ghaemiyeh.com
سرشناسه : سعیدی، احمد، ۱۳۴۶ -
عنوان و نام پدیدآور : مهدی موعود در کلام پیامبر محمود (چهل حدیث پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلم)/ گردآورنده احمد سعیدی.
مشخصات نشر : قم: مسجد مقدس جمکران ۱۳۸۷.
مشخصات ظاهری : ۱۲۷ ص.؛ ۱۶/۵ × ۱۲ سم.
شابک : ۵۰۰۰ ریال: 978-964-973-031-8 ؛ ۴۰۰۰ ریال (چاپ اول)
یادداشت : فارسی - عربی.
یادداشت : چاپ اول: تابستان ۱۳۸۵.
یادداشت : چاپ دوم.
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع : محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم، ۲۵۵ق. -- احادیث
موضوع : محمد (ص)، پیامبر اسلام، ۵۳ قبل از هجرت - ۱۱ق -- احادیث
موضوع : اربعینات -- قرن ۱۴
شناسه افزوده : مسجد جمکران (قم)
رده بندی کنگره : BP۱۴۳/۹ /س۷م۹ ۱۳۸۷
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۲۱۸
شماره کتابشناسی ملی : ۱۲۶۶۰۳۱
مهدی موعود در کلام پیامبر محمود (چهل حدیث پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلم)
گردآورنده احمد سعیدی.
سرشناسه : سعیدی، احمد، ۱۳۴۶ -
عنوان و نام پدیدآور : مهدی موعود در کلام پیامبر محمود (چهل حدیث پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلم)/ گردآورنده احمد سعیدی.
مشخصات نشر : قم: مسجد مقدس جمکران ۱۳۸۷.
مشخصات ظاهری : ۱۲۷ ص.؛ ۱۶/۵ × ۱۲ سم.
شابک : ۵۰۰۰ ریال: 978-964-973-031-8 ؛ ۴۰۰۰ ریال (چاپ اول)
یادداشت : فارسی - عربی.
یادداشت : چاپ اول: تابستان ۱۳۸۵.
یادداشت : چاپ دوم.
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع : محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم، ۲۵۵ق. -- احادیث
موضوع : محمد (ص)، پیامبر اسلام، ۵۳ قبل از هجرت - ۱۱ق -- احادیث
موضوع : اربعینات -- قرن ۱۴
شناسه افزوده : مسجد جمکران (قم)
رده بندی کنگره : BP۱۴۳/۹ /س۷م۹ ۱۳۸۷
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۲۱۸
شماره کتابشناسی ملی : ۱۲۶۶۰۳۱
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
الحمد للَّه رب العالمین و صلّی اللَّه علی محمّد و آله الطیبین الطاهرین و لعنة اللَّه علی اعدائهم اجمعین.
از آنجا که فطرت و روح انسان، خدایی است،(1)لذا پیوسته به کمال و عدالت و ابدیت(2)... گرایش داشته و نهایت آرزوهایش رسیدن به چنین مقصدی است.
دین اسلام نیز که آخرین دین آسمانی، و پیامبر آن آخرین فرستاده الهی است، کاملترین دین بوده و رهبران آن نیز از بهترین رهبران میباشند، لذا همیشه مورد بشارت انبیای گذشته بوده و مردم را به بعثت آخرین پیامبر و جانشینان وی که به واسطه آنان خداوند عدالت را فراگیر میکند مژده دادهاند.(3)
1) 1. فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی فَقَعُوا لَهُ ساجِدِینَ. (حجر/29)
2) 2. چون خدا کامل و عادل محض بوده و ازلی و ابدی است.
3) 3. وَإِذْ قالَ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ یابَنِی إِسْرَآئِیلَ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکُم مُّصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّراً بِرَسُولٍ یَأْتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمّا جَآءَهُم بِالْبَیِّناتِ قالُوا هذا سِحْرٌ مُّبِینٌ (صف/6).
در این بین هواخواهی مردم به جای خداخواهی، و دنباله روی آنان از شیطان که یکی از بزرگترین روانشناسان عمر انسانی و دشمن شماره یک او محسوب میشود(1)، باعث شد تا مردم جانشینان پیامبرعلیهم السلام را یکی پس از دیگری، با حقّی غصب شده و ظلمی مضاعف، از جامعه و حاکمیت منزوی نموده ودر نهایت به شهادت برسانند.(2)به ناچار و به جهت رسیدن جامعه به آن مقصد نهایی و فراهم شدن زمینه آن هدف متعالی، خداوند سبحان، آخرین جانشین آخرین پیامبر خود را مدّتی در پس پرده غیبت قرار داد.
پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله وسلم که به علم الهی، این وضعیت را میدیدند، در موارد متعدّدی فرمودهاند که جانشینان من چند نفرند، اسامی آنان چنین و چنان است، آخرین آنان مدتی طولانی غیبت خواهد کرد، تا آنگاه که به اذن خداوند ظاهر گردد.
اگرچه امید به ظهور موعودی که در آخرالزمان میآید و جهان را گلستان میکند در اغلب یا تمام ادیان بشارت داده شده، ولی برخی
معتقدند که وی هنوز متولد نشده و موجود نیست؛ لکن موعودی که اسلام آمدنش را به مسلمانان و جهانیان وعده داده و اکنون همه جهان در انتظار اوست، موجود است و همه مخلوقات عالم از برکات وجود وی، ارتزاق میکنند.(1)
وجود او در حال غیبت، همانند خورشید پشت ابری است که با وجودش از سرد ونابود شدن زمین و اهالی آن جلوگیری مینماید. هر چند گناهان ما ابری است که مانع رؤیت جمال تابناک خورشیدیاش شده؛ امّا او ناظر اعمال ماست وبا مهیا شدن ما، زمانی از پس ابر ظاهر میگردد.
امام زمانعلیه السلام آن موعودی است که در لحظه لحظه زندگی ما و در جای جای عالم، نشانههای حضور و عنایات ایشان قابل مشاهده است، کرامات فراوان او را از بدو تولد آن حضرت و زمان غیبت؛ چه غیبت صغری و چه غیبت کبری، تاکنون همه دیده یا شنیدهاند که چگونه با دست عنایت خود، بیماران زیادی را به اذن الهی شفا دادهاند، گمشدگان بیابانها و صحراها و دریاها را به مقصد رساندهاند و ... .
1) 6. بیمنه رزق الوری وبوجوده ثبتت الأرض والسماء».
چه بسیار علما و افراد عادی که خالصانه، آن صاحب عصر و زمان را خواندهاند و حضرت نیز تشریف آورده، آنان را مورد عنایت خود قرار داده است.
مسجد مقدّس جمکران که محلّ تجلّی گوشهای از عنایات خداست چرا دلهای بیشماری را به خود مشغول نموده است؟ چرا سیل جمعیت از سراسر ایران، بلکه جهان برای نماز(1)و ذکر و دعا به این مکان سرازیر است؟(2)چرا بسیاری از افراد، رنج سفر را بر خود هموار میکنند و حتی با پای پیاده به این مسجد مشرّف میشوند؟ اگرچه قرار نیست همه کارهای دنیا با کرامت و معجزه پیش برود، ولی آنچه رخ میدهد فقط روزنهای است از برکات وجودش.
حال آیا اگر این مسجد مقدّس فقط قصّه و داستان بود، این روش و توجّه مردم بیش از هزار سال تداوم داشت؟ کدام مسجد
1) 7. خلاصه اعمال مسجد مقدس جمکران: 1) دو رکعت نماز تحیّت مسجد که در هر رکعت بعد از سوره حمد هفت مرتبه سوره توحید خوانده میشود و در رکوع و سجدهها نیز ذکر آن هفت مرتبه گفته میشود. 2) دو رکعت نماز امام زمانعلیه السلام که در هر رکعت در سوره حمد آیه «ایاک نعبد وایاک نستعین» صد بار خوانده میشود و در رکوع و سجدهها نیز ذکر آن هفت مرتبه گفته میشود، پس از نماز یک بار لا اله الا اللَّه و تسبیح حضرت زهراعلیها السلام و سپس در سجده صد بار صلوات میفرستد.
2) 8. آماری که در سال 79 اعلام شد، حدود 15 میلیون نفر.
وحسینیه و حتی پارک و استادیومی را سراغ دارید که توانسته باشد در طول سال این همه چشم را به خود متوجه گرداند و این همه دل را به خود جلب کند؟ اگرچه این فقط مسجدی است که جلوههای کوچکی از عنایات بیشمار امام زمانعلیه السلام در آن متجلّی گشته و مردم آن را لمس کردهاند.
پس چگونه میشود این همه نشانه و دیدنی را نادیده گرفت؛ یعنی برخی از احکام و اخبار است که از مسلّمات بوده و همه پذیرفتهاند در حالی که فقط یک یا دو روایت در مورد آن وجود دارد، اما نسبت به امام زمانعلیه السلام روایات فراوان، از راویان متعدد؛ چه سنی و چه شیعه، از معصومینعلیهم السلام به خصوص پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله وسلم صادر شده و به دست ما رسیده است که هیچ منصفی نمیتواند آن را انکار کند.
لذا در سالی که توسط مقام معظّم رهبری به نام مبارک پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله وسلم مزیّن گردیده است، بنا به فرمایش آن حضرت که فرمود: «مَنْ حَفِظَ مِنْ أُمَّتِی أَرْبَعِینَ حَدِیثاً مِمّا یَحْتاجُونَ إِلَیْهِ مِنْ أَمْرِ دِینِهِمْ بَعَثَهُ اللَّهُ - عَزَّوَجَلَّ - یَوْمَ الْقِیامَةِ فَقِیهاً عالِماً»؛(1)
1) 9. بحارالانوار، ج 2، ص 153.
«هرکس از امّت من چهل حدیث از آنچه که در امر دینشان نیاز دارند حفظ نماید خداوند متعال وی را در روز قیامت فقیه و عالم محشور خواهد کرد.»
چهل حدیث از پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله وسلم که پیرامون امام زمانعلیه السلام صادر گشته، با سند و متن حدیث به همراه ترجمه آن که از معتبرترین کتب روایی گزینش شده، جمعآوری گردیده است. امید که مورد رضایت حضرت واقع شده و قابل استفاده برای خوانندگان گرامی باشد. ان شاء اللَّه.
در پایان از مدیریت محترم انتشارات مسجد مقدس جمکران و همکاران عزیز در واحد پژوهش تشکر مینمایم.
قم، مسجد مقدس جمکران
خرداد 1385
احمد سعیدی
مهدیعلیه السلام هدیه الهی است
عن سهل، عن محمد بن سلیمان، عن هیثم بن أشیم، عن معاویة بن عمار، عن أبی عبد اللَّهعلیه السلام قال:
خَرَجَ النَّبِیُ صلی الله علیه وآله وسلم ذاتَ یَوْمٍ وَهُوَ مُسْتَبْشِرٌ یَضْحَکُ سُرُوراً فَقالَ لَهُ النّاسُ: أَضْحَکَاللَّهُ سَنَّکَ یا رَسُولَ اللَّهِ وَزادَکَ سُرُوراً.
فقال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله وسلم:
إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ یَوْمٍ وَلا لَیْلَةٍ إِلّا وَلِیَ فِیهِما تُحْفَةٌ مِنَ اللَّهِ. أَلا وَإِنّ رَبِّی أَتْحَفَنِی فِی یَوْمِی هذا بِتُحْفَةٍ لَمْ یَتْحَفْنِی بِمِثْلِها فِیما مَضی إِنَّ جَبْرَئِیلعلیه السلام أَتانِی فَأَقْرَأَنِی مِنْ رَبِّی السّلامَ، وَقال: یا مُحَمَّدُ! إِنَّ اللَّهَ جَلّ وَعَزَّ اخْتارَ مِنْ بَنِی هاشِمَ سَبْعَةً لَمْ یَخْلُقْ مِثْلَهُمْ فِیمَنْ مَضی وَلا یَخْلُقُ مِثْلَهُمْ فِیمَنْ بَقِیَ. أَنْتَ یا رَسُولَ اللَّهِ! سَیِّدُ النَّبِیِّینَ، وَعلِیُّ بْنُ أَبِی طالِبٍ وَصِیُّکَ سَیِّدُ الوَصِیِّینَ، وَالحَسَنُ وَالْحُسَیْنُ سِبْطاکَ سَیِّدا الْأَسْباطِ، وَحَمْزَةُ عَمُّکَ سَیِّدُ الشُّهَدآءِ، وَجَعْفَرُ ابْنُ عَمِّکَ
الطَّیّارُ فِی الجَنَّةِ یَطِیرُ مَعَ الْمَلآئِکَةِ حَیْثُ یَشآءُ، وَمِنْکُمُ القآئِمُ یُصَلِّی عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ خَلْفَهُ إِذا أَهْبَطَهُ اللَّهُ إِلیَ الْأَرْضِ مِنْ ذُرِّیَّةِ عَلِیٍّ وَفاطِمَةَ وَمِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِعلیهم السلام.(1)
امام صادقعلیه السلام میفرماید: روزی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله وسلم شادان و خندان بیرون آمدند. مردم عرض کردند: ای رسول خدا! خداوند شما را همیشه شاد و خندان گرداند.
رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم فرمودند:
هیچ شب و روزی نیست، مگر اینکه از جانب خداوند متعال برای من تحفهای فرستاده میشود. امّا آگاه باشید که امروز پروردگارم تحفهای به من داده که تا قبل از این، چنین تحفهای نداده بود. همانا جبرئیل نزد من آمد و سلام پروردگارم را ابلاغ کرد و گفت: ای محمّد! پروردگار عظیم الشأن از میان بنیهاشم هفت نفر را برگزید که مانند آنان را نه قبل از این خلق کرده، و نه بعد از این خلق خواهد کرد. [آن هفت نفر عبارتند از:]
ای رسول خدا! تو سیّد و آقای پیامبران هستی. و علی بن
1) 10. کافی: ج 8، ص 49، حدیث 10؛ بحار الأنوار: ج 51، ص 77.
ابی طالب وصی تو و سید اوصیاست. و حسن و حسین که دو سبط تو هستند سرور همه اسباط هستند. و عمویت حمزه، سالار شهیدان است. و پسر عموی تو جعفر طیّار، در بهشت به همراه فرشتگان پرواز میکند.
و از شماست قائم، همان که عیسی بن مریمعلیهما السلام پشت سرش به نماز میایستد، آن هنگام که خدای تعالی او را به زمین فرود میآورد. آن قائم از نسل علی و فاطمه و از فرزندان حسینعلیهم السلام است.
مهدیعلیه السلام از آقایان اهل بهشت است
أحمد بن محمد بن إسحاق، عن إسماعیل بن إبراهیم الحلوانی، عن أحمد بن منصور زاج، عن هدبة بن عبد الوهاب، عن سعد بن عبد الحمید بن جعفر، عن عبد اللَّه بن زیاد الیمانی، عن عکرمة بن عمّار، عن إسحاق بن عبد اللَّه بن أبی طلحة، عن أنس بن مالک قال:
قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله وسلم:
نَحْنُ بَنُو عَبْدِ الْمُطَّلِبِ، سادَةُ أَهْلِ الْجَنَّةِ: رَسُولُ اللَّهِ وَحَمْزَةُ سَیِّدُ الشُّهَدآءِ وَجَعْفَرُ ذُوالْجَناحَیْنِ وَعلِیٌّ وَفاطِمَةُ وَالْحَسَنُ وَالْحُسَیْنُ وَالْمَهْدِیُّ.(1)
رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم فرمودند:
ما فرزندان عبدالمطلب، آقایان اهل بهشت هستیم: رسول خدا و حمزه سید الشهداء، جعفر (طیار) که دارای دو بال در بهشت است، و علی و فاطمه و حسن و حسین و مهدیعلیهم السلام.
1) 11. امالی شیخ صدوق: مجلس 72، حدیث 15؛ بحار الأنوار: ج 51، ص 65.
اشتیاق بهشت به مهدیعلیه السلام
عن جابر بن عبد اللَّه الأنصاری قال:
قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله وسلم:
اَلْجَنَّةُ تَشْتاقُ إِلی أَرْبَعَةٍ مِنْ أَهْلِی، قَدْ أَحَبَّهُمُ اللَّهُ وَأَمَرَنِی بِحُبِّهِمْ: عَلِیُّ بْنُ أَبِی طالِبٍ، وَالْحَسَنُ وَالْحُسَیْنُ، وَالْمَهْدِیُّ الَّذِی یُصَلِّی خَلْفَهُ عِیسَی بْنُ مَرْیَمَ - علیهم السلام - .(1)
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله وسلم فرمودند:
بهشت به چهار نفر از اهل بیت من اشتیاق دارد: علی بن ابی طالب، حسن، حسین و مهدی علیهم السلام، آنکه عیسی بن مریمعلیهما السلام پشت سر او به نماز میایستد.
1) 12. کشف الغمّه: ج 1، ص 526؛ بحار الأنوار: ج 43، ص 304.
بشارت به مهدیعلیه السلام و عدالت جهانی
عن المقانعی، عن بکار بن أحمد، عن الحسن بن الحسین، عن تلید عن أبی الجحاف، عن خالد بن عبد الملک، عن مطر الوراق، عن الناجی؛ یعنی أبا الصدیق، عن أبی سعید قال:
قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله وسلم:
أَبْشِرُوا بِالْمَهْدِیِّ [قالَ ثَلاثاً] یَخْرُجُ عَلی حِینِ اخْتِلافٍ مِنَ النّاسِ وَزِلْزالٍ شَدِیدٍ یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً کَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً، یَمْلَأُ قُلُوبَ عِبادِهِ عِبادَةً وَیَسْعُهُمْ عَدْلُهُ.(1)
رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم فرمودند:
بشارت میدهم شما را به مهدی (و این جمله را سه بار تکرار فرمود) آن هنگام که مردم با هم اختلاف کرده و متزلزل شده باشند، ظهور خواهد کرد و زمین را از عدل
1) 13. غیبت طوسی: ص 179، حدیث 137؛ بحار الأنوار: ج 51، ص 74؛ منتخب الأثر: ص 221.
و داد پر میکند، همانطور که از ظلم و جور پر شده باشد. قلوب مردم را از عبادت خدا پر میکند و عدالتش تمام مردم را فرا میگیرد.
شبیهترین مردم به من
ابن مسرور، عن ابن عامر، عن عمّه، عن ابن أبی عمیر، عن أبی جمیلة، عن جابر الجعفی، عن جابر الأنصاری قال:
قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله وسلم:
اَلْمَهْدِیُّ مِنْ وُلْدِی، اِسْمُهُ اِسْمِی، وَکُنْیَتُهُ کُنْیَتِی، أَشْبَهُ النّاسِ بِی خَلْقاً وَخُلْقاً، تَکُونُ لَهُ غَیْبَةٌ وَحَیْرَةٌ تَضِلُّ فِیهِ الْأُمَمُ. ثُمَّ یُقْبِلُ کَالشَّهابِ الثّاقِبِ وَیَمْلَأُها عَدْلاً وَقِسْطاً کَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً.(1)
جابر بن عبداللَّه انصاری نقل میکند که رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم فرمود:
مهدی از فرزندان من است، اسمش اسم من و کنیهاش کنیه من است. شبیهترین مردم به من است؛ هم از جهت خلقت و هم از جهت اخلاق. دارای غیبت و حیرتی است که بسیاری از مردم در خصوص وی به گمراهی میافتند، امّا ناگهانی و مانند شهاب ثاقب (سریع) ظهور میکند و چهره نشان میدهد. زمین را پر از عدل و داد میکند همانطور که از ظلم و ستم پر شده باشد.
1) 14. کمال الدین: ص 286، حدیث 1؛ بحار الأنوار: ج 51، ص 71.
مهدیعلیه السلام، فرزند من است
ابن مسرور، عن ابن عامر، عن المعلّی، عن جعفر بن سلیمان، عن عبد اللَّه بن الحکم، عن أبیه، عن سعید بن جبیر، عن ابن عباس قال:
قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله وسلم:
إِنَّ خُلَفآئِِی وَأَوْصِیآئِی وَحُجَجُ اللَّهِ عَلَی الْخَلْقِ بَعْدِی اِثْنا عَشَرَ: أَوَّلُهُمْ أَخِِی وَآخِرُهُمْ وَلَدِی.
قِیلَ: یا رَسُولَ اللَّهِ! وَمَنْ أَخُوکَ؟
قالَصلی الله علیه وآله وسلم: عَلِیُّ بْنُ أَبِی طالِبٍ.
قِیلَ: فَمَنْ وَلَدُکَ؟
قالَصلی الله علیه وآله وسلم: اَلْمَهْدِیُّ الَّذِی یَمْلَأُها قِسْطاً وَعَدْلاً کَما مُلِئَتْ جَوْراً وَظُلْماً. وَالَّذِی بَعَثَنِی بِالْحَقِّ نَبِیّاً! لَوْ لَمْ یَبْقِ مِنَ الدُّنْیا إِلّا یَوْمٌ واحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذلِکَ الْیَوْمَ حَتّی یَخْرُجَ فِیهِ وَلَدِی الْمَهْدِیُّ فَیَنْزِلُ رُوحُ اللَّهِ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ فَیُصَلِّی خَلْفَهُ، وَتَشْرَقُ الْأَرْضُ بِنُورِهِ وَیَبْلُغُ سُلْطانُهُ الْمَشْرِقَ وَالْمَغْرِبَ.(1)
رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم فرمود:
1) 15. کمال الدین: ج 1، ص 280، ح 27؛ بحار الأنوار: ج 51، ص 71.
همانا جانشینان و اوصیای من و حجّتهای الهی بر مردم دوازده نفرند، که اوّل آنان برادرم و آخر آنها فرزندم میباشد.
گفته شد: ای پیامبر خدا! برادرت چه کسی است؟
فرمودند: علی بن ابی طالبعلیه السلام.
عرض شد: فرزندت چه کسی است؟
فرمودند: مهدیعلیه السلام؛ همانکه زمین را از عدل و داد پر خواهد کرد، چنانکه از ظلم و ستم پر شده باشد. قسم به آنکه مرا به پیامبری برانگیخت! اگر از عمر دنیا فقط یک روز باقی مانده باشد، خداوند آن یک روز را آنقدر طولانی کند که فرزندم مهدی ظهور نماید. پس حضرت مسیح از آسمان نازل شود و پشت سر ایشان نمازگزارد و زمین به نور وجود او روشن شود و حکومتش از شرق تا غرب عالم را فرا گیرد.
مهدیعلیه السلام از ما اهل بیتعلیهم السلام است
عن علی بن أبی طالبعلیه السلام قال: قلت: یا رسول اللَّه! أ منّا آل محمّد، المهدیّ أم من غیرنا؟
فقال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله وسلم:
لا، بَلْ مِنّا، یَخْتِمُ اللَّهُ بِهِ الدِّینَ کَما فَتَحَ بِنا، وَبِنا یَنْقَذُونَ مِنْ الفِتَنِ کَما أَنْقَذُوا مِنَ الشِّرْکِ، وَبِنا یُؤَلِّفُ اللَّهُ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ بَعْدَ عَداوَةِ الْفِتْنَةِ إِخْواناً کَما أَلَّفَ بَیْنَهُمْ بَعْد عَداوَةِ الشِّرْکِ، وَبِنا یُصْبِحُونَ بَعْد عَداوَةِ الْفِتْنَةِ إِخْواناً کَما أَصْبَحُوا بَعْدَ عَداوَةِ الشِّرْکَ إِخْواناً فِی دِینِهِمْ.(1)
امیر المؤمنینعلیه السلام میفرماید: از پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله وسلم سؤال کردم: ای رسول خدا! آیا مهدی از ما آل محمّد است، یا از غیر ماست؟
رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم فرمود:
خیر، بلکه از ماست. خداوند دین را با او ختم میکند، همانطور که به وسیله ما نیز آغاز کرده بود. مردم به برکت ما از فتنهها نجات مییابند، همانطور که از شرک نجات یافتند.
1) 16. کمال الدین، ج 2، ص 411؛ منتخب الأثر، ص 237.
به واسطه ما خداوند دلهای مردم را که با فتنه و دشمنی خو گرفتهاند، با یکدیگر مهربان و برادر خواهد کرد. و به واسطه ماست که بعد از دشمنیها و فتنهها با یکدیگر برادر خواهند شد، همانطور که ابتدا مشرک بودند و سپس برادر دینی یکدیگر شدند.
اسامی دوازده امامعلیهم السلام
حدّثنا محمد بن الحسین رضی اللَّه عنه، قال: حدثنا محمد بن موسی المتوکل رحمه اللَّه، قال: حدثنا محمد بن أبی عبد اللَّه الکوفی، قال: حدثنا موسی بن عمران النخعی، عن عمه الحسین بن یزید النوفلی، عن الحسن بن علی بن أبی حمزة، عن أبیه، عن الصادقعلیه السلام جعفر بن محمد، عن أبیه محمد بن علی، عن أبیه الحسین بن علی، عن أبیه علی بن أبی طالبعلیهم السلام قال:
قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله وسلم:
حَدَّثَنِی جَبْرَئِیلُ عَنْ رَبِّ الْعِزَّةِ جَلَّ جَلالُهُ أَنَّهُ قالَ: مَنْ عَلِمَ أَنْ لا إِلهَ إِلّا أَنَا وَحْدِی، وَأَنَّ مُحَمَّداً عَبْدِی وَرَسُولِی، وَأَنّ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طالِبٍ خَلِیفَتِی، وَأَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِهِ حُجَجِی، أَدْخَلْتُهُ جَنَّتِی بِرَحْمَتِی، وَنَجَّیْتُهُ مِنَ النّارِ بِعَفْوِی، وَأَبَحْتُ لَهُ جَوارِی، وَأَوْجَبْتُ لَهُ کَرامَتِی، وَأَتْمَمْتُ عَلَیْهِ نِعْمَتِی، وَجَعَلْتُهُ مِنْ خآصَّتِی وَخالِصَتِی. إِنْ نادانِی لَبَّیْتُهُ، وَإِنْ دَعانِی أَجَبْتُهُ، وَإِنْ سَأَلَنِی أَعْطَیْتُهُ، وَإِنْ سَکَتَ ابْتَدَأْتُهُ، وَإِنْ أَسآءَ رَحِمْتُهُ، وَإِنْ فَرَّ مِنِّی دَعَوْتُهُ، وَإِنْ رَجَعَ إِلَیَّ قَبِلْتُهُ، وَإِنْ قَرَعَ بابِی فَتَحْتُهُ.
وَمَنْ لَمْ یَشْهَدْ أَنْ لا إِلهَ إِلّا أَنَا وَحْدِی، أَوْ شَهِدَ بِذلِکَ وَلَمْ یَشْهَدْ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدِی وَرَسُولِی، أَوْ شَهِدَ بِذلِکَ وَلَمْ یَشْهَدْ أَنَّ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طالِبٍ خَلِیفَتِی، أَوْ شَهِدَ بِذلِکَ وَلَمْ یَشْهَدْ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِهِ حُجَجِی، فَقَدْ جَحَدَ نِعْمَتِی وَصَغُرَ عَظَمَتِی وَکَفَرَ بِآیاتِی وَکُتُبِی وَرُسُلی. إِنْ قَصَدَنِی حَجَبْتُهُ، وَإِنْ سَأَلَنِی حَرَمْتُهُ، وَإِنْ نادانِی لَمْ أَسْمَعْ نِدآءَهُ، وَإِنْ دَعانِی لَمْ أَسْتَجِبْ دُعآءَهُ، وَإِنْ رَجانِی خَیَّبْتُهُ، وَذلِکَ جَزآؤُهُ مِنِّی وَما أَنَا بِظَلّامٍ لِلْعَبِیدِ.
فَقامَ جابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصارِی فَقالَ: یا رَسُولَ اللَّهِ! وَمَنِ الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طالِبٍ؟
قالَصلی الله علیه وآله وسلم: اَلْحَسَنُ وَالْحُسَیْنُ سَیِّدا شَبابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ، ثُمَّ سَیِّدُ الْعابِدِینَ فِی زَمانِهِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ، ثُمَّ الْباقِرُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ وَسَتُدْرِکُهُ یا جابِرُ! فَإِذا أَدْرَکْتَهُ فَاقْرَأْهُ مِنِّی السَّلامَ، ثُمَّ الصّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ، ثُمَّ الْکاظِمُ مُوسَی بْنُ جَعْفَرٍ، ثُمَّ الرِّضا عَلِیُّ بْنُ مُوسی ثُمَّ التَّقِیُّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ، ثُمَّ النَّقِیُّ عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ، ثُمَّ الزَّکِیُّ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ، ثُمَّ ابْنُهُ الْقآئِمُ بِالْحَقِّ مَهْدِیُّ أُمَّتِی، اَلَّذِی یَمْلَأُ الْأرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً کَما مُلِئَتْ جَوْراً وَظُلْماً.
هؤُلآءِ یا جابِرُ! خُلَفآئِی وَأَوْصِیآئِی وَأَوْلادِی وَعِتْرَتِی، مَنْ أَطاعَهُمْ فَقَدْ أَطاعَنِی، وَمَنْ عَصاهُمْ فَقَدْ عَصانِی، وَمَنْ أَنْکَرَهُمْ أَوْ أَنْکَرَ واحِداً مِنْهُمْ فَقَدْ أَنْکَرَنِی، بِهِمْ یُمْسِکُ اللَّهُ السَّمآءَ أَنْ تَقَعَ عَلَی الْأَرْضِ إِلّا بِإِذْنِهِ، وَبِهِمْ یَحْفَظُ اللَّهُ الْأَرْضَ أَنْ تَمْتَدَّ بِأَهْلِها.(1)
امام صادق از پدران بزرگوارشعلیهم السلام نقل میفرماید که پیامبر خداصلی الله علیه وآله وسلم فرمودند:
جبرئیل از جانب پروردگار عظیم الشأن مرا با خبر کرد: هر کس بداند [و ایمان داشته باشد] که هیچ خدا و معبودی جز من نیست و این که محمّدصلی الله علیه وآله وسلم بنده و فرستاده من است وعلی بن ابی طالبعلیه السلام خلیفه من است وامامان که از فرزندان اویند، حجّتهای من هستند، او را با رحمت خودم وارد بهشت خواهم کرد و با عفو خودم از آتش جهنم نجات میدهم، همسایگی خود را برای او مباح میکنم، کرامتم را بر او واجب میگردانم، نعمتم را برای او تمام خواهم کرد، و او را از خاصّان و خالصان خود قرار میدهم.
چنین شخصی اگر مرا ندا کند، لبیک خواهم گفت. اگر مرا
1) 17. کفایة الاثر صفحه 143 و منتخب الاثر صفحه 151
بخواند، جوابش خواهم داد. اگر چیزی از من بخواهد، به او عطا خواهم کرد. اگر سکوت کند و چیزی نخواهد، بدون درخواست خواهم بخشید. اگر بدی کند، به او رحم خواهم کرد. اگر از من فرار کند، خودم صدایش خواهم زد. اگر برگردد قبولش خواهم کرد. اگر درب خانهام را بکوبد به رویش خواهم گشود.
امّا اگر شهادت ندهد که خدا و معبودی جز من نیست، یا شهادت بدهد به این، ولی به بندگی و رسالت محمّد شهادت ندهد، یا به هر دو شهادت بدهد، امّا به خلافت علی بن ابیطالبعلیه السلام شهادت ندهد، یا به آنها شهادت بدهد، ولی شهادت ندهد که امامان از فرزندان علیعلیهم السلام حجّتهای من هستند، یقیناً نعمتهای مرا انکار کرده و بزرگی و عظمت مرا کوچک شمرده و به آیات و کتب آسمانی و پیامبران من کافر شده است.
چنین شخصی اگر آهنگ (و قصد) مرا هم کند، محجوبش میکنم. اگر از من در خواست کند محرومش سازم. اگر صدایم کند به سخنش گوش نخواهم داد. اگر دعایم کند، دعایش را مستجاب نخواهم کرد. اگر امیدی داشته باشد،
ناامیدش خواهم کرد. این مجازات او از جانب من است. در حالی که من به بندگانم کوچکترین ظلم و ستمی نخواهم کرد.
جابر بن عبداللَّه انصاری برخاست و عرض کرد:
ای رسول خدا! امامان از فرزندان علی بن ابی طالب چه کسانی هستند؟
پیامبر خداصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: حسن و حسین که دو آقای جوانان اهل بهشت هستند، پس از آنان آقای عبادت کنندگان در زمان خودش، علی بن حسین، سپس باقر، محمّد بن علی، - و تو ای جابر! او را درک خواهی کرد، هرگاه او را دیدی سلام مرا به وی برسان - پس از او، جعفر بن محمّد الصادق، سپس کاظم موسی بن جعفر، و بعد از او علی بن موسی الرضا، سپس محمّد بن علی التقی، بعد علی بن محمّد النّقی، بعد حسن بن علی الزّکی و در آخر، فرزندش، قائم به حقّ مهدی امّت من، امام هستند، همان که زمین را از قسط و عدل پر میکند چنان که از ظلم و جور پر شده باشد.
ای جابر! آنان جانشینان و اوصیای من هستند. آنان فرزندان و عترت من میباشند.
هرکس از آنان اطاعت کند، مرا اطاعت کرده است و آن که نافرمانیشان نماید، نافرمانی مرا نموده و هر که ایشان را، یا حتی یکی از آنان را انکار کند، مرا انکار کرده است.
به واسطه ایشان است که خداوند، آسمان را نگه داشته تا بر زمین نیفتد مگر به اذن او، و به برکت آنان است که خداوند زمین را نگه داشته تا اهلش را نلرزاند.
آخرین ستاره امامت
أحمد بن علی البندیجی، عن عبد اللَّه بن موسی العباسی، عن موسی بن سلام، عن البزنطی، عن عبد الرحمن بن الخشاب، عن أبی عبد اللَّه، عن آبائهعلیهم السلام قال:
قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله وسلم:
مَثَلُ أَهْلِ بَیْتِی مَثَلُ نُجُومِ السَّمآءِ، کُلَّما غابَ نَجْمٌ طَلَعَ نَجْمٌ، حَتّی إِذا نَجْمٌ مِنْها طَلَعَ فَرَمَقُوهُ بِالأَعْیُنِ وَأَشَرْتُمْ إِلَیْهِ بِالأَصابِعِ، (أَتاهُ مَلَکُ الْمَوْتِ فَذَهَبَتْ بِهِ، ثُمَّ لَبِثْتُمْ فِی ذلِکَ سِبْتاً مِنْ دَهْرِکُمْ) وَاسْتَوَتْ بَنُو عَبْدِ الْمُطَّلِبِ وَلَمْ یَدْرِ أَیَّ مِنْ أَیٍّ، فَعِنْدَ ذلِکَ یَبْدُو نَجْمُکُمْ، فَاحْمَدُوا اللَّهَ وَاقْبَلُوهُ.(1)
امام صادق از پدران بزرگوارشعلیهم السلام نقل میکند که پیامبر خداصلی الله علیه وآله وسلم فرموده است:
اهل بیت من مانند ستارگان آسمانند، هرگاه ستارهای غایب شود ستاره دیگری طلوع خواهد کرد. تا آنگاه که ستارهای از آنان طلوع میکند که همه با چشم و دست خود
1) 18. بحار الأنوار: ج 51، ص 76.
او را نشان میدهند و اشاره میکنند (و بنای اذیت او را دارند).
آنگاه مدّتی طولانی غیبت مینماید تا وقتی پس فرزندان عبدالمطلب که بنی عباس باشند بر خلایق مستولی میشوند. و کار مردم به هرج و مرج میانجامد.
در این هنگام ستاره شما طلوع مینماید، پس حمد خدا را به جای آورید و آن ستاره را قبول کنید.
هادی امّت
أبوالحسن محمد بن جعفر بن محمد التمیمی، عن أحمد بن محمد بن مروان الغزال، عن محمد بن تیم، عن عبد الرحمن بن مهدی، عن معاویة بن صالح، عن عبد الغفار بن قاسم، عن أبی مریم، عن أبی هریرة، قال: دخلت علی رسول اللَّهصلی الله علیه وآله وسلم وقد نزلت هذه الآیة «إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ» فقرأها علینا رسول اللَّهصلی الله علیه وآله وسلم، ثمّ قال:
أَنَا الْمُنْذِرُ أَ تَعْرِفُونَ الْهادِیَ؟
قُلْنا: لا، یا رَسُولَ اللَّهِ.
قالصلی الله علیه وآله وسلم: هُوَ خاصِفُ النَّعْلِ.
فَطَوَّلَتِ الْأَعْناقُ إِذْ خَرَجَ عَلَیْنا عَلِیٌعلیه السلام مِنْ بَعْضِ الْحُجَرِ وَبِیَدِهِ نَعْلُ رَسُولِ اللَّهصلی الله علیه وآله وسلم.
ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَیْنا رَسُولُ اللَّهصلی الله علیه وآله وسلم فَقالَ:
أَلا إِنَّهُ الْمُبَلِّغُ عَنِّی وَالإِمامُ بَعْدِی وَزَوْجُ ابْنَتِی وَأَبُو سِبْطَی، فَنَحْنُ أَهْلُ بَیْتٍ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنَّا الرِّجْسَ وَطَهَّرَنا مِنَ الدَّنَسِ، یُقاتِلُ بَعْدِی عَلَی التَّأْوِیلِ کَما قاتَلْتُ عَلَی التَّنْزِیلِ، هُوَ الإِمامُ أَبُو الْأَئِمَّةِ الزُّهَرِ.
فَقِیلَ: یا رَسُولَ اللَّهِ! وَکَمِ الْأَئِمَّةُ بَعْدَکَ؟
قالَصلی الله علیه وآله وسلم: اِثْنا عَشَرَ، عَدَدَ نُقَبآءِ بَنِی إِسْرآئِیلَ، وَمِنّا مَهْدِیُّ هذِهِ الْأُمَّةِ، یَمْلَأُ اللَّهُ بِهِ الْأَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً کَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً، لا تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْهُمْ إِلّا ساخَتْ بِأَهْلِها.(1)
هنگامی که آیه «إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ» نازل شد پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم آن را برای ما قرائت کرد و سپس فرمود:
من انذار کننده و بیم دهنده هستم، آیا شما هادی را میشناسید؟
عرض کردیم: خیر، ای رسول خدا!
پیامبر خداصلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: هادی امّت، همان وصله زننده کفش است.
همه گردنها کشیده شد و به اطراف نگاه کردند، ناگاه امام علیعلیه السلام را دیدیم که از یکی از حجرهها بیرون آمد، در حالی که کفش رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم به دست ایشان بود.
سپس پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله وسلم توجهی به ما نموده، فرمودند: آگاه باشید! که او از جانب من ابلاغ پیام خواهد کرد، او امام
1) 19. بحار الأنوار: ج 36، ص 315؛ کفایه الأثر: ص 87؛ منتخب الأثر: ص 63.
پس از من است، شوهر دخترم و پدر دو سبط من است. ما اهل بیتی هستیم که خداوند متعال هر نوع آلودگی را از ما زدوده و ما را پاک و پاکیزه نموده است، او پس از من برای تأویل قرآن مبارزه خواهد کرد، چنان که من برای تنزیل آن جنگ کردم.
علی امام و پدر امامان درخشنده و آشکار است.
عرض شد: امامان بعد از شما چند نفرند؟
فرمود: دوازده نفر، به عدد نقیبان بنی اسرائیل. و از ماست مهدیِ این امّت، که خداوند به وسیله او زمین را از عدل و داد پر میکند، چنان که از ظلم و جور پر شده باشد. زمین هیچ گاه از امامان خالی نخواهد شد و الا اهلش را فرو خواهد برد.
مهدیعلیه السلام خلیفة اللَّه است
حدّثنا محمد بن موسی بن المتوکّل قال: حدّثنا محمد بن أبی عبد اللَّه الکوفی، قال: حدّثنا موسی بن عمران النخعی، عن عمّه الحسین بن یزید، عن الحسن بن علیّ بن سالم، عن أبیه، عن أبی حمزة، عن سعید بن جبیر، عن عبد اللَّه بن عباس قال:
قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله وسلم:
إِنَّ اللَّهَ تَبارَکَ وَتَعالی اِطَّلَعَ إِلَی الْأَرْضِ اطّلاعَةً فَاخْتارَنِی مِنْها فَجَعَلَنِی نَبِیّاً، ثُمَّ اطَّلَعَ الثّانِیَةَ فَاخْتارَ مِنْها عَلِیّاً فَجَعَلَهُ إِماماً، ثُمَّ أَمَرَنِی أَنْ أَتَّخِذَهُ أخاً وَوَلِیّاً وَوَصِیّاً وَخَلِیفَةً وَوَزِیراً. فَعَلِیٌّ مِنِّی وَأَنَا مِنْ عَلِیٍّ وَهُوَ زَوْجُ ابْنَتِی وَأَبُو سِبْطَی الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ.
أَلا وَإِنَّ اللَّهَ تَبارَکَ وَتَعالی جَعَلَنِی وَإِیّاهُمْ حُجَجاً عَلی عِبادِهِ وَجَعَلَ مِنْ صُلْبِ الْحُسَیْنِ أَئِمَّةً یَقُومُونَ بِأَمْرِی وَیَحْفَظُونَ وَصِیَّتِی، اَلتّاسِعُ مِنْهُمْ قآئِمُ أَهْلِ بَیْتِی وَمَهْدِیُّ أُمَّتِی، أَشْبَهُ النّاسِ بِی فِی شَمآئِلِهِ وَأَقْوالِهِ وَأَفْعالِهِ، یَظْهَرُ بَعْدَ غَیْبَةٍ طَوِیلَةٍ وَحَیْرَةٍ مُضِلَّةٍ، فَیُعْلِنُ أَمْرَ اللَّهِ وَیُظْهِرُ دِینَ
اللَّهِ جَلَّ وَعَزَّ، یُؤَیِّدُ بِنَصْرِ اللَّهِ وَیَنْصُرُ بِمَلآئِکَةِ اللَّهِ، فَیَمْلأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً کَما مُلِئَتْ جَوْراً وَظُلْماً.(1)
پیامبر عظیم الشأن اسلامصلی الله علیه وآله وسلم فرمودند:
خداوند متعال نظری به زمین افکند و از آن میان، مرا برگزید و پیامبر خود گردانید.
بار دیگر نظری افکند و علی را برگزید و او را امام قرار داد.
سپس به من فرمان داد که او را برادر، ولی، وصی و خلیفه خود سازم.
پس علی از من و من از علیام، او شوهر دخترم، فاطمه است و پدر دو سبط من، حسن و حسین میباشد.
آگاه باشید! خداوند متعال مرا و ایشان را حجّتهای خود بر بندگانش قرار داده است، و نیز از نسل حسین، امامانی را قرار داده که به امر من قیام میکنند و وصیت مرا حفظ مینمایند. نهمین آنان قائم اهل بیت من است، او مهدی امّت من است، همان که در شکل و شمایل و گفتار و رفتار، شبیهترین مردم به من است. وی بعد از غیبت طولانی
1) 20. کمال الدین، ج 1 ص 257؛ منتخب الأثر، ص 123؛ کفایة الأثر، ص 143.
و حیرتی گمراه کننده ظهور خواهد کرد و امر و فرمان خداوند را اعلان میدارد و دین وی را آشکار میسازد.
او به یاری خداوند مؤیّد میگردد و به نصرت فرشتگان کمک میشود. پس زمین را از قسط و عدل پر مینماید، چنان که از جور و ظلم پر شده باشد.
مهدیعلیه السلام ذوالقرنین امّت من است
حدّثنا أبوطالب المظفّر بن جعفر بن المظفّر العلوی السمرقندی، قال: حدّثنا جعفر بن محمد بن مسعود، عن أبیه، قال: حدّثنی محمد بن نصیر، قال: حدّثنا محمد بن عیسی، عن حماد بن عیسی، عن عمرو بن شمر، عن جابر بن یزید الجعفی، عن جابر بن عبد اللَّه الأنصاری قال:
سمعت رسول اللَّهصلی الله علیه وآله وسلم یقول:
إِنَّ ذَا الْقَرْنَیْنِ کانَ عَبْداً صالِحاً، جَعَلَهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ حُجَّةً عَلی عِبادِهِ، فَدَعا قَوْمَهُ إِلَی اللَّهِ وَأَمَرَهُمْ بِتَقْواهُ، فَضَرَبُوهُ عَلی قَرْنِهِ، فَغابَ عَنْهُمْ زَماناً حَتّی قِیلَ ماتَ أَوْ هَلَکَ، بِأَیِّ وادٍ سَلَکَ. ثُمَّ ظَهَرَ وَرَجَعَ إِلی قَوْمِهِ فَضَرَبُوهُ عَلی قَرْنِهِ الآخَرِ، وَفِیکُمْ مَنْ هُوَ عَلی سُنَّتِهِ، وَإِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ مَکَّنَ لِذِی الْقَرْنَیْنِ فِی الْأَرْضِ، وَجَعَلَ لَهُ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ سَبَباً، وَبَلَغَ الْمَغْرِبِ وَالْمَشْرِقِ، وَإِنَّ اللَّهَ تَبارَکَ وَتَعالی سَیَجْرِی سُنَّتَهُ فِی الْقآئِمِ مِنْ وُلْدِی، فَیَبْلُغُهُ شَرْقَ الْأَرْضِ وَغَرْبَها حَتّی لا یَبْقی مَنْهَلاً وَلا مَوْضِعاً مِنْ سَهْلٍ وَلا جَبَلٍ وَطَأَهُ ذُوالْقَرْنَیْنِ إِلّا وَطَأَهُ، وَیَظْهَرُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ کُنُوزَ الْأَرْضِ
وَمَعادِنَها، وَیَنْصُرُهُ بِالرُّعْبِ فَیَمْلَأُ الْأَرْضَ بِهِ عَدْلاً وَقِسْطاً کَما مُلِئَتْ جَوْراً وَظُلْماً.(1)
جابر بن عبد اللَّه انصاری میگوید: از پیامبر خداصلی الله علیه وآله وسلم شنیدم که میفرمود:
همانا ذوالقرنین بنده صالح خدا بود که خداوند متعال او را حجّت بر بندگانش قرار داده بود.
ذوالقرنین قوم خود را به سوی خدا دعوت کرد، و به آنان فرمود: تقوای خدا را مراعات کنید.
امّا آنان بر طرفی از پیشانیاش زده و او را از خود راندند.
پس از بین ایشان غایب شد، و غیبت وی به قدری طولانی گشت که برخی گفتند از دنیا رفته، برخی دیگر گفتند کشته شده و بعضی هم گفتند معلوم نیست در کدام وادی و بیابان است.
ذوالقرنین پس از مدتی غیبت، ظهور کرد و به سوی قومش برگشت. پس قوم او به طرف دیگر پیشانیاش زدند.
در بین شما هم کسی هست که بر سنّت و روش ذوالقرنین خواهد بود.
1) 21. کمال الدین: ج 2، ص 394؛ منتخب الأثر: ص 361.
خداوند عظیم الشأن به ذوالقرنین تمکّن و پادشاهی در زمین را عطا فرمود و برای او از هر چیزی راهی قرار داد. و پادشاهیاش از غرب تا شرق عالم را فرا گرفت. خداوند متعال همین سنّت و روش را در قائم از فرزندان من نیز جاری خواهد کرد. پس او را بر شرق و غرب عالم حاکم خواهد کرد، به گونهای که هیچ طریق و مکانی از پستی و بلندی که ذوالقرنین بر آن قدم گذاشته نخواهد ماند مگر اینکه قائم ما هم بر آن قدم میگذارد.
خداوند گنجهای زمین و معادن آن را برایش ظاهر میکند و با ترس و رُعبی که در دل دشمنانش میاندازد، وی را پیروز مینماید. پس به وسیله او زمین را از عدل وقسط پر میکند، چنانکه از ظلم و ستم پر شده باشد.
مهدیعلیه السلام از عترت و اهل بیت من است
عن الحسن بن الحسین، عن سفیان الجریری، عن عبد المؤمن، عن الحارث بن حصیرة، عن عمارة بن جوین العبدی، عن أبی سعید الخدری قال:
سمعت رسول اللَّهصلی الله علیه وآله وسلم یقول علی المنبر:
إِنَّ الْمَهْدِیَّ مِنْ عِتْرَتِی مِنْ أَهْلِ بَیْتِی، یَخْرُجُ فِی آخِرِ الزَّمانِ، تَنْزِلُ لَهُ السَّمآءُ قَطْرَها، وَتَخْرُجُ لَهُ الْأَرْضُ بَذْرَها، فَیَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلاً وَقِسْطاً کَما مَلَأَهَا الْقَوْمُ ظُلْماً وَجَوْراً.(1)
ابو سعید خدری میگوید: از پیامبر خداصلی الله علیه وآله وسلم شنیدم که بر منبر میفرمود:
به درستی که مهدی از عترت و اهل بیت من است، در آخر الزمان ظهور میکند، آسمان قطرات باران خود را برای او نازل مینماید و زمین دانهها و گیاهان خود را برای او میرویاند.
پس در تمام زمین، عدل و قسط را به پا میدارد، همان گونه که دیگران آن را از ظلم و جور پر کرده باشند.
1) 22. غیبت شیخ طوسی: ص 180، حدیث 138؛ بحار الأنوار: ج 51، ص 74.
مهدیعلیه السلام از برگزیدگان است.
حدّثنا غیر واحد من أصحابنا قالوا: حدّثنا أبوعلی محمد بن همام، قال: حدّثنا عبد اللَّه بن جعفر، عن أحمد بن هلال، عن محمد بن أبی عمیر، عن سعید بن غزوان، عن أبی بصیر، عن أبی عبد اللَّه عن آبائهعلیهم السلام قال:
قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله وسلم:
إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ اخْتارَ مِنَ الْأَیّامِ الْجُمُعَةَ، وَمِنَ الشُّهُورِ شَهْرَ رَمَضانَ، وَمِنَ اللَّیالِی لَیْلَةَ الْقَدْرِ، وَاخْتارَنِی عَلی جَمِیعِ الْأَنْبِیآءِ، وَاخْتارَ مِنِّی عَلِیّاً وَفَضَّلَهُ عَلی جَمِیعِ الْأَوْصِیآءِ، وَاخْتارَ مِنْ عَلِیٍّ الْحَسَنَ وَالْحُسَیْنَ، وَاخْتارَ مِنَ الْحُسَیْنِ الْأَوْصِیآءَ مِنْ وُلْدِهِ، یَنْفُونَ عَنِ التَّنْزِیلِ تَحْرِیفَ الْغالِینَ، وَانْتِحالَ الْمُبْطِلِینَ وَتَأْوِیلَ الْمُضِلِّینَ، تاسِعُهُمْ قآئِمُهُمْ وَهُوَ ظاهِرُهُمْ وَهُوَ باطِنُهُمْ.(1)
امام صادقعلیه السلام از پدران بزرگوارشعلیهم السلام روایت میکند که رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم فرمودند:
خدای متعال از روزها، روز جمعه را و از ماهها، ماه
1) 23. کمال الدین: ج 1، باب 24، حدیث 32، ص 526.
رمضان و از شبها، شب قدر را برگزید، و از میان همه انبیا، مرا برگزید، و از میان خاندان من، علی را برگزید و او را بر همه اوصیا برتری داد، و از خاندان علی، حسن و حسین را برگزید، و از خاندان حسین، اوصیای از فرزندان او را برگزید، و آنان از قرآن کریم تحریف غلو کنندگان و نسبت ناروای باطلگویان و تأویل گمراه کنندگان را دفع میکنند. و نهمین آنان، قائم ایشان است و او ظاهر و باطن ایشان است.
مژدگانی به امام علیعلیه السلام
أحمد بن هوذة، عن النهاوندی، عن عبد اللَّه بن حماد، عن أبان بن عثمان، قال: قال أبو عبد اللَّهعلیه السلام:
بَیْنَنا رَسُولُ اللَّهِصلی الله علیه وآله وسلم ذاتَ یَوْمٍ بِالْبَقِیعِ، فَأَتاهُ عَلِیٌّ فَسَلَّمَ عَلَیْهِ، فَقالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِصلی الله علیه وآله وسلم: اِجْلِسْ، فَأَجْلَسَهُ عَنْ یَمِینِهِ.
ثُمَّ جآءَ جَعْفَرُ بْنُ أَبِی طالِبٍ، فَسَأَلَ عَنْ رَسُولِ اللَّهصلی الله علیه وآله وسلم، فَقِیلَ: هُوَ بِالْبَقِیعِ، فَأَتاهُ فَسَلَّمَ عَلَیْهِ فَأَجْلَسَهُ عَنْ یَسارِهِ.
ثُمَّ جآءَ الْعَبّاسُ فَسَأَلَ عَنْهُ، فَقِیلَ: هُوَ بِالْبَقِیعِ، فَأَتاهُ فَسَلَّمَ عَلَیْهِ وَأَجْلَسَهُ أَمامَهُ.
ثُمَّ الْتَفَتَ رَسُولُ اللَّهصلی الله علیه وآله وسلم إِلی عَلِیٍعلیه السلام فَقالَ:
أَلا أُبَشِّرُکَ! أَلا أُخْبِرُکَ یا عَلِیُّ!
قالَ: بَلی یا رَسُولَ اللَّهِ!
فَقالَصلی الله علیه وآله وسلم: کانَ جَبْرَئِیلُ عِنْدِی آنِفاً، وَخَبَّرَنِی أَنَّ الْقآئِمَ الَّذِی یَخْرُجُ فِی آخِرِ الزَّمانِ یَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلاً کَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً مِنْ ذُرِّیَّتِکَ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْن - علیهم السلام -.
فَقالَ عَلِیٌعلیه السلام: یا رَسُولَ اللَّهِ! ما أَصابَنا خَیْرٌ قَطُّ مِنَ اللَّهِ إِلّا عَلی یَدَیْکَ.
ثُمَّ الْتَفَتَ رَسُولُ اللَّهِصلی الله علیه وآله وسلم فَقالَ:
یا جَعْفَرُ! أَلا أُبَشِّرُکَ؟!
قالَ: بَلی یا رَسُولَ اللَّهِ!
فَقالَصلی الله علیه وآله وسلم: کانَ جَبْرَئِیلُ عِنْدِی آنِفاً، فَأَخْبَرَنِی أَنَّ الَّذِی یَدْفَعُها إِلَی الْقآئِمِ هُوَ مِنْ ذُرِّیَّتِکَ، أَ تَدْرِی مَنْ هُوَ؟!
قال: لا.
قالصلی الله علیه وآله وسلم: ذاکَ الَّذِی وَجْهُهُ کَالدِّینارِ وَأَسْنانُهُ کَالْمِنْشارِ وَسَیْفُهُ کَحَرِیقِ النّارِ، یَدْخُلُ الْجَبَلَ ذَلِیلاً وَیَخْرُجُ مِنْهُ عَزِیزاً، یَکْتَنِفُهُ جَبْرَئِیلُ وَمِیکآئِیلُ.
ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَی الْعَبّاسِ فَقالَ:
یا عَمَّ النَّبِیِّ! أَلا أُخْبِرُکَ بِما أَخَبَرنِی جَبْرَئِیلُ؟!
فَقالَ: بَلی یا رَسُولَ اللَّهِ!
قالَصلی الله علیه وآله وسلم: قالَ لِی وَیْلٌ لِذُرِّیَّتِکَ مِنْ وُلْدِ الْعَبّاسِ.
فَقالَ: یا رَسُولَ اللَّهِ! أَفَلا أَجْتَنِبُ النِّسآءَ؟!
قالَ لَهُصلی الله علیه وآله وسلم: قَدْ فَرَغَ اللَّهُ مِمّا هُوَ کآئِنٌ.(1)
امام صادقعلیه السلام نقل میفرماید: در یکی از روزها که رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم در بقیع تشریف داشتند، علیعلیه السلام نیز به خدمت ایشان رسید و سلام کرد.
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله وسلم به وی فرمود:
بنشین.
پس او را در سمت راست خویش نشاند.
سپس جعفر بن ابی طالب آمد، سؤال کرد رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم کجا تشریف دارند، جواب دادند: ایشان در بقیع هستند.
پس به خدمت ایشان رسید، سلام کرد.
1) 24. غیبت نعمانی: ص 247، حدیث 1؛ بحار الأنوار: ج 51، ص 76.
پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم نیز او را در سمت چپ خود نشاند.
بعد از آن عباس آمد، گفت: رسول خدا کجاست؟
گفته شد: در بقیع تشریف دارند.
عباس هم به خدمت پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم رسید و سلام کرد و حضرت نیز او را مقابل خود نشاند.
پس از این پیامبر خداصلی الله علیه وآله وسلم توجّهی به امیرالمؤمنینعلیه السلام کرده، فرمود:
ای علی! آیا میخواهی مژدهای به تو بدهم؟ آیا تو را از چیزی با خبر کنم؟
امامعلیه السلام عرض کرد: بفرمایید، ای رسول خدا!
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: لحظاتی پیش جبرئیل نزد من بود و به من خبر داد: آن قائمی که در آخر الزمان ظهور میکند و زمین را از
عدل پر مینماید، همان گونه که از ظلم و جور پر شده باشد، او از نسل تو و از فرزندان حسین است.
امام علیعلیه السلام گفت: ای رسول خدا! هیچ خیری از جانب خدا به ما نمیرسد، مگر این که به دست شما و توسط شما خواهد بود.
پیامبر خداصلی الله علیه وآله وسلم بعد از آن، رو به جعفر بن ابی طالب کرده، فرمودند:
ای جعفر! آیا میخواهی به تو مژده بدهم؟ آیا میخواهی تو را از چیزی آگاه سازم؟
عرض کرد: بفرمایید، ای رسول خدا!
رسول اکرمصلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: لحظاتی پیش جبرئیل نزد من آمد و گفت: کسی که پرچم را به دست قائم خواهد داد، از ذریه و نسل توست، آیا او را میشناسی؟
جعفر گفت: خیر.
پیامبر خداصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: او کسی است که چهرهاش مانند دینار، درخشان است و دندانهایش مانند شانه و شمشیرش همانند گداخته آتش است، با ذلّت داخل کوه میشود امّا با عزّت بیرون میآید و جبرئیل و میکائیل از او محافظت خواهند کرد.
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله وسلم سپس رو به عباس کرده، فرمودند:
ای عموی پیامبر! آیا تو را آگاه کنم از آنچه که جبرئیل به من خبر داده است؟
عرض کرد: بفرمایید، ای رسول خدا!
پیامبر گرامیصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: جبرئیل گفت: وای بر ذریّه و فرزندان تو از جور و ستم فرزندان عباس (بنیعباس).
عباس گفت: ای رسول خدا! من بعد از این از معاشرت با زنان اجتناب خواهم کرد.
پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: خدا از آنچه شدنی است، فارغ گشته و قضای الهی حتمی شده است.
مژدگانی به فاطمه، مهدی از ماست
جماعة، عن التلعکبری، عن أحمد بن علی، عن أحمد بن إدریس، عن ابن عیسی، عن الأهوازی، عن الحسین بن علوان، عن أبی هارون العبدی، عن أبی سعید الخدری فی حدیث له طویل اختصرناه قال:
قالَ رَسُولُ اللَّهصلی الله علیه وآله وسلم لِفاطِمَةَ:
یا بُنَیَّةَ! إِنّا أُعْطِینا أَهْلُ الْبَیْتِ سَبْعاً لَمْ یُعْطَها أَحَدٌ قَبْلَنا. نَبِیُّنا خَیْرُ الْأَنْبِیآءِ وَهُوَ أَبُوکَ وَوَصِیُّنا خَیْرُ الْأَوْصِیآءِ وَهُوَ بَعْلُکَ وَشَهِیدُنا خَیْرُ الشُّهَدآءِ وَهُوَ عَمُّ أَبِیکَ حَمْزَةُ وَمِنّا مَنْ لَهُ جَناحانِ خَضِیبانِ یَطِیرُ بِهِما فِی الْجَنَّةِ وَهُوَ ابْنُ عَمِّکَ جَعْفَرُ وَمِنّا سِبْطا هذِهِ الْأُمَّةِ وَهُما ابْناکَ الْحَسَنُ وَالْحُسَیْنُ وَمِنّا وَاللَّهِ الَّذِی لا إِلهَ إِلّا هُوَ مَهْدِیُّ هذِه الْأُمَّةِ الَّذِی یُصَلِّی خَلْفَهُ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ.
ثُمَّ ضَرَبَ بِیَدِهِ عَلی مِنْکَبِ الْحُسَیْنعلیه السلام، فَقالَ مِنْ هذا ثَلاثاً.(1)
پیامبر خداصلی الله علیه وآله وسلم به دخترش فاطمه زهراعلیها السلام فرمودند:
1) 25. غیبت شیخ طوسی، ص 191، حدیث 154؛ بحارالأنوار، ج 51، ص 76.
ای دخترم! به ما اهل بیت هفت چیز عطا شده که قبل از ما به هیچ کس دیگری داده نشده است:
پیامبر ما، بهترین پیامبران است که او پدرت میباشد.
وصی ما، بهترین وصی است که او شوهرت میباشد.
شهید ما، بهترین شهیدان است و او عموی پدرت، حمزه است.
از ماست، آن که با دو بال در بهشت پرواز میکند و او پسر عمویت جعفر است.
دو سبط این امّت از مایند که آنان حسن و حسین، فرزندان تو میباشند.
و قسم به خدایی که جز او خدایی نیست! مهدی این امّت از ماست، همانکه عیسی بن مریم، پشت سرش به نماز میایستد.
سپس به شانه حسین زد و سه بار فرمود:
از فرزندان او است.
مهدیعلیه السلام از فرزندان فاطمهعلیها السلام
المفید، عن إسماعیل بن یحیی العبسی، عن محمد بن جریر الطبری، عن محمد بن إسماعیل الصواری، عن أبی الصلت الهروی، عن الحسین الأشقر، عن قیس بن الربیع، عن الأعمش، عن عبایة بن ربعی، عن أبی أیوب الأنصاری قال:
قالَ رَسُولُ اللَّهصلی الله علیه وآله وسلم لِفاطِمَةَ فِی مَرَضِهِ:
وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لا بُدَّ لِهذِهِ الْأُمَّةِ مِنْ مَهْدِیٍّ وَهُوَ وَاللَّهِ مِنْ وُلْدِکِ.(1)
پیامبر عظیم الشأنصلی الله علیه وآله وسلم آنگاه که در بستر بیماری بودند، به دخترش فاطمهعلیها السلام فرمودند:
سوگند به آن که جانم به دست اوست! حتماً برای این امّت «مهدی» خواهد بود، به خدا قسم که او از فرزندان تو میباشد.
1) 26. امالی شیخ الطوسی، ص 155، حدیث 256؛ بحارالأنوار، ج 51، ص 67.
مهدیعلیه السلام از فرزندان امام حسینعلیه السلام
بإسناد التمیمی، عن الرضا، عن آبائه، عن علیعلیهم السلام قال:
قالَ النَّبِیُصلی الله علیه وآله وسلم:
لا تَذْهَبُ الدُّنْیا حَتّی یَقُومُ بِأَمْرِ أُمَّتِِی رَجُلٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ، یَمْلَأُها عَدْلاً کَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً.(1)
امام رضا از قول پدران بزرگوارشعلیهم السلام و ایشان از حضرت علیعلیه السلام نقل کردهاند که پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله وسلم فرموده است:
دنیا تمام نخواهد شد تا اینکه مردی از اولاد [امام ]حسینعلیه السلام برای امر امّت من قیام نماید، زمین را پر از عدل میکند، چنانکه از ظلم و جور پر شده باشد.
1) 27. عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 66؛ بحارالأنوار، ج 51، ص 66.
مهدیعلیه السلام از صلب حسینعلیه السلام است
حدّثنا محمد بن علی ماجیلویه قال: حدّثنی عمّی محمد بن أبی القاسم، عن أحمد بن أبی عبد اللَّه البرقی، عن محمد بن علی القرشی، عن محمد بن سنان، عن المفضّل بن عمر، عن أبی حمزة الثمالی، عن أبی جعفر محمد بن علیّ الباقر، عن أبیه علیّ بن الحسین، عن أبیه الحسین بن علیّ - علیهم السلام - قال: دخلت أنا وأخی علی جدّی رسول اللَّهصلی الله علیه وآله وسلم، فأجلسنی علی فخذه، وأجلس أخی الحسن علی فخذه الأخری، ثمّ قبّلنا وقالصلی الله علیه وآله وسلم:
بِأَبِی أَنْتُما مِنْ إِمامَیْنِ صالِحَیْنِ اخْتارَکُمَا اللَّهُ مِنِّی وَمِنْ أَبِیکُما وَأُمِّکُما، وَاخْتارَ مِنْ صُلْبِکَ یا حُسَیْنُ تِسْعَةَ أَئِمَّةٍ، تاسِعُهُمْ قآئِمُهُمْ، وَکُلُّهُمْ فِی الْفَضْلِ وَالْمَنْزِلَةِ عِنْدَ اللَّهِ تَعالی سَوآءٌ.(1)
امام حسینعلیه السلام روایت میکند که من و برادرم به محضر جدّم رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم شرفیاب شدیم، آن حضرت مرا بر یک زانو و برادرم حسن را بر زانوی دیگرش نشاند، ما را بوسیده، فرمود:
پدرم به قربان شما دو امام شایسته باد! خدای تعالی
1) 28. کمال الدین، ج 1، باب 24، حدیث 12، ص 506.
شما را از وجود من و پدرتان اختیار کرد، ای حسین! خداوند از صلب تو، نُه امام برگزید که نهمین آنها قائم ایشان است و همه آنها در فضیلت و منزلت نزد خدای متعال برابرند.
غیبت، حتمی و طولانی است
ابن المتوکل، عن علی، عن أبیه، عن الهروی، عن الرضا، عن آبائهعلیهم السلام قال:
قالَ النَّبِیُصلی الله علیه وآله وسلم:
وَالَّذِی بَعَثَنِی بِالْحَقِّ بَشِیراً لَیَغِیبَنَّ الْقائِمُ مِنْ وُلْدِی بِعَهْدٍ مَعْهُودٍ إِلَیْهِ مِنِّی، حَتّی یَقُولُ أَکْثَرُ النّاسِ ما للَّهِ فِی آلِ مُحَمَّدٍ حاجَةٌ وَیَشُکُّ آخَرُونَ فِی وِلادَتِهِ فَمَنْ أَدْرَکَ زَمانِهِ فَلْیَتَمَسَّکْ بِدِینِهِ وَلا یَجْعَلْ لِلشَّیْطانِ إِلَیْهِ سَبِیلاً بِشَکِّهِ فَیُزِیلُهُ عَنْ مِلَّتِی وَیُخْرِجُهُ مِنْ دِینِی فَقَدْ أَخْرَجَ أَبَوَیْکُمْ مِنَ الْجَنَّةِ مِنْ قَبْلُ وَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ جَعَلَ الشَّیاطِینَ أَوْلِیاءَ لِلَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ(1)
امام رضا از پدران بزرگوارشعلیهم السلام نقل میکند که پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله وسلم فرموده است:
سوگند به آنکه مرا از روی حقیقت و برای بشارت مردم، به پیامبری برانگیخت، حتماً قائم از فرزندان من غایب خواهد شد تا مدتی که با او عهد کردهام.
1) 29. کمال الدین، ج1، ص 51؛ بحارالأنوار، ج 51، ص 68؛ منتخب الاثر، ص 325.
(این غیبت آن قدر طول میکشد که) اکثر مردم میگویند: خدا را به آل محمّد نیازی نیست. برخی نیز در ولادت او شک میکنند.
پس هرکه آن زمان را درک کرد، باید به دین او متمسک شود و با شک و تردید، شیطان را بر خود غالب نکند که در این صورت او را از ملّت من بیرون میکند و او را از دین من خارج مینماید. (و بدانید که این شیطان) همان است که پدرو مادر شما را قبلاً از بهشت بیرون کرده بود. البته خداوند متعال شیطان را فقط بر کسانی که ایمان نیاورند، مسلّط خواهد کرد.
دوران غیبت و ظهور ناگهانی
أبی وابن الولید وابن المتوکل جمیعا، عن سعد والحمیری ومحمد العطار جمیعا، عن ابن عیسی و ابن هاشم والبرقی وابن أبی الخطاب جمیعا، عن ابن محبوب، عن داود بن الحصین، عن أبی بصیر، عن الصادق، عن آبائهعلیهم السلام قال:
قال رَسُولُ اللَّهصلی الله علیه وآله وسلم:
اَلْمَهْدِیُّ مِنْ وُلْدِی، اِسْمُهُ اسْمِی وَکُنْیَتُهُ کُنْیَتِی، أَشْبَهُ النّاسِ بِی خَلْقاً وَخُلْقاً تَکُونُ لَهُ غَیْبَةً وَحَیْرَةً، حَتّی یَضِلُّ الْخَلْقُ عَنْ أَدْیانِهِمْ، فَعِنْدَ ذلِکَ یُقْبِلُ کَالشِّهابِ الثّاقِبِ، فَیَمْلَؤُها عَدْلاً وَقِسْطاً کَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً(1)
پیامبر عظیم الشأنصلی الله علیه وآله وسلم فرمودند:
مهدی از فرزندان من است، نام او نام من است و کنیهاش کنیه من است. شبیهترین مردم به من است، از جهت سیرت و صورت (خلقت و اخلاق).
غیبتی برای او خواهد بود که دوران حیرت و سرگردانی است، تا به حدّی که مردم از دین خودشان گمراه میشوند.
1) 30. کمال الدین ص 287، حدیث 4؛ بحارالأنوار، ج 51، ص 72.
امّا در همین وقت مهدی رو میکند و به سرعت شهاب ثاقب (سریع) ظهور مینماید. پس زمین را پر از عدل و داد میکند، همان طور که از ظلم و جور پر شده باشد.
مؤمنان واقعی
حدثنا ابوالحسن محمد بن علی بن الشاه الفقیه المروروذیّ بمروالروذ قال: حدثنا ابو حامد أحمد بن محمد ابن الحسین قالک حدثنا أبو یزید أحمد بن خالد الخالدی قال: حدثنا محمد بن أحمد بن صالح التمیمی قال: حدثنا محمد بن حاتم القطان عن أبی حماد بن عمرو ، عن الإمام جعفر بن محمد، عن أبیه، عن جدّه، عن علی بن أبی طالبعلیهم السلام فی حدیث طویل فی وصیة النبیصلی الله علیه وآله وسلم یذکر فیها:
أن رسول اللَّهصلی الله علیه وآله وسلم قال له:
یا عَلِیُّ وَاعْلَمْ أَنَّ أَعْجَبَ النّاسِ إِیماناً وَ أَعْظَمَهُمْ یَقِیناً قَوْمٌ یَکُونُ فِی آخِرِ الزَّمانِ، لَمْ یَلْحَقُوا النَّبِیّ وَحَجَبَ عَنْهُمُ الْحُجَّةُ، فَآمَنُوا بِسَوادٍ عَلی بَیاضٍ.(1)
امام صادق از پدران بزرگوارش و از علی بن ابی طالبعلیه السلام در حدیثی طولانی که وصیت پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله وسلم را ذکر میکند روایت کرده است که رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم به علیعلیه السلام فرمودند:
ای علی بدان که شگفتانگیزترین مردم از جهت ایمان
1) 31. کمال الدین، ج 1، ص 538.
و عظیمترین آنان از حیث یقین، مردمی هستند که در آخرالزمان خواهند بود، پیامبر را ندیدهاند و از امام نیز محجوبند، امّا به سیاهی بر روی سفیدی ایمان آوردهاند.
منتظران واقعی کماند
ابن المتوکل، عن الأسدی، عن البرمکی، عن علی بن عثمان، عن محمد بن الفرات، عن ثابت بن دینار، عن سعید بن جبیر، عن ابن عباس قال:
قالَ رَسُولُ اللَّهصلی الله علیه وآله وسلم:
عَلِیُّ بْنُ أَبِی طالِبٍ إِمامُ أُمَّتِی وَخَلِیفَتِی عَلَیْهِمْ بَعْدِی، وَمِنْ وُلْدِهِ الْقائِمُ الْمُنْتَظَرُ الَّذِی یَمْلَأُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ بِهِ الْأَرْضَ عَدْلاً وَقِسْطاً کَما مُلِئَتْ جَوْراً وَظُلْماً، وَالَّذِی بَعَثَنِی بِالْحَقِّ بَشِیراً إِنَّ الثّابِتِینَ عَلَی الْقَوْلِ بِهِ فِی زَمانِ غَیْبَتِهِ لأَعَزُّ مِنَ الْکِبْرِیتِ الْأَحْمَرِ.
فَقامَ إِلَیْهِ جابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصارِی فَقالَ:
یا رَسُولَ اللَّهِ! وَلِلْقائِمِ مِنْ وُلْدِکَ غَیْبَةٌ.
فَقالَصلی الله علیه وآله وسلم: إِی وَرَبِّی وَلِیُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَیَمْحَقَ الْکافِرِینَ، یا جابِرُ! إِنَّ هذَا الأَمْرَ مِنْ أَمْرِ اللَّه، وَسِرٌّ مِنْ سِرِّ اللَّهِ، مَطْوِیٌّ عَنْ عِبادِهِ، فَإِیّاکَ وَالشَّکَ فِی أَمْرِ اللَّهِ فَهُوَ کُفْرٌ.(1)
1) 32. کمال الدین، ص 287، حدیث 6؛ بحارالأنوار، ج 51، ص 73.
پیامبر خداصلی الله علیه وآله وسلم فرمودند:
علی بن ابی طالبعلیه السلام امام و پیشوای امّت من است و خلیفه من بر آنان بعد از من میباشد.
«قائم» از فرزندان اوست، همان که منتظر است تا خداوند عزیز به وسیله او زمین را پر از عدل و داد کند همان طور که از ظلم و جور پر شده باشد.
قسم به آن که مرا به حقّ و برای بشارت مردم، به پیامبری برانگیخت! به درستی که آنان که در زمان غیبت قائم، بر قول به او و امامت او ثابت میمانند و اعتقاد دارند، کمیابتر از کبریت احمر(یاقوت سرخ) میباشند.
جابر بن عبداللَّه انصاری برخاست و گفت: ای رسول خدا! آیا برای قائم که از فرزندان شماست غیبتی خواهد بود؟
پیامبر خداصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: آری، به خدا قسم! «و خداوند در آن موقع مؤمنان را در بوته امتحان خالص میگرداند و کافران را زایل و باطل میکند».
ای جابر! این امری از امور خداست و سرّی از اسرار الهی است که از بندگان خود پوشانیده است. پس بپرهیز از شک و تردید در امر خدا که موجب کفر میشود.
مرگ با انکار قائم، مرگ جاهلیّت است
الورّاق، عن الأسدی، عن النخعی، عن النوفلی، عن غیاث بن إبراهیم، عن الصادق، عن آبائهعلیهم السلام قال:
قالَ رَسُولُ اللَّهصلی الله علیه وآله وسلم:
مَنْ أَنْکَرَ الْقائِمَ مِنْ وُلْدِی فِی زَمانِ غَیْبَتِهِ ماتَ مِیتَةً جاهِلِیَّةً.(1)
امام صادق از پدران بزرگوارشعلیهم السلام بازگو میکند که پیامبر عظیم الشأنصلی الله علیه وآله وسلم فرمودند:
هر کس «قائم» را که از فرزندان من است در زمان غیبت او انکار نماید، مردن او به مرگ جاهلیت خواهد بود.
1) 33. کمال الدین، ج2 ص 412، حدیث 12؛ بحارالأنوار، ج 51، ص 73.
فدای آن تنهای یگانه!
أخبرنی أبو القاسم جعفر بن محمد، عن محمد بن یعقوب، عن علی بن إبراهیم بن هاشم، عن أبیه و علی بن محمد القاسانی جمیعا عن زکریا بن یحیی بن النعمان، قال: سمعت علی بن جعفر بن محمد یحدث الحسن بن الحسین بن علی بن الحسین، فقال فی حدیثه: لقد نصر اللَّه أبا الحسن الرضاعلیه السلام لما بغی علیه إخوته وعمومته. و ذکر حدیثا طویلا حتی انتهی إِلی قوله: فقمت و قبضت علی ید أبی جعفر محمد بن علی الرضاعلیه السلام وقلت له: أشهد أنک إمام عند اللَّه فبکی الرضاعلیه السلام ثُمَّ قال:
یا عَمَّ أَ لَمْ تَسْمَعْ أَبِی وَهُوَ یَقُولُ:
قالَ رَسُولُ اللَّهصلی الله علیه وآله وسلم:
بِأَبِی ابْنُ خِیَرَةِ الإِمآءِ النَّوْبِیَةِ الطَّیِّبَةِ، یَکُونُ مِنْ وُلْدِهِ الطَّرِیدُ الشَّرِیدُ الْمَوْتُورُ بِأَبِیهِ وَجَدِّهِ صاحِبُ الْغَیْبَةِ، فَیُقالُ ماتَ أَوْ هَلَکَ أَیّ وادٍ سَلَکَ.
فَقُلْتُ: صَدَقْتَ، جُعِلْتُ فِداکَ.(1)
امام رضاعلیه السلام به عموی خود فرمود: ای عمو! آیا از پدرم نشنیدی
1) 34. الإرشاد، ج 2، ص 275 و منتخب الاثر ص 225.
که میفرمود:
پیامبر خداصلی الله علیه وآله وسلم فرموده است:
پدرم به فدای فرزند بهترین کنیزان مغربی و پاک، که از فرزندان اوست آن تنهای رانده شده که انتقام خون پدر و جدّش را میگیرد، صاحب غیبتی که در مورد او میگویند: از دنیا رفته است، یا کشته شده است، و معلوم نیست در کدام وادی و بیابان به سر میبرد.
گفتم: درست میفرمایید، فدای شما بشوم!
انتظار فرج، بهترین اعمال
عن محمد بن مسعود، عن جعفر بن معروف، قال: أخبرنی محمد بن الحسین، عن جعفر بن بشیر، عن موسی بن بکر الواسطی، عن أبی الحسن، عن آبائهعلیهم السلام:
أَنَّ رَسُولَ اللَّهصلی الله علیه وآله وسلم قالَ:
أَفْضَلُ أَعْمالِ أُمَّتِی انْتِظارُ الْفَرَجِ مِنَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ.(1)
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله وسلم فرمودند:
بهترین اعمال امّت من، انتظار فرج از جانب خداوند عظیم الشأن است.
1) 35. کمالالدین ج 2، ص 644 و منتخب الاثر 629.
تأسف و سرگردانی
عن محمد بن الحنفیة عن أمیرالمؤمنینعلیه السلام:
عَنِ النَّبِیّصلی الله علیه وآله وسلم أَنَّهُ قالَ:
یا عَلِیُّ! أَنْتَ مِنِّی وَ أَنَا مِنْکَ وَ أَنْتَ أَخِی وَ وَزِیرِی. فَأِذا مِتُّ ظَهَرَتْ لَکَ ضَغائِنُ فِی صُدُورِ قَوْمٍ، وَ سَتَکُونُ بَعْدِی فِتْنَةٌ صَمّاءُ صَیْلَمُ یَسْقُطُ فِیها کُلُّ وَلِیجَةٍ وَ بِطانَةٍ وَ ذلِکَ عِنْدَ فِقْدانِ الشِّیعَةِ الْخامِسَ مِنْ وُلْدِ السّابِعِ مِنْ وُلْدِکَ، تَحْزُنُ لِفَقْدِهِ أَهْلُ الأَرْضِ وَ السَّماءِ، فَکَمْ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ مُتَأَسّفٍ مُتَلَهّفٍ حَیْرانٍ عِنْدَ فَقْدِهِ.
ثُمَّ أَطْرَقَ مَلِیّاً، ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهَ وَ قالَصلی الله علیه وآله وسلم:
بِأَبِی وَ أُمِّی سَمِّیی وَ شَبِیهِی وَ شَبِیهِ مُوسَی بْنِ عِمْرانَ، عَلَیْهِ جُیُوبُ النُّورِ (أَوْ قالَ جَلابِیبُ النُّورِ)، تَتَوَقَّدُ مِنْ شُعاعِ الْقُدْسِ کَأَنِّی بِهِمْ آیَسُ ما کانُوا، نُودُوا بِنِداءٍ یُسْمَعُ مِنَ الْبُعْدِ کَما یُسْمَعُ مِنَ الْقُرْبِ، یَکُونُ رَحْمَةً عَلَی الْمُؤْمِنِینَ وَ عَذاباً عَلَی الْمُنافِقِینَ.
قُلْتُ: وَ ما ذلِکَ النِّداءُ؟
قالَصلی الله علیه وآله وسلم: ثَلاثَةُ أَصْواتٍ، فِی رَجَبِ الأَوَّلِ أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَی الظَّالِمِینَ، الثّانِی أَزِفَتِ الآزِفَةُ، الثّالِثُ یَرَوْنَ بَدَناً بارِزاً مَعَ قَرْنِ الشَّمْسِ، یُنادِی أَلا إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ فُلانَ بْنَ فُلانٍ حَتّی یَنْسِبَهُ إِلی عَلِیٍّعلیه السلام، فِیهِ هَلاکُ الظّالِمِینَ، فَعِنْدَ ذلِکَ یَأْتِی الْفَرَجُ وَ یَشْفِی اللَّهُ صُدُورَهُمْ وَ یُذْهِبْ غَیْظَ قُلُوبِهِمْ.
قُلْتُ: یا رَسُولَ اللَّهِ! فَکَمْ یَکُونُ بَعْدِی مِنَ الأَئِمَّةِ؟
قالَصلی الله علیه وآله وسلم: بَعْدَ الْحُسَیْنِ تِسْعَةٌ وَ التّاسِعُ قائِمُهُمْ.(1)
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله وسلم به امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود:
ای علی تو از منی و من از توام، تو برادر و وزیر منی. وقتی من وفات کردم دشمنی تو در سینههای قوم ظاهر میگردد و به زودی بعد از من فتنه شدید ظاهر میشود، کسانی که از نزدیکان و اقوام ویاران او نباشند در آن واقع میشوند، این در وقتی است که امام پنجم از اولاد امام هفتم از نسل تو مفقود و غایب شود.
اهل زمین و آسمان از فقدان او محزون میشوند، مرد و زن مؤمن تأسّف خورده، حیران و سرگردان میمانند.
بعد از آن سر مبارک خود را به پایین انداخته پس از
1) 36. بحارالأنوار، ج 51، ص 109.
مدتی سر برداشت و فرمود:
پدر و مادرم فدای کسی باد که با من همنام و شبیه من و شبیه موسی بن عمران است و بر او پردههایی از نور است. گویا من کسانی را که مهدی را از دست دادهاند و تأسّف و تلهّف میکنند میبینم و از حالت ایشان یأسی به من میرسد، ایشان را ندایی رسد که از دور شنیده میشود چنانکه از نزدیک شنیده میشود و آن امام، برای مؤمنین رحمت است و برای منافقان عذاب خواهد گردید.
من عرض کردم: این ندا چیست؟
فرمود: سه صوت است در ماه رجب: صدای اوّل «ألّا لعنة اللَّه علی الظالمین» است صدای دوم: «أزفة الازفة» است؛ (یعنی قیامت نزدیک گردید.) سومین نشانه این است که هنگام برآمدن خورشید، بدنی آشکار میشود که از آن ندا میرسد:
آگاه باشید! به درستی که خدای تعالی مبعوث گردانید فلان بن فلان را، و نسبت وی را به امیرالمؤمنینعلیه السلام میرساند. که در ظهور او، هلاکت ظالمین است. پس در این وقت فرج مؤمنین است. خدای تعالی به سینههای ایشان
شفا میبخشد و غیظ دلهایشان را میبرد.»
عرض کردم: یا رسول اللَّه! بعد از من چند نفر امام خواهند بود؟
فرمود: «بعد از حسین نُه نفر، که نهمین ایشان قائمشان است.»
نشانههای آخرالزمان (1)
ابن إدریس، عن أبیه، عن محمد بن آدم، عن أبیه، عن ابن أیاس، عن المبارک بن فضالة، عن وهب بن منبه یرفعه إِلی ابن عباس قال:
قال رَسُول اللَّهصلی الله علیه وآله وسلم:
لَمّا عَرَجَ بِی رَبِّی جَلَّ جَلالُهُ أَتانِی النِّدآءَ یا مُحَمَّدُ قُلْتُ لَبَّیْکَ رَبَّ الْعَظَمَةِ لَبَّیْکَ، فَأَوْحَی اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ إِلَیَّ یا مُحَمَّدُ فِیمَ اخْتَصَمَ الْمَلَأُ الْأعْلی قُلْتُ: إِلهِی لا عِلْمَ لِی فَقالَ لِی: یا مُحَمَّدُ هَلّا اتَّخَذْتَ مِنَ الْآدَمِیِّینَ وَزِیراً وَأَخاً وَوَصِیّاً مِنْ بَعْدِکَ؟ فَقُلْتُ إِلهِی وَمَنْ أَتَّخِذُ تَخَیَّرْ لِی أَنْتَ یا إِلهِی فَأَوْحَی اللَّهُ إِلَیَّ یا مُحَمَّدُ قَدْ اِخْتَرْتُ لَکَ مِنَ الْآدَمِیِّینَ عَلِیّاً فَقُلْتُ إِلهِی اِبْنُ عَمِّی فَأَوْحَی اللَّهُ إِلَیَّ یا مُحَمَّدُ إِنَّ عَلِیّاً وارِثُکَ وَوارِثُ الْعِلْمِ مِنْ بَعْدِکَ وَصاحِبُ لِوآئِکَ لِوآءِ الْحَمْدِ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَصاحِبُ حَوْضِکَ یَسْقِی مَنْ وَرَدَ عَلَیْهِ مِنْ مُؤْمِنِی أُمَّتِکَ ثُمَّ أَوْحَی اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ یا مُحَمَّدُ إِنِّی قَدْ أَقْسَمْتُ عَلی نَفْسِی قِسْماً حَقّاً لایَشْرَبُ مِنْ ذلِکَ الْحَوْضِ مُبْغِضٌ لَکَ وَلِأَهْلِ بَیْتِکَ وَذُرِّیَّتِکَ الطَّیِّبِینَ حَقّاً حَقّاً. أَقُولُ:
1) 1. فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی فَقَعُوا لَهُ ساجِدِینَ. (حجر/29)
یا مُحَمَّدُ لَأَدْخُلَنَّ الْجَنَّةَ جَمِیعَ أُمَّتِکَ إِلّا مَنْ أَبی فَقُلْتُ إِلهِی وَأَحَدٌ یَأْبی دُخُولَ الْجَنَّةِ فَأَوْحَی اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ بَلی فَقُلْتُ فَکَیْفَ یَأْبی فَأَوْحَی اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ إِلَیَّ یا مُحَمَّدُ اِخْتَرْتُکَ مِنْ خَلْقِی وَاخْتَرْتُ لَکَ وَصِیّاً مِنْ بَعْدِکَ وَجَعَلْتُهُ مِنْکَ بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسی إِلّا أَنَّهُ لا نَبِیَّ بَعْدَکَ وَأَلْقَیْتُ مُحَبَّةً فِی قَلْبِکَ وَجَعَلْتُهُ أَبا وُلْدِکَ فَحَقُّهُ بَعْدُکَ عَلی أُمَّتِکَ کَحَقِّکَ عَلَیْهِمْ فِی حَیاتِکَ فَمَنْ جَحَدَ حَقَّهُ جَحَدَ حَقَّکَ وَمَنْ أَبی أَنْ یُوالِیَهُ فَقَدْ أَبی أَنْ یُوالِیَکَ وَمَنْ أَبی أَنْ یُوالِیَکَ فَقَدْ أَبی أَنْ یَدْخُلَ الْجَنَّةَ فَخَرَرْتُ للَّهِِ ساجِداً شُکْراً لِما أَنْعَمَ إِلَیَّ فَإِذا مُنادٍ یُنادِی اِرْفَعْ یا مُحَمَّدُ رَأْسَکَ وَسَلْنِی أَعْطِکَ فَقُلْتُ یا إِلهِی اِجْمَعْ أُمَّتِِی مِنْ بَعْدِی عَلی وِلایَةِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طالِبٍعلیه السلام لِیَرِدُوا عَلَیَّ جَمِیعاً حَوْضِی یَوْمَ الْقِیامَةِ فَأَوْحَی اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ إِلَیَّ یا مُحَمَّدُ إِنِّی قَدْ قَضَیْتُ فِی عِبادِی قَبْلَ أَنْ أَخْلُقَهُمْ وَقَضای ماضٍ فِیهِمْ لِأَهْلِکَ بِهِ مَنْ أَشآءُ وَأَهْدِی بِهِ مَنْ أَشآءُ وَقَدْ آتَیْتُهُ عِلْمَکَ مِنْ بَعْدِکَ وَجَعَلْتُهُ وَزِیرَکَ وَخَلِیفَتَکَ مِنْ بَعْدِکَ عَلی أَهْلِکَ وَأُمَّتِکَ عَزِیمَةً مِنِّی وَلا یَدْخُلُ الْجَنَّةَ مَنْ عاداهُ وَأَبْغَضَهُ وَأَنْکَرَ وِلایَتَهُ بَعْدَکَ فَمَنْ أَبْغَضَهُ أَبْغَضَکَ وَمَنْ أَبْغَضَکَ فَقَدْ
أَبْغَضَنِی وَمَنْ عاداهُ فَقَدْ عاداکَ وَمَنْ عاداکَ فَقَدْ عادانِی وَمَنْ أَحَبَّهُ فَقَدْ أَحَبَّکَ وَمَنْ أَحَبَّکَ فَقَدْ أَحَبَّنِی وَقَدْ جَعَلْتُ لَهُ هذِهِ الْفَضِیلَةَ وَأَعْطَیْتُکَ أَنْ أَخْرُجَ مِنْ صُلْبِهِ أَحَدَ عَشَرَ مَهْدِیّاً کُلُّهُمْ مِنْ ذُرِّیَّتِکَ مِنَ الْبِکْرِ الْبَتُولِ وَآخَرُ رَجُلٍ مِنْهُمْ یُصَلِّی خَلْفَهُ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ یَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلاً کَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً أَنْجِی بِهِ مِنَ الْهَلَکَةِ وَأَهْدِی بِهِ مِنَ الضَّلالَةِ وَأَبْرَءُ بِهِ الْأعْمی وَأَشْفِی بِهِ الْمَرِیضَ فَقُلْتُ إِلهِی وَسَیِّدی مَتی یَکُونُ ذلِکَ فَأَوْحَی اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ یَکُونُ ذلِکَ إِذا رُفِعَ الْعِلْمُ وَظَهَرَ الْجَهْلُ وَکَثُرَ الْقُرّآءُ وَقَلَّ الْعَمَلُ وَکَثُرَ الْقَتْلُ وَقَلَّ الْفُقَهآءُ الْهادُونَ وَکَثُرَ فُقَهآءُ الضَّلالَةِ وَالْخَوَنَةِ وَکَثُرَ الشُّعَرآءُ وَاتَّخَذَ أُمَّتُکَ قُبُورَهُمْ مَساجِدَ وَحُلِیَتِ الْمَصاحِفُ وَزُخْرِفَتِ المَساجِدُ وَکَثُرَ الْجَوْرُ وَالْفَسادُ وَظَهَرَ الْمُنْکَرُ وَأَمَرَ أُمَّتُکَ بِهِ وَنَهی عَنِ الْمَعْرُوفِ وَاکْتَفَی الرِّجالُ بِالرِّجالِ وَالنِّسآءُ بِالنِّسآءِ وَصارَ الْأمَرآءُ کَفَرَةً وَأَوْلِیاؤُهُمْ فَجَرَةً وَأَعْوانُهُمْ ظَلَمَةً وَذَوُو الرَّأْیِ مِنْهُمْ فَسَقَةً وَعِنْدَ ذلِکَ ثَلاثَةُ خُسُوفٍ: خَسَفٌ بِالْمَشْرِقِ وَخَسَفٌ بِالْمَغْرِبِ وَخَسَفٌ بِجَزِیرَةِ الْعَرَبِ، وَخَرابُ الْبَصْرَةِ عَلی یَدِ رَجُلٍ مِنْ ذُرِّیَّتِکَ یَتْبَعُهُ الزُّنُوجُ، وَخُرُوجُ رَجُلٍ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ،
وَظُهُورُ الدَّجّالِ یَخْرُجُ مِنَ الْمَشْرِقِ مِنْ سِجِسْتانَ، وَظُهُورُ السُّفْیانِیِّ. فَقُلْتُ: إِلهِی ما یَکُونُ بَعْدِی مِنَ الْفِتَنِ، فَأَوْحَی اللَّهُ إِلَیَّ وَأَخْبَرَنِی بِبَلآءِ بَنِی أُمَیَّةَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ، وَمِنْ فِتْنَةِ وُلْدِ عَمِّی وَما هُوَ کآئِنٌ إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ، فَأَوْصَیْتُ بِذلِکَ ابْنُ عَمِّی حِینَ هُبِطَتْ إِلَی الْأَرْضِ وَأُدِّیَتِ الرِّسالَةُ، وَللَّهِِ الْحَمْدُ عَلی ذلِکَ کَما حَمِدَهُ النَّبِیُّونَ وَکَما حَمِدَهُ کُلُّ شَیْءٍ قَبْلِی وَما هُوَ خالِقُهُ إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ.(1)
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله وسلم فرموده است:
آنگاه که پروردگارم مرا به معراج برد، ندا فرمود: ای محمّد! گفتم: بله، بله، ای پروردگار عظیم الشأن، لبّیک!
پس وحی فرمود: ای محمّد! اهل آسمانها در مورد کدام امر با یکدیگر مخاصمه کردند؟
عرض کردم: خدایا مرا به آن علمی نیست.
فرمود: آیا کسی از آدمیان را برای خودت به عنوان وزیر و برادر و وصی بعد از خودت انتخاب نکردهای؟
گفتم: خدایا! چه کسی را انتخاب کنم؟ تو خود کسی را انتخاب بفرما.
1) 37. کمال الدین، ج1، ص 250، حدیث 1؛ بحارالأنوار، ج 51، ص 68؛ منتخب الاثر، ص 529.
پس وحی رسید: ای محمّد! من از بین تمام انسانها، علی را برایت برگزیدم.
عرض کردم: خدایا! پسر عمویم؟
خداوند وحی فرمود: ای محمّد! علی وارث تو و وارث علم تو بعد از خودت میباشد.
او در روز قیامت صاحب پرچم تو میباشد که آن پرچم هدایت است. او صاحب حوض توست و هر که از مؤمنان امّت تو بر آن وارد شود او را سیراب میکند.
سپس وحی دیگری رسید: ای محمّد! به ذات خودم قسم یاد میکنم که هیچ یک از دشمنان تو و دشمنان اهل بیت تو و فرزندان تو از آن حوض نخواهند نوشید.
به حقیقت میگویم ای محمّد! که تمام امّت تو را داخل بهشت خواهم کرد، مگر کسی که خود امتناع کند.
عرض کردم: خدایا! آیا کسی هست که از ورود به بهشت امتناع کند؟
خداوند متعال فرمود: آری.
گفتم: چطور؟
فرمود: ای محمّد! از بین تمام بندگان، فقط تو را اختیار
کردم، و برای جانشینی بعد از تو نیز کسی را وصی انتخاب کردم، مَثل او برای تو، مثل هارون است برای موسی، مگر این که بعد از تو پیامبری نخواهد بود.
محبّت او را بر قلب تو انداختم و او را پدر فرزندانت قرار دادم.
حقّ او بر امّت بعد از تو همانند حقّ خودت بر آنان است در زمان حیاتت، پس هرکه حقّ او را انکار کند، حقّ تو را انکار کرده است. و هر که از ولایت او امتناع نماید، از ولایت تو امتناع نموه است. و هرکه از ولایت تو سرباز زند، از ورود به بهشت ابا کرده است.
پس از این، به خاطر نعمتهای خداوند به سجده افتادم و شکر خدا نمودم.
در این هنگام بود که منادی ندا داد: ای محمّد! سربردار، و بخواه از من تا عطایت کنم.
عرض کردم: خدایا! امّت مرا بر محور ولایت علی بن ابیطالبعلیه السلام جمع کن، تا همه آنان در روز قیامت بر حوض من وارد شوند.
خداوند وحی فرمود: ای محمّد! قضای من در مورد
بندگانم، قبل از آن که آنان را خلق کنم جاری شده و حتمی گشته است، هرکه را بخواهم هلاک میکنم و هرکه را بخواهم، هدایت مینمایم.
به درستی که همان علمی که به تو دادم، برای بعد از تو به علی هم دادم و او را وزیر و خلیفه تو قرار دادم؛ هم برای اهل تو و هم برای امّت بعد از تو، و این دستور قطعی از جانب من است.
هرکه با علی دشمنی ورزد و منکر ولایتش باشد داخل بهشت نخواهد شد.
آنکه با علی بغض و کینه داشته باشد، با تو کینهورزی کرده و آنکه با تو چنین کند، با من کینهورزی نموده است.
آنکه با علی دشمنی کند، با تو دشمنی کرده است و آنکه با تو دشمنی کند، با من دشمنی کرده است.
هر که علی را دوست بدارد، تو را دوست داشته و آنکه تو را دوست بدارد، حتماً دوست من است.
به تحقیق این فضیلتی است که برای او قرار دادم، وعطایی است که به تو دادم به این که یازده نفر مهدی از نسل او که همگی از ذریه تو واز بکر بتول هستند بیرون بیاورم.
آخرین آنان کسی است که عیسی بن مریم پشت سرش به نماز میایستد، زمین را پر از عدل و داد میکند همان گونه که از ظلم و ستم پر شده باشد.
دیگران را به وسیله او از هلاکت نجات میدهم و به وسیله او هدایت میکنم، و به وسیله او کور را بینا و مریض را شفا میدهم.
گفتم: خدای من و آقای من! چه موقع چنین خواهد شد؟
خداوند متعال وحی فرمود: آنگاه که علم برداشته شود و جهل ظاهر گردد، قاریان بسیار امّا عمل کم شود، آنگاه که قتل زیاد گردد و آن گاه که فقهای هدایت کننده کم شوند امّا فقهای گمراه و خیانتکار و یاوهگویان زیاد شوند.
آنگاه که امّت تو، قبور خود را مسجد قرار دهند، مصحفها را زینت و مساجد را آذینبندی کنند و با طلا یا غیر آن منقّش نمایند.
و آنگاه که ظلم و فساد زیاد شود و منکرات علنی گردد و مردم را به آن امر، اما از معروف نهی نمایند.
مردان به مردان و زنان به زنان اکتفا کنند. آنگاه که امیران و پادشاهان از کافران باشند و دوستان ایشان فاسق
و یاوران آنان از ظالمان و صاحبان رأی نیز از فاسقان باشند.
در این هنگام سه خسوف واقع خواهد شد؛ یکی در مشرق و یکی در مغرب و دیگری در جزیرة العرب.
شهر بصره به دست فردی از ذریه تو خراب خواهد شد که پیروان او رومی هستند.
سپس مردی از فرزندان حسین بن علیعلیهما السلام قیام مینماید، دجال از شرق و از ناحیه سیستان و سفیانی نیز خروج میکنند.
گفتم: ای خدای من! بعد از من فتنهها چگونه خواهد بود؟
خداوند به من وحی فرمود و مرا خبر داد از کارهای بنیامیه که خدا آنها را لعنت کند و نیز از فتنه فرزندان عمویم. و نیز خبر داد از آنچه که تا روز قیامت واقع خواهد شد.
همه این اخبار و حوادث را آن موقعی که از معراج به زمین برگشتم، به پسر عمویم سفارش کردم و رسالت خودم را انجام دادم.
حمد مخصوص خداوند است و من نیز خدا را حمد میکنم
همان طور که تمام انبیا او را حمد میکنند، و همان گونه که تمام اشیای عالم و آنچه که خدا خالق آن است تا روز قیامت همه، حمد کننده خدایند.
نشانههای آخر الزمان (1)
علی بن إبراهیم، عن هارون بن مسلم، عن مسعدة بن صدقة، عن أبی عبد اللَّهعلیه السلام قال:
قَالَ النَّبِیُصلی الله علیه وآله وسلم:
کَیْفَ بِکُمْ إِذَا فَسَدَتْ نِسَاؤُکُمْ وَفَسَقَ شَبَابُکُمْ وَ لَمْ تَأْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَلَمْ تَنْهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ فَقِیلَ لَهُ وَیَکُونُ ذَلِکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ نَعَمْ وَ شَرٌّ مِنْ ذَلِکَ کَیْفَ بِکُمْ إِذَا أَمَرْتُمْ بِالْمُنْکَرِ وَ نَهَیْتُمْ عَنِ الْمَعْرُوفِ فَقِیلَ لَهُ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ یَکُونُ ذَلِکَ قَالَ نَعَمْ وَشَرٌّ مِنْ ذَلِکَ کَیْفَ بِکُمْ إِذَا رَأَیْتُمُ الْمَعْرُوفَ مُنْکَراً وَالْمُنْکَرَ مَعْرُوفاً(2)
پیامبر خداصلی الله علیه وآله وسلم فرمودند:
چگونه خواهید بود آن گاه که زنان شما فاسد شوند، جوانانتان فاسق گردند و شما هم امر به معروف و نهی از منکر نکنید.
پس به ایشان عرض شد: ای رسول خدا! آیا چنین خواهد شد؟
پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: آری، و بدتر از این هم خواهد شد، آن گاه که به بدی امر کنید و از معروف بازدارید.
گفته شد: ای رسول خدا! آیا این گونه خواهد شد؟
ایشان فرمودند: آری، و بدتر از این هم میشود، آنگاه که کار خوب را بد بدانید و کار بد را خوب بشمرید.
نشانههای آخر الزمان (1)
حدثنی أبی، عن سلیمان بن مسلم الخشاب، عن عبد اللَّه بن جریح المکی، عن عطاء بن أبی ریاح، عن عبد اللَّه بن عباس، قال: حججنا مع رسول اللَّهصلی الله علیه وآله وسلم حجة الوداع، فأخذ بحلقة باب الکعبة ثُمَّ أقبل علینا بوجهه، فقالصلی الله علیه وآله وسلم:
أَلا أُخْبِرُکُمْ بِأَشْراطِ السّاعَةِ؟
وَکانَ أَدْنَی النّاسِ مِنْهُ یَوْمَئِذٍ سَلْمانُرحمه الله، فَقالَ: بَلی یا رَسُولَ اللَّهِ! فَقالَصلی الله علیه وآله وسلم:
إِنَّ مِنْ أَشْراطِ الْقِیامَةِ إِضاعَةُ الصَّلَواتِ وَاتِّباعُ الشَّهَواتِ، وَالْمَیْلُ إِلَی الْأهْوآءِ، وَتَعْظِیمُ أَصْحابِ الْمالِ، وَبَیْعُ الدِّینِ بِالدُّنْیا، فَعِنْدَها یَذُوبُ قَلْبُ الْمُؤْمِنِ فِی جَوْفِهِ کَما یُذابُ الْمِلْحُ فِی الْمآءِ مِمّا یَری مِنَ الْمُنْکَرِ فَلا یَسْتَطِیعُ أَنْ یُغَیِّرَهُ.
قالَ سَلْمانُ: وَإِنَّ هذا لَکآئِنٌ یا رَسُولَ اللَّهِ؟!
قالَصلی الله علیه وآله وسلم: إِی وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ یا سَلْمانُ! إِنَّ عِنْدَها یَلِیهِمْ أُمَرآءٌ جَوَرَةٌ وَوُزَرآءٌ فَسَقَةٌ وَعُرَفآءٌ ظَلَمَةٌ وَأُمَنآءٌ خَوَنَةٌ.
1) 3. وَإِذْ قالَ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ یابَنِی إِسْرَآئِیلَ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکُم مُّصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّراً بِرَسُولٍ یَأْتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمّا جَآءَهُم بِالْبَیِّناتِ قالُوا هذا سِحْرٌ مُّبِینٌ (صف/6).
فَقالَ سَلْمانُ: وَإِنَّ هذا لَکآئِنٌ یا رَسُولَ اللَّهِ؟!
قالَصلی الله علیه وآله وسلم: إِی وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ یا سَلْمانُ! إِنَّ عِنْدَها یَکُونُ الْمُنْکَرُ مَعْرُوفاً وَالْمَعْرُوفُ مُنْکَراً وَیُؤْتَمَنُ الْخآئِنُ وَیَخُونُ الْأمِینُ وَیُصَدَّقُ الْکاذِبُ وَیُکَذَّبُ الصّادِقُ.
قالَ سَلْمانُ: وَإِنَّ هذا لَکآئِنٌ یا رَسُولَ اللَّهِ؟!
قالَصلی الله علیه وآله وسلم: إِی وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ یا سَلْمانُ! فَعِنْدَها تَکُونُ إِمارَةُ النِّسآءِ وَمُشاوَرَةُ الْإِمآءِ وَقُعُودُ الصِّبْیانِ عَلَی الْمَنابِرِ، وَیَکُونُ الْکَذِبُ طَرَفاً وَالزَّکاةُ مُغْرَماً وَالْفَیْءُ مُغْنَماً، وَیَجْفُو الرَّجُلُ والِدَیْهِ وَیَبَرُّ صَدِیقَهُ، وَیَطْلَعُ الْکَوْکَبُ الْمُذْنِبُ.
قال سَلْمانُ: وَإِنَّ هذا لَکآئِنٌ یا رَسُولَ اللَّهِ؟!
قالَصلی الله علیه وآله وسلم: إِی وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ یا سَلْمانُ، وَعِنْدَها تَشارَکَ الْمَرْأَةُ زَوْجَها فِی التِّجارَةِ، وَیَکُونُ الْمَطَرُ قَیْظاً وَیَغِیظُ الْکِرامُ غَیْظاً، وَیَحْتَقِرُ الرَّجُلُ الْمُعْسِرُ، فَعِنْدَها تَقارُبُ الْأَسْواقِ، إِذْ قالَ هذا: لَمْ أَبِعْ شَیْئاً وَقالَ هذا: لَمْ أَرْبَحْ شَیْئاً فَلا تَری إِلّا ذامّاً للَّهِِ.
قال سَلْمانُ: وَإِنَّ هذا لَکآئِنٌ یا رَسُولَ اللَّهِ؟!
قالصلی الله علیه وآله وسلم: إِی وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ یا سَلْمانُ، فَعِنْدَها یَلِیهِمْ
أَقْوامٌ إِنْ تَکَلَّمُوا قَتَلُوهُمْ وَإِنْ سَکَتُوا اِسْتَباحُوا حَقَّهُمْ لَیَسْتَأْثِرُونَ أَنْفُسَهُمْ بِفَیْئِهِمْ وَلَیَطَؤُونَ حُرْمَتَهُمْ وَلَیَسْفَکُنَّ دِمآءَهُمْ وَلَیَمْلَأُنَّ قُلُوبَهُمْ دَغَلاً رُعْباً، فَلا تَراهُمْ إِلّا وَجِلِینَ خآئِفِینَ مَرْعُوبِینَ مَرْهُوبِینَ.
قال سَلْمانُ: وَإِنَّ هذا لَکآئِنٌ یا رَسُولَ اللَّهِ؟!
قالَصلی الله علیه وآله وسلم: إِی وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ، یا سَلْمانُ، إِنَّ عِنْدَها یُؤْتی بِشَیْءٍ مِنَ الْمَشْرِقِ وَشَیْءٍ مِنَ الْمَغْرِبِ یَلُونَ أُمَّتِی، فَالْوَیْلُ لِضُعَفآءِ أُمَّتِی مِنْهُمْ وَالْوَیْلُ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ، لا یَرْحَمُونَ صَغِیراً وَلا یُوَقِّرُونَ کَبِیراً وَلا یَتَجاوَزُونَ مِنْ مُسِیءٍ، جُثَّتُهُمْ جُثَّةُ الْآدَمِیِّینَ وَقُلُوبُهُمْ قُلُوبُ الشَّیاطِینِ.
قال سَلْمانُ: وَإِنَّ هذا لَکآئِنٌ یا رَسُولَ اللَّهِ؟!
قالَصلی الله علیه وآله وسلم: إِی وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ یا سَلْمانُ! وَعِنْدَها یَکْتَفِی الرِّجالُ بِالرِّجالِ وَالنِّسآءُ بِالنِّسآءِ، وَیُغارُ عَلَی الْغِلْمانِ کَما یُغارُ عَلَی الْجارِیَةِ فِی بَیْتِ أَهْلِها وَتَشَبَّهَ الرِّجالُ بِالنِّسآءِ وَالنِّسآءُ بِالرِّجالِ وَلَتَرْکَبُنَّ ذَواتُ الْفُرُوجِ السُّرُوجَ فَعَلَیْهِنَّ مِنْ أُمَّتِی لَعْنَةُ اللَّهِ.
قال سَلْمانُ: وَإِنَّ هذا لَکآئِنٌ یا رَسُولَ اللَّهِ؟!
فَقالَصلی الله علیه وآله وسلم: إِی وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ یا سَلْمانُ إِنَّ عِنْدَها
تُزَخْرَفُ الْمَساجِدُ کَما تُزَخْرَفُ الْبِیَعُ وَالْکَنآئِسُ وَتُحَلَّی الْمَصاحِفُ، وَتَطُولُ الْمَناراتُ وَتَکْثُرُ الصُّفُوفُ بِقُلُوبٍ مُتَباغِضَةٍ وَأَلْسُنٍ مُخْتَلِفَةٍ.
قالَ سَلْمانُ: وَإِنَّ هذا لَکآئِنٌ یا رَسُولَ اللَّهِ؟!
قالَصلی الله علیه وآله وسلم: إِی وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ وَعِنْدَها تُحَلِّی ذُکُورُ أُمَّتِِی بِالذَّهَبِ وَیَلْبَسُونَ الْحَرِیرَ وَالدِّیباجَ وَیَتَّخِذُونَ جُلُودَ النُّمُورِ صَفافاً.
قالَ سَلْمانُ: وَإِنَّ هذا لَکآئِنٌ یا رَسُولَ اللَّهِ؟!
قالَصلی الله علیه وآله وسلم: إِی وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ یا سَلْمانُ! وَعِنْدَها یَظْهَرُ الرِّبا وَیَتَعامَلُونَ بِالْعَیْنَةِ وَالرِّشی وَیُوضَعُ الدِّینُ وَتُرْفَعُ الدُّنْیا.
قالَ سَلْمانُ: وَإِنَّ هذا لَکآئِنٌ یا رَسُولَ اللَّهِ؟!
قالَصلی الله علیه وآله وسلم: إِی وَالّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ یا سَلْمانُ وَعِنْدَها یَکْثُرُ الطَّلاقُ، فَلا یُقامُ للَّهِِ حَدٌّ وَلَنْ یَضُرُّوا اللَّهَ شَیْئاً.
قالَ سَلْمانُ: وَإِنَّ هذا لَکآئِنٌ یا رَسُولَ اللَّهِ؟!
قالَصلی الله علیه وآله وسلم: إِی وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ یا سَلْمانُ وَعِنْدَها تَظْهَرُ الْقَیْناتُ وَالْمَعازِفُ وَیَلِیهِمْ أَشْرارُ أُمَّتِی.
قالَ سَلْمانُ: وَإِنَّ هذا لَکآئِنٌ یا رَسُولَ اللَّهِ؟!
قالَصلی الله علیه وآله وسلم: إِی وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ یا سَلْمانُ وَعِنْدَها تَحِجُّ أَغْنِیآءُ أُمَّتِی لِلنُّزْهَةِ وَتَحِجُّ أَوْساطُها لِلتَّجارَةِ وَتَحِجُّ فُقَرآؤُهُمْ لِلرِّیآءِ وَالسُّمْعَةِ فَعِنْدَها یَکُونُ أَقْوامٌ یَتَعَلَّمُونَ الْقُرْآنَ لِغَیْرِ اللَّهِ وَیَتَّخِذُونَهُ مَزامِیرَ، وَیَکُونُ أَقْوامٌ یَتَفَقَّهُونَ لِغَیْرِ اللَّهِ وَتَکْثُرُ أَوْلادُ الزِّنا، وَیَتَغَنَّوْنَ بِالْقُرْآنِ وَیَتَهافَتُونَ بِالدُّنْیا.
قالَ سَلْمانُ: وَإِنَّ هذا لَکآئِنٌ یا رَسُولَ اللَّهِ؟!
قالَصلی الله علیه وآله وسلم: إِی وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ یا سَلْمانُ! ذاکَ إِذَا انْتَهَکَتِ الْمَحارِمُ وَاکْتَسَبَتِ الْمَآثِمُ، وَتَسَلَّطَ الْأَشْرارُ عَلَی الْأخْیارِ، وَیَفْشُو الْکَذِبُ وَتَظْهَرُ اللَّجاجَةُ وَتَغْشُو الْفاقَةُ، وَیَتَباهُونَ فِی اللِّباسِ وَیَمْطَرُونَ فِی غَیْرِ أَوانِ الْمَطَرِ، وَیَسْتَحْسِنُونَ الْکُوبَةَ وَالْمَعازِفَ وَیَنْکَرُونَ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ حَتّی یَکُونَ الْمُؤْمِنُ فِی ذلِکَ الزَّمانِ أَذَلُّ مِنَ الْأَمَةِ وَیَظْهَرُ قُرآؤُهُمْ وَعِبادُهُمْ فِیما بَیْنَهُمُ التَّلاوُمَ، فَأُولئِکَ یُدْعَوْنَ فِی مَلَکُوتِ السَّماواتِ الْأَرْجاسُ وَالْأَنْجاسُ.
قالَ سَلْمانُ: وَإِنَّ هذا لَکآئِنٌ یا رَسُولَ اللَّهِ؟!
فَقالَصلی الله علیه وآله وسلم: إِی وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ یا سَلْمانُ، فَعِنْدَها
چلاَ یَحُضُّ الْغَنِیُّ عَلَی الْفَقِیرِ حَتّی أَنَّ السّآئِلَ یَسْأَلُ فِیما بَیْنَ الْجَمْعَتَیْنِ لا یَصِیبُ أَحَداً یَضَعُ فِی کَفِّهِ شَیْئاً.
قال سَلْمانُ: وَإِنَّ هذا لَکآئِنٌ یا رَسُولَ اللَّهِ؟!
قالصلی الله علیه وآله وسلم: إِی وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ یا سَلْمانُ عِنْدَها یَتَکَلَّمُ الرُّوَیْبَضَةُ.
فَقالَ: وَمَا الرُّوَیْبَضَةُ یا رَسُولَ اللَّهِ؟ فَداکَ أَبِی وَأَمِّی!
قالَصلی الله علیه وآله وسلم: یَتَکَلَّمُ فِی أَمْرِ الْعامَّةِ مَنْ لَمْ یَکُنْ یَتَکَلَّمُ فَلَمْ یَلْبَثُوا إِلّا قَلِیلاً حَتّی تَخُورَ الْأَرْضُ خَوْرَةً فَلا یَظُنُّ کُلُّ قَوْمٍ إِلّا أَنَّها خارَتْ فِی ناحِیَتِهِمْ فَیَمْکُثُونَ ما شآءَ اللَّهُ، ثُمَّ یَنْکُتُونَ فِی مَکْثِهِمْ فَتَلْقی لَهُمُ الْأَرْضُ أَفْلاذَ کَبَدِها ذَهَباً وَفِضَّةً.
ثُمَّ أَوْمَأَ بِیَدِهِ إِلَی الْأَساطِینِ فَقالَ مِثْلُ هذا فَیَوْمَئِذٍ لا یَنْفَعُ ذَهَبٌ وَلا فِضَّةٌ. فَهذا مَعْنی قَوْلِهِ: فَقَدْ جآءَ أَشْراطُها.(1)
ابن عباس میگوید: حجة الوداع را با پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله وسلم به جا آوردیم، آن حضرت حلقه در خانه کعبه را گرفت، سپس به سوی ما توجّه نمود و فرمود:
1) 39. منتخب الاثر، ص 536؛ تفسیر صافی قمی؛ ج 2، ص 303.
آیا شما را از اخبار و نشانههای آخر الزمان آگاه نکنم؟
سلمانرحمه الله که از همه به ایشان نزدیکتر بود، عرض کرد: بفرمایید، ای رسول خدا!
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله وسلم فرمود:
برخی از آن اخبار چنین است: ضایع کردن نمازها، پیروی از شهوات، تمایل به هوی و هوس، تعظیم سرمایهداران و فروش دین به دنیا.
در این هنگام است که قلب انسان مؤمن آب میشود همان گونه که نمک در آب حل میگردد، چون منکرات را میبیند ولی نمیتواند آن را تغییر دهد.
سلمان عرض کرد: آیا اینها واقع خواهد شد؟!
پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: آری قسم به خدایی که جانم به دست اوست ای سلمان! در این هنگام، پادشاهان ستمکار بر آنان حاکم شوند و وزیران آنان فاسق گردند، عارفان ظلم کنند و امینان خیانت ورزند.
سلمان گفت: آیا این گونه خواهد شد؟!
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: آری، قسم به آن که جانم به دست اوست، ای سلمان! در این هنگام، کارهای زشت،
رواج پیدا میکند و کارهای خیر متروک میشود (منکرات معروف میشود و معروف منکر). شخص خائن را امین میپندارند و امین نیز خیانت کند، دروغگو را تصدیق میکنند و راستگو را تکذیب نمایند.
سلمان گفت: آیا اینها شدنی است؟!
رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: آری، سوگند به آن که جانم به دست اوست، ای سلمان! پس در آن هنگام، زنان امیر میگردند و کنیزان مشاور میشوند و کوچکان بر منابر مینشینند، دروغ را شوخی بدانند، زکات را غرامت و زورکی بدانند و غارت اموال بیت المال را غنیمت شمرند. افراد به پدر و مادر خود جفا میکنند امّا به دوست خود اهمیت بیشتری میدهند و ستاره دنبالهدار طلوع نماید.
سلمان عرض کرد: یعنی چنین خواهد شد!؟
حضرتصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: قسم به خدا که آری، ای سلمان! در آن موقع زن در تجارت با همسرش شریک میشود. و باران فراوان میبارد و مردمان محترم به خشم میآیند مستمندان را پست میشمارند. بازارها به هم نزدیک میشود، یکی گوید فروش نکردم، دیگری گوید سودی
نبردم. پس کسی را نمیبینی مگر این که خدا را مذمت میکند.
سلمان عرض کرد: اینها همه واقع شدنی است؟
پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: آری سوگند به آن کسی که جانم در دست اوست، در همان روزهاست که قومی بر مردم حکمرانی کنند که اگر مردم سخن بگویند آنان را میکشند، و اگر حرف نزنند مال آنها را مباح میشمارند و احترام آنها را زیر پا میگذارند، خونهای آنها را میریزند، دلهایشان را پر از بیم مینمایند، نمیبینی آنها را مگر ترسان لرزان و هراسان.
سلمان عرض کرد: آیا اینها واقع میشود؟
رسول گرامی اسلامصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: آری قسم به آنکه جانم به دست اوست، در آن وقت چیزی از مشرق و چیزی از مغرب گرفته میشود و با این وضعیت بر امّت من حکومت میکنند.
وای بر ضعیفان امّت من از آنها، و وای بر آنها از خدا. رحم بر کودکان نخواهند کرد و بزرگان را احترام نگذارند، گناهکاران را عفو نمیکنند، هیکل آنها هیکل آدمیان و دل آنها دل دیوان است.
سلمان عرض کرد: ای رسول خدا! اینها شدنی است؟
پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: آری سوگند به آنکه جانم به دست اوست. در آن روزهاست که مردان به مردان و زنان به زنان اکتفا کنند و بر غلامان میل کنند، همچنان که بر دوشیزگان میل نمایند. مردان شبیه به زنان و زنان شبیه به مردان شوند و زنان سوار مرکب میشوند. لعنت خدا بر آنها باد.
سلمان عرض کرد: ای رسول خدا! اینها شدنی است.
رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: آری سوگند به خدا، در آن زمان مساجد را مثل معابد یهود و کلیساها زینت کنند و قرآن را تزیین نمایند، منارهها را بلند سازند، صفهای جماعت زیاد امّا دلها با یکدیگر کینهور و زبانها دور باشد.
سلمان عرض کرد: آیا اینها شدنی است.
پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: آری، قسم به آنکه جانم به دست اوست.
در آن زمان مردان امّت من خود را به طلا بیارایند، لباس ابریشم و دیبا بر تن کنند و پوست پلنگان را خرید و فروش نمایند.
سلمان عرض کرد: ای رسول خدا! اینها شدنی است؟
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: آری، سوگند به خدایی که جانم در دست اوست.
ای سلمان! در آن زمان ربا ظاهر میشود و به سفتهبازی و رشوه معامله کنند، دین را پست شمارند و دنیا را عالی دانند.
سلمان عرض کرد: ای رسول خدا! اینها شدنی است؟ رسول مکرم اسلامصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: آری، سوگند به خدایی که جانم در دست اوست.
در آن زمان طلاق فراوان میشود. و حدی اقامه نمیگردد و به خداوند زیانی از آنها نمیرسد.
سلمان عرض کرد: ای رسول خدا! اینها شدنی است؟
پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: آری، سوگند به خدایی که جانم در دست اوست.
ای سلمان! در آن زمان تار و ساز آشکار گردد. و اشرار امّت من فرمانروایی کنند.
سلمان عرض کرد: ای رسول خدا! اینها شدنی است؟ پیامبر خداصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: آری، سوگند به خدایی که جانم در دست اوست.
در آن روز توانگران امّت من برای تفرج حجّ میکنند. اواسط آنها برای تجارت و فقرای آنها برای ریا حجّ میکنند.
قرآن را برای غیر خدا یاد میگیرند و آن را در آلت طرب میخوانند. برای غیر خدا تفقّه میکنند. اولاد زنا زیاد میشود، قرآن را به غنا میخوانند و به دنیا با هم مباهات میکنند.
سلمان عرض کرد: ای رسول خدا! اینها شدنی است؟ فرمود: آری، سوگند به خدایی که جانم در دست اوست.
ای سلمان! اینها در زمانی است که حرمت کسی را محفوظ ندارند، سرمایه کسب، دروغ باشد، بدها بر نیکان مسلّط شوند، دروغ فراوان شود، لجاجت ظاهر گردد، تنگدستی زیاد شود و به لباس بر یکدیگر مباهات کنند. باران در غیر موسوم خود ببارد. تار و طنبور را نیک شمارند، امر به معروف و نهی از منکر را منکر دانند. مؤمن در آن روز و در آن زمان از کنیز خوارتر گردد. قرآنخوانان و عابدان را ملامت نمایند. از اینگونه مردمان در ملکوت آسمانها به نام پلیدان و ناپاکان یاد میشوند.
سلمان عرض کرد: ای رسول خدا! اینها شدنی است؟
فرمود: آری، سوگند به خدایی که جانم در دست اوست.
هیچ توانگر بر بینوایی فقیران نمیترسد، سائل در بین جمعیت، کسی را پیدا نمیکند تا پولی را به کف او بگذارد.
سلمان عرض کرد: ای رسول خدا! اینها شدنی است؟ فرمود: آری، سوگند به خدایی که جانم در دست اوست، ای سلمان! و در آن زمان رویبضه تکلم میکند.
سلمان عرض کرد: پدر و مادرم فدای شما باد، ای رسول خدا! رویبضه چیست؟
فرمود: کسی که در امور مردم سخنرانی کند ولی شایسته آن نباشد.
یک چنین مردمی جز اندکی درنگ نخواهند کرد که زمین مانند گاو نر عربده میکشد، این عربده زمین چنان عمومی خواهد شد که هر قومی گمان برند این صدا در ناحیه آنهاست. پس تا زمانی که خدا بخواهد مکث میکنند، سپس در مدت مکث رو به نکث(عهد شکنی) میروند. پس زمین برای آنها پارههای دل خود را بیرون میریزد از طلا و نقره و سپس به ستونها اشاره کرد و فرمود: مثل چنین روزی است که طلا و نقره از ارزش میافتد. این است معنای قول خداوند متعال: «فقد جاء اشراطها».
زمان قیام به اذن خداوند
حدثنی محمد بن وهبان بن محمد الهمای البصری، قال: حدثنا الحسین بن علی البزوفری، قال: حدثنا علی بن العباس، عن عباد بن یعقوب، قال: أخبرنی مسمر بن نویرة، عن أبی بکر بن عیاش عن أبی سلیمان الضبی، عن أبی أمامة قال:
قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله وسلم:
لاتَقُومُ السّاعَةُ حَتّی یَقُومَ قآئِمُ الْحَقِّ مِنّا وَذلِکَ حِینَ یَأْذَنُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ لَهُ، فَمَنْ تَبَعَهُ نَجی وَمَنْ تَخَلَّفَ عَنْهُ هَلَکَ. فَاللَّهَ اللَّهَ عِبادَ اللَّهِ إِیتُوهُ وَلَوْ عَلَی الثَّلْجِ فَإِنَّهُ خَلِیفَةُ اللَّهِ.
قُلْنا: یا رَسُولَ اللَّهِ! مَتی یَقُومُ قآئِمُکُمْ؟
قالَ: إِذا صارَتِ الدُّنْیا هَرَجاً وَمَرَجاً وَهُوَ التّاسِعُ مِنْ صُلْبِ الْحُسَیْنِ.(1)
امام رضا از پدران بزگوارشعلیهم السلام نقل میفرماید که پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله وسلم فرمودهاند:
1) 40. کفایة الأثر، ص 106 و منتخب الاثر صفحه 261؛ عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 59؛ بحارالأنوار، ج 51، ص 65.
قیامت به پا نخواهد شد تا روزی که قائم به حقّ از ما قیام کند و این زمانی خواهد بود که خداوند به وی اجازه بفرماید.
پس هرکه از او تبعیّت کند، نجات مییابد و آن که مخالفت وی نماید هلاک خواهد شد.
ای بندگان خدا! خدا را، خدا را در نظر داشته باشید و به طرف او بروید؛ هرچند مجبور باشید که با دست و پا بر روی برف و یخ راه بروید.
همانا او خلیفه خداوند عظیم الشأن میباشد.
عرض کردیم: ای رسول خدا! قائم شما چه موقع قیام خواهد کرد؟
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: آنگاه که دنیا دچار هرج و مرج شود. و او نهمین از فرزندان و نسل [امام ]حسینعلیه السلام است.
زمان ظهور، ناگهانی و به اذن خداست
حدّثنا احمد بن زیاد بن جعفر بن الهمدانی، قال: حدّثنا علی بن ابراهیم بن هاشم، عن أبیه، عن عبدالسلم بن صالح الهروی، قال: سمعت دعبل بن علی الخزاعی یقول أنشدت مولای الرضا قصیدتی التی أولها:
مدارس(1)آیات خلت من تلاوة
ومنزل وحی مقفر العرصات
فلما انتهیت إِلی قولی:
خروج إمام لا محالة خارج
یقوم علی اسم اللَّه والبرکات
یمیز فینا کل حق و باطل
ویحری علی النعماء والنقمات
بکی الرضاعلیه السلام بکاءاً شدیداً ثُمَّ رفع رأسه فَقالَ:
یا خَزاعِی! نَطَقَ رُوحُ الْقُدُسِ عَلی لِسانِکَ بِهذَیْنِ الْبَیْتَیْنِ، فَهَلْ تَدْرِی مَنْ هذَا الْإِمامُ وَمَتی یَقُومُ؟
فَقُلْتُ: لا یا مَوْلایَ! بَلْ سَمِعْتُ بِخُرُوجِ إِمامٍ مِنْکُمْ یُطَهِّرُ الْأَرْضَ مِنَ الْفَسادِ وَیَمْلَأُها عَدْلاً.
فَقالَ یا دِعْبَِلُ! اَلْإِمامُ بَعْدِی مُحَمَّدُ ابْنِی وَبَعْدُهُ ابْنُهُ عَلِیٌّ وَبَعْدُ عَلِیٍّ اِبْنُهُ الْحَسَنُ وَبَعْدُ الْحَسَنِ اِبْنُهُ الْحُجَّةُ الْقآئِمُ الْمُنْتَظَرُ، فِی غَیْبَتِهِ الْمُطاعُ فِی ظُهُورِهِ لَوْ لَمْ یَبْقَ مِنَ الدُّنْیا إِلّا یَوْمٍ واحِدٍ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذلِکَ الْیَوْمَ حَتّی یَمْلَأَها عَدْلاً
1) 41. در برخی از نسخهها به جای «مَدارِسُ»، عبارت «مَنازِلُ» آمده است.
وَقِسْطاً کَما مُلِئَتْ جَوْراً وَظُلْماً، وَأَمّا مَتی فَسُؤالٌ عَنِ الْوَقْتِ. وَقَدْ حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبآئِهِ أَنَّ النَّبِیَصلی الله علیه وآله وسلم قِیلَ لَهُ: یا رَسُولَ اللَّهِ! مَتی یَخْرُجُ الْقآئِمُ مِنْ ذُرِّیَّتِکَ؟
قالَصلی الله علیه وآله وسلم: مَثَلُهُ کَمَثَلِ السّاعَةِ لا یُجَلِّیها لِوَقْتِها إِلّا هُوَ لا تَأْتِیکُمْ إِلّا بَغْتَةً.(1)
عبدالسلام بن صالح هروی گوید: از دعبل بن علی خزاعی شنیدم میگفت: برای مولای خودم حضرت رضاعلیه السلام قصیدهام را که اولش به این مضمون بود خواندم:
و چون رسیدم به این بیت از شعر خود:
1) 42. منتخب الأنوار المضیئة، ص 39؛ کمال الدین، ج 2، ص 62، باب 35، حدیث 6.
حضرت رضا علی بن موسیعلیه السلام سخت گریست و سپس سرش را به جانب من برداشت و فرمود:
ای خزاعی در این دو بیت روح الامین به زبانت سخن گفته است آیا میدانی این امام کیست و چه موقع قیام میکند؟
عرض کردم: نه، ای مولایم! فقط شنیدهام یک امامی از شما ظهور میکند که زمین را از فساد پاک مینماید و آن را از عدالت و داد پر میکند چنانکه از ستم پر شده باشد.
امام رضاعلیه السلام فرمود:
ای دعبل! امام بعد از من محمّد است و پس از محمّد فرزندش علی است و بعد از علی پسرش، حسن و پس از حسن، پسرش حجّت قائم که در غیبتش انتظار او را کشند و در ظهورش مطاع باشد. اگر نماند از دنیا مگر یک روز، خدا همان روز را آن قدر طولانی کند تا وی ظهور نماید و آن را پر از عدالت کند، چنان که پر از ستم شده باشد. و امّا این که چه موقع ظهور خواهد کرد، این اخبار از وقت است و همانا پدرم برای من از پدرش، از پدارنش باز
گفته است که از پیغمبرصلی الله علیه وآله وسلم پرسش شد: قائم از ذریّهات چه موقع خروج میکند؟
پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله وسلم فرموده است:
مَثل او مَثل قیامت است، که آشکار نکند وقتش را جز خداوند متعال و نیاید شما را جز ناگهانی.
مهدیعلیه السلام قیام برای دین خدا
حدثنا محمد بن وهبان بن محمد البصری، قال: حدثنا الحسین بن علی البزوفری، قال: حدثنی عبد العزیز بن یحیی الجلودی بالبصرة، قال: حدثنی محمد بن زکریا، عن أحمد بن عیسی بن زید، قال: حدثنی عمر بن عبد الغفار، عن أبی بصیر، عن حکیم بن جبیر، عن علی بن زید بن جذعان، عن سعید بن المسیب، عن سعد بن مالک:
أَن النبیصلی الله علیه وآله وسلم قال:
یا عَلِیُّ أَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسی إِلّا أَنَّهُ لا نَبِیَّ بَعْدِی، تَقْضِی دَیْنِی وَتُنْجِزُ عِداتِی وَتُقاتِلُ بَعْدِی عَلَی التَّأْوِیلِ کَما قاتَلْتُ عَلَی التَّنْزِیلِ.
یا عَلِیُّ حُبُّکَ إِیمانٌ وَبُغْضُکَ نِفاقٌ، وَلَقَدْ نَبَّأَنِیَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ أَنَّهُ یَخْرُجُ مِنْ صُلْبِ الْحُسَیْنِ تِسْعَةٌ مِنَ الْأَئِمَّةِ مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُونَ وَمِنْهُمْ مَهْدِیُّ هذِهِ الْأُمَّةِ الَّذِی یَقُومُ بِالدِّینِ فِی آخِرِ الزَّمانِ کَما قُمْتُ فِی أَوَّلِهِ.(1)
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله وسلم فرمود:
1) 43. کفایةالاثر صفحه 134 و منتخب الاثر صفحه 109.
ای علی! تو برای من مثل هارون برای موسی هستی، مگر این که بعد از من پیامبری نخواهد بود.
دین مرا تو ادا میکنی و وعدههای مرا تو وفا میکنی، تو برای تأویل قرآن جنگ خواهی کرد، چنان که من برای تنزیل آن جنگیدم.
ای علی! دوستی تو نشانه ایمان است و دشمنی با تو نشانه نفاق و دورویی.
به درستی که خداوند لطیف خبیر به من خبر داد:
از نسل حسین، نُه نفر امام که همگی معصوم (از هر گناهی مصون) و مطهّر (از هر آلودگی پاک) هستند، به وجود خواهند آمد.
و مهدی این امّت نیز از ایشان است، همان که در آخر الزمان برای دین قیام میکند، چنان که من در ابتدای آن قیام کردم.
بشارت به فرج بعد از ناامیدی
الحفار، عن عثمان بن أحمد، عن أبی قلابة، عن بشر بن عمر، عن مالک بن أنس، عن زید بن أسلم، عن إسماعیل بن أبان، عن أبی مریم، عن ثویر بن أبی فاختة، عن عبد الرحمن بن أبی لیلی، قال: قال أبی:
دفع النبیصلی الله علیه وآله وسلم الرایة یوم خیبر إِلی علی بن أبی طالب، ففتح اللَّه علیه ثُمَّ ذکر نصبهعلیه السلام یوم الغدیر وَبعض ما ذکر فیه من فضائلهعلیه السلام إِلی أن قال: ثُمَّ بکی النبیصلی الله علیه وآله وسلم.
فقیل: ممّ بکاؤک یا رسول اللَّه!
قالصلی الله علیه وآله وسلم:
أَخْبَرَنِی جِبْرَئِیلعلیه السلام أَنَّهُمْ یَظْلِمُونَهُ وَیَمْنَعُونَهُ حَقَّهُ وَیُقاتِلُونَهُ وَیَقْتُلُونَ وُلْدَهُ وَیَظْلِمُونَهُمْ بَعْدَهُ وَأَخْبَرَنِی جِبْرَئِیلعلیه السلام عَنْ رَبِّهِ عَزَّ وَجَلَّ أَنَّ ذلِکَ یَزُولُ إِذا قامَ قائِمُهُمْ وَعَلَتْ کَلِمَتُهُمْ وَ أَجْمَعَتِ الْأُمَّةُ عَلی مَحَبَّتِهِمْ وَکانَ الشّانِئُ لَهُمْ قَلِیلاً وَالْکارِهُ لَهُمْ ذَلِیلاً وَکَثُرَ الْمادِحُ لَهُمْ وَذلِکَ حِینَ تُغَیِّرُ الْبِلادُ وَتُضَعِّفُ الْعِبادُ وَالإِیاسُ مِنَ الْفَرَجِ وَعِنْدَ ذلِکَ یَظْهَرُ الْقائِمُ فِیهِمْ.
قالَ النَّبِیُصلی الله علیه وآله وسلم: اِسْمُهُ کَاسْمِی وَاْسمُ أَبِیهِ کَاسْمُ ابْنِی وَهُوَ مِنْ وُلْدِ ابْنَتِی، یَظْهَرُ اللَّهُ الْحَقَّ بِهِمْ وَیَحْمَد الْباطِلَ بِأَسْیافِهِمْ وَیَتْبَعَهُمُ النّاسُ بَیْنَ راغِبٍ إِلَیْهِمْ وَخائِفٍ لَهُمْ.
قالَ: وَسَکَنَ الْبُکآءُ عَنْ رَسُولِ اللَّهصلی الله علیه وآله وسلم، فَقالَ:
مَعاشِرَ الْمُؤْمِنِینَ! أَبْشِرُوا بِالْفَرَجِ، فَإِنَّ وَعْدَ اللَّهِ لا یُخْلَفُ وَقَضاؤُهُ لا یُرَدُّ وَهُوَ الْحَکِیمُ الْخَبِیرُ فَإِنَّ فَتْحَ اللَّهِ قَرِیبٌ.
اَللَّهُمَّ إِنَّهُمْ أَهْلِی فَأَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَطَهِّرْهُمْ تَطْهِیراً، اَللَّهُمَّ اکْلأْهُمْ وَاحْفَظْهُمْ وَارْعَهُمْ وَکُنْ لَهُمْ وَانْصُرْهُمْ وَأَعِنْهُمْ وَأَعِزَّهُمْ وَلا تُذِلَّهُمْ وَاخْلُفْنِی فِیهِمْ إِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.(1)
عبدالرحمن ابی لیلی از قول پدرش میگوید: پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله وسلم روز جنگ خیبر، پرچم را به دست علی بن ابی طالبعلیه السلام داد و خداوند نیز پیروزی را نصیب ایشان ساخت.
پدرم جریان غدیر خم و نصب امیرالمؤمنینعلیه السلام به امامت را و برخی از فضایل امام علیعلیه السلام را ذکر کرد، تا رسید به اینجا که پیامبر خداصلی الله علیه وآله وسلم شروع به گریه کرد.
اصحاب گفتند: یا رسول اللَّه! چرا گریه میکنید؟
1) 44. امالی شیخ الطوسی، ص 351 م 12 ح 66؛ بحارالأنوار، ج 51، ص 67.
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله وسلم فرمود:
جبرئیل به من خبر داد که مردم به علی ظلم خواهند کرد، حقّ او را میگیرند و با او جنگ میکنند، فرزندانش را میکشند و به آنها ظلم و ستم روا میدارند.
جبرئیل از پرودگار عظیم الشأن خود برایم خبر آورد، این ظلمها و مصیبتها ادامه دارد، تا زمانی که قائم آنان قیام کند. آنگاه مصیبت آنان تمام میشود و کلمه و پرچم ایشان برافراشته میگردد.
امّت بر محبت و ولایت آنان اتفاق میکنند، دشمنان آنان اندک میشوند و بدخواهان آنان خوار و ذلیل میگردند و دوستان و مدح کنندگان ایشان بسیار میگردند.
و این بعد از آن زمانی است که شهرها دگرگون شود و بندگان ضعیف گردند و از فرج ناامید شوند، و در این هنگام «قائم» ظهور میکند.
پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: اسم او همنام من است و اسم پدرش همنام فرزندم میباشد و او از فرزندان دخترم است.
خدا حقّ را به وسیله ایشان ظاهر، و باطل را با شمشیرهای آنان خاموش میگرداند. مردم تابع آنان
میشوند؛ اگرچه برخی با میل و رغبت و برخی هم از روی ترس و ناچاری.
پدرم گفت: گریه پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم ساکت شد و بعد فرمود:
ای مردم با ایمان! شما را به فرج، بشارت میدهم. بدانید که وعده خدا تخلّف ندارد و قضا و قدر الهی نیز بر نمیگردد، چون او آگاه و حکیم است و فتح و پیروزی نزدیک است.
خداوندا! ایشان اهل بیت منند، پس هرگونه گناه و آلودگی را از ایشان بزدای و آنان را کاملاً پاک و پاکیزه فرما.
خدایا! ایشان را در حفظ و حمایت و رعایت خود قرار ده.
خدایا! آنان را یار و یاور باش و پیروزشان گردان.
خدایا! آنان را خوار نکن، و خلیفه من قرارشان بده.
همانا تو بر هر کاری توانایی.
خروج مهدیعلیه السلام در آخرالزمان
جماعة، عن التلعکبری، عن أحمد بن علی، عن ابن أبی دارم، عن علی بن العباس، عن محمد بن هاشم القیسی، عن سهل بن تمام البصری، عن عمران القطان، عن قتادة، عن أبی نضرة، عن جابر بن عبد اللَّه قال:
قال رَسُول اللَّهصلی الله علیه وآله وسلم:
الْمَهْدِیّ یَخْرُجُ فِی آخِرِ الزَّمانِ.(1)
رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم فرمودند:
مهدیعلیه السلام در آخر الزمان ظهور خواهد کرد.
1) 45. غیبت شیخ طوسی، ص 178، حدیث 135؛ بحارالأنوار، ج 51، ص 73.
از فتنه و فساد تا استقرار حکومت اسلامی
جماعة، عن أبی المفضل، عن أحمد بن محمد بن بشار، عن مجاهد بن موسی، عن عباد بن عباد، عن مجالد بن سعید، عن جبیر بن نوف أبی الوداک، قال: قلت لأبی سعید الخدری: وَاللَّه ما یأتی علینا عام إِلّا وَهو شر من الماضی وَلا أمیر إِلّا وَهو شر ممن کان قبله.
فقال أبوسعید: سمعته من رسول اللَّهصلی الله علیه وآله وسلم یقول ما تقول وَلکن سمعت رسول اللَّهصلی الله علیه وآله وسلم یقول:
لا یَزالُ بِکُمُ الْأَمْرُ حَتّی یُولَدُ فِی الْفِتْنَةِ وَالْجَوْرِ مَنْ لا یُعْرَفُ غَیْرُها حَتّی تُمْلأُ الْأَرْضُ جَوْراً، فَلا یَقْدِرُ أَحَدٌ یَقُولُ «اَللَّهُ»، ثُمَّ یَبْعَثُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ رَجُلاً مِنِّی وَمِنْ عِتْرَتِی فَیَمْلأُ الْأَرْضَ عَدْلاً کَما مَلأَها مَنْ کانَ قَبْلَهُ جَوْراً، وَیَخْرُجُ لَهُ الْأَرْضَ أَفْلاذَ کَبَدِها وَیَحْثُو الْمالَ حَثْواً وَلا یَعُدُّهُ عَدّاً وَذلِکَ حَتّی یَضْرِبُ الإِسْلامُ بِجِرانِهِ.(1)
راوی میگوید: به ابو سعید خدری گفتم: به خدا که هیچ سالی
1) 46. امالی شیخ طوسی، ص 512، مجلس 18، حدیث 28؛ بحارالأنوار، ج 51، ص 68.
نمیآید؛ مگر اینکه از سال قبل بدتر است و هیچ پادشاهی و امیری بر ما مسلّط نمیشود مگر اینکه از پادشاه قبلی ظالمتر است.
و ابوسعید گفته است: همین که تو میگویی من از پیامبر خداصلی الله علیه وآله وسلم هم شنیدهام و علاوه بر آن از رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم شنیدم که میفرمود:
اوضاع و امور به همین گونه میگذرد، تا اینکه در روزگار فتنه و فساد، کسی متولد خواهد شد که شناخته نخواهد شد. تا اینکه زمین پر از ظلم و ستم میشود.
پس کسی قادر نیست که حتی لفظ جلاله «اللَّه» را به زبان بیاورد. پس از آن خداوند متعال مردی از فرزندان مرا مبعوث خواهد کرد که زمین را از عدل و داد پر میکند، همان گونه که افراد قبل از او،از ظلم و ستم پر کردهاند.
زمین خزاین خود را برای او بیرون میآورد و ذخایر و اموال خود را آشکار مینماید، به گونهای که کسی آن را شماره نخواهد کرد.
و امور بدین گونه خواهد گذشت تا این که اسلام با تمام احکامش مستقر میگردد.
فرمانبری از امام زمانعلیه السلام
حدثنا عبد الواحد بن محمد بن عبدوس النیسابوری العطار رضی اللَّه عنه، قال: حدثنا علی بن محمد بن قتیبة النیسابوری، عن حمدان بن سلیمان، قال: حدثنی أحمد بن عبد اللَّه بن جعفر الهمدانی، عن عبد اللَّه بن الفضل الهاشمی، عن هشام بن سالم، عن الصادق جعفر بن محمد، عن أبیه، عن جدهعلیهم السلام قال:
قالَ رَسُولُ اللَّهصلی الله علیه وآله وسلم:
اَلْقائِمُ مِنْ وُلْدِی، اِسْمُهُ اسْمِی وَکُنْیَتُهُ کُنْیَتِی وَشَمائِلُهُ شَمائِلِی وَسُنَّتُهُ سُنَّتِی، یُقِیمُ النّاسَ عَلی مِلَّتِی وَشَرِیعَتِی وَیَدْعُوهُمْ إِلی کِتابِ رَبِّی عَزَّوَجَلَّ، مَنْ أَطاعَهُ فَقَدْ أَطاعَنِی وَمَنْ عَصاهُ فَقَدْ عَصانِی وَمَنْ أَنْکَرَهُ فِی غَیْبَتِهِ فَقَدْ أَنْکَرَنِی وَمَنْ کَذَّبَهُ فَقَدْ کَذَّبَنِی وَمَنْ صَدَّقَهُ فَقَدْ صَدَّقَنِی، إِلَی اللَّهِ أَشْکُو الْمُکَذِّبِینَ لِی فِی أَمْرِهِ وَالْجاحِدِینَ لِقَوْلِی فِی شَأْنِهِ وَالْمُضِلّینَ لأُمَّتِی عَنْ طَرِیقَتِهِ وَسَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ.(1)
1) 47. کمال الدین، ج2 ص 411، حدیث 6؛بحارالأنوار، ج 51، ص 73؛ کشف الغمه، ج 2، ص 473؛ و منتخب الاثر، ص 233.
امام صادق از پدران بزرگوارشعلیه السلام و ایشان از پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله وسلم نقل میکنند که رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم فرمودند:
«قائم» از فرزندان من است، نام او نام من و کنیهاش کنیه من است. شمایل و خصوصیات مرا دارد و سنت و روش او همان سنّت من است.
مردم را به دین و شریعت من وادار میکند و آنان را به عمل به کتاب خداوند متعال دعوت مینماید.
هر که اطاعت او کند، اطاعت مرا کرده است و آن که نافرمانی او کند نافرمانی مرا کرده است.
هر که در زمان غیبت، او را انکار کند مرا انکار کرده است.
آن که او را تکذیب نماید، مرا تکذیب نموده و هرکه او را تصدیق کند، مرا تصدیق کرده است.
به خداوند شکوه و شکایت میکنم از آنان که در خصوص او مرا تکذیب کنند، و آنان که سخن مرا در شأن او انکار نمایند، وامت مرا از راه و روش وی گمراه میکنند «و آنها که ستم کردند به زودی میدانند که بازگشتشان به کجاست!»
خوشا به حال یاوران مهدی
حدثنا محمد بن الحسن رضی اللَّه عنه، قال: حدثنا محمد بن الحسن الصفار، عن أحمد بن الحسین بن سعید، عن محمد بن جمهور، عن فضالة بن أیوب، عن معاویة بن وهب، عن أبی حمزة، عن أبی جعفرعلیه السلام قال:
قالَ رَسُولُ اللَّهصلی الله علیه وآله وسلم:
طُوبی لِمَنْ أَدْرَکَ قائِمَ أَهْلِ بَیْتِی وَهُوَ یَأْتَمُّ بِهِ فِی غَیْبَتِهِ قَبْلَ قِیامِهِ وَیَتَوَلّی أَوْلِیآءَهُ وَیُعادِی أَعْدآءَهُ، ذلِکَ مِنْ رُفَقائِی وَذَوِی مَوَدَّتِی وَأَکْرَمِ أُمَّتِی عَلَیَّ یَوْمَ الْقِیامَةِ.(1)
امام باقرعلیه السلام از رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم نقل میفرماید:
خوشا به حال کسی که قائم اهل بیت مرا درک کند و امامت او را در زمان غیبت و قبل از قیام وی بپذیرد، دوستان او را دوست بدارد و با دشمنانش دشمنی ورزد.
چنین کسی از رفیقان من و از دوستان من است و در روز قیامت از بهترین افراد امّت من نزد من خواهد بود.
1) 48. کمالالدین، ص 286، حدیث 2؛ بحارالأنوار، ج 51، ص 72؛ منتخب الاثر 646.
صاحب پرچم مهدی
اخرج الطبرانی فی الاوسط، عن ابن عمر:
أَنَّ النَّبِیَصلی الله علیه وآله وسلم أَخَذَ بِیَدِ عَلِیّعلیه السلام فَقالَ:
یَخْرُجُ مِنْ صُلْبِ هذا فَتیً یَمْلأُ الأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً فَإِذا رَأَیْتُمْ ذلِکَ فَعَلَیْکُمْ بِفَتَی التَّمِیمِی، فَإِنَّهُ یُقْبِلُ مِنَ الْمَشْرِقِ وَهُوَ صاحِبُ رایَةِ الْمَهْدِیِّ(1)
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله وسلم دست امام علیعلیه السلام را گرفت و فرمود:
از نسل او جوانی ظهور میکند که زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد. پس هرگاه آن را دیدید بر شما لازم است که جوان تمیمی را دریابید، همانا او از سمت مشرق خواهد آمد و او صاحب پرچم مهدی است.
1) 49. منتخب الاثر ص 393؛ به نقل از :البرهان فی علامات مهدی آخر الزمان باب 7.
حکومت جهانی و آبادانی زمین
ابن المتوکل، عن الأسدی، عن النخعی، عن النوفلی، عن علی بن سالم، عن أبیه، عن الثمالی، عن ابن طریف، عن ابن نباتة، عن ابن عباس قال:
قال رَسُول اللَّهصلی الله علیه وآله وسلم:
لَمّا عُرِجَ بِی إِلَی السَّمآءِ السّابِعَةِ وَمِنْها إِلی سِدْرَةِ الْمُنْتَهی وَمِنَ السِّدْرَةِ إِلی حُجُبِ النُّورِ نادانِی رَبِّی جَلَّ جَلالُهُ: یا مُحَمَّدُ أَنْتَ عَبْدی وَأَنَا رَبُّکَ فَلِی فَاخْضَعْ وَإِیّایَ فَاعْبُدْ وَعَلَیَّ فَتَوَکَّلْ وَبِی فَثِقْ. فَإِنِّی قَدْ رَضِیتُ بِکَ عَبَداً وَحَبِیباً وَرَسُولاً وَنَبِیّاً وَبِأَخِیکَ عَلِیٍّ خَلِیفَةً وَباباً فَهُوَ حُجَّتِی عَلی عِبادِی وَإِمامٌ لِخَلْقِی، بِهِ یُعْرَفُ أَوْلِیائِی مِنْ أَعْدائِی وَبِهِ یُمَیَّزُ حِزْبُ الشَّیْطانِ مِنْ حِزْبِی وَبِهِ یُقامُ دِینِی وَتُحْفَظُ حُدُودِی وَتُنْفَذُ أَحْکامِی وَبِکَ وَبِهِ وَبِالأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِکَ اَرْحَمُ عِبادِی وَإِمائِی وَبِالْقائِمِ مِنْکُمْ أَعْمَرُ أَرْضِی بِتَسْبِیحِی وَتَقْدِیسِی وَتَهْلِیلِی وَتَکْبِیرِی وَتَمْجِیدِی وَبِهِ أُطَهِّرُ الْأَرْضَ مِنْ أَعْدائِی وَأُورَثُها أَوْلِیائِی وَبِهِ أَجْعَلُ کَلِمَةَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِی السُّفْلی وَکَلِمَتِی الْعُلْیا، بِهِ أُحْیِی بِلادِی وَعِبادِی بِعِلْمِی
وَلَهُ أَظْهَرُ الْکُنُوزَ وَالذَّخائِرَ بِمَشِیَتِی وَإِیّاهُ أَظْهَرُ عَلَی الْأَسْرارِ وَالضَّمائِرِ بِإِرادَتِی وَأَمَدُّهُ بِمَلائِکَتِی لِتُؤَیِّدَهُ عَلی إِنْفاذِ أَمْرِی وَإِعْلانِ دِینِی، ذلِکَ وَلِیِیّ حَقّاً وَمَهْدِیُّ عِبادِی صِدْقاً.(1)
رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم فرمودند:
آن گاه که مرا به آسمان هفتم بالا بردند و از آنجا به سدرة المنتهی رساندند و سپس به حجابهای نور، معراج دادند، پروردگارم ندا فرمود:
ای محمّد! تو بنده منی و من پروردگار توأم، پس برای من تواضع کن و فقط عبادت مرا به جای آور و بر من توکل کن و به من اعتماد داشته باش.
که من تو را به بندگی پسندیدم و تو را حبیب و رسول و پیامبر خود کردم و نیز پسندیدم که برادرت علی، خلیفه تو و باب من باشد.
پس او حجّت من بر بندگانم میباشد و امام برای خلقم.
به وسیله او دوستانم از دشمنانم شناخته خواهند شد، و به واسطه او حزب شیطان و حزب من از یکدیگر جدا میشوند.
1) 50. امالی شیخ صدوق مجلس 92، حدیث 4؛ بحارالأنوار، ج 51، ص 66.
دین من به وسیله او برپا میگردد و حدودم حفظ و احکامم اجرا میشود.
به سبب تو و او و امامان از فرزندان او، به بندگان و کنیزانم ترحّم کنم. به وسیله قائم از شما زمین را آباد خواهم کرد. به خاطر تسبیح و تقدیس و تهلیل و تکبیر و تمجید خودم و به وسیله او زمین را از لوث وجود دشمنان، پاک سازم و آن را به دوستانم ارث بدهم.
به واسطه او سخن و پرچم کافران را پایین و شکست خورده مینمایم و پرچم و سخن خود را پیروز و برافراشته قرار میدهم.
به جهت او بندگان و شهرها را زنده میکنم.
به علم خودم، گنجها و معادن و ذخایرش را برای او آشکار خواهم ساخت. و با اراده خودم او را بر اسرار عالم آگاه خواهم کرد.
به فرشتگانم کمک کنم تا او را برای اجرای دستورم و آشکار ساختن دینم تأیید کنند.
به تحقیق که او ولی و سرپرست بندگانم میباشد و به راستی که رهبر و مهدی آنان است.
1 - قرآن کریم/چهار رنگ - گلاسه رحلی خط نیریزی / الهی قمشهای
2 - قرآن کریم/نیمجیبی (کیفی) خط عثمان طه / الهی قمشهای
3 - قرآن کریم/وزیری (بدون ترجمه) خط عثمان طه
4 - قرآن کریم/وزیری (ترجمه زیر، ترجمه مقابل) خط عثمان طه / الهی قمشهای
5 - قرآن کریم/(وزیری، جیبی، نیمجیبی) خط نیریزی / الهی قمشهای
6 - کلیات مفاتیح الجنان/عربی انتشارات مسجد مقدّس جمکران
7 - کلیات مفاتیح الجنان/(وزیری، جیبی، نیمجیبی) خط افشاری / الهی قمشهای
8 - منتخب مفاتیح الجنان/ (جیبی، نیمجیبی) خط افشاری / الهی قمشهای
9 - منتخب مفاتیح الجنان/ جیبی، نیمجیبی) خط خاتمی / الهی قمشهای
10 - نهج البلاغه/(وزیری، جیبی) سید رضیرحمه الله/محمد دشتی
11 - صحیفه سجادیه ویرایش حسین وزیری/الهی قمشهای
12 - ادعیه و زیارات امام زمانعلیه السلام واحد پژوهش مسجد مقدّس جمکران
13 - آئینه اسرار حسین کریمی قمی
14 - آثار گناه در زندگی و راه جبران علی اکبر صمدی
15 - آخرین پناه محمود ترحمی
16 - آخرین خورشید پیدا واحد تحقیقات
17 - آشنایی با چهارده معصوم (1و2)/شعر و رنگآمیزی سیّد حمید رضا موسوی
18 - آقا شیخ مرتضی زاهد محمد حسن سیف اللهی
19 - آیین انتظار (مختصر مکیال المکارم) واحد پژوهش
20 - ارتباط با خدا واحد تحقیقات
21 - از زلال ولایت واحد تحقیقات
22 - اسلامشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
23 - امامت، غیبت، ظهور واحد پژوهش
24 - امامت و غیبت از دیدگاه علم کلام علم الهدی / واحد تحقیقات
25 - امامت و ولایت در امالی شیخ صدوق سیّد محمّد حسین کمالی
26 - امام رضا، امام مهدی و حضرت معصومهعلیهم السلام(روسی) آلمات آبسالیکوف
27 - امام رضاعلیه السلام در رزمگاه ادیان سهراب علوی
28 - امامشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
29 - انتظار بهار و باران واحد تحقیقات
30 - انتظار و انسان معاصر عزیز اللَّه حیدری
31 - اهّمیت اذان و اقامه محمد محمدی اشتهاردی
32 - با اولین امام در آخرین پیام حسین ایرانی
33 - بامداد بشریت محمد جواد مروّجی طبسی
34 - بهتر از بهار/کودک شمسی (فاطمه) وفائی
35 - پرچمدار نینوا محمد محمدی اشتهاردی
36 - پرچم هدایت محمد رضا اکبری
37 - پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و تروریسیم و خشنونتطلبی علی اصغر رضوانی
38 - پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و جهاد و بردهداری علی اصغر رضوانی
39 - پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و حقوق اقلیتها و ارتداد علی اصغر
رضوانی
40 - پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و حقوق زن علی اصغر رضوانی
41 - پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و صلحطلبی علی اصغر رضوانی
42 - تاریخ امیر المؤمنینعلیه السلام / دو جلد شیخ عباس صفایی حائری
43 - تاریخ پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله/دو جلد شیخ عباس صفایی حائری
44 - تاریخچه مسجد مقدس جمکران/(فارسی، عربی، اردو، انگلیسی) واحد تحقیقات
45 - تاریخ سید الشهداءعلیه السلام شیخ عباس صفایی حائری
46 - تجلیگاه صاحب الزمانعلیه السلام سید جعفر میرعظیمی
47 - تشرفیافتگان (چهار دفتر) میرزا حسین طبرسی نوری
48 - جلوههای پنهانی امام عصرعلیه السلام حسین علیپور
49 - چهارده گفتار ارتباط معنوی با حضرت مهدیعلیه السلام حسین گنجی
50 - چهل حدیث /امام مهدیعلیه السلام در کلام امام علیعلیه السلام سید صادق سیدنژاد
51 - چهل حدیث برگزیده از پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله احمد سعیدی
52 - حضرت مهدیعلیه السلام فروغ تابان ولایت محمد محمدی اشتهاردی
53 - حکمتهای جاوید محمد حسین فهیمنیا
54 - ختم سورههای یس و واقعه واحد پژوهش
55 - خزائن الاشعار (مجموعه اشعار) عباس حسینی جوهری
56 - خورشید غایب (مختصر نجم الثاقب) رضا استادی
57 - خوشههای طلایی (مجموعه اشعار) محمد علی مجاهدی (پروانه)
58 - دار السلام شیخ محمود عراقی میثمی
59 - داستانهایی از امام زمانعلیه السلام حسن ارشاد
60 - داغ شقایق (مجموعه اشعار) علی مهدوی
61 - در انتظار منجی (روسی) آلمات آبسالیکوف
62 - در جستجوی نور صافی، سبحانی، کورانی
63 - در کربلا چه گذشت؟ (ترجمه نفس المهموم) شیخ عباس قمی / کمرهای
64 - دفاع از حریم امامت و ولایت(مختصر شبهایپیشاور) کریم شنی
65 - دلشده در حسرت دیدار دوست زهرا قزلقاشی
66 - دین و آزادی محمّد حسین فهیمنیا
67 - رجعت یا حیات دوباره احمد علی طاهری ورسی
68 - رسول ترک محمد حسن سیف اللهی
69 - روزنههایی از عالم غیب سید محسن خرّازی
70 - زیارت ناحیه مقدّسه واحد تحقیقات
71 - سحاب رحمت عباس اسماعیلی یزدی
72 - سخنرانی مراجع در مسجد جمکران واحد پژوهش مسجد مقدّس جمکران
73 - سرود سرخ انار الهه بهشتی
74 - سقّا خود تشنه دیدار طهورا حیدری
75 - سلفیگری (وهابیت) و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
76 - سیاحت غرب آقا نجفی قوچانی
77 - سیمای امام مهدیعلیه السلام در شعر عربی دکتر عبد اللهی
78 - سیمای جهان در عصر امام زمانعلیه السلام(دوجلدی) محمّد امینی گلستانی
79 - سیمای مهدی موعودعلیه السلام در آئینه شعر فارسی محمد علی مجاهدی (پروانه)
80 - شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه) محمّد حسین نائیجی
81 - شمس وراء السحاب/ عربی السیّد جمال محمّد صالح
82 - صبح فرا میرسد مؤسسه فرهنگی تربیتی توحید
83 - ظهور حضرت مهدیعلیه السلام سید اسد اللَّه هاشمی شهیدی
84 - عاشورا تجلّی دوستی و دشمنی سید خلیل حسینی
85 - عریضهنویسی سید صادق سیدنژاد
86 - عطر سیب حامد حجّتی
87 - عقد الدرر فی أخبار المنتظرعلیه السلام/عربی المقدس الشافعی
88 - علیعلیه السلام مروارید ولایت واحد تحقیقات
89 - علیعلیه السلام و پایان تاریخ سید مجید فلسفیان
90 - غدیرخم (روسی، آذری لاتین) علی اصغر رضوانی
91 - غدیرشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
92 - فتنه وهابیت علی اصغر رضوانی
93 - فدک ذوالفقار فاطمهعلیها السلام سید محمد واحدی
94 - فرهنگ اخلاق عباس اسماعیلی یزدی
95 - فرهنگ تربیت عباس اسماعیلی یزدی
96 - فرهنگ درمان طبیعی بیماریها(پخش) حسن صدری
97 - فوز اکبر محمد باقر فقیه ایمانی
98 - فریادرس حسن محمودی
99 - قصههای تربیتی محمّد رضا اکبری
100 - کرامات المهدیعلیه السلام واحد تحقیقات
101 - کرامتهای حضرت مهدیعلیه السلام واحد تحقیقات
102 - کمال الدین وتمام النعمة (دو جلد) شیخ صدوقرحمه الله/منصور پهلوان
103 - کهکشان راه نیلی (مجموعه اشعار) حسن بیاتانی
104 - گردی از رهگذر دوست (مجموعه اشعار) علی اصغر یونسیان (ملتجی)
105 - گفتمان مهدویت آیت اللَّه صافی گلپایگانی
106 - گنجینه نور و برکت، ختم صلوات مرحوم حسینی اردکانی
107 - مام فضیلتها عباس اسماعیلی یزدی
108 - مشکاة الانوار علّامه مجلسیرحمه الله
109 - مفرد مذکر غائب علی مؤذنی
110 - مکیال المکارم (دو جلد) موسوی اصفهانی/ حائری قزوینی
111 - منازل الآخرة، زندگی پس از مرگ شیخ عباس قمیرحمه الله
112 - منجی موعود از منظر نهج البلاغه حسین ایرانی
113 - منشور نینوا مجید حیدریفر
114 - موعودشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
115 - مهدیعلیه السلام تجسّم امید و نجات عزیز اللَّه حیدری
116 - مهدی منتظرعلیه السلام در اندیشه اسلامی العمیدی / محبوب القلوب
117 - مهدی موعودعلیه السلام، ترجمه جلد 13 بحار - دو جلد علّامه مجلسیرحمه الله/ارومیهای
118 - مهربانتر از مادر / نوجوان حسن محمودی
119 - مهر بیکران محمد حسن شاهآبادی
120 - میثاق منتظران (شرح زیارت آل یس) سید مهدی حائری قزوینی
121 - ناپیدا ولی با ما / (فارسی ،ترکی استانبولی، انگلیسی، بنگالا) واحد تحقیقات
122 - نجم الثاقب میرزا حسین نوریرحمه الله
123 - نجم الثاقب(دوجلدی) میرزا حسین نوریرحمه الله
124 - ندای ولایت بنیاد غدیر
125 - نشانههای ظهور او محمد خادمی شیرازی
126 - نشانههای یار و چکامه انتظار مهدی علیزاده
127 - نگاهی به مسیحیت و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
128 - نماز شب واحد پژوهش مسجد مقدّس جمکران
129 - نهج الکرامه گفتهها و نوشتههای امام حسینعلیه السلام محمّد رضا اکبری
130 - و آن که دیرتر آمد الهه بهشتی
131 - واقعه عاشورا و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
132 - وظایف منتظران واحد تحقیقات
133 - ویژگیهای حضرت زینبعلیها السلام سید نور الدین جزائری
134 - هدیه احمدیه/(جیبی، نیمجیبی) میرزا احمد آشتیانیرحمه الله
135 - همراه با مهدی منتظر مهدی فتلاوی/بیژن کرمی