ghaemiyeh.com
عنوان و نام پدیدآور : ارتباط با خدا
مشخصات نشر : قم: مسجد مقدس جمکران ۱۳۸۴.
مشخصات ظاهری : ۱۶۸ص.؛ ۱۷x۱۲س م.
وضعیت فهرست نویسی : توصیفی
یادداشت : چاپ دهم
یادداشت : عنوان روی جلد: زیارت عاشورا، آلیاسین، حدیث کساء، دعاهای توسل، کمیل...
عنوان روی جلد : ارتباط با خدا: زیارت عاشورا، آلیاسین، حدیث کساء، دعاهای توسل، کمیل...
شناسه افزوده : مسجد جمکران، قم
شماره کتابشناسی ملی : ۱۲۵۹۸۱۶
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
«وَإِذَا سَأَلَکَ عِبادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ»
«وهنگامی که بندگان من درباره من از تو سؤال کردند، من به آنان نزدیکم و اجابت میکنم دعای کسی را که مرا بخواند، پس بندگان ما از من طلب اجابت کنند و به من ایمان آورند باشد که به مقام رشد نایل گردند».
«ما مفتخریم که ادعیه حیاتبخش که او را قرآن صاعد میخوانند از ائمه معصومین ماست.» این کلام بخشی از وصیتنامه سیاسی اللهی حضرت امام خمینیرحمه الله بنیانگذار جمهوری اسلامی و احیاگر اسلام ناب محمدیصلی الله علیه وآله در عصر حاضر است. هم او که آثار روحانی دعا را در وجود خویش کاملاً متبلور ساخته بود و به رهروانش سفارش مینمود که با تمسک به این دو وسیله (قرآن نازل) کلام خدا و (قرآن صاعد) گفتار اهل بیتعلیهم السلام به خصوص دعای شعبانیه و زیارت جامعه، راه صحیح زندگی را دریافته و از خود موجودی بسازند با روح بلند الهی و اراده قوی، مصمم و شکستناپذیر «وَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ».
اینک که به یاری خداوند منان در سال پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله توفیق آمادهسازی این منتخب را در راستای اشاعه و ترویج فرهنگ و معارف پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله و اهل بیت طاهرینشعلیه السلام داشتهایم ضمن تقدیم این کتاب به شما رهروان صادق اهل بیتعلیهم السلام از خداوندی که «مجیب دعوة المضطرین» است عاجزانه درخواست میکنیم در ظهور منجی عالم بشریت حضرت مهدی موعود(عجل اللَّه تعالی فرجه) تعجیل فرماید و ما را از بهترین اعوان و انصار آن حضرت قرار دهد. آمین یا رب العالمین.
اللهم صل علی محمّد وآل محمّد وعجل فرجهم
ستاد فجر آفرینان عاشورایی
استان سمنان
تصویر
مرحوم کفعمی در بلد الامین فرموده: این دعای حضرت صاحب الامر علیه السلام است که تعلیم فرمود آن را به شخصی که محبوس بود پس خلاص شد.
اِلهِی عَظُمَ البَلآءُ، وَ بَرِحَ الخَفآءُ، وَ انْکَشَفَ الغِطآءُ، (1)وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ، وَضاقَتِ الاَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ، (2)وَ اَنْتَ المُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ المُشْتَکی ، وَ عَلَیْکَ (3)المُعَوَّلُ فِی الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ . اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی (4)مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، اُولِی الاَمْرِ الَّذِینَ فَرَضْتَ (5)عَلَیْنا طاعَتَهُمْ ، وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ ، فَفَرِّجْ عَنّا (6)
1) بار الها ! گرفتاری بزرگ گشت ، و پنهانیها آشکار شد ، و پرده از رازها برداشته شد ،
2) و امید گسسته شد ، و پهنای زمین تنگ شد ، و از ریزش رحمت آسمان دریغ ورزیدهشد ،
3) و تویی یاور ما و به سوی توست گلایهها و شکایتها ، و بر توست
4) اعتماد و تکیه ما چه در سختی و چه در آسانی . بار الها! درود فرست بر
5) محمد و خاندان محمد ، آن زمامدارانی که واجب کردهای
6) بر ما فرمانبرداریشان را ، و بدین سبب جایگاهشان را به ما شناساندی ، پس گشایش ده بر ما
بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً قَرِیباً ، کَلَمْحِ البَصَرِ اَوْ هُوَ (1)اَقْرَبُ ، یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ ! یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ ! (2)اِکْفِیانِی فَاِنَّکُما کافِیانِ ، وَانْصُرانِی فَاِنَّکُما ناصِرانِ. (3)مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ ، الغَوْثَ الغَوْثَ الغَوْثَ. (4)اَدْرِکْنِی اَدْرِکْنِی اَدْرِکْنِی . السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ . (5)العَجَلَ العَجَلَ العَجَلَ . یا اَرْحَمَ الرّاحِمِینَ ! (6)بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطّاهِرِینَ.
1) به حقّ ایشان گشایشی فوری و نزدیک ، همچون برهم زدن چشم یا
2) زودتر (از آن) ، ای محمد ای علی! ای علی ای محمد!
3) مرا نگهدارید که شمایید نگهدارندگان من ، و مرا یاری کنید که شمایید یاوران من یا
4) ای سرور ما! ای صاحب اختیار جهان! به فریادم برس! به فریادم برس! به فریادم برس .
5) دریاب مرا دریاب مرا دریاب مرا ! همین ساعت، همین ساعت، هماکنون .
6) فوری فوری زود ! ای خدا ای مهربانترین مهربانان !
7) به حق محمد و خاندان پاکیزهاش (برآورده کن دعای مرا).
از حضرت صادق علیه السلام منقول است : هر کس چهل صبح این عهد(دعا) را (از روی اخلاص) بخواند از یاوران قائم ما باشد.و اگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد خداوند متعال او را از قبر بیرون آورد در خدمت آن حضرت باشد. و حق تعالی به عدد هر کلمه هزار حسنه او را کرامت فرماید و هزار گناه از او محو کند و آن عهد این است:
اَللّهُمَّ رَبَّ النُّورِ العَظِیمِ ، وَ رَبَّ الکُرْسِیِّ الرَّفِیعِ ، (1)وَ مُنْزِلَ التَّوْراةِ وَ الاِنْجِیلِ (2)وَ الزَّبُورِ ، وَ رَبَّ الظِّلِّ وَ الحَرُورِ ، وَ مُنْزِلَ القُرْآنِ (3)العَظِیمِ ، وَ رَبَّ المَلآئِکَةِ المُقَرَّبِینَ وَ الاَنْبِیآءِ (4)وَ المُرْسَلِینَ . اَللّهُمَّ اِنِّی اَسْئَلُکَ بِوَجْهِکَ الکَرِیمِ ، (5)
1) بار الها! ای پروردگار روشنی بزرگ ، و پروردگار سریر بلند وَ رَبَّ البَحْرِ المَسْجُورِ ،
2) و پروردگار دریای جوشان ، و فرو فرستنده کتاب تورات و انجیل
3) و زبور ، و پروردگار سایه و آفتاب داغ ، و فرو فرستنده قرآن
4) بزرگ ، و پروردگار فرشتگان نزدیک درگاه خدا و پیامبران
5) و فرستادگان . خدایا! از تو میخواهم به حقّ ذات بزرگوارت ،
وَ بِنُورِ وَجْهِکَ المُنِیرِ وَ مُلْکِکَ القَدِیمِ ، یا حَیُّ (1)یا قَیُّومُ اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی اَشْرَقَتْ بِهِ السَّمواتُ (2)وَ الاَرَضُونَ ، وَ بِاسْمِکَ الَّذِی یَصْلَحُ بِهِ الاَوَّلُونَ (3)وَالآخِرُونَ، یا حَیّاً قَبْلَ کُلِّ حَیٍّ وَیا حَیّاً بَعْدَ کُلِّ حَیٍّ، (4)وَ یا حَیّاً حِینَ لا حَیَّ ، یا مُحْیِیَ المَوْتی وَ مُمِیتَ (5)الاَحْیآءِ ، یا حَیُّ لا اِلهَ اِلّا اَنْتَ . اَللّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلانَا (6)الاِمامَ الهادِیَ المَهْدِیَّ القآئِمَ بِاَمْرِکَ صَلَواتُ اللَّهِ (7)
1) و به حقّ نور جمال تابانت و فرمانروایی دیرینهات ، ای زنده ، ای پاینده !
2) از تو میخواهم به حقّ آن نامت که روشن شد بدان آسمانها
3) و زمینها ، و به حقّ آن نامت که صالح و شایسته گشتند بدان پیشینیان
4) و پسینیان ، ای زنده پیش از هر موجود زندهای ، و ای زنده پس از هر موجود زندهای ،
5) و ای زنده در آن هنگام که زندهای وجود نداشت ، ای زنده کننده مردگان و ای میراننده
6) زندگان ، ای زندهای که معبودی جز تو نیست . خدایا ! برسان به مولای ما
7) آن امام راهنمای راهیافته و قیام کننده به فرمان تو - که درودهای خدا
عَلَیْهِ وَ عَلی آبآئِهِ الطّاهِرِینَ ، عَنْ جَمِیعِ المُؤْمِنِینَ (1)وَ المُؤْمِناتِ فِی مَشارِقِ الاَرْضِ وَمَغارِبِها، سَهْلِها (2)وَ جَبَلِها، وَ بَرِّها وَ بَحْرِها، وَ عَنِّی وَ عَنْ والِدَیَّ مِنَ (3)الصَّلَواتِ زِنَةَ عَرْشِ اللَّهِ وَمِدادَ کَلِماتِهِ، وَما اَحْصاهُ (4)عِلْمُهُ ، وَ اَحاطَ بِهِ کِتابُهُ . اَللّهُمَّ اِنِّی اُجَدِّدُ لَهُ فِی (5)صَبِیحَةِ یَوْمِی هذا ، وَ ما عِشْتُ مِنْ اَیّامِی ، عَهْداً (6)وَ عَقْداً وَ بَیْعَةً لَهُ فِی عُنُقِی لا اَحُولُ عَنْها ، (7)
1) بر او و پدران پاکش باد - ، از طرف همه مردان
2) و زنان با ایمان در مشرقهای زمین و مغربهای آن ، هموار آن
3) و کوهش ، خشکی آن و دریایش ، و از طرف من و پدر و مادرم
4) درودهایی هموزن عرش خدا و شماره سخنان او ، و آنچه را شمارش کرده
5) دانشش ، و کتاب و دفترش بدان احاطه دارد . خدایا من تجدید و تازه میکنم در
6) بامداد این روز ، و هر چه زندگی کنم از روزهای دیگر ، عهد
7) و پیمان و بیعتی برای آن حضرت در گردنم که هرگز از آن سرپیچی نکنم ،
وَلا اَزُولُ اَبَداً. اَللّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ اَنْصارِهِ وَاَعْوانِهِ (1)وَ الذّآبِّینَ عَنْهُ ، وَ المُسارِعِینَ اِلَیْهِ فِی قَضآءِ (2)حَوآئِجِهِ ، وَ المُمْتَثِلِینَ لِاَوامِرِهِ وَ المُحامِینَ عَنْهُ ، (3)وَ السّابِقِینَ اِلی اِرادَتِهِ ، وَ المُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْهِ . (4)اَللّهُمَّ اِنْ حالَ بَیْنِی وَ بَیْنَهُ المَوْتُ الَّذِی جَعَلْتَهُ (5)عَلی عِبادِکَ حَتْماً مَقْضِیّاً ، فَاَخْرِجْنِی مِنْ قَبْرِی (6)مُؤْتَزِراً کَفَنِی ، شاهِراً سَیْفِی ، مُجَرِّداً قَناتِی ، مُلَبِّیاً (7)
1) و دست نکشم هرگز . خدایا قرار ده مرا از یاران و کمک کارانش
2) و دفاع کنندگان از او ، و شتابندگان به سوی او در برآوردن
3) خواستههایش ، و انجام دهندگان به دستورات و اوامرش و حمایت کنندگان از آن حضرت ،
4) و پیشی گیرندگان به سوی خواستهاش ، و شهادت یافتگان پیش رویش .
5) خدایا اگر فاصله افتد میان من و او آن مرگی که قرار دادهای آن را
6) بر بندگانت حتمی و مقرّر ، پس بیرون آور مرا از گورم
7) در حالی که کفن به خود پیچیده ، با شمیشر آخته ، و نیزه برهنه ، پاسخگویان
دَعْوَةَ الدّاعِی فِی الحاضِرِ وَ البادِی . اَللّهُمَّ اَرِنِی (1)الطَّلْعَةَ الرَّشِیدَةَ وَ الغُرَّةَ الحَمِیدَةَ ، وَ اکْحُلْ ناظِرِی (2)بِنَظْرَةٍ مِنِّی اِلَیْهِ ، وَ عَجِّلْ فَرَجَهُ ، وَ سَهِّلْ مَخْرَجَهُ ، (3)وَ اَوْسِعْ مَنْهَجَهُ ، وَ اسْلُکْ بِی مَحَجَّتَهُ ، وَ اَنْفِذْ اَمْرَهُ ، (4)وَ اشْدُدْ اَزْرَهُ ، وَ اعْمُرِ اللّهُمَّ بِهِ بِلادَکَ ، وَ اَحْیِ بِهِ (5)عِبادَکَ ، فَاِنَّکَ قُلْتَ وَ قَوْلُکَ الحَقُّ ، ظَهَرَ الفَسادُ فِی (6)البَرِّ وَالبَحْرِ بِما کَسَبَتْ اَیْدِی النّاسِ . فَاَظْهِرِ اللّهُمَّ (7)
1) به فراخوانی آن دعوت کننده بزرگوار در شهر و بیابان . خدایا نشان بده به من
2) آن جمال ارجمند و آن دارای پیشانی نورانی پسندیده را ، و بکش دیدهام را
3) به سرمه وصال دیدارش به یک نگاه ، و شتاب کن در ظهورش ، و آسان گردان خروجش را ،
4) و بگستران راهش را ، و مرا به راه او درآور ، و دستورش را نافذ گردان ،
5) و پشتش را محکم کن ، و آباد گردان خدایا به دست او شهرهایت را ، و زنده گردان بوسیلهاش
6) بندگانت را ، زیرا که تو فرمودی و گفتهات عین حقیقت است ، (که): «آشکار شد تبهکاری در
7) خشکی و دریا به خاطر کردههای مردم» . پس آشکار کن خدایا
لَنا وَلِیَّکَ وَ ابْنَ بِنْتِ نَبِیِّکَ المُسَمّی بِاسْمِ رَسُولِکَ ، (1)حَتّی لا یَظْفَرَ بِشَیْءٍ مِنَ الباطِلِ اِلّا مَزَّقَهُ ، وَ یُحِقَّ (2)الحَقَّ وَ یُحَقِّقَهُ . وَ اجْعَلْهُ اللّهُمَّ مَفْزَعاً لِمَظْلُومِ (3)عِبادِکَ ، وَ ناصِراً لِمَنْ لا یَجِدُ لَهُ ناصِراً غَیْرَکَ ، (4)وَ مُجَدِّداً لِما عُطِّلَ مِنْ اَحْکامِ کِتابِکَ ، وَ مُشَیِّداً (5)لِما وَرَدَ مِنْ اَعْلامِ دِینِکَ وَ سُنَنِ نَبِیِّکَ صَلَّی اللَّهُ (6)عَلَیْهِ وَ آلِهِ . وَ اجْعَلْهُ اللّهُمَّ مِمَّنْ حَصَّنْتَهُ مِنْ بَأْسِ (7)
1) برای ما نمایندهات را و فرزند دختر پیامبرت که همنام فرستاده توست ،
2) تا دست نیابد به هیچ باطلی جز آنکه از هم بدراند ، و پابرجا کند
3) حق را و ثابت کند آن را ، و قرار بده آن بزرگوار را خدایا پناهگاه ستمدیدگان
4) بندگانت ، و یاور کسی که جز تو یاوری برایش یافت نشود ،
5) و تازه کننده آن احکامی که از کتاب تو تعطیل مانده ، و محکم کننده
6) آنچه رسیده از نشانههای دین و آیینت و دستورات پیامبرت - که درود خداوند
7) بر او و آلش باد - ، و قرارش ده خدایا از آنان که نگاهش داری از صولت و حمله
المُعْتَدِینَ . اَللّهُمَّ وَ سُرَّ نَبِیَّکَ مُحَمَّداً صَلَّی اللَّهُ (1)عَلَیْهِ وَآلِهِ بِرُؤْیَتِهِ وَ مَنْ تَبِعَهُ عَلی دَعْوَتِهِ ، وَ ارْحَمِ (2)اسْتِکانَتَنا بَعْدَهُ . اَللّهُمَّ اکْشِفْ هذِهِ الغُمَّةَ عَنْ هذِهِ (3)الاُمَّةِ بِحُضُورِهِ ، وَ عَجِّلْ لَنا ظُهُورَهُ ، اِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ (4)بَعِیداً وَ نَراهُ قَرِیباً ، بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمِینَ.
(5) پس سه مرتبه دست راست را بر ران راست خود زده و میگویی:
اَلعَجَلَ العَجَلَ یا مَوْلایَ یا صاحِبَ الزَّمانِ.
1) زورگویان . خدایا شاد گردان (دل) پیامبرت محمد - که درود خداوند
2) بر او و آلش باد - را به دیدارش ، و نیز هرکه در دعوتش از آن حضرت پیروی کرد ، و رحم کن
3) بر بیچارگی ما پس از آن حضرت . خدایا برطرف کن این اندوه را از این
4) امّت به حضور امام زمان ، و شتاب کن برای ما در ظهور آنجناب ، که آنان پندارند ظهورش را
5) بسیار دور ولی ما آن را نزدیک میدانیم ، به مهرت ای مهربانترین مهربانان.
6) بشتاب ، بشتاب ! ای سرور من ! ای صاحب الزمان !
اَللّهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفِیقَ الطّاعَةِ ، وَ بُعْدَ المَعْصِیَةِ ، (1)وَ صِدْقَ النِّیَّةِ ، وَ عِرْفانَ الحُرْمَةِ ، وَ اَکْرِمْنا بِالهُدی (2)وَ الاِسْتِقامَةِ ، وَ سَدِّدْ اَلْسِنَتَنا بِالصَّوابِ وَ الحِکْمَةِ ، (3)وَ امْلَأْ قُلُوبَنا بِالعِلْمِ وَ المَعْرِفَةِ ، وَ طَهِّرْ بُطُونَنا (4)مِنَ الحَرامِ وَ الشُّبْهَةِ ، وَ اکْفُفْ اَیْدِیَنا عَنِ الظُّلْمِ (5)وَالسَّرِقَةِ ، وَاغْضُضْ اَبْصارَنا عَنِ الفُجُورِ وَالخِیانَةِ، (6)وَ اسْدُدْ اَسْماعَنا عَنِ اللَّغْوِ وَ الغِیبَةِ ، وَ تَفَضَّلْ عَلی (7)
1) بار الها! روزی ما کن کامیابی بر فرمانبرداری را ، و دوری از گناه را ،
2) و راستی در نیّت را ، و شناختن آنچه حرمتش لازم است ، و گرامیدار ما را به وسیله راهنمایی
3) و پایداری ، و استوار کن زبانهای ما را به درستگویی و فرزانگی ،
4) و لبریز گردان دلهای ما را از دانش و شناخت خود ، و پاک کن اندرون ما را
5) از غذاهای حرام و شبههناک ، و بازدار دستهای ما را از ستم
6) و دزدی ، و بپوشان چشمان ما را از هرزگی و خیانت ،
7) و ببند گوشهای ما را از شنیدن سخنان بیهوده و عیبجویی دیگران ، و نیکویی کن بر
عُلَمآئِنا بِالزُّهْدِ وَ النَّصِیحَةِ ، وَ عَلَی المُتَعَلِّمِینَ (1)بِالجُهْدِ وَ الرَّغْبَةِ ، وَ عَلَی المُسْتَمِعِینَ بِالاِتِّباعِ (2)وَ المَوْعِظَةِ ، وَ عَلی مَرْضَی المُسْلِمِینَ بِالشِّفآءِ (3)وَ الرّاحَةِ، وَ عَلی مَوْتاهُمْ بِالرَّأْفَةِ وَ الرَّحْمَةِ، وَعَلی (4)مَشایِخِنا بِالوَقارِ وَ السَّکِینَةِ ، وَ عَلَی الشَّبابِ (5)بِالاِنابَةِ وَ التَّوْبَةِ ، وَ عَلَی النِّسآءِ بِالحَیآءِ وَ العِفَّةِ ، (6)وَ عَلَی الاَغْنِیآءِ بِالتَّواضُعِ وَ السِّعَةِ، وَ عَلَی الفُقَرآءِ (7)
1) دانشمندان ما به پارسایی و خیرخواهی کردن ، و بر دانشآموزان
2) به کوشش و اشتیاق ، و بر شنوندگان به پیروی کردن
3) و پند گرفتن ، و بر بیماران مسلمان به بهبودی یافتن
4) و آسودگی ، و بر مردگان آنها به دلسوزی و مهربانی کردن ، و بر
5) پیران ما به وقار و آرامش ، و بر جوانان
6) به پشیمانی و توبه ، و بر زنان به شرم و پاکدامنی ،
7) و بر توانگران به فروتنی و بخشش کردن ، و بر مستمندان
بِالصَّبْرِ وَ القَناعَةِ ، وَ عَلَی الغُزاةِ بِالنَّصْرِ وَ الغَلَبَةِ ، (1)وَعَلَی الاُسَرآءِ بِالخَلاصِ وَالرّاحَةِ ، وَعَلَی الاُمَرآءِ (2)بِالعَدْلِ وَ الشَّفَقَةِ ، وَ عَلَی الرَّعِیَّةِ بِالِانْصافِ (3)وَ حُسْنِ السِّیرَةِ ، وَ بارِکْ لِلْحُجّاجِ وَ الزُّوّارِ فِی (4)الزّادِ وَ النَّفَقَةِ ، وَ اقْضِ ما اَوْجَبْتَ عَلَیْهِمْ مِنَ الحَجِّ (5)وَ العُمْرَةِ ، بِفَضْلِکَ وَ رَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمِینَ. (6)
1) به شکیبایی و قناعت ، و بر جنگجویان به یاری و پیروزی ،
2) و بر اسیران به رهایی یافتن و آسودگی ، و بر زمامداران
3) به دادگری و دلسوزی ، و بر ملّت به انصاف در کارها
4) و خوشرفتاری ، و برکت ده برای حاجیان و زیارت کنندگان در
5) توشه و خرجی راه ، و به انجام رسان آنچه را بر ایشان واجب کردی از اعمال حج
6) و عمره ، به وسیله احسان و مهربانیات ای مهربانترین مهربانان !
مرحوم سید علیخان در کلم الطیب فرموده: این استغاثه است به حضرت صاحب الزمان علیه السلام در هر جا که باشی دو رکعت نماز بگذار به حمد و هر سوره که خواهی پس زیر آسمان و روبه قبله بایست و بگو:
سَلامُ اللَّهِ الکامِلُ التّآمُّ ، الشّامِلُ العآمُّ ، وَصَلَواتُهُ (1)الدّآئِمَةُ ، وَ بَرَکاتُهُ القآئِمَةُ التّآمَّةُ ، عَلی حُجَّةِ اللَّهِ (2)وَ وَلِیِّهِ فِی اَرْضِهِ وَ بِلادِهِ ، وَ خَلِیفَتِهِ عَلی خَلْقِهِ (3)وَ عِبادِهِ وَ سُلالَةِ النُّبُوَّةِ ، وَ بَقِیَّةِ العِتْرَةِ وَ الصَّفْوَةِ ، (4)صاحِبِ الزَّمانِ ، وَ مُظْهِرِ الاِیمانِ ، وَ مُلَقِّنِ اَحْکامِ (5)القُرْآنِ ، وَ مُطَهِّرِ الاَرْضِ ، وَ ناشِرِ العَدْلِ فِی الطُّولِ (6)
1) درود کامل و تمام و همهجانبه و فراگیر الهی ، و رحمت
2) جاودانهاش ، و برکات پابرجا و تامّ و تمامش بر حجّت خدا
3) و ولیّ گرامش در کره زمین و تمام کشورهایش ، و جانشین او بر خلایق
4) و بندگانش و نژاد پاک نبوت ، و باقیمانده خاندان رسالت و برگزیده ویژه حق ،
5) حضرت صاحب الزمان ، و نمایانگر ایمان ، و تعلیم دهنده احکام
6) قرآن ، و پاک کننده زمین از جور ، و گسترش دهنده عدالت در درازا
وَ العَرْضِ، وَ الحُجَّةِ القآئِمِ المَهْدِیِّ، الاِمامِ المُنْتَظَرِ (1)المَرْضِیِّ ، وَ ابْنِ الاَئِمَّةِ الطّاهِرِینَ ، الوَصِیِّ ابْنِ (2)الاَوْصِیآءِ المَرْضِیِّینَ ، الهادِی المَعْصُومِ ابْنِ الاَئِمَّةِ (3)الهُداةِ المَعْصُومِینَ. اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مُعِزَّ المُؤْمِنِینَ (4)المُسْتَضْعَفِینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مُذِلَّ الکافِرِینَ (5)المُتَکَبِّرِینَ الظّالِمِینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مَوْلایَ (6)صاحِبَ الزَّمانِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ ، (7)
1) و پهنای زمین ، و حجّت قائم حضرت مهدی ، پیشوای به انتظار نشسته
2) و پسندیده ، و فرزند امامان پاکیزه ، و جانشین و فرزند
3) جانشینان پسندیده حق ، و رهنمای معصوم و فرزند پیشوایان
4) هدایتگر و معصوم . درود بر تو ای عزّتبخش مردم مؤمنی
5) که (در اثر ظلم ستمکاران) ضعیف و ناتوان شدند ، درود بر تو ای ذلیل کننده کافران
6) گردنکش و ستمپیشه ، درود بر تو ای سرور من یا
7) ای صاحب الزمان ! درود بر تو ای فرزند رسول خدا ،
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ اَمِیرِالمُؤْمِنِینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ (1)یَابْنَ فاطِمَةَ الزَّهْرآءِ سَیِّدَةِ نِسآءِ العالَمِینَ ، (2)اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ الاَئِمَّةِ الحُجَجِ المَعْصُومِینَ ، (3)وَ الاِمامِ عَلَی الخَلْقِ اَجْمَعِینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ (4)مَوْلایَ سَلامَ مُخْلِصٍ لَکَ فِی الوِلایَةِ . اَشْهَدُ اَنَّکَ (5)الاِمامُ المَهْدِیُّ قَوْلاً وَ فِعْلاً ، وَ اَنْتَ الَّذِی تَمْلَأُ (6)الاَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً ، (7)
1) درود بر تو ای فرزند امیر مؤمنان ، درود بر تو
2) ای فرزند فاطمه زهرا بانوی زنان جهانیان
3) درود بر تو ای فرزند پیشوایان و حجّتهای معصوم
4) یا و امام و پیشوا بر همه خلق ، سلام بر تو ای
5) سرور من! سلامی خالصانه به تو در ولایت و پیرویات . گواهی میدهم که تویی
6) آن پیشوای هدایت پیشه ، چه در گفتار و چه در کردار ، و تویی آن بزرگواری که پر کنی
7) زمین را از عدل و داد، پس از آنکه از ستم و بیدادگری پر شده باشد ،
فَعَجَّلَ اللَّهُ فَرَجَکَ، وَ سَهَّلَ مَخْرَجَکَ، وَقَرَّبَ زَمانَکَ، (1)وَ کَثَّرَ اَنْصارَکَ وَ اَعْوانَکَ ، وَ اَنْجَزَ لَکَ ما وَعَدَکَ ، (2)فَهُوَ اَصْدَقُ القآئِلِینَ: وَ نُرِیدُ اَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ (3)اسْتُضْعِفُوا فِی الاَرْضِ ، وَ نَجْعَلَهُمْ اَئِمَّةً ، وَ نَجْعَلَهُمُ (4)الوارِثِینَ، یا مَوْلایَ یا صاحِبَالزَّمانِ، یَابْنَ رَسُولِ (5)حاجَتِی کَذا وَ کَذا. به جای کذا وکذا حاجات خود را بگو: (6)فَاشْفَعْ لِی فِی نَجاحِها، فَقَدْ تَوَجَّهْتُ اِلَیْکَ بِحاجَتِی، (7)
1) پس خدا در فرجت تعجیل ، و قیامت را آسان ، و زمان حکومتت را نزدیک فرماید ،
2) و یاران و یاوران تو را بسیار گرداند ، و وفا کند به آن وعده فتح و پیروزی که به تو داده ،
3) زیرا او راستگوترین گویندگان است ، که فرموده: «و میخواهیم منّت نهیم بر آنان که
4) مستضعف شدهاند ، و آنان را پیشوایان خلق قرار دهیم ، و بگردانیم آنان را
5) وارثان روی زمین» ، ای سرور من ای صاحب الزمان! ای فرزند رسول اللَّهِ ،
6) خدا! ، حاجت من چنین و چنان است.
7) پس شفاعت کن برایم در برآمدن حاجات ، زیرا که من با حاجت خویش به تو متوجّه شدهام ،
لِعِلْمِی اَنَّ لَکَ عِنْدَ اللَّهِ شَفاعَةً مَقْبُولَةً ، وَ مَقاماً (1)مَحْمُوداً ، فَبِحَقِّ مَنِ اخْتَصَّکُمْ بِاَمْرِهِ ، وَ ارْتَضاکُمْ (2)لِسِرِّهِ ، وَ بِالشَّأْنِ الَّذِی لَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُ ، (3)سَلِ اللَّهَ تَعالی فِی نُجْحِ طَلِبَتِی ، وَ اِجابَةِ دَعْوَتِی (4)وَکَشْفِ کُرْبَتِی. حاجات خود را بگو، ان شاء اللَّه برآورده شود.
(5) مرحوم محدّث قمی بعد از نقل این استغاثه میفرماید: بهتر آن است که در رکعت اول نماز این استغاثه، بعد از سوره حمد، سوره فتح و در رکعت دوم سوره نصر خوانده شود.
1) زیرا میدانم که شفاعت تو به درگاه خدا پذیرفته میشود ، و دارای مقام
2) ارزشمندی هستی ، سوگند میدهم به حقّ آنکه شما را به امر خلافت اختصاص داد ، و برگزید
3) بر اسرار خود ، و به حقّ مقام و منزلتی که شما در نزد خدا، میان خود و او دارید ،
4) سوگند میدهم که از خدای تعالی بخواهی که حاجاتم را برآورد ، و دعایم را اجابت فرماید ،
5) و غم و اندوهم را برطرف نماید.
هر گاه خواستید توجه کنید به وسیله ما به سوی خداوند تبارک و تعالی و به سوی ما پس بگویید چنان که خداوند تبارک و تعالی فرموده:
سَلامٌ عَلی آلِ یس ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا داعِیَ اللَّهِ (1)وَ رَبّانِیَّ آیاتِهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا بابَ اللَّهِ وَ دَیّانَ (2)دِینِهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خَلِیفَةَ اللَّهِ وَ ناصِرَ حَقِّهِ ، (3)اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِیلَ اِرادَتِهِ ، اَلسَّلامُ (4)عَلَیْکَ یا تالِیَ کِتابِ اللَّهِ وَ تَرْجُمانَهُ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ (5)فِی آنآءِ لَیْلِکَ وَ اَطْرافِ نَهارِکَ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ (6)
1) درود بر خاندان یاسین ، درود بر تو ای دعوت کننده به خدا
2) و آشنا به نشانههایش ، درود بر تو ای واسطه خدا و سرپرست
3) دین او ، درود بر تو ای خلیفه خدا و یاور حق او ،
4) درود بر تو ای حجّت خدا و راهنمای ارادهاش ، درود
5) بر تو ای تلاوت کننده کتاب خدا و تفسیر کننده آیات او ، درود بر تو
6) در تمام لحظهها و دقایق شب و سرتاسر روز ، درود بر تو
یا بَقِیَّةَ اللَّهِ فِی اَرْضِهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مِیثاقَ اللَّهِ (1)الَّذِی اَخَذَهُ وَ وَکَّدَهُ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وَعْدَ اللَّهِ (2)الَّذِی ضَمِنَهُ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا العَلَمُ المَنْصُوبُ (3)وَ العِلْمُ المَصْبُوبُ ، وَ الغَوْثُ وَ الرَّحْمَةُ الواسِعَةُ ، (4)وَعْداً غَیْرَ مَکْذُوبٍ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تَقُومُ ، (5)اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تَقْعُدُ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ (6)تَقْرَءُ وَ تُبَیِّنُ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تُصَلِّی وَ تَقْنُتُ ، (7)
1) ای ذخیره خدا در روی زمین ، درود بر تو ای پیمان محکم خدا
2) که از مردم گرفت و سخت محکمش کرد ، درود بر تو ای وعده خدا
3) که تضمینش کرده ، درود بر تو ای پرچم برافراشته
4) و دانش ریزان ، و فریادرس خلق و رحمت گسترده حق ،
5) آن وعدهای که دروغ پنداشته نشود ، درود بر تو هنگامی که به پا میایستی ،
6) درود بر تو هنگامی که مینشینی ، درود بر تو هنگامی که (فرامین حق را)
7) میخوانی و تفسیر میکنی ، درود بر تو هنگامی که نماز میخوانی و قنوت میگیری ،
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تَرْکَعُ وَ تَسْجُدُ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ (1)حِینَ تُهَلِّلُ وَ تُکَبِّرُ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تَحْمَدُ (2)وَ تَسْتَغْفِرُ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تُصْبِحُ وَ تُمْسِی ، (3)اَلسَّلامُ عَلَیْکَ فِی اللَّیْلِ اِذا یَغْشی وَ النَّهارِ اِذا (4)تَجَلّی ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الاِمامُ المَأْمُونُ ، (5)اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا المُقَدَّمُ المَأْمُولُ ، اَلسَّلامُ (6)عَلَیْکَ بِجَوامِعِ السَّلامِ . اُشْهِدُکَ یا مَوْلایَ (7)
1) درود بر تو هنگامی که رکوع و سجده به جای میآوری ، درود بر تو
2) هنگامی که لا اله الا اللَّه و اللَّه اکبر میگویی ، درود بر تو هنگامی که خدا را ستایش میکنی
3) و از او آمرزش میخواهی ، درود بر تو هنگامی که صبح میکنی و به شب میرسانی ،
4) درود بر تو در شب هنگامی که تاریکیاش فرا گیرد ، و در روز هنگامی که
5) پرده برگیرد ، درود بر تو ای امام امین و محفوظ ،
6) درود بر تو ای پیشی گرفته (بر همه خلق و) مورد آرزو (ی آنان) ، درود
7) بر تو با همه درودها . گواه گیرم تو را ای سرور من
اَنِّی اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ ، (1)وَاَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ لا حَبِیبَ اِلّا هُوَ وَاَهْلُهُ، (2)وَ اُشْهِدُکَ یا مَوْلایَ اَنَّ عَلِیّاً اَمِیرَالمُوْمِنِینَ حُجَّتُهُ ، (3)وَ الحَسَنَ حُجَّتُهُ ، وَ الحُسَیْنَ حُجَّتُهُ ، وَ عَلِیَّ بْنَ (4)الحُسَیْنِ حُجَّتُهُ ، وَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ حُجَّتُهُ ، (5)وَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ، وَ مُوسَی بْنَ جَعْفَرٍ حُجَّتُهُ، (6)وَ عَلِیَّ بْنَ مُوسی حُجَّتُهُ ، وَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ حُجَّتُهُ ، (7)
1) که من گواهی میدهم به اینکه معبودی نیست جز خدای یگانه که شریک ندارد ،
2) و نیز (گواهی میدهم که) محمد بنده و رسول اوست و محبوبی نیست جز او و خاندانش ،
3) و گواه میگیرم تو را ای مولای من که علی امیر مؤمنان حجت خدا است ،
4) و حسن حجت اوست ، و حسین حجت اوست ، و علی فرزند
5) حسین حجت اوست ، و محمد فرزند علی حجت اوست ،
6) و جعفر فرزند محمد حجت اوست ، و موسی فرزند جعفر حجت اوست ،
7) و علی فرزند موسی حجت اوست ، و محمد فرزند علی حجت اوست ،
وَ عَلِیَّ بْنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ ، وَ الحَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ حُجَّتُهُ . (1)وَ اَشْهَدُ اَنَّکَ حُجَّةُ اللَّهِ . اَنْتُمُ الاَوَّلُ وَ الآخِرُ ، (2)وَ اَنَّ رَجْعَتَکُمْ حَقٌّ لا رَیْبَ فِیها ، یَوْمَ لا یَنْفَعُ نَفْساً (3)اِیمانُها ، لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ اَوْ کَسَبَتْ فِی (4)اِیمانِها خَیْراً ، وَ اَنَّ المَوْتَ حَقٌّ ، وَ اَنَّ ناکِراً وَنَکِیراً (5)حَقٌّ ، وَ اَشْهَدُ اَنَّ النَّشْرَ حَقٌّ ، وَ البَعْثَ حَقٌّ ، (6)وَ اَنَّ الصِّراطَ حَقٌّ، وَ المِرْصادَ حَقٌّ، وَ المِیزانَ حَقٌّ ، (7)
1) و علی فرزند محمد حجت اوست ، و حسن فرزند علی حجت اوست .
2) و گواهی میدهم که تو حجت خدایی . شمایید اوّل و آخر ،
3) و مسلّماً بازگشت شما حتمی است و شکّی در آن نیست ، روزی که سود ندهد کسی را
4) ایمانش ، که پیش از آن ایمان نیاورده یا در (مدّت) ایمان خویش
5) کار خیری انجام نداده ، و اینکه مرگ حق است ، و ناکر و نکیر (دو فرشته سؤال قبر)
6) حق است . و گواهی دهم که زنده شدن پس از مرگ حق است ، و برانگیخته شدن حق است ،
7) و اینکه پل صراط حق است ، و کمینگاه حق است ، و ترازوی حسابرسی حق است ،
وَ الحَشْرَ حَقٌّ، وَ الحِسابَ حَقٌّ، وَ الجَنَّةَ حَقٌّ، وَالنّارَ (1)حَقٌّ ، وَ الوَعْدَ وَ الوَعِیدَ بِهِما حَقٌّ . یا مَوْلایَ ! شَقِیَ (2)مَنْ خالَفَکُمْ وَ سَعِدَ مَنْ اَطاعَکُمْ ، فَاشْهَدْ عَلی (3)اَشْهَدْتُکَ عَلَیْهِ ، وَ أَنَا وَلِیٌّ لَکَ ، بَرِیءٌ مِنْ عَدُوِّکَ ، (4)فَالحَقُّ ما رَضِیْتُمُوهُ ، وَ الباطِلُ ما اَسْخَطْتُمُوهُ ، (5)وَ المَعْرُوفُ ما اَمَرْتُمْ بِهِ ، وَ المُنْکَرُ ما نَهَیْتُمْ عَنْهُ ، (6)فَنَفْسِی مُؤْمِنَةٌ بِاللَّهِ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ ، وَ بِرَسُولِهِ (7)
1) و محشور شدن حق است ، و حساب کشیدن حق است ، و بهشت حق است ، و دوزخ
2) حق است ، و نوید و تهدید درباره آن دو حق است . ای سرور من ! بدبخت است
3) ما کسی که با شما مخالفت کند و سعادتمند است کسی که از شما پیروی کند ، پس گواهی ده بر
4) آنچه تو را بر آن گواه گرفتم ، و من دوست تو هستم ، و از دشمنت بیزارم ،
5) حق آن است که شما پسند کردهاید ، و باطل همان است که شما بدان خشم گرفتهاید ،
6) و کار نیک آن است که شما بدان دستور دادهاید ، و کار زشت آن است که از آن نهی کردهاید ،
7) من ایمان دارم به خدای یگانهای که شریک ندارد ، و به فرستاده او
وَ بِاَمِیرِالمُؤْمِنِینَ وَ بِکُمْ یا مَوْلایَ اَوَّلِکُمْ وَآخِرِکُمْ، (1)وَنُصْرَتِی مُعَدَّةٌ لَکُمْ وَ مَوَدَّتِی خالِصَةٌ لَکُمْ ، آمِینَ (2)آمِینَ.
(3) و بعد از آن، این دعا خوانده شود:
اَللّهُمَّ اِنِّی اَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ نَبِیِّ (4)رَحْمَتِکَ وَ کَلِمَةِ نُورِکَ، وَ اَنْ تَمْلَأَ قَلْبِی نُورَ الیَقِینِ، (5)وَ صَدْرِی نُورَ الاِیمانِ ، وَ فِکْرِی نُورَ النِّیّاتِ ، (6)وَ عَزْمِی نُورَ العِلْمِ ، وَ قُوَّتِی نُورَ العَمَلِ ، وَ لِسانِی (7)
1) و به امیر مؤمنان و به شما - ای مولای من - از اول تا آخرتان
2) و یاریام برای شما آماده است ، و دوستیام برای شما خالص و پاک است ، برآورده کن
3) خواستهام را ، آمین.
4) خدایا از تو میخواهم که درود فرستی بر محمد ، پیامبر
5) رحمتت و کلمه نورت ، و آنکه پر کنی دل مرا با نور یقین ،
6) و سینهام را با نور ایمان ، و اندیشهام را با نور تصمیمها ،
7) و ارادهام را با نور علم ، و نیرویم را با نور عمل ، و زبانم را
نُورَ الصِّدْقِ ، وَ دِینِی نُورَ البَصآئِرِ مِنْ عِنْدِکَ ، (1)وَ بَصَرِی نُورَ الضِّیآءِ ، وَ سَمْعِی نُورَ الحِکْمَةِ ، (2)وَ مَوَدَّتِی نُورَ المُوالاةِ لِمُحَمَّدٍ وَآلِهِ عَلَیْهِمُ السَّلامُ (3)حَتّی اَلْقاکَ وَقَدْ وَفَیْتُ بِعَهْدِکَ وَ مِیثاقِکَ ، فَتُغَشِّیَنِی (4)رَحْمَتُکَ یا وَلِیُّ یا حَمِیدُ . اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ (5)حُجَّتِکَ فِی اَرْضِکَ وَ خَلِیفَتِکَ فِی بِلادِکَ ، وَالدّاعِی (6)اِلی سَبِیلِکَ ، وَ القآئِمِ بِقِسْطِکَ وَ الثّآئِرِ بِاَمْرِکَ ، (7)
1) با نور راستگویی ، و دین و مذهبم را با نور بیناییهایی از نزد خودت ،
2) و چشمم را با نور روشنایی ، و گوشم را با نور فرزانگی و حکمت ،
3) و دوستیام را با نور موالات بر محمد و خاندانش - که درود خداوند بر آنان باد -
4) تا تو را دیدار کنم ، و من به عهد و پیمان تو وفا کردم ، پس بپوشان بر من
5) رحمت خود را ای سرپرست و ای ستوده . خدایا درود فرست بر محمد
6) حجّت تو در روی زمینت و جانشین تو در شهرهایت ، و دعوت کننده
7) به سوی راهت ، و قیام کننده به عدل و دادت ، و انقلاب کننده به دستورت ،
وَلِیِّ المُؤْمِنِینَ وَ بَوارِ الکافِرِینَ ، وَ مُجَلِّی الظُّلْمَةِ (1)وَ مُنِیرِ الحَقِّ ، وَ النّاطِقِ بِالحِکْمَةِ وَ الصِّدْقِ ، (2)وَ کَلِمَتِکَ التّآمَّةِ فِی اَرْضِکَ ، المُرْتَقِبِ الخآئِفِ ، (3)وَ الوَلِیِّ النّاصِحِ ، سَفِینَةِ النَّجاةِ وَ عَلَمِ الهُدی ، (4)وَ نُورِ اَبْصارِ الوَری ، وَ خَیْرِ مَنْ تَقَمَّصَ وَ ارْتَدی ، (5)وَ مُجَلِّی العَمی ، اَلَّذِی یَمْلَأُ الاَرْضَ عَدْلاً وَ قِسْطاً (6)کَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً ، اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ . (7)
1) دوست مؤمنان و نابود کننده کافران ، و برطرف کننده تاریکی
2) و روشن کننده حق ، و گوینده به حکمت و راستی ،
3) و آن کلمه (دستور و فرمان) کاملت در روی زمین ، که در حال انتظار و هراس به سر برد ،
4) و آن سرپرست خیرخواه ، و کشتی نجات و پرچم هدایت ،
5) و روشنی دیدگان مردم ، و بهترین کسی که جامه و ردا به بر کرد ،
6) و زداینده گمراهی ، آن کس که پَر کند زمین را از عدل و داد ،
7) چنانکه پر شده باشد از ستم و بیدادگری ، که به راستی تو بر هر چیز توانایی .
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی وَلِیِّکَ وَ ابْنِ اَوْلِیآئِکَ ، الَّذِینَ (1)فَرَضْتَ طاعَتَهُمْ ، وَ اَوْجَبْتَ حَقَّهُمْ ، وَ اَذْهَبْتَ عَنْهُمُ (2)الرِّجْسَ ، وَ طَهَّرْتَهُمْ تَطْهِیراً . اَللّهُمَّ انْصُرْهُ وَانْتَصِرْ (3)بِهِ لِدِینِکَ ، وَ انْصُرْ بِهِ اَوْلِیآءَکَ وَ اَوْلِیآءَهُ وَ شِیعَتَهُ (4)وَ اَنْصارَهُ ، وَ اجْعَلْنا مِنْهُمْ . اَللّهُمَّ اَعِذْهُ مِنْ شَرِّ کُلِّ (5)باغٍ وَ طاغٍ ، وَ مِنْ شَرِّ جَمِیعِ خَلْقِکَ ، وَ احْفَظْهُ مِنْ (6)بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ ، وَ عَنْ یَمِینِهِ وَ عَنْ شِمالِهِ ، (7)
1) خدایا درود فرست بر بنده مقرّب درگاهت و فرزند بندگان مقرّبت ، آنانکه
2) واجب کردی فرمانبرداریشان را ، و واجب گرداندی حقّشان را ، و دور کردی از ایشان
3) پلیدی را ، و به خوبی پاکیزهشان کردی . خدایا یاریاش کن و یاری کن
4) به دست او دینت را ، و یاری کن به وسیله او دوستان خودت و دوستان او و شیعیان
5) و یاورانش را ، و ما را نیز از آنان قرار ده . خدایا پناهش ده از شرّ هر
6) متجاوز و سرکشی ، و از شرّ همه آفریدههایت ، و نگاهش بدار از
7) پیش رویش و از پشت سرش ، و از سمت راستش و از طرف چپش ،
وَ احْرُسْهُ وَ امْنَعْهُ مِنْ اَنْ یُوصَلَ اِلَیْهِ بِسُوءٍ ، (1)وَ احْفَظْ فِیهِ رَسُولَکَ وَ آلَ رَسُولِکَ ، وَ اَظْهِرْ بِهِ (2)العَدْلَ ، وَ اَیِّدْهُ بِالنَّصْرِ ، وَ انْصُرْ ناصِرِیهِ ، وَ اخْذُلْ (3)خاذِلِیهِ ، وَ اقْصِمْ قاصِمِیهِ وَ اقْصِمْ بِهِ جَبابِرَةَ الکُفْرِ ، (4)وَ اقْتُلْ بِهِ الکُفّارَ وَ المُنافِقِینَ ، وَ جَمِیعَ المُلْحِدِینَ ، (5)حَیْثُ کانُوا مِنْ مَشارِقِ الاَرْضِ وَ مَغارِبِها ، بَرِّها (6)وَ بَحْرِها ، وَ امْلَأْ بِهِ الاَرْضَ عَدْلاً ، وَ اَظْهِرْ بِهِ دِینَ (7)
1) و پاسداریاش کن و نگاهش دار از اینکه گزند و آسیبی بدو برسد ، و (شوکت و عزّت)
2) رسول و خاندان رسولت را در (وجود) او حفظ فرما ، و آشکار (یا پیروز) گردان به دست او
3) عدل و داد را ، و با یاریات کمکش کن ، و یاورانش را نیز یاری کن ، و خوار گردان هرکه دست
4) از یاریاش بردارد ، و درهم شکن شکنندهاش را و بشکن بدست او قدرت و شوکت کافران را
5) و آنان را بدست آن حضرت به خاک هلاکت افکن و همچنین منافقان و همه بیدینان
6) ستیزهجو را در هر جا هستند از خاورهای زمین و باخترهای آن چه در خشکی
7) و چه در دریا، و پرکن بوسیله او زمین را از عدل و داد و آشکار (یا پیروز) کن بوسیلهاش دین
نَبِیِّکَ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ . وَ اجْعَلْنِی اللّهُمَّ مِنْ (1)اَنْصارِهِ وَ اَعْوانِهِ ، وَ اَتْباعِهِ وَ شِیعَتِهِ . وَ اَرِنِی فِی (2)آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ السَّلامُ ما یَأْمُلُونَ ، وَ فِی (3)عَدُوِّهِمْ ما یَحْذَرُونَ ، اِلهَ الحَقِّ آمِینَ یا ذَا الجَلالِ (4)وَ الاِکْرامِ ، یا اَرْحَمَ الرّاحِمِینَ.
1) پیامبرت را - که درود خداوند بر او و آلش باد - ، و قرار ده خدایا مرا نیز از
2) یاران و کمک کاران و پیروان و شیعیانش و به من بنما در مورد
3) آل محمد علیهم السلام آنچه را آرزو داشتند و در مورد
4) دشمنشان آنچه از آن میترسند ، مستجاب گردان ای معبود حق و ای صاحب جلالت
5) و بزرگواری ای مهربانترین مهربانان.
مرحوم علامه مجلسی فرموده: این زیارت بهترین زیارات است از جهت متن و سند، و باید که در جمیع روضات مقدسه بر آن مواظبت نمایند. جابر انصاری از امام باقر علیه السلام روایت نموده که فرمود: پدرم امام سجاد علیه السلام هنگام زیارت امیرالمؤمنین علیه السلام این زیارت را خواند. (توضیح: این زیارت را نیز می توان نسبت به سایر ائمه معصومین علیهم السلام خواند، با این تفاوت که به جای کلمه «امیرالمؤمنین» در متن زیارت، نام آن امام را بگویید).
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَمِینَ اللَّهِ فِی اَرْضِهِ ، وَ حُجَّتَهُ (1)اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَمِیرَالمُؤْمِنِینَ ، (2)اَشْهَدُ اَنَّکَ جاهَدْتَ فِی اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ ، وَ عَمِلْتَ (3)بِکِتابِهِ ، وَ اتَّبَعْتَ سُنَنَ نَبِیِّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ، (4)حَتّی دَعاکَ اللَّهُ اِلی جِوارِهِ ، فَقَبَضَکَ اِلَیْهِ بِاخْتِیارِهِ ، (5)
1) درود بر تو ای امانتدار خدا در زمین او ، و حجّتش عَلی عِبادِهِ ،
2) بر بندگان او ، درود بر تو ای امیر مؤمنان ،
3) گواهی میدهم که تو در راه خدا جهاد کردی آنطور که باید ، و رفتار کردی
4) به کتاب خدا (قرآن) ، و پیروی کردی از سنتهای پیامبرش - که درود خدا بر او و آلش باد - ،
5) تا اینکه خداوند تو را به جوار خویش دعوت فرمود ، و به اختیار خودش جانت را قبض نمود ،
وَ اَلْزَمَ اَعْدآءَکَ الحُجَّةَ مَعَ ما لَکَ مِنَ الحُجَجِ (1)البالِغَةِ عَلی جَمِیعِ خَلْقِهِ . اَللّهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسِی (2)مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِکَ ، راضِیةً بِقَضآئِکَ ، مُولَعَةً بِذِکْرِکَ (3)وَ دُعآئِکَ ، مُحِبَّةً لِصَفْوَةِ اَوْلِیآئِکَ ، مَحْبُوبَةً فِی (4)اَرْضِکَ وَ سَمآئِکَ ، صابِرَةً عَلی نُزُولِ بَلآئِکَ ، (5)شاکِرَةً لِفَواضِلِ نَعْمآئِکَ ، ذاکِرَةً لِسَوابِغِ آلآئِکَ ، (6)مُشْتاقَةً اِلی فَرْحَةِ لِقآئِکَ ، مُتَزَوِّدَةً التَّقْوی لِیَوْمِ (7)
1) و ملزم کرد دشمنانت را با دلیل و برهان از حجّتهای
2) رسای دیگری که با تو بود بر تمامی خلق خود . خدایا قرار ده نفس مرا
3) آرام به تقدیرت ، و خوشنود به قضایت ، و حریص به ذکر
4) و دعایت ، و دوستدار برگزیدگان دوستانت ، و محبوب در
5) زمین و آسمانت ، و شکیبا در مورد نزول بلایت ،
6) و سپاسگزار در برابر نعمتهای فزونت ، و یاد کننده عطایای فراوانت ،
7) و مشتاق به شاد گشتن دیدارت ، و توشهگیر پرهیزکاری برای روز
جَزآئِکَ ، مُسْتَنَّةً بِسُنَنِ اَوْلِیآئِکَ ، مُفارِقَةً لِاَخْلاقِ (1)اَعْدآئِکَ ، مَشْغُولَةً عَنِ الدُّنْیا بِحَمْدِکَ وَ ثَنآئِکَ.
(2) پس پهلوی خود را بر قبر گذاشت و گفت: اَللّهُمَّ اِنَّ قُلُوبَ (3)المُخْبِتِینَ اِلَیْکَ والِهَةٌ ، وَ سُبُلَ الرّاغِبِینَ اِلَیْکَ (4)شارِعَةٌ ، وَ اَعْلامَ القاصِدِینَ اِلَیْکَ واضِحَةٌ ، وَ اَفْئِدَةَ (5)العارِفِینَ مِنْکَ فازِعَةٌ ، وَ اَصْواتَ الدّاعِینَ اِلَیْکَ (6)صاعِدَةٌ ، وَ اَبْوابَ الاِجابَةِ لَهُمْ مُفَتَّحَةٌ ، وَ دَعْوَةَ مَنْ (7)
1) پاداشت ، و پیروی کننده روشهای دوستانت ، و دوری گزیننده اخلاق
2) دشمنانت ، و سرگرم از دنیا به ستایش و ثنایت.
3) خدایا به راستی دلهای
4) فروتنان درگاهت به سوی تو حیران است ، و راههای مشتاقان به جانب تو
5) باز است ، و نشانههای قاصدان کویت آشکار و نمایان است ، و قلبهای
6) عارفان از تو ترسان است ، و صداهای خوانندگان به طرف تو
7) بلند ، و درهای اجابت به رویشان باز است ، و دعای آن کس که
ناجاکَ مُسْتَجابَهٌ ، وَ تَوْبَةَ مَنْ اَنابَ اِلَیْکَ مَقْبُولَةٌ ، (1)وَ عَبْرَةَ مَنْ بَکی مِنْ خَوْفِکَ مَرْحُومَةٌ ، وَ الاِغاثَةَ (2)لِمَنِ اسْتَغاثَ بِکَ مَوْجُودَةٌ ، وَ الاِعانَةَ لِمَنِ اسْتَعانَ (3)بِکَ مَبْذُولَةٌ ، وَ عِداتِکَ لِعِبادِکَ مُنْجَزَهٌ ، وَ زَلَلَ مَنِ (4)اسْتَقالَکَ مُقالَةٌ ، وَ اَعْمالَ العامِلِینَ لَدَیْکَ مَحْفُوظَةٌ ، (5)وَ اَرْزاقَکَ اِلَی الخَلآئِقِ مِنْ لَدُنْکَ نازِلَةٌ ، وَ عَوآئِدَ (6)المَزِیدِ اِلَیْهِمْ واصِلَةٌ، وَذُنُوبَ المُسْتَغْفِرِینَ مَغْفُورَةٌ، (7)
1) با تو راز گوید مستجاب است ، و توبه آن کس که به درگاه تو بازگردد پذیرفته است ،
2) و اشک دیده آن کس که از خوف تو گرید مورد رحم و مهر است ، و فریادرسی
3) تو برای کسی که به تو استغاثه کند آماده است ، و کمککاریات برای آنکه از تو کمک
4) خواهد رایگان است ، و وعدههایی که به بندگانت دادی وفایش حتمی است ، و لغزش کسیکه
5) از تو پوزش طلبد بخشوده است ، و کارهای آنان که برای تو کار کنند در نزد تو محفوظ است ،
6) و روزیهایی که به آفریدگانت دهی از نزدت ریزان است ، و بهرههای
7) بیشتری هم به سویشان میرسد ، و گناه آمرزشخواهان (از تو) آمرزیده است ،
وَ حَوآئِجَ خَلْقِکَ عِنْدَکَ مَقْضِیَّةٌ ، وَ جَوآئِزَ السّآئِلِینَ (1)عِنْدَکَ مُوَفَّرَةٌ ، وَ عَوآئِدَ المَزِیدِ مُتَواتِرَةٌ ، وَ مَوآئِدَ (2)المُسْتَطْعِمِینَ مُعَدَّةٌ، وَمَناهِلَ الظِّمآءِ مُتْرَعَةٌ. اَللّهُمَّ (3)فَاسْتَجِبْ دُعآئِی، وَ اقْبَلْ ثَنآئِی، وَاجْمَعْ بَیْنِی وَبَیْنَ (4)اَوْلِیآئِی ، بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ وَ فاطِمَةَ وَ الحَسَنِ (5)وَالحُسَیْنِ ، اِنَّکَ وَلِیُّ نَعْمآئِی ، وَ مُنْتَهی مُنایَ ، (6)وَ غایَةُ رَجآئِی فِی مُنْقَلَبِی وَ مَثْوایَ.
1) و حاجتهای آفریدگانت نزد تو روا شده است ، و جایزههای سائلان
2) در پیش تو شایان و وافر است ، و بهرههای فزون پیاپی است ، و خوانهای احسان تو
3) برای طعام خواهان آماده است ، و حوضهای آب برای تشنگان لبریز است . خدایا !
4) پس دعایم را مستجاب کن ، و بپذیر مدح و ثنایم را ، و گرد آور میان من
5) و دوستانم ، به حق محمد و علی و فاطمة و حسن
6) و حسین ، که همانا تویی صاحب نعمتهایم ، و منتهای آرزویم ،
7) و سرحدّ نهایی تکیهگاه و بازگشتگاه و اقامتگاهم .
در کامل الزیارة آمده است که بگویید:
اَنْتَ اِلهِی وَ سَیِّدِی (1)وَ مَوْلایَ ! اِغْفِرْ لِاَوْلِیآئِنا ، وَ کُفَّ عَنّا اَعْدآءَنا ، (2)وَ اشْغَلْهُمْ عَنْ اَذانا ، وَ اَظْهِرْ کَلِمَةَ الحَقِّ وَ اجْعَلْهَا (3)العُلْیا ، وَ اَدْحِضْ کَلِمَةَ الباطِلِ وَ اجْعَلْهَا السُّفْلی ، (4)اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.
از علقمه نقل شده که گوید: به امام باقر علیه السلام عرض کردم: تعلیم فرما مرا به دعایی که بخوانم آن را در روز عاشورا و هرگاه بخواهم امام حسین علیه السلام را (از دور یا نزدیک) زیارت کنم. فرمود: ای علقمه! هرگاه این زیارت را بخوانی، خداوند تو را در درجه کسانی قرار دهد که با آن حضرت علیه السلام شهید شده اند، و نوشته شود برای تو ثواب زیارت هر پیامبر، و ثواب هرکه زیارت کرده حسین علیه السلام را از روزی که شهید شده است. پس میگویی:
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِ اللَّهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ (1)رَسُولِ اللَّهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ اَمِیرِالمُؤْمِنِینَ (2)وَ ابْنَ سَیِّدِ الوَصِیِّینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ فاطِمَةَ (3)سَیِّدَةِ نِسآءِ العالَمِینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا ثارَ اللَّهِ (4)وَ ابْنَ ثارِهِ وَ الوِتْرَ المَوْتُورَ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ وَ عَلَی (5)
الاَرْواحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنآئِکَ ، عَلَیْکُمْ مِنِّی جَمِیعاً (1)سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقِیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ ، (2)یا اَباعَبْدِ اللَّهِ ! لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ (3)المُصِیبَةُ بِکَ عَلَیْنا وَ عَلی جَمِیعِ اَهْلِ الاِسْلامِ ، (4)وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصِیبَتُکَ فِی السَّماواتِ عَلی (5)جَمِیعِ اَهْلِ السَّماواتِ ، فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ (6)اَساسَ الظُّلْمِ وَ الجَوْرِ عَلَیْکُمْ اَهْلَ البَیْتِ ، وَ لَعَنَ (7)
1) روانهایی که سر سپردند به آستانت ، بر همه شما از جانب من
2) سلام خدا باد همیشه ، تا من زندهام و شب و روز برقرار است .
3) ای اباعبداللَّه ! چه بسیار بزرگ است سوگواری تو ، و گران و سنگین است
4) مصیبت تو بر ما و بر همه پیروان اسلام ،
5) و گران و سنگین است مصیبت تو در آسمانها بر
6) همه اهل آسمانها ، پس خدا لعنت کند مردمی را که برپا داشتند
7) شالوده و بنای ستم و بیدادگری را بر شما خاندان پیامبر ، و لعنت کند
اللَّهُ اُمَّةً دَفَعَتْکُمْ عَنْ مَقامِکُمْ ، وَ اَزالَتْکُمْ عَنْ (1)مَراتِبِکُمُ الَّتِی رَتَّبَکُمُ اللَّهُ فِیها ، وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً (2)قَتَلَتْکُمْ ، وَ لَعَنَ اللَّهُ المُمَهِّدِینَ لَهُمْ بِالتَّمْکِینِ مِنْ (3)قِتالِکُمْ ، بَرِئْتُ اِلَی اللَّهِ وَ اِلَیْکُمْ مِنْهُمْ وَ مِنْ (4)اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْلِیآئِهِمْ . یا اَباعَبْدِ اللَّهِ ! اِنِّی (5)سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ اِلی یَوْمِ (6)القِیامَةِ ، وَ لَعَنَ اللَّهُ آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوانَ ، وَ لَعَنَ اللَّهُ (7)
1) خدا مردمی را که کنار زدند شما را از مقام مخصوصتان ، و دور کردند شما را از
2) آن مرتبههایی که خداوند آن رتبهها را به شما داده بود ، و خدا لعنت کند مردمی که
3) شما را کشتند ، و خدا لعنت کند آنانکه وسایل جنگ بر شما را فراهم کردند برای
4) کشندگان شما . من بیزاری میجویم به سوی خدا و به سوی شما از آنان و از
5) پیروان و دنبال روندگانشان و دوستانشان . ای اباعبداللَّه ! من
6) در صلحم با هرکه با شما در صلح است و در جنگم با هرکه با شما در جنگ است تا روز
7) قیامت ، و خدا لعنت کند خاندان زیاد و خاندان مروان را ، و خدا لعنت کند
بَنِی اُمَیَّةَ قاطِبَةً ، وَ لَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجانَةَ ، وَ لَعَنَ اللَّهُ (1)عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ ، وَ لَعَنَ اللَّهُ شِمْراً ، وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً (2)اَسْرَجَتْ وَ اَلْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِکَ . بِاَبِی اَنْتَ (3)وَ اُمِّی ، لَقَدْ عَظُمَ مُصابِی بِکَ ، فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذِی (4)اَکْرَمَ مَقامَکَ وَ اَکْرَمَنِی بِکَ اَنْ یَرْزُقَنِی طَلَبَ ثارِکَ (5)مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ (6)عَلَیْهِ وَ آلِهِ . اَللّهُمَّ اجْعَلْنِی عِنْدَکَ وَجِیهاً بِالحُسَیْنِ (7)
1) بنیامیه را همگی ، و خدا لعنت کند فرزند مرجانه (ابن زیاد) را ، و خدا لعنت کند
2) عمر بن سعد را ، و خدا لعنت کند شمر را ، و خدا لعنت کند مردمی را که
3) اسبها را زین کردند و دهنه زدند و به راه افتادند برای پیکار با تو ، پدر و مادرم
4) به فدایت ! به راستی بزرگ است مصیبت من به خاطر تو ، پس میخواهم از آن خدایی که
5) گرامی داشت مقام تو را و گرامی داشت مرا به خاطر تو ، که روزیام گرداند خونخواهی تو را
6) در رکاب آن امام یاری شده از خاندان محمد - که درود خداوند
7) بر او و آلش باد - . خدایا قرار ده مرا نزد خودت آبرومند به وسیله حسین
عَلَیْهِ السَّلامُ فِی الدُّنْیا وَ الآخِرَةِ . یا اَباعَبْدِاللَّهِ ! اِنِّی (1)اَتَقَرَّبُ اِلَی اللَّهِ وَ اِلی رَسُولِهِ وَ اِلی اَمِیرِالمُؤْمِنِینَ (2)وَ اِلی فاطِمَةَ وَ اِلَی الحَسَنِ وَ اِلَیْکَ بِمُوالاتِکَ . (3)وَ بِالبَرآءَةِ مِمَّنْ اَسَّسَ اَساسَ ذلِکَ ، وَ بَنی عَلَیْهِ (4)بُنْیانَهُ ، وَ جَری فِی ظُلْمِهِ وَ جَوْرِهِ عَلَیْکُمْ وَ عَلی (5)اَشْیاعِکُمْ . بَرِئْتُ اِلَی اللَّهِ وَ اِلَیْکُمْ مِنْهُمْ ، وَ اَتَقَرَّبُ (6)اِلَی اللَّهِ ثُمَّ اِلَیْکُمْ بِمُوالاتِکُمْ وَ مُوالاةِ وَلِیِّکُمْ ، (7)
1) - درود خدا بر او باد - در دنیا و آخرت . ای اباعبداللَّه ! من
2) تقرّب میجویم به درگاه خدا و پیشگاه رسولش و امیر المؤمنین
3) و فاطمه و حسن و شما به وسیله دوستیات ،
4) و به وسیله بیزاری جستن از کسی که پیریزی کرد شالوده این کار را ، و پایهگذاری کرد بر آن
5) بنیانش را ، و دنبال کرد ظلم و ستمش را بر شما و بر
6) پیروان شما . بیزاری میجویم به درگاه خدا و پیشگاه شما از ایشان ، و تقرّب میجویم
7) به سوی خدا سپس به سوی شما به وسیله دوستیتان و دوستی دوستانتان ،
وَ بِالبَرآءَةِ مِنْ اَعْدآئِکُمْ وَ النّاصِبِینَ لَکُمُ الحَرْبَ ، (1)وَ بِالبَرآءَةِ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ . اِنِّی سِلْمٌ لِمَنْ (2)سالَمَکُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ ، وَ وَلِیٌّ لِمَنْ والاکُمْ (3)وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عاداکُمْ ، فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذِی اَکْرَمَنِی (4)
بِمَعْرِفَتِکُمْ وَ مَعْرِفَةِ اَوْلِیآئِکُمْ ، وَرَزَقَنِی البَرآءَةَ مِنْ (5)اَعْدآئِکُمْ ، اَنْ یَجْعَلَنِی مَعَکُمْ فِی الدُّنْیا وَ الآخِرَةِ ، (6)وَ اَنْ یُثَبِّتَ لِی عِنْدَکُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِی الدُّنْیا (7)
1) و به بیزاری جستن از دشمنانتان و برپا کنندگان (و آتشافروزان) جنگ با شما ،
2) و به بیزاری جستن از یاران و پیروانشان ، من در صلحم با هرکه با شما در صلح است
3) و در جنگم با هرکه با شما در جنگ است ، و دوستم با هرکه شما را دوست دارد ،
4) و دشمنم با هرکه شما را دشمن دارد ، پس درخواست میکنم از خدایی که مرا گرامی داشت
5) به وسیله معرفت شما و معرفت دوستانتان ، و روزیام کرد بیزاری جستن از
6) دشمنانتان را ، به اینکه قرار دهد مرا همراه شما در دنیا و آخرت ،
7) و مقرّر فرماید برای من در پیش شما درستی و ثابت قدمی را در دنیا
وَ الآخِرَةِ ، وَ اَسْئَلُهُ اَنْ یُبَلِّغَنِی المَقامَ المَحْمُودَ (1)لَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ ، وَ اَنْ یَرْزُقَنِی طَلَبَ ثارِکُمْ مَعَ اِمامٍ (2)هُدیً ظاهِرٍ ناطِقٍ بِالحَقِّ مِنْکُمْ ، وَ اَسْئَلُ اللَّهَ بِحَقِّکُمْ (3)وَ بِالشَّأْنِ الَّذِی لَکُمْ عِنْدَهُ ، اَنْ یُعْطِیَنِی بِمُصابِی (4)بِکُمْ اَفْضَلَ ما یُعْطِی مُصاباً بِمُصِیبَتِهِ ، مُصِیبَةً (5)اَعْظَمَها وَ اَعْظَمَ رَزِیَّتَها فِی الاِسْلامِ وَ فِی جَمِیعِ (6)السَّماواتِ وَ الاَرْضِ . اَللّهُمَّ اجْعَلْنِی فِی مَقامِی (7)
1) و آخرت ، و از او میخواهم که برساند مرا به مقام پسندیده
2) شما در پیش خدا ، و روزیام کند خونخواهی شما را با پیشوای
3) راهنمای آشکار و گویای به حق که از شما (خاندان) است ، و از خدا میخواهم به حق شما
4) و بدان منزلتی که شما نزد او دارید ، که عطا کند به من به جهت مصیبتی که از ناحیه
5) ما شما به من رسیده بهترین پاداشیرا که میدهد به یک مصیبتزده در برابر مصیبتیکه دیده ،
6) به راستی چه مصیبت بزرگ و چه داغ گرانی است در اسلام و در تمام
7) آسمانها و زمین . خدایا قرار ده مرا در جایگاهم
هذا مِمَّنْ تَنالُهُ مِنْکَ صَلَواتٌ وَ رَحْمَةٌ وَ مَغْفِرَةٌ . (1)اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیایَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ (2)وَ مَماتِی مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ . اَللّهُمَّ اِنَّ هذا (3)یَوْمٌ تَبَرَّکَتْ بِهِ بَنُواُمَیَّةَ وَ ابْنُ آکِلَةِ الاَکْبادِ ، اللَّعِینُ (4)ابْنُ اللَّعِینِ عَلی لِسانِکَ وَ لِسانِ نَبِیِّکَ صَلَّی اللَّهُ (5)عَلَیْهِ وَ آلِهِ ، فِی کُلِّ مَوْطِنٍ وَ مَوْقِفٍ وَقَفَ فِیهِ (6)نَبِیُّکَ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ . اَللّهُمَّ الْعَنْ اَباسُفْیانَ (7)
1) از کسانی باشم که از جانب تو درود و رحمت و آمرزش شامل حال آنها شده است .
2) خدایا قرار ده زندگیام را زندگی محمد و آل محمد ،
3) و مرگم را مرگ محمد و آل محمد . خدایا این روز
4) روزی است که مبارک دانستند آن را بنیامیه و پسر آن زن جگرخوار (معاویه) ، آن ملعون
5) پسر ملعون که لعن شده بر زبان تو و زبان پیامبرت - که درود خدا
6) بر او و آلش باد - ، در هر جا و هر مکانی که توقف کرد در آن مکان
7) پیامبرت - که درود خدا بر او و آلش باد - . خدایا لعنت کن ابوسفیان
وَ مُعاوِیَةَ وَ یَزِیدَ بْنَ مُعاوِیَةَ ، عَلَیْهِمْ مِنْکَ اللَّعْنَةُ (1)اَبَدَ الآبِدِینَ ، وَ هذا یَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِیادٍ (2)وَ آلُ مَرْوانَ بِقَتْلِهِمُ الحُسَیْنَ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِ . (3)اَللّهُمَّ فَضاعِفْ عَلَیْهِمُ اللَّعْنَ مِنْکَ وَالعَذابَ الاَلِیمَ. (4)اَللّهُمَّ اِنِّی اَتَقَرَّبُ اِلَیْکَ فِی هذَا الیَوْمِ وَفِی مَوْقِفِی (5)وَ اَیّامِ حَیاتِی ، بِالبَرآءَةِ مِنْهُمْ وَ اللَّعْنَةِ عَلَیْهِمْ ، (6)وَبِالمُوالاةِ لِنَبِیِّکَ وَآلِ نَبِیِّکَ عَلَیْهِ وَعَلَیْهِمُ السَّلامُ . (7)
1) و معاویه و یزید پسر معاویه را ، که لعنت بر ایشان باد از جانب تو
2) برای همیشه ، و این روز روزی است که شادمان شدند به این روز دودمان زیاد
3) و دودمان مروان به خاطر کشتن حضرت حسین - که درود خدا بر او باد - .
4) خدایا ! پس چندین برابر کن بر آنها لعنت خود و عذاب دردناک را .
5) خدایا ! من تقرّب میجویم به سوی تو در این روز و در این جایی که هذا
6) هستم و در تمام دوران زندگیام ، به بیزاری جستن از اینها و لعنت فرستادن بر ایشان ،
7) و به وسیله دوست داشتن پیامبرت و خاندان پیامبرت که درود خدا بر او و بر ایشان باد
پس صد مرتبه میگویی:
اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ (1)
مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَآخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلی ذلِکَ. اَللّهُمَّ (2)الْعَنِ العِصابَةَ الَّتِی جاهَدَتِ الحُسَیْنَ . وَ شایَعَتْ (3)وَ بایَعَتْ وَ تابَعَتْ عَلی قَتْلِهِ . اَللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمِیعاً. (4)
پس صد مرتبه میگویی:
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِ اللَّهِ (5)وَ عَلَی الاَرْواحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنآئِکَ ، عَلَیْکَ مِنِّی (6)سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقِیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ ، (7)
1) خدایا ! لعنت کن نخستین ستمگری را که به زور گرفت حقّ
2) محمد و خاندان محمد را ، تا آخرین کسی که او را در این زور و ستم پیروی کرد . خدایا !
3) لعنت کن بر گروهی که پیکار کردند با حسین ، و همراهی کردند
4) و پیمان بستند و از هم پیروی کردند برای کشتن آن حضرت . خدایا لعنت کن همه آنها را.
5) درود بر تو ای اباعبداللَّه!
6) و بر روانهایی که سر سپردند به آستانت ، بر تو از جانب من
7) درود خدا باد همیشه ، تا من زندهام و تا شب و روز برقرار است ،
وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ العَهْدِ مِنِّی لِزِیارَتِکُمْ . اَلسَّلامُ (1)عَلَی الحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الحُسَیْنِ ، وَ عَلی (2)اَوْلادِ الحُسَیْنِ ، وَ عَلی اَصْحابِ الحُسَیْنِ .(3)
پس میگویی: اَللَّهُمَّ خُصَّ اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنِّی (4)وَ ابْدَأْ بِهِ اَوَّلاً ، ثُمَّ الثّانِیَ وَ الثّالِثَ وَ الرّابِعَ . اَللّهُمَّ (5)الْعَنْ یَزِیدَ خامِساً ، وَ الْعَنْ عُبَیْدَاللَّهِ بْنَ زِیادٍ وَ ابْنَ (6)مَرْجانَةَ ، وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْراً ، وَ آلَ اَبِیسُفْیانَ (7)
1) و قرار ندهد خداوند این زیارت را آخرین زیارت من از شما . درود
2) بر حسین و بر علی فرزند حسین ، و بر
3) دیگر فرزندان حسین . و بر اصحاب و یاران حسین.
4) خدایا ! مخصوص گردان نخستین ستمگر را به نفرین من
5) و آغاز کن بدان نفرین ، اولی را ، سپس دومی و سومی و چهارمی را . خدایا
6) لعنت کن یزید را در مرتبه پنجم ، و لعنت کن عبیداللَّه پسر زیاد و پسر
7) مرجانه را ، و عمر پسر سعد و شمر را ، و دودمان ابوسفیان را ،
وَ آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوانَ اِلی یَوْمِ القِیامَةِ.(1)
پس به سجده میروی و میگویی: اَللّهُمَّ لَکَ الحَمْدُ حَمْدَ (2)الشّاکِرِینَ لَکَ عَلی مُصابِهِمْ . الحَمْدُ للَّهِِ عَلی (3)عَظِیمِ رَزِیَّتِی . اَللّهُمَّ ارْزُقْنِی شَفاعَةَ الحُسَیْنِ (4)یَوْمَ الوُرُودِ ، وَ ثَبِّتْ لِی قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَکَ مَعَ (5)الحُسَیْنِ وَ اَصْحابِ الحُسَیْنِ ، الَّذِینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ (6)دُونَ الحُسَیْنِ عَلَیْهِالسَّلامُ. (7)
سپس دعای علقمه را بخواند:
1) و دودمان زیاد و دودمان مروان را تا روز قیامت.
2) خدایا ! تو را سپاس میگویم همانند سپاس
3) شکرگزارانت که در برابر مصیبت ، خدا را ستایش میکنند . ستایش خدا را بر
4) بزرگی مصیبتم . خدایا روزیام گردان شفاعت حسین را
5) در روز ورود (به صحرای قیامت) ، و ثابت بدار گام راستینم را در نزد خودت با
6) حسین و یاران حسین ، آنانکه بیدریغ فدا کردند جان خود را
7) در راه حسین - که درود خدا بر او باد - .
یا اَللَّهُ یا اَللَّهُ یا اَللَّهُ ! یا مُجِیبَ دَعْوَةِ المُضْطَرِّینَ (1)یا کاشِفَ کُرَبِ المَکْرُوبِینَ ! یا غِیاثَ المُسْتَغِیثِینَ ! (2)یا صَرِیخَ المُسْتَصْرِخِینَ ! وَ یا مَنْ هُوَ اَقْرَبُ اِلَیَّ (3)مِنْ حَبْلِ الوَرِیدِ ، یا مَنْ یَحُولُ بَیْنَ المَرْءِ وَ قَلْبِهِ ، (4)یا مَنْ هُوَ بِالمَنْظَرِ الاَعْلی وَ بِالاُفُقِ المُبِینِ ، (5)یا مَنْ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِیمُ عَلَی العَرْشِ اسْتَوی ، (6)یا مَنْ یَعْلَمُ خآئِنَةَ الاَعْیُنِ وَ ما تُخْفِی الصُّدُورُ ، (7)
1) ای خدا ای خدا ای خدا ! ای اجابت کننده دعای درماندگان
2) ای برطرف کننده گرفتاری گرفتاران ! ای فریادرس فریادخواهان !
3) ای دادرس دادخواهان ! و ای کسی که نزدیکتر است به من
4) از رگ گردن ، ای کسی که فاصله میشود میان انسان و دلش ،
5) ای کسی که (از حیث ظهور) در دیدگاه اعلی و افق آشکاری هستی ،
6) ای کسی که بخشاینده و مهربان هستی و بر عرش (عظمت و کشور وجود) استیلا داری ،
7) ای کسی که میدانی خیانت چشمان و آنچه را سینهها پنهان کنند ،
یا مَنْ لا یَخْفی عَلَیْهِ خافِیَةٌ ، یا مَنْ لا تَشْتَبِهُ عَلَیْهِ (1)الاَصْواتُ ، یا مَنْ لا تُغَلِّطُهُ الحاجاتُ ، وَ یا مَنْ (2)لا یُبْرِمُهُ اِلْحاحُ المُلِحِّینَ ، یا مُدْرِکَ کُلِّ فَوْتٍ ، وَ یا (3)جامِعَ کُلِّ شَمْلٍ ، وَ یا بارِئَ النُّفُوسِ بَعْدَ المَوْتِ ، (4)یا مَنْ هُوَ کُلَّ یَوْمٍ فِی شَأْنٍ ، یا قاضِیَ الحاجاتِ ، (5)یا مُنَفِّسَ الکُرُباتِ ، یا مُعْطِیَ السُّؤُلاتِ ، یا وَلِیَّ (6)الرَّغَباتِ ، یا کافِیَ المُهِمّاتِ ، یا مَنْ یَکْفِی مِنْ کُلِّ (7)
1) ای کسی که مخفی نیست بر او امر پنهان و پوشیدهای ، ای کسی که بر او مشتبه نشود
2) صداها ، ای کسی که حاجتها او را به غلط و اشتباه نیندازد ، و ای کسی که
3) او را به ستوه نیاورد پافشاری اصرارورزان ، ای درک کننده هرچه از دست رود ، و ای
4) گردآورنده هر پراکنده ، و ای پدید آورنده جانها پس از مرگ ،
5) ای کسی که او هر روز در کاری است یا در هر چیز تجلّی و ظهوری دارد ، ای برآرنده حاجات ،
6) ای برطرف کننده گرفتاریها ، ای عطا کننده خواستهها ، ای دارنده
7) هرچه مورد رغبت و اشتیاق است ، ای کفایت کننده هر مهم ، ای کسی که کفایت کند هر
شَیْءٍ وَ لا یَکْفِی مِنْهُ شَیْءٌ فِی السَّماواتِ (1)وَ الاَرْضِ ، اَسْئَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِیِّینَ (2)وَ عَلِیٍّ اَمِیرِالمُؤْمِنِینَ ، وَ بِحَقِّ فاطِمَةَ بِنْتِ نَبِیِّکَ ، (3)وَ بِحَقِّ الحَسَنِ وَ الحُسَیْنِ ، فَاِنِّی بِهِمْ اَتَوَجَّهُ اِلَیْکَ (4)فِی مَقامِی هذا ، وَ بِهِمْ اَتَوَسَّلُ وَ بِهِمْ اَتَشَفَّعُ اِلَیْکَ ، (5)وَ بِحَقِّهِمْ اَسْئَلُکَ وَ اُقْسِمُ وَ اَعْزِمُ عَلَیْکَ ، وَ بِالشَّأْنِ (6)الَّذِی لَهُمْ عِنْدَکَ ، وَ بِالقَدْرِ الَّذِی لَهُمْ عِنْدَکَ ، (7)
1) چیزی را و کفایت نکند از او چیزی در آسمانها
2) و زمین ، از تو میخواهم به حقّ محمد آخرین فرستادگان
3) و به حقّ علی امیر مؤمنان ، و به حقّ فاطمه دختر پیامبرت ،
4) و به حق حسن و حسین ، همانا من به وسیله آنها رو میکنم به درگاهت
5) در این جایگاهی که هستم ، و به آنها توسل میجویم و آنها را شفیع میگیرم به درگاهت ،
6) و به حقّ ایشان از تو میخواهم و سوگند میخورم و تو را سوگند میدهم بدان منزلتی
7) که ایشان در پیش تو دارند ، و بدان قدر و مرتبهای که نزد تو دارند ،
وَ بِالَّذِی فَضَّلْتَهُمْ عَلَی العالَمِینَ ، وَ بِاسْمِکَ الَّذِی (1)جَعَلْتَهُ عِنْدَهُمْ ، وَ بِهِ خَصَصْتَهُمْ دُونَ العالَمِینَ ، (2)وَ بِهِ اَبَنْتَهُمْ وَ اَبَنْتَ فَضْلَهُمْ مِنْ فَضْلِ العالَمِینَ ، (3)حَتّی فاقَ فَضْلُهُمْ فَضْلَ العالَمِینَ جَمِیعاً ، اَسْئَلُکَ اَنْ (4)تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ اَنْ تَکْشِفَ عَنِّی (5)غَمِّی وَ هَمِّی وَ کَرْبِی، وَتَکْفِیَنِی المُهِمَّ مِنْ اُمُورِی،
(6)وَتَقْضِیَ عَنِّی دَیْنِی ، وَتُجِیرَنِی مِنَ الفَقْرِ ، وَتُجِیرَنِی (7)
1) و بدانچه آنها را برتری دادی بر جهانیان ، و بدان نامی که
2) در نزد ایشان گذاردی ، و تنها آنان را از میان جهانیان بدان نام مخصوص داشتی ،
3) و به وسیله آن آشکار کردی برتری ایشان را بر سایر جهانیان ،
4) تا آنجا که فائق آمد فضیلت ایشان بر فضیلت تمام جهانیان ، از تو میخواهم که
5) درود فرستی بر محمد و خاندان محمد ، و اینکه بگشایی از من
6) غصّه و اندوه و گرفتاریام را ، و کفایت کنی امور مهمّهام را ،
7) و بپردازی از من بدهیام را ، و پناهم دهی از نداری ، و پناهم دهی
مِنَ الفاقَةِ ، وَ تُغْنِیَنِی عَنِ المَسْئَلَةِ اِلَی المَخْلُوقِینَ ، (1)وَ تَکْفِیَنِی هَمَّ مَنْ اَخافُ هَمَّهُ ، وَ عُسْرَ مَنْ اَخافُ (2)عُسْرَهُ ، وَ حُزُونَةَ مَنْ اَخافُ حُزُونَتَهُ ، وَ شَرَّ مَنْ (3)اَخافُ شَرَّهُ ، وَ مَکْرَ مَنْ اَخافُ مَکْرَهُ ، وَ بَغْیَ مَنْ (4)اَخافُ بَغْیَهُ ، وَ جَوْرَ مَنْ اَخافُ جَوْرَهُ ، وَ سُلْطانَ (5)مَنْ اَخافُ سُلْطانَهُ ، وَ کَیْدَ مَنْ اَخافُ کَیْدَهُ ، (6)وَ مَقْدُرَةَ مَنْ اَخافُ مَقْدُرَتَهُ عَلَیَّ ، وَ تَرُدَّ عَنِّی کَیْدَ (7)
1) از نیازمندی و گدایی ، و بینیازم کنی از درخواست کردن از دیگران ،
2) و کفایت کنی مرا اندوه کسی را که میترسم از اندوهش ، و دشواری کار کسی را که میترسم
3) از دشواری کارش ، و ناهمواری کار کسی را که نگرانم از ناهمواری کارش ، و گزند کسی را که
4) ترسانم از گزندش ، و مکر و حیله کسی را که ترس دارم از مکرش ، و ستم کسی را که
5) بیمناکم از ستمش ، و بیدادگری کسی را که واهمه دارم از بیدادگریاش ، و تسلّط
6) کسی را که میترسم از سلطهاش ، و نقشه کشیدن کسی را که بیم دارم از نقشههای شومش ،
7) و قدرت یافتن کسی را که از قدرتش بر خود ترسانم ، و بازگردان از من نقشههای شوم
الکَیَدَةِ وَ مَکْرَ المَکَرَةِ . اَللّهُمَّ مَنْ اَرادَنِی فَاَرِدْهُ ، (1)وَ مَنْ کادَنِی فَکِدْهُ ، وَ اصْرِفْ عَنِّی کَیْدَهُ وَ مَکْرَهُ ، (2)وَ بَأْسَهُ وَ اَمانِیَّهُ ، وَ امْنَعْهُ عَنِّی کَیْفَ شِئْتَ وَ اَنّی (3)شِئْتَ . اَللّهُمَّ اشْغَلْهُ عَنِّی بِفَقْرٍ لا تَجْبُرُهُ ، وَ بِبَلآءٍ (4)لا تَسْتُرُهُ، وَ بِفاقَةٍ لاتَسُدُّها، وَ بِسُقْمٍ لاتُعافِیهِ، وَ ذُلٍّ (5)لا تُعِزُّهُ، وَبِمَسْکَنَةٍ لا تَجْبُرُها. اَللّهُمَّ اضْرِبْ بِالذُّلِّ (6)نَصْبَ عَیْنَیْهِ ، وَ اَدْخِلْ عَلَیْهِ الفَقْرَ فِی مَنْزِلِهِ ، وَ العِلَّةَ (7)
1) بداندیشان و نیرنگ نیرنگبازان را . خدایا هرکس قصد مرا دارد تو قصد او کن ،
2) و هر که دامی سر راهم گذارده تو نیز با او چنان کن ، و بگردان از من دام و نیرنگش را ،
3) و نیرو و آرزوهایش را ، و بازدار او را از من به هرگونه که خواهی و هرجا
4) که خواهی . خدایا سرگرمش کن از من به چنان فقر و بیچارگی که جبرانش نکنی ، و به بلایی
5) که نپوشانیاش ، و به نیازی که سامانش ندهی ، و به دردی که درمانش نکنی ، و به خواری
6) و ذلّتی که عزّتش ندهی ، و به چنان بیچارگیای که جبرانش نکنی . خدایا قرار ده خواری را
7) در برابر چشمانش ، و داخل کن فقر و نداری را در خانهاش ، و بیماری
وَ السُّقْمَ فِی بَدَنِهِ ، حَتّی تَشْغَلَهُ عَنِّی بِشُغْلٍ شاغِلٍ (1)لا فَراغَ لَهُ ، وَ اَنْسِهِ ذِکْرِی کَما اَنْسَیْتَهُ ذِکْرَکَ ، وَ خُذْ (2)عَنِّی بِسَمْعِهِ وَ بَصَرِهِ وَ لِسانِهِ وَ یَدِهِ وَ رِجْلِهِ وَقَلْبِهِ (3)وَ جَمِیعِ جَوارِحِهِ ، وَ اَدْخِلْ عَلَیْهِ فِی جَمِیعِ ذلِکَ (4)السُّقْمَ ، وَ لا تَشْفِهِ حَتّی تَجْعَلَ ذلِکَ لَهُ شاغِلاً بِهِ (5)عَنِّی وَ عَنْ ذِکْرِی ، وَ اکْفِنِی یا کافِیَ ما لا یَکْفِی (6)سِواکَ ، فَاِنَّکَ الکافِی لا کافِیَ سِواکَ ، وَ مُفَرِّجٌ (7)
1) و درد را در تنش ، تا سرگرمش کنی از من به سرگرمی مشغول کنندهای
2) که فراغتی نداشته باشد ، و مرا از یادش ببر چنانکه (ذکر) خودت را از یاد او بردی ، و برگیر
3) از من گوش و چشم و زبان و دست و پا و دل
4) و تمام اعضا و جوارحش را ، و گرفتار کن او را در تمام اعضا و جوارح
5) به درد ، و آسودهاش نکن تا آن را برایش سرگرمی مشغول کنندهای بگردانی که
6) از من و از یاد من بیرون رود ، و کفایتم کن ای کفایت کننده چیزی که کفایت نشود
7) جز تو ، چون تویی کفایت کننده و کفایت کنندهای جز تو نیست ، و گشایش دهندهای هستی
لا مُفَرِّجَ سِواکَ ، وَ مُغِیثٌ لا مُغِیثَ سِواکَ ، وَ جارٌ (1)لا جارَ سِواکَ ، خابَ مَنْ کانَ جارُهُ سِواکَ ، وَ مُغِیثُهُ (2)سِواکَ ، وَ مَفْزَعُهُ اِلی سِواکَ ، وَ مَهْرَبُهُ اِلی سِواکَ ، (3)وَ مَلْجَؤُهُ اِلی غَیْرِکَ ، وَ مَنْجاهُ مِنْ مَخْلُوقٍ غَیْرِکَ ، (4)فَاَنْتَ ثِقَتِی وَ رَجآئِی وَمَفْزَعِی وَ مَهْرَبِی وَمَلْجَأِی (5)وَ مَنْجایَ ، فَبِکَ اَسْتَفْتِحُ وَ بِکَ اَسْتَنْجِحُ ، وَ بِمُحَمَّدٍ (6)وَ آلِ مُحَمَّدٍ اَتَوَجَّهُ اِلَیْکَ وَ اَتَوَسَّلُ وَ اَتَشَفَّعُ ، (7)
1) که جز تو گشایش دهندهای نیست ، و فریادرسی هستی که جز تو فریادرسی نیست ، و پناهی
2) هستی که جز تو پناهی نیست ، نومید گردد کسی که پناهش جز تو باشد ، و فریادرسش
3) غیر تو باشد ، و پناهگاهش جز درگاه تو باشد ، و گریزگاهش به آستان غیر تو باشد ،
4) و چشم امید به غیر از تو داشته باشد ، و نجات خود را از مخلوقی غیر از تو خواهد .
5) پس تویی مورد اعتماد و تکیهگاه و پناهگاه و گریزگاه و امید دهنده
6) و نجاتبخش من ، پس به تو گشایش میطلبم و به تو رستگاری میجویم ، و به وسیله محمد
7) و خاندان محمد به درگاهت رو میکنم و توسل میجویم و شفیع میگیرم ،
فَاَسْئَلُکَ یا اَللَّهُ یا اَللَّهُ یا اَللَّهُ ! فَلَکَ الحَمْدُ وَ لَکَ (1)الشُّکْرُ ، وَ اِلَیْکَ المُشْتَکی وَ اَنْتَ المُسْتَعانُ ، (2)فَاَسْئَلُکَ یا اَللَّهُ یا اَللَّهُ یا اَللَّهُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، (3)اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، وَ اَنْ تَکْشِفَ (4)عَنِّی غَمِّی وَ هَمِّی وَ کَرْبِی فِی مَقامِی هذا ، کَما (5)کَشَفْتَ عَنْ نَبِیِّکَ هَمَّهُ وَ غَمَّهُ وَ کَرْبَهُ ، وَ کَفَیْتَهُ هَوْلَ (6)عَدُوِّهِ ، فَاکْشِفْ عَنِّی کَما کَشَفْتَ عَنْهُ ، وَ فَرِّجْ عَنِّی (7)
1) پس از تو میخواهم ای خدا ای خدا ای خدا ! از آن توست ستایش و خاصّ توست
2) سپاسگزاری ، و به درگاه توست گلایه ، و تویی که از تو یاری میجویند ،
3) از تو میخواهم ای خدا ای خدا ای خدا به حقّ محمد و خاندان محمد ،
4) که درود فرستی بر محمد و خاندان محمد ، و برطرف کنی
5) از من غصّه و اندوه و گرفتاریام را در این جایگاهم ، چنانکه
6) برطرف کردی از پیامبرت اندوه و غصّه و گرفتاریاش را ، و کفایت کردی از او هراس
7) دشمنش را ، پس برطرف کن از من چنانکه برطرف کردی از او ، و بگشا از من
کَما فَرَّجْتَ عَنْهُ ، وَ اکْفِنِی کَما کَفَیْتَهُ، وَ اصْرِفْ عَنِّی (1)هَوْلَ ما اَخافُ هَوْلَهُ ، وَ مَؤُونَةَ ما اَخافُ مَؤُونَتَهُ ، (2)وَ هَمَّ ما اَخافُ هَمَّهُ ، بِلا مَؤُونَةٍ عَلی نَفْسِی (3)مِنْ ذلِکَ ، وَ اصْرِفْنِی بِقَضآءِ حَوآئِجِی وَ کِفایَةِ (4)ما اَهَمَّنِی هَمُّهُ مِنْ اَمْرِ آخِرَتِی وَ دُنْیایَ . (5)یا اَمِیرَ المُؤْمِنِینَ وَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ عَلَیْکُما مِنِّی سَلامُ (6)اللَّهِ اَبَداً ما بَقِیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ ، وَ لا جَعَلَهُ (7)
1) چنانکه گشودی از او ، و کفایتم کن چنانکه او را کفایت کردی ، و بگردان از من
2) هراس آنچه را میترسم از هراسش ، و هزینه آنچه را میترسم از هزینهاش ،
3) و اندوه آنچه را که میترسم از اندوهش ، بی آنکه زحمتی به من برسد
4) از این ناحیه ، و بازگردان مرا با حاجات برآورده و کفایت
5) آنچه اندوهش مرا فراگرفته از کار آخرت و دنیایم .
6) ای امیر مؤمنان و ای اباعبداللَّه! بر شما باد از جانب من درود
7) خدا همیشه ، تا من زندهام و شب و روز برقرار است ، و قرار ندهد
اللَّهُ آخِرَ العَهْدِ مِنْ زِیارَتِکُما ، وَ لا فَرَّقَ اللَّهُ بَیْنِی (1)وَ بَیْنَکُما . اَللّهُمَّ اَحْیِنِی حَیاةَ مُحَمَّدٍ وَ ذُرِّیَّتِهِ ، (2)وَ اَمِتْنِی مَماتَهُمْ ، وَ تَوَفَّنِی عَلی مِلَّتِهِمْ ، وَ احْشُرْنِی (3)فِی زُمْرَتِهِمْ ، وَ لا تُفَرِّقْ بَیْنِی وَ بَیْنَهُمْ طَرْفَةَ عَیْنٍ (4)اَبَداً فِی الدُّنْیا وَ الآخِرَةِ . یا اَمِیرَالمُؤْمِنِینَ وَ یا (5)اَباعَبْدِ اللَّهِ اَتَیْتُکُما زآئِراً ، وَ مُتَوَسِّلاً اِلَی اللَّهِ رَبِّی (6)وَ رَبِّکُما ، وَ مُتَوَجِّهاً اِلَیْهِ بِکُما ، وَ مُسْتَشْفِعاً بِکُما (7)
1) خداوند این زیارت مرا آخرین بار از زیارت شما دو بزرگوار ، و جدا نکند خدا میان من
2) و شما را . خدایا ! زنده دار مرا به زندگی محمد و فرزندانش ،
3) و بمیران مرا به مرگ ایشان ، و جانم را بر کیش آنها بگیر ، و محشور کن مرا
4) در گروه و جرگه آنان ، و جدایی مینداز میان من و ایشان به یک چشم برهم زدنی
5) هرگز در دنیا و آخرت . ای امیر مؤمنان و ای
6) اباعبداللَّه آمدهام به درگاهتان برای زیارتتان ، و اینکه توسل جویم به درگاه خدا پروردگارم
7) و پروردگار شما دو بزرگوار ، و رو کنم به درگاهش به وسیله شما ، و شفیع گیرم شما را
اِلَی اللَّهِ فِی حاجَتِی هذِهِ ، فَاشْفَعا لِی فَاِنَّ لَکُما (1)عِنْدَ اللَّهِ المَقامَ المَحْمُودَ وَ الجاهَ الوَجِیهَ ، وَ المَنْزِلَ (2)الرَّفِیعَ وَ الوَسِیلَةَ . اِنِّی اَنْقَلِبُ عَنْکُما مُنْتَظِراً (3)لِتَنَجُّزِ الحاجَةِ وَ قَضآئِها وَ نَجاحِها مِنَ اللَّهِ ، (4)بِشَفاعَتِکُما لِی اِلَی اللَّهِ فِی ذلِکَ ، فَلا اَخِیبُ (5)وَ لا یَکُونُ مُنْقَلَبِی مُنْقَلَباً خآئِباً خاسِراً ، بَلْ یَکُونُ (6)مُنْقَلَبِی مُنْقَلَباً راجِحاً مُفْلِحاً مُنْجِحاً مُسْتَجاباً (7)
1) نزد خداوند در این حاجتی که دارم ، پس شما دو بزرگوار شفاعت کنید برای من زیرا شما را
2) در نزد خداوند مقامی است پسندیده و منزلتی است آبرومند ، و جایگاهی است
3) بلندمرتبه و (مقام) وسیله از شما است ، و من هماکنون که از نزد شما بازمیگردم چشم به راه
4) قطعی شدن حاجتم و برآمدنش و به انجام رسیدنش از جانب خدا هستم ،
5) به شفاعتی که شما برایم در این باره به درگاه خدا میکنید ، پس چنان نباشد که نومید شوم
6) و بازگشتم بازگشت شخص نومید زیانکاری باشد ، بلکه بازگشت
7) کسی باشد که با موفقیت و امیدواری و رستگاری و کامیابی با حاجتهایی که تمامیاش
بِقَضآءِ جَمِیعِ حَوآئِجِی ، وَ تَشَفَّعا لِی اِلَی اللَّهِ ، (1)اِنْقَلَبْتُ عَلی ما شآءَ اللَّهُ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلّا بِاللَّهِ، (2)مُفَوِّضاً اَمْرِی اِلَی اللَّهِ ، مُلْجِئاً ظَهْرِی اِلَی اللَّهِ ، (3)مُتَوَکِّلاً عَلَی اللَّهِ ، وَ اَقُولُ حَسْبِیَ اللَّهُ وَ کَفی ، سَمِعَ (4)اللَّهُ لِمَنْ دَعا ، لَیْسَ لِی وَرآءَ اللَّهِ وَ وَرآءَکُمْ یا (5)سادَتِی مُنْتَهی ، ما شآءَ رَبِّی کانَ ، وَما لَمْیَشَأْ (6)لَمْ یَکُنْ ، وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلّا بِاللَّهِ . اَسْتَودِعُکُمَا (7)
1) روا شده باز میگردد ، و شفاعت کنید برایم به درگاه خدا .
2) بازمیگردم بر آنچه خدا خواهد ، و جنبش و نیرویی نیست جز به خدا ،
3) واگذار میکنم کارم را به خدا ، و خدا را پشت و پناه خود قرار میدهم ،
4) و توکّل میکنم بر خدا ، و میگویم بس است مرا خدا و کافی است برای من ، بشنود
5) خدا (آواز) هر که او را بخواند ، برای من جز خدا و جز شما ای
6) آقایان بزرگوار پایگاهی نیست ، آنچه پروردگارم خواهد شدنی گردد ، و آنچه نخواهد
7) شدنی نگردد ، و نیست جنبش و نیرویی جز به خدا ، شما دو بزرگوار را میسپارم
اللَّهَ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ العَهْدِ مِنِّی اِلَیْکُما ، (1)اِنْصَرَفْتُ یا سَیِّدِی یا اَمِیرَالمُؤْمِنِینَ وَ مَوْلایَ ! (2)وَ اَنْتَ یا اَباعَبْدِ اللَّهِ یا سَیِّدِی ! وَ سَلامِی عَلَیْکُما (3)مُتَّصِلٌ مَا اتَّصَلَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ ، واصِلٌ ذلِکَ (4)اِلَیْکُما غَیْرَ مَحْجُوبٍ عَنْکُما سَلامِی اِنْ شآءَ اللَّهُ ، (5)وَ اَسْئَلُهُ بِحَقِّکُما اَنْ یَشآءَ ذلِکَ وَ یَفْعَلَ ، فَاِنَّهُ (6)حَمِیدٌ مَجِیدٌ ، اِنْقَلَبْتُ یا سَیِّدَیَّ عَنْکُما تآئِباً حامِداً (7)
1) به خدا و قرار ندهد خداوند این بار را آخرین بار زیارتم از شما ،
2) باز میگردم ای آقای من ای امیر مؤمنان و ای سرور من
3) و تو نیز ای اباعبداللَّه ای آقای من ! و درود من بر شما دو آقا
4) پیوسته باد تا پیوسته است شب و روز ، برسد این درود
5) به شما در حالی که از شما پوشیده نیست درود من اگر خدا بخواهد ،
6) و از خدا میخواهم به حق شما دو بزرگوار که چنین بخواهد و آن را انجام دهد ، که همانا او
7) بسی ستوده و بزرگوار است ، بازگردم ای آقایان من از خدمت شما توبه کننده و ستایش کننده
للَّهِِ ، شاکِراً راجِیاً لِلاِجابَةِ ، غَیْرَ آیِسٍ وَ لا قانِطٍ ، (1)آیِباً عآئِداً راجِعاً اِلی زِیارَتِکُما ، غَیْرَ راغِبٍ (2)عَنْکُما وَ لا مِنْ زِیارَتِکُما ، بَلْ راجِعٌ عآئِدٌ اِنْ شآءَ (3)اللَّهُ ، وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلّا بِاللَّهِ . یا سادَتِی ! رَغِبْتُ (4)اِلَیْکُما وَ اِلی زِیارَتِکُما بَعْدَ اَنْ زَهِدَ فِیکُما وَ فِی (5)زِیارَتِکُما اَهْلُ الدُّنْیا ، فَلا خَیَّبَنِیَ اللَّهُ ما رَجَوْتُ ، (6)وَ ما اَمَّلْتُ فِی زِیارَتِکُما ، اِنَّهُ قَرِیبٌ مُجِیبٌ.
1) خدا ، و سپاسگزار و امیدوار به اجابت ، بدون یأس و ناامیدی ،
2) و به امید رجوع و بازگشت دوباره برای زیارت شما ، بیآنکه اشتیاق و رغبتم
3) از شما کاسته شود و یا از زیارت شما (سیر شوم) ، بلکه بازآیم و مراجعت کنم ان شاء
4) اللَّه ، و جنبش و نیرویی نیست جز به خدا . ای آقایان من ! مشتاقم
5) به شما و زیارتتان پس از آنکه بیمیل بودند به شما و به
6) زیارتتان مردم دنیا ، پس خدا نومیدم نکند در آنچه بدان امیدوارم ،
7) و بدانچه آرزومندم در مورد زیارت شما ، که همانا او خدایی است نزدیک و اجابت کننده.
مرحوم علامه مجلسی فرموده: در بعضی از کتب معتبره از محمد بن بابویه نقل شده که این دعای توسل را از ائمه روایت کرده است و فرموده است: این دعا را در هیچ امری نخواندم مگر آنکه اثر اجابت را به زودی یافتم.
اَللّهُمَّ اِنِّی اَسْئَلُکَ وَ اَتَوَجَّهُ اِلَیْکَ بِنَبِیِّکَ نَبِیِّ (1)الرَّحْمَةِ ، مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ . یا اَبَاالقاسِمِ (2)یا رَسُولَ اللَّهِ ، یا اِمامَ الرَّحْمَةِ ، یا سَیِّدَنا وَ مَوْلانا ، (3)اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِکَ اِلَی اللَّهِ ، (4)وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا ،
(5)یا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَّهِ . (6)
1) خدایا ! از تو میخواهم و به سویت رو میکنم به وسیله پیامبرت ، پیامبر
2) رحمت ، محمد - که درود خداوند بر او و آلش باد - . ای اباالقاسم
3) ای رسول خدا ، ای پیشوای رحمت ، ای آقای ما و سرور ما ،
4) ما رو آوردیم و شفیع گرفتیم و توسل جستیم به وسیله تو به درگاه خدا ،
5) و قرار دادیم تو را مقابل حاجتهایمان .
6) ای آبرومند در نزد خدا ، شفاعت کن برای ما نزد خدا .
یا اَبَاالحَسَنِ یا اَمِیرَالمُؤْمِنِینَ یا عَلیَّ بْنَ اَبِیطالِبٍ (1)یا حُجَّةَ اللَّهِ عَلی خَلْقِهِ ، یا سَیِّدَنا وَ مَوْلانا ، (2)اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِکَ اِلَی اللَّهِ ، (3)وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا ،(4)یا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَّهِ .(5)یا فاطِمَةُ الزَّهْراءُ یا بِنْتَ مُحَمَّدٍ یاقُرَّةَ عَیْنِالرَّسُولِ (6)یا سَیِّدَتَنا وَ مَوْلاتَنا ، اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا (7)
1) ای اباالحسن ، ای امیر مؤمنان ، ای علی فرزند ابیطالب ،
2) ای حجّت خدا بر خلق ، ای آقای ما و سرور ما ،
3) ما رو آوردیم و شفیع گرفتیم و توسل جستیم به وسیله تو به درگاه خدا ،
4) و قرار دادیم تو را مقابل حاجتهایمان .
5) ای آبرومند در نزد خدا ، شفاعت کن برای ما نزد خدا .
6) ای فاطمه زهرا ، ای دختر محمد ، ای نور چشم پیغمبر ،
7) ای بانوی ما و سرور ما ، ما رو آوردیم و شفیع گرفتیم
وَ تَوَسَّلْنا بِکِ اِلَی اللَّهِ، وَ قَدَّمْناکِ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا.
(1)یا وَجِیهةً عِنْدَ اللَّهِ ، اشْفَعِی لَنا عِنْدَ اللَّهِ . (2)یا اَبامُحَمَّدٍ یا حَسَنَ بْن عَلِیٍّ ، اَیُّهَا الُمجْتَبی یَابْنَ (3)رَسُولِ اللَّهِ، یا حُجَّةَ اللَّهِ عَلی خَلْقِهِ، یاسَیِّدَنا وَمَوْلانا (4)اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِکَ اِلَی اللَّهِ ، (5)وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا . (6)یا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَّهِ . (7)
1) و توسل جستیم به وسیله تو به درگاه خدا ، و قرار دادیم تو را مقابل حاجتهایمان .
2) ای آبرومند در نزد خدا ، شفاعت کن برای ما نزد خدا .
3) ای ابامحمد ، ای حسن فرزند علی ، ای برگزیده ، ای فرزند
4) رسول خدا ، ای حجت خدا بر خلق ، ای آقای ما و سرور ما ،
5) ما رو آوردیم و شفیع گرفتیم و توسل جستیم به وسیله تو به درگاه خدا ،
6) و قرار دادیم تو را مقابل حاجتهایمان .
7) ای آبرومند در نزد خدا ، شفاعت کن برای ما نزد خدا .
یا اَباعَبْدِ اللَّهِ یا حُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ ، اَیُّهَا الشَّهِیدُ یَابْنَ (1)رَسُولِ اللَّهِ، یا حُجَّةَ اللَّهِ عَلی خَلْقِهِ، یاسَیِّدَنا وَمَوْلانا (2)اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِکَ اِلَی اللَّهِ ، (3)وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا .
(4)یا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَّهِ . (5)یا اَبَاالحَسَنِ یا عَلِیَّ بْنَ الحُسَیْنِ ، یا زَیْنَ العابِدِینَ (6)یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ ، یا حُجَّةَ اللَّهِ عَلی خَلْقِهِ ، یا سَیِّدَنا (7)
1) ای اباعبداللَّه ، ای حسین فرزند علی ، ای شهید (راه حق) ، ای فرزند
2) رسول خدا ، ای حجت خدا بر خلق ، ای آقای ما و سرور ما ،
3) ما رو آوردیم و شفیع گرفتیم و توسل جستیم به وسیله تو به درگاه خدا ،
4) و قرار دادیم تو را مقابل حاجتهایمان .
5) ای آبرومند در نزد خدا ، شفاعت کن برای ما نزد خدا .
6) ای اباالحسن ، ای علی فرزند حسین ، ای زیور پرستش کنندگان ،
7) ای فرزند رسول خدا ، ای حجت خدا بر خلق ، ای آقای ما
وَ مَوْلانا ، اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِکَ (1)اِلَی اللَّهِ ، وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا .
(2)یا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَّهِ . (3)یا اَباجَعْفَرٍ یا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ ، اَیُّهَا الباقِرُ یَابْنَ (4)رَسُولِ اللَّهِ، یا حُجَّةَ اللَّهِ عَلی خَلْقِهِ، یاسَیِّدَنا وَمَوْلانا (5)اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِکَ اِلَی اللَّهِ ، (6)وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا . (7)
1) و سرور ما ، ما رو آوردیم و شفیع گرفتیم و توسل جستیم به وسیله تو
2) به درگاه خدا ، و قرار دادیم تو را مقابل حاجتهایمان .
3) ای آبرومند در نزد خدا ، شفاعت کن برای ما نزد خدا .
4) ای اباجعفر ، ای محمد فرزند علی ، ای شکافنده علوم ، ای فرزند
5) رسول خدا ، ای حجت خدا بر خلق ، ای آقای ما و سرور ما ،
6) ما رو آوردیم و شفیع گرفتیم و توسل جستیم به وسیله تو به درگاه خدا ،
7) و قرار دادیم تو را مقابل حاجتهایمان .
یا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَّهِ .
(1)یا اَباعَبْدِ اللَّهِ یا جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ، اَیُّهَا الصّادِقُ یَابْنَ (2)رَسُولِ اللَّهِ، یا حُجَّةَ اللَّهِ عَلی خَلْقِهِ، یاسَیِّدَنا وَمَوْلانا (3)اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِکَ اِلَی اللَّهِ ، (4)وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا . (5)یا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَّهِ . (6)یا اَبَاالحَسَنِ یا مُوسَی بْنَ جَعْفَرٍ ، اَیُّهَا الکاظِمُ یَابْنَ (7)
1) ای آبرومند در نزد خدا ، شفاعت کن برای ما نزد خدا .
2) ای اباعبداللَّه ، ای جعفر فرزند محمد ، ای (امام) صادق ، ای فرزند
3) رسول خدا ، ای حجت خدا بر خلق ، ای آقای ما و سرور ما ،
4) ما رو آوردیم و شفیع گرفتیم و توسل جستیم به وسیله تو به درگاه خدا ،
5) و قرار دادیم تو را مقابل حاجتهایمان .
6) ای آبرومند در نزد خدا ، شفاعت کن برای ما نزد خدا .
7) ای اباالحسن ، ای موسی فرزند جعفر ، ای کاظم ، ای فرزند
رَسُولِ اللَّهِ، یا حُجَّةَ اللَّهِ عَلی خَلْقِهِ، یاسَیِّدَنا وَمَوْلانا (1)اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِکَ اِلَی اللَّهِ ، (2)وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا .
(3)یا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَّهِ . (4)یا اَبَاالحَسَنِ یا عَلِیَّ بْنَ مُوسی ، اَیُّهَا الرِّضا یَابْنَ (5)رَسُولِ اللَّهِ، یا حُجَّةَ اللَّهِ عَلی خَلْقِهِ، یاسَیِّدَنا وَمَوْلانا (6)اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِکَ اِلَی اللَّهِ ، (7)
1) رسول خدا ، ای حجت خدا بر خلق ، ای آقای ما و سرور ما ،
2) ما رو آوردیم و شفیع گرفتیم و توسل جستیم به وسیله تو به درگاه خدا ،
3) و قرار دادیم تو را مقابل حاجتهایمان .
4) ای آبرومند در نزد خدا ، شفاعت کن برای ما نزد خدا .
5) ای اباالحسن ، ای علی فرزند موسی ، ای (حضرت) رضا ، ای فرزند
6) رسول خدا ، ای حجت خدا بر خلق ، ای آقای ما و سرور ما ،
7) ما رو آوردیم و شفیع گرفتیم و توسل جستیم به وسیله تو به درگاه خدا ،
وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا .
(1)یا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَّهِ . (2)یا اَباجَعْفِرٍ یا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ ، اَیُّهَا التَّقِیُّ الجَوادُ (3)یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ ، یا حُجَّةَ اللَّهِ عَلی خَلْقِهِ ، یا سَیِّدَنا (4)وَ مَوْلانا ، اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِکَ (5)اِلَی اللَّهِ ، وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا . (6)یا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَّهِ . (7)
1) و قرار دادیم تو را مقابل حاجتهایمان .
2) ای آبرومند در نزد خدا ، شفاعت کن برای ما نزد خدا .
3) ای اباجعفر ، ای محمد فرزند علی ، ای حضرت تقی جواد ،
4) ای فرزند رسول خدا ، ای حجت خدا بر خلق ، ای آقای ما
5) و سرور ما ، ما رو آوردیم و شفیع گرفتیم و توسل جستیم به وسیله تو
6) به درگاه خدا ، و قرار دادیم تو را مقابل حاجتهایمان .
7) ای آبرومند در نزد خدا ، شفاعت کن برای ما نزد خدا .
یا اَبَاالحَسَنِ یا عَلِیَّ بْنَ مُحَمَّدٍ ، اَیُّهَا الهادِی النَّقِیُّ (1)یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ ، یا حُجَّةَ اللَّهِ عَلی خَلْقِهِ ، یا سَیِّدَنا (2)وَ مَوْلانا ، اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِکَ (3)اِلَی اللَّهِ ، وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا .
(4)یا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَّهِ . (5)یا اَبامُحَمَّدٍ یاحَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ، اَیُّهَا الزَّکِیُّ العَسْکَرِیُّ (6)یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ ، یا حُجَّةَ اللَّهِ عَلی خَلْقِهِ ، یا سَیِّدَنا (7)
1) ای اباالحسن ، ای علی فرزند محمد ، ای حضرت هادی نقی ،
2) ای فرزند رسول خدا ، ای حجت خدا بر خلق ، ای آقای ما
3) و سرور ما ، ما رو آوردیم و شفیع گرفتیم و توسل جستیم به وسیله تو
4) به درگاه خدا ، و قرار دادیم تو را مقابل حاجتهایمان .
5) ای آبرومند در نزد خدا ، شفاعت کن برای ما نزد خدا .
6) ای ابامحمد ، ای حسن فرزند علی ، ای زکی عسکری ،
7) ای فرزند رسول خدا ، ای حجت خدا بر خلق ، ای آقای ما
وَ مَوْلانا ، اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِکَ (1)اِلَی اللَّهِ ، وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا .
(2)یا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَّهِ . (3)یا وَصِیَّ الحَسَنِ وَ الخَلَفَ الحُجَّةَ ، اَیُّهَا القآئِمُ (4)المُنْتَظَرُ المَهْدِیُّ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ ، یا حُجَّةَ اللَّهِ (5)عَلی خَلْقِهِ ، یا سَیِّدَنا وَ مَوْلَانا ، اِنّا تَوَجَّهْنا (6)وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِکَ اِلَی اللَّهِ ، وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ (7)
1) و سرور ما ، ما رو آوردیم و شفیع گرفتیم و توسل جستیم به وسیله تو
2) به درگاه خدا ، و قرار دادیم تو را مقابل حاجتهایمان .
3) ای آبرومند در نزد خدا ، شفاعت کن برای ما نزد خدا .
4) ای وصی امام حسن عسکری و یادگار شایسته و حجّت ، ای امام قائم
5) منتظر مهدی ، ای فرزند رسول خدا ، ای حجت خدا
6) بر خلق ، ای آقای ما و سرور ما ، ما رو آوردیم
7) و شفیع گرفتیم و توسل جستیم به وسیله تو به درگاه خدا ، و قرار دهیم تو را پیش
یَدَیْ حاجاتِنا .
(1)یا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَّهِ . (2) پس حاجات خود را بطلبد که برآورده میشود إن شاء اللَّه. و در روایت دیگر وارد شده: که بعد از این بگوید:
یا سادَتِی وَ مَوالِیَّ ! اِنِّی تَوَجَّهْتُ بِکُمْ اَئِمَّتِی (3)وَ عُدَّتِی لِیَوْمِ فَقْرِی وَ حاجَتِی اِلَی اللَّهِ ، وَ تَوَسَّلْتُ (4)بِکُمْ اِلَی اللَّهِ ، وَ اسْتَشْفَعْتُ بِکُمْ اِلَی اللَّهِ ، فَاشْفَعُوا (5)لِی عِنْدَ اللَّهِ ، وَ اسْتَنْقِذُونِی مِنْ ذُنُوبِی عِنْدَ اللَّهِ ، (6)
1) روی حاجتهای خویش .
2) ای آبرومند در نزد خدا ، شفاعت کن برای ما نزد خدا .
3) ای آقایان من و سرورانم ! من رو آوردم به وسیله شما پیشوایانم
4) و ذخیرگانم در روز نداری و نیازمندی به درگاه خدا ، و توسل جستم
5) بوسیله شما به درگاه خدا ، و شفاعتجویی کردم بوسیله شما به درگاه خدا ، پس شفاعت کنید
6) برای من در پیشگاه خدا ، و از او بخواهید مرا از گناهانم نجات دهد ،
فَإنَّکُمْ وَسِیلَتِی اِلَی اللَّهِ ، وَ بِحُبِّکُمْ وَ بِقُرْبِکُمْ اَرْجُو (1)نَجاةً مِنَ اللَّهِ ، فَکُونُوا عِنْدَ اللَّهِ رَجآئِی . یا سادَتِی (2)یا اَوْلِیآءَ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِمْ اَجْمَعِینَ ، وَ لَعَنَ اللَّهُ (3)اَعْدآءَ اللَّهِ ظالِمِیهِمْ مِنَ الاَوَّلِینَ وَ الآخِرِینَ ، (4)آمِینَ رَبَّ العالَمِینَ.
1) زیرا شمایید وسیله من به درگاه خدا ، و به وسیله دوستی و قرب به شما امید نجات
2) دارم از سوی خدا ، پس شما هم تکیهگاه و مایه امید من به درگاه خدا باشید . ای آقایان من
3) ای اولیای خدا - که درود خدا بر همگی ایشان باد - ، و خدا از رحمت خویش دور کند
4) دشمنان خدا ستمکنندگان به اولیای خدا را ، چه آنهاکه گذشتهاند و چه آنهاکه پساز این آیند ،
5) اجابت کن ای پروردگار جهانیان.
مرحوم علامه مجلسی فرموده: این دعا از بهترین دعاهاست و آن دعای خضرعلیه السلام است که حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام آن را به کمیل - یکی از خواص اصحابش - تعلیم فرموده، و در شب نیمه شعبان و در هر شب جمعه خوانده می شود، و برای کفایت از شر اعداء، فتح باب رزق و آمرزش گناهان نافع است.
اَللّهُمَّ اِنِّی اَسْئَلُکَ بِرَحْمَتِکَ الَّتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْءٍ ،(1)وَ بِقُوَّتِکَ الَّتِی قَهَرْتَ بِها کُلَّ شَیْءٍ ، وَخَضَعَ لَها کُلُ(2)شَیْءٍ وَ ذَلَّ لَها کُلُّ شَیْءٍ ، وَ بِجَبَرُوتِکَ الَّتِی غَلَبْتَ
(3)بِها کُلَّ شَیْءٍ ، وَ بِعِزَّتِکَ الَّتِی لا یَقُومُ لَها شَیْءٌ ، (4)وَ بِعَظَمَتِکَ الَّتِی مَلَأَتْ کُلَّ شَیْءٍ ، وَ بِسُلْطانِکَ (5)
1) خدایا من از تو درخواست میکنم به حقّ آن مهربانیات که فرا گرفته همه چیز را ،
2) و به آن نیرویت که همه چیز را به وسیله آن مغلوب خویش کردهای ، و همه چیز در برابر آن
3) فروتن و همه چیز در برابر آن پست و ذلیل است ، و به عظمتت که چیره گشتهای
4) به وسیله آن بر هر چیز ، و به نیرومندیات که چیزی در برابرش ایستادگی ندارد ،
5) و به آن عظمت و بزرگیات که پر کرده هر چیزی را ، و به آن سلطنت و پادشاهیات
الَّذِی عَلا کُلَّ شَیْءٍ ، وَ بِوَجْهِکَ الباقِی بَعْدَ فَنآءِ (1)کُلِّ شَیْءٍ ، وَ بِاَسْمآئِکَ الَّتِی مَلَأَتْ اَرْکانَ کُلِّ شَیْءٍ ، (2)وَ بِعِلْمِکَ الَّذِی اَحاطَ بِکُلِّ شَیْءٍ ، وَ بِنُورِ وَجْهِکَ (3)الَّذِی اَضآءَ لَهُ کُلُّ شَیْءٍ . یا نُورُ یا قُدُّوسُ ، یا اَوَّلَ (4)الاَوَّلِینَ وَیا آخِرَ الآخِرِینَ. اَللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ (5)الَّتِی تَهْتِکُ العِصَمَ . اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی (6)تُنْزِلُ النِّقَمَ. اَللَّهُمَّ اغْفِرْلِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُغَیِّرُ النِّعَمَ. (7)
1) که برتری گرفته بر هر چیز ، و به آن ذات پاکت که پایدار است پس از نابودی
2) هر چیز ، و به آن نامهای مقدّست که پر کرده اساس هر موجودی را ،
3) و به آن علم و دانشت که احاطه یافته بر هر چیز ، و به روشنی ذاتت
4) که روشن شده از فروغ آن همه چیز . ای نور حقیقی و ای پاکیزه از هر عیب ، ای آغاز
5) موجودات اولین ، و ای پایان آخرین . خدایا بیامرز برایم آن گناهانی را
6) که پردهها را میدرد . خدایا بیامرز برایم آن گناهانی را که
7) کیفرها را فرو میریزاند . خدایا بیامرز برایم آن گناهانی را که نعمتها را دگرگون میسازد .
اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَحْبِسُ الدُّعآءَ . (1)اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُنْزِلُ البَلآءَ . (2)اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِی کُلَّ ذَنْبٍ اَذْنَبْتُهُ ، وَ کُلَّ خَطِیئَةٍ (3)اَخْطَأْتُها . اَللّهُمَّ اِنِّی اَتَقَرَّبُ اِلَیْکَ بِذِکْرِکَ (4)وَ اَسْتَشْفِعُ بِکَ اِلی نَفْسِکَ ، وَ اَسْئَلُکَ بِجُودِکَ (5)اَنْ تُدْنِیَنِی مِنْ قُرْبِکَ ، وَ اَنْ تُوزِعَنِی شُکْرَکَ ، (6)وَ اَنْ تُلْهِمَنِی ذِکْرَکَ . اَللّهُمَّ اِنِّی اَسْئَلُکَ سُؤالَ (7)
1) خدایا بیامرز برایم آن گناهانی را که از (اجابت) دعا جلوگیری میکند .
2) خدایا بیامرز برایم آن گناهانی را که بلا را نازل میکند .
3) خدایا بیامرز برایم هر گناهی را که کردهام و هر خطا و لغزشی که
4) از من سر زده است . خدایا من به سوی تو تقرّب میجویم به وسیله یاد تو
5) و شفیع میآورم به درگاهت ، خودت را ، و به حقّ بخشش و کرمت از تو میخواهم
6) که مرا به مقام قُرب خویش نزدیک سازی ، و شکر و سپاسگزاریات را بر من روزی کنی ،
7) و یاد خود را به من الهام کنی . خدایا از تو درخواست میکنم همچون درخواست
خاضِعٍ مُتَذَلِّلٍ خاشِعٍ اَنْ تُسامِحَنِی وَ تَرْحَمَنِی ، (1)وَ تَجْعَلَنِی بِقِسْمِکَ راضِیاً قانِعاً ، وَ فِی جَمِیعِ (2)الاَحْوالِ مُتَواضِعاً . اَللّهُمَّ وَ اَسْئَلُکَ سُؤالَ مَنِ (3)اشْتَدَّتْ فاقَتُهُ ، وَ اَنْزَلَ بِکَ عِنْدَ الشَّدآئِدِ حاجَتَهُ ، (4)وَ عَظُمَ فِیما عِنْدَکَ رَغْبَتُهُ. اَللّهُمَّ عَظُمَ سُلْطانُکَ (5)وَعَلا مَکانُکَ ، وَ خَفِیَ مَکْرُکَ وَظَهَرَ اَمْرُکَ ، وَ غَلَبَ (6)قَهْرُکَ ، وَ جَرَتْ قُدْرَتُکَ ، وَ لا یُمْکِنُ الفِرارُ مِنْ (7)
1) شخص فروتن خوار ترسان ، که بر من آسان گیری و به من رحم کنی ،
2) و مرا به آنچه برایم قسمت کردهای راضی و قانع سازی ، و در تمام
3) حالات فروتنم کنی . خدایا از تو درخواست میکنم همچون درخواست کسی که
4) سخت فقیر و بیچیز شده ، و خواستهاش را هنگام سختیها پیش تو آورده ،
5) و امیدش به آنچه نزد توست بسیار بزرگ است . خدایا سلطنت و پادشاهیات بس بزرگ
6) و مقامت بسی بلند است ، چارهسازیات در کارها پنهان ، و فرمانت آشکار است ، و چیره است
7) قهر و غلبهات ، و تأثیرگذار است نیرویت ، و ممکن نیست گریز از
حُکُومَتِکَ . اَللّهُمَّ لا اَجِدُ لِذُنُوبِی غافِراً وَ لا (1)لِقَبآئِحِی ساتِراً ، وَ لا لِشَیْءٍ مِنْ عَمَلِیَ القَبِیحِ (2)بِالحَسَنِ مُبَدِّلاً غَیْرَکَ . لا اِلهَ اِلّا اَنْتَ سُبْحانَکَ (3)وَ بِحَمْدِکَ ، ظَلَمْتُ نَفْسِی وَ تَجَرَّأْتُ بِجَهْلِی ، (4)وَ سَکَنْتُ اِلی قَدِیمِ ذِکْرِکَ لِی وَ مَنِّکَ عَلَیَّ . اَللّهُمَّ (5)مَوْلایَ کَمْ مِنْ قَبِیحٍ سَتَرْتَهُ ، وَ کَمْ مِنْ فادِحٍ مِنَ (6)البَلآءِ اَقَلْتَهُ ، وَ کَمْ مِنْ عِثارٍ وَقَیْتَهُ ، وَ کَمْ مِنْ (7)
1) سیطره فرمانرواییات . خدایا نمییابم برای گناهانم آمرزندهای ، و نه
2) برای کارهای زشتم پردهپوشی ، و نه کسی را که عمل زشت مرا
3) به کار نیک تبدیل کند جز تو . نیست معبودی جز تو ، پاکیزهای تو
4) و به ستایش تو مشغولم ، من به خویشتن ستم کردم ، و در اثر نادانیام گستاخی کردم ،
5) و به اینکه همیشه پیش از این به یاد من بودهای ، و بر من لطف داشتی . ای خدا
6) ای سرور من ! چه بسیار زشتیها که از من پوشاندی ، و چه بسیار
7) بلاهای بزرگ که از من بازگرداندی ، و چه بسیار لغزشهایی که از آن نگاهم داشتی ، و چه
مَکْروُهٍ دَفَعْتَهُ ، وَ کَمْ مِنْ ثَنآءٍ جَمِیلٍ لَسْتُ اَهْلاً لَهُ (1)نَشَرْتَهُ. اَللّهُمَّ عَظُمَ بَلآئِی ، وَاَفْرَطَ بِی سُوءُ حالِی ، (2)وَ قَصُرَتْ بِی اَعْمالِی ، وَ قَعَدَتْ بِی اَغْلالِی ، (3)وَ حَبَسَنِی عَنْ نَفْعِی بُعْدُ اَمَلِی ، وَ خَدَعَتْنِی الدّنیا (4)بِغُرُورِها وَ نَفْسِی بِجِنایَتِها . وَ مِطالِی یا سَیِّدِی (5)فَاَسْئَلُکَ بِعِزَّتِکَ اَنْ لا یَحْجُبَ عَنْکَ دُعآئِی سُوءُ (6)عَمَلِی وَ فِعالی ، وَ لا تَفْضَحْنِی بِخَفِیِّ مَا اطَّلَعْتَ (7)
1) بسیار ناراحتیها که از من دور کردی ، و چه بسیار ستایش زیبایی که من سزاوار آن نبودم
2) ولی تو آن را پراکنده کردی . خدایا گرفتاری من بسی بزرگ است ، و زیاد گشته بدی حالم ،
3) و کارهایم نارساست ، و مرا زمینگیر کرده زنجیرهای وابستگی (به امور بیارزش) ،
4) و آرزوهای دور و دراز مرا از رسیدن به منافعم بازداشته ، و دنیا مرا گول زد
5) با آراستگیهای فریبندهاش ، و نفس من با جنایتش ، ولی من سهلانگاری کردم ای آقایمن
6) پس از تو میخواهم به عزّتت که جلوگیری نکند اجابت دعایم را بدی
7) رفتار و کردار من ، و رسوا نکنی مرا به آنچه آگاهی داری
عَلَیْهِ مِنْ سِرِّی ، وَ لا تُعاجِلْنِی بِالعُقُوبَةِ عَلی (1)عَمِلْتُهُ فِی خَلَواتِی مِنْ سُوءِ فِعْلِی وَ اِسآءَتِی ، (2)وَدَوامِ تَفْرِیطِی وَجَهالَتِی، وَکَثْرَةِ شَهَواتِی وَغَفْلَتِی، (3)وَ کُنِ اللّهُمَّ بِعِزَّتِکَ لِی فِی کُلِّ الاَحْوالِ رَؤُوفاً ، (4)وَ عَلَیَّ فِی جَمِیعِ الاُمُورِ عَطُوفاً . اِلهِی وَ رَبِّی مَنْ (5)لِی غَیْرُکَ؟! اَسْئَلُهُ کَشْفَ ضُرِّی وَ النَّظَرَ فِی اَمْرِی . (6)اِلهِی وَ مَوْلایَ اَجْرَیْتَ عَلَیَّ حُکْماً اِتَّبَعْتُ فِیهِ (7)
1) ما بر آن از رازهای من ، و شتاب نکنی در عذاب کردنم برای آنچه
2) انجام دادهام در خلوت خود از رفتار زشت و کارهای بد ،
3) و استمرار بر کوتاهی و نادانیام ، و زیادی شهوترانی و بیخبریام ،
4) و خدایا به عزّتت سوگند که در تمام احوال نسبت به من دلسوز و مهربان باشی ،
5) و در تمام کارها بر من محبّت فرمایی ، ای معبود من و ای پروردگار من ! چه کسی
6) برای من است غیر از تو؟! تا درخواست کنم از او رفع گرفتاری و توجّه در کارم را ،
7) ای معبود من و ای سرور من! تو بر من فرمانی را مقرّر داشتی که در اجرای آن پیروی
هَوی نَفْسِی ، وَ لَمْ اَحْتَرِسْ فِیهِ مِنْ تَزْیِینِ عَدُوِّی ، (1)فَغَرَّنِی بِما اَهْوی ، وَ اَسْعَدَهُ عَلی ذلِکَ القَضآءُ ، (2)فَتَجاوَزْتُ بِما جَری عَلَیَّ مِنْ ذلِکَ بَعْضَ حُدُودِکَ ، (3)وَ خالَفْتُ بَعْضَ اَوامِرِکَ . فَلَکَ الحَمْدُ عَلَیَّ فِی (4)جَمِیعِ ذلِکَ ، وَ لا حُجَّةَ لِی فِیما جَری عَلَیَّ فِیهِ (5)قَضآؤُکَ ، وَ اَلْزَمَنِی حُکْمُکَ وَ بَلآؤُکَ ، وَ قَدْ اَتَیْتُکَ (6)یا اِلهِی بَعْدَ تَقْصِیرِی وَ اِسْرافِی عَلی نَفْسِی ، (7)
1) هوای نفسم را کردم ، و در این باره نهراسیدم از فریبکاری دشمنم ،
2) پس او هم به دلخواه خویش مرا فریب داد ، و قضا (و قدر) هم با او کمک کرد ، پس در اثر
3) همین ماجرای شومی که بر سرم آمد سرپیچی کردم نسبت به پارهای از حدود و احکامت ،
4) و مخالفت کردم با برخی از دستوراتت . پس تو را ستایش میکنم در تمام آنچه
5) پیش آمده ، و اکنون دلیل و برهانی ندارم درباره کیفری که بر من جاری گشته
6) حکم تو ، و قضا و آزمایش تو مرا بدان ملزم ساخته ، و اینک در حالی به درگاهت آمدهام
7) ای معبود من! که دربارهات کوتاهی کرده و بر خود زیادهروی نمودهام ،
مُعْتَذِراً نادِماً ، مُنْکَسِراً مُسْتَقِیلاً ، مُسْتَغْفِراً مُنِیباً ، (1)مُقِرّاً مُذْعِناً مُعْتَرِفاً ، لا اَجِدُ مَفَرّاً مِمّا کانَ مِنِّی ، (2)وَ لا مَفْزَعاً اَتَوَجَّهُ اِلَیْهِ فِی اَمْرِی ، غَیْرَ قَبُولِکَ (3)عُذْرِی ، وَ اِدْخالِکَ اِیّایَ فِی سَعَةِ رَحْمَتِکَ . اَللّهُمَّ (4)فَاقْبَلْ عُذْرِی ، وَ ارْحَمْ شِدَّةَ ضُرِّی ، وَ فُکَّنِی مِنْ (5)شَدِّ وَثاقِی . یا رَبِّ ارْحَمْ ضَعْفَ بَدَنِی ، وَ رِقَّةَ (6)جِلْدِی وَ دِقَّةَ عَظْمِی ، یا مَنْ بَدَءَ خَلْقِی وَ ذِکْرِی (7)
1) عذرخواه و پشیمان ، دلشکسته و پوزشجو ، آمرزشخواه و بازگشتکنان ،
2) و به گناه خویش اقرار و اذعان و اعتراف دارم ، و نمییابم راه گریزی از آنچه از من سر زده ،
3) و پناهگاهی ندارم که بدان رو آورم در کار خویش ، جز اینکه تو بپذیری
4) پوزشم را ، و مرا در گستره رحمتت درآوری . پس ای خدای من!
5) پوزشم را بپذیر ، و رحم کن بر سختی پریشانیام ، و رهاییام ده از
6) بند سخت گناهانم . ای پروردگار من رحم کن بر ناتوانی بدنم ، و نازکی
7) پوست تنم و باریکی استخوانم ، ای کسی که آغاز کردی آفرینش مرا و یاد مرا
وَ تَرْبِیَتِی وَ بِرِّی وَ تَغْذِیَتِی ، هَبْنِی لِابْتِدآءِ کَرَمِکَ (1)وَ سالِفِ بِرِّکَ بِی . یا اِلهِی وَ سَیِّدِی وَ رَبِّی ، اَتُراکَ (2)مُعَذِّبِی بِنارِکَ بَعْدَ تَوْحِیدِکَ ، وَ بَعْدَ مَا انْطَوی عَلَیْهِ (3)قَلْبِی مِنْ مَعْرِفَتِکَ ، وَ لَهِجَ بِهِ لِسانِی مِنْ ذِکْرِکَ ، (4)وَ اعْتَقَدَهُ ضَمِیرِی مِنْ حُبِّکَ، وَ بَعْدَ صِدْقِ اعْتِرافِی (5)وَ دُعآئِی خاضِعاً لِرُبُوبِیَّتِکَ . هَیْهاتَ ! اَنْتَ اَکْرَمُ (6)مِنْ اَنْ تُضَیِّعَ مَنْ رَبَّیْتَهُ ، اَوْ تُبْعِدَ مَنْ اَدْنَیْتَهُ ، (7)
1) و پرورش مرا و نیکوکاری و خوراک دادنم را ، اکنون مرا ببخش به همان بزرگواری نخستینت
2) و به سابقه احسانی که به من داشتی ، ای معبود من و ای آقای من و ای پروردگارم ، آیا تو
3) چنانی که عذاب کنی مرا به آتش دوزخت پس از اینکه به یگانگیات اقرار دارم ، و آباد گشته
4) دلم با شناخت تو ، و گویا شده زبانم به ذکر تو ،
5) و پیوند خورده اندرون دلم با دوستی تو ، و پس از اقرار راستین
6) و دعای فروتنانهام به مقام بندهپروریات ؟ بسیار دور است ! تو بزرگوارتر از
7) آنی که تباه کنی کسی را که خود پروردهای ، یا دور گردانی کسی را که خود نزدیکش کردهای ،
اَوْ تُشَرِّدَ مَنْ آوَیْتَهُ ، اَوْ تُسَلِّمَ اِلَی البَلآءِ مَنْ کَفَیْتَهُ (1)وَ رَحِمْتَهُ ، وَلَیْتَ شِعْرِی یا سَیِّدِی وَاِلهِی وَمَوْلایَ ! (2)اَتُسَلِّطُ النّارَ عَلی وُجُوهٍ خَرَّتْ لِعَظَمَتِکَ ساجِدَةً ، (3)وَ عَلی اَلْسُنٍ نَطَقَتْ بِتَوْحِیدِکَ صادِقَةً ، وَ بِشُکْرِکَ (4)مادِحَةً ، وَ عَلی قُلُوبٍ اِعْتَرَفَتْ بِاِلهِیَّتِکَ مُحَقِّقَةً ، (5)وَ عَلی ضَمآئِرَ حَوَتْ مِنَ العِلْمِ بِکَ حَتّی صارَتْ (6)خاشِعَةً ، وَ عَلی جَوارِحَ سَعَتْ اِلی اَوْطانِ تَعَبُّدِکَ (7)
1) یا آواره کنی کسی را که خود پناهش دادهای ، یا به بلا بسپاری کسی را که خود سرپرستی
2) و مهربانیاش کردهای ، و کاش میدانستم ای آقا و معبود و سرور من !
3) آیا چیره میکنی آتش دوزخ را بر چهرههایی که در برابر عظمتت به سجده افتاده ،
4) و بر زبانهایی که صادقانه به یگانگیات گویا شده ، و به سپاسگزاریات
5) ستایشگرند ، و بر دلهایی که اقرار کردهاند به معبود بودنت از روی یقین ،
6) و بر نهادهایی که پر شده از علم و معرفت تو تا به جایی که در برابرت
7) فروتن گشته ، و بر اندام و جوارحی که مشتاقانه به پرستشگاههایت
طآئِعَةً ، وَ اَشارَتْ بِاسْتِغْفارِکَ مُذْعِنَةً ، ما هکَذَا (1)الظَنُّ بِکَ، وَلا اُخْبِرْنا بِفَضْلِکَ عَنْکَ یا کَرِیمُ یا رَبِّ ! (2)وَ اَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفِی عَنْ قَلِیلٍ مِنْ بَلآءِ الدُّنْیا (3)وَ عُقُوباتِها ، وَ ما یَجْرِی فِیها مِنَ المَکارِهِ عَلی (4)عَلی اَنَّ ذلِکَ بَلآءٌ وَ مَکْرُوهٌ قَلِیلٌ مَکْثُهُ ، (5)یَسِیرٌ بَقآؤُهُ ، قَصِیٌر مُدَّتُهُ ، فَکَیْفَ احْتِمالِی لِبَلآءِ (6)الآخِرَةِ وَ جَلِیلِ وُقُوعِ المَکارِهِ فِیها ، وَ هُوَ بَلآءٌ (7)
1) شتافته ، و اقرارکنان به گناه ، جویای آمرزش تو هستند ، نیست چنین
2) گمانی درباره تو ، و از فضل تو چنین خبری به ما نرسیده ای خدای بزرگوار ای پروردگار من !
3) و تو میدانی ناتوانی مرا در مقابل اندکی از گرفتاریهای دنیا
4) و کیفرهای ناچیز آن ، و ناملایماتی که میرسد معمولاً بر اَهْلِها ،
5) اهل آن ، در صورتی که این گرفتاری و ناراحتی دوامش کم است ،
6) و دورانش اندک ، و مدتش کوتاه است ، پس چگونه است تاب و تحمّل من در برابر عذاب
7) آخرت و ناملایمات بزرگی که در آن رخ میدهد ، در صورتی که آن گرفتاری
تَطُولُ مُدَّتُهُ ، وَ یَدُومُ مَقامُهُ ، وَ لا یُخَفَّفُ عَنْ اَهْلِهِ ، (1)لِاَنَّهُ لا یَکُونُ اِلّا عَنْ غَضَبِکَ وَانْتِقامِکَ وَسَخَطِکَ؟! (2)وَهذا ما لا تَقُومُ لَهُ السَّماواتُ وَالاَرْضُ ، یا سَیِّدِی (3)فَکَیْفَ لِی وَ أَنَا عَبْدُکَ الضَّعِیفُ الذَّلِیلُ الحَقِیرُ (4)المِسْکِینُ المُسْتَکِینُ ! یا اِلهِی وَ رَبِّی وَ سَیِّدِی (5)وَ مَوْلایَ ! لِاَیِّ الاُمُورِ اِلَیْکَ اَشْکُو؟! وَ لِما مِنْها (6)اَضِجُّ وَ اَبْکِی؟! لِاَلِیمِ العَذابِ وَ شِدَّتِهِ؟! اَمْ لِطُولِ (7)
1) مدّتش طولانی ، و دوامش همیشگی است ، و تخفیفی برای مبتلایان به آن نیست ،
2) زیرا آن بلا از خشم و انتقام و غضب تو سرچشمه گرفته ،
3) و آن هم چیزی است که آسمانها و زمین ، تاب و تحمل آن را ندارند . ای آقای من !
4) تا چه رسد به من در حالی که من بنده ناتوان رسوای ناچیز
5) درمانده و بیچاره تو هستم ! ای معبود و پروردگار و آقا
6) و سرور من ! برای کدام یک از گرفتاریهایم به تو شکایت کنم؟! و برای کدام یک از آنها
7) شیون و گریه کنم؟! آیا برای عذاب دردناک و سختی آن؟! یا برای بلای
البَلآءِ وَ مُدَّتِهِ؟! فَلَئِنْ صَیَّرْتَنِی لِلْعُقُوباتِ مَعَ (1)اَعْدآئِکَ ، وَ جَمَعْتَ بَیْنِی وَ بَیْنَ اَهْلِ بَلآئِکَ ، (2)وَ فَرَّقْتَ بَیْنِی وَ بَیْنَ اَحِبّآئِکَ وَ اَوْلِیآئِکَ . فَهَبْنِی (3)یا اِلهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلایَ وَ رَبِّی ! صَبَرْتُ عَلی (4)عَذابِکَ ، فَکَیْفَ اَصْبِرُ عَلی فِراقِکَ؟! وَ هَبْنِی (5)صَبَرْتُ عَلی حَرِّ نارِکَ ، فَکَیْفَ اَصْبِرُ عَنِ النَّظَرِ (6)اِلی کَرامَتِکَ؟! اَمْ کَیْفَ اَسْکُنُ فِی النّارِ وَ رَجآئِی (7)
1) طولانی و درازمدّت آن؟! پس اگر مرا به خاطر کیفرهایم در زمره
2) دشمنانت قرار دهی ، و مرا با گرفتاران در بلا و عذابت در یک جا گرد آوری ،
3) و میان من و دوستان و برگزیدگانت جدایی اندازی ، گیرم که
4) ای معبود و آقا و سرور و پروردگارم ! من صبر کنم بر
5) عذاب تو ، اما چگونه جدایی تو را تحمّل کنم؟! و گیرم که
6) ای معبود من حرارت آتشت را تحمل کنم ، اما چگونه برخود هموار سازم چشم پوشیدن
7) از بزرگواریات را؟! یا چگونه در میان آتش بمانم در حالی که امید
عَفْوُکَ؟! فَبِعِزَّتِکَ یا سَیِّدِی وَ مَوْلایَ! اُقْسِمُ صادِقاً ، (1)لَئِنْ تَرَکْتَنِی ناطِقاً لَاَضِجَّنَّ اِلَیْکَ بَیْنَ اَهْلِها (2)ضَجِیجَ الآمِلِینَ ، وَ لَاَصْرُخَنَّ اِلَیْکَ صُراخَ (3)المُسْتَصْرِخِینَ ، وَ لَاَبْکِیَنَّ عَلَیْکَ بُکآءَ الفاقِدِینَ ، (4)وَ لَاُنادِیَنَّکَ اَیْنَ کُنْتَ یا وَلِیَّ المُؤْمِنِینَ ، یا غایَةَ (5)آمالِ العارِفِینَ ، یا غِیاثَ المُسْتَغِیثِینَ ، یا حَبِیبَ (6)قُلُوبِ الصّادِقِینَ ، وَ یا اِلهَ العالَمِینَ ، اَفَتُراکَ (7)
1) بخشش تو را دارم؟! پس به عزّتت ای آقا و سرور من! به راستی سوگند میخورم ،
2) که اگر زبانم را در آنجا باز بگذاری حتماً در میان دوزخیان شیون را به سویت سر دهم
3) همچون شیون آرزومندان ، و مسلّماً به درگاهت فریاد برآورم چون فریاد
4) فریادرس خواهان ، و قطعاً مانند عزیز گمکردگان بر دوری تو گریه و زاری میکنم ،
5) و با صدای بلند تو را میخوانم و میگویم کجایی ای یار و یاور مؤمنان ، ای منتهای
6) آرمان خداشناسان ، ای فریادرس درماندگان ، ای دوستدار
7) دل راستگویان ، و ای معبود جهانیان ، آیا به راستی چنان میبینی
سُبْحانَکَ یا اِلهِی وَ بِحَمْدِکَ ، تَسْمَعُ فِیها صَوْتَ (1)عَبْدٍ مُسْلِمٍ سُجِنَ فِیها بِمُخالَفَتِهِ ، وَ ذاقَ طَعْمَ (2)عَذابِها بِمَعْصِیَتِهِ ، وَ حُبِسَ بَیْنَ اَطْباقِها بِجُرْمِهِ (3)وَ جَرِیرَتِهِ ، وَ هُوَ یَضِجُّ اِلَیْکَ ضَجِیجَ مُؤَمِّلٍ (4)لِرَحْمَتِکَ ، وَ یُنادِیکَ بِلِسانِ اَهْلِ تَوْحِیدِکَ ، وَیَتَوَسَّلُ (5)اِلَیْکَ بِرُبُوبِیَّتِکَ . یا مَوْلایَ ! فَکَیْفَ یَبْقی فِی (6)العَذابِ وَ هُوَ یَرْجُو ما سَلَفَ مِنْ حِلْمِکَ؟! اَمْ کَیْفَ (7)
1) ای پاکیزه و ای معبودم که به ستایشت مشغولم ، که بشنوی از میان آتش صدای
2) بنده مسلمانی را که در اثر مخالفتش در آنجا زندانی شده ، و چشیده مزه
3) عذاب آتش را به خاطر نافرمانیاش ، و گرفتار شده در میان طبقات دوزخ به واسطه گناه
4) و جنایتش ، و در آن حال به درگاهت شیون کند همچون شیون آرزومند
5) به رحمت تو ، و تو را فریاد میزند با زبان یگانهپرستان ، و متوسل میگردد
6) به تو به خاطر بندهپروریات ، ای سرور من ! پس چگونه بماند
7) در عذاب در حالی که چشم امید دارد به بردباری سابقهدارت؟! یا چگونه
تُؤْلِمُهُ النّارُ وَ هُوَ یَأْمُلُ فَضْلَکَ وَ رَحْمَتَکَ؟! اَمْ کَیْفَ (1)یُحْرِقُهُ لَهِیبُها وَ اَنْتَ تَسْمَعُ صَوْتَهُ وَ تَری مَکانَهُ؟! (2)اَمْ کَیْفَ یَشْتَمِلُ عَلَیْهِ زَفِیرُها وَ اَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفَهُ؟! (3)اَمْ کَیْفَ یَتَقَلْقَلُ بَیْنَ اَطْباقِها وَ اَنْتَ تَعْلَمُ صِدْقَهُ؟! (4)اَمْ کَیْفَ تَزْجُرُهُ زَبانِیَتُها وَ هُوَ یُنادِیکَ یا رَبَّهُ؟! (5)اَمْ کَیْفَ یَرْجُو فَضْلَکَ فِی عِتْقِهِ مِنْها فَتَتْرُکُهُ فِیها؟! (6)هَیْهاتَ ! ما ذلِکَ الظَّنُّ بِکَ ، وَ لَا المُعْرُوفُ مِنْ (7)
1) آتش او را بیازارد در حالی که آرزوی احسان و مهربانی تو را دارد؟! یا چگونه
2) بسوزاند شعله آتش او را با اینکه تو صدایش را میشنوی و جایش را میبینی؟!
3) یا چگونه شعلههای آتش او را دربر گیرد در حالی که تو میدانی ناتوانیاش را؟!
4) یا چگونه در میان طبقات آتش دست و پا زند در حالی که تو میدانی راستگوییاش را؟!
5) یا چگونه موکلان دوزخ او را با تندی برانند در حالی که تو را به پروردگاری میخواند؟!
6) یا چگونه ممکن است که امید احسان تو را داشته باشد در آزادی خویش ولی او را واگذاری؟!
7) چه بسیار دور است از تو و چنین گمانی به تو نیست ، و اینسان شناخته شده نیست
فَضْلِکَ ، وَ لا مُشْبِهٌ لِما عامَلْتَ بِهِ المُوَحِّدِینَ مِنْ (1)بِرِّکَ وَ اِحْسانِکَ! فَبِالیَقِینِ اَقْطَعُ لَوْلا ما حَکَمْتَ بِهِ (2)مِنْ تَعْذِیبِ جاحِدِیکَ ، وَ قَضَیْتَ بِهِ مِنْ اِخْلادِ (3)مُعانِدِیکَ ، لَجَعَلْتَ النّارَ کُلَّها بَرْداً وَ سَلاماً ، وَ (4)کانَ لِاَحَدٍ فِیها مَقَرّاً وَ لا مُقاماً ، لکِنَّکَ تَقَدَّسَتْ (5)اَسْمآؤُکَ ، اَقْسَمْتَ اَنْ تَمْلَأَها مِنَ الکافِرِینَ (6)مِنَ الجِنَّةِ وَ النّاسِ اَجْمَعِینَ ، وَ اَنْ تُخَلِّدَ فِیهَا (7)
1) احسان تو ، و نه شباهت با رفتار تو نسبت به یگانهپرستان دارد با آن
2) نیکی و احسانت که نسبت به آنها داری! و من به یقین میدانم که اگر فرمان نداده بودی
3) در عذاب کردن منکرانت ، و حکم نکرده بودی بر همیشه ماندن در عذاب
4) ما برای دشمنانت ، حتماً آتش دوزخ را هر چه بود به تمامی سرد و سالم میکردی ،
5) و هیچ کس در آن قرارگاه و جایگاهی نداشت ، ولی تو ای خدایی که مقدّس است
6) تمام نامهایت ، سوگند یاد کردهای که دوزخ را پر کنی از کافران
7) از تمام جنّیان و آدمیان ، و برای همیشه جای دهی در آن
المُعانِدِینَ ، وَ اَنْتَ جَلَّ ثَنآؤُکَ قُلْتَ مُبْتَدِئاً ، (1)وَ تَطَوَّلْتَ بِالاِنْعامِ مُتَکَرِّماً ، اَفَمَنْ کانَ مُؤْمِناً (2)کَمَنْ کانَ فاسِقاً لا یَسْتَوُونَ . اِلهِی وَ سَیِّدِی ! (3)فَاَسْئَلُکَ بِالقُدْرَةِ الَّتِی قَدَّرْتَها ، وَ بِالقَضِیَّةِ الَّتِی (4)حَتَمْتَها وَ حَکَمْتَها ، وَ غَلَبْتَ مَنْ عَلَیْهِ اَجْرَیْتَها ، (5)اَنْ تَهَبَ لِی فِی هذِهِ اللَّیْلَةِ وَ فِی هذِهِ السّاعَةِ ، (6)کُلَّ جُرْمٍ اَجْرَمْتُهُ ، وَ کُلَّ ذَنْبٍ اَذْنَبْتُهُ ، وَ کُلَّ قَبِیحٍ (7)
1) دشمنانت را ، و تو که ستایشت برجسته است در ابتدا بدون سابقه فرمودی ،
2) و به این بخشش از روی بزرگواری تفضّل کردی ، (که فرمودی) «آیا کسی که باایمان است
3) مانند کسی است که تبهکار است؟ نه یکسان نیستند» . ای معبود من و ای آقای من !
4) به حقّ آن نیرویی که مقدّرش کردی ، و به فرمانی که
5) لازم کردهای آن را و صادر فرمودهای ، و چیره گشتی بر هر کس که آن را بر او اجرا کردی ،
6) از تو میخواهم که ببخشی بر من در این شب و در این لحظه ،
7) هر جرمی را که مرتکب شدهام ، و هر گناهی را که از من سر زده ، و هر کار ناپسندی را که
اَسْرَرْتُهُ ، وَ کُلَّ جَهْلٍ عَمِلْتُهُ ، کَتَمْتُهُ اَوْ اَعَلَنْتُهُ ، (1)اَخْفَیْتُهُ اَوْ اَظْهَرْتُهُ ، وَ کُلَّ سَیِّئَةٍ اَمَرْتَ بِاِثْباتِهَا (2)الکِرامَ الکاتِبِینَ ، اَلَّذِینَ وَکَّلْتَهُمْ بِحِفْظِ ما یَکُونُ (3)مِنِّی ، وَ جَعَلْتَهُمْ شُهُوداً عَلَیَّ مَعَ جَوارِحِی ، وَ کُنْتَ (4)اَنْتَ الرَّقِیبَ عَلَیَّ مِنْ وَرآئِهِمْ ، وَ الشّاهِدَ لِما (5)خَفِیَ عَنْهُمْ ، وَ بِرَحْمَتِکَ اَخْفَیْتَهُ ، وَ بِفَضْلِکَ سَتَرْتَهُ ، (6)وَ اَنْ تُوَفِّرَ حَظِّی مِنْ کُلِّ خَیْرٍ اَنْزَلْتَهُ ، اَوْ اِحْسانٍ (7)
1) پنهان کردهام ، و هر نادانیای که کردهام ، چه آن را پوشانده و چه آشکار نموده باشم ،
2) چه پنهان نموده و چه عیان انجام دادهام ، و هر کار بدی را که دستور یادداشت آن را
3) به نویسندگان گرامیات دادهای ، همان نویسندگانی که آنها را موکّل بر ثبت اعمال
4) من کردهای ، و آنها را همراه اندام و جوارحم گواه بر من کردهای ، و اضافه بر آنها
5) خودت هم مراقب من بودهای ، و نیز گواه اعمالی بودی که از ایشان
6) پنهان مانده ، ولی به مهربانی خود آنها را پنهان داشتی ، و از فضل خود آنها را پوشاندی ،
7) و نیز میخواهم که بهرهام را فراوان گردانی از هر خیری که فرو فرستادهای ، یا احسانی که
فَضَّلْتَهُ ، اَوْ بِرٍّ نَشَرْتَهُ ، اَوْ رِزْقٍ بَسَطْتَهُ ، اَوْ ذَنْبٍ (1)تَغْفِرُهُ ، اَوْ خَطَأٍ تَسْتُرُهُ ، یا رَبِّ یا رَبِّ یا رَبِّ ! (2)یا اِلهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلایَ وَ مالِکَ رِقِّی ! یا مَنْ (3)بِیَدِهِ ناصِیَتِی ، یا عَلِیماً بِضُرِّی وَ مَسْکَنَتِی ، (4)یا خَبِیراً بِفَقْرِی وَ فاقَتِی ، یا رَبِّ یا رَبِّ یا رَبِّ ! (5)اَسْئَلُکَ بِحَقِّکَ وَ قُدْسِکَ ، وَ اَعْظَمِ صِفاتِکَ (6)وَ اَسْمآئِکَ ، اَنْ تَجْعَلَ اَوْقاتِی مِنَ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ (7)
1) بفرمایی ، یا نیکیهایی که پخش کنی ، یا روزیای که بگسترانی ، یا گناهی که
2) بیامرزی ، یا خطایی که بپوشانی ، پروردگارا پروردگارا پروردگارا !
3) ای معبود من و ای آقا و سرور من و ای زمامدار من ! ای کسی که
4) زمام اختیارم به دست اوست ، ای دانای بر پریشانی و بینواییام ،
5) ای آگاه از بیچیزی و تنگدستیام ، پروردگارا پروردگارا پروردگارا !
6) از تو میخواهم به حق خودت و به ذات مقدّست ، و به بزرگترین صفات
7) و نامهایت ، که بگردانی اوقاتم را در شب و روز
بِذِکْرِکَ مَعْمُورَةً ، وَ بِخِدْمَتِکَ مَوْصُولَةً ، وَ اَعْمالِی (1)عِنْدَکَ مَقْبُولَةً ، حَتّی تَکُونَ اَعْمالِی وَ اَوْرادِی (2)کُلُّها وِرْداً واحِداً ، وَ حالِی فِی خِدْمَتِکَ سَرْمَداً . (3)یا سَیِّدِی ! یا مَنْ عَلَیْهِ مُعَوَّلِی ، یا مَنْ اِلَیْهِ (4)شَکَوْتُ اَحْوالِی ، یا رَبِّ یا رَبِّ یا رَبِّ . قَوِّ عَلی (5)خِدْمَتِکَ جَوارِحِی ، وَ اشْدُدْ عَلَی العَزِیمَةِ جَوانِحِی ، (6)وَ هَبْ لِیَ الجِدَّ فِی خَشْیَتِکَ ، وَالدَّوامَ فِی الاِتِّصالِ (7)
1) به یاد خودت معمور و آباد ، و به بندگیات پیوسته داری ، و کارهای نیکم را
2) نزد خودت پذیرفته شده ، تا اینکه باشد کارها و گفتارم
3) همگی یک جهت برای تو ، و حالم همیشه در بندگیات صرف شود .
4) ای آقای من! ای کسی که تکیهگاهم اوست ، ای کسی که به درگاه او
5) شکایت احوال خویش ببرم ، پروردگارا پروردگارا پروردگارا . نیرو ده بر
6) انجام خدمتت اعضای مرا ، و محکم گردان برای تصمیم خود اندام مرا ،
7) و عطا فرما به من پافشاری در بیم از خودت ، و پایداری در پیوستن
بِخِدْمَتِکَ ، حَتَّی اَسْرَحَ اِلَیْکَ فِی مَیادِینِ السّابِقِینَ ، (1)وَ اُسْرِعَ اِلَیْکَ فِی البارِزِینَ ، وَ اَشْتاقَ اِلی قُرْبِکَ (2)فِی المُشْتاقِینَ ، وَ اَدْنُوَ مِنْکَ دُنُوَّ المُخْلِصِینَ ، (3)وَ اَخافَکَ مَخافَةَ المُوقِنِینَ ، وَ اَجْتَمِعَ فِی جِوارِکَ (4)مَعَ المُؤْمِنِینَ . اَللّهُمَّ وَ مَنْ اَرادَنِی بِسُوءٍ فَاَرِدْهُ ، (5)وَ مَنْ کادَنِی فَکِدْهُ ، وَ اجْعَلْنِی مِنْ اَحْسَنِ عَبِیدِکَ (6)نَصِیباً عِنْدَکَ ، وَ اَقْرَبِهِمْ مَنْزِلَةً مِنْکَ ، وَ اَخَصِّهِمْ (7)
1) به بندگیات ، تا به سویت برانم در میدانهای پیشتازان ،
2) و در زمره شتابندگان به سویت بشتابم ، و اشتیاق بجویم به قرب تو را
3) در صف آرزومندان ، و نزدیک گردم همچون نزدیک شدن مخلصان به تو ،
4) و از تو بترسم همچون ترس یقین کنندگان ، و در یکجا گرد آیم در جوار رحمتت
5) با افراد باایمان . خدایا هرکه بدی مرا میخواهد بدی او را بخواه ،
6) و هرکه مرا بفریبد تو نیز به مکر خویش دچارش کن ، و بهتر از دیگر بندگانت قرار ده
7) نصیبم را پیش خود ، و جایگاهم را نزد خود نزدیکتر از ایشان کن ، و مخصوصتر از دیگران
زُلْفَةً لَدَیْکَ ، فَاِنَّهُ لا یُنالُ ذلِکَ اِلّا بِفَضْلِکَ ، وَ جُدْ (1)لِی بِجُودِکَ ، وَ اعْطِفْ عَلَیَّ بِمَجْدِکَ ، وَ احْفَظْنِی (2)بِرَحْمَتِکَ ، وَ اجْعَلْ لِسانِی بِذِکْرِکَ لَهِجاً ، وَ قَلْبِی (3)بِحُبِّکَ مُتَیَّماً ، وَ مُنَّ عَلَیَّ بِحُسْنِ اِجابَتِکَ ، وَ اَقِلْنِی (4)عَثْرَتِی ، وَ اغْفِرْ زَلَّتِی ، فَاِنَّکَ قَضَیْتَ عَلی عِبادِکَ (5)بِعِبادَتِکَ ، وَاَمَرْتَهُمْ بِدُعآئِکَ وَ ضَمِنْتَ لَهُمُ الاِجابَةَ، (6)فَاِلَیْکَ یارَبِّ نَصَبْتُ وَجْهِی ، وَ اِلَیْکَ یارَبِّ مَدَدْتُ (7)
1) گردان رتبهام را در پیشگاهت ، که همانا جز با بخشش تو کسی به این مقام نرسد ، و ببخشای
2) بر من از جود و بخششت ، و محبّت فرما بر من به مجد و بزرگواری خود ، و مرا نگاه دار
3) به رحمت خود ، و قرار ده زبانم را به ذکرت گویا ، و دلم را
4) به دوستیات بیقرار و شیدا ، و منّت گذار بر من با پاسخ نیک دادنت ، و نادیده بگیر
5) لغزشم را ، و بیامرز گناهم را ، زیرا تو خود بندگانت را فرمان دادهای
6) به پرستش خویش ، و دستور دادهای به درخواست از درگاهت و پذیرفتهای برآوردن آن را ،
7) پس ای پروردگار من به سوی تو رو کردم ، و به درگاه تو ای پروردگارم دراز کردم
یَدِی ، فَبِعِزَّتِکَ اسْتَجِبْ لِی دُعآئِی وَ بَلِّغْنِی مُنایَ ، (1)وَ لا تَقْطَعْ مِنْ فَضْلِکَ رَجآئِی ، وَ اکْفِنِی شَرَّ الجِنِّ (2)وَ الاِنْسِ مِنْ اَعْدآئِی . یا سَرِیعَ الرِّضا ، اِغْفِرْ لِمَنْ (3)لا یَمْلِکُ اِلَّا الدُّعآءَ ، فَاِنَّکَ فَعّالٌ لِما تَشآءُ . یا مَنِ (4)اسْمُهُ دَوآءٌ وَ ذِکْرُهُ شِفآءٌ وَ طاعَتُهُ غِنیً ، اِرْحَمْ مَنْ (5)رَأْسُ مالِهِ الرَّجآءُ وَ سِلاحُهُ البُکآءُ . یا سابِغَ النِّعَمِ ، (6)یا دافِعَ النِّقَمِ ، یا نُورَ المُسْتَوْحِشِینَ فِی الظُّلَمِ ، (7)
1) دست حاجتم را ، پس به عزّتت سوگند که دعایم را مستجاب فرما و مرا به آرزویم برسان ،
2) و قطع مگردان امیدم را از فضل و احسان خویش ، و حفظ فرما شرّ جنّ
3) و انس از دشمنانم را ، ای خدای زودگذر ، بیامرز کسی را که
4) جز درخواست از تو چیزی ندارد ، که به راستی تو هر چه را بخواهی انجام دهی ، ای کسی که
5) نامش دوای دردها و یادش بهبودی بیماریها و طاعتش توانگری است ، رحم کن برکسی که
6) سرمایهاش امید و ساز و برگش گریه و زاری است . ای تمام دهنده نعمتها ،
7) و ای برطرف کننده گرفتاریها ، ای روشنی وحشتزدگان در تاریکیها ،
یا عالِماً لا یُعَلَّمُ ، صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، (1)وَ افْعَلْ بِی ما اَنْتَ اَهْلُهُ ، وَ صَلَّی اللَّهُ عَلی رَسُولِهِ (2)وَ الاَئِمَّةِ المَیامِینَ مِنْ آلِهِ وَ سَلَّمَ تَسْلِیماً.
اَلحَمْدُ للَّهِِ رَبِّ العالَمِینَ ، وَ صَلَّی اللَّهُ عَلی سَیِّدِنا (1)مُحَمَّدٍ نَبِیِّهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ تَسْلِیماً . اَللّهُمَّ لَکَ الحَمْدُ (2)عَلی ما جَری بِهِ قَضآؤُکَ ، فِی اَوْلِیآئِکَ الَّذِینَ (3)اسْتَخْلَصْتَهُمْ لِنَفْسِکَ وَ دِینِکَ ، اِذِ اخْتَرْتَ لَهُمْ (4)جَزِیلَ ما عِنْدَکَ مِنَ النَّعِیمِ المُقِیمِ ، الَّذِی لا زَوالَ (5)لَهُ وَ لَا اضْمِحْلالَ ، بَعْدَ اَنْ شَرَطْتَ عَلَیْهِمُ الزُّهْدَ ، (6)فِی دَرَجاتِ هذِهِ الدُّنْیَا الدَّنِیَّةِ ، وَ زُخْرُفِها (7)
1) ستایش مخصوص خدا پروردگار جهانیان است ، و درود خدا بر آقای ما
2) محمد پیامبرش و بر خاندان او و سلام فراوان بر ایشان باد . خدایا از آن توست ستایش
3) بر آنچه جاری شد بدان قضا و قدر تو ، درباره بندگان مقربت آنانکه
4) خالص گردانیدی آنان را برای خود و دین خود ، چون انتخاب کردی برای آنها
5) آن نعمت فراوان و پایداری که نزد توست ، آن نعمتی که کاستی
6) و نابودی برایش نیست، (و این) پس از آنی (بود که) با آنها شرط کردی تا کناره گیرند
7) از درجات (و ریاستهای) این دنیای پست و از زیب
وَ زِبْرجِها، فَشَرَطُوا لَکَ ذلِکَ وَ عَلِمْتَ مِنْهُمُ الوَفآءَ (1)بِهِ ، فَقَبِلْتَهُمْ وَ قَرَّبْتَهُمْ وَ قَدَّمْتَ لَهُمُ الذِّکْرَ العَلِیَّ (2)وَ الثَّنآءَ الجَلِیَّ ، وَ اَهْبَطْتَ عَلَیْهِمْ مَلآئِکَتَکَ ، (3)وَ کَرَّمْتَهُمْ بِوَحْیِکَ ، وَ رَفَدْتَهُمْ بِعِلْمِکَ ، وَ جَعَلْتَهُمُ (4)الذَّرِیعَةَ اِلَیْکَ وَ الوَسِیلَةَ اِلی رِضْوانِکَ ، فَبَعْضٌ (5)اَسْکَنْتَهُ جَنَّتَکَ اِلی اَنْ اَخْرَجْتَهُ مِنْها ، وَ بَعْضٌ (6)حَمَلْتَهُ فِی فُلْکِکَ وَ نَجَّیْتَهُ وَ مَنْ آمَنَ مَعَهُ مِنَ (7)
1) و زیورش ، و آنها نیز این شرط تو را پذیرفتند ، و تو نیز وفای آنان را به این شرط دانستی
2) و پذیرفتیشان و مقرب درگاهشان کردی ، و مقرر داشتی از پیش برای ایشان نامی بلند
3) و ثنایی آشکار و فرو فرستادی برایشان فرشتگانت را
4) و گرامی داشتی آنان را به وحی خود و یاریشان کردی به علم خود و قرارشان دادی
5) واسطه درگاهت و وسیلهای به سوی خوشنودیات ، پس برخی را
6) در بهشت جا دادی تا آنگاه که از آنجا بیرونش آوردی و برخی را
7) در کشتی خود سوار کردی و نجات دادی او و همراهانش را که ایمان آورده بودند از
الهَلَکَةِ بِرَحْمَتِکَ ، وَ بَعْضٌ اتَّخَذْتَهُ لِنَفْسِکَ خَلِیلاً ، (1)وَ سَئَلَکَ لِسانَ صِدْقٍ فِی الآخِرِینَ فَاَجَبْتَهُ (2)وَ جَعَلْتَ ذلِکَ عَلِیّاً ، وَ بَعْضٌ کَلَّمْتَهُ مِنْ شَجَرَةٍ (3)تَکْلِیماً وَ جَعَلْتَ لَهُ مِنْ اَخِیهِ رِدْءاً وَوَزِیراً ، وَبَعْضٌ (4)اَوْلَدْتَهُ مِنْ غَیْرِ اَبٍ وَ آتَیْتَهُ البَیِّناتِ وَ اَیَّدْتَهُ (5)بِرُوحِ القُدُسِ ، وَ کُلٌّ شَرَعْتَ لَهُ شَرِیعَةً ، وَ نَهَجْتَ (6)لَهُ مِنْهاجاً ، وَ تَخَیَّرْتَ لَهُ اَوصِیآءَ مُسْتَحْفِظاً بَعْدَ (7)
1) هلاکت به مهر خود ، و برخی را برای خود دوست صمیمی گرفتی ،
2) و او از تو درخواست کرد نام نیک را در امّتهای آینده و تو اجابت کردی آن را
3) و نام او را بلند گرداندی ، و با برخی از میان درخت سخن گفتی
4) به طور مخصوصی و برای او برادرش را یاور و وزیر گردانیدی ، و برخی را
5) بدون پدر به وجود آوردی و نشانههای آشکاری به او دادی و یاری فرمودی او را
6) به روح القدس (جبرئیل) ، و برای همه آنها دین و قانونی مقرر داشتی ، و معین کردی
7) برایش طریقه و برنامهای ، و جانشینانی برای او انتخاب کردی تا یکی پس از دیگری
مُسْتَحْفِظٍ ، مِنْ مُدَّةٍ اِلی مُدَّةٍ ، اِقامَةً لِدِینِکَ وَ حُجَّةً (1)عَلی عِبادِکَ ، وَ لِئَلّا یَزُولَ الحَقُّ عَنْ مَقَرِّهِ ، وَ یَغْلِبَ (2)الباطِلُ عَلی اَهْلِهِ ، وَ لا یَقُولَ اَحَدٌ لَوْلا اَرْسَلْتَ (3)اِلَیْنا رَسُولاً مُنْذِراً ، وَ اَقَمْتَ لَنا عَلَماً هادِیاً فَنَتَّبِعَ (4)آیاتِکَ مِنْ قَبْلِ اَنْ نَذِلَّ وَ نَخْزی ، اِلی اَنِ انْتَهَیْتَ (5)بِالاَمْرِ اِلی حَبِیبِکَ وَ نَجِیبِکَ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ (6)وَ آلِهِ ، فَکانَ کَمَا انْتَجَبْتَهُ سَیِّدَ مَنْ خَلَقْتَهُ ، وَ صَفْوَةَ (7)
1) نگهبان (دین) باشد ، از زمانی تا زمان معیّنی برای برپا داشتن دین تو و حجتی باشند
2) بر بندگانت ، و تا نلرزد (دین) حق از جای خود ، و تا پیروز نگردد
3) باطل بر اهل حق ، و کسی نگوید چرا نفرستادی
4) به سوی ما پیامبری که ما را بترساند ، و چرا به پا نداشتی پرچمی راهنما را تا پیروی کنیم
5) از آیات تو پیش از آنکه خوار و رسوا گردیم ، تا اینکه رساندی
6) کار را به دست دوست خود و برگزیدهات (حضرت) محمد - که درود خداوند بر او
7) و خاندانش باد - ، پس او چنان بود که او را برگزیدی سرور آفریدگانت ، و برگزیده
مَنِ اصْطَفَیْتَهُ ، وَ اَفْضَلَ مَنِ اجْتَبَیْتَهُ ، وَ اَکْرَمَ مَنِ (1)اعْتَمَدْتَهُ ، قَدَّمْتَهُ عَلی اَنْبِیآئِکَ ، وَ بَعَثْتَهُ اِلَی الثَّقَلَیْنِ (2)مِنْ عِبادِکَ، وَاَوْطَأْتَهُ مَشارِقَکَ وَمَغارِبَکَ، وَسَخَّرْتَ (3)لَهُ البُراقَ ، وَ عَرَجْتَ بِرُوحِهِ (بِهِ) اِلی سَمآئِکَ ، (4)وَاَوْدَعْتَهُ عِلْمَ ما کانَ وَما یَکُونُ اِلَی انْقِضآءِ خَلْقِکَ، (5)ثُمَّ نَصَرْتَهُ بِالرُّعْبِ وَ حَفَفْتَهُ بِجَبْرآئِیلَ وَ مِیکآئِیلَ (6)وَ المُسَوِّمِینَ مِنْ مَلآئِکَتِکَ ، وَ وَعَدْتَهُ اَنْ تُظْهِرَ (7)
1) برگزیدگانت ، و برترین انتخاب شدگانت ، و گرامیترین
2) معتمدین تو بود ، و او را بر پیامبرانت مقدم داشتی ، و مبعوث فرمودی به سوی جنّ و انس
3) از بندگانت ، و مشرقها و مغربهای عالم را زیر فرمان رسالتش گذاردی ،
4) و اسب تیزرو را مسخّر او گرداندی ، و بالا بردی به آسمان خود او را ،
5) و علم گذشته و آینده را به او سپردی تا هنگام پایان آفرینش ،
6) آنگاه او را به وسیله ترس و رعب در دل دشمنش یاری کردی وگرداگردش جبرئیل و میکائیل
7) و فرشتگان نشاندارت را واداشتی ، و به او وعده دادی که پیروز گردانی
دِینَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ ، وَ لَوْ کَرِهَ المُشْرِکُونَ ، وَ ذلِکَ (1)بَعْدَ اَنْ بَوَّأْتَهُ مُبَوَّءَ صِدْقٍ مِنْ اَهْلِهِ ، وَ جَعَلْتَ لَهُ (2)وَ لَهُمْ اَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذِی بِبَکَّةَ مُبارَکاً (3)وَ هُدیً لِلْعالَمِینَ ، فِیهِ آیاتٌ بَیِّناتٌ مَقامُ اِبْراهِیمَ (4)وَمَنْ دَخَلَهُ کانَ آمِناً ، وَ قُلْتَ: اِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ (5)عَنْکُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ البَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً ، ثُمَّ (6)جَعَلْتَ اَجْرَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ مَوَدَّتَهُمْ (7)
1) دینش را بر همه دینها ، اگرچه مشرکان خوش نداشته باشند ، و این جریان
2) پس از آنی بود که جایش دادی در جایگاه راستی از خاندانش ، و قرار دادی برای او
3) و خاندانش نخستین خانهای را که برای مردم بنا شد که مکه است و مایه برکت
4) و موجب راهنمایی جهانیان است ، و در آن نشانههای آشکاری است چون مقام ابراهیم
5) و هرکه به آن وارد شود ایمن است ، وفرمودی: «جز این نیست که خدا اراده فرموده تا دورکند
6) از شما خاندان ، پلیدی را و به خوبی شما را پاک گرداند» ، آنگاه
7) قرار دادی مزد محمد را - که درودهای تو بر او و خاندانش باد - دوستی و مودّت ایشان
فِی کِتابِکَ ، فَقُلْتَ: قُلْ لا اَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ اَجْراً اِلَّا (1)المَوَدَّةَ فِی القُرْبی ، وَ قُلْتَ: ما سَئَلْتُکُمْ مِنْ اَجْرٍ (2)فَهُوَ لَکُمْ ، وَ قُلْتَ: ما اَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ اَجْرٍ اِلّا (3)مَنْ شآءَ اَنْ یَتَّخِذَ اِلی رَبِّهِ سَبِیلاً ، فَکانُوا هُمُ (4)السَّبِیلَ اِلَیْکَ وَ المَسْلَکَ اِلی رِضْوانِکَ ، فَلَمَّا (5)انْقَضَتْ اَیّامُهُ اَقامَ وَلِیَّهُ عَلِیَّ بْنَ اَبِی طالِبٍ (6)صَلَواتُکَ عَلَیْهِما وَ آلِهِما هادِیاً اِذْ کانَ هُوَ المُنْذِرَ - (7)
1) در کتاب خود و فرمودی: «بگو من از شما برای رسالت مزدی نخواهم جز
2) دوستی خویشانم» ، و فرمودی: «آنچه مزد از شما خواستم آن هم
3) به سود شماست» ، و فرمودی: «من از شما برای رسالت مزدی نخواهم مگر
4) کسی که بخواهد به سوی پروردگار خویش راهی پیش گیرد» ، و اینها بودند
5) آن راه به سوی تو و طریقه سلوک به سوی خوشنودیات ، و چون
6) روزگار آن حضرت سپری شد برگماشت علی فرزند ابیطالب را
7) که درودهای تو بر آن دو و بر خاندانشان باد - برای راهنمایی ، زیرا آن جناب بیمدهنده بود
وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ ، فَقالَ وَ المَلَأُ اَمامَهُ: مَنْ کُنْتُ (1)مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ ، اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ (2)عاداهُ ، وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ ، وَقالَ: (3)مَنْ کُنْتُ أَنَا نَبِیَّهُ فَعَلِیٌّ اَمِیرُهُ ، وَ قالَ: أَنَا وَ عَلِیٌّ (4)مِنْ شَجَرَةٍ واحِدَةٍ وَ سآئِرُ النّاسِ مِنْ شَجَرٍ شَتّی ، (5)وَ اَحَلَّهُ مَحَلَّ هارُونَ مِنْ مُوسی ، فَقالَ لَهُ: اَنْتَ (6)مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسی اِلّا اَنَّهُ لا نَبِیَّ (7)
1) و برای هر ملّتی راهنمایی است ، و در برابر مردمیکه نزدش حاضر بودند فرمود: هرکه من
2) مولای اویم علی مولای اوست . خدایا دوست بدار هرکه دوستش دارد ، و دشمن بدار هرکه
3) دشمنش باشد ، و یاری کن هرکه یاریاش کند ، و خوار کن هرکه خوارش کند ، و فرمود:
4) هرکه من پیامبر او هستم علی امیر و فرمانروای اوست ، و فرمود: من و علی
5) هر دو از یک درخت هستیم و سایر مردم از درختهای پراکنده هستند ،
6) و رتبه او را نسبت به خود چون رتبه هارون نسبت به موسی قرار داد ، و بدو فرمود: مقام تو
7) نسبت به من مانند مقام هارون است نسبت به موسی جز اینکه پیامبری
بَعْدِی ، وَ زَوَّجَهُ ابْنَتَهُ سَیِّدَةَ نِسآءِ العالَمِینَ ، وَ اَحَلَّ (1)لَهُ مِنْ مَسْجِدِهِ ما حَلَّ لَهُ ، وَ سَدَّ الاَبْوابَ اِلّا بابَهُ ، (2)ثُمَّ اَوْدَعَهُ عِلْمَهُ وَ حِکْمَتَهُ ، فَقالَ: أَنَا مَدِینَةُ العِلْمِ (3)وَ عَلِیٌّ بابُها ، فَمَنْ اَرادَ المَدِینَةَ وَ الحِکْمَةَ فَلْیَأْتِها (4)مِنْ بابِها ، ثُمَ قالَ: اَنْتَ اَخِی وَ وَصِیِّی وَ وارِثِی ، (5)لَحْمُکَ مِنْ لَحْمِی وَدَمُکَ مِنْ دَمِی ، وَسِلْمُکَ سِلْمِی (6)وَ حَرْبُکَ حَرْبِی ، وَ الاِیمانُ مُخالِطٌ لَحْمَکَ وَ دَمَکَ ، (7)
1) پس از من نیست ، و تزویج کرد به او دخترش بانوی زنان جهانیان را ، و حلال کرد
2) برایش ازمسجدش آنچه برای خود حلال بود ، وبست درِ خانههای مردم را جز درِ خانه علیرا
3) سپس علم و حکمت خود را به او سپرد ، و فرمود: من شهر علم هستم
4) و علی دَرِ آن شهر است ، پس هرکه خواهد بدین شهر درآید و حکمت خواهد ، باید درآید
5) از دَرِ آن . سپس فرمود: تویی برادر من و جانشین من و وارث من ،
6) گوشتت از گوشت من و خونت از خون من است ، صلح تو صلح من
7) و جنگ تو جنگ من است ، و ایمان با گوشت و خون تو آمیخته شده ،
کَما خالَطَ لَحْمِی وَدَمِی ، وَ اَنْتَ غَداً عَلَی الحَوْضِ (1)خَلِیفَتِی ، وَ اَنْتَ تَقْضِی دَیْنِی وَ تُنْجِزُ عِداتِی ، (2)وَ شِیعَتُکَ عَلی مَنابِرَ مِنْ نُورٍ ، مُبْیَضَّةً وُجُوهُهُمْ (3)حَوْلِی فِی الجَنَّةِ وَهُمْ جِیرانِی ، وَ لَوْلا اَنْتَ یا عَلِیُّ (4)لَمْ یُعْرَفِ المُؤْمِنُونَ بَعْدِی ، وَ کانَ بَعْدَهُ هُدیً مِنَ (5)الضَّلالِ وَ نُوراً مِنَ العَمی ، وَ حَبْلَ اللَّهِ المَتِینَ (6)وَ صِراطَهُ المُسْتَقِیمَ ، لا یُسْبَقُ بِقَرابَةٍ فِی رَحِمٍ (7)
1) چنانکه با گوشت و خون من آمیخته ، و تو در فردای محشر بر سر حوض (کوثر)
2) جانشین من هستی ، و تو میپردازی قرض مرا و وفا میکنی به وعدههای من ،
3) و شیعیانت بر منبرهایی از نور ، با چهرههای (نورانی و) سفید
4) در بهشت اطراف منند در حالی که همسایگان من هستند ، و اگر تو نبودی ای علی
5) مؤمنان پس از من شناخته نمیشدند ، و آن جناب بود پس از رسول خدا راهنمای (مردم) از
6) گمراهی و مایه روشنایی از کوری جهالت ، و رشته محکم خدا
7) و راه راست او ، کسی پیشی نگرفت بر او در نزدیکی و خویشاوندی به رسول خدا
وَ لا بِسابِقَةٍ فِی دِینٍ ، وَ لا یُلْحَقُ فِی مَنْقَبَةٍ مِنْ (1)مَناقِبِهِ ، یَحْذُو حَذْوَ الرَّسُولِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِما (2)وَ آلِهِما ، وَ یُقاتِلُ عَلَی التَّأْوِیلِ وَ لا تَأْخُذُهُ فِی اللَّهِ (3)لَوْمَةُ لآئِمٍ ، قَدْ وَتَرَ فِیهِ صَنادِیدَ العَرَبِ ، وَ قَتَلَ (4)اَبْطالَهُمْ وَ ناوَشَ ذُؤْبانَهُمْ ، فَاَوْدَعَ قُلُوبَهُمْ اَحْقاداً ، (5)بَدْرِیَّةً وَ خَیْبَرِیَّةً وَ حُنَیْنِیَّةً وَ غَیْرَهُنَّ ، فَاَضَبَّتْ عَلی (6)عَداوَتِهِ ، وَ اَکَبَّتْ عَلی مُنابَذَتِهِ ، حَتّی قَتَلَ (7)
1) و نه از نظر سابقه در دین ، و نه کسی توانست به او برسد در وصفی از
2) اوصاف پسندیده ، قدم میگذاشت به جای پای پیامبر - که درود خدا بر هر دوی ایشان
3) و خاندان ایشان باد - ، و او بود که بر طبق تأویل و باطن قرآن میجنگید و درباره خدا باکی از
4) سرزنش ملامتکنندگان نداشت ، در راه خدا خون بزرگان عرب را به خاک ریخت ، و بکشت
5) دلاورانشان را و با گرگانشان دراُفتاد ، و همین سبب شد در دلهای ایشان کینهها بگذارد ،
6) کینههای جنگ بدر و خیبر و حنین و غیر آنها ، پس به دل گرفتند
7) دشمنی او را ، و به جنگ و مخالفت با او برخاستند ، تا کشت
النّاکِثِینَ وَ القاسِطِینَ وَ المارِقِینَ ، وَلَمّا قَضی نَحْبَهُ (1)وَ قَتَلَهُ اَشْقیَ الآخِرِینَ یَتْبَعُ اَشْقَی الاَوَّلِینَ ، (2)لَمْ یُمْتَثَلْ اَمْرُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ (3)فِی الهادِینَ بَعْدَ الهادِینَ ، وَ الاُمَّةُ مُصِرَّةٌ عَلی (4)مَقْتِهِ ، مُجْتَمِعَةٌ عَلی قَطِیعَةِ رَحِمِهِ وَ اِقْصآءِ وُلْدِهِ ، (5)اِلَّا القَلِیلَ مِمَّنْ وَفی لِرِعایَةِ الحَقِّ فِیهِمْ ، فَقُتِلَ (6)مَنْ قُتِلَ ، وَ سُبِیَ مَنْ سُبِیَ ، وَ اُقْصِیَ مَنْ اُقْصِیَ ، (7)
1) پیمانشکنان (طلحه و زبیر و عایشه) و زورگویان (معاویه) و خوارج (اصحاب نهروان) را، و چون درگذشت
2) و او را کشت بدبختترین مردم پسینیان که پیروی کرد از بدبختترین پیشینیان ،
3) امتثال نشد دستور رسول خدا - که درود خداوند بر او و خاندانش باد - ،
4) که درباره راهنمایان دین یکی پس از دیگری فرموده بود ، و امّت پافشاری کردند بر
5) دشمنی او ، و گرد آمدند برای قطع خویشاوندی او و تبعید و آواره کردن فرزندانش ،
6) جز اندکی از کسانی که وفا کردند برای رعایت کردن حق در میان ایشان ، و در نتیجه جمعی
7) کشته ، و گروهی اسیر ، و دستهای از وطن آواره گشتند ،
وَ جَرَی القَضآءُ لَهُمْ بِما یُرْجی لَهُ حُسْنُ المَثُوبَةِ ، (1)اِذْ کانَتِ الاَرْضُ للَّهِِ یُورِثُها مَنْ یَشآءُ مِنْ عِبادِهِ ، (2)وَ العاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ ، وَ سُبْحانَ رَبِّنا اِنْ کانَ وَعْدُ رَبِّنا (3)لَمَفْعُولاً ، وَلَنْیُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَهُوَ العَزِیزُ الحَکِیمُ، (4)فَعَلَی الاَطآئِبِ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ صَلَّی (5)اللَّهُ عَلَیْهِما وَ آلِهِما ، فَلْیَبْکِ الباکُونَ ، وَ اِیّاهُمْ (6)فَلْیَنْدُبِ النّادِبُونَ ، وَ لِمِثْلِهِمْ فَلْتَذْرَفِ الدُّمُوعُ ، (7)
1) و قلم سرنوشت طوری بر ایشان جاری شد که امید پاداش نیک در آن میرود ،
2) زیرا (کره) زمین از خداست و به هرکه از بندگانش بخواهد آن را ارث دهد و بدو واگذارد ،
3) و سرانجام از آنِ پرهیزکاران است ، و منزّه است پروردگار ما که حتماً وعده پروردگارمان
4) انجام شدنی است ، و خدا هرگز خلف وعده نمیکند و اوست ارجمند فرزانه ،
5) پس بر پاکیزگان از خاندان محمد و علی - که درود
6) خدا بر هر دوی ایشان و خاندانشان باد - ، باید گریه کنندگان بگریند ، و بر آنها
7) باید زاری کنندگان زاری کنند ، و برای امثال آنها باید اشکها روان گردد ،
وَ لْیَصْرُخِ الصّارِخُونَ ، وَ یَضِجَّ الضّآجُّونَ ، وَ یَعِجَّ (1)العآجُّونَ . اَیْنَ الحَسَنُ اَیْنَ الحُسَیْنُ ، اَیْنَ اَبْناءُ (2)الحُسَیْنِ؟! صالِحٌ بَعْدَ صالِحٍ ، وَ صادِقٌ بَعْدَ صادِقٍ! (3)اَیْنَ السَّبِیلُ بَعْدَ السَّبِیلِ؟! اَیْنَ الخِیَرَةُ بَعْدَ الخِیَرَةِ؟! (4)اَیْنَ الشُّمُوسُ الطّالِعَةُ؟! اَیْنَ الاَقْمارُ المُنِیرَةُ؟! اَیْنَ (5)الاَنْجُمُ الزّاهِرَةُ؟! اَیْنَ اَعْلامُ الدِّینِ وَ قَواعِدُ العِلْمِ؟! (6)اَیْنَ بَقِیَّةُ اللَّهِ الَّتِی لا تَخْلُو مِنَ العِتْرَةِ الهادِیَةِ؟! اَیْنَ (7)
1) و فریاد زنندگان فریاد زنند ، و شیون کنندگان شیون نمایند ، و ناله کنندگان
2) ناله جانسوز سر دهند که ، کجاست حسن ؟ کجاست حسین ؟ و کجایند فرزندان
3) حسین؟! شایستهای پس از شایسته دیگر ، و راستگویی پس از راستگوی دیگر ،
4) کجاست آن راه حق پس از راه دیگر؟! کجایند برگزیدگان (خدایی) هر یک پس از دیگری؟!
5) کجایند خورشیدهای تابان؟! کجایند ماههای نورافشان؟! کجایند
6) اختران فروزان؟! کجایند بزرگان دین و پایههای دانش؟!
7) کجاست آن ذخیره خدا که بیرون نیست از خاندان راهنمای رسول خدا؟! کجاست
المُعَدُّ لِقَطْعِ دابِرِ الظَّلَمَةِ؟! اَیْنَ المُنْتَظَرُ لِاِقامَةِ (1)الاَمْتِ وَ العِوَجِ؟! اَیْنَ المُرْتَجی لِاِزالَةِ الجَوْرِ (2)وَالعُدْوانِ؟! اَیْنَ المُدَّخَرُ لِتَجْدِیدِ الفَرآئِضِ وَالسُّنَنِ؟! (3)اَیْنَ المُتَخَیَّرُ لِاِعادَةِ المِلَّةِ وَ الشَّرِیعَةِ؟! اَیْنَ (4)المُؤَمَّلُ لِاِحْیآءِ الکِتابِ وَ حُدُودِهِ؟! اَیْنَ مُحْیِی (5)مَعالِمِ الدِّینِ وَ اَهْلِهِ؟! اَیْنَ قاصِمُ شَوْکَةِ المُعْتَدِینَ؟! (6)اَیْنَ هادِمُ اَبْنِیَةِ الشِّرْکِ وَ النِّفاقِ؟! اَیْنَ مُبِیدُ اَهْلِ (7)
1) آنکه آماده شده برای بریدن ریشه ستمگران؟! کجاست آنکه منتظر اویند برای راست کردن
2) نادرستیها و کجیها؟! کجاست آن مایه امید برای از بین بردن ستم
3) و تجاوز؟! کجاست آنکه ذخیره شده برای نو کردن فریضهها و سنّتهای دین؟!
4) کجاست آنکه انتخاب گشته برای برگرداندن کیش و آیین؟! کجاست
5) آنکه آرزویش داریم برای زنده کردن قرآن و حدود آن؟! کجاست زنده کننده
6) آثار دین و پیروان آن؟! کجاست درهم شکننده شوکت زورگویان؟!
7) کجاست ویران کننده بنیانهای شرک و دورویی؟! کجاست نابود کننده اهل
الفُسُوقِ وَ العِصْیانِ وَ الطُّغْیانِ؟! اَیْنَ حاصِدُ فُرُوعِ (1)الغَیِّ وَالشِّقاقِ؟! اَیْنَ طامِسُ آثارِ الزَّیْغِ وَ الاَهْوآءِ؟! (2)اَیْنَ قاطِعُ حَبآئِلِ الکِذْبِ وَ الاِفْتِرآءِ؟! اَیْنَ مُبِیدُ (3)العُتاةِ وَ المَرَدَةِ؟! اَیْنَ مُسْتَأْصِلُ اَهْلِ العِنادِ (4)وَ التَّضْلِیلِ وَ الاِلحادِ؟! اَیْنَ مُعِزُّ الاَوْلِیآءِ وَ مُذِلُّ (5)الاَعْدآءِ؟! اَیْنَ جامِعُ الکَلِمَةِ عَلَی التَّقْوی ! اَیْنَ (6)بابُ اللَّهِ الَّذِی مِنْهُ یُؤْتی ! اَیْنَ وَجْهُ اللَّهِ الَّذِی (7)
1) ناپارسایی و گردنکشی و گستاخی؟! کجاست آنکه ببُرد شاخههای
2) گمراهی و اختلاف را؟! کجاست نابود کننده آثار کجروی و هوی و هوسها؟!
3) کجاست پاره کننده دامهای دروغ و بهتان؟! کجاست نابود کننده
4) سرکشان و گردنکشان؟! کجاست ریشهکن کننده ستیزهجویان
5) و گمراهان و بیدینان؟! کجاست عزّتبخش دوستان و خوار کننده
6) دشمنان؟! کجاست گردآورنده سخنان (پراکنده) بر پرهیزکاری؟! کجاست
7) آن درگاه خداوند که از آنجا به سوی خدا روند؟! کجاست آن آیینه خدایی که
اِلَیْهِ یَتَوجَّهُ الاَوْلِیآءُ؟! اَیْنَ السَّبَبُ المُتَّصِلُ بَیْنَ (1)الاَرْضِ وَ السَّمآءِ؟! اَیْنَ صاحِبُ یَوْمِ الفَتْحِ وَ ناشِرُ (2)رایَةِ الهُدی ! اَیْنَ مُؤَلِّفُ شَمْلِ الصَّلاحِ وَ الرِّضا؟! (3)اَیْنَ الطّالِبُ بِذُحُولِ الاَنْبِیآءِ وَ اَبْنآءِ الاَنْبِیآءِ؟! اَیْنَ (4)الطّالِبُ بِدَمِ المَقْتُولِ بِکَرْبَلآءَ؟! اَیْنَ المَنْصُورُ (5)عَلی مَنِ اعْتَدی عَلَیْهِ وَ افْتَری ! اَیْنَ المُضْطَرُّ (6)الَّذِی یُجابُ اِذا دَعی ! اَیْنَ صَدْرُ الخَلآئِقِ ذُوالبِرِّ (7)
1) به سویش رو کنند اولیا؟! کجاست آن پیوند دهنده میان
2) زمین و آسمان؟! کجاست آن فرمانروای روز فتح و پیروزی و برافرازنده
3) پرچم هدایت و راهنمایی؟! کجاست آنکه پریشانی خلق را اصلاح و دلها را خوشنود میسازد؟!
4) کجاست آن خواهنده خون (پاک) پیامبران و فرزندان پیامبران؟! کجاست
5) آن خواهنده خون کشته شده کربلا؟! کجاست آن یاری شده و پیروزمند
6) بر کسانی که بر او ستم کردند و دروغ بستند؟! کجاست آن درماندهای
7) که چون دعا کند به اجابت رسد؟! کجاست صدرنشین مخلوقات عالم، آن صاحب نیکوکاری
وَ التَّقْوی ! اَیْنَ ابْنُ النَّبِیِّ المُصْطَفی وَ ابْنُ عَلِیٍّ (1)المُرْتَضی وَ ابْنُ خَدِیجَةَ الغَرّآءِ وَ ابْنُ فَاطِمَةَ (2)الکُبْری ! بِاَبِی اَنْتَ وَ اُمِّی وَ نَفْسِی لَکَ الوِقآءُ (3)وَ الحِمی ، یَابْنَ السّادَةِ المُقَرَّبِینَ ، یَابْنَ النُّجَبآءِ (4)الاَکْرَمِینَ ، یَابْنَ الهُداةِ المَهْدِیِّینَ ، یَابْنَ الخِیَرَةِ (5)المُهَذَّبِینَ ، یَابْنَ الغَطارِفَةِ الاَنْجَبِینَ ، یَابْنَ الاَطآئِبِ (6)المُطَهَّرِینَ ، یَابْنَ الخَضارِمَةِ المُنْتَجَبِینَ ، یَابْنَ (7)
1) و باتقوا؟! کجاست فرزند پیامبر برگزیده خدا و فرزند علی
2) پسندیده خدا و فرزند خدیجه روشن سیما و فرزند فاطمه
3) بزرگمنش؟! پدر و مادرم به فدایت و خودم بلاگردان
4) و سپر پیش روی تو باشم ، ای فرزند بزرگان مقرّب درگاه حق ، ای فرزند پاکنژادان
5) گرامی ، ای فرزند راهنمایان راهیافته ، ای فرزند برگزیدگان
6) پاکیزه ، ای فرزند سروران شرافتمند ، ای فرزند نیکوترین
7) پاکان جهان ، ای فرزند جوانمردان برگزیده ، ای فرزند
القَماقِمَةِ الاَکْرَمِینَ ، یَابْنَ البُدُورِ المُنِیرَةِ ، یَابْنَ (1)السُّرُجِ المُضِیئَةِ ، یَابْنَ الشُّهُبِ الثّاقِبَةِ ، یَابْنَ الاَنْجُمِ (2)الزّاهِرَةِ ، یَابْنَ السُّبُلِ الواضِحَةِ ، یَابْنَ الاَعْلامِ (3)اللّآئِحَةِ ، یَابْنَ العُلُومِ الکامِلَةِ ، یَابْنَ السُّنَنِ (4)المَشْهُورَةِ، یَابْنَ المَعالِمِ المَأْثُورَةِ، یَابْنَ المُعْجِزاتِ (5)المَوْجُودَةِ ، یَابْنَ الدَّلآئِلِ المَشْهُودَةِ ، یَابْنَ الصِّراطِ (6)المُسْتَقِیمِ ، یَابْنَ النَّبَأِ العَظِیمِ ، یَابْنَ مَنْ هُوَ فِی (7)
1) دریاهای بخشش و عطای گرامی ، ای فرزند ماههای نورافشان ، ای فرزند
2) چراغهای تابان ، ای فرزند ستارگان فروزان ، ای فرزند اختران
3) درخشان ، ای فرزند راههای روشن ، ای فرزند نشانههای
4) آشکار ، ای فرزند دانشهای کامل ، ای فرزند آیینهای
5) معروف و مشهور ، ای فرزند آثار و معالم رسیده (از خدا و انبیا) ، ای فرزند معجزات
6) موجود ، ای فرزند دلیلهای آشکار ، ای فرزند راه
7) راست ، ای فرزند آن خبر بسیار بزرگ ، ای فرزند کسی که در
اُمِّ الکِتابِ لَدَی اللَّهِ عَلِیٌّ حَکِیمٌ ، یَابْنَ الآیاتِ (1)وَ البَیِّناتِ ، یَابْنَ الدَّلآئِلِ الظّاهِراتِ ، یَابْنَ البَراهِینِ (2)الواضِحاتِ الباهِراتِ ، یَابْنَ الحُجَجِ البالِغاتِ ، یَابْنَ (3)النِّعَمِ السّابِغاتِ ، یَابْنَ طه وَ المُحْکَماتِ ، یَابْنَ یس (4)وَ الذّارِیاتِ ، یَابْنَ الطُّورِ وَ العادِیاتِ ، یَابْنَ مَنْ (5)دَنی فَتَدَلّی ، فَکانَ قابَ قَوْسَیْنِ اَوْ اَدْنی ، دُنُوّاً (6)وَ اقْتِراباً مِنَ العَلِیِّ الاَعْلی ! لَیْتَ شِعْرِی اَیْنَ (7)
1) دفتر اصلی نزد خدا «علی» (والا) و فرزانه است ، ای فرزند نشانهها
2) و برهانهای آشکار ، ای فرزند دلیلهای هویدا ، ای فرزند برهانهای
3) نمایان و درخشان ، ای فرزند حجّتهای رسا ، ای فرزند
4) نعمتهای شایان و فراوان ، ای فرزند طه و نشانههای استوار قرآن ، ای فرزند سوره یس
5) و ذاریات ، ای فرزند سوره طور و عادیات ، ای فرزند کسی که (در شب معراج)
6) نزدیک شد پس آویخت ، و نزدیکتر شد به فاصله دو کمان یا نزدیکتر ، در نزدیکی
7) و قرب نسبت به خدای والای بلندمرتبه ! ای کاش میدانستم کجا
اسْتَقَرَّتْ بِکَ النَّوی ، بَلْ اَیُّ اَرْضٍ تُقِلُّکَ اَوْ ثَری ! (1)اَبِرَضْوی اَوْ غَیْرِها اَمْ ذِی طُوی ! عَزِیزٌ عَلَیَّ اَنْ (2)اَرَی الخَلْقَ وَ لا تُری ، وَ لا اَسْمَعُ لَکَ حَسِیساً وَ لا (3)نَجْوی . عَزِیزٌ عَلَیَّ اَنْ تُحِیطَ بِکَ دُونِیَ البَلْوی ، (4)وَلا یَنالُکَ مِنِّی ضَجِیجٌ وَلا شَکْوی . بِنَفْسِی اَنْتَ (5)مِنْ مُغَیَّبٍ لَمْ یَخْلُ مِنّا . بِنَفْسِی اَنْتَ مِنْ نازِحٍ (6)نَزَحَ عَنّا . بِنَفْسِی اَنْتَ اُمْنِیَّةُ شآئِقٍ یَتَمَنّی (7)
1) دلها به وجود تو آرام میشوند ، و چه سرزمین و مکانی تو را نگه داشته؟!
2) آیا در کوه رضوایی یا غیر آن یا در ذی طوایی؟! سخت است بر من که
3) مردم را ببینم ولی تو دیده نشوی ، و نشنوم از تو صدایی و نه
4) زمزمهای . سخت است بر من که احاطه کند فقط بر تو بدون من بلا ،
5) و صدای زاری و شکایت من به تو نرسد . جانم به قربانت
6) ای پنهانی که از میان ما بیرون نیستی . جانم به قربانت ای دور از نظری که ما
7) از ما جدا نیستی . جانم به قربانت ای آرمان هر مشتاقی که آرزویت کنند
مِنْ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ ذَکَرا فَحَنّا . بِنَفْسِی اَنْتَ مِنْ (1)عَقِیدِ عِزٍّ لا یُسامی . بِنَفْسِی اَنْتَ مِنْ اَثِیلِ مَجْدٍ (2)لا یُجاری . بِنَفْسِی اَنْتَ مِنْ تِلادِ نِعَمٍ لا تُضاهی . (3)بِنَفْسِی اَنْتَ مِنْ نَصِیفِ شَرَفٍ لا یُساوی . اِلی مَتی (4)اَحارُ فِیکَ یا مَوْلایَ! وَ اِلی مَتی وَ اَیَّ خِطابٍ (5)اَصِفُ فِیکَ وَ اَیَّ نَجْوی ! عَزِیزٌ عَلَیَّ اَنْ اُجابَ (6)دُونَکَ وَ اُناغی . عَزِیزٌ عَلَیَّ اَنْ اَبْکِیَکَ وَ یَخْذُلَکَ (7)
1) از مردان و زنان باایمانی که به یاد تو ناله از دل کشند . جانم به قربانت ای
2) بسته به عزّتی که کسی برتو برتری نگیرد . جانم به قربانت ای بزرگوار ریشهداری
3) که همطراز ندارد . جانم به قربانت ای نعمت دیرینهای که شبیه ندارد .
4) جانم به قربانت ای همنشین بزرگواری که برابر ندارد ، تا کی
5) سرگردان وجودت باشم ای مولای من؟! و تا کی و با چه زبانی
6) وصف تو گویم و راز دل کنم؟! سخت و ناگوار است بر من که پاسخ بشنوم
7) از دیگری جز تو و با او گفتگو کنم . سخت است بر من که بر تو بگریم ولی مردم تو را
الوَری . عَزِیزٌ عَلَیَّ اَنْ یَجْرِیَ عَلَیْکَ دُونَهُمْ ما (1)جَری ، هَلْ مِنْ مُعِینٍ فَاُطِیلَ مَعَهُ العَوِیلَ وَ البُکآءَ؟ (2)هَلْ مِنْ جَزُوعٍ فَأُساعِدَ جَزَعَهُ اِذا خَلا؟ هَلْ قَذِیَتْ (3)عَیْنٌ فَساعَدَتْها عَیْنِی عَلَی القَذی هَلْ اِلَیْکَ (4)یَابْنَ اَحْمَدَ سَبِیلٌ فَتُلْقی هَلْ یَتَّصِلُ یَوْمُنا مِنْکَ (5)بِعِدَةٍ فَنَحْظی مَتی نَرِدُ مَناهِلَکَ الرَّوِیَّةَ فَنَرْوی (6)مَتی نَنْتَقِعُ مِنْ عَذْبِ مآئِکَ فَقَدْ طالَ الصَّدی مَتی (7)
1) سخت واگذارند . سخت است بر من که بر تو بگذرد نه بر دیگران آنچه
2) میگذرد ، آیا کمککاری هست که با او فریاد و گریه را طولانی کنم؟
3) آیا بیتابی (چون من) هست که چون به خلوت رود در زاری و جزع کمکش کنم؟ آیا چشمی
4) هست که خار فراق در آن رفته وگریان باشد تا چشم پرخار من نیز یاریاش دهد؟ آیا بسویت
5) ای پسر احمد راهی هست تا دیدارت کنم؟ آیا روز جدایی ما پیوست میشود
6) به وعده تو تا بهرهمند گردیم؟ کی میشود به سرچشمههای پرآبت درآییم و سیراب شویم؟
7) کی میشود که سیراب گردیم از آب وصل تو که تشنگی ما طولانی شد؟ کی میشود
نُغادِیکَ وَ نُراوِحُکَ فَنُقِرُّ عَیْناً ؟ مَتی تَرانا وَ نَراکَ ؟ (1)وَ قَدْ نَشَرْتَ لِوآءَ النَّصْرِ تُری ؟ اَتَرانا نَحُفُّ بِکَ (2)وَاَنْتَ تَؤُمُّ المَلَأَ ، وَقَدْ مَلَأْتَ الاَرْضَ عَدْلاً، وَاَذَقْتَ (3)اَعْدآءَکَ هَواناً وَ عِقاباً ، وَ اَبَرْتَ العُتاةَ وَ جَحَدَةَ (4)الحَقِّ ، وَ قَطَعْتَ دابِرَ المُتَکَبِّرِینَ وَ اجْتَثَثْتَ اُصُولَ (5)الظّالِمِینَ ، وَ نَحْنُ نَقُولُ: الحَمْدُ للَّهِِ رَبِّ العالَمِینَ ، (6)اَللّهُمَّ اَنْتَ کَشّافُ الکُرَبِ وَ البَلْوی ، وَ اِلَیْکَ (7)
1) صبح و شام را با تو بسر بریم و دیده روشن کنیم ؟ کی میشود تو ما را ببینی و ما تو را ببینیم ؟
2) و پرچم نصرتت را برافراشته باشی و مردم ببینند ؟ آیا میببینیم روزی که گرداگردت را گرفته باشیم
3) و تو رهبر مردم باشی ، و زمین را پر از عدل و داد کنی ، و بچشانی
4) به دشمنانت خواری و کیفر را ، و نابود کنی سرکشان و منکران
5) حق را ، و بزنی ریشه گردنکشان را ، و از بیخ بَر کَنی اساس
6) ستمکاران را ، و ما در آن حال میگوییم: ستایش خاص خدا پروردگار جهانیان است .
7) خدایا ! تویی برطرف کننده گرفتاریها و بلاها ، و از تو
اَسْتَعْدِی فَعِنْدَکَ العَدْوی ، وَ اَنْتَ رَبُّ الآخِرَةِ (1)وَ الدُّنْیا ، فَاَغِثْ یا غِیاثَ المُسْتَغِیثِینَ عُبَیْدَکَ (2)المُبْتَلی ، وَ اَرِهِ سَیِّدَهُ یا شَدِیدَ القُوی ، وَ اَزِلْ عَنْهُ (3)بِهِ الاَسی وَ الجَوی ، وَ بَرِّدْ غَلِیلَهُ یا مَنْ عَلَی (4)العَرْشِ اسْتَوی ، وَ مَنْ اِلَیْهِ الرُّجْعی وَ المُنْتَهی . (5)اَللّهُمَّ وَ نَحْنُ عَبِیدُکَ التّآئِقُونَ اِلی وَلِیِّکَ المُذَکِّرِ (6)بِکَ وَ بِنَبِیِّکَ ، خَلَقْتَهُ لَنا عِصْمَةً وَ مَلاذاً ، وَ اَقَمْتَهُ لَنا (7)
1) دادرسی و یاری جویم که در نزد تو است دادخواهی ، و تویی پروردگار آخرت
2) و دنیا ، پس فریادرسی کن ای فریادرس درماندگان! از بنده کوچک
3) و گرفتارت ، و بنمایان به او آقایش را ای پُرتوان ، و زایل کن از او
4) به دیدار آن حضرت اندوه و سوز دلش را ، و فرو نشان سوز عطشش را ، ای که بر
5) عرش پابرجایی ، و ای که به سوی اوست بازگشت و سرمنزل هر چیز .
6) خدایا این ماییم بندگان تو که شیفته دیدار دوستت هستیم ، آنکه مردم را به یاد
7) تو و به یاد پیامبرت اندازد ، و تو او را آفریدی که نگهدار و پناهگاه ما باشد ، و برپایش داشتی
قِواماً وَ مَعاذاً ، وَ جَعَلْتَهُ لِلْمُؤْمِنِینَ مِنّا اِماماً ، فَبَلِّغْهُ (1)مِنّا تَحِیَّةً وَ سَلاماً ، وَ زِدْنا بِذلِکَ یا رَبِّ اِکْراماً ، (2)وَاجْعَلْ مُسْتَقَرَّهُ لَنا مُسْتَقَرّاً وَ مُقاماً ، وَ اَتْمِمْ نِعْمَتَکَ (3)بِتَقْدِیمِکَ اِیّاهُ اَمامَنا ، حَتّی تُورِدَنا جِنانَکَ وَ مُرافَقَةَ (4)الشُّهَدآءِ مِنْ خُلَصآئِکَ . اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحمَّدٍ (5)وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، وَ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ جَدِّهِ وَ رَسُولِکَ (6)السَّیِّدِ الاَکْبَرِ ، وَ عَلی اَبِیهِ السَّیِّدِ الاَصْغَرِ ، وَ جَدَّتِهِ (7)
1) تا مایه پایداری و نگهدار ما باشد ، و او را پیشوای مؤمنین از ما گردانی ، پس برسان به آن
2) جناب از طرف ما درود و سلامی ، و بیفزا بدین وسیله ای پروردگار ما بر کرامت و مقام ما ،
3) و جایگاه او را جایگاه و اقامتگاه ما قرار ده ، و کامل کن نعمتت را بر ما
4) به مقدّم داشتن آن بزرگوار در پیش روی ما ، تا ما را به بهشتهای خود درآوری ، و به رفاقت
5) و همنشینی شهیدان از بندگان خالصت برساند . خدایا درود فرست بر محمد
6) و خاندان محمد ، و درود فرست بر محمد جدّ بزرگوار او و رسول تو
7) آن آقای بزرگ ، و بر علی پدر بزرگوارش آن آقای کوچکتر ، و بر جدّهاش
الصِّدِّیقَةِ الکُبْری فاطِمَةَ بِنْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ (1)عَلَیْهِ وَ آلِهِ ، وَ عَلی مَنِ اصْطَفَیْتَ مِن آبآئِهِ البَرَرَةِ ، (2)وَ عَلَیْهِ اَفْضَلَ وَ اَکْمَلَ، وَ اَتَمَّ وَ اَدْوَمَ، وَ اَکْثَرَ وَ اَوْفَرَ (3)ما صَلَّیْتَ عَلی اَحَدٍ مِنْ اَصْفِیآئِکَ وَ خِیَرَتِکَ مِنْ (4)خَلْقِکَ، وَصَلِّ عَلَیْهِ صَلاةً لا غایَةَ لِعَدَدِها، وَلا نِهایَةَ (5)لِمَدَدِها ، وَ لا نَفادَ لِاَمَدِها . اَللّهُمَّ وَ اَقِمْ بِهِ الحَقَّ ، (6)وَ اَدْحِضْ بِهِ الباطِلَ ، وَ اَدِلْ بِهِ اَوْلِیآءَکَ ، وَ اَذْلِلْ بِهِ (7)
1) راستگوی بزرگمنش فاطمه دختر محمد - که درود خداوند
2) بر او و خاندانش باد - ، و به برگزیدگان نیک رفتار از پدران آن حضرت ،
3) و بر خود حضرت فزونترین و کاملترین ، و تمامترین و مدامترین ، و بیشترین و فراوانترین
4) درودی که فرستادهای بر یکی از برگزیدگان و نیکان از
5) خلق خود ، و درود فرست بر آن جناب درودی بیپایان از حیث شماره ، و بیپایان
6) از حیث زمان ، و بیپایان از حیث مدّت . خدایا حق را به وسیله آن حضرت برپا دار ،
7) و باطل را بدو نابود گردان ، و راهنمایی کن دوستانت را به وسیله او ، و خوار گردان به دست او
اَعْدآءَکَ ، وَ صِلِ اللّهُمَّ بَیْنَنا وَ بَیْنَهُ وُصْلَةً تُؤَدِّی (1)اِلی مُرافَقَةِ سَلَفِهِ ، وَ اجْعَلْنا مِمَّنْ یَأْخُذُ بِحُجْزَتِهِمْ (2)وَ یَمْکُثُ فِی ظِلِّهِمْ ، وَ اَعِنّا عَلی تَأْدِیَةِ حُقُوقِهِ اِلَیْهِ ، (3)وَ الاِجْتِهادِ فِی طاعَتِهِ ، وَ اجْتِنابِ مَعْصِیَتِهِ ، وَ امْنُنْ (4)عَلَیْنا بِرِضاهُ ، وَ هَبْ لَنا رَأْفَتَهُ وَ رَحْمَتَهُ وَ دُعآءَهُ (5)وَخَیْرَهُ، ما نَنالُ بِهِ سَعَةً مِنْ رَحْمَتِکَ وَ فَوْزاً عِنْدَکَ، (6)وَ اجْعَلْ صَلاتَنا بِهِ مَقْبُولَةً ، وَ ذُنُوبَنا بِهِ مَغْفُورَةً ، (7)
1) دشمنانت را ، و پیوند کن خدایا میان ما و او را به پیوندی که برساند
2) ما را به همنشینی پدران گذشته او ، و قرار بده ما را از کسانی که دامن آنها را بگیرند
3) و در سایه لطف آنها بایستند ، و کمک کن ما را بر ادای حقوق آن حضرت ،
4) و سعی و کوشش در فرمانبرداریاش ، و دوری از نافرمانیاش ، و منّت بگذار
5) بر ما به خوشنودیاش ، و ببخش بر ما دلسوزی و مهربانی و دعا
6) و خیر آن حضرت را ، بدان حدّ که برسیم بدان وسیله به رحمت وسیع تو و کامیابی از نزد تو ،
7) و قرار بده نمازهای ما را به وسیله او پذیرفته ، و گناهانمان را آمرزیده ،
وَ دُعآءَنا بِهِ مُسْتَجاباً، وَ اجْعَلْ اَرْزاقَنا بِهِ مَبْسُوطَةً، (1)وَ هُمُومَنا بِهِ مَکْفِیَّةً ، وَ حَوآئِجَنا بِهِ مَقْضِیَّةً ، وَ اَقْبِلْ (2)اِلَیْنا بِوَجْهِکَ الکَرِیمِ ، وَ اقْبَلْ تَقَرُّبَنا اِلَیْکَ ، وَ انْظُرْ (3)اِلَیْنا نَظْرَةً رَحِیمَةً ، نَسْتَکْمِلُ بِهَا الکَرامَةَ عِنْدَکَ ، (4)ثُمَّ لا تَصْرِفْها عَنّا بِجُودِکَ ، وَاسْقِنا مِنْ حَوْضِ جَدِّهِ (5)صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ بِکَأْسِهِ وَ بِیَدِهِ رَیّاً رَوِیّاً هَنِیئاً (6)سآئِغاً لا ظَمَاَ بَعْدَهُ ، یا اَرْحَمَ الرّاحِمِینَ.
1) و دعاهایمان را مستجاب شده ، و قرار ده روزیهای ما را بدان حضرت گسترده ،
2) و اندوههای ما را به وسیلهاش برطرف شده ، و حاجتهایمان را روا شده ، و رو کن
3) به سوی ما (پروردگارا) بدان چهره بزرگوارت ، و بپذیر تقرّبجویی ما را به درگاهت ، و بنگر
4) به سوی ما نگاهی مهربانانه ، تا بدان وسیله بتوانیم مقام خود را در پیش تو به کمال رسانیم ،
5) و هرگز آن مقام را از ما بازنگردان به بخشش خودت ، و سیرابمان کن از حوض جدّش
6) - که درود خداوند بر او و خاندانش باد - از جام او و به دست آن جناب و سیر و سیراب و گوارا
7) و خوش که تشنگی پس از آن نباشد ، ای مهربانترین مهربانان.
این دعا معروف به دعای شبور و از ادعیه مشهوره است که اکثر علمای سلف بر آن مواظبت می نموده اند و مستحب است خواندن آن در ساعت آخر روز جمعه.
اَللّهُمَّ اِنِّی اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ العَظِیمِ الاَعْظَمِ الاَعَزِّ (1)الاَجَلِّ الاَکْرَمِ ، الَّذِی اِذا دُعِیتَ بِهِ عَلی مَغالِقِ (2)اَبْوابِ السَّمآءِ لِلْفَتْحِ بِالرَّحْمَةِ انْفَتَحَتْ ، وَاِذا دُعِیتَ (3)بِهِ عَلی مَضآئِقِ اَبْوابِ الاَرْضِ لِلْفَرَجِ انْفَرَجَتْ ، (4)وَ اِذا دُعِیتَ بِهِ عَلَی العُسْرِ لِلْیُسْرِ تَیَسَّرَتْ ، وَ اِذا (5)دُعِیتَ بِهِ عَلَی الاَمْواتِ لِلنُّشُورِ انْتَشَرَتْ ، وَ اِذا (6)
1) خدایا از تو درخواست میکنم به حقّ نام بزرگ تو که از همه نامها بزرگتر و عزیزتر
2) و برجستهتر و گرامیتر است ، همان نامی که هرگاه خوانده شوی بدان نام برای گشودن
3) درهای بسته آسمان ، به رحمت گشوده شود ، و هرگاه خوانده شوی
4) بدان نام برای گشایش تنگناهای درهای زمین باز شود ،
5) و هرگاه خوانده شوی بدان نام برای آسان شدن سختی آسان گردد ، و هرگاه
6) خوانده شوی بدان نام برای زنده شدن مردگان زنده شوند ، و هرگاه
دُعِیتَ بِهِ عَلی کَشْفِ البَأْسآءِ وَ الضَّرّآءِ انْکَشَفَتْ ، (1)وَ بِجَلالِ وَجْهِکَ الکَرِیمِ اَکْرَمِ الوُجُوهِ وَ اَعَزِّ (2)الوُجُوهِ ، الَّذِی عَنَتْ لَهُ الوُجُوهُ ، وَ خَضَعَتْ لَهُ (3)الرِّقابُ ، وَ خَشَعَتْ لَهُ الاَصْواتُ ، وَ وَجِلَتْ لَهُ (4)القُلُوبُ مِنْ مَخافَتِکَ ، وَ بِقُوَّتِکَ الَّتِی بِها تُمْسِکُ (5)السَّمآءَ اَنْ تَقَعَ عَلَی الاَرْضِ اِلّا بِاِذْنِکَ ، وَ تُمْسِکُ (6)السَّماواتِ وَ الاَرْضَ اَنْ تَزُولا ، وَ بِمَشِیَّتِکَ الَّتِی (7)
1) خوانده شوی بدان نام برای برطرف شدن دشواریها برطرف گردد .
2) و سوگند به عظمت ذات بزرگوارت که بزرگوارترین و عزیزترین
3) ذاتهاست ، و تمام چهرهها در برابرش خوار گشته ، و گردنها در مقابلش خم شده ،
4) و صداها از هیبتش خاموش گشته ، و هراسان گشته برای او
5) همه دلها از ترس تو ، و سوگند به نیرو و قدرتت که بدان نگه داشتهای
6) آسمان را از اینکه بر زمین افتد جز به اجازه خودت ، و نگه داشتهای
7) آسمانها و زمین را از اینکه از جای خود بروند ، و سوگند به ارادهات که
دانَ لَهَا العالَمُونَ ، وَ بِکَلِمَتِکَ الَّتِی خَلَقْتَ بِهَا (1)السَّماواتِ وَ الاَرْضَ ، وَبِحِکْمَتِکَ الَّتِی صَنَعْتَ بِهَا (2)العَجآئِبَ ، وَ خَلَقْتَ بِهَا الظُّلْمَةَ وَ جَعَلْتَها لَیْلاً ، (3)وَ جَعَلْتَ اللَّیْلَ سَکَناً ، وَ خَلَقْتَ بِهَا النُّورَ وَ جَعَلْتَهُ (4)نَهاراً ، وَ جَعَلْتَ النَّهارَ نُشُوراً مُبْصِراً ، وَ خَلَقْتَ بِهَا (5)الشَّمْسَ وَ جَعَلْتَ الشَّمْسَ ضِیآءً ، وَ خَلَقْتَ بِهَا (6)القَمَرَ وَ جَعَلْتَ القَمَرَ نُوراً ، وَ خَلَقْتَ بِهَا الکَواکِبَ (7)
1) جهانیان در برابرش پست و خوار گشته ، و به حقّ آن سخنت که بدان آفریدی
2) آسمانها و زمین را ، و به حقّ آن حکمتت که پدید آوردی به وسیله آن (موجودات)
3) شگفتیهای جهان را ، و تاریکی را بدان خلق فرمودی و آن را شب قرار دادی ،
4) و شب را نیز (وقت) آرامش قرار دادی ، و نور و روشنی را بدان آفریدی و آن را قرار دادی
5) روز ، و روز را هم (هنگام کار و) جنبش و مایه بینش قرار دادی ، و بدان آفریدی
6) خورشید را و خورشید را نیز فروزان کردی ، و بدان خلق کردی
7) ماه را و برای آن نور و روشنایی قرار دادی ، و بدان ستارگان را آفریدی
وَ جَعَلْتَها نُجُوماً وَ بُرُوجاً وَ مَصابِیحَ وَ زِینَةً (1)وَ رُجُوماً ، وَ جَعَلْتَ لَها مَشارِقَ وَمَغارِبَ، وَ جَعَلْتَ (2)لَها مَطالِعَ وَ مَجارِیَ ، وَ جَعَلْتَ لَها فَلَکاً وَ مَسابِحَ ، (3)وَ قَدَّرْتَها فِی السَّمآءِ مَنازِلَ ، فَاَحْسَنْتَ تَقْدِیرَها ، (4)وَ صَوَّرْتَها ، فَاَحْسَنْتَ تَصْوِیرَها ، وَ اَحْصَیْتَها (5)بِاَسْمآئِکَ اِحْصاءً ، وَ دَبَّرْتَها بِحِکْمَتِکَ تَدْبِیراً ، (6)وَ اَحْسَنْتَ تَدْبِیرَها ، وَ سَخَّرْتَها بِسُلْطانِ اللَّیْلِ (7)
1) و قرارشان دادی اخترانی تابناک و برجها و چراغهایی و زیوربخش آسمان
2) و وسیله راندن (شیاطین) ، و قرار دادی برای آنها شرقها و غربها ، و نیز قرار دادی
3) برایش طلوعگاهها و گردشگاهها ، و قرار دادی برای هر یک از آنها مدار حرکت و شناوری
4) و معین فرمودی برای آنها در آسمان منازل و خانههایی ، و به خوبی اندازه گرفتی .
5) و چهرهپردازیشان کردی ، و چه نیکو صورتشان دادی ، و برشمردی آنها را
6) به نامهای خویش برشمردنی دقیق ، و با حکمت خویش با کمال تدبیر اداره نمودی ،
7) و چه نیکو تدبیر کردی ، و تسخیرشان کردی به وسیله تسلّط شب
وَ سُلْطانِ النَّهارِ وَ السّاعاتِ وَ عَدَدِ السِّنِینَ (1)وَ الحِسابِ ، وَ جَعَلْتَ رُؤْیَتَها لِجَمِیعِ النّاسِ مَرْئً (2)واحِداً ، وَ اَسْئَلُکَ اللّهُمَّ بِمَجْدِکَ الَّذِی کَلَّمْتَ بِهِ (3)عَبْدَکَ وَ رَسُولَکَ مُوسَی بْنَ عِمْرانَ عَلَیْهِ السَّلامُ (4)فِی المُقَدَّسِینَ ، فَوْقَ اِحْساسِ الکَرُوبِینَ ، فَوْقَ (5)غَمآئِمِ النُّورِ ، فَوْقَ تابُوتِ الشَّهادَةِ فِی عَمُودِ (6)النّارِ ، وَ فِی طُورِ سَیْنآءَ ، وَ فِی جَبَلِ حُورِیثَ فِی (7)
1) و تسلّط روز برای تنظیم ساعتها و شماره سالها
2) و برقراری حساب ، و قرار دادی دیدنشان را برای همه مردم به صورت
3) یکنواخت ، و از تو میخواهم خدایا به حقّ آن بزرگواریات که سخن گفتی بدان
4) با بنده و فرستادهات موسی پسر عمران - که درود خدا بر او باد -
5) در میان قدسیان ، برتر از دریافت مهتران فرشتگان ، بالاتر
6) از ابرهای نور ، و بالاتر از صندوق شهادت که در میان ستونی
7) از آتش (بود) ، و هم در طور سینا ، و در کوه حوریث در
الوادِی المُقَدَّسِ ، فِی البُقْعَةِ المُبارَکَةِ مِنْ جانِبِ (1)الطُّورِ الاَیْمَنِ مِنَ الشَّجَرَةِ ، وَفِی اَرْضِ مِصْرَ بِتِسْعِ (2)آیاتٍ بَیِّناتٍ ، وَ یَوْمَ فَرَقْتَ لِبَنِی اِسْرآئِیلَ البَحْرَ ، (3)وَ فِی المُنْبَجِساتِ الَّتِی صَنَعْتَ بِهَا العَجآئِبَ فِی (4)بَحْرِ سُوفٍ ، وَ عَقَدْتَ مآءَ البَحْرِ فِی قَلْبِ الغَمْرِ (5)کَالحِجارَةِ ، وَ جاوَزْتَ بِبَنِیاِسْرآئِیلَ البَحْرَ ، وَ تَمَّتْ (6)کَلِمَتُکَ الحُسْنی عَلَیْهِمْ بِما صَبَرُوا ، وَ اَوْرَثْتَهُمْ (7)
1) سرزمین پاکیزه ، در بقعه مبارک از جانب
2) راست کوه طور از درخت ، و در سرزمین مصر با نُه
3) معجزه آشکار ، (به حقّ بزرگواریات در) روزی که دریا را برای بنیاسرائیل شکافتی ،
4) و نیز در (روزی که) چشمههای جوشیده و جاری (از سنگ) که از آن عجایبی ساختی در
5) دریای سوف ، و در دل آن دریای عظیم آب آن دریا را منجمد کرده و بستی
6) مانند سنگ ، و بنیاسرائیل را از دریا عبور دادی و تمام کردی
7) وعده نیکت را به خاطر صبری که کردند بر ایشان ، و وارث و مالک کردی آنان را
مَشارِقَ الاَرْضِ وَ مَغارِبَهَا الَّتِی بارَکْتَ فِیها (1)لِلْعالَمِینَ ، وَ اَغْرَقْتَ فِرْعَوْنَ وَ جُنُودَهُ وَ مَراکِبَهُ فِی (2)الیَمِّ . وَ بِاسْمِکَ العَظِیمِ الاَعْظَمِ الاَعَزِّ الاَجَلِّ (3)الاَکْرَمِ ، وَ بِمَجْدِکَ الَّذِی تَجَلَّیْتَ بِهِ لِمُوسی (4)کَلِیمِکَ عَلَیْهِ السَّلامُ فِی طُورِ سَیْنآءَ ، وَ لِاِبْراهِیمَ (5)عَلَیْهِ السَّلامُ خَلِیلِکَ مِنْ قَبْلُ فِی مَسْجِدِ الخَیْفِ ، (6)وَ لِاِسْحاقَ صَفِیِّکَ عَلَیْهِ السَّلامُ فِی بِئْرِ شِیَعٍ ، (7)
1) بر شرق و غرب سرزمینی که مبارک گردانده بودی
2) برای جهانیان ، و غرق کردی فرعون و سپاهیانش را با مرکبهایشان در
3) دریا . و سوگند به حقّ نام بزرگ و اعظم و عزیزتر و برتر
4) و گرامیترت ، و به حقّ آن مجد و بزرگواریات که تجلّی کردی بدان بر موسی
5) کلیم خود - که درود خدا بر او باد - در طور سینا ، و (تجلی کردی) پیش از آن نیز برای ابراهیم
6) - که درود خدا بر او باد - خلیل خود در مسجد خیف ،
7) و (تجلّی کردی) برای اسحاق برگزیدهات - که درود خدا بر او باد - در چاه شیع ،
وَلِیَعْقُوبَ نَبِیِّکَ عَلَیْهِ السَّلامُ فِی بَیْتِ اِیْلٍ، وَاَوْفَیْتَ (1)لِاِبْراهِیمَ عَلَیْهِ السَّلامُ بِمِیثاقِکَ، وَ لِاِسْحاقَ بِحَلْفِکَ، (2)وَلِیَعْقُوبَ بِشَهادَتِکَ، وَلِلْمُؤْمِنِینَ بِوَعْدِکَ، وَلِلدّاعِینَ (3)بِاَسْمآئِکَ فَاَجَبْتَ ، وَ بِمَجْدِکَ الَّذِی ظَهَرَ لِمُوسَی (4)بْنِ عِمْرانَ عَلَیْهِ السَّلامُ عَلی قُبَّةِ الرُّمّانِ، وَ بِآیاتِکَ (5)الَّتِی وَقَعَتْ عَلی اَرْضِ مِصْرَ بِمَجْدِ العِزَّةِ وَ الغَلَبَةِ ، (6)بِآیاتٍ عَزِیزَةٍ ، وَ بِسُلْطانِ القُوَّةِ ، وَ بِعِزَّةِ القُدْرَةِ ، (7)
1) و (تجلّی کردی) برای یعقوب پیامبرت - که درود خدا بر او باد - در خانه ایل (خانه خدا) ، و وفا
2) کردی برای ابراهیم - که درود خدا بر او باد - به پیمان خود ، و برای اسحاق
3) به سوگندت ، و برای یعقوب به گواهیات ، و برای مؤمنان به وعدهات ، و برای خوانندگان
4) به نامهایت که اجابتشان کردی ، و به حقّ بزرگواریات که آشکار گردید برای موسی
5) پسر عمران - که درود خدا بر او باد - در قبّة الرمان (عبادتگاهش) ، و به آن معجزات و نشانههایت
6) که واقع شد که در سرزمین مصر با بزرگواری و ارجمندی و چیرگی ،
7) به آن معجزات باشکوه ، و به آن تسلّط نیرومند ، و قدرت باعزّت ،
وَ بِشَأْنِ الکَلِمَةِ التّآمَّةِ ، وَ بِکَلِماتِکَ الَّتِی تَفَضَّلْتَ (1)بِها عَلی اَهْلِ السَّماواتِ وَ الاَرْضِ ، وَ اَهْلِ الدُّنْیا (2)وَ اَهْلِ الآخِرَةِ ، وَ بِرَحْمَتِکَ الَّتِی مَنَنْتَ بِها عَلی (3)جَمِیعِ خَلْقِکَ ، وَ بِاسْتِطاعَتِکَ الَّتِی اَقَمْتَ بِها عَلَی (4)العالَمِینَ ، وَ بِنُورِکَ الَّذِی قَدْ خَرَّ مِنْ فَزَعِهِ طُورُ (5)سَیْنآءَ ، وَبِعِلْمِکَ وَجَلالِکَ وَ کِبْرِیآئِکَ وَعِزَّتِکَ (6)وَ جَبَرُوتِکَ الَّتِی لَمْتَسْتَقِلَّهَا الاَرْضُ ، وَ انْخَفَضَتْ (7)
1) و به مقام آن سخن کاملت ، و به حق آن سخنانی که برتری دادی
2) به وسیله آنها بر اهل آسمانها و زمین ، و اهل دنیا
3) و اهل آخرت ، و به آن مهربانیات که مِنّت نهادی بدان بر
4) همه مخلوقاتت ، و به آن تواناییات که برپا داشتی بدان
5) جهانیان را ، و بدان روشنی و نورت را که درافتاد از هراس آن طور
6) سینا ، و بدان علم و جلال و بزرگواری و عزّت
7) و جبروتت که زمین توان کشیدن آن را نداشت ، و به زانو درآمد
لَهَا السَّماواتُ ، وَانْزَجَرَ لَهَا العُمْقُ الاَکْبَرُ ، وَرَکَدَتْ (1)لَهَا البِحارُ وَ الاَنْهارُ ، وَ خَضَعَتْ لَهَا الجِبالُ ، (2)وَ سَکَنَتْ لَهَا الاَرْضُ بِمَناکِبِها ، وَ اسْتَسْلَمَتْ لَهَا (3)الخَلآئِقُ کُلُّها ، وَ خَفَقَتْ لَهَا الرِّیاحُ فِی جَرَیانِها ، (4)وَ خَمَدَتْ لَهَا النِّیرانُ فِی اَوْطانِها ، وَ بِسُلْطانِکَ (5)الَّذِی عُرِفَتْ لَکَ بِهِ الغَلَبَةُ دَهْرَ الدُّهُورِ ، وَ حُمِدْتَ (6)بِهِ فِی السَّماواتِ وَ الاَرْضِینَ ، وَ بِکَلِمَتِکَ کَلِمَةِ (7)
1) در برابرش آسمانها ، و اعماقبزرگ زمین در برابرش خود را واپس کشید ، و از جنبش ایستاد
2) در برابرش دریاها و رودخانهها ، و کوهها در برابرش فروتن گشت ،
3) و زمین با همه پست و بلندیهایش برای او ساکن شد ، و در برابرش تسلیم گردیدند
4) تمام مخلوقات ، و بادها به خاطر آن در جریان خود مضطرب گردید ،
5) و آتشها به واسطه آن در جاهای خود خاموش شد ، و به فرمانروایی مطلق (یا حجّت
6) و برهانت) که شناخته شدی به واسطه آن همیشه به پیروزی و غلبه ، و ستایش شدی
7) به واسطه آن در آسمانها و زمینها ، و به حقّ آن سخن و کلمه
الصِّدْقِ الَّتِی سَبَقَتْ لِاَبِینا آدَمَ عَلَیْهِ السَّلامُ (1)وَ ذُرِّیَّتِهِ بِالرَّحْمَةِ . وَ اَسْئَلُکَ بِکَلِمَتِکَ الَّتِی غَلَبَتْ (2)کُلَّ شَیْءٍ ، وَ بِنُورِ وَجْهِکَ الَّذِی تَجَلَّیْتَ بِهِ لِلْجَبَلِ (3)فَجَعَلْتَهُ دَکّاً ، وَ خَرَّ مُوسی صَعِقاً . وَ بِمَجْدِکَ الَّذِی (4)ظَهَرَ عَلی طُورِ سَیْنآءَ، فَکَلَّمْتَ بِهِ عَبْدَکَ وَرَسُولَکَ (5)مُوسَی بْنَ عِمْرانَ ، وَبِطَلْعَتِکَ فِی ساعِیرَ ، وَظُهُورِکَ (6)فِی جَبَلِ فارانَ ، بِرَبَواتِ المُقَدَّسِینَ وَ جُنُودِ (7)
1) راستینت که سبقت جست پیش از این برای پدر ما آدم - که درود خدا بر او باد -
2) و فرزندانش به لطف و رحمت . و میخوانم تو را به حقّ آن گفتارت که غلبه کرده
3) بر هر چیز . و به نور ذاتت که به وسیله آن جلوه فرمودی بر کوه
4) و آن را از هم متلاشی ساختی ، و موسی مدهوش درافتاد . و به مجد و بزرگواریات که
5) آشکار شد بر طور سینا ، و به وسیله آن سخن گفتی با بنده و پیامبرت
6) موسی پسر عمران ، و به طلوع پرتوت در ساعیر (جای مناجات عیسی) ، و به آشکار شدنت
7) در کوه فاران (جای مناجات رسول خدا) ، در جایگاه مرتفع بهشتیان و صفوف
المَلآئِکَةِ الصّآفِّینَ، وَخُشُوعِ المَلآئِکَةِ المُسَبِّحِینَ ، (1)وَ بِبَرَکاتِکَ الَّتِی بارَکْتَ فِیها عَلی اِبْراهِیمَ خَلِیلِکَ (2)عَلَیْهِ السَّلامُ فِی اُمَّةِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ، (3)وَ بارَکْتَ لِاِسْحاقَ صَفِیِّکَ فِی اُمَّةِ عِیسی عَلَیْهِمَا (4)السَّلامُ ، وَ بارَکْتَ لِیَعْقُوبَ اِسْرآئِیلِکَ فِی اُمَّةِ (5)مُوسی عَلَیْهِمَا السَّلامُ ، وَ بارَکْتَ لِحَبِیبِکَ مُحَمَّدٍ (6)صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فِی عِتْرَتِهِ وَ ذُرِّیَّتِهِ وَ اُمَّتِهِ . (7)
1) لشکر فرشتگان ، و در میان فروتنی فرشتگان تسبیح کننده ،
2) و به حقّ آن برکاتت که برکت دادی در آنها بر ابراهیم دوست مهربانت
3) - که درود خدا بر او باد - در میان امّت محمد - که درود خدا بر او و خاندانش باد - ،
4) و برکت دادی بر اسحاق برگزیدهات در میان امّت عیسی - که درود خدا بر آن دو
5) باد - ، و برکت دادی بر یعقوب اسرائیلت در امت
6) موسی - که درود خدا بر آن دو باد - ، و برکت دادی بر حبیبت محمد
7) - که درود خداوند بر او و خاندانش باد - در عترت و فرزندان و امّتش .
اَللّهُمَّ وَ کَما غِبْنا عَنْ ذلِکَ وَ لَمْ نَشْهَدْهُ ، وَ آمَنّا بِهِ (1)وَ لَمْ نَرَهُ صِدْقاً وَ عَدْلاً ، اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ (2)وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، وَ اَنْ تُبارِکَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، (3)وَ تَرَحَّمَ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ کَاَفْضَلِ ما صَلَّیْتَ (4)وَ بارَکْتَ وَ تَرَحَّمْتَ عَلی اِبْراهِیمَ وَ آلِ اِبْراهِیمَ ، (5)اِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ ، فَعّالٌ لِما تُرِیدُ ، وَ اَنْتَ عَلی کُلِّ (6)شَیْءٍ قَدِیرٌ .
1) خدایا چنانکه ما در آن جریانات نبودیم و آنها را مشاهده نکرده ، و بدان ایمان آوردیم
2) در حالی که ندیدهایم از روی راستی و درستی ، همانطور میخواهیم درود فرستی بر محمد
3) و خاندان محمد ، و اینکه مبارک گردانی بر محمد و خاندان محمد ،
4) و رحمت فرستی بر محمد و خاندان محمد ، مانند بهترین درود
5) و برکت و رحمتی که بر ابراهیم و خاندان ابراهیم فرستادی ،
6) که به راستی تو ستوده و بزرگواری ، و انجام دهی هر چه را اراده کنی ، و تو بر هر
7) چیز توانایی.
پس هر حاجت داری ذکر کن و بگو: یا اَللَّهُ یا حَنّانُ یا مَنّانُ ، (1)یا بَدِیعَ السَّمواتِ وَالاَرْضِ، یا ذَاالجَلالِ وَالاِکْرامِ، (2)یا اَرْحَمَ الرّاحِمِینَ. (3)پس بگوید: اَللّهُمَّ بِحَقِّ هذَا (4)الدُّعآءِ ، وَ بِحَقِّ هذِهِ الاَسْمآءِ الَّتِی لا یَعْلَمُ تَفْسِیرَها (5)وَ لا یَعْلَمُ باطِنَها غَیْرُکَ ، صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ (6)مُحَمَّدٍ ، وَ افْعَلْ بِی ما اَنْتَ اَهْلُهُ ، وَلا تَفْعَلْ بِی ما اَنَا (7)اَهْلُهُ ، وَاغْفِرْ لِی مِنْ ذُنُوبِی ما تَقَدَّمَ مِنْها وَما تَاَخَّرَ ، (8)
1) ای خدا ، ای دوستدار بندگان ، و نعمتبخش به آنان ،
2) ای آفریننده آسمانها و زمین ، ای خدای با جلال و عظمت و بخشش و کرامت ،
3) ای مهربانترین مهربانان.
4) خدایا به حقّ این
5) دعا ، و به حقّ این نامهایی که نمیداند تفسیرش را
6) و نداند حقیقت آنها را کسی جز تو ، درود فرست بر محمد و خاندان
7) محمد ، و انجام بده درباره من آنچه را تو شایسته آنی ، و انجام نده درباره من آنچه من
8) سزاوار آنم ، و بیامرز گناهانم را آنچه گذشته و آنچه پس از این سر میزند ،
وَ وَسِّعْ عَلَیَّ مِنْ حَلالِ رِزْقِکَ ، وَ اکْفِنِی مَؤُونَةَ (1)اِنْسانِ سَوْءٍ ، وَ جارِ سَوْءٍ ، وَ قَرِینِ سَوْءٍ ، وَ سُلْطانِ (2)سَوْءٍ ، اِنَّکَ عَلی ما تَشآءُ قَدِیرٌ ، وَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ ، (3)آمِینَ رَبَّ العالَمِینَ.
(4)و بعد از دعا، این دعا را بخواند: اَللّهُمَّ بِحَقِّ هذَا الدُّعآءِ ، (5)وَ بِحَقِّ هذِهِ الاَسْمآءِ الَّتِی لا یَعْلَمُ تَفْسِیرَها وَ لا (6)تَأْوِیلَها وَ لا باطِنَها وَ لا ظاهِرَها غَیْرُکَ ، اَنْ تُصَلِّیَ (7)
1) و گشایش ده بر من از روزی حلالت ، و کفایت فرما مرا از زحمت و شرّ
2) انسان بد ، و همسایه بد ، و رفیق بد ، و فرمانروای
3) بد ، که تو بر هر چه بخواهی توانایی . و به هر چیز دانایی ،
4) اجابت فرما ای پروردگار جهانیان.
5) خدایا به حقّ این دعا
6) و به حقّ این نامهایی که نمیداند تفسیرش را و نه
7) تأویلش را و نه حقیقتش را و نه ظاهرش را کسی جز تو ، (از تو میخواهم) که درود فرستی بر
عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، وَ اَنْ تَرْزُقَنِی خَیْرَ الدُّنْیا (1)وَ الآخِرَةِ. (2)
پس حاجات خود را بطلبد و بگوید: وَ افْعَلْ بِی ما اَنْتَ اَهْلُهُ (3)
وَ لا تَفْعَلْ بِی ما أَنَا اَهْلُهُ ، وَ انْتَقِمْ لِی مِنْ فُلانِ بْنِ (4)فُلانٍ (5)
نام دشمن را بگوید: وَاغْفِرْ لِی مِنْ ذُنُوبِی ما تَقَدَّمَ (6)مِنْها وَ ما تَاَخَّرَ ، وَ لِوالِدَیَّ وَ لِجَمِیعِ المُؤْمِنِینَ (7)وَ المُؤْمِناتِ . وَ وَسِّعْ عَلَیَّ مِنْ حَلالِ رِزْقِکَ .
1) محمد و خاندان محمد ، و اینکه روزی من گردانی خیر دنیا
2) و آخرت را.
3) و انجام ده درباره من آنچه را تو شایسته آنی
4) و مکن با من آنچه را من سزاوار آنم ، و انتقام بگیر برای من از فلان پسر
5) فلانی
6) و بیامرز گناهانم را آنچه گذشته
7) و آنچه از این پس سر میزند ، و بیامرز پدر و مادرم را و همه مردان با ایمان
وَ اکْفِنِی مَؤُونَةَ إِنْسانِ سَوْءٍ ، وَ جارِ سَوْءٍ ، وَ سُلْطانِ (1)سَوْءٍ ، وَ قَرِینِ سَوْءٍ ، وَ یَوْمِ سَوْءٍ ، وَ ساعَةِ سَوْءٍ . (2)وَ انْتَقِمْ لِی مِمَّنْ یَکِیدُنیِ ، وَ مِمّنْ یَبْغِی عَلَیَّ ، (3)وَیُرِیدُ بِی وَ بِاَهْلِی وَ اَوْلادِی وَ اِخْوانِی وَ جِیرانِی (4)وَ قَراباتِی ، مِنَ المُؤْمِنِینَ وَ المُؤْمِناتِ ظُلْماً ، اِنَّکَ (5)عَلی ما تَشآءُ قَدِیرٌ ، وَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ ، آمِینَ رَبَّ (6)العالَمِینَ. (7)سپس بگو: اَللّهُمَّ بِحَقِّ هذَا الدُّعآءِ تَفَضَّلْ (8)
1) و کفایت فرما مرا از زحمت و شرّ انسان بد ، و همسایه بد ، و فرمانروای
2) بد ، و رفیق بد ، و روز بد ، و ساعت بد .
3) و انتقام بگیر از کسی که به من نیرنگ زند ، و بر من ستم کند ،
4) و میخواهد ظلم کند به من و به خاندان و فرزندان و همسایگان
5) و نزدیکانم ، از مردان با ایمان و زنان با ایمان ، که تو
6) بر هر چه بخواهی توانایی ، و به هر چیز دانایی ، اجابت فرما ای پروردگار
7) جهانیان.
8) خدایا به حقّ این دعا (بر همه اهل ایمان) تفضّل کن
عَلی فُقَرآءِ المُؤْمِنِینَ وَالمُؤْمِناتِ بِالغِنی وَ الثَّرْوَةِ ، (1)وَ عَلی مَرْضَی المُؤْمِنِینَ وَ المُؤْمِناتِ بِالشِّفآءِ (2)وَ الصِّحَّةِ ، وَ عَلی اَحْیآءِ المُؤْمِنِینَ وَ المُؤْمِناتِ (3)بِاللُّطْفِ وَ الکَرامَةِ ، وَ عَلی اَمْواتِ المُؤْمِنِینَ (4)وَ المُؤْمِناتِ بِالمَغْفِرَةِ وَ الرَّحْمَةِ ، وَ عَلی مُسافِرِی (5)المُؤْمِنِینَ وَ المُؤْمِناتِ بِالرَّدِّ إِلی اَوْطانِهِمْ سالِمِینَ (6)غانِمِینَ ، بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمِینَ . وَ صَلَّی اللَّهُ (7)
1) (امّا) بر فقرای مؤمنین و مؤمنات به ثروت و توانگری ،
2) و بر بیماران از مؤمنین و مؤمنات به شفا و بهبودی
3) و تندرستی ، و بر زندگان مؤمنین و مؤمنات
4) به مهربانی و بزرگواری ، و بر مردگان مؤمنین
5) و مؤمنات به آمرزش و دلسوزی ، و بر مسافرین
6) مؤمنین و مؤمنات به بازگشتن به سوی وطنهای خویش به سلامتی
7) و بهرهمندی ، به رحمتت ای مهربانترین مهربانان . و درود فرستد خداوند
عَلی سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِیِّینَ وَعِتْرَتِهِ الطّاهِرِینَ، (1)وَ سَلَّمَ تَسْلِیماً کَثِیراً.(2)
و مستحبّ است که بعد از دعای سمات بگوید: اَللّهُمَّ إِنِّی (3)اَسْئَلُکَ بِحُرْمَةِ هذَا الدُّعآءِ ، وَ بِما فاتَ مِنْهُ مِنَ (4)الاَسْمآءِ ، وَ بِما یَشْتَمِلُ عَلَیْهِ مِنَ التَّفْسِیرِ وَ التَّدْبِیرِ ، (5)اَلَّذِی لا یُحِیطُ بِهِ إِلّا اَنْتَ ، اَنْ تَفْعَلَ بِی کَذا وَ کَذا . (6)پس حاجات خود را بخواهد.
بِسَنَدٍ صَحِیحٍ عَنْ جابِرِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ الاَنْصارِی: (1)عَنْ فاطِمَةَ الزَّهْرآءِ عَلَیْهَا السَّلامُ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ (2)صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ، قالَ: سَمِعْتُ فاطِمَةَ اَنَّها (3)قالَتْ: دَخَلَ عَلَیَّ اَبِی رَسُولُ اللَّهِ فِی بَعْضِ الاَیّامِ (4)فَقالَ: اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا فاطِمَةُ ! فَقُلْتُ: عَلَیْکَ (5)السَّلامُ ! قالَ: اِنِّی اَجِدُ فِی بَدَنِی ضُعْفاً ، فَقُلْتُ لَهُ: (6)اُعِیذُکَ بِاللَّهِ یا اَبَتاهُ مِنَ الضُّعْفِ ! فَقالَ: یا فاطِمَةُ ! (7)
1) به سند صحیح از جابر بن عبد اللَّه انصاری
2) از فاطمه زهرا - که درود خدا بر او باد - دختر رسول خدا
3) - که درود خداوند بر او و خاندانش باد - ، جابر گوید: شنیدم از فاطمه زهرا که
4) فرمود: وارد شد بر من پدرم رسول خدا در یکی از روزها
5) و فرمود: درود بر تو ای فاطمه ! در پاسخش گفتم: بر تو باد
6) درود. فرمود: من در بدنم سستی و ضعفی احساس میکنم . عرض کردم:
7) پناه میدهم تو را به خدا ای پدر جان از سستی و ضعف ! فرمود: ای فاطمه !
اِئتِینِی بِالکِسآءِ الیَمانِی فَغَطِّینِی بِهِ ، فَاَتَیْتُهُ (1)بِالکِسآءِ الیَمانِی فَغَطَّیْتُهُ بِهِ ، وَ صِرْتُ اَنْظُرُ اِلَیْهِ (2)وَ اِذا وَجْهُهُ یَتَلَأْلَأُ ، کَاَنَّهُ البَدْرُ فِی لَیْلَةِ تَمامِهِ (3)وَ کَمالِهِ ، فَما کانَتْ اِلّا ساعَةً وَ اِذا بِوَلَدِیَ الحَسَنِ (4)عَلَیْهِ السَّلامُ قَدْ اَقْبَلَ ، وَقالَ: اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمّاهُ ! (5)فَقُلْتُ: وَعَلَیْکَ السَّلامُ یا قُرَّةَ عَیْنِی وَ ثَمَرَةَ فُؤادِی ! (6)فَقالَ: یا اُمّاهُ ! اِنِّی اَشَمُّ عِنْدَکِ رآئِحَةً طَیِّبَةً ، کَاَنَّها (7)
1) بیاور برایم عبای یمانی را و مرا بدان بپوشان ، من برایش آوردم
2) عبای یمانی را و او را بدان پوشاندم ، و همواره به او مینگریستم
3) و در آن حال چهرهاش میدرخشید ، همانند ماه شب چهارده
4) به طور کامل ، پس ساعتی نگذشت که دیدم فرزندم حسن
5) - که درود خدا بر او باد - وارد شد ، و گفت: درود بر تو ای مادر !
6) گفتم: بر تو باد درود ای نور دیدهام و میوه دلم !
7) گفت: مادر جان ! من در نزد تو بوی خوشی استشمام میکنم ، گویا
رآئِحَةُ جَدِّی رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ، (1)فَقُلْتُ: نَعَمْ ، اِنَّ جَدَّکَ تَحْتَ الکِسآءِ ، فَاَقْبَلَ الحَسَنُ (2)نَحْوَ الکِسآءِ ، وَ قالَ: اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا جَدّاهُ ، یا (3)رَسُولَ اللَّهِ ! اَتَأْذَنُ لِی اَنْ اَدْخُلَ مَعَکَ تَحْتَ الکِسآءِ؟ (4)فَقالَ: وَ عَلَیْکَ السَّلامُ یا وَلَدِی وَ یا صاحِبَ (5)حَوْضِی ! قَدْ اَذِنْتُ لَکَ ، فَدَخَلَ مَعَهُ تَحْتَ الکِسآءِ . (6)فَما کانَتْ اِلّا ساعَةً وَ اِذا بِوَلَدِیَ الحُسَیْنِ عَلَیْهِ (7)
1) بوی جدّم رسول خدا - که درود خداوند بر او و خاندانش باد - است ،
2) گفتم: آری ، همانا جدّ تو در زیر عباست ، پس حسن
3) به طرف عبا رفت ، و گفت: درود بر تو ای جدّ بزرگوار ، ای
4) رسول خدا ! آیا به من اجازه میدهی که وارد شوم با تو در زیر عبا ؟
5) فرمود: بر تو باد سلام ای فرزندم و ای صاحب
6) حوض من ! اجازه دادم تو را ، پس حسن با آن جناب به زیر عبا رفت .
7) ساعتی نگذشت که فرزندم حسین - که درود خدا
السَّلامُ قَدْ اَقْبَلَ ، وَ قالَ: اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمّاهُ ! (1)فَقُلْتُ: وَ عَلَیْکَ السَّلامُ یا وَلَدِی وَ یا قُرَّةَ عَیْنِی (2)وَ ثَمَرَةَ فُؤادِی ، فَقالَ لِی: یا اُمّاهُ ! اِنِّی اَشَمُّ عِنْدَکِ (3)رآئِحَةً طَیِّبَةً ، کَاَنَّها رآئِحَةُ جَدِّی رَسُولِ اللَّهِ، فَقُلْتُ: (4)نَعَمْ ، اِنَّ جَدَّکَ وَاَخاکَ تَحْتَ الکِسآءِ، فَدَنَی الحُسَیْنُ (5)نَحْوَ الکِسآءِ وَقالَ: اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا جَدّاهُ! اَلسَّلامُ (6)عَلَیْکَ یا مَنِ اخْتارَهُ اللَّهُ ! اَتَأْذَنُ لِی اَنْ اَکُونَ مَعَکُما (7)
1) بر او باد - وارد شد ، و گفت: درود بر تو ای مادر !
2) گفتم: بر تو باد درود ای فرزندم و ای نور دیدهام
3) و میوه دلم ، گفت: مادر جان ! من استشمام میکنم در نزد تو
4) بوی خوشی را ، گویا بوی جدّم رسول خدا است ، گفتم:
5) آری همانا جدّ تو و برادرت در زیر عبا هستند ، حسین نزدیک
6) عبا رفته و گفت: درود بر تو ای جدّ بزرگوار ! درود
7) بر تو ای کسی که خدا او را برگزید ! آیا به من اجازه میدهی که داخل شوم با شما
تَحْتَ الکِسآءِ ؟ فَقالَ: وَ عَلَیْکَ السَّلامُ یا وَلَدِی (1)وَ یا شافِعَ اُمَّتِی ! قَدْ اَذِنْتُ لَکَ ، فَدَخَلَ مَعَهُما تَحْتَ (2)الکِسآءِ . فَاَقْبَلَ عِنْدَ ذلِکَ اَبُوالحَسَنِ عَلِیُّ بْنُ (3)اَبِیطالِبٍ وَ قالَ: اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ ! (4)فَقُلْتُ: وَ عَلَیْکَ السَّلامُ یا اَبَا الحَسَنِ وَ یا اَمِیرَ (5)المُؤْمِنِینَ ! فَقالَ: یا فاطِمَةُ ! اِنِّی اَشَمُّ عِنْدَکِ رآئِحَةً (6)طَیِّبَةً ، کَاَنَّها رآئِحَةُ اَخِی وَ ابْنِ عَمِّی رَسُولِ اللَّهِ ، (7)
1) در زیر عبا ؟ فرمود: و بر تو باد درود ای فرزندم
2) و ای شفاعت کننده امّتم ! به تو اجازه دادم ، پس او نیز با آن دو وارد شد در زیر
3) عبا . در این هنگام ابوالحسن علی فرزند
4) ابیطالب وارد شد و فرمود: درود بر تو ای دختر رسول خدا !
5) گفتم: و بر تو باد درود ای اباالحسن و ای پیشوای
6) مؤمنان ! فرمود: ای فاطمه ! من استشمام میکنم در نزد تو
7) بوی خوشی ، گویا بوی برادرم و پسر عمویم رسول خداست .
فَقُلْتُ: نَعَمْ ، ها هُوَ مَعَ وَلَدَیْکَ تَحْتَ الکِسآءِ ، (1)فَاَقْبَلَ عَلِیٌّ نَحْوَ الکِسآءِ وَ قالَ: اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا (2)رَسُولَ اللَّهِ! اَتَأْذَنُ لِی اَنْ اَکُونَ مَعَکُمْ تَحْتَ الکِسآءِ؟ (3)قالَ: وَ عَلَیْکَ السَّلامُ یا اَخِی وَ وَصِیِّی وَ خَلِیفَتِی (4)وَ صاحِبَ لِوآئِی ! قَدْ اَذِنْتُ لَکَ ، فَدَخَلَ عَلِیٌّ تَحْتَ (5)الکِسآءِ ، ثُمَّ اَتَیْتُ نَحْوَ الکِسآءِ وَقُلْتُ: اَلسَّلامُ (6)عَلَیْکَ یا اَبَتاُه یا رَسُولَ اللَّهِ ! اَ تَأْذَنُ لِی اَنْ اَکُونَ (7)
1) گفتم: آری ، این اوست که با دو فرزندت در زیر عبا هستند ،
2) پس علی نیز به طرف عبا رفت و گفت: درود بر تو ای
3) رسول خدا ! آیا اجازه میدهی که من نیز با شما در زیر عبا باشم ؟
4) رسول خدا به او فرمود: و بر تو باد درود ای برادر من و ای وصی و جانشین من
5) و پرچمدار من ! به تو اجازه دادم ، پس علی نیز وارد در زیر عبا شد ،
6) در این هنگام من نیز به طرف عبا رفتم و عرض کردم: درود
7) بر تو ای پدر جان ای رسول خدا ! آیا به من هم اجازه میدهی که با شما
مَعَکُمْ تَحْتَ الکِسآءِ ؟ قالَ: وَ عَلَیْکِ السَّلامُ یا بِنْتِی (1)وَ یا بِضْعَتِی ! قَدْ اَذِنْتُ لَکِ ، فَدَخَلْتُ تَحْتَ الکِسآءِ ، (2)فَلَمَّا اکْتَمَلْنا جَمِیعاً تَحْتَ الکِسآءِ ، اَخَذَ اَبِی رَسُولُ (3)اللَّهِ بِطَرَفَیِ الکِسآءِ، وَاَوْمَأَ بِیَدِهِ الیُمْنی اِلَی السَّمآءِ،(4)وَ قالَ: اَللّهُمَّ اِنَّ هؤُلآءِ اَهْلُ بَیْتِی وَخآصَّتِی (5)وَ حآمَّتِی ، لَحْمُهُمْ لَحْمِی وَ دَمُهُمْ دَمِی ، یُؤْلِمُنِی (6)ما یُؤْلِمُهُمْ ، وَ یَحْزُنُنِی ما یَحْزُنُهُمْ ، أَنَا حَرْبٌ لِمَنْ (7)
1) در زیر عبا باشم ؟ فرمود: و بر تو باد درود ای دخترم و ای
2) پاره تنم ! به تو هم اجازه دادم ، پس من نیز به زیر عبا رفتم ، و چون
3) همگی در زیر عبا جمع شدیم ، پدرم رسول خدا
4) دو طرف عبا را گرفت ، و با دست راست به سوی آسمان اشاره کرد ،
5) و فرمود: خدایا ! اینان خاندان من و برگزیدگان قوم من
6) و نزدیکانم هستند ، گوشتشان گوشت من و خونشان خون من است ، میآزارد مرا
7) هرچه آنها را بیازارد ، و غمگین کند مرا هرچه آنها را غمگین کند ، من در جنگم با هرکه با
حارَبَهُمْ ، وَ سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَهُمْ ، وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عاداهُمْ ، (1)وَ مُحِبٌّ لِمَنْ اَحَبَّهُمْ ، اِنَّهُمْ مِنِّی وَ أَنَا مِنْهُمْ ، فَاجْعَلْ (2)صَلَواتِکَ وَبَرَکاتِکَ وَرَحْمَتَکَ وَغُفْرانَکَ وَرِضْوانَکَ (3)عَلَیَّ وَ عَلَیْهِمْ ، وَ اَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ ، وَ طَهِّرْهُمْ (4)تَطْهِیراً . فَقالَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ: یا مَلآئِکَتِی وَیا سُکّانَ (5)سَماواتِی ! اِنِّی ما خَلَقْتُ سَمآءً مَبْنِیَّةً ، وَ لا اَرْضاً (6)مَدْحِیَّةً ، وَ لا قَمَراً مُنِیراً ، وَ لا شَمْساً مُضِیئَةً ، وَ لا (7)
1) آنها بجنگد ، و در صلحم با هرکه با آنها در صلح است ، و دشمنم با هرکه با آنها دشمنی کند ،
2) و دوست دارم هرکه آنها را دوست دارد ، اینان از منند و من از ایشانم ، پس بفرست
3) درودهای خود و برکتهایت و مهرت و آمرزشت و خوشنودیات را
4) بر من و بر ایشان ، و دور کن از ایشان پلیدی را ، و پاکیزهشان کن
5) به خوبی . پس خدای عزّوجلّ فرمود: ای فرشتگان من و ای ساکنان
6) آسمانهایم ! به راستی که من نیافریدم آسمان بنا شده ، و نه زمین
7) گسترده ، و نه ماه تابان ، و نه آفتاب درخشان ، و نه
فَلَکاً یَدُورُ ، وَ لا بَحْراً یَجْرِی ، وَ لا فُلْکاً یَسْرِی ، (1)اِلّا فِی مَحَبَّةِ هؤُلآءِ الخَمْسَةِ ، اَلَّذِینَ هُمْ تَحْتَ (2)الکِسآءِ . فَقالَ الاَمِینُ جَبْرآئِیلُ: یارَبِّ ! وَ مَنْ تَحْتَ (3)الکِسآءِ ؟ فَقالَ عَزَّوَجَلَّ: هُمْ اَهْلُ بَیْتِ النُّبُوَّةِ وَمَعْدِنُ (4)الرِّسالَةِ ، هُمْ فاطِمَةُ وَاَبُوها وَبَعْلُها وَبَنُوها . فَقالَ (5)جَبْرآئِیلُ: یا رَبِّ اَتَأْذَنُ لِی اَنْ اَهْبِطَ اِلَی الاَرْضِ (6)لِاَکُونَ مَعَهُمْ سادِساً ؟ فَقالَ اللَّهُ: نَعَمْ ، قَدْ اَذِنْتُ لَکَ ، (7)
1) سپهر آسمان که بچرخاند ، و نه دریای روان ، و نه کشتی در جریان را ،
2) مگر به خاطر دوستی این پنج تن ، اینان که در زیر
3) عبایند . پس جبرئیل امین عرض کرد: پروردگارا ! کیانند در زیر
4) عبا ؟ خدای عزّوجلّ فرمود: آنان خاندان نبوت و بنیاد
5) رسالتند ، آنان فاطمه و پدرش و شوهر و دو فرزندش هستند . عرض کرد
6) جبرئیل: پروردگارا ! آیا به من هم اجازه میدهی که فرود آیم به زمین
7) تا ششمین آنها باشم ؟ خدا فرمود: آری ، همانا به تو اجازه دادم ،
فَهَبَطَ الاَمِینُ جَبْرآئِیلُ ، وَ قالَ: اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا (1)رَسُولَ اللَّهِ! العَلِیُّ الاَعْلی یُقْرِؤُکَ السَّلامَ وَ یَخُصُّکَ (2)بِالتَّحِیَّةِ وَ الاِکْرامِ ، وَ یَقُولُ لَکَ: وَ عِزَّتِی وَ جَلالِی (3)اِنِّی ما خَلَقْتُ سَمآءً مَبْنِیَّةً ، وَ لا اَرْضاً مَدْحِیَّةً ، (4)وَ لا قَمَراً مُنِیراً ، وَ لا شَمْساً مُضِیئَةً ، وَ لا فَلَکاً (5)یَدُورُ ، وَ لا بَحْراً یَجْرِی ، وَ لا فُلْکاً یَسْرِی ، اِلّا (6)لِاَجْلِکُمْ وَ مَحَبَّتِکُمْ . وَ قَدْ اَذِنَ لِی اَنْ اَدْخُلَ مَعَکُمْ ، (7)
1) پس جبرئیل امانتدار به زمین آمد ، و گفت: درود بر تو ای
2) رسول خدا ! (پروردگار) والای والاتر درودت میرساند و مخصوص داشته تو را
3) به تحیّت و اکرام ، و میفرماید: به عزّت و جلالم سوگند
4) که من نیافریدم آسمان بنا شده ، و نه زمین گسترده ،
5) و نه ماه تابان ، و نه خورشید درخشان ، و نه سپهر آسمان
6) که بچرخاند ، و نه دریای روان ، و نه کشتی در جریان را ، مگر
7) برای خاطر شما و محبت و دوستی شما . و به من نیز اجازه داده که با شما در زیر عبا باشم ،
فَهَلْ تَأْذَنُ لِی یا رَسُولَ اللَّهِ؟ فَقالَ رَسُولُ اللَّهِ: وَعَلَیْکَ (1)السَّلامُ یا اَمِینَ وَحْیِ اللَّهِ ، اِنَّهُ نَعَمْ قَدْ اَذِنْتُ لَکَ ، (2)فَدَخَلَ جَبْرآئِیلُ مَعَنا تَحْتَ الکِسآءِ . فَقالَ لِاَبِی: اِنَّ (3)اللَّهَ قَدْ اَوْحی اِلَیْکُمْ، یَقُولُ: اِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ (4)عَنْکُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ البَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً ، (5)فَقالَ عَلِیٌّ لِاَبِی: یا رَسُولَ اللَّهِ ! اَخْبِرْنِی ما لِجُلُوسِنا (6)هذا تَحْتَ الکِسآءِ مِنَ الفَضْلِ عِنْدَ اللَّهِ ؟ فَقالَ النَّبِیُّ (7)
1) پس آیا تو هم ای رسول خدا به من اجازه میدهی ؟ رسول خدا فرمود: و بر تو باد
2) درود ای امانتدار وحی خدا ، آری اجازه دادم به تو هم ،
3) پس جبرئیل با ما وارد در زیر عبا شد . و به پدرم گفت: همانا
4) خداوند به سوی شما وحی کرده ، و میفرماید: «همانا خدا میخواهد ببرد
5) پلیدی (و ناپاکی) را از شما خاندان و پاکیزه کند شما را پاکیزگی کامل» ،
6) علی به پدرم گفت: ای رسول خدا ! به من بگو: این نشستن ما
7) در زیر عبا چه فضیلتی (و چه شرافتی) نزد خدا دارد ؟ پیغمبر - که درود خداوند
صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ : وَ الَّذِی بَعَثَنِی بِالحَقِّ نَبِیّاً ، (1)وَ اصْطَفانِی بِالرِّسالَةِ نَجِیّاً ! ما ذُکِرَ خَبَرُنا هذا فِی (2)مَحْفِلٍ مِنْ مَحافِلِ اَهْلِ الاَرْضِ ، وَ فِیهِ جَمْعٌ مِنْ (3)شِیعَتِنا وَ مُحِبِّینا ، اِلّا وَ نَزَلَتْ عَلَیْهِمُ الرَّحْمَةُ ، (4)وَ حَفَّتْ بِهِمُ المَلآئِکَةُ ، وَاسْتَغْفَرَتْ لَهُمْ اِلی اَنْ (5)یَتَفَرَّقُوا! فَقالَ عَلِیٌّ عَلَیْهِ السَّلامُ: اِذاً وَاللَّهِ فُزْنا وَفازَ (6)شِیعَتُنا وَرَبِّ الکَعْبَةِ ، فَقالَ النَّبِیُّ ثانِیاً: یا عَلِیُّ ! (7)
1) بر او و آلش باد - فرمود: سوگند بدان خدایی که مرا برانگیخت به راستی برای پیامبری ،
2) و برگزید به رسالت و نجات دادن (خلق) ! که ذکر نشود این خبر (و سرگذشت) ما در
3) انجمن و محفلی از محافل مردم زمین ، که در آن گروهی از
4) شیعیان و دوستان ما باشند ، جز آنکه نازل شود بر ایشان رحمت (حق) ،
5) و فرا گیرند ایشان را فرشتگان ، و برایشان آمرزش خواهند مادامی که از دور هم
6) پراکنده شوند ! علی - که درود خدا بر او باد - فرمود: به خدا سوگند ما رستگار شدیم
7) و سوگند به پروردگار کعبه شیعیان ما رستگار شدند ، دوباره پیغمبر فرمود: ای علی !
وَ الَّذِی بَعَثَنِی بِالحَقِّ نَبِیّاً ، وَ اصْطَفانِی بِالرِّسالَةِ (1)نَجِیّاً ! ما ذُکِرَ خَبَرُنا هذا فِی مَحْفِلٍ مِنْ مَحافِلِ اَهْلِ (2)الاَرْضِ ، وَفِیهِ جَمْعٌ مِنْ شِیعَتِنا وَ مُحِبِّینا ، وَ فِیهِمْ (3)مَهْمُومٌ اِلّا وَ فَرَّجَ اللَّهُ هَمَّهُ، وَ لا مَغْمُومٌ اِلّا وَ کَشَفَ (4)اللَّهُ غَمَّهُ ، وَ لا طالِبُ حاجَةٍ اِلّا وَ قَضَی اللَّهُ حاجَتَهُ . (5)فَقالَ عَلِیُّ: اِذاً وَاللَّهِ فُزْنا وَ سُعِدْنا ، وَ کَذلِکَ شِیعَتُنا (6)فازُوا وَ سُعِدُوا فِی الدُّنْیا وَ الآخِرَةِ وَ رَبِّ الکَعْبَةِ. (7)
1) سوگند بدان که برانگیخت مرا به راستی برای پیامبری ، و برگزید مرا برای رسالت
2) و نجات دادن خلق ، ذکر نشده این خبر (و سرگذشت) ما در انجمن و محفلی از محافل مردم
3) زمین ، که در آن گروهی از شیعیان و دوستان ما باشند ، و در میان آنها
4) اندوهناکی باشد جز آنکه خدا اندوهش را برطرف کند ، و نه غمناکی جز آنکه بگشاید
5) خدا غمش را ، و نه حاجتخواهی باشد جز آنکه خدا حاجتش را برآورد .
6) پس علی گفت: بدین ترتیب به خدا سوگند ما کامیاب و سعادتمند شدیم ، و همچنین شیعیان ما
7) کامیاب و سعادتمند شدند در دنیا و آخرت ، به پروردگار کعبه سوگند.
بیش از هزارسال است که از تاریخ بنای این مسجد مقدّس میگذرد. در رابطه با احداث این مسجد، محدّث بزرگوار، آیت اللَّه حاج میرزا حسین نوری طبرسیرحمه الله در کتاب نجم الثاقب حکایت مبسوطی دارد که خلاصه آن چنین است:
«شیخ عفیف صالح، حسن بن مثله جمکرانی چنین نقل میکند: ... من شب سهشنبه هفدهم ماه مبارک رمضان در سرای خود خفته بودم، ناگاه جماعتی مردم به سرای من آمدند، نصفی از شب گذشته مرا بیدار کردند و گفتند: برخیز و طلب مولایت حضرت صاحب الزمانعلیه السلام را اجابت کن که تو را میخواند، برخاستم آماده شدم... چون به در سرای آمدم جماعتی از بزرگان را دیدم، سلام کردم جواب دادند... مرا بیاوردند تا بدان جایگاه که اکنون مسجد است. چون نیک بنگریستم تختی دیدم نهاده و فرشی نیکو بر آن تخت گسترده و بالشهای نیکو نهاده و جوانی سیساله برآن تخت بر چهار بالش تکیه کرده و پیری پیش او نشسته... و فزون از شصت مرد بر آن زمین بر گرد او نماز میخوانند و آن پیر حضرت خضرعلیه السلام بود، پس آن پیر مرا نشاند و امامعلیه السلام مرا با نام خواندند و دستور ساخت مسجد را با تشریفات و مقدمات خاصّی صادر فرمودند».
بنابر نقل مرحوم محدّث نوری در کتاب شریف نجم الثاقب، حضرت امام عصر - ارواحنا له الفداء - خطاب به حسن بن مثله جمکرانی فرمودند: به مردم بگو تا بدین موضع رغبت نمایند و آن را عزیز دارند و در آن چهار رکعت نماز بجای آورند:
الف) دو رکعت نماز تحیّت مسجد: در هر رکعت بعد از سوره حمد، هفت مرتبه سوره توحید «قل هو اللَّه أحد» را بخوانید و در رکوع هفت مرتبه «سبحان ربّی العظیم وبحمده» و در سجده هفت مرتبه «سبحان ربّی الأعلی وبحمده» بگویید.
ب) دو رکعت نماز صاحب الزمانعلیه السلام: در هر رکعت، هنگام خواندن سوره حمد، چون به آیه «إیّاک نعبد وإیّاک نستعین» رسیدید، این آیه را صد مرتبه تکرار کنید، سپس سوره حمد را تمام کرده و سوره توحید «قل هو اللَّه أحد» را یک مرتبه خوانده، و در رکوع هفت مرتبه «سبحان ربّی العظیم وبحمده» و در سجده هفت مرتبه «سبحان ربّی الأعلی وبحمده» بگویید. پس از پایان نماز، تسبیحات حضرت زهراعلیها السلام را گفته، سپس سر به سجده گذارده و صد مرتبه صلوات بفرستید.
امامعلیه السلام فرمودند: «مَنْ صَلّیها فَکَأَنَّما صَلّی فِی البَیْتِ العَتِیقِ» هر کس این نماز را بخواند، گویا در کعبه نماز خوانده است.