلَةً، وَأَقْدَمُهُمْ صُحْبَةً، ابْنُ عَمِّ رَسُولِ اللَّهِ، أَفْضَلُ هذِهِ الْأُمَّةِ»؛(1)
«او که قدرش از همه مهاجران عظیمتر، قلبش شجاعتر، علمش بیشتر، ایمان آوردنش زودتر، منزلت و مقامش شریفتر و مصاحبتش با پیامبر قدیمیتر، پسر عموی رسول خداصلی الله علیه وآله علی افضل این امّت است».
شعبی از ابوبکر نقل کرده است که گفت:
«مَنْ سَرَّهُ أَنْ ینْظُرَ إِلی أَعْظَمِ النّاسِ مَنْزِلَةً عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ، فَلْینْظُرْ إِلی هذَا الطّالِعِ»؛(2)
«هرکه دوست دارد به کسی نگاه کند که مقام و منزلتش نزد رسول خداصلی الله علیه وآله از همه ارجمندتر و برتر باشد، پس به این جمال آفتابی بنگرد».
سعید بن وهب از عبداللَّه نقل میکند:
«أَعْلَمُ أَهْلِ الْمَدِینَةِ بِالْفَرائِضِ عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ»؛(3)
«عالمترین و آگاهترین فرد شهر مدینه به احکام، علی بن ابی طالبعلیه السلام است».
به تأویل و تفسیر قرآن، از همه آگاهتر است.
همچنین مراجعه شود به: الْأَعْرَفُ بِالسُّنَّةِ [1670]
سلمان فارسی در مورد ایشان گفته است:
«أَ لَیسَ مَنْ صَلّی قِبْلَتَهُ وَأَعْلَمَ الْقَوْمِ بِالْأَحْکامِ وَالسُّنَنِ»؛(4)
«آیا او اولین کسی نیست که به قبله پیامبرصلی الله علیه وآله نماز خواند، او که عالمترین مردم به احکام اسلام و سنت پیامبر است».
در روز قیامت از همه مردم بالاتر و درجه والاتری دارد.
همچنین مراجعه شود به: الْأَعْرَفُ بَینَ أَصْحابِهِ [1671]
دعا و قنوت و عبادتش از همه عالیتر است.
همچنین مراجعه شود به: أَحْسَنُ الْقَوْمِ عَمَلاً [1644]
بیش از همه به تقوای الهی عمل مینمود.
همچنین مراجعه شود به: أَجْمَعَ خِصالَ الْخَیرِ [1643]
باافتخارترین کسی که خندید و گریه کرد.
معاویه دشمن درجه یک امیرالمؤمنینعلیه السلام، از عبد اللَّه بن عباس سؤال میکند: نظرت در مورد علیعلیه السلام چیست؟ وی چنین پاسخ داد:
«صَلَواتُ اللَّهِ عَلی أَبِی الْحَسَنِعلیه السلام، کانَ واللَّهِ عَلَمَ الْهُدی وَکَهْفَ التُّقی وَمَحَلَّ الْحِجی وَمَحْتَدَ النَّدی وَطَوْدَ النُّهی وَعِلْمَ الْوَری وَنُوراً فِی ظُلْمَةِ الدُّجی وَداعِیاً إِلَی الْمَحَجَّةِ الْعُظْمی وَمُسْتَمْسِکاً بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقی وَسامِیاً إِلَی الْمَجْدِ وَالْعُلا، وَقائِدَ الدِّینِ وَالتُّقی وَسَیدَ مَنْ تَقَمَّصَ وَارْتَدی بَعْلَ بِنْتِ الْمُصْطَفی وَأَفْضَلَ مَنْ صامَ وَصَلّی وَأَفْخَرَ مَنْ ضَحِکَ وَبَکی صاحِبَ الْقِبْلَتَینِ ...»؛(1)
«درود خدا بر ابو الحسن! به خدا قسم که او پرچم هدایت بود، مرکز پرهیزکاری، و خرد و دانشمندی، و اصل و ریشه بذل و بخشش، کوه بزرگ عقل و دانش مردم، نوری در تاریکیها، راهنمای راه بزرگ خدا، متمسک به حبل و ریسمان محکم خدا، دارای مجد و مقام عالی، رهبر دین و تقوا، او که بزرگ بود و ردای بزرگواری به تن داشت، شوهر دختر پیامبر، فاضلترین کسی که روزه گرفت و نماز خواند، مفتخرترین کسی که خندید و گریه کرد، و آن که به دو قبله نماز خواند».
همچنین مراجعه شود به: أَفْخَرُ مَنْ ضَحِکَ وَبَکی [1686]
فصیحترین کسیکه با دو لب سخن گفته.(2)
همچنین مراجعه شود به: الْاَرْیحِی [1655]
این یک مطلب پذیرفته شده و حتمی بوده که آن امام از همه برتر بوده؛ چنانکه عبداللَّه بن مسعود میگوید:
«کُنّا نَتَحَدِّثُ أَنَّ أَفْضَلَ أَهْلِ الْمَدِینَةِ عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ»؛(3)
«همیشه ما چنین گف و گو میکردیم که علی بن ابی طالب از همه اهل مدینه برتر است».
برترین بشر، چنانکه ابن ابی الحدید معتزلی به آن اعتراف نموده است.
[1645 همچنین مراجعه شود به: أَحَقُّ الْمُسْلِمِینَ بِالْخِلافَةِ]
برترین مخلوق پروردگار، چنانکه حمیری در شعرش، برای امام علیعلیه السلام بیان کرده است.(4)
در یکی از دو هزار استدلالی که مرحوم علّامه حلّیرحمه الله در عصمت امیرالمؤمنینعلیه السلام آورده، میگوید: علی افضل از آدم و افضل از
ملائک است و ملائک همه معصوم هستند، پس علیعلیه السلام هم به طریق اولی معصوم است.(1)
فاضلترین فردی که روزه گرفته است.
همچنین مراجعه شود به: أَفْخَرُ مَنْ ضَحِکَ وَبَکی [1686]
برترین فردی که نماز خوانده است.
همچنین مراجعه شود به: أَفْخَرُ مَنْ ضَحِکَ وَبَکی [1686]
بافضیلتترین فرد این امّت.
همچنین مراجعه شود به: أَعْظَمُ الْمُهاجِرِینَ [1678]
حدود و قوانین الهی را اقامه و اجرا میکند.
همچنین مراجعه شود به: أَبادَ الْفِتْرَةَ [1629]
مصاحبتش و همراهیاش با رسول خداصلی الله علیه وآله از همه زودتر و قدیمیتر بود.
همچنین مراجعه شود به: أَعْظَمُ الْمُهاجِرِینَ [1678]
سابقه جهادش از همه بیشتر است.
همچنین مراجعه شود به: أَحَقُّ النّاسِ بِالْأَمْرِ [1646]
از امّ سلمه همسر پیامبر نقل شده: در مورد امام گفته است:
«إِنَّ أَقْرَبَ النّاسِ عَهْداً بِرَسُولِ اللَّهِ عَلِی»؛(2)
«آخرین کسی که با پیامبرصلی الله علیه وآله دیدار و وداع کرد، علیعلیه السلام بود».
روزی امام علیعلیه السلام با عمر بن خطّاب با هم بودند و عدهای هم حضور داشتند، امام که تشریف برد، شخصی آن حضرت را به تکبّر متهم کرد. عمر گفت: چنین فردی با آن فضایل و سوابق باید هم بزرگ باشد چون او:
«أَقْضَی الْأُمَّةِ وَذُو سابِقَتِها وَذُو شَرَفِها»؛(3)
«او برترین داور و قاضی امّت، باسابقهترین و پرشرفترین آنان میباشد».
فرد کمسخن، همان هم که گوید نیک است، کمگوی و گزیدهگوی چون درّ.
«کُنْتَ أَقَلَّهُمْ کَلاماً وَأَصْوَبَهُمْ مَنْطِقاً»؛(4)
«تو کمحرف و کمسخن بودی؛ امّا همان هم که میگفتی عین حقّ و صواب بود».
همچنین مراجعه شود به: أَحْسَنُ الْقَوْمِ عَمَلاً [1644]
در بین قوم، بهترین رأی و نظر را میدهد.
همچنین مراجعه شود به: أَحْسَنُ الْقَوْمِ عَمَلاً [1644]
از قنبر خادم باوفای امیرمؤمنانعلیه السلام پرسیدند: تو بنده چه کسی بودی و مولایت چگونه بود؟
وی در پاسخ، ضمن بیان توصیفات والا درباره آن حضرت گفت:
«مَنْ ضَرَبَ بِسَیفَینِ، وَطَعَنَ بِرُمْحَینِ، وَصَلَّی الْقِبْلَتَینِ، وَبایعَ الْبَیعَتَینِ، وَهاجَرَ الْهِجْرَتَینِ، وَلَمْ یکْفُرْ بِاللَّهِ طَرْفَةَ عَینٍ. أَنَا مَوْلی صالِحِ الْمُؤْمِنِینَ، وَوارِثُ النَّبِیینَ، وَخَیرُ الْوَصِیینَ، وَأَکْبَرُ الْمُسْلِمِینَ، وَیعْسُوبُ الْمُؤْمِنِینَ، وَنُورُ الْمُجاهِدِینَ، وَرَئِیسُ الْبَکّائِینَ، وَزَینُ الْعابِدِینَ، وَسِراجُ الْماضِینَ، وَضَوْءُ القائِمِینَ، وَأَفْضَلُ الْقانِتِینَ، وَلِسانُ رَسُولِ رَبِّ الْعالَمِینَ، وَأَوَّلُ الْمُؤْمِنِینَ مِنْ آلِ یس. الْمُؤَیدُ بِجَبْرَئِیلَ الْأَمِینِ، وَالْمَنْصُورُ بِمِیکائِیلَ الْمَتِینِ، وَالْمَحْمُودُ عِنْدَ أَهْلِ السَّماءِ أَجْمَعِینَ. سَیدُ الْمُسْلِمِینَ وَالسّابِقِینَ، وَقاتِلُ النّاکِثِینَ وَالْمارِقِینَ وَالْقاسِطِینَ، وَالْمُحامِی عَنْ حَرَمِ الْمُسْلِمِینَ، وَالْمُجاهِدُ أَعْدائَهِ النّاصِبِینَ، وَمُطْفِئُ نارِ الْمُوقَدِینَ، وَأَفْخَرُ مَنْ مَشی مِنْ قُرَیشٍ أَجْمَعِینَ، وَأَوَّلُ مَنْ أَجابَ وَاسْتَجابَ للَّهِِ. أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَوَصِی نَبِیهِ فِی الْعالَمِینَ، وَأَمِینُهُ عَلَی الْمَخْلُوقِینَ، وَخَلِیفَةُ مَنْ بَعَثَ إِلَیهِمْ أَجْمَعِینَ. سَیدُ الْمُسْلِمِینَ وَالسّابِقِینَ، وَمُبِیدُ الْمُشْرِکِینَ، وَسَهْمٌ مِنْ مَرامِی اللَّهِ عَلَی الْمُنافِقِینَ، وَلِسانُ کَلِمَةِ الْعابِدِینَ. ناصِرُ دِینِ اللَّهِ وَوَلِی اللَّهِ، وَلِسانُ کَلِمَةِ اللَّهِ، وَناصِرُهُ فِی أَرْضِهِ، وَعَیبَةُ عِلْمِهِ، وَکَهْفُ دِینِهِ. إِمامُ أَهْلِ الْأَبْرارِ (إِمامُ الْأَبْرارِ)، مَنْ رَضِی عَنْهُ العَلی الْجَبّارُ. سَمِحٌ سَخِی بُهْلُولٌ سَنَحْنَحِی، زَکِی مُطَهَّرٌ أَبْطَحِی، جَرِی هُمامٌ، صابِرٌ صَوّامٌ، مَهْدِی مِقْدامٌ، قاطِعُ الْأَصْلابِ، مُفَرِّقُ الْأَحْزابِ، عالِی الرِّقابِ، أَرْبَطُهُمْ عِناناً وَأَثْبَطُهُمْ جِناناً، وَأَشَدُّهُمْ شَکِیمَةً، بازِلٌ باسِلٌ صِنْدِیدٌ، هِزْبَرٌ ضَرْغامٌ، حازِمٌ عَزّامٌ، حَصِیفٌ خَطِیبٌ مِحْجاجٌ، کَرِیمُ الْأَصْلِ، شَرِیفُ الْفَضْلِ، فاضِلُ الْقَبِیلَةِ، نَقِی الْعَشِیرَةِ، زَکِی الرَّکانَةِ، مُؤَدِّی الْأَمانَةِ، مِنْ بَنِی هاشِمٍ وَابْنُ عَمِّ النَّبِیّ، الْإِمامُ الْمَهْدِی الرِّشادُ، مُجانِبُ الْفَسادِ، الْأَشْعَثُ الْحاتَمُ الْبَطَلُ الْجَماجِمُ، وَاللَّیثُ الْمُزاحِمُ، بَدْرِی مَکِی حَنَفِی رَوْحانِی شَعْشَعانِی، مِنَ الْجِبالِ شَواهِقُها، وَمِنْ ذِی الْهِضابِ رُؤُوسُها، وَمِنَ الْعَرَبِ سَیدُها، وَمِنَ الْوَغْی لَیثُها، الْبَطَلُ الْهُمامُ، وَاللَّیثُ الْمِقْدامُ، وَالْبَدْرُ التَّمامُ. مَحَکُ الْمُؤْمِنِینَ، وَوارِثُ الْمَشْعَرَینِ، وَأَبُو السِّبْطَینِ الْحَسَنِ وَالْحُسَینِ. وَاللَّهِ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ حَقّاً حَقّاً عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ عَلَیهِ مِنَ اللَّهِ صَلَواتُ الزّاکِیاتِ وَالْبَرَکاتُ السَّنِیةُ»؛(1)
«همانکه با دو شمشیر میجنگید و با دو نیزه نبرد میکرد، به دو قبله نماز خواند، دو بار بیعت کرد، دو بار هجرت نمود و لحظهای هم به خدا کفر نورزید. بدانید که من غلام چنین کسی بودم:
شایستهترین مؤمنان، وارث پیامبران و بهترین جانشینان و بزرگ مسلمانان، رهبر مؤمنان، نور مجاهدان، رئیس گریهکنندگان، زینت عابدان، چراغ گذشتگان، نور نمازگزاران، بهترین شب زندهداران، زبان گویای رسول پروردگار.
اوّلین مؤمن آل یاسین، همان که جبرئیل امین تأییدش کرده و میکائیل قدرتمند یاریش نموده و نزد تمام آسمانها پسندیده است.
1) 1785. بحارالانوار، ج 42، ص 133؛ وسائل الشیعه، ج 29، ص299؛ الاختصاص، ص73؛ التحصین، ص 610؛ نهج السعادة، ج 8، ص 381؛ عبقات الانوار، ج 4، ص 329؛ مواقف الشیعه، ج 2، ص 332؛ معجم رجال الحدیث، ج 15، ص 90.
سرور مسلمانان و آقای پیشگامان، کشنده عهد و پیمان شکنان و خوارج و ظالمان، مدافع حریم مسلمانان، همان که با دشمنان ناصبی مجاهده نمود و آتش توطئهگران را خاموش کرد. باافتخارترین فرد از قریش، اولین کسی است که ندای الهی را اجابت کرد.
او امیر مؤمنان و جانشین رسولش در تمام جهانیان و امین بر مخلوقات و خلیفهاش بین مردم است. آقای مسلمانان و سرور سابقان و کشنده مشرکان، تیر غیب الهی بر گردن منافقان است.
او زبان گویای عابدان و یاری کننده دین خدا است. او ولی خدا و کلمة اللَّه و یاری کنندهاش در روی زمین است. وی معدن علم خدا و پناه دین او است. او امام نیکان است، کسی که خداوند عالی جبّار از وی راضی است. باگذشت، بخشنده، باشرم، خردمند، شب زندهدار، باهوش، پاک، حجازی، دست و دلباز، شجاع، باهمت، صبور، روزهدار، هدایتکننده، اقدام کننده، قطع کننده نسل و ریشه دشمنان، برهمزننده احزاب، برتر گردنفرازان، از جهت زمام، استوارترین، و از نظر دل، ثابتترین، و از جهت قلب، استوارترین آنان است.
قدرتمند، دلیر، مهتر، هژبر، شیر، بااراده، مصمّم، نیکاندیش، سخنور، مناظرهگر، اصیل، بافضل، فاضل خاندان، پاکعشیره، پروقار، و امانتدار است.
از بنیهاشم و پسرعموی رسول خداصلی الله علیه وآله، امامِ راهِ راست یافته، پرهیزکننده از فساد، بخشنده ساماندهنده، قهرمان قهرمانان، شیر ژیان، بدری و مکّی، دارنده دین حنیف، روحانی، تابنده، ستیغ کوهها، بالای بلندیها، سرور عربها، شیر بیشهها، پهلوان با همت، شیر حمله کننده، ماه تمام، محک مؤمنان، وارث مشعریان، پدر حسن و حسین، دو نوه پیامبر، به خدا قسم که او حقیقتاً امیر مؤمنان علی بن ابی طالبعلیه السلام است؛ درود و سلام بی پایان و پربرکت خداوند بر او باد!».
گرامیترین فرد برای رسول خداصلی الله علیه وآله در بین مردم، و این عنوانی است که در روز شهادت امیرمؤمنانعلیه السلام به آن حضرت خطاب شد:
«یا أَبَا الْحَسَنِ کُنْتَ أَوَّلَ الْقَوْمِ إِسْلاماً... وَأَقْرَبَهُمْ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ وَأَکْرَمَهُمْ عَلَیهِ»؛
«ای ابو الحسن! تو اولین مسلمان بودی، تو از همه به پیامبر خداصلی الله علیه وآله نزدیکتر بودی، و از همه بیشتر نزد او گرامی بودی».
همچنین مراجعه شود به: أَحْسَنُ الْقَوْمِ عَمَلاً [1644]
الیا نام وصی آخرین پیامبرصلی الله علیه وآله، علیعلیه السلام است، که همانند نام خاتم الانبیاء در تمام کتب آسمانی گذشتگان ذکر شده و در کنار نام آن حضرت آمده است.
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمود:
«فِی التَّوْراةِ اسْمُ وَصِیی اِلْیا»؛(1)
«اسم وصی من در تورات الیا است».
1) 1786. بحارالانوار، ج 9، ص 298.
در انجیل هم چنین آمده است:
«أَنَا اسْمِی فِی الْاِنْجِیلِ اِلْیا»؛(1)
«نام من در کتاب انجیل، الیا میباشد».
زمین به واسطه او آرامش مییابد.
روزی امام علیعلیه السلام سوار بر مرکب پیامبرصلی الله علیه وآله ازمحلی عبور میکرد. سلمان به همراهان خود گفت: برخیزید و دامنش را بگیرید و از او بپرسید؟ به خدا قسم هیچکس جز او نمیتواند شما را از اسرار پیامبرتان آگاه سازد؛ چون:
«إِنَّهُ لَعالِمُ الْأَرْضِ وَرَبّانِیها وَإِلَیهِ تُسْکَنُ، لَوْ فَقَدْتُمُوهُ لَفَقَدْتُمُ الْعِلْمَ وَأَنْکَرْتُمُ النّاسَ»؛(2)
«همانا علی عالم زمین و ربّانی و پرورش دهنده آن است که به واسطه او آرامش مییابد، اگر او را از دست بدهید، همه علم را از دست دادهاید و نسبت به مردم شناخت پیدا نخواهید کرد».
امام همه انسانها و جنّیان است.(3)
در آن بیت معروف نیز گفته:(4)
عَلِی حُبُّهُ جُنَّةٌ
قَسِیمُ النّارِ وَالجَنَّةِ
وَصِی الْمُصْطَفی حَقّاً
إِمامُ الْإِنْسِ وَالْجِنَّةِ
«دوستی علیعلیه السلام سپر بلا است، او تقسیم کننده بهشت و جهنم است، حقیقتاً جانشین پیامبر و امام همه انسانها و جنیان است».
پیشوای نیکان و خوبان. چنانکه قنبر خادم در توصیف مولای خود بیان داشته است.(5)
همچنین مراجعه شود به: أَکْبَرُ الْمُسْلِمِینَ [1702]
حقیقتاً شایستگی امامت را دارد و بر حقّ نیز امام است.
همچنین مراجعه شود به: الْاَرْیحِی [1655]
ابونعیم اصفهانی در توصیف امام علیعلیه السلام چنین میگوید:
«سَیدُ الْقَوْمِ، مُحِبُّ الْمَشْهُودِ وَمَحْبُوبُ الْمَعْبُودِ، بابُ مَدِینَةِ الْعِلْمِ وَالْعُلُومِ، رَأْسُ الْمُخاطِباتِ وَمُسْتَنْبِطُ الْإِشاراتِ، رایةُ الْمُهْتَدِینَ، وَنُورُ الْمُطِیعِینَ وَوَلِی الْمُتَّقِینَ وَإِمامُ الْعادِلِینَ... قُدْوَةُ الْمُتَّقِینَ وَزِینَةُ الْعارِفِینَ، الْمُنْبِئُ عَنْ حَقائِقِ التَّوْحِیدِ، الْمُشِیرُ إِلی لَوامِعِ عِلْمِ التَّفْرِیدِ، صاحِبُ قَلْبِ الْعُقُولِ وَاللِّسانِ السَّؤُولِ...»؛(6)
«سرور قوم، دوستدار و محبوب خدای تعالی، باب شهر علم و دانشها، منشأ مخاطبات احکام، درک کننده اشارات، پرچم هدایت یافتگان، نور اطاعت کنندگان، ولی پرهیزکاران، امام عدالت پیشگان...، پیشوای پرهیزکاران، زینت عارفان، آنکه از حقایق توحید خبر میدهد، و به درخشش علم توحید اشاره میکند، صاحبدل خردمند و دارای زبان پرسشگر ...».
1) 1787. بحارالانوار، ج 35، ص 46؛ معانی الاخبار، ص 58.
2) 1788. امالی صدوق، مجلس 81، حدیث 19.
3) 1789. بحارالانوار، ج 39، ص 65؛ الصراط المستقیم، ج 1، ص 102.
4) 1790. مناقب آل ابی طالب، ج 2، ص 160.
5) 1791. بحارالانوار، ج 42، ص 133، به نقل از الاختصاص.
6) 1792. مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 287؛ موسوعه امامعلی، ج 8، ص 408؛
در همه امور و برای همه مردم امام است.
از خلیل بن احمد سؤال شد: چه دلیلی است که علیعلیه السلام امام الکلّ فی الکلّ است؟ گفت: چون همه به او احتیاج دارند و او به هیچ یک آنان احتیاج ندارد.(1)
پیشوای ظفرمند و پیروز.
در خطبه عیدین نقل شده که فرموده:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی أَخِیهِ وَأَبِی بَنِیهِ السَّیدِ الْمُطَهَّرِ وَالْإِمامِ الْمُظَفَّرِ»؛(2)
«خدایا درود فرست بر برادر رسول خدا و پدر فرزندان حضرت؛ همان آقای مطهر و امام مظفر».
امام و پیشوای خداپرستان و یکتاپرستان.
همچنین مراجعه شود به: أَبْلَغُ الْواعِظِینَ [1631]
تمام امورش، همه از روی حلم و بردباری و فکر و اندیشه است.
همچنین مراجعه شود به: أَحْسَنُ الْقَوْمِ عَمَلاً [1644]
او امیر و آقای هر انسان و جن است.(3)
اشاره به بیان حضرت است که فرمود:
«لَوْ کُشِفَ الْغِطاءُ مَا ازْدَدْتُ یقِیناً»؛(4)
«اگر همه پردهها و حجابها هم کنار برود، چیزی بر علم و یقین من افزوده نمیشود».
چون بر همه چیز علم و آگاهی دارد.
مونس و همدم و یار پیامبر.
همچنین مراجعه شود به: أَخَذَ الْعِلْمَ فَوَفَّرَهُ [1648]
اولین کسی که زکات پرداخت نمود، امام علیعلیه السلام است.
چنانکه حسان بن ثابت سروده است و در دیوان حمیری نیز آمده است:(5)
عَلِی أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ أَخُو الْهُدی
وَأَفْضَلُ ذِی نَعْلٍ وَمَنْ کانَ حافِیاً
وَأَوَّلُ مَنْ أَدَّی الزَّکاةَ بِکَفِّهِ
وَأَوَّلُ مَنْ صَلّی وَمَنْ صامَ طاوِیاً
اولین کسی که به تصنیف کتاب پرداخت.(6)
در مقایسه ادریس پیامبرعلیه السلام با امیرمؤمنانعلیه السلام گفته شده: ادریس اولین کسی بوده که خط را وضع کرده و علیعلیه السلام اولین کسی بوده که علم نحو و کلام را وضع نموده است.(7)
اولین کسی که علم و دانش نحو (ادبیات عرب) را پایهگذاری کرد.
همچنین مراجعه شود به: أَوَّلُ مَنْ وَضَعَ الْکَلامَ [1719]
امام علیعلیه السلام اولین و بزرگترین فدایی و جاننثار خدا و پیامبرش بود که بارها جان خودش را برای حفظ جان پیامبرصلی الله علیه وآله به خطر انداخت.
از جمله در جریان «لیلة المبیت»، برای حفظ جان پیامبرصلی الله علیه وآله، در بستر ایشان خوابید تا آن حضرت هجرت نماید و جان سالم به در برد. به همین جهت آیه «وَمِنَ النّاسِ مَن یشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغآءَ...»(1)در شأن آن حضرت نازل شد.
احادیث و روایات در این زمینه از شیعه و سنّی نیز فراوان است.(2)
درگاه او همانند درگاه خدا است.
در آداب ورود بهشهر نجف و حرم امام گفته شده: پس چون به درگاه اوّل برسی بگو:
«اَللَّهُمَّ بِبابِکَ وَقَفْتُ، وَبِفِنآئِکَ نَزَلْتُ، وَبِحَبْلِکَ اعْتَصَمْتُ، وَلِرَحْمَتِکَ تَعَرَّضْتُ، وَبِوَلِیکَ صَلَواتُکَ عَلَیهِ تَوَسَّلْتُ»؛
«خدایا من در مقابل باب تو ایستادهام، و به درگاه تو وارد شده و به حبل تو تمسّک جستهام، و خود را در معرض رحمت تو قرار داده، و به ولی تو، که درود و سلام تو بر او باد، متوسّل شدهام».
آنگاه که همه مردم سستی و انزوا را در پیش گرفتند، او به میدان آمد.
همچنین مراجعه شود به: أَحْسَنُ الْقَوْمِ عَمَلاً [1644]
باخرد و بخشنده.
همچنین مراجعه شود به: أَکْبَرُ الْمُسْلِمِینَ [1702]
متوکّل عباسی از زید بن حارثه در مورد علیعلیه السلام سؤال کرد، وی گفت:
«عَلِی هُوَ الْآمِرُ عَنِ اللَّهِ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسانِ، وَالْباقِرُ لِعُلُومِ الْأَدْیانِ، التّالِی لِسُوَرِ الْقُرْآنِ، الثّاقِبُ لِحِجابِ الشَّیطانِ...»؛(3)
«علیعلیه السلام همان است که از جانب خداوند به عدل و احسان امر میکند، او که شکافنده علوم همه ادیان است، تلاوت کننده آیات قرآن است، سوراخ کننده پردههای شیطان است...».
نامی است برای آن حضرت نزد اهل حبشه، چنانکه خود فرموده:
«أَنَا اسْمِی فِی الْاِنْجِیلِ اِلْیا... وَعِنْدَ الْحَبَشَةِ بِثْرِیکٌ»؛(4)
«نام من در کتاب انجیل الیا و نزد اهل حبشه نیز بثریک میباشد».
البته در نقل دیگر بتریک نوشته شده.(1)
«النَّمِرُ الَّذِی إِذا وَضَعَ مِخْلَبَهُ فِی شَیءٍ هَتَکَهُ»؛ ببر یا پلنگی که چون ناخن و چنگ خود را در چیزی فرو ببرد، آن را درهم میکوبد و از هم میپاشد.(2)
خود آن حضرت فرموده:
«أَنَا اسْمِی فِی الْاِنْجِیلِ اِلْیا... وَعِنْدَ التُّرْکِ بَثِیرٌ»؛(3)
«در انجیل نام من الیا و نزد ترک نیز بثیر است».
دریای علم و آگاهی.
هنگامی که نزد ابن عباس، نام علیعلیه السلام برده شد، گفت:
«وا أَسَفاهُ عَلی أَبِی الْحَسَنِ! مَضی وَاللَّهِ ما غَیرَ وَلا بَدَّلَ وَلا قَصَّرَ وَلا جَمَّعَ وَلا مَنَّعَ وَلا آثَرَ إِلّا للَّهِِ، وَاللَّهِ لَقَدْ کانَتِ الدُّنْیا أَهْوَنَ عَلَیهِ مِنْ شِسْعِ نَعْلِهِ، لَیثٌ فِی الْوَغی بَحْرٌ فِی الْمَجالِسِ، حَکِیمٌ فِی الْحُکَماءِ. هَیهاتَ! قَدْ مَضی إِلَی الدَّرَجاتِ الْعُلی ؛(4)
«افسوس بر علی! در حالی از دنیا رفت که نه چیزی را تغییر داد و نه تبدیل کرد و نه چیزی کم و زیاد کرد، و چیزی هم برنگزید مگر برای خدا؛ به خدا قسم! دنیا نزداو از بند کفشش هم بیارزشتر بود، او که شیر درجنگها، دریای علم در مجالس و حکیمی بین فرزانگان بود. هیهات! او به درجات بسیار بالا پرکشید».
ماه شب چهارده، آنگاه که کامل میشود و نورش از هر زمانی بیشتر است.
روزی که مردم برای بیعت با امیرمؤمنانعلیه السلام هجوم آورده بودند، ابن ملجم مرادی ملعون هم حضور داشت، جلو آمد و خطاب به امامعلیه السلام چنین گفت:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ أَیهَا الْإِمامُ الْعادِلُ، وَالْبَدْرُ التَّمامُ، وَاللَّیثُ الْهُمامُ، وَالْبَطَلُ الضَّرْغامُ، وَالْفارِسُ الْقَمْقامُ، وَمَنْ فَضَّلَهُ اللَّهُ عَلی سائِرِ الْأَنامِ، صَلَّی اللَّهُ عَلَیکَ وَعَلی آلِکَ الْکِرامِ، أَشْهَدُ أَنَّکَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ صِدْقاً وَحَقّاً وَأَنَّکَ وَصِی رَسُولِ اللَّهِصلی الله علیه وآله...»؛(5)
«سلام برتو ای امام عادل، ای ماه شب چهارده، ای دلاور و پهلوان بزرگ و بلند همت، و جنگجوی شجاع، ای آنکه خدا او را بر دیگر مردم فضیلت داده. درود بر تو و خانواده گرامی تو! گواهی میدهم به راستی و حقیقت که تو امیرمؤمنان هستی و تو وصی و جانشین رسول خدایی ...».
و همچنان میگفت و بعد هم چند بیت شعر خواند. امام علیعلیه السلام پس از آن فرمود: تو کیستی؟ گفت: عبدالرحمن هستم.
فرمود: فرزند کیستی؟ گفت: ملجم مرادی.
فرمود: مرادی تو هستی؟! گفت: آری.
حضرت فرمود: «إنّا للَّه و إنّا إلیه راجعون».
چند بار امام به وی نگاه کرد، سؤالش را تکرار نمود: آیا مرادی تو هستی؟ بعد دست خود را بر دست دیگرش زد و باز «انّا للَّه» گفت. پس فرمود: حیله نکن و بیعت خود را نشکن.(1)
ماه تمام و ماه کامل که نورانیبخش است و همه تاریکیها را روشن میکند.
چنانکه سید حمیری در قصیده خود، در مدح امیرمؤمنانعلیه السلام سروده است:(2)
عَلِی هُوَ الْبَدْرُ الْمُنِیرُ ضِیاؤُهُ
یضِیءُ سَناهُ فِی ظُلامِ الْغَیاهِبِ
«علی آن ماه کامل و نورانیبخش است که پرتوها و شعلههای نورش تیرگیها و تاریکیها را روشن میکند».
نشاندهنده راه و دلیل واصلشدگان به حقّ.
مؤلّف مصباح البلاغة در وصف امام علیعلیه السلام چنین آورده است:
«حافِظُ سُنَّتِهِ وَشَرِیعَتِهِ، جامِعُ مُتَضادِّ الْکَمالِ، قاصِمُ شَوْکَةِ الْکُفْرِ وَالضَّلالِ، حَلّالُ الْمُشْکَلاتِ، کَشّافُ الْمُعْضَلاتِ، خَوّاضُ الْغَمَراتِ، الْمَشْهُورُ فِی السَّماواتِ، صاحِبُ الدَّلالاتُ الْواضِحاتِ، مُظْهِرُ الْکَراماتِ الْباهِراتِ ... بُرْهانُ الْواصِلِینَ، قِبْلَةُ الْعارِفِینَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَعلیه السلام»؛(3)
«همانکه سیره و روش، و شریعت رسول خدا را حفظ نمود، آنکه جامع کمالات گوناگون و متضادّ است، درهم کوبنده شوکت اهل کفر و گمراهی، برطرف کننده مشکلات، باز کننده گرهها، فرو رونده در سختیها. آنکه در آسمانها مشهور است، همانکه دارای دلایل واضح و آشکار کننده کرامتهای روشن است. آنکه دلیل و برهان واصل شدگان به حقّ و قبله اهل عرفان میباشد، او امیر مؤمنانعلیه السلام است».
نام امام علیعلیه السلام در کتاب تورات و به زبان آنان است، چنانکه حضرت فرمود:
«أَنَا اسْمِی فِی الْاِنْجِیلِ اِلْیا وَفِی التَّوْراةِ بَرِیءٌ»؛(4)
«نام من در انجیل الیا و در تورات بریء است».
و مراد از بریء؛ یعنی هیچگونه شرکی در او راه ندارد و لحظهای غیر خدا را نپرستیده.(5)
امام علیعلیه السلام در معرفی خود فرموده است:
«أَنَا اسْمِی فِی الْاِنْجِیلِ اِلْیا.... وَعِنْدَ الرُّومِ بِطْرِیسا»؛(6)
«نام من در انجیل الیا است و نزد روم به بطریسا معروف هستم».
و گفته شده: مراد از بطریسا؛ یعنی مختلس الارواح؛ یعنی کسی که روحها و ذهنها را میرباید و جذب و مبهوت مینماید.(7)
1) 1809. بحارالانوار، ج 42، ص 262.
2) 1810. مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 291.
3) 1811. مصباح البلاغة، ج 1، ص 3 مقدّمه.
4) 1812. بحارالانوار، ج 35، ص 45؛ معانی الاخبار، ص 58.
5) 1813. معانی الاخبار، ص 60.
6) 1814. بحارالانوار، ج 35، ص 46؛ بشارة المصطفی، ص 12.
7) 1815. بحارالانوار، ج 35، ص 47؛ معانی الاخبار، ص 60.
پهلوان و قهرمان نورانی.
ملائکه این نام را برای وی انتخاب کردند.
همچنین مراجعه شود به: الْأَعْرَفُ بَینَ أَصْحابِهِ [1671]
پهلوان پهلوانان.
همچنین مراجعه شود به: أَکْبَرُ الْمُسْلِمِینَ [1702]
پهلوان و قهرمان شجاع.
واقعیتی است که ابن ملجم ملعون آن را در حقّ امام گفته است.
همچنین مراجعه شود به: الْبَدْرُ التَّمامُ [1729]
شیر درنده و پهلوان درهم کوبنده. تعبیری دیگر از شجاعت و قهرمانی حضرت است.
از جمله اوصافی است که بحیرای راهب در سفر شام، هنگام ملاقات با ابوطالب در مورد فرزندش به کار برد که برای تو فرزندی به دنیا میآید که پیامبر آخر الزمان را حمایت خواهد نمود. نامش در آسمانها «البطل الهاصر» و «الشجاع الاقرع» میباشد.(1)
پهلوان بزرگ و پادشاه بلندهمت.
همچنین مراجعه شود به: أَکْبَرُ الْمُسْلِمِینَ [1702]
شوهر دختر پیامبر.
همچنین مراجعه شود به: أَفْخَرُ مَنْ ضَحِکَ وَبَکی [1686]
معاویه از ضرار بن ضمرة نهشلی، صحابی امام علیعلیه السلام خواست آن حضرت را توصیف کند. وی گفت: مرا معاف بدار؛ ولی با اصرار معاویه، در حضور مردم گفت:
«کانَ وَاللَّهِ بَعِیدَ الْمُدی شَدِیدَ الْقُوی یقُولُ فَصْلاً وَیحْکُمُ عَدْلاً، یتَفَجَّرُ الْعِلْمُ مِنْ جَوانِبِهِ وَتَنْطِقُ الْحِکْمَةُ مِنْ نَواحِیهِ، یسْتَوْحِشُ مِنَ الدُّنْیا وَزَهْرَتِها وَیسْتَأْنِسُ بِاللَّیلِ وَوَحْشَتِهِ، کانَ وَاللَّهِ غَرِیزَ الْعِبْرَةِ، طَوِیلَ الْفِکْرَةِ، یقَلِّبُ کَفَّیهِ وَیخاطِبُ نَفْسَهُ وَیناجِی رَبَّهُ، یعْجِبُهُ مِنَ اللِّباسِ ما خَشِنَ وَمِنَ الطَّعامِ ما جَشِبَ، کانَ وَاللَّهِ فِینا کَأَحَدِنا یدْنِینا إِذا أَتَیناهُ وَیجِیبُنا إِذا سَأَلْناهُ، وَکانَ مَعَ دُنُوِّهِ مِنّا وَقُرْبِنا مِنْهُ لا نُکَلِّمُهُ لِهَیبَتِهِ وَلا نَرْفَعُ عَینَنا لِعَظَمَتِهِ، فَإِنْ تَبَسَّمَ فَمِنْ مِثْلِ اللُّؤْلُؤِ الْمَنْظُومِ، یعَظِّمُ أَهْلَ الدِّینِ وَیحِبُّ الْمَساکِینَ، لا یطْمَعُ الْقَوِی فِی باطِلِهِ وَلا ییأَسُ الْفَقِیرُ مِنْ عَدْلِهِ، فَأَشْهَدُ بِاللَّهِ لَقَدْ رَأَیتُهُ فِی بَعْضِ مَواقِفِهِ، وَقَدْ أَرْخَی اللَّیلُ سُدُولَهُ وَغَارَتْ نُجُومُهُ، وَهُوَ قآئِمٌ فِی مِحْرابِهِ قابِضٌ عَلَی لِحْیتِهِ، یتَمَلْمَلُ تَمَلْمُلَ السَّلِیمِ، وَیبْکِی بُکاءَ الْحَزِینِ، فَکَأَنِّی الآْنَ أَسْمَعُهُ وَهُوَ یقُولُ: یا دُنْیا دَنِیةٍ أَ بِی تَعَرَّضْتِ أَمْ إِلَی تَشَوَّقْتِ؟! هَیهاتَ هَیهاتَ غُرِّی غَیرِی، لا حاجَةَ لِی فِیکِ قَدْ بَتَتُّکِ ثَلاثاً لا رَجْعَةَ لِی فِیها، فَعُمُرُکِ قَصِیرٌ وَخَطَرُکِ یسِیرٌ وَأَمَلُکِ حَقِیرٌ. آهِ آهِ مِنْ قِلَّةِ الزّادِ وَبُعْدِ السَّفَرِ، وَوَحْشَةِ الطَّرِیقِ وَعِظَمِ الْمَوْرِدِ»؛(2)
«به خدا قسم! او بلندهمّت و پرنیرو بود، حرف آخر را میزد و به عدل حکم میکرد، علم و دانش از سر و پایش میجوشید و با تمام وجود به حکمت سخن میگفت، از دنیا و درخشش آن وحشت داشت، و با شب و تنهایی آن مأنوس بود. به خدا قسم که اشکش ریزان و تفکرش طولانی بود؛ دستش را میچرخاند و خودش را مخاطب قرار میداد و با پروردگارش مناجات میکرد لباس خشن میپوشید و طعام ساده و خشک میخورد، به خدا قسم در بین ما مثل یکی از خود ما بود وقتی نزد او میرفتیم ما را به خود نزدیک میکرد و اگر سؤال میکردیم جوابمان را میداد لکن با این قرب و نزدیکی که بین ما وجود داشت از هیبت او نمیتوانستیم حرف بزنیم و از عظمت او نمیتوانستیم چشم بالا بیاوریم. وقتی تبسم میکرد دندانهایش مانندمروارید چیدهشده بود. اهل دین را تعظیم میکرد و مساکین را دوست میداشت، افراد قوی هیچ طمعی از باطل نداشتند و ضعیفان نیز از عدل او مأیوس نبودند. خدا را گواه میگیرم که در برخی از مواقع دیدم آنگاه که شب پرده ظلمت افکنده و ستارگان سرازیر میشوند در محراب عبادت ایستاده و محاسن خود را به دست گرفته و همانند مار گزیده به خود میپیچید و مانند مصیبتدیده گریه میکرد. گویا اکنون نیز صدای او را میشنوم که میفرماید: ای دنیای پست! آیا خود را به من عرضه میداری، آیا مرا تشویقمیکنی؟! هیهات! برو دیگری را فریب ده، مرا در تو هیچ نیازی نیست، تو را سه طلاقه کردم که راه بازگشتی ندارد. عمرت کوتاه و فایدهات کم و ارزشت حقیر است. آه!آه! از کمی زاد و توشه و دوری راه و تنهایی و عظمت مقصد».
آنقدر گفت که اشک معاویه بر گونههایش جاری شد و مردم نیز گریه کردند. معاویه قسم خورد: به خدا سوگند که علیعلیه السلام چنین بود.
معاویه از اطرافیان خواست که علیعلیه السلام را توصیف کنند، عمر و عاص در چند بیت شعر و در حضور معاویه در مدح علیعلیه السلام گفت:(1)
هُوَ الْبَکّآءُ فِی الْمِحْرابِ لَیلاً
هُوَ الضَّحّاکُ إِنْ آنَ الضِّرابُ
هُوْ النَّبَأُ الْعَظِیمُ وَفُلْکُ نُوحٍ
وَبابُ اللَّهِ وَانْقَطَعَ الْجَوابُ
«او کسی بود که در محراب عبادت شبانه بسیار گریه میکرد و در جنگها نیز خندان بود، او همان «نبأ عظیم» و «کشتی نوح» و «باب اللَّه» بود، و حرف تمام این است».
نام وصی آخرین پیامبر خداصلی الله علیه وآله برای همه از آدم تا خاتم در طول تاریخ معروف و شناخته شده، فقط به الفاظ و لغات مختلف تعبیر شده؛ مثلاً نام آن حضرت به عبرانی «بلقیاطیس» گفته شده است.(2)
امام علیعلیه السلام، نزد کاهنان به این اسم معروف است، چنانکه فرمود:
«أَنَا اسْمِی فِی الْاِنْجِیلِ اِلْیا... وَعِنْدَ الْکَهَنَةِ بَوِیءٌ»؛(1)
«ناممن در انجیل الیا و نزد کاهنان بویء است».
گفته شده: بویء یعنی کسی که هر چیزی را در جای خودش قرار میدهد، حقّ را در محل خود و باطل را نابود میسازد.(2)
بزرگمرد پرهیزکاران و پارسایان و روشنی و سفیدی سپیدهدم و صبح یقین.
ملّااحمد اردبیلی در وصف امیرالمؤمنینعلیه السلام چنین گفته است:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ وَسَلِّمْ عَلی وَلِیکَ وَخاصَّتِکَ وَخالِصَتِکَ، خازِنِ وَحْیکَ، وَمَنارِ سُنَنِکَ، وَقِوامِ کَلِمَتِکَ، وَعِصامِ بَرِیتِکَ وَمِیسَمِ أَوْلِیآئِکَ، وَوَصِیّ رَسُولِکَ وَخَلِفَتِکَ مِنْ بَعْدِهِ بِلا فَصْلٍ مِنْ خَلْقِکَ، وَبابِ مَدِینَةِ الْعِلْمِ وَفاتِحِ دارِ الْحِکْمَةِ وَذِی قَرْنَی هذِهِ الْأُمَّةِ، وَسَیدِ لَهامِیمِ الْأَوْصِیاءِ، وَیعْسُوبِ أَضامِیمِ الْأَصْفِیاءِ، أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ، نَفْسِ خَیرِ الْمُرْسَلِینَ، بَیاضُ صُبْحِ الْیقِینِ، جَحْجاحِ الْمُتَّقِینَ، شَمْسِ نَهارِ الْمُتَّقِینَ، بَیاضِ صُبْحِ الْیقِینِ، مَتْنِ دِینِ الْإِسْلامِ، صَفْوِ رَوْقَةِ الْأَنامِ، سُیاقِ کُلِّ مِضْمارٍ، طَوْدِ کُلِّ وَفّارٍ، سَیدِ الْوَقُورِ الْبَهُورِ، سُبّاقِ الْمِضْمارٍ الْقُدْسِ وَالْعِصْمَةِ، مِقْباسِ أَنْوارِ الْعِلْمِ وَالْحِکْمَةِ، إِمامِ سائِرِ الْبَرِیةِ، بَعْلِ فاطِمَةِ الْمَرْضِیةِ، والِدِ الْعِتْرَةِ الطّاهِرَةِ، أَسَدِ اللَّهِ الْغالِبِ، عَلِیّ بْنِ أَبِی طالِبٍ عَلَیهِ السَّلامُ»؛(3)
«پروردگارا! درود و سلام فرست بر جانشین و برگزیده ناب و خالصت، نگهدارنده اسرار وحی تو، و نشانه سنّتها، و پایه و اساس آیات و کلمات تو، پناهگاه بندگانت و نشانهگذار اولیای تو، و وصی پیامبرت و جانشین بلافصل تو در میان مردم، و دروازه شهر علم و دانش و گشاینده خانه حکمت و اندیشه و ذوالقرنین (پیشگام برجسته) اینامّت، و سرور بزرگان و سخاوتمندان، و رئیس جماعت برگزیدگان، امیر مؤمنان، نفس و جان بهترین پیامبر، بزرگمرد پرهیزکاران، خورشید روشنیبخش پارسایان، روشنی صبح و سفیدی سپیدهدم یقین، متن و ریشه دین اسلام، خالص و برگزیده خلایق، برنده و پیروز در هر میدان مسابقه، اصل و اساس هرفراوانی، آقای بزرگوار زیبا، پیشیگیرنده در میدان قداست و عصمت، سرچشمه انوار دانش و معرفت، امام و پیشوای همه بندگان، همسر و کفو فاطمه مرضیهعلیها السلام، پدر خاندان پاک (امامان معصوم)، شجاع همیشه پیروز، امام علی بن ابی طالبعلیه السلام».
آقا و بزرگ شهر.
در جنگ خندق، هنگامی که امام علیعلیه السلام عمرو بن عبد ودّ، پهلوان پهلوانان عرب را کشت، خواهرش بر جنازه وی آمد، ابیاتی
سرود و گفت: اگر قاتل او کسی جز علی بود، تا جان در بدن داشتم گریه میکردم؛ ولی:(1)
لکِنْ قاتِلُهُ مَنْ لا یعابُ بِهِ
وَکانَ قَدِیماً بَیضَةَ الْبَلَدِ
«قاتل او کسی است که هیچ عیبی ندارد و از قدیم به عنوان آقا و بزرگ شهر معروف است».
در خانواده بااصل و نسب به دنیا آمده است.
همچنین مراجعه شود به: أَبَدَّ الْأَوْصافَ [1630]
سرور و بزرگ همه فقها و دانشمندان.
روزی در حضور معاویه و عمرو بن عاص سخن از حضرت علیعلیه السلام بهمیان آمد، پیرمردی بلند شد و گفت: چرا نمیگویید:
«الْإِمامُ الْعادِلُ وَالْغَیثُ الْهاطِلُ، یعْسُوبُ الدِّینِ وَقاتِلُ الْمُشْرِکِینَ، تاجُ الْفُقَهاءِ وَکَنْزُ الْفُقَراءِ»؛(3)
«آن امام عادل و باران بهاری و پیشوای دین و کشنده مشرکان، او افتخار دانشمندان و گنج فقیران است».
تاج و سبب افتخار لؤی بن غالب نام یکی از اجداد امام است؛ یعنی: علی بن ابی طالب بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصی بن کلاب بن مرّه بن کعب بن لؤی بن غالب.
همچنین مراجعه شود به: الْاَرْیحِی [1655]
اهل مراء و جدال نبود.
همچنین مراجعه شود به: الْآخِذُ بِالْقُلُوبِ [1626]
او اهل همنشینی با نابکاران و لئیمان نبود.
همچنین مراجعه شود به: الْآخِذُ بِالْقُلُوبِ [1626]
آنقدر وقار و متانت دارد که گویا آن را پوشش خود قرار داده است.
همچنین مراجعه شود به: أَبَدَّ الْأَوْصافَ [1630]
جابر میگوید: از سالم بن عبداللَّه بن عمر شنیدم میگفت: همراه پدرم نزد کعب الاحبار بودم که گفت: امامان بعد از پیامبر به عدد نقبای بنی اسرائیل هستند.
در این حال علی بن ابیطالبعلیه السلام وارد شد، کعب گفت: او اوّل آنان است و یازده نفر نیز از فرزندان وی هستند که نامهای آنان را در تورات چنین بیان کرد:
«تقوبیت، قیذوا، دبیرا، مفسورا، مسموعا، دوموه، مثبو، هذار، یثمو، بطور، نوقس، قیدموا. أمّا تقوبیت؛ فهو أوّل الأوصیاء و وصی آخر الأنبیاء»؛(4)
«تقوبیت که همان امیرمؤمنانعلیه السلام است اولین جانشین و وصی آخرین پیامبر الهی است».
بخشی از زیارت امام علیعلیه السلام در روز مبعث چنین میباشد:
«وَتَمَّتْ بِکَ کَلِماتُ اللَّهِ»؛(1)
«به واسطه تو بود که کلمات الهی به اتمام و کمال رسید».
حکمت از تمام وجودش سخن میگوید.
همچنین مراجعه شود به: بَعِیدُ الْمُدی [1740]
پر و بال و شاخههای او از چشمه امامت نشو و نما و رشد یافته است.
همچنین مراجعه شود به: اسْتُقِی عُرُوقُهُ مِنْ مَنْبَعِ النُّبُوَّةِ [1658]
دین اسلام به سبب فداکاریهای او استوار و ثابت شد.
همچنین مراجعه شود به: أَحْسَنُ الْقَوْمِ عَمَلاً [1644]
حلم و بردباری را در خود جمع کرده است.
زبیر بن عوام نقل میکند: هنگامی که منافقان گفتند: ابوبکر خودش را بر علیعلیه السلام مقدم کرده.
ابوبکر به منبر رفت و گفت: صبر کنید، چه میگویید؟ گمان میکنید من گفتم: افضل از علی هستم؟ چطور این حرف را بزنم که نه سابقه او را دارم، نه قرابتش را و نه ویژگیهای او را؟ او موحّد بود در حالی که من ملحد بودم، او قبل از من خدا را عبادت میکرد، دوست رسول خداصلی الله علیه وآله شد، حال آنکه من دشمن او بودم، من هرگز نمیتوانم ثناگوی او باشم.
به خدا قسم! علی به محبت خدا و به قرابت رسول او رستگار شده، در ایمان به درجهای رسیده که اگر اولین و آخرین جمع شوند غیر از انبیا به مرتبه و روش او نمیرسند... .
«بَذَلَ للَّهِِ مُهْجَتَهُ، وَلِابْنِ عَمِّهِ مَوَدَّتَهُ، کاشِفُ الْکَرْبِ، وَدامِغُ الرَّیبِ، وَقاطِعُ السَّبَبِ إِلّا سَبَبَ الرَّشادِ، وَقامِعُ الشِّرْکِ وَمُظْهِرُ ما تَحْتَ سُوَیدا حَبَّةِ النِّفاقِ، مُحِنَّةُ هذَا الْعالَمِ، لَحِقَ قَبْلَ أَنْ یلاحَقَ وَبَرَزَ قَبْلَ أَنْ یسابَقَ، جَمَعَ الْعِلْمَ وَالْحِلْمَ وَالْفَهْمَ، فَکَأَنَّ الْخَیراتُ کانَتْ لِقَلْبِهِ کَنُوزاً...»؛(2)
«او کسی است که خون قلبش را نثار خدا کرد و مودّتش را به پای رسول خدا گذاشت همان که برطرف کننده غم و اندوه و دفع کننده شک و تردید و قطع کننده اسباب فاسده است مگر سبب و راه هدایت را، او که شرک را درهم میکوبد و آشکار میکند تخم نفاق را از ضمیر منافقان. پیوسته متحمل شداید اهل عالم بود، به اسلام پیوست قبل از اینکه او را دعوت کنند و سبقت به ایمان به خدا گرفت قبل از اینکه به او عرضه بدارد. دانش، حلم و فهم را در خود جمع کرد، گویا قلب او گنجینه تمام خیرات است».
همه علوم و دانشها را در خود جمع کرده.
همچنین مراجعه شود به: جامِعُ الْحِلْمِ [1758]
دارای درک و فهم بالایی است.
همچنین مراجعه شود به: جامِعُ الْحِلْمِ [1758]
همه کرامتها و بزرگواریها را در خود جمع کرده است.(1)
همه کمالات متضادّ را در خود جمع کرده.
صفات گوناگون امام علیعلیه السلام که اغلب در یک فرد جمع نمیشود، سبب شده آنحضرت را جامع اضداد نیز بنامند. سخنان آن حضرت در عرصههای عرفان، فلسفه، پند و موعظه، جهاد و حماسه، تفسیر قرآن، دعا و نیایش؛ و صفات متضادش تلفیقی از حماسه و عرفان، علم و عمل، شجاعت و اشک، قاطعیت و عفو، سخاوت و حفظ ب̘ʠالمال، همه گواه این سخن است.
همچنین مراجعه شود به: بُرْهانُ الْواصِلِینَ [1731]
بزرگمرد پرهیزکاران و پارسایان.
همچنین مراجعه شود به: بَیاضُ صُبْحِ الْیقِینِ [1744]
افتخار همنشینی رسول خداصلی الله علیه وآله را داشته.
همچنین مراجعه شود به: أَخَذَ الْعِلْمَ فَوَفَّرَهُ [1648]
گشاده رو.
در فضیلت امام علیعلیه السلام در مقایسه با دیگران که چنین گفته شده است:
«جَلِی الصَّفْحَةِ، نَقِی الصَّحِیفَةِ، ناصِحُ الْجَیبِ، نَقِی الذَّیلِ، عَذِبُ الْمَشْرَبِ، عَفِیفُ الْمَطْلَبِ، لَمْیتَدَنَّسْ بِحُطامٍ وَلَمْیتَلَبَّسْ بِآثامٍ، وَقَدْ شَهِدَ النَّبِی بِزُهْدِهِ بِقَوْلِهِ: عَلِی لا یرْزَأُ مِنَ الدُّنْیا وَلا تَزْرَأُ الدُّنْیا مِنْهُ»؛(2)
«شخص گشادهرو که نامه اعمالش پاک و دلش صاف و پاکدامن و خوش برخورد و پاک سخن است. به چرب و شیرین دنیا و آلودگیهای آن دچار نشد، چنانکه رسول خدا به زهد او گواهی داد که نه چیزی بر دنیا اضافه کرد و نه چیزی از آن گرفت».
توصیفی است که در گفتگوی بین معاویه و عمرو عاص برای امام علیعلیه السلام مطرح شد.(3)
جمال و زیبایی امّت اسلام.
در توصیف امام علیعلیه السلام چنین نقل شده:
«أَعْلَمُ الْأُمَّةِ، جَمالُ الْأُمَّةِ، عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ، سَیدُ النُّجَباءِ»؛(4)
«عالمترین فرد امّت و جمال این امّت علی بن ابیطالبعلیه السلام است، او که آقای نجیبان است».
خیلی بخشنده و باسخاوت.
داستانها و روایات در این زمینه نیز از زندگی امام علیعلیه السلام فراوان است.(1)
همچنین مراجعه شود به: الْاَرْیحِی [1655]
دارای افتخار و حَسَب و شرف.
در کتاب مناقب آمده است:
«وَصلّ عَلی سَیدِ الْعَرَبِ وَحائِزِ الْفَخْرِ وَالْحَسَبِ»؛(2)
«خدایا درود فرست بر آن آقای عرب که دارای افتخار و شرف میباشد».
دارای قدرت بود و جنگاوریاش را در طاعت خدا به کار میبست.
همچنین مراجعه شود به: أَخَذَ الْعِلْمَ فَوَفَّرَهُ [1648]
دارای فکر و اندیشه صحیح است.
همچنین مراجعه شود به: أَکْبَرُ الْمُسْلِمِینَ [1702]
سنّت و سیره رسول خداصلی الله علیه وآله را حفظ نموده.
همچنین مراجعه شود به: بُرْهانُ الْواصِلِینَ [1731]
با فداکاریهای خود، با سکوت یا بیان و یا جنگ، شریعت رسول خداصلی الله علیه وآله را حفظ نمود.
همچنین مراجعه شود به: بُرْهانُ الْواصِلِینَ [1731]
حکومت و قضاوتش براساس کتاب خدا و قرآن بود.
همچنین مراجعه شود به: أَبادَ الْفِتْرَةَ [1629]
«هُوَ الْبازِی الَّذِی یصْطادُ»؛(3)
«او در سرعت و دقت و سیاست، همانند باز شکاری است».
امیرالمؤمنینعلیه السلام فرموده است:
«أَنَا اسْمِی فِی الْاِنْجِیلِ اِلْیا... وَعِنْدَ الْفُرْسِ حَبْتَرٌ»؛(4)
«ناممن درانجیل الیا و نزدفارسها حبتراست».
پس از فوت ابوبکر و بیعت مردم با عمر، هارونی، اعلم یهودیان خدمت امیرمؤمنانعلیه السلام آمد و با آن حضرت مباحثهای نمود:
«أَخْرَجَ الْهارُونِی مِنْ کُمِّهِ کِتاباً مَکْتُوباً بِالْعِبْرانِیةِ فَأَعْطاهُ عَلِیاًعلیه السلام، فَنَظَرَ فِیهِ عَلِیعلیه السلام فَبَکی فَقالَ لَهُ الْهارُونِی: ما یبْکِیکَ؟ فَقالَ لَهُ عَلِیعلیه السلام: یا هارُونِی! هذا فِیهِ اسْمِی مَکْتُوباً! فَقالَ الْیهُودِی: إِنَّهُ کِتابٌ بِالْعِبْرانِیةِ وَأَنْتَ رَجُلٌ عَرَبِی! فَقالَ لَهُ عَلِیعلیه السلام: وَیحَکَ یا هارُونُ! هذا اِسْمِی؛ أَمّا فِی التَّوْراةِ اسْمِی هابِیلُ وَفِی الْاِنْجِیلِ حَبْدارُ. فَقالَ الْیهُودِی: صَدَقْتَ وَالَّذِی لا إِلهَ إِلّا هُوَ...»؛(5)
«هارونی از آستین خود کتابی عبرانی بیرون آورد و به امیرالمؤمنینعلیه السلام داد. تا امام علیعلیه السلام آن را دید، گریه کرد. هارونی گفت: چه شد؟ امام فرمود: این اسم من است که اینجا نوشته شده. یهودی گفت: این کتاب عبری است و تو مردی عرب هستی! امام فرمود: وای بر تو، این است اسم من، که در تورات هابیل است و در انجیل حبدار است، یهودی گفت: راست گفتی، قسم به آن که غیر از او خدایی نیست ...».
دوستی با او، سپر بلای آتش جهنّم است.
همچنین مراجعه شود به: إِمامُ الْإِنْسِ وَ الْجِنَّةِ [1706]
سبب مرگ دشمنان اسلام است.
همچنین مراجعه شود به: الْاَرْیحِی [1655]
نقل شده: امام علیعلیه السلام در قرآن دارای سیصد اسم است؛ امّا در اخبار فراوانتر، از جمله:
«وَفِی الصُّحُفِ حَجَرُ الْعَینِ»؛(1)
«نام او در صحف گذشتگان حجر العین است».
حریم و حرمش مثل حریم و حرم خداست. در آداب ورود به نجف و حرم امام علیعلیه السلام گفته شده: چون به در صحن برسی بگو:
«اَللَّهُمَّ إِنَّ هذَا الْحَرَمَ حَرَمُکَ، وَالْمَقَامَ مَقامُکَ، وَأَنَا أَدْخُلُ إِلَیهِ»؛(2)
«خدایا! این حرم حرم تو و این مقام و جایگاه، مقام توست که من داخل آن میشوم».
هرچه برای پیامبرصلی الله علیه وآله حرام بود، برای او نیز حرام بود.
به عبد اللَّه بن عمر گفتند: چه کسی بعد از رسول خداصلی الله علیه وآله از همه برتر است؟ گفت:
«خَیرُهُمْ بَعْدَهُ مَنْ کانَ یحِلُّ لَهُ ما یحِلُّ لَهُ، وَیحْرُمُ عَلَیهِ ما کانَ یحْرُمُ عَلَیهِ»؛
«بهترین بعد از پیامبر او است که هرچه برای پیامبر حلال بود برای او نیز حلال بود، و هرچه برای پیامبر حرام بود برای او نیز حرام بود».
گفتند: او کیست؟ گفت: علی! آنگاه که پیامبر درب خانه همه را به سمت مسجد بست به جز خانه علی را و فرمود:
«لَکَ فِی هذَا الْمَسْجِدِ ما لِی وَعَلَیکَ فِیهِ ما عَلَی»؛(3)
«هرچه در مسجد بر من حلال است، بر تو حلال و هرچه بر من حرام است، بر تو هم حرام است».
خداوند مقدر کرده بود که پس از پیامبرصلی الله علیه وآله علیعلیه السلام به خلافت برسد؛ ولی ماجرای سقیفه سرنوشت دیگری را رقم زد.
برخی کوشیدهاند هم خلافت آن سه خلیفه را به قضای الهی نسبت دهند و هم خلافت علی را؛ لیکن خلافت آنان را به سوء القضاء
مطرح کردند و خلافت امیرمؤمنان را به حسن القضاء، از جمله در شعر مولانا آمده:
راز بگشا ای علی مرتضی
ای پس از سوء القضا، حسن القضا
قلعه و دژ محکم اسلام.
درباره آن حضرت چنین گفته شده است:
«مُحَمَّدٌ رُکْنُ الْأَعْلامِ وَعَلِی حِصْنُ الْإِسْلامِ»؛(1)
«محمّدصلی الله علیه وآله رکن اعلام و علیعلیه السلام دژ اسلام است».
در محدوده دین دژ محکمی برقرار کرد.
همچنین مراجعه شود به: أَبَدَّ الْأَوْصافَ [1630]
شخص نیکاندیش.
همچنین مراجعه شود به: أَکْبَرُ الْمُسْلِمِینَ [1702]
دارای منزلت و مکانت و دولتمند است.
همچنین مراجعه شود به: الْاَرْیحِی [1655]
آنچه از سنّت و سیره نبوی، که بقیه مردم آن را ضایع کرده بودند، محافظت کرد.
همچنین مراجعه شود به: أَحْسَنُ الْقَوْمِ عَمَلاً [1644]
تمام احکامش بر اساس عدل بود.
همچنین مراجعه شود به: بَعِیدُ الْمُدی [1740]
بین حکیمان و فرزانگان ازهمه بالاتر است.
همچنین مراجعه شود به: بَحْرٌ فِی الْمَجالِسِ [1728]
رفع مشکل از همه میکند.
همچنین مراجعه شود به: بُرْهانُ الْواصِلِینَ [1731]
نام آن حضرت نزد اهل زمین.
اسامی امیرالمؤمنینعلیه السلام در قرآن سیصد نام است؛ ولی در اخبار و روایات بسیار بیشتر است که خدا میداند، از جمله:
«یسَمُّونَهُ أَهْلُ السَّماءِ شَمْساطِیلَ، وَفِی الْأَرْضِ حَمْحائِیلَ»؛(2)
«اهل آسمان او را شمساطیل مینامند و در زمین به حمحائیل معروف است».
امام علیعلیه السلام مانند اجداد طاهرینش بر دین حنیف و پاک بود.
همچنین مراجعه شود به: أَکْبَرُ الْمُسْلِمِینَ [1702]
حیتر کسی است که «یقْطَعُ الْأَوْصالَ»؛(3)«اعضای بدن و رگهای دشمنان را قطع میکند».
و از امام علیعلیه السلام نقل شده که فرمود:
«أَنَا اسْمِی فِی الاِنْجِیلِ اِلْیا... وَعِنْدَ الزَّنْجِ حَیتَرٌ»؛(4)
«اسم من در انجیل الیا و نزد زنج (رومیان) به حیتر نامیده شدم».
سید بن طاوس در کتاب المزار الکبیر، در اعمال مسجدکوفه فرموده: هنگامیکه به درب مسجد رسیدی، بگو:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَخآصَّةُ نَفْسِ الْمُنْتَجَبِینَ»؛(1)
«گواهی میدهم تو امیر اهل ایمانی و خلاصه و لباب کمالات برگزیدگان خدایی».
در نمازهایش خاضع و خاشع بود.
همچنین مراجعه شود به: أَخَذَ الْعِلْمَ فَوَفَّرَهُ [1648]
سخنور و سخنران ماهر.
چنانکه سید حمیری در قصیده خود، در مدح امیرالمؤمنینعلیه السلام گفته:(2)
علی هو القاضی الخطیب بقوله
یجیء بما یعیی به کلّ خاطب
همچنین مراجعه شود به: أَکْبَرُ الْمُسْلِمِینَ [1702]
امیرمؤمنانعلیه السلام بلافاصله پس از پیامبرصلی الله علیه وآله، خلیفه و جانشین آن حضرت است. این عقیده از آیات قرآن و فرمایشات و دستورات مکرّر رسول خداصلی الله علیه وآله اخذ شده، از جمله فرموده بود:
«أَنْتَ الْخَلِیفَةُ مِنْ بَعْدِی»؛
«تو خلیفه پس از من هستی».
جانشین پروردگار.
چنین گفتهاند:
«عَلِی فارِجُ الْکَرْبِ، عَلِی خَلِیفَةُ الرَّبِّ»؛(3)
«علی کسی است که همّ و غم را برطرف میکند، و علی خلیفه پروردگار است».
خود را وسط میدانهای سخت و مشکلات قرار میدهد و آنان را حل میکند.
همچنین مراجعه شود به: بُرْهانُ الْواصِلِینَ [1731]
حسن بصری هنگام سخن گفتن، نام علیعلیه السلام را آورد و بر او صلوات فرستاد.
به او گفتند: آیا بر غیر پیامبرصلی الله علیه وآله صلوات میفرستی؟
گفت: هرگاه مسلمانان را یاد کردی، برایشان آمرزش بخواه و بر پیامبر و آل او صلوات بفرست و علی بهترین فرد از آل محمّد است.
گفتند: یعنی از حمزه و جعفر هم برتر است؟
گفت: آری. گفتند: از فاطمه هم؟ گفت: آری.
گفتند: از حسن و حسین؟ گفت:
«وَاللَّهِ إِنَّهُ خَیرُ آلِ مُحَمَّدٍ کُلُّهُمْ...»؛(4)
«به خدا قسم! علی از همه آل محمّد برتر است». که رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«أَبُوهُما خَیرٌ مِنْهُما».
«پدر حسن و حسین از آن دو هم بهتر است».
بین اصحاب، فتوایش از همه بهتر است. چنانکه عمر به آن اعتراف دارد:
«أَنْتَ (یا عَلِی) خَیرُهُمْ فَتْوی»؛(1)
«ای علی! فتوای تو از همه اصحاب بهتر است».
بهترین هدایت یافته.
همچنین مراجعه شود به: الْاَرْیحِی [1655]
مردم را به راه خدا راهنمایی میکند.
همچنین مراجعه شود به: أَفْخَرُ مَنْ ضَحِکَ وَبَکی [1686]
نابود کننده و هلاک کننده دروغ و تهمت.
امام علیعلیه السلام نابودکننده و مخالف هرگونه دروغ و تهمت بود:
«عَلِی دافِعُ الْإِفْکِ، عَلِی قالِعُ الْبابِ»؛(3)
«علی مخالف و باطل کننده کذب و دروغ است، علی کَننده درب خیبر است».
نابود کننده ظالمان و فاجران.(4)
هرگونه شک و تردیدی را از بین میبرد.
ابوبکر آن را برای امام علیعلیه السلام بیان کرده.
همچنین مراجعه شود به: جامِعُ الْحِلْمِ [1758]
زرهاش پشت نداشت.
از آن حضرت پرسیدند: زرهات جلو دارد؛ امّا پشت ندارد، اگر کسی از پشت حمله کند، چه میکنی؟ فرمود: اگر کسی جرأت کند و به پشت من برسد، دیگر نجات نمیخواهم.
در جای دیگر فرمود: من هرگز به دشمن پشت نمیکنم که نیاز به زره باشد.
ذخیره پیامبرصلی الله علیه وآله.
در مناقب و بحار الانوار چنین نقل شده که:
«إِنَّهُ کانَ ذَخِیرَةَ النَّبِیّ فِی الْمُهِمّاتِ»؛(5)
«علیعلیه السلام ذخیره پیامبر در مواقع مهم است».
دارای رأی اصیل و ثابت.
مالک اشتر فرمانده بزرگ امام علیعلیه السلام در جنگ صفّین، در بخشی از سخنرانی خود در توصیف و تعریف امامعلیه السلام گفت:
«لَمْ یکُنْ لَهُ صَبْوَةً وَلا نَبْوَةً وَلا هَفْوَةً، فَقِیهٌ فِی دِینِ اللَّهِ، عالِمٌ بِحُدُودِ اللَّهِ، ذُو رَأْی أَصِیلٍ، وَصَبْرٍ جَمِیلٍ وَعِفافٍ قَدِیمٍ»؛(6)
1) 1849. گزیده مقالات، همایش علمی امام علی، هرمزگان.
2) 1850. بحارالأنوار، ج 34، ص 267.
3) 1851. مناقب آل ابی طالب، ج 1، ص 303.
4) 1852. مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 283.
5) 1853. بحارالانوار، ج38، ص305؛ مناقب آل ابیطالب، ج2، ص 228.
6) 1854. شرح نهجالبلاغه، ج5، ص190؛ موسوعه امامعلی ج8، ص 373؛ وقعة صفّین، ص 238.
«اهل بیهودهگویی و خطاکاری و لغزش نیست، دانشمند در دین، عالم به حدود و احکام، و دارای رأی اصیل و صبر زیبا و عفاف دیرین است».
امام علیعلیه السلام صاحب دو دسته گل و پدر امام حسن و امام حسینعلیهما السلام میباشد.(1)
دارای صبر زیبا و نیکو.
همچنین مراجعه شود به: ذُو رَأْی أَصِیلٍ [1813]
دارای عفاف دیرین.
همچنین مراجعه شود به: ذُو رَأْی أَصِیلٍ [1813]
دارای امور عجیب و غریب است، چنانکه آمده است:
«عَلِی خَلِیفَةُ الرَّبِّ، عَلِی ذُو الْعَجایبِ»؛(2)
«علیعلیه السلام جانشین پروردگار است. علیعلیه السلام دارای عجایب و شگفتیها است».
امور غیرعادی و معجزهآسا از او سر میزند، چنانکه ذکر شده است:
«عَلِی ذُو الْعَجایبِ، عَلِی ذُو الْغَرایبِ»؛(3)
«علی کسی است که کارهای عجیب و شگفت و معجزهآسا انجام میدهد».
معاویه پس از شنیدن خبر شهادت حضرت علیعلیه السلام گفت:
«ذَهَبَ الْفِقْهُ وَالْعِلْمُ بِمَوْتِ ابْنِ أَبِی طالِبٍ»؛(4)
«با مرگ و شهادت علی بن ابی طالبعلیه السلام، علم و دانش نیز رخت بربسته است».
بزرگ همه گریهکنندگان، به جهت کثرت و زیادی گریه از خوف خدای تعالی.
همچنین مراجعه شود به: أَکْبَرُ الْمُسْلِمِینَ [1702]
ابن ابی الحدید در مورد امام علیعلیه السلام گوید:
«ما أَقُولُ فِی رَجُلٍ تُعَزّی إِلَیهِ کُلُّ فَضِیلَةٍ، وَتَنْتَهِی إِلَیهِ کُلُّ فِرْقَةٍ، وَتَتَجاذَبَهُ کُلُّ طائِفَةٍ، فَهُوَ رَئِیسُ الْفَضائِلِ وَینْبُوعُها، وَأَبُوعُذْرِها، وَسابِقُ مِضْمارِها، وَمُجَلِّی حَلْبَتِها»؛(5)
«چه بگویم در مورد مردی که هر فضیلتی به او منسوب است و هر فرقهای به او منتهی میشود و هر طایفهای او را به طرف خود میکشاند. او رئیس و سرآمد همهفضایل و سرچشمه و صاحب آن است. او پیشتاز میدان مسابقه و تجلّی کننده در میدان یکّهتازی است».
بزرگ همه دانشمندان و فقیهان در دین.
همچنین مراجعه شود به: أَبْلَغُ الْواعِظِینَ [1631]
رئیس و بزرگ همه مفسران کتاب و دین.
همچنین مراجعه شود به: أَبْلَغُ الْواعِظِینَ [1631]
رأی و نظرش از روی علم و یقین است.
همچنین مراجعه شود به: أَحْسَنُ الْقَوْمِ عَمَلاً [1644]
مشتاق و شیفته آخرت.
روزی مغیرة بن شعبه صعصعة بن صوحان، صحابی امام علیعلیه السلام را در بین راه دید، سؤال کرد: کجا بودی، از کجا میآیی؟
صعصعة بن صوحان در پاسخ گفت:
«مِنْ عِنْدِ الْوَلِیّ التَّقِیّ الْجَوادِ الْحَیی الْحَلِیمِ الْوَفِیّ الْکَرِیمِ الْحَفِیّ، الْمانِعِ بِسَیفِهِ، الْجَوادِ بِکَفِّهِ، کَرِیمِ الْأَبْناءِ، شَرِیفِ الْآباءِ، حَسَنِ الْبَلاءِ، ثاقِبِ السِّنارِ، مُجَرَّبٍ مَشْهُورٍ شُجاعٍ مَذْکُورٍ، زاهِدٍ فِی الدُّنْیا، راغِبٍ فِی الْأُخْری ؛(1)
«از نزد حاکم پرهیزکار بخشنده باشرم بردبار وفادار سخاوتمند و پذیرندهای که به شمشیرش باز میدارد و با دستش میبخشد. دارای فرزندان کریم و پدران شریف است. خوشآزموده، ستاره درخشانو تجربهدار مشهور و دلیر نامآور است. در دنیا زاهد است و شیفته آخرت میباشد.
مغیره گفت: اینها را که گفتی، از صفات امیرالمؤمنین علیعلیه السلام است!
پرچم خدا.
در اشعار مرحوم حافظ رجب برسی آمده:(2)
یا رایةَ اللَّهِ فِی الْعِبادِ وَیا
سِرَّ الَّذِی لا إِلهَ إِلّا هُوَ
«ای پرچم خدا در بین بندگان و ای سرّ خدایی که جز او خدایی نیست».
پرچم هدایتیافتگان.
همچنین مراجعه شود به: إِمامُ الْعادِلِینَ [1709]
خداشناس روی زمین و پرورش دهنده آن.
همچنین مراجعه شود به: إِلَیهِ تَسْکُنُ الْأَرْضُ [1705]
خداشناس و خدایی شده از بین عرب.
همچنین مراجعه شود به: الْأَعْرَفُ بَینَ أَصْحابِهِ [1671]
ربیب؛ فرزندی غیر از اولاد خود انسان است که در دامان او پرورش مییابد.
علیعلیه السلام ربیب پیامبر بود، به این جهت که بعد از رحلت عبد المطلب، ابوطالب سرپرستی حضرت محمد را برعهده داشت؛ لذا پیامبرصلی الله علیه وآله در خانواده ابوطالب بود. رسول خداصلی الله علیه وآله سی سال داشت که علیعلیه السلام به دنیا آمد.
از آنجا که ابوطالب فرزندان زیادی داشت و وضع مالی خوبی نداشت، رسول خداصلی الله علیه وآله سرپرستی حضرت علیعلیه السلام را به عهده گرفت؛ پس علیعلیه السلام از همان کودکی در دامان پیامبرصلی الله علیه وآله
بزرگ شد، کنار او میخوابید، پیامبرصلی الله علیه وآله غذا در دهانش میگذاشت، او را به تفریح میبرد و تربیتش میکرد.
بهار باطراوت.
ابن عباس از امام علیعلیه السلام تجلیل و تعریف کرده و گفت: او همانند ماه تابان است، و چون شیر در آشیانه و فرات خروشنده است و نیز مانند ربیع باکر؛ بهار باطراوت که دارای سرسبزی و بخشندگی است.(1)
در خانهای پرورش یافته که خانه نزول وحی و قرآن بوده است.
همچنین مراجعه شود به: اسْتُقِی عُرُوقُهُ مِنْ مَنْبَعِ النُّبُوَّةِ [1658]
با آمدنش و خلیفه شدنش، ارزش خلافت را بالا برد.
صعصعة بن صوحان از یاران امام علیعلیه السلام هنگام بیعت با حضرت چنین گفت:
«وَاللَّهِ! یا أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ! لَقَدْزَینْتَ الْخِلافَةَ وَما زانَتْکَ، وَرَفَعْتَها وَما رَفَعَتْکَ، وَلَهِی إِلَیکَ أَحْوَجٌ مِنْکَ إِلَیها»؛(2)
«ای امیرمؤمنان! به خدا قسم! این تو بودی که به خلافت زینت دادی، نه اینکه خلافت زینت تو شود؛ تو خلافت را بالا بردی، نه اینکه خلافت به تو مقام بدهد؛ و خلافت به تو بیشتر نیازمند بود».
درجه و مرتبهاش بسیار والا و بالا است.(3)
پاکسرشت و خوشنهاد.
همچنین مراجعه شود به: أَکْبَرُ الْمُسْلِمِینَ [1702]
پاک و پروقار.
همچنین مراجعه شود به: أَکْبَرُ الْمُسْلِمِینَ [1702]
غرّاء؛ باشرافت و بافضیلت و باحشمت، از القاب فاطمه زهراعلیها السلام است؛ یعنی امام علیعلیه السلام هم خودش بافضیلت است و هم همسرش.(4)
به خلافت زینت بخشید.
همچنین مراجعه شود به: رَفَعَ الْخِلافَةَ [1658]
زینت عارفان و خداشناسان.
همچنین مراجعه شود به: إِمامُ الْعادِلِینَ [1709]
دارای مجد و عظمت و مقام عالی.
همچنین مراجعه شود به: أَفْخَرُ مَنْ ضَحِکَ وَبَکی [1686]
پیشیگیرنده در میدان قداست و عصمت.
همچنین مراجعه شود به: بَیاضُ صُبْحِ الْیقِینِ [1744]
گوی سبقت را از همه گذشتگان ربود.
همچنین مراجعه شود به: أَعْجَزَ مَنْ بَعْدَهُ [1668]
ابر سفید، چنانکه در تاریخ ثبت شده:
«وَیسَمُّونَهُ أَهْلُ السَّماءِ شَمْساطِیلَ... وَعِنْدَ الْمُؤْمِنِینَ السَّحابَةَ الْبَیضاءَ»؛(1)
«نام علیعلیه السلام نزد اهل آسمان شمساطیل و نزد مؤمنان، ابر سفید میباشد».
راههای ورود بدعت در اسلام را بست.
همچنین مراجعه شود به: أَبادَ الْفِتْرَةَ [1629]
چراغ راه روندگان صراط خدا.
همچنین مراجعه شود به: أَکْبَرُ الْمُسْلِمِینَ [1702]
سختیها و مشکلات را راحت میکرد.
همچنین مراجعه شود به: أَبادَ الْفِتْرَةَ [1629]
بلندمرتبه و قهرمان، و به مثابه نیزه بزرگ است. امام علیعلیه السلام درباره فدک نامهای بهابوبکر نوشت و او را تهدید کرد. عمر گفت: اعتنا نکن! ابوبکر گفت: تو خود میدانی که او از فرزندان عبدمناف است که همه از شجاعان بودند، خصوصاً علی بن ابی طالب؛
«فَإِنَّهُ بابُهَا الأَکْبَرُ وَسَنامُهَا الأَطْوَلُ، وَهُمامُهَا الأَعْظَمُ؛(2)
«علیعلیه السلام باب اکبر و کوه بلندمرتبه و بزرگ ایشان و پادشاه بلندهمت و اعظم است».
پرچم برافراشته قریش، چنانکه معاویه در حضور عقیل، از امام علیعلیه السلام تعریف کرده:
«کَیفَ لا أَقُولُ هذا فِی عَلِیّ بْنِ أَبِی طالِبٍ، وَعَلِی مِنْ هاماتِ قُرَیشٍ وَذَوائِبِها وَسَنامٌ قائِمٌ عَلَیها وَعَلِی عَلامَتُها فِی شامِخٍ»؛(3)
«چطور از علیعلیه السلام تعریف نکنم در حالی که او بااهمیتترین افراد قریش و برجستهترین آن است. او پرچم برافراشته قریش و علامت شامخ و برجسته آن است».
شب زندهدار.
همچنین مراجعه شود به: أَکْبَرُ الْمُسْلِمِینَ [1702]
نام پدر حضرت علیعلیه السلام عبدمناف است؛ لکن به کنیهاش ابوطالب، بیشتر مشهور شد.(4)البته نام یکی دیگر از اجداد آن حضرت نیز میباشد. در زیارت مطلقه آن حضرت آمده:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا سَنَدَ مَنافٍ»؛(5)
«سلام بر تو ای سند مناف».
تیر به هدف خورده.
حسن بصری گفته است:
«کانَ عَلِی وَاللَّهِ سَهْماً صائِباً مِنْ مَرامِی اللَّهِ عَلی عَدُوِّهِ»؛(1)
«به خدا قسم! علی تیر به هدف خورده الهی بر دشمنان است».
برنده در هر میدان مسابقه.
همچنین مراجعه شود به: بَیاضُ صُبْحِ الْیقِینِ [1744]
آقای بهترینها و بزرگ نیکان.(2)
آقا و سرور مخلوقات خدای تعالی.
همچنین مراجعه شود به: الْاَرْیحِی [1655]
آقا و سرور همه سابقان؛ آنانکه در پذیرش اسلام سبقت گرفتند.
همچنین مراجعه شود به: أَکْبَرُ الْمُسْلِمِینَ [1702]
آقا و سرور عبادت کنندگان خدای تعالی.(3)
همچنین مراجعه شود به: الْاَرْیحِی [1655]
آقای قریش.
معاویة بن ابی سفیان، دشمن درجه یک امام علیعلیه السلام، اعتراف کرده: علی آقای قریش است.
همچنین مراجعه شود به: أَسَدُ الْقُرَیشِ [1659]
آقا و سید و شیر شجاع.
در قسمتی از دعای بعد نماز عیدین آمده:
«وَصَلِّ علی عَلِیّ أَبِیهِ السَّیدِ الْقَسْوَرِ»؛(4)
«خدایا درود فرست بر پدرش علی، که آقا و سید و شیر شجاع است».
آقا و بزرگ قوم.
همچنین مراجعه شود به: إِمامُ الْعادِلِینَ [1709]
علیعلیه السلام، آقای دو جهان است؛ هم در این دنیا و هم در آخرت، آقا و سرور است.
سرور بزرگان و سخاوتمندان.
همچنین مراجعه شود به: بَیاضُ صُبْحِ الْیقِینِ [1744]
بزرگترین مجاهد در راه خدا.
همچنین مراجعه شود به: أَبْلَغُ الْواعِظِینَ [1631]
هم بزرگ بود و هم ردای بزرگی و عظمت به تن داشت. بهترین کسی که جامه و ردا پوشیده است.
همچنین مراجعه شود به: أَفْخَرُ مَنْ ضَحِکَ وَبَکی [1686]
نجیب؛ شخص فاضل و کریم و باحسب و نسب. علیعلیه السلام سرور همه نجیبان است.(1)
آقای بزرگوار زیبا
همچنین مراجعه شود به: بَیاضُ صُبْحِ الْیقِینِ [1744]
دارای شمشیر شکافنده و برّان است.
از کسی خواستند که علیعلیه السلام را هجو و مسخره کند، بعد از تعریفات زیاد گفت: آیا مثل چنین کسی را هجو کنم:
«وَعَزْمُهُ الْحاذِقُ وَقَوْلُهُ الصّادِقُ وَسَیفُهُ الْفالِقُ»؛(2)
«او عزم و ارادهاش همراه با دوراندیشی است، سخنش راست و شمشیرش شکافنده است».
همه امورش برمبنای حقیقت و صداقت و مدارا است.
همچنین مراجعه شود به: أَحْسَنُ الْقَوْمِ عَمَلاً [1644]
شکرگزار و سپاسگزار؛ به خصوص هنگام سختی و ناملایمات زندگی.
همچنین مراجعه شود به: أَخَذَ الْعِلْمَ فَوَفَّرَهُ [1648]
داود بن سلیمان میگوید: پیری را دیدم که بر استر نشسته و مردم اطراف وی را گرفته بودند. گفتم: این کیست؟ گفتند:
«هذا شاهُ الْعَرَبِ، هذا عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍعلیه السلام»؛(3)
«این شاه عرب، این علی بن ابیطالب است».
کفعمی در خطبه عیدین، این عنوان را در معرفی امام علیعلیه السلام ذکر کرده:
«الْإِمامُ الْمُظَفَّرُ وَالشُّجاعُ الْغَضَنْفَرُ أَبِی شُبَیرٍ وَشَبَرٍ»؛(4)
«امام ظفرمند و شجاع شیر و قهرمان، که پدر حسن و حسین است».
از اوصافی است که بحیرای راهب قبل از تولد امیرمؤمنانعلیه السلام، برای آن حضرت به کار برده است.
همچنین مراجعه شود به: الْبَطَلُ الْهاصِرُ [1737]
فرد دلیر و دلاور و شیر درّنده.
همچنین مراجعه شود به: الْاَرْیحِی [1655]
دارای قوت و شجاعت و نیروی زیاد.
همچنین مراجعه شود به: بَعِیدُ الْمُدی [1740]
نام امام علیعلیه السلام به زبان سریانی.(5)
پدران و اجدادش همه شریف و بزرگوارند.
همچنین مراجعه شود به: الرّاغِبُ فِی الْأُخْری [1822]
خانواده و اصل و نسبش باشرافت هستند.
همچنین مراجعه شود به: الْاَرْیحِی [1655]
دارای فضایل و مناقب شریف است.
همچنین مراجعه شود به: أَکْبَرُ الْمُسْلِمِینَ [1702]
مجاهدان در میدان نبرد، به دستور پیامبرصلی الله علیه وآله، قبل از جنگ شعار میدادند.
اصبغ بن نباته نقل میکند: حضرت علیعلیه السلام پیوسته در میدان کارزار ندا میداد: کهیعص!(1)
وقتی مردم با او بیعت کردند، او دامن همت به کمر بست و از هیچ کوششی فروگذار نکرد.
همچنین مراجعه شود به: أَحْسَنُ الْقَوْمِ عَمَلاً [1644]
نامی است که اهل آسمانها برای وصی خاتم الانبیا انتخاب نمودهاند، چنانکه از داود بن سلیمان نقل شده:
«یسَمُّونَهُ أَهْلُ السَّماءِ شَمْساطِیلَ»؛(2)
«اهل آسمان، آن حضرت را شمساطیل نامیدهاند».
بشر بن منقد العبدی، شاعر و صحابی امام علیعلیه السلام درباره ایشان و فرزندانش سروده:
«أَباحَسَنٍ! أَنْتَ شَمْسُ النَّهارِ
وَهذانِ فِی الْحادِثاتِ الْقَمَرُ»؛(3)
«ای پدر حسن! تو خورشید روزی و این دو فرزندانت ماه روزگاران میباشند».
درباره امیرالمؤمنینعلیه السلام گویند:
«قُتِلَ فِی مِحْرابِهِ لِشِدَّةِ عَدْلِهِ»؛(4)
«علی کسی است که به خاطر پافشاری در عدل و عدالتش، در محراب عبادتش به شهادت رسید».
شعر معروفی است که میگوید:
نباشد به کس این سعادت
به کعبه ولادت به مسجد شهادت
آری! او تنها کسی است که در خانه خدا و کعبه معظمه به دنیا آمد. افتخاری که نه قبل از آن و نه بعد از آن نصیب هیچکسی نشد، و در نهایت در بهترین ماه، ماه رمضان؛ در بهترین شب آن، شب قدر؛ در بهترین زمان، سحرگاه؛ در بهترین مکان، مسجد؛ در بهترین نقطه آن، محراب؛ و دربهترین حالت بنده با خدا، سجده به دست اشقی الاشقیا به شهادت رسید.(5)
شخصی از ابوذر پرسید: به هنگام اختلافات چه کنیم؟ گفت:
«عَلَیکَ بِهاتَینِ الْخَصْلَتَینِ: کِتابِ اللَّهِ، وَالشَّیخِ عَلِیّ بْنِ أَبِی طالِبٍ»؛(1)
«بر تو لازم است که به این دو متمسک شوی: کتاب خدا (قرآن) و امام علی بن ابی طالب».
در مقایسه حضرت نوحعلیه السلام با امام علیعلیه السلام چنین گفته شده: نوحعلیه السلام، شیخ المرسلین است و علیعلیه السلام، شیخ الائمهعلیهم السلام میباشد.(2)
صاحب چاهها.
چاههایی که حضرت در مدت عمر، به خصوص در دوران غربت خود، در محدوده مسجد شجره آنها را برای استفاده زائران، حفر و وقف فقرا نمود.
این چاهها هنوز هم آبدهی دارد و به «آبار علی» معروف است.
اخو القرآن و برادر قرآن تعبیری است که به جهت فصاحت و بلاغت بالای نهج البلاغه برای آن به کار میبرند، و صاحب آن نیز کسی نیست جز امام علی بن ابی طالبعلیه السلام.
از ابن عباس سؤال کردند: چرا رسول خداصلی الله علیه وآله علیعلیه السلام را ابوتراب نامید؟ پاسخ داد: چون علیعلیه السلام صاحب زمین است؛ یعنی پس از پیامبر خداصلی الله علیه وآله، حجّت الهی بر زمینیان است و آرامش زمین به سبب او باقی است.(3)
هنگامی که از صعصعة بن صوحان، درباره امام علیعلیه السلام سؤال کردند، گفت:
«إِنَّهُ جَمَعَ الْحِلْمَ وَالسِّلْمَ وَالْعِلْمَ وَالْقِرابَةَ الْقَرِیبَةَ وَالْهِجْرَةَ الْقَدِیمَةَ وَالْبَلاءَ الْعَظِیمَ فِی الْإِسْلامِ»؛(4)
«همانا او بین حلم و بردباری و دین ودانش را جمع نموده و نیز قرابت نزدیک با پیامبر و مهاجرت پیشین و امتحانات و گرفتاریهای بزرگ در اسلام دارد».
امیرمؤمنانعلیه السلام زمان خلافت خود در مسجد کوفه و بر سکویی مینشست و به قضاوت میپرداخت، به همین مناسبت آن سکّو را دکّة القضاء نامیدند.(5)
دُلدُل سوار.
دلدل نام مرکب و استر امام علیعلیه السلام بود که از حاکمان مصر به پیامبرصلی الله علیه وآله رسید و حضرت آن را به ایشان بخشیده بود.
از امام علیعلیه السلام سؤال کردند: چرا بر اسب سوار نمیشوید؟ حضرت پاسخ داد: چون اسب برای تعقیب و فرار است و من نه آن را که
بگریزد تعقیب میکنم و نه کسی هستم که از دشمن فرار کنم، همین استر مرا کافی است.(1)
رفیق و همراه ماه مبارک رمضان.
هرگاه نام ماه مبارک رمضان به زبان میآید، نام امیرمؤمنانعلیه السلام نیز تداعی میشود، نام شبهای قدر با نام امام علیعلیه السلام عجین است، و مسلمانان کتاب قرآن را با یاد قرآن ناطق بر سر میگذارند؛ چرا که شب نوزدهم، شب ضربت خوردن آن حضرت؛ شب بیست و یکم، شب شهادت ایشان و شب بیست و سوم به عنوان شب ختم آن امام همام، بزرگ داشته میشود.
امام علیعلیه السلام دارای یک گروه چندهزار نفری از یاران مخلص و جان برکف بود که با او پیمان شهادت بسته بودند. افرادی که همیشه آماده بودند تا به هر مأموریتی اعزام شوند.
روایتی از امام صادقعلیه السلام، تعداد این یاران را پنج هزار نفر دانسته است.(2)
به جهت شجاعت و دلاوری آن حضرت در جنگها، در برخی از دعاها وارد شده است.(3)
دارنده عمامه مخصوصی است که مطابق برخی از روایات، پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله بعد از واقعه غدیر، عمامه معروف خود به نام سحاب را، بر سر مبارک امام علیعلیه السلام گذاشت.(4)
مراد کتاب «غرر الحکم و درر الکلم» است که مؤلّف آن، محدّث بزرگ شیعه عبدالواحد آمدی، احادیث و کلمات کوتاه و حکمتگونه آن حضرت را که مانند گوهر میدرخشند، را جمعآوری نموده است.
کسی که قرابتش نسبت به رسول خداصلی الله علیه وآله از همه نزدیکتر بود.
همچنین مراجعه شود به: صاحِبُ الْبَلآءِ الْعَظِیمِ [1885]
کسی که دارای قلب خردمند است.
همچنین مراجعه شود به: إِمامُ الْعادِلِینَ [1709]
کسی که زبان پرسشگر دارد.
همچنین مراجعه شود به: إِمامُ الْعادِلِینَ [1709]
علیعلیه السلام برجستهترین کاتب وحی و نخستین گردآورنده و حافظ آیات قرآن در زمان رسول خداصلی الله علیه وآله بود. پس از رحلت پیامبر در خانه نشست و به تدوین قرآن پرداخت، نسخهای که حضرت فراهم نمود و شامل بیان شأن نزول و ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه
و تفسیر آیات بود، که به «مصحف علیعلیه السلام» معروف گشت. وقتی آن را به مسجد آورد؛ مورد بیتوجهی خلفا و مردم واقع شد، پس دیگر کسی آن را ندید؛ بلکه نزد اهل بیتعلیهم السلام محفوظ ماند و اینک در اختیار امام زمانعلیه السلام قرار دارد.(1)
نهج البلاغه کتابی است که از حیث فصاحت و بلاغت، آن را أخ القرآن یعنی برادر قرآن مینامند. این کتاب شامل خطبهها و نامهها و حکمتهای امیرمؤمنانعلیه السلام است که مرحوم سید رضی آن را از کتابهای مختلف حدیثی گردآوری نموده است.
کسی که دارای سابقه مهاجرت پیشین است.
همچنین مراجعه شود به: صاحِبُ الْبَلآءِ الْعَظِیمِ [1885]
آنگاهکه همه مردم دچار شتابزدگی شدند، او صبر و بردباری را پیشه خود کرد.
همچنین مراجعه شود به: أَحْسَنُ الْقَوْمِ عَمَلاً [1644]
از جابر انصاری نقل شده: هنگامی که رسول خداصلی الله علیه وآله امیرمؤمنانعلیه السلام را به سوی مکّه فرستاد، گفتند: «بَعَثَ هذَا الصَّبِی»؛ این جوان را به سوی ما فرستاده. ای کاش کسی دیگر را میفرستاد؛ چون در مکّه بزرگانی هستند. پس آن حضرت صبی نامیده شد.(2)
برای بیان شجاعت و فداکاری و پهلوانی امام، که در کلام فارسیزبانها به کار میرود.(3)
خالص و برگزیده خلایق و آفریدهها.
همچنین مراجعه شود به: بَیاضُ صُبْحِ الْیقِینِ [1744]
بزرگ و مهتر و دلاور قوم.
همچنین مراجعه شود به: أَکْبَرُ الْمُسْلِمِینَ [1702]
عدالت آن حضرت چنان جاذبهای داشت که جرج جرداق مسیحی در کتابی که پیرامون شخصیت ایشان نوشته، آن را مترادف نام حضرت قرار داده و نوشته: الإمام علیعلیه السلام، صوت العدالة الانسانیة؛ علیعلیه السلام صدای عدالت همه انسانها در طول تاریخ است.(4)
بسیار خندهرو و بشّاش.
از تعریفات عمرو عاص برای امام بود.
همچنین مراجعه شود به: بَکّاءٌ فِی الْمِحْرابِ [1741]
نور شبزندهداران و قیام کنندگان.
همچنین مراجعه شود به: أَکْبَرُ الْمُسْلِمِینَ [1702]
یکی از محکومین به قطع دست در معرفی و تمجید از امام علیعلیه السلام به زبان آورده است.(1)
همچنین مراجعه شود به: الْاَرْیحِی [1655]
جمال آفتابی.
همچنین مراجعه شود به: أَعْظَمُ النّاسِ مَنْزِلَةً [1679]
اصل و اساس هر فراوانی.
همچنین مراجعه شود به: بَیاضُ صُبْحِ الْیقِینِ [1744]
اصل و ریشه همه بذل و بخششها.
همچنین مراجعه شود به: أَفْخَرُ مَنْ ضَحِکَ وَبَکی [1686]
شب زندهدار.
هنگامی که معاویه از ضرار بن ضمره خواست که امام علیعلیه السلام را توصیف کند، ضرار در پاسخ به معاویه و توصیف حضرت گفت:
«رَحِمَ اللَّهُ عَلِیاً کانَ وَاللَّهِ طَویلَ السُّهادِ، قَلِیلَ الرِّقادِ»؛(2)
«خدا رحمتکند علی را، بهخدا قسم! بیداریاش بسیار و خوابش کم بود».
دارای تفکّر طولانی بود.
همچنین مراجعه شود به: أَفْخَرُ مَنْ ضَحِکَ وَبَکی [1686]
دارای اخلاق طیب و نیکو.
همچنین مراجعه شود به: أَخَذَ الْعِلْمَ فَوَفَّرَهُ [1648]
نفس خود را از لذّتهای مادّی و شهوات نفسانی بازگرفت.
همچنین مراجعه شود به: أَخَذَ الْعِلْمَ فَوَفَّرَهُ [1648]
قوی و شدید و نیرومند و به معنای پشتیبان نیز میآید.
حضرت علیعلیه السلام فرمود:
«أَنَا اسْمِی فِی الاِنْجِیلِ اِلْیا... وَعِنْدَ أَبِی ظَهِیرٌ»؛(3)
نام من در انجیل الیا و نزد پدرم ظهیر هستم».
عیب و عار را به کناری گذاشته.
همچنین مراجعه شود به: أَبَدَّ الْأَوْصافَ [1630]
دانشمند و تنها عالم روی زمین.
همچنین مراجعه شود به: إِلَیهِ تَسْکُنُ الْأَرْضُ [1705]
عالمی که به هیچ موضوعی جهل ندارد.
عبداللَّه بن ربیعه از اهل مکه میگوید: همراه کارگزار ابن زبیر بودم، کتابی را از زیر سنگی به دست آوردند، که قسمتی از آن در توصیف امام علیعلیه السلام نوشته شده بود:
«الْخَلِیفَةُ فِی أُمَّتِهِ، فَلا یزالُ مُبْغِضاً مَحْسُوداً مَخْذُولاً وَمِنْ حَقِّهِ مَمْنُوعاً، لِأَحْقادٍ فِی الْقُلُوبِ وَضَغائِنَ
فِی الصُّدُورِ، لِعُلُوِّ مَرْتَبَتِهِ وَعِظَمِ مَنْزَلَتِهِ وَعِلْمِهِ وَحِلْمِهِ، وَهُوَ وارِثُ الْعِلْمِ وَمُفَسِّرُهُ، مَسْؤُولٌ غَیرُ سائِلٍ، عالِمٌ غَیرُ جاهِلٍ، کَرِیمٌ غَیرُ لَئِیمٍ، کَرّارٌ غَیرُ فَرّارٍ»؛(1)
«او خلیفه در امّتش میباشد و پیوسته مورد بغض و حسد قرار گرفته و از حقش منع شده، به جهت کینههایی که در قلوب و دلها بود و نیز به جهت مرتبه عالی و منزلت عظیم و زیادی علم و حلم او، او وارث همه دانشها و مفسر آن است، همه از او سؤال میکنند؛ ولی او از کسی سؤال ندارد. عالمی است که به هیچ موضوعی جهل ندارد، بخشنده و کریم تام و تمام، و حملهکننده است بدون اینکه فرار کند».
به تمام دانشها و علوم آگاهی دارد.
این لقب تنها برازنده امیرالمؤمنینعلیه السلام است که بارها فرمود:
«سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی»؛
«هرچه میخواهید از من بپرسید قبل از اینکه مرا از دست بدهید».(2)
دانای باشرافت و مکانت.
در قسمتی از زیارتی که مرحوم شیخ مفید برای روز عاشورا نقل کرده، امیر مؤمنانعلیه السلام به «العالم المکین» توصیف شده است.(3)
برتر و بزرگ گردنفرازان.
همچنین مراجعه شود به: أَکْبَرُ الْمُسْلِمِینَ [1702]
انسان کاملی که وجود و جانش با وجود قرآن برابری میکند. در ادبیات فارسی به همتای قرآن متداول است، چنانکه از حدیث ثقلین گرفته شده؛ چون بر آن اساس، قرآن و امام، کُفو و عِدل و همتا و همپای یکدیگر معرفی شدهاند.
اگر بخواهند عدل را به صورت انسان درآورند، به صورت علیعلیه السلام متمثّل خواهد شد. و این همه به جهت شدت رعایت عدالت در تمام هستی علیعلیه السلام است، که او را به عنوان آیت کبرای عدل خداوند درآورده است.(4)
خوش مشرب و خوش برخورد.
همچنین مراجعه شود به: جَلِی الصَّفْحَةِ [1765]
باعزم و اراده و مصمّم.
همچنین مراجعه شود به: أَکْبَرُ الْمُسْلِمِینَ [1702]
دارای عزم و اراده و دوراندیشی.
همچنین مراجعه شود به: سَیفُهُ الْفالِقُ [1863]
نشانهگذار اولیای الهی.
همچنین مراجعه شود به: بَیاضُ صُبْحِ الْیقِینِ [1744]
هنگام بیعت عمومی مردم با امام علیعلیه السلام، برخی از بزرگان به ایراد سخنرانی پرداختند؛ از جمله مالک اشتر گفت:
«أَیهَا النّاسُ! هذا وَصِی الْأَوْصِیاءِ وَوارِثُ عِلْمِ الْأَنْبِیاءِ، الْعَظِیمُ الْبَلاءِ، الْحَسَنُ الْعِناءِ»؛(1)
«ای مردم! این وصی همه اوصیای پیامبران گذشته، وارث علم همه انبیا است، او که ابتلائاتش بزرگ و مدارا و حسن سیاستش نیکو است».
دارای شرف و عزّت بزرگ و عظیم.
توصیفی است که در گفتگوی بین معاویه و عمرو عاص برای امام علیعلیه السلام مطرح شد.(2)
شخص پاک سخن.
همچنین مراجعه شود به: جَلِی الصَّفْحَةِ [1765]
آنگاه که مردم بیتاب شدند، تو والا شدی.
همچنین مراجعه شود به: أَحْسَنُ الْقَوْمِ عَمَلاً [1644]
سرمنشأ علم و دانش مردم.
همچنین مراجعه شود به: أَفْخَرُ مَنْ ضَحِکَ وَبَکی [1686]
پایههای انصاف را استوار نمود.
همچنین مراجعه شود به: أَبَدَّ الْأَوْصافَ [1630]
در هنگام غفلت همه مردم، او خالصانه برای خدا کار میکرد.
همچنین مراجعه شود به: أَخَذَ الْعِلْمَ فَوَفَّرَهُ [1648]
بر تمام مشرقها و مغربهای عالم، علم و آگاهی دارد و حاضر و ناظر همه چیز است.(3)
همچنین مراجعه شود به: الْاَرْیحِی [1655]
کسی که هر پهلوانی در مقابل او زمین خورده است، هر شجاعی در مقابل او ضعیف است، هر پیروزی در برابر او شکست خورده است و هر غالبی پیش او مغلوب است. شاهد آن نزد همه مورخان در کتب شیعه و سنّی ثبت است که چگونه پشت پهلوانان و قهرمانان مشرک عرب را به خاک مالیده است.(4)
از خوف خداوند، مدام اشکش جاری بود.
همچنین مراجعه شود به: بَعِیدُ الْمُدی [1740]
شیر شجاع و ظفرمند.
همچنین مراجعه شود به: الشُّجاعُ [1867]
باران بهاری.
سید حمیری در قصیده خود، در مدح امام علیعلیه السلام گفته است:(1)
عَلِی هُوَ الْغَیثُ الرَّبِیعُ مَعَ الْحَبا
إِذا نَزَلَتْ بِالنّاسِ الْمَصائِبُ
بر بندگان خدا باران رحمت بود.
همچنین مراجعه شود به: الْاَرْیحِی [1655]
باران ریزان و پرمنفعت.
همچنین مراجعه شود به: تاجُ الْفُقَهآءِ [1748]
به ثواب و درجه صدّیقین رسیده.
همچنین مراجعه شود به: الْأَعَزُّ الْمَأْثُورُ [1674]
مشرکان قریش با همکاری کافران، ملحدان یهودیان و تمام گروهها و حزبهای مخالف اسلام، پایتخت و یگانه شهر اسلام؛ یعنی مدینه را با تمام قوا محاصره کردند تا کار پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله را یکسره کنند. اطراف مدینه خندق کنده شد تا دشمن حمله نکند؛ ولی چند نفر از قهرمانان به فرماندهی عمرو بن عبدود از خندق عبور کردند. تنها کسی که جرأت کرد مقابل عمرو بن عبدود بایستد، علیعلیه السلام بود که پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: تمام کفر در مقابل تمام اسلام قرار گرفته است.
با کشته شدن این قهرمان کفر بود که سپاه دشمن از هم پاشید و امام علیعلیه السلام عنوان فاتح احزاب را از آن خود کرد.
رسول خداصلی الله علیه وآله پیامبر رحمت و رأفت، بعد از هجرت و با ورود به مدینه منوّره با تمام قبایل و مذاهب موجود آنجا از یهود و نصاری، پیمان برابری و صلح و عدم جنگ منعقد کرد، لکن یهودیان هنگام جنگ احزاب (خندق) و قبل از آن، به جای اینکه با مسلمانان همشهری خود همکاری کنند، با مشرکان قریش و کافران همدست شدند و قصد داشتند از پشت به مسلمانان خنجر بزنند و حتی برخی اعمال خرابکارانه که نشانه نقض عهد آنان بود، نیز انجام دادند؛ لذا پیامبر و مسلمانان تصمیم گرفتند ریشه این فتنه که در قلعههای خیبر بودند، را قطع کنند.
مدتی قلعهها محاصره شد، هر روز گروهی به فرماندهی شخصی حمله میکردند؛ ولی کاری از پیش نمیرفت. تا اینکه در آخرین مرحله، پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله امیرمؤمنانعلیه السلام را فرستاد و خدای تعالی نیز فتح و پیروزی را نصیب حضرت و مسلمانان کرد.
گشاینده مشکلات و از بین برنده همّ و غم.
در وصف امام علیعلیه السلام آمده است:
1) 1909. مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 291.
«عَلِی فارِجُ الْکَرْبِ، عَلِی خَلِیفَةُ الرَّبِّ»؛(1)
«علیعلیه السلام کسی است که گشایشدهنده مشکلات و گرفتاریهاست، علیعلیه السلام خلیفه و جانشین پروردگار برای بندگان است».
گشاینده و برطرف کننده همّ و غمّ.
ابوبکر به آن حضرت عرض کرد:
«أَنْتَ یا عَلِی! کاشِفُ الْکُرُباتِ، أَنْتَ یا عَلِی! فارِجُ الْهَمِّ وَالْغَمِّ»؛(2)
«تو ای علی! برطرف کننده هر نوع غم و اندوه و مشکلی هستی».
کنایه از فرد دلیر و شجاع و جنگجوی سوارکار و پهلوان است که مردم در محاورات خود از این عنوان استفاده میکنند.
جنگجو و قهرمان سوارکار است.
همچنین مراجعه شود به: الْبَدْرُ التَّمامُ [1729]
بهترین فرد از قبیله و خاندان.
همچنین مراجعه شود به: أَکْبَرُ الْمُسْلِمِینَ [1702]
«الْجَسُورُ الَّذِی یهابُهُ النّاسُ»؛(3)«فرد شجاعیکه مردم از عظمت و هیبتش به او نزدیک نمیشدند».
خود آن حضرت بیان فرمود:
«أَنَا اسْمِی فِی الاِنْجِیلِ اِلْیا وَعِنْدَ الْأَرْمَنِ فَرِیقٌ»؛(4)
«نام من در انجیل الیا و نزد ارمن، فریق است».
کارشناس و عالم در دین خدا.
همچنین مراجعه شود به: ذُو رَأْی أَصِیلٍ [1813]
شکننده و باز کننده غل و زنجیرها.
در مقایسه امام علیعلیه السلام با حضرت داودعلیه السلام قرآن کریم در مورد داودعلیه السلام میفرماید:
«بَقِیةٌ مِمّا تَرَکَ آلُ مُوسی وَآلُ هارُونَ...»؛(5)
«ایناست (صندوق عهد) که یادگارهای خاندان موسی و هارون در آن قرار دارد...».
در مورد امام علی و اولادشعلیهم السلام میفرماید: «بَقِیتُ اللَّهِ خَیرٌ لَّکُمْ إِنْ کُنْتُم مُّؤْمِنِینَ...)؛(6)
«آنچه خداوند برای شما باقی گذارده (از سرمایههای حلال)، برایتان بهتر است اگر ایمان داشته باشید».
برای حضرت داودعلیه السلام سلسله حکومت بود؛ ولی برای علیعلیه السلام باز کردن زنجیرها.(7)
عمرو عاص امام علیعلیه السلام را به کشتی نوح تشبیه کرده است.
همچنین مراجعه شود به: بَکّاءٌ فِی الْمِحْرابِ [1741]
هرکه فدای او شود و در او فانی شود، گویا فدای خدا شده است.
همچنین مراجعه شود به: بابُهُ بابُ اللَّهِ [1722]
حسن بصری که خیلی با امام اظهار موافقت نمیکرد، گفته است:
«إِنَّ عَلِیاً کانَ فِی أَمْرِهِ عَلِیاً، رَحِمَ اللَّهُ عَلِیاً»؛(1)
«همانا علیعلیه السلام در کارها و امورش بلندمرتبه بود، خدا رحمت کند علیعلیه السلام را».
فرقگذارنده و جدا کننده حقّ از باطل.
«یسَمُّونَهُ أَهْلُ السَّمآءِ شَمْساطِیلَ... وَعِنْدَ الصَّقْلابِ فَیرُوقٌ»؛(2)
«اهل آسمان علیعلیه السلام را شمساطیل مینامند و نزد صقلاب نیز فیروق است».
رسول خداصلی الله علیه وآله کفالت و سرپرستی او را از کودکی به عهده گرفت. چون ابوطالب، پدر بزرگوار امام علیعلیه السلام فرزندان زیادی داشت و از سویی وضع مالی مناسبی هم نداشت؛ پیامبر و عباس، تصمیم گرفتند هرکدام، یکی از فرزندان ابوطالب را کفالت کنند و چنین بود که علیعلیه السلام از همان کودکی به خانه پیامبر آمد.
البته از یاد نبریم که پیامبرصلی الله علیه وآله نیز بخشی از کودکی خود را تحت کفالت ابوطالب و در خانه او گذرانده بود.
به جهت شدت تقوایش، جلودار تقوا و پرهیزکاری و همه تقواپیشگان است.
همچنین مراجعه شود به: أَفْخَرُ مَنْ ضَحِکَ وَبَکی [1686]
رهبر و راهنمای دین و دینداری.
همچنین مراجعه شود به: أَفْخَرُ مَنْ ضَحِکَ وَبَکی [1686]
مرحب یهودی از پهلوانان نامی زمان خود بود که کسی جرأت مقابله با وی را نداشت؛ امّا در غزوه خیبر، این علیعلیه السلام بود که چنان بر سر او ضربه زد که فرق او را دوتا کرد. با کشته شدن مرحب، سپاه یهود منهزم شد و مسلمانان پیروز شدند.
در کتاب زبور، نام خاتم انبیاصلی الله علیه وآله "ماح ماح" آمده و نام وصی آن حضرت نیز قاروطیا است.
سؤال شد: مراد از قاروطیا چیست؟ گفت: به معنای حبیب پروردگار است.(3)
قدرت و هیمنه و شوکت اهلکفر و گمراهی را درهم کوبیده است.
همچنین مراجعه شود به: بُرْهانُ الْواصِلِینَ [1731]
قطع کننده سبب.
ابوبکر در مورد امیرمؤمنانعلیه السلام بیان کرده.
همچنین مراجعه شود به: جامِعُ الْحِلْمِ [1758]
با اهل شرک و انکار مبارزه نمود.
همچنین مراجعه شود به: أَبادَ الْفِتْرَةَ [1629]
قامع از قمع، به معنای نابود و ریشهکن کردن هر نوع شرک است.
از القاب و توصیفاتی است که ابوبکر به امیرمؤمنانعلیه السلام نسبت داده است.
همچنین مراجعه شود به: جامِعُ الْحِلْمِ [1758]
در جنگها، شیران و پهلوانان را از پای درآورده است. توصیفی که ابن عباس در شعر خود، از امام علیعلیه السلام تجلیل کرده است.(1)
بزرگان و پهلوانان عرب را به قتل رسانده.
عمر سعد ملعون روز عاشورا هنگامی که گروه زیادی به جنگ با امام حسینعلیه السلام آمدند و همه به درک واصل شدند، گفت: وای بر شما! مگر نمیدانید این کیست؟
«هذَا ابْنُ قَتّالِ الْعَرَبِ»؛
«این فرزند کشنده قهرمانان عرب است».
پس از هر سو و به صورت دسته جمعی به او حمله کنید.(2)
سلمان فارسی برای حضرت خطاب کرده:
«بِأَبِی أَنْتَ وَأُمِّی یا قَتِیلَ کُوفانٍ»؛(3)
«پدر و مادرم به فدای تو ای شهید کوفه!».
عمار یاسر در بیانی در دفاع از امام فرمود:
«هُوَ عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ، طَلَّقَ النَّفْسَ عَنِ الدُّنْیا وَقَدَّمَ کِتابَ اللَّهِ»؛(4)
«او علی بن ابی طالب است، همانکه خود را از دنیا آزاد نموده و کتاب خدا را مقدم داشته است».
پیشوا و جلودار پرهیزکاران.
همچنین مراجعه شود به: إِمامُ الْعادِلِینَ [1709]
قرآن کریم را قرائت میکرد و به آن بسیار احترام میگذاشت.
همچنین مراجعه شود به: أَخَذَ الْعِلْمَ فَوَفَّرَهُ [1648]
امام علیعلیه السلام از قبیله قریش است ؛ چون او علی بن ابیطالب بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف بن قصی بن کلاب بن ... است.(5)
محور وجود همه موجودات.
در شعر مرحوم حافظ رجب برسی چنین آمده است:(1)
یا منبع الأنوار یا سرّ المهیمن فیالممالک
یا قطب دائرة الوجود ومنبعه کذلک
نفس خودش را از لذّتهای دنیوی و مادّی جدا کرده بود.
همچنین مراجعه شود به: أَخَذَ الْعِلْمَ فَوَفَّرَهُ [1648]
کم میخوابید و بیشتر به عبادت خدا میپرداخت.
همچنین مراجعه شود به: طَوِیلُ السُّهادِ [1911]
قلّه بلند و استوار؛ زیرا او برای مؤمنان پناه محکمی است.
همچنین مراجعه شود به: أَحْسَنُ الْقَوْمِ عَمَلاً [1644]
از صاحب کتاب الانوار نقل شده است:
«یسَمُّونَهُ أَهْلُ السَّماءِ شَمْساطِیلَ وَفِی الْأَرْضِ حَمْحائِیلَ وَعَلَی اللَّوْحِ قَنْسُومَ»؛(2)
«اهل آسمان علیعلیه السلام را شمساطیل نامیدهاند و در زمین حمحائیل و بر لوح قنسوم است».
پایه و اساس آیات و کلمات الهی
همچنین مراجعه شود به: بَیاضُ صُبْحِ الْیقِینِ [1744]
سخنش حکم خدا و حتمی بود.
همچنین مراجعه شود به: أَحْسَنُ الْقَوْمِ عَمَلاً [1644]
حرفش فیصله دهنده تمام اختلافات بود.
همچنین مراجعه شود به: بَعِیدُ الْمُدی [1740]
کژیها و کاستیها را راست نمود.
همچنین مراجعه شود به: أَبادَ الْفِتْرَةَ [1629]
آنگاه که یاران رسول خداصلی الله علیه وآله از خود ضعف نشان میدادند، او بسیار قوی و شجاع بود.
همچنین مراجعه شود به: أَحْسَنُ الْقَوْمِ عَمَلاً [1644]
برطرف کننده هر نوع غم و اندوه.
همچنین مراجعه شود به: فارِجُ الْهَمِّ وَ الْغَمِّ [1946]
عمر بن خطّاب، خطاب به امام علیعلیه السلام گفت:
«یابْنَ أَبِی طالِبٍ! فَما زِلْتَ کاشِفَ کُلِّ شُبْهَةٍ وَمُوَضِّحَ کُلِّ حُکْمٍ»؛(4)
«ای فرزند ابوطالب! تو پیوسته برطرف کننده هر شبههای و روشن کننده هر حکمی هستی».
کبکر اسم امام علیعلیه السلام در نزد هندیهاست.
از فرمایشات امیرمؤمنانعلیه السلام است:
«أَنَا اسْمِی فِی الاِنْجِیلِ اِلْیا... وَعِنْدَ الْهِنْدِ کَبْکَرٌ»؛(1)
«نام من در انجیل الیا و نزد هند کبکر است».
گفته شده: آنان کتابی دارند که در آن اسمی از رسول خداصلی الله علیه وآله بیان شده، و نیز ذکر شده که یاور و ناصر او کبکر است؛ یعنی کسی که اگر اراده کاری کند، از آن دست برنمیدارد تا آن را انجام دهد و به هدف برسد.(2)
پسر احمد بن حنبل از پدرش درباره علیعلیه السلام پرسید، وی گفت:
«اِعْلَمْ أَنَّ عَلِیاً کانَ کَثِیرَ الْأَعْداءِ، فَفَتَّشَ لَهُ أَعْداؤُهُ شَیئاً فَلَمْ یجِدُوهُ»؛(3)
«بدان! علی دارای دشمنان زیادی بود، هرچه هم که جست و جو کردند، عیبی در او نیافتند».
دارای فضایل و مناقب و امتیازات فراوان.(4)
فرزندان کریم و بزرگوار دارد.
همچنین مراجعه شود به: الرّاغِبُ فِی الْأُخْری [1822]
دارای بزرگواری و اصالت خانوادگی.
همچنین مراجعه شود به: أَکْبَرُ الْمُسْلِمِینَ [1702]
نیاکان او بسیار بزرگوار بودند و از اصالت خانوادگی برخوردار بود.
همچنین مراجعه شود به: أَخَذَ الْعِلْمَ فَوَفَّرَهُ [1648]
دارای کرامت و بزرگواری و به دور از هرگونه پستی.
همچنین مراجعه شود به: عالِمٌ غَیرُ جاهِلٍ [1918]
برطرف کننده هرگونه غم و اندوه از چهره.
از نامهای خدای تعالی است، علیعلیه السلام نیز مظهر اسمای الهی است، چنانکه آمده است:
«یا أَخا رَسُولِاللَّهِ وَکَشّافَالْکُرَبِ عَنْوَجْهِ رَسُولِاللَّهِ»؛(5)
«ای برادر رسول خدا! که غم و اندوه را از چهره پیامبر خدا میبردی».
هر مشکل و مسئله پیچیدهای را حل میکند.
همچنین مراجعه شود به: بُرْهانُ الْواصِلِینَ [1731]
گنجینه تمام خیرات و نیکیها؛ یعنی علیعلیه السلام تمام خیرات را در خود جمع کرده است.
این از توصیفاتی بود که ابوبکر درباره امیرمؤمنانعلیه السلام بیان کرده است.
همچنین مراجعه شود به: جامِعُ الْحِلْمِ [1758]
پیرمردی در مسجد کوفه خطاب به امام علیعلیه السلام گفت:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ وَیا کَنْزَ الطّالِبِینَ»؛(1)
«سلام بر تو ای امیرمؤمنان، ای گنجینه و هدف جویندگان».
پناه اهل تقوا.
همچنین مراجعه شود به: أَفْخَرُ مَنْ ضَحِکَ وَبَکی [1686]
پناهگاه همه خلایق.
هنگامی که به دستور امیر مؤمنانعلیه السلام، دست دزدی را قطع کردند، او در پاسخ گفت:
«قَطَعَ یمِینِی إِمامُ التُّقی وَغایةُ ذَوِی النُّهی وَأُولِی الْحِجی وَکَهْفُ الْوَری ؛(2)
«دست مرا امام پرهیزکاران قطع کرد، او که نهایت هدف صاحبان خرد و پناه مردم است».
همچنین مراجعه شود به: الْاَرْیحِی [1655]
هیچ چیزی را نخواست مگر برای خدا.
همچنین مراجعه شود به: بَحْرٌ فِی الْمَجالِسِ [1728]
در قدرت و شجاعت، هیچ شبیه و مانندی ندارد.
همچنین مراجعه شود به: أَخَذَ الْعِلْمَ فَوَفَّرَهُ [1648]
عتبة بن ابیسفیان گوید: برای علیعلیه السلام هیچ مانندی در شجاعت و هیبت و صلابت نبود.
در فضیلت و منقبت، مثل و نظیر ندارد.
همچنین مراجعه شود به: أَخَذَ الْعِلْمَ فَوَفَّرَهُ [1648]
نسبت به فاسقان و فاجران، اهل سستی نبود.
این عنوان را ابن عباس در جمع مردم کوفه و هنگام سخنرانی بیان کرد.(3)
زبان گویای رسول خداصلی الله علیه وآله؛ یعنی هرآنچه میگفت، سخن پیامبر بود.
همچنین مراجعه شود به: أَکْبَرُ الْمُسْلِمِینَ [1702]
هیچ ترس و واهمهای از غیر خدا ندارد.
همچنین مراجعه شود به: أَحْسَنُ الْقَوْمِ عَمَلاً [1644]
در مواجهه حوادث و مشکلات، دارای بصیرت و بینایی است.
همچنین مراجعه شود به: أَحْسَنُ الْقَوْمِ عَمَلاً [1644]
دلایل و حجّت او سستی ندارد.
همچنین مراجعه شود به: أَحْسَنُ الْقَوْمِ عَمَلاً [1644]
خودش را به زرق و برق دنیا آلوده نکرد.
همچنین مراجعه شود به: جَلِی الصَّفْحَةِ [1765]
به هیچ نوع از گناه و پلیدی آلوده نشد.
همچنین مراجعه شود به: جَلِی الصَّفْحَةِ [1765]
هیچگاه قلبش دچار انحراف نشد.
همچنین مراجعه شود به: أَحْسَنُ الْقَوْمِ عَمَلاً [1644]
در راه خدا، دمی هم سکوت نکرد.
همچنین مراجعه شود به: أَبَدَّ الْأَوْصافَ [1630]
در راه خدا، لحظهای هم سستی نکرد.
همچنین مراجعه شود به: أَبَدَّ الْأَوْصافَ [1630]
هیچگاه حرف خلافی از او شنیده نشد.
همچنین مراجعه شود به: أَبَدَّ الْأَوْصافَ [1630]
شخص تیزبین و ظریف. تعریفی بود برای امیرمؤمنانعلیه السلام، از زبان کسی که امام علیعلیه السلام دستور به قطع دست وی داده بود.(1)
همچنین مراجعه شود به: الْاَرْیحِی [1655]
خودشان معترف بودند که: علیعلیه السلام از همه عالمتر و شجاعتر و فاضلتر و داناتر و قاضیتر و ... است، چنانکه بارها از عمر نقل شده که گفته: اگر علیعلیه السلام نبود، عمر هلاک میشد، بهجهت حکمهای نابجا و یا مشکلاتی که حل آن را جز امام علیعلیه السلام نمیدانست.(2)
شخصی به ابن عباس گفت: سبحان اللَّه! مناقب و فضایل علیعلیه السلام چقدر زیاد است، من فکر میکنم سه هزار منقبت باشد. ابن عباس گفت: چرا نمیگویی سیهزار منقبت؟!(3)
همچنین مراجعه شود به: الْبَدْرُ التَّمامُ [1729]
لیث؛ شیر، مراد مرد شجاع از بنی غالب است که با این عنوان، دلاوری و شجاعت امام علیعلیه السلام را توصیف نمودهاند.(4)
شیر و قهرمان و یکّهتاز روی زمین.
همچنین مراجعه شود به: الْاَرْیحِی [1655]
شیر شجاع و دلاور در جنگها.
همچنین مراجعه شود به: بَحْرٌ فِی الْمَجالِسِ [1728]
شیر ژیان و فرد شجاع.
همچنین مراجعه شود به: أَکْبَرُ الْمُسْلِمِینَ [1702]
شجاعتش سرآمد همه، و پهلوان بزرگ و بلندهمت است.
امانتدار است و امانت را به صاحبش رد میکند و در آن خیانت نمیکند.
همچنین مراجعه شود به: أَکْبَرُ الْمُسْلِمِینَ [1702]
پناهگاه؛ یعنی امام عالمیان، پناه و امان است برای هر کسی که دارای مشکلی است و به ایشان دخیل شده.
چنانکه سید حمیری در قصیده خود در مدح امیر مؤمنانعلیه السلام گفته است:(1)
هُوَ الْمَأْوی لِکُلِّ طَرِیدٍ شَرِیدٍ
وَمَنْحُوبٌ مِنَ الشَّرِّ هارِبٌ
از جانب آسمان تأیید شده است.
ابن ملجم ملعون قبل از اقدام به کشتن امام علیعلیه السلام، آن حضرت را چنین توصیف کرده بود، که بعدها به جهت همفکری با خوارج، آن زن وسوسهگر و شیطان او را به دام انداخت.(2)
نه خودش گمراه است و نه موجب گمراهی دیگران میشود.
وقتی به میمونه - یکی از همسران پیامبرصلی الله علیه وآله - گفتند: هنگام اختلاف و تفرقه چه کنیم؟
در پاسخ گفت:
«عَلَیکُمْ بِعَلِیّ بْنِ أَبِی طالِبٍ، فَوَاللَّهِ ما ضَلَّ وَلا ضُلَّ بِهِ»؛(3)
«بر شما باد به پیروی از علی بن ابی طالبعلیه السلام که نه گمراه است و نه گمراه میکند».
مورد بغض و حسد دشمنان قرار گرفت.
همچنین مراجعه شود به: عالِمٌ غَیرُ جاهِلٍ [1918]
متن دین اسلام.
همچنین مراجعه شود به: بَیاضُ صُبْحِ الْیقِینِ [1744]
دعایش مستجاب است و هرچه دعا کند به اجابت میرسد.
هنگامی که به ابن ملجم، ترور و کشتن امیرمؤمنانعلیه السلام را پیشنهاد دادند، در پاسخ گفت:
«وَیلَکَ مَنْ یقْدِرُ عَلی قَتْلِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَلِیّ بْنِ أَبِیطالِبٍ، الْمُجابِ الدُّعاءِ، الْمَنْصُورِ مِنَ السَّمآءِ وَالْأَرْضِ»؛(4)
«وای بر تو! چه کسی میتواند امیرمؤمنان را ترور کند. او که مستجابالدعوة است و از آسمان و زمین نصرت و یاری میشود».
از هرگونه فساد دور و پاک بود.
همچنین مراجعه شود به: أَکْبَرُ الْمُسْلِمِینَ [1702]
محبوب خدای تعالی.
همچنین مراجعه شود به: إِمامُ الْعادِلِینَ [1709]
جایگاه خرد و دانش.
همچنین مراجعه شود به: أَفْخَرُ مَنْ ضَحِکَ وَبَکی [1686]
اهل احتجاج و مناظره و پیروز میدان.
همچنین مراجعه شود به: أَکْبَرُ الْمُسْلِمِینَ [1702]
مورد حسادت و بخل دیگران واقع شده.
همچنین مراجعه شود به: عالِمٌ غَیرُ جاهِلٍ [1918]
ملاک و معیار شناخت ایمان مؤمنان.
همچنین مراجعه شود به: أَکْبَرُ الْمُسْلِمِینَ [1702]
جایگاه عقل و خرد.
همچنین مراجعه شود به: أَفْخَرُ مَنْ ضَحِکَ وَبَکی [1686]
یکی از مسلمانان که مرتکب جرمی شده و امیرالمؤمنینعلیه السلام وی را مجازات کرده، به ایشان داده است.(1)
نظّام یکی از بزرگان معتزله میگوید: سخن گفتن در مورد علیعلیه السلام سخت است و موجب گرفتاری و محنت متکلّم میشود؛ چون اگر بخواهد حقّش را ادا کند، دچار غلوّ میشود. اگر کم بگذارد، گناه کرده. حدّ وسط آن هم بسیار دقیق و سخت است جز برای شخص زیرک و باهوش.(2)
از جابر بن عبد اللَّه انصاری در مورد امام علیعلیه السلام سؤال شد، گفت:
«ذاکَ وَاللَّهِ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَمِحْنَةُ الْمُنافِقِینَ»؛(3)
«به خدا قسم! او امیر مؤمنان است و او ملاک و محک آزمایش منافقان میباشد».
انتخاب شده و برگزیده.
لقبی است که برای امیرمؤمنانعلیه السلام گفته شده؛ یعنی خداوند علیعلیه السلام را برای پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله برگزیده است.(4)
امام علیعلیه السلام اگرچه در مکّه مکرمه و در داخل خانه کعبه به دنیا آمد، لکن به هنگام هجرت رسول خداصلی الله علیه وآله ایشان نیز به مدینه هجرت و در آن شهر ساکن گردید. پس از رحلت رسول خداصلی الله علیه وآله و غصب خلافت آن حضرت، مدت 25 سال در مدینه خانهنشین
شد؛ امّا بعد از قتل عثمان و اقبال و اصرار مردم به طرف امیرمؤمنانعلیه السلام، خلافت ظاهری آن حضرت شروع شد که با جنگها و سختیها و مبارزات فراوانی همراه بود. به جهت همین جنگها و مبارزات بود که حضرت به کوفه مهاجرت کرده و حکومت خود را در آنجا مستقر فرمود.
محل شهادت وی نیز در مسجد کوفه و در حال عبادت بود، که بنا به وصیت حضرت و شبانه تشییع جنازه انجام گرفت، به امام حسن و حسینعلیهما السلام فرموده بود: شما عقب تابوت را بگیرید، جلوی تابوت را جبرئیل و میکائیل میدانند کجا ببرند.
پیکر مطهر را حرکت دادند، تابوت مبارک در پشت کوفه که اینک نجف گفته میشود به زمین آمد، خاک را برداشتند، قبری نمایان شد که نوشته بود: این قبر را نوح پیامبر برای وصی خاتم الانبیاء آماده کرده است. و غری منطقهای معروف در پشت کوفه بوده است.
شخص نامآور و مشهور.
همچنین مراجعه شود به: الرّاغِبُ فِی الْأُخْری [1822]
راهنمای علما. مراد بزرگ و سردسته تمام دانشمندان است؛ او اعلم الناس و اعلم العلما و باب مدینه علم رسول خدا است که از علم کلّ و علم غیب الهی سرچشمه میگیرد.(1)
به جهت علم فراوانش، همه از او سؤال میکنند؛ امّا او نیاز به سؤال از کسی ندارد.
همچنین مراجعه شود به: عالِمٌ غَیرُ جاهِلٍ [1918]
ابوجعفر بن ابی یزید حسنی، استاد ابن ابی الحدید میگوید:
«... إِنَّ عَلِیاً کانَ مُسْتَحِقّاً مَحْرُوماً؛ بَلْ أَمِیرُ الْمُسْتَحِقِّینَ الْمَحْرُومِینَ وَسَیدُهُمْ وَکَبِیرُهُمْ»؛(2)
«همانا علیعلیه السلام فرد شایستهای بود که از حقّش محروم شد؛ بلکه مهمترین مستحقّ محروم و آقا و بزرگ آنان است».
به راه و روش و ریسمان محکم خدا تمسّک جسته است.
همچنین مراجعه شود به: أَفْخَرُ مَنْ ضَحِکَ وَبَکی [1686]
اشارات را درک میکند.
همچنین مراجعه شود به: إِمامُ الْعادِلِینَ [1709]
در آسمانها مشهور و معروف است.
همچنین مراجعه شود به: بُرْهانُ الْواصِلِینَ [1731]
خاموش کننده آتش توطئهگران.
همچنین مراجعه شود به: أَکْبَرُ الْمُسْلِمِینَ [1702]
علیعلیه السلام همچون انبیا و پیامبر و سایر امامانعلیهم السلام مظهر اسامی خدا، بلکه مظهر اسم اعظم خدا هستند.(1)
آشکار کننده کرامتهای روشن الهی.
همچنین مراجعه شود به: بُرْهانُ الْواصِلِینَ [1731]
یار و یاور و کمک کار.
«وَیسَمُّونَهُ أَهْلُ السَّماءِ شَمْساطِیلَ... وَعَلَی الْعَرْشِ مُعِینَ»؛(2)
«اهل آسمان آن حضرت را شمساطیل نامیده و بر عرش نیز نام او معین است».
کلید عطایا و احسان و بخششها.
همچنین مراجعه شود به: الْاَرْیحِی [1655]
همه علوم و دانشها را تفسیر میکند.
همچنین مراجعه شود به: عالِمٌ غَیرُ جاهِلٍ [1918]
مقام و جایگاه او، جایگاه خدایی است.
همچنین مراجعه شود به: حَرَمُهُ حَرَمُ اللَّهِ [1780]
سرچشمه نورهای دانش و معرفت.
همچنین مراجعه شود به: بَیاضُ صُبْحِ الْیقِینِ [1744]
پیروی کننده و تابع.
همچنین مراجعه شود به: أَخَذَ الْعِلْمَ فَوَفَّرَهُ [1648]
این اسم میان پیامبر و علیعلیهما السلام مشترک است. پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله مقفّی است؛ یعنی بعد از همه پیامبران آمده است و علی مقفّی است؛ یعنی بلافاصله بعد از پیامبرصلی الله علیه وآله امام و خلیفه است.
جابر از قول سالم فرزند عبداللَّه بن عمر نقل میکند: همراه پدرم نزد کعب الاحبار یهودی بودم. وی گفت: امامان بعد از پیامبر به عدد نقبای بنی اسرائیل (دوازده نفر) هستند.
در این حال علیعلیه السلام وارد شد، کعب گفت:
«هذَا الْمُقَفّی أَوَّلُهُمْ وأَحَدَ عَشَرَ مِنْ وُلْدِهِ»؛(3)
«این مقفّی اوّل آنان است به همراه یازده نفر از فرزندان او».
تکمیل کننده اولیا و دوستان خدا.(4)
پناه و پناهگاه.
در شعر مرحوم حافظ رجب برسی چنین آمده است:(5)
یا قاسِمَ النّارِ وَالْجِنانِ غَداً
أَنْتَ مَلاذُ الرّاجِی وَمَلْجَأُهُ
«ای تقسیمکننده بهشت و جهنم در فردای قیامت! تو پناهگاه و محلامنیت امیدواران هستی».
او را از حقّ خودش منع کردند.
همچنین مراجعه شود به: عالِمٌ غَیرُ جاهِلٍ [1918]
نشانه سنّتهای الهی
همچنین مراجعه شود به: بَیاضُ صُبْحِ الْیقِینِ [1744]
هرکس به او اقتدا کند، هدایت میشود.
فخر رازی در مورد امام علیعلیه السلام چنین گفته:
«مَنِ اقْتَدی فِی دِینِهِ بِعَلِیّ بْنِ أَبِیطالِبٍ، فَقَدِ اهْتَدی ؛(2)
«هر که برای دینش به علی بن ابی طالبعلیه السلام اقتدا کند، حتماً هدایت میشود».
در ادامه میگوید: رسول خداصلی الله علیه وآله فرموده:
«اَللَّهُمَّ أَدِرِ الْحَقَّ مَعَ عَلِیّ حَیثُ دارَ»؛
«خدایا حقّ و حقیقت را به دور علیعلیه السلام بگردان، هرکجا که رفت».
سرچشمه همه نورها.
همچنین مراجعه شود به: قُطْبُ دائِرَةِ الْوُجُودِ [1973]
از اسرار و حقایق توحید خبر میدهد.
همچنین مراجعه شود به: إِمامُ الْعادِلِینَ [1709]
برجستهترین شخصیت قریش است.
همچنین مراجعه شود به: سَنامُ قُرَیشٍ [1845]
یکی از اسامی امام علیعلیه السلام، چنین نقل شده:
«یسَمُّونَهُ أَهْلُ السَّماءِ شَمْساطِیلَ... وَعَلَی الْقَلَمِ مَنْصُومٌ»؛(3)
«اهل آسمان او را شمساطیل مینامند و بر روی قلم نیز نام وی منصوم است».
از جانب آسمان یاری میشود.
همچنین مراجعه شود به: الْمُجابُ الدُّعاءِ [2028]
کسی نتوانست در او عیبی بیابد.
همچنین مراجعه شود به: بَیضَةُ الْبَلَدِ [1745]
از مهمترین افراد قریش است.
همچنین مراجعه شود به: سَنامُ قُرَیشٍ [1845]
مرگ سرخ. مراد قتل و کشته شدن است.
کفّار قریش در جنگ بدر به او موت احمر گفتند؛ چون بسیاری از آنان را به قتل رساند.(4)
در نقل دیگری هم آمده:
«یسَمُّونَهُ أَهْلُ السَّماءِ شَمْساطِیلَ وَعِنْدَ الْمُشْرِکِینَ الْمَوْتُ الْأَحْمَرُ»؛(1)
«اهل آسمان او را شمساطیل نامیده و مشرکان نیز او را موت احمر گفتهاند».
بیان کننده و روشن کننده احکام خداوند، چنانکه عمر بن خطاب به آن اعتراف نموده.
همچنین مراجعه شود به: کاشِفُ کُلِّ شُبْهَةٍ [1985]
در حرم امن الهی متولد شده است؛ آن هم در بهترین نقطه که کعبه معظمه باشد.(2)
از القابی است که به آن حضرت اشاره شده.
همچنین مراجعه شود به: الْاَرْیحِی [1655]
از القابی است که به آن حضرت اشاره شده.(3)
علیعلیه السلام، آقا و مولا و بزرگ همه خداشناسان و خداپرستان و مؤمنان است.
بر شیعیان و بندگان خالص خدا مهر تأیید ولایت میزند.
همچنین مراجعه شود به: بَیاضُ صُبْحِ الْیقِینِ [1744]
شخص بایمن و پربرکت است.
از امیرمؤمنانعلیه السلام نقل شده که فرمود:
«أَنَا اسْمِی فِی الاِنْجِیلِ اِلْیا وَعِنْدَ ظِئْرِی مَیمُونٌ»؛(4)
«اسم من در انجیل الیا است، و نزد دایهام میمون است».
امام باقرعلیه السلام فرمود:
«کانَتْ ظِئْرُ عَلِیّ الَّتِی أَرْضَأَتْهُ اِمْرَأَةٌ مِنْ بَنِی هِلالٍ»؛(5)
«دایه امیرمؤمنانعلیه السلام زنی بود از بنی هلال که حضرت را شیر داد».
قائم مقام و جانشین. کسی که به نیابت و با اذن رسولخداصلی الله علیه وآله به انجام امور وی میپردازد. یهودیان در مقابل رسول خداصلی الله علیه وآله به امام علیعلیه السلام اقرار کردند:
«إِنَّ عَلِیاً أَخُوکَ وَوَزِیرُکَ وَالْقَیمُ بِدِینِکَ وَالنّائِبُ عَنْکَ»؛(6)
«همانا علی برادر و وزیر تو و قیم دین تو و نائب تو است».
سایه امن و امنیت را میگستراند.
همچنین مراجعه شود به: أَبادَ الْفِتْرَةَ [1629]
1) 1960. بحارالانوار، ج 35، ص 62؛ مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 276؛ الفضائل، ص 175.
2) 1961. بحارالانوار، ج 40، ص 275؛ الفضائل، ص 175.
3) 1962. مشارق انوار الیقین، ص 430.
4) 1963. بحارالانوار، ج 35، ص 46؛ مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 254.
5) 1964. بحارالانوار، ج 35، ص 47؛ معانی الاخبار، ص 60.
6) 1965. بحارالانوار، ج 9، ص 310؛ تأویل الآیات، ص 58؛ تفسیر الامام العسکری، ص 236.
شخص صاف دل، امین و پاکدل.
همچنین مراجعه شود به: جَلِی الصَّفْحَةِ [1765]
محرم راز.
راهبی اهل یمامه قبل از به دنیا آمدن علیعلیه السلام، تولدش را به ابوطالب بشارت داد و گفت: به زودی برای تو فرزندی به دنیا خواهد آمد که سید اهل زمان خودش میباشد و او ناموس اکبر است، او که متولد شود من زنده نخواهم بود، از جانب من به او سلام برسان، کاش او را میدیدم.(1)
عیب و عار را به کناری افکنده است.
همچنین مراجعه شود به: جَلِی الصَّفْحَةِ [1765]
در خانه نزول وحی قرآن نشو و نما نموده.
همچنین مراجعه شود به: اسْتُقِی عُرُوقُهُ مِنْ مَنْبَعِ النُّبُوَّةِ [1658]
پاکدامن.
همچنین مراجعه شود به: جَلِی الصَّفْحَةِ [1765]
پرونده و نامهاش پاک است.
همچنین مراجعه شود به: جَلِی الصَّفْحَةِ [1765]
اهل و ریشهاش همه پاک هستند.
همچنین مراجعه شود به: أَکْبَرُ الْمُسْلِمِینَ [1702]
به مثابه نوری در تاریکیها است.
همچنین مراجعه شود به: أَفْخَرُ مَنْ ضَحِکَ وَبَکی [1686]
چراغ راه همه مطیعان است.
همچنین مراجعه شود به: إِمامُ الْعادِلِینَ [1709]
هنگامی که همه در یاری پیامبرصلی الله علیه وآله سستی کردند، او به قیام و یاری حضرت برخاست.
همچنین مراجعه شود به: أَحْسَنُ الْقَوْمِ عَمَلاً [1644]
جانشین آخرین پیامبر خدا.
در کتاب تورات درباره امام علیعلیه السلام آمده:
«أَمّا تُقُوبِیتُ فَهُوَ أَوَّلُ الْأَوْصِیاءِ وَوَصِی آخِرِ الْأَنْبِیاءِ»؛(2)
«تقوبیت اولین جانشین رسول خدا و وصی خاتم انبیا است».
خدای تعالی امان از عذاب را در ولایت امیرمؤمنانعلیه السلام اختصاص داده؛ چون اقرار به ولایت مستلزم اقرار به توحید و نبوت است.(3)
رهبر و مولا و سرپرست همه مردم. این از القاب امام در منابع اهل سنّت میباشد.(4)
حضرت علیعلیه السلام به شخص یهودی فرمود:
«أَمّا فِی التَّوْراةِ اسْمِی هابِیلٌ»؛(1)
«نام من در تورات هابیل است».
همچنین مراجعه شود به: حَبْدارٌ [1776]
هاشمی منسوباست به هاشم، بزرگ طایفه بنیهاشم، و نسب امام علیعلیه السلام چنین است:
«علی بن أبی طالب بن عبد المطلب بن هاشم بن عبدمناف بن قصی بن کلاب بن مرّة بن لوی بن غالب بن فِهر بن مالک بن النضر بن کنانة بن حزیمة بن مدرکة بن الیاس بن مضر بن نزار بن معدّ بن عدنان...».(2)
شیر بیشه و پهلوان میدان مبارزه.
همچنین مراجعه شود به: أَکْبَرُ الْمُسْلِمِینَ [1702]
علیعلیه السلام کسی بود که جنگجویان را از معرکه جنگ فراری میداد. سید حمیری درشعر خود آن را برای امام علیعلیه السلام بیان کرده است.(3)
پادشاه و آقای بزرگ و بلندهمت.
همچنین مراجعه شود به: سَنامُ الْأَطْوَلُ [1844]
علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
که به ماسوی فکندی همه سایه هما را
دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم من به خدا قسم خدا را
مرحوم آیت اللَّه العظمی مرعشی نجفی شبی در خواب میبیند مجلس باشکوهی برگزار شده و شاعران در حضور امیرالمؤمنینعلیه السلام، به خواندن سرودههای خود مشغول هستند.
سپس حضرتمیفرماید: شهریاررا بگویید شعر بخواند و دیدم شعر «علی ای همای رحمت را» میخواند. از خواب بیدار شدم. من که تا به حال او را نمیشناختم، پرس و جو کردم و خواستم که بیاید. گفتم: فلان شعرت را برایم بخوان. گفت: شما از کجا خبر داری؟! من هنوز به کسی نگفتهام... بالاخره معلوم شد دقیقاً همان شب و ساعتی که شهریار آن شعر را سروده، ایشان هم در خواب دیده که نزد امیرالمؤمنینعلیه السلام قرائت کرده است.(4)
نقل شده: اسم رسول خدا و خاتم انبیاصلی الله علیه وآله در انجیل به عنوان "حمیاطا" آمده و نام وصی آن حضرت نیز "هیدار" است.
امّا مراد از هیدار چیست؟ فرمود:
«الصِّدِّیقُ الْأَکْبَرُ وَالفارُوقُ الْأَعْظَمُ»؛(5)
«هیدار، صدّیق اکبر و فاروق اعظم است».
علم و دانش از او جوشش میکند.
همچنین مراجعه شود به: بَعِیدُ الْمُدی [1740]
امیرمؤمنانعلیه السلام درخواست دعوت کننده را اجابت میکرد.
ضرار بن ضمره در حضور معاویه، امام علیعلیه السلام را چنین توصیف کرد:
«یجِیبُنا إِذا دَعَوْناهُ وَیعْطِینا إِذا سَأَلْناهُ»؛(1)
«هرگاه و هر زمان او را میخواندیم، اجابت میفرمود و هرگاه از او درخواستی میکردیم، عطا میکرد».
با شب و راز و نیاز شبانه و نماز شب، انس و الفت دارد.
همچنین مراجعه شود به: بَعِیدُ الْمُدی [1740]
از مظاهر مادّی دنیا و هرآنچه موجب فریب انسان میشد، گریزان است.
همچنین مراجعه شود به: بَعِیدُ الْمُدی [1740]
رئیس جماعت برگزیدگان.
همچنین مراجعه شود به: بَیاضُ صُبْحِ الْیقِینِ [1744]
تقاضای سائلین و درخواست کنندگان را عطا مینمود.
همچنین مراجعه شود به: یجِیبُ الدّاعِی [2102]
امیرمؤمنانعلیه السلام با پروردگار خود به نجوا و راز و نیاز میپرداخت.
همچنین مراجعه شود به: بَعِیدُ الْمُدی [1740]
سرچشمه همه فضیلتها و خوبیها.
همچنین مراجعه شود به: رَئِیسُ الْفَضائِلِ [1819]
نام وصی و جانشین و پیامبر بعد از عیسیعلیه السلام و نیز از القاب امیرمؤمنانعلیه السلام است.
چنانکه گفته شده:
«وَیسَمُّونَهُ أَهْلُ السَّماءِ شَمْساطِیلَ... وَعِنْدَ الْفَلاسِفَةِ یوشَعٌ»؛(2)
«اهل آسمان او را شمساطیل نامیدهاند و نزد فلاسفه نیز یوشع است».
یکصد و ده شماره رمزی است که بر اساس حروف ابجد، و مطابق با حروف «علی» است.
حرف «ع» هفتاد؛
حرف «ل» سی
و حرف «ی» ده میباشد،
که مجموع آن 110 میشود.
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
قرآن کریم
نهج البلاغه، امام علی بن ابی طالبعلیه السلام، یک جلد، انتشارات دارالهجرة قم
الاحتجاج، ابومنصور احمد بن علی طبرسی، یک جلد، نشر مرتضی مشهد مقدس، 1403 ه.ق
احقاق الحقّ و ازهاق الباطل، شهید قاضی نوراللَّه بن سید شریف شوشتری (متوفی 1019 ه.ق)، کتابخانه آیت اللَّه مرعشی، 1411 ه.ق
الاختصاص، شیخ مفید، یک جلد، انتشارات کنگره جهانی شیخ مفید قم، 1413 ه.ق
الارشاد، شیخ مفید، دو جلد در یک مجلد، انتشارات کنگره جهانی شیخ مفید قم، 1413 ه.ق
ارشاد القلوب، حسن بن ابیالحسن دیلمی، دو جلد در یک مجلد، انتشارات شریف رضی، 1412 ه.ق
الاشراف، شیخ مفید، یک جلد، انتشارات کنگره جهانی شیخ مفید قم، 1413 ه.ق
الاعلام، شیخ مفید، یک جلد، انتشارات کنگره جهانی شیخ مفید قم، 1413 ه.ق
أعلام الدین، حسن بن ابی الحسن دیلمی، یک جلد، مؤسسه آل البیتعلیهم السلام قم، 1408 ه.ق
اعلام الوری، امین الاسلام فضل بن حسن طبرسی، یک جلد، دارالکتب الإسلامیة تهران
الافصاح فی الإمامة، شیخ مفید، یک جلد، انتشارات کنگره جهانی شیخ مفید قم، 1413 ه.ق
اقبال الأعمال، سید علی بن موسی بن طاوس، یک جلد، دار الکتب الإسلامیة تهران، 1367 ه.ش
الزام الناصب، شیخ علی یزدی، متوفّای 1343 ه.ق چاپ 1397 ه.ق بیروت.
الالفین، حسن بن یوسف، علامه حلی، یک جلد، انتشارات دار الهجرة قم، 1409 ه.ق
الامالی، شیخ صدوق، یک جلد، انتشارات کتابخانه اسلامیه، 1362 ه.ش
الامالی، شیخ طوسی، یک جلد، انتشارات دارالثقافة قم، 1414 ه.ق
الامالی، شیخ مفید، یک جلد، انتشارات کنگره جهانی شیخ مفید قم، 1413 ه.ق
امام علیعلیه السلام مظلوم تاریخ، علی اصغر رضوانی، انتشارات مسجد مقدّس جمکران، 1386 ه.ش
ایمان أبی طالب، سید فخار بن معد موسوی، یک جلد، انتشارات سیدالشهداء (ع) قم، 1410 ه.ق
ایمان أبی طالب، شیخ مفید، یک جلد، انتشارات کنگره جهانی شیخ مفید قم، 1413 ه.ق
بحار الانوار، علامه مجلسی، یکصد و ده جلد، مؤسسة الوفاء بیروت - لبنان، 1404 ه.ق
بشارة المصطفی، عماد الدین طبری، یک جلد، چاپ کتابخانه حیدریه نجف، 1383 ه.ق
بصائر الدرجات، محمد بن حسن بن فروخ صفار، یک جلد، کتابخانه آیت اللَّه مرعشی قم، 1404 ه.ق
البلد الامین، ابراهیم بن علی عاملی کفعمی، یک جلد، چاپ سنگی
بناء المقالة الفاطمیة، سید احمد بن موسی بن طاوس، یک جلد، مؤسسه آل البیتعلیهم السلام قم، 1411 ه.ق
پرتوی از فضایل امیرمؤمنانعلیه السلام در قرآن، سید ابوالحسن مطلبی، بوستان کتاب، 1387 ه.ش
تاریخ امیرالمؤمنینعلیه السلام، عباس صفایی حائری، انتشارات مسجد مقدّس جمکران، 1386 ه.ش
تأویل الآیات الظاهرة، سید شرفالدین حسینی استرآبادی، یک جلد، جامعه مدرسین قم، 1409 ه.ق
التحصین، سید علی بن موسی بن طاوس، یک جلد، مؤسسه دارالکتاب قم، 1413 ه.ق
تحف العقول، حسن بن شعبه حرانی، یک جلد، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1404 ه.ق
تفسیر العیاشی، محمد بن مسعود عیاشی، دو جلد، چاپخانه علمیه تهران، 1380 ه.ق
تفسیر امام عسکریعلیه السلام، امام حسن عسکریعلیه السلام، یک جلد، انتشارات مدرسه الامام المهدیعلیه السلام قم، 1409 ه.ق
تفسیر فرات، فرات بن ابراهیم کوفی، یک جلد، مؤسسه چاپ و نشر، 1410 ه.ق
تفسیر قمی، علی بن ابراهیم بن هاشم قمی، دو جلد، مؤسسه دارالکتاب قم، 1404 ه.ق
تفسیر نمونه، آیت اللَّه ناصر مکارم شیرازی، دار الکتب الاسلامی،
تفسیر نورالثقلین، شیخ عبد علی بن جمعه العروسی الحویزی (متوفی 1112 ه.ق)، قم
تفضیل أمیرالمؤمنینعلیه السلام، شیخ مفید، یک جلد، انتشارات کنگره جهانی شیخ مفید قم، 1413ه.ق
التمحیص، محمد بن همام اسکافی، یک جلد، انتشارات مدرسه امام مهدی (عج) قم، 1404 ه.ق
التوحید، شیخ صدوق، یک جلد، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1398 ه.ق (1357 شمسی)
التهذیب، شیخ طوسی، ده جلد، دار الکتب الإسلامیه تهران، 1365 ه.ش
الجمل، شیخ مفید، یک جلد، انتشارات کنگره جهانی شیخ مفید قم، 1413 ه.ق
الجواهر السنیة، شیخ حرّ عاملی، محمّد بن حسن بن علی (متوفی 1104 ه.ق)
چشم بر خورشید (فضایل امیرمؤمنانعلیه السلام)، محمّد جواد اسلامی، انتشارات دلیل ما 1387 ه.ش
حلیة الابرار، سید هاشم بحرانی (متوفّی1107 ه.ق).
حلیة الاولیاء، ابونعیم اصفهانی (متوفّی 430 ه.ق) چاپ 1357 ه.ق.
حیات عارفانه امام علیعلیه السلام، آیت اللَّه جوادی آملی، مرکز نشر اسراء.
الخرائج و الجرائح، قطب الدین راوندی، سه جلد، مؤسسه امام مهدی (عج) قم، 1409 ه.ق
خصائص الأئمةعلیهم السلام، سید رضی، یک جلد، مجمع البحوث آستان قدس رضوی، 1406 ه.ق
الخصال، شیخ صدوق، دو جلد در یک مجلد، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1403 ه.ق
الدعوات، قطب الدین راوندی، یک جلد، انتشارات مدرسه امام مهدی (عج) قم، 1407 ه.ق
دلائل الامامة، محمد بن جریر طبری، یک جلد، دارالذخائر للمطبوعات، قم
رجال الشیخ الطوسی، شیخ طوسی، یک جلد، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین، 1415 ه.ق
رجال العلامة الحلی، علامه حلی، یک جلد، دارالذخائر قم، 1411 ه.ق
رجال الکشی، محمد بن عمر کشی، یک جلد، انتشارات دانشگاه مشهد، 1348 ه.ش
روضة الواعظین، محمد بن حسن فتال نیشابوری، یک جلد، انتشارات رضی قم
زندگانی امیرالمؤمنینعلیه السلام، سید هاشم رسولی محلاتی، نشر فرهنگ اسلامی، 1387 ه.ش
سعد السعود، سید علی بن موسی بن طاوس، یک جلد، انتشارات دار الذخائر قم
شرح احقاق الحق و ازهاق الباطل، سید شهاب الدین، آیت اللَّه مرعشی نجفی، منشورات مکتبة آیة اللَّه المرعشی النجفی، قم.
شرح المنام، شیخ مفید، یک جلد، انتشارات کنگره جهانی شیخ مفید قم، 1413 ه.ق
صحیفة الرضاعلیه السلام، امام علی بن موسی الرضاعلیه السلام، یک جلد، انتشارات کنگره جهانی امام رضاعلیه السلام، 1406 ه.ق
الصراط المستقیم، علی بن یونس نباطی بیاضی، سه جلد در یک مجلد، کتابخانه حیدریه، نجف، 1384 ه.ق
صفات الشیعة، شیخ صدوق، یک جلد، انتشارات اعلمی تهران
الصوارم المهرقة، قاضی نوراللَّه شوشتری، یک جلد، انتشارات چاپخانه نهضت، تهران، 1367 ه.ق
الطرائف، سید علی بن موسی بن طاوس، یک جلد، چاپخانه خیام قم، 1400 ه.ق
عدة الداعی، ابن فهد حلی، یک جلد، دارالکتاب الاسلامی، 1407 ه.ق
العدد القویة، رضی الدین علی بن یوسف حلّی، یک جلد، انتشارات کتابخانه آیت اللَّه مرعشی قم، 1408 ه.ق
علل الشرائع، شیخ صدوق، یک جلد، انتشارات مکتبة الداوری قم
علیعلیه السلام مظهر اسمای حسنای الهی، آیت اللَّه جوادی آملی، مرکز نشر اسراء، 1385 ه.ش.
علی یا علی، مهدی فقیه ایمانی، انتشارات عطر عترت، 1385ه.ش.
العمدة، ابن بطریق یحیی بن حسن حلی، یک جلد، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1407 ه.ق
عوالی اللّآلی، ابن ابی جمهور احسائی، چهار جلد، انتشارات سید الشهداء (ع) قم، 1405 ه.ق
عیون أخبار الرضاعلیه السلام، شیخ صدوق، 2 جلد در یک مجلد، انتشارات جهان، 1378 ه.ق
الغدیر، عبدالحسین احمد، علّامه امینی، دارالکتاب العربی، بیروت.
غرر الحکم و درر الکلم، عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، یک جلد، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی قم، 1366 Ǯش
الغیبة، شیخ طوسی، یک جلد، مؤسسه معارف اسلامی قم، 1411 ه.ق
الغیبة، محمد بن ابراهیم نعمانی، یک جلد، مکتبة الصدوق، تهران، 1397 ه.ق
فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام، آیت اللَّه جعفر سبحانی دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
فرحة الغری، سید عبدالکریم بن طاوس، یک جلد، انتشارات رضی قم
فروغ ابدیت، آیت اللَّه جعفر سبحانی، مؤسسه بوستان کتاب.
فرهنگ غدیر، جواد محدثی، نشر معروف، 1384ه.ش.
الفصول المختارة، شیخ مفید، یک جلد، انتشارات کنگره جهانی شیخ مفید قم، 1413 ه.ق
الفضائل، شاذان بن جبرئیل قمی، یک جلد، انتشارات رضی قم، 1363 ه.ش
قرب الاسناد، عبداللَّه بن جعفر حِمیری قمی، یک جلد، انتشارات کتابخانه نینوی، تهران
قصص الانبیاءعلیهم السلام، قطب الدین راوندی، یک جلد، چاپ بنیاد پژوهشهای آستان قدس رضوی، 1409 ه.ق
القطره، علّامه آیت اللَّه سید احمد مستنبط
الکافئة، شیخ مفید، یک جلد، کنگره شیخ مفید قم، 1413 ه.ق
الکافی، ثقة الاسلام کلینی، هشت جلد، دارالکتب الإسلامیة تهران، 1365 ه.ش
کامل الزیارات، ابن قولویه قمی، یک جلد، انتشارات مرتضویه نجف اشرف، 1356 ه.ق
کتاب المزار، شیخ مفید، یک جلد، انتشارات کنگره جهانی شیخ مفید قم، 1413 ه.ق
کتاب سلیم بن قیس، سلیم بن قیس هلالی کوفی، یک جلد، انتشارات الهادی قم، 1415 ه.ق
کشف الریبة، شهید ثانی، یک جلد، انتشارات مرتضوی، 1390 ه.ق
کشف الغمة، علی بن عیسی إربلی، دو جلد، چاپ مکتبة بنی هاشمی تبریز، 1381 ه.ق
کشف الیقین، علامه حلی حسن بن یوسف، یک جلد، مؤسسه چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد، 1411 ه.ق
کفایة الاثر، علی بن محمّد بن علی خرّاز قمی (قرن چهارم ه.ق، یک جلد، انتشارات بیدار قم، 1401 ه.ق
کمال الدین، شیخ صدوق، دو جلد در یک مجلد، دارالکتب الإسلامیه قم، 1395 ه.ق
کنز الفوائد، ابوالفتح کراجکی، دو جلد، انتشارات دارالذخائر قم، 1410 ه.ق
المیزان فی تفسیر القرآن، علّامه سید محمّد حسین طباطبایی، دار الکتب اسلامی، 1389 ه.ق
مائة منقبة، ابن شاذان قمی، یک جلد، چاپ مدرسة الامام المهدیعلیه السلام قم، 1407 ه.ق
متشابه القرآن، ابن شهرآشوب مازندرانی، دو جلد در یک مجلد، انتشارات بیدار، 1328 ه.ش
المجتنی، سید علی بن موسی بن طاوس، یک جلد، انتشارات دار الذخائر قم، 1411 ه.ق
مجموعة ورام، ورام بن ابی فراس، دو جلد در یک مجلد، انتشارات مکتبة الفقیه قم
المحاسن، احمد بن محمد بن خالد برقی، یک جلد، دار الکتب الإسلامیة قم، 1371 ه.ق
مدرسه سبز غدیر، مجید حیدریفر انتشارات زائر، آستانه مقدسه قم، 1386 ه.ش.
مدینة المعاجز، سید هاشم بحرانی، تحقیق: شیخ عزّت اللَّه همدانی، مؤسسة المعارف الاسلامیة.
مسار الشیعة، شیخ مفید، یک جلد، انتشارات کنگره جهانی شیخ مفید قم، 1413 ه.ق
مستدرک الوسائل، محدث نوری، هیجده جلد، مؤسسه آل البیتعلیهم السلام قم، 1408 ه.ق
مستطرفات السرائر، محمد بن ادریس حلّی، یک جلد، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1411 ه.ق
مشارق الانوار الیقین فی اسرار امیرالمؤمنینعلیه السلام، برسی، حافظ رجب، تحقیق: سید علی عاشور، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت.
مشکاة الانوار، ابوالفضل علی بن حسن طبرسی، یک جلد، کتابخانه حیدریه نجف اشرف، 1385 ه.ق
مصادقة الاخوان، شیخ صدوق، یک جلد، چاپ لیتوگرافی کرمانی، قم، 1402 ه.ق
المصباح، ابراهیم بن علی عاملی کفعمی، یک جلد، انتشارات رضی قم، 1405 ه.ق
مصباح البلاغة، مستدرک نهج البلاغة، میرجهانی طباطبایی.
مصباح المتهجد، شیخ طوسی، یک جلد، مؤسسه فقه الشیعه بیروت، 1411 ه.ق
معانی الاخبار، شیخ صدوق، یک جلد، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1361 ه.ش
معجم رجال الحدیث، آیت اللَّه العظمی سید ابوالقاسم خویی، مرکز نشر آثار شیعه، 1410 ه.ق، قم.
مفاتیح الجنان، مرحوم شیخ عباس قمی
مکارم الاخلاق، رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، یک جلد، انتشارات شریف رضی قم، 1412 ه.ق
مناقب آل أبی طالبعلیه السلام، ابن شهرآشوب مازندرانی، چهار جلد، مؤسسه انتشارات علّامه قم، 1379 ه.ق
منتخب الاثر، آیت اللَّه شیخ لطف اللَّه صافی گلپایگانی
من لایحضره الفقیه، شیخ صدوق، چهار جلد، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1413 ه.ق
مواقف الشیعه، علی بن حسینعلی، احمدی میانجی، انتشارات جامعه مدرسین قم
موسوعه امام علیعلیه السلام، محمّدی ری شهری، نشر دارالحدیث
موسوعه شهادت معصومینعلیهم السلام
موسوعة کلمات الامام الحسینعلیه السلام، پژوهشکده باقرالعلوم
مهج الدعوات، سید علی بن موسی بن طاوس، یک جلد، انتشارات دارالذخائر قم، 1411 ه.ق
النوادر، سید فضل اللَّه راوندی، یک جلد، مؤسسه دارالکتاب قم
نوادر المعجزات، سعید بن هبة اللَّه الراوندی (متوفی 573 ه.ق)
نهج الحق و کشف الصدق، علامه حلی حسن بن یوسف، یک جلد، مؤسسه دار الهجرة قم، 1407 ه.ق
نهج الحیاة: فرهنگ سخنان فاطمهعلیها السلام. محمد دشتی، قم: موسسه تحقیقاتی امیرالمؤمنینعلیه السلام
نهج السعاده، شیخ باقر بن محمّد بن عبداللَّه
وسائل الشیعة، شیخ حر عاملی، بیست و نه جلد، مؤسسه آل البیتعلیهم السلام قم، 1409 ه.ق
وقعة صفین، نصر بن مزاحم بن سیار منقری، یک جلد، انتشارات کتابخانه آیت اللَّه مرعشی قم، 1403 ه.ق
ویژگیهای امیرمؤمنانعلیه السلام، ترجمه خصائص امیرالمؤمنین نسائی، نجارزادگان، بوستان کتاب، 1386 ه.ش
الیقین، سید علی بن موسی بن طاوس، یک جلد، مؤسسه دارالکتاب قم، 1413 ه.ق
اتحاف السائل، محمّد عبدالرؤوف المناوی (متوفی 1031 ه.ق)
الاتقان فی علوم القرآن، جلال الدین عبدالرحمن سیوطی، (متوفی 911 ه.ق)
اسد الغابة فی معرفة الصحابة، ابن اثیر، (متوفی 630 ه.ق)
الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ابن عبد البرّ القرطبی (متوفی 463 ه.ق)، چاپ بیروت 1422 ه.ق.
تاریخ ابن خلدون، ابن خلدون، مؤسّسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت
تاریخ الخلفاء، عبدالرحمن بن ابیبکر السیوطی (متوفی 911 ه.ق).
تاریخ بغداد، احمد بن علی ابوبکر الخطیب البغدادی چاپ بیروت 1407 ه.ق
تاریخ بغداد أو مدینة السلام، احمد بن علی ابوبکر الخطیب البغدادی (متوفی 463 ه.ق)
تاریخ دمشق، ابن عساکر علی بن حسن بن هبة اللَّه، بیروت 1395 ه.ق
تفسیر البحر المحیط، ابوحیان محمّد بن یوسف اندلسی (متوفی 745 ه.ق)
تفسیر الخازن، علاء الدین علی بن محمّد بن ابراهیم بغدادی
تفسیر القرآن العظیم، ابوالفداء اسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی الدمشقی (متوفی 774 ه.ق)
تفسیر الکشف والبیان، ابواسحاق احمد بن محمّد بن ابراهیم الثعالبی النیشابوری
تفسیر المحرّر الوجیز، ابو عبدالحق بن غالب الاندلسی (متوفی 542 ه.ق)
تفسیر المنار، محمّد رشید رضا (متوفی 1354 ه.ق)، بیروت دارالمعرفة.
تفسیر روح البیان، اسماعیل حقی بن مصطفی الاستانبولی الحنفی الخلوتی
تفسیر روح المعانی، شهاب الدین محمود بن عبداللَّه الحسینی آلوسی (متوفی 1270 ه.ق)
تفسیر فخر رازی، محمّد بن عمر بن الحسن بن الحسین التیمی الرازی (متوفی 606 ه.ق)
جامع الاحادیث، جلال الدین سیوطی (متوفی 911 ه.ق)
الجامع الصحیح (صحیح بخاری)، محمّد بن اسماعیل بن ابراهیم بن المغیرة البخاری (متوفی 256 ه.ق)
الدرّ المنثور فی تفسیر بالمأثور، جلال الدین سیوطی (متوفی 911 ه.ق)، چاپ دارالمعرفة، بیروت 1404 ه.ق
ذخائر العقبی، محبّ الدین احمد بن عبداللَّه طبری
الریاض النضرة، المحب الطبری چاپ بیروت 1424 ه.ق
السنن الکبری، الامام ابی عبدالرحمن الحمد بن شعیب نسائی (متوفی 303 ه.ق)
السنن الکبری بیهقی، ابوبکر احمد بن الحسین علی البیهقی (متوفی 458 ه.ق)
السنن ترمذی، ابوعیسی محمّد بن عیسی بن سوره (متوفی 297 ه.ق)، چاپ بیروت 1377 ه.ق
شرح نهج البلاغة، ابن ابیالحدید معتزلی، بیست جلد در ده مجلد، کتابخانه آیت اللَّه مرعشی قم، 1404 ه.ق
شعب الایمان، ابوبکر احمد بن الحسین البیهقی (متوفی 458 ه.ق)
شواهد التنزیل، حاکم حسکانی، دو جلد، مؤسسه چاپ و نشر، 1411 ه.ق
صحیح بخاری، بشرح الکرمانی، محمّد بن اسماعیل، دار احیاء التراث العربی، بیروت.
صحیح بخاری، محمّد بن اسماعیل بن ابراهیم بن المغیرة البخاری (متوفی 256 ه.ق)، چاپ مصر، 1330 ه.ق
صحیح مسلم، مسلم بن الحجاج ابوالحسن القشیری النیشابوری (متوفی 261 ه.ق)
الصواعق المحرقة، شهاب الدین احمد بن حجر هیثمی (متوفی 974 ه.ق) چاپ قاهره 1314 ه.ق
الفردوس بمأثور الخطاب، ابوشجاع شیرویة بن شهردار دیلمی (متوفی 509 ه.ق)، چاپ بیروت 1406 ه.ق.
عقیدة أهل السنّة و الجماعة، ناصر بن علی بن حسن الشیخ
عمدة القاری شرح صحیح البخاری، بدرالدین العیینی الحنفی
فتح الباری شرح صحیح البخاری، ابن حجر عسقلانی الشافعی (متوفی 852 ه.ق)، چاپ بیروت 1379 ه.ق
فرائد السمطین، ابراهیم بن محمّد بن مؤید جوینی (متوفی 730 ه.ق)، چاپ بیروت 1398 ه.ق.
فیض القدیر، محمّد عبدالرؤوف المناوی (متوفی 1031 ه.ق)، چاپ بیروت 1422 ه.ق
الکامل فی التأریخ، عزّ الدین ابوالحسن علی بن ابی کرم شیبانی، ابن اثیر (متوفّی 630 ه.ق) چاپ بیروت
کشف الخفا، اسماعیل بن محمّد بن عبدالهادی العجلونی الدمشقی ابوالفداء (متوفی 1162 ه.ق)
کنز العمّال فی سنن الاقوال والافعال، علاء الدین علی متقی بن حسام الدین هندی (متوفی 975 ه.ق)، بیروت، مکتبة التراث الاسلام.
لسان المیزان، احمد بن علی بن حجر ابوالفضل العسقلانی الشافعی (متوفی 852 ه.ق). بیروت 1407 ه.ق.
لوامع الانوار البهیة، شمس الدین ابوالعون محمّد بن احمد بن سالم الحنبلی (متوفی 1188 ه.ق).
المحاسن و المساوی، بیهقی، چاپ بیروت 1390 ه.ق
مختصر تاریخ دمشق، محمّد بن مکرم ابن منظور (متوفی 711 ه.ق) چاپ دمشق، 1409 ه.ق
المستدرک علی الصحیحین، محمّد بن عبداللَّه ابوعبداللَّه الحاکم نیشابوری، بیروت 1398 ه.ق
مسند أحمد، ابوعبداللَّه احمد بن محمّد بن حنبل (متوفی 241 ه.ق)
معالم التنزیل، ابومحمّد الحسین بن مسعود البغوی (متوفی 510 ه.ق)
المعجم الاوسط، ابوالقاسم سلیمان بن احمد الطبرانی (متوفی 360 ه.ق)، بیروت دار احیاء التراث العربی
المعجم الکبیر، ابوالقاسم سلیمان بن احمد الطبرانی (متوفای 360 ه.ق)، بیروت دار احیاء التراث العربی
مناقب الاسد الغالب، شمس الدین محمّد بن محمّد، ابن الجزری (متوفی 833 ه.ق)
مناقب المرتضویة، سید محمّد صالح حنفی
مناقب خوارزمی، موفق بن احمد بن محمّد مکّی خوارزمی، متوفای 568 ه.ق.
مناقب علی بن ابی طالب، ابن مغازلی شافعی، (متوفی 483 ه.ق)
المواقف، عضد الدین عبدالرحمن بن احمد الایجی، دارالجیل بیروت
مودّة القربی، سید علی بن شهاب الدین همدانی علوی حسینی شافعی
میزان الاعتدال، شمس الدین ابوعبداللَّه محمّد بن احمد بن عثمان بن فایماز الذهبی (متوفی 748 ه.ق)
ینابیع المودّة، سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی (متوفی 1294 ه.ق)