ghaemiyeh.com
عنوان و نام پدیدآور : انتظار: بهار و باران واحد تحقیقات مسجد مقدس جمکران
مشخصات نشر : قم مسجد مقدس صاحبالزمان (جمکران ۱۴۱۸ق ۱۳۷۶.
مشخصات ظاهری : ۱۲۰ ص ۹ × ۱۹سم.
فروست : آشنایی با امام زمان علیهالسلام ۱۲.
شابک : ۱۸۰۰ریال ؛ ۳۰۰۰ریال چاپ دوم 964-6705-60-X ؛ ۳۰۰۰ ریال چاپ سوم) ؛ ۳۰۰۰ ریال (چاپ پنجم) ؛ ۶۰۰۰ریال (چاپ ششم)
یادداشت : چاپ دوم: زمستان ۱۳۷۹.
یادداشت : چاپ سوم پاییز ۱۳۸۰.
یادداشت : چاپ پنجم ۱۳۸۲.
یادداشت : چاپ ششم: زمستان ۱۳۸۵.
موضوع : محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم ۲۵۵ق -
موضوع : مهدویت-- انتظار
شناسه افزوده : مسجد جمکران (قم). واحد تحقیقات
شناسه افزوده : مسجد جمکران (قم)
رده بندی کنگره : BP۲۲۴/الف۸ ۱۳۷۶
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۴۶۲
شماره کتابشناسی ملی : م۷۷-۴۲۷۹
انتظار: بهار و باران
واحد تحقیقات مسجد مقدس جمکران
عنوان و نام پدیدآور : انتظار: بهار و باران واحد تحقیقات مسجد مقدس جمکران
مشخصات نشر : قم مسجد مقدس صاحبالزمان (جمکران ۱۴۱۸ق ۱۳۷۶.
مشخصات ظاهری : ۱۲۰ ص ۹ × ۱۹سم.
فروست : آشنایی با امام زمان علیهالسلام ۱۲.
شابک : ۱۸۰۰ریال ؛ ۳۰۰۰ریال چاپ دوم 964-6705-60-X ؛ ۳۰۰۰ ریال چاپ سوم) ؛ ۳۰۰۰ ریال (چاپ پنجم) ؛ ۶۰۰۰ریال (چاپ ششم)
یادداشت : چاپ دوم: زمستان ۱۳۷۹.
یادداشت : چاپ سوم پاییز ۱۳۸۰.
یادداشت : چاپ پنجم ۱۳۸۲.
یادداشت : چاپ ششم: زمستان ۱۳۸۵.
موضوع : محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم ۲۵۵ق -
موضوع : مهدویت-- انتظار
شناسه افزوده : مسجد جمکران (قم). واحد تحقیقات
شناسه افزوده : مسجد جمکران (قم)
رده بندی کنگره : BP۲۲۴/الف۸ ۱۳۷۶
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۴۶۲
شماره کتابشناسی ملی : م۷۷-۴۲۷۹
تصویر
تصویر
« یا صاحب الزّمان ادرکنا »
مبحث انتظار، سابقهای به قدمت تاریخ آفرینش انسان دارد.
از آن زمان که فرشتگان الهی به امر خدا در برابر حضرت آدمعلیه السلام سر به سجده فرود آوردند،(1)بحث انتظار قائم موعودی از سلاله پیامبر خاتم حضرت محمد بن عبداللّهصلی الله علیه وآله وسلم مورد تأمّل قرار گرفت.(2)
از آن زمان که حضرت نوحعلیه السلام پس از نهصد سال اقامت در میان قوم و فراخواندن آنان به دین خدا، ناامید گشت و برای نابودی کافران دعا
نمود،(1)
(سوره نوح، آیه 26).
چشم انتظاری او آغاز گشت.او اگر چه تا آمدن طوفان و نابود شدن کافران زمان خودش بیش از پنجاه سال انتظار نکشید،(2)امّا انتظار چند هزار ساله او، برای غلبه کامل دین خدا و ریشهکن گشتن همگانی کافران تا زمان ظهور حضرت مهدیعلیه السلام، ادامه خواهد یافت.
از آن زمان که حضرت ابراهیمعلیه السلام پایههای کعبه را بالا برد و دعا کرد تا خداوند سر زمین مکّه را جایگاه امنیّت و ایمان قرار دهد،(3)انتظارِ روزی در دلش جاگرفته بود که فرزندی از نسل او و از سلاله آخرین پیامبر خداصلی الله علیه وآله وسلم در همین دیار و در کنار همین خانه، تکیه بر همین پایهها خواهد داد و ندای توحید را به گوش همه جهانیان باز خواهد خواند.(4)
1) 3) رَبِّ لاتَذَرْ عَلَی الْأَرْضِ مِنَ الْکافِرِینَ دَیَّاراً.»
2) 4) کمال الدین، ج 1، ص 134.
3) 5) سوره بقره، آیه 126.
4) 6) والقائمعلیه السلام یومئذ بمکة قد أسند ظَهرَه الی البیت الحرام مستجیراً به فینادی ... و من حاجّنی فی ابراهیم فأنا اولی الناس بابراهیمعلیه السلام و ...» (کمالالدین، ج 1، ص 54 و 55).
از آن زمان که حضرت لوط علیه السلام در برابر فاسدان هوس پرستی که عزّت و احترام میهمانان عرشی و خاندان با ارزش او را مورد تهدید قرار داده بودند، آرزوی داشتن قوّت و تکیه گاهی استوار کرد، اندیشه انتظار قائم در روح و جانش جاری بود.
لوط گفت:
«کاش برای مقابله با شما قدرتی داشتم یا به تکیه گاهی استوار پناه میجستم.»(1)
(سوره هود، آیه 80 ).
امام صادقعلیه السلام فرمود:
«حضرت لوط این سخن را نگفت مگر به عنوان تمنّای دسترسی به قدرت قائم ماعلیه السلام ، و آن تکیهگاه استوار چیزی نبود جز استواری و توانایی یاران او! زیرا هر یک از آنان دارای قدرت چهل مرد و قلبش قویتر از قطعههای فولاد است. آنان اگر بر کوههای
1) 7) قَالَ لَوْ أَنَّ لِی بِکُمْ قُوَّةً أَوْ ءَاوِی إِلَی رُکْنِ شَدِیدٍ.»
آهنین گذرند، آن را از بیخ و بن بر آورند. و شمشیرهایشان در غلاف نیارامد، مگر اینکه خدای تعالی راضی شود.»(1)
از آن زمان که حضرت موسیعلیه السلام مردم را به مبارزه با فرعون فرا خواند و آنان را به یاری طلبیدن از خدا و شکیبایی تشویق کرد، بارقه انتظار حضرت مهدیعلیه السلام در جانش میدرخشید، و در آرزوی حاکمیت مطلق او بود که بشارت داد:
«همانا زمین از آن خداست و آن را به هر یک از بندگانش که بخواهد به ارث خواهد رساند، و فرجام نیکو برای تقوی پیشگان است.»(2)
(سوره اعراف، آیه 128).
(موسی در جواب تهدیدهای فرعونیان به قوم خویش گفت: از خدا یاری بجویید و شکیبا باشید.)
از آن زمان که حضرت عیسیعلیه السلام با دلی سرشار از مهربانی و با جانی سوخته از عشق، مردم را به همدلی و همداستانی دعوت کرد و آیههای محبّت را در گوش جان آنان زمزمه کرد، تذکّر به انتظار را جزو آیین خویش قرار داد(1)
(سوره مائده، آیه 14).
«امام صادقعلیه السلام فرمود: بزودی آن بخش فراموش شده را به یاد میآورند و گروهی از آنان با حضرت قائمعلیه السلام قیام خواهند کرد.»
(المحجّة فیما نزل فیقائم الحجّة، ص 63، به نقل از کافی، ج5، ص 352).
و زمانی که در برابر ناسپاسی و عداوت و ایمان ستیزی مردمی که به کشتن او برخاسته بودند به جوار قدس آسمانیان بالا رفت، انتظار تاریخی خود را برای فرود آمدن در کنار کعبه و نمازگزاردنِ به امامت مهدیعلیه السلام و یاری کردن او را آغاز کرد.(2)(کمال الدین، ج 1، ص 160 و 163).
پس از آن نیز، از زمان پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم تا آخرین لحظات عمر امام حسن عسکریعلیه السلام هرگز امر انتظار فرج، مورد غفلت واقع نگشت و جلوههای گوناگون انتظار در ضمن صدها روایت از پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله وسلم و دهها روایت از امیرالمؤمنینعلیه السلام و هر یک از امامان معصومعلیهم السلام، تجلّی یافت و در همه قرون گذشته نیز همین نور انتظار بود، که سینه به سینه از نسلی تا نسل دیگر، همواره آفاق جان و دل منتظران را در طی همه بحرانها و فتنهها روشن داشته است.
و اینک دوران ما، به عنوان حسّاسترین بخش از دوران غیبتِ آخرین حجّت الهی، حضرت مهدیعلیه السلام، تابناکترین عصر انتظار به شمار میرود.
پر شکوهترین و بی مانندترین قیام مردمی شیعه، به رهبری سرخیل شیفتگان و منتظران حضرت مهدیعلیه السلام و با فداکاری و جانبازی و خونفشانی میلیونها انسان پاکباخته راه انتظار ، در این دوران به ثمر نشسته، تا در قالب جمهوری اسلامی ایران، اسوه و الگویی برای همه جهانیان
باشد و دنیا را به سمت انتظارِ حکومت جهانی امام زمانعلیه السلام سوق دهد.
در آن روزگاران که در این مملکت؛
هر نوع آزادی تبلیغ میشد جز «آزادی اندیشه دینی»!
هر نوع سخنی آزاد بود جز سخن از «رهبری مذهبی»!
هر کالایی خریدار داشت جز «قرآن»!
هر حرکتی مجاز بود جز حرکت در راه «اسلام ناب»!
در آن روزگار که «اسلام» را تسلیم در برابر سلطه حاکم!
«قرآن» را کتابی متبرّک برای عروسیها و عزاها!
«ولایت» را اقامه مراسمی سرگرم کننده در ولادتها و شهادتهای ائمهعلیهم السلام !
و «انتظار» را سکوتی ذلیلانه و نشستنی عافیت طلبانه! میخواستند، امام راحل برخاست و مردم را با انگیزه «چشم انتظاریِ خورشید» به سمت روشناییها هدایت کرد و مردم شیعه
چشمانتظار که اینک «اسلام» را به عنوان «برنامه زندگی»،
«قرآن» را به عنوان «کتاب قانون»،
«ولایت» را به عنوان «رهبری مبتنی بر وحی»،
و «انتظار» را به عنوان «حرکتی پرشور و پر امید» به سمت هدفهای آسمانی پذیرفته بودند تحت رهبریهای امام، با ایمان به پیروزی قطعی و نافرجام نماندن قیام، علیه طاغوت و استکبار شوریدند و با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، راه پرافتخار استقلال و رهایی و عزّت را به سایر ملّتهای حرمان کشیده و در بند دنیا نشان دادند.
اینک نیز در پایان دومین دهه این انقلاب همه جانبه، «همان امّت» به رهبری فرزند برومند «همان امام» (قدس اللّه نفسه) برای آشناتر کردن سرگشتگان دنیای مادّیت با انتظار حقیقی و فتح آفاق تازهتری از آرمانهای موعود، با ایمانی راسخ و با عزمی استوار، همچنان نستوهانه و بیتردید در راهند.
واحد تحقیقات مسجد مقدّس جمکران، در آستانه سالگرد میلاد منجی عالم بشریّت حضرت مهدیعلیه السلام، حاصل تلاشی مختصر در زمینه بازشناسی انتظار را خدمت همه شیفتگان و منتظران امام زمانعلیه السلام تقدیم میدارد.
به این امید که این خدمت ناچیز، در آستان مقدّس آن امام بزرگوار مورد قبول و عنایت قرار گیرد و به دعای حضرتش، خداوند چشمان منتظران را به دیدن جمال نورانیش فروغ و روشنی بخشد.
«یا ایّها العزیز مسّنا و اهلنا الضّرّ و جئنا ببضاعة مزجاة فأوف لنا الکیل و تصدّق علینا إنّ اللّه یجزی المتصدقین.»(1)
والسلام واحد تحقیقات
مسجد مقدّس جمکران - قم
15 شعبان 1418
1) 13) سوره یوسف، آیه 88 .
انتظار: دیده به راه دوختن است،
لحظه شماری کردن برای دیدار کسی یا انجام واقعهای است،
به امید کسی یا چیزی ماندن است،
چشم داشتن و توقّع کاری یا حادثهای است،
نگران شخص عزیزی یا امر مهمّی بودن است.
انتظار: امیدواری، چشم به راهی، آمادگی، نگرانی، چشم داشت و درنگ است.(1)
امّا انتظار مهدیعلیه السلام : همه اینها و فراتر از اینهاست.
انتظار مهدیعلیه السلام: ایمان به «غیب» اقرار به
1) 14) با مراجعه به کتابهای معتبر لغت، همچون: لسان العرب، مجمع البحرین، مفردات راغب المنجد، دهخدا، معین و ... .
«ولایت» و باورداشت حق حاکمیت «قرآن» است.
عصاره «یقین»، چکیده «تقوی» و خلاصه «عمل صالح» است.
عشق به «زیباییها»، التزام به «خوبیها» و شوق به «کمالات» است.
«تلاش» برای «یافتن»، «مقاومت» برای «رسیدن» و «جهاد» برای «ساختن» است.
انتظار مهدیعلیه السلام : روایت «اشتیاق»، حدیث «جستجو» و قصّه «وصل» است.
انتظار مهدیعلیه السلام : اقتدای به او، بیعت با او، و سرسپاری به فرمان اوست. رمز پایداری، سرّ استقامت و راز جانبازی در راه اوست.
انتظار مهدیعلیه السلام : «عامل رشد»، «پشتوانه مقاومت» و «ضامن پیروزی» پیروان امامت است.
انتظار مهدیعلیه السلام : سنگربانی «عقیده»، مرزبانی «اندیشه» و مبارزه در راه پاسداری از «فرهنگ اسلام و ولایت» است.
انتظار مهدیعلیه السلام : انتظار روز ظهور اوست و انتظار روز ظهور او، انتظار غلبه اسلام و قرآن است و انتظار غلبه اسلام و قرآن، انتظار تحقق وعدههای خداوند است.
انتظار امام زمانعلیه السلام از چنان عظمتی بر خوردار است که در برخی روایات، نه در ردیف فروع دین بلکه در شمار اصول و قواعد اساسی دین قرار گرفته است.
انتظار در کنار شهادت به توحید (شهادة أن لا اله اِلاّ اللَّه) و ایمان به پیامبر (و أنَّ محمّداً عبده و رسوله) و اعتراف به قرآن (تقرّ بماجاء من عنداللَّه) و اقرار به ولایت (والولایة لنا اهل البیت) چه مفهومی جز اصل اساسی بودن آن دارد؟
دین اسلام بدون «انتظار قائمعلیه السلام» ناقص میماند، چنانکه اگر «ولایت علیعلیه السلام » نمیبود ناقص مانده بود. پس همچنانکه اعلام ولایت امیرالمؤمنینعلیه السلام باعث تکمیل دین و اتمام
نعمت الهی و رضایت خدا نسبت به اسلام بود، انتظار مهدیعلیه السلام نیز موجب کمال دین و تمام نعمت و رضای خداوند است.
خداوند «دین بی ولایت» را نمیپذیرد چنانکه «ولایت بیانتظار» را نمیپذیرد و این خود به این معناست که خداوند «دین بی انتظار» را نمیپذیرد و همین است که امام صادقعلیه السلام همه آن اصول را تحت این عنوان میفرماید که:
«اَلا اخبرکم بما لایقبل اللّه عزّوجلّ من العباد عملاً اِلاّ به».(1)
«آیا شما را خبر ندهم از آنچه که خداوند بدون آن هیچ عملی را از بندگانش نمیپذیرد؟»
و امام باقرعلیه السلام از مضمونی شبیه به آنچه ذکر شد عنوانی روشنتر و رساتر ذکر میفرماید:
«الدّین الّذی یقبل اللّه فیه العمل.»
«دینی که خداوند بر اساس آن عمل بندگانش را میپذیرد.»(2)
در این حدیث شریف که در غیبت نعمانی و امالی شیخ طوسی و اصول کافی با مختصر اختلافی نقل شده و با وجوه مختلفه آن در کتاب ارزشمند بحارالأنوار نیز آمده است، اصولی دیگر چون برائت از دشمنان اهلبیت و تسلیم بودن در برابر فرمان امامانعلیهم السلام و پرهیزگاری و سختکوشی در راه دین و ثبات و طمأنینه نیز ذکر شده است.
و از مجموع آن نکاتی چند در خور تأمّل است:
1 - انتظار یکی از پایههای اساسی دینِ مورد قبول خداوند را تشکیل میدهد.
2 - قرار گرفتن انتظار حضرت مهدیعلیه السلام در کنار شهادت به توحید و نبوّت و ولایت، حاکی از شدّت اهمیّت و اعتبار آن در نزد خداوند است.
3 - خداوند بر اساس مجموعه اصول مذکور است که اعمال بندگانش را میپذیرد، بنابراین اگر نقصی از ناحیه هر یک از اصول پیش آید
مقتضی برای قبولی اعمال حاصل نخواهد گشت، و بر اساس همین نکته است که میتوان گفت: «هیچ عملی را از بنده غیر منتظِر نمیپذیرند.»
4 - آمدن دو اصل پرهیزکاری و سختکوشی (ورع و اجتهاد) هم ردیف با انتظار قائمعلیه السلام علاوه بر تصریح به جدایی ناپذیر بودن «انتظار و ورع» و نیز «انتظار و اجتهاد»، به کامل نبودن دین بدون آن دو نیز، دلالت دارد؛ همچنانکه به عدم قبول انتظار بدون آن دو اشاره دارد.
5 - در پایان حدیث این عبارت آمده است:
«إنّ لنا دولةً یجیئ اللَّه بها اذا شاء.»
«ما را دولتی هست که هر زمان خدا بخواهد آن را پدیدار خواهد ساخت.»(1)
این عبارت را میتوان «حکمت انتظار» دانست، یعنی از آنرو که دولت پایدار و جهانی اهلبیتعلیهم السلام روزی به دست امام زمانعلیه السلام و به
1) 17) مدرک پیشین.
اراده خدا عملی خواهد گشت و در آن همه اهداف پیامبرانعلیهم السلام تعالیم قرآن و اهلبیت تحقق خواهد، یافت شایسته است که مسلمان موحّد چشم انتظار آن باشد و این انتظار از اصول اساسی دینش به شمار آید.
امیرالمؤمنینعلیه السلام در خطبههای متعددی سخن از انحرافات و نابسامانیهای پیش از ظهور پیامبر به میان میآورد و اوضاع اجتماعی دوران جاهلیت را به بیانهای مختلفی متذکر میشود.
از آن جمله میفرماید:
«خداوند یکتا بنده و پیامبر خویش حضرت محمدصلی الله علیه وآله وسلم را هنگامی فرستاد که نشانههای هدایت به کهنگی گرائیده و جادههای دین محو و نابود شده بود. او حق را آشکار ساخت و مردم را نصیحت نمود و آنها را به سوی کمال هدایت کرد و به میانهروی و عدالت فرمان داد.»(1)
1) 18) نهجالبلاغه، صبحی صالح، خطبه 195.
«خداوند در زمانی پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم را مبعوث ساخت که نه نشانهای از دین برپا، و نه چراغ هدایتی روشن، و نه طریق حقّی آشکار بود!»(1)
«هنگامی او را به رسالت برگزید که با زمان پیامبران پیشین فاصله زیادی ایجاد شده بود، جهانیان از انجام عمل نیک دوری گزیده و منحرف گشته، و ملتها به جهالت و گمراهی گراییده بودند.»(2)
«وی را در آن هنگام که ملتهای جهان به خواب طولانی فرو رفته بودند و تار و پود حقایق از هم گسسته بود، برای هدایت انسانها فرستاد.»(3)
«آن زمان که فتنه و فساد جهان را فراگرفته بود. کارهای خلاف در میان مردم منتشر، و آتش جنگ زبانه میکشید، دنیا
بی نور و پر از مکر و فریب گشته بود. برگهای درخت زندگی به زردی گراییده، از ثمره زندگی خبری نبود، آب حیات انسانی به اعماق زمین فرو رفته، مناره های هدایت مندرس گشته و پرچمهای هلاکت و بدبختی آشکار شده بود، دنیا با چهرهای زشت به اهلش مینگریست و در برابر جویندگانش عبوس و گرفته جلوه میکرد. میوه درختِ آن، فتنه و طعامش مردار بود. در درون، وحشت و اضطراب و در برون، شمشیر حکومت میکرد.»(1)
«ناگهان طلوع کنندهای طالع گشت، درخشندهای درخشید، آشکار شوندهای آشکار گردید. آنچه از جاده حق منحرف گشته بود به راه راست بازگشت، خداوند گروهی را به گروهی دیگر تبدیل کرد و روزگاری را به روزگاری دیگر دگرگون ساخت.
1) 22) مدرک پیشین، خطبه 89 .
و ما همانند کسانی که در خشکسالی، چشم انتظار بارانند، در انتظار این دگرگونیها بودیم.»(1)
به راستی در آن «شب سیاه ستم»، در آن «ظلمت دامن گستر جهل»، در آن «ضلالت مطلق» چه چیزی جز «امید طلوع سپیده» میتواند حق باوران را به استقامت وا دارد؟
چه چیزی جز «انتظار درخشش خورشید» میتواند ریشه ایمان را در دلها زنده نگهدارد؟
به راستی در آن «پاییز زندگی»، چه چیزی جز چشم به راه بهارِ ماندن، میتواند شوق جوانه زدن، اشتیاق روییدن، و آرزوی ثمر دادن را، در دلِ بذرِ نهفته در خاک، زنده بدارد؟
چه زیباست تعبیر خیال انگیز و حکمت آمیز چشم انتظار باران بودن، در خشکسال! خصوصاً برای کسانی که در آخرالزمان زندگی میکنند! زیرا این دوران را به دوران جاهلیت تشبیه
1) 23) مدرک پیشین خطبه 152.
کردهاند، چنانکه ظهور صاحبالزمانعلیه السلام را با بعثت پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم همانند دانستهاند.
پس اگر خشکسالی تکرار شود چه چارهای هست جز به چشم انتظار باران بودن؟! در «خشکسالی» عاطفهها، در «قحطی» محبت و مهربانی، در «تنگدستی» آسمان ایمان و «بینوایی» زمین عمل، در «عطش» دشتهای احساس و «بیآبی» چاههای وجدان، در «سوزش» کامهای تشنه عدل و انصاف، و در «تفتیدگی» جگرهای سوخته به آتش ظلم و گناه، چه باید کرد، جز «انتظار باران» کشیدن؟!
خوشا روزی که ناگهان طلوع کنندهای طالع گردد، درخشندهای بدرخشد، آشکار شوندهای آشکار شود و آنچه از جاده حق منحرف گشته به راه راست بازگردد.
خداوند گروهی را به گروهی دیگر تبدیل کند و روزگاری را به روزگاری دیگر دگرگون سازد و ما همانند کسانی که در خشکسالی، چشم انتظار بارانند، در انتظار این دگرگونیها بوده باشیم.
راستی آیا میشود وقتی قحطسالی به پایان میرسد و بارش باران رحمت پروردگار آغاز میشود ما از گروه منتظران باشیم؟!
آیا میشود وقتی حضرت مهدیعلیه السلام میآید، با جانی سوخته از اشتیاق، منتظرانه به استقبالش برویم؟!
در روایتی از امیرالمؤمنینعلیه السلام آمده است:
«کسی که در انتظار اقامه نماز به سر برد در طی زمان انتظارش، در حال نماز محسوب میشود».(1)
و به همین مقدار اکتفا ننمود بلکه در جای دیگر فرمود:
«کسی که منتظر وقت نماز بماند بعد از ادای نمازش در زمره زیارت کنندگان خدای عزوجل به شمار میآید.»(2)
اقامه نماز اگر چه ستون دین است، امّا همه دین نیست. نماز با همه اهمیّتی که دارد تنها
بخشی از تعالیم انسانساز اسلام و تنها یکی از راههای اصلی، قرب به خداوند است. نماز در کنار روزه و حج و جهاد و خمس و زکات و سایر احکام نورانی قرآن، تنها یکی از فروع دین به شمار میرود و اهمیّتش هرگز بالاتر از اصول دین نیست.
حال اگر قرار باشد به فرموده مولای متقیان، که کلامش برگرفته از کلام پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم و ریشهدار در سخن خدای عزّوجلّ است، ارزش انتظار یک مؤمن برای برگزار شدن نماز جماعت و یا حتی رسیدن وقت، برای ادای نمازِ خودش در حدّی باشد که نفس زدنهایش را قرائت و ذکر نماز، و نشستنش را قیام و رکوع و سجود نماز بشمارند و او را در حال انجام نماز محسوب دارند، باید دید منتظران قیام دینِ مجسّد و عدالت موعود، حضرت مهدیعلیه السلام را در چه مقام و منزلتی میبینند؟
باید دید آنها که منتظر اقامه تمامیّت دین و پیاده شدن همه تعالیم حیاتبخش اسلام هستند
در نزد خدا و امینان او چه جایگاهی دارند؟
راستی اگر قرار باشد کسی که در انتظار داخل شدن وقت نماز بسر برده و شوق «ایستادن در برابر معبود» او را چشم به راه «اذان» قرار داده است بعد از نماز در شمار دیدار کنندگان خدا (زوّار اللَّه) قرار گیرد، کسی که در انتظار فرار رسیدن وقت «ظهور روح نماز و عبادت» بسر برده است، کسی که اشتیاق «سر نهادن همه جهانیان به اطاعت معبود» او را چشم به راه قیام مهدیعلیه السلام قرار داده است، در شمار چه طائفهای از مقرّبین خداوند است؟!
بیهوده نیست که جایگاه منتظر را جایگاه شهید بخون غلطیده در پیش روی رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم دانستهاند. چه مقامی از این بالاتر میتوان تصور کرد؟ شهید که شهادتش دری به سوی بهشت است بی هیچ وصف دیگری، از خاصّان اولیاء است. او با شهادت خود به مقامی دست مییابد که «لیس فوقه برّ» بالاتر از آن فضیلتی نیست.
امّا تنها این مقام در خور منتظِر نیست، مقام او مقام شهیدی است که زیر پرچم پیامبر و در رکاب پیامبر جنگیده و در برابر پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم آخرین مرحله ایمان و جانبازی و ایثارش را به نمایش گذاشته و در پیشگاه او به خاک و خون طپیده است.
زیباتر اینکه منتظِر نماز مینشیند و چشم انتظار وقت نماز یا برپایی نماز جماعت میماند، امّا منتظِر قیام حضرت مهدیعلیه السلام که نماز مجسم، حج و جهاد مجسم، بلکه قرآن مجسّم و دین مجسّم است، در انتظار اقامه نماز و حج و جهاد و ... و در انتظار احیای قرآن و دین بر میخیزد، میکوشد و میخروشد.
و چقدر فاصله است بین اجر نشستگان و برخاستگان!
چقدر دور است فاصله بین مقام منتظران قاعد و قائم!
«احب الاعمال الی اللّه عزّوجلّ انتظار الفرج.»(1)
«رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم و امیرالمؤمنینعلیه السلام»
گرچه به ظاهر در ترجمه این حدیث شریف، فرقی بین دو تعبیر، «الیاللَّه» و «عنداللَّه» نیست، یعنی در هر دو صورت میتوان آن را «در نزد خدا» معنا کرد؛ لکن بعید نیست واژه اوّل - الی - که در اصل به معنای «سوی و جهت و طرف» استعمال میشود، در اینجا نیز حاکی از عنایتی خاصّ باشد که با حکمت و دقّتی که در فرمایش معصومینعلیهم السلام نهفته است، میتواند نشاندهنده حرکتی با سمت و سویی الهی باشد.
1) 26) بحارالأنوار، ج 52، ص 133، باب 22.
به عبارت دیگر وقتی پیامبر خداصلی الله علیه وآله وسلم که لسان صدق خداوندی است و امیرالمؤمنینعلیه السلام که امیر بیان است به جای «احب الاعمال عنداللّه» عبارت «احب الاعمال الی اللَّه» را در مورد انتظار به کار میگیرند، گویا به حرکت آفرینی انتظار نظر دارند، گویا بر آن هستند که انتظار را به عنوان عامل پویایی و رشد «الی اللَّه» و پشتوانه حرکت به سوی خدا معرّفی نمایند.
پس «انتظار فرج» کار است، حرکت است، تلاشی هدفمند است و با بیهدفی و سکون و تن آسایی سازگاری ندارد.
دیگر اینکه در انتظار چون حرکت و عملی در راستای اراده خداوند و در جهت عملی شدن وعدههای او صورت میگیرد، محبوب خداست.
و دیگر اینکه چون انتظار در تحقّق احکام الهی و آرمانهای توحیدی نقشی تعیین کنندهتر از سایر اعمال دارد، بیشتر از آنها مورد محبّت خداست.
پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم فرمود:
«افضل اعمال امّتی انتظار الفرج.(1)
برترین کارهای امت من انتظار فرج است.
و فرمود:
«انتظار الفرج عبادة.»(2)
انتظار فرج عبادت است.
و فرمود:
«افضل العبادة انتظار الفرج.»(3)
والاترین عبادت، انتظار فرج است.
و فرمود:
«افضل جهاد امّتی انتظار الفرج.»(1)
بالاترین جهاد امت من، انتظار فرج است.
در میان همه خلایق، امّتی والاتر از امّت حضرت محمّدصلی الله علیه وآله وسلم نمیتوان یافت، و چون چنین است اعمال امت پیامبر والاتر از اعمال همه امّتهاست.
در میان چنین اعمال والایی از امّت پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم والاتر از «انتظار فرج» نمیتوان یافت، چون «انتظار فرج» انتظار «قدرت اسلام و توحید» است. انتظار «حاکمیّت وحی و ولایت» است، انتظار اجرای حدود الهی و احکام قرآنی است.
از دیگر سو، «انتظار فرج» عمل است، کار و تلاش و تکاپو است و چه عملی از مقدمهسازی برای قدرتمند گشتن اسلام و توحید و به حاکمیت رسیدن وحی و ولایت و اجرا شدن
1) 30) تحف العقول، ص 33، بحارالأنوار، ج 51، ص 156.
حدود الهی و احکام قرآنی، مقدّستر و پسندیدهتر و با فضیلتتر است؟
در کلام نورانی پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم به همین بسنده نمیشود که «انتظار فرج»، والاترین عمل از والاترین امّت به شمار رود. بلکه بالاترین درجه از با ارزشترین عمل مؤمنین یعنی «عبادت» که نمایش خالصانه اطاعت و بندگی خداست، به آن اختصاص مییابد.
«انتظار فرج»، عبادت است زیرا جلوهای زیبا از گردن گزاری به فرمان خدا و گردن فرازی در برابر طاغوتیان است و قصد قربت میطلبد. و بالاترین عبادت است چون رنگ گرفته از ایمانی راستین به خدا و پیامبر و رستاخیز، و برخاسته از باوری پویا به امامت و ولایت و حق حاکمیت قرآن، و مستلزم ایثار و استقامت و فداکاری است.
و به این نیز اکتفا نمیشود بلکه «انتظار فرج» نه تنها جهاد، بلکه بالاترین جهاد امت پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم محسوب میشود. جهاد که خود شورانگیزترین و سرنوشت سازترین حرکت
عبادی مؤمنان است، درجاتی دارد و برترین این درجات در کلام نورانی امین وحی به «انتظار فرج» اختصاص یافته است.
راستی این چه شکوه شگرفی است که در «انتظار فرج» نهفته و آن چه حماسه و شور شعوری است که چنین منزلتی شگفت به «انتظار فرج» بخشیده است؟!
«المنتظر لأمرنا کالمتشحّط بدمه فیسبیل اللّه.»(1)
تشبیه در هر زبانی از یک نوع قاعده منطقی عام پیروی میکند که تکیه بر استدلال و خِرد دارد، و تابع ذوقیّات محض و هنر مطلق نیست.
تشبیه نوعی تصرّف ذوقی است امّا با قانونمندی عقلی، نوعی کاربرد هنری است امّا با شیوهای خِردپذیر.
اگر اشک را به شبنم، و گونههای طفلی یتیم را به گلبرگ تشبیه میکنند، اولی از جهت زلالیّت و طهارت و دیگری از باب لطافت و زیبایی است.
اگر دلاوران را به کوه، و فریاد بلندشان را
1) 31) بحار، ج 52، ص 123.
به رعد همانند میکنند، اولی از نظر صلابت و پایمردی، و دیگری از حیث مهابت و خروشندگی است.
اینجا نیز اگر منتظران ظهور، به در خون طپیدگان راه خدا تشبیه شدهاند، همه میپذیرند که باید نوعی یکسانی و همانندی بینشان برقرار باشد. امّا از چه جهتی؟
آیا میتوان پذیرفت که در این روایت نورانی، تنها وجه تشبیه بین منتظِر و سردار بخون طپیده راه خدا، در اجر و پاداش قیامت است؟
متأسّفانه مقدّمه بسیاری تحریفات در اسلام مقدّس، اکتفا به تحلیلهای سادهاندیشانه عوام پرور و دریافت و القای مضامین خنثی و غیر مسئولیتآور از بخشی تعالیم حیاتی و انسانساز اسلام است.
امری که باعث شده است تا به عنوان مثال، یکی از نابترین تعالیم مبارزاتی اسلام یعنی «تقیّه» در چنبره سیاست دغل پیشهگان، تا حدّ گوشه نشینی و بی تفاوتی و تا مرز تسلیم
و کرنشی ذلیلانه در برابر نیروی مسلّط باطل سقوط کند. و یا توکّل که یکی از عالیترین جلوههای عرفان انسانهایی مؤمن و مدیر و سختکوش است، به یکی از ابزارهای خمودی و سستی تن پرورانِ مؤمن نما، تبدیل شود.
با توجّه به این مقدّمه، اگر در این حدیث حماسهساز، تنها به اجر و ارزش منتظران اشاره شده و نسبت به فهم انتظار سخنی به میان نیامده باشد، در حقیقت راه تحریفی دیگر بر منحرفین گشوده گشته است.
در این صورت آنان که انتظار را دست روی دست نهادن و در خانه نشستن و دیده به در دوختن میشمارند و آنها که انتظار را تسلیم به وضعیّت انحراف آلوده موجود و امیدوار بودن به وضعیّت ایدهآل در آینده میدانند، چه مانع ورادعی دارند که اجر شهید به خون طپیده راه خدا را، برای منتظرانی از این قبیل اثبات کنند؟
براستی در این صورت بحث هماهنگی و همخوانی کلیه تعالیم اسلامی را چگونه میتوان تفسیر کرد؟
اینکه کلیه احکام و فرامین اسلام مجموعهای هماهنگ و نظام گرفته را تشکیل میدهد و در هر زمینهای نوعی قانونمندی واحد بر آن حکومت دارد، نشان میدهد که عظمت اجر و پاداش جز به تناسب میزان دشواری عمل و کثرت رنج در راه خدا نیست. نمیشود قبول کرد کسی که به همه تعلقاتش پشت کرده، از همه لذتها و خوشیها دست شسته و شب و روزش را در مجاهدت و جانبازی به سر آورده، با آنکس که هر جور خواسته زندگی کرده، و هر چه دلش مایل بوده خورده و پوشیده، و هر گونه که توانسته به لذت بردن و کامرانی پرداخته، اجری برابر داشته باشد.
این است که باید پذیرفت که این فرمایش پر ارزش امام معصومعلیه السلام، بیش از آنکه در صدد بیان عظمت اجر و پاداش منتظران در روز قیامت باشد، به کیفیت انتظار نظر دارد.
انتظار را نوعی مبارزه میشمارد و سختیهای راه پرنشیب و فراز انتظار را خاطرنشان میسازد.
منتظِر را تلاشگری نستوه میداند که در برابر هر انحرافی میایستد و باالهام از شیوه و آیین امام و مقتدای مورد انتظار خویش در راه اصلاح خود و جامعهاش به جهاد و مقاومت میپردازد و آنقدر میکوشد تا شایستگی همانندی و همنوایی با مجاهدان فی سبیل اللّه را بیابد و عاقبت در این مسیر به چنان اوجی دست مییازد که مثیل و نظیر شهیدان بخون خفته راه خدا گردد. و این است مفهوم انتظار!
سایه نشینان ابر «اهل زمین» اند. آنان که پای بر خاک دارند و فراتر از خاک را تجربه نکردهاند، همانهایند که تا ابر هست از دیدار خورشید محرومند، تا ابر هست از تابش مستقیم آفتاب محرومند.(1)
(کمال الدین، ج 2، ص 458)
«کیفیت بهرهوری از من در دوران غیبتم همچون بهرهبردن از خورشید است زمانی که ابرها آن را از دیدگان فرو پوشیده باشند.»
امّا آنها که بالی یا مجالی برای پرواز دارند، اگر خود پرواز کنند یا بر بال پرندهای نشسته، دل از خاک برکنده و چند صدمتری فراتر از خاک را مشاهده کنند، به آسانی خود را در معرض نگاه مستقیم خورشید میبینند و گرمای آفتاب را
1) 32) حضرت مهدیعلیه السلام : «و امّا وَجهُ الانتفاع بی فی غیبتی فکالانتفاع بالشمس اذا غَیَّبَها عَنِ الابصار السحاب .»
بر رگ و پوست خویش لمس مینمایند.
بلکه اگر اهل پرواز و دل برکندن از خاک هم نباشند، همینکه پایی برای صعود داشته باشند و از گستره عادیِ زندگیِ زمینی فراتر روند، چه بسا هنوز به قله کوه نرسیده، ابرها را زیرپای خویش ببینند و جمال دلا رای خورشید را، بر بالای سر خود نظاره کنند.
منتظرانِ حضرت مهدیعلیه السلام، آن خورشید همیشه فروزان منظومه هستی، چنین حالی دارند. تا آن زمان که دلبستگان به خورد و خواب و خانه و خلوتِ خویشند از دیدار محرومند، اگر چه خود را از منتظران بدانند و برای رسیدن روزی آفتابی، در پی بر طرف شدن ابرهای تیره غیبت، لحظهشماری کنند.
امّا آنگاه که پای در راه خویشتن سازی و دیگرسازی مینهند و صخرههای سخت حوادث و ابتلاءات دوران غیبت را یکی پس از دیگری در مینوردند، دیری نمیپاید که به قلهای آفتاب گرفته دست مییابند و جلالت
بیمثال خورشید عالم افروز زاده زهرا را به تماشا مینشینند.
لکن خوشا به حال آنان که عرفان و سوز و مجاهدتشان، بال پروازشان است و دنیای حقیر و متاع قلیل، دل آسمانیشان را هرگز تسخیر نمیکند. راستی آنان در آن اوج فراتر از اینهمه ابری که فضای زندگی ما را پوشانده است، چه میبینند؟!
شناخت شخص مورد انتظار و آگاهی نسبت به ویژگیها و عملکردهای او، در کیفیت انتظار مؤثر است. همین که منتظر بداند در انتظار کیست و پس از به سر آمدن انتظار با چگونه انسانی روبرو خواهد شد و در چه اقداماتی با او همراه خواهد بود، در نحوه آمادگی او و آمادهسازی محیط او تأثیرگذار است.
همینکه منتظر بداند مولای منتظرش «بنده راستین خدا»(1)
مانند: اللّهم اَصلِحْ عَبدک و خلیفتک ... (دعای امام رضاعلیه السلام )
اللهم وَصلّ علی ولیّک المُحیی سنّتک، القائم بأمرک، الداعی الیک، الدلیل علیک حجّتک علی خلقک و خلیفتک فی أرضک و شاهدک علی عبادک ... (صلوات ابوالحسن ضرّاب اصفهانی).
و زیارت آل یس و دعای ندبه و دعای روز جمعه و ...
و «خلیفه حقیقی او»1) 33) کلیه تعابیر و عنوانهای مذکور در این مقال، از دعاها و زیارات مربوط به حضرت مهدیعلیه السلام ، استخراج شده است.
و «حجّت واقعی» اوست و جز او را نمیپرستد و جز بر طبق اراده او حکم نمیکند و مردم را جز به سوی او فرا نمیخواند کافیست تا مرام و سکوت منتظِر را سمت و سویی خدایی ببخشد.
همینکه بداند او «شریک قرآن» و «احیاگر قرآن» است، کافی است تا هیچگاه قرآن را مهجور قرار ندهد و از انس با آیات و مضامین شریفه آن بینصیب نماند.
همینکه بداند او «حیاتبخش سنّتهای الهی» و «عامل بی چون و چرای سنن پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم» است، کافی است تا هرگز سنّتهای خدا و پیامبر را به فراموشی نسپارد و سریره و سیرت خود را جز مبنای چنین سنّتهایی سامان نبخشد.
همینکه بداند او «دروازه هدایت» و «راه بی انحراف» و «نورخاموشی ناپذیر» و «راهنمای به سوی خدا» است، کافی است تا هرگز تن به
ضلالت و ظلمت گمراهی ندهد و زیر پرچم داعیان دروغین به راههای شیطانی کشیده نشود.
همینکه بداند او «حافظ اسرار الهی» و «گنجینه علوم پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم» و «ابراز کننده حکمتها» و «تجسم کتاب خدا» و «مظهر دانشهای فرو ریزنده پروردگار» است، کافی است تا در جهالت ننشیند و بردیده بصیرت خویش حجابی را نبندد.
همینکه بداند او «قیام کننده به عدالت» و «از بین برنده ستم و تجاوز» و «درهم کوبنده کاخ عزّت مستکبرین» است کافی است تا در مقابل بیعدالتیها بیتفاوت نماند و روحیه ستم ستیزی را همواره در خود زنده نگهدارد.
همینکه بداند او «سرپرست و دوستدار مؤمنان» و «عزت دهنده اولیاء» و «احیاگر اهل دین» و «ذخیره شده برای کرامت بخشیدن به دوستان خدا»ست، کافی است تا هرگز در حق هیچ مؤمنی بیحرمتی روا ندارد، و به حقوقشان تجاوز نکند و در دفاع از آنان کوتاهی نورزد.
همینکه بداند او «پرچم هدایت» و «کشتی نجات» و «خورشید شبشکن» و «روشنیبخش تاریکیها» و «روشن سازنده حق و حقیقتها»ست، کافی است تا در فتنههای پیاپی روزگار غیبت راه را گم نکند، در موج خیز حادثه جان نبازد، تسلیم شب نشود، در تاریکی نماند و باطل را به جای حق نپذیرد.
مگر میشود در انتظار «بهار امّت» بود و تسلیم یأس پاییز شد؟!
مگر میشود در انتظار «سرسبزی روزگاران» بود و در فصل برگریزان از پا نشست؟!
مگر میشود در انتظار «باران و رحمت بیمنتهای الهی» بود و از تشنگی جان داد؟!
مگر میشود در انتظار «چشمه زندگی» بود و مرگ ذلّت بار را پذیرفت؟!
آنان که در تاریخ براساس وحی یا الهام یا نگرشی اصلاح طلبانه دم از مدینه فاضلهای زدهاند، شاید خود نیز به وضوح میدانستهاند که تحقق چنان مدینهای حداقل در شرایط موجود جامعه و وضعیت حاکم برتودههای آن روزگاران اگر ناممکن نباشد، حداقل بسیار دور از دسترس است. با اینهمه از هیچ تلاشی در تبیین دیدگاه خود نسبت به چنین مطلوبی فروگذار نکرده و از هیچ وسیلهای در ایجاد شوق مردمان نسبت به آن غافل نبوده و از تحمّل هیچ رنجی در سوق دادن جامعه به سمت تحقق آن آرمانها شانه خالی نکردهاند. بلکه برعکس همه این رنج و تلاش را در برابر انگیزش و خیزش و حرکت مردم در این راستا - هر چند مختصر و نافرجام -
مقدّس شمرده به جان خریدهاند.
اینجاست که رهبران اسلامی از شخص پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم تا هر یک از معصومینعلیهم السلام به انگیزه بیدارسازی نیروی خداجویی و کمال طلبی انسان و واداشتن او به حرکت در راه خدا و ایجاد پویایی و تلاش در او، به خاطر آمادهسازی زمینههای مساعد جهت اجرای اراده خدا در همه هستی، همواره از دورانی سخن گفتهاند که نقطه اوج این بیداری و سرفرازی است، و آخرین مرحله کمال انسان مؤمن به خدا، و آخرین فصل کتاب خلیفة اللّهی در روی زمین، و آخرین برگ از صحیفه تقدیر خداوندی در رشد خداگونگی انسان است.
و بدینگونه است که سخن گفتن از پیامدهای ظهور حضرت مهدیعلیه السلام و دستاوردهای قیام جهانی او، به نوعی سخن از انتظار گفتن و بیان حال منتظران نمودن است.
اگر فرمودهاند:
«در دوران پس از ظهور در هیچ جای زمین غیر
خدا پرستش نمیشود، بندگی خدا عالمگیر میگردد و تمام دین و مرامنامه زندگی عالمیان از آن خدا خواهد بود.»(1)
و اگر فرمودهاند:
«خدا به وسیله امام زمانعلیه السلام تمام زمین را از هر ستمی تطهیر خواهد کرد و آن را از هرگونه بیعدالتی منزّه خواهد ساخت و او در میان مردم میزان عدالت برپا میدارد و در پناه حکومت او هیچ کس به دیگری ظلم نمیکند.»(2)
و اگر فرمودهاند:
«خدا به دست حضرت مهدیعلیه السلام، هر گردن فرازِ معاندی را به خاک مذلّت مینشاند و هر شیطان مستکبری را به هلاکت میرساند.»(3)
و اگر فرمودهاند:
«در زمان حضرت مهدیعلیه السلام، همگی شما به زیور حکمت و دانش آراسته میشوید، تا جایی که
رهرزنی در خانه خویش برطبق کتاب خدای تعالی و سنّت پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله وسلم حکم میکند.»(1)
و اگر فرمودهاند:
«آنگاه که قائم آل محمّدصلی الله علیه وآله وسلم قیام کند، دوستی و صمیمیّت در بین مردم ایجاد میشود. به حدّی که هر دوستی مبلغ مورد نیاز خود را از کسیه دوستش بر میدارد و او ممانعت نمیکند.»(2)
و اگر فرمودهاند:
«قائم ما که قیام نماید، آسمان با نزول بارانش و زمین با رویاندن گیاهانش، زمین را غرق نعمت خواهند ساخت و کینه و بدخواهی از دلهای بندگان خدا رخت بر خواهد بست.»(3)
و اگر فرمودهاند:
«در دوران حکومت مهدیعلیه السلام، بندگان خدا
در روی زمین به معصیت و نافرمانی او نمیپردازند.»(1)
و اگر فرمودهاند : ...
همه اینها بشارتهایی است که در ضمن تبیین ویژگیهای دوران پس از ظهور، بیانگر آرمانها و ایدهآلهای پیشوایان دین در تحقق جامعهای مبتنی بر وحی و ولایت است.
این نویدهای امید آفرین نشان میدهند که پیامبر بزرگوار اسلام و امامان معصومعلیهم السلام در پس آن همه رنج و تلاش و شکیبایی و مبارزه خویش، از مردم چه میخواستهاند و در جستجوی چه موقعیتهایی بودهاند.
مگر نه این است که مهدیعلیه السلام تحقق بخش اهداف همه انبیاء و اولیای الهی و عمل کننده همه خواستهها و وعدههای خدا و پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم است. پس منتظران مهدیعلیه السلام نیز هر چه توان دارند در همین راستا به کار میگیرند.
1) 40) بحارالأنوار، ج 52، ص 128 و منتخب الاثر، ص 497.
«حاکمیت توحید در گیتی»، «جهانی شدن آیین بندگی خدا»، «غلبه دین اسلام»، «پاکسازی دنیا از ستم و بیعدالتی»، «برپایی میزان عدالت»، «زبونی مستکبران و نابودی شیطان صفتان»، «فراگیر شدن حکمت و دانش دینی»، «برادری و یکرنگی عمومی»، «رحمت همگانی و برطرف شدن کینهها»، «دوری از گناه و معصیت» و دهها عنوان دیگر که در صدها حدیث مشابه آنچه قبلاً ذکر شد، عناوینی نیستند که فقط در دوران پس از ظهور مطلوبیّت و محبوبیّت داشته باشند و یا فقط امام زمانعلیه السلام در صدد عملی ساختن آنها بوده باشد، اینها همگی گمشدههای یک جامعه آرمانگرای تشکیل شده بر اساس «توحید» و «رسالت» و «امامت» است و یک منتظر واقعی، جستجوگر همین گمشدههاست.
یک منتظر و یا حتی مجموعه منتظران اگر چه قادر به ساختن چنین جامعهای نباشند که نیستند، هرگز از این ایدهها و نویدها صرفنظر
نمیکنند و آسوده خاطر نسبت به هر چه در جامعه میگذرد بیتفاوت نمیمانند، بلکه همواره چشم به همین هدفها میدوزند و از هر چه در توان دارند نسبت به سوق دادن خود و خانواده و جامعه عصر غیبت به سمت این ایدهآلها مایه میگذارند. نسبت به دور شدن خود یا جامعه از این معیارها حساسیّت به خرج میدهند و در برابر انحرافات بر میآشوبند و سوز و شوری را که لازمه انتظار حقیقی است فدای مصلحت جوییها و عافیت طلبیها نمیکنند.
روزهداران واقعی چگونهاند؟
شب زندهداران سحرخیزی که به نیّت قرب الهی دست از خوردن و آشامیدن و بسیاری لذّتهای حلال دیگر کشیدهاند، بندگان با اخلاصی که زبان و چشم و گوش و دست و حتّی دلشان را در محدوده فرمان خدای تعالی از هر چه ناخوشایند اوست باز داشتهاند، ایمان آوردگان صادقی که یاد محرومان مجال کامرانی را از آنان گرفته و ذکر قیامت فرصت گناه و نافرمانی را از ایشان سلب کرده است، از طلوع فجر تا غروب خورشید چه حالی دارند؟ حال منتظران نیز همانگونه است! آنان در پیشگاه خدا چه اجری دارند؟ پاداش منتظران نیز همانند اجر آنان است!(1)
بحار، ج 75، ص 73.
1) 41) انّ المنتظر لهذا الامر له مثل اجر الصائم.»
همنشینان امام زمانعلیه السلام چگونهاند؟
سعادتمندانی که توفیق دیدار یافتهاند، امتحان شدگانی که لیاقت همنشینی با امام خویش را به اثبات رساندهاند، یاران با وفایی که به خاطر اوج ایمان و تقوی و ولایتشان شرافت حضور در خیمه قائمعلیه السلام را پیدا کردهاند، در کنار مولا و مراد خویش چه حالی دارند؟ حالِ منتظران نیز همانگونه است!
آنان چه آدابی را مراعات میکنند؟ در نشست و برخاستها و در سکوت و سخن گفتنهایشان چه مراقبتهایی دارند؟
آداب و سلوک منتظران نیز همانند آداب و سلوک آنان است!(1)
1) 42) قال الصادقعلیه السلام : من مات منکم و هو منتظره لهذا الامر کمن هو مع القائم فی فسطاطه - ثم مکث هنیئةً - ثم قال: بل کمن قارع معه بسیفه . ثم قال: لا و الله ، لیس الاّ کمن استشهد مع رسولاللّهصلی الله علیه وآله وسلم. بحار الأنوار، ج 52، ص 126.
جنگاوران رکاب مهدیعلیه السلام چگونهاند؟
رزمآوران خدا جویی که به عنوان جنود الهی برگزیده شدهاند، جهادگران پیروزی که پس از عمری مجاهده با شیطان و هوس در زمره یاوران سپاه ایزدی امام قائمعلیه السلام در آمدهاند، پیکارجویان افتخار آفرینی که شمشیر برکف در رکاب امام نور بر صف ظلمت زدگان سپاه شرک و کفر و ستم تاختهاند، در زیر پرچم سردار لشکر توحید چه حالی دارند؟ حال منتظران نیز همانگونه است!
حرکت و حمله و جنگ و جهادشان به فرمان امام مجاهدین چگونه است؟ تلاش و مبارزه منتظران نیز همانند تلاش و مبارزه آنان است(1)
شاهدان شهید سپاه رسول اللّهصلی الله علیه وآله وسلم چگونهاند؟
به خاک افتادگان مجروحی که در دفاع از
1) 43) مدرک پیشین و نیز منتخب الاثر، ص 495.
پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم تا پای جان جنگیدهاند، به خون غلطیدهگانی که برای خدا و به عشق رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم از همه چیز و همه کس دست شسته و در آخرین لحظات حیات، چشم انتظار نگاه عطوفت و دست نوازش او، دیده به میانه میدان دوختهاند، مرغان شکسته بال و خونینپری که سر بر دامان پیامبر رحمت نهاده و با امداد از لبخند رضایت او، اجازه پرواز به باغ عطرآگین ملکوت یافتهاند، چه حالی دارند؟ حال منتظران نیز همانگونه است!
ارزش آنان در تاریخ، اهمیّت آنان در بقای دین، اعتبار آنان در نزد پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم و اجر و مقام آنان در نزد خدا چقدر است؟ ارزش و اهمیّت و اعتبار و اجر و مقام منتظران نیز همانند ارزش و اهمیت و اعتبار و اجر و مقام آنان است!(1)
و اینگونه احادیث، خود بالاترین گواه بر میزان درجات منتظران است. درجاتی که از
1) 44) مدرک پیشین و نیز منتخب الاثر، ص 498.
همسانی با درجات روزهداران شروع میشود و تا بینهایت ادامه مییابد. بینهایتی که تنها «عنداللَّه» تحقق مییابد، فقط در نزد خدا عملی میشود.
«اَحْیاءٌ عند ربّهم یُرزَقُونَ».(1)
اگر چه در نگاهی عمیقتر همه درجات منتظرین در محدوده بینهایتها و خارج از حیطه درک و فهم ماست. زیرا در اولین درجه آنان نیز که مقام روزهداران است، خدا فرمود:
«الصوم لی و أنا اجزی به.»(2)
چشم انتظاری جز بر پایه شناخت میسّر نیست. ابتدا باید رهبری مبتنی بر وحی و عصمت را شناخت و به لزوم آن معتقد بود تا بتوان خود را برای استقرار و پذیرش آن آماده ساخت . چنانکه ابتدا باید نسبت به رهبر معصوم و امام منصوب از طرف خدا و پیامبر، معرفت پیدا کرد تا بتوان در دوران غیبتش به امید زمان ظهورش به اطاعتش برخواست . و بدینگونه است که امام باقرعلیه السلام این ویژگی را قبل از انتظار بیان میفرماید:
«العارف منکم هذا الأمر المنتظر له ........... کمن جاهد.»(1)
1) 46) بحارالأنوار، ج 73، ص 12.
«از میان شما هرکس که این امر را بشناسد و در انتظار آن باشد، بمنزله جهادگران است.»
و نیز از این روست که امام سجادعلیه السلام اعتقاد به امامت را پیش از انتظار بیان میدارد:
«اِنّ اهلَ زمان غیبته القائلون بامامته، المنتظرون لظهوره، فضل اهل کل زمان»(1)
«همانا مردم دوران غیبت امام زمانعلیه السلام که به امامت و پیشوائی او معتقد باشند و در انتظار ظهورش بسر برند، برتر از مردم هر دوران دیگرند.»
معیار و اساس کرامت در اسلام چیزی جز پرهیزکاری و دوری از گناه نیست.(2)
پس اگر قرار باشد انتظار فرج و دیده به راه
حاکمیت اسلام و قرآن دوختن، فضیلت و کرامت مؤمنین بهشمار آید، هرگز خارج از مدار تقوی نمیتواند باشد. اجر و مقام منتظران اگر همپایه جهادگران در رکاب پیامبرصلی الله علیه وآله و شهیدان بخون فتاده در برابر او قرار میگیرد، به یقین چنین درجه و پاداشی جز در سایه جهاد با نفس و پیروزی بر شیطان درون و پرهیز از گناه و معصیت دست یافتنی نیست.
دامن آلودگانِ به خباثت گناه، اگر درفراق یار بهظاهر، خون از دیده ببارند بازهم در شمار منتظرین نیستند.
آشنایان با لذّتهای شیطانی و کامرانیهای نفسانی، اگر در هجر یار عمری را ناله برآورند بازهم به ساحت یزدانی انتظار راه نمییابند.
و بدین خاطر است که امام صادقعلیه السلام دوری از گناه را همراه و همدوش انتظار شمرده است:
«اجتناب المحارم و انتظار الفرج.»(1)
1) 50) شیخ صدوق، خصال، ج 2، ص 79.
و در جای دیگر انتظار و پرهیزکاری را در کنار هم، شرط یاری امام زمانعلیه السلام قرار داده است:
«من سرّ أن یکون من اصحاب القائم فلینتظر و لیعمل بالورع و محاسن الاخلاق و هو منتظر.»(1)
«هرکس شادمان میشود به اینکه از یاوران حضرت قائمعلیه السلام باشد، پس انتظار بورزد و بر اساس تقوی و خوش خلقی رفتار نماید، در حالیکه منتظر است.»
قابل دقت است که نفرموده «پرهیزکار باشد»، بلکه فرموده «براساس پرهیزکاری عمل کند».
پرهیزکاران منتظر اهل فرار از صحنههای عمل و مسئولیّت نیستند. به بهانه پرهیزکاری راکد و ساکن نمینشینند، بلکه پرسوز و پرتوان مسئولیّت میپذیرند و به میدان کار و فعالیّتهای اجتماعی قدم مینهند، امّا همواره مواظب و مراقبند که مبادا در دام گناه گرفتار آیند
1) 51) بحارالأنوار، ج 52، ص 140.
یا قدم در محدوده گناه و نارضایتی خداوند نهند.
منتظران امام زمانعلیه السلام که اورا مظهر کامل اخلاق ربّانی و آئینه تمام نمای آداب الهی میدانند، چگونه ممکن است اخلاقی زشت و آدابی ناپسند داشته باشند؟ آنان که امام منتظر خویش را همچون جدّ بزرگوارش پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله تکمیل کننده مکرمتهای اخلاقی میشمارند و ظهور حکومت او را استمرار بعثت پیامبرصلی الله علیه وآله در اوج بخشیدن به فضیلتهای معنوی بهشمار میآورند، چگونه است سریره و سیرتی رذیلانه داشته باشند؟
در حدیثی که اندکی پیشتر درباره همدوشی و همراهی انتظار و ورع ذکر شد، خوشخلقی نیز به عنوان عاملی تعیین کننده در کسب افتخار یاوری قائمعلیه السلام بهشمار آمده بود .
«آن کس که میخواهد در زمره اصحاب حضرت مهدیعلیه السلام در آید باید که منتظر
باشد و در عین منتظر بودن، بر اساس ورع عمل نماید و دارای خُلق و خوئی پسندیده و نیکو باشد.»(1)
و نیز در همین مورد است کلام دیگر آن بزرگوار که معاشرت نیکو و برخورد خوب با همسایگان را از ویژگیهای منتظران میشمارد:
«و انتظار الفرج بالصبر و حسن الصحبه و حسن الجوار.»(2)
امام باقرعلیه السلام میفرماید:
«المنتظر له المتحسب فیه الخیر.»
«کسی که دیده به راه اوست، نیکوکاری خویش را به حساب او نهد.»(3)
چه مقارنت زیبایی بین این دو صفت وجود دارد! انتظار و نیکوکاری به حساب منتظَر!
آنکس که منتظر واقعی امام زمانعلیه السلام است هم از او رنگ میگیرد و هم خود را فانی در او میبیند! اگر به نیکوئی و نیکوکاری رو میکند، به اقتضای انتظارش رو میکند و اگر عمل خیر و کار شایستهای از او سر میزند، آن را از خودش نمیبیند، بلکه خودش را هم نمیبیند و هرچه خیرات در وجودش هست به سرچشمه نسبت میدهد.
امام صادقعلیه السلام فرمود:
«طوبی لشیعة قائمنا المنتظرین لظهوره فی غیبته و المطیعین له فی الظهوره»(1)
«خوشا بهحال شیعیان قائم ماعلیه السلام ! که در دوران غیبت او چشم انتظار ظهورش و در دوران ظهورش سرنهاده به فرمانش هستند.»
1) 55) بحارالأنوار، ج 52، ص 150.
«انتظار در غیبت» و «اطاعت در ظهور» وصف دو گروه متمایز جدا از یکدیگر نیست، بلکه هر دو صفت، بیانگر چگونگی وضع و حال یک گروه است.
اطاعت کنندگان امام در ظهور، همانهایند که در غیبت انتظار کشندگان او بودند و چشم انتظاران امام در غیبت، همانانند که در ظهور مطیع فرمانهای اویند.
اصلاً برای شیعیان حقیقی، فرقی بین غیبت و ظهور امام زمانعلیه السلام نیست. آنها حتی در غیبت هم خود را در حضور میبینند. فرمانپذیری آنان بهگونهای است که هر لحظه غیبت برایشان به منزله مقدمه ظهور است. آنگونه زندگی میکنند که هرزمان امامشان ظاهر گشت، آنان را گوش به فرمان ببیند و تا پای جان آماده اطاعت بیابد.
امام زین العابدینعلیه السلام در بیان علّت برتری مردمان زمان غیبت، نسبت به مردم سایر دورانها میفرماید:
«لاَنّ اللَّه تعالی ذکرُه اعطاهم من العقول و الأفهام و المعرفة ماصارت به الغیبة بمنزلة المشاهدة.»(1)
«زیرا خدای تعالی آنقدر از عقل و اندیشه و دانش به آنان بخشیده که غیبت در نظر آنان به منزله مشاهده و حضور درآمده است.»
در این ویژگی چهار نکته قابل تأمل وجود دارد:
یکی اینکه این امتیاز به همه مردم در عصر غیبت داده نشده بلکه اختصاص به شیعیان حضرت مهدیعلیه السلام و منتظران او دارد، چنانکه امام سجّادعلیه السلام تصریح میفرماید:
«القائلون بامامته المنتظرون الظهوره.»(2)
دیگر اینکه این قوّت و فزونی عقل و دانش، وابسته به عطای خداوند است. فیض و رحمت
اوست که چنین قدرت و رشدی را در اندیشه و فهمِ مردم ایجاد میکند. بنابراین باید پذیرفت که آنچه خارج از دایره فیض و عطای الهی است عقل و معرفت به شمار نمیآید. اگرچه بیگانگان آنرا جزو افتخارات فلسفه و علم خود به حساب آورند. ویا حداقل باید قبول کرد که عقل و دانش شیعیان تعریفی متمایز از تعریف علم و خرد مادیگرانه اغیار، و محدودهای به مراتب فراتر از آن دارد.
سوّمین نکته اینکه عطای الهی هرگز به معنی اشراقی معجزه آسا و بدور از اسباب نیست و هیچ منافاتی با سعی و تلاش شیعیان منتظر در راه کسب معارف و تقویّت بنیانهای خود ندارد. بلکه برعکس انگیزهها کوششِ بیشتر و پویایی عمیقتر در این راه را تقویت مینماید، زیرا عطای الهی همچون باران رحمتی است که اگر بر زمین شخم زده و آماده، و بر بذرهای پاشیده و آفت نزده نازل گردید ثمربخش و حیات آفرین و پربرکت و اعجاب انگیز است.
چهارمین نکته اینکه ثمره چنین قدرت و رشدی در عقل و دانش منتظران، یکسان دیدن غیبت و ظهور، و برخورد همگون بانهانی و پیدائی امام زمانعلیه السلام است، که این خود سر فصل بحثی گسترده پیرامون کیفیت مسئولیتپذیری و انجام وظایف آنان بهشمار میآید و مجالی وسیعتر میطلبد.
دوستِ دوست، دوست است و دشمنِ دوست ، دشمن.
دوستِ دشمن، دشمن است و دشمنِ دشمن، دوست.
این قانون اگر چه قانونی مطلق نیست غالبیت دارد.
با اینهمه ولایت و دوستی نسبت به دوستان و موالیان امام زمانعلیه السلام و عداوت و دشمنی نسبت به دشمنان و مخالفان او یک تکلیف است و از ویژگیهای شیعیان و منتظران او به شمار میرود.
یک شیعه منتظر باید دوست مولایش را دوست بدارد، اگر چه دوست خودش به حساب نیاید.
و باید از دشمنِ امامش بیزاری جوید، اگر چه دشمن خودش محسوب نگردد.
یک منتظر حقیقی باید با بیگانهترین اشخاص احساس دوستی کند، آنجا که او را در خط امام خود سر نهاده به فرمان او میبیند. و باید از آشناترین کسان حتی از پدر و برادر خویش دوری جوید و احساس تنفر نماید، آن زمان که او را در ستیز با امام خود و پیوسته با مخالفان او مییابد.
که اگر چنین شد افتخار رفاقت با پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم را درک میکند. چنانکه خود آن بزرگوار فرمود:
«طوبی لمن ادرک قائم اهل بیتی و هو یأتمّ به فی غیبته قبل قیامه و یتولیَّ اولیائه و یعادی أعدائه ذاک من رفقائی و ذوی مودّتی و اکرم أمّتی علی یوم القیامه.»(1)
1) 58) بحارالانوار، جلد 51، صفحه 72.
«خوشا به حال آنکس که قائم اهل بیت مرا درک نماید، در حالیکه قبل از قیام او در زمان غیبتش پیرو او بوده و دوستانش را دوست داشته و با دشمنانش به دشمنی برخاسته باشد. چنین شخصی از رفیقان و همراهان من و مورد محبت و مودت من است و روز قیامت در زمره گرامیترین افراد امت من محشور میشود.»
اخلاص، کمال توحید است، رمز قبولی طاعات است، وجه مشترک همه عبادات است، راز در امان ماندن از وساوس شیطان است، کلید نجات است، راه رهایی از زندان نفس و دام شیطان و عذاب قیامت است، اخلاص خلاصه دین است، روح انتظار است.
آنان که منتظران واقعی امام زمانعلیه السلام و شیفتگان صادق دیدار اویند، مخلصان حقیقی درگاه خداوندند. از همین روست
که امام سجاد علیه السلام فرموده است:
«المنتظرون لظهوره ... اولئک المخلصون حقاً و شیعتنا صدقاً.»(1)
«آنان که منتظران ظهور او هستند ... مخلصان حقیقی و شیعیان راستین ما هستند.»
بدون اخلاص نمیتوان سختیهای دوره غیبت را تحمّل کرد، نمیتوان در مقابل فتنههای کمر شکن مقاومت کرد، نمیتوان بر انتظار پافشاری کرد.
امام باقرعلیه السلام فرمود:
«یخرج بعد غیبة و حیرة لایثبت فیها علی دینه اِلاّ المخلُصون المباشرون لروح الیقین.»(2)
«حضرت مهدیعلیه السلام پس از غیبت و حیرتی ظهور میکند که در آن جز مخلصین و دارندگان یقین بر دین ثابت قدم نمیمانند.»
به راستی اگر اخلاص نمیبود آنهمه جدّ و جهد و مبارزه و رویارویی با مرارت و محرومیت و مظلومیّت در راه انتظار، را به چه حسابی میشد به جان پذیرفت؟
امام جوادعلیه السلام در کلامی طولانی وقتی سخن از انتظار به میان میآورد، از «منتظران» ظهور حضرت مهدیعلیه السلام به تعبیر بلند و زیبای «مخلصین» یاد میفرماید:
«فینتظر خروجه المخلصون».(1)
شبهههای تردید آفرین و مشکلات فراوان و فشارهای گوناگونی که از سوی مخالفین اسلام و ولایت بر شیعیانِ چشم انتظار وارد میآید و حیرت و بیپناهی آنان آنچنان طاقت فرسا و شکننده است که برای منحرف نشدن و ناامید نگشتن و از انتظار دست برنداشتن، استقامتی
1) 61) اعلام الوری، ص 409 و الزام الناصب، ص 68.
چون کوه و صبری همچون صبر ایّوب بایسته است.
لغزیدن و از راه منحرف شدن، مأیوس گشتن و از صف منتظرین بیرون رفتن، از مبارزه دست کشیدن و به خیل بی تفاوتان پیوستن، بر ظهور دیده فرو بستن و به روز مرّگی و نان به نرخ روز خوردن، سرنوشت محتوم غیر صابرین است.
بی جهت نیست که رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم میفرماید:
«طوبی للصّابرین فی غیبته! طوبی للمقیمین فی محبّته!».(1)
«خوشا به حال صبر کنندگان در دوران غیبت مهدیعلیه السلام! خوشا به حال پابرجایان در مقام محبت او!»
و در جای دیگر دست به دعا برداشت و عرض کرد:
پروردگارا برادرانم را به من بنمایان!
1) 62) الزام الناصب، ص 18، ینابیع المودة، ج 3، ص 101.
یکی از یاران پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم که در جمع حاضر بود گفت: آیا ما برادران شما نیستیم ای رسول خدا !؟
آن حضرت فرمود:
نه! شما اصحاب من هستید. و برادران من قومی در آخر زمان هستند که به من ندیده ایمان آورند...
و بعد چونانکه بخواهد سرّ اینهمه تکریم و تعظیم را بنمایاند از استقامت و صبرِ سختِ منتظران فرمود:
«لأحدهم أشدّ بقیّة علی دینه من خارط القتاد فی اللّیلة الظّلماء أوکالقابض علی جمرالغضا اولئک مصابیح الدجی.»(1)
سختی استقامت هر یک از آنان بر دین خود، بیشتر از سختی کسی است که در شبی ظلمانی بخواهد بوته خاری را با دست
1) 63) بحار الأنوار، ج 52، ص 124 و الزام الناصب، ص 137.
خود از خار بپیراید، یا کسی که بخواهد ذغال گداخته سوزانی را در مشت نگهدارد. آنان چراغهای فروزان شبهای ظلمانیاند.
تبلیغ پیام ولایت و دعوت به اطاعت خدا و پیامبر و امام، جلوه با شکوه انتظار منتظران است. آنکس که چشم انتظار دولت با شکوه امام زمانعلیه السلام اسلام است و به آمیزه نورانی دنیا، در پناه حاکمیت قرآن و دین چشم دوخته است، هرگز این همه را برای نجات شخص خویش نمیطلبد و تنها به فکر سعادت و بهروزی خود نیست، بلکه به نجات و رهایی همه انسانها، همه مستضعفین، همه گمراهان میاندیشد و به سعادت همه بندگان خدا دل بسته است. چنین کسی نه در دوران و نه در زمان ظهور نمیتواند نسبت به دعوت و تبلیغ دیگران بیتفاوت باشد.
در دوره غیبت هر جا گمراهی را میبیند و معصیت کاری را مشاهده میکند میسوزد و در
راستای هدایت او هر چه از دستش برآید انجام میدهد. او نه تنها آلودگی و گمراهی مردم را تاب نمیآورد بلکه بر کمتوجّهی آنان به ساحت مقدّس مولایش نیز آزرده خاطر و ناراحت میشود:
در دعای ندبه میخواند:
«عزیز عَلَیَّ أن أبکیک و یخذلک الوری.»
«مولای من ... بر من دشوار است که بر تو بگریم امّا دیگران تو را وا نهند و در فراقت احساس تأثّر و اندوه نکنند.»
منتظران امام زمانعلیه السلام در دوره غیبت نه تنها از گروه بی تفاوتها و گوشهنشینها نیستند و بر رفتار گناه آلوده بندگان خدا و انحرافات جامعه خود بیخیال و بی احساس نمیگذرند، بلکه شب و روز در تلاش هدایت و دعوت دیگران به سر میبرند و در پیدا و پنهان به کار تبلیغ فرهنگ ولایت و انتظار به بی خبران و غفلت زدگان اشتغال دارند.
امام سجادعلیه السلام میفرماید:
«المنتظرون لظهوره ... الدعاة الی دین اللَّه سراً و جهراً.»(1)
«منتظران ظهور مهدیعلیه السلام ... در پیدا و پنهان دعوت کنندگان به دین خدایند.»
اینکه زمان ظهور و پایان یافتن غیبت حضرت مهدیعلیه السلام از امور غیبی شمرده شده، و اینکه خداوند امر فرج او را بناگهان در یک شب امضاء خواهد فرمود، و اینکه ما را در هر صبح و شام به انتظار فرج فرمان دادهاند، همگی برای حفظ آمادگی همیشگی در جهت پاسخگویی به ندای یاریخواهیِ آن امام بزرگوار میتواند باشد.
شیعهای که میخواهد از جمله یاران امام خویش باشد، منتظری که میخواهد در زمره رزمندگان رکاب مولای خود به حساب آید،
1) 64) بحار، ج 52، ص 122.
رزمندهای که میخواهد، محض ورود فرمانده، دوشادوش او و پابپای او در فتح همه کاخهای ستم وافراختن پرچم اسلام بر فراز همه بامهای جهان سهیم باشد، هرگز بدون آمادگی سر بر بستر استراحت نمیگذرد. چنین کسی حتّی اگر میخوابد سلاح آماده خویش را در زیر متکّای خود حفظ میکند.
«وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ»(1)
برای رویارویی با کافران و مستکبران هر چه توانایی دارید تجهیزات فراهم آورید و سلاح آماده کنید.
چنین کسی نه فقط همواره خود را آماده نگه میدارد بلکه دیگران را نیز برای آماده شدن بر میانگیزاند.
او نه فقط خود نیرومند و مسلّح است، بلکه دیگران را هم به نیرومند شدن و مسلّح گشتن ترغیب میکند، زیرا خود این آمادهسازی
1) 65) سوره انفال، آیه 60.
دیگران و نیرومند و مسلّح ساختن آنان نیز در راستای یاری رساندن به مولای غایب از نظر است، و منتظرِ یاور، همیشه آماده برای یاری است.
«وَ نُصْرَتی مُعَدَّةٌ لکم.»(1)
«یاری من آماده برای شماست.»
1) 66) فرازی از زیارت (آل یس).
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله وسلم در روایتی شگفت میفرماید:
«بر خدا سزاوار است که اهل ضلالت را به بهشت وارد سازد؟»
«حقیقٌ علی اللّه أنْ یُدخِلَ اَهلَ الضَّلالِ الجنّة.»(1)
«آنانکه در زمان فتنه به پیروی از امام غائبعلیه السلام بر میخیزند.»
(مدرک پیشین، همان حدیث)
ضلالت و بهشت ؟؟! آیا پذیرفتنی است؟
این غرابت شاید در همان دوران هم همه را به شگفتی کشانده باشد. و شاید از همین روست که امیرالمؤمنینعلیه السلام برادر و یار همیشگی پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم سخن او را تبیین و تفسیر میکند:
«پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم با این تعبیر ایمان
1) 69) الذین قاموا فی زمن الفتنة علی الائتمام بالامام الخفیّ المکان.»
آوردگانی را قصد فرمود که در زمان فتنه بر پیروی از امام غائبِ خویش به پا خیزند، امامی که جایگاهش پنهان و وجود نازنینش پوشیده از همه دیدگان است.
آنان به پیشوایی او اقرار دارند و به ریسمان ولایت او چنگ زده و چشم انتظار ظهور او هستند. یقین میورزند، تردید ندارند، صابر و شکیبا، و تسلیم فرمانهای او هستند.
ضلالت آنها تنها به این معناست که نسبت به جایگاه امامشان و شناسایی شخص پیشوایشان گمشده به حساب میآیند.»(1)
پس این «گمشدگی» است نه «گمراهی»! و این «گمشدگی» ماست نه «گمشدگی امام»! این گمشدگی را به تعبیری دیگر میتوان سرگشتگی نامید.
1) 68) مدرک پیشین.
و زیباست تعبیر مولا که فرمود:
«در زمان فتنه به پیروی از امام بر میخیزند.»(1)
«آنانکه در زمان فتنه به پیروی از امام غائبعلیه السلام بر میخیزند.»
گمشده نمینشیند، گمشده احساس آرامش نمیکند، گمشده از جستجوی راه دست نمیکشد، گمشده منتظِر در طلب امامش، در تکاپوی یافتن مولایش، سرگشته و سرگردان است.
پس یکی از ویژگیهای منتظرین را همین سرگشتگی و سرگردانی و احساس گمشدگی میتوان دانست.
1) 69) الذین قاموا فی زمن الفتنة علی الائتمام بالامام الخفیّ المکان.»
انتظار، وقت نمیشناسد، صبح و شام نمیشناسد، گاه و بیگاه نمیشناسد. انتظار سوز شوقی است که به جان میافتد، شعله عشقی است که در دل میگیرد، تا جان به تن منتظران است و تا دلشان میطپد، انتظارشان میسوزاند و گرما میبخشد.
در خانهاند یا در کوچه و بازار، در بسترند یا در کشاکش کار، در تنهایی یا در اجتماع، در آسانی یا در سختی، در سلامت یا در مریضی، در وطن یا سفر، در هر زمان، در هر جا، و در هر حال، فکر و ذکر منتظران مشغول به یار مورد انتظار است. اصلاً بنده مؤمن خدا، در دوران غیبت امامش، لحظهای را بی انتظار نمیگذراند:
«انّ احبّ الاعمال الی اللّه عزّوجلّ
انتظار الفرج و مادام علیه العبد المؤمن.»
«محبوبترین کارها در نزد خدای عزّوجلّ انتظار فرج است و بنده مؤمن همواره در حال انتظار به سر میبرد.»(1)
و امام صادقعلیه السلام فرمود:
«انتظر الفرج صباحاً و مَساءً.»
«در هر صبح و شام منتظر فرج باش»!
این فرمان امام به انتظار، از نگاهی دیگر نوعی خبردادن از نامعلومی زمان فرج است، به عبارت دیگر شاید مقصود این باشد که صبحگاهان منتظر فرج باش، زیرا چه بسا تا شامگاهان فرج فرا برسد؛ و شامگاهان منتظر فرج باش، زیرا چه بسا تا صبحگاه بعدی ظهور امضاء گردد.
1) 70) بحارالأنوار، ج 52، ص 133.
در بین قصههای کهن ایرانی، قصّه پیرمردی را میخوانیم که وقتی مرگ خویش را نزدیک مییابد، پسرانش را فرا میخواند و سخن از گنجی بزرگ به میان میآورد که در مزرعه مدفون است. او بدون آنکه مکان دقیق نهانی گنج را به آنان بگوید چشم از دنیا فرو میبندد.
فرزندان او در طلب گنج سرتاسر زمین مزرعه را میکاوند و در پایان ناامید از پیدا کردن گنج، بر زمین زیر و رو شده و به خوبی شخم خورده، بذر میپاشند. چند ماهی بعد، زمانی که انبوه چشمنوازِ گیاهانِ روییده از خاک خوب و آماده، به بار مینشینند و محصولی سرشار و ثروتی فراوان به ارمغان میآورند، راز گنج مزرعه گشوده میشود و عاقبت اندیشی پیرمرد حکیم
بر فرزندان آشکار میگردد.
انتظار را از آن رو که خود کندوکاوی جهادگرانه است و از آن جهت که حرکت و تلاش و مقاومت و صبر را به همراه دارد، میتوان به جستجوی بیامان فرزندان در طلب گنج موعودِ پیرمرد شبیه دانست. با این تفاوت که گنج موعود انتظار، خود نیز حقیقتی تردید ناپذیر است.
انتظار دوران با شکوه امام زمانعلیه السلام تنها بهانهای برای حرکت پیگیر منتظران نیست، بلکه خود نیز براستی گنجی واقعی است، گنجی که پربهاتر از آن در سرتاسر آفرینش وجود ندارد.
انتظار امام زمانعلیه السلام یعنی انتظار خلاصه همه خوبیهای خلقت.
و انتظار دوران امام زمانعلیه السلام یعنی انتظار عصاره همه تاریخِ سراسر نور و هدایت پیامبران.
اگر انتظار کشیدی و به مقصود رسیدی، او را دیدی، کلام جانبخشش را شنیدی، دست عنایتش را برسرت احساس نمودی، در سایه
حکومتش حکومت توحید و عدالت و انسانیت را تجربه کردی، و در دوران خلافتش، خلیفة اللّهیِ انسان را مجسّم یافتی، کامیاب خواهی بود.
و اگر انتظار کشیدی و به مقصود نرسیدی، او را ندیده مُردی، و طعم عدالت موعود را نچشیده وعده حق را اجابت کردی، باز هم کامیاب خواهی بود؛ زیرا انتظار فرج خود از بالاترین مصادیق فرج و گشایش است.
«انتظار الفرج من اعظم الفرج»(1)
1) 71) امام سجادعلیه السلام، بحارالأنوار، ج 52، ص 122.
دو نفر که به هم پشت کردهاند هر چه پیشتر بروند و هر چه بیشتر زمان بگذرد از هم دورتر میشوند. حال اگر یک نفر ایستاد یا برگشت برای به هم رسیدن آن دو کافی نیست، مگر آنکه وقتی برگشت آنقدر سریع حرکت کند که بتواند راه رفته خویش و مسافت طی شده توسط دیگری را جبران کند.
امّا اگر هر دو رو به هم برگشتند دیری نمیپاید که دوباره به هم میرسند.
بیایید تا مواظب باشیم پشت به یارِ موعود نکنیم و در راهی خلاف راه او حرکت ننماییم.
بیایید مراقب باشیم که اگر خود از او روی گرداندهایم لااقل آنقدر به فساد و تباهی کشیده نشویم که او هم از ما روی بگرداند.
امّا - اگر خدا نکند - روزی چنین نیز شد، مبادا که ناامید شویم، مبادا که غفلتمان ادامه پیدا کند! بیایید در آن حال هم باز به سوی او برگردیم و از همه قوای خود از همه استعدادهای خود، از همه بود و نبود و دار و ندار خود، مایه بگذاریم و از هر کس و از هر وسیله ممکن مدد بگیریم و فاصله فراق را جبران کنیم.
اصلاً بیایید کاری کنیم که همیشه رو به او داشته باشیم، کاری کنیم که هرگز او روی از ما نتابد و ما از او روی نتابیم.
آخر مگر نه این است که در یکی از همین فرداها او خواهد آمد و ما را به یاری خواهد طلبید؟ اگر رو به او نداشته باشیم، اگر از او فاصله گرفته باشیم، اگر صدایش را نشنویم، یا اگر اینهمه دوری معنوی ما را در جبهه مخالفین او قرار داده باشد، چه باید بکنیم؟ چگونه باید سیاهروزی و نگون بختی خود ساخته را، جبران کنیم؟
در آنروز درد و داغ و حسرتمان چه سودی میبخشد و ابراز باور و ایمانمان چه نفعی دارد؟
«امام صادقعلیه السلام درباره آیه:
«یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ لایَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُهَا لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمانِهَا خَیْراً.»(1)
فرمود:
«الآیات هم الأئمة و الآیة المنتظر القائمعلیه السلام فیومئذ لاینفع نفساً ایمانها لم تکن آمنت به قبل قیامه بالسیف، و إن آمنت بمن تقدّمه من آبائهعلیهم السلام .»(2)
«روزی که برخی آیات پروردگارت ظاهر گردد، کسی که از قبل ایمان نیاورده است یا در ایمان خود خوبی و خیراتی بدست نیاورده باشد، ایمان آوردنش سود نمیبخشد. آیات همان أئمهعلیهم السلام هستند و آیه مورد انتظار، حضرت قائمعلیه السلام است. پس در آنروز کسی که قبل از
ظهور با شمشیر به او ایمان نیاورده باشد، ایمان آوردنش نفعی نمیرساند، اگر چه به همه امامان پیش از او ایمان داشته باشد.»
دعا کردن خواستنی ساده نیست، طلب نمودنی معمولی نیست، بلکه ایمان به خدا و قدرت مطلق اوست، باور داشت سببسازی و سببسوزی اوست، جهت بخشی به خواستههاست، نوعی تطبیق دادن یا در خواست مطابقت بین مطلوبات مورد نیاز بشر، با اراده و مشیّت خداست.
و بدینسان در دعا برای فرج، تنها به الفاظی حاکی از نیاز به گشایش و جملاتی با مفهوم در خواستِ تعجیل ظهور، اکتفاء نمیشود، بلکه چنین دعایی با ایمان به خدا و اعتراف به تواناییهای بینهایت او و عشق به حاکمیت اراده او و جهتگیری به سمت توحید و عدالت و حرکت در مسیر تحقق خواستههای الهی
و کوشش در راه نزدیک ساختن ایدههای خویش به نویدهای دوران پس از ظهور همراه است.
چون چنین است، دعا برای فرج از مصادیق انتظار است. بلکه بالاتر از این، دعاکننده منتظِر از زمره خاصّان به شمار میآید، چنانکه فرمودهاند:
«هرکس بر بلا شکیبا باشد و به وسیله دعا چشم انتظار فرج از سوی خدا باشد، از خاصّان محسوب میشود.»(1)
و چون چنین است، دعا برای فرج در کلام معصومینعلیهم السلام ملازم و همراه با انتظار فرج ذکر میشود، چنانکه راوی گوید: در نزد امامعلیه السلام سخن از غیبت مهدیعلیه السلام پیش آمد، پرسیدم: شیعیان شما در آن زمان چه کنند؟ فرمود:
«علیکم بالدّعاء و انتظار الفرج.»
«بر شما باد که دعا کنید و منتظر فرج باشید.»(2)
و نیز از این روست که حضرت مهدیعلیه السلام
در توقیع شریف خویش مردم را نه فقط به دعا کردن، بلکه به زیاد دعا نمودن برای تعجیل فرج، سفارش میفرماید و همین دعا کردن را فرج و گشایش مسلمین میشمارد:
«اکثروا الدّعاء بتعجیل الفرج فانّ ذلک فَرجُکم.»(1)
و بهمین خاطر است که امام رضاعلیه السلام به دعا کردن برای حضرت صاحب الزّمانعلیه السلام فرمان میداد:
«عن یونس بن عبدالرحمان: أن الرّضاعلیه السلام کان یأمر بالدّعاء لصاحب الامرعلیه السلام.»(77)
1) 76) کمال الدین، ج 2، ص 485.
نه چنان است که خلقی چشم انتظار ظهور حضرت مهدیعلیه السلام و عملی گشتن وعدههای الهی به دست او باشند ولی او خود بی خبر از اینهمه اشتیاق، رها از هر دغدغهای، گوشه آسایشی برای خویش گزیده و نسبت به درد و رنج و شکنجه شیعه و یارانش بیتفاوت و بیاحساس، روزگار غیبت را سپری سازد!
او علاوه بر آنکه از اوضاع و احوال منتظرانش آگاه است.(1)و در مراعات حال آنان کوتاهی نمیکند و یادشان را از خاطر نمیبرد(2)، خود نیز در حالت انتظار به سر میبرد.
او چشم انتظار اذن خداست(1)، تا از پرده غیبت بدر آید و خورشید جمال خویش را بی هیچ حجابی به جهانیانِ در ظلمت نشسته بنمایاند.
او چشم انتظار فرمان پروردگار است(2)تا با سلاح عقل و علم و عطوفت - و نه با شمشیر فقط - همه دلها را مسخّر خویش گرداند و همه سرزمینها را به زیر سلطه دین و عدالت در آورد.
او چشم انتظار آسایش دوستان و موالیان خداست.(3)تا در سایه حکومت توحیدی او از رنج انتظار بیاسایند و از فتنههای دوران غیبت رهایی یابند و با استمداد از علم و عدالت او قلّههای کمال را یکی پس از دیگری در نوردند.
1) 80) خدایا بر مهدیعلیه السلام درود فرست که قیام کننده به امر تو و نهان شده در میان خلق تو و منتظران اذن توست (والمنتظر لاذنک)، بحار، ج 99، ص 102.
2) 81) اللّهم صلّ علی ولیک المنتظر أمَرکَ» خدایا بر ولیّت که منتظر فرمان توست درود فرست (بحار، ج91، ص 17).
3) 82) خداوندا بر ولیّت امام زمانعلیه السلام که منتظر فرج و آسایش اولیای توست درود فرست (مدرک پیشین).
همین چشم انتظاریهای امام زمانعلیه السلام است که نیمه شبها خواب را از چشمان مبارکش میگیرد و اشک سوزانش را برگونههای مقدّسش جاری میسازد و ناله و ندبهاش را باعث میگردد.
«اللّهم طال الانتظار وصَعُبَ علینا الانتصار و شَمتَ منّا الفجّار.»
بسیاری از شاعران شیعی از دیر باز ، عشق و شور و شیدایی و سرگشتگی و چشم انتظاری خود نسبت به ساحت مقدّس امام زمانعلیه السلام را، در قالب اشعاری پرمایه و گرانسنگ ، جاودانه ساختهاند ، که بدون تردید در انگیزش انتظار تودههای مختلف مردم در هر زمان تأثیری چشمگیر داشته است . اینک ما در ختام این نامه انتظار ، تنها به ذکر نمونههائی چند از شعر معاصر که خواستگاه همگی شاعران آنها حوزههای مقدّس علمیه است، اکتفا میکنیم.(1)
ما ندیم و ندیدیم به ناز آمدنت چون سرو سرافراز فراز آمدنت دل در خم کوچه شهادت ماندست
1) 83) متن کامل اشعار برگزیده را در کتابهای «نافله باران» ، «در هوای حرم» و «ناگهان بهار» مطالعه بفرمائید.
یک عمر در انتظار باز آمدنت (صادق رحمانی)
ز دستهای تو، گوئی بهار میروید گل و شکوفه، هزاران هزار میروید عبور یاد تو از دل چه معجزهآسا بود که از کویر دلم، چشمهسار میروید چو سر به دار نهم، من به شوق دیدارت ز باغ چشم ، گل انتظار میروید (زهرا رضوی)
ای نسیم سرخوش که از کرانهها عبور می کنی ای چکاوکی که کوچ تا به جلگههای دور میکنی ای شهاب روشنی که از دیار آفتاب میرسی این فضای قیرگونه را پر از طنین نور میکنی آی ابر دل گرفته مهاجری که خاک تیره را آشنای بارش شبانه بلور میکنی ای ترنمی که پا به پای رودها و آبشارها خلوت سواحل خموش را فضای شور میکنی
آی رهسپر! گر از دیار یار ما عبور میکنی پرسشی نما بگو که ای بهار! کی ظهور میکنی (محمّد رضا ترکی)
بالنده میشود گل سرخ محمّدی وا کردهایم پنجرههای بهار را تا خطبهای فصیح بخوانم به نام حق بر پا کنید منبر به شکوه دار را مرد مصاف کیست تا زین نهد به پشت این اسب غرقه خون شده بی سوار را ای منتقم بیا که زمین در نظاره است تا چند باید آه کشم انتظار را (سیّد عبداللَّه حسینی)
کامی چو کویر خشک و سوزان دارم دیریست که آرزوی باران دارم من راز عبور ابر را میدانم سر میرسد انتظار، ایمان دارم (عباس ساعی)
مرا به خلوت دلهای بیقرار ببر مرا به غربت گلهای بیبهار ببر مرا به دیده بیخواب مادری بی تاب به لحظههای عطشناک انتظار ببر مگو که خسته شدی از بهانههای دلم مرا به سبزترین فصل روزگار ببر (پروین غلامی)
کران شرق کمان خطر کشید ، بیا کویر فتنه امان مرا برید ، بیا در آسمان کبودم ، کران سبزی باش بیا که قامت این کهکشان خمید ، بیا به خون نشست هزاران دل تماشایی هزار دیده به یاد تو آرمید بیا (محمّد تقوی)
کاشکی مردی بیاید حرفهای سینه را معنا کند واژه واژه ، رمز خط کوفی آیینه را معنا کند
بس که ماندم در حصار انتظاری تلخ، معلومم نشد خوبِمن کی خواهدآمد،عصر آن آدینه را معنا کند خواب سبزی دیدهام،انگار میآید سواری سبزپوش شعلهور خشمی به دستش تا تب دیرینه را معنا کند (علی پور حسن آستانه)
ای آخرین امید ! در شام تار ما ای روشنای عشق ! ای غمگسار ما ! داغم به سینه ماند ، در انتظار تو از رهگذار شوق ، این یادگار ما تا روز واپسین ، میماند ای نسیم ! بر جاده ظهور ، چشم مزار ما روزی که میرسی ، می بینی ای عزیز ! خون گریههای شوق ، بر رهگذار ما آغاز چشم تو ، در انتهای شب پایان روشنی است ، در انتظار ما (رضائی نیا)
کتابهایی که انتشارات مسجد مقدّس جمکران منتشر نموده است :
1 - در کربلا چه گذشت
2 - نجم الثّاقب
3 - خزائن الأشعار جوهری (اشعار)
4 - خوشههای طلایی (اشعار)
5 - در جستجوی قائم علیه السلام (کتابنامه)
6 - یاد مهدی علیه السلام
7 - عقد الدّرر
8 - کلّیات مفاتیح الجنان
9 - منتخب المفاتیح
10 - هدیه احمدیه
11 - تاریخچه مسجد مقدّس جمکران (به زبان فارسی)
12 - تاریخچه مسجد مقدّس جمکران (به زبان عربی)
13 - تاریخچه مسجد مقدّس جمکران (به زبان اردو)
14 - تاریخچه مسجد مقدّس جمکران (به زبان انگلیسی)
15 - زیارت ناحیه مقدّسه
16 - کرامات المهدی علیه السلام
17 - در جستجوی نور
18 - آخرین خورشید پیدا
19 - فدک ذوالفقار فاطمه علیها السلام
20 - اعتکاف، تطهیر صحیفه اعمال
21 - امامت و غیبت از دیدگاه علمِ کلام
22 - غیبت، ظهور، امامت
23 - اهمیّت اذان و اقامه و ...
24 - پرچمدار نینوا
25 - حضرت مهدیعلیه السلام فروغ تابان ولایت
26 - از زلال ولایت (چهل حدیث از امام حسینعلیه السلام)
واحد تحقیقات مسجد مقدّس جمکران آماده پاسخگویی به سؤالات و مشکلات اخلاقی، تربیتی، اجتماعی، فقهی و اعتقادی شما عزیزان میباشد.
میتوانید سؤالات خود را به آدرس «قم - صندوق پستی 617 - واحد تحقیقات فرهنگی مسجد مقدّس جمکران» ارسال نمایید.
شایان توجّه است که مطالب و نامههای عزیزانی که با این صندوق پستی مکاتبه مینمایند، بمنزله اَسرار ایشان بوده، و در حفظ و نگهداری آنها کاملاً دقت و مراقبت خواهد شد.
مسجد مقدّس جمکران - قم
واحد تحقیقات
بسمه تبارک و تعالی
«به مردم بگو: به این مکان (مسجد مقدّس جمکران) رغبت نمایند و آن را عزیز دارند ... ».
«از فرمایشات حضرت مهدیعلیه السلام به حسن بن مثله جمکرانی»
قابل توجه عاشقان و شیفتگان حضرت مهدی (عج) و ارادتمندان به ساحت مقدّس آن حضرت:
مسجد مقدّس جمکران در رابطه با اجرای طرح جامع مسجد و تأمین نیازمندیهای شما عزیزان نمازگزار، آماده هرگونه همکاری و جذب کمکهای نقدی و غیر نقدی شما میباشد.
کمکهای نقدی خود را به حساب جاری 313 بانک ملت - شعبه مسجد مقدّس جمکران - واریز نموده و رسید آن را به آدرس: قم صندوق پستی 161 مسجد مقدّس جمکران، ارسال نمائید.
مسجد مقدّس جمکران - قم