ghaemiyeh.com
سرشناسه : رضوانی علی اصغر، - ۱۳۴۳
عنوان و نام پدیدآور : منجی از دیدگاه ادیان / تالیف علی اصغر رضوانی
مشخصات نشر : قم مسجد مقدس جمکران ۱۳۸۷
مشخصات ظاهری : ۶۶ ص
فروست : سلسله مباحث مهدویت.
شابک : ۶۵۰۰ ریال 978-964-973-025-7 : ؛ ۵۰۰۰ ریال (چاپ دوم)
وضعیت فهرست نویسی : فاپا (چاپ پنجم)
یادداشت : چاپ دوم: زمستان ۱۳۸۵.
یادداشت : چاپ پنجم.
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع : محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم ۲۵۵ق -
موضوع : موعودگرایی
موضوع : مهدویت-- پیشگوییها
موضوع : عیسی مسیح در قرآن
شناسه افزوده : مسجد جمکران (قم)
رده بندی کنگره : BP۲۲۴/۴/ر۵۵م۸ ۱۳۸۷
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۴۶۲
شماره کتابشناسی ملی : م۸۵-۱۸۳۲۵
در عصر کنونی که دشمنان بشریت، افکار و عقاید انحرافی را در جامعه جهانی ترویج میکنند و منجی موعود واقعی را برای حیات و قدرت پوشالی و کاخ عنکبوتی خود خطرناک میدانند، درصدد ایجاد انحراف فرهنگی برآمدهاند و با پوچگرایی، جامعه بشری و اخلاق و رفتار نیکو را مورد تعرض قرار دادهاند، برآن شدیم تا حقیقت مهدویت را با سلسله مباحث مختصر منجی موعود برای مشتاقان علم و فضیلت عرضه نماییم.
امید است مورد توجّه حضرت حقّ جلّ و علا قرار گیرد.
مدیر مسؤول انتشارات مسجد مقدّس جمکران حسین احمدی
اعتقاد به منجی بزرگ جهانی که زود است ظهور کرده و عدل و داد را در سرتاسر گیتی منتشر سازد و اهداف تمام انبیای الهی را پیاده کند، عقیدهای است و فراگیر که تمام ملتها و صاحبان ادیان آسمانی و شبه دینی و غالب گروهها و جمعیتها آن را قبول دارند، از باب نمونه:
1 - یهود ایمان دارد که عزیر پیامبر یا منحاس بن عازربن هارون ظهور خواهدکرد.
2 - مسیحیان معتقد به بازگشت حضرت عیسیعلیه السلام هستند.
3 - زردشتیان میگویند: بهرام شاه باز میگردد و لذا به انتظار او نشستهاند.
4 - هندوها معتقد به بازگشت فیشنوا شدهاند.
5 - بوداییها میگویند که دوباره بودا بازمی گردد.
همانگونه که این عقیده در مصر قدیم و نزد مغولان و چینیها نیز رایج بوده است.(1)
ایرانیان باستان نیز معتقد بودند که مردی شجاع از آنان به نام «گرزاسپه» زنده است و در کمال سلامتی به حیات خود ادامه میدهد و صد هزار ملک او را حفظ میکند تا قبل از قیامت برای اصلاح عالم ظهور نماید. و برخی از
1) 1. الامامة و قیام القیامة، ص 270 - 271، العقیدة و الشریعة فی الاسلام ص 192.
ایرانیان نیز معتقد بودند که «کیخسرو» بعد از تنظیم امور مملکت و استحکام ارکان دولت، حکومت را به فرزندش تفویض نمود و خودش به غاری پناه برد و در آن آرمید تا هنگامی که ظهور کرده و کافران را در عالم هلاک سازد.
همانگونه که طائفهای از پرتغالیها معتقدند که حاکمی از حاکمانشان به نام «سَبَستیانوس» که الآن از چشمان همه غائب است در آخرالزمان خروج کرده و جمیع عالم را مسخّر خود خواهد کرد، و در آن هنگام در عالم دین واحد و رهبری واحد خواهد بود.(1)
مقصود ما در این فصل ترسیم خطوط کلی موجود قبل از عصر اسلام برای روز موعود است. به این معنا، بشریت از زمانی که پا به عرصه فرهنگ و شعور و درک گذاشت چگونه با این عقیده و فکر یعنی اعتقاد به ظهور منجی انس گرفت.
با تأمّلی در خلقت انسان و بشریت پی میبریم که بازگشت ترسیم خطوط الهی برای روز موعود به شروع خلقت است؛ زیرا روز موعود هدف و غرض خلقت به حساب آمده است. یعنی هدف از خلقت آن است که عموم بشریت به کمال مطلوب خود در سطح گسترده برسد. ولی بشر در ابتدای امرش دو شرط از شرایط اصلی این هدف و به تعبیری دیگر تطبیق عدل کامل به معنای گسترده آن را نداشته است: یکی شناخت حقیقی مفهوم کامل عدل و دیگری آمادگی برای فداکاری در راه پیاده کردن آن بعد از شناخت کامل.
1) 2. او خواهدآمد، ص 111 - 113.
انبیای الهی در طول تاریخ بشریّت درصدد برآمدند تا مردم را به این دو امر رسانده و به آن آگاه سازند. یعنی هم در ناحیه نظری، سطح فرهنگ و فکر آنان را بالا ببرند تا عدل کامل را درک نمایند و هم از ناحیه عملی، سیر بشر همراه با تعلیمات انبیا، مردم را آماده فداکاری برای پیاده کردن اهداف آنان نماید.
انبیای الهی در ضمن انجام وظیفه خود در این دو مورد، مردم را به هدف اساسی از خلقت که در روز موعود تحقق پیدا میکند گوشزد کردهاند. لذا قرآن کریم میفرماید: « وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحُونَ»؛(1)«در «زبور» بعد از ذکر (تورات) نوشتیم: «بندگان شایستهام وارث (حکومت) زمین خواهند شد!»
و نیز میفرماید: « وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ»؛(2)«ما میخواهیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم!»
و نیز میفرماید: « هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ»؛(3)«او کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد، تا آن را بر همه آیینها غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند!»
انبیای الهی گرچه سعی بلیغ برای تحقق این دو شرط اساسی به جهت نزدیک شدن به هدف نمودند ولی به جهت بلندی و ارزش هدف و پایین
بودن
سطح فکری مردم عصر خود نتوانستند مردم را نسبت در آن دو امر به فعلیّت برسانند.
در مورد امر اول مشاهده میکنیم که چون مردم معنای صحیح عدل کلّی را نمیفهمیدند لذا انبیاء طرحی جامع برای پیاده شدن آن از خود به جای نگذاشتهاند. و بدین جهت، هدف انبیای الهی قبل از حضرت موسیعلیه السلام تنها نهادینه کردن اصل این عقیده بوده و چندان تعالیم عملی و شرعی از خود به جای نگذاشتهاند. آری، از زمان حضرت موسیعلیه السلام شروع تبیین و توضیح شرایع تفصیلی است که اوج آن در شریعت اسلامی محمّدیصلی الله علیه وآله است تا سطح فکر بشر را بالا برده و شرط اساسی اول را بفهمند.
در تأیید این مطلب مشاهده میکنیم که شرایع قبل از اسلام عموماً یا غالباً شرایع اقلیمی و قومی بوده است برخلاف دین اسلام که برای عموم بشر فرستاده شده است.
در مورد شرط دوم نیز ملاحظه میکنیم که بشریت تاکنون اعلام آمادگی برای پیاده شدن حکومت عدل جهانی را از خود نشان ندادهاند، همانگونه که از عملکرد و پرونده بشریت در طول تاریخ استفاده میشود.
حضرت نوح 950 سال قوم خود را به ایمان و عمل صالح دعوت کرد ولی به جز افراد اندکی به او ایمان نیاوردند. خداوند سبحان در این باره از قول حضرت نوحعلیه السلام میفرماید: « رَبِّ إِنِّی دَعَوْتُ قَوْمِی لَیْلاً وَ نَهاراً* فَلَمْ یَزِدْهُمْ دُعائِی إِلاَّ فِراراً وَ إِنِّی کُلَّما دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ فِی
آذانِهِمْ وَاسْتَغْشَوْا ثِیابَهُمْ وَ أَصَرُّوا وَاسْتَکْبَرُوا اسْتِکْباراً»؛(1)«پروردگارا! من قوم خود را شب و روز (به سوی تو) دعوت کردم. اما دعوت من چیزی جز فرار از حق بر آنان نیفزود. و من هر زمان آنها را دعوت کردم که (ایمان بیاورند) تا آنها را بیامرزی،، انگشتان خویش را در گوشهایشان قرار داده و لباسهایشان را بر خود پیچیدند و در مخالفت اصرار ورزیدند و به شدت استکبار کردند».
حضرت ابراهیمعلیه السلام بعد از دعوت مردم به توحید و مجاهدات فراوان در این راه در آخر، قوم او جمع شده و او را در آتش افکندند.
قوم حضرت موسیعلیه السلام با آن همه مجاهدات که حضرت برای هدایت آنها به خرج داد بعد از آنکه از آنان خواست که به فلسطین رفته و با فداکاری بر دشمن غلبه کنند به حضرت عرض کردند: « فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّکَ فَقاتِلا إِنّا هاهُنا قاعِدُونَ»(2)«تو و پروردگارت بروید و (با آنان) بجنگید، ما همین جا نشستهایم».
از اینجا چنین نتیجه میگیریم که قبل از اسلام، کوشش فراوانی در راه نزدیک شدن اهداف خلقت و حکومت عدل جهانی شد ولی این کوشش به سرانجام نرسید ولی با اسلام ادامه پیدا کرد.
اندیشه رسیدن به پیروزی نهایی و وصول به جهانی که در آن مرادهای آدمی برآورده شود و بر همه خواسته هایش پیروز گردد نزد زردشتیان و تعلیمات دینی آنها به وفور دیده میشود. پیروان «هرمزد» با اعتقاد به نیروی لایزال او، پیوسته در تلاش و جست و جوی نجات بخشی هستند که آرزوی آنان را برآورد و پرهیزکاران را به نعمت جاودانی و کافران را به رنجی جانکاه و مداوم دچار سازد. اینک به گزیدهای از تعلیمات زردشتیان در این باره اشاره می کنیم.
در یکی از کتابهای مقدس آنها میخوانیم: «زندگان و آنهایی که بودهاند و خواهند بود نجاتی خواهند جست که از سوی او میآید، آن که امید میدهد که روان پرهیزکاران در بی مرگی نیرومند بود و آن دروندان در رنج جاودان. اینها را مزدا اهورا به شهر یاری (= نیروی) (خویش) آفرید».(1)
باز میخوانیم: «کسی که در این راه با دیوان و مردمان که به نوبه خود با او (= زردشت) مخالفت میکنند، ستیز کرده است. یعنی از آن مردمی است که به او (=زردشت)وفا دارند. چنین کسی با دینش (= وجدانش) تو را دوست، برادر یا پدر است. اهورا مزدا سرور خانه ما را نجات خواهد داد».(2)
و نیز در یکی از کتابهای دیگر آنان آمده است: «... از این جهت
سوشیانس (نامیده خواهدشد) زیرا که سراسر جهان مادّی را سود خواهد داد».(1)
و نیز در جای دیگر میخوانیم: «ای مزدا! چه هنگام گاوهای آسمان برای برقراری جهان راستی طلوع خواهندکرد؟ هدفهای سوشیانسها با آموزشهای کامل تو هماهنگ است. به سوی که برای یاری دادن اندیشه نیک باید رفت؟ به سوی من».(2)
در کتاب «زند» بعد از ذکر مقابله و مبارزه همیشگی ایزدان و اهریمنان آمده است:«در آن هنگام فتح، و پیروزی و نصرت ایزدان و منقرض شدن نسل اهریمنان، عالم به سعادت اصلی خود میرسد، و فرزندان آدم بر صندلی سعادت و برکت خواهند نشست».(3)
از برخی عبارات «جاماسب» در کتاب «جاماسب نامه» به نقل از زردشت استفاده میشود که او اشاره به خروج حضرت مهدیعلیه السلام در آخرالزمان کرده است.او از «زردشت» چنین نقل میکند: «خروج میکند مردی از سرزمین تازیان از ذریّه هاشم، مردی با سری بزرگ، جسمی عظیم، ساقی بلند، بر دین جدّش، همراه با لشکری بسیار به ایران روی میآورد و زمین را آباد میکند و نیز آن را پر از عدل و داد خواهدکرد».(4)
در همان کتاب بعد از بشارت به نبوّت رسول اکرمصلی الله علیه وآله آمده است:«و از ذریّه
دختر آن پیامبر که به خورشید عالم و شاه زمان (شاه زنان) معروف است، مردی به حکم یزدان حکومت میکند که او آخرین خلیفه آن پیامبر است.حکومت او در وسط عالم یعنی مکه است. و دولت او تا روز قیامت متصل خواهدشد... در آن هنگام تعداد بسیاری از افراد خوش نفس و انبیاء رجعت خواهندکرد...».(1)
از خلال اشارات مبهم و کنایهآمیز «اوستا» میتوان دریافت که آنان پیوسته برای رسیدن به جهانی مطلوب در کوشش اند و منتظر رسیدن روزی که در آن، همه آرزوهای مشروع برآورده شود و از دشمنیها و نادرستیها و فریبها و نیرنگها اثری نباشد. «زردشت» خود برای رسیدن به چنین خواستی میکوشد و از «هرمزد» یاری میطلبد و از او برای نابودی بدان و ناراستان کمک میخواهد.
«سوشیانسها» که پیروان راستین و برحقّ اویند نیز چنین هدفی را دارند و میخواهند دنیایی بسازند که فساد و تباهی در آن نباشد.
در یکی از کتابهای مقدس آنان میخوانیم:«یاران استوت ارت پیروزمند فراز آیند... خشم خونین سلاح دژفره از پیششان بگریزد، اشه (= راستی)، دروغ بد دژچهر (= بدذات) در خود تاریکی را چیره خواهدشد. خرداد و مرداد گرسنگی و تشنگی زشت را چیره شود. اهریمن ناتوان و بدکار بگریزد».(2)
و نیز میخوانیم: «پس باشد که از آنانی باشیم که جهان را نورانی کنیم ای مزدا! و شما ای اهورههای دیگر که حمایت و راستی را بیاوریم، وقتی که اندیشهها آنجا یکی شوند.»(1)
و نیز در جاماسبنامه آمده است: «همانا (سوشیانس) - منجی بزرگ - دینش را در تمام سطح عالم ترویج خواهدکرد، و فقر و تنگدستی را از بین مردم زائل خواهد نمود. و مردم را بر یک عقیده و قول و عمل متفق خواهد کرد».(2)
در کتابهای مقدس زردشتیان به موعود جهانی اشاره شده است، آنجا که میگوید: «در این سه هزاره هوشیدر و هوشیدرماه و سوشیانس که جدا جدا در سر هر هزاره از ایشان یکی آید و همه کارهای جهان را باز آراید و پیمان شکنان و بت پرستان را در کشور بزند (= بشکند)».(3)
و نیز میخوانیم: «پس هزاره پنجم هوشیدران بن بود (= آغاز شد). هوشیدر زردشتیان نمودار (دین) و پیامبر راست از (سوی) هرمزد آید چنان که زردشت (دین) آورد او نیز دین آورد و رواج دهد».(4)
و نیز میخوانیم: «به پایان هزاره (هوشیدر) هوشیدرماه به سی سالگی به همپرسگی هرمزد رسد. خورشید از آن روز بیست شبانه روز به بالست
(آسمان) ایستد. هنگامی که آن مرد سی ساله شود همپرسی کند با امشاسپندان (که) فرمانروایان خوب (و) آفریدگان نیک (هستند) مزدا در روز روشن آشکار شود که جهان بی مست و بی کوی و بی کرپ است، یعنی به چیز ایزدان کوروکر نیستند... و پر جان داده شده است یعنی که باران بوده است...».(1)
و نیز میخوانیم: «بدان هزاره (= هزاره هوشیدرماه)، هوشیدرماه زردشت به پیامبری از (سوی) هرمزد آید، چنانکه زردشت دین آورد و اندر جهان روا کرد».(2)
و نیز میخوانیم: «و آنگاه سی زمستان از آن دهمین سده سپری نشده، کنیز (ی) به آب نشیند که (نامش) «گواگ پد» است که مادر آن گواگ سوشیانس است که (او) نمودار بردن پتیاره اهریمن است و از دوده ایست و استر است...آنگاه اندر آن آب نشیند که پانزده ساله است... (آن کنیز) نه پیش از آن با مردان خوابید و نه پس از آنگاه که آبستن شد تا زمانی که آن (سوشیانس) بزاد».(3)
و نیز میخوانیم: «سوشیانس، آخرین آفریده هرمزدی در زمین است. آخرین کسی که به زمین میآید سوشیانس است که جهان را پاک کند».(4)
در آیین زردشت سه موعود ذکر شده که بر هریک از آنها اسم
«سوشیانت» اطلاق شده است. هر سه نفر گرچه به عنوان موعود مطرح شدهاند ولی آن چیزی که از اهمیت بیشتری برخوردار است موعود سوم است که به او لقب «سوشیانت پیروز» دادهاند. آنان میگویند: «سوشیانت مزدکی به مثابه کریشنای براهمه و بودای پنجم بوداییها و مسیح یهودیها و فارقلیط عیسویان و به منزله مهدی نزد مسلمانان است».
ظهور هوشیدر همزمان با آغاز هزاره پنجم است. اندکی پیش از این قیام، دو نجات بخش دیگر که هریک نقش ویژه و رسالتی خاص برعهده دارند، قیام میکنند. از متون موجود استنباط میشود که این دو تن زمینه را برای آمدن «هوشیدر» آماده میکنند و نابسامانیها و آشوبهایی که آرامش مزدیسنان را برهم زده است فرو مینشانند. بررسی موعود در دین زردشتی بدون گفت و گو پیرامون این دو نفر کامل نخواهدبود.
الف - بهرام ورجاوند
درباره او و تولد و رشدو قیامش اشارات نسبتاً کافی در متون زردشتی آمده است. خروج او مژده پایان شب سیاه دین و طلوع سپیده امید گروندگان راستکار و درست پیمانی است که سالها سرزنش بیدینان را تحمل کردند...او خواهدآمد تا دین زردشت را سامان دهد و آز و نیاز و خشم و کین و کفر را ریشه کن کند و اهریمن و دیوان بدنژاد را سست و زبون گرداند. با آمدن او بار دیگر زندگی بر چهره نیکان لبخند خواهد زد.
در یکی از کتابهای مقدس زردشتیان میخوانیم: «... آن هنگام از سوی کابلستان یکی آید که فره بدوست (و) از همان دوده بغان (منظور از بغان، کیانیان است) و (او را) کی بهرام خوانند و همه مردم با او باز شوند (= به او بگروند) و نیز به هندوستان و روم و ترکستان و همه سوی پادشاهی کند و همه وارونه گروشان (= بداعتقادان) را بردارند (= نابود کنند) (و) دین زردشت را سامان دهد...».(1)
ب - پشیوتن / پشوتن
پشیوتن یا چهرومیان فرزند گشتاسب نجات بخش دیگری است که برای ترویج و استحکام دین مزدیسنی از کنگدر ظهور میکند.
در یکی از کتابهای آنان آمده است: «در همان زمان (= در زمان هوشیدر) پشیوتن گشتاسپان از سوی کنگدژ آید با یکصد و پنجاه مرد پرهیزکار، آن بتکده که رازگاه ایشان (= دیوان) بود بکند (= خراب کند) و به جای آن آتش بهرام نشاند. دین را (به) همه درست بگوید و سامان دهد. پس هزاره پنجم، هزاره هوشیدر آغاز شود».(2)
قیام پشیوتن، آخرین قیام نیکمردانهای است که اندکی پیش از هزاره هوشیدر رخ میدهد و هدف او بازسازی دین و برپاداشتن آیینهای دینی و گسترش آموزشهای آن است.
در جاماسبنامه میخوانیم: «.. تا بعد از آن خدای تعالی رحمت کند و زمان دهد تا پشیوتن از کنگدژ بیاید به یاری ایرانشهر و بدی و گمراهی از جهان
برخیزد و دین راستی روا شود و در مدت کم و بیش یک سال اوشیدر بامی بیاید و دین روابکند».(1)
نزد زردشتیان، جهان در پایان هریک از هزارهها، جهانی است آکنده از همه تباهیها و پریشانیها، جهان خرابی که در آن، همه کس و همه چیز راه نابود را میپیماید...
الف - در زمینههای فردی و اجتماعی
در زراتشت نامه میخوانیم:
ز مردم در آن روزگاران بد
زصد یک نبینی که دارد خرد
نبینی در آن قوم رأی و مراد
نباشد به گفتارشان اعتماد(2)
و نیز آمده است: «... و چشم آز ایشان از خواسته پر نشود و خواسته جهان گرد کنند و زیرزمین نهان کنند».(3)
ب - در زمینههای تاریخی و اسطورهای
وقایع تاریخی در پایان هزارهها نیز مانند دیگر جنبهها، روی هم رفته جامعه فاسدی را نشان میدهد که روزنههای امید در آن از همه سو بسته است و افق زندگی تیره و تار همه کوششها و تلاشها بینتیجه به نظر میرسد. اشاره متونگاه آشکارا به وقایع مشخص تاریخی است همچون تسلط ترک و روم و عرب.
در زراتشت نامه میخوانیم:
همیدون بیایند قوم عرب
برانگیخته شرّ و شور و شغب
تلی کشته گردد زهر دو گروه
زکشته به هر مرز بر، کوه کوه(1)و نیز میخوانیم: «چون هزاره تو به سر رسد (= به پایان رسد) ای سپیتمان زردشت! همه سرزمینهای ایران به سمّ اسب ایشان کنده شود، و درفش ایشان به پدشخوارگر رسد».(2)
ج - واژگونی اصول
در جامعه مورد بحث، نه تنها شیرازه امور فردی و اجتماعی گسیخته است، بلکه پدیدههای مختلف نیز واژگونه شده و جریان طبیعی خود را از دست میدهد.
در زندبهمن یسن میخوانیم: «و ابرکامکار وباد پرهیزکار به هنگام و زمان خویش باران کردن نشاید».(3)
و نیز آمده است:
برآید بسی ابر بر آسمان
که باران نبارد به هنگام آن(4)
و نیز میخوانیم: «و هوا آشفته (شود) و سرد باد و گرم باد وزد».(5)
و نیز میخوانیم: «..و تخم میوه ندهد، و میوه دانه به ده (دانه) هشت (دانه) بکاهد و دو بیفزاید و آن که بیفزاید سفید نباشد. و گیاهان و دارو درخت بکاهد
چون یکی یکصد بستاند نود بکاهد و ده بیفزاید و آن را که بیفزاید شادابی و مزه نباشد».(1)
موازین اخلاقی نیز وارونه شده است. در جاماسب نامه میخوانیم: «پس مردمانی که در آن هنگام (پایان هزاره) باشند همه به مهر دروجی (=پیمان شکنی) ایستند».(2)
د - وضع خانوادهها
خانواده و نظامها و ضوابط حاکم بر آن نیز دگرگون است و هماهنگی لازم را ندارد. در زند بهمن یسن میخوانیم: «مهر پدر از (دل) پسر (و) برادر از (دل) برادر برود».(3)
و نیز آمده است: «و زن شوی خویش را به مرگ ارزان (اعدام) بدهد».(4)
و نیز میخوانیم: «و پسر و پدر و مادر رازند و ایشان را اندر زندگی از کد خدایی جدا کند».(5)
ه - آفات
مهمترین و اساسیترین وقایعی که رخ میدهد وقایع آسمانی و زمینی گوناگونی است که زندگی آدمیان و همه موجودات زمینی را دستخوش دگرگونی و نابودی میسازد. در جاماسب نامه آمده است: «و زمین لرزه بسیار بود و بسیار ویرانی بکند».(6)
و نیز آمده است:«و باران بی هنگام بارد و آنچه بارد بی سود و بد باشد».(1)
و نیز میخوانیم: «و باران به هنگام خویش نیاید و آنچه (بارد) خرفستر و حشرات آورد».(2)
و - تحریف و تغییر در دین
اساسیترین تغییرات و دردآورترین آنها ناهماهنگی و هرج و مرجی است که در امور دینی، روحانیان و تشکیلات دین حاصل میشود، آنگاه که از مذهب تنها نامی باقی ماند و معنویت و صفایی که باید برآن حکمفرما باشد، از میان برود.
در زندبهمن یسن آمده است:«آنان که به هیربدی و هاوشتی نامورند به یکدیگر خواهند و آهو (=عیب) (یکدیگر) گویند، و عیب بنگرند. ایشان را اهریمن و دیوان دشمنی بیشتر بردهاند و از گناه که مردمان کنند از پنج گناه سه گناه هیربدان (و) هاوشتان کنند... و یزشی (=عبادت) که پذیرند نکنند و بیم از دوزخ ندارند».(3)
پیروان ادیان سه گانه آسمانی (یهودیان، مسیحیان و مسلمانان) بر این باورند که آیندهی نهایی مسیر زندگی انسان خاکی، پیروزی ایمان بر کفر، حاکمیت حق و علم و عدالت اجتماعی و عبادت خدای متعال، وراثت زمین به صالحان، پایان خرافات و گمراهی و ستم و تمامی گونههای انحراف است. و نیز اتفاق دارند شخصی که خداوند عهد و پیمانش را به دست او تحقق میبخشد از فرزندان ابراهیم است، و شریعتی که بدان حکومت میکند آیین موسی نیست، بلکه دین پیامبری است که خداوند در آخرالزمان وی را مبعوث کند و امّیها یعنی اهالی مکه (امّ القری) منتظر اویند.
در قرآن کریم آمده است: « وَلَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحُونَ»؛(1)«و ما بعد از تورات، در زبور داود نوشتیم (و در کتب انبیای پیشین وعده دادیم) که بندگان نیکوکار من، مُلک زمین را وارث و متصرّف خواهند شد».
اینک به بررسی این موضوع در «عهد قدیم» و کتب یهودیان میپردازیم.
در مزمور 37 از کتاب مقدس یهودیان خطاب به حضرت داوود چنین آمده است: «کار اشرار تو را نگران نکند و بر گناهکاران حسرت مبر؛ زیرا مانند گیاه زود پژمرده میشوند و مثل علف سبز، سریع خشک میشوند. بر پروردگار توکّل کن و کار خیر انجام بده. و با خیال آسوده در زمین سکنی گزین و امانت
1) 43. سوره انبیاء، آیه 105.
دار باش. به پروردگار امیدوار باش تا آرزوی قلبیات را برآورد. راهت را برای پروردگار خالصساز و بر او توکّل کن تا کارت را بر عهده گیرد و بی گناهی ات را مانند نور، آشکار کند و مثل خورشید تابان، حقّت را ظاهر سازد، و در پیشگاه پروردگار، آرام گیر و با شکیبایی در انتظار (فرمان) وی باش و به آن که به کمک نیرنگ، در تلاشش موفق می
شود حسرت مبر. خود را از غضب نگه دار و خشم را ترک کن، و برای انجام شر، متهوّر مباش، زیرا اشرار در میمانند، امّا منتظران (فرمان) پروردگار، وارثان خیرات زمین اند. به زودی شخص شریر نابود میشود و اگر در پی وی باشی او را نخواهی یافت. امّا نیکوکاران، خیرات زمین را به ارث میبرند و به فیض صلح و سلامت میرسند... خیر کمی که راستگو داراست، بهتر از ثروت بسیار اشرار است؛ زیرا دستان اشرار به زودی میشکند. امّا پروردگار نیکوکارانی را پشتیبانی خواهدکرد. پروردگار به روزگار افراد با کمال، آگاه است و تا ابد میراثشان پاینده خواهد بود... از شرّ، دور باش و خوبی کن که تا ابد آرام باشی؛ زیرا پروردگار، عدالت را دوست دارد و از پارسایان حمایت و تا ابد آنان را حفظ میکند، امّا ذریه اشرار نابود میشوند. درستکاران خیرات زمین را به ارث میبرند و تا ابد در آن میمانند... کمال را در نظر بگیر و مستقیم بنگر، که پایان چنین انسانی سلامت است. امّا همگی عصیانگران هلاک میشوند و نهایت اشرار فنا است. لیکن رهایی و رستگاری نیکوکاران از جانب خداست و او به هنگام تنگی دژ و امان آنان است. به حقّ، پروردگار کمکشان میکند و از اشرار نجاتشان میدهد و رهایی میبخشد؛ زیرا تحت حمایت پروردگارند».(1)
1) 44. مزمور 37، کتاب مقدس.
در سِفر تکوین از جمله وعدههای خداوند متعال به اسماعیلعلیه السلام آمده است:«ای اسماعیل! سخنت را درباره وی (رهبر موعود) شنیدم. منم که مبارکش میگردانم و رشدش میدهم و توانش را بسیار بسیار میکنم و دوازده رهبر میزاید و امت عظیمی قرارش میدهم».(1)
در سِفر اشعیا آمده است: «از تنه (یسّی) شکوفه میروید و از ریشهاش شاخه سبز میشود. روح پروردگار روح حکمت و هوشمندی، روح مشورت و توان، روح معرفت و ترس از پروردگار، بر (یسّی) مستقر میشود و شادی اش در تقوای پروردگار خواهدبود. به آنچه چشمانش میبیند قضاوت نخواهدکرد، و به آنچه گوشهایش میشنود حکم نخواهد نمود. برای مسکینان به عدل قضاوت میکند و برای بینوایان زمین، به انصاف حکم مینماید. با دهان و زبانش زمین را مجازات خواهدکرد و بر نَفَسی که از میان لبانش بیرون میشود منافق را میمیراند. او لباس نیکی میپوشد و کمربند امانت داری میبندد. در نتیجه گرگ با میش خواهد زیست و پلنگ در کنار برّه خواهد نشست و گوساله و شیر درنده همدم خواهندشد، و همه حیوانات با هم چرا خواهندکرد. و بچه خردسالی، همگی را خواهد راند. و گاو و خرس با هم به مرتع خواهندرفت، و کرّههایشان کنار هم خواهند بود. شیر درنده مثل گاو علف خواهد خورد، و کودک شیرخواره در امنیت، کنار لانه مار، بازی خواهدکرد و بچه خردسال دستش را داخل لانه افعی میکند و به او آسیبی نمیرسد. در
1) 45. سفر تکوین {پیدایش} آیه 20، اصحاح (سوره) 17.
هر کوه قدسی آدمیان اذیت نمیشوند، و بدی نخواهند کرد؛ زیرا زمین از معرفت پروردگار پر خواهدشد، چنان که دریا از آب پر است. در آن روز اصل و نسب (یسّی) پرچمدار (هدایت) امت خواهدبود، و همگی مردم زیر پرچم او خواهند آمد و به او نظر خواهند داشت، و جایگاه (یسّی) رفیع خواهد شد».(1)
به رغم دشمنی تاریخی شدید میان یهود و مسیحیان، و به پندار کشتن عیسی بن مریم به دست یهود، پیروان هردو دین در قرن 19 و 20 میلادی به وحدت نظر در ظهور مسیح و پشتیبانی از برنامهای سیاسی رسیدند که همان برپایی دولت اسرائیل بود، از این رو که به پندارشان مقدمه ظهور مسیح به شمار میآید. لذا صدها کلیسا و گروه مسیحی آمریکایی و اروپایی برای پشتیبانی از دولت اسرائیل بسیج شدند. در سال 1980 سازمانی به نام «سفارت بین المللی مسیحیان» در قدس اشغالی تشکیل شد که اهداف مؤسسان آن به اختصار چنین بود:
«ما بیش از اسرائیلیها، صهیونیست هستیم و قدس تنها شهری است که مورد عنایت خدا است و خداوند تا ابد این سرزمین را به اسرائیل داده است».
اعضای این سفارت معتقدند که اگر اسرائیل نباشد مکانی برای بازگشت مسیح نخواهد بود.
بلافاصله پس از راه اندازی سفارت، جشن بین المللی سالیانه یهودی -
1) 46. سِفر اشعیا، ص 111.
مسیحی با نام «عید عریش» برگزار شد و بیش از هزار روحانی مسیحی در آن شرکت کردند. و در سال 1982، سه هزار رهبر مذهبی مسیحی در آن حضور داشتند.
«سفارت بین المللی مسیحیان» یکی از سازمانهای مهم بود که برای شنیدن کمیسیونهای کنگره آمریکا به هنگام طرح جریان نبرد اعراب با اسرائیل به ویژه بر سر قدس دعوت میشدند.
در سال 1985، رهبری مسیحیان صهیونیست، کنفرانسی در «بال» سوییس برگزار کرد و اعلام نمود: «ما گروههایی از دولتهای مختلف و نمایندگان کلیساها در اینجا گرد آمده در این سالن کوچک که در 88 سال پیش دکتر «تئودر هرتزل» به همراه اولین شرکت کنندگان کنفرانس صهیونیستی در آن تجمّع نمودند و سنگ بنای پیدایش دولت اسرائیل را نهادند، همگی برای نیایش و خشنودی پروردگار جمع شدهایم تا اشتیاق خود را به مردم و سرزمین و عقیده اسرائیل و همراهی خود را اعلام کنیم و بگوییم: دولت اسرائیل را تأیید میکنیم».(1)
در آمریکا کنیسهای تأسیس شد که شمار پیروانش به شش میلیون نفر میرسد، و اعضای آن معتقد به بازگشت مسیح اند که از جمله شرایط آن برپایی دولت صهیونیستی و تجمع یهودیان دنیا در فلسطین برشمرده شده است. و از جمله پیروان آن کنیسه «جرج بوش» و «ریگان» رؤسای جمهور پیشین آمریکا هستند.
1) 47. مقاله «الصهیونیّة فی امیرکا» حسنحداد، مجله شؤون فلسطینیة، شماره 92-93، 10/9/199.
«هال لیندسی» در کتاب خود «سیّاره فانی بزرگ زمین» مهمترین شرط پایان تاریخ و بازگشت مسیح را بازگشت یهود به سرزمین اسرائیل پس از هزاران سال دانسته است...(1)
ایمان و اعتقاد به ظهور مصلح جهانی نزد یهود ثابت بوده و در تورات و کتابهای معتبر آنان یافت میشود. بسیاری از نویسندگان معاصر، خصوصاً در جهان غرب به طور تفصیل درباره این اعتقاد نزد یهود سخن گفته و در این موضوع کتاب تألیف کردهاند، که از آن جمله میتوان از «جورج رذر قورد» و سناتور آمریکایی «بول منزلی» و نویسنده غربی «گریس هالسل» و دیگران نام برد. لذا هرکس که به بررسی و تحقیق در آیین یهود بپردازد پی به رسوخ این عقیده در آن میبرد، و با بررسی و پیگیری مسایل سیاسی پی میبرد که در نتیجه این اعتقاد است که در قرون اخیر به هدف آماده شدن برای ظهور منجی جهانی که به آن ایمان دارند دست به تحرکات وسیعی در سطح بین المللی زدهاند. این تحرکات مقدماتی از سال {1914} میلادی یعنی سال شروع جنگ جهانی اول شروع شد که در پی آن یهودیان پراکنده در عالم را به فلسطین بازگشت داده و دولتی یهودی را در آن سرزمین تشکیل دادند، دولتی که تشکیل آن به عنوان زمینه سازی ظهور منجی موعود نزد آنان بود. آنان معنقدند که بازگشتشان به فلسطین، شروع و سرمنشأ معرکهای است که به
1) 48. الصهیونیّة فی امیرکا، ش 92 - 93.
انتهای شرّ در جهان منجرّ خواهدشد و در آن هنگام ملکوت در روی زمین شروع شده و زمین فردوس برین خواهد شد.(1)
با مراجعه به مزمور 72 از مزامیر داوود پی به اشارات جالب به ظهور مهدی موعودعلیه السلام در آخرالزمان به جهت ایجاد صلح و صفا در جهان میبریم. اینک به برخی از عبارات آن اشاره میکنیم.
«بارخدایا! به پادشاه، سلطنت خود را و به فرزند پادشاه عدالت خود را ببخش، تا با نیکی در میان مردمت قضاوت کرده و در بین پایین دستان انصاف به خرج دهد.تا اینکه کوهها برای مردم حامل سلامت و تلها حامل نیکی باشند. به پایین دستان مردم انصاف داده و مسکینان را خلاصی بخشد و ظالمان را دور نماید. او در زیر نور خورشید و ماه از گروهی به گروهی دیگر باقی میماند... نیکی در روزگار او زیاد و صلح تا زمان زوال ماه عمومی میشود. و از دریا تا دریا را مالک و تا دورترین زمین را مالک میگردد... تمام پادشاهان بر او سجده کرده و تمام امتها خادم او میگردند؛ زیرا اوست که مسکین پناهنده و گرفتار بی یاور را نجات میدهد. او را بر دل شکسته و مسکین عطوفت کرده و نفوس مساکین را خلاصی میبخشد.(2)
یهود و نصارا در تعیین این دو شخص یعنی «مَلِک و فرزندش» اختلاف کردهاند. یهود میگویند: مقصود از «مَلِک» در این مزمور خود حضرت داوود
و مراد به «فرزند ملک» سلیمان فرزند داوود است. ولی نصارا میگویند: مقصود به «مَلِک» عیسی مسیح است.
در جواب تفسیر یهود میگوییم: اولاً: از آنجا که حضرت داوودعلیه السلام در مقام خضوع و خشوع و تضرّع و مناجات با خدا است معنا ندارد که از خودش تعبیر به «مَلِک» کند.
ثانیاً: آنچه که در این مزمور آمده که تمام پادشاهان بر او سجده کرده و همه امتها او را خدمت خواهند کرد، بر حضرت داوود منطبق نمیشود؛ زیرا آن حضرت تنها سلطهاش بر محدوده فلسطین بوده است.
و در پاسخ تفسیر و توجیه مسیحیان میگوییم: اولاً: حضرت عیسیعلیه السلام دارای پادشاهی و سلطنت نبود تا از خود «مَلِک» تعبیر کند و حتی یک روز هم حکومت و سلطنت نکرد، بلکه یهود براو مسلّط شده و او را گرفته و اهانت کردند.
ثانیاً: حضرت مسیحعلیه السلام ازدواج نکرد و در نتیجه از خود فرزندی به جای نگذاشت تا اینکه از خداوند بخواهد که «عدالتش را به فرزندش مَلِک عطا کند».
ثالثاً: بیشتر صفاتی که در این مزمور آمده قابل انطباق بر حضرت مسیحعلیه السلام نیست. و لذا در پایان میتوان نتیجه گرفت که مقصود به «مَلِک» در این مزمور حضرت رسول اکرمصلی الله علیه وآله و مراد به «فرزند مَلِک» حضرت مهدیعلیه السلام است.
شور و التهاب انتظار موعود آخرالزمان در تاریخ پرفراز و نشیب یهودیّت موج میزند. یهودیان در سراسر تاریخ محنت بار خود هرگونه خواری
و شکنجه را به این امید برخود هموار کردند که روزی «مسیحا» بیاید و آنان را از گرداب ذلّت و درد و رنج رهانده، فرمانروای جهان گرداند. در عصر ما نیز که یهودیان صهیونیست برپا خواسته و با اشغال فلسطین درصدد برآمدهاند تا حقارت همیشگی قوم یهود را برافکنند، چیزی از تب و تاب انتظار موعود کاسته نشده است.
درست است که اقلّیتی ناچیز از یهود بر اثر دلبستگی شدید به امیدهای قدیم، تشکیل دولت صهیونیستی را مخالف آرمان مسیحایی شمرده و پیوسته با آن مخالفت کردهاند، ولی غالب یهودیان آن را از جان و دل پذیرفته و آن را راهگشای عصر مسیحا دانستهاند. هم اکنون صهیونیستهای اشغالگر فلسطین، علاوه بر دعاهای مسیحایی مرسوم، در پایان مراسم سالگرد بنیانگذاری رژیم اسرائیل غاصب (پنجم ماه إیّار عبری) پس از دمیدن در شیپور عبادت، این گونه دعا میکنند: «اراده خداوند، خدای ما چنین باد که به لطف او شاهد سپیده دم آزادی باشیم و نفخ صور مسیحا گوش ما را نوازش دهد».
در سراسر تاریخ بنی اسرائیل کسانی به عنوان موعود یهود برخواستند و با گردآوردن برخی از افراد ساده لوح بر مشکلات آنان افزودند. در این میان حضرت عیسیعلیه السلام ظهور کرد و با داشتن شخصیتی بس والا و روحی الهی دین بسیار بزرگی را بنیان نهاد، و گروه بی شماری را به حق و حقیقت رهنمون ساخت. مسیحیت بر اساس اندیشه انتظار پدید آمد.
سرانجام در اواخر قرن 19، یهودیان اروپا و روسیه با نادیده گرفتن سنت انتظار، برای کسب استقلال و عزّت برخاستند و صهیونیسم را بنیاد نهادند و به
دنبال آن مهاجرت یهودیان به فلسطین آغاز شد و مسلمانان هنگامی از عمق فاجعه آگاهی یافتند که راه چاره بسته شده بود.
بسیار طبیعی است که قوم بنی اسرائیل با گذشته تیره و تار خود در انتظار آیندهای بهتر باشد و پایان رنجهای خود را در آن بجوید. به همین علت هنگامی که حضرت موسیعلیه السلام به عنوان یک منجی میان ایشان برخاست، آنان در پذیرفتن او درنگ نکردند. این آرمان که در دوران ابتلا پا گرفت، با گذشت زمان در ژرفای جان قوم رشد و نمو یافت و متناسب با محیط و شرایط داخلی به اشکال گوناگونی درآمد ولی به طور کامل هرگز از آنان جدا نشد...
تنها با انتخاب داوود به پادشاهی بود که آرزوی قوم برای قیام یک منجی کاملاً برآورده شد. داوود نمونه یک پادشاه یهودی و الگوی جاودانی، شخص مسیحا گردید، و در واقع برخی از انبیا و حکیمان او را مسیحا میدانستند.(1)
عصر داوود و سلیمان را میتوان دوران شکوفا شدن آرمان مسیحایی در اذهان قوم یهود دانست. آرمان یاد شده در آن زمان از گرایش مادّی به رهایی از دشمنان ستمگر تحوّل یافت و به آرزو و امید برپایی یک حکومت ملّی پا برجا و مبتنی بر اصول اخلاقی خالص و آرمانهای والا مبدّل گردید.
امید مسیحایی با دو نیم شدن حکومت بنی اسرائیل پس از حضرت سلیمان و قیامداری انبیا که قیام خود را در این عصر آغاز کردند، جدّیتر شد.
1) 51. هوشع 3 / 5، اِرمیا 30 / 9، حزقیال، 37 / 24 - 25.
انبیا نه تنها آتش شوق را در دلها روشن نگه میداشتند، بلکه به توسعه دادن مفهوم مسیحا و دوران مسیحایی میپرداختند.
آنان معتقد بودند که شخص مسیحا که خدا به وسیله او جهان را مبارک می گرداند، در اذهان بیشتر انبیا حاضر بود.
نخستین نبیّ که پیشگوییهای خود را نوشت عاموس بود. وی و نبیّ جوان و معاصرش «هوشع» از روز انتقام از سامره (پایتخت حکومت تجزیه شده اسرائیل) سخن گفتهاند.(1)
پیشگویی هوشع که «در آن روز خدا کمان و شمشیر و جنگ را از زمین خواهد شکست و ایشان را به امنیت خواهد خواباند»، به اتحاد مسالمتآمیز و تثبیت دوباره اسرائیل و یهودا در سرزمین خود اشاره میکند، و اشاره به اندیشههای فراملیّتی که انبیای متأخّر برای عصر مسیحایی تدارک دیدهاند اشاره ای ندارد تا عصر اشعیای نبی که با یک جهان بینی فراگیر و گسترده همچون یک دولتمرد به حوادث تاریخ مینگریست.
اندیشه مسیحایی در پیشگویی إشَعْیا به طور وضوح آمده است. مسیحای آرامش آفرین و تسلّی بخش قوم یهود در یکی از پیشگوییهای او تصویر شده است. او حکومت آرمانی عادلانهای را پی میافکند که در آن زمان «جهان از معرفت خداوند پر خواهدشد، مثل آبهایی که دریا را میپوشاند». که آن پس از گسترش دین بنی اسرائیل در سراسر گیتی است همچون پرچم قومها برپا خواهد شد و امتها آن را خواهند طلبید.(2)
و نیز میخوانیم: «و در ایام آخر واقع خواهد شد که کوه خانه خداوند بر قلّه کوهها ثابت خواهد شد و فوق تلّها برافراشته خواهد گردید و جمیع امّتها به سوی آن روان خواهند شد...».(1)
برخی از پیشگوییهای صَفَنیا حتی از پیشگوییهای اشعیا جهان شمول ترند. از دید او عصر مسیحایی زمان اصلاح کلّی جهان است.؛«زیرا که در آن زمان، زبان پاک به امّتها خواهم داد تا جمیع ایشان اسم یهوه را بخوانند و به یک دل او را عبادت کنند».(2)
تب و تاب انتظارِ دخالتِ اعجازآمیز خداوند در دوران سیطره والیان رومی بر فلسطین به اوج خود رسید. و به همین دلیل هنگامی که یحیای تعمید دهنده ندا داد: «توبه کنید؛ زیرا ملکوت آسمان نزدیک است»(3)تودههای مردم پیام او را با جان و دل شنیدند. کلمات هیجان آور او دلهای شنوندگان را تکان می داد و الهام بخش گروههای ستمدیده و بینوایی بود که همواره آتش شوق انتظار برای قیام «مسح شده» خدا در قلوبشان زبانه میکشید.
تصور تلمود پیرامون شخص مسیحا روی هم رفته به قرار زیر است:
«یک انسان که نهالی از خاندان سلطنتی داوود است و قداست او تنها به سبب موهبتهای طبیعی وی خواهدبود، امّتهای مشرک به دست او نابود خواهند شد و بنی اسرائیل قوّت خواهد گرفت».(4)
با مراجعه به کتابهای مقدس مسیحیان نیز پی میبریم که نه تنها در آنها سخن از ظهور منجی در آخرالزمان به میان آمده، بلکه درباره خصوصیات و جزئیات آن نیز مطالبی بیان شده است، که با تأملی در آنها میتوان در بسیاری از موارد با آنچه در کتابهای مسلمانان در اینباره آمده مطابقت کرده و به وحدت نظر رسید. اینک به بخشهایی از عهد جدید و کتابهای مقدس مسیحیان که به این موضوع پرداخته شده اشاره میکنیم.
حضرت مسیحعلیه السلام به جهت بشارت دادن مبعوث شد، و کلمه«انجیل» برگرفته از لفظ یونانی «اونجلیون» است که به معنای خبر خوش و بشارت به خلاصی است. اعلان این بشارت به مردم از مهمترین وظیفه حضرت مسیح بوده است. و مفاد این بشارت همان ملکوت و سلطنت خدایی است. و لذا مواعظ و خطبههای حضرت بر این معنا تأکید داشته است. مرقس در انجیل خود میگوید: «و بعد از زندانی شدن یوحنّا، یسوع (مسیح) به نزد جلیل آمد و اعلان بشارت میکرد و میگفت: وقتش نزدیک شده و ملکوت خدا نزدیک شده است پس توبه کنید و به بشارت ایمان آورید».(1)
و نیز فرمود: «بر من واجب است که سایر شهرها را نیز بشارت به ملکوت خدا دهم؛ زیرا من برای این کار فرستاده شدهام».(2)
و نیز به حواریون فرمود: «به همه عالم سفر کنید و به تمام مردم خبر بشارت را برسانید».(1)
متّی میگوید:«او در تمام جلیل سیر میکرد و در بین مجامع آنها وارد شده و تعلیمشان میداد و اعلان به بشارت ملکوت میکرد».(2)
لوقا در انجیل خود میگوید:«دوازده حواری را دعوت کرد... آنگاه همه را به جهت اعلان ملکوت خداوند فرستاد».(3)
در رؤیای یوحنّا لاهوتی اشاره به موعود منجی شده است آنجا که از قول حضرت مسیحعلیه السلام میفرماید:«و شخص غالب آن کسی است که تا به آخر بر اعمال و رفتار من حفاظت خواهدکرد پس زود است که او را سلطان بر تمام امّتها قرار دهم. او همه امّتها را با عصایی از آهن مراعات خواهد کرد...»(4)
به طور حتم کسی که سلطنت بر تمام امّتها را در آینده دارد حضرت مسیح نخواهد بود؛ زیرا در همان انجیل از قول حضرت مسیحعلیه السلام آمده است: «من مجد خود را طلب نمیکنم، بلکه در آنجا کسی است که آن را طلب کرده و حکم میکند».(5)
و نیز در رؤیای یوحنّای لاهوتی به مادر موعود جهانی و منجی بشریت حضرت مهدی علیه السلام اشاره کرده و میگوید: «آنگاه نشانهای بزرگ در آسمان پدید آمد، زنی پیچیده شده به خورشید و ماه در زیر پاهایش و بر روی سرش تاجی است با دوازده ستاره درخشان. زن حاملی که از درد زایمان فریاد میزند... او فرزندی پسر به دنیا آورد و اوست کسی که در آینده تمام امتها را با عصایی از آهن رهبری کند...».(1)
مفسران انجیل میگویند: کسی را که حضرت مسیح در این آیه به آن بشارت داده هنوز متولد نشده است و تا وقتی که متولد شود برای آن تفسیر واضحی نمیشناسیم. ولی مطابق دیدگاه شیعه دوازده امامی تفسیر این کلمات بسیار واضح و روشن است ؛ زیرا حضرت مسیح در این کلمات به ولادت حضرت مهدی علیه السلام از حضرت نرجس خاتون اشاره کرده است. و مقصود او از اینکه آن زن پیچیده شده به خورشید، آن است که رحم او منوّر به نور امامت است که از جانب امام حسن عسکریعلیه السلام به رحمش القا شده است. و مراد از ماهی که در زیر پای او قرار دارد حکیمه خاتون عمه امام عسکریعلیه السلام است که هنگام زاییدن در پایین پای نرجس خاتون قرار داشت. و مقصود از تاج، شخص رسول خداصلی الله علیه وآله و مراد به دوازده ستاره درخشان، ذوات مقدسه دوازده امام معصوم از ذریه اوست.
در این رؤیا خصوصیات بسیار دیگری ذکر شده که همگی قابل انطباق بر
1) 65. کتاب مقدس، عهد جدید، رؤیا یوحنّای لاهوتی، اصحاح 12، ص 815 - 817، رقم 1 - 17.
عصر امام عسکریعلیه السلام و خصوصیات خلیفه عباسی و موقعیت حضرت مهدیعلیه السلام است. و لذا کسی که طالب تحقیق بیشتر است به آن رؤیای یوحنا لاهوتی مراجعه کند.
اصطلاح ملکوت خدا در عهد جدید زیاد بکار رفته است. 14 بار در انجیل مرقس و 39 بار در انجیل لوقا و 32 بار در انجیل متّی. و در برخی از موارد به صیغه«ملکوت آسمانها» آمده است؛ زیرا عادت یهود آن بود که اسم خداوند را به جهت احترام و خشیت بر زبان نمیآوردند. ملکوت و سلطنت خداوند همان بشارتی است که حضرت مسیحعلیه السلام به جهت ابلاغ آن به قومش و به تمام عالم مبعوث شده است. حال مقصود از این کلمه چیست و چه اهمیت ویژهای دارد که حضرت مسیحعلیه السلام بر آن مبعوث شده است؟
با ملاحظه نصوص دیگر اناجیل پی میبریم که مقصود از ملکوت الهی همان حکومت و خلافت و دولت و سلطنت خداوند در روی زمین است.
در انجیل لوقا آمده است:«حضرت مسیحعلیه السلام به شاگردان خود فرمود: هرگاه نماز گزاردید بگویید: ای پدر ما که در آسمانها هستی باید نام تو تقدیس شود، باید ملکوت تو بیاید، باید مشیّت تو وجود پیدا کند، آنگونه که در آسمان است باید در زمین نیز باشد».(1)
و در انجیل متی آمده است: «باید ملکوت تو بیاید، باید آنچه که در زمین میخواهی همانند آنچه که در آسمان است تحقق یابد».(2)
معنای این جملات آن است که باید حکومت و سلطنت خداوند عزوجل در روی زمین از جانب فردی از بشر تحقق پیدا کند همانگونه که در آسمان از ناحیه ملائکه تحقق پیدا میکند و آن عمل کردن به شریعت الهی و دستورات او از اوامر و نواهی است که به توسط انبیا برای بشر فرستاده شده است.
موضوع ملکوت خدا یا ملکوت سموات امری نیست که تنها حضرت مسیحعلیه السلام به آن بشارت داده باشد بلکه انبیای قبل از او نیز به آن خبر دادهاند. از آن جمله متّی در انجیل خود درباره حضرت یحییعلیه السلام چنین نقل میکند:«در آن روزها یوحنّا معدان در بین مردم یهود ندا میدهد و میگوید: توبه کنید زیرا ملکوت آسمانها نزدیک است».(1)
موضوع ملکوت خدا یا آسمانها مسألهای نبوده که موقعیت مردم آن زمان کشش و تحمّل فهمیدن تفصیل آن را داشته باشند، و لذا به صورت مثال و رمزی و با تبیین خطوط کلّی برای آنان عرضه شده است.
لذا مرقس میگوید: «چون که جمعیت پراکنده شد افرادی که به دور او با دوازده نفر بودند از مثلهایی که برای مردم میگفت سؤال کردند؟ حضرت به آنان فرمود: «به شما سرّ ملکوت خدا داده شده ولی سایر مردم هرچه به آنها القا میشود با مَثَلها است».(2)
و در انجیل متّی آمده است:«شاگردانش به نزد او آمده و گفتند: چرا با مردم به مَثَل سخن میگویی؟ آنها را جواب داد؛ زیرا شما هستید که مورد لطف خدا
قرار گرفته و میتوانید اسرار ملکوت آسمانها را بفهمید، ولی آنان به چنین مقامی نرسیدهاند».(1)
اینکه حضرت مسیحعلیه السلام بشارت خود را که همان نزدیک بودن پیاده شدن ملکوت خداوند است به طور رمزی بیان کرده نه به این معنا است که به وظیفه رسالت خود عمل نکرده یا در آن قصور و تقصیر داشته است، بلکه این گونه بیان کردن اهداف رسالت یک تاکتیک مرحلهای است که باید در دو سطح در میان جامعه مطرح شود؛ زیرا درک موضوعی که قرار است بعد از صدها سال بلکه شاید هزاران سال دیگر تحقق یابد برای عموم مردم دشوار به نظر میرسد، و لذا حضرت برای عموم مردم به صورت رمزی و مثال بیان کرده و برای خواصّ از افراد خود به صورت تفصیل توضیح داده است.
در انجیل یوحنّا از قول حضرت مسیحعلیه السلام آمده است: «همیشه نزد من امور بسیاری است که برای شما نقل میکنم ولی شما الآن طاقت حمل و کشش فهم آن را ندارید».(2)
با مراجعه به قرآن کریم پی میبریم که هدف از ایجاد خلق، عبادت و عبودیت مطلقه برای خداوند معرفی شده است.
خداوند سبحان میفرماید: « وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ»(3)«من جنّ و انس را به جز برای عبادت خلق نکردم».
این عبادت و عبودیت تنها همان به زحمت انداختن نفس و جوارح در تکالیف معیّن و مخصوص نیست بلکه مقصود از آن تنفیذ اوامر الهی است که به جهت اصلاح انسان و جامعه تشریع شده است.
خداوند سبحان بشر را عبث و بیهوده خلق نکرده، بلکه به جهت رسیدن بشریت به کمال مطلوب و مطلق خود او را آفریده است. انبیای الهی از ابتدا به این هدف نهایی، مردم را تذکّر داده و در راه پیاده شدن آن و تربیت مردم به جهت پیاده کردن آن سعی و کوشش بلیغ نمودهاند، ولی این امر زمان میبرد، این مردم هستند که باید به سطح فکری و فرهنگی خاصی برسند تا زمینه ساز حکومت عدل جهانی به رهبری فردی الهی باشند؛ زیرا خداوند نمیخواهد اهداف خود را با قهر و غلبه و جبر در بشر پیاده کند و در تمام موارد از جبر استفاده نماید، بلکه حکمت الهی در خلقت بشر و ترسیم اهداف او این گونه بوده که با اختیار او را به این اهداف برساند.
مسیحیان و مسلمانان در این جهت اتفاق نظر دارند که حضرت مسیحعلیه السلام به آسمانها رفته و الآن زنده است، گرچه در خصوصیات آن با هم اختلاف نظر دارند. مسیحیان میگویند: حضرت مسیحعلیه السلام به دار آویخته شد و سه روز بعد از کشته شدن و دفن شدن از قبر بیرون آمد و به آسمانها صعود کرد.ولی مطابق نظر مسلمانان که از ظاهر آیات قرآن برگرفته شده حضرت مسیحعلیه السلام به دار آویخته نشد و کشته نشد بلکه مستقیماً به آسمانها رفت و کس دیگری به جای او به دار آویخته شد.
حضرت مسیحعلیه السلام سی ساله بود که به نبوت مبعوث شد و سه سال هم مبعوث به رسالت بود و در سن سی و سه سالگی به سوی آسمان رفت.
ابوالفضل عبداللَّه بن محمد بن صدیق غماری میگوید: «قول صحیحی که محدّثان و مورّخان همچون ابن جریر و ابن کثیر و دیگران بر آن اعتماد کردهاند این است که مسیحعلیه السلام در حالی که سی ساله بود بر وی وحی شد و در روی زمین مکث کرد تا در سن سی و سه سالگی به آسمان رفت، و این قولی است که جمهور علما بر آن اعتماد کردهاند».(1)
در مورد حکمت رفتن حضرت مسیحعلیه السلام به آسمان در حالی که زنده است با وجودی که معجزه بوده و خرق نظام طبیعی است ممکن است اینگونه توجیه کنیم:
اولاً: چون حضرت مسیحعلیه السلام رهبر مسیحیان جهان به شمار میآید نزول و فرود آمدن او بعد از ظهور حضرت مهدی علیه السلام و تشریک مساعی با حضرت میتواند در جلب توجه مسیحیان که جمعیت بسیاری را تشکیل میدهند بسیار مؤثّر باشد.
ثانیاً: در مورد اینکه چرا حضرت مسیحعلیه السلام تاکنون زنده مانده شاید بدین جهت باشد که تحت تربیت خاص الهی قرار گرفته تا در عصر ظهور بتواند در برپایی حکومت عدل گستر جهانی حضرت مهدیعلیه السلام سهم داشته باشد.
ثالثاً: اینکه حضرت مسیحعلیه السلام به آسمانها برده شد ممکن است بدین جهت باشد که آمدن پیامبری جدید و اولی العزم یعنی حضرت محمّدصلی الله علیه وآله
1) 73. اقامة البرهان علی نزول عیسی فی آخرالزمان، ص 90 - 92.
متوقف بر رفتن پیامبر سابق و نسخ شریعت او است؛ زیرا دو حجت خدا در عرض هم در روی زمین امکانپذیر نیست، همانگونه که در علم کلام به آن اشاره شده و بر آن اقامه برهان شده است.
در انجیل یوحنّا آمده است: «روزی از روزها عیسی به مردم فرمود: من با شما در وقت کمی هستم، سپس به سوی آنکه مرا فرستاد باز میگردم زود است که شما مرا دنبال کرده و جست و جو کنید ولی مرا نخواهید یافت. و آنجایی که من هستم شما استطاعت و قدرت ندارید که بیایید».(1)
و نیز آمده است: «از من شنیدید که به شما چه میگویم من میروم و سپس به سوی شما بازمی گردم و خوشحال خواهید شد؛ زیرا پدر از من بزرگتر است. من به طور حتم از الآن به آن امر قبل از حدوثش خبر دادم تا وقتی که حادث شد به آن ایمان آورید. من سخن را بعد از آن طولانی نخواهم کرد، زیرا آقای این جهان خواهد آمد».(2)
و نیز آمده است: «بعد از مدت اندکی مرا نخواهید دید، آنگاه بعد از مدت اندکی مرا مشاهده خواهید کرد... شما نیز الآن محزون خواهید شد ولی من زود بر خواهم گشت، و شما را میبینم که قلبهایتان شاد خواهد شد و کسی نمیتواند این شادی را از شما سلب کند... من از جانب پدر خارج شده و به این جهان آمدم، ولی الآن این جهان را رها میکنم و به سوی پدر میروم».(3)
قرآن کریم در چند موضع به این مطلب اشاره کرده است:
در سوره نساء آمده است: « وَبِکُفْرِهِمْ وَقَوْلِهِمْ عَلی مَرْیَمَ بُهْتاناً عَظِیماً وَقَوْلِهِمْ إِنّا قَتَلْنَا الْمَسِیحَ عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَما قَتَلُوهُ وَما صَلَبُوهُ وَلکِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِینَ اخْتَلَفُوا فِیهِ لَفِی شَکٍّ مِنْهُ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ اتِّباعَ الظَّنِّ وَما قَتَلُوهُ یَقِیناً بَلْ رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَیْهِ وَکانَ اللَّهُ عَزِیزاً حَکِیماً وَإِنْ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ إِلاَّ لَیُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَیَوْمَ الْقِیامَةِ یَکُونُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً»؛(1)«و (نیز) به خاطر کفرشان و تهمت بزرگی که بر مریم زدند. و گفتارشان: که ما مسیح عیسی بن مریم پیامبر خدا را کشتیم. در حالی که نه او را کشتند و نه بر دار آویختند، لکن امر بر آنها مشتبه شد. و کسانی که در مورد (قتل) او را اختلاف کردند، از آن در شک هستند و علم به آن ندارند و تنها از گمان پیروی میکنند. و قطعاً او را نکشتند. بلکه خدا او را به سوی خود بالا برد. و خداوند، توانا و حکیم است. و هیچ یک از اهل کتاب نیست مگر اینکه پیش از مرگش به او (حضرت مسیح) ایمان میآورد، و روز قیامت، بر آنها گواه خواهدبود».
و نیز میفرماید:« إِذْ قالَ اللَّهُ یا عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ اذْکُرْ نِعْمَتِی عَلَیْکَ وَعَلی والِدَتِکَ إِذْ أَیَّدْتُکَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُکَلِّمُ النّاسَ فِی الْمَهْدِ وَکَهْلا...»؛(2)«(به خاطر بیاور) هنگامی را که خداوند به عیسی بن مریم گفت: یاد کن نعمتی را که به تو و مادرت بخشیدم زمانی که تو را به روح القدس تقویت کردم که در گاهواره و به هنگام بزرگی با مردم سخن میگفت...».
رابعاً: ممکن است که زنده بودن حضرت مسیحعلیه السلام تا بدین مدت به جهت صحّه گذاردن بر طول عمر حضرت مهدی علیه السلام باشد مطابق قاعده معروف:
«بهترین دلیل بر امکان یک شییء وقوع آن است». همانگونه که در حکمت طول عمر حضرت خضر به همین نکته اشاره کرده است.
سدیر صیرفی در حدیثی از امام صادقعلیه السلام نقل کرده که حضرت فرمود: «وامّا العبد الصالح الخضرعلیه السلام فإنّ اللَّه تبارک وتعالی ما طول عمره لنبوّة قدّرها له ولا لکتاب ینزّله علیه ولالشریعة ینسخ بها شریعة من کان قبلها من الانبیاء ولا لإمة یلزم عباده الإقتداء بها، ولالطاعة یفرضها له، بلی انّ اللَّه تبارک وتعالی لمّا کان فی سابق علمه ان یقدّر من عمر القائمعلیه السلام فی ایام غیبته ما یقدّر وعلم ما یکون من انکار عباده بمقدار ذلک العمر فی الطول، طوّل عمر العبد الصالح من غیر سبب اوجب ذلک إلاّ لعلة الاستدلال به علی عمر القائمعلیه السلام، ولیقطع بذلک حجة المعاندین لئلا یکون للناس علی اللَّه حجة»؛ «و امّا عبد صالح یعنی خضر، پس خداوند تبارک و تعالی به جهت نبوّتی که برای او تقدیر کرده باشد عمر او را طولانی نکرد، و برای کتابی که بر او نازل کند یا شریعتی که بدان، شریعت انبیای پیشین را نسخ کند یا امامتی که اقتدای به آن بر بندگانش لازم باشد، یا طاعتی که آن را برای او فرض نماید، عمر او را طولانی نکرد، بلکه همانا خداوند تبارک و تعالی چون در علم سابق خود طول عمر قائم -علیه السلام - را در ایام غیبتش به آن اندازه که مقدّر کرده تقدیر نموده بود و از طرفی میدانست بندگانش این مقدار از عمر طولانی را انکار میکنند لذا عمر عبد صالح را بدون جهت دیگر طولانی کرد تا دلیلی بر عمر قائمعلیه السلام باشد، و نیز تا به واسطه آن حجت و استدلال معاندین قطع گردد تا برای مردم بر خداوند حجتی نباشد».(1)
1) 79. اکمال الدین، ص 357، ح 50، غیبت طوسی، ص 172، بحارالانوار، ج 51، ص 222، ح 9.
موضوع بازگشت حضرت مسیحعلیه السلام از آسمان به زمین مسألهای است که در عهد جدید و قرآن کریم و روایات فریقین شیعه و سنی به آن اشاره شده است.
الف - عهد جدید
در انجیل یوحنّا آمده است که حضرت مسیحعلیه السلام به شاگردانش فرمود:«از من شنیدید، به شما میگویم: من میروم و سپس به سوی شما باز میگردم...».(1)
و نیز در رؤیای یوحنّای لاهوتی آمده است: «آگاه باش! او از میان ابرها خواهد آمد، زود است که هر چشمی او را ببیند، حتی کسانی که در او طعن زدند...».(2)
و نیز فرمود: «آگاه باشید من آن همان کسی هستم که با عجله خواهم آمد. خوشا به حال کسی که گفتههای نبوی را در این کتاب حفظ میکند».(3)
و نیز فرمود: «آگاه باشید! من همان کسی هستم که با عجله میآید و همراه من جزایی است که با آن هرکس را به اندازه عملش خواهم داد».(4)
ب - قرآن کریم
با مراجعه به قرآن کریم پی خواهیم برد که در این کتاب مقدس نیز به این
موضوع در آیات متعددی اشاره شده است:
1 - خداوند سبحان میفرماید: « وَ یُکَلِّمُ النّاسَ فِی الْمَهْدِ وَ کَهْلاً»؛(1)«و با مردم، در گاهواره و در حالت کهولت (و میانسال شدن) سخن خواهدگفت...».
ابن جریر طبری به سندش از ابن زید در تفسیر این آیه نقل کرده که گفت: «عیسی در گهواره با آنان سخن گفت، و زود است که با آن مردم هنگامی که دجّال کشته شود در حالی که پیر است سخن بگوید».(2)
2 - و نیز میفرماید: « إِذْ قالَ اللَّهُ یا عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ اذْکُرْ نِعْمَتِی عَلَیْکَ وَ عَلی والِدَتِکَ إِذْ أَیَّدْتُکَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُکَلِّمُ النّاسَ فِی الْمَهْدِ وَکَهْلاً)؛(3)«(به خاطر بیاور) هنگامی را که خداوند به عیسی بن مریم فرمود: یاد کن نعمتی را که به تو و مادرت بخشیدم زمانی که تو را به روح القدس تقویت کردم که در گاهواره و به هنگام بزرگی با مردم سخن میگفت...».
سیوطی بعد از کلمه «وکهلاً» میگوید: از این آیه استفاده میشود که حضرت مسیحعلیه السلام قبل از قیامت نزول خواهدکرد.(4)
3 - و نیز میفرماید: « وَإِنْ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ إِلاَّ لَیُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَیَوْمَ الْقِیامَةِ یَکُونُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً»(5)«و هیچ یک از اهل کتاب نیست مگر اینکه پیش از مرگش به او (حضرت مسیحعلیه السلام) ایمان میآورد، و روز قیامت بر آنها گواه خواهد بود».
معنای آیه این است: هیچ یک از اهل کتاب نیست جز آنکه به عیسی ایمان خواهد آورد و این مسأله هنگام نزول آن حضرت در آخرالزمان است.
ابی هریره از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل کرده که فرمود:«قسم به کسی که جانم به دست اوست نزدیک است که در بین شما فرزند مریم به عنوان حَکَم عدل فرود آید، آنگاه صلیب را میشکند و خوک را میکشد و وضع جزیه میکند و به حدّی مال زیاد پخش میکند که هیچ کس آن را قبول نمیکند، تا اینکه یک سجده بهتر از دنیا و آنچه در آن است میباشد. سپس ابوهریره گفت: اگر خواستید بخوانید: « وَإِنْ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ إِلاَّ لَیُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ».(1)
4 - و نیز میفرماید: « وَإِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسّاعَةِ فَلا تَمْتَرُنَّ بِها»؛(2)«و او (مسیح) سبب آگاهی در روز قیامت است، زیرا نزول عیسی گواه نزدیکی رستاخیز است) هرگز در آن تردید نکنید...».
ابن حبّان در صحیح خود عنوانی را با این تعبیر آورده است: «ذکر البیان بانّ نزول عیسی من اعلام للساعة»، ذکر بیان اینکه نزول عیسی از نشانههای قیامت است. آنگاه به سند خود از ابن عباس نقل کرده که پیامبرصلی الله علیه وآله درباره آیه «وَإِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسّاعَةِ» فرمود: مقصود به آن نزول عیسی بن مریم قبل از روز قیامت است.(3)
ابوحیان میگوید: «ظاهر این است که ضمیر در « و انّه لعلم للساعة» به
عیسی بازمی گردد؛ زیرا ظاهر در ضمائر سابق آن است که همگی به او باز میگردد».(1)
ج - روایات
بخاری به سند خود از ابی هریره نقل کرده که پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: «چگونه است شما را هنگامی که فرزند مریم در میان شما فرود آمده و حال آنکه امام شما از بین شما است».(2)
ابو سعید خدری از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل کرده که فرمود: «از ماست کسی که عیسی بن مریم پشت سر او نماز بجای میآورد».(3)
عمران بن حصین از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل کرده که فرمود: «همیشه طائفهای از امت من بر حق بوده و بر دشمنان خود غالبند تا آنکه امر خداوند تبارک و تعالی فرا رسد.و در آن هنگام است که عیسی بن مریم فرود آید».(4)
شیخ صدوق ره به سندش از محمدبن مسلم ثقفی نقل کرده که گفت:از امام ابوجعفر محمدبن علیعلیه السلام شنیدم که فرمود: «القائم منّا منصور بالرعب... و ینزل روح اللَّه عیسی بن مریم فیصلّی خلفه»،(5)«قائم از ما به ترس یاری شده... و روح خدا عیسی بن مریم فرود میآید و در پشت سر او نماز میگزارد».
در روایات به محلّ فرود حضرت مسیحعلیه السلام نیز اشاره شده است:
طبرانی به سندش از اوس بن اوس ثقفی نقل کرده که رسول خداصلی الله علیه وآله
فرمود: «عیسی بن مریم کنار مناره سفید در شرق دمشق فرود خواهدآمد».(1)نووی در شرح صحیح مسلم میگوید:«و مناره الآن در شرق دمشق موجود است و این از فضائل دمشق به حساب میآید».(2)
تعبیر به «فرزند انسان» بر زبان حضرت عیسیعلیه السلام - بنابر نقل اناجیل - فراوان است. و در اینکه مقصود از آن کیست، آیا همان مسیح است یا شخص دیگری، در آن اختلاف است. قدمای مسیحیت معتقد بودند که مقصود ازآن خود حضرت مسیحعلیه السلام است. ولی به نظر میرسد که با ملاحظه موارد مختلف از این تعبیر در اناجیل، مقصود از «فرزند انسان» شخص دیگری باشد. همان شخصی که به دنبال مجد و عظمت مسیحعلیه السلام است. لذا در انجیل یوحنّا از حضرت عیسی نقل کرده که فرمود:«من به دنبال مجد و عظمت خود نیستم، بلکه در آنجا کسی است که عظمت مرا طلب کرده و حکم خواهد کرد».(3)
از این عبارت استفاده میشود که فرزند انسان که در تعبیرات حضرت مسیحعلیه السلام به آن اشاره شده و از او نیز تمجید شده است کسی غیر از حضرت مسیحعلیه السلام است.
در انجیل متّی آمده است: «و چون یسوع به نواحی قیصریه رسید از شاگردانش سؤال کرد: در گفتار مردم «فرزند انسان» چه کسی است؟ آنان
گفتند: برخی میگویند: او یوحنّای معدان است. و برخی دیگر او را همان ایلیا می دانند. و عدهای دیگر او را ارمیا یا یکی از انبیا میدانند. حضرت مسیحعلیه السلام روبه شاگردان کرده و فرمود:من در نظر شما چه کسی هستم؟ پطرس جواب داد: تو مسیح پسر خدای حیّ میباشی. آنگاه حضرت فرمود: به حقّ بر شما می گویم: از میان حاضرین در اینجا کسانی هستند که طعم مرگ را نمیچشند تا فرزند انسان را مشاهده کنند که در ملکوتش میآید».(1)
از این عبارت استفاده میشود که «فرزند انسان» کسی غیر از مسیح است.
و چون حضرت مسیحعلیه السلام از ناحیه کاهنان یهود دستگیر شد و محکمه قضاوت برای او برپا گشت، بزرگ کاهنان از او سؤال کرد: «آیا تو مسیح پسر مبارک هستی؟ یسوع فرمود: من همانم، و در آینده «فرزند انسان» را خواهید دید که در طرف راست قدیر (خدای عزوجل) نشسته و در میان ابرها میآید».(2)
با این عبارات انسان اطمینان پیدا میکند که «فرزند انسان» شخصی غیر از مسیحعلیه السلام است و او فردی غیر از امام مهدی علیه السلام نیست.
لذا در انجیل متّی آمده است:« و همانگونه که برق از طرف آسمان مشرق خارج میشود و تا مغرب درخشندگی دارد، همچنین است آمدن فرزند انسان».(3)
و نیز آمده است:«به همین جهت شما آماده باشید؛ زیرا در ساعتی که توقع آن را ندارید «فرزند انسان» خواهدآمد».(4)
و در انجیل لوقا آمده است:«باید کمرهای شما محکم بسته شده، و چراغهای شما روشن باشدو شما همانند افرادی باشید که به انتظار بازگشت بزرگشان از عروسی است تا چون بیاید و درب را بکوبد همان لحظه درب را باز نمایید. خوشا به حال آن خدمتکارانی که هرگاه بزرگشان آمد آنان را بیدار ببیند... پس شما نیز آماده باشید؛ زیرا در ساعتی که توقّع ندارید فرزند انسان می آید».(1)
در روایات اسلامی نیز به این موضوع اشاره شده است.
شیخ صدوقرحمه الله به سندش از امام رضاعلیه السلام از پدرانشعلیهم السلام از پیامبرصلی الله علیه وآله نقل کرده که به او عرض شد: ای رسول خدا! چه وقتی قائم از ذریّه شما خروج خواهد کرد؟ حضرت فرمود: «مثله مثل الساعة لایجلّیها لوقتها إلّا هو ثقلت فی السموات و الأرض لایأتیکم الّا بغتة»(2)«مثل او همانند قیامت است به جز او وقتش را آشکار نمیکند. در آسمانها و زمین سنگین است نمیآید شما را مگر ناگهانی».
از اناجیل استفاده میشود که وقت ظهور منجی و به تعبیر دیگر وقت حدوث ملکوت الهی و آسمانی در روی زمین آخرالزمان است، بعد از آنکه بشریت مهلت لازم را برای رشد و درک و تکامل به سر آورده است.
حضرت مسیحعلیه السلام درباره مقدمات قیام ملکوت الهی میفرماید: «و زود است که خبر جنگها و شایعههای آن را بشنوید، مبادا از آنها فزع نمایید، زیرا چارهای جز تحقق آنها نیست، ولی در آن هنگام پایان تاریخ نیست».(1)
و نیز فرمود: «آنکه تا نهایت و پایان تاریخ باقی میماند او خلاصی دهنده است».(2)
این مطلب نیز مطابق آن چیزی است که در مصادر ما از پیامبرصلی الله علیه وآله رسیده است که وقت ظهور حضرت مهدیعلیه السلام و برپایی دولتش را در آخرالزمان معرفی کرده است.
پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: «المهدی یخرج فی آخرالزمان»(3)«مهدی در آخرالزمان خروج خواهدکرد».
از اناجیل استفاده میشود که دولت و حکومت منجی و موعود الهی، جهانی است و همه امّتها را شامل میشود.
حضرت مسیحعلیه السلام بعد از آنکه فتنهها و بلاهایی که بشریّت قبل از قیام ملکوت الهی به آنها مبتلا میشود را ذکر میکند، آنگاه به جهانی بودن این بشارت اشاره کرده و میفرماید: «و واجب است که قبل از تحقق آن این بشارت به جمیع امّتها اعلان شود».(4)
و نیز از او نقل شده که فرمود: «و در آینده دور، مردم از شرق و غرب و شمال و جنوب میآیند و بر سر سفره در ملکوت خدا مینشینند».(1)
و این، همان مطلبی است که در روایات اسلامی نیز به آن اشاره شده است.
از امام باقرعلیه السلام درباره توسعه حکومت حضرت مهدی علیه السلام چنین رسیده که فرمود: «...ویبلغ سلطانه المشرق و المغرب، و یظهراللَّه عزوجلّ به دینه و لو کره المشرکون...»،(2)«و حکومت او مشرق و مغرب عالم را فراخواهدگرفت، و خداوند عزوجل به توسط او دینش را ظاهر خواهدکرد گرچه مشرکان کراهت داشته باشند».
صدوق ره به سندش از پیامبرصلی الله علیه وآله نقل کرده که فرمود:«... و لأطهرنّ الأرض بآخرهم من اعدائی و لأمکّنه مشارق الارض و مغاربها... حتّی یعلن دعوتی و یجمع الخلق علی توحیدی»،(3)«.. و به طور حتم زمین را به توسط آخرین حجّت، از دشمنانم پاک خواهم کرد، و به طور حتم مشرقها و مغربهای زمین را در اختیار او قرار خواهم داد...تا دعوت مرا علنی کرده و خلق را بر توحید من جمع نماید».
ابوداوود به سندش از ابی هریره نقل کرده که پیامبر در حدیثی فرمود: «ویهلک اللَّه فی زمانه الملل کلّها إلّا الاسلام»؛(4)«و خداوند در زمان او تمام ملتها را به جز اسلام هلاک میکند».
با مراجعه به اناجیل پی میبریم افرادی که دارای صفات ویژه و خاصی هستند میتوانند در ملکوت الهی و حکومت عدل توحیدی مشارکت داشته باشند.اینک به برخی از این صفات اشاره میکنیم:
1 - اطاعت
در انجیل مرقس آمده است:«به حق بر شما میگویم: هرکس که ملکوت خدا را همانند طفل قبول نکند داخل در آن نمیشود».(1)
و در انجیل متّی آمده است:«به حق به شما میگویم:اگر بر نگردید و همانند اطفال نشوید داخل ملکوت آسمانها نخواهید شد».(2)
می دانیم که طفل ضرب المثل در اطاعت و گوش فرا دادن است.
2 - صدق در ایمان
حضرت مسیح به شاگردان خود میفرماید:«من به شما میگویم: اگر نیکی شما بر نیکی کاتبان و فریسیان زیاده نگردد داخل ملکوت آسمانها نخواهید شد».(3)
کاتبان و فریسیان همان علمای یهود بودند که متصدّی وضع دینی مردم در بنی اسرائیل آن زمان به شمار میآمدند و صفت ریا و دغلکاری بر آنان غلبه داشت و بدون اینکه از دین و شریعت اطلاعی داشته باشند به آن نسبتهای بی ربط میدادند.
3 - عمل به احکام
حضرت مسیحعلیه السلام به شاگردان خود فرمود: «هرکس که برای من میگوید: یا رب، یا رب، داخل ملکوت آسمانها نخواهدشد، بلکه کسی در آن داخل میشود که به خواست پدرم که در آسمانها است عمل میکند».(1)
4 - استضعاف
حضرت مسیحعلیه السلام به شاگردان خود فرمود: «خوشا به حال شما ای فقیران! زیرا بر شما است ملکوت خدا، خوشا به حال شما ای گرسنگان در این زمان که در آینده سیر خواهید شد، خوشا به حال شما ای گریه کنندگان که در آینده خندان خواهید بود».(2)
5 - تقوا
حضرت مسیحعلیه السلام به شاگردان خود فرمود:« و مثل ملکوت آسمانها همانند شبکه و توری است که در دریا افکنده شده و از هر جنس در خود جای داده است. و چون پر میشود صیّادان آن را به کنار شطّ آورده و از آب بیرون میآورند. آنگاه نشسته و خوب را در تشتی قرار داده و بد را رها میسازند. این چنین خواهدبود پایان جهان؛ زیرا ملائکه میآیند و بدان را از خوبان جدا میکنند و در تنور آتش میاندازند...».(3)
شبیه این اوصاف نیز در روایات اسلامی به آن اشاره شده است:
مجلسی ره به سند خود از امام صادقعلیه السلام نقل کرده که فرمود: «ورجال کأنّ قلوبهم زبر الحدید لایشوبها شکّ فی ذات اللَّه، اشدّ من الحجر، لو
حملوا علی الجبال لأزالوها... رجال لاینامون اللیل، لهم دویّ فی صلاتهم کدویّ النحل، یبیتون قیاماً علی اطرافهم، و یصبحون علی خیولهم، رهبان باللیل، لیوث بالنهار، هم اطوع له من الأمّة لسیّدها کالمصابیح، کأنّ قلوبهم القنادیل، و هم من خشیة اللَّه مشفقون. یدعون بالشهادة و یتمنّون ان یقتلوا فی سبیل اللَّه...»،(1)«و مردانی که گویا قلبهایشان تکّههای آهن است، هرگز شکّی در ذات خدا در آنان وارد نمیشود. محکمتر از سنگ است. اگر بر کوهها سوار شوند آنها را از جا میکنند... مردانی که شب را نمیخوابند، برای آنان در نمازشان زمزمه هایی همانند زمزمه زنبور است. شب را در حال قیام به پهلوهای خود بیتوته میکنند و صبح هنگام بر اسبان خود سوارند. آنان راهبان در شب و شیران در روزند. آنان مطیعتر نسبت به مولای خود از کنیزان نسبت به مولایشان میباشند. همانند چراغها. گویا که قلبهایشان همانند قندیل است. و آنان از خوف خدا خاشع اند. از خدا تقاضای شهادت میکنند و آرزو دارند که در راه خدا به شهادت برسند...».
ملکوت خداوند و حکومت الهی در روی زمین، و به تعبیری دیگر حکومت عدل جهانی توحیدی آرزوی هر انسان و مجتمع بشری است، و لذا انبیای الهی از آن جمله حضرت مسیحعلیه السلام به آن اشاره کردهاند:
حضرت مسیحعلیه السلام میفرماید:«مثل ملکوت آسمانها همانند گنجی است
1) 120. بحارالانوار، ج 52، ص 307، ح 82.
که در مزرعهای مدفون شده و شخصی آن را مییابد، و سپس آن را دوباره مدفون میکند. آنگاه از شدت خوشحالیاش مدتی میگذرد، بعد تمام ملک خود را میفروشد و با آن آن مزرعه را میخرد...»(1)
و نیز از او نقل شده که فرمود: «مثل ملکوت آسمانها همانند تاجری است که به دنبال لؤلؤ گرانبها میگردد، چون لؤلؤی نفیس مییابد میرود و تمام اموال و املاک خود را میفروشد و آن را میخرد».(2)
از روایات اسلامی استفاده میشود که حضرت مسیحعلیه السلام بعد از فرود آمدن از آسمان به نبوّت پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله ایمان آورده و مطابق دستورات او حکم خواهد نمود.
سمره از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل کرده که فرمود:«عیسی بن مریم فرود خواهد آمد در حالی که تصدیق کننده محمّد و بر ملّت او خواهد بود...».(3)
خطّابی در «معالم السنن» هنگام ذکر حدیثی از پیامبرصلی الله علیه وآله که عیسی خوک را میکشد میگوید: «این حدیث دلیل بر وجوب کشتن خوکها است و نیز دلیل بر این است که عین خوک نجس است، و اینکه عیسی خوک را مطابق شریعت پیامبر ما محمّدصلی الله علیه وآله خواهد کشت؛ زیرا نزول او در آخرالزمان بوده
و شریعت اسلامی باقی است».(1)
عبدالوهاب عبدالسلام میگوید: «عیسی از آسمان به امر خدا فرود میآید در حالی که اوصاف نبوت در او پدیدار است، جز آنکه تابع شریعت محمّدصلی الله علیه وآله و حاکمی از حاکمان این امت و تجدید کننده امر دین این امت خواهدبود؛ زیرا محمدصلی الله علیه وآله خاتم انبیا و شریعت او خاتم شرایع است. و خداوند سبحان عهد و میثاق را از تمام انبیا گرفته که از محمدصلی الله علیه وآله پیروی کرده و او را در صورتی که هنگام بعثت او زنده بودند یاری کنند...».(2)
گرچه تمام امّتها از جمله مسلمانان و مسیحیان معتقد به ظهور منجی جهانی در پایان تاریخ میباشند ولی در اینکه رهبری این قیام و نهضت جهانی از آنِ چه کسی است اختلاف دارند:
1 - برخی معتقدند که مهدی و مسیح دو لقب برای یک شخص است. آنان میگویند: رهبر حکومت عدل جهانی توحیدی از آنجا که یک نفر است، لذا او کسی است که در اسلام او را مهدی نامیدند و یهود و نصارا او را مسیح می نامند و دیگران نیز هرکدام نامی را بر او گذاشتهاند.
2 - احتمال دیگر اینکه بگوییم منجی جهان همان مسیح عیسی فرزند مریم است که از او به مهدی نیز تعبیر شده است.
3 - احتمال سوم آن است که بگوییم: منجی جهان کسی غیر از حضرت
مهدی علیه السلام از ذریه پیامبرصلی الله علیه وآله نیست و حضرت عیسی با او در این امر مهمّ همکاری کرده و تشریک مساعی میکند.
نقد احتمال اول
این احتمال در ظاهر چندان صحیح به نظر نمیرسد؛ زیرا همانگونه که قبلاً هم اشاره شدبا مراجعه به اناجیل پی میبریم که شخصی به نام «فرزند انسان» تأسیس حکومت جهانی کرده و حضرت مسیحعلیه السلام نیز در برپایی آن سهیم شده و دخالت خواهد نمود. یعنی در حقیقت دو شخصیت در این ماجرا دخالت دارند، ولی در طول یکدیگر، به این معنا که رهبری برای حضرت مهدی علیه السلام است و حضرت عیسیعلیه السلام نیز در این زمینه او را مساعدت خواهد کرد.
نقد احتمال دوم
احتمال دوم این بود که معتقد شویم منجی جهانی عیسی بن مریم است و اگر در روایات اسلامی از او به مهدی تعبیر شده به عنوان لقب حضرت مسیح است.
برای این احتمال نیز مؤیّداتی را ذکر کردهاند از قبیل:
1 - لفظ مسیح که از القاب حضرت عیسیعلیه السلام به شمار میآید به معنای نجات بخشی است.
2 - در انجیل متّی درباره حضرت مسیحعلیه السلام آمده که او طول عمر داشته و در آخرالزمان ظهور خواهدکرد. و این چیزی است که با روایات اسلامی سازگاری دارد.
3 - در برخی از روایات اسلامی تصریح شده که مهدی همان عیسی بن مریم است.
ولی این احتمال با هر سه مؤیّداتش صحیح به نظر نمیرسد؛ زیرا:
اولاً: نامگذاری حضرت عیسیعلیه السلام به «مسیح» دلالت بر استقلال او در امر حکومت عدل جهانی ندارد. لذا در لقب دادن حضرت عیسیعلیه السلام به «مسیح» کافی است که از آن جهت باشد که او در این امر مهمّ مشارکت دارد.
ثانیاً: نام «مسیح» بر حضرت عیسیعلیه السلام بعد از عروج او به آسمانها از ناحیه صاحبان اناجیل گذاشته شد و قرآن نیز به جهت شهرت موجود در آن عصر از این لقب برای حضرت عیسیعلیه السلام استفاده کرده است.
ثالثاً: اینکه عمر حضرت مسیحعلیه السلام طولانی شده و در آخرالزمان ظهور خواهد کرد دلالت بر استقلال او در تأسیس حکومت عدل جهانی توحیدی ندارد بلکه با تشریک مساعی او با حضرت مهدی علیه السلام سازگاری است.
رابعاً: در توضیح حدیث «لامهدیّ الّا عیسی بن مریم» میگوییم: این حدیث را ابن ماجه به سندش از انس نقل کرده که پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: «ولا مهدیّ إلّا عیسی بن مریم»؛(1)«و مهدی جز عیسی بن مریم نیست».
در جواب از این حدیث میگویم:
1 - بسیاری از صحابه که احادیث مهدویت را از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل کردهاند مهدیّ را از ذرّیه رسول خداصلی الله علیه وآله میدانند.
2 - این حدیث مورد اعراض علمای حدیث و متکلّمین بوده و هیچ کسی به آن استناد نکرده است.
3 - خود ابن ماجه در سنن خود حدیث «المهدیّ حقّ وهو من ولد فاطمة»؛
1) 126. سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1340، ح 4039.
«مهدی حقّ است و او از اولاد فاطمه است» را نیز نقل کرده است.(1)
4 - ابن قیّم جوزیه این حدیث را در «المنار المنیف» نقل کرده و به طور مبسوط آن را تضعیف نموده است.(2)حاکم نیشابوری نیز که این حدیث را نقل کرده از روی تعجب بوده نه آنکه به جهت مطابقتش با شروط شیخین آن را نقل کرده باشد.(3)
ذهبی میگوید: «... حدیث (و لا مهدی الاّ عیسی بن مریم) خبری است منکر که ابن ماجه آن را نقل کرده است».(4)
قرطبی میگوید: «حدیث - و لا مهدی الاّ عیسی بن مریم - معارض با احادیث این باب است. آنگاه میگوید: احادیثی که نصّ بر خروج مهدی از عترت پیامبر و از اولاد فاطمهعلیهم السلام است ثابت بوده و اصحّ از این حدیث است، پس حکم، مطابق احادیث خروج مهدی از اولاد فاطمه است نه احادیث دیگر».(5)
5 - این حدیث را طبرانی نیز با سند خود از ابیامامه نقل کرده ولی در متن آن جمله (و لا مهدی الاّ عیسی بن مریم) نیامده است.(6)
6 - روایات خروج مهدی از اولاد فاطمهعلیهم السلام متواتر است، و همان گونه که در جای خود اشاره شد عده زیادی به تواتر آن تصریح کردهاند، ولی حدیث (و لامهدی الاّ عیسی بن مریم) بر فرض صحّت سند، خبر واحد است، و هنگام تعارض، خبر متواتر مقدم میباشد. و نیز مشهور بین مسلمین در
طول تاریخ اسلام، ظهور شخصی از اهل بیت رسول خداصلی الله علیه وآله و از اولاد فاطمهعلیهم السلام است، این شهرت میتواند مرجّح احادیث مهدویت اسلامی باشد.
ابوالفیض غماری نیز درصدد پاسخ به حدیث فوق برآمده و با هشت اشکال به آن پاسخ گفته است.(1)
قوّت احتمال سوم
از بین این سه احتمال، احتمال سوّم قویتر به نظر میرسد، و آن اینکه بگوییم: رهبری حکومت عدل جهانی توحیدی برای حضرت مهدیعلیه السلام است، گرچه حضرت عیسیعلیه السلام نیز در این راستا همکاری گستردهای با آن حضرت دارد. این احتمال مؤیّداتی نیز دارد:
1 - حضرت مهدیعلیه السلام وارث شرعی طرح کامل برای حکومت عدل توحیدی است که رسول خدا محمد مصطفیصلی الله علیه وآله برای بشریّت به ارث گذاشته است.
2 - مطابق برخی از روایات اسلامی، حضرت مسیحعلیه السلام از اینکه امام جماعت را بعد از فرود آمدنش از آسمان برعهده میگیرد امتناع میکند، و امامت را به فردی از افراد امت اسلامی واگذار میکند، این خود دلیل بر آن است که رهبری نهضت جهانی با حضرت مسیحعلیه السلام نیست.
3 - خلاف حکمت الهی است دینی که نسخ شده به توسّط رهبرش دوباره اجرا شود، در حالی که رهبری از رهبران دین زنده و ناسخ وجود داشته باشد.
4 - مطابق آنچه که قبلاً اشاره شد از اناجیل استفاده میشود که حضرت
1) 133. ابراز الوهم المکنون، ص 538.
عیسیعلیه السلام به کمک «فرزند انسان» میآید و در ملکوت خدا که به دست او برپا خواهدشد سهیم میشود و او کسی غیر از حضرت مهدیعلیه السلام نیست.
1 - تولد حضرت مهدیعلیه السلام
2 - امامت در سنین کودکی
3 - امامت و غیبت
4 - غیبت صغری
5 - غیبت کبری
6 - وظایف ما در عصر غیبت
7 - اماکن مقدسه مرتبط با حضرت مهدیعلیه السلام
8 - بررسی دعای ندبه
9 - دکترین مهدویت تنها راه نجات بشر
10 - دفاع از مهدویت
11 - فلسفه حکومت عدل جهانی
12 - نظریهپردازی درباره آینده جهان
13 - منجی از دیدگاه ادیان
14 - وجود امام مهدیعلیه السلام از منظر قرآن و حدیث
15 - وجود امام مهدیعلیه السلام در پرتو عقل
16 - مهدویت و جهانیسازی
17 - قرآن و ظهور حضرت مهدیعلیه السلام
18 - علایم ظهور
19 - هنگامه ظهور
20 - حکومت حضرت مهدیعلیه السلام در عصر ظهور
1 - قرآن کریم/چهار رنگ - گلاسه رحلی خط نیریزی / الهی قمشهای
2 - قرآن کریم/نیمجیبی (کیفی) خط عثمان طه / الهی قمشهای
3 - قرآن کریم/وزیری (بدون ترجمه) خط عثمان طه
4 - قرآن کریم/وزیری (ترجمه زیر، ترجمه مقابل) خط عثمان طه / الهی قمشهای
5 - قرآن کریم/(وزیری، جیبی، نیمجیبی) خط نیریزی / الهی قمشهای
6 - کلیات مفاتیح الجنان/عربی انتشارات مسجد مقدّس جمکران
7 - کلیات مفاتیح الجنان/(وزیری، جیبی، نیمجیبی) خط افشاری / الهی قمشهای
8 - منتخب مفاتیح الجنان/ (جیبی، نیمجیبی) خط افشاری / الهی قمشهای
9 - منتخب مفاتیح الجنان/ جیبی، نیمجیبی) خط خاتمی / الهی قمشهای
10 - نهج البلاغه/(وزیری، جیبی) سید رضیرحمه الله/محمد دشتی
11 - صحیفه سجادیه ویرایش حسین وزیری/الهی قمشهای
12 - ادعیه و زیارات امام زمانعلیه السلام واحد پژوهش مسجد مقدّس جمکران
13 - آئینه اسرار حسین کریمی قمی
14 - آثار گناه در زندگی و راه جبران علی اکبر صمدی
15 - آخرین پناه محمود ترحمی
16 - آخرین خورشید پیدا واحد تحقیقات
17 - آشنایی با چهارده معصوم (1و2)/شعر و رنگآمیزی سیّد حمید رضا موسوی
18 - آقا شیخ مرتضی زاهد محمد حسن سیف اللهی
19 - آیین انتظار (مختصر مکیال المکارم) واحد پژوهش
20 - ارتباط با خدا واحد تحقیقات
21 - از زلال ولایت واحد تحقیقات
22 - اسلامشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
23 - امامت، غیبت، ظهور واحد پژوهش
24 - امامت و غیبت از دیدگاه علم کلام علم الهدی / واحد تحقیقات
25 - امامت و ولایت در امالی شیخ صدوق سیّد محمّد حسین کمالی
26 - امام رضا، امام مهدی و حضرت معصومهعلیهم السلام(روسی) آلمات آبسالیکوف
27 - امام رضاعلیه السلام در رزمگاه ادیان سهراب علوی
28 - امامشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
29 - انتظار بهار و باران واحد تحقیقات
30 - انتظار و انسان معاصر عزیز اللَّه حیدری
31 - اهّمیت اذان و اقامه محمد محمدی اشتهاردی
32 - با اولین امام در آخرین پیام حسین ایرانی
33 - بامداد بشریت محمد جواد مروّجی طبسی
34 - بهتر از بهار/کودک شمسی (فاطمه) وفائی
35 - پرچمدار نینوا محمد محمدی اشتهاردی
36 - پرچم هدایت محمد رضا اکبری
37 - پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و تروریسیم و خشنونتطلبی علی اصغر رضوانی
38 - پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و جهاد و بردهداری علی اصغر رضوانی
39 - پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و حقوق اقلیتها و ارتداد علی اصغر رضوانی
40 - پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و حقوق زن علی اصغر رضوانی
41 - پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و صلحطلبی علی اصغر رضوانی
42 - تاریخ امیر المؤمنینعلیه السلام / دو جلد شیخ عباس صفایی حائری
43 - تاریخ پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله/دو جلد شیخ عباس صفایی حائری
44 - تاریخچه مسجد مقدس جمکران/(فارسی، عربی، اردو، انگلیسی) واحد تحقیقات
45 - تاریخ سید الشهداءعلیه السلام شیخ عباس صفایی حائری
46 - تجلیگاه صاحب الزمانعلیه السلام سید جعفر میرعظیمی
47 - تشرفیافتگان (چهار دفتر) میرزا حسین طبرسی نوری
48 - جلوههای پنهانی امام عصرعلیه السلام حسین علیپور
49 - چهارده گفتار ارتباط معنوی با حضرت مهدیعلیه السلام حسین گنجی
50 - چهل حدیث /امام مهدیعلیه السلام در کلام امام علیعلیه السلام سید صادق سیدنژاد
51 - چهل حدیث برگزیده از پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله احمد سعیدی
52 - حضرت مهدیعلیه السلام فروغ تابان ولایت محمد محمدی اشتهاردی
53 - حکمتهای جاوید محمد حسین فهیمنیا
54 - ختم سورههای یس و واقعه واحد پژوهش
55 - خزائن الاشعار (مجموعه اشعار) عباس حسینی جوهری
56 - خورشید غایب (مختصر نجم الثاقب) رضا استادی
57 - خوشههای طلایی (مجموعه اشعار) محمد علی مجاهدی (پروانه)
58 - دار السلام شیخ محمود عراقی میثمی
59 - داستانهایی از امام زمانعلیه السلام حسن ارشاد
60 - داغ شقایق (مجموعه اشعار) علی مهدوی
61 - در انتظار منجی (روسی) آلمات آبسالیکوف
62 - در جستجوی نور صافی، سبحانی، کورانی
63 - در کربلا چه گذشت؟ (ترجمه نفس المهموم) شیخ عباس قمی / کمرهای
64 - دفاع از حریم امامت و ولایت(مختصر شبهایپیشاور) کریم شنی
65 - دلشده در حسرت دیدار دوست زهرا قزلقاشی
66 - دین و آزادی محمّد حسین فهیمنیا
67 - رجعت یا حیات دوباره احمد علی طاهری ورسی
68 - رسول ترک محمد حسن سیف اللهی
69 - روزنههایی از عالم غیب سید محسن خرّازی
70 - زیارت ناحیه مقدّسه واحد تحقیقات
71 - سحاب رحمت عباس اسماعیلی یزدی
72 - سخنرانی مراجع در مسجد جمکران واحد پژوهش مسجد مقدّس جمکران
73 - سرود سرخ انار الهه بهشتی
74 - سقّا خود تشنه دیدار طهورا حیدری
75 - سلفیگری (وهابیت) و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
76 - سیاحت غرب آقا نجفی قوچانی
77 - سیمای امام مهدیعلیه السلام در شعر عربی دکتر عبد اللهی
78 - سیمای جهان در عصر امام زمانعلیه السلام(دوجلدی) محمّد امینی گلستانی
79 - سیمای مهدی موعودعلیه السلام در آئینه شعر فارسی محمد علی مجاهدی (پروانه)
80 - شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه) محمّد حسین نائیجی
81 - شمس وراء السحاب/ عربی السیّد جمال محمّد صالح
82 - صبح فرا میرسد مؤسسه فرهنگی تربیتی توحید
83 - ظهور حضرت مهدیعلیه السلام سید اسد اللَّه هاشمی شهیدی
84 - عاشورا تجلّی دوستی و دشمنی سید خلیل حسینی
85 - عریضهنویسی سید صادق سیدنژاد
86 - عطر سیب حامد حجّتی
87 - عقد الدرر فی أخبار المنتظرعلیه السلام/عربی المقدس الشافعی
88 - علیعلیه السلام مروارید ولایت واحد تحقیقات
89 - علیعلیه السلام و پایان تاریخ سید مجید فلسفیان
90 - غدیرخم (روسی، آذری لاتین) علی اصغر رضوانی
91 - غدیرشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
92 - فتنه وهابیت علی اصغر رضوانی
93 - فدک ذوالفقار فاطمهعلیها السلام سید محمد واحدی
94 - فرهنگ اخلاق عباس اسماعیلی یزدی
95 - فرهنگ تربیت عباس اسماعیلی یزدی
96 - فرهنگ درمان طبیعی بیماریها(پخش) حسن صدری
97 - فوز اکبر محمد باقر فقیه ایمانی
98 - فریادرس حسن محمودی
99 - قصههای تربیتی محمّد رضا اکبری
100 - کرامات المهدیعلیه السلام واحد تحقیقات
101 - کرامتهای حضرت مهدیعلیه السلام واحد تحقیقات
102 - کمال الدین وتمام النعمة (دو جلد) شیخ صدوقرحمه الله/منصور پهلوان
103 - کهکشان راه نیلی (مجموعه اشعار) حسن بیاتانی
104 - گردی از رهگذر دوست (مجموعه اشعار) علی اصغر یونسیان (ملتجی)
105 - گفتمان مهدویت آیت اللَّه صافی گلپایگانی
106 - گنجینه نور و برکت، ختم صلوات مرحوم حسینی اردکانی
107 - مام فضیلتها عباس اسماعیلی یزدی
108 - مشکاة الانوار علّامه مجلسیرحمه الله
109 - مفرد مذکر غائب علی مؤذنی
110 - مکیال المکارم (دو جلد) موسوی اصفهانی/ حائری قزوینی
111 - منازل الآخرة، زندگی پس از مرگ شیخ عباس قمیرحمه الله
112 - منجی موعود از منظر نهج البلاغه حسین ایرانی
113 - منشور نینوا مجید حیدریفر
114 - موعودشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
115 - مهدیعلیه السلام تجسّم امید و نجات عزیز اللَّه حیدری
116 - مهدی منتظرعلیه السلام در اندیشه اسلامی العمیدی / محبوب القلوب
117 - مهدی موعودعلیه السلام، ترجمه جلد 13 بحار - دو جلد علّامه مجلسیرحمه الله/ارومیهای
118 - مهربانتر از مادر / نوجوان حسن محمودی
119 - مهر بیکران محمد حسن شاهآبادی
120 - میثاق منتظران (شرح زیارت آل یس) سید مهدی حائری قزوینی
121 - ناپیدا ولی با ما / (فارسی ،ترکی استانبولی، انگلیسی، بنگالا) واحد تحقیقات
122 - نجم الثاقب میرزا حسین نوریرحمه الله
123 - نجم الثاقب(دوجلدی) میرزا حسین نوریرحمه الله
124 - ندای ولایت بنیاد غدیر
125 - نشانههای ظهور او محمد خادمی شیرازی
126 - نشانههای یار و چکامه انتظار مهدی علیزاده
127 - نگاهی به مسیحیت و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
128 - نماز شب واحد پژوهش مسجد مقدّس جمکران
129 - نهج الکرامه گفتهها و نوشتههای امام حسینعلیه السلام محمّد رضا اکبری
130 - و آن که دیرتر آمد الهه بهشتی
131 - واقعه عاشورا و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
132 - وظایف منتظران واحد تحقیقات
133 - ویژگیهای حضرت زینبعلیها السلام سید نور الدین جزائری
134 - هدیه احمدیه/(جیبی، نیمجیبی) میرزا احمد آشتیانیرحمه الله
135 - همراه با مهدی منتظر مهدی فتلاوی/بیژن کرمی
136 - یاد مهدیعلیه السلام محمد خادمی شیرازی
137 - یار غائب از نظر(مجموعه اشعار) محمد حجّتی
138 - ینابیع الحکمة/عربی - پنج جلد عباس اسماعیلی یزدی
جهت تهیه و خرید کتابهای فوق، میتوانید با نشانی:
قم - صندوق پستی 617 ، انتشارات مسجد مقدّس جمکران مکاتبه و یا با شماره تلفن های 7253700 ، 7253340 - 0251 تماس حاصل نمایید.
کتابهای درخواستی بدون هزینه پستی برای شما ارسال میگردد.
سایر نمایندگیهای فروش:
تهران: 66939083 ، 66928687 - 021
یزد: 6246489، 2-6280671 - 0351
فریدونکار: 14 - 5664212 - 0122